تاپیک میهن پرستان هم میهن 



x

تاپیک میهن پرستان هم میهن



ارتباط با مدیریت تالار تاریخ و فرهنگ
ایران و مسئله ای به نام پان
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
شهدای میهن را مصادره نکنید !!
ترکها، مهاجرانی از مغولستان
آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟

جنایــــــــــات رژیم صهیونیستی
قدرت نظامی ایران و مقایسه با کشورهای رقیب
حکومت سوریه و معارضین
شکست سامانه ضدهوایی گنبد آهنین(Iron Dome) رژیم صهیونیستی
جنگ ايران و اسرائيل (پيام راشل كوري 2)
حمله اراذل و اوباش به محمود کریمی و ماجرای تیراندازی
حمایت از ما | مشهدهاست
`

تاپیک میهن پرستان هم میهن




تاپیک میهن پرستان هم میهن
فردوسی طوسی
چو ایران مباشد تن من مباد
برین بوم و بر چو یکدم مباد
درود بر دوستان و هم یهنان ایرانی به هر گویش و زبانی
دوستان نیک اندیشم هدف از ساخت چنین پستی ، صرفا گرد هم آمدن تمامی میهن پرستان و ایراندوستان راستین است.چرا که جای چنین فضایی در این تالار به شدت احساس نیاز میشد. از اینرو بر آن شدیم تا این مکان را مکانی برای شناسایی و شناساندن هم میهنان ایرانی به همدیگر قرار دهیم.بلکه به یاری یزدان ایران زمین روزی فرا رسد که همگی مردمان آزاده ایران و جهان به آرامش و دوستی به دور هم گرد آیند.
دیده به انگار ناب و زیبایتان هستم

10-31-2007


1:

با سپاس از این دلسوز.
قصد کردم پاره ای شعری بنویسم، شاید درون مشوش کمی آرام گیرد.
پوزش می طلبم !


. . .
ایکاش می شد بدانیم
ناگه غروب کدامین ستاره
ژرفای شب را چنین بیش کرده است ؟

ای سایه، ناگه دلم ریخت،افسرد،افسرد
ایکاش می شد بدانیم
ناگه کدامین ستاره فرو مرد ؟

شعر از «سوم برادران سوشیانت»

2:

با سپاس از دوست نیک اندیشم آقای سین.قاف
دوستان این پست به ایده های شما بسیار نیازمند است. و همانطور که در بالا گفتم این پست در اصل مکانی برای بحث و تبادل نظر در باب فرهنگ ایران است.اگر ایده ای دارید بفرمایید تا آغاز کنیم.
با سپاس
کورش

3:

دوست داشتم بدونم مولفه های فرهنگ ایرانی چیه؟

4:

دوست من اگه ممکنه شفاف پرسشتان را بگویید. که دیگر دوستان هم آگاه شوند

5:

درود بر شما اگر پذيرايه من به عنوان يک ايراني که عاشق تاريخ پر افتخاره آب و خواکش هست باشيد من هم عضوه کوچکي در اين تالار باشم

6:


ادوارد ساپير، مردم‌شناس و روانشناس اجتماعى اشاره مى‌کند:

”فرهنگ يک گروه شامل انواع مدل‌هاى اجتماعى رفتار است که به‌وسيله همه يا اکثريّت اعضاءِ گروه جامه‌ٔ عمل به‌خود مى‌پوشد.“
(http://www.aftab.ir/culture/concept/definition.php)

من علاقه مند هستم بدونم کدام مدلها از فرهنگ آریایی مانده و کدامها جدیدتر و وارداتی است. البته انتظار ندارم کسی پاسخ کاملی بده چون ساده نیست. گفتم شاید کسی مطالعاتی داشته و یک یا دو نکته را که به نظرش مهمتر آمده دریاد داره و به ما خواهد گفت.

برای مثال، فرهنگ (یا مدل اجتماعی) حجاب آیا وارداتی است یا ریشه دار. فرهنگ چند زنی چطور؟ و دیگر موارد.

7:

[quote=aryan20xx;738066]ادوارد ساپير، مردم‌شناس و روانشناس اجتماعى اشاره مى‌کند:

”فرهنگ يک گروه شامل انواع مدل‌هاى اجتماعى رفتار است که به‌وسيله همه يا اکثريّت اعضاءِ گروه جامه‌ٔ عمل به‌خود مى‌پوشد.“
(http://www.aftab.ir/culture/concept/definition.php)

من علاقه مند هستم بدونم کدام مدلها از فرهنگ آریایی مانده و کدامها جدیدتر و وارداتی است. البته انتظار ندارم کسی پاسخ کاملی بده چون ساده نیست. گفتم شاید کسی مطالعاتی داشته و یک یا دو نکته را که به نظرش مهمتر آمده دریاد داره و به ما خواهد گفت.
*پرسش بسیار زیبا و جذابی کردید،من پیشنهاد میکنم این بحث در اختیار شما باشد و دیگر دوستان هم پرسشهای خودشان را بپرسند.و اما در پاسخ شما باید بگویم که شور بختانه بسیاری از همین فرهنگ کنونی ما دستخوش رفتارهای مهاجم و نفوذ دولتها در طول تاریخ است،به نمونه میتوان نفوذ یونانیان و اسکندر مقدونی به ایران اشاره کرد.که میتوان به جرات هنری که در دوره اشکانیان شکل گرفت کاملا نمادی از هنر و دست خوشیهای یونان به ایرانیان را نشان میدهد.و یا دوره عباسیان در ایران ر که حتی هنر تذهیب نیز برگرفته از این دوره اسلامی است.و امروز هم که فرهنگ ایرانی-اسلامی که به دروغ به خور ملت ایران میدهند هم نشان از ساختاری جعلی و کینه جویانه تازیان در ایران است.به نظر من نقش عمده در تغییر رفتارهای فرهنگی-اخلاقی ایران امروز را میتوان از جانب مذهب و مذهبیون دانست.شکل پیشرفته تر خرافات که در مذاهب به صورت وحی،الهام،بهشت،همگی نشان از نفوذ مذهبهای اسماعیلی در ایران دارد.و اما اینکه کدام مدلها از فرهنگ ایرانی هنوز مانده است باید عرض کنم حجاب اما نه از نوع اسلامی(چادر)،و جدیدترین وارداتها وارداتی که مذهب به عنوان اصل قلمداد میکند مانند حرام،حلال و تقیه و ....،من تا توانستم تلاش کردم که مفید و خلاصه بگویم.امیدوارم پاسخ خوبی به پرسشهای شما داده باشم اگر موافقید پرسشهای خود را شفاف و ساده بفرمایید تا چنانچه دوستان دیگری هم آگاهی دارند در این بحث شرکت کنند.من هم تا جایی که دانشی هر چند اندک دارم را در اختیار دیگران گذاشته و از دوستان دیگر بهره از دانش میبرم.
برای مثال، فرهنگ (یا مدل اجتماعی) حجاب آیا وارداتی است یا ریشه دار. فرهنگ چند زنی چطور؟ و دیگر موارد.

فرهنگ چند زنی جزو فرهنگهایی است که در دوران اسلام به اوج خود رسید و صیغه را نیز میتوان نام برد. که در اصل برای سست کردن عنصر خانواده در جامعه با فرهنگی مانند ایران پایه ریزی شد ، اما اینکه ما بگوییم در تاریخ وجود ندارد دروغ است ، در زمان خسرو پرویز پادشاه روم دختر خود را به ایشان میدهد و گرنه در تمامی تاریخ ایران من به این موضوع چند زنی برنخورده ام. اما اینکه بنیاد ازدواج در ایران و تشکیل خانواده جزو مسائلی بوده است که فکر ایرانیان را به خود مشغول یکرده است.مانند ازدواج زیبای زال با رودابه ازدواج کرد که اگر آگاه باشید رودابه مذهب میتراسی(ضحاکی)و زال(خرمدین)بوده است،ببینید تفاوت ره از کجا تا به کجا بوده است؟؟؟

8:

اول از همه تشکر ویژه ای دارم از کوروش عزیز برای ایجاد این جستار که واقعا جای اون در تالار تاریخ خالی بود و بعد درود میفرستم بر تمامی ایران دوستان و وطن پرستان هم میهن. بودن در جمع شما دوستان باعث افتخار من هست و امیدوارم در کنار یکدیگر محیط سازنده و مفیدی رو ایجاد کنیم.

با تشکر از کوروش گرامی من هم نظر خودم رو میگم:
فرهنگ آریایی ، فرهنگ شادزیستن و نیک اندیشی است. شما اگر به تعالیم زرتشت نگاه کنید میبینید که سه چیز شالوده آن را تشکیل میده ، پندار نیک - گفتار نیک - کردار نیک. این دین که برآمده از فرهنگ اصیل آریایی است نکاتی را در خود دارد که اگر در آن دقیق شویم به مسائل بسیاری پی میبریم. همانطور که اول صحبت گفتم فرهنگ ایرانی فرهنگ شاد زیستن است و برای همین ایرانیان جشنهای بسیاری در عهد باستان برپامیداشتند که این فرهنگ در دین زرتشت نیز نمود بسیاری پیدا کرده است. این خرد اجداد ما را نشان میدهد که میدانستند داشتن روحیه شاد و برپایی جشن های دسته جمعی برای سلامت روانی جامعه امری ضروری است. تعدادی از این جشنهای گسترده تا به امروز باقی مانده که در سطح ملی میتوان به چهارشنبه سوری ، شب یلدا ، عید نوروز ، سیزده بدر اشاره کرد و در بعد محلی و منطقه ای نیز تعداد اندکی به جا مانده اند. در فرهنگ آریایی به جای تقدیر گرایی و سکون ، نگاه رو به جلو و خرد گرایی حرف اول را میزند این همان رمز قدرت و موفقیت ایرانیان عهد باستان هست. تعدادی از محققان تاریخ ایران زمین که نگاهی نیز به زمینه های فرهنگی داشته اند بر این عقیده هستند که اگر ما شهریار برجسته ای مانند کوروش کبیر را میبینیم این به دلیل وجود فرهنگ غنی ایرانی بوده است. این فرهنگ ایرانی بوده که آزاد اندیشانی مانند کوروش کبیر و زرتشت را به جامعه انسانی ارزانی داشته و در آن زمانه تاریک و پر از جهل مفاهیمی مانند خردگرایی ، نیک اندیشی و آزادی و برابری را در سطح گیتی طنین انداز کرده است. متاسفانه همانطور که کوروش عزیز نیز گفتن خصلت های نیکوی ایرانی بر اثر تسخیر ایران توسط مهاجمانی که عموما فاقد فرهنگ و تمدن بودند به عادت ها بد وارداتی تبدیل شد و به قولی هر که آمد ویران کرد و رفت. اگر میبینید ایرانی بعد از دوران شکوه باستان هنوز نتوانسته به عزت و بزرگی که در خورش هست برسد برای همین عادت های ناپسند است که جامعه ایران را از لحاظ فرهنگی بیمار و ناتوان ساخته. همگی شما میدانید که هر جامعه ای اول باید در زمینه فرهنگی دچار تحول شود تا بتواند دستاوردی در زمینه های دیگر داشته باشد و این چیزی است که ایرانیان بسیار به آن احتیاج دارند. در مورد چند همسری نیز باید بر حرف کوروش تاکید کنم و بگم که اگر این مساله ریشه در فرهنگ ایرانی داشت در جامعه امری معمول به حساب می آمد در حالی که میبینیم جامعه ایرانی با این مساله برخورد راحتی ندارد و بر خلاف جوامع عربی آن را هضم نمیکند. چند همسری جز هوسرانی معنای دیگری ندارد و این در فرهنگ ایرانی بر خلاف خرد است ولی در فرهنگهای مجاور امری معمول و حتی پسندیده !

9:

درود بر شما دوست گرامی
باعث افتخار و شادکامی همه میهن دوستان ایرانی خواهد بود که شما عضو برتری باشید.به جمع ما خوش آمدید
کورش آریانا

10:

خیلی متشکرم که پاسخ من رو دادید. اگر بخوام بدون تعصب قضاوت کنم تا اینجا من متوجه شدم که دوستان عزیزم میفرمایند:

1- سند چندانی که فرهنگ چند زنی در بین ایرانیها رسم بوده باشد در دست نیست.
2- فرهنگ شادی در بین ایرانیان اهمیت بسیار داشته و شاید بشه گفت فرهنگ ایرانی اصلا عزاداری نداره.
3- ازدواج بین مذاهب ممکن بوده. دست کم در شاهنامه به این موضوع اشاره شده و دلیلی نیست که آن را برگرفته از اسلام بدانیم چرا که در اسلام چنین چیزی نیست.

سئوالات بعدی من از دوستان که برخی را اشاره کردید ولی شاید نه با شفافیت کافی:
1- به روایت تاریخ، چه بخشی از فرهنگ آریایی مردان بزرگ ایران رو ساخته؟ بخصوص کورش به چه چیزی میبالید؟
2- ازدواج بین نژادهای مختلف رایج بوده یا خیر. آیا آریاییها به نژاد خود تعصب نداشتن؟ اگر بله، آنها چه فکر میکردند.
3- آیا عشق به زبان فارسی یک مدل فرهنگی آریائیهاست؟ انگیزه شاهان ایران در زنده کردن این زبان بعد از دوره فطرت چه بوده؟ فقط سیاسی؟
4- طبق شواهد تاریخی، آیا برابری نژادها و مذاهب قبل از کورش بوده یا ایده اوست؟
5- طبق شواهد تاریخی، برده داری در بین اریاییها بوده یا خیر؟
6- طبق شواهد تاریخی، عشق به میهن و فرهنگ شهادت در اریاییها بوده یا خیر؟
7- طبق شواهد تاریخی، فرهنگ غارت کردن و به بردگی گرفتن در اریاییها بوده یا خیر؟

11:

اين ازدواج بين خواهر و برادر و در كل خانواده درجه يك وقعيت دارد ؟
اگر پيرو ايين زرتشتي بودند قاعدتا نبايد چنين كاري ميكردند ...

12:

دوست من شما پرسش کردید؟یا پاسخ دادید؟خواهشمندم روشن منظورتان را بفرمایید

13:

مرا بارها گر كنى آزمايش *** همينم، همينم، همينم، همينم

من آزاده بانوى ايران زمينم *** بود مُهر آزادگى برچينم

اگر پرسى از دين و آئين و كيشم *** خدا و وطن هست آئين و دينم

منم از ازل رهرو راه ايران *** از اين ره رَوَم تا دَم واپسينم

سپارم من اين راه با استوارى *** اگر چند دشمن بود در كمينم

به هر جا روم گرچه باشد گلستان *** وطن را به بيدارى و خواب بينم

بود سينه آتشگه مهر ميهن *** مبادا اَفسرد آتش دلنشينم

از اين آتش دلنواز و فروزان *** سپاس آورم بر جهان آفرينم

به پيش هر ايران ستايى شوم خم *** ولى پيش دشمن چو شير غرينم

چه باكم از آن نابكاران گر آنان *** در آرندم از پا به شمشير كينم

به نزد انيران و ايران ستيزان *** چو موج خروشنده خشمگينم

بود در رگم خون گُرد آفريدى *** نه در پيش بيگانه از پا نشينم

منم زاده آرتميس و فرانك *** ز پشت و پى آرش و آبتينم

نسب ميبرم از كتايون و ماندان *** هم از دوده كاوه و كى پشينم

بود پاى سيندخت بر آستانم *** بود دست رودابه در آستينم

من آن آريا گوهران را نشانم *** نشانى از آن حلقه گوهرينم

شوم شاد از شادى مام ميهن *** ز رنج و غمش، دل پريش و حزينم

مبادا جدا خشتى از خاك ايران *** بمان جاودان ميهن نازنينم

به يزدان قسم آب شور كويرت *** گواراتر است از مى و انگبينم

ز گفتار و كردار ايران ستيزان *** سراپاى در كوره آتشينم

چو فرزند ايران گرايد بدشمن *** من از سوى آن ناخلف شرمگينم

دلم خون شد از دست بيگانگى ها *** هوادار ايرانى راستينم

اگر چند خاموش بودم زمانها *** كنون همچنان تندر فرودينم

ز نوك قلم بر انيران بتازم *** رسد تا دماوند بانگ و طنينم

فرا روى آزادى آرم فرو سر *** ز تهديد و زور و خشونت غمينم

از آغاز در پيش فرهنگ ايران *** نوآموزم و كودكى خوشه چينم

منم آريا بانويى، آريايى *** خدا را پرستم، وطن را گزينم

پرستشگهم بوده و هست ايران *** بود چارسويش، بهشت برينم

به هر جا روم، ريشه دارم در ايران *** چو فرزند اين كشور و سرزمينم


باعث افتخار و مباهات من است كه مرا هم به عنوان اولين خانم كه در اين تاپيك پست ميزنم ، در جمع ميهن پرستي و ايران دوستي خود ،بپذيريد.

14:


با درود و خیر مقدم
ورود شما را به جرگه ایرانیان میهن پرست خوش آمد میگوییم.
کورش آریانا

15:

غارت کردن تمامی این جمله ها تحریف شده است.انسان برای بقای خود بایستی رفتاری در خور دفاع یا هجوم داشته باشد.غارت و تهاجم برای دفاع یا مسائل انسانهای عصر سنگی و پارینه سنگی صدق میکرد است

16:

با تشکر از شما کوروش عزیز که مطالب بسیار مفیدی را ارائه کردید.

17:

نه خواهش میکنم.البته این پاسخها بسیار سادهو ابتدایی بود به یاری خدا اگر نیازی به بررسی این دیدگاهها بود البته در حد دانش کم و محدود من؛بنده در خدمت هستم

پاینده ایران و ایرانی

18:

پرسشی نو:
علت و چرایی روی گرداندن جوانان و ایرانیان نسبت به فرهنگ بزرگ ایران چیست؟

19:

هنوز ز خردي به خاطر در است كه در لانه ماكيان برده است
به منقارم ان سان به سختي گزيد كه اشكم چو خون از رگ ان دم جهيد
پدر خنده به گريه ام زد كه هان:وطن داري اموز از ماكيان "دهخدا"
خوشحال ميشم اگه كارت عضويت ما هم صادر بشه تا از محضر دوستان استفاده كنيم.البته من تازه به جمع كاربران پيوسته ام ولي تا انجا كه متوجه شدم در اين تالار فقط در مورد قبل از اسلام بحث شده در حاليكه ما در دوره هاي بعد نيز ميهن پرستاني داريم اگر در مورد انها هم بحثهايي صورت بگيرد بد نيست.
به نظر من در بعد از اسلام بزرگترين شخصيت ايراني نادر شاه افشار مي باشد چوپان زادهاي كه دوباره قدرت را به ايران باز گردانند(البته منهاي چند سال اخر حكمراني اش)نادر شايد يكي از بهترين نوابغ فرمانده هان نظامي جهان باشد .

20:

درود و خوش آمد گویی به شما
دوست من فرهنگ ایران به قبل یا بعد اسلام مربوط نمیشه؛بلکه به ذات ایران و ایرانی بر میگرده,به هر روی چشم شما طرح پرسش کنید ما هم در اندازه خودمان پاسخ میدهیم.به جمع میهن پرستان خوش آمدید

21:

دوستان به تازگی کسانی به این تالار تاریخ هجوم آورده اند که میخواهند تاریخ ما را به استهزا بگیرند.از جمله خانم سمیرا که به تازگی در این تالار فعالیت میکنند و در پی پیامهای شخصی شروع به ناسزا گویی و هوچی گری درباره تاریخ ایران باستان و کورش و هم چنین من کرده اند؛البته ایشان هم هم میهن ما هستند اما نوع رفتارشان به هیچ وجه ایرانی نیست؛و احتمال میرود که ایشان جزو کسانی باشند که پیشتر از این از سایت اخراج شده و اکنون با نام جعلی سمیرا سعی در نابودی اندیشه های دوستان ایرانی دارد.پیشتر از این به عنوان یک ایرانی به ایشان خوش آمد میگوییم و امیدواریم که کینه ها و ناملایمات شخصی خود را به حساب تاریخ ننویسند

22:

کوروش گرامی ، اینان خود را به استهزا می گیرند چون تاریخ هر ملتی شناسنامه آن ملت است. اگر این افراد به جای ایدئولوژی های رنگارنگ کمی میهن پرستی پیشه کنند ، هیچگاه چنین به تاریخ خود نمیتازند.

23:

دوست نیک اندیشم آقای آزاد وقتی ملتی به تاریخ و فرهنگ خود بیگانه باشند از این ناپاکان و جیره خواران چه توقعی میتوان داشت؛این سخنان و ناسزاهای ایشان و امثال ایشان اتفاقا مرا در راهی که سیر میکنم قویتر میکند چون مطمین میشوم که راهم درست است و سخنانم درست و قوی که ایشان را چنین پریشان کرده است !!!!

