بامداد خمار


بامداد خمار



بامداد خمار
بامداد خمار نویسنده فتانه حاج سید جوادی( پروین)
عاشقانه
شب سراب نویسنده ناهید پژواک
عاشقانه
****************************

بامداد خمار

دل می رود ز دستم، صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان، خواهد شد آشکارا




قصه ..قصه عشقيست تكراري ..
دختر زيبا رويي مال و منال داري عاشق پسري ميشود بي چيز
با هزاران بدبختي ازدواج مي كنند
وپسر كه به آرزويش رسيده
مي رود دنبال لاتي و عياشي
آنچه مي ماند زنيست با لاشه عشق
قلم نويسنده بقدري شيرين و سليس مي نويسد از تكراري بودن
موضوع هيچ دلگير نمي شويد

بامداد خمار

شب سراب

اینبار مثل بامداد خمار جذبم نکرد. آینه معکوسی بود از بامداد خمار که تمام کارهای رحیم را توجیه میکرد و گاهی حتی به توجیه های احمقانه نیز ختم میشد.
این کتاب چیزی به من یاد داد که در کتاب دیگر درکش نکرده بودم.
همیشه تمام مسائل آنطوری نیست که ما فکر میکنیم

بامداد خمار



یه عشق خیلی خیلی جالب....

1:

متشكرم دوستان اگر لطف كنيد و كمي بيشتر توضيح بدهيد بد نيست.

بامداد خمار رمان بسيار جذابيست حال و هواي قديمي اون و ظرافت قلم گيراي خانم سيد جوادي اون را بي نهايت دوست داشتني ساخته هست.


شازده کوچولو

داستان مربوط به عشق دختري از طبقه مرفه جامعه به پسري فقير و تهيدست هست.
شب سراب كتابي به نسبت مغرضانه هست نثر رواني دارد ولي صرفا براي اين نوشته شده كه پاسخي داده باشد به بامداد خمار.


تنها ميان آدمخواران
قدرت كتاب قبل را ندارد ولي گاها مي تواند برخي از مسائل عنوان شده در بامداد خمار را جواب داده و از گردن پسر فقير داستان باز كند.


کتاب یک مسیحی درباره امام علی
مطالعهاين دو كتاب با هم مي تواند خواننده را براي قضاوتي درست كمك كند.


كتابهايي درباره ي محمد(ص)


کنیز ملکه ی مصر

2:

من كه اصلا از كتاب بامداد خمار خوشم نيومد و ديگه از شب سراب بدتر پشسمون شدم كه چرا اين كتاب ها رو گرفتم البته اين دومي رو قروشنده بهم معرفي كرد كه فقط يه فايده برام داشت كه ديگه ازش نخوام در اين مورد كمكي بهم بكنه و خودم انتخاب كنم.
در پايان شب تكين حمزه لو رو خوندم كه برام زياد جالب نبود اما در كل كتاب بدي نبود
همينطور باشبيرو از محمود دولت ابادي كه اولين كتابي بود كه از ايشون خوندم و برام جالب بود


خداحافظ گري كوپر

3:

من کتاب بامداد خمار رو خوندم خيلي دنبالش گشتم تا پيداش کردم رمان جالبي بود بايد دخترا ازش عبرت بگيرن ( که نمي گيرن !!!)


روانکاوی و دین

4:

چه ربطي داره.

بيچاره دخترها! به نظر من خانواده ها عبرت بگيرند بهتره.

جلايشان عشق را كه نبايد گرفت بايد هدايتش كرد

5:

بامداد خمار خيلي خوب بو من عاشق شخصيت رحيم بودم

6:

ویونا جان دختر عموی عزیزم تو میبینی من از بامداد خمار خوشم نمیاد حالا هی بگو خوبه ولی به مامی جونت نگی من این حرفو زدم که کلمو میکنه بابا از رمان غزال بگو بگو همه بخونن خودت که میدونی چقدر توبه هرکی نخونه نصف عمرش در فناست نویسندشم طیبه امیر جهادی حتما بخونید

7:

من کتاب بامداد خمار رو خيلي دوست دارم
يک کتاب هم هست دالان بهشت بهتون پيش نهاد ميدم اونو هم بخونيد از بامداد خمار هم جالب تر و قشنگتره
البته اين نظر شخصيه منه

8:

منم دالان بهشتو خوندم ولي قابل مقايسه با بامداد خمار نيست .
هركدوم در جاي خودش قشنگه .
به نظرمن بامدادخمار به حقيقت زندگي نزديكتر بود

9:

گيسو هركدوم از اين كتابا عشق يه مدل معني كرده وتايشان فضاي خاصي نوشته شده بامداد خمار رايشانات عشق گذشتس ولي غزال نشانه هايي از عشق امروزي بود .
بعدش بار اخرت باشه كه افكار خودتو به من ديكته كرديا هر كسي يه سليقه اي داره

10:

بامداد خوب بود...
يكي ديگه هم هست خيلي خوندنيه فكر كنم اين بود اسمش:
كسي پشت سرم اب نريخت

11:

اينم كتاب خيلي خوبيه.
خوندمش.
ولي آخرش يه خرده توهمي تموم ميشه!

