جنجال ارواح و جن 



x

جنجال ارواح و جن



آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
نامردا خواهرم بود.......
نظرتون چیه؟ طرح امنیت اجتماعی شدیدتر از قبل اجرا می شود
می خواهم خودکشی کنم؟!
لغو قانون ازدواج دوم آری یا نه؟
دفتر مدیر هم اندیشی ( پیشنهادات و انتقادات از تالار هم اندیشی و مدیریت آن )

هرروز یک آیه
نظرتان در مورد قمه زنی چیست؟
نظر اسلام در مورد موسیقی
مطالبی پیرامون احوال و فتنه های آخر الزمان و حضرت مهدی
بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث
یا علی
حمایت از ما | مشهدهاست
`

جنجال ارواح و جن




ایا جن و روح دیده اید یا خیر؟
.................................................. .............

05-31-2007


1:

من نه ولی همسایمون میگه به شکل گربه بود دیده اونم پشت پنجره ی اتاق خواب طبقه دوم !
راستش معمولا هر چی توهم و قصه پردازی و چیزای مجهول یا معما رو به قاطی یه سری واقعیات نسبت میدن به جنا ! بیچاره ها ! نمیگم نیست ولی خرافات در این زمینه ها زیاده بطوریکه تشخیص مشکل میشه

2:

بچه ها من اطلاعاتم در مرد جن کامله نظر بدید براتون میذارم>>>>>>>>>>

3:

سلام چه اطلاعاتی مگه شما دیدین یه دوستی داشتم اسمش شیما بود میگفت جن روح دیو اینا وجود دارن سهراب اگه دیدی بگو من که ازشون نمیترسم

4:

نه بحث ترس نیست..اونا هم بنده ی خداوندند..عین من و تو...منظورم برای اطلاعات بیشتر از خلقت جنیان و مسایل عینی که بنده مشاهده کردم....و انشالله اگر خواسنید تحقیقاتم را تا پایان تیر میتونم براتون بذارم..فعلا هر سوالی داشتید پاسخگو هستم در حد سوادم...
دوستتون هم درست گفته ما در موجودات ماوراء الطبیعه زارما و پری و جن و ...داریم..
تا بعد برات بیشتر توضیح میدم فعلا فقط میتونم پاسخ بدم...

موفق باشید

5:

زارما و پری چیه جه شکلین میشه دیدشون کارشون چیه

6:

پری که دیگه خودت باید بدونی موجوداتی متا فیزیکی که فقط با ریاضت عرفانی میشه دیدشون....اونم فقط برای اهل دله..روش دیدنشون هم بهتره در ملا عام بازگو نشه(قرار نشد شیطنت کنی) چون سوء استفاده گر زیاده و با احضار اونا خیلی کارهارو میشه کرد در ضمن پری ها از رنگ سبز خوششون میاد و در انگلستان بیشتر زندگی میکنند......بگذریم دسته دوم که شاید اسمشونو درست گفته باشم در کل به ارواح خبیث و تمامی موجوداتی که روح خباثت در انها باشه گفته میشه... در موردشون این توضیح مختصرو بخون


یکی از موجودات نادیدنی جن است. جهان ما برای جن قابل رویت و لمس است ولی جهان جن برای ما انسانها قابل رویت و لمس نیست این موجودات بر سه قسم پری و جن و دیو تقسیم می شوند که در عرض هم و از مخلوقات کره زمین هستند :

1 - دیوها پست ترین نژاد خاکستری رنگ و خشن اند و چشمانشان حد وسط افقی و عمودی است.
2 - جن ها نژاد متوسط و مثل آتش سرخ رنگ هستند و چشمانشان عمودی است و پاهایشان کوتاه و گرد است چیزی شبیه سم نه اینکه سم واقعی باشد.
3 - پری نسبت به آن دو از نظر خلقت برتری دارد و پری ها سفید و بسیار زیبا هستند مثل انسانهای سفید پوست چشمشان مثل چشم انسان افقی است . هیکل و شباهت آنها تقریبا به اندازه انسان است با این تفاوت که دیوها ( غولها ) کمی درشت تر و جن ها کمی ریزتر از انسانها هستند و شکل کلی شان مثل انسان است و دو چشم و دو گوش و دهان و ... دارند.

دیو و جن و پری از هم جدا هستند داخل یک دیگر می شوند ولی کاری به کار هم ندارند و بین آنها جنگ و درگیری رخ نمی دهد.

جنیان غذا می خورند استخوان و ضایعات , غذای جنیان است و ممکن است از خوردنیها و آشامیدنیهای دیگری هم استفاده نمایند. ازدواج هم دارند و به صورت خانوادگی زندگی می کنند و جا و مکان برایشان مطرح نیست نر و ماده دارند , جفت گیری می کنند و مدت بارداری کمتر از انسان دارند و معمولا از هر شکم بیشتر از یک بچه متولد نمی شود .
وضع حمل آن ها آسانتر از بشر است رشد بچه سریعتر و بلوغ هم دارند و ولدشان مثل انسان زیاد نیست طول عمرشان بیشتر از آدمی است مرگ دارند , جسمشان فنا می شود و احتیاج به قبرستان ندارند.

سرما و گرما و درد ندارند اما لذت و خوشی و ناخوشی دارند , الفت خانوادگی و خارجی با هم دارند , کار و شغل ندارند .

اکثر حیوانات و جانوران آنها را می بینند و برایشان عادی است از این رو به آنها حمله نمی کنند و می توانند خود را به صورت انسان و غیر انسان در آورند آنها پدیده های بسیار لطیفی هستند و توان انبساط و انقباض خویش را دارند و در حالت عادی در حال انبساطند لذا دیده نمی شوند ولی اگر منقبض شوند می توان آنها را دید از آنها می شود عکس گرفت به شرطی که به این کار راضی باشند.

جنیان می توانند از در و پنجره بسته عبور کنند هرجا که هوا بتواند عبور کند جن ها هم می توانند عبور کنند آنها مثل امواج رادیو می توانند از شکاف درهای بسته و از هر منفذی بگذرند .

به علت نداشتن عنصر خاکی قوه طی الارض دارند و در آن واحد می توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند چون همیشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهای ما آشنایی دارند معایبی دارند بدتر از بشر ولی معایبی که انسان دارد آنها ندارند روزی که خداوند انسان را خلق کرد فاصله ای بین جنیان و بشر قرار داد که جنیان بدون اذن خدا اجازه نزدیک شدن و آسیب رساندن به آدمیان را ندارند و اصولا اعمال زشت انسان سبب صدمه به خود آنها می شود و جنیان از طرف خداوند اجازه و اذن اذیت کردن می یابند.

هوششان بسیار زیاد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آینده و گذشته انسان را نمی دانند و قوه خلاقه ندارند و هر چه ذاتی و همان است که در خلقتشان گذاشته شده است . تا به حال چیزی اختراع نکرده اند.

حکم فقهی تزوج انسان با جنیان این است که علما در این باره اختلاف نموده اند عده ای گفته اند : جایز نیست زیرا ختلاف جنسی موجب امتناع است و بعضی دیگر گفته اند : ان النهی عن نکاح الجن )) پیامبر نکاح جن را نهی نموده که این نهی شامل کراهت هم می شود . بعضی از مشاهیر علمای اهل بیت و جماعت می گویند : با بودن شرایط نکاح بین جن و انس ازدواج مانع ندارد و جایز است.

جن ها دارای روح و نفس هستند و از بین خودشان پیامبر ندارند و بایستی از دستورات پیامبر آدمیان پیروی کنند چنانکه عده ای از آنها به حضرت مسیح گرویدند و عده ای دیگر به حضرت محمد ( ص ) و بعضی از آنها از دستورات خداوند سرپیچی می کنند آنها هم خوب و بد , ظالم و مومن دارند . دارای مذاهب گوناگونند .

عبادتشان طبق همان عقیده ی دینی است که دارند , مثلا جن های مسلمان نماز می خوانند و روزه می گیرند و وظیفه دارند تمام آداب را بجا آورند به خدمت پیامبر و ائمه هدا می رسند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را می پرسند . سعد اسکاف می گوید : به منزل امام باقر ( ع ) رفتم ... اشخاصی از اتاق امام خارج شدند که مانند ملخهای زرد بودند و پوستین در تن داشتند و از زیادی عبادت لاغر شده بودند ... امام فرمود آنها برادران تو از طایفه جن هستند که به خدمت ما می آیند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را از ما می پرسند.

سدیر صیرفی نقل می کند : امام باقر در مدینه به من سفارشهایی فرمود , از مدینه بیرون رفتم... بعد از آنکه امام باقر ( ع ) به مکه آمدند به حضرتش عرض کردم فدایت شوم مردی نامه شما را آورد که مهرش خشک نشده بود فرمود : ای سدیر ما خدمتکارانی از جن داریم چون خواهیم کاری به فوریت انجام پذیر آن ها را می فرستیم.

خداوند احضار جن و روح را تحریم کرده و آن را از گناهان کبیره می شمارد زیرا انسان را از راه حقیقت دور کرده و به عیادت شیطان وادار می کند و سرانجام او را تباه خواهد ساخت. قرآن راجع به تسخیر جن و شیطان تنها از حضرت سلیمان یاد می کند که در سوره انبیاء آیه 82 آمده است (( برخی از شیطانها برای حضرت سلیمان غواصی می کردند و کارهای دیگری جز این انجام می دادند و ما نگهبان آنها بودیم )).
از این آیه فهمیده می شود جن هایی که در تسخیر سلیمان بوده اند از نوع جن های شریر و بد بوده اند .

جن مثل انسان دو نوع است : مومن و کافر , که مومنان از جن را شیطان نمی گویند ولی به کافران آنها اطلاق شیطان شده است .
برای دور کردن جن و شیطان باید به خدا توسل جست . جن به محض شنیدن ذکر ورد فرار می کند . وقتی (( بسم الله )) گفته شود اثر بد جنهای کافر خنثی می شود ذکر (( بسم الله )) در دفع و دور کردن شیطان و جن موثر است .

از امام صادق ( ع ) منقول است : هر کس معوذتین ( سوره های ناس و فلق ) را بسیار بخواند از وسواس و شر جن و انس محفوظ بماند .
از آن حضرت نقل است کسی که سوره جن را تلاوت نماید در زندگی دنیا هرگز آسیبی از جن و انس به او نرسد و مورد سحر و کید آنها واقع نشود .
آیه 59 سوره مریم را اگر بنویسند و بشویند و بر جن زده و مصروع بخورانند و یا به بازویش ببندند شفا می یابد .
(( بسم الله الرحمن الرحیم . فخلف من بعدهم خلف اضاعو الصواه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا ))
از حضرت علی ( ع ) منقول است هر که در سفر راه را گم کند فریاد کند (( یا صالح اغثنی یا بقول امام باقر (ع ) بگوید : یا صالح ارشدو نا الی الطریق رحمکم الله )) یعنی یا صالح ما را به راه برسان رحمت خدا بر تو باد بدرستیکه از برادران شما از جنیان شخصی است که صالح نام دارد از برای خدا در شهرها می گردد چون صدای شما را بشنود جواب گوید و راهنمایی نماید.

راوی می گوید : ما در سفری راه را گم کردیم و شخصی از ما دور شد و فریاد زد به نحوی که مذکور شد سپس برگشت و گفت صدای آهسته شنیدم که راه از جانب راست است.
فرق فرشته با جن:

ملائکه عطر و بوی خوش و پاکیزگی وضو و غسل را دوست دارند و هر جا بوی خوش باشد متوجه آنها می شوند و از ظلمت و جای متعفن بدشان می آید ولی شیاطین و اجانین جاهای تاریک و محل های متعفن را دوست دارند و در گلخن حمام و جاهای کثیف جن فراوان است .
_ جایی که معصیت شود فرشته وارد نمی شود ولی جن در آن جا زیاد و فراوان است.
_ در خانه ای که سگ باشد فرشته گریزان است ولی جن به آن خانه وارد می شود.
_ در جایی که مجسمه و عکس صاحب روح باشد فرشته وارد نمی شود ولی جن داخل می گردد.
_ در اتاقی که جنب و حایض باشد فرشته وارد نمی شود.
_ در خانه ای که آلات موسیقی باشد فرشته داخل نمی شود.
_ ملائکه لباس سفید , قرائت قرآن و منزل امام و ولی خدا را دوست دارند.
_ جن ها از سخن چینی مسرور و خوشحال می شوند.
_ فرشتگان از زنهای محجبه مسرور و شاد می گردند و منازلی که چنین زنهایی دارند جن از خانه بیرون می رود.
_ جن به زنهای بدون مقنعه و روسری اگر چه در منزل باشند علاقه دارد البته اصناف کفار از جن.
_ ملائکه از موجودات عالم بالا و عالم ملکوت می باشند و جن ها از موجودات عالم پائین هستند.
_ جنس ملائکه از نور است ولی جنس جن از آتش خالص است.
_ فرشتگان غذا نمی خورند و ازدواج هم نمی کنند ولی جنیان هم غذا می خورند و هم ازدواج می کنند.
_ جن ذریه دارد ولی ملائکه ذریه ندارند.
_ ملائکه گناه و تخلف امر پروردگار را نمی کنند بخلاف جن که گناه و تخلف از امر الهی می کنند.
_ فرشتگان مرگ , شرک و رفتن به جهنم ندارند ولی جن ها مرگ دارند شرک دارند و ستم کاران آنها به جهنم می روند.
_ شیطان و جن دشمن انسان و بشر بوده و هستند ولی ملائکه نه تنها دشمن انسان نبوده بلکه بر آدمیان استغفار می کنند و از درگاه پروردگار حکیم طلب آمرزش برای آنان می کنند.

7:

سلام
من ندیدم ولی دلم خواد حتما یه روزی یه جن یا پری یا روح یا از جنس ارواح ببینم.

8:

اصلا یه همچین فکری رو نکن اطلاعاتشو نداری زندگیت تباه میشه..هر چیزی و یا هر ذکری هم در هر سایتی مبنی بر احضار دیدی نخون زیرا احضار جن و ..انقدر شرایطش سخته که پشیمون میشی... برای احضار و دیدن و ...باید استاد داشته باشی که بهت اجازه نامه بده.. و اینکه این استاد ها همچین هم در دسترس نیستند.. و فقط 5 نفر از این همه جمعیت عالم به این کارند..خودتو تو دردسر ننداز بهت توصیه جدی میکنم...

9:

واقعا اب جوش بریزیم رو زمین جن عصبانی میشه؟
چرا؟

10:

نه اینطوری نیست..ببین ما باید قبول کنیم که جن ها با ما زندگی میکنند..نه الان قبلا تو خونه های قدیمی

خوب صرفا جنها اگر در جایی باشند که ما در سالیان پیش اب جوش بریزیم..اونوقت اگر جنی در دسترس باشه و اب بریزه روش..عصبانی میشه..البته من اعتقادی به این قضیه ندارم..اما یکی از دوستان چندین سال پیش در خانه ای قدیمی به این قضیه برخورده بود

شما جدی نگیر توی خونه های امروزی خبری از جن نیست و اگر هم موردی دیده شده بیشتر ارواحندو ...

11:

هاااااااااااااااااااااااا ااااااااا
واقعا بسمالله بگیم میرن؟
یا به اذیت ادامه میدن؟

12:

من ديده ام. فكر كنم روح بود چون غبار مانند بود. يك مرد جوان بود كه پيراهن سفيد و شلوار قهوه اي پوشيده بود مطمئنم كه ديدمش چون درست در همان زمان همسرم هم او را ديده بود و همين مشخصات را ارائه مي كرد. حضورش را بسيار زياد در منزل حس مي كنم حتي گاه صداي نفسهايش را پشت سرم حس مي كنم و اعتراف مي كنم كه خيلي هم مي ترسم.

13:

مرسی سهراب اما چند تا سوال
اذیت جن به چه شکل ازار فیزیکی میتونه بزنه؟
من میتونم با یه پری دوست بشم که ارزوهاما براورده کنه؟
ایا من میتونم برم در دنیای جن دیو پری ایا ااونا من را راه میدن توی دنیاشون
سهراب تو که اطلاعاتت اینطوریه مطمئنم دیدی درسته؟
من وقتی دانشجو بودم با دوستام سعی میکردیم جن و روح و دیو احضار کنیم
اما خیلی وقتیه از این کارها نکردم البته احضارمون با کاغذ و نلبکی بود این روش را قبول داری؟

------------------------------------------------------------
منم چیزهایی که جن یا روح یا پری شایدم توهم بوده باشه دیدم
یکشب شرایط روحی مناسب نداشتم وقتی خوابیدم حالت نیمه خواب که بودم صدای خنده شیطونکی میشنیدم
نصف لحاف روی صورتم بود یک مرتبه لبه لحاف یک موجود سفیدرنگ کوچولو چشماش غورباقه ای قلمبیده سره کوچولو با 2 تا شاخک ریز
شکمشم گرد و قلمبه که خیره شده بود توی چشمام ولی محو بود سهراب نظرت چیه این توهم بوده ؟

14:

از کجا میدونی روح بود شاید؟ توی خونت قبلا شما کسی بوده؟

15:

نه من نديدم ولي علاقه دارم ببينم

16:



ببین بعضی وقت ها ما با کارامون جن ها رو عصبانی میکنیم...یکیش اینه که اونا رو مسخره میکنیم در طول زمان دراز..اونوقت اونا میان یه اسیب جدی بهت میزنند و شایدم مثل یکی از دوستان قدیم من بکشن

با بسم الله الرحمن الرحیم میرن چون اونا ز.د میفهمن که خدا راضی نیست به ازارو اذیت مگر در موارد خاص...با یا علی هم وحشتناک دور میشن..این روش برای جنهای کافر که تعدادشون خیییییییییییییییییلی کمه موثره....

من دوستی داشتم که یکبار گفت من عکس یه جن و دیدم و مسخره کردم نمیدونید چی دیدم..نمیگم چون غیر قابل باوره....ولی واقعا خاطره ی وحشتناکی بود...


اگر هم به اذیت ادامه دادند بعد از تمامی روشهای دفع جن بدون که احتمالا ازت یه خواسته ای دارند...یا دوستت دارند...چون جنها به انسانهای زیبا و یا مومن(عرفانی) علاقه مندند..در این صورت که( مطمینم برای شما پیش نمیاد) اونا ازتون کمک میخوان یا کمکتون میکنند..اصلا سراغ جنها نرید..و خودتونو با عالم غیب در نندازید که ضرر میکنید..

17:


اره دیگه اونا احتمالا کاری میکنند که خودت به خودت ضربه بزنی..مثل دوست من که سرشو با اجاق گاز سوزوند..!!!!
نه عزیزم مگه قول چراغ جادو!! نه اونا میتونن در لحظه برات خبر بیارند و به کار هات سرعت بدن...تو انسانی مطمین باش تو چیزایی داری که اونا دنبالشن...نمیخوام وارد بحث اشرف المخلوقات بشم..اونا فقط قدرت طی الارض و...دارند که برای انسان که از خاک افریده شده سخته..اما با ارتباط عرفانی با خدا ممکنه البته نه در مراحل اول بعد از 40 تا چله ی با استاد..مثل ایت الله بهجت و...

نه دارم میگم یه کاری کن اونا بیان پیشت نه تو بری اونجا..ببین اونا بعضی وقتا خودشونو نشون میدن نباید هیجان زده بشی و حتی اگر هم عکسی رو دیدی و یا نوشته ای رو خوندی که غیر قابل باور سعی کن نه بخندی و نه باور کنی..چون اونا عصبانی میشن..جنها واقعا رو عکساشون حساسند...دارم اخطار جدی بهت میکنم اصلا دنبال این نباش که بخوای خودتو با 4 تا غول و دیو و روح و جن دربیندازی...چون اگر یه اشتباه کنی...حتی اگر 5 استا د عامل هم بالای سرت باشن بازم احتمالش هست بکشنت!!!!!!!!! سعی کن تعادل زندگیشونو به هم نزنی


در مورد دیدنم هم باید بگم سعی کن نپرسی چه جوری..ولی اره

ببین الان من دارم دنبال اون سایت مرجعی میگردم که چند سال پیش از روش تحقیق نوشتم احضار جن و در ایران کسی نیست که بتونه انجام بده ..شراط خیلی سختی داره برات تا فردا میذارم

در این مجالس هم روحه...مواظب باش اگه ارواح شرور باشن دیگه واویلا.. این روش هم اصلا علمی نیست و جنی حضور پیدا نمیکنه...

18:

درمورد موضوع اخر هم باید بگم شاید خواب و رویا با بیداری قاطی شده بودهو نمیشه این طوری گفت اون دقیقا چی بوده؟؟؟؟؟ ولی با این خصوصیات شاید توهم بوده من تا حالا به این مورد برنخوردم...

19:

ببین وقتی با جنی ارتباط برقرار کنی و بعد به دلایلی نخوای ادامه بدی دیگه نمیتونی...

20:

بچه ها به این تاپیک " ارواح و اجنه " در گفتگوی آزاد هم سری بزنید جالبه.http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=431&page=12&highlight=%D8%A7%D8%A C%D9%86%D9%87
من هم اونجا پست زدم بگید نظرتون چیه .

21:

لطفا ادغام نشه من دوست دارم تاپیک خودم باشه

22:

اخه سهراب این مسئله بازم برای من پیش اومده یک بار ساعت 4 صبح بیدار که نه
نیمه خواب دختری را دیدم که نور زرد رنگی داشت هیچیش معلوم نبود محو بود نیمرخ وایساده بود دستاشا بالا پایین میبرد وقتی بیشتر بهش دقت کردم دورتر شد در این حالت و دورتر و دورتر
یه دوستام میگفت انرزی منفی بوده تو زندگیت که به این شکل اومده
یه بارم دمه صبح بازم یه ÷یرمردی تو گوشم زمزمه کرد
همه خواب خوابها بیدار این جمله پر معتی هم میتونه توهم باشه ای صدا صدای کی بوده؟ بازهم اتفاقاتی هست که در پست بعدی میگم

23:

بطور کلی جن بر 5 صنف است :
1 .مثل باد در هوا
2 .مانند مار
3 .مانند عقرب
4 .حشرات
5 .به شکل انسان

ببین شاید یه نیروی مرموزی داری ویا یه استعدادی و یا اینکه میتونی به مراحل عمیق عرفانی برسی و خودت خبر نداری..ببین استاد سابق من در خواب کتک میخورد تا وادارش کند بره سمت عرفانوواشتباه نکن فرشته ها نه جن ها و موکل ها..به نظر من میخوان راهنماییت کنند که بری به سمتشون و دوست دارن باهات ارتباط راحت تری داشته باشند..من هم چند وقت پیش یه کتک مفصل خوردم..تا کار به کتک نرسیده با خدا رابطه ی بهتری برقرار کن الته اگر اعتقاد داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

24:


منم میگم ادغامنشه این تاپیک داره اصولی پیش میره اما اونجا من اشتباهاتی رو دیدم..

25:


منم میگم ادغام نشه این تاپیک داره اصولی پیش میره اما اونجا من اشتباهاتی رو دیدم..

26:

خب سهراب اگه بخوان با من ارتباط بر قرار کنند انگیزشون چیه میتونن خطرناک باشن راستی او جملهای که تو گوشم خونده شده ببین چقدر پر محتواست اونا نگفتی صدای پیرمرد جن بوده یا فرشته
ایا من ادمه پاکی هستم یا کثیف که اینا دوستم دارن

27:

من تو را ندیدم که بخوام برات بگم پاکی یا الوده.. صدای اون پیرمرده رو هم خودت باید بفهمیووارام بود یا معمولی..بهت ارامش داد یا نه؟

اگر هم بخوای عرفان و شروع کنی باید شرایط سختی رو تحمل کنی که بعدش خودت صفا و ارامش درونیتو حس میکنی.. واقعا زیباست...زیبا تر از همه چیز

28:

من که هر چی بیشتر پرسیدم کمتر دستگیرم شد.
به هر حال احساس میکنم یه جای کار اشکال داره..
بهتره اگه میخوای تاپیک خوبی بشه یکم با منابع موثق تری جواب بدی..
نه اینکه همش بگی..
دوستم دید..
همسایمون دید..
و
...


عکس و اینا هم بگذار اگر داری تا لااقل فرق جن کافر و با جنهای دیگه تشخص بدیم..



29:

ببین من خودم سالها در این موارد تحقیق کردم استاد دیدم و تا دلت بخواد استاد تقلبی دیدم الان هم دارم روی علوم غریبه مانور میدم اما گویا کتابی در ایران در این موارد زیاد نیست و یا الکی است...شما هر جا به مشکل برخوردی سوالتو بپرس..منم تجربیات و علمم و برات میذارم..

30:

البته سهراب من با مسیح رابطه خیلی خوبی دارم و مسیح سر لوحه زندگیمه که میپرستمش رابطم با خدا خوبه دلیلی نداره کسی بخواد اذیتم کنه البته من مدتی با تمرکز میخوابیدم خوابم نمیبرد اسم خدا را (هی یو) تکرار میکردم بیهوش میشدم البته نمیدونم شنیدی یا نه

31:

مسیحی هستی؟
جالبه به گمانم قلب پاکی هم داری.درسته؟

32:

جالبه؛ با تشکر! منم اینطور بحثها رو دوست دارم. اما میشه راهنمایی بفرمایید چرا در این تالار باید باشه؟

33:

حس مي كنم بايد روح باشه. شايد هم نه مطمئن نيستم. فكر مي كنم روح صاحبخانه قبليست كه در جواني فوت كرده است ولي از آنجا كه دو نفر ديگر او را قبلا به شكلهاي ديگري ديده اند كمي به روح بودنش مشكوكم.

34:

ازارم به کسی نرسیده من سعی کردم هر جور شده مسیح را ببینم چون اعتقاد دارم زنده است شاید این میتونه دلیلی باشه که این موجودات یا توهم یا هر چیز دیگهای... راستی یه شکی به صدای اون پیرمرد کرد ایا میتونه مسیح باشه؟

35:

اما سهراب من مدتی میخواستم روحم را تحت کنترل خودم داشته باشم پرواز روح اعتقاد داری؟ این کارم را نیمه تمام ول کردم کمکی ترسیدم

36:

اره بابا استاد پرواز روحم دختر.. فرا فکنم عالیه با استعدادی عجیب در این علوم

37:

البته نه استادی که شاگرد بگیره اما این نکته رو هم بگم اگه یه وقت طناب نقره ایت پاره بشه مردی پس سعی کن یه استاد بالا سرت باشه

38:

من چند بار که این کار را انجام دادم بیهوش شدم اصلا هم خوابم نمیومده شبیه خوابیدنه فقط خواب ندیدم
به نظر تو پرواز روح بوده؟ این کارم خطرناک بوده؟

39:

بابا جمع کنید ، خجالت هم خوب چیزیه
این حرفا چیه

40:

البته این چیزها واقعیت دارد ولی با احترام به دوستانی که برای علاقه این کار را انجام میدهند باید عرض کنم این مسائل هیچ فایده و کاربردی ندارد و دردی را از کسی دوا نمیکند

41:

آنچه به خود و دیگران کمک می کند رعایت اخلاق و حقوق دیگران است، بقیه هر چه پیش آید خوش آید

42:

بله مسائل ماورائی بسیاربا ارزش است ولی ما باید مشکلاتمان را بدست خودمان حل کنیم

43:

البته اینکه آدم می تونه با روش های خاصی بخصوص دوری از ظواهر زندگی ، تمرکز و پرداختن به خود ، ماوراءطبیعه و عوالم غیبی رو تجربه کنه حرف درستیه .
اما باید همه چیز در پرتو عقل باشه
باید اول ببینی برای چه هدفی می خوای ارواح رو ببینی و آیا واقعا برات ضروریه ؟
و بقول آستیاگ چه مشکل و دردی ازت دوا می کنه .
آیا فقط از روی کنجکاویه ؟

44:

درسته جن و روح دردی از ما دعوا نمیکنه و بهتره اگر طالب دنیای غیب هستیم به صورت اصولی ان را دنبال کنیم.. من خودم با اینکه زیاد تحقیق کردم اما هیچ وقت دنبال ارتباط نبودم .. در ضمن معلوم است که افرادی که این تاپیک رت میخوانند اطلاعاتشان واقعا کم است و من شرمنده ام از این که میبینم همه در حد مردم عادی از این مسایل اطلاعات دارند..

در ضمن بهتر است مطالبی را در مورد موکل و .. بدانید که چه قدرتی دارند.. و میتوانند مشکلات ما را حل کنند اما این مهم است که در عوض از ما چه میخواهند...

در مورد پرواز روح هم اگر مایل باشی بعدا بیشتر برایت توضیح میدهم...

45:

در ضمن پرواز روح ناشیانه منجر به مرگ میشه مارال

46:

میشه در مورد پرواز روح روشش توضیح بدی من با مدیکشن و اسم خدا میخوابیدم

47:

با عرض سلام
لطفا روش احضار جن(داشتن موکل) رو و خطرات ان رو برای من مبتدی بیشتر توضیح بدید ممنون میشم.
Email: mojtabavet81@yahoo.com

48:

سلام و خسته نباشید
من کسی رو میشناسم که یک جام که داخلش آب هستش جلوش میزاره و با اجنه صحبت میکنه و خیلی چیزهارو راست میگه.
این چه جور تسخیری هستش و اون جام چکار میکنه ممنون میشم توضیح بدید.
در ضمن ایا همون کس میتونه یک موکل از جن برای من درخواست کنه یانه(منظور به عنوان استاد باشه)؟
اگه من باهاش ارتباط نزدیک نداشته باشم چطور؟(شهر دیگه باشه)
ممنون میشم اگه توضیحات کامل بدید.

49:

سلام و خسته نباشید
من کسی رو میشناسم که یک جام که داخلش آب هستش جلوش میزاره و با اجنه صحبت میکنه و خیلی چیزهارو راست میگه.
این چه جور تسخیری هستش و اون جام چکار میکنه ممنون میشم توضیح بدید.
در ضمن ایا همون کس میتونه یک موکل از جن برای من درخواست کنه یانه(منظور به عنوان استاد باشه)؟
اگه من باهاش ارتباط نزدیک نداشته باشم چطور؟(شهر دیگه باشه)
ممنون میشم اگه توضیحات کامل بدید.
Email: mojtabavet81@yahoo.com

50:

البته فقط به چیزهایی که خودت بدست آوردی میتوانی اعتماد کنی

51:



برات مطلبی را میارم چون میدونم الان از سایت سیر وسلوک هم پرسیدی؟ درسته یا نه؟
اگر درست گفتم باید بگم مطالب اونجا خیلی قابل اعتماده.. سعی کن بیشتر به اون سایت سر بزنی.. منم یکی از اعضام اما نه با ای دی سهراب..
بگذریم...احضار موکل احتیاج به بالا بودن مراتب عرفانی و تزکیه نفس داره..
باید یک استاد واقعی پیدا کنی و بهت بگم تو ایران پیدا نمیشه به جز یک نفر که اون هم شاگرد قبول نمیکنه.. و اینکه بزرگترین اشتباه زندگیت همین احضار موکله.. اول باید اسمشو بدونی بعد دوره ی تز کیه نفس بگذرونی و بعد استاد و بعد هم مطمین باش اگر خوب باشی خودشون به سراغت میان..
احضار موکل هم با جن یکی نیست و موکل هم بر دو نوعه1-ملک نوری 2-ملک جنی(موکل) و مخصوص هر ادمیه .. مطلب پرنسس و بخون در مورد همزاد.. (خواهر خودمه)
اگر خواستی من برات میذارم اینجا..

52:


شما با این اوصاف پرواز روح نمیکنید شاید همان مدیتیشن و یا دچار خلسه میشوید من مطلب پرواز روح را اگر مدیر اجازه دهند میذارم به شرطی که همان طور که گفتم مسیولیت با خودتون و بدون استاد جلو نرید اصلا و ابدا.. و سعی کنید حتما برای ارتباط با عالم غیب اول تزکیه نفس کنید تزکیه نفس؛تزکیه نفس و تزکیه نفس.. اگر این کارو نکنید و از همه بدتر بدون استاد باشید حتما ضرر میکنید و یا به مشکلی بر میخورید.. این سایت ظرفیتشو نداره تا من همه چی رو بگم ولی سعی میکنم مطالب کلی گفته بشه..

53:



من نمیدونم ولی تا حالا اینگونه نشنیده بودم .. شما مطمینید که فرد نیروی شیطانی ندارد؟؟ دوست خوبم بیخود اعتماد نکن بهت اخطار میکنم تو نمیدونی چی داری میگی ولی من خوب میدونم ..ببین استاد دومین مرحله برای اشنایی با عالن غیب و عرفان و یا متافیزیکه..ببین این استاد میتونه ضامن جونت باشه... و در موقع تسخیر هم باید بالای سرت باشه .. ببین من میگم اگه 5 تا استاد هم بالای سرت باشن بازم امکان مرگ هست..مواظب باش داری به چه کسی اعتماد میکنی...... من در اسرع وقت شروط ارتباط با جن و میذارم...

ولی از من به تو نصیحت زندگیتو با این چیزا خراب نکن یه کاری کن خودشون بیان پیشت.. عرفان سیر کن نه یه مشت علم غریبه ی الکی و بی شاخ و دم

54:

سهراب مسولیتش با خودم maralsafa@gmail.com
اگه برام میل کنی ممنون میشم

55:

نه دختر خوبه من این همه برات حرف زدم اگه مردی چی؟

56:

چرا میخوای پرواز روح یاد بگیری من برات شاید پی.ام گذاشتم ولی اول باید ارزیابی بشی فعلا فقط اطلاعات کسب کن منم برات تا نصفه اموزش میدم.. بقیه اش هم وقتی اطلاعاتت کامل شد اجازه ی پیدایش خانم لازمه...

57:

اجازه ی پیدایش خانم لازمه...

58:

تا اخر این هفته صبر کن اگه نشد؛؛ برات یه فکری میکنم.. منظورم اینه که بازماجازه ی پیدایش خانم لازمه...

59:

بحث جالبه.
اول بدون صراحت بگم که من خودم به هیچ وجه اصلا به این جور موارد اعتقاد ندارم و همواره به کسی که گفته من جن دیدم و روح دیدم خندیدم و فکر میکردم طرف مشکل داره که اتفاقا خیلی از دوستامم دیدن ولی هنوزم اعتقادی ندارم و فکر میکنم اینا توهماته.
اما میخام در مورد کسایی که میگن جن دیدم صحبت کنم و اینکه کلا توی همه ی کشورها اعتقاد به ماوراءالطبیعه وجود داره و خیلیها پیدا میشن که میگن ما موجودات ماوارءالطبیعه دیدیم اما نکته یی که توجه منو جلب کرده اینه که تا حالا مثلا یک امریکایی پیدا نشده که بگه من موجود ماوراءالطبیعه یی دیدم که خصوصیاتش شبیه جن باشه که مثلا مسلمونها میبینن بلکه در امریکا به وفور مخصوصا تا دهه های 80 و نود میلادی گزارش میشده که افراد زیادی دراکولا یا بشقاب پرنده یا موجودات فضایی یا یک سری موجودات خاص دیگه رو دیدین و بر عکس اونهم کاملا صادقه کمتر در همین ایران خودمون کسی پیدا میشه که بگه من یک موجودی دیدم که خصوصیاتش شبیه دراکولا یا بشقاب پرنده و ایزینجور چیزا باشه و اکثرا صحبت از دیدن جن و بختک و روح و چمیدونم ازینجور مسائل میکنن و در ژاپن و هند هم مردم موجودات ماوارءالطبیعه ی موجود در فرهنگ خودشون رو میبینن.
ایا این موجودات ماوراءالطبیعه بر گرفته از فرهنگ و اموزه های افراد از کودکی تا بزرگسالی نیست؟ و هر کس وقتی در فرهنگ خودش یک موجود خاص رو داره چرا همیشه اون رو میبینه؟ چرا یک امریکایی یک جن با ثم و اینجور چیزارو نمیبینه؟ و چرا اصلا توی ایران گزارش نمیشه که کسی دراکولا دیده؟
چرا کسی که در فرهنگش جن وجود داره حتما همون جن رو میبینه (در شرایطی خاص) و یکی که به دراکولا معتقده یا ذهنش پر از ادم فضایی و اینجور چیزاس (در همون شرایط خاص) همین چیزا رو میبینه و جن نمیره به سراغش؟

60:

ببخشید خودتون هم اعتراف کردید در هر فرهنگی تجربیات و سندیاتی مبنی بر وجود دنیایی دیگر وجود دارد و در هر مملکتی این موجودات چنان نامگذاری میشوند که فرهنگ اقتضا میکنه... ما میگیم جن یه سری میگن جینی یه سری میگن ارواح شرور و ... شما بهتره اگر نمیتونی بری به پترا(شهر اجنه) حداقل چندین مقاله در موردش بخونی خودت میفهمی..
و دوم اینکه در ژاپن و هند و ... چون زبان گفتاری فرق میکنه نامگذاریشون هم فرق میکنه.. انتظار نداشته باش که ما بگیم جن اونا هم بگن جن!!!!
بالاخره اینکه پس همه یه چیزایی از موجودات ماوراالطبیعه فهمیدند که کنجکائی میکنند بنده هم به عینه باهاشون سرو کار دارم... اصلا هم برام مهم نیست که تو باور کنی یا نه

61:

در ضمن ما باید باور کنیم که تنها نیستیم.. این صحبت شما هم از کوتاهی شما در مطالعه است.. ببین انقدر موجودات ماوراالطبیعه متفائتند که تو حتی فکرشو نمیتونی بکنی... اما اینکه اسماشون چرا فرق دارند باید بهت بگم اونا هم مثل ما فقط در مناطق خاصی میتونن زندگی کنند .. مثلا پریها در انگلستان..جن در صحراها و مناطق گرم...دیو درمناطق تاریک... ادم فضایی و زنان زیبا هم که بماند...

62:

بابا من که اسمشونو نگفتم. کلا قیافه های موجودات ماوراءالطبیعه ی فرهنگای مختلفم با هم فرق داره. من میگم چرا فرق دارن تو میگی خوب زبونمون فرق داره واسه همین اسماشون فرق دارن
من اینطوری فکر میکنم و به فکر توهم احترام میزارم. ولی من فکر میکنم نه وقت اضافی دارم و اینقدر بیکارم که بیام وقتمو صرف این چیزای بی ارزش کنم که اخرشم هیچی نیست و از دید بقیه هم القاب خاصی بهت عنوان بشه. و کلا همیشه صحبت از اینجور چیزا یا برام خنده داره یا برای اذیت کردن بعضیا که اعتقاد دارن واسه مسخره بازیو اینا از جن صحبت میکنم. حالا درست یا غلط نمیدونم.
عقیده ی توهم واسه خودت مهمه و محترم و شایدم دیده باشی ولی من اونطوری که گفتم فکر میکنم و نمیخاستم به تو توهین کنم.

