| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |



| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

روال ِ مسابقه :



یک عکسی گذاشته میشه ، و دوستان با توجه به اون عکس باید یک شعر ِ مناسب پیدا کنن .


از هر شاعری که میخوان ، حتی اگه گمنام بود /



توجه : ترجیحا شعر ها خیلی طولانی نباشه که حوصله ی ِ کسی سر نره از خوندنش



مدت زمان ِ مسابقه برای ِ هر عکس : یک هفته .



شعرهاتون رو برای ِ من پی ام کنید ، تا پایان ِ رای گیری ارسال کننده ی ِ هر شعر مجهول خواهد بود !



روش رای گیری : تعداد ِ تنکس هایی که زیر ِ هر پست هست نشان دهنده ی ِ رای های ِ شماست .




برنده ی ِ هر دوره ، عکس ِ بعدی رو میذاره











| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |




















| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |















| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |














| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |













| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
















| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |














| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |














| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |










| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |














| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |















| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
عکسِ سیزدهم:

naghme2


| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

عکسِ چهاردهم:

tarane18

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |













پیشنهادات رو در تاپیک زیر میشنویم















مسابقه کاربر شناسی (سوژه سی و ششم)

1:

عکس ِ اول :

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


مهلت مسابقه: سه شنبه / 4 بهمن


░▒▓ ◄فینال رای گیری بهترین آواتار هم میهن► ▓▒░

2:

(1)

شاعر همینکه شعر ِ خودش را نوشت رفت
انداخت روح ِ خیس ِ خودش را به بندِ رخت

سپس هزار سال که شاعر نبود و بود

آهسته رفت خواب ، بغل دست ِ یک درخت

اما نشست توی ِ دلش یک غم ِ بزرگ

اما نشست توی ِ سرش یک سوال سخت :

این زندگی بدون ِ غم و عشق می شود ؟

تا شهر ِ عشق تاخت ولی با خیال ِ تخت ؟

بعدش جواب داد به خود: نه! نمی شود!

تا هست چشم ِ شرقی و یک طره موی ِ لخت

یاد آمدش که عشق خودش با غریبه رفت

آهسته گریه کرد و نوشت: آه بخت ! بخت !


مسابقه ی زیباترین شرح میتینگ هم میهنی 92(زودباشین بیاین )

3:

بر برگهای تلخ تقویمی غزل پوش

نام تورا از خود به خود ارسال کردم

روزی گلی را پیش پایت سر بریدم

جایش دلم را توی گلدان چال کردم...


مسابقه کاربر شناسی (سوژه سی و هفتم)

4:

قلم در دست حرف تازه ای اما ندارم
که بهر عشق ، سیل شعر بر کاغد ببارم
وجود من تهی از هر کلامی بهر عشقت
نمیدانم چه کردی با من و قلب نزارم
منی که هر نفس بهر تو شعری میسرودم
دگر حسی نمانده در وجود و حال زارم
تویی که روزگاری در دلم مسکن نمودی
برو دیگر در این دل ماءمنی بهرت ندارم...




شاعرشم خودمم اگه بده ببخشید دیگه


ミ و بالاخره لقــب برتــر انتخــآب شــد ミ

5:

کلمات گل آلوده ی بازآمده از شکار
پرنده ی ناشناخته ی بی نامی را
با خود به خانه آوردند
قطرات خون ریخته از گلوی شکافته
بر سرانگشت کودکان
نشان به نشان
گلی روییده بود از جنس بلور
نگاه که می کردی
می شکست و از اون شکست
صدایی بر نمی خاست
رد روشن گل ها را گرفتیم و
رفتیم و
ناگهان دیدیم
بر لبه ی دنیا ایستاده ایم
سرگیجه ی شیرین سقوط
پا پس کشیدیم و بازآمدیم
کودکان هلهله می کردند
و پرنده ی مرده
پرکشیده بود



مهردادفلاح


رأی گیری بهترین عکس موضوعی ( موضوع ِ دوازدهم: باران .. سری اول ) ..

6:

دل من دير وقتي ست که مي پندارد:
« دوستي » نيز گلي ست
مثل نيلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگدل هست اون که روا مي دارد
جان اين ساقه نازک را
-دانسته-
بيازارد!
در ضميرت اگر اين گل ندميده ست هنوز
عطر جان پرور عشق
گر به صحراي نهادت نوزيده ست هنوز
دانه ها را بايد از نو کاشت

آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان
خرج مي بايد کرد
رنج مي بايد برد
دوست مي بايد داشت


مسابقه کاربر شناسی (سوژه سی و هشتم)

7:

بیخودی خندیدیم که بگوییم دلی خوش داریم

بیخودی حرف زدیم که بگوییم زبان هم داریم

و قفس هامان را زود زود رنگ زدیم

و نشستیم لب رود و به آب سنگ زدیم

ما به هر دیواری آینه بخشیدیم

که تصور بکنیم یک نفر با ماهست

ما وقت را دیدیم خسته در ثانیه ها

باز با خود فرمودیم شب زیبایی هست!

بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود

ما خدا را با خود سر دعوا بردیم

و قسم ها خوردیم ما به هم بد کردیم

ما به هم بد فرمودیم بیخودی داد زدیم

که بگوییم توانا هستیم بیخودی پرسیدیم

حال همدیگر را که بگوییم محبت داریم

بیخودی ترسیدیم از بیان غم خود

و تصور کردیم که شهامت داریم

ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم

و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم ما که را گول زدیم ؟!


مسابقه کاربر شناسی (سوژه سی و نهم)

8:

تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری ؟
نه!
از اون پاکتری
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
تو بهاری ؟
نه!
بهاران از توست

از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
سبزی چشم تو دریای خیال
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز
مزرع سبز تمنایم را

ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هذیان از توست
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
زندگی از تو و
مرگم از توست
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |
تو گل سرخ منی
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

9:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |



ماجراي دو تا گل سرخ


گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش
دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش


خونه ي اون حالا تو يه گلدون سفالي بود
جاي يارش چه قدر تو اين غريبي خالي بود


يادش افتاد كه يه روز يه باغبون دوبوته داشت
يه بهار اون دو تا رو كنار هم تو باغچه كاشت