24:

دوستان به تالار تاریخ و جند تالار دیگر فرتور و نوشته هایی از ایران باستان را آورده ام ؛ امید است با یاری یکتا یزدان ایران(ارتافرور)و با همیاری شما دوستان و فرهنگ دوستان ایران جهل و فساد اهریمنی در تمام جهان از جمله ایران و این تارنما(سایت)برای همیشه رخت برکند

25:

دانشمندی گفته مهم نیست که تو به اجدادت افتخار کنی یا نه مهم اینه که اجدادت به تو افتخار کنند. من فکر می کنو که همه ی ما به کشورمون افتخار می کنیم.و از اینکه چنین تالاری با راهنمایی یک فرد آشنا به گذشته ی ایران تشکیل شده واقعا خوشحالم من قبول دارم که ما باید گذشته مون رو بشناسیم وسرسختانه به این معتقدم که تا گذشته رو نشناسیم نمی تونیم قدمی برای آینده برداریم و وجود چنین تالارهایی رو واقعا مفید می دونم.اما می خوام دو تا مسآله رو مطرح کنم اول اینکه در بحث هامون باید تابع حقیقت باشیم نه تعصب. و مثل امثال هرودوت نباشیم که غرضورزانه تاریخ رو تحریف کردن بعضی ها در این مورد زیاده روی مکن و می گن جهان بدون تمدن ایران هیچ نبوده ما باید قبول کنیم که در ساخت جهان امروز تمام تمدن ها نقش داشتند و ایران هم یکی از بزرگترین آنهاست. دومین مسأله در مورد جمله ی اولیه که نوشتم. ما به اجدادمون افتخار می کنیم ولی آیا آنها هم به ما افنخار می کنند؟ تمام تلاش ما در رابطه با گذشته مون در خوندن چند جلد کتاب خلاصه میشه اما در رابطه با آینده مون؟ حکیم فردوسی سی سال برای حفظ زبان فارسی تلاس کرد اما ما حالا زبانمون را با زبون من در آوردی فینگلیش عوض کردیم و خودمون داریم باعث نابودیش می شیم! ما برای کشورمون چی کار کردیم؟ من قصد محاکمه کردن کسی رو ندارم چون در اون صورت خمدم هم یکی از محکومین هستم. من فقط می خوام سوال کنم و میخوام پیشنهاد بدم که به این موضوع هم توجه کنیم. در کنار شتاخت تاریخ کشورمون و میخوام دوستانه از شما سوال کنم کوروش جان آیا شما تا حالا کاری کردید که اجدادتون بهتون افتخار کنند؟

26:

به نظر من بله. ایشون با آوردن مطالب معتبر اذهان بسیاری را روشن میکنند. اگر همین مطالب کتاب میشد چه بسا من و شما نمیدیدم یا نمیخریدیم. این سئوال بیشتر باید از کسانی پرسیده بشه که هدف در وارونه کردن گذشته و بی ارزش نشان دادن بخش پر افتخار تاریخ ایران دارند.

27:

قصد من از پرسیدن این سوال از ایشون این بود که ایشون اولین کسی باشن که در این مورد صحبت می کنند و اگه شما پست من رو بخونید می فهمید که من از ایشون تعریف کردم و ذکر کردم که ایشون بسیار آگاه هستند و ایشون رو راهنمای این تالار می دونم.

28:

خانم تسنیم
آقای کورش واقعیات را آشکار می کنند، که بسیار جای تقدیر دارد ...

اخیراً جریانی شکل گرفته که تاریخ و هویت ایرانی را به بازی گرفته و در صدد تحریف آن است
سردسته این خائنان ناصر پورپیرار است که وطن فروشی را به اوج رسانده و عده ای پان تورک یا مذهبی بسیار افراطی ( اسلام از نوع طالبانی آن!! ) مرید این خیانتکار شده اند
در حالی که عضویت در حزب توده و کلاهبرداری و دزدی در این حزب در سوابق این مرد به چشم می خورد و سوادش دیپلم بیشتر نیست، بدون هیچگونه سوابق علمی وقیحانه سعی در تحریف تاریخ ایران دارد !!

آیا شما می دانید که این اقدامات در راستای بالکانیزه کردن کشورمان است؟
اینها خوزستان را عربستان و آذربایجان را تورکستان می خواهند
آیا می دانید این اقدامات توسط گروهک تجزیه طلب پان تورک حمایت می شود و افرادی در این فاروم ها و فاروم های دیگر با ظاهری مسلمان نما به فریب دادن ملت و تحریف تاریخ مشغولند؟؟؟
هدف اینها چیست؟
بی هویت جلوه دادن ایرانی و زمینه سازی برای اجرای نقشه های پلیدشان
همین که آقای کورش با چنین افرادی مبارزه می کند، آیا همین باعث افتخار اجداد ما نیست؟؟

29:

من خیلی خوشحالم که کلمه ی دوستانه رو ذکر کردم و گر نه ممکن بود طرفداران آقای کوروش من رو از پشت مانیتور اعدام کنند! آقای محترم من هدفم رو توضیح دادم من خواستم کوروش عزیز جواب این سوال رو بده چون به نظر من می تونه راهنمای ما باشه من هجده سالمه و دوست دارم یاد بگیرم چطوری به کشورم خدمت کنم و این رو پرسیدم و کاملا دوستانه. این منم که می خوام یاد بگیرم و بدونم.در مورد چیزهایی هم که شما گفتید من پیشنهاد می کنم این تالار و اعضای اون راهی رو برای مبارزه در سطح بالا و مسلما از طریق اینترنت پیشنهاد بکنن که یکیش می تونه دادن آگاهی باشه.

30:

خانم تسنیم عزیز ورود شما رو به تالار تاریخ از طرف همگی دوستان تبریک میگم و امیدوارم از اطلاعات شما کمال استفاده رو ببریم.

در اینجا شما مسائلی رو مطرح کردید که بسیار جای فکر داره ولی کسی شما رو به خاطر طرح این مسائل اعدام نمیکنه!! شما از صحبتهای دوستان برداشت صحیح نداشتین ، مدتی هست که در محیط اینترنت افرادی به تاریخ ایران و به خصوص دوران قبل از اسلام بسیار حمله میکنن! درمقابل کسانی مثل کوروش گرامی و خانم بابل و دوستان دیگر بدون هیچ چشمداشت یا پاداشی در محیط اینترنت برابر افکار بیمار اینان ایستاده اند و من فکر میکنم این بهترین عملی است که میشود در این محیط مجازی به پاسداشت میراث گذشتگان انجام داد! اما در مورد اینکه چطور میشود گذشتگان رو از عمل خود راضی و به کشور خدمت کنیم : شما لازم نیست که در این راه حتما آپولو به فضا بفرستید بلکه با توجه سن شما ادامه تحصیل میتواند بهترین راه برای خدمت به کشورتون باشه. سعی کنید فرد موثری برای کشورتون باشین و در این راه از ابزارهایی که در دسترستون هست استفاده کنید.

31:

امروز صبح خبرهای بدی شنیدم که باعث شد حسابی عصبانی بشم.که می خوام چند موردش رو بگم
1ـ قراره تو تاجیکستان بزرگترین مجسمه رو از رودکی بسازن. چون خودشون هم فراموش کردن که تمام افتخارشون اینه که روزی ایالتی از ایران بودن و از طریق شبکه های آمریکایی هم حمایت می شن.
2ـ عرب ها رو توهم برداشته و فکر کردن قوم جاهلشون در تمام اعصار انقدر پیشرفت کرده که دانشمندی مثل بو علی سینا داشته باشن.اگه عربستان و کشورهای اطراف خلیج فارس تونستن ثابت کنن که حتی یک دانشمند مطرح از نژاد خودشون داشتن من رسما امضا میدم ابن سینا عرب بوده!
3ـ میحوام یه اسم دیگه هم به خائنین وطن اضافه کنم...اسفندیار مشایی!
آقایی که فکر می کنه باید برای جذب توریست رقاص ها و مدل هایی مثل یانگوم و آمیتا باچان استفاده بکنه و خودش تنهایی به این نتیجه رسیده که این همه میراث فرهنگی دیگه از مد گذشته و به کار نمیاد! همین آقایی که تو دیسکو در ترکیه دیده شده و چهارصد میلیون تومن رو در سازمان میراث فرهنگی گم کرده(بخونید بالا کشیده) و دست بر قضا! (مطمئن باشید هیچ چیز دیگه ای جز دست تقدیر در این قضیه دخیل نبوده!) رئیس سازمان میراث فرهنگی شده به نظر من که رئیس سازمان میراث خوری اونم از نوع مادی اش شده.
4ـ نسخه های خطی داره از کشور دزدیده می شه. به نظر من که مهم نیست می تونیم بعدا تو حراج تو یه نا کجا آبادی بخریمش!
با این همه مشکل دیگه جایی برای بحث در رابطه هشدار فرهنگستان زبان در مورد از بین رفتن زبان فارسی نمیمونه! ما هم چند سال دیگه میشیم ترکیه! من میخوام خواهش ما از خودمون شروع کنیم جایی خوندم کسی گفته بود وقتی بچه بودم میخواستم دنیا رو عوض کنم وقتی بزرگتر شدم خواستم کشورم رو تغییر بدم بعدها به این نتیجه رسیدم اطرافیانم رو عوض کنم حالا که پیر شدم فهمیدم باید از همون اول خودم رو عوض میکردم.من میخوام ازهمین حالا خودم رو عوض کنم.پیشنهاد میکنم ما نه تنها خودمون از نوشتن به زبون فینگلیش دست برداریم همین رو تبلیغ کنیم مثلا می تونیم از همین بچه های سایت خودمون که اینطوری مینویسن شروع کنیم.

32:

می دونید من تازه دانشگاه قبول شدم(روانشناسی) اما موقع انتخاب رشته ام چیزایی دیدم که ای کاش نمی دیدم.من چون تغییر رشته ای بودم نتونستم حودم رو به تاریخ و جغرافیای انسانی برسونم.اما آرزو داشتم باستان شناسی قبول شم شاید چون فکر می کردم این بهترین راه برای حفظ گذشتمه اما به خاطر مثلا استعدادم یا درس خوبم یا چه می دونم هوش بالا (که نتیجه اش فقط اینه که بهت میگن تو که درست خوبه پزشکی بخون)وقتی صحبت از باستان شناسی می کردم طوری بهم نگاه می کردن انگار می خوام آبیاری گیاهان دریایی بخونم یه رشته ی اضافه که فقط برای تکمیل ظرفیت دانشگاه باز شده شاید هیچ چیز نمی تونست اینطوری به من لطمه بزنه

33:

تسنیم جان خیلی پیشنهاد جالبی دادی معرکه بود.ولی بهتره روی این قضیه بحث بیشتری بشه.اگه نظری داری بگو با تشکر

34:

با اجازه می خواستم از آقای کوروش یا هر کس که چیزی در این مورد می دونه سوالی بپرسم. شنیدم توی جیرفت لوحی پیدا شده که زبونش هنوز کشف نشده و ناشناخته است و میگن مال سلسله ای که اونجا حکومت می کرده میخواستم بدونم که کسی راجع به جیرفت چیزی می دونه؟

35:

از اینجا میشه شروع کرد: http://www.yoursland.com/main/index....m10.07.06.html

http://forum.niksalehi.com/showthread.php?t=13405

اما برخی این موضوع رو زیر سئوال بردن. چون گویا چنین چیزی یعنی بین النهرین خواستگاه خط نبوده و اثبات این موضوع مدارک محکمی میخواد.
بنابراین بهتره نگاهی به http://en.wikipedia.org/wiki/Jiroft_civilization
هم بندازیم.

36:

دوستان عزیز تالار میهن پرستان ، آقای کوروش به علت پاره ای از مشکلات(که یکی از این مشکلات عدم دسترسی به برخی مطالب سایت هست) تا یکی ، دو روز نمیتونن به سایت بیان و از من خواستند که این موضوع رو به اطلاع شما عزیزان برسونم. امیدوارم مشکل ایشون هر چه زودتر برطرف بشود و دوباره از مطالب خوب و مفیدشون استفاده نمائیم.

37:


تسنیم عزیز ، این اتخاب رشته هم تو ایران معضلی هست ! اگر تغییری در روند قبولی دانشگاه و کنکور ایجاد بشه به نظر من خیلی در سطح علمی فارغ التحصیلان تاثیر میذاره! در مورد باستان شناسی هم باید بگم که واقعا عشق میخواد ، روزی 10-12 ساعت جستجو در میان خاک و ویرانه های تاریخی و بعد دسته بندی کشفیات و نوشتن گزارش کار که ممکنه تا 18 ساعت کار مداوم رو شامل بشه ، یه عاشق میخواد! در مورد نگرش جامعه به چنین مواردی هم متاسفانه حرف شما درسته و این در فرهنگ ایرانی جا افتاده که از کودکی فقط نام دکتر و مهندس شینده میشود. این در حالی است که یک جامعه فقط دکتر و مهندس لازم ندارد و به طور مثال برای معرفی و کشف گوشه های نامعلوم تاریخ به افراد دلسوزی نیاز دارد تا میراث دار گذشتگان باشند. امیدوارم شما نیز در رشته ای که انتخاب کردید موفق باشید و بتونید مدارج علمی رو به خوبی طی کنید و این رو بدونید که شاید نتونستید در رشته دلخواهتان ادامه تحصیل بدید ولی اگر بخواهید حتما در آینده می توانید به هدف خودتون برسید و با میراث فرهنگی یا بخشهای مرتبط همکاری کنید. اگر هم مایل بودید میتوانید با انجمن های مردمی که در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران فعال هستند همکاری نمائید و از تجارب دیگران استفاده نمائید.

با اجازه می خواستم از آقای کوروش یا هر کس که چیزی در این مورد می دونه سوالی بپرسم. شنیدم توی جیرفت لوحی پیدا شده که زبونش هنوز کشف نشده و ناشناخته است و میگن مال سلسله ای که اونجا حکومت می کرده میخواستم بدونم که کسی راجع به جیرفت چیزی می دونه؟
در مورد تمدن جیرفت نیز از آنجا که کشفی نسبتا جدید محسوب میشود متاسفانه اطلاعات دقیقی ندارم و شما میتونید از همین لینکهایی که دوستمون آریان قرار دادند و دیگر منابع معتبر اینترنتی استفاده نمائید. البته چندی پیش فیلم مستند کوتاهی از کاوش های باستان شناسی در این منطقه دیدم و خوب با توجه به کثرت !! امکانات و نیروهایی که در این زمینه فعال بودند و باعث بازگشت باستان شناسان معتبر خارجی و دلسردی آنان میشدند ، از دیدن آن پشیمان شدم! ولی این را بدانید که اگر پیگیری مسئولین میراث فرهنگی در زمینه کاوش های باستان شناسی این منطقه جدی تر و اصولی تر شود باید در تاریخ بشر تجدید نظر شود و منشا تمدن از بین النهرین به جیرفت منتقل شود!


38:

باید از متن طولانی ای که می نویسم معذرت بخوام. اما پیشنهاداتی دارم که خواهش می کنم اون رو بخونید. با اجازه از همتون مخصوصا کوروش عزیز...
پیشنهاد من تأسیس سایتی است به نام انجمن میهن پرستان ایران. با توجه به بچه های وبلاگ نویسی که در هم میهن هستن این کار شدنیه.ما با این کار می تونیم کاری سازمان دهی شده انجام بدیم (من عاشق کارای سازمان دهی شدم) به این صورت که ما اهدافی رو مشخص می کنیم.عضو می پذیریم و در راه اهدافمون تلاش می کنیم.بعد از تأسیس سایت ما می تونیم برای آگاهی و تبلیغ سایت از سایت بچه های دیگر هم میهن و دوستانی که خودمون می شناسیم استفاده کنیم. همینطور میتونیم به میل هم میهنی ها خبرنامه هایی بفرستیم. و از هر کس که عضو می شه بخواهیم میل پنج تا از دوستانش رو به ما بده تا ما آنها را هم به انجمن خود دعوت کنیم. در سایت می تونیم به غیر مقاله ها و پرسش و پاسخ های فرهنگی و تاریخی بخش های دیگه ای هم داشته باشیم.من فکر می کنم یکی از مهم ترین مسائل در زمان ما غرب گرایی و در واقع از خود بیگانه شدن بچه های هم سن منه که با خیلی هاشون در ارتباط هستم.که از تبعات نشناختن فرهنگ خودمون و نشستن زیادی پای ماهواره و رسانه های غربی است. من مطمئن که جوان های ما همگی کشورشون رو دوست دارن فقط نوع تعلق خاطرشون فرق می کنه.گروهی که به قول ما غرب زدن دو شکل دارن گروه اول بچه هایی هستن که زیاد به فرهنگ غرب وابسته هستن و ترجیح می دن از ایران برن تا برای آن بجنگند. خیلی از این بچه ها قابل بازگشتند واین می تونه یکی از اهداف مهم ما باشه گروه دیگه که خیلی هم بچه نیستن، امثال امان پور هستن که تعدادشون هم خیلی زیاده و من بهشون میگم بد طینت ها. دسته ی دیگه کسانی هستند که براشون فرقی نمی کنه کجایی باشند و اصلا براشون فرقی نمی کنه چه اتفاقی در ایران می افته. این گروه بی غیرت ها هستند که می شه نظر بعضی هاشون رو تغییر داد.ما میتونم اساسنامه ای رو تنظیم کنیم که اعضا خودشون رو ملزم به عمل کردن به اون بدونن. و یکی از موردهای اساسنامه می تونه این باشه که اعضا برای حفظ زبان فارسی از زبون فینگلیش استفاده نمی کنن و سعی می کنن تا جای ممکن از لغات بیگانه استفاده نکنن . (حتی می تونیم در سایت هر هفته لغات جایگزین فارسی کلمات بیگانه رو معرفی کنیم تا بچه ها سعی کنن خودشون رو به استفاده از آنها عادت بدن.) مثلا همین کلمه ی رایانه به معنی اندیشه خیلی زیباتر از کامپیوتر به معنی محاسبه کننده است و چرا ما نباید ازش استفاده کنیم در حالی که در همه ی دنیا این جور کلمات رو به زبون خودشون برمی گردونند.فکر کنید چقدر جالب می شه که ما روز و ساعت خاصی رو مشخص بکنیم و از اعضای اهل اون شهر بخوایم که اون روز و ساعت به دیدن موزه ی خاصی در شهرشون برن(مثلا جواهرات تهران) این طوری به خاطر هیجانی که این کار داره می تونیم بچه ها رو به موزه بکشونیم. پیشنهادات دیگه ای هم دارم که به خاطر طولانی شدن ازشون صرف نظر میکنم.فقط در آخر میخوام جمعیت ما امضای خاصی رو طراحی بکنه تا تمام بچه ها از اون به عنوان نشان عضویتشون زیر همه ی پست هاشون استفاده کنن.می خوام در مورد این پیشنهادات حتما به صورت دقیق نظر بدید.ممنونم.
آباد باش ای ایران آزاد باش ای ایران
از ما فرزندان خود دلشاد باش ای ایران

39:

منم یک میهن پرست مبارزم
خیلی دلم میخواد با شمشیرم بکوبم تو سر هر کسی که................ نمیخوام دهنمو باز کنم

40:

من نمیدانم پدر همه ی پدرانم چه کسی بود
یا مادر همه ی مادرانم چه کس

من نمیدانم پیرترین باب من
سربازی رومی بود گریخته از جنگ
که در دوراهی صلح ایران و ارمنستان
مام مرا به مهمانی عشق برد
یا تاجری بود از خطه چین
که باروت جنگ میبرد به روم
از همان گذرگاه

در هند بود اغاز من یا ترکستان؟
بابل بیت اللحم یا ایروان؟

هیچ نمیدانم
این را فقط میدانم
که در خانه ی مرد و زنی از تیره ی ارمن
پای به این دنیا نهادم
در سرزمینی به نام ایران
همانجا که میترا
خداوندگار همه ی سرزمینها
زاده شد

همانجا که سرداران شوشیانه
از سرهای بریده ی فرزندان خود
دیوار و قلعه میساختند در برابر یورش بیگانه

همانجا که جوانک انشانی
جوانک صندل پوش انشانی
رعایت حقوق بشر را
وصیت کرد برای شما
مهماندار خوب من
عالیجناب مغرب زمین

من در ان سرزمین زاده شدم
سرزمینی که سیاوش وار
از اتش هشت هزاره ی حادثه و اتفاق گذشته است
سر سالم
تا امروز



با با درود به همه ی دوستان عزیزم در تالار میهن پرستان
امید ان دارم که مرا هم به عنوان یک اریایی در این تالار پذیرا باشید

41:

تسنيم عزيز
در خصوص سوال شما بايد بگويم براي آگاهي و كشف حقايق باستاني،همواره نيازمند منابع و اظهار نظرهاي كارشناسان معتبر هستيم
لذا براي پاسخ به سوال شما دوست عزيز من از نظرات پروفسور يوسف مجيد زاده كه يكي از معدود باستان شناسان مشهور دنيا است و نظريات وي درزمينه باستان شناسي مبناي بسياري از فعاليت هاي باستان شناسي در دنيا مي باشد،كه هم اكنون در كشور فرانسه زندگي مي كند و هرسال به عنوان سرپرست هيئت باستان شناسيجيرفت به استان كرمان مي آيد و فعاليت هاي باستان شناسي جيرفت را هدايت مي كند، بهره جستم.
ايشان در ارتباط با چهار لوح كشف شده چنين مي گويند:
كشف اين الواح تمام تاريخ منطقه و دنيا را به هم ريخته است زيرا تا قبل از اين فرضبر اين بود كه در منطقه جنوب شرق ايران در دوران باستان سواد وجود نداشته است و باستان شناسان خارجي معتقد بودند، مردم ايران تا دوره هخامنشي بي سواد بوده اند، امااين كشفيات خلاف اين ادعا را اثبات كرده است
پژوهشگران فرانسوي اين كتيبه را يك فرمان شاهي مي‌دانند.
بدون شك اين الواح متعلق به جيرفت نيست بلكه متعلق به يك پادشاهي بزرگ است كه نزديك به 400 كيلومتر وسعت داشته و احساس مي‌شود جيرفت پايتخت اين پادشاهي بوده است!
چهار لوح خط نوشته، كه يكي از آنها در ورودي قلعه يافت شده و براساس آزمايش هاي كربن 14 در دانشگاه پنسيلوانيا به دو هزار و 500 سال قبل از ميلاد متعلق است
اين خط، خطي كاملامتفاوت از خط ميخي بين النهرين و خط هيروگليف مصري است كه خط هاي همزمان با اين خط هستند. اين خط را خط هندسي يا جيرفتي نام نهاده اند كه با خطي كه در يك دوره ي 20 ساله در ايلام رايج بوده است، مشابهت دارد.
اين كشف براي دومين‌بار ثابت كرد جيرفت در هزاره سوم پيش از ميلاد وارد دوران تاريخي مي‌شود. طول اين لوح خطي آجري که تنها لوح خطي است كه به صورت كامل تاكنون در اين محوطه‌كشف شده، 11 و عرض آن هفت و ضخامتش دو سانتي‌متر است.

