آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟ 



x

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟



مطالبی پیرامون احوال و فتنه های آخر الزمان و حضرت مهدی
بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث
یا علی
یک سوال جالب برای محک زدن نحوهء اعتقاد شما(اگر قرآن بگوید ماست سیاه است نظرشما چیست؟)
حدیث روز
احادیث برگزیده از ائمه اطهار ع

شهدا را ياد كنيد با ذكر يك صلوات
***مسجد هم میهن***
حجاب اختیاری حق زن ایرانی !
پاسخ به سوالات شرعی
بحث و تبادل نظر پیرامون برخی آیات قرآن
هرچی در مورد اعتقادات اهل سنت می دانید بنویسید.
حمایت از ما | مشهدهاست
`

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟




آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
سلام منظورم اینه که شما ایرانی بودن (فرهنگ و تمدن ایرانی )را به مسلمان بودن (دین) ترجیح میدین یا بر عکس ؟ یا تفاوتی نمیبینید؟

12-09-2007


1:

لطفا پیروان سایر ادیان هم نظر بدهند

2:

در وحله ی اول دینمون مهم تره
چون نشان دهنده ی هویتمون هستش و خیلی هم برامون با ارزشه
وطنمون هم بعد از خدا و دینمون با ارزش ترین چیزمون هستش
پس مسلمان ایرانی هستم

3:

با اين شرايطي كه برامون درست كردن
بين لاييك بودن ومسلمان بودن گير كردم

4:

من یک ایرانی مسلمانم چون کشورم رو بیشتر دوست دارم چه فرقی میکنه شما چه دینی داشته باشی مهم اینه که ایرانی باشی و به داشتن کشورت در هز کجایی این دنیا که کسی افتخار کنی و با غرور و سرافرازی در مورد تاریخش صحبت کنی پس من یک ایرانی مسلمانم چون قبل از دینم کشورم وجود داشته.!!!

5:

من یک ایرانی آزادم ؛ نه مسلمانم نه یهودی و نه زردشتی ؛ ایرانی هستم و دینم بینش درونی منه؛نه عقیده یا مذهب؛خدای من خدای همه جانهای جهان است که مولانا به او جان جانان میگوید:
"عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
خون انگوری نحورده ؛ باده شان هم خون خویش
هر کسی اندر جهان مجنون یک لیلی شدند
عارفان لیلی خویش و دمبدم مجنون خویش
ساعتی میزان آنی؛ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

این سروده مولانا به ما میفهماند که خدایی به جز اندرون خودت خدایی نیست؛باور به خدای برون چیزی جز دروغ نیست؛به هر روی من یک ایرانی آزاد و خرمدین هستم و باور و بینش خودم از تصویر خدای ایرانی زیباترین تصاویر وجود من هستند.

6:

من یک ایرانی هستم. دین موضوعی شخصی است. چرا میپرسید؟

لطفا یک گزینه به این مضمون هم اضافه کنید.

7:

یعنی بگن که ایرانی مسلمان هستن؟!!

8:

خب اگر شما را از ایران بندازن بیرون هیچ یک از هم کیشیهایت بهت جا میدن؟

9:

مسلمان هيچ وقت ايراني آري

10:

بالایی هیچ وقت مسلمان همیشه

11:

تاپیک بسیار جالبی است.
یاد یکی از تاپیکهای هم میهن افتادم وقتی عنوان این بحث رو دیدم.
که اتفاقا نا مربوط هم به عنوان این تاپیک نبود. بحث بر سر استفاده از شیر و خورشید یا همین
ارم الله روی پرچم بود که کدام نشان ملی است و به نوعی نماد ملی ما باید دینی (الله) باشد یا
تاریخی و ملی (شیر و خورشید).
خودتان سری بزنید:

شیر و خورشید


اما نمونه هایی از ایدئولوژیهای اسلامی زمانی که ملیت و اسلام (دین) رو در روی هم قرار بگیرند:
نوشته اصلي بوسيله جستار نمايش نوشته ها
بله هیچ وقت انکار نکردم که ملیت برای من در درجه دوم نسبت به اعتقادات جای داشته .
چون ملیت و مکان تولد جغرافیایی یک امر قهری و غیر ارادی است و هیچ کس در انتخابش اراده ای نداشته .
پس فقط آدم های احمق به نژادشون افتخار می کنن ...
هویت ملی ما در تصویر شیر نیست ، تاریخ شاهان 2500 ساله هم نیست .
هویت یک ملت اندیشه و بینش آن ملت است .


12:

اما نهایتا مگر می شود ملیت را به دین و ایین و اعتقاد فروخت؟ نه در ایران بلکه در کل دنیا
فکر کنید اگر ملیت عامل وحدت نبود و هرکس ایین و اعتقادش پایه ی رفتار و دید اجتماعیش بود
چه میشد.
مثل این میمونه که یکی بگه من طرفدار فلان تیمم و از هر چیزی برام مهمتره حتی خانوادم. و
اول طرفدار این هستم بعدش مال این خانواده (نام خانوادگی). حال خودتون قضاوت کنید در
صورت نبود خانواده چه ضررهایی شخص متحمل میشه که عدم توان بازسازی نبود خانواده به
دلیل اینکه همواره حضور داشته اند همچون هوا باعث بوجود امدن چنین طرز فکری در وی شده
بود. حال قضیه بین وطن و ملیت و دین ایین و اعتقاد هم فکر میکنم فرق چندانی با همان مثال
ساده ی خانواده (ملیت) و قید قابل تغییر مورد علاقه (دین) ندارد.

و نهایتا من یک ایرانی هستم.

13:

خب نظر سنجی تو ایراد داره چون هیچکدوم یعنی غیر مسلمان و ... رو نذاشتی
بنده که فقط انسان هستم و در مورد هیچ دینی صحبت نمیکنم و به هیچ دینی تعلق خاطر ندارم و در مورد ایران نیز تنها به چشم یه میهن که تعلقاتی براش دارم نگاه میکنم و تاریخ و گذشته و اینده اش چندان برام توفیر نداره تنها به حالش فکر میکنم که در ان هستم

14:

مولانا بی خدا بوده. من هرگز اون رو انسان نمیدونم

نوشته اصلي بوسيله vahid_m نمايش نوشته ها
مسلمان هيچ وقت ايراني آري
اصلا مهم نیست.

نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
سلام منظورم اینه که شما ایرانی بودن (فرهنگ و تمدن ایرانی )را به مسلمان بودن (دین) ترجیح میدین یا بر عکس ؟ یا تفاوتی نمیبینید؟
خیلی تاپیک خوبیه.
من مسلمان ایرانی بودن رو انتخاب می کنم و به نظرم مهم ترین چیز تو زندگیم دینمه نه ملیتم!!!
یعنی تعلق خاطری به ملتم ندارم بلکه دینم اصله تو عقایدم
و اگر روز بین دین و ملیت یک کدوم رو بخوام انتخاب کنم یقینا" دینمو انتخاب می کنم

15:

مذهب در ذات خودش با ملیت ناسازگاری ندارد چون این دو مقوله از هم جدا هستند

مسیحیت هیچ جای دنیا با ملیت ناسازگاری ندارد و یهودیت دینی است بسیار ملی و نژاد

پرستانه منتها اسلام از آغاز با ایران و ایرانی مشکل داشته و هدفش نابودی ایران بوده

16:

اونايي كه معتقد هستند

اون دنيا ول از دين و مذهبت ميپرسن
كاري به مليت ندارن
اما من به عنوان يك مسلمان افتخار ميكنم كه ايراني هم هستم

ايرانيان و فارسها ازهمون اول جايگاه ويژه اي در نزد پيامبر و ائمه داشتند

17:

  • به نظر من اسلام و وطن پرستي هيچ منافاتي با هم ندارن
بحث امت اسلامي براي مسلمانا يه ارمانه كه فعلا كسي به اون فكر نميكنه مگر عده قليلي بنياد گرا
  • ولي من 1 ايراني مسلمانم

18:

[quote=koroush;811732]من یک ایرانی آزادم ؛ نه مسلمانم نه یهودی و نه زردشتی ؛ ایرانی هستم و دینم بینش درونی منه؛نه عقیده یا مذهب؛خدای من خدای همه جانهای جهان است
از نوشته ات متوجه میشم که بی دین نیستی دین رو میپذیری ولی با تعبیر خودت . یعنی دین را ذهنی وبینش درونی میدونی .

19:

نفرمودید چه گزینه ای؟

20:

اول سلام
دوم از توجه تون سپاسگزارم
وبعد اینکه ازشون نخواستم گزینه انتخاب کنن ،برای همین در یک پست جداگانه ازشون خواستم نظرشون را مکتوب کنن اون هم بخاطر اینکه نگن چرا فقط از مسلمانان نظر خواستید. در کل برای احترام خاص به اقلیتهای عزیز .

21:

گزينه: من یک ایرانی هستم. دین موضوعی شخصی است.

اين حق را به مردم بديد كه نخوان دينشون رو بگن. من ايراني هستم و مذهبم را نپرسيد.

مولوي ميگويد كه از سه چيز كمتر سخن بگوي. يكيش مذهبه.

در بیان این سه کم جنبان لبت -- از ذهاب و از ذهب وز مذهبت

22:

سلام EXOTIC
تاپیک بسیار جالبی است.سپاس از شما
یاد یکی از تاپیکهای هم میهن افتادم وقتی عنوان این بحث رو دیدم.

که اتفاقا نا مربوط هم به عنوان این تاپیک نبود.تا حدی
بحث بر سر استفاده از شیر و خورشید یا همین
ارم الله روی پرچم بود که کدام نشان ملی است و به نوعی نماد ملی ما باید دینی (الله) باشد یا
تاریخی و ملی (شیر و خورشید).
به این خاطر میگم تاحدی مثل تاپیک شماست
چون در تاپیک شما پذیرش یکی از نمادها به منزله رد نماد دیگر است ولی در تاپیک من میشود هر دو را با هم قبول داشت (هم دین و هم میهن )اختلاف در ترجیح یکی بر دیگریست
از توجه ات ممنونم

23:

برای من فرق چندانی نداره .. چیزی که باعث بشه من هویت داشته باشم و باهاش و با اون حرفی برای گفتن و با اون بتونم نیاز ها و سوالاتمو پاسخ بدم و بتونم با اون خودمو مطرح کنم ..
ایرانی بودن یا مسلمان بودن و اینکه کدوم اول باشن و بیشتر از اون یکی برام مهم باشن بی اهمیته.. من دنبال چیزیم که بتونم باهاش شخصیتمو بسازم...هویت منو نشون بده .. باید بینم وقتی میگم یه ایرانیم بیشتر میتونم به خویت خودم ببالم یا وقتی میگم یه مسلمان !
هویت هم به تاریخ چند هزار ساله نیست به تاریخ مفید هر مذهب و فرقه و ..

تاریخ مفید هر مذهب و هر ملت و هر مسلکی فقط بستگی داره به اینکه تا چه حد میتونه نیاز این پیروان و طرفدارانشو ارضا کنه ... که اینو تو تاریخ خودش نشون میده و اینکه چطور میتونه از اعتقادی که داره دفاع کنه و یادگاری بر نفش این تاریخ بزنه .. و تو تاریخ جوامع و اعصار خودشو مطرح کنه

من این طوری فکر میکنم ... دنبال هویت باشیم نه اسم ایرانی یا مسلمان ... و هر کدوم تونست هویت و شخصیت شما رو بسازه با اون خودتونو نشون بدین .. من اگه بخوام انتخابی داشته باشم بین این دو گزینه بیشتر میرم مسلمان ... و برای گزینه ی بعدی یعنی ایرانی هم به شدت احترام قائلم و میتونم به عنوان یه مسلمون از کشورم حمایت کنم ...

انتخاب من مسلمان ایرانیه البته اگر این تاپیک بخواد این طور نتیجه بگیره

البته این فقط نظر منه !

24:

سروش عزیز منتظر حملات بی خدایان بی خرد به حرف منطقی شما هستم!!!

25:

من یک ایرانی هستم. دین موضوعی شخصی است. چرا میپرسید؟نه فقط دین بلکه تمامی نظرات ،عقاید و باورهاشخصی هستند .آیاکسی در مورد نظراتتون از شما چیزی نمیپرسه ؟ آیا شما نظرات و عقایدتون رو هیچ وقت مطرح نمیکنید؟


26:

والا ما که به دنیا اومدیم
اول دم گوشمون اذان گفتن بعدها که بزرگتر شدیم فهمیدیم داریم تو ایران زندگی میکنیم
99 درصد بچه های ایرونی وقتی که 2 یا 3 سالشون هستش قبل از یاد گرفتن بابا و مامان
یاد گرفتن وقتی که میخوان با همون سینه خیز رفتنشون وقتی میخوان از جاشون بلند شن میگن یا علی
فکر کنم جوابم خیلی واضح بودش

27:

شايد اكه اين تاپيك به اين صورت مطرح ميشد بهتر بود
ايا شما ايراني مستقل ميخواهيد يا نه معتقد به امت اسلامي و داشتن خليفه هستين؟
البته اين نظر منه.

28:


آقای پسر باد ممکن است بفرمایید چرا اینقدر در حال تکه پرانی به بی دینان هستی؟
اگر دلایل شما به اندازه کافی قوی باشد انسانهای دیگر را تحت شعاع خود قرار میدهید؛پس دیگر این سخنان از برای چیست؟

29:

البته از دید من خودم یک ایرانی آزادم و به بینش پیشینیانم درباره انسان و جهان بسیار پابندم و بی شک گزینه ای بهتر از باور پیشینیانم نمیبینم چرا که تمامی مذاهب به گونه ای حقیقت را مختص به خود کرده اند و این درست همان مسخ سازی و جعل حقیقت است.من ایرانی هستم که به زمین پابند است و دشمنانش را دشمن است.دشمن دروغ هستم و با او در ستیزم.من ایرانی هستم که خدایم را در خودم یافتم.ایرانی هستم که آزاد اندیشی پیشینیانم مرا بر آن داشت که نیازمند ایمانهای مذهبی نباشم.اگر به جستجوی حقیقت هستید نیازی به انتخاب مذهب نیست

30:

ببینید دوست گرامی
من به عنوان یک ایرانی یک ایران مستقل میخواهم ایرانی که در اون کسی به دین کسی به اعتقادات کسی توهین نکنه و اون رو بد یا خدا نپرست نام نبره هر کسی که هست و به هر دینی که هست برای ابادی ایران کمک کنه و ثمره ای برای ایران من داشته باشه . در نظر بگیرید ما الان تمامون مسلمان هستیم ولی هنوز هم جزو جهان سوم حالا در نظر بگیرید کسی شما رو مجبور به هیچ دینی نکنه و این یک بحث ازاد باشه با هر پیشینه ای ولی اون اشخاص باعث ترقی ایران بشن ایا برای شما فرقی هم خواهد کرد جز اینکه به ایرانی بودنتون به کشورتون و از اینکه حتی افراد کشورهای مختلف از پیشینه کشور شما مطلع هستند احصاص غرور کنید؟
برای من این خیلی با ارزش تره تا مسلمان بودن !!!

31:

دين مگه يه مسئله شخصي نيست ؟ پس چرا تو اين كشور به دين و مذهبت نگاه ميكنن بعد در موردت نظر ميدن ؟

32:

نظر سنجی اشکال دارد
جایی برای ایرانی بیدین در نظر گرفته نشده است

33:

گزینه ی "ایرانی بیدین" هم مشکل دارد چون بیدینی هم خودش یک قید است.
گزینه یی که نظر سنجی کم دارد "ایرانی" است. فارق از هر گونه قید و بندی.

34:

سخن شما صحیح است

35:

من دلایلی گفتم اما بی دینان افراد بی خرد بی منطق هستند
در ضمن تجربه ی من نشون داده که تا یک پست منطقی می بینن سریع شروع به گارد گرفتن می کنند!!!

نوشته اصلي بوسيله tanha990 نمايش نوشته ها
دين مگه يه مسئله شخصي نيست ؟ پس چرا تو اين كشور به دين و مذهبت نگاه ميكنن بعد در موردت نظر ميدن ؟

چون دین تو نشون دهنده ی شخصیت توئه

36:

آقای ایرانی، تعداد درخواستها زیاد شده. لطفا گزینه پیشنهادی دوستان و بنده را اضافه کنید. در وضع فعلی، این رای گیری دلخور کننده است.


37:

mahound :

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله mahound آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
نظر سنجی اشکال دارد
جایی برای ایرانی بیدین در نظر گرفته نشده است

EXOTIC :

گزینه ی "ایرانی بیدین" هم مشکل دارد چون بیدینی هم خودش یک قید است.
گزینه یی که نظر سنجی کم دارد "ایرانی" است. فارق از هر گونه قید و بندی

aryan20xx:
آقای ایرانی، تعداد درخواستها زیاد شده. لطفا گزینه پیشنهادی دوستان و بنده را اضافه کنید. در وضع فعلی، این رای گیری دلخور کننده است

IRANY پاسخ میگوید:
بنده به نظر تمام دوستان احترام میگذارم اما همانگونه که در ابتدای تاپیک توضیح دادم در این تاپیک قصد داشتم ببینم آیا هم میهنان مسلمان (فقط مسلمان) ملیت را به دین ترجیح میدهند؟ یا برعکس.شما از بنده میخواهید گزینه ای اضافه کنم که سوال کند آیا هم میهنان بیدین ملیت را به چی (به دین نداشته شان)ترجیح میدهند!!!!!!! قصد نداشتم آمار بگیرم چند نفر مسلمانند ، چند نفر مسیحی و ... ویا چند نفر بیدین .
ضمنا در پست 2 از هم میهنان پیرو ادیان دیگر خواسته ام ابراز نظری جداگانه داشته باشند هم میهنان بیدین هم میتوانند ابراز نظر کنند. تا پس از جمع آوری نظرات از عقاید همگی استفاده نماییم . قابل ذکر است در تاپیکی دیگر به تمام مواردی که اشاره فرمودید +مواردی دیگر خواهم پرداخت
ضمنا من دوتعریف از دین دارم (البته نظر شخصی است و بعضی ها میتوانند نپذیرند):1ـ دین به معنای خاص مثل اسلام ,مسیحیت و....
2-دین به معنای عام که عبارت است از مجموعه باورها ، افکار و عقاید متعالی برای رسیدن به کمال یا زندگی بهتر .
با پذیرش هر یک از این تعاریف فکر نمیکنم فرد بی دینی وجود داشته باشد.

38:

تنها ی گرامی سلام
به نظر من دین به معنای عام کلمه (نه به معنای خاص مثل اسلام ،مسیحیت و....)عبارت است از مجموعه ای از باورها و عقاید متعالی برای رسیدن به زندگی بهتر وبه قول کورش عزیز بینشی است درونی. که این جزیی(مهمترین جز ) از شخصیت فرد است. حال اگر به دینت نگاه میکنند ایرادی ندارد چون جزیی از شخصیت شماست ؛ ایراد آنجاست که فقط و فقـــــــــــــــــــــط به دین افراد توجه شود.

39:

کوروش جان سلام
از مطالب تون استنباط میکنم دین و مذهب هر دو رادرونی میدانید .
آیا به نظر شما تفاوت در این است که دین را استوار بر خرد انسانی میدانید و مذهب را نه؟ البته این را بگویم در تعبیر عامیانه دین و مذهب را جدا نمیدانند و مذهب را شاخه ای از دین میدانند مثل مذهب شیعه که شاخه ای از دین اسلام است. اگر شما هم این تقسیم بندی را قبول داشته باشید تعاریف فوق قابل درک نخواهند بود اما اگر به تقسیم بندی دین به معنای خاص (اسلام و..)ومعنای عام (مجموعه باورهایی که...) ـــــــ که در پست قبلی اشاره کردم ـــــــــ اعتقاد داشته باشید ، مذهب از نظر شما همان دین به معنای خاص است و منظور از دین معنای عام آنست .

در تعاریف شما : آیا ایدئولوژی ــــــ در تعریف مذهب ـــــ (به معنای بایدها ونبایدها)نمیتواند شکل دهنده باورها و بینش ها ـــــ در تعریف دین ـــــــ باشد؟ شما مذهب را تراوش از بطن(درون) یک شخص میدانید و بینش راهم از درون . اگر متوجه منظورتان شده باشم میخواهید بگویید مذهب از درون شخصی دیگر مثل پیامبران و... برای مردم آورده شده ولی دین بینش و باورهای درونی خودفرد است . لطفا در این مورد بیشتر توضیح دهید تا استفاده کنیم

40:

اگه از من ميپورسين من هيچ وقت اين دو كلمه رو كنار هم نميذارم هر چيزي يي شئني داره.

اي كه از جام شاهانه ي تو بند گيتي بنيان شد
من چه بي شرمم اگر ايين تو به اييني دهم

41:

چه کسی گفته دین من مشخصه شخصیته من؟؟؟؟؟؟؟؟؟

42:

سلام کوروش
من بین حرفهاتون دیدم که اشاره کردید خدای خودتون را در خود یافته اید
ایا بدن شما که با این ظرافت و دقت ساخته شده و با این نظم و انظباط به کار خود ادامه میدهد جزیی از شما نیست
شما چطور با دیدن اجزای بدن خودتان و نگریستن به پیرامون خودتان و جهان به این عظمت پی به خالق ان که همانا خداوند یکتاست نمیبرید
و همان خداوند در قران فرموده است که اسلام اخرین دین و تکمیلترین دین است
برای بنده جای سوال است که چرا شما از اینکه خودتان را مسلمان بنامید هراس دارید
مگر نه اینکه تمام ان روشنفکران غربی البته از نظر شما گروه گروه ودسته دسته پی به حقیقت اسلام برده اند و به ان روی اورده اند
شما گفته اید که نیازی به انتخاب مذهب نیست
ولی من دیده ام که حتی لا ابالی ترین افراد هم برای خودشان پایبند عقایدی هستند و برای خودشان دین ومذهبی دارند
مگر میشود ادمی هیچ مذهبی نداشته باشد؟

43:

درود بر شما گرامی
دیدگاههای شما برای شما با ارزش است برای همین از آنها دفاع میکنید و دیدگاههای من هم برای خودم زیباترین است اما هرگز آنها را برتر از دیدگاههای دیگر قرار نمیدهم.من و ما در خودمان خدا را یافتیم آنگونه که بایزید بسطامی میگوید "من در لباس خود خدا را یافتم"مولانا و حافظ هم اینگونه اند.من کاری به ادعاهای مذاهب ندارم.که قرآن گفته اسلام برترین است؛به راستی هیچ بینشی برتر از شناختن راه با خرد و نه عقل عصاییی در انسان نیست.
ما پیشتر درباره پارادکسهای موجود در قرآن سخن گفتیم که دیگر نیازی به تکرار آن نمیبینیم اما برای اینکه شما را نیازارم باز خواهم گفت:
در آیه الکرسی : در اتخاب و برگزیدن مذهب هیچ اکراه و شکی نیست
آل عمران:هر کس دینی غیر از اسلام داشته باشد در قیامت از او پذیرفته نخواهد شد
این دو آیه یکی از چندین آیه موجود در قرآنند که نشان ضعف میباشد است.
بله من پیشتر هم گفتم یک ایرانی ام به قول دوست خوبم جناب "exotic"ایرانی آزاد در این پست قرار نگرفته است.من آزاد آزادم و در درون خودم حامل جهان و دنیایی هستم که در جهان بیرونی و تعلقاتش نمیتوانم به همانگونه که میبینم صاحبش باشم.

44:

سلام. دين هيچ كس نشان دهنده شخصيتش نيست بلكه ارائه بليط نشانه شخصيته(اخلاق ورفتارش)حتما داستان ان بت پرست اصفهاني را شنيده ايد كه براي هر خريد و فروشي به بت خود نگاه ميكرد تا احتمالا كم فروشي نكند و تعجب عالم مسلمان از رفتار او.

45:

سلام
فرهنگ زیبایم را تمدن کهنم را که به تنهایی یک دین میباشند با دین عزیز و کامل اسلام مخلوط کردم نگاهی به ان کردم دیدم از مخلوط شدن خون داریوش بزرگ و کورش کبیر با خون نسل خودشان امثال کسانی به وجود امدند که 8 سال برای خاک خود ایثار کردند وه که افتخار میکنم ایرانیم و دینم اسلام است این یعنی حد نعمت که خدا به انسان میدهد قبول کنیم که بعضی نا شکرند

46:

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله پسر باد آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟




چون دین تو نشون دهنده ی شخصیت توئه








دین چه به معنای خاص(مثل اسلام و ...)و چه به معنای عام (مجموعه باورها...)
ـــــ در پستهای قبلی توضیح داده ام ــــــ میتونه در کنار فاکتورهای بیشمار دیگر نشاندهنده بخشی از شخصیت افراد باشه .
این نکته که فکر کنیم فقط دین نشاندهنده شخصیت افراد است صحیح نیست.

47:

نوشته اصلي بوسيله arashjan آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
سلام کوروش
من بین حرفهاتون دیدم که اشاره کردید خدای خودتون را در خود یافته اید
ایا بدن شما که با این ظرافت و دقت ساخته شده و با این نظم و انظباط به کار خود ادامه میدهد جزیی از شما نیست
شما چطور با دیدن اجزای بدن خودتان و نگریستن به پیرامون خودتان و جهان به این عظمت پی به خالق ان که همانا خداوند یکتاست نمیبرید
و همان خداوند در قران فرموده است که اسلام اخرین دین و تکمیلترین دین است
برای بنده جای سوال است که چرا شما از اینکه خودتان را مسلمان بنامید هراس دارید
مگر نه اینکه تمام ان روشنفکران غربی البته از نظر شما گروه گروه ودسته دسته پی به حقیقت اسلام برده اند و به ان روی اورده اند
شما گفته اید که نیازی به انتخاب مذهب نیست
ولی من دیده ام که حتی لا ابالی ترین افراد هم برای خودشان پایبند عقایدی هستند و برای خودشان دین ومذهبی دارند
مگر میشود ادمی هیچ مذهبی نداشته باشد؟




کوروش فهیم سلام

1ـ توی چند تا پست قبل چندسوال از شماداشتم (راجع به تعبیرتون از دین وتعابیر خودم)اگه ممکنه برام توضیح بدید.

2ـ در مورد این دو آیه( اختیار یا اجبار ) چرا دو آیه را انتخاب کردید که از هم فاصله دارند من در تاپیک تحریف قرآن دو ایه متضاد پشت سر هم آورده ام :آیه 84آل عمران میفرماید بین هیچیک از پیامبران فرقی نمیگذاریم . آیه 85 آل عمران میفرماید هر کس دینی غیر از اسلام برگزیند از او پذیرفته نیست .ولی کسی نتونست جواب بده

3ـ در مورد گزینه ایرانی آزاد نیز پیشتر توضیح دادم آیا قانع کننده نبود؟

ممنون میشم دراین 3 مورد روشنم کنید.

48:


هر چیزی که شما انتخاب میکنید گوشه ای از شخصیت شما رو اشکار میکنه .. به خوب یا بدش کار ندارم به انتخابی کار دارم که مستقل از خوبی یا بدیه .. به نظر شما هر چیزی که انتخاب میکنید حتما شایستگی انتخابو داشته و این شایستگی با ملاک ها و معیار های شما که گوشه ای از شخصیت شماست و نشون میده

49:


درسته .. به قول دکتر شریعتی خود شرک هم نوعی مذهب تلقی میشه ... مذهبی که علیه مذهبی دیگر بلند میشه .. هیچ انسانی بی مذهب نیست ! حتی خود بی مذهبیم یه طور مذهبه

50:


درسته ای کاش اصطلاحاتی مثل بی فرهنگ ، بی شخصیت ، بی مذهب(لامذهب) ، بی دین و .....از فرهنگ واژگان ما حذف میشدند وبجاش از بد فرهنگ ؛بد شخصیت ،بد مذهب ویا بد دین استفاده میشد در اصل همه فرهنگ وشخصیت و دین (حداقل به معنای عام) و....دارند ولی شاید به نگر عده ای مورد پسند نباشه. در اصل از پیشوند بــــــــــــــــد بجای ّبـــــــــــــــــــــــ ی استفاده بشه.

51:

کی همچین حرفی زده؟

52:


سلام پسر باد
اگه تاپیکهای قبلی من رو مرور کنید متوجه خواهید شد که در ابتدای اکثرشون ذکر کردم بحث در مورد اعتقادات دینی باید با احتیاط دنبال بشه .
شما هم لطف کن بیدرنگ جبهه گیری نکن.
شاید هم برعکس نظر شما ، از جوابهای بدست اومده قصد داشتم ثابت کنم هیچ فاصله ای بین ایران و اسلام نیست .
چرا در مورد تاپیک های مرتبط با دین جنبه منفی رو در نظر میگیرید. کی وکجا میتونیم در مورد اونها صحبت کنیم .مگه در مورد عظمت اسلام شک دارید؟!
این فقط شما نیستید که قوی میشید .
شاید هم منظور من همین بوده (الله اعلم).شاید هم نه!!!!
از شما وهمه دوستان استدعا دارم فقط به ظاهر تاپیک هام توجه نکنند.

53:

دوست من
وقتی به دنیا امدم ایا انقدر بزرگ بودم که برای خودم دینی رو انتخاب کنم این انتخاب رو پدر و مادرم برام انجام دادن حالا خوب یا بد کاری بهش نداریم ولی وقتی انتخابی در کار نیست پس نشانه ای از شخصیت من هم نیست

54:

در حالت کنونی که معنای کلمات به طور کامل عوض شده (چنان با واژه ی مذهب ملموس شده ایم که نبود آن را نمیتوانیم درک کنیم و ضد مذهبی بودن را نیز نوعی مذهب میدانیم)
اما این طرز فکر درست نیست
فرض کنید من یک فرد ضد ایدئولوژی هستم و این شامل تمامی ادیان و مکاتب بشری میشود حال شما میتوانید نام ایدئولوژی را به این عقیده ی من بدهید ، اگر تمامی انسانهای جهان ایدئولوژی مرا بپزیرند باز هم میتوان مفهوم ایدئولوژی بر این اعتقاد من قرار داد؟ تعریف عقیده ای که ارائه کردم بنابر ضدیت با ایدئولوژی مفهوم پیدا میکند و زمانی که جز خودش باقی نماند نفی کننده ی خودش نیز میشود . این سبب پارادوکس میشود .

55:


درسته البته دین اجدادی هیچ جنبه ای از شخصیت ما رو نشون نمیده

اما بهتر بود به جای رد دینه اجدادی یا مغرضانه قضاوت کردند (البته من کلی میگم ) بیشتر بدون هیچ پیش قضاوتی به دنبال حقیقت بودیم ان وقت متوجه میشدیم که هر دینی به هر نامی که بتونه مارو به حقیقت برسونه مقدم میشه بر ملیت ما چون ملیت حقیقتی را روشن نمیکنه اما هویت چرا ... البته اگر به دنبال حقیقت باشیم نه اسم و منصب ..

56:

بله من هم با این نظر شما موافقم

57:

سلام mahound
با اینکه متوجه ارتباط سوالاتتون با نوشته ام در پست قبلی (بـــد بجای بـــی)نشده ام اما با خط قرمز در بین نوشته های ابی تون به سوالاتتون پاسخ میدم (توجه داشته باشید نظرات کاملا شخصی است)



58:

ایکاش گزینه ها بیشتر میشد زیرا این گزینه ها بر کل ایران دلالت ندارد

------------------------------------------------------
شما یک ایرانی مسلمانید یا مسلمان ایرانی ؟
ایرانی مسلمان
مسلمان ایرانی
فرق ندارد

59:

من هم دلخور شدم. آقای ایرانی که تاپیک را شروع کردن میگن که هدفشون این بوده که مسلمانها رای بدن و بقیه ایرانیها که ظاهرا در ایران در اقلیت هستن، نظرشون رو بنویسن.

60:

درود.
بنده در ابتدا یک مسلمانم و بعد یک متالر. سپس یک ایرانی.
چه در اسلام و چه در هنر (موسیقی متال) مرزی وجود ندارد و برادری و برابری وجود دارد. در هر کجای جهان که باشی و با هر نژادی. (البته متاسفانه در موسیقی متال کمی مسائل نژادی مطرح است ... البته عمومیت ندارد)

البته این امر به صورت نمادین در ذهن بنده نقش بسته است وگر نه به علت تعلیمات غلط و جو نامناسب در دوران کودکی و نوجوانی مسائلی در ذهن ما نقش بسته است. مثلا ما از اقوام بومی و سنتی منطقه شمیرانات هستیم، تا بجایی که به یاد دارم از کودکی در مخ ما کردند "شمیران، تجریش، دربند ...." به همین علت کمی روی منطقه حساسیت بوجود آمد و تعصباتی شکل گرفت که خوب اگر تعالیم اسلامی و هنری در نظر گرفته شود این عقب ماندگی نیز از ذهن دور میشود و مسائل فرا منطقه ای (مرزی) در ذهن شکل میگیرد.

همچنین اگر بخواهیم به تاریخ افتخار کنیم تاریخ اسلام جذابتر از تاریخ ایران است. ما در ایران چند شاه دادگر و عادل داشتیم همچو کوروش، داریوش، انوشیروان و بجز این بزرگان اکثر شاهان و حکام ما مطلبی برای افتخار ندارند (حتی بسیاری از آنها باعث شرمندگی هستند همچو فتح علی شاه) و یا دانشمندان غیر مسلمان و یا پیش از حضور اسلام بسیار کم هستند، در صورتی که اکثر دانشمندان ما در ابتدا یک مسلمان بودند و بعد یک ایرانی.

61:

نقل قول:


نوشته اصلي بوسيله mahound آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
نظر سنجی اشکال دارد
جایی برای ایرانی بیدین در نظر گرفته نشده است

EXOTIC :

گزینه ی "ایرانی بیدین" هم مشکل دارد چون بیدینی هم خودش یک قید است.
گزینه یی که نظر سنجی کم دارد "ایرانی" است. فارق از هر گونه قید و بندی

aryan20xx:
آقای ایرانی، تعداد درخواستها زیاد شده. لطفا گزینه پیشنهادی دوستان و بنده را اضافه کنید. در وضع فعلی، این رای گیری دلخور کننده است

IRANY پاسخ میگوید:
بنده به نظر تمام دوستان احترام میگذارم اما همانگونه که در ابتدای تاپیک توضیح دادم در این تاپیک قصد دارم ببینم آیا هم میهنان مسلمان (با توجه به تعصب مذهبی که در برخی از ایشان سراغ دارم) ملیت را به دین ترجیح میدهند؟ یا برعکس.شما از بنده میخواهید گزینه ای اضافه کنم که سوال کند آیا هم میهنان بیدین ملیت را به چی (به دین نداشته شان)ترجیح میدهند!!!!!!! قصد نداشتم آمار بگیرم چند نفر مسلمانند ، چند نفر مسیحی و ... ویا چند نفر بیدین .
ضمنا در پست 2 از هم میهنان پیرو ادیان دیگر خواسته ام ابراز نظری جداگانه داشته باشند هم میهنان بیدین هم میتوانند ابراز نظر کنند. تا پس از جمع آوری نظرات از عقاید همگی استفاده نماییم . قابل ذکر است در تاپیکی دیگر به تمام مواردی که اشاره فرمودید +مواردی دیگر خواهم پرداخت
ضمنا من دوتعریف از دین دارم (البته نظر شخصی است و بعضی ها میتوانند نپذیرند):1ـ دین به معنای خاص مثل اسلام ,مسیحیت و....
2-دین به معنای عام که عبارت است از مجموعه باورها ، افکار و عقاید متعالی برای رسیدن به کمال یا زندگی بهتر .
با پذیرش هر یک از این تعاریف فکر نمیکنم فرد بی دینی وجود داشته باشد
علیرغم اینکه دلیلی برای دلخوری نمیبینم اما از اینکه دلخور شده اید متاسفم ؛ با
توجه به توضیحات ارائه شده عذر مرا بپذیریدجناب آریان20

62:

البته فرا منطقه ای فکر کردن خوبه اما بیشتر به ایده آل شبیه است تا رئال.
هیتلر هم عاشق جهانی یکپارچه بود عاری از هرگونه مرز سیاسی وزیر نظر یک شخص واحد.
اما این اید ه آل و رویا هرگز به رئال و واقعیت تبدیل نشد.

63:

خوب شاید منظور بنده بیشتر شبه این شعر باشد:

در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست
هیچ شاهی به گدا سرور نیست

و در مورد سخنان شما بله مثلا در انتهای یکی از آهنگ های گروه متالیکا میگوید:
Of To Never Never Land
که اشاره به همین موضوع دارد، در واقع یک رویا یا شاید آرزو.
ولی به هر حال بسیاری هستند که خودشان را از این قیدها آزاد ساخته اند.

64:

ایرانی بودن با مذهب گرایی مطلق بسیار فرق دارد؛انسان میهن پرست جهان را باور دارد اما مرکزیت این باور میهنش است؛ و برای همین برای آباد کردن میهنش تلاش میکند و به میهنش مهر میورزد در صورتیکه انسان مذهبی مطلق گرا برای آخرتش اگر شده است این جهان را ویران میکند تا آخرتش را ینا گذارد.

65:

این کافران هستند که مطلق گرا هستند. البته توهینهای شما آنقدر سطحی و کوچه بازاری شده است که انگیزه را برای پاسخ دادن صلب میکند.
به هر حال اگر اندکی ایمان داشتید (البته منظور تمام مردم است) حالا اینقدر بدبخت نبودیم و بی دینان در قالب دین بر کولمان سوار نمیشدند. این ویرانه آباد شدنی نیست، حالا به آن افتخار کنید. به زمانی افتخار کنید که شمال کشور در دست روسها و جنوبش در دست انگلیسی ها بود. به فتح علی شاه افتخار کنید، به خسرو پرویز و ...

66:


علی آقا من نه شما و دیگر دوستان در مذاهب دیگر اهانت نکردم؛من فقط دیدگاهم را گفتم و آنچه که در فرهنگ بزرگ مولانا و ایران یافتم را نوشتم؛من به هیچ مذهبی ضدیت ندارم فقط باور دارم که یک مذهب و یا مکتب حقیقت را نمیگوید؛برای چه انگ میزنید؟؟؟
چنانچه دلیل قابل قبولی برای رد گفته ها و نوشته های من دارید آنرا بفرمایید تا هم بر دانش ما بیافزاید و هم نشان دهد که شما یک دگماتیسم(مطلق گرا)نیستید؛!!نه اینکه شروع به گرفتن موضع کنید و تاریخ را مورد کنش خود قرار دهید؛دویما انسان بی شناسنامه و بی هویت هیچگاه نمیتواند آرمان گرا و مفید باشد؛ما(میهن پرستان)تنها بر این باوریم که میهن و ارزشهایمان تا زمانی که در هدف آبادی میهنی قرار نگیرد کارساز نیست؛مذهب یک دیدگاه شخصی است نه شما و نه من و نه دیگری نمیتواند به زور و بد و بیراه گفتن آنرا به خورد دیگران دهد؛اگر چنین باشد با گرایشات مذهبی شما ناسازگار است چون میگویید "لا اکراه فی الدین" ؛ یعنی استبداد مذهبی وجود ندارد؛در صورتیکه در آل عمران میگویند:"هر کس جز اسلام مذهبی را بپذیرد هرگز در روز قیامت از او پذیرفته نخواهد شد"؛ مذهب را نباید چماق کرد و بر سر هر انسانی کوبید؛این نوشته توهین آمیزتان را بر دیده میگذارم و سخنی دیگر نمیگویم ؛اما در همینجه میگویم اگر دوستان مسلمان احساس کردند که من به مذهبشان حمله کردم پوزش خواهی میکنم و با کمال جسارت میگویم قصد من اهانت نبود ؛ قصد من شناخت شکافها بود.

67:

یک مسلمان ایرانی اصلا ایرانی نیست. واژه ی امت نقطه مقابل ملت است و عضویت در یکی سبب سلب عضویت در دیگری میشود.
اگر هم کسی خودش را ایرانی مسلمان بداند که اصلا مسلمان نیست زیرا منافع ملت را بر منافع اسلام ترجیح میدهد.

68:

دو قسمت قرمز بالا با هم بر اساس نظریه اسلام تناقض دارد.

قسمت آبی ها هم توهین است.

توهین میکنی و معذرت خواهی میکنی، مثلا من باش توهین میکنم و عذر نمیخواهم تا حذفش کنند و در انتها هم محروم از فعالیت.

مذهبی ها هم هیچکدام قرآن نخوندن چه اگر میخوندن دیگر مذهبی باقی نمی موندن.

69:

بنده دوست دارم راجع به این قسمت صحبت کنیم، چون بنده به هیچ وجه با چنین مسئله ای موافق نیستم و نمیپذیرم.
هویت یعنی چه؟ هویتی که تاریخ به ما داده یا هویتی که خودمان اکتسابی به دست آوردیم؟!!
مثلا بنده الان باید به شجره نامه ام افتخار کنم یا به مسائلی که اکتسابی به دست آوردم؟!! (مانند موسیقی و مسائل پیرامون آن)

خوب اگر اینطور باشد که میشود اختلاف میان قومیت ها و گروهها و افراد جامعه، مثلا این درست است که بنده بگویم به علت شجره نامه ای که داریم و از شاخص های روزگار هستیم (از نظر خانوادگی و خاندان) دیگر با شما هم پست نمیشوم مگر اینکه تاریخ کهن خود را با مدرک به بنده ثابت کنید؟!!!

البته بنده معتقدم باید به بزرگان تاریخ افتخار کرد، اما اگر چشمانمان را باز کنیم درخواهیم یافت که اکثر کسانی که قابل افتخار هستند (در ایران) کسانی هستند که از تعالیم دینی بهرمند بوده اند و دین را قبل از ایرانی بودن درنظر داشتند. ولی شما که با دین رابطه خوبی ندارید نمیدانم به جز چند استثنا به چه چیز دگیری میخواهید افتخار کنید!!!

به هر حال اسلام آماده است که تفاوتها را میان سیاه و سفید و زد و سرخ را از میان بردارد و اگر بخواهیم بیخیال این مسائل شویم معلوم نیست کار به کجا خواهد رسید.
(مثل این است که بنده بگویم دیگر با کسانی که قد زیر 180 دارند هم پست نمیشوم و همچنین مو سیاهها)
نژاد پرستی یک عقب ماندگیست، همچنین فاشیست بودن همانطور که فالانژ بودن (که مطلق گرایی در بطن آن قرار گرفته است)

---
پوزش بنده را بپذیرید اگر در میان مطالب و پاسخ ها غلط املایی مشاهده شد.

70:

تکبیر.

یاد یک سری خاطره افتادم:
شخصی بود معتاد که فکر میکنم تا سیکل بیشتر پیش نرفته بود، روزی برای ما سخنرانی میکرد و اسلام و خدا را تکذیب میکرد، البته در دنیای حقیقی.
بعد ما را (منظور مسلمانان است) نقد میکرد و میگفت کسانی که به خدا و پیامبر قسم میخورد احمقی بیش نیستند چون هیچ یک وجود خارجی ندارند، لحظاتی بعد سر مسئله ای مجبور شد با سرعت بیشتر صحبت کند و در میان جملاتش 10 عدد "به حضرت عباس" ، "به خدا" و ... قرار گرفت.

احتمالا بسیاری از اسلام ستیزان هم بعد از دیدن پست شما در دلشان تکبیر فرستادند.

71:

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله mahound آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
یک مسلمان ایرانی اصلا ایرانی نیست. واژه ی امت نقطه مقابل ملت است و عضویت در یکی سبب سلب عضویت در دیگری میشود.
اگر هم کسی خودش را ایرانی مسلمان بداند که اصلا مسلمان نیست زیرا منافع ملت را بر منافع اسلام ترجیح میدهد.



در تکمیل نظریات علی آقا
پس تکلیف چند میلیون ایرانی که خود را مسلمان و چند میلیون مسلمانی که خود را ایرانی میدانند چه میشود؟ آیا این دو دسته وجود خارجی ندارند ؟

72:

من هدفم توهین نبود اگر دوستان اینگونه دیدند پوزش میخواهم؛من با کسی کینه ندارم چون نه تعصب دارم و نه کینه خواهی دارم؛همه در کنار هم دوستیم و همریشه بعضیها اصلشان را گم کردند و بعضی به اصل خود رسیدند
نوشته اصلي بوسيله mahound نمايش نوشته ها
مذهبی ها هم هیچکدام قرآن نخوندن چه اگر میخوندن دیگر مذهبی باقی نمی موندن.
البته یک دلیلش هم دگم مذهبی است؛اما به روی این عقاید را باور کرده اند و به گونه ای جزو ذاتشان شده است؛بعضی با آگاهی خودشان و بعضی از روی تعصب؛

خوشا آنکس که سودایی ندارد
به جز کفر و شراب ماوا ندارد(سروده خودم بود)


73:

من هدفم توهین نبود اگر دوستان اینگونه دیدند پوزش میخواهم؛من با کسی کینه ندارم چون نه تعصب دارم و نه کینه خواهی دارم؛همه در کنار هم دوستیم و همریشه بعضیها اصلشان را گم کردند و بعضی به اصل خود رسیدند
نوشته اصلي بوسيله mahound نمايش نوشته ها
مذهبی ها هم هیچکدام قرآن نخوندن چه اگر میخوندن دیگر مذهبی باقی نمی موندن.
البته یک دلیلش هم دگم مذهبی است؛اما به روی این عقاید را باور کرده اند و به گونه ای جزو ذاتشان شده است؛بعضی با آگاهی خودشان و بعضی از روی تعصب؛

خوشا آنکس که سودایی ندارد
به جز کفر و شراب ماوا ندارد(سروده خودم بود)


74:

من هدفم توهین نبود اگر دوستان اینگونه دیدند پوزش میخواهم؛من با کسی کینه ندارم چون نه تعصب دارم و نه کینه خواهی دارم؛همه در کنار هم دوستیم و همریشه بعضیها اصلشان را گم کردند و بعضی به اصل خود رسیدند
نوشته اصلي بوسيله mahound نمايش نوشته ها
مذهبی ها هم هیچکدام قرآن نخوندن چه اگر میخوندن دیگر مذهبی باقی نمی موندن.
البته یک دلیلش هم دگم مذهبی است؛اما به روی این عقاید را باور کرده اند و به گونه ای جزو ذاتشان شده است؛بعضی با آگاهی خودشان و بعضی از روی تعصب؛

خوشا آنکس که سودایی ندارد
به جز کفر و شراب ماوا ندارد(سروده خودم بود)


75:

هویت نه آن چیزی که تاریخ به ما داده است بلکه آن چیزی هست که امروز تو هستی؛ انسان نمیتواند بی گذشته اش حال و آینده ای بسازد؛اگر بخواهیم گونه ای دیگر به این مسیله هویت نگاه کنیم در اصل هویت یعنی قسمت گمشده انسان امروز در گذر زمان و تاریخ؛ نه شما زمانی که ندانید چه بوده اید و چه هستید و چه میخواهید باشید هرگز دید درست و آینده سازی نمیتوانید پیدا کنید.مثال موسیقی با این هویت اصلا دو موضوع نامرتبط با همند.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
خوب اگر اینطور باشد که میشود اختلاف میان قومیت ها و گروهها و افراد جامعه، مثلا این درست است که بنده بگویم به علت شجره نامه ای که داریم و از شاخص های روزگار هستیم (از نظر خانوادگی و خاندان) دیگر با شما هم پست نمیشوم مگر اینکه تاریخ کهن خود را با مدرک به بنده ثابت کنید؟!!!
هویت مختص به یکدسته و گروه نمیشود؛وقتی میگوییم هویت ملی یعنی تمام شکستها و افتخارات و پیروزیهایی که داشتیم و اکنون یا آنها را از دست دادیم و یا فراموش کرده ایم ؛ است.وقتی بدانیم که در اواخر دوره ساسانیان ما ابوریحان بیرونی و مراودات ابوعلی سینا را داشتیم و درست چند قرن بعد در اروپا تازه اروپاییان اینمرحله از دید ابوعلی سینا و دانش ابوریحان را تازه یافته بودند که از آن به نام عصر رنسانس و یا دوران روشنگری اروپا یاد میکنند و به خود میبالند چرا ما پاسدار این اندیشه ها نباشیم؟؟در عوض خود را وامدار اندیشه های انسان اروپایی میکنیم؛فلان شخص جار میزند که انسان را ارج گذارید و نام آنرا "HUMANISM"میگذارد،به سرعت برق و باد اندیشمندان ما پیروی میکنند که آری اروپا مهد تمدن است و انسان را ارج میگذارد در حالیکه ما در دوره کورش هخامنشی به این درجه انسان دوستی رسیده بودیم تازه آنهم نه مانند این آقایون ایدیولوژیست که گلویشان را پاره میکنند که ای انسان ای حکومت حقوق بشر را رعایت کن!!!
تازه اینها ساده ترین مثالها بودند؛مزدک را که پیش از مارکس و انگلس جار براری مردم را زد؛و در اساس مزدک در دوره خود کمون نخست را پدیدار کرد؛ البته داعیه داران حقوق بشر آقایان روحانی و ملا گرا هم هستند که دم از جان انسان میزنند و قانون سنگسار و اعدام آنهم بنا بر کفر و ایمان یک شخص بنا میکنند؛پس اینان که نماینده الله بر روی زمین هستند؛ و خود را وارث ابراهیم و محمد و ...میکنند؛برای چه اینهمه ستم میکنند؟؟؟
گویا شما درباره قتل عام بنی قریطه تا به حال چیزی نشنیده اید؛کتاب تاریخ طبری کتابی مستند و نزدیکترین کتاب به تاریخ هجرت پیامبر اسلام است؛آنرا بخوانید.شما آنهمه درخشش را نمیبینید و افتخار نمیکنید اما یک مذهب که اینگونه رفتاری دارد و پیروانش صرفا من بی دین را طرد و حتی حکم برایت میدهد را میپسندید؟؟؟
باز هم بگویید هویت یعنی شجره نامه !!!؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
البته بنده معتقدم باید به بزرگان تاریخ افتخار کرد، اما اگر چشمانمان را باز کنیم درخواهیم یافت که اکثر کسانی که قابل افتخار هستند (در ایران) کسانی هستند که از تعالیم دینی بهرمند بوده اند و دین را قبل از ایرانی بودن درنظر داشتند. ولی شما که با دین رابطه خوبی ندارید نمیدانم به جز چند استثنا به چه چیز دگیری میخواهید افتخار کنید!!!
مانند چه کسانی؟؟؟
کورش بزرگ؟؟که هر کسی میرسد میگوید کورش زرتشتی است؛مولانا مسلمان است؛حافظ میترایی است و اینها؟؟؟هر کسی از نمد کلاه ایشان برای خود کلاهی میبافد !!!زهی خیال و گمان !!!
من به دین اعتقاد دارم و در پست جناب ایرانی ایده ام را از دین گفتم نیازی به تکرار نمیبینم ؛ دین نتیجه یک بینش است که از جان آدمی میتراود و این درست همان نقطه ای است که مولانا هم به آن رسید؛حافظ و شمس تبریزی هم بدان روال رفتند.اما مذهب یک آموزه و ایدیولوژی است که انسان را مقید به پیروی یکسری اعتقادات میکند؛مانند پیروی از وحدانیت الله یا یهوه و پدر آسمانی؛مذهب مجموعه ای از ائدیولوژیهاست که انسان مذهبی را ملزم به باور یک سری اعتقادات و باورها میکند از آنحمله فطری نشان دادن مذهب است؛ که انسان مذهبی را بر این باور پایدار میسازد که مذهب یک بینش فطری است؛ و هر آنچه جز مذهب برجسته (فرق نمیکند اسلام و مسیحیت و یهودیت همه از یک دسته اند) را بپذیرد از راه صراط مستقیم خارج شده و گمراه شده است.در حالیکه فطری و ذاتی بودن مذهب با روشن شدن انسان از بینش بسیار تفاوت دارد. ؛که تنها در فرعیاتش میتوانید تغییر را انجام دهید معاد و نبوت و امامت از اجزا لایتجزی مذاهب واحد هستند؛اما دین در اندیشه ایرانی نتیجه باورهاست که از شخص سرچشمه میگیرد و این درست اصالت نوع بشر ذرا میرساند که آقای سارتر آنرا اگزیستانسیالیم نامید؛ببینید ما در چه برهه ای از تاریخ به این دیدگاه رسیده بودیم که امروز پیرو و داعیه دار درفش آقایان سارتر و مارکس شدیم؛ما آنقدر گنجینه از فرهنگ ایران داریم که به جرات میتوانیم خود را بی نیاز از مکاتب گندیده و پوسیده غرب کنیم این اساس روشنگری و روشنفکری است؛انسان باید از خودش روشن شود ؛ وگرنه مانند چراغیست که پی آن هر دم میسوزد و روشنی میدهد اما پایان میپذیرد.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
به هر حال اسلام آماده است که تفاوتها را میان سیاه و سفید و زد و سرخ را از میان بردارد و اگر بخواهیم بیخیال این مسائل شویم معلوم نیست کار به کجا خواهد رسید.
(مثل این است که بنده بگویم دیگر با کسانی که قد زیر 180 دارند هم پست نمیشوم و همچنین مو سیاهها)
نژاد پرستی یک عقب ماندگیست، همچنین فاشیست بودن همانطور که فالانژ بودن (که مطلق گرایی در بطن آن قرار گرفته است)

---
پوزش بنده را بپذیرید اگر در میان مطالب و پاسخ ها غلط املایی مشاهده شد.
علی آقا اگر مذاهب را نوع دیگری از ایدئولوژی فاشیستی ندانید ستمی است که بر ناباوران مذهبی میزنید؛اگر مذاهب سامی و نوری(مسیحیت؛یهودیت؛اسلام)ج زو ایندسته (ایدئولوژی فاشیست نیست پس این طبقه بندی بین کافر و مومن چیست؟؟
جهاد اکبر و جهاد اصغر دیگر چیست؟؟
حق علیه باطل را چه میگویید؟؟؟

76:

اقاي رفسنجاني در جواب گفت : من هم مسلمان ايراني ام هم ايراني مسلمان ...

اين يعني چي ؟

77:

یعنی یکی به نعل یکی به میخ ؛ هم از توبره میخوره هم از آخور

78:

آقای رفسنجانی!!!!!!!!

بنده پست ایشون رو نخوندم احتمالا همراه با 30 پست توهین آمیز این تاپیک حذف شده!!!

79:

ببخشيد منظورم اين بود كه اقاي رفسنجاني تو مصاحبش براي رياست جمهموري با جوانا اين حرف را زد

80:


موافقم

81:


تنهای گرامی بنده متوجه شده بودم
یه شوخی بود توی این فضای جدی!!!!

82:

بگو "به خدا"!!!

83:

خافظ شیرازی ، برای نو آفرینی و انداختن طرحی نو از جهان و انسان ، با « افشاندن گل ، و ریختن می در ساغر » که همان « برپا کردن جشن » است ، آغاز میکند . پیوند دادن پدیده « نو آفرینی » با « افشاندن » ، به تصویر فرهنگ ایران ، از گوهر خدا و انسان ، باز میگردد . برای نو آفرینی جهان و انسان ، باید شیوهِ « خود افشانی » را یاد گرفت . در فرهنگ ایران ، خدا ، گوهر ِ افشاننده ، یا بعبارت دیگر ، « گوهر نثارگر » دارد ، و این خداست که جهان و انسان را ، با « افشاندن و پاشیدن گوهر خود » ، پدید میآورد

84:

زمانی که بنده کافر بودم هنوز کفر گویی در مردم در این سطح جانیافتاده بود، همیشه فکر میکردم اگر بتوانم حکومتی رویایی خود داشته باشم (یعنی در حکومت رویا ها زندگی کنم) تکلیف آن عده ای که مسلمانند و حق زندگی دارند چه میشود که خوب به هر حال در ایران اکثریت مردم را شامل میشوند.

85:

در مورد هویت بنده قانع نشدم، این هویتی که شما از آن دم زدید باز هم همان فضای مقدس بازار است. مثلا سرزمین من "باربد" دارد پس باید به دنبال شیوه وی روم و گور پدر موسیقی غربی و متالیکا و فلوید و پینکش. در واقع در برخی از مسائل انسان را عقب مانده نگاه میدارد.
(البته امیدوارم در روند این بحث شما احساس نکنید بنده غرب زده هستم و یا به تاریخ کهن میهنم افتخار نمیکنم، هرچند که امروز مسائلی را دیدم که با در نظر گرفتن آنچه از گذشته دیده بودم از هر چه ایرانی بود متنفر شدم)

در مورد مذهب هم باز قانع نشدم، چون اکثر کسانی که شما هم به آنها ارادت دارید قبل از اینکه یک ایرانی بدانند خودشان را یک مسلمان میدانستند و با آن تعالیم به این درجه رسیدند، هرچند که میهن و به قول شما هویت ملی هم در ساخته شدنشان بی تاثیر نبوده است.

در مورد قسمت آخر باید عرض کنم وقتی شما یک کلیت را در نظر بگیرد خیلی از جزئیات کم اهمیت میشوند، وقتی قرار است جهانی آباد و آزاد داشته باشید و عده ای نمیخواهند خوب پس باید یا به شما ملحق شوند و یا جلوی شما را نگیرند، اگر خواستند در آبادانی شما سنگ اندازی کنند شما چون به هدف بزرگتری می اندیشی باید آنها را از سر راه خود بردارید.

86:

به خـــــــــــــــــــــداgo l
با همه گلهاش تقدیم بهmahound

87:

*همین مشکل همینجاست که همه چیز و درستی را به اسلام و مذهب نسبت میدهید و هر چه نازیبایی است به کفر و شرک؟؟!!!اینها نشان از وجود "آپارتاید مذهبی"نیست؟؟؟
"باربد"پایه گذار نت و ساز و کار در موسیقی است چگونه میخواهید با انکار "باربد" موسیقی پینک فلوید قرن بیستم را بکنید؟؟؟
البته این موجی که در شما به وجود آمده غرب گرایی همسان شده با اسلام؛پدیده جدیدی نیست؛من شخصا از طرفداران راجر وارتز و گروه پینک هستم اما هیچگاه اونها را نه متمدن به معنای واقعی و نه پیرو ایشان میخوانم.در باب نفرت شما هم باید بگویم که شما هیچگاه نمیخواهید اصل خود باشید چون نمیخواهید بدانید از خود بودن یعنی چه؟؟برای همین پای دیگران را میکشید وسط تا مبادا بر شما خرده گیری کنم؛اما اگر به جرات بتوان گفت که شما دچار یک "بحران هویتی"شده اید بد و بیراه نگفته ام.به دید شما بحران هویت غیر از این میتواند باشد؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد قسمت آخر باید عرض کنم وقتی شما یک کلیت را در نظر بگیرد خیلی از جزئیات کم اهمیت میشوند، وقتی قرار است جهانی آباد و آزاد داشته باشید و عده ای نمیخواهند خوب پس باید یا به شما ملحق شوند و یا جلوی شما را نگیرند، اگر خواستند در آبادانی شما سنگ اندازی کنند شما چون به هدف بزرگتری می اندیشی باید آنها را از سر راه خود بردارید.
اتفاقا چون شوربختانه اکثر اندیشمندان و دیگر مردمان اعم از عام و خاص همیشه به دنبال جز بودند از اصل موضوع پرت شده اند؛شما میخواهید به زور و نیزه به همه بفهمانید که کافر و مشرک و هر کسی جز مسلمان لایق سرکوبی است؟؟و شما که مسلمانید چون اسلام گفته مذهبتان بر حق است حق هر گونه دخل و تصرفی را دارید؟؟؟
کسی جلوی شما را نگرفت , البته از دید شما شرک و کفر همگی یک پدیده هستند که در بربر مذاهب قد علم کردند و تلاش میکنند که حقیقت شما(الله؛یهوه؛پدر آسمانی)است را بد جلوه گر دهند؟؟نه عزیزم اشتباه به عرضتان رساندند شرک و کفر پیش از مذاهب توحیدی بودند و با آنی میسم و آتییست شروع شد؛و در اصل مادر مذاهب امروزند ؛ شما نمیتوانید شرک را یک ایدیولوژی قلمداد کنید که بخواهید آنرا با ایمان ابراهیمی که پایه قربانی خونین است از بین ببرید؛با حذف دیگر بینشها (شرک و کفر؛زندیق و ...)حقیقت را سلاخی کرده اید، و این درست بر ضد آن ادعایی است که شما در باب دریافت و درک حقیقت میکنید؛ریشه درخت در اعماق است و در تاریکی نهان است؛چگونه با اصل(ریشه)درخت میخواهید حیات درخت را جاودان نگاه دارید؟؟؟

88:

وجود خارجی داند ولی آنها اشتباه میکنند ، مگر میشود همزمان ترک و فارس و عرب بود؟
همو که با اهریمنان به نبرد بر میخیزد باید برحذر باشد که در این فرآیند خود به اهریمنی مبدل نگردد و آنگاه که تو به مغاک مینگری، مغاک نیز به تو مینگرد
مثلا این را یک نفر که ادعای اسلامی دارد نوشته ، متال هم گوش میدهد ، احتمالا نماز هم نمی خواند .
هزار سال با این وضعیت که دارد ادعای مسلمانی بکند از منظر ما یک ادعا بیش نیست.