با نوازشاي خورشيد طلا قد كشيدن
قصشون شروع شد و همش به هم مي خنديدن


شبنماي اشكشون از سر شوق و ساده بود
عكس ديوونگيشون تو قلب هم افتاده بود


روزاي غنچگيشون چه قدر قشنگ و خوش گذشت
حيف لحظه هايي كه چكيد و مرد و برنگشت


گلاي قصه ي ما ، اهالي شهر ، بهار
نبودن آشنا با بازي تلخ روزگار


فكر مي كردن هميشه مال همن تا دم مرگ
بميرن ، با هم مي ميرن از غم باد وتگرگ


يه روز اما يه غريبه اومد و آروم وترد
يكي از عاشقاي قصه ي ما رو چيد و برد


اون يكي قصه ي اين رفتن و باور نمي كرد
تا كه بعدش چيده شد با دستاي سرد يه مرد


گلاي قصه ي ما عاشقاي رنگ حرير
هر كدون يه جاي دنيا بودن و هر دو اسير


هيچكي از عاقبت اون يكي با خبر نبود
چي مي شد اگه تو دنيا ، قصه ي سفرنبود


قصه ي گلاي ما حكايت عاشقياس
مال ياسا ، پونه ها ، اطلسيا ، رازقياس


كه فقط تو كار دنيا ، دل سپردن بلدن
بدون اينكه بدونن ، خيليا خيلي بدن


يكيشون حالا تو گلدون سفال ، خيلي عزيز
اون يكي برده شده واسه عيادت مريض


چه قدر به فكر هم ، اما چقد در به درن
اونا ديگه تا ابد از حال هم ، بي خبرن


روزگار تو دنياي ما قربوني زياد داره
اين بلاها روسر خيلي كسا در مي ياره


بازياش هميشه يك عالمه بازنده داره
تايشان هر محكمه كلي برگ و پرونده داره


اين يه قانون شده كه چه تو زمستون ، چه بهار
نمي شه زخمي نشد از بازياي روزگار


اگه دست روزگار گلاي ما رو نمي چيد
حالا قصه با وصالشون به آخر مي رسيد


ولي روزگار ما هميشه عادتش اينه
خوبا رو كنار هم مي ياره ، بعدم مي چينه


كاش دلايي كه هنوزم مي تپن واسه بهار
در امون بمونن از بازياي تلخ روزگار


10:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

دفتر خاطره ام .

.

.
مست از هر پَر تو !
چهار هنگام هر ورق
پُر شد از بهار تو !
دل ِ شکسته با رُخَت ،
رَختِ عشق بر تن کرد
هوس دل خراب !
تبعید بیراهه تو .

.

.
ساکنان دفتر .

.

.
خسته از خصم وقت !
در پناه عطر تو .

.

.
آرام .

.

.

آرام .

.

.
بی غم از هم شده اند

فی البداهه

11:


دفتری بود که گاهی من و تو
می نوشتیم در اون
از غم و شادی و رویاهامان
از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم
من نوشتم از تو:
که اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد
که اگر دل به دلم بسپاری
و اگر همسفر من گردی
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!
تو نوشتی از من:
من که تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گریه کردم
با تو خندیدم و رفتم تا عشق
نازنیم ای یار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخت ترین انسانم...
ولی افسوس
مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده هست و نه من!!!

12:

عمر بگذشت بسی ، جلوه گلها میراست

گل روی تو ولی ، نقش دل و خاطر ماست

صبح هر روز بیادت گل سرخی چینم

من و یاد تو و گل ، دفتری از خاطره هاست

دو سواریم که انگار به یک اسب خیال

چو پرستوی مهاجر که پر و سر به هواست

شعر از خودم

13:

نه از دستان عاشق گل پذيرفت
كه دست از دادن گل هم به او شست
چو عاشق را نيامد ديگري جفت
کنار گل نشست و گل چنين فرمود:
بگو بر من چرا پژمرده اي گل؟
چرا در خود چنين افسرده اي گل؟
به دل خاطر چه كس را برده اي گل؟
كه بينم اينچنين غم خورده اي گل؟
تو اي تمثيل زيبايي و پاكي
چرا خود اينچنين اندوهناكي؟
تو در بستان نديم خاك بودي
نشين زحمت خاشاك بودي
بدينحال اينچنين غمناك هستي!؟
و از ناز و نوا بيمناك هستي!؟
مباش آشفته و غمناك اي گل
تو را از دوريش بايد تحمل
چه در بستان و باغ اونجا بديدي
كه در ما دوستان اون را نديدي
اگر چه از ميانش چيده گردي
ولي جاي دگر بايشانيده گردي
تو در عالم نماد عشق هستي
سرآغاز نهاد عشق هستي
همي دانم كه تو از جور دوران
جفاها ديده اي از دست انسان
ولي او را رفيق و يار هستي
ميان جمعشان بسيار هستي
نه تنها بر مزار مرده هايي
كه در محفل دليل خنده هايي
به روز زايش و بدوش تو هستي
و در آخر گل ختمش تو هستي
تو در دفتر ميان خاطراتي
تو ياد لحظه خوب حياتي
اگر چه از دگر گلها جدايي
ولی ای گل بدان در قلب مایی
از خودم

14:

از بی واژگی
در فقر مفرطم
در حالتی سکون
در نا امیدی یم
خشکیده چشمه ای که از اون واژه میدمید
کور گشته هست دلم
نیست واژه ای دگر که مرا یاری یم کند
نیست یار و همدلی که مرا یاد او کند
افسرده هست دلم
شعرم نمی شود
این هست شعر من
یادی نما ز من
که دلم چشمه ای شود
جوشان شوم و زیر و رو شوم
شادان شوم و در امان شوم
با یاد و خاطر دل تو هم وقت شوم
جوشان شود دلم از شور و شوق تو
تا شعر بگویم که وقت زیرو رو شود
تا شوق نمایم و بگویم سپای خود
بی شعر مانده ام
از دوری نگار
از خامی دل خود درد میکشم ......

فاصله

15:

وصل شد و هجر ماند آه که در باغ عمر

خار به پیری رسید گل به جوانی بمرد


16:


موقعيت ِ دور ِ اول تموم شد

سه روز تعیین میشه برای ِ مطالعهو رای دادن به شعر ها
یعنی تا شنبه 8 بهمن

.
.

برنامه شد این دور تنکس ها به عنوان رای شمرده بشه ؛ دور بعدی نظر سنجی میذاریم تا ببینیم کدوم بهتره ..





17:

ایناکه همه 7 تا تنکس دارن الان دعوا میشه.


18:

احیانا بیشترشون 8 تا تنکس دارن

19:

وای شیطون الان شده 9 تا
بین من و تو اروما
من که زورم به شما نمیرسه.

20:

خدایی شعرت قشنگ بود.

نخونده بودم.

