قرآن کريم و اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان


قرآن کريم و اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان



قرآن کريم و اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان
سلام به همگي .
ببینیم قرآن از دیدگاه دانشمندان جهان چه تصویری داره .

1- تئودور نولدكه Theodor Noeldke دانشمند و خاورشناس (1836 - 1930 م) .


قرآن با منطقي علمى و روش اطمينان بخش و قانع كنندهايى كه دارد دلهاى شنوندگان خود را به سوى خويش توجه داده و آنها را طرف خطاب قرار ميدهد، و همواره بر دلهاى كسانى كه از دور با آن مخالفت میورزند تسلط يافته و آنها را به خود ميپيوندد .
فضيلت قرآن با داشتن سادگى و بلاغت خاص خود به اوج كمال رسيده است .
اين كتاب توانست از مردمى وحشى و بى تربيت ، ملتى متمدن ايجاد كند كه تعاليم و تربيت دنياى خويش را برعهده گرفتند .

منبع : {P - تاريخ قرآن، ص 159/ قرآن و كتابهاى ديگر آسمانى، ص 294 / تاريخ و علوم قرآن، ص 185/ اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 59/ نظريه دانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص) ص 21/ دائرة المعارف شيعه، ص 749/ طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 182/ قرآن و ديگران، ص 45. P} .

2- دكتر يوهان ولفگانگ فون گوته YOHNN WOLFGANG VON GOETHE .DRرياضى دان، شاعر و نويسنده (1749 - 1832 م).

قرآن اثرى است كه به واسطه سنگينى عبارات آن خواننده در ابتداى امر رميده میشود، و سپس مفتون جاذبه آن و بالاخره بى اختيار مجذوب زيبائيهاى بى پايان آن میگردد .

منبع : {p -طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 171/ پيامبر اسلام (ص) از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص 211. P} .


چطور ما به آن ( قرآن مجيد) باز ميگرديم و رجوع میكنيم ، هر چند كه در ابتدا تكرار به نظر میرسد اما به زودى انسان را جلب مینمايد متعجب میسازد انشاء آن هم آهنگ با محتويات و هدف بزرگش محكم، قوى و بسيار عالى است .
اين كتاب در تمام ازمنهء بشريت ، بزرگترين نفوذ را خواهد داشت.

{P - پنجگام، ص 203. P} .

ساليان دراز كشيشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگهداشتند .
اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش به پيش گذارده و پرده هاى جهل و تعصب نابجا را دريده ائيم، عظمت احكام مقدس اسلام كه قرآن، مجموعه آنست بهت و حيرت عجيبى در ما ايجاد نموده است و عنقريب است كه اين كتاب توصيف ناپذير عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقى در علم و دانش جهان نموده و محور افكار مردم جهان ميگردد.

{P -اعتراف دانشمندان بزرگ جهان، ص 49/ نظريه دانشمندان درباره قرآن و محمد (ص)، ص 20/ تاريخ و علوم قرآن، ص 185/ قرآن و كتابهاى ديگر آسمانى، ص 295/ قرآن و ديگران، ص 37/ پاسخ به مشكلات جوانان، ج 2، ص 168/ پنجگام، ص 200/ تاريخ قرآن زنجانى، ص 159. P} .


مرجع تقليد شما كيست؟

1:

معلوم نيست چرا اينها مسلمان نشدند!
( تعارف هاي غربي ها را برخ ما ميكشند!)
ایا دفاعیاتی اینچنین از اسلام، موجب ترغیب افراد به این دین میشود ؟

2:

يارو ، علم و آگاهي داشتن به مسئله ايي غير از پذيرفتن قبول کردن اون مسئلست .

مثلا : همهء ما ميدونيم ، دروغ زشته ، غيبت زشته ، فحش زشته ، تا به چيزاي بزرگ برسيم .
مثل جنايب و آدم کشي و ...
اينها رو عقلا قبيح ميدونيم .

اما با اين حال مرتکب ميشيم .

حالا شما بگو : چرا مرتکب ميشم ؟؟

در ضمن از نقدي که نسبت به پست من داشتيد متشکرم !!!!!!!!!!!!!!
چرا مشروب حرام است ؟

3:

1- هر دشنامي بدهيد خودتانيد و اجدادتان ! اجمعين !
2- علم و آگاهي داشتن، غير از تعريف و تبليغ كردن هست. زنــدگي پس از زنــدگي
مثال شما هم بيمورد هست، چون جنايات بر اثر نياز و ... علت استفاده از مهر و بوسیدن ان بعد از نماز چیست؟ پيدا
ميشوند . فرازی از کتاب آسمانی قرآن
معرفی کتابهای دینی و دانلود نرم افزار اسلامی

4:

نوشته اصلي بوسيله Achilles
مدير محترم تالاراگر در قانون هاي اين سايت چيزي به نام «برخورد با توهين به كاربر» وجود دارد، محبت كنيد بفرماييد كه اين پست چيست؟خردمندي كه كه دمندش را بگيرند چه مي شود ؟توهين پذيري و تحمل هم حدي دارد.
ببينم اينجا بي صاحبه ، كه اين مرتيكه بي همه چيز هر چي از دهنش در بياد بگه .

نوشته اصلي بوسيله مزدك

2- علم و آگاهي داشتن، غير از تعريف و تبليغ كردن هست. زنا ، از نظر شما چیست ؟!
مثال شما هم بيمورد هست، چون جنايات بر اثر نياز و ... پيدا
ميشوند .
فرار از جواب منطقي ، با شگرد سفسطه گري .
و عقدهء آخرين پست تاپيك رو زدن براي القا كردن اين مطلب كه من حرف آخر رو زدم و كسي در مقابل من نميتونه دوام بياره .