89:

«وجود خارجی دارند اما اشتباه میکنند» باز این بهتر ه تا قبلی

اینها که اشاره کردید همه زبانندو یک مقوله اند،نمیشود گفت کسی هم ترک وهم فارس و..باشه
اما ملیت و دین دو مقوله جدا هستند .نمیتوان گفت کسی هم کانادایی ،هم ایرونی وهم امریکایی باشه نمیشه گفت کسی هم مسلمان وهم زرتشتی باشه.

ولی میشه گفت آقای x مسیحی کانادایی است یا ایرانی مسلمان.

در مورد نکته آخر (در مورد آن امضا)میشه کسی مسلمان یا مسیحی باشه و در حالی که اصول و ارکان آن دین را قبول داره ،برخی جزئیاتش روتایید نکنه وبا استناد
به عقل خود جزییات را تجزیه و تحلیل نموده ،استنتاج ورفتار نماید.

90:

جناب کورش مطالب بالا قسمتی از پاسختان به جناب متالیکا میباشد

شما در تاپیک تعبیر دین خیلی صریح و به زبانی ساده و رسا تعبیرتان در مورد دین را
توضیح دادید . استدعا دارم به همانگونه تعبیرتان از شرک وکفر را بیان فرمایید.آیا شما آن را یک پدیده مثبت و قابل قبول قلمداد میکنید؟

91:

واسه من فرقی نداره.
هم مسلمونم
هم ایرانی
چه بگم مسلمون ایرانی
چه ایرانی مسلمون
برام یه معنا رو داره
فرقی نمیکنه این رو اول بنویسیم یا اون رو.. البته برای من.

92:

ولی ظاهرا توی رای گیری یه چیز ه دیگه انتخاب کردید.

93:

من هنوز رای ندادم

94:

اگه واقعا رای ندادید عذر خواهی میکنم .جون همزمان با اظهار نظر شما یه نفر هم رای داد.

95:

بله واقعا" رای ندادم.
خواهش میکنم مشکلی نیست

96:


شما از كجا ميدانيد نماز نميخواند ، فكر كنم برداشت صحيحي از امضايشان نداشتيد ///
مهم نيست شما باور كنيد او يا بقيه مسلمانند يا خير ...

97:

به علت سطحی بودن پست هایت سعی کردم کمتر با شما هم پست شوم، چون فاقد ارزش و البته منطق است.

بله. بنده نماز نمیخوانم، هم اکنون هم دارم Katationa گوش میکنم که یک گروه satanci است. اما سعی میکنم از آمیزههای دینی بهره برم و به برخی از آنها را رعایت کنم، مثلا کمک به دیگران را وظیفه بدانم نه منت گذاشتن بر سرشان، از اهوال همسایه ها باخبر باشم و سر شما را کلاه نگذارم. (شما و التبه شماهای نوعی در دنیای حقیقی) و بسیاری مسائل دیگر که همه ارتباط مستقیم با دستورات اسلام دارند.

98:

متاسفانه شما در زمانی وارد فاروم شدید که بنده بازنشسته شده بودم و دیگر حوصله توضیح مسائل بیش از یک بار نیست. پس احتمالا پرونده این بحث هم باز خواهد ماند.

درضمن یادآوری میکنم باربد نت خوانی و نت نویسی نمیدانست. (و همچنین راجر واترز هم نوازندگی به اندازه ای که شما احساس میکنید نمیداند، در اکثر آهنگها گیلمور نواندگی ساز وی را به عهده داشت و معمولا در کنسرتها نمی نوازد)
همچنین ظاهرا آن فارابی بود که قدرت موسیقی را در اوج نشان داد و در زمینه موسیقی بیش از باربد مطرح است.

بله بی شک بنده دچار بحران هویت شده ام همانطور که شما مورد تهاجم قرار گرفته اید که علت هر دو آن آشنا نبودن به میزان کافی با تعالیم دینی است. (تهاجم فرهنگی، با نام میهن پرستی که از آنور آبها برای شما دیکته میکنند)

خیر برادر، شما که داری هر چی دلت میخواد به اسلام میگی و تو یک تالار دیگه هم میبنی که بنده دارم ازت تعریف میکنم، اگر اینچنین بود بیشک راحی برای نابودی شما میافتیم. (مسلمانان فاروم) بسیاری از اسلام ستیزان این فاروم هم از دوستان ما هستند، ولی نه زور در کار است و نه نیزه و شلاق و خنجر.

99:

من گفتم پایه گذار موسیقی در ایران پیش از فارابی باربد ود این گفته را انکار میکنید؟
من گفتم راجرز واترز و گروهش را دوست دارم در اینکه دیوید گلیمور یکی از بزرگترینهای گیتار الکترونیک در جهان است بر کسی پوشیده نیست؛اما من نگفتم راجرز واترز برتر است.بله فارابی همانگونه که گفتید موسیقی را به اوجرساند

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بله بی شک بنده دچار بحران هویت شده ام همانطور که شما مورد تهاجم قرار گرفته اید که علت هر دو آن آشنا نبودن به میزان کافی با تعالیم دینی است. (تهاجم فرهنگی، با نام میهن پرستی که از آنور آبها برای شما دیکته میکنند)
من مورد تهاجم قرار نگرفتم نخست اینکه این انگ به کسی میچسبد که با خواندن دو کتاب ابتدایی و تاریخی خود را مورخ میداند و محقق مانند پور پیرار ؛ نه منی که سالهای سال در دانشگاه دانش آموختم و با گروههای بسیاری همکاری کردم؛و البته این که میگویم ایرانیان آزادند و دین با مذهب فرق دارد مفصل به شرح و گسترش آن پرداختم؛که نیازی به تکرار نمیبینم.کسی برای من دیکته نمیکند این شما هستید که با اعتقادات تند خود مرا و دیگران را مورد هدف قرار میدهید؛در اسلام هر کس بخواهد آزاد باشد و غیر از اقیموالصلوه بخواه چیز دیگری بگوید مرتد و نجس خوانده میشود و این درست همان دیکتاتوری است که من در نبشته های شما میبینم؛و هر کسی اسلامتان را بپذیرد تمام کارهای دیگرش هم پذیرفته میشود ؛ و این یعنی با ارزش بودن انسان بر جان انسان است؛درست همان چیزی که فرهنگ ایران مخالف آن است.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
خیر برادر، شما که داری هر چی دلت میخواد به اسلام میگی و تو یک تالار دیگه هم میبنی که بنده دارم ازت تعریف میکنم، اگر اینچنین بود بیشک راحی برای نابودی شما میافتیم. (مسلمانان فاروم) بسیاری از اسلام ستیزان این فاروم هم از دوستان ما هستند، ولی نه زور در کار است و نه نیزه و شلاق و خنجر.
دقیقا با ماله کشی سعی در توجیه اخلاقیات نمیکنید؛ من هیچگاه ندیدم شمایی که دم از اسلام میزنید صرفا شخص شما منظورم است؛ در تالار مذهب در قسمت ناگفته های قران نمیتوانید مطلبی قابل پسند و منطقی ارایه دهید چون با تعصب بحث میکنید ؛و درست نقطه مقابل من هستید؛که البته چناچه اینگونه بخواهید ادامه بحث دهید من هرگز با شما بحث نمیکنم.

100:

در آموزه هایتان گفته نشده توهین نکنید؟

101:


بله شرک و "paganism"اساسا پیرو و ساختاری آزاد گرایانه دارند؛و همینطور ضد قدرت...از اینرو مخالفان سر سخت این بینش یا روحانیون هستند و یا حاکمیت توتالیتاریسمی مذهبی ؛ بله مثبت است من در پاسخ به دوست خوبم "mahnoud"درباره چگونگی پیشرفت علم در دوران الحاد و شرک گرایی در ایران و اروپا مفصل سخن گفتم که لینکش رو براتون در پست بعدی میگذارم.

102:


دوست نیک اندیشم جناب ایرانی من نبشته های خودم را با پیوست درباره شرک البته برگزیده شده برایتان میگذارم چنانچه پرسش بود بفرمایید و در پایان هر یک از نبشته هایم آدرس پیوست موجود است.

شرک ایدیولوژی نیست؛شرک اگر در دستگاه فلسفی قرار گیرد و صرفا یک مکتب قلمداد شود گفته شما که شرک و کفر هم ایدیولوژی است درست است.
اما سخن ما از شرک آزاد و بدون سیستم است من باور دارم که انسان مشرک و فاقد ارزشهای مذهبی انسانی است که میتواند بدون تعصب به باورهای دیگر مذاهب زندگی کند و برای دیگران حتی مذهبیون مفید باشد؛چرا که جوهره شرک آزادی انسان بر اساس بینش است؛در حالیکه در تمام مذاهب ابراهیمی حقیقت که الله یا یهوه و پدر آسمانی باشد را اصل میدانند و کسی که از این حقیقت پیروی نکند لایق کفر و مرگ است؛در اینجا آزادی انسان منوط به مذهبش میشود و این درست مخالف آزادی و اصل قداست جان انسان است؛از اینرو اسلام یک ایدیولوژی است و شرک فاقد کتب فلسفی یک بینش بر اساس یک پارادایم درونگرای انسان یعنی بینش از خود است.(شرک یک ایدیولوژی نیست)


شرک با بیدینی هر دو دو مقوله جدا هستند که در جای خود درباره آنهم بحث میکنیم؛اما سخن گفته ام با کسانی است که مذهب را عامل اساسی پیشرفت علم میدانند.کسانی مانند آقای عبدالکریم سروش که یک دیندار به ظاهر سکولار است ؛ میباشد؛ آنچه که مشخصه شرک است سکولاریزاسیون بودن آن و لایسیزاسیون شدن دولت است.متاسفانه اکثر دولتها به اینکه خود را طرفدار حقوق بشر نشان دهند دم از حکومتهای برتر دینی میزنند؛ و نفی سکولاریته در چهارچوب دولت و محدوده عمومی آن میزنند.دقیقا اگر به گفته من توجه کنید متوجه میشوید که شرک پیشتر هم گفتیم مخالف افکار تند و جانبدارانه گروههای مذهبی است؛چرا که ریشه شرک در زمان گرایی فلسفی یا به زبانی سپنجی گری زمان خلاصه نمیشود.آزادی نهفته در شرک مانند کاتالیزوری است که تمام ابعاد یک جامعه و گاها سیاسی را تحت تاثیر آزادی اندیشه خود قرار میدهد؛ از اینروست که اکثر اندیشمندان امروز ایران مخالفان سرسخت شرک هستند.(شرک با بیدینی فرق دارد)
و در انهتا بحث با یکی از دوستان که نتیجه بحث و نقل قولها را عینا میاورم با پیوست:

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله mahound آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
شاید در آن دوران شرک به وجود آمده باشد ولی ابراز عقیده ی لوتر را نمی توان شرک محسوب کرد(گرچه همان زمان به شرک محکوم شده بود) در اصل لوتر شکل جدیدی از دین را بیان کرد به دیگر سخن اینکه او طرز تلقی جدیدی را از دین ارائه داد و به دلیل قابل تحمل بودنش مردم بسیاری نسبت به آن گرایش پیدا کردند ،

گرامی من نگفتم لوتر ؛ بحث من هم بر سر لوتر نبوده است.لوتر در اصل با تفکر پروتستانیستی مسیحیت مشکل داشت این را در اندیشه و نوشته هایش میتوانید ببینید.درست در دورام لوتر ما کسانی مانند "هیلده برانت" "کالوین" "وزلی" و حتی بریگام یانگ را دیگر در تاریخ دینی اروپا نمیبینیم. و همین زمان که لوتر به کمک امرای آلمان اصلاحات دینی را پیش کشید ؛ دولت قدم به قدم اموال و قدرت را از دست کلیسا گرفت و رهبری معنوی روحانیون به طور محسوس رو به زوال نهاد؛لوتر اساسا یک "آنیست"و مشرک نبود او در پی اصلاح کلیسا و افکار تند مذهبیون بود.د دوران لوتر به شدت عقاید دینی نزول کرد .
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله mahound آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
نمونه ی همین کار در عصر حاضر نیز در مورد اسلام تکرار می شود و از این دسته می توانیم به وهابیت عربستان (شکل قدیمی قبل از پلورالیست) و نیز ولایت فقیه و اخوان المسمین اشاره کرد ولی با گذر زمان درک افراد از اسلام تغییر بیشتری یافت و اندیشه های والاتری نیز شکل گیری خاص خودشان را شروع کردند ( اقبال لاهوری ، سروش ،برخی سنی های ایران و نیز افراد به صورت مستقل) ظهور این افراد به نوعی نشان دهنده ی رنسانس اسلامی است و با تغییر عقاید اسلامی ما می توانیم شاهد مسلمانی باشیم که بیدین یا غیر مسلمان را نجس نمی داند ، تارک صلات را لعن نمی کند ، سر نمی برد و سنگسار نمی کند و نیز با واژه ی پلورالیسم نیز مشکلی ندارد

باز هم تاکید میکنم اسلام به دوران رنسانس خود در چند سده اخیر هنوز نرسیده است؛گروهک تروریستی اخوان المسلمین هیچ هدفی جز ایجاد پریالیزم اسلامی در سر نداشت.افکار ایشان منحصر به جهاد دینی بود که میبایست برای نابودی گروههای اپوزیسیونی در جهان اسلام مورد هجوم قرار گیرد.نفی اندیشه های سکولاریسمی در چهارچوب دنیای اسام امریست نامکن و ضدیت آن در جهاد فی سبیل الله آشکار است.

103:

آقای کوروش عزیز تفاوت شرک با پلورالیست از نظر شما چیست؟ تا آنجا که پستهای شما را در این مورد خوانده ام هردو یکی هستند. با این تفاوت که شما ادعا میکنید شرک ایدئولوژی نیست و دلیل قانع کننده هم برای آن اطلاق نکرده اید!
حال آنکه در جایی هم به ناچار آن را ایدئولوژی دانسته اید.

104:

احتمالا به کار برده بودم پس جمله ام مشکل نداشت.
بسیار مهم است ، میتواند تعیین کننده ی ایمانم به اسلام باشد و 1001 دلیل دیگر.

البته شاید از نظر شما بنده کژ اندیش شمرده شوم اما اگر بر اساس منطق عمل کنید کسی که نشان فروهر را به گردن می آمیزد بیانگر چیست؟ آتش پرست که خیر اما ...

105:

یکی از تعالیم اسلام احترام گذاشتن به دیگران است، اما بنده هم مومن نیستم، فقط مسلمانم. تا جایی که توانستم اسلام را در نظر گرفتم ولی گاها غرور کاذب افراد کفرم را در می آورد و مجبور میشوم کمی از اسلام فاصله بگیرم. از اینکه شما افتخار دادید با سوپر تنکسر فاروم وارد بحث شدید بسیار افتخار میکنیم.

همانطور که عرض کردم این مباحث به جایی نمیرسد، چون شما گوشتان بسته شده است و عینک بدبینی بر چشم دارید. بنده هم نمیخواهم بی احترامی کنم و در جدلی که شما سامان دهی میکنید بی شک به مرور چنین مشکلی پیش خواهد آمد.

در مورد شما که تاریخ خوانده اید باید عرض کنم احتمالا اطلاعات دست سومتان به درد خودتان میخورد چون بسیاری از تاریخ نویسان بنام ایران در قرن معاصر از هم صحبت های خانوادگی ما بودند و از تحاریف تاریخی بسیار گفتند، اندکی از آنها نیز به گوش ما رسید که احتمالا به گوش شما نرسیده است.
درضمن تحصیل در این زمینه همیشه نشان گر توانایی یا درست بودن اطلاعات نیست. مثلا ما استاد گیتاری داشتیم که برای یکی از کنسرتهایش دست به دامان ما شد تا نتی برایش تهیه کنیم تا در ملع عام حرفی برای گفتن داشته باشد، اما در پایان هم برای وی دست زدند و نامی هم از ما برده نشد، بعدها گفتند فلانی هم شاگر فلانی بود.

106:

در آموزه های دینی چرا، تا جایی که توانستم رعایت کردم.
ولی در آن لحظه متال گوش میکردم و خوب از آنجایی که بنده در این هنر فنا شده ام لحظه ای به یاد آهنگ Fight Fire Whit Fire افتادم.

همچنین بنده برای شما احترام قائلم و آنچه را که برای خود میپسندم برای شما هم میپسندم.
دوستی به من نصیحتی کرد و من آن را نیز در نظر گرفتم:

این دوست میگفت: رو دادن به برخی که ظرفیتش را ندارند در نهایت به ضرر خودشان میشود.

پس بنده سعی کردم کاری کنم که در نهایت شما متضرر نشوید. هرچند که احتمالا این بار آخر بود.

107:

واقعا این احترام گذاشتن را دیدم؛به راستی که نمونه بارزی هستید
شما سوپر تنکسر هستید؟؟عجب ! باعث بسی مباهات است

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
همانطور که عرض کردم این مباحث به جایی نمیرسد، چون شما گوشتان بسته شده است و عینک بدبینی بر چشم دارید. بنده هم نمیخواهم بی احترامی کنم و در جدلی که شما سامان دهی میکنید بی شک به مرور چنین مشکلی پیش خواهد آمد.
این شما و عیک مذهبیتان ؛ شما نمیتوانید بدون عینک ببینید؛انسانی که در نور غوطه میزند؛ در تاریکی راهش را نمیتواند بیابد ؛ چون اساسا نور چشمشان را کور کرده است نبشته پایین پاسخ عینک بدبینتان را داده است.

عینک
ما « وجودی وصله ای » ازخود ، ساخته ایم . وجود ما ، عقل ما ، زندگی ما ، همه اش ، وصله است . ما ، هم یک وصله ازاین ، هم یک وصله ازآن ، داریم . زیرپوشمان ، قرآن است . عبایمان ، کاپیتال است . عمامه امان ، جامعهِ باز پوپراست . تسبیحمان ، «زمان و بودِ » هایدگراست . عصایمان ، « نقد خرد ناب » ِ کانت است. انگشترمان ، « پدیده شناسی » هگل است . عینکمان را البته هر روز عوض میکنیم . ما اساسا با عینکهای گوناگون می بینیم . عقل ما ، اساسا عینکی است . چشمان ما که عقل ما باشد ، هرگزچیزی را ، مستقیم نمی بیند . بازار فکر وفلسفه ، بازار عینک سازها و عینک فروشهاست . بیخود نیست که ما از دکانی به دکان دیگر میرویم ، و عینکمان را برای پیشروبودن و توسعه گرابودن و پسا مدرن بودن ، عوض میکنیم ، تا همیشه ، نو ببینیم ، تا آینده نگر باشیم ، تا پیشتاز باشیم .
اساسا چشم ما ، بی عینک نمی بیند . اساسا چشم ما ، خودش اینهمانی با عینک یافته است ، وهرگاه دم ازچشم میزنیم، مقصودمان ، عینکش هست . وقتی دم ازعقل خود میزنیم ، مقصودمان عینکیست که دیگر، حوصله برداشتنش را ازچشم نداریم . سابقا عرفای عقب مانده و گوشه گیر، بجای شنیدن سخن درباره خدا و حقیقت ، میخواستند ، با « عین خودشان » ، خدا و حقیقت را ببینند ، وگرنه ، نه خدا را ، نه حقیقت را ، قبول نداشتند ، ولو صد ها رسول و فیلسوف ، خبر، ازخدا یا ازحقیقت بیاورد . آنها عجب توقعات بیجائی داشتند ! ولی ما ، تا با عینکمان چیزی را نبینیم ، قبولش نداریم . البته با هرعینکی ، چیزهائی را نیز نمی بینیم ، و طبعا آنها نیز ، « واقعیت و حقیقت » نیستند . چون « مدرن ونو» نیستند . « کهنه و اسطوره وافسانه و خرافه وعرفان » را ندیدن ، و به آنها به نظر تحقیرنگریستن ، بهترین شیوه دیدن است . چیزی « هست » که « مدرن ونو» باشد، و « تازه از خارج ، وارد ساخته شده باشد » . آنان نمیدانستند که با یک عین ، همیشه دیدن ، انسان ، چیز تازه ای نمی بیند . انسان باید« عین » را ، تبدیل به عینک های تازه بکند ، تا نوبین شود .

عقل گرائی ، اساسا هنرعینک زدن و عینک ساختن است . دریک دکان ، عینک قرآن را میفروشند ، در دکان دیگر، عینک مارکس را ، در دکان دیگر عینک هگل یا کانت را ....... ما عقل گرا هستیم ، چون عقلمان را هر روز با تغییر عینک ، تغییر میدهیم . البته این عینک فروشها دربازارفکر نیز، مانند همه بازاریها ، در فکرانحصارفروش ساخته ها خود هستند . هرکدامی میخواهد بازار فروش را انحصاربه خود کند . یکی میکوشد که همه دکانها دربازار، عینک اسلام را ، فقط با قابهای رنگارنگ ، بفروشند ، تا « کثرت گرائی اسلامی» ، جای « کثرت گرائی دینی و فلسفی و حزبی وهنری » را که محالست ، پرکند . دیگری میکوشد که همه دکانها ، عینکهای مارکس را بفروشند .... ....

ولی ما ، عقل داریم ، و این را میدانیم . اینست که ما معمولا ، چند عینک روی هم ، روی چشممان ، سوارمیکنیم . عینک اولی که به چشم میزنیم اسلامیست ، سپس رویش، عینک مارکس را میگذاریم . سپس روی آن ، عینک پوپروهایـِک را میگذاریم ، سپس رویش ، عینک پسامدرنیسم را میگذاریم ، سپس وقتی درآمریکا زندگی میکنیم ، روی همه اینها ، عینک پراگماتیسم که دلاریسم باشد نیز ، می نهیم . البته طبق مصلحت زمان ، ترتیب این روی هم سوارکردن عینک ها را ، عوض میکنیم . هرپدیده ای و رویدادی و خبری و اندیشه ای، خواه ناخواه ، از یکایک این عینکها، مانند برق میگذرد، و دیگرگونه میشود . یک مقاله که مینویسیم ، یا یک رویداد و پدیده را که بررسی میکنیم ، از همه این عینکها میگذرد ، وهمه را به هم وصله پینه میکند . درواقع ، ما را نمیتوان ، « عقل گرا » نامید ، ما « عقول گرا » هستیم ، چون دارای هفت یا هشت تا عقلیم .

آن بیچاره ها درغرب ،فقط ،عقل گرایند ، و خبری از « عقول گرائی » ندارند . ما ازعینک قرآن( عقل قرآنی) به عینک مارکسیستی ، از عقل مارکسیستی ، به عینک کانتی ، از عقل کانتی ، به عینک پوپری ، از عقل پوپری ، به عینک هایدگری ، از عقل هایدگری ، به عینک ..... مانند برق میگذریم .



نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد شما که تاریخ خوانده اید باید عرض کنم احتمالا اطلاعات دست سومتان به درد خودتان میخورد چون بسیاری از تاریخ نویسان بنام ایران در قرن معاصر از هم صحبت های خانوادگی ما بودند و از تحاریف تاریخی بسیار گفتند، اندکی از آنها نیز به گوش ما رسید که احتمالا به گوش شما نرسیده است.
درضمن تحصیل در این زمینه همیشه نشان گر توانایی یا درست بودن اطلاعات نیست. مثلا ما استاد گیتاری داشتیم که برای یکی از کنسرتهایش دست به دامان ما شد تا نتی برایش تهیه کنیم تا در ملع عام حرفی برای گفتن داشته باشد، اما در پایان هم برای وی دست زدند و نامی هم از ما برده نشد، بعدها گفتند فلانی هم شاگر فلانی بود.
بازهم این گنده گویی شما را نادیده میگیرم ؛ نبشته مرا با نام عینک بخوانید؛برایتان مفید است ؛ اگر میتوانید بدون عینک نگاه کنید در خدمت هستم در غیر این صورت ؛ دیگر با شما هم پست نمیشوم.

108:

نتیجه : در زمانی که متال گوش میدهید آموزه های دینیتان اثر ندارد.
احترام قائلید !!! که در پایین مرا بی ظرفیتی میخوانید. کوروش این را در مورد شما به کار میبرد.

واقعا این احترام گذاشتن را دیدم؛به راستی که نمونه بارزی هستید
شما سوپر تنکسر هستید؟؟عجب ! باعث بسی مباهات است
بر عکس شما بنده هیچ توهینی به شما نکرده ام و اعتراف میکنم اشتباه کردم که شما را مسلمان ندانستم.
شما نمونه ی کامل یک مسلمان واقعی هستید.

109:

من مخالفتی با اصل سانسور ندارم!!!! فقط فکر میکنم ضوابط آن باید مشخص و معتبر باشه. علت پاک شدن پست من در این تاپیک چه بود!؟ جواب در حد یک پیام شخصی هم کفایت میکند..

110:

شما سوالتونو بد مطرح کردین
چون ایرانی بودن یک ام ومسلمان بودن یک امر دیگه مثل اینه که دو چیز متفاوت رو با هم قیاس بگیرن ببخشین ها پس شما یک سوال بیخو کردین

111:

از لحن صحبت شما شخصیت مثبت تون معلومه
ولی اگه سوال خوبی نبود این همه مخاطب نداشت .اگه 50 تا پست این تاپیک حذف نمیشدند الان نزدیک به 170 پست بودند شما به این ترتیب به 170 تا نظر بی احترامی میکنید.
ایا شما نمیتونید هم دین داشته باشید هم ملیت ؟
قرار نیست که بگیم بین دین و ملیت یکی رو انتخاب کنید.میگیم کدوم اول ه و کدوم دوم.

112:

جهت اطلاع: بر اساس پژوهشی که موسسه بین المللی نظرسنجی گالوپ، انجام داده، پس از ملیت، مذهب دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار می‌رود.

البته به نظر من این موضوع در بعضی جاها در حال تغییره. چون حالا دیگه در اروپا شما اول کشورتون مهمه دوم اروپایی بودنتون مهمه. یعنی دارنده یک پاسپورت اروپایی میتونه در هر جای اروپا کار، زندگی، رانندگی کنه. چه مسلمان باشه، چه مسیحی، چه بهایی، چه بیدین.

اصلا شما نمیدونید و نمیپرسید که فرد مذهبش چیست. در مراسم از شما میپرسند آیا رژیم غذایی خاصی دارید یا خیر.

113:


به دلیل تابعیت شما

114:

تابعیت!!!!!!!!!!!!!!!(توضیح بیشتر)

115:

شما تابع قوانین تالار هستین.

116:

نقل قول از: EXOTIC
تاپیک بسیار جالبی است.
یاد یکی از تاپیکهای هم میهن افتادم وقتی عنوان این بحث رو دیدم.

نقل قول از: پسر باد
خیلی تاپیک خوبیه.
من مسلمان ایرانی بودن رو انتخاب می کنم و به نظرم مهم ترین چیز تو زندگیم دینمه نه ملیتم!!!


از تمام دوستانی که محبت داشتند و در این تاپیک شرکت فرمودند سپاسگزارم . کسانی هم که انتقاداتی داشتند سعی کردم پاسخهای منطقی تقدیمشون کنم
ضمن تشکر از این عده هم از هر دوگروه میخوام که بحث رو بخوبی ادامه دهند.
جناب آریان 20 هم در ابتدا معترض بودند اما نظرات جالبی ارائه نمودند و همین پست اخیرشون در مورد موسسه بررسی افکار و نظرسنجی گالوپ خیلی جالب بود و در مسیر تاپیک.

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟ آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
منظورم اینه که شما ایرانی بودن (فرهنگ و تمدن ایرانی )را به مسلمان بودن (دین) ترجیح میدین یا بر عکس ؟ یا تفاوتی نمیبینید؟

منتظر ادامه پستهای جالب دوستان هستم.

117:

تا منظور از مسلمان و ایرانی چه باشد
من ایرانی را کسی میدانم که در زمان ظهور اسلام منتظر ان بود و همه ی ایران حالت انتظار را داشت انتظار دومین سوشیانت و به همین دلیل به ادیان مختلفی که گمان میکرد انها همان سوشیانت(به معنای موعود) هستند رفت اما تا اسلام را دید و پیام ان را شنید
شناخت و با اغوش باز ان را پذیرفت
و از این لحاظ فرقی نمیکند که کدام یک مقدم باشد
چه میگویی؟
به نظر من حتی بین نژاد های مختلف بشری در این مساله مشکلی ندارد

برادران و خواهران من در چین و مصرو دیگر ملت ها همه ی ما یک نژاد هستیم نژاد مستضعف
همان که خدا به انها نوید رهبری جهان و وراثت بر زمین را داده است

118:

میفرمایید ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند . پس این همه جنگ و جهادو خونریزی و سر بریدنها که در تمامی کتب تاریخی آمده است چیست؟!!!!!
این همه لشکر کشی برای چه بوده است .؟ شاید تمامی مورخین دروغ نوشته و دروغ به خورد مردم میدهند!!

119:

و من از شما میپرسم که بستن سرباز با زنجیر برای مقابله با مسلمان ها نشانه ی چیست؟
و رواج ادیان گوناگون در ایران در زمان قبل از ورود اسلام به چه معنی است؟
شما ایران زمان ظهور اسلام را در نظر بگیرید
خود ایران یک دین قوی دارد به نام زردشتی که به نظر من قوی ترین ادیان است البته به جز ادیان سامی
بعد یک دین بسیار محکم و قوی دارد پیشروی میکند از جانب شرق
بودایی
به گونه ای که مرکز بودائیان در ایرانه و بت خانه ی نوبهار مرکز بودائیان بود
از غرب دین مسیحی دارد به شدت پیشرفت میکند به طوری که محققان میگویند اگر اسلام وارد ایران نمیشد تا چند سال بعد همه ی ایران را مسحیت فرا میگرفت و بطوری که مدایئن مرکز جهانی کنسیله

در خود ایران یک دین تازه نفس داره شکل میگیره به نام مزدکیان که روح جدید داره و انقلابی است و قشر جوان را ب%u

120:

خب مغولها هم همینکار رو کردند، یونانیها و ترکها و افغانها هم کردند. شما دیگه نمک رو زخم ما نپاش! همچو میگی ملت رفتن به استقبال عربهای مهاجم که انگار آنتونی کوئین رو اسب نشسته بود و آهنگ فیلم محمد رسول الله رو هم پخش میکردن! یه خورده فکر کن ببین چه موجوداتی بودن این عربها بعد براشون سناریو بساز! آقا جان شکست خوردیم، شدیدا هم به ضررمون شد. تمام.

121:

وقتی تایپیک "رپ و راک" را خواندم متوجه شدم که لایق این همه توجه بنده نیستی، و همانطور که عرض کردم عینک بدبینی زده بودی که حالا اگر عینک را برداری همان چیز را خواهی دید که با عینک میدیدی.
به علت بی سوادی، کشاندن مباحث تایپیک ها به تایپیک دیگر و بسیاری از مسائل دیگر (مانند عدم تناسب شخصیت مجازی شما با بنده) از بجث با شما خودداری میکنم.

122:

پس نتیجه میگیرم دور شدن از اسلام به ضرر انسان است و وقتی از دین دور میشوم
"گوی از انسانیت دور شده ایم"

کوروش باید برود ابتدا عینکش را بشوید، همین چند لحظه پیش در تایپیکی بودم که آقا کوروش اظهار نظر کرده بودند، اتفاقا مطالب غلط هم زیاد بود اما بنده در ادامه و تایید مطالب درستشان مطلب نشوشم، اما پاسخ ایشان این بود: من نظرم را گفتم و شناخت کوچکی از متال را که داشتم آوردم دوست دارید اینجا هم بگویید که خیلی میدانید؟؟؟
که نشان دهنده بسیاری از مسائل درونی بود و التبه کینه هایی که نسبت به بنده و دیگر مسلمانان دارد، همچنین علاقه ای که به مطرح شدن دارند و اگر دستی بالای دست خودشان ببنید به جمالشان گران می آید. درضمن صحبت کردن در مورد شخصیت مجازی بنده کمی برای دهان برخی بزرگ است، (هرچند که ممکن است در دنیای حقیقی هیچ نباشم)

بله اشتباه کردید که بنده را مسلمان نمیدانستید، اما به یاد داشته باشید که بنده هیچ گاه مومن نبودم، یکی از علل سیاهی ها در ذهن بنده چند سال کفر گویی است که آثار آن به این راحتی ها از ذهن و روح پاک نمیشود.

خیر. بنده نمونه کاملی از یک متالر هستم که به راحتی میتوانم شما را با اندکی گفتگو ضایع و رسوا نمایم. اما اگر کمی اسلام را درنظر میگرفتم و بیش از این به فرمایشات اسلام عمل میکردم شاید نقطه مثبتی در زندگی شما و امثالتان به وجود می آمد و همچنین هیچ گاه در ملع عام رسوا نمیشدید.
اما چون اسلام را قبول ندارید، بنده هم از روش اسلام در گفتگو با شما بهره نمیبرم. (هرچند که بزرگان دین ما اینچنین نبودند و پیامبر ما همانیست که به عیادت دشمنش رفت و احوالش را جویا شد)

123:

اینقدر رک و پوست کنده حقایق رو میگید که چی بشه؟!!!!!!!
توی پست جناب آزاد جواب سوالم رو ندیدم .آخه پرسیدم اگه ایرانیها منتظر تشریف
فرمایی اعراب بودند پس این همه جنگ و خونریزی و سر بریدنها که توی تمام کتب تاریخی نوشته اند تماما دروغ است؟ این سوال ربطی به خوب و بد بودن اسلام نداره ولی با استقبال اومدن وبا جنگ و خونریزی اومدن یه ذره با هم فرق میکنه!

124:

چرا بهتان بر میخورد ؟
من عینکی به چشم ندارم این شمایید که با ترورهای شخصیتی که بر دیگگگران تحمیل میکنید میخواهید با هر کس که اسلام را باور ندارد بجنگید؛اساسا جهاد دینی در اسلام شما را به این کار امر میکند.بله من نظرم را گفتم درباب موسیقی متال همین و بس ؛ نه مقایسه کردم بلکه بنا بر باور شخصی ام موسیقی متال را دوست دارم ؛ گفتم بد نیست از متال مطلبی بگویم نمیدانستم به تار قبای شما بر میخورد؛؛ دستی بالای دست من ؟؟من ادعای فضل و کمال نکردم فقط گفتم که هر مسیله ای بدون تعصب و عینک باید دیده شود تا ماهیتش مشخص شود؛ اینهمه دوستان درباره مذهب بحث میکنیم اما کسی نه به من دشنام میدهد نه گنده پرانی میکند؛ میگوییم و قاعدتا پاسخی میشنویم؛این شمایید که دیگران را جاهل میخوانید به قول دوست نیک اندیشم:
شما نمونه یک مسلمان کاملید

125:

بر چه اساسی اینگونه از سوشیانس میگویید؟
دومین سوشیانس؟؟؟
سوشیانس مذهب اسلام را پذیرفت؟؟
سوشیانس موعود آخر الزمان است نه حال الزمان؛ظهور سوشیانس در آخر الزمان است ؛ درباره سوشیانس چنانچه نیازی بود مطلبی مفصل میزنم ؛ امادوست من اشتباه سخن درباره سوشیانس نگویید که سو تفاهم ایجاد شود.

126:

متاسفانه شکست نهايي عرب از عجم همزمان به معني پيروزي روحي اسلام بر ايراني است. اين آميزش وجودي از اين پس به معني تفکيک ناپذير بودن ايراني و مسلمان خواهد بود.کاري که نه يونان و نه مغول توانست انجام دهد، يعني جعل ماهيت ، توسط دين نوين تحقق مي پذيرد.گویی که ایرانیان هویت خودر ا از اسلام دارند .......

127:

در حدی نیستی که جوابت را بدهم.

128:

شکست نهایی عرب از عجم یا عجم از عرب؟

129:

کاربران گرامی خواهشمندیم با رعایت نهارت ادب و متانت از هرگونه پست توهین آمیز و جدال شخصی پرهیز کنید !

با تشکر...

130:

دوستانی که میگویند مسلمانان تازی ایرانیان را به زور مسلمان نکردند بفرمایند:
نبرد قادسیه برای چه اتفاق افتاد؟
جریان کشتار ایرانیان که به نام نهر الدم معروف شد برای چه پدید آمد؟
الته من از جریانات تاریخی و تاریخ دقیق آن صرفنظر میکنم چون در این تالار مناسب نیست

131:

ببینید دارید با یک ارشد تاریخ بحث میکند
پس مواظب مثال زدن هایتان باشید
یعنی شما عرب رو که دین خودش رو به ایرانی ها داد با مغولی که دینش رو از ایرانی ها گرفت یکی میکنید؟
اصلا" شما از تحلیل تاریخی چیزی سر در میارین؟
قصد تو هین ندارم

اما بین اثر گذاشتن و اثر پذیرفتن خیلی فرقه
و روش محاجه ی شما اکادمیک نیست
این که هر دو ی اینها به ایران حمله کردند دلیل نمیشه که ما همه ی اینها رو به یک چشم بنگریم
والله موندم که مطلب به این رو شنی رو چه جوری توضیح بدم که بین حمله ی مغول تا حمله ی اعراب از زمین تا اسمان فرق است

نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
اینقدر رک و پوست کنده حقایق رو میگید که چی بشه؟!!!!!!!
توی پست جناب آزاد جواب سوالم رو ندیدم .آخه پرسیدم اگه ایرانیها منتظر تشریف
فرمایی اعراب بودند پس این همه جنگ و خونریزی و سر بریدنها که توی تمام کتب تاریخی نوشته اند تماما دروغ است؟ این سوال ربطی به خوب و بد بودن اسلام نداره ولی با استقبال اومدن وبا جنگ و خونریزی اومدن یه ذره با هم فرق میکنه!
عزیز دلم وقتی دارم میگم که ایرانیان اسلام رو با اغوش باز پذبرفتند دارم به عنوان یک محقق تاریخ از اصطلاحات تاریخی استفاده میکنم
مسلم است که بین ایرانیان و اعراب جنگ رخ داده
اما منظور من این است که حکومت در این دوره از دل مردم حرکت نکرده و مردم برایش جان نمیدن
وقتی دارم ادیان مختلف رو برات میشمارم تو ایران ان زمان منظورم اینه که خود ایرانی ها ار دیم اون زمان زده شده بودند
معمولا" حکومت سه جنبه دارد
1- جنبه ی قدرت
2- جنبه ی ثروت
3- جنبه ی روحانیت
و مردم در این زمان (زمان فتح ایران توسط اعراب) نه از قدرت خوششان میاد و نه از روحانیت
دلبلش همان انقلابات علیع حکومت و پیشرفت ادیان دیگر در ایران است
و عرب با مردم ایران نجنگید بلکه با حکومت جنگید
معلوم است که هیچ حکومتی نمیخواهد از قدرت کنار رود و باید با ضرب شمشیر اورا کنار برد
ان هم ایران
که مردمی غیور د اشته و دارد
در تاریخ در تمام تاریخ یک ایرانی وجود نداشته که علیه میهنش بجنگد
و ایران همواره از اسرای دیگر ملت ها بر ضد خود ان ملت ها استفاده میکرده چون فرهنگ غنی داشته
حالا یک عده عرب اومدن که ایران را بگیرند
ایا ایران رو میتونند بازور بگیرند؟
نه

عرب قبل از امدن به ایران دل های مردم ایران را فتح کرده بود
و با حکومت میجنگید
حکومتی که از جانب مردم حمایت نمیشد
و این بود که در یک جنگ مجبور شدند سران ایرانی که سربازانش را به زنجیر بکشد تا فرار نکنند
و این معروف است این جنگ
جنگ سلاسل معروف است در تاریخ
و اینچنین است که ایران فتح میشود

نوشته اصلي بوسيله koroush نمايش نوشته ها
بر چه اساسی اینگونه از سوشیانس میگویید؟
دومین سوشیانس؟؟؟
سوشیانس مذهب اسلام را پذیرفت؟؟
لابد انتظار دارین که چون شما نام کوروش را انتخاب کرده اید دیگه بقیه اظهار نظر کنند
من کی گفتم که سوشیانث مسلمان شد؟
من گفتم که در دوره ی ظهور محمد دین زردشتی منتظر ظهور دومین سوشیانث بود و در این برهه حظور محمد بوده و بنابراین سوشیانث دوم محمد است

همانطور که در جایی دیگر هم گفته ام و الان هم میگویم که سوشیانث سوم همان مهدی(روحی له فدا) است

سوشیانس موعود آخر الزمان است نه حال الزمان؛ظهور سوشیانس در آخر الزمان است ؛
البته اطلاعات شما در حد بسیار نازلی است
من نه تنها ادیان سامی و بودایی و زردشتی و جند تای دیگر را مطالعه نموده ام بلکه انها از نظر جامعه شناسی هم تحلیل نموده ام
ما در دین زردشتی 3 تا سوشیانت دارم که از لحاظ زمانی ما الان در زمان سومین سوشیانث هستیم
درباره سوشیانس چنانچه نیازی بود مطلبی مفصل میزنم ؛ امادوست من اشتباه سخن درباره سوشیانس نگویید که سو تفاهم ایجاد شود.
فقط مواظب باش حرف ناجور نزنی باشه
چون من زردشتی رو مثه کف دستم میشناسم
نوشته اصلي بوسيله ipak نمايش نوشته ها
متاسفانه شکست نهايي عرب از عجم همزمان به معني پيروزي روحي اسلام بر ايراني است. اين آميزش وجودي از اين پس به معني تفکيک ناپذير بودن ايراني و مسلمان خواهد بود.کاري که نه يونان و نه مغول توانست انجام دهد، يعني جعل ماهيت ، توسط دين نوين تحقق مي پذيرد.گویی که ایرانیان هویت خودر ا از اسلام دارند .......
نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
شکست نهایی عرب از عجم یا عجم از عرب؟
چی بگم
این نظر شماست نه من

132:




ممکنه جناب آزاد در نبشته من یا به قولی نقل قولها را درست بفرمایید که پاسختان را بدهم
البته انسانهای خود خواه جسارتا افکار خود را برتر از همه میدانند؛ این نشاندهنده استبداد فکریتان هست که دانش مرا نازل میدانید؛
عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
جناب آزاد احتیاجی به شمشیر و قداره نیست؛ که میگوید چنینم و چنانم میدانید که به زمانش من ایرانی هم میجنگم اما با تمام مخالفتم با نبشته شما باز هم احترام میگذارم چون فرهنگم به من قداره بندی را نیاموخته است.
من منتظرم تا پاسخها و تحلیلهایتان را بشنوم

133:

آیا ادیان دیگر هم مانند اسلام به ایران وارد شدند ؟!!!!
اساس ادیان دیگر دعوت است ولی اینگونه که در کتب تاریخی آمده است اسلام با زور شمشیر وارد ایران شده (یا اسلام بیاور یا کشته خواهی شد و زن و فرزندت را به غنیمت «ونه به اسارت» خواهیم گرفت) مسلما اگر اساس اسلام دعوت بود الان اوضاع چیز دیگری بود.
تعامل فرهنگی پدیده ای انکار ناپذیر است و در این راستا فرهنگی غالب است که در یک کلام بهتر و مورد قبول جامعه هدف باشد . در آنزمان اگر مسلمانان فرهنگ خود را بهتر و غالب تشخیص میدادند نیاز به زور ، تهاجم و شمشیر را احساس نمیکردند.

134:

حالا هر چه! تخته که بازی نمیکنیم که کرکری میخونید!

شما گفتید چطور ایران به اون عظمت از عربها شکست خورد، گفتم چیز عجیبی نیست چون از یونانی و مغول و ترک و افغان هم شکست خورده. خیلی هم مثال مناسبیه.

تازه من عربها رو از مغول بدتر میدونم. چون عربها علم ستیز بودند. ایرانیها از ترس عربها تا سالها کتابهایی رو که از دست کتابسوزی عمر قصر در رفته بود، پنهان میکردن. هر کس کتابی در خانه اش داشت مجازات میشد. بعدها که عربها آدم شدند، علم ایران را دزدیدند و بردند اروپا به اسم خودشون ثبت کردن.

135:

ببخشید جناب آریان من متوجه چند جمله آخرتون نشدم اگه ممکنه یکبار دیگه بفرمایید بعدها که چی شدند؟

136:

ببخشید. ویرایش کردم. حالا بهتر شد؟

137:

خیر. خودت را به آن راه نزن. منظور بنده را گرفتی، همان کینه ورزی در پاسخ دادن به بنده که فقط میخواستم در ادامه مطالبت صحبت کنم. از آن بگذیریم.

گویا شما رسم و رسومات فارومی را نمیدانید، شما برخی از آنها را زیر پای گذاشتید و خوب بنده هم به شما یاد آوری کردم. درضمن متوجه توهینهای بی اندازه خود نیستید، پس از این به بعد جریان همان "آتش را با آتش پاسخ بده"

شاید بنده مسلمان باشم ولی مومن نیستم، اما یقین داشته باش اگر مسلمان هم نبودم باز در برابر مطالب احمقانه قد علم میکردم، چون امثال شما هستند که با این پوچ گویی ها ایران را به ویرانه مبدل ساخته اند و ندای آزادی و آبادی سر میدهند.
این شماید که مسلمانان که اکثر جمعیت این مملکت را تشکیل میدهند جاهل میخوانید نه بنده. بنا بر این توقع نداشته باشید با گل و شیرینی از شما پذیرایی کنیم. هرچند که بنا به عللی هنوز قلم تند را نشان شما نداده ام. (حتی حاضر نیستم صدای موسیقی را اندکی کم کنم که در جمله سازی دچار اشتباه نشوم ... البته در برابر امثال شما نه کاربران منطقی تر)


حالا بشین از اسلام بد بگو ببنیم در پایان چه چیزی به شما خواهد رسید.

138:

هروقت تعداد پستهای تو و رفیقات اندازه تنکس های حذف شده بنده شد بیا حرافی کن کماندو.

حالا

139:

عده ای کوته فکر مانند گذشته به اعتقادات یک ملت توهین میکنند و وقتی مورد نقد قرار میگرند شروع به جو سازی میکنند. به هر حال خودتان با این شیوه آشنایی دارید.

140:

ميهن ما اگر امروزه نامش ايران است و هميشه سرفراز است به علت دين وايين مسلماني ماست
بدون شك اگر ما مسلمان نبوديم و مقدساتمان نبود يقين بدانيد تا حالا با اين غارتگراني كه از صدها سال قبل بر ايران تسلط داشتند ديگر ايراني هم وجود نداشت
اري اين غيرت وهمت مسلمانان ايراني بود كه هم به خاطر رضاي خدا و هم به خاطر دفاع از وطن گراميمان و دين وناموسمان تا به امروز نام ايران را زنده نگه داشته اند
با افتخار ميگويم مسلمان ايراني هستم

141:

البته آرش جان با سوءاستفاده هایی که از تعصبات مخرب مذهبی و سوءاستفاده های ابزاری که از دین کردند این غارتگران بریتانیایی سالها و قرنهاست که به چپاول این مرز وبوم میپردازند و هرکس که با غارتشان مخالفت کرد را با نام دین خفه کردند .بیاد آر رئیس علی دلواری را ؛بیاد آر مصدق را و فقط و فقط بیاد آر که این بریتانیاییها ی کثیف جایی برای افتخار و مباهات به جهت دین باقی نگذاشته اند.اندکی تامل و تفکر کنیم کجای دین ویا تعصبات دینی و مذهبی مشکل دارد که اینگونه مجال سوءاستفاده از دین را فراهم می آورد.

142:

سلام ايراني عزيز
خوبي داداش
بنده اصلا دوست ندارم كه دين را هيچ گاه با حكومت مقايسه كنم
من روي سخنم مسلملناني هستند كه واقعا خالص هستند و در راه خدا از جان و مال و فرزندان خوشان هم ميگذرند
خوب اگه بخواي حساب كني توي هر ديني و يا هر حكومتي درون هر كشوري هستند كه دنبال منافع شخصي خودشان هستند و خيانت ميكنند
اما منظور من از اسلام ومسلمان فقط همون هايي هستند كه خالص و بي ريا هستند
واصلا با حكومت و يا رژيم دين رو مقايسه نميكنم

143:

گرامی من کاری باحکومت ندارم میگم کجای کار دین یا تعصبات دینی مشکل داره که میشه به راحتی ازشون سوءاستفاده کرد . حتماآنانی که از دین سوءاستفاده میکنند در دین یا تعصبات، ایرادی یا نقطه ضعفی میبینند که به راحتی از آنها سوءاستفاده میکنند

144:

اخه دين و مذهب ايرادي نداره
حالا هر ديني هم براي خودش محترمه
ولي جواب سوال تو اينه كه از بني ادم هر چي بگي بر ميادش
خوب سو استفاده ميكنن ديگه اينكه به اشكال توي دين ربطي نداره
مگه معاويه دستور نداد كه قران رو سر نيزه ها بزارن و به همين شيوه هم كلي رو فريب دادش
از بني ادم كه حتي گاهي وقتها وجود خداوند رو هم زير سوال ميبره هيچ چيزي بعيد نيست ايراني عزيز

145:

من خودم را به هیچ راهی نمیزنم این شمایید که اصل موضوع را به جنجال و نبرد نهاوندی میکشید

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
شاید بنده مسلمان باشم ولی مومن نیستم، اما یقین داشته باش اگر مسلمان هم نبودم باز در برابر مطالب احمقانه قد علم میکردم، چون امثال شما هستند که با این پوچ گویی ها ایران را به ویرانه مبدل ساخته اند و ندای آزادی و آبادی سر میدهند.
این شماید که مسلمانان که اکثر جمعیت این مملکت را تشکیل میدهند جاهل میخوانید نه بنده. بنا بر این توقع نداشته باشید با گل و شیرینی از شما پذیرایی کنیم. هرچند که بنا به عللی هنوز قلم تند را نشان شما نداده ام. (حتی حاضر نیستم صدای موسیقی را اندکی کم کنم که در جمله سازی دچار اشتباه نشوم ... البته در برابر امثال شما نه کاربران منطقی تر)
حالا بشین از اسلام بد بگو ببنیم در پایان چه چیزی به شما خواهد رسید.
بی شک شما نمونه یک مسلمان آنهم متحجرش هستید ؛ این گفته را اعتقاد دارم؛ از آندسته که در نبرد قادسیه و نهاوند هزاران ایرانی را به زور شمشیر و خدعه گردن زدید؛جهل از رفتار شما میبارد نه من تا به الان هر بحثی کردید تنها حمله و تحجر و واپس گرایی تازی وار داشتید آنقدر کم دانش هستید که نمیتوانید یک سند رو کنید؛ تنها جار و جنجال میکنید؛ بحث من با شما نتیجه ای ندارد جز اینکه ارزشم رو زیر پرسش میبرم؛ سخنان من پوچند یا یک انسان هویت زده و لگام گسیخته از تاریخ و فرهنگ کشورش شما؟؟؟
من نگفتم مسلمانان جاهلند حرف در دهان من نگذارید؛ من گفتم ایرانیان بینش بزرگی از خدا داشتند با وجود چنین بینشهایی چه نیازی به اسلام هست؟؟
نیازی به قلم تندتان نیست ؛ قداره بندیتان مشخص است

146:

نه ایران و ایرانی به خاطر مذهبش سربلند نیست؛ به خاطر تاریخ و فرهنگش سربلنده به خاطر مردان و زنانی که جانبازی کردند.
مگر کورش و آریو برزن و اردشیر پاپکان مسلمان بودند که میگویید اگر مقدساتمان نبودند؛ ایرانی آزاد بوده و هست بدون اسلام هم زنده میماند.

147:


درود بر شرف و شیری که شما خورده اید.

148:

اینهم دلیل اینکه در حدی نیستی جوابت را بدهم. کسی که تعداد تنکس ها ش مینازه آدم بی چیزیه. در این صورت تو هم افتخار صحبت با کسی را از دست دادی که ای کیوش 156 هستش کماندو

149:

خیر ، اینطور نیست .
از هر نوع ایدئولوژی میتوان برداشت نادرست داشت و این به دلیل ضعف یک ایدئولوژی خاص نیست. چون ضمانت اجرایی را نمی توان در خود ایدئولوژی قرار داد ذات ایدئولوژی استعداد منحرف شدن را دارد. حالا شما به این طرز برداشت را هم اضافه کنید که به دلیل بی قاعده بودن گرامر زبان های بشری ( منظورم نظریه ی چامسکی است ، که از یک جمله می توان چند مفهوم برداشت کرد) دست افراد و بدخواهان را در تعبیر نادرست از آن باز میگذارد.
چاره ای هم ندارد . هیچکس نتوانسته ایدئولوژی ارائه دهد که اینگونه نباشد و در آینده نیز نمی تواند.

150:

من و شما اگه جایی ابراز نظر میکنیم باید به گونه ای اینکار را بکنیم که اجازه ندیم تفاسیر متعددی از نظراتمون برداشت بشه وباید از سوءاستفاده از نظراتمان جلوگیری کنیم .این وظیفه ایست بر گردن هر فرد.
ادیان و ایدئولوژیها به مراتب وظیفه سنگین تری در این زمینه دارند و ایدئولوژی ای موفق است که اجازه سوءاستفادهاز نظریاتش رو نده ویا به حداقل برسونه. اگه غیر از این باشه نشانه ضعف اون ایدئولوژیست.حالا ملاحظه کن چقدر از اسلام سوءاستفاده میشه.واقعیات رو نمیشه پنهان کرد یه نگاه به دور و بر خودتون کنین ببینید بریتانیاییها چقدر از نام دین سوءاستفاده کرده اند قضیه تحریم تنباکو ، پالایشگاه آبادان،و و و و و و و و و و و........اگه بخوام کمی اغراق و مبالغه کنم میگم توی ایران روزانه 124000بار ازنام دین سوءاستفاده میشه .شما که در بطن قضایا هستید بهتر از من میدانید .لطفا پست بنده در تاپیک شایداین جمعه بیاید رو بخونید تا بهتر متوجه بشید.

151:

شاید 100%نشه ولی ایدئولوژی بهتر و موفق تر است که سوء استفاده از خود رو به حداقل برسونه این یک ملاک و معیار ه. جواب کاملتر رو توی پست قبلی( 152) نوشتم

152:

اینقدر مباد تا بپوسی!!!

نوشته اصلي بوسيله mahound نمايش نوشته ها
اینهم دلیل اینکه در حدی نیستی جوابت را بدهم. کسی که تعداد تنکس ها ش مینازه آدم بی چیزیه. در این صورت تو هم افتخار صحبت با کسی را از دست دادی که ای کیوش 156 هستش کماندو
شما هم ارزش حرف زدن رو نداری چون به چیزی که نداری می نازی!!!
در ضمن حق توهین به علی رو نداری

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
عده ای کوته فکر مانند گذشته به اعتقادات یک ملت توهین میکنند و وقتی مورد نقد قرار میگرند شروع به جو سازی میکنند. به هر حال خودتان با این شیوه آشنایی دارید.
علی ما با کوته فکری بعضی از خود مدیران نیز دست و پنجه نرم می کنیم این دیگه در حد سادشه!!!

153:

شما یکی از اون افرادی هستی که به هر مزخرفاتی که علی متال مینویسه تنکس میزنه.
حق توهین به هر احمقی رو دارم ، از جمله کسانی که هیتلر رو قهرمان میدونن. شیر فهم شد فوتبالیست.

154:


اتفاقا بر عکس علی تمام حرف هاش درسته و اگرم در تعارض باشیم با هم آشکارا به هم می گوییم و اصلا از هم باکی نداریم و در عین حال دوستیم
ولی شما حتی از خود من تنکس زدی پس مشکل داری خودت:دی
به من توهین کردی بکن چون جواب میشنوی اما به علی حق توهین نداری چون خودم جوابتو میدم بازم!!!
هیتلر قهرمان بود و فوتبالیست بودن من فکر نکنم جرم باشه جناب کماندو!!!

155:

تجربه تاریخی خلاف این رو میگه ، زیرا در عمل هیچ مکتبی که دارای ایدئولوژی کاملی برای بشر باشه ارائه نشده و تقریبا این امر نشدنیست. ما نمی توانیم یک اخلاق ثابت ارائه دهیم . نکته ای هم که اشاره کردم و مربوط به زبان است مشکلی رفع نشدنیست ، زیرا تمامی زبانهای بشری این ضعف درشان هست. حتی این در مورد بسیاری از زبانهای کامپیوتری هم که مستقل از متن هستند صدق میکنند و ثابت میکند حتی اگر ایدئولوژی بدون کوچکترین ایهام نیز ارائه دهیم باز هم ضمانت اجرایی ندارد و راه را برای سو استفاده باز ذاشته است. به عبارت دیگر این سوراخ سو استفاده بسته نمی شود و نشدنیست.