10 تایی شدی داداش

21:

چ بذل و بخششی مرسی ولی انگار سرکاری بوده الان از یک هفته گذشته ولی خبری نیست.

22:



نفر اول : ِ salman با 10 تنکس عکس ِ بعدی رو میذارن


در ردیف ِ دوم به ترتیب ِ پست های ِ ارسال شده ؛ کارابران

Aroma

Miss.SheydA

با 9 تنکس

و در ردیف ِ سوم باز هم به ترتیب ِ پست های ِ ارسال شده کاربران

saba0061

ruya

f-m-7

با 8 تنکس

برنامه میگیرند .


ممنون از همه




23:

درود بر شما و تشکر از لطف همه دوستان
با افتخار این کار رو انجام میدم


| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |



24:

زندگی منشوریست
که اگر نور درونش تابی
هفت رنگش بینی
از جهنم تا حور
ااز سرخ تا اوج بنفش
من از این مرگ نمی ترسیدم
تا وقتی که به من فرمود:
بیا تا برویم
من از او ترسیدم
لحظه ای لرزیدم
رو به خود کردم و با خود فرمودم:
تو که این گونه قشنگش خواندی
پس چرا ترسیدی؟!
مرگ در جواب من چیزی فرمود:
لحظه ی تلخ وداع
از دوصد دلبند هست
عمر تو شیشه ی ان پنجره ایست
که به دست پسرک می شکند
دل من از سنگ هست.
هیچ کس از پس این لحظه نبردست خبر
هر کسی از نظر خویش کند تفسیرش
زندگی پست ترین بازی تکرار وقتست ولی
همه در بازی تکراری ان می لولند
هیچکس خسته از این بازی نیست
پس بیا تا برویم
هیچ کس تا نرود پی نبرد ان جا چیست؟
پس تو هم هیچ مگو
لحظه ای خشکم زد
و سپس مرگ به من فرمود:
که ای گل روییده به قبر بغلی
تو بیا تا برویم..

25:

دلم ،این مرغِ بیابان،آسمانش را در چشمانِ تو یافته.

چشمانِ تو گهوارۀ بامداد و سرزمینِ ستارگان هست.

نغمه هایِ من در اعماق اونها گم شده اند.

مرا بگذار تا در اون آسمان ،در بیکرانیِ خلوتِ اون،اوج گیرم.

بگذار تا ابرهایش را شکافته و در آفتابش بال بگشایم.



26:

خدایا چرا؟

خدایا

تو گر جان بدادی مرا
تو گر روح خود را
به مشتی گِل تر دمیدی
و دل آقریدی,
خدایا
تو گر فرمودی احسنت بر خلقت من
تو گر روز اول بفرمودی
ملائک مرا سجده کردند

تو گر راندی ابلیس را
بهر طغیانش از سجده ی من!
,
خدایا بگو پس چرا در زمین
من اسیر پلیدان پست و گنهکار انسان نمایم؟

خدایا چرا
من در این شهر خاکی
نبینم دگر عطر پاک بهشتی
نمانده بجز سردی و بغض و زشتی...
خدایا بگو پس چرا؟
پس چرا.....


(( درد و دل خورم با خدا بود که اینجوری بیانش کردم))

27:

حالا دیدی سرکاری نبود؟
تبریک بابت برد افتخارآمیزت
عکس این دفعه هم عالی بود.خیلی خوشم اومد.مرسی

28:


فرمودم: خدايا از همه دلگيرم
فرمود : حتي از من؟

فرمودم:خدايا دلم را ربودند
فرمود:پيش از من؟

فرمودم خدايا چقدر دوري؟
فرمود : تو يا من؟

فرمودم: خدايا تنهاترينم
فرمود:پس من؟

فرمودم:خدايا كمك خواستم
فرمود: از غير من؟

فرمودم : خدايا دوستت دارم
فرمود:بيش از من؟

فرمودم:خدايا انقدر نگو من
فرمود: من توام و تو من...




29:


دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من

گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟

کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم

که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من

نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

ز من هراونکه او دور چو دل به سینه نزدیک

به من هر اونکه نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه اضافه کرد؟ نبودنم چه کاهد؟

که گویدم به جواب که زنده ام چرا من؟

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من .

.


سیمین بهبهانی





30:


مهلت ِ دور ِ دوم ِ مسابقه :


تا جمعه ؛ 21 بهمن



>> برای ِ رای گیری ِ این دور نظرسنجی گذاشته میشه



31:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

ببارید .

.

.

ببارید بر من شوریده احوال
ای سیاهان سبک بال

ببارید بر من نادم به مشکل !
خفته بر خاک
خفته بر گِل
*
با سیاهی هم سپیدید
ای که خاکان را نویدید

ببارید که سحر شد !
عاشقی بر گونه تر شد

رعدتان برق نگاهم !
برقتان خشکاند آهم!

اشکتان دالان دل شست
عقل خام در اشکتان سُست
*
ببارید بر من شوریده احوال
ای سیاهان سبک بال

*

فی البداهه




-------------------------------------------------------------

عزیزان نوشته هایی که در این مسابقه گذاشتم
فکرم در همون لحظه بوده
کسی فکر نکنه کپی کردم

32:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

خالی ام از حرف

پُرم از دلتنگی

تشویش هجرت باران

خسته ام از اندیشه ..دلگیرم از سوالات بی انتها

آلوده ام به روزمرگی

دورم از عشق

بی میلم به فرمودن یا نفرمودن

حنجره را رغبتی به فریاد نیست

تلخم ..نا پاکم ..مبهوتم ..دل چرکینم ..خشمناکم

از خود فرسنگها فاصله دارم ..فاصله ای که کم نمی شود

در عذابم ..در تب و تابم ..در التهابم

خسته ام ...خسته ام از تکرار ..از تکرار لبخند بی ریشه ! میان

این درد تا درد بعدی ..

فرسوده ام ..رنجورم ..خسته ام ..خسته ام ..

کجاست بارانی از عطوفتِ بی منت تا نمناکم کند ...

کجاست دستی تا بگیرد دستم از روی مِهر...

کجاست اون در که به نور باز شود ..

کجاست باران

کجاست...

33:



شب آرزوهاست…قاصدکی به دست باد دادم
و عهد بسته ام تا رسیدنش به مقصد،
برایت دعا بخوانم .
تمام کارهایت رو به راه خواهند شد
چرا که من…
بهترین آرزوها را برایت به قاصدک سپردم تا به خدا برساند!