حضرت آقاي سفسطه گر ، من جواب منطقي از اولين پست و پست اخير از شما نگرفتم .

عملهء جهل ، پس چي شد اون هم ادعا ؟؟؟؟؟؟
نكنه همه رو مثل خودت هالو فرض كردي ؟؟

5:

دوست گرامي و ارجمند شما چرا با اين صهيونيست بي دين و مذهب تبادل نظر مي كنيد جواب ابلهان خاموشي هست ،نمي دانم چرا مديران اين محيط فرهنگي با ايشان برخورد نمي كنند!

6:

3- ژوزف هور دايشانچ Gosef hordvich

(دانشمند و خاورشناس) .

قراون، عامل بسيار شگرفى در بالا بردن فكر مسلمانان بود.
قراون، اونان را به تحقيقات علمى و پديد آوردن انديشه ها سوق داد.
قراون، موجب و انگيزه پيشروى مسلمانان، در سرزمينهاى اروپا گرديد .

در اونجا هنگامى كه تاريكى ها همه جا را فرا گرفته بود اينان مشعلهاى انسانيّت را بر افروختند و به آستان علم، خدماتى شايان كردند.
علوم گذشتگان را دگربار نيرو بخشيدند و به شرق و غرب، فلسفه، پزشكى، ستاره شناسى و معمارى آموختند و ما را در مسير نهضت جديد علمى برنامه دادند.
از اين رو ما هر بار كه سقوط غرناطه (پايتخت مسلمانان اسپانيا) را به خاطر مي آوريم، نمي توانيم از ريختن اشك، خوددارى كنيم...
{P - اسلام شناسى غرب، ص 80/ اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 46. P} .



4- آلبرت انيشتاين . ALBERT EINSTEIN

{P - آلبرت انيشتاين به سال 1879 م در شهر اولم آلمان به دنيا آمد و در سال 1955 م در آمريكا درگذشت. P}
بزرگترين متفكر و فيزيكدان (1879 - 1955 م) .

قراون كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست، بلكه مجموعهاى از قوانين هست كه بشر را به راه راست، راهى كه بزرگترين فلاسفه دنيا از تعريف و تعيين اون عاجزند هدايت مي كند .

{P -راه تكامل، ج 6، ص 53. P} .


7:


اين كتاب در تمام ازمنهء بشريت ، بزرگترين نفوذ را خواهد داشت.

{P - پنجگام، ص 203. P} .




ساليان دراز كشيشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقايق قراون مقدس و عظمت آورنده اون دور نگهداشتند .
اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش به پيش گذارده و پرده هاى جهل و تعصب نابجا را دريده ائيم، عظمت احكام مقدس اسلام كه قراون، مجموعه اونست بهت و حيرت عجيبى در ما ايجاد نموده هست و عنقريب هست كه اين كتاب توصيف ناپذير عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقى در علم و دانش جهان نموده و محور افكار امت جهان ميگردد.

{P -اعتراف دانشمندان بزرگ جهان، ص 49/ نظريه دانشمندان درباره قراون و محمد (ص)، ص 20/ تاريخ و علوم قراون، ص 185/ قراون و كتابهاى ديگر آسمانى، ص 295/ قراون و ديگران، ص 37/ جواب به مشكلات جوانان، ج 2، ص 168/ پنجگام، ص 200/ تاريخ قراون زنجانى، ص 159. P} .


8:

فکر میکنم تنها یک فلسفه دان بتواند این حرف اینشتین را بدرستی درک کند.
چراکه فلسفه راه نشان نمیدهد بلکه (اگر خوشبینانه بنگریم) خود آینه ای هست که تیرگی و روشنی راهها را بر تو مینماید.

9:

الله اعلم!
خوب بود از خودشان سوال میکردید!

10:

6- بلر، BELLER . ( خاور شناس معروف آلمانى ).
لغت قراون فصيحترين لغات عرب و اسلوب بلاغت اون طورى هست كه افكار را بسوى خود جذب ميكند .
قراون داراى مواعظى آشكار هست و به زودى براى هميشه بى معارض خواهد بود، هر كس كه از اين كتاب به خوبى پيروى كند زندگى آرام و گوارائى خواهد داشت .
{P - اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 62/ نظريه دانشمندان جهان درباره قراون و محمد (ص)، ص 26/ تاريخ و علوم قراون، ص 189/ قراون و كتابهاى ديگر آسمانى، ص 302. P} .


7- فريدريش ديتريشى Dieterici . اسلام شناس (1821 - 1903 م) .
همين علوم و معارف مسلمين بود كه اروپا را در قرن دهم ميلادى جلو برد، همان علومى هست كه سرچشمه اونها قراون كريم بود و اروپا از اين حيث به اسلام مديون هست .
{P -اسلام از ديدگاه دانشمندان غرب، ص 4/ اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 61. P} .


8- ودن هامر Wooden Hammer ( دانشمند آلمانى ) .
ما قراون را به عنوان كتاب محمد (ص) با همان عظمت و اطمينانى مينگريم كه مسلمين اون را كتاب خدا ميدانند .
{P - سالنامه كشور ايران، سال 1335. P} .

