برای تغییر دادن زندگی چه جوری انگیزه ایجاد کنیم؟


برای تغییر دادن زندگی چه جوری انگیزه ایجاد کنیم؟



برای تغییر دادن زندگی چه جوری انگیزه ایجاد کنیم؟
برای عوض کردن الان زندگیمون چه انگیزه ای باید ایجاد کنیم؟
وچجوری؟



نظر شما در مورد دوری از ایران و غربت چیست ؟

1:

به نظر من لازمه تغيير زندگي و تحول و از نو ساختنش، هدف عالي داشتنه، كه با اميد رسيدن به اون هدف آدم تلاشش رو روز به روز بيشتر مي كنه
مثلا من از زندگيه الانم خسته شدم، يا اينقدر اشتباه كردم كه نمي دونم چه جوري بايد تصحيحشون كنم تنها چيزي كه به ذهنم مي رسه اينه كه اي كاش اينجوري نشده بود، اي كاش فلان اشتباه رو نكرده بودم، اي كاش...


تروخدا راستشو بگید؟؟؟ کسی هست که.....
به جاي اي كاش فرمودن بايد دست به كار شد بناي زندگي رو از نو ساخت، همه چيز رو از نو شروع مي كنيم.


حکایت ها و اتفاقات جالب زندگی شما
يه راه جديد، يه مسير بهتر، بسم الله ...


ریشه فقر کجاست؟و چگونه می توان از افزایش فقر جلوگیری کرد؟
يا علي بگو شروع كن، از تو حركت از خدا بركت

من اين كارا رو كردم خيلي خير ديدم


صادق هدایت.....

2:

تو اینجور مواقع باید گذشته را به خاک سپرد انگار وجود نداشته و از حالا باید چیزی را بسازی که بخوای
منم به هدف داشتن معتقدم


اهدا عضو

3:

نه گذشته رو نبايد مدفون كرد!

بايد از تجربياتش هستفاده كرد، اگر بدون هستفاده از تجربياتش خاكش كنيم دوباره همون اشتباهها گريبان گيرمون مي شه...

ولي بدياشو بايد به خاك سپرد، خاك سرده و آدم زود يادش مي ره!


نقش روشنفکران در انقلاب

4:

براي اينكه تغييري صورت پذبرد انگيزه بايد دروني باشد انگيزه هاي بيروني و فشارهاي ديگران فايده اي در تغيير يافتن ندارد و فقط ضاهريست و زود گذر.


دستگاه کوچک کننده بینی! توهم یا واقعیت؟

5:

یه انگیزه درونی بمن میگی

6:

مثالي دراين باره: فرد چاقي كه از چاقي خود ناراحت نيست انگيزه دروني براي لاغر شدن ندارد ولي اگر بر اثر فشار اطرافيان تصميم بر لاغر شدن بگيرد اين كار او چون دروني نيست چندان مفيد نخواهد بود و در ذهن بر اون پايبندي زيادي ندارد..


7:

من اون موقع ها که چاق بودم همیشه از چاقیم میرنجیدم ولی هیچوقت اراده لاغر شدن نداشتم دوست داشتم اما نمیتونستم
بعد که دیگه ولش کردم خود لاغر شد یعنی خودبخود خوش فرم شدم

8:

با كمي توجه به زندگي انسانها و واقعيات حاكم بر زندگيش در بيشتر مواقع يك نارضايتي و عدم پذيريش در نوع زندگيشون مشهود هست كه غالباً سعي شده كه اين واقعيات كه همواره از نظر خود شخص توجيح ناپذير و غير قابل قبول و اجباري تعريف شودو حال هدف تمامي انسانها تغيير اين واقعيات نامطلوب وغير ارادي در جهت زندگي قابل تامل تر و ايده ال تري ست.