آثار به جايي مانده از ميراث كهن جيرفت منشا بسياري از اسطوره‌ها و داستان هاي حماسي بين‌النهرين در قرن‌هاي بعدي بوده است. كاوش هاي باستان‌شناسي قدمتي 8 هزار ساله را براي بين‌النهرين رقم زده است اما همين مطالعات قدمت جيرفت را به 10 هزار سال پيش مي‌رساند و اين آغاز تجديد نظر درباره آن چيزي است که بين‌النهرين را خاستگاه علم مي‌دانست.
تنها نقش عقرب انسان روي آثار جيرفت ديده مي‌شود. اين نقش تنها در جيرفت بوده و در هيچ كجاي جهان ديده نشده است. اما در حماسه بسيار كهن «گيل گمش» ما از نقش عقرب انسان مي‌خوانيم و اين نشان از تاثير اين منطقه روي اسطوره‌هاي تاريخي و حماسه بين‌النهرين دارد. آثاري ديگري وجود دارد كه نشان مي‌دهد كه اين هنر از اين منطقه به بين‌النهرين رفته است
عمليات ژئوفيزيك کارشناسان فرانسوي نشان داد كه 11 متر آثار باستاني در زير اين زمين قرار دارد كه اين 11 متر در علم باستان‌شناسي به 10 هزار سال قدمت و تاريخ تعبير مي‌شود
فرهنگ جيرفت، فرهنگي قائم به ذات است و آن را با بين النهرين نمي توانيم مقايسه كنيم و به اين نتيجه برسيم كه اين اعتقادات از بين النهرين به اينجا آمده اند و اگر انتقالي صورت گرفته باشد، از شرق ايران به بين النهرين رفته است، نه برعكس. احتمالاخاستگاه هنر هخامنشي به جيرفت بازمي گردد، زيرا عناصر مشابهي ميان آنها يافت شده اند، مانند نقش شير و گاو، جنگ ميان مار و پلنگ و مار و عقاب كه قبلاگفته مي شد، از بين النهرين به تخت جمشيد (پارسه) آمده است،درحالي كه جيرفت به شيراز بسيار نزديك تر است و احتمالاانتقال از جيرفت به تخت جمشيد (پارسه) بوده است.

به هر حال،اين افتخار ما ايراني هاست كه قديمي‌ترين خط دنيا را پيدا كرده‌ايم و در حال حاضرنيز هيچ كس در دنيا در تمدن بودن جيرفت شك ندارد.

42:


پیشنهاد بسیار جالبی است و باید در مورد آن صحبت کرد. اگر دوستان مایل بودن در مورد جزئیات ایجاد چنین سایتی مشورت کنیم.

در مورد غرب گرایی و فرهنگ غربی به نظر برداشت مفید از فرهنگهای دیگر بسیار مفید است و ما ایرانیان از دیرباز چنین عملکردی داشتیم و نکات مثبت فرهنگهای دیگر را برداشت کرده و با فرهنگ خود تلفیق میکردیم! البته باید دید چه چیزی به فرهنگ ما لطمه میزند و چه چیزی در موازات آن حرکت میکند.

در مورد خانم امان پور من نمیدونم چرا ایشون رو بدطینت خطاب کردین اگر ممکن هست بیشتر توضیح بدین!

در مورد نشان عضویت هم دوستانی که طراحی لوگو می کنند میتونن یک لوگو نیز برای بچه های تالار میهن پرستان آماده کنند تا همگی استفاده کنیم.



43:

در مورد غرب گرایی با شما موافقم اما این دقیقا کاریه که ما نمی کنیم تا حالا شده مردم ایران از چینی ها یاد بگیرن که برای کشورشون ساعت های طولانی کار می کنن یا تا حالا شده نظم و ترتیب انگیلیسی ها رو در رانندگی یاد بگیرند یا حتی مالیات دادنشون رو! ما فقط یاد گرفتیم چیزهایی رو که دوست داریم برداشت کنیم مثل آزادی دختر و پسر.در مورد امان پور ایشون هم چیزی نیستند جز یه آمریکایی که امثالشون تو ایران پرند مثل شیرین عبادی یا هاله اسفندیاری (اگه در مورد این دو نفر توضیح بخواید با کمال میل حاضرم. منم اوایل مثل شما فکر می کردم. مثلا وقتی می دیدم وقتی مترجم همزمان احمدی نژاد چیزی رو اشتباهی ترجمه می کنه(مثلا!)اون اصلاح می کنه! اما کی و به چه قیمتی من نمی خوام در مورد کارای این خانوم و مدال گرفتنش صحبت کنم اما میخوام یه استدلال ساده بیارم شما به عنوان یه وطن پرست حاضرید تو شبکه ای کار کنید که هر ثانیه به هم میهنانتون می گه تروریست؟پس هیچ خیر خواهی ای در کار نیست.

44:

مطلبي را در ارتباط با حلقه ي ازدواج و پيوند نزديك آن با آيين ايران باستان خواندم،كه براي من بسيار جالب بود.
بنابراين تصميم گرفتم بابي از فرهنگ پرباري كه تمام جهان در تحير آنند بگشايم و آن را بازگو كنم.

تاپیک میهن پرستان هم میهن
تاپیک میهن پرستان هم میهن

تاپیک میهن پرستان هم میهن

شايد جالب باشد كه بدانيد حلقه اي كه افراد به هنگام پيوند زناشويي بدست مي كنند و اين حلقه نشاني از تعهد و وفاداري همسران است برگرفته از آيين پاك ايران باستان است.
اين ارتباط نزديك ريشه در نگاره ي زيباي فروهر كه بسيار آن را مشاهده كرده ايم دارد.اما پيش از آن بايد به شرح معاني بسياري كه اين نگاره ي زيبا در خود نهفته دارد بپردازيم.
بررسي نگاره فروهر
اين نگاره كه به شكل شاهين است در بسياري از سنگ نبشته ها و آثار قبل از اسلام مشاهده ميشود. در زمان هخامنشيان مهر سلطنتي بوده و گفته ميشود پس از ورود اسلام به ايران براي حفظ اين نماد نياكان ما به آن رنگ ديني داده اند و آموزش هاي دين زرتشت را به آن نسبت داده اند كه اين آموزش ها و مفاهيم نهفته در اين نگاره به شرح زير است:

1-چهره نيم تنه پيرمرد در اين نگاره نشان از دانش و تجربه است و اشاره به فروغ اهورايي وهومن يا دانش دارد.
2-حلقه ي دايره اي بزرگ كه پيرمرد از آن عبور كرده نشان دهنده ي اين است كه اين جهان خاكي گذرا است و هركس و همه چيز بايد در راستاي نظم طبيعت قرار داشته باشد و در جهت آباداني اين جهان تلاش كند.
3-دو بال برافراشته كه ميگويد آدمي بايد از سقوط به كژي و كاستي پرهيز نمايد و همواره اهورايي زندگي كند.هر بال داراي سه رديف است كه نماينده ي چكيده آموزش اشوزرتشت يعني انديشه نيك(هومت)،گفتارنيك (هوخت)و كردارنيك(هورشت) است.
4-بخش زيرين و دم نگاره كه آن هم سه بخش است و نشانه ي انديشه بد(دژمت)،گفتاربد(دژوخت) و كرداربد(دژورشت) است و انسان بايد با خرد خود همواره از آنها پرهيز كند.
5-دو پاي پرنده نماينده سپنته من و انگره من ميباشد كه به عقيده ي اشوزرتشت هر دو گوهرو همزاد هستند و انسان تنها موجوديست كه با نيروي اراده و اختيار ميتواند سپنته منها و خوبي ها را برگزيند و با همه ي انگره منها مبارزه كند.
6-پيرمرد با دست راست بر افراشته ي خود كه رو به سوي نور (قبله ي زرتشتيان)ايستاده در حال نيايش اهورامزدا،خداي بزرگ هستي بخش است.
7-اما حلقه اي كه در دست چپ نگاره است نماد مهر و پيمان است كه در آيين مهرپرستي كه قبل از آيين اشوزرتشت در ايران رواج داشته است و به دليل زيبا بودن اين رسم زرتشتيان نيز آن را پذيرفتند.
در واقع اين نماد بعدها در تمام جهان گسترده شد و امروز نمونه ي كوچكي از آن كه همان حلقه ي ازدواج است و هريك از دو نفر به هنگام پيوند زناشويي آن را به دست چپ خود ميكند تا نشاني از وفاي به پيمان و همدلي باشد.

45:

کسی در غرب به ایرانی نمیگه تروریست. کما اینکه کارهای بوش را به حساب آمریکائیها نمینویسند.

46:

متأستفم ای کاش این طور بود ولی با شما مخالفم من فقط یه استدلال میارم اونم دوستمه که به انگلیس رفته بود و اونجا تروریست خطاب شده بود. تو همین چند هفته چندین ایرانی فقط به جرم ایرانی بودن از نژاد پرست ها کتک خوردن در ضمن آمریکا داره ارتش رسمی ایران رو وارد لیست تروریستها می کنه دیپلمات ها ی ما رو تحت تعقیب پلیس بین الملل می ذاره و داره به مردمش می گه دولت ایران تروریست من به این کار ندارم که چه دولتی در ایرانه یا مورد قبوله یا نه اما من از اون دست آدم هایی هستم وطن ام رو حتی اگه خرابه باشه می پرستم. بنابرین وقتی به دولت من بگن تروریست انگار به من گفتن

47:

می خوام کتابی رو به بچه های میهن پرست معرفی کنم یونانیان و بربرها نوشته ی امیر مهدی بدیع این کتاب در واقع حوادث اتفاق افتاده بین ایران و یونان رو بررسی می کنه و تمام مطالب رو از کتب خارجی معتبر استخراج کرده و حماقت و جهالت عده ای از مورخان متعصب رو از لابلای همان متون نشون میده.

48:

اگر فكر ميكردن اين شخص ايرانيه و تروريسته پس چطوري تونسته بود بره؟ از كجا ويزا گرفته بود؟

نوشته اصلي بوسيله تسنیم نمايش نوشته ها
تو همین چند هفته چندین ایرانی فقط به جرم ایرانی بودن از نژاد پرست ها کتک خوردن
كجا؟ حتي سايت انتخاب هم همچين چيزي رو ننوشته! طي يكسال اخير تنها موردي جدي كه من ميدونم كشته شدن يك جوان ايراني به دست نژادپرستهاي كشور برادر روسيه بوده! حالا يه سوزن به خودمون هم بزنيم، ايرانيها خارجيها را در سيستان بلوچستان ميدزدند قبول نيست؟

نوشته اصلي بوسيله تسنیم نمايش نوشته ها
در ضمن آمریکا داره ارتش رسمی ایران رو وارد لیست تروریستها می کنه
در يك ماه اخير كه ايران قول همكاري در عراق را داده انفجارها نصف شده.

نوشته اصلي بوسيله تسنیم نمايش نوشته ها
در ضمن آمریکا داره ... دیپلمات ها ی ما رو تحت تعقیب پلیس بین الملل می ذاره
اون آمريكا نيست. پليس انترپل به اتفاق آرا اينكارو كرده. اگر نميدونيد چرا بريد بيشتر اخبار سانسور نشده بخونيد.

نوشته اصلي بوسيله تسنیم نمايش نوشته ها
به مردمش می گه دولت ایران تروریست من به این کار ندارم که چه دولتی در ایرانه یا مورد قبوله یا نه اما من از اون دست آدم هایی هستم وطن ام رو حتی اگه خرابه باشه می پرستم. بنابرین وقتی به دولت من بگن تروریست انگار به من گفتن
خب عزيز من شما هم وقتي پرچم آتيش ميزنيد و مرگ بر آمريكا ميگيد انگار به مردم آمريكا ناسزا گفتيد. بريد ادبيات ديپلماتيك خودتون رو اصلاح كنيد. روابط بين كشورها نبايد تبديل به دعواي خانوادگي و گيس كشي بشه. چرا كسي مثلا به ژاپن نميگه تروريست؟

49:

چطوره استوانه كورش را در پايين سمت راست يا چپ آواتور خودمون اضافه كنيم؟ به نظر من به اندازه كافي گويا هست و فقط كساني اينكارو خواهند كرد كه واقعا فرهنگ آريايي را دوست داشته باشند.

50:

آریان عزیز بهتره این استوانه را در قسمت امضای پرو فایل قرار دهیم.

51:

عزیزان دولت جمهوری اسلامی چنان چهره ای از ما ایرانیان تصویر کرده که تقریبا کل دنیا ما رو با اعراب اشتباه میگیرند. حتی بسیاری از رسانه ها نمیدونند که ما پارسی و از نژاد اریایی هستیم.تو همین جریان خلیج پارس هم تعجب کرده بودند و میگفتند چرا ایرانیها(منظورم مردمه وگرنه بی بخاری دولت به تاریخ که بر کسی پوشیده نیست) دارن گریبان جر میدند مگر نه اینکه پارسیها یه تمدن بزرگ بودن که منقرض شدن.
نمیدونم رهبر کدوم کشور عربی جلوی احمدی نژاد گفت خلیج عربی احمدی نژاد ککش هم نگزید اخه هیچ ربطی به منافع کشور فلسطین نداره و براش مهم نیست. امت اسلام زنده باشه ایران کشک کیه.
این همه طرفداری این فلسطینیا رو کردن اولین کشوری که بیانیه ی خلیج عربی رو برای خودشیرینی بین عربا امضا کرد همین فلسطین بود.
تنها جایی هم که من دیدم مثل اینکه یه فرقهایی بین ما و عربها قائلندتوی فیلم تصادف بود وقتی فروشنده ی اسلحه مرد ایرانی را با عربها اشتباه میگیره و بهش میگه میخوای بری به بن لادن کمک کنی مرد ایرانی عصبانی میشه و میگه این امریکاییهای احمق فرق عرب و ایرانی را تشخیص نمیدهند. بقول هوشنگ گلمکانی فکر میکنند هرکی از راست به چپ بنویسه عربه.

البته حق هم دارن. عقل ادما تو چشمشونه. الان نماینده ی ما ایرانیها احمدی نژاد و سپاهی ها هستند که واقعا هیچ شباهتی به ایرانیها ندارن. وقتی میان ایران و بسیجیا با چماق میزارن دنبالشون میخوایم بیان قربون صدقمون برن.
تا همین چند سال پیش ترکیه ایها یه مشت گدا گشنه بودن اما حالا به جایی رسیدن که وقتی باهاشون چت میکنی میگی ایرانی هستم ترش میکنند و میگن تروریست. دیگه ببین به کجا رسیدیم که این بی شعورا به ما میگن تروریست. وقتی میگم بیشعور برا توهین نیست ها یه ادمهای خری هستن که هر رو از بر تشخیص نمیدن.خودم مشاهده کردم.
نه حواسمون به اثار باستانیمونه نه از دزدیدنش جلوگیری میکنیم. تو جریان همین سر سرباز هخامنشی هم به ابتکار رحیم مشایی تو حراجی شرکت نکردیم که یه وقت دزدها فکر نکنن هرچی دزدیدن میراث خریداره.
توی امور فرهنگی هم که هیچی. این کره ایها یه یانگوم توی یه صفحه از تاریخشون بوده درمان ابله و سزارین و غیره ذلک رو بهش نسبت دادن. یا مین امپراطور دریا که داستان یه دونه قهرمانای ملیشونه.اونقدر هم جذاب ساختند که ادم میخ میشه به تلویزیون.
اون وقت ما یه سریال چهل سرباز ساختیم که بخدا اگه یه نفر هم نگاش کرده باشه. داستان زندگی همه هست الا فردوسی. اخه موندم ربط فردوسی و امام علی تو چیه.
فیلم سیصد رو ساختن مسیولا عین بوق حموم . حالا اگه به یه امومزاده ها توهین شده بود خودشونو جر میدادن مگه سر همین کاریکاتور پیامبر نبود شده بودن رهبر امت اسلامی.
هرچه قدر هم ما بگیم این چیزا رو از خودمون شروع کنیم دولتو سننه و ... فایده نداره. بالا بریم پایین بیایم ما رو با دولتمون میشناسند.

از پراکنده گوییهام پوزش میخوام اما دوست داشتم چیزهایی که به نظرم میرسیدو گفته باشم
حالا شاید بی سر وته باشه اما ببخشید دیگه

52:

واقعا جاي كورش عزيز با پستهاي پر محتوايش خالي است. ايشون كجا هستن؟

53:

با تشکر از پیگیری های خانم پیدایش در مورد مشکل کاربری دوست خوبمون آقای کوروش
خانم تسنیم ، در مورد فرهنگ غرب یا فرهنگ کشورهای پیشرفته و آزاد باید ببینیم که مبانی این فرهنگ چه چیزهایی است. شما به نحوه درست رانندگی یا کار طولانی مدت با بهره بالا اشاره کردید ولی اینها سرشاخه های این فرهنگها هستند. باید دید ریشه های این فرهنگ کجا است؟ اشاره شما به آزادی های اجتماعی مانند روابط دختر و پسر بسیار به ریشه این فرهنگ نزدیکه و به نظر من مهمتر از نحوه رانندگی یا مسائل این چنینی است.
در مورد افرادی هم شما اسم بردید ، ما نباید یکسویه به جریان نگاه کنیم و افراد رو محکوم کنیم. خانم امان پور خبرنگار هستند نه مدیر شبکه ! ضمن اینکه نه ایشون و نه هیچ ایرانی دیگری دروضعیت ایشون ، مقصر شرایط به وجود آمده در ایران نیستند(پس شما باید در جای دیگری به دنبال مقصر باشید) در گزارشاتی نیز که آماده کرده اند من جایی ندیدم که ایرانیان رو تروریست بنامند یا یه همچین چیزی. پس باید از ایشون برای انعکاس اخبار درست از ایرانیان متشکر باشیم و اینکه ما به چنین کسانی در خارج از کشور احتیاج داریم تا وجه مردم ایران بیش از پیش خدشه دار نشه.

تعیین یک نماد مشترک پیشنهاد خانم تسنیم بود و حالا که مورد تائید دو نفر ازاعضا قرار گرفته است از ایشون و دوستان دیگر این تالار درخواست میکنم تا نظر خودشون رو در این مورد بدن(قرار دادن عکس منشور حقوق بشر کوروش کبیر) این میتونه شروعی باشه برای کارهای بعدی و همگرایی بیشتر.