9- لومانس: Lomans . (دانشمند آمريکايي) .
اول شرارهاى كه نور اون از قراون كريم تابش مينمايد ، بسم الله الرحمن الرحيم هست.
در كلمه رحمن به مؤمن اشعار ميشود كه خداى سبحان، خدائى يگانه ايي هست كه نعمتهاى خود را بر بندگان خايشانش در زندگانى دنيا و حيات جاودانى آخرت تكميل فرموده .
از اينجا ما حقيقتى را كه شك و ترديد در اون راه ندارد ، خواهيم ديد كه:
اين قراون بزرگترين نورى هست كه اون نور خداست، و اون جز شفقت و مرحمت نخواهد بود .
{P -اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 65/ طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 174/ تاريخ قراون، ص 145/ قراون و ديگران، ص 13. P} .

11:

نخست دستك (منبعي) را كه آينشتاين اين سخن را در اون فرموده هست بما نشان بدهيد.
دوم: ايشان يك يهودي نژاد بودند و در خانواده ي يهودي زاده و بزرگ شدند.
سوم: آلبرت آينشتاين خداي تورات و قراون را خدايي شخصي Anthropomorphic و زاده ي ذهن انسانها
ميداند. اين خدا همه ي ايشانژگي هاي انساني دارد ... و در قالب و ريخت يك انسان
ساخته و پرداخته شده هست.... او بخدايي كه آفريده ي دست خود را پاداش و پادافره (مكافات و مجازات)
ميدهد باور ندارد.
به باور آينشتاين ، باور بخدا ريشه در ترس انسانها دارد....


حال چگونه اين دانشمند قراون را كه پر از دگم و سروده هاي خدايي هست كه به بندگانش
ناسزا ميگايشاند ... نفرين ميكند... و برايشان آتش جهنم و باغ بهشت .. آماده ميكند ... تمجيد ميكند؟


شايد از ديد برخي از دانشمندان اسلام پديده ي خوبي براي عرب باديه نشين بي فرهنگ
بوده هست ولي نه براي جهانيان.

12:


فکر ميکنم ، چشماتون آستيکماته .
منابعو پائينش نوشتم .
نوشته اصلي بوسيله Rouzbeh
دوم: ايشان يك يهودي نژاد بودند و در خانواده ي يهودي زاده و بزرگ شدند.
سوم: آلبرت آينشتاين خداي تورات و قراون را خدايي شخصي Anthropomorphic و زاده ي ذهن انسانها
ميداند. اين خدا همه ي ايشانژگي هاي انساني دارد ... و در قالب و ريخت يك انسان
ساخته و پرداخته شده هست.... او بخدايي كه آفريده ي دست خود را پاداش و پادافره (مكافات و مجازات)
ميدهد باور ندارد.
به باور آينشتاين ، باور بخدا ريشه در ترس انسانها دارد....
بله دقيقا ، انشتين يهايشان زاده بود .
و ميدونستند چه دين طاعوني داره .
ديني که همه رو خر گاو ميدونه و خودش رو آدم و نژاد برتر .
پس بايدم از دين و خدايي که دينش توصيف ميکرد ، بيزار باشه .

بنابراين چه باک که قراونو تمجيد کنه .

13:

توهین شما به دین موسی را بر نمیتابم!

14:

10- كارلتون اس. گون Goon .Carlton.s
استاد دانشگاه ايالت پنسلوانيا .
يكى از مزاياى عظيم قراون، بلاغت اون هست. قراون هنگامى كه درست تلاوت شود چه شنونده به لغت عربى آشنائى داشته اون را بفهمد يا نفهمد تأثير شديدى در او گذاشته در ذهنش جاگير ميشود. اين مزيت بلاغتى قراون قابل ترجمه نيست.

{P - اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان، ص 551. P} .


11- ايشانل دورانت Will Durant
دانشمند محقق و مورخ معروف معاصر (متولد 1885 م) .
در قراون قانون و اخلاق يكى هست، رفتار دينى در قراون شامل رفتار دنيوى نيز هست و همه امور اون از جانب خدا و به طريق وحى آمده هست.
قراون شامل مقرراتى در خصوص ادب و تندرستى و ازدواج و طلاق و رفتار با فرزند و برده و حيوان و تجارت و سياست و ربا و دين و عقود و وصايا و امور صناعت و مال و جريمه و مجازات و جنگ و صلح هست .
مدت چهارده قرن، قراون در حافظه اطفال مسلمان محفوظ مانده و خاطرشان را تحريك كرده، اخلاقشان را فرم داده و قريحه صدها مليون مرد را صيقلى كرده هست.
قراون در جانهاى ساده عقايدى آسان و دور از ابهام پديد مي آورد كه از رسوم و تشريفات ناروا و از قيد مراسم بت پرستى و كاهنى آزاد هست، و ترقى اخلاق و فرهنگ مسلمانان به بركت اون انجام گرفته و اصول نظم اجتماعى و وحدت جمعى را در ميان اونها هستوار كرده و به پيروى مقررات بهداشت ترغيبشان كرده و عقولشان را از بسيارى اوهام و خرافات و از ظلم و خشونت رهائى داده .

{P -تاريخ تمدن ايشانل دورانت، ج 11، ص 52، 45 / قراون و ديگران، ص 34/ طبقات مفسران شيعه، ج 1، ص 179/ پيامبر اسلام (ص) از نظر دانشمندان شرق و غرب، ص 140، 146. P} .


12- شارلس فرانسيز CHARLS FRANCIS
استاد آمريكائى .
انجيل كتابى هست كه در آمريكا، كسى او را نميشناسد، ولى قراون كتابى هست كه هر مسلمانى، با اون آشنا هست و اين ادعا گزاف نيست، بلكه يك واقعيتى هست، ولى بايد فرمود، نشناختن انجيل، از خوش شانسى مذهب مسيحيت هست.

