تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها 



x

تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها



«کافه هم‌میهن»
در یک پست...!
بهانه ای برای هم اندیشی
نظر شما در مورد پوشش چادر ؟
آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
نامردا خواهرم بود.......

نظر اسلام در مورد موسیقی
مطالبی پیرامون احوال و فتنه های آخر الزمان و حضرت مهدی
بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث
یا علی
یک سوال جالب برای محک زدن نحوهء اعتقاد شما(اگر قرآن بگوید ماست سیاه است نظرشما چیست؟)
حدیث روز
حمایت از ما | مشهدهاست
`

تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها




تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها
با سلام و تشکر از کاربران عزیزو فعال در بخش فلسفه و منطق .....

بنده بر آن شدم علاوه بر قوانین کلی و روتین سایت چند نکته را به عنوان پی نوشت به ضروریات بخش(فلسفه و منطق) اضافه نمایم که امیدوارم عزیزان رعایت بفرمایند تا بار علمی بخش بالا تر رود .

1- به هیچ عنوان مقاله ای نبایست بدون منبع ذکر شود .( مقاله بدون منبع پاک خواهد شد )

2- ایجاد تاپیکهای جدید ، حتی المقدور منوط به پیگیری مدون و رهگیری استارتر آن است .
گاها" دیده میشود برخی عزیزان مثل دیواری که روی آن با اسپری چیز نوشته میشود کل در و دیوار بخش را پر از مطلب بدون منبع کرده اند .

3-مطالبی مثل روح و جن و پری به بخش فلسفه ربطی ندارد و در صورت ایجاد پاک خواهد شد فلسفه به سه بخش الهیات - طبیعیات - ریاضیات تقسیم شده که درکنار برخی فلسفه های غربی همچون ماتریالیسم و اگزیستانسیالیسم و فلسفه تحلیلی و غیره ، پلاتفرم های عقلی را تشکیل میدهند . لذا عزیزان قبل ازایجاد تاپیک و زدن پست جایگاه بیان مطلبشون را در نظر داشته باشند .
منطق نیز از دو گونه زیر خارج نیست .
الف): منطق ارسطویی که به دو قسمت نه بخشی و دو بخشی تقسیم گردیده شده است
منطق نه بخشی دستکار ارسطو ست.
منطق دو بخشی هم ابداع ابن سیناست .
ب): منطق جدید که مدون آن فرگه(Frege) آلمانی ست و با منطق ارسطویی در تخالف زیاد است .
به غیر از موارد فوق هیچ منطق دیگری در عالم موجود نیست. از این رو کسی حق ندارد ، منطق جدیدی بتراشد و بخش فلسفه را شرکت ثبت منطق خود نماید.

4- کپی پیست کردن مطالب دیگران تنها با ذکر منبع آن مجاز میباشد و کسی این حق را ندارد که مطالب دیگران را ( اعم از حقیقی و حقوقی ) به نام خود ثبت نماید .

5-عنوان هر تاپيك بايد به طور گویا و مشخص نشاندهنده محتواي گفتگو باشد به طوری که خواننده تنها با خواندن عنوان گفتگو از محتوای نخستین نوشته تاپیک آگاه شود٬ در صورت عدم رعایت این بند، تاپيك بدون اطلاع به نویسنده تاپیک پاک خواهد شد.

تاپیکهایی که با عنواینی اینچنین آغاز میشود غایتی ندارد . اگر چه ممکن است در اواسط کار موضوع تاپیک گم گردد اما ،‌پستهای ابتدایی موید سطح علمی آن است .

با تشکر ....

11-18-2008


1:

باسلام
برشما دوست گرامی

پس به همین دلیل بود ؛
که پاسخ مرا نمی دادید؟!!!!!!!!!

ملاک این سایت ، برای مدیر شدن ، چیست؟!
تحکم ، خودپرستی ، آزار و اذیت؟!
یا چیزی دیگر ، که ما نمی دانیم!

آیا شما خود ادمین هستید؟
یا خود آدولف؟
یا هردوی این ها؟

ببخشید این سوال را می کنم.
زیرا بسیار شبیه یکدیگرید!!!

پس از این افتضاحی که ، در تالار فلسفه ایجاد کردند ؛
اکنون مدیر شده اند؟!



سایت شما ، به کاربر نیاز دارد.
به خاطر تبلیغاتش.
چرا در انتخاب مدیر ، اهانت به کاربران ، عملاً ، اولین شرط است؟!

آن هم جایی که ، تالار تفریح و سرگرمی نیست!
بلکه جای تفکر و جست و جوست؟؟؟!!!

مدیر باید آزاد اندیش باشد.
نباید مستبد و خودرای باشد.
احترام کاربران را ، داشته باشد!

این سایت ، چه هدفی دارد؟!
پول درآوردن؟!
بالا بردن سطح علم؟؟؟؟!!!!!!
به عنوان مثال:
بالا بردن سطح علم ، خودپرستی و اهانت به مردم؟!

برای شما تنها این اهمیت دارد ؛
که کاربران به جان یکدیگر بیافتند ؛

تا سایت شلوغ تر گردد؟!

حقیقتاً متاسفم.
گویا ایرانی ، همین است.
و مشت نشانۀ خروار است.

باسپاس

2:

دوست گرامی
خرده ای به حرف های شما نمیگیرم
اما فکر میکنم که ما در این کشور نباید به نحوه ی انتصاب ها گله کنیم. بزرگترین مسئولیت های کشور ما رو، بی عرضه ترین ها و فاسد ترین و حقیرترین انسان ها برعهده میگیرند و سپس برای پنهان کردن حقارتشون، دست به دامان حرف های بزرگ میشن..
چه برسه به مدیریت بخش فلسفه این تاپیک که موضوع مهمی نیست و از طرف دیگه اعتقاد دارم دوستم adolf1945 برعکس بسیاری، لااقل تخصص و لیاقت مدیریت این بخش رو دارا میباشه.
ولی کاش بجای گله کردن به انتصاب ها، که دیگه باور ندارم جزو گله های برحق ما ایرانی ها باشه، از جناب برهان گله میکردید که چرا به پست های شما در تاپیک مخصوصی که بمنظور پاسخ دادن جناب برهان بود، پاسخی ندادند؟ چرا با وجود اینکه ما روزهای متوالی منتظر بودیم تا جناب برهان زحمت تایپ چند کلمه بکشه و لااقل به حرمت کاربرانی نظیر شما که توی این فروم بجای کپی پیست و توهین، اندیشه تولید میکنید، جوابی لااقل در حد "سلام، من خوندم" بدند.
اما افسوس و صد افسوس که ایشون هرکاری کرد، جز پاسخ به اون سوالات.
و این بالاترین توهینه. توهین "نادیده گرفتن"
همون توهینی که در امور سیاسی مملکت هم صورت گرفته، انقدر فساد گسترش پیدا میکنه که دیگه جوابی جز "نادیده گرفتن" سوال کنندگان، نمیشه داد..

بنظر من، رفتار جناب adolf1945، بسیار شایسته تر از رفتار جناب برهان هست.
اما خیالی نیست..
فکر کن این هم شنیده نشد، به هیچ جای این سرزمین برنخواهد خورد. به هیچ جا..
بعنوان یک خواننده تقاضا دارم که لطفا، به ادامه ی بحث ها در این فروم بازگردید

3:

جناب پل :

توجه شما را به موارد زیر جلب میکنم :

1- پیام های مندرج در تاپیک "دفتر مدیر ارشد" غالبا به صورت روزانه توسط شخص بنده مورد مطالعه قرار میگیرد .
اگرچه به دلیل مشغله زیاد گاهی پاسخ با تاخیر چند روزه ارائه می گردد .

2- اگر همین الان هم به تاپیک مورد اشاره مراجعه کنید مشاهده خواهید کرد که به مسائل مطرح شده (درصورتیکه با ست آغازین آن جستار مطابقت داشته باشند) پاسخ داده شده .

3- مجددا به شما و سایر دوستان پیشنهاد میکنم با دقت پست ابتدایی تاپی "دفتر مدیر ارشد" را مطالعه بفرمایید تا دچار سوء تفاهم و سوء برداشت نگردید .

4- در همین تاپیک هم لطفا به عنوان تاپیک نگاهی بیاندازید و بعد خود قضاوت کنید که پست شما با موضوع تاپیک مرتبط هست یا خیر .
(یادبگیریم که خود پلیس خود باشیم .)

4:

برهان گرامی، حتی اگر انتقادهای افرادی نظیر "منم"، "ariaman"، "antonio" برخلاف عنوان تاپیک بود، شما میتونستید با بیان این مطلب و راهنمایی در مورد محل صحیح طرح چنان انتقاداتی، این ذهنیت "عدم پاسخگویی" رو پاک کنید.
پست های من رو هم چنانچه با موضوع این تاپیک مرتبط نیست، "بعنوان یک مدیر" حق دارید که حذف کنید.
فکر میکنم کاربران نیاز دارند که مدیران بخش ها، بیشتر به گلایه هاشون دقت کنند.

5:


کاربر "منم" گرامی !!!
با توجه به اینکه سابقا و قبل از مدیریتم با شما هم پست بوده ام انتظار واکنشی عاقلانه تر و دقیق تر داشتم .

بنده نه ادمین هستم ، نه آدولف ، نه آبجکتیو و نه هیچ کس دیگری به جز "برهان" که سابقا با نام کاربری "جستار" فعالیت داشته ام .

پست های انتقادی شما در تاپیک "دفتر مدیر ارشد" در همان روز ارسال مورد مطالعه قرار گرفت ولی فرصت پاسخ دادن فراهم نشد .

و با توجه به ارتباط مستقیم آن به تالار فلسفه به این تالار منتقل شد (در تاپیک قوانین) که با ایجاد تاپیک انتقادات پیشنهادات تالار فلسفه بلافاصله به آنجا منتقل و توسط مدیر مربوطه پاسخ داده می شود .

دوست گرامی
لطفا قبل از هرگونه پیش داوری :
- اول ببینید پستی که ارسال میکنید آیا به آنجا مربوط است یا خیر . (مثلا اگر پست اول تاپیک دفتر مدیر ارشد را میخواندید دچار سوء تفاهم نمی شدید)

- ثانیا قبل از صدور حکم صبر کنید تا پاسخ طرف مقابل را بشنوید و بسنجید .

والسلام علی من التبع الهدی
درود بر پویندگان راه هدایت

6:

این کار انجام شده جناب پل .
اگر دقت کنید در تاپیک مورد اشاره خواهید دید .

7:

بخش دوم از تعریفات جدید :

1- این سایت بر مبنا و زیر ساختهای مشخصی برپاشده و کسی اجازه عدول از حد و مرز های مشخص شده را ندارد . عدم رعایت این مهم ، موجودیت سایت را به خطر میاندازد .
پس هر یک از ما وظیفه داریم در حفظ سایت از خطرات ف ی ل ت ر ی ن گ همت گماریم.

2- رشد فکری در پی وب گردی حاصل نمیشود . وب ، تنها و تنها بر میزان اطلاعات شما میافزاید .
و از آنجایی که فروم ها ، مطروحات آمیخته با غلط دارند رشد علمی آن هم نسبی میگردد .
پس بیاییم سخنان نقض و غیر نقض را به راحتی نپذیریم و در کنار آموخته های وب، به مطالعه همت گماریم .

3-اندیشه معنوی و غیر معنوی ، پیش فرض ذهن است .
انسان بدون پیش فرض ذهنی ، اصلا" انسان نیست .
ذهن انسان سیالیتی را بر خود بار میکند که تحلیل و کنکاش در آن، مناقشات را از بین میبرد.

4- نگرش فلسفی میباید با مطالعه و سعی و تلاش فردی به دست بیاید (و البته حمایت اساتید اهل فن) .
و وب کمک آموزش ما باشد .

5- تاپیکهایی که گزینه زیر را به ذهن متبادر کند ، پاک خواهد شد .
غرض ورزی و عناد و لجاجت

8:

بخش فلسفه مکانی مناسب برای گفتگو های صریح و علمی و پر مغز است .
لذا همه کاربران میتوانند در این تاپیک نظرات خود را ارائه دهند .

هر پست (سخن) موید شخصیت افراد است .
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد .

پس بیاییم انتقاد را با درگیری و عناد و لجاجت های شخصی و غیر شخصی خلط ننماییم .



9:

باسلام
برشما دوست گرامی



من نیز ، هم در این مورد ، و هم در مورد انتخاب مدیر ، از شما انتظار واکنش عاقلانه تری داشتم!
شما باید بدانید ؛
که منظور من ، تشابه فکری و رفتاری ، مدیران و شما با یکدیگر است!

در ضمن ، اصلاً نمی دانم ؛
که چه کسی مدیر شده ، یا نام قبلی اش چه بوده است.
مگر در مواردی از این دست ، که روزها ، منتظر پاسخ شما بوده ایم!!!


پست های انتقادی شما در تاپیک "دفتر مدیر ارشد" در همان روز ارسال مورد مطالعه قرار گرفت ولی فرصت پاسخ دادن فراهم نشد .


نه تنها به اعتراضات ما ، در مورد رفتار و کردار ایشان ، پاسخ نداده اید ؛
بلکه تشریف فرمایی شما ، همراه با اعلام مدیریت ایشان بوده است!!!!!!

برداشت من از عمل شما ، این بوده است:
"اهمیتی نمی دهم!"

و با توجه به ارتباط مستقیم آن به تالار فلسفه به این تالار منتقل شد (در تاپیک قوانین) که با ایجاد تاپیک انتقادات پیشنهادات تالار فلسفه بلافاصله به آنجا منتقل و توسط مدیر مربوطه پاسخ داده می شود .


اگر در آن جا ، و برای شما نوشته ام ؛
به خاطر حرمتی بود ؛
که برای شما قائل بودم.
و متوجه بودم ؛
که در این تالار ، نوشته های من ، پاک می شوند.
و شدند.
دوست گرامی

لطفا قبل از هرگونه پیش داوری :
- اول ببینید پستی که ارسال میکنید آیا به آنجا مربوط است یا خیر . (مثلا اگر پست اول تاپیک دفتر مدیر ارشد را میخواندید دچار سوء تفاهم نمی شدید)


مجبور شدم ؛
برای مدیریت ارشد ، بنویسم.

اگر کسی ، از مدیر یا مدیران زورگوی یک تالار ، به شما شکایت کند ؛
کار وی را ، به همان مدیر ، ارجاع می دهید؟؟؟!!!


- ثانیا قبل از صدور حکم صبر کنید تا پاسخ طرف مقابل را بشنوید و بسنجید .


باور کنید ؛
ما صبر کردیم!

به شهادت زمانی که ، از پست ارسال هایمان ، می گذرد!

دوست من
برای این بحث ها ، این جا نیستم.

برای بالا بردن سر هم وطنانم ، در جهان اندیشه ، این جا می آیم.
برای انسان هایی ، که سوال دارند ؛
و به تبادلات فکری ، برای رشد کردن ، اهمیت می دهند.

من یک کاربر محقق و متفکرم.
به اندیشه و آزادی فکر ، اهمیت زیادی می دهم.
خصوصآً ، در این دنیایی که ، بسیار به تولید اندیشه ، بها می دهد.

البته ایران ، جزو این دنیا نیست!
نمی دانم ؛
به کدامین جهان ، منظومه یا سیاره ای ، منسوب است!!!

در عین حال ، احترام به انسانیت ، شرف انسانی و دوستی ، برایم بسیار مهم است.

برای بیان این سخن آمده بودم :

"در صورت عدم دریافت پاسخ ، تا زمانی که ، پاسخ مناسب را دریافت نکنم ؛
در این جا ، فعالیت نمی کنم."

اما باز هم دوستان ، مرا به ماندن ، تشویق می نمایند.
و دیدم که خوش بختانه ، شما نیز سخنانم را ، به این جا منتقل ساختید.
لااقل ، پاک نکردید.

البته اگر مدیران مطالبم را ، پاک نکنند ؛
و شما نیز ، پاسخ گوی رفتار بد آنان ، با کاربران سایت باشید.

اگر در بین خودمان ، حرمتی نداشته باشیم ؛
در کجا می توانیم ؛
این حرمت را ، به دست آوریم؟!

چه کسی ، برای فردی که ، خود و خاندانش را ، خوار می کند ؛
احترام قائل است؟!!

اگر ما به خودمان ، احترام نگذاریم ؛
انتظار داریم ؛
اروپا و آمریکا ، این کار را انجام دهند؟!!!

انتظار احترام به خود ، و هم وطنانم را دارم.
از هر گروه و دسته ای.
زیرا انسان هستند!

مهم ترین چیزی که ، باید مد نظر یک انسان باشد!

باسپاس

10:

باسلام
برشما دوست گرامی

انجمن ها ، برای تبادل نظر ، بنا شده اند.

شما به من و عده ای ، به طور غیرمستقیم اهانت کرده اید.
اما به انسانهای دیگری ، که قصد داشتند ؛
نظریاتشان را بیان کنند ؛
مستقیماً ، توهین کرده اید.

چرا؟!
می توانید ؛
با علم ، توجیه شان نمایید!

در هر سخنی حقیقتی ست.
و مردم ما ، شدیداً به کمک نیاز دارند!

باید وضعیت سخت مردم ایران ، در نظر گرفته شود.

چرا وقتی یک هم وطنمان ، شروع به اندیشیدن می کند ؛
باید سرکوبش نماییم؟!
در حالی که ، به پشتیبانی ما ، نیاز دارد.
تا رشد کند.

حتی اگر هدف مناسبی نیز ، نداشته باشد ؛
نمی توانیم ؛
با بی اعتمادی ، با وی رفتا رنماییم!

اندیشۀ آزاد ، به هر شکلی که هست ؛
برای ما ، عقده شده است!

معنای اندیشۀ آزاد ، دری وری گفتن به شخصیت ها و حکومت ها نیست.
بعضی از مردم می اندیشند ؛
اگر افراد را ، برای اهانت به حکومت یا شخصیت های خاصی ، آزاد بگذاریم ؛
به مردم ، آزادی بیان یا اندیشه داده ایم!!!

همۀ این رفتارها ، نادرست است.
نباید به انسان ها ، اهانت شود.
ولو دشمنانمان.

باید تفکر کردن را ، بدون پشتیبانی بزرگان و به شکل مستقل و انفرادی ، یاد بگیریم.

این گونه می توانیم ؛
به گذشته های پر عزت خود ، برگردیم.
هر چند که ، هدف من ، تنها ، حقیقت است.

اما برای آنان که ، چنین هدفی دارند ؛
این یک هشدار است!


پس بیاییم انتقاد را با درگیری و عناد و لجاجت های شخصی و غیر شخصی خلط ننماییم .

موافق هستم.

ما برای همین تبادلات فکری ، این جا هستیم.
و نباید از یک دیگر ناراحت شویم.

نیامده ایم ؛
که خود را ، تحمیل یا تایید نماییم!

اگر کسی در این سایت از بنده کینه ای به دل دارم ، از ایشان حلالیت میطلبم .
من شخصاً ، اهل کینه نیستم.
و از این که ، از دوستان و هم وطنانمان ، عذرخواهی می کنید ؛

از شما ،

سپاس گزارم.

11:

ببخشيد پابرهنه پريدم ميان گفتگوي شما.پيش از اين از گفتگويتان استفاده كرده ام.
اما در مورد آدولف!
انديشه وي برميگردد به فاشيسم همانگونه كه دوست دارد همه مانند خودش بيانديشند دست به ناسزاگويي و .... ميزند چون از راه گفتگو نميتواند هم سخنش را شكست دهد!

12:

سلام
من یه پیشنهاد دارم
شخصا اطلاعاتم در مورد فلسفه صفر و حتی زیر صفره
میتونم بگم حتی تعریف درستش را هم نمیدونم
حتما افراد زیادی هستن که مثل من از فلسفه چیزی نمیدونن
من پیشنهاد میکنم یه تاپیکی استارت بشه که در اون از مبادی فلسفه و تعریف اون و از این قبیل مسائل به زبان ساده صحبت بشه.
از اونجا هیچوقت برای شروع دیر نیست کمک کنید تا من و امثال من تا حدی که میتونیم از این رشته مطلع بشیم
ممنون از توجهتون

13:

با درود بی کران بر همگان

هیچ شخصی را نمیتوان جست ؛ که درصدی از خطا (از منظر دیگران ) را نداشته باشد .
بالندگی وپویندگی و در نتیجه حرکت از تضاد اندیشه ها سر چشمه میگیرد .
اگر به سیر تحولی پست ها ودیالوگ جناب آدلف گرامی از شروع کاربر تا اکنونه روز
مدیر بخش فلسفه نگاهی بیاندازیم ؛ ایشان از لحاظ تخصص و مدبری شایسته این
راهبری هستند .
هر چند تنش ها وچالش های فکری که گاهن جنبه توهین آمیز تلقی گشته نیز
پیرامون ایشان نیز موجود است .
اگر بی انصاف نباشیم در باب فلسفه از ایشان بیشتر آموخته ایم ؛
تا ضربه ای خورده باشیم .
هر شکست مقدمه پیروزیست .
و هر پیروزی در دنیای ذهنیت بسیار متغییر و خود زاینده شکست دیگریست.
به طور کلی
از قدیم گفته اند خود کرده را تدبیر نیست .
در محیطی قرار داریم (محیط زندگی ) که خودمان تنیده ایم .
و فاروم های گفتمانی نیز نتیجه این سبق وسیاق رفتاریمان است .
حد وحدود و خطوط قرمز ؛
راه را بر آزاد اندیشی مطلق (بی حد ومرز ) تنگ میکند .
هر کسی در مسیر منطبق بر این خطوط چه خاسته ؛ چه ناخاسته
ره بپوید ؛ مسلم که حرکتی فرار رو خواهد داشت .
پس به هر روی نیکوتر است ؛
مدیران منصوب مزین بر تخصص دانشیک مربوطه نیز باشند .


جناب منم عزیز هم
بسیار اندیشه های زیبایی را در معرض قضاوت وهم اندیشی
دیگران قرار داده اند . دستشان پر بار








14:

باسلام
برشما دوست گرامی

از توجه شما ، سپاس گزارم.

من نیز ، زمانی به فلسفه علاقه داشتم.
البته در این جا ، منظورم از فلسفه ، فلسفۀ مورد نظر عموم است.
از این نوع فلسفه ، هیچ چیز ، عایدم نشد!
جز وابسته شدن ، به نظر بزرگانش!

و خیلی زود ، آن را به کناری انداختم.
زیرا درک کردم:

فلسفه ، تنها ، این نیست!

و من می خواهم ؛
برای تمامی انسان ها ، این راه را نمایش دهم ؛
که بدون این اصطلاحات و بدون پشتوانۀ بزرگان این رشته نیز ، می توان اندیشید!

ذهن ما ، بزرگ ترین فیلسوفی ست ؛
که من می شناسم.
استاد من است.

من تمامی رموز اندیشیدن را ، از وی یاد گرفته ام!
مگر تمامی علوم ، فلسفه و هنر ، زاییدۀ این ذهن نیستند؟!

آیا استادی بهتر از وی ، می شناسید؟!
برای هر نوع شناختی؟!

در نتیجه ، در یک تالار فلسفی ، نباید با افرادی که با این زمینه ، آشنا نیستند ؛
به طور مداوم ، از اصطلاحات خاص ، استفاده کرد.

باید هر دو نوع گفتار ، وجود داشته باشند.
باید افراد ناآشنا به این زمینه نیز ، بتوانند ؛
از درک ذهنی خود ، استفاده کنند!

باید فلسفی اندیشیدن را ، در مفاهیم اصلی و ریشه ها جست و جو کرد!
اگر می خواهیم ؛
در این وادی ، تنها ، یک پیرو نباشیم.

بلکه ، یک بنیان گذار باشیم!
و بتوانیم ؛
شخصاً ، در امورات فلسفی خود ، دخالت کرده و صاحب نظر باشیم.

به نظر من ، فلسفه نیز مانند هنر ، باید همگانی گردد.
زیرا از غذایی که می خوریم ؛
برای ما انسان ها ، واجب تر است.

باسپاس

15:

جناب منـــــــــــم شما مخيل به دو انتخاب هستيد .
1- ميتوانيد در اين سايت ادامه حيات داشته باشيد و آزاد و صريح به مباحث خود ادامه دهيد .

2- حيات مجازيتان را به خواست خود ، انحا كنيد .


در صورت اول ، بخش فلسفه نيز سخاوتمندانه شما را در آغوش خود نگاه خواهد داشت .
تشخيص بي رونق بودن يا با رونق بودن بخش نيز بر يد بنده و مديران ارشد است.

در صورت دوم ، همين كه آزادانه اين حق به شما داده شده كه عميق ترين احساسات خوب و بد خود را در اين فضاي مجازي مطرح نماييد ، مويد آزادي و دموكراسي در بخش ماست .

تا زماني كه بنده مدير هستم ، اعتراضات را اگر محمول به توهين وعدول از قواعد من درآوردي خودم نباشد پاك نخواهم كرد .



16:


خب به سلامتی میبینم که جناب آدولف مدیر شدند.
تبریک!
و حالا که میبینم چنین فردی مدیر شده، روال نابود شدن فاروم را سرعت یافته تر تلقی میکنم.

تا زماني كه بنده مدير هستم ، اعتراضات را اگر محمول به توهين وعدول ازقواعد من درآوردي خودم نباشد پاك نخواهم كرد .
این قواعد من درآوردی دیگر چه صیغه ای است؟

17:

و برخی از اساتید فلسفه نیز چنین میاندیشند. مانند برتراند راسل
ساده سخن میگویند چون میخواهند فهمیده شوند. اما برخی ..................... ..........
متاسفانه مدیریت کنونی اینجا هم چنین طرز تفکری دارد!


18:

یعنی از دید شما چون در کشور ما چنین اشکالی هست، بیاییم و خودمان آن اشکال را در همینجا هم پیاده سازی کنیم؟ و بنا بر همین استدلال شما حتی گله هم نکنیم؟

19:

این بلایی است که بر سر بسیاری از فاروم های فارسی زبان آمده و خواهد آمد. در حقیقت در فاروم هم میهن هم دقیقا همان روال نابود شدن دیگر فاروم ها در حال پیگیری است.

مدیران این فاروم هنوز نمیدانند - یا شاید دانستنش برایشان صرف نمیکند - که وجود یک فاروم به کاربران وابسته است. نه به مدیران

همین مدیری که شما از عدم پاسخگویی اش سخن میگویید، تنها تا جایی پاسخگوست که برایش صرف میکند.
همین جناب آدولفی که اکنون طیق همان سیاست فاروم نابود کن و کاربر فراری بده مدیر شده اند، در اهانت، لجاجت، تعصب به خرج دادن و ... گوی سبقت را از دیگران ربوده اند.

به نظر شما برای نابود کردن این فاروم راه بهتری هم هست؟

بگذارید این فاروم هم .................

بگذارید این فاروم هم موجودیت و هویت اصلی خود را کمرنگ تر از تصویر لرزانی که هم اکنون دارد کند

خب، من که از همین حالا فاتحه را خوانده ام. ...................................

بگذارید ما بیسوادها هم برویم.

20:


21:


22:


باسلام
برشما دوست گرامی

اگر " بخش فلسفه نيز سخاوتمندانه شما را در آغوش خود نگاه خواهد داشت "

دارای این سخاوت است ؛
ما نیز سخاوتمندانه ، وقت گرامی و اندیشه های منحصر به فردمان را ، در اختیار این بخش ، قرار داده و می دهیم!
پس منتی بر یک دیگر نداریم.

در مورد قوانین من درآوردی شما:

با این سخنان موافق نیستم:

منطق نیز از دو گونه زیر خارج نیست .
الف): منطق ارسطویی که به دو قسمت نه بخشی و دو بخشی تقسیم گردیده شده است
منطق نه بخشی دستکار ارسطو ست.
منطق دو بخشی هم ابداع ابن سیناست .
ب): منطق جدید که مدون آن فرگه(frege) آلمانی ست و با منطق ارسطویی در تخالف زیاد است .
به غیر از موارد فوق هیچ منطق دیگری در عالم موجود نیست. از این رو کسی حق ندارد ، منطق جدیدی بتراشد و بخش فلسفه را شرکت ثبت منطق خود نماید.
گویا منطق ، مایملک شخصی شماست!
و شما ، تنها تشخیص دهندۀ ، مناسب آن هستید!!!

هر انسانی ، منطقی دارد.
که چه بخواهید و چه نخواهید ؛
در سخنانش ، از آن استفاده می کند!

و هیچ کس نمی تواند ؛
به وی بگوید ؛
که منطق وی ، اساساً ، منطق نیست!!!
زیرا وی ، ارسطو و ابن سینا و فرگه نیست!

این جا نیز ، دانشگاه نیست.
و شما نیز ، استاد دیگران نیستید!


-عنوان هر تاپيك بايد به طور گویا و مشخص نشاندهنده محتواي گفتگو باشد به طوری که خواننده تنها با خواندن عنوان گفتگو از محتوای نخستین نوشته تاپیک آگاه شود٬ در صورت عدم رعایت این بند، تاپيك بدون اطلاع به نویسنده تاپیک پاک خواهد شد.

تاپیکهایی که با عنواینی اینچنین آغاز میشود غایتی ندارد . اگر چه ممکن است در اواسط کار موضوع تاپیک گم گردد اما ،‌پستهای ابتدایی موید سطح علمی آن است .


گویا این تذکر هم لازم است ؛
که شما ، انتظامات هم نیستید ؛
که دیگران را ، اخراج نمایید ؛
یا تاپیک شان را ، ممنوع نمایید.

شاید هم بخواهید ؛
کسانی را ، مجازات نمایید!!!

این سایت ، اساساً ، یک سایت علمی نیست.
بلکه اهل جر و بحث است.
و تاپیکی که ، جنجال برانگیز نباشد ؛
و کاربران را ، برای فعالیت جذب ننماید ؛

مورد نظر مدیران ، نمی باشد.
خصوصاً قبلاً.
که تاپیک ها ، باید تایید می شدند!

مقاله های علمی ، در این مکان ، جایی ندارند.
نمی دانم ؛
چرا به تالار فلسفه که می رسد ؛
ادعای علمی بودنش ، به طرزی غیرعادی ، زیاد می شود؟!!

به طوری که ، سایت های علمی نیز ، با کاربرانشان ، این گونه رفتار نمی کنند ؛
و چنین ادعایی ندارند!

در محل هم اندیشی و تبادل نظر ، رییس منشانه عمل کردن ، شایسته نیست.
زیرا سخن از اندیشه است!
و اهل اندیشه ، همواره برای آزادی اندیشه و تولیدکنندگانش ، احترام قائلند!

ولو آن اندیشه ، ابتدایی باشد!
سطح این سایت ، آن چنان بالا نیست ؛
که دیگران نتوانند ؛
به راحتی ، در آن سخن بگویند!

این قوانین ، برای این سایت و این بخش ، وصلۀ ناجور هستند.

پس هر یک از ما وظیفه داریم در حفظ سایت از خطرات ف ی ل ت ر ی ن گ همت گماریم.


این موضوع نیز ، در این سایت ، هیچ وقت درنظر گرفته نشده است!

اکنون چرا ، به این بهانه ، می خواهید ؛
کنترل بیش تری بر اوضاع ، داشته باشید؟!


بهتر نیست ؛
این حساسیت را ، برای بخش "سیاست" نگاه دارید؟!!!



5- تاپیکهایی که گزینه زیر را به ذهن متبادر کند ، پاک خواهد شد .
غرض ورزی و عناد و لجاجت
این بند از قوانین شما نیز ، آمادگی زیادی برای برچسب زدن ، به دیگران دارد!
هم چنین ، اعمال نظر شخصی!

باسپاس

23:

شخصا تحت هيچ شرايطي و به هيچ وجه با مورد دوم موافق نيستم!

در مقابل كساني كه براي يافتن پارتنر و يار و همراه به سايت مي آيند و كارشان پي ام فرستادن و دوستيابي و پست هرز دادن است و آزادانه هم فعاليت ميكنند، قدر و ارزش كاربراني مانند جناب منم غير قابل مقايسه و سنجش است و كم لطفي است چنين برخوردي. اين را به عنوان كسي ميگويم كه از طرف بعضي ها به تندروي در مسائل ديني متهم هستم و همين نشان ميدهد از ديد تعصب و طرفداري از همفكر اين حرفها رو نميزنم!

به روش مديريتي شما احترام ميگذارم، ولي از آنجايي كه در مقابل بسياري از كاربران بدزبان و خشك منطق، منطق آقاي "منم" همواره همراه با ادب و احترام متقابل به كاربران بوده، كمي در برخورد با ايشان تحديد نظر كنيد.

اگر بخواهيد دنبال توهين و گزافه گويي در بين كاربران بگرديد، توبره بعضي كاربران آنقدر پر است كه وقت و فرصتي براي زير سوال بردن و برخورد با دوستان متفكر و محترمي مثل جناب منم نميماند.

متشكر از بذل توجه شما.

24:

جناب Rayan بنده در این تاپیک قصد پاسخ به کسی را ندارم .
و اصولا" این تاپیک دادگاه نیست ( نه دادستان دارد و نه متهم
و نه محتاج به وکیل و موکل .)
در این تاپیک کاربران میتوانند نظرات خود را بیان کنند مثل
سر کار بانو SaYe_RoshAN عزیز که بپیشنهاد خوبی دادند .

اما در کنار موضوع فوق ،کاربران میتوانند ایرادات دیگر را مطرح کنند
تا اگر در راهبری حقیر موثر باشد ، از آن استفاده نمایم .
-----------------------------------------------------------------------------
در مورد بند دو در پست قبل هم عرض کنم که :
بنده مشاهده نمودم تنها یک نفر در این سایت مخالفتهایی دارد که ریشه
در کدورتهای پیش از مدیریتی من دارد و اصولا" ربطی به حیطه مدیریتی
بنده ندارد . (چرا که هنوز عینیت کار بنده مشاهده نشده تا مورد نقد قرار گیرد .)

خوشبختانه بنده و مدیران ارشد نیز اجازه داده ایم ناراحتیهایش را بیرون بریزد
و خود را تخلیه کند . تا شاید کدورت گذشته را کنار بگذارد .

در همین اسنا ،درخواست ترک سایت نیز توسط خودشان مطرح شده که بنده این حق قانونی را در مورد دوم از پست قبلم تأکید کردم .
همچنین بنده در جمع از تمام کاربران تقاضا کردم اگر کدورتی دارند ،
حلال کنند و با هم به تبادلات علمی بپردازیم .

اگر موضوعی لا ینحل است بفرمایید در پیام خصوصی توضیح خواهم داد .

------------------------------------------------------------------------------------
پ. ن

بنده با جناب منم مشکلی ندارم و نخواهم داشت ، و ایشان هم اکنون از دوستان من است مگر اینکه خودشان خلافش را ثابت کنند .

25:

آدولف عزیزم، موفق باشی

26:

با درود بی کران بر همگان

روم به دیوار
بلانصبت تمامی مدیران (البته مدیران مجازی در فاروم ها )

از قدیم گفته اند :
در بیابان لنگه کفش هم نعمتی است .
به هر روی این گونه فاروم ها بسیار در معرض فروپاشی (فیلترینگ و دیگر موارد ...)
قرار دارند
پس نیکو تر است ؛ قرار گرفتن مدیریت فاروم ها در دست اشخاص دارای تخصص (مرسومه )
را به فال نیک گرفت .

اگر به دیگر فاروم ها مخصوصا سیاست نظری بیافکنیم .
بسیار چاله میدانی و بر سمت وسویی میرود . که آدمی رغبت نمیکند؛ تعمقی در ان بنماید .

هر چند با اصل آزاد منشی سیاست های کلی فاروم در تضاد است .
و بالطبع مدیران را خلاصی از ان نیست .
اگر بخواهند مدیریتی در راستای اهداف کلی سیاستی ؛ مصلحتی ارائه کنند .

جناب آدلف گرامی از نگر من از جناب آدلاید (بزرگمهر ) با شناخت نسبی که از ایشان در هم اندیشی های داشته ام .
سهل الوصول تر فلسفه ورزی میکنند .
البته مدیریت این گونه فاروم ها هم خودتان نیک میدانید ؛ زحمتی است ؛ مضاعف که
جای تقدیر دارد .
اگر ایشان تند روی از منظر عده ای دارند ؛ عملکرد مشابه ، هر شخص دومی را همتراز نسبت تند روی نفر اول قرار میدهد .
این مائیم که میتوانیم ، با عملکرد اندکی مثبت تر پالس های مثبتی را جایگزین
منفی ها کرده ؛ همه جریانات ذهنی نسبی است .
زیرا این مائیم که اینگونه میاندیشیم .
و دیگری گونه ای دیگر
گویا در خلقت قراری بر قرار نیست ؛که همه یکسان بیاندیشند .









27:


28:

سلام
ممنون از توجهتون آقای آدولف
من منتظر استارت اون تاپیک هستم

29:

جناب azadoraha عزیز از حسن توجه شما سپاسگذارم ...

بنده اضافه کنم که هر مدیری میباید خود را با شرایط شخصیتی یک مدیر همخوان کند .در این راستا بنده نیز مستثنی نبودم و قرار نیست با فحوای کلام دلبخواهی، مدیریت نمایم .
همچنین علی رغم خستگی وافر (در برگشت از کار روزانه) دل به شما کاربران داده ام و از صمیم قلب تمایل دارم که تا اخرین ذره از آگاهی هایم را حوالت به عزیزان نمایم .
-------------------------------------------------------------------------------------
به هر جهت SaYe_RoshAN عزیز پیشنهاد خوبی ارائه داده اند .
بیاییم رویش کمی تمرکز کنیم تا یک استارت خوب داشته باشیم .
اگر کسی پیشنهادی داره ارائه بده تا خیلی روتین و دانشگاهی حرکت نکنیم که خسته کننده بشه .

اگر کسی پیشنهادی نداره من خودم استارتر آن باشم .

30:

باسلام
بر دوست گرامی





نه.
این چنین نیست!

اگر ضروری بود ؛
در تالار سیاست ، عمل می شد!!!

در آن جا سخنانی رد و بدل می گردد ؛
که احتمال فیلترینگ اش ، بسیار بیش تر است!

ضمناً در بحث ما ، سخنی نبود ؛
که به فیلترینگ ربط بیابد!!!

سخن از خودرایی و استبداد بود.

اگر به دیگر فاروم ها مخصوصا سیاست نظری بیافکنیم .
بسیار چاله میدانی و بر سمت وسویی میرود . که آدمی رغبت نمیکند؛ تعمقی در ان بنماید .
هر چند با اصل آزاد منشی سیاست های کلی فاروم در تضاد است .
و بالطبع مدیران را خلاصی از ان نیست .
اگر بخواهند مدیریتی در راستای اهداف کلی سیاستی ؛ مصلحتی ارائه کنند .


به سخنان من ، چه ربطی دارد؟!