34:

وقتی روح سر درگُم من..
تشنه ی گُر گرفتن..
کنار شعر نشسته بود..
تنها با نسیم ساده ای از حضورش..
که آرام، با سرانگشتانش..
به تنهاییه من کوبید..
ساده ترین وزیباترین شعر دنیا ..
سروده شد..
" نام کوچک او "..
اونگاه شعر، با کلمه هایی منجمد از نگاهش..
بلند شد ، وایستاد..
ومن..
پرت شدم..
با واژگان دستهایش..
به اونسوهای دور..
اونسوتر از غم های انسانی..
به اون رستاخیز، به حیات..
به اون حریر روشنایی..
مرا پرت کرد..
به باغ آسمان..
به اون بلندای ستونهای نامرئی..
به اونجا..
به موسیقی بارانها..
وبا آوای قدمهایش..
فرشِ قرمزِ سیب، زیر پاهایم شد..
مقصدم، هم دست باد صبا..
جلوتر از رد پای فرشته ها..
فراسوی افق های این جهانی..
با غزلهای بودنش..
با حجمی سرشار از..
طراوت مریم هایی که بوی عشق می دادند..
ورطه ی تاریک درونم را..
گره زد..به اونجا..
اونجا که نزدیکترین مخاطبم، خدا..
نزدیک بلوغ محسوس مهربانی..
وموسیقی احساسش..بارانی، برای آرزوها..
که هر نت،باور کن..
به دیگر نت عاشق بود انگاری..
تپش قلب من شد..
وشبیخون نگاهش.."ناگهانی" بود..
همراز مهتاب ها..سیاله ی احساس و جادویی..
مَدی بود انگار..
دردریای وجودم..
اونجا که ماهی های قرمز..
در خالیه دستانم هم..
آشیانه ساختند..
ناگهانی که می درخشید..
ومرا با نور وسلام آمیخت..
اما..
نزدیک سِرِ دل ابری آسمان..
انگار، ماه مهمان چشمهایش..
روزی مُرد..
و جذر..دورش کرد..
رفت..
رد چشمهایم گم شد..
ومن هم..
میان تنهایی قلبم وچشمهای غریب روبه رویم..
گم شدم..
اما باز..
طنین قلبش را..
پشت این همه دیوار..
پشت این هزار توی انسانی..
می شنوم..
انگاری..بدور از این اهریمن فاصله هم..
دلتنگی هایم را جمع می کند..
فاصله ای که..
در ابتدای الفبایش..
هنوز هم شعر..
با روبانی سفید در دستهایش..
به انتظارش..
در باران ایستاده هست..


منبع:وبلاگ پشت نقاب شب

35:

نه چی ؟
یعنی حتما باید کپی میکردم ؟
من فقط چیزی که از دیدن عکس به ذهنم اومد نوشتم !!


+ لطفا" پستتون رو ویرایش کنید من متنم رو بر میدارم

36:

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
ای
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی دل صحرایی
که در اونجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می اید با من فریاد کند ؟

37:

اسپم شد

38:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کنی...

کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست،

اشک های تو را پاک می کند و دست هایت را صمیمانه می فشارد.

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت.

و اگر باورداشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف می زنند ،

باور کن با او هرگز تنها نیستی.

فقط کافی هست عاشقانه به آسمان نگاه کنی .

*
*
*


39:

متنی که شما برنامه دادید شعره؟

در چه قالبی؟

مزیتش بر چیزی که هدا گذاشت چیه دقیقا؟ شما تشخیص میدید چه کسی چه چیزی بذاره؟

بهتره اظهار نظر فقط در روال فرموده شده مسابقه باشه:

هر کی شعر رو خودش میذاره و برای ِ رای گیری ، تنکس های ِ هر پست شمارش میشه .
پستی که تنکس بیشتری داشته باشه برنده س

40:

شب و تنهایی و غم ، مردن تدریجی
رفتنت در باران، من و بهت و گیجی
سوز تنها ماندن ، دستهایی که جدا...
دستمو باز بگیر...

دستمو باز...

خدا...
رنگ شب می پوشم، مثل یک سایه پیر
مثل مردی که شده از همه دنیا سیر
ابرهایی وحشی رو سرم سرگردان
منم و منتظر گریه ای در باران


شعر از خودم

41:




برای ارسال شعر تا ساعت ِ 12 همین شب فقط موقعيت هست ..






42:

بارلاها از نو ام خاكى بكن
بگسلان اين قيد، افلاكى بكن
نغمه هاي آغازين و واپسين
آيد از سايشاني به سايشاني با طنين
اولش با گریه ای همراه بود
در آخر سوز و گداز و آه بود
بارلاها از جفا و ناكسى
از ريا و حيله و دلواپسى
كاندر اون هر كس شود در وسوسه
وارهان اين بنده را از مخمصه
تا كه بر خود من شوم از حمله ها
بگذرم من از فريب جمله ها
تو برایم خیر و رحمت بوده ای
دوری اسباب زحمت بوده ای
عشق بر تو از سر آزادگیست
عاشق تو در کمال بندگیست
از خودم

43:

خدایم
آه ای خدایم
صدایت میزنم بشنو صدایم

شکنجه گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمی پرسم چرا این شد سزایم

گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گل های به خون غلتیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانه
که داغ نوجوانان دیده سوگند

خدایا حادثه در انتظار هست
به هر سو باد وحشی درگذار هست
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گل به گل کابوس خار هست

خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت میزنم با گریه هایم
صدایت میزنم بشنو صدایم

الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان
الهی کیفرم را میپذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیرم

خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت میزنم با گریه هایم
صدایت میزنم بشنو صدایم



44:

برنده ی ِ دور ِ آخر :


45:

با توجه به اینکه دو هفته از فراخوان ِ نتیجه گذشته و بانو شیدا هنوز عکسی رو برنامه نداده ؛ و هیچ نظر و پیشنهادی هم جهت ِ تغییر ِ روال ِ مسابقه داده نشده ، دور ِ بعدی رو به روش ِ قبل ادامه میدیم !