156:

من هم نظر خودم رو میگم.
وطن چیه؟به چیزی به اسم وطن اعتقادی ندارم.همونطور که در ایران بدنیا اومدم میتونستم در هند باشم و یا در افغانستان یا در بنگلادش یا در فرانسه یا در امریکا یا در هر نقطه دیگه ای.چرا حالا که دست تقدیر و اتفاق من رو در سرزمینی که با مرزهایش تنها بر روی نقشه قابل مشاهده قرار داده به بودن در اون سرزمین افتخار کنم.فرض کنیم همه ما در کشوری مثل چین بودیم و داشتیم به زبان چینی با هم صحبت میکردیم.آیا باید به چینی بودن خودمون باید افتخار میکردیم.پس مفهوم وطن صرفا یک مفهوم انتزاعی و اعتباریه.چیز های اعتباری هم ارزشی ندارند.
اما درباره دین.دین هم مانند وطن.البته دین رو بر خلاف وطن میشه عوض کرد.دین رو میشه قبول کرد و به عنوان حقیقت پذیرفت.وقتی برای انسان حقیقت شد اونموقع یک امر واقعی و عینی میشه و امور حقیقی و عینی قابل مقایسه با امور اعتباری نیستند.
من یک انسانم.یک انسان جهان وطن و به آزاد اندیشی خودم افتخار میکنم

157:

چی بگم
من که قداره ندارم
چه کنیم که میخواهید با این پست ها ترور شخصیت کنید
همه ی حرف هایتان را زده اید و در انتها مینویسید احترام میگذارید؟
مگه من چه اهانتی کرده ام که شما میخواهید با ژست بزرگوارانه با من برخورد کنید و سیمرغ وار بر خطای این طوطی سرکش را قلم عفو بکشید؟
اگه ناراحت میشین دیگه به پست های شما جواب نمیدم

حالا همهی ما از روی کتاب ها نقل قول میکنیم
مهم تحلیلی است که میدهیم
وگرنه تارییخ که بدون نقل قول نمیشود. میشود؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
آیا ادیان دیگر هم مانند اسلام به ایران وارد شدند ؟!!!!
اساس ادیان دیگر دعوت است ولی اینگونه که در کتب تاریخی آمده است اسلام با زور شمشیر وارد ایران شده (یا اسلام بیاور یا کشته خواهی شد و زن و فرزندت را به غنیمت «ونه به اسارت» خواهیم گرفت)
خیلی جالبه
شما واقعا" نشنیده اید که ایرانی ها برای اسلام اوردن به نزد خلیفه ی وقت می ایند . اما قبول نمیکنند
چرا برای اینکه اینها اگه مسلمان میشدند دیگه جزیه نمیدادند و از مالیات های انها بسیار کاسته میشد
این بود که راضی نبودند و قبول نمیکردند که انها اسلام بیاورند و میگفتند باید جزیه بدهند.سرزمین ایران جزو قلمرو اسلامی شد اما دین انها همان زردشت بود .
به هیچ عنوان ایرانی ها را بین اسلام و کشته شدن مخیر نکردند با انها مانند اهل کتاب برخورد کردند بعنی باید جزیه میدادند
کجا گفته شده که یا اسلام یا تیغ؟
گفتند یا اسلام یا جزیه

مسلما اگر اساس اسلام دعوت بود الان اوضاع چیز دیگری بود.
تعامل فرهنگی پدیده ای انکار ناپذیر است و در این راستا فرهنگی غالب است که در یک کلام بهتر و مورد قبول جامعه هدف باشد . در آنزمان اگر مسلمانان فرهنگ خود را بهتر و غالب تشخیص میدادند نیاز به زور ، تهاجم و شمشیر را احساس نمیکردند.
عجب
مگر مغول که با زور شمشیر ایران را گرفت فرهنگش هم غالب شد؟
طبق همین نظریه ی شما پس باید اسلام بهتر باشد

چرا که فرهنگ که با زور اشاعه نمیابد .فرهنگ خودش باید زیبا باشد تا جا باز کند.
شمشیر برای پیشرفت قلمرو اسلامی بود نه پیشرفت مذهب اسلام
وگرنه باید فرهنگ مغولان نیز فرهنگ اسلامی را تار و مار میکرد و خود به جای مینشست
اما میبینیم که شاهان مغولی یکی پس از دیگری مسلمان میشدند

نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
حالا هر چه! تخته که بازی نمیکنیم که کرکری میخونید!
منظورم کری خوندن نبود

شما گفتید چطور ایران به اون عظمت از عربها شکست خورد، گفتم چیز عجیبی نیست چون از یونانی و مغول و ترک و افغان هم شکست خورده. خیلی هم مثال مناسبیه.
من سوال استفاهمی نپرسیدم که شما جواب بدین تازه جواب هم ندادین فقط مثالی زدین که در ضمن اون مثال ها اعتراف کرده اید (به طور ضمنی) که ایران پس از اسلام هم شکوه و بزرگی و فرهنگ عظیم داشته
چه ربطی داره؟
من دارم سوالی میپرسم که جوابش رو خودم دارم میدم

تازه من عربها رو از مغول بدتر میدونم. چون عربها علم ستیز بودند. ایرانیها از ترس عربها تا سالها کتابهایی رو که از دست کتابسوزی عمر قصر در رفته بود، پنهان میکردن. هر کس کتابی در خانه اش داشت مجازات میشد. بعدها که عربها آدم شدند، علم ایران را دزدیدند و بردند اروپا به اسم خودشون ثبت کردن.
خب سلیقه ی شخصی کسی رو نمیشه عوض کرد
به نظر شما شاید رنگ ابی بدتر از رنگ سیاه باشه
این یک امر سلیقه ایه
خوب به ما مربوط نیست
منطقی و با تحلیل باید حرف زد تا منطق ان رو بتوان مورد بررسی قرار داد و دید سخن تا چه حد ارزش داره
تازه جریان کتاب سوزی سندیت ندارد . حتی من که خودم شیعه هستم به بچه های اهل سنت همکلاسی خودم میگفتم که از خودتان در این مورد دفاع کنید و نگذارید که این روایت که مخدوشه تو ایران اشاعه پیدا کنه
نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
گرامی من کاری باحکومت ندارم میگم کجای کار دین یا تعصبات دینی مشکل داره که میشه به راحتی ازشون سوءاستفاده کرد . حتماآنانی که از دین سوءاستفاده میکنند در دین یا تعصبات، ایرادی یا نقطه ضعفی میبینند که به راحتی از آنها سوءاستفاده میکنند
این رو من تو تاپیکی تحت عنوان سه قدرت زر وزور وتزویر توضیح میدم
همینجا بگم که منبع حرفام تو اون کتاب های مارکس و شریعتی خواهد بود

158:

می بخشید ، قسدم توهین نبود ، شما سروران ما هستید و همیشه حق با شماست . برا تون تنکس زدم که نشون بدم همیشه دوستتون دارم . اگر امثال شما و علی آقا نبودید ما علاف میموندیم


159:

چه کسی میتونه ادعا کنه که یک فرهنگ باید خوب باشه تا جا باز کنه؟ برای حفظ وضعیت خوب باید زحمت کشید. ضمنا اگر ارتباط فرهنگی ملتی را با گذشته قطع کنید، میتونید فرهنگ جدیدی را به جایش قالب کنید.

من واقعا هنوز نفهمیدم این اسلام چه گلی به سر ما زده که انقدر ازش تعریف میکنید؟ دور هم جمع شیم و بگیم "به به" که کاری نکردیم. اصلا دلیل اینکه روز به روز داریم پس رفت میکنیم همین موضوعه. کدوم کشور اسلامی در دنیا به فرهنگ خوب مشهوره؟

160:

در این که به دین هم میشه مثل سایر اعتقادات افتخار کرد شکی نیست(البته به شرطی که خودت انتخابش کرده باشی)ولی منظور از افتخار به وطن افتخار به شرایط جغرافیایی مثل کوهها و دشتها و....نیست. منظور افتخار به وجود بزرگان فرهنگ و ادب و هنر و رزم و....است که هنوز زبانزد جهانیان است.افتخار به بزرگانی مثل کورش،داریوش،فردوسی،زکریا، آرش و......افتخار به وطن افتخار به فرهنگ وتمدن کهنی است که هنوز در دانشگاههای اینجا درموردشون بحث میشه و از بزرگانش به نیکی یادمیشه.هر چند که نظر شما قابل احترام است.
اما انسان حق داره در طول زندگی با توجه به شرایط و یا تجربه و آموزش بارها نظرش رو تغییر بده.

161:

نوشته اصلي بوسيله آزاد
شما واقعا" نشنیده اید که ایرانی ها برای اسلام اوردن به نزد خلیفه ی وقت می ایند . اما قبول نمیکنند
چرا برای اینکه اینها اگه مسلمان میشدند دیگه جزیه نمیدادند و از مالیات های انها بسیار کاسته میشد

این بود که راضی نبودند و قبول نمیکردند که انها اسلام بیاورند و میگفتند باید جزیه بدهند.سرزمین ایران جزو قلمرو اسلامی شد اما دین انها همان زردشت بود .
به هیچ عنوان ایرانی ها را بین اسلام و کشته شدن مخیر نکردند با انها مانند اهل کتاب برخورد کردند بعنی باید جزیه میدادند
کجا گفته شده که یا اسلام یا تیغ؟
گفتند یا اسلام یا جزیه
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ

نوشته شده بوسیله ایرانی
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
جناب آزاد این هم بر خلاف نوشته های تاریخی است و هم بر خلاف فلسفه وجودی اسلام و هم برخلاف نظر پیامبر اسلام.
تا آنجا که من و بسیاری دیگر میدانیم پیامبر از جانب الله برگزیده میشود تا مردم را به دین اسلام دعوت نماید(بماند که گاهی اوقات از حالت دعوت خارج شده وبه حالت زور و شمشیر درآمده است)
پس هدف اصلی پیامبر مسلمان کردن دیگران است(اسلام آوردن) چگونه میفرمایید مردم میخواستند مسلمان شوند و جانشینان پیامبر قبول نمیکردند!!!!!!!!!!!!!!
عجب جانشینان برحقی!!!!!!!!!!!!!!
و این چه دین وچه ایدئولوژِی و چه خلیفه ایست که پول و مالیات را برتر از ترویج دین اسلام میداند!!!!!!!!!!!!!!!11
از نوشته تان نتیجه گیری میشود این همه کشت و کشتار و غارت وتجاوز برای کشور گشایی و پول بوده است نه برای ترویج اسلام !!!!
البته از این اعراب جاهل و وحشی هرکاری برمی آید.
میگویید مردم بین کشته شدن واسلام آوردن یکی را انتخاب نمیکرده اند بلکه بین پول دادن و اسلام آوردن یکی را انتخاب میکرده اند !!!!!!!!این هم ایراد دارد . این چه دینی است که خلفایش آنرا با پول عوض میکرده اند مگر اسلام خریدنی است.شنیده ام در ایران خدمت سربازی را میخرند .اما خلفای اسلامی دین را میفروخته اند!!!!!
جناب آزاد بخوبی میدانید اسلام با زور وارد ایران شد نه با زیبایی.در کتب تاریخی آمده است در ابتدا بازور شمشیر و سپس با در تنگنا قراردادن مردم و دهها شیوه اینچنینی وحالا شما اسلام را در برابر پول قرار میدهید .این ظرفیست که نباید به هم بخورد.مطمئن باشید اگر مسلمانان عصر جاهلیت فرهنگ خود را زیبا میافتند هیچگاه ایرانیان را در تنگنا قرار نمیدادند(یا با مالیات یا با شمشیر)سعی میکردند با نشان دادن گوشه هایی از فرهنگ زیبای (نداشته شان) ایرانیان را جذب نمایند همانگونه که مسیح رفتار کرد .مسیح با هیچ کس نجنگید بلکه با بیان گفتاری نو و با نشان دادن معجزاتی،فرهنگ و ایدئولوژی جدید را عالمگیر کرد.
سعی نداریم دینی را بر دین دیگر برتری دهیم شاید مسیحیت نیز ایراداتی داشته باشد اما باید کاستی ها را شناخت و در صدد جبران انها بود .خانه را ترمیم باید

162:

با احترام به نظرت:بزرگان فرهنگ و ادب و هنر و رزم.کورش داریوش فردوسی زکریا آرش و... . !!!!!! ادب و فرهنگ حاصل چیزی به اسم ایران نیست.افراد متعلق به یک نام که بر روی سرزمینی میذارند نیستند. وقتی قبول کردی که کوهی که در ایران هست هیچ تفاوتی با کوهی که در عربستان هست نداره و هیچ برتری ای نداره اونوقت متوجه میشی انسان های بزرگ هم حاصل یک سرزمین نیستند.
حالا یه حرف دیگه:اگر واقعا کسانی رو در دنیا پیدا کردم و به شما معرفی کردم که در شعر و ادب و فرهنگ و رزم و... از نمونه های وطنی وطن پرستان ما بزرگ تر و سر آمد تر بودند اون وقت چی؟؟؟؟
ما عاشق حافظیم چون ایرانیه.مسلما اگر ایرانی نبود و به زبان فارسی شعر نمیگفت برامون اونقدرها اهمیت نداشت.کورش چون ایرانیه قابل افتخاره.وگرنه چرا ما به شکسپیر افتخار نمیکنیم؟؟؟؟؟؟چرا به تاگور فخر نمیفروشیم.چرا وقتی ترک و افغان و تاجیک ادعای مولانا رو میکنند رگ گردنمون باد میکنه و فریاد ایرانی بودن مولانا رو سر میدیم.
چرا به خود مولانا و شخصیت مولانا افتخار نمیکنیم که یک انسان مثل ما بود.چه فرقی میکنه ترک تبار باشه یا تاجیک باشه یا افغان؟؟؟؟؟؟انسان بزرگی بوده که در یک نقطه از روی زمین زندگی میکرده...
من و شما درد ایرانی رو میدونیم پس با این حرف ها خودمون رو گول نزنیم.ما اول ایرانی بودن خودمون رو میشناسیم بعد به این ها افتخار میکنیم چون میفهمیم ایرانی بودند.اگر قبول کنیم فرزندان جهانیم اونوقت به ایرانی بودن افتخار نمیکنیم.
درباره فرهنگ کهن و .... که بر دهان ما ایرانی ها همواره جاریست و هم اینک از تمدن 2500 سال کم کم به تمدن 5000 سال داریم پیشروی میکنیم حرف زیاده.
افتخار به دین رو قبول میکنم اما افتخار به وطن رو نه.
وطن زائیده توهم ذهن انسان جاه طلب بود که قدرت همزیستی با انسان های دیگر رو نداشت.

163:

اشخاصی که اندیشه جهان وطنی دارند فعلا دست از اندیشه شان بر نمیدارند و از نظر بنده قابل احترامند.اما در جوابت فقط چند جمله :
اگر ملاک افتخارمان به افراد ،صرفا ایرانی بودن آنها بود پس چرا به شاهان صفویه و قاجاریه و...افتخار نمیکنیم .
چرا بریتانیاییهاو ... به شکسپیر افتخار میکنند اما به انشتین و مولوی افتخار نمیکنند

164:

شما فکر نمیکنم هنوز معنای ایران که ایریانه باشد را شنیده باشید؟
ممکن است بفرمایید فرهنگ یک ملت چگونه شکل میگیرد؟حتما از طرف کارل مارکس و مارکس انگلس فرهنگ جهان وطنی هم ساخته شده است؟؟؟
چرا اتفاقا همین تفاوتهای اقلیمی هست که تفکرات و آداب و رسوم خاص را با نام فرهنگ پدیدار میکند و گرنه در تمام جهان ما یک فرهنگ داشتین نه فرهنگها؛ حافظ اگر در همان قرن هفتم در ایران نمیزیست ممکن بود باز هم یک اندیشمند شود اما حافظ شیرازی نمیشد ؛ میدانید چرا؟برای اینکه سروده های حافظ بنا بر پتانسیل فرهنگی بود که در ایران وجود داشت نه در یونان ؛ شاهانمه فردوسی مختص و برگرفته از فرهنگ ایران بود نه از یونان و روم؛ بهتر است پرسشم را واضح تر بیان کنم ؛ پس از شاخه شاخه شدن آریاییها و سرازیر شدن آنها به سمت فلات ایران ؛ عده ای به طرف هند رفتند که ما آنان را هند و اروپایی مینامیم رفتند؛ در ایران آریاییها بر اساس شرایط اقلیمی شروع به دامداری و کشاورزی کردند و آداب و رسومی را که ما در اینجا به آن دین میگوییم را پدید آوردند وارد بحث دین نمیشوم اما نگرش ایشان هم مانند تمام مردم جهان تابع نیروهای طبیعی بود ؛ و جالب اینجاست خدایانی که در ایران پرستیده میشدند خدایان کشاورزی هم بودند مانند خرم که نام دیگر او ارتافرور گردید بودند و مردمانی سخت کوش و جدی شدند که خدایانی مانند میتراسپ(خدای جنگ) را در اندیشه های ایرانی میبینیم.در حالیکه مردمانی که در هند زندگی کردند دارای طبع شاعرانه بودند درست بر خلاف ایرانیان چرا که شرایط اقلیمی هند که دارای هوای مساعدتری بود هندیان را شاعر و عاطفی تر از ایرانیان ساخت.پس به آسانی و با زبان ساده دیدیم که فرهنگ یک ملت در چهارچوب یک سرزمین معنا پیدا میکند؛ هیچگاه اندیشه جهان میهنی مارکس که میگفت مرزها را بشکنید در کشورهای خاور دور جایگزین نمیشود.چرا که ما جز مرزهای سیاسی ؛ مرزهای فرهنگی هم داریم که بنیان ارزشهای یک جامعه است میباشد؛ البته بهتر بود میگفتید فردوسی و حافظ و کورش همگی ایرانی اند و اندیشه شان برای تمام جهان کار آمد و زیباست.
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
حالا یه حرف دیگه:اگر واقعا کسانی رو در دنیا پیدا کردم و به شما معرفی کردم که در شعر و ادب و فرهنگ و رزم و... از نمونه های وطنی وطن پرستان ما بزرگ تر و سر آمد تر بودند اون وقت چی؟؟؟؟
ما عاشق حافظیم چون ایرانیه.مسلما اگر ایرانی نبود و به زبان فارسی شعر نمیگفت برامون اونقدرها اهمیت نداشت.کورش چون ایرانیه قابل افتخاره.وگرنه چرا ما به شکسپیر افتخار نمیکنیم؟؟؟؟؟؟چرا به تاگور فخر نمیفروشیم.چرا وقتی ترک و افغان و تاجیک ادعای مولانا رو میکنند رگ گردنمون باد میکنه و فریاد ایرانی بودن مولانا رو سر میدیم.
چرا به خود مولانا و شخصیت مولانا افتخار نمیکنیم که یک انسان مثل ما بود.چه فرقی میکنه ترک تبار باشه یا تاجیک باشه یا افغان؟؟؟؟؟؟انسان بزرگی بوده که در یک نقطه از روی زمین زندگی میکرده...
شما عادت دارید که از جانب همه سخن بگویید؟؟؟
شما دارید هویت ملی را با هنر و تاریخ هنری یکی میکنید؟؟
وقتی سخن از شکسپیر میشه ما بایستی شکسپیر را در زمان و مکان و اصطلاحا در ظرف خودش بسنجیم نه ظرف ساخته شده ما ؛ مولانا سرشتا آزاد بود در این شکی نیست اما چه فرقی با تو دارد خیلی مهم است؛ او توانست درد مردمش را باز گو کند در حالیکه انسانهای مدعی انترناسیونال پوسیده میخواهند ریشه کنی کنند.پاسخ شما را در بالا مفصل دادم؛ زمان و شرایط مکانی+فرهنگ=شخصیت سازی فرد
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
من و شما درد ایرانی رو میدونیم پس با این حرف ها خودمون رو گول نزنیم.ما اول ایرانی بودن خودمون رو میشناسیم بعد به این ها افتخار میکنیم چون میفهمیم ایرانی بودند.اگر قبول کنیم فرزندان جهانیم اونوقت به ایرانی بودن افتخار نمیکنیم.
شما چیزی از هویت ملی میدانید؟بحران هویت چی؟بی تردید ؛ همه ما فرزندان جهانیم اما در فرهنگی که جهان را مامن خود میداند هستیم ؛ کورش در زمانیکه بابل را فتح کرد در اندیشه تجاوز و خونخواهی نبود بلکه مردم بابل رو هم از خود دانست من اعتقاد دارم کورش یک ایرانی بود(چرا میگویم ایران؟؟چون رفتارش بر اساس همان پتانسیل فرهنگی در ایران بود شکل گرفت اساس منشور حقوق بشر کورش از فرهنگ ایران بود؛ زردشت هم همینگونه بود)
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
درباره فرهنگ کهن و .... که بر دهان ما ایرانی ها همواره جاریست و هم اینک از تمدن 2500 سال کم کم به تمدن 5000 سال داریم پیشروی میکنیم حرف زیاده.
شما میخواهید بگویید ما تمدن هفت هزار ساله نداریم؟؟
میتونم بپرسم فرهنگ شکل گرفته در بابل و آکد و سومر از کجا شکل گرفته ؟؟؟
حکمت بخت النصر پادشاه مادی را چه میگویید؟قانون حمرابی را چه میگویید؟حتما اینها هم جعلیات یههودیان است؟
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
افتخار به دین رو قبول میکنم اما افتخار به وطن رو نه.
وطن زائیده توهم ذهن انسان جاه طلب بود که قدرت همزیستی با انسان های دیگر رو نداشت.
دین در نظر شما چیست؟به چه میگویید دین؟و برای چه دین نامبرده تان را قبول دارید؟؟

165:

[quote=koroush;849559]شما فکر نمیکنم هنوز معنای ایران که ایریانه باشد را شنیده باشید؟
ممکن است بفرمایید فرهنگ یک ملت چگونه شکل میگیرد؟حتما از طرف کارل مارکس و مارکس انگلس فرهنگ جهان وطنی هم ساخته شده است؟؟؟
چرا اتفاقا همین تفاوتهای اقلیمی هست که تفکرات و آداب و رسوم خاص را با نام فرهنگ پدیدار میکند و گرنه در تمام جهان ما یک فرهنگ داشتین نه فرهنگها؛ حافظ اگر در همان قرن هفتم در ایران نمیزیست ممکن بود باز هم یک اندیشمند شود اما حافظ شیرازی نمیشد ؛ میدانید چرا؟برای اینکه سروده های حافظ بنا بر پتانسیل فرهنگی بود که در ایران وجود داشت نه در یونان ؛ شاهانمه فردوسی مختص و برگرفته از فرهنگ ایران بود نه از یونان و روم؛ بهتر است پرسشم را واضح تر بیان کنم ؛ پس از شاخه شاخه شدن آریاییها و سرازیر شدن آنها به سمت فلات ایران ؛ عده ای به طرف هند رفتند که ما آنان را هند و اروپایی مینامیم رفتند؛ در ایران آریاییها بر اساس شرایط اقلیمی شروع به دامداری و کشاورزی کردند و آداب و رسومی را که ما در اینجا به آن دین میگوییم را پدید آوردند وارد بحث دین نمیشوم اما نگرش ایشان هم مانند تمام مردم جهان تابع نیروهای طبیعی بود ؛ و جالب اینجاست خدایانی که در ایران پرستیده میشدند خدایان کشاورزی هم بودند مانند خرم که نام دیگر او ارتافرور گردید بودند و مردمانی سخت کوش و جدی شدند که خدایانی مانند میتراسپ(خدای جنگ) را در اندیشه های ایرانی میبینیم.در حالیکه مردمانی که در هند زندگی کردند دارای طبع شاعرانه بودند درست بر خلاف ایرانیان چرا که شرایط اقلیمی هند که دارای هوای مساعدتری بود هندیان را شاعر و عاطفی تر از ایرانیان ساخت.پس به آسانی و با زبان ساده دیدیم که فرهنگ یک ملت در چهارچوب یک سرزمین معنا پیدا میکند؛ هیچگاه اندیشه جهان میهنی مارکس که میگفت مرزها را بشکنید در کشورهای خاور دور جایگزین نمیشود.چرا که ما جز مرزهای سیاسی ؛ مرزهای فرهنگی هم داریم که بنیان ارزشهای یک جامعه است میباشد؛ البته بهتر بود میگفتید فردوسی و حافظ و کورش همگی ایرانی اند و اندیشه شان برای تمام جهان کار آمد و زیباست.


جناب کورش قبلا نوشته بودم اینان که اندیشه جهان وطنی دارند فعلا دست از ایده های خود بر نمیدارند اینان در رویایی که امثال هیتلر و...برایشان ساخته اند در کاخ زیبا و فریبنده انترنشنال در حال زندگی اند .زمانی که به مدینه فاضله رسیدند شاید شاهد جهانی بدون مرز باشند آنهم بدون مرز سیاسی. مرز فرهنگی اجتناب نا پذیر است مگر اینکه خدا تمام بندگانش را بایک خصوصیت میافرید!!!!!!!!!!!!!!!!
منظور جمله آخر شما(کارآمدی برای جهان)را نیز قبلا برایشان اینگونه نوشته بودم:

« منظور از افتخار به وطن افتخار به شرایط جغرافیایی مثل کوهها و دشتها و....نیست. منظور افتخار به وجود بزرگان فرهنگ و ادب و هنر و رزم و....است که هنوز زبانزد جهانیان است.افتخار به بزرگانی مثل کورش،داریوش،فردوسی،زکریا، آرش و......افتخار به وطن افتخار به فرهنگ وتمدن کهنی است که هنوز در دانشگاههای اینجا درموردشون بحث میشه و از بزرگانش به نیکی یادمیشه»
اما صد حیف .......که فعــــــــــــــــــلا آب در..................

166:

همینجوری حرف زدن که به درد نمیخوره
حرف باید از روی خرد و البته مستند و با تحلیل علمی و منطقی باشد.اما شما طوری سخن میرانید که گویی میخواهید برای یک عده انقلابی سخن بگویید و اونها هم برایتان هورا بکشند.
نه سندی... نه اصلا" سند نمیخوام یک تحلیل لااقل نمیدی که بشود ان را تحلیل کرد و قوت ان را سنجید
فقط اصرار بر مواضعی ثابت که هر چه هم دلیل میاورم با نق زدن جواب میدهید
این روش شما اصلا" اکادمیک و علمی نیست.
اصلا" بحث نمیکنید
فقط نق میزنید و در برابر کسی که در مقابل شما جبهه میگیرد جز غر زدن کاری ندارید
این چه جور بحث کردنه؟
نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله آزاد
شما واقعا" نشنیده اید که ایرانی ها برای اسلام اوردن به نزد خلیفه ی وقت می ایند . اما قبول نمیکنند
چرا برای اینکه اینها اگه مسلمان میشدند دیگه جزیه نمیدادند و از مالیات های انها بسیار کاسته میشد
این بود که راضی نبودند و قبول نمیکردند که انها اسلام بیاورند و میگفتند باید جزیه بدهند.سرزمین ایران جزو قلمرو اسلامی شد اما دین انها همان زردشت بود .
به هیچ عنوان ایرانی ها را بین اسلام و کشته شدن مخیر نکردند با انها مانند اهل کتاب برخورد کردند بعنی باید جزیه میدادند
کجا گفته شده که یا اسلام یا تیغ؟
گفتند یا اسلام یا جزیه
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ

نوشته شده بوسیله ایرانی
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
جناب آزاد این هم بر خلاف نوشته های تاریخی است و هم بر خلاف فلسفه وجودی اسلام و هم برخلاف نظر پیامبر اسلام.
همه ی صحبت من این است که شما نه فلسفه ی وجودی اسلام را میشناسید ونه نوشته های تاریخی را .اخه کدام تاریخ گفته که جزیه نگرفته اند؟ و میکشته اند؟
من که از خودم درنیاورده ام عزیزم

من رشته ی تحصیلیم این بوده و بارها ان را را تحلیل کرده ام و میتوانم چندین منبع برایت بیاورم که در ان از جزیه گرفتن سخن رفته و اصلا" در این مورد بحثی نیست. گاهی جنگ با حکومت بوده (3 تا جنگ) اما ان هم با حکومت.به گونه ای که یزد گرد مجبور شده بود سپاه از خراسان بیاورد و در مقابل اعراب قرار دهد .چرا که اونها از اعراب دورتر بوده اند و اگاهی انها نسبت به سخن اعراب و ایین انها کمتر بوده و بهتر میجنگیده اند.
تا آنجا که من و بسیاری دیگر میدانیم پیامبر از جانب الله برگزیده میشود تا مردم را به دین اسلام دعوت نماید(بماند که گاهی اوقات از حالت دعوت خارج شده وبه حالت زور و شمشیر درآمده است)
از زور برای دفاع و برای ماندن خود استفاده میکرده نه برای ترویج دین خود
اگر 70 نفر از یهودیان را یک جا قتل عام میکند به دلیل خیانت انهاست.و این که در جنگ خندق میخواستند به مدینه و به عهدی که با پیامبر بسته بودند خیانت کنند و واقعا" کیان اسلام در خطر افتاده بود که با ترفند ان صحابه ی پیامبر نتوانستند و در میان خودشان تفرقه افتاد
پس هدف اصلی پیامبر مسلمان کردن دیگران است(اسلام آوردن) چگونه میفرمایید مردم میخواستند مسلمان شوند و جانشینان پیامبر قبول نمیکردند!!!!!!!!!!!!!!
عجب جانشینان برحقی!!!!!!!!!!!!!!
روی درد شیعه نمک ریختی
جانشینانی که در ان انتخابات قلابی سقیفه انتخاب شدند نهایتا" کار رابه اینجا ها کشیدند
عمر میگه:ای اعراب به لطف وجود بردگان عجم نیازی به برده ی عرب ندارید انها را رها سازید.
و اینگونه بنیان تفوت نژادی را در اسلام میکبرد
اما علی : در زمان حکومتش یک زن عرب از یک زن فارس شکایت میکند و علی حق را به زن فارس میدهد
بعد زن عرب میگه یا علی تو بین من و این زن فارس فرقی نگذاشتی
وعلی برای اینکه خوب حالیش کنه دو دستش رو خاک میکنه و میپرسه بین این دو خاک چه فرقی است؟
من هم میگم
خلیفه ی برحق امامان شیعه هستند نه خلفائی که امدند
و این چه دین وچه ایدئولوژِی و چه خلیفه ایست که پول و مالیات را برتر از ترویج دین اسلام میداند!!!!!!!!!!!!!!!11
از نوشته تان نتیجه گیری میشود این همه کشت و کشتار و غارت وتجاوز برای کشور گشایی و پول بوده است نه برای ترویج اسلام !!!!
البته از این اعراب جاهل و وحشی هرکاری برمی آید.
میگویید مردم بین کشته شدن واسلام آوردن یکی را انتخاب نمیکرده اند بلکه بین پول دادن و اسلام آوردن یکی را انتخاب میکرده اند !!!!!!!!این هم ایراد دارد . این چه دینی است که خلفایش آنرا با پول عوض میکرده اند مگر اسلام خریدنی است.
نگویید چه دینی بگویید چه خلفایی
و من در جوابتان میگم ما شیعه هم 14 قرن است که داریم همین را فریاد میزنیم و کسی از عرب جز همین اهل بیت پیامبر پاسخمان نمیدهد که میگویند اسلام اینی که شما از این خلفا میبینید نیست
و این است که ملت ایران 14 قرن است که سر بر خانه ی گلین فاطمه دارد این خانه ی کوچک که از همه ی تاریخ بزرگتره و ازادی را و امید را از این خانه جستجو میکند
شنیده ام در ایران خدمت سربازی را میخرند .اما خلفای اسلامی دین را میفروخته اند!!!!!
جناب آزاد بخوبی میدانید اسلام با زور وارد ایران شد نه با زیبایی.در کتب تاریخی آمده است در ابتدا بازور شمشیر و سپس با در تنگنا قراردادن مردم و دهها شیوه اینچنینی وحالا شما اسلام را در برابر پول قرار میدهید .
نام این کتب تاریخی را به من بگویید که با در تنگنا قرار دادن مردم خواسته باشد که انها مسلمان شوند
این ظرفیست که نباید به هم بخورد.مطمئن باشید اگر مسلمانان عصر جاهلیت فرهنگ خود را زیبا میافتند هیچگاه ایرانیان را در تنگنا قرار نمیدادند(یا با مالیات یا با شمشیر)سعی میکردند با نشان دادن گوشه هایی از فرهنگ زیبای (نداشته شان) ایرانیان را جذب نمایند همانگونه که مسیح رفتار کرد .
مسلما" چنین بوده است . وغیر از این که در تنگنا قرار نمیدادند حتی گاهی که خود میامدند اینها اجازه نمیدادند به همان دلایلی که عرض کردم
مسیح با هیچ کس نجنگید بلکه با بیان گفتاری نو و با نشان دادن معجزاتی،فرهنگ و ایدئولوژی جدید را عالمگیر کرد.
تو زندگانی محمد را نخوانده ای که ببینی که محمد جامع اضداد است
محمد دلی داترد مهربانتر از مسیح و تیغی تیز تر از قیصر
همان محمدی که به وقت جنگ میگفت" اگر ما بر قومی فرود اییم بدا به حال ان قوم
همین محمد با نشان دادن ملایمت و مهربانی دل خصم را به دست میاورد به گونه ای که محمد با هیچ ترفند نظامی نمیتواند او را شکست دهد و ناچار او را وقومش را رها میکند و بعد ان دشمن از فتوت او چیزی میشنود که خود با پای خود به نزد او میرود و ایمان میاورد
نامش را میدانی؟
نمیگویم ببینم چقدر اطلاعات داری و ایا این حرف هایی که میزنی از رو ی اگاهی است یا نه



سعی نداریم دینی را بر دین دیگر برتری دهیم شاید مسیحیت نیز ایراداتی داشته باشد اما باید کاستی ها را شناخت و در صدد جبران انها بود .خانه را ترمیم باید
هیچ وقت سعی نکن چنین کنی
چون نمیتوانی
چون اسلام چیز هایی دارد که دیگر ادیان به هیچ عنوان ندارند

167:

جناب آزاد برخی دوستان منجمله جناب کورش از شما خواسته اند درست نقل قول آورید و در لابلای نقل ها ننویسید که بتوانیم درست پاسختان را بدهیم.
شما میفرمایید مشکل از خلفای اهل سنت بوده است ایرانیان هم آن موقع که با شیعه طرف نبوده اند کل اسلام همان مسلمانان اهل سنت بوده اند که ظاهرا شما هم دل پر دردی از آنها دارید و این فرمایش شما نیز دلیلی است بر صحت آنچه در کتب تاریخی آمده است «مسلمانان رفتار درستی با ایرانیان نداشته اند »
ظاهرا شما نیز متقاعد شده ایدکه اعراب با جنگ وزور اسلام را به ایران آورده اند نه با استفاده از جذابیت اسلام و فرهنگ نداشته شان اما شما جنگ را با حکومتها ونه با مردم میدانید درحالیکه در این جنگها مردم عادی را میکشته اند خانه هایشان را غارت میکرده اند و براساس وبه استناد آیه 24 سوره نساء زنان شوهردار را به غنیمت «و نه به اسارت»میبرده اند و به زور با آنها ازدواج میکرده اند(هنوز هم بعداز گذشت 1400سال این اعراب چشم طمع به ناموس ایرانی دارند کافیست سری به دبی بزنیددبی به شما بسیار نزدیکتر است تا ما.)
شما بخوبی دلیل شکست ایرانیان از اعراب بادیه نشین تازه مسلمان را میدانید در آن زمان به برخی دلایل ایران اوضاع نامساعدی داشت 2سال پس از رحلت پیامبر در سال634 میلادی عمر نامه ای از مثنی بن حارثه سردار خود در سوریه دریافت میکند که نوشته است :"ایران دچار هرج و مرج و آماده تسخیر است"سپس عمر خالدبن ولید را به همراه لشکری از اعراب بدوی که شیفته کشت وکشتار و تشنه غارت و تجاوز به زنان بوده اند را روانه ایران میکندو از آنجا غارت و تجاوز شروع میشود.
آنچه قابل توجه است اینست که عامل شکست ایرانیان قدرت اعراب نبوده بلکه هرج و مرجیست که از قبل در ایران وجود داشته و عمر از آن سوءاستفاده میکندو وقتی اعراب بادیه نشین و وحشی به شهرهای پیشرفته ایران میرسند مات و مبهوت میشوند و با شگفتی به کاخها و تالار مرمر و فرشهای شگرف و.....مینگرند و
در یکی از این جنگها 10 شبانه روز به غارت شهر تیسفون مشغول بوده اند و عمر به فرمانده لشکرش دستور میدهد دیگر جلوتر نروید فعلا همینها کافیست!!!!!
کافیست کمی بیشتر از کلاف تعصب در آیید و واقعیتها را بپذیرید
در نیکیهای پیامبر شکی نیست آن قضیه مرد عرب را که آشغال بر سر پیامبر میریخت را همه میدانند ولی بحث رفتار زشت و وحشیانه خلفای و اعراب جاهل است اعرابی که پیامبرشان را خون به دل میکردند هیچ جایی برای حمایت باقی نگذاشته اند کافیست نامه عمر را به یزد گرد سوم شاهنشاه ایران وجواب یزدگرد به این موجود را بخوانید ویا کتب و سایتهای بیشمار تاریخی را بدون تعصب بخوانید آیا تمام مورخین دروغ میگویند؟!!!!!

168:

مثل اینکه با لبخند نمی تونید با ما حرف بزنید.تعصب به هرشکلش بد اخلاقی میاره و تعصب به وطن هم همین طور .نتیجه اش لحن غیر دوستانه شماست.من 5 جواب بیشتر ندادم.آدم بدی هم نیستم اما با عقل خودم نمیتونم هیچ وقت به یه محدوده فرضی به اسم وطن عشق بورزم.چرا باید به وطنی که نقشه ای سازمانی برای من حد و حدودش رو مشخص میکنه عشق بورزم؟؟؟؟

اما در جواب مهربان دوست آقای ایرانی:
نمیدونم چرا شما به شاهان صفوی عشق نمیورزی در حالیکه این صفویه بودند که سرزمینی رو ساختند که در چندین قرن به پیشرفته ترین سرزمین جهان تبدیل شده بود.مارکوپولو وقتی به اصفهان میاد و اونجا رو میبینه میگه به بزرگترین شهر جهان پا گذاشتم که از پیشرفته ترین سرزمین زمان خودم پا گذاشتم.
چون صفوی ها چندین هزار نفر رو کشتند قابل عشق ورزیدن نیستند؟؟؟؟مگه داریوش و شاهان هخامنشی هم چندین هزار نفر رو نکشتند؟؟؟؟چه فرقی هست؟؟؟تنها فرق ایرانی بودن و یونانی بودنه؟؟؟؟؟می بینی همه چیز برمیگرده به یک نام .ایران....یونان....و...
چرا بریتانیا به شکسپیر افتخار میکنه اما به مولانا عشق نمیورزند؟؟؟؟؟؟آنها هم دچار توهم وطن هستند.
شاید به صفوی ها عشق نمی ورزی چون در دوران امروز مد و روش مطن پرستی این طور ایجاب میکنه عاشق چهار ستون بیستون باشی و شیراز و بیشتر از اصفهان دوست داشته باشی.در کل بین هیچ شاهی تفاوتی نیست.داریوش و شاه عباس مثل همند.فقط دغدغه قلمروی حکومت خودشان را دارند و برای حفظ و گسترش آن وطن رو ساختند تا سربازانی مثل من و شما با عرق ملی خودمان برای وطن خیالی و قلمروی حقیقی اونها بجنگیم.



اما بخش اول صحبت های دوست عزیز کوروش:
من متوجه منظور شما از گفتن یک تاریخ نگاری بی مناسبت نشدم.بله قبول میکنم فرهنگ ها به نسبت مکان ها و شرایط زندگی افراد متفاوت میشه و اتفاقا این بزرگترین رد بر وطنه.
آیا خوزستان جزئی از ایران هست؟آیا تبریز جزئی از ایران هست؟آیا کردستان جزئی از ایران هست؟جواب اینها احتمالا برای شما بلی است.
خوب حالا فرهنگ چیست؟مجموعه ای از هنجار های و آموخته های نانوشته یک مجموعه.این هنجارها شامل زبان، شیوه زندگی ،کارهای متداول،آداب و رسوم و .... میشود.
تبریزی ها نوعی زندگی مخصوص به خود دارند.زبانی مخصوص به خود دارند.تفریحات و مراسم های خاص خود را دارند.شغل های رایج و متداول خود را دارند.نوع خاصی ازدواج دارند.نوع خاصی پوشش دارند.نوع خاصی فرهنگ دارند.تبریزی ها دارای فرهنگی ایرانی هستند
کرد ها با زبان کردی صحبت میکنند.کارهای مشخص خود و شیوه زندگی منحصر به فرد خودشان را دارند.کوهستان های کردستان مردمانی به اسم کرد به وجود آورده که با مردمانی که در سرزمین آذربایجان زندگی میکنند کاملا متفاوتند.
زاهدانی ها مردمانی هستند که بیشتر شبیه پاکستانی ها و افغان ها زندگی میکنند چون نوع اقلیم آنها زندگیشان را بوجود آمرده.دین تمام اینها هم متفاوت است.
(من سعی میکنم رئال صحبت کنم از سانتی مانتالیسم شاه پرستانه دوری کنم)حالا به من بگویید چه چیزی باعث میشود که آنها ایرانی باشند؟
واقعا میخواهم بدانم؟چرا ترک ها که صد در صد شبیه به آذربایجانی ها و حتی ترکیه ای ها زندگی میکنند و یا زاهدانی ها که مطمئنا شبیه به پاکستان و افغانستان زندگی میکنند و عرب ها که مطمئنا نیمی از اقوامشان در کشور های عربی هستند و زندگی خاص خودشان را دارند و کرد ها که تنها شبیه به کرد ها هستند، را ایرانی میدانیم؟چه چیزی این اقوام و فرهنگ های مختلف را ایرانی کرده؟؟؟
دو جواب میشود داد:
یک:اینها ایرانی اند و فرهنگ ایرانی مشتمل بر تمام این فرهنگ هاست.
جواب داده میشود:در این صورت چرا فرهنگ فرانسوی نتوانست در مجموعه فرهنگ ایرانی باشد؟مسلما فرهنگ فرانسوی نسبت به من ایرانی که در تهرانم همان قدر بیگانه است که فرهنگ کردی و عربی.پس چرا فرهنگ ایرانی شامل این خرده فرهنگ ها میشود اما شامل فرهنگ فرانسوی نمیشود؟
جواب داده میشود که فرانسه نتوانست در فرهنگ ایران جای بگیرد چون در فراسوی ایران است و از لحاظ مکانی متفاوت است.
جواب داده میشود:پس مکان ها فرهنگ میسازند ولی فرهنگ ها مکان نمیسازد .کردستان فرهنگ کردی را بوجود میاورد اما مکانی به اسم ایران را بوجود نمی آورد.

میشود به این سوال طور دیگری جواب داد:
دو:این مکان و مرزهای ایران است که مشخص میکند چه فرهنگی در درون خودش بپذیرد.
اینجا باز به چیزی به اسم کوه و دشت و صحرا میرسیم.

حالا فرض کنیم فردا ایران به اروپا حمله کرد و نیمی از اروپا را گرفت.آیا یک فرانسوی ایرانی میشود و فرهنگ فرانسوی به فرهنگ ایرانی تغییر میکند؟؟

میخواهم این را بگویم که تنها چیزی که میشود در نظر گرفت این است که فرهنگی به اسم فرهنگ ایرانی وجود ندارد.فرهنگ ترکی و کردی و تهرانی و شمالی و بندرعباسی و ترکمنی و بلوچی و ... داریم اما فرهنگ ایرانی نداریم.در این اواخر با مرکزیت تهران سعی بر ساختن فرهنگی ایرانی شده که یک تهاجم فرهنگی است.همسان سازی پوشش و اعیاد و جشن ها و ساختن یک قومیت مرکزی برای افتخار به گربه ای فرضی به اسم ایران با رسانه های جمعی قدرتمند ،فرهنگ های خرد از بین میربرد.و در این صورت که یک بچه جنوب عاشق این است که لهجه تهرانی داشته باشد و فارسی حرف بزند یا کودک ترک که فارسی را بهتر از ترکی حرف میزند آری فرهنگ ایرانی ساخته میشود.
اگر فرهنگ ها و مرز های فرهنگی را در نظر بگریم و حتی تفاوت های فرهنگی کوچک بین شهرهای نزدیک را هم در نظر نگیریم بی شک ایران دارای 20 سرزمین متفاوت است.هر کدام برای خودشان یک وطن اند.
پس وطن یک مفهوم نسبی است و مفاهیم نسبی بی ارزش و فاقد اصلت اند.

درباره قسمت های دیگر کورش عزیز:
دوست من ، احساس کردم در میادین شهر در حال شنیدن سخنرانی احساسی یک وطن پرست صرف ام.
من میگویم اگر کوروش یا کورش خوب بود (که پادشاه خوب کم پیدا میشود) یک انسان خوب بود.
درباره فرهنگ 6000ساله یا 1000000 ساله.اگر فرهنگ دیرینه تر باعث ارزش باشد کشور هایی با قدمت بیشتر از ما هم هستند.ما پادشاهان آنان را که به ما حمله میکردند را ظالم میدانیم و فرهنگ آنان را منحط اما چون پادشاهان ما برای منشور آزادی خود دست به تجاوز و کشتار میزدند آنها را عادل میدانیم.

من کوروش را دوست دارم اما یک سوال جدی:
چه چیزی به کورش و پادشاهان ما اجازه حمله و گسترش قلمروی خودشان را میداد؟؟؟؟چرا مغول ها بدند اما کورش خوب؟؟؟به شیوه وحشیانه مغول و شیوه متمدنانه کورش کاری ندارم اما اهداف این دو را یکی میدانم.
به نظرت احمقانه نیست که بگوییم پادشاهان ما یک ایرانی خوب بودند که نسبت به مردمان کشور های همسایه احساس مسئولیت میکردند و برای گسترش حقوق بشر به دنیا حمله میکردند اما کشور های دیگر که به فرهنگ متمدنانه ما حمله میکنند و سرزمین مقدسمان را با قدم های نحسشان آلوده میکنند شیاطینی پستند که جز وحشی گری چیزی نمیخواهند؟
نه .....من برای 300 یا 700 یا 1000 یا 100000یونانی ای که در مقابل ارتش قدرتمند خشایار ایستادند و جنگیدند افتخار میکنم.درست است که آنها هم بخاطر وهم وطن جنگیدند اما خشایار و داریوش مهاجم بودند و آنها مورد تهاجم.

169:

آرمان گرایی هم حدی دارد !! ما داریم در قرن 21 زندگی میکنیم نه در مدینه فاضله !! چرا امثال شما نمیخوان واقعیت رو قبول کنند !! اینکه همین نقشه سازمانی است که برای تو شرایط رشد و تحصیل و پیشرفت رو فراهم کرده ! تو رو به اسم همین منطقه ایرانی میخوانند. من نمیدونم چرا هر چه گل هست توی این گلستان جمع شده اند؟!! به هر دری میزنیم تا موجودیت و ملیت خود را نفی کنیم !! تاریخ خود را نفی کنیم !! افتخارات خود را نفی کنیم !! تو از دسته فیلسوف مشربها ، عده ای از تبار قوم پرستان ، گروهی هم از سر مذهب و عقیده. معجونی از انکار ، انحصار و انحراف تا ایران و ایرانی همچنان تو سری خور ملت های دیگه باشه و لقب عقب افتاده رو یدک بکشه .

170:

واقع بین باشیم؟؟؟؟؟باشه.افتخارات 2500 سال قبل و چهار ستون و نیم ستون باقی مونده از شکوهی ندیده باعث افتخار من میشه؟واقع بین باشیم؟؟؟؟باشه.وطن پرستی اوج احساس گراییه.با اعتقاد به اینکه قوم برتر جهانیم و بزرگترین تاریخ دنیا رو داریم و پارسی هستیم و از تبار کورشیم باعث میشه دیگه تو سری خور دیگران نباشیم؟؟؟
اتفاقا کاملا بر عکس.من معتقدم هر چه از حال فاصله بگیریم و گذشته رو علم کنیم بیشتر از دنیا عقب می افتیم.ما اینیم.مردمی در بین جهان سوم.ما اینیم مردمی کوچک که تنها میتونند به گذشته ای مبهم افتخار کنند.تا وقتی کوچکی خودمون رو نپذیریم بزرگ نمیشیم.
من یک رئالیستم که ایده هایی دارم.میدونم دارم در کجا زندگی میکنم.میدونم بر روی برگ شناسنامه ام ایرانی بودنم درج شده.میدونم فارسی حرف میزنم.میدونم وقتی کسی از ایرانی ها زجر میبینه بیشتر ناراحت میشم تا وقتی کسی در خاور دور ناراحت میشه.میدونم عاشق مولانام و اون رو به تاگور ترجیح میدم. اما میدونم این یک اتفاقه.
من اگر در امریکا بودم به چیز های دیگری افتخار میکردم و با چیز های دیگری سرگرم بودم.
بپذیریم چیزی به اسم وطن باعث برتری انسان نیست.من این گربه رو دوست دارم و اگر در ایتالیا به دنیا میومدم یه چکمه رو دوست داشتم.این واقع بینیه.هر چی بر خلاف این باشه ایده و آرمانه.

171:

انشاالله خدایی که به آن اعتقاد نداری شفایت دهد.
هر هفته چندین پیام خصوصی دارم که چرا با این ابلهان بحث میکنی؟!! (البته نمیدانم منظورشان به شما هم هست یا خیر که البته در مورد شما و کج فهمیتان هم پیغامی از طرف یک دوست به من رسید)

گیریم ایرانیان به زور شمشیر مسلمان شدند، خاک بر سر خسروپرویز شما که آنقدر به مردم ظلم کرده بود که آن زور را پذیرفتند و از این شمشیر با دسته های گل پذیرایی کردند.
به جز کوروش و داریوش و چند نفر دیگر که به اندازه تعداد انگشتان یک دست هم نمیشود به کدامین تاریخ قبل از اسلام خود میتوانید افتخار کنید، مگر نه اینکه تمامی دانشمندان به نام ما از بزرگان مسلمین بودند و قبل از ایرانی بودن بر مسلمان بودن خود شهادت دادند؟!

تو چشم دیدن بالاتر از خود را نداری، از این رو پرخواش میکنی، همانطور که دیکتاتورهایی که به مراتب بزرگتر از تو بودند و حالا تو نوچه آنها هستی (چون رضاخان) اینچنین بودند، پس روی کار آمدن افرادی متعصب مثل احمدی نژاد سزاوار امثال توست نه آزاد اندیشانی چون بنده که هم غیرت قیام داریم و هم ایدولوژیش را، مانند تو هم از صدای تیر هوایی نمی ترسیم و چون مسلمین دیگر در وقت عمل فعالیم. امثال شما بودند که در هشت سال دفاع از ایران در لانه موشها قایم شده بودند و ناسزا میگفتند و شعار میدادند، حالا هم اینرنت محل خوبیست تا ضعف و ناتوانی خود را در پس آن مخفی کنید و برای خود هویت دروغین بسازید.

در مورد قلم باید عرض کنم به سن شما قد نمیدهد زمانی که بنده دست به قلم بودم، حالا به هزار و یک علت نه میتوانم و نه میخواهم که از قلم قبلی استفاده کنم. شما این نوشته های روان را هم نمیفهمید، خدانکند روزی بخواهیم از چند جمله ادبی استفاده کنیم.

172:

تابحال فکر میکردم که ای کیو بنده بیش از سایر اعضای فاروم است، ولی حالا متوجه شدم ای کیو شما بالاتر از هر موجود زنده ای روی کره خاکی است.
فقط میتوانم فان پست برایت ارسال کنم، چون ای کیو تو آنقدر زیاد است که بجز اینها مطالب دیگر را نمیگیری و خود و دیگران را به مشکل می اندازی.

173:

آره خدایی گل گفتی، ولی به علت حضور افرادی مثل تو حتی مزدک هم دیگر به این فاروم نمی آید و حتی خیلی از کاربران قدیمی تر اسلام ستیز. بخاطر اینکه امثال تو با بیسوادی هاشون کار اسلام ستیزان رو هم با مشکل روبرو میکنند.

اتفاقا بسیاری از مسلمانان هم به علت حضور افرادی مثل تو وارد این فاروم نمیشند. حالا هی لات بازی در بیار و چرت بگو تا منو هم از دست بدی و بشینی با کوروش دل بدی و قلوه بگیری و دو تایی با هم از اون حرفایی بزنید که دو تا زن موقع بافتن بافتنی میزنند، آره خواهر زندگی خیلی سخت شده، میگند خمینی 300 میلیارد دلار خرج خونش شده بوده و ...

174:

قبلا به شما و به جناب کورش گفتم کسانی که اندیشه انترنشنال دارند دست از اندیشه شون بر نمیدارن چون دارند با رویای جهانی شدن زندگی میکنن .من با خیلی از جهان وطنیها مباحثه داشتم . شما ظاهرا از ایران برای مدت طولانی بیرون نرفتی یه سر بیا اینجا که ببینی دیوارهاش ، خیابوناش و همه و همه باهات غریبه اند و آرزو کنی ای کاش تو وطن خودم بودم. کدوم جهان وطنی اینا تو رویا زیباند توی رئال و واقعیت تمامی مردم دنیا باهات اگه دشمن نباشن بیگانه اند من سالهاست این مزه تلخ رو چشیدم بهترین روزهای عمرم وقتیه که یه چند روزی میام ایران ولی وقتی دوباره برمیگردم تو غربت میفهمم وطن یعنی چـــــه فقط کافیه توی خیابونهای اینجا قدم بزنی تا ببینی جهان وطن هیچ کس نیست وطن هر ایرانی مجموعه ای از خرده فرهنگهاییست که با یه سری فاکتورهای مشترک مثل زبان و... میشند یه گربه به نام ایران. اگه توی آزاد ترین کشور دنیا هم باشیم بازم اسیریم.

175:

درود دوستان
من نمیدانم این روزها ادب ایرانی و نزاکت اسلامی کجا رفته اند ؟!!!!!!!!
مرا ببخشید ولی پستهای پر محتوای قبلیتان حاکی از معلومات عالی و شعور والای ایرانی اسلامی شما بود. شما را چه شده است که موقعیت خود را فراموش کرده اید . مطمئنم شان شما این نیست ولی اندکی عصبانی شده اید .بنده هم پست شدن با بزرگانی همچون شما را(که دارای سطح بالایی از معلومات وبینش عالی هستید)افتخاری برای خود میدانستم. شما گرچه دو بینش متفاوت دارید اما تا چند روز پیش در کمال احترام با هم مباحثه داشتیدو من از این موضوع لذت میبردم. نمیدانم چه کسی از این جریان سود میبرد . اجازه دهید مثل چند روز قبل با هم دوستانه صحبت کنیم شاید چیز جدیدی از هم آموختیم .
این چند جمله را بعنوان یک دوست از من بپذیرید و بدانید که شخصیت هر دوی شما والاتر از این حرفهاست.اعصاب خود را بیهوده خرد نکنید تا ما بتوانیم بهتر از نظریات شما استفاده کنیم .مطمئنا هر دو از بهترینهای فاروم هستید اینرا در پیامهای خصوصی به مدیران هم نوشته ام

176:

پیش از این هم اینطور بوده است.
در ابتدای حضورم در این فاروم اسلام ستیزان بنده را مودب ترین کاربر مسلمان میدانستند، همچنین منصف ترین. فکر میکنم در میان اعضای همیهن نیز به صداقت شهره باشم.
بسیاری از اسلام سیتزان دوستان فارومهای دیگر و یا همین فاروم بودند که در چت و یا مکانهای دیگر هم با هم دوستان خوبی بودیم، همچنین مباحث تاپیک ها را به تایپیک دگر نمیبردیم، ولی عده ای قوانین فارومی را نمیدانند و فکر میکنند مباحث اینجا نیز مانند دنیای حقیقی است.
به هر حال در بحث جدل پیش می آید و دامن زدن به آن کار غلطیست، چون بنده به شخصه اهل سکوت نیستم و برای شخصیت کاربری خویش احترام خاصی قائلم.
نکته بعد توهین عمومی به افکار مسلمانان است که درست نیست و باید در مقابل آن دفاع کرد، وقتی کسانی می آیند و میگویند مسلمانان احمق یا الفاظ رکیک دیگر خوب نباید در انتظار پاسخ فدایت شوم باشند، و بسیاری از نکات دگر که در طی تجربیات به دست خواهد آمد.