63:

منم که گفتم موجودات ماورا یکی دو تا نیستند و در سر تا سر کره ی ما پراکنده اند.. مثل ژاپنیها در شرق افراد بور در غرب و سیاه ها در جنوب.. اونا هم همینطوری تقسیم بندی میشن و اینکه دیدم من هم خیلی فراتر از اونیه که بتونی فکرشو بکنی ...

64:

ببین سهراب من به روش خودم یه کارایی کردم حتی صدای موزیک هم حس کردم در اوج سکوت و تاریکیشنیدم یک موزیک دلنواز من جنبهام خوبه چند روز پیش خواب امام حسین را دیدم الان بگن تصویرشون را بکش مو به مو میکشم ارزوم دیدن مسیح از نزدیکه احساس سنگینی میکنم دلم میخواد پرواز کنم به همه جا سبک باشم اوج بگیرم

65:

به قول یکی اگر به این چیزا فکر کنید ک* **ل میشید
این حرفا فقط بخاطر انحراف ذهن مردم
بدرد جمهوری اسلامی میخوره که افکار جونا و نوجونای مملکت مغشوش کنند
کاری که هالیود با ساخت فیلم و آهنگ های متنوع میکنه

66:

موضوع مزخرفیه ...

67:

دعوتنامه برات نفرستادم که بیای و نظر بدی مهم اینه جای بحث هست شما هم ناراحتی اینجا نیا منحرف کن موضوع را

68:

دليل نمي شه چون شما دوست نداري و بهش اعتقاد نداري مزخرف باشه دوست گرامي.

69:

خیر. ربطی به نژاد نداره موجودات موجود در فرهنگای مختلف فرق داره. در همین ایران قبل از اسلام موجودات افسانه ای به شکلهای دیگه بودن که تندیساشون هم هنوز هست و اصلا کسی چمیدونست جن چیه ولی وقتی اسلام وارد ایران شد موجودات افسانه ای که مردم بهش اعتقاد داشتند شد جن با این خصوصیات در حالی که خصوصیات موجودات قبل از اسلام نمادی از یک موجود قوی هیکل عجیب مثل چهارپایان با بال و.... بود.
و امروز هم تفاوت در این اعتقادات ربطی به نژاد این موجودات نداره اصلا دراکولا و جن هیچ ربطی بهم ندارن که نژادشون بخاد یکی باشه یا نباشه.

70:

اگر این موجودات وجود داشتند (مثلا جن) همین اسلام و ادیان میتونستند ازش استفاده کنن در جهت نشون دادن حقانیتشون و یا هر ایینی که مخصوصا ایینهای موجود در مکانهایی به دور از شهر نشینی (در افریقا و امریکا و محلی های جنوب شرق اسیا) زیاد به اینجور مسائل اعتقاد دارند و اگر موجود بودند این موجودات به راحتی میتونستند ازشون استفاده کنند اما هیچگاه هیچکس در طول تاریخ نتونسته وجود یه جن رو اثبات کنه.
و در همین مملکت جمهوری اسلامی هم اینجور کارها فقط توسط رمال و کلاه بردار و اینا انجام میشه نه چیز دیگه یی. یه عده واسه پول در اوردن بیشتر دست به این کارا میزنن وگرنه هیچکس تا ابد الدهر هم نمیتونه وجودشونو اثبات کنه و واسه ی مایه ی خنده هستن افرادی که به این چیزا اعتقاد دارند. یادش بخیر دو سال پیش که رفته بودیم شمال یکی از دوستام شبا شده بود سوژه خنده ما که به انحاء مختلف اینو بترسونیم. اخه از جن خیلی میترسید و میگفت من یه بار جن دیدم. حالا همون بارم که دید باهم بودیم توی بهشت زهرا ساعت 1 شب. اما چون میترسید تا دو دیقه از من جدا شد داشت سکته میکردو و میگفت جن دیدم ولی ما اون شب هر چی اینور اونور رفتیم جن ببینیم قسمتمون نشد

و در نهایت اون شرکت امریکایی که همتونم اسمشو میدونید و اطلاع دارید ازش (اما الان اسمش یادم نیست) یادتون نره که در صورتی که هر کسی بتونه تنها یک اتفاق و رویداد ماوراءالطبیعه رو اثبات کنه جایزه ای در حدود چندین میلیون دلار به اون شخص میده. اما از 40 سال پیش تا حالا هرکی ادعا کرده که میتونه اثبات کنه یا کلاه بردار از اب در اومده یا نتونسته و جا زده و هنوزم هیشکی نتونسته اثبات کنه چیزی ماوراءالطبیعه رو.
حالا اگر خواستید بعدا نام و ادرس اینترنتی و تاریخچه و روند کاری و اثباتشو اگه دوست داشتید بگید تا همینجا تو این تاپیک بذارم تا شاید تونستید اثبات کنید و روند تاریخ بشری رو تغییر بدید

71:

چیزای اثبات شده هم زیاد وجود داره در زمینهء ماروء الطبیعه.
شما کتاب مافوق طبیعت تالیف دکتر لیال واتسون رو میشناسید؟
مثلا تله پاتی و تاثیر فیزیکی ارادهء انسان روی اجسام آزمایشات معروفی داشته. تحت شرایط کاملا کنترل شده و علمی. بگردید حتی فیلمهاش رو باید پیدا کنید.
و اما بحث بشقاب پرنده رو داخل این مطالب نکنید! چون خیلی فرق داره و کسی معمولا نمیگه ماوراء الطبیعه هست؛ بلکه میگن مثلا موجودات هوشمند کرات دیگه.

72:

من فکر میکنم اگر هم چیزی اثبات شده باشد نیروهای نا شناخته و رازهای نا شناخته ی جهان طبیعت هستند که ممکن است در برخی جاها علل این نیروها شناخته شده باشد و در برخی جاها به علت عدم شناخت علل باعث حیرت دیگران میشود.
و متاسفانه کتابی رو که گفتید نخوندم. و نمیخام بگم مطلقا نیست اما فعلا برای هر شخص عادی که چیزی ندیده باید فرض بر عدم باشه مثل من. و نمیشود موجودات ماورائی موجود در هر فرهنگی را به دلیل اعتقادات بقیه قبول کرد . و به جن و پری و .... باور داشت و فرض بر عدم است تا اینکه برای خودت اثبات شود.
اما در این کتاب چه چیزی اثبات شده؟ یعنی تنها تجربیات و وقایعی که در جایی دیگر اتفاق افتاده امده یا ازمایشهایی قابل تجربه کردن در ان امده؟
اگر همانند همین اشو کلاه برداری بیش نبوده باشد خیلی خوب میشود. اما من فکر نمیکنم بشود چنین چیزهایی را اثبات کرد وگرنه میدونی چقدر کار و بار حد اقل مذاهب میگرفت؟ اصلا من فکر میکنم در صورت اثبات حتی یک مورد شاید بشود سرنوشت بشری رو عوض کرد. البته باید بگم نه ذکر تجربه بلکه انجام ازمایش در شرایط استاندارد ازمایشگاهی (بدون خطای دید و بدون القای باوری خاص توسط جو حاکم بر فرد و بدون طراحی از پیش تعیین شده ی عملیات خاصی در انجا) بلکه در شرایط استاندارد ازمایشگاهی و در حضور دیگران و تکرار به دفعات میتواند سرنوشت بشری را عوض کند.
قبلا در حد توان خودم که بیشتر در اینگونه مسائل و علومی کلا ازین دست و دین و ... فکر میکردم و وقت و توان کافی جهت صرف در این امور داشتم دست نوشته هایی در باره اینگونه مسائل برای خودم نوشته بودم و علتی که باعث اعتقاد به چنین باورهایی در بستر جوامع خاص میشود (منظورم تفاوت شهر نشینی و بیابان نشینی و حتی تاثیر اقلیم در باور به اینگونه مسائل و حالات روحی و ....) که سعی میکنم پیدا کنم و برای شما قرار دهم.

73:


دوست گرامی میتوانید بیشتر در باره جمله علامت خورده بالا توضیح دهید .
البته من بشخصه اشو را کاملا نمی شناسم . و گاه گاهی گفتارهای از او می بینم که در بخشهای از ان واقعیت های نهفته شده . اما پرسشم از شما اینه که منظور شما از کلاه برداری چیست اگر اطلاعی در این زمینه دارید . امیدوارم با دلیل منطق پذیر ما را هم روشن نماید .
قبلا از شما سپاسگذار هستم .

74:

خب بنده فقط نقل کتاب را میکنم. کتاب معروفیست و مرجع بوده در زمان خودش و تا سالها بعد، و شاید الان هم باشه.
دکتر لیال واتسون هم فرد دانشمند معتبری بوده به گمانم. فقط یک لیست عجیب از مدارک دانشگاهی داشت!
بقیش رو خودتون باید تحقیق کنید. منکه ندیدم جایی مخالفان بتونن برهان ردی برای صحت و اعتبار خودش و مطالب کتابش بیارن. قبلا در سایتی مطالب بسیاری از کتاب را زحمت کشیده و پست کرده بودم که متاسفانه با محو سایت محو شد!!
مخالفان، که بسیار متعصب و خشن و ستیزه جو با هر عقیدهء دیگری بغیر از عقاید ماتریالیستی محض خودشان بودند همواره حضوری و مخالفتی از ایشان دیده نمیشد، و از همین بنده نتیجه گرفتم که برهان ضد و سند و مدرک بی اعتبار کردنش را ندارند. جز در یک مورد که آنهم تنها یک لینک مجهول و بدون توضیح با تعدادی عکس راجع به یکی از شخصیتهای دارای اعمال غیرعادی در کتاب درج شده بود با متن انگلیسی، که بنده درخواست کردم توضیح بیشتری بدهند و اعتبار ادعا و مستند بودنش را درصورت لزوم ثابت کنند و ترجمهء مطلب را بگذارند تا همه بخوانند. اما هیچ پاسخی دریافت نشد. حال اینکه بنده خود مطالعه نکردم به علتهای مختلف از جمله کمبود وقت و احتمال سرکاری و بی اعتبار بودن و ادعای بدون سند بودن مطلب بود؛ اینها همیشه کارشان همین بود و بمباران اطلاعاتی میکردند و بحثها را منحرف و وقت را تلف! برایم ارزشی نداشت که صحتش را جویا شوم و شدیدا وقتم پر بود بخاطر تایپ و درج مطالب دیگر کتاب.
بخاطر اینکه این مطلب هم تنها جزیی از مطالب متعدد و موردهای مورد بررسی و آزمایش مذکور در کتاب بود و بفرض هم نادرستیش ثابت میشد چیز کلی ای را ثابت نمیکرد و از اعتبار مطالب دیگر (بخصوص انواع دیگر) نمیکاست، چندان برایم مهم نبود بعنوان یکی از ده ها مورد برجستهء مطرح شده در کتاب.

همانطور که خود دکتر واتسون تاکید کرده بود، این کتاب تنها یک کتاب علمی و جمع آوری و انتخاب بهترین و معتبرترین نمونه ها از دید علمی از میان انبوه اینطور موارد بود است. کتاب ایشان جمع آوری و گلچین معتبرترین آزمایشات و تحقیقات و نمونه های معتبر یافته شده تا زمان خودشان است (کتاب جدید نیست).
توجه دارید که تقریبا در همه جا میان انواع واقعی هرچیزی انواع تقلبی نیز ممکن است یافت شود.
آن یک کتاب علمی است و ادعایی نکرده که قطعیست و خللی در هیچیک از موارد مندرج در آن وارد نخواهد شد و ممکن نیست اشتباهی در هیچ موردی پیش آمده باشد و کلاهی بر سر دانشمندان رفته باشد توسط شیادها. منظورم اینست که تفاوت آن با یک چیزی مثل کتابهای مقدس مد نظرتان باشد. چون معمولا همه ناخودآگاه اینطور تلقی میکنند که اگر در یک کتاب مقدس غلط بودن گفته ای ثابت شود، آن مقدسات بکلی زیر سوال می رود؛ چون ادعای بی خطا بودن با پایهء تقدس واقعی وجود دارد و اگر یک جزء هم نادرست، خطا، و دروغ بوده باشد همهء چیزی که روی این پایه بنا شده فرو میریزد. البته قضیهء تحریف هم میتواند مطرح شود و ضمنا نقص نسبی دانش بشری هم همیشه مطرح است. بارها رخ داده که بعد از سالها خلاف یا کاملتر یا حالت دیگری از یک نظریه و نتیجهء علمی جای آنرا گرفته.

این کتاب شامل موارد دقیق و با ذکر سند است.

معمولا مواردی که همه در هر شرایطی بتوانند آزمون کنند و نتایج یکسان بگیرند کمتر هستند، ولی بنظرم چنین مواردی هم در کتاب وجود دارد (متاسفانه دقیقش را بیاد ندارم و خود باید تحقیق کنید).

موارد عمدهء دیگر چون روی اشخاصی با تواناییهای ویژه انجام شده مشخص است که از انواع مورد نظر شما نیست یا به سختی میتوان آنها را باز سازی کرد (باید افرادی همانطور ویژه پیدا کنید).
مثلا افرادی با قدرت تله پاتی برجسته. اینها با ذکر منبع و تاریخ و نام دانشمندان درگیر و پروژه و مکان انجام شده و بقیهء مشخصات مربوطه در کتاب آمده است.
افرادی با قدرت جابجای اجسام با نگاه.
مثلا در آزمایشی کاملا تحت نظر و فیلم برداری شده زنی که چنین قدرتی داشته با نگاه زرده و سفیدهء تخم مرغی را در یک آکواریم پر از آب نمک، کاملا از یکدیگر جدا کرده و هرکدام را به یک طرف قرار میدهد.

ظاهرا موارد دیگر نیز توسط این اشخاص فراوان بوده، لیکن اینها آزمایشهای برنامه ریزی شدهء نهایی بوده که ساختار آنها کاملا حساب شده و برای جلوگیری از هرگونه احتمال تقلب و تداخل شناخته شده طرحی شده اند.
مثلا یکی از این افراد برایش عادی بود که کارهای روزمرهء کوچک، مثل برداشتن تکه های نان از یک سر میز را نیز با نیروی ویژه اش انجام دهد و شاهدان معتبر (دانشمند و محقق) اینها را گزارش کرده اند.

موارد دیگر مثل ثبت تصویر روی فیلم عکاسی با فکر بوده است (که موردی که مخالفان ادعا کردند طرف شیاد بود، یکی از اینها بود). البته چنین تجربه ای مختص به یک نفر نیست و در چند جای دنیا توسط افراد مختلف انجام شده است.

آزمایش روی حیوانات و گیاهان نیز در این کتاب آمده است.
آزمون بررسی احساس و ادراک گیاهان بوده با متصل ساختن دستگاه دروغ سنج به گیاه و بررسی عکس العمل آنها نسبت به رنج موجودات دیگر. ظاهرا حتی گیاهان نسبت به تصمیم افراد پیش از آنکه بدان عمل کنند میتوانند آگاه شوند!

آزمایش تله پاتی خرگوش مادر با بچه هایش. بدین طریق که خرگوشهای بچه را در زیردریایی ای که زیر آب بوده در زمانهای تصادفی انتخاب شده میکشتند، و پارامترهای بیولوژیک مادر (مثل ضربان قلب و امواج مغزی) در همان لحظات تغییرات شدیدی نشان میداده.

اینها یکسری آزمایشات محرمانه حتی برای کاربردهای نظامی هم بوده است که پاره ای را افشا کرده اند. بطور مثال همین آزمایش تله پاتیک خرگوش بدنبال راهی برای ارتباط با زیردریایی در زیر آب انجام شده بوده. شاید بدانید و شاید ندانید که امواج الکترومغناطیس لازم برای ارتباط بیسیم با زیردریایی، نمیتوانند از آب به سلامت عبور کرده و به زیردریایی برسند.
برای ارتباط، زیردریایی یا بروی آب می اید یا آنتن مخصوص را که توسط کابل به آن متصل است به سطح آب میفرستد.

لازم به ذکر است که بسیاری از آزمایشات روانی مذبور در دوران جنگ سرد و در شوروی سابق انجام شده است که بعد از مدتی افشا میشود. آمریکایی ها میبینند که زمانی که آنها فوق طبیعت را بکلی افسانه تلقی میکردند، روسها که کمونیست بودند وجود آنها را انکار نکرده، بلکه حتی در پی استفاده و کاربرد عملی آنها بوده اند! ظاهرا بعد از آن بوده که آمریکایی ها نیز دست بکار تحقیقات و تخصیص منابع خاصی به این مقوله میشوند.

آزمایشهای پرتعداد شانس، مثل پرتاب سکه و تاس (اغلب با ماشینهای مخصوص انجام میشود و نه دخالت مستقیم انسان) به طرزی انکار ناپذیر احتمالات بسیار بزرگی را نشان داده اند که نیروی ارادهء انسان نتایج بدست آمده را تغییر میدهد.
به زبان ریاضی مثلا احتمالی که پس از یک سری آزمایش اینگونه بدست می آید، یک بر روی یک عدد بسیار بزرگ (فرضا یک در میلیارد) است که نتایج بدست آمده و انحرافات مشاهده شده از حالت طبیعی و آمار پیش بینی شده توسط ریاضیات احتمالات، تصادفی بوده باشد.

البته همیشه همهء افراد به موفقیت و نتیجهء مشابه نمیرسند، اما آزمایشات متعدد انجام شده تحت شرایط کنترل شده و دقیق حساب شدهء علمی هیچ توجیهی در علم عادی ندارند و بر اساس فرمولهای ریاضی میتوان گفت که واضحا چیزی احتمالات را تغییر میدهد. محققان و تیمهای متعددی در سراسر جهان، نتایج یکسانی در وقوع این پدیده بدست آورده اند.

اینطور آزمایشات حتی روی موجودات میکروسکوپی نیز بعنوان مولد رفتار تصادفی انجام شده است (مثلا جهت حرکت یک تک سلولی).

آزمایشات دیگر شامل تاثیر روی مولکولها، رشد گیاهان، قارچها و غیره.

خلاصه موارد زیاد و خیلی متنوع هستند و در همهء آنها نتایج غیرعادی مشاهده شده است.


کسانی که مکانهای دیگر را از راه دور میبینند، مطالب را با چشم بسته و حتی در بسته های نفوذ ناپذیر میخوانند. همهء اینها آزمایشات موفقیت آمیزی داشته است.
ریزه کاریهای زیادی برای تقلب نشدن در این آزمایشات بکار رفته.

درمورد هاله های اطراف موجودات زنده نیز که حتما شنیده اید و با روشهای مخصوص و ابزار و دوربینهای لازم قابل مشاهده هستند. اینها نیز کیفیات شگفت انگیزی از خود بروز میدهند و ماهیت حقیقی آنها تا جایی که مطلع هستم هنوز از لحاظ علمی کشف و اثبات نشده است، گرچه قابل مشاهده هستند.

بنده مجملی از کتاب را که یادم آمد و حضور ذهن یاری کرد گفتم (به احتمال زیاد خیلی موارد جالب و مهم دیگر را فراموش کرده ام). امیدوارم کمکتان کرده باشد برای تصمیمگیری آگاهانه تر.

75:

بله حتما.
اما الان در منزل نیستم و به ارشیوم دسرسی ندارم. اجازه بدید در اولین فرصت چیزی که به گمان من باعث کلاه بردار خواندم اشو بود را مب اورم. البته این فقط گمان من است بیشتر ثروتی که ازین راه به جیب زده مد نظرم است و اینکه از جایی رسمی ارتباطات ماوراء زمینی و متافیزیکیش هنوز اثبات و تایید نشده اما ثروت هنگفتی ازین راه به جیب زده. و نظرم روی اینها بود که سعی میکنم خدمتتان بیاورم.

76:

جناب فلانی متاسفانه الان وقت خواندن و پاسخگویی به پست شمارا ندارم . چون در منزل نیستم و در اولین فرصت مطالب یا نقل قول شما از کتاب رو میخونم و پاسخ میدم.

77:

باشد هر وقت وقت داشتی بخوان.
این مطلب فقط بدرد شما نمیخورد.

نکتهء جالبی به یادم افتاد که گفتم بگذارم تا مطلب کاملتر شود.
جالب اینست که در آزمایشات تله پاتیکی که در مسافتهای دور و با ساعتهای هماهنگ بسیار دقیق انجام شده، مشاهده شده که سرعت ارتباط تله پاتیک حتی از سرعت نور نیز بیشتر است و تقریبا آنیست!
این با نظریهء انیشتین درمورد حداکثر بودن سرعت نور جور در نمی آید! بنظرم یا تئوری انیشتین غلط است و کلی نیست و یا قوانین مادی شناخته شده درمورد این قضیه مصداق ندارد یا بعبارتی انتقال از طریق هیچ نوع امواج مادی صورت نمیگیرد. یعنی با فرض دوم، نشانه ای بر وجود انتقالی که از قوانین مادی شناخته شده تبعیت نمیکند؛ لابد غیر ماده!!

مطالب این کتاب بسیار جالب است و منابع و رفرنسهای ارایه شده بسیار قابل توجه و معتبر بنظر میرسند. از موسسات تحقیقاتی رسمی تا نام دانشمندان مختلف و نه رمال و فالگیر!

ظاهرا فرد یا افرادی معدودی بوده اند که حتی میتوانستند از راه دور مطالب یک کتاب یا سند و هر نوشته ای را بخوانند. استفادهء احتمالی این افراد در جاسوسی مطلب واضحیست که به ذهن میرسد.

78:

ببینید جناب فلانی من منکر علوم خارج از حوزه ی درک بشری نمیشوم و از دیر باز علوم و پدیده و رخ دادهای گوناگونی بوده که علم بشری دلیل انرا نمیدانست و معلوم نیست کی بتواند به تمام زوایای این دنیای راز الور واقف شود. و به هیچ وجه کلی نگفتم که علومی ازین دست وجود ندارند. اما در رابطه ی با بحث جن و دیدن موجودات ماورائی موجود در فرهنگ ها مختلف شدیدا اعتقاد دارم که بر گرفته از القائات فرهنگی و فکری جو حاکم بر محیط پیرامون فرد است که از کودکی در جزء ترین موارد حتی در اعتقاد به ماوراء الطبیعه و حتی نوع فیزیکی مثلا خدا یا شیطان تاثیر بسزایی در تمام وجود فرد میگذارد. و در شرایطی که احتمال القای دیدن موجود ماورائی و یا توهم برای هر شخص بوجود می اید فرد تنها موجوداتی را مشاهده می کند که بر گرفته از گذشته و اموزه هایی است که در ان محیط به او القا شده و نمیتواند صحت چندانی بر این ادعاها گذاشت. برای نمونه عرض کردم که در امریکا به وفور میتوانید گزارشهایی مبنی بر دیدن موجودی شبیه دراکولا یا ادم فضایی (به دلیل همان اقلائات فرهنگی که فرهنگ امریکا ریشه یی معنا گرایانه و معنوی ندارد و بیشتر در گیر نمادهای مادی و اموزش داده شده توسط رسانه ها یا فرهنگ انجاست که فرد نمادهای ماورائی را اینگونه میبیند. مثلا در قالب موجوداتی عجیب و غریب که بسیاری حتی دست به بازسازی موجوداتی که دیدند زدند) میبینند. باید سری گزارشهایی را که قبلا خوانده بودم و مخصوصا در دهه های 80 و 90 میلادی بود که بسیاری گزارش دیدن بشقاب پرنده را کرده بودند و بسیاری از این گزارشها هم جزئیاتی شبیه بهم داشت و جو فکری و فرهنگی امریکا در ان زمان با رشد و توسعه ی هالیوود مردم را هر چند نا محسوس به این سمت گرایش داده بود و قبل از ان موجوداتی که در ان برهه در ناخود اگاه مردم جزئی از باورها شده بود. اما در همان زمان در ایران بنا به اعتقادات خاص دیدن جن بسیار گزارش میشد و در ژاپن موجودی روح گونه که خصوصیاتی کاملا متفاوت با این موجودات داشت و حتی در ایران قبل از اسلام حیوانات افسانه ای در باور مردم وجود داشتند که نماد ماوراءالطبیعه بودند و مردم انهارا در هنگام بروز جوی که در ان احتمال توهم و القای شخص به خود الان موجودات ماورائی به سراغت می ایند بود و نکته ی جالب اینجاست که هر کس موجودات موجود در نا خود اگاه خود که حتی بنا به تفاوت های شخصیتی افراد گاه متفاوت است را مشاهده میکند اما در کلیت فرهنگهای متفاوت بر طبق مشاهدات و گزارشات بدست امده موجودات موجود در ماوارء را از دید خود همواره یک شکل میبینند و متفاوت از فرهنگی دیگر. و حتی متفاوت از اقلیمی به اقلیم دیگر. (مثلا قطبی ها و استوائی ها)
و بحث من اینجا بود در شرایط خاص (مثلا در زندگیهای گذشته بیشتر جن دیده میشد به دلیل بافت رشد نکرده شهر نشینی در ان جوامع. و معمولا در تاریکی و تنهایی و زمانی که ذهن اماده ی دیدن چنین موجوداتی است یا اصلا به اعتقاد من ذهن انسانها خود چنین موجوداتی را می سازد در لحظاتی که جو مناسب است و محیط هم القائاتی را در شخص بوجود می اورد) امکان بروز توهمات برای هر کس وجود دارد و ذهنی اماده برای دیدن اینگونه رویدادها بنا به شناختها و اموزه هایش تجسم و نمود بیرونی انرا همانگونه که یاد گرفته میسازد و میبیند.
اما در مورد عدم شناخت بشر بر تمام زوایا ی این جهان شکی نیست و میتوان حتی پدیده هایی شگرف را که باعث حیرت انسانها میشود مشاهده کرد یا تجربه کرد که هنوز هیچ دلیل برای ان موجود نیست و میتواند همانند گذشته در شکل گیری و حرکت دادن انسانها به سمت معنویات موثر باشد. ناتوانی در شناخت علل و رازهای دنیایی که نیازمند قبول وجود خالقی قادر را برای افراد لازم میکند.
اما در نهایت مقصود از این گفته این بود که همانطور که گفتم اگر تجربه یی واحد و قابل ازمایش با نتایج یکسان برای هر کس از هر فرهنگ و خطه میتواند باور به چنین رازهای سر الودی را که هنوز دلیلی در حوزه ی علوم دست یافته ی بشری بر ان متصور نیست را قابل قبو سازد اما اعتقاد به جن (به دلیل تمرکز بیشتر بر ان در اجتماعات ما) به هیچ وجه برایم قابل قبول نیست. و برای بنده با عرض احترام به شما که شاید به ان باور داشته باشید برای بنده توهمات و ترسها و اعتقادات پوچ افراد است که خود برای خود میسازند.

79:

ببین من یه کتاب اومد دستم از یکی از دوستانم من باب پرواز روح مارال اون کتاب خوب و ابتدایی و کارامد و در عین حال هم راحتی بود.. منم امتحان کردم روششو جالب بود با نتیجه ای کار امد.. بخون خودت یاد میگیری
کتاب دیدار با نور اثر موریسی

80:

سهراب من نبودم چند روز اگه ممکنه اشارهای بکن به روش پرواز روح
البته هر شب ازادانه بدنم را میزارم و تمرکز میکنم به اعماق فکرم نتایجی هم گرفتم
اما هنوز نا موفقم

81:

این حرفا همش کشکه
جن چیه ، روح کدومه

82:

نامه فدایت شوم یا دعوتنامه براتون نفرستادیم اگه اعتقااد ندارین پس چرا زنده اید....................

83:

بلکه متوجه شدم.
خب نظر شماست و محترم.
لزوما غلط هم نیست و منافاتی با وجود هرموجودی هم ندارد! یعنی برهان خلف نیست. متوجه هستید؟
بعقیدهء بنده هم تنها تعداد کمی از تمام آنهایی که ادعا میکنند دیده اند، بواقع صحیح بوده است. بقیهء خیالات، توهم، القا و اینطور چیزها بقول شما، و همچنین دروغ و غیره احتمال زیاد دارد بوده باشد. یا پدیدها و موجوداتی غیر آنها که میتواند تماما مادی هم بوده باشد، یا شاید هم نه؛ اما بهرحال مردم آنها را در قالب باور خود شکل داده و تفسیر کرده اند.

اعتقاد بنده بشخصه بیشتر بر اساس دین خودم و گفته قرآن است. نه بر اساس گزارش مردم.
وقتی به چیزی باور داشته باشی خیلی چیزهایی را که باور داشتن آن ایجاب میکند باور میکنی.
شما اینطور فرض کنید که اصلا هیچکس تاحال جن هم ندیده بود (حداقل اینهمه آدم). خب قرآن هم نگفته عدهء زیادی خواهند دید و دیدن یا ندیدن مردم ملاکی نیست. حال اگر این باعث تلقین در مردم و ایجاد توهم و خیال و دروغ و غیره شد، و این غلط بودنها ثابت شد، ارتباطی به اصل مطلب پیدا نمیکند و قضیه رد نمیشود.
قبول دارید؟
بهرحال اینها را مسلما به این آسانی رد هم نمیشود کرد، مگر اینکه ثابت شود. چون همانطور که گفتم حتی ثابت شدن اینکه عدهء زیادی غلط بوده است دلیل بر عدم وجود و برهان خلف برای غیرواقعی بودن آن موجود نیست؛ شاید عدهء معدودی واقعا دیده باشند و ارتباط داشته باشند.
حال ما که اعتقاد هم داریم، مسلما رد نمیکنیم و برایمان جالبتر و باور کردنی تر است، اما مسلما احمق نیستیم لزوما و بدون تحقیق و پژوهش تصمیم قطعی نمیگیریم.
اما کسی که اعتقادی ندارد شاید اصلا هیچ توجهی به آن نکند و حتی حاضر به تحقیق هم نشود و این طبیعی است.

84:

از دوستان عزیز ممنون یاری کردین مخصوصا سهراب عزیز پیدایش عزیز میتوانید به حذف این تاپیک اقدام کنید من تقریبا جوابم را گرفتم ادامه بحث در تاپیک قدیمی http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=431&page=15

85:

چی حذف؟ حذف چی؟ این تاپیک؟
اگر منظورت این تاپیکه باید بگم حالت خوش نیستا!
توهین میکنی؟
یعنی ما بیکار بودیم اینجا پست بزنیم بعد به سلیقهء شماست مگه بگی حذف کنید!!
خجالتم خوب چیزیه.

86:

لینکش را زدم اونجا پست بزن

87:

سلام
من هم جن دیده ام و هم احضار روح.
راجع به جن و روح از دیدگاه مکاتب شرقی و فلسفه های غرب نیز می دانم اگر سوءالی دارید بپرسید.
کوروش ایرانی
نواده کوروش کبیر

88:

منم میتونم کمک کنم

89:

کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی را بخوانید به جفنگیات جن و روح در اسلام پی خواهید برد

90:

اگر کسی یک یا دو بار جن و روح و شبح و غیره دیده است که هیچ.
ولی اگر تعداد دفعات زیادی از اینگونه اجسام می بینید بهتر است به روان پزشک مراجعه کنید.
زیرا از علائم اصلی شیزوفرنی توهم و هذیان است.
توهم بدین معنی که شخص بیمار می پندارد شخصیت مهمی دارد. یک خواننده یا یک هنرپیشه ی معروف است و از دیگران انتظار دارد مثلا از وی امضا بخواهند.
و هذیان بدین معنی است که شخص بیمار صداهایی را می شنود و تصاویری را می بیند که منبع خارجی ندارند و فقط خود شخص آنها را می بیند و می شنود.
امروزه بیماری شیزوفرنی اگر به مراحل حاد نرسیده باشد قابل درمان است. از این رو اگر کسی از دوستان تصاویری مانند جن را می بیند بهتر است زودتر به پزشک مراجعه کند. قصد توهین به کسی را ندارم چون این بیماری در هر شخصی ممکن است پدیدار شود و اگر به مراحل بالاتر برسد درمان آن بسیار مشکل خواهد بود.

91:

به هر حال من قصد کمک داشتم.
خود دانید.
چه بسیار افرادی که در گذشته های دور که علم پزشکی پیشرفت نکرده بود، سلامتی شان را به دلیل این قبیل بیماری ها از دست دادند و امروزه که علم به اینجا رسیده است هنوز افرادی چون شما هستند که مثل اشخاص آن زمان می اندیشند و به جای کمک به هم نوعانشان که ممکن است دچار بیماری شده باشند به تمسخر سایرین می پردازند.

92:


روانشناسی یک علم پیشرفته ای است که متاسفانه در ایران و خاور زمین به این علم بصورت تابو نگاه می کنند
فکر میکنند شخص باید حتما دیوانه باشد تا به روانپزشک مراجعه کند برای همین است که هر از گاهی در روزنامه ها میخوانیم که فلانی با امام زمان ارتباط داشته است یا بقول آقای مشکینی که گفته بود امام زمان را درخواب دیده اند که مهر تائید بر پیشانی نمایندگان مجلس کوبیده اند
یا آقای احمدی نژاد درمسافرتش به نیویورک هاله نور را مشاهده کرده اند و همینطور آقایان جنتی و مصباح یزدی مطالبی دراین باب اظهار داشته اند که فعلا بماند .......

93:

بله، مسئاله دقیقاً همین جاست. اینگونه پریشان خاطری ها در همه جای جهان در برخی افراد روی می دهد.
در کشور های پیشرفته شخصی که علائم بیماری در او دیده شده تحت درمان قرار می گیرد تا بهبودی خود را باز یابد و بتواند برای جامعه مفید واقع گردد.
اما در کشور های جهان سوم و عقب مانده از لحاظ فرهنگی مانند ایران، این اختلالات گاهی اوقات ارزش محسوب می شود و بعضاً مردم کسی را که جن و روح می بیند ستایش می کنند و برای او احترام قائل می شوند.

94:

نوشته اصلي بوسيله Smit نمايش نوشته ها
شما شعورتان در همین سطح است ؟
شوربختانه همینطور است.

95:


گرامي
ضمن تاييد نسبي فرمايشات شما
اين نكته رو اشاره ميكنم كه اين كتاب مشهور و در خور تعمق
" نيروهاي فوق طبيعت " اثر زيست شناس مشهور دكتر لايال واتسون (يوناني )
بيشتر سعي وكوشش در جهت شناخت نيروهاي مختلف كيهاني وطبيعي هستش و
تاثيري كه بر هم ميزارن و بيشتر از لحاظ طبيعي تونسته دامن انسانها را از توهمات
و خرافات پاك كنه
و باذكرو انجام آزمايش هاي مستدلل علمي اين ناشناخته ها رو تا سر حد امكان به اثبات بشينه .
و انچه را هم كه هنوز جز ناشناخته هاست در علوم غريبه نام گذاري كرده و از انها به عنوان
اطلاعات نهاني ياد كرده .
بهترين تعريف بر اين علوم رو اون دونسته كه زماني اين علوم بر انسان اشكار بوده ولي اكنون از وي پوشيده است .
اين دانشمند تقريبا در جاي جاي كتابش به اين نكته اذعان داشته كه انسانها ميبايد عنان سرنوشت را دردستان خود بگيرند .يعني
خداوند سرنوشت خويشتن شوند .
كه به طور نسبي حتي ب نگرا ديگر دانشمندان مادي گرا سنخيت داره و به ماوراالطبيعه اي كه ما مي انديشيم .شباهتي نداره كه بخواهيم از اين شخصيت براي اثبات خرافاتي مثل جن وديگر فراورد ه هاي قراني بهره جويي كنيم .

96:

جناب ضد خرافه
در اين پست 106 كه نقل قول كرده ايد از جناب اسميت كه بر روي نقل قول كاربر بهلول بود ؛
به صورت ناقص آمده است و از نوشتار كاربر بهلول خبري نيست . در
حاليكه ميبايست آن نقل قول در تكس جناب اسميت كه نقل قول كرده ايد ؛
هم ميبود .
از اين پستتان برداشت منفي مبني بر اينكه خودتان اعتراف بر
تاييد گفتار جناب اسميت كه براي كابر بهلول بود ؛ ديده ميشود .
ايراد كار از كجاست ؟
من كه
اميدوارم كه تعمدي در كار نباشد . و ايراد سيستماتيك باشد .

97:

وای تورو خدا از این حرفای وحشتناک نزنید من قلبم ضعیفه

98:

سپاس از یادآوری شما.

99:

يك مقدار اطلاعاتون رو بالا ببريد و بعدد نظر بديد بد نيست
1 مراجعه به روانپزشك در اصل هم برايه افراده بيماره و مشكل دار(مشكله حاد) وبرايه حله مشكلاته روحي رواني واين جور مسايله اشاره شده بايدد به روانشناس مراجعه كرد نه روانپزشك محضه اطلاعتون
2 استفاه از علم روانشناسي در كشوره ما در سالهايه اخير بسيار پيشرفت كررده و روز به روز بيشتر جا ميافته ومساله ي مورده اشاره ي شما مربوط به چند ساله پيشه

100:


اگه قلب تون ضعیفه پس چرا اومدید تو تالار جن گیرا

101:

چه جا لب !!!! اسم مو ضوعش جن و روحه ولی بیشتر به کلاس اموزش فحش و تفسیر فحش به خصوص حرامزاده شناسی شبیه ! واقعا که !!!

102:

کاربر بهلول گویا در این کلاس ها شرکت کرده اند و اصرار دارند از موضوعات کلاسشان همه را باخبر سازند.