{P -اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 66/ راه تكامل، ج 5، ص 221. P} .



13-
نون گرونبوم NON GUNBEAUM

استاد معاصر (1909 - 1971 م) .
قراون معجزه بديهى محمد (ص) هست، اعجاز و انحصار كتاب از جهات مختلفى جلوه ميكند. پيش بينى آينده ، اطلاعات درباره وقايع مجهول گذشته، ناتوانى امت از آوردن مشابه اون با وجود مبارزه طلبيهاى مكرر و بالاخره زيبائى بى سابقه و فصاحت مافوق اعلاى انشاء اون.

{P - اعترافات دانشمندان بزرگ جهان، ص 61. P} .

15:

از شما واقعا بعيده که در مورد من اينطوري فکر ميکنيد .
من قصد توهين کردن به هيچ پيامبري رو نداشته و ندارم .
که اگه غير از اين باشه در مسلمونيم بايد شک کرد .

چطور شما متوجه نشديد ؟؟
منظور من اون دينيه که خودشون درست کردند .
نه دين حقيقي يهود (تورات مقدس) که به حضرت موسي (ع) ابلاغ شد .

من نميدونم ديگه بايد چطوري حرف بزنم !!
بارها و بارها اين حرف رو فرمودم . که تمام اديان الهي مورد احترامند .
و متاسفانه اين برخي شيادان بودند که اديان الهي را از مسير خود خارج کردند و از چشم انداختند ، براي کار و کسب خودشون .
باز شما حرف خودتون رو ميزنيد ، واقعا عقايد من براي شما دوست مسلمانم نامأنوسه .؟؟؟ !!!

16:

تحریف شده یا نشده، قراون از ما میخواهد احترام بگذاریم. پس مودب باشید. دین یهود طاعونی نیست،بلکه کامل نیست.
توهین به ادیان و فرهنگ ها حتی اگر الهی نباشند، اشتباه هست.

17:

{P -راه تكامل، ج 6، ص 53. P} .

نخست: نايشانسنده ي و ناشر اين كتاب كيست؟
دوم: نايشانسنده ي اون كتاب اونرا از چه منبعي نوشته هست؟
آينشتاين خوب ميدانست كه اسلام هم از دين يهود برداشت(اقتباس) شده هست و الله قراون همان يهوه ي تورات هست .داستانهاي قراون هم به كم و بيش همان داستانهاي تورات هستند.

خيلي ها در وقت زندگي آينشتاين هم فرموده بودند كه گايشانا ايشان بخدا ايمان دارد... ولي او اونها را تكذيب كرده هست.

آينشتاين در سال 1942 (اگر درست يادم باشد) در نوشتاري در روزنامه ي نيايشانورك تايمز بروشني فرموده هست كه او به خدا (ي شخصي) مانند خداي تورات و قراون كه در ريخت (قالب) انسان ساخته شده هست و آفريده هاي دست خودش را پاداش و پادافره ميدهد باور ندارد.





18:

نظر توماس كارلايل درباره قراون كريم

و اما قراون كه كتاب مقدس دينى مسلمانان هست،
احترام اون در نزد پيروان خود بيشتر هست از احترام انجيل در نزد مسيحيان،
و جمال و رونق او همانا در زبان عربى فصيح، بيشتر تجلى دارد
و اگر در نزد اروپائيان جلوه نداشته باشد
بواسطه ى اين هست كه ترجمه اون
بغير زبان عربى از جمال و رونق او كاسته هست.

….و اونچه از زبان محمد (ص) از كلمات حكيمانه قراون شنيده شد
كمتر از اون هست كه در نفس بزرگ او موجود بود .
...
گر چه قراون مشتمل بر آيات بليغه توحيد و تمجيد مقام ارجمند خداونديست
وليكن يگانه چيزيكه در راى من سزاوار تقديس و تقدير ومورد اعجاب هست
همانا شعاع نظرهاى نافذ محمد(ص) اسبت به اسرار امور ،
كه در ميان آيات قراونى ساطع و نمايان
و تاثير عميقى در آيينه دلهاى بى رنگ دارد .
و اين بزرگترين مزيتيست كه حقا باعث تقديس واعجاب هست
واگر بديده عقل بنگريم اين معنى موهبت و فضل خداونديست
كه بمحمد (ص) از طرف خداوند حكيم اعطاء گرديده .

[منبع : زندگانى محمد (ص) : 55 و ۵۷]

19:

ولتر

اولينكتابى كه ولتر در اون آشكارا دفاع از مسلمانان وقراون را بر عهده گرفت "شرعيات مردى شريف" نام داشت.
وى در اين كتاب معتقد هست كه" همه اديان روى زمين با عوام فريبى و زبان بازى رواج يافته اند، به جز دين اسلام"
كه از ميان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دين خدايى به نظر مى رسد،
زيرا قوانين اون پس از قرنها هنوز در سراسر دنيا اجرا مى شود.
اونگاه ولتر در برابر انجيل و تورات به دفاع از قراون مى پردازد
و به يكى از مفسران تورات كه قراون را افسانه ناميده هست
سخت می تازد:
قراون در واقع مجموعه اى از پندهاى اخلاقى،

دستورهاى دينى، راز و نياز به درگاه خدا،
تحذير و تشايشانق جهانيان و شرح سرگذشت فرستادگان خداست
كه بنابر روايات عرب نقل شده هست.
آيا مى توان به پيروى از نيدهام احمق و بى سواد،
چنين كتابى را افسانه ناميد؟
در جايى ديگر براى تكذيب كسانى كه قراون را

برگرفته از تورات و انجيل و پيامبر را تعليم يافته
سرجيوس راهب مى دانستند چنين مى افزايد:
قراون نه يك كتاب تاريخ هست كه خواسته باشند در اون به تقليد از كتاب هاى يهوديان و يا انجيلى ها بپردازند و نه مجموعه اى از ضوابط و قوانين، مانند "سِفر لاايشانان" و "سفر تثنيه" يا مجموعه اى از رؤياهاى پيامبرگونه و سرودهاى مذهبى، مانند مكاشفه يوحنا ....

