ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی ) 



x

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



ژانر وحشت : بررسی فیلمهای ترسناک سینما
10 فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب هم میهنی ها! / 1393 /
معرفی فیلم های روز سینمای جهان
بازيگر برتر هاليوود!!!
هری پاتر ((( فیلم - کتاب - بازیگران - نویسنده و ...)))
هری پاتر!!!

سریالهای ماه مبارک رمضان
بازی سینمایی
قشنگترین فیلم ها
معرفی فیلم
اخبار سينمايي!!!
پاتوق نقد ( خط ویـژه )
حمایت از ما | مشهدهاست
`

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )




ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
یاد یاران رفته (هنرمندان سینما ی ایران )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

04-08-2006


1:

«بابك بيات» موسيقيدان و آهنگساز برجسته كشورمان درگذشت.

بابك بيات پس از يك دوره بيماري به علت نارسايي كبدي در بيمارستان ايرانمهرتهران درگذشت.
«بابك بيات»در سال 1325 در شهر تهران به دنيا آمد.از سن 19 سالگى در اپراى تهران مشغول به فعاليت شد.

از آخرين فعاليت*هاي بابك بيات در اين سال*ها ساخت موسيقي سريال ولايت عشق و قطعه كرال و اركسترال «سرزمين خورشيد» بود، كه در سال 1376 توسط اركستر سمفونيك تهران و به رهبرى «فريدون ناصرى» اجرا شد.

بابك بيات در كنار ساخت موسيقى حدود هشت سال است كه در دانشگاه*هاى تهران مشغول به كار بوده و موسيقى فيلم تدريس مى*كرد.

2:

تسلیت میگم...

3:

البته من خودم بابک بیات رو از نزدیک هم می شناختم و اونطور که شنیدم کبدش از کار افتاده بود به دلیل مصرف الکل !

فردا تو بهشت زهرا قطعه هنر مندان ساعت 9 صبح سومین روزی است که دیگه بین ما نیست ، انسان فوق العاده شریفی بود ، به خصوص که به خیلی از کسایی که سرپرست نداشتن کمک کرد و خیلی کارای نیک علاوه بر موسیقی انجام داد ( به دلیل این که آبروی کسی رو نبرم از گفتن اسم خودداری می کنم وگرنه افراد شناخته شده ای هم بینش هست ) !

روحش شاد !

4:

خدا رحمتش کنه

5:

من نمیدو نستم ممنون از خبرت
خداوند بیامرزدش

6:

خدا رحمتش كنه
اون چند روزي كه آقاي بيات تو كما بود من ميخواستم يه تايپيك بزنم با عنوان
براي بابك بيات دعا كنيد
راستش ترسيدم بلاي پوپك سر ايشون هم بياد كه همونم شد ....
خدا رحمتش كنه پيشكسوت موسيقي بودند

7:

روحش شاد

8:

چه اهنگایه زیبایی برایه احمد شاملو میساخت.

یادش گرامی روحش شاد.

9:

تو این تاپیک نظرتونو در مورد کارهای ایشون بفرمایید

10:

من واقعا متاسف شدم .
به خصوص فیلم آخرش که عالی بود

11:

آره منم دیشب شنیدم خدا بیامرزدش
میم مثل مادر دیگه؟

12:

سلام به همه دوستان
درگذشت فیلم ساز متعهد و توانمند را به همه دوستداران آن عزیز از دست رفته تسلیت می گوییم . جامعه هنری ایران شخصیت بسیار خوبی را از دست داد . امید که دوستان آن مرحوم بتوانند جای خالی او را پر کنند.

13:

خیلی ناراحت شدم
رسول از کارگردان های متعهد و خوب بود
سفر به چزابه ...
چقدر من تو فیلم میم مثل مادر عذاب کشیدم !!
روحش شاد ...

14:

وای چه خبر نا گواری
واقعا متاسفم
م مثل مادرش عالی بود

15:

خدا رحمتشون كنه

16:

ديروز كه اين خبر را شنيدم واقعا ناراحت شدم ...

من شخصيت ايشون را خيلي دوست داشتم ........ و البته كارهاي زيبايي كه ازش به يادگار مونده واقعا تاثير گذار و زيبا بودند ....

من هم تسليت ميگم درگذشت اين هنرمند كشورمون را .....

17:

خدا رحمتش کنه

کارگردان خوبی بود

روحش شاد

18:

افسوس که همیشه وقتی عزیزی رو از دست میدهیم تازه قدرش را میدانیم!

19:

خدا رحمتش کنه
ایشون بر اثر سکته قلبی فوت شدن

20:

از خبر فوت ایشون خیلی ناراحت شدم
خدا رحمتش کنه

21:

روحش شــــاد

22:

man geryam gereft vaqti fahmidam ke fot kard.vaqan heyf shod.kargardane kheyyli khoobi bood
khoda rahmatesh kone

23:

اسماعيل داور فر هم درگذشت
روحش شاد
اسماعیل داورفر" بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون عصر امروز جان به جان آفرین تسلیم کرد.
اسماعیل داورفر" که در سال 1311 در تهران متولد شد ، در سن 76 سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت.وی فعالیت هنری اش را با ایفای نقش در فیلم "گاو" ساخته «داریوش مهرجویی» آغاز کرد .
از جمله کارهای او در سینما می‌توان به تعطیلات تابستانی (1374)، تحفه هند (1373)، روزهای خوب زندگی (1373)، مهریه بی بی (1373)، پادزهر (1372)، عیالوار (1371)، آقای بخشدار (1370)، زیر بامهای شهر (1368)، افسون (1367)، لنگرگاه (1367)، وکیل اول (1365)، تاتوره (1363)، سرایدار (1355)، غبار نشینها (1353)، صادق کرده (1351) و آقای هالو اشاره کرد.
-----------------------------------------------------------------------------
بازي داور فر در سريال دايي جان ناپلئون هم از بازيهاي بياد ماندني اين هنرمند عزيز بود .

24:

مرسی علی جان روحش شاد و یادش گرامی !

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

25:

خدا رحمتش کنه

26:

این تاپک یکی از تاپیکهای است که من امیدوارم هیچوقت بالا نیاد ولی از دست روزگار چه میشه کرد ؟؟
بعد از جمع بندی تاپیک خسرو شکیبایی هم رفت!!به این تاپیک منقل خواهد شد .

27:

فرزاد حسنی: یکی از ممیزه های شکیبایی صدایش بود که وجه شاخصه او بود، در زمینه صدای ایشان چه صحبتی دارید؟
دری: بحث های الان بیشتر بر اساس بحث های شتابزده ای که در این فضای شوک آور ایجاد دشه اما اگر بخواهیم روزی درباره تاثیر خسرو بر سینمای ایران سخن بگوییم در حقیقت باید این رابگوییم که زمانی که در سینمای پس از انقلاب، فیلم های ایرانی را به دلیل دوبله بودن نمی پذیرفتند و می گفتند اینجا جای نقص است که به جای کسی، دیگری صحبت می کند ضمن اینکه سیاست های وزرات ارشاد هم با وارد کردن دستگاه های مورد نیاز سعی داشتند صدا را به صحنه ببرند تا بازیگران توانایی داشته باشند، فترتی در سینمای پیش و پس از انقلاب شکل گرفت، آن سینمای پس از انقلاب از بین رفته و سوژه ها تغییر یافته بود و سینمایی که الفبای تازه ای روبرو می شد و مردم با صداهای ناآشنا روبرو شدند .
وی اظهار داشت: تاثیر شکیبایی با صدایش در فیلم هامون این بود که مخاطب شهری را به سینما آورد و دوستداران سینما صدای بازیگر را به عنوان صدای تاثیرگذار شنیدند و در بخش باور پذیر کردن صدای بازیگرانف شکیبایی آن را تبدیل به یک اصل کرد.

آقای جیرانی شما چه خاطراتی از خسرو شکیبایی دارید؟
شکیبایی نمی میرد ، با آثاری که دارد ، ستاره نمی میرد. تا سینما وجود دارد حمید هامون نمی میرد، درست است که امروز در سوگ بازیگری که جزو مهمترین بازیگران این سه دهه بود نشسته ایم، من افتخار داشتم در دو کار با شکیبایی باشم در "سالاد فصل" و "در ستاره بود" که به زودی نمایش داده می شود و فیلم تلخی است، من اولین بار شکیبایی را با دوبله شناختم در فیلم طالع نحس که به جای دیوید وارنر صحبت می کرد هر چند که در تئاتر قبلش بازی کرده بود و بعدها در فیلم شعله در نقش یک پیرمرد کور صحبت می کرد.
وی افزود: شکیبایی در آستانه 40 سالگی وارد سینما شد با فیلم خط قرمز و تا هشت سال طول کشید تا به هامون برسد. هامون نوک قله بازیگری است که هر بازیگری آرزو دارد برسد.

فرزاد حسنی: یکی از ویژگی های شکیبایی مال خود کردن و دلپذیر کردن نقش هاست، که این نقش ها برای همه مطبوع بود، نظر شما در اینباره چیست؟

شکیبایی بازی را از آن خود می کرد و جوری با کارگردان حرف می زند که نویسنده و کارگردان با او هماهنگ می شد چنانچه در سالاد فصل اینگونه بود. شکیبایی سعی می کرد نقش را قابل باور کند و این از استعدادهای شکیبایی بود.
وی خاطرنشان کرد: در فیلم "ستاره بود" او نقشی را بازی کرد که دیده نشد و تلخی سرنوشت بازیگران زن در سینما را به تصویر کشید.تنها یک جمله درباره شکیبایی می توان گفت که "شکیبایی ستاره بود".

28:

در جمع من و اين بغض بي قراري ، جاي تو خالي ...

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

29:

این هم یکی دیگر از سکانسهای زیبای خسرو شکیبایی بود...

سکانسی که باعص شد مردم با دیدنش اشک بریزند ...

سکانسی که مردم را برای تشکر از او به جلوی تالار وحدت کشید...

سکانسی که به ما آموخت رسم زندگی کردن را...

آموختیم که در اوج مریضی می توانیم آنچنان باشیم که مردم برایمان غوغا کنند....

30:

بعد از خسرو شکیبایی آقالو هم رفت.

آقالو بازیگر تئاتر و تلویزیون هم به دیار باقی شتافت.

31:

خدا بیامرزدش
همیشه دوستش داشتم..

32:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

هنرمندان- «احمد آقالو» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون امروز پس از يك دوره بيماري به علت سرطان درگذشت.
اين بازيگر كه در 3 روز گذشته شرايط وخيمي را پشت سر گذاشت، امشب در منزلش به دليل سرطان استخوان در گذشت.
در سال‌هاي اخير به دليل شدت بيماري، اين هنرمند ديگر در برنامه‌هاي تلويزيون شركت نمي‌كرد و بيشتر در اجراي برنامه‌هاي راديويي فعاليت مي‌كرد.
احمد آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را پس از گذراندن دوره شش ماهه بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد.
بازي در فيلم «دادشاه» به كارگرداني حبيب كاوش نخستين تجربه سينمايي اوست. از ديگر فعاليت هاي آقالو مي‌توان به دوبلاژ، راديو، بازي در تئاتر و مجموعه‌هاي مختلف تلويزيوني اشاره كرد.
منبع:فارس

33:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

احمد آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را پس از گذراندن دوره شش ماهه بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد. بازي در فيلم «دادشاه» به كارگرداني حبيب كاوش نخستين تجربه سينمايي اوست. از ديگر فعاليت هاي آقالو ميتوان به دوبلاژ، راديو، بازي در تئاتر و مجموعه هاي مختلف تلويزيوني اشاره كرد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


آن صدای گرم و دلنشین هم خاموش شد
یادش گرامی

34:



آقالو رو با تله تئاتر هاش ميشناختم! يكزمان هم خيلي از كارهاش خوشم ميومد. صداي خوبي هم داشت.

خدا رحمتش كناد.

35:

وااااااي!من خيلي دوسش داشتم!

36:

بنده هم به نوبه خودم در گذشت این هنرمند ارزنده سینما تاتر و تلوزیون کشور رو به همه دوستان هم میهنی و جامعه هنری کشور تسلیت عرض میکنم.
خدایش بیامرزتش

37:

منم درگذشت زنده ياد آقالو را به دوستانم و دوستدارانش تسليت ميگم
روحش شاد

38:

خدا بیامرزدش . بازیگر عالی بود. ای کاش ما ایرانیا قدر همدیگر رو قبل از ازدست دادن بدونیم. نه بعد از مرگ.
روحش شاد.

39:

روحشون شاد، خیلی دوست داشتنی بودن.

40:

خدا رحمتش کنه صدای قشنگی داشت.

41:

سلام منم به همه دوستداران هنر تسليت ميگم واقعا" ناراحت شدم از شنيدن اين خبر
هر روز كه ميگذره خبر هاي جديدي در مورد در گذشت هنر مندان توانايي چون مرحوم خسرو شكيبايي و حالا هم آقالو ميشنويم هر روز كه ميگذره هنرمندي رو از دست ميديم و ناراحت كننده تر هم اينه كه به ندرت پيدا ميشن كه بتونن جايگزين اونها در اين جامعه باشن

42:

خدارحمتش کنه
واقعا کارای تئتاریش زیبا بود
وبه ویژه صداش

43:

با سلام
بروز کردن این تاپیک برای من خیلی ناراحت کننده است !!!
احمد آقا لو هم به رحمت ایزدی پیوست روحش شاد

44:

با تسلیت درگذشت این هنرمند گرامی تاپیک منتقل میشه به تالار سینمای ایران

45:

مشهورترين نقش آفريني او ايفاي نقش کاتب در سريال تلويزيوني "افسانه سلطان و شبان" به کارگرداني داريوش فرهنگ بود که در اوايل دهه 60 پخش شد و طرفداران زيادي داشت.

46:

حالا چرا این تالار برادر عزیز؟ سینماییش کتر بودااااااااااا

47:

سلطان علی جون منظورت سینمایش کمتر بوده دیگه !!!!!

48:

آره همون... داشتم چایی میخوردم اینجوری شنیدی؟
هرچی تاپیک سخته میندازی بما هاااااااا

49:

ببخشید سلطونی این تاپیک الان چه سختیی داره؟!

50:

خاهش میکنم مینا جان
این مسائل مدیریتیه شما ازش سر در نمیاری عزیزم. آره بابااااااا

51:

ارحام صدر در سال 1302 در اصفهان به دنیا آمد و بیشتر عمر خود را در همین شهر گذارند. او همراه با کسانی چون ناصر فرهمند از پایه گذاران تئاتر اصفهان بود.
رضا ارحام صدر مبتکر نوعی از نمایشهای عامه پسند بود که گه گاه در بیان طنز و هجو انتقادهای اجتماعی را نیز بازگو می کرد. پایه این نمایشها در واقع همان نمایشهای سنتی و سیاه بازی بود. نمایشهای ارحام صدر که داستانهای ساده و تک خطی داشت با توجه به استقبال تماشاگران براساس بداهه گویی بازيگران روایت می شد. به همين دلیل هيچگاه متن از پیش نوشته شده ای برای کارهای او وجود نداشت و نمایش می توانست هر شب نسبت به شب قبل و بعد تفاوتی کلی داشته باشد.
رضا ارحام صدر، با فیلم شب نشینی در جهنم در سال 1336 وارد سینما شد. اما با وجود موفقیت این فیلم و محبوبیتی که در میان تماشاگران داشت در عرصه سینما چندان پرکار نبود. علی واکسی و جوجه فکلی-ستاره‌اي چشمك زد - مردان خشن- زن و عروسك هايش -داماد فراری- يك اصفهانی در نيويورك-لج و لجبازی- كی دسته گل به آب داده؟- پريزاد- اكبر ديلماج- ماجراهای علاءالدين و چراغ جادو- جاده زرين سمرقند از جمله فیلمهای او در پیش از انقلاب ایران بود. ارحام صدر پس از انقلاب در فیلمهای چون جعفر خان از فرنگ برگشته ( ساخته علی حاتمی) و افسانه شهر لاجوردی ( ساخته محمد علی نجفی) بازی کرد. وی مدتی نیز پس از انقلاب مدتی اجازه فعالیت نداشت. فيلم ويديویی درسا که در سال 1384 توسط محسن دامادی ساخته شد، آخرین حضور او در جلوی دوربین بود لهجه غلیظ اصفهانی، بازی روان و و بداهه پردازی او مشخصه این کمدین و بازیگر بود.

52:

روحش شاد و یادش گرامی

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

این بازیگر پیشكسوت تئاتر و سینما اردیبهشت ماه ‌1302 در محله باقلعه‌ی بخش ‌4 اصفهان متولد شد و فعالیت هنری خود را از سال ‌1326 و بازی در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پایه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب می‌شود.

او همچنین در سال ‌1336 با فیلم «شب نشینی در جهنم» وارد سینما شد و سپس در فیلم‌هایی چون «علی واكسی»، «ستاره‌ای چشمك زد»، «مردان خشن»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردی» بازی كرد.

از نمایشهای او نیز می‌توان به «رفیق‌ناجنس»، «بوقلمون‌ها»، «كدام یك از دو»، «دلقك‌ها»،«وادنگ»، «خروس بی‌محل» و... اشاره كرد.

آخرین فعالیت سینمایی این بازیگر كه به دلیل كهولت سن كم‌كار بود، به فیلم ویدیویی «درسا» محسن دامادی در سال 84 برمی‌گردد.

همچنین فیلم مستند «شكرپاره» ضمن نمایش قطعاتی از فیلم‌ها و نمایش‌های رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وی پرداخته است.

ارحام‌صدر زمان ساخت این مستند در گفتگویی با خبرنگار هنری ایسنا، درباره این فیلم گفته بود: «دیدیم كسی به ما محل نمی‌گذارد و هنرپیشه‌های معروفی چون ناصر فرهمند، منوچهر وكیل و رفیعی از اصفهان مرحوم شدند و هیچ نامی از آنها نمانده است و تصمیم گرفتیم خودمان كاری برای خودمان بكنیم.»

ارحام‌صدر می‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسی حتی سراغی از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از این فیلم می‌بینم لذت می‌برم. جالب اینجاست كه در اصفهان بعضی از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فیلم دیگر فروختند و به این وسیله مقداری از فیلم‌هایشان را به مردم قالب كردند.

وی این فیلم را كاملا مستند خواند و مطرح می‌كرد: «من با دوربین راه افتادم و به جاهای مختلف رفتم و هر چه پیش آمد گرفتیم و همه چیز كاملا طبیعی است.»

محمدعلی كشاورز زمانی رضا ارحام صدر را بهترین آكتور كمدی در سینما و تئاتر ایران خوانده بود و اظهار داشت:‌این بازیگر طنز را بلد بود و مسائل اجتماعی را فی‌البداهه در این قالب مطرح می‌كرد و بسیار هم تاثیرگذار بود كه تاكنون نظیرش به وجود نیامده است.

53:

گفتگو با شکر پاره اصفهان
استاد رضا ارحام صدر
رضا ارحام صدر، هنرمند با سابقه و نامور تئاتر که روزگاری یکه تاز تئاتر کمدی ایران بود وامروز نیز یکی از سرمایه‌های گرانقدر هنر تئاتر دراین مملکت به شمار می‌رود سالهاست که به حرفه جهانگردی و ایرانگردی روی آورده است و یکی از بنیانگذاران و مؤسس آژانسی به نام «پرستیژ» که اینک نام «پرستو» برخود گرفته و به کار خدمات مسافرین مشغول است. بعد از 50 سال فعالیت هنری اکنون گرد پیری بر چهره او نشسته است و تصمیم دارد باقی عمر خود را فیلم وتئاتر بازی نکند و راحت زندگی کند. خبر نگار زندگي سالم به بهانه تقدیر در جشن سینمای ایران و مراسم بزرگداشت رضا ارحام صدر و فیلم جدید ارحام صدر( شکرپاره اصفهان) گفتگویي با وي انجام داده است.
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم. رضا ارحام صدر هستم. در اصفهان به دنیا آمدم و دارای لیسانس فلسفه هستم و سالها پیش ازدواج کردم و حاصل این ازدواج 3 فرزند است.
چگونه به صحنة تئاتر آمديد؟
من كلاس چهار متوسطه در مدرسه ادب اصفهان (كالج انگليسي سابق) بودم كه قرار شد جشني برگزار شود و در آن نمايش هم باشد و قرار شد كه گروه نمايش از بچه‌هاي مدرسه ادب باشد.
آن زمان جناب آقاي كتابي بود و مرحوم ناصر فرهمند/ علي اصغر جهانشاهي كه در اين مدرسه رياضيات درس مي‌داد و بعدها پدر خانم من شد، سر كلاس آمدند و با اشاره آنها به دنبالشان از كلاس خارج شدم. در طول فاصله كلاس تا دفتر در فكر بودم كه اين بار چه كسي از من شكايت كرده است و وقتي وارد شديم هر سه نفر آقاي كتابي- علي اصغر جهانشاه و مرحوم ناصر فرهمند با محبت براندازم كردند، عاقبت مرحوم ناصر فرهمند گفت به ما خبر دادند كه تو توي كلاس مزه پراني و اداي همه را در مي‌آوري حالا مي‌خواهيم ببينيم در تأتر هم مي‌تواني همين كار را بكني. من داشتم از خوشحالي پر در مي‌آوردم كه آقاي كتابي اضافه كرد ما در مدرسه مي‌خواهيم يك تأتر به روي صحنه ببريم و شما هم بايد نقش يك محصل بي انضباط را بازي كني.
من و بچه‌هاي مدرسه نمايش( رفيق ناجنس) را به روي صحنه برديم و يادم هست كه اين نمايش يك هفته ادامه داشت و به اين ترتيب وارد صحنه تأتر شدم.
آقاي ارحام صدر وقتي كه مردم را مي‌خندانديد چه احساسي داشتيد؟
احساس آئينه بودن و آئينه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.
آقاي ارحام صدر چطور شد كه كمدين شديد؟
در تأتر سپاهان يك شب هنر پيشه كمديان آقاي بني احمد كه نمايش را با لهجه كاشي بازي مي‌كرد مريض شد. من هم همان نقش ايشان را با لهجه اصفهاني بازي كردم. و فردا شب حالش خوب شد و آمد وديگر خودش بازي كرد، و از آنجا شد كه من كمدين شدم.
آقاي ارحام صدر شما سالها مردم را خندانده‌ايد. آيا تا بحال خودتان خنديده‌ايد؟
بله يك بار موقع نمايش اجرا كردنم بود كه مميزان، همبازي من خيلي تپق مي‌زد و يك بار از بس كه تپق زد، پرده افتاد. مميزان گفت من امشب خيلي تپق زدم يعني باز هم تپق زد و تپق را چپق گفت، كه خود من هم خنده‌ام گرفت.
آقاي ارحام صدر بنظر شما يك نمايش كمدي يا نويسنده چه تأثيري برتماشاچي مي‌گذارد؟
به نظر من هيچ نويسنده‌اي نمي‌تواند بطور كامل يك پيس كمدي بنويسد بلكه اين بازيگر نقش كمدي است كه روح نهايي را به كالبد مي‌دهد و آن مورد توجه مردم قرار مي‌گيرد.
آقاي ارحام صدر درد دل مردم و سختيهاي زندگي را چگونه در قالب نمايش كمدي اجرا مي‌كرديد؟
وقتي آقاي محمد علي رجايي از كرمان به اصفهان آمد، آقاي رجايي سه دختر داشت كه هر سه دخترش با خودش بازي مي‌كردند. آقاي فرهمند و جهانشاه و رفيعي همگي موافقت كردند كه نمايش‌هاي كمدي انتقادي كه به من پيشنهاد داده بودند را بازي كنيم و درد و دل‌هاي مردم و سختي هاي زندگي را در قالب كمدي به نمايش در بياوريم، و استاد فرهمند به من پيشنهاد كرد كه نقش حاج عبدالغفار را بازي كنم و چون سرباز رزم خود است، بازي كرد و من هم چند نمايش اجرا كردم كه اين چند نمايش انتقادي در مورد مردمي بود كه ماليات مي‌دادند و اداره ماليات از افرادي ماليات مي‌گرفت كه تمام دستهاشان پينه دارد.
به عنوان مثال از واكسي- حلبي‌ساز- نانوا- نجار و آهنگر، در كل براي همه نمايش كمدي انتقادي به نمايش مي‌گذاشتم و با استقبال زيادي روبرو مي‌شد. خاطرم هست كه نمايشي براي ماليات به نمايش گذاشتم و با استقبال زيادي روبرو شد. يادم هست در نمايشي كه در مورد ماليات اجرا كردم بنابراين شد كه ماليات‌ها را از افراد زحمتكش ‌بگيرند و ثروتمند‌ها معاف ‌شوند. پس از نمايش، مردم يك ربع كف مي‌زدند، نمايش‌هاي ما اين قدر با استقبال روبرو مي‌شد كه بليت‌هاي ما تا ساعت 4 بعد ازظهر تمام مي‌شد و مردم به خودشان مي‌گفتند كه اين نمايش را كه درد و دل ما مردم را مي‌گويد بايد ديد و اين را بگويم تأتر زبان گوياي مردم شد و نمايش (مكتب كمدي انتقادي) به نام ما ثبت شد، و هنوز مي‌گفتند و مي‌گويند كه رضا ارحام صدر اين سبك را متداول كرده است و هنوز كساني كه فرهنگ تأتر دارند مي‌گويند رضا ارحام صدر پايه گذار كمدي انتقادي است.
آقاي ارحام در مورد وضعيت تئاتر امروز ايران توضيح دهيد؟
وضعيت تئاتر امروز هيچ پيشرفتي نكرده است. بايد از كساني كه در رشته تئاتر تحصيل كرده‌اند و در تئاتر پيشرفت كرده‌اند استفاده كرد.
آقاي ارحام شما در چند نمايشنامه بازي كرده‌ايد؟
من در كل 176 تئاتر، حاصل 47 سال فعاليت تئاتريم است.
بعد از انقلاب كار تئاتر را چگونه ادامه داديد؟
ما در خارج از كشور 3 نمايش روي صحنه برديم- نمايشهاي: خواستگاري- ارحام، رئيس جمهور مي‌شود و آقاي معلم بود كه در خارج از كشور به روي صحنه رفت. ولي بي اندازه مورد استقبال قرار گرفت.
نويسنده نمايشهاي شما چه كسي بود؟
آقاي مهدي مميزان كه كارمند شركت بيمه بود و از زمان دوران مدرسه مي‌نوشته و مرد متواضع و شريفي است و هميشه در مورد كارهايش از ما نظر خواهي مي‌كرد و بيشتر وقتها با هم كار مي‌كرديم.
آقاي رضا ارحام صدر شما با حسن اكليلي كه بعد از انقلاب تئاتر را در اصفهان ادامه مي‌دهد نسبتي داريد؟
خير آقاي اكليلي هم مثل همه هنرمندان تئاتر است؛ يك بازيگر تئاتر است ولي با من نسبتي ندارد.
آقاي ارحام چگونه به سينما آمديد؟
من با فيلم (شب نشيني در جهنم) به سينما آمدم و نقش ابراهيم نوكر خانه جبار را بازي مي‌كردم و در كار سينمايي اين طبيعي‌ترين نقشي بود كه من بازي كردم.
آقاي ارحام صدر شما بعد از انقلاب چند فيلم بازي كرديد؟
بعد از انقلاب در فيلم(‌جعفر خان از فرنگ برگشته) و فيلم افسانه شهر لاجوردي، نصف جهان كه من در اين فيلم به جاي چهار شخصيت بازي كردم و يك فيلم هم درباره زندگي من ساختند.
شما تا به حال چند فيلم سينمايي بازي كرده‌ايد؟
من حدود 21 فيلم سينمايي و دو مجموعه تلويزيوني حاصل 46 سال فعاليتم است.
آقاي ارحام صدر ما اطلاع داريم كه آقاي آنتوني كوئين به اصفهان آمده بودند. شما ايشان را ديديد؟
آقاي آنتوني كوئين براي بازي در فيلم كاروانها به اصفهان آمده بود و به ديدن تئاترهاي من آمدند و همينطور آقاي نورمن ويزدم به اصفهان آمده بود و يك شب هم آمد از نمايش‌ ما ديدن كرد. وقتي نمايش تمام شد روي صحنه آمد و مردم ابراز احساسات كردند.
آقاي ارحام صدر در آخر اگر حرفي يا حتي آرزويي داريد بفرمائيد؟
من يك نوه بيمار دختر دارم كه مرا ناراحت مي‌كند. آرزو دارم كه هرچه زودتر خوب شود و برا ي خانمم كه يك عمر مونس و همدم من بوده است آرزوي سلامتي دارم. دلم مي‌خواهد در راه خدمت به مردم ديارم روي صحنه تئاتر بميرم و آرزو دارم چراغ سن هيچ تئاتري خاموش نشود و در خاتمه از شما خبرنگار پرتلاش زندگي سالم كه درد دل‌هاي ما را به گوش مردم مي‌رسانيد تشكر مي‌كنم.

54:

روحش شاد و یادش گرامی
این تاپیک هم به قطعه هنرمندان ! منتقل میشود!!

55:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )مهری مهرنیا، بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون، چهارشنبه 30 بهمن در بیمارستان باهر تهران در 82 سالگی چشم از جهان فروبست.

به گزارش مهر، مرحوم مهرنیا سال 1306 در آلاشت سوادکوه به دنیا آمد و در 1326 در جامعه باربد مشغول تحصیل شد. او فعالیت در تئاتر را از سال 1327 آغاز کرد و در 1339 با فیلم «بچه ننه» وارد دنیای سینما شد. مهرنیا در حدود نیم قرن فعالیت هنری در بیش از 40 فیلم سینمایی نقش‌آفرینی کرد.

«خشت و آینه» ۱۳۴۴، «آرامش در حضور دیگران» 1351، «شازده احتجاب» 1353، «هیولای درون» 1362، «تنوره دیو» 1364، «اتوبوس» 1364، «جهیزیه‌ای برای رباب» 1366 و «روسری آبی» 1373 از جمله فیلم‌های مطرح مرحوم مهرنیا است که در سال‌های اخیر در آسایشگاه سالمندان به سر می‌برد.
----------------------------------------
روحش شاد
چه غمگینانه رفت....................

56:

مهری مهرنیا در آرامگاه ابدی اش آرام گرفت ایراسان - مراسم تشييع پيكر مرحومه «مهري مهر‌نيا» در خانه سينما برگزار شد. مراسم تشيع پيكر زنده‌ياد «مهري مهر‌نيا» صبح امروز با حضور جمع كثيري از هنرمندان آغاز شد.
در اين مراسم «داريوش اسدزاده» در سخنان كوتاهي اظهار داشت: متأسفم كه اين سوگواري را شاهد هستم و ازطرف پيشكسوتان و اهالي سينما با مرحومه «مهري مهر‌نيا» وداع مي‌كنم.
وي با اشاره‌اي به زندگي هنري اين بازيگر فقيد ادامه داد: وي در تهران به دنيا آمد و در سال 1322 براي تعليم موسيقي نزد استاد مؤيد رفت و در سال 1326 وارد تئاتر شد و بعد به كار حرفه‌اي در سينما مشغول شد. بازيگري را از وزارت فرهنگ و هنر وقت آغاز كرد و موفق شد به درجه دكتراي بازيگري دست پيدا كند و در سال 1364 توانست لوح زرين جشنواره فيلم فجر را براي فيلم «تنوره ديو» به عنوان بهترين بازيگر نقش دوم زن دريافت كند. او يك عمر براي هنر زحمت كشيد و بعد در راه هنر جان خود را فدا كرد. روحش شاد و يادش گرامي باد.
در اين مراسم اعلام شد: مجلس بزرگداشت اين بازيگر پيشكسوت، چهارشنبه 7 اسفند از ساعت 16 تا 30/17 در مسجد حجةابن الحسن عسگري (ع) واقع در خيابان سهروردي شمالي برگزار مي‌شود.
در پايان مراسم، شعري درباره «مهري مهرنيا» خوانده شد و پس از اعلام تشكر خانواده وي از بيمارستان باهر و خانه هنرمندان، با قرائت فاتحه پيكر وي روي دوش هنرمندان تشييع شد تا در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) خاك سپرده شود.
ازجمله هنرمندان حاضر در مراسم مي‌توان به پروين سليماني، فاطمه طاهري، علي‌دهكردي،حسن زارع، ساحره متين،داوود رشيدي، داريوش اسدزاده، ابراهيم آبادي، رضابنفشه‌خواه، محمود بنفشه‌خواه، رضا توكلي، فرهاد شريفي، هوشنگ قوانلو، محسن قاضي‌مرادي، مهوش وقاري، فرامرز روشنايي، مريلا زارعي، مريم معترف، افسانه‌چهره‌آزاد، كيومرث ملك‌مطيعي، ناصر ملك‌مطيعي، روح‌الله مفيدي و جمعي از دست‌اندركاران «خانه سينما» اشاره كرد.

57:

بنده هم درگذشت يكي از مسن ترين زنان بازيگر سينماي ايران رو تسليت عرض ميكنم. روحش شاد و يادش گرامي باد

58:

واقعا استاد ميري هم ...
....
منم تازه باخبر شدم ...انصافا بعد از شنيدن اين خبر اولين چيزي كه به فكرم اومد اون چهره ي هميشه خندون ...اون حركات طنز و اون لهجه ي شيرينش بود !

علت مرگش ناراحتي قلبي و عفونت ريوي عنوان شده ...

فقط بايد اينو بگم يكي ديگه از اسطوره هاي بازيگري و هنر از بينمون رفت ...فكر هم نميكنم ديگه مثله استاد ميري رو در عرصه ي هنر بازيگري ببينيم !

روحش شاد و يادش گرامي !!!


59:

در ضمن پيكر اين عزيز هنرمند روز چهار شنبه در قطعه هنرمندان گلزار شهدا به خاك سپرده خواهد شد !


60:

آخي خدا بيامرزدشون

61:

استاد میری یکی از بهترین بازیگرهای کمدی سینمای ایران قبل از انقلاب بود ... روحش شاد و یادش گرامی

62:

شرمنده ایشون تو ایران به خاک سپرده میشن ؟
تا اونجائی که میدونم ایران نبودن

63:

سیدعلی میری کمدین ایرانی امروز در سن ۶۹ سالگی بر اثر بیماری قلبی در بیمارستان آبان تهران درگذشت.

این هنرمند متولد ۱۳۱۸ رشت (برخی منابع محل تولد او را شهسوار نوشته‌اند) و فارغ‌التحصیل کلاس‌های آزاد هنرپیشگی در جامعه باربد بود.

میری در سال ۱۳۴۰ پس از فارغ‌التحصیل شدن از هنرستان به کار تئاتر مشغول شد و در بیشتر از ۵۰ نمایش به ایفای نقش پرداخت.

وی بازیگری در سینما را از سال ۱۳۴۳ با بازی در فیلم «شیطان در می‌زند» ساخته اسماعیل ریاحی در نقشی فرعی آغاز کرد، اما فیلم «زمزمه محبت» ساخته امیر شروان نخستین فیلمی بود که در آن در نقشی نسبتا مهم ظاهر شد.

میری از محبوب‌ترین بازیگران سینمای فارسی قبل از انقلاب بود. سینمای فارسی از میری که زبان فارسی را با لهجه گیلانی حرف می‌زد و عموما در فیلم‌ها با کلاه شاپو ظاهر می‌شد، تیپ منحصر به فردی ساخت که وی تا آخرین فیلمش در سینمای قبل از انقلاب، آن را تکرار کرد.

میری در بیش از ۱۱۵ فیلم بازی کرد که همه آنها از محصولات فیلم فارسی بود و در میان آنها به ندرت می‌توان به اثر هنری شاخص و قابل توجهی برخورد کرد. شاید بازی در نقشی کوچک در فیلم «شب قوزی» فرخ غفاری تنها فیلم هنری شاخص در کارنامه سینمایی میری باشد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

مدی میری بیشتر متکی بر کمدی کلامی بود و او با مزه پرانی‌ها و شوخی‌های رکیک جنسی که با لهجه گیلانی ادا می‌شد، تماشاگران فیلم‌های فارسی را می‌خنداند و سرگرم می‌کرد.

وی بیشتر در نقش‌های فرعی و در قالب تیپ‌های ثابتی چون، پیشکار، نوکر و نوچه وفادار در کنار جاهل‌ها و لات‌ها و لوطی‌های قهرمان فیلم فارسی بازی کرد و از بازیگرانی بود که در دهه ۵۰ تقریبا ساخت فیلم فارسی بدون حضور او ممکن نبود.

میری با اغلب کارگردان‌های فیلم فارسی مثل رضا صفایی، امیر شروان، سیامک یاسمی، محمود کوشان، اسماعیل ریاحی و نصرت‌الله وحدت کار کرد و زوج هنری بازیگران محبوب فیلم‌های فارسی مثل رضا بیک ایمانوردی، ناصر ملک مطیعی، وحدت و منوچهر وثوق بود.

«غیرت»، «جاهل و رقاصه»، «کج کلاخان»، «این دست کجه»، «بده در راه خدا»، «گل پری جون»، «ناخدا با خدا»، «گلنسا در پاریس»، «دزد و پاسبان» و «اخم نکن سرکار» از جمله محبوب‌ترین و موفق‌ترین فیلم‌های میری در سینمای قبل از انقلاب ایران بود.

آخرین فیلم میری در سینما، فیلم «به دادم برس رفیق» ساخته مهدی فخیم‌زاده بود که در سال ۱۳۵۷ بازی کرد.

مراسم تشییع جنازه میری روز چهارشنبه ۱۴ اسفند ماه از مقابل خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام می‌شود.

64:

خدا رحمتش کنه روحش شاد

65:

خدا رحمتش كنه!

66:

خدا رحمتش کنه
من امروز ظهر شنیدم
همین چند وقت پیش بود با برادرم داشتیم در موردش حرف میزدیم اون بر عکس من عقیده داشت بازیگر توانائی است
به هر حال روحش شاد

67:

به نظر من كه بهترين بود ....چه قبل و چه بعد از انقلاب !

68:

بله ...
در قطعه هنرمندان بهشت زهرا ...
همونطور كه جناب شهنام فرمودن در بيمارستان نور در تهران بستري بودن !