103:

ضمنه خوش امد به دوسته عزيز خليج فارس
مايه تاسف براييه اعضا كه كاربره تازه واردمون اولين نظرش افسوسه

104:

خيلي عذر مي خواهم ولي بايد بگويم ظاهرا شما خودتان حال خوشي نداريد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

105:

به چه دلیل اینگونه می پندارید؟
من که جن و روح ندیده ام.
عرض کردم اگر کسی چیزی می بیند یا صدایی می شنود که بقیه آن را احساس نمی کنند، بهتر است پیش از اینکه بیماری به مراحل سخت تری برسد به پزشک مراجعه کند.
شما مطمئن باشید اگر من هم دچار چنین اختلالاتی شوم به پزشک مراجعه می کنم.
بیمار بودن که مایه ی خجالت نیست که شما اینگونه با آن برخورد می کنید.
من وقتی موضوع این تاپیک را دیدم، پنداشتم شاید برخی از اعضا دچار اختلالاتی باشند و قصدم از آن پست کمک بود.
اما اکثر مردم در ایران گمان می کنند اگر کسی به آنها بگوید به دکتر بروید یعنی به آنها توهین کرده است!
روان شناسان و روان پزشکان نیز برای حل اینگونه مشکلات فعالیت می کنند.
چرا تصور می کنید توصیه ی مراجعه به دکتر کاری توهین آمیز است؟

106:

و اما اگر آنچه را من مي بينم و مي شنوم بقيه اهل منزل هم ببيند چطور؟ همگي برويم كلينيك روانپزشكي بستري بشويم؟

107:

من هيچ ادعايي در اين زمينه ندارم. معتقد هم هستم كه هر آنچه براي من و اطرافيانم رخ مي دهد ممكن است صرفا تخيل باشد كه گاه آنقدر قويست كه سرايت مي كند و دو سه نفر همزمان دركش مي كنند و گاه آنقدر ماديست كه مجبور مي شويم خودمان را گول بزنيم و علت را بندازيم گردن هزار و يك جور توهم و خواب و خيال و غيره ولي آمديم و يك چيزي ماورائ ما آدمها وجود داشت فكر نمي كنيد كه بهتر باشد آنها كه اينقدر به خودشان مطمئن هستند كمي تخيل به خرج بدهند و كمي هم به اين فكر كنند كه شايد چيزي غير از ما آدمهاي عقل كل و دانشمند هم باشد كه بتواند دور از چشم ما زندگي كند و حتي بتواند گاهي خودش را به ما بنماياند.
من فكر مي كنم افكار شما و آن دوستتان سلمان رشدي بيش از اينكه منطقي و علمي باشد خودخواهانه و نژاد پرستانه است البته اگر نسل بشر را نژاد برتر در نظر بگيريم!

ناگفته نماند ما آدمها فقط چشمان خودمان را قبول داريم و بس. به شما هم حق مي دهم كه ما را بنوعي ديوانه بناميد چون خود من هم تا چند سال پيش مثل شما فكر مي كردم اين چيزها فقط تراوشات مغزهاي مجنون است.

108:

کاربر محترم خواهش می کنم از گفتار من عصبانی نشوید.
من هرگز کسی را دیوانه خطاب نکردم.

این حرف شما درست است که می گویید شايد چيزي غير از ما آدمهاي عقل كل و دانشمند هم باشد كه بتواند دور از چشم ما زندگي كند.
بله شاید اینچنین است.
انسان نمی تواند در مورد هیچ مسئاله ای 100% مطمئن باشد. و به گفته ی شما ممکن است همچین چیزی باشد.

اما آیا نباید برای باور کردن به وجود چیزی، دلایل منطقی وجود آنرا بررسی کرد؟
اگر موجودی به نام جن وجود دارد، پس باید یا رنگ داشته باشد که دیده شود، یا بو داشته باشد که استشمام شود، یا صدایی داشته باشد که شنیده شود، یا جرم داشته باشد که لمس شود یا ...
به هر روی این جسمی که شما آنرا جن می نامید باید یکی از فاکتور های تعریف شده در علم را داشته باشد.
در اینصورت باید بتوانیم با دلایل عقلی و منطقی وجود این جن را اثبات کنیم.
لایه ی اوزون، گاز های هوا و غیره، دیده نمی شوند اما وجودشان از لحاظ علمی و عقلانی قابل اثبات است. پس چطور جنی که شما می گویید دیده هم می شود، وجودش قابل اثبات نیست؟
و چه طور پس از 1400 سال از گذشت عمر اسلام و باور مسلمین بر وجود اینگونه موجودات، هنوز یک نفر هم پیدا نشده که از نگر منطقی وجود جن را اثبات کند؟
چرا در هیچ مجمع علمی دنیا بحثی از جن و پری و بختک و فرشته نیست؟
فکر می کنید اگر همچین موجودی به راستی وجود داشت، آیا دانشمندان و پژوهشگران حاضر بودند به همین سادگی از کنار این مسئاله ی به این بزرگی گذز کنند؟


قدیمیان اروپا و غرب، باور داشتند موجودی به نام خون آشام وجود دارد که شبها به سراغ مردم می آید و اگر از خون کسی بیاشامد آن شخص هم خون آشام می شود.
هنوز هم گاهی شنیده می شود که مردم خرافاتی در اروپا ادعا می کنند در شبی تاریک یک خون آشام دیده اند که به سمتشان می آید.
همانطور که در غرب آسیا و خاور میانه افرادی هستند که ادعا می کنند جن دیده اند.
دلیل این است که جن موجودی خیالیست که صحبت از آن در بین مردم این بخش از کره ی زمین رواج داشته. دقیقاً مانند خون آشام در اروپا.
پس دلیل چیست که هیچیک از مردم اروپا هرگز جن ندیده اند و هیچیک مردم ایران هرگز با خون آشام مواجه نشده اند؟

آیا این موجودات خیالی از داستان های کهنه ی مردم هر ناحیه خارج شده اند و به صورت حقیقی در همان ناحیه که قصه هایشان نقل می شده ایفای نقش می کنند و فقط مردمی که آنها را باور دارند را می ترسانند؟

من تنها یک خواهش برادرانه از شما دارم دوست گرامی: واقع بین باشید.

109:

جناب ضد خرافات حرفهايتان ناجور تكراري بود دو سه صفحه عقبتر دوستي همين حرفها در مورد جن و خون آشام را عيننا را نوشته بودند بهتر نبود لااقل حالا كه به مصافي علمي آمده ايد حرفي بزنيد كه كپي برداري عقايد يك نفر ديگر نباشد؟

من نه محقم نه دانشمند نمي دانم هم كه آنچه مي بينم و مي بينيم از چه نوعيست جن است يا روح يا حتي شيطان ولي مطمئنم كه يك چيزي هست كه ما فقط حضور كمرنگش را حس مي كنيم كاري هم ندارم كه شما يا هر كس ديگر نبودش را به چه اندازه مطمئن هستيد.
در طول تاريخ علم بارها خودش را نقض كرده است بطوريكه گاه سياهي مطلق را سفيد نمايانده است خيلي هم به اين علمي كه گاه خواص يك خوراكي را كاملا متناقض تشخيص مي دهد دل نبنديد.

110:

عزيزان كمي فكر بفرماييد آمده ايد در قسمت بقول خودتان جن گيرها بعد بحث سياسي مي كنيد خوب خزعبلات مي شود ديگر.جالبه كه ادعاي علم و منطق هم مي كنيد. بهتر است از يك روانپزشك دعوت كنيم در هم ميهن يك مطب بزند بفهميم كي بيشتر اينجا به درمان رواني نياز داره. ما يا آنها كه بين ارواح و اجنه و جمهوري اسلامي ارتباط قائل مي شوند.

111:

متوجه منطق موجود در پس این گفته ی شما نشدم.
می شود کمی بیشتر توضیح دهید؟ که علم(یافته های علم تجربی در باره ی قوانین فیزیکی که اینهم جزء همان می شود به اعتقاد بنده. نه علوم انسانی) قابل اتکا نیست یا هست؟ یا اگر نیست پس به چیز اتکا کنیم؟

112:

بله دستاورد هاي علوم تجربي قابل اتكا نيست يعني يقين آور نيست .
البته خودشان هم چنين ادعايي ندارند .
چوون همانطور كه مي دانيد علوم تجربي بر مبناي فرضيات است .
بعد با آزمايشات و روابطي كه آنها هم داراي خطاي مشخص و غير قابل انكاري هستند به نظريه تبديل مي شوند .
علوم تجربي دائما در حال تغيير و دگر گوني است ...
چه دستاوردها و نتايجي كه به مرور زمان اشتباه بودنشان اثبات شد در حالي كه در آن زمان مورد اطمينان بودند ...

اما در مورد وسال دومتان كه خوب حالا كه قابل اتكا نيستند چكار كنيم :::

اول اينكه بشر ناچار به پيمودن اين راه است . ولي آنچه مهم است اين است كه اين علوم را در حد وانداره خودش قبول داشته باشد يعني آنها را صد در صد و يقيني تصور نكند .

دوم اينكه تنها تكيه گاه قابل اعتماد و خطا ناپذير كه در مقابل بشر وجود دارد وحي و علوم حضوري است .
علومي كه بي واسطه از متن حقيقت به بشريت اهدا مي شود .
پس بهترين كار و روش عاقلانه اين است كه همه علوم تجربي و تكنيكي را تا زماني كه تضادي با آن منابع يقيني و بي اشكال ندارند، بپذيرد.

113:


اگر منظورتان این گفتار است
نوشته اصلي بوسيله میکی نمايش نوشته ها
بحث جالبه.
اول بدون صراحت بگم که من خودم به هیچ وجه اصلا به این جور موارد اعتقاد ندارم و همواره به کسی که گفته من جن دیدم و روح دیدم خندیدم و فکر میکردم طرف مشکل داره که اتفاقا خیلی از دوستامم دیدن ولی هنوزم اعتقادی ندارم و فکر میکنم اینا توهماته.
اما میخام در مورد کسایی که میگن جن دیدم صحبت کنم و اینکه کلا توی همه ی کشورها اعتقاد به ماوراءالطبیعه وجود داره و خیلیها پیدا میشن که میگن ما موجودات ماوارءالطبیعه دیدیم اما نکته یی که توجه منو جلب کرده اینه که تا حالا مثلا یک امریکایی پیدا نشده که بگه من موجود ماوراءالطبیعه یی دیدم که خصوصیاتش شبیه جن باشه که مثلا مسلمونها میبینن بلکه در امریکا به وفور مخصوصا تا دهه های 80 و نود میلادی گزارش میشده که افراد زیادی دراکولا یا بشقاب پرنده یا موجودات فضایی یا یک سری موجودات خاص دیگه رو دیدین و بر عکس اونهم کاملا صادقه کمتر در همین ایران خودمون کسی پیدا میشه که بگه من یک موجودی دیدم که خصوصیاتش شبیه دراکولا یا بشقاب پرنده و ایزینجور چیزا باشه و اکثرا صحبت از دیدن جن و بختک و روح و چمیدونم ازینجور مسائل میکنن و در ژاپن و هند هم مردم موجودات ماوارءالطبیعه ی موجود در فرهنگ خودشون رو میبینن.
ایا این موجودات ماوراءالطبیعه بر گرفته از فرهنگ و اموزه های افراد از کودکی تا بزرگسالی نیست؟ و هر کس وقتی در فرهنگ خودش یک موجود خاص رو داره چرا همیشه اون رو میبینه؟ چرا یک امریکایی یک جن با ثم و اینجور چیزارو نمیبینه؟ و چرا اصلا توی ایران گزارش نمیشه که کسی دراکولا دیده؟
چرا کسی که در فرهنگش جن وجود داره حتما همون جن رو میبینه (در شرایطی خاص) و یکی که به دراکولا معتقده یا ذهنش پر از ادم فضایی و اینجور چیزاس (در همون شرایط خاص) همین چیزا رو میبینه و جن نمیره به سراغش؟
ایشان بسیار عالی مسئاله را موشکافی کرده اند. من از این پست بی اطلاع بودم.

نوشته اصلي بوسيله میکی نمايش نوشته ها
من نه محقم نه دانشمند نمي دانم هم كه آنچه مي بينم و مي بينيم از چه نوعيست جن است يا روح يا حتي شيطان ولي مطمئنم كه يك چيزي هست كه ما فقط حضور كمرنگش را حس مي كنيم كاري هم ندارم كه شما يا هر كس ديگر نبودش را به چه اندازه مطمئن هستيد.
در طول تاريخ علم بارها خودش را نقض كرده است بطوريكه گاه سياهي مطلق را سفيد نمايانده است خيلي هم به اين علمي كه گاه خواص يك خوراكي را كاملا متناقض تشخيص مي دهد دل نبنديد.
به هر روی شما هیچ دلیلی برای گفته هایتان ندارید جز اینکه: من آنرا دیده ام.
حال شما که از این چیز ها می بینید به دیدنتان ادامه دهید.
از اینجا که این تالار ها عمومی است و هرکس حق اظهار نظر دارد، من هم عقیده ام را نوشتم و خواستم کمکی کرده باشم.
بدرود.

114:

ای بابا ول کنید تر خدا این حرفای بیخود رو الکی بچه ها رو میترسونید چی کار؟
آخه اگر هست و دیدنیه چرا این همه ادم نمیبینن و فقط یک عده خاصی میتونن اینا رو رویت کنن
بی خود ذهن خودتون رو با این چیزا پر نکنید به جای این حرفا با یک روانشناس مشورت کنید بهتره..............

115:


من يه جورايي به اين دوستمون حق ميدم كه نسبت به خرافات حساس باشن
چون اونقدر پيش اومده كه با خرافات و چيزايي كه مردم به قدرت اون دسترسي ندارن چه سوئ استفاده هايي كه نكردن

اين تا اينجاش موافق با اين دوستمون هستم
اما حالا بحث جن .
احتمالا براي اين دوستمون تا حالا چنين حالتي پيش نيومده اما من به جرات ميگم زماني كه دانشجو بودم توي همين كرج و اطاقي كه زندگي ميكردم چندين و چند بار پيش اومده بين حالت خواب و بيداري يكي واقعا منو اذيت ميكرد و وقتي چشممو باز ميكردم از هيچكس خبري نبود .
خواهشا نگيد يه ديونه ديگه با اين جمع اضافه شده .
انگار واسم همين الانه كه وجود اون رو حس ميكردم
حالا خدا ميدونه اون جن بوده يا روح ولي به هر حال جن يا روح خوبي نبود و همش سعي ميكرد منو بترسونه .

116:

اینجا داشت خیلی زیبا و جذاب پیش میرفت چرا خرابش کردین؟
پس سهراب و مارال کجا اند بحث خیلی جالبی بود و واسه اونهایی که اعتقاد ندارند باید بگم متاسفام چون دور و زود میبینیدشون و میفهمید که حالا راسته یا دروغه

117:

این دیگر چه نوع استدلالی است؟

118:

با سلام!
چرا گاهی اوقات اجنه وجودشان را خیلی واضح اعلام می کنند و منظورشان چیست؟

119:


سهراب ایران نیست ...سروش میتونه کمک کنه..منتها به قول خودش.
دانی که چرا راز جهان با تو نگفتم--طوطی صفتی طاقت اسرار نداری..
البته قبول این بحث مشکله دوست خوب...
سروش هم دید سوالی نیست گیر نداد ...
ولی بهترین منبع سروش و سهراب...
دوست دارید ازش سوال کنید جواب میده

120:

وای خدای من چه استقبالی از این تاپیک شده
من مدتها نبودم پیدایش چرا تاپیک را مهم کردی اول اینو بگو
سهراب به عدد 40 اعتقاد داری؟ فقط همین را بگو تا بگم بقیش
قابل توجه دوستان سازنده این تاپیک من هستم از اشناییتون خوشبختم

121:

داشتم مطالب قبلی را میخوندم دوست عزیز که دکتر روانپزشک را معرفی کردند
من خودم روانی مطلق هستم از این مسئله ناراحت نیستم اعتقاد دارم کسی که با چشم باز به این دنیا و ماورا بیندیشد دیوانه میشود البته ادعایی ندارم اما فضولم باید خدا را ببینم اجنه و ارواح عددی نیستند به غیر مرگ راه دیگری هم هست دنبال اون راه هستم
روانپزشک خدایی درک نمیکنه دنبال پولشه اینم دیده باز
البته دکتر من یه ذره بد جنس بود 60 هزار برای 2 جلسه اینم شد انسان ؟؟؟؟؟

122:

ابتدا وجود چنین موجودات خیالی را اثبات کنید سپس بپرسید که دیده ایم یا نه!
در ضمن اگر چیزی در جهان کشف شود به سرعت در دانشگاههای معتبر جهان مورد بررسی قرار می گیرد و اگر کسی با اسم جن و روح وارد یک مرکز پژوهشی دانشگاهی شود با خنده و تمسخر حاضرین خجالت زده خارج می شود!
بعد هم ما دنبال چه چیزی هستیم؟این همه یافته های خار ق العاده در دانش ایا خود شگفت انگیز نیست؟مگر روزگاری نبود که برای مردم جهان افسانه ایی بود که مثلا تصویر یک شخص را از راه دور ببینند و با او حرف بزنند؟حالا با گوشیهای موبایل امکان پذیر شده است.یک قرص درمان ساده جان میلیونها نفر در جهان را نجات می دهد ایا این ارزش بالا ندارد؟
بزرگترین اسیب را به انسان خرافات می زند چون مغز او را فلج می کند.به این بیاندیشیم که در یک زمینه متخصص شویم و دست به ابتامرات و ابداعات بزنیم.

123:


سلام من سروش برادرشم...سارنیا هم خواهرش...
ئدر مورد عدد 40 باید بگم که این عدد ربطی به جن و ... نداره ...این یه دوره ی زمانیه برای طی کردن مراحل عرفانی که در این مورد هم سوالی داشتی بپرس..
همون چیزی که باهاش میتونی چیزایی رو بفهمی که میخوای....البته نمیخوام وارد بحث عرفان شم ولی تا اونجاییکه من اطلاعات دارم عدد 40 در علوم فرا طبیعی مثل شناخت جن و ...نقشی نداره

124:

سلام از اشنایی با شما خردسندم
من هدفم ارتباط با اجنه یا ارواح نبوده و تنها هدفم دیدن مسیح و به نوعی خداوند
با عدد 40 من میتونم خدا را ببینم
البته در این راه موجوداتی خواهم دید

125:

جوابتو تو پیغام خصوصی میدم

126:

سروش من امکان استفاده از پیام خصوصی ندارم پستهام باید حداقل 50 باشه در مورد حرفت کاملا قبول دارم اما برای رسیدن به این هدف باید ذره ذره وجودم را متمرکز کنم

127:

عرفان چاره ی کار توء...
چیزی ازش میدونی؟

128:

البته شخصیتم از دیده همگان دچار تحولاتی شده به خیلی از موفقیتها هم رسیدم البته نه عرفان مادیات منظورمه چه بسا در فکرم هم نبوده

129:

راستش را بگم مطالعاتی نداشتم
اعتقاد من اینه کوهنوردی بیابان گردی
بنظز من عرفان یا به کمال رسیدن هر انسان جدا گانه است
دلیلی نیست بخوام از عرفا الگو برداری کنم من با زبان خودم با تمرکز بر خوشبختی و قدرت لا یتناهی پروردگار میخوام رشد کنم

130:

از عرفان چیزی نمیدونی و دنباله خدایی؟؟؟
عجیبه..باید یه عارف عاشق بشی تا خودش چیزایی رو بهت بفهمونه توسط واسطه ها که از دنیا دل ببری

131:

نه اینطور نیست..توی رشد شخصیت...شاعر یه بیت شعر داره که میگه:در ره این بادیه بی همرهی خضر مرو..ظلمات است بترس از خطر گمراهی
منظور اینه که توی راه خود شناسی موانعی هست که تو برای حلشون نیاز به پیر و یا اطلاعات کافی داری که اگه نتونی توی راه خود سازی جوابشو پیدا کنی حتما گمراه میشی

132:

نه ندیدم

133:

همانطور که میدونید جن و روح و.. در ابعاد و جهانهای موازی وجود دارند و اشخاص خاص با توانایی های منحصر قادر به برقراری ارتباط هستند . اگر کسی دلیل- توانایی وضمینهء مناسبی برای این ارتباط نداشته باشد بهتر است به این مقوله ورود نکند

134:

امیدوارم اگر قرار باشه موجودی ماورائی ببینید در زمان و مکان مناسبی باشید

135:

سلام من حسین 18 سال دارم و هم جن را دیدم و هم روح ولی هرگز از اینده نمیگویند.
چون پیامبر ما هم از اینده خبر نداشت مگر...!

136:

جنجال ارواح و جن

137:

جن و روح از نظر علمي اثبات نشده اند. البته گاهي ميشود انسان چيزهايي ميبيند ولي با جن و روح ارتباطي ندارد و بيشتر خطاي بينايي ميباشد.

138:




اگر اینجوری باشد IQ پس خدا وقران و پیامبر و... هم اغراق افکار عمومی است.
روح و جن را از نظر علمی نمیشود ثابت کرد و برای امثال شما متا فیزیک که علمه بدرد شما میخوره نه ماوراء طبیعه.

139:

جنجال ارواح و جن

140:


متافیزیک علمه و ماورا الطبیعه چی هست؟
ممکنه بیشتر برای همه توضیح دهید فرق این دو چیست؟

141:

حد اقل روزى يك نفر ميبينم كه جنى شده كسى اكه خواست جن از تو تنش بيرون كنيم خبر بده اينكاره ايم

142:

درود بر شما،
این همه رویت شدن جنها واسه انسان های ساده انگار کاملا صحیح هست، آدم هایی که معلوماتشون رو بر اساس گفته های اطرافیانشون میدونند.نه واقعیت!

در مورد اون بخش هایی که من bold کردم،میخوام یه داستان واقعی که واسه خودم و دوستام پیش اومده، نه بر اساس خرافات و مزخرفات رو بگم، این اتفاق عینی و واقعی هست و واسه من پارسال اتفاق افتاد.:

شهری که من داشنگاه توی اون قبول شدم با شهر من حدود 2 ساعتی فاصله داشت،من به دلیل فاصله تصمیم گرفتم که بعضی وقت ها تو خونه دانشجویی زندگی کنم.(چه فلاکتی)

خوب این خونه که دوستان من گرفته بودند ،یه خونه قدیمی ، تو یه شهر با بافت قدیمی که به ظاهر از سرو چولش جن و ارواح میبارید،حتی قیافه مردمشون هم خبیث و وحشتناکه(یه چیز تو فاز فیلم after28 weeks)تو این شهر حرف و حدیث در مورد جن و پری زیاد بود تا اینکه
من بعد از 4 ماه بهم گفتن که توی خونه ای (که من هنوز زندگی نکرده بودم)دانشجویی ،جن دیده شده!
خوب من رفتم خونه که ببینم داستان از چه قراره:
تنها کسی که بیشتری زمان رو توی اون خونه سپری میکرد میلاد دوستم بود که این طور که میگفت یه روز خواسته از پذیرایی وارد اتاق خواب بشه که احساس میکنه یکی داره از پشت محکم میگیردش و نمیتونه دست و پا بزنه،حتی قدرت جیغ زدن هم نداره،بعد جلو چشماش سیاهی میره وقتی خودشو بیدار میبینه که یکی دو متر جلو تر ،زیر میز کاپیوتر در حالی که بازوش خراش دیده و زخمی شده افتاده،(بمانده که یه هفته رفت شمال پیش بابا ننش!از ترس).میلاد 22 سالش هست.

اتفاق بعدی مربوط به رضا بود:
یکی دیگه از دوستام به اسم رضا حدود 25 سال سنش هست و هیکل درشتی داره و آدم با جرئتی هست ،اون تعریف کرد که یه شب ساعت 3 از خواب بلند میشه و میره(گلاب به روتون)دستشویی و بعد از اینکه رفع حاجت میکنه ،میاد جلوری دستشویی که دستاشو بشوره،توی آیینه که خودشو نگاه میکنه ،صورت خودشو توی آینه نمیبینه و یه هاله ایی میبینه که تو آینه حرکت می کنه!،وحشت میکنه و فرار،دستشویی توی حیاط قرار داشت .دوستم با فرار یه سره میاد تو اتاق و تو رختخواب یکی از بچه ها در حالی که به شدت میلرزید.

ییک دیگه از دوستام که دوبار یک اتفاق مشابه واسش افتاد :
مصطفی که 24 سالش هست و فکرکنم هنوز تو کار فروش اسلحه های قاچاقجنجال ارواح و جنامریکایی از عراق به ایران باشه!
فکر کن ببین چه جونوری هست این بشر،خلاصه اینکه از هیچی نمیترسه،
این یه روز روی تخت خواب بوده،همینطور که دراز کشیده بوده ،احساس میکنه که یکی از انتهای پاهاش اونو داره میکشه،به طوری که یهو از تخت به پایین میافته!
از خواب بلند میشه و تعجب میکنه ولی دوباره میخوابه،به بچه ها هم میگه ای این جریان واسش پیش اومده،ولی مسخرش میکنند .
خوب دوباره که میخوابه ساعت 2 شب یهو با صدای جیغش بچه ها از خواب پا میشن و میگه که یه نفر از پایین پاهاشو میکشید و نمی تونسته تکون بخوره،حتی قدرت کنترل دستاشم نداشته.
زنگ میزنه مامانشو ،مادرشم میگه که نمیدونم نمک برزید تو کفشاتونو و از این جنگولک بازیا.

این اتفاقات بخش از روئیت جن توسط دوستان من بوده ولی فکر میکنم کافی باشه ،تا به اینجا مه دوستام (فکر میکنم دانشگاه) فهمیدند که یه جن تو خونه ما داره با بچه ها حال میکنه!
قبلا از هر کاری بهم گفتند که باید تنها توی اون خونه بخوابی چون تو همه چیزو انکار میکنی،من هم قبول کردم به شرطی که خوردو خوراکو تفریحو psp و همه چیزمو ردیف کنند.(معامله خوبی بودجنجال ارواح و جن)
من 2 ماه توی اون خونه تنها زندگی کردم،توی زمستون دقیقا اوج سرما و بارون های وحشتناک !(گربه هم داشتیم ولی با دو تا شوت لنگ دمپایی ،پاتوقوشونو جمع کردند)
هیچی ندیدم! فقط سعی کردم که با دقت کار کنم،درست غذا بخورم،همین!
از میلاد خواستم که داستانو واسم تعریف کنه که گفت اینطوری شده و من افتادم توی اتاق،مسوله ساده بود،میلاد سرش گیج رفته بوده،هرچند که سابقه بیماری خاصی نداشته ولی به دلیل فشار امتحانات و کم خوابی دچار این مشکل شده،زخمی شدنش هم بابت اصبه بازوش به کناره میز کامپیوتر بود.

رضا هم که عینکی هست،اون روز من احتمال دو تا چیزو دادم که خودشم قبول کرد،یکی این بود که رفتی رفع حاجت کردی فشارت افتاده،حالی به حولی شدی،قدومیش این بود که چون عینکی هست و نیمه شب هم بوده،احتمال خطای دید وجود داره،اون به مقدار زیاد،اون هم توی شب!خستگی و .. هم اضافه کن!

مصطفی دوستم هم که دچار یه نوع اختلال توی سیستم بدنش شده(اسم دقیقشو نمیدونم،)ولی یادم هست از یه پزشکی پرسیدم می گفت که بعضی وقت ها جریان خون و انقباض و انبساط ماهیچه های پا این حالت رو به انسان دست میده که انگار یه نفر از پاها گرفته باشد.

یکی دو مورد دیگه هم بودند که 100% مطمئن بودم که زیادی خوردند و بختک زدند(در مورد بختک و علت اصلی اون میتونید به تالار علم و دانش،تاپیک دانستنی ها مراجعه کنید)

همه چیز علت واقعی و حقیقی داره،!
این داستان ما و جن های خونه دانشجوییمون بود،!جنجال ارواح و جن
موفق باشید.

منبع

143:

man b shakhse eteghadi b jen nadaram
migam o midonam k jeno pari az zamane payambar telesm shodan o zire zaminan
an che k ensanha mibinando fekr mikonand jen ast darvaghe sakhteye zehneshan ast
na chize dige

144:

درود

ظاهراً به وجود جن اعتقاد دارید و به رویت آن نه ok
لطف کنید فارسی تایپ کنید.

145:

سلام خیلی وقت بود دنبال اطلاعات بودم/چالب بودمن می ترسم ولی نمتونم دنبالش نرم گاهی سایه هی سیاهو می بیم. سوالم اینه که علاقه جن به زنان بدون روسری از چه جهت است؟
آیا جن می تونه با انسان را در هر شرایطی مثلاًتوحموم ببینه؟؟؟؟؟

146:

من که تا حالا ندیدم ولی خیلی دوس داشتم ببینم جن چه شکلیه

147:

هنوز سعادت دیدار با هاشون رو نداشتم. اما تعریفشونو زیاد شنیدم. امیدوارم اگه یه وقتی یکیشونو به پستم خورد با پدر مادر باشه و سرم بلا نیاره

148:

بابا این چی چی تاپیکه ادم شب خواب میبینه

راستی دوستم به من احضار روح را یاد داد چند بار انجام دادم ولی روم تاثیر گذاشت احساس میکردم همش یکی تو خونمونه نمیدونم والا ولی اگه خواستین بهتون یاد میدما نترسینا

149:

خدا نکنه چون من دیدم
جن را میشود دید
ولی روح را هیچ کس نمیبیند

150:

maral_safa کیه؟ این نام کاربری من در یکی از سایت ها بود.

151:

لابد از زنان نافرمان و بي دين خوشش مياد!

152:

حالا خوبه خواب بد میبینی و بازم تو این کارهایی!

بله اگه حین احضار روح ارتباط بدون هیچ آداب خاصی قطع بشه احتمالش هست روح بمونه همون اطراف! اون کسی که کارش ارتباط ارتباط با روح هست (مدیوم) باید بدونه چیکار کنه برای برقراری و قطع صحیح ارتباط.

البته کلا نمیخوام وارد مساله بشم چون واسه خودم هم بعضی مسائلش مبهم هست...

153:

نديدم!دلمم نميخواد ببينم!با زنده هاش هزار تا مشكل داريم واي به روحشون كه آزادترن و از در و ديوار رد ميشن!

154:

جن یعنی چیزی که دیده نمیشه. از دیده ها مخفیه.
در این مورد بنده ماهها پیش صحبت کرده ام.
مثلا امواج رادیویی جن هستند. منظور از جن بد یا خوب هم میتواند همین باشد. سخنان مفید میشود جن خوب و سخنان باطل چون جن بد. چیزی که از نظر پنهان است به جن تابیر شده است که قدیمی ها به علت دانش پایین پیاز داغش را خیلی زیاد کرده بودند.
البته بنده هم یک شب جن دیدم. اما علت چه بود؟! تلقین و فقط تلقین. همیشه به این موضوع که جنی برای دیدن وجود ندارد ایمان داشتم، اما روزی چندین نفر اسرار داشتند که جن را ملاقات کردند و بنده هم هرچه از دهنم در میامد به جنها گفتم، برای همین شب به خوابم آمد، ولی صبح هنگام متوجه شدم توهمی بیش نبوده است و احتمالا آنها که دم از دیدن میزدند یا بخاطر جو و خود شیرینی اینطور میگفتند و یا دچار همین مشکل توهم و تلقین گشته بودند.

در مورد عالم روح هم بحث مفصل است. البته در مورد اینکه برخی از روحها کارهایی انجام داده اند مطالبی شنیده ام که خیلی هم دور از ذهن نیست.

155:

بهتون توسيه ميكنم كه اصلا" دنبال روح ظاهر كردن و از اين چيزها نرين چون دختر خاله خودم يه مدت خيلي دنبال اين چيز ها رفت آخرسر هم به حد مرگ پشيمون شد
درست يادم نيست قضيه چي بود ولي يادمه آخرين بار رفتن جايي در مناطق پايين تهران
و در اونجا روح ظاهر كردن و اون روح يا جن يا هر چي كه بوده جسم دختر خالم رو براي مدتي تسخير كرده به صورتي كه دختر خالم تا مدتي نميتونست شب ها تنها بخوابه (اين قضيه واقعيت داره)
جن و روح چيز هايي يا موجوداتي هستند كه واقعيت دارند و بهتره دنبالشون نرين
چون ولكنتون نميشن

156:

من تنها در یک صورت این جن و اینها رو قبول می کنم که یکی دو تاشون عضو بشن و پست بدند و بعدش هم بیان برای لاغر کردن موضعی و عمومی و از این حرف ها و من ببینمشون

157:

ولی خدائی خیلی خوشگلن کاشکی یکیشونو میدیدین اونقده نازن که نگووووووووووووو تازشم با اد.ما خیلی دوستن فقط ما ادما ازشون میترسیم
ولی کاشکی منم میدیدم

158:

من احضار روح رو از نزدیک دیدم
اما روح که دیدنی نیست؟
جنم فکر نکنم خیلی با ادمای زمونه ما حال کنه ! ولی قدیم ندیما دیدنش واسه مردم عادی بوده

159:

وقتی پست خودم رو میخونم و یاد مطلب تکراری جفتمون میافتم (که چند ماه پیش هم من همینا رو میگفتم و شما هم هیمنا رو) کمی به یاد فیلم اتاق 1908 میافتم.

160:

من نمیدونم همه چرا اقوام نزدیکشون جن دیده اند اما هیچکس نمیگوید من خودم جن دیده

ام

161:

نه من ندیدم هیچ علاقه ای هم ندارم که ببینمشون

162:

چون تو این دور زمونه زیاد قابل دیدن نیستن!

163:


چرا ؟

164:

میدونین همیشه بعضی از قدیمیا چیزایی گفتن من میگم ببینین من درس میگم یانه

مثلا وقتی خونه ای جن داره میگن دستشوییش (ببخشینا) روبه قبله اس یا وقتی دارین اب ماور میریزین دور باید بگین بسم...الرحمن الرحیم چون پچه هاشون نسوزن 70 متر دور میشن

165:

تو اتینکارذا نیستم که یکی از دوستام بهم یاد داد منم انجام دادم البته اخرش باهاش خداحافظی میکردما بعدشم خواب نمیبینم گفتم اینقد اسمشو نیارین خواب بد میبینیم کلا دوست عزیز

166:

چون اگر هم ببينند نمي دانند چي ديدن. مثل خود من كه نمي دانم آنچه كه مي بينم جن است يا روح يا توهم. البته فكر نكنم توهم به كسي sms هم بزنه! چون اين موجوداتي كه من مي بينم برايم smsهم زدند و مرا تا حد مرگ ترساندند.

167:


من، و واقعیتی که مرا احاطه کرده است

ما در موقعییت خاصی برای درک واقعییت قرار داریم.
در دوران کودکی، به نظرمان می رسید که عالم ما، همانطور که در افسانه ها نگاشته شده، پر از نیرو ها و ارواح است که بزرگان قادر به دیدنشان نیستند. در مراحل بعدی به تدریج این تصورات ناپدید شدند، در صورتیکه گاهی اوقات احساس می کنیم که این تصورات هنوز وجود دارند و در حقیقت همیشه در جستجوی آن هستیم.

خواست اصلی و درونی ما شناختن دنیائی است که در آن وجود داریم، زیرا بدون آشنائی با آن موفق به زیستن، حفظ بقا و لذت بردن از زندگی نخواهیم شد و از احساس بی اطمینانی و فقدان آگاهی که "ما کیستیم؟"، "کجا هستیم؟" و "چه آینده ای در انتظار ماست؟" رهائی نخواهیم یافت.

کنجکاوی و نیاز انسان برای بهبود وضعیت زندگی و شناسائی بهتر دنیا، باعث می شود که در درونش افکار و اندیشه هائی بیدار شوند. این پرسش ها و افکار، ما را تحت فشار قرار داده و براهی برای شناسائی واقعیتی که در آن قرار داریم پیش می رانند.

ما مانند کودکی که در اطاقی می چرخد و اطرافش را بررسی می کند، واقعییت را پژوهش می کنیم. ما سعی می کنیم هر بار وسائلی جدیدی برای پژوهش خود و محوطه زندگی و دنیای اطرافمان اختراع نمائیم.

می توان واقعییت را به دو قسمت تقسیم کرد: من، و هر آنچه در خارج از من وجود دارد.
عده ای چنین اعتقاد دارند که "اگر من خود را بررسی کرده و تغییر دهم، طبعأ دنیای اطراف من نیز تغییر خواهد یافت و به این صورت آرامش خواهم یافت و دنیا را بهتر و زیبا تر خواهم دید".

گروه دیگری با روایت دیگر، ترجیح می دهند به همان صورت که هستند بمانند ولی با زیرو رو کردن دنیا، چرخ آنرا بروفق مرادشان بگردانند. ولی می بینیم که باهیچ کدام از این روش ها نمی توانیم به امیالمان برسیم. عالیترین موقعیت با رسیدن به هماهنگی با دنیا، درک کامل خواسته ها، افکار و قوای طبیعت کسب می گردد.

هنگامیکه تشخیص دهیم که فقط یک چیز ویک قدرت در دنیا وجود دارد، همدیگر را درک خواهیم کرد و تمام خواسته هایمان مشترک خواهند بود. این وضع توازن و تعادل نام دارد. توازن و هم آهنگی با جهان، والاترین و کامل ترین احساسی است که انسان می تواند داشته باشد. احساسی مانند احساس جنین در رحم مادر، که تمام امکانات فقط برای مراقبت و نگهداری اوست و هیچ لزومی به مخالفت یا ساختن برجهای دفاعی ندارد. در حقیقت ما همیشه در جستجوی این احساس هستیم و خواست اصلی ما بودن در این محیط است.

چگونه می توانیم به این وضع برسیم؟ این وضع را در عالم دانش، (homeostasis) تعادل و هماهنگی وضعیت ها می نامند. این وضعی است که هر جسم، گیاه، جاندار، و البته انسان بسویش جلب می شوند.

برای رسیدن به هماهنگی با طبیعت و همبستگی و پیوند با چرخش دنیا و برای رسیدن به موقعیتی که دیگران تمام خواسته های مرا درک نمایند و خواسته ها و افکار آنها مانند خواسته ها و افکار من باشند و مخالفتی با من نداشته باشند و هرگز آسیبی به من نرسانند، بلکه مهر و محبت و آسایش احساس گردد، من باید خود رابشناسم و بدانم ماهیت دنیائی که مرا احاطه کرده چیست.

حکمت کبالا پاسخگوی تمام این خواسته هاست. او به ما می آموزد که چگونه به آرامش و رفاه برسیم و این هنگامیست که احساسات ظاهری من از عالم، با احساسات درونیم هماهنگ و یک رنگ گردند.

در عرض زمان پژوهش های علمی بیشماری برای درک دنیا و آنچه در درون آن است انجام می گیرد و برای این منظور هر بار روش ها و وسائل فراوان و جدیدی اختراع می گردد که سال به سال و نسل به نسل ترقی بیشتری کرده به این صورت بشر پیشرفت میکند. ما درک می کنیم که آرزو و هدف ما رسیدن به رفاه، آسایش، تکامل و زندگی بهتر است. لیکن با وجود تمام امکانات و توسعه و پیشرفت مادی، در واقع در درون خود احساس می کنیم که به نقطه معکوس می رسیم.