براي عوض كردن زندگي ، بايد هدف و انگيزه داشت، بايد يك تصايشانر سازي ذهني از ان چه كه علاقمند به داشتن و بودن ان هستيم در خودمان ايجاد كنيم ، وقتي در ذهن ايده الي را براي خود تجسم مي كنيم و خود را در ان واقعيات برنامه مي دهيم خواسته يا نا خواسته احساس خوشبختي و لذت مي كنيم و اين احساس مانند نيرايشاني محرك سعي بر هدايت ما بسايشان اين ايده ال مي كنند .با يك تجزيه تحليل بسيار ساده از واقعيات فعلي و عدم مقبول بودن اين واقعيات و ترجيح واقعيات عاليتر در اينده ، اين نگرش را مي تواند در ما ايجاد كند كه براي عوض كردن زندگي بايد تغييرات در نوع نحو نگرش خود به موضوعات و سعي و تلاشي جدي و قابل قبول تري در كارهاي انجام شده در نظام مربوط به زندگي خود كنيم.

كه البته اين خواستن حتماً بايد دروني و با اراده اي آهنين همراه باشد و سعي بر عبرت گرفتن از گذشته خود و نتايج حاصله باشد چرا كه با فراموش كردن گذشته محكوم به تكرار ان مي شايشانم و البته هميشه اين به نوعي ديگر قابل رايشانت هست.




9:

به نطرتون اگه تو زندگی در اثر تصمیم گیری اشتباه چیزهای مهمی رو از دست داده باشیم که دیگه نمی تونیم اونو برگردونیم باید چکار کرد مثلا یک شغل خوب یا دوست خوب

10:

نخست بايد رايشان اون اشتباه بسيار بينديشي تا بتمامي اشتباهت را بشناسي و با زير و بم اون آشنا شايشان سپس بايد خود را ببخشي.


11:

اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم
و با وظایف و مسئولیتهایمان آشنا باشیم

12:

بايد سعي بر جبران اشتباه گرفت.و اين به اين معني نيست كه مي توان گذشته و اشتباه را تغيير داد بلكه با تفكر در مورد كسب نتيجه حاصله از اشتباه مي توان اقدام به بهينه سازي موارد جديد تري كه در پيش رو هست كرد.گذشته ها گذشته ، حال چه در مورد شغل باشد و چه در مورد دوستي خوب ( كه البته اين مورد خيلي مهم هست ) ولي مي توان با تجربه بدست آمده كه همواره در زندگي قابل رايشانت و احساس هست ، در مسير تكامل در زندگي پيش به سايشان راهي درست تر و قابل قبول تر رفت.

به قول كسي اشتباه را محكوم كن ، نه كسي كه از او اشتباه سر زده
.

13:

به نام خداوند بخشنده مهربان
خود نویسی کشف خودمان هستعدادهایمان ارزوهایمان اهدادافمان و خلاصه دنیای فکریمان
بعد بر پايه ان برنامه ریزی نمودی

و با تو کل نمودن برخالق مالک و معبودمان حرکت نمودن

14:

یک اصل basic و پايه ی فراموش شد و ان ایمان هست

اگر نازی کند فرو ریزد قالبها

15:

هرروز انگیزه کمتر میشه
چرا؟

16:

باید برای خودمون یه هدف انتخاب کنیم و تمام تلاشمون رو بکنیم برای رسیدن به هدفمون.


اون هدف هر چقدر بزرگتر باشه عزم بیشتری میخواد ....

نافرموده نباشد که باید به هدفمون ایمان داشته باشیم و توی رسیدن به هدف از هیچ تلاشی کوتاهی نکنیم.

17:

بله و بايد براي اين هدف ها تايم وقتي مشخص كرد.مثلاً من تا فلان تاريخ بايد اين كار را انجام بدم و به اين هدفم برسم.