12:

من دقيق يادم نمياد اخرشو!
ولي يادمه خيلي ذهنمو به خودش مشغول كرده بود...مخصوصا اينكه سپس خوندنش رفتم مازندران و كنار درختاي پرتقال و شاليهاي برنج و...كلي يادش كردم!

13:

آخرش دختره ميره شوهر اولش و مادر شوهر اولش رو مي كشه ديگه!
بعدشم مي افته زندان!

14:

من بامداد خمارو خوندم ولی هیچی ازش به جز یه بیت شعر یادم نیست آخه4سال پیش خوندم فکر می کنم شعره این بود
شب شراب نیارزد به بامداد خمار

15:

تعريفشو زياد شنيدم ولي ترجيح ميدم داستان عشقاي امروزي رو بخونم...!

16:

داستانش برای دخترای 15-16 ساله خوبه(حرفم جنبۀ توهین نداره )
داستانش بد نیست ولی ضعیف نوشته شده به نظر من.


17:

رمان خیلی قشنگی بود.
خیلی قشنگ تونسته بود محیط و شرایطو توصیف کنه و یکی از دلایل جذبندگیش به نظر من همین توصیف زیباش بود.چون تورو به عمق قضیه فرو میبرد.
ولی شب سراب جز یه دروغ و توجیه هیچی نبود.


18:

من که خوندمش و خیلی جذبش شدم داستان قشنگیه و وقتی میخونی اینگاری یه جورایی حسش میکنی
البته نظر من این بود خوم اومد ازش
البته رمانهای خیلیییییییییی قشنگتر از این رمان هم هست مثل گندم ....

یلدا....

پریچهر که خوب خیلی جذاب تر از این رمانند

19:

خيلي زيبا بود من دوشبه تموم كردم

20:

بامداد خمار رو 3 بار خوندم

برام یاداور دوران نوجوانیه.

آخه توی 14 سالگی خوندمش

نثر خیلی جالبی نداره ولی برای دختر 14 ساله خیلی کتاب جذابیه.
به نوجوون ها توصیش می کنم ولی به جوونا نه چون با روحیاتشون جور در نمی یاد
خیلی هندی با زندگی برخورد کرده

21:

اين كتاب شكستن سنتهاي قديم رو به دست زنان نشون ميده.
وقتي كه زنها از طبيعي ترين حقشون يعني بدون روبنده به دنيا نگاه كردن هم محروم بودن
كتاب قشنگي بود.خيلي سال پيش خوندمش ولي از خاطرم بيرون نرفته

22:

این کتابو امروز معلمم بهم معرفی کرد و با توضیحاتی که دوستان درباره ی این کتاب دادن حتما میخونمش.


23:

من اول شب سراب و خوندم زیاذ خوشم نیومد شاخ و برگ زیادی داده بود بعد بامداد خمارو که اونم چون ذهنیتم بیشتر به نفع رحیم بود خوشم نیومد زیاد ولی اینو نمیشه انکار کرد که بامداد خمار به مراتب بهتر از شب سراب بود.


24:

امکانش هست دوستان قسمتهایی از داستان رو بزارن ؟

25:

منم خوندمش خیلی دردناکه ولی قشنگه

26:

من هیچ کدومشو نخوندم

27:

اين كتاب رو وقتي 16ساله بودم خوندم...
شب شراب نيرزد به بامداد خمار!
اين شعري بود كه در آخر كتاب از زبان شخصيت اصلي فرموده شد و به نظرم جالب بود

28:

چند سال پیش این کتاب رو خوندم

یک رمان قدیمی و داستانی قدیمیتر ،اما پر از فرموده هایی که هر روز تکرار میشه
داستان دختری از خانواده ای مرفه و قدیمیه ایرانی که دلباحته ی پسر نجار میشود
و علی رغم مخالفتهای زیاد خانواده با هم از دواج مینمايند
دختر از خانواده ی پدری طرد شده و تنها با عشقش رحیم میماند که علی رغم تصور دختر
زیاد به این عشق پایبند نیست و در نهایت دچار مشکلات خیلی زیاد ی میشه و سپس سالها سختی و فلاکت از هم جدا میشن و باز به خانواده ی پدری رو میاره.

نوع روابط و محدود یتهایی که برای یک زن قدیم ِ ایرانی اعمال میشده به خوبی به تصویر کشیده شده.