این مشکل از کجا سرچشمه می گیرد؟

اگر از تمام افراد این دنیا بپرسیم که آرزوی آنها چیست، همه آرزو دارند که به بهترین وضعیت برسند. ولی اشکال این است که ما واقعیت کلی و اصلی را نمی شناسیم. ما هنوز نمی دانیم چگونه طبیعت با ما رفتار می کند، بنیاد او چیست و چه اثری روی ما دارد و به چه دلیل احتیاج به هماهنگی، تماس، مجاورت و پیوستگی با او داریم.

برای رسیدن به این هدف احتیاج به ظرفیت مخصوص وبسیار حساسی داریم. هر چه که ما بیشتر به عمق ماده رخنه می کنیم تا طبیعت خود و دنیای خارج از خود را بشناسیم و اصولأ از خواست طبیعت و دلیل وجود هر سلول و هرقسمت در واقعیت آگاهی یابیم ، موفق به درک آن نمی شویم.

گروهی از پژوهشگران موادی مانند جامد، گاز و مایع را تحقیق می کنند و گروه دیگر پژوهششان عمیق تر بوده و تا درجه مولکول و روابط شیمیائی بین آنها و درجه اتم تحقیقاتشان پیش می رود.
لیکن این تحقیقات و پژوهش ها در اینجا اختتام می یابند و بیشتر از آن قادر به درک ماهیت طبیعت نمی گردند.

پژوهشگران مدرن امروز در این باره توضیح می دهند که قدرت درک ما از واقعیت محدود است و قدرتی مافوق توانائی درک ما وجود دارد و اینجا نقطه ایست که حکمت کبالا و علم با هم برخورد می کنند.

بنابر حکمت کبالا آنچه ما را احاطه کرده، خواست و فکر کلی است که ماهیت آن نیکی و محبت بی انتهاست و با رسیدن به برابری با این ماهیت و قانون کلی، خواهیم توانست واقعیت اصلی را درک کنیم و دنیائی پر از آرامش و صلح داشته باشیم. آموزش علم کبالا ما را به درک واقعیت حقیقی هدایت می نماید.

168:

salam man ye taze vared hastam mikham bedonam kasi inja az jen giri chizi midone ke be ma ham etelaat bede ya ageketabi dare ya har chize dige ma ro rahnamaye kone mochakeram

169:

بابا من خودم جنم من خودم روحم میخام جن و روح چیکار اونا منو میبینن میترسن

170:

شنیدن کی بود ما نند دیدن ....من خودم دنبال این جور چیزا نیستم ... اما این رو که می گم نمی دونم حقیقت داشت باشه....یه روزی یکی از دوستای قدیمی از سفر مشهد بر گشته بود رفته بودم دیدنش ...رنگش یکم پریده بود ...بعد از احوال پرسی گفت : می دونی که من به جن و روح و اینا کاری ندارم و خوشم هم نمیاد دنبال این چیزا باشم ... ولی وقتی داشتم از کنار یک دهی نزدیک مشهد عبور می کردم یک پسر و دختر رو دیدم که ظرف های غذا همراهشان بود و بوی غذا مستم کرده بود ... خیره نگاه کردم به ظرف غذا ....که یکدفعه پسره گفت : دوست داری برو توی ده طایفه ی جن ها نذری می دن !!!!!! تا اینو گفت لبخندی زدم ... به خودم گفتم یعنی چی؟ ... اما چون گرسنه بودم گفتم یه سری بزنم ... ده انها خیلی پایین تر از سطح زمین بود...وقتی که به سر در ده رسیدم ... از داخل ده بوی غذا می امد اما خبری از کسی نبود که یکدفعه حالی به من دست داد که تا عمر دارم یادم نمی ره .... با تمام قدرت ..دو تا پا داشتم 6 تا دیگه غرض کردم ..حالا د بدو....
به رفیقم گفتم : خوب می رفتی یه دوتا هم واسه ما نذری می اوردی...

البته چیزی ندیده بود ... میگفت احساس خیلی عجیبی بهش دست داد.... توصیف نشدنی

شما که نذری نمی خوای ؟؟...

البته حرف من اینه که ما خودمون تو واقعیت های قابل لمس و دید مانده ایم چه رسد به انهایی که دیده نمی شوند...

171:

به نظر من وجود ندارد و اینها همه توهم

است.

172:

از نظر من حرف دوستمون alimetallica به حقیقت نزدیکتر است...


173:

درود

جن دیده ام البته بدون سر

و باید بنویسم که در صحت عقل و سلامت کامل بوده ام.
نه توهم داشته ام و نه خیالات بوده است.

174:

سلام

من مدتی هست که خواب های عجیبی میبینم در مورد جن و حسس ششم خوبی دارم

و جالب اینه که خیلی مواقع که تو فکر این مسائل نیستم این خواب ها رو میبینم و از چند نفر

راهنمایی خواستم و به من گفتن که می خوان که باهات ارتباط برقرار کنن و اینکه من اکثر

خواب هایی که می بینم اتفاق می افته و اینکه وقتی مادرم این مسئله رو فهمید که من دائم

خواب میبینم گفت بچه که بودم 2 سالم بوده.تنهایی با خودم حرف میزدم با کسی طوری که

هر چقدر صدام می کردن متوجه نمی شدم و از چند نفر پرسیدن گفتن نذارین تو این حالت

بره چون وقتی تو این حالت بودم هیچ صدایی رو نمی شنیدم و مامانم میگه همه می گفتن با

جنا در ارتباطه چند نفر هم تا حلا بهم گفتن که مدیوم بالایی داری و الان حدود 1ماهی هست

که خواب می بینم و تو خواب هم چند با دیدمشون و اینکه یکدفعه هم در خواب بمن گفتن اکه

بخوای مارو ببینی باید تو حالا خلسه بری و اینکه من نمی دونستم ولی تو خواب برنگ قرمز

دیدم یکبار ولی تا حالا اذیتم نکردن و اینکه به من گفتن که امروز روز ما هست یعنی روز جن

نمیدونم منظورشون چی بود می خواستم کسی رو به من معرفی کنید که بتونم از راهنمایی بگیرم

175:

من فكر نميكنم كسي تا به حال جن و روح ديده باشد و بيشتر از ديگران شنيده اند كه آنها هم از جائي ديگر شنيده اند ولي بعضي ها سعي ميكنند براي اينكه گفته خودشان را اثبات كنند و دوست دارند كه حرفشان براي طرف مقابلشان قابل قبول باشد به دروغ بگويند كه خودمان ديديم و شاخ و برگ هم به آن اضافه ميكنند .

وجود داشتن جن و پري ممكن است امكان داشته باشد اما نه به اندازه اي كه مردمان گذشته بخاطر جهل و ناداني هر واكنشي را كه به نظرشان غير طبيعي ميرسيد را به جن و پري و امثال آنها نسبت ميدادند و از آنها داستانها درست ميكردند و درمجالس با آب و تاب تعريف ميكردند و تا به امروز كه همچنان ادامه دارد با اين تفاوت كه برخي از داستانها دست خوش تغييراتي شده اند ولي در كل داراي يك شكل و قالب هستند.

176:

یه چیزی برام عجیبه

چرا این دختر خاله ها اینقدر علاقه به احضار روح دارن؟

177:

نگید تورو خدا من میترسم

178:

من که ندیدم اعتقادی هم به این چیزا اصلا ندارم
اما بین خودمون باشه این راهروی خونه ما لامپ هاش با سنسور چشمی روشن میشه؛
بعضی موقع ها نصفه شبا میبینم خود به خود روشن میشه و خاموش میشه!!
منم سریع میپرم بیرون مچ این جن و روحو و نمیدونم این چیزا رو بگیرم اما میبینم خبری نیست

179:

ندیدم و دوست هم ندارم ببینم

180:

ندیدم اما دوست دارم ببینم
به شرطی که یه آمبولانس و یه دکتر روانکاو هم بغل دستم باشه

181:

با سلام
نه ندیده ام .اجازه دیدن جن و روح به هر کسی داده نشده و تنها کسانی که دارای ظرفیت خاص روحی و معنوی هستند می توانند با انان ارتباط داشته باشند.

182:

هنوز هم ايشون رو ميبينيد؟! (يا حس ميكنيد؟)

183:

نه بابا من ظرفیت دیدن این چیزارو ندارم همون بهتر که هیچ وقت نبینم

184:

شك دارم كه وجود داشته باشن و نديدم .

185:

نه به شدت قبل. حس مي كنم يك چيزي اتفاق افتاده كه حضورش كم شده است.

186:

اگر اسلام را قبول دارید وجود جن ها را نیز باید قبول کنید.
حتی یک سوره به نام آنها در قران وجود دارد.


قصدم ترساندن شما عزیزان نیست.اما این عکس یکی از مشهور ترین عکسهایی ست که از اجنه گرفته شده.


جنجال ارواح و جن

187:

اين تصوير كاملاً تقلبي و جعلي است .

188:

نه نديدم اما كاملا اعتقاد دارم و آرزومه كه يه روز با يكي از افراد ماوراطبيعه روبرو بشم ..واييي خيلي دلم ميخوادد

189:

ما که یکبار گفتیم چند مدت پیش یک جن دیدیم که پس از حالو احوال پرسی گفت من اسمم (فردیه) دارم فیلم جدیدمو بازی می کنم.
فردی و دختر کبریت فروش

190:

من نه جن دیدم نه روح
دل دیدنشونم ندارم ولی از روی پررویی دوست دارم روح ببینم که اونم نصیب هر کسی نمیشه!!

191:

به نوشته هاي حاشيه ش توجه كنيد!!!!! آخه مگه ميشه آدم از ترس سكته رو بزنه ولي قبلش بتونه عكس بگيره!!!

اينم آقاي جن شما كه دكتر اومده معاينه ش كنه!!!

جنجال ارواح و جن

192:

گلي به گوشه جمالت داش رايان .
من هرچي گشتم اين رو پيدا كنم تو اينترنت نديدم .قبلاً ديده بودماااااا ولي نتونستم پيداش كنم .
مرسي ...

193:

kıı Sılent Hıll ro dıde???
ye fılme Amerıcan ke hamsh az jen ve ruh ve sheytan ve yemadaro dokhtare 7sale
man nadıdam valı eteghad daram

194:

من فکر میکردم این عکس واقعیه ... آخه خبرش یه زمانی خیلی داغ بود

195:

خودتون رو خسته نکنید. من نمیدونم چرا فقط قدیمی ها میگن ما دیدیم. نمیدونم ما چی داریم که جدیدا کمتر سر و کلشون پیدا میشه. جنجال ارواح و جن


نوشته اصلي بوسيله RFDR نمايش نوشته ها
kıı Sılent Hıll ro dıde???
ye fılme Amerıcan ke hamsh az jen ve ruh ve sheytan ve yemadaro dokhtare 7sale
man nadıdam valı eteghad daram
این فیلم از روی یک بازی کامپیوتری ساخته شده که فکر کنم مال ده یا دوازده سال پیشه و تا حالا پنج قسمت از این بازی برای نسل های پلی استیشن اومده. جدی نگیرید. فقط یه بازیه جنجال ارواح و جن

196:

تعجبی ندارد. هنگامی که در یک جامعه خرافات حرف اول را بزند چنین مسائلی عادی است. در چنین جامعه ای همیشه از چنین اخباری استقبال میکنند. جنجال ارواح و جن

197:

هه هه
نه فيلم Sılent Hill سال 2006 ساخته شده درباره يك دختره 7 ساله و مادرشه كه به اين شهر ميرن...و اتفاقهايي در كليسا اون شهر ميافته و مبارزه خوبي و بدي و نفرين يك دختري كه سوخته بود 30 سال پيش كه اونم 7 سالش بود و به خاطره اينكه از يك رابطه غير قانوني به دنيا اومده توو همون كليسا سوخته شده بود .تا مادرش پاك بشه ولي نفرين دختر اليسا 30 سال مردم اون شهر رو عذاب داده!! و ...
بيشتر فيلم مذهبي و فلسفي هست

198:

ظاهرا منظور خودم رو بد رسوندم.
منظور من بازی بود که مال ده یا دوازده سال پیشه که بخاطر محبوبیتش فیلمش رو در سال 2006 ساختن. من هم این فیلم رو دیدم و میدونم از چی میگید. بحث ما راجع به سینما و بازی های کامپیوتری نیست.
داشتیم از خیال بافی های افراد ساده میگفتیم. البته خودم از همه ساده تر بودم و میترسیدم اما نمیدونم الان طرف چرا نمیاد پیش من یا کسای دیگه. کلا فکر کنم این جن و روح ها نسلشون از بین رفته باشه. شاید با ما قهر کردن.

199:

جن و روح خرافات محض و کاملا غیرعلمی است .


200:

جناب رایان از عکسی که فرستادید ممنون.
شاید این عکس جعلی باشه ولی با توجه به گفته ها و احادیث جن ها تقریبا به همون شکل هستند.


جن هم یکی از موجودات بیشماریه که خدا افریده.
نمیدونم چرا خیلی ها اصرار عجیبی دارند که بگن جنها وجود ندارند وبرعکس خیلی ها هم اصرار عجیبی دارند که بگن این موجودات رو دیدند.


ای رسول ما بگو: مرا وحی رسیده که گروهی از جنیان آیات قران را به هنگام قرائت من استماع کرده اند و پس از شنیدن گفته اند که ما از قران ایات عجیبی شنیدیم.

........
و ما چنین می پنداشتیم که هرگز هیچ قومی از جن و انس بر خدای متعال دروغ و افترا نخواهد بست.و همانا مردانی از نوع بشر به مردانی از جن پناه می بردند.

......

و از ما جنیان هم بعضی مسلمان و بی ازار و برخی کافر و ستمکارند و انان که اسلام اوردند راستی به راه رشد و صواب شتافتند.
.........


اینها ایاتی از قران هستند که میتونید تو سورهء جن بخونید اگر مسلمونید که نباید بحثی در وجود جن داشته باشید و موجودیتش رو انکار کنید.
اگر هم مسلمون نیستید برای وجود نداشتن جن به این دلیل اکتفا نکنید که چون من ندیدم پس وجود نداره.

201:

من هم به جن اعتقاد دارم (چون در سوره جن در قران كريم وجودشون تاييد شده) هم به روح چون نشانه معاد و جاودانگيه
البته ابنكه بتونن يا اجازه داشته باشن جلوي چشم انسانها ظاهر بشن رو نميدونم.
اما بدم نمياد يكشون رو از نزديك ببينم

202:

بیخود خودتون رو خسته نکنید. منتظر ملاقات با چیزی که وجود نداره نشینید

203:

هم جن ديدم ، هم روح . البته دقايقي بعد از ديدنشون ، اسم خالقشون رو توي تيتراژ پاياني خوندم .

204:

از دوستاني كه ادعا مي كنند جن نيست ، خواهش مي كنم كمي صادقانه با خود خلوت كنند ...
آيا مي توان ثابت كرد ...؟
باز گلي به جمال كساني كه آنها را تأييد مي كنند ...
زيرا لا اقل يك استدلالي بر ادعاي خود دارند ...
هرچند اين استدلال ، شخصي يا اعتقادي است ...
مثلا به نحوي وجود آنها براي ايشان اثبات شده يا صرفا با تكيه بر فرمايش خداي آفريننده همه موجودات كه از جن نيز همچون انس (انسان) نام برده و آنها را نيز داراي شعور و اختيار و توانمندي فيزيكي دانسته ...
اما شما بزرگواران ، هيچ فكر كرده ايد كه آيا همه عالم را گشته ايد و وجود چنين موجوداتي را نديده ايد كه انكار مي كنيد ....؟
مگر هرچه ما يا كساني كه قبولشان داريم نديده ايم و نديده اند به معني نبودن آن چيز مي باشد ...؟

205:

من كه به جفتشون اعتقاد دارم
هر كي هم نديده بياد منو ببينه انگار جن روح ديده من خودم يه پا جن و روح هستم

206:


درود بر شما.
پس از مدتها شما را می‌بینم. و جالب است که هنوز همانجای پیشین ایستاده‌اید!!!!

به نظر شما ایا دراکولا وجود دارد؟
آیا می‌توان ثابت کرد که وجود ندارد؟
برای اینکار باید همه عالم را بگردید!!!!

اگر شما روزی 10 دلار به حساب من نریزید، یک ماه از عمرتان کم می‌شود!!!
آیا می‌توانید ثابت کنید که اینطور نیست؟ (پس بهتر است این روزی 10 دلار را به حساب من واریز کنید)
برای اینکه ثابت کنید باید یه چند قرنی عمر کنید!!!

این میخی که من اینجا کوبیدم وسط زمین است.
آیا می‌توانید ثابت کنید که اینطور نیست؟
برای اینکار باید همه زمین را وجب کنید.

این سفسطه‌ها بچه دبستانی‌ها را هم قانع نمی‌کند. و این داستانها دیگر به درد قصه گفتن مادربزرگ‌ها هم نمی‌خورد.

207:

درود

اگر ادامه ی این جستار به این بخش پیوندی نداشته باشد بسته یا منتقل خواهد شد .

208:

روح که همون وجود خودمونه...
اما جن نه.. من به وجود جن کاملا اعتقاد دارم...
اما اصلا اصلا اصلا دلم نمی خواد نه زیاد در موردشون بخونم نه بدونم نه سر و کاری باهاشون داشته باشم..

شاید بعضی ها بتونند این کار رو بکنند اما وقتی این کار رو کردن دیگه نمی تونند به زندگی عادیشون برگردند..

طبیعت اینه که انسان و جن از هم جدا باشند..
این دریچه های همیشه بسته اگه باز بشند دیگه بسته نمیشند و آرامش رو از انسان میگیرند..

209:

آیا این ایده ها را از فیلمهای ترسناک گرفته ای ؟!


210:

سلام

تو دوران سربازیم یه دوست داشتم که میگفتم میتونه جن و روح احضار کنه، چند بار ازش خواستم اینکار رو انجام بده ولی میگفت اینجا شلوغه و سروصدا زیاده نمیشه اینکار رو انجام داد. من هم دیگه زیاد پیگیرش نشدم.

ولی به جن و روح اعتقاد دارم. شاید تا حالا دیده باشم.


ولی برادرم میگه یه روز رفتم خونه یکی از دوستام و شب رو انجا خوابیدم، نیمه های شب بود که بختک افتاد روم ( البته بختکی وجود نداره، این حالت در موقعی پیش میاد که ارتباط بین روح و جسم کامل نیست و زمانی که این حالت پیش میاد انسان میتونه فکر کنه، ببینه ولی نمیتونه بدنش رو تکون بده یا حرفی بزنه ) تو یه حالت بین خواب و بیداری بودم. بعد سروصدای عجیبی میشنیدم، انگار که جنها جشن گرفتند. بعد یه آدم کوچولو دیدم که موهای فرفری داشت، داشت نزدیکم میومد که از ترس سعی کردم فریاد بزنم ولی نمیتونستم. یه دفعه همه چیز تموم شد و من از اون حالت بین خواب و بیداری بیرون اومدم و بیدار شدم.

که البته این حالت بین خواب و بیداری رو خلصه میگن، و فکر میکنم برادم به حالت خلصه رفته بود.

211:

سلام ...
مگر شما از خر خود فرود آمده ايد كه از من توقع فرود آمدن در باتلاق خود داريد ...؟
برخي ادعاها در حد شوخي يا تخيلاتند مثل ميخ و وسط زمين (وسط زمين مركز آن است ... اما اگر منظور سطح زمين است ، هر نقطه فرضي يي مي تواند وسط زمين به حساب بيايد ... چون كروي است و از هر نقطه يي مي توان حركت قطري خود را آغاز كرد و مجددا به همانجا رسيد) يا دراكولا (خود خالق اين كاراكتر معترف است كه از تخيلاتش سرچشمه گرفته) و نياز به اثبات يا انكار ندارد ...

اما من از نظر منطق توضيح دادم كه هر ادعايي بايد قبل از پذيرفته شدن ، اثبات گردد ...
با انداختن توپ در زمين حريف نخواهيد توانست ادعاي خود مبني بر رد وجود چيزي را اثبات جلوه دهيد ...

و نيز توضيح دادم كه حد اقل آنها كه معتقد به وجود روح و جن هستند ، براي خود دلايلي قانع كننده دارند مثل وحي يا روايتهايي از بزرگان دين ...
اما آيا رد كنندگان روح و جن هم هيچ دلايلي ولو براي خود دارند ...؟
جز اينكه مي گويند چون براي آنها اثبات نشده ، پس لاجرم نيست ...؟!!!

212:

با این که انچه شما خر می‌خوانیدش مرکبی تیزپاست. با این حال دست کم خری هست که آب و جو به آن می‌دهم و من را لنگ لنگان به منزل می‌رساند. فکر اسب سیه و زین معرق هم نکنیم. ولی شما چه که بر جهل مرکب سوارید و تا ابد همانجایی که پیشتر ایستادید خواهید ایستاد

سفسطه گیر دادن به مثال. حتمی می‌دانید که در مثل مناقشه نیست. از طرفی این مثل ساده بسیار روشن است تا جایی که شرم داردم آن را دوباره توضیح دهم.
مثلا اگر به جای دراکولا بگویم. گیقالیژو خوب است؟
اصلا موجودی به نام گیقالیژو وجود دارد که من از طرف او آمده‌ام. حساب عمر هرکسی در دست اوست و اگر روزی ۱۰هزار تومان به حساب من واریز نکنید به ازای هر روز یکماه از عمر شما را می‌کاهد. (احتیاط واجب بر این است که شما این کار را بکنید و خود را با گیقالیژو در نیاندازید که همانا او حاضر و حسابگراست)

در مورد دو تکه پایانی پستتان باید دید اول که ادعا کرد و چگونه آن را اثبات کرد. همه می‌دانیم که اثبات ادعا بر دوش مدعاست. کسانی که ادعا کردند که جن و روح وجود دارد باید آن را اثبات کنند. روایت بزرگان دین هم اثبات نمی‌شود. چون آنها تنها برای شما (مسلمانان) قابل استناد است. (من هم روایتی از مادرم دارم که گیقالیژو وجود دارد)
ولی اگر این دلایل فقط برای خودتان باشد هیچ ایرادی ندارد. البته تا آنجا که با آن دست به سو استفاده از اعتقادات مردم نزنید و به ترویج خرافات کمک نکنید. و کار را تا جایی ادامه دهید که به زندگی کسانی که به آنها اعتقاد ندارد، آسیب برساند.

در آخر باید بگویم ما را رد کننده روح و جن نخوانید. ما فقط از شما برای ادعایتان دلیل خواستم اگر دلیل محکمی بیاورید من خود اولین کسی هستنم که به صف معتقدان به روح و جن می‌پیوندم
در مورد جمله آخرتان اگر شما توانستید ثابت کنید گیقالیژو نیست!

213:

من كه گفتم عادت داريد توپ را در زمين حريف بيندازيد تا از دليل آوردن فرار كنيد ...

ببينيد اولين پست من در اين تاپيك اين بود :
نوشته اصلي بوسيله زيبا جنجال ارواح و جن
از دوستاني كه ادعا مي كنند جن نيست ، خواهش مي كنم كمي صادقانه با خود خلوت كنند ...
آيا مي توان ثابت كرد ...؟
باز گلي به جمال كساني كه آنها را تأييد مي كنند ...
زيرا لا اقل يك استدلالي بر ادعاي خود دارند ...
هرچند اين استدلال ، شخصي يا اعتقادي است ...
مثلا به نحوي وجود آنها براي ايشان اثبات شده يا صرفا با تكيه بر فرمايش خداي آفريننده همه موجودات كه از جن نيز همچون انس (انسان) نام برده و آنها را نيز داراي شعور و اختيار و توانمندي فيزيكي دانسته ...
اما شما بزرگواران ، هيچ فكر كرده ايد كه آيا همه عالم را گشته ايد و وجود چنين موجوداتي را نديده ايد كه انكار مي كنيد ....؟
مگر هرچه ما يا كساني كه قبولشان داريم نديده ايم و نديده اند به معني نبودن آن چيز مي باشد ...؟
كه شما با مطرح كردن مثال هميشگي كاربر مزدك بيسواد و سفسطه گر (دراكولا) سعي كرديد توپ را در زمين باورمندان بيندازيد و وانمود كنيد كه نه جني هست و نه روحي ...
اين رفتار شما ، خود ، نوعي ادعا است ... و بايد به جاي بازي هاي تبليغاتي بي ارزش ، ادعاي خود را اثبات كنيد ... نه آنكه با توسل به سفسطه فرافكني از آن شانه خالي كنيد ...

بر خلاف شما من نه چيزي را ادعا كرده بودم و نه انتظاري از شما دارم ...
اما تذكر دادم كه شما نمي توانيد باور مسلمين را كه مبتني است بر آموزه هاي ديني و كتاب آسماني ( نه تجربه صرف و مادي ) زير سؤال ببريد ...
چرا كه براي مسلمين ثابت شده كه قرآن از جانب خداي يكتاي جهان آفرين است ...
بنابراين فرموده هاي قرآن هرچند برخي به سنجه و تجربه نرسيده اند و دانش بشر هنوز به آن بلوغ كافي براي شناخت آنها نايل نشده ، اما براي آنها ( نه براي شما ) پذيرفته شده است ...
يعني به نوعي مي توان گفت منطقي است ... اما غير مستقيم ... مثل اعتماد مريض به پزشك ...
پزشك جلوي مريض درس نخوانده و نزد مريض هم امتحان پس نداده كه بداند پزشك است ... اما به او اعتماد مي كند ...

214:

اگر باورهای مسلمان‌ها تنها برای خودشان باشد مشکلی نیست به شرط اینکه نخواهند با در دست گرفتن حکومت این باورها را به تمام دنیا صادر کنند. و با سو استفاده از ساده‌لوحی مردم و پرورش خرافات زندگی مردم را از راه خود خارج کنند.
در غیر این صورت باید باورهای خود را با روش‌های علمی ثابت کنند. ورنه از فردا هر کس با دیدن هر خوابی، می‌خواهد طرحی نو در جهان دراندازد.
همه حرف‌های شما سفسته بود از نوع به در و دیوار کوبیدن.
پرسش خیلی ساده است
شما به وجود جن باور دارید.
دلیل بیاورید که جن وجود دارد تا من هم ایمان بیاورم. در غیر این صورت دلیلی ندارد که تلاش کنم تا عدم وجود جن را ثابت کن
م.

215:

کاملا تایید می شود,همیشه عده ای سودجو با کمک خرافات و دین و متافیزیک , از

حماقت عوام الناس ثروتمند و صاحب قدرت می شوند.

و این همان هدف نهایی خرافه پردازان است و به خاطر حماقت عامه , در اهدافشان

موفق هستند.

هیچ موجود متافیزیکی وجود خارجی ندارد.

216:

کاملا تایید میشود

217:

من همیشه به وجود جن اعتقاد داشتم اما باور نمیکردم که بشه اونو دید تا اینکه یکروز اتفاقی افتاد...
اونشب من شیفت بودم و توی قسمت خودم تنها ی تنها...
نمیدونم چقدر از خوابیدنم گذشته بود که نیمه های شب از خواب پریدم.
همونطور که روی تخت دراز کشیده بودم چشمامو باز کردم و...
توی تاریکی اتاق موجود انسان مانندی رو کنار تختم تشخیص دادم.چهره اش مشخص نبود و مثل همه ادمها دست و پا و...
اما نه..خدای بزرگ اون یه سایه عظیم الجثه بود که قدش بیشتر از دو متر و جثه اش خیلی بزرگتر از یه انسان معمولی بود.
مدتی خیره به این موجود عجیب نگاه میکردم.بعد از چند لحظه خواستم سرجام بشینم اما متوجه شدم که به تخت چسبیدم و توانایی هیچ حرکتی رو ندارم..
بعد فکر کردم که این فقط خواب و یک کابو س باید باشه و دوباره سعی کردم تا حرکتی کنم تا شاید اگه خواب هستم بیدار بشم اما ناگهان اتفاق دیگه ای افتاد که هنوز از یاداوریش مو بر تنم سیخ میشه...
سایه به حرف دراومد و با صدای گوشخراش و خشنی گفت: پاشو...
از صدای اون موجود میخکوب شدم و نفسم رو تو حبس کردم...
اما اینبار با صدای مهیب تری تکرار کرد: گفتم پاشو...
سعی کردم از جام پاشم اما نیرویی منو محکم یه تخت چسبونده بود و حتی نمیتونستم کلمه ای به زبون بیارم..
از طرفی فکر میکردم اگه این یه کابوسه چرا تموم نمیشه و اخرش چی میشه؟داشتم یه جورایی سعی میکردم بیدار بشم اما چجوری؟؟
در اون حالت وحشتناک به تموم مقدساتم متوصل شدم و از خدا میخواستم از اون وضعیت نجات پیدا کنم..
سایه وحشتناک کمی صبر کرد و لابد وقتی دید که ازجام تکان نمیخورم با صدایی خشمگین و نخراشیده داد زد..
پا نمیشی نه؟؟!!
و اونوقت وحشتناکترین جیغی که تو عمرم شنیده بودم رو کشید و با شنیدن اون صدای رعب اور ناگهان تمام بندهای نامریی که منو به تختم بسته بودن گویی پاره شدن و من سرجام نشستم...
از سایه نفرت انگیز خبری بود انگار رفته بود و از بیرون صدای جیغ گربه ای شنیده میشد..
این اتفاق واقعا برای من پیش اومده و اونو همونطوری که بود براتون بازگو کردم ومیدونم که خیلی از شماها اونو باور نمیکنین اما برای خود من هم کاملا قابل باور نیست..شایدم همه این اتفاق یه کابوس بود اما چیزی که غیر قابل انکاره اینه که در اون لحظات هیچ پناهگاهی بجز خدا وجود نداشت.
میدونم چیزی که من تجربه کردم قابل اثبات نیست..
قضاوت رو بعهده خودتون میزارم..

218:


فلج خواب ( Sleep Paralysis) به حالت ناتواني درانجام حركات ارادي حين خواب اطلاق مي شـود.فلج خواب يـك تـجربـه ي دلــهره آور و هراس انگيزمي بـاشد. فـلـج خـواب اغـلب اوقات هنگام بيدارشـدن از خـواب و يـا در مـوارد نـادر در لحظه ي به خـواب رفتن رخ مي دهد. فلج خواب از چند ثانيه تاچـند دقيـقه بـه طـول مي انجامد. 25 تا 30 درصدجـمعيت كشـور حـداقل يكبار در طول زندگي خوداخـتـلال فلج خـواب را تـجـربه كرده اند. فلج خواب ميتواند در هر سني روي دهد.
جنجال ارواح و جن


علايم فلج خواب:

1- ناتواني در حركت دادن تنه، دستها و پاها و صحبت كردن ( فرد از فرط ترس ميخواهد فرياد بكشد و براي بيدار شدن تقلا مي كند، اما گويي تلاش وي بي نتيجه است ).

2- فلج تمام و يا بخشي از عضلات اسكلتي بدن.

3- احساس خفگي و نزديك بودن زمان مرگ ( گويي موجودي روي قفسه سينه ي شما قرار گرفته است ).

4- وحشت زدگي و اضطراب.

5- توهمات خواب ( Hypnagogic Hallucinations ): به توهمات شنيداري، ديداري و لمسي رويا مانند اطلاق مي شود. احساس حضور يك انسان ديگر در اتاق، احساس فشردگي در قفسه سينه، ديدن سايه ي افراد، ديدن منبع نوراني، شنيدن صداي افراد، شنيدن صداي قدمهايي كه نزديك ميشوند، ديدن شبح، تجربه خروج از بدن، احساس شناور شدن در هوا، شنيدن صداي بازو بسته شدن درها.


تصورات غلط نسبت به فلج خواب و يا بختك:

آزار و اذيت توسط جن، شيطان، ديو و يا موجودات فرازميني، و يا اشتباه گرفتن آن با تجربه خروج از بدن.


علت ايجاد فلج خواب:

عوامل ژنتيكي، اضطراب و استرس، اختلال هراس و اختلال در نظم خواب را در پيدايش فلج خواب دخيل مي دانند.


مكانيسم ايجاد فلج خواب:

در طي خواب در مرحله ي حركات سريع چشم (REM )، يعني مرحله اي كه رويا بيني در آن روي مي دهد، مغز انتقال سيگنالهاي عصبي بسوي عضلات اسكلتي ( به استثناي عضله ديافراگم و عضلات چشم ) را مسدود و متوقف مي سازد، تا شما روياهاي خود را برون ريزي نكنيد ( يعني مثلا وقتي خواب ميبيند در حال دويدن هستيد، از رختخواب بلند نشويد و شروع به دويدن نكنيد ). هنگامي كه شما قصد داريد از خواب بيدار شويد، مغز مجدداً كنترل عضلات را به دست ميگيرد. اما گاهي اوقات قبل از اينكه مغز كنترل عضلات اسكلتي را بدست گيرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، شما هشياري خود را باز مي يابيد. كه نتيجه ي آن احساس هراس آور فلج بودن بدنتان خواهد بود. نقطه ي مقابل اين عارضه زماني است كه برخي افراد هنگام رويا ديدن دستها و پاهاي خود را تكان ميدهند و يا در موارد شديد تر دچار خوابگردي ميشوند.


چه چيزهايي احتمال تكرار فلج خواب را افزايش ميدهند:

1-كساني كه بطور طاق باز و رو به پشت ميخوابند بيشتر به فلج خواب دچار ميشوند.

2-برنامه ي خواب نامنظم و محروميت از خواب.

3- افزايش استرس و اضطراب.

4- تغييرات ناگهاني در سبك و يا محيط زندگي.

5- مصرف قرصهاي خواب آور و آنتي هيستامينها.

چگونه هنگام تجربه فلج، بدن خود را از اين وضعيت هراس آور خلاصي بخشيم:

1- سعي كنيد انگشتان دست و يا پاي خود را تكان دهيد.

2- چشمان خود را به شدت تكان دهيد، به دنباي آن پلكها و سر خود را.

3- سعي كنيد وضعيت خروج از بدن را در خودتان القا كنيد.

219:

از امروز منم در این جستار شرکت خواهم کرد.

220:

درود

دوستان من موضوعی با عنوان خرافه ای به نام روح آغاز کرده ام.

نیک است این جستار را در اینجا(خرافه ای به نام روح) ادامه دهیم.

سربلند و پیروز باشید.

بدرود

221:

Naakas
ممنونم دوست من..مقاله جالبی بود.شاید یکی از جوابها باشد.

222:

نه بابا این حرفا چیه!؟

223:

متاسفم برات شایدم اصلا تو وجود نداری

224:


دیدن که ندیده ام اما به روایتی شخصا جن هستم .

یازده ساله بودم و با پسری از فامیل که مصداق پیروزی شر بر خیر بود دو عدد نوشابه تگری اعلا از مغازه ای دزدیدیم و بی توجه به رکورد صد متر دنیا پا به فرار گذاشته و در ساختمان خرابه ای مخفی شدیم . ( خدا این قبیل دله دزدی ها را قسمت همه کند که حظ بی بدیلیست و در رشد شخصیت کودک بی اندازه سودمند ) ... بگذریم .
امنیت اجتماعی که برقرار شد سر شیشه ها را شکستیم و در حالی که با نگاه زیر چشمی از همدیگر تاییدیه می گرفتیم آن شهد همام را قلپ قلپ نثار جگر سوخته مان کردیم .
تا یادم نرفته این دوستمان رکورددار تعدد باد گلو ی دبستان و حومه در واحد سی سی بر ثانیه بود و دقایقی نمایشی بی بدیل از توانایی های بالقوه ی جوان ایرانی در زمینه ی اینتر تیمنت و ذوق و هنر فردی به نمایش گذاشت .
پس از فراغتی نسبی بلند شدیم و شروع کردیم به گشت زدن داخل خرابه که فهمیدیم دیوار کناری ساختمان سوراخ کوچکی دارد که به خیابان اصلی مشرف است اما از بیرون دیده نمی شود .
نهاد پاک غیر اهورایی مان دست به کار شد و قلوه سنگ جمع کردیم عابران و دوچرخه سوارانی که از آنجا می گذشتند را مورد احوالپرسی قرار داده سنگی پرت می کردیم تا ناله ای در خور بشنویم .
و هر کس هم که سنگ بهش می خورد لحظه ای می ایستاد و سر در نمی آورد و چون دومی را می خورد پا به فرار می گذاشت و به واسطه ی آثار حمق و گولی که در این عزیزان بود شعف کودکانه ای در ما ایجاد می شد .

سنگهای ریزمان که تمام شد دادار پاک را بابت این همه خرم دلی و خوش بحالی آن روز سپاس گفته راهی خانه شدیم .

چند ماه بعد بود که شنیدیم محلی ها می گویند آن خرابه جن دارد و شبهای رمضان از داخل دیوار به معصیت کاران سنگ می زنند .


225:

بسمه تعالي شانه

جن وجود دارد.


والسلام عليكم و رحمه الله

226:

موضوع اين تاپيك به حكومت چه ربطي دارد جناب ناكس ......؟؟؟
مگر تا بحال مأموري شما را به اعتقاد به روح يا جن وادار كرده ...؟
چرا هميشه سياه و سفيد مي انديشيد ...؟

من خود نيز هرگز به هيچ خرافه يي دل نبستم ...

اما آيا معناي خرافات را مي دانيد ...؟
خرافات = جمع خرافه = اعتقاد به موضوعي ضد عقلي و خنده دار ...

اگر ادعا مي كنيد « جن » يا « روح » خرافه هستند يا وجود آنها را مانند كاربر " آيا انسان " رد مي كنيد ، بي ترديد مجبوريد ادعاي خود را اثبات كنيد ...
اگر نمي توانيد اثبات كنيد ، منطق حكم مي كند به ناداني خود در اين زمينه اذعان كنيد ...
اگر اين كار را هم نكنيد ، در جهل مركب تشريف داريد ...
يعني هم جاهليد و هم نمي دانيد كه در جهل هستيد ...
= جهل به توان دو ....

تلاشهاي تبليغاتي ( و نه منطقي) شما در اين زمينه ها هم نمي تواند حق دموكراتيك مردم را در تشكيل حكومت اسلامي براي كشور خود ، نا حق بنماياند ...

227:

باید چیزی باشد که ما آن را رد کنیم. شما ادعای وجود جن را دارید. یک اثبات بیاورید تا ما آن (اثبات ِ شما) را یا رد کنیم یا بپذیریم. اگر شما ادعایی بکنید و ما مجبور باشیم که بپذیریم و یا تلاش در ردش بکنیم که میشه داستان همان میخ کوبیدن و گیقالیژو و ...
اگر شما وجود گیقالیژو را رد کردید من هم برای جن همین کار را خواهم کرد.