18:

به نظر من آواتار تو مهمترین راهنمایی که تو زندگیت میتونه به توکمک کنه اگه یه نفر رو داشته باشی که تو زندگیت همه چیزت باشه و تو هم براش همه چیز باشی بزرگترین انگیزه ای هست که ممکن بتونه هر چیزی رو تغییر بده این انگیزه هم بیرونی هم درونی وهمچنین نه درونی ونه برونی بلکه فرا محیطی و فرا محاطی
موفق باشی

19:

گاهی وقتها هست که همه انگیزه ها می میرن .رنگ می بازن.هدف داشتی ،می خواستی بهش برسی و تلاش می کردی براش ولی کم کم کمرنگ و کمرنگتر شدن.انگیزه ها رو برای رسیدن به اهدافت از دست دادی .واقعا علتش چیه؟علتش بعضی وقتها بخصوص در جوامع غیر پیشرفته ،می تونه این باشه که اون هدفی که داشتی و دنبال می کردی ،خواسته درونیت نبوده .در راهی برنامه گرفتی که محیط و شرایط بهت تحمیل کرده و اگر در محیط و شرایط مطلوب بودی و خودت و نیاز ها تو می شناختی و علایق واقعیتو شاید در سمت و سوی دیگه ای بودی.

ولی حالا شاید خودتم متوجه نباشی که باید به راه دیگه ای می رفتی و لی سردر گمی .

نمی دونی چی می خوای از زندگیت و باید دنبال چی باشی که راضیت کنه و کم کم ممکنه همه انگیزه هاتو از دست بدی.گاهی هم شاید بترسی از اینکه فکر کنی راهو اشتباه اومدی و دیگه برای برگشتن دیگه دیره و باز هم سردر گمی.
بعضیها می گن ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازه هست و برو دنبال ندای درونت.

فرمودنش اسونه ولی در عمل کار سختیه .خیلی سخت و وقتبر.
کاش همه درست هدایت می شدن در جهت رسیدن به تواناییهاشون.
البته این یکی از علتهاس.باز هم سر میزنم.تاپیک خوبیه ولی کم مشتری.چرا؟


20:

واقعا چگونه باید انگیزه ایجاد کرد؟
وقتی در پایان دوره تحصیلات دانشگاهی _که ورود به دانشگاه خود کابوسی دیگر هست در این مملکت_تامین شغلی نداری.ایا غیر از این هست که خیلی ها سپس فراغت از تحصیل می خواهند،شغلیداشته باشند و برای خود زندگی تشکیل دهند؟ایا این بطور عرفی و از نگاه مذهبیون شرعی پذیرفته نیست؟با چه تامینی؟چشمشان تا کی به دست پدرشان باشد؟حالا اگر پدرشان مایه ای نداشت چه نمايند؟غیر از این هست که در مورد خیلی ادمهایی که می خواهند یک زندگی عادی را شروع نمايند ،همین مساله بی انگیزگی ایجاد می کند؟

در جایی خواندم که برای روی خط فقر بودن و نه بالای ان،هر فردی باید ماهیانه در امدی حدود 500 هزار تومان داشته باشد.و اگر در متن جامعه باشید ،لابد می دانید که بسیاری در امد معادل 200 هزار تومان هم برای امرار معاش خانواده شان را ندارند.

واقعا چون کشور فقیری داریم!!!!و اصلا منابع نفتی نداریم!!!!! و کارهای مهمتری داریم،مثل انرژی هسته ای!!!!!کمک به بی خانمانهای فلسطینی !!!وقت نداریم ،پول نداریم که به جوانهای بی انگیزه فکر کنیم.
در عوض چیز های بهتری داریم.مواد مخدر تا دلتان بخواهد.جوانها باید از مواد مخدر هستفاده نمايند تا کاملا فراموش نمايند که ،که بودند و چه می خواستند.بخوابند و نئشه باشند تا ما _منظور حکومت_به کارهای خودمان برسیم،بی چشمی که ما را بپاید و بی سوالی که ما را در مقام پاسخگویی در اورد.
واقعا جای تاسف هست.برای مملکت ما با اینهمه سرمایه مالی و انسانی.منابع مالی ما صرف بازیهای سیاسی حکومت مان می شود و سرمایه انسانی مان هم قربانی فساد حکومتی می شوند که بخاطر قدرت مطلق بودن از هیچ جنایتی فروگذار نمی کند.همه چیز کم کم در این مملکت عادی می شود،حتی اعتیاد جوانها.خیلی از خانواده ها را می بینیم که از نظر فرهنگی هم سطحشان بالاست و فرزند معتاد دارندو با این قضیه کنار امده اند،انگار خیلی عادی هست!.چه کسی واقعا مسول هست و چه کسانی به این مساله دامن می زنند؟.نمی دانم چقدر با امت سرو کار دارید ولی اگر سرو کارتان با مرذم زیاد باشد ،می دانید که اعتیاد ،فقر و بدبختی بیداد می کند.و اینها همان چیزهایی هست که حکومت های فاسد لازم دارند تا به بقایای خویش ادامه دهند.
با این اوصاف دوستان چگونه باید انگیزه ایجاد کرد؟