20:

ساليان درازى كشيشان از خدا بى خبر،
ما را از پى بردن به حقايق قراون مقدّس
و عظمت آورنده اون دور نگه داشته اند
اما هرقدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذارده
و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دريده ايم ،
عظمت احكام مقدس اسلام كه قراون
مجموعه اون هست بُهت و حيرت عجيبى
در ما ايحاد نموده هست
و به زودى اين كتاب توصيف ناپذير ،
عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقى
در علم و دانش جهان مى گذارد و
در نتيجه ( قراون ) جهان مدار مى گردد .

گوته

21:

دكتر جرنيه ي فرانسايشان علت مسلمان شدن خودرا اينگونه بيان مي كند :
«من تمام آيه هاي قراون راكه در زمينه ي علوم طبيعي و بهداشت وطب بودند،مطالعه نمودم و اونها را با دقيق ترين قوانين علوم طبيعي و پيچيده ترين اصول ثابت شده ي علوم عقلي منطبق ديدم ايشانقين پيدا كردم كه هزار سال قبل جز خدا هيچ كسي بر رايشان زمين از اون قوانين و اصول آگاه نبوده هست؛پس به حقانيت و خدايي بودن چنين كتابي ايمان آوردم».

22:

موريس بوكايل مي گايشاند :

«بررسي كامل عيني و بي طرفانه ي قراون در پرتو دانش مدرن ،ما را به درك توافق بين اين دو(قراون وعلم) رهنمون مي سازد و نيز اين حقيقت را روشن مي سازد كه در وقت محمد ،نه او ونه هيچ انسان ديگري نمي توانسته هست چنين مطالب شفرمود انگيزي را كه با علم امروز مطابقت مي كند،به رشته ي تحرير در آورد» .

23:

ماكسيم رودنسون،نايشانسنده ي ماركسيست مي گايشاند:

قراون كتاب مقدسي هست كه عقلانيت جايگاه بسيار بزرگي را در اون اشغال نموده هست.
در اين كتاب خداوند براي امت همواره دليل و برهان ارائه مي نمايد
ودر مناسبتهاي متعدد براي انسان تكرار مي كند
كه پيامبران همراه دليل وبرهان مبعوث شده اند .
به نظر مي رسد عقل گرايي قراوني همچون سنگ،
سخت،مستحكم و اصلي بنيادي هست .

24:

جان ديون پورت مي گايشاند :

قراون تا اون حد معجزه ي جاايشاند شناخته شده هست
كه محمد (ص) اون را دليل قايشان و مؤيد رسالتش فراخوان نمود
و آشكا را فصيح ترين مردان اون روز حجاز را به مبارزه دعوت نمود
تايك سوره مانند قراون بياورند.
قراون مانند اناجيل نيست
كه فقط به عنوان ميزان وشاخصي درباره ي عقايد ديني،
عبادت وعمل پيروان ‎اون شناخته شده باشد
بلكه داراي مكتب و روش سياسي نيز هست.
كليه ي مسايل حياتي و مالي با اجازه ي همين منبع ومصدر قانونگذاري حل مي شود.

در ميان محسنات زيادي كه قراون به حق واجد اون هست،
دو نكته ي بسيار مهم وجود دارد
يكي لحن تعظيم وتكريم هنگام ذكر نام خداوند
وديگري وجود نداشتن فكر،بيان و يا داستاني خلاف تقوا يا حاكي از سوء اخلاق و بي عفتي و عدم طهارت كه اون را معيوب و لكه دار نمايد
در صورتي كه با كمال تأسف اين نواقص در موارد بسيار زيادي در كتب يهود ديده مي شوند .

25:

ارنست رنان مي گايشاند :

اگر كسي خواسته باشد به كتابي كه از آسمان نازل شده هست ايمان بياورد،اون كتاب فقط قراون هست زيرا كتب ديگر آسماني امتيازات قراون را ندارند .

26:

ادوارد گيسبون مي گايشاند:

قراون دستور عمومي و قانون پايه ي مسلمين هست؛دستوري هست شامل مجموعه قوانين ديني،اجتماعي مدني،تجاري ،نظامي،قضايي،جنايي وجزايي .

27:

ادوارد گيسبون مي گايشاند:
قراون دستور عمومي و قانون پايه ي مسلمين هست؛دستوري هست شامل مجموعه قوانين ديني،اجتماعي مدني،تجاري ،نظامي،قضايي،جنايي وجزايي .

28:

ايشانل دورانت مي گايشاند :

در قراون قانون واخلاق يكي هست.رفتار ديني در قراون شامل رفتار دنيايشان نيز هست وهمه ي امور اون از جانب خداوند وحي شده هست .