این سخنان نشان می دهند ؛
که تذکر مسئلۀ فیلترینگ ، بی اساس و بی ربط بوده است.
در حالی که سعی دارید ؛
آن را مهم جلوه دهید!!!

این تضاد برای چیست؟!

جناب آدلف گرامی از نگر من از جناب آدلاید (بزرگمهر ) با شناخت نسبی که از ایشان در هم اندیشی های داشته ام .
سهل الوصول تر فلسفه ورزی میکنند .


به من ربطی ندارد ؛
که کدام یک از ایشان ، آسان تر سخن می گویند؟!

مهم ، احترام به هم سخن ، و کاربران است.

البته مدیریت این گونه فاروم ها هم خودتان نیک میدانید ؛ زحمتی است ؛ مضاعف که
جای تقدیر دارد .


آری.
خود مدیر ارشد هستم.
و بیش تر سوالات فلسفی _ عرفانی سایت مورد نظر ، مستقیماً در خطاب به خودم می باشند.
سطح علمی سخنان نیز ، بالا است.
و چون مقاله نویس هم هستم ؛
کارم خیلی سنگین است.

در عین حال ، در چندین سایت مختلف نیز ، فعالیت دارم.
عموماً تا نیمه های شب ، برای پاسخ دهی یا انجام وظایفم ، بیدارم.

اگر ایشان تند روی از منظر عده ای دارند ؛ عملکرد مشابه ، هر شخص دومی را همتراز نسبت تند روی نفر اول قرار میدهد .


این سخن اشتباه است.
زیرا کسی که سانسور می کند ؛
باید مورد اعتراض قرار گیرد!
آن هم سانسور دل خواه!
نه ضروری!
و هرگز شخص دوم ، هم تراز وی ، قرار نخواهد گرفت!!!

گویا به پلیسی بگوییم:
قاتل را ، تعقیب نکن.
و گرنه ، خشونت تو ، هم تراز وی می گردد!!!

این مائیم که میتوانیم ، با عملکرد اندکی مثبت تر پالس های مثبتی را جایگزین
منفی ها کرده ؛ همه جریانات ذهنی نسبی است .
زیرا این مائیم که اینگونه میاندیشیم .
و دیگری گونه ای دیگر
گویا در خلقت قراری بر قرار نیست ؛که همه یکسان بیاندیشند .


آری.
من همیشه ، سعی بر آرامش و دوستی دارم!!!
سعی بر احترام به تمامی اندیشه ها.
و همین تفکر من ، باعث این برخورد شده است!!!

آیا خبر ندارید؟!!

تاکنون ، حتی یک نفر ، در جایی که من ، مدیر هستم ؛
توهین ، برخورد رییس منشانه یا سانسور عقیده ندیده است!

من همواره سعی کرده ام ؛
به تفاوت ها اهمیت بدهم ؛
و از وجود آن ها ، بهره بجویم.

باسپاس

31:

[quote]
باسلام
بر دوست عزیز

این لقب را ، در متن نوشتۀ خودشان ، دیده ام!!!
و به همان نیز ، استناد نموده ام.
مهم نیست که ، به چه علت نوشته بودند!

نه.
اختیارات ایشان را ، نمی دانم.
اما اگر مشکلی هست ؛
ایشان ، می توانند ؛
به دیگران اعلام نمایند!

اگر شما می دانید ؛
به ما بگویید!

آیا ایشان حق گذاشتن قوانینی را برای بخش مربوطه خویش ندارد .
نه دوست من!
هیچ کسی ، نمی تواند ؛
در یک انجمن ، احساس تملک کند ؛
و برای خودش ، قوانینی ارائه دهد ؛
که باعث آزار و محدودیت کلام و فکر ، دیگران گردد!

مگر این که ، برای یک انجمن و هدف اصلی آن ، که تبادل عقیده می باشد ؛
احترامی قائل نباشد!


که ان را من در اوردی میخوانید که البته آن من در اوردی اصطلاحی منطبق بر واقعیت هم هست .


در این باره ، توضیح دادم.
اما خود شما ، آن را تایید می کنید!!!

اصلا همه زندگی و قوانینمان من در اوردیست .



پس چرا اعتراض نموده اید؟!!

اما نوع منظور به کار رفته که جناب بهفر هم تاکید داشتند .
قوانینی و جریاناتی که از منیت ما انسانها سر چشمه یافته است .
خودتان در بالاتر فرمودید ؛
"اندیشه های منحصر به فردمان "
ایا این ها من در اوردی نیست .
طبق صحه خودتان بر مطالبتان .
همه اندیشه ها حتی همان منطق های مورد قبول فیلسوفان
نیز جامعیست از اندیشه های متبادر فردی .


باز هم ضروری ست ؛
که بگویم:
چرا به این اصطلاح ، اعتراض نموده اید؟!!
ضمناً :
بیان عقیده ، یک قانون بر دیگران نیست!!!!!!!!!
تنها ، بیان یک اندیشه است!!!

اما قانون گذاری برای دیگران ، آن هم با تکیه به خواست و درک خویشتن ، من درآوردی ست!

فیلسوفانی که ، منطق خودشان را مهم یا تنها منطق موجود ، شمرده اند ؛
در خطا هستند ؛
اما یوغ اطاعت از این منطق را ، به زور ، بر گردن دیگران ، نینداخته اند!!!

کسی که در یک انجمن و یا یک اجتماع ، چه حقیقی و چه مجازی ، به زور سخن ، تشخیص ، رای و پسند خودش را ، اعمال می سازد ؛
و دیگران را به رعایت اش ، ملزم می دارد ؛

کاری نادرست و من درآوردی انجام داده است.
نسبت به آن چیزی که ، مورد قبول همه ، برای ایجاد ارتباط می باشد.

اما اگر ادمین ، از ایشان خواسته اند ؛
که چنین کاری انجام دهند ؛
دیگر من درآوردی نیستند.
بلکه ، کس دیگری این کار را انجام داده است!

اما ایشان ، اعلام نمودند ؛
که خودشان ، ضرورت اجرای این قوانین را ، تشخیص داده اند!

ولی این من دراوردی ایشان با من در اوردی های ماها
من وشما ودیگران که میگوییم ؛
سر به سر .
این سخن چه معنایی دارد؟!

انجمنی به ما می گوید ؛
وارد شوید ؛
و سخن بگویید.
تا این انجمن ، بتواند ؛
یک انجمن باشد.
نه یک وبلاگ!!!

ما هم می آییم.
سخن می گوییم ؛
تا انجمن تشکیل گردد.

یادتان باشد ؛
تشکیل یک انجمن ، یعنی جایی برای تبادل نظر ، به واسطۀ وجود طرفین ، صورت می گیرد.
من نباید این را به شما یا دیگری ، گوشزد نمایم!
بلکه امری واضح است!


البته حق ماست که نسبت به قوانین مدیران اعتراض کرده و بندهای ان را به نقد بکشیم .
شد و مطلوب نظرمان واقع شد ؛ یعنی توانستیم حرفمان را به کرسی بنشانیم
در بازبینی قوانین .
فبهالمراد وبالیقین .
نشد هم ؛
انسان مختار است .
گزینه های دیگری را امتحان میکند .و راههای دیگری را میجوید .


اگر مایل بودم ؛
می مانم ؛
و اگر نبودم ؛
نمی مانم.

همین را می خواستید بگویید؟!!

لزومی به توضیحات شما ، نبود!

تذکر به مدیران ، برای حفظ حقوق همه است.
و اگر این انجمن ، به باقی ماندن بر این روال ، علاقه ای ندارد ؛
و می خواهد ؛
این جا را تعطیل نماید ؛
ما حرفی نداریم!

چیزی که وجود دارد ؛
سایت!
انجمن!

اما یک گروه ، که با هم همکاری می کنند ؛
تنها در موقع ضعف ، به دیگری می گویند ؛
اگر به ما گوش نمی دهید ؛
بروید!

باسپاس

32:


33:

باسلام
برشما دوست گرامی

آدرس سایتی که ، در آن فعالیت می کنم ؛
امضای من است.

باسپاس

34:

درمورد کابالا کسی مطلبی نداره

35:

وقت بخير
متاسفانه اين يك علم جادويي هست(كابالا)
كه در زمان گذشته بوده و فلسطينيان قديم(با فلسطيني هاي امروزي فرق دارند) به آن وارد بودند و مربوط به دوره ي فرعون هست! كه البته گفته مي شد اين علوم را از جنيان و ... آموخته اند!
(البته بد و بيراه هم به نظرم نمي گين اگر چه منطقي نيست!ولي نيم ساز هرم فرعون دقيقا تا عدد نهم بعد از اعشار عدد طلايي هست!!!!!!)
به فرمان حضرت سليمان(ع) تمام دفتر دستك اين قماش رو جمع كردن و دفع كردن(چون جادوگري دخالت در كار خدا است) ولي به لطف جنگ هاي صليبي و به دليل تمايلات كثيف صليبيون اين ها دوباره بيرون آورده شدند!


در جنگ هاي صليبي شواليه هايي بودند كه مخصوص معبود بودند و شواليه هاي معبد نام گرفتند.
اين ها در آخرين دوره ي جنگ هاي صليبي كه بيت المقدس به دست مسلمانان فتح شد به اروپا گريختند..
البته به دليل مخالفت كليسا با اينعلوم جادويي خوش بختانه عده اي شون كشته شدند ولي متاسفانه عده اي چون اسكاتلند از كليسا تابعيت نمي كرد و از هفت دولت مرخص بود تونستد به اونجا فرار كنند و زنده بمونند.
اين قوم پليد سالها فعاليت هاي پنهاني در لژ ها داشتند كه در نهايت با رنسانس توانستند به طوري موزيانه وارد به اجتماع شوند و فعاليتهاشون رو علني كنند.
گندي كه به جهان زنده شده و لين همه آسيب و بدبختي در جهان مسببش همون قماش هستند كه متاسفانه كليسا موفق نشد همه شون رو بكشه!

36:

عجب!
البته تصور نمی کنم اینجا محل خوبی برای بحث در این مورد باشه، منتهی درخواست (و به نوعی سوالم) اینه که با توجه به قوانین تالار لطفا منبع معتبر و موثقی برای این صحبت ها ارائه کنید دوست عزیز...

ممنون...

37:

خواهش مي كنم!
بعدا يه تاپيك مي زنم در اين باره توش توضيح داده خواهد شد.
اميدوارم جناب dirac و طيف همفكرشون هم تشريف بيارند

38:

se hafte az in postetun gozasht jenab adolf
va man hamchenan montazeram

39:

این است منطق مدیر تالار.
در آخر جستار یاد شده شاید بیش از 10 پست از یک کاربر را یکباره زدود. فکر می کنم به زودی این جستار را هم ببندد

40:

....

41:


پاسخ شما را داده بودم ، آن قسمت از مهاد تالار هم اندیشی را که واگویه کردم مطالعه نکردید ؟
فکر میکنم زودتر باید چنین رفتاری میکردم تا اکنون طلبکار نباشید

42:

اجازه ی پاسخگویی را چه؟ وقتی در پست یاد شده می نویسید « اکنون دیگر بر این باورم زین پس باید سختگیرانه تر به مدیریت بپردازم» و سپس شروع به پاک کردن پستها می کنید فکر می کیند کسی به شما پاسخی بدهد؟
چه باک که من باز بر خوشدلی میزنم و پاسخ می دهم.

شوربختانه شما هم مانند خداناباوران (اگر خداناور هستید)
به سفسطه ی محبوب
تان (تحریف و ساختن پهلوانی پوشالی) دست یازی دارید ، از کجا دانستید که من خود را چون خدا میبینم ؟

این سلیقه ی من نیست ، در دستورالعمل کلی مدیران هر گونه پیکی که جستار را به
انحراف ببرد باید زدوده شود یا به عهده ی آغازکننده ی جستار است که بر آن نظارت
داشته باشد ، بانو آزاد که دیریست حضور ندارند
قیاس شما هم یک قیاس ناهمگون است ، در هیچ کجای هم میهن به اندازه ی این
بخش آزادی بیان و اندیشه وجود ندارد ، تنها قید میانی ما به انحراف نرفتن جستار و رعایت احترام است ، دوست نداشتن رپ پیوندی با پیکهای زاید ندارد ،
با اینکه پروانه ی آشکار کردن این مهادعا وجود ندارد اما چهار مورد از مهاد تالارهای موضوعی را ملاحظه بفرمایید :
1. مدیران میبایست تمامی تاپیک های تالارشان را از نظر محتوا بررسی کنند.
2. مدیران میبایست در تاپیک ها و بحث های تالار خودشان بصورت فعال و مفید حضور داشته باشند.
3. مدیران میبایست به شدت با هر عامل منحرف کردن تاپیک و بحث ها برخورد کنند. از جمله حذف مطلبی که باعث منحرف شدن بحث میشود.
4. مدیران میبایست کیفیت تاپیک های تالار خود را در حد بالایی قرار دهند.

بحثهای تخصصی این بخش دیریست با حضور چند کاربر واجد شرایط در حال برگزاری است
و گاهی اندکی به شمار آن افزوده میشود یا از آن کاسته میشود و کسی هم
تابحال ابراز ناخشنودی نکرده است و اتفاقا به عکس در شادباشهایی که در پیامهای خصوصی
میرسد کاملا باور دارم که این بخش یکی از موفق ترین تالارها نه تنها در هم میهن بلکه
در سراسر تالارهای گفتمان و سایتها است و هیچ بخش فلسفه و منطقی به میزان اینجا غنی از مفاهیم و مطالب تخصصی و پژوهشگرانه و ناب نیست ،
بسیاری از بحثهایی که شما و این آقا در این مدت مطرح کرده اید گاهی هیچ پیوندی حتا
با این بخش نداشته است اما من با حسن نیت و صبر پیشه کردن آنرا به اینجا رسانده ام (این گفتمان حتا به این جستار هم پیوندی نداشت و من بزودی آنها را میزدایم) اکنون دیگر بر این باورم زین پس باید سختگیرانه تر به مدیریت بپردازم ، حتا در جهان خارج هم گویا انسانها
هر چقدر بیشتر انبسط رفتاری دارند بیشتر هم طلبکار نابجا دارند ،
چون در گفتمان بیان شده که روبات میتواند همانند انسان رفتار کند و بعد وقتی پای اینها
را به میان می آوریم میگویند تعاریف یونیورسال مهم است !(تعاریف یونیورسال از مریخ آمده اند؟ )

اول اینکه گفتم شما خود را چون خدا می دانید زیرا خود را میزان منطق و فلسفه ی هم میهن می دانید و دیگران اگر چون شما می اندیشند که هیچ. و آنان که چون شما نمی اندیشند در فلسفه طفل هستند و باید پیش شما (مهندس) درس یاد بگیرند.
این طرز فکر باعث میشود خود را ملزم ندانید به پرسش دیگران پاسخ دهید و هرکجا که عرصه را تنگ دیدید دست به ابزار مدیریت ببرید. (سواستفاد از ابزار مدیریت در گفتگوی مستقیم)
بهانه هایی هم که به عنوان قانون تالار آوردید در اینجا کارایی ندارد.
پستهای جناب مزدک در تالاری که شما آن را قفل کردید بسیار دانشیک و همسو با تالار بود و برای من بسیار سودمند. ولی شما جلوی ادامه کار را گرفتید چرا که باب میل شما نبود. (دیگی که برا من نجوشه می خوام اصلا نجوشه)

43:

به این پیک شما بعدا پاسخ میگویم ، فعلا باید مانند بچه ها که مواظب
آنها هستند باید دنبال این
مزدکتان راه بیفتم و شلوغ بازی ایشان را کنترل کنم
اگر محروم شدند هیچ بهانه ای وجود نخواهد داشت

44:

باز هم بچه و مهندس!!

راستی آنجا که پاسخ مزدک را پا کردید یه پست هم حاوی شعر بود که به جستار ارتباطی نداشت.

45:

درود بر شما

گویا آرامش به حضرات بازگشت و خود را تخلیه کردند ،

سختگیرانه به این معنا که زین پس با کوچکترین انحرافی برخورد خواهم کرد تا باز چنین مسائلی پیش نیاید ، به یاد دارید چندی پیش نوشته بودم
" پیشگیری بهتر از درمان است " ؟
اما در واقع چنین نکردم ، من به دوستان اعتماد کردم و پاسخ اعتمادم را هم گرفتم ، زین پس به سخن برتراند راسل عمل خواهم کرد :
«زمانی که این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می ‌توان مرتکب شد ، چرا باید همان قدیمی ‌ها را تکرار کرد ؟ »


اول اینکه گفتم شما خود را چون خدا می دانید زیرا خود را میزان منطق و فلسفه ی هم میهن می دانید و دیگران اگر چون شما می اندیشند که هیچ. و آنان که چون شما نمی اندیشند در فلسفه طفل هستند و باید پیش شما (مهندس) درس یاد بگیرند.
این طرز فکر باعث میشود خود را ملزم ندانید به پرسش دیگران پاسخ دهید و هرکجا که عرصه را تنگ دیدید دست به ابزار مدیریت ببرید. (سواستفاد از ابزار مدیریت در گفتگوی مستقیم)
بهانه هایی هم که به عنوان قانون تالار آوردید در اینجا کارایی ندارد.
پستهای جناب مزدک در تالاری که شما آن را قفل کردید بسیار دانشیک و همسو با تالار بود و برای من بسیار سودمند. ولی شما جلوی ادامه کار را گرفتید چرا که باب میل شما نبود. (دیگی که برا من نجوشه می خوام اصلا نجوشه)
1- " مهندس " را برای رشته های علوم انسانی بکار نمیبرند و من هم نگفتم مهندس هستم گرامی ،
2- مایلید چند کاربر را در بخش فلسفه و منطق به شما معرفی کنم که با من
بر یک باور نیستند و نبودند اما چنین شلوغ بازیهای کودکانه ای درنیاوردند
و نه یک کلمه از پیک آنها ویرایش شد و نه یک پیک از آنها زدوده ؟
3- من عرصه را در بحث منطق تنگ دیدم و به چاه جمکران و مرد 1400 ساله گریختم
یا دیگران ؟ میخواهید مدارک آنرا بیاورم ؟
خود شما هم زمانی که عرصه را تنگ دیدید به موضوعات غیرانتفاعی روی آوردید
4- شاید خیلی چیزها برای شما سودمند باشد اما ما قرار نیست در این بخش
آنچه که به سود شماست را ملاک قرار دهیم ، اگر چنین رفتارهایی را
همه ی کاربرانی که تا بحال در این بخش پیکی برقرار ساخته اند
انجام میدادند
شما انصاف بدهید چه بر سر این بخش می آمد ؟

46:

پیک جناب rrkh در روند جستار صدق میکند ، نگری بر پاسخ من به جناب مزدک بیاندازید و سپس پیک ایشان را مطالعه بفرمایید ، اگر توضیح بیشتری خواستید
در خدمت هستم




47:

درود بر گرامیان

جستار " قهوه خانه ی تالار فلسفه " بازگشایی شد ،
بایسته است کاربران گرامی بخش " فلسفه و منطق " فعالیتی در راستای
مهاد هم میهن داشته باشند .
سپاسگذارم

48:

انحراف هم تنها شما می دانید چه هست و بس! پستهای حذف شده را برگردانید و انحرافش را بگویید.

1- مثال مهندس و کودک را خوتان آوردید نه من. اشتباه خودتان را گردن دیگری انداختن و او را محکوم کردم در منطق می شود چه؟

2- این چه چیز را ثابت می کند؟ وقتی نمونه ی آن امروز خود دیدم. (حذف پستهای مزدک و بستن جستار به علت ناتوانی در پاسخگویی)
من هم در هم میهن شناخته شده هستم. یک نفر را بیاورید که با دلیل بگوید من جایی رو به هوچوگری آوردم. پیدا کردن کاربرانی که مزدک را خردمند بدانند هم کار دشواری نیست. ولی این چه چیز را ثابت می کند؟

3- نخیر شما وقت عرصه را تنگ دیدید جستار را بستید و پست ها را حذف کردید. مثال چاه جمکران هم یکبار برای همیشه مطرح و حل کنید.

4- یک پست سودمند دانشیک در تالار فلسفه جا ندارد. پس شما بگویید در تالار فلسفه چه باید بگویند؟

49:



1- پیکهای حذف شده ایشان در جستار برهان حرکت موجود است ، در واقع محتوای هر
10 پیک زدوده شده از ایشان یکی بیشتر نیست !
2- من مثل را آوردم و شما درنبافتید که در این گونه مثالها مناقشه نمیکنند ، زمانیکه
شما در مقامی نیستید که در یک مورد کارشناسی کنید نمیتوانید
دیگری را محکوم به خطایی کنید،
درنیافتم من کجا گفتم مهندس هستم گویا سفسطه کردن و تخریب شخصیت
از مزدک به شما هم سرایت کرده است .
3- اینرا ثابت میکند که خرده ی شما بی پایه است که من به کسی پاسخ نمیدهم
و گویا همه ی پیکها را میزدایم ، باز هم بیان داشتید ناتوانی در پاسخگویی
در حالی که اگر یک شخص آشنا با مفاهیم فلسفه و منطق پیکهای ایشان
را بخواند در میابد که ایشان مدام سخنانشان را پازپخش میکنند ، در برابر
چنین رفتاری تا جایی که بسنده باشد پیکهای ایشان زدوده خواهد شد ، اگر لازم باشد
اقدامات بعدی هم صورت خواهد گرفت ، در ضمن شما یک نمونه را چگونه به کل
تعمیم دادید ؟
4- مسئله همین است که شوربختانه شما از دانش فلسفه و منطق بی بهره اید
و صرفا به فرنود علاقه ی شخصی اظهار نگر میکنید ، چرا میهراسید زمانی
که من اثبات از شماها میخواهم ؟ (البته بخوبی میدانم نگرانی شما از بسته شدن
آن جستار چیست)
این پیک منطقی من :
معنی اثبات چیست ؟ اثبات یعنی با استفاده از مهادهای منطقی
مانند مانند قاعده ی جانشینی (substitution rule) قاعده ی تناقض (law of contradictory) ، قاعده ی اشتقاق (derivation rule) ، قاعده ی انتقال (transformation rule) ، قواعد جایگذاری (rules of replacement) ، قاعده ی حذف سور (quantifier elimination) ، قاعده ی دمورگان (augustus de morgan) ، قاعده ی رفع تالی (modus tollendo tollens) / قیاس استثنایی اتصالی منفی ، قاعده ی وضع مقدم / اثبات مقدم / حذف شرط (modus ponendo ponens) ، قاعده ی معرفی نفی (reductio ad absurdum) از اصول موضوع یا قضایا ، مثلا روند اثبات در جریان گزاره ی " چنین نیست که همه ی آدمیان صد سر هزارپا ندارند " چنین چیزی برقرار است :
حکم : چنین نیست که بعضی " انسانها ( انسان : M) " صدسر (a) هزار پا (b) ندارند
اگر { " دست کم یک m باشد که a ، m است و b ، m است " (s)} آنگاه " میتوان به قطع گفت که : { چنین نیست که همه ی انسانها صد سر هزارپا ندارند " (k) }
لیکن s ، لذا k ؛
مطلوب اثبات شد .


در مورد ذهن هم یکی دوسالی اندیشه کنید شاید این مسئله ی پیچیده ی فلسفی برایتان حل شد و بالاخره دریافتید درونی و بیرونی بودن ذهن نسبت به ذهن معنا ندارد .

این پیک استادتان :

سفسته ی پرداختن به شخص. از نداشتن فرنود خردپذیر!

گفتن شما كه ارزشی ندارد و كلا ً كسی كه از منطق
چیزی جز روخوانی نمیداند و از روبات ، شق القمر
و طی الارض و غیره میخواهد و واقعی بودن كار های
مرتاض و دیوید كاپرفیلد و .. را باور دارد و از سویی
هم به اجنه و هفت آسمان و عالم غیب و مرد نامرئی
١٢۰۰ ساله ساكن چاه و اینجور چیزها, باور دارد،
نمیتواند ادعای داوری در منطق و خرد و دانش كند
و برای گفتمان منطقی، شایسته نمیباشد.
داوری با خوانندگان است كه چه كسی مرخص است!!
من جای شما باشم آب میشوم میروم زیر زمین .
4- فلسفه و منطق و مشتقات آن همگی در این بخش میگنجند ،
اگر میخواهید ببینید در تالار فلسفه چه باید گفت نگری بر این هشت هزار و پانصد و ... پیک
بیاندازید تا بدانید در بخش فلسفه و منطق چه گفتمانهایی میتوان ترتیب داد .

50:

جستار پاکسازی شد ،
اینک آماده ی دریافت پیشنهادات و انتقادات بخش فلسفه و منطق است .

51:

انحراف و بی پیوند با فرهشت جستار



52:

فرهشت جستار این بود كه وحدت وجود تفكر اسلامی است یاخیر،
ما هم گفتیم كه اسلامی نیست ! امّا گویا به پسند اسلامیون نشد!


53:

جستار یک نگر سنجی نبود که وارد شوید و آنچنان سخن بگویید ، صحبت شما
جایی در یک گفتمان فلسفی نداشت .

54:

آهان، پس در یك گفتمان فلسفی در هم میهن نمیتوان نگر خود را گفت.
این قانون در مجموعه ی قانون های هم میهن نبود، این است كه
به نادرست پنداشتیم كه اینجا آزادی بیان نگر خود وجود دارد.

55:


شما هنوز به این بلوغ فکری نرسیده اید که میان جستار نگرسنجی و دیگر جستارها تمایز قائل شوید .

56:

آهان، اكنون فهمیدم، در هر جستاری كه نگرسنجی نباشد، نباید نگر خود را گفت؟

57:

کاملا درست فهمیدید ؛
می افزایم که من و دیگر همکاران معمولا روی پاره ای جستارها حساسیت ویژه ای داریم
ممکن است در پاره ای از جستارها حساسیت کمتری داشته باشیم و پذیرای هر سخن
یا نگرسنجی که چندان بایسته نباشد باشیم ، اما در مورد شمار دیگری از جستارها
نمی توانیم چنین رویه ای را در پیش بگیریم .



58:

پس لطف كنید و در كنار نام جستار ها، میزان حسایست خود را هم درج فرمایید
تا ما بدانیم كه كجا ها میتوانیم آزادی بیان را در باره ی نگر خود بكار گیریم
و بیهوده پیام نیاوریم كه بعدا ً پاك شود.

59:

فهمیدنش سخت نیست ، چشم بینا میخواهد و قدری خرد کارگشا

اسپینوزا یك فیلسوف بزرگ ، كه نگره وحدت وجود در اصل از
زمان وی انسجام یافته، از دین ابراهیمی یهود اخراج شد،
چون وحدت وجود با دین های براهیمی جور در نمیآید.
( البته این واقعیت تاریخی است و نگر ما نیست)
نام این جستار چیست ؟

60:

آیا وحدت وجود تفکری اسلامی است ؟

ما هم گفتیم كه نیست( با فرنود خردپدیر و تاریخی و فلسفی)

61:

این نوشته ی شما نشان میدهد که بار دیگر برای گفتمان نیامده اید .




62:


اتفاقا ً یك نگر مخالف نشانگر امادگی برای گفتمان
و پاك كردن ان، نشانگر ترس از گفتمان است و
این پاسخ شما هم نشانگر زمینه چینی برای
اخراج ما و اسودگی خیال مسلمین گرامی در
جمع برادرانه ی ! خود! در تبلیغ بدون تشكیك.

63:

جستار در مورد وحدت وجود در اسلام بود نه فلسفه ی اسپینوزا در یهود
یا نیازمندی خدا ،
فهمیدن این نکته هم کار سختی نبود ،
دیگر آنکه ما به مهر یزدان توانایی شکستن کمر مدلین اهر را هم داریم
شما که یک کودک هستید و ما داریم با شما بازی میکنیم و جای خود دارید.

64:

جستاری در این تالار شروع نمودم
مسرور میشم شوند عدم تایید رو بیان کنید

65:

فرهشت جستار به نحوی توهین ضمنی به خداباوران است ؛
فعلا به حالت تعلیق درآمده است و در حال بررسی بیشتر هستیم





66:

البته موضوعات زیادی ارسال شده که متضمن توهین
به خداناباوران و یا خداباوران و دیگر اعتقادات است
و مشکلی من باب تایید نداشته

علی ایحال منتظر نتیجه بررسی هستم

67:

سیاستهای بخش بنیادهای ادیان متفاوت از بخش فلسفه پیگیری می شود ؛
به نگر می آید آن متن بایستی با جرح و تعدیل به انتهای یکی از جستارهای
کنونی افزوده شود و قابلیت چندانی برای ارائه بصورت یک جستار مجزا ندارد ؛



68:

نیازی به اینکار نیست
ترجیح میدهم در پستوی خاطرات حذف شده سایت باقی بماند./

69:

با حذف این قسمت مشکلی برای تأیید وجود ندارد :



دگرگونی ها را خودتان اعمال کنید ؛

اکنون جستار تأیید شده و قابل مشاهده است ؛

70:

اما فعلا حالت بسته دارد!

71:

سلام
من فكر مي كنم. توووو اين تالار جاي يك اموزشگاه مجازي فلسفه خالي هست.

اگر مي شد كه طي يه سي ي پست. فلسفه رو از مباني اوليش تا فلسفه ي معاصر اموزش مي داديد خيلي عالي مي شد.

اين بين مي شد مستقيم سوالاتموونو راجب هر بخش مطرح كنيم.تا گره گشايي بشه.


از قبل ممنون

72:

بزرگمهر
من اینجا یک پست داشتم کوشش؟؟؟

73:

درود بر شما

ابتدا از پیشنهادتان سپاسگذارم ،
باید توجه داشت که سیاستگذاری های تالار گفتگو از یک پرتال آموزشی تمایز دارد اما پیشنهاد شما که پیش از این نیز یکبار توسط کاربری دیگر مطرح شده بود قابل
تأمل است ؛ بزودی تصمیماتی در این خصوص گرفته شود.
نکوست کاربرانی که توانایی و صلاحیت این امر را در خود میبینند مسئولیت آنرا تقبل بفرمایند.
اگر کاربر یا کاربرانی که زمان و توانایی بسنده برای این امر دارند در این راستا پیشگام شوند؛ در صورت امکان تمهیدات لازم برای قرارگرفتن موضوع در یک سابفروم اندیشیده میشود.

74:

( این پیک از جستار علم هرمنوتیک(تفسیر متون) به جستار کنونی منتقل شد )

درود بر شما

منظور شما از پیک زدوده شده این است ؟

نوشته اصلي بوسيله Azad نمايش نوشته ها
پیدا کنید پرتقال هم میهن را

75:

من هر چقدر منتظر مموندم كسي دواطلب نشد؟
چرا خودتون نه؟


يقينا اگه اين كار رو شروع كنين بحث عاي جالبي پيش مياد كه هم خودتون و همديگران از خوندنش لذت ميبرن.

76:

من شکایتی از مدیررپان ندارم
فقط بهشون بگید که وقتی دارید بحث میکنید با کسی که مخالفتونه، همه چیز رو به انتخابات مربوط نکنید
اولاً
در ثانی با پست های تحریک امیز مجبورش نکنید که علیه شما حرف بزنه
ثالث این که بغض خود را فرو خورده و به کاربر کاری نداشته باشین، و برای محرومیت کاربران تا حدودی سیاسی( چون سیاسی ها رو که قلع و قمع کردین) تلاش نکنید

77:

نوشته اصلي بوسيله Azad نمايش نوشته ها
بزرگمهر
من اینجا یک پست داشتم کوشش؟؟؟
نوشته اصلي بوسيله Azad نمايش نوشته ها
من شکایتی از مدیررپان ندارم
فقط بهشون بگید که وقتی دارید بحث میکنید با کسی که مخالفتونه، همه چیز رو به انتخابات مربوط نکنید
اولاً
در ثانی با پست های تحریک امیز مجبورش نکنید که علیه شما حرف بزنه
ثالث این که بغض خود را فرو خورده و به کاربر کاری نداشته باشین، و برای محرومیت کاربران تا حدودی سیاسی( چون سیاسی ها رو که قلع و قمع کردین) تلاش نکنید
چند سال پيش در جريان يك انتخاباتي چند كانديدا رو معرفي مي كردن يكيشون يه آخوندي بود بعد در باره شون نوشتن ازش مي پرسن پول چيه؟! مي گه چرك كف دست ديگران!

جالب هست!
البته بايد ضمن تشكر از جناب آزاد كه خيلي به "قانون مداري" مديران مقيدن عرض كرد جناب آزاد اولا اگر بخواين جبه درست كنين ايشون با شما در يك جبهه قرار مي گيرن..
پس اين برچسب ها و اتيكت ها كلا قابل الصاق نيست!
و به ترتيب:
شما فرموديد مدير نبايد مباحث رو با هم قاطي كنه! منم قبول دارم و حد اقل خود من چيزي از ايشون در اين زمينه نديدم!خوب البته منكر اين هم نيستم كه مثل شما ها مشتري پر و پا قرص تالار فلسفه نيستم و به طور روزمره خبر ندارم!
ولي خود شما اگر مديريت بهتون برسه اين كار رو نمي كنيد؟!

در ثاني! شما گفتيد تحريك نكنيد و به انتخابات مربوط!
خود شما اين كار رو نكردين؟!
شما از مديريت دليل خواستين چرا پست هاتون پاك شده!
اگر شما مدير بشين دليل ارايه مي دين؟!
يا مي گين:
خودت رابطه اش و با فلسفه پيدا كن!
يا مثلا مي نويسين:
Reason:
كه احتمالا ديدنش چشم بصيرت مي خواد!
يا ديگه خيلي كه ابتكار به خرج بدين Reason مي شه forum! و جلوش مي شهforum38
ساب تالار ديده بوديم ساب تارنما ديگه نديديم!

كه در واقع توهين به شعور مخاطب هست!
خوب ما كه بالا داريم نوشته thread كه روش كليك مي كنيم مي بره جاي نوشته!
باز اون فاوم چيه؟!شما جدا مخاطب و چي فرض كردين آخه؟!
فكر نمي كنيد كاربرتون هم فكر كنه حتما خود شما متوجه نيستين اون دو تا يكين؟!

خوب احتمالا براي مدت مديدي است كه اشتباه شده! تا انقلاب مهدي بر طرف خواهد شد انشاءآ...!

اما در مورد حرف هاي تحريك آميز!
خود شما به كاربرا خيلي خوب صحبت مي كنين؟!
به هيچ كس نمي گين كودن؟!
كه خيلي جالبه بعدا اگر ازتون بپرسن مي فرمايين "من در اين تالار مدير نيستم و در تالار خودم عملكردم خوب هست"...

دوست عزيز اگر بي انصافي نكنيم حتي خود من كه با ايشون از خيلي جهات شايد موافق نباشم (نه فقط يك مبحثي كه شما همه چي رو بهش مربوط ميكنين واسه اتيكت!) عملكرد مديريتيشون رو قبول دارم!
از شما حتي اگر "در باب آون چه مربوط به تالارتون هست" بپرسن جواب نمي دين!
ولي خوب من از بزرگمهر راجع به مسايل بسياري پرسيدم ايشون هميشه جواب مي دادن ..

البته نمي خوام فقط زير سوالتون ببرم!
شما هم كاراي خوبي ادشتين فعاليت هاي مفيد..
اي كاش جاي اين كه به كسايي كه 100 درصد باهاتون موافق نيستن برچسب بزنين قابليت هاي مفيدتون و رو مي كردين تا كمك كنين يك جامعه ي آرماني بهتر داشته باشيم..

78:

تاپیکهای تالار فلسفه , زیادی ادغام هستند .

مثلا" " تاپیک چگونگی اثبات خدا " صد و خرده ای صفحه شده که مطالب نابی توسط کاربران مطرح شده که البته خیلی هاشون مباحثی هستند که از زیر مجموعه های اثبات خداست . اثبات خدا را نمیشه به صورت فله ای مطرح کرد و باید از مناظر مختلف روشون بحث بشه از براهینش بگیر تا مسائلی مثل منشأ که غیر مستقیم به وجود حضرت حق بر میگرده .

در آن مقطع زمانی که بنده به همراه بزرگمهر عزیز مسئولیت مدیریت اینجا را بر عهده داشتیم این تفکیکات بهتر بود . از دوست عزیزم جناب بزرگمهر تقاضا دارم در تفکیک مطالب همت گمارند ......

79:

امید وار بودم مردانی چون شما و برخی دیگر دوستان که هنوز در جانشان ایران زنده است تجمعی داشته باشند تا فکری به حال تالار تاریخ و فرهنگ شود.
این تالار از دست رفته است.
من هجوم عناصری ... را آنجا میبینم که نیتشان شوم است.
آستین بالا بزنید.
نگذارید با تاریخ و تمدن و فرهنگ ما لااقل در این فاروم بازی شود.
مطلب خودم را هم که آنجا نوشتم فوروارد می کنم.
ممنون.
درود بر دوستان عزیز.
مدتهاست به دلیل حضور مدیر جدیدی که منصوب گشته بود وارد تالار مورد علاقه ام نمی شدم.
اما این عنوان به نظرم جالب بود.
"داریوش دژخیم باستان".
اولا واقعا متاسفم که باید بین تعدادی هم میهن این درگیری ها بر سر تاریخ کشورشون شکل بگیره.
تاریخ معاصر ما صحنه ی جنگ بین ایرانی ها با خودش بوده.بیش از ایرانی ها با غیر ایرانی ها.
دلیلش هم ناآگاهی و کم اطلاعی ست.
اگر همه ما به اندازه ای که می باید از تاریخ کشورمون اطلاع داشتیم و اگر در سیستم و نظام آموزشی کشور به اندازه ی کافی از تاریخ میهن ما به ما آموخته بودند الان این همه خلا به چشم نمی خورد.
مشکل از نگاه کلی برمیگرده به نظامی که داره حکومت می کنه.
و جزیی ترش اینه که ما ایرانی ها خودمون مشکلاتمون رو بیشتر کردیم.
زمانی که باید به دنبال اطلاعات و آگاهی ها می رفتیم و تحقیق می کردیم,صرف جنگ و جدل با همدیگه شد.
وقتی در مورد مسئله ای اختلاف نظر وجود داره هر دو طرف می رن تحقیق می کنن و بعدبه صورت دیلکتیک اونو به بحث و جدل می ذارن.
تحقیق و آشنایی و بعد هم دیالکتیک.
اون هم در مورد موضوعی به این مهمی.تاریخ تمدن کشور.
من یک انترناسیونال هستم.
اما بدین معنا نبوده که ملیتم رو نقض کرده یا فراموش کنم.
اگر کوروش یا داریوش به ظن برخی دوستان که فارسی هم می نویسند دژخیم بودند و ساخته ی افسانه های یهودیان,باز هم قابل ستاش هستند.
چرا که بسیار برتر از تمام افسانه های دیگر حاکم بر تاریخ کنونی میهن ما هستند.
اگر زرتشت اهریمنی بود و اوستا سراسر دروغ ,باز هم من با دلیل اثبات خواهم کرد که این پیامبر و کتابش بسیار برتر و مفیدتر از تمام پیامبران و کتابهایشان که سایه افکنده اند بر سرنوشت ملت ما هستند.
و...
حرف آخر اینکه میهن ما و ملت ما به اتحاد ما نیاز دارند.
نه به تفرقه.
باید راهی برای برون رفت از شرایط فعلی یافت.
خاکبرداری از گورستان پادشاهان کار به جایی نیست.
و البته من نیک می دانم که این اتفاقات در این فاروم به چه دلیلی می افتد.
و اساتیدی که این بازی ها را طراحی می کنند و شاگردانی که آنها را پیاده می کنند و نقشه شان و دلیلشان را هم خوب می دانم.
دوستان ایرانی بازیچه ی این شانتاژها نشوید.
نشوید.
آنچه مهم تر است کدام است؟
نگذارید شما را به جان هم بیاندازند.
مام میهن به شما نیاز دارد.