54:

تورو خدا مشکل کورش رو حل کنین. مثل اینکه حسابی حوصله اش سر رفته . میگفت اگه مشکل حل نشه دیگه نمیاد فروم

55:

من با تسنيم موافقم و ازش ممنونم در ضمن چطور شما ميگين كسي تو غرب به ايراني نميگه تروريست بيشتر غربيها ايران رو با نام تروريست مي شناسند

56:

خیر. دولت ایران رو متهم میکنن که از تروریستها حمایت میکنه. کسی نگفته ایرانیها تروریست هستن. اصلا مگه میشه گفت یک ملت تروریست هستن؟ این چه جور ادبیات سیاسی است؟ کدام روزنامه یا سایت معتبر چنین عبارتی به کار میبره یا برده؟

57:

بنام ارتا فرور یکتا خداوند ایران و جهان
با درود بر همگی شما دوستان و سپاس بسیار فراوان از شما خوبان که در نبود من پی گیر بودید و در پیامهای خصوصی و غیر خصوصی مهرتان را بر من نثار میکردید؛امیدوارم لایق اینهمه مهر شما یاران و دوستان خوبم باشم؛دوستان من چند روزی نتوانستم به این تالار بیایم برای مشکلی که در شناسه من بوجود آمده بود ؛اما اکنون در خدمتتان حاضرم و شما را در هر چه بیشتر شناختن ایران و فرهنگ آریایی تا جایی که توان دارم یاری خواهم رساند.اما درباره بحث جالب و زیبای شما پیرامون ایرانی و رابطه آن در جهان امروز و نامیدن ایرانی به عنوان تروریست باید نکته کوچکی را بازگویم البته اگر یکی از دوستان لطف کند و موضوع و پرسش این سری را خلاصه مطرح کند؛من هم در بحث زیبایتان شرکت خواهم کرد؛

*****************
اما در پاسخ دوست خوبم آقای آریاز پارسی و بانو تسنیم باید بگویم که دوستان من تصور غرب از ایران و ایرانی زاییده تاریخ ما و بازتاب تاریخ پر افتخار ما در غرب نیست؛آنچه که غرب و غربیان از تصور ایرانی به یاد دارند چیزی است که در چند دهه اخیر به وقوع پیوسته است؛تا پیش از انقلاب اسلامی ناایرانی چیزی و واژه ای با نام ایرانی تروریست در هیچ جای اذهان جهانی وجود نداشته است؛اما پس از روی کار آمدن جمهورس اسلامی تلاش حکومت برای نفی افکار شاهانه آریا مهر و حکومت پهلوی نشانه های بارزی داشته که تا به امروز هم ادامه دارد؛آنچه که جمهوری اسلامی آنرا همیشه نفی کرده تا صورت انسان ایرانی را صورتی خشن و خویش را وحشی قلمداد کند بارز است؛آنچه که این حکومت اسلامی در پی داشت نفی هر چه خوبی ایرانی و واونه جلوه دادن حقیقت ایرانی در جای جای جهان بوده است.اینکه امروز غرب ایران را با نام تروریست میشناسد هم بازتاب رفتار این نظام نامتعادل است و هم اینکه دوست من در غرب به ندرت میگویند ایرانی تروریست؛بیشتر تکیه بر مسلمان تروریست دارند؛قصد من خدای ناکرده توهین نیست فقط میگویم واژگان را به جا بکار ببرید؛حال پرسشی از شما دو بزرگوار آقای آریاز و بانو تسنیم دارم و پاسخی در خور ستایش از شما میخواهم:
امروز بر طبق آمار بدست آمده از ساختار شکنی مسلمانان تندرو در جهان نشانه خوی وحشیگری و یاغی گری این دسته(مذهبیون تند رو)است؛شما در کجای جهان سراغ دارید که بگویند فلان اثر ایرانی را سوزاندند یا به ویرانی کشیدند؟جز اینکه ما بارها و بارها در کشورهای بزرگی مانند انگلستان شاهد آتش زدن و تهاجم به مساجد و مسلمانان هستیم؟؟؟؟؟

58:

پیشنهاد خوبی هست بسیار به جا بود

59:


درسته ؛ این دو دوست عزیز ناآگاهانه و نادرست دادگری کردند

60:


*دوست من دوستان به بنده لطف دارند؛من در برابر یک سرباز آریایی و هخامنشی کاری نکرده ام؛من و دوستان فقط از هویتمان که اصل ما باشد دفاع کرده ایم

61:

تمدن هخامنشی
سیزده گفتار در بررسی‌های هخامنشی
پنج‌شنبه، 3 آبان‌ماه 1386
تمدن هخامنشی، مجموعه‌ای از سیزده گفتار این نگارنده (رضا مرادي غياث آبادي )در زمینه بررسی‌های هخامنشی است که در هفته گذشته به کوشش شرکت بدر سیستم منتشر شد. در این کتاب، چهار گفتار در باره تخت‌جمشید و سازوکارهای زمان‌سنجی آن، پنج گفتار در ترجمه و گزارش فارسی کتیبه‌هایی از عصر هخامنشی که دو تا از آنها به نام‌های «رویدادنامه کورش بزرگ و نبونید، آخرین شاه بابل» و «سالنامه نبونید» برای نخستین بار به فارسی منتشر می‌شود، و چهار گفتار دیگر به بررسی‌هایی در آثار و بناهای کورش دوم و داریوش یکم در پاسارگاد و نقش‌رستم اختصاص دارد. مقاله‌های این کتاب را تعداد هفده قطعه عکس همراهی می‌کند که بیشتر آنها پیش از این منتشر نشده بودند. طرح زیبای مرد بالدار پاسارگاد در روی جلد کتاب، اثری از هنرمند توانا خانم طاهره افضلی است که از روی مهر فراوان و به درخواست این نویسنده نگارگری شده و پیش از این، آنرا در کتاب «منشور کورش هخامنشی» چاپ کرده بودم. تمدن هخامنشی با پشتیبانی معنوی و مادی بانویی گرانقدر و دوستدار فرهنگ ایران منتشر شده است که مایل بود نامش در کتاب برده نشود. ‌
به دوستان گرامي پيشنهاد تهيه و مطالعه كتاب فوق را ميدهم كه مطمئنا مانند ساير اثار اين نويسنده توانا ارزشمند خواهد بود .

62:

سلام من چند روزی مریض بودم و متعاقباً خوابیده ( و البته به قول خواهرم جنازه) و مثل اینکه این چند روزه خیلی خبرا بوده و آقال کوروش به جمع ما برگشتند البته منم فکر می کنم دارم به مشکل ایشون دچار می شم. و اما در مورد بحث های پیش اومده من در مورد خانم امان پور من نگفتم که ایشون مدیر شبکه هستن گفتم تو شبکه ای کار می کنن که حامی منافع آمریکاست. و وقتی رژه سربازان ایران رو نشون میده کنارش عکس بن لادن رو میذاره.( امان پور از ملکه الیزابت که سابقه ی مدال دادن به سلمان رشدی رو داره مدال گرفته جدیدا مواضع انگلیس عوض شده و تصمیم گرفتن به خبرنگار ایرانی ای که اخبار درست رو منتشر میکنه و برای کشورش میجنگه مدال بدن؟) اینا چه مفهومی داره؟ چرا آمریکا به اعراب مسلمان ( منظورم عربستان و مصره) به این کشور ها نمی گه تروریست؟ مگه جز اینه که اونها از اهداف اسرائیلی امریکا دفاع می کنند؟ در مورد دوست من اون از طرف مردی خیلی عادی شنیده بود که گفته بود شماها تروریستید. ولی مسئله ای وجود داره به نام مسلمان ها ، شما از مسلمانان تند رو حرف زدید. کوروش جان تروریست کیه؟ بیام از کارای آمریکا و غرب شروع کنم... چندین سال پیش غربیا با انواع وحشی گری ها کشورها رو مستعمره ی خودشون کردن و باعث به وجود اومدن فقر وحشتناک و مرگ ها ی دلخراشی شدن که آثارش الان بیشتر از پیش خودش رو نشون میده. بعدها این امریکا بود که تو جنگ ویتنام از سلاح شیمیایی استفاده کرد و بچه هایی که الان هم دارن متولد میشن ناشی از همین بشر دوستی امریکایی هستن. تو ژاپن امریکایی ها می خواستن شهر کنار هیروشیما رو بزنن اما خلبان میگه هوا ابریه فرمانده اش میگه عیبی نداره شهر کناری رو بزن! مجسمه ی مثلا آزادی امریکا یه علامت باستانی که مفهومش این میشه ما بر دنیا حکومت میکنیم! چطور اگه مل گیبسون تو فیلم میهن پرست آدم بکشه و از کشورش دفاع کنه میشه میهن پرست اما یه جوان فلسطینی میشه تروریست؟ تو کدوم یکی از فیلم های ضد ایرانی که ساختند اشاره کردن مردم دنیا که دارین این فیلم رو نگاه میکنید ما منظورمون دولت ایرانه؟! نقش خشایار شاه رو احمدی نژاد بازی می کرد؟ غیر از اینه که اونا نژاد ما و هویت و فرهنگ ما رو زیر سوال بردن نه دولتمون رو . غیر از اینه که تو فیلم هایی که از انقلاب ایران میسازن مردمی وحشی رو نشون میدن که انقلاب میکنن؟ چرا رو این مسأله تأکید دارن در حالی که در تمام دنیا انقلاب پدیده ای خشنه؟( در جنگ شمال و جنوب امریکا بدترین جنایات اتفاق افتاد.) غیر از اینه که جوان های ما شانزده سال پیش با سلاح های امریکایی شهید شدن؟ امریکا ییها قبل از انقلاب تو ایران جولان میدادن و همه چیز از نفت و فرهنگ و خود باوریه ایرانی ها رو از بین میبردن پس به دنبال همون اهداف هم جنگی زو بر ضد ایرانیها راه انداختند و باعث شدن که مردم ما با گلوله های توپ و شیمیایی شون تیکه تیکه بشن من سنم نمیرسه ولی نمیتونم فراموش کنم. نمی تونم چون هر روز دارم از جلوی عکس پسر بیست ساله ای رد میشم که ازش فقط بادگیرش و چند تا خودنویسش باقی مونده بود. نمی تونم چون مرگ مادری دیدم که به خاطر بیست سال ندیدن پسرش نابینا شده بود و هر روز با صدای در فکر می کرد پسرش برگشته. نمی تونم چون دارم مرد شیمیایی ای رو میبینم که قطعات ریه اش با استفراغش بیرون میاد و نمی تونم چون میدونم اونا سلاح های امریکایی بودن و امریکا برای روشن نشدن این موضوع خیلی سریع دادگاه صدام رو تعطیل میکنه. من همین جا اعتراف می کنم که من از امریکا و تمام سیاست های کثیفش متنفرم درسته که آتیش زدن پرچمشون رو کار درستی نمیدونم و امیدوارم این فرهنگ هر چه زودتر از بین بره اما یادمون نره این کار کی تو ایران جا افتاد موقعی که مردم ایران از کارای بیگانه ها و مخصوصا امریکا جون به لب شده بودن. من قبول دارم که خائنانی که الان تو این کشور بسیارند تیشه به ریشه ی ایران میزنند اما بدتر از امریکا نیستند. این ایران نیست که تمام نا امنی ها رو در عراق به عهده داره این امریکاست که با خارج کردن آثار باستانی عراق و تشکیل گروه های ضد شیعه سعی در درست کردن اختلاف بین عراقی ها دارن همون کاری که الان تو ایران دارن میکنن. بچه ها من به بقیه ی پست هایی که آریای عزیز برای من گذاشته جواب نمی دم چون خواهشی دارم ما در مورد مسائلی که الان در موردش حرف زدم کاری نمیتونیم بکنیم و این حرفها جز درست کردن اختلاف بین خودمون چیز دیگه ای رو به وجود نمیاره میتونیم در این مورد در تالارهای دیگه بحث کنیم اما این جا فقط باعث اختلاف بیت ما میشه من متوجه شدم که آریان جان با وجود رفتار محترمانه اش از من خیلی عصبانی بود و من نمی خوام این اتفاق دوباره بیافته چون میخوام همه ما با هم دوست باشیم برای همین هم هست که اصرار دارم اگر میخوایم سایتی درست بکنیم باید یک اساسنامه داشته باشیم تا همه چیز در اون مشخص باشه و مانع از اختلافات این چنینی بشه برای این کار پیشنهاد می کنم بچه ها پنج نفر رو انتخاب بکنند که این کارا رو انجام بدن ( که البته یکی کوروش جان هستن) من فکر میکنم چند نفر بهتر عمل میکنند و اگه مشکلی مثل این بار که برای کوروش پیش اومد برای کس دیگه ای هم پیش بیاد دیگرانی وجود دارن اگه این موضوع تصویب بشه منم انتخاب های خودم رو در نظر گرفتم در ضمن فکر می کنم بهتره برای اتفاقاتی که داره تو این تالار می افته اطلاعیه ای برای سایت بذارین تا همه بتونن استفاده کنن.

63:

خیلی خوشحالم که اینجا اعلام میکنم من به قولم عمل کردم و به اولین کسی که در سایت دیدم که به زبون فینگلیش مینوشت پیغامی فرستادم و با دلایل قانع کننده خواهان فارسی نوشتن ایشون شدم خواهش میکنم شما هم چنین کاری رو انجام بدید امیدوارم چند روز بعد بهتون بگم که این دوست ما به خط فارسی پست گذاشته.

64:

سلام سوالی داشتم. کوروش جان شما در جواب شیر دل تو یکی از پست هاتون مصاحبه ای با دکتر مازیار اشرفیانبناب(فکر میکنم همین بود) رو گذاشته بودید و ایشون گفته بودن مطالعات
ژنتیک نشون دادهنزديكي ژنتيكي بيناقوامساكن در فلات ايران و از سوي ديگر خاصبودن اين محتوي ژنتيكي در فلات ايران به قدريملموس و غير قابل انكار است كه حتي به كار بردن كلمه اقوام را درمورد جمعيت هايساكن در فلات ايران با شك وترديد روبرو مي‌كند. به اين معني كه آنچه باعث تمايزژنتيكي گروه‌هاي انساني مي شود تا بتوان آنها را به صورت اقوامتمايز يافته در زمانو مكاني خاص تصور كردابدا در محتواي ژنتيكي ايرانيان اعم از فارس و آذري و لروبلوچ و تركمن و .... ديدهنمي‌شود
سوال من اینه چطور با وجود اقوام مختلفی که به هر حال وارد ایران شدن(مثل مغول ها ،تاتارها،عرب هاو ....) و حتما با ایرانی ها ازدواج کردن میشه به چنین نتایجی رسید؟ ممنونم.

65:

بابت پرسش به جاتون سپاسگزارم؛ببینید دوست من علم ژنتیک همونقدر گسترده هست که آدمی پیچیده ؛ من در گفته آقای اشرفی بناب در پایان گفته ایشان گفتم که محتوای ژنتیکی ایرانیان اعم از فارس و آذری و لر و بلوچ و ترکمن همه از لحاظ ژنتیک با هم همریشه اند ؛ چون ژن موجود در این طوایف آنقدر قوی بوده است که هنوز با وجود نژادهای گوناگون و آمیزش با ایشان هنوز نتوانسته اند غالب شوند؛ آی کیو و ضریب هوشی در نژاد آریایی نشاندهنده برتری و قدرتمند بودن این نژاد را ثابت میکند البته من وارد جزیات نمیشوم؛برای پایان گفته ام میتوانیم یک عرب نژاد را با یک آذری زبان ایرانی از لحاظ ضریب هوشی و آی کیو مقایسه کنیم به طور شک تفاوت فاحشی را میبینیم؛طبق آماری که در مارس 2006 در ایران برد ژنتیکی برداشت شده را بدست آورده اند نشان از ضریب بالای تیره های ایرانی نسبت به نژادهای دیگر است را خبر میدهد؛که آقای اشرفی بناب مقاله ای را طی همین مضمون با نام آی کیو نماد برتری نژادی در تاریخ درج شده25.6.2006 در روزنامه نیویورک تایمز درج است.بله این نتایج کاملا مستند است و نشاندهنده غالب بودن ژن ایرانی را میرساند

66:

بابت پرسش به جاتون سپاسگزارم؛ببینید دوست من علم ژنتیک همونقدر گسترده هست که آدمی پیچیده ؛ من در گفته آقای اشرفی بناب در پایان گفته ایشان گفتم که محتوای ژنتیکی ایرانیان اعم از فارس و آذری و لر و بلوچ و ترکمن همه از لحاظ ژنتیک با هم همریشه اند ؛ چون ژن موجود در این طوایف آنقدر قوی بوده است که هنوز با وجود نژادهای گوناگون و آمیزش با ایشان هنوز نتوانسته اند غالب شوند؛ آی کیو و ضریب هوشی در نژاد آریایی نشاندهنده برتری و قدرتمند بودن این نژاد را ثابت میکند البته من وارد جزیات نمیشوم؛برای پایان گفته ام میتوانیم یک عرب نژاد را با یک آذری زبان ایرانی از لحاظ ضریب هوشی و آی کیو مقایسه کنیم به طور شک تفاوت فاحشی را میبینیم؛طبق آماری که در مارس 2006 در ایران برد ژنتیکی برداشت شده را بدست آورده اند نشان از ضریب بالای تیره های ایرانی نسبت به نژادهای دیگر است را خبر میدهد؛که آقای اشرفی بناب مقاله ای را طی همین مضمون با نام آی کیو نماد برتری نژادی در تاریخ درج شده25.6.2006 در روزنامه نیویورک تایمز درج است.بله این نتایج کاملا مستند است و نشاندهنده غالب بودن ژن ایرانی را میرساند

67:

با درود بر دوستان
دوستان گرامی بحث این دوره ما در تالار میهن پرستان درباره پدیده غربگرایی و بحران هویت است که امروزه در بین جوانان ایران زمین به وفور میبینیم؛از دید شما دوستان چرا و چگونه این مرض کشنده به ایران رسیده است؟و چگونه میتوان با آن مقابله کرد؟

68:

با عرض سلام خدمت دوستان .
خانم تسنيم داره اين بحث سياسي ميكنه.حداقل اينجا بيخيال دشمني با امريكا بشيم و درباره فرهنگ اجداد خود صحبت كنيم.
درمورد بحران هويت هم بايد بگم دليل مهم اون به نظر من ايران ستيزي بعضي از مسولينه چون اونو به ايران اعتقاد ندارن و به امت اسلامي معتقدن و ايرانو واسه اسلام ميخواين و بس
و دليل ديگه عدم مطالعه جوانان ايرانه شايد فكر ميكنن درباره ايران همچي رو ميدونن در حاليكه از ايران باستان حتي اسم فروهري رو هم كه به گردنشون ميندازن نميدونن و به اون ميگن عقاب
مسولين ما كت وشلوار انگليسي ميپوشن درحالي كه رييس جمهور سري لانكا با لباس محلشون به ايران مي ايد .
بعضي ها فكر ميكنن اگه جوانان درباره ايران چيزي بدونن از اسلام روي بر ميگردونن . ولي ايا واقعاا اين طوريه؟
مخالفان و مدافعان كوروش - حسين سخنور
كوروش هم اين سال‌هاي اخير خواب آسوده‌اي نداشته است؛ يك بار قرار چنين مي‌شود كه آرامگاهش آبياري شود و بار ديگر مورد عنايت مسوولان دولت‌ها قرار مي‌گيرد و بزرگداشت و يادبودي نصيبش مي‌شود.
برخي او را عين جلال مي‌دانند و بعضي از اساس خيال. اين در واقع همان نزاع سنتي مليت و مذهب است، آنها كه تنها جانب مذهب را مي‌گيرند بسياري نكات در خصوص كوروش را خرافات و مايه مكافات تلقي مي‌كنند و آنهايي كه از مليت طرفي براي خود مي‌بندند كوروش را مايه مباهات و تام كرامات معرفي مي‌كنند. اين دو نگاه همواره با هم درگير و نسبت به هم سخت‌گير بوده‌اند.
روزهاي پيشتر سازمان ميراث فرهنگي نيز به مناسبت روز جهاني كوروش (هفت آبان) مراسم بزرگداشتي را در پاسارگاد برگزار كرد و همين برنامه بهانه‌اي بود تا بار ديگر سيماي كوروش را از نگاه صاحب‌نظران ملي و ديني بازشناسيم.