177:

100%

ایرانیه مسلمان

178:

بازهم سکوت میکنم؛ چون میدانم گفته هایتان به خاطر تعصب بیجایتان است

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
گیریم ایرانیان به زور شمشیر مسلمان شدند، خاک بر سر خسروپرویز شما که آنقدر به مردم ظلم کرده بود که آن زور را پذیرفتند و از این شمشیر با دسته های گل پذیرایی کردند.
به جز کوروش و داریوش و چند نفر دیگر که به اندازه تعداد انگشتان یک دست هم نمیشود به کدامین تاریخ قبل از اسلام خود میتوانید افتخار کنید، مگر نه اینکه تمامی دانشمندان به نام ما از بزرگان مسلمین بودند و قبل از ایرانی بودن بر مسلمان بودن خود شهادت دادند؟!
همین دیگه وقتی میگم سوادتان در حد دو کتاب کوچک تاریخی است همین است؛ فکر نمیکنم نام فیروز نهاوندی را شنیده باشید؟؟؟نام فرنبغ دلدادگی نویسنده کتاب بندهش را چطور؟
تیغ اسلام نابی که شما از آن دم میزنید مرده را زنده میکرد نمونه یک اسلام آوری را در قتل عام بنی قریطه دیدیم.(تاریخ طبری)

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
تو چشم دیدن بالاتر از خود را نداری، از این رو پرخواش میکنی، همانطور که دیکتاتورهایی که به مراتب بزرگتر از تو بودند و حالا تو نوچه آنها هستی (چون رضاخان) اینچنین بودند، پس روی کار آمدن افرادی متعصب مثل احمدی نژاد سزاوار امثال توست نه آزاد اندیشانی چون بنده که هم غیرت قیام داریم و هم ایدولوژیش را، مانند تو هم از صدای تیر هوایی نمی ترسیم و چون مسلمین دیگر در وقت عمل فعالیم. امثال شما بودند که در هشت سال دفاع از ایران در لانه موشها قایم شده بودند و ناسزا میگفتند و شعار میدادند، حالا هم اینرنت محل خوبیست تا ضعف و ناتوانی خود را در پس آن مخفی کنید و برای خود هویت دروغین بسازید.
تکبیر...مرگ بر آمریکا...مرگ بر اسراییل ...مرگ بر ضد ولایت فقیه


نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد قلم باید عرض کنم به سن شما قد نمیدهد زمانی که بنده دست به قلم بودم، حالا به هزار و یک علت نه میتوانم و نه میخواهم که از قلم قبلی استفاده کنم. شما این نوشته های روان را هم نمیفهمید، خدانکند روزی بخواهیم از چند جمله ادبی استفاده کنیم.
خوب جناب پدر بزرک بفرمایید کمی قلمفرسایی کنید؛ آخه چقدر تو انسان از خود متشکری؟؟؟
بفرما برای خودت کمی پسی باز کن و بنوش!!بلکه اوقاتت با این کار پر شود

179:

نه منظور ایشان این نبود؛ آقای سوفکلس شما تازه وارد این فاروم شدید و شوربختانه زمای هم وارد شدید که دیگر حوصله بحثهای تاریخی را ندارم؛ از اینرو پاسخ شما را به روشنی در پست پیشینم دادم.آرمان گرایی و یا وجود حس ناسیونالیستی باعث بوجود آمدن یک نوع همبستگی خواهد شد که مردم یک سامان را هدفمند و پیش به سوی پیشرفت میبرد.پس حس ناسیونالیستی آقای آزاد و دوستان دیگر جزو اندیشه های بزرگی است که برای همبستگی اصطلاحا ملی کاربرد خوبی دارد؛پس حس میهن پرستی باعث هم پیوستگی ما با هم میشود.که البته من بحث ناسیونالیست بودن رو اینجا باز نمیکنم
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
اتفاقا کاملا بر عکس.من معتقدم هر چه از حال فاصله بگیریم و گذشته رو علم کنیم بیشتر از دنیا عقب می افتیم.ما اینیم.مردمی در بین جهان سوم.ما اینیم مردمی کوچک که تنها میتونند به گذشته ای مبهم افتخار کنند.تا وقتی کوچکی خودمون رو نپذیریم بزرگ نمیشیم.
پس شما گویا از دانش و علم پیشینیان نا آگاهید؛ در کتاب ارابه خدایان اثر اریک فون دنیکن ما میخوانیم که قالیچه پرنده وجود علمی داشت؛و تازه این یک کتاب نوشته شده در مان حال است اما نکته ای که بایست یاد آور شوم این است که به جرات میگویم علم امروز نتیجه و شاید بتوان گفت همان علم پیشینیان ماست؛ وقتی زردشت در کتاب خود در قسمت وندیداد از پزشکی و روشهای آن یاد میکند و میگوید پزشکانی که از فلز استفاده میکنند(جراح)اینها فکر نمیکنم خیال و افسانه باشد؟و اینکه نیروی الکتریسیته در دوره پارتها آنهم توسط یک فلز و کوزه ای ایجاد شده است ؛ در زمانی پیش از هزاره های ادیسون واقا جای بسی مباهات و افتخار است.
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
من یک رئالیستم که ایده هایی دارم.میدونم دارم در کجا زندگی میکنم.میدونم بر روی برگ شناسنامه ام ایرانی بودنم درج شده.میدونم فارسی حرف میزنم.میدونم وقتی کسی از ایرانی ها زجر میبینه بیشتر ناراحت میشم تا وقتی کسی در خاور دور ناراحت میشه.میدونم عاشق مولانام و اون رو به تاگور ترجیح میدم. اما میدونم این یک اتفاقه.
من اگر در امریکا بودم به چیز های دیگری افتخار میکردم و با چیز های دیگری سرگرم بودم.
بپذیریم چیزی به اسم وطن باعث برتری انسان نیست.من این گربه رو دوست دارم و اگر در ایتالیا به دنیا میومدم یه چکمه رو دوست داشتم.این واقع بینیه.هر چی بر خلاف این باشه ایده و آرمانه.
البته اما حس علاقه به میهن بسیار قویتر از دو مرز سیاسی هست؛ انسان اصالتش را در هویتی میابد؛ که گذشته اش به آن پیوند خورده است؛ اگر رئال بودید میدانستید که انسان امروز نتیجه لوح سپیدی نیست که ژان پل سارتر فرانسوی از آن یاد میکند نیست؛ انسان امروز نتیجه کنش و واکنشهای پیشین خود است بار جامعه را اصلی مشخص میکند با نام تمدن و از همین تمدن است که شما داعیه دار مدرنیته شده اید؛ هر آینه اگر فرهنگ و تمدن نبود اساسا جامعه به همان اساس " کمون اول"ساخته میشد که انسانها در همه چیز مشترک بودند و چنانچه هم اشپینگلر آلمانی میگوید:
در زمانیکه انسانها با هم برابر باشند هیچ کشش و تلاشی برای عرصه اندیشه ها نخواهیم داشت؛ از اینروست که میهن پرستی و آرمان میهن را بایست جزو کاتالیزورها و اکتیویشنهای یک جامعه قلمداد کرد

180:


نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
اما بخش اول صحبت های دوست عزیز کوروش:
من متوجه منظور شما از گفتن یک تاریخ نگاری بی مناسبت نشدم.بله قبول میکنم فرهنگ ها به نسبت مکان ها و شرایط زندگی افراد متفاوت میشه و اتفاقا این بزرگترین رد بر وطنه.
آیا خوزستان جزئی از ایران هست؟آیا تبریز جزئی از ایران هست؟آیا کردستان جزئی از ایران هست؟جواب اینها احتمالا برای شما بلی است.
خوب حالا فرهنگ چیست؟مجموعه ای از هنجار های و آموخته های نانوشته یک مجموعه.این هنجارها شامل زبان، شیوه زندگی ،کارهای متداول،آداب و رسوم و .... میشود.
تبریزی ها نوعی زندگی مخصوص به خود دارند.زبانی مخصوص به خود دارند.تفریحات و مراسم های خاص خود را دارند.شغل های رایج و متداول خود را دارند.نوع خاصی ازدواج دارند.نوع خاصی پوشش دارند.نوع خاصی فرهنگ دارند.تبریزی ها دارای فرهنگی ایرانی هستند
کرد ها با زبان کردی صحبت میکنند.کارهای مشخص خود و شیوه زندگی منحصر به فرد خودشان را دارند.کوهستان های کردستان مردمانی به اسم کرد به وجود آورده که با مردمانی که در سرزمین آذربایجان زندگی میکنند کاملا متفاوتند.
زاهدانی ها مردمانی هستند که بیشتر شبیه پاکستانی ها و افغان ها زندگی میکنند چون نوع اقلیم آنها زندگیشان را بوجود آمرده.دین تمام اینها هم متفاوت است.
(من سعی میکنم رئال صحبت کنم از سانتی مانتالیسم شاه پرستانه دوری کنم)حالا به من بگویید چه چیزی باعث میشود که آنها ایرانی باشند؟
واقعا میخواهم بدانم؟چرا ترک ها که صد در صد شبیه به آذربایجانی ها و حتی ترکیه ای ها زندگی میکنند و یا زاهدانی ها که مطمئنا شبیه به پاکستان و افغانستان زندگی میکنند و عرب ها که مطمئنا نیمی از اقوامشان در کشور های عربی هستند و زندگی خاص خودشان را دارند و کرد ها که تنها شبیه به کرد ها هستند، را ایرانی میدانیم؟چه چیزی این اقوام و فرهنگ های مختلف را ایرانی کرده؟؟؟
دو جواب میشود داد:
یک:اینها ایرانی اند و فرهنگ ایرانی مشتمل بر تمام این فرهنگ هاست.
جواب داده میشود:در این صورت چرا فرهنگ فرانسوی نتوانست در مجموعه فرهنگ ایرانی باشد؟مسلما فرهنگ فرانسوی نسبت به من ایرانی که در تهرانم همان قدر بیگانه است که فرهنگ کردی و عربی.پس چرا فرهنگ ایرانی شامل این خرده فرهنگ ها میشود اما شامل فرهنگ فرانسوی نمیشود؟
*باز تعاریف نادرست از فرهنگ؛ قیاس دو فرهنگ مختلف با یک فرهنگ شرقی یک پارادوکس را طرح میکند که البته این سنجشگری درست نیست.نه فرهنگ مجموعه ای از آداب خالی نیست؛ وقتی میگوییم فرهنگ ایران یعنی سلسله ناگسستنی بین ایرانیان که اقوام گوناگون مانند کردها و آذریها و لره و بلوچ و....میشند است؛ ما در واژه شناسی متدی داریم که در آن میتوانیم به بن مایه اصلی یک واژه برسیم, وقتی میگوییم فلان واژه ایرانی است یعنی رگ و ریشه آن واژه را حتی اگر از لحاظ لفظی هم مورد بحث قرار دهیم به معنای اصلی ضربه و تضادی بر نمیخوریم.این مبحث مربوط به فیلولوژی است که از شما میخواهم چنانچه بحثی در این باره دارید به تالار ادبیات بروید و با هم دیالکتیکی داشته باشیم.
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
جواب داده میشود که فرانسه نتوانست در فرهنگ ایران جای بگیرد چون در فراسوی ایران است و از لحاظ مکانی متفاوت است.
جواب داده میشود:پس مکان ها فرهنگ میسازند ولی فرهنگ ها مکان نمیسازد .کردستان فرهنگ کردی را بوجود میاورد اما مکانی به اسم ایران را بوجود نمی آورد.
*همین واژه ایران یا ایریانه از دو بخش =ایر+یانه تشکیل میشود که به چم آشیانه سیمرغ است.ابتدا فرهنگ ساخته میشود و سپس مکان اقلیمی وارد میشود و همدیگر را تکمیل میکنند.چرا فرهنگ جزیی نیست بلکه پروسه ای کلی است؛ فرهنگ کردی در عین حال که فرهنگی غنی و مستقل است فرهنگی مزدوج با فرهنگهای دیگر است که در نتیجه به آفرینش فرهنگ ایران میانجامد.پس میبینیم که اقلیم تحت تاثیر فرهنگ است.نه فرهنگ تحت تاثیرمکان


نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
میخواهم این را بگویم که تنها چیزی که میشود در نظر گرفت این است که فرهنگی به اسم فرهنگ ایرانی وجود ندارد.فرهنگ ترکی و کردی و تهرانی و شمالی و بندرعباسی و ترکمنی و بلوچی و ... داریم اما فرهنگ ایرانی نداریم.در این اواخر با مرکزیت تهران سعی بر ساختن فرهنگی ایرانی شده که یک تهاجم فرهنگی است.همسان سازی پوشش و اعیاد و جشن ها و ساختن یک قومیت مرکزی برای افتخار به گربه ای فرضی به اسم ایران با رسانه های جمعی قدرتمند ،فرهنگ های خرد از بین میربرد.و در این صورت که یک بچه جنوب عاشق این است که لهجه تهرانی داشته باشد و فارسی حرف بزند یا کودک ترک که فارسی را بهتر از ترکی حرف میزند آری فرهنگ ایرانی ساخته میشود.
اگر فرهنگ ها و مرز های فرهنگی را در نظر بگریم و حتی تفاوت های فرهنگی کوچک بین شهرهای نزدیک را هم در نظر نگیریم بی شک ایران دارای 20 سرزمین متفاوت است.هر کدام برای خودشان یک وطن اند.
پس وطن یک مفهوم نسبی است و مفاهیم نسبی بی ارزش و فاقد اصلت اند.
من پیشتر هم گفتم فرهنگ تحت تاثیر اقلیم قرار میگیرد اما اقلیم است که فرهنگ بر آن تاثیر فراوان دارد.و مرزها را بوجود میاورد که الته شما تمام مسایل را با هم یکی میکنید؛ و مرز جغرافیایی رو با مرز فرهنگی یکی میدانید در صورتیکه اگر مرزها برداشته شوند ؛ انسانها در همه چیز مشترک میشوند و درست به نتیجه ای میرسیم که من در پست بالایی ام دادم.

نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
درباره قسمت های دیگر کورش عزیز:
دوست من ، احساس کردم در میادین شهر در حال شنیدن سخنرانی احساسی یک وطن پرست صرف ام.
من میگویم اگر کوروش یا کورش خوب بود (که پادشاه خوب کم پیدا میشود) یک انسان خوب بود.
درباره فرهنگ 6000ساله یا 1000000 ساله.اگر فرهنگ دیرینه تر باعث ارزش باشد کشور هایی با قدمت بیشتر از ما هم هستند.ما پادشاهان آنان را که به ما حمله میکردند را ظالم میدانیم و فرهنگ آنان را منحط اما چون پادشاهان ما برای منشور آزادی خود دست به تجاوز و کشتار میزدند آنها را عادل میدانیم.
چه تجاوزی گویا شما هم برای این مبهن دندان تیز کرده اید؟؟؟پیشنهاد میکنم تمام بحثهای من و دوستان را در تالار تاریخ بخوانید سپس دم از تجاوزگری شاهان ایرانی بزنید.

نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
من کوروش را دوست دارم اما یک سوال جدی:
چه چیزی به کورش و پادشاهان ما اجازه حمله و گسترش قلمروی خودشان را میداد؟؟؟؟چرا مغول ها بدند اما کورش خوب؟؟؟به شیوه وحشیانه مغول و شیوه متمدنانه کورش کاری ندارم اما اهداف این دو را یکی میدانم.
به نظرت احمقانه نیست که بگوییم پادشاهان ما یک ایرانی خوب بودند که نسبت به مردمان کشور های همسایه احساس مسئولیت میکردند و برای گسترش حقوق بشر به دنیا حمله میکردند اما کشور های دیگر که به فرهنگ متمدنانه ما حمله میکنند و سرزمین مقدسمان را با قدم های نحسشان آلوده میکنند شیاطینی پستند که جز وحشی گری چیزی نمیخواهند؟
نه .....من برای 300 یا 700 یا 1000 یا 100000یونانی ای که در مقابل ارتش قدرتمند خشایار ایستادند و جنگیدند افتخار میکنم.درست است که آنها هم بخاطر وهم وطن جنگیدند اما خشایار و داریوش مهاجم بودند و آنها مورد تهاجم.
تفکرات شما همه نامتناجنس هستند و پارادوکس ؛ چون قیاسهای شما هیچ یک بهم ربطی ندارند؛ شما کلی گویی میکنید و میخواهید از اینکار بگویید که میهن وجود ندارد؛ و به قول دوستم آقای ایرانی در کاخ شاهانه مارکس زندگی کنید؛ مقاله ای در باب انترناسیونال مارکس به زودی اگر ماندگار شدم ر این تالار مینویسم؛ اگر نه که دیگر هی؛ معلوم است که شما پاسخ نخستین مرا در باب گفته هایتان به خوبی نخوانده اید؛ و اگر خوانده باشید سطحی و گذرا خواندید و گویی درد انترناسیونالیست بودن نور چشمانتان را کم کرده است؛ نتیجه اندیشه انترناسیونالیست را در کوبا دیدیم؛ در روسیه زمان حکومت بلشویکها دیدیم؛ حال شما میخواهید جهان وطنی کنید؟؟؟

181:

یادمه زمانی که با رفیق شفیقت شهاب بحث داشتم عین همین جملات رو گفت و اینکه امثال مزدک و دیگران به خاطر کسانی مثل من از این فاروم رفتن و دیگه نیومدن بعد من یه نقل قول از خود مزدک آوردم که همین شهاب رو عمله جهل ، نادان و بی سواد خطاب کرده بود حالا نمیدونم برای تو هم چنین داستانی باید پیاده کنم یا نه تا مدام از دامن این و آن آویزان نشوید. اگر کسی مثل مزدک هم از اینجا رفت به خاطر امثال تو بود که منطق رو قورت دادین و با شمشیر آخته به جهاد اکمل مشغولید. قبلا هم گفتم ایرانی بیشتر از اینکه از عرب و مغول صدمه بخور از جاهلین صدمه خورده

182:


دوست خوبم ایشان را به حال خود واگذار؛ آنکس که نداند و نخواهد که بداند تا ابد و دهر به جز جهل نداند

در حال حاضر از شما میخواهم که تالار میهن پرستان را با دوستان اداره کنید و تلاش کنید که دوستان دیگر را به تاریخ آشنا سازید
دست کم میخواهم خیالم از جانب تالار تاریخ آسوده باشد

183:

میهن پرستی اوج احساس گرایی و آرمان گرایی هست یا جهان بدون مرزی که امثال شما ازش دم میزنند. کدام یک از اینها واقع گرایانه هست؟ کدام از ما در تخیلات خود زندگی میکنیم؟ در زمان جنگ جهانی دوم چه عاملی باعث شد تا مردم کشورهای اشغال شده در قالب پارتیزانها به مقابله به نازیها بپردازن؟ چه عاملی باعث شد تا در اواخر جنگ پارتیزانهای فرانسوی جان خودشون رو به خطر بندازن تا محموله نقاشی های موزه های پاریس به آلمان منتقل نشه؟! مسائل رو با هم قاطی نکن ، میهن پرستی چه ارتباطی به نژادپرستی داره؟ مشکل شما و افرادی مثل شما اینه که واژه ها رو با هم اشتباه میگیرند. نه ما نمیگیم برترین قوم جهانیم ما میگیم زمانی از بهترین اقوام جهان بودیم و الان به خاطر دور افتادن از هویت ایرانی خودمون درمرداب عقب افتادگی دست و پا میزنیم. میهن پرستی واژه ای است که در تمامی کشورها مقدس شمرده میشه ولی در این گربه !! توسط امثال شما نفی و انکارمیشه !!
ما باید چی رو قبول کنیم؟ اینکه بدبختیم؟ جهان سومی هستیم؟ عقب افتاده هستیم؟ خوب کسی منکر این موارد نشده ولی اینکه تاریخ خودمون رو فراموش کنیم چون مربوط به گذشته هست این در هیچ کجا رسم نیست. آمریکا به تاریخ 400 ساله اش افتخار میکنه و در نظام آموزشی خودش به کودکان آمریکایی آموزش میده چون به این تاریخ افتخار میکنن و میخوان بچه هاشون هم از دوران ابتدای تحصیل با واژه میهن پرستی آشنا بشن. حالا اینکه امثال شما رو اینطوری آموزش ندادن دیگه مشکل ما نیست که الان بخوای میهن پرستی رو نفی کنیم!!... تو این مملکت به هر چیزی دست میندازین غیر از چیزی که برای ایران ثمری داشته باشه ، چون تربیت و آموزش درست نبوده و برای همین با میهن پرستی بیگانه هستید. امثال شما آرمان گرایان ، قومیت گرایان و ایدئولوژی گرایان در هر کشوری که گرد هم بیاین آن کشور را به نیستی میبرید ! واقع بین باشیم نه خیال پرداز ، میهن پرستی اولین رکن پایداری و استقامت هر ملتی است و در هیچ کجا نفی نمیشود هر وقت توانستید مدینه فاضله را بر پا کنید ما هم از واژه میهن پرستی استفاده نمی کنیم ولی در زمان فعلی که میراث فرهنگی ایران را ترکیه ، افغانستان ، تاجیکستان و اعراب به نام خود میزنند ! خلیج همیشگی فارس ایران را عرب میکنند ، جزایر سه گانه ایرانی را اشغال شده میخوانند و همگی برای میراث ملی ایران دندان تیز کرده اند ما از میهن پرستی و واقع گرایی دفاع میکنیم چون تنها راه برای حفظ این سرزمین و دستاوردهای گذشتگان است. فقط نمیدانم چرا امثال شما در این کشورها زندگی نمی کنند که دم از جهان شمولی بزنند تا عرب و ترک و افغان نخواهند مولوی ، ابوعلی سینا ، شمس تبریزی را به نام سرزمین خود بزنند؟!!! شاید تنها ایران دارای گهرهای نابی مانند شما هست و برای همینه که جهان سومی خوانده میشیم

184:

دوست عزیز ، نمیخوام بحث منحرف بشه ولی شما کوروش خوب میدونید که من دیگرفعال نیستم و علاقه ای هم به فعالیت در این فاروم ندارم. تالار تاریخ را شما جان تازه ای بهش دادی و بهتر است تا موقعی که ثمر کار خود را می بینید در این تالارها فعال باشید

185:


قبول دارم؛ اما اگر قرار باشد بمانم دوست دارم دوباره شما و دیگر دوستان را ببینم؛ البته من ایده هایی هم برای تالار تاریخ دارم که به زمانش آنها رو اجرای میکنیم.اما میخواهم شما باشید از دستتان گله مندم که مرا تنها کذاشتید اگر قول میدهید که بر گردید و فعال باشید من از جان و دلم مطلب مینویسم.

186:

وقتی تاریخ کشوری با این همه ابهت و قدمت تحریف ، تهدید و تحدید میشه ؛ وقتی به همه حتی در مدارس به کودکانمان میآموزند اینگونه که خانواده هایتان از تاریخ میگویند دروغ است ؛ وقتی تاریخ ایران را از 5000سال و 2500سال در 1200سال وخصوصا این 500سال آخر خلاصه میکنند ،وقتی آن همه بزرگان و نام آوران کل تاریخ ایران را در تعدادی محدود خلاصه میکنند و.....نباید تعجب کنیم وقتی عده ای را بیزار از وطن و با اندیشه های انترنشنال و مدینه فاضلی ببینیم. آری این خانه از پای بست در حال ویرانیست مددی باید!!!!!

187:

عزیز جان آنچه گفتی مصداقش بر خودت بیشتر است. شما هیچ دلیل محکمی نیاوردی هیچ، در این پست آخر از ادبیات سخیف هم استفاده کردی. شما بحث نمیکنید، شما موعظه میکنید و در آن موعظه هایتان هر فرض غلطی میخواهید میکنید بدون مدرک. شما اطلاعات بقیه را ناچیز و خود را آگاه به همه چیز میدانید که این البته از خصوصیات سخنرانی بالامنبری است.
نوشته اصلي بوسيله ازاد نمايش نوشته ها
هیچ وقت سعی نکن چنین کنی
چون نمیتوانی
چون اسلام چیز هایی دارد که دیگر ادیان به هیچ عنوان ندارند
لطفا این چیزها رو نام ببرید اگه وقت ندارید توضیح بدید.

188:


دوست من چرا راه دور میرید؟کسانی مانند شناسه کورش کبیر به نام ایران و آزادی هر که را که واقعیت را میگوید با تعصب میکشند و این بدترین نوع ترور شخصیت است که تا به حال دیده ام.اینها به نام ایران هر دانشمندی که بگوید کورش زردشتی نبوده است را به تیغ شمشیر ترور میکنند.اینها خطرناک تر از این جهان وطنی های مارکسیستی هستند.

189:

قبلنا با هر کی بحث میکردم حرف تو دهنم نمیذاشت
اما شما یه چیزی رو تو دهن من میزارین و بعد بر اون تکیه میکنید؟
شما کل عرب را به یک چوب میزنید
اما من اینگونه نمیاندیشم
من میگم ابتدا که عرب حمله کرد ایرانی را بین مرگ و جزیه مختار کرد . البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند .در ان برهه هم ایرانیان هنوز ایمان نیاورده بودند
اما بعد ها که بر اثر تماس با اعراب و فهم فرهنگ انها و به اسلام مایل گشتند
تو تاریخ هست برید بخونید که مردم اصفهان خواستند ایمان بیارند اما گفتند نه تو نمیتونی ایمان بیاری جزیه بده
اینا تو تاریخ هست. من میگم اسلام با حکومتی جنگید که پشتوانه ی مردمی نداشت.ایران دل مردمش با اعراب بود و شمشیر حاکمانش بر روی اعراب ...و چه شمشیر کندی
... مثل اینکه شما هم بین پیامبر و اعراب فرق میگذارید
بنابر این نمیتوانید به حکم برخورد اعراب اسلام را بکوبید
همه ی بحث من این است که حساب اسلام را از حساب عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه و خلفای اموی و عباسی جدا کنید
شما حق ندارید که چشمتان را به روی اورنده ی یک دین ببندید و به خلفای ناحقش چشم بگشایید و بخواهید اسلام را از انها و اعمال انها بشناسید.
این خیلی عجیبه
شما مثلا" بیاین یک مکتب مثه اگزیستانسیالیسم رو به جای فهمیدن اراء سارتر بری و تو یک کافه یک ادمی که فقط یه چیزایی از این مکتب میدونه اون رو تحت نظر قرار بدی و بعد بگی اگزیستانسیالیسم یک مکتب خمودگی است
یک بار بحث از این است که خلفای راشدین و اموی و غباسی چه بلایی بر اسلام و ما اوردند این یک بحث است و یک بار از این بحث میشود که اسلام باعث انحطاط ما شد و خود اسلام راستین باعث شد که ما عقب بیفتیم
من با شق دوم مخالفم.
وگذنه خود مکتب شیعه همه ی دردش از شق اول است.
[quote=sophocles;850877]مثل اینکه با لبخند نمی تونید با ما حرف بزنید.تعصب به هرشکلش بد اخلاقی میاره و تعصب به وطن هم همین طور .نتیجه اش لحن غیر دوستانه شماست.من 5 جواب بیشتر ندادم.آدم بدی هم نیستم اما با عقل خودم نمیتونم هیچ وقت به یه محدوده فرضی به اسم وطن عشق بورزم.چرا باید به وطنی که نقشه ای سازمانی برای من حد و حدودش رو مشخص میکنه عشق بورزم؟؟؟؟

اما در جواب مهربان دوست آقای ایرانی:
نمیدونم چرا شما به شاهان صفوی عشق نمیورزی در حالیکه این صفویه بودند که سرزمینی رو ساختند که در چندین قرن به پیشرفته ترین سرزمین جهان تبدیل شده بود.مارکوپولو وقتی به اصفهان میاد و اونجا رو میبینه میگه به بزرگترین شهر جهان پا گذاشتم که از پیشرفته ترین سرزمین زمان خودم پا گذاشتم.
چون صفوی ها چندین هزار نفر رو کشتند قابل عشق ورزیدن نیستند؟؟؟؟مگه داریوش و شاهان هخامنشی هم چندین هزار نفر رو نکشتند؟؟؟؟چه فرقی هست؟؟؟تنها فرق ایرانی بودن و یونانی بودنه؟؟؟؟؟می بینی همه چیز برمیگرده به یک نام .ایران....یونان....و...
چرا بریتانیا به شکسپیر افتخار میکنه اما به مولانا عشق نمیورزند؟؟؟؟؟؟آنها هم دچار توهم وطن هستند.
شاید به صفوی ها عشق نمی ورزی چون در دوران امروز مد و روش مطن پرستی این طور ایجاب میکنه عاشق چهار ستون بیستون باشی و شیراز و بیشتر از اصفهان دوست داشته باشی.در کل بین هیچ شاهی تفاوتی نیست.داریوش و شاه عباس مثل همند.فقط دغدغه قلمروی حکومت خودشان را دارند و برای حفظ و گسترش آن وطن رو ساختند تا سربازانی مثل من و شما با عرق ملی خودمان برای وطن خیالی و قلمروی حقیقی اونها بجنگیم.
با سلام
عارضم خدمت شما که صفویه نیز چندان قابل دفاع نیست .من بیشتر توضیح نمیدم و از شما میخوام که کتاب تشیع علوی-تشیع صفوی رو بخونید

190:

درود بر شرفتان با اینکه مسلمانید اما در جاهای تحلیلتان زیباست؛ بله صفویه بنیان گکذاران مکتب آخوندیسم هستند؛ در واقع مذهب اسلام در این دوره بسیار قوی شد و به گفته دکتر شریعتی تشیع سرخ و تشیع سیاه شکل گرفت؛ قداره بندان و قزلباشها بودند که به گفته دکتر شریعتی سینه مردم را سفره میکردند.

191:

نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
یعنی بگن که ایرانی مسلمان هستن؟!!
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
خب اگر شما را از ایران بندازن بیرون هیچ یک از هم کیشیهایت بهت جا میدن؟
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
گزينه: من یک ایرانی هستم. دین موضوعی شخصی است.

اين حق را به مردم بديد كه نخوان دينشون رو بگن. من ايراني هستم و مذهبم را نپرسيد.

مولوي ميگويد كه از سه چيز كمتر سخن بگوي. يكيش مذهبه.

در بیان این سه کم جنبان لبت -- از ذهاب و از ذهب وز مذهبت
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
آقای ایرانی، تعداد درخواستها زیاد شده. لطفا گزینه پیشنهادی دوستان و بنده را اضافه کنید. در وضع فعلی، این رای گیری دلخور کننده است.
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
من هم دلخور شدم. آقای ایرانی که تاپیک را شروع کردن میگن که هدفشون این بوده که مسلمانها رای بدن و بقیه ایرانیها که ظاهرا در ایران در اقلیت هستن، نظرشون رو بنویسن.
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
جهت اطلاع: بر اساس پژوهشی که موسسه بین المللی نظرسنجی گالوپ، انجام داده، پس از ملیت، مذهب دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار می‌رود.

البته به نظر من این موضوع در بعضی جاها در حال تغییره. چون حالا دیگه در اروپا شما اول کشورتون مهمه دوم اروپایی بودنتون مهمه. یعنی دارنده یک پاسپورت اروپایی میتونه در هر جای اروپا کار، زندگی، رانندگی کنه. چه مسلمان باشه، چه مسیحی، چه بهایی، چه بیدین.

اصلا شما نمیدونید و نمیپرسید که فرد مذهبش چیست. در مراسم از شما میپرسند آیا رژیم غذایی خاصی دارید یا خیر.
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
خب مغولها هم همینکار رو کردند، یونانیها و ترکها و افغانها هم کردند. شما دیگه نمک رو زخم ما نپاش! همچو میگی ملت رفتن به استقبال عربهای مهاجم که انگار آنتونی کوئین رو اسب نشسته بود و آهنگ فیلم محمد رسول الله رو هم پخش میکردن! یه خورده فکر کن ببین چه موجوداتی بودن این عربها بعد براشون سناریو بساز! آقا جان شکست خوردیم، شدیدا هم به ضررمون شد. تمام.


نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
حالا هر چه! تخته که بازی نمیکنیم که کرکری میخونید!
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها

شما گفتید چطور ایران به اون عظمت از عربها شکست خورد، گفتم چیز عجیبی نیست چون از یونانی و مغول و ترک و افغان هم شکست خورده. خیلی هم مثال مناسبیه.

تازه من عربها رو از مغول بدتر میدونم. چون عربها علم ستیز بودند. ایرانیها از ترس عربها تا سالها کتابهایی رو که از دست کتابسوزی عمر قصر در رفته بود، پنهان میکردن. هر کس کتابی در خانه اش داشت مجازات میشد. بعدها که عربها آدم شدند، علم ایران را دزدیدند و بردند اروپا به اسم خودشون ثبت کردن.


نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
ببخشید. ویرایش کردم. حالا بهتر شد؟


نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
چه کسی میتونه ادعا کنه که یک فرهنگ باید خوب باشه تا جا باز کنه؟ برای حفظ وضعیت خوب باید زحمت کشید. ضمنا اگر ارتباط فرهنگی ملتی را با گذشته قطع کنید، میتونید فرهنگ جدیدی را به جایش قالب کنید.
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها

من واقعا هنوز نفهمیدم این اسلام چه گلی به سر ما زده که انقدر ازش تعریف میکنید؟ دور هم جمع شیم و بگیم "به به" که کاری نکردیم. اصلا دلیل اینکه روز به روز داریم پس رفت میکنیم همین موضوعه. کدوم کشور اسلامی در دنیا به فرهنگ خوب مشهوره؟


نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
عزیز جان آنچه گفتی مصداقش بر خودت بیشتر است. شما هیچ دلیل محکمی نیاوردی هیچ، در این پست آخر از ادبیات سخیف هم استفاده کردی. شما بحث نمیکنید، شما موعظه میکنید و در آن موعظه هایتان هر فرض غلطی میخواهید میکنید بدون مدرک. شما اطلاعات بقیه را ناچیز و خود را آگاه به همه چیز میدانید که این البته از خصوصیات سخنرانی بالامنبری است.
اینها کل پست های شما تو این تاپیک بود که من اوردم تا خودتان ببینید کی داره بحث میکنه و کی داره نق میزنه
من که از ادبیات بحث نمیکنم که این کلمات رو بکار برده باشم یا نه من دارم بحث میکنم اما شما که تو بحث دارین تشبیه میکنید(اعراب را به مغولان ....)من که وعظ بلد نیستم
کجاش دارم نصیحت میکنم؟
من مگه غیر از گفتن اون چیزایی که تو کتاب های تاریخ و تحلیل اونها کار دئیگه ای کردم بگین و از تو این این پست های خودتون پیدا کنید که یک مطلب تاریخی نقل کرده باشید و از اون استنباط کرده باشد که اسلام به درد نمیخوره

لطفا این چیزها رو نام ببرید اگه وقت ندارید توضیح بدید.
مثال زیاده
من مطالب عرفانیشو میگم
یکیش اینه که تو دین زردشتی و ادیان هندی تعدا د چاکراه ها 7 تاست
اما تو دین اسلام 9 تاست
و در عرفانش هم تعداد افلاک 9 تاست بر خلاف انچه در دیگر ادیان میبینیم
و تنها راهش هم از طریق حضرت علی میباشد=الیوم اکملت لکم دینکم و...
بعدی روش الفای است که اصلا" یک مراقبه ی عرفای اسلامی بوده که لو رفته
و...
البته این یک نمه ازش بود وگرنه دریاها نهفته در اسلام و ... شما که نمیدونید
بلبلان در شکرستان کامرانی میکنند
وز تحسر دست بر سر میزند مسکین مگس
خودتون رو محروم کردین به ما که ضرری نمیرسد

192:

البته کاش همه ی سخن شریعتی را میشنیدید
من به شما هم پیشنهاد میکنم که کتاب ذکر و ذاکران شیعه (یا با عنوان نقش یاد و یاد اوران شیعه) را مطالعه بفرمایید تا بدانید که شیعه علمدار روشنفکری از زمان شروع اسلام تا کنون بوده است .

193:


جناب آزاد با اینکه ما بر سر بسیاری مسایل با هم اختلاف داریم البته این طبیعی است و من هم حتی اگر با شما مخالف باشم به عقایدتان بی برو برگرد احترام میگذارم به قول آقای داریوش شایگان:
اینها بتهای ذهنی هستند
من زمانی جزو طرفداران شریعتی بودم اما امروز دانستم که با تفکرات و ایدیولوژی ایشان کاملا ناسازگارم؛ بله جنبش فکری شیعه جزو قویترین جنبشها بوده و هست؛ البته سیستم شیعه هم دقیقا پادشاهی است چرا که ارث و واگذاردن حجت بر فرزندان علی امام نخست شیعیان تا مهدی ادامه پیدا میکند و سپس سلطنت شیعه با ظهور مهدی پایان میگیرد بر خلاف آنچه که در سنی مذهبها میبینیم؛ از دید من مذهب شیعه کاملا ایرانی است که به قول استاد پور داود:
شیعه یک اپوزیسیون در زمان کشتار مسلمانان عثمانی بود.باید اعترافی کنم جنبش شیعه جنبشی بود که از دید من باعث شد خاک ایران بنام سرزمین مهدی از دستبرد اجانب مانند عثمانیان دور بماند که من از این نگرش و پتانسیل شیعه بسیار خرسندم؛ اما شخصا با اسلام هیچسازگاری ندارم؛ با این حال به تمام مسلمانان احترام میگذارم.

194:

[quote=ازاد;852750]قبلنا با هر کی بحث میکردم حرف تو دهنم نمیذاشت
اما شما یه چیزی رو تو دهن من میزارین و بعد بر اون تکیه میکنید؟
شما کل عرب را به یک چوب میزنید
اما من اینگونه نمیاندیشم
من میگم ابتدا که عرب حمله کرد ایرانی را بین مرگ و جزیه مختار کرد . البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند .در ان برهه هم ایرانیان هنوز ایمان نیاورده بودند
اما بعد ها که بر اثر تماس با اعراب و فهم فرهنگ انها و به اسلام مایل گشتند
تو تاریخ هست برید بخونید که مردم اصفهان خواستند ایمان بیارند اما گفتند نه تو نمیتونی ایمان بیاری جزیه بده
اینا تو تاریخ هست. من میگم اسلام با حکومتی جنگید که پشتوانه ی مردمی نداشت.ایران دل مردمش با اعراب بود و شمشیر حاکمانش بر روی اعراب ...و چه شمشیر کندی
... مثل اینکه شما هم بین پیامبر و اعراب فرق میگذارید
بنابر این نمیتوانید به حکم برخورد اعراب اسلام را بکوبید
همه ی بحث من این است که حساب اسلام را از حساب عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه و خلفای اموی و عباسی جدا کنید
شما حق ندارید که چشمتان را به روی اورنده ی یک دین ببندید و به خلفای ناحقش چشم بگشایید و بخواهید اسلام را از انها و اعمال انها بشناسید.
این خیلی عجیبه
شما مثلا" بیاین یک مکتب مثه اگزیستانسیالیسم رو به جای فهمیدن اراء سارتر بری و تو یک کافه یک ادمی که فقط یه چیزایی از این مکتب میدونه اون رو تحت نظر قرار بدی و بعد بگی اگزیستانسیالیسم یک مکتب خمودگی است
یک بار بحث از این است که خلفای راشدین و اموی و غباسی چه بلایی بر اسلام و ما اوردند این یک بحث است و یک بار از این بحث میشود که اسلام باعث انحطاط ما شد و خود اسلام راستین باعث شد که ما عقب بیفتیم
من با شق دوم مخالفم.
وگذنه خود مکتب شیعه همه ی دردش از شق اول است.

جناب آزاد شما میخواهید از این بحث به نفع اسلام بهره برداری کنید .این از نظر بنده خیلی خوبه .ولی وقایعی در صدر اسلام بدست مسلمانان و خلفایشان اتفاق افتاده که نه تنها لکه ننگی بر تاریخ اسلام بلکه بر کل تاریخ بشریت است و به هیچ وجه قابل دفاع نیستند وبه همین دلیل مجبور شده اید بارها حرف خود را عوض کنید که در ادامه توضیح خواهم داد.
شما میخواهید این وقایع را گونه ای دیگر جلوه دهید .زمان تهاجم اعراب بدوی تازه مسلمان در ابتدا به ایرانیان گفتند یا اسلام آورید یا کشته خواهید شد و زن و فرزندتان را به غنیمت خواهیم برد (چون آیه 24 سوره نسا به این موجودات حق میداد در جنگ با غیر مسلمانان زنانشان را«حتی شوهردار» به غنیمت "ونه به اسارت" بگیرند ومالک شوند و با آنها ازدواج کنند) مدتی بعد خلفا پول را به ترویج دین ترجیح دادند و گفتند یااسلام آورید یا مالیات دهید(به هر صورتی که بوده یعنی با زور اسلام را وارد ایران کردند زمانی با زور شمشیر و سپس با در تنگنا قراردادن ایرانیان از نظر مالی.)
اینک در جملات بالا شما میخواهید بگویید مسلمانان به زور شمشیر اسلام را وارد ایران نکردند در حالیکه شاید نمیدانید معادله تان اینگونه میشود: یا مرگ یا جزیه یا اسلام .که بازهم شد اسلام آوردن زوری .به جمله خود توجه کنید:
من میگم ابتدا که عرب حمله کرد ایرانی را بین مرگ و جزیه مختار کرد . البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند
اگرچه تغییری حاصل نشد بنده میگویم در ابتدا مسلمانان میگفتند یا مرگ یا اسلام وسپس گفتند یا جزیه یا اسلام .شما میگویید مسلمانان میگفتند یامرگ یا جزیه یا اسلام.
در اصل شما در جمله بالا میخواستید بگویید یا مرگ یا جزیه ولی جمله آخرتان که آورده اید" البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند "اینرا اضافه میکند یا مرگ یا جزیه یا اسلام.
از اینها که بگذریم شما در بحثی گیر افتاده اید و میخواهید به نفع اسلام بهره برداری کنید اما عرض کردم رفتار خلفا و پیروانشان به هیچ روی قابل دفاع نیستندو برای همین شما به چند گونه صحبت میکنید در بالا میگویید مسلمانان ، ایرانیان را در پذیرش مرگ یا دادن جزیه مختار گذاشتند غافل از اینکه در یکی از پستهای قبلی تان گفته اید مسلمانان، ایرانیان را در دادن جزیه یا پذیرش اسلام مختار گذاشتند!!!
به نوشته قبلی تان توجه کنید"


نوشته اصلي بوسيله آزاد
شما واقعا" نشنیده اید که ایرانی ها برای اسلام اوردن به نزد خلیفه ی وقت می ایند . اما قبول نمیکنند
چرا برای اینکه اینها اگه مسلمان میشدند دیگه جزیه نمیدادند و از مالیات های انها بسیار کاسته میشد
این بود که راضی نبودند و قبول نمیکردند که انها اسلام بیاورند و میگفتند باید جزیه بدهند.سرزمین ایران جزو قلمرو اسلامی شد اما دین انها همان زردشت بود .
به هیچ عنوان ایرانی ها را بین اسلام و کشته شدن مخیر نکردند با انها مانند اهل کتاب برخورد کردند بعنی باید جزیه میدادند
کجا گفته شده که یا اسلام یا تیغ؟
گفتند یا اسلام یا جزیه

جناب آزاد هرگونه که حساب کنید اسلام با زور وارد ایران شده است چه بپذیریم اسلام آوردن را در برابر مرگ و تجاوز به زنان و کودکان و غارت اموال قرار میداده اند و چه بپذیریم اسلام آوردن را در برابر جزیه قرار میداده اند.
از آن اعراب سنگدل که تشنه کشت وکشتار،غارت اموال و تجاوز به زنان اند و به جهالت شهره اند چه انتظاری غیر از این میتوان داشت؟!!!!
شما میخواهید حساب اسلام را از خلفا و پیروان نادانش جدا کنید ؟ اینکار شدنی نیست . اسلام یا هر دین و ایدئولوژی دیگر عینی نیستند ادیان مجموعه نظریات و بایدها و نبایدهای ذهنی هستند که در رفتار پیروانشان نمودار و عینی میشوند. ما تجسم اسلام را در رفتار پیروانشان در صدر اسلام میبینیم .همانگونه که مسیحیت را .
جناب آزاد متوجه شدید که بنده حرف توی دهان شما نمیگذارم بلکه این شمایید که بخاطر دفاع از رفتار زشت و وحشیانه اعراب بدوی تازه مسلمان ،گیر افتاده اید و حرف خود را عوض میکنید و دریغ که به هیچ طریقی نمیشود از بدیها و زشتیها دفاع کرد.اسلام را با زشت ترین و زورمندانه ترین شیوه وارد ایران کردند چه با ترس از مرگ و چه با فشار مالی.

195:

نوشته اصلی بوسیله آزاد


جناب آزاد بنده به این آقا یا خانم جهان وطن گفته بودم ما هیچگاه به صفویه و قاجاریه بخاطر خیانتهایشان افتخار نمیکنیم . پاسخ شما در نقل قول به ایشان(جهان وطن) است؟ چون در این رابطه من و شما باید هم عقیده باشیم. واقعا خیانتی که صفویه کرد هیچ سلسله ای نکرد خیانت این سلسله تا ابد با ایران خواهد ماند .توضیح نمیدهم چون همه در مورد اینان و بریتانیاییها بخوبی میدانند.

196:

من فکر می کنم یه ایرانی مسلمونم. و ایرانی بودنم نسبت به مسلمون بودنم بارزتره.

197:

البته من به شما احترام میگذارم و بارها گفته ام که زنده باد مخالف من
اما من که به تو احترام میگذارم
اما نه به نظرت
من دشمن نظر هستم
نه دشمن خودت
اینکه میگن نظر همه محترمه به نظر من محترم نیست
بلکه خودش محترمه اما ممکنه نظرش درست نباشه
نظری که درست نیست چگونه محترمه؟
[quote=irany;853123]
نوشته اصلي بوسيله ازاد نمايش نوشته ها
قبلنا با هر کی بحث میکردم حرف تو دهنم نمیذاشت
اما شما یه چیزی رو تو دهن من میزارین و بعد بر اون تکیه میکنید؟
شما کل عرب را به یک چوب میزنید
اما من اینگونه نمیاندیشم
من میگم ابتدا که عرب حمله کرد ایرانی را بین مرگ و جزیه مختار کرد . البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند .در ان برهه هم ایرانیان هنوز ایمان نیاورده بودند
اما بعد ها که بر اثر تماس با اعراب و فهم فرهنگ انها و به اسلام مایل گشتند
تو تاریخ هست برید بخونید که مردم اصفهان خواستند ایمان بیارند اما گفتند نه تو نمیتونی ایمان بیاری جزیه بده
اینا تو تاریخ هست. من میگم اسلام با حکومتی جنگید که پشتوانه ی مردمی نداشت.ایران دل مردمش با اعراب بود و شمشیر حاکمانش بر روی اعراب ...و چه شمشیر کندی
... مثل اینکه شما هم بین پیامبر و اعراب فرق میگذارید
بنابر این نمیتوانید به حکم برخورد اعراب اسلام را بکوبید
همه ی بحث من این است که حساب اسلام را از حساب عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه و خلفای اموی و عباسی جدا کنید
شما حق ندارید که چشمتان را به روی اورنده ی یک دین ببندید و به خلفای ناحقش چشم بگشایید و بخواهید اسلام را از انها و اعمال انها بشناسید.
این خیلی عجیبه
شما مثلا" بیاین یک مکتب مثه اگزیستانسیالیسم رو به جای فهمیدن اراء سارتر بری و تو یک کافه یک ادمی که فقط یه چیزایی از این مکتب میدونه اون رو تحت نظر قرار بدی و بعد بگی اگزیستانسیالیسم یک مکتب خمودگی است
یک بار بحث از این است که خلفای راشدین و اموی و غباسی چه بلایی بر اسلام و ما اوردند این یک بحث است و یک بار از این بحث میشود که اسلام باعث انحطاط ما شد و خود اسلام راستین باعث شد که ما عقب بیفتیم
من با شق دوم مخالفم.
وگذنه خود مکتب شیعه همه ی دردش از شق اول است.

جناب آزاد شما میخواهید از این بحث به نفع اسلام بهره برداری کنید .این از نظر بنده خیلی خوبه .ولی وقایعی در صدر اسلام بدست مسلمانان و خلفایشان اتفاق افتاده که نه تنها لکه ننگی بر تاریخ اسلام بلکه بر کل تاریخ بشریت است و به هیچ وجه قابل دفاع نیستند وبه همین دلیل مجبور شده اید بارها حرف خود را عوض کنید که در ادامه توضیح خواهم داد.
شما میخواهید این وقایع را گونه ای دیگر جلوه دهید .زمان تهاجم اعراب بدوی تازه مسلمان در ابتدا به ایرانیان گفتند یا اسلام آورید یا کشته خواهید شد و زن و فرزندتان را به غنیمت خواهیم برد (چون آیه 24 سوره نسا به این موجودات حق میداد در جنگ با غیر مسلمانان زنانشان را«حتی شوهردار» به غنیمت "ونه به اسارت" بگیرند ومالک شوند و با آنها ازدواج کنند) مدتی بعد خلفا پول را به ترویج دین ترجیح دادند و گفتند یااسلام آورید یا مالیات دهید
ببخشید باچه سندی میگویید ابتدا میکشتند وسپس میگفتند باید پول بدهید؟
اگه میکشتند پس کی پول میگرفتند؟
اضلا" منبع شما در این باره کدام کتاب است؟
من نگفتم که ابتدا گفتند میکشیم و بعد گفتند جزیه بدهید

نه همان ابتدا گفتند یا اسلام یا جزیه
(به هر صورتی که بوده یعنی با زور اسلام را وارد ایران کردند زمانی با زور شمشیر و سپس با در تنگنا قراردادن ایرانیان از نظر مالی.)
اینک در جملات بالا شما میخواهید بگویید مسلمانان به زور شمشیر اسلام را وارد ایران نکردند در حالیکه شاید نمیدانید معادله تان اینگونه میشود: یا مرگ یا جزیه یا اسلام .که بازهم شد اسلام آوردن زوری .
به گواهی تاریخ ایرانیان تا سالیان جزیه میدادند و اسلام نیاوردند
کجا شد اسلام زوری؟
به جمله خود توجه کنید:
من میگم ابتدا که عرب حمله کرد ایرانی را بین مرگ و جزیه مختار کرد . البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند
این که اختلافی ندارد با حرف من
بالاخره اگر نه جزیه میدادند و نه مسلمان میشدند که باید میجنگیدند دیکه که به گواهی تاریخ جزیه را انتخاب کردند
این که تناقضی در گفتار من نیست.
اگرچه تغییری حاصل نشد بنده میگویم در ابتدا مسلمانان میگفتند یا مرگ یا اسلام وسپس گفتند یا جزیه یا اسلام .شما میگویید مسلمانان میگفتند یامرگ یا جزیه یا اسلام. این خیلی تفاوت داره با حرف شما
در انجا 3 راه وجود دازرد و در این که شما میگویید 2 راه
یعنی یاباید کشته میشدند یا اسلام میاوردند
خوب اسلام که نیاوردند به گواهی تاریخ
چون تا سالیانی چند جزیه میدادند
طبق نظر شما باید نتیجه بگیریم که ابتدا انها را کشته اند و بعد هم از انها جزیه گرفته اند
خودتان خنده تان نمیگیرد؟
اصلا ابتدا که میروند به جنگ با ایرانیان بین خود اعراب این مسئله پیش میایبد که ایا انها را کافر بدانند یا دارای کتاب
و دارای کتاب شناختند
وچون دارای کتاب هستند پس مادامی که مقاومت نکنند جانشان محفوظ است و باید جزیه میدادند
شما هم یه خورده تاریخ بخونید لطفا"
در اصل شما در جمله بالا میخواستید بگویید یا مرگ یا جزیه ولی جمله آخرتان که آورده اید" البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند "اینرا اضافه میکند یا مرگ یا جزیه یا اسلام.ااین چیزی نبوده انها مطرح کنند
این را من با تحلیل عقلی گفتم
وقتی یک گرهی حکومت را شکست میدهند و شهری را تصرف میکنند اگر کافر بودند که باید مسلمان میشدند وگرنه مرگ
اما اگر صاحب کتاب بودند میتوانستند جزیه بدهند
از اینها که بگذریم شما در بحثی گیر افتاده اید و میخواهید به نفع اسلام بهره برداری کنید اما عرض کردم رفتار خلفا و پیروانشان به هیچ روی قابل دفاع نیستندو برای همین شما به چند گونه صحبت میکنید در بالا میگویید مسلمانان ، ایرانیان را در پذیرش مرگ یا دادن جزیه مختار گذاشتند غافل از اینکه در یکی از پستهای قبلی تان گفته اید مسلمانان، ایرانیان را در دادن جزیه یا پذیرش اسلام مختار گذاشتند!!!
خب این هم از کج فهمی شما ناشی میشود
وقتی دو راه باشد در هر حال این دوراه هم انسان را مختارز میکند که میتواند هر کدام از این دو را انتخاب کند
و هم انسان را مجبور میکند که راه سومی نمیتواند انتخاب کند که اگر بخواهد غیر این دو را انتخاب نکند در حقیقت کشته شدن را انتخاب کرده است
مفهوم شد؟
به نوشته قبلی تان توجه کنید"
در ضمن
من اصلا" گمان نمیکنم که گیر افتاده ام
بلکه گمان میکنم که شما روی عقاید خودتان بدون دلیل اصرار و پافشاری میکنید
تا کنون یک مورد هم از تاریخ مثال نیاورده اید فقط کلی گویی میکنید که در صدر اسلام چنین بوده است
اما من لااقل به جنگ سلاسل مراجعه کرده ام تا نشان دهم که خود سربازان ایرانی که ار مردم بوده اند نمیخواسته اند که با اعراب بجنگند

نوشته اصلي بوسيله آزاد
شما واقعا" نشنیده اید که ایرانی ها برای اسلام اوردن به نزد خلیفه ی وقت می ایند . اما قبول نمیکنند
چرا برای اینکه اینها اگه مسلمان میشدند دیگه جزیه نمیدادند و از مالیات های انها بسیار کاسته میشد
این بود که راضی نبودند و قبول نمیکردند که انها اسلام بیاورند و میگفتند باید جزیه بدهند.سرزمین ایران جزو قلمرو اسلامی شد اما دین انها همان زردشت بود .
به هیچ عنوان ایرانی ها را بین اسلام و کشته شدن مخیر نکردند با انها مانند اهل کتاب برخورد کردند بعنی باید جزیه میدادند
کجا گفته شده که یا اسلام یا تیغ؟
گفتند یا اسلام یا جزیه

جناب آزاد هرگونه که حساب کنید اسلام با زور وارد ایران شده است چه بپذیریم اسلام آوردن را در برابر مرگ و تجاوز به زنان و کودکان و غارت اموال قرار میداده اند و چه بپذیریم اسلام آوردن را در برابر جزیه قرار میداده اند.
وقتی میتوان گفت اسلام با زور امده که مسلمان به ایرانی گفته باشد(چه چیز هایی رو من باید توضیح بدهم)یا اسلام یا مرگ
(این زوری مسلمان شدن است و این توهین به نیاکان خودمان نیست که بگوییم انها از ترس مرگ دین خود را عوض کرده اند؟
همین الان کدام یک از شما در برابر زور دین خود را عوض میکنید؟
حال بنگرید به گذشته که اعتقاد یک فرد مهمتر از جانش بوده و با تعصب همراه بوده)

اما این که بگویند که تو اگه اسلام نمیاوری باید جزیه بدهی واون هم قبول میکنه که جزیه بدهد و در عوض بر دین خود بماند این ایرانی اصلا" مسلمان نشده که بخواد زوری باشه یا اختیاری
مسلمان شدن او در دهه های بعدی است که خلفا ی اموی و عباسی هم دوست نداشتد که از درامدشان کم شود


از آن اعراب سنگدل که تشنه کشت وکشتار،غارت اموال و تجاوز به زنان اند و به جهالت شهره اند چه انتظاری غیر از این میتوان داشت؟!!!!
مشکل شما این است که تاریخ نمیدانید
شما میخواهید حساب اسلام را از خلفا و پیروان نادانش جدا کنید ؟ اینکار شدنی نیست . اسلام یا هر دین و ایدئولوژی دیگر عینی نیستند ادیان مجموعه نظریات و بایدها و نبایدهای ذهنی هستند که در رفتار پیروانشان نمودار و عینی میشوند. ما تجسم اسلام را در رفتار پیروانشان در صدر اسلام میبینیم .همانگونه که مسیحیت را .
شما ریشه ی تمام تحقیق و اینها رو از بیخ زدین
در این صورت باید بگویم که دین منحط زردشتی بود که فرزندان پسر را در اتشکده ها قربانی مینمود
پس بگوییم که زردشت دینی متحجر است
به خدا سوگند که حق را زیر پا نهادی و روی خود را سیاه کردی
چگونه میتوانی بگویی که ما به پیروان کار داریم نه به انچه که بایسد باشد
اگر به پیروان کار داری پس تمام دنیای کنونی هیچ کدام درست نیست
پس باید دست روی دست گذاشت و مرد
دیگه حتی بحث هم نباید کرد
این چه حرفی است که میزنید؟
باید حق را شناخت

سره را از ناسره جدا کرد
باید به منابع دست یازیسد و حق مطالب را عوض کرد
چنان که شیعه در طی قرون متوالی و همه سیاه
همچنان سرخ ماند و خواهد ماند
جناب آزاد متوجه شدید که بنده حرف توی دهان شما نمیگذارم بلکه این شمایید که بخاطر دفاع از رفتار زشت و وحشیانه اعراب بدوی تازه مسلمان ،گیر افتاده اید و حرف خود را عوض میکنید و دریغ که به هیچ طریقی نمیشود از بدیها و زشتیها دفاع کرد.اسلام را با زشت ترین و زورمندانه ترین شیوه وارد ایران کردند چه با ترس از مرگ و چه با فشار مالی.
عجب الان گفتم و باز هم معتقدم که شما حتی متوجه منظور من نمیشوید با این مطالیبی که توضیح دادم امیدوارم متوجه شده باشید چه میگویم

198:

[quote=ازاد;853278]البته من به شما احترام میگذارم و بارها گفته ام که زنده باد مخالف من
اما من که به تو احترام میگذارم
اما نه به نظرت
من دشمن نظر هستم
نه دشمن خودت
اینکه میگن نظر همه محترمه به نظر من محترم نیست
بلکه خودش محترمه اما ممکنه نظرش درست نباشه
نظری که درست نیست چگونه محترمه؟


من هم به جانت احترام میگذارم هم به عقایدت ؛
یاد گفته لوتر افتادم که خطاب به روسو گفت:
من یک کلمه از گفتارهای تو را نمیپذیرم؛ اما تا دم مرگ برای اینکه تو حق گفتن سخنان خود را داشته باشی ،؛ مبارزه خواهم کرد.


راستی تا جاییکه من میدانم شما جنسیتا دختر بودید البته این جریان بر میگردد به دورانی که تازه وارد هم میهن شده بودم و خود را فارغ التحصیل فلسفه میدانستید؛ اما چه شد که چند روز پیش در یکی از پستهایتان خطاب به یکی از دوستانتان گفته بودید دارم تلاش میکنم برای کنکور؟؟؟
این برای من پرسش بر انگیز است ممکن است بیشتر توضیح دهید؟؟

199:

جناب آزاد شما بخوبی از مغلطه استفاده میکنید برای همین موضوعات را جدا جدا میاورم . من هیچگاه نگفته ام کسی را کشته اند بعد از او طلب پول کرده اند . اگر شما از نوشته های من چنین برداشتی کرده باشید که وای بر شما؟واقعا از شما که اطلاعات خوبی دارید بعید است چنین برداشتی کنید. پس سعی نکنید مسیر بحث را عوض کنید و به دیگران القا نکنید که من گفته ام مسلمانان از جسد کشته شدگان طلب مالیات میکرده اند چون برداشت شما خنده دارتر بنظر میرسد.
شما در پست اخیر این جملات را آورده اید
من میگم ابتدا که عرب حمله کرد ایرانی را بین مرگ و جزیه مختار کرد . البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند
هر کسی از جمله شما میفهمد که برای فرار از مرگ جزیه میداده اند و برای فرار از جزیه مسلمان میشده انددر اصل برای فرار از مرگ مسلمان میشده اند

ولی در پستهای قبلی این جملات را نوشته اید

شما واقعا" نشنیده اید که ایرانی ها برای اسلام اوردن به نزد خلیفه ی وقت می ایند . اما قبول نمیکنند
چرا برای اینکه اینها اگه مسلمان میشدند دیگه جزیه نمیدادند و از مالیات های انها بسیار کاسته میشد

این بود که راضی نبودند و قبول نمیکردند که انها اسلام بیاورند و میگفتند باید جزیه بدهند.سرزمین ایران جزو قلمرو اسلامی شد اما دین انها همان زردشت بود .
به هیچ عنوان ایرانی ها را بین اسلام و کشته شدن مخیر نکردند با انها مانند اهل کتاب برخورد کردند بعنی باید جزیه میدادند
کجا گفته شده که یا اسلام یا تیغ؟
گفتند یا اسلام یا جزیه
آیا این دوگانه گویی نیست شما یکبار میگویید مسلمانان ، ایرانیان را بین پذیرش مرگ و جزیه مختار کرده بودند و بار دیگر میگویید مسلمانان ، ایرانیان را بین اسلام و جزیه مختار کرده بودند .
از چه به تناقض افتاده اید شما که اطلاعات خوبی دارید .چرا واقعیت را پنهان میکنید . شما جواب این سوال را نمیدهید و از مطالب واضح بنده آن برداشت عجیب و غریب را میکنید؟!!!

200:

شما میخواهید حساب اسلام را از خلفا و پیروان نادانش جدا کنید ؟ اینکار شدنی نیست . اسلام یا هر دین و ایدئولوژی دیگر عینی نیستند ادیان مجموعه نظریات و بایدها و نبایدهای ذهنی هستند که در رفتار پیروانشان نمودار و عینی میشوند. ما تجسم اسلام را در رفتار پیروانشان در صدر اسلام میبینیم .همانگونه که مسیحیت را .
شما ریشه ی تمام تحقیق و اینها رو از بیخ زدین

در این صورت باید بگویم که دین منحط زردشتی بود که فرزندان پسر را در اتشکده ها قربانی مینمود
پس بگوییم که زردشت دینی متحجر است
به خدا سوگند که حق را زیر پا نهادی و روی خود را سیاه کردی(نه اشتباه نکن)
چگونه میتوانی بگویی که ما به پیروان کار داریم نه به انچه که بایسد باشد(نگفتم امروز گفتم در صدر اسلام که کسی نمیدانست اسلام چیست)
اگر به پیروان کار داری پس تمام دنیای کنونی هیچ کدام درست نیست
یعنی بنده اینقدر پیچیده و گنگ مینویسم یا شما خود را به کوچه ...
بنده همیشه سعی کرده ام خیلی خیلی ساده بنویسم اما مجبورم با یک مثالی ساده مثل کتابهای ابتدایی منظورم را بیان کنم
فرض کنید 1400سال پیش است دین شما زرتشتی است و در شهر آرام خود در کنار خانواده مشغول زندگی هستید .به یکباره عده ای عرب بدوی میریزن تو شهر شما وشروع میکنند به غارت اموال و... وبه شما میگن ما مسلمونیم (وشما اصلا نمیدانید مسلمون و اسلام یعنی چه )یا شما مسلمون شوید یا شما را میکشیم و زن و فرزندت را.... جناب آزاد برای اولین بار است که با یک مسلمون روبرو میشیدو نام اسلام رو میشنوید چه برداشتی از اسلام میکنید آیا نمیگویید اسلام چه دین خشن و مسلمونها چقدر ..... وقتی میگم ادیان ذهنی اند و مردم عملکرد پیروان رو میبینند برای اینه . بنده شرایط آنروز رو گفتم نه امروز که راجع به ادیان میشه مطالعه کرد.ضمنا اشاره کرده بودم صدر اسلام که ایرانیان از اسلام چیزی نمیدانستند و فقط به یکباره شاهد تهاجم اعراب بودند نه امروز
ظاهرا اینجور که به خیلیها میگید تاریخ بلد نیستید احتمالا شما فقط تاریخ بلدین و بایدداستان شهر تیسفون را بدانید.
مسلمانان بدوی با رفتاری که داشتند میدانستند کسی جذب اسلام نخواهد شد بنابراین به زور میخواستند مردم را مسلمان کنند

201:

باشه. ممنون.