80:

سوال:آيا مدير تالار حق داره كه يك تاپيك رو انحصاري كنه؟(يعني فقط عده معدودي كاربر حق پست دادن داشته باشند)

81:


آری ، مدیران تالارها میتوانند برای افزایش کیفیت تالارها تدابیری را که بایسته می بینند به اجرا بگذارند.

82:

عجب تالار باحالی هست اینجا
در جواب این پست ها،پست زده بودیم،همه پر زدند،رفتند

نوشته اصلي بوسيله ati نمايش نوشته ها
چرا همیشه دست میذاریم رو چیزایی که بودنشون از نبودنشون بهتره ؟!

چرا همش میخوایم گیر بدیم به خدا و دین و فلان و بهمان !؟!؟! اگه نبود چی میشد و چی نمیشد و این حرفا !!
بت پرستی قبل از یگانه پرستی و خدا پرستی نشانه ذات و فطرت انسان که به سوی خدا کشیده میشه
بت هم خداست و بت پرست بی خدا نیست ..
پس به ذهن انسان خطور کرده
منتها اصالتش فرق داره ....

باید یه چیزی رو حذف کرد تا دید چه تاثیری میذاره
و حذف خدا به قول داستایوسکی همه ی کارها رو مجاز میکنه ...


نوشته اصلي بوسيله sparpw نمايش نوشته ها
همچین فکری نمیکنم اخه حالا که حضورش مشهوده خیلی ها کافرند وای به روزی که وای وای
نوشته اصلي بوسيله sedaghat نمايش نوشته ها
کاش به جای بحثای بی مورد و بی فایده یه چیزایی می گفتیم که حد اقل بحث روش نتیجه ای داشت

خدایی که هست و همیشه خواهد بود پس بحث کردن درمورد ش نیازی نیست
نوشته اصلي بوسيله honest نمايش نوشته ها
اگه خدا وجو د نداشت انسانیم وجود نداشت فکریم وجود نداشت این دیگه چه موضوعیه اخه!!!!!!!!!!!!

83:

جناب مدیر خردمند،جوابی برای پاک کردن پست های من نداشتید؟یا این ها هم فقط به صلاحدید مدیریت بوده؟

84:

تشریف ببرید و هرگاه مؤدبانه سخن گفتن را آموختید بیایید تا پاسخ تان را مؤدبانه بدهم .

85:

مثل اینکه از دست کسان دیگه ای شاکی هستید.برای اثبات مودبانه بودن پستم ، اون رو به 5 نفر منصف عرضه کنید،تا موضوع براتون روشن بشه.
از این گذشته،پاک کردن پی در پی پستهای افراد در نظر من،توهین آمیز تر از ناسزاست.

86:

با درود خدمت مدیر گرامی ذهنیت بهم ریخته من بالاخره کار دستم میده.

بعد از عمری یک تاپیک زدیم تو این تالار اولین انتقاد درست از طرف دوست عزیز گل سرخ شد.

چکار کنیم؟

87:

درود Eybaba عزیز ، پیشنهاد میکنم فعلاً دست به تغییر نزنید ، چون هنوز موضوع گسترش پیدا نکرده است . حالا اگر بعداً رونق یافت به جستارهای مختلف تقسیم میکنیم .
به هر حال شما اگر خواسته خاصی دارید یا می خواهید چند موضوع مستقل شود می توانید در جستارهای مختلف ارسال کنید.

88:

چرا پست من پاک شد

89:

درود بر شما
ضمن خوش آمد گویی به شما بابت حضور در جمع هم میهنی ها ، مطلب شما ارتباطی با جستار فلسفه دین در بخش فلسفه ندارد ، پیشنهاد میکنم مطالب اینچنینی خود را در بخش گفتگوی دینداران با منتقدین بیان کنید.

90:

پیشنهاد میکنم , قانونی رو که به واسطه آن هر تاپیک جدید برای نمایش , نیاز به تأیید مدیر تالار داشته باشد را حذف کنید .(لااقل در این تالار) این قانون باعث میشه کسی رقبت به زدن موضوع جدید نداشته باشد چون هر چقدر مطلب او ارزشمند باشد , باز هم باید معطل مدیر بماند .

بدرود ....

91:

با سلام خدمت شما بزرگوار
پیشنهاد خوبیست
ولیکن مشکلی که گاها در تالارهای موضوعی(فلسفه و منطق) با ان روبرو هستیم
ظهور(استارت) جستارهایی که هیچگونه سنخیتی با تالار ندارند و باعث شلوغی و
بار ترافیکی زائد و گم شدن جستارهای مفید درانبوه جستارهای هجو و بی ربط می شود
، که هم از بار علمی تالارکاسته و هم باعث بی رغبت شدن علاقمندان و فعالان در
مشارکت بحث و گفتمان تالار می شود. ضمن اینکه نهایت معطلی،معمولا بیش از چندین
ساعت نیست که با توجه به داشتن مشغله برای همه اجتناب ناپذیر هست.


با سپاس

92:

ظهور جستارهایی که سنخیتی با موضوع تالار ندارند , نهایتا تا 24 ساعت آینده با تشخیص مدیریت حذف میشوند. در اکثر انجمن ها روال همین است و این مسئله چیز پیچیده و مهمی به حساب نمیاید . سایت هم میهن از بعد از انتخابات 88 و طرفداری یکجانبه و مفتضحانه اش از جناح حاکم , درصد زیادی از کاربران خود را از دست داد و گاها دیده میشد که هفته ها یا شاید ماه ها در همین تالار فلسفه حتی یک کامنت خشک و خالی هم زده نمیشد , فلذا این که میفرمایید باعث شلوغی تالار میشود حرف اشتباهیست چون این تالار اصلا ترافیکی ندارد که یک تاپیک غیر مرتبط بخواهد شلوغی ایجاد کند . اتفاقا شما باید فضایی ایجاد کنید که جبران مافات گردد بدین معنی که هر کسی مطلبی دارد و به زعمش فلسفی ست در اینجا مطلبش را اشتراک کند , در نهایت اگر سنخیت نداشت میتوانید آن را حذف کنید .


این قانونی که شما وضع کرده اید اگر چه ممکن است منطقی به نظر برسد اما با فضای سوت و کوری که در اینجا حکمفرماست بعید میدانم راهکار مناسبی باشد .... (شما باید جذب حداکثری کنید)


در نهایت خود مخیر به انتخابید . بدرود....

93:

وارد سیاستهای کلان هممیهن نمی شویم خارج از اختیارات و موضوع ما هست
اما در رابطه با تالار فلسفه هدف دقیقا همینی هست که می فرمایید
اگر نیم نگاهی به روند استارت جستارها بفرماید در این مدت سعی
شده که جستارهای متفاوت و حد امکان مناسب استارت شود تا تالار
از خلوتی و یک نواختی خارج شود و علاقمندان بتوانند پیگیر مباحث باشند
و همچنین قصد ونیت ایجاد فضای ازاد و بی طرف برای همه عقاید و اندیشه هاست
که امیدواریم با همیاری دوستان فرهیخته و اندیشمند به این مهم دست یابیم

با سپاس از همیاریتان

94:

بنده دیروز تاپیکی برای تالار فلسفه زدم هنوز تایید نشده؟

95:

با سلام،

تائید شد.

96:

وقتی فردی که مذهبی متعصب هست رو میکنند مدیر تالار مهمی مثل فلسفه و منطق نتیجه اش این میشه که این جمله من رو توهین تلقی میکنه و اخطار میفرسته...

برادر جان شما اگر تعصب داری خب وارد چرا وارد بحث های فلسفی میشی و برای خودت تعریف میسازی از توهین؟ از اون مبهم تر و بهانه جویانه تر واژه ای به نام مقدسات هست....

97:

هر وقت تونستي مودبانه و بدون تحقير و توهين صحبت كني اجازه انتشار مطلب داري
ما خيلي خويشتن داري مي كنيم .

98:

شما هم هر وقت تونستنی تعصبت نسبت به مسائل مذهبی رو از بین ببری و برای کلماتی مثل تحقیر و توهین بدور از برداشت های شخصی و سلیقه ای تعریف مشخصی ارائه بدی بیا اینجا به ما پند و اندرز بده و بیانیه صادر کن...

شما که بله خیلی خویشتنداری میکنی چون دلت میخواد من و جمیع دوستان مخالف رو یک جا از هم میهن اخراج کنی که دیگه دغدغه ذهنی نداشته باشی....

البته حقیقتا مشکل از شما نیست..مشکل از جایی شروع شد که شمای متعصب رو گذاشتن مدیر این تالار که جناب نایت هم همون زمان پیش بینی این آینده شوم رو برای این تالار میکرد...

صد رحمت به همون بزرگمهر...

خوش باش و ما رو متهم کن

99:

مدیر گرامی شما در این پست احیانا تهمت مالتی یوزری از تازه مشاوری که فحاش بودن ایشان(از نوع جنسی) به همه ثابت شده به جناب مهربد نمیبینید؟

فرگشت و نبود روح - متافیزیک و علوم ماوراء - هم میهن

مسلمانانی که ادعای اخلاق میکنند این چنین به راحتی با تهمت کنار می آیند....

عجبا از انجمن هم میهن با این همه عدالتش...ایشان مدرکی برای اثبات ان مالتی یوزری هم دارند یا نه؟ یا فقط چون خودشان توان نوشتن پارسی سره را ندارند هر کس این گونه بنویسد را مزدک میدانند..

یادم به حکایت کودکی افتاد که هر کس سبیل داشت را پدر خطاب میکرد...

100:

جناب ادمین با درود

زمان مطالعه جستار فرگشت و نبود روح متوجه شدم تعدادی از پستها موجود نیستند ولی پاسخ به اونها موجودِ...آیا امکان بازنشانی پستها به شکل اولیه وجود داره یا خیر؟

با تشکر

101:

انتقال به تالار مرتبط،

تصور میکنم بابت اتفاقات آن دوره جهت بازنگری غیرفعال شده بودند، بررسی با همکاران محترم مربوطه..

102:

یا به یک تالار فان یا به یک تالار مذهبی برده بشه،واقعا فکر نمیکنم به فلسفه و منطق یا حتی ماورا ربطی داشته باشه!(مخصوصا با توجه به پست اولیه و عنوان تاپیک)

103:


ممنون میشم یه تذکر به این کاربر بدید ! از کلمات خوبی استفاده نمی کنند ! در صحبت ها !

104:

با درود به مدیران گرامی .

یک پیشنهاد داشتم ، " سری مناظراتی " فراهم کنیم .
یک فراخوان دهیم برای مناظرات تا دوستانی که قصد دارند ، شرکت کنند .
و جستاری به نام "اتاق مناظرات " برای اتاق فکربزنیم و سری های مناظرات را جداگانه بزنیم
همانند : اولین مناظره ،مناظرات در دو بخش : گروهی و بین الطرفینی باشد .
و با اجازه مدیران ، گرداننده مناظرات باشم و ایده ها را اجرا کنم .

محور بحث در مناظرات : فلسفه و منطق

با تشکر

105:

بسم الله الرحمن الرحیم

نوشته اصلي بوسيله a-m-i-r نمايش نوشته ها
آنارشی پست ها رو نخونده پست نزن .
آنارشی ؟!

106:

با سلام به جناب یا محسن .

بر اساس ادبیاتی که کاربر آنارشی داشتند ،
(استفاده از طنز به جای استدلال )حدس زدیم
که ایشان باشند و البته قطعی نگفتیم و این
مسئله نیازبه بررسی بیشتری دارد .

سپاس.

107:

در خور توجه است که دگر اندیشان را امشب بسیار عصبانی کرده ایم !
اما نکته اینجاست؛ وقتی دگر اندیشان در مورد مقدسات با تمسخر صحبت
می کنند ، ما نیز با نگاه عاقل اندر سفیه با آنها برخورد می کنیم ،ضمن
اینکه از اغاز بحث کنترل مطلق تا علم خداوند ، جبر و آفرینش با تحلیل
سخن راندیم اما جناب آندد عرض کردند که باید در جستاری دیگر باشد
و حال آنکه از ابتدا بحث ، محور گفتمان را منحرف ساخته بودند .

نمونه تمسخر مقدسات :
پست اصلی حذف شده اما پاسخ به آن باقی است .

امام حسین


آشنایی شما با کاربر آنارشی جالب است و حال آنکه شما امروز
ثبت نام کرده اید مگر اینکه در سخنگاه دیگری آشنا شده باشید !


وانگهی ؛ چرا این همه حاشیه ؟! اگر سخنی در باب معرفت شناسی
و اپیستمولوژی دارید ، ذکر کنید و به بحث بپردازید تا اینکه با من به مشاجره
بنشینید؛اگر حرفی برای گفتن ندارید ..شما را به خیر و مارا به سلامت .

108:

بله .به خوبی مشهود است که اصولا شما دگراندیشان فقط شعار آزادی اندیشه
و احترام به عقاید را می دهید! ،ما با ذکر مثال تمسخر مقدسات ایشان را بیان کردیم .



گویا اشتباه گرفتن "جبر" با "خیر" ، چیز عجیبی نبوده ! کمی بیشتر دقت کنید ، در بحث ها نتیجه بهتری خواهید گرفت
نه چیز عجیبی نیست زیرا من در طول روز متن های زیادی
را تایپ می کنم و در نهایت امکان اشتباه وجود دارد .

ضمن اینکه بالاخره مشخص نشد چرا این همه ادبیات
شما و کاربر آنارشی شباهت دارد .البته شاید این
به من ارتباط نداشته باشد ولی حتما نیاز به بررسی دارد !


کدام همه ؟ حاشیه با پست تمسخر آمیز شما آغاز شد.سخن هم در همان تاپیک مطرح کردم.
بار دیگر بخوانید !

109:

ایضــا + فرار به جلو
در همین دو مورد اخیر ( و احتمالا بقیه بحث ها ) نشانی از دقت در نوشته های شما نبود.سعی کنید از الان به بعد لا اقل در بحث ها دقت کنید.
استقراء ناقص
همین هم مغلطه پرداختن به سخنگو هست.مخصوصا الان که متوجه شدید اشتباه کردید !
ایـــضا + با این اتهام ها حمله شخصی را پیش گرفتید

شما هم دوباره بخوانید
هزاران بار بخوانید .به احتمال برایتان روشن شود

110:

دست پیش گرفتن !

گفت شد "احتمالا" ! پس استقرایی در بین نبود.
پس امکان نادرستی دارد.

با ایضا گفتن نمیتوانید از زیر بار این مغلطه ها فرار کنید ! چه حمله ای به شما کردم ؟ شما در اولین پست به جای پاسخ به من ، نام از کاربر دیگری بردید و سعی کردید بحث را با پرداختن به سخنگو از مسیر خارج کنید.
گفتن اینکه شما مغلطه می کنید و حال آنکه دلیل شباهت ادبیات بود
ضمنا ما پاسخ ها را در پست های گذشته بیان کرده بودیم و تکرار آن
تکرار مکررات بود


هزاران بار بخوانید .به احتمال برایتان روشن شود.

باز هم کمی دقت کنید ، به احتمال (زیاد ، کم یا ... )
تا می توانید بخوانید تا اینکه برایتان روشن شود که مثل الان به شوخی گرفتید
شوخی بی‌ربط: استفاده از طنز و لطیفه برای پوشاندن ضعف خود و تشویش اذهان عمومی.

111:

دوست عزیز حذف و محروم کردن برخی از دوستان ما از تالار نشانه منطقی بودن صحبت های دوستان ما دارد.
حدف کردن نمود خشونت است و راسل میگوید زمانی آدم به خشونت متوسل میشود که منطق آدم به صفر برسد.

112:

بسم الله الرحمن الرحيم

بدون دلیل و غير منطقی حرف نزنید.
حتما علّتی داشته و علتش اینجا توضیح داده شده است.

113:

خیر
زمانی که دوستان شما لینک های دانشگاهی و استدلال های عقلی و منطقی ما و دیگر
دوستان را دیدند آنهایی که زرنگ بودند سنگرها را رها کردند و رفتند اما آنهایی که یک دنده و
لجبار بودند شروع به بد گویی و لودگی و توهین کردند که مدیریت با آن ها برخورد کرد .
تازه جناب "یا محسن" مدیر بسیار صبور و شکیبایی هستند چون اگر من مدیر اینجا بودم همه
شما را درجا بن میکردم ! نه به خاطر توهین ها و مراعات نکردن حال دیگران بلکه به خاطر
صحبت کردن در مورد چیزهایی که هیچ تخصصی در آن ندارید و سخاوتمندانه مهملات خود را به
پای دانش میریزید و باعث افزایش نرخ ناآگاهی و بدآگاهی در جامعه میشوید .
در مورد خشونت هم اشتباه فرمودید چون فروید که یک دانشمند بود خشونت را محصول
خودشیفتگی میداند که درجات مختلفی دارد مثلا کودکان هم درجاتی خودشیفتگی در آنها
یافت میشود و میتوان خشونت هم در کودکان دید اما آیا درست است بگوییم کودکان منطقشان
پایان گرفته است ؟ اصولا یک کودک چقدر منطق پذیر است ؟ برداشتن یک سخن از یک
فیلسوف و فلسفه بافی بعد از آن از روش های کهنه به حساب می آید .
تازه باز هم ما میدانیم جناب "یا محسن" مدیر بسیار فروتن و با فضیلتی هستند و این بر چسب
ها به ایشان نمیچسبد .

114:

دوست عزیز ما گهگاه طنز را با لودگی و توهین به اشتباه میگیریم طنز از جمله اثرهای ادبی است که در پس خنداندن حقیقت تلخی را نهفته است که به راستی باعث نابودی خنده میشود و دقیقا به همین دلیل است که دردی که از گزش طنز احساس میکنید به مراتب برای شما سخت و غیر قابل تحملتر میباشد اما توهین معمولا در نوشتار با به کارگیری الفاظ رکیک میباشد که دارای بار توهینی است که در این صورت بار حقوقی آن متوجه فرد توهین کننده و فرد توهین شده میباشد و نه هیچ کس دیگری.یعنی ما در بسیاری موارد و از روی سلیقه توهین رو متوجه خود میدانیم و به خود اجازه میدهیم خود را مداخله دهیم .
نوشته اصلي بوسيله friedman نمايش نوشته ها
تازه جناب "یا محسن" مدیر بسیار صبور و شکیبایی هستند چون اگر من مدیر اینجا بودم همه
شما را درجا بن میکردم
! نه به خاطر توهین ها و مراعات نکردن حال دیگران بلکه به خاطر
صحبت کردن در مورد چیزهایی که هیچ تخصصی در آن ندارید و سخاوتمندانه مهملات خود را به
پای دانش میریزید و باعث افزایش نرخ ناآگاهی و بدآگاهی در جامعه میشوید .
دوست عزیز صحبت شما عمیقا ما را به پاسخ این پرسش رهنمود میکند که چرا در درازای تاریخ ما ایرانیان همواره گرفتار استبداد بوده ایم.چراکه تک تک ما ایرانیان به عنوان یک فرد و اولین عنصر تشکیل دهنده جامعه در درون،خود، دیکتاتور هستیم و اگر زمینه برایمان فراهم باشد از هر دیکتاتوری دیکتاتورتر خواهیم بود.من به هیچ وجه تنها منظورم به شما نیست بلکه در وهله اول روی سخنم به شخص خودم میباشد.
و جدای از اون مسئله به نظر میرسد شما در نهان خانه ذهن خود از ترویج اندیشه های ما بیمناک هستید.من به شما بیان نموده بودم که اگر اندیشه های ما غیر منطقی باشد و یا ناآگاهی و یا بدآگاهی باشد هیچگاه ترویج نخواهد یافت.بیش از این خاطر خود را مشوش ننمایید.
نوشته اصلي بوسيله friedman نمايش نوشته ها
در مورد خشونت هم اشتباه فرمودید چون فروید که یک دانشمند بود خشونت را محصول
خودشیفتگی میداند که درجات مختلفی دارد مثلا کودکان هم درجاتی خودشیفتگی در آنها
یافت میشود و میتوان خشونت هم در کودکان دید اما آیا درست است بگوییم کودکان منطقشان
پایان گرفته است ؟ اصولا یک کودک چقدر منطق پذیر است ؟ برداشتن یک سخن از یک
فیلسوف و فلسفه بافی بعد از آن از روش های کهنه به حساب می آید .
تازه باز هم ما میدانیم جناب "یا محسن" مدیر بسیار فروتن و با فضیلتی هستند و این بر چسب
ها به ایشان نمیچسبد .
اما مثالی که شما تبیین فرمودید دقیقا در راستای درستی گفته ما بود چراکه ما هیچگاه نمیتوانیم با منطق کودکی را به انجام کاری فراخوانیم چرا که کودک از درجه کمی از منطق برخوردار است و دقیقا به همین دلیل است که اکثر واکنش های کودک سراسر با تمام احساس خود از جمله خشونت همراه است که بسیاری کودک را صورت عریان اراده و میل محض میپندارند.
اما آخرین نکته تا جایی که من متوجه شدم شما تعداد کمی پست در این سایت گذاشته اید و همچنین دیرزمانی نیست که در این سایت عضو هستید و اصولا فعالیت کمی در این سایت دارید اما چگونه است که اینچنین با آب و تاب از فضایل اخلاقی جناب یا محسن داد سخن میرانید جای شگفتی دارد و گویی که سالیان دراز با ایشان رفیق گرمابه و گلستان بوده اید.ایشالله تعاریف شما از ایشان صرفا به این دلیل نباشد که او در بسیاری از زمینه ها با شما هم نظر است.
همچنین صحبت من انکار فضایل اخلاقی آقای یامحسن نیست بلکه صرفا شگفتی از بابت شناخت کوته مدتی است که شما از ایشان کسب نموده اید!ضمن اینکه من نیز به آزاد اندیشی نسبی جناب یا محسن و همه دست اندرکاران این سایت باور دارم.

115:

من جوون ایرانی نمیتونم حرفم رو توی یک سایت بزنم اونوقت حرف از ازادی میزنند

116:

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اصلي بوسيله b313
چند پست حاشیه ای اخیر از شما در موضوع فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (مقدمه) حذف شدند. ( یک سطر هم در یک پست ویرایش و حذف شد ).
علتش هم جلوگیری از انحراف بیش از حد موضوع و تبدیل شدن موضوع به گفتگوهای حاشیه ای است.
..............................................
اگر اعتراضی یا پیشنهادی هست همینجا مطرح شوند ...

117:

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اصلي بوسيله khorshidha
چند پست به دلیل مرتبط نبودن با موضوع "آیا کسی است که بخواهد در راه امام زمان(عج) فدا شود؟ " از تالار " قرآن و عترت" به بخش " قهوه خانه ی تالار فلسفه " منتقل شدند.
....................................
لطفا دقت شود که تالار "قرآن و عترت" مربوط به معتقدین به قرآن و عترت است و گفتگوهای فلسفی و یا گفتگوهای ویژه منتقدین به این بخش مربوط نمی شود.


118:

بسم الله الرحمن الرحیم

یک موضوع و تعدادی از پستهای آن از تالار فلسفه به تالار ادیان و این آدرس منتقل شدند.

119:

بسم الله الرحمن الرحیم

نوشته اصلي بوسيله azad
سلام
چند پست کاملا حاشیه ای درموضوع " آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی " حذف شدند.
لطفا مسائل حاشیه ای را داخل موضوعات ارسال نکنید.
ضمنا موضوع " نگاهی انتقادی به تاپیک « آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ " با موضوع " آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ " ادغام شد.
..................................
انتقادات و پیشنهادات در صورت لزوم در همین بخش مطرح شوند ...


120:

فرقی نمیکنه برای من.

121:

با سلام .
تاپیکی که بنده تحت عنوان:
بحثی درباره ی متافیزیک، موضوع و مسائل آن
استارت کرده ام ماهیتی کاملا فلسفی دارد. ولی متاسفانه ان را انتقال داده اند به بخسش متافیزیک و ماوراء
اگر اندکی در سخنان داخل ان تامل شود مشخص میشود که بنده اصلا و اولا داشته ام میگفته ام که متافیزیک یعنی فلسفه و فرق دارد با ماوراء فیزیک ولی متاسفانه طبق همان اشتباه همیشگی چون عنوانش نام متافیزیک دارد منتقل شده است. خواهشمند است ان را به تالار فلسفه برگردانید.
با تشکر.

122:

با سلام

یک مشکل عمده در بیانات این آقا اینه که:
ما صحبت از «گرد بودن هر گردویی میکنیم»
ولی ایشون میفرماید شما گفتید که:
«گردی ها گردو هستند»
چندین بار هم توضیج میدهیم میفرمایند
اشتباه است دیگر همه اشتباه میکنند
و دوباره همان را با مثال مینویسند
و الا ماشاءالله در این مورد هم مثال می آورند

و به این وضع هم خاتمه نمیدهند

تکلیف چیه؟

آیا ایشون باید بر همین سیاق تاپیکها را شخم بزنند؟

دیگه اینکه بزرگوار این حرف از شما بعید است
مسایل حاشیه ای که همزمان توسط دو نفر شروع نمیشوند؟

بهتر نبود میفرمودید چه کسی تاپیکها را به بحث حاشیه ای میکشاند؟

123:

جناب یا محسن

آن تاپیکی که شما انتقال دادید

از اساس ماهیتش غیراخلاقی بود

ایشان ادعایی را به بنده نسبت دادند که بنده آن ادعا را نداشتم

و دقیقه ای هزار بار درخواست داشتند که آن ادعای کذایی را نقد

یا اثبات کنیم

باید چه کنیم؟

آیا باید اعمال بی شرمانه این آقا را تحمل کنیم؟

بنده چندین بار گزارش کردم ولی پاسخی نشنیدم

الانم که شما میفرمایید انتقال دادیم، همین؟

124:

جهت اطلاع رسانی به همگان:
پستی که آغاز انحراف شدو باعث شد بحث به جدل کشیده شود این پست بود:
نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
مغالطاتان را در تاپیک خودتان ارائه کنید

125:

بنده هر چی هیچی نمیگم اقای سلمان پا را درازتر میکند.
در دو پست زیر ضمن بررسی روند بحث نشان داده ام که چه کسی منحرف کرد بحث را و به تشنج کشید. همچنین نشان داده ام که بنده چقدر و تا کجا مماشات کرده ام.
متاسفانه مدیریت هم در امور محوله کاهلی میکنند!
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن

126:

بسم الله الرحمن الرحیم

این مفاد پست شماست در این لینک، که قبل از اون نقل قولی که از بنده گفتید قرار داره:
http://forum.hammihan.com/thread1330...ml#post4721823

زیرا ما از علم استفاده میکنیم وبا ان جهل را رفع میکنیم... این کمترین استفاده ی یک امر غیر مادی است.
ما از ریاضیات که قوانینی غیر مادی هستند استفاده میکنیم و وسایل میسازیم...، حساب مالی میکنیم و ....
اینها همه استفاده از امر غیر مادی است



میپذیرم
از این اشتباهات زیاد پیش می آید

شما هم متاسفانه در توضیح دادن باز اشتباه فرموده اید که...
شما هم بپذیرید
البته طبیعی است... زیاد پیش میاد اقا... زیاد...تازه ما که درسشو میدیم هی به هی اشتباه میکنیم... اوه اوه... وقتیعصبانی هستیم که فاجعه است درس دادنمون...
شما چیزی را مثال زدید که از آن استفاده میشود
در صورتیکه ما غیرقابل استفاده ای را مثال زدیم: «افکار نادرست»
و بارها برای شما توضیح داده شد(در صفحه قبلش)

قبلش شما مدام مبحث مغالطات رو پیش کشیدید
در صورتیکه خودتان مغالطه میکردید و میگفتید اشتباه کردم!!
این هم نمونه اش در این پست:
http://forum.hammihan.com/thread1330...ml#post4721781
آیا از این که هر انسانی میتواند مورد استفاده قرار گیرد غلط است؟
حال عکس نقیضش میکنیم میبینیم که فاجعه است: هر چه نمیتواد مورد استفاده قرار گیرد غیر انسان است...
که خوب جوابش رو مشاهده کنند.

شما بارها اشتباه خودتان را میپذیرید و دوباره تکرار میکنید.خب باید چه گفت؟
تازه خیلی هم محترمانه باشما برخورد شد که گفتم:
«مغالطاتان را ببرید در تاپیک خودتان بررسی کنید»

حالا مابقی بماند که چند بار این مغالطات رو تکرار کردید، و در آن تاپیکی که جناب یا محسن حذفش کردند، وجود داشت.

جالب این جاست بنده باید از مدیریت گله داشته باشم که چرا آن تاپیک با آن مستندات را حذف کردند
شما گله دارید!!!!

127:

درمورد این پست شما:
بنده هر چی هیچی نمیگم اقای سلمان پا را درازتر میکند

بازهم دارید خارج از ادب صحبت میکنید، مودب باشید تا بهتان بی احترامی نشه
در دو پست زیر ضمن بررسی روند بحث نشان داده ام که چه کسی منحرف کرد بحث را و به تشنج کشید. همچنین نشان داده ام که بنده چقدر و تا کجا مماشات کرده ام.
متاسفانه مدیریت هم در امور محوله کاهلی میکنند!
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن
شما مباحث رو در چندجا تکرار میکنید و
تاپیکها را شخم میزنید
- در تاپیک بررسی مغالطات گفتید
- تاپیک مجددی که زده بودید و جناب یا محسن حذف کردند،
گفته های حقیر را بررسی کردید بازهم تحت عنوان مغالطات
- در تاپیک آیا افکار مادی هست یا غیر مادی هم باز این کار را کردید

- اینجا هم باز دارید تکرار میکنید

در صورتیکه بنده در پست زیر جواب صحبتهای شما رو داده بودم
و شما متاسفانه اصلاً توجهی نمیکنید
دوباره و سه باره و چندباره سوالتان را تکرار میکنید!!!

http://forum.hammihan.com/thread1330...ml#post4728180

و در پست زیر در همان تایپک برای شما تکرار کردیم:
http://forum.hammihan.com/thread1330...ml#post4735368

128:

بنده دیگر حرفی نمیزنم، آنچه باید گفت گفته شد
برحسب موقعیت مجبوریم حرف مدیران را بپذیریم

در مورد شما هم بنده معتقدم که خیلی مراعاتتان را کردم.

129:

من نمی دونم چرا یه حسی بهم می گه دعوا زرگریه چند روزه...

حسه دیگه ....

لحاف ملا رو بردن...

130:

زرگری؟

مثلاً در این زرگری بازی، چه سودی نصیب بنده میشه؟

یا چه چیزی از شما کاسته میشه؟

ولی به شما حق میدم

چون دعوای مسخره ای هست

و به همین خاطر میتونستید به بنده حق بدید که ناراحت باشم

131:

اولا که اینجا قرار نیست که تکرار کنم که فرقی بین افکار درست و نادرست به لحاظ وجودیشان نیست! و هر دو ماهیتا فکر هستند. و شما خلط بین جهت وجود با جهت صدق کرده اید...
اینجا قراره ببینیم که پست های کی تنش زا بوده! بنده در اینجا فقط همینو نشون دادم.
کجاش جالبه؟ مگه جالبش به این باشه که عملا روی ... را سفید کرده باشید!با این گله مندیتان!!!!!! هم توهین کنید و هم گله مند باشید!!!! رو هم حدی داره!
اون پذیرفتن به معنای پدیرفتن کامل سخنان شما نیست! بلکه اشتباهی که در عکس نقیض کرده بودم رو گفتم میپذیرم که شما سر همون گردوبازی را راه انداخید!


نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
درمورد این پست شما:
بنده هر چی هیچی نمیگم اقای سلمان پا را درازتر میکند

بازهم دارید خارج از ادب صحبت میکنید، مودب باشید تا بهتان بی احترامی نشه
در دو پست زیر ضمن بررسی روند بحث نشان داده ام که چه کسی منحرف کرد بحث را و به تشنج کشید. همچنین نشان داده ام که بنده چقدر و تا کجا مماشات کرده ام.
متاسفانه مدیریت هم در امور محوله کاهلی میکنند!
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن
شما مباحث رو در چندجا تکرار میکنید و
تاپیکها را شخم میزنید
- در تاپیک بررسی مغالطات گفتید
- تاپیک مجددی که زده بودید و جناب یا محسن حذف کردند،
گفته های حقیر را بررسی کردید بازهم تحت عنوان مغالطات
- در تاپیک آیا افکار مادی هست یا غیر مادی هم باز این کار را کردید

- اینجا هم باز دارید تکرار میکنید

در صورتیکه بنده در پست زیر جواب صحبتهای شما رو داده بودم
و شما متاسفانه اصلاً توجهی نمیکنید
دوباره و سه باره و چندباره سوالتان را تکرار میکنید!!!

http://forum.hammihan.com/thread1330...ml#post4728180

و در پست زیر در همان تایپک برای شما تکرار کردیم:
http://forum.hammihan.com/thread1330...ml#post4735368
در اینجا ربطی به این ندارد که چه کردم! تاپیکی از بنده حذف نشده. بلکه متاسفانه با تاپیک شما ادغام شد که بنده هم بزرگوارانه از کنارش گذشتم. وگرنه میتونستم با دلایل قاطع بخوام که برگردونده بشه! اولین دلیلی که نخواستم برگردونده بشه، شخص خودت بودی... به نفع تو بود...
ضمنا در پست بنده اشاره شده بود که خواسته ام پاسخ مدیریت رو بدم که تو خصوصی به بنده گفته بود، خواستم نشان دهم که بنده چقدر مماشات کردم . و اگه مدیریت زودتر به شما تذکر داده بود راجع به لحنتون بنده هیچ وقت با اون ادبیات اخرش بحث نمیکردم. اما مدیریت متاسفانه خوابه و وقتی هم که بیدارش میکنی همونجوری چرتی پامیشه یه پرت و پلایی میگه و باز میگیره میخوابه! وگرنه پست ها سر جاش هست و این که چه کسی ابتدا شروع به تنش زایی کرده و اینکه بنده تا کجا مماشات کردم!
و مشخصه از اون پستم که چه کسی باید گله مند باشه! اما وقتی محتسب خوابه... اینجوری میشه که شما گله مند میشید...!


نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
بنده دیگر حرفی نمیزنم، آنچه باید گفت گفته شد
برحسب موقعیت مجبوریم حرف مدیران را بپذیریم

در مورد شما هم بنده معتقدم که خیلی مراعاتتان را کردم.
خسته نباشیی! بابا کاظم الغیظ! بابا مراعات! حرف دیگه ای هم بود که بزنی و نزدی؟ کم مونده بود که دیگه فحش ناموسی بدی! اونی که مراعات کرد من بودم. چون عادت دارم به اینکه ادما وقتی کم میارن گریبانم بدرند!!!!

نوشته اصلي بوسيله msh1990 نمايش نوشته ها
من نمی دونم چرا یه حسی بهم می گه دعوا زرگریه چند روزه...

حسه دیگه ....

لحاف ملا رو بردن...
به هر حال تکلیفو مشخص کن! دعوا یا زرگریه یا بر سر لحاف ملاست!!!! نمیشه یه دعوا هم زرگری باشه و هم بر سر لحاف ملا باشه!
در ضمن حستو نیگه دار در موارد مربوط ابراز کن! اینجا کلا به شما نامربوطه برادر

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
زرگری؟

مثلاً در این زرگری بازی، چه سودی نصیب بنده میشه؟

یا چه چیزی از شما کاسته میشه؟

ولی به شما حق میدم

چون دعوای مسخره ای هست

و به همین خاطر میتونستید به بنده حق بدید که ناراحت باشم
اره همونقدر که معاویه با علم کردن قران حق به جانب شد، تو هم حق به جانبی! پست هایی که گذاشته ام مشخص میکنه که حق با کیست و چه کسی باید ناراحت باشه!

توی تاپیک مغالطه دلایل مغالطه بودن رو دقیق اوردم و اون ربطی به این که در تاپیک شما روند بحث رو بررسی کردم نداره. و اینجا هم از همون بررسی روند مشخص کردم که چه کسی توهین میکرده و چه کسی اغماض! ولی خب اغماض هم حدی داره دیگه... وقتی مدیریت خوابه و نیگا نمیکنه که شما چی گفتین!!!...

132:

بابا شوخی کردم! چرا می زنید....

133:

بسم الله الرحمن الرحیم


134:

بسم الله الرحمن الرحیم

تعدادی از پست ها از موضوع "استدلال قوری سماوی راسل" به بخش " قهوه خانه تالار فلسفه "منتقل شدند.
تعدادی از پست های شما به علت انحراف از موضوع و نامربوط بودن حذف شدند.
داعش، صیغه و قطع دست دزد و ... و بعضی از مطالب حاشیه ای شما نامربوط به موضوع بودند. گفتگو در مورد "استدلال قوری راسل " است.
نوشته اصلي بوسيله ghparvaneh
تعدادی از پست های حاشیه ای و نامربوط به موضوع شما حذف شد.
...........................
در ارسال پست های مرتبط با موضوع دقت کنید.
نوشته اصلي بوسيله salmaan
تعدادی از پست های شما هم که شامل پاسخ به حاشیه ها بودند حذف شدند.



135:

باز پست های من به کجای شما برخورد که پاک کردید؟!



-

136:


- شما هنگام بخشش محرومیت تان، جهت رعایت قوانین تعهد داده اید. قبل از اینکه برخورد لازم با شما صورت بگیرد، بفرمائید پست ذیل (که تماماً به همینصورت بود و بنده کوتاه کردم) ، نقض بند ذکر شده از قوانین هست یا خیر؟

نوشته اصلي بوسيله libralism نمايش نوشته ها
کاف ِ کفر اینجا به حقُ المعرفه
دوستر دارم ز فاء فلسفه

[..]


>>>کافرم کافرهای قدیم!