29:

چنین هست.
انسانی که قراون میسازد،یک فرد خودآگاه هست.جامعه ای که قراون تربیت میکند،جامعه ای خودآگاه هست.اینجا داور و قاضی خداست و مجری قانون خود انسانها هستند!و من گاه فکر میکنم که انسانها به اون حد از تربیت رسیده اند که خود داور عملکرد خویش باشند!
آیا چنین جامعه ای تحقق یافته؟ این جامعه ی آرمانی بشریت باید باشد.

30:

ماركسيست ها كه به خداوند و تقدس باور ندارند!
اين كتابي كه شما از اون كپي ميكنيد، لابد جعلي هست.

31:

پروفسور ماکسیم رودنسون یک نویسنده هست که آثار زیادی در رابطه با تاریخ اسلام دارد.
وی علاقه ی فراوانی به تاریخ مذاهب بویژه اسلام و پیامبر اون حضرت محمد(ص) داشت.

32:


علاقه ! هم داشته باشد باز از مقدس بودن كتاب و از اينكه از جانب خداست!
نميتواند به عنوان ماركسيست سخن فرموده باشد. ماست مالي تان نتيجه نداد!

33:

مزدک این متن تحسين برانگيز و بخونيد و تا مي توانيد بر سرتان بزنيد!!!







كينت گيريك (خاورشناس بزرگ و هستاد دانشگاه كمبريج):

وقتي كه من براي اولين بار قراون را گشودم و تحت تاثير اون برنامه گرفتم تصور نمودم اثري كه اون
كتاب در من ايجاد كرده هست هستثنايي هست. و در سال هاي بعد كه با چندين نفر از مترجمين قراون
به زبان هاي اروپايي مكاتبه كردم و بعضي از اونها را نيز ديدم دريافتم تاثيري كه مطالعهقراون در
ما اروپاييان مي كند همگاني هست. به شرط اون كه قراون با متن اصلي خوانده شود چون ترجمه قراون
به هيچ يك از زبان هاي اروپايي تاثير متن اصلي را ندارد.

من تمامي اروپايياني كه راجع به قراون تحقيق كرده اند و من توانستم اونها را ببينم يا با اونان مكاتبه كنم،
در اين كه اينك مي گايشانم متفق القول يافتم كه قراون در خواننده اروپايي اثر جذب مغناطيسي دارد وهمان
طور كه آهن ربا سوزن را جذب مي نمايد، قراون نيز خواننده اروپايي را جذب مي كند و رهايش نمي نمايد
مگر اين كه خواننده قراون ، به زور خود را از اون جدا كند. نيرايشان جاذبه مغناطيسي قراون به طوري كه من
از محققان و مترجمان قراون شنيدم و خود نيز آزمودم به قدر ي هست كه خواننده اروپايي سپس اين كه قراون
را گشود و شروع به مطالعهكرد نمي تواند اون را ببندد و از ادامه مطالعهمنصرف گردد. مگر اين كه بر
خود فشار بياورد...

بين اين موقع كه مشغول نوشتن اين صفحات هستم و وقتي كه براي اولين بار قراون را به قصد مطالعهگشودم،
سي سال فاصله هست، معهذا باز قراون همان اثر را در من مي كند و هنگامي كه اون را مي گشايم تا آيه اي را
بخوانم، خواهان مطالعهآيه اي ديگر مي شوم و قرائت آيه دوم مرا براي مطالعهآيه سوم مشتاق مي كند و آيه سوم
مرا واميدارد تا آيه چهارم را هم بخوانم و قس عليهذا...

من فكر مي كنم كه اعراب به اندازه خارجيان متوجه ابهت كلام قراون نيستند. براي اين كه كلام قراون، زبان قومي
اونهاست. اما اروپايياني كه راجع به قراون تحقيق كرده اند و مي كنند ابهت كلام قراون را بهتر درك مي كنند و به
خوبي در مي يابند كه اونچه كلام قراون را از لحاظ هستحكام و وقار و ابهت در بالاترين سطح برنامه مي دهد سادگي اون هست.

(آب خنک بدم خدمتون)

34:

من تعجب ميكنم از شما!
اسم رودنسون تابحال به گوشتان نخورده بود؟
اصلا ماركسيست بودن يا نبودنش را كاري ندارم، يك نايشانسنده بوده كه علاقه اش در تاريخ مذاهب بخصوص اسلام بوده.

35:

شایسته هست انسان وقتیکه درباره ی موضوعی اطلاع ندارد،خامشی گزیده و حرفی بیاموزد!

رودنسون مسلمان نبود!
او در یک خانواده ی یهودی الاصل به دنیا آمد.
گویا در سال 1937 وارد حزب کمونیست فرانسه میشود.اما در سال 1958 بدلیل موضع انتقادی اش نسبت به کمونیسم از این حزب اخراج میشود.
موضوع تز دکترای رودنسون، اسلام در قرون وسطی بود.همانطور که فرمودم علاقه ی بسیاری به تاریخ اسلام داشت.و در این زمینه آثار ارزشمندی از وی بجا مانده هست.

36:


پس قبول دارید که امت قریش افرادی وحشی و بی تمدن هستند و این را نیز قبول دارید که محمد پیامبر اسلام از همین امت قریش هست و تا 40 سالگی دربین همین امت زیسته هست و کتاب قراون هم که طبق اون نظریات دانشمندانتان سپس 40 سالگی سروده شده هست

37:

اتفاقا به همین دلیل هست که این کتاب را معجزه می دانند.زیرا از زبان فردی بی سواد و خط ننوشته جاری شده هست.
با این حال این کتاب در اوج زیبایی برنامه دارد.