202:

به نام خدا
خدای محمد
و خدای علی
من صفویه را به دلایل شیعی میکوبم
شماک تاب ی را که معرفی کردم بخوانید متوجه منظور من خواهید شد
[quote=koroush;853302]
نوشته اصلي بوسيله ازاد نمايش نوشته ها
البته من به شما احترام میگذارم و بارها گفته ام که زنده باد مخالف من
اما من که به تو احترام میگذارم
اما نه به نظرت
من دشمن نظر هستم
نه دشمن خودت
اینکه میگن نظر همه محترمه به نظر من محترم نیست
بلکه خودش محترمه اما ممکنه نظرش درست نباشه
نظری که درست نیست چگونه محترمه؟




من هم به جانت احترام میگذارم هم به عقایدت ؛
یاد گفته لوتر افتادم که خطاب به روسو گفت:
من یک کلمه از گفتارهای تو را نمیپذیرم؛ اما تا دم مرگ برای اینکه تو حق گفتن سخنان خود را داشته باشی ،؛ مبارزه خواهم کرد.
جالبه لوتر هم نمیگه من عقاید تو را محترم میشمارم بلکه میگه نمیپذیرم و برای چیزی که حاضر است تا دم مرگ دفاع کند از خود شخص است نه از عقاید شخص
این که چیزی بر خلاف نظر من نگفته بود یعنی مرا نقض نمیکرد که هیچ تا حدودی هم مرا تایید میکرد

راستی تا جاییکه من میدانم شما جنسیتا دختر بودید البته این جریان بر میگردد به دورانی که تازه وارد هم میهن شده بودم و خود را فارغ التحصیل فلسفه میدانستید؛ اما چه شد که چند روز پیش در یکی از پستهایتان خطاب به یکی از دوستانتان گفته بودید دارم تلاش میکنم برای کنکور؟؟؟
این برای من پرسش بر انگیز است ممکن است بیشتر توضیح دهید؟؟
البته من همانجا هم جواب شما رادادم و ان هم توی تاپیک فلسفی ها بیان تو بود اما باز هم میگم
برای چندمین بار میگویم
من لیسانس فلسفه و فوق لیسانس تاریخ هستم و اکنون هم دارم دوره ی مربیگری قران را میگذرانم و برای ارشد فلسفه دارم میخونم
روشن شد؟

نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
جناب آزاد شما بخوبی از مغلطه استفاده میکنید برای همین موضوعات را جدا جدا میاورم . من هیچگاه نگفته ام کسی را کشته اند بعد از او طلب پول کرده اند . اگر شما از نوشته های من چنین برداشتی کرده باشید که وای بر شما؟واقعا از شما که اطلاعات خوبی دارید بعید است چنین برداشتی کنید. پس سعی نکنید مسیر بحث را عوض کنید و به دیگران القا نکنید که من گفته ام مسلمانان از جسد کشته شدگان طلب مالیات میکرده اند چون برداشت شما خنده دارتر بنظر میرسد.
شما در پست اخیر این جملات را آورده اید
من میگم ابتدا که عرب حمله کرد ایرانی را بین مرگ و جزیه مختار کرد . البته اگر مسلمان میشدند همانجا جزیه نمیدادند
هر کسی از جمله شما میفهمد که برای فرار از مرگ جزیه میداده اند و برای فرار از جزیه مسلمان میشده انددر اصل برای فرار از مرگ مسلمان میشده اند

ولی در پستهای قبلی این جملات را نوشته اید

شما واقعا" نشنیده اید که ایرانی ها برای اسلام اوردن به نزد خلیفه ی وقت می ایند . اما قبول نمیکنند
چرا برای اینکه اینها اگه مسلمان میشدند دیگه جزیه نمیدادند و از مالیات های انها بسیار کاسته میشد
این بود که راضی نبودند و قبول نمیکردند که انها اسلام بیاورند و میگفتند باید جزیه بدهند.سرزمین ایران جزو قلمرو اسلامی شد اما دین انها همان زردشت بود .
به هیچ عنوان ایرانی ها را بین اسلام و کشته شدن مخیر نکردند با انها مانند اهل کتاب برخورد کردند بعنی باید جزیه میدادند
کجا گفته شده که یا اسلام یا تیغ؟
گفتند یا اسلام یا جزیه
آیا این دوگانه گویی نیست شما یکبار میگویید مسلمانان ، ایرانیان را بین پذیرش مرگ و جزیه مختار کرده بودند و بار دیگر میگویید مسلمانان ، ایرانیان را بین اسلام و جزیه مختار کرده بودند .
با اینکه جوابتان را داده ام اما دوباره هم میگویم.شما ان جمله ی معترضه ی من را چرا درشت نمیکنید؟
من خودم بزرگ کردم
لطفا" نقل قول مرا کامل بیاورید وهمه را هم درشت کنید
در اولی گفته ام که بین مرگ و جزیه البته اگر مسلمان شوند هیچکدام این جمله ی اول من بوده
و در جمله ی بعدی نیز گفته ام یا اسلام یا جزیه
خب معلوم است اگر هیچ کدام از اینها نباشد مرگ است دیگه نیست؟
این کجاش مغالطه است؟


از چه به تناقض افتاده اید شما که اطلاعات خوبی دارید .چرا واقعیت را پنهان میکنید . شما جواب این سوال را نمیدهید و از مطالب واضح بنده آن برداشت عجیب و غریب را میکنید؟!!!
واستا باهم بریم چه قدر عجله داری؟
نوشته اصلي بوسيله irany نمايش نوشته ها
شما میخواهید حساب اسلام را از خلفا و پیروان نادانش جدا کنید ؟ اینکار شدنی نیست . اسلام یا هر دین و ایدئولوژی دیگر عینی نیستند ادیان مجموعه نظریات و بایدها و نبایدهای ذهنی هستند که در رفتار پیروانشان نمودار و عینی میشوند. ما تجسم اسلام را در رفتار پیروانشان در صدر اسلام میبینیم .همانگونه که مسیحیت را .
شما ریشه ی تمام تحقیق و اینها رو از بیخ زدین
در این صورت باید بگویم که دین منحط زردشتی بود که فرزندان پسر را در اتشکده ها قربانی مینمود
پس بگوییم که زردشت دینی متحجر است
به خدا سوگند که حق را زیر پا نهادی و روی خود را سیاه کردی(نه اشتباه نکن)
چگونه میتوانی بگویی که ما به پیروان کار داریم نه به انچه که بایسد باشد(نگفتم امروز گفتم در صدر اسلام که کسی نمیدانست اسلام چیست)
نگفتم روی خود را سیاه کرده ای؟
شما حتی تاریخ نخوانده اید
همینجوری یه چیزی میگی
پس ببین چه نوشته ام

اگر به پیروان کار داری پس تمام دنیای کنونی هیچ کدام درست نیست
یعنی بنده اینقدر پیچیده و گنگ مینویسم یا شما خود را به کوچه ...
بنده همیشه سعی کرده ام خیلی خیلی ساده بنویسم اما مجبورم با یک مثالی ساده مثل کتابهای ابتدایی منظورم را بیان کنم
فرض کنید 1400سال پیش است دین شما زرتشتی است و در شهر آرام خود در کنار خانواده مشغول زندگی هستید .
شما نه تنها تاریخ نخوانده اید بلکه همان چیز هایی را هم که من میگویم مطالعه نمیفرمایید
مردم زمان ایران کجا در خانه شان نشسته بودند؟
بحث دعوای ادیان مختلف را برایتان نوشته ام به پست های قبلی من در همین تاپیک برگردین تاببینید که چه دعوایی بوده
بیست هزار مزدکی را به یکباره کشتن را شما میگویید ارام در شهر خود زندگی کردن؟
به یکباره عده ای عرب بدوی میریزن تو شهر شما وشروع میکنند به غارت اموال و... وبه شما میگن ما مسلمونیم (وشما اصلا نمیدانید مسلمون و اسلام یعنی چه )یا شما مسلمون شوید یا شما را میکشیم و زن و فرزندت را.... جناب آزاد برای اولین بار است که با یک مسلمون روبرو میشیدو نام اسلام رو میشنوید چه برداشتی از اسلام میکنید آیا نمیگویید اسلام چه دین خشن و مسلمونها چقدر ..... وقتی میگم ادیان ذهنی اند و مردم عملکرد پیروان رو میبینند برای اینه .
همین دیگه نمیدانی چه روی داده است
چنانکه گفتم افکار اسلام پیش از فتوحات نظامی اش در کشور های مفتوحه رسوخ پیدا کرده بود
در شاهنامه رستم قهرمان ساسانی در برابر عرب که قرار میگیرد به گونه ای سخن میگوید که بعنوان اینکه ما باید بکوشیم تا اینکه اسلام در ایران رسوخ کند و مذهب زردشت از بین نرود سخن نمیگوید و حمله تنها بر عمر است وبر عرب
حتی در نامه ای که به فرخزاد برادرش مینویسد صریحا" میگوید
مرا گر محمد بود پیشرو
ز دین کهن گیرم این دین نو
همی کژ بود کار این گوژ پشت (منظور عمر است)
بخواهید همی بود با ما درشت
این گفته از زبان نماینده ی رژیم کهن ساسانی در استانه ی شکست است.میخواهد بگوید ما با اسلام نمیجنگیم و حتی اگر اسلام میبود ان را بر دین خود ترجیه میدادیم این سخن چنین مینمایاند که اندیشه ی اسلامی بعنوان یک اندیشه ی مورد قبول حتی برای یک سپهبد و سایر رهبران نظامی ایران تلقی شده بوده است.و در صورتی که این سخن را هم نماینده ی عقیده ی قلبی رستم ندانیم باز ناچار باید قبول کرد که وی میخواهد مردمی را که شیفته ی محمد و اسلام هستند را تحریک کند تا در برابر لشکر عرب مقاومت کنند و وانمود کند که لشکر عرب به اسلام مربوط نیست . اسلام مربوط به محمد بود و اکنون وجود ندارد و این عمر است که به اسم اسلام امده است.
پس باید با اوجنگید و اگر اسلامی وجود داشت من خودم مسلمان میشدم و با این تاکتیک میخواهد عرب را از اسلام تفکیک کند تا ایرانیان که به اسلام دل سپرده اند و یا لااقل در دشمنی با ان تردید دارند علیه عرب بشوراند .
انحطاط مذهب زردشت بحران شدید مذهبی در ایران ساسانی و بخصوص پیشرفت سریع مسیحیت در شهر ها و در میان روشنفکران ایرانی قراینی است که به ما اطمینان میدهد که در قرن هفتم ایران در برابر اندیشه ای که توحید و مساوات را اعلام کرده است حساسیت فراوان داشته8 است و سرنوشت جنگ های قدسیه و نهاوند سخن رستم و بخصوص یاس قبلی وی از پیروزی بر اعراب و نیز استقرار اسلام پس از اضمحلال رژیم ساسانی در میان توده و نیز روشنفکران ایران این نظر را تقویت میکند
میبینم که مردم انزمان ایران بهتر از شما از اسلام شناخت داشته اند
بنده شرایط آنروز رو گفتم نه امروز که راجع به ادیان میشه مطالعه کرد.ضمنا اشاره کرده بودم صدر اسلام که ایرانیان از اسلام چیزی نمیدانستند و فقط به یکباره شاهد تهاجم اعراب بودند نه امروز
ظاهرا اینجور که به خیلیها میگید تاریخ بلد نیستید احتمالا شما فقط تاریخ بلدین و بایدداستان شهر تیسفون را بدانید.
به خدا قسم خودت هم نمیدانی
فقط چیزایی شنیدی
حتی نخوانده ای
و کامل ماجرا را نمیدانی
اگر میدانی بگو امام حسن چرا جنگ را ترک گفت و به مدینه بازگشت؟
مسلمانان بدوی با رفتاری که داشتند میدانستند کسی جذب اسلام نخواهد شد بنابراین به زور میخواستند مردم را مسلمان کنند
نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
باشه. ممنون.
قابلی نداشت
هنوز که اولش بود
کجا رفتی؟

203:

نکته ی مهمی که باید در اینجا اشاره شود این است که از نظر جامعه شناسی و روان شناسی گروهی و طبقاتی,ارتش یک سازمان محافظه کار است و باید هم باشد که برای محافظت از ((وضع موجود)) در هر کشوری تشکیل میشود و این فلسفه ی وجودی ان است و خواه ناخواه در برابر افکار نو و بخصوص که از خارج امده باشد و بالاخص که متوجه نظام سیاسی و اجتماعی مملکت نیز باشد بسختی مقاومت میکند و اگر جامعه ای در برابر چنین فکری تسلیم شود نظامیان طبیعتا" اخرین گروهی های اجتماعی اند که انرا خواهند پذیرفت
سخن فرمانده ی لشکر ایران در برابر دشمن و خطاب به ارتش که در ان از پذیرش اسلام در قبال دین اجدادی و رسمی کشور سخن میگوید با توجه به این واقعیت بسیار قابل تامل است

204:

اگر یه خورده دست از کینه توزی و تناقض گویی برداری بازم میام عزیز جون. چه جایی بهتر از اینجا که شما خوش زبان توش باشی؟

اما به قول دوست منطقیم "ایرانی"، شما که در موعظه تان هی میگید ایرانیها از اسلام خوششان آمد، بگو ببینم این اسلام را چه جوری شناختند؟ با اینترنت، با روزنامه یا کتاب؟ تاریخدان عزیز، اگر اسلام را میشناختن خوب همه از قبل مسلمان میشدن دیگه. لازم بود عربها را راه بدن داخل که بیان بزنن تو سرشون؟

205:

[quote=aryan20xx;855282]اگر یه خورده دست از کینه توزی و تناقض گویی برداری بازم میام عزیز جون. چه جایی بهتر از اینجا که شما خوش زبان توش باشی؟

اما به قول دوست منطقیم "ایرانی"، شما که در موعظه تان هی میگید ایرانیها از اسلام خوششان آمد، بگو ببینم این اسلام را چه جوری شناختند؟ با اینترنت، با روزنامه یا کتاب؟ تاریخدان عزیز، اگر اسلام را میشناختن خوب همه از قبل مسلمان میشدن دیگه. لازم بود عربها را راه بدن داخل که بیان بزنن تو سرشون
این قده کوته نظرانه نیگاه نکن
من در دوپست بالا اورده ام که از چه جاهایی استنباط میکنم و هنوز هم میتونم بگم و دلایل بسیار بیاورم که چنین بوده است
اما مگر در چنین جایی میشود همه ی مطالب را اورد؟
مجبورم به کمترین مطلب همه ی نظراتم را بگویم و میگویم
شما هم اگه میخواین بدونین یه خورده به خودتون زحمت بدین و تاریخ بخونین
نه این که دهن بین باشین و اون هم الان که مد شده همه در برابر اسلام بایستند تو هم باهاشون همصدا بشی
اینو بدون که من به اسلام به نوع اومدنش به ایران کار ندارم
من مسلمانم چون اسلام را یافته ام
اسلام من هویتی نیست
بلکه حقیقتی است

206:

مرگ بر ضد ولایت فقیه قابل توجه خودته جناب کور

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
آره خدایی گل گفتی، ولی به علت حضور افرادی مثل تو حتی مزدک هم دیگر به این فاروم نمی آید و حتی خیلی از کاربران قدیمی تر اسلام ستیز. بخاطر اینکه امثال تو با بیسوادی هاشون کار اسلام ستیزان رو هم با مشکل روبرو میکنند.

اتفاقا بسیاری از مسلمانان هم به علت حضور افرادی مثل تو وارد این فاروم نمیشند. حالا هی لات بازی در بیار و چرت بگو تا منو هم از دست بدی و بشینی با کوروش دل بدی و قلوه بگیری و دو تایی با هم از اون حرفایی بزنید که دو تا زن موقع بافتن بافتنی میزنند، آره خواهر زندگی خیلی سخت شده، میگند خمینی 300 میلیارد دلار خرج خونش شده بوده و ...
علی جان ولش کن اینو نخودیه بچه مون

207:

جناب آریان من این قضیه را به ایشان گفتم ولی کو گوش شنوا .
بنده عرض کردم در صدر اسلام ایرانیان از اسلام اطلاعی نداشتند و وقتی با اعراب وحشی تازه مسلمان شده روبرو شدند برداشتشان از اسلام همین برداشتی بود که از رفتار وحشیانه اعراب داشتند.چون تا آنموقع چیزی از اسلام نشنیده بودند. پس ملاک ، رفتار پیروان اسلام بوده . حتی با مثال ساده ای هم که بیان داشتم نمیخواهند بپذیرند که قبل از تهاجم اعراب هیچ کتاب و روزنامه و مجله ای در مورد ویژگیهای اسلام اطلاع رسانی نکرده بوده
اخه این رفتار وحشیانه چه جذابیتی داشته که ایرانیان آنرا با آغوش باز پذیرفته اند .حرف زدن خیلی راحته اما حرف از جای پاکی بیرون میاد باید از عقل و منطق پیروی کند.
ایشان در جاهای مختلف خود را تاریخدان ،فیلسوف ، مربی قرآن و.... معرفی کرده اند این اواخر هم از جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی که البته آنرا روانشناسی گروهی نامیدندنیز سخن راندند.
به بنده پیشنهاد میکنند که کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی را بخوانم غافلند که بنده بیش از 20 سال پیش این کتاب را خوانده ام و برای همین قبل از ایشان در پستی خطاب به دوست جهان وطن راجع به صفویه ابراز نظر کرده بودم .
آریان گرامی انسان اگرچه خیلی دانا باشد همین که دیگران را نادان فرض کند یقینا در نادانی به سر میبرد (به این میگن دانایی در عین نادانی)
در بسیاری از پستها خطاب به چند تن از کاربران میگویند شما تاریخ نخوانده اید ظاهرا تمامی کتابهای تاریخی بلافاصله پس از چاپ به دست ایشان میرسیده (فقط ایشان)
بنده قبلا چند سوال راجع به قرآن از ایشان پرسیدم مدام گفتند بعدا جواب میدهم . در عین حال ممنون که جواب الکی ندادند.
اما جناب کورش از ایشان سوالی کردند بدین شرح: جناب آزاد شما در جایی خود را فارغ التحصیل رشته فلسفه عنوان کرده بودید ولی مدتی بعد و در جایی دیگرگفتید در حال آمادگی برای کنکور هستید(پشت کنکوری) در این باره چیزی نمیگویید؟!!!
حالا میتونید بگید منظورم کنکور فوق لیسانس یا دکتری است!!!!!!!!!!!!اصلا این قضیه به من و دیگران ربطی نداره یه موضوع شخصیه .
باور کنید همه کسانی که توی این فاروم پست میزنن نظراتی دارند که خیلی براشون محترمه وهمه باید به نظرشون احترام بگذارن ولی میتونن در عین احترام خلاف اون نظر رو به ابراز کننده اش و دیگران ثابت کنند نه اینکه به بنده خدا توهین کنند. توهین کردن نشانه خیلی چیزهاست یکی تربیت خانوادگی ، یکی ضعف معلومات که نتونی خلاف یه نظر رو ثابت کنی و.....
دیگه چیزی نمیگم فقط قضاوت در مورد پستهایی که با جناب آزاد داشتم رو به دیگران میسپارم تا ببینند جناب آزاد در چند مورد در گفته هاشون تناقض داشتند چون از رفتار زشتی دفاع میکردند که قابل دفاع نبود و حتی خود پیامبر(ص)در اکثر موارد وعمر نیز در پاره ای موارد دل پر دردی ازاعراب وحشی و جاهل داشتند

208:

از نصیحتهای شما متشکرم، گرچه باز هم فرضهای غیرقابل دفاعی درش میبینم. در زندگیت موفق باشی عزیز جان.

209:




بهتره احترام خودتو نگه داری ؛ طرف حسلب من شما نیستید که یهو نخود آش میشوید؛ پسر بادکنک

210:

من ایرونیم
همینو بس

211:

بهبه
عمر؟؟؟؟؟
خوبه
خوبه
همینجوری یه چیزی پروندن خوبه
من هم از همه ی کاربران میخوام که پست های همین تاپیک مرا با پست های ایشان مقایسه کنید و ببینید که کدام یک مستند صحبت کرده ایم و کدامیک با رویا پردازی و مثال هایی که فقط تو اندیشه ی و ذهن خودش وجود دارد
خوشبختانه من به علت قدیمی بودن در این سایت شناخته شده هستم و همین که مرا پذیرفته اند نشان از رفتار من دارد
و در مورد شما هم دیگه بیشتر از این کشش نمیدم

212:

چاکریم داداش

213:

منم زاده نامم ایرانی ام
به میهن چو شیران غرنده ام
پلنگم به دشمن همی در ستیز
ز خونم همه در جهان مست نیز
مبادا که ایران ویران شود
که شمشیر تیزم به دیشان شود

214:

احترام منو همه دارن و از بی احترامی بی خدایان احمق باکی ندارم کورش کور>>>!!!:دی
من وکیل مدافع تمام مسلمانان این تالارم و هر جا ببینم عده ای بی خدا شاخ شدن شاخشان را خرد می کنم

نوشته اصلي بوسيله Mirza_Reza نمايش نوشته ها
من ایرونیم
همینو بس
منم مسلمونم برای ملیتم ارزشی قائل نیستم در پرتو دینم

215:



در این حد و اندازه نیستید؛چن اگر بودید هوچی گری نمیکردید؛ به هر روی تو کسی نیستی که بخواهی باور کسی را از بین ببری؛بحثهایم زین پس قویتر میشود.

216:

می بینیم خیلیا مثه تو این حرف ها رو زدن اما همشون در آینده ی نه چندان دور فهمیدن حریف مسلمانان نمیشوند... تو هم از این قاعده مستثنی نیستی!!!

217:



ابتدا تو نه و شما!!
دویما من قرار شده است پاسخ امثال شما را ندهم؛ و این را هم بگویم هدف من ضد اسلام بودن نیست هدف من مبارزه با اسلام گرایان تند رو هست؛اسلام گرایانی که من به آنها نام اسلام باوران طالبانی نیدهم است؛ خواهیم دید ؛ عجله نکنید اگر بر روی شمشیرت البته که نوشته لا اکراه فی الدین؛ و در پشت شمشیذت نوشته ای یجاهدون فی سبیل الله؛ گردن بزنید مانند قتل عام وحشیانه قبیله مسیحی مذهب در سال 20 پس از هجرت 10000 هزار بیگناه به شمشیر مسلمانانی مانند تو زده شد ؛ در اینجعا هم با منطق و دانش پیروز نمیشوید با کین خواهی و خونخواهی مسلم بن عقیل و شمشیر خونخوارتان دیگران را میکشید؛یا ترور شخصیت میکنید

218:

واسه من تویی چون به شما نرسیدی... در ضمن من وقت ندارم با یک لائیک بحث کنم(البته فعلا چون درگیر کارهای سایت خودم هستم).

نوشته اصلي بوسيله Koroush- نمايش نوشته ها
آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟ پاسخ : آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله پسر باد آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
می بینیم خیلیا مثه تو این حرف ها رو زدن اما همشون در آینده ی نه چندان دور فهمیدن حریف مسلمانان نمیشوند... تو هم از این قاعده مستثنی نیستی!!!



ابتدا تو نه و شما!!
دویما من قرار شده است پاسخ امثال شما را ندهم؛ و این را هم بگویم هدف من ضد اسلام بودن نیست هدف من مبارزه با اسلام گرایان تند رو هست؛اسلام گرایانی که من به آنها نام اسلام باوران طالبانی نیدهم است؛ خواهیم دید ؛ عجله نکنید اگر بر روی شمشیرت البته که نوشته لا اکراه فی الدین؛ و در پشت شمشیذت نوشته ای یجاهدون فی سبیل الله؛ گردن بزنید مانند قتل عام وحشیانه قبیله مسیحی مذهب در سال 20 پس از هجرت 10000 هزار بیگناه به شمشیر مسلمانانی مانند تو زده شد ؛ در اینجعا هم با منطق و دانش پیروز نمیشوید با کین خواهی و خونخواهی مسلم بن عقیل و شمشیر خونخوارتان دیگران را میکشید؛یا ترور شخصیت میکنید
بچه کورشی؟

219:

آفرین ؛ خیلی خوبه نه شما به من شما نمیگید چون ادب ندارید؛و اگر بحثی را پیش میکشید بدون تنش و جنگ ادامه دهید ؛ من منتظرم

220:

مهم انسان بودن است حالا ایرانی مسلمان یا مسلمان ایرانی مگه چه فرقی می کنه ؟

221:


فرق میکند اگر بدانید که جان انسان در فرهنگ ایران چه جایگاهی داشته است؛و اینکه تازیان ایرانیان را به حکم سنگسار و اعدام تنها به خاطر نپذیرفتن اسلام چگونه مورد هجوم قرار میگیرند؛در حالیکه در ایران و فرهنگ ایران ما منشور حقوق بشر کورش را داریم؛حالا فرق میکند یا نه؟؟

222:

اوه که حس زیبایی دارید
انسان بودن
مهم این است
و مگر اسلام جز برای این امده است؟
و مگر ایرانیان جز این هدف را دنبال میکرده اند؟
انسان بودن

همان جمله ای که حسین در روز عید خون شیعه به دشمن خود میگوید
حسین هنوز زنده است و دشمن به سمت خیمه ها حمله میبرند
غیرت حسین او را به حرکت وامیدارد و بر شمشیری تکیه میزند و فریاد میزند که تا زنده ام به خیمه ها حمله مبرید
و میگوید
اگر مسلمان نیستید ازادمرد باشید

223:


صد البته
یک پرسش جنگ نهاوند برای چه اتفاق افتاد؟؟؟

224:

سه سوال:
1.چرا زاهدان جزو ایران است و کابل جزو ایران نیست؟
2.اگر در گذشته ،قبل از جدا شدن کابل از خاک ایران توسط قرار دادهای بین المللی ،مهاجمی خارجی به کابل حمله میکرد،حکم قانون وطن پرستی به یک جوان تهرانی چی بود؟
3.آیا تا به حال احساس کردیم که مشکل کابل امروز مشکل ماست؟
سوال اختیاری:
اگر فرضا در تانزانیا به دنیا می آمدید تعلق خاطری به ایران داشتید؟

من امیدوارم مردی پیدا بشه و سه سوال رو واضح و بدون فریاد وا غیرتا توضیح بده.بدون داستان سرایی های ملی و تعریف و تمجید از گذشته دور.

متاسفانه مشکل بزرگی که در جامعه ما هست جواز اسکات خصم (چرا همدیگه رو خصم میپنداریم خودش به روحیه ما برمیگرده)به هر طریقی است.چه طریق انگ زدن و چه طریق اشک ریختن.هیچ کس حاضر نیست با مبانی عقلی صحبت کنه.نمیدونم خودم میکنم یا نه اما من سه سوال کردم .این شروع من.

من وقتی پیش خودم به این سوالات جواب میدم به یک امر میرسم که این وطن امروز یک امر کاملا متغییر و اعتباری و غیر حقیقی است.ایران امروز میتواند فردا بزرگ تر شود یا کوچکتر و باید به همین اندازه حس وطن پرستی من تغییر پیدا کند.میتوانست انیشتین ایرانی باشد در نتیجه دامنه افتخارات من به انیشتین هم باید کشیده میشد(نگید حرف تکراری میزنی......من سعی دارم جوابی غیر از شنیدن داستان های دوستان در باره شرح اللغت ایران و سفر قوم های ماقبل تاریخ و رشادت های آرش کماندار و ... بشنوم.یک جواب با مبانی عقلی نه احساسی)

اما بحث رو به دامنه دین هم بکشونیم.اگر دین به عنوان پدیده ای اجباری همراه با تولد در نظر گرفته بشود مطمئنا مثل وطن غیر حقیقی و اعتباری و سرابی بیش نیست اما به محض اینکه کنکاشی درونی و یقینی عقلی همراهش شود مطمئنا از هر پدیده ای حقیقی تر و واقعی تر خواهد بود.
یک مسیحی همیشه به یک مسیحی کمک میکند.وطن،خانواده،لهجه،یا مسائل اعتباری در این احساس فرقی نمی ذاره.یک یهودی همیشه نسبت به یک یهودی هر چند در ورای سرزمین خودش باشه تامل داره.(البته از اونجایی که دین هم مثل وطن همراه با تولد، به کودک ضمیمه میشه و مردم اکثرا به علت تعصبی که جوامع اجتماعی پیرامونشون، در سن کودکی به اونها وارد کرده تا این ارزش ها رو نهادینه کنند، به دین هم به چشم یه حقیقت از جنس وطن مینگرند،دین هم در جامعه امروز یک امر اعتباری شده اما فرض مثال اگر کسی به دنبال حقیقت به نقطه ای رسید (که دین هم بنا بر نظر من میتونه در مسیر جستجوی حقیقت باشه)اونوقت اون دین از حقیقی ترین امور پیرامون انسان میشه)

225:

اما در مورد صفویه و قاجار......من نظر دکتر شریعتی رو کاملا قبول دارم.(من هم همین نگاه رو دارم به علاوه اینکه فکر میکنم دولت های قبل از صفویه هم گل چندانی به سر این ملت(نه کشور)نزدند)من گفتم شاید دوستان به کشتار های صفویه اشاره کنند تا من هم به کشتار های قبل از صفویه و پادشاهانی که شاه پرستان خودشون رو برای اونها فدا میکنند حرف بزنم.....تنها به این علت بحث صفویه بود.

226:

در مورد صحبت های دوستان عزیز مبنی بر غیرت ملی در برابر بیگانه یغما گر... دنیا اگر احمق بود :
شما گزینه تو هم احمق باش رو انتخاب میکنید
من گزینه از احمق ها دور باش رو انتخاب میکنم.

درباره مارکس و لنین و ... اگر صحبتی از شیطان به نظرم حق باشه تکرارش میکنم و ازش حمایت میکنم. علاوه بر اینکه فکر میکنم دوستان دچار مغلطه بزرگ درباره صحبت های من شدند که اون رو با نظریات مارکسیست ها مقایسه میکنند.شاید هم دوست دارند این مغلطه خود آگاه به وجود بیاد.
در هر صورت هر چه که مارکس میگفت اشتباه نبود و شکست یک اندیشه در عرصه عمل هم با حقانیت اون اندیشه تضادی نداره.
اما فکر میکنم جهان وطنی که من میگم خیلی خیلی متفاوت با انترناسیونال دیگران باشه.
نکته دیگه درباره رئال و ایده گرا بودنه.
مغلطه ای جدی در باب ایده گرایان و رئالیست ها هست که باید مشخص بشه:
آرمان گرا ها آرمانی دارند و سعی در به دست آوردن اون ایده دارند.یعنی حرکت به سمت ایده اون ها رو ایده آل گرا میکنه.مثل افلاطون که واقعا سعی در به یافتن آن مثل داشت.
اما رئالیست ها ... یک واقع گرا میتونه واقعیت رو بپذیره اما ایده درست یک امر رو در ذهن داشته باشه.انسان بی آرمان انسان نیست ماشینه و البته انسان منکر واقعیت (من جمله وطن)یک احمق.من هم منکر وطن نیستم و اون رو امری اجباری میپذیرم اما منکر ایده و آرمان وطن پرستی(و احتمالا نژاد پرستی) هستم.

227:

اجازه دهید مثل همیشه خیلی ساده اما با یک مثال هر سه سوال را یکجا توضیح دهم.
اگر به یکی از کشورهای ژاپن یا استرالیا ویا.....تهاجمی صورت بگیرد چه احساسی داریم .(جدای از حس نوع دوستی)چندان توجهی نخواهیم کرد چون تفاوتهای فرهنگی زیادی با مردم این کشورها داریم چون فاصله زیاد است و بالطبع رفت و آمد وتعامل فرهنگی کمتری داریم.
اما اگر به افغانستان یا تاجیکستان حمله شود بیشتر نگران میشویم .چرا؟ قبلا جزیی از خاک ایران بوده اند و به طبع آن مشترکات فرهنگی بیشتری داریم بنابراین احساس قرابت خاصی میبینیم. این احساس به دلیل فرهنگ مشترک و پیشینه فرهنگیست که البته در اشخاص متفاوت ، متفاوت است.
اما به مرور زمان از این احساس قرابت کاسته خواهد شد به دلیل تعامل فرهنگی کمتر. توجه کنید ایرانیان هر روز در مورد زاهدان در روزنامه و تلویزیون میخوانندو می شنوند اما در مورد افغانستان کمتر. راحتتر و بیشتر به زاهدان سفر میکنند تا افغانستان. در نتیجه شاید به مرور از این احساس قرابت نسبت به افغانستان کاسته شود.اما مسلما افغانستان و سایر نقاطی که روزی جزیی از خاک ایران بوده اند بیشتر مورد توجه اند تا کشورهای دیگر.
این احساس نزدیکی درونیست اما بواسطه اجباری که قراردادهای بین المللی بر ما تحمیل میکنندشاید نتوانیم علیرغم میلمان به مانند زاهدان از افغانستان دفاع کنیم .
اینکه این احساس نزدیکی به مرور کمرنگ میشود صرفا به خاطر مرز و قرارداد نیست بلکه به خاطر ارتباط و تعامل فرهنگی کمتر است.
ظاهرا اشتباه شما در این است که این احساس درونی را با اجبار قراردادی و اعتباری در هم می آمیزید.

228:

فعلا که همین احمقها بر شما غیر احمق ها سیطره دارند و با شناخت واقعی از دنیای پیرامون خود زندگی بهتر را برگزیده اند. نه در خیالات و کتابها و نظریه های فلسفی و آرمانی آن چنان غرق بشوند که دنیا را طور دیگری ببینند و وهم بر ایشان تسلط یابد. آن چنان که در شما و همفکران شما می بینیم و حال باید برای شما دنیای واقعی را تصویر کنیم !!... باید دید ما به چه اندازه در جهان امروز پیشرفت فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی داشته ایم که دم از جهان وطنی بزنیم و از نظریات آرمانی دفاع بکنیم و در زمینه های مختلف مبنا قرار دهیم. هیچ !!! ما صفریم !! مشکل ما ملت این است که میخواهیم بدون رد شدن از کوهپایه قله را فتح کنیم !! مشکل ما این است که هیچگاه واقعیات پیرامون خود را درک نمی کنیم!! اگر امروزه در اروپا ما نشانه های یک سرزمین واحد و بدون مرز را مشاهده میکنیم ، اگر آمریکائیها از دهکده جهانی میگویند برای این است که اینان از کوهپایه گذشته و قدم در راه قله گذاشته اند و به همین دلیل با منطق و روش درست هدف را تعیین کرده اند نه اینکه با آرمان گرایی صرف در اوهام غرق بشوند و واقعیت را انکار کنند!! ایدئولوژی های رنگارنگ ما را به جایی نمیرساند ، واقع گرایی است که میتواند شرایط ما را برای رسیدن به هدفهای والاتر فراهم کند. شما ایدئولوژی گرایان به جای چنین بحثهایی در فکر این باشید که چطور میتوانید از دنیای عقب افتادگی بیرون بروید و در جهان امروز به عنوان کشور و ملتی پیشرفته و با فرهنگ شناخته بشوید. آن زمان آرمان هایتان را روی میز بریزید و در پی رسیدن به انها باشید

229:

هدف ما رسیدن به عزت و پیشرفت همه جانبه است و با توجه به واقعیت ها میهن پرستی را به عنوان ابزاری برای رسیدن به این هدف انتخاب میکنیم.... یک واقع گرا نژادپرست نمیشود ، یک واقع گرا مانند یک ایدئولوژی گرا هرگونه ابزاری را برای رسیدن به آرمان خویش مشروع نمیداند. بلکه این ایدئولوژی گرایان هستند که مفاهیمی مانند نژادپرستی را به وجود می آورند. نگاهی به تاریخ معاصر بشر ، شکست ایدئولوژی های مختلف را به ما نشان میدهد و اینکه واقع گرایی تنها راه رسیدن انسان برای زندگی بهتر و آزاد تر هست

230:


یک آرمان گرا همانگونه که اشاره کردید آرمان هدف میشود.اما درست همین هدفمند شدن آرمان زندگی و اندیشه های او را نیز به جنبش در میاورد.اساسا تمام ما انسانها در زندگی خود ارزشهایی داریم که همین ارزشها درست باعث یک نوع گرایش و مثل در جهان هستی میشود.خود شما و من ودیگزان همگی ساخته اندیشه ها و افکار بر گرفته ازپیرامونمان هستم؛هیچ انسانی نمیتواند ادعا کند که لوح سپیدی است که اندیشه اش منحصر به فردیتش است؛در اصل "تو آنی که در بند آنی"شما هم یک ایده آلیستید ؛ پس خودتان را جرگه احمقهایی که مثال زدید کردید.و اینکه یک آرمان گرا میتوانه و باور داره که جهان ریالیست هست و هرگز مانند سگ دیوجانس بی تکلیف نخواد ماند؛هیچ انسانی مگر در زمینه های خیالپردازانه هدف حقیقی را خیال تصور نمیکند.بلکه آنرا ممکن و تلاش و بستر سازی برای آرمان و مثل میکند.یک میهن پرست نمیتواند یک خیالپرداز باشد؛اما یک متحجر چرا؟
منی که میگویم میهن پرستم در اصل میهن را اصل قرار داده که در این اصلیت پارادایمهای فراوانی هست مانند انساندوستی؛که باعث کشش من به میهن شده است و هزاران دلیل دیگر.
ما نباید تنها به خاطر باورها و بتهای ذهنمان افکار دیگران را احمق و نادان یاد نیم؛افلاطون میگوید:
آنکس که دیگران را احمق میشناسد خود نادان ترین احمقهاست چرا که نخست علم به جاهلیت پیدا کرده است.

از اصل دور نشویم؛تیپ فکری شما یک جهان وطن است اما از دیدگاهی غیر از مارکس،البته به شما قول مدهم؛که شما هم ماند دگر اندیشان با عینک پوپری؛یا عینک هگلی و ... به همه چی نگاه میکنید.

231:

ايراني عزيز
درود
بعد از اين همه بحث من يك سوال از شما دارم
اصلا چرا ما بايد بحث انتخاب بين وطن و دين را مطرح كنيم برادر من
مگر شما ميتواني بين اسم كوچك خودت و نام خانوادگيت يكي را انتخاب و ديگري را انكار كنيد و يا بين بابا و مادر خود يكي را انتخاب كنيد يا به ديگري اولويت بدهيد
به نظر من هر دوي اينها يعني دين و وطن در جايگاه خودشان بسيا مقدس هستند
و دليلي ندارد كه ما بخواهيم بحث اولويت بندي انها را مطرح كنيم
در خود اسلام هم امده است كه جهاد براي وطن و در راه رضاي خداوند واجب است
به نظر من هر دو در جايگاه خودشان بسيار مقدس و قابل احترام هستند

232:

*بهتر بود میپرسیدید چرا زاهدان جزو ایران است و کابل جدا شده است!!؟قفقاز و قزاقستان هم همینگونه هست.

نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
.اگر در گذشته ،قبل از جدا شدن کابل از خاک ایران توسط قرار دادهای بین المللی ،مهاجمی خارجی به کابل حمله میکرد،حکم قانون وطن پرستی به یک جوان تهرانی چی بود؟
دفاع از میهن

2
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
.آیا تا به حال احساس کردیم که مشکل کابل امروز مشکل ماست؟
آری؛دست کم در یکی از احزاب که من در آن عضو بودم با نام "پان ایرانیست"این بینش است.
نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
سوال اختیاری:
اگر فرضا در تانزانیا به دنیا می آمدید تعلق خاطری به ایران داشتید؟
البته ؛ هر انسانی قاعدتا نسبت به مکان اقلیمی خود تعلق خاطری دارد؛ اما نکته ای که باعث شگفتی میشود این است که در همه جا هم این تیوری پاسخگو نیست؛پیشترها شنیده بودم که در آفریقای شمالی مردمانی زندگی میکنند که به لهجه شیرین شیرازی سخن میگویند.و بسیار هم به ایران علاقه دارند.یا خود من نه تنها به ایران و در ایران زندگی میکنم اما شدیدا به آمریکای جنوبی و رم علاقه دارم

نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
من امیدوارم مردی پیدا بشه و سه سوال رو واضح و بدون فریاد وا غیرتا توضیح بده.بدون داستان سرایی های ملی و تعریف و تمجید از گذشته دور.

متاسفانه مشکل بزرگی که در جامعه ما هست جواز اسکات خصم (چرا همدیگه رو خصم میپنداریم خودش به روحیه ما برمیگرده)به هر طریقی است.چه طریق انگ زدن و چه طریق اشک ریختن.هیچ کس حاضر نیست با مبانی عقلی صحبت کنه.نمیدونم خودم میکنم یا نه اما من سه سوال کردم .این شروع من.
دوست من ؛ نوع در خواست شما در بعضی پرسشها ئ احمق نمایش دادن انسانها نشان از موضع گیری شما دارد؛چنانچه شما دوستانه و بی برداشت و تصورهای نادرست پرسش کنید بی ترئیئ دوستان پاسخ شما را میدهند.


نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
من وقتی پیش خودم به این سوالات جواب میدم به یک امر میرسم که این وطن امروز یک امر کاملا متغییر و اعتباری و غیر حقیقی است.ایران امروز میتواند فردا بزرگ تر شود یا کوچکتر و باید به همین اندازه حس وطن پرستی من تغییر پیدا کند.میتوانست انیشتین ایرانی باشد در نتیجه دامنه افتخارات من به انیشتین هم باید کشیده میشد(نگید حرف تکراری میزنی......من سعی دارم جوابی غیر از شنیدن داستان های دوستان در باره شرح اللغت ایران و سفر قوم های ماقبل تاریخ و رشادت های آرش کماندار و ... بشنوم.یک جواب با مبانی عقلی نه احساسی)
دگر اندیشی شما قابل ستایش است؛اما دوست من یک میهن پرست تنها نمیتواند به خاکش وفادار باشد؛من و تو هم جزو ارزش و اعتبار فردی او هستیم؛جنگ 8 ساله دفاع مقدس که میلیونها جوان و غیر جوان ایرانی را تنها برای دفاع از میهن و ناموسشان را از یاد نبرید؟نگویید خوب نمیرفتند جنگ که کشته شوند.!!

نوشته اصلي بوسيله sophocles نمايش نوشته ها
اما بحث رو به دامنه دین هم بکشونیم.اگر دین به عنوان پدیده ای اجباری همراه با تولد در نظر گرفته بشود مطمئنا مثل وطن غیر حقیقی و اعتباری و سرابی بیش نیست اما به محض اینکه کنکاشی درونی و یقینی عقلی همراهش شود مطمئنا از هر پدیده ای حقیقی تر و واقعی تر خواهد بود.
یک مسیحی همیشه به یک مسیحی کمک میکند.وطن،خانواده،لهجه،یا مسائل اعتباری در این احساس فرقی نمی ذاره.یک یهودی همیشه نسبت به یک یهودی هر چند در ورای سرزمین خودش باشه تامل داره.(البته از اونجایی که دین هم مثل وطن همراه با تولد، به کودک ضمیمه میشه و مردم اکثرا به علت تعصبی که جوامع اجتماعی پیرامونشون، در سن کودکی به اونها وارد کرده تا این ارزش ها رو نهادینه کنند، به دین هم به چشم یه حقیقت از جنس وطن مینگرند،دین هم در جامعه امروز یک امر اعتباری شده اما فرض مثال اگر کسی به دنبال حقیقت به نقطه ای رسید (که دین هم بنا بر نظر من میتونه در مسیر جستجوی حقیقت باشه)اونوقت اون دین از حقیقی ترین امور پیرامون انسان میشه)
بله با این دید شما از دین بسیار موافقم ؛ دین بینشی باید باشد از خود فرد؛نه از مکتب و آموزه ؛شاید در جهان سیاسی و مدنی هر انسانی بگوید مسلمانم یا مسیحی و.... اما انسانهایی هم هستند که ارزشهای فردی خود را احترام میگذارند؛خود من هم از این دسته ام..در پایان امیدوارم پاسهخ مناسبی داده باشم.


233:


حرف به جا و زیبایی بود.

234:

درود آرش جان
شما اینگونه ابراز نظر کرده اید: دین و وطن هر دو در جایگاه خودشان بسیار مقدس و قابل احترام میباشند
بنده نیز چنین نظری دارم .پس چگونه است که من و شما ابراز نظر میکنیم اما میگویید نباید این موضوع مطرح شود تا دیگران ابراز نظر نکنند!!!!
اگر قرار باشد هر کس بگوید چون من فلان نظر مثبت را در مورد فلان موضوع دارم پس دیگر نیازی به بحث در مورد آن موضوع نیست!!!!پس هیچگاه هیچ موضوعی نباید مطرح شود چون فرضا شما این موضوع را بدیهی میدانید میگویید نباید راجع به آن بحث شود بنده هم بگویم چون فلان موضوع بدیهیست نیازی به بحث پیرامون آن نیست .دیگری هم بگوید از نظر من فلان موضوع بدیهیست پس نیازی به بحث در مورد آن نیست ودیگران و دیگران و....پس با این حساب هیچ موضوعی قابل طرح نخواهد بود.
نه آرش عزیز ما باید اجازه دهیم راجع به بدیهی ترین موضوعات بحث شود .چون بدیهی بودن موضوعات نسبی هستند وبسته به نظر اشخاص میباشند شاید از نظر من و شما دین و میهن هر دو مقدس باشند اما دیگران چنین نظری نداشته باشند باید به همه فرصت داد تا ابراز نظر کنند شاید یا ما نظرمان را به دیگران قبولاندیم و شاید دیگران چیزی با ارزش به ما آموختند.
اگر بنا باشد راجع به نظراتمان هیچ جا بحثی نشود چگونه به اشتباهاتمان پی ببریم شاید در بعضی موارد اشتباه فکر میکرده ایم حتی نظراتی که قبلا آنها را بدیهی ترین میدانستیم.
این موضوعاتی که مطرح کردم در تمام تاپیکها شاید از نظر شما بدیهی باشند اما برای بسیاری دیگر قابل بحث باشندو غیر بدیهی.
بیایید اجازه دهیم راجع به بدیهی ترین نظراتمان نیز بحث شود اگر برحق باشند که بدیهی بودنشان بیشتر و بهتر اثبات خواهد شد و اگر اشتباه فکر میکرده ایم خود را اصلاح خواهیم کرد.

235:

با سلام
ببینید مهم این نیست که من در کجا بدنیا امده ام
مهم اینه که من از انچه که دارم فرار نکنم
ان را در خود بپرورانم .من اگر یک ایرانی هستم نگویم که من از ایا بدم میاد. من اینا رو نمیشناسم من اصلا" نمیدونم اینا کی هستند دردشون چیست ضعفشون چیست و ایمان و ارمان و عقیده شان چیست...من مثلا" امریکایی هستم من اروپایی هستم این یعنی استحاله که یم انسان تبدیل میشه به یک گوشت قصابی زیر ساتور انها
اما اگر من که ایرانی هستم خود را ایرانی بدونم و بشناسم و با جا معه ام اشنا باشم و ضعف ها و قوت هایش را بشناسم دیگه هر گز نمیخوام چیز دیگری باشم
هویت خودم رو شکل میدم
اما درباره ی دین
در باره ی اکثریت چنین است
یعنی دینشان هویت انهاست
اگر دینشان را بگیری گویی هستیشان را گرفته ای
و این بسیار خطرناک است
اما دین حقیقتی چنین نیست
و فرد چون با اگاهی و شناخت از یک دین به ان میپیوندد ان دین هویت او را نمیسازد
بلکه عقیده ای است که نه تعصب کور بلکه تعصب بیدار ان را محافظت میکند

236:

غلط یادته عزیز. اتفاقا چرندیات مزدک رو فقط شهاب قانع کننده پاسخ میگفت. به هر حال لایق حضور وی نبودید و فکور ترین کاربر فاروم را از دست دادید. (حالا خوبه مزدک رفت بالا منبر و یک سری پای منبر نشین مثل تو اونجا بودند که تکبیر بفرستند)
این جناب مزدک که خیلی گندش کردی یک زمانی تو فاروم ایرانکلیک خیلی کلکل میکرد ولی یک جاهایی هم کم میاورد. اون زمان سن ما هم کمتر بود و خوب کافر بودیم و آتیشمون از الان شما خیلی تند تر بود، در آن فاروم هم آزادی بیان با اینجا قابل قیاس نبود. به هر حال زیاد پشت سر ما قایم میشد ولی در حدی که تابلو نباشه. (البته این جریان احتمالا در سال 2001 تا 2003 اتفاق افتاده و شما هم احتمالا به یاد نمی آورید)


---
درضمن نام مزدک به این علت آورده شد که از نظر شهرت با هیچ یک از اسلام ستیزان فعال در این فاروم قابل قیاس نیست، همین مزدک شما از نظر شهرت با امثال بنده قابل قیاس نیست. حالا حساب کنید میزان شهرت و محبوبیت خودتان را.

237:

با رنگ آبی در داخل پست پاسخ میدهم تا آرامش بر شما قالب آید.

238:

علی رفتی گشتی این حرف من رو جواب بدی؟
بالاخره ما متوجه نشدیم کی فکورترین عضو این فاروم بوده؟ یه زمان مزدک هست یه زمان شهاب و هر وقت به نفعتون باشه یکی رو علم می کنید!! من هیچ وقت پای منبر مزدک نشستم چون اصولا با این قضیه مشکل دارم ، حرفها رو میشنوم و در موردش فکر میکنم اگر با عقل و منطق من سازگار بود قبولش میکنم و در غیر اینصورت رد !! برخلاف شما !
در مورد شهاب فکورترین عضو این فاروم(نزدیکه از خنده منفجر بشم) بزرگترین هنر شهاب در تالار تاریخ نقل قول هجویات پورپیرار بود و این فرد از سر دشمنی ایدئولوژیک با نظام شاهنشاهی به طرز خنده داری درصدد زیر سوال بردن سلسله های پادشاهی در قبل از اسلام بود. فکورترین عضو فاروم هنوز درک نکرده بود که نظام شاهنشاهی ایران همه در پهلوی خلاصه نمیشده و دلیلی ندارد تا به خاطر نفی یک دوره سلطنت معاصر بخواهیم کل سلسله های پادشاهی باستان را زیر سوال ببریم. چون یک کپی کننده بود در مقابل ایرادات دوستان و من بهتر دید که آبرومندانه از این فاروم برود چرا که دیگر حنای وی برای کاربران فعال تالار تاریخ رنگی نداشت. در همان زمان مثل شما آمد از مزدک خرج کند که با نقل قولی از مزدک در فارومی دیگر که شهاب رو مرتبا نادان و جاهل خوانده بود ، حرف خودش را پس گرفت.

239:

نمیخواهد بر روی حرفهای خود ماله کشی کنید !! همینکه یاد مزدک به عنوان یک فرد منتقد و با سواد در ذهن امثال شما حک شده است خود گویای تاثیر گفته های وی بر شما و دوستانت هست. ضمیر ناخودآگاه شما در چنین بحثهایی به سمت تمجید از مزدک میرود و برای همین جنابعالی و شهاب از وی به عنوان نمونه ای از منتقدان با سواد در این فاروم مثال میزنید.

240:

بنده مزدک را به عنوان فعالترین مخاطب تالارهای موضوعی در فارومها مثال زدم که کمی غرور کاذب هم دارد، بیهوده حرف در دهان بنده نگذارید. (چون بنده بنا به چند دلیل خودم را خیلی قبول دارم و حاضر نیستم با کسی مقایسه کنم)
بنده هم چند اختلاف کوچک با شهاب داشتم، بحث هم میکردیم ولی از دایره منطق خارج نمیشدم، البته این منطق فردی هم موضوع جالبیست، مثلا به اعتقاد بنده شما باید یکم روی مختون کار کنید همونطور که احتمالا شما همین نظر رو راجع بنده دارید. (البته بنده خدا نه بنده شما یا کس دیگر)

بله. از پهلوی ننگین تر هم بوده است، کمتر از انگشتان دست هم بهتر شاید.
کسانی بودند که بیش از رضا شاه مستبد بودند و دیکتاتوری را به عرشش رساندند و کسانی که آبروی ایران را تا به فرش. (حتی بنده به خرد و شعور مردم ایران در قسمت هایی از تاریخ انتقاد دارم)
البته جمهوری اسلامی در حال حاضر کاری کرده است که گاها انسان با خود میگوید ای کاش همان پهلوی مانده بود و به جای تاج پاچه ای تاج طلا بر سر شاهمان بود. اما این دلیل نمیشد که برخی از پوئنهای مثبت آن را درنظر نگیریم و از انصاف خارج شویم.

حالا نمیدانم شما چرا اینقدر دوست دارید به بنده یا دیگران ثابت کنید که بنده هم شیفته مزدک هستم و وی را عددی حساب میکنم (مانند بسیاری از شما)، به هر حال در بسیاری از مسائل بنده با شهاب تفاوت هایی دارم، مثلا میزان محبوبیت، فعالیت (چه با این ای دی و چه ای دی های دیگر که بهتر است فعلا شما نام آنها را ندانید، البته موضوع در فارومهای دیگر است نه هم میهن) و مثلا کلکل و جدل. (هرچند که سعی میکنم مانند ثابق یعنی زمان کفرگویی جدل نکنم)

241:

مزدک از نظر اطلاعات تاریخی با امثال شما قابل قیاس نیست، اما همین فرد مسائل را در ذهن خود نگاه میدارد و وقتی آن را تحریف کرد تحویل امثال شما میدهد (که نه سواد دارید و نه اهل تحقیق هستید و مطالب فارومی برایتان حجت است، از این رو در استحمار بسیاری موفق و شاید موفق ترین در فارومهای فارسی بوده است البته در استحمار)

به هر حال هر کس در زمینه ای تخصص دارد، بنده نه اسلام شناسم و نه تاریخ نگار، اما سواد و اطلاعات اسلام ستیزان این فاروم به قدری پایین است که بنده هم گاها به خود اجازه میدهم وارد مباحث شوم، بنده در زمینه موسیقی متال متخصص هستم که الحمدالله و یا شاید هم متاسفانه در این چند سال فاروم نویسی کسی نتوانسته است رویم را کم کند و یا برایم کرکری بخواند. البته تخصص ها دیگری هم دارم که لازم نمیدانم در آن زمینه فعالیت خاصی کنم، مثلا در زمینه سینما که به صورت عملی هم کارهایی را در حد پخش از سیما انجام داده ام و مسائل دیگر که اگر در قرار عمومی شرکت کرده بودید شاید متوجه میشدید.

به هر حال با این حرفها نمیتوانید لکه ای بر نام شهاب وارد کنید، هرچند که بزرگتر از وی هم در تاریخ فاروم نویسی زیاد بودند که نمیدانم چرا به این فاروم سری نکشیدند و یا اگر کشیدند بنده مشاهده نکردم. (باید قبول کنید که همیهن یک فاروم فان است و تالارهای تخصصی و جدی اش ارزش خاصی ندارد)

---
درضمن یکی از عللی که نام مزدک در ذهن بنده باقی مانده است تنفر بنده از وی است، چون در همان فاروم ایرانکیلک وی میگفت بنده تایید میکردم، بنده میگفتم وی تایید میکرد و یا به صورت غیر مستقیم حمایت میکرد که خودش باعث شد قسمتی از زندگی بنده در جهل و نادانی (در مدت زمان بیشتری) باقی بماند.
به هر حال میدانید که وقتی میاید و یک چرتی میگوید (شما نوعی یا اصلا بنده) و کسی تایید میکند در همان ضمیر ناخود آگاهتان احساس میکنید شاید هم درست گفتم و بعدا در همان زمینه فعالیت میکنید و چرندیات را ادامه میدهید و روز به روز به آن می افزاید تا حدی که سامانه مغزی شما از تعادل خارج شود و بازگشت آن به حالت اول تقریبا غیر ممکن.

242:

مشخص هست که اینجا تو ، امثال مزدک که از فاروم رفتن رو اسلام ستیز باسواد تلقی میکنی و میخواهی در مقابل دوستان حاضر در بحث قرار بدی تا بگویی ایشان بیسواد هستند و برای همین کاربران با سوادی مثل مزدک به این فاروم نمیان !! حالا از اونجایی که به قول خودت خیلی از خود متشکر هستی درصدد توجیه گفته خود برآمدید! دقیقا همین رویه را در بحثهای اعتقادی و غیره در پیش گرفتی و اینجاست که دوستان بر ناآگاهی تو صحه میگذارن. پیشنهاد من به شما این است که قبل از ارائه پست خود ماله کشی های لازم را انجام داده تا بعدا این چنین در کاهگل غوطه نخورید

243:

بنده احتیاجی به بحث با امثال تو رو ندارم، بهتره پست بالایی من رو مطالعه کنی چون همه چیز در اون توضیح داده شده، حالا نمیدونم این پست رو قبل از ارسال پست قبلی بنده زدی یا بعدش، ولی اگر بعد از اون زده باشی دیگه حجت بر بنده تمام شده است. (در مورد شما که البته قبلا هم تقریبا تمام شده بود، ولی احساس نمیکردم اینقدر روباه صفت باشید)

به هر حال یک مسئله هم همیشه شما را خواهد سوزاند و آن این است که اگر شما هم بر حق باشید که اصلا اینطور نیست و یک نظر سنجی در مورد شما یا گنده تر از شما در مقایسه با بنده در فاروم گذاشته شود نتیجه به نفع بنده خواهد بود و خوب بسیاری هستند که میخواهند با جدل کردن با بنده و امثال بنده خود را مطرح کنند، اما بنده به شما میگویم این کارها برای شما زشت است، چون کمی قدیمی تر از برخی هستید و این کار خیلی روش درستی برای مطرح شدن شما نیست. به هر حال بنده هیچ وقت نه شما را بلکه خیلی کوچکتر از شما را هم در چنین مباحثی نادیده نگرفتم.

در ضمن در این بحث ها مشخص شد که بنده شهاب را به عنوان یک دوست پذیرفته ام و وی یکی از شخصیت های مورد علاقه بنده است.
همچنین مشخص شد شما هم یکی از نوچه های مزدک هستید که البته بنده نمیدانم مزدک شما را تایید میکند یا خیر!

244:

خوشبختانه از آنجایی که پدری اهل مطالعه دارم از کودکی با کتاب و کتاب خوانی آشنایی داشتم و آشنایی با تاریخ ایران را هم از 13 سالگی با خواندن کتاب خداوند الموت شروع کردم که پدرم هرگز فکر نمیکرد در مدت کوتاهی این کتاب قطور را تمام کنم بعد به دنبال تاریخ کامل ایران رفتم که از امثال من دریغ شده بود !! تاریخ 20 جلدی ایران را برای مرور تاریخ ایران از قبل آریائیان تا سلسله پهلوی انتخاب کردم و این اشتیاق برای آگاهی تاریخی تا امروز ادامه داشته... از کودکی یاد گرفتم که به جای نشخوار عقاید دیگران با منطق و عقل خود نتیجه گیری کنم ! حال تو میگی که من دنباله رو مزدک هستم؟! از مزدک جز چند مطلب کوتاه چیز دیگری نخواندم و اگر با خرد عملکرد من را در این فاروم مشاهده کرده بودی ، میدیدی که بر خلاف مزدک در زمینه مذهبی چندان فعال نیستم! امثال تو یاد گرفتن که همه را به یه چشم نگاه کنند و افراد رو سیاه و سفید ببینند. طرف بحث تو یا بد هست و مزدکی ، یا خوب است و شهابی !! حد وسطی وجود ندارد و اگر بحثی پیش کشیده بشه بدون تحلیل با پیش زمینه فکری در آن شرکت میکنی و برای همین حرفهای تکراری میزنی !

به هر حال با این حرفها نمیتوانید لکه ای بر نام شهاب وارد کنید، هرچند که بزرگتر از وی هم در تاریخ فاروم نویسی زیاد بودند که نمیدانم چرا به این فاروم سری نکشیدند و یا اگر کشیدند بنده مشاهده نکردم. (باید قبول کنید که همیهن یک فاروم فان است و تالارهای تخصصی و جدی اش ارزش خاصی ندارد)
خود وی لکه ای بر نام خود بود !! بنده پورپیرار ببین زیر چه بیرقی سینه میزنی ، چون فکر نمیکنم از قماش خائنین به تاریخ ایران باشی.

به هر حال یک مسئله هم همیشه شما را خواهد سوزاند و آن این است که اگر شما هم بر حق باشید که اصلا اینطور نیست و یک نظر سنجی در مورد شما یا گنده تر از شما در مقایسه با بنده در فاروم گذاشته شود نتیجه به نفع بنده خواهد بود و خوب بسیاری هستند که میخواهند با جدل کردن با بنده و امثال بنده خود را مطرح کنند، اما بنده به شما میگویم این کارها برای شما زشت است، چون کمی قدیمی تر از برخی هستید و این کار خیلی روش درستی برای مطرح شدن شما نیست. به هر حال بنده هیچ وقت نه شما را بلکه خیلی کوچکتر از شما را هم در چنین مباحثی نادیده نگرفتم.
احتیاجی به نظر دیگران ندارم ، اگر به طیف کاربران این فاروم نگاهی بکنی میبینی که اکثرا در بخشهای فان فعال هستند و چون عقیده و تفکری از خود ندارند قادر به شرکت در بحثهای این چنینی هم نیستند. ما هم در جستار "چه کسی رو بیشتر ماچ میکنی؟" قرار نداریم تا نظرات این افراد برای من مهم باشد !! ضمنا احتیاجی هم به مطرح کردن خودم ندارم ! چقدر افکار بیماری دارید !! من با شما بحث کنم تا خودم رو مطرح کنم؟!
بحث من با شما از این جهت است که سوراخ های فکری شما به اندازه ای باز هستند که تمامی این فاروم در آن جا میشود و افراط گری شما انسان را برای جواب دادن ترغیب میکند.

همچنین مشخص شد شما هم یکی از نوچه های مزدک هستید که البته بنده نمیدانم مزدک شما را تایید میکند یا خیر!