عباس شيباني*: بزرگداشت كوروش يعني دفاع از شاه
برگزاري مراسمي در جهت بزرگداشت كوروش شايد محسناتي داشته باشد اما معنا و مفهوم چنين برنامه‌اي در حال حاضر چيزي جز دفاع از شاه و سلطنت نيست. دفاع از كوروش يعني دفاع از شاه؛ شاهي كه موجب لطمات جبران‌ناپذيري براي كشور و تاريخ بوده است، لذا هيچ اقتضايي ايجاب نمي‌كند كه برنامه‌اي براي يادبود كوروش برگزار شود تا به بهانه آن از حكومت سلطنتي تجليل شود. اين نوع حكومت‌ها سابقه درخشاني در تاريخ ايران ندارند كه ارزش دفاع و تقدير داشته باشند.
با توجه به شرايط امروز كشور و حقايق گذشته تاريخي برگزاري مراسم بزرگداشت كوروش توجيهي ندارد و توصيه نمي‌شود كه چنين اقداماتي صورت گيرد تا برخي از سوالات و شبهات جدي‌تر شود.
* نماينده شوراي شهر تهران

عزت‌الله سحابي*: در نفي بزرگداشت دولتي كوروش
كوروش و داريوش شخصيت‌هاي برجسته‌اي بودند كه حرف‌ها و اقدامات در سه هزار سال پيششان در جهان امروز مي‌درخشد و مطرح است. ستوني كه فرمان داريوش در آن درج شده است مطابق با جديدترين قوانين اجتماعي است لذا بزرگداشت كوروش و ساير بزرگان ايران باستان في‌نفسه كار ارزشمندي است اما اين بزرگداشت بايد توسط مردم و نهادهاي مردمي صورت گيرد نه دولتي كه قصد تخريب آثار باستاني همان منطقه را دارد.
در مجموع من نسبت به بزرگداشت كوروش از سوي نهادهاي دولتي اصلا خوشبين نيستم. بزرگداشت دولتي كوروش زمان شاه هم مرسوم نبود حتي شاهي كه خود را وارث كوروش مي‌دانست از اين رو اقدام دولت فعلي در جهت بزرگداشت كوروش با توجه به ساير اقداماتش به نوعي تظاهر است به اينكه ما به بزرگان ملي و آثار باستاني اعتقاد داريم در صورتي كه عدم اعتقاد دولت نهم به اين اصول از پيش مشخص شده است.
* رئيس شوراي فعالان ملي ـ‌مذهبي

اسدالله بادامچيان*: اقدامي نيكو در جهت درك عميق‌تر از تاريخ
يكي از مشكلات تاريخ ما، خلط شخصيت‌هاي تاريخي و ملي با چهره‌هاي اساطيري است به نحوي كه تفكيك اين دو كار چندان ساده‌اي نيست. شخصيتي همچون كوروش نيز پيرو اين مشكل، جايگاه مشخصي در تاريخ ما ندارد با اين كه از او در تورات نيز ياد شده است، با اين حال در متون تاريخي گذشته ما مانند پهلوي‌نامه هيچ نامي از كوروش ذكر نشده است. از اين روست كه معلوم نيست كوروش همان هوروش است يا خير؟

يكي ديگر از مشكلات تاريخ ما، تاليف آن توسط ديگران است. ما خودمان تاريخ جامع و مدوني از ايران باستان نداريم. در زمان رضاشاه پيرنيا تاريخي از آن دوره تاليف كرد كه داراي مشكلات فراواني است. او يك فراماسونر بود كه براساس تاريخ غرب و مورخان غربي تاريخ ما را نوشت. لذا براي شناخت چهره‌هاي ملي ايراني نيز بايد به آنها رجوع كرد كه سراسر اشكال است. به عنوان مثال در تاريخ هرودوت از شخصيتي با خصوصيات كوروش ياد مي‌شود كه اگر نگاه دقيق‌تري داشته باشيم متوجه مي‌شويم منظور هرودوت سيروس است نه كوروش. اين مشكل تنها منحصر به كوروش نيست. جاي سوال دارد كه كيومرث و سلسله كيانيان و جمشيد جم و... در كجاي تاريخ ما قرار دارند. مگر نه اين است كه مي‌گويند نوروز ميراث به‌جا مانده از جمشيد جم است خب پس چرا هيچ منبع تاريخي از اينها در دست نيست؟
نگاهي ديگر به اين شخصيت‌هاي ملي موجب مي‌شود كه بيشتر آنها را مورد توجه قرار دهيم. در هر صورت به نظر من بايد ياد و نامي از كوروش و ساير شخصيت‌هاي ملي‌مان باشد تا تاريخ نيز عنايت بيشتري به آنها داشته باشد و هويت واقعي آنان روشن شود. با اين نگاه نه كوروش كه حتي نادرشاه و ساير پادشاهان افشاري و زندي و... بايد مورد توجه قرار گيرند تا هم خدمات و اقدامات مثبت آنان تبيين شود و هم وجوه منفي آنان روشن شود. در غير اين صورت آنها تنها خونريز و غارتگر معرفي مي‌شوند بدون آنكه ساير ابعاد آنان مورد شناسايي نسل جديد قرار گيرد. از اين رو هرگونه اقدامي كه در جهت بازشناسي و معرفي چهره‌هاي ملي و تاريخي ايران است، از نظر بنده اقدامي است مثبت و نيكو در راستاي درك عميق‌تر از تاريخ گذشته خودمان.
* قائم‌مقام حزب موتلفه اسلامي

صادق آيينه‌وند*: آنچه حقش است برگزار شود
كوروش از چهره‌هاي برجسته انسانيت است كه حقي به گردن بشريت دارد. كوروش هخامنشي از معدود پادشاهاني است كه به آزادي عقيده و دفاع از انسانيت پاي‌بند بود؛ ضمن آنكه ايشان يك چهره ديني هم هست. وجه غالب نظر محققان تاريخي اين است كه مصداق ذوالقرنين مذكور در قرآن كوروش است لذا از اين زاويه اين شخصيت ملي چهره‌اي مقدس نيز پيدا مي‌كند. او مانند سليمان از جمله شخصيت‌هاي مقدسي است كه صاحب قدرت و حكومت هم بوده اما خيانتي در اين قدرت نداشته است. از اين گذشته در سابقه كوروش براي ايران چيزي جز خدمت و تلاش وجود ندارد و او با ساير پادشاهان ديكتاتور بي‌كفايت قابل مقايسه نيست. از اين رو مراسم بزرگداشت كوروش امري پسنديده است ولي بايد معتدل بود و از افراط و تفريط به دور بود. آنچه حق ايشان است همان برگزار شود و احساسات ناسيوناليستي در مقابل اسلام و اديان قرار نگيرد هرچند كه كوروش هم چهره‌اي اسلامي است و هم چهره‌اي ملي.
* استاد تاريخ دانشگاه تربيت مدرس

عبدخدايي*: علي اسوه است نه كوروش
برپايي مراسم جهت بزرگداشت كوروش، نقض صحبت‌هاي امام(ره) است. ايشان فرمودند اسلام از ملي‌گرايي سيلي‌خورده است و ملي‌گرايي كفر است. اساسا يكي از دلايل پيروزي انقلاب اسلامي جايگزيني ايدئولوژي اسلامي به جاي تفكرات ناسيوناليستي بود. بنابراين چه دليلي دارد امروز مجدد ميراث ملي‌گرايان را زنده كنيم؛ ميراثي كه به لحاظ نظري به جامانده از امثال كسروي و تدين و تقي‌زاده است. ناسيوناليسم موردنظر آنان برآمده از تفكرات غربي بود كه در شكل خشن آن در اسرائيل و آلمان نمود پيدا كرد و با اومانيسمي كه خود آنها مطرح كرده بودند در تزاحم بود.
كشوري كه محورش اسلام است براي چه بزرگداشت كوروش برگزار مي‌كند؟ اين نوع تفكرات ارتجاعي است و با دنياي امروز ما ارتباطي ندارد. وقتي امروز ايدئولوژي اسلامي كارآمد است چرا بايد سراغ تفكرات ناسيوناليسمي برويم. ما درحال حاضر همبستگي فكري و عقيدتي با شيعيان لبنان و ساير كشورهاي منطقه داريم و وقتي آنها مي‌جنگند در حقيقت از مرز ما دفاع مي‌كنند. زيرا در اسلام مليت مطرح نيست. در مشروطه واژه رعيت به ملت تبديل شد در حالي كه اسلام واژه عام‌تري نسبت به ملت دارد و آن امت است. ملت تعريف مشخصي ندارد. اگر منظور از مليت، زبان و فرهنگ و نژاد مشترك است در ايران هيچ‌كدام از اين موارد مشترك به صورت كامل وجود ندارد ولي وقتي از امت سخن مي‌گوييم منظور عقيده مشترك است. امروز دنياي استكبار هم متوجه اين نكته شده است و در مقابل امت اسلامي قرار گرفته است. همبستگي مطلوب نيز از اين طريق به وجود مي‌آيد. زندگي علي مي‌تواند اسوه باشد نه زندگي كوروش، كوروش افسانه‌اي در تاريخ است كه ناسيوناليست‌ها از دروغ‌هاي غربيان او را استخراج كرده‌اند و براي ما ساخته‌اند. كوروش ساخته و پرداخته پورداوودها و سعيد نفيسي‌هاست كه اگرچه جايگاه علمي قابل توجهي دارند ولي داراي تفكرات كهنه ناسيوناليستي بودند.
در مجموع من به مليت نگاه عاطفي دارم و نمي‌توانم به صورت ايدئولوژي به آن توجه كنم.
* دبيركل جمعيت فدائيان اسلام

معاديخواه*: كوروش يك شخصيت فراتاريخي است
كوروش در تاريخ ايران جايگاه مقبولي دارد و اكثر كساني كه اهل تاريخ هستند با اين شخصيت ملي آشنايي مختصري دارند. كوروش از نگاهي، فراتر از تاريخ است. به عنوان مثال علامه طباطبايي معتقد است ذوالقرنين كه در قرآن آمده است همان كوروش است و استناد حرف خود را برخي از شواهد و قرائن تاريخي قرار مي‌دهد همچون تاج دوطرفه پادشاهان ايراني.
اگر چنين باشد كوروش يك شخصيت فراتاريخي است كه اگرچه صاحب قدرت فراواني بوده است اما قدرت او را فاسد و ظالم نكرده است. منتها ما در تاريخ ايران و در تاريخ اسلام مشكل جدي‌تري داريم و آن ضعف اطلاعات و حقايق تاريخي است بنابراين ناگزير به اطاعت حرف ديگران هستيم بدون آن‌كه بتوانيم تحقيق درخور و عميقي درباره شخصيت‌هاي تاريخي داشته باشيم. اين ضعف اساسي ما را در شناخت كوروش نيز دچار مشكل كرده است.
اما برگزاري مراسمي براي كوروش توسط دولت داراي دو بعد فرهنگي و سياسي است. به لحاظ فرهنگي چنين مراسمي قطعا كار نيكو و پسنديده‌اي است كه مي‌تواند موثر در جهت شناخت چهره‌هاي ملي و تاريخي كشور باشد اما به لحاظ سياسي يك دولت بايد مواضعش هماهنگ و متناسب باشد و در رفتار مطابق نظراتش باشد و اينطور نباشد كه در برخورد با برخي از مسائل ملي چندان برآشوبد كه تبديل به يك معضل شود و در موردي ديگر براي شخصيتي مانند كوروش بزرگداشت برگزار كند. البته اين نوع مشكلات منحصر به دولت نهم نيست شايد ظهور و بروز اين كاستي‌ها در اين دولت بيشتر باشد اما متاسفانه ما هيچ‌گاه يك سياست مشخص تعريف شده نداشتيم كه بتواند پشتوانه كارهايمان باشد.
* رئيس بنياد تاريخ انقلاب اسلامي

ابراهيم يزدي*: بزرگداشت كوروش شناخت هويت ملي و ديني‌مان
كوروش يكي از پايه‌گذاران ايران است. او علاوه بر اينكه پادشاه مقتدري بود، از سنگ‌نوشته‌هاي باقيمانده چنين برمي‌آيد كه داراي افكار و عقايد بشردوستانه نيز بوده است به طوري كه كوروش را پايه‌گذار حقوق‌بشر نيز معرفي مي‌كنند.
بخشي از هويت هر پديده‌اي، تاريخ آن پديده است. ما كه ايراني هستيم نيز داراي هويتي هستيم كه مبتني بر دو ركن است: مليت و ديانت. منظور از ديانت يك دين خاص نيست بلكه يك انديشه توحيدي قومي منظور است كه در مقايسه با كشورهاي ديگر نظير هند كه بت‌پرست بودند شاخص بوده است. در افكار كوروش نيز مفاهيم توحيدي بسيار بارز است از اين حيث شناخت تاريخي كشورمان در واقع شناخت هويتي ملي و ديني‌مان است بنابراين هر جرياني كه بخواهد به بهانه تقويت دين، مليت را ناديده بگيرد يا برعكس، هم به ديانت خيانت كرده است و هم به مليت. مرحوم دكتر مصدق با توجه به همين نكته در مجلس چهاردهم با صراحت اعلام كرد كه من در برابر هر چيزي كه بخواهد مليت و ديانت مرا خدشه‌دار كند ايستادگي مي‌كنم.
در سال‌هاي اخير توجه به ريشه‌هاي ملي و تاريخي ايران در ميان جوانان بسيار شكوفا شده است كه اين واكنشي است به سياست‌هاي نادرستي كه به نام دين درصدد مخدوش كردن ركن مليت در هويت انجام مي‌شود. برگزاري مراسم يادبود كوروش هم توسط دولت گرچه علي‌الاصول مي‌تواند مثبت باشد اما متاسفانه با عملكرد دولت در زمينه حفظ آثار تاريخي كشور در تعارض است. براي استفاده بهينه از آب‌هاي سطحي كه امري لازم است نمي‌بايست آثار تاريخي ما مورد تهديد قرار گيرد. دولت از يك سو يادبود كوروش برگزار مي‌كند و از سويي ديگر با آبگيري سد سيوند موجوديت يك اثر تاريخي را به خطر مي‌اندازد برگزاري مراسم گذراست و تخريب آثار تاريخي گناهش هميشه ماندگار.
* دبيركل نهضت آزادي ايران

منبع:شهروند امروز

69:

از نوشته پر بار دوست خوبم آقای آرمان کویر بینهایت سپاسگزاریم؛اما گرامی ما بایستی راهکارها رو بشناسیم و به عنوان یک ضد پدافند در دفاع برآییم

70:

من فکر می کنم شما برداشت اشتباهی از حرف من داشتید اگه پست من رو با دقت بخونید که فکر می کنم این کار رو نکردید متوجه می شید که من خودم خواستم دیگه چنین بحث های نکنیم. چون از محدوده ی توان ما خارجه در مورد امریکا هم باید شما بدونید که امریکا و امثال این کشورها پس از این که مستعمره هاشون از دست رفت درصدد تهیه بازار مصرف دیگه ای برآمدن . اساس نظام جهانی امروزی هم شکل کردن همه مرد جهانه و می بینید که این اتفاق داره تو کشورهای دیگه مثل هند و ژاپن هم می افته. من قبلا هم اشاره کردم که خیلی از کشورها مثل چین ،ژاپن ، آرژانتین تونستن با خودکفایی و مبارزه با غرب (از هر جهتی) به پیشرفت دست پیدا کنند همینطور فکر میکنم واضح باشه که مبارزه با ادیان اللهی (مخصوصا اسلام و مسیحیت) یکی دیگه از سیاست های هم شکل کردن جهانیه و اتفاقیه که داره تحت نظر چند کشور اتفاق می افته. حرف شما در رابطه با گذشته ی کشورمون کاملا درسته اما فراموش نکنید ما در دنیای رایانه و شبکه های جهانی زندگی می کنیم فکر می کنید با توجه به تأثیری که ماهواره ها ،مجله ها ،فیلم ها و تمام چیزهایی که تحت نظر دولت ها و سنجیده و بر اساس واقعات های روانشناسی و جامعه شناسی داره به خورد مردم جهان میره ما باز هم می تونیم به قول خودتون بی خیال بشیم؟ من بحث سیاسی نکردم من فقط گفتم که ما قسمتی از این جهانیم که فیلم های هالیوود رو نگاه میکنه. و به شدت مورد حمله ی کشورهایی مثل امریکاست پس باید مواظب خودمون و جوانهای خودمون باشیم. در مورد مقاله ای که نوشتید کاملا حق با شماست یه مشت دیوانه ی زنجیری دارن تو این کشور جولان می دن که آدم نمی دونه باید در مقابلشون چی کار کنه. مثلا همین آدم هایی که می گن تجلیل کوروش تجلیل از دوران سلطنته چرا نمیرن جلوی خانه ی سینما رو بگیرن که دارن پول ملت رو برای تجلیل از کارگردانان زمان طاغوت و فیلم های سکسی شون می کنن. این کارا بازگشت به دوران سلطنت محسوب نمی شه؟ حتی اگه ای فیلم ها تو خانه ی سینما پخش بشه و برای سانسور در قسمت های مربوطه شخصی مقوا به دست جلوی تلویزیون بایستد. می بینید این کشور چطور داره اداره میشه؟ در مورد راه کار کوروش عزیز راه اصلی اش باید دادن آگاهی باشه یعنی ما باید مطالب حقیقی رو در شکلی زیبا و قابل قبول و مطابق با ذائقه ی هر قشری براشون شرح بدیم که کاری واقعا مشکله در ضمن چند تا از بچه ها نظرشون رو راجع به پیشنهاد من در خصوص تأسیس سایت گفتن ولی شما هنوز نظری ندادین.به نظرتون چطوره اگه ما در رابطه با ادبیات دوران کهن هم حرف بزنیم مثلا من خیلی دوست دارم بدونم قدیمی ترین کتاب ایرانی چیه؟ یا مثلا افسانه ی ایکات حقیقت داره؟ و آیا این نظریه که سمک عیار یک رمانه که از دن کیشوت قدیمی تره و باید اولین رمان تاریخ محسوب بشه درسته؟

71:


دوستان خوبم شناخت راههای سیاسی برای یک جوان نسل امروز بسیار لازمه؛اما چیزی که نباید از قلم بیوفته اینه که وقتی مشکلات رو شناختیم چگونه میتئانیم با آن مقابله کنیم؛دانستن اما بدون عمل به راهکارهای درست سنگی است که در ته چاه میاندازیم؛در حال حاضر بهتر است به چیزی که در حل از دست رفتن آن یعنی فرهنگ و هویت ایرانی بشیم؛نفوذ به راههای سیاسی بایستی با یک رویکرد درست و بدون تنش باشد و البته قدرت به دستگاههای سیاسی و داشتن قدرت سیاسی از شرطهای لازم و ضروری این حرکت است؛و از دوستان خواهش میکنم بحثهای سیاسی که ما را به نتیجه ای درست نمیرساند در این تاپیک خودداری کرده و در پی تقویت ریشه های فرهنگی امروز ایران و نجات جوانان از فرهنگ گریخته و هویت زده باشیم؛و اما در پاسخ به دوست خوبم بانو تسنیم باید عرض کنم که کتاب بهمن نامه اسدی طوسی از سمعک عیار بسیار کهنتر است؛ما کتابهایی را مانند ارداویراف نامه در دست داریم که در دوره ساسانیان نوشته شده است که سفر معنوی یک موبد است؛و بنا به نظر دانته شناسان دانته آلیگیری(نویسنده کتاب بهشت دوزخ و برزخ)از همین نوشته نشات و یاری گرفته است.

72:

روزي كه نام كشور ما در نقشه هاي جهان از پرشيا به ايران تبديل شد
اين لينك به خبرى كوتاه از آرشيو مجله تايم است كه در چهاردهم ژانويه سال 1935 (بيست و چهارم دى ماه ۱۳۱۳) در مجله تايم در مورد تغيير نام ايران چاپ شد .

رضا شاه در ان سال از جامعه بين المللى تقاضا كرد كه رسما نام ايران را از Persia به Iran تغيير دهند . تايمز مينويسد ، وقتى از يك مقام دربارى سئوال كرديم ، "چرا اعليحضرت رضا شاه پهلوى دستور داده است كه از بيست و دوم مارس امسال (اول فروردين سال ۱۳۱۴) نام 'پرشيا' به 'ايران' تغيير كند ؟ " وى با صراحت گفت "چون هميشه ايران بوده است . واقعيت ان است كه پرشيا تنها نام يك استان در جنوب ايران است . خارجى ها كشور ما را پرشيا خوانده اند ، در حالى كه براى ما هميشه ايران بوده است . تصميمى كه شاهنشاه در ماه اگوست به ديپلمات ها اعلام كرد (تغيير نام كشور) بر اساس خواسته هاى ملى و وطن پرستانه اعليحضرت است .
لينك مجله تايم چهاردهم ژانويه سال 1935
[http://www.time.com/time/magazine/article/0,9171,930771,00.html

73:



از نکته ای که به آن اشاره کردید بسیار سپاسگزارم؛خیلی به جا و مانند همیشه باارزش بود

74:

بچه ها بهتره یه صحبتی در مورد اتحاد بچه های تالار میهن پرستان بکنیم.من میگم بهتره برای شروع یک آرم متحد الشکل برای امضا زیر نوشته هامون قرار بدیم.

75:

من کاملا با شما موافقم دوست من ؛ آرم رو چه چیزی بگذاریم؟در ضمن دوستان اگر موافق باشید میتوانید به سپاه جاویدان(پسداران فرهنگ ایران)بپیوندید؛منتظر شما هستیم

76:

بهتر است چندین نماد را انتخاب کنیم و بین اعضا به رای بگذاریم.تا یک نماد به عنوان آرم گروه انتخاب شود.