سومین عکس :
(با توجه به برنامه گرفتن در ایام ِ فاطمیه )

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |



++


مدت وقت : تا 25 فروردین ماه 91





46:


( 1 )


در مدینه می زنند این خانه را در بیشتر
رفت و آمدها شده سپس پیمبر بیشتر

گل که پرپر شد شمیمش را همه حس می‌نمايند
می رسد از کوچه عطر یاس پرپر بیشتر

اجر پیغمبر ادا با شعله های کینه شد
بین اون دیوار و در شد سهم کوثر بیشتر

چوب می‌سوزد ولی آهن ز جنس دیگری‌ست
داغ شد در بین آتش میخ اون در بیشتر

آه سیلی بی هوا سخت هست از نامحرمان
پیش چشم غیرت اللّهی شوهر بیشتر

کاش جای دست مولا چشم او را بسته بود
پیش چشمان علی می‌ زد به مادر بیشتر

داغ محسن، هجر بابا، زخمهای بی‌شمار
از نفس انداخت او را فکر حیدر بیشتر

با عمویش حمزه از دوران غربت فرموده هست
از دو دست بسته‌ی سردار خیبر بیشتر

خواست تا روی کبودش را نبیند مرتضی
یاری‌اش کرده ست بین خانه معجر بیشتر

قلب زینب خون شده از حرف های مادرش
از وصیت های او در روز آخر بیشتر
.

.

.
کهنه پیراهن برای کشتن زینب بس هست
می‌کشد او را ولی گودال و خنجر بیشتر

در هجوم سنگ ها لب می‌شود پرپر ولی
بر فراز نیزه ای باشد اگر سر بیشتر

آه جانسوز هست چوب خیزران و زخم لب
پیش چشم خسته و خونبار خواهر بیشتر

باز سیلی التیام داغ بابایی شده
ارث مادر می رسد بی شک به دختر بیشتر


*یوسف رحیمی*


47:


( 2 )

دود بود و دود بود و دودبود
گل ميان آتش نمرود بود

شعله مي پيچيد برگرد بهار

خون دل مي خورد تيغ ذوالفقار

يك طرف گلبرگ اما بي سپر

يك طرف ديوار بود و ميخ در

ميخ ياد صحبت جبريل بود

شاهد هر رخصت جبريل بود

قلب آهن را محبت نرم كرد

ميخ از چشمان زينب شرم كرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد

ميخ كم كم از خجالت سرخ شد

فرمود با در رحم كن سايشانش مرو

غنچه دارد سايشان پهلايشانش مرو

روز رنگ تيره شب را گرفت

مجتبي چشمان زينب را گرفت

پاي ليلي چشم مجنون مي گريست

ميخ بر سر مي زد و خون مي گريست

جايشان خون نه تا به مسجد رود بود

دود بود ودود بود و دود بود




48:


( 3 )

کوچه ها پر ز حرامی و عوام الناس بود
چشم حیدر(ع) پر ز اشک و دل پر از احساس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه(س)
گردنت را می شکست اونجا اگر عباس(ع) بود

49:


( 4 )



این قدر بین رفتن و ماندن نمان بمان
پیرم مکن ز بارغمت ای جوان بمان

خورشید من به جانب مغرب روان مشو
قدری دگر به خاطر این آسمان بمان

مهمان نُه بهارِ علی پا مکش ز باغ
نیلوفر امانتی ِ باغبان بمان

ای دل شکسته آه تو ما را شکسته هست
ای پرشکسته پر مکش از آشیان بمان

دیگر محل به عرض سلامم نمی دهند
ای هم نشین این دل بی همزبان بمان

راضی مشو دگر به زمین خوردنم مرو
بازی نکن تو با دل این پهلوان بمان

روی مرا اگر به زمین می زنی بزن
اما بیا بخاطر این کودکان بمان

"در کار خیر حاجت هیچ هستخاره نیست"
اینقدر بین رفتن و ماندن نمان بمان


محسن عرب خالقی




50:


( 5 )



زهرا
اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایانتری نداشت

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت

زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت

فرموده اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت

محشر بدون مهریه ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت

حتی بهشت با همه نهرهای خود

چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت

دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت


علی اکبر لطیفیان

51:


( 6 )



آهسته می شوید یگانه همسرش را
با آب زمزم آیه های کوثرش را
آهسته میشوید غریب شهر یثرب
پشت وپناه وتکیه گاه و یاورش را
تنها کنار نیمه های پیکر خود
می شوید امشب نیمه های دیگرش را
آهسته می شویدمبادا خون بیاید
اون یادگاریهای دیوار ودرش را
پی می برد اون دستهای مهربانش
بی گوشواره بودن نیلوفرش را
می گوید اما باز مخفی می نماید
با آستینی بغضهای حنجرش را
در خانه‌ی اوپهلوی زهرا ورم کرد
حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را
با گریه های دخترانه زینب آمد
بوسد کبودی های روی مادرش را
برشانه های آفتابی اش گرفته
مهتاب هجده ساله‌ی پیغمبرش را
دور از نگاه آسمانها دفن میکرد
در سرزمینهای سؤالی همسرش را



52:


( 7 )


عکس مدینه را که به دیوار می زنم

پشت بقیع می روم و زار می زنم

حالا که شعر آمد و بغض مرا شکست

حرف از نفرموده های تو بسیار می زنم

شکرانه ی نفس زدن بین روضه ها

هر لحظه نام فاطمه را جار می زنم

هرجاکه، مادری به زمین می خورد فقط

با دست چاره بر سر ناچار می زنم

وقتی که صحبت از در و دیوار می شود

دیوانه وار بر در و دیوار می زنم

حس می کنم شکستگی سینه تورا

سینه میان کوچه که هر بار می زنم

حجم تمام سینه من تیر می کشد

وقتی گریز روضه به مسمار می زنم

گاهی کبوترانه به قم پرکشیده و

از دوری مزار شما زار می زنم



53:


شعر های ِ این دوره از پست ِ شماره ی ِ 47 هستش تا آخرین شعری که ارسال شده (یعنی پست ِ شماره 53 )



مهلت ِ رای گیری تا 9 اردیبهشت ماه

سپس اون برنده فراخوان میشه و عکس ِ بعدی رو انتخاب میکنه



یاحق ..

54:



رای گیری تا 15 اردیبهشت ماه تمدید میشه !




55:

برنده دور ِ سوم ِ مسابقه ی ِ شعر یابی :

شعر ِ شماره ی ِ 5 ارسال شده توسط ِ

بانو naghme2




منتظر هستیم تا عکس ِ دور ِ بعد رو ایشون ارسال کنن




- - - - - - - - -


56:


عکسِ شمارۀ 4



| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


مدت وقت : تا27 اردیبهشت ماه 91




57:

عرض تبریک به نغمه عزیز
و خسته نباشید ارومای گرامی.

58:

یک :


پنجره ! ای کاش باران می شدم
می چکیدم مهربان بر گونه ات


مثل یک صبح بهاری می شکفت
خندۀ رنگین کمان بر گونه ات

پنجره ! ای کاش باران می شدم
می نشستم بر نگاه خسته ات

با حکایت های شادی از نسیم
باز می شد اخم های بسته ات

پنجره! ای کاش باران می شدم
مثل یک موسیقی نرم و قشنگ

مثل یک اواز خوب و ماندنی
می شدم همراه با دلهای تنگ

پنجره ! ای کاش...