245:

بله هر انسانی میتونه و باید رئالیست باشه ولی آرمانی در ذهن داشته باشه اما نباید در رویا و مدینه فاضله زندگی کنه ،نباید از واقعیت دور بشه.
از ابتدای این بحث به شما و تمام دوستان گفته ام این تاثیری که احمقهایی مثل مارکس و ....بر شما جهان وطنیها گذاشته اند به این راحتیها پاک نمیشه .شما میبینید که این اندیشه ها به زباله دان تاریخ پیوستند اما باورش برای شما مشکل است.
اندیشه جهان وطنی از چند علت ناشی میشه .مجال نیست خلاصه چندتا علتش رو میگم . بی هویتی . یعنی انسان هویت خودش رو گم کرده باشه .وقتی انسان پیشینه های فرهنگی خودش رو پیدا نکنه یا نخواهد پیدا بکنه جایی نداره که خودش رو از اون سرزمین بدونه بنابر این به کل جهان چنگ میزنه. عقده خود کم بینی .وقتی انسان خودش رو کم و ضعیف میبینه دوست داره خودش رو با بزرگترها قاطی کنه تا ضعفش پنهان بشه . مثل قطره کوچک وقتی وارد دریا میشه.
یه مثال که شاید خیلی چیزا رو روشن کنه :چند سالی است از تشکیل اتحادیه اروپا میگذره ،بریتانیا هنوز با این وضع مشکل داره چون خودش رو قدرت برتر اروپا میدونه و دوست نداره با اروپاییها قاطی بشه چون قدرتش توی اتحادیه حل میشه و تحت تاثیرقرار میگیره .همیشه از بیرون و بالا به این اتحادیه نگاه میکنه چون قدرتش را از اتحادیه بالاتر میدونه . دقت کرده باشید همیشه با ایالات متحده میپره نه با اتحادیه.اما کشورهای ضعیفی مثل ترکیه التماس میکنند وارد اتحادیه بشن. چرا؟چون ضعیفند و میخوان ضعفشون پنهان بشه.

246:

ماله کشی های پیاپی

247:

در مورد ترکیه ایرانی عزیز ، اصرار دولتمردان این کشور برای وارد شدن به اتحادیه اروپا از سر آگاهی سیاستمداران این کشور هست که میخواهند با گذر از کشورهای عموما عقب افتاده منطقه خود را به عنوان کشوری پیشرفته و علاقه مند به ارتباطات جهانی معرفی کنند. هر چند با پیش زمینه ای که ترکها از عهد عثمانی بر ذهن اروپائیان گذاشته اند این امر با مشکلات بسیاری رو به رو شده.

248:

نوشته اصلي بوسيله م.آزاد نمايش نوشته ها
در مورد ترکیه ایرانی عزیز ، اصرار دولتمردان این کشور برای وارد شدن به اتحادیه اروپا از سر آگاهی سیاستمداران این کشور هست که میخواهند با گذر از کشورهای عموما عقب افتاده منطقه خود را به عنوان کشوری پیشرفته و علاقه مند به ارتباطات جهانی معرفی کنند. هر چند با پیش زمینه ای که ترکها از عهد عثمانی بر ذهن اروپائیان گذاشته اند این امر با مشکلات بسیاری رو به رو شده.
هر چه گشتم منافاتی ندیدم. نظر شما و بنده یکی است اما با جملاتی متفاوت.

249:

مثل اینکه خیلی علاقمندی به جدل و کلکل، خوب بنده دیگر مانند گذشته فعالیت نمیکنم و باید عرض کنم دیر رسیدی، شهاب رو هم که به قول خودت پروندی، هرچند که بنده علت اصلی بدرود گفتنش را میدانم و فکر نمیکنم آنقدر که می اندیشی در ذهنش مهم شده باشی.

بنده اهل سینه زنی نیستم، آنقدر هم دچار خود شیفتگی هستم که پست های خودم را بخوانم و به به و چه چه کنم. (البته این معمولا وقتی اتفاق میافتد که در جدل حال کسی را به صورت اساسی میگیرم، تا جایی که مفقود میشود)

متاسفانه بنده در خانه ای زندگی میکنم که کتابخانه آن بیش از 6000 هزار کتاب دارد و البته اندکی از آنها نوشته خود پدر بنده است که شامل مباحث تاریخی هم میشود. از این رو با اینکه با مطالعه میانه خوشی نداشتم، همیشه دور و اطرافم پر بوده است از سیاست مدار و منقد و تاریخنگار و خوب وقتی می آیند از گل و بلبل هم حرف بزنند به یاد مسائل تاریخی و البته موضوعات دیگر هم می افتند که باز هم باید بگویم متاسفانه به گوش ما هم میرسد و در حافظه ثبت میشود. (البته بنده اکثر وقتم را یا خوابم، و یا در خانه دگری زندگی میکنم، اما باز هم متاسفانه در همین خانه هم 3 عدد کتابخانه پر وجود دارد که از این میان یک طبقه از آن مطعق است به بنده که بیشتر در ژانر موسیقی است و چند کتاب فلسفی از فیلسوفانی که بعدا به دیوانگی، ارتداد و ... محکوم شدند)

بنده هم در یک خانواده بسیار معتبر متولد شدم، همیشه میخواستند بنده هم از شاخصان روزگار باشم، ولی از آنجایی که مانند شما زیاد علاقه ای به نشخوار عقاید و افکار دیگران نداشتم و نیاز به استقلال اندیشه داشتم شیوه دگری در زندگی برگزیدم که مهم ترین قسمت آن باز میگشت به موسیقی مورد علاقه ام و فلسفه مربوط به آن. (تا جایی که چند سال با را با افکار Satanic گذراندم)
به هر حال بیوگرافی بنده در قسمت های دگری هم موجود است و هر وقت کسی رجز خوانی کرده است ما هم ادامه دادیم، از این رو این حرفها تکراریست و در حوصله نیست.

به هر حال با اینکه زیاد هم پست نشده بودیم ولی پیش از این (زمانی که حوصله داشتم) اکثر پست های تالار موضوعی را میخواندم و مطالب تو هم به چشممان آشنا بود، بله میدانم که در اندیشه تو و مزدک تفاوتهایی وجود دارد ولی گویا شما نمیدانید که در اندیشه های بنده و شهاب تفاوت هایی وجود دارد.

در مورد ایرانی بودن به صورت فاشیستی باید عرض کنم بله اگر شما هدفتان این است که ایرانی فاشیست بسازید، دور بنده را خط قرمز بکشید که علاقه خاصی به این مسائل ندارم، مخصوصا وضعیت کنونی ایران که از بی غیرتی مردم به این صورت در آمده است. (بنده همیشه از انسانهای ترسو و محافظ کار متنفر بوده ام و این نکته تقریبا بر همگان آشکار است، از این رو با وضعیت فعلی ایرانیان را خارج از این قائله نمیدانم و نظرم میرود به سوی منفی شدن، باشد که بنده به Never Never Land فکر میکنم که اگر وقت شد برایتان توضیح خواهم داد، در واقع سرزمینهای بی مرز، شاید اگر اسلام را میپذیرفتند چنین اتفاقی می افتاد، به هر حال این وجه مشترکی است میان دینی که دارم با علاقه ای که دارم یعنی موسیقی و مضامین آن)
تاریخ ایران: خسروپرویز، آقا محمد خان، فتحعلی شاه، رضا شاه، احمدی نژاد (بنده افتخار میکنم که یک ایرانی هستم)

همانطور که عرض کردم همیهن یک فاروم فان است و احتمالا هدف اصلی هم همین بوده است، حتی ادمین وی با چنین مضامینی اشناست و اکثر مدیران به همین صورت. به هر حال شما به این فاروم آمده اید و شرکت میکنید، پس در قالب آن هستید. بنده هم پیرامون هم قالب سخن به میان آوردم.

همچنین یکی از علل زدن حرفهای تکراری توسط بنده، زدن پست های تکراری توسط امثال شماست.

اما نکته ای که بنده همیشه به آن واقف بودم و هستم:
در مباحث اینچنینی ادبیات است که حرف اول را میزند، مثلا اگر به یاد داشته باشد زمانی که بنده به قلم ادب مینوشتم اکثر کاربران (مسلمان و غیر مسلمان) زیر پست هایم را تنکس میزدند تا جایی که تعداد تنکس ها در زمانی بیش از پست ها شد و با 15 پست به مدیریت رسیدم.
برای بسیاری موضوع مهم نیست، قلم است که مهم است. به هر حال شما هم توانایی هایی در نوشتن دارید و بنده به آن واقفم. اما هر کس که میتواند بنویسد بر حق نیست و آنکس که نمیتواند هم دلیل بر احمق بودنش نیست.
بسیاری از کاربران اسلام ستیز حتی دوره دبیرستان را هم سپری نکرده اند و فقط کمی سعی میکنند ادبی بنویسند، آنگاه در ذهن شما مهم جلوه میکنند و مسائلی که به آن اشاره میکنند میرود و مینشیند وسط مغز شما. (همان ضمیر ناخودآگاهی که به آن اشاره فرمودید)
برعکس، کاربران عادی زیادی هستند که گاها جملات و مضامین بسیار پر مفهوم بر زبان می آورند، ولی قلم آنها دارای ضعف است و به زبان کوچه و بازار و در واقع زبان دل است. بنابر این شما به آنها چنین اتهامی را وارد میکنید.
نمیخواهم نام ببرم ولی بی شک خودتان هم میدانید که در میان اسلام ستیزان کسانی هستند که حتی نمیدانند قبل از پهلوی چه حکومتی روی کار بوده است و آنگاه در مورد تارخی صدر اسلام صحبت میکنند. (در واقع جعل) اما برعکس کسانی هستند که معمولا در مباحث فان شرکت میکنند و گاها به مطالب جدی هم سرک میکشند، پست آنها را فان قلمداد میکنید در صورتی که گاها دارای مفاهیم بالایست و البته انسانی.
مثلا بنده به شخصه در ابتدای حضور بسیاری را متهم به بی سوادی، دانش پایین، کمبود اطلاعات، قلم پرنقص و ... میکردم اما در مرور متوجه شدم که به راستی اینچنین نیست و بنده در اشتباه بودم، از این رو تغییری در رفتار ایجاد کردم و شدم همینی که حالا شما مشاهده میکنید. (اگر به یاد داشته باشید بنده در ابتدای حضور در این فاروم کوچکترین پست فانی نمیزدم و حتی کاربران را نمیشناختم و دوست هم نداشتم که بشناسم ولی حالا به قدری درگیر شدم که در نظر سنجی شاید به عنوان مجبوب ترین عضو فاروم شناخته شده باشم که البته این هم لطف همیهنی هاست نسبت به بنده)


---
در ضمن به این پست اضافه میکنم تا تعداد پستهایم بیهوده تر از این به افزایش نرود. گویا خیلی احتیاج به هم صحبت داری و با زدن پست های پشت سر هم میخواهی خود نمایی کنی. شما فکر کن ماله کشی، بنده هم فکر میکنم کوچه علی چپی که تو توشی. اما اون چیزی که ناراحتت میکنه اینکه شهاب نیست با کسی کلکل کنی و دلت تنگ شده برای کلکل، ولی خوب فاروم خیلی خلوت شده و کسی نیست باهات بازی کنه.

بیچاره چه میکشی خودت را
دیگر نشود شهاب زنده

(برای دریافت باقی شعر به دیوان ایرج میرزا مراجعه کنید و خوب خودتان را به عنوان مخاطب شعر در نظر بگیرید)

250:

من هیچگاه لعنت نمیفرستم؛بودا گفت:بر تاریکی لعنت نفرستید؛شمعی بیافروزید
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بله. کتابهای دوره راهنمایی و دبیرستان و پای منبر نشستن چند آخوند و دیدن چند فیلم تاریخی تمام اطلاعی است که بنده دارم، اما آنقدر ساده لوح نیستم که یک برنامه کم خرج ماهواره ای توسط چند بسواد ذهنم را تا به این حد دچار نابسامانی کند و تاریخ و فرهنگ بیهوده بسازم و یا بیهوده آنچیز را که داشتیم زیر سوال ببرم. (مثلا تو جریان مزدک را میخوانی و به به و چه چه میکنی، بنده همان کتابی که شما مطالعه کردید را مطالعه میکنم و ترجیه میدهم بعد از اتمام آن را به سطل آشغال بیاندازم)
سخنان من ربطی به ماهواره ندارد؛من ماهواره ندارم؛شاید باورش برای امثال شما که مجبور به انگ زدن و هوچی گری باشد کار سختی باشد.تا زمانی که اسناد و کتب معتبر تاریخی و غیر تریخی است نیازی به این اراجیف بافی ماهواره ها نمیبینم.کدام جریان مزدک ؟؟؟خوب قاعدتا من اینگونه نیستم من اسلام را نمیپذیرم؛چرا که با روحیات و باورهایم ناسازکار است؛اما کتابهایی که میدانم مربوط به اسلام است و بار علمی(البته علمی کردن قرآن را با آقایان بازرگان و سروش در پست "ناگفته های از قرآن" آوردم؛)دارند را میخوانم و تز و باگهای موجود در آن را بررسی میکنم.و در نهایت هم از خواندن کتابهای مذهبی تا حدودی لذت میبرم؛اما اینقدر متعصب نیستم وقتیکه کتاب تاریخ طبری که کتابی مستند و توسط یک مسلمان نوشته شد را به دور بیاندازم
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
چون دلت نشکنه: الله اکبر، الله اکبر
مرگ بر دولت آمریکا (که از نظر سیاست داخلی سگش شرف داره به حکومت ایران و جمهوری اسلامی)
مرگ بر اسرائیل رو حسابی پایم.
مرگ بر خودت (چون بنده ضدولایت فقیه هستم، البته با دلایل اسلامی نه دلایلی که شما دارید)
مرگ بر آمریکا...موافقم
مرگ بر اسراییل...موافقم
عزیزم من مسلمان نیستم و ولایت فقیه نیستم که بخواهم از ایشان یا هر انسان کلاشی که با دکان باز کردن و به اسم شریعت مردم را سر کیسه کند.شما ادعای مسلمانی دارید(البته اسلام رادیکالی) که بلا شک بایستی از یک مرجع تقلید پیروی کنید؛ و قاعدتا کسیکه از مرجع تقلید پیروی نکند مسلمان نیست؛این را من نیگویم:علمای عظام شما را این چنین امر فرمودند

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
خوب شاید خودشیفتگی در بنده وجود داشته باشد ولی گاها تظاهر به شکست بندی مینمایم، اما جریان همان مثل است که "رو دادن به برخی در نهایت به ضرر خودشان خواهد شد" و بنده از آنجا که دوست ندارم شما متضرر شوید با شما مثل خودتان برخورد میکنم، با شمایی که خود را سردار پارسی مینامید، عشق قدرت شما را خفه کرده است و دوست دارید هرچه زودتر خود را مطرح کنید، تا روزی جای علی متالیکا_2 را در محبوبیت پرنمایید و بسیاری از مطالب دیگر که لازم به ذکر نیست.
ما همین شب را داریم و از خواب میزنیم، به هر حال این هم روشی است برای وقت گذرانی، مثلا برای زدن این پست توانستم 10 دقیقه از وقت را سپری کنم تا صبح، البته بیشتر توجهم به موسیقی بود که گوش میکردم، اما برای شما هم بد نشد.
بی جهت مغلطه نکن؛اینجا سال 20 پس از هجرت نیست؛که بخواهید با شمشیر لااکراه فی الدین قتل عام کنید؛ما هم قبیله مسیحی بنی قریظه نیستیم؛پس حس قدرتی نداریم؛خوب میتوانید وقتی پاسخی ندارید دیگر مسایل را تغییر دهید؛مانند همان جریان پینک فلوید که در تالار مذهب مطرح کردید؛جای بسی شگفتی است.من سردار پارسی هستم اما با قدرت میانه ای ندارم؛چون جان انسان با ارزش تر از عقاید و مذاهب هستند؛در حالیکه شمشیرتان را به خون میلیونها انسان نا مسلمان آغشته اید؛فتح بلوچستان در صدر اسلام بد نیست بشنوید که چه کسی طالب قدرت است:

در آغاز به سیتان گدیدند و آن 27 پس از هجرت بود؛جنود الله(لشگر الله)سپس خانه های مجوسیان(ایرانیان)را آتش زدند و زنانشان را به بردگی گرفتند و مردانشان را به گرفتند و مذهبشان را اسلام کردند.
(تاریخ طبری؛ج1؛پارینه 208)

من نیازی به محبوبیت کاذب ندارم؛نوشته هایم برای خودم و کسانی هست که دوست دارند خودشان باشند است؛نه دیگران ؛ شما هستید که به خود غره اید؛و با هم پست شدن با من دست کم دانشی بر شما اضافه میگردد.وگرنه تمام این دوستان نیک آگاهند که بار سخنان علمی شما 0 است.
[/quote]

251:

داستان نون و القلم اثر جلال آل احمد رو پیشنهاد میکنم همگی افراد ح÷ور یافته در این تاپیک مطالعه بفرمایند. اگر کسی مایل بود نسخه ی Pdf آن را برایش میفرستم.
با مو÷وع در حال حاضر بحث شده در این تاپیک بسیار نزدیک است.

252:

اینجا بیشتر به رینگ بوکس میمونه تا جایی برای بحث
ما که یا علی
رفتیم

253:

جناب آزاد ، شما مدیر هستید . صلاح نیست عرصه را خالی بگذارید .

254:

اگر من ننگی برای اسلام ستیزان باشم تو و رفقات لکه ی ننگی بر حیوانات وغز فندقی به شمار می آیید. دفاع امثال تو از اسلام را قبول ندارم زیرا با پیامهای خصوصی متقاعدم کرده اند که تو با خود دینداران هم مشکل داری ، درضمن اطلاعاتت هم در حد صفر است. و نتیجه ی تمامی اینها اینکه در حدی نیستی که پاسخهایت را کامل بخوانم

255:

در مورد مزدک هم همین کافیست که بدانید ایشان پرفسور هستند نامشان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ است و در آلمان زندگی میکنند.

256:

[/quote]

به یاد درختان سرو مظهر استواری این بار با رنگ سبز.

257:

من مدیر این تالار نیستم
و تا وقتی بحث کردم که بحث بود
الان جدل شده و هر کسی میخواد حرف خودشو به کرسی بنشونه
خوب کرسی مال شما
ما که دعوا نداریم

258:

البته پاسخ دادن بنده به شما یک افتخار است برای شما و خودتان هم به آن آگاهید کماندو.
(البته ما هم وقتی سرباز بودیم رو لباسامون نوشته بود کماندو، ولی به این خوشتیپی نبودیم)

عجب، چرا هر حرفی بنده میزنم شما هم آن را تکرار میکنید، جریان پیغام خصوصی را که بنده مطرح کردم، البته مضمون شما نبودید چون هنوز عدد شما به جایی نرسیده است که حتی بسیاری شما را به حساب آورند.
بله، بنده با بسیاری از مسلمانان هم مشکل داشتم، ولی این با تاریخ حضور شما نمیرسد، حالا شما این اخبار را از کجا دریافت کردید خدا عالم است، شاید از کسانی بودید که توسط بنده ضایع شدید و حالا با ای دی دیگر قصد در انتقام دارید.

خوب دیگه بستته. برو بازی کن. بنده هم به تالارهای دیگر میپردازم.

جدل در فارومهای فارسی همیشه جذاب بوده است، اما برای کسانی که اصولش را میدانند و به آن مسلط هستند. شما فاقد این توانایی هستید.

259:


ایشون سیک هستن و در هند زندگی می کردن تا سن 76 سالگی و ایشالا الانم مردن:دی

260:

بله. تا جایی که بنده به یاد دارم پرچم ایشان در تمامی فارومها همان پرچم هند بوده است.
اما معمولا در دنیای مجازی نمیتوان به این مشخصات اعتماد کرد. بسیاری هستند که از بیم جان و مسائل دیگر ایچنین مشخصاتی در اختیار مردم قرار میدهند.
همچنین سن افراد مشخص نیست. مثلا اگر به یاد داشته باشید بسیاری فکر میکردند بنده بیش از 40 سال زندگی کرده ام، در صورتی که اینطور نبود و تاریخ تولدم را ذکر کردم.
مثلا یکی از کاربران مشهور اسلام ستیز که همیشه دم از سن و سال دار بودن میزد و بنده هم با ایشان مشکلات زیادی داشتم در نهایت یکی از دوستان دنیای حقیقی ما در آمدند.

روزی به خانه یکی از دوستانم رفتم و وقتی آمدم در همیهن پست بزنم (از خانه وی) متوجه شدم ایشان هم یکی از کاربران فعال تالار موضوعی همیهن هستند که البته بعد از این جریان دیگر به این فاروم نیامدند.

261:

آره درسته...
فکر نکنم پروفسور باشه چون به شخصه اگه بدونم کی پروفسورای اینو رد کرده ...بقیشو خصوصی میگم:دی
ایول علی... تهران نبود؟:دی

262:

بیشک مدرک دانشگاهی وی بالاتر از لیسانس نیست. شک نکن.

خیر. اگر تهران بود که الان زنده نبود.
البته کاربر تهران بیسواد هم اکنون هم با بیش از 10 ای دی در همین فاروم مشغول فعالیت است. ولی بنده با همین یک ای دی حساب تمامی ای دی هایش را خواهم رسید.
هرکجا که بویی از توهین، بیسوادی، کج فهمی و ... به گوش رسید رد پای این فرد را پیگیری کن. مثلا همین کماندو که 3 تا آواتورش تو سه تا ای دی دیگر هم موجوده عددی تک رغمیست که اصلا نمیدونه علی کیه، مزدک کیه و ...

263:

ای بابا اینو ول کن علی... من اینو عددی حساب نمی کنم آخه
آهان حدس میزنم کی بوده:دی

264:

ايراني مسلمان يا مسلمان ايراني ؟؟؟

هر چه بيشتر مي انديشم بيشتر به اين باور ميرسم كه هردو يكيست و به گونه اي در هم آميخته اند كه هرگز نمي تواني ايندو را از هم تفكيك كني !

بدون وطن هيچي
و
بدون دينت پوچ

پس از ديد من اين دو هيچ فرقي نميكند و از هر دو طرف يك معني ميدهد !


265:




به نظر من این دو مقوله ی جدا از هم می باشد و نباید با هم آمیخته شود اینکه می گوییم ایرانی هستیم چون آبا و اجدادمان ایرانی بودند و اینکه می گوییم مسلمانیم چون این دین را به عنولن دین برتر پذیرفتیم

266:

[/quote]وقتی میگویم اسلام را نمیشناسید همین است دگر. باز بگوید اسلام شناسید. آن از حافظ که مثال مسلمان بودنش را نمیدانستید و بنده شعر آوردم، حالا هم این نکته را آویزه گوشتان کنید:

در اسلام هر مسلمان موظف است احکام دینی خود را بداند و دین را به صورت مستقیم پی گیری کند، برخی از میزان هوش و سواد پایینی برخوردارند و برخی به علت روزمرگی و مشغله کاری وقت زیادی برای پیگیری ندارند، از این رو در شیعه تقلید بنا نهاده شده است. اما بنده که صلاحیت مراجع را تایید نمیکنم و آشنایی مختصر با اسلام دارم و هرروز در حال پیگیری مسائل دینی هستم موظفم از خودم تقلید کنم و شاید تقلید برای بنده حرام باشد. (کسی که به درجه اجتهاد برسد، تقلید بر وی حرام خواهد شد) البته بنده مرجع تقلید نیستم، ولی مرجعی هم ندارم.
درضمن نظریات مراجع تقلید با یکدیگر متفاوت است، اما جمهوری اسلامی احکام شرعی "خامنه ای" را به رسمیت میشناسد، مثلا در مورد کشیدن سیگار در ماه رمضان حکم وی جاری میشود و اگر مرجعی هم آن را حرام نداند چون ایشان حرام اعلام کردند، اگر کسی خلاف آن عمل کند و در خیابان تظاهر به روزخواری مجازات خواهد شد که خوب بنده به این عمل و هزار و یک عمل دیگر جمهوری اسلامی اعتراض دارم.
(پس از اینکه شما وارد این فاروم شوید و بنده هم تازه عضو شده بودم به علت انتقاداتی که به جمهوری اسلامی داشتم بسیاری فکر میکردند بنده هم مانند شما اسلام ستیز هستم، مخصوصا اینکه برخی بنده را از فارومهای دیگر میشناختند که خوب در زمان فعالیت در فارومهای دیگر هنوز مسلمان نشده بودم)[/quote]

ببینید دیدگاه من با شما در بسیاری جایگاهها متضاد است ؛ در این شکی نیست؛اما من دنبال حقیقت آزادم؛جهان من جهانی است که انسانی به خاطر دین و مذهبش کافر و مرتد شناخته نمیشود؛انسانی به خاطر احساسش مسخ و کشته نمیشود.در کشور من که پیشتر هم در تاریخ و فرهنگ ما نام برده است شهر جمکرد است؛قاعدتا چیزی از جمکرد نمیدانید؛آرمان شهر ایرانی ؛ البته این آرمانشهر جهانی است؛ و اساسا با کشور گشاییها کاری ندارد؛فرهنگ ایران را دوست دارم چون هیچ خشونتی درش نیست؛هیچ اجباری درش نیست؛اگر شما هم مانند من دنبال هویت خود بودید؛اکنون مانند من شیفته درک و فرهنگ ایران میشدید
[/quote]کدام جریان Pink Floyd. به یاد دارم که شما اطلاعات مختصر و برداشت عامه ای از این گروه داشتید و بنده کمی بحث را تخصصی تر کردم.
بنده شمشیر بازی بلدم، ولی الان شمشیر ندارم، اما یک سوال برایم پیش آمد! مگر میشود با شعار "هیچ اجباری در دین نیست" قتل عام کرد؟!
شما سردار پارسی هستید؟!! خاک بر سر سربازهایتان.
بنده نه سربازم، نه دستور سردار و سرلشکر بر من تاثیر گذار است.
خوب شخصیت شما برای بنده قابل تصور بود، اما بنده احساس میکنم عقاید انسان از جانش خوش تر است و مهم تر. اسلام که هیچ بنده حاضرم بر سر عقاید کوچکتر از آن پافشاری کنم تا جایی که جان فدا کنم. حتی در جهت اصلاحات در مملکت ویران خودم.
درضمن شما یک ضد ایرانی هستید که با مردم ایران دشمنی خونی دارید، چون اکثر مردم ایران نه تنها اسلام را پذیرفتند، بلکه به جمهوری اسلامی هم رای دادند. بنده هم مخالف جمهوری اسلامی هستم اما به عقاید مردم احترام میگذارم، شما به عقاید مسلمانان هم احترام نمیگذارید و اگر بر قدرت آیید همه را قتل عام خواهید کرد. (با استناد به منطق) [/quote]
باز هم بی احترامی را از شما دیدیم؛اتفاقا این شما هستید که میگویید؛لا تفرقوا اما در اصل جنود الله فی سبیل الله هستید؛که هر آنچه با ماهیت اسلام متناقض باشد را در هم میکوبید؛جنگهای صلیبی و قتل عامهای فراوان در صدر اسلام از جانب مشرکین و بی دینان و نا باوران به مذهب نبوده است بلکه بیشتر موضع این حملات از جانب مسلمانان تند رو بوده است(دقت کنید گفتم مسلمانان تند رو)؛البته میخواهم در این باره بحثی علمی و تاریخی را پیش بکشم؛که قاعدتا شما از آنها متعجب خواهید شد؛من هم پیشتر مانند شما یک مسلمان دو آتشه بودم اما با تحقیقی و بررسیهای فراوان دریافتم که کسانی که حرفی برای گفتن دارند هیچگاه قداره کشی و شمشیر کشی نمیکنند بلکه شمشیرشان منطقشان است.

267:

ببینید دیدگاه من با شما در بسیاری جایگاهها متضاد است ؛ در این شکی نیست؛اما من دنبال حقیقت آزادم؛جهان من جهانی است که انسانی به خاطر دین و مذهبش کافر و مرتد شناخته نمیشود؛انسانی به خاطر احساسش مسخ و کشته نمیشود.در کشور من که پیشتر هم در تاریخ و فرهنگ ما نام برده است شهر جمکرد است؛قاعدتا چیزی از جمکرد نمیدانید؛آرمان شهر ایرانی ؛ البته این آرمانشهر جهانی است؛ و اساسا با کشور گشاییها کاری ندارد؛فرهنگ ایران را دوست دارم چون هیچ خشونتی درش نیست؛هیچ اجباری درش نیست؛اگر شما هم مانند من دنبال هویت خود بودید؛اکنون مانند من شیفته درک و فرهنگ ایران میشدید
نوشته اصلي بوسيله علی متالیکا
کدام جریان Pink Floyd. به یاد دارم که شما اطلاعات مختصر و برداشت عامه ای از این گروه داشتید و بنده کمی بحث را تخصصی تر کردم.
بنده شمشیر بازی بلدم، ولی الان شمشیر ندارم، اما یک سوال برایم پیش آمد! مگر میشود با شعار "هیچ اجباری در دین نیست" قتل عام کرد؟!
شما سردار پارسی هستید؟!! خاک بر سر سربازهایتان.
بنده نه سربازم، نه دستور سردار و سرلشکر بر من تاثیر گذار است.
خوب شخصیت شما برای بنده قابل تصور بود، اما بنده احساس میکنم عقاید انسان از جانش خوش تر است و مهم تر. اسلام که هیچ بنده حاضرم بر سر عقاید کوچکتر از آن پافشاری کنم تا جایی که جان فدا کنم. حتی در جهت اصلاحات در مملکت ویران خودم.
درضمن شما یک ضد ایرانی هستید که با مردم ایران دشمنی خونی دارید، چون اکثر مردم ایران نه تنها اسلام را پذیرفتند، بلکه به جمهوری اسلامی هم رای دادند. بنده هم مخالف جمهوری اسلامی هستم اما به عقاید مردم احترام میگذارم، شما به عقاید مسلمانان هم احترام نمیگذارید و اگر بر قدرت آیید همه را قتل عام خواهید کرد. (با استناد به منطق)
باز هم بی احترامی را از شما دیدیم؛اتفاقا این شما هستید که میگویید؛لا تفرقوا اما در اصل جنود الله فی سبیل الله هستید؛که هر آنچه با ماهیت اسلام متناقض باشد را در هم میکوبید؛جنگهای صلیبی و قتل عامهای فراوان در صدر اسلام از جانب مشرکین و بی دینان و نا باوران به مذهب نبوده است بلکه بیشتر موضع این حملات از جانب مسلمانان تند رو بوده است(دقت کنید گفتم مسلمانان تند رو)؛البته میخواهم در این باره بحثی علمی و تاریخی را پیش بکشم؛که قاعدتا شما از آنها متعجب خواهید شد؛من هم پیشتر مانند شما یک مسلمان دو آتشه بودم اما با تحقی و بررسیهای فراوان دریافتم که کسانی که حرفی برای گفتن دارند هیچگاه قداره کشی و شمشیر کشی نمیکنند بلکه شمشیرشان منطقشان است.

268:

اما بی دینی دیکتاتوری بوجود می آورد و خود رائی که اگر این مسئله به صورت سیاسی مطرح شود و جامعه با توسری سرعقل نیاورند (شخص دیکتاتور را) شخصی چون هیتلر بوجود می آید که ظاهرا شما هم به وی علاقمند بوده اید. (هرچند که هیتلر هم ادعای بی دینی نداشت)
بنده هیچ مشکلی با فرهنگ اصیل ایرانی ندارم، ولی فرهنگ ایرانی کامل نیست. بنا بر این دوست دارم از کشورهای دیگر هم بی آموزم. شاید وقتی شما متعصبانه برخورد میکنید چنین پاسخ هایی از بنده طبیعی باشد. به هر حال دین برای من مهم تز است از میهن. همچنین هنر.

چه خوب است که شما تا به این حد با افکار بنده آشنا هستید. بنده فقط به کفار ترحم میکنم و دل میسوزانم و علاقه ای به کشتن آنها ندارم.
بنده هم زمانی مانند شما کافر بودم، البته مانند شما که نه خیلی متعصب تر از شما. هم اکنون هم مسلمان متعصب نیستم و این به خود شما هم ثابت شده است، حالا در جدل هلو خیر نمیکنند، میدانم. اما انصاف هم بد نیست. به هر حال احتمالا چهره بنده را دیده اید و در مورد عقایدم هم اطلاعات اندکی دارید.

269:

از اینکه یاد و خاطره مزدک این چنین در ذهن جهادیون حک شده است بسیار خرسندم

270:

همچنین مشخص است که خیلی مایلید با بنده صحبت کنید. بنده این افتخار را به شما داده ام. فقط جریان را لوس نکنید که حوصله به سر آید.

271:

چه کسی چنین حرف شما را ثابت کرده است در حالیکه در فلسفه ما در قرون وسطی توسط مذهبیان مراسم اتودافه و انکیزاسیون در اروپا و اسپانیا و دادگاههای تفتیش عقاید در ایتالیا داشتیم؛نیوتن نیز جزو نابود شدکان افکار مذهبی بود؛جامعه سکولار که در حکومت خود لاییک بودن را اصل قرار میدهد ؛ جزو جامعه های موفق حساب میشوند؛در یک جامعه سالم نبایست ارزش انسانها بر اساس ایمان به مذهب اصل قرار داده شود؛منهیتلر را از بسیاری جهات میستایم؛برای اینکه یک سری از کارهای این انسان بسیار موثر بود؛او از دانشمندان بزرگانی ماننند آلفرد نومن و اینیشتن در آلمان استفاده کرد . اما نمیدانم هیتلر چه ربطی به بحث من داشت؟؟؟
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بنده هیچ مشکلی با فرهنگ اصیل ایرانی ندارم، ولی فرهنگ ایرانی کامل نیست. بنا بر این دوست دارم از کشورهای دیگر هم بی آموزم. شاید وقتی شما متعصبانه برخورد میکنید چنین پاسخ هایی از بنده طبیعی باشد. به هر حال دین برای من مهم تز است از میهن. همچنین هنر.
میتوانم بپرسم چرا فرهنگ ایران کامل نیست؟؟بدون سند سخن نگویید؛آیا شما که مدعی حقوق بشر در اسلامید از قانون سنگسار آگاهید؟؟
ملاک انسانها در اسلام ایمانشان است نه جانشان این با انساندوستی گفته شده در اسلام متناقض است!
من منتظر اینم که اثبات کنید فرهنگ ایران کامل نیست!در حالیکه مسلمانان وامدار فرهنگهای عبرانی و ایرانی بودند

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
چه خوب است که شما تا به این حد با افکار بنده آشنا هستید. بنده فقط به کفار ترحم میکنم و دل میسوزانم و علاقه ای به کشتن آنها ندارم.
بنده هم زمانی مانند شما کافر بودم، البته مانند شما که نه خیلی متعصب تر از شما. هم اکنون هم مسلمان متعصب نیستم و این به خود شما هم ثابت شده است، حالا در جدل هلو خیر نمیکنند، میدانم. اما انصاف هم بد نیست. به هر حال احتمالا چهره بنده را دیده اید و در مورد عقایدم هم اطلاعات اندکی دارید.
در طول عمرتان چندکتاب قوی را بدون تعصب خواندید ؛ قول شرف میدهم که به خود جرات ندادید فلسفه هم بخوانید چون فلسفه الحاد به آسانی مذهب را رد میکند پیشنهاد میکنم نظریه مکانیک مذهب را در مقاله پراگماتیسم برتراند راسل بخوانید؛نوع نبشتن شمامشخص است که دانشتان پراکنده است؛ برای همین بحث با شما قاعدتا نمیتواند علمی باشد و من تلاش میکنم در حد اندزه خود شما بحث کنم و گرنه بی تردید دستگاه فکریتان بهم خواهد ریخت

272:

دانشمندانی که شما نام بردید همه دین دار بودند، البته یکی از فرق های اسلام با مسیح در این بوده است که علمای اسلامی هیچگاه مانند مسیحیان مردم را مورد استحمار قرار نداده اند و فشار تا به این حد نبوده است، هرچند که قبول دارم در زمانهایی حاکمان بی دین نالایق با لباس اسلام مردم را زیر فشار قرار دادند.
ارزش های انسانی میسر نمیشود مگر با حضور دین.
البته اگر شما با افکار بنده آشنایی کامل را داشتید میافتید که بنده هم نظام لاییک را "در شرایط فعلی" ترجیه میدهم، اما علت نقص اسلام نیست، نقص انسان است و افراد دیکتاتور (در حکومت) و مردمی که طن به استحمار میدهند. (که هر دو از اسلام دور شده اند)


در مورد فرهنگ باید عرض کنم فرهنگ هیچ کجا کامل نیست، اصلا در چه چیز میتوان ادعا داشت که تکامل وجود دارد؟!! در طی زمان مسائلی بر مردم مشخص میشود که بعد از اندک زمانی به عرف و فرهنگ مبدل میگردد، از این رو شما در 2500 سال پیش گم شده اید (البته یقینا از فرهنگ آن زمان هم هیچ نمیدانید) اما اسلام زمان شمول است و بعد از 1400 سال هنوز به کار می آید.
مثلا در زمینه موسیقی (که احتمالا شما با آن آشنا نیستید) موسیقی ایرانی کامل نیست، موسیقی ایرانی در قالب هایی طراحی شده است که خارج شدن از آن تغریبا ممکن نیست، این در صورتی است که هم اکنون در غرب قالب های موسیقی را میشکنند. نمونه اش تنوع و تعدد در ژانر های موسیقی راک و متال.
مثلا در ابتدا ما فقط یک راک داشتیم، بعد از قلب این راک متال بودجود آمد و بعد هم سبکهای دیگرش. مثلا بلک متال، در همین سالهای اخیر از قلب بلک متال Melodic Black Metal و Nordic بوجود آمد. اما بعد قالب سبک ملودیک شکسته شد و سبکی به نام Viking Metal بوجود آمد. (البته این یک نمونه ساده فهم است وگر نه مثالهای خیلی بهتر هم موجود بود)
درضمن موسیقی ایرانی یک موسیقی کلام محور است در صورتی که ذات موسیقی، موسیقی است نه کلام.
در مورد سنگسار پیش از حضور شما بحث های کاملی شده بود که بسیاری از عزیزان توضیحات بسیار مناسبی ارائه دادند، همچنین بنده هم چند پست زدم، در آرشیو جستجو کنید.
درضمن تمام اخراعات و اکتشافات (در سالهای پیش از میلاد) از این مرز و بوم نبوده است، و تمدنهای دیگری هم وجود داشته اند. اقوام آریایی هم سابقه زیادی در تاریخ ندارند و قومهای پیش از آنها میزیستند.


---
باقی مطالب شما جدل است که بنده دیگر حوصله آن را ندارم، به هر حال شما خود را سردار پارسی میدانید و بنده شما را غلام پارسی هم نمیدانم. همچنین دوست دارید در تمامی زمینه های ادعا کنید، نمونه اش موسیقی که خوب کسانی استاد تر از شما هم وجود دارند که نمونه اش را در بحث های پیرامون موسیقی توسط بنده مشاهده کردید و فرار را بر قرار ترجیه دادید.
اگر اطرافیان شما را حسن بقال و حسین نقال پر کرده اند بنده با کسانی در مصاحبت بوده ام که شاید شما آرزوی دیدار آنها را داشته اید. (هر چند که برای خود بنده اصلا مهم نیست و چون این موضوع اکتسابی نیست، به آن افتخار نمیکنم)

273:

عذر میخوام
چون نظر من داخل گزینه ها نبود مجبورم اینجا بنویسم :
1- مسلمان
2- شیعه
3- ....

از اینجا به بعد وارد خصوصیات جغرافیایی و تاریخی میشیم که به ابعاد انسانی ربطی ندارن و ساختگی و قرار دادی هستن.

997- ساکن کره زمین
998- آسیایی
999- ایرانی

274:

آن 998 تای دیگر را کاری ندارم. مبارکتون باشه. ولی تا زمانی که به شماره 999 مفتخر هستید مجاز هستید در ایران بمونید و به زندگی خودتون ادامه بدید و از حمایت دولت و مردم این خطه برخوردار باشید.

275:

مگر شما هستید که تایین میکنید چه کسی حق ماندن دارد یا خیر، اگر بنا به فعالیت باشد سابقه فعالیت ایشان با شما قابل مقایسه نیست و اصلا در حدی نیستید که بخواهید با ایشان هم پست شوید. ولی چنین حق هایی برای کسی وجود ندارد.
به هر حال هرکس نظری دارد.
مثلا نظر بنده این است:
1. مسلمان
2. متالر
3. شمیرانی
4. ایرانی

این در صورتی است که شجره نامه عریض و طویلی دارم که نشان دهنده ایرانی بودن بنده است. اما بسیاری از کسانی که ادعای ایرانی بودن میکنند اصلا معموم نیست ایرانی هستند یا خیر. به هر حال حمله چنگیر و اعراب و اقوام دیگر (عثمانی و ترک) و ... همه و همه تاثیرگذار بودند و اگر کسی دارای شجره نامه نباشد نمیتواند ایرانی بودن خود را ثابت کند.

اما بنده احساس میکنم ایرانی بودن بستگی به شخصیت فرد و علاقه وی به ایران داشته باشد. مثلا ممکن است کسی دم از کوروش بزند و در عمل خلاف رفتار آن را طلب کند.
کسی باشد که دم از ایرانی بودن میزند و در دفاع مقدس (8 سال جنگ) خانه نشین بوده است و مشغول زمین خواری.
کسی باشد که دم از ایرانی بودن میزند ولی حتی حاضر نیست یک کالای ایرانی در خانه خود داشته باشد.
کسی هست که دم از ایرانی بودن میزند ولی در انتخابات کشورش شرکت نمیکند.

البته ممکن است بگویید ما ایرانی هستیم و نظام جمهوری اسلامی را تایید نمیکنیم، از این رو هیچ خدمتی به جامعه انجام نمیدهیم، اما بنده به عنوان یکی از مخالفان جمهوری اسلامی مثلا شرکت در انتخابات را وظیفه خود میدانم و در تایین سرنوشت خود مشارک خواهم کرد، در عوض همیشه به فکر اصلاحات و حتی انقلاب خواهم بود و در این راستا در حد خود تلاش خواهم کرد.
(البته فعلا انقلاب صلاح نیست و البته یک انقلاب نیازمند یک رهبر است که آن رهبر نیز وجود ندارد، همچنین مسائلی را به دنبال خواهد داشت که بعد از 28 سال هنوز کمی زود است و بسیاری طاقت آن را ندارند)

276:

باز هم متوجه سخنان من نشدید فقط میخواستید پاسخی دهید ؛ من نگفتم این دانشمندان لاییک هستند؛ گفتم این دانشمندان را هیتلر در خدمت خود گرفت اما با این حال هیتلر علاوه بر نقایص خود توانست به گونه ای علم نظانمی را رهبری هدفمندتر کند؛
منظور شما از حاکمان بی دین چه کسانی اند؟؟؟
تا زمانی که نمونه و اثبات و مقایسه نکرده اید سخن شما مبنی بر رد دولت غیر دینی یک نظریه شخصی است که هنوز اثبات نشده است.!!


نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد فرهنگ باید عرض کنم فرهنگ هیچ کجا کامل نیست، اصلا در چه چیز میتوان ادعا داشت که تکامل وجود دارد؟!! در طی زمان مسائلی بر مردم مشخص میشود که بعد از اندک زمانی به عرف و فرهنگ مبدل میگردد، از این رو شما در 2500 سال پیش گم شده اید (البته یقینا از فرهنگ آن زمان هم هیچ نمیدانید) اما اسلام زمان شمول است و بعد از 1400 سال هنوز به کار می آید.
مبنای و اثبات اینکه فرهنگ هیچ جا کامل نیست در چیست؟
اگر اینگونه باشد که شما میگویید پس فرهنگی هم که اسلام از ایران عاریه گرفته است قاعدتا نباید کامل باشد!پس چگونه میتوان به فرهنگ عاریه ای اسلام تکیه کرد؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
مثلا در زمینه موسیقی (که احتمالا شما با آن آشنا نیستید) موسیقی ایرانی کامل نیست، موسیقی ایرانی در قالب هایی طراحی شده است که خارج شدن از آن تغریبا ممکن نیست، این در صورتی است که هم اکنون در غرب قالب های موسیقی را میشکنند. نمونه اش تنوع و تعدد در ژانر های موسیقی راک و متال.
مثلا در ابتدا ما فقط یک راک داشتیم، بعد از قلب این راک متال بودجود آمد و بعد هم سبکهای دیگرش. مثلا بلک متال، در همین سالهای اخیر از قلب بلک متال Melodic Black Metal و Nordic بوجود آمد. اما بعد قالب سبک ملودیک شکسته شد و سبکی به نام Viking Metal بوجود آمد. (البته این یک نمونه ساده فهم است وگر نه مثالهای خیلی بهتر هم موجود بود)
درضمن موسیقی ایرانی یک موسیقی کلام محور است در صورتی که ذات موسیقی، موسیقی است نه کلام.
جناب عقل کل من در این تالار بحثی در باب موسیقی با شما ندارم؛یکی از دوستانم در همان تالار پاسخ شما را میدهند؛در ضمن بد نیست اینقدر ادعای فضل و کمال نکنید که اگر بخواهم وارد موسیقی و بحث فنی آن بشوم مطالبی را برایتان میزنم که تا سالهای سال از درک آن عاجز شوید؛پس سکوت بنده را دال بر یک حکمت فردی بگذارید
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد سنگسار پیش از حضور شما بحث های کاملی شده بود که بسیاری از عزیزان توضیحات بسیار مناسبی ارائه دادند، همچنین بنده هم چند پست زدم، در آرشیو جستجو کنید.
درضمن تمام اخراعات و اکتشافات (در سالهای پیش از میلاد) از این مرز و بوم نبوده است، و تمدنهای دیگری هم وجود داشته اند. اقوام آریایی هم سابقه زیادی در تاریخ ندارند و قومهای پیش از آنها میزیستند.
مرا به جستجو حواله نکنید ؛ پاسخ دهید
چه اقوامی پیش از آریاییان میزیستند؟؟اصلا بحث من این بود؟؟خواهشا هدف مباحث مرا تغییر ندهید؛حاشیه پردازی نکنید؛ بله پیش از آریاییان انسان نیاندرتال مربوط به دوره سوم بوده اند؛ اما منظور شما نامفهومه کدام قوم را میگویید/؟؟


---
باقی مطالب شما جدل است که بنده دیگر حوصله آن را ندارم، به هر حال شما خود را سردار پارسی میدانید و بنده شما را غلام پارسی هم نمیدانم. همچنین دوست دارید در تمامی زمینه های ادعا کنید، نمونه اش موسیقی که خوب کسانی استاد تر از شما هم وجود دارند که نمونه اش را در بحث های پیرامون موسیقی توسط بنده مشاهده کردید و فرار را بر قرار ترجیه دادید.
اگر اطرافیان شما را حسن بقال و حسین نقال پر کرده اند بنده با کسانی در مصاحبت بوده ام که شاید شما آرزوی دیدار آنها را داشته اید. (هر چند که برای خود بنده اصلا مهم نیست و چون این موضوع اکتسابی نیست، به آن افتخار نمیکنم)[/quote]

کسی که عمری در چاه سرنوشت مانند هاروت و ماروت آ.یزان بوده است هرگز به افق روشنی دیگری نمیاندیشد؛من ادعا نکرده ام؛چون شما را حتی با ذره بین و میکروسکوپ هم رویت نکردم؛پس زاری نکنید؛چون در همین اندازه خودتان با شما جدل میکنم برایتان کافی است؛بیشتر وارد جزییات نمیشوم

277:

من نگفتم من تعیین میکنم. من یک حقیقت را بازگو کردم و آنکه کسی که ایرانی باشه (شناسنامه ایرانی داشته باشه) مجاز هست در ایران بمونه و از حقوق شهروندی برابر (حمایت دولت و مردم) برخوردار باشه. سابقه عضویت و مدیریت در هم میهن میره جزو همون 998 تای دیگر.

جهت اطلاع، این از قانون اساسی کشورهاست. کسی اگر نسبش به خود چنگیزخان هم برسه ولی شناسنامه ایرانی داشته باشه کافی است. کسی اگر نسبش به کورش بزرگ هم برسه ولی تبعه انگلیس باشه باید برای آمدن به ایران ویزا درخواست کنه و جهت اطلاع ایران یکی از بدویزا ترین کشورهاست. ویزاش تمام شد باید برگرده کشورش. مثل این افغانیهایی که به تازگی رانده شدن.

بعضیها از اول در این نظرسنجی گفتند که این دو مقوله ملیت و مذهب را نباید مخلوط کرد و اصولا مذهب در درجه دوم شناسایی یک فرد هست، کسی دقت نکرد. گفتم حالا که این دوستمون جستار در نظر دادن تندروی کرده بگذار یکبار دیگه واقعیت را یادآوری کنم.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
البته ممکن است بگویید ما ایرانی هستیم و نظام جمهوری اسلامی را تایید نمیکنیم، از این رو هیچ خدمتی به جامعه انجام نمیدهیم، اما بنده به عنوان یکی از مخالفان جمهوری اسلامی مثلا شرکت در انتخابات را وظیفه خود میدانم و در تایین سرنوشت خود مشارک خواهم کرد، در عوض همیشه به فکر اصلاحات و حتی انقلاب خواهم بود و در این راستا در حد خود تلاش خواهم کرد.
(البته فعلا انقلاب صلاح نیست و البته یک انقلاب نیازمند یک رهبر است که آن رهبر نیز وجود ندارد، همچنین مسائلی را به دنبال خواهد داشت که بعد از 28 سال هنوز کمی زود است و بسیاری طاقت آن را ندارند)
این نظریات شماست و ایرادی درش نیست. فقط تا آنجا که من میدونم، نظام جمهوری اسلامی وظیفه اش خدمت کردن به جامعه است (این بماند که نمیکند!). تنها وظیفه مردم دادن مالیات و رفتن سربازی است نه خدمت به جامعه. رای دادن هم طبق قانون وظیفه نیست یک حق هست برای اتباع ایران در تعیین سرنوشت خودشون.

278:

کسی که عمری در چاه سرنوشت مانند هاروت و ماروت آ.یزان بوده است هرگز به افق روشنی دیگری نمیاندیشد؛من ادعا نکرده ام؛چون شما را حتی با ذره بین و میکروسکوپ هم رویت نکردم؛پس زاری نکنید؛چون در همین اندازه خودتان با شما جدل میکنم برایتان کافی است؛بیشتر وارد جزییات نمیشوم[/quote]
برای اینکه جدل را کش ندهم عرض میکنم این شما هستید که سابقه فعالیتان در فارومهای فارسی به اندازه تعداد سیگارهایی نیست که بنده پای فاروم نویسی کشیده ام. درضمن خیلی برای محبوبیت نکوشید که نوچه علی متالیکا شدن هم کار هر کسی نیست چه برسد به علی متالیکا شدن. (به هر حال شما ثابت کرده اید که چنین توانایی را ندارید)
در مورد موسیقی هم باید عرض کنم بنده در این باب با کسی جدل ندارم، اما اطلاعاتم به اندازه ای هست که در فاروم تخصصی موسیقی مدریت چند تالار را برعهده داشته باشم. آنجا امثال رفقای شما زیادند. همچنین بنده با چندین آهنگ ساز بزرگ در ارتباط هستم که از این میان میتوانم به فرهاد فخرالدینی اشاره کنم. (یعنی اگر بر فرض محال خواستی جدل کنی و بنده مطلبی رو نمیدونستم میتونم با یک تلفن ساده خیلی بیشتر از اون چیزی که میدونی تحویلت بدم، البته در مورد موسیقی متال میتوانم عرض کنم هنوز روی دست خودم ندیدم که البته هدف من هم از متال گوش کردن کلکل نیست، برای دل خودم گوش میکنم، اما در این راستا و این 12 سال اطلاعاتی به دست آوردم)
در پایان کمتر ادعا کن.

منظور شما از حاکمان بی دین چه کسانی اند؟؟؟

منظور بنده کسانی هستند که نه تنها اسلام و ادیان الهی دیگر را بلکه دین اهورایی خود را نیز به رسمیت نمی شناختند و یا اگر در ظاهر اینگونه بودند در عمل به صورت دیگر که در تاریخ پیش از اسلام زیاد یافت میشوند. البته این حکما بعد از اسلام هم حضور چشمگیر داشتند تاجایی که میتوان ادعا کرد بعد از اسلام هم هیچ حاکم مسلمانی بر روی کار نیامد. (مثل محمدرضا پهلوی که به ظاهر مسلمان بود ولی شاید کوچکترین احکام اسلامی را هم نادیده میگرفت و در کردار به گونه ای دیگر عمل میکرد)

تا زمانی که نمونه و اثبات و مقایسه نکرده اید سخن شما مبنی بر رد دولت غیر دینی یک نظریه شخصی است که هنوز اثبات نشده است.!!

مشخص است که بنده نظر شخصی ام را اعلام میکنم، همانطور که شما نظر شخصیتان را مطرح میفرمایید.

مبنای و اثبات اینکه فرهنگ هیچ جا کامل نیست در چیست؟

برای اینکه بحث به بیراهه نرود و زیاد طولانی نشود به ضرب المثل های غلط رایج اشاره میکنم که حاکی از فرهنگ ناقص در برخی از موارد است.
(خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو)

اگر اینگونه باشد که شما میگویید پس فرهنگی هم که اسلام از ایران عاریه گرفته است قاعدتا نباید کامل باشد!پس چگونه میتوان به فرهنگ عاریه ای اسلام تکیه کرد؟؟؟

فرهنگ اسلامی چیست؟!! فرهنگ ملل اسلامی؟ یا فرهنگی که قرآن از آن سخن میگوید؟!
فکر نمیکنم محمد (ص) برای نقل قرآن از ایرانیان کمک گرفته باشد.

چه اقوامی پیش از آریاییان میزیستند؟؟اصلا بحث من این بود؟؟خواهشا هدف مباحث مرا تغییر ندهید؛حاشیه پردازی نکنید؛ بله پیش از آریاییان انسان نیاندرتال مربوط به دوره سوم بوده اند؛ اما منظور شما نامفهومه کدام قوم را میگویید/؟؟

بنده به صورت کلی سخن راندم، به هر حال بیشک میدانید که آریاها از شمال به ناحیه ایران آمدند و پیش از آنها اقوام دیگری در ایران زندگی میکردند، همچنین بسیاری بومی این جغرافیا بودند که با حضور آریایی ها نام آنها در تاریخ کمرنگ شد. (البته در کتب تاریخی آنقدر تناقض وجود دارد که نمیتوان به جرات گفت کدام قوم در ایران قدیمی تر هستند، اما در اینکه تمدن در بین النحرین بوجود آمده است تقریبا شکی نیست، اما ظاهرا اولین قوم ساکن در بین النحرین "سامیان" بوده اند. (البته در این قسمت اطلاعات تاریخی بنده کفایت نمیکند، از این رو اگر مطلب درستی هم ارائه دهید بخاطر سابقه خرابتان نمیتوانم به آن اعتماد کنم)

279:

پس گزینه ی مورد نظر شما اینچنین می شد:
مسلمان شیعه ی .......................کره زمینیه اسیاییه ایرانی.
خیر قابلیت قرار دادن در گزینه هارا نداشت.

280:

البته بنده هم به عنوان یک مسلمان متالر ایرانی کمی تعجب کردم، چون 999 در معیارهای بنده شاید بشود "روزی روزگاری همسایه حسین آقای بقال در محل سکونت قبلی"


281:

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
برای اینکه جدل را کش ندهم عرض میکنم این شما هستید که سابقه فعالیتان در فارومهای فارسی به اندازه تعداد سیگارهایی نیست که بنده پای فاروم نویسی کشیده ام. درضمن خیلی برای محبوبیت نکوشید که نوچه علی متالیکا شدن هم کار هر کسی نیست چه برسد به علی متالیکا شدن. (به هر حال شما ثابت کرده اید که چنین توانایی را ندارید)
از کی تا حالا سیگار کشیدن و پست در تالارهای دوستی و زن ستیزی اصل و معیار این تالارهای مذهبی و تاریخی شده است؟؟البته به شما حق میدهم مشغول کشیدن سیگارتان باشید؛ آنهم اگر گزاف نگوییم تنها پست مفیدی که البته آنهم نقض فراوان دارد تالار موسیقی است که بنده بابت همین اطلاعات نه نسبتا بد اما خوب از شما تشکر و قدردانی کرده ام و گرنه بیایید و تمام پستهایی که میگویید پایشان سیگار کشیده اید را رو کنید ببینیم جز همین چند پست خوب در تالار موسیقی باقی پستهایتان در تالارهای دوستی و اینگونه تالارهاست؛سخن من بحث در تالارهای موضوعی و تخصصی فلسفه و تاریخ و مذهب است؛هر زمان توانستید اندازه همین پستهای بنده دیالکتیک کنید آنوقت من با کمال ادب از شما مانند همان تالار موسیقی سپاسگزاری میکنم .
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد موسیقی هم باید عرض کنم بنده در این باب با کسی جدل ندارم، اما اطلاعاتم به اندازه ای هست که در فاروم تخصصی موسیقی مدریت چند تالار را برعهده داشته باشم. آنجا امثال رفقای شما زیادند. همچنین بنده با چندین آهنگ ساز بزرگ در ارتباط هستم که از این میان میتوانم به فرهاد فخرالدینی اشاره کنم. (یعنی اگر بر فرض محال خواستی جدل کنی و بنده مطلبی رو نمیدونستم میتونم با یک تلفن ساده خیلی بیشتر از اون چیزی که میدونی تحویلت بدم، البته در مورد موسیقی متال میتوانم عرض کنم هنوز روی دست خودم ندیدم که البته هدف من هم از متال گوش کردن کلکل نیست، برای دل خودم گوش میکنم، اما در این راستا و این 12 سال اطلاعاتی به دست آوردم)
در پایان کمتر ادعا کن.
علی آقا فقط یک پاسخ میدهم شب دراز است و قلندر بیدار ؛ در حال حاضر شما مدعی موسیقی هستید که البته دوست خوبم امیر به اندازه سن و سال شما موسیقی را علمی و اکنون هم تدریس میکند آنهم پیانو سازی که کمتر کسی به آن اشراف دارد ؛ البته من منکر فعالیت مفید شما در سبک راک نمیشوم؛و خود من جزو دوستداران این سبک و بلوز هستم ؛ و اکنون هم یکی از بزرگترین کارهای "n.s.b.m" با نام "کنعان"که فکر میکنم در عمرتان هم نامش را نشنیده باشید ؛ پیشتر هم گفم عجله نکنید دوستان من به زودی در این تالار حضور پیدا خواهند کرد،فقط میگویم:
شب دراز است قلندر بیدار

نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
منظور شما از حاکمان بی دین چه کسانی اند؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
منظور بنده کسانی هستند که نه تنها اسلام و ادیان الهی دیگر را بلکه دین اهورایی خود را نیز به رسمیت نمی شناختند و یا اگر در ظاهر اینگونه بودند در عمل به صورت دیگر که در تاریخ پیش از اسلام زیاد یافت میشوند. البته این حکما بعد از اسلام هم حضور چشمگیر داشتند تاجایی که میتوان ادعا کرد بعد از اسلام هم هیچ حاکم مسلمانی بر روی کار نیامد. (مثل محمدرضا پهلوی که به ظاهر مسلمان بود ولی شاید کوچکترین احکام اسلامی را هم نادیده میگرفت و در کردار به گونه ای دیگر عمل میکرد)
نام ببرید تعریف نکنید؛ من نام میخواهم و استدلال همین ؛ فکر نمیکنم کار سختی باشد !!

نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
تا زمانی که نمونه و اثبات و مقایسه نکرده اید سخن شما مبنی بر رد دولت غیر دینی یک نظریه شخصی است که هنوز اثبات نشده است.!!
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
مشخص است که بنده نظر شخصی ام را اعلام میکنم، همانطور که شما نظر شخصیتان را مطرح میفرمایید.
من نظر شخصی ندارم؛من میگویم دولت باید سکولاریزه شود همین و دلایل محکمی هم دارم به اندازه یک کتاب 600 صفحه ای ؛ اما شما پاسخ مرا ندادید و تنها تقابل به مثل میکنید؛ یک پاسخ خوب به من دهید؛ ممنتظر پاسختان هستم

نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
مبنای و اثبات اینکه فرهنگ هیچ جا کامل نیست در چیست؟
نوشته اصلي بوسيله پاسخ علی متالیکا به پرسش من نمايش نوشته ها
برای اینکه بحث به بیراهه نرود و زیاد طولانی نشود به ضرب المثل های غلط رایج اشاره میکنم که حاکی از فرهنگ ناقص در برخی از موارد است.
(خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو)
فرهنگ مقوله جزیی نیست عزیز دل برادر ، فرهنگ شامل آداب و رسوم یک یا چند قوم در یک اقلیم است میشود که منجر به آفرینش تمدن میشود؛اینی که شما گفتید که نشد کل فرهنگ ایران !!!
شما از فرهنگ خرمدینان چه میدانید؟
از فرهنگ بین النهرین چه میدانید؟
بحث من بر سر اینهاست خواهشا بحث تخصصی را عامیانه و بی مفهوم نکنید؛ باز هم منتظر پاسخ مناسب از شما هستم!!!


نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
اگر اینگونه باشد که شما میگویید پس فرهنگی هم که اسلام از ایران عاریه گرفته است قاعدتا نباید کامل باشد!پس چگونه میتوان به فرهنگ عاریه ای اسلام تکیه کرد؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
فرهنگ اسلامی چیست؟!! فرهنگ ملل اسلامی؟ یا فرهنگی که قرآن از آن سخن میگوید؟!
فکر نمیکنم محمد (ص) برای نقل قرآن از ایرانیان کمک گرفته باشد.
در بال پاسخ دادم ؛ مطالعه کنید
نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
چه اقوامی پیش از آریاییان میزیستند؟؟اصلا بحث من این بود؟؟خواهشا هدف مباحث مرا تغییر ندهید؛حاشیه پردازی نکنید؛ بله پیش از آریاییان انسان نیاندرتال مربوط به دوره سوم بوده اند؛ اما منظور شما نامفهومه کدام قوم را میگویید/؟؟
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بنده به صورت کلی سخن راندم، به هر حال بیشک میدانید که آریاها از شمال به ناحیه ایران آمدند و پیش از آنها اقوام دیگری در ایران زندگی میکردند، همچنین بسیاری بومی این جغرافیا بودند که با حضور آریایی ها نام آنها در تاریخ کمرنگ شد. (البته در کتب تاریخی آنقدر تناقض وجود دارد که نمیتوان به جرات گفت کدام قوم در ایران قدیمی تر هستند، اما در اینکه تمدن در بین النحرین بوجود آمده است تقریبا شکی نیست، اما ظاهرا اولین قوم ساکن در بین النحرین "سامیان" بوده اند. (البته در این قسمت اطلاعات تاریخی بنده کفایت نمیکند، از این رو اگر مطلب درستی هم ارائه دهید بخاطر سابقه خرابتان نمیتوانم به آن اعتماد کنم)
مهم نیست که شما بتوانید بخاطر مذهب و کیشم سخنان من که نه ؛ سخنان دانشمندان دیگر را نفی یا تایید کنیم؛ سخن شما تا حدودی درست اما این نظریه که آریاییان از شمال یا سیبری به فلات ایران آمدند اکنون دیگر پذیرفته نیست و پروفسور شهبازیان در این باره تزی را ارایه دادد که خوشبختانه پذیرفته شد.

282:

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
برای اینکه جدل را کش ندهم عرض میکنم این شما هستید که سابقه فعالیتان در فارومهای فارسی به اندازه تعداد سیگارهایی نیست که بنده پای فاروم نویسی کشیده ام. درضمن خیلی برای محبوبیت نکوشید که نوچه علی متالیکا شدن هم کار هر کسی نیست چه برسد به علی متالیکا شدن. (به هر حال شما ثابت کرده اید که چنین توانایی را ندارید)
از کی تا حالا سیگار کشیدن و پست در تالارهای دوستی و زن ستیزی اصل و معیار این تالارهای مذهبی و تاریخی شده است؟؟البته به شما حق میدهم مشغول کشیدن سیگارتان باشید؛ آنهم اگر گزاف نگوییم تنها پست مفیدی که البته آنهم نقض فراوان دارد تالار موسیقی است که بنده بابت همین اطلاعات نه نسبتا بد اما خوب از شما تشکر و قدردانی کرده ام و گرنه بیایید و تمام پستهایی که میگویید پایشان سیگار کشیده اید را رو کنید ببینیم جز همین چند پست خوب در تالار موسیقی باقی پستهایتان در تالارهای دوستی و اینگونه تالارهاست؛سخن من بحث در تالارهای موضوعی و تخصصی فلسفه و تاریخ و مذهب است؛هر زمان توانستید اندازه همین پستهای بنده دیالکتیک کنید آنوقت من با کمال ادب از شما مانند همان تالار موسیقی سپاسگزاری میکنم .
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد موسیقی هم باید عرض کنم بنده در این باب با کسی جدل ندارم، اما اطلاعاتم به اندازه ای هست که در فاروم تخصصی موسیقی مدریت چند تالار را برعهده داشته باشم. آنجا امثال رفقای شما زیادند. همچنین بنده با چندین آهنگ ساز بزرگ در ارتباط هستم که از این میان میتوانم به فرهاد فخرالدینی اشاره کنم. (یعنی اگر بر فرض محال خواستی جدل کنی و بنده مطلبی رو نمیدونستم میتونم با یک تلفن ساده خیلی بیشتر از اون چیزی که میدونی تحویلت بدم، البته در مورد موسیقی متال میتوانم عرض کنم هنوز روی دست خودم ندیدم که البته هدف من هم از متال گوش کردن کلکل نیست، برای دل خودم گوش میکنم، اما در این راستا و این 12 سال اطلاعاتی به دست آوردم)
در پایان کمتر ادعا کن.
علی آقا فقط یک پاسخ میدهم شب دراز است و قلندر بیدار ؛ در حال حاضر شما مدعی موسیقی هستید که البته دوست خوبم امیر به اندازه سن و سال شما موسیقی را علمی و اکنون هم تدریس میکند آنهم پیانو سازی که کمتر کسی به آن اشراف دارد ؛ البته من منکر فعالیت مفید شما در سبک راک نمیشوم؛و خود من جزو دوستداران این سبک و بلوز هستم ؛ و اکنون هم یکی از بزرگترین کارهای "n.s.b.m" با نام "کنعان"که فکر میکنم در عمرتان هم نامش را نشنیده باشید ؛ پیشتر هم گفم عجله نکنید دوستان من به زودی در این تالار حضور پیدا خواهند کرد،فقط میگویم:
شب دراز است قلندر بیدار

نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
منظور شما از حاکمان بی دین چه کسانی اند؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
منظور بنده کسانی هستند که نه تنها اسلام و ادیان الهی دیگر را بلکه دین اهورایی خود را نیز به رسمیت نمی شناختند و یا اگر در ظاهر اینگونه بودند در عمل به صورت دیگر که در تاریخ پیش از اسلام زیاد یافت میشوند. البته این حکما بعد از اسلام هم حضور چشمگیر داشتند تاجایی که میتوان ادعا کرد بعد از اسلام هم هیچ حاکم مسلمانی بر روی کار نیامد. (مثل محمدرضا پهلوی که به ظاهر مسلمان بود ولی شاید کوچکترین احکام اسلامی را هم نادیده میگرفت و در کردار به گونه ای دیگر عمل میکرد)
نام ببرید تعریف نکنید؛ من نام میخواهم و استدلال همین ؛ فکر نمیکنم کار سختی باشد !!

نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
تا زمانی که نمونه و اثبات و مقایسه نکرده اید سخن شما مبنی بر رد دولت غیر دینی یک نظریه شخصی است که هنوز اثبات نشده است.!!
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
مشخص است که بنده نظر شخصی ام را اعلام میکنم، همانطور که شما نظر شخصیتان را مطرح میفرمایید.
من نظر شخصی ندارم؛من میگویم دولت باید سکولاریزه شود همین و دلایل محکمی هم دارم به اندازه یک کتاب 600 صفحه ای ؛ اما شما پاسخ مرا ندادید و تنها تقابل به مثل میکنید؛ یک پاسخ خوب به من دهید؛ ممنتظر پاسختان هستم

نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
مبنای و اثبات اینکه فرهنگ هیچ جا کامل نیست در چیست؟
نوشته اصلي بوسيله پاسخ علی متالیکا به پرسش من نمايش نوشته ها
برای اینکه بحث به بیراهه نرود و زیاد طولانی نشود به ضرب المثل های غلط رایج اشاره میکنم که حاکی از فرهنگ ناقص در برخی از موارد است.
(خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو)
فرهنگ مقوله جزیی نیست عزیز دل برادر ، فرهنگ شامل آداب و رسوم یک یا چند قوم در یک اقلیم است میشود که منجر به آفرینش تمدن میشود؛اینی که شما گفتید که نشد کل فرهنگ ایران !!!
شما از فرهنگ خرمدینان چه میدانید؟
از فرهنگ بین النهرین چه میدانید؟
بحث من بر سر اینهاست خواهشا بحث تخصصی را عامیانه و بی مفهوم نکنید؛ باز هم منتظر پاسخ مناسب از شما هستم!!!


نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
اگر اینگونه باشد که شما میگویید پس فرهنگی هم که اسلام از ایران عاریه گرفته است قاعدتا نباید کامل باشد!پس چگونه میتوان به فرهنگ عاریه ای اسلام تکیه کرد؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
فرهنگ اسلامی چیست؟!! فرهنگ ملل اسلامی؟ یا فرهنگی که قرآن از آن سخن میگوید؟!
فکر نمیکنم محمد (ص) برای نقل قرآن از ایرانیان کمک گرفته باشد.
در بالا پاسخ دادم ؛ مطالعه کنید
نوشته اصلي بوسيله کورش آریانا
چه اقوامی پیش از آریاییان میزیستند؟؟اصلا بحث من این بود؟؟خواهشا هدف مباحث مرا تغییر ندهید؛حاشیه پردازی نکنید؛ بله پیش از آریاییان انسان نیاندرتال مربوط به دوره سوم بوده اند؛ اما منظور شما نامفهومه کدام قوم را میگویید/؟؟
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بنده به صورت کلی سخن راندم، به هر حال بیشک میدانید که آریاها از شمال به ناحیه ایران آمدند و پیش از آنها اقوام دیگری در ایران زندگی میکردند، همچنین بسیاری بومی این جغرافیا بودند که با حضور آریایی ها نام آنها در تاریخ کمرنگ شد. (البته در کتب تاریخی آنقدر تناقض وجود دارد که نمیتوان به جرات گفت کدام قوم در ایران قدیمی تر هستند، اما در اینکه تمدن در بین النحرین بوجود آمده است تقریبا شکی نیست، اما ظاهرا اولین قوم ساکن در بین النحرین "سامیان" بوده اند. (البته در این قسمت اطلاعات تاریخی بنده کفایت نمیکند، از این رو اگر مطلب درستی هم ارائه دهید بخاطر سابقه خرابتان نمیتوانم به آن اعتماد کنم)
مهم نیست که شما بتوانید بخاطر مذهب و کیشم سخنان من که نه ؛ سخنان دانشمندان دیگر را نفی یا تایید کنیم؛ سخن شما تا حدودی درست اما این نظریه که آریاییان از شمال یا سیبری به فلات ایران آمدند اکنون دیگر پذیرفته نیست و پروفسور شهبازیان در این باره تزی را ارایه دادد که خوشبختانه پذیرفته شد.

283:

..... اهم اهم
همون نظر قبلی.
مایه ننگ دینداران .
با کمال میل افتخار هم صحبتی با شما را دور می ریزم.
در کتاب "انسان در جستجوی معنی " که من دو ترجمه ی متفاوتش رو خوندم در یکی مومن آمده بود و در دیگری مسلمان
حال به چه کسی این را میفتند بماند که مغز تو توانایی هضم این مقولات را ندارد

284:

جناب کوروش کلام شما بیش از این ارزش دارد که نقل قولهای یک .......... در آن به کار رود.
شاید شما بتوانید کور را شفا دهید ولی ..... را نمی توانید آدم کنید

285:

نوز جامعه به آن درک نرسیده است ولی دور نیست زمانی که مسلمانی نقطه مقابل ایرانی بودن شمرده شود.

286:

جناب کوروش شما هیچ گاه سوالات را پاسخ نمیگوید و مانند اکثر اسلام ستیزان فقط سوال میکنید. پیش این بسیاری از مخاطبان فعال به این نحوه فعالیت اعتراض داشتند.
حالا بهتر است شما سوالات را پاسخ دهید تا انگیزه پاسخ دادن از سوی ما هم باشد.

همچنین بنده هم اکنون برای تفریح و سرگرمی وارد این تالار میشوم و همیهن از کوچکترین ارزشی در ذهن بنده برخوردار نیست، اما اگر از کاربران قدیمی تر سوال بفرمایید زمانی بود که بنده در تالار مذهب و فلسفه وقت میگذاشتم و حتی برای مطلب کوچکی و پاسخ به آن ساعت ها مطالعه میکردم. همچنین این روند در فارومهای قبلی مانند ایران بی بی و بی ضد و مخصوصا ایرانکلیک وجود داشت. اما بنا به مشکلاتی که با این فاروم پیدا کردم دیگر حوصله هرکاری را ندارم.

در مورد موسیقی باید عرض کنم تنها موضوعی است که دوست ندارم با کسی کوچکترین جدلی کنم، بهتر است بنده از اطلاعات شما و دوستتان و شما هم از اندک اطلاعات بنده استفاده کنید. البته بنده هم سابقه تدریس ساز در یکی از فرهنگسراهای شمال تهران را داشته ام، اما حالا با جو حاکم بر فرهنگسراها این امکان از بنده صلب شده است. (هم اکنون تدریس گیتار الکتریک در فرهنگ سراها ممنوع اعلام شده است)
همچنین تخصص بنده در سبک Doom Metal است که میتوانم نام گروههای را ذکر کنم که حتی یافتن آنها در نت هم کار هر کسی نیست. (حتی یک عکس از باند)
اما همانطور که عرض کردم در موسیقی متال کلکل و جدل هیچ مفهومی ندارد و مضامین همه مبنی بر همدلی و برادریست. (به قول DIO ... We Rock که البته تفسیر آن شاید در 50 سطر هم نگنجد)
همچنین آهنگ سازی و البته تدوین بنده (تدوین فیلم) در یکی از فیلمهای کوتاه از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید. (البته این تنها کاری بود که به علت نیاز مالی به سفارش انجام دادم)

نام ببرید تعریف نکنید؛ من نام میخواهم و استدلال همین ؛ فکر نمیکنم کار سختی باشد !!

اگر تعریف نکنم که نمیتوانم مطلب مورد نظر را به شما منتقل کنم، مثالی هم که زدم حکایت از این داشت که نام رسمی دینی را به یکدک کشیدن کافی نیست.
اگر ادیان الهی را ادیان ابراهیمی تعریف کنیم پیش از اسلام هیچ یک از حاکمان ایرانی دین نداشته اند. (یعنی دین الهی)
اما فکر میکنم تمامی آنها زرتشتی بودند، اما آیا به راستی به زرتشت احترام میگذاشتند و پیرو قوانین آن بوده اند و آن را همواره در نظر داشته اند؟!
مثلا همین خسروپرویز؟!

(امیدوارم در جدلهایی که کردیم ذهنیت شما به سویی نرفته باشد که احساس کنید بنده منکر انسانیت و خردمندی افرادی چون کوروش، داریوش، انوشیروان و چندی دگر شده ام)

من نظر شخصی ندارم؛من میگویم دولت باید سکولاریزه شود همین و دلایل محکمی هم دارم به اندازه یک کتاب 600 صفحه ای ؛ اما شما پاسخ مرا ندادید و تنها تقابل به مثل میکنید؛ یک پاسخ خوب به من دهید؛ ممنتظر پاسختان هستم

جناب کوروش بنده نظر شخصی ام را با استناد به مطالب منطقی مطرح کرده ام. (البته پیش از این، و شاید شما با افکار بنده آشنایی کافی را نداشته باشید)
بنده ثابت کرده ام که این نظام نه جمهوری است و نه اسلامی. برای اسلامی نبودنش مثالهای زیادی مطرح کردم که یکی از آنها مسئله رباخواری در نظام بانکی بوده است.
مسئله دیگر در مورد حجاب اسلامی بوده است و استناد به آیه قرآن که تعبیر این است:

حجاب بر مومنین واجب شده است. در واژه های قرآنی مفهموم مومن با مسلم متفاوت است، از این رو هیچ اجباری در حجاب برای مسلمین وجود ندارد. اما قوانینی هستند که نه تنها شامل مومنین و مسلمین، بلکه پیروان دیگر ادیان که در نظام اسلامی زندگی میکنند میشود.

از این رو بود که خواستار جدایی دین (دینی که در ایران وجود ندارد و تحریف شده است) از سیاست بوده ام.

باز هم شما نظر شخصی دادید. بسیاری هستند که چون شما فکر نمیکنند.

فرهنگ مقوله جزیی نیست عزیز دل برادر ، فرهنگ شامل آداب و رسوم یک یا چند قوم در یک اقلیم است میشود که منجر به آفرینش تمدن میشود؛اینی که شما گفتید که نشد کل فرهنگ ایران !!!

بله. اما میتوان از مسائل جزئی ایراداتی بر کل وارد کرد. (همانطور که روش تخریب اسلام توسط اسلام ستیزان به این صورت است و شما هم از این شیوه استفاده کرده اید، هرچند که ما آن ایراداتی را که شما می آورید را هم قبول نداریم و بسیاری هستند که پاسخ هایی برای پرسش های شما دارند)
همچنین تمدنها در طی زمان اندک اندک به سوی تکامل پیش میروند (اگر بروند و به ذوال نانجامند) از این رو هیچ تمدنی نمیتواند ادعا کند به تکامل رسیده است که البته این باز هم بازمیگردد به تعریف بنده و شما از تکامل.

شما از فرهنگ خرمدینان چه میدانید؟
از فرهنگ بین النهرین چه میدانید؟

از فرهنگ خرمدینان مطلب خاصی نمیدانم، به اندازه خواندن نوشته های یکی از کاربران در یکی از فارومهای فارسی. اما برایم جذاب نبود.
در مورد فرهنگ بین النهرین مطالعات مختصری داشته ام.


بحث من بر سر اینهاست خواهشا بحث تخصصی را عامیانه و بی مفهوم نکنید.

جناب کوروش بحث عامیانه چیست؟! اکثر مطالبی که شما از آنها سخن میگوید حرفهایی هستند در حد پرسش های یک دانشجو یا حداکثر کسی که در یک رشته لیسانس دریافت کرده است و خوب اطلاعات کاملی ندارید. بنده هم مانند شما. بی شک یک انسان باسواد (در حد استاد) و متخصص وقت خود را در چنین فارومهایی از دست نمیدهد.
مثلا شما نباید توقع داشته باشید پدر بنده که حتی چند کتاب تاریخی نوشته است و به جز مدرک دکترای پزشکی (بورسیه محمدرضا پهلوی) چندین دکترای افتخاری از دانشگاههای معتبر اروپایی دریافت کرده است و از توانا ترین نویسندگان عصر حاضر است و همچنین در مقطع دکترا در دانشگاه تدریس میکند در مباحث فاروم شرکت کند و با شما هم پست شود. (زیرا گاها برای کارهای شخصی هم وقت کم می آورد)

اما این نظریه که آریاییان از شمال یا سیبری به فلات ایران آمدند اکنون دیگر پذیرفته نیست و پروفسور شهبازیان در این باره تزی را ارایه دادد که خوشبختانه پذیرفته شد.

بنده اطلاعات جامعی در این زمینه ندارم. اما این مطلب را در کتوب درسی هم مطالعه کردم و پدرم که وی هم یک پرفسور است این مطلب را تایید کرده است و همین برای بنده حجت است. همچنین نمیدانم چه کسانی این نظریه را پذیرفته اند.

(البته مایل نیستم در این مورد زیاد صحبت کنیم، چون تاثیر زیادی در روند بحث ندارد و همانطور که عرض کردم اطلاعات تاریخی بنده در این زمینه کفایت نمیکند)

287:

اگر بنا به دور ریختن است که بنده کوتاه آمدم و دیگر جدلی ندارم.
البته در پست های قبلیت چیزهایی خورده بودی که نوش جانت، بیش از آن گیرت نمیآمد. اما اگر روزی روزگاری به در خانه علی آیی ممکن است چیزهایی بدهد بخوری که از آنها خوشمزه تر باشند.


در قرآن نیز واژه ها با یکدیگر متفاوت هستند، مثلا تفاوتی میان انسان، آدم، الناس و ... وجود دارد. یا همین مسلمان (مسلمین) و مومن (مومنین).

احکامی هستند که بر مسلمانان واجب شده است و اگر بر خلاف آن بکنند در مواردی حتی مجازات های قانونی شامل حال آنها خواهد شد.
در برخی از احکامها مخاطب جامعه است، یعنی مسلمان، مسیحی، یهودی و کافر موظف به رعایت آنها هستند و اگر خلاف آن بکنند با آنها برخورد خواهد شد.
در برخی از احکام خطاب به مومنین است و راه سعادت به آنها نشان داده شده است.
برای نمونه عرض کردم، مسئله حجاب که به مومنین توصیه شده است.

288:

من یک ایرانی مسلمانم زیرا خداوند در قرآن گفته (حب الوطنه من ال ایمان)
من در وحله ی اول جانم را فدای وطن عزیز و با ارزشم میکنم و عاشق این آب و خاک هستم.
ایرانی سربلند ایرانی پر افتخار روح کوروش بزرگ شاد.

289:

بعید میدونم. بعد از این رژیم که ایدئولوژیک هست و سعی در نابودی برخی مذاهب و تقویت بقیه داره، مردم به خودشون خواهند آمد و میرن به سمتی که شیعه و سنی و مسیحی و یهودی و بهایی و هندو و بیدین همه در کنار هم زندگی کنند و به هم احترام بگذارند. سئوالهای توی فرمها فقط باید محدود باشه به "آیا از رژیم غذایی خاصی پیروی میکنید؟" و "آیا پزشک زنان مذکر را میپذیرید؟" و از این دست.

290:

شما قرآن‌تان را از کدام فروشگاه خریدید؟
چون توی قرآن ِ ما هم‌چین آیه‌ای نبود ...

291:

بهتر است این توهین ها را تمام کنیم. تمام.

292:

از این قرار ایرانی بودن جرج بوش از شما بیشتره

293:

اگر شیعه و سنی باقی بمانند

294:

بله. البته این پیشنهاد بنده بود مبنی بر اتمام مجادله.
البته نمیدانم که چرا شما از این پست فقط قسمت مجادله اش را مطالعه فرمودید.
امیدوارم متوجه مفاهیم و تفاوت های واژه های قرآنی باشید.

295:

یادت رفت بنویسی که آدمی

296:

بهرحال ممنونم

297:

جالب است ؛ عرض کردم اگر نظر سنجی انجام شود خواهید دید که بیشتر من تا کنون پاسخ گو بوده ام ؛ البته قصد ندارم به توهینهای شما دیگر پاسخی دهم؛اما چه میشود کرد گهر اسلام ستیزنده است.چند سند معتبر برای اثبات گفته هایتان بیاورید در ضمن من "پرسنده "هستم و در جستجوی "اشه"همان حقیقت شماست؛البته تعبیر واژه را گفتم؛ انسانی که خود را بالاتر از همه میداند هیچی نمیداند از این رو من کمتر میخواهم بگویم تا بیشتر بدانم

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
همچنین بنده هم اکنون برای تفریح و سرگرمی وارد این تالار میشوم و همیهن از کوچکترین ارزشی در ذهن بنده برخوردار نیست، اما اگر از کاربران قدیمی تر سوال بفرمایید زمانی بود که بنده در تالار مذهب و فلسفه وقت میگذاشتم و حتی برای مطلب کوچکی و پاسخ به آن ساعت ها مطالعه میکردم. همچنین این روند در فارومهای قبلی مانند ایران بی بی و بی ضد و مخصوصا ایرانکلیک وجود داشت. اما بنا به مشکلاتی که با این فاروم پیدا کردم دیگر حوصله هرکاری را ندارم.
من اکنون را کار دارم بله من هم در سایتهای گوناگون و مختلف و فارومهای زیادی با نامهای "هرمزد" "زروان"و "بهمن" فعالیت داشتم اما اکنون در هم میهن و این سایت فعالیت دارم.چند پست مفیدتان در تالار فلسفه مذهب به دور از جدل آناکساگوراسی به من بدهید.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در مورد موسیقی باید عرض کنم تنها موضوعی است که دوست ندارم با کسی کوچکترین جدلی کنم، بهتر است بنده از اطلاعات شما و دوستتان و شما هم از اندک اطلاعات بنده استفاده کنید. البته بنده هم سابقه تدریس ساز در یکی از فرهنگسراهای شمال تهران را داشته ام، اما حالا با جو حاکم بر فرهنگسراها این امکان از بنده صلب شده است. (هم اکنون تدریس گیتار الکتریک در فرهنگ سراها ممنوع اعلام شده است)
همچنین تخصص بنده در سبک Doom Metal است که میتوانم نام گروههای را ذکر کنم که حتی یافتن آنها در نت هم کار هر کسی نیست. (حتی یک عکس از باند)
اما همانطور که عرض کردم در موسیقی متال کلکل و جدل هیچ مفهومی ندارد و مضامین همه مبنی بر همدلی و برادریست. (به قول DIO ... We Rock که البته تفسیر آن شاید در 50 سطر هم نگنجد)
همچنین آهنگ سازی و البته تدوین بنده (تدوین فیلم) در یکی از فیلمهای کوتاه از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید. (البته این تنها کاری بود که به علت نیاز مالی به سفارش انجام دادم)
بی شک اینچنین است که گفتید ؛ و اینکه در موسیقی متال آنقدر گروههای فراوان هست که نمیشود آنرا یافت ؛ که در اینجا وارد آن مباحث نمیشویم

نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]نام ببرید تعریف نکنید؛ من نام میخواهم و استدلال همین ؛ فکر نمیکنم کار سختی باشد !!
نوشته اصلي بوسيله پاسخ علی متایکا به پرسش من در بالا
اگر تعریف نکنم که نمیتوانم مطلب مورد نظر را به شما منتقل کنم، مثالی هم که زدم حکایت از این داشت که نام رسمی دینی را به یکدک کشیدن کافی نیست.
اگر ادیان الهی را ادیان ابراهیمی تعریف کنیم پیش از اسلام هیچ یک از حاکمان ایرانی دین نداشته اند. (یعنی دین الهی)
اما فکر میکنم تمامی آنها زرتشتی بودند، اما آیا به راستی به زرتشت احترام میگذاشتند و پیرو قوانین آن بوده اند و آن را همواره در نظر داشته اند؟!
مثلا همین خسروپرویز؟!

(امیدوارم در جدلهایی که کردیم ذهنیت شما به سویی نرفته باشد که احساس کنید بنده منکر انسانیت و خردمندی افرادی چون کوروش، داریوش، انوشیروان و چندی دگر شده ام)
اگر دین به مفهوم رایج در مذاهب سامی و نوری (اسلام؛یهودیت ؛ مسیحیت ؛ الهیات زردشتی)
با آنچه که بینش ایرانی دین میدانسته بسیار فرق دارد؛دین آموزه نیست؛بلکه فرآیندی است که از درون فرد شکل میگیرد؛ نه همگی زردشتی نبودند مانند همین کورش میتوانید به پست من در این قسمتها مراجعه کنید:

نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]من نظر شخصی ندارم؛من میگویم دولت باید سکولاریزه شود همین و دلایل محکمی هم دارم به اندازه یک کتاب 600 صفحه ای ؛ اما شما پاسخ مرا ندادید و تنها تقابل به مثل میکنید؛ یک پاسخ خوب به من دهید؛ ممنتظر پاسختان هستم
نوشته اصلي بوسيله پاسخ علی متایکا به [B
پرسش من در بالا[/b]]جناب کوروش بنده نظر شخصی ام را با استناد به مطالب منطقی مطرح کرده ام. (البته پیش از این، و شاید شما با افکار بنده آشنایی کافی را نداشته باشید)
بنده ثابت کرده ام که این نظام نه جمهوری است و نه اسلامی. برای اسلامی نبودنش مثالهای زیادی مطرح کردم که یکی از آنها مسئله رباخواری در نظام بانکی بوده است.
مسئله دیگر در مورد حجاب اسلامی بوده است و استناد به آیه قرآن که تعبیر این است:

حجاب بر مومنین واجب شده است. در واژه های قرآنی مفهموم مومن با مسلم متفاوت است، از این رو هیچ اجباری در حجاب برای مسلمین وجود ندارد. اما قوانینی هستند که نه تنها شامل مومنین و مسلمین، بلکه پیروان دیگر ادیان که در نظام اسلامی زندگی میکنند میشود.

از این رو بود که خواستار جدایی دین (دینی که در ایران وجود ندارد و تحریف شده است) از سیاست بوده ام.

باز هم شما نظر شخصی دادید. بسیاری هستند که چون شما فکر نمیکنند.
نه باز هم متوجه سخن من نشدید ؛ و این شاید به خاطر کلی گویی سخنان من است!!البته از سویی دانشم خیلی دوست دارم این مسئله را به طور ساده بشکافم اما برای من ممکن نیست؛و در اینکه گفتید با نظام مخالفید من هم با شما هم رای هستم؛در نظام فعلی اسلام چماق داری و شریعتمدارها و مطهریها است و به حق هم با نقض حقوق بشر که من هر روز اخبار آن را به روز میک میشود هویت ناایرانی این نظام را به روشنی دید.
لایسیزاسیون و حکومت منفک از دین یک بحث نیست؛اشتباه نکنید یک راهکار است.این سخنانی که گفتید باز وارد جامعه سکولاریزه شده تعریف دیگری میابد؛در جامعه سکولاریزه این دیدگاه حجاب یک دیدگاه فردی میشود نه جمعی


نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]فرهنگ مقوله جزیی نیست عزیز دل برادر ، فرهنگ شامل آداب و رسوم یک یا چند قوم در یک اقلیم است میشود که منجر به آفرینش تمدن میشود؛اینی که شما گفتید که نشد کل فرهنگ ایران !!!
نوشته اصلي بوسيله پاسخ علی متایکا به [B
پرسش من در بالا[/b]]بله. اما میتوان از مسائل جزئی ایراداتی بر کل وارد کرد. (همانطور که روش تخریب اسلام توسط اسلام ستیزان به این صورت است و شما هم از این شیوه استفاده کرده اید، هرچند که ما آن ایراداتی را که شما می آورید را هم قبول نداریم و بسیاری هستند که پاسخ هایی برای پرسش های شما دارند)
همچنین تمدنها در طی زمان اندک اندک به سوی تکامل پیش میروند (اگر بروند و به ذوال نانجامند) از این رو هیچ تمدنی نمیتواند ادعا کند به تکامل رسیده است که البته این باز هم بازمیگردد به تعریف بنده و شما از تکامل.
پس بنا بر ادعای شما مبنی بر کامل نبودن تمدنها باید بگویم اسلام هم اگر بخوایم تمدن بگیریم (که البتهمن این جله خودم را تنها برای اثبات و نفی شما به کار میبرم)بگیریم اسلام هم تمدنی است که کامل نشده است و اگر هم چنین باشد "بهاییت"کامل شده آن است؛خواهشا در پاسخ به من بهاییت را چوبدست نکنید ؛ این تنها یک نمونه بود که راحتتر منظورم را برسانم

نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]شما از فرهنگ خرمدینان چه میدانید؟
از فرهنگ بین النهرین چه میدانید؟
نوشته اصلي بوسيله پاسخ علی متایکا به پرسش من در بالا
از فرهنگ خرمدینان مطلب خاصی نمیدانم، به اندازه خواندن نوشته های یکی از کاربران در یکی از فارومهای فارسی. اما برایم جذاب نبود.
در مورد فرهنگ بین النهرین مطالعات مختصری داشته ام.
ممکن استت لینک این نوشته را به من بدهید و باید بگویم که خرمدینی یک بینش بوده است نه مذهب و نه بابک خرمدین البته بابک هم زاییده شده از همین بینش است اما منظور من فرهنگ خرمدینی است.
نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]بحث من بر سر اینهاست خواهشا بحث تخصصی را عامیانه و بی مفهوم نکنید.
نوشته اصلي بوسيله پاسخ علی متایکا به پرسش من در بالا
جناب کوروش بحث عامیانه چیست؟! اکثر مطالبی که شما از آنها سخن میگوید حرفهایی هستند در حد پرسش های یک دانشجو یا حداکثر کسی که در یک رشته لیسانس دریافت کرده است و خوب اطلاعات کاملی ندارید. بنده هم مانند شما. بی شک یک انسان باسواد (در حد استاد) و متخصص وقت خود را در چنین فارومهایی از دست نمیدهد.
مثلا شما نباید توقع داشته باشید پدر بنده که حتی چند کتاب تاریخی نوشته است و به جز مدرک دکترای پزشکی (بورسیه محمدرضا پهلوی) چندین دکترای افتخاری از دانشگاههای معتبر اروپایی دریافت کرده است و از توانا ترین نویسندگان عصر حاضر است و همچنین در مقطع دکترا در دانشگاه تدریس میکند در مباحث فاروم شرکت کند و با شما هم پست شود. (زیرا گاها برای کارهای شخصی هم وقت کم می آورد)
ای آقا شما چقدر عادت به از خود گفتن دارید؛پاسخ پرسش مرا بدهید ؛ عموی بنده هم یک ارتشبد بود که ترور شد؛پدر بزرم همان ارتشبد آریانای معروف است که میتوانید از پدرتان درجه ایشان را بپرسید و من با افتخار خودم را نه تنها نوه بلکه فرزند ایشان میدانم؛پاسخ مرا بدهید ؛ منحرف نکنید!!

نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]اما این نظریه که آریاییان از شمال یا سیبری به فلات ایران آمدند اکنون دیگر پذیرفته نیست و پروفسور شهبازیان در این باره تزی را ارایه دادد که خوشبختانه پذیرفته شد.
بنده اطلاعات جامعی در این زمینه ندارم. اما این مطلب را در کتوب درسی هم مطالعه کردم و پدرم که وی هم یک پرفسور است این مطلب را تایید کرده است و همین برای بنده حجت است. همچنین نمیدانم چه کسانی این نظریه را پذیرفته اند.

(البته مایل نیستم در این مورد زیاد صحبت کنیم، چون تاثیر زیادی در روند بحث ندارد و همانطور که عرض کردم اطلاعات تاریخی بنده در این زمینه کفایت نمیکند)[/quote]

نرود میخ آهنین در سنگ ؛آخر شما با گفتن من پدر جدم و پدرم فلان بوده اند بحث را منحرف میکنید؛من از شما مطلب میخواهم نه شجره نامه!!!!

298:

لازم نیست از پدرم در مورد پدر بزرگ شما سوال کنم، چون اگر این مطلب ادامه پیدا کند ممکن است آشنایی هایی بین بنده و شما و البته اقوام درباریمان (که البته باعث افتخار بنده نیستند) به جایی برسد که روزی روزگاری متوجه شویم بنده و شما تابحال سر یک میز هم با هم نشسته ایم و گپ زده ایم.
البته بنده فکر نمیکنم جناب آریانا به مقام ارتشبدی رسیده باشند، چون شواهد تاریخی نشان میدهد که در زمان پهلوی به جز شخص محمد رضا پهلوی و ارتشبد فردوست کس دیگری به این مقام نرسید.
(ارتشبد بالاترین مقام نظامی یک ممکلت است، قبل از آن سپهبد است که یکی از اقوام ما در زمان پهلوی به آن مقام دست یافته بود)

نکته دگری میماند که امیدوارم سوء تفاهمی در ذهن شما پدیدار نکند: آیا مقام نظامی نشان دهنده اطلاعات و بینش افراد است در مسائل علمی و تاریخی؟! خوب مثلا پدر بنده که با افرادی چون دکتر حسابی در تامل بوده اند و از شخصیت های علمی آن زمان و حالا به حساب می آمدند، حالا ایشان بیشتر با علم و تاریخ آشنا هستند یا عموی مادرم که از مشاوران محمدرضا پهلوی بود و از بنامان دربار بود و یا نزدیکی دیگر که مرزداری غرب ایران را درهمان زمان برعهده داشتند. (که البته بیان نام افراد در فاروم کار صحیحی نیست، بنده هم به شما توصیه میکنم پست خود را ویرایش کنید)

در پایان برای خاتمه دادن به جدل عرض میکنم، در تمام بامداد امشب جدل را با جناب mahound خاتمه دادیم و در پایان بحث های زیبایی بوجود آمد و مطالب زیادی از سوی دو طرف نقل شد. همچنین روند بحث به صورت منطقی تر پیش میرود. (به هر حال وقتی جدل و توهین در کار نباشد، هم ممکن است در نقاطی به اشتراک افکار بی انجامد و هم تاملاتی صورت پذیرد، اگر هم نتیجه ای حاصل نشود دوستی هایی در بطن آن نهفته است که در مرور زمان ارزشمند خواهد شد)
همچنین از حضور ارزشمند شما و دوستانتان در تالار موسیقی (با اینکه دیگر مدریتش را بر عهده ندارم) استقبال میکنم و صحبت کردن در آن باب برای بنده شیرین تر از هر صحبتیست.


با آنچه که بینش ایرانی دین میدانسته بسیار فرق دارد؛دین آموزه نیست؛بلکه فرآیندی است که از درون فرد شکل میگیرد؛ نه همگی زردشتی نبودند مانند همین کورش میتوانید به پست من در این قسمتها مراجعه کنید

بعد از مطالعه پاسخ خواهم داد. اما پیش از این هم عرض کردم که بنده "کوروش" را به عنوان یکی از پیامبران الهی در خود پذیرفته ام و تقریبا در این موضوع شک ندارم.
کوروش بزرگترین و قابل احترامترین حاکم ایرانی در نزد ایرانیان و بنده است.

نه باز هم متوجه سخن من نشدید ؛ و این شاید به خاطر کلی گویی سخنان من است!!البته از سویی دانشم خیلی دوست دارم این مسئله را به طور ساده بشکافم اما برای من ممکن نیست؛و در اینکه گفتید با نظام مخالفید من هم با شما هم رای هستم؛در نظام فعلی اسلام چماق داری و شریعتمدارها و مطهریها است و به حق هم با نقض حقوق بشر که من هر روز اخبار آن را به روز میک میشود هویت ناایرانی این نظام را به روشنی دید.
لایسیزاسیون و حکومت منفک از دین یک بحث نیست؛اشتباه نکنید یک راهکار است.این سخنانی که گفتید باز وارد جامعه سکولاریزه شده تعریف دیگری میابد؛در جامعه سکولاریزه این دیدگاه حجاب یک دیدگاه فردی میشود نه جمعی

در واقع یک صحت از دو نگاه. البته بنده با واژه نظام اسلام مخالفم، چون بر بنده ثابت شده است این نظام اسلامی نیست و دلایلم را عرض کردم، همچنین حکومت های پیشین که دم از اسلام زدند مسائل اولیه و پیش پاافتاده را هم رد میکردند و برای حقوق مسلمانان و غیر مسلمانان هم حقی قائل نبودند.
در مورد مسئله حجاب اسلام هم چنین نظری دارد، اما این مسئله را از دو بعد میتوان نگاه کرد، یک مسئله فردی و دو مسئله اجتماعی. اما در قوانین اسلامی که در قرآن به آن اشاره شده است مسائل فردی در نظر گرفته شده است و بر آن تاکید شده است. (حالا اگر علما و نظام جمهوری اسلامی توان درک قرآن را ندارند و یا از آن استفاده ابزاری میکنند این نقص از قرآن یا اسلام نیست)
البته بنده متاسفم که به عنوان یک مسلمان ایرانی در جامعه ای زندگی میکنم که حکومتش با نام اسلام امنیت و آسایش را از مرد صلب کرده است و معترضانی چون شما را فریاد کنان.

ممکن استت لینک این نوشته را به من بدهید و باید بگویم که خرمدینی یک بینش بوده است نه مذهب و نه بابک خرمدین البته بابک هم زاییده شده از همین بینش است اما منظور من فرهنگ خرمدینی است.

بنده هم در همین فاروم از بابک خرمدین مطالبی خوانده ام. به هر حال این تایپیک موجود میباشد. (در همیهن)
یعنی میفرمایید این فرهنگ مسئله ای جدا از دیانت دارد؟!

اسخ مرا بدهید ؛ منحرف نکنید!!

بنده از شما سوالی پرسیدم که تا پاسخ آن را نگیرم قادر به پیگیری ادامه بحث نیستم، چون این پاسخ شماست که نخ جریان را به دست بنده میدهد.



299:

پیشنهاد میکنم یک سرچ در گوگل کنید ببینید ارتشبد بهرام آریانا که بوده است ؛ شوربختانه جعل و دروغ از ما ساخته نیست.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
نکته دگری میماند که امیدوارم سوء تفاهمی در ذهن شما پدیدار نکند: آیا مقام نظامی نشان دهنده اطلاعات و بینش افراد است در مسائل علمی و تاریخی؟! خوب مثلا پدر بنده که با افرادی چون دکتر حسابی در تامل بوده اند و از شخصیت های علمی آن زمان و حالا به حساب می آمدند، حالا ایشان بیشتر با علم و تاریخ آشنا هستند یا عموی مادرم که از مشاوران محمدرضا پهلوی بود و از بنامان دربار بود و یا نزدیکی دیگر که مرزداری غرب ایران را درهمان زمان برعهده داشتند. (که البته بیان نام افراد در فاروم کار صحیحی نیست، بنده هم به شما توصیه میکنم پست خود را ویرایش کنید)
اینها ربطی به سخن من نداشت من در باب اطلاع گفتم و اینکه اینقدر فضل پدر را نفروشید، بد نیست بدانید خانواده آریاناها که بسیاری از ایشان از جمله عمع من در سوید زندگی میکنند بنا بر شجره نامه از شما هم با قدمت ترند؛نسلی که از آخرین شاهزاده ایرانی یزدگرد سوم است میباشند.تا همین جا هم که شرح دادم زیاد بود.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در پایان برای خاتمه دادن به جدل عرض میکنم، در تمام بامداد امشب جدل را با جناب mahound خاتمه دادیم و در پایان بحث های زیبایی بوجود آمد و مطالب زیادی از سوی دو طرف نقل شد. همچنین روند بحث به صورت منطقی تر پیش میرود. (به هر حال وقتی جدل و توهین در کار نباشد، هم ممکن است در نقاطی به اشتراک افکار بی انجامد و هم تاملاتی صورت پذیرد، اگر هم نتیجه ای حاصل نشود دوستی هایی در بطن آن نهفته است که در مرور زمان ارزشمند خواهد شد)

جناب ماهوند جزو بهترین دوستان من در این فاروم هستند و خوشبختانه جزو اندک کسانی هستند که بی تعصب بحث میکنند و این جای بسی خرسندی است.
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
همچنین از حضور ارزشمند شما و دوستانتان در تالار موسیقی (با اینکه دیگر مدریتش را بر عهده ندارم) استقبال میکنم و صحبت کردن در آن باب برای بنده شیرین تر از هر صحبتیست.
همچنین من هم !


نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]با آنچه که بینش ایرانی دین میدانسته بسیار فرق دارد؛دین آموزه نیست؛بلکه فرآیندی است که از درون فرد شکل میگیرد؛ نه همگی زردشتی نبودند مانند همین کورش میتوانید به پست من در این قسمتها مراجعه کنید
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بعد از مطالعه پاسخ خواهم داد. اما پیش از این هم عرض کردم که بنده "کوروش" را به عنوان یکی از پیامبران الهی در خود پذیرفته ام و تقریبا در این موضوع شک ندارم.
کوروش بزرگترین و قابل احترامترین حاکم ایرانی در نزد ایرانیان و بنده است.
پارادایم سازی از شاهان ایران و شاهان جهان زیبا نیست درونمایه های این مردان بزرگ با ارزشترند؛همین حقوق بشر کورش بزرگ زایده فرهنگ بزرگ ایران و بینش زنخدایی و خرمدینی کورش بزرگ بوده اند.

نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]نه باز هم متوجه سخن من نشدید ؛ و این شاید به خاطر کلی گویی سخنان من است!!البته از سویی دانشم خیلی دوست دارم این مسئله را به طور ساده بشکافم اما برای من ممکن نیست؛و در اینکه گفتید با نظام مخالفید من هم با شما هم رای هستم؛در نظام فعلی اسلام چماق داری و شریعتمدارها و مطهریها است و به حق هم با نقض حقوق بشر که من هر روز اخبار آن را به روز میک میشود هویت ناایرانی این نظام را به روشنی دید.
لایسیزاسیون و حکومت منفک از دین یک بحث نیست؛اشتباه نکنید یک راهکار است.این سخنانی که گفتید باز وارد جامعه سکولاریزه شده تعریف دیگری میابد؛در جامعه سکولاریزه این دیدگاه حجاب یک دیدگاه فردی میشود نه جمعی
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در واقع یک صحت از دو نگاه. البته بنده با واژه نظام اسلام مخالفم، چون بر بنده ثابت شده است این نظام اسلامی نیست و دلایلم را عرض کردم، همچنین حکومت های پیشین که دم از اسلام زدند مسائل اولیه و پیش پاافتاده را هم رد میکردند و برای حقوق مسلمانان و غیر مسلمانان هم حقی قائل نبودند.
در مورد مسئله حجاب اسلام هم چنین نظری دارد، اما این مسئله را از دو بعد میتوان نگاه کرد، یک مسئله فردی و دو مسئله اجتماعی. اما در قوانین اسلامی که در قرآن به آن اشاره شده است مسائل فردی در نظر گرفته شده است و بر آن تاکید شده است. (حالا اگر علما و نظام جمهوری اسلامی توان درک قرآن را ندارند و یا از آن استفاده ابزاری میکنند این نقص از قرآن یا اسلام نیست)
البته بنده متاسفم که به عنوان یک مسلمان ایرانی در جامعه ای زندگی میکنم که حکومتش با نام اسلام امنیت و آسایش را از مرد صلب کرده است و معترضانی چون شما را فریاد کنان.
این سنتزهای که اکنون رفتار و منش من است در اصل ارتجاع گرایی و باستان گرایی من و همفکران ما نیست ؛ بلکه مانند جریان مزدک و ظهور مانی و مزدک در دوره پادشاهی موبدان زردشتی است؛مزدک یک اندیشه اپوزیسیونی و سکولاری داشت که حکومت آنزمان(ساسانیان)قادر به هضم و تحلیل آن نشد و برای همین او را کشتند.

نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]ممکن استت لینک این نوشته را به من بدهید و باید بگویم که خرمدینی یک بینش بوده است نه مذهب و نه بابک خرمدین البته بابک هم زاییده شده از همین بینش است اما منظور من فرهنگ خرمدینی است.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بنده هم در همین فاروم از بابک خرمدین مطالبی خوانده ام. به هر حال این تایپیک موجود میباشد. (در همیهن)
یعنی میفرمایید این فرهنگ مسئله ای جدا از دیانت دارد؟!

بله بی تردید ؛ فرق دارد این نتیجه سالها تلاش من و استاد بزرگم آقای جمالی است که از دل فرهنگ ایران آنهم در سن 95 سالگی از فرهنگ ایران بیرون کشیده اند اگر شما بدانید که این فرهنگ چه بوده است به شما قول شرف میدهم دیگر خود را پیرو اسلام و هیچ آموزه مذهبی نمیکنید؛به قدری فرهنگ ایران بزرگ است که به دید من بایست قرنهای متمادی درباره آن بحث کنیم.

نوشته اصلي بوسيله پرسش [B
کورش آریانا [/b]از علی متالیکا]پاسخ مرا بدهید ؛ منحرف نکنید!!

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بنده از شما سوالی پرسیدم که تا پاسخ آن را نگیرم قادر به پیگیری ادامه بحث نیستم، چون این پاسخ شماست که نخ جریان را به دست بنده میدهد.
اشکال ندارد باز هم پاسخ ندادید اما روشن و در یک پست جداگانه پرسشتان را روشن بگویید تا پاسختان را در اندازه دانشم دهم.

300:


301:

من جستجو کردم، "ارتشبد بهرام آریانا" در سایتهای معتبر ایرانی و در یک کتاب هم آمده. از سال 1337 تا سال 1355 حدود 20 نفر از افسران ارتش به درجه ارتشبدی ارتقا پیدا نمودن. این هم فهرست برخی از ارتشبدهای ایران:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%...B4%D8%A8%D8%AF

302:

البته بهتر است بحث را منحرف نکنیم.
اما در این لیستی که شما ارائه دادید نام یکی از اقوام ما هم وجود داشت که تا جایی که بنده به یاد دارم همسر ایشان که سالها پیش به ایران آمده بودند ایشان را سپهبد معرفی کردند. (در حالی که در این لینک ایشان هم به عنوان ارتبشد معرفی شده اند)

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟

درضمن در سایتی که از آن مطالب را نقل کردید اشتباهاتی وجود دارد که صحت این نوشته را نیز زیر سوال میبرد.
مثلا تعریف واژه مارشال در این سایت غلط است.

همچنین شما میتوانید به کتاب خاطرات ارتشبد "حسین فردوست" که دوست صمیمی محمدرضا پهلوی بود مراجعه فرمایید و توضیحات کامل تر را در باب درجه داران آن زمان مطالعه فرمایید.

303:

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
*همسر ایشان مادر بزرگ بنده هستند چرا راه دور میروید ؛ هم اکنون ایشان در سوید نزد دخترشان زندگی میکنند.ارتشبدی درجه ای نیست که بتوان آنرا به سپهبدی تقلیل داد؛ ادعای شما درباب اینکه مادر بزرگ بنده که من ایشان را مادر خود میدانم ؛ مبنی بر اینکه ارتشبد بهرام آریانا را سپهبد نامیده اند چیست؟لینک این گفته شما را میخواهم؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
همچنین شما میتوانید به کتاب خاطرات ارتشبد "حسین فردوست" که دوست صمیمی محمدرضا پهلوی بود مراجعه فرمایید و توضیحات کامل تر را در باب درجه داران آن زمان مطالعه فرمایید.
شرم بر نا ایرانی فردوس
همین آقا خیانتهایی درباب ارتشبدان ایران کرد؛یکی از خیانتهای این آقا این است که ایشان که "فراماسون"بودند که البته دست فراماسونها فراتر از این کارها را میتواند بکند.بگذارید شخصیت ناپاک این آقای فردوس و قره باغی در پرده بماند اما اگر لازم دانستم در تالار سیاست درباب خیانتهای ایشان به ارتش ایران بحث خواهم کر؛یکی دیگر از خیانتهای این نابکاران "ترور ارتشبد بهرام آریانا"در انگلستان که البته نیای من با جناب سرهنگ "معین زاده "و چند تن از درجه داران ارتش ایران ارتشی را نام دادند با نام "ارتش آزادی بخش ایران"که نخستین فعالیت این ارتش در سال 59 به ایران بود که میخواستند مملکت را از دست این نابکاران زن باره بستانند که شوربختانه با خینت فردوس و چند تن از خانین به ایران به ناکامی انجامید روحشان شاد

304:



ما میگیم شاه نمیخوایم نخست وزیر عوض میشه


305:

این لینک از یک سایت معتبر. موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران:
http://www.iichs.org/index.asp?id=148&doc_cat=7

306:

از شما دوست خوبم آقای آریان سپاسگزارم ؛ روانش در بهشت مینوی ایدون باد

307:

جناب کوروش لطفا پست بنده را بازخوانی کنید بعد قضاوت:

بنده عرض کردم نام فامیل ما که سپهبد بود در این لیست به عنوان ارتشبد یاد شده بود ذهن بنده را مشغول کرد. بنده نامی از جناب آریانا نبردم.


البته نکته ای که در باب فردوست به آن اشاره فرمودید نظری بود که محمدرضا پهلوی (بعد از انقلاب) و همسرش فرح داشتند.
اما باید در نظر داشته باشید که این انقلاب چه نیک و چه بد با 98 درصد آرا (در رفراندوم) پیروز شده است و خیانات شاه بر هیچ ایرانی قابل انکار نیست.

308:

از شما بعید بود!!!!

309:

چطور؟!
مسئله سر بحث های شخصی است یا نظر بنده مبنی بر رفراندوم جمهوری اسلامی؟!!

اگر نظر شخصی بنده را بخواهید، بنده هم اکنون از مخالفان نظام جمهوری اسلامی هستم، چون احساس میکنم بعد از انقلاب فرهنگی از هدف خارج شد و به سوی ظلم و ستم پیش رفت. اما به هر حال نمیتوانیم انکار کنیم انتخاب مردم را، همچنین ستم هایی که رژیم سابق کردند و وضعیت مردم در آن زمان را.

(هرچند که به عنوان یک جوان ایرانی، این حکومت کاری کرده است که ما هم در این رویا باشیم که همان ظلم و ستم حکومت سابق بهتر از وضعیت کنونی بوده است)

310:

سلام علی جان بازم حرفهات مثل همیشه از طلا است خیلی وقته زیارتت نکردم

311:


شما گفتید سپهبد آریانا بنا بر شهادت همسر ایشان که مادر بزرگ من هستند اما سپهبدی ایشان پیش از جریان سرکوب عشایر در جنوب بود و قبل از سفر ایشان به فرانسه ؛
انقلاب ننگین اسلامی با رفراندوم؟؟؟
حتما رفراندومی که مجاهدین خلق و حزب توده آنرا به بار آوردند؟؟
در پایین یک بیوگرافی از ارتشبد آریانا میگزارم که لینکش را دوست خوبم آریان برایم گذاشته بود البته شایان ذکر است قسمتی که قرمز کردهام دروغ تمام عیار است که بعد سندی را میاورم که دستهای آلوده نظام جمهوری اسلامی را در ترور ارتشبد آریانا آشکار میکند و اما بیوگرافی ارتشبد آریانا:

ارتشبد بهرام آريانا آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟

فاطمه معزي

بهرام آریانا فرزند صدرالدین در سال 1285ش در تهران متولد شد. نام اصلی او حسین منوچهری بود که براساس گرایشات شدید باستانگرایی در سال 1328 آن را به بهرام آریانا تغییر داد. او تحصیلات نظامی خود را در مدرسه نظام در تهران به پایان برد و سپس در سال 1301ش برای طی یک دوره عالی نظامی به پاریس رفت. در بازگشت به ادامه تحصیل در دانشکده نظامی ایران پرداخت و مدتی بعد به اخذ دکترای حقوق بین الملل از فرنسه موفق شد.

پس از به پايان بردن دورة عالي نظامي در فرانسه او به خدمت ارتش درآمد و به فرماندهي گردان دانشكدة افسري برگزيده شد. او به آموزش رستة پياده دانشكده افسري و تدريس تاكتيك عمومي دانشگاه جنگ نيز اشتغال داشت. آريانا در دورة جنگ جهاني دوم مانند بسياري ديگر از افسران ارتش شاهنشاهي ايران به آلمان هيتلري تمايل داشت و به همين مناسبت به حزب كبود به رهبري حبيب الله نوبخت پيوست. اين حزب تمايلات نازيسمي داشت. اين رويكرد وي باعث شد تا پس از شهريور 1320 براي مدتي كوتاه به علت گرايشات ژرمنوفيلي دستگير شد.

از ديگر مناصب نظامي او بايد به فرماندهي لشكر يك گارد شاهنشاهي، معاون دانشكده افسري، فرماندهي آمادگاه لشكر خراسان، فرماندهي تيپ مهاباد، فرماندهي لشكر گارد شاهنشاهي نام برد. در دوران حكومت دكتر مصدق به عنوان رئيس هيئت اعزامي و وابستة درجه يك ايران در پاريس اعزام شد.

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
مراسم افتتاحیه مجلس شورای ملی دوره 20 توسط محمدرضا پهلوی
بهرام آریانا به هنگام ادای احترام به محمدرضا پهلوی

سقوط دولت دكتر مصدق به ايران بازگشت و به درجة سرتيپي ارتقا يافت، در سال 1334 به رياست ستاد نيروي زميني منصوب شد. سرلشگر بهرام آريانا در سال 1341 از سوي محمدرضا پهلوي با اختيارات تام ماًمور فرماندهي عمليات سركوب شورش عشاير در جنوب شد، اين شورش بر عليه اصلاحات ارضي انجام گرفت و سركوب آن با موفقيت صورت گرفت. آريانا در سال 1344 از سوي محمدرضا پهلوي به رياست ستاد بزرگ ارتشتاران منصوب شد و به مدت چهار سال در اين سمت فعاليت كرد. در همين دوران با تمايلات باستانگرايانه أي كه داشت به تقويت حزب آريا به رهبري هادي سپهر پرداخت. جاه طلبيهاي ارتشبد آريانا باعث شد تا ديگر امراي ارتش كه چندان علاقه أي به وي نداشتند شايعه كودتا عليه شاه را توسط وي راه بياندازند. اين شايعه موجبات بركناري وي را از رياست ستاد بزرگ ارتشتاران در ارديبهشت 1348 فراهم آورد و پس از مدتي كوتاه بازنشسته شد. مدني نيز به رياست انجمن فرهنگ ارتش منصوب شد.

از ديگر مناصب نظامي او بايد به فرماندهي لشكر يك گارد شاهنشاهي، معاون دانشكده افسري، فرماندهي آمادگاه لشكر خراسان، فرماندهي تيپ مهاباد، فرماندهي لشكر گارد شاهنشاهي نام برد. در دوران حكومت دكتر مصدق به عنوان رئيس هيئت اعزامي و وابستة درجه يك ايران درپاريس اعزام شد.

اين تفكرات باعث شد تا ساواك رفتار وي را ناشايست بخواند و به همين منظور به دستور غيرمستقيم محمدرضا پهلوي در سال 1350 او به همراه آريانوش آريانا كشور را به مقصد پاريس ترك كرد. با آغاز انقلاب اسلامي بار ديگر مورد توجه قرار گرفت و در راًس يكي از نخستين گروههاي سلطنت طلب معارض با انقلاب « ارتش آزاديبخش» قرار گرفت و بودجه يك ميليون دلاري سرويسهاي اطلاعاتي بيگانه در اختيار وي نهاده شد.

ارتش آزاديبخش در سال 1362 بر اثر اختلاف بين او و ديگر امراي اين ارتش مانند تيمسار اويسي از هم پاشيده شد، از آن پس او ديگر به فعاليت سياسي روي نياورد. بهرام آريانا در سال 1365 در سن هشتاد سالگي در پاريس فوت كرد.

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
ارتشبد بهرام آریانا به هنگام اعطای نشان یکی از نیروهای مخصوص
طوفانیان به اتفاق بهرام آریانا در حال روشن کردن شمع در یکی از کنیسه های اسرائیل

312:

پس تقسیر بنده نیست شما مطالب را صحیح نمیخوانید. جمله بنده این بود:

اما در این لیستی که شما ارائه دادید نام یکی از اقوام ما هم وجود داشت که تا جایی که بنده به یاد دارم همسر ایشان که سالها پیش به ایران آمده بودند ایشان را سپهبد معرفی کردند.

در این جمله همه چیز مشخص است، یعنی نام یکی از اقوام ما. که بی شک ربطی به آریانا ندارد، چون اگر داشت در همان پست اول خدمت شما ذکر میکردم. همچنین در پست قبلی عرض کردم مایل نیستم نام خانوادگی ایشان (که در لیست آن سایت نقل شده بود) را ذکر کنم. فکر میکنم آشکار باشد چه عرض کرده ام.

همانطور که مشخص است شما اصلا برای عقاید مردم احترام قائل نیستید. کدام انقلاب ننگین؟! همانی که 98 درصد از مردم به آن رای دادند؟!! اما به اعتقاد بنده آن 2 درصدی که رای ندادند شخصیتی ننگین داشتند و آنها همانانی بودند که هم اکنون هم ننگی هستند بر جامعه و تاریخ ایران.

باز هم نقص در اطلاعات تاریخی. خوشبختانه اطلاعات تاریخی بنده در تاریخ انقلاب در حدی است که برای هر تحریف پاسخی دارم.
پیش از انقلاب مردم معترض شعار میدادند: استقلال، آزادی، حکومت اسلامی. اما بعد از پیروزی آن و میل مردم برای رهبری خمینی همین فرد به جای حکومت اسلامی واژه "جمهوری اسلامی" را به مردم معرفی نمود و با فرمان برقراری رفراندوم آن را به اجزا گذاشت.


متاسفم که باید حقیقت را بگویم، ولی همین روشن کردن شمع در کنیسه اسرائیلیان نشان دهنده روح خیانت در همین فرد و البته مقامات دیگر آن زمان است.
آفتاب آمد دلیل آفتاب.
بنده موافق خمینی نیستم، ولی میدانم که خائن و بیگانه پرست نبود، اما میدانم چه کسانی پهلوی را بودجود آوردند، هدف چه بود، خیانت های پهلوی چه بود و درجه داران رژیم چه جنایاتی را انجام دادند.
(در میان آن لیست ظاهرا فقط همین فامیل ما دستش به خون کسی آلوده نشد و چنین کارهای ننگینی را انجام نداد که او هم مورد تایید بنده نیست)


---
از جناب هخامنشیان هم تشکر میکنم و همیشه شاهد لطفشان به خودم بوده ام.