این گفتگو را ادامه نخواهم داد مگر اینکه دلیلی برای وجود جن داشته باشید.

228:

اگر معلوم بود كه نمي توانستيد بگوييد « رد كنيم » ...
چون از لحاظ مادي شناخت و دركش دشوار است ، ادعاي رد كردنش را داريد ...
اما نه از روي دلايل عقلي و منطقي ... بلكه از روي باد هوا ...
چون من كه ادعا نكردم ... شما ادعا كرديد نيست ... پس شماييد كه بايد در اين بوته آزمون خرد ، جواب پس بدهيد تا ببينيم چه در چنته داريد ...
اما خودتان هم خوب مي دانيد هيچ نداريد ... لذا فرار را بر قرار ترجيح داديد ...

تكرار :
مسلمانان ... يعني آنها كه خدا را باور كرده اند ، پيامبرانش را پذيرفته اند ، كتابش را قبول دارند ، به قيامت هم اعتقاد دارند ... و از كلاسهاي كودكانه ماده و انرژي عبور كرده و به كلاسهاي بالاتري پا گذاشته اند ...
مسلمانان ... بر اساس شناخت خود از صداقت پيامبر و قداست قرآن ، و طبق آموزه هاي آنها ، مي دانند هم روح هست و هم جن ...
يعني استدلال مسلمانها به كلام خدا و احاديث پيامبر و معصومين عليهم السلام مي باشد ... نه به پارامترهاي مادي و حواس پنجگانه محدود جسمي ... و نه به ابزارهاي اندازه گيري ...
نيازي هم ندارند به شما يا هر ناباور ديگري اثبات كنند ...

فهم شد ...؟

229:

نیازی ندارند! یا نمیتوانند اثبات کنند؟!

230:

هر دو ...

231:

اگر از بحث جن بگذريم، وجود روح رو خيلي از دانشمندان هم تائيد ميكنند.

232:

من که فکر نمیکنم ..
ولی بعضیا میگفتن خونه ی ما جن داره ..
دوستامم به خاطر همین یه مدت خونمون نمیومدن ..
منم که عوض کردم خونمو
نمیدونم حالا ..جن بوده اونا یا توهم ..!

233:

بین خواب و بیداری خیلی پیش اومده ببینم!

234:

به راي من، فرق بين جسم و روح، فقط فرق بين دو واژه ست ؛ نه چيز ديگري.
زيرا آنچه ميبينيم حقيقت است، نه چيزي كه شنيده ايم.

235:

من وقتی بچه بودم یعنی خیلی کوچیک بودم ، حدودا 4-5 سالم بود..
وقتی شبها می خوابیدم یه جور عجیبی بودم..
وقتی که بیدار میشدم نمی تونستم حرکت کنم.. یعنی انگار که هنوز خواب بودم..
نه می تونستم چیزی بگم نه هیچی..
بعد یه سایه ای رو میدیدم که از گوشه دیوار از سقف میومد پائین و تا وقتی به زمین میرسید و محو میشد من می تونستم حرکت کنم و همه چیز عادی میشد
بعد جالب اینه که اون سایه خودم بودم! این اتفاق همیشه میفتاد و برام عادی شده بود اما زمانی که کمی بزرگتر شدم مثلا 7-8 سالم شد دیگه هرگز این اتفاق تکرار نشد..
بعد ها که بزرگتر شدم و اطلاعاتم زیاد شد فهمیدم که اون روحم بوده.. اما شایدم اشتباه می کنم..
به نظر شما چی بوده؟

236:

البته منظورم رد اتفاقات ماورائي! نيست ولي خب اين پديده علت علمي داره....اينجا رو بخونيد..

http://forum.hammihan.com/thread11851.html

237:

بله یک شب که در خانه تنها بودم جن دیدم از هوش رفتم و وقتی بهوش آمدم فهمیدم که خواب دیدم

238:

فکر کنم روح دیدم یه شب مثه همیشه تو تابستون برق رفت زودتر از بقیه اومدم تو بالکن داشتم به خونه هایه دورتر نگاه میکردمو همینجوری تو تاریکی تفحص میکردم (خونمون جوری قرار گرفته که به همه جا دید داره منم ادمه کنجکاومیم)یه چیز تقریبا چه جوری بگم بیرنگ شفاف داشت رو دیوار همسایه رو هوا سر میخوردو میرفت جلو خونه همسایه چسبیده به خودمون بود ولی نمیدونم چرا دور به نظر میرسید هم اگه دقت میکردم نزدیک نمیدونم چرا نترسیدم اصلا فکر نکردم روحه چیزی که ازش میتونستم ببینم یه جور ردا بود که انگار تیکه پاره و کهنه بود!!
در ضمن چشمهام هم هیچ مشکلی نداره!!

239:

?

240:

من فکر می کنم که این جن.پری.روح و........را آدمهای کله گونده برای کنترول بر مردم درست کردن(تا ابله در جهان است مفلص در نمی ماند) و یک نکته دیگر اینکه از ما انسانها نیروهایی تولید می شود که ما به اشتباه می گویم روح جن و.....بود. اشتباه نکنید اینها همش نیروهای خارج شده از بدن خودمان است. ولی آدمهای فضایی شاید درست باشد

241:

جن نديدم روح نديدم نخواهم ديد
چون وجود نداره

242:

من کاری به وجود داشتن یا نداشتنشون ندارم ولی چه وجود داشته باشن چه نداشته باشن این سوال به نظرم مورد داره چون اگرم جن و روح وجود داشته باشن مادی نیستن که قابل دیدن باشن!

243:

سلام عمو. خوبی؟
میگم این اسمت چرا انقده شبیه اسم منه؟
نکنه باهم فامیلیم؟؟

244:

سلام عمو نمی دونم والا شایدم فامیل باشیم من که فلسفه وجودی اسم تو رو نمی دونم که بگم فامیلیم یا نه ولی مال من یه لغت ایتالیاییه یعنی حس یا احساس!

245:

خیر

246:

من فکر می کنم که جن ساخت بزرگان کلیمی است که مردم به دین روی بییاورند. تا بتوانند از مردم برای جن گیری و...........پول بگیرن. یه سری چرتو پرتم از خودشون درست کردن. مثلا. آب گرم روی زمین نریزید چون پچه هاشون می سوزن و .......... ریشهء تمام ادیان از یهودیان است

247:

هیچ منبع موجهی تا امروز نتونسته وجود موجودات غیرارگانیک (جن و شیطان و...) رو ثابت کنه... اگر دلیل علمی پیدا شد که تونست ارتباط این موجودات رو با جهان ما به شکل یک تئوری منطقی که قابل تعمیم باشه تفسیر کنه اونوقت وقت ارزشمندتون رو صرف اون بکنید نه اینکه چون تو فلان کتاب این موضوع نوشته شده پس حتما وجود داره... در ارتباط با اون چیزی هم که به عنوان روح در وجود انسان ازش یاد میشه همان دستگاه عصبی بدن هست که تحت تاثیر بقیه اعضاء به حیات خودش ادامه میده و در اثر یک مشکل در مسائل محیطی یا کارکرد نادرست بقیه اعضاء بدن میتونه آسیب ببینه و بیمار بشه و مطمئنا با مرگ انسان کارکرد سیستم عصبی هم متوقف میشه و شما دیگه احساسی از محیط نخواهید داشت و روح خاموش خواهد شد. اجازه ندید عده ای به اسم استاد عامل و احضارگر جن شما رو فزیب بدن، اگر هم کسی ادعا کرد بگویید انجام بدهد (البته بسیاری از این آقایون بهانه ای میاورند و از زیرش فرار میکنند) و اگر چیزی دیدید که ذهنتون رو به خودش مشغول کرد به جای خوف کردن از موضوع به دنبال شگرد فرد عامل بگردید تا به حیله و شعبده اون پی ببرید که البته کار آسانی نیست.

248:

بابا خودم یه پا جن هستم بیگین تا خودم بگم

249:

سلام راستش من نديدم ولي تو خانوادم يعني بيشتر خواهرم زياد با اين جور چيزا مواجع شدن
مخصوصا" خواهرم كه از بچه گي در گير اين مسائل بوده شايد بگين خارافته ولي من يكي كه اعتقاد كاملي نسبت به وجود اين چيز ها دارم

250:

من هم كه نديدم .

251:

گفتم كه خواهرم خيلي باهاشون در گير بوده راستش نيازي به ديدن نداره شما رو با كارهاشون ميتونن اذيت كنند يادمه يه زماني پدرم به دليل عمل نخا خونه خوابيده بود اون موقع ما خونم تو تجريش بود اكثر خونه هاي اونجا هم اون موقع قديمي بود خلاصه يه روز صبح كه بلند شدم ديدم مامانمينا خيلي ترسيدن
دارن حرف اينو ميزنن كه از اين خونه بريم اصل قضيه هم اين بود كه همشون شب بالا سر بابام كسي رو ديدن كه نشسته و داره بر و بر بابام رو نگاه ميكنه خانمي بوده چادر بر سر خلاصه همشون خيلي ترسيده بودن
بعد از اينكه خونمون رو عوض كرديم هم مدتي همين قضيه تكرار شد فقط به صورت هاي ديگه مدتي از اين قضيه خيلي شاكي شده بودن

252:

من تا حالا روح یا جن ندیدم ولی مادر بزرگم دیده ولی یک چیز رو دیدم که مطمئنم که شما ندید شما تا حالا دیدید که شخصی سوار یک دیوار نیمه خراب بشه و به دیوار بگه ای دیوار حرکت کن و اون دیوار حتی سرعت اسب یا با سرعت بیشتر حرکت کنه دیدین...
















ئ

253:

من ندیدم
ولی یه پسر عمو دارم که خونشون رو تازه فروختن اونم ندیده :دی

254:

منظور شما از اینکه گفتید بیشتر ارواحند چیه ؟؟؟ یعنی ارواح تو جهان آزادند ؟؟؟

255:

جن ها وجود ندارند اگر هم باشند حقه ورود به دنیایه ماروندارن

256:

از اين ديد نگاه نكرده بودم به ماجرا! جالب بود! آخه هميشه اين ماييم كه دنبال روش براي ورود و يا ديدن اونها هستيم! ولي اينكه از اين ديد نگاه كنيم كه اونها هم راه اومدن به دنياي ما رو بلد نيستن....اينم حرف جالبيه.

257:

جناب منم می خواستم بدانم جن و روح وجود دارد؟
اگر وجود دارد می توانند به ما اسیب برسانند؟؟

258:

باسلام
برشما دوست گرامی

در نظر من ، هر چیزی که به ذهن انسان برسد ؛
وجود دارد ؛
یا خواهد داشت.

اما از آشنایان و اطرافیانم ، در این باره ، بسیار شنیده ام.

اگر موجوداتی باشند ؛
که ارتعاش وجودی شان ، با ما فرق داشته باشد ؛
نمی توانند ما را ببینند ؛
یا برعکس.

مگر این که ، فرد یا افرادی از آنان ، یا از ما ، با یکدیگر ، هم ارتعاش گردند.

اگر ایمان داشته باشید ؛
که نمی توانند ؛
نخواهند توانست.
زیرا ما انسان ها ، دارای نیروی اراده و فاعلیت شدید هستیم.
بنابراین ، تهاجم ما ، بیش تر از ماهیت هایی ست ؛
که با ما فرق دارند.
و در جهان منفعل تری ، زندگی می کنند.

در نتیجه ، نباید ترسید.
اندیشه های ما ، بر تمامی اندیشه های عالم ، تفوق و برتری دارند.
دیگران باید از ما بترسند!

اما کسی که ، اعصابش را ضعیف کند ؛
نیروهای دفاعی اش را ، ضعیف می سازد.

به همین علت ، با موجودات عوالم دیگر ، خصوصاً موجوداتی که خود ما ، آن ها را شرور می دانیم ؛
ارتباط می یابند.
اگر ذهن ما ، به این موجودات نیاندیشد ؛
هرگز مشکلی نخواهیم داشت.

اگر بیاندیشیم ؛
که موجودی شرور وجود دارد ؛
و این موجود ، شاید به من آسیب برساند ؛
احتمال وقوع اش ، بالا می رود.
زیرا ذهن ما ، خلاق است.

نباید اجازه دهیم ؛
نیروی خلاقیت مان ، در این راه های آزاردهنده ، مصرف گردد.

هیچ خطری ، برای ما وجود ندارد.
تنها ، با یاد خداوند واقعی ، آن که تمامی قدرت ها ، در دستان اوست ؛
می توانیم ؛
آسوده خاطر باشیم.

زیرا انسان ، تنها موجودی ست؛
که بیش ترین حمایت را ، از طرف ذات قدرتمند هستی ، به خود جلب می کند.
پس آسوده باشید.

باسپاس

259:

جناب منم اگر بحث بصورت برعكس مطرح باشه چطور؟ يعني اينكه اصلا ميشه بصورت ارادي اين دست از موجودات رو ديد يا باهاشون ارتباط داشت؟

260:

مرسی جناب منم
خیلی سخنان زیبایی بود مخصوصاً این قسمت آخر که رنگی کردم خیلی به دلم نشست.

261:

سلام

من به روح اعتقاد دارم

افرادی که با روح ارتباط بر قرار کردن شما هم میتوانید
نکاتی هست که متاسفانه سخت است و کار هر شخصی نیست اگر کاملا مطالعه کرده باشید هیچ وقت از جن و پری صحبت نمیکنید البته مرا ببخشید فقط نظرم را گفتم
موفق باشید

262:

نه شب بود ندیدم

263:

[quote=سهراب;466174]



.





هوششان بسیار زیاد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آینده و گذشته انسان را نمی دانند و قوه خلاقه ندارند و هر چه ذاتی و همان است که در خلقتشان گذاشته شده است . تا به حال چیزی اختراع نکرده اند.

حکم فقهی تزوج انسان با جنیان این است که علما در این باره اختلاف نموده اند عده ای گفته اند : جایز نیست زیرا ختلاف جنسی موجب امتناع است و بعضی دیگر گفته اند : ان النهی عن نکاح الجن )) پیامبر نکاح جن را نهی نموده که این نهی شامل کراهت هم می شود . بعضی از مشاهیر علمای اهل بیت و جماعت می گویند : با بودن شرایط نکاح بین جن و انس ازدواج مانع ندارد و جایز است.

هوششان زییاده یعنی چی؟مگه خداوند انسانرو اشرف مخلوقات معرفی نکرده پس موجودی باهوشتر از ما نیست.
تزوج بین جن و انس نه ...نه .. نه...؟نمیشه میشه بگی کدوم دسته از علما وقتشونو راجع به حل اختلاف و مباحصه راج یه همچین موضوعی میگذرونن - اختلاف جنسی وووو .... تاچه حد اصلا جوردر نمییاد _خودت تا حالا راجعه اطلاعاتت و صحتشون فکرکردی - تازه این آقایون علما که موافق ازدواجه جنو انس اند راجع کدوم جن و انسه عاشقی این حکمو صادر کردن-وایی حساب کن شوهرت جن باشه؟..........................................
خوشبخت شید

264:

باسلام
برشما دوست عزیز

آری.
مهم این است ؛
که بدانیم ؛
زندگی زمینی ما ، (منظورم زندگی جسمانی کنونی ماست) ؛
بیش ترین نیروی تهاجم و فاعلیت را داراست.

ماهیتی چون انسان ، که در این نوع زندگی ، بیش ترین هشیاری را دارد ؛
می تواند ؛
به خواسته هایش ، جامۀ عمل بپوشاند.

هر چند به نظر ، غیرمنطقی بیایند!

اگر به قوانین آمار و احتمال ، توجه نمایید ؛
می بینید ؛
که همه نوع احتمال ، وجود دارد.

در هر زمینه ای ، این موضوع ، صدق می کند.
زیرا ذهن ، تمامی احتمالات وجود را ، درمی نوردد.

بنابراین ، اشکال متنوعی از وجود ، شکل می گیرند.

آن که ارادۀ بیش تری دارد ؛
برای پیش رفتن و ارتباط برقرار کردن ، بر دیگری ، تفوق و برتری دارد.

اگر بعضی موجودات ، قابل دیدن نیستند ؛
دلیل بر نبودنشان نیست!

بلکه نیروهای بسیاری در اطراف ما ، دیده ، شنیده و یا لمس نمی گردند!
آن هم به علت وجود ، آستانه های حسی ما.
این آستانه ها ، نمایانگر وجود انسان ، بین دو بی نهایت هستند!

باسپاس


265:

ارتباط میان روح و بدن

جنجال ارواح و جن
سوال:
ارتباط میان روح و بدن چگونه است؟ مثلا آیا روح داخل بدن است و یا بدن داخل در روح؟


پاسخ: تبیین رابطه نفس و بدن از مسائل مهمی است که هنوز از مشکل ترین مباحث فلسفی نفس است. توضيح اين كه؛ دو مطلب نزد همۀ انديشمندان بديهي و روشن است:
1. در وجود انسان دو نوع ويژگي مشاهده مي شود كه بسيار متفاوتند؛ نوع اول ويژگي نفساني مانند؛ آگاهي، اراده، هويت شخصي، خوشحالي، غم، احساس درد و...كه هيچ يك از معيار هاي فيزيكي بر آن تطبيق نمي كند و با آن قابل اندازه گيري نيست. نوع دوم ويژگي هاي فيزيكي و جسماني است.
2. ويژگي هاي نفساني و فيزيكي در عين تفاوت، به طور بسيار عميق و پيچيده اي با يكديگر در ارتباطند.
ولي در اين كه با چه بيان و تبيين فلسفي مي توان آن رابطه را توضيح داد؛ فيلسوفان و حكيمان وحدت نظر ندارند.
يكي از محققين در اين زمينه مي نويسد: مسئلۀ نفس و بدن از دوران باستان تاكنون يكي از محور هاي اصلي بحث هاي فلسفي بوده است؛ هرچند تقرير جديد آن از زمان دكارت آغاز مي شود. پاره اي از فيلسوفان بر اين باورند كه مسائل مختلفي از جمله آگاهي، هويت شخصي، بقاي فرد پس از مرگ جسماني، بيماريهاي رواني، آزادي اراده، اختلاف نفسانيات آدمي با ساير حيوانات و ... مبتني بر اين است كه چه پاسخي به مسئلۀ ارتباط نفس و بدن داده باشيم. اين دسته از مسائل را اين واقعيت پيش كشيده است كه ويژگي هاي نفساني با ويژگي هاي فيزيكي بسيار متفاوت به نظر مي رسد و در عين حال، اين دو دسته به طور بسيار عميق و پيچيده اي با يكديگر در ارتباطند. فرو رفتن سوزن در دست، درد سوزش را به بار مي آورد؛ اما چگونه اين تغيير فيزيكي به تجربۀ درد منتهي مي شود و چگونه درد باعث تحريك بدن به دور شدن از عامل درد مي شود؟ آيا مي توان آگاهي را صرفا به كيفيت آرايش ذرات مادي، اتم ها، مولكول ها، سلول ها، بافت ها و حركات بسيار پيچيده آنها باز گرداند؟ اين كار آساني نيست و تا كنون نيز علي رغم تلاش بسياري از فيلسوفان، به نتيجۀ قابل توجهي نرسيده است. فاصلۀ اين دو نوع ويژگي آن قدر زياد است كه معماي ارتباط آن هنوز سر به مهر است و تمامي پيشرفت هاي علمي و فلسفي نتوانسته به طور رضايت بخشي به اين سنخ پرسش ها پاسخ دهد.[1] اين كه در مثال يادشده چه فرآيندي در سلسله اعصاب رخ مي دهد كار متخصصان علم الاعصاب است؛ اما اين كه آيا حالت هاي نفساني يا ذهني، صرفا فرآيندهاي عصبي است يا نه يك پژوهش فلسفي است.[2]
در هر صورت براي آشكار شدن این مطلب ابتدا بايد آرا و نظريات فيلسوفان مورد بررسي قرار گيرد.


آرا و نظريات حكيمان در باره رابطۀ نفس و بدن
با دقت در سخنان حکیمان در باب نفس و بدن می توان نطریات حکیمان را در این باب به دو دسته «وحدت گرایی» و «کثرت گرایی» تقسیم کرد؛ زیرا عده ای وجود نفس را انکار می کنند و معتقدند در ساحت انسان چیزی جز بدن و اعضای مادی و عنصری حقیقت دیگری وجود ندارد این نظریه امروزه با نام "نظریه این همانی" شناخته می شود. چنان که عده ای از حکیمان در باب نفس و بدن از نظریه "دو گانه انگاری" دفاع می کنند. همچنین می توان گفت بهترین تبیین از رابطه نفس و بدن از سوی حکمت متعالیه بیان شده که نفس و بدن را "دوگانه یگانه " معرفی می کند. در هر صورت از آنجا که ریشه های افکار و نظریات حکیمان قدیم را در باب رابطه نفس و بدن در آراء و نظریات حکیمان قرون اخیر می توان یافت از این رو با رویکرد نگرش به افکار جدید به این مبحث می پردازیم؛ و برای رعایت اختصار فقط دو نظریۀ معروف را مطرح می کنیم:


دو گانه انگاري
از زمان هاي بسيار گذشته تا كنون، فيلسوفان بسياري حقيقت انسان را با يك نوع ثنويت تفسير كرده اند. اين حکیمان آدميان را موجوداتی مي دانستند كه در عین حال که در جهاني مي زيد كه اساساً فيزيكي است؛ جهاني شكل گرفته از ذرات مادي و آرايش ميان آنها و قوانين فيزيكي حاكم بر آنها؛ اما خود جوهري دارد كه از سنخ امور يادشده نيست. اين جوهر، «نفس» يا «روح» ناميده مي شود. مثلا افلاطون مي گفت هريك از ما داراي روحي بسيط، الاهي و تغيير ناپذير؛ و بدني مركب و تباه پذير است؛ به اين معنا كه بدن صرفا وسيله اي است براي وجود ما در جهان مادي؛ مرحله اي زود گذر از سفر ابدي روح. به تعبير دقيق تر، افلاطون نمي گفت ما موجودي هستيم داراي روح؛ بلكه مي گفت ما با روح يكي هستيم؛ يعني هر يك از آدميان يك روح است و بس. روح است كه چيستي انسان را مي سازد.[3]
در هر صورت در فلسفۀ جديد، «دكارت» از فلاسفه دو گانه انگارانه محسوب مي شود. او بر اساس روش خود مي گفت: از يك جهت من تصوري متمايز و واضح از خودم، به منزله يك چيز متفكر و ناممتد دارم و از جهت ديگر، تصوري متمايز از جسم، صرفاً به عنوان چيزي ممتد و نامتفكر دارم. براين اساس يقيني است كه من واقعا از بدنم متمايزم و مي توانم بدون آن موجود باشم.[4]
به گفتۀ دركارت، ويژگي ذاتي جوهر مادي،«امتداد داشتن مكاني»است؛ يعني اشغال حجمي از فضا؛ در حالي كه ويژگي هاي ذاتي جوهر نفساني،«فكر كردن» يا «آگاه بودن» است. منظور وي از «فكر كردن»، سلسله كاملي از حالت ها و فعاليت هاي نفساني، همچون ديدن، احساس كردن، ادراك كردن، حكم كردن و شك كردن به همراه فكر كردن به معناي خاص آن است. فاصله ويژگي هاي اين دو جوهر، آنها را از تأثير گذاشتن بر يكديگر باز نمي دارد.[5]


نقد بررسی نظریه دو گانه انگاری نفس
دو مطلب از مشکلات اساسی برای این نظریه محسوب می شود:
1. همانگونه که دوئیت نفس و بدن بدیهی است، وحدت انسان نیز بدیهی است. نظریه دو گانه انگاری هیچ تبیینی برای رفع تنافی و نا سازگاری این دو مطلب ارائه نمی کند.
2. بدن فیزیکی است و نفس غیر فیزیکی است، نظریه دو گانه انگاری هیچ تبیینی از ارتباط و تأثیر و تأثر بین بدن و روح ارائه نمی دهد.


نظریه حکمت متعالیه «بدن، مرتبۀ نازله نفس است»
براساس حکمت متعالیه نفس و بدن در عین دوگانگی وحدت دارند؛ پس در واقع نظریه حکمت متعالیه در باب نفس نظریه دو گانه انگاری است؛ اما نه دو گانه انگاری دکارتی که نفس و بدن دو چیزکاملا متفاوت و جدا از هم باشند. بلکه نفس و بدن در عین تمایز، وحدت دارند؛ زیرا براساس حکمت متعالیه نفس به دلیل جامعیت و قوت وجودی دارای وحدتی است که با کثرت تنافی ندارد. او موجودی است که وحدت در کثرت؛ و کثرت در وحدت دارد. در نتیجه بر اساس این نظریه عمیق ترین رابطه (که همان رابطه وحدت و این که بدن مرتبه ای از مراتب نفس است) بین نفس و بدن برقرار است.
استاد علامه حسن زادۀ آملی در توضیح این نظریه می گوید: «بدن، مرتبه نازله نفس و نفس تمام بدن است و بدن، تجسد و تجسم روح، صورت و آشکار کنندۀ کمالات و قوای آن در این عالم است.[6]
حکمت متعالیه با این نظریه توانسته است به آسانی مشکلات در فلسفۀ غرب را حل کند. اما مشکل اول یعنی تنافی بین دوئیت و وحدت را این گونه حل کرده است که منظور از وحدت نفس، وحدت حقۀ ظلیه است که در مقابل کثرت نیست؛ و وحدت حقه چون مطلق به اطلاق مقسمی است مقید به اطلاق نیست، و در مقید حضور دارد، و خروج مطلق از اطلاق و تلبس به تقیید و تعیین به گونه ای است که بین مطلق و مقید تباین مصداقی پدید نمی آید و مقابل هم قرار نمی گیرند. یعنی به گونۀ حلول و یا تجافی نیست؛ کثرات عبارتند از جلوه همان ذات؛ نه این که دارای وجودی جدا و در مقابل واحد باشند. پس بر اساس نظام تجلی نفس و بدن در عین دوئیت می توانند وحدت داشته باشند.
همچنین حکمت متعالیه در حل مشکل دوم از طریق حرکت جوهری و جسمانیةالحدوث بودن نفس و با برگشت دادن علیت به تجلی و شئون توانسته به زیباترین بیان، ارتباط بین نفس و بدن را تبیین کند.


دلایل و راه های اثبات نظریه وحدت نفس و بدن

دلیل اول(دلیل وجدانی)
با در نظر گرفتن چند مطلب بدیهی و آشکار می توان نتیجه گرفت بدن از مراتب نفس است:
الف. هر فردی به علم بدیهی و وجدانی می داند که در وجودش دو نوع ویژگی متفاوت وجود دارد؛ یک نوع ویژگی های نفسانی؛ نوع دیگر ویژگی های جسمانی است.
ب. هر فردی به وضوح می داند که او یک هویت و شخصیت است و تمام افعال و آثار وجودی را به همان یک هویت نسبت می دهد کاری که سالیان قبل انجام داده است الان می گوید من انجام داده ام با این که می داند کالبد بدن در طی این مدت طولانی چندین بار عوض شده است از طفولیت به نوجوانی، میان سالّی، کهن سالی و پیری رسیده است. بنابراین ترکیب نفس و بدن ترکیب اتحادی است (نه انضمامی) و انسان موجود ممتدی است که از مرتبه اعلا[تعقل] تا مرتبه پایین [جسم] همه یک شخصیت است.[7]
ج. تنها تبیین خرد پسند در بیان نوع رابطۀ دو چیزی که وحدت و اتحاد دارند، بیان تجلی و ظاهر و مظهر است؛ بنابراین رابطۀ نفس و بدن نیز باید از نوع رابطه تجلی و ظاهر و مظهر باشد، که به دلیل اصالت و قدرت نفس و روح، بدن مرتبۀ نازله نفس است. با این توضیح روشن شد که سرکش ترین مشکل فلسفه غرب چگونه به دست حکمت متعالیه رام گردید.


2. دلیل دوم(دلیل تجربی یا تأثیر متقابل نفس و بدن)
اين استدلال از دو مقدمه تشكيل شده است؛ مقدمه اول: نفس و بدن داراي تأثير و تأثر متقابل هستند. مقدمه دوم: اشيايي كه بينشان رابطه تأثير و تأثر برقرار است، با هم اتحاد و وحدت دارند. به نظر می رسد مقدمۀ اول (صغری قیاس) برای کسانی که آشنای به مسائل روان شناسی هستند، مطلب بدیهی و روشنی باشد حتی کسانی که به وجود نفس معتقد نیستند، تأثیر متقابل حالت های نفسانی و جسمانی را بر یکدیگر انکار نمی کنند.
اما در بیان مقدمه دوم(كبرای قیاس) بايد بگوييم: بر اساس حكمت متعاليه اشيايي كه بينشان رابطه تأثير و تأثر برقرار است، با هم اتحاد و وحدت دارند. و گرنه اشيايي كه تباين وجودي دارند نمي توانند رابطه تأثير و تأثرّ متقابل داشته باشند. به عبارت دیگر بر اساس حکمت متعالیه علیت به تجلی و تشأن بر گشت می کند؛ در نتیجه رابطه علی و معلولی به رابطه اتحادی تبیین می شود .
برای توضیح بیشتر در مورد این که چگونه تأثیر نفس بر بدن می تواند دلیل بر این باشد که بدن مرتبه نازله نفس است؟ از این مثال کمک می گیریم: اگر انسانی را در سن معینی وزن کنیم می توانیم بگوییم وی در این سن و با این وزن می تواند فلان مقدار بار را بلند کند و یا فلان مقدار مسافت را بپیماید؛ اما همین انسان در حال خشم یا عشق چند برابر آن وزن را بلند می کند و یا چقدر بیشتر از فاصله را می تواند پرش کند. حال می گوییم وزن بدن او به همان اندازه است و تغییری نکرده است این چَستی و چابکی و یا آن کاهلی و گرانی از کجا آمده است؟ از بدن نیست چون در هر دو حال پیکر او یکسان است و اگر نفس چیزی از جنس بدن باشد دو جسم مقرون به هم در هر حال باید دارای یک وزن باشند قهرا این اختلاف تغییر از نفس ناطقه است و بدن مرحله نازله نفس ناطقه است. پس آن سبکی، سنگینی، فرمان جستن و پریدن، تازگی، زیبائی، پیوستگی و کارهای گوناگون بدن از کارخانه مغز، دستگاه گوارش، ضربان قلب، جذب دفع، قبض و بسط و همه ادراکات باید از نفس باشد که در ظاهر و باطن بدن ظهور و تجلی می کند و مطابق هر موطنی و موضعی اسم خاص پیدا می کند.[8]
نتیجه این که براساس این نظریه که بدن مرتبه ای از مراتب نفس است باید گفت در حقیقت بدن در نفس و روح است نه این که روح در بدن باشد؛[9] زیرا نفس و روح دارای جامعیت و قوت وجودی است که بدن شعاعی از شعاع های آن است.


-------------------------------------------
[1] ظاهراً مقصود نويسنده فلسفه رايج در غرب است، نه حكمت متعاليه.
[2] ديواني، امير، ترجمه و مقدمه، فلسفه نفس، ص11و 12،تأليف ويليام دي، هارت، و ديگران، انتشارات سروش،تهران، چاپ1، 1381.)
[3] .همان، ص12و 13.
[4] . فلسفه نفس،ص13.
[5] .همان، ص14.
[6] . حسن زاده آملی، حسن، سرح العیون، ، ص215، مؤسسه انتشارات امیر کبیر،چاپ اول، تهران، 1371.
[7] . علامه حسن زاده آملی ، معرفت نفس، دفتر اول، درس بیست و پنجم، ص 69 و 70 با اقتباس.
[8] . همان، درس بیست و ششم، ص71 و72. با اقتباس
[9] . حسن زاده آملی، حسن، سرح العیون، ص 218، مؤسسه انتشارات امیر کبیر،چاپ اول، تهران، 1371.


266:

جن دیده ام ولی روح ندیده ام.

خیلی دوست دارم یک پری ببینم ان هم دریای

267:

من هر رو (جن و روح) رو باور دارم
تا به روح ندیدم، اما جن چرا دیدم هم خودم هم خانواده ام و نزدیکانم.
بعضیا باور ندارن و میگن فقط توهم و خیاله ولی نه وجود داره و مثل ما زندگی میکنن (جن ها رو میگم)
من خودم با اینکه میترسم ولی دوست دارم با جن ها ارتباط داشته باشم یه ارتباطه دوستانه و مداوم

268:

چند کار هست
یکی هست میگن قدیمی هست و جواب میده
نصف شب حدود ساعت 1-2 برو حیاط با آب جوش بریز رو زمین
اون وقت میان باهات دوست میشن

269:

سلام جناب لایف تایم
راه یاد میدید
میخواین بیام دیوونه ام کنن خوبه می گن نباید آب جوش رو زمین ریخت بدون بسم الله
کم نیستن کسایی که اینجوری باعث آزار جنا شدن و بعد از اون یه حالا جنون آمیز پیدا کردن
من دوست دارم باهاشون دوست باشم نه دشمنم باشن
یکی از آشنا های خودمون بود که با جنا در ارتباط بود (البته برای من تعریف کردن و خودم ندیدم) اگه می دیدمش بهش میگفتم منو باهاشون آشنا کنه.

270:

سلام خانم نیایش

خو اینم یه راهه دیگه :دی
یعنی اگه بدون بسم الله بریزیم خطر داره ؟
اگه خورزوخان بیاد من میریزم
دیگه بسه منحرف نکن

--------
این رو هم از قدیم میگن که اگر جنی رو دیدی اگر سوزنی بهش بزنی مطیع تو میشه و باهات دوست میشه حالا صحت یا ... الله اعلم

271:

این داستان رو چند روز پیش تو یه سایت خوندم الان که این بحث پیش اومد بد نبود که اینجام بزارم.



اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك بچه جن با آنان در ارتباط است!!

اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك بچه جن با آنان در ارتباط است ومى توانند به وسيله او از آنچه در آينده روى مى دهد مطلع شوند. فرزندان اين خانواده پس از دوستى و آشنايى با اين بچه جن دچار مشكلات شديد روحى و روانى شده اند.
� نخستين بار چه گذشت :
خانه در محله اى قديمى واقع شده است. پدر خانواده با نگرانى در مورد آنچه كه روى داده مى گويد: ۱۱ماه پيش بود. پسر كوچكم كه ۱۵ساله است دچار حالت تشنج گونه شديدى شده و در ناحيه گردن تمام رگهايش متورم شده و عضلات دستها و صورتش به شدت منقبض شده بود. او با صداى وحشتناكى با تمام ما درگير شده بود.
وى گفت: از اينكه پسرم دچار جنون آنى شده ترسيده بودم ونمى دانستم چه كار كنم، هيجان او به اندازه اى بود كه همه به او خيره شده بوديم تا اينكه او جلوى آينه رفت و در آن شروع به حرف زدن كرد.
وى گفت: بعد از آن كم كم آرام شد و بعد با اشاره به ما گفت: اين دختر دوست من است. ما هيچ كس را نمى ديديم ولى او در آينه شروع به صحبت كردن با او كه روز بعد وقتى سرسفره براى خوردن ناهار نشسته بوديم همسرم خواست پارچ آب را وسط سفره بگذارد، پسرم در يك لحظه پارچ را برداشته و به ديوار كوبيد و گفت: مامان! حواست كجاست؟ چرا پارچ را روى سر دوست من مى گذارى؟ خيلى از اين وضعيت احساس خطر كردم براى همين بود كه همان روز پسرم را به نزد يك متخصص روانپزشكى بردم و مشكل را با آنان در ميان گذاشتم ولى دكتر قرص آرامبخش براى او نوشت كه هيچ تاثيرى روى او نداشت و تنها براى مدتى او را آرام مى كرد.

*دومين جن زده
وى گفت: وضعيت پسرم همه اعضاى خانواده را پريشان كرده بود. همه نگران وضعيت او بوديم و مى ترسيديم كه مبادا بلايى سر او بيايد. در اين ميان دخترم كه تازه نامزد كرده بود بيشتر از بقيه احساس نگرانى مى كرد. بعد از چندروز متوجه شدم دخترم كه پرشور، اجتماعى و سرو زبان دار بود، ساعتها گوشه اى مى نشيند و به حالت افسردگى مبتلا شده است.
دخترم ديگر از خانه بيرون نمى رفت و در گوشه اى مى نشست. ساعتها گريه مى كرد. فكر مى كردم به خاطر وضعيت برادرش به اين روز افتاده است، ولى بعد از چندروز حالت عجيبى از او سر زد او ناخن هايش را به شدت مى جويد و در زمانى كه در اتاق تنها بود با خودش حرف مى زد. نامزد دخترم از وضعيتى كه پيش آمده بود گلايه مى كرد و رفتارهاى دخترم با او باعث شد كه او ناراحت شود و سرانجام به توصيه من رفت و آمدش را به خانه ما كم كرد.
اين پدر ادامه داد: دخترم در حرفهايش جسته و گريخته از دخترى حرف مى زد كه ما قادر به ديدن او نبوديم. او كم كم ديگر جلوى ما با موجودى حرف مى زد كه به چشم ما نمى آمد. هر روز شانه اى به دست مى گرفت و درهوا طورى تكان مى داد كه انگار دارد موهاى كسى را شانه مى كند.
وى ادامه داد: چند روزى گذشت يك روز تشنج شديدى به او دست داد و در يك لحظه به طرف من حمله كرد. از اين رفتار دخترم تعجب كردم. او با ناراحتى به من گفت: بابا! تو مقصر تمام بدبختى هائى هستى كه براى دوست من به وجود آمده است. سعى كردم او را آرام كنم. از او علت را پرسيدم و او گفت: تو دست هاى دوست مرا سوزانده اى.

*سومين جن زده
پدر مى گويد: پسر ديگرم هم بعد از مدت كوتاهى مثل آن دو شد. او هم از دوستى حرف مى زد كه ما او را نمى ديديم. مى دانستيم كه اين پسرمان هم مثل آن دوتاى ديگر جن زده شده است.