قوانین کشوری:


1. محتواي الحادي و مخالف موازين اسلامي( بند1ماده6 قانون مطبوعات )
4. تبليغ به نفع حزب گروه يا فرقه منحرف ومخالف اسلام ( بند9 ماده 6 قانون مطبوعات )


137:




-بله حق با شماست.






138:


- نیازی نمیبینید نسبت به این واکنش و خطابی که داشتید اقدامی انجام بدید؟ ایشان طبق روال طبیعی برخورد کرده اند.


نوشته اصلي بوسيله libralism نمايش نوشته ها
باز پست های من به کجای شما برخورد که پاک کردید؟!


-


139:


من از شما معذرت می‌خوام ؛ این گل‌ها هم تقدیم به شما.



تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها

140:

خب بنده به دلیل اخطاری که گرفتم نمیتونم بحث رو ادامه بدم :دی

141:

بسم الله الرحمن الرحیم

اخطاری به شما داده نشده ، فقط در پست خصوصی "توجه" دادم که بند الف قوانین هم میهن در گفتگوها رعایت شود
،مثل ممنوعیت معرفی و لینک کتاب های ممنوعه ( از نظر قوانین کشوری ) و یا تبلیغ محتوای الحادی به جای گفتگو ...

142:

سلام به چه دلیلی تاپیک خدا از نظر با خدایان و بی خدایان حدف شده یا بهتر ادغام شده؟!

من حداقل اطلاع رو نباید پیدا می کردم؟!

143:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.
غیر فعال شدن این موضوع با نظر مشاور ارشد سایت صورت گرفته است.

144:

سلام
از حداقل جوابی که دادید سپاس ولی نمیشد من درجریان قرار بگیرم!

145:

جنابعالی هم که از خدا خواسته سریعا حذف اون تاپیک رو قبول کردید !!

نمیدونم چرا اون مشاورها و ارشدها و رئیس ها عمدتا به تاپیکهایی بند میکنند که بسته شدن و حذف اونها مطابق میل شماست !!

ببینم اگر اون مشاور ارشد سایت به یکی از تاپیکهای باب طبع جنابعالی هم بند میکرد بازم اون تاپیک سریع حذف میشد ؟؟!!

146:

بسم الله الرحمن الرحیم

امیال من در این انجمن شخصی نیست. پاسخ به سوال شما را نیز به ایشان وامی گذارم:
نوشته اصلي بوسيله borhan

اگر ممکن هست لطفا در این رابطه توضیح بدهید.
نوشته اصلي بوسيله marde_barani نمايش نوشته ها
ببینم اگر اون مشاور ارشد سایت به یکی از تاپیکهای باب طبع جنابعالی هم بند میکرد بازم اون تاپیک سریع حذف میشد ؟؟!!
بله. اما تا کنون چنین موردی وجود نداشته است. شما موضوع خاصی از میان موضوعات ایجاد شده توسط من مدنظرتان است؟

147:

به دیلیل دست کاری های متعدد مدیر تازه کار این تالار از ادامه پست دادن انصراف می دهم

148:

خوشحال می شوم در پ.خ گفتگویی داشته باشیم.

149:

همین گفته شما هم خلاف محسوب میشه
میتونید به مدیران ارشد مراجعه کنید
و با پیام خصوصی درخواست کنید که آیا خلافی در ویرایش و حذفها صورت گرفته یا نه

150:

مگر در این پادگان میشه چیزی رو هم خلاف نظر دوستان اثبات کرد.
قول نمیدم نگاه کنم ولی سعی میکنم جدال احتمالیتون رو با سایر دوستان نگاه کنم،من که تفریحاتم رو به اندازه کافی داشتم :))

151:

اینجا پادگان نیست ، شما راحت باشید ، به کسی توهین نشود هیچ اتفاقی نمی افتد .
بفرمایید ادعای خود را شرح دهید .
اما بنده قول می دهم با زیر سؤال رفتن این ادعا توسط خودتان ، سرگرم شوید :)

152:

حق با جناب نایته باید بهتون اطمینان بدم که اینجا عین پادگانه و هر کی بخواد چیزی رو اثبات کنه که گفته های دینی رو به هر شکلی رد کنه یا پست هاش پاک میشه یا بن میشه، کسایی هم که بن میشن اکثرا روشنفکر هستن و ربطی هم به توهین و اینا نداره.....حداقل برای من که اینطور بوده چون اکثرا پستام پاک میشن اخیرا چند تا هم اخطار دریافت کردم :)

153:

درود
نمی دانم چرا اخیراً با هر کسی خواستم گفتگو داشته باشم ، بهانه کردند که ممکن است اخراج شوند ، خب اگر از اخراج شدن می ترسند چرا عقاید خود را می گویند ؟ حال که می پرسیم چرا این عقیده را دارید و بیایید برای ما اثبات کنید می گویند ممکن است اخراج شویم ، چطور از همان ابتدا که عقاید خود را مطرح می کنند از اخراج شدن نمی ترسند حال که نوبت توضیح و گفتگو می رسد ممکن است اخراج شوند !!!؟
بعد هم که می گوییم لااقل با پست خصوصی توضیحات خود را ارائه دهید ببینیم واقعاً مخالف قوانین است یا نه ، دیگر از آن ها خبری نمی شود .(دیگر پست خصوصی را که نمی توان پاک کرد:))
این هم نفر چهارم که از گفتگو فرار کرد !

154:

بسم الله الرحمن الرحیم

انتقال چند پست به این بخش:
پست های انتقادی فقط در این بخش ارسال و پاسخ داده می شوند و صحیح نیست که لابلای موضوعات ارسال شوند.

155:

باید مشخص بشه روشنفکر یعنی چی به کی میگن روشنفکر؟

اگه کسانیکه وجود خدا را قبول ندارند روشنفکر حساب میشوند

پس قوم نوح(ع) یا سایر قوم هایی که به انکار وجود خدا پرداختند هم روشنفکر حساب میشن

شما و امثال شما با قوم نوح فرقی ندارید فقط یه مقدار علم(بیچاره علم)را چاشنی عقاید باطلتان قرار داده اید

156:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام

ویرایش ها بی جهت نبوده، بلکه حاشیه پردازی ها، ادعاهای بیهوده مبنی بر پاسخ دادن و پرحجم نمودن بیخودی تاپیک، و ..... حذف یا ویرایش شده اند.

کدام مطلب مرتبط شما بیخودی ویرایش یا حذف شده است؟

157:

مساله اینجاست که شما به عنوان مدیر تازه کار نمی دانید که هنگامی که خود شما یک طرف بحث هستید دست بردن در ارسال های طرف مقابل شما یک نوع خیانت است
می تونید سعه صدر به خرج بدید و بعدا شروع به ویرایش کنید
ویرایش کردن ارسال های طرف مقابل تاثیر روانی هم می گذارد
اینکه شخص مقابل صرفا یک کاربر نیست بلکه مدیری است که همزمان اعمال مدیریت می کند

این چیزها در کتاب ها نوشته نشده و شما کم کم یاد خواهید گرفت
پرحجم شدن هم عموما توسط دوستان شما که کپی پیست کننده های قهاری هستند صورت میگیرد.ارسال های ابتدایی همان موضوع نشانه هستند
کپی پیست! حجیم کننده نبوده از دید شما و نوشتار حداکثر 10 خط و یا یک مقدار بیشتر حجیم کننده هستند
مثلا این ارسال فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (مقدمه) - فلسفه و منطق - هم میهن از دید شما حجیم کننده نیست؟
نیاز به ویرایش ندارد ؟
یک نقل قول بیجهت!

158:

همچین چیزی در قوانین نیست که بنده نتوانم حین ارسال پست، ویرایش کنم
ضمن اینکه مفاد پست شما یا قابل ویرایش هست
یا قابل ویرایش نیست
اگر باشد دیگه چرا شما اینقدر ضعیف النفس هستید و تحت تاثیر؟

در عین حال بنده پیشنهاد میکنم، که به طریق منطقی برای مدیران ارشد پیشنهاد کنید که:
«ساعت ویرایش را از ساعت پاسخگویی مدیران جدا کنند»!!!!!
تا روان شما عزیزان پریشان نشود!

نوشته اصلي بوسيله secure نمايش نوشته ها
این چیزها در کتاب ها نوشته نشده و شما کم کم یاد خواهید گرفت


نوشته اصلي بوسيله secure نمايش نوشته ها
پرحجم شدن هم عموما توسط دوستان شما که کپی پیست کننده های قهاری هستند صورت میگیرد.
در مورد ویرایش و حذف
اگه به همان تاپیک مراجعه کنید، پست کسانی که شما میفرمایید دوستان بنده هستند، و صرفاً تشکر بوده رو نیز حذف کردم
دوست عزیز بیشتر مباحث شما فرار از پاسخگویی است،
مثلاً کاربر mstschp یک سوال را بیش از 10 بار از شما پرسیدند
بنده همان سوال را به تعداد فراوان و مکرر از شما پرسیدم
شما چیز دیگری را که به مسئله پرسیده شده ربط ندارد، جواب دادید

پرحجم شدن، یعنی که شما به سوالات مداوم پاسخ نگویید و بفرمایید که پاسخ نوشتیم

نوشته اصلي بوسيله secure نمايش نوشته ها
ارسال های ابتدایی همان موضوع نشانه هستند
کپی پیست! حجیم کننده نبوده از دید شما و نوشتار حداکثر 10 خط و یا یک مقدار بیشتر حجیم کننده هستند
مثلا این ارسال فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (مقدمه) - فلسفه و منطق - هم میهن از دید شما حجیم کننده نیست؟
نیاز به ویرایش ندارد ؟
یک نقل قول بیجهت!
به نظر بنده بی جهت نیست
در پستهای قبل از این پست، که بنده با شما صحبت میکردم
شما درخواست نمونه تناقض کردید
بنده عرض کردم، شیوه ام بررسی منطقی موضوع است
نه بررسی فنی و تجربی آن
به نظرم ایشان شما رو متوجه نوشته های آقای b313 کردند
که به شیوه تجربی و فنی بحث رو بررسی کرده اند
و اصل مطلب خودشان، 3-4 خط است
و درخواست داشتند که «چه دلایل یقینی بر درستی فرگشت دارید»؟

- شما نباید در داخل بحثها به انتقاد بپردازید(انتقادها را اینجا مطرح کنید)
- انتقاد از مدیران را در پست خصوصی مطرح کنید
- به ادیان بوِیژه دین اسلام که دین رسمی این کشور است، حمله نکنید. ایرادتان را حتی اگر درست باشد در قالب یک سوال مطرح کنید، بدور از هر افترایی مثل:
نوشته اصلي بوسيله secure نمايش نوشته ها
دین تا زمانی که علم به چیزی پی ببرد هیچ چیزی نمی گوید
همینکه علم کشفی انجام داد مفسرین عزیز دست به کار شده و با ال و ول کردن در مورد فتحه و ضمه 26 احتمال ردیف می کنند
یعنی اگر 26 توضیح باشد حتما دین داخل یکی از این توضیحات قرار می گیرد
در ضمن اون تیکه آخر حرفهای شما چه ربطی به زائدات و توضیح خلقت هوشمندانه برای اونها داره؟
این موضوع سوای اینکه به بحث ربط ندارد
مشخص میکنه که شما سرجنگ با دین دارید
و نه به دنبال بررسی علمی موضوع باشید
درصورتیکه میتونستید در قالب یک پست، محترمانه مطرح کنید
و خیلی قوانین دیگر که در لیست قوانین هم میهن وجود دارد.


و سوال آخر، نفرمودید:
«کدام مطلب مرتبط شما ویرایش یا حذف شده؟»
لطفاً پاسخ روشن بدید.

159:

هنوز تازه کارید و نحوه استفاده از ابزار رو کم کم یاد میگیرید
منتهی این مساله می تونه بعد از اعتراضات فراوان کاربران منتقد باشه
یا پیش از اون
این بسته به خود شماست

160:

1- جواب ندادید که: «کدام پست مرتبط شما ویرایش یا حذف شده؟»
آهان فهمیدیم: «سکوت علامت رضاست»

2- بنده برای افرادی که غیرمنطقی هستند، وقتی ابزاری که ایجاد مسئولیت کنه نداشته باشم، راحت تر پاسخ مینویسم، پس اینقدر تهدید به اعتراضات زیاد نفرمایید.
چرا که فعلاً نمیتونم خیلی از یاوه گویی های شما رو به طریق خودتون پاسخ بنویسم.

161:

خاطرم هست که من رو به بی ادبی و فحش متهم کردید
کلمه سبز رنگ اگر معادل فحش و بی ادبی نیست از این به بعد در گفتار من در مقابل شما تکرار خواهد شد
اگر هم بی ادبی و توهینه پس شما اشتباه کردید که عنوان کردید

162:

همینجا هم دارید از موضوع اصلی فرار میکنید
وقتی سوال ازتون میشه:
«در کجا پست مرتبطی از شما ویرایش شده یا حذف شده»
و پاسخی نمینویسید
یعنی علاقه به یاوه گویی دارید
زیرا نشان میدهد که پست شما به صورت کاملاً مرتبط حذف یا ویرایش شده

163:

حرفم واضح بود
اگر یاوه گویی توهین نیست از این به بعد در تک تک پستهایم در مقابل شما استفاده می کنم
اگر هم توهینه باید عذرخواهی کنید

164:

در اینجا شما بی ربط ادعایی کردید
پس جواب اول خود را گرفتید
جواب بعدی شما هم اینه:
شما میتونید خودتون رو از بالای یه 10 طبقه بندازید پایین
ولی عواقب داره
من بعد کاملاً قانونی باهاتون برخورد میشه

165:

پس توهین کردید و باید عذرخواهی کنید
در غیر این صورت در تالار مربوطه ادمین باید پاسخگو باشند
!
تصمیم با شماست

166:

واقعاً چه علاقه ای به بحث علمی دارید
اگر گفتن یاوه گو، به کسی که ایراد بیجا میگیره،
و در ادامه به پاسخها توجهی نداره توهین است
بفرمایید توهین کنید

عرض کردم، هر کاری دوست دارید انجام بدید
واقعاً مثل اینکه درک نمکنید کلام را

تا همینجا شما کلی معذرت خواهی به سایت بدهکارید،
به دلیل ادعاهای واهی

167:

با سلام
جستاری رو که استارت زدید به بخش کتاب و کتابخوانی منتقل شد:
سخنان گوهر بار سعید هاشمی

168:

حال که بر اطلاع در این جستار است

http://forum.hammihan.com/thread159137-3.html

این جستار به ادیان نزدیک تر است

169:

البته مسایل فلسفی بیشترشون در ارتباط با دین هستند، اما هدف اصلی اون تاپیک بررسی استدلالی عامیانه و تخصصی ای هست که افراد در حین بحثهای فلسفی بکار میبرند که نمونه اش هم در پست اول ذکر شده.

در عین حال اگر دیگر مدیران نظرشون غیر از این باشد، از نظر بنده هیچ مانعی برای انتقال به بخش ادیان نیست.

170:

متوجه گفتگو فلسفی جستار هستم و کمی در دوراهی بودم برای اعلان

اما جستار بر راه های نزدیکی بر خداست تا بدان جا که بر فلسفی بودن نگاه کرد.

خود را به جای فردی بگذارید که وارد جستار می گردد نخست پاسخی که به ذهنش می رسد دینیست تا فلسفی

171:

الان بحث میکنین سرجای تالار؟
باز هم که در کار ریشی محمد صادق برادر من.=))))))

172:

دو تاپیک با موضوع فرگشت در این تالار هست
اگر مشترک هستند ادغام کنید
اگر نیستند یکی رو به تالار هم اندیشی یا گفتگوی آزاد یا تالار علمی منتقل کنید

173:


174:

هدف از ایجاد تاپیک فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (مقدمه)
توسط استارتر این طور بیان شده:
نوشته اصلي بوسيله b313 نمايش نوشته ها
هدف اصلی این سلسله مقالات، برگرداندن « فرضیه تکامل » به جایگاه حقیقی خود می باشد؛ یعنی با توجه به وجود شواهد علمی متعدد در مقابل این « فرضیه » و عدم وجود شرایط « نظریه » شدن در آن، هدف ما این است که مخاطبان محترم از این به بعد، به « تکامل » به عنوان یک « فرضیه » ی پراشکال بنگرند، نه یک « نظریه » ی اثبات شده!
و تاپیک جدید:
نوشته اصلي بوسيله elyas44 نمايش نوشته ها
مقدمه
اینجا تالار منطق و فلسفه است !
و هدف ما نقد منطقی دگرگشت می باشد.
و همچنین هدف ما جمع آوری و روشن کردن نقدهای مطرح شده به دگرگشت می باشد.
1 ) فرگشت ( فر ) ،نظر به علت فاعلی و غایی دارد و تکامل، نظر به غایت و هدف دار بودن فعل دارد. لذا فعلا در اینجا از واژه دگرگشت به عنوان معادل Evolution استفاده می کنم. البته دو واژه دیگر هم وجود دارد : دگرگونش ، برآیش
2 ) اینجا از دگرگشت به معنای عام آن سخن می گوییم چه دگرگشت کیهانی و چه دگرگشت حیات.
3 ) چون هدف ما انتقاد منطقی می باشد پس هر کس خواستار دفاع از دگرگشت باشد باید ابتدا یک استدلال منطقی برای اثبات دگرگشت بر پایه مقدمات ارائه بدهد. بعد به دفاع یا انتقاد از دیگران بپردازد.
4 ) انتقاد لزوما به معنای مخالفت نیست بلکه هدف از انتقاد می تواند استحکام بخشیدن به دگرگشت یا پی بردن به خطاها، کاستی ها، نقص ها و نقاط ابهام دگرگشت باشد.
5 ) نظراتی که بیان می شود لزوما دیدگاه من نیست و ممکن است مخالف نظر من باشد. نقد من نسبت به دیگران نیز به معنای قبول نداشتن نظر آنها نیست.
6 ) علم و تجربه و دانشمندان نه در انحصار خداباوران هستند و نه در انحصار خداناباوران تا در پی آن، شواهد تجربی یا دلایل دانشمندان دلیل بر رد نظر گروه خاصی باشد.
7 ) بنا به قبول اشتراکات بین دگرگشت با فرگشت می توان گفت :
خداباورانی که تضادی بین این دو می بینند ممکن است در برخی موارد نسبت به تعریف خود از خدا بازنگری کنند و در برخی موارد اشتباهات فرگشت را تصحیح کنند.
و در طرف دیگر خداناباورانی که این تضاد را مشاهده می کنند ممکن است در برخی موارد نسبت به تعریف خود از خدا بازنگری کنند و در برخی موارد اشتباهات خود نسبت به دگرگشت را تصحیح کنند.
اهداف استارتر هر دو تاپیک کمی متفاوت است،
و البته اشتراکاتی هم خواهند داشت.

در تاپیک اول هم، برخی از دوستان طرفدار فرگشت ناراحت بودند از آوردن استدلالهای منطقی، چون تاپیک فرضیه تکامل رو علمی میدونستند و نه منطقی!

تاپیک قبلی هم حجیم شده، بررسی اون برای تازه واردین به بحث میتونه سخت باشه

به نظر حقیر جداباشد بهتر است

175:

پس میشه قبلی رو بجای "فلسفه و منطق" به زیست شناسی یا تالار علمی منتقل کرد

176:

فقط یک دلیل ذکر نکردم

تاپیک اول سعی دارد تکامل رو به عنوان یک فرضیه از میان فرضیات متفاوت مطرح کند

تاپیک دوم از اساس با مطرح کردن اون در مباحث منطقی مخالفت کرده مگه دلیل اثباتی ارایه شود، ضمن اینکه فرگشت رو کلی تر از اون تحت عنوان دگرگشت در حیات یا کیهان مطرح کرده و ...

در کل به نظر حقیر، اون تاپیک حجیم شده، حتی با یک عنوان و یک هدف هم استارت تاپیک دیگری بهتر است.

177:

سلام جناب سلمان
من فکر می کنم جناب دانیال شرایط و هدف تاپیک را در نظر نگرفته است.
نه اثبات منطقی و استدلالی خود را مطرح کرده است.
و نه به انتقادها پاسخ می دهند.
یعنی هدف تاپیک که نقد فرگشت بود. را تبدیل به تاپیک دفاع از فرگشت کرده اند.
اگر سخن درستی است درخواست دارم این گونه پست ها را حذف بفرمایید.

178:

با سلام

نوشته اصلي بوسيله danielo نمايش نوشته ها
تکامل (فرگشت)
یک تاپیک برای توضیح تکامل ایجاد شد، که جناب دانیلو میتونن اونجا مطالب توضیحی درباره تکامل بگذارند:
تکامل چیست؟

و تاپیک مورد نظر شما هم صرفاً برای بحث و استدلال منطقی و نقد تکامل

بهتره که تا حد ممکن، نقدها کوتاه باشه و دور از حواشی
اینطوری هم طرفداران و هم مخالفان تکامل میتونن بررسی درستی داشته باشند

179:

بنده هیچ ضرورتی نمیبینم تاپیک مجزای استفاده ها و سوء استفاده ها از منطق به هیچ تاپیک دیگری ضمیمه بشه...
این یک تاپیک کاملا متفاوت هست که مباحث به شدت متفاوتی بناست درش طرح و بحث بشه...
نمیشه صرفا به این دلیل که از کلمه ی "منطق" در عنوان یک تاپیک استفاده شده، اون رو به هر صورتی که دلتون خواست جابجا و دستکاری کنید...
نمونه های زیادی وجود داره که دستکاری نشدن، مثل:
مبانی منطق (حساب گزاره ها)

نهایتا اگر بنا به ادغام و از بین بردن تاثیر تاپیک جدید هست، میشه تقریبا همه ی تاپیک های زیر مجموعه ی تالار فلسفه و منطق رو در یک تاپیک با هم ادغام کرد...

180:

به نظر حقیر اون تاپیک شما در زیر مجموعه همین «منطق» قرار میگیره
ضمن اینکه چند تاپیک دیگر هم با آن ادغام شده
من جمله تاپیکی که قبلاً بنده خودم استارت زده بود
و بعد از اینکه مسئولیتی داشتم
تاپیکی که خودم استارت زده بودم را به همین تاپیک ملحق کردم
بعلاوه یکی دو تاپیک دیگر

تعریفی کوتاه از منطق و کاربردهای آن آوردید(درست یا غلط بماند) بعلاوه مغالطاتی درباره منطق

اگر هدف شما معرفی کاربردهای منطق بود
بهتر بود در همان تاپیک «منطق» صورت گیرد

و سوءاستفاده از منطق نیز تحت «مغالطات منطقی» مطرح میشه که میتونستید در تاپیک مربوط مطرحش کنید:
آموزش تشخیص مغالطات با مثال

«منطق» چیست، به معرفی کلی منطق، انواع، کاربردها و تا حدی همین سوءاستفاده ها(هرچند شما منظور دیگری داشتید) میپردازد

تاپیک مبانی منطق(حساب گزاره ها) به طور ویژه به مبانی حساب گزاره ها میپردازد.

در نهایت اگر اعتراضی داشتید، میتونستید اینجا مطرح کنید
تا رسیدگی بشه
نه اینکه پست انتقال داده شده را ویرایش کنید
و دوباره همان تاپیک را سرخود استارت کنید.



تاپیک شما از نظر تاثیرگذاری به نظر بنده خیلی پایین بود، این خودش دلیلی بود برای انتقال

181:

بنده فعلا منظر میمونم تا جناب یا محسن گرامی بیان و ببینیم نظر ایشون در مورد اقدام شما چیه...
شما تاپیک های خودت رو که دقیقا زیرمجموعه ی همون تاپیک "منطق" هستن به کل ندیده گرفتی،
اونوقت اقدام میکنی به ادغام تاپیک های دیگران با تاپیک های خاک خورده و تاریخ مصرف گذشته و بی ارتباط...
بنده حقیقتا نمیدونم هدف واقعی شما از این رفتار چه بوده، ولی آنچه که مسلمه همین اقدام شما باعث شد به جز جناب Archimonde که موقع ارسال تاپیک آنلاین بودن، عملا تاپیک بنده رو هیچکدام از دوستان نبینن...
ما اینجا مطلب جدید قرار نمیدیم برای اینکه شما توی تاپیک های تاریخ مصرف گذشته اونا رو بایگانی کنی
بلکه مطلب میذاریم برای بحث و گفت و گو و تبادل نظر

182:

اگر قرار بر انتظار بود می بایست قبل از ویرایش مجدد و استارت سرخود و مجدد همان تاپیک این کار را میکردید

به هر حال بنده ابزار مدیریتی لازم برای جلوگیری از این قانونشکنی شما رو ندارم،از طرفی لجبازی رو هم درست نمیدانم، بنده نیز منتظر میمانم.

عرض شد بنده یکی از تاپیکهای خودم را هم به همان تاپیک منتقل کردم، بعد از پذیرفتن مسئولیت

تاپیک تاریخ گذشته و جدید بهانه است دوست عزیز، پست جدید در هر تاپیکی باشه (قدیم یا جدید) آپ میشه

منطق و فواید آن و کاربردها و نظریات مخالفانش در همان تاپیک باید بحث میشد، پست اول تاپیک منطق را دقیقاً مطالعه کنید:
نوشته اصلي بوسيله Naashenaas نمايش نوشته ها
برای آشنایی با عقاید مخالفین منطق (چه در اسلام و چه در غرب)، در این جا مهمترین ایرادهای گرفته شده به منطق از سوی مخالفین این علم و پاسخ های داده شده به آن ذکر می گردد.
و چنانچه گفته شد، برخی از این ایرادها مبتنی بر غلط بودن منطق و برخی دیگر مبتنی بر بی فایده بودن آن است.
مغالطات هم در همان تاپیکی که لینکش رو در پست قبل گذاشتم می بایست مطرح بشه

تنها که اسم تاپیک نمیتونه برای استارت تاپیک جدید کافی باشه؟ هدف و قصد اصلی مخاطب در محتویات پست نهفته است

شما ایرادات و شعارهای خودت را از زبان دیگران به نام سوءاستفاده از منطق معرفی کردی که این خودش به نظر حقیر نوعی کلاه سر مخاطب گذاشتن است

183:

با سلام


تاپیکی که استارت زدید:
هاوکینگ و مرگ فلسفه

با تاپیک زیر ادغام شد:
استیون هاوکینگ و «مرگ فلسفه»

184:

سلام
لطفا پست های بعدی را هم به ترتیب ادغام کنید

185:

بادرود
بنده با صرف زمان طولانی مطلبی درتایپیک نقد منطقی دگرگشت نوشته وارسال کردم اما ظاهرا به صفحه خودم ومیز صفحات بعدی دسترسی ندارم وازصفحه 7 به بعد باز نمیشود لطفا دوستان دست اندرکان پاسخ دهند

186:

بسم الله الرحمن الرحیم

صفحه برای من باز شد.
بعضی وقت ها برای من هم این مشکلات به وجود آمده و با حذف همه بخش های موجود در History مرورگر مشکل حل شد. دقیقا هم نمی دانم مشکل مربوط به چیست.

187:

می تونم تاپیکی استارت کنم به عنوان بحث منطقی بعد توش هرچیز غلطی رو انتساب بدم به اشخاص
بعد با این بهانه که شما پست اول نخوندید جواب انتقادات به اون اغلاط رو ندم ؟
این بحث نه منطقی نه علمی نه مفید و نه هیچ چیزی نیست

188:

دقیق تر توضیح بفرمایید، منظور شما کدوم تاپیک است؟

شما میتونید در مقدمات بحثهای منطقی، هر جا سوالی براتون پیش اومد یا از طرف منبا و اثبات بخواهید یا مرجعی علیه اون بیارید، البته ممکنه باز روی صلاحیت مرجع مورد نظر شما و طرف مقابل بحث پیش بیاد.

189:

به همون تاپیک تکامل نگاه بندازید
بازهم از منابع نامعتبر و خنده دار ، ادعای های عجیب کردن و در مقابل درخواست منبع میگن باید منطقی حرف بزنید
یعنی می تونن هر چی خواستن بگن بدون سند معتبر ، به درخواست برای سند هم هیچ پاسخی ندن و بگن بی ربطه

190:

اعتبار منابع رو چه چیزی معین میکنه؟
پست رو دقیقاً نقل بزنید یا با دکمه گزارش مشکل رو دقیقتر توصیف کنید

191:

تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها نوشته اصلي بوسيله elyas44 تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها

نسخۀ عربي كتاب الفوض الاصغر در دانشگاههاي اروپائي در قرن 19 تدريس مي شد. اين كتاب توسط داروين خوانده و باور شده بود. او يكي از دانشجويان زبان عربي در دورۀ تحصيلات الهيات در كامبريج بود، و به عقيدۀ بسياري از نويسندگان غربي ابن مسكويه در شكل گيري داروينيسم نقش داشته است.
كتب جانورشناسي و فلسفي دانشمندان ایرانی - اسلامي در قرن هفدهم ميلادي خيلي قبل از تولد لامارك و داروين در كتابخانه هاي اروپائي موجود بودند. داروين خود در كامبريج به فرهنگ اسلامي علاقمند شد، و اطلاعات لازم را از يك اوريانتاليست يهودي بنام samoel lee بدست مي آورد.
و همچنین این سوال پیش می آید که آیا نظام آموزشی ما نباید اصلاح گردد؟

تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها دانشجوی زبان عربی؟
داروین و فرهنگ اسلامی؟
اگر برای این دو سند ندارید به چه حقی عنوان می کنید

, ادامه داستان
اینها بدون سند هستند و ایشان تمایلی هم برای ارائه سند ندارد
به دلایلی که ذکر شد

192:


نوشته اصلي بوسيله elyas44 نمايش نوشته ها
مقدمه تاپیک نشان می دهد که شما که ادعای منطق دارید و مدافع دگرگشت هستید باید بتوانید نشان دهید که بر اساس چه استدلال منطقی ای به این نتیجه دست یافتید؟
یا اینکه با تبعیت و تقلید به این نتیجه رسیدید؟

متاسفانه هنوز هم نتوانستید مقدمه را به خوبی بخوانید.
قرار براین است که ما نقد کنیم. قرار این نیست که بنده نقدها را برای شما اثبات کنم. و ....
منظورشون اینه که مطابق با چه سندی یا استدلالی میگید، مقدماتی که در منبع ارایه داده شده توسط ایشون آمده (جملات الجاحظ لینک لینک لینکاطلاعاتش غلط است.

این بحث رو میتونید همانجا هم ادامه بدید.

193:

سلام
محتوای اصلی پست این بود که
آیا اولین کسی که مسئله تکامل را مطرح و بررسی کرده است داروین بوده؟
که لینک ویکی هم هست.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1

اما اینکه خود این سخنان و اینکه مثلا داروین چه تحصیلاتی داشته یا چه علایقی داشته هیچ سندی ندارم جز اینکه نقلی باشد از همان گزارش روزنامه از دکتر نورزاد.
و از این جهت به ایشان حق می دهم که شاکی باشند.
«داروین» در سال ١٨٠٩ در خانواده ای اشرافی دیده به جهان گشود. پدر و پدربزرگش هر دو پزشک بودند اما او علاقه ای به خواندن پزشکی نداشت و به مطالعه الهیات پرداخت.
http://www.aftabir.com/articles/view...A7%D8%B3%DB%8C

در سال ۱۸۲۷ پدر ناخشنود از این که پسر جوانش به پزشکی علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، نام او را در کالج کریست دانشگاه کیمبریج نوشت تا در کسوت روحانیت در آید. این تصمیم عاقلانه‌ای برای داروین جوان بود چرا که در آن زمان کشیش‌های انگلیکان درآمد خوبی داشتند و بسیاری از طبیعیدانان خود روحانی بودند. با اینحال داروین در کیمبریج ترجیح می‌داد که به جای درس خواندن همراه با پسر عمویش ویلیام داروین فاکس به سوارکاری، تیراندازی و جمع‌آوری سوسک بپردازد و در این کار آنچنان پیشرفت کرد که او را به عنوان سوسک شناس به جناب کشیش جان استیونس هنسلو استاد گیاهشناسی معرفی کردند. داروین در کلاس‌های تاریخ طبیعی هنسلو شرکت جست و چیزی نگذشت که محبوب‌ترین شاگرد وی شد. با نزدیک شدن فصل آزمون، داروین بر درس‌هایش متمرکز شد و سرانجام امتحانات نهایی را با کسب نمره خوب در الهیات و نمره‌های متوسط در ادبیات یونانی، ریاضیات و فیزیک با موفقیت پشت سر گذاشت.
http://webcache.googleusercontent.co...ient=firefox-a
http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Darwin

البته فقط در متن یک اشاره ای نسبت به جملات الجهیز و ابن مسکویه و منبع شده ولی اعتبار و صحت ان تنها به گزارش دهنده و نشست علمی است.

<<ما جملات الجهيز از كتاب حيوانات او را در آثار مسكويه، اخوان الصفا، ذكريا قزويني و الدميري مي بينيم >>

حاشیه ای بر مطلب " داروین ماده گرا نیست " در روزنامۀ جام جم

در صفحۀ اندیشۀ روزنامۀ جام جم چهار شنبه هشتم تیر ماه 1390، گزارشی از دهمین نشست انجمن فلسفۀ دین در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسید ه بود که موضوع آن اختصاصا به دین و نظریۀ تکامل در میان فلاسفۀ ایرانی تعلق ذاشت، و در آن به بسیاری از مشاهیر ایرانی –اسلامی اشاره نشده و در حق آنها کم لطفی شده بود.
آنچه در این مختصر میآید، گویای دقیق نظریات مطرح شده در نشست نیست. اما آنچه کاملا در چشم می نشیند و ذهن را پر می کند، اثر روانی تیتر درشت مقاله تحت عنوان : " داروین ماده گرا نیست" و بعد در تیتر دوم که: " بسیاری از متفکران ما در فهم نظریۀ تکامل دچار خطا شدند" از قول جناب دکتر داوری اردکانی بود. بعنوان فردی که در طول ترم گذشته در سه جلسۀ استانی در استان هرمزگان نظریۀ تکامل، خاستگاه،و نقش داروین در نظریۀ تکامل و ایرادات آن و سهم دانشمندان ایرانی -اسلامی را برای علاقمندان مورد بحث قرار داده ام، اولین برداشت بنده و بی تردید اکثریت جامعۀ تحصیل کردۀ ایرانی، دانشجویان و دانش آموزان این خواهد بود که پایه گزار نظریۀ تکامل موجودات زنده داروین است، و او فردی معتقد به خالق حیات و خدا وند است. اگر معنای تیترهای فوق این باشد، در اینصورت سوء تفاهمی صورت گرفته است . در اینجا نه از دید کاملا فلسفی، بلکه از منظر علم زیست شناسی و اشتغال داروین نیاز به اصلاح و توضیح دارد، که بطور خیلی مختصر برای علاقمندان بحث، ارائه میشود. قبلا از فرصتی که مدیریت محترم ماهنامۀ وزین حکمت و معرفت بوجود آورده است تشکر میکنم .

دکتر غلامرضا نورزاد

نوشته اصلي بوسيله secure نمايش نوشته ها
...

194:

شما هم که همون حرف ایشون رو تکرار کردید

ولی بالاخره خودشون پاسخ دادن
اما اینکه خود این سخنان و اینکه مثلا داروین چه تحصیلاتی داشته یا چه علایقی داشته هیچ سندی ندارم جز اینکه نقلی باشد از همان گزارش روزنامه از دکتر نورزاد.
و از این جهت به ایشان حق می دهم که شاکی باشند.

195:


... من برای شما چند خطی نوشتم نمیدونم چرا پاک شده ولی خب گفتم در جریان باشید

196:

پست شما خارج از موضوع بوده، این عبارات یعنی چه؟
همین که هست یعنی باشد و اگر نیست یعنی نباشد و اگر چه نیست و هست یکی هست در اینکه نباشد و اینچنین است که اگر ما به علت بنگریم سخت گویند که نیست و اگر به نیست ها بنگریم همگی علتی است ! و اگر از پس هر علتی به معلولی بنگریم نیست و چرایی اینکه معلول پسس از علت است نیست .....

197:


کی گفته خارج از موضوع بوده دوست عزیز :
میخواهید ترجمه کنم ؟ شما مثلا در تالار فسلفه و منطق مدیریت میکنید چطور نمیتوانید این متن ساده را کنکاش کنید ؟

همین که هست یعنی باشد و اگر نیست یعنی نباشد و اگر چه نیست و هست یکی هست در اینکه نباشد و اینچنین است که اگر ما به علت بنگریم سخت گویند که نیست و اگر به نیست ها بنگریم همگی علتی است ! و اگر از پس هر علتی به معلولی بنگریم نیست و چرایی اینکه معلول پسس از علت است نیست ....

198:

با سلام که نا خداست
لطفا به تو هینات این کاربر سیدگی کنید ...
forum.hammihan.com/thread88484-4.html#post5026823
نوشته شده بوسیله lord-agnostic
مانده ام این ترول را چه کسی راه داده به اینجا؟!


پیشتر بارها متذکر شدم احترام(!) خود را نگه دارید ... در صورت عدم رعایت آداب گفتگو و اقدام به مزه پرانی ، رفتاری شایسته ادب و شعورتان خواهم داشت ..

پس مانند خودتان پاسخ میدهم:
من چیست؟
افکار چیست؟
عقاب به چه گویند؟
آبی را برایمان تعریف کنید
سوال چیست؟
قبل چیست؟
را چیست؟
وجود را تعریف کنید ..
شما (نه عذر میخواهم) عقاب تخم گذار است یا بچه زا؟
علت خلقت عقاب چه بوده؟

پاسخ دهید .

199:

اگر شما دقیقاً چیزی خلاف این اعتقادات میدانید بفرمایید صحبت کنید
وگرنه خیلی از دوستان سوادشان از شما در مورد بیگ بنگ و ... بیشتر است
و این نوع صحبت کردن صرفاً انحراف از بحث است

200:

اگر سوادشان بیشتر بود که سوال های مضحک نمی پرسیدند که آقای محترم
باز هم از من نقل قول گرفتید!!
این سوال مضحک که چرا بیگ بنگ دوباره رخ نداده ناشی از کم اطلاعی از کیهان هستش
این آقا باید بره و یک مقداری راجع به کیهان شناسی مطالعه کنه
من نمی تونم برای همه و همه چیز کلاس درس بذارم
ولی می تونم این تلنگر رو بزنم که مطالعه کنند

201:

شما اگه دلیلی دارید، و میتونید به صورت علمی بحث کنید، در پاسخ کاربران دلیلتون و بحثتون رو مطرح کنید

به این شکل کلی بحث کردن، جز انحراف بحث نیست

اگر هم حوصله ندارید در بحثها شرکت کنید، خب بهتره که اصلاً چنین پستهایی نزنید
لطفاً بیشتر مراعات کنید

202:


من هم یک تلنگر به شما میزنم وقتی نمی تونید ادعاتون را ثابت کنید سکوت کنید ...
همیشه عقایدی که بعد ها درستیشان اثبات شده از دیدگاه جاهلان مضحک بوده اند ...
مثل برخی عقاید گالیله ....