313:


من از لیست نامبرده شما خبری ندارم
اما من عرض کردم اگر موافق باشید و جناب ادمین اجازه دهند من یک پست جدا گانه بزنم که بتوانیم خایینین به میهن و این رفراندوم مردمی را باز کنم ؛ مدارک شما دال بر خیانت پهلوی و خاین نبودن خمینی چیست؟همه را به چشم مذهب نبینید همین آقای خمینی یک بار هم به زیارت امم رضا محبوب مسلمانان ایرانی نرفت ؛ بحث را عوض نکنید درباره بحث سیاسی من در تالار سیاست منتظرتونم

314:

ترجیحا یه مسلمان ایرانی هستم
جدا از همه ی حالا علاقه ای که به کشور و وطنم دارم اما دراخرت کسی از من نمیپرسه که ایرانی بودی یا چینی یا نیویرکی یا هرجای دیگه و اصلا اهمیتی ندارد این موضوع .
این دین هست که تفاوت بین انسانها را مشخص میکند نه چیز دیگر
و ما درسایه ی اسلام است که ایرانی هستیم نه درسایه و تابع ایرانی بودن
تولد شدن در جایی دست ما نیست و جبر است اما پذیرفتن دین اختیاری است .

315:

لیست را یکی از دوستان در صفحه قبل لینک دادند. بنده مایل در این بحث شرکت کنم، استارت آن با شما (چون بنده علاقه ای به ایجاد تایپیک سیاسی مذهبی ندارم)
البته جناب خمینی پیش از انقلاب در حرم مطهر امام رضا(ع) سخنرانی هم فرموده اند که اگر شما کتابهای دوره دبیرستان را مرور کنید حتما به یاد خواهید آورد.
همچنین اگر رضایت در مردم وجود داشت با این آرا انقلاب به پیروزی نمیرسید. در مورد تاریخ معاصر (که از آن کم اطلاع نیستم) بسیار مایل به گفتگو هستم.
(بنده حرکت انقلاب را از مردم تایید میکنم و از حامیان این صحت هستم، اما معقدم بعد از انقلاب فرهنگی مردم فریب خوردند و با دست خود آزادی را از خود صلب کردند، در این راستا خائنینی به وطن وجود داشتند که معرفی آنها بد نیست)

316:

مسلماً يك مسلمان ايراني
براي دينم هر كاري مي كنم هر كاري. ولي براي كشورم كه برايم عزيزترين است، تنها كارهايي كه دينم اجازه بده انجام مي دم.

317:

98% بود؟ مطمئني؟ 100% نبود؟
آخه پسر جون كي رفت اون قانون اساسي 1000 صفحه اي رو خوند كه بعد 98% شون رفتن راي دادن؟ اصلا اون موقع چند تا از اين كتاب چاپ شده بود؟ اگه جامعه شرايطش رو داشت (ابله تر مي بود) مطمئن باش كه مي گفتن مردم 100% به ما (جمهوري اسلامي) راي دادن.

الكي هم نگيد در رابطه با موضوع نيست!!! من جواب خودتون رو دادم.

318:

خوب... اي مسلمون گرامي پس بدون كه اسلام عزيز فرمودن كه كشور معنا نداره و فقط امت واحد اسلامي زير سايه ي يك حكومت اسلامي واحد بايد تحقق پيدا كنه.
پس دل به كشور عزيزت نبند، كه يا دين رو مي توني انتخاب كني يا ايران رو!
اگر هم قبول نداري مي توني تحقيق كني تا اينكه ندونسته قبول نكني.

319:





رفيق اينجوريا كه شما مي گي نيست.
اسلام نگفته دل به كشورت نبند و دست بكش ازش. سندي اگه داري بيار من سند دارم ولي پيداش نكردم برات بذارم.
رفيق مطمئن باش ندونسته حرف نمي زنم.
اين كشور مسلمانانه قيام كرد...

320:

من اصل اسلام رو گفتم. حالا يك معلمي (شايد يك آيت اله بزرگ ) ترجيح ميده براي ديگران اين چيزها رو آموزش نده.
عزيز من سند نوشتن مگه كاري داره! جمهوري اسلامي هفته اي يك كتاب دروغ چاپ مي كنه!!!! (انتشارات انقلاب اسلامي)
عزيز جان امت و حكومت واحد اسلامي جزو قانون و چهار چوپ اسلامه.

321:

آخه پسر جون چرا آتیشی میشی؟ حق اینجا تا حدودی با علی متالیکاست. مردم در رفراندوم آری/نه شرکت کردن. چیزی نباید میخوندن. بیش از 98% رفتن رای آری دادن. بعدها هم رفسنجانی تو تلویزیون گفت "اون 2% احمقی که به جمهوری اسلامی رای ندادید ..." بگذریم که بعدها معلوم شد که آن 98% فکر یک جاهایی را نکرده بودند.

اما چرا حق کامل با علی متاالیکا نیست؟ چون آن زمان نسل جدید نبودند که رای بدن و نتیجه رای دادن موروثی نیست. بنابراین این انقلاب و این حکومت است که بدهکار به شما نسل جدیده نه شما به اون. خودشون هم اینجوری میگن ولی جور دیگه عمل میکنن.

البته در این فروم هم بیشترین گویا دوباره به جمهوری اسلامی رای دادن و من که ندادم در اقلیت هستم و باید به جمهوری اسلامی هم میهن احترام بگذارم.

322:

پسر گل نه من اون دوران بودم نه شما! درسته؟ اما پدر و مادرم بودن و مي گن 98% نرفتن راي بدن! مثل الان چطوره كه براي انتخابات 10 نفر رو نشون مي دن تو صف انتخاباتن! بعد مي گن جمعيت ميلوني جمهوري اسلامي رو سرفراز كردند!!! خود BBC كه دروغ پردازي مي كرد مي گفت: بيش از يك ميليون نفر تو انقلاب شركت كردن! اون موقع ايران 30 ميليون جمعيت داشت!!!! آها خيابون ها جا نداشت وگرنه مي اومدن؟ راي گيري هم قصه ش همونه.

مردم ما به خاطر بي عاريشون محكومن! به خاطر اينكه ديدن و ساكت موندن! به خاطر اينكه گذاشتن يك مشت نادان هيچي ندار كم جمعيت تاريخ كشور رو به خطر بندازن!!

323:




با اين اوصاف، معلومه خيلي بي انصافي...

324:

بنده از هر یک از مخالفان جمهوری اسلامی که سوال میکنم میگویند ما هم به همین رژیم رای دادیم، البته در پایان میگویند حالا پشیمانیم. اما هیچ یک آزادی بین سالهای 57 تا 59 (پس از انقلاب فرهنگی) را تکذیب نمیکنند.
همچنین اکثر آنها از نابسامانی ها در زمان پهلوی سخنان منطقی به میان می آورند که البته به صورت علمی تر و مستندتر در دست امثال بنده وجود دارد.

مسئله این است که بعد از انقلاب فرهنگی کشور دچار مشکلات اساسی گشت، البته بعد از همین جریان هم موافقان کم نبودند. به هر حال ما هم دوران کودکی و نوجوانی خودمان را در زمانی گذرانده ایم که خیلی از خواننده های امروزی در آن زمان حتی موسیقی را حرام هم میدانستند و خیلی از مسائل را به یاد می آوریم. از مسائل جنگ گرفته تا آنچه در اعتقادات مردم وجود داشت.
البته حمایت بنده از جمهوری اسلامی در این مقال نمیگنجد، درضمن بنده هم از مخالفان این رژیم هستم و احتمالا در اعتراضات مردمی بیش از شما جان خود را به مخاطره انداخته ام. اما سخن از بیکفایتی، بی لیاقتی و ظلم و ستم رژیم سابق بود.
درضمن اگر با افکار بنده آشنا میبودید درمیافتید بنده هم از همان دسته هستم که بنا به اسلام و قوانین اسلامی این نظام را شرعی نمیدانم.

325:

مخالفان رژیم چه کسانی بودند؟نکند منظورتان آقایان کمونیست و عمویی ها بودند ؟؟یا مسعود رجویها ؛ یا فداییان خلق؟؟؟
در باره خیانت کاران به ایران در تالار سیاسی استارت زده ام اگر جناب ادمین تایید کند خواهید دید.


نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
مسئله این است که بعد از انقلاب فرهنگی کشور دچار مشکلات اساسی گشت، البته بعد از همین جریان هم موافقان کم نبودند. به هر حال ما هم دوران کودکی و نوجوانی خودمان را در زمانی گذرانده ایم که خیلی از خواننده های امروزی در آن زمان حتی موسیقی را حرام هم میدانستند و خیلی از مسائل را به یاد می آوریم. از مسائل جنگ گرفته تا آنچه در اعتقادات مردم وجود داشت.
البته حمایت بنده از جمهوری اسلامی در این مقال نمیگنجد، درضمن بنده هم از مخالفان این رژیم هستم و احتمالا در اعتراضات مردمی بیش از شما جان خود را به مخاطره انداخته ام. اما سخن از بیکفایتی، بی لیاقتی و ظلم و ستم رژیم سابق بود.
درضمن اگر با افکار بنده آشنا میبودید درمیافتید بنده هم از همان دسته هستم که بنا به اسلام و قوانین اسلامی این نظام را شرعی نمیدانم.
علی آقا محور بحث را مشخص کنید اگر درباره انقلاب سیاسی سخن میگویید بفرمایید ما هم روی همان محور حرکت کنیم در غیر اینصورت من هم عکس پاسخ دهم.
بله آقای خامنه ای در چند سال پیش در یکی از سخنرانیهای خود در نماز جمعه دانشگاه تهران گفتند:
علی اسلام را کامل اجرا نکرد ما اسلام محمدی را اجرا میکنیم
و یا در خطبه بهشت زهرا آقای خمینی گفتند:
ما با خدعه بر علیه باطل پیروز شدیم
خواهشا در اینگونه مسایل بحث نکنید که بی تردید پاسخ خوبی نخواهید داد.

326:


ممکنه به من پاسخ بدید معنای امت اسلامی چیست؟
فرق امت با ملت در چیست؟

ما در هیچ جای کتب اسلامی سخنی از ملت نمیشنویم و تنها به واژه امت بر میخوریم

327:

من قومیتم ایرانیست و مذهب اسلام
به نظرم طرح چنین سوالی کلا از ابتدا بی اساس است
فکر نمی کنم دین و قومیت ربطی به هم داشته باشن

328:

بنده هنوز تایپیکی مشاهده نکردم تا در آنجا مباحث را پیگیری کنم.

منظور بنده مردم عادی بودند که در آن زمان در هیچ دسته و گروهی فعالیت نمیکردند.
همانانی که در سینما تخمه میشسکتند، شب به کافه ها میرفتند و مشروب میخوردند و ...
همانانی که زندگی عادی و رزومره داشتند.

در مورد مسائل تاریخی که شما مطرح کردید باید عرض کنم کذب است. بنده سالها پیش در مورد چنین اتهاماتی تحقیقات مختصری انجام داده ام. البته در مورد آقای خامنه ای اولین بار است که چنین مطلبی را میشنوم که اصلا برایم قابل قبول نیست مگر اینکه فیلم تلویزیونی آن را مشاهده کنم.
در مورد کذب بودن این مطالب که به خمینی چسبانیده اند هم که یقین دارم.

البته نمیخواهم بگویم که: ولی چنین اشتباهی ظاهرا یکبار در تاریخ جمهوری اسلامی و نماز جمعه روی داده است و آن هم این سخنرانی بوده است.

یکی از آقایون (نه خامنه ای، نه خمینی، نه رفسنجانی) در نماز جمعه فرموده اند:

نمیدانم چرا این منافقیم یک سری از آیات مزخرف را در بوق میکنند و تحویل مردم میدهند.

329:

آقاي علي متاليكا گرامي، چيزي كه فهميدم اينه كه شما اصلا حرف ديگران براتون مهم نيست و فقط حرف خودتون رو قبول داريد. حتي اگر هم اشتباه بگيد و البته خودتونم ندونيد باز هم روي گفته ي خودتون پافشاري مي كنيد.

شما هي مي گي مردم... مردم! مگه من نگفتم كه جمعيت اين به اصطلاح مردمي كه مي فرمايي كمتر از يك سي ام جمعيت كل كشور نبود؟ چه مردمي؟

دوم اينكه: شما فرمودي كه از هر كي پرسيدم مي گفتن كه تو انقلاب شركت كردن، ولي اشتباهشون رو هم قبول دارن! خوب... بيا يك مثال منطقي برات بزنم، البته صد در صد مي دونم كه قبول نمي كني چون دوست نداري حرف ديگران رو قبول كني! يك آيت اله بزرگ مي خواد چند تا سؤال از ديگران بپرسه!؟ به نظرت از كي ها مي پرسه؟ از بچه رپكي ها مي پرسه؟ از دختر فاكولي ها چي؟ از معتادها مي پرسه؟ و... نه عزيز! مي ره از اهل مسجد مي پرسه! مي ره از بچه بسيجي ها مي پرسه! مي ره از خانواده ي خودش كه باهاش هم نظرن مي پرسه! فهميدي منظورم رو؟ شما قدرت داري درباره ي حادثه ي 1357 از 70 ميليون نفر پرسش كني؟

انقلاب از نظر من (دوست دارم اينِ همه بخونن):
تو زمان شاه كشور وضعيت اقتصاديش داشت شكوفا مي شد. خود شاه گفت سود 6% داريم و گندم و نيازمندي هاي اصلي مون رو خودمون توليد مي كنيم. از لحاظ استقلال و قدرت منطقه حرف اول رو مي زديم و داشتيم به سمت ابر قدرت بودن قدم بر مي داشتيم! پدرم كه يك ارتشي بوده و دافوس هم درس خونده مي گه مي خواستن كه ايران و عراق رو با هم جنگ بندازن تا منطقه رو بي ثبات كنن و ايران و ضعيف!! كه جفت كشورها عاقلانه صلح كردن! غربي هام مجبور شدن اين نقشه ي كثيف رو بعد از انقلاب پياده كنن! پيش از انقلاب ما هر نوع آزادي داشيم و در امنيت كامل زندگي مي كرديم! دخترها رو نمي فروختن! جرات نداشتن كه اين كار كثيف رو انجام بدن يا كارهاي ديگه رو. ولي يك چيز نداشتيم و اون آزادي سياسي بود!!! كه البته داشتيم آهسته آهسته بدست مي آورديم. و داشت حركت هايي اساسي كه به چشم نمي يومد انجام مي شد. آمريكا و انگليس كه ديدن اوضاعشون خرابه و ديگه ايران داره از دستشون مي ره و براشون پول نمي شه و مي خواد قُلدُرانه جلوشون به ايسته! با همكاري كشورهاي ديگه (يكي شون كنفرانس گوادالوف بود) يكسري افراد پليد رو در اختيار گرفتن و آموزش دادن و انداختن تو خط اصلاحات ايران!!! طولي نكشيد كه گروها رو به جون هم انداختن و يك امام در ماه ساختن. خوب... امام كه دروغ نمي گفت! اصلا امام ها دروغ نمي گفتن. پس بك عده كم سواد رفتن طرف اين خط حضرت خميني. در عوض مردم از گروهاي ديگه نا اميد شدن! و در پايان مردم بي عار نشستن و بدبختي شون رو نگاه كردن!!!! (انقلاب بزرگ اسلامي ايران)

330:

بنده فعلا خاموش هستم، اما اگر لازم باشد مسائل دگر را هم مطرح میکنم.
درضمن حرف شما برای ما حجت نیست و خوب باید عرض کنم قرار نیست هر چه شما گفتید که ما بپذیریم. (منظور مسلمانان و مردم این مملکت است) به هر حال شما پا را فراتر از نظریه های کذب گذشته قرار داده ایدو در واقع یک آمار خنددار دادید.

متاسفانه یا اطلاعات شما در حد حسن بقال است و یا دست به عوام فریبی زده اید.
این شما هستید که نظرات دوستان را مردود میدانید و فکر میکنید هرکس با شما مخالف باشد توان دریافت حقایق را ندارد.
دوستان میدانند که بنده با نظام حاکم مشکل دارم اما همیشه سعی کردم انصاف را رعایت کنم، در مورد خیانات پهلوی در انتظار احداث تایپیک هستم تا قسمتی از آن را بیان کنم.
محمدرضا همیشه دوست داشت در موقعیت خمینی قرار بگیرد اما از آنجایی که نه سواد خمینی را داشت و نه سیاست (و نه صداقت) هیچ گاه نتوانست به آنجا برسد.
درضمن بزرگترین تفاوت این دو این بود که محمدرضا فردی وابسته بود در حالی که استقلال خمینی بر جهانیان هم روشن شد.

331:

من چيزي رو كه مي دونم اينه كه مردم به شخصيت ما نمره مي دن؟
دوست داريد به شما چه نمره اي بدن؟

ياد سخنان مرد فرزانه، خميني قهرمان مي اُفتم كه فرموندند: آب مِفتهَ! برق مِفتَه!...
رساله هاي ايشون رو هم به خاطر حصادت به دانش بي حد و اندازشون جمع كردن! حالا چه چيزهايي فرموده بودن كه باعث ترس و لرز آقايون آخوندا شده بود، خدا عالمه. البته ما نسخه ي قديميش رو داريم و گاهي من باب خنده و شادي نگاهي به بخش هاي آداب و رسوم روابط جنسي مي ندازيم!
ببينيد يك رهبر ذهن بلندش تا كجاها رو ديده! اي دريغ از من... اي دريغ از ما...

من اشتباه كردم با شماي متعصب پر مُدعا بحث كردم.

332:

مهم نیست.
هرچند که ظاهرا بنده محبوب ترین کاربر فاروم هستم. در زمانی که مدیریتی در همیهن را هم بر عهده داشتم بنا به نظر سنجی به عنوان کارآمدترین برگزیده شده بودم (البته دوست نداشتم باز هم این مسئله بیان بشود)

333:

امید جان این که دین و ملیت دو مقوله جدا از یکدیگرند شکی نیست اما بیشتر افراد در ذهن خود رابطه ای بین این دو برقرار میکنند دلیل بنده برای صحت این گفته یکی تعدادمخاطبین این تاپیک است که با استقبال روبرو شد و دیگر بحثهاییست که در زندگی حقیقی پیش می آید .از همه مهمتر تبلیغاتیست که دولتها و بخصوص دولت اسلامی ایران در خصوص بررسی و تاثیر بر افکار عمومی انجام میدهد. از زمان آغاز انقلاب و در خلال سالهای جنگ با استفاده از نام دین مردم را به جبهه ها میکشاندند. "جنگ بین اسلام و کفر" و یا " ما میخواهیم به کربلای حسین برسیم"و.... اما امروزه ظاهرا چون با سوء استفاده از نام دین مردم را تا حدی از دین بیزار کرده اند متوجه شده اند که باید حس ناسیونالیستی و میهن پرستی را در مردم تقویت کنند .اگر دقت کنید به تازگی در تلویزیونهای ایرانی از شاهنامه و رستم و اسطوره های ایرانی سخن میگویند. این در حالیست که تا چند سال پیش از این مباحث در تلویزیون ایران خبری نبود .ظاهرا دین و میهن ابزاری در دست دولتها شده اند و هر زمان با استفاده از یکی از آنها مردم را تهییج میکنند.خود شما نیز در این تاپک ابراز نظر فرموده اید برای اینکه بیشتر متوجه منظور بنده شوید پیشنهاد میکنم پستهای یک تا سی را مرور فرمایید.

334:


املا نوزده !

19

مشق امشب ! ده بار از روي اين كلمه بنويس !

حسادت -
يادت نره خط فاصله ها رو با قرمز بنويسي !

335:

کاربر گرام خلیج فارس لطفاً مباحث تاپیک را منحرف نسازید

با تشکر

336:

نه دین مهم است نه ملیت
انسانیت مهم است

337:

ببخشید میشه بفرمایید از نظر شما انسانیت چیست و انسانیت رو با چه ملاکهایی میسنجند.
اگه ممکنه بفرمایید از نظر شما شخصیت هر کس شامل چه فاکتورهاییست

338:

از نظر من انسانیت یعنی دوست داشتن همه است به طوری که بتوانی حتی انسان هایی را که به تو بدی کرده اند ببخشی و برای خوشبختیشان دعا کنی.
فاکتور های من برا ی شخصیت افراد اول همان انسانیت است و دوم ادب .

339:

البته به نظر بنده بعضی واژه ها رو نمیشه منفردا بررسی کرد .امروزه بسیاری پدیده های اجتماعی تحت تاثیر سایر پدیده ها بوجود میان. همانگونه که میگن مثلا طلاق رابطه نزدیک با آمار فقر داره یا فقر اقتصادی در ارتباط مستقیم با فقر فرهنگیست ؛ شخصیت افراد نیز تحت تاثیر عواملی شکل میگیره مثل خانواده ، مدرسه ، محیط اجتماعی و مذهب و فرهنگ و ......
پس انسانیت میتونه جزیی از شخصیت فرد باشه و تحت تاثیر بسیاری از عوامل شکل میگیره . فرض کنید نوزادی رو توی یه محیط بد نگهداری کنند پس از رسیدن به سن بالا از این نوزاد چه انتظاری دارید آیا اصلا واژه ای به نام انسانیت رو میشناسه ؟ همون نوزاد را اگه توی یه محیط عالی و فرهنگی بار بیارید چطور؟ یه فردی که توی یه محیط مذهبی رشد میکنه با نوزادی که توی یه محیط غیر مذهبی رشد میکنه از لحاظ شخصیتی و انسانی متفاوت نیستند ؟

340:

اگر شما می خواهید وجود محیط های مختلف را به ملیت مربوط کنید باید بگویم محیط های مختلف اجتماعی در همه ی کشور ها وجود دارد و اگر منظورتان دین است درست است که خانواده و مدرسه و... روی فرد بسیار تاثیر گذار است اما هر فرد در یک دوره ای از زندگی به مسایلی همچون دین ومسایلی که روی اینده فرد تاثیر خواهد گذاشت فکر خواهد کرد و ان جاست که فرد شخصا تصمیم می گیرد و میتوان گفت اثر محیط های اطراف کمرنگ می شود .

341:

به نظر شما تجربیات گذشته فرد در تصمیم گیری او هیچ نقشی ندارد؟

342:

نقش دارد اما نه به اندازه مطالعات شخص در همان دوره تصمیم گیریش.

343:

بنده با حرفهای ام اس موافقم چون کمتر کسی است که برای همه یکسان دعا کند یا بتواند به فکر همه باشد تا وقتی منیت در انسان بیداد میکند در وجود وی انسانیتی نیست

344:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو دد ملولم انسانم آرزوست
گفتند:(یافت می نشود جسته ایم ما) گفت:آنکه یافت می نشود انم ارزوست

345:

ايراني بودن يه صفت مشخصه نيست.ايا همه مثلا امريكايي ها خصوصيات واحدي دارند كه وقتي يكيشون رو ميبيني بدوني چه جور ادميه ؟ و بتوني بهش اعتماد كني؟ ولي وقتي مثلا يك مسلمان رو ميبيني ميدوني اعتقاداتش چيه.(منظورم اينه كه ميتوني نسبت بهش
شناختي داشته باشي) در كل به نظر من رفتار واصول ادما به دين و ايينشون برميگرده.
مي توني مسلمان باشي و حداقل اصول رو داشته باشي ولي ميتوني ايراني باشي و هيچ التزام شخصي و دروني نداشته باشي.

346:

دوست گرامی اگه کسی واقعا ایرانی باشه باید در جهت حفظ فرهنگ و شخصیت ایرانی بکوشد و بگونه ای رفتار نماید که بقولی از دور مشخص باشد ایرانیست . اما به قول فرمایش شما گاها اینگونه نیست و چون فرد هیچ التزامی ندارد بگونه ای غیر از فرهنگ ایرانی رفتار مینماید که شاید نتوان تشخیص داد او یک ایرانیست . ولی آیا یک مسلمان نیز نمیتواند بگونه ای رفتار کند که رفتارش به دور از رفتار اسلامی باشد؟ فرض کنید در یک بار یا رستوران یک فرد مسلمان نشسته و مشغول خوردن مشروب میباشد آیا رفتار او بدور از رفتار اسلامی نیست؟در ایران نیز بسیاری مسلمانان شراب میخورند . پس اینان ظاهرا مسلمانند و هیچ التزامی به اعتقادات دینی ندارند.
نتیجه اینکه همانگونه که یک فرد میتواند هیچ التزامی به ایرانیتش نداشته باشد نیز میتواند هیچ التزامی به دینش نداشته باشد. اتفاقا رفتارهای امروز بعضی از ایرانیان بیانگر این است که به دینشان کمتر التزام دارند چون برای مسلمان واقعی بودن خیلی باید محتاط بود.پرهیز از مردم آزاری ، حق الناس ، نگاه به نامحرم و......

347:

درود
من صرفاَ ایرانی هستم ...

348:

يك مسلمان اگر مشروب بخورد در حكم كافر نيست بلكه عذابش بيشتر از كافر است
اما باز مسلمان است و بعد از يك دوره عذاب به بهشت ميرود
اما يك كافر همواره در دوزخ خواهد ماند

اما يك ايراني اگر خودش را ايراني نداند غير ايراني نميشود
بلكه ميشود ايرانيي كه شبيه ايراني نيست
اين همان چيزي است كه در جامعه شناسي ميگويند اليناسيون يعني از خود بيگانگي
يعني يه چيزي هست اما خودش رو چيز ديگه اي احساس ميكنه

349:

1- اول اينكه همه ما اول ايراني بوديم بعد مسلمان شديم
2- انهايي كه اول مسلمان بودن را انتخاب كرده اند يا ايراني نيستند يا اينكه فراموش كرده اند كجاييند
3- حالا شايد يكي اصلا مسلمان نباشد آنوقت چه؟

350:

اون‌وقت مدیران می‌آیند از حوزه بیرون‌اش می‌کنند.

351:

سلام به همه ي دوستان خوب و عزيز ازينكه با شما در اين سايت هم ميهن
خيلي خوشحالم واين ايام سوگواري حضرت ابا عبدالله الحسن (ع)را به شما دوستان عزيز تسليت مي گويم.

352:

هر چه قدر براي شما گل بفرستم خيلي كم است چون خودتان گل هستيد.آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟

353:

آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟من يك ايراني مسلمان ايراني هستم و هيچ وقت اصلت خود را از دست نمي دهم

354:


مشکل درست همین است ، هویت زدگی ، شما به فرهنگ و تاریخ انسانگرایانه ایرانی که 10000 سال قدمت دارد و زردشت پیش از محمد یکتا پرستی را نشان داد را فراموش کرده اید و اینک آنرا خصوصیات واحد و آشکاری نمیدانید را فراموش کرده اید !
به قول استاد آشوری:
تمام جهان امروز غرب زده و هویت زده هستند چرا که مبنای فکری مردم امروز ایران یا غرب است یا پیرو تمدن 1400 ساله تازیان شده است.


355:

دوست عزیز اگه قبلا پستهای ابتدایی رو خوانده بودید سوال پایانی را مطرح نمیفرمودید. بنده یکی از این پستها را اینجا کپی میکنم تا متوجه منظورم از این نظرسنجی شوید. قبلا نیز دوستانی به نظر سنجی ایراداتی گرفتند ولی بعد از این توضیحات قانع شدند:
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله mahound آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟
نظر سنجی اشکال دارد
جایی برای ایرانی بیدین در نظر گرفته نشده است

EXOTIC :

گزینه ی "ایرانی بیدین" هم مشکل دارد چون بیدینی هم خودش یک قید است.
گزینه یی که نظر سنجی کم دارد "ایرانی" است. فارق از هر گونه قید و بندی

aryan20xx:
آقای ایرانی، تعداد درخواستها زیاد شده. لطفا گزینه پیشنهادی دوستان و بنده را اضافه کنید. در وضع فعلی، این رای گیری دلخور کننده است

IRANY پاسخ میگوید:
بنده به نظر تمام دوستان احترام میگذارم اما همانگونه که در ابتدای تاپیک توضیح دادم در این تاپیک قصد داشتم ببینم آیا هم میهنان مسلمان (فقط مسلمان) ملیت را به دین ترجیح میدهند؟ یا برعکس.شما از بنده میخواهید گزینه ای اضافه کنم که سوال کند آیا هم میهنان بیدین ملیت را به چی (به دین نداشته شان)ترجیح میدهند!!!!!!! قصد نداشتم آمار بگیرم چند نفر مسلمانند ، چند نفر مسیحی و ... ویا چند نفر بیدین .
ضمنا در پست 2 از هم میهنان پیرو ادیان دیگر خواسته ام ابراز نظری جداگانه داشته باشند هم میهنان بیدین هم میتوانند ابراز نظر کنند. تا پس از جمع آوری نظرات از عقاید همگی استفاده نماییم . قابل ذکر است در تاپیکی دیگر به تمام مواردی که اشاره فرمودید +مواردی دیگر خواهم پرداخت
ضمنا من دوتعریف از دین دارم (البته نظر شخصی است و بعضی ها میتوانند نپذیرند):1ـ دین به معنای خاص مثل اسلام ,مسیحیت و....
2-دین به معنای عام که عبارت است از مجموعه باورها ، افکار و عقاید متعالی برای رسیدن به کمال یا زندگی بهتر .
با پذیرش هر یک از این تعاریف فکر نمیکنم فرد بی دینی وجود داشته باشد.

356:

کاش گزینه "ایرانی ایرانی" رو هم تو نظر سنجی تون لحاظ می کردین.
حالا که نکردین من رای نمیدم آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا یک مسلمان ایرانی ؟

357:

من يك ايراني مسلمانم
ولي در كل من فكر نمي كنم بشه گفت تمدن ايراني رو به دين ترجيح مي دم يا برعكس
ممنون مي شم اگه اينو برام توضيح بديد...

358:

به عقیده من ما فقط ایرانی هستیم مسلمانی تافته جدا بافته شده به تن ایرانیه. وبرای همینه که هیچوقت به دل خیلی از مردم نمیشینه...

359:

من ایرانی مسلمانم و افتخار می کنم .

360:


یا حتی از ایرانی بودنمون شرمساریم و ترجیح میدادیم عرب میبودیم. شاید گروهی به این نتیجه رسیدند که در اشتباه هستند.[/quote]


مسلمانای ایران عزیز هزاران بار بهتر از عرب مسلمان هستند و هر گز از مسلمان بودن خودمان شرمسار نمی شویم. اگر هم کسی شد اشکال از وی است نه اسلام.

361:

خب باشه ما که چیزی نگفتیم!
اما یه چیزی بگم برای خالی نبودن متن.
جهانی سوخت زاسیب تگرگی
چه غم کز شاخکی افتاد برگی
چه ربطی داره؟!!

362:

شوربختانه اکنون دید بسیار بدی نسبت به مسلمانان در ایران وجود دارد. بگونه ای که همگان تمام شوربختی ها را که بر ایرانمان گذشته را از دید اسلام می دانند. من این دید را به هیچ وجه نمی پذیرم. زیرا از طرفی خودم مسلمان هستم. ولی دوست دارم با دیدی خالی از تعصب بنگرم. من یک ایرانی مسلمان هستم.

363:

درود
ببخشید اگر دیر پاسخ میدهم چون درگیر تاپیکهای دیگر بودم و همین الان متوجه پست شما شدم. پاسخ پرسشتان را در لابلای نظراتی که دوستان ارائه فرمودند میتوانید بیابید. بالاخره عده ای فرهنگ و تمدن اصیل خود را به هر چیز ترجیح میدهند و برخی دیگر برعکس. و برای عده ای نیز تفاوتی ندارد.

364:

درود لیتو گرانقدر
دوستان عزیز ، بنده قبلا تاپیکی با این عنوان ارسال نموده ام که در زمان خود یکی از پر مخاطب ترین تاپیکها بود و در صفحه اول همین انجمن میتوانید آنرا مشاهده فرمایید و در صورت تمایل میتوانید به پرسش مطروحه پاسخ فرمایید.
عنوان تاپیک:"آیا شما یک ایرانی مسلمانید یا مسلمان ایرانی؟"

365:

دوست عزیزمان شاداب مطالبی عنوان کرده اند که باعث شد از ایشان سوالی بپرسم
شما فرموده اید همگان تمام شوربختیها را که بر ایرانمان گذشته از دید اسلام مینگرند ولی شما این دید را نمیپذیرید چرا که خودتان مسلمان هستید!!!
آیا شما به صرف اینکه مسلمان هستید اینچنین نظری دارید؟چون خود اینگونه میفرمایید.یا با توجه به بررسیها و شواهد تاریخی به این نتیجه رسیده اید؟
ایکاش مورد دوم باشد اما فقط ایکاش!!!!!!!!! اما اگر مورد اول باشد که علیرغم فرمایشتان ، متعصبانه به این قضیه نگریسته اید!!

366:

حرفتان از ابتدا ضد و نقیض است دلیلش را خودتان پیدا کنید...

367:

آیا امثال کسانی که مثل شما فکر میکنند رو به افزایش است یا کاهش؟

368:

من که نفهمیدم منظور این تاپیک چیه!
اگه منظورت اینه که اول ایرانی بودی و بعد مسلمان شدی که مشخصه!وقتی توی ایران به دنیا اومدم ایرانی شدم!و وقتی که 7 8 ساله شدم و رفتم مدرسه فهمیدم که دینم اسلامه!
ولی.......................

369:

اول باید انسان بود .ایرانی یا غیرایرانی مسلمان یا مسیحی یا یهودی و زرتشتی فرقی نمیکنه .این انسانیت ماست که اهمیت دارد.....چه ارزشی دارد من حقوق دیگران را پایمال کنم ...بی عدالتی کنم ...ظلم کنم بعد ادعا کنم مسلمانم یا ایرانی؟!!!

من ادعا نمیکنم یک انسان ایرانی هستم .ولی زیاد از دین اسلامی هم که دارم مطمئن و خوشحال نیستم .

370:

ورود مجدد جنابعالی را خوش آمد میگویم . سال نو مبارک
به نظر بنده تا مدتی پیش به سرعت بر فاصله ایرانیان با فرهنگ اصیلشان افزوده میشد.ایرانیان از فرهنگ نیاکان خود فاصله میگرفتند و گویی آثار باستانی نیز متروک و مترود گوشه ای افتاده بودند.اما امروز مسئولان فرهنگی در یافته اند ملتی که پیشینه فرهنگی نداشته باشند جایی برای حیات بر روی این کره خاکی ندارند.امروز مردم ایران خصوصا نسل جوان به فرهنگ غنی و باستانی خود میبالند و روز به روز بر تعداد این عده افزوده خواهد شد.
اما توضیحی در مورد این فاصله :
در کشورهایی که بواسطه انقلابات حکومتهایشان دگرگون میشوند؛ سیاستمداران باید رابطه مردم را با هر آنچه قبلا داشته اند قطع کنند و مهمترین عملیات در خصوص مسائل و مظاهر فرهنگیست . بعنوان نمونه بد گویی از 2500 سال شاهنشاهی ؛ که گویی در این 2500 سال ایران حتی یک پادشاه خوب نداشته است. که گویی ایران از ابتدای تشکیل بدبخت و .... بوده است.هنر پیشه های سینما نیز از این امر استثنا نبوده اند چون آنها نیز به نوعی یکی از مظاهر فرهنگی بوده اند.ممنوع الظهور بودن هنر پیشه ها و ... ایرچ قادری را به یاد دارید؟ چه شد که ایشان به صحنه باز گشتند؟
بعد از مدتی سیاستمداران در می یابند که باید این فاصله ازبین برود چرا که باید حس میهن پرستی را بین مردم تقویت کنند.همانگونه که میبینید در سالهای اخیر داستانهای شاهنامه را به صورت فیلم و سریال نمایش میدهند این کار تا مدتی پیش عملی نشده بود .وبسیاری موارد دیگر .بنابراین باید منتظر بود که ایرانیان هر روز بیشتر از قبل به فرهنگ اصیل خود ببالند.

371:

با درود

دوست عزیز ومحترم که بنده به نظر شخصی شما احترام میگذارم . اما چون نیک بنگری آنچنان ایراد مییابی که جای حرفی و حدیثی باقی نمیگذارد احتمالا شما در این باب کم مطالعه کردی
یا نکردی .

هرگز به این فکر کردی که چگونه آیینی هست اسلام که در آن معامله و خرید و فروش انسان
آزاد و هیچ منعی هم نداره ساده تر برده داری مجاز اعلام شده (البته سفارش به آزاد کردن برده
هم شده که دارای فلسفه خودش هست, اینرو نوشتم تا کسی ایرادی نگیره) ولی نوشیدن یک ساغر می در این آیین حنیف مجازات شلاق حد در این دنیا و البته آتش سوزان جهنم را هم که
به دنبال دارد.

دوست من خداوند در طبیعت آیا دیده ای کوچکترین تفاوت رو جاری کرده باشه؟
سپس چگونه است که زن عقلی نصف یک مرد رو داره در صورتی که امروز علم بجد اینرو
حل کرده و هیچ تفاوتی رو ما بین عقل یک مرد و عقل یک زن نمیذیره.
پس چگونه مرد آزادانه به هر کاری میتواند دست بزنه ولی زن بی اجازه شوهر حق خارج شدن
از منزل که هیچ پدر و برادر خود رو هم نمیتونه ببینه, چرا یک مرد حق داشتن چهار زن رو
داره(البته زنان صیغه ای که خاص شیعیان هست و در بین سنیان حرام) , چرا این حق به زنان داده نشده .چرا در تقسیم ارث سهم کمتری به زن میرسه آیا این هر دو بیکسان در آن خانواده
حضور نداشتند. و بسیاری مطالب دیگه که در اینجا نمیگنجد.

سعدی علیه الرحمه که شاید (به نظر من حتما) با مواردی و ایراداتی روبرو شده بوده در یکجا
میگوید: اسلام به ذات خود ندارد عیبی


فکر میکنید چنین حرفی بی دلیل از دهان شیخ اجل جاری شده, او عیب و ایراد رو میدیده
و خوب ماله رو برداشته و چنین ماله ای به آن مورد کشیده اند.
لطفا کسی هم برای نوشته بنده از جایی تفسیری بیرون نیاره که همان حکم ماله کشی رو دارند این تفاسیر که حیف کاغذ که برای این کار سیاه میشود.[/quote]
جواب سوالات شما در تاپیکها دیگر داده شده است

372:

من ایرانی ایرانی هستم ، متعصب هم نیستم ، اما دین ندارم

373:

من اصلا نفهميدم منظور استارتر از اين تاپيك و پرسش چيست؟ آيا ايراني بودن در تضاد با مسلماني است؟
صورت سوال اشتباه است مثلا من از شما مي پرسم شما اول قلب داريد يا اول مغز! اول چشم داريد يا گوش؟
ايراني بودن مساله خاك است و تعصب دروني هر فرد و ارقيت! و دين مداري معنوي گرايي است و جنبه روحاني! نه اين و نه ان! من اول و اخري در ان نمي بينم! كه طرح سوال شما را جواب بدهم

374:

لزومی به تضاد یست بلکه روشن است که هدف استارتر این بوده که تعیین کند نزد افراد کدام مهمتر است ، دینشان برایشان در مرتبه ی اول اهمیت قرار دارد یا ملیتشان

375:

مشكل همينجاست! اين سوال شما را در دوراهي انتخاب قرار مي دهد در حالي كه اصلا انتخاب مطرح نيست!
مثل اين است كه از كودكي بپرسي پدرت را بشتر دوست داري يا مادرت را!
پدر و مادر در تضاد نيستند!
بگذاريد بهتر جواب بدم!
من مي پرسم شما اول ايراني هستيد يا اول داراي انديشه( ممكن است لاييكي يا مسلمان)
دين و مذهب كلا انديشه ( در موضوعات چگونگي وجود) كار مغز است و وطن و ناموس كار دل!
برخي به دل حكم مي كمنند و برخي به عقل! اما بدون عقل و بدون دل هيچ كس كامل نيست! و اين دو اول و اخري ندارند! جهالت است اگر كسي بگوويد كه من اول عقل دارم يا اول دل دارم!!
مطمئنا نظر استارتر اين نبوده! اين نظر براي اين است كه او ايران را در مقابل اسلام قرار داده! ( كه اگر مسلمان بود اين حرف را نمي زد!)
و من سوالم از او اين است شما انديشه را در مقابل دل قرار داديد!

376:

این سوال از آن جهت هست که برخی دیانت رو در مقابل ملیت قرار میدن! استارتر هم می خواهد ببیند ، آیا افراد حاضر در بحث ملیت را با دیانت نفی می کنند یا نه؟! خب این خیلی از مسائل رو روشن می کنه ، ما در هیچ کجا نمی بینیم که کسی مثلا بگوید اول مسیحی هستم بعد انگلیسی یا آلمانی و غیره !! نفی یا تضعیف ملیت یعنی اینکه شما شخصیت اجتماعی ، فرهنگی و ملی خودتون رو نفی می کنید و این بدترین آسیبی هست که میتونه به یک اجتماع وارد بشه. حالا برخی با زمینه فکری "مدینه فاضله" سعی در حذف و تضعیف ملیت دارن ولی اگر چشم و گوش خودشون رو باز کنن می بینن که دنیای امروز با مدینه فاضله فاصله زیادی داره !!

من ایرانی هستم ، همین و بس!! دینم جای خودش ، اعتقادم جای خودش و ملیتم رو جدای از این مسائل میدونم.

377:

نظرات شما متین اما دید شما به موضوع، نمیتونه درست باشه اگه منظور انتخاب بود اونوقت سوال رو اینطوری مطرح میکردن: « دینتان را انتخاب میکنید یا ایرانی بودن را؟ » استارتر منظورش شاید یاداوری این نکته بوده که ما ایرانی بودنمان کمرنگتر از مسلمانیمان شده. چون ایرانی دارای آیین خودشه و مسلمانی یک فرهنگ وارداتی است...

378:

فكر مي كنم نتونستم منظورم را درست بيان كنم
مگر دين و يا علم كه موضوعش عقل است و درك وارداتي و غير وارداتي دارد؟
مثلا من مي توانم بگويم من قرص و دواي فلان بيماري را نمي خواهم چون وارداتي است! عوضش فلان قرص را مي خورم كه مربوط به ان بيماري نيست اما ايراني است!
يا مثلا من انتگرال را قبول ندارم چون خارجيها درستش كردند ما ايرانيها خودمان عدد داريم!
ايراني خاك است! و دين اعتقاد! باز هم نه ارجحيتي بر ديگري است
نكته خوبي م. آزاد اشراه كردند برخي ممكن است اين دو را در مقابل همقرار دهند! فرقي نمي كند برخي اسلام را در مقابل ايرانيت و منافع ان را در مقابل ايراني! و برخي ديگر بالعكس!كار هر دو اشتباه است نه عقيده بايد وارد ارقيت شود و نه ارقيت وارد عقيده

379:

نظری ندارم

خداییش نه ایرانی مون مثله ادمیزاده نه مسلمونیمون

گفتم نظری ندارم

380:

شما ميگيي نظري نداري ولي تو جمله دومتون نظرتون كاملا مشخصه
انشالله تك تكمون بشيم يك ايراني خوب.
من يك انسان و بعد يك ايراني هستم.

381:

ملیت چه ربطی به دین داره ؟؟؟ !!!

382:

ملت ايران از بس همه چي رو با هم قاطي كردن پسرفت مي كنن كه پيشرفت نمي كنن!دين سر جاي خودش!مليت سر جاي خودش!مگه مجبوريم يكي رو انتخاب كنيم؟در حالي كه ميتونيم هر دوشو داشته باشيم؟

383:

ایرانی ها تنها قوم تاریخ هستند که هیچ گاه دچار شرک و بت پرستی نشدند البته در یک طیف زمانی خاصی اون ازادی و برابری و برادری که تو دین رزتشت اومده بود از بین رفت نه تنها در دین زرتشت بلکه در مسیحیت و یهودیت هم از بین رفت و در این بعد زمانی حضرت رسول به راهنمایی مردم انتخاب شد اسلام نه تنها عرب بلکه عجم رو هم از جهل نجات داد

384:

بر عکس کاملا قابل جواب دادن است و ممکن است کودک پاسخ دهد مادرم را بیشتر دوست دارم. مساله به آن پیچیدگی که فکر میکنید نیست.

بله من اندیشه را در بسیاری موارد در تضاد و برتر از احساس میدانم و تضاد احساس و عقل مطلبی است که سالها در آن مورد بحث شده است.

برای درک ساده تر موضوع مثالی بدیهی : شما حاضرید جانتان را در راه ایران بدهید یا اسلام؟ و برای درک آن تصور کنید که تمام جهان اسلام متحد شده اند(ورای مذهب!) و کشور واحدی بر اساس قوانین اسلامی در حال شکل گیری است و این کشور کاملا اسلامی (به تمام معنای کلمه اکنون به ایران رو کرده ، که به آن ملحق شود!) ایرانیان به دو گروه موافق و مخالف تقسیم شده اند شما جزئ کدام گروهید آنانی که ایران را در قالب ایران میخوانند و یا آنانی که برای قدرتمند شدن اسلام در تلاش ملحق کردن ایران در قالبی محدود به آن جامعه ی اسلامی میباشند؟
این صرفا یک مثال بود و بحث سر اینکه امکان پذیر است یا خیر در این گذر نمی گنجد ، فرض را امکان پذیر بودن این شرط قرار دهید و جواب دهید...

385:

ببينيد مساله را پيچيده نكنيد!
در مورد كودك شما كودك را مجبور به انتخاب مي كنيد! و جوابي كه كودك مي دهد تابع شرايط است! مثلا زماني كه بستني مي خواهد مي گويد بابا! وقتي كه باباش تنبيهش كرده مي گه مامان!
در مورد دوم هم اساس فكر اشتباه است شما يك پاناسلام را در مقابل يك ايراني قرار مي دهيد! اسلام انديشه است و ايران يك ارقيت! آن هم تابع زمان است! شما ممكن است با اسلام ( يا هر دين ديگري و عقيده ديگري) بخواهي يك جنگ صليبي تشكيل دهي و يك بار مدافعي آن وقت مي جنگي در جبهه اسلام و براي ايران ( مي توان جنگ تحميلي را مثال زد! مسلمان در هدف ايران! مدافع در برابر كفر اما به نفع كشور) اما زماني هم نه! شما در جنگ مهاجمي مي خواهي بري همه را بكشي! و ايرانت را هم نابود كني! انوقت ديگر مساله ايراني تنها نيست تو هدفت هم اشتباه است!
پس انتخاب اول و اخري در ان مساله اول و اخري در كشور و دين نيست اول و اخري در نوع هدف گذاريت است !و تازه اول و اخري هم نيست انتخاب بين دو تضاد است! مدافع يا مهاجم! پيروز يا شكست خورده! مسلمان يا كافر!ايراني آزاد يا ايراني زير سلطه! مي تواني اسمش را هر چيزي بگذاري!!
"راستي ماهوند جان اون نوشته امضات رو هم تغيير بدي ممنون مي شم!نوشته امضاي ما را بگذار"

386:

بیان دو نکته در اینباره فکر میکنم مفید باشد.

دین اکثرا کار عقل نیست.
اتفاقا چه بسا بی عقلی هم باشد که من بارها دیده ام افرادی که چنین میاندیشند البته استثنا هم وجود دارد ولی اصولا همه اعتقادات دینی را در مقابل عقل و دانش می دانند و دین را نیز تا کنون ندیده ام به طور کامل با عقل اثبات شود.

پرسش نیز بهتر بود اینچنین باشد:
"مذهب مهمتر است یا میهن ؟"
اگر اینگونه بود بهتر می توانستیم نتیجه بگیریم.


387:

البته همين موضوع عقل و دين خود مساله غريبي است شايد هم حق با شما باشد
قبلا هم شايد گفتم كه رابرت گيدردوني دانشمند مسلمان هم مي گويد كه با عقل نمي توان دين را ثابت كرد در واقع اين چيزي كه برخي به نام دين مي گذارند ايمان است
اما باز فرقي بين گفته هاي من نمي كند
اين تضاد عقلي است كه ريشه در دين دارد و بنابراين نمي توان تصميم گرفت كه دين معيار عقل دارد يا نه! اما مطمئنا دين در انسان خلاصه مي شود و چيزي خارجي نيست ( مانند انديشه ) اما ايراني بودن تابع شرايط بيروني است يعني بين انساني با انسان ديگر در شرايط مختلف تغيير مي كند!
دين مرز ندارد همانگونه كه علم مرز ندارد همانگونه كه فكر مرز ندارد همانگونه كه دل و عشق مرز ندارد! اما ارقيت و مليت مرز دارد! يك نفر كه در انگلستان زندگي مي كند نمي تواند فكر كند كه ايراني است! نشان دهنده اين موضوع است كه ارقيت عامه انسانها نيست! اما دين و انديشه عامه است! در وجود همه انسانها و به اشكال مختلف!مثل انسانيت

388:

رونين جان اينطور هم ميشه مطرحش كرد، انسان ها و انسانيت مهم است يا مذهب !؟
نميدونم ولي رونين جان اگر ميهن مهتر باشه، شايد زيادي ميهن پرستي كنيم و به ديگران فكر نكنيم، حالا اگرم مذهب مهتر از همه باشه كه باز بدرد نميخوره و مشكلاتي درست ميكنه كه الانم ميبينيم به نظرم بايد همشون مهم باشند و منطقي ازشون حمايت كرد.

389:

بهر حال امکان تضاد وجود دارد و شرایط هم غیر قابل انکار نیستند ، امکان دارد و بسیار هم پیش آمده است که ایمان در مقابل حس ارقیت قرار گرفته است. بگذارید مسالی عینی تعریف کنم و مساله را به اتمام برسانم.
من در یک جامعه ی اهل سنت بزرگ شده ام و چند سال پیش در بازی های جام جهانی کسانی که میشناختم در هر بازی آرزوی پیروزی ایران را داشتند تا اینکه بازی ایران و عربستان پیش اومد ، عملا تماشاگران 2 دسته شدند ، آنهایی که دوست داشتند ایران ببرد و آنانی که بر عکس آرزویشان بود عربستان برنده شود. این مسائل در عین حال که از هم جدا هستند با هم اشتراکاتی یا تضادی هم دارند

390:

اگر دین هر کسی فقط در ذهن خودش باشد و به دیگران تحمیل نکند حرف شما درباره خارجی نبودن آن صدق میکند در غیر این صورت خیر.
دینی که ارگانیزه شود و گروه و فرقه تشکیل دهد دارای مرز میشود آنهم مرزی که ممکن است دو برادر را به جان هم بیاندازد.

391:


اگر اینگونه مطرح کنیم مبحثی دیگر میشود.
من هم تا چندی پیش جهان وطنی میاندیشیدم و هنوز هم دوست دارم هیچ مرزی نیاشد ولی این امریست که با شرایط کنونی دنیا ممکن نیست.
مرزها وجود دارند امری واقعی هستند و ما هم برای اینکه در دنیای کنونی زندگی بهتری داشته باشیم و دچار عقب ماندگی نشویم هیچ راهی نداریم جز اینکه از همین مرزها به خوبی پاسداری کنیم و به میهن خود برسیم و آنرا آباد کنیم و هر گاه این کار را کردیم اگر اضافه آوردیم میتوانیم با سرمایه مازاد از منابع موجود در دریاهای بی طرف و بین المللی به مردم فقیر دنیا نیز کمک کنیم ولی اگر خود را بالا نکشیم چگونه به دیگران کمک کنیم؟!

392:


حتما در مورد مازلو و دسته بندی نیازهای اساسی انسان شنیده اید. آبراهام ایچ مازلو، روانکاو، نیازهای انسان را به 5 دسته ی اساسی تقسیم میکند که آنها را در یک هرم از پایین به بالا جای میدهد. نیازهایی که به کف هرم نزدیکترند، ابتدایی تر و زمینی ترند و هرچه در هرم بالا میرویم نیازها متعالی تر مشود. به گونه ای که از کف هرم (نیاز های فیزیولوژیکی) شروع میشود و به نوک هرم (نیاز به خود شکوفایی) ختم میشود.
این نیازها به ترتیب از پایین به بالا بدین شرحند.
1- نیاز های فیزیولوژیکی
2- نیاز به امنیت
3- نیاز به عشق
4- نیاز به تعلق داشتن
5- نیاز به خود شکوفایی

حال هر کسی در طبقه ی چهارم این هرم، نیاز به تعلق داشتن را احساس میکند و با توجه به میزان درک و فهمش و شعورش خود را متعلق به چیزی یا گروهی یا جایی یا خاکی یا... میداند.
مثلا کسی که ذهنش بسته باشد به پسوند فامیلی اش افتخار میکند. (من از تبار فلانیان هستم!!!) کمی اگر بازتر بیاندیشد به محله شان میرسد. (من بچه احمد آبادم) کمی جلوتر میرسد به شهر. (من اصفهانی ام) اگر باز متعالی تر بخواهد بیاندیشد خود را متعلق به کشورش میداند. (من ایرانی ام)
ولی به نظر من ایجاد احساس تعلق به نژاد در اشخاص اصلا کار درستی نیست، چرا که امکان بسط آن به دیگر انسانهای دنیا ندارد، حتی به نظر من احساس تعلق به دین نیز گرچه وسیعتر از احساس تعلق به خاک است، اما باز هم محدودیت دارد.

بدون مرز و محدوده، وطن یعنی همه دنیا

393:

سلام
1- اين مرزها همه الكي است خودمان درست كرديم
2 -عربستان در زمانهاي گذشته جزء ايران بوده
3 -زبان زردشت فارسي نبوده
4- زماني زبان اكثر ايرانيان عربي شد
5- اصلا پيامبر عربها (از جانب خداست ) گفته من پيامبر همه ي مردم روي زمين هستم وامام زمان دين اسلام را به همه جا خواهد رساند

394:

دوست گرامی این دو موضوع هیچ منافاتی با هم نداره مثل این هست که به یک مسیحی آلمانی بگی تو مسیحی هستی یا آلمانی

عقیده با نژاد هیچ رابطه ای با هم نداره بهتره بری دنبال سوال جدید تر قدیمی بود

395:

نوشته اصلي بوسيله lito نمايش نوشته ها
شما دوست من دیر آمدی که این موضوع رو قدیمی دیدید.البته حرف شما درسته که این دو ربطی به هم ندارند, اما به آن شرط که دین چون امروز ما چماقی بالای سر مردم نباشه بله وقتی دین
از چهارچوب خود خارج میشه باعث میشه که آنرا به نقد بکشیم وگر نه از نظر من دین شخصی ترین چیز هر انسانی هست. اما دین دولتی باید نقد بشه زمانی که دارند با آن به فرهنگ این مرز وبوم آسیب میرسانند.

ببینید هر کسی تو کشور ما میتونه هر دینی داشته باشه ولی عقلیت باید تابع اکثریت باشن اینو قبول داری پس دین نیست این جا بحث عقلیت و اکثریت هست

396:

روتین جان دوست عزیز شما اینو باید بدونی که هیچ وقت توی آمار سنگین هیچ وقت آمار کوچیک و استسنا ها به حساب نمیاد

397:

هیچ وقت اکثریت تابع عقلیت نمیشن بلکه برعکس هست و این رو هم بودن غیر از این خودت رو نابود کردی

398:

اصلا با شما موافق نیستم. بشر امروز با بشر دیروز تفاوت دارد و این تفاوت را انسانهای بزرگ در جامعه تزریق کرده اند . همه ی جامعه نمی تواند گوسفند باشد ، بعضی ها چپانند میتوان در میان نفهمان بود و لذت برد مرد. باید جهان را تغییر داد . اگر زندگی در میان مردم سخت است تنها راه تحل کردنشان و مثل آنها شدن نیست . میتوان آنها را مثل خود کنی و یا ترکشان کنی و یا....
بهرحال شما اگر به شهر پیامبر قوم لوط میرفتید؟ تابعشان میشدید؟

399:

نوشته اصلي بوسيله حرف آخر نمايش نوشته ها
روتین جان دوست عزیز شما اینو باید بدونی که هیچ وقت توی آمار سنگین هیچ وقت آمار کوچیک و استسنا ها به حساب نمیاد
من دقیقا ارتباط این سخن شما را با پست خود متوجه نشدم،ممکن است نگریسته ی خود را کاملتر بیان کنید.


در مورد اکثریت و اقلیت هم به شما بگویم که در یک جامعه دموکراتیک چیزی به نام تابعیت اقلیت از اکثریت نداریم.
اگر شیوه اداره کشوری بر پایه های دموکراسی درست قرار داشته باشد حتی اگر یک نفر هم خلاف نظر دیکران بیاندیشد از لحاظ قانونی و حقوق شهروندی و ... فرقی با دیگران پیدا نمیکند.

400:

باسلام
بر شما دوست گرامی

محمد هم در زمان خودش ، اقلیت بود.
چرا به اکثریت حکم می کرد؟!

تمامی بزرگان علم و اندیشه و هنر ، جزو اقلیت هستند.
آیا باید تابع اکثریت باشند؟!!

اکثریت همیشه جزو عوام هستند.
بنابراین ، عوام باید جهان را کنترل نمایند!!!

شاید هم به همین دلیل ، وضع ایران این گونه است ؟!!
عقب مانده ، متعصب و متکی.

باسپاس




401:

سلام

بله كاملا درسته

ملا ك حق منطق وعقلانيت است نه اكثريت و مليت و كهنه پرستي

1- اين مرزها همه الكي است خودمان درست كرديم وشايد هم انگليس وپادشاهان

2 -عربستان در زمانهاي گذشته جزء ايران بوده (زمان اسكندر )

3 -زبان زردشت فارسي نبوده


4-خوزستان عرب زبان جز ايران است

5-تركها ولرها وبلوچها ايراني هستند

4- علم ودين مرز نمي شناسد

6- اصلا پيامبر عربها (از جانب خداست ) گفته من پيامبر همه ي مردم روي زمين

هستم وامام زمان دين اسلام را به همه جا خواهد رساند

7-براي پيامبر اسلام هم معجزات فراوان نقل شده جديدترين پيامبر بهترين پيامبر

والا چرا فرستاده شده
__________________

402:

در اینکه ما اول ایرانی هستیم جایه هیچ سخنی نیست.
حال بعضی عربدوستند و خود بی همه چیزند و همه چیز خود را از عرب میدانند به ما که نژاد آریا داریم دخلی ندارد.

از رویی ما هم میتوانیم هم یک ایرانی اصیل باشیم و هم یک انسان دیندار نمی گویم مسلمان چون اسلام هم نوعی دین است و دین یک نیاز معنوی برای هر بشر است.

403:

سلام

من دلايل محكمي براي اثبات اسلام دارم كه جايش اينجا نيست

اما دلايل و مستندات پيامبران گذشته بر بيامبري خود هر گز به پاي مستندات حقانيت

اسلام نخواهد رسيد

اصلا پيامبر عربها (از جانب خداست ) گفته من پيامبر همه ي مردم روي زمين

هستم وامام زمان دين اسلام را به همه جا خواهد رساند


براي پيامبر اسلام هم معجزات فراوان نقل شده جديدترين پيامبر بهترين پيامبر

والا چرا فرستاده شده

404:

با سلام
لطفا ادامه دهید.
به عنوان توضیح باید اشاره کنم همانطور که چند نفر از دوستان اشاره کرده بودند عنوان تاپیک شاید دارای مشکلی باشد . مثلا در مورد یک مستطیل که تمام اضلاعش برابر است بپرسیم این شکل مربع است یا چهار گوش؟ یقینا شروع کننده گرامی خود متوجه این مشکل بوده اند و منظور دیگری داشته اند. که بهتر بود در انتخاب عنوان دقت بیشتری شود. مثلا آیا برای ما مسلمان بودن در اولویت است یا ایرانی بودن و یا از این قبیل.
با تشکر

این ارسال به منزله این است که تمام ارسالات این تاپیک تا اینجا را مطالعه کرده ام و تا پایان گفتگو در خدمت سروران گرامی می باشم



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

زندگی جبر است یا اختیار ؟
آیا ممکن است خواست خدا بیخدایی ما باشد؟
تابلو اعلانات ، پیشنهاد و انتقاد ، روشنگری ها
آیا خدا وجود دارد ؟ | داستان کوتاه
شرور
آیا به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟

عکس های تماشایی _ 1
یه عکس به نفرِ قبلیت هدیه کن
عکس های تماشایی_ 2
این عکس رو تقدیم میکنم به...
تصاویـــــر عاشقـــانه
"تفسیر آواتارهای هم میهن"
*