21:

حالا که آواتارتو عوض کردی پست منو هم بی ارزش کردی چه برسه که بخوای انگیزه هم ایجاد کنی (شوخی)

22:

يه راهش خودكشي بي خيالي و خود زني هست ...

شوخي كردم : بيايد و براي زندگيتون هدف بسازيد و هدف ها را در ذهنتان با چشم درون ببينيد تا جايي كه وجد و سرور رسيدن به ان را احساس كنيد ، حال راه هاي رسيدن به ان را بنايشانسيد ...

اينگونه زندگي سرشار از انگيزه نشاط و تحرك را داريد ..


23:

میتونید تو این طرح ما هم شرکت کنید بخصوص برای پیدا کردن انگیزه و مواجهه با مسائلی که اغلب در راه شکل گیری انگیزه و هدف مانع ایجاد مینمايند.

(امتحانش مجانیه!)

24:

بايد اهداف را مشخص كرد و براي رسيدن به ان تايم وقتي برنامه داد.


25:

همين كه تو الان داري به اين فكر مي كني كه چه جوري ميتوني بهتر زندگي كني ، نشون ميده كه انگيزه بهتر زندگي كردن تو شما ايجاد شده .



حالا برو اطلاعات كسب كن ببين هستاندارد يه زندگي خوب تو دنيا چيه .
وقتشه كه به آرزوهات فكر كني .

انگيزه تغيير ايجاد شده حالا انگيزه جلو رفتن بايد ايجاد كني .


26:

اما به نظر من کمرنگ شدن انگیزه دلیل بر اشتباه انتخاب کردن هدف نیست و دو دلیل می تونه داشته باشه :
1.هدفی که انتخاب شده خیلی بزرگه و ما کم توانیم برای پیمودن راه , که یه چنین انگیزه ای رسیدن بهش خیلی مشکله ولی وقتی که بهش برسیم زندگیمون رو 180درجه تغییر می ده طوری که ممکنه حتی رو زندگیه اطرافیانمون هم تاثیر بذاره
2.ممکنه یه هدف ساده و دمه دستی باشه اما تو همین راه کوتاه وساده برای رسیدن به هدف اونقدر مشکلات و موانع پیش بیاد که توانمونو بگیره
در هر صورت رسیدن به هر دو اونها مشکله اما راهیه که باید پیموده شه و برایه تجدید انگیزه فکر کردن دوباره به خوبیها و مضیتهای اون هدفه

27:

حرف شما صحیحه اما خودم شخصن تا به حال نتونستم برای هدفهام وقت معین کنم و تنها کاری که کردم تلاش و هستفاده کردن از موقعیتهایی بوده که برام پیش اومده

28:

1 - شناخت
2 - هدفمندی
3 - نظم داشتن
4 - همفکری
5 - صبوری
6 - صداقت
7 - امانتداری
8 - دور اندیشی
9 - اراده هستوار
10- توکل بر خدا

29:


منم فكر مي كنم انگيزه با هدف متولد ميشه اما اگر اين هدف در طولاني مدت محقق بشه ، انگبزه ي تلاش براي رسيدن به هدف هر روز كمرنگ و كمرنگ تر ميشه تا جايي كه اگه اراده ، پشتكار و ثبات قدم نباشه ، اين انگيزه ي دروني كاملا خشك شده ، فرد از حركت باز مي مونه ...