203:

ابهام شما کجاست؟
به من بگید سطح علم شما از فیزیک کجاست؟
تا بتونم به شما کمک کنم
از دید شما بیگ بنگ چیست و اساسا رخ داده یا خیر؟(البته دید شما به خودی خود ارزش ندارد
چون شما دانشمند فیزیک نیستید. صرفا می خواهم بدانم با چه کسی و در چه موری حرف میزنم)

204:

به ابهامات خود بپردازید ...
سطح دانایی من از علم فیزیک بماند :) ...
خوشحال می شوم به این سوالات پاسخ دهید ...
1) یک مار کبری به طول"L"با اعمال چه نیرویی از سطح زمین بلند می شود ؟
2)به دلیل وجود انتروپی که یک خصوصیت کیهان می باشد، زمان رو به جلو حرکت می کند. انتروپی به معنی میزان بی نظمی است و همیشه افزایش پیدا می کند. ولی سوال این جا است که چرا در ابتدای بیگ بنگ که مقدار زیادی انرژی در یک فضای محدود قرار داشت، کیهان بسیار منظم بود؟
3)سرامیک‌ها، نارسانا هستند و سپس به ابررسانا تبدیل می‌شوند. در حالی که فلزات رسانا هستند و ناگهان مقاومت در آنها صفر می‌شود. دمای گذار به ابررسانایی هم در فلزات بسیار پایین‌تر از سرامیک‌ها است.
اینکه خلاف نظریه نظریه BCS هست چطور این رو توضیح میدی ؟
البته دید شما نیز به خودی خود در مورد عالم هستی برای ما ارزشی ندارد
من وقتی بیگ بنگ رو قبول میکنم که اثبات بشه اما آیاتی در قرآن که تقریبا با بیگ بنگ جور در میاد ... بیگ بنگ وقتی قابل قبول خواهد بود برای اون خالقی متصور باشه ...
خداوند در آیه 35 سوره طور نیز این سوال را مطرح می نماید :

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ

آیا از هیچ خلق شده‏اند؟ یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند؟

یا در مورد منبع انرژی تامین شده خداوند در سوره الذاریات آیه 47 اشاره کرده است:

وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿۴۷﴾ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آنرا وسعت می‏بخشیم!

خداوند در قسمت این آیه به قدرت اشاره کرده است و در قسمت دوم به مساله گسترش کائنات اشاره کرده است که یکی از اصول مهم کیهان شناسی است و که توسط ادوین هابل با مطاله موج زمینه تابشی به جا مانده از انفجار بزرگ کشف شده است.ادوین هابل مشاهده کرد که جهان هستی با سرعت بسیار بالایی در حال گسترش است و دانشمندان به این نتیجه رسیدند که اگر در طول زمان به عقب باز گردیم جهان هستی در نهایت در زمان انفجار بزرگ در یک نقطه جمع خواهد شد!

در سوره انبیا آیات 30 و 104 خداوند به این موضوع اشاره کرده است:

أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ ﴿۳۰﴾

آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم ؟، و هر چیز زنده‏ای را از آب قرار دادیم، آیا ایمان نمی‏آورند!

یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ ﴿۱۰۴﴾روزى که آسمان را همچون در پیچیدن صفحه نامه ‏ها در مى‏پیچیم همان گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم دوباره آن را بازمى‏گردانیم وعده‏ اى است بر عهده ما که ما انجام ‏دهنده آنیم.

205:


قرار نشد معما طرح کنید و شروع به کپی پیست معماهای فیزیکی کنید

بالاخره بیگ بنگ رو قبول دارید یا ندارید؟
من وقتی بیگ بنگ رو قبول میکنم که اثبات بشه اما آیاتی در قرآن که تقریبا با بیگ بنگ جور در میاد
در حال حاضر بیگ بنگ به اکثر سوالات در مورد شکل گیری جهان پاسخ میده
و معتبر ترین نظریه هست
و دوستان مفسر شما دست به همسان سازی آیات با این نظریه زدند
غافل از اینکه علم همیشه سعی می کنه خودش رو اصلاح کنه
ممکنه فردا روزی نظریه ای کاملا برعکس این نظریه معتبر شناخته بشه
اونوقت دوباره دوستان مفسر دست به کار میشن و دنبال آیات دیگه میرن
تا چیزی شبیه به اون رو پیدا کنند
البته اگر بقیه دوستانتان باز نیان و بگند این نظریه نیست فرضیه است

206:

شما گفتید که می توانید ابهامات ما را رفع کنید از شما خواستم که رفعشان کنید ....
اگر نمی توانید پس ادعا نکنید ....
از آن جایی که چیزی که ما قبل چیزی دیگری آمده پس اولیت با آن شی اثبات شده قبلی است این نظریه ها و علوم هستند که خود را شبیه به قرآن ما می کنند چون قرآن ما 1400 سال پیش از آن ها نازل گشته ... اگر غیر ازاین ادعا می کنید که فرضیه (نظریه) بیگ بنگ قبل از قرآن ما آماده ، ادعایتان را ثابت کنید و اگر نه ساکت باشید ....

207:

پیش از این من یک تحدی!! کرده بودم
برای من یک نمونه بیاورید که یک کشفی توسط قرآن اعلام شده باشه بعدا علم کشف کرده باشه
نه اینکه مفسران با چرخاندن آیات اونم پس از
کشف علم منطبق کرده باشند.
توان فهم تحدی رو.دارید؟ یا برایتون بازش کنم؟

208:

فعلا شما جواب سوالی رو که دادم بنویس بعد بیا در مورد علم حرف بزن ...
بعدش ابتدا باید عرض شود که قرآن کتاب صرفا علمی نیست بلکه اینا رو بهش میگن اعجاز علمی [که البته می دونم درکش برا یه عده که قبل از 1400 سال پیش زندگی می کنند و هنوز بزرگترین پیشرفت علمیشون هیئت بطلمیوس هست سخته ]
نمونه هاش رو آوردم که درکشون خیلی هم راحت بود [سوسمار خوار فهمید] بازم یه نمونه ...
بسم الله الرحمن الرحیم
سوره قیامت
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ (۳) آيا انسان مى‏پندارد كه هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد
بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ(۴) آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم .
اثر انگشت متفاوت هر انسان که تا چند سال پییش شناخته شده نبود چه طور 1400 سال پیش قرآن این مورد رو بهش اشاره ...
اینکه میگی قرآن بدون تفسیر گفته باشه بخاطر اینه که درک بشر از فهمیدن محتوا پایین هست چون همین الانشم می بینیم من این همه قسمت از قرآن آوردم اما بدلیل اینکه [به قول اینشتین] دو چیز انتها ندارد ؛دو چيز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنه‌‌ي کهکشنها ... عده ای بر حماقت خود اسرار می ورزند : )

209:

جواب کدام سوالتو؟
معمای فیزیک که هنوز معماست؟

شما هیچ چیزی نیاوردید
گفتم که هر وقت علم چیزی گفته
مفسرین قران رو تاویل کردند
حالا یک نمونه فقط یک نمونه عکس به من نشون بدید
من به شما به خدا به قران ایمان میارم

210:

معما نبودن که سوال فیزیک بودن .... ادعای علمت میشه اون سوالا رو حل کن و اگر نه سکوت کن
گرچه ما را به ایمان آوردن شما امید نیست اما چون شما ها اینجور چیزا رو لا ادری ....
یک نمونه ...
گفتم که اولا قرآن کتاب علمی نیست ...
بعدش حالا برو تحقیقات ایموتو روی تاثیر دعا و قرآن بر روی شکل ملکول های آب رو بخون : )
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿اسراء-۴۴﴾

برو در مورد محمد عبد السلام برنده نوبل فیزیک بخون که از چه آیه ای الهام گرفته :

دکتر محمد عبد السلام که تحقیقاتی مهم در موضوع پاد ماده انجام داده، این امر را بعد از دست یابی اش به جایزه به طور عجیبی تأکید کرده در جایی که اشاره می کند به این که آیه ی قرآن ««وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» ﴿49﴾الذاریات از هر چیزی دو جفت آفریدیم » به منزله ی احساس مخفی و الهامی قوی است که او در میان تحقیقاتش از پاد ماده دارد.


دستاورد های علمی دانشگاه جندی شاپور اهواز
کلیک کن
شهادتین رو بگو
گرچه شما ها مصداق آیه : 18 سوره : البقرة
بسم الله الرحمن الرحیم
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ
كرانند- از شنيدن حق-، گنگانند- از گفتن حق-، كورانند- از ديدن حق-، و [از گمراهى‏] بازنمى‏گردند.
هستید .
والسلام .

211:

هر چی بیشتر حرف می زنید بیشتر داخل تهی مشخص میشه

اون آیه رو که نباید عنوان می کردید
چون بی اساس بودن این آیه پیش از این بارها عنوان شده
همه چیز در دنیا جفت ندارن
چیزهایی هستند بدون جفت

بعد در مورد عبدالسلام هم در پست بعدی توضیح میدهم


212:

و اما اینجا


مشخصه نمیدونید پاد ماده چیه


تحقیق کنید ببینید که پاد ماده کی و توسط کی پیش بینی شده
بعد ببینید اعجاز کیلویی چند!؟

213:

شما رو میگه
بسم الله الرحمن الرحیم
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ
كرانند- از شنيدن حق-، گنگانند- از گفتن حق-، كورانند- از ديدن حق-، و [از گمراهى‏] بازنمى‏گردند.


214:

میشه بگید پست بالا چه محتوایی داره؟
این رو از این جهت میگم که دست به ویرایش پست های من از سوی شما خیلی خوب کار می کنه
اما یه پست بیربط رو تمایلی برای ویرایش یا حذف ندارید

نیازی هم به پاسخ نیست
بعد از دیدن این پست یا هردورو پاک کنید
یا پست من رو به نشانه بی اهمیت بودن اعتراض پاک کنید

215:

بنده که خیلی از پستهای شما که بی ربط و مورد خوبی برای انجراف بحثها بودن رو پاک کردم
ولی اصرار خودتان به پستهایی که صرفاً کلی گویی هست
موجب این بحثها میشه
شما فکر میکنید انحراف در بحثها چطور شکل میگیره؟
بهتره کمی در پستهای خودتان به جای
کلی سخن گفتن، بی مطالعه دانستن دیگران و ....
صرفاً منطقی و مستدل صحبت کنید

216:

پس از این بعد کر و گنگ هم به دایره بحث وارد میشود
گویا این کلمات بار توهین ندارد.

217:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیات و موضوعات قرآنی به تالار فلسفه مربوط نمی شوند و مربوط به تالار ادیان هستند. بحث سماء و ارض و ... در تالارهای مربوطه پیگیری شوند.
یک سری از پست ها به این آدرس منتقل شدند:
http://forum.hammihan.com/thread1539...ml#post5063409


218:

سلام...
مگه قران و فلسفه از هم جدا هستند؟؟

219:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
موضوعات قرآنی و دینی بخش ویژه خودشان را دارند. البته در تالارهای فلسفه هم بحث های دینی گاه و بیگاه هست اما این روندی که در مورد سوالات قرآنی درباره وضعیت زمین و آسمان ... مشاهده شد بیشتر مربوط به تالار ادیان است که قبلا بحثهایش هم صورت گرفته است.

220:

حمل بر بی ادبی نباشه..اما چند تا پست گذاشته بشه و حذف بشه و به این دلیل که مربوط به تالار نیست..یه کم جالب توجه هست..
بحثهایی که خیلی لازمه اما تا اسم ارض و سما امد شد خارج از تالار و لایق حذف
خیلی از بزرگان دین و فلسفه و غیره روی تکرار هستندو میگویند با تکرار میشه عمق بخشید..حالا اینکه قبلا بحث اینا شده و نیازی به تکرار نیست..خب کمی به اطراف خودمون نگاه کنیم تا ببینیم که اگر خدا این قد غریب نبود هیچ وقت بی نمازی زیاد نمیشد..خدا شناسی برابر با گوش کردن به حرفهای خداست..
میدونم که حرفهای من رو اصلا نمیخونید.
اگر تاپیک رو حذف کنید بهتره..ممنون

221:

بسم الله الرحمن الرحیم

پست ها حذف نشده اند.
برای ادامه گفتگو در این زمینه به تالار ادیان منتقل شده اند:
http://forum.hammihan.com/thread1539...ml#post5063141

222:

چرا ما در مسائل اصول دين و مسائل ديگري که مورد حاجت‌مان است، جو سالمي براي بحث نداشته باشيم؟! در چنين جوّي است که کم‌کم از تضارب افکار، حقيقت و نقطه‌هاي ضعف طرفين روشن مي‌شود و به کمتر شدن افراط و تفريط‌ها و استفاده بيشتر مردم و جامعه مي‌انجامد. چرا ما نبايد در اين زمينه‌‌هايي که مورد حاجت‌مان است و گاهي اختلافات شديدي در آن پيش مي‌آيد و جامعه ما از بسياري علوم محروم مي‌شود، فضاي مناسب، سالم و دور از تعصبات و تنگ‌نظري‌ داشته باشيم که در آن اين بحث‌ها مطرح شود و هر کسي نظر خودش را بدهد تا کم‌کم ابهام‌ها کمتر بشود؟... بايد فضايي باشد که اين بحث‌ها آزادانه مطرح شود، شبهاتي که هست گفته شود و جواب داده شود تا اشتباهات کم شده، دست‌کم فضاي سالمي براي تحقيق به‌‌وجود بياورد.

پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت الله مصباح يزدي

هر کسی نظر خودش را، نه هر کسی نظر دیگری را(نظر کتابها را، نظر استادها، نظر فلاسفه را و ....)

223:

ما نبايد اين مسأله را ساده بگيريم. ارزش حل اين‌ مسأله از مسأله غساله متنجس کمتر نيست چون با سرنوشت جامعه‌ و آينده‌ اسلام سر و کار دارد. اين‌ها را بايد يک جايي حل کرد و بهترين راه اين است که همانند بحث‌هاي فقهي، يک فضاي پاک، سالم و دور از تعصب براي اين مسايل باز شود. زماني در اين شهر مقدس، در صحن مطهر حضرت معصومه سلام‌الله‌عليها، مرحوم آيت‌الله برجرودي رضوان‌الله‌عليه درس نمازجمعه مي‌دادند و فتواي ايشان اين بود که نمازجمعه کفايت نمي‌کند و اگر کسي نماز جمعه بخواند بنابر احتياط واجب بايد نماز ظهر را نيز بخواند. در همان زمان مرحوم آقا سيدمحمدتقي خوانساري در مدرسه فيضيه درس نمازجمعه مي‌دادند و مي‌گفتند: نمازجمعه واجب عيني است. در يک زمان دو فقيه که استوانه‌هاي ورع و تقوا بودند و نمونه تقواي آن‌‌ها در عالم کم‌نظير است، اختلاف فتوا داشتند و هيچ کس هم نمي‌گفت که اين آقا ضد آن مي‌گويد. بحث علمي آزادي مطرح مي‌شد و هرکدام سخن‌شان را مي‌گفتند. امثال مرحوم امام و اساتيد ديگري مثل مرحوم آقاي محقق داماد که استاد مراجع فعلي بودند پاي درس هر دو بزرگوار مي‌آمدند و سخنان هر دو را مي‌شنيدند، تا اجتهاد خودشان به چه مي‌انجاميد.
چرا ما در مسائل اصول دين و مسائل ديگري که مورد حاجت‌مان است، چنين جو سالمي براي بحث نداشته باشيم؟!...
+
منظور آیت الله مصباح یزدی این است که درباره ی موضوعات تخصصی مانند فقه و فلسفه و ... بحث شود .
امثال آیت الله بروجردی و شاگردانشان و متخصصین بحث کنند و نظر بدهند .
منظور از هر کسی این است که طرف حداقل با مقدمات و مبانی و اصطلاحات آشنا باشد .

224:

بسم الله الرحمن الرحیم

این تصور غلطی است که دیگران باید تمام مقدمات ما رو بپذیرند
هنگامی که سوال و ایراد از همان مقدمات است.

225:

چون ادیان وصله به آسمان ودلیل وعلت محکم نداره وباید مومن بشی به چیزی.

226:

پس دلیل داره اما به نظر شما محکم نیست
این حرف رو راسل هم گفته بود
ولی به نظرم از ضعف اعتماد به نفس یا ضعف قوای استدلالی گوینده است
دلیل یا درسته یا درست نیست
همین
محکم و غیرمحکم نداره
ما هم کلی دلیل داریم، برهانهای مختلف که در این سایت و سایتهای دیگه و کتابهای مختلف بحث شده.

227:

خب تصیح میکنم دلیل درستی ندارن،خب راسل گفته باشه چه اشکالی داره.مغلطه ژنتیک یعنی قبل ازاینکه به سخن ومطلب دقت کنیم صرفابخاطراینکه فلان شخص این حرف روزده کلا ردش کنیم و بگیم مثلا این حرف رو اون ملعون گفته که! اون که بوداییه اصلا.

228:

بسم الله الرحمن الرحیم

خب ما که به خاطر اینکه راسل رد کرده باشیم، حرف شما رو رد نکردیم
بلکه گفتیم حرف شما و راسل یک پاسخ دارد که بیان شد

برهانهای مختلف رو ببینید، و بعد بفرمایید کدام یک از دلایل نادرست است و چرا؟

229:

چه عرض کنم موندم از کجا شروع کنم!!! من خیلی ازین بحثها کردم شاید ساعتها پشت سرهم آخرش هم طرف مقابلم بهم گفته «توبهترمیدونی یاخدا!!!؟؟؟»

230:

اینکه شما بحث کرده باشی و طرف مقابل همچین چیزی بهت گفته باشه،
دلیل بر این نمیشه که دلایل خداپرستان باطل باشه و دلایل شما درست
شما در تاپیک های مربوطه پست بزن، نقد کن، پاسخ دریافت خواهی کرد
اگر هم در اعتقاد خودتان مطمئن هستید، خب نیاز به بحث ندارید

231:

تاپیک رو قفل کن

نوشته اصلي بوسيله salmaan
در جستارهای فلسفی صرفاً به سوالات و بحثها پاسخ بدید، هرگونه حاشیه پردازی و تمسخر و ..... برای شما ایجاد کارت اخطار میکنه، ضمن اینکه تاپیک مورد نظر شما میتونه قفل بشه

232:

جستار وقتی به حاشیه بره باید قفل شه
آبروریزی چرا؟
پستهای اسپم و خلاف قوانین باید حذف شود یا به حالت عدم تایید درآید

233:

کار بلد نیستی

234:

با سلام مجدد آقای رایان
ما شا الله به همه جواب میدید الا ما
در پست های قبلی صحبت هایی بین من و اقای مدیر تالار فلسفه
صورت گرفت
عرض کردم این اقا گفته من به مقدسات توهین کردم !
مدیر تالار فلسفه هم پست هایی در جواب گذاشت و بنده هم جواب دادم
پست ها مشخص است قضاوت به عهده شما قرار شد.
عدم جواب شما در چند روز گذشته باعث شده مدیر فوق دایما پیام های اخطار و کارت قرمز و این حرفها پبام برنه
من میگن در تالار فلسفه فعالیت نمی کنم
پیغام اخطار میفرسته.
ظاهرا شما نمیخواهید پیگیر باشید
پست های من در رابطه تشیع کاملا مشخص است
و باید مشخص شود ایا این اقا خصومتی با شیعه علوی دارد که تهمت زده
پست من توهین به مقدسات است.؟
البته مسلم است در صورت عدم پیگیری جنابعالی پستی در این مورد از طرف من در هم میهن نخواهد بود.اما قطعا پیگیر خواهم شد.
من خواستار پیگیری فوری این قضیه از شما مدیر محترم هستم.
مدیر تالار فلسفه هم حرفهایشون رو زدند در پست های قبلی و البته علی رغم ما که پیغام خصوصی به شما و آدمین عزیز نمیتونیم بزنیم احتمالا با شما
مکاتبه داشتند.

یا علی

235:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت جناب رایان

بابت توضیحات مکرر عذر میخوام:
جناب غریبه (gharybe) در تاپیک آداب شرف الشمس در روز شرف الشمس گفتند که:
بنده هم صرفاً بابت همین پست، تذکری برایشان فرستادم که:
چنین پستی: اسپم و سم پراکنی محسوب میشه، لطفاً تکرار نکنید، و گرنه اخطار دریافت خواهید کرد.
و بابت قضایای گذشته، از زمان طرح موضوع در این تاپیک، هیچ تذکری و اخطاری فعلاً به ایشان داده نشده

همچنان معتقدم که ایشون در آن پست مورد بحث به اسلام توهین کردند و لایق کارت اخطار.

و جناب غریبه عزیز
نوشته اصلي بوسيله gharybe نمايش نوشته ها
پست های من در رابطه تشیع کاملا مشخص است
و باید مشخص شود ایا این اقا خصومتی با شیعه علوی دارد که تهمت زده
اعتقادات شیعه علوی؟ و اسلام؟ یا اعتقادات شما؟
اینجا جای بحث در مورد اعتقادات شما(که میتواند غیرعلوی باشد) نیست
ولی خوانندگام محترم میتوانند این لینک را ببینند:
http://forum.hammihan.com/thread173008-10.html

236:

با سلام.

- دوست گرامی پاسخ داده نشد چون اولویت حل مشکل با همان طرفین اختلاف است و انتظار اینکه با گفتمان مساله رفع بشود.

چیزی که شما را دچار مشکل کرده است تا حدی در همینجا هم نمود دارد؛ من فقط زمان قابل توجهی صرف کردم که شکایات پراکنده شما را یکجا جمع کنم! پریدن به شاخه ها و تاپیکهای مختلف و اطاله نالازم (و گاهاً با لحن نامناسب) بحثها از مواردیست که دقیقاً در همان بخش فلسفه هم مشاهده میشود و واقعاً متوجه نشدم مثلاً ارتباط چایی امام جماعت به بحث فلسفه کجاست؟

من این را لزوماً در بحث مقدسات قرار نمیدهم، اما واقعا اینطور حرکات شایسته یک بخش موضوعی هم نیست. حتی اگر معتقدید پاسخ آقای سلمان علمی نبوده است بهانه ای برای این حرکات نمیشود.

در مورد تاپیک هم به شخصه معتقدم تا ابزارهای مدیریتی هست میتوان جریان یک بحث را اصلاح و نه متوقف کرد و ازین رو میتوانند تاپیک رو بازگشایی کنند (و این درخواست را از آقای سلمان دارم) ، اما شما هم عنایت بیشتری به نظم و حریم مباحث و تالار داشته باشید، میبینید که از همان ابتدای مباحثی مانند همین تاپیک مورد تائید و سپاس خود من بوده است و اگر واقعاً فعالیت با چهارچوب و نظم معمول را داشته باشید، مورد حمایت هم خواهید بود.




237:

با سلام و عرض ادب حقیقت اینکه من هم در پی حل این مسئله بودم حتی پستی زدم که در تالار فلسفه و منطق فعالیت ندارم اما گویا با اخطار های عجیب روبرو شدم یکی از دوستان شما را فرد متعادلی معرفی کرد منهم ترجیح دادم قضیه توسط شما حل شود در این مورد قطعا وقت گذاشتید و ممنون هستم.
نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها
چیزی که شما را دچار مشکل کرده است تا حدی در همینجا هم نمود دارد؛ من فقط زمان قابل توجهی صرف کردم که شکایات پراکنده شما را یکجا جمع کنم! پریدن به شاخه ها و تاپیکهای مختلف و اطاله نالازم (و گاهاً با لحن نامناسب) بحثها از مواردیست که دقیقاً در همان بخش فلسفه هم مشاهده میشود و واقعاً متوجه نشدم مثلاً ارتباط چایی امام جماعت به بحث فلسفه کجاست؟

بحث پراکنده نبود دارای یک خط مشی بود خدمت شما عرض کنم مدیر تالار جواب میداد و منهم مجبور بودم جواب او را بدهم اما کل متن مشخص است در مورد تهمت بزرگ توهین به مقدسات بود البته کار برای شما که بهر حال از اول ماجرا شرکت نداشتید سخت شد چون اولین برخورد اقای تالار فلسفه بر میگشت به تعریف انرژی و پایستگی انرژی که در مورد زندگی گذشته و مسئله روح بود که در همان تاپیک بعد از مبحث دقیق و درست انرژی در پست من نقل قول زدند که : حالا منظور شما از این تعریف نیم بند چیست؟!!!!!
این اولین برخورد ایشون با من بود اگر ادم منصفی باشد اعتراف میکند به این پست البته از یکی یا دوتا دوستان به این برخورد در همان تاپیک اعتراض شد.
که کجای این تعریف نیم بند است؟!!!!
به نظر شما یکدفعه وسط یک مبحث پریدن و از لفظ نیم بند استفاده کردن توهین و تمسخر نیست ؟!!!
منهم در اون بحث شرکت نکردم هنوز اون بحث بود در همان روز با همان لحن وارد مبحثی دیگر شد از من که استارت خورده بود. بهر حال در مباحث مجازی از سال 1387 تا حالا من یک کهنه کار هستم کسی یک کلمه پست بزند میفهم به چه منظوری وارد بحث شده است.
خوب اگر در این مورد شما یک قضاوتی کنید حق با شماست چون در جریان اصل قضیه نبودید
حتی در ادامه من به این اقا گفتم اجازه نمیدهم این پست را به حاشیه بفرستید که متعاقبا پست استارت خورده از طرف ایشون قفل شد.



نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها
من این را لزوماً در بحث مقدسات قرار نمیدهم، اما واقعا اینطور حرکات شایسته یک بخش موضوعی هم نیست. حتی اگر معتقدید پاسخ آقای سلمان علمی نبوده است بهانه ای برای این حرکات نمیشود.
این لپ کلام ما در این بحث بود حتی پیغام خصوصی زدم که من از این تهمت راضی نیستم و اون دنیاتون رفت رو هوا (کلامم را عوض نمیکنم) هنوز هم از این شخص راضی نیستم تا وقتی خودشون اعلام کنند که طرح توهین این شخص از طرف من به مقدسات اشتباه بوده است.
خرافات هیچ سنختی با مقدسات ندارد .
از بابت این قضاوت درست از طرف شما ممنونم بهر حال ما همه با هم هم میهن را ساختیم اگر کاربران نباشند هم میهن هیچ معنایی ندارد. کلمه توهین به مقدسات متاسفانه داستان زنجیره ای در فضای حقیقی ماداشته و دارد فکر میکنم شما هم یادتون باشد کوچکترین انتقاد به انقلاب برابر بود با مارک ضد انقلاب.ضد اسلام- کافر و...البته الان به نوعی دیگر هست


نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها
در مورد تاپیک هم به شخصه معتقدم تا ابزارهای مدیریتی هست میتوان جریان یک بحث را اصلاح و نه متوقف کرد و ازین رو میتوانند تاپیک رو بازگشایی کنند (و این درخواست را از آقای سلمان دارم) ، اما شما هم عنایت بیشتری به نظم و حریم مباحث و تالار داشته باشید، میبینید که از همان ابتدای مباحثی مانند همین تاپیک مورد تائید و سپاس خود من بوده است و اگر واقعاً فعالیت با چهارچوب و نظم معمول را داشته باشید، مورد حمایت هم خواهید بود.


من از شما ممنونم بهر حال یک مدیر تالار به شما نزدیکتر است تا من که یک کاربر هستم اما این خوشبختانه تاثیری در قضاوت شما نداشت .
چند روزی مزاحم شما شدم و وقت گذاشتید از باز شدن پست ممنون هستم.با تامل جملات شما را خواندم و پیشاپیش عید بهار فاطمی را به شما و تمامی کاربران تبریک میگویم.
حق نگهدارتان

238:

از نظر بنده این حرفها عذر بدتر از گناه است
و آن حرفتان هم توهین به مقدسات است
اگر از نظر همکاران «امام جماعت» مقدسات نیست
برای ما هست.

بنده کارت رو برای شما منظور خواهم کرد.

239:

با هم معتقد بودیم که در اخر قضاوت را مدیر محترم سایت انجام دهد
قضاوت را دیدید و گویا بود
قسمت های خطاب به من بود و قسمت هایی خطاب به شما
ولی یک تاسف را از من داشته باشید
چه من چه شما چه مدیر مجازی و حقیقی چه قاضی و چه شاه و وزیر و پیامبران خدا همه بنده خدا هستیم.
من یک پیغام خصوصی برای شما زدم که این تهمت حتی میتواند در آن دنیا تاثیر منفی داشته باشد(آن دنیا را به هوا بفرستد)
چرا ایرانیها گناه بدون لذت انجام میدهند؟
یک نفر میرود کافه و کلوپ و... برای خودش از نظر خودش اوقات خوشی فراهم میکند خوب از لحاظ ما او گناه کرده اما گناه او لا اقل اوقات خوشی داشته از لحاظ خودش
اما فرد تهمت زننده گناهش هزار بار از از او بیشتر است هیچ لذتی هم نداشته!
کسی گوشت مردار بخورد بهتر است یا گوشت خوک؟
طرف میرود گوشت خوک میخورد برای او یک خوراک است به لحاظ ما حرام است اما غیبت کننده گوشت برادر مرده اش را خورده است.هم حرام است هم چندش اور هم مرده خوار هم....
شما یک تهمتی زدی هیچگونه امتیازی برای شما ندارد نه به لحاظ مالی نه علمی نه فرهنگی و....
واقعا تعجبم فکر میکنید این جا چون مجازی هست اینها تهمت نیست؟
من وجود دارم شما هم وجود داری بابت تهمتی که زدی راضی نیستم. اگر قاضی خداست مطمین باش تهمت زدی. اگر قاضیت بنده خدا و مدیر محترم است که مباحث رو دیدند و نظر شون رو دادند ..
بهر حال ممنون شما هم بحث را دنبال کردید
نظر مدیر محترم را دیدیم .
صحبت دیگری باقی نمی ماند.
یا علی

240:


نوشته اصلي بوسيله gharybe نمايش نوشته ها
با هم معتقد بودیم که در اخر قضاوت را مدیر محترم سایت انجام دهد
بنده برای مدیران محترم، احترام قایل بوده و هستم
تاپیک مورد نظر را بلافاصله باز کردم

صرفاً میخواستم چون اظهار میکردید قصد توهین نداشتید فرصتی باشد برای جبران
که گویا بدهکار هم شدیم

ولی شما گویا مدام دنبال حاشیه پردازی هستید
لذا به نظر بنده هیچ آثار پشیمانی در شما پیدا نشده
پس میبایست به حق خود برسید
شریعتمداری در ادامه پیرامون دیدارش با امام خمینی (ره) در زمان نوجوانی افزود: توفیقی که خداوند عنایت فرمود اردیبهشت سال 1343 بنده نوجوان بودم . امام (ره) که از زندان آزاد شده بودند به همراه عده ای از جمله آیت الله مجد به دیدار ایشان رفتیم . جمعیت انبوهی در داخل منزل حضرت امام (ره) در قم حضور داشتند و من تنها نوجوان آن جمع بودم. بنده یک بار رفتم و دست ایشان را بوسیدم و دوباره به انتهای جمعیت رفته و خدمت حضرت امام (ره) رسیده و دست ایشان را بوسیدم . ایشان متوجه شدند و اشاره کردند به اطرافیان تا من را به داخل ببرند . خدمت ایشان که رسیدم دیدم برایشان چای آوردنده اند در استکان های کمر باریک . من هم باقی مانده چایی ته استکان حضرت امام را سر کشیدم .
مدیر مسئول روزنامه کیهان در ادامه اظهار داشت : جایی این خاطره را برای فردی که خودش انکار نمی کند با موساد همکاری داشته و دیروز هم عربستان بود تعریف کردم و او گفت: "مگر خوردن تفاله چای امام خمینی (ره) افتخار است؟" که در جوابش گفتم :
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است
خاطره خواندنی شریعتمداری از اولین دیدارش با امام(ره)

241:

شما از نظر خودت حرف میزنی حرف خودتون رو قبول نداری قرار شد قضاوت را به عهده مدیر بگذاریم نمیخواهید خدای ناکرده حرفتان را پس بگیرید.
امام جماعت
یزید هم امام جماعت بود برای شما مقدس است؟
معاویه هم بود برای شما مقدس است؟
امام جماعت های زیادی را میتوانم نام ببرم که بخاطر اختلاف مذهبی مجبورم نامشان را نبرم که از اهل تابوتند ایا مقدس بودند؟
هر کسی در جوار حضرت رسول به خاک سپرده شده به علت این مجاورت بهشتی هست؟ مقدس است؟
خانم ع در 9 سالگی حافظ کل قران بوده از نزدیکان حضرت رسول است ایا مقدس است؟
بر فرض بگیریم امام جماعت محله شما ادم بسیار متدین و با ایمانی باشد
ایا ته مانده چای او مقدس است؟!!!
در مورد اون کارت شما در این پست اعلام میکنید پایبند قوانین سایت نیستید و حاضر نیستید به حرف مدیران ارشد توجهی کنید
شما علت کارت رو توهین به مقدسات ذکر کردی(همین حالا در همین پست هم اصرار بر حرف خود دارید)
جواب آقای رایان را دیدید یعتی علت اشاره شده به توهین به مقدسات از طرف شما مردود است
این پست شما قانون شکنی در سایت است

242:

مخاطب شما کسیه که امامان جماعت کشورش یزیدیان نیستند
عرض کردم پاسخ شما را داشته و دارم
بهتره بیشتر از این خودتون رو برای همه باز نکنید
قصد بنده دادن فرصتی برای جبران بود

البته با این پست نیازی به هیچ پاسخ دیگری نیست

243:

شما تهمت زدی من اظهار پشیمانی کنم
مثل اینکه شما دچار اپیدمی تشکر از خود شده اید
جناب مدیر محترم آقای رایان
این فرد هنوز هم دارد از جملات تهدید امیز استفاده میکند جملات منسوخی که حتی در فضاهای حقیقی فاقد ارزش است
دیگر این شما و این هم قضاوت شما
چند پست اخیر این شخص دال بر درست بودن تمام جملات من نسبت به این شخص است.
خدارو شکر بابی باز شد تا مشخص شود چه کسی راست می گوید

244:

شما طوری میخواهید جلوه بدهید که آقایای رایان و آدمین محترم از شما دستور میگیرند

این من بودم که فرصتی به شما دادم بابت توبه شاید خداوند از سر تقصیرتان بگذرد البته مثل اینکه کار اشتباهی کردم.
شما متاسفانه توبه پذیر نیستی و از قضاوت اقای رایان به اندازه کافی عصبی شده اید.
حرف حق برایتان تلخ است.در صورتی که حق همیشه شیرین است.

245:

حاشا و کلا

برخلاف تصور شما جناب رایان هیچ نظر مستقیمی ندادند که این کفته شما: «توهین هست یا نیست»
و در حقیقت فرصتی بود برای شما

246:

دیگه بر هر خواننده ای پر واضح است نظر ایشون چیست حتی اگر گذرا بخواند معلوم است
نظر جناب رایان چیست


نگاهی به پست های بعدی شما دال بر عصبانیت و کم طاقت بودن شماست
هر خواننده ای پست های مورد نظر را بخواند در همین تاپیک اذهان میکند شما تهمت زدی
و پشیمان هم نیستی چون فعلا از جرم تهمت شما گذشتند.
البته به لحاظ سایت هم میهن
خدار شکر قاضی اصلی خداست و بزودی آثار این گناه بزرگ در زندگیتان هویدا خواهد شد.

247:

یا علی

248:

برداشت بنده از عبارت جناب رایان: «لزوماً اینطور نیست» اینه:
نیاز به تحقیق بیشتری دارد تا اینطور باشد.

و به نظر بنده تحقیق در این چند پست انجام شد، و بنده حرف ایشون رو کامل در نظر گرفتم
ولی عرض کردم شما فرصتی که به شما برای جبران داده شد را ندیدید

249:

--
نوشته اصلي بوسيله gharybe


- با توجه به اینکه بحث از کلیات مدیریت به جزئیات و موضوعیت تاپیکها تغییر یافته، به خود بخش فلسفه منتقل شد.

- در مورد بحث امام جماعت و .. ، در عین اینکه عبارتی که استفاده شده (چایی و .. ) بی معنی و بیجا هست و تا همینجا مدیریت میتواند بابت انحراف و اسپم و حتی بی احترامی به ارکان مذهبی رسیدگی کند؛ اما به شخصه و در این مورد، با اطلاق "مقدسات" که بیشتر در مورد قرآن و معصومین و اولیا بکار میبریم موافق نیستم. با این حال اگر این حرکت کنایه و اشاره به شخصیتها و افراد و آیین مشخصی بوده، میتواند به تشخیص مدیریت بعنوان تخلف محسوب شود. در حقیقت در این مورد مدیریت با توجه به آشنایی با سوابق و فعالیت کاربر میتواند نظر دقیقتری بدهد.