59:

دو :


من باشم و تو باشی و باران، چه دیدنیست
بی چتر، حسّ پرسه زدن ها نفرمودنیست
پاییز، با تو فصل دل انگیز بوسه هاست
با تو، صدای بارش باران شنیدنیست
ابری و چکّه می کنی و مست می شوم
طعم لبان خیس تو حالا چشیدنیست!!
خیسم، شبیه قطره ی باران، شبیه تو
تصویر خیس قطره ی باران کشیدنیست
این جاده با تو تا همه جا مزّه می دهد
این راه ناکجای من و تو، رسیدنیست؟!!
باران ببار!! بهتر از این که نمی شود
من باشم و تو باشی و باران ...

چه دیدنیست!!




60:

سه :

هــی پـشـت ِ پـنـجــره می آیـم
شـایـد ، نـشــانـی از تـــو بـجــویــَم
هــی پـشت ِ پنجـــره می آیم
شاید ، شـمـیـم ِ پـیـرهـنـت را
کالسـکـه ی نـســیــم ، فـرو آرَد ...
هــی چـشـم ِ خـود ، بـه جــادّه می دوزم
زان دور دست ِ سـاکـــت و وَهــم آلـــود
گــــرد و غـبــار ِ پــای ِ ســـواری نیـسـت ؟
آیـــا ، کبــوتــر ِ صـحـرایــی
زانـســوی ِ ابــری ِ بــارانــی
مـکـتــوب ِ یــار ؛
نـیـاورده ســت ؟

61:

چهار :


فرموده بودم همیشه در انتظارت خواهم بود
فرموده بودم

اگر نیلوفری را دیدم که شکفت
و کسی که می‌آمد
صدای قدم‌هایش را باد آورد
اگر در زدند که در بکشایم
در انتظارت خواهم بود
زندگی برای من همین زمزمهء انتظار هست
گذر سال‌ها
تکرار روزها.

فرموده بودم همیشه بیادت خواهم بود
اگر کسی آمد و فرمود و شنید
ابری آمد و غرشی کرد و
باران بارید
برگی سبز و یا زرد شد
روزها گذشت
مو سفید و
عمر تنگ شد
من دلتنگ صدای قدم‌هایت
در انتظار آمدنت خواهم بود

62:

پنج :


هر چه شکفتم تو ندیدی مرا
رفتی و افسوس نچیدی مرا
ماندم و پژمرده شدم ریختم
تا که به دامان تو آویختم
وای مرا ساده سپردی به باد
حیف که نشناخته بردی ز یاد
همسفر بادم از اون پس مدام
میگذرم بی خبر از بام وشام
میرسم اما به تو روزی دگر
پنجره را باز گذاری اگر ..
پنجره را باز گذاری اگر ..



63:

شش :



قشنگی دنیا به تمیز دیدن اون هست،از پشت دو چشم شیشه ای ...





64:

برنده دور ِ چهارم ِ مسابقه ی ِ شعر یابی :

شعر ِ شماره ی ِ 1 ارسال شده توسط ِ

بانو tarane18




منتظر هستیم تا عکس ِ دور ِ بعد رو ایشون ارسال کنن






- - - - - - - - -

65:


عکسِ شمارۀ 5

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |





مدت وقت : 12 خرداد 91





66:

یک :


جا برای من گنجشک زیاد هست ولی,

به درختان خیابان
تو عادت دارم!



67:

دو

پر از رقصیدن گنجشک ها باش
همیشه بر تن ِ گنجشک ها باش
به امت اعتمادی نیست باران
خودت پیراهن ِ گنجشک ها باش ..


حبیب نظاری

68:

سه :


پرنده فرمود : چه بویی چه آفتابی
آه بهار آمده هست
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت
پرنده از لب ایوان پرید مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک
پرنده فکر نمی کرد
پرنده روزنامه نمی خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمیشناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغهای خطر
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه می کرد
پرنده آه فقط یک پرنده بود

69:

چهار :


گنجشکک اشی مشی

لب بوم ما مشین

بارووووووون میاد خیس میشی

برف میاد گوله میشی

میفتی تو حوض نقاشی

کی میگیره فراش باشی

کی میکشه قصاب باشی

کی میپزه آشپزباشی

کی میخوره حاکم باشی





70:

پنج :

و در صدای هر پرنده ، در سکوت هر درخت ، واژه ای هست...
درخت ایستاده بود ، پرنده ای رسید ، و باز شد کلاف فرمود و گو.


و شاعری که حرفهای اون دو را شنید ، نشست و شعر بافت.


پرنده فرمود "آرزو" درخت فرمود "بی کران"
و هر دو چشم انتظار یک نگاه مهربان.


پرنده فرمود "درد" ، درخت فرمود "صبر"
تن درخت زخمی از ، نوشته های عاشقانه بود.


پرنده فرمود "فاصله" ، درخت فرمود "حجم خالی میان قلب ها"
و با سلام یک نفر ، تمام حجم فاصله ، چه خوب وصله پینه شد.


پرنده فرمود " کـوچ" ، درخت فرمود "آه"
پرنده کـوچ کرد و رفت تا بهار ، درخت ماند و انتظار


درخت ایستاده بود ، تمام شاخه ها پر از سکوت
و شاعر شکسته دل ، بدون واژه مانده بود.



71:

رای گیری دور ِ پنجم ِ مسابقه ی ِ شعریابی:


مهلت ِ برای ِ رای گیری :


تا 30 خرداد 91

72:

برنده دور ِ پنجم ِ مسابقه ی ِ شعر یابی :

شعر ِ شماره ی ِ5 ارسال شده توسط ِ

بانو naghme2




منتظر هستیم تا عکس ِ دور ِ بعد رو ایشون ارسال کنن




73:

ما هم منتظریم

74:

عکسِ شمارۀ 6| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |





مدت وقت : تا 15 تیر ماه 91



+ عکس رو خود ِ بانو نغمه ارسال کردند ؛ منتهی استقامت کردم تا خودشون پست بزنن

ولی متاسفانه حضور ندارن این روز ها ؛

ممنون بابت ِ عکس ؛ که با وجود ِ مشغله ای که دارن فرستادن






75:

سه روز دیگه موقعيت هست برای ِ ارسال ِ شعر

76:

ساعت ِ 12 روز ِ 5شنبه
پانزدهم ِ تیر ماه ِ 91
مهلت ِ ارسال ِ شعر برای ِ این دور از مسابقه به پایان خواهد رسید

77:


78:


برنده دور ِ ششم ِ مسابقه ی ِ شعر یابی :


شعر ِ شماره ی ِ یک ارسال شده توسط ِ

بانو naghme2




دو بار پشت ِ سر ِ هم برنده شدن :)

منتظر ِ عکس ِ بعدی هستیم





79:


عکسِ شمارۀ 7



| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |



مدت وقت : تا 3 مرداد ماه 91





80:

5 روز دیگه موقعيت هست ..