*پيشگويى
مادر خانواده در حالى كه ناراحت است مى گويد: در شرايطى بوديم كه نمى دانستيم چه كنيم. شوهرم و من به هر درى مى زديم به نتيجه نمى رسيديم. يك روز دخترم را شروع به نصيحت كردم و به او گفتم: دخترم تو چرا پدرت را آدمى سنگدل مى دانى كه دوست تو را سوزانده است. او آدم مهربانى است. دخترم گفت: مى دانى كه بابا قبلاً قصد ازدواج با شخص ديگرى را داشته است و اصلاً به تو هيچ علاقه اى ندارد. بعد هم گفت: زياد نگران دايى نباش. دايى دچار ناراحتى كليه است و تا ۱۰ ماه ديگر مى ميرد. ۱۰ ماه بعد برادرم در بيمارستان جان سپرد. ديگر متوجه خطر جدى در نزديك خودمان شده بوديم. هركس آدرسى از پزشك، دعانويس و امامزاده مى داد بچه ها را به آنجا مى برديم. حتى گفتند زنى در شمال كشور امكان تسخير اجنه را دارد و ما بچه ها را به آنجا برديم. خانه آن زن در روستايى دورافتاده بود. پيرزن بچه هايم را داخل اتاقى برد. صداى ضجه بچه هايم را مى شنيدم، ديوانه شده بودم نمى توانستم تحمل كنم. شوهرم هم وضعيت بدترى از من داشت پيرزن با سرسختى به ما اجازه واردشدن به اتاق را نمى داد.
وى گفت: پنج روز آنجا بوديم. بچه هايم آرامتر شده بودند. پيرزن به من گفت: مقصر اصلى تمام اين ماجراها شوهر تو است. ولى نه من و نه شوهرم واقعاً علت را نمى دانستيم. چند روز بعد از بازگشتن به قزوين دوباره سردردها، تشنج ها، حرف زدن ها، شانه زدن موهاى دخترك جن و واگويه ها وپيشگويى ها شروع شد. هر روز وقتى سر سفره ناهار يا شام مى نشستيم مى دانستيم كه دخترم قاشق قاشق به دوستش غذا مى دهد. او قاشق را پر مى كرد در هوا مى چرخاند و به سوى كسى كه كنارش نشسته بود مى گرفت و غذاى درون قاشق در يك لحظه ناپديد مى شد، بى آنكه ببينيم كسى قاشق را به دهان مى برد.
پسر كوچك خانواده كه ۱۵ ساله است مى گويد: دوستم دخترى است كوچك. او مثل ما لباس مى پوشد ولى دست هاى او سوخته است. دوستم هميشه گريه مى كند و از پدرم ناراحت است.

*چرا؟
پسرك مى گويد: خب معلوم است پدرم دست هاى او را سوزانده است. پدر من، پدر ومادر او را هم سوزانده و كشته است. پسرك بغض مى كند و مى گويد: او در كنار من مى نشيند و من با اوحرف مى زنم و او اطلاعات زيادى را به من مى دهد.

*چهارمين جن زده
خاله بچه ها كه از شنيدن وضعيت بچه هاى خواهرش نگران شده است راهى قزوين مى شود تا جوياى حال آنان شود ولى اين زن بعد از چند روز اقامت در اين خانه وقتى به خانه اش باز مى گردد، دچار همين حالات مى شود بر اثر پيش آمدن اين حالات، همه از او فاصله مى گيرند و مشكلات زيادى براى او و خانواده اش پيش مى آيد.

*كودكان جن زده محله
چند كودك و نوجوان كه به نوعى از دوستان فرزندان اين خانواده قزوينى هستند بعد از مدتى دچار حالات مشابهى مى شوند. وضعيت همسايگان محله به هم ريخته است. يكى از اين خانواده ها كه ادعا مى كند فرزندش جن زده شده يك كوچه بالاتر و ديگرى چند كوچه آن سوتر ساكن است.

*بچه جن
تمام اين كودكان در مورد دوست كوچك خود مى گويند: او دخترى كوچك است. كاملاً شبيه انسان است. دست هايش سوخته است. لباس تميز ومرتبى بر تن دارد. او هميشه در حال گريه وزارى است. موهايش بلند است و مثل همه انسانها حرف مى زند. پدر خانواده در مورد حالاتى كه در تمام فرزندانش مشاهده كرده است مى گويد: وقتى در لحظاتى بچه هايم ادعا مى كنند كه دوست جن شان را مى بينند دست هايشان مثل او از هم به دو طرف باز مى شود. عضلاتشان كشيده شده، چشمان شان كاملاً سرخ و پرخون و رگ هاى گردنشان متورم و چهره شان دگرگون مى شود.

*ادامه پيشگويى ها
بچه ها گاه و بى گاه از ...، نبودن همسايه، آمدن ميهمان، كتك و دعوا در محل كار خبر مى دهند. در حالى كه اين پيشگويى ها تاكنون كاملاً درست بوده است. مادر بچه ها با گريه مى گويد: نمى دانم چرا بچه هايم اينطورى شده اند. از اين وضعيت ناراحت هستيم. آنها بعد از تشنج با تزريق سرم و دارو آرام شده و به حالت عادى باز مى گردند.
� متخصصان چه مى گويند؟
يك كارشناس ارشد روانشناسى با اشاره به مشكلات روحى و روانى اين افراد مى گويد: جن قابل لمس يا ديدن نيست. در احاديث و روايت اسلامى نيز به آن اشاره شده ولى به صورتى كه اين خانواده وبچه ها ادعا مى كنند نيست به احتمال قوى همه اين افراد دچار ناراحتى روحى-روانى كه زاده تخيل و تلقين است شده اند.

272:


خب ما اینجوری شنیدیم
هر وقت خودم عملی امتحان کردم (خدا اون روز رو نیاره :دی) بهتون میگم

بله ماجرای سوزن و مطیع شدن رو هم شنیدم

273:

دوستي جن ها دوستي خاله خرسه ست و نميشه روش حساب كرد. به هر حال در مقامي پايينتر از انسان هستند.

كمتر كسي رابطه مفيد و دائمي ميتونه باهاشون داشته باشه. (ولي هستند كساني كه تونستن يه رابطه متعادل و دائم باهاشون داشته باشن.)

در ضمن اونها مثل آدمها نيستن. ميتونن فكرتو كنترل كنن. هر وقت بخوان فشار روحي وارد كنن. حتي ممكنه خواب راحت رو هم ازت بگيرن. حتي ممكنه خودشونو به شكلي غير از شكل اصليشون دربيارن و نشون بدن.

فكر كردن بهشون هم جذبشون ميكنه. ميتونيد با فكر كردن باهاشون ارتباط برقرار كنيد بدون حرف زدن. اگر ازشون بترسيد كار رو بدتر ميكنن و بيشتر اذيت ميكنند.

من راه هاي ارتباطو تقريبا ميدونم. البته شرايط و قدمت جايي هم كه زندگي ميكنيد براي حضور جن موثره.

274:

نميدونم كي جلوي اينا رو ميگيره كه واقعيت رو بگن؟
يا جنه يا روح همون كشته شده ها كه امكان تجسد پيدا كرده....

بچه ها بخاطر بچگي خودشون رو در اختيار اونها قرار دادن ولي اگه بتونن ذهنشون رو از فكر اونا خارج كنن بتدريج شرشون رو ميكنن!

گفتن كلمات مقدسه (با اعتقاد قلبي) هم بي تاثير نيست.

275:

بله می دونم.
نمیشه گفت چیزای زیادی از جنا می دونم اما برخی چیزا رو می دونم.
توی پست اولم گفتم که میترسم شاید اگر نمی ترسیدم تا الان با یکیشون دوست شده بودم
چندین سال پیش یکیشون توسط همون آشنایی که(تو پست های قبل) گفتم میخواسته با مادرم ارتباط برقرار کنه حتی یک بار با مادرم صحبت کرده و اطلاعاتی از آینده گفته که کاملا درست در اومد اما خب مادرم ترسیده و بعدش اون جن دیگه نیومده (البته مادرم فقط صداشو شنیده بود)
ماشالله شرایط خونه ما که خوبه یه زمانی خوب جن داشتیم اما چند وقتی هست که دیگه چیزی ندیدم هیچ کدوم

نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها
نميدونم كي جلوي اينا رو ميگيره كه واقعيت رو بگن؟
يا جنه يا روح همون كشته شده ها كه امكان تجسد پيدا كرده....

بچه ها بخاطر بچگي خودشون رو در اختيار اونها قرار دادن ولي اگه بتونن ذهنشون رو از فكر اونا خارج كنن بتدريج شرشون رو ميكنن!

گفتن كلمات مقدسه (با اعتقاد قلبي) هم بي تاثير نيست.
قسمت قرمز رو واقعا قبول دارم

276:

یادمه یه بار نصفه شب داشتم تلفنی با یه دختر خانمی صحبت میکردم
یهو حرف از جن و اینجور چیزا زدم
حسابی گرخیده بود.
دلم براش سوخت ادامه ندادم گفتم از دست میره بچم

277:

!!


عزیز باید بدونی که موجودی به نام جن در آفرینش هست که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب خداوند قرار گرفته از اون جایی که
۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است. ۳ـ احاديث و روايات فراوانی از پيامبر اكرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دينی در اين خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسيله بسياری از انسانها رويت شده اند

سپاهيان سليمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آيه ۱۷)
برای خدا شريكانی از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است. (سوره انعام، آيه ۱۷)
بگو اگر جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن را بياورند، نمی توانند، هر چند كه يكديگر را ياری دهند. (سوره اسرا، آيه ۸۸)
سخن پروردگارت بر تو مقرر شد كه جهنم را ازجن و انس انباشته می كنيم. (سوره هود، آيه ۱۱۹)
ای گروه جنيان و آدميان، اگر می توانيد كه از قطر آسمان و زمين بگذريد، بيرون رويد ولی بيرون نتوانيدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آيه ۳۳)
مرحوم شيخ مفيد در كتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی كه پيامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبيله بنی مصطلق از مدينه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناك و صعب العبوری رسيد. اواخر شب جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد كه طايفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مكر و شر و آزار و اذيت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)
از حضرت امام صادق (ع) روايت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسيد كه بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام كرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و كلامش شبيه جن است». سپس به او فرمود: كيستی؟ عرض كرد: من هام، پسر هيم، فرزند لاتيس، پسر ابليس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)
بانو حكيمه دختر امام كاظم (ع) گويد: «برادرم امام رضا (ع) را ديدم كه جلو در اتاقی با كسی صحبت می كرد در حالی كه تنها بود، عرض كردم: با چه كسی سخن می گوييد؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چيزهايی شكايت كند» (اصول كافی ص ۳۹۵) علامه طباطبايی (ره) می فرمودند: «روزی آقای بحرينی كه يكی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرين در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور يافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف ديگر را به دستهای خود گرفت. اين چادر به فاصله دو وجب از زمين فاصله داشت. در اين حال جنيان را حاضر كرد، صدای غلغله و همهمه شديدی از زير چادر برخاست. چادر به شدت تكان می خورد چنان كه نزديك بود از دست ما خارج شود. من محكم نگه داشته بودم، آدمكهايی به قامت دو وجب در زيرچادر بودند و بسيار ازدحام كرده و تكان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با كمال فراست متوجه بودم اين صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است» (رجايی، تهرانی جن و شيطان ص ۴۷)
اينها شمه ای بود از آيات قرآن كريم و احاديث و روايات كه هر گونه شك و شبهه ای را در وجود واقعيت جن به يقين تبديل می سازد.

جن یکی از مخلوقات هست و در قران این طوری بیان شده که
و جان (كه در بعضی از متون اسلامی آمده است، جان پدر جن است همان طور كه آدم، پدر انسان) را پيشتر، از آتش زهرآگين آفريديم. (سوره حجر، آيه ۲۷)
خدا انسان را از گل خشك شده ای چون خاك سفال آفريد و جنيان را از شعله ای بی دود. (سوره الرحمان، آيه ۱۴ و ۱۵)
مرا از آتش خلق كردی و او (انسان) را از گل آفريدی.از اين آيات در می يابيم كه جن، آتش است و انسان از جنس خاك، و اين چنين دريافت می شود كه جنيان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جايی كه هر دو از ماده آفريده شده اند پس مادی هستند، ولی دو تفاوت اساسی آنها را از ساير موجودات متمايز می سازد:

۱ـ می توانند خود را به هر شكل و قيافه ای درآورند (آكام المرجان) (به استثنای پيامبران و ائمه معصوم و بنا به برخی روايات حتی احدی از شيعيان).
۲ـ از چشم موجودات ديگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشكار شدن جن را با هوا قياس می كند و اين طور عنوان می دارد: «بدن های لطيف آنها در الطاف و نرمی متوسط بوده و از اين رو آماده جدايی و يا گردآمدن هستند، چون گرد هم آيند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازك و جسمشان لطيف می شود و از ديده پنهان می مانند، مانند هوا كه وقتی ذراتش گرد هم می آيند غليظ می شود و به صورت ابر درمی آيد و وقتی ذرات از هم جدا می شوند لطيف شده و ديده نمی شوند.» (ملاصدرا، مفاتيح الغيب)


278:

من اون موقع ها كه كوچيك بودم
يه بار مامانم رفت از خونه بيرون بلافاصله ديدم با زنبيل خريد اومد تو خونه و گفت كه من برگشتم رفت تو آشپزخونه بعدش هر چي گشتم پيداش نكردم
حدود يه ساعت بعد كه مامانم برگشت هر چي بهش گفتم گفت كه من نبودم
من به اين نتيجه رسيدم لابد جن بوده

279:


اینها دلایل درون متنی هستند!
درواقع چیزی برای اثبات جن ارائه نشده صرفا یک سری از نصایح گذشتگان در مورد جن است!
به بیان دیگر با توجه به این موارد ذکر شده اعتقاد به دین و دینداری شرط لازم برای پذیرش جن است

280:


باید ببینیم تا باور کنیم
اسلام، قرآن فراتر از اون هست که ما بیام بگیم این فلان هست و ..
درک و فهم ما انسان ها کم هست

281:


برای یک شخص بی دین چگونه می توان ثابت کرد؟
همونطور که گفتم پشت این موارد باور نهفته است. و نه عقلانیت و یا استدلال

282:



ببین عزیز جان گویا متوجه نیستی که تو یک انسان هستی
و درک و بینش تو از جهان هستی و اتفاقات اون محدود هست

283:

کدوم علم ؟
یه مثال
چندی پیش چند تا از این دانشمندان علم و..
تحقیق کردند که چرا اسلام میگه در هنگام مثلا قربانی شاهرگ گوسفند رو بزنید و رو به قبله باشه -این ها اومدند 2 نوع گوسفند رو قربانی کردند اما یکی به مثلا سنت خودشون با کلت و ...و یکی هم به روش اسلام ---بعد از ساعاتی متوجه شدند که گوسفندی که به وسیله کلت کشته شده بوی بسیار بدی داره در صورتی که در اون یکی گوسفند این شرایط نبود
میگم حالا میخوای برو امتحان کن

284:

من از كودكي آشنايي خاصي با اين مساله نداشتم.

از طريق علمي با اين مساله آشنا شدم و ميدانم ارتعاشات جسمي آنها با ارتعاشات جسمي ما متفاوت است و كساني كه بطور اتفاقي آنها را روئيت ميكنند، ارتعاشات فكريشان بطور ناخوداگاه با اين موجودات همسان ميشود. (شايد در بيان و انتخاب كلمات و نحوه توصيف، دقيق نگفته باشم اما اصل موضوع به همين ترتيب هست.)

سري به سايتهاي مرتبط بزنيد و ببينيد كه مشاهدات خيلي از انسانها در اين مورد به همديگر نزديك است. حتي آنهايي كه كوچكترين اطلاعي از اين مساله نداشته اند.

من دوستاني دارم كه آگاه به علم فيزيك هستند و اين مساله يعني روئيت نشدن بخاطر تفاوت ارتعاشات را قبول دارند. ولي شما چون انسان آگاهي نيستيد، درك اين مساله برايتان دشوار است.

كمي تحقيق كنيد و نگذاريد عقده هاي ناشي از دين و مسائل مذهبي جلوي ذات حقيقت طلب شما را بگيرد. همينطور كه الان چنين اتفاقي افتاده است.

285:



dar ghoran sooreyie be name jen hast. mitavanid dar ayat be vojood jen pey bebarid


286:

سلام، فکر میکنم منو یادتونه!!!
من یه مدتی اومدم تو این فوروم ها، فکر می کردم میشه اینجا چیزای جدیدی رو یاد گرفت.
ولی با گذشت زمان فهمیدم جز عصاب خرد کنی، ارمغان! دیگه ای برام نداره.
البته تنها چیزی که این فروم ها به من یاد دادن تایپ کردن به فارسیه، اخه قبلا باید سه ساعت دنبال هر کلمه میگشتم تا پیداش کنم!
وقتی دیدم 90 % افراد مدرک و منبع معتبرتری از قرآن و اسلام ندارن و هر چیزی اینجا بیان میشه به راحتی با این منابع به روز و معتبر! گفته ها رو نقض می کنن ، تصمیم گرفتم دیگه بیش از این تایپ فارسیمو تقویت نکنم...
ولی مطمئن باشین روزی میرسه قرون وسطی در ایران هم تموم میشه !!!

287:

سلام دوباره.

خوشحال میشم نظر دوستان رو در این مورد بدونم.

عامل پدیدار شدن این نور چی میتونه باشه؟

http://www.4shared.com/file/91881550...20090305_.html

288:

به به، چقدر جناب جن ( و یا روح) بسیار زیبایی بودن، مستفیض شدیم و بسیار استفاده کردیم! فقط میترسم شب خواب این جن(ببخشین، بازتاب نور چراغ روی رود) رو ببینم!!!

289:

البته در كتابهايي كه هفتگي خوانده مي شوند خير ليكن در تحقيقات دانشمندان اگر چه خود آنها مشاهده نشدند اما آرياثار فيزيكي به جا مانده از آنها مشاهده شده(مثلا آثار حرمت آنها!)

قضيه ي 21 گرم رو هم شنيدم ولي نمي دونم هست يا نه كه وقتي آدم مي ميره 21 گرم از وزنش كم مي شه)تو فيلم بيست و يك گرم هم دقيقا همين رو مي گه!)

290:

دوست عزیز من کاری به عقاید شما ندارم!
ولی شما جوری حرف میزنی انگار دانای کل هستی و بقیه ...
اگه خیلی ها با ذهنیت مسلمانن و به قول شما این چیزا از کودکی در سرشون حک شده شمام داری هم اکنون عقاید خودتو حک میکنی تو ذهنت!(در واقع دوست داری که این عقاید رو داشته باشی)
چون به هیچ اثبات علمی جواب نمیدی!
عملا کارت مسخره کردن عقاید دیگرانه
و هیچ وقت خودت دلیل علمی برای اثبات حرفات نداری!

291:

راستش بنده هم امشب قصد كردم مثل شما تحليل كنم!

راستش البته بنده كه از نظر علمي به شما و صد البته دوست عزيزمون كه هفته اي 4 تا كتاب مي خونه نمي رسم اما اينا رو هم گفتم در تاييد فرمايشات شما!

با توجه به اين كه هوا تقريبا گرگ و ميش بوده و خورشيد هم كمي بالا اومده پس قطعا شيئي با اون نورانيت اثر نور ديگري بوده!
(احتمالا از زيرش يك زير دريايي رد مي شده!

و در توجيه اين كه اين نور قائم بوده! حتما يك سري چراغ هاي مدرسن توليد كردن اين كار رو بكنه!
البته مي شه ربطش داد به اشعه ي ايكس و فرو سرخ و پرتوي آلفا و هزار جور از اين دست حرفا!

البته مي شه اين رو بازتاب سي و سه پل هم ديد!
چون همونطور كه مشخصه همه ي اونها تو اون تاريكي بازتاب دارن! البته اگر شما در قامت يك انسان مي بينين اين ديگه مشكل شما است!!!

292:

نه دیدم نه اعتقادی دارم ...تصور دیدنش میتواند زاییده خیالاات و وهم ناشی از فشارهای عصبی , قدرت تخیل بالا, ترس و استرس و .... باشد !

293:

بله دقیقا.
ماریا من در این مورد تجربه داشته ام. چیزی جز خیالات و وهم ناشی از فشار عصبی نبود.
همین که کیش کردم همشون رفتن

294:

دقیقا


ادم اگه یه خورده ای فک کنه به این نتیجه میرسه

یه داستان واقعی واستون تعرف کنم


یادمه بچه بودیم رفته بودیم خونه پدربزرگم که تو روستا بودن پاییز بود شب هوا مهتابی بود با چند تا از پسر عمو هام رفتیم واسه سر قت شبانه از جالیز ها (فقط جهت فروکش کردن حس ماجرا جویی) خلاصه اون شب بارون زیادی هم زده بود وبعد بارش باران هوا مهتابی و صاف شده بود
رسیدیم به جالیز ها به محض ورودم به جالیز صدای تکان خوردن شدیدی شنیدم .و یه دفعه چشممون افتاد به یه سایه ادم قد بلند که مام بادید اون با گذاشتیم به فرار اون سایع هم شروع کردن از پشت واسه ما سنگ ریزه و گل پر ت کردن و تا دم خونه دنبال ما بود مام از ترس داشتیم زهره ترک میشدیم

295:

و اما رسیدم خونه بدو رفتیم پیش پدربزرگ و جریان رو واسش تعریف کردیم البت عملیات سرقت رو سانسور کردیم :دی

وقتی فهمیدیم که علت چی بوده کلی خندیدیم

او سرو صدا و خش خش ها صدای در رفتن شغال ها و سایر جک و جونورا از تر مابود

اون سایه بلند هم سایه یه مترسک بود که یه پارچه اندخته بودن رو دوشش و باد زده بود بلندش کرده بود و ما سایه وحشت ناکی ازش دیدیم
و اما اون سنگ ریزه ها که ه طرفمون پرت میشد چیزی نبود جز سنگ ریزه ها و گل هایی که به کفشمون میچسبید و از شدت ترس هرچی تند تر میدویدیم اونا محکم تر مخوردن پس کلمون :دی

296:

آخ حیف شد. کاش اونجا بودم و کیشش میکردم بره
حالا چرا تا دم در اومد دنبالتون؟ کریزی بهش تعارف می کردی بیاد تو، دم در بده

297:



خیلی جالب بود ممنون.

298:

بعد اون پدر بزرگ یه داستان از خودش واسمون تعریف کرد

گفت توی یکی از روزهای زمستان که برف زیادی اومده بود طبق تجربیاتش میدونست که یه دسته از کبوتر های کوهی الان توی یکی از غار های بالای کوه هستن برف هم تازیر زانو میرسید گفت منم یه اسلحه برداشتم و بدو بدو از کوه رفتم بالا تا رسیدم دم غار و همونجا یه لحظه واسادم و نشونه گرفتم و بعدش شلیک کردم خواستم برم جلو دیدم نمیتونم یه کی محکم پاهامو گرفته بود سعی بیشتری کردم و ولی نشد و محکم خوردم توی برفها و سینه خیز و کشون کشون خومو رسوندم توی غار

میودونی علت چی بود ؟

299:

نمیشه حدس زد. هرچیزی ممکنه بهش گیر کرده باشه سنگی، بوته ای چیزی.

300:

نه


چون بدش گرم بودم و از کوه اومده بالا همون یه لحظه توقف باعث قفل کردن عظلات پاش شده که بعد چند دقیقه خوب شده

301:


اینجوریش رو دیگه تا حالا ندیده بودم

302:

همه چیز ممکن است.
امروز در فیزیک نوین یک دانشمند میداند که احتمال دارد هرچیزی کشف بشود، یافته های قبلی رد و وارونه شوند، و هرچیزی ممکن شود!!
مثلا نظریهء تارها چیزهایی رو گفت و امکانهایی رو مطرح کرد که اگر دوران علم نبود و بیان میشدن هیچ تفاوتی با گفته های دین، جادوگران، افراد خرافاتی و غیره نداشت.
من چیزی رو رد نمیکنم. مگر اینکه مجبور باشم.
وقت و انرژی خودم رو نه روی قبول دربست و تمایل به خرافات میکنم و نه اینکه از آنطرف پشت بام بخوام بیفتم و امکان وجود چیزهایی رو که دربارشون اطلاعی ندارم رد کنم.
اما در این میان درنظر گرفتن وجود بعضی چیزها و حتی عمل و برنامه ریزیهایی و احتیاط و پیش بینی هایی، میتونه عاقلانه و مفید باشه.
مثل خدا، ماوراء، جن و ...
چون درنظر گرفتن این چیزها به واقعیت ما صدمه ای نمیزنه و ما رو کور و دچار تعصب نمیکنه. این بستگی به فرد و دانش و توان و هوشش داره که چطور بتونه مجموعهء همهء چیزها رو درکنار هم داشته باشم.
من نمیخوام خودم رو از امکانی محروم کنم.
اگر من بگم خدا وجود داره و ستایشش کنم ضرری نمیکنم.
اگر جن ها رو دوست داشته باشم ضرر نمیکنم.
اگر در فرصتهای مناسب خودش دنبال دست یافتن به دانشهایی ماورای دانشهای فعلی خودم و بشر و حتی دانشهای شناخته شده باشم ضرر نمیکنم.
و چه بسا سودی هم از این امور و رفتار خودم در اینموارد ببرم.
در عین اینکه با خداوند راز و نیاز میکنم، دنبال علم، فیزیک، قدرت شخصی و همه چیز دیگه (مفید و درست) هم میرم.
نمیگم یا خدا یا چیز دیگه. من هر دو را باهم لزوما در تضاد نمی بینم. و از هر جنبه و هر امکان استفاده میکنم.
خدای من باعث سکون و ضعف من نمیشه.
دنبال دریافت حقیقت جن و ارتباط با ماوراء هستم چون ذهن آزاد و بی تعصب و بی غروری دارم و میدونم که حقیقت کامل و مطلق در دسترس نیست و بنابراین هر لحظه هرچیزی ممکن است عوض شود.
در عین حال میدونم که تمام کاینات، شاید جز بخشهای اعلی و مافوق علیت اون، از قوانین محکمی پیروی میکنن که چه بسا میشه اونها رو از روش علمی کشف کرد و بکار بست.
برای من علم هم صرفا یک ابزار و امکان دیگر هست.
یک ابزار خوب و کاربردی و قوی.
همونقدر که خرافات سنتی داریم، خرافات به شکل علمی و مدرن هم داریم.
و اون اینه که فراموش کنیم نمیتونیم با هیچ چیزی تضمین کنیم که چیزی ثابت بماند و خطایی در آن راه نداشته باشد و چیزهایی غیر از شناخته ها و روشهایی غیر از روشهای شناخته شده ما وجود نداشته باشد.

303:

آره روح زیاد دیدم تو فیلم روح تا دلت بخواد می تونی روح ببینی

304:

ندیدم ولی خیلی دوست دارم ببینم کسی احضار ارواح بلد نیست ؟

305:

- بهروز مدرسی (نویسنده، جانشین سردبیر و دبیر تحریریه ماهنامه سینمایی مکث - از مشاوران اسبق برنامه های صدا و سیما - بیوگرافی کامل)
چند سال پيش به سبب مسئوليت هايي كه در مجله سروش هفتگي و صدا و سيما داشتم با اكثر هنرمندان و كارگردان هاي سينما و تلويزيون در ارتباط بودم . كه اين ارتباط اكثرآ با رفت و آمد هاي خانوادگي همراه بود . در حقيقت اكثر دوستان خانوادگي ام بعد از بازنشسته شدن از نيروي هوايي همين هنرمندان سرشناس و كارگردان ها بودند و هستند . ماجراي " اجنه ها " واقعيتي است كه به چشم خودم ديدم . راستش رو بخواهيد تا پيش از اين اتفاق اصلآ اعتقاد چنداني به اجنه ها نداشتم . و آن ها رو خرافاتي مي دانستم كه مادر بزرگ ها در قديم زير كرسي براي جوون تر ها تعريف مي كردند . بعد ها متوجه شدم حقيقت دارد و حتي در كتاب هاي آسماني همچون قرآن مجيد به وجود جن و پري اشاراتي شده است .

همان گونه كه مستحضريد مدتي است بر خلاف مطالب اوليه ام براي زيبا سازي فضاي صفخات از تصوير استفاده مي كنم . و اعتقاد دارم مطلب بي عكس مثل اشگنه ي بي كشك است ! نخواستم از ضرب المثل " عروس بي جهاز " استفاده نمايم . ترسيدم به بعضي عروس ها بر بخورد !! لذا به اطلاع مي رسونم كه تصاوير اين صفحه تخيلي است . فكر كنم كار گريمور هاي سينما است . ببخشيد كه هي به حاشيه مي روم و اين عادت ناپسندم رو هنوز ترك نكرده ام !! حال با اجازه شما به مطلب مي پردازم : يك شب يكي از كارگردان هاي نامي سينما به من زنگ زد كه بهروز جان امشب براي شام بيا خونه ي ما و ضمنآ اگر امكان داره بچه هات رو با خودت نيار !! راستش من از اين كه گفت بچه ها رو نيار يه فكر هايي زد به سرم . پيش خود گفتم حتمآ از آن ميهماني هاي اشرافي گرفته است !!


به همسرم گفتم ما امشب خونه فلاني نمي رويم . با تعجب دليل نرفتن رو پرسيد و بهش توضيح دادم حتمآ از اون ميهماني هاي آن چناني است و من اصلآ از اين مجالس خوشم نمي آيد . گفتم خدا پدر مادرش رو بيامرزه كه از اول ندا داد وگرنه خيلي بد مي شد مجلس رو ترك كنيم . همسرم گفت پس يه زنگ بزن كه نمي رويم . وقتي به دوستم زنگ زدم و عذر خواهي كردم . گفت نه عزيزم ميهمان آن چناني نداريم . فقط فلاني ( يكي از بازيگران مشهور سينما ) و همسرش است . گفتم پس چرا گفتي بچه ها رو نياورم ؟ گفت براي خودت گفتم ... مي ترسم اذيت بشوند . و گرنه موضوع خاصي نيست . دوست داشتي با خودت بياور . سرشب بود كه آژانس گرفته و راهي سعادت آباد شديم . علاوه بر همسر ميزبان كه اخيرآ بعد از 12 سال با دخترش به تهران امده بود كس ديگري هنوز نيامده بود .

بعد از دقايقي همون هنرپيشه با همسر و دخترش از راه رسيدند . و بعد از دقايقي يه خانم مسن سال و متشخص هم به جمع ما پيوستند . ميزبان كه بهتره آقاي ايكس بنامم بعد از پذيرايي مفصل كه جاي همه شما سبز خطاب به ميهمانان گفت : من امشب براي همه شما ها يه سورپرايزي دارم . بهتره زود تر شام رو بخوريم چون قراره يه شخص ديگري هم به جمع ما بپيونده . فقط بايد ياد آوري كنم كه وحشت نكنيد . در هنگام شام خوردن هر كي يه سئوال راجع به سورپرايز از آقاي ايكس مي پرسيد . ولي او پاسخ همه رو موكول به بعد از آمدن ميهمان بعدي مي كرد . بعد از دقايقي زنگ در به صدا آمد . متعاقب آن درويشي چهار شونه قد بلند و خوش تيپ در حالي كه لباس سراسر سفيد رنگي بر تن داشت وارد خونه شد. چهره تازه وارد همانند رنگ لباس اش سفيد بود . با همه به گرمي به احوالپرسي پرداخت .

انگار كه همه مدعوين رو سال ها مي شناسد ، در همين حال آقاي ايكس سئوال كرد شام ميل كرده است يا خير ؟ كه جناب درويش با صداقت جواب داد هر چه بياوريد مي خورم . و در ادامه مشغول خوردن شام گرديد . او خيلي با اشتها غذا مي خورد . طوري كه آدم هوس مي كرد بار ديگر با اين تازه وارد كه بدون قاشق و چنگال مشغول تناول بود ، بخورد . بعد از ميل انواع ميوه خطاب به ميزبان گفت : لطفآ اين ابزاري كه مي گويم آماده كنيد . وي ابتدا درخواست مقوا نمود . سپس آن ها رو به ابعاد انگشت دست شايد كمي بزرگ تر قيچي كرد . و در ادامه خواست برايش يك ليوان آب نمك حاضر نمايند . بعد از مهيا شدن ابزار مورد نظر از كيف دستي اش يك شمع بزرگ بيرون آورده و بعد از روشن كردن آن رو كنار ليوان آب نمك و مقوا ها قرار داد . او بعد از اين كار خواهش كرد كه مقداري طناب حاضر نمايند .

درويش با حوصله هر چه تمام تر وسايل كارش رو روي ميز چيده و در ادامه خواستار كاسه رويي يا مسي با چاقوي بزرگ آشپزخانه گرديد . انگار كه از قبل ميزبان مي دانسته كه چه ابزار هايي مورد نياز است چون سريع خواسته درويش اجابت مي شد . آخرين در خواست درويش پارچه يا چادري بزرگ بود كه با آوردن آن ، خطاب به جمع گفت : خانم ها و آقايون محترم لطفآ در موقع عمليات اصلآ وحشت نكنيد. و دوست دارم خونسردي خود رو حفظ نمائيد . سپس خطاب به اون خانم مسن گفت : يه مسئوليت براي شما در نظر گرفته ام به اين صورت كه هر وقت با دست به شما اشاره كردم ، بايستي فوري يكي از مقوا ها رو روي شمع گرفته و پس از روشن شدن آن ، سريع داخل ليوان آب نمك فرو ببر . آيا فكر مي كني از عهده اين كار بر آيي ؟ و خانم مسن با تكان دادن سر آمادگي خود رو براي اين كار اعلام نمود .

در تمام اوقاتي كه آقاي درويش خان خوش تيپ ما مشغول نطق كردن بود، من به اتفاق همسر ميزبان با پوزخند به يك ديگر ، بر بي اساس بودن كارهاي او آهسته مي خنديديم . اما بقيه مات و مبهوت به هر حركت درويش با دقت نگاه مي كردند . سپس بازي گردان مجلس در حالي كه ورقه كاغذي را از جيبش بيرون مي آورد خطاب به حضار گفت : خواهش مي كنم اسم كوچك خود را به همراه نام مادر ها تون يكي يكي بگوييد تا بنويسم . و شروع كرد به نوشتن .. بهروز بنت عفت ... اكرم بنت شهربانو .... ايكس بنت زهرا تا الي آخر .. سپس با طناب دست هاي ميزبان رو از پشت مجكم گره زد به طوري كه هر گز قادر به حركت دادن دستش نبود . همين عمل را با آقاي هنرپيشه هم انجام داد . و آنگاه از آن ها خواست به فاصله چند متر رو در روي هم بر روي زمين بنشينند . و آن دو چنان نمودند كه درويش خواسته بود .

قبل از اين كه چادر يا همون ملحفه بزرگ رو روي آن ها بكشد ، كاسه بزرگ مسي را در وسط آن دو قرار داد و چاقوي بزرگ آشپزخانه رو هم در كنار كاسه آب گذاشت . به طوري كه دست هيچ كدوم از آن دو نفر به آن نمي رسيد . سپس پارچه را روي شونه دو تا آقايون گذاشت . كه فقط سر آن ها بيرون بود . وبين آن ها مستطيلي به شكل تونل به وجود آمد . باور كنيد در تمام اين مدت مدام با خود فكر مي كردم كه درويش قصد شعبده بازي دارد . بنابراين اصلآ كارهاي او رو جدي نمي گرفتم . درويش از همسر ميزبان خواهش كرد كليد برق اتاق رو خاموش نمايد . حال تنها اين روشنايي شمع بود كه به همراه نور كم سويي كه از بيرون به اتاق مي تابيد فضاي موجود رو وحشت ناك جلوه مي داد . همه منتظر بودند كه وي مي خواهد چه كار نمايد . درويش شروع كرد زير لب ورد خوندن .


چهره درويش خيس عرق گشته بود . صورت او كه چشم هايش رو هم بسته بود از سفيد به كبودي گرائيده بود . انگاري شخص قوي هيكلي محكم در حال فشردن گلوي وي بود . اين حالت چند دقيقه اي ادامه داشت تا اين كه درويش چشمان اش رو گشود و نفسي عميق كشيده آن گاه كاغذ اسامي رو جلوي چشم اش قرار داد . و شروع كرد يكي يكي اسامي رو صدا كردن .. بهروز بنت عفت .. با خواندن اسم اولي ، با كما تعجب ديدم چاقو چند ضربه به كاسه مسي نواخت !! نوبت اسم دوم رسيد و به همين ترتيپ صداي نواخته شدن چاقوي آشپزخونه به كاسه شنيده مي شد . راستش هنوز هم پي به جدي بودن ماجرا نبرده بودم . و با خود فكر مي كردم ترفند چشم بندي است . تا اين كه نوبت آخرين نفر رسيد . يعني اسم آقاي ايكس . اما همين كه درويش صدا زد ايكس بنت زهرا چشمتون روز بد نبينه ...


ناگهان انعكاس صداي برخورد محكم چاقو به كاسه مسي كه به شدت كوييده مي شد همه رو شوكه كرده بود . ولي خداي من چي مي بينم ؟ ناگهان ديدم بشقاب هاي كوچك ميوه خوري كه بر روي ميز گوشه اتاق قرار داشت يكي يكي از جاي خود بلند شده و قبل از رسيدن به ديوار با صداي وحشتناكي در هم شكسته و خرد و خمير به روي زمين مي ريخت !! ديگه اين شعبده بازي و چشم بندي نبود . هيچ كس هم نزديك ميز نبود .. چه نيرويي اين بشقاب ها را به هوا برده و بدون برخورد به جايي آن ها رو تكه تكه مي كرد ؟ همه غرق در وحشت بودند .. بچه ها به بغل مادر هاشون پناه برده بودند !! درويش سريع دوباره شروع به خواندن وردي ديگر نموده و در پايان به همون خانم مسن اشاره كرد كه مقوا ها رو روشن نمايد . پيرزن بيچاره كه از وحشت بد جوري مي لرزيد ، لرزان لرزان مقواي آتش گرفته رو درون آب نمك فرو برد ..

همه واقعآ ترسيده بودند . همسر آقاي ايكس كه تا قبل از به هوا بلند شدن ناگهاني و شكسته شدن ميوه خوري ها مثل من چندان به اين حركات اهميت نمي داد ، دست و پاي خود رو جمع كرده بود . و رنگ صورت اش به شدت پريده بود . درويش براي آرام كردن مدعوين حاضر در اتاق گفت : كساني كه طلسم نشده بودند ، با خواندن نام آن ها صداي ضرباتي كه اجنه ها بر كاسه مي نواختند آرام بود . ولي ديديم جناب آقاي ايكس طلسم شده بود . و شكستن چيني ها واكنش انرزي هاي نيرويي است كه موجب طلسم اين بنده خدا گشته بود . سپس خطاب به جمع گفت من مجبورم بار ديگر همين روند رو ادامه بدهم . فقط تنها خواهش ام اين است خويشتن داري فرماييد . وحشت و عكس العمل شما ها باعث پيچيدگي كار ها مي شود . و سپس مانند دفعه قبل شروع كرد به خواندن اسامي افراد .