77:

درسته؛اما ما به جز انتخاب نماد نیاز به یک تارنمای قوی در زمینه ایران باستان داریم

78:

کوروش جان بهتر است از کم شروع کنیم تا به اهداف بزرگتر برسیم. به نظر من برای امضا دوستان از منشور حقوق بشر کوروش کبیر استفاده کنیم که آزادی تمام ادیان و انسانها در آن تاکید شده است.

79:


ایده بسیار خوبیست؛اما پیش از آنکه بخواهیم نماد استوانه حقوق بشر کورش بزرگ را دستینه(امضا)کنیم؛نخست بایست چند چیز را مد نظر گرفت

1.از به کار بردن واژگان غیر پارسی و ایرانی پرهیز کنیم؛مانند امضا که دستینه پارسی آن است
2.لقبهای دوستانی که ستاره دار میشوند به نام ایرانی باشد که خوشبختانه بنده نخستین کسی هستم که در این راه به "سردار بزرگ پارسی"فرنام شدم
3.هر چند روز یکبار برای همبستگی میان دوستان میهن پرست در تالار میهن پرستان گرد هم آییم و ایده های روز خود را در جهت اوج دادن فرهنگ ایران گفته و به کار ببندیم
4.منشور کورش بزرگ را در بالای تمام دستینه ها قرار دهیم.

80:

عکسی را در دستینه خودم قرار دادم تا نظر دوستان رو در مورد آن بدانم. این عکس و گفتار زیر آن را به جستار "تالار میهن پرستان ایران" ارتباط دادم

81:

م.آزاد گرامی.این تصویر زیباست ولی به نظر بنده به عنوان نماد مناسب نیست.زیرا نوشته دارد.بهتر است از منشور کوروش خالص استفاده شود.در ضمن بهتر است در مورد نوشته ی دستینه هم بحث کنیم.به نظر بنده نوشته ی دستینه گفتار نیک.پندار نیک.کردار نیک به سه رنگ سبز و سفید و قرمز باشه.

82:

دوست من قرار دادن این تصویر از دو جهت بود :

1. رنگ بندی خاص این تصویر باعث جلب توجه بیننده شده و وی را برای کنکاش در آن برمی انگیزد.

2. در این تصویر هم منشور کوروش کبیر و هم نقشه ایران که به عنوان زمینه تصویر آمده است به چشم میخورد که این نیز ارتباط مستقیمی به عنوان"تالار میهن پرستان" دارد.

به هر حال نظر ، نظر دوستان است و به عقیده من بهتر است هر چه زودتر این دستینه برای دوستان مشخص شود تا در آینده نزدیک نشانی در خور این تالار تهیه کنیم

83:

بله با توضیحات شما بنده هم موافقم.بهتر است نظرات دوستان را هم بدانیم.شاید مجبور شویم یک نماد طراحی کنیم.

84:

البته دوستان من پیشنهاد من این است که سرزمین ایران را به نقشه باستانی آن که بسیار بزرگ است قرار دهیم و فروهری در وسط نقشه بگذاریم

85:

اینهم پیشنهاد در خور ستایشی است.

86:

پس دیگر دوستان هم مانند ایرانشهر و م.آزاد ایده دهند سپس نظر سنجی میکنیم

87:

سلام. به نظر من از نقشه فعلي استفاده بشه بهتره (تا بعضييا خيالاتي نشن)
طرح ايرانشهر هم به نظر من قشنگه

88:

تفسير قسمتهاي مختلف نماد فروهر
تاپیک میهن پرستان هم میهن
شكل فروهر (FARVAHAR) نشان زمان هخامنشيان و شايد روزگاران پيش از هخامنشيان باشد و بر اساس فلسفه و اصول و تعليمات زرتشت پيامبر درست شده است.گزارش هر يك از قسمتهلي فروهر به شرح زير است:
1- شكل پيرمرد نشان آنست كه فروهر آدمي انسان را مانند پيرمردي جهانديده و در كمال تجربت و دانايي و پختگي ميخواهد.
2- دست راست برافراشته به بالا و جلو نشان توجه به خداوند بزرگ (اهورامزدا) ويا پيمودن راه راست از او پيروي و كاميابي و ياري خواستن است.
3- حلقه دست چپ نمايانگر عهد و پيمان و پايداري در آن است.
4- بالهاي گشاده داراي سه طبقه نشان آنست كه انسان بايد هميشه با انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك به بالا بسوي پيشرفت بيشتر در پرواز باشد و هيچگاه سستي و زبوني و كاهلي را به خود راه ندهد.
5- حلقه ميان كمر نمايانگر زماني است كه انسان در ميان آن، جا گرفته و بايستي در اين جهان با نيروي پارسايي و خداشناسي زندگي كندكه وقتي از دايره روزگار رهايي يافت، فروهر پاكش به بهشت جاودان و جاي پاكان و پارسايان رهنمون سازد.
6- دو رشته پيوسته به حلقه كمر نمودار سپنتامينو و انگره مينو (نيكي و بدي) است و بايد كوشيد كه نيروي انگره مينو (بدي) را پشت سر نهاده و در جلو درصدد تحصيل نيروي سپنتامينو (نيكي) بوده تا همواره نيكي را گسترش و بدي را محو نماييم.
7- قسمت زيرين كه دامن مانند است و داراي سه طبقه ميباشد نشان آنست كه با انديشه بد، كردار بد و گفتار بد مبارزه كرده و آنرا به زير افكنده و پست و زبون ساخت و بياري انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك بسوي سربلندي و سروري و پيشرفت پرواز نمود.
منبع: تابلوي قاب گرفته شده در آتشكده يزد
تاپیک میهن پرستان هم میهن
منبع:ايرانيان انگلستان

89:

بله به نظر من هم استفاده از نقشه فعلی به واقع گرایی نزدیکتر است. اگر هم بخواهیم شکوه گذشته را نشان دهیم میتوانیم اینکار را با آوردن نشانهایی مانند نقش فروهر و منشور کوروش کبیر انجام دهیم که دومی در دستینه من هم استفاده شده است. اگر هم از دوستان کسی میتواند نشانی با تلفیق تمامی مواردگفته شده و به صورتی شکیل و زیبا تهیه کند که بسیار بهتر است.

90:

من چند نماد دارک که البته فقط نقشه ایران نیست؛نمادهای دیگر هم هستند

91:

از دوستی شنیده بودم که نام دریای عمان از اصل دریای اومان (نامی ایرانی) بوده است. جستجو کردم و به این نوشته دست یافتم. از آقای کیومرث درم بخش
وقتی خوب فکر می کنم» می بینم به واقعیت بسیار نزدیک است:
۱- سواحل جنوب ایران بیش از ۱۵۰۰ سال در اختیار امپرانوری های ایران (هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان) بود. پس همان گونه که برای خلیج پارس نامی نهاده بودندُ برای دریای کنار آن هم نامی داشتند.
۲- دریای عمان در حقیقت "دریای اومان" است که به عربی نوشته شده است همان گونه که خلیج پارس هم به عربی نوشته شده است: خلیج فارس. دریای اومان، به معنای "آب ماندگار" یا دریای جاویدان.
همان گونه که تهران و توس هم در زمان رواج عربی نویسی در ایران به ط نوشته می شد. او نیز ع نوشته شد. اومان نوشته شد: عمان
۳- عمان در ساحل جنوبی خلیج پارس هم حتما باید تیره هایی ایرانی داشته باشد که تایید شده است.
پس باید از این پس بنویسم: دریای اومان

92:

سلام دوستان .
امروز توي سايت خبري صر ايران با اين خبر روبرو شدم.
"شیخ خلیفه بن زائد آل نهیان" اظهار داشت: جزایر تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی جزو بخش های جدایی ناپذیر امارات است و ما نگران ادامه "اشغال" آنها توسط ایرانیم!
داشتم شاخ در مياوردم كه اي بابانگاه اين كشوراي 50 ساله شيخ نشين كن كه از چند دلار پول نفت سرمستند و چه اراجيف به هم ميبندن.
قابل توجه بعضي از دوستان (الماس) كه دم از باز گردوندن سرزمينهاي گذشته رو دارن بيايم يك فكري به حال اين جزاير ايراني بكنيم. بحرين و قفقازو فعلا بيخيال .

93:

دوست خوبم آقای آرمان کویر وقتی حکومت ما فی نفسه ضد ارانی است دیگر چه توقعی دارید؟وقتی مردم ایران نمیخواهند ایرانی بماننند چه نگرانی دارید؟

94:

دوستان عزيز مدتيه كه كسي چيزي نمي نويسه؟ كوروش عزيز_ايرانشهر_م.ازاد كجايين؟

95:

بهتره یه روز و ساعتی برای حضور دسته جمعی در این جستار و بحث در هفته بین بچه ها معین بشه.

96:

منطقه صلح نه دریای صلح


بعد از اعتراضاتی که در وبلاگ دکتر کرمی نسبت به تغییر نام خلیج فارس و انعکاس آن در یک رسانه جمعی کردم(و در پی ایراداتی که از کانالهای دیگر به گفتار ایشان وارد شده) دکتر کرمی در نوشتار جدید خود در روزنامه همشهری توضیحاتی در مورد مطلب قبلی خود داد که شرح آن را میتوانید در جستار "تحریفی دیگر در مورد خلیج فارس" بخوانید. دکتر کرمی با آوردن عبارت منطقه صلح ، منظور خود را برچیدن وضعیت نظامی خلیج فارس عنوان کرده که در زمان فعلی روز به روز هم شدیدتر میشود. من اقدامات دکتر کرمی و دیگر فعالان محیط زیست را تحسین میکنم و ایراد من تنها به تحریف نام خلیج فارس بود . دوستان حتما میدانند که وضعیت زیست محیطی در ایران نیز مانند بخش تاریخی آن مورد بی مهری و بی توجهی است و از این نظر ما نیز در کنار دوستان فعال محیط زیست قرار میگیرم. اما این مساله باعث نمی شود تا برای حفظ یکی درصدد تحریف و حذف دیگری بربیایم!! از دوستان تالار میهن پرستان میخواهم با توجه به امکان انتقال نظرات به دکتر کرمی(از طریق وبلاگ) به ایشان مخاطرات چنین گفتارهایی که تمامیت ارضی ایران را هدف قرار میدهد ، گوشزد کنیم. در عین حال از فعالیتهای این افراد نیز قدردانی کنیم که در چنین وضعیتی برای حفظ میراث طبیعی ایران تلاش می کنند.


وبلاگ دکتر کرمی:

http://naserkarami.blogfa.com

97:

دوست من من پرسشی را با نام چرا جوانهای ایرانی به سوس فرهنگ غرب کشیده شده اند را نوشتم اما از دوستان هیچ کس پاسخی نداد

98:

چو ایران نباشد تن من مباد ------- بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
با سلام خدمت هم ميهنان ايراني ام اگر اجازه دهيد افتخار حضور در جمع شما بزرگواران و استفاده از مطالب ارزشمندتان را داشته باشم.

99:

درود بر شما چنانچه مایل به عضویت در این تالار هستید میبایست قئانین تالار را بپذیرید؛قوانین عبارتند از:
1.وفاداری تام و تمام به میهن بزرگ ایران
2.ارسال نوشته ها و دیدگاههای شما درباره مسایل روز ایران
3.درج تصویر و نماد میهن پرستان در زیر دستینه(امضا)ی خود مانند دوست فرتوری(تصویری)از دوست خوبم ایرانشهر
چنانچه موافقید و پایبند به قوانین یاد شده ورود شما را شاد باش میگوییم

100:

كوروش عزيز پاسخي به ذهن من نمي رسه ولي اون چيزي كه جاي نگراني داره اينه كه پيش هركسي كه مي نشينيم چه تاكسي چه هرجاي ديگه از ايراني بد ميگه و ايراني رو با مثلا ژاپني مقايسه مي كنه دليل اين رو اگر مي دونستم خيلي خوب مي شد. مردم ما دارن از اصل خودشون دور ميشن. ولي اين رو مي دونم هر چيزي كه از اصل خودش دور شد باز در زماني ديگر به اصل خودش بر مي گرده.

101:

دقیقا دوست من این ناهنجاریهای موجود نشان عدم آگاهی مردم از فرهنگ ایران است؛و هم چنین وجود فضای مناسب برای گسترش فرهنگ بزرگ ایرانی ؛ دولت هم که به این مسئله دامن زده است با تخریب آثار باستانی؛البته که ایرانی به اصل خود بر میگردد.

102:

به به قورباغه هم هفتیر کش شد.
یکی نیست بگه شما اصلا کجای نقشه هستید که این همه هارتو پورت میکنید.

103:

یعنی چی؟شما کجای نقشه هستید منظورتان نامفهومه

104:

با این شیخ خلیفه و.... بودیم که تو نقشه جهان کشورشون مشخص نمیشه چهار تا قبیله که تا 40 سال پیش تو صحرا بز میچروندن و حالا هم هیچی نیستند.

105:

دقیقا جدیدا هم که رباطی رو در عربستان ساختند که نام ابوعلی سینا را روی اون گذاشتند

106:

منظورش جوجه نشین اماراته.

107:

دقیقا با ایده ایرانشهر موافقم

108:

تازی ها 50 سال قبل از کشف نفت و گاز تو خیمه هاشون بودن و سوسمار می خوردن.50 سال بعد از اتمام نفت و گاز هم باز در خیمه هاشان خواهند بود و سوسمار خواهند خورد.
این غلط ها هم به قیافشون نیومده.من جای احمدی نژاد بودم.تا مصر رو جزو سرزمین ایران اعلام می کردم.

109:

مشکل اینه که کسی مثل احمدی نژاد بر سر کاره

110:

من همیشه میگم تو بازی هایه اسیایی وقتی میان سیمرغ را نماد عرب میکنند و یا همین ابو علی سینا و هیچکی صداش در نمیاد همین میشه.
جلویه زائر هایه ایرانی لیوان میزارن که روش نوشته خلیج عربی.

111:

آری تازه ترین شاهکار رییس جمهور منتخب هم شرکت در کنفرانسی با نام جعلی خلیج عربیه که در اتمام اجلاس اعراب بیانیه ی مالکیت جزایر سه گانه را تو روی نماینده ی ملت ایران خواندند و رییس جمهور برگزیده هم عین گوساله ی مادر مرده هیچ واکنشی از خود نشان نداد.

112:


واقعا؛اینها به خاطر ماهیت ضد ایرانی نظامه جمهوری اسلامیه

113:

ايرانشهر عزيز يك كم يواش تر . فكر كنم قرار نيست اينجا به كسي توهين بشه حتي اگه اعراب حاشيه خليج هميشه فارس باشن چون ما ايراني هستيم و افتخار اولين منشور حقوق بشر از ان ماست.
اين كه اعراب به مدد نفتشوت سري تو سرا دراوردن حرفي نيست.ولي دربقيه موارد تقصير از من ايرانيه كه به علت هيچ و پوچ مجبورم هواي اعرابو داشته باشم تا نكنه يه بار به امريكا اجازه حمله از خاكشونو بدن. رييس جمهور من در كنفرانسي شركت ميكنه كه در بيانيه پايانيش به حق مالكيت امارات بر جزاير ايراني اشاره ميشه و ايرانو اشغالگر ميدونه ولي اون (احمدي ن‍‍‍‍زاد)هيچ كاري نميكنه......
تقصير اعراب چيه ؟ اونو هم ميخواين ابو علي سينا داشته باشن خب مگه چي عيبي داره مگه تركيه مولوي بلخي رو نداره مهم اينه كه ايران انرزي هسته اي داره دوست عزيز نكته اينه انرزي هسته اي حق مسلم ماست نه فرهنگ پر بار ايران . اون پيشكش دوستان(اعراب وتركيه)

114:

دوستا ن من بحث ما بر سر گرفتن تنها نامهای دانشمندان ایرانی از دست این بیگانگان نیست؛مشکل حکومت و ملت ما پیشرفته تر از اینهاست؛همین بحرین رو در سال 49 به باد فنا دادند؛بحرین جزو مناطقی بوده که ماله ایرانبود از هزاره های پیش و دقیقا همین انسانهای موی تازی بودند که به علت نداشتن درک و شعور انسانی و تاریخ بزرگ و تمدنی مانند ما همیشه به دنبال فرآورده ها فرهنگی ما بوده و هستند؛در ضمن اینکه نظام توتیاتاریسمی جمهوری اسلامی انیران هم با وجود گروههای تندرو اسلامی مامن خوب و مناسبی برای حضور این بیگانگان در ایران شده است؛چگونه توقع دارید که آثار فرهنگی ما به تاراج نرود؟؟؟

115:

به نظر بنده اگر هم كوتاهي سر زده باشه مطمئناً از روي بي تجربگي و ناآگاهي بوده. اما الفظ اينچنيني در حق فردي (((((ايراني)))))) كه رياست جمهوري كشوري به نام ((((((((ايران)))))) را بر عهده دارد چندان مناسب نيست. من اطمينان دارم كه او نيز هيچگاه بد ايران رو نمي خواد اما اين اطرافيان خوك صفت عرب دارن ادا در ميارن.

116:

يك سوال. داريوش كبير در بخشي از وصيتنامه خود به خشايار شا مي گويد :
((كانالي كه من مي خواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .))

يكي از دوستانم مي گفت در كانل سوئز آثاري از دوران هخامنشي وجود داره. آيا اين صحت داره؟ از دوستان اگر كسي در اين مورد عكس يا مطلبي داره ، ارائه بده بسيار ممنون ميشم.

117:


آری دوست من
من نبشته ای را در پایین برایتان میاورم امیدوارم کفایت کند
در صورت نیاز بفرمایید که شرح بیشتری دهم