250:

به شما احترام گذاشتند اقای رایان مدیرتی بر خورد میکند نه سیخ بسوزد نه کباب.
شما قبول بفرمایید
پست ها را پرینت میگیریم (برای استارت پرونده لازم است در یک مرجع تشخیص قضایی (شما حوزه قضایی را مشخص بفرمایید که خدای ناکرده مهر پارتی بازی هم نخورم) ارجاع میدهندبه بخش امنیت اینترنتی پیگیر باشند چون پیشنهاد از من بوده تمام مخارج قضایی و... این پرونده با من..یا میتوانیم پلیس اینترنتی (شما تقاضای پیگیری بدهید اصلا شما شاکی) اگر نمی دهید من حاضرم این کارو انجام بدهم قضاوت به عهده آنها.
این دیگر نه من را میشناسند نه شما را درست هم قضاوت میکنند
بهر حال من پیگیر این تهمت هستم

251:

جناب رایان سلام عرض شد خسته نباشید
من از شما انتظار یک نظر رک دارم حتی اگر 100 درصد به ضرر من باشد
ما شیعه هستیم و مراجع تقلید بزرگی داریم من عین متن را میخواهید به هر مرجع تقلیدی
که شما بفرمایید ارجاع بدهم(به صورت مراجعه به سایت اینترنتی دفاتر و در قسمت پاسخ و پرسش) جوابش و لینک جواب را بگیرم
دوست عزیز و گرامی
حضرت علی(ع) به سلمان فارسی رحمت الله علیه در زمان حکومت مولای متقیان اذن بوسیدن دست را ندادند و فرمودند این مربوط به پادشاهان است.
بعد چطوری ته چای امام جماعت تبرک و مقدس است؟
بدعت در دین و وارد کردن خرافات در دین گناه کبیره است خدا وکیلی واضح است حرف اقای تالار فلسفه تهمت بزرگی است شما قطعا از من بهتر میدانید اما ببخشید این قضاوت من را خیلی با ملایمت با این موضوع برخورد میکنید
اگر قرار باشد در این سایت هر کسی به دیگری تهمت بزند که سنگ رو سنگ این سایت بند نمی شود.
لطفا درخواست مرا قبول کنید خودتان پیگیری کنید
ببخشید تعصب ها به جایی رسید بجای پرداختن به افکار شهید دکتر علی شریعتی گفتند نخیر این شخص چون ریشش را با تیغ میزند و کراوات دارد شبه کفار است!!!!
امروز وظیفه همه ما شیعیان ایرانی این اسن جلوی نشر خرافات در این دین را بگیریم
من فرض کنید اصلا حذف بشوم خوب مگر من یا او یا حقوق بگیر سایتیم یا بهره ای میبریم.
امروز من یک تهمت میخورم چون جلو ی خرافات می ایستم فردا اگر برخورد نشود کل ایران را خرافات می گیرد
خرافات سم پراکنی دشمن در دین بخصوص تشیع است.
بعنوان یک شیعه همه وظیفه داریم جلوی خرافات را بگیریم.
امروز اشاعه خرافات در بعضی از مراسم عزاداری امام حسین(ع) و گذاشتن اهنگ بیگانگان در این مراسم مداحی را از اصل خود خارج کرده است.
امروز دشمن تشیع سلاح سردش قویتر از سلاح گرم است در افکار جوانان ریشه دوانده
نمونه اش مراسمی که در نزدیکی قم عده زیادی را دستگیر کردند و فردی گروهی را جمع کرده بود در نزدیک دریاچه نمک مراسم انجام میدادند و رو به قبله نماز نمیخواندند رو به کربلا نماز میخواندند و میگفت پول بدهید به امام زمان بدهم تا گناهانتان را واسطه شوند که ببخشند
متاسفانه در بین گول خوردگان تعداد زیادی آدم تحصیلکرده بود .
بازهم تاکید دارم به علتی که میدانم شما پیگیر باشید بعنوان یک دوست درخواست من را قبول کنید ممنونم

252:

از نظر بنده قضیه همان است که عرض شد
شما هر کاری درست است و دوست دارید انجام دهید
شکایت دارید، دنبالش برید
پیش قاضی، پیش مدیران ارشد، پیش ادمین، نزد پلیس اینترنتی و ....
و بنده درخدمت شما و این عزیزان هستم.
اما:


اخطار: دیگه از نظر بنده اجازه ندارید موضوعات رو اینجا مطرح کنید

253:

1: هم مبهن ملک شخصی شما نیست اگر من حذف هم شوم اما باز هم برنده ام چون نشان دادم حرف شما فاقد اعتبار است و اخطار های شما برای من ارزش ندارد.
شما شاید در اینجا نباشید نان و آب تان قطع شود اما ما به کرم مرتضی علی دنیای حقیقی برایمان وسیع و پر برکت است.
2:نظر شما توسط اقای رایان تایید نشد و خوشحالیم ما هم نباشیم افراد با شخصیت تن به
نظر های بو دار و خارج از عرف شما نمی دهند
3: نظر اقای رایان شما را عصبی کرده است
4: لازم باشد از هر طریقی که صلاح بدانیم پی گیر خواهیم شد بستگی به این دارد بخواهیم برایش وقت بگذاریم یا نه و چقدر تایم از ما خواهد گرفت احتمالا پیگیر میشویم
5: اما فرمودید در خدمت هستیم در دیار شما اگر به تهمت زدن به هم می گویید خدمت
پس خدمتتان برای خودتان .
6:اخطار:اگر این پست آخرین پست من در هم میهن باشد بازهم نشان دادیم اخطار شما و اجازه شما برای ما فاقد هر گونه ارزشی است اگر الکی میخواهید با خود خوش باشید این گوی و این میدان/ نظر قطعی من عناد و کینه شما با شیعه علوی است و تهمت زدن و ایجاد و وارد کردن خرافات در تشیع است خوشبختانه شما برنده نبودید- نیستید و نخواهید شد.
ود ر آخر جناب رایان:
عدم پاسخگویی به این افراد توسط شما این ذهنیت را ایجاد میکند شاید این شخص که به اینصورت مانور میکند باید از نزدیکان آدمین باشد! چون در هر مدیریت حقیقی (اگر خواستید تلفن میگذارم صحبت کنیم) این افراد
توسط مدیر عامل اخراج میشوند مگر فامیل یا سفارش کرده مدیر عامل باشند در غیر این صورت تنها گزینه ضعف در مدیریت است. دنیای حقیقی من اگر افتخار داشتم با هم تلفنی صحبت کنیم سر و کارش با مدیریت است.
ممنون جناب رایان

254:

چرا پست های من که در ان توانسته بودم مدیر تالار فلسفه را محکوم کنم و ادعای ایشان را رد کنم و از ایشان اعتراف بگیرم که اشتباه کرده اند را پس از ویرایشی که مدیر یا محسن انجام داده اند، حذف شده اند؟؟؟؟ من خواستار اینم که پست هایم برگردانده شده و مدیر مربوطه توبیخ شود

255:

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث منطقی بایستی بدون حاشیه سازی باشد.
پست های حاشیه ای حذف شدند ...

256:

خب حاشیه ها رو پاک کنید...
شما کل بحث رو حذف کردید...
من جمله اونجا که به اشتباه خودشون اعتراف کردن رو... این نباید حذف میشد...
ضمن اینکه
نمیشه هیچ بحثی رو بدون حواشی داشت...به هر حال هر بحثی حواشی یی دارد. خود مدیریت بیشتر به این حواشی دامن میزد. و حتی توهین کرد که بنده تقاضای رسیدگی به اون توهین ها رو هم دارم.
هرچند تو سیستم معاویه ای زور حرف اول رو میزنه و اگه همین توهین ها از سوی ما بود با اشد مجازات روبرو بود... اما میدونم که به خاطر کاپیتولاسیون مدیریتی اونها هر توهینی بکنند مشکلی ندارند... مشکل فقط برای ماهاست...
اما همین که بهش پرداخته نمیشه خوبه... باز کاربرا میبینن که توهینی شد، بدون در نظر گرفتن مجازاتی برای مدیر...

257:

بسم الله الرحمن الرحیم

می شود بدون حاشیه، گفتگو کرد.
در بخش فلسفه و منطق، فقط بحث منطقی و فلسفی مجاز است. در شیوه به کاربردن عبارات هم باید دقت شود.
طعن و کنایه های نامناسب و ... شیوه صحیحی برای گفتگو نیست.
پست زیر پس از ویرایش، برگردانده شد:
http://forum.hammihan.com/post5290335-202.html

258:

جناب یا محسن؟ حال که انتقاد ما به جایی رسید و توانستیم یک پست را فقط اونم با نقطه چیناش بیشتر از خود متن(به فال نیک میگیریم) پس بگیریم... خواهش میکنم مطالب رو تا اونجا دنبال کنید که به مطلب مربوط است را همینگونه ادامه دهید و با ویرایش بنویسید... اونجا که ایشون به طور ضمنی پدیرفته اند که اشتباه کرده اند...

259:

هه!!!!

الان نمیخوام درباره ی حاشیه داشتن یا نداشتن و امکانش یا عدم امکانش بحث کنم...
سوال من اینه که چرا پست های مرتبط منو حذف کردین؟
ضمن این که!
چرا پست هایی که یک بار خود شما ویرایش کردین و تموم شده رفته ، به ناگهان حذف شدن!!!! این یک بام و دو هوا نیست؟
به عنوان مثال این پست شما حاشیه ندارد؟
هم توش طعن داره و هم حاشیه است!!!!
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن
اما هنوز حذف نشده است...
یا مثلا این پست:
آیا افکار مادی هستند یا غیر مادی؟ - فلسفه و منطق - هم میهن

چجوریه که دوستان شما هر چی بخوان بگن و ابروی ما رو لجن مال کنن مشکلی نیست و هنوز کههنوز است پستهایشان هست(پست های ایشون مشحون از طعن و لجبازی و ... است)اما به ما که میرسد چون توی سیاست نظراتمان متفاوت است، توی فلسفه هم عقده گشایی کرده و هر سخن ما را ویرایش میزنید ولی کاپیتولاسیون مدیریتی باعث میشود که سلمان ان حرف ها بزنند.
همان ها که حذف کردید...
خدایی اگر ان حرف ها را من به شما بزنم(که غلط کردی و فلان...) کم کم یه کارت قرمزی زیردی چیزی میدهید...
...

260:

بنده در کجا و دقیقاً چطور به شما گفتم «غلط کردید»
ضمناً مودب باشید
بچه خودت هستی

در حقیقت شما بچه هم نیستید
هیچی نیستید، جز یه حاشیه ساز

261:

از پست های حذف شده نقل قول بگیرم؟؟؟؟؟
من خیلی این حکایت رو تعریف میکنم تو این سایت:
تهی دستی در زمستانی سرد وارد روستایی شد...
از انها چیزی طلب کرد... به وی ندادند... و شگ ها را برای دور کردنش به سمتش روانه کردند...
خم شد تا سنگی بردارد، اما به خاطر یخبندان سنگ ها به زمین چسبیده بودند... فریاد زد: چه بدمردمانی هستید شما... سنگ ها را بسته اید و سگ ها را رهانیده...
(باز نگی الان به تو توهین کردم گفتم تو سگی ها!!!! نعوذ بالله! ما کی باشیم از این توهین ها به کسی بکنیم... ما در برابر توهین شما روی خوش نشان دادیم... لطف کنید پست ها را برگردونید تا نشان دهم کجا گفته اید غلط کردید!
بچه هم بد نیست! من هنوز مادرم بعد 31 سال بهم میگه بچه... سر کلاس به دانشجوهام میگم بچه ها...
این که شما بد میفهمید به این دلیل است که مشکل از خود شماست... فهم افلیج و کج خویش را صاف کن... به قول مولوی:
پیش چشمت داشتی شیشه کبود...
زان سبب دنیا کبودت مینمود...
مگه وقتی به کسی میگن فلانی بچه ی زحمت کشیه!!!! بهش توهین کردن؟ یا وقتی میگن فلانی بچه ی سر به راهیه!!!!
خود را اصلاح کن تا دسگران را کج و معوج نبینی!!!!

تعجبم الان مدیر اینجا خودش داره توهین میکنه به من!!! یا محسن!!! از این واضح تر؟ داره توهین میکنه و بار اولش هم نیست... هنوز هم اصرار بر مدارا باهاش دارید؟؟؟؟ممنون !
به خاطر همون کاپیتولاسیون مدیریتیه دیگه!!!!
ایشون هر چی میخواد به ما بگه و ما هم باید سکوت کنیم...!!!!ببینم کی در برابر هتاکی های ایشون عکس العملی نشون میدید!!!!!

262:

پستها را بنده حذف نکرده تا برگردانم
اتفاقاً موافقم که این سایت سنگ را بسته و سگ را آزاد کرده اند.

بچه هم بد نیست! من هنوز مادرم بعد 31 سال بهم میگه بچه... سر کلاس به دانشجوهام میگم بچه ها...
این از نادانی شماست که حرفی که مادرت بهت میگه میری به دیگران میزنی
ضمن اینکه خوب شد تایید رو از مادر شما گرفتیم که بچه هستید

تعجبم الان مدیر اینجا خودش داره توهین میکنه به من!!! یا محسن!!! از این واضح تر؟ داره توهین میکنه و بار اولش هم نیست... هنوز هم اصرار بر مدارا باهاش دارید؟؟؟؟ممنون !
به خاطر همون کاپیتولاسیون مدیریتیه دیگه!!!!
ایشون هر چی میخواد به ما بگه و ما هم باید سکوت کنیم...!!!!ببینم کی در برابر هتاکی های ایشون عکس العملی نشون میدید!!!!!
بنده خیلی تخفیف دادم آنچه به ما گفتید
کمتر از آن را به خودتان پس گرداندیم
مطمئناً حاشیه سازی شما تمامی نداره
خوش باشید

263:

ایشون توهین رو از حد گذرانده اند... چرا کاری با ایشون ندارید؟

بله... بنده بچه ی مادرم هستم... مگه شما نیستید؟

من حاشیه ساز هستم؟ گیریم من حاشیه ساز! مدتی بود که من فعالیت ندارم... کسی حاشیه سازه که گروه گروه امضا میزارن واسش که تحریم میکنن تالارهای موضوعی رو...
من که کاری به کار کسی ندارم...
فقط حق خودمو فریاد میزنم...

264:

کدام توهین؟
مگه حرفهایی که شما میزنید توهین است؟
که از شنیدن همانها احساس میکنید به شما توهین شده؟

نوشته اصلي بوسيله azad نمايش نوشته ها
بله... بنده بچه ی مادرم هستم... مگه شما نیستید؟
مگه بنده گفتم بچه مادرتان نیستید؟
گفتم نادان نباشید
هر حرفی که مادرتان بهتان گفت به دیگران نزنید

نوشته اصلي بوسيله azad نمايش نوشته ها
من حاشیه ساز هستم؟ گیریم من حاشیه ساز!
بله، شما حاشیه ساز هستی
چند پست قبل رو نگاه کن
اعتقادت این است که بدون حاشیه نمیشود بحث کرد

مدتی بود که من فعالیت ندارم...
خب حالا که اومدی
چرا به اندازه کمتر از انگشتان دست تاپیک درست و حسابی نداری؟
کسی جلوتو گرفته؟
به جاش به اندازه کافی پست حاشیه دار میزنی

کسی حاشیه سازه که گروه گروه امضا میزارن واسش که تحریم میکنن تالارهای موضوعی رو...
امضا واسه حاشیه سازی من گذاشتن؟
یا برای اینکه با منطق اجازه ندادم حرف بزنند؟

بابا جناب آزاد، بنده دنبال این مدیریت نبوده و نیستم
اونهایی هم که امضا جمع کردن
از ناتوانی خودشون دست به این کارها میزنند
کل تاپیک فلسفه باز هست
هر کی میتونه بیاد بحث منطقی

من که کاری به کار کسی ندارم...
فقط حق خودمو فریاد میزنم...
بله واقعاً
تو هیچ کاری به کسی نداری
فقط هر حرفی بزنی حق است
همان حرف را به خودت بگویند ناحق است

265:

خب
من فعلا سکوت میکنم تا یه مدیری بیاد این وسط داوری کنه...
اینجوری که نمیشه...
همین الان همین پست ها رو هر کی بخونه معلومه که کی داره توهین میکنه و کی نمیکنه!!!!
منتظر میمانیم ببینیم که نتیجه چه میشود...
بعله بعد با همون منطقی که گزاره رو از مفهوم تشخیص نمیدی اونا رو نذاشتی حرف بزنن! شاهکار مدیریتی!!!!

266:

بنده اینجا تشخیص خودم رو دارم
خیلی هم شما رو مراعات کردم
قبلاً هم به مدیران ارشد گفته ام
نظر دیگران هم برایم محترم است
ولی حجت نیست
البته دیگران هم میتوانند مطابق اختیارات خودشان عمل کنند

بنده از ابتدا هم در مورد گزاره ها صحبت کرده ام.

منتها فضای صحبت با شما فضای منطقی نیست
و ت وضیح برای شما بیفایده است

267:

اخه اشتباه فاحش تر از اونیه که شما میگین...بحث فقط اشتباه در مثال نیست...یحث خلط کردن دو حوزه ی کاملا مجزا از همه! و اون منطق گزاره ها و ومنطق طبقاته!!!!
هی من میخوام چیزی نگم هی خودت باعث میشی فاجعه رو بیشتر بازش کنم...
و بعد هم مدعیه با همین منطقی که توش برای مثال اوردن برای شرق، غرب رو مثال زده جلو خیلیا رو گرفته!!!!
حالا من با مدیریت صحبت میکنم

268:

یکی دیگه از حاشیه سازی ها ی شما همینه
اول اینکه توان نداری در بحث مربوط به صورت منطقی بحث کنی
هنوز پستهایی هست که بنده بدون هیچ ادعایی اشتباهات خودم رو پذیرفتم
پس اینکه بخوای این چیزا رو به بنده بچسبانی خیلی موفق نیستی

دوم اینکه اینجا توی تالار انتقادات از توهین و حاشیه میرسی به بحث تخصصی و طبقات و ...

سوم اینکه از حاشیه سازیهای شما اینه که برداشت غلط خودتتان را به جای برداشت دیگران قالب میکنی
درست مثل همان بحث که بنده میگفتم «هر گردی گردو نیست» و شما چنان جلوه میدادید که بنده میگویم «هر گردویی گرد نیست»!!!
آخرش هم گفتید چه ایرادی هست خب آزاد هم اشتباه میکند
و پشتش بلافاصله همان بحث را از سر گرفتید

گفته بودی میرم ته و توی مدیریت و .... را در میاورم و .... (پاکش کردی)
برو ته و توی هر چیزی را که میخواهی در بیار
بنده هیچ سر و سری با هیچ احد و ناسی ندارم

حالا باز بیا اینجا دوباره بحثها را چرخ بزن و تکرار کن

269:

اگر من اشتباه کردم و به قول تو بحث های تخصصی رو اینجا اوردم و این کار اشتباهه چرا خود تو هم همین اشتباه رو تکرار میکنی؟؟؟؟
دوم اینکه حذف کرده بودی همه شو کاملا!!!!! حالا نمیدونم دوباره الان برگردوندی یانه...! چه زود فراموش میکنی!!!! الان نیگاه کردم... نیست!!!حذفشون کردی!!!! ادمی که اینقدر شجاعت نداره وقتی اشتباه کرده بگه اشتباه کردم، دیگه چه حرفی میتوان با اوزد؟ قضیه وقتی بدتره که بره و پست هایی رو که توش اعتراف کرده به اشتباهش حذف کنه... و بدتر از اون وقتیه بیاد و ادعا کنه که پست ها هنوز سرجاش هستند!!!! پس کو اونجا که نوشته بودید منظورتون همون گزاره بود؟؟؟؟ نکنه بحث انحرافیه؟ یا حاشیه است؟؟؟؟ خدایی خنده داره این کار...
درباره ی حرفی که پاکش کردم داری حرف میزنی!!!! بابا تو دیگه کی هستی!!!! اما اونم به وقتش!!!!!

270:

خب راست میگی
تو آزادی هر کاری میتونی بکنی
ولی دیگران اگه خواستن در قبال قانونشکنی تو و به احترام افکار عمومی
برای افکار عمومی توضیح بدن میشن خلافکار

دوم اینکه حذف کرده بودی همه شو کاملا!!!!! حالا نمیدونم دوباره الان برگردوندی یانه...! چه زود فراموش میکنی!!!! الان نیگاه کردم... نیست!!!حذفشون کردی!!!! ادمی که اینقدر شجاعت نداره وقتی اشتباه کرده بگه اشتباه کردم، دیگه چه حرفی میتوان با اوزد؟ قضیه وقتی بدتره که بره و پست هایی رو که توش اعتراف کرده به اشتباهش حذف کنه... و بدتر از اون وقتیه بیاد و ادعا کنه که پست ها هنوز سرجاش هستند!!!! پس کو اونجا که نوشته بودید منظورتون همون گزاره بود؟؟؟؟ نکنه بحث انحرافیه؟ یا حاشیه است؟؟؟؟ خدایی خنده داره این کار...
درباره ی حرفی که پاکش کردم داری حرف میزنی!!!! بابا تو دیگه کی هستی!!!! اما اونم به وقتش!!!!!
بنده از بحثهای امروز چیزی حذف نکردم

بار اول هم برات نوشتم، منظورم چی هست

هر کاری میتونی بکن
هر چی زور در توان داری بزن
تو رو خدا کم زور نزنی(اگه خدا رو قبول داشته باشی)
بابا مدیریت انیجا واسه تو نون یا آب یا کیف داره
من همین الانم از صبح دارم با تو سر و کله میزنم کلی متضرر شدم

271:

بسم الله الرحمن الرحیم

نوشته اصلي بوسيله azad نمايش نوشته ها
... فریاد زد: چه بدمردمانی هستید شما... سنگ ها را بسته اید و سگ ها را رهانیده...
(باز نگی الان به تو توهین کردم گفتم تو سگی ها!!!! نعوذ بالله! ...
فهم افلیج و کج خویش را صاف کن... به قول مولوی:
شما بحث منطقی کن مشکلی نیست.
اما این حق را ندارید که با هر نوع سبک و ادبیاتی اینجا حرف بزنید. ( و اگر پاسخ متقابلی دریافت کردید نباید تعجب کنید ). عباراتی که شما بارها در این انجمن ( مثل احمق و نادان و پفیوز و ... ) به کار برده اید از نظر قوانین انجمن پذیرفتنی نیست. کار به دانشگاه و دانشجویان شما و سبک و شیوه مدیریتی شما در آنجا ندارم و همینطور کاری به سبک سخنگویی امثال مولوی و نظایر آن ها هم ندارم.
....................
بحث در مورد انتصاب مدیران یا تخلفات مدیریتی هم به این بخش مربوط نمی شود بنابراین این نوع مسائل را جاهای دیگر و با مدیران ارشد یا مدیر سایت پیگیری کنید.

272:

خسته نباشی!!!! پس با چی کار داری؟
من اگه مثالی از مولوی و دانشجوهام میارم واسه اینه که نشون بدم توهین نکردم!!!!! بعد تو میگی کاری به اونا نداری؟
مثه این که یکی میخواست یه کتابلی رو نقد کنه گفت: من به محتواش کاری ندارم.... خب محتواشو نخوای نقد کنی چی رو میخواد نقد کنی؟ جلدشو میخوای نقد کنید... این هم از کرامات شیخ!!!!
...
بفرما!!!! ای اونایی که تو خونه موش قایم شدین.من از اول همین نتیجه رو نگرفتم؟؟؟؟ نگفتم اعتراض کردن فایده ای نداره!!!! اونی که اینو انتخاب کرده خودش میدونه چیکار کرده؟ اینم نتیجه اش!!!!
واسه همین گفتم و باز هم میگم که:
...

273:

پست های من برنگشت دیگه؟

274:

ادعای بدون سند
بدون اثبات
حتی از اثباتهای عملی مورد نظر خودتان هم خالی است
دفعه بعد به عنوان محتوای مجرمانه محسوب خواهد شد


عجب! خیلی جالبه "محتوای مجرمانه"پس شرکت درمباحث وبیان نظر وعقیدت جرم داره؟؟؟من که دیگه تو هممیهن نمیام چون نمیخوام مجرم باشم...

275:

القای این مطلب که ادیان(بدون استثنا) داستان آفرینش را از خودشان ساختند بدون سند محتوای مجرمانه محسوب میشه

276:

حالا ان کسانی که ادعا دارند داستان افرینش رو از خودشون نساختند سند از کجا دارند؟


مگه ریاضی و فیزیک هست که سند بیارند؟

یا اتفاق تاریخی که مورخان ذکر کرده باشند؟


واقعا جالبه

اگر خرافه بگویی اشکالی ندارد

ولی اگر خرافه را رد کنی محتاج سند هستی

277:

گاهی برخی افراد در هر تاپیکی یه سری ادعاها را تکرار میکنند
وقتی هم درخواست سند میکنیم سکوت میکنن
یکبار هم نیست
عادتشان است
اینجا هم تالارهای موضوعی و محل بحث و گفتگوی منطقی است
نه صدور بیانیه
اینها میشود محتوای مجرمانه بویژه وقتی در مورد ادیان باشد(بدون استثنا)

شما هم میتونید در مورد مسئله مد نظرت تاپیک بزنی و بحث کنی و دلیل بخواهی که پاطخ هم خواهی گرفت

278:

ایشون نظرشون رو گفتن همچنان که نظرایشون نظرهزاران دانشمند و پروفسور وصدها میلیون انسان است ولی شما کلمه "القا" رو بر روی کامنت ایشون گذاشتید!
البته اگرازایشون سند میخواستید حتما داستان افرینش زمین وانسان رو بیان میکردندایشون فقط اشاره کلی کرد

279:


اها

بعد پاسخ شما همش سنده و معتبر انهم با توسل به کتبی که در حوزه تدریس میشود و روحانیت میگوید


انگاه پاسخ دیگران که با توسل به کتبی که در دانشگاهها تدریس میشود و علمی هستند و نظرات دانشمندان هستند همه بی سنده؟

280:

بنده که بارها از اوشون سند خواستم، نیاوردند، سکوت کردند

281:

دانشمند؟ شما جستار بزن دانشمندت هم معرفی کن، تا نقدش کنیم
ما هم گفتیم سندتان را بیاورید
دلیل خواستن حق ماست عزیزم

282:


شما که دنبال سند میگردید اول از خودتان شروع کنید که نه سندتان کتب حوزوی باشد

دیگران که مخالف خرافه هستند که همیشه سند علمی رو میکنند


مثلا سند معتبر شما راجب نماز باران چیه؟

283:

چرا بحث را منحرف می کنید و زمین را به آسمان می دوزید ؟!
مدیر محترم تالار منطق یکبار فرمودند حرفی دارید تاپیک بزنید و بحث منطقی و با سند معتبر های دانشگاهیتان را ارائه دهید !
به نماز باران چه ربطی دارد ؟! هنوز اندر خم کوچه مانده اید ؟! اینقدر مشکل سخن گفته اند ؟!

284:

من از ناامنی در اظهار نظر و عقیده ناراحت شدم و ای کاش وقتی تاپیکی زده میشود هرکس باهرعقیده واندیشه ای نظرخودرابیان کند و ترس از جرم وجنایت بود نظرش واتهام جاسوس بودن و... نداشته باشد

285:

چند بار در همین تاپیک گفتم بهت که پستها رو مدیر بالاتر حذف کرده

286:

خب اونم یکی مثه شما...
اون که ویرایش کرده بود...
مگه به درخواست تو این کارو کرده باشه
حیف که مدیرا رو نمیشه بلاک کرد

287:

تو پست های محذوف نوشته ام... بخونش

288:

تو که خودت یادت نیست چی نوشتی، چطور ادعا میکنی که اشتباه کردم؟
کویا نمیخوای بحث منطقی بکنی، بلکه دنبال حاشیه سازی هستی

289:

: fav48:
حاشیه سازی!!!!
پستای ما رو حذف میکنه!
بعد که میگیم به همون پست محذوف برو و بخونش اشتباهتو کارت هم میده!!!!
اعتراف خودش به اشتباهشم پاک میکنه و بعد میگه کو؟ من که نمیبینم!!!!
خعلی باحالی!!!!
من یادم نیست! تو ک.ه بهش دسترسی داری خب بیارش!!!
پست خودتو هم برگردون ببین چی گفته ام...
ما که نمیتونمیم هی بنویسیم هی تو حذف کنی و بگی که دوباره بنویس که...
یه بار نوشتیم...و تو حذف کردی!!! توقع داری مثل بار اول دوباره بنویسیم؟ چه تضمینی که دوباره پاک نکنی؟؟؟؟
در خونه ی همسایه یا درخت تو خیابون

290:

پستها را بنده حذف نکردم.
اگه اشتباهی تو استدلال بنده هست، بنده استقبال میکنم و میگم برو تو بحث تخصصی همان تاپیک مطرح کن
اگه هم فراموشی گرفتید خب به دکتر مراجعه بفرمایید
مزاحمت برای گفتگوها ایجاد نکنید
و گرنه دوباره کارت میگیرید

291:

بعله... استقبالتان را دیدیم. به بهای حذف پست های بنده و خودتان...اگه استقبال کرده اید خب بیان کنید ایرادی که بنده به شما گرفتم چه بود؟ و چرا اکنون اظهار بی اطلاعی میکنید...دلیل اظهار بی اطلاعیتان چیست؟ کسی که باید به دکتر مراجعه کند کسی است که پستهای حاوی ایرادات بر خودش را حذف میکند و بعد هم فراموش!!! البته دکتر رفتن هم فایده ای نداره... چون الزایمر درمان نداره فعلا...
اما اگر اندکی مشاعر درست برایتان باقی مانده اشاره ای به ایراد مورد نظر میکنم.. بلکه یادتان بیاید:
در خانه ی همسایتان و درخت داخل خیابان... کدام یک درست تر است به نظر شما؟؟؟
این جمله حاوی راهنمایی است. ببینم پیدا میکنی... یا باز کارت میدهی...

292:

بسم الله الرحمن الرحیم


پستهای شما حذف شده، با این بهانه ها هم برنمیگرده
15 صفحه میان بنده و شما مباحثه صورت گرفته
هر کی بخواد نتیجه بگیره میتونه
اگه هم بحث تخصصی منهای توهین، فحش، تمسخر و گوشه کنایه و ... دارید
در تاپیک مورد نظر بیان کنید
مخاطب شما هم که بنده باشم
حق دارم براساس شناختم از شخصیت شما
برای شما پاسخ بنویسم یا ننویسم

ضمن اینکه شما خودتان گفتید فراموش کردید و به یاد نمی آورید

بنده تا الان اشتباهی از خودم در اونجا سراغ ندارم، بارها هم مباحث رو برات توضیح نوشتم

جناب دانشجوی دکتر و صاحب کرسی استادی فلسفه
و مدعی استاد اخلاق
که فحش و توهین مثل نقل و نبات در دهانت مزه میده
خدایی هست
بسه دیگه بنده باید روزی چند ساعت برای پستهای جنابعالی وقت بذارم

293:

حالا همه ی این حواشی به کنار...
جمله ابیه چی شد جوابش؟
بالاخره در خونه ی همسایه درست تره یا درخت توی خیابانتان؟

294:

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
بسم الله الرحمن الرحیم




پستهای شما حذف شده، با این بهانه ها هم برنمیگرده
15 صفحه میان بنده و شما مباحثه صورت گرفته
هر کی بخواد نتیجه بگیره میتونه
اگه هم بحث تخصصی منهای توهین، فحش، تمسخر و گوشه کنایه و ... دارید
در تاپیک مورد نظر بیان کنید
مخاطب شما هم که بنده باشم
حق دارم براساس شناختم از شخصیت شما
برای شما پاسخ بنویسم یا ننویسم

ضمن اینکه شما خودتان گفتید فراموش کردید و به یاد نمی آورید

بنده تا الان اشتباهی از خودم در اونجا سراغ ندارم، بارها هم مباحث رو برات توضیح نوشتم

جناب دانشجوی دکتر و صاحب کرسی استادی فلسفه
و مدعی استاد اخلاق
که فحش و توهین مثل نقل و نبات در دهانت مزه میده
خدایی هست
بسه دیگه بنده باید روزی چند ساعت برای پستهای جنابعالی وقت بذارم
حالا همه ی این حواشی به کنار...
جمله ابیه چی شد جوابش؟
بالاخره در خونه ی همسایه درست تره یا درخت توی خیابانتان؟

295:

برای بحث و گفتگوی منطقی نیازی به نقل گرفتن مباحث داخل بحث پرسشها و انتقادات نیست
اینها ایجاد بی نظمی در روند مباحث است

296:

نبینم چنین عصبانی شده اید جناب سلمان.البته خب حرف حق هم جواب ندارد و مجبورید که با دادن کارت دل خودتان را خنک کنید و بیش از پیش وجهه ی به هیچ عنوان محبوبتان را مخدوشتر! چون اکنون میفهمم که چقدر مدیران از شما دل پری دارند و شما در میان مدیران هم تنها هستید و منفور... خب خدا رو شکر
به هر حال من اهل جنجال نیستم. حوصله ی کل کل با تو یکی رو هم ندارم
شما سه راه بیشتر ندارید.
1- توضیحی ارائه دهید مبنی بر اینکه این جمله ی شما که:( در خانه ی همسایه تان درست تر است یا درخت توی خیابانتان) درست است.
2- به پستی که در ان توضیح داده اید ارجاع دهید
3-بپذیرید که اشتباه کرده اید.


البته یه راه چهارمی هم هست که به جای این سه کار میتوانید انجام دهید و ان هم اینکه هی کارت قرمز بدهید...که خب البته اینکار قانع کننده نیست. به هر حال شما روزی خواهید فهمید که در امور فکری نمیتوان از جبر و زور استفاده کرد. تا وقتی که به حق باشی زور جواب نمیده...چه برسد به وقتی که مثل شما به حق نباشه و برای لاپوشونی ضعف های خود مجبور به استفاده از گارتهای رنگارنگ مزخرف بشید...

297:

همین پستتان، آن بخشش که سوال تخصصی است، در حقیقت ادعای شماست که چسباندید به بنده و انتظار دارید که اثبات کنیم
آن بخشش هم که انتقاد است، خب باید اینجا مطرح شود
البته انتقاد به مدیریت را هم نباید اینجا مطرح کنید
بلکه باید به تاپیکهای دیگر مراجعه کنید
اگر مدیران واقعاً از بنده دل پری دارند که بنده هیچکدام از این بنده ی خداها را نمیشناسم(!) خب کار خیلی راحت است، سلمان کیه، سریع عوضش کن

بنده مخلص آن مدیران هم هستم(اگر واقعاً چنین است که شما میگویید، بنده که اطلاعی ندارم) این پست مدیریت و و.... پیشکش شما و آنها

به هر حال من اهل جنجال نیستم. حوصله ی کل کل با تو یکی رو هم ندارم
اختیار دارید

شما سه راه بیشتر ندارید.
1- توضیحی ارائه دهید مبنی بر اینکه این جمله ی شما که:( در خانه ی همسایه تان درست تر است یا درخت توی خیابانتان) درست است.
2- به پستی که در ان توضیح داده اید ارجاع دهید
3-بپذیرید که اشتباه کرده اید.

اینها صرفاً راههایی است به سوی اخراج شما

البته یه راه چهارمی هم هست که به جای این سه کار میتوانید انجام دهید و ان هم اینکه هی کارت قرمز بدهید...که خب البته اینکار قانع کننده نیست.
قطعاً تا زمانی که نیاز باشه این کار صورت میگیره
البته سابقه شما هم این رو تایید میکنه

به هر حال شما روزی خواهید فهمید که در امور فکری نمیتوان از جبر و زور استفاده کرد. تا وقتی که به حق باشی زور جواب نمیده...چه برسد به وقتی که مثل شما به حق نباشه و برای لاپوشونی ضعف های خود مجبور به استفاده از گارتهای رنگارنگ مزخرف بشید...
بله این حرف درسته، بده همین الان هم این رو قبول دارم

اما بنده اهل این کار نیستم

298:

بسم الله الرحمن الرحیم

آن پست های حاشیه ای بین شما و آقای سلمان را من حذف کردم، به علت پرداختن زیاد به مخاطب و رعایت نکردن قوانین لازم گفتگو . اینکه لابلای آن همه پست های حاشیه ای چه مطلبی بوده و چه چیز با ارزشی حذف شده اصلا نگاه هم نکردم چون قرار نیست که ما پیوسته لابلای هر پستی و تک به تک، به دنبال مطلب غیر حاشیه ای افراد باشیم و مدام ویرایش کنیم. یک بار ، دو بار ، ده بار ... بالاخره ... وقتی حاشیه ها زیاد باشند یکسره حذف می کنم چه از شما و چه از مخاطب شما...
هر وقت راه درست گفتگو را پیگیری کردید از حذف هم خبری نخواهد بود.
نوشته اصلي بوسيله salmaan
شما هم اینقدر وارد بحث حاشیه ای با مخاطبین نشوید...
به هر حال اگر تخلفی باشد معاون سایت به آن رسیدگی می کند.

299:

کلا تو گل به خودی زدن حرفه ای هستید! لاد با استاداسدی معروف فامیل هستید.
همین که ان بحث رنگی و بلد شده را دلیل بر اخراج من گرفتید خودش نشان دهنده ی منطق شماست.
البته هر کسی میتونه پست اول رو بخونه و ببینه من به شما چسباندم یا شما خودتان از خودتان میدانید...
و در نهایت هم اینکه از کسی که میگه ایا درخت داخل خیابان درست تر از در خانه ی همسایه است .... بیشتر تاز این مقدار هم توقع نمیره که حصر عقلی رو دلیل بر اخراج من بگیره!!!!
به هر حال یا باید توضیح بدید یا حرفتونو پس بیرید
ویا اگه جایی توضیح دادید بیان کنید!
وگرنه ما رو اخراج کنید بریم سر کارمون
در مورد مدیران هم خدا از دلتون بشنوه... و از دل اینها .... که حاضر نیستند شما رو با ایشان و ایشان رو با شما جمع بزنم
و در نهایت این رویه تان نشان داد که هستید و خوب هم اهلش هستید... از این خنده ام میگیره که در روز روشن دارید دروغ میگویید و میگویید که عتراف نکردید به اشتباهتان...
بگو لعنت بر دروغگو...
ده بگو دیگه اگه .... ...

300:

خانم تزکیه کسی که خدا ناباور باشه رو خرد ستیز لقب داده

البته بنده مشکلی ندارم هر جوری دلش میخواهد

ولی چونکه راجب باورهای ایشان و هم فکرانش کوچکترین چیزی بگویی فورا میگویند به ما توهین شد و خواستار برخورد هستند و غیره

بنده از تیتر ایشان شاکی هستم

301:


جناب سلمان حالا که پست من رو پاک کردید خواهش میکنم به شکایت بنده در تالا اعلانات رسیدگی کنید ببینم ایشان برای چه میلیونها نفر رو خرد ستیز لقب داده

302:

اولاً خردستیزی یک اتهام است و نه یک توهین.

ثانیاً مثل همفکران شما، به صورت پیاپی از آن استفاده نکرده ایم، بلکه فقط یک تیتر زده ایم، نه مثل همفکرانتان چپ و راست و در هر تاپیکی سخنمان را تکرار کنیم.

ثالثاً عنوان کاملاً صحیح است و نباید دستکاری شود.

303:

شما با شعور خودتان دیگران را متهم کنی خرد ستیز هستند این توهین نیست؟

اوکی

پس بنده هم شما را متهم به هر چیز و هر هتک حرمتی میکنم بنا بقول خودتان توهین نیست، اتهامه

304:

ببخشید این انجمن، مدیری جز آیدی سلمان نداره؟ ایشان که تا یه پیراهن خونین براش بیارن، و لو اینکه سندی مبنی بر ارتباطش با جناب عثمان نباشه، شورشی به پا می کنه. هر کی هر چی بگه، اعمال میکنه. اگر قرار اینطوری باشه، من تاپیک بعدیم راجع بیخدایی را در بخش خواندنیها ایجاد کنم.

305:

فعلاً که در یک هفتۀ اخیر، دوستانتان دارند همین کار را می کنند، حرفشان را هم عین حقیقت می دانند.

شما اگر فکر می کنید، دلیل خردمندانه بر نفی خدا دارید، در تاپیک مورد نظر، منتظر شما هستیم!