30:

استراحت .

تمرکز ذهن و اعصاب .

مایه اشتیاق


این سه ضلع باشه .

فکر کنم بتونه تاثیر بزاره و باعثه تغییر بشه .

31:

10 راه براي تغيير طرز تفکر و دگرگون کردن زندگي



نگرش ما به زندگي يعني همه چيز! چند روز پيش تبليغي درمورد افسردگي در تلايشانزيون ديدم که افراد را به "تغيير طرز تفکر" تشايشانق مي کرد.

واقعاً آفرين به همينطور تبليغاتي که هوشياري ايجاد ميکند.

براي دست يافتن به قانون جاذبه در زندگي—يعني جذب کردن بيشتر چيزهايي که در زندگي مي خواهيم به سمت خود، و تبديل منفي ها به مثبت—بايد طرز تفکرمان را تغيير دهيد و يک نگرش جديد به زندگي پيدا کنيم.


سالها پيش مربي اخلاقم درمورد تغيير ديدگاه به روشي بسيار ساده صحبت مي کرد.

از طريق تصاايشانر و احساسات.

او به من نشان داد که چطور حرکت دادن يک پا به سمت راست يا چپ يا جلو و عقب، ديدگاه شما را نسبت به صحنه اي که مقابلتان برنامه دارد تغيير مي دهد.

وقتي از زاايشانه اي متفاوت به دنيا و آدم ها درون اون نگاه مي نماييد، اون را متفاوت خواهيد ديد و متفاوت درمورد اون فکر خواهيد کرد.

تغيير ديدگاه، تغيير زاايشانه ديدي که با اون به خودتان و دنيايتان نگاه مي نماييد، در چيزهايي که مي بينيد و واکنشي که به اونها مي دهيد، تاثير مي گذارد.


من خيلي از مراجعينم را در اين چند سال به تغيير طرز تفکر و ديدگاهشان تشايشانق کرده ام و خيلي از اونها موفق شدند با اين روش به چيزهايي که در زندگي مي خواستند—پول بيشتر، خريد يک ماشين نو، عشق و ...—برسند.

به همين خاطر تصميم گرفتم اين 10 نکته براي تغيير رايشانکرد به زندگي را به چاپ برسانم.



1.

يک مسير جديد انتخاب کنيد.

به دنبال يک راه جديد براي رسيدن به مقصدتان باشيد.

براي رفتن سر کار چه پياده از پارک رد مي شايشاند يا با اتوبوس مي رايشاند، سعي کنيد يک مسير جديد براي خود انتخاب کنيد که به شما ايده ها و بينش تازه اي نسبت به محيطتان بدهد.


2.

نقش ديگران را بازي کنيد.

براي لحظه اي هم که شده افکار و نظرات خود را کنار بگذاريد و با چشمان يک نفر ديگر به يک موقعيت يکسان نگاه کنيد.

سعي کنيد همان چيزي که اونها مي بينند و حس مي نمايند را ببينيد و حس کنيد.

مهم نيست که در حال دعوا کردن، نگاه کردن به يک مشکل يا سوال باشيد، از ديدگاه يک فرد ديگر مطمئناً به درک بيشتري دست خواهيد يافت.


3.

افکار و قضاوت هاي غيردوستانه و باورهاي محدود نماينده خود را بشناسيد—"من خيلي چاقم"، "من نمي تونم..."، "اون خيلي خوشگله و من اصلاً به نظرش نميام"، "اون دمدمي مزاجه"، و ...—اين الگوهاي فکري منفي را تغيير داده و به مثبت تبديل کنيد: "من هر روز و هر روز خوشگلتر ميشم."، "من مي تونم...خواستن توانستن هست"، "اون خيلي دوست داشتني هست، دلم مي خواد باهاش آشنا بشم"، "آدم جالبي به نظر مي رسه" و ...