81:

فردا روز ِ آخره ..


82:

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روباه صفتان زشت خو را نکشند

83:


84:


برنده دور ِ هفتم ِ مسابقه ی ِ شعر یابی :

شعر ِ شماره ی ِ یک ارسال شده توسط ِ

بانو ice69




منتظر عکس بعدی هستیم







85:


عکسِ شمارۀ 8




| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |



دوست داشتم عکس فانتزی هم تو مسابقه باشه .

( البته فانتزی , عاشقانه )








مدت وقت : تا 27 مرداد ماه 91








86:

این دور خیلی گرم داره هستقبال میشه ها !

87:

عکس ِ شمارۀ 9

ice69


| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


روال ِ مسابقه :

سلام دوستانِ گلم :لطفا با توجه به عکس یک شعر ِ مناسب انتخاب کیند.


توجه
: لطفا شعرتون خیلی طولانی نباشه که زیاد وقتِ دوستایِ خوبمونو نگیریم .

مدت وقت ِ مسابقه برای ِ هر عکس : یک هفته .


شعرهاتون رو برای ِ (
tarane18) پی ام کنید ، تا پایان ِ رای گیری ارسال نماينده ی ِ هر شعر مجهول خواهد بود !

روش رای گیری :
در پایان تاپیک ِ رای گیری گذاشته میشه .


برنده ی ِ هر دوره ، عکس ِ بعدی رو انتخاب می کنه.


مهلتِ ارسال:ساعتِ 21 پنج شنبه 13 مهر

88:

شعرباید ازخودمون باشه؟؟

89:

سلام زرین جون! می تونه شعر از خودتون یا کپی شده باشه ،مهم هماهنگ بودنِ شعر با تصویره عزیزم

90:

سلام عزیزم خوبی بانو؟؟؟
مرسی گلم

91:

پس فردا آخرین مهلت ِ ..


92:

مهلتِ ارسال اشعار به اتمام رسید دوستانِ گلم.

به زودی با رای گیری برنده مشخص خواهد شد.

93:

باز هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده / درد این بی خبری بی حد و اندازه شده
باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم / باز از دوری تو خسته و درمانده شدم

94:


95:

برنده دور ِ نهم ِ مسابقه ی ِ شعر یابی :

شعر ِ شماره ی ِ 6 ارسال شده توسط ِ
دوستِ خوبمون:

Aroma




منتظر عکس بعدی هستیم



96:

روال ِ مسابقه :

سلام دوستانِ گلم :لطفا با توجه به عکس یک شعر ِ مناسب انتخاب کیند.

توجه : لطفا شعرتون خیلی طولانی نباشه که زیاد وقتِ دوستایِ خوبمونو نگیریم .

مدت وقت ِ مسابقه برای ِ هر عکس : یک هفته .

شعرهاتون رو برای ِ (tarane18) پی ام کنید ، تا پایان ِ رای گیری ارسال نماينده ی ِ هر شعر مجهول خواهد بود !

روش رای گیری : در پایان تاپیک ِ رای گیری گذاشته میشه .


برنده ی ِ هر دوره ، عکس ِ بعدی رو انتخاب می کنه.

مهلتِ ارسال: تاسه شنبه 2 آبان

97:

دوستایِ گلم! برایِ شرکت در مسابقه فقط تا فردا وقت دارینا

98:

دوستای گلت تا فردا وقت دارن،پس ما چی!؟

99:

تو که سر دستۀ گُلایی...همه گُلین

100:

مهلتِ ارسال اشعار به اتمام رسید دوستایِ گلم.

به زودی با رای گیری برنده مشخص خواهد شد.

از عزیزانی که دعوتمو پذیرفتن و در مسابقه شرکت کردن ،ممنونم.

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


101:


سلام ترانه خانم
پس این مسابقه چی شد مردیم
ما مسابقه می خایم

102:

ما رای خود را دادیم....باتشکر فراوان از ترانه ی عزیز

103:

ترانه جان...مى دونم مسابقه اس و به قول شيدا جون اولايشانتها مطرحند...اما بدون اغراق تمام دلنوشته به دل من نشست....ممون از انتخاب بچه ها و ممنون از تو مهربون....


104:

این سری شرکت نماينده ها زیاد بودن هااااا

105:

ممنون عزیزِ دلم...شما خیلی لطف کردین نازنینم.


| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

106:

ممنون از تو محدثه جون که همیشه همراهمون هستی و تنها مون نمیذاری:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

107:

همگی بگین ماشالا...از بس که دوستام یکی از یکی گُلترن زهرا جونی.خوش بحالِ ترانه:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

108:

میان دست من و تو هزار فرسنگ هست
غریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ هست
سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری
مگر جنس دل نازک تو از سنگ هست

109:

خیلی هم خوب
رای دادیم

110:

لطف کردی شیدا جونم.
| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

111:


112:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |برندۀ دور ِدهم مسابقه ی ِ شعر یابی :| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

شعر ِ شماره ی ِ
7 ارسال شده توسط ِ دوستِ عزیزم:


AFSANTIN





| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

منتظر عکس بعدی هستم
.

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |...از همراهیِ قشنگِ همۀ دوستایِ گلم ،ممنونم...| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


113:

سلام ترانه
پس مسابقه چی شد

114:

سلام جبرییل.

پس این چیه؟ حالا خوبه که برایِ نظر سنجی هم دعوتت کردم.

به زودی مسابقۀ بعدی شروع میشه ،خبرت می کنم.

115:


اینو دوس ندارم
کدوم نظر سنجی ؟

116:

ضمن تبريك به دوست خوب ما AFSANTIN خانم
وخسته نباشي به خانم
tarane18

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

ترانه خانم
:
چرا اسامي دوستان را همراه با اشعار ارسالي بعداز راي گيري نمي گذاريد؟؟


117:

سلام ...ممنونم دوستِ عزیز.