69:



ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
پيمان ابدي بدل‌كار سينما و تلويزيون ايران ساعت 17 عصر امروز (چهارشنبه) در حين فيلم‌برداري يك فيلم بر اثر يك حادثه جان باخت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اين بدل‌كار در حين عمليات بدل كاري براي فيلم "چشم‌هاي نامحسوس" در منطقه كن و سلقان تهران و بر اثر تصادف با اتوبوس جان باخت.
در يكي از صحنه‌هاي اين فيلم، اتوبوسي در حال سقوط به پرتگاه بوده است و ابدي بايد از آن خود را به بيرون پرتاب مي‌كرده كه پس از پريدن به زير اتوبوس مي‌رود و اتوبوس آتش مي‌گيرد.
اطلاعات دريافتي خبرنگار ايسنا از پاسگاه كن حاكي است كه پيكر وي كه در همان زمان تصادف فوت شده به سردخانه منتقل شده است.
فيلم تلويزيوني چشم‌هاي نامحسوس به تهيه کنندگي علي اصغر صادقي و کارگرداني محسن موسويان در حال فيلم‌برداري است.
پيمان ابدي كه سال‌ها در آلمان به حرفه بدلكاري مشغول بود، براي آموزش گروهي حرفه‌اي به ايران آمد. در كارنامه وي بدل‌كاري سريال "هشدار براي كبري 11" ديده مي‌شود.
اطلاعات تكميلي در اين زمينه و مراسم تشييع اين هنرمند فردا (پنج‌شنبه) ارسال مي‌شود.
انتهاي پيام

70:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

71:



تشييع پيكر «پيمان ابدي»؛ فردا از مقابل خانه سينما
خبرگزاري فارس: پيكر «پيمان ابدي»، بدلكار سينما و تلويزيون، فردا جمعه 18 ارديبهشت ماه ساعت 9 صبح از مقابل خانه سينما تشييع مي‌شود.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


به گزارش خبرنگار فارس، قرار است پيكر «ابدي» در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شود.
ابدي بعد از ظهر روز گذشته در جاده كن هنگام اجراي حركات نمايشي قرار بود اتوبوسي را به ته دره فرستاده و در آنجا منفجر كند، اما متأسفانه وي پس از بيرون پريدن از اتوبوس به زير اتوبوس رفت و اتوبوس آتش گرفت و منجر به فوت پيمان ابدي شد.
اين سانحه در فيلم تلويزيوني «چشم‌هاي نامحسوس» به تهيه كنندگي علي اصغر صادقي و كارگرداني محسن موسويان رخ داد.
انتهاي پيام/م

72:



گفت‌وگوي منتشرنشده فارس با «پيمان ابدي» درباره بدلكاري


خبرگزاري فارس: پيمان ابدي، كه ديروز در حين فيلمبرداري جان باخت، معتقد بود كارش بدلكاري نيست و در واقع طراحي و كارگرداني حركات اكشن است. او مي‌گفت: من خودم بازيگر هستم و از خود بازيگر بهتر بازي مي‌كنم به طوريكه كارگردان مي‌گويد دقيقا مثل «پيمان ابدي» بازي كن.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

حدودا سه سال قبل بود كه در برنامه به خانه بر ميگرديم ناگهان مردم چهره كسي را ديدند كه كارگردان حركات اكشن يكي از پرمخاطب‌ترين سريال‌هاي خارجي پخش شده از تلويزيون بود.
«پيمان ابدي» كسي كه آن صحنه‌هاي عجيب و غريب را طراحي كرده به ايران آمده بود و حالا سه سال از آن ماجرا گذشته است، و او ديگر در ميان ما نيست.
سه سالي كه اگر چه توام با سختي‌ها، شايعه‌سازي‌ها و بعضاً با حسادت ها همراه بوده اما باعث شده تا پيمان ابدي در طي اين سه سال به عنوان كسي مطرح شود كه حتي براي ساده‌ترين صحنه‌هاي اكشن يا در فيلم‌ها حضور دارد و يا از او مشاوره مي‌گيرند.

گفت وگويي را با «پيمان ابدي» به مناسبت حضورش در سينماي ايران، تأسيس آموزشگاه بازيگري اكشن، دلخوري‌هايش از برخي افراديكه اگر چه آنها را رقيب خود نمي‌داند اما با ايجاد شايعه سعي در تخريب موقعيتش داشته‌اند، انجام داده بوديم كه ماحصل آنرا در زير مي‌خوانيد:

*براي شروع بگو كه چه شد تصميم گرفتي با وجود اينكه كارت در آلمان گرفته بود به ايران بيايي و در سينماي ايران كار كني؟

كبرا 11 سريالي بود كه همه مردم مي ديدند و آنرا دوست داشتند اما يك نفر بود كه اصلا صدايش در نيامد كه در اين كار حضور دارد نه به خاطر اينكه خجالت بكشم، بيشتر به دليل اينكه دوست نداشتم اين موضوع به گوش پدر و مادرم برسد. بالاخره آنها از من دور بودند و نمي خواستم نگران شوند. وقتي كه آقاي اسلامي از طرف جام جم آمده در مورد كبرا 11 تحقيق كند آن موقع بود كه همه فهميدند داستان چي است و يك ايراني دارد به عنوان طراح حركات اكشن اين فيلم كار مي كند.
در واقع نقطه اصلي اين خبر كه يك ايراني دارد اينكار را مي كند از طرف من نبود و كسي كه آمد جنجال درست كرد و گفت من آمده ام و گفته ام به من كار بدهيد ادعايش بي اساس است. ولي مساله اصلي اين است كه من را از طرف صداو سيما و سفارت ايران در آلمان به ايران آوردند و شخص من هيچ دخالتي در اين كار نداشتم.

* در مورد اين جار و جنجال هايي كه بعد از آمدنت به ايران راه افتاد بيشتر توضيح بده.

با ورود من به ايرن اين مسايل شروع شد و متاسفانه برخي ادعا كرده اند كه من گفته‌ام دكتر روانشناس هستم، من هيچوقت چنين چيزي را نگفتم. من فقط گفتم درس روانشناسي ورزشي خواندم اما براي اينكه دكترا بگيرم مثل ايران بايد مداركم را تكميل كنم و من هم به دليل علاقه اي كه به اين كار داشتم موفق نشدم بروم و مداركم را تحويل بدهم بنابراين من دكتر نيستم اما درس روانشناسي ورزشي را خوانده ام و اين باعث شده است كه من امروز بتوانم باعث شوم كه بازيگراني مثل مهراوه شريفي نيا،پوريا پورسرخ،محمدرضا گلزار،شهاب حسيني و تمام بازيگراني كه امروزه مي بينيم در سينماي ايران دارند كار اكشن انجام مي دهند بيايند جلوي ماشين بايستند و ماشين به سمتشان بيايد.مثل مرحوم خسرو شكيبايي كه من در فيلم بختك با سرعت 80 كيلومتر جلويش ترمز كردم و ايشان هم بدون هيچ مشكلي بازي خودش را انجام داد.
چه طور من مي توانم بدون هيچ تجربه اي بروم بگويم فلاني هستم و شما به من اطمينان كنيد تا من اين كار را برايتان انجام بدهم.اين يك دورغي است كه بالاخره در اين سه‌سال و نيم كه من كار كرده ام گفته شده است‏،چون «پيمان ابدي» ارزان مي گيرد همه با او كار مي كنند اما اتفاقا من خيلي هم دستمزد بالايي مي گيرم. مثل قضيه بانجي جامبينگ كه من خودم رفتم وسايلش را به اسم خودم و با امضاي خودم خريدم و در گمرك هم به اسم من بار ترخيص شد، و آموزش دادم و حتي دو نفر از اعضاي تيمم را هم براي مسايل امنيتي بالاي سر كار گذاشتم اما وقتي مي بينم كه فهم اين قضيه وجود ندارد كه به عنوان يك ورزش مردم بيايند و از آن استفاده كنند و يك نفر تنها به فكر منافع مالي خودش است مسلم است كه به من برمي خورد و خودم را كنار مي كشم و بعدش هم به همين راحتي مي گويند اين وسايل را من خريدم و ابدي هيچكاري نكرده است.
من نمي دانم چه كار بدي در ايران انجام داده ام كه هنوز هم يك خبرگزاري يا يك روزنامه مثل البرز حرف هاي بي اساس يك نفر را در مورد من مي نويسد، و يا اينكه مي نويسند پيمان ابدي يك نفر را كتك زده است! من كه از صبح تا شب سر كار هستم يعني اينقدر بي كارم كه بخواهم يك نفر را بزنم؟ آن هم آدمي را كه عقل درست و حسابي ندارد.

* تاحالا خواسته اي كه از طريق مراجع قانوني پيگير اين قضايا باشي؟

من چند بار بايد بروم و خواهش كنم كه از طرف فلان آدم چيزي در مورد من ننويسيد. او با من خصومت شخصي دارد؟ من مي توانم ثابت كنم اين حرف هايي را كه مي زند دروغ است اما باز هم همان حرف ها را مي نويسند و واقعا خسته شدم از بس كه گفتم و اصلا بخواهم به چه كسي شكايت كنم. جالب اين است كه اين آدم آمد و خودش را به عنوان دوست من معرفي كرد، البته توانايي‌هاي خوبي داشت اما وقتي من ديدم كه فقط منافع خودش را مي بينيد و من نوعي برايش مهم نيستم و وسيله اي براي رسيدن به هدفش هستم، ارتباطم را قطع مي كنم.
يا مثلا برگشته اند و گفته اند كه من به درفيلم ها خسارت وارد مي كنم اما هيچوقت نتوانسته اند اين را ثابت كنند چرا كه من حتي هزينه ها را هم پائين مي آورم بنابراين در يك چنين جايي كه حتي قانون كپي رايت هم وجود ندارد به كجا بخواهم شكايت كنم؟.حتي عنوان مي كنند تا عضو خانه سينما نشوم به من جايزه نمي دهند در حاليكه كسي با يك فيلم مي رود و آبروي كشور ما را در خارج از كشور مي برد به او جايزه مي دهند اما من كه صحنه هايي را اجرا مي كنم كه كسي حتي نمي توانست خوابش را ببيند بيايم و بروم زير مجوعه جايي كه حاضر نيست هيچ كاري برايم انجام دهد قرا گيرم.
به خاطر يك تهمتي كه به من زده بودند پليس امنيت ملي من را خواست و تمام مدراك من را گرفت فرستاد آلمان تاييد شد و گفتند شما هيچ مشكلي براي كار در ايران نداريد حالا من بروم و از چه كسي شكايت كنم.

* براي اينكه از بحث اصلي دور نشويم رابطه ات با كارگردانان چطور است؟

همين آدم‌هايي كه مي گويم پشت سر من حرف مي زنند روز اول آمدند و پشت سر همه كارگردانان حرف زدند كه فلاني اصلا كار بلد نيست و... اما وقتي من رفتم سر كار ديدم برخي واقعا درك بالايي نسبت به كار دارند مثل «سيروس مقدم» كه در سريال «روز حسرت» آمد و تمام صحنه تصادف را در اختيار من قرار داد حالا اينكه در تدوين به مشكل بر مي خورند و يا وقت ندارند تا از صحنه اصلي استافده شود دلايل ديگري دارد.
مثلا در سريال «ترانه مادري» صحنه اصلي در فيلم استفاده نشد اما وقتي مردم پشت صحنه را ديدند گفتند عجب كاري بوده، اما مملكت ما جمهوري اسلامي است و صدا و سيما يكسري قوانيني دارد كه مثلا ما هيچوقت نمي توانيم ببنينيم كه يك ماشين به بازيگر زن مي خورد و او هم كاملا طبيعي به هوا مي رود اينها را نمي شود در فيلم‌ها نشان داد و گرنه دليلي ندارد رابطه من با كارگردانان خوب نباشد.

* برخي فكر مي كنند كار تو بدلكاري است در حاليكه خودت مي گويي طراحي و كارگرداني حركات اكشن دراين مورد بيشتر توضيح بده.

من اصلا كارم بدلكار نيست و در واقع همانطور كه گفتم كارم طراحي و كارگرداني حركات اكشن است. من خودم بازيگر هستم و اگر شما پشت صحنه‌ها را ببينيد وقتي من دارم به يك بازيگر آموزش مي‌دهم از خود بازيگر بهتر بازي مي‌كنم به طوريكه كارگردان مي‌گويد دقيقا مثال «پيمان ابدي» بازي كن. پس نمي توانم برم و الكي بگويم كه بدلكار هستم من الان سه سال است كه تنها دارم آموزش مي دهم و به 40- 50 نفر هرچيزي را كه بلد هستم ياد مي‌دهم، آن هم نه آموزش‌هاي الكي.
من در مجله‌هاي مختلف مثل «صنعت سينما» و «مجله فيلم» در مورد طراحي حركات اكشن مطلب نوشته‌ام، چه كتابي وجود دارد كه من بخواهم از روي آن اين چيزها را بنويسم؟ و اگرهست چرا تاحالا كسي چيزي نگفته؟ يعني كارگردانان و فيلمسازان ما اينقدر خوش باورند كه بي دليل فيلمشان را به من بدهند.

* در اين چند وقت اخير از طرف خانه سينما بارها گفته شده كه «پيمان ابدي» بيايد و يك انجمن مستقل براي كار تاسيس كند تا هم زير نظر خانه سينما باشي و هم بتواني از امكانات آنجا استفاده كني. خودت به اين فكر افتادي؟

اتفاقا بارها از طرف خانه سينما به من زنگ زدند و من را تهديد كرده اند كه بايد بروم و عضو خانه سينما بشوم،حتي من يك چنين انجمني را درست كردم اما نمي گذارم كه از من سوء استفاده بشود.شما زماني انجمن تاسيس مي‌كنيد و مي‌رويد زير نظر يك مجموعه كه آن مجموعه براي شما ارزش قايل بشود.اما وقتي كه مجموعه براي شما ارزش قايل نيست به اين نتيجه مي‌رسيد طرفي كه در اين خصوص اظهار نظر مي‌كند آدم بي‌سواد و بي شخصيتي است و چه دليل دارد كه من بروم زير مجموعه ايشان قرار بگيرم.

* يعني خانه سينما انتظار دارد شما زير نظر جلوه هاي ويژه كار كنيد؟

دقيقا، در حاليكه وقتي قرار است كه يك صحنه اكشن بوجود بيايد من هستم كه بايد بگويم چي كجا باشد يعني من كارگردان بخش اكشن هستم و ويژوال افكت اسپشيال افكت در واقع در ارتباط با من بايد مشتركا صحنه اي را طراحي كنيم.ما يونيت 2 هستيم. يعني هر فيلمي شامل 2 گروه مي شود گروه اول كه گروه درام است كه بازيگران و كساني هستند كه صحنه هاي درام را فيلمبرداري مي كنند و يونيت 2 هم ما هستيم كه بخش اكشن كار برعهده ما است كه كارگردان خودش را جداگانه دارد و حتي گروه فيلمبرداري و عكاس جدا هم دارد و تنها واژه مشترك بازيگران هستند كه دو كارگردان مي نشينند و با هم صحبت مي كنند.
دقيقا مساله اي كه در دوسال گذشته با من و كارگردانان ايراني افتاده است.و در اين شرايط صحبت مي كنند زير مجموعه اسپشيال افكت قرار بگيريم درحاليكه كاري كه انها مي كنند چيست و كاري كه ما طراحي مي كنيم چيست.من اصلا نمي خواهم بچه ها جلوه هاي ويژه را خراب كنند چون انها رقيب من نيستند رفيقان من هستند اما متاسفانه برخي اين را نمي فهمند، اينها همكاران من براي بوجود آوردن يك صحنه بسيار زيبا و هيجان انگيز هستند اما كسي كه مي تواند تصميم بگيرد اين صحنه خوب است يا خير كارگردان حركات اكشن است و مسول جلوه هاي ويژه نمي تواند به من بگويد كه مثلا از طبقه پنجم بپرم پائين.
من از خدام است كه بروم و در خانه سينما اين انجمن را بوجود بياورم اما همه چير بايد بر اساس يك اصولي باشد و نه اينكه من تنها زير مجموعه خانه سينما باشم.

* براي اينكه بخواهي عضو «خانه سينما» بشوي چه انتظاري داري؟

«خانه سينما» اصلا چه چيزي است و چه كاري براي جامعه سينمايي انجام مي دهد؟ در يك سال گذشته تازه يك كارهايي براي بيمه كردن اهالي سينما دارد انجام مي‌شود. بنابراين اول بيائيم و ببينيم «خانه سينما» چيست و چه كاري مي تواند براي من انجام بدهد، بعد من بيايم بگويم با همه تشكيلات و امكاناتم حاضرم بروم زير مجموعه «خانه سينما».حتي وزارت ارشاد براي من چه كاري انجام مي‌دهد به جز اينكه به من مجوز بدهد كه من تمام مراحل را پله پله براي گرفتن مجوز طي كرده ام، شخصي مثل آقاي محبي در وزارت ارشاد براي اينكه من بتوانم مجوز بگيرم جنگيد و من اين آدم را تاج سرم قرار مي دهم.
«خانه سينما» فقط براي اينكه من را خراب كند از وزارت ارشاد در مورد من استعلام گرفت، 40 فيلم كار كردن در طي حدود سه‌سال اصلا شوخي نيست. اما مسولان «خانه سينما» مي‌آيند مي‌گويند ما از «پيمان ابدي» فقط يك سكانس بزن بزن در «راه بي پايان»ديده ايم.آيا اين موضوع خجالت ندارد؟

* تو سال‌ها در آلمان كار كردي و آنجا هم خيلي موفق بودي اما آيا در فيلم‌هاي هاليوودي هم حضور داشتي؟

براي فيلم «كازينو رويال» از سري فيلم هاي «جيمزباند»، بازيگرش «دانيل كريك» آمد آلمان و سه ماه پيش ما دوره ديد و يك بخشي از تمرينات ايشان را من انجام دادم كه براي اولين بار دارم به آن اشاره مي كنم.
من حتي هنوز هم با سينماي آلمان و خارج از كشور ارتباط دارم، به عنوان مثال چند وقت ديگر قرار است بروم و يكي دو كار در لبنان و تركيه انجام بدهم. اما مساله اين است كه متاسفانه مردم ما نمي توانند از بعضي از خبرها مطلع شوند، من پشت صحنه همه فيلم‌هايي كه كار كردم را دارم ولي به اين دليل كه مثلا در گرماي 45 درجه با شلوار كوتاه هستم و اين براي جامعه ما قابل قبول نيست نمي‌توانم آنها را نشان بدهم.

* در سري جديد «كبرا 11» كه دارد پخش مي شود كه هم حضور داشتي؟

در 4 قمست اول كار بودم كه بعد آمدم ايران.البته اين سري جديد كه در ايران دارد پخش مي شود براي 4 سال پيش است.و اتفاقا رنه اشتايگر كه نقش تام را بازي مي كند چند روز پيش به من زنگ زد و تولدم را تبريك گفت و تقريبا با همه اعضاي گروه ارتباط دارم چرا كه 7 – 8 سال با هم زندگي كرديم.

* بعد از حدود سه‌‌ سال كار در ايران الان چه چيزهايي برايت مهم شده است؟

من تازه بعد از سه‌سال آن هم به توصيه بقيه ياد گرفته ام كه بخواهم اسم من را در تيتراژ بنويسيد. هر چند در برخي فيلم ها مثل «ريسمان باز» اسم و من اعضاي گروهم نه در تيتراژ ابتدايي آمد و نه در تيتراژ انتهاي فيلم در حالي كه اگر ما نبوديم معلوم نبود چه بلايي سر مردم مي‌آمد، ول كردن يك گاو آن هم در شهرك غرب كه شوخي نبود اما ما توانستيم اين صحنه‌ها را جوري كنترل كنيم كه اصلا كسي متوجه اين موضوع نشد كه همه چيز كنترل شده بوده است.

* قطعا بسياري از مردم ان موضوع را نمي‌دانند اما در چند كار براي گرفتن حق و حقوقت به مشكل خوردي. در اين مورد بيشتر توضيح بده.

من تاحالا اين موضوع را جايي نگفته بودم اما آقاي امير حسن شريفي متاسفانه نه تنها در فيلم«خواب زده» پول من را نداد حتي سر من را كلاه هم گذاشت و به دروغ از قول من خطم را جعل كرد كه بنده سر صحنه به يك ماشين 206 هشتصد هزار تومان خسارت وارد كردم. اين‌ها چيزهايي است كه بعد از اين سه‌سال برايم مهم شده و دوست ندارم كسي از من سوء استفاده كند. حالا اگر «خانه سينما» در مقابل اين اتفاقات مي آيد و از من و گروهم مواظبت مي كند حاضرم و بروم زير مجموعه «خانه سينما» قرار بگيرم در حاليكه كسي را كه مي خواهد من را خراب كند عضو خودش مي كند.

* اعضاي گروهت چند نفر هستند؟

38 نفر كه 14 نفر آنها دختر هستند. اين خانم‌هايي كه من به آنها تعليم دادم وقتي آنها را مي بينيد اصلا باورتان نمي شود آنها بتوانند چنين كارهايي را انجام دهند اما از طبقه سوم- چهارم خودشان را پرت مي كنند پائين، و حتي ماشين در حركت خودشان را مي اندازند بيرون كه البته بعد از يكسال كار مداوم به اين درجه رسيده اند اما متاسفانه اجازه حضور اينها در فيلم‌ها وجود ندارد.
من فكر مي‌كنم واقعا توانسته‌ام كار مهمي را انجام بدهم چرا كه 40 نفر آدم را كه مي‌توانستند دنبال هر خلافي بروند را كاري كرده‌ام كه نه لب به سيگار مي زنند و نه مشروبات الكي و كاملا سالم زندگي مي كنند.

* بعد از سه‌سال كار در سينماي ايران بيشترين مشكل سينماي اكشن را چه چيزي مي بيني؟

يك مساله اصلي تهيه كنندكان هستند كه متاسفانه برخي واقعا تخصص لازم را در اين زمينه ندارند، نه من هر كسي ديگري كه جاي من باشد دوست دارد در سينماي ايران فيلمي ببيند كه واقعا پول درست و حسابي در آن خرج شود نه اينكه كلي پول را به چهار تا بازيگر بدهيم و آخر سر هم يك فيلم خشك و خالي كه نه هيچ هيجاني دارد و نه چيز ديگري را نگاه كنيم.
چشمك زدن يك پسر جوون به يك دختر يا دو زنه بودن فلاني كه نشد فيلم،چقدر ما بايد فيلم‌هاي تكراري ببينيم،چرا ما نبايد در مورد تاريخ خودمان با آن صحنه‌هاي عظيمي كه مي‌شود توليد كرد فيلم بسازيم.
شما در طي اين دو سه سال اخير كه ما كارمان را شروع كرديم ببينيد كه چقدر فضاي فيلم‌ها و سريال‌ها عوض شده و حتي در بدترين فيلم‌ها هم چند اتفاق وجود دارد، يعني مردم دوست دارند انگزيه ببيند و ديگر خسته شده اند از بس كه ياس و نااميدي در فيلم هايمان نشان داديم.مردم خودشان هزار و يك مشكل دارند و به جاي اينكه بخواهيم چهار تا بازيگر بياوريم 150 ميليون، بيائيد يك «بي ام و» بزنيم داغون كنيد بعد ببينيد مردم براي ديدن اين صحنه چه كار مي‌كنند اما تهيه كننده ترجيح مي دهد «بي ام و» را بگذارد زير پايش و «پرايد» داغون كند.
كاري نكنيم كه بازيگران ما اينقدر سر فيلم‌ها آسيب ببينند كه كار كردن با آنها سخت شود مثل «محمدرضا فروتن» سر صحنه «پست چي سه بار در نمي زند» كه اينقدر در كارهاي قبلي آسيب ديده بود كه راضي نمي شد صحنه‌ها را بازي كند. نيائيم از فيلم‌هايمان همش ايراد بگيريم تا مردم مجبور شوند فيلم هاي خارجي ببينند بيائيم خودمان فيلم‌هاي درست و حسابي درست كنيم كه سينماها شلوغ شود.

* 40 فيلم را كار كرده اي اما فكر مي‌كني كداميك از كارگردانان ما واقعا اكشن كار هستند؟

«بهروز افخمي» كه واقعا دلش مي خواهد كار متفاوت اكشن كند و در قمست دوم «عمليات 125» كارهاي اكشن عجيب و غريبي خواهيد ديد.و «مهدي فخيم زاده» كه به اعتقاد من تنها كارگرداني است كه واقعا درك درستي از اكشن دارد و مي داند دنبال چه چيزي از اكشن در فيلم‌هايش مي‌گردد. البته من تاحالا با آقاي «فخيم زاده» كار نكرده ام اما از كارهايي كه از ايشان ديدم متوجه شدم واقعا علاقه‌مند است تا سينماي اكشن يك تحولي پيدا كند.من فكر مي كنم «فخيم زاده» تنها كارگرداني است كه واقعا دلسوزانه كار اكشن مي كند اما مابقي كارگردانان واقعا هنوز ذهنيت اكشن ندارند.

* استقبال از آموزشگاهت چه طور بوده است؟

خيلي خوب و اينقدر علاقه مند بوده است كه من منتظرم آموزش گروه فعلي كامل شود و مدارك اين گروه را به آنها بدهم تا آموزش گروه بعدي را شروع كنم. من يك باشگاه اختصاصي با همه امكانات در حد خارج از كشور در حدود يك سال است كه در جاجرود تدارك ديدم و كاملا مخصوص به اين حرفه است.

* در اين آموزشگاه قرار است دانشجوها چه چيزي آموزش ببينند؟

قرار است بازيگري اكشن را ياد بگيرند مثلا ياد بگيرند بدون اينكه آسيبي به خودشان بزنند از يك پله خودشان را پرت كنند. مثل همين كاريكه در فيلم‌ها به شهاب حسيني، محمدرضا فروتن، پژمان بازغي و ... ياد داديم كه در عين اينكه بتوانند ديالوگ خودشان را بگويند يك صحنه اكشن را هم واقعي بازي كنند.

* از بين همه بازيگراني كه با آنها كار كردي كدام بازيگر است كه واقعا استعداد كار اكشن را دارد؟

ما بازيگران را داريم كه واقعا از لحاظ چهره و فيزيك تبديل شدن به يك ستاره اكشن را داشته باشند مثل شهرام حقيقت دوست، پژمان بازغي، پوريا پورسرخ و ... چند بازيگر ديگر كه متاسفانه اسمشان را الان يادم نمي آيد حتي محمدرضا گلزار هم مي تواند اما گلزار خودش در اين چند سال گذشته به عنوان بازيگر در سطحي قرار داده كه تصور بازي اكشن برايش سخت است.

و صحبت پاياني...

من اميدورام روزي برسد كه در سينماي ما هيچ كس فقط منافع خودش را نبيند و اينقدر راحت به آدم‌هاي مختلف مارك و برچسب نچسبانيم. اين مارك چسباندن‌ها من را خيلي اذيت كرد.
انتهاي پيا/م

73:

خدا رحمتش کنه

74:

من معمولا از مرگ کسی ناراحت نمیشم اما دیشب وقتی فهمیدم ایشون فوت کردن واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم .
روحش شاد .

75:

خداییش خیلی کارش درست بود...
این هم چند تا عکس از بدل کاریهای پیمان ابدی و گروهش:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

76:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

77:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

78:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

79:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

80:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

81:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

82:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

83:

به نظر من كه همه اينا ناشي از عدم استفاده وسائل ايمني و كمبودش هستش!يكبار هم در مصاحبه شون به اين مورد اشاره كردن...وگرنه اين همه صحنه هاي خطرناك و اكشن مي سازن چرا بايد همچين اتفاقي براي كسي كه سالها كار كرده و تجربه داشته پيش بياد!
خدا بيامرزدشون...
خيلي ناراحت شدم!

84:

خیلی خبر غمناکی بود وقتی دیشب این خبرو خوندم جا خوردم.معمولا رسم این دنیا اینه که به زنده هاش رحم نمیکنه عوضش مرده هاش را پرستش می کنه.الان که ایشون فوت کردن تمام عکس ها و گزارشاتشون پخش شده.اما خیلی ها هنوز نمی دونند پیمان ابدی کی بود و چگونه بود.روحش شاد.

85:

روحش شاد

86:

بعید میدونم به خاطر کمبود امکانات فوت کرده باشند!
چون اینطور که من شرح حادثه رو خوندم اشتباه از طرف خود ایشون بوده...به دلیل بی احتیاطی زیر اتوبوس گیر کردند و متاسفانه فوت کردند...
روحش شاد

87:

این رسم دنیا نیست!
متاسفانه ما ایرانیها مرده پرستیم...
کسی تا زنده اس قدرش رو نمیدونیم...

88:

من دقيق اطلاع ندارم ...
پس زيادي به خودشون ايمان داشتن ! كه همچين اشتباه بزرگي كردن...
اين مشكل همه ماست! با اطمينان كاري و مي كنيم كه پشيمونيش به مراتب از اسم در كردنش بيشتره
روحشون شاد...

89:

پیمان ابدی واقعا توی کار خودش حرفه ای بود...
این رو از سابقه ی ایشون هم میشه فهمید...تنها ایرانی بود که در گروه کبری11 فعالیت میکرد...
کری 11 هم که همش صحنه های تصادف بود که به بدل کار احتیاج داشت...
ای بابا!به هر حال قسمت ایشون هم اینطوری بوده که در حین کار بمیره!!!اگه یه کم رابطه اش با تلویزیون بهتر بود بهش لقب شهید میدادن!!!

90:

خدارحمتشون کنه..................

91:

حیف شد

خدا بیامرزتش

92:

خیلی ناراحت شدم
در حد تیم ملی

93:

اصلا خشكم زد اينو ديدم خيلي ناراحت شدم اخه اون همه تو كبري 11 بدتر از اينارو انجام داده بود سر اين مرد خيلي ناراحت شدم شايد يكي از بدترين خبراي بوده كه شنيدم
خداوندش بيامرزد

94:

خدا بیامرزتش
دیشب شنیدم کلی ناراحت شدم .

95:

ايشون اولين كسي بودن كه از برج بانجي تو توچال پريدن پايين تو افتتاحيش كه فكر كنم دو سال پيش بود

96:

من هم از دست دادن این هنرمند یگانه و ارزشمند رو به خانواده هنری ایران تسلیت میگم. واقعا تاسف خوردم وقتی خبر از دست دادن پیمان ابدی رو شنیدم...

97:

حسابشو بکن

این همه مدارج عالیه علمی

این همه تجربه

این همه رکورد و افتخار

باید بره زیر خاک اون وقت چه کسانی زندن...

ای بابا



روحش شاد

هرکی این پست رو می خونه یک فاتحه هم نثارسش کنه.


98:

پیمان ابدی به ابدیت پیوست
من بدل‌کار نیستم/برای فرهنگ‌سازی برگشتم

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


چند سال پیش نمایش یک سریال آلمانی از تلویزیون آغاز شد، که صحنه های اکشن آن از قبیل؛ برخورد چند اتومبیل در بزرگراه و انفجار اتومبیل ها و صحنه هایی از این دست هیجان زیادی را برای بینندگان ایجاد می کرد . صحنه های اکشن در این سریال به قدری زیاد بود ، که به عقیده بسیاری از بینندگان هر قسمت این سریال به اندازه یک فیلم سینمایی حاوی صحنه اکشن بود.
برای بسیاری در ایران ساخت چنین فیلمی البته با صحنه های اکشن محدودتر ، در آن زمان بیشتر شبیه به خواب و رویا بود و بدون شک کمتر بیننده ای در آن زمان این تصور را داشت که کارگردان همه این صحنه های جذاب اکشن یک ایرانیست.
دو سال پیش بود که مصاحبه ای از پیمان ابدی در یکی از نشریات خواندم. مصاحبه ای که بیشتر یک معرفی نامه درباره این هنرمند ایرانی بود. دانستن این موضوع که یک ایرانی یکی از موفق ترین کارگردانان جلوه های ویژه و حرکات اکشن در آلمان و اروپاست برای هر ایرانی بسیار جذاب و شنیدنی بود و برای من نیز به شخصه این موضوع از جذابیتی زیادی برخوردار بود.
خصوصا اینکه پیمان ابدی در آن مصاحبه اعلام کرد که می خواهد کارش را در ایران ادامه دهد و به پیشرفت سینمای ایران کمک کند.
دو سال از حضور پیمان ابدی در سینمای ایران گذشته است و طی این مدت نام او را روی بسیاری از فیلمهای سینمایی و تلویزیونی به عنوان طراح صحنه های اکشن فیلم دیده ایم . از یک صحنه تصادف در فیلم قرنطینه و سریال میوه ممنوعه گرفته تا صحنه فرار گاو در ریسمان باز و بسیاری صحنه های دیگر فیلمها که باعث شده است، فیلمهای ایرانی از این حیث جذابیت های بصری زیادی داشته باشند و صحنه های اکشن که معمولا ساختش در سینمای ایران کار بسیار سخت و در بسیاری موارد غیر ممکن بود تبدیل به کاری آسان شده است.
با این حساب حضور پیمان ابدی تاثیرات مثبت خود را طی این مدت داشته است، اما اینکه برخورد سینمای ایران با او چگونه بوده است و آنها چه طور از او استقبال کرده اند خود سوالی است که تنها جوابش را پیمان ابدی می تواند ، بدهد و از آن مهمتر مقایسه ای میان شرایط فیلمسازی در ایران و اروپا به خصوص آلمان که این نیز در نوع خود می تواند جالب باشد . در کنار این مسائل بحث داغی در خصوص وی هم اکنون مطرح است برگزاری برنامه ای توسط پیمان ابدی و گروهش در شب چهارشنبه سوری است. همه این مسائل دست به دست هم داد تا گفتگوی با این هنرمند و ورزشکار موفق ایرانی داشته باشم و نظرات او را در این خصوص جویا شوم.


به عنوان اولین سوال چه ضرورتی باعث شدکه پس از سالها زندگی در آلمان و موفقیت چشمگیر در این کشور به ایران بازگردید؟



هیچ ضرورتی! در واقع هیچ دلیلی وجود نداشت که من از کشوری که در آن زندگی بسیار خوبی داشتم و شغلی داشتم ، که کاملا در آن موفق بودم و همه من را می شناختند و از همه مهمتر به من احتیاج داشتند به ایران بازگردم . چون در آن کشور من به هیچ وجه نه احساس زیادی بودن می کردم و نه در حیطه کار و شغل با من بد رفتاری می شد و آنها کار من را می خواستند.



پس برای چه به ایران بازگشتید ؟



مساله بازگشت من مساله ای کاملا شخصی بود. ظرف 20 سال گذشته من چند فیلم از سینمای ایران را مشاهده کردم، که با کمترین مبلغ که قابل گفتن نیست به تلویزیون آلمان و آن به هم شبکه های نه چندان خوب فروخته شده بود.
تنها خواهش کارگردان و تهیه کننده این بود که این فیلم از تلویزیون آلمان پخش شود و او در ایران بگوید که فیلمش از شبکه های خارجی پخش شده است! از آن بدتر این بود که فیلمهایی که به عنوان نمایندگان ایران در آلمان به نمایش درمی آمد از بدترین نقاط ایران تصویر گرفته بود و از آدمهایی با حداقل زندگی. البته من نمی گویم که آدمهایی که در این فیلمها نشان می دهند، بدبخت و فقیر هستند به هر حال آنها به آن زندگی با آن شرایط حداقل قانع هستند، اما تاثیر این فیلمها از لحاظ قضاوت خارجی ها بر روی مردم ایران بسیار منفی است.
راهی که سینمای ما پی گرفته است دقیقا عکس سینمای هندوستان است هر چه آنها در فیلمهایشان هندی ها و هندوستان را خوب جلوه می دهند و با فروش همین فیلمها به کشورهای اروپایی به ویژه آلمان طی این سالها کلی درآمد داشته اند در ایران با این فیلم ها آبرو برای ما ایرانی ها نگذاشته بودند.



این موضوع را در برخورد آلمانی ها مشاهده می کردید، که برایتان سخت بود؟



به هر حال مثل من در آلمان زیاد بود، ایرانی هایی که در سینما کار می کردند و یا در سایر رشته ها افراد بسیار موفقی بودند، بسیاری از پزشکان خوب در بیمارستانهای معروف آلمان که شهرتی بین المللی دارند ایرانی هستند. این فیلمها بدترین شکل آبروریزی برای ایرانی ها بود . من تعداد زیادی شاگرد آلمانی داشتم و آنها که این فیلمها را می دیدند دیگر چه فکری درباره من به عنوان یک ایرانی داشتند، فقط خدا می داند!



مثلا چه چیزهایی می گفتند که از همه برجسته تر بود؟


به من می گفتند شما هنوز شتر سوار هستید! زنهایتان را با شتر می خرید! اگر به آنها می گفتیم در ایران می توان اسکی کرد به من می خندیدند . من 23 سال در آلمان تمام تلاش و سعی ام این بود که این دیدگاه اشتباه و طرز تلقی اشتباه آلمانی ها را درباره مردم کشورم تغییر دهم. می خواستم به آنها نشان دهم، که کشور من تاریخ و تمدنی بسیار قدیمی دارد.
جالب اینجاست که در آلمان هنوز فرق بین ایران وعراق را نمی دانند! در کل من طی این 23 سال دلم از این مسائل خون است و هر چه در این باره درد دل کنم کم است.


بنابراین برای فرار از این حرفها به ایران برگشتید و یا هدف دیگری هم داشتید؟



من هم می توانستم مثل بسیاری دیگر از این گوش حرفی را بگیرم و از گوش دیگر بیرون دهم، اما این کار را نکردم ، چون نمی توانستم نسبت به این مسائل رفتاری بی تفاوت داشته باشم. در واقع برگشتم تا در ایران فرهنگسازی کنم و می خواستم که تاثیر مثبتی روی سینمای ایران داشته باشم.



آیا این بازگشت برای شما درآمد زا هم بوده است؟



اگر من با هدف درآمدزایی به ایران بازگشته ام کاری اشتباه است. به هیچ وجه درآمد برای من اهمیت نداشت، چون درآمد من در ایران با آلمان قابل مقایسه نیست. تنها چیزی که برای من مهم است این است که قدر من را بدانند و ارزش کار من در ایران درک شود.



مگر تا این لحظه این اتفاق نیافتاده است و برای کار شما ارزش قائل نیستند؟



طی یک سال و نیم که من به ایران بازگشته ام در 27 فیلم سینمایی و تلویزیونی حضور داشته ام که فکر می کنم رقمی غیر قابل باور باشد. تاثیر روی این همه فیلم خیلی مهم است و بدون اغراق کار بزرگی است. اما بسیاری از کسانی که با آنها کار کرده ام احساس می کنم ، که هنوز ارزش جلوه های ویژه و کار من را نمی دانند تنها کسی که طی این مدت واقعا ارزش کار من را درک کرد آقای حسینی است، که برنامه ریز کارهای من نیز هست. ایشان کارگردان یک سریال اکشن بود و با من همکاری بسیار خوبی داشت و به نظرات من توجه می کرد . تنها پروژه ای که نام من به عنوان کارگردان جلوه های ویژه خورده است در همین سریال بود و در سایر پروژه ها کارگردانان با اینکه نام من به عنوان کارگردان جلوه های ویژه باشد مشکل دارند!
مگر ما کارگردان تلویزیونی و کارگردان هنری نداریم، این مورد نیز به شکلی کارگردانی است که زیر نظر کارگردان اصلی کار انجام می شود.



برخورد نهادهای زی ربط در این رابطه چگونه بوده است؟ آیا خانه سینما از موضع شما حمایت کرده است؟



خانه سینما می گوید حتما باید عضو آنجا شوم تا من را به رسمیت بشناسند. جالب اینجاست که در خانه سینما جلسه می گذارند که چرا ابدی در این خانه عضو نیست اما نامش در تمامی فیلمها خورده است ! اگر قرار است برای جلوه های ویژه جایزه ببرم، باید حتما عضو خانه سینما باشم، در غیر این صورت جایزه ای به من تعلق نخواهد گرفت.



چرا عضو خانه سینما نمی شوید؟ آیا مشکلی در این رابطه وجود دارد؟



مهمترین مشکل دیدگاه اشتباه درباره کار من است. به من می گویند بدلکار در حالی که من بدلکار نیستم. در گذشته نیز بدلکار به سیاهی لشکر گفته می شد کسانی که قرار بود از بازیگر اصلی کتک بخورند ! بسیاری از ستارگان قدیم سینمای ایران نظیر رضا بیک ایمانوردی و محمدعلی فردین، خودشان صحنه های حادثه ای را بازی می کردند و بنابراین بدل به آن صورت در سینمای ما نبود.
اصلا نام بدل نام خوبی نیست. بدل یعنی قلابی یعنی جایگزین و زمانی به کسی می گویند بدلکار که به فرض هنرپیشه ای قرار است 100 متر بدود ، اما نمی تواند و کس دیگری به جای او می دود، ولی او را از پشت نشان می دهند و یا از دور نشان می دهند که مشخص نشود. به این افراد اصطلاحا دوبل می گویند یعنی جایگزین، شبیه.
در سینمای ایران کسی که واقعا حرفه اش این بود رضا صفائی پور بود که مدتی لقبش طوفان بود . ایشان هم پس از مدتی بیشتر جلوی دوربین قرار گرفت و تبدیل به بازیگر اکشن کار شد و بیشتر در فیلمهای اکشن ظاهر شد و بنابراین رضا صفائی پور نیز بدلکار به شمار نمی رود . اما کار من چیزی ورای این کار است . به بیان بهتر من بدلکار نیستم و باید اصطلاحی بهتر برای این شغ انتخاب شود که ایجاد دید مثبتی برای شنونده کند.