تاپیک میهن پرستان هم میهن
تاريخ‌شناسان دوره‌ي چيرگي هخامنشيان را بر مصر، نخستين دوره‌ي فرمان‌روايي ايران بر آن سرزمين مي‌دانند، چرا كه دومين دوره‌ي فرمان‌روايي ايرانيان بر مصر در زمان ساسانيان بود. از آن دوره آثار فراواني شامل سنگ‌نبشته‌ها، لوح‌ها، مجسمه‌ها، ظرف‌هاي گلي و سفالي، مهرها و نوشته‌هايي روي پاپيروس به خط مصري برجاي مانده است كه هر يك از آن‌ها صفحه‌ي درخشاني از تاريخ باشكوه هخامنشيان را نشان مي‌دهند و شايسته است اين آثار از نظرهاي متفاوت مورد بررسي و پژوهش قرار گيرند. اين مقاله نيز با همين هدف نوشته شده است و به شرح سنگ‌نبشته‌هايي مي‌پردازد كه به فرمان داريوش بزرگ به مناسبت حفر كانال نيل برپا داشته بودند. فكر ساختن كانالي كه درياي سرخ را به رود نيل، در قلب كشور مصر، پيوند دهد، از سال 517 پيش از ميلاد، يعني پس از لشكركشي داريوش به مصر در سال چهارم سلطنت به فكر داريوش رسيد.1 تا پيش از كندن اين كانال، براي رفتن به مصر بايد از راه خليج فارس و فرات به سوريه و از آن‌جا از شهر صور با كشتي و يا از راه فلسطين و شبه‌جزيره‌ي سينا به مصر مي‌رفتند2 و اين همان راهي بود كه كمبوجيه(521-529 پيش از ميلاد) نيز به سال 525 پيش از ميلاد از آن استفاده كرده بود.3 در اين سفر بود كه داريوش، كه خود نيز از همان راه قديمي به مصر رفته بود، به فكر يافتن راه كوتاه‌تري افتاد تا مركز امپراتوري او را با متصرفات آفريقايي‌اش مرتبط كند. از سوي ديگر اهميت سرزمين زرخيز مصر6 هم ايجاب مي‌كرد راه كوتاه‌تري آن‌جا را به بازارهاي قلمرو امپراتوري ايران ارتباط دهد تا كالاهاي ايراني به سادگي بيش‌تر به مصر و فراورده‌هاي مصر به سرزمين‌هاي ديگر برسد.7 اين انديشه باعث شد زماني كه داريوش در مصر بود فرمان دهد درباره‌ي يافتن چنين راهي بررسي شود. اين بود كه به طرح كانالي بين خليج عربستان(شاخه‌ي درياي سرخ) و رودخانه‌ي نيل توجه شد و آگاهي از اين كه سال‌ها پيش نيز فرعون‌هاي مصر به اين كار دست زده بودند، داريوش را در تصميم خود استوارتر كرد. ژوليوس ژونگ در كتابي كه با عنوان داريوش يكم پادشاه پارس‌ها نوشته است، درباره‌ي اهميت كندن اين كانال مي‌نويسد: " دورنمايي كه حفر كانال نيل به درياي سرخ پيش چشم شاه مي‌گشود، خاطر وي را به كلي فريفته‌ي خود ساخته بود ... اراده‌ي شماه بر اين قرار داشت كه در اينده كشتي‌هايي كه از ساحل فينيقي به درياي سرخ مي‌آيند و هم‌چنين آن‌هايي كه از ايران و هندوستان پيرامون جزيره‌العرب را طي مي‌كند، بتوانند وارد نيل شوند و از آن‌جا به درياي روم بروند. از طرف ديگر ساحل جنوبي پارس در كنار خليج اهميت جهاني پيدا مي‌كرد و بده بستان كالا از راه دريا ميان بابل، ايران، عربستان و هندوستان برقرار مي‌شود و همه‌ي كالاهايي كه از مغرب، از راه‌هاي دشوار و سخت به ايران و از شرق و جنوب دور به درياي روم مي‌رسيدند، مي‌توانستند با سرويس ناوگان منظم بازرگاني با سادگي بيش‌تر به مقصد خود بروند."5 در مورد پيشينه‌ي كندن كانالي كه درياي سرخ را به رود نيل متصل سازد، نويسندگان قديم نخستين كار را به ستي اول(1318-1294 پيش از ميلاد) فرعون مصر نسبت داده‌اند و پس از او، رامسس دوم6(1294-1322 پيش از ميلاد) و سپس نخائوي دوم(609-594 پيش از ميلاد) روي آن كار كرده‌اند.7 نكته‌ي ديگري كه در اين‌جا بايد به آن اشاره كرد، اين است كه مسير كانال نيل را با مسير كانالي كه "كنت دو لسپس" به سال 1869 ساخت و اينك از آن با نام كانال سوئز ياد مي‌شود، نبايد يكي دانست. زيرا با آن‌كه بخشي از اين دوكانال بر يكديگر منطبق هستند، در بخش‌هاي ديگري به كلي تفاوت دارند. در واقع، چون از درياي سرخ به سوي شمال حركت كنيد، مسير دو كانال تا درياچه‌ي تمساح يكي است ولي از آن‌جا به بعد، مسير كانال داريوش به سوي غرب مي‌رود و در طول شاخه‌اي از رودخانه‌ي نيل تا شهر بوباستي ادامه مي‌يابد و اندكي بالاتر از بوباستي به شاخه‌ي اصلي نيل مي‌پيوندد. اما مسير كانال لسپس از درياچه‌ي تمساح به بعد رو به شمال تا بندر سعيد در ساحل درياي مديترانه ادامه مي‌يابد. تاپیک میهن پرستان هم میهن نقشه‌ي مصر و عربستان قديم كه مسير كانال نيل روي آن مشخص شده است. هرودوت كه خود اين كانال را ديده است در كتاب خود درباره‌ي ويژگي‌ها و چگونگي كندن آن نوشته است: " فرزند پسامتيك، نكومس بود كه در مصر سلطنت كرد. ئي نخستين كسي بود كه دست به كار كندن مجرايي شد كه به درياي اريتره مي‌رفت و پس از او داريوش پارسي كار كندن آن را ادامه داد. طول اين مجرا به اندازه‌ي چهار روز دريانوردي است. عرض آن را آن اندازه زياد گرفتند كه دو كشتي جنگي با سه رديف پاروزن، كه از روبه‌رو به هم مي‌رسند، مي‌توانند در آن دريانوردي كنند. آب آن از نيل مي‌رسد. اين مجرا از نقطه‌اي شروع مي‌شود كه اندكي بالاتر از شهر بوباستي قرار دارد و از كنار پاتاموس، كه از شهرهاي عربستان است، مي‌گذرد و به درياي اريتره منتهي مي‌شود. اين مجرا ابتدا در قسمت دشت مصر، كه در جهت عربستان ادامه دارد، كنده شده و اين همان دشتي است كه در جهت داخل با كوهي، كه روبه‌روي ممفيس قرار دارد، مجاور است. بنابراين، اين مجرا در مسير پايه‌ي داخلي اين كوه كنده شده و سپس از كوهستان به جنوب و ناحيه‌اي كه بادنوتوس(يعني باد جنوب) در آن مي‌وزد، متوجه مي‌شود و به خليج عربستان مي‌رود. در نقطه‌اي كه از درياي شمال تا درياي جنوب، همان دريايي كه اريتره نام دارد(يعني اقيانوس هند و درياي سرخ)، فاصله از همه كم‌تر و راه مستقيم‌تر است. از كوه كازيوس(امروزه رأس القصرون) كه سر حد مصر و سوريه است، از اين نقطه تا خليج عربستان(درياي سرخ) هزار ستاد فاصله دارد(177 كيلومتر). اين راه مستقيم‌ترين راه‌هاست ولي مجرا بسيار درازتر است، زيرا پيچ و خم زياد دارد. در زمان نكومس 120 هزار مصري براي كندن آن از بين رفتند. نكومس در جريان كندن مجرا از ادامه‌ي كار دست كشيد."8 درباره‌ي اين كه چرا نخائو كانال نيل را ناتمام رها كرد، نويسندگان قديم دليل‌هاي متفاوتي ذكر كرده‌اند. هودوت مي‌نويسد: " هاتفي با آن مخالفت كرد و مدعي شد كه نكومس با اين كار از پيش به سود قوم‌هاي وحشي كار مي‌كند."9 ديودور( Diodore ) علت را اين گونه بيان كرده است كه: " مهندسان در حين كار منتقل شدند كه سطح درياي سرخ از دلتاي نيل و مصر بالاتر است و تصور كردند كه چنان‌چه راه باز شود، آب شوردريا، رود نيل و مصر را غرق خواهد كرد. برخي نيز هزينه‌ي زياد كندن كانال را مانع ادامه‌ي كار مي‌دانند. 10 با وجود اين، كانال نيل با همه‌ي سختي و دشواري‌ها به همت داريوش بزرگ پايان پذيرفت و اقيانوس هند از راه درياي سرخ به رود نيل پيوست و سال‌ها ارتباط اسيا با آفريقا و اروپا از اين راه برقرار بود. پنج سنگ‌نبشته‌ها داريوش پس از پايان كار، فرمان داد پنج سنگ‌نوشته، كه متن‌هاي آن ها تفاوت‌هايي با يكديگر داشت، در چهار جا در طول مسير كانال برپا كنند و روي آن‌ها به خط‌هاي مصري، پارسي، عيلامي و بابلي مطالبي پيرامون كندن كانال ثبت كنند. البته، پيرنيا در تاريخ خود متن هر سه سنگ‌نوشته را يكي و بدون تفاوت دانسته و نوشته است: " سنگ‌نوشته‌اي است از داريوش در پنج نسخه كه در نزديكي كانال يافته‌اند".11 اما چنان كه در ادامه خواهيم گفت، اين سخن چندان درست نيست. اين پنج سنگ‌نبشته را در ساحل راست كانال(به سوي درياي سرخ) و بر بلندترين جا به نحوي برپاداشته‌ بودند كه كشتي‌هايي كه از كانال مي‌گذشتند، آن‌ها را مي‌ديدند. سنگ‌نبشته‌ها‌ از نظر بزرگي سكوي زيرين و نوع مصالح و شكل و اندازه كم‌نظير و شايان توجه و اهميت هستند. اما متاسفانه دست روزگار يكي از آن‌ها را به كلي از ميان برده و از چهار ديگر هم جز قطعه‌هايي شكسته بر جاي نمانده است. خوشبختانه اين شكسته‌ها به كوشش باستان شناسان و دانشمندان زبان‌شناس گردآوري و خوانده شده است و در نتيجه سندهاي باارزش و زنده‌اي در دسترس قرار گرفته است كه از شكوه تمدن ايران باستان حكايت دارند. سنگ‌نبشته‌هاي كانال نيل به ترتيب، در مسير كانال به سوي درياي سرخ، عبارت هستند از: 1 و 2. سنگ‌نبشته‌هاي تل‌المسخوته 3. سنگ‌نبشته‌هاي سراپه‌اوم 4. سنگ‌نبشته‌ي قبره ‌يا شالوف 5. سنگ‌نبشته‌ي سوئز از ميان اين سنگ‌نوشته‌ها، از سنگ‌نبشته‌ي سراپه‌اوم جز اين‌كه جاي نصب آن معلوم است، آگاهي ديگري نداريم. سنگ‌نبشته‌‌هاي شالوف و سوئز به دو خط هيروگليف و ميخي(ميخي پارسي، ميخي عيلامي و ميخي بابلي) بوده كه خط‌هاي ميخي بر يك روي سنگ و خط مصري به روي ديگر آن‌ها كنده شده است. در تل‌المسخوته بر اساس پژوهش‌هاي گله‌نيشف( Golenischeff ) كه خود قطعه‌هايي از سنگ‌نوشته‌هاي تل‌المسخوته را در كاوش‌هاي خويش پيدا كرده است، سنگ‌نوشته‌ي كانال، شامل دو سنگ‌نبشته، يكي به خط مصري و ديگري به خط ميخي بوده است.12 سنگ‌نبشته‌‌هاي تل‌المسخوته اين سنگ‌نبشته‌ها روبه‌روي شهر پتاموس بر ساحل كانال برپا شده بود. خرابه‌هاي اين شهر امروزه به تل‌المسخوته معروف است و در هفده كيلومتري اسماعيليه قرار دارد. اين سنگ‌نبشته‌ها از سنگ خاراي سرخ ساخته شده بودند و برفراز تپه‌اي به فاصله‌ي 350 متر از كانال قديم قرار داشتند. نخستين قطعه‌اي كه از اين سنگ‌نوشته‌ها پيدا شده به خط ميخي است و در سال 1864 ميلادي(1243 خورشيدي) كارگران شركت كانال سوئز آن‌ را پيدا كردند. چندي پس از آن، يعني در سال 1889 ميلادي(1268 خورشيدي)، گله‌نيشف قطعه‌هاي ديگري به خط مصري و يك قطعه هم ميخي پيدا كرد كه در سال 1907 ميلادي(1285 خورشيدي) آن‌ها را به موزه‌ي قاهره بردند. بنابراين، از اين سنگ‌نبشته‌ها فقط هشت قطعه به زبان مصري به دست آمده كه هفت قطعه‌ي آن، سه چهارم كل سنگ‌نبشته‌ي اصلي را تشكيل مي‌دهند و جايگاه قطعه‌ي هشتم هنوز مشخص نيست و از روي قطعه‌هاي به دست آمده مشخص مي شود كه بلندي سنگ‌نبشته‌ي اصلي 15/3 متر و پهناي آن 10/2 متر و ضخامت آن 77 سانتي‌متر بوده است. تاپیک میهن پرستان هم میهن طرح سنگ‌نبشته‌ي تل‌المسخوته از كتاب پوزنر، باستان‌شناس فرانسوي. شرح جامع و ترجمه‌ي متن اين سنگ‌نبشته در كتاب نخستين استيلاي ايرانيان بر مصر نوشته‌ي پوزنر( Posener ) به زبان فرانسوي آمده است و شبيه آن‌چه است كه پيرنيا در ايران باستان آورده است و از اين رو، بخش‌هايي از نوشته‌ي ايران باستان را در معرفي اين سنگ‌نبشته مي‌آوريم: " در سنگ‌نوشته‌ي مصري داريوش را مانند فرعون مصر نشان داده‌اند، يعني صورت او زير قرص پردار آفتاب است و خدايان دو نيمه‌ي نيل، دو بخش مصر(مصر عليا و مصر سفلي( را زير اسم او به هم ربط داده‌اند و نيز در اين‌جا مانند مراسمي كه براي فرعون داشتند، نام ملت‌هايي كه تابع داريوش بودند، با تصوير مردم آن‌ها، نوشته‌اند. توضيح آن‌كه خواسته‌اند بگويند كه همه‌ي اين مردان پيرو فرعون مصر(آن‌تريوش= داريوش) هستند و او از فرعون‌هاي سلسله‌ي هيجدهو برتر است كه باشكوه‌ترين فرعون‌هاي مصر بودند. تفاوتي كه ميان اين صورت‌ها و صورت‌اي مردمان تابع در زمان فرعون‌هاي مصر ديده مي شود، اين است كه در زمان فرعون‌ها مردم تابع را به شكل اسيري تصوير مي‌كردند كه دست‌هايشان بسته بود و رشته‌اي اين اسران را به شكل بيضي‌دانه‌دار، يعني قلعه‌ي محكم، بسته است. ولي چون نمي‌توانستند مردمان آريايي را به ايت شكل درآورند تغييري در نشان دادن مردمان تابع حاصل شد كه چنين است: مردم تابع مانند اسيري نيستند كه دست‌هاي او را بسته‌ باشند، بلكه بي‌قيد، زانو به زمين زده و در حال خشوع و خضوع در بالاي بيضي قرار گرفته‌اند."13 بر اين شرح بايد افزود، در بالاي نام داريوش كه درون بيضي كنده شده است، تصوير تاجي نيز نقش شده است و در دو طرف تصويرها‌ي خدايان دو نيمه‌ي نيل، خطابه‌ي اين خدايان چنين نوشته شده است: در سمت چپ، "همه‌ي زمين‌ها، همه‌ي كشورهاي بيگانه و همه‌ي كمان‌ها(قدرت‌ها) را به تو مي‌بخشم" و در سمت راست، "همه‌ي انسان‌ها، همه‌ي مردمان و همه‌ي ساكنان جزيره‌هاي درياي اژه را به تو واگذار مي‌كنم" . در پشت سر تصوير نيز سخناني هر يك از خدايان در هفت ستون به اين شرح ثبت شده است: "زندگي كامل، خوشبختي و تندرستي را به تو مي‌بخشم. همه‌ي شادي‌ها كه از من ناشي مي‌شود، همه‌ي هديه‌ها نظير آن‌چه كه خداوند بزرگ "رع" مي‌پذيريد، همه‌ي خوراكي‌ها، همه‌ي چيزهاي خوب كه من منشأ آن هستم و سرانجام پادشاهي مصر عليا و سفلي را جاودانه به تو مي‌دهم" سپس زير پاي خدايان، تصوير مردمان تابع امپراتوري ايران با نام كشورهاي آن‌ها نقش شده است.14 پس از اين، متن سنگ‌نبشته، كه افتادگي‌هاي زيادي دارد، آغاز مي‌شود و چون متن خوانده شده به وسيله‌ي پوزنز به شرحي كه پيرنيا در كتاب خود نوشته، بسيار نزديك است، بار ديگر به كتاب ايران باستان بسنده مي‌كنيم: " داريوش كه زاده‌ي الهه‌ي نيث، خانم سائيس، است انجام داد همه‌ي چيزهايي را كه خدا شروع كرد ... آقاي همه چيز كه قرص افتاب را احاطه كرده است. وقتي در شكم مادر قرار داشت و هنوز بر زمين نيامده بود. نيث او را پسر خود دانست ... امر كرد به او ... دست خود را با كمان به سوي او برد تا دشمنانش او را برافكنند چنان‌كه از براي پسر خود " رع" كرد ... او قوي شوكت است. او دشمنان خود را در همه‌ي سرزمين‌ها نابود مي‌كند. شاه مصر عليا و سفلي، داريوش كه تا ابد پاينده است، شاهنشاه بزرگ، پسر ويشتاسب هخامنشي. او پسر اوست(يعني پسر نيث است). قوي و جهان‌گير است. همه‌ي بيگانگان با هديه‌هاي خود ره به او مي‌آورند و براي او كار مي‌كنند." از اين جا به بعد، متن سنگ‌نبشته خراب شده است و بسياري از عبارت‌هاي آن خوانده نمي‌شود و جمله‌هاي آن اغلب رابطه‌ي خود را از دست داده‌اند و نامفهوم شده‌اند. ولي روي هم رفته آن‌چه از آن بر مي‌آيد چنين است كه داريوش حكيمان مصر را فراخوانده وپرسش‌هايي از آن‌ها كرده است. يك‌بار هم نام كوروش در سنگ‌نبشته آمده است و سپس گفت و گو از كشتي‌هايي است كه مي‌خواهند براي شناسايي به درياها بفرستند.15 سنگ‌نبشته‌ي سراپه‌اوم كلارمن ژنوئه( Clarmont Ganeau )، باستان‌شناس فرانسوي، بيست و پنج قطعه از اين سنگ‌نبشته به خط مصري را در سال 1884 ميلادي(1264 خورشيدي)، در جايي به نام سراپه‌اوم، بين درياچه‌ي تمساح و درياچه‌ي شور، به دست آورد و در آغاز آن را به اشتباه باقي‌مانده‌ي ويرانه‌هاي تاريخي سراپه‌اوم مي‌دانستند. قطعه‌هاي شكسته در سال 1886 به موزه‌ي لوور پاريس برده شد، ولي دو سال بعد به كلي مفقود شد و ديگر نشاني از آن‌ها به دست نيامده است.16 سنگ‌نبشته‌ي قبره يا شالوف اين سنگ‌نبشته نيز از سنگ خاراي سرخ ساخته شده و بخشي از آن را كنون در اسماعيليه برپا داشته‌اند. يك روي اين سنگ‌نبشته به خط مصري و روي ديگر آن به سه خط ميخي پارسي، عيلامي و بابلي بوده و در جايي در سه كيلومتري قريه‌ي شالوف و در نزديكي درياچه‌ي شور قرار داشته اشت. اين سنگ‌نبشته هم در اندازه‌ي سنگ‌نبشته‌ي تل‌المسخوته و به بلندي 3 متر، پهناي 5/2 متر و ضخامت 78 سانتي‌متر بوده است. مهندس دولسپس( de Lesseps ) قطعه‌هاي اين سنگ‌نبشته را در سال 1866 ميلادي(1245 خورشيدي) كشف كرد و 35 قطعه‌ي كوچك و بزرگ از آن را به دست آورد كه هفده قطعه به خط مصري و بقيه به خط ميخي بود و آن‌ها را به شالوف منتقل كردند. اما قطعه‌هاي كوچك سنگ‌نبشته مفقود شد و از جست و جوهايي كه براي پيدا كردن آن‌ها انجام شد، نتيجه‌اي به دست نيامد و پانزده قطعه بزرگ‌تر را نيز بارديگر به خاك سپردند تا اين كه در سال 1913-1911 ميلادي(1291-1290 خورشيدي) در پي كاوش‌هاي كله‌دا( Cledat ) اين قطعه‌ها با چند تاي ديگر، از زير خاك بيرون آمد و آن‌ها را به اسماعيليه بردند. اين سنگ‌نبشته روي پايه‌اي سنگي از سنگ ماسه‌اي كه روي قطعه سنگ گچي قرار گرفته، گذارده شده است. از تركيب قطعه سنگ‌ها چنين برمي‌آيد كه اين سنگ‌نبشته نيز به همان شيوه‌ي سنگ‌نبشته‌ي تل‌المسخوته تهيه شده بوده، ولي متن اصلي آن با آن سنگ‌نبشته‌ي تفاوت‌هايي داشته است. متن اصلي اين سنگ‌نبشته به سبب محو شدن بخش‌هايي از آن به طور كامل خوانده نمي‌شود، ولي از آن‌چه كه پنز توانسته است بخواند، اين نكته‌ها به دست مي‌آيد: داريوش از ناحيه‌ها و شهرهاي مصر بازديد كرده و فرمان داده است مهندسان براي كندن كانال به كار مشغول شوند و كشتي‌ها را روي آن به حركت درآورند. آن‌چه داريوش فرمان داده بود انجام شده است و 24 يا 32 كشتي با كالاهاي فراوان از مصر، از راه اين كانال، به سوي ايران فرستاده شده است. سپس سخن از تهنميت و سخناني است كه شاهزادگان و مهندسان به داريوش گفته‌‌اند. سپس داريوش فرمان داده است آن‌چه را كه شده روي سنگ ثبت نمايند و در پايان سنگ‌نوشته آمده است:" اين چنين كاري بزرگ كه تا آن روز انجام نشده بود، به فرمان واراده‌ي داريوش، كه خدايش جاودان دارد، صورت حقيقت پذيرفت."17 سنگ‌نبشته‌ي سوئز اين سنگ‌نبشته، كه آخرين سنگ‌نبشته در مسير كانال نيل است، در شش كيلومتري شمال سوئز و در نزديكي اردوگاه نگهبانان كرانه‌هاي كانال، برفراز تپه‌اي به بلندي 450 متر و در مغرب مجراي قديمي كانال قرار داشته است. جنس اين سنگ‌نبشته نيز از سنگ خاراي سرخ بوده و بزرگ‌ترين قطعه‌اي كه از آن به دست آمده، به پهناي 73-62 سانتي‌متر(حدود يك‌سوم پهناي سنگ‌نبشته‌ي اصلي)، به درازاي 15/3 متر در 10/2 و به ضخامت 74 سانتي‌متر بوده است. نخستين قطعه از اين سنگ‌نوشته در سال 1912-1911 ميلادي(1291-1290 خورشيدي) به دست كله‌دآ كشف شد و پس از آن قطعه‌هاي ديگري به خط مصري و ميخي در سال 1933(1312 خورشيدي) به دست پوزنر به دست آمد. مضمون اين سنگ‌نبشته نيز با تفاوت‌هايي شبيه سنگ‌نبشته‌ي شالوف است و در آن از فرمان داريوش براي كندن كانال و روانه كردن كشتي‌ها حكايت شده است.18 عكسي از قطعه‌هاي سنگ‌نوشته‌ي اصلي شالوف كه در ميدان اسماعيليه برپاداشته‌اند. نتيجه مطالب هيروگليفي سنگ‌نوشته‌ها تا اندازه‌ي زيادي يكسان بوده و تفاوت‌هاي اندكي در آن‌ها وجود داشته است. افتادگي‌هايي در برخي متن‌ها وجود دارد كه رشته‌ي مطالب را گسيخته است و چنان‌چه بخواهيم متن به نسبت كامل‌تري در دست داشته باشيم، بايد بخش نخست سنگ‌نبشته‌ي تل‌المسخوته و بخش پاياني سنگ‌نوشته‌ي شالوف را تركيب كنيم. اما درباره‌ي متن‌هاي ميخي سنگ‌نوشته‌هاي كانال نيل، كه آن‌ها نيز تفاوت‌هايي باهم داشته‌اند، بايد گفت مضون اين كتيبه‌ها به تفصيل متن‌هاي هيروگليفي نيست، بلكه چون روي يك سطح سنگ‌نوشته به سه زبان و خط پارسي، عيلامي و بابلي نوشته شده‌اند، به ناچار مطالب به طور خلاصه آمده است و متن كامل پارسي آن‌ها چنين است كه در كتاب فرمان‌هاي شاهنشاهان هخامنشي نوشته‌ي رولف نارمن شارپ( Ralph Norman Sharp ) آمده است: بند1. خداي بزرگي است اهورامزدا، كه آن آسمان را آفريد، كه اين زمين را آفريد، كه مردم را آفريد، كه شادي مردم را قرار داد، كه داريوش را شاه كرد، كه به داريوش شاه شهرياري را كه بزرگ و داراي اسبان خوب و مردان خوب است، ارزاني فرمود. بند2. من داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورهاي داراي همه گونه مردم، شاه در اين سرزمين دور و دراز، پسر ويشتاسب هخامنشي
بند3. داريوش شاه گويد: من پارسي هستم از پارس مصر را گرفتم. فرمان كندن اين ترعه را دادم. از رودخانه‌اي به نام نيل كه در مصر جاري است تا دريايي كه از پارس مي‌رود. پس از آن اين ترعه كنده شد، چنان‌كه فرمان دادم و كشتي‌ها از مصر از ميان اين ترعه به سوي پارس روانه شدند، چنان‌كه من ‌خواستم

118:

با سپاس فراوان از دوست عزيزم كوروش . مطلب بسيار جامع و ارزشمندي بود.