چشم اینم اسامیِ دوستایِ گلم که در مسابقه شرکت کرده بودن و شعرِ ارسالیشون.

از همراهیِ قشنگتون ممنونم:

شمارۀ متن ها.......اسمِ فرستندۀ متن

شمارۀ 1.....

ice69


شمارۀ 2......
tarane18


شمارۀ 3.....zarin


شمارۀ 4....

Asheghe_Tanha


شمارۀ 5....

naghme2

شمارۀ 6....

Miss.SheydA,


شمارۀ 7...AFSANTIN

شمارۀ 8...
paeiz


شمارۀ 9...
zahedan

شمارۀ 10...
pesare_barooni


شمارۀ 11....Morvarid:

شمار ۀ 12.....raz63

شمارۀ 13...Aroma

شمارۀ 14....ariobetis

118:

روال ِ مسابقه :

سلام دوستانِ گلم
:لطفا با توجه به عکس یک شعر ِ مناسب انتخاب کیند.

توجه
:ممنون میشم اگه شعرتون خیلی طولانی نباشه که زیاد وقتِ دوستایِ خوبمونو نگیریم .

مدت وقت ِ مسابقه برای ِ هر عکس : یک هفته .


شعرهاتون رو برای ِ (
tarane18) پی ام کنید .

روش رای گیری :
در پایان تاپیک ِ رای گیری گذاشته میشه .


برنده ی ِ هر دوره ، عکس ِ بعدی رو
انتخاب می کنه.

مهلتِ ارسال: تا 27 آبان 91

119:

عکس این دفعه چقدر سخته

120:

اول تبریک میگم به AFSANTIN عزیز...واقعا ایندفعه عکسه چه سخته...


121:

شادباش میگم افسنتین عزیز

122:

تبریک میگم به AFSANTIN عزیز

منم فک می کنم عکس سخته.

123:

مثلِ یه کنکورِ سخته...برایِ هممون شرایط یکیه.

ممنون از عزیزانی که شرکت کردن.

منتظرِ بقیۀ گلا هم می مونم.

124:


.
.
.
.
.
دوستایِ گلم! تا
27 آبان 91 وقت دارینا، نگین که بهتون نفرمودما.

یعنی تا شنبه!!

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

125:

مهلتِ ارسال اشعار به اتمام رسید دوستایِ گلم.

به زودی با رای گیری برنده مشخص خواهد شد.

از عزیزانی که دعوتمو پذیرفتن و در مسابقه شرکت کردن ،ممنونم.

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

126:

روال ِ مسابقه :

سلام دوستانِ گلم :لطفا با توجه به عکس یک شعر یا متنِ ادبیِ مناسب انتخاب کیند.

توجه :ممنون میشم اگه شعر یا متنتون خیلی طولانی نباشه که زیاد وقتِ دوستایِ خوبمونو نگیریم .


شعرهاتون رو برای ِ ( tarane18) پی ام کنید .

روش رای گیری : در پایان تاپیک ِ رای گیری گذاشته میشه .


برنده ی ِ هر دوره ، عکس ِ بعدی رو انتخاب می کنه.

مهلتِ ارسال: تا آخرِ آذر 91

127:

دوستایِ گلم! مهلت ارسالِ شعر هایِ انتخابیتون به پایان رسید.

به زودی با نظر سنجی برنده معلوم خواهد شد.

از همراهیتون ممنونم.

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

128:

عکس ِ شمارۀ 13

از نغمۀ شیرینم:
naghme2

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |







سلام دوستانِ گلم :لطفا با توجه به عکس یک شعر یا متنِ ادبیِ مناسب انتخاب کیند.

ممنون میشم اگه شعر یا متنتون خیلی طولانی نباشه که زیاد وقتِ دوستایِ خوبمونو در نظر سنجی گرفته نشه .


شعرهاتون رو برای ِ ( tarane18) پی ام کنید .


برنده ی ِ هر دوره ، عکس ِ بعدی رو انتخاب می کنه.

مهلتِ ارسال:تا 10 بهمنِ 91

ممنون از همراهیتون.

129:

بچه ها یه کم عکسای آسون تربزارید

130:

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |...دوستایِ گلم! تا 10 بهمن 91 وقت دارینا، نگین که بهتون نفرمودما...| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |

131:

عکس ِ شمارۀ 14

از :tarane18



| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


سلام دوستانِ گلم :لطفا با توجه به عکس یک شعر یا متنِ ادبیِ مناسب انتخاب کیند.

ممنون میشم اگه شعر یا متنتون خیلی طولانی نباشه که زیاد وقتِ دوستایِ خوبمون در نظر سنجی گرفته نشه .


شعرهاتون رو برای ِ ( tarane18) پی ام کنید .


برنده ی ِ هر دوره ، عکس ِ بعدی رو انتخاب می کنه.

مهلتِ ارسال:تا 16 اسفندِ 91

ممنون از همراهیتون.


132:

خوب من نفهمیدم مسابقه چه جورایهاست

133:

درود هانا جون...

عزیزم با توجه به عکسِ بالا(عکسِ شمارۀ 14) یه متن یا شعر انتخاب می کنی که با تصویر هماهنگ باشه و برام پی ام می کنی.

متن ها در نظر سنجی برنامه می گیرن و برنده معلوم میشه.

هر وقت نظرسنجی شروع شد خبرت می کنم.

134:

عكس با نمكي اين دوره انتخاب شده...

135:

چرا مهلت ارسال هست تا 16 بهمن؟؟؟
اشتباه ردين كه!!!

136:

ویرایش کردم گلم...مرسی

137:

کاش برای هر دوره 1 تاپیک جدا میزدید و بعد ادغام میکردید اینجوری گنگه

138:

درود رویا جون...ممنون از حضورت

اتفاقا من همین پیشنهاد رو قبلا دادم منتظرِ تصمیم گیریِ دوستان هستم.

می تونه هر مسابقه یه تاپیک داشته باشه و بعد به آرشیو منتقل بشه.

139:

دوستایِ گلم!مهلتِ ارسال اشعار به اتمام رسید .

به زودی با رای گیری برنده مشخص خواهد شد.

از عزیزانی که دعوتمو پذیرفتن و در مسابقه شرکت کردن ،ممنونم.

| مسابقۀ شعر یابی :: دور ِ چـهــاردهـم :: |


140:

سلام بانو مسابقه ی بعد کی شروع میشه

141:

چند ماهه نیومده هم میهن اصلا

142:

عه یعنی باید از ایشون هم قطع امید کنیم ؟


56 out of 100 based on 41 user ratings 916 reviews