ولي اين بار وقتي كه نوبت نام ايكس رسيد ، همه چيز به هم ريخت . صداي بر خورد چاقو به كاسه مسي بقدري وحشتناك بود كه قابل توصيف نيست . همچنين دوباره بشقاب ها با شدت به پرواز در آمده با صداي مهيبي خرد مي شدند . در يك لحظه متوجه شدم اتفاق وحشتناك ديگري افتاده است . خداي من پناه بر تو .. كنترل اجنه ها از دست درويش خارج شده بود !! اجنه ها در زير چادر انگار كه با يك ديگر كشتي بگيرند يا دعوا بكنند ، حسابي به جون هم افتاده بودند !! درويش كه پشت سر هم ورد مي خواند ، مي ديد دعا ها و ورد هايش اثري روي اين موجودات كوچولو ندارد . رنگ و رخسار درويش بدتر از همه پريده بود . هي مرتب نوع وردش رو عوض مي كرد و پشت سرهم مي خواند .. كم كم صداي خواندن دعاهاي او شدت گرفت . به طوري كه با صداي بلند هي تكرار مي كرد ..


همه از وحشت ميخكوب شده بودند . اجنه ها همانند گربه به جون هم افتاده بودند . گاهي كه به ديواره پارچه برخورد مي كردند ، پارچه را حدود نيم متري به جلو مي آوردند . هيكل و جثه آن ها به خوبي قابل رويت بود . انگار شما بر روي چند تا گربه كه در حال بازيگوشي هستند يه پارچه بيندازيد . به خوبي اندام و هيكل كوچيك آن ها ديد ه مي شد . صداي كوبيده شدن چاقو همراه با شكستن بشقاب ها و رقص آن ها در هوا صحنه خيلي وحشتناكي رو به وجود آورده بود . من كه واقعآ از وحشت داشتم مي مردم . خدا رو شكر كه چراغ خاموش بود و گرنه همين يه ذره آبرويي كه داشتم پيش خانواده ام مي رفت . نمي دانم چرا به پير زنه اشاره نمي كرد كه مقوا ها رو روشن نمايد . درويش خيلي تلاش مي كرد . بعد از دقايقي كه براي يكا يك ما يك قرن كشيد ، عاقبت توانست آن ها رو به كنترل خودش در بياورد .


در ادامه درويش دستور داد كه مقوا ها رو روشن كرده و در آب نمك فرو ببرد . و سپس گفت چراغ ها رو روشن نمايند . با روشن شدن اتاق كمي قوت قلب گرفتيم . همه وحشت زده بودند . درويش رو به آقاي ايكس كرده و گفت عزيزم شما بد جوري طلسم شده بودي . هنوز كلام او به پايان نرسيده بود كه صداي شكستن شديد شيشه يكي از پنجره ها ، همه رو به وحشت انداخت . و متعاقب آن يه شيئي فلزي سياه كه غرق در گل و لجن بود به وسط اتاق پرت شد !! من فكر كردم يكي از بچه هاي شيطون محله از روي دشمني اين كار رو كرده است . اما درويش عذر خواهي نموده و گفت ببخشيد من فراموش كردم كه قبلآ بگويم يكي از پنجره ها رو باز نماييد. آنگاه با دستمال كاغذي مشغول پاك كردن آن شيئي فلزي شد . و بعد از دقايقي با كمال نا باوري ديديم كه آن شيئي چيزي جر يك قفل زنگ زده نيست .


درويش در حالي كه قفل رو به حاضرين نشان مي داد گفت طلسم آقاي ايكس درون آين قفل قرار گرفته است كه جن هاي من آن را از درون باغچه اي از كشور يونان بيرون آورده اند !! سپس در خواست ابزاري كرد كه قفل را بشكند . دقايقي بعد از داخل شكم قفل يه نوشته كه بر روي كاغذي دراز به پهناي كمي بزرگ تر از انگشت دست كه به زبان شبيه عربي چيز هايي روي آن نوشته شده بود را بيرون آورد . ديگه چيزي نمانده بود كه همه يك جفت شاخ در بياوريم ! درويش بعد از سوزاندن كاغذ خطاب به همسر آقاي ايكس گفت خواهرم مي توانم يه سئوالي از شما بپرسم ؟ خانم آقاي ايكس با تعجب جواب داد بفرماييد در خدمت هستم . درويش پرسيد ممكنه بفرماييد چه عاملي سبب شد شما بعد از 12 سال به ايران بيايي ؟ زن گفت راستش خودم هم نمي دونم چه چيزي سبب تغير تصميمم شد .


زن ادامه داد : من به ايكس جون هم گفته بودم كه هرگز به ايران بر نمي گردم ! اما چند وقت پيش انگار من رو به زور وادار به اين كار نمايند ، نا خود آگاه رفتم بليط گرفتم و اومدم . يه جور آشوب تو دلم افتاده بود نيرويي من رو به سمت برگشتن به تهران مرتب ترغيب مي كرد ! درويش گفت خواهرم لطفآ منو حلال كن . اين كار رو علي رغم ميل خودم تنها به درخواست ايكس جون انجام دادم . اين جور كار ها رو من از نيروهاي تحت امرم هرگز نمي خواهم . به هر حال من شما رو به اين جا كشوندم . زن كه واقعآ از نيروي خارق العاده اين مرد شگفت زده شده بود در پاسخ درويش گفت اگه مي خواهي حلال ات نمايم ، من رو بار ديگر به اون جا برگردون !! من اصلآ فضاي ايران رو دوست ندارم . در همين هنگام آقاي ايكس با آوردن يك سيني چاي تازه دم سعي در عوض كردن موضوع صحبت نمود .


بعد از صرف چايي نطق بقيه ميهمان ها هم باز شد . ابتدا هنرپيشه معروف از گرفتاري هاي خودش گفت . و از درويش تقاضا نمود كه گره كار اش رو باز نمايد .. درويش گفت راستش اشكالي نداره ولي .. ولي نمي دونم ايكس جون در باره دستمزد چيزي به شما گفته است يا خير ؟‌ آقاي ايكس خيلي راحت به دوست خود گفت : براي همين يكي دو ساعت براي من كه دوست صميمي اش هستم با هزار منت و ... مبلغ 350 هزار تومان بايد بپردازم . ولي نرخ ايشون كمتر از پانصد هزار تومان براي هر ساعت نيست . بايد از قبل وسايل رو آماده نمايي كه تاكسي متر درويش جون از لحظه به صدا در آوردن زنگ خونه راه مي افتد !! و آنگاه از كيفش 7 تا تراول پنجاه هزار توماني ايران چك رو تقديم درويش نمود . و آقا درويش جون ما بدون كوچكترين تعارفي تراول ها رو بعد از شمردن به درون جيبش قرار داد .

قبل از ترك خونه ،همه از جناب درويش خان التماس دعا داشتند . ولي او به هيچ كس قولي را نداد . زيرا مي گفت وقت من حالا حالا ها پر است . فقط تنها لطفي كه كرد خطاب به اون پيرزنه كه سال ها بود دنبال نوه گمشده اش مي گشت ، گفت من براي شما خارج از نوبت اين كار رو خواهم كرد . سپس در حالي كه با همه به گرمي خداحافظي نمود سوار بر بنز سفيد رنگ آخرين مدل اش شده و منطقه سعادت آباد رو ترك گفت . بعد ها شنيدم نوه آن پير زن را در يكي از بيمارستان هاي مشهد پيدا نموده است . به هر حال خاطره آن شب هرگز از يادم محو نمي شود . به خاطر دارم دخترم " بهاره " قضييه رو به خانم معلم ديني اش تعريف نموده بود . و آن خانم ضمن تآئيد وجود اجنه ها گفته بود . نبايد آن ها رو احضار نمود .. كراهت دارد .. شايد هم گفت گناه دارد يادم نيست .


با تشكر و احترام :
بهروز مدرسي

306:

نه فیلمشو دیدیم چی بود اسمش ... اهان جن گیر

307:

اصلا خوشم نمياد از اين چيزها


حتي بخوام فكرش رو هم بكنم






.

308:

نه ندیدم مگه بیکارم دنبال خطرات برم

309:

جنجال ارواح و جن

310:

به روح اتقادی ندارم ولی جن وجود داره ...(این یه واقعیته) !

311:

یعنی چی اعتقاد نداری ؟یعنی اصلا روحی وجود نداره یا نه منظورت اینه که روح هست ولی نمیتونه به این دنیابرگرده

312:

اگه قرار باشه یکیشون وجود داشته باشه
اون روحه ،نه جن

313:

من ندیدم ولی به وجود هردو معتقدم و دویار درجلسه احضارروحی که توسط یکی دونفرازدوستان واقوام تشکیل شد شرکت کردم و خودم هم یاد گرفتم وانجام دادم حالا اون کسانی که جواب میدادن روح بودن یا جن برام جای سواله

314:

طبق ایات قرانی که شما متاسفانه قبول نداری هردو وجود دارن وهردو قابل احضارشدن هستند

315:

تو قران خیلی چیزها اومده
مثلا فرشته ها برای جبوگیری از ورود جنیان یه آتیشایی پرتاب می کردند
که امروزه از اون به عنوان شهاب سنگ یاد میشه
یا مثلا حرکت ستاره دنباله دار و ...

یا مثلا داستان های تاریخی در قران که همه صرفا داستان هستند
و نوح با اون سن وجود نداشته یا اثبات نشده از نظر تاریخی وجودش

برای جن و روح هم دلیلی علمی نیست فعلا!

316:

منظورم این نیست که روح وجود نداره ... به دنیا هم برمی گرده ولی کسی قادر به دیدن اونا نیست مگر به امر خداوند...و به احضار ارواح و از این جور مسخره بازیا اعتقادی ندارم و تا خودم نبینم باورم نمیشه ... ولی به جن اعتقاد دارم چون دیدم!

317:

ببینید عنوان تاپیک پرسیده آیا جن و روح دیده اید یا خیر ... من پاسخ این سوال رو دادم به روح اعتقاد ندارم چون ندیدم به جن اعتقاد دارم چون دیدم...من هیچ موقع نمیگم این دو وجود ندارند! ولی به نظر من جن ظاهر میشه ولی روح امکان نداره ظاهر شه مگر به امر خدا باشه!

318:

نوشته اصلي بوسيله naeim نمايش نوشته ها
ببینید عنوان تاپیک پرسیده آیا جن و روح دیده اید یا خیر ... من پاسخ این سوال رو دادم به روح اعتقاد ندارم چون ندیدم به جن اعتقاد دارم چون دیدم...من هیچ موقع نمیگم این دو وجود ندارند! ولی به نظر من جن ظاهر میشه ولی روح امکان نداره ظاهر شه مگر به امر خدا باشه!
یک بارم میگفتی میفهمیدم
منم اعتقادی به اینکه روح قابل دیدن هست ندارم ولی اینکه بتونی احضارش کنی مثل حلسات احضارارواح و بدون دیدن حضورشو حس کنی و جواب سوالتو بگیری چرا اینو قبول دارم
چون خودم انجام دادم
منم تاقبل ازاینکه خودم انجام بدم مثل شما اعتقادی نداشتم حتی اوایل فکرمیکردم اون احضارکننده خودش حرکات دست را انجام میده ولی بعد ازانجامش واقعا مطمئن شدم چیزی هست! ولی روح یا جن بودنش جای تردیده

319:

البته هیچکدام برای ما جای تردید نداره

320:

براي كسي كه مساله جهانهاي بالاتر و پايينتر رو قبول داره و در موردشون مطالعه كرده، وجود جن قابل قبول و حتي تعريف هست.

اتفاقا در مدت مطالعه اي كه در اين مورد داشتم، وجود جن بيشتر از تجسد ارواح برام ثابت شد. خوبه بدونيد در مواقع بررسي تجربيات ماورايي آدمها، ديدن روح يك نفر ممكنه بخاطر بخاطر شكل سازي ذهني باشه، ولي اجنه چون ساختمان و انواع تعريف شده اي دارند، براحتي ميشه صحت گفته اون شخصي رو كه ادعاي مشاهده داره بررسي كرد و در بسياري موارد موجودي كه شخص ديده در يك دسته از اجنه قرار گرفته.

321:

ميگم اگه جن هست بيايد يه تاپيک بزنيم و از جنا بخوايم بيان توي اين انجمن خودشونو يه جوري که براي کسي شکي نباشه اثبات کنن و همه هم يه تنکس به عنوان امضاء پايينش بزنن چطوره؟
مديريت اگه خواستيد زحمتشو بکشيد ما هم هستيم
اگه جنا باشن حتما جواب ميدن

322:

من هروقت میرم جلو آینه 1 خوش تیپشو میبینم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

323:


البته شاداب خانوم شما خودت بهتر میدونی که نباید تو این جلسات شرکت کرد.

احضار روح کار نادرستی است.
شخص احضار شونده در موقعیت زجرآوری قرار میگیره.چون متعلق به جهانی دیگر است و شما اون رو به زور به این عالم کشوندی.

324:

من درکل شاید 5دفعه تواین جلسات شرکت نداشتم دوبار برای اینکه مطمئن بشم چنین قضیه ای صحت داره یانه ووقتی به صحت اون پی بردم و متوجه شدم حرکات نعلبکی توسط نیرویی غیرطبیعی انجام میشه کاملا قبول کردم بعد خودم همراه با سه نفرازدوستان با همون روش انجام دادیم و پدردوستم که چندسالی بود فوت شده بودند احضارکردیم وحتی ازایشون سوال کردیم اگربدهی به کسی دارند و ادا نشده اسم شحص طلبکاررا بگویند وجالب اینکه اسم کسی رونام بردن که بعدا متوجه شدیم به اون شخص مقداری پول بدهکاربودن که عمرشون به دنیا باقی نبود تا بدهیشونو صاف کنند!با چندنقردیگه هم صحبت کردیم ولی با پرس وجو وجوابهایی که میدادند فهمیدیم اینها بیشترجن هستند تا روح وازذهنیات خود طرف برای جواب سوالات استفاده میکنند
این چندفعه مثل یک نوع تفریح برامون بود ولی اتفاقاتی رخ داد که سعی کردیم دیگه ازاین کاردست برداریم ودیگه هیچوقت انجام ندادیم
درمورد اینکه ایا احضارروح جایزاست یانه ازچندروحانی سوال کردیم وجوابی که گرفتیم این بود که اگرموجب اذیت وناراحتی شخص احضارشونده نشود مشکلی ندارد حتی ازکسی که احضارش کردیم سوال کردیم ازاین کارما عذابی برای شما ایجاد میشه جواب داد خیر
وجواب دیگری که روحانیون دادن این بود که اینها اکثرا جن هستند نه روح
جواب چندتن ازمراجع تقلید:

احضار ارواح از نظر شرعي
سؤال: احضار ارواح از نظر شرعي چه صورت دارد؟
حضرت آيه الله خامنه اي:
احضار روح اگر براي غرض عقلايي بوده و همراه با امر حرام يا مستلزم آن نباشد اشکال ندارد.
حضرت آيه الله صافي گلپايگاني:
جايز نيست.
حضرت آيه الله مکارم شيرازي:
احضار ارواح جايز نيست.
حضرت آيه الله فاضل لنکراني:
اگر منجر به سحر و جادو يا اذيت و آزار ارواح مؤمنين شود حرام است.
حضرت آيه الله سيستاني:
اگر موجب ضرر به کسي باشد که ضرر رساندن به آن حرام است، جايز نيست.
حضرت آيه الله بهجت:
اگر ايذاء روح مؤمن نباشد مثل اينکه به اختيار حاضر شود نه به اجبار و الزام و باعث ضرري هم نباشد مانعي ندارد.
حضرت آيه الله تبريزي: احضار ارواح مؤمنين اشکال شرعي دارد و در هر حال جوابي که از شخص احضار شده مي گيرند حجيت و اعتبار ندارد مگر اينکه با قرينه قطعيه همراه باشد.

325:

دفعه بعد حتما سوال میکنم جای گنجو به شما می گم
هیچوقت درباره چیزی که نمیدونی وجود داره یانه باقاطعیت نظرنده! وجود نیروهای مابعدالطبیعی درکل دنیا ثابت شده اول تحقیق کن بعد اعلام نظرکن
ما ایرانها عادت داریم درموردهرچیزی که میدونیم ونمیدونیم نظرات کارشناسانه بدیم طوری که انگارمادرزادی علامه دهرهستیم

326:

مگر جنیان باید محل های گنج ها رو (همشون رو )بدونند؟
ضمنا اگر هم بدونند مگر قراره به شما همه چیز رو اطلاع بدن؟

یکم قویتر بنویس.

327:

نهایت علمی که می توانی بدست اوری علم طبیعت است .طبیعتا از ماورائ ان بی خبری. بی خبر بودن نتیجه اش (اگر شخص به وثیقه قوی ای مرتبط نباشد)می شود انکار.البته این انکار بر تو عذر پذیرفته شده نیست و وسیله و حجتی بر تو نخواهد بود .
اگر دانش تو محدود به طبیعة است و از انچه ماورائ ان می دانی بی خبری این جهل تو حجتی بر انکار تو نیست .
مگر نمی دانی علم زیرمجموعه ای از دین است؟
یکم بر غنای منطقت در صورت بهره داشتن بیفزا
.

328:

عزت مسلمین به برکت اعتقاد به قران واهل بیت علیهما السلام است و هرانچه ازمحکمات ومتشهابات درقران امده برای ما حجت است
تنها احتلافی که بین ما مسلمین وجود دارد تفسیربه رای کردن متشابهات قران است
ووجود جن وروح ازمحکمات قرانی است وتمام مسلمینی که به قران اعتقاد دارند به وجوداین دو اعتقاد کامل دارند
این عقلی که ازان سخن به میان می اورید تا چه کامل است منباب مثال ایا درسالیان گذشته عقل شما به وجود کرات وکهکشانهای دیگر اعتقاد داشت وبا عقل وعلم هنوزبه ان پایه ازاگاهی نرسیده بود وازاثبات ان عاجزبود
ضصمنا اعتقاد به وجود جن وروح فقط مختص به اسلام نیست تمام ادیان اسمانی به ان اعتقاد دارند

329:

جن وجود دارد و بعضی وقتا دیده می شود...ولی هرکسی سعادت دیدنشو نداره...

330:

کل علمی که بشر تاکنون حاصل کرده در مقابل کل علمی که بشر می تواند حصول کند (نه همه علم)تقریبا هیچ است .هیچ .

331:

کسي انگار حرف ما رو جدي نگرفت حالا بيايد يه امتحاني بکنيم اگه واقعا باشن خودشونو اثبات ميکنن مثلا بيان يه نام کاربري به اسم خودشون درست کنن
چطوره اگه قبول داريد به من بگيد تا تاپيکشو درست کنم اما همتون بايد يه امضايي اونجا بکنيد و از جنا بخوايد بيان تو انجمن تنکس هم بزنيد کافيه
اگه مايليد بسملا.

332:

عادت بدیه هر چیزی که قبول نداریم به تمسخر بگیریم

333:

والا

334:

ميگم تو آواتاره صبا فكر كنم جن هست. درسته؟

335:

جن نيست روحه ميخواي بكم شب بياد تو خوابت

336:

والا ما كه جن نديديم ولي خالم ديده ميكفت موهاي بلندي داشته قيافشم كريه و زشت بوده

337:

بعد از یکسال برگشتم و دیگه باید پی به حقایق ببریم.
اگر کسی روش احضار جن رو بلد که بشه دید.
لطفا به ما یاد بده. هیچ ترسی نداره ولی اگه حقیقت باشه

338:

تقریبا" مضحک بود

339:

سلام
بچه ها راستش رو بخواهید من روح خودم رو دیدم یعنی یک بار مردم وزنده شدم که خاطره خوبی از مرگ به یادگار دارم و نمیشه لذت مرگ رو با هیچ چیز تو این دنیا عوض کرد البته از من شیرین بود از دیگران را نمیدونم اگه دوست داشتین براتون تعریف کنم برام پیام بدهید تا بگم چون طولانیه

340:

BeGoOoOOoOoOoOoOOOOoooOOOOooooOOOooo

341:

من توی این یکسال پیش همه ی کسانی که ادعا احضار جن داشتند رفتم
یه نفر بود که میگفتند کارش خیلی درسته رفتم پیشش یه تشت آب گذاشت جلوم
وگفت گردنبندتو در بیار وشروع کرد به چرتو پرت گفتن یه کتابخانه هم اون پشت بود
رنگ آب قهوه ای شد و کتابخانه شروع به لرزش کرد و از تو اون تشت گردنبندمو
که خودم در اورده بودم در اورد با چند تا آتو آشغال بعد گفت تمام شد من گفتم
پس کو جن گفت جن اومد تو ندیدی گفتم یعنی چه گفت تو باید ریاضت بکشی
تا بتونی جنارو ببینی
منم که خیلی اسبانی بودم گفتم خر خودتی پولی رو که بهت دادمو همین حالا
برگردون و دید خیلی قاطیم پولمو داد و امدم بیرون

رنگ آبو با کپسولای رنگی میشه رنگ کرد
برای لرزش کتابخانه هزارتا راه وجود دارد

این جور آدما فقط از آدمای ساده سوء استفاده میکنند

342:

حالا وضع فرق می کنه
با چه بهونه ای از اون خواستی جن احضار کنه؟
پیدا کردن گم شده ای، خبر دار شدن از آینده ای چیزی...؟
آخه هیچ کس همین جوری پول نمی گیره جن احضار کنه

343:

فقط گفتم چون باور ندارم میخوام ببینم که باور کنم شاید گردنبندمو به بهانه گم کردن
چیزی از من ورداشته بود
ولی من قانع نشودم حالا شما راه دیگه ای بلد هستید که بشه دید

344:

خيلي جالب بود !

منو ياد داستان امير ارسلان نامدار و ملكه فرخ لقا انداختيد

با شناختي كه از تعريف اين موجودات دستگيرم شد بايد يك بار ديگر اين كتاب را بعد از 30سال دوباره خواني كنم

مستفيظ شدم

345:

اين پديده ها هر لحظه در محيط ما ساري و جاريند اما با گيرنده هاي معمولمان قابل روئييت نيستند و طول موج در يافتشان از طول موج گيرنده هاي ما يا بالا تر و يا پايين تر است

ارتباط با آنان نياز به شناخت فضايي متمايز از ايني كه در آنيم دارد .
يكي از آن روشها كه درمورد اكثريت صدق ميكند پايين آوردن فشار خون است
و ديگري تمركز 4حس بر روي يك حس و.......

اما قابل مشاهده به صورت عادي نيستند بلكه از روي تاثيرشات به صورت انرژي يا الكترو مغناتيس بر محيط هاي مشابه ميتوان به وجودشان پي برد


346:

اگه انجوری بود. دانشمندان یه lnb با دیش مخصوص و یه ریسیور تا حالا درست کرده بودند
و همه ی مردم تو تلویزیون این موجوداتو میدیدند.

347:

با درود ؛

آفرين ، خوب همين فركانسهاي ماهواره اي هم نوعي از انواع همين پديده ها هستند و بايد طول موجهاي كوتاه و بلند را هم به آن اضافه كنيم
با تشكر از توجهتان

348:

ولی من از یه جایی شنیده بودم که دانشمندان روسی
توانستند دستگاهی رو بسازن که با اون میشه تا حدی
این موجوداتو دید البته کاملا محرمانه و برای جهانیان
هیچ توضیحی ندادند این داستانو قدیمی های روسیه یعنی در زمان
جنگ جهانی دوم میدونن.
دوست گرامی این سایت خیلی دیر رشت میکنه
شما موافقید که من و شما در مورد اطلاعاتی که داریم
بحث کنیم

349:

هر روز تو آینه میبینم.....

350:

با درود فراوان

بسيار مشتاقم .
ولي پيشنهاد ميكنم اين بحث را در قسمت( اشباه + ح)در گفتگوي آزاد در خدمتتان باشم چرا كه اكثر تايپهاي مربوط را در آن قسمت تقديم دوستان كردم
با تشكر فراوان از توجهتان

351:

ok .ولی من با این قسمت آشنا نیستم میشه برای رود به این قسمت راهنمایی کنید

352:

شكر خدا نه

353:

بله تشريف بياوريد

تالار بحث و گفتگوي هم ميهن - تالار عمومي و اجتماعي - گفتگوي آزاد - استارت اشباه forum.hammihan.com/Thread24743.htmi

354:

چشم عقل باز كن تاكه جان بينيست ........آنچه ناديدنيست آن بيني

اگر عاقل باشيم چيزايي را روئيت ميكنيم كه تا حالا ما را حسابي سر كار گذاشته

نميگم وجود ندارد
ميگم آنقدر نزديكن كه دور بنظر ميرسند

355:

عموي منم يه جن پاشو گرفته بود تا يه ماه حركت نميتونست كنه از اون شك فلج شده بود.........

ميگن ، پدربزرگ پدرم هم توي حمام جن ها دورش كرده بودن و بيهوش شد وقتي هم بهوش اومد ديدن فقط داره ميدوئه!

356:

سؤالی از بچه های این قسمت دارم. آیا کسی تاکنون در جلسات احضار ارواح شرکت کرده است؟

357:

بلههههههههههههههه
من شرکت کردم
پیشنهاد می کنم بررررررررررررررررررری

358:

p1373 عزیز، لطفاً بیشتر توضیح دهید. چگونه و کجا؟ من را هم راهنمایی کنید.

359:

یه خونه ایه توی خیابان مولوی تهران
چند نفر جمع میشن یه میز کوتاه میزارن جلوشون بعد رو میز یه سینی میذارن به پشت.
پشت سینی حروف الفبارو به ترتیب مینویسند
یه طرف سینی اسم جنو مینویسند/ یه طرف اسمه روحو
بعد سوالایی که میخوای میپرسی.
البته اونایی که بلدن این کارو تو خونه انجام میدن
من انجام دادم

360:

آیا کسی در شیراز جایی سراغ دارد که در آن احضار روح شود چون من شیرازی هستم و دوست دارم چنین جلسه ای را دیده و بدانم واقعیت است یا فریبکاری.

361:

من شنيدم كه روحي وجود نداره و هر چي هست ارتباط با جن هستش! يعني كلا با جن ارتباط دارن و جن رو تو تسخير خودشون در ميارن.......

362:

من رفتم گفتن روح هست

363:

تو تهران جایی هست که بشه رفت؟؟

364:

اینجاااااااااااست....

365:

خب بزارید کمی مسئله هم باز بشه هم روشن.....
احضار روح کمی با عقل جور در نمیاد و با دوستمون که میگه اینها از طایفه اجنه هستن موافقم!
روح بدون اذن خدا هیچ کاری نمیکنه پس همش چرنده که با چهار تا جمل بشه روح احضار کرد...
برخی از اجنه از ماورا اطلاع دارند برای همینه که شبیه روح شما احساسشون میکنید و برخی هم که دیگه اینگونه نیستن!!
احضار جن همه جا گفتن خطرناکه و ماهم احضار نکردیم که بگیم بدرد میخوره یا نه اگر کسی تسخیر شده داشته باشه و از اون فرد شما کمک بگیرین بهتر از اینه که احضار کنی خودت....
احضار موکل هم هیچ جا چیز مستندی نوشته نشده احتمالا هرکی احضار کرده به دار فانی پیوسته :D :D
آخه نه اطلاعات کاملی از بعد از احضار هست و نه توضیح موسقی وجود داره ولی همه اینو بدونید که موکلین چندین هزار برابر قوی تر از اجنه هستن و هیچ جنی قدرت ضعیف ترین موکل رو هم نداره ولی من شنیدم برخی افراد موکل هم دارند ولی باز من میزارم میگم جن دارند نه موکل!!! بلکه به اسم موکل از اونا استفاده میکنند!!
موکل میمون رو خیلی تعریف میکنند و میگن احضارش دعا داره ولی باز من چشمم آب نمیخوره
موکلین دیگه هم اگر موکلین خدا هستن اصلا نزدیکشون نشید چون من در کتب پاکستانی که درباره موکلین بود مطالعه کردم موکلین خدا درجا قبضه روحت میکنند و فرصت نداری تو چیزی بخوایی خیلی آدم پاک و مومنی باشی خدا دوستت داشته باشه فقط یه مواخذه دنیایی بد خواهی داشته که هیچ کدوم به نظر آدمای پاکی نمیاییم :D پس کلا موکل جماعت شوخی حالیش نمیشه باهاش کل نندازید :D
اجنه هم زیاد من در موردشون خوندم اون کتاب پاکستانی هم من تا یه دوره مطالعه میکردم همراه با خواهرم وقتی خواهرم یکبار یه چیزی به چشمش اومد دیگه کلا کتاب رو مفقود کردیم الانم اسمش متاسفانه یادم نمیاد ولی چیز کاملی بود در مورد اجنه زیاد گفته بود و سفارش کرده بود باید برای احضار از هر نظر کامل باشی نمیدونم چرا ولی به وضعیت جسمانی هم گفته بود توجه داشته باشی چون بخوایی جنی رو تاسخیر کنی با احضارش فرق داره احضار یعنی پیشنهاد کمک بدی بهش ولی تسخیر یعنی اینکه حق انتخابی براش نزارید،پس اونم حد تلاشش رو میکنه که از شرتون خلاص بشه پس خیلی مراقب باشید...
در کل کسی اگر جنی داره و موکلی داره التماسش میکنمی به ما هم کمک یا مددی برسونه کمش نمیاد اگر هم نداره کسی بسم الله بدون استاد در این زمینه هیچ غلطی لطف نفرمایید که به یه کفن سفید خوشگل نصیبتون میشه ( خیلی دید خوبشو گفتم) برخی هم دیده شدن در هنگام احضار جن جسدشون در هوا تا مدتی معلق مونده پس زیاد ریسسسسسک نکنید این چیزا شوخی بردار نیست و غولدوربازی هم حالیش نمیشه!!!
دنبال موکل هم به کل نرید چه با استاد چه بی استاد! امری بود در خدمتیم
vhgamer آیدی یاهو بنده!

366:

هم جن و هم روح وجود داره
روی همین زمینی که ما زندگی می کنیم هم زندگی میکنن
اما هر کسی قدرت دیدنشونو نداره
روح ها که بی آزارن
همه ی جن ها هم ک بد نیستن
خیلی هاشون از ما مراقبت می کنن و حتی دوسمون دارن. اما گاهی خودخواهن و اجازه نمیدن آدمشون ب بعضی از خواسته هاش برسه
چون آدمشونو فقط برا خودشون می خان.
احضار روح و جن هم شدنیه.
اما خودم شخصاَ از هردوشون می ترسم

367:

من دیدم
چون شبیه انسان بودن ، نمیدونم از کدوم قِسم هستن

368:

اگه میدیدم که الان این جا پست نمی زدم

ولی معتقدم که جن وجود داره. حتی در این مورد آیه قران هم داریم.

369:

الجن والانسان:ابتدا جن افريده شده بعد انسان
بنابراين جن هست و قابل ديد ميباشد........
كلمه روح را ازتاپيكت حذف كن چون روح قابل ديدن نيست مگر اينكه انسان بسيار پارسا و با تقوايي باشي.

370:

بسته به سطح انرژی و مهارت شخص ارتباط با هر دو میسر هست.

و خب در مورد هر اتفاقی که در این عالم میفته میگن بدون اذن خدا اتفاق نمیفته، اما به نظر من این خللی در اختیار انسان برای احضار روح بوجود نمیاره. یعنی اینطور نیست که اگه بخوای احضار کنی روح نگاه میکنه به اذن خدا که بیاد یا نه! اگر شرایطش رو در دنیای روحی داشته باشه مراجعت میکنه و اگر نداشته باشه نمیتونه.

ما تاپیکی بنام تجربیات ماورالطبیعه داریم. به نظرم خوبه تجربیاتتون رو اونجا بنویسید.

371:

رایان میشه این جمله رو بیشتر توضیح بدی؟
وبعد اینکه گفتی بدون اذن خدا .....و.......شرایطش رو.....!..فکر نمیکنی شاید همین شرایطی که میگی ,به اذن خدا فراهم میشه یا بلعکس؟؟

372:

خب شرایط زندگی کردن، اعمال و سرنوشت ما و ... همه به اذن خداست. کلا در عالم خلقت همه چیز به اذن خداست، اما این مساله دلیلی بر این نیست که بگیم: روحها چون همه به اذن خدا هستند پس احضار هم نمیشن و خدا بهشون اجازه نمیده!

اون شرایطی که هم میگیم باعث میشه روح بتونه احضار بشه یا نه، در واقع بواسطه درجه و مقام و اعمالی هست که انجام داده و (به نظر من!) اینطور نیست که خدا جلوی یک روح رو بگیره و بگه من اذن نمیدم که برگردی! اگر روحی نتونه برگرده بخاطر سطح پایین انرژیش یا شرایطی هست که خودش بواسطه اعمالش ایجاد کرده و به قول دیگر از ماست که برماست. (و البته بعضی روحها هم مایل به بازگشت نیستند، با وجود داشتن شرایط)

به نظر من شخصی که یک انسان خوب (با تمام توصیفاتی که از انسان خوب میشناسیم) باشه و خوب زندگی کرده باشه، در دنیای روحی هم از آزادی عمل بیشتری برخورداره.

373:

ببخشید یه سؤال
اگر احضار روح انجام بدیم و به دلایلی متوجه درست بودنش باشیم
و بعد از اون افرادی رو ببینیم (در طی سالها) یعنی ممکنه مربوط به همون احضار ارواح بوده که ماندگار شدن؟

374:

کاملا با حرفت موافقم.منم منظورم از اذن این نبود که خدا مستقیم به روح میگه که چیکار کنه.
منظورم این بود که همون شرایطی رو که میگی به واسطه خوب یا بد بودن انسان به وجود میاد.خدا فراهم میکنه.نمی دونم چیزی که مد نظرم بود رو درست بیان کردم؟
ممنون از توضیحت.

375:

خب شما اشخاص خاصی رو معمولا احضار میکنید (آشناهایی که فوت شدن یا افراد شناس و .. ) . دلیلی نداره اون شخص احضار شده بخواد در قالب یک جسم جدید به زندگی ادامه بده.

چون اگر فرض کنیم روحها هیچگاه بصورت جسم جدید زندگی نخواهند کرد پس احتمال اینکه اون روح دوباره در زمین بصورت جسمی زندگی کنه نیست.

و اگر معتقد به تناسخ باشیم، روحها برنامه و مراحل دقیق خودشون رو برای بازگشتن به زمین (برای زندگی جسمی دوباره) دارند و احضار روح در این وسط نمیتونه تعیین کننده باشه.

و روحی که به زمین برمیگرده معمولا محاسبات و برنامه ریزی زیادی در مورد زندگی جدیدش انجام میشه، و اینکه بگیم فقط بخاطر احضار روح، روحی ممکنه در اطراف ما با جسم شروع به زندگی کنه، دور از ذهن هست.

البته اساتید روح شناسی و آسترولوژی پاسخ دقیقتری میتونن بدن.

کاملا با حرفت موافقم.منم منظورم از اذن این نبود که خدا مستقیم به روح میگه که چیکار کنه.
منظورم این بود که همون شرایطی رو که میگی به واسطه خوب یا بد بودن انسان به وجود میاد.خدا فراهم میکنه.نمی دونم چیزی که مد نظرم بود رو درست بیان کردم؟
ممنون از توضیحت.
خب اینها در راستای هم هستند (خوب بودن انسان و اذن دادن خدا) . در حالت کلی، به نظرم میشه قبول کرد که انسانی که با "انسانیت" و خوبی زندگی کرده باشه، اذن خدا رو هم برای آزادی عملش در اختیار داره. اما اینکه کسی با "انسانیت" زندگی کنه، در حد زیادی با اختیار خودش هست و خودش باید شرایط خودش رو به درجه ی خوبی برسونه تا بتونه از مواهبش هم استفاده کنه. (البته این رو بعنوان یک نظر شخصی میگم و نه یک وحی منزل!)

بهرحال شرایط خلقت و دنیای روحی پیچیده تر از اونیه که بشه بطور مطلق از قوانینش صحبت و قضاوت کرد.

376:

ندیدم وقت کتاب خوندن یا یاد گرفتن احضار روحم ندارم ولی دوس دارم جن یا روح ببینم

377:

بابا ایول جرأت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

378:

فک نکنم ترسی داشته باشن ولی باید جالب باشن

379:

جن و قبول دارم هست،چون مستنده قرآنی داره...ولی روح و نه...طبق اعتقاداته ما روح بعد منزلگاه زمینیش تو جسم و که ترک میکنه،میره عالم برزخ میمونه تا قیامت...و اونجا زندیگیش جاری هستش...این دنیا بر اساس ماده و مکوناته..و نه روح سازگار به ماده و مکونات؛ونه چشم و درک ما سازگار با آن.تو روایات هست که تو این زندگی مادی ،جسم ما زندان روح ه...و وقتی روح از بدن جدا میشه،قامتی بسیار بلند و عریض داره؛ و ازین رهایی بسیار شادمان و خرسند؛و آرامشی عمیق وصف ناشدنی به سراغش میاد...به نحوی که هرگز میل برگشت به جسم رو نداره..و در موارد خیلی خاصی اتفاق افتاده که روایات ودریافت آن بیماران از این سیر,حاکی از هین امر بوده...
در بخشی دیگر باید بگم مغز مادی انسان ،خیلی پیچیدس..و هنوزم که هنوزه علم ما به اون محیط نیست...
خیلی از اتفاقات و شاید یه رخداد و یا یه صحنه خاص،برامون تو اون لحضه و جلو چشم ما,امکان داره تداعی گر تصویری باشه که مدتها از رخدادش گذشت،ولی تو اون لحضه خاص بر اساس تراوشات فکری و اتفاقات شمییایی که در مغز ما گذشت,اون تصویر خاص تداعی شد...
بگذارید این مطلب و مثال بزنم.شما حتما" کما بیش در مورد اثر مواد روان گردان مخدر مثه اکس و...شنیدین..
این مواد توهم زا هستند..تجربه کسانی که ازاین مواد مصرف کردند ,حاکی ازین هستش که اونا اتفاقاتی رو شاهد بودند که به نظر ما وجود خارجی نداشته ، و ما اونارو توهم مینامیم.که همه ما یا لابد بیشتر ما هم به این عقیده ایم که توهم بوده..پس منشا وجود اون تصاویر از کجا بودند؟؟
که میشه گفت از همون فعل و انفعالات شمیایی هست که در مغز انسان رخ داده...
و در آخر باید عرض کنم، خیلی چیزهای دیگه هم میتونه سوای مواد مخدر و توهم زا,باعث تحریکات مغزی بشه و همون نتیجه مواد توهم زا رو در بر داشته باشه..مثله دیدن یه سری تصاویر و رخداد های خاص،یا شنیدن یه سری صداهای خاص و حرفها و سخنهای تحریک کننده(هیپنوتیزم)...و چیزهایی از این قبیل..
بهر حال بنده,اعتقادی به وجود و بازگشت روح در این دنیای ماده نمیدونم.و احیانا" گزارشاته مشاهده که در این زمینه هست رو ، مشاهده در نتیجه تاثیرات کنش و واکنش شمیایی مغز انسان میدونم،که هنوز اسرار کامل فعالیتهای مغز بر علم ما ,محرز نیست..