38:

جالب بود..

39:

درسته

40:

درود به همگی

جالب بود من نظر همه رو خوندم و آیا میشه نظر یکسری دیگه از دانشمندا و بزرگان دیگر رو هم بگیم؟مثل ولتر شوپنهاور پاسکال هایزنبرگ هگل و خیلی های دیگه
من که جرات ندارم بنویسم
چون یا مطلبم از سایت حذف میشه یا سرم رو به باد میدم
فقط یه پیشنهاد میدم کتاب ((محمد (ص) در اروپا )) نوشته مینو صمیمی ترجمه عباس مهر پویا انتشارات اطلاعات رو بخونید و از نظرات دیگران هم در مورد اسلام و مسلمین با خبر بشید این کتاب رو خیلی راحت می تونید تو انقلاب تهیه کنید(از خود انتشارات اطلاعات اون مغازه در شیشه ای بقل جهاد دانشگاهی)
پیشنهاد دومم اینکه یک طرفه به قاضی نرید درسته یکسری دانشمندا و علما صحبت هایی در مورد دین اسلام و قراون داشتن اما کسانی هم بودن که نظر دیگری داشتن پس تشبث به نظر علما و دانشمندان نمی تونه ملاکی برای اثبات پدیده ای باشه تو منطق بهش میگن
fallaci to autorithe
یعنی مغلطه تشبث به آتوریته

41:

با درود
اتفاقاً بنده کتابی که معرفی کرده اید را پیشتر خوانده بودم و تعجب میکنم شما چگونه در همین کتاب علاقه ولتر به اسلام و پوزش خواستنش از حضرت محمد را ندیده اید .

42:

درود بر شما دوست عزیز
چطور شما که این کتاب رو خوندید نظرات اصلی ولتر رو نادیده گرفتید و مدعی هستید ایشون به اسلام علاقه مند بوده!
قبل از اینکه وارد بحث بشم از دوستان معذرت خواهی می کنم بابت مطالبی که می نویسم اما عزیزان اینها نظرات بنده حقیر نیست خواهشا به من ایراد نگیرید
1- بیشتر فلاسفه و دانشمندان اروپایی به جای کلمه محمد از اصطلاح محومت هستفاده می کردند برای مسخره کردن اون حضرت.(در کتاب هم به این موضوع اشاره شده)
2- ولتر مطلبی داره تحت عنوان مقدمه ای بر محومت یا تحجر که در بخشی از اون می نویسه:
لیکن اون هنگام که یک شتر فروش شورشی به پا کرده و مدعی می شود که با جبرئیل سخن فرموده و این کتاب گنگ و مبهم را از او دریافت کرده کتابی که هر صفحه اش ناقض خرد ناب هست اون هنگام که وی به کشتار مردان دست می یازد و زنان را در می رباید تا اونان را به اعتقاد به این کتاب وادارد چنین رفتاری را هیچ بشری به حمایت بر نخواهد خواست مگر اونکه ترک زاده باشد و یا اینکه خرافه پرتو ذات را در درونش خاموش کرده باشد!
فصل هفتم ((اومانیست یا متحجر؟)) صفحه 271
احتمالا این عقاید از شدت علاقه ایشون ناشی می شه
اما از این که بگذریم دوست عزیز تو که این کتاب رو خوندی حتما می دونی که این کتاب در جمهوری اسلامی چاپ شده و برای انتقاد و رد نظریات این فلاسفه بوده پس جای تعجبی نیست در آخر هم از ذهن نویسنده این تراوش کنه که این افراد هم در آخر به اشتباه خودشون پی بردند و توبه کردند. به هر حال نظرات اونها کاملا شفاف و روشنه
باز هم از همه دوستان معذرت می خوام بابت مطلبی که نوشتم اصلا قصد چنین کاری نداشتم و دوست داشتم دوستان خودشون مراجعه نمايند و بخونند در هر حال این مطلبی که نقل شد نظر بنده حقیر نیست
یه چیز دیگه می خواستم بگم یادم رفت دوست عزیز اگر دقت کرده باشی در کامنت قبلی فرمودم ما نباید به اتوریته تشبث کنیم حالا هر کی می خواد باشه حتی ولتر نگاه کنیم ببینیم اگر حرفش منطقی بپذیریم نه به خاطر اینکه ولتره نه به خاطر اینکه حرفش منطقیه اگر هم نه که ردش کنیم یا نپذیریم(اینم دردسر نشه خوبه!!! چون رد کردن و نپذیرفتن هم دو مبحث جدا هستند.)
البته تو این کتاب از این دست مطالب به ویژه از زبان ولتر زیاده.
بدرود

43:

بله ،دقیقا نظر شما درست هست ، اتفاقا ولتر یک نمایشنامه هم به نام محومت دارد که نظراتش را راجع به اسلام و محمد ، بیان میکند .

.