آیا می توان به تخصص و حرفه شما جلوه های ویژه گفت؟



گروه من نامش اکشن یونیت است و اگر بگویم که نامی درست برای حرفه من در ایران وجود ندارد، سخنی به گزافه نیست. گروه من یک گروه تعریف شده و سازماندهی شده است و هر کس در این گروه کار خاصی دارد و سر صحنه نیز تنها به وظیفه خود عمل می کند.



می توانید درباره جلوه های ویژه بیشتر توضیح دهید و نام پیشنهادی خود را بگوئید؟



جلوه های ویژه شامل چند بخش است . اسپشال افکت و ویوژال افکت . اسپشال افکت یعنی اینکه یک گروه برود و با سیم بوکسل تصادف یک اتومبیل را درست کند که به هوا می پرد و ویوژال افکت یعنی اینکه سیم بوکسل را در تصویر محو کنند. وظیفه ویوژال افکت به سر صحنه مربوط نمی شود و گروهی جدا از اسپشال افکت است و کار آنها تنها با کامپیوتر است و نباید سر صحنه حضور داشته باشند. همین مسائل تا بخواهد جا بیافتد و در سینمای ما تعریف شود نیاز به زمان زیادی دارد و احتیاج به فرهنگسازی دارد.
در واقع اسپشال افکت زیر مجموعه ای از کارهای من است و از همین روی من نمی توانم عضو خانه سینما شوم که تنها انجمن اسپشال افکت دارد. مهمترین مشکل من با عضویت در خانه سینما نیز همین است.



یعنی این انجمن ها باید از یکدیگر تفکیک شوند؟ مثلا انجمنهایی با نامهای اسپشال افکت انجمن ویوژال افکت؟



ببینید در آلمان اصلا این مسائل وجود ندارد و چنین انجمن هایی به این شکل وجود ندارند و من نیز لزومی نمی بینم که حتما در خانه سینما عضو باشم. من با رئیس انجمن جلوه های ویژه آقای علیرضا فتحی دوست هستم، اما نوع کار آنها سنتی و قدیمی است. در واقع انجمن آنها زیر مجموعه ای از فعالیت و حرفه من است، بنابراین چگونه می توانم در چنین انجمنی عضو شوم.



درباه تشکیل گروه اکشن یونیت و فعالیت آن طی این مدت توضیح دهید؟



برخی در ایران هستند که اگر تخصصی دارند حاضر نیستند آن را به طور کامل در اختیار شاگردشان قرار دهند. من کلاس بازیگری می شناسم که فرد معروف و سرشناسی هم در آن مشغول به فعالیت است، اما حاضر نیست، همه چیز را به شاگردانش آموزش دهد چون از این می ترسد، که دو روز دیگر همین شاگردانش از او بالا بزنند.
اما من رویه ای عکس چنین افرادی در پیش گرفتم و همه آنچه طی این سالها آموخته ام و تجربه کرده ام سعی می کنم، در اختیار اعضای گروهم قرار دهم. طی این مدت نیز شاگردان زیادی را تربیت کرده ام. اولین چیزی هم که به آنها آموختم این بود که به قوانین و مقررات احترام بگذارند و هر چه که در جمهوری اسلامی خلاف است از آن پرهیز کنند. من همه آنچه در آلمان به عنوان آداب و رسوم حرفه ای و کاری آموخته ام به شاگردانم منتقل می کنم. این موضوع را می توانید در یک سر فیلمبرداری که گروه اکشن یونیت حضور دارند به خوبی احساس کنید که چه طور همه چیز طبق برنامه ریز انجام می شود و چه طور همه محترمانه و با اخلاق رفتار می کنند.



چگونه اعضای گروه را انتخاب می کنید؟



هر کس به این کار علاقه داشته باشد، وارد گروه می شود. من به راه رفتن افراد نگاه می کنم و بر اساس آن برای آنها تمرین طراحی می کنم و یا به او می گویم که جلوی دوربین به چه شکل رفتار کند. الان یک گروه کامل شده اند و در بسیاری از پروژه ها اگر احساس کنم که به من احتیاجی نیست، من فقط صحنه اکشن را طراحی می کنم و بقیه کارها را گروه انجام می دهند. مگر اینکه پروژه مشکلی باشد ، که من خودم سر صحنه حضور پیدا می کنم.



دوره های گروه به چه شکل است؟ درجه بندی و رتبه بندی افراد به چه ترتیب است؟



شاگردانی که سری اول داشتم در بین آنها افرادی بودند، که از بقیه بهتر بودند و آنها سر گروه شده اند و عده ای تحت نظارت آنها هستند. شاگردان دیگری دارم که الان مربی درجه دو هستند که آنها نیز شاگردانی دارند و همچنین مربیان درجه سه که آنها نیز شاگردانی دارند و به این شکل هر گروه بر اساس توانایی هایش برای انجام کارهای اکشن فیلمها می روند.



آیا از شاگردان ممتاز شما که الان مربی شده اند رقیب هم دارید؟



بعضی از من جدا شده اند و به تنهایی و با گروه خودشان کار می کنند. من با این موضوع مشکلی ندارم . البته گاهی نیز سوء استفاده می کنند. ولی موضوعی که من را نگران می کند، این است که خدای نکرده سر یک پروژه نتوانند کار را به شکل مطلوب انجام دهند و حادثه ناگواری پیش بیاید که این با توجه به اینکه از نام من استفاده می کنند برای من نیز بد خواهد بود.



طی این مدتی که به ایران آمده اید فکر می کنید تا چه اندازه بر سینمای ایران تاثیر داشته اید و آیا راضی هستید؟



از لحاظ تاثیر بر سینما که صددرصد تاثیر ات مثبتی داشته ام. من این را نمی گویم همین که گروه من چندین بار در تلویزیون معرفی شده و در نشریات مختلف با من مصاحبه شده است ثابت می کند که من تاثیر خود را داشته ام. اگر من فراموش شده بودم و کسی من را جدی نمی گرفت شما با من مصاحبه نمی کردید.



سر هر پروژه به چه نحو فعالیت می کنید و چند تن از اعضای گروهتان را با خود می برید؟



همه می دانند که من هیچگاه به تنهایی سر پروژه ها نمی روم . همیشه با تمام افراد گروه و با تمام تجهیزات می روم. حال ممکن است پروژه ای از لحاظ بودجه مالی ضعیف باشد و من با عده محدودتری سر آن کار بروم که این بیشتر مربوط به درک من از کار و فضای آن است. البته یک چنین چیزی نباید باشد ولی من مراعات حال آنها را می کنم. در قبال هر بدلکار یک زاپاس یا جانشین با خودم می برم . مثلا برای چهار بدلکار حتما با خودم چهار بدلکار جانشین می برم و این رویه کار من است.
به هر حال به هر دلیل ممکن است ، حادثه ای برای یکی از بدلکاران پیش بیاید و لازم باشد که کسی را جانشین او بگذارم. این اقدام نیز به این دلیل است که نمی خواهم به خاطر یک حادثه که مربوط به گروه من است یک پروژه فیلمبرداری مختل شود و زمان از دست برود.



از بعد جذب بیننده به چه شکل بوده است؟ آیا مردم از کار شما راضی هستند؟



حتما. فکر می کنم جلوه های ویژه همواره برای تماشاگران جذابیت های خود را دارد و این را در برخورد با مردم نیز احساس می کنم.



چه مشکلاتی معمولا هنگام فیلمبرداری برایتان پیش آمده است؟



در سینمای ما همه چیز وجود دارد، وقت، خلاقیت ایده های خوب اما هنگام انجام کار که می رسد به مشکلات فراوانی بر می خوریم. به طور مثال من اصلا دوست نداشتم که صحنه چپ شدن پراید در میوه ممنوعه به آن شکل باشد و من اصلا از آن صحنه راضی نیستم.



آیا مشکل هزینه بود؟



نه مساله هزینه نبود من با 100 هزار تومان بیشتر می توانستم، آن کار را به نحو احسنت انجام دهم . اما زمانی که من به محل فیلمبرداری می روم و می بینم که هیچ یک از چیزهایی که از آنها خواسته ام برایم آماده نیست ، من چه کار می توانم بکنم . اگر یک پرایدی که تصادف کرده بود و سالم نبود هم برای من می آوردند من آن صحنه را برایشان درست می کردم.
حتی گفته های من به کارگردان درام منتقل نشده است و هیچ هماهنگی سر صحنه انجام نشده بود. در واقع مهمترین مشکل ما نه تنها در سینما بلکه در تمامی زمینه ها همین عدم هماهنگی و عدم برنامه ریزی صحیح است و این باعث می شود که ما از همین منابع و امکاناتی هم که داریم نتوانیم به شکل مطلوب استفاده کنیم.



در فیلمهایی که در آلمان به عنون کارگردان اکشن حضور داشتید ظاهرا دستتان باز بوده و فیلمها صحنه های اکشن زیاد دارد؟ در ایران به چه شکل است آیا در اینجا هم می توانید چنین فیلمهایی کار کنید؟



در ایران مشکل این است که زمانی که درباره کار و شرایطش توضیح می دهیم، می گویند بی جهت از کار تعریف می کنی یا با اصطلاح عامیانه می خواهی کلاس بگذاری . مثلا در ایران حتی برای ایجاد یک صحنه تصادف ما مشکل داریم. اگر یک پراید یک سمند را چپ کند، نسبت به این کار ایراد می گیرند و متوجه نیستند که در فیلم هر اتفاقی امکان پذیر است.


در صحبت هایتان از کار گروهی زیاد صحبت کردید و گفتید که همواره با گروه کار می کنید تا چه اندازه در ایران در رابطه با این موضوع توجیه هستند؟


مهمترین حسن کار در آلمان این است که وسایل هیچ اهمیتی ندارند بلکه این هدف است که مهم است . اما در ایران دقیقا برعکس این موضوع اتفاق می افتد. تنها کسب درآمد بیشتر مهم است و اصلا به این نگاه نمی کنند ، که در بیشتر فیلمهای پر فروش دو بازیگر تکراری مقابل هم قرار گرفته اند . تهیه کننده به این موضوع اهمیت نمی دهد که جلوه های ویژه چه تاثیرات مثبتی روی فروش فیلم و جلب نظر مخاطب دارد .



یعنی تهیه کننده مهمترین عامل در این پیش آمد در سینمای ایران است؟


البته به غیر از تهیه کننده مشکل از اسپانسر نیز هست. شرکتی که می خواهد اسپانسر یک فیلم شود، اولین سوالی که می پرسد، این است که کدام بازیگران در فیلم هستند. اصلا نه به قصه اهمیت می دهد و نه به جلوه های بصری که در فیلم ممکن است وجود داشته باشد و همین باعث می شود که از ابتدای کار که تهیه کننده نیز به همین سمت برود. حالا اگر قبلا 100 تا فیلم با آن دو بازیگر شاخص ساخته باشد، اهمیتی ندارد 100 تای دیگر هم می سازند!


در صحبت هایتان گفتید در آلمان وسیله اهمیت ندارد، در جای دیگر هم گفته بودید که چند شرکت معروف اتومبیل سازی در آلمان اتومبیل هایی که از سوی مشتری بازگشت داده می شود، را با توجه به اینکه دیگر ارزش مالی ندارند در اختیار گروه شما قرار می دادند تا در صحنه های اکشن استفاده کنید، آیا در ایران قیمت اتومبیل خیلی بالاست که برای صحنه های اکشن مشکل دارید؟



در ایران هم اتومبیل ارزشی ندارد، قیمتش هم بالا نیست . طی چند سال اخیر با طرح تعویض اتومبیل های فرسوده، پارکینگها و گورستانهای اتومبیل ما پر است از ماشین هایی که هیچ استفاده و کاربردی ندارند. این اتومبیل ها تنها باعث آلودگی محیط زیست می شوند و بس. از همین اتومبیل ها می توان برای ساخت فیلم استفاده کرد.


برای استفاد از این اتومبیل ها چه راهکاری مد نظر شماست؟


این اتومبیل ها را به من و امثال من تحویل دهند. البته به صورت رایگان، چون دیگر هیچ ارزشی ندارند. آن وقت ببینید که چه استفاده هایی از این اتومبیل ها می کنیم. می توانیم تغییراتی روی این اتومبیل ها بدهیم تا برای کارهای بدلکاری مناسب شوند، سپس آنها را در پیست هایی مخصوص این کار قرار می دهیم، چهار جوان که راننده های بسیار خوبی هستند و به اتومبیل و ویراژ دادن در خیابان علاقه مند هستند در آنجا جمع می شوند ، هم وقتشان به بطالت نمی گذرد، هم حس اتومبیل سواری به آن شکل در آنها ارضاء می شود و چند جوان دیگر را هم آموزش می هند تا دو روز دیگر در فیلمها از هنرنمایی های آنها استفاده کنیم.
باور کنید که این کارها هزینه آنچنانی ندارد و فقط کمی نیاز به همکاری و همدلی مسئولین این امر دارد. از همه مهمتر اینکه دیگر شاهد نخواهیم بود، که جوانهای عشق اتومبیل و سرعت با کارهای خطرناکی که در خیابان انجام می دهند، باعث ایجاد حادثه برای دیگران و خودشان نمی شوند.


سر صحنه فیلمبرداری تا چه اندازه برای شما امکانات انجام کار ایجاد می شود؟


چندی پیش برای فیلمبرداری یک صحنه اکشن رفته بودم. از من خواستند که یک کامیون ماک را روی یک پل هشت متری با سرعت 60 الی 70 کیلومتر در ساعت این طرف و آنطرف کنم و به کنار پل برخورد کند و کج بایستد. روز فیلمبرداری به من گفتند که بلایی سر کامیون نیاید و اگر به کناره پل برخورد کند، راه و ترابری 50 میلیون تومان خسارت می گیرد. من مجبور شدم که این صحنه را به همان شکل که خواستد 4 بار تکرار کنم و جالب اینجا بود که هر بار اتفاقی می افتاد، یکبار کارگردان مشکل داشت یکبار فیلمبردار و یک بار هم منشی صحنه. به هر حال من هم بشر هستم و بعد از چهار بار ممکن است اتفاقی برای من بیافتد و کار را درست انجام ندهم چند بار می توانم این صحنه را تکرار کنم.
راننده کامیون هم مرتبا اعتراض داشت. از او خواستم که خودش پشت فرمان بنشیند ولی حاضر نبود ، چون می دانست که چه کار سختی است. این را گفتم تا میزان همکاری با من را سر صحنه متوجه شوید و ببینید که با کار من چگونه برخورد می شود.


شما هم به استفاده بهینه از منابع اشاره کردید و هم به برنامه ریزی اشاره داشتید آیا عامل دیگری هم به نظر شما وجود دارد که در کار مشکل ایجاد می کند؟


بحث جایگاه هر فرد نیز مطرح است. باید مردم ما جایگاه خود را در هر کاری که هستند بدانند و توجیه باشند. این امری است که از خانواده آغاز می شود. تا 30 سال پیش حتی یک مرد 60 ساله هم جلوی پدرش سیگار نمی کشید و احترام بسیار زیادی برای پدر و مادرش قائل بود، اما الان جوانها رفتارشان با گذشته بسیار تغییر کرده است. پس حتی در خانواده های ما هم جایگاه هر فرد تغییر کرده است و این ها همه به فرهنگ و جامعه ما مربوط است. وظیفه کسانی که فیلم تولید می کنند نیز فرهنگسازی است.


فکر می کنید فیلمهای ما فرهنگسازی را به شکل مناسب در جامعه انجام می دهند؟


هدف فرهنگ سازی وجود دارد، اما نمی دانند چگونه باید انجام دهند. مثلا در برنامه کنترل نامحسوس که از شبکه سه پخش می شود، هدف فرهنگسازی است و این خیلی خوب است اما شیوه ساخت برنامه بسیار بد است و اصلا به این شکل نباید باشد. من با سازندگان آن برنامه صحبت کردم که به صورت مجانی آن برنامه را برایشان بسازم تا به فرهنگسازی در کشورمان کمک کرده باشم.


موضوع دیگری که در سینما اهمیت دارد وجود تهیه کننده حرفه ای است شما اگر مقایسه ای میان ایران و آلمان در این مورد داشته باشید به چه نتیجه ای می رسید؟


مهمترین تفاوت ایران با آلمان این است که در اینجا هر کس بخواهد خیلی راحت می تواند تهیه کننده شود، اما در آلمان به این شکل نیست.


قانون و ضابطه برای تهیه کننده شدن در آلمان به چه شکل است؟


البته من تهیه کننده نیستم که به شکل حرفه ای به این سوال شما پاسخ دهم. اما می دانم که برای تهیه کننده شدن در آلمان اول باید پول لازم را داشته باشید و بعد یک نفر آدم حرفه ای را که در زمینه مدیریت و برنامه ریزی تبحر داشته باشد، استخدام کنید تا این کارها را برای شما انجام دهد.
در آلمان کسی تهیه کننده و یا کارگردان را نمی بیند بلکه شخص اصلی که همه با او در ارتباط هستند، مدیر و برنامه ریز شرکت است. موضوع دیگر که در مورد تهیه کننده بسیار مهم است ، داشتن لوازم و تجهزیات است. یعنی کسی که تهیه کننده فیلم می شود باید تمام تجهیزات لازم برای ساخت یک فیلم سینمایی را داشته باشد ، در غیر این صورت به او مجوز تهیه فیلم داده نمی شود. به طور مثال در شرکتی که من در آلمان فعالیت داشتم، فقط پنج دوربین 35 میلیمتری داشتند. و تمامی تجهیزاتشان تکمیل بود.
داشتن اطلاعات نیز در کار بسیار مهم است. یک تهیه کننده باید با تمام مسائل سینمایی آشنا باشد و در مورد فیلمبرداری، صدا، نور، کارگردانی، طراحی صحنه و جلوه های ویژه فیلم اطلاعات کافی داشته باشد. در حالی که در ایران بسیاری بدون داشتند این اطلاعات تهیه کننده هستند.


آیا در آلمان سازمان خاصی مجوز تهیه کنندگی را می دهد؟


در آلمان باید یکسری استاندارهای جهانی را طی کرده باشید تا بتوانید تهیه کننده شوید و مجوز این کار را دریافت کنید. در ایران نیز قانون این است که یک نفر 3000 دقیقه فیلم بسازد ، بعد تهیه کننده می شود. اما برخی با یک سری روابط بدون طی کردن این مسیر تهیه کننده می شوند که این مهمترین مشکل سینمای ماست.


شما برای شروع کار در ایران چگونه اقدام کردید و چگونه مجوز گرفتید؟


من برای گرفتن مجوز دو سال صبر کردم چون دوست داشتم همه چیز از طریق مراحل قانونی باشد، تا کسی نتواند به من حرفی بزند و فعالیتم به شکلی کاملا شفاف باشد. رعایت قانون خیلی مهم است، که از کوچکترین مسائل از جمله رانندگی در شهر باید آن را در نظر گرفت. مثلا من گاهی آخر شب با اتومبیل وارد کوچه ورود ممنوع را می شوم، اولین کسی که شاکd می شود خانم بنده است. البته حق هم دارد، اگر قرار است من برای جوانان یک الگو باشم، باید طبق قانون عمل کنم و تا به حال نیز همین رویه را در پیش گرفته ام.


برای ساخت فیلم در آلمان تا چه اندازه دولت با شما همکاری داشت؟


دولت برای فیلمهای فرهنگی همکارری می کند و بسیاری از فیلمها را بخش خصوصی تولید می کند.


به طور مثال فیلم کبری 11 که برای پلیس آلمان ساخته شده بود آیا از طرف دولت سرمایه گذاری شده بود؟


نه پروژه کاملا خصوصی بود و یک شرکت خصوصی کار را ساخت و شبکه نمایش دهنده سریال نیز خصوصی بود. اما فیلمی کاملا فرهنگی بود و دیدگاه بسیاری را نسبت به پلیس در آلمان تغییر داد و باعث شد که مردم دید بسیار خوبی نسبت به پلیس آلمان پیدا کنند.


پس چه عاملی باعث ساخت این فیلم از طرف بخش خصوصی شد؟


در آلمان حمایت از ساخت فیلم کبری 11 به این شکل بود که، اگر می خواستیم یک صحنه اکشن را در یک اتوبان بسازیم 80 یورو به اداره مربوطه می دادیم و می گفتیم که از یک ساعت مشخص می خواهیم تا یک ساعت مشخص دیگر فیلم بسازیم. آنها اتوبان را برای ما می بستند و با همان یک مجوز تمام کارهایمان را انجام می دادیم، بدون هیچ دردسر و مشکل خاصی و هر ارگانی از ما مجوز نمی خواست. اگر یک صحنه تیراندازی هم داشته باشیم نهایت همکاری انجام می شود و فقط باید به همسایگان اطلاع داده شود که صحنه تیراندازی را فیلمبرداری می کنیم که مردم نترسند.
اما در ایران اگر یک صحنه در خیابان فیلمبرداری شود، هر اداره و سازمانی از ما مجوز می خواهد. حتی گاهی حراست یک ساختمان که آن طرف خیابان است، از ما مجوز می خواهد و همین عدم هماهنگی گروه را آزار می دهد و کار را مختل می کند. که این نیز به برنامه ریزی مربوط است.
مثلا در ایران به من می گویند ساعت 6 صبح آفیش هستی، من ساعت 6 با گروهم در محل فیلمبرداری حاضر می شوم ، چون برای قول و قراری که گذاشته ام ارزش قائلم. تا گروه فیلمبرداری بیایند ساعت 12 ظهر می شود، تا وسایل را بچینند ساعت 4 بعد از ظهر است و بعد از آن هم که فیلمبردار می گوید نور رفت و کار تعطیل می شود! در واقع این عدم برنامه ریزی و هماهنگی در تمامی مراحل کار وجود دارد و به کار نیز ضربه می زند.


یعنی مشکل از عوامل پشت صحنه نیز هست؟


بله دقیقا؛ از همه بدتر اینکه همه عوامل پشت صحنه دوست دارند سر هم داد بزنند و دستور بدهند. اگر یک کارگردان در ایران داد نزند می گویند کارگردان نیست درحالی شرط کارگردان بودن این جور چیزها نیست. پشت صحنه همه در کار هم دخالت می کنند. حال ممکن است قصدشان کمک باشد اما نباید گروه تدارکات در کار من به عنوان مسئول جلوه های ویژه دخالت کند.
به طور مثال در اتفاقی که برای خانم پگاه آهنگرانی هنگام فیلمبرداری آتش سبز افتاد مهمترین مشکل این بود که مسئول تدارکات تور را برای آن صحنه تهیه کرده بود. البته او هم تقصیرکار نبود. مشکل این بود که متخصص این کار برای انجام این کار در نظر گرفته نشده بود.


برای جلوگیری از این مشکلات و این اتفاقات چه باید کرد؟


بازیگران ما زمانی که می خواهند قرارداد ببندند، باید حواسشان جمع باشد که این گونه صحنه ها را تا زمانی که مطمئن نیستند که متخصص برای این کار می آید یا نه قبول نکنند ، همان کاری که بازیگرانی چون شهرام حقیقت دوست و پژمان بازغی هم سر یک سری از پروژه هایشان انجام دادند. چه اشکالی دارد که همه بازیگران به این موضوع هنگام قرارداد توجه داشته باشند، تا برای خودشان هم خطری پیش نیاید و امنیت کاری داشته باشند.


در جایی از صحبت هایتان اشاره ای به مشکلات اسپانسر در ایران داشتید، درباره اسپانسر و تعریف آن در سینمای جهان بیشتر توضیح دهید؟


مهمترین موضوع در زمینه تبلیغ ، شیوه تبلیغ است. اگر بتوان در ایران شیوه تبلیغ ساده را به وجود آورد کار خیلی بزرگی انجام داده ایم.


منظور از تبلیغ ساده چیست؟ در این مورد بیشتر توضیح دهید؟


باید اسپانسرهای ما درک کنند بهترین شیوه تبلیغ این است که در روال فیلم محصول آنها دیده شود. مثلا برای تبلیغ یک مدل موبایل حتما لازم نیست که آن موبایل را به شکلی واضح و مشخص مرتبا جلوی لنز بگیریم. اگر این موبایل در فیلم در دست قهرمان باشد و گه گاهی نیز دیده شود. همین کافیست و اسپانسر ما باید این را قبول کند.
مثلا من اگر در یک فیلم نشان دهم که چند نفر آدم لات و بی شخصیت کت و شلوار شیکی را می پوشند و همین باعث می شود که آنها شیک شوند همین برای تبلیغ محصول تولید کننده کت و شلوار کافیست و حتما لازم نیست که مارک این کت و شوار روی آستین آن چسبیده باشد و آن را هم جلوی لنز بگیریم.


برای تغییر این باور اسپانسر چه باید کرد؟


این موضوع نیز احتیاج به فرهنگ سازی دارد. یعنی به بیان بهتر ما در زمینه تبلیغ هم نیاز به یک فرهنگسازی اساسی داریم.
به طور مثال بهترین تبلیغ برای یک اتومبیل این است که نشان دهید که یک اتومبیل داغان می شود اما سرنشینان آن سالم از ماشین خارج می شوند اما در ایران اصلا به این موضوع توجه نمی شود و هیچ شرکت اتومبیل سازی حاضر نیست که به این شکل برای محصول خود تبلیغ کند و آن را تبلیغ نمی داند.


گفته می شود که شب چهارشنبه سوری برنامه ای را می خواهید برای عموم مردم اجرا کنید، درباره این برنامه بیشتر توضیح دهید؟


اول اینکه مهمترین شرط اجرای این برنامه یافتن اسپانسر مناسب است و من برای این برنامه به دنبال اسپانسر هستم. در این صورت این برنامه امکان اجرا خواهد یافت. دلیل اصلی اجرای این برنامه نیز پیشنهادی بود که از سوی برنامه ریز کارهایم آقای حسینی داده شد.


هدف از برگزاری این برنامه چیست؟


اولین هدف این است که در شب چهارشنبه سوری به جای اینکه جوانان ما آتش بازی کنند و بلایی سر خود بیاورند برای تماشای این برنامه به ورزشگاه آزادی بیایند و همین می تواند مهمترین موفقیت برای این برنامه باشد.



در این برنامه چه کاری انجام می دهید؟


یک سری کارهای بدلکاری برای مردم انجام می دهیم و همچنین توضیح می دهیم که مثلا یک اتومبیل که برای کارهای بدلکاری استفاده می شود چه امکاناتی دارد که اتفاقی برای راننده نمی افتد. این برنامه برای آشنایی و فرهنگسازی اکشن سازی در ایران است.


برنامه چهارشنبه سوری برای چه قشری اجرا می شود؟


این برنامه برای تمام اقشار و برای تمام سنین برگزار می شود و مراحل مختلف بدلکاری برایشان توضیح داده می شود. یک سری از کارهای بدلکاری را از مردم می خواهیم که خودشان همراه با رعایت تمام مسائل ایمنی انجام دهند و در قبال این کارها به آنها جوایزی را تقدیم می کنیم. این جوایز نیز با هماهنگی با اسپانسرها از طرف آنها اهداء می شود تا تبلیغاتی نیز برای شرکت مورد نظر انجام شده باشد.


آینده کاری خود را در ایران چگونه می بینید؟


بسیار خوب. با وجود تمام مشکلات اما می دانم که به کار من احتیاج است و بنابراین به کارم در ایران ادامه خواهم داد.


آیا برای بازنشستگی خود نگرانی ندارید؟


نه به هیچ وجه. الان من کلی شاگرد دارم و خیلی از شاگردهای سابق من هم شاگرد دارند، یعنی به غیر از کار بدلکاری ما کار آموزش هم انجام می دهیم. در بسیاری از فیلمهای تلویزیونی و سینمایی هم به صحنه های اکشن نیاز است، پس من نگرانی از آینده و یا به قولی دوره پیری خود ندارم، چون من در حال حاضر یک طراح صحنه های جلوه ویژه هستم نه بدلکار.


به عنوان آخرین صحبت چه دوست دارید بگوئید؟


دوست دارم دیدگاه و لقبی که برای من وجود دارد تغییر کند. مثلا به من نگویند بدلکار کبری 11 ! چون این پروژه ظاهرا سکوی پرتاب من بود، اما یکی از کارهای معمولی در کارنامه کاری من به شمار می رود. بعد ازاین کار، فیلمهای بسیار بهتری را کار کرده ام که دوست دارم ، مردم بیشتر با آنها آشنا شوند.
شایان ذکر است برنامه ای که قرار بود از سوی گروه پیمان ابدی در شب چهارشنبه سوری برگزار شود به دلیل مسائل امنیتی برگزار نشد.




منبع : سی‌ نت

به روز شده در : پنجشنبه 17 ارديبهشت 1388 - 21:13

99:

منم تسلیت میگم........

100:

یک تحلیل تازه از مرگ ابدی

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

هر چند با مرگ دلخراش و ناگهانی مرحوم پیمان ابدی بسیاری از نوآوری‌های او در طراحی و اجرای حرکات اکشن و بدلکاری ناتمام ماند، اما می‌توان به ادامه این روند با گذشت این خاطره تلخ امیدوار بود.
مرگ بدلکار جوان سینمای ایران در دومین ماه از بهار 88 یک بار دیگر خاطره از دست رفتن هنرمندانی را یادآور می‌شود که حادثه سینمای ایران را از داشتن آنها محروم کرده است.

پیمان ابدی چهارشنبه 16 اردیبهشت سر صحنه تصویربردای فیلم "چشم‌های نامحسوس" ساخته سیدمحسن موسویان دچار حادثه‌ای دلخراش شد که مرگ او را در پی داشت. این جوان که تحصیلکرده آلمان بود در گروه اکشن کانسرت عضویت داشت که یکی از چهار گروه برتر بدلکاری در آلمان است و تنها متخصص ایرانی در گروه اکشن‌کاران مجموعه خارجی "کبرا-11" بود.


بازگشت ابدی از سال 85 به ایران با انگیزه ایجاد تحول در حرفه بدلکاری سینمای ایران منجر به تولد تخصصی به نام طراح و کارگردان حرکات اکشن شد که چیزی ورای بدلکاری‌های غیر حرفه‌ای بود که در کشورمان رواج داشت. در واقع این اتفاق را می‌شد به فال نیک گرفت و انتظار داشت آمار مرگ‌های سر صحنه به واسطه تصادف و حادثه به صفر برسد اما ... مرگ او به نوعی این امید و انتظار را بی‌جواب گذاشت.

ابدی در حالی با دنیای اکشن خداحافظی کرد که در حال بازسازی صحنه‌‌ای اکشن در یک فیلم تلویزیونی حادثه‌ای بود. صحنه‌ای که به گفته بسیاری از همکارانش مشکل‌تر از آن را با موفقیت پشت سر گذاشته بود. اما این بار اتوبوس پر از بنزین، کوکتل مولوتوف، گیر کردن چرخ اتوبوس به سنگ و ... دست به دست هم دادند تا ابدی گرفتار حادثه‌ای شود که قصد استفاده نمایشی از آن را داشت.

مجموعه فعالیت‌های پیمان ابدی در این سه سال و آنچه از تخصص حرفه‌ای او در بیش از 40 پروژه سینمایی و تلویزیونی عاید ما شد، جا افتادن حضور یک کارگردان و طراح صحنه‌های اکشن برای بازسازی کوچکترین صحنه‌های تصادف و کارهای غیر متعارف در فیلم‌ها و مجموعه‌های سینمایی و تلویزیونی بود.

جایگاهی که هر چند کوتاه‌مدت اما در ساختار تولیدات سینمایی و تلویزیونی نهادینه شد و قطعاً پس از او نیز این نگاه تخصصی و حرفه‌ای ادامه پیدا خواهد کرد. اما آنچه با مرگ ابدی یک بار دیگر در سینما و تلویزیون خودنمایی می‌کند خطری است که حتی حرفه‌ای‌ها را تهدید می‌کند و در عرض این سالها افرادی را دچار مرگ و نقص عضو کرده است.

علی سجادی حسینی کارگردان فیلم "مدرسه پیرمردها" که در فیلم سینمایی "عروس" نیز نقشی کوتاه بر عهده داشت، دهه هفتاد در حال فیلمبرداری "خط آتش" دچار سانحه شد. هر چند این حادثه به جهت استفاده از گلوله واقعی به جای گلوله مشقی شکل گرفت، اما هیچگاه پیگیری نشد و پرونده مرگ این کارگردان خوش‌قریحه بسته ماند.

"شب بخیر فرمانده" انسیه شاه‌حسینی نیز در زمان ساخت حادثه‌ای برای چند هنرور ایجاد کرد که منجر به مرگ آنها شد. فیلم سینمایی "چراغی در مه" پناه‌برخدا رضایی نیز هر چند سر صحنه حادثه‌ساز نشد، اما تصادف گروه تولید در مسیر بازگشت منجر به مرگ بهروز جلیلی بازیگر و آسیب‌دیدگی شدید اصغر شاهوردی صدابردار شد که هنوز هم در بستر بیماری به سر می‌برد.

جلیلی در فیلم‌هایی چون "دانه‌های ریز برف"، "استشهادی برای خدا" علیرضا امینی و "ترانه تنهایی تهران" سامان سالور نقش آفرینی کرده بود. اما شاهوردی تنها آسیب‌دیده حوادث پشت صحنه سینما نیست که هنوز از عواقب آن رنج می‌برد. مصطفی کرمی دستیار فیلمبردار جوان سینما بر اثر حادثه‌ای که سر صحنه رخ داد، دست و پای خود را از دست داد و هنوز هم درگیر مسائل درمانی و معیشتی خود است.

پگاه آهنگرانی شاید خوش‌شانس‌ترین آسیب‌دیده حوادث پشت صحنه سینما باشد که سر صحنه "آتش سبز" محمدرضا اصلانی به دلیل پاره شدن طناب و سقوط از ارتفاع از ناحیه کمر آسیب دید. اما استراحت مطلق چندین ماهه این بازیگر جوان را دوباره سرپا کرد تا به عرصه سینما بازگردد.

سابقه این اتفاق‌های ریز و درشت در پشت صحنه سینما و تلویزیون ایران کم نبوده که البته بسیاری از آنها شانس رسانه‌ای شدن پیدا نکرده و مسکوت مانده‌اند. اما وقتی این اتفاق‌ها را در یک سکانس به هم پیوسته مرور کرده و به نقطه اوجی چون مرگ پیمان ابدی می‌رسیم، این نکته بیش از پیش به چشم می‌آید که این بدلکار متخصص برای تغییر سیستماتیک در ساختاری تولید و بالا بردن ایمنی، به چیزی بیش از انرژی جوانی نیاز داشت.

ساختاری که در این سالها به جای پذیرش تمام و کمال او و حرفه‌اش با وی در تقابل بود و حاصل آن گله‌مندی‌های پیمان ابدی در این مقاطع اخیر بود. تلاش ابدی برای تکیه بر اصول روانشناسی ورزشی که درسش را خوانده بود و تأثیرگذاری بر بازیگران حرفه‌ای برای حضور در صحنه‌های اکشن بدون آنکه ترس و نگرانی داشته باشند، از نقش‌های مهم او بود که با این شیوه مرگش ناتمام ماند.

بازیگرانی چون مرحوم خسرو شکیبایی، مهراوه شریفی‌نیا، باران کوثری، محمدرضا گلزار، پژمان بازغی، محمدرضا فروتن، پوریا پورسرخ و ... با اعتماد و حمایت ابدی توانستند در صحنه‌های اکشن حضوری تأثیرگذار داشته باشند. هر چند با این مرگ، بسیاری از نوآوری‌های ابدی نیمه‌تمام می‌ماند اما می‌توان به ادامه این روند با گذشت خاطره مرگ تلخ او امیدوار بود.



منبع : مهر

به روز شده در : شنبه 19 ارديبهشت 1388 - 15:48

101:

گزارش مراسم خاکسپاری مرحوم پيمان ابدي

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

پیکر پیمان ابدی بدلکار سینمای ایران که دو روز پیش سر صحنه یک فیلم تلویزیونی جان خود را از دست داد، امروز جمعه 18 اردیبهشت از مقابل خانه سینمای ایران تشییع شد.
خاانه سینما امروز میزبان هنرمندان مختلف عرصه سینما نظیر رضا کیانیان، محمدرضا گلزار، بهمن دان، باران کوثری و شقایق دهقان و همچنین خانواده و علاقمندان پیمان ابدی بود که برای وداع با این هنرمند فقید گردهم آمده بودند.

در ابتدای این مراسم و بعد از قرائت آیاتی چند از کلام‌الله مجید، مسعود حقی دستیار کارگردان فیلم تلویزیونی "چشمان نامحسوس" درباره چگونگی وقوع حادثه و فوت پیمان ابدی در صحنه‌ای از فیلم گفت: خبرهایی در رسانه‌های مختلف درباره نحوه فوت پیمان ابدی درج شده بود که صحت نداشت. لحظاتی قبل از حادثه در کنار پیمان ایستاده بودم و گفتم این کار خطرناک است. پیمان گفت قصد دارد در سینمای اکشن ایران بدعت‌گذاری کند. او از عظیم موسوی سرپرست جلوه‌های ویژه فیلم خواست انتهای اتوبوسی را که قرار بود منفجر شود پر از بنزین کنند.
وی ادامه داد: پیمان قصد نداشت اتوبوس را به انتهای دره فرستاده و با چاشنی‌گذاری آن را منفجر کند. از این‌رو از بچه‌ها خواست کوکتل مولوتوف در اختیارش بگذارند. سیدمحسن موسویان کارگردان فیلم نیز به او گفت اگر این کار خطرناک است انجامش ندهد ولی پیمان با اطمینان شروع به کار کرد. او در همه کارهایش بسیار دقیق بود. روز قبل از حادثه صحنه‌ای خیلی سخت‌تر را به خوبی انجام داده بود.
حقی درباره لحظه وقوع حادثه توضیح داد: کوکتل مولوتوف در کنار فرمان اتوبوس بود که لحظه‌ای به زیر افتاد، دیدم پیمان خم شد تا آن را بردارد. برای یک لحظه دیدم او تمرکز لازم را ندارد و بعد از لحظاتی در ماشین را باز کرد و دیدم بیرون پرید، اما چرخ اتوبوس به روی یک تکه سنگ رفت و از حرکت ایستاد و تنها یک لحظه شنیدیم که پیمان کمک خواست. باور کنید ما همه سعی کردیم اتوبوس را حرکت دهیم ولی نشد. حتی جرثقیل هم نتوانست کمکی بکند. پیمان در صحنه و چیزی که به آن اعتقاد داشت مردانه رفت زیرا می‌خواست بدعتی در سینمای اکشن ایران به‌ جای گذارد.

در ادامه یکی از شاگردان مرحوم پیمان ابدی از او به عنوان دوستی خوب و برادری مهربان یاد کرد و گفت: خوش‌برخوردی پیمان زبانزد خاص و عام و اعتماد به نفسش مثالزدنی بود. به یاد ندارم سر صحنه‌ای از فیلم‌هایی که می‌رفتیم پیمان مورد توجه و محبوب جمع قرار نگیرد. او همه را شیفته خود می‌کرد. وی وقتی وارد ایران شد هدفش این بود که سینمای اکشن ایران را متحول کند.

وی افزود: من به نیابت از تمامی بچه‌های تیم و گروه اکشن ابدی می‌گویم پیمان نهایت تلاش خود را برای تحول سینمای اکشن ایران انجام داد و حتی در این راه جان خود را فدا کرد. پیمان مانند نام خانوادگیش ابدی و جاودانه شد و ما نخواهیم گذاشت راهی را که به روی سینمای ایران باز کرد، بسته شود بلکه راهش را ادامه داده و نامش را زنده نگه می‌داریم.

بعد از این سخنان پیکر مرحوم پیمان ابدی به داخل فضای باز خانه سینما آورده شد و در میان اشک و گریه حاضران آخرین لحظات خود را در کنار اهالی و خانواده سینما سپری کرد و از آنجا به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع شد.