306:


با تشکر از جناب سلمان که تیتر را درست کردند

شما اول اذعان کنید که اشتباه تیتر زدید و نباید دیگران را خرد ستیز لقب دهید

چشم ماهم در خدمتتون در تایپیک مربوطه هستیم

307:

هر طور که رفتار کنیم، همانطور با ما رفتار میشه
کاش کمی هم رفتارهای پر از توهین خودتان رو در جای جای این تالار نگاه میکردید

نوشته اصلي بوسيله tazkie نمايش نوشته ها
ببخشید این انجمن، مدیری جز آیدی سلمان نداره؟ ایشان که تا یه پیراهن خونین براش بیارن، و لو اینکه سندی مبنی بر ارتباطش با جناب عثمان نباشه، شورشی به پا می کنه. هر کی هر چی بگه، اعمال میکنه. اگر قرار اینطوری باشه، من تاپیک بعدیم راجع بیخدایی را در بخش خواندنیها ایجاد کنم.
اگه قرار باشه عنوان تاپیک، نتیجه ای رو بدون اثبات به همه نشون بده
که دیگه نیازی به بحث و گفتگو و تالار و .... نیست
شما اگه میخواهید ثابت کنید که «باخدایی = منطقی بودن» است
میتونید در داخل تاپیک این اثبات رو انجام بدید
و بنده خودمم هم استقبال خواهم کرد

308:

جناب سلمان، از شما، نه انتظار برادری می رود و نه انتظار یاری. گویا انتظار از پشت خنجر نزدن را هم نباید از شما داشت.

309:

عنوان تاپیک بهترین بود. فقط ما اینجا اسیر دوستان مسلمانی هستیم، که مثال همان جوجه ای هستند که شاعر در موردش می گوید:

جوجه گفتا مادرم ترسوست
به خیالش گربه هم لولوست


ولی زیاد خوشحال نباش جناب سعید، تمام مسلمانها مثل آیدی سلمان نیستند. بلکه بسیاری از آنها مثل این فرد نیستند.

شیعیان خفته را نشمارید. بیدارها، بیدارند.

310:

فکر نمیکنم به خاطر پاک کردن عباراتی مثل بیخرد، بیشعور، و ... از کلمات گهربار شما، منافق و بدتر از آن خنجر زن از پشت قلمداد شوم(هر چند برداشت شما مهم نیست)

ضمن اینکه شما ابتدا برادریت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن

311:

سلاملکم.خوبین؟
شما وقتی میخواین چیزی رو ثابت کنید با توی ظرف بی طرفی بریزید و شروع به اثبات کنید.وقتی توی تیتر مینویسید خرد ستیز خب مسلما اون فردی که خدا رو قبول نداره میگه من بی عقلم خب بیا اینم توهین یا بحث بی منطق
جناب سلمان هم به واسطه وظیفه مدیریت بایستی بیطرف عمل کنن هرچند مغایر نظرشون باشه.گاهی من نوعی و شمای نوعی باید کوتاه بیایم چرا؟
چون بعضی کاربران اونوری ابزارشون تغیر تیتر و غیرس وقتی این ابزار گرفته بشه توی تاپیک هم نمیتونن اثبات کنن.چون بر حق نیستند.ولی شما که میتونید ثابت کنید تو تاپیک
دوستانه عرض میکنم گاهی باید با سیاست عمل کرد..شیعه باید زرنگ باشه

312:

چی بگم؟ تا ما بیایم دوستان مسلمانو روشن کنیم، طرف بارشو بسته و رفته. دیگه چی بگم؟ من هر تاپیکی که بزنم در نقد بیخدایی، با همین عنوان «بیخدایی و خردستیزی» ارسالش می کنم می کنم، جناب سلمان هم بیاد ویرایشش کنه. اون دنیا ببینیم من جلوی اهل بیت روسیاهترم یا ایشون.

313:

آخه دروغگو، من کجا نوشتم "بیشعور"؟ کی گفت تو منافقی؟ تو از منافقی بدتری که به من تهمت می زنی که از تعبیر "بیشعور" در آن پست استفاده کرده ام. ارزش آن مزدک بیخدا، از تو بیشتر است.

خدا نابود کند مسلمانانی مثل تو را، که مسلمانها بتوانند دمی نفس بکشند. تا ناصر خلیفه هایی مثل تو نباشند که چنگیزی نمی آید و خون مسلمانان را در شیشه کند.

314:

خداییش شما عیبی داشته باشید و اونو با عنوان ناپسندی بهتون بگم قبول میکنید؟
مطمئن باشید کسی که در راه حق گام برداره رو سیاه نمیشه
پ ن:توی تبلیغ دین نرمش ولی توی توهین به دین فریاد

315:

مدیر بخشتان در تاپیک ذیل، پست من را ویرایش کرده:

http://forum.hammihan.com/thread183913.html

و بعد در پاسخ به اعتراض من نوشته است:

یعنی ایشون میگه من بیه بیخداها گفته ام "بیخرد" و "بیشعور" و به خودش گفته ام "منافق"

حالا، مطلب بنده پیش از حذف و ویرایش ایشون رو در لینک ذیل ببینید:

بیخدایی و خردستیزی(بخش نخست): مفهوم علیّت

این هم کلّ نوشتار:

با سلام.

یکی از ادعاهای بی اساس بیخدایان، ادعای خردگرایی است، بدین معنا که چیزی را نمی پذیرند، مگر اینکه خرد آنرا قبول کند. البته ما برای داشتن نگرش خردگرایانه، محتاج اندیشه های الحادی نیستیم، و از بدو اسلام، قرآن کریم به ما آموزش داده شده است که «لا تقف ما لیس لک به علم.»

در این مجموعه از مباحث، قصد داریم، دور بودن بیخدایان از خردگرایی را بررسی کنیم. برای بحث در این تاپیک، بنده، نوشتارهای یکی از بیخدایان معروف در عرصۀ اینترنت را برایتان نقل قول می کنم، سپس به بررسی می پردازیم:



نوشته اصلي بوسيله مزدك نمايش نوشته ها
برهان علیت:

جهان نمیتواند خود به خود پدید آمده باشد و چیزی باید آن را به وجود آورده باشد.


-------
پاسخ
يكي از پرسابقه ترين و مهمترين برهانهاست، و به عقيده ي نگارنده در كنار برهان نظم، مهمترين دلايل اعتقاد بسياري از خداباوران است، و يك سر و گردن بالاتر از ساير برهانها.

آن را در شكل مختصر آكويناسي ميتوان اينگونه بيان كرد :

در ميان پديده ها سلسله أي از علل وجود دارد، و چون تسلسل علل ممكن نيست، بايد علت نخستيني وجود داشته باشد. اين علت نخستين خداست.

البته ممكن است چنين بياني از عليت كمي نا اميد كننده باشد، چرا كه از پيرايه هاي لفظي عاري ست. گوينده آن را بي دليل پيچيده نكرده، و اين مسئله باعث مي شود كه مخاطب در ميان دريايي از كلمات گم نشود و كل استدلال به وضوح در برابرش قرار گيرد. ممكن است آنچه به وضوح ديده مي شود چندان باب طبع نباشد، ولي اصل ماجراست. متاسفانه ما (منظورم شرقیها، و به طور خاص ایرانیهاست) عادت داریم مسایل را پیچیده کنیم، و نه تنها چیزی که پیچیده نباشد را بی دلیل بی ارزش می دانیم، که چیزهای پیچیده را نیز بی دلیل با ارزش می دانیم !

پذيرفتن اينكه پديده أي مي تواند بدون علت باشد مشكل است. بسيار مشكل. ما عادت داريم اينگونه انتظار داشته باشيم كه هر چيزي نياز به علتي داشته باشد. براي علل آن جستجو مي كنيم و آنها را مي يابيم، و اگر هم موفق نشويم، گناه آن را خود به گردن مي گيريم و ايرادي از اصل عليت نمي گيريم. ولي اصل عليت از كجا آمده است ؟ چه اثباتي براي آن داريم ؟

اگر كسي ادعا كند كه عليت جهان شمول نيست، و برخي چيزها مي توانند بدون علت باشند و در نتيجه زنجيره ي علتها تشكيل نمي شود كه لازم باشد براي فرار از تسلسل، از آن وجود خدا را نتيجه بگيريم، ممكن است ادعايش را چندان خوش نداريم، چرا كه تصور چيزي فاقد علت بسيار دور از ذهن مي نمايد.

اين برهان هم مانند بسياري ديگر از برهانها، گرفتار مشكل تحليل موضعي ست. فرض كنيم برهان درست باشد. فرض كنيم اصل عليت جهانشمول باشد. بسيار خوب، حال سوال اساسي را مي پرسيم : علت خدا چيست ؟

اگر قرار باشد خدا علتي داشته باشد، از خدايي خود بركنار مي شود. پس اين جواب ممكن نيست. هم به آن خاطر، هم به اين دليل كه اگر علتي داشته باشد، علتش هم بايد علتي داشته باشد و باز تسلسل به وجود مي آيد. در حالي كه ما براي فرار از تسلسل فرض خدا را پذيرفتيم. پس خدايي كه علت داشته باشد در اين برهان به هيچ وجه قابل قبول نيست، زيرا نمي تواند به مقصود اصلي كه رفع تسلسل است بيانجامد.

اگر قرار باشد خدا علتي نداشته باشد چطور ؟ اين حالت به اين معناست كه عليت جهانشمول نيست. يعني چيز يا چيزهايي وجود دارند كه نياز به علت ندارند. ولي يكي از مقدماتي كه باعث شد به فرض وجود خدا برسيم جهانشمول بودن عليت بود. اگر عليت جهانشمول نباشد، باز هم زنجيره أي كه تصور مي كرديم ما را به خدا مي رساند تشكيل نمي شود.

پس چه مي شود ؟

"به نظر" مي آمد كه ايده ي خدا درمان اين تناقض بزرگ است، در حالي كه با تحليلي كاملتر در مي يابيم اين ايده كه براي رفع تناقض ساخته شد، خود نيز گرفتار آن تناقض است.

نتيجه گيري درست اين است كه تصور عليت در شكل جهانشمول آن ممكن نيست. دست كم بدون پذيرفتن تسلسل امكان ندارد. عليت نميتواند جهانشمول باشد. اگر جز اين عمل كنيم، به تناقض مي رسيم، و اين برهان اين تناقض را دست آويزي براي رسيدن به خدا قرار داده است، در حالي كه اگر بعد از اين نتيجه گيري باز هم تحليل را ادامه دهيم، ميبينيم كه باز هم تناقض وجود دارد. پس تناقض اوليه در فرض وجود جهاني بي خدا نبوده است، در تصور ما از عليت بوده است.

اگر كسي ادعا كند كه جهان علتي ندارد، با اعتراض خداباور روبرو مي شود كه چطور مي توان آن را بدون علت تصور كرد ؟! در حالي كه خداباور به جاي آن به وجود خدايي باور دارد كه علت اين جهان است، و در عوض خود علتي ندارد ! پس تفاوت در چيست ؟

تصور ما از عليت، به شكلي كه پذيرفته ايم، چيزيست كه ساخته و پرداخته ي محيط اطراف ماست. اگر قرار باشد پا را از مرزهاي جهان معمولمان بيرون بگذاريم چطور ؟ آيا باز هم آنچه از طريق جهان معمول كسب كرده ايم اعتبار خواهد داشت ؟

تجربه خلاف اين را نشان مي دهد. هنگامي كه انسان به جهان بسيار كوچك وارد شد، با شكل ديگري از عليت برخورد كرد. بيان كلاسيك عليت كه ميگفت "پديده هاي مشابه علت هاي مشابهي دارند" (و هنوز نیز در بین بسیاری رایج است) در اين جهان معتبر نيست. بله، واقعا معتبر نيست، در حالي كه باور معمول و روزمره ي ما خلاف آن حكم مي كند. اگر قرار باشد از سوي ديگر حركت كنيم و قصد داشته باشيم درباره ي كل جهان قضاوت كنيم چطور ؟ آيا باز هم تصور مي كنيم باورهاي روزمره مان صادق است، يا اينكه انتظار روابط غير منتظره أي خواهيم داشت، مانند بار قبل كه به جهان بسيار ريز وارد شديم ؟

تصور جهاني كه علت نداشته باشد براي همه ي ما سخت است. ولي پاسخي هم براي آن نداريم. افسوس كه حتا تصور خدا نيز پاسخ اين مسئله ي بغرنج نيست. اگر خداباور استدلال گر ما قصد داشته باشد از اين ابهام فرار كند، نميتواند به خدا برسد. هيچكدام به جايي نمي رسيم. تنها نتيجه أي كه ميتوانيم بگيريم اين است كه بعضي چيزها را نمي دانيم، بعضي چيزهاي شگفت انگيز وجود دارد، و اينكه برخي ايده هاي فكري ما نياز به اصلاح دارند.

البته جوابي كه از سوي خداباور عليت دوست داده مي شود اين است كه جهان نمي تواند بدون علت باشد، ولي خدا مي تواند. ولي چطور ؟ چه خصوصيتي وجود دارد كه آنها را اينچنين مي كند ؟ قاعدتا جواب مي دهد اينكه جهان ماديست و خدا غير مادي. ولي مگر ما جايي از خصوصيت مادي بودن و غير-غير-مادي بودن جهان براي رسيدن به علت استفاده كرديم ؟ مگر ما جايي عليت را با توجه به خصوصيت ماده ثابت كرديم كه اگر زماني بگوييم چيزي غير مادي وجود دارد (حتا اگر اين تصور درست باشد) از عليت بركنار باشد ؟ اگر قرار به ادعا باشد، من هم می توانم ادعا کنم که ماده میتواند علت نداشته باشد و غیر ماده نمی تواند.

يكي از جوابهايي كه داده ميشود اين است كه خدا علت ندارد، چون ازليست، و جهان علت دارد، چون ازلي نيست و شروعي در زمان دارد. براي اثبات اينكه جهان نميتواند ازلي باشد، معمولا از برهان ترموديناميكي يا بيگ بنگ استفاده مي كنند. با توجه به نادرستي اين دو دليل، فرض ناممكن بودن جهاني ازلي غيرقابل قبول خواهد بود، و اين دفاع از عليت رد مي شود.

ممکن است بگویند به این علت جهان نمی تواند چیزی بی علت درون خود داشته باشد، در حالی که خدا می تواند، که خدا بسیط است و هیچ جزئی در جهان اینگونه نیست، و چیزی که بسیط نباشد چون حداقل نیاز به علتی برای جمع شدن اجزایش گرد هم دارد، نمی تواند فاقد علت باشد. گذشته از اینکه بسیط دانستن چیزی تا چه حد می تواند مشکل به بار آورد، می توان گفت برخی از اجزای مادی جهان بسیط بوده اند، و آغازگر زنجیره ی علل جهان. آخرین اعتراضی که می تواند بشود این است که ماده نمی تواند بسیط باشد، و من از آنها دلیل خواهم خواست و آنها هم چیزی نمی توانند بگویند.

این برهان کاملا وابسته به دیدگاهی سنتی از علیت است. دیدگاه بشر در طول تاریخ بسیار تغییر کرده و جور دیگری به علیت نگاه می کند، که با این شیوه ی جدید، نمی توان چنین برهانی را اقامه کرد : تاریخچه علیت.


به راستی جالب است! از تبیین ناقص و پر ایراد ایشان از برهان علیت که بگذریم، این افراد که خود را خردگرا می دانند، یک تعریف خیالی برای علیت ارائه می دهند، و علیه آن چیزی که خودشان گفته اند، برهان اقامه می کنند، و بعد هم از طرف مسلمانها جواب می دهند، و در نهایت جوابهای فرضی مسلمین را رد می نمایند!!! عجب خردی!

چه کسی این ادعای پوچ و باطل را کرده است که «هر چیزی علت دارد» تا بعد بخواهیم بپرسیم: علت خدا چیست؟ هر کس که ادعا می کند "هر چیزی علت دارد" ابتدا باید خودش ادعایش را ثابت نماید. علیّت به تعبیر برهان علیت، می گوید «هر معلولی، علت دارد» و به تعبیر دقیقتر برهان امکان و وجوب، می گوید: «ممکن الوجود، برای وجود داشتن، محتاج علت است.»

لذا اگر کسی بپرسد: «علت خدا چیست؟» پاسخ دقیقی که به او می دهیم این است: «شما اگر مدعی هستید که خدا محتاج علت است، باید ثابت کنید که خدا "معلول" یا "ممکن الوجود" می باشد.»

این باور باطل، که هر چیزی علت دارد، نه تنها راهی برای اثبات ندارد، بلکه مثال نقض آشکار آن، وجود خداست. حتی اگر خدا یک امر اثبات شده نباشد، همینکه ماهیت واجب الوجود بالذات، وجود دارد، بطلان این باور ثابت می گردد.

بیخداها اگر تابع خرد، و فراری از قشریگری هستند، چرا باور منطقیون و فلاسفه را کنار می گذارند، و باور عوام و بیسوادان را مبنا قرار می دهند؟

پی نوشت: در این تاپیک می خواهیم، در مورد مفهوم علیت بحث کنیم. لطفاً بحث را منحرف نکنید.

من الان کجای مطلب فوق از تعبیر "بیشعور" و تعبیر "بیخرد" استفاده کرده ام؟

بعلاوه، این مطلب پیشین من است خطاب به ایشان:


نوشته اصلي بوسيله tazkie نمايش نوشته ها
جناب سلمان، از شما، نه انتظار برادری می رود و نه انتظار یاری. گویا انتظار از پشت خنجر نزدن را هم نباید از شما داشت.

من در کجای این مطلب نوشته ام که این آقا منافق است؟

مدیرانتان به چه حقی به من تهمت می زنند؟

316:

بله درست میگید بنده ندیدم دقیقاً بنویسید: «بیشعور» عذر میخوام
اما عباراتی مثل:
«بیخداها اگر تابع خرد، و فراری از قشریگری هستند، چرا باور منطقیون و فلاسفه را کنار می گذارند، و باور عوام و بیسوادان را مبنا قرار می دهند؟»
و عنوان تاپیک: «خردستیز»
همان معنی را دارد

خدا نابود کند مسلمانانی مثل تو را، که مسلمانها بتوانند دمی نفس بکشند. تا ناصر خلیفه هایی مثل تو نباشند که چنگیزی نمی آید و خون مسلمانان را در شیشه کند.
بنده مدعی نستیم که مخالفم مسلمان ناصر دین نیست و ....
صرفاً گفتم، کمی روش خودتان را به نفع اسلام تغییر دهید

در عین حال اگر مسلمانی بنده برای اسلام سودی ندارد، خدا اصلاحش کنه

کاش در پست خصوصی آخرین بار نمیفرمودید که دیگر به پستهای بنده توجهی نخواهید کرد، که بتونم مثل بقیه کاربران در زمان مورد نیاز با خودتون مشورتی کنم و از خودتون بخوام که پست تان را ویرایش کنید


317:

ما مسئول سوء فهم و نازک و نارنجی بودن شما نیستیم. این انسان نماهایی که داری خودت را برای دفاع از آنها خفه می کنی، فحاشان به مقدسترین مقدسات من هستند. خدا نابود کند مسلمانانی مثل تو را.

من دیگر با تو حرفی ندارم

318:

بنده برای آنها خودم را خفه نمیکنم
بلکه دلم به حال آنهمه کاربر مسلمان میسوزه
که کلی تاپیک زدند و توهین شنیدند و تحمل کردند و توهینی نکردند
که مبادا بهانه دست مخالفین اسلام بدن

من دیگر با تو حرفی ندارم
قبلاً هم در پست خصوصی گفته بودید

نیاز باشه، حرفتون میاد

319:

لطفاً کمتر اسپم کنید
هرکسی میتونه از هر کسی که میخواد نقل بزنه و تاپیک ایجاد کنه

قبلاً هم تذکر نوشتم، انتقادات رو در بخش مربوطه (در این تاپیک) مطرح کنید

320:

گیر چه .... افتاده ایم: یارو میاد جلوی فعالیت دینی ما رو میگیره که مبادا بهانه دست مخالفین اسلام بدهیم. دیگه ... هم نمیرسه که مخالف اسلام، بهانه شو میگیره، و کاری به عملکرد ما نداره! بعد یه همچین ... رو هم میذارن مدیر تالار فلسفه و منطق. یعنی دانیلو رو بذارن اینجا، بهتر مدیریت میکنه تا این.

پی نوشت: تیکه پرانی دشوار نیست! تیکه دریافت کردن دشوار است!!

321:

اینو هم بگم به مدیرانی که اینو مدیر کردن، که این به اصطلاح مدیرتون، کشکی ترین براهین رو برای اثبات خدا مطرح می کرد، و توی خصوصی هم مغز من رو خورده بود که بیا پیرامونش بحث کنیم!

میگه معجزه شده، پس خدا هست! یعنی چقدر طرف باید از مرحله پرت باشه که بفهمه اول باید خدا رو ثابت کنی که بعد معجزه رو بهش نسبت بدی، وگرنه معجزه فقط یک پدیده ای خواهد بود که کمتر رخ میده یا تا به حال رخ نداده...

اینو با این سطح هوشش گذاشتن مدیر منطق و فلسفه، که بیاد مانع از فعالیت ما بشه.

322:

خیر، بار اول پست کردم:
« اگه علاقه ای به بحث ندارید، بحث بیهوده ایجاد نکنید، و روی پستهای بنده نقل نزنید.»
و منظورم همین بود که شما باید ادعاهای خودتان را ثابت کنید
همین
دقیقاً عین همین بحث بیخدایی و خردستیزی و ...

میگه معجزه شده، پس خدا هست! یعنی چقدر طرف باید از مرحله پرت باشه که بفهمه اول باید خدا رو ثابت کنی که بعد معجزه رو بهش نسبت بدی، وگرنه معجزه فقط یک پدیده ای خواهد بود که کمتر رخ میده یا تا به حال رخ نداده...

اینو با این سطح هوشش گذاشتن مدیر منطق و فلسفه، که بیاد مانع از فعالیت ما بشه.
آنقدر مهم نیستید که هوشم را به شما ثابت کنم

323:

انسانهای بی اهمیت، نمی توانند مهم بودن انسانهای بااهمیت را درک کنند.

پی نوشت: به خصوص اگر بتوانند عقده هایشان را با قدرت مدیریتی تخلیه کنند.

324:

شما در ملا عام توهین میکنید
باید کارت بگیرید، بین شما و دیگران هیچ تفاوتی از این منظر نیست
خصوصی اش بماند، که فعلاً گزارشی نشده
آنهم به حرمت کاربران مسلمان

بیشتر توهین کنید، بیشتر خلاف مقررات برید، بیشتر دریافت میکنید
شک نکنید

325:

وای مامان چقدر ترسیدم روز اوّل به اوّلین مدیری که از این کُرکُریها برایمان خواند، گفتیم که در هم میهن، کارت زرد مایۀ افتخار است و کارت قرمز مدال افتخار، و اخراج که دیگر فیض عظیم است. در این سایتی که اگر فشار مرکز فیلترینگ نبود، از شدت مطالب ضدّاسلام، بدتر از گفتگوداتکام می شد، آنقدرها دلمان شور حضور ندارد.

طرف یه جوری از «کاربران مسلمان» حرف می زنه، که انگار کاربران مسلمان، یک اقلیت ناچیز در هم میهن هستند که در میان هزاران هزار نامسلمان محاصره شده اند. نخیر، این نامسلمانها هستند که هر یک ده تا آیدی دارند تا زیاد به نظر برسند. من می توانم با چند اکانت اینترنتی مختلف، یعنی با چندین آی پی مختلف در هم میهن چندین آیدی بسازم، ولی همین یک آیدی را کافی می دانم. چرا؟ زیرا ما در اقلیت نیستیم. ما در اکثریتیم. کسانی که هر کدام ده آیدی می سازند تا به جنگ روانی علیه ما بپردازند، باید بترسند. پشت ما گرمتر از این صحبتهاست.

باری ترس از اخراج از هم میهن، در ما راه ندارد، زیرا هر روز که در اینجا فعالیم، از دهها فعالیت مذهبی دیگر، می مانیم، و به محض اخراج از اینجا، در جاهای دیگر فعالیت خواهیم کرد.

شیعیان بیدارند.

326:

شیعه بودن به فحاشی و توهین کردن نیست
بویژه اون هم در بحثی مثل اعتقادات

قرار هم نیست اگه روزی تعداد شیعیان زیاد شد، فحاشی کنند و توهین کنند

از زمانی هم که بنده بودم، و تا جایی که هم که حوزه مسئولیتم هست
تو این سایت اجازه ندادم توهین به اسلام بشه

327:


با سلام،

- فعلاً یک کارت بابت این طرز گفتار و شخصیتی که نشان دادید تقدیمتان شد تا مذهب و شیعه پیشکش، اصول اولیه رفتار اجتماعی و ادب برایتان یادآوری شود. آقای سلمان سه برابر شما فعالیت فرومی داشته که بخش اعظمی از آن در گفتمان و استدلال مقابل دگراندیشان بوده است، هر انتقادی هم که به روش ایشان وجود داشته باشد به هیچ وجه دلیل بر چنین رفتاری نمیشود.

امثال شما هستند که پستهایشان توسط قشر دگراندیش مثال زده میشود که ببینید که «اسلام = فحاشی و تندخویی» ! دلتان هم خوش است که از اسلام و شیعه دفاع میکنید، بقیه کافرند و شما تنها مسلمان دهر. غافل ازینکه بابت تاثیر منفی ای که بر نمایش دین دارید همان دگراندیشان از طرفداران پر و پا قرض امثال شما هستند.

قواعد فرومی و کارتها و اخطارها میتواند برایتان افتخار باشد و از سمت ما تفاوتی ندارد، بود و نبود شما بسته به چند ثانیه تصمیم مدیریت هست و خودتان با طرز رفتار و گفتارتان انتخاب میکنید که این چند ثانیه ناقابل از سمت ما صرف بشود یا خیر. باقی حرف و بازی با کلمات است.

وقت بخیر.

328:

پست های ایشان عصبانی پر ادویه و گاهی تحت فشار یا همینطوری بی ادبانه و موهن است . ولی کاربر باهوش ساعی و به نحو کم یابی میان طرفداران جمهوری اسلامی باسواد است . بنابراین کاربر ارزشمندی ست . و متاسفم برای ادبیات شما که انرژی اش را از لیبل مدیریتش میگیرد و در میان چند صد کاربر فان و صد ها هزار نوشته ی پوچ حذف چنین کاربری برایتان چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد و به ان مباهات هم میکنید .

329:

مدیر شما حق دارد تهمت بزند، و شما هم حمایت می کنید. خدایی هست جناب رایان، هم من را می بیند و هم شما را.

330:

قبل از بحث کردن باید ببینیم آزادی بیان و دموکراسی با اسلام کتاب قران سازگاری دارد؟
قوانین سایبری قوانین مجازات اسلامی و قوانین کشوری و قوانین داخلی سایت هم میهن موافق آزادی بیان هستن و تضمین میکنن که یک مسلمان حق داشته باشد از دین خود دفاع کند! اما دفاع دربرابر چه کسانی؟

سایت هم میهن یک جامعه در مقیاس کوچک است که در این جامعه مجازی باورمندان به خدا و دین حق دارند منتقد آتئیسم (خدا ناباوری) باشد و از دین خود هم دفاع کنند
ولی با اسنتاد به مجموعه قوانینی که بالا ذکر کردم از این امتیاز برخوردار هستند که دگراندیشان را سرکوب کنند و کسی به باورهایشان انتقاد نکند.

تالار دین و فلسقه کنترل میشود و هرگز مدیرانی بی طرف ندارد درنتیجه مقالات جدی و خوب در نقد دین و خدا هرگز اجاره انتشار نمیابند مگر اینکه سانسور چی بر روی مقاله تیغ بکشد و جوابی هم اماده داشتیه باشد تا بعد از تایید موضوع زیر تاپیک ارسال کند! این اسمش آزادی بیان و رفتار دموکراتیک اسلامی است!

درست مانند اینکه بگویند ما آماده مناظره هستیم ولی یک فقط دو صندلی گذاشته باشند یکی مجری مناظره و دیگری برای باورند به دین و خدا! نه در رسانه ملی یه بیخدا را دعوت میکنند و نه در همین سایت هم میهن بیخدایان حق دارند فعالیت داشته باشند. این منطق اسلامی هست .

ولی در کشورهای سکولار و متمدن و پیشرفته غربی که حکومت دینی ندارند یک باورمند به مسیحیت بهاییت یا سلام میتواند با بیخدایان در دانشگاه ها شبکه های تلوزیونی یا سایتهای اینترنتی مناظره داشته باشند و هیچ قوانینی مدافع خدا و دین را ممنوع نمیکند

حالا خدا وجود داشته باشد یا نداشته باشد این تریبون یک طرفه است و کوچکترین اهمیتی به دگراندیشان نمیدهد هرکسی متقد دین و منکر خدا باشد طبق آیاتی قرانی باید به قتل برسد و طبق مجموعه قوانینی که در ابتدا معرفی کردن در دنیای واقعی و سایبری محدود و محدودتر میشوند

حالا با وجود مجوز قتل منکرین خدا و وجود قوانین پیشگیرانه برای خفه کردن صدای دگراندیشان ؛ دیگر بحث کردن در این زمینه که خدا وجود دارد یا نه مضحک و نمایشی است!

در کره شمالی کسی که حکومت کمونیستی و رهبر آن حکومت را مورد انتقاد قرار بدهد با کمک قوانینی که دارد ایشان را سلاخی میکنند
در کشور ما ایجاد مباحثی پیرامون خدا و دین که پایه های حکومت اسلامی را تشکیل داده اند نمایشی و ظاهر سازی است!

اگر تلار دین و فلسفه سانسور چی نداشت و مقالات بدون نیاز به تایید منتشر میدن مقالاتی منتشر میکردم که ثابت کنم خدای شما وجود ندارد
بله عزیزانم خدای شما یا بهتر بهتره بگم باور شما با بهره گیرهی از قوانین سرکوبگرایانه اینچنین پابرجا مانده است و در صورت رعایت عدالت و بی طرفی تمامی باورهای شما را به نقد میکشم و رد میکنم
ولی همین قوانین است که پرچم دین شما را بالا نگه داشته است
پس دلخوش به این وضعیت نباشید اگر همین روحانیون یا مردیدانشان در کشوری مثل آمریکا بخوان وارد مناظره و رقابت شوند به راحتی شکست میخورند چون دیگر خبری از امتیازات ویژه و قوانین باطل نیست

و در سایه حکومت دینی است که اینچنین چهره حق به جانب گرفته اند و در اوهام هستند که در بحث توانا هستند! توانایی بهمراه حذف دگراندیشان؟!

331:

تاوقتی که مستدل و منطقی صحبت میکنید، هر حرفی بزنید در قالب منطق پاسختان داده میشه
ولی وقتی با سفسطه بافی بخواهید تبلیغ یک اندیشه خاص کنید، جایی برای حرفتون نخواهید یافت، نه اینجا و نه در هیچ فضای منطقی و علمی دیگری

332:

نوشته اصلي بوسيله tazkie نمايش نوشته ها
من فقط می خواهم کسانی که دو روز پیش خودشان را به موش مردگی زده بودند و من را تندخو می نامیدند، پستهای آیدی سلمان را از نظر بگذارنند، و عمل زشتش در قرار دادن من به عنوان استارتر این تاپیک. ایشان که با بی ادبانه حرف زدنش من را خسته کرده، فکر کرده من در بحث منطقی کم آورده ام که جوابش را بدهم و یک تاپیک مجزا ایجاد کرده که مثلاً در آن من سؤال پرسیده ام و او من را به خیال خودش شکست داده است.

برادران و خواهران مسلمانی که تندی صادقانۀ من رو می فروشید به خوشرویی افرادی مثل ایشون، ببینید نتیجه اش چه می شود!! اگر قرار بود این تاپیک استارت بخورد باید از پست مرد بارانی استارت می خورد و نه از پست من. این تاپیک هرگز سؤال من نبوده، و من فقط به دلیل عدم رعایت ادب و روش صحیح بحث از سوی آیدی سلمان، و اطلاعات بسیار نازل این فرد که بحث را در حدّ یک مراء پایین آورده بوده، از بحث با او خودداری کرده ام. افرادی که در خصوصی برای ما از رفتار شیعیان امیرالمؤمنین سخن می گویند، ببینند خودشان شیعیان چه کسانی هستند.
در مورد نوع استارت تاپیک می توانید به مدیریت شکایت نمایید
ولی با حضور کوتاه شما در این شبکه بخوبی نسبت به شما شناخت پیدا کردم
شمافقط به دنبال تحمیل نظر خود هستید و فکر می کنید علامه دهرید و هر انچه می گویید حق است و لاغیر...من باب نمونه (لینک نوشته) این روش گفتگو اثر معکوس بر روی مخاطب دارد حتی اگر کلامتان حق باشد چون در ادای ان تند و زننده اجرا می شود مخاطب را در گارد دفاعی قرار می دهد.شما مرز بین دوست و دشمن را رعایت نمی کنید و همه را با یک چوب می رانید.
این پست چون به موضوع مربوط نیست مدیر تالار به هر کجا که صلاح است منتقل نماید.

333:

چون مکالمه بنده و شما بیش از چندین پست و روی یک موضوع خاصی که تقریباً حاشیه ای بود نسبت به آن موضوع صورت گرفت، پستهایتان جداگانه در تاپیک دیگری با عنوان مناسب انتقال داده شد
هدف صرفاً همین بود

میتونستید، اینجا مطرح کنید، بنده حتی تاپیک رو میتونستم به اسم خودم استارت بزنم و ایرادی هم نداشت

نیاز نبود به این بهانه پستهای قبلیتان را ویرایش کنید و نظم تاپیک را به هم بزنید
و بنویسید: «ما استارتر این تاپیک نیستیم و این تاپیک به ما تحمیل شده است. »
همین کارتان علاوه بر بی احترامی به تمام مخاطبین بی انضباطی محسوب میشه
و موجب میشه که من بعد با شما صرفاً با زبان قانون صحبت کنیم

آخرین تذکر را در پ.خ برای شما نوشتم که انتقادات را در تاپیک مخصوصش یعنی در این تاپیک مطرح کنید، چون رعایت نکردید، کارت دیگری هم برای شما در نظر گفته میشه

برادران و خواهران مسلمانی که تندی صادقانۀ من رو می فروشید به خوشرویی افرادی مثل ایشون، ببینید نتیجه اش چه می شود!! اگر قرار بود این تاپیک استارت بخورد باید از پست مرد بارانی استارت می خورد و نه از پست من. این تاپیک هرگز سؤال من نبوده، و من فقط به دلیل عدم رعایت ادب و روش صحیح بحث از سوی آیدی سلمان، و اطلاعات بسیار نازل این فرد که بحث را در حدّ یک مراء پایین آورده بوده، از بحث با او خودداری کرده ام. افرادی که در خصوصی برای ما از رفتار شیعیان امیرالمؤمنین سخن می گویند، ببینند خودشان شیعیان چه کسانی هستند
مرد بارانی در یک پست جوابش را گرفت و رفت
اگر خیلی ادامه پیدا میکرد، پستهای ایشون هم انتقال پیدا میکرد
در هر بحثی ممکنه بحثهایی دور و نزدیک با اون بحث شکل بگیره
اگه بحثها کوتاه باشه، تاپیک جدید زدن لزومی نداره
و گرنه بهتره که تاپیک جدیدی زده بشه

و البته نیازی به این همه بحث حاشیه ای نیست که قضاوت کنید بنده شیعه امیرالمومنین هستم یا نیستم

334:

مدیری در بخش منطق و فلسفۀ سایت، مدیریت می کند، که به خواست خودش پستها را حذف و ویرایش می کند که در نهایت به نظر برسد که خودش در بحث، سخن منطقی را گفته و بعد هم بدون هیچ کنترلی کارت می دهد.

335:

سلام
چندان منصفانه نیست

336:

فعلاً که شما دارید جوال دوز میزنید، و کاربر تزکیه و امثال ایشان تیر تفنگ
نیازی به سوزن بنده نیست
کدام توهین، میتونید برید شکایت کنید
به هر حال ممکنه
1- یا بنده هم اشتباه کرده باشم عواقبشم میپذیرم
شما هم راحت میشوید نیاز به طومار ندارید
استعفای ما رو هم که پیشترها داده بودیم، میپذیرند

2- یا حرفم درست بوده باشد و شما اشتباه کنید که توهین کردم

ضمناً نظم مباحث رو رعایت کنید
اونجا جای انتقادات نیست

337:

تاپیکی اینجا تحت عنوان "شاید یک توهم - عشق" گذاشته بودم که واقعاً نمیدونم با چه سیاستی پاک شده! حداقل منتقل میکردید.

338:

با سلام

لطفاً انتقادات و پیشنهادات نسبت به این تالار رو اینجا مطرح کنید.

دلیل حذف:
دلیل عنوان کردن این تاپیک رو بیشتر درد و دل مطرح کرده بودید تا بحث فلسفی

339:

تاپیکی استارت کردم اشتباهی که باید منتقل بشود به تالارز مذهب
خواهشمندم که اونو منتقل کنید اونجا
این تاپیک:"
امام حسين(ع) از نگاه مولوي

340:


نقل قول میگرفتی بفهمیم ، بی ادبی نشه جوابتو ندادم
گرامی فک کنم یادت رفته که بحث از کجا شروع شد و کی و چطوری شروع کرد
مستندات رو که شما پاک کردین و من لینک دادم به رایان که هیچی

341:

مستندات هستند شما لینکت رو به آقای رایان بده، خودشان خواهند دید.

342:

سلام
چطور میتونم در مباحثات شرکت داشته باشم؟

343:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام

سوالات، پیشنهادات، انتقادات در کل مباحث عمومی رو اینجا مطرح بفرمایید.

و اگه به موضوعات فلسفی، منطقی، اعتقادی و مسایل مشابه اونها علاقه مندید، سوال دارید یا بحثی میخواهید به اشتراک بگذارید میتونید به این لینک مراجعه کنید:
فلسفه و منطق

و موضوع مورد نظرتون رو پیدا کنید و یا اگه موضوع جدیدی دارید اون رو استارت کنید.

البته این تالار سه بخش دیگر را نیز در زیرمجموعه خودش دارد که میتونید بحث مورد نظرتون رو(در صورت ارتباط با اون بخشها) اونجا پیگیر باشید.


و اگه در مورد اصول و راهنمایی های کلی استفاده از ابزار هم میهن سوالی دارید میتونید به این بخش مراجعه بفرمایید:
آموزش کار با هم‌ میهن

344:

میخواستم دلیل بسته شدن تاپیک
ایا کشتار کودکان اسرائیلی عدالت هست
را بدونم؟

345:

سلام
میخواستم دلیل بسته شدن تاپیک
ایا کشتار کودکان اسرائیلی عدالت هست
را بدونم؟

346:

متاسفانه چند وقتی هست شاهد حضور افراد کافر و دین ستیز که با بی حرمتی و بی منطقی و بدون رعایت اداب بحث و احترام به عقاید عمومی مسلمین اقدام به جوپراکنی میکنند هستیم .... از مدیران محترم و جناب سلمان عزیزم خواستاریم توقیف این افراد نالایق و بی شخصیت را فراهم کنند تا جو این سایت از حالت طبیعی خود خارج نگردد

347:

1- هیچ منبعی دال بر درستی ادعای مورد نظرتون ارائه نکرده بودید
2- هیچ بحث منطقی، علی رغم ادعاتون طرح نکرده بودید
3- تاپیک تبدیل به جای برای تبلیغ مظلومیت کذایی اسراییل ظالم شده بود

348:

پستهایی که شامل این نوع بی احترامی ها هستند رو همینجا گزارش کنید
تا حد ممکن رسیدگی میشه

اما توقیف اینها خارج از حیطه اختیارات یک مدیر تالار است.