و به نوعی غیر مستقیم اشاره داره به تفاوت فرهنگها و مشکلات ناشی از اون در زندگی مشترک

29:

جفت کتاب ها رو خوندم ...



وقتی از زبان پسره خونده میشه حق را کامل به پسره میدی و میفهمی یه زن بی شعور و بد اخلاق گیرش اومده ...

وقتی از زبان دختره مطالعه میکنی میفهمی یه پسر عقده ایی با طبقه اجتماعی پایین و زبون نفهم گیرش اومده ...


30:

اونی ک از زبون پسره بوده قشنگتره ب نظرم

31:

من بر عکس دوستان
فکر میکنم وقتی از زبون خانم می شنویم داستان باور پذیرتر و بنوعی قضاوت ر اسونتر میکنه
چون ریز مسائل رو بدون کمی و کاستی بیان میکنه و در اخر بتنها چیزی که نویسنده تلاش کرده برسونه با تمام تلخی هاش میرسی/
بقول اون خانم برای خانمهای جوان تجربه ایست //که فقط کافیه با نگرش عقل خوانده بشه(جسارتا باید از همین کلمه برای رساندن عمق مطلب هستفاده میشد)

32:

خب كشش داستاني فوق العاده اي داره...اما يه مقدار عناصر «فيلم هندي » اش زياده...همه سليقه ها رو جلب نمي كنه

33:

من خيلي وقت پيش خوندمش يادمه زياد خوشم نيومد ..


34:

وه من عاشق این رمان هستم.

واقعا رمان زیبایی.

قلم نویسنده واقعا جذاب و گیراست
وپیام های اموزنده ای که ما تو این رمان شاهدش هستیم.
رفتارها بخوبی بیان شدن سبک برخوردها و...

کلا بنظرم از جمله رمانهایی که چند سالی یکبار خوندش جذابیت داره

35:

اونی که از زبون پسر بود بنظر من اصلا جذابیت این اولی رو نداره و بنوعی اومده همه چیو بنفع مرد داستان پیش ببره.
بنظر من از زبون خانوم واقعیتره و بیشتر جذبت میکنه

36:

تنها رمان ایرانی که خوندم

37:

موضوع جالب شد رماني با دو راايشان ؟ اين طوريه دوستان ؟ بعد چطوره خانمها از روايت پسره خوششون اومده؟

آقايون از روايت خانومه ؟

38:

تو کتاب اولی هم همینطوری بود اونم همه حقو ب دختر داده بود

39:

سلام

هر دو جزء معدود رمانهایی هستند که خوانده ام.

به نظرم بامداد خمار زیباتر نوشته شده بود.

البته به نظر حقیر هر دو داستان از نظر معنی زیبا بودند ولی از نظر ظاهری بامداد خمار زیباتر هست.

کسی که کتابها را به من معرفی کرد می فرمود داستان واقعی هست؟!

ابتدا که داستان بامداد خمار را خواندم فکر می کردم که برای کسانی که «بدون در نظر گرفتن شرایط خود و بر خلاف نظر والدین عاشق دیگری می شوند» خیلی تاثیر گذار هست ولی بعد فهمیدم هنوز عشق را نشناخته ام.

یکی از قسمتهای جالب داستان برای من ماجرای کورتاژ و نازا شدن محبوبه بود.

به نظرم در تمام دو کتاب خودبینی موج می زند، شخصیتهای اصلی یعنی محبوبه در بامداد خمار و رحیم در شب سراب فقط و فقط خود را می بینند و تمام مشکلاتشان هم به همین خاطر هست.


40:

نه به اون شدت كتاب دوم.
خب بستكي به سليقه ها داره من به شخص بامداد خمار رو خيلي ميبسندم خيلي سال بيش خونده بودمش و جندسال بيش هم بعضي از قسمتهاشو مرور كردم بنظرم جذابيت قلم بامداد خمار بيشتر.

و بنظر خيلي واقعيتر مياد.

شب سراب انكار يجورايي ميخواد هرجي كه تو بامداد خمار بوده رو توجيح كنه و ديدكاههايي كه تو بامداد خمار بود رو زير سوال ببره.
البته شكي نيست كه هردو كتاب يك طرف قضيه رو كه بنفع خودشون هست رو بررنكتر جلوه ميدن يا بقول دوستمون كه اشاره كردن يجور خودبيني موج ميزنه.


41:

تقریبا اولین رمانی بود که خوندم تو 4 شب خوندمش 3 شب گریه کردم خیلی خوب بود یادش بخیر

42:

شب شراب نیست دوست من
شب سراب درسته

43:

دوسش ندارم


94 out of 100 based on 44 user ratings 394 reviews