ابدی متولد 1351 تهران و بزرگ شده آلمان بود. او در گروه اکشن کانسرت یکی از چهار گروه برتر بدلکاری در آلمان عضویت داشت. مرحوم ابدی که به خاطر حضور در صحنه‌های بدلکاری مجموعه آلمانی "هشدار برای کبری 11" شهرت داشت، سه سال پیش به ایران بازگشت و از آن زمان در بسیاری از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی به عنوان بدلکار و طراح صحنه‌های تصادف و سقوط از ارتفاع فعالیت کرد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

منبع : گزارش مهر، عکس‌ها فارس

شنبه 19 ارديبهشت 1388 - 15:59

102:

درخشنده: «پيمان ابدي» تكنيسين نبود،كارگردان اكشن بود

خبرگزاري فارس: «پوران درخشنده» گفت: كارهايي كه از «پيمان ابدي» ديدم، نشان از نبوغ سرشار و ابتكار داشت و نشان مي‌داد كه او يك خلق‌كننده است و تنها يك تكنيسين نيست.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

«پوران درخشنده» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس ضمن ابراز تأسف از درگذشت «پيمان ابدي»،گفت: با شنيدن اين خبر بسيار مـتأسف شدم و فكر مي‌كنم كه سينما يك انسان مستعد و بسيار فوق‌العاده را در عرصه كارگرداني اكشن از دست داد.

وي افزود: من با توجه به اينكه با مقوله كارگرداني اكشن و جلوه‌هاي ويژه در آمريكا آشنا هستم، شاهد اين بودم كه آقاي ابدي هم مثل اتفاقي كه در خارج از ايران مي‌افتد، اكشن را در فيلم‌ها كارگرداني مي‌كرد.
اين كارگردان سينما اظهار داشت: در خارج از ايران جلوه‌هاي ويژه و اكشن، كارگردان دوم محسوب مي‌شود كه طراحي انجام مي‌دهد و حتي به بازيگران تمرين حركت مي‌دهد، صحنه را مي‌چيند و به نوعي اتفاقاتي را كه بايد در صحنه بيافتد، تمرين مي‌كنند. اين كار، در آمريكا جايگاه خيلي خاصي دارد و كارگردانان اكشن بزرگ و مشهوري نيز در اين زمينه فعاليت دارند.
پوران درخشنده به فارس گفت: «پيمان ابدي» نيز با نگاه كارگرداني اكشن، برنامه‌ريزي براي يك اكشن زيبا و حركت خوب و باور پذير داشت.
وي با اشاره به اكشن فيلم‌‌ «پستچي سه بار در نمي‌زنند»‌ و سريال «كبري 11» گفت:‌ اكشن در اين آثار بسيار بي‌نظير بود. به نظرم كارگرداني مشكلي است و هماهنگي همه با هم در شكل‌گيري اين لحظات اكشن بسيار خلاقانه بود.
اين كارگردان در پايان سخنانش گفت: كارهايي كه از ايشان ديدم نشان از نبوغ سرشار و خلاقيت و ابتكار داشت و نشان مي‌داد كه او يك خلق‌كننده است و تنها يك تكنيسين نيست. «ابدي» كسي بود كه به كشورش عشق داشت و نشان داد كه چگونه عاشق سينماي كشورش است و از مرگ او بسيار متأسفم.

103:

بازتاب خبر درگذشت «پيمان ابدي» در رسانه‌هاي خارجي

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

پس از انتشار خبر درگذشت پيمان ابدي ـ بدلكار سينما و تلويزيون ايران ـ در رسانه‌هاي داخلي برخي از رسانه‌هاي خارجي نيز به انتشار اين خبر پرداختند.

به گزارش سرويس تلويزيون و راديو ايسنا، پيمان ابدي به خاطر بدلكاري در سريالي چون «هشدار براي كبري 11» و پخش اين سريال در كشورهاي مختلف، به چهره‌اي شناخته شده براي بسياري از علاقمندان سريال‌هاي تلويزيوني در دنيا مبدل شده بود و بر اين اساس، خبر درگذشت وي طي روزهاي گذشته در رسانه‌هاي كشورهايي چون آلمان و تايوان و غيره بازتاب داشت.

«تايوان نيوز» با پرداختن به اين خبر، تيتر «بدلكار ايراني در حين فيلمبرداري در اطراف تهران كشته شد» را انتخاب كرده‌است. اين رسانه‌ي آسيايي سپس اعلام كرده‌است كه بدلكار ايراني در بسياري از سريال‌هاي آلماني فعاليت داشته‌است كه برخي از اين سريالهاي آلماني در ايران هم مخاطب بسيار داشته‌است.
تايوان نيوز زمان بازگشت پيمان ابدي، 37 ساله به ايران را سال 2005 اعلام كرده و خاطرنشان كرده‌است كه ابدي در بازگشت به ايران يك آموزشگاه حرفه‌اي بدلكاري را هم راه‌اندازي كرده‌است.

چارت كينگ، بازآن لاين، اينترنت هابر، برلين كورير و تعدادي از تلويزيون‌هاي آلماني و ماهواريي ديگر رسانه‌هايي هستند كه طي روزهاي اخير به انعكاس خبر درگذشت پيمان ابدي پرداخته‌اند.

پيمان ابدي بدل‌كار سينما و تلويزيون ايران ساعت 17 روز چهارشنبه، 17 ارديبهشت ماه در حين تصويربرداري يك تله فيلم با نام «چشم‌هاي نامحسوس» بر اثر يك حادثه جان باخت.

104:

خبرش رو که پنجشنبه توی یه روزنامه دیدم هنوز نمیدونستم این همون شخصی هست که چند وقت قبل در موردش خونده بودم..... که فلان سوابق رو توی آلمان داره و کارگردان جلوه های ویژه کبری 11 هست و حتی موقع پخش سریال به بقیه هم میگفتم که این صحنه ها رو که میبینید کارگردانش یک ایرانی هست...

واقعا متاسف شدم...

مصاحبه هاش رو که میخونم فقط یک چیز به ذهنم میرسه اونم اینه که دست اندرکاران سینمای سنتی ایران هنوز ظرفیت و لیاقت استفاده از چنین شخصی رو نداشتند.

105:

اول که این خبرو شنیدم نتونستم بفهمم چی میگه خیلی باور نکردنی بود
تا حالا برای مرگ کسی انقدر ناراحت نشده بودم
اینم یکی دیگه از نخبه های ایرانی که رفت زیر یه خروار خاک
حیف......
روحش شاد

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

106:

من که هنوز هم باورم نمیشه...
انگار خدا هم دوست نداره که ما پیشرفت کنیم...یک نفر هم که برای ایران میخواست افتخار آفرینی کنه رو از دست دادیم...
خیلی حیف شد...

107:

واقعاخبر ناراحت کننده ایه
خدایش بیامرزد

108:

پروین سلیمانی درگذشت



ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

سلیمانی، چندی پیش به علت ابتلا به تومور مغزی در بیمارستان بستری بود، که دوشنبه در منزل دارفانی را وداع گفت.
«پروین سلیمانی» بازیگر پیشکسوت تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران دوشنبه شب درگذشت.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، سلیمانی، چندی پیش به علت ابتلا به تومور مغزی در بیمارستان بستری بود که امشب در منزل دارفانی را وداع گفت.

"پروین سلیمانی" با بیش از 60 سال فعالیت هنری در عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون، آثار ماندگاری همچون سرب، افسانه آه، دیگه چه خبر؟، هنرپیشه، شبح کژدم، بگذار زندگی کنم، برهوت، و زمان از دست رفته را از خود به یادگار گذاشته است.

این هنرمند توانا، متولد سال 1301 در تهران است. بازی در تئاتر را از سال 1323 و بازی در سینما را از سال 1331 با فیلم «گلنسا» به کارگردانی «سرژ آزاریان» آغاز کرد.
----------------------
خداوند رحمتشون کنه

109:

درگذشت این هنرمند عزیز را به نوه هنرمندش خانم ماه چهره خلیلی و همه دوستداران سینمای ایران تسلیت عرض میکنم .
------------------------------------------
فیلمی حدودا" دو دقیقه ای از این هنرمند را در لینک زیر مشاهده بفرمایید
http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=139906

110:

ماه چهره خلیلی : مادر بزرگم در نهايت در همان سكوت از دنيا رفت
خليلي، نوه اين بازيگر به ايسنا گفت: طي يك ماه گذشته كه مادر بزرگم را به خانه آورديم، حركت خاصي نداشت و تنها هنگامي كه دستمان را در دستش مي‌گذاشتيم آنرا مي‌گرفت كه در نهايت در همان سكوت از دنيا رفت. پروين...

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

پيكر پروين سليماني در ميان مردم هنردوست از خانه سينما تشييع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاك سپرده شد.

به گزارش راسخون از (ايسنا) دراين مراسم كه جمعي از هنرمندان نيز در كنار مردم حضور داشتند، داوود رشيدي، رييس انجمن بازيگران در سخناني با اشاره به حضور هنرمندان و مردم در تشييع اين هنرمند گفت: اين خصلت ما ايراني‌هاست كه هميشه جمع‌مان جمع است و به هنرمندان ارج مي‌نهيم.

دراين برنامه كه از ساعت 9 تا ساعت 10 صبح ادامه داشت بنا به وصيت پروين سليماني يكي از هنرمندان به‌نام «پايان خدايي» قطعه‌اي براي او دكلمه كرد.

محمدمهدي عسگر‌پور، كامران محمد ورشوچي، مريلا زارعي، محرم به‌سيم ، حميده خير‌آبادي، پوري بنايي، شهره لرستاني، حبيب اسماعيلي، علي‌اكبر ثقفي، پرويز پور‌حسيني، مهدي ميامي، شاهد احمد‌لو، ملكه رنجبر، اصغر بيچاره،پوران درخشنده و ماه چهره خليلي( نوه آن مرحومه) از حاضران مراسم بودند.

پيكر پروين سليماني، نادعلي‌ گويان به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) منتقل شد.



پروين سليماني متولد 1301 در تهران، فعاليت هنري‌اش را از سال 1323 با بازي در نمايش «شهرزاد قصه‌گو» آغاز كرد و در همان زمان به‌عنوان گوينده با راديو همكاري داشت. وي با فيلم «گل‌نسا» در سال 31 وارد سينما شد و طي بيش از 60 سال در حدود 80 فيلم ايفاي نقش كرد كه از ميان آنها مي‌توان به «خاك»، «شازده احتجاب»، «بوف كور»، «كندو»، «گوزن‌ها»، «غزل‌»، «آشيانه مهر»، «شبح كژدم»، «بگذار زندگي كنم»، «آن سوي آتش»، «سرب»، «زمان از دست‌رفته»، «ابليس»، «افسانه آه»، «هنرپيشه»، «شب روباه»، «سلطان و غزل» اشاره كرد.

پروين سليماني در دهمين جشنواره‌ي فيلم فجر براي بازي در فيلم «ديگه چه خبر» تقدير شد، اما حضور اين بازيگر در مجموعه‌هاي تلويزيوني به‌ويژه نقش او در مجموعه «تعطيلات نوروزي» بيشتر در خاطره‌ها مانده است و از ديگر سريال‌هايش مي‌توان به «گل پامچال»، «خاله سارا»، «اين خانه دور است»، «مدرسه مادربزرگ‌ها»، «فكر پليد»، «تهران 11 و كاشانه» نام برد.

گفتني مراسم ختم آن زنده‌ياد 16 خرداد ماه در مسجد حجت‌بن الحسن واقع در خيابان سهروردي از ساعت 18 تا 19 و 30 برگزار خواهد شد.

111:

فکر کنم در آخرین مصاحبه اش بود که خودش گفته بود احتمالا اخرین مصاحبه اش هست

روحش شاد و یادش گرامی باد


112:

روحش شاد
اون نقش طاهره خانومش که چنگال به دست بود همیشه
هیچوقت از ذهنم نمیره

113:


حیف شد...!
خدا بیامرزتش!

114:

روحش شاد و یادش گرامی

منم نقش طاهره خانوم چنگال بدستش رو همیشه یادم میاد شاید خیلیها سنشون به اون زمان قد نده یادش بخیر !

115:

خدا رحمتش كنه

116:

یاد و خاطره اش همیشه زنده باد

117:

فرخ لقاء هوشمند بازیگر قدیمی سینما، تلویزیون و تئاتر به دیار باقی شتافت
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



فرخ لقاء هوشمند" بازیگر قدیمی تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران، به دیار باقی شتافت.
فرخ لقاء هوشمند از بازیگران توانمند تئاتر ، سینما و تلویزیون ، متولد سال ۱۳۰۷ در رشت است. از آثار ماندگار این بازیگر پیشکسوت می توان به فیلم های "باشو غریبه کوچک" ، "مسافران" ، "الو!الو! من جوجوام" ، "کلاه قرمزی و پسرخاله" و "همه دختران من" اشاره کرد.
مراسم تشییع این بازیگربا سابقه متعاقبا اعلام می گردد.
روحش شاد و قرین رحمت باد.

118:

فرخ لقاء هوشمند چهارشنبه از خانه سینما به خانه ای ابدیش می رود
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


روابط عمومی خانه سینما اعلام کرد، مراسم تشییع پیکرزنده یاد فرخ القاء هوشمند بازیگر توانمند سینما، تلویزیون وتئاتر چهارشنبه 24 تیرماه ساعت 9 صبح از خانه سینما انجام می شود

119:

فرزند فرخ‌لقاء هوشمند با اشاره به مرگ پروین سلیمانی گفت: وقتی مادرم خبر مرگ پروین سلیمانی را شنید، خیلی ناراحت شد و به من گفت: ببین فرشته، نفر بعدی من هستم... به او گفتم این چه حرفی است كه می‌زنید. وقتی هم كه به قطعه هنرمندان رفتم، از من پرسید كه برای من در این قطعه جایی بود؟ من دوست دارم همكارانم من را دفن كنند... فرخ لقاء هوشمند 6 سال پیش نیز دچار سكته مغزی شد و در ماه‌های اخیر دچار فراموشی هم شده بود. فرخ‌لقا هوشمند با نام اصلی فرخ لقا پوررسول، در فیلم‌های متعددی چون غزل، شراره، زخمی، الو!الو! من جوجوام، كلاه قرمزی و پسرخاله همه دختران من ایفای نقش كرده است. منبع





روحش شاد و یادش گرامی

120:

عجب چه بی خبر !

واقعا دوستش داشتم همیشه پیره زنی مهربان با ته لهجه شمالی که حال هوای خوبی رو برای من زنده میکرد .

روحش شاد

121:

حاجی جون همچین بی خبرهم نبود..... بنده خدا چندین هفته در بیمارستان بوده که هفته های اخر هم در کما بسر میبرد .
خدا رحمتش کنه

122:

بیچاره ننه آقا...
خیلی با نمک بود...

123:

متاسف شدم...
یادش گرامی...

124:

روحش شاد

125:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
خالق فیلم بیادماندنی "بازمانده" به دیار باقی شتافت

سیف‌الله داد کارگردان فیلم سینمایی "بازمانده" پس از تحمل یک دوره بیماری در 54 سالگی دار فانی را وداع گفت. به گزارش خبرنگار مهر، سیف الله داد نویسنده، کارگردان، تدوینگر و مدیر سینمایی که از 29 تیرماه در بیمارستان مهر بستری بود بر اثر حمله قلبی درگذشت.
داد متولد 1334 خرمشهر و فارغ‌التحصیل رشته جامعه‌شناسی از دانشگاه شیرازبود. وی در دهه 60 عضو شورای بررسی فیلمنامه و گروه فیلم شبکه یک سیما بود در سال‌های بعد در بخش فرهنگی بنیاد سینمای فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول به کار بود. سیف‌الله داد در سال 74 تا 76 ریاست هیئت ‌مدیره خانه سینما را بر عهده داشت.
سیف‌الله داد به عنوان معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سالهای 1376 تا 1379 فعال بود که دوران فعالیت او در معاونت سینمایی با رضایت سینماگران همراه بود. داد در دهه 60 فیلم پرفروش "کانی‌ مانگا" را کارگردانی کرد و در دهه 70 فیلم "بازمانده" را ساخت.
قرار بود او اپیزود "تهران از ماورا" را در فیلم سینمایی "تهران در جستجوی زیبایی" را کارگردانی کند. با درگذشت این فیلمساز سومین تجربه کارگردانی او فرجامی نیافت. آخرین فعالیت داد در عرصه سینما تدوین فیلم سینمایی "فرزند صبح" به کارگردانی بهروز افخمی بود.
-----------------------------------------

126:

مروری بر کارنامه سیف‌الله داد

سیف‌الله داد متولد 1334 خرمشهر، فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی از دانشگاه شیراز بود. وی فعالیت هنری را سال 1357 به عنوان سرپرست تولید رادیو و تلویزیون مرکز شیراز آغاز کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، سیف‌الله داد در دهه 60 عضو شورای بررسی فیلمنامه و بازبینی فیلمنامه گروه فیلم و سریال شبکه یک بود. بخش مهمی از فعالیت‌های مدیریتی این کارگردان در بنیاد سینمایی فارابی رقم خورد، داد در مقاطع مختلف عضو شورای فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی، مسئول واحد تهیه طرح بنیاد سینمایی فارابی را برعهده داشت. مدیریت دفتر سینمایی "سینا فیلم"، ریاست هیئت مدیره خانه سینما و معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخش دیگری از فعالیت‌های این سینماگر بود.
سیف‌الله داد با ساخت فیلم "زیر باران" کارگردانی را تجربه کرد. "کانی مانگا" و "بازمانده" فیلم‌های بعدی این کارگردان بودند. که هریک موفقیت‌هایی را برای او رقم زدند. "کانی مانگا" فیلمی پرفروش و "بازمانده" اثری ستایش شده درباره فلسطین بود. پس از "بازمانده" داد یکی از اپیزودهای فیلم سینمایی "فرش" را کارگردانی کرد و قصد داشت امسال اپیزود "تهران از ماورا" از فیلم سینمایی "تهران در جستجوی زیبایی" را مقابل دوربین ببرد.
او مشاور عزیزالله حمیدنژاد در "هور در آتش"، تهیه‌کننده فیلم‌های سینمایی "همسر" و "بازمانده"، مجری طرح فیلم سینمایی "از کرخه تا راین"، او فیلم‌های سینمایی " بازمانده"، "عملیات کرکوک"، "هور در آتش" ،" ابلیس"،"در مسلخ عشق" ، "بچه های طلاق" و "فرزند صبح" را تدوین کرد و فیلمنامه فیلم‌های "بازمانده"، "کانی مانگا"، "گره" و "زیر باران" را نوشت.
سیف الله داد در سال 80 و در جریان انتخابات ریاست جمهوری برای سیدمحمد خاتمی فیلم تبلیغاتی ساخت.

127:

خاتمی درگذشت سیف الله داد را تسلیت گفت

سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق کشور در پیامی درگذشت معاون سابق سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هنرمند هنرشناس و دردآشنای ایران، سیف الله داد را تسلیت گفت.
به گزارش خبرگزاری مهر، در پیام رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگ ها و تمدنها آمده است: سیف الله داد بزرگ و والامنش نیز به ملاقات پروردگار رفت و جانمان را به آتش اندوه تاب دار کرد.
خاتمی در این پیام می افزاید: عزیزی با مناعت طبع مثال زدنی، دانش و بینش روشن، هنرمندی و هنرشناسی و درد آشنای انسان و انسانیت و پای بند دین و ارزشهای اصیل انقلاب مردمی - اسلامی، امروز در میان ما نیست و چه خسارت سنگینی برای ایران و ایرانی و همه هنرمندان و اندیشه وران و فرهیختگان این مرز و بوم. بدون تردید آثار هنری و نقش والای مدیریتی او در عرصه فرهنگ و هنر این کشور هیچگاه از یادها نخواهد رفت.
در پایان این پیام آمده است: از خداوند منان برای روان پاک و بلند این عزیز آمرزش و والایی جایگاه و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی و برای همه اصحاب فرهنگ و هنر شکیبایی و پایداری طلب می کنم.

128:

مراسم یادبود "سیف الله داد" جمعه در مسجد نور برگزار می شود

مراسم یادبود "سیف الله داد" روز جمعه نهم مرداد ماه در مسجد نور برگزار می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم یادبود این هنرمند فقید روز جمعه از ساعت 11 صبح در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار می‌شود.
======================

خدا رحمتشون کنه .

129:

خدا رحمتش کنه یلم بازماندش واقعا خوب بود فقط حیف یه مدت زیاد دادن از دهن افتاد !

130:

همایون هنرپیشه شوخ و شنگ و تپل سینما هم به دیار باقی شتافت .
روحش شاد.

131:

محمد علی تبریزیان یا ( همایون) هنرپیشه چاق سینمای قبل از انقلاب درگذشت.
============================================
ازمعروف ترین نقش های وی بازی در فیلم های تپلی و سلطان قلبها می باشد

فیلم‌ها

  • ۱ - زن و زمین/خوش غیرت (۱۳۵۷)
  • ۲ - جانی و تپل (۱۳۵۶)
  • ۳ - پاکباخته (۱۳۵۵)
  • ۴ - مردی در آتش (۱۳۵۵)
  • ۵ - بابا خالدار (۱۳۵۴)
  • ۶ - خانه خراب (۱۳۵۴)
  • ۷ - شاهرگ (۱۳۵۴)
  • ۸ - آقای جاهل (۱۳۵۲)
  • ۹ - خیالاتی (۱۳۵۲)
  • ۱۰ - دل خودش می‌خواد (۱۳۵۲)
  • ۱۱ - شورش (۱۳۵۲)
  • ۱۲ - فرزند شمشیر (۱۳۵۲)
  • ۱۳ - اسیر (۱۳۵۱)
  • ۱۴ - تپلی (۱۳۵۱)
  • ۱۵ - مرغ تخم طلا (۱۳۵۱)
  • ۱۶ - بابا شمل (۱۳۵۰)
  • ۱۷ - دختر فراری (۱۳۵۰)
  • ۱۸ - شوفر خوشگله (۱۳۵۰)
  • ۱۹ - حادثه جویان (۱۳۴۹)
  • ۲۰ - علی بی غم (۱۳۴۹)
  • ۲۱ - قوز بالا قوز (۱۳۴۹)
  • ۲۲ - لیلی و مجنون (۱۳۴۹)
  • ۲۳ - یاقوت سه چشم (۱۳۴۹)
  • ۲۴ - جیب بر خوشگله (۱۳۴۸)
  • ۲۵ - دنیای آبی (۱۳۴۸)
  • ۲۶ - روسپی (۱۳۴۸)
  • ۲۷ - کاسبهای محل (۱۳۴۸)
  • ۲۸ - مالک دوزخ (۱۳۴۸)
  • ۲۹ - پلی بسوی بهشت (۱۳۴۷)
  • ۳۰ - چرخ بازیگر (۱۳۴۷)
  • ۳۱ - خشم کولی (۱۳۴۷)
  • ۳۲ - دنیای پوشالی (۱۳۴۷)
  • ۳۳ - ستاره هفت آسمان (۱۳۴۷)
  • ۳۴ - سلطان قلبها (۱۳۴۷)
  • ۳۵ - عشق قارون (۱۳۴۷)
  • ۳۶ - مرد حنجره طلایی (۱۳۴۷)
  • ۳۷ - مردانه بکش (۱۳۴۷)
  • ۳۸ - ایمان (۱۳۴۶)
  • ۳۹ - دروازه تقدیر (۱۳۴۶)
  • ۴۰ - زن‌ها و شوهرها (۱۳۴۶)
  • ۴۱ - سرنوشت (۱۳۴۶)
  • ۴۲ - گوهر شب چراغ (۱۳۴۶)
  • ۴۳ - مأمور ۰۰۰۸ (۱۳۴۶)
  • ۴۴ - مرد بی ستاره (۱۳۴۶)
  • ۴۵ - نسیم عیار (۱۳۴۶)
  • ۴۶ - هارون و قارون (۱۳۴۶)
  • ۴۷ - امروز و فردا (۱۳۴۵)
  • ۴۸ - پروفسور نخاله (۱۳۴۵)
  • ۴۹ - حاتم طائی (۱۳۴۵)
  • ۵۰ - داماد فراری (۱۳۴۵)
  • ۵۱ - شمسی پهلوان (۱۳۴۵)
  • ۵۲ - فیل و فنجان (۱۳۴۵)
  • ۵۳ - قفس طلائی (۱۳۴۵)
  • ۵۴ - قهرمان دهکده (۱۳۴۵)
  • ۵۵ - گدایان تهران (۱۳۴۵)
  • ۵۶ - گنجینه سلیمان (۱۳۴۵)
  • ۵۷ - یک قدم تا بهشت (۱۳۴۵)
  • ۵۸ - خروس جنگی (۱۳۴۴)
  • ۵۹ - خوشگل خوشگلا (۱۳۴۴)
  • ۶۰ - داغ ننگ (۱۳۴۴)
  • ۶۱ - زشت و زیبا (۱۳۴۴)
  • ۶۲ - سرسام (۱۳۴۴)
  • ۶۳ - شیرمرد (۱۳۴۴)
  • ۶۴ - شیطون بلا (۱۳۴۴)
  • ۶۵ - مرخصی اجباری (۱۳۴۴)
  • ۶۶ - بن بست (۱۳۴۳)
  • ۶۷ - سه تفنگدار (۱۳۴۳)
  • ۶۸ - وسوسه (۱۳۴۳)
  • ۶۹ - آقای هفت رنگ (۱۳۴۲)
  • ۷۰ - جدال در مهتاب (۱۳۴۲)
  • ۷۱ - نابغه هفت ماهه (۱۳۴۲)
  • ۷۲ - دخترها اینطور دوست دارند (۱۳۴۱)
  • ۷۳ - زن دشمن خطرناکیست (۱۳۴۱)
  • ۷۴ - طلای سفید (۱۳۴۱)
  • ۷۵ - قربون خودم (۱۳۴۱)
  • ۷۶ - گرگهای گرسنه (۱۳۴۱)
  • ۷۷ - نصیب و قسمت (۱۳۴۱)
  • ۷۸ - آس و پاس (۱۳۴۰)
  • ۷۹ - آهنگ دهکده (۱۳۴۰)
  • ۸۰ - بیوه‌های خندان (۱۳۴۰)
  • ۸۱ - پستچی (۱۳۴۰)
  • ۸۲ - خانم عوضی گرفتین (۱۳۴۰)
  • ۸۳ - خروس بی محل (۱۳۴۰)
  • ۸۴ - دام عشق (۱۳۴۰)
  • ۸۵ - دختران حوا (۱۳۴۰)
  • ۸۶ - دختری فریاد می‌کشد (۱۳۴۰)
  • ۸۷ - صد کیلو داماد (۱۳۴۰)
  • ۸۸ - علی واکسی (۱۳۴۰)
  • ۸۹ - گلی در شوره زار (۱۳۴۰)
  • ۹۰ - مرغابی سرخ کرده (۱۳۴۰)
  • ۹۱ - آخرین هوس (۱۳۳۹)
  • ۹۲ - آینه تاکسی (۱۳۳۹)
  • ۹۳ - اول هیکل (۱۳۳۹)
  • ۹۴ - عروسک پشت پرده (۱۳۳۹)
  • ۹۵ - کی به کیه؟ (۱۳۳۹)
  • ۹۶ - از پاریس برگشته (۱۳۳۸)
  • ۹۷ - بی ستاره‌ها (۱۳۳۸)
  • ۹۸ - داماد میلیونر (۱۳۳۸)

132:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
روحش شاد ودر آرامش ابدی باد
که عمری را برای شادی و خنداندن مردم گذراند... حیف که فیلمهاش صد تا نشد ...
این هم یه عکس از مرحوم همایون (تپلی)

133:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

به گزارش شبكه خبر، پورفرج تهیه کننده تلویزیون و از دوستان نزدیک مرحوم رسام در مصاحبه با خبرنگار صداوسیما افزود: آن مرحوم از چند سال پیش با بیماری سرطان دست وپنجه نرم می کرد و 16 ماه پیش نیز برای ادامه درمان به آلمان سفر کرد.

وی تصریح کرد : پس از آن نیز ادامه درمان وی در بیمارستان های تهران ادامه داشت که از دیشب حال وی رو به وخامت گذاشت و با وجود تلاش کادر پزشکی بیمارستان لاله سرانجام ساعت 15 امروز درگذشت.

پور فرج که سابقه تهیه کنندگی مجموعه بزرگمرد کوچک به کارگردانی مرحوم رسام را در کارنامه خود دارد،‌ گفت : با هماهنگی خانواده وی ، ‌پیکر آن مرحوم ساعت 9صبح سه شنبه دوازدهم آبان از مقابل خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع می شود.

مرحوم مسعود رسام که مجموعه‌های " خانه سبز" و "سرزمین سبز " را در کارنامه هنری خود به جای گذاشت ،در سال 1336 در تهران متولد و پس از کسب مدرک کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما (دانشکده صدا و سیما) وارد عرصه حرفه ای فیلم سازی شد.

" بزرگ مرد کوچک "، "دریایی‌ها "، " همسران "، "مروارید سرخ "، "چاق و لاغر" و فیلم‌های سینمایی " سیندرلا " و "علی وغول جنگل" و مجموعه " غیر محرمانه " از دیگر آثار مرحوم رسام در حوزه کارگردانی است.


بنده این داغ را به خانواده بزرگ صدا و تصویر تسلیت میگویم

134:

فقط میتونم بگم تسلیت
روحشان شاد

135:

قسمت بزرگی از کودکی مون رو با ساخته هاش گذروندیم... روحش شاد...

136:

تمامی کارهاش جزو کارهای پر بیننده بود روحش شاد

137:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

138:

روحش شاد
من هم به نوبه خود درگذشت این کارگردان را به جامعه هنرمندان ایران سبز ، و خانواده ی محترم آن مرحوم تسیلت می گویم. یادش گرامی

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته ام از بدنم

139:

روحش شاد

140:

خدا رحمتش کنه !
==================
دوران کودکی و محله برو بیا یادش بخیر ...
رویای شیرین دریا
و....
خانه سبز ....
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
---------------------------
با تشکر از سجاد عزیز منتقل میشه به تالار سینمای ایران و تاپیک يادياران رفته

141:

روحش شاد

من هم به نوبه خود درگذشت این کارگردان را تسیلت می گویم.

142:

خدا رحمتش کنه
خیلی زحمت کشید.
روحش شاد

143:

در سوگ مسعود رسام
وداع با مردی که برای یک نسل خاطره ساخت
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

مجموعه‌هایی که مسعود رسام کارگردانی کرد برای یک نسل خاطره‌هایی فراموش نشدنی ساخت، نسلی که با "محله بهداشت" و "محله برو بیا" طعم کودکی را چشید و جوانی‌اش با "همسران" و "خانه سبز" پیوند خورد. در سال‌های ابتدای دهه 70 مجموعه‌ای از شبکه دو روی آنتن رفت که شکل و شیوه مجموعه‌سازی را تحت تاثیر قرار داد، جذابیت‌های این مجموعه پربیننده و موفق به اندازه‌ای بود که نه تنها بازیگرانش را به شهرت و محبوبیت رساند، بلکه نام کارگردان‌هایش را هم سر زبان انداخت.
"همسران" نمونه‌ای شد برای مجموعه‌سازی آپارتمانی و اپیزودیک که اگرچه سال‌ها در شبکه‌های خارجی تجربه می‌شد کمتر به تلویزیون ما راه پیدا کرده بود، "همسران" که نقطه اوجی در کارنامه مسعود رسام و بیژن بیرنگ بود، آغاز راه آنها نبود، یک دهه قبل زمانی که برنامه‌های تلویزیون تنوع نداشت رسام و بیرنگ با دو جنگ "محله بهداشت" و "محله برو بیا" که برای مخاطب کودک ونوجوان ساخته شده بود توانایی و استعدادشان را نشان دادند.

"محله بهداشت" و "محله برو بیا" که بازیگران تئاتر در آن نقش‌آفرینی می‌کردند و فضایی فانتزی و ویژه داشت مخاطبان بزرگسال را هم پای تلویزیون‌ها می‌نشاند، بچه‌های دهه 60 که شخصیت‌های این دو جنگ را به یاد داشتند چند سال بعد مخاطبان پر و پا قرص "همسران" و "خانه سبز" شدند.

مسعود رسام فارغ التحصیل کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در کنار بیژن بیرنگ زوجی را تشکیل داده بودند که در برنامه‌سازی تلویزیون در دهه 60 و 70 تنوع ایجاد کردند، نوع نگاه آنها نسبت به زندگی و استفاده از دانش روان‌شناسی در بیان مفاهیم اخلاقی و تربیتی امتیاز مجموعه‌هایی بود که رسام و بیرنگ پشت دوربین آن بودند. آنها در فضایی دست به این تجربه‌گرایی می‌زدند که مجموعه‌سازی بیشتر از هر چیز به حرفه‌ای پرسود و پررونق برای تهیه‌کننده‌ها تبدیل شده بود و قواعد بساز و بفروشی در آن حاکم بود.

بیژن بیرنگ و مسعود رسام که از دوران جوانی هم را می‌شناختند، نگاه و سلیقه‌ای شبیه به هم داشتند، نویسنده داستان‌ها و طراح موقعیت‌ها بیرنگ بود و رسام بیشتر به عنوان اجرا کننده در بخش کارگردانی حضوری پررنگ داشت، همکاری حرفه‌ای آنها متعادل و متوازن بود، هر یک بخشی را به عهده می‌گرفت و در شرایطی که عمر زوج‌های هنری در ایران کوتاه است آنها سال‌ها در کنار هم کار کردند و نامشان را در تیتراژ فیلم‌ها و مجموعه‌ها در کنار هم آوردند.

"همسران" با همه کاستی‌ها و خامدستی‌های تجربه اول بستری فراهم کرد تا تجربه درخشان "خانه سبز" بر روی آن شکل بگیرد، مجموعه‌ای که ضعف‌های "همسران" را نداشت و نقاط قوت آن را به شکلی پررنگ و کامل‌تر داشت. رسام و بیرنگ به دلیل موفقیت‌های "همسران" به جایگاه حرفه‌ای قابل توجه رسیده بودند و توانستند در "خانه سبز" خسرو شکیبایی را که در آن مقطع ستاره‌ای محبوب و پولساز در سینما بود به تلویزیون بیاورند.

"خانه سبز" با خسرو شکیبایی معنا پیدا می‌کرد و بازی در نقش رضا صباحی یکی از بیادماندنی ‌ترین بخش‌های کارنامه این بازیگر شد. شکیبایی روح قصه‌های مجموعه و نوع نگاه نویسنده و فضایی که کارگردان‌های "خانه سبز" از او می‌خواستند به خوبی درک می‌کرد و حلقه گمشده‌ای بود که به این مجموعه گرما و انرژی می‌داد.

به نظر می‌رسید همه چیز برای زوج رسام و بیرنگ به خوبی پیش می‌رود و آنها در بهترین روزهای زندگی حرفه‌ای‌شان هستند، هم اقبال عمومی را داشتند و هم منتقدان و مخاطبان نخبه مجموعه‌هایشان را می‌دیدند، آنها توانسته بودند مجموعه‌سازی را چند پله بالاتر ببرند، نه با بودجه‌های کلان مجموعه‌های تاریخی و نه با به رخ کشیدن توانایی‌شان در کارگردانی سکانس‌های شلوغ و پرسیاهی‌لشگر.آنها قصه‌های باورپذیری از زندگی می‌گفتند، از مردمانی با ویژگی‌های مختلف و گاه متناقض و از روزهای تلخ و شیرین زندگی.

اما "سرزمین سبز" مسیری را که با "خانه سبز" به نقطه‌ای روشن و امیدوارکننده رسید پایان داد، شاید بدترین اتفاق‌ها در زندگی حرفه‌ای رسام و بیرنگ که تا این مقطع نمی‌توان نامشان را از هم جدا کرد با "سرزمین سبز" رخ داد، قرار بود مجموعه در اندازه‌ای بزرگ‌تر دغدغه‌های سازندگانش را که در "همسران" و "خانه سبز" مطرح شده بود دنبال کند، اما نتیجه کار غم‌انگیز و ناامید‌کننده بود.

حضور بیتا فرهی که تا آن زمان به تلویزیون نیامده بود هم برگ برنده‌ای برای "سرزمین سبز" نشد تا مجموعه‌ای که در زمان تولید با مشکلات فراوان مواجه شد و پخش آن سال‌ها به تاخیر افتاد به نقطه روشن دیگری در کارنامه این زوج تبدیل شود، رسام و بیرنگ پس از "سرزمین سبز" مجموعه‌هایی برای کودکان و نوجوانان کارگردانی و تهیه‌کردند، سبکشان را ادامه دادند و کارگردان‌هایی را تربیت کردند که راهشان را دنبال کردند، اما چه کسی است که آرزو نکند کاش آنها می‌توانستد تجربه‌هایی که با "خانه سبز" به دست آورده بودند کامل کنند.

از اوایل دهه 80 بخش دیگری از کارنامه رسام رقم خورد، او به تنهایی و دور از بیژن بیرنگ مجموعه‌های "بزرگمرد کوچک"، "مروارید سرخ" و "غیرمحرمانه" را کارگردانی کرد، هیچ کدام دیده نشدند و اعتباری بیشتر برای کارگردان "همسران"، و "خانه سبز" به ارمغان نیاوردند، او که پیشتر فیلم‌های سینمایی "علی و غول جنگل" و "سیندرلا" را با همکاری بیرنگ ساخته بود تصمیم داشت اولین فیلم سینمایی مستقلش را کارگردانی کند اما این فرصت پیش نیامد.

مسعود رسام یکی از تاثیرگذارترین کارگردان‌ها و تهیه‌کننده‌های تلویزیون بود که هنوز می‌توان نشان سلیقه و ذوق او در مجموعه‌سازی را در مجموعه‌ها و فیلم‌های تلویزیونی دید، شخصیت‌پردازی‌ها، توجه به مضامین خاص، استفاده از بازیگران در نقش‌هایی متفاوت و تجربه کردن فضاهایی تازه در تلویزیون از امتیازهای مجموعه‌های این کارگردان است.

مضامین و سوژه‌ها در مجموعه‌های بیرنگ و رسام از آنجا که درباره انسان و روابط انسانی هستند کهنه نمی‌شوند، بسیاری از مردم هنوز هم شخصیت‌های دوست‌داشتنی این مجموعه‌ها را به یاد دارند، به نظر می‌رسد می‌بایست خوشحال باشیم که رسام در زندگی کوتاهش قدر دید و به اندازه کافی به فعالیت‌هایش توجه شد، اما نکته دریغ‌انگیز این است که مسعود رسام هم مانند بسیاری از هنرمندان این سرزمین نتوانست مسیر طبیعی را طی کند و انقطاع ناخواسته‌ای که پس از "خانه سبز" به وجود آمد او را برای رسیدن به قله اوج محدود کرد.

خبر درگذشت مسعود رسام اپیزودی از "خانه سبز" را بیاد می‌آورد، همان اپیزودی که رضا صباحی (خسرو شکیبایی) به استقبال مرگ می‌رود و با وجود غربت، تنهایی و ترس از دوری از عزیزانش با این حادثه کنار می‌آید و تلاش می‌کند در مرگ هم ردپایی از زندگی و روشنی بیابد. مرگ پایان کبوتر نیست....





منبع : مهر


144:

از شنیدن خبر درگذشتش هم شوکه شدم و هم بسیار ناراحت
یادمه همیشه هر سریال ایرانی رو که دوست داشتم و میدیدم آخرش اسم مسعود رسام و کنار اسم بیژن بیرنگ اخر تیتراژ اون سریال میدیدم


خدایش بیامرزد

145:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «امير قويدل» در ماه‌هاي اخير به دليل نارسايي كبد در بيمارستان پارسيان تهران بستري بود.
وي فيلم‌هاي بار هستي، رخساره، بندر مه آلود، گالان، دل نمك، ترن، سردار جنگل، ميرزا كوچك خان، برنج خونين و خونبارش را در كارنامه سينمايي خود دارد.
قويدل دستيار ساموئل خاجيكيان كارگردان فقيد سينماي ايران بوده و كار سينما را با فيلم مرگ در بهاران به كارگرداني وي آغاز كرده است.

146:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

زندگينامه

امير قويدل متولد 1326 مشهد است. وي فعاليت سينمايي را با فيلم «مرگ در باران» ساخته ساموئل خاچيكيان به عنوان دستياري كارگردان آغاز كرد. وي در سال 17 آبان ماه 88 دار فاني را وداع گفت. روحش شاد و يادش گرامي.


كارگردان : (۱۰)مورد


۱ - بار هستي (۱۳۸۷)
۲ - رخساره (۱۳۸۰)
۳ - بندر مه آلود (۱۳۷۱)
۴ - گالان (۱۳۶۹)
۵ - دل نمك (۱۳۶۸)
۶ - ترن (۱۳۶۶)
۷ - سردار جنگل (۱۳۶۲)
۸ - ميرزا كوچك خان (۱۳۶۲)
۹ - برنج خونين (۱۳۶۰)
۱۰ - خونبارش (۱۳۵۹)

دستيار كارگردان :

۱ - برهوت (۱۳۶۷)
۲ - عقاب ها (۱۳۶۳)
۳ - فرمان (۱۳۶۰)
۴ - امشب اشكي مي ريزد (۱۳۵۷)
۵ - كوسه جنوب (۱۳۵۶)
۶ - اضطراب (۱۳۵۴)
۷ - مرگ در باران (۱۳۵۳)

مشاور كارگردان :

۱ - برهوت (۱۳۶۷)
۲ - فرمان (۱۳۶۰)
۳ - امشب اشكي مي ريزد (۱۳۵۷)

نويسنده :

۱ - بندر مه آلود (۱۳۷۱)
۲ - گالان (۱۳۶۹)
۳ - ترن (۱۳۶۶)
۴ - سردار جنگل (۱۳۶۲)
۵ - ميرزا كوچك خان (۱۳۶۲)
۶ - برنج خونين (۱۳۶۰)
۷ - خونبارش (۱۳۵۹)
۸ - امشب اشكي مي ريزد (۱۳۵۷)
۹ - كوسه جنوب (۱۳۵۶)
۱۰ - اضطراب (۱۳۵۴)
۱۱ - مرگ در باران (۱۳۵۳)

طراح صحنه :

ساخت آنونس :

۱ - بندر مه آلود (۱۳۷۱)

147:

اثار بسیار به یاد ماندنی ساخته روحش شاد و یادش گرامی

148:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

بندر مه الود
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

عقابها
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

149:

امیر قویدل درگذشت.
امير قويدل متولد 1326 مشهد است. وي فعاليت سينمايي را با فيلم «مرگ در باران» ساخته ساموئل خاچيكيان به عنوان دستياري كارگردان آغاز كرد. وي در 17 آبان ماه سال88 دار فاني را وداع گفت. روحش شاد و يادش گرامي.

150:

«امير قويدل» درگذشت
قويدل دستيار ساموئل خاجيكيان كارگردان فقيد سينماي ايران بوده و كار سينما را با فيلم مرگ در بهاران به كارگرداني وي آغاز كرده است.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )فارس: «امير قويدل» كارگردان سينماي ايران در 62 سالگي دار فاني را وداع گفت.

«امير قويدل» در ماه‌هاي اخير به دليل نارسايي كبد در بيمارستان پارسيان تهران بستري بود.
وي فيلم‌هاي بار هستي، رخساره، بندر مه آلود، گالان، دل نمك، ترن، سردار جنگل، ميرزا كوچك خان، برنج خونين و خونبارش را در كارنامه سينمايي خود دارد.

قويدل دستيار ساموئل خاجيكيان كارگردان فقيد سينماي ايران بوده و كار سينما را با فيلم مرگ در بهاران به كارگرداني وي آغاز كرده است.

زمان تشييع و خاكسپاري وي متعاقبا اعلام مي‌شود.

151:


152:

کجای کاری برادر ؟

«امير قويدل» درگذشت

ادغام کن !

153:

مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد امیر قویدل
پیکر زنده‌یاد امیر قویدل کارگردان سینما و تلویزیون صبح امروز سه‌شنبه از مقابل ساختمان شماره دو خانه سینما تشییع و برای خاکسپاری به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) منتقل شد.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
مهسا کرامتی
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
اصغر بیچاره و منوچهر اسماعیلی
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
محمدمهدی عسگرپور مدیر عامل خانه سینما
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
بهزاد فراهانی
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
سیداحمد میرعلایی مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

154:

ممنون از حاج مهدی عزیز
میگم بهتر تاپیک ادغام بشه نه !!

155:

صد البته .

156:

"جمشید لایق" درگذشت

جمشید لایق" بازیگر پیشكسوت هنرهای نمایشی، تلویزیون و سینمای ایران، بر اثر عارضه قلبی و تنفسی، در 78 سالگی دارفانی را وداع گفت.
به گزارش شبكه خبر، "لایق" از هفته گذشته در بیمارستان قلب تهران بستری شده بود و پزشکان معالج، وضع عمومی وی را وخیم اعلام کرده بودند.

"جمشید لایق"، در سال 1310 در یکی از محله های قدیمی تهران متولد شد.

وی پس از اخذ دیپلم ادبی و هنرستان هنرپیشگی در سال 1332 با گروه هنر ملی آشنا شد.

این هنرمند قدیمی در سال 1333 دوره بازیگری و کارگردانی را زیر نظر یک استاد تئاتر در آمریکا گذراند و در سال 1338 به استخدام اداره هنرهای دراماتیک درآمد.

مرحوم "لایق" در سال 1353 برای دریافت لیسانس درام شناسی، کارگردانی و بازیگری در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد.

این بازیگر فقید در کنار بازیگری و کارگردانی، در دانشگاه آزاد اسلامی نیز تدریس می كرد.

وی همچنین موفق به کسب درجه دکترای هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.

از آثار سینمایی و ماندگار این هنرمند باسابقه می توان به فیلم های رگبار، کلاغ، دایره مینا، ترنج، بوعلی سینا، شاخه های بید، در آرزوی ازدواج، و سگ کشی اشاره كرد.

"لایق" هنچنین در مجموعه های تلویزیونی مانند محاکمه، سربداران ، سلطان و شبان و هزاردستان بازی كرد.

"جمشید لایق" آخرین بار در سال 1378 در نمایش "ریچارد سوم" به کارگردانی داوود رشیدی روی صحنه تئاتر رفت

157:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

158:

زندگينامه
جمشيد لايق، در سال 1310 در يكي از محله هاي قديمي تهران متولد شد. او بعد از گرفتن ديپلم ادبي و ديپلم هنرستان هنرپيشگي در سال 1332 با گروه هنر ملي آشنا شد و سال (1334- 1333) دوره ي بازيگري و كارگرداني را زير نظر يك استاد تئاتر در آمريكا گذراند و در سال 1338 به استخدام اداره ي هنرهاي دراماتيك درآمد. او در سال 1353 براي دريافت ليسانس درام شناسي، كارگرداني و بازيگري از دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد. در پي اجراهاي داخلي نمايشنامه هايش به خارج از كشور نيز بارها دعوت شد و در كشورهاي مختلف با گروه هاي مختلفي كه كار مي كرد به هنرنمايي پرداخت. او در كنار بازيگري و كارگرداني به تدريس در دانشگاه آزاد اسلامي نيز پرداخته است و همچنين موفق به كسب درجه دكتراي هنري از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گرديده است(بود!!).

--------------------------------------
  1. دستيار كارگردان : (۱)مورد
    (۱۳۵۰)
    ۱ - شهر قصه (۱۳۵۲)


159:

روحش شاد

160:

از مرگ جمشید لایق بی نهایت متاسف شدم
یاد بازی زیباش در روزی روزگاری و سگ کشی بخیر
روحش شاد یادش گرامی

161:

ممنون از شما دوست تازه وارد حضور شما را در هم میهن و در تالار سینما گرامی میداریم ...
نقش مرحوم لایق در روزی روزگاری چی بود متاسفانه من فراموش کردم ...

162:

محسن آراسته درگذشت

فرهنگ > سینما - محسن آراسته از بازیگران پیشکسوت سینمای ایران در سن 70 سالگی درگذشت.
به گزارش ایلنا محسن آراسته بازیگر پیشکسوت سینمای ایران که فعالیت خود را در سینما با بازی در فیلم گرگ صحرا به کارگردانی سعید نیوندی در سال 1340 آغاز کرد در نزدیک به نیم قرن فعالیت سینمای خود در آثاری همچون صدای سخن عشق ،جستجو در جزیره و انتظار یحیی و بیشاز صد فیلم دیگر ایفای نقش کرد و در این مدت با کارگردان‌های همچون مهدی صباغ زاده ،علی حاتمی رضا شالچی همکاری داشته است .
مراسم تشییع پیکر این بازیگر سینما روز سه شنبه 19 آبان ساعت 9 صبح از مقابل ساختمان شماره یک خانه سینما واقع در خیایبان بهار جنوبی برگزار می شود.

163:

  1. بازيگر : (۱۱۸)مورد
    (۱۳۷۰)(۱۳۶۰)(۱۳۵۰)(۱۳۴۰) ۱ - انتظار (۱۳۷۹)
    ۲ - صداي سخن عشق (۱۳۷۹)
    ۳ - يحيي (۱۳۷۴)
    ۴ - جستجو در جزيره (۱۳۶۹)
    ۵ - تازه عروس (۱۳۵۶)
    ۶ - مردي در آتش (۱۳۵۵)
    ۷ - رفيق (۱۳۵۴)
    ۸ - كوثر (۱۳۵۳)
    ۹ - بيگانه (۱۳۵۲)
    ۱۰ - صخره سياه (۱۳۵۲)
    ۱۱ - قربون زن ايروني (۱۳۵۲)
    ۱۲ - ناخدا باخدا (۱۳۵۲)
    ۱۳ - آشوبگر (۱۳۵۱)
    ۱۴ - احمد چوپان (۱۳۵۱)
    ۱۵ - جدال در كوير (۱۳۵۱)
    ۱۶ - خوشگله (۱۳۵۱)
    ۱۷ - صبح روز چهارم (۱۳۵۱)
    ۱۸ - علي سورچي (۱۳۵۱)
    ۱۹ - فدايي (۱۳۵۱)
    ۲۰ - قلندر (۱۳۵۱)
    ۲۱ - كافر (۱۳۵۱)
    ۲۲ - يك جو غيرت (۱۳۵۱)
    ۲۳ - آتشپاره شهر (۱۳۵۰)
    ۲۴ - احمد چكمه اي (۱۳۵۰)
    ۲۵ - بده در راه خدا (۱۳۵۰)
    ۲۶ - خانه به دوشان (۱۳۵۰)
    ۲۷ - رنگين كمان (۱۳۵۰)
    ۲۸ - سه تا جاهل (۱۳۵۰)
    ۲۹ - شاطر عباس (۱۳۵۰)
    ۳۰ - عزيز قرقي (۱۳۵۰)
    ۳۱ - عشقي ها (۱۳۵۰)
    ۳۲ - عمو يادگار (۱۳۵۰)
    ۳۳ - قصاص (۱۳۵۰)
    ۳۴ - مرد افكن (۱۳۵۰)
    ۳۵ - ملا ممد جان (۱۳۵۰)
    ۳۶ - نوبر اصفهان (۱۳۵۰)
    ۳۷ - آفتاب مهتاب (۱۳۴۹)
    ۳۸ - بارگاه شيطان (۱۳۴۹)
    ۳۹ - جواني هم عالمي دارد (۱۳۴۹)
    ۴۰ - حسن فرفره (۱۳۴۹)
    ۴۱ - زيباي جيب بر (۱۳۴۹)
    ۴۲ - شب اعلام (۱۳۴۹)
    ۴۳ - طوقي (۱۳۴۹)
    ۴۴ - علي بي غم (۱۳۴۹)
    ۴۵ - مردي از جنوب شهر (۱۳۴۹)
    ۴۶ - مريد حق (۱۳۴۹)
    ۴۷ - آخرين مبارزه (۱۳۴۸)
    ۴۸ - پسران قارون (۱۳۴۸)
    ۴۹ - دنياي آبي (۱۳۴۸)
    ۵۰ - دو دل و يك دلبر (۱۳۴۸)
    ۵۱ - سه فراري (۱۳۴۸)
    ۵۲ - عشق كولي (۱۳۴۸)
    ۵۳ - غول بياباني (۱۳۴۸)
    ۵۴ - قلب هاي طلايي (۱۳۴۸)
    ۵۵ - قهوه خانه قنبر (۱۳۴۸)
    ۵۶ - گناه زيبايي (۱۳۴۸)
    ۵۷ - گناه مادر (۱۳۴۸)
    ۵۸ - چوب خدا (۱۳۴۷)
    ۵۹ - سالار مردان (۱۳۴۷)
    ۶۰ - سر سخت (۱۳۴۷)
    ۶۱ - سكه دورو (۱۳۴۷)
    ۶۲ - شعله هاي خشم (۱۳۴۷)
    ۶۳ - قمارباز (۱۳۴۷)
    ۶۴ - قوس و قزح (۱۳۴۷)
    ۶۵ - ماجراي شب ژانويه (۱۳۴۷)
    ۶۶ - مرد صحرا (۱۳۴۷)
    ۶۷ - چرخ فلك (۱۳۴۶)
    ۶۸ - حقه بازان (۱۳۴۶)
    ۶۹ - دنياي قهرمانان (۱۳۴۶)
    ۷۰ - زن ها و شوهرها (۱۳۴۶)
    ۷۱ - سوغات فرنگ (۱۳۴۶)
    ۷۲ - فراري (۱۳۴۶)
    ۷۳ - گل آقا (۱۳۴۶)
    ۷۴ - ولگردان ساحل (۱۳۴۶)
    ۷۵ - ولگردها (۱۳۴۶)
    ۷۶ - يكه بزن (۱۳۴۶)
    ۷۷ - آقا دزده (۱۳۴۵)
    ۷۸ - اعتراف (۱۳۴۵)
    ۷۹ - بيست سال انتظار (۱۳۴۵)
    ۸۰ - حاتم طائي (۱۳۴۵)
    ۸۱ - داماد فراري (۱۳۴۵)
    ۸۲ - دختر كدخدا (۱۳۴۵)
    ۸۳ - سه قهرمان (۱۳۴۵)
    ۸۴ - شارلاتان (۱۳۴۵)
    ۸۵ - قفس طلائي (۱۳۴۵)
    ۸۶ - قهرمان دهكده (۱۳۴۵)
    ۸۷ - مأمور 114 (۱۳۴۵)
    ۸۸ - مرد سرگردان (۱۳۴۵)
    ۸۹ - مرد و نامرد (۱۳۴۵)
    ۹۰ - نخاله قهرمان (۱۳۴۵)
    ۹۱ - ببر كوهستان (۱۳۴۴)
    ۹۲ - جلاد (۱۳۴۴)
    ۹۳ - خروس جنگي (۱۳۴۴)
    ۹۴ - خوشگل خوشگلا (۱۳۴۴)
    ۹۵ - ده سايه خطرناك (۱۳۴۴)
    ۹۶ - زبون بسته (۱۳۴۴)
    ۹۷ - سه تا نخاله (۱۳۴۴)
    ۹۸ - شانس بزرگ (۱۳۴۴)
    ۹۹ - عشق و انتقام (۱۳۴۴)
    ۱۰۰ - مراد و لاله (۱۳۴۴)
    ۱۰۱ - مرد ده ميليون توماني (۱۳۴۴)
    ۱۰۲ - مردي در قفس (۱۳۴۴)
    ۱۰۳ - مزد خونين (۱۳۴۴)
    ۱۰۴ - من مادرم (۱۳۴۴)
    ۱۰۵ - اشك يتيم (۱۳۴۳)
    ۱۰۶ - ببر رينگ (۱۳۴۳)
    ۱۰۷ - تعقيب خطرناك (۱۳۴۳)
    ۱۰۸ - جاهل محل (۱۳۴۳)
    ۱۰۹ - جاهل ها و ژيگول ها (۱۳۴۳)
    ۱۱۰ - چهار تا شيطون (۱۳۴۳)
    ۱۱۱ - عروس فرنگي (۱۳۴۳)
    ۱۱۲ - كمينگاه شيطان (۱۳۴۳)
    ۱۱۳ - مسير رودخانه (۱۳۴۳)
    ۱۱۴ - آراس خان (۱۳۴۲)
    ۱۱۵ - جاده مرگ (۱۳۴۲)
    ۱۱۶ - مسافري از بهشت (۱۳۴۲)
    ۱۱۷ - عروس دهكده (۱۳۴۱)
    ۱۱۸ - گرگ صحرا (۱۳۴۰)
فيلم شناسی : بازيگر مدير تهيه
  1. مدير تهيه : (۱)مورد
    (۱۳۴۰) ۱ - جاده مرگ (۱۳۴۲)

164:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

روحش شاد

165:

خدا رحمتش کنه

166:

نیکو خردمند ، بازیگر پیشکسوت سینما درگذشت

نیکو خردمند بازیگر و صداپیشه پیشکسوت سینمای ایران صبح امروز سه شنبه در بیمارستان ابن سینا درگذشت.

آهو خردمند خواهر این مرحوم با تایید خبر فوق به خبرنگار مهر گفت: وی پس از عارضه سکته قلبی در بیمارستان ابن سینا بستری بودند و امروز نزدیک چهار صبح دارفانی را وداع گفتند. مراسم تشیع پیکر وی متعاقبا اعلام می شود.

نیکو خردمند بازیگر با سابقه سینما پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطره‌انگیز "پرده آخر" که در سال‌های اخیر کم کار شده بود27 شهریور ماه در جشن خانه سینما تجلیل شد.

متولد 1311 در تهران است و فعالیت هنری‌اش را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرده و از سال 1339نیز در دوبله مشغول بوده است.

وی کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقش آفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.

این بازیگرهمچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شده است.

نیکو خردمند در سال‌های اخیر در فیلم‌های "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند می‌گیری گریه کنی" بازی کرد.
==============================================
مثل اینکه پاییز و خزان یاران سینما رسیده ....!
روحش شاد
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

167:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

روحش شاد
صدای ماندگار این بانو هیچ وقت فراموش نخواهد شد

168:

خدا رحمتشون کنه خیلی ناراحت شدم.

169:

خدا رحمتش کنه واقعا عزیز بود

170:

خدا رحمتش کنه چی شده چرا این روزا خبر مرگ هنرمندا پشت سر هم میاد

171:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



نیکو خردمند گوینده و بازیگر ایرانی سینما و تلویزیون بود.

او خواهر بزرگ‌تر آهو خردمند (بازیگر سینما و تئاتر) است. نیکو خردمند دارای مدرک تحصیلی دیپلم و فارغ التحصیل کارگردانی سینما در رویال تاتر سلطنتی بود.

فعالیت‌های او از سال ۱۳۳۷ با گویندگی در رادیوشروع شد. وی گویندگی فیلم را در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد و گوینده نقش‌های کلودیا کاردیناله، آوا گاردنر، الیزابت تیلور، فخری خوروش، ایرن، کتایون و … بوده‌است . او گوینده نمایش‌های رادیویی برنامه دوم رادیو از سال ۱۳۴۲ تا سال ۱۳۴۷ و همچنین مجری برنامه معرفی تاتر در تلویزیون در سال ۱۳۵۱ بود. فعالیت سینمایی او با بازی در فیلم «پرده آخر» (واروژ کریم مسیحی) در سال ۱۳۶۹ شروع شد .

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

در این فیلم ها هنرنمایی کرده اند:

* پرده آخر (واروژ کریم مسیحی – ۱۳۶۹)
* حکایت آن مرد خوشبخت (رضا حیدرنژاد – ۱۳۶۹)
* خانه خلوت (مهدی صباغزاده – ۱۳۷۰)
* مسافران (بهرام بیضایی – ۱۳۷۰)
* بازیچه (تورج منصوری – ۱۳۷۲)
* راز گل شب بو (سعید خورشیدیان – ۱۳۷۲)
* زینت (ابراهیم مختاری – ۱۳۷۲)
* روزهای خوب زندگی (مهدی صباغزاده – ۱۳۷۳)
* نگاهی دیگر (حسین مختاری – ۱۳۷۳)
* غزال (مجتبی راعی – ۱۳۷۴)
* سفر پر ماجرا (سیامک اطلسی – ۱۳۷۵)
* روانی (داریوش فرهنگ – ۱۳۷۶)
* قاصدک (قاسم جعفری – ۱۳۷۶)
* قاعده بازی (عبدالرضا نواب صفوی – ۱۳۷۶)
* هفت سنگ (عبدالرضا نواب صفوی – ۱۳۷۶)
* شراره (سیامک شایقی – ۱۳۷۸)
* کاغذ بی خط (ناصر تقوایی – ۱۳۸۰)
* قلب‌های ناآرام (مجید مظفری – ۱۳۸۱)
* صبحانه‌ای برای دو نفر (مهدی صباغزاده – ۱۳۸۱)
* پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان – ۱۳۸۳)
* کافه ستاره (سامان مقدم – ۱۳۸۳)
* پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده – ۱۳۸۳)
* خاک آشنا – (بهمن فرمان‌آرا – ۱۳۸۷)


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
نیکو خردمند حدود ساعت ۴ بامداد ۲۶ آبان ۱۳۸۸، در سن ۷۷ سالگی و در بیمارستان ابن سینای تهران دیده از جهان فرو بست. وی پاییز سال ۱۳۸۷ چندین بار در بیمارستان بستری شده بود و در ماه‌های گذشته نیز با بیماری‌اش شدت یافته بود. خردمند در هفته‌های اخیر به دلیل بیماری قلبی و عروقی و ضعف جسمانی تحت مراقبت قرار گرفت و در بیمارستان بستری شده بود.
جوایز

* برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (بازیچه) [دوره ۱۲ام جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۲]
* برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (پرده آخر) [دوره ۹ام جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۹]
* کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (غزال) [دوره ۱۴ام جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۴]

172:


ممنون برا این تصویر



خدایش بیامرزد

واقعا دوست داشتنی بود روحش شاد

173:

روحشون شاد و يادشون گرامي باد

174:

خدا رحمتش کنه
وقتی شنیدم از ته دل ناراحت شدم
خدا بیامرزتش

175:

آخی
جیف شد ...
خدا بیامرزتش !

176:

خدا رحمتش کنه بی نظیر بود

177:

روحش شاد و یادش گرامی
یاد فیلمها و سریالهای خوبش همیشه در ذهنمان باقی خواهد ماند.
سریال دزدان مادر بزرگ رو یادتون هست هنوز؟؟؟

178:

خدا بیامرزدش


هر کی این پست رو خوند یه فاتحه بفرسته براش

179:

خدا رحمتش کنه. بازیگر خوبی بود.

180:

خدارحمتشون کنه
یادش گرامی

181:

مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد نیکو خردمند
پیکر زنده‌یاد نیکو خردمند صبح امروز پنجشنبه با حضور هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون از مقابل خانه سینما تشییع و برای خاکسپاری به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) منتقل شد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )




ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

182:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )




ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

183:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

184:

هنرمنداني كه در سال 88 از ميان ما رفتند
گزارشي از درگـذشـت 20 هــنرمند سينما و تئاتر

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ماهها و روزهاي سال 88 با درگذشت جمعي از هنرمندان عرصه‌ي تئاتر و سينماسپري‌شد؛اردشيركشاور ي،پيمان ابدي،پروين سليماني،نيكو خردمند،جمشيد لايق،سيف‌الله داد،مهين بزرگي،امير قويدل،مسعود رسام،عباس شباويز و..سومين روز از سال 88 با «حادثه در شهر عروسكها» آغاز شد؛اردشير كشاورزي هنرمند عرصه‌ي تئاتر كشور در سن 63 سالگي بر اثر سرطان ريه از دنيا رفت.

«هادي و هدي»، «علي‌بابا و چهل دزد بغداد»، «حسني و لوبياي سحرآميز»، «حادثه در شهر عروسكها» و نمايش‌هاي عروسكي ديگر از جمله كارهاي ماندگاري هستند كه در برخورد اول ذهن را به سوي چهره سازنده آن اردشير كشاورزي مي‌برد. خالق اين آثار ماندگار در سوم فروردين ماه از دنيا رفت.

و اما حادثه‌ي عصر 16 ارديبهشت ماه؛ پيمان ابدي بدل‌كار سينما و تلويزيون ايران در حين فيلم‌برداري يك فيلم بر اثر يك حادثه جان باخت.

اين بدل‌كار در حين عمليات بدل‌كاري براي فيلم «چشم‌هاي نامحسوس» در منطقه كن و سلقان تهران در سن 36 سالگي به ديار باقي شتافت.

خرداد ماه از فصل بهار 88 پروين سليماني بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون درگذشت.

11 خرداد ماه اين هنرمند به‌دليل تومور مغزي بدخيم بعد از حدود يك ماه حالت نيمه بيهوشي در منزل پسرش از دنيا رفت.

وي با فيلم «گل‌نسا» در سال 31 وارد سينما شد و طي بيش از 60 سال در حدود 80 فيلم ايفاي نقش كرد كه از ميان آنها مي‌توان به «خاك»، «شازده احتجاب»، «بوف كور»، «كندو»، «گوزن‌ها»، «غزل‌»، «آشيانه مهر»، «شبح كژدم»، «بگذار زندگي كنم»، «آن سوي آتش»، «سرب»، «زمان از دست‌رفته»، «ابليس»،«افسانه آه»، «هنرپيشه»، «شب روباه»، «سلطان و غزل» اشاره كرد اما حضور اين بازيگر در مجموعه‌هاي تلويزيوني به‌ويژه نقش او در مجموعه «تعطيلات نوروزي» بيشتر در خاطره‌ها باقي ماند.

مهين بزرگي-پيشكسوت دوبله- نيز 23 خرداد ماه از دنيا رفت.

اين هنرمند از سال 1335 دوبله را بطور حرفه‌يي آغاز كرد. او كه از قديمي‌ترين گويندگان زن ايران به شمار مي‌رفت، تيپ زنان با وقارو پيرزن‌ها را مي‌گفت. شادروان بزرگي،دوبلورزنده‌ياد پروين سليماني بود. از ديگرفعاليت‌هاي مرحوم بزرگي به گويندگي حرفه‌يي در راديو مي‌توان اشاره كرد.

و تابستان 88 فرخ‌لقاهوشمند،مهدي اباسلط و سيف‌الله داد از هنرمندان عرصه‌ي تئاتر و سينما از دنيا رفتند.

تير ماه فرخ‌لقا هوشمند بازيگر پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون در 81 سالگي درگذشت.

او سابقه حضور در بيش از 70 فيلم سينمايي را داشت كه از ميان آنها مي‌توان به «شب قوزي»، «خواستگار»، «كلاغ»، «باشو غريبه كوچك»، «شكار خاموش»، «افسانه آه»، «دو نفر و نصفي»، «مسافران»، «همسر»، «بلوف»، «كلاه قرمزي و پسر خاله»، «سفر»، «شراره» و «رقص شيطان» نام برد.

و روزهاي ابتدايي مرداد ماه با خبر درگذشت سيف‌الله داد خالق «بازمانده» همراه شد. او در 54 سالگي از دنيا رفت و سينماگران را در بهت و ناباوري فرو برد.

سيف‌الله داد به عنوان معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از سالهاي 1376 تا 1379 فعال بود و دوران طلايي براي سينماي ايران رقم زد و علاوه بر مديريت، در ثبت آثار ماندگاري چه در مقام كارگردان و چه در عرصه‌ي تدوين و تهيه‌كنندگي در سينما حضور داشت كه مي‌توان از «بچه‌هاي طلاق»، «ابليس»، «هور در آتش»، «در مسلخ عشق»،«از كرخه تا راين» نام برد.

مهدي اباسلط - نويسنده و فيلم‌ساز جوان - شامگاه20 مردادماه بر اثر ايست قلبي درگذشت.

او متولد 28 آذرماه سال 1360 و دانش‌آموخته‌ي سينما بود و از جمله آثار او به فيلم‌هاي «خنگ‌آباد» و «مسعود كيميايي عاشق» مي‌توان اشاره كرد؛ نمايش‌نامه‌ي «سادگي منو ببخش كيارستمي» او هم چندي پيش منتشر شد.

و «مرگ در پاييز»

مهر ماه مهدي نور‌بخش _ كارگردان و مدير توليد سينما در 43 سالگي درگذشت؛«عاشق مترسك» و «راي باز» از ساخته‌هاي سينمايي اين كارگردان سينما بود.

اما آبان سال سپري شده؛ ماه عجيبي بود نيكو خردمند،جمشيد لايق،مسعود رسام،امير قويدل،عباس شباويز از دنيا رفتند.

نيكو خردمند اوايل‌ آبان ماه با نقش‌هاي ماندگارش براي هميشه از سينماي ايران رفت تا نقش‌هاي ماندگارش را ديگر تكرار نكند.

نيكو خردمند 27 شهريور ماه در جشن خانه سينما مورد تجليل قرار گرفت و دو ماه بعد درگذشت.

وي كار بازي در سينما را از سال 1369 با فيلم «پرده آخر» به كارگرداني «واروژ كريم مسيحي» آغاز كرد كه اولين نقش آفريني او در سينما سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در نهمين جشنواره فيلم فجر را برايش به ارمغان آورد و در فيلم‌ها و سريال‌هاي چون «كاغذ بي‌خط»، «دزدان مادربزرگ»،«خاك آشنا»،«خانه خلوت»،«مسافران» و... در خاطره‌ها ماند.

عصر 21 آبان ماه جمشيد لايق - بازيگر پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون ـ به دنبال عارضه‌اي كه در ريه‌اش پيش ‌آمد، از دنيا رفت.

او نقش‌هاي ماندگاري را در نمايش و فيلم‌هايي چون «مسافران»، «ريچارد سوم»، «هزاردستان»، «سلطان و شبان»، «سربداران»،«بوعلي‌سينا»، «روزي روزگاري»؛ «مرگ در پاييز» ثبت كرد.

همان 10 روزه‌ي اول آبان ماه بود كه «مسعود رسام» كارگردان سينما و تلويزيون نيز بر اثر عارضه ناشي از سرطان خون از دنيا رفت.

مسعود رسام كارگردان مجموعه‌هاي پرمخاطبي چون «خانه سبز» و «سرزمين سبز» را برعهده داشته ‌است، متولد 1336 تهران و فارغ‌التحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما (دانشكده صدا و سيما) بود.

وي فعاليت هنري‌اش را از سال 1358 در تلويزيون با تهيه‌كنندگي و كارگرداني فيلم‌هاي كوتاه، تئاتر و سريال آغاز كرد.

از رسام، سريال‌هاي ماندگاري چون «بزرگ مرد كوچك»، «دريايي‌ها»، «همسران»،«مرواريد سرخ»،«چاق و لاغر» و فيلم‌هاي «سيندرلا» و «علي وغول جنگل» به يادگار مانده ‌است.

امير قويدل كارگردان سينما و تلويزيون ايران ظهر 17 آبان ماه ـ در بيمارستان «پارسيان» از دنيا رفت.

او با نوشتن فيلمنامه و دستياري كارگردان فيلم «مرگ در باران »(ساموئل خاچيكيان در سال 1353بود.) فعاليتش را آغاز كرد.

قويدل كه فيلم «بار هستي» را آماده نمايش دارد، فيلم‌هايي چون «رخساره»، «بندر مه آلود»، «گالان»، «دل نمك»،«ترن»، «سردار جنگل»، «ميرزا كوچك خان»، «برنج خونين» و «خونبارش» را كارگرداني كرده است.

قويدل همچنين دستياري ساموئل خاچكيان در فيلم‌هاي«مرگ در باران»،«اضطراب»، «كوسه‌ جنوب» را در كارنامه‌ي هنريش دارد.

عباس شباويز كه مدت‌ها از سرطان رنج مي‌برد هم صبح جمعه يكي از روزهاي آبان ماه از دنيا رفت.

شباويز سال 45 استوديو «آريانا فيلم» را تاسيس كرد كه با پايه‌گذاري‌ اين شركت سنگ‌بناي ساخت فيلم‌هاي متفاوتي در سينماي ايران هم‌چون «قيصر» و «خداحافظ رفيق» را بنا نهاد و شرايط ورود جواناني چون«مسعود كيميايي»، «عباس كيارستمي» و «امير نادري» را به سينماي ايران فراهم كرد.

و محسن آراسته‌نيا بازيگر،علي خدابخشي عضو خانه سينما، مسعود جلالي‌نژاد مستند‌ساز تلويزيون، احمد احمد‌پور پيرسرايي عضو انجمن صدابرداران سينمايي ايران، غلامرضا خضوعي تدوينگر سينما، شهين‌دخت بهزادي طراح صحنه سينما، محمدرضا فرحي كرمانشاهاني مدير فيلمبرداري نيز در سال 88 از هنرمندان عرصه‌ي تئاتر و سينماي ايران بودند كه از دنيا رفتند.



منبع : ایسنا

به روز شده در : سه‌شنبه 18 اسفند 1388 - 9:56

185:

رضا کرم رضایی : هم اولین سفرکرده قافله هنرمندان در سال 89 (روحش شاد)

186:

واقعا روحش شاد بازیگر ریز نقش و دل نشینی بود


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
درباره رضا کرم رضایی،کارگردان،نویسنده و بازیگر بزرگ ایران

رضا كرم رضائی در سال 1316 در سنقرآباد كرمانشاهان متولد شد. فعالیت های او به ترتیب سال عبارتند از: - 1333 تا 1335 به عنوان بازیگر، در جامعه ی باربد و تئاتر ملی بوده است. - 1335 تا 1338 تحصیل در هنرستان هنرپیشگی تهران را ادامه داد. - 1339 تا 1346 تحصیل در انستیوی تئاتر و سینما و تلویزیون تحصیل كرد و در همین سال ها به دانشگاه مونیخ، در آلمان راه یافت. - 1347 تا 1367 در اداره ي برنامه هاي نمايشي به عنوان بازيگر و كارگردان استخدام شد و نيم قرن است كه بطور مستمر در تئاتر و تلويزيون و سينما و در زمينه هاي مختلف، بازيگري، كارگرداني، نويسندگي و ترجمه ادبيات نمايشي فعاليت مي كند و داراي مدرك تحصيلي دكترا مي باشد.




سال 1347 تا 1367 در اداره ی برنامه های نمایشی به عنوان بازیگر و كارگردان استخدام شد و نیم قرن است كه بطور مستمر در تئاتر و تلویزیون و سینما و در زمینه های مختلف، بازیگری، كارگردانی، نویسندگی و ترجمه ادبیات نمایشی فعالیت می كند و دارای مدرك تحصیلی دكترا می باشد.



او می گوید:تاکنون 40 نمایشنامه از زبان آلمانی به زبان فارسی ترجمه کرده‌ام که 20 عنوان از آنها نیز به چاپ رسیده‌اند.
اکنون نیز در حال نگارش نمایشنامه‌ای هستم که البته هنوز به مرحله‌ای نرسیده که بتوانم در مورد آن توضیحات کاملی ارائه دهم.



ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
جمشيد هاشم پور ، رضا كرم رضايي ، ابوالفضل پورعرب
در فيلم نيش(۱۳۷۳)

فیلم شناسی کرم رضایی(به عنوان بازیگر):


۱ - مجنون لیلی (۱۳۸۶)
۲ - ملودی (۱۳۸۶)
۳ - سالاد فصل (۱۳۸۳)
۴ - مسافر ری (۱۳۷۹)
۵ - فصل پنجم (۱۳۷۵)
۶ - آقای شانس (۱۳۷۳)
۷ - در كمال خونسردی (۱۳۷۳)
۸ - دیوانه وار (۱۳۷۳)
۹ - می خواهم زنده بمانم (۱۳۷۳)
۱۰ - نیش (۱۳۷۳)
۱۱ - سهراب تا سهراب (قطب مخوف) (۱۳۷۲)
۱۲ - از بلور خون (۱۳۷۱)
۱۳ - رابطه پنهانی (۱۳۷۱)
۱۴ - آواز تهران (۱۳۷۰)
۱۵ - ایلیا، نقاش جوان (۱۳۷۰)
۱۶ - دندان طلا (۱۳۷۰)
۱۷ - نرگس (۱۳۷۰)
۱۸ - رانده شده (۱۳۶۸)
۱۹ - آخرین لحظه (۱۳۶۷)
۲۰ - شاخه های بید (۱۳۶۷)
۲۱ - گرفتار (۱۳۶۶)
۲۲ - محكومین (۱۳۶۶)
۲۳ - طغیان (۱۳۶۴)
۲۴ - جنجال بزرگ (۱۳۶۳)
۲۵ - بنفشه زار (۱۳۶۲)
۲۶ - زخمه (۱۳۶۲)
۲۷ - قرنطینه (۱۳۶۱)
۲۸ - اعدامی (۱۳۵۹)
۲۹ - عبور از مرز شب (۱۳۵۷)
۳۰ - مشت مرد (۱۳۵۷)
۳۱ - جمعه (۱۳۵۶)
۳۲ - در شهر خبری نیست (۱۳۵۶)
۳۳ - همكلاس (۱۳۵۶)
۳۴ - پسرك (۱۳۵۵)
۳۵ - رابطه جوانی (۱۳۵۵)
۳۶ - ماه عسل (۱۳۵۵)
۳۷ - میهمان (۱۳۵۵)
۳۸ - بابا خالدار (۱۳۵۴)
۳۹ - كندو (۱۳۵۴)
۴۰ - نازنین (۱۳۵۴)
۴۱ - همسفر (۱۳۵۴)
۴۲ - غبار نشینها (۱۳۵۳)
۴۳ - علی كنكوری (۱۳۵۲)
۴۴ - تجاوز (۱۳۵۱)
۴۵ - تولدت مبارك (۱۳۵۱)
۴۶ - حسن سیاه (۱۳۵۱)
۴۷ - خواستگار (۱۳۵۱)
۴۸ - محلل (۱۳۵۰)

187:

روحش شاد و یادش گرامی

188:

محمود بنفشه خواه نیز درگذشت .
روحش شاد و یادش گرامی

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

محمود بنفشه‌خواه» هنرمند عرصه سينما، تئاتر و تلويزيون ايران بامداد امروز در سن 67 سالگي درگذشت.

«رضا بنفشه‌خواه» برادر اين مرحوم در گفت‌وگو با فارس با تأييد مطلب فوق اظهار داشت: برادرم پس از تحمل يك دوره يك ساله بيماري ساعت 4 صبح امروز بر اثر ايست قلبي در منزل خود درگذشت.

وي افزود: اين مرحوم چند روزي را با توجه وخامت حال عمومي در بيمارستان بستري بود كه 4 روز قبل از بيمارستان به خانه انتقال يافت و سرانجام بامداد امروز در سن 67 سالگي از دنيا رفت.

بنفشه‌خواه: با اشاره به جزئيات مراسم تشييع جنازه مرحوم «محمود بنفشه‌خواه» گفت: مراسم تشييع اين هنرمند ساعت 9:30 صبح روز شنبه 21 فروردين‌ماه از مقابل خانه سينما برگزار مي‌شود اما هنوز در خصوص مراسم ختم و هفتم آن مرحوم تصميم‌گيري نشده است.

مرحوم «محمود بنفشه‌خواه» متولد 1321 تهران است و فعاليت هنري خود را از سال 1352 و با بازي در نمايشنامه «در اعماق» به كارگرداني مهين اسكويي آغاز كرد.

وي داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم حسابداري بوده و گذراندن دوره‌ دو سالانه هنركده آناهيتا و فعاليت در تئاتر از ديگر فعاليت‌هاي هنري او بود.


زندگينامه

محمود بنفشه خواه در سال 1321 در تهران متولد شد و تحصيلات خود را در رشته حسابداري ادامه داد. كار هنري را از سال 1352 با بازي در نمايشنامه «در اعماق» به كارگرداني مهين اسكوئي شروع كرد. بازي در سريال هاي تلويزيوني را از سال 1365 با نقش كوتاهي در سريال «ماجراهاي آقاي خيرخواه» و بازي در فيلم هاي سينمايي را با فيلم «مدرسه پيرمردها» در سال 1370 شروع كرد. از خرداد ماه سال 1364 به مدت شش سال در مركز حفظ و اشاعه موسيقي وابسته به سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به فراگيري سنتور پرداخت و در اين زمينه به تدريس نيز مشغول شد. او عضو انجمن بازيگران سينماي ايران در خانه سينما و نيز عضو خانه تئاتر مي باشد. وي در 18 فروردين سال 89 به ديار باقي شتافت. روحش شاد و يادش گرامي.