شفرمود انگيز هست که چطور تغيير افکار منفي به مثبت باعث مي شود مثبت هاي بيشتري را در زندگي به سمت خود جذب کنيد.



4.

چيزهاي کهنه را از بين ببريد.

با يک خانه تکاني درست و حسابي منزل، جا براي انرژي و ايده هاي جديد باز کنيد.

خانه تکاني فضاهاي فيزيکي به ما کمک مي نمايد خانه تکاني فکر و دلمان را هم شروع کنيم.

درست همانطور که گاهي خودمان را زير اشياء کهنه و قديمي که ديگر هيچ نيازي به اونها نداريم دفن مي نماييم، ممکن هست روحمان را هم زير افکار و احساسات کهنه و به درد نخور دفن کنيم.



5.

برنامه روزانه زندگيتان را تغيير دهيد.

اولايشانت هايتان را ارزيابي کنيد، ببينيد چه چيزهاي بيشترين اهميت را در زندگيتان دارند، و بعد برنامه روزانه تان را براي تمرکز بيشتر رايشان اولايشانت هايتان تغيير دهيد.

مثلاً يکي از مراجعين من که خانمي مطلقه و صاحب سه فرزند هست که براي نگهداري از اونها مجبور هست سخت کار کند.

او مادري بسيار دوست داشتني با مهارت ها عالي و يک شغل بسيار خوب هست که مي تواند اونرا به راحتي در منزل اجرا کند.

اما بعضي وقت ها من متعجب ميشوم که چطور خود را درگير کارهايي مي نمايد که نه به پول در آوردن کمک ميکند و نه هيچ ارتباطي به مراقبت او ازفرزندانش دارد.

اين زن اگر اولايشانت هاي زندگي خود را ارزيابي کند و برنامه روزانهاش را برطبق مسائل مهم زندگي اش—خانواده و درآمد کاري—برنامه دهد، مطمئناً خيلي بيشتر مي تواند در جهت اهدافش پيش رود.

دانستن اولايشانت هاي زندگيتان به شما کمک مي نمايد طرز تفکرتان نسبت به هستفاده از منابعتان، مثل وقت، تغيير کند.


6.

به زبانتان دقت کنيد.

کلماتي که هستفاده مي نماييد، نحوه بيان افکار و احساساتتان را تغيير دهيد و اونوقت خواهيد ديد که انرژي پيرامونتان تغيير مي نمايد.

اگر من از يک جمله منفي مثل "تو نميتوني اينکار را انجام بدي چو خطر داره" هستفاده کنم، اين احتمال وجود دارد که فرد با من لج کرده و براي ثابت کردن بي خطر بودن اون کار به من، به انجام اون مبادرت ورزد.

اما اگر به جاي اون جمله از جمله "چطوري مي خواهي خطرات اينکار را از بين ببري چون يک کم خطرناک به نظر مياد" هستفاده کنم، فرد خيلي بيشتر در مورد اون فکر خواهد کرد و بيفکرانه اون را انجام نمي دهد.

زبان لوازم بسيار نيرومندي در تغيير نحوه فکر کردن ما و همينطور واکنش ديگران به ماست.


7.

انتخاب کنيد که شاد باشيد.

خودتان منبع شادي خودتان باشيد و از ديگرن انتظار نداشته باشيد که خوشحالتان نمايند.

افراد شاد و خوشبخت افراد شاد و موقعيت هاي شاد بيشتري را به سمت خود جذب مي نمايند.

براي اينکه هر لحظه در زندگي شاد باشيد بايد به چيزهاي مثبت و خوب زندگي و کارتان تمرکز کنيد و منفي هاي اون را کنار بگذاريد.

براي بو کردن گلها وقت بگذاريد و اجازه ندهيد که نااميديها در شما رخنه کند و انرژي شما را از بين ببرد.


8.

مرتب دعا و مناجات کنيد.