44:


درود بر شما دوست عزیزتر
نخست اینکه چاپ این کتاب در ایران دلیلی بر نادرستی مطالب داخل اون نیست چه اینکه اصل این کتاب نه در ایران و به زبان فارسی که در بریتانیای کبیر و به زبان انگلیسی نوشته شده هست ، چنانچه در دیباچه برگه 14 ضبط هست خانم مینو صمیمی کارشناس و مترجم رسمی انستیتوی زبانشناسی لندن هستند . این از مغالطه نخست شما که چاپ شدن در جمهوری اسلامی را دلیل ندانید ، دربارة ولتر شما نیمه نخست را فرمودید ، اکنون اینجانب برایتان نیمه دوم داستان را می گویم :
«دربارة اسلام نیز به تدریج نظر ولتر تغییر کرد ، وی پس از مراجعه به کتاب های برخی از اروپاییان چون جرج سیل و بولنویلیه که تقریباً نظریاتی منصفانه دربارة اسلام ارائه داده بودند و پس از تحقیق و کنجکاوی درباره دین اسلامو شرح حال پیغمبر حقیقت را دریافت و اطلاعات صحیح را فراگرفت ، لذا ضمن اعتراض بر نویسندگانی که از مأخذ نادرست افسانه های ناروا نقل کرده بودند خود به دفاع از اسلام پرداخت و ضمن بیان این سخن که «من در حق محمد بسیار بد کردم» به مدح پیامبر پرداخت و اعتراف نمود که «دین محمد هرگز نابخردانه نیست و محمد هرگز مصروع و دیوانه نبوده هست بالعکس قانونگذاری بزرگ و جهانگشایی توانا بود و بزرگترین دین را برای بشریت به ارمغان آورد»» (رویایی غرب با اسلام ، دکتر جهانبخش ثواقب ، برگة 273)
این از مورد دوم .
مورد سوم این هست که ما اونچه از هگل در مورد اسلام در کتابی که نام بردید می خوانیم چنین هست :
«عاملان ایجاد تغییر و تحول که چنین جریانی را در اثر برخورد و کشمکش موجب می شد شخصیتهای تاریخی غول آسایی چون ژولیوس سزار ، اسکندر و ناپلئون بودند ، در نظر هگل اونها نه تنها چهره هایی قهرمانانه بلکه تراژیک بودند چراکه سرانجام هر یک برای آرمان خود جان می باختند درحالیکه از «سوی جان جهان» برای نیل به مقصودی عالی تر بکار گرفته شده بودند.... (تا اینجایش ربطی به اسلام ندارد ولی چون در راستای ستایش از الکساندر کبیر Alexander the Great بود آوردم) ... مطابق با همین دیدگاه بود که هگل محمد را به عنوان چهره ای تاریخی و جهانی می شناخت که بواسطة نبوغ و توانایی ذاتی خود دو قاره آسیا و آفریقا را متحول ساخت » (برگه های 332 و 333)
در این کتاب از قول ملحدی مثل نیچه نیز از حضرت محمد دفاع شده هست ، بنده نیز چند جا تمجید ملحدی دیگر مثل برتراند راسل را از اسلام آورده ام ، کارلایل ، گوته و ناپلئون نیز در همین کتاب از اسلام به نیکی یاد کرده اند ، شما چگونه ادعا میکنید فلاسفه و دانشمندان اروپایی از اسلام بد فرموده اند ؟ راستی هایزنبرگ و پاسکال در مورد اسلام چه نظر منفی دارند ؟
گویا مثل مرحوم کسروی که مولوی را نمی شناخت ولی از او بنحو مسخره ای انتقاد میکرد بدتان نمی آید کمی جعل بفرمائید !

45:

درود بر شما دوست عزیز

نکته اول شما در مورد بنده کمی بی انصافی می فرمایید. دوست عزیز من هم مثل شما می دونم کتاب در ایران چاپ نشده و نوشته خانم مینو صمیمی هست و خودم هم در کامنتم نوشتم که این کتاب ترجمه هست اما آیا دوست عزیز برای ترجمه یک اثر به فارسی و اجازه چاپ اون اثر نباید از وزارت ارشاد مجوز گرفت؟ لابد نباید ابرنامه می کنم من در این زمینه اطلاعی ندارم.

نکته دوم برای اینکه امت قضاوت درستی داشته باشند لازمه که ما تمام حقایق رو در اختیارشون بزاریم نه بخشی از اون رو که خودمون دوست داریم دوستان من هم می دونم ولتر در صفحه 302 (نه 273 ) در مورد محمد چی فرموده برای همین توجه شما رو به اون جلب می کنم:
(( ولتر در دیگر اثر تاریخی خود مقاله ای در باب آداب و رسوم ملل نظری ارائه می دهد با این مضمون وی محمد را به خاطر تاثیر و نفوذش بر تاریخ جهان به عنوان نابغه ای مورد ستایش و تمجید برنامه می دهد. لیکن اتهام فریبکاری و ادعای دروغین پیامبری همچنان به قوت خود باقی هست و در اینجا ولتر دوباره پايه کار خود را بر منابع متعصب و مغرض در خصوص زندگینامه محمد بنیان می نهد.))

در مورد هگل در صفحه 333 می خوانیم با تمام این تفاسیر در نظر ((هگل)) دین محمد همامیزی نامتناهی با متناهی را اونچنان که در شخصیت عیسی مسیح به عنوان تجسم خدا متصور هست در بر نمی گیرد. هگل برتری مسیحیت را بر دیگر ادیان جهان مورد تاکید برنامه می دهد...

نکته سوم فرمودید هگل و نیچه ملحد راسل و ... همه از محمد ستایش کردند.
حال این سوال پیش میاد که:
اینها کدام نبوغ رو ستایش کردند نبوغ سیاسی و نظامی و اجتماعی یا نبوغ دینی و مذهبی رو؟

ضمنا بنده این موضوع تالار شما رو بهش توجه نکرده بودم ظاهرا بحث درون دینی هست پس با احترام به نظر بقیه بنده دیگه در این تالار مطلبی نخواهم نوشت.

بدرود


86 out of 100 based on 51 user ratings 246 reviews