- پسر آدم، دختر حوا (۱۳۸۷)
۲ - پوست موز (۱۳۸۷)
۳ - تاكسي نارنجي (۱۳۸۷)
۴ - شام عروسي (۱۳۸۴)
۵ - ازدواج صورتي (۱۳۸۳)
۶ - كوچولوي خوش شانس (۱۳۸۳)
۷ - معادله (۱۳۸۲)
۸ - عشق فيلم (۱۳۸۱)
۹ - تيك (۱۳۸۰)
۱۰ - آب و آتش (۱۳۷۹)
۱۱ - سگ كشي (۱۳۷۹)
۱۲ - مسافر ري (۱۳۷۹)
۱۳ - ويرانگر (۱۳۷۴)
۱۴ - مجسمه (۱۳۷۱)
۱۵ - مدرسه پيرمردها (۱۳۷۰)
۱۶ - ارثيه (۱۳۶۷)

189:

عجب آفتی افتاد به جون بازیگرا امسال!

190:

خدا بخیر بگذرونه بقیه سال رو...
یاد ایشون هم گرامی و روحشون شاد باد

191:

....کیومرث هم رفت ...روحش شاد ...

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

كيومرث ملك مطيعي روز پيش به دليل بيماري گوارشي درگذشت.

زنده ياد كيومرث ملك مطيعي يكي از هنرمندان پيشكسوت در عرصه تلويزيون، تئاتر و سينما ساعت 14:50 دیروز به علت بيماري در بيمارستان شريعتي تهران درگذشت.

بنابراين گزارش، يكي از كاركنان بيمارستان شريعتي ضمن تائيد خبر فوق گفت: زنده ياد مطيعي به دليل سابقه مشكلات گوارشي مدتي در اين بيمارستان بستري شده بود.

كيومرث ملك مطيعي ساكن كرج بود و سالها در زمينه هنرهاي نمايشي فعاليت كرده است.
كيومرث ملك مطيعي سال 1315 در بندرانزلي متولد شد. بازي در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازي در سينما را از سال 1350 شروع به كار كرد.

اين هنرمند با چندين هنرمند پيشكسوت ديگر معاصر بوده و از ميان آثاري كه در آنها ايفاي نقش كرده، مي‌توان به گل بارون (1388)، پسر آدم، دختر حوا (1387)، پوست موز (1387)، صبح روز هفتم (1387)، كلانتري غيرانتفاعي (1387)، خروس جنگي (تلخ و شيرين) (1386) و قاعده بازي (1385) اشاره كرد.

عروس فراري (1383)، فردا روز ديگري است (1374)، الو!الو! من جوجوام (1373)، ديدار (1373)، آواي دريا (1369)، ترن (1366)، جنگلبان (1366)، سرزمين آرزوها (1366)، بگذار زندگي كنم (1365)، معما (1365)، مهماني خصوصي (1365)، تفنگ شكسته (1364) و راه دوم (1363) از ديگر آثاري است كه ملك مطيعي در آنها ايفاي نقش كرده است.

منبع

192:

بهار امسال با خزان هنرمندان پیش کسوت شروع شده!!
روحشون شاد !

193:

روحشون شاد ...

194:

حمیده خیرآبادی ملقب به نادره، (( مادر ثریا قاسمی - بازیگر)) بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران شامگاه دوشنبه 30 فروردین در 86 سالگی دار فانی را وداع گفت.
به گزارش خبرآنلاین، مرحوم حمیده خیرآبادی سال 1303 در رشت به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


او فعالیت در تئاتر را از سال 1326 آغاز کرد و سال 1332 با بازی در فیلم «میهن‌پرست» به کارگردانی غلامحسین نقشینه وارد دنیای سینما شد.

مرحوم خیرآبادی در حدود شش دهه فعالیت سینمایی در بیش از 150 فیلم سینمایی نقش‌آفرینی کرد و سه بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل از جشنواره فیلم فجر شد.
از جمله مجموعه‌های تلویزیونی زنده‌یاد خیرآبادی می‌توان به «پدرسالار»، «تلخ‌ و شیرین»، «خانه سبز»، «همه فرزندان من» و «پدر خوانده» اشاره کرد.

«الماس 33» داریوش مهرجویی، «دختر شاه پریان» شاپور قریب، «شب فرشتگان» فریدون گله، «حسن کچل» علی حاتمی، «رضا موتوری» مسعود کیمیایی، «اجاره‌نشین‌ها» داریوش مهرجویی، «خانه ابری» اکبر خواجوی، «ریحانه» علیرضا رئیسیان، «مادر» علی حاتمی، «شب بیست‌ و نهم» حمید رخشانی، «بچه‌ها طلاق» تهمینه میلانی، «بانو» داریوش مهرجویی، «جیب‌برها به بهشت نمی‌روند» ابوالحسن داودی، «هنرپیشه» محسن مخملباف و «بازیگر» محمدعلی سجادی از فیلم‌های اوست.

آخرین فیلم مرحوم خیرآبادی «سرود تولد» تولید سال 1383 بود.

==============

مراسم تدفین زنده‌یاد خیرآبادی صبح امروز سه‌شنبه به طور خصوصی در بهشت زهرا برگزار شد.

وبسایت خبرآنلاین درگذشت این هنرمند برجسته را به بازماندگان آن مرحوم و هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون ایران و تمام دوستداران هنر او تسلیت می‌گوید.

با توجه به این كه زنده‌یاد "حمیده خیرآبادی" وصیت كرده بود پیكرش در قطعه هنرمندان به خاك سپرده نشود، این بانوی هنرمند در مقبره خانوادگی‌شان در بهشت زهرا به خاك سپرده شد

195:

واااااااااااااااااااااااا اااااای

196:

منم چند دقیقه پیش این خبر رو شنیدم.شوکه شدم. و خیلی خیلی ناراحت.
خدا رحمتش کنه. واقعا مادر سینما بود. خیلی دوستش داشتم. مامان بزرگ بامزه ای بود.
واقعا امسال چه سال بدی واسه هنرمندا شده.

197:

I'm so sorry to hear that

198:

خدا بیاموزش
روحش شاد

199:

واقعا که غم انگیزه
خدا رحمتش کنه

200:

عجب سال هست امثال !..
خدا بخیر کنه

روحش شاد و یادش گرامی باد


201:

امسال عزرائیل زده تو خط هنرمندا

202:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی ) خدا رحمتش کنه بازیگر خوبی بود

203:

این ببره عجب ببری هست ..
واقعا خدا بخیر کنه
بزرگ های سینما رفتند
کیومرث .. حمیده و..


204:

وقتی این خبر و شنیدم شوکه و ناراحت شدم
بانوی هنرمند و دوست داشتنی بود
خدا رحمتش کنه

پ.ن. فروردین 89 ماه بدی واسه هنرمندا بوده .. خدا به خیرش کنه
پ.ن . شانس اوردم هنرمند نشدم وگرنه منم الان بهشت زهرا قطعه هنرمندا بودم و از اونجا واستون پیام میفرستادم

205:

روحش شاد

206:

خدا کنه این ببره بیخیال هنرمندا بشه

207:


ظاهرا جناب عزرائیل حرف آقای خامنه ای مبنی بر تلاش مضاعف را خیلی جدی گرفته اند.

جهان
کیومرث ملک مطیعی
حمیده خیر آبادی
.
.
.

208:

روحش شاد

209:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



تصویر ایشون در جشنواره فیلم فجر....

یادشون گرامی و روحشون شاد

210:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

شهرام اسدی: حمیده خیرآبادی هنرمندی بانشاط بود

کارگردان فیلم سینمایی «روز واقعه» با ابراز تاسف از درگذشت حمیده خیرآبادی او را هنرمندی با نشاط دانست که انگیزه​ای بالا برای عوامل تولید فیلم به وجود می​آورد.
شهرام اسدی که با زنده​یاد خیرآبادی در تولید فیلم سینمایی «روز واقعه» همکاری داشت، در گفت​و​گو با خبرآنلاین، در مورد این هنرمند اظهار داشت:​ «سعادت همکاری با زنده یاد خیرآبادی را در جریان تولید فیلم سینمایی «روز واقعه» داشتم. ایشان در آن فیلم نقش نسبتاً کوتاهی ایفا می​کردند و اما در همین مدت زمان اندک همکاری دریافتم کار با ایشان بسیار لذت​بخش است.»
او ادامه داد: «بخشی از فیلمبرداری «روز واقعه» در بافق یزد اتفاق می​افتاد. ایشان با وجود سختی​هایی که کار در این منطقه داشت،​ با گروه همراهی می​کردند و با بزرگواری خود را با شرایط هماهنگ می​کرد.»
اسدی گفت: «فیلمبرداری صحنه عروسی فیلم در شمس​آباد ساوه اتفاق افتاد. سکانس​های ما داخلی بود و فیلمبرداری را در داخل آغلی انجام می​دادیم. دو روز به عید مانده بود و وضعیت کار ما در آن​جا نسبتاً دشوار بود اما خانم خیرآبادی با روی گشاده در کنار گروه بودند.»
این کارگردان در پایان سخنانش گفت: «متاسفم که سینمای ایران بازیگری همانند حمیده​ خیرآبادی را از دست داده است. در جریان بودم که مدت زیادی در بستر بیماری بودند. علو درجات را برای ایشان آرزومندم.»

نادره خیرآبادی دوشنبه 30 فروردین در 86 سالگی درگذشت.

211:

روحش شاد و یادش گرامی
فکر نکنم که دیگه جایگزینی واسه ایشون و امثالش در سینما پیدا بشه

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

212:

خدا رحمتش کنه

213:

عجب.

سال نکو از بهارش پیداست واقعا.

خدا رحمتش کنه.

و انشاالله آخری باشه.

214:

گویا تازه خونه تکونی داره شروع میشه. سن خیلی های دیگه هم بالا است. یعنی...(البته پیر و جوان نداره. اجل فرقی برای کسی قائل نیست.)

خدا جمیع رفتگان رو بیامرزه.

روحش شاد.


215:

كسي قابل نمي‌داند كه حال ما را جويا شود...

خبرگزاري فارس: در حالي كه پس از درگذشت «حميده خيرآبادي» بازار سخن گفتن از او داغ است، اين بازيگر در آخرين گفت‌وگوي خود، گفته بود: كسي قابل نمي‌داند كه حال ما را كه سال‌هاي سال در اين عرصه فعال بوده‌ايم و با بازي در سريال‌ها و فيلم‌ها، خانواده‌ها را سرگرم كرده‌ايم، جويا شود.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


به گزارش خبرگزاري فارس، زند‌ه‌ياد «حميده خيرآبادي» در آخرين گفت‌وگوي خود با فارس كه 11 دي 88 منتشر شد، با تكذيب برخي شايعاتي كه درباره وضعيت زندگي وي منتشر شده، از اين نوع شايعه‌پردازي‌ها گلايه كرد.
وي در آن گفت‌وگو گفت: متأسفانه اين روزها چيزهايي را مي‌شنوم كه ناراحت مي‌شوم. اين روزها شنيده‌ام كه در خبرها مرا به آسايشگاه مي‌فرستند، مرا مريض مي‌دانند و... متاسفانه اين افرادي كه به دروغ و شايعه اين اخبار كذب را مي‌نويسند آنقدر نادان هستند كه نمي‌آيند بپرسند و ببيند كه اين حرف‌ها درباره من واقعيت دارد يا خير... من بي ادب نيستم اما نسبت به كار اين دست افراد اعتراض دارم.
وي به فارس درباره شايعه بي‌توجهي فرزندانش نسبت به وي و انتشار اخباري در اين زمينه، گفته بود: خوشبختانه دختري مثل ثريا قاسمي دارم كه همه او را مي‌شناسندش. شصت و دوسال در اين كار بوده‌ام و كار كردم و همه مي‌دانند كه من همين يك دختر را دارم و او هم تمام جانش را براي من مي‌گذارد اما وقتي اين حرف‌ها را مي‌زنند، نمي‌دانم منظورشان چيست. از وزارت ارشاد و خانه سينما گله‌مندم كه نمي‌آيند به انتشار اين خبرها اعتراض كنند يا با من تماس بگيرند. آن هم در شرايطي كه اين همه براي سينما، تلويزيون، تئاتر و راديو زحمت كشيده‌ام.
«خيرآبادي» گفت: چطور دل‌شان مي‌آيد با زدن حرف‌هاي دروغ، دل اين مادر و دختر را بشكنند. من آنها را واگذار مي‌كنم به خدا!
وي در ادامه گفته بود: كسي قابل نمي‌داند كه حال ما را كه سال‌هاي سال در اين عرصه فعال بوده‌ايم و با بازي در سريال‌ها و فيلم‌ها، خانواده‌ها را سرگرم كرده‌ايم، جويا شود.
«خيرآبادي» با انتقاد از نگه نداشتن حرمت‌ها در اين روزگار گفته بود: خدا را شكر كه به آن مرحله نرسيده‌ام كه از پاافتاده باشم يا گوشه‌اي در بستر بيماري افتاده باشم. از خودم مراقبت كرده‌ام و تا اين لحظه، خوبي همه را خواسته‌ام و شكر خدا خوب هم دارم زندگي مي‌كنم. من اصلا قابل نمي‌دانم كه جواب اين خبرها و شايعه‌ها را بدهم.

216:

روحش شاد

217:

خدا بیامرزتشونن

218:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

219:

روحشون شاد

220:

روحش شاد و یادش گرامی

221:

خیلی خیلی خیلی ناراحت شدم
چقدر این عزراییل حال گیره..
چرا حالا گیر داده به هنرمندا؟
نمیشد یقه سیاسیون را میگرفت تا ما هم دعای خیر براش میکردیم؟؟

222:


عذر میخوام اینا چین؟ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

223:

چه حیف...
خدا رحمتشون کنه
خدا کنه دیگه از این خبرا نشنویم

روحش شاد...

224:

فکر کنم منظورش اینه که شتره در خونه بالایی هم خوابیده و کم کم عزراییل میره سراغ ایشون(البته خدا نکنه)

225:

می خواستم بگم، یه کسایی هنوز زنده هستن. قدرشون را بدونیم. راستش از خانم خیرآبادی سالها هیچ خبری نبود تا اینکه....

عزت الله انتظامی
داریوش اسد زاده

و خیلی های دیگه

226:

آخرين گفت و گوي حميده خيرآبادي با نازنين قنبري در نوروز 89
دلتنگ دوستانم و مردم هستم ...

نازنين قنبري: از وقتی یادم می آید همیشه بهترین تصویر از مادربزرگی مهربان را برایم داشته که بی نهایت دوستش داشتم. از ابتدای کار در مطبوعات منتظر فرصتی بودم تا از نزدیک یک دل سیر ببینمش، بتوانم ساعت‌ها پای حرف های گوهربارش بنشینم و لذت ببرم. 6 سال زمان کمی نیست که از کار من در مطبوعات گذشت و توانستم به لطف مجله نسل امروز و محبت بی دریغ مهرانه مهین ترابی، بانوی دوست داشتنی سینما، تلویزیون و تئاتر را ببینم. برایم باور کردنش سخت بود که مقابل «عزیز جون» خانه سبز نشسته ام و با شوخی هایش گذر زمان را نمی فهمم. به قول مهرانه مهین ترابی که گاهی او را «پپر» و «خانم نادره» صدا می کند واقعا شیرین و باقلواست! وقتی او را از نزدیک می بینید باور می کنید که با تصویری که تا به حال از او دیده اید هیچ تفاوتی ندارد و حتی صمیمی تر است. گرچه مدام به شوخی یادآوری می کند که باید فاصله دو متر را برای نشستن کنار او رعایت کنید! آن‌قدر این رعایت فاصله برای ما جدی شده بود که خانم مهین ترابی برای گرفتن عکس صمیمی تر و نزدیک شدن به او اجازه می گرفت! به شکلات و شیرینی علاقه بسیاری دارد و چای خود را با شکلاتی که میهن ترابی برایش تکه می کند، می خورد و بخش از آن را هم نگه می دارد. به ما هم می گوید چطور از خودمان پذیرایی کنیم، البته تاکید هم می کند که« همه چی رو که نباید بهتون یاد بدم» برایمان جوکی را به شیرینی تمام تعریف می کند که بخش هایی از آن تا پایان مصاحبه بین ما و او مدام رد و بدل می شود. وقتی قرار می شود مقابل دوربین عکاسی بنشیند بسیار حرفه ای پز می گیرد و بازی می کند. او هنوز هم زیباترین بانوی بازیگری است که سرزنده، شاد و با حوصله فراوان عکس می گیرد. حتی گاهی با عکاس شوخی می کند و نگرانی او را از بابت نور و محل عکاسی با گفتن« تو عکستو بگیر، اون با من» رفع می کند. گفت و گوی نا با این هنرمند گرآن‌قدر به بهانه سنت دید و بازدید عید انجام شد. سنتی که الان مانند آنچه در گذشته اتفاق می افتاد نیست. پای درد دل های خانم نادره که نشستیم، هر لحظه بیشتر احساس کردیم دلمان برای دیدار او تنگ شده و جایش در این عرصه حسابی خالی است. با ما همراه شوید.

*دید و بازدید از سنت های مرسوم عید هست، برای شما این سنت در این ایام چطور است و چه کسانی به دیدار شما می آیند؟
- تا زمانیکه کار می کردم، آن‌قدر سرم شلوغ بود که دوستان وقت نمی کردند پیش من بیایند، در کار آنها را می دیدم و خارج از کار هم تلفنی با هم در ارتباط بودیم، الان هم که در خانه هستم و کار نمی کنم باز تلفنی با دوستانم در ارتباطم چون همه گرفتاری دارند و نمی توانند پیش من بیایند، خودم هم نمی توانم زیاد از منزل خارج شوم. دوستانم را خیلی دوست دارم و دلم برایشان تنگ می شود اما امکانات نیست که در منزل از آنها پذیرایی کنم به همین خاطر کمتر در رفت و آمد هستیم وبیشتر تلفنی با هم صحبت می کنیم، 57 سال کار کم نبود البته 62 سال پیش از من برای کار تئاتر دعوت کردند و بعدا وارد رادیو، دوبله، سینما و... شدم، آن‌قدر سرم شلوغ بود، فرصتی برای دیدار دوستانم نداشتم اما الان مشکلم تنهایی است که نمی توانم کاری بکنم. خدا را هزار مرتبه شکر دختر خیلی خوبی دارم که به من می رسد، خودش و سه فرزندش که بعضی‌ها می گویند فرزندان من هستند و البته فرقی هم ندارد، عده ای از همکاران که مثل بچه های من می مانند چه آقایان چه خانم‌ها که عزیزان من هستند. فعلا اینطوری می گذرانم.

*به نظر شما این سنت برای کسانی که در طول سال به یاد هم نیستند و در ایام عید به دیدار هم می روند، اتفاق خوبی نیست؟
- بله، البته. خوشبختانه دوستان من اینطوری نیستند، عادت داریم و یکدیگر را می شناسیم، می دانیم که همه گرفتاری کاری دارند. من اگر کار نمی کنم دلیل نمی شود از آنها توقع داشته باشم، آنها می خواهند که بیایند ولی من بدون رودربایستی می گویم که نمی توانم پذیرایی کنم، همیشه هم پرستار یا کسی نیست که کمک بکند به همین خاطر تلفنی می گذارنیم.

*الان چقدر سنت دید و بازدید به مثابه آنچه در گذشته بود، حفظ شده است؟
- من به حساب گرفتاری می گذارم. الان گرفتاری‌ها بیشتر شده، آن زمان ما کار می کردیم و وقتی هم بود که بتوانیم همدیگر را ببینیم اما الان جایی نداریم که همدیگر را ببینیم. الان گله من این هست، عزیزانی که کار می کنید و در کار با هم هستید فکر ما که کار نمی کنیم، باشید. دلمان تنگ می شود، همه که مریض و از پا افتاده نیستیم، وقتی با هم در تماس باشیم، روحیه می گیریم. اما متاسفانه این اتفاق نمی افتد. ما هم همینطور در خانه نشستیم و با خدای خودمان خلوت می کنیم.

*این سنت عید را دوست داشتید که منتظر آن باشید؟
- والله من فکر می کنم در همین عید هم آدم‌ها نتوانند به دیدن هم بروند! (خنده) بیشتر خسته هستند و به مسافرت می روند یا فرصتی پیدا نمی کنند و... شاید فقط دیدار از خانواده های خیلی نزدیک در اولویت قرار بگیرد.

*معمولا سال تحویل با شما زیاد تماس می گیرند؟
- همیشه تماس می گیرند، یعنی هر عید و روز مادری که بیاید دوستان یاد من هستند.

*به شکل ثابت کسی در دوستان و همکاران بوده که همیشه تماس گرفته باشد؟
- بله، بازیگر نیستند، خانم اکبر عبدی است، هر عید او اولین نفری است که با من تماس می گیرد. خانم مهوش وقاری هم همیشه با من تماس می گیرد. عزیز من خانم شهلا ریاحی هستند که هر روز با من تماس تلفنی داریم. یکی هم عزیز نازنین من هست که خیلی دوستش دارم و مهرانه جان است.

*الان چند سال می گذرد که کار نمی کنید؟
- تقریبا 6 سال. آخرین کار من سریال « این راهش نیست» بود. بعد از آن خیلی دعوت به کار شدم و شاید بعضی‌ها از من رنجیده باشند اما اگر کار می کردم دوباره گرفتار می شدم.

*علت این دوری چه بود؟
- خسته شده بودم ونمی خواستم ادامه دهم.

*دلتان تنگ نشده؟
- خیلی زیاد، گاهی اوقات بعضی‌ها تلفن می کنند و دلخوش به این تماس‌ها هستم. برای همین می گویم جایی باشد که ما بتوانیم دور هم جمع شویم، فقط منتظر نباشند وقتی مردیم دنبال ما راه بیفتند، من مخالف این موضوع هستم و به دخترم هم گفتم اگر مردم به کسی نگو تا تمام شه و برود.

*شما در سرایل خانه سبز هم یک قسمت «عید سبز» داشتید که خانم مهین ترابی عروستان بودند.
- بله، من و خانم مهین ترابی کارهای زیادی با هم بودیم اینکه می گویم عشق منه، عزیز منه. واقعا من را مادر دوم خودش می داند و خیلی همدیگر را دوست داریم.

*برای آن قسمت سریال خانم خیرآبادی به تعداد اعضای خانه سبز گندم گذاشتند که سبز شود، در همان ایام نزدیک به عید ضبط داشتید؟
مهین ترابی: بله، حوالی عید بود. ما خانه سبز را در مهر شروع کردیم و دقیقا تا شب عید کار کردیم.
خیرآبادی: آره، ولی خیلی حیف شد که مسعود رسام فوت کرد.

*امسال هنرمندان بسیاری را از دست دادیم مثل خانم خردمند، سلیمانی، مهر نیا، هوشمند و... با این هنرمندان کار کرده بودید؟
- تقریبا بله، با این هنرمندان کار کرده بودم ولی تماس نداشتم، اما خیلی برایشان ناراحت شدم.
مهین ترابی: بله، من هم با همه این عزیزان کار کرده بودم.

*به نظر شما حالا که به ایام عید نزدیک می شویم چه کاری می توانیم انجام دهیم تا وقتی هنرمندان زنده هستند به یاد آنها باشیم و تنها به هنگام از دست رفتنشان برایمان عزیز نشوند؟
- متاسفانه در کار ما این موضوع وجود دارد که کم کم فراموش می شویم. الان 6-5 سال است که من کار نمی کنم اما همیشه پرکارترین بازیگر بودم، الحمدالله همیشه هم با همکارانم دوست بودم و راحت بودیم. متاسفانه گرفتاری‌ها اجازه نمی دهد
مهین ترابی: آره واقعا دوره و زمانه هم خیلی عوض شده.
خیرآبادی: بله، نمی شود.
مهین ترابی: قدیم‌ها یادتان هست خانم نادره؟ ما که بچه بودیم آمدن عید برایمان قصه ای بود، کفش و لباس نو دنیای عجیب غریبی بود و مثل الان نبود که هر موقع بچه اختیار می کند برایش کفش می خرند، برای ما شاید سال دو جفت کفش تهیه می شد. من یادم هست کفشی که مادرم برایم می خرید را سریع از جعبه درمی آوردم، می پوشیدم، روی فرش با آن لیز می خوردم و حتی آن را بو می کردم آن‌قدر که برایم نو بود و از تازگی‌اش کیف می کردم یعنی آن زمان ما بی قرار عید بودیم. نمی دانم این موضوع در تهران بود یا نه اما در کرج کسانی می آمدند به اسم نوروزخان که دو مرد بودند و همزمان با هم شعر « نوروز امسال اومده/ گل به گلستان اومده» و هر خانه ای به آنها چیزی هدیه می دادند، آمدن آنها را کامل به یاد دارم و اینکه چه ذوقی داشتیم تا بگویند عید شده و به دیدار پدربزرگ، مادربزرگ برویم و عیدی بگیریم که الان شاید آن عیدی‌ها خیلی ناچیز به نظر بیاید. مادر و پدر من که فرزند بزرگ خانواده شان بودند روز دوم در خانه می نشستند تا خواهر، برادرهای کوچکتر به دیدن آنها بیایند و بعد نوبت ما می شد که بازدید آنها را پس دهیم.

*الان دیگر چند سال است بوی عید نمی آید.
مهین ترابی: بله، من خیلی‌ها را می شناسم که نزدیک عید به مسافرت می روند تا مجبور به این دید و بازدیدها نشوند اما به نظرم طبیعی است و حیف. آن فضا بسیار دوستانه بود و آدم‌ها به یکدیگر نزدیک بودند اما این روزگار شلوغ به کسی امان نمی دهد. خیلی‌ها هم هستند که هنوز این سنت را حفظ می کنند مثلا در خانواده ما هنوز این ترتیب رعایت می شود. حتی تا پارسال که عموی کوچک من زنده بودند، به به دیدن او می رفتیم، یعنی هنوز جمع و جور شده این مراسم را حفظ می کنیم اما خیلی‌ها اینطور نیستند.
خیرآبادی: بله، برای پدر مادرشان هم سختشان است این سنت را ادا کنند.

*خانم خیرآبادی کدام سنت عید را بیشتر دوست دارید؟
- دید و بازدید خیلی خوب است. یک چیزی که همه الان بهانه می کنند یا واقعا برایشان مسئله است دور بودن راه‌ها است، اینکه کلی باید پول ماشین بدهند و به خانه های دیگران بروند. مثلا یک نفر برای دید و بازدید از کسی باید کلی پول کرایه ماشین بدهد که واقعا مشکل است. این امکان برای افراد مسن وجود ندارد ولی جوان‌ها هم دیگر آن حسی که ما برای پدربزرگ، مادربزرگ هایمان داشتیم را ندارند.
مهین ترابی: کاش اتفاق بیفتد و همه چیز مثل گذشته شود، اهمیت دهند.
خیرآبادی: آدم احتیاج دارد. من می دانم نوه های من گرفتار هستند و راهشان دور است اما من احتیاج دارم حتی همان تلفن آنها من را خوشحال می کند. اگر هر روز صدای دخترم را نشنوم ناراحت می شوم و هر روز با هم در تماس هستمی خب امکانات طوری نیست که با یکدیگر زندگی کنیم اما تماس تلفنی مان را داریم.

*خانم خیرآبادی سفره فت سین می چینید؟
- بله، دوست دارم. عکس دخترم و نوه هایم را می گذارم.

*به نوه هایتان عیدی می دهید؟
- تا حالا می توانستم این کار را بکنم اما از حالا به بعد قول نمی دهم! (خنده)

*کنار سفره هفت سین تنها هستید؟
- نه، او آن‌قدر سرش شلوغ هست که نمی شود. همیشه یا من سر کار بودم یا او. الان هم که او به شدت مشغول کار است اما اگر بتواند هفته ای دو، سه بار به دیدنم می آید. روز اول یا دوم عید هم که حتما پیش من می آید.

*کدام یک از سین های هفت سین را دوست دارید که حتما در سفره تان باشد؟
- قرآن و سکه ای که می گذارم را خیلی دوست دارم و برایش احترام بسیاری قائل هستم. شاید بگویند این حرف‌ها را من نباید بزنم اما من هم آدم هستم، تا به حال دو بار مکه رفتم و این مسئل در قلب من هم وجود دارد.

*دعای سال تحویل را خودتان می خوانید؟
- بله.
مهین ترابی: خانم نادره من دیگه سبز نمی کنم. شنیدید می گویند سبزه اومد، نیومد دارد؟
- نه ولی من هم الان سبزه نمی اندازم، می خرم.
مهین ترابی: مامان من خدا بیامرز همیشه می گفت سبزه سبز کردن، سرکه انداختن، ترشی گذاشتن باید به دست طرف بیاید. من تا به حال امتحان نکرده بودم، هر سال سبزه می خریدم تا دو سال پیش که خودم سبزه گذاشتم و خیلی هم خوشحال بودم که خودم این کار را کردم، اما اگر بدانید آن سال چه بلایی سر من آمد! بدترین سال زندگی ام شد.
خیرآبادی: وا! سرکه را شنیده بودم اما سبزه نه.
مهین ترابی: ما یک همسایه در کرج داشتیم که همیشه به مادر من می گفت برایش سبزه بگذارد چون به دست مامان من می اومد و همیشه سبزه هایش پر و عالی می شد. ولی سالی که خودم سبزه انداختم خیلی برایم بد شد، از سین های سفره سبزه خیلی دوست دارم اما دیگر حاضر نیستم خودم سبزه بیندازم.
خیرآبادی: آره من هم آماده تهیه می کنم، ماهی را هم دوست دارم و خیلی غصه‌اش را می خورم، همیشه هم خوب نگهداری می کنم، پارسال که به مسافرت می رفتم آن را به همسایه ام دادم نگهداری کند با اینکه خیلی سال مانده بود اما مرد.
مهین ترابی: من هم از ترس مردنشان ماهی نمی گیرم، نمی خواهم جلوی چشمم بمیرند و ناراحت می شوم.

*مطبوعات یک دوره ای شایعاتی را درباره شما گفتند که ناراحتتان کرد.
- ناراحت که نمی شوم، می دانم جوان‌ها زیادی به این عرصه می آیند که باید کار کنند وتشویق شوند، خود من با جوان‌ها همیشه خوب برخورد و کمکشان کردم تا به ذوقشان نخورد اگر می گویم مصاحبه نمی کنم اما دروغ ننویسند که به خانه من آمدند و با آنها بد رفتاری شده! اصلا در ذات من نیست که با کسی بد رفتاری کنم، پای تلفن که کسی را نمی شناسم کلی آنها را تشویق می کنم اما مصاحبه را دوست ندارم برای اینکه هر چیزی را نمی شود گفت، زندگی خصوصی ام به خودم مربوط است و کارم را هم بسیار دیده اند. اگر علاقه دارید و من را می شناسید اول بپرسید که من حالم چطور است؟ چند فرزند دارم؟ نه اینکه بنویسید همسایه‌ها می خواهند من را به سالمندان ببرند! مگر من دختر ندارم؟ زندگی من اونه، زندگی اون هم منم. مگر می شود که دختر من اجازه دهد کسی من را سالمندان ببرد؟ حالا بعد از این در خیابان راه می افتم می گویم من کی هستم و زنده ام!
مهین ترابی: آخه، عزیز دلم.
خیرآبادی: مهرانه جان اگر بدانی آدم‌ها چه می کنند وقتی من را می بینند و می فهمند حالم خوب است. به من تلفن کنید، بپرسید حالم چطور است، هنوز بعد از 60 سال نمی دانند من یک دختر دارم، دختری که این همه در رادیو بوده و کار می کند. به همین خاطر محلشان نگذاشتم، قشنگ نیست، برای آدم احترام قائل باشید، خدا را شکر از آن آدم‌ها نبودم که فراموش شوم اما برخورد مردم وقتی می بینند من قدم می زنم متعجبم می کند. به هر حال مادر و مادربزرگ را همه در خانواده هایشان دارند، تهیه کننده‌ها می گفتند به نادره رل منفی ندهید.
مهین ترابی: آخه به شما نمی آید.
خیرآبادی: یکبار رل زن بابا بازی کردم از دانشگاه به من گفتند چرا این نقش را بازی کردید، برای شما نبوده. بعد از آن شدم مادربزرگ.
مهین ترابی: مادربزرگ مهربان.
خیرابادی: پسرهایم هم که معلوم بودند چه کسانی هستند.
مهین ترابی: عزت الله انتظامی، فردین، ناصر ملک مطیعی.
خیرآبادی: ماشاالله آن‌قدر بچه دارم، حالا بعضی‌ها ناتو درآمدند و نمی شود اسمشان را گفت! (خنده)
مهین ترابی: کدام کارتان را بیشتر از همه دوست دارید؟
خیرآبادی: همه آنها را دوست دارم، اگر خانواده‌ها هم چیزی یادشان مانده و دوست دارند برای اینکه همیشه خودم بود، از چادر سر کردنم تا بقیه. اما نقش گردآفرید در تئاتر رستم و سهراب را خیلی دوست دارم. آقایی به اسم غفاری کارگردان بود که نقش سهراب را هم بازی می کرد. زن جنگجویی بودم که کلاه گیس سرم بود که هنگام رزم از سر من می افتاد و پسرک عاشق من می شد. سریال «تلخ و شیرین»، «پدر سالار» را هم خیلی دوست داشتم. هنوز همه این را به یاد دارند که مرد خانواده با فرزندانش دعوا و بد اخلاقی می کرد اما به همسرش که می رسید مهربان می شد و شکلات به او می داد. از آن کارهایی بود که خود آقای کشاورز پیشنهاد دادند. من واقعا الان متاسفم و خواهش و تمنا دارم که نویسندگان یکنواخت برای بازیگران ننویسند، چرا مدام نشان می دهیم که دختر و پسر ازدواج کرده با هم اختلاف دارند؟ چرا بین آنها محبت نباشد؟ چرا زن و شوهر به هم احترام نمی گذارند؟ همیشه طلاق و جدایی را باید نشان و یاد دهیم؟
مهین ترابی: راست می گویید، من هم خیلی موافقم. همه چیز دعوا، ناراحتی و بی مهری شده، دیگر خبری از عشق نیست.
خیرابادی: این از موضوعاتی است که اذیتم می کند. بهتر است به دختر و پسرها و زن و شوهرهای جوان چیزهای بهتری یاد دهیم. من در فیلمی صحنه ای با آقای مشایخی داشتم که کارگردان از من خواسته بود با آقای مشایخی به عنوان شوهرم بد صحبت کنم اما من نگفتم، نه به خاطر اینکه آقای مشایخی مقابل من بودند، هر کس دیگری هم که نقش شوهر من را داشت، من نمی پذیرفتم که دعوا کنم. باید احترام گذاشتن را به دیگران یاد دهیم.

*رسیدگی به پیشکسوت‌ها هم بحث دیگر این روها است، این رسیدگی واقعا انجام می شود؟
- نمی دانم این ماجرا به عهده دولت است یا دوستان هنرمند دیگر. من حقوق بگیر دولت نیستم، تا حالا کار کردم و مزد آن را گرفتم، هیچ ادعایی هم ندارم، این مردم هستند که ما را خوشحال می کنند. هیچ کس برای ما کاری نکرده و نمی کند. عده ای از ما بیمار و نیازمند کمک هستند و گرفتاری هایی دارند، باید به آنها رسیدگی شود. یکبار به یکی از مسئولین گفتم تعداد این هنرمندان خیلی زیاد نیست که به آنها کمک نشود اما گفتند اگر حقوقی برایشان در نظر گرفته شود، دیگر کار نمی کنند. به نظرم این حرف درست نیست چون ما می بینیم چه کسانی از کار افتاده هستند و چه کسانی می توانند هنوز کار کنند.

*به مردم عیدی می دهید که به بازیگری برگردید؟
- نه! من مردم را خیلی دوست دارم و به آنها احترام می گذارم اما دیگر برنمی گردم چون در توانم نیست، واقعا برایم سخت است.



منبع : همشهری جوان



==============================
===================
==========
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

227:


من عکس اینارو ندیدم
برو به عکسات یه نگاهی کن

228:

روحش شاد و یادش گرامی
مادر بزرگ دوست داشتنی سینمای ایران !
نقشی که در اجاره نشینها داشت به نظر من بسیار زیبا بازی کرده بود.
منتقلش میکنم به تاپیک
یاد یاران رفته
امیدوارم که بزودی دوبار شاهد از دست رفتن هنرمندعزیز دیگری نباشیم !

229:

بیوگرافی حمیده خیرآبادی
(او در سن 13 سالگی ازدواج کرده است.)
او هم مثل خيلي از قديمي‌ها خاك تئاتر را خورده است، او با وجود تمام مشكلات زندگي توانست دختري هنرمند و چيره‌دست به دنياي راديو، سينما و تلويزيون معرفي كند، آن دختر كسي نيست جز هنرمند محبوب و مورد تحسين ايران؛ «ثريا قاسمي» وي مي‌گويد: خوشبختانه دختري مثل «ثريا قاسمي» دارم كه همه او را مي‌شناسند، 63 سال در اين كار بوده‌ام و كار كردم و همه مي‌دانند كه من همين يك دختر را دارم و او هم از تمام جانش براي من مايه مي‌گذارد، اما وقتي اين حرف‌ها را مي‌زنند، نمي‌دانم منظورشان چيست... او با تكذيب برخي شايعات كه درباره وضعيت زندگي او منتشر شده، از اين نوع شايعه‌پردازي‌ها گلايه كرد. اين روزها شنيده‌ام كه در خبرها مرا به آسايشگاه مي‌فرستند، مرا مريض مي‌دانند و... متاسفانه اين افرادي كه به دروغ و شايعه اين اخبار كذب را مي‌نويسند، آنقدر نادان هستند كه نمي‌آيند بپرسند و ببينند كه اين حرف‌ها درباره من واقعيت دارد يا خير... اين افراد چطور دلشان مي‌آيد با حرف‌هاي دروغ، دل اين مادر و دختر را بشكنند، من آنها را به خدا واگذار مي‌كنم! خدا را شكر به آن مرحله نرسيده‌ام كه از پاافتاده يا در گوشه‌اي در بستر بيماري باشم، از خودم مراقبت كرده‌ام و تا اين لحظه، خير و خوب همه را خواسته‌ام و شكر خدا خوب هم دارم زندگي مي‌كنم. من اصلا قابل نمي‌دانم كه پاسخ اين خبرها و شايعه‌ها را بدهم.

او سال‌ها پيش در گفتگوهايش به اين نكته اشاره كرده بود كه: «دقيقا خاطرم نيست چه زماني، به اين حرفه علاقه‌مند شدم، اما سال‌ها پيش يك كارگردان كه از اقوام من بود، از من خواهش كرد در فيلمش نقش يك مادر را بازي كنم، من هم قبول كردم و از آن پس اين كار شد حرفه من، جالب اين‌كه از سال‌ها پيش كه خيلي جوان بودم تا حالا در اكثر فيلم‌هايم نقش مادر را بازي مي‌كردم و هنوز هم اين وضع ادامه دارد، من بدون استثنا در فيلم‌هاي مختلف مادر همه هنرپيشه‌هاي معروف و مشهوري كه مردم مي‌شناسند، بوده‌ام.»

حميده خيرآبادي خيلي زود ازدواج كرد، در سال 1315 زماني كه 13 سال بيشتر سن نداشت.



حميده خير آبادي (نادره)
تاريخ تولد: 1303
مادر ثريا قاسمي (بازيگر)
متولد 1303 در رشت.
داراي مدرك تحصيلي سيكل.
شروع فعاليت از سال 1326 باتئاتر فرهنگ.