380:

دوستی دارم که اهل جنه رو در بدن خود دارد اولیل من به این مسایل اعتقاد نداشتم اما ا از وقتی که با این دختر اشنا شدم بی بردم چنین مسایلی نیز الان هست

381:

یعنی چی؟ ! اهل جنه رو در بدن خود دارد !
لطفا" توضیح بده
مرسی

382:

هیچکدام وجود ندارند

383:

وجود دارن

384:

منم ندیدم دوستم ندارم ببینم

385:

راست میگی ثابت کن

386:

دستانهای جن و روح قدیمی شده بروید سراغ موجودات فضایی

387:

خب به اینها موجودات ماورائی هم گفته میشه

388:

من 19 سال با این موجودات زندگی کردم
و خدا رو شکر اقوامی که میومدن خونه ما حالا چه یه ساعت و یا چند روز ناظر اتفاقات عجیبی بودن و بعضی هاشون سایه هایی دیدن و یا افراد خانواده رو دیدن که در منزل حضور نداشتن ،
در ضمن چرا دلیل بیارم و ثابت کنم !
مگه قراره با این حرفها سودی به من برسه!

389:

فریبا جان
میشه بیشتر توضیح بدی .
خیلی جالبه .

390:

باغچه جان اولین بار ساعت 10 صبح روز شنبه تو اتاق نشسته بودم
کوپلن میدوختم (تابلو) که دختری حدودا" 9 ساله کنارم ظاهر شد
یک لحظه فکر کردم توهم ، یا چشمام خسته شده ، کوپلن و کناری گذاشتم
ساعت رو نگاه کردم و بعدش پنجره رو باز گذاشتم و جلو آفتاب به دیوار تکیه زدم
دوباره همون دختر با روسری قرمز رنگ و صورتی زیبا به من خیره شد لبخندی زد و دوباره محو شد
وجودم از ترس ولذت پُر شده بود با لبخند همش از خودم میپرسیدم این چی بود . . .

391:

فریبا جان
خیلی دلم میخواست جای تو بودم .
خوش به حالت .
چرا اینا رو میبینی ؟
چرا فقط میان پیش تو ؟
تو هر جا باشی میان یا فقط این خونه که هستی ؟
آشنا نیستن ؟

392:

هیجان انگیزه
اما شدیدا دلهره آور
منکه فکر کنم همون لحظه ایست قلبی کنم

393:


عجب ادمي هستين جنم ديگه ديدن داره!من اگه جن ببينم ميميرم الانم شبه ازاين حرفا نزنين نميتونيم بخوابيم!

394:

خب بعد از این ماجرا به اصرار یکی از اقوام برای اینکه این موجود رو شناسایی کنیم
شروع کردم به مثلا" احضار روح ، اینو یه جور سرگرمی دونستم
شب اول ، هنوز سرم به بالش نرسیده بود . . . آنچنان سیلی به صورتم زدن که اشکم در اومد
ولی از رو که نرفتم میخواستم بیشر بدونم ، مخصوصا" که دیگه کاملا" واضح این اتفاق افتاد(سیلی)

395:

واييييييييييييييييي نترسيدي؟

396:

خیلی ترسیدم
ولی کنجکاوی در مورد چیزی که دیدم بیشتر عذابم میداد

397:

خب ادامه اش

398:

اینا رو باید ساعت 12 شب بگی برای مینا و لاهی
اما برای من بگو ،نگفتی چرا تومی بینی ،من نمی بینم .

399:

ادامه ش با خبطی که کردم هم معنی . . .
تو راه پله خونه به خاطر اینکه کسی متوجه نشه همین احضار روح رو ادمه دادیم
بزرگترین اشتباه زندگیم و مقصر اونی بود که این راه رو جلو پام گذاشت و وسوسه م کرد
هر چند خوب نیست بگم ولی اون بنده خدا از زندگی خیر ندید و همیشه از بدبختی میناله

400:

چرا ؟
متوجه نمیشم
بخاطر احضار روح
یا مورد دیگه ای پیش اومد؟

401:

شما جن گیرین :دی
خوش به حالش باشه برات ارزو میکنم همین راه که دارن رد میشن یک سری به توام بزنن چون خیلی دوست داری.

من که ندیدم اما بیشتر شنیدم ترس موجب این چیزا میشه اما من نمیگم وجود نداره.
چه جالب مثل فیلمای ترسناک میمونه خیلی با احساس تعریف میکنین

402:

این موضوع رو به بازی گرفتیم و اون بیشتر
من همون سالها که زمان جنگ بود یه روز تو خونه پدری با خواهرم این برنامه رو گذاشتیم ،
تو یکی از اتاقها که یه گوشه ش جای رختخواب بود و پرده ضخیمی داشت دور از چشم مادرم،
ولی خب من خواهرم و اجبار کردم . . .که با هم اینکارو انجام بدیم، این اتاقی بود که مادرم شبها اونجا میخوابید،
بعد از مدتی مادرم که خیلی نترس و اصلا" به این چیزا عقیده نداره ، تو جمع خانوادگی گفت یه چیزی میگم تعجب نکنین یه مدتی شب تا صبح پشت پرده انگار چند تا مرد با هم حرف میزنن چند شب اول اهمیت ندادم ولی حالا اصلا" خوابم نمیبره بعد به برادرم گفت که یه رادیو براش بگیره ، ماجرا به این ختم نشد خانواده ما بدجور از هم پاشید و نمیدونم چطور شد که ثمره یک عمر زنگی پدرم به باد رفت
برای همینه که میگم اون بنده خدا هنوزم خیری از زندگیش ندیده

403:

خونه یکی از دوستا منم جن داشت
جنه شکل برادر دوستم ظاهر شده بود داشته برادر دوستم رو خفه می کرده! ( یعنی برادر دوستم یکی شکل خودش داشته خفش می کرده! )
رو گردنشم جای انگشت مونده بود..... خودم دیدم! پسرم تا یه مدت طولانی تو شک بود.....

404:


من یکی از دوستام علاقه داشت
و وقتی رفته بود دیدن یک نفر که توی یک ی از شهرهای خراسان شناخته شده بود بخاطر ارتباطش با اجنه
توصیه کرده بود این ارتباط رو در صورتی که نمیتونن بطور مستمرداشته باشن شروع نکنه
چون درصورتی که دلگیر بشن بقولی ممکنه نتایج خوبی نداشته باشه
و ی سری شرایط برای این نوع ارتباط داشت

درمورد احضار رو ح نمیدونستم ممکن نتایجی داشته باشه
البت کلا گمونم مکروه
بخاطر عذابی که بروح برای واردشدن به این دنیا وارد میشه
البت اینو درحد ی حرف شنیدم
تاییدشو نمیدونم

405:

دوست عزیز
من از جن و روح غریبه می ترسم و نمی خوام ببینم .
اینا رو که گفتم به این دلیل بود که فکر کردم میتونه فریبا جون روح اشخاصی که دوست داره ببینه ، چون برای من ، یکبار پیش اومده.

406:

اینم واسه یکی از دوستام پیش امده بود توی سربازی سر پست بود یکی امده اونو خفه کنه در حالی که هیچی وجود نداشته یا بهتر بگم نامرئی بوده دوستم حتی نتونسته حرکت کنه

407:

من جن دیده ام ولی هیچکدام از دوستانم باور نمیکنند شما چطور؟

408:

تعریف کن....

409:

هم زاد چیه؟ کسی راجع بهش می دونه؟؟؟

410:

همزاد احیانا بخشی از قسمت انرژیک روح هست که در عالم روحی حضور داره.

یکجورهایی بازتاب ماست در عالم روحی، اما نه یک بازتاب آینه وار. بلکه همونطور که گفته شد یک قسمت مجزا از روح ماست.

در مواردی ممکنه این روح بازتاب، در همین دنیا هم مثل خود ما در جسم دیگری زندگی کنه. اما به گفته یکی از محققین به ندرت اتفاق میفته.

احضار همزاد به نظر من احضار بازتاب روحی ما از دنیای روحی هست.

411:

یعنی ما میتونیم روح خودمون رو احضار کنیم؟
منظورم اینه که همزاد برای همه وجود داره؟

412:

خب قانون خاصی براش متصور نیست.

ولی آقای نیوتن (البته نه اون نیوتن معروف!) با هیپنوزهایی که انجام داد، متوجه شد حتی ممکنه روح بیش از دو قسمت هم باشه. یعنی سه قسمت مثلا. گاهی اوقات ارواح کسانی که فوت کردن، از طریق قسمت انرژیک روح ما در دنیای روحی، با ما ارتباط برقرار میکنند. یعنی اون قسمت دوم روح ما میشه واسطه بین ارتباط اونها با ما. اگرچه، بسته به انرژی و مهارت ارواح، ارتباط مستقیم با شخص یا ارتباط از طریق خواب هم امکانپذیر هست. (راههایی که اونا میتونن با ما ارتباط برقرار کنند)

احضار همزاد در واقع احضار اون بخش انرژیک ما هست. البته در تحقیقات خارجی اشاره مستقیمی به نام همزاد نشده اما با بررسی عناصری که در دنیای روحی وجود دارند (مثلا معلمهای روحی، ابر معلم ها، عناصرغیر ارگانیک و قسمت دوم روح ما) نزدیکترین گزینه برای اینکه همزاد بنامیمش، همین قسمت دوم روحمون هست.

413:

منظورم اینبود که مثلا در این احضارروح ها میتونیم این بخش دوم رو احضار کنیم
و ازش سوالاتی رو بپرسیم یا اونرو به مکانهایی بفرستیم؟

414:

رایان عزیز
سلام
میشه هر وقت بخواهیم روح کسی از آشنایان را ببینیم ؟
چگونه؟

415:

یکی از اعضا (aftab_h) در تجربیاتی که بعد از تمارین سفر به رویا نوشت، ارتباطی با یک "خود" پیدا کرد که حتی براش پیش بینی هایی هم انجام داد! (لینک)

اما این مساله تقریبا اتفاقی و بسته به استعداد شخص و شرایطش هست.

در مورد احضار، به نظر من احضار همزاد فرق چندانی با احضار یک روح دیگه نداره. (از نظر داشتن اطلاعات و ..) بلکه ممکنه یک روح با تجربه تر، از همزاد اطلاعات بیشتری داشته باشه. اما چون بطور کل احضار روح رو باعث عدم آسایش دنیا و عناصر روحی میدونم چندان در این وادی ها نرفتم و فکر میکنم روحها (چه همزاد و چه باقی ارواح) تمایل زیادی به احضار یا تسخیر شدن ندارند؛ مگر اینکه خود ما به نوعی بهشون دست پیدا کنیم (یعنی به دنیاشون) یا خودشون تشخیص بدند که باید ارتباط برقرار کنند.

ازونجا که اجنه عموما در مراحل پایینتری از انسانها هستند، شاید تسخیر و بکار گرفتنشون توسط انسان قابل قبولتر باشه، اما کماکان اینکار خطرناک هست و اصلا توصیه نمیشه.

416:

سلام.

خب فکر کنم بخش زیادی از پاسخ، بالا داده شد.. بطور شخصی چنین چیزی بسادگی امکانپذیر نیست. احضار روح نیاز به اشخاصی داره که واقعا ماهر باشند (مدیوم های حرفه ای) . اما گاهی دیدنشون در خواب امکانپذیر هست ولی بطور 100 درصد نمیشه گفت اون که دیده میشه خود اون شخص هست یا ذهنیات ما. (هر دوش امکانپذیره.)

بطور کل راحتترین راه ارتباط ارواح با ما، حضور در خوابهامون هست. بخاطر همین ممکنه اگر ما هم تواناییمون رو در این زمینه (رویا بینی) گسترش بدیم، راه ارتباط رو برای اونها هموار کنیم. اما احتمال 100 درصد نمیشه براش متصور شد.

417:

من در مورد جن شنیده بودم،که همزاد وجود داره...ولی روح نه...تا این چند ساله پیشا یه اقای روحانی که اسمشو به خاطر نمیارم و( شاید دوستان بتونن کمک کنن) تو این وادی فعالیت میکرد...تو یه مجله،که فکر میکنم خانواده سبز بود،قسمتی رو داشت که این اطلاعات و میداد و کسانی که مشتاق بودند با همزاد جنه شون اشنا بشن،کمک میکرد..خودش میگفت که ارتباط کاملی رو با اونها داره و...جالب اینکه اسم همزاد جنه کسانی که ایشونو به یاری طلبیده بودند رو براشون در میاورد،،و اونهارو تا عالم مشاهده واقعی میبرد...فکر میکنم ایشون الان هم در فعالیت باشند...(اگه عمرشون به دنیا بوده باشه!)

418:

کافیست که خرد رو بفرستید مرخصی
اون وقت جن و روح که سهله اژده های هفت سرو غول چراغ جادو رو هم میبینید
حتی لوبیای سحر آمیز و مرغ تخم طلا

419:

حالا بزارید من یه چیز تعریف کنم
چند وقت بود تو خونه دانشجویی بچه ها حرف جن میزدن
احضار جن
خدا بگم چی کارشون کنه احضار میکردن
یارو یه بار میگفت جنم یه بار میگفت روحم ولی مسلمون بود مثل اینکه
تا اینکه مام رفتیم دست و گذاشتیم رو کاغذ گفت تا دوستاتون هستن جواب نمیدم
خلاصه ما شدیم نامحرم اومدیم بیرون(همون بهتر)
این کار براشون شده بود بازی دیگه
تا اینکه جن اعصبانی شد و گفت نمی بخشمتون تلافی میکنم
خلاصه دوستمون کارش کشید به روانپزشک و مشاور حالا جالب اینجاست که هر چی به مشاور میگفت مشاور بهش میگفت این چیزا دروغ خانوم این چه حرفی تو میزنی ؟طفلی انقد دلم براش میسوزه
هنوز که حرف این چیزا میشه تقریبا هممون شدیدا میترسیم البته الان بهترن اون دوستام اون اوایل حرف این چیزا میشد بدون اینکه دست خودش باشه تمام بدنش شروع به لرزیدن میکرد

420:

بینش صحیح اینکه بتونی اینایی که گفتی بتونی از هم تفکیکشون کنی،،بدونی کدوم کارتونه و سریال و داستان،کدومشون سلسله مراتبی از یک جریانات ما ورایی که برای خیلیها،،حتی بیشتر ازون که در حد تصور شماست اتفاق افتاده...دوست عزیز دنیای ما کارتونی نیست...خیلی وقتا اتفاقاتی رو شاهد هستیم،،که به عقل و منطق راه نداره...و برای همین موضوع،،سالهاست که سازمانی در کشور امریکا تاسیس شده که کارش تحقیق و کاوش و بررسی روی حقیقتای ماوراییه اطرافمونه،،که بزرگترین فیزیک دانها و دانشمندان خبره جهان تو گروه اونهاست و جالب اینه که واسه خیلی از پرونده ها جوابی در خور منطق ندارند....

421:

تیکه ننداز

422:

خوب دوستان عزيز اين تايپ را با املاي غلط(اشباه) اغاز كردم تا اينو متصور شويد كه هرچيزي رو هر طور مستعدش باشيم مي بينيم و درك ميكنيم و جالب اينجاست كه با همين تداركات پايه و بنيان فكري و عملي ميسازيم و گاه معتقد و مقيد به دريافتهايمان ميشويم . حال انكه از صحت اين دريافتها كاملا بي اطلاعيم . اين دريافتها وجود دارد اما منبع و روش دريافت انها بسيار جالب و قابل توجه است و فقط احتياج به كمي تفكر و مطابقت و موازي كردن انها با لوازم وابزاري دارد كه در ما وجود دارد اما به انها اهمييت نميدهيم . كاش ميتوانستيم مغزمان را طوري عادت دهيم كه مثل قلبمان در مواجهه با محركهاي واقعي بتپد .

423:

اشباح : پديده هايي از روي ترس= { عدم معرفت (شناخت مسلط)} . مراحل دريافت : تقويت يانقص در دو يا چند حس از حواس پنج گانه كه باعث تقويت و تمركز در يك حس و توجه مغز جهت تجزيه و تحليل ان بر مبناي تجربياتي كه ندارد ! پس اولين پاسخ نزديك به سمپاتيك (دفاعي) را صادر ميكند و چون انتي بادي از قبل براي اين محرك ها تعريف نشده از ابزار تعميم به ناخود اگاه استفاده كرده درون گرا ميشود.

424:



با سپاس از شما
لطفا یکی از این اتفاقات را همراه سند مشخص کنید
فقط یکی
اتفاقا من هم معتقدم که دنیای ما کارتونی نیست چون همه این ها را فقط در کارتون ها دیده ایم
اون دانشمندهای خبره نگون بخت هم جمع شدند که همینو ثابت کنند
حالا مگه برای بعضی از پرونده ها جواب در خور منطق پیدا کردند؟

425:


من از شما معذزت می خوام باور کنید مطالب شما را نخوانده بودم و اصلا منظورم به کسی نبود
ولی باور کنید داستان زیبایی داشتید

426:

خواهش میکنم
داستان !
واقعیتِ

427:

f-m-7میشه بقیشو بگی؟بعدش چی شد؟

428:

منظورت اینه که 19 سال رو . . . به قلم بکشم !
خیلی اتفاقها افتاده بعضی هاش شیرین ، بعضی هاش تلخ
ممکنه باعث وحشت بشه

429:

خوب یه دونش که باعث وحشت میشه رو بگو......

430:

شّك به شك اصل ايمانه !‌.....
فرشته ؛ محركي با امواج فركانس خوشايند كه در موقعيت هاي زماني و مكاني متفاوت استحصال ميگردد
* مطابق با بديهيات خرافي ( خارج از جهان ماده - كه قابل تعريف نيست) پديده ايست متافيزيك كه متمايل به افعال نيك است
و در برابر شيطان و اهريمن قرار ميگيرد
. داراي مشخصاتي كه مورد پسند و نياز تحريك شونده است / مانند [بي ثباتي و گريزان = براي افراد تنها و درون گرا] ؛ [ تن ناز و فريبا = براي افرادي كه توقعات بيجا و هوس بازند] ؛ [ بسيار محترم و مبادي آداب = براي افراد سر خورده كه مورد حمايت جامعه يا خانواده قرار نگرفته اند ( عقده حقارت دارند)] و .......
. بطور كلي انچه كه غرايز سركوب شده براي ارضا نياز دارد درون شخص ثالثي جستجو ميشود
. و چه بهتر كه روحاني و موّجه باشد .

431:

ضمنا ؛ نظر به اين كه تزريق افكار نيك (انرژي مثبت) در متا فيزيك از طريق جهان فيزيك تقليل يافته اين گونه موارد كمتر ظهور پيدا كرده و مردم به روابط منطقي گرايش بيشتري دارند !!! يا بعبارت ديگر ««مازوخيسم( خود آزاري اعتقادي)»» خوراك موتور وجودي و محركه و عامل تكثير و توليد مثل يا مشابه از اين دست پديده هاست .

432:

من بارها با دوستانم احضار ارواح به اصطلاح انجام دادم واجسام در اطراف ما به حرکت در میامد ولی باور کنید اینها همه قدرت مغز است

433:

هر حقيقت قابل تفسير قابل تكذيب است

؛چون هرگاه فردي بتواند موضوعي را با سلايق شخصي بنفع خود تفسير كند
. همان فرد ميتواند همان موضوع را چنان چه به نظرش مضر باشد تكذيب كند
. پس حقيقت قابل تفسير نيست و از بديهيات است .

434:

سلام .
روح وجن وجود دارند و من هم دیده ام اما بهتره با این موجودات زیاد دوست نشوید جن ها از شما تغذیه می کنند .

435:

اينو از كجا آوردي ؟؟؟ تايپهاي منو تحويل خودم ميدي ؟؟؟ ناقلا !

436:




فقط كافي دروازه هاي ورود را بگشاييد واجازه دهيد فركانسهاي مطلوب و نا
مطلوب وارد زندگيمان شود . اين موضوع اصلا اشكالي ندارد . اما اينكه ما نمي توانيم انها را بطور معمول از هم تميز دهيم و فركانسهاي مطلوب را خواسته دريافت و فركانسهاي نامطلوب را دفع كنيم اشكال كار است . در آينده اثبات خواهد شد كه اين نوع محرك ها وجود دارند و مانند ويروس كامپيوتر عمل ميكنند و ما در حال حاضر براي دانلود كردن يك فولدر ناچيز كل هاردمان را آلوده ميكنيم .!!!! وفعلا تنها انتي ويروس موجود و كاربردي خرد است .كه با بروز كردن آن ميتوانيم بهتر با اين آلودگي ها مقابله كنيم .

437:

ديدنى نه
ولى صداشو شنيدم
يه جا هست تو كويت معروف به خونه جنا
من كه جرعتشو ندارم برم
هركى رفته ديكه....

438:

از کلیه عزیزان دعوت می کنم
به تایپک جالب و جنجالیه :می دانیم خدا هست
اگر اونجا مسئله حل شد این جا هم ییلاقی میشه واسه خودش

439:

بله دوسال در ميان جاده كرج بايك جن زندگى مىكردم
در طول اين دوسال زندگيه پر هيجان و شيرينى داشتم .روزى كه خانه رو داشتم تحويل ميدادم خيلى غمگين بودم بعضى مواقع دلم براش تنگه مىشود.

440:

مهسا جان من كه هنوزم ميگم تو نديدي اوني كه تو تعريف كردي توهماتت بوده

441:

کیوان خب یکم توضیح بده!همینجوری یه چیز میگییییدا!حداقل چندتا از خاطراتت یا اولین بار که دیدیشو بگو.همه که ناز میکنن برا ما!

442:

خب چندتا از تجربیاتتون رو تعریف کنید و شناختی که ازشون بدست آوردید.

443:

چه جالب. کیوان میشه بیشتر توضیح بدی؟
یعنی تو یک خونه و زندگی..........

تازه دلتنگشم شدی؟

البته منم شنیده بودم که بعضی خونه های خاص یا محلهای خاص جن داره

444:

حالا بگو ببینم،وجود من و تو هم در آینده قابل اثباته یا نه؟

445:

من که خودم ومپایر هستم و روح هم زیاد دیدم ولی چون خودم قدرت زیاد دارم از من می ترسن

446:

راستش خونه ما جن داره تا چند ساله اول خیلی اذیت میکردن تا جایی که شب ها نمی تونستیم بخوابیم ولی روشونو کم کردیم الانم هستن ولی اذیت نمیکنن اونا بیشتر میترسن تا ما!

447:

روح ندیدم. اما تا دلت بخواد جن دیدم! قدیم ها جاشون بالای منبر بوده گویا، ولی الان بر تخت قدرت جلوس فرمودن و دارن بر ما حکومت میکنن

448:

مسائل ماوراءالطبيعه چيزايي هستند كه نه ميشه به راحتي ردشون كرد و نه ميشه تاييدشون كرد.از يك طرف علم و دانش همراه منكر وجود چنين موجودات عجيب و غريبي ميشه و ميگه وجودشون به اثبات نرسيده اما از طرفي خودت چيزايي رو مشاهده ميكني كه جالب هست و برات باورپذيرش ميكنه.مثلن يكيش رو خوده من ديدم.با دوستام ساعت دوازده شب از مراسم تاسوعا برميگشتيم كه يهويي ديديم يكي از دوستام شنگول ميزنه.اولش فكر كرديم شوخي ميكنه.اما يهويي ديديم داره ميره سمت دره و هر كار مي كنيم جلوش رو بگيريم با قدرت زيادي مارو عقب ميزنه.خداييش خيلي زورش زياد شده بود.اونقده جيغ و داد كرديمو و مردم اومدن هي انواع و اقسام سوره ها و دعاهارو خوندن و بهش فوت كردن تا يهويي غش كرد و وقتي بهوش اومد هيچي يادش نبود.
پدربزرگ من هم توي عروسي جن ها شركت كرده بود در حالي كه خودش متوجه نبود الان كجاست و از جايي كه با گوسفنداش اونجا بود دو ساعت فاصله مكاني پيدا كرده بود.يعني از جايي به جاي ديگه برده بودنش....

مجموعه احضار ارواح در 6 دقيقه هم چيزه جالبيه و براي كسايي كه دل و جرات شو دارن احتمالن نتيجه بخشه.

449:

جن ها بیشتر در جاهای متروک و خرابه زندگی می کنند. من یک شب دو تا از آن ها را دیده و حرف هایشان را شنیدم، خاطره ی جالبی بود. همه ی اهل منزل آن شب از سر و صدای عجیب و غریب در آن خانه به وحشت افتاده بودند!

450:

الله اكبر

451:

باید بسم الله بگی تا فرار کنن

452:

بایدمیگفتیomg

453:

نشونه تعجب بود
نوشته اصلي بوسيله unartig نمايش نوشته ها
بایدمیگفتیomg
نه جنه عرب بوده

454:

باور بفرمایید ملاقات جالبی بود...

455:

saturn گرامی این دوستان از متحجرین بیخدا و مادیگرا هستند و عقاید مخالفشون رو برنمیتابند. بسم الله بگو و ازشون بگذر.

456:

وای،من خیلی ترسو هستم!الان که این صفحه رو باز کردم چشامو بستم!خیلی دوس دارم بخونم چی نوشتین!

457:

بايد خدا رو شكر كنند كه ما متحجران تهديد به حملات تروريستي و سر بريدن نميكنيم!
جنجال ارواح و جن
جنجال ارواح و جن
جنجال ارواح و جن
جنجال ارواح و جن

458:

ولی عوضش پاش بیفته به کودک و زن و پیرمرد و ...هیچکی رحم نمیکنید و یه بمب اتم یا کلا هر نوع بمبی رو هرجا که مصلحت اقتضا بکنه میفرستید

459:

آمریکایی که بمب اتم انداخت یک کشوربه شدت مذهبیه ژاپنیهاهم بودایی هستند که به روزقیامت وخدا اعتقادی ندارند.
دفاع شما یه دفاع غلط بود .تسلیت عرض میکنم

460:

حالا لازم نیست به خاطر چند جن به جان هم بیفتید! نیازی هم به گفتن بسم الله و ... نبود چون کاری به کار ما نداشتند و برای خودشان زندگی می کردند. ضمناً با خدا و بی خدا و ... هم می توانند برخی مسائل غیرمادی و روحانی را تجربه و احساس نمایند.

461:

درسته ، وقتی سلاح های کشتار جمعی هست واسه چی سر ببرین
حجم اسناد ارائه شده توسط محققان کشورهای مختلف از جمله خود آمریکا ، جای شکی نگذاشته که حملات 11 سپتامبر توسط رژیم آمریکا انجام شده و به بهانه آن دو جنگ علیه جهان اسلام راه انداخت .
و تعداد مسلمانانی که در جنگ رژیم آمریکا علیه جهان اسلام کشته شده ، بر کسی پوشیده نیست .
ظاهرا رژیم آمریکا بیشترین میراثی که از wild west برده همان قسمت wild اش هست .

462:

in god we trust

463:

ميشه اسنادش رو نشون بديد ما هم از گمراهي در بيايم!؟
والا يه تاپيك بود در همين مورد آخر كسي نتونست اين ادعاي شما رو اثبات بكنه،حداكثر به اهمال و ساده گيري مقامات آمريكا رسيد.
حال خوبه اونجا نظامي ها كشتار ميكنند،مردم عاديش نميريزند بيرون كسي رو تهديد بكنند!
راستي نكنه اينها كه پلاكارد داشتند هم عوامل آمريكا و اسرائيل بودند؟!بعيد نيستا!

464:

چرا که نشه ولی وقت گذاشتن می خواد .
___________
خوب پس چون نظامی هاش کشتار میکنن پس نتیجه میگیریم چندان اشکالی نداره ولی اگه چند تا پلاکارد به دست گرفته بشه صلح جهانی به خطر میفته
___________
شاید بودند و شاید نه ! ولی عامل قتل مسلمانان در عراق ، افغانستان ، پاکستان ، فلسطین ، لبنان و غیر مسلمانان در ژاپن ، ویتنام ، کره "جنگ کره " و .... (ماشالله یکی دو تا که نیست با شمردن تموم بشه ) آمریکا و اسرائیل هست .

رژیمی که ظاهرا بقایش به کشته شدن انسان های دنیاست !
جهان بدون آمریکا جهان امن و در صلح ای خواهد بود .

465:

توجه بفرمایید که آمریکا یا هر دولت دیگری با نام خدا و جهاد و ... به کشتار دست نمی زند و منافع ملی و مسائل سیاسی را دست مایه قرار می دهد، ولی کسانی که شما از خشونت شان دفاع می فرمایید با نام اسلام و صلح و دین کامل جهانی به چنین رفتارهایی اقدام می کنند. اینکه شما به سر بریدن اعتقاد و ایمان داشته باشید با لغزش انسانی شما و مرتکب آن شدن بسیار فرق می کند. وقتی کشتن و سر بریدن تقدس یافته و در قلب کودکان مسلمان پرورش یابد، دیگر جایی برای دفاع از آن وجود ندارد... چرا، لازم است کمی عمیق تر بیندیشید!

466:

حالا چه شد که پای آمریکا و انگلیس در بحث اجنه هم به میان آمد، نمی دانم! ولی سیاه و سفید دیدن جهان یکی از آفت های فکرهای دربند هست. شما که جهان بدون آمریکا را آرزو دارید، قطعاً احساساتی شده و نفهمیده اید که هم اکنون دارید از برکات همان جهانخوار استفاده نموده و حرف هایتان را با جهان سهیم می شوید و خیلی برکات دیگر که در تمام زوایای زندگی تان ضرورتاً حضور دارند. زیاد تند نروید که مجال عقل مجال آرامش و سنجیده سخن گفتن و دوری از قضاوت است.

467:

شوخی میکنید؟مگه آمریکااینترنت رااختراع کرده؟منوباش فکرمیکردم کار اجنه است
تازه این سعید میخواست به ما بقبولونه که آمریکا بمب اتم رااختراع کرده که باهاش بشریت رانابود کنه سعیدببین saturn چی میگه

468:

خوب در آمریکا هم اجنه هست، شاید کار اونها باشه! وگر نه این چیزها به عقل بشر که نمی رسه

469:

با اينكه طرفدار آمريكا نيستم ولي باز مجبورم وكيل مدافع شيطان بشم!
نشون ميده كه روحيه مردم عاديش چطوره كه از نظامي هاي اونها خطرناك ترند!
ميشه ديد دشمنان آمريكا چه موجودات گوگولي مگولي و بي خطريند كه اين استكبار جهاني بهشون آزار رسونده
عراق:القاعده و رژيم صدام
افغانستان:طالبان
پاكستان:باز القاعده
لبنان:خب اينجا به دليل اينكه طرفدار اسرائيل نيستم،نيمشه همشو به حزب الله ربط داد
ژاپن:قتل عام و كشتار وحشيانه 300 هزار نفر و تجاوز به مردم شهر نانجينگ اونم به فجيع ترين روشها(جدا از تمامي خطراتي كه براي باقي نقاط جهان داشت!)
ويتنام:با برادران ويت كنگ كه آشنا هستيد؟!به روستايي هاي خودشون رحم نميكردند!
رژيم كره شمالي:سوابق درخشانش و... ديكه تبديل به جوك شده!
هنوز مطمئنيد كه جهان بدون آمريكا جاي امن تري ميبود!؟حداقل من مطمئن نيستم!

470:

الان اینا که گفتی به جن و روح چه ربطی داشت؟

471:

جناب شوالیه از شیطان دفاع کردند که خب، شیطان هم جد بزرگ اجنه بوده...

472:

فکر کنم شوالیه رو باید بفرستیم دارالتادیب تا دیگه از شیاطین دفاع نکنه

473:

وكيل وكيل مدافع شيطان ديگه آخرشه!

474:

درست شدني نيست

475:

البته اساساً من از وکالت خوشم نمیاد ولی چاره ای نبود یه جوری باید قضیه رو به هم ربط می دادم. اما اگه به بحث اجنه و متافیزیک برگردیم، نظر من باقی گذاشتن جای هر احتمالی در اندیشه، هست. به طور مطلق قبول یا رد وجود یک مفهوم اشتباه است. ولی اینکه این مفاهیم چگونه هستند و ادامه ی آن، آب در هاون کوبیدن است و وقت تلف کردن.

476:

درمورد این کره شمالیها قبل ازحمله عراق وتواون مجله نیوزویک که قبلا درموردش حرف زده بودم نوشته بود که این کره شمالیها تودهه 70میلادی میرند و65 خانواده ژاپنی را ازکشور ژاپن میدزدند میبرند کشورخودشون تابافرهنگ ژاپن آشنا بشند .بعدمیگفت هنوزکه هنوزه اینهاراآزادنکردند واجازه دیدارباخانواده اشون تو ژاپن راندارند

477:

يا اين فيلما افتادم كه فضاييا انسان ها رو ميدزند و روشون مطالعه ميكنند

478:

شایداین فیلمهاراازروی همین کار برادران کره شمالی ساخته باشند

479:

پس هیتلر هم یک جنایتکار نبوده ، چون نه با نام خدا و جهاد و ... به کشتار دست نمیزد .
پس مسئله هولوکاست ادعایی هم حل شد ، چون اون هم جنایت به حساب نمیاد .

نوشته اصلي بوسيله saturn نمايش نوشته ها
حالا چه شد که پای آمریکا و انگلیس در بحث اجنه هم به میان آمد، نمی دانم! ولی سیاه و سفید دیدن جهان یکی از آفت های فکرهای دربند هست. شما که جهان بدون آمریکا را آرزو دارید، قطعاً احساساتی شده و نفهمیده اید که هم اکنون دارید از برکات همان جهانخوار استفاده نموده و حرف هایتان را با جهان سهیم می شوید و خیلی برکات دیگر که در تمام زوایای زندگی تان ضرورتاً حضور دارند. زیاد تند نروید که مجال عقل مجال آرامش و سنجیده سخن گفتن و دوری از قضاوت است.
پای انگلیس و آمریکا با آوردن تصاویری از مسلمانان درباره 9/11 به میون اومد .
اتفاقا شما تند نروید و به عقل مجال اندیشیدن بدهید ، خب اینکه امکان گفتگوی من رو بوجود آورده اند ، دلیل می شود از جنایت هایشان سخنی نگویم ؟
اگر بگویم چون اینترنت را آمریکا برای من به وجود آورده پس من هم تعریفش را بکنم یعنی دیدن تمام طیف های رنگی . شما نفهمیده اید سیاه و سفید دیدن یعنی چه .

نوشته اصلي بوسيله undead_knight نمايش نوشته ها
با اينكه طرفدار آمريكا نيستم ولي باز مجبورم وكيل مدافع شيطان بشم!
نشون ميده كه روحيه مردم عاديش چطوره كه از نظامي هاي اونها خطرناك ترند!
ميشه ديد دشمنان آمريكا چه موجودات گوگولي مگولي و بي خطريند كه اين استكبار جهاني بهشون آزار رسونده
عراق:القاعده و رژيم صدام
افغانستان:طالبان
پاكستان:باز القاعده
لبنان:خب اينجا به دليل اينكه طرفدار اسرائيل نيستم،نيمشه همشو به حزب الله ربط داد
ژاپن:قتل عام و كشتار وحشيانه 300 هزار نفر و تجاوز به مردم شهر نانجينگ اونم به فجيع ترين روشها(جدا از تمامي خطراتي كه براي باقي نقاط جهان داشت!)
ويتنام:با برادران ويت كنگ كه آشنا هستيد؟!به روستايي هاي خودشون رحم نميكردند!
رژيم كره شمالي:سوابق درخشانش و... ديكه تبديل به جوك شده!
هنوز مطمئنيد كه جهان بدون آمريكا جاي امن تري ميبود!؟حداقل من مطمئن نيستم!
در مورد القاعده و افغانستان در تاپیک دیگری مصاحبه برژینسکی را قرار دادم . آمریکا خودش بوجود آوردش .
درباره جنایت فاجعه بار نانکن شکی وجود نداره ولی چه ارتباطی با جنایت آمریکا داره ؟
مگه آمریکا زمانی که هیروشیما را بمباران می کرد گفت اینو عوض جنایت شما در نانکینگ زدم ؟
جوری میگید گویی که آمریکا در پاسخ به جنایت ژاپن در چین اون جنایت رو انجام داده . اون یک جنایت بوده اینم یک جنایت دیگه.
بله تاریخ سراسر جنگ و لشکرکشی و ادامه تهدیدات امریکا میگه جهان بدون امریکا جهان امنی خواهد بود .
_________
پ . ن : هر چند که گفتن "طرفدار آمریکا نیستم" به شدت "لیبرالیسم فرانسه را قبول ندارم " نبود ولی مفهوم نزدیکی در ذهن من بوجود آورد .
نظرتان در این مورد چیه که بگیم لیبرالیسم خوبه ، ولی کشورهای لیبرال بدند .



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

احساستو با یک تصویر نشون بده
عکسهایی که خودم گرفتم
اتاق گفتگوی تالار عکس
عکس های شخصی اعضا (عکس های موقت)
عکس های شخصی اعضا (عکس های دائم)
تفسیر آواتارهای هم میهنی

یه گل به نفرِ قبلیت هدیه کن
تصاویر زیباترین گلهای جهان
نمای نزدیک از حشرات (تصاویر میکروسکوپی)
عکسهای دیدنی از ابراز عشق حیوانات
تصاویر خنده دار از حیوانات
گربه های نازنازی و ملوس
*