با عبادت و مناجات از خداي خود تشکر و قدرداني کنيد و خواسته هاي خود را از او طلب کنيد.

با تعمق به افکار و ايده هاي جديد دست پيدا کنيد.

عبادت و انديشه کردن از مهمترين مسائل زندگي هستند چون ما را به خدا و به روحمان پيوند مي دهند.

و از طريق اين ارتباطات مي توانيد به افکار بازتر و تازه تر دست پيدا کنيم.


9.

ساده کنيد.

به دنبال واضح و ساده کردن همه چيز باشيد.

يکي از مراجعين خيلي باهوش من مرتب در حالت آشفته به من زنگ مي زند و ميگايشاند که نمي داند براي فلان مسئله سخت و پيچيده اي که در زندگي اش افتاده چطور تصميم بگيرد و چه بکند.

اولين کاري که از او مي خواهم بکند اين هست که اول ببيند کداميک از مسائل واقعاً به اين قضيه مربوط هست، و بعد همه چيز را خيلي "ساده" براي من توضيح دهد.

طي چند دقيقه خودش مي بيند که خيلي چيزها که به نظرش به اين قضيه مربوط بود اصلاً هيچ ارتباطي ندارد و کاملاً بي ربط هست و مي تواند راحت اونها را حذف کند.

اونوقت هست که مي تواند خيلي راحت تر تصميم بگيرد.

ساده کردن، چه در طريقه زندگي کردنمان باشد چه در نحوه اوناليز کردن يک مشکل، ديدگاه ما را تغيير مي دهد و همه چيز را روشن تر مي نمايد.


10.

لبخند بزنيد.

لبخند زدن تاثير فيزيکي بر مغز دارد و البته بر نحوه فکر کردنمان.

يک شب که خيلي از يک مشکل خانودگي که برايم پيش آمده بود نگران و آشفته بودم به روانشناسم زنگ زدم.

او چند دقيقه به حرف هاي من گوش داد و بعد حرفم را قطع کرد و فرمود، "لبخند بزن، لبخند بزن و لبند بزن، چه الان حس اون را داشته باشي يا نداشته باشي".

بعد درمورد تاثيرات فيزيکي لبخند زدن برايم صحبت کرد و اينکه چطور روحيهر ا تقايشانت مي نمايد و هورمون هاي شادي بخش در بدن توليد مي نمايد و همه اينها ديدگاه ما را درمورد مشکلمان تغيير مي دهد.

من امتحانش کردم.

درست مثل ديوانه ها هميشه لبخند مي زدم، موقع شستم ظرفها، تايپ کردن پشت کامپيوتر، صحبت کردن با دوستانم، و ....

و واقعاً موثر بود.

مشکلات خانوادگي خودشان رفته رفته حل شدند.

لبخند زدن موقع حرف زدن پشت تلفن به فرد اونطرف خط منتقل مي شود، لبخند زدن حين کار باعث ميشود لذت بيشتري از انجام اونکار ببريد و همه اينها در ديدگاه شما نسبت بھ خودتان و دنياي اطرافتان تغيير ايجاد ميکند.



براي ايجاد تغير در نحوه فکر کردنمان، بايد به خودمان و دنياي اطرافمان از يک زاايشانه ديگر نگاه کنيم و ديدگاهمان را تغيير دهيم.

به جاي اينکه در جواب به يک سوال همان مسير قديمي را براي رسيدن به نتيجه انتخاب کنيد، از يک زاايشانه جديد به اون سوال نگاه کنيد و از يک راه ديگر به نتيجه برسيد.

اينها راه هاي خوبي براي کمک به تغيير ديدگاهتان در زندگي بود.

هر بار که يک راه تازه را براي رسيدن سر کار انتخاب مي نماييد، به مغزتان هم آموزش مي دهيد که يک راه جديد براي حل يک مشکل انتخاب کند.

و وقتي فکرتان را تغيير داديد، دنيايتان تغيير خواهد کرد.



88 out of 100 based on 58 user ratings 658 reviews