فيلم شناسی:

سرود تولد (علي قوي تن ، 1385)

امير ارسلان نامدار (1334)
خروس بي محل (1340)
عروس فرنگي (1343)
ترانه هاي روستايي (1343)
لذت گناه (1343)
خوشگل خوشگلا (1344)
سه كار آگاه خصوصي (1344)
الماس 33 (1346)
ولگردها (1346)
دنياي پر اميد (1348)
قصه شب يلدا (1349)
علي بي غم (1349)
رضا موتوري (1349)
طوقي (1349)
دزد و پاسبان (1349)
يك خوشگل و 1000 مشكل (1350)
كاكو (1350)
بابا شمل (1350)
كافر (1351)
شير تو شير (1351)
مهدي مشكي و شلوارك داغ (1351)
آب توبه (1352)
قصه شب (1352)
اوستا كريم نوكرتيم (1353)
عروس پابرهنه (1353)
ممل آمريكايي (1353)
مهدي فرنگي (1353)
صلوه ظهر (1353)
همسفر (1354)
پاشنه طلا (1354)
شاهرگ (1354)
مادر جونم عاشق شده (1355)
ماه عسل (1355)
كلك نزن خوشگله (1355)
همكلاس (1356)
خدا قوت (1356)
شب آفتابي (1356)
مريم و مي تيل (1371)
هنر پيشه (1371)
راز چشمه سرخ (1371)
روز واقعه (1373)
بازي با مرگ (1373)
كلاه قرمزي و پسر خاله (1373)
تحفه هند (1373)
ماه مهربان (1374)
سلام به انتظار (1374)
مرد آفتابي (1374)
پاك باخته (1374)
روزي كه خواستگار آمد (1375)
سفر به خير (1375)
بازيگر (1377)
پيراك (1363)
شب شكن (1363)
مدرك جرم (1364)
خانه ابري (1365)
اجاره نشين ها (1365)
سايه هاي غم (1366)
هي جو (1367)
زرد قناري (1367)
ريحانه (1368)
بچه هاي طلاق (1368)
مادر (1368)
شب بيست و نهم (1368)
سايه خيال (1369)
در آرزوي ازدواج (1369)
علي وغول جنگل (1369)
جستجو در جزيره (1369)
بانو (1370)
جيب برها به بهشت نمي روند (1370)
گرگ هاي گرسنه (1370)
يك مرد يك خرس (1371)
تماس شيطاني (1371)
عيالوار (1371)
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


230:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

231:

مثل اینکه امسال عزرائیل سال کار مضاعف و همت مضاعف و جدی گرفته !!!!

232:

بله درسته و مثل اینکه فقط زورش به هنرمندان بی نوا میرسه و از جماعت سیاسی و سیاستمداران گریزانه !

233:

خداوند همه اموات رو بیامرزه

234:

من واقعا از فوت کیومرث ملک مطیعی و نادره خیر ابادی متاسف شدم افسوس که بهترینها یواش یواش دران از بین ما بر میکشن و ما بی خبریم

235:

کلن ایرانی جماعت مرده پرسته
یارو تا میمیره انقدر خرجش میکنن که اگه به زنده بودنش انقدر واسه ش خرج میکردن شاید خیلی زندگیش شیرین تر میشد

236:

تصاویر روز تشییع جنازه نادره


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

237:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

238:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

239:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

240:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

241:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

242:

تصاویر تشیعع جنازه کیومرث ملک مطیعی

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

243:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

244:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

245:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

246:

بزرگداشت زنده یاد حمیده خیر ابادی

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )






ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

247:

دستت درد نکنه
خدا رحمتش کنه
بازیگر خوبی بود

248:

هنرمندان گرانمايه زيادي را از دست داديم
هنرمنداني كه واقعا ارزشهايي محسوب ميشدند، مثال زدني
ولي در بين اين همه هنرمند
نمي دانم چراهر موقع اسم سه نفر به ميان مياد بد جوري متاسف مي شوم
يه جورايي هنوز هم جاي خاليشون رو تو صحنه هاي مختلف لمس مي كنم
اول: منوچهر نوذري ....كه واقعا استاد به تمام عيار بود
دوم : خسرو شكيبايي ....كه اون آواز مادر من ...مادر من،هر وقتي اسمي ازش به ميان مياد تو ذهنم تداعي ميشه
و الان هم حميده خيرآبادي !

يادمه يه دوست بزرگواري گفت : كارخانه ديگه خط توليد اين رقم اشخاص رو تعطيل كرده!
شايد در نگاه اول خود جمله مسخره به نظر بياد ولي بعضي هنرمندها را هر چي فكر مي كنم مي بينم جايگزيني براشون نميشه پيدا كرد و جايشان هميشه خالي خواهد ماند.

ياد حميده خيرآبادي گرامي

249:

واحد مرکزی خبر : مهین شهابی ، بازیگر پیشکسوت سینما تلویزیون و تئاتر به علت تومور مغزی درگذشت .


کاظمی مدیر پرستاری بیمارستان پارس گفت : وی از 19 فروردین امسال با تشخیص بیماری سرطان بستری شد و مدت 4 ماه در کما بود و دیشب به علت افت علائم حیاتی درگذشت .

وی افزود : همه هزینه های درمان خانم شهابی را صدا وسیما پرداخت کرده است.

مهین نیک طبع مشهور به مهین شهابی در سال 1315 در تهران به دنیا آمد.

وی بازیگری را در گروه اسکوئی ها که تازه به ایران آمده بودند فراگرفت و سپس به دعوت رئیس وقت اداره دراماتیک به آنجا رفت که بعد از بازی در چند نمایشنامه استخدام رسمی وزارت فرهنگ - هنر آن زمان شد .

او در صدها پیش صحنه در تئاتر سنگلج و تلویزیون بازی کرد و درفیلم هایی همچون«گاو» ، به عنوان بازیگر حضور داشت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در فیلم های بسیاری همچون: «شیلات» ، «مزدوران» ، «مأموریت» ، «پنجره» ، «روز دیدار» ، «شهر لاجوردی» ، «بگذار زندگی کنم» و «گل مریم» ایفای نقش کرد.

250:

روحش شاد

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

251:

روحش شاد و یادش گرامی

252:

خدا رحمتش کنه
روحش شاد

253:

خدا رحمتش كنه.

254:

خدا رحمتش کنه... امسال سال بدی بود برای هنرمندان کشور !

255:

خــدایش بیامرزاد

256:

خدا رحمتش کنه من چقدر دوستش داشتم

من نمیدونم مهین شهابی مرده ، حالاشما چرا به زرین تنکس میدید . زحمتش رو که اون نکشیده

(شکلک مناسب ،در مجلس ختم جایز نبود )

257:

هر وقت كه اسم مهين شهابي كه مياد ياد سريال آيينه مي افتم

روحش شاد....

258:

روحش شاد

259:

«محسن یوسف‌بیک» بازیگر نقش هشیار در برنامه «هشیار و بیدار» درگذشت.
«محسن یوسف بیک» مجری و بازیگر سال‌های دهه ۶۰ پس از سپری کردن یک دوره بیماری درگذشت. بنا بر این گزارش، محسن یوسف‌بیک در نقش «هشیار» همراه با علیرضا خمسه در نقش «بیدار» اجرای مسابقه «هشیار و بیدار» را برعهده داشتند که در زمان پخش خود، یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های ویژه کودکان و نوجوانان بود. زنده‌یاد محسن یوسف‌بیک حضور در چند فیلم سینمایی و تلویزیونی را نیز در کارنامه هنری خود داشت
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


بخشي از فيلم شناسي:

1366 در انتظار شیطان ( حمید الدین صفایی ) [بازیگر]

1365 ماموریت ( حسین زندباف ) [بازیگر]
خدارحمتش کنه من از زمانی که تو برنامه شبکه صفر مهندس بیلی =حسن خیاط باشی -بازی میکرد ایشون را یادم میاد

260:

«شاه‌علی سرخانی» بازیگر سینما و تلویزیون صبح امروز در بیمارستان مدائن درگذشت.

«علی نادری» مسئول بخش آی‌سی‌یو بیمارستان مدائن با تایید خبر فوت «شاه‌علی سرخانی» به «فارس» گفت: این بیمار ساعت 8:30 صبح امروز درگذشت.

بر اساس این گزارش، «شاه‌علی سرخانی» چند روز پیش از پله‌های منزلش به پایین افتاد و پس از چند ساعت بی‌هوشی توسط همسایگان به بیمارستان لقمان منتقل شد.

سرخانی که به کما رفته بود، به‌دلیل پر بودن بخش آی‌سی‌یو بیمارستان لقمان، می‌بایست به بیمارستان دیگری منتقل می‌شد که درنهایت به بیمارستان مدائن منتقل شد.

به گزارش فارس، «شاه‌علی سرخانی» بازی در فیلم‌های سینمایی آلزایمر (۱۳۸۹)، دختر شاه پریون (۱۳۸۹)، خاله سوسکه (۱۳۸۸)، دوشیزه (۱۳۸۱)، نغمه (۱۳۸۰)، هفت پرده (۱۳۷۹) و فصل پنجم (۱۳۷۵) را در کارنامه هنری خود دارد.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

261:




ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
یماری فروغی همزمان با جشنواره تئاتر آئینی سنتی شدت گرفت و این بازیگر پیشکسوت نمایش‌های سنتی که....



















مجید فروغی بازیگر پیشکسوت تئاتر سنتی در بیمارستان بوعلی بر اثر بیماری درگذشت.
به گزارش خبرنگار تئاتر باشگاه خبری فارس «توانا» مجید فروغی بازیگر تئاتر در بیمارستان بوعلی بر اثر بیماری دارفانی را وداع گفت.
فروغی متولد 1340 است که در نمایش‌های «دایره گچی»، «بیژن و منیژه»‌، «ذکریای رازی»، «‌سایه تو سایه»، «قولنج»، «عقابی با دو سر»‌، «بلبل سرگشته‌»، «آسیدکاظم‌»، «شب بیست و یکم»، «هتل ایران»‌، «سلطان و سیاه» و ... ایفای نقش کرده بود.
بیماری فروغی همزمان با جشنواره تئاتر آئینی سنتی شدت گرفت و این بازیگر پیشکسوت نمایش‌های سنتی که هم‌زمان با پانزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی سنتی در چهار نمایش ایفای نقش می‌کرد، به دلیل بیماری از بازی در این نمایش‌ها بازماند.

262:

بازیگر قدیمی سینمای ایران در اوج تنگدستی در بیمارستان بستری شد+عکس

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
بوتیمار که از جمله رفقای ایرج قادری بود، طی سالهای اخیر در یک اتاق اجاره ای-تاکید می‌کنیم اتاق و نه خانه- آن هم در یکی از.....






















عبدا.. بوتیمار بازیگر قدیمی سینمای ایران به تازگی دچار سکته قلبی شده و به کما رفت.

به گزارش شبکه ایران عبدا.. بوتیمار بازیگر قدیمی سینمای ایران که از جمله بدمنهای سینمای موسوم به فیملفارسی بود به تازگی دچار سکته قلبی شده و به کما رفت.

بوتیمار در حالی در بیمارستان فیروزگر تهران بستری است که طی چند سال اخیر اوضاع مالی نابسامانی داشت و هرچند تلاش کرد تا با حضور در یکی دو کار سینمایی به لحاظ مالی اوضاع خود را بهتر کند اما متاسفانه مجوز بازیگری وی صادر نشد و همین مساله ضربه روحی شدیدی را به وی وارد کرد!

بوتیمار که از جمله رفقای ایرج قادری بود، طی سالهای اخیر در یک اتاق اجاره ای-تاکید می‌کنیم اتاق و نه خانه- آن هم در یکی از جنوبی ترین نقاط شهر زندگی میکرد و تنها دخترش هم فرسنگها دورتر از وی در آلمان زندگی را میگذراند.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


عبدا.. بوتیمار(چپ) در دوران اوجش در کنار رضا بیک ایمان وردی

بوتیمار متولد سال ١٣١٢ در بادکوبه بود و از سال ١٣٣٠ فعالیت هنری اش را در تئاتر پارس با آقایان منوچهر قاسمی و کامل حلمی شروع کرد. بوتیمار فعالیت سینمایی خود را نیز از ابتدای دهه چهل و با بازی در فیلم سینمایی «یک قدم تا مرگ» ساخته ساموئل خاچکیان آغاز کرد. بوتیمار در مدت فعالیت سینمایی خود در ٥٠ فیلم بلند سینمایی و از جمله «دلهره»، «ضربت»، «یک قدم تا مرگ»، «اضطراب»، «دزد سیاهپوش»، «کردی از جنوب شهر»، «بی عشق هرگز»، «میخک سفید» و «میخک نقره ای» ایفای نقش کرد. بوتیمار در زمینه دوبله هم تخصص داشت و در این حیطه فعالیتهای فراوانی ارائه داد.

بوتیمار که بعد از انقلاب برای سرکشی به اوضاع زندگی همسر و فرزندانش مدتی را هم در آلمان زندگی کرده بود در این کشور هم به کار دوبله میپرداخت و هم تعدادی نمایش ایرانی را اجرا میکرد. او بعد از فوت ژاله کاظمی از آنجا که خبر مرگ این هنرمند وی را به شدت متاثر کرده بوده به ایران بازگشت و در کشور خودش زندگی کرد.










































263:

روحش شاد/

264:

فوت کرده؟ !
خدا رحمتش کنه
وای من چقدر نابغه م ! اینم قدیمی بود !

265:

گل کاشتی!!!
یه بار دیگم گفتم خوبه که تو پست هات با یکی که این کاره باشه مشورت کنی.

266:

دوست عزیز
قرار نبود پیش دستی کنیم !
ایشون فعلا" در کما هستند !که احتمال بازگشت و امید به زندگی هنوز وجود دارد.
این تاپیک برای هنرمندان درگذشت می باشد.

267:

مرسی برای راهنمایی
فرهنگ عزیز گفت : روحش شاد !
من فکر کردم این موضوعی که گذاشتم قدیمی ِ !
عجب از این دوستان

268:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
مراسم ختم ساناز کیهان بازیگر نقش مقابل شهرام حقیقت‌دوست در سریال "خط قرمز" پنج شنبه 29 دی برپا می‌شود. به گزارش خبرنگار مهر، ساناز کیهان یکشنبه 25 دی ماه ساعت 12 شب پس از تصادفی که در خیابان حسیینیه ارشاد رخ داد، درگذشت. این اتفاق در اثر برخورد خودرویی که وی به همراه دوستانش در آن بودند با یک درخت رخ داد. خاکسپاری این بازیگر که در سریال "خط قرمز" ایفای نقش مقابل شهرام حقیقت‌دوست را بر عهده داشت، روز گذشته در قطعه دو ردیف 12 بهشت زهرا انجام شد و مراسم ختم او نیز پنج شنبه ساعت 15:30 تا 17 در مسجد الجواد میدان هفت‌تیر برگزار خواهد شد. بازی در فیلم‌های سینمایی "سوگند"، "کلاهی برای باران" و... در کارنامه هنری این بازیگر فقید متولد سال 1359 به چشم می‌خورد.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

269:

خدا رحمتش کنه

270:

خدا بیامرزدش

271:

خدا رحمتش کنه یادمه بازیس رو تو خط قرمز

272:


273:

آروم شد و مثل بقیه مرده ها از ذهن زنده ها رخت میبنده

274:

در رحمت ایزدش آرام گرفت..روحش قرین آرامش

275:

خدایش بیامرزد

276:

بنده خدا
خدارحمتش کنه

277:

البته برای من فرقی ندارد ولی این اتفاق صددرصد معلول عدم حالت طبیعی ناشی از الکل یا مواد بوده است

چون تقریبا همه بازیگران و آنچه که هنرمندان(؟!) ایرانی نامیده شده اند ؛؛ بسیار بسیار عقده ای و ندیدبدید

هستند و در الکل و مواد به شدت افراط می کنند !

.

278:

روحش شاد


279:

روحش شاد ..

280:

خدا رحمتش كنه روحش شاد

281:

خدا بیامرزتش....

282:

روحش شاد.
تاپیک منتقل میشه به یاد یاران رفته.

283:

یاد باد آن روزگاران یاد باد
روز وصل دوست داران یاد باد

284:

درحیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به هستی به کشندش به جفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست

285:

ستار هریس بازیگر و تهیه‌كننده سینما درگذشت.
به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، این بازیگر كه سابقه بازی در فیلم‌هایی چون «فریاد مجاهد»، «دونیمه سیب»، «آبادانی‌ها»، «مرد پنجم»، «شاخ گاو»، «بالاتر از خطر» و «بدل كاران» را دارد،‌ شب گذشته در سن 69 سالگی درگذشت.
ستار هریسی داداش‌پور كه سابقه فعالیت و قهرمانی ورزشی نیز داشته، پیش‌تر به‌نام فیروز شناخته می‌شد‌ و در برخی از فیلم‌ها به‌عنوان تهیه‌كننده نیز فعال بوده است.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

286:

خداوند رحمتشون کنه

287:

«مجید میرزاییان» بازیگر سینما درگذشت

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

خبرگزاری فارس: «مجید میرزاییان» بازیگر سینما دار فانی را وداع گفت.


به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «مجید میرزاییان» بازیگر سینما روز گذشته درگذشت.
این بازیگر مدت‌ها از بیماری کلیوی رنج می‌برد.
میرزاییان سال 1318 در تهران متولد شد. وی فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهای دراماتیک است. وی بازی در سینما را از سال 1362 با «پرونده» به کارگردانی «مهدی صباغ‌زاده» شروع کرد.
میرزاییان در فیلم‌هایی چون شاه خاموش (۱۳۸۲)، لوکوموتیوران (۱۳۷۹)، خط‌ها و سایه‌ها (۱۳۷۷)، گاومیش‌ها (۱۳۷۵)، دام (۱۳۷۴)، شریک زندگی (۱۳۷۳)، پرواز از اردوگاه (۱۳۷۲)، ضربه طوفان (۱۳۷۲)، بندر مه‌آ‌لود (۱۳۷۱)، دایان باخ (۱۳۷۱)، رابطه پنهانی (۱۳۷۱)، قربانی (۱۳۷۱)، تبعیدی‌ها (۱۳۷۰)، عروس حلبچه (۱۳۶۹)، خواستگاری (۱۳۶۸)، دلار (۱۳۶۷)، حماسه دره شیلر (۱۳۶۵)، پایگاه جهنمی (۱۳۶۳)، عقاب‌ها (۱۳۶۳) و پرونده (۱۳۶۲) ایفای نقش کرده است.

288:

خدا رحمتش کنه ، الان که تصویرش رو دیدم
یادم اومد چقدر فیلم ازش دیدم !

289:

خدا بیامرزتش

290:

خدا تموم اونای که رفتنو سر به سینه تراب بردند بیامرزه

291:

بازیگر فیلم «عقاب ها» درگذشت

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )










مجید میرزاییان بازیگر سینما در سن ۷۲ سالگی درگذشت. ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )








مجید میرزاییان بازیگر سینما در سن ۷۲ سالگی درگذشت.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مجید میرزاییان كه مدت ها از بیماری رنج می برد، روز گذشته ـ ۲۵ اسفند ماه ـ در سن ۷۲ سالگی دار فانی را وداع گفت.

وی كه متولد ۱۳۱۸ است تحصیلات خود را در هنرستان هنرهای دراماتیك به پایان رساند و كار خود را در سینما با فیلم سینمایی «پرونده» به كارگردانی مهدی صباغ زاده به عنوان بازیگر آغاز كرد.

مجید میرزاییان در فیلم های سینمایی «شاه خاموش» (۱۳۸۲)، «لوكوموتیو ران» (۱۳۷۹)، «خط ها و سایه ها» (۱۳۷۷)، «گاومیش ها» (۱۳۷۵)، «دام» (۱۳۷۴)، «شریك زندگی» (۱۳۷۳)، «پرواز از اردوگاه» (۱۳۷۲)، «ضربه طوفان» (۱۳۷۲)، «بندر مه آلود» (۱۳۷۱)، «دایان باخ» (۱۳۷۱)، «رابطه پنهانی» (۱۳۷۱)، «قربانی» (۱۳۷۱)، «تبعیدی ها» (۱۳۷۰)، «عروس حلبچه» (۱۳۶۹)، «خواستگاری» (۱۳۶۸)، «دلار» (۱۳۶۷)، «حماسه دره شیلر» (۱۳۶۵)، «پایگاه جهنمی» (۱۳۶۳)، «عقاب ها» (۱۳۶۳) و «پرونده» (۱۳۶۲) به ایفای نقش پرداخت.

292:

بی‌بی قصه‌های مجید درگذشت
مادر بزرگ "قصه‌های مجید" در 89 سالگی بر اثر بیماری و کهولت سن نیمه شب گذشته در اصفهان درگذشت.
به گزارش خبرگزاری مهر، پروین دخت یزدانیان در نجف آباد به دنیا آمد و دارای مدرک تحصیلی ششم ابتدایی بود. وی دارای 12 فرزند، 25 نوه و 5 نتیجه است که از میان این تعداد فرزند کیومرث و منوچهر پوراحمد کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون شناخته شده هستند.

حضور یزدانیان مقابل دوربین از سال 1370 با مجموعه "قصه‌های مجید" آغاز شد و ایفای نقشش در سینما از سال 1371 با "صبح روز بعد" و "شرم" که هر سه به کارگردانی پسرش بود ادامه یافت.

وی در فعالیت کوتاه مدت خود در سینما، حضور در فیلم‌های "نان و شعر"(1372)، "خواهران غریب"(1374) و "شب یلدا"(1379) را به کارگردانی فرزندش کیومرث پوراحمد و ایفای نقش در فیلم مهریه بی‌بی(1373) ساخته اصغر هاشمی تجربه کرد.

این ضایعه را به جامعه هنری ایران مخصوصا" کیومرث پور احمد عزیز تسلیت می گوئیم.

293:

خدا رحمتشون کنه
من که بی بی رو واقعا" مثل مادر بزرگ خدا بیامرز خودم (بی بی سکینه ) می دونستم اون نگاه از بالای عینکش به مجید چقدر دوست داشتنی و زیبا بود

294:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

295:

پروین‌دخت یزدانیان در نجف‌آباد به دنیا آمد و دارای مدرک تحصیلی ششم ابتدایی بود. وی دارای 12 فرزند، 25 نوه و 5 نتیجه است که از میان این تعداد فرزند کیومرث و منوچهر پوراحمد کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون شناخته شده هستند.

حضور یزدانیان مقابل دوربین از سال 1370 با مجموعه «قصه‌های مجید» آغاز شد و ایفای نقشش در سینما از سال 1371 با «صبح روز بعد» و «شرم» که هر سه به کارگردانی پسرش بود ادامه یافت.

وی در فعالیت کوتاه‌مدت خود در سینما، حضور در فیلم‌های «نان و شعر»(1372)، «خواهران غریب»(1374) و «شب یلدا» (1379) را به کارگردانی فرزندش کیومرث پوراحمد و ایفای نقش در فیلم «مهریه بی‌بی» (1373) ساخته اصغر هاشمی تجربه کرد.

296:

خدا رحمتش کنه، چقد ساده ومسلط همیشه جلو دوربین ظاهر میشد

+ابهت خاصی که داشت

خیلی دوسش داشتم

روحش شاد

297:

خدا رحمتش کنه

خدا به پور احمد عزیز صبر بده

چقدر بیب دوست داشتنی بود
خدایش رحمت کند....

298:

خدا رحمتشون کنه
ایشون شادی بخش تموم خانواده های ایرانی بودن
خدا بر درجاتشون بیفزاید

299:

اولین صحنه ایی که بعد از شنیدن این خبر تاسف برانگیز به خاطرم آمد ماجرای میگو پختن مجید بود. شخصیت بی بی برای هم سن و سال های من همیشه نماد یک زن جا افتاده و سرد و گرم چشیده ایرانی بود که آرامشی محض در تمام سکناتش موج می زد. نشانی از تقوای راستین در نگاه و صدایش بود. در پلان به پلان قصه های مجید این آرامش موج میزد که همانا از برکت وجود این بانوی گرامی بود.

شده ایم آدم های یک حبه قند؛ سنت و سنتی ها و نوستالژی را با دست خودمان باید تشییع کنیم.

روحش شاد...


300:

......................... نه در ان وقت که افتاد و شکست

اقبال و شکست اشتباهه دوست گرامی

301:

آخرین وداع مجید با بی بی

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

302:

فاطمه طاهری بازیگر تئا‌تر، سینما و تلویزیون درگذشت.

ایسنا: این بازیگر صبح امروز در منزل خود در شهرک بوعلی دچار عارضه سکته قلبی شد و درگذشت و به بیمارستان پارسیان منتقل شد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

این بازیگر با نام کامل فاطمه صفرطاهری اصفهانی در سال ۱۳۱۸ در تهران متولد شد و پس از اخذ دیپلم از سال ۱۳۳۶ فعالیت هنری‌اش را با حضور در تئا‌تر آغاز کرد و از سال ۱۳۶۶ نیز با فیلم «تحفه‌ها» وارد سینما شد.

از فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی این بازیگر می‌توان به گل پامچال، سایه همسایه، خاله سارا، طوبی، روز باشکوه، پهلوانان نمی‌میرند، زیر بام‌های شهر، دبیرستان خضرا، هامون، سفر جادویی، انفجار در اتاق عمل، شهر در دست بچه‌ها، نرگس، دیدار در استانبول، رابطه پنهانی، طعمه، مستاجر، آبادانی‌ها، جای امن، مهریه بی‌بی، راه افتخار، بی‌قرار، مرد آفتابی، ‌ زن امروز، تارهای نامرئی، طوطیا، شوخی، دختری به نام تندر، می‌ه‌مان مامان، پشت پرده مه و گرگ و میش اشاره کرد.

حضور در سریال «دارا و ندار» از آخرین فعالیت‌های بازیگری طاهری بود و در حال حاضر نیز سریال تعطیلات نوروزی از این بازیگر از شبکه آی‌فیلم پخش می‌شود.



303:

چقدر دلم گرفت این خبرو شنیدم...یادش بخیر قصه های مجید... خدا رحمتش کنه

304:

فاطمه طاهری بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون درگذشت.
این بازیگر صبح امروز در منزل خود در شهرک بوعلی دچار عارضه سکته قلبی شد و درگذشت و به بیمارستان پارسیان منتقل شد.
ایسنا: این بازیگر با نام کامل فاطمه صفرطاهری اصفهانی در سال 1318 در تهران متولد شد و پس از اخذ دیپلم از سال 1336 فعالیت هنری‌اش را با حضور در تئاتر آغاز کرد و از سال 1366 نیز با فیلم «تحفه‌ها» وارد سینما شد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


از فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی این بازیگر می‌توان به گل پامچال، سایه همسایه، خاله سارا، طوبی، روز باشکوه، پهلوانان نمی‌میرند، زیر بام‌های شهر، دبیرستان خضرا، هامون، سفر جادویی، انفجار در اتاق عمل، شهر در دست بچه‌ها، نرگس، دیدار در استانبول، رابطه پنهانی، طعمه، مستاجر، آبادانی‌ها، جای امن، مهریه بی‌بی، راه افتخار، بی‌قرار، مرد آفتابی،‌ زن امروز، تارهای نامرئی، طوطیا، شوخی، دختری به نام تندر، میهمان مامان، پشت پرده مه و گرگ و میش اشاره کرد.
حضور در سریال «دارا و ندار» از آخرین فعالیت‌های بازیگری طاهری بود و در حال حاضر نیز سریال تعطیلات نوروزی از این بازیگر از شبکه آی‌فیلم پخش می‌شود.

پ.ن : تکراری که نیس ؟ اگه هس پاکش کنین !

305:

جای تاپیک اینجا بود ؟ :-؟

خدا بیامرزدش

306:

فک کنم امسال مسن ترای سینما و تلویزیون باید بیشتر مراقب خودشون باشن !

تسلیت

پ ن : ما که پست زدیم ، اگه قدیمی نباشه تکراری نیست ! دی

307:

خدا رحمتش كنه
امسال چقدر خبر مرگ شنيدم من...

308:

روحش شاد ..

309:

خدایش بیامرزاد ...

310:

شادی روحشپصلوات
خدا بیامرزش

311:

یادش گرامی و روحش در آرامش

312:

روحش شاد.
چه قدر خاطره داریم با نقش هاش..


313:

یکی دیگه از مادران سینما ایران ما را تنها گذاشت (فاطمه طاهری) خدا رحمتشون کنه!
در ایام عید شبکه استانی آفتاب (شبکه اراک )فیلم داستانی عروسیخانه رو از این هنرمند خوب پخش کرد که در روستای هزاوه اراک بازی کرده بودند.
در یکی از صحنه های دیالوگ جالبی رو به میر طاهر مظلومی که نقش پسرش رو بازی کرده بودو هم لکنت زبون داشت و اسمش هم اصغر بود گفت که خیلی جالب بود (اصغر قراربود عروسی یکی از اهالی رو بخاطر مرگ پدرش به هم بزنه )
حالا که اسمت اصغره و زبون هم نداری این شدی ...اگه اسمت اکبر بود و زبون هم داشتی دیگه چکار میکردی!

314:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
حالا که اسمت اصغره و زبون هم نداری این شدی ...اگه اسمت اکبر بود و زبون هم داشتی دیگه چکار میکردی!

315:

بنده هم تسلیت میگم به جامعه هنری کشور
خداوند بیامرزتشون

316:

سلام
تسلیت میگم
بازیگر خوبی بودن
روحشون شاد و قرین رحمت الهی

317:

تسلیت میگم

318:

روحش شاد یادش گرامی

319:

ایرج قادری بازیگر و کارگردان توانمند ایران دقایقی پیش دار فانی را وداع گفت یادش گرامی
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

320:

فریبا ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بگو این شایعه است ... باورم نمیشه !!!!!!!!!!!!

خدایا ، چرا آخه ؟؟؟

321:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


ایرج قادری درگذشت ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

سینما - ایرج قادری کارگردان بازیگر و تهیه کننده سینمای ایران در سن 76 سالگی دار فانی را وداع گفت.


به گزارش خبرآنلاین، این بازیگر سینما سال 1314 در تهران به دنیا آمده بود، شامگاه شنبه 16 اردیبهشت درگذشت.
او در سال های اخیر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد و از فروردین سالجاری در بیمارستان مهراد تهران بستری بود.
طی هفته های گذشته این کارگردان به کما رفته بود از چند روز پیش ملاقات با او ممنوع شده بود.
او که تحصیلاتش را در رشته پزشکی و داروسازی نا تمام گذشته بود، سال 1334 برای نخستین بار در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان بازی کرد.
قادری طی سال های فعالیتش در بیش از 70 فیلم به عنوان بازیگر مقابل دوربین رفت. در کارنامه کاری او کارگردانی بیش از 40 فیلم سینمایی نیز دیده می شود.
آخرین فیلم این کارگردان «شبکه» نام داشت که همچنان در انتظار نوبت اکران است.

322:

عزیزم متأسفانه واقعیت داره

323:

وای!!!!
خدایا آخه آدم چی بگه!خیلی شوک شدم.خدارحمتش کنه!متاسفانه چقدر سرطان زیاد شده...

324:

اي واااااااااااااي.....در واقع كوشه اي از خاطرات ما در كذشت و مدفون شد

325:

تسلیت به همه دوستداران سینما و این کارگردان بزرگ فیلمایش یادگاری بزرگی ازش هست

326:

تنها سایتی که این خبر را تکذیب کرد سینما نگار بود. (اینجا)

ولی گویا متاسفانه این اتفاق رخ داده..

شاید زمانی که فیلم می خوام زنده بمانم رو دیدیم به تیتراژ پایانیش دقت نکردیم.
ایشون کارگردان این فیلم زیبا بودند.
و همینطور فیلم خوش ساخت آکواریوم.

روحش شاد.



327:

خدا بیامرزدشان

328:

ایرج قادری کارگردان بازیگر و تهیه کننده سینمای ایران درگذشت.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

به گزارش همشهری آنلاین، ایرج قادری متولد ۱۳۱۴ تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته پزشکی و داروسازی بود.

وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۳۴ با بازی در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان آغاز کرد.
ایرج قادری در سال ۱۳۴۱ شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد.
در اردیبهشت ۱۳۹۱ به دلیل تشدید بیماری سرطان ریه در بیمارستان بستری شد و به دلیل همین بیماری در 16 اردیبهشت ماه دار فانی را وداع گفت.
همشهری آنلاین درگذشت این هنرمند را به جامعه هنری کشور تسلیت می‌گوید.

329:

روحش شاد و در آرامشِ ابدی.

330:

روحش شاد..
واقعا حيف بود

331:

روحش شاد .
چه خاطرهایی که با فیلمهای ایشون داشتیم !حیف..........

332:

فعالیت‌های حرفه‌ای
شادروان ایرج قادری:


کارگردان

شبکه (۱۳۸۹)

پاتو زمین نذار (۱۳۸۷)

محاکمه (۱۳۸۵)

آکواریوم (۱۳۸۴)

چشمان سیاه (۱۳۸۱)

سام و نرگس (۱۳۷۹)

شهرت (۱۳۷۹)

طوطیا (۱۳۷۷)

پنجه در خاک (۱۳۷۶)

نابخشوده (۱۳۷۵)

می‌خواهم زنده بمانم (۱۳۷۳)

تاراج (۱۳۶۳)

برزخی‌ها (۱۳۶۱)

دادا (۱۳۶۱)

برادر کشی (۱۳۵۷)

پشت و خنجر (۱۳۵۶)

حکم تیر (۱۳۵۶)

دو کله شق (۱۳۵۶)

سرسپرده (۱۳۵۶)

بت (۱۳۵۵)

بیدار در شهر (۱۳۵۵)

سینه چاک (۱۳۵۵)

رفیق (۱۳۵۴)

هدف (۱۳۵۴)

هوس (۱۳۵۴)

قفس (۱۳۵۳)

بی حجاب (۱۳۵۲)

بیقرار (۱۳۵۲)

اتل متل توتوله (۱۳۵۱)

عطش (۱۳۵۱)

برای که قلب‌ها می‌تپد (۱۳۵۰)

جان سخت (۱۳۵۰)

نقره داغ (۱۳۵۰)

خشم عقابها (۱۳۴۹)

سکه شانس (۱۳۴۹)

رابطه (۱۳۴۸)

سوگند سکوت (۱۳۴۸)

بسترهای جداگانه (۱۳۴۷)

شاهراه زندگی (۱۳۴۷)

لیلاج (۱۳۴۵)

داغ ننگ (۱۳۴۴)



نویسنده



آکواریوم (۱۳۸۴)

سام و نرگس (۱۳۷۹)

پنجه در خاک (۱۳۷۶)

لیلاج (۱۳۴۵)



بازیگر



شبکه (۱۳۸۹)

پاتو زمین نذار (۱۳۸۷)

محاکمه (۱۳۸۵)

آکواریوم (۱۳۸۴)

شهرت (۱۳۷۹)

برزخی‌ها (۱۳۶۱)

دادا (۱۳۶۱)

پنجمین سوارسرنوشت (۱۳۵۹)

برادر کشی (۱۳۵۷)

لبه تیغ (۱۳۵۷)

پشت و خنجر (۱۳۵۶)

حکم تیر (۱۳۵۶)

دو کله شق (۱۳۵۶)

سرسپرده (۱۳۵۶)

طغیانگر (۱۳۵۶)

کوسه جنوب (۱۳۵۶)

بی نشان (۱۳۵۵)

بیدار در شهر (۱۳۵۵)

چلچراغ (۱۳۵۵)

سینه چاک (۱۳۵۵)

پلنگ در شب (۱۳۵۴)

رفیق (۱۳۵۴)

شاهرگ (۱۳۵۴)

عمو فوتبالی (۱۳۵۴)

هدف (۱۳۵۴)

هوس (۱۳۵۴)

ترکمن (۱۳۵۳)

دکتر و رقاصه (۱۳۵۳)

قفس (۱۳۵۳)

مرگ در باران (۱۳۵۳)

موسرخه (۱۳۵۳)

بی حجاب (۱۳۵۲)

بیقرار (۱۳۵۲)

بیگانه (۱۳۵۲)

شلاق (۱۳۵۲)

مترس (۱۳۵۲)

ناخدا باخدا (۱۳۵۲)

نامحرم (۱۳۵۲)

اتل متل توتوله (۱۳۵۱)

توبه (۱۳۵۱)

عطش (۱۳۵۱)

برای که قلب‌ها می‌تپد (۱۳۵۰)

جان سخت (۱۳۵۰)

دل‌های بی آرام (۱۳۵۰)

غلام ژاندارم (۱۳۵۰)

میعادگاه خشم (۱۳۵۰)

نقره داغ (۱۳۵۰)

آژیر خطر (۱۳۴۹)

خشم عقابها (۱۳۴۹)

کوچه مردها (۱۳۴۹)

جدایی (۱۳۴۸)

جیب بر خوشگله (۱۳۴۸)

رابطه (۱۳۴۸)

سوگند سکوت (۱۳۴۸)

بسترهای جداگانه (۱۳۴۷)

تک تازان صحرا (۱۳۴۷)

دشت سرخ (۱۳۴۷)

رودخانه وحشی (۱۳۴۷)

شاهراه زندگی (۱۳۴۷)

دو انسان (۱۳۴۵)

لیلاج (۱۳۴۵)

مأمور دو جانبه (۱۳۴۵)

داغ ننگ (۱۳۴۴)

فریاد دهکده (۱۳۴۴)

بن بست (۱۳۴۳)

نیرنگ دختران (۱۳۴۳)

تار عنکبوت (۱۳۴۲)

ور پریده (۱۳۴۱)

ورپریده (۱۳۴۱)

گلی در شوره زار (۱۳۴۰)

ماجرای جنگل (۱۳۳۹)

چشمه آب حیات (۱۳۳۸)



تهیه کننده

شبکه (1389)

آکواریوم (۱۳۸۴)

پشت و خنجر (۱۳۵۶)

موسرخه (۱۳۵۳)

لیلاج (۱۳۴۵)

داغ ننگ (۱۳۴۴)

بن بست (۱۳۴۳)

تار عنکبوت (۱۳۴۲)

ماجرای جنگل (۱۳۳۹)



تدوین



پنجه در خاک (۱۳۷۶)

333:

روحش شاد .یادش گرامی

334:

خدایش بیامرزه

335:

خدا رحمتش کنه

336:

خدا بیامرزتش من با خواهرش توران همبازی بودم امیدوارم این اواخر رابطه ی این خواهر وبرادر خوب شده باشه

337:

روحش شاد ...

338:

ولی من صبح از رادیو جوان شنیدم پرسنل بیمارستان این خبر رو تکذیب کردن!

339:

«ایرج قادری» به خاک سپرده شد

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


خبرگزاری فارس: «ایرج قادری» امروز صبح در مراسمی که کمتر از 40 نفر حضور داشتند، در یکی از امامزاده‌های کرج دفن شد.

«فرح حیدری» مدیر فیلمبرداری آثار ایرج قادری درباره مراسم تشییع و خاکسپاری « ایرج قادری»، گفت: متاسفانه همسر ایرج قادری پافشاری ‌و اصرار داشتند که هرچه سریع‌تر پیکر او دفن شود.
وی در ادامه گفت: من شب گذشته تا ساعت 2 نیمه شب مطلع بودم که ایرج قادری زنده است اما متاسفانه ساعت 4 بامداد درگذشت و به خواست همسرش به سرعت کارهای وی انجام شد و در یکی از امامزاده‌های کرج دفن شد.
حیدری در خاتمه افزود: متاسفانه همسر وی به این نکته مهم دقت نکرد که هنرمند تنها متعلق به خانواده‌اش نیست و متعلق به مردم و دوستدارانش است و بهتر این بود که تشییع جنازه در شأن ایشان صورت می‌گرفت. متاسفانه در تشییع جنازه وی کمتر از 40 نفر حضور داشتند که به عقیده من درست نیست.