349:

بنده که سالها در این فرم هستند تنها افراد به اصطلاح مذهبی رو دیدم که به دیگران توهین میکنند و ادب و نزاکت رو رعایت نمیکنند

اگر این افراد از جمله خود شما به دنیای مدرن(اینترنت) وارد نمیشید جو این فروم اصلا الوده به بی ادبی و بی تربیتی و خشونت و هتاکی نمیشد

350:


واقعا براتون متاسفم.فقط میتونم همین را بگم

351:


کلا جناب دانیل این فرون دیگه ارزش نداره

بهتره مثل من فعالیت رو کم کرده و کم کم از اینجا برویم

اینجا همان بهتره داعشی و طالبانی مطلب بگذارند

352:

با سلام
متاسفانه مطالبی که در تالار فلسفه می نویسم ؛ مرتب پاکسازی می شود ؛ دلیل آن را هم توهین به اسلام و مسلمین میدانند ؛ دو کارت قرمز هم گرفته ام و منتظر سومی هستم.که انشالله اخراج بشم.
طبیعتا عین بقیه جاها ، نه هیات منصفه ای در کار است نه وکیل مدافعی .
اما خودشون هر چی دلشون بخواهد به دیگران می گویند.
ملحد ؛ منافق ، کافر ، زندیق و ... خوب اینها توهین نیست ؛ چرا ؟ چون ما زور داریم.
کلمه توهین ؛ وسیله های است جهت حذف مخالفین ، و آن ناشی از نداشتن منطق و استدلال است.
ادعای شیعه گری می کنند ؛ اما اصول کافی را نخونده اند که ابن ابی العوجای دهری مسلک ، در وسط خانه کعبه ؛ به طواف کنندگان می گوید خر ! در حالی که امام (ع) ؛ در کنارش ایستاده و با هم مباحثه می کنند.
هر زمان کسی گفت : توهین !
من میدانم در دلیل آروری و منطق کم آورده ، اما چون نقد پذیری را به او آموزش نداده اند ؛ تعصبات جاهلیت
او را وادار به استفاده از زور می کند ؛
کسی که به من کارت قرمز نشان میدهد ؛ یعنی در مقابل منطق ؛ دست به شمشیر برده است.

شرح ِ شکن ِ زلف ِ خم اندر خم ِ جانان
کوته نتوان کرد ؛ که این قصه دراز است ...

353:

سلام
اگر پاکسازی نکنند و اجازه بدهن ؛ آیاتی از قران که سراسر توهین به مخالفین است را لیست کنم.خوب آنها هم بر اساس آموزه های دینی خود عمل می کنند.
اینکه شما انتظار عقلانیت انتقادی داری ، ایده دنیای مدرن است.
دستاورد والا و ارزشمند دنیای متمدن و خرد ِ دوست غرب است.

354:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

دلیل اخطار گرفتن شما در لیست کارتهای اخطارتان به همراه پست مربوط درج شده است
مدیران ارشد میتونن مشاهده و قضاوت کنند
و صد البته فقط به دلیل یک خطا کارت صادر نشده
و خودتان هم میدانید چندبار در پست خصوصی با ذکر نمونه از شما خواستم که در نوشته هایتان رعایت بیشتری کنید

ملحد ؛ منافق ، کافر ، زندیق و ... خوب اینها توهین نیست ؛ چرا ؟ چون ما زور داریم.
ملحد، کافر، زندیق و .... به معنی کسی است که اعتقادی به خدا ندارد
اینها دیگه توهین محسوب نمیشه

مگه اینکه لحن به کاربردن اونها معانی دیگه ای دربرداشته باشه
که در این صورت میتونید آدرس پست مزبور رو اینجا ارایه کنید
تا بررسی کنیم

هیچ جوازی برای توهین به دیگران وجود ندارد
اگه به یکی دو صفحه پیش مراجعه کنید میبینید که
روش برخورد با کاربرانی که به دیگران بی احترامی میکنند،
یکی است، چه مسلمان چه غیرمسلمان
چه معتقد به خدا، چه غیرمعتقد به خدا

اما بیشتر دگراندیشان و غیرمعتقدین هستند که توهین میکنند

ادعای شیعه گری می کنند ؛ اما اصول کافی را نخونده اند که ابن ابی العوجای دهری مسلک ، در وسط خانه کعبه ؛ به طواف کنندگان می گوید خر ! در حالی که امام (ع) ؛ در کنارش ایستاده و با هم مباحثه می کنند.
خب میتوانید به بخش انتقادات و پیشنهادات فروم مراجعه کنید
و پیشنهاد بدید که از این به بعد کاربران بتوانند آزادانه به همدیگر بگویند،
خر

کلمه توهین ؛ وسیله های است جهت حذف مخالفین ، و آن ناشی از نداشتن منطق و استدلال است.
هر زمان کسی گفت : توهین !
من میدانم در دلیل آروری و منطق کم آورده ، اما چون نقد پذیری را به او آموزش نداده اند ؛ تعصبات جاهلیت
او را وادار به استفاده از زور می کند ؛
کسی که به من کارت قرمز نشان میدهد ؛ یعنی در مقابل منطق ؛ دست به شمشیر برده است.

شرح ِ شکن ِ زلف ِ خم اندر خم ِ جانان
کوته نتوان کرد ؛ که این قصه دراز است ...
اتفاقاً به نظر بنده این پستهای جدید شما دلیل بر نداشتن حرف منطقی است
و گرنه چه لزومی داره کاربری بیاد از «توهین» کردن دفاع کنه
آنهم وقتی خودش شروع کننده به توهین است؟


نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها
سلام
اگر پاکسازی نکنند و اجازه بدهن ؛ آیاتی از قران که سراسر توهین به مخالفین است را لیست کنم.خوب آنها هم بر اساس آموزه های دینی خود عمل می کنند.
اینکه شما انتظار عقلانیت انتقادی داری ، ایده دنیای مدرن است.
دستاورد والا و ارزشمند دنیای متمدن و خرد ِ دوست غرب است.
میتونید برید در تالار ادیان و مذاهب بخش منتقدان همین فروم
یا در فروم های مذهبی دیگر
اون آیات رو مطرح و پاسخ بگیرید

355:

جناب سلمان به طور صریح و شفاف بفرمایید به چه دلیل ذکر این مطلب که نویسنده در پستش "پهلوان پنبه" کرده ، بدون هیچ گونه توضیح خواستن و بحثی باید مورد ویرایش قرار بگیره و تذکر و اخطار برای نویسنده پست ارسال بشه ؟

نهایت این هست که من در برداشت خودم اشتباه کردم و پهلوان پنبه ای رخ نداده اما اخطار و تذکر دادن برای همچین موردی ، واقعا عجیب و غیر قابل هضم هست .

لطفا این مورد رو جواب بدین تا در صورتی که قانع نشدم ، موضوع رو به مدیران بالاتر ارجاع بدم .

356:

1- پست خصوصی تحت عنوان تذکر-اخطار برای شما ارسال شده و اخطاری هنوز در لیست افتخاراتتان ثبت نشده

2- بخاطر اینکه پهلوان پنبه یه حکمه، شما این حکم رو قبل از اثبات گناه صادر میکنی، خب این یعنی خود شما اهل پهلوان پنبه کردن هستید.

3- در پ.خ هم گفتم، وقتی سوالی دارید، سوالتان را بپرسید، نیازی نیست اواع تهمت ها و ... را به طرف نسبت بدید.

نهایت این هست که من در برداشت خودم اشتباه کردم و پهلوان پنبه ای رخ نداده اما اخطار و تذکر دادن برای همچین موردی ، واقعا عجیب و غیر قابل هضم هست .
پس هر کسی میتواند هر تهمتی به دیگری بزند
و بعدش بگوید خب نهایتش اشتباه کردم

لطفا این مورد رو جواب بدین تا در صورتی که قانع نشدم ، موضوع رو به مدیران بالاتر ارجاع بدم .
بله بفرمایید مراجعه کنید

357:

1) این کنایه های آمیخته با خشم شما ناشی از چیه ؟ همون پست تذکر-اخطار شما هم غیر منطقیه ...

2) چطوری اثبات کنم ؟ وقتی ادعای شما منطبق با پهلوان پنبه کردن هست ، همین کافی نیست ؟ بعد هم اگر جواب داشتید که پست رو ویرایش نمیکردین ... همین یعنی اثبات حرف من !!

3) تهمت ؟ اینکه کسی پهلوان پنبه کرده ، اسمش تهمته ؟ اگر میگین نکردین ، خب پس بگید کدام ناخداباور ، چنین ادعایی کرده که شما دارین نقل قول میکنین ازش ...


نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
پس هر کسی میتواند هر تهمتی به دیگری بزند
و بعدش بگوید خب نهایتش اشتباه کردم
یعنی شما انقدر حساس هستین ؟ یعنی خیلی سخته باور کنین در حین یه بحث ، مغلطه کردین ؟ این اسمش تهمته ؟


نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
بله بفرمایید مراجعه کنید
فعلا یکی دو پست دیگه هم میدم ، اگر قانع نشدم ، مراجعه میکنم .


358:

راست، میگید
نمیشه ثابت کرد که شما پهلوان پنبه میکنید
به همین خاطر این حاشیه سازی شما نیاز به کارت اخطار داره
نیاز به اثبات نداره

3) تهمت ؟ اینکه کسی پهلوان پنبه کرده ، اسمش تهمته ؟ اگر میگین نکردین ، خب پس بگید کدام ناخداباور ، چنین ادعایی کرده که شما دارین نقل قول میکنین ازش ...

یعنی شما انقدر حساس هستین ؟ یعنی خیلی سخته باور کنین در حین یه بحث ، مغلطه کردین ؟ این اسمش تهمته ؟

فعلا یکی دو پست دیگه هم میدم ، اگر قانع نشدم ، مراجعه میکنم .

توضیحات لازم ارایه شد، من بعد بیشتر مراقب باشید.

359:

بادرود
جای تاسف است که بخاطر یک سری ایرادات سطحی تحت عنوان توهین و... برخی از دوستانی که باحضورشان میتوانند سطح کیفی مطالب ومباحث را بالا ببرند بدین گونه ازدست بدهیم ...
گرانمایه های چون جناب علی جوهر وجناب آنارشی و... باحضور وزین شان میتواند اعتباری برای این سایت باشند بنابراین خرده گیری تنها میتواند به نیت درتنگنا گذاشتن وسخت کردن حضور آنان تلقی شود وزمینه ای باشد برای حذف آنان ...
مباحثی که دریک سطح غلمی بالاتر انجام میشود را نمیتوان صرفا با استناد به چند واژه تحت عنوان توهین سلاخی کرد زیرا اینها آنقدر فرعی وپیش پا افتاده هستند که میتوان از آنها چشم پوشی وبه اصل مطالب دقت نمود ...مگر اینکه ضعف وکینه خود را درمباحث اینگونه ترمیم کنیم وبا شمشیر چوبین قانون به مصاف حقیقت بشتابیم ...
به هرحال به شخصه از وضعیت پیش آمده متاسفم وامیدوارم اوضاع طوری کنترل شود که ساعات حضورمون بتواند مفید قرار گیرد واز حضور اساتید اندوخته ای به همراه داشته باشیم

360:

بله واقعاً کسانی که میگویند چرا در مباحث به همدیگر نگوییم «خر»،
چه ایرادی دارد به جای بحث منطقی با همدیگر،
مدام بگوییم، تو «چرت و پرت» میگویی، تو «پهلوان پنبه میکنی»
تو «غلط میکنی» و ....
باعث آبرو هستند برای این سایت!

361:

گرامی در این جا بازهم شما دچار مغلطه شده اید و چیزهای کاملا بی ربط به هم را در کنار هم آورده ای
همانطور که در سایر مباحث تاپیک های این سایت کاربران به نشان دادن مغلطه ها در بحث می پردازند در این جا هم نشان دادن مغلطه "پهلوان پنبه" به هیچ وجه برابر با این که به طرف بگویی "خر" نیست
کما اینکه ایشان با دلیل به شما نشان داد که دارید مغلطه پهلوان پنبه میکنید و استدلالی غلط را به گروه خداناباوران نسبت میدهید بدون اینکه هیچ دلیل منطقی ای داشته باشید و حتی یک مثال از این گفته خود بیاورید
شما قبل از هر چیز ابتدا باید ثابت کنید که خداناباوران به این چیزی که شما میگویید معتقدند نه این که پیش فرض برای خود در نظر بگیرد که خداناباوران این گفته شما را قبول دارند
این می شود حمله به مرد پوشالین یا پهلوان پنبه

به هر صورت از شما که مدیر هستید و در تالار فلسفه فعالیت دارید انتظار می رود منطقی تر باشید و این مغلطه ها را بیشتر درک کنید به جای اینکه سریعا از کوره در بروید پست را ویرایش کنید و کارت قرمز بدهید

362:

نشان دادن اینکه در یک نوشته ، مغلطه ای وجود داره خودش جزیی از همون بحث منطقی هست دیگه !! من هم مدام به شما نگفتم "پهلوان پنبه" میکنی ... 2-3 موردی که دیدم رو فقط متذکر شدم .

این همه ناراحتی شما قابل درک نیست .

363:

فارغ از موضوع الان، در بیشتر ارسال های مزدک و کاوشگر هم عبارت "بیجاست" "بیخود است" "بی سواد" دیده می شود !

سوالی که برای من وجود دارد اینکه چرا بحث منطقی خداناباور ها غالبا با چنین الفاظی خطاب به طرف مقابل همراه هست؟

364:

بسم الله الرحمن الرحیم

شما مسئله رو فهم نکردید، به بنده میگویید مغلطه کردم؟
جالبه واقعاً

همانطور که در سایر مباحث تاپیک های این سایت کاربران به نشان دادن مغلطه ها در بحث می پردازند در این جا هم نشان دادن مغلطه "پهلوان پنبه" به هیچ وجه برابر با این که به طرف بگویی "خر" نیست
عجب مغلطه ای
کجا گفتم، گفتن پهلوان پنبه = دادن لقب خر به دیگران است؟

کاربر الیجوهر اعتراض داشتند که چرا نمیتوانیم به هم بگوییم «خر»
کاربر کاوش گفتند ایشون از افتخارات است
بنده هم تایید کردم که واقعاً امثال ایشون و آنارشی که به دنبال حاشیه سازی و بحث غیرمنطقی هستند، و میخواهند به همدیگر آزادانه بگویند «خر»، افتخار این سایت هستند.

در مورد کاربر آنارشی هم بنده نگفتم مغلطه ها را نشان نده
بلکه گفتیم، ابتدا اثبات کن که طرف مغلطه میکند و سپس در هر پست که میزنی بگو مغلطه کرده
که ایشان به نحوی گفتند چون نمیتواند اثبات کرد کسی مغلطه کرده پس نیازی به اثبات نیست و از همان ابتدا میتوان کسی را مغالطه گر دانست و ...
کما اینکه ایشان با دلیل به شما نشان داد که دارید مغلطه پهلوان پنبه میکنید و استدلالی غلط را به گروه خداناباوران نسبت میدهید بدون اینکه هیچ دلیل منطقی ای داشته باشید و حتی یک مثال از این گفته خود بیاورید
دلیلی از ایشون ندیدم
پاسخش هم بیان شد

شما قبل از هر چیز ابتدا باید ثابت کنید که خداناباوران به این چیزی که شما میگویید معتقدند نه این که پیش فرض برای خود در نظر بگیرد که خداناباوران این گفته شما را قبول دارند
این می شود حمله به مرد پوشالین یا پهلوان پنبه
بحث تخصصی رو در اون تاپیک مطرح کنید
تا پاسخ در خور بگیرید
و گرنه این کار شما خودش مغلطه است

به هر صورت از شما که مدیر هستید و در تالار فلسفه فعالیت دارید انتظار می رود منطقی تر باشید و این مغلطه ها را بیشتر درک کنید به جای اینکه سریعا از کوره در بروید پست را ویرایش کنید و کارت قرمز بدهید
از کوره در رفتنی نیست
قانون باید اجرا بشه
هرچند بنده خیلی جاها کوتاه آمدم در مقابل حاشیه سازی و ...

نوشته اصلي بوسيله Anarchy نمايش نوشته ها
نشان دادن اینکه در یک نوشته ، مغلطه ای وجود داره خودش جزیی از همون بحث منطقی هست دیگه !! من هم مدام به شما نگفتم "پهلوان پنبه" میکنی ... 2-3 موردی که دیدم رو فقط متذکر شدم .
بنده توضیح نوشتم که ابتدا باید اثبات کنید که طرف مغلطه کرده
نه اینکه به جای بسم الله، از عبارت «پهلوان پنبه» میکنید استفاده کنید

این همه ناراحتی شما قابل درک نیست .
ناراحتی؟
مگه شما ناراحت هستی از اینکه وقتی پهلوان پنبه میکنید
و اعتقاد دارید نمیشه اثبات کرد پهلوان پنبه میکنید
کارت بگیرید؟

شما جوابت رو اینجا گرفتی، از نظر بنده درصد زیادی از فعالیت شما در چند هفته اخیر حاشیه سازی است، انتقادات از مسئول این تالار رو جای دیگه مطرح کنید

365:

"بیجاست" و "بیخود است" که حرف بدی نیست . این حرف ها هم در هر دو طرف دیده میشه !! حالا "بی سواد" شاید یه کم سنگین تر باشه ...

اما دلیلش میتونه سابقه بحث ها بین دو طرف باشه ... دیگه جنگ روانی هم گاهی میتونه جزیی از بحث باشه !!

در هر صورت ، این چیزی از استدلال اونها کم نمیکنه و نمیتونه دلیلی باشه بر نادرست بودن بقیه حرف های اونها ...

366:

از نظر شما بله
از نظر قوانین خیر، هر کسی هم مثل شما به همچین چیزی بپردازه
کارت میگیره
اینجا فقط بحث و گفتگوی منطقی داریم

367:

کلا وقتی از لفظ مغالطه استفاده شود و بر آن اصرار کنیم و در اکثر موارد از این حربه استفاده کنیم

بیشتر از اینکه فضای گفتگو را راه بیندازد ، مانع گفتگوی سازنده است.

خود من در چند بحث، از لحن کلام شما این چنین برداشتی داشتم که بیش از اینکه به اصل استدلال بپردازید روی همین حمله به مرد پوشالین تکیه کرده اید گویی اصلا نمی خواهید بحث شکل بگیرد و ادامه ی گفتگو را متوقف می کنید.
گویی نگاه شما "یا همه یا هیچ" است. حد وسطی وجود ندارد.
در صورتی که می توان بعد از گفتن نظرتان، وارد مراحل بعدی اشکالات و ایرادات بشوید.

لزومی ندارد روی یک اشکال، کلید کنید و روند بحث را روی یک اشکال متوقف کنید.

368:

درود

وقتی اصل و اساس یه تاپیک به نظر مغالطه بیاد ، دیگه گفتگویی شکل نمیگیره ...

مثلا میشه نقد هایی که از طرف خداناباوران مطرح تاریخ به برهان نظم وارد شده رو آورد و با دلیل ردشون کرد . اما وقتی چیزی رو مطرح کنی که در بین خداناباوران اصلا به این شکل و روایت مطرح نیست و این بشه یه تاپیک ، نباید متذکر شد که آقا جان اصل حرف شما ایراد داره ؟!

جز این ، حتی اگه من اشتباه هم بکنم ذکر اینکه فلانی مغلطه کرده ، واقعا مستوجب دریافت کارت قرمز هست ؟

369:

درود


ممکن است شخصی به خاطر تجربیات شخصی که در فضای نت و واقعیت داشته است نتیجه بگیرد که برخی خداناباوران این چنین تصوراتی دارند. و خرده ای بر او نیست. کما اینکه خود ما نیز شاهدش هستیم.
به نگرم اگر شخصی بخواهد به دانشمندان و شخصیت های مهم، امری را نسبت بدهد، ارائه ی مدرک اهمیت پیدا می کند. و آنجا نیز اگر سخن شما درست باشد، همین که شما این نکته را متذکر شوید کفایت است.
همانطور که می دانید اگر در این مورد حقیقت گفته شود،خواننده متوجه میشود و لزومی ندارد اصرار کنیم چون تجربه نشان داده است با اصرار کردن، کسی لب به اعتراف نخواهد گشود.

370:

به نظرم در حالت عادی، خیر.

371:

http://forum.hammihan.com/thread196536.html


دلیل اینکه تاپیکم بسته شده چیه؟

372:

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا این تاپیک رو در بخش مذهبی و ادیان استارت نکردید؟

373:

جملات بزرگان بوده که بیشتر فلسفی هست.
اگر در این بخش مشکلی داره.لطفا انتقالش بدید.
باتشکر

374:

بجای قفل

باید انتقالش میدادی

375:

ربطی به بخش فلسفه نداره، لذا قفل کردنش تا زمانی که در این بخش هست درست است
(هر چند توسط بنده قفل نشده)
در پ.خ برای استارتر توضیح نوشته شد
برای انتقال نیاز به هماهنگی با مدیر تالار مورد نظر(ادیان یا گنجینه معنوی) هست
باید صبر کنید تا مدیران محترم این دو تالار هم نظر خودشون رو اعلام کنند

376:

سلام من تازه وارد هستم
5 ساعت هم نمیشه که دارم شروع میکنم به یاد گیری فلسفه ( مجبورم یاد بگیرم )
چیزی که فهمیدم این بود که مطلبم باید تولانی باشه 5 تا 6 صفحه a4

بعد از 5 خط اول همه باید از شدت سردرد زمینو گاز بگیرن

اگر میشه چند منبع برای ما تازه کارها بگید

377:

سلام جستار من در تالار فلسفه و منطق به کلی ناپدید شده

378:

یعنی دوستان انقدر کم تحمل شده اند که مته شان به خشخاش تاپیکهای فلسفی ِ این چنین هم رسیده؟ البته که مدیران محترم به خاطر مشکلات سایبری و خطرات شدید برخورد با سایت و از دست رفتن همین آزادی نیم بند، از روی اکراه تاپیک شما رو حذف کردند وگرنه عمرا مشکلی با آزادی بیان داشته باشند.

+ تازه میخواستم مقداری متن در آن تاپیک بذارم.

حداقل کاری که میتونم بکنم اینکه از آقای سلمان به خاطر حذف تاپیک زودتر از اقدام بنده برای آماده سازی مطالب تشکر میکنم چون باعث شد وقتم از بین نرود.

379:

تندروهای داعشی جمع کنید این بساطو

380:

طرح یک فلسفه خاص، در قالب «معرفی فیلسوفان» ممنوع است
در عوض می توانید هر فلسفه مد نظرتان را طرح کنید
و البته از آن دفاع کنید
نه اینکه در قالب معرفی فیلسوفان به نظرات یک فیلسوف خاص و مورد علاقه تان بپردازید

تاپیک پس از اندکی ویرایش الان در دسترس هست:
نقد دیدگاه های فلسفی هیوم
توجه داشته باشید که هر دیدگاه باید نقد شود

381:

سلام
آقای سلمان طی پیام خصوصی به مضمون زیر دو تا از پستهای منو در تاپیک هیوم حذف کردن
بسم الله الرحمن الرحیم سلام این وضعیت ضد معجزه و ضد دینی او هیچ پایه و اساس و دلیل معتبری ندارد و مصداق واقعی باور بدون دلیل است. انتقاد قانعن کننده ای ندیدیم.
لطفا میشه بدونم طبق کدوم یک از قوانین هممیهن این کار انجام شده؟
ایشان مدیریت نمیکنند ریاست میکنند.

382:


- ارجاع به تالار مربوطه جهت بررسی و پاسخگویی مدیریت.


383:

با سلام
ببینید تالار فلسفه و منطق برای بررسی منطقی و فلسفی آرای اندیشمندان این حوزه هاست
نه تبلیغ آرای آنها بدون بررسی
کاری که شما میکنید تبلیغ است
محتوای یکی از پست هایتان را که هنوز هم قابل رویت است ببینید:
نوشته اصلي بوسيله garfilde-gorbe نمايش نوشته ها
“Hume is our Politics, Hume is our Trade, Hume is our Philosophy, Hume is our Religion.” This statement by nineteenth century philosopher James Hutchison Stirling reflects the unique position in intellectual thought held by Scottish philosopher David Hume. Part of Hume’s fame and importance owes to his boldly skeptical approach to a range of philosophical subjects. In epistemology, he questioned common notions of personal identity, and argued that there is no permanent “self” that continues over time. He dismissed standard accounts of causality and argued that our conceptions of cause-effect relations are grounded in habits of thinking, rather than in the perception of causal forces in the external world itself. He defended the skeptical position that human reason is inherently contradictory, and it is only through naturally-instilled beliefs that we can navigate our way through common life
هیوم سیاست ماست هیوم تجارت ماست هیوم فلسفه ماست هیوم دین ماست. این اظهارات که توسط فیلسوف قرن نوزده جیمز استرلینگ بیان شده نشانگر موقعیت یکتایی است که فیلسوف اسکاتلندی دیوید هیوم در اندیشه خردورزانه تصاحب کرده است.
این متن کجایش فلسفی، کجایش منطقی است؟

چه بررسی در آن صورت گرفته است؟

آیا اگر بگوییم شما دارید تبلیغ(بدون استدلال) اندیشه هیوم میکنید، اشتباه است؟

به هرحال بنده قبلاً هم عرض کردم، شما میتوانید آرای اشخاص مختلف به همراه استدلال آنها را بیان کنید
و ما هم نقد میکنیم(همانطور که در همه تاپیک ها و حتی همین تاپیک مورد نظر شما عمل کردیم)
اما اینکه بخواهید از گفته های دیگران و یا .... به نوعی اعتبار برای آرا و نظرات فلسفی هیوم بخرید، خیر پذیرفته نیست.
در کل خیلی خلاصه:
باور بدون استدلال، ارزش بحث منطقی و فلسفی ندارد
حالا چه از سوی خود اشخاص(مانند هیوم) و چه علاقه مندان آنها (مانند جیمز استرلینگ)

384:

سلام ؛
مي خواستم تاپيك زير را مهم كنيد تا مورد استفاده قرار بگيرد :
معرفت شناسی , کلیات فلسفه (Epistemology)


385:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
مهم شد

386:

مدیران تالار

من یک پیام تهدید آمیز با شکلک ( طنز) برای خانم کیلینتون گذاشته بودم که حذف شده
پیامم این بوده



آقای نینیمون هم فرمودند که در نقد این تاپیک نظری را راسال کردند که حذف شده
آیا اینجا اهل سانسور هستند؟
یا اشتباهی رخ داده؟

387:

طبق قوانین:
پیام های نامربوط به موضوع بحث حذف، یا عدم تایید خواهند شد

388:

آقا این تایپیک چرا قفل شد
http://forum.hammihan.com/thread223746.html#post5887588
این واکنش سریع شما قابل تقدیر است ...
بعد از مدتها ...

389:

به علت سفسطه بافی

390:

آیا سفسطه بافی "غیر قانونی" است؟
بهتر نیست به جای واکنش احساسی و توهین های به دور از منطق و ادب، نشان بدهید دقیقا کجای مطالب سفسطه بافی است؟

391:

بله سفسطه بافی غیرقانونی هست
میتوانید اولین پست همین تاپیک را بخوانید

دور از ادب فحاشی‌های هم‌کیشان شماست

392:

بخشی از قوانین سایت هم میهن:

1. قوانین جرائم رایانه ای ( مصاديق محتوای مجرمانه )
هم میهن سایتی ایرانی است که بر اساس قوانین ایران فعالیت دارد ، بنابراین شما نباید
فعالیتی برخلاف قوانین جرائم رایانه ای داشته باشید. این قانون تحت تاثیر مستقیم قانون
جرائم رایانه ای بوده و هرگونه ماده و بند موجود در قوانین جرائم رایانه ای ، جزئی از قوانین
پایه هم میهن محسوب میگردند.

تبلیغ محتوای الحادی ممنوع هست
تاپیکهای تبلیغاتی که فلسفه های غیراسلامی و من درآوردی مخالف اعتقاد به وجود خداوند را تبلیغ و توضیح میدهند، مشمول تبلیغ محتوای الحادی هستند
2. استهزا و تمسخر اعتقادات اسلامی
هرگونه محتوایی که برای استهزا و تمسخر اعتقادات ، باورها و موازین اسلامی ارسال شود به
هر نحوی ممنوع است.

- تشبیه خداوند به اژدهای هفت سر، آنهم به گوشه و کنایه و نه به صورت استدلال منطقی و ...
- مضحک و چرند خواندن اعتقادات افراد باایمان
و ....
همگی مصداق استهزا و تنسخر اعتقادات اسلامی و بی ادبی نسبت به معتقدات به وجود خداوند هست

17. تذکرات مدیران / قوانین داخلی هر بخش
در هم میهن هر بخش دارای یک یا تعداد بیشتری مدیر است ، کاربران بایستی به صحبت های
مدیر مربوط توجهات لازم را داشته باشند و قوانینی که در هر بخش توسط مدیر مربوط ایجاد
میگردد را رعایت نمایند.
پست اول همین تاپیک محتوای تذکرات مفیدی در این زمینه هست

18. اسپم و منحرف سازی موضوعات
منحرف سازی و ارسال اسپم و پیام تبلیغات در تالار بحث و گفتگو ، سیستم پرسش و پاسخ و
گروه ها و پروفایل کاربران و دیگر بخش ها ممنوع است.

متن کامل:
قوانین سایت هم میهن

393:

تعدادی پست از دو موضوع:
- خداناباوری تهدیدی برای بشریت و
- آیا «فرگشت» جنایات جنگی را محکوم میکند!؟؟
به موضوع
انتقاداتی به خداباوری انتقال یافتند.


از این به بعد انتقادات به خداباوری که در جای خودش مطرح نشده باشند، به این مکان انتقال می یابد
توصیه بنده این هست که مخالفان به جای طرح موضوعات متنوع در تاپیک های مختلف( که منجر به انتقال به اینجا میشود)
انتقادات را به صورت تاپیکهای مجزا در تالارهای مختلف مطرح کنند

394:

هیچ پستی از شما توسط بنده حذف نشده
حدود 30 پست و نه تنها پست شما در بحث: «خداناباوری تهدیدی برای بشریت» به بحث «انتقاداتی به خداباوران» انتقال داده شده

یک پست از شما در همین تاپیک حاضر به حالت عدم تایید در آمده است
که توسط بنده نبوده(توسط مدیران ارشد باید بوده باشد)
و دلیلش را نمیدانم

عزیز من .خود دین و مذهب شما حاصل فرگشته .
ببین همین هم انحراف بحث است
شما میتونی تاپیک بزنی و ادعایتان را اثبات کنید
که دین هم حاصل فرگشت است
و کسی مانع شما نمیشود
ولی اینجا بحث دیگری پیگیری میشود
لطفاً رعایت کنید

395:

من ماندم ایشان چرا مدیر تالار فلسفه شدند؟!!!

باید مدیر تالار الهیات میشدند نه فلسفه ...

پستهای منم حذف شدند چون به نظرشان لابد بی ربط بوده :))) جالبه که این موضوع تایپیکِ که کلا بی ربط است ...

396:

سلام

کاش در این تالار ، تالاری برای فلسفه اسلامی نیز ایجاد می شد
تا بحث و انتقادات پیرامون فلسفه ای که بین مسلمانان پدید آمد، در انجا صورت بگیرد

397:

چه کسی آقای salmaan رو که تو عکس آواتارش حضرت علی نوشته مدیر فلسفه کرده؟!
مدیر فلسفه باید به هیچ دین خاصی پایبند نباشه

398:

سلام علیکم
امکان ایجاد بخش جدید در اختیار بنده نیست
اما به نظرم اگر شمار این نوع بحث ها به حد خاصی برسد
ایجاد بخش جدید ضرورت پیدا میکند

در هر حال فعلاً می توان با انتخاب یک اسم مناسب
(برای تفکیک بحث و عدم ورود بی خداها و ...)
موضوعات این چنین را در همین تالار مطرح کرد

399:

بای

400:

چرا تاپیک من هنوز تایید نشده؟

401:

در حال بررسی هست
امکان تاییدش هست

اما بحث هایی را که مطرح کردید
موضوعاتی زیادی برای آنها استارت شده
چرا در همان موضوع ها بحث را ادامه نمی دهید؟

402:

من سعی کردم یک شروع دوباره و فوق العاده مسالمت‌آمیز داشته باشم اگر دقت کرده باشید هیچ گونه نظر شخصی در توضیحات تاپیک مطرح نکردم و فقط نظرات را نقل قول کردم
آن موضوعاتی را که شما می فرمایید در اصل موضوع متمرکز نشده اند برای مثال بحث در مورد اثبات خدا بودش ولی منحرف شده و از هر دری سخن گفته اند من حداقل با پست های خودم موضوع را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می کند سعی خواهم کرد موضوعات را متمرکز کنم
برای مثال اگر مذاکرات هسته‌ای فقط روی بحث هسته‌ای متمرکز نمی شد امکان حل آن وجود نداشت! فقط مثال بود!

403:

اگر شما جایی از تاپیک را نامناسب دیدید می توانید به من اطلاع دهید تا تغییر دهم یا حذف نمایم یا خودتان یک تغییر مصلحتی دهید!

404:

سلام چرا تاپیک مستقل ما با این تاپیک ادغام شد؟

لطفا تاپیک ما رو برگردونید
این ادغام به نوعی سانسور هست.

405:

سلام
قبلاً اطلاع رسانی کردم:
http://forum.hammihan.com/thread1178...ml#post6043320

ادغام جستارهایی که از قبل موضوعی برای آنها وجود دارد
یک قانون هم میهن است

اما بنده فکر کردم شاید شما دلیل خاصی هم برای استقلال تاپیک داشته باشید
به همین دلیل فرصتی در اختیار شما گذاشتم
و بعد از اطمینان از مشاهده این پست توسط شما
عدم اعتراض شما را دلیلی بر موافقت شما با ادغام، در نظر گرفتم

حتی اگر بحث ها جدا شود
بازهم بازیابی نظرسنجی ها ممکن نیست
(حداقل برای این سطح از دسترسی هایی که در اخیتار بنده هست، ممکن نیست)

406:


چرا همه تاپیک هایی که به نظریه تکامل ربط داره ادغام نمی کنید؟

من در اون تاپیک صرفا رابطه روح غیرمادی و اصل پایستگی رو مطرح کرده بودم

نه آشنایی با اصل پایستگی رو

این موضوع (که به ارتباط ماده و غیر ماده می پردازد) کاملا با تاپیک آشنایی با اصل پایستگی که صرفا فیزیکی هست، متفاوت هست. تاپیک من بین فیزیک و فلسفه بود نه فیزیک صرف.


لطفا تاپیک رو به صورت مستقل اولش برگردونید

407:

منظور از آشنایی قطعاً مباحث فیزیکی نیست،
بلکه مباحث مرتبط با موضوعات فلسفی است
صرف عنوان تاپیک دلیل کافی برای ادغام مباحث نیست

حتی بنده خودم استدلالهای مطرح شده
در جستار «آشنایی با ....» را به عنوان پاسخی به جستار اولیه شما مطرح کردم
و قاعدتاً شما هم باید آنها را نقد کنید
خب چرا باید کل استدلالهایی مثلاً کاربر فریدمن را دوباره تکرار کرد؟

در مورد جستارهای دیگر تشخیص بنده این بوده که بحث ها تا حدی با هم متفاوت هستند

ضمن اینکه در نظر داشته باشید
فرصت کافی برای اعتراض در مورد ادغام جستارها
قبل از ادغام دراختیار شما قرار داده شد

408:

قبل از ادغام هیچ اطلاعی به من داده نشد

دلایلی که ذکر کردید قابل قبول نیست.
موضوع روح غیر مادی وجه اسقلال این تاپیک بود.

البته می دانم علت اصلی ادغام تاپیک این است که از موضوع تاپیک خوشتان نیامده و صلاح دیده اید که این موضوع اصلا دیده نشود و نظرسنجی اش هم از بین برود. این نوعی سانسور هست.

409:

کل استدلالهای مطرح شده در جستار «آشنایی با اصل پایستگی» در جستار شما هم قابل طرح است
و بنده خودم در پست اول همانها را به عنوان دلیلی علیه ادعای شما مطرح کردم

بنابراین هیچ اختلافی میان آنها نیست

و به شما هم فرصت اعتراض به ادغام داده شده بود

410:

این فرصت کی داده شده بود که من خبر نداشتم؟ زمانی که سایت تحت حملات سایبری بود و چند روز خارج از دسترس بود؟؟

من الان دارم اعتراض می کنم شما ترتیب اثر میدید؟؟

اتفاقا خوب شد ادغام شد. هرکسی بخواهد در مورد اصل پایستگی مطلبی سرچ کند به تعارض آن با روح هم پی می برد.

خیلی هم متشکرم.

411:

پست اول بنده که اعلام ادغام در آن صورت گرفت:
http://forum.hammihan.com/thread1178...ml#post6043320
و پاسخ شما :
http://forum.hammihan.com/thread1178...ml#post6043348
هر دو قبل از اختلالات سایت بود

پست دوم بنده:
http://forum.hammihan.com/thread1178...ml#post6043424
دقیقاً همزمان با شروع اختلالات بود
و ادغام بعد از پست دوم صورت گرفت
و مابین پست دوم بنده و پاسخ شما، فعالیت کمی نداشتید

اینکه جستاری به اسم شما یا کاربر kavosh باشد، تفاوتی برای بنده ندارد
شما بحثهای جناب فریدمن را در همین جستار بخوانید
یا پاسخ سوالات خود را خواهید یافت
یا شما نقد خوبی به بحثهای ایشان خواهید داشت
و در هر صورت مانع از تکرار آن بحثها خواهد شد



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

تصاویـــــر عاشقـــانه
"تفسیر آواتارهای هم میهن"
احساستو با یک تصویر نشون بده
عکسهایی که خودم گرفتم
اتاق گفتگوی تالار عکس
عکس های شخصی اعضا (عکس های موقت)

تصاویری زیبا از طبیعت
یه گل به نفرِ قبلیت هدیه کن
تصاویر زیباترین گلهای جهان
نمای نزدیک از حشرات (تصاویر میکروسکوپی)
عکسهای دیدنی از ابراز عشق حیوانات
تصاویر خنده دار از حیوانات
*