340:

یه عاشق تنها تو شهر شما زنده ست
برا او چه کار میکنید
حتما میگید کاش میمرد میگفتیم خدارحمتش کنه وراحت
بگید واسه زنده ها چه میکنید؟؟؟؟؟

341:

روحشان قرین رحمت

342:

خبر درگذشت ایرج قادری هنرمند سینما صبح روز یکشنبه 17 اردیبهشت‌ماه در حالی اعلام شد که شب گذشته کادر پزشکی بیمارستان مهراد، خبر فوت این بازیگر را تکذیب کرده بودند.
روز شنبه یکی از خبرگزاری‌ها به نقل از پرستار بیمارستان مهراد اعلام کرده بود در یکی، دو روز آینده قادری بهبود پیدا می‌کند و از کما درمی‌آید، اما درست همان شب خبر درگذشت قادری منتشر شد. این خبر در ساعت 4 بامداد یکشنبه به صورت قطعی تایید و چند ساعت بعد در رسانه‌ها منعکس شد.
ایرج قادری بازیگر و کارگردان 77 ساله نزدیک به 50 روز به دلیل ابتلا به بیمارستان ریه در بیمارستان بستری بود و در این مدت بنا به درخواست خانواده وی بستری شدن او رسانه‌ای نشد.
مراسم تدفین مرحوم قادری یکشنبه صبح بدون اطلاع‌رسانی با حضور 20 نفر از نزدیکان وی در بی‌بی‌ سکینه کرج برگزار شد.
ایرج قادری در 56 سال فعالیت در سینما، 41 فیلم سینمایی را کارگردانی کرده است. او همچنین در 72 فیلم سینمایی به عنوان بازیگر ایفای نقش کرده و تهیه‌کنندگی نه فیلم سینمایی را نیز برعهده داشت. این کارگردان تجربه نویسندگی چهار فیلمنامه را نیز در کارنامه کاری خود دارد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

343:

خدا رحمتش کنه .
حرف زیاد واسه گفتن هست اما حیف که نمیشه حرف زد ....

344:

پدر بازیگر و نویسنده خوب سینمای ایران، پیمان معادی، درگذشت. به گزارش خبرنگار سینما روز، دکتر حسن معادی که در یکی از بیمارستان های آمریکا بستری بود، ساعاتی پیش در همان بیمارستان، دار فانی را وداع گفت... روحش شاد .

345:

شاپور قریب نویسنده و کارگردان فیلم “ممل آمریکائی” که از بیماری آلزایمر رنج میبرد درگذشت

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

دیدار فرهادی و انتظامی از شاپور قریب پیشکسوت خانه‌نشین در روز لغو مراسم تقدیر از برنده اسکار




:آثاری از شاپور قریب که می‌توان نام برد عبارت اند از


سوگند -۱۳۸۴
کفش‌های جیرجیرک دار -۱۳۸۱
اشک و لبخند -۱۳۷۳
خانواده کوچک ما – ۱۳۷۰
بازگشت قهرمان – ۱۳۶۹
روزهای بلند انتظار – ۱۳۶۹
سایه‌های غم – ۱۳۶۶
بگذار زندگی کنم – ۱۳۶۵
سه ماه تعطیلی – ۱۳۵۶
بت شکن – ۱۳۵۵
مرد شرقی و زن فرنگی -۱۳۵۴
ممل آمریکایی – ۱۳۵۴
خروس -۱۳۵۲
غریبه – ۱۳۵۱
بدنام – ۱۳۵۰
کاکو -۱۳۵۰
رقاصه شهر – ۱۳۴۹
عروس بیانکا - ۱۳۴۹
دختر شاه پریون – ۱۳۴۷


شاپور قریب علاوه بر کارگردانی و بازیگری، نویسنده دو کتاب گنبد حلبی (۱۳۳۹) و عصر پاییزی (۱۳۴۱) بود
دو، سه روزی پس از باز گشت اصغر فرهادی بعد از دریافت جایزه اسکاراو به همراه عزت الله انتظامی دیگر پیش کسوت سینمای ایران پیگیر حال شاپور قریب و او را عیادت نمودند
شاپور قریب که به گفته‌ی همسرش، وضعیت جسمانی و روحی‌‌اش در روزهای مختلف متفاوت بود و شدت و ضعف داشت، در آن روز برفی اواخر سال ۹۰ که عزت‌الله انتظامی و اصغر فرهادی به عیادتش رفتند، وضعیت مناسب‌تری داشت تا جایی که خاطراتش را از تئاتر و سینما با آقای بازیگر سینمای ایران مرور کرد و از همکاری سال‌های دورش با اصغر فرهادی گفت، از فیلمبرداری بخش‌های سری اول «روزگار جوانی» که فرهادی می‌نوشته و شاپور قریب کارگردانی می‌کرده است




.به بازماندگان محترم آن مرحوم تسلیت میگوئیم

346:

خدا رحمتش کنه

347:

«شاپور قریب» کارگردان پیشکسوت سینمای ایران درگذشت.


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


«عباس رافعی» تهیه‌کننده و کارگردان سینما در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، ضمن اعلام این خبر گفت: متاسفانه زنده یاد قریب به علت بیماری و کهولت سن در منزل خود درگذشته‌اند.
وی درباره مراسم خاکسپاری این هنرمند نیز اعلام کرد: هنوز زمان و مکان دقیق دفن این کارگردان پیشکسوت مشخص نشده و به محض قطعی شدن خبر آن در اختیار رسانه‌ها قرار خواهد گرفت.
به گزارش فارس، شاپور قریب متولد 15 آذر سال 1311 در تهران است و کارگردانی آثاری نظیر «کاکو»، «غریبه»، «خروس»، «بت شکن»، «سه ماه تعطیلی»، «بگذار زندگی کنم»، «سایه‌های غم»، «بازگشت قهرمان»، «اشک و لبخند»، «کفش‌های جیرجیرک دار من» و اپیزودی از فیلم «ملاقات» را در کارنامه خود داشته است.
فیلم سینمایی «هفت تیرهای چوبی» نیز به کارگردانی مرحوم قریب در ژانر کودک و نوجوان ساخته شده و یکی از نقاط درخشان کارنامه وی محسوب می‌شد.


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

348:

روحش شاد.
مجموعه "روزگار جوانی" یکی از پربیننده ترین سریال های سیما
به کارگردانی ایشون بود.


349:

چه سخته همه ی مردم آثارشو به یاد دارن ....فقط خودش به یاد نداشته......
روحش شاد

350:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

روحش شاد ودر آرامش...


351:

خدا رحمتش کنه.
یادمه فیلم بگذارزندگی کنم در زمان خودش خیلی پرفروش شد.بابازی افسانه بایگان که اون روزهای بی ستارگی سینمای ایران جزو ستاره های بود.

352:

خدا رحمتش کنه!
من فیلم هفت تیرهای چوبی رو قبل از انقلاب در کانون پرورش فکری کودکان اراک و با آپارت دیدم یادش بخیر چه فیلم قشنگی بود ؛دنیای کودکانه که با فیلمهای وسترن گره خورده بود!
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

خلاصه داستان:

هفت تیرهای جوبی قصه زندگی ساده بچه های ایستگاه قطاری است در شمال که روزها را به بازی و مدرسه رفتن می گذرانند و شبها با قصه های گرم و پرکشش مادربزرگ به خواب می روند تا این که تلویزیون به این ایستگاه کوچک می آید.


تکه کوچکی از این فیلم زیبا اینجا ببینید

353:

آخی روزگارجوانی...چقددوس داشتم اونجوری زندگی کنم!

خدارحمتش کنه

354:

آره منم یادمه در زمان روزگار جوانی از پای تلوزیون بلند نمیشدم....
خداوند بیامرز ایشون رو

355:

تشییع «شاپور قریب» از تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


خبرگزاری فارس: تشییع پیکر زنده یاد «شاپور قریب» فردا -پنجشنبه- از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان انجام می‌شود.

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، مراسم تشییع پیکر مرحوم «شاپور قریب» فردا ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت برگزار می‌شود.
بنا بر این گزارش، این هنرمند فقید در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده خواهد شد.
همچنین مراسم یادبود این هنرمند روز شنبه 20 خردادماه در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار می‌شود.
به گزارش فارس، شاپور قریب متولد 15 آذر سال 1311 در تهران است و کارگردانی آثاری نظیر «کاکو»، «غریبه»، «خروس»، «بت شکن»، «سه ماه تعطیلی»، «بگذار زندگی کنم»، «سایه‌های غم»، «بازگشت قهرمان»، «اشک و لبخند»، «کفش‌های جیرجیرک دار من» و اپیزودی از فیلم «ملاقات» را در کارنامه خود داشته است.
فیلم سینمایی «هفت تیرهای چوبی» نیز به کارگردانی مرحوم قریب در ژانر کودک و نوجوان ساخته شده و یکی از نقاط درخشان کارنامه وی محسوب می‌شد.

356:

روحش شاد.

357:

«علی کسمایی» پدر دوبله ایران درگذشت

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


خبرگزاری فارس: «علی کسمایی» ملقب به پدر دوبله سینمای ایران به دلیل کهولت سن دار فانی را وداع گفت.




به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «علی کسمایی» ملقب به پدر دوبله سینمای ایران متولد 1294 تهران در سن 97 سالگی درگذشت. وی به علت شکسته شدن لگن خاسره، حدوداً 3سال در بستر بیماری بود و قدرت تکلم نداشت.
مراسم تشییع پیکر این هنرمند فقید، روز پنج‌شنبه هشتم تیرماه ساعت 9:30 از مقابل تالار وحدت برگزار می‌شود.
بر اساس این گزارش، کسمایی فارغ‌التحصیل حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران بود. این هنرمند فقید فعالیت هنری را با مطبوعات آغاز و با نویسندگی ادامه داد. او سینمای حرفه‌ای را با نگارش فیلمنامه فیلم «شرمسار» به کارگردانی اسماعیل کوشان تجربه کرد.
از دیگر فعالیت‌های وی می‌توان به ترجمه داستان‌ها و مقالات مختلف از قبیل اطلاعات، مهر ایران، عالم هنر، شهرری و راهنمای کارگران دوبلاژ اشاره کرد.
کسمایی از سال 1329 فعالیتش را در زمینه‌ دوبله آغاز کرد و برای نخستین ‌بار در سال 1333 به‌عنوان سرپرست گویندگان فیلم «شاهزاده‌ روباهان» را دوبله کرد.
وی سرپرستی دوبلاژ فیلم‌هایی نظیر «کمیته مجازات»، «سال‌های جوانی»، «هور در آتش»، «حکایت آن مرد خوشبخت»، «آخرین پرواز»، «باغ سید»، «اتاق یک» و ... را بر عهده داشت.
این دوبلور توانا در طول عمر هنری خود، سه فیلم سینمایی «یعقوب لیث صفاری»، «دسیسه» و «غفلت» را نیز کارگردانی کرد. او همچنین در کارنامه بازیگری خود دو فیلم سینمایی «مستاجر» و «حکایت آن مرد خوشبخت» را به ثبت رساند.
در کارنامه نویسندگی کسمایی فیلم‌هایی نظیر «یعقوب لیث صفاری»، «اتهام»، «دسیسه»، «بی پناه»، «غفلت»، «دزد عشق»، «مادر» و «شرمسار» به ثبت رسیده است.

358:

از صمیم قلب ایراز تاسف و همدردی میکنم با جامعه ی هنری ایران مخصوصا دوبله ی ایران...
در گذشت پدر دوبله ی سینمای ایران رو تسلیت عرض میکنم.

359:

شنبه 9 صبح؛ وداع با پدر تئاتر ایران از مقابل سالن استاد سمندریان

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


خبرگزاری فارس: مراسم تشییع زنده‌یاد حمید سمندریان شنبه 24 تیرماه از مقابل سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار تئاتر فارس، مراسم تشییع زنده‌یاد حمید سمندریان ساعت 9 صبح شنبه 24 تیرماه از مقابل سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر برگزار می‌شود.
همچنین مراسم ختم زنده‌یاد «حمید سمندریان» - پدر تئاتر ایران - دوشنبه 26 تیرماه در مسجد جامع شهر غرب برگزار خواهد شد.
استاد حمید سمندریان نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر به دلیل بیماری سرطان کبد حدود ساعت 5 صبح امروز پنجشنبه 22 تیرماه دار فانی را وداع گفت.
سمندریان در سال 1310 در تهران متولد شد و صبح امروز در سن 82 سالگی درگذشت.
وی مدرس بسیاری از هنرمندان تئاتر و سینما و تلویزیون بود.


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

360:

وقتی که می شنوم یکی از بزرگان و هنرمندان از میان ما رفته باورتون نمیشه که چقدر حس می کنم داریم تهی می شیم . احساس پوچی می کنم و حس می کنم که دیگه جای این بزرگان هیچ وقت پر نخواهد شد ...

یادشون بخیر و گرامی و زنده باد هنرمندان واقعی که هیچگاه تاریخ مصرف ندارند .



361:

مراسم تشییع مرحوم زنده یاد استاد حمید سمندریان صبح شنبه با حضور گسترده مردم و هنرمندان کشور از مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

362:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

363:

درگذشت استاد سمندریان را به همه هنرمندان ودوستداران هنر و مخصوصا هنرمند عزیز خانم هما روستا تسلیت عرض میکنم .
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

364:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

365:

نادیا دلدار گلچین بازیگر سینما و تلویزیون صبح امروز پس از چند روز کما در بیمارستان عرفان دارفانی را وداع گفت.

نسیم جعفری دختر این هنرمند در این باره به مهر گفت: متاسفانه ساعت 6 صبح امروز مادرم که در بخش ICU بیمارستان عرفان بستری بود دارفانی را وداع گفت. مادرم در طول این سال‌ها رنج و سختی فراوانی را به خاطر بیماری‌اش متحمل شده بود و متاسفانه بعد از گذشت 9 روز که وی به کمای سنگین رفته بود او را برای همیشه از دست دادیم.

دلدار گلچین که سال‌هاست از بیماری کلیه رنج می‌برد به تازگی از بیمارستان مدرس به بیمارستان عرفان منتقل شده بود. وی از روز دوشنبه 16 مردادماه به دلیل ایست قلبی در کما به سر می‌برد.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

سید احمد میرعلایی رئیس بنیاد سینمایی فارابی تمام هزینه‌های این هنرمند را بر عهده گرفته بود.

نادیا دلدار گلچین متولد 1339 در تهران است و دیپلم موسیقی از هنرستان عالی موسیقی داشت.

وی فعالیت بازیگری‌اش را از سال 1369 با فیلم "ابلیس" آغاز کرده و در فیلم‌هایی چون "روسری آبی"، "کمکم کن"، "مهرمادری"، "غریبانه"، "شیدا"، "دختری با کفش‌های کتانی"و... به ایفای نقش پرداخته‌است.

وی فرزند نادر گلچین خواننده و دختر عموی مرجانه گلچین بازیگر است

366:

خدارحمتش کنه این اواخر خیلی سختی کشیدبنده خدا ...روحش شاد
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

367:

وای باورم نمیشه
خبر بیماریش رو خونده بودم ولی فکر نمیکردم ...
خدا رحمتش کنه


368:

آخی .خدایش بیامرزد.

369:

وای خداباورم نمیشه....خیلی حیف شدخدابیامرزتش
درتعجبم ازاینکه چراجایی اطلاع رسانی نشده ونشده بود!!!!!!!!!

370:

وای پس چرا چیزی نشنیدم
خدایش بیامرزد

371:

منم تسلیت میگم...
هر کدوم ار این بازیگرا در خاطره ی فیلم و سریالی ما جای محفوظی دارند...
خدا رحمتشون کنه

372:

خدایش بیامرزد
روحش شاد

373:

خداوند رحمتش کنه و گناهانش رو بیامرزه ....
واقعا هنرمندانی از این دست مثل اعضای خانواده ملت می مانند ... در شادیهاشان شادیم و در غم از دست دادنشان ماتم زده ....

374:

آخي جوون بود.

375:

روحش شاد و یادش گرامی

376:

خشکم زده
باورم نمیشه

377:

وای خدای من...منم باورم نمیشه....اخه چرا....گفته بودن مریضه....خدابیامرزتش.....

378:


روحش شاد و قرین آمرزش .
درس بگیریم :

دوستان نیمشه بجای اینکه بعد از مردن یک نفر ( هنرمند ) به یادش باشیم اونها را توی زنده بودن اونها را مرور کنیم .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچ میدانید بیشترهنر مندان را بعد از مردن مردم میشناسن و یادشون میکنند.
از دعوت شما سپاسگذارم .

379:

اینقدر درگیر مشکلات خودمونیم و بدبختی هست
فرصت این کار نیست که همه رو بشناسیم
نمونش زلزله اخیر
که چند تا خونواده داغدار شدن
بنده خدا تو این دنیا واسه بیماریس عذاب کشید
ایشالله تو اون دنیا روحش قرین شادی باشه
خدا بیامرزدش

380:

روحش شاد

381:

درسته ما همیشه اینقدرغرق درمشکلات خودمونیم که هنوز نشنیدیم علاج واقعه قبل از وقوع بایدکرد . اینجایا بایدبگیم روحشون شاد یا اینکه ( نوش دارو بعد از فوت سهراب ) با کمک به اونها بریم . برای شما آرزوی رفع مشکلات میکنم .

382:

روحشون شاد

383:

عکسهایی از مراسم در گذشت خانوم (نادیا دلدارگلچین)

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

384:

خدایش بیامرزاد

385:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )




386:

عرض تسلیت.
خدایش بیامرزد.
همیشه با دیدن بازی هاشون آرامش میگرفتم.


387:

خدا رحمتش کنه

حقیقته که ایشون خواهر شیرین بینا هستن ؟

388:

خیلی متاسف شدم ..خدایش بیلمرزد

389:

چند روز قبل بود این خبرُ خونددم:
ناديا دلدار گلچين گفت: متاسفانه هيچ كس سراغي از من نمي‌گيرد و بعد از رفتنم ممكن است دلشان بسوزد و بگويند با اين آدم روزگاري داشتيم و الان بين ما نيست....
گلایه‌هاي ناديا دلدار گلچين در بيمارستان: هیچکس سراغی از من نمی گیرد
خدا رحمتش کنه

390:

من که اصلا نمیشناسمش اما از گفته ها ی شما دوستان معلوم آدم خوبی بوده

بهتون تسلیت میگم و روحش قرین رحمت خداوند باد.

391:

خدا رحمتش کنه بازیگر خوبی بود انگار خواهر مرجانه گلچین هم بود

392:

خدا بیامرزتش....

393:

فهمیه راستکار دوبلور و بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر ایران عصر امروز(پنجشنبه دوم آذر) در سن 80 سالگی گذشت.

فهمیه راستکار که متولد ۱۳۱۱بود، از چندی پیش به بیماری آلزایمر مبتلا شده بود، ساعاتی پیش در خانه‌اش در تهران درگذشت.

راستکار لیسانس خود را در رشته زبان فرانسه گرفت و بازی در تئاتر و فعالیت در دوبله را از نیمه دهه ۱۳۳۰ آغاز کرد. همچنین کار در سینما را از سال ۱۳۵۲ با فیلم «مغول‌ها» به کارگردانی پرویز کیمیاوی آغاز کرد.

«شیر سنگی» (۱۳۶۵)، «ستاره‌ها ۳: ستاره بود» (۱۳۸۴) و «پابرهنه در بهشت» (۱۳۸۴) از جمله کارهای فهمیه راستکار در سینماست.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
به گزارش سینما نگار، راستکار همسر نجف دریابندری مترجم معروف بود. مراسم تشییع پیکر وی صبح فردا از ساعت 9 از مقابل منزلش شخصی اش(تهران، خیابان ولی عصر -عج-، بعد از تقاطع بزرگراه نیایش، خیابان نهم)، به مقصد گورستان بی‌بی سکینه برگزار خواهد شد.

394:

وداع با صداپیشه خانم مارپل-فهیمه راستکار فهمیه راستکار دوبلور و بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر ایران عصر امروز(پنجشنبه دوم آذر) در سن 80 سالگی گذشت.

فهمیه راستکار که متولد ۱۳۱۱بود، از چندی پیش به بیماری آلزایمر مبتلا شده بود، ساعاتی پیش در خانه‌اش در تهران درگذشت.

راستکار لیسانس خود را در رشته زبان فرانسه گرفت و بازی در تئاتر و فعالیت در دوبله را از نیمه دهه ۱۳۳۰ آغاز کرد. همچنین کار در سینما را از سال ۱۳۵۲ با فیلم «مغول‌ها» به کارگردانی پرویز کیمیاوی آغاز کرد.

«شیر سنگی» (۱۳۶۵)، «ستاره‌ها ۳: ستاره بود» (۱۳۸۴) و «پابرهنه در بهشت» (۱۳۸۴) از جمله کارهای فهمیه راستکار در سینماست.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
به گزارش سینما نگار، راستکار همسر نجف دریابندری مترجم معروف بود. مراسم تشییع پیکر وی صبح فردا از ساعت 9 از مقابل منزلش شخصی اش(تهران، خیابان ولی عصر -عج-، بعد از تقاطع بزرگراه نیایش، خیابان نهم)، به مقصد گورستان بی‌بی سکینه برگزار خواهد شد.

سایت مشرق درگذشت فهمیه راستکار را به همسرش و جامعه هنری کشور تسلیت عرض می‌نماید.

395:

خدا رحمتشون کنه
روحشون شاد
و
قرین رحمت

396:

وداع با فهیمه راستکار بازیگر و دوبلور سینما صبح امروز جمعه در مقابل منزل وی با حضور هنرمندان دوبله و بازیگران سینما و تئاتر کشور برگزار شد. انتقال پیکر این هنرمند صبح امروز قبل از حضور هنرمندان و ساعت اعلام شده انجام شد.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

397:

روحش شاد و در آرامش.

398:

روحش شادو یادش گرامی

399:

آخی!
بنظرم آدم خوبی بود.

راستی نوبت دوبلرهای شرلوک هلمز و پوآرو هم رسید خبرم کنید.

400:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

401:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

402:

تسلیت عرض میکنم درگذست خانوم راستکار رو به جامعه هنری کشور

403:

مسعود بهنام صدابردار و صداگذار مطرح سینمای ایران درگذشت

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

مسعود بهنام صدابردار و صداگذار مطرح و پیشکسوت سینمای ایران، روز گذشته(ششم بهمن ماه) و در سن 57 سالگی دار فانی را وداع گفت.
مسعود بهنام که در روزهای گذشته مشغول صداگذاری فیلم «حوض نقاشی» مازیار میری بود، عصر روز گذشته و به علت سکته قلبی در منزل شخصی خود درگذشت.

مسعود بهنام سال 1334 در شهر كرمانشاه متولد شد. وی که فارغ التحصيل مدرسه عالی تلويزيون و سينما در سال 1354 بود، كار سينما را از سال 1365 با صدابرداری «شبح كژدم» به كارگردانی كيانوش عياری آغاز كرد. بهنام که مدیر استودیو بهمن بود، متخصص صدا گذاری و صدا برداری در سینمای ایران بود، طراحی صدا، صداگذاری و میکس فیلم های بسیاری از آثار مطرح سینمای ایران و از جمله «چهارشنبه سوری»، «سعادت آباد»، «شب یلدا»، «کاغذ بی‌خط‌»، «بوی کافور عطر یاس»،‌ «بودن یا نبودن»، «زیر نور ماه»، «سفر به چزابه»، «نیمه پنهان‌»، «متولد ماه مهر‌»، «شام آخر‌» و «دوئل» را برعهده داشت.
پیکر زنده یاد مسعود بهنام از ساعت 9:30 دقیقه صبح فردا (هشتم بهمن ماه) از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع خواهد شد.

404:

خداوند رحمت کند....!

405:

عسل بدیعی درگذشت!عسل بدیعی، بازیگر سینما و تلویزیون ایران، بعداز ظهر امروز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه بر اثر مسمومیت دارویی در بیمارستان لقمان تهران درگذشت.
به گزارش خبرگزاری‌های ایران، خانم بدیعی دو روز گذشته را به دلیل مسمومیت شدید دارویی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود و امروز صبح دچار مرگ مغزی شده بود.
بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، خانم بدیعی سرانجام در اثر ایست قلبی و مشکلات تنفسی جان باخت.
این بازیگر در سال ۱۳۷۵ با بازی در فیلم "بودن یا نبودن" کیانوش عیاری وارد سینما شد. از دیگر کارهای او می‌توان به دست‌های آلوده (سیروس الوند)، هفت پرده (فرزاد مؤتمن)، (۱۳۷۹) از صمیم قلب (بهرام کاظمی)، شمعی در باد (پوران درخشنده)، پروانه‌ای در مه (محمدجواد کاسه‌ساز)، سربلند (سعید تهرانی) و روز هشتم (تلویزیونی - مهدی کرم پور) اشاره کرد.
عسل بدیعی ۳۵ ساله و متولد سال ۱۳۵۶ بود.

406:

روزهای پایان تعطیلات نوروزی به کاممان تلخ شد!
عسل هم رفت !
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
درگذشت این هنرمند خوب سینما را به همه دوستداران سینمای ایران تسلیت عرض می کنم .

عسل بدیعی (زاده ۱۳۵۶ تهران - درگذشت ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ تهران)
[۱] بازیگر ایرانی است.
پدر عسل بدیعی اصالتا اراکی می باشدو از خاندان بدیعی است
او از سال ۱۳۷۵ به سینما راه یافت و با فیلم بودن یا نبودن فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد.
عسل بدیعی دانش‌آموخته علوم تغذیه ازدانشگاه آزاد است.
فریبرز عرب‌نیا بازیگر ایرانی همسر اوست.
به گزارش ایسنا وی در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۹۲
در بیمارستان لقمان به دلیل مسمومیت شدید دارویی دچار مرگ مغزی شد.
وی در تاریخ ۱۲ فروردین ۹۲ دارفانی را وداع کرد
متاسفانه عسل بدیعی بر اثر مسمومیت دارویی از روز گذشته در بیمارستان لقمان بستری شده بود،
دقایقی پیش در بیمارستان لقمان به دلیل ایست قلبی جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.

ایشان در زمان حیات‌شان اعضای بدنشان را اهدا کرده بودند
که کارهای مربوط به اهدای اعضاء ایشان در حال انجام است.

هنوز مراسم خاکسپاری قطعی نیست
اما احتمالا روز 15 فروردین‌ماه و پس از تعطیلات خواهد بود.

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

407:

برخی از آثار عسل بدیعی:
سینما
  • (۱۳۷۶) بودن یا نبودن (کیانوش عیاری) بازیگر
  • (۱۳۷۸) دست‌های آلوده (سیروس الوند)، بازیگر
  • (۱۳۷۹) هفت پرده (فرزاد مؤتمن)، بازیگر
  • (۱۳۷۹) از صمیم قلب (بهرام کاظمی)، بازیگر
  • (۱۳۸۲) شمعی در باد (پوران درخشنده)، بازیگر
  • (۱۳۸۴) پروانه‌ای در مه (محمدجواد کاسه‌ساز)، بازیگر
  • (۱۳۸۵) سربلند (سعید تهرانی)، بازیگر
  • (۱۳۸۷) روز هشتم
  • ۱۳۸۸ هم خانه به سلامت بانو در فلق بود
تلویزیون
  • ششمین نفر (۱۳۹۰)
  • زمین انسان ها (۱۳۸۹)

408:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

409:

شایعات درباره مسمویت دارویی عسل بدیعی صحیح نیست

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

رضا داودنژاد بازیگر سینما و تلویزیون، ضمن رد شایعات درخصوص مسمویت دارویی ˈعسل بدیعیˈ بازیگر سینما و تلویزیون، گفت: وی به دلیل مشکل تنفسی روز گذشته به بیمارستان منتقل شد. رضا داودنژاد همسرخواهر عسل بدیعی، روز دوشنبه در گفت وگو با ایرنا، اظهار داشت: مشکل تنفسی روز گذشته این بازیگر باعث شد که وی را به سرعت به بیمارستان منتقل کنیم . وی به خاطر مشکل قلبی ناشی از دشواری تنفسی و در نهایت مرگ مغزی در بخش ای سی یو بیمارستان لقمان بستری شد.
وی که به دلیل شدت تاثر ناشی از این واقعه، به سختی گفت و گو می کرد، افزود: متاسفانه شایعات و اکاذیبی مبنی بر مسمومیت دارویی بدیعی در رسانه ها منتشر شده که صحت ندارد و وی تنها به خاطر مشکل تنفسی به بیمارستان منتقل شد.
داودنژاد، انتشار اخباری به نقل از ˈغزل بدیعیˈ خواهر عسل در گفت وگو با یکی از سایت های خبری را تکذیب کرد و گفت: همسر من در این دو روز به خاطر شرایط نامناسب روحی با هیچ رسانه ای گفت و گو نکرده و آنچه از قول وی نقل قول شده ، کذب است.
داودنژاد انتشار اخبار زود هنگام از درگذشت این بازیگر جوان سینما را ضربه ای دردناک به روحیه خانواده و دوستان بدیعی دانست و گفت:شیطنت های رسانه ای از این دست بارها پیش از این نیز اتفاق افتاده است.حتی در ایامی که من به خاطر بیماری کبد در بیمارستان بستری بودم شایعاتی مشابه در روزنامه ها،سایت ها و رسانه ها به وفور وجود داشت.
به گفته ی وی، خانواده بدیعی شایعات منتشر شده در این خصوص را با جدیت پیگیری می کنند و در آینده ای نزدیک تیم پزشکی اطلاعات دقیق درباره این بیمار را در اختیار رسانه ها قرار خواهد داد.
این بازیگر سینما و تلویزیون همچنین از رضایت پدر بدیعی مبنی براهدای اعضای وی خبر داد.
به گزارش ایرنا،ˈعسل بدیعیˈ از روز گذشته در پی وخامت حال به بیمارستان لقمان تهران منتقل شد و پس از بروز مشکل تنفسی و مغزی ، صبح امروز به مرگ مغزی دچار شد.
بدیعی سال ها پیش همسر ˈفریبرز عرب نیاˈ بازیگر مطرح سینما بود. وی متولد سال 1356 در تهران است و از سال 1375 به سینما راه یافت.
وی فعالیت حرفه ای خود را با فیلم ˈبودن یا نبودنˈ به کارگردانی کیانوش عیاری ، آغاز کرد.
از دیگر کارهای این بازیگر سینما می‌توان به فیلم‌های دست‌های آلوده (سیروس الوند)، هفت پرده (فرزاد موتمن)، از صمیم قلب (بهرام کاظمی)، شمعی در باد (پوران درخشنده)، پروانه‌ای در مه (محمدجواد کاسه‌ساز)، سربلند (سعید تهرانی) و روز هشتم اشاره کرد.
حضور در مجموعه‌های تلویزیونیˈششمین نفرˈ و ˈتا صبحˈ از دیگر بخش های کارنامه کاری وی بود.
بدیعی به خاطر بازی در فیلم سینماییˈدست های آلودهˈ نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شده بود.

410:

زمان خاکسپاری مرحومه عسل بدیعی

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

مهدی احمدی تهیه‌کننده باسابقه سینمای ایران گفت: متاسفانه عسل بدیعی بازیگر جوان سینما و تلویزیون که بر اثر مسمومیت دارویی از روز گذشته در بیمارستان لقمان بستری شده بود، دقایقی پیش در بیمارستان لقمان به دلیل ایست قلبی جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.
وی در ادامه گفت: ایشان در زمان حیات‌شان اعضای بدنشان را اهدا کرده بودند که کارهای مربوط به اهدای اعضاء ایشان در حال انجام است.
احمدی درباره مراسم خاکسپاری زنده‌یاد بدیعی به فارس گفت: هنوز مراسم خاکسپاری قطعی نیست اما احتمالا روز 15 فروردین‌ماه و پس از تعطیلات خواهد بود.
عسل بدیعی متولد سال 1356 در تهران بود و از سال 75 با بازی در «بودن یا نبودن» ساخته کیانوش عیاری فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد. وی روز گذشته به دلیل مسمومیت دارویی در بیمارستان لقمان بستری شده بود که دچار مرگ مغزی شد و دقایقی پیش، درگذشت.

411:

انتقال عسل بدیعی به بیمارستان مسیح دانشوری برای اهدای عضو

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

دکتر بهروز باریک بین پزشک حاضر بر بستر عسل بدیعی بازیگر سینمای ایران، با بیان اینکه کارهای انتقال این بازیگر به بیمارستان مسیح دانشوری برای اهدای اعضای بدنش در حال انجام است، گفت: این بیماربه دلیل مرگ مغزی، از نظر پزشکی فوت کرده است. وی افزود: اعضای بدن بیمار با استفاده از دستگاه های پزشکی به منظور اینکه اعضای اهدایی سالم باشد، همچنان فعال است.
وی در خصوص علت انتقال به بیمارستان مسیح دانشوری گفت: بخش ای سی یو این بیمارستان از تجهیزات پیشرفته تری برخوردار است و برای اینکه اهدای عضوبیمار در شرایط بهتری انجام شود، به بیمارستان مسیح دانشوری منتقل می شود.
دکتر باریک بین افزود:‌نباید زمان را از دست داد زیرا افت فشار خون و شرایط جسمی ممکن است بر روند فعالیت اعضای اهدایی اثر بگذارد.
وی در خصوص علت مرگ مغزی عسل بدیعی گفت: ابتدا وی در منزل دچار حالت تهوع و افت فشار خون شدید می شود و گروه اورژانس برای کمک به بهبود وضعیت جسمانی این بازیگر اقدام هایی انجام می دهد، اما با وخیم شدن حال وی ، ابتدا به بیمارستان بهمن و سپس بیمارستان کیان منتقل می شود. اما در نهایت با تشخیص احتمال مسمومیت دارویی ،عسل بدیعی در بخش ای سی یو بیمارستان لقمان حکیم بستری می شود.
باریک بین که از نزدیکان بدیعی نیز است، در خصوص اهدای اعضای بدن این بازیگر گفت: از آنجایی که عسل بدیعی درفیلم ˈ بودن یا نبودنˈ با مضمون اهدای عضو نیز ایفای نقش کرده است، این حرکت خانواده وی ، او را به یک اسطوره تبدیل خواهد کرد.

412:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

413:

شعر زیبائی که مریم حیدر زاده عزیز در وصف عسل بدیعی نازنین سروده

بخواب آروم عسل بانو
که بی تو ساکته اینجا
ولی راحت شدی انگار
از این بی رحمی دنیا
بخواب آروم و بی غصه
کی این درد و یادش میره ؟
سکانس آخرت این نیست
کسی جات و نمیگیره
لالالالا بخواب اما
روزای بی عسل سخته
با پرواز پر از دردت
بهار از یادمون رفته
تو با "پروانه ای در مه"
تو با "دستای آلوده"
عسل بودی،عسل موندی
واسه رفتن ولی زوده



ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

414:

عسل بدیعي که خبر فوتش در نخستین روز سال غافلگیری زیادی به همراه داشت پرجستجوترین کلمه توسط ایرانیان در گوگل شد.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )به گزارش خبرنگار گروه جامعه اطلاعاتی باشگاه خبرنگاران، طبق آمار سیستم آماری گوگل در 30 روز اخیر که شامل تعطیلات نوروزی ایرانیان است کلمات عسل بدیعی، نوروز، چاوز و آکادمی بیشترین رشد میزان جستجو را در این موتور جستجو داشتند.

فیلتر شکن، دانلود آهنگ جدید (با دو املای آهنگ و اهنگ) و آهنگ جدید با دو املای آهنگ در رده‌های بعدی قرار داشتند.

بیشترین میزان رشد را کلمه عسل بدیعی داشته که به میزان بیش از 1000 درصد رشد رسیده است.

کلمه چاوز هم به همین رتبه رسیده و کلمات نوروز به ترتیب 250 و 80 درصد رشد داشته است. با درنظر گرفتن هفت روز اخیر یعنی پایان تعطیلات نوروزی عسل بدیعی، عکس عسل بدیعی، غزل بدیعی، فریبرز عرب نیا و مرگ عسل بدیعی به مرحله Breakout رسیده است.

در بخش عکس، هم میزان جستجوی کلمات عسل بدیعی و چاوز رشد داشته و پس از آن کلمه سال نو رشد 550 درصدی داشته است.

دو کلمه بعدی هم نوروز و احمدی نژاد بوده که کلمه احمدی نژاد رشد 130 درصدی داشته است.

415:

"بودن یا نبودن" یادگاری جا مانده از "عسل بدیعی" بازیگر سینما و تلویزیون بوده است.
ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )به گزارش خبرنگار حوزه سینما باشگاه خبرنگاران، بازیگر سینمای ایران "عسل بدیعی" با وجود مرگ ناگهانی اش در تاریخ 12 فروردین ماه یادش هم چنان در ذهن و یادمان باقی خواهند ماند.


نقش های ماندگار و تاثیرگذار او هیچ وقت از ذهن ما پاک نخواهد شد طوری که مرگ او قوت بیشتری برای تماشای بازی هایش فراهم خواهد کرد.


هر گاه بازی او را در فیل های "بودن یا نبودن" ، "به سلامت بانو" و یا "دست های آلوده" نگاه می کنیم سبک آرام در ایفای نقش و همراهی با شخصیت ها او را به اوج رساند با این که دوران افولی را در دوره ی بازیگری او شاهد بودیم اما نمی توان از آثار بی نظیر او همچون سریال" تاصبح" و ایفای نقش مستانه گذشت.


این بازیگر توانمند که بازی هایش هیچ گاه فراموش نخواهد شد نقش های متفاوتی را از جمله ایفای نقش یک مادر و یا همسری وفادار و حتی گیرنده ی یک عضو تجربه کرد آینده ی درخشانی پیش روی این بازیگر بود متاسفانه عمر کوتاه اجازه ی چنین فرصتی را نداد.


سریال" ششمین نفر" آخرین اثر عسل بدیعی در تلویزیون بوده است که تنها یادگاری مرگش به شمار می آید.


دختری ساده و بی آلایش که نقش هایی را ایفا می کرد که همخوانی با شخصیت خود بود و با این که زندگی بی حاشیه و بی دردسری داشت اما مرگ او با جنجالی آغاز شد که پایانی خوش داشت

416:

روحش شاد.

ولي سوال من اينجاست چرا ما ايراني ها قدر همديگرو نميدونيم؟چرا وقتي كسي ميميره ازش ياد ميكنيم؟؟
نمونش همين خانم بديعي كه بعد از مرگش افتاد سر زبونا يا خيليلي ديگه...
مثل زنده ياد خسرو شكيبايي كه بعداز مرگش يعني سال اولش راديو جوان پشت سر هم دكلمه هاشو پخش ميكرد
يا ايت الله خوشبخت كه بعد از مرگش شبكه سه سخنراني هاشو پخش كرد يا زده ياد پوپك گلدره و خيلي ياي ديگه

به قول حافظ

امروز كه در دست تو ام مرحمتي كن
فردا كه شوم خاك چه سود اشك ندامت

417:

خدارحمتش کنه
ماه بود
عزیزم


418:

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )
فریبرز عرب نیا و پسر مرحوعه عسل بدیعی ( جانیار) در مراسم تشییع مرحومه عسل بدیعی

419:



تصاویر: مراسم تشیيع پیکر عسل بدیعی


ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )

ياد ياران رفته ! ( داوود رشیدی )



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

برترین مطالب


گنجینه موسیقی بی کلام
موسیقی پاپ و مسائل حاشیه ای
ش.م.ر( مانی رهنما - پروانه)
پیرامون انواع ساز ها (آشنایی با سازها) + عکس
خوانندگان ترکیه
بهترين خواننده مرد ايران كيه؟

فوری : یگانه استاد تاریخ موسیقی در بیمارستان بستری شد...
کشف حجاب گروه ماه بانو بعد از کنسرت در لندن
اجرای آقای محمد امیدوار تهرانی در شبکه جام جم
جذابترین مرد زنده دنیا ازدواج کرد!!!
امیر تتلو: گلشیفته فراهانى توسط شیطان هدایت و تسخیر شده!!!
توهین سیاوش قمیشی به امام حسین و شهدا!
*