119:

دوستان درود مجدد
من مطلبی را در سایت پژوهشهای ایرانی با همکاری استاد غیاث آبادی خواندم که بسیار جالب بود برای همین آن را در این پست نقل میکنم

تاریخ‌های روزشمار ده رویداد از زمان
کورش بزرگ
رضا مرادی غیاث آبادی
امروزه از تاریخ تقویمی تعدادی از رویدادهای زمان پادشاهی کورش بزرگ هخامنشی آگاهی در دست است؛ آگاهی‌هایی که حداکثر دقت آنها به یک ماه می‌رسد. اما اطلاع از تاریخ‌های دقیق روزشمار از رویدادهای عصر کورش، تنها به ده واقعه محدود می‌شود که در آنها به ثبت سال، ماه و روز پرداخته شده است.
به موجب یک سالنامه بابلی که به دست رویدادنامه‌‌نگاران بابلی نگاشته شده (و متن کامل ترجمه فارسی آنرا پیش از این با نام «رویدادنامه نبونید- کورش» منتشر کرده بودم)، از تاریخ دقیق ده رویداد مرتبط با کورش آگاهی داریم. در اینجا کوشش این نگارنده بر این است که بتواند برابری تاریخ‌های تقویمی ثبت‌شده در این سند را که بر اساس گاهشماری بابلی است، با گاهشماری‌های ایرانی و میلادی بسنجد.
متن بخش‌های روزشمارانه در رویدادنامه
«. . . سال هفدهم از پادشاهی نَـبـونـیـد . . . ماه تَـشـریـتـو . . . روز پانزدهم، شهر سـیـپـار بدون جنگ تصرف شد. نبونید بگریخت.
در روز شانزدهم، گَـئـوبَـروَه (فرمانده سپاه کورش) . . . همراه با سپاه کورش، بدون جنگ و پیکار به بابل اندر آمد.
در پایان ماه، نگاهبانی از نیایشگاه اِسَـگـیـلَـه (معبد مـردوک- خدای بزرگ- و بزرگترین نیایشگاه بابل) به سپرهای گـوتـیـان سپرده شد تا مبادا هیچیک از سپاهیان به درون اسگیله و دیگر بناهای آن راه بردند. از آن پس، آیین‌ها و مراسم به مانند گذشته برگزار می‌شوند.
در روز سوم از ماه آرَهـسَـمـنَـه، کورش به بابل اندر آمد. به پیش گام‌های او، شاخه‌های سبز افشانده می‌شد. او با مردمان شهر، پیمان صلح و آشتی گذارد. کورش به همه مردمان بابل، پیام درود و شادباش فرستاد. گئوبَروَه به فرمانداری بابل برگماشته شد.
در شب یازدهم ماه آرَهسَمنَه، گئوبَروَه مرد.
در روز (؟) ماه آدارو، بانوی شاه (کاساندان) بمرد. از روز بیست و هفتم ماه آدارو تا روز سوم از ماه نيسانو، یک بلندپایه، مراسم اشک‌ریزان را در اَکَد برگزار کرد.
در روز چهارم، کـمـبـوجـیـه پسر کورش، به نیایشگاه (؟) رفت و پیشکشی‌هایی را با دست خویش بر پیکر نَـبـو (خدای نویسندگی و دبیری) فراز برد . . . (سپس از نزد) نَبو بسوی اِسَگیلَه فرا رفت . . . و گوسفندی را پیشکش بکرد.»
(برای آگاهی بیشتر از ترجمه فارسی رویدادنامه نبونید- کورش بنگرید به مقاله‌ای با همین عنوان در کتاب: «تمدن هخامنشی- سیزده گفتار در بررسی‌های هخامنشی»، 1386، از همین نگارنده).
داده‌های روزشمارانه رویدادنامه
پانزدهم تشریتو: تصرف شهر سیپار.
پانزدهم تشریتو: گریختن نبونید.
شانزدهم تشریتو: ورود گئوبروه و سپاه کورش به بابل.
آخرین روز تشریتو: فراهم آوردن امکان برگزاری آیین‌های سنتی در نیایشگاه اسگیله.
سوم آرهسمنه: ورود کورش به بابل، شادباش و پیمان صلح با مردم.
سوم ارهسمنه: برگماری گئوبروه به فرمانداری بابل.
یازدهم آرهسمنه: درگذشت گئوبروه.
(؟) آدارو: درگذشت کاساندان.
بیست و هفتم آدارو تا سوم نیسانو (از یکم نیسانو سال تازه بابلی آغاز شده است): مراسم سوگواری برای کاساندان.
چهارم نیسانو: نیایش و احترام کمبوجیه به نیایشگاه‌های اِزیـدَه و اسگیله.
برابری رویدادهای ده‌گانه بالا با گاهشماری‌های ایرانی و میلادی
برای سنجش برابری داده‌های تقویمی بالا که بر اساس گاهشماری بابلی است، نکات زیر را نیز می‌باید در نظر داشت:
- سال 17 از پادشاهی نبونید، مطابق است با سال سقوط پادشاهی بابل و برابر است با سال 1160 پیش از هجری خورشیدی (ایرانی) و 539 / 538 پیش از میلاد.
- سال 17 از پادشاهی نبونید، سال عادی، و سال 16 کبیسه بوده است (افزودن یک ماه کامل با نام «آدارو دوم» به پایان سال بابلی).
- روز 1 از ماه تشریتو (ماه هفتم) بابلی در سال 17 پادشاهی نبونید به عنوان مبدأ سنجش، برابر بوده است با 28 شهریورماه ایرانی، 26 سپتامبر میلادی.
- مقارنه ماه و خورشید در 27 شهریورماه همان سال اتفاق افتاده است. در نتیجه آغاز ماه تشریتو، هم بر اساس گاهشماری متوسط بابلی و هم بر اساس گاهشماری حقیقی خورشیدی- مهی برابر با 28 شهریورماه بوده است.
- ماه‌های تشریتو و نیسانو، ماه‌هایی 30 روزه هستند؛ در حالیکه ماه‌های آرهسمنه و آدارو 29 روزه هستند.
- یکم فروردین یا نوروز سال مفروض ما برابر بوده است با 28 مارس میلادی. در نتیجه از یکم مهرماه فاصله عددی میان گاهشماری ایرانی و میلادی به اندازه یک روز و از یکم آبان‌ماه، دو روز بوده است.
- گاهشماری میلادی گریگوری امروزین با افزودن 10 شماره روز به 4 اکتبر میلادی ژولیانی در سال 1582 و با اصلاحاتی در نظام کبیسه‌گیری به وجود آمده است و در میان تقویم‌نگاران و تاریخ‌نویسان، تمامی داده‌های تاریخی برای سال‌های پیش از 1582 بر پایه گاهشماری میلادی ژولی است. به عبارت دیگر، روز فردای 4 اکتبر میلادی ژولی برابر است با 15 اکتبر میلادی گریگوری.
نتیجه سنجش (همگی برابر با سال 1160 پیش از هجری خورشیدی (ایرانی)، 539 پیش از میلاد بجز سه رویداد پایانی که برابر با 538 پیش از میلاد است).
تصرف شهر سیپار: 11 مهر ایرانی، 15 تیشری آرامی، 10 اکتبر میلادی، 875165 - روز ژولی.
گریختن نبونید: 11 مهر ایرانی، 15 تیشری آرامی، 10 اکتبر میلادی، 875165 - روز ژولی.
ورود گئوبروه و سپاه کورش به بابل: 12 مهر ایرانی، 16 تیشری آرامی، 11 اکتبر میلادی، 875164 - روز ژولی.
آغاز برگزاری آیین‌های سنتی در نیایشگاه بزرگ بابل: 26 مهر ایرانی، 30 تیشری آرامی، 25 اکتبر میلادی، 875150 - روز ژولی.
ورود کورش به بابل، شادباش و پیمان صلح با مردم: 29 مهر ایرانی، 3 مِرهِشوان آرامی، 28 اکتبر میلادی، 875147 - روز ژولی.
برگماری گئوبروه به فرمانداری بابل: 29 مهر ایرانی، 3 مِرهِشوان آرامی، 28 اکتبر میلادی، 875147 - روز ژولی.
درگذشت گئوبروه: 7 آبان ایرانی، 11 مِرهِشوان آرامی، 5 نوامبر میلادی، 875139 - روز ژولی.
درگذشت کاساندان، بانوی کورش: به احتمال 21 اسفند ایرانی، 26 آدار آرامی، 19 مارس میلادی، 875005 - روز ژولی. (شماره این روز را به دلیل تخریب متن کتیبه نمی‌توان خواند. اما شاید در روز پیش از آغاز سوگواری بوده است که با شش روز سوگواری، یک دوره هفت روزه تکمیل می‌شده است).
سوگواری برای کاساندان: از 22 تا 27 اسفند ایرانی، 27 آدار تا 3 نیسان آرامی، 20 تا 25 مارس میلادی.
نیایش و احترام کمبوجیه به نیایشگاه‌های ازیده و اسگیله: 28 اسفند ایرانی، 4 نیسان آرامی، 26 مارس میلادی، 874998 - روز ژولی.

از تاریخ تقویمی رویدادهای بعدی زمان پادشاهی کورش (همچو فرمان آزادی یهودیان، صدور منشور حقوق بشر، تاج‌گذاری در بابل و دیگر رویدادها) به دلیل نبود رویدادنامه‌های جدیدتر، اطلاعی در دست نیست. اما برخی منابع تاریخی، این سه واقعه مهم را بدون ذکر جزئیات، به سال پس از تصرف بابل منسوب می‌دارند.

در همین زمینه گزارش آقای بیژن روحانی را در رادیو زمانه بخوانید و بشنوید.

120:

تصوير بازسازي شده كاخ شوش در زمان خشايارشا ، نمايانگر گوشه اي از شكوه عظمت ايران در زمان هخامنشيان
به مجسمه شير در بالاي سر خشايارشا توجه كنيد.

تاپیک میهن پرستان هم میهن

121:

از دوستان خواهشمندم که بحثهای مربوط به آثار باستانی را در تاپیک آثار باستانی بنویسند و در این تالار به مسایل فرهنگی و مبارزه با تازی گرایی و غرب زدگی اگر ممکن است بحث شود تا کسانی مانند کاربر شیر دل اجازه چنین جسارت و بی احترامی را به ایران ندهند.
با سپاس
کورش آریانا

122:

منم میخوام عضو این خانواده ی بزرگ بشم.
پاینده و جاوید باد این خاک پر گهر

123:

به تالار تاریخ و تالار میهن پرستان خوش آمدید.امیدوارم با دادن پستهای مفید و سودمند ما را در این امر یاری رسانید
با سپاس
کورش آریانا

124:

برای چه کورش محروم از فعالیت شد؟
از دوستانی که مایل به اعتراض این سانسور آشکار شدند خواهشمندم که اعتراض خود را اعلام دارند در غیر اینصورت کورش آریانا برای همیشه از اینجا خواهد رفت

125:

با درود .

کاربر گرامی کوروش محرومیت شما هیچ ارتباطی با نوشته های شما در تالارهای موضوعی ندارد. هرچند مدتی است حضور من در این محیط بسیار کمرنگ شده است و اطلاع دقیقی از دلایل محرومیت شما ندارم اما برداشت خودم را از آنچه در تالار مدیران نوشته شده است می آورم:

دلیل ابتدایی محرومیت شما ساختن چندین شناسه مختلف با مشخصات ظاهری متفاوت و استفاده های مختلف از آنهاست.

دلیل دوم محرومیت شما نامه شخصیتان به کاربر Sara1985 است که علاوه بر چند توهین خود را مدیر سایت معرفی کرده بودید و از مقام مدیریت تهدیدهایی انجام داده بودید.(توجه کنید کاربر گرامی سارا و نه کاربر سمیرا که قبلا بخاطر ارسال نوشته های هرز و توهین به شما بلافاصله محروم شدند)

به نظر می رسد یکی از دلایل این محرومیت برطرف شدن بعضی سوتفاهم ها درباره جایگاه شما در این سایت است. به عقیده من تهدید دیگر کاربران و ادعای خلاف واقع از طرف هیچ کاربر یا مدیر یا حتی ادمین سایت نیز پذیرفته نیست.

هرچند بهتر است قضاوت در باره محرومیت شما را به بعد از توضیح بیشتر ادمین یا مدیرارشد موکول کرد اما ارتباط دادن این موضوع به نوشته های شما در تالارهای موضوعی و میهن پرستی و مسائلی از این دست کاری اشتباه و غیر قابل قبول است.

با سپاس

126:

چند وقت پیش قرار بود یک کمپانی انگلیسی یک فیلم درباره ی زندگی کورش بسازد بعدا

اعلام کردند به علت نبودن بودجه متوقف شد قرار بود بازیگر هندی سیف الله خان نقش کورش

را بازی کند معلوم است جمهوری اسلامی جلوی پخش این فیلم را گرفت و بجای آن به

کمپانی برادران وارنر پول داد تا فیلم سیصد را علیه خشایارشا و ایران بسازد ولی این نحسی

فقط از جمهوری اسلامی است این نظام که از بین برود جهان مردم ایران را از رفتار مردم ایران

میشناسد

127:

اتفاقا سفیر ایران در بحرین زمان شاه سابق میگفت که زمانی که نماینده های امارات آمدند

تا در باره ی جزایر سه گانه مذاکره کنند شاه یک نقشه از ایران و خلیج پارس پشت یکی از

پرده ها پنهان کرده بود وقتی آمدند شاه به آنها گفت جزایر سه گانه را روی نقشه مشخص

کنند وقتی نتوانستند شاه به آنها گفت شما که نمیتوانید جای جزایر را روی نقشه معلوم کنید

چطور ادعای مالکیت این جزایر را دارید

128:

این خیلی جالبه که ما کورش را که جزو فعالترین کاربرهای سایته بخاطر غرض ورزیهای بی دلیلل محروم از فعالیت میکنیم. کاش حداقل اعضای تالار میهن پرستان تالاری که سنگ بناش توسط کورش گذاشته شده اعتراض خود را نشان میدادند و اینقدر بی تفاوت از کنار موضوع رد نمیشدند.
فکر میکنم با رفتن کورش امار بازدید سایت بطور فاحشی پایین بیاد. مثل اینکه ما علاقمون به استعدادامون حتی توی یه سایت هم باید نشون بدیم.
پیشنهاد میکنم یه تایپیک برای اعتراض به اخراج کورش بزنیم.

129:

دوست گرامی،کورش آریانا به احتمال زیاد تا فردا به ما می پیوندند.

130:

ما منتظریم.

131:

خانم فهیمه عزیز ، مواردی توسط مدیریت گفته شده که همگی بر خلاف قوانین تالار هستند و البته کوروش عزیز نیز در جستار مربوطه یکی از آن ها را که ادعای مدیریت بود رو کذب خواندند.

من نمیخواهم بی دلیل از فردی دفاع کنم ولی لطفا دوستان و مدیران کمی خود را جای کوروش بگذارند. فردی که به تاریخ کشورش عشق میورزد و وقت و حوصله خود را در این محیط مجازی صرف نشان دادن این تاریخ میکند. بعد افراد هویت گریزی می آیند و توهین میکنند و انگ میزنند و وقتی انسان عمق جهل اینان را می بیند ، آزرده میشود. تحمل هم حدی دارد !! خود من برای این فعالیتم رو در سایت کم کردم چون با افرادی بحث کردم که وسعت دیدشان تا دو میلی متر هم نمیرسید . از بحث با اینان آزرده میشدم ، هم جسمی و هم روحی. برای احترام به شعور خودم ، کنار کشیدم. کوروش عزیز ایستاد ، با منطق و پشتوانه علمی که داشت بحث کرد و الان مزد خود را هم دریافت کرد. کوروش ممکنه خطائی هم کرده باشه ولی آیا خطای کوروش از خیانت به کشور و تاریخ ایران بدتر و شنیع تر بود؟!!

من به عنوان یکی از اعضای تالار میهن پرستان از مدیران سایت درخواست میکنم که در محرومیت کوروش عزیز تجدید نظر کنند و برای کسانی که کمر خدمت به تاریخ ایران بسته اند ارزش بیشتری قائل شوند. از کوروش عزیز هم میخواهم تا با ادامه رویه درست قبلی(بحث علمی و مستدل) چهره زیبایی از میهن پرستان نشان دهند

132:

درخواست تجديد نظر در محروميت كاربر كوروش : http://forum.hammihan.com/showthread...765#post814765

133:

از همگی شما دوستان بی نهایت سپاسگزارم و به راستی دانستم که چه کسانی در دوستی پایدارند و چه کسانی مانند دشمن خنجر از پشت میزنند؛دوستان من برگشتم و با انرژی دو چندان آمدم که به اینهمه دوستان وفادار به ایران تا حد جانم خدمتگزار باشم؛من در این دو روز نبودم به نتایجی رسیدم که میبایست در تالار تاریخ آنرا اجرا کنیم اما تردید نداشته باشید که این تالار نه تنها برترینها خواهد شد بلکه منبعی مستند خواهد شد که دیگران از آن سندیت خواهند گرفت.

134:

دوستان ایرانشهر گرامی در تالار ادبیات پستی را با نام فرهنگستان هم میهن زده اند که حرکت زیبا و به جایی بود یکسری به آنجا بزنید و واژه گان پارسی را جایگزین واژگان تازی کنید.من چند پست دادم این گوی و این میدان

135:

اینهم آدرس تاپیک دوست میهن پرستمان ایرانشهر

http://forum.hammihan.com/showthread...ewpost&t=10994

136:

سلام به همه دوستان وطن پرست ايراني

من رو هم به جمع خودتون راه ميدين؟؟؟

137:

خواهش می کنم.خوش آمدید فقط شرایط رو که می دونید.کورش جان صفحه ی قبل شرایط رو نوشته است.

138:

درود خوش آمدید دوست خوبم؛البته دوست ایرانی مسلمان من ؛ که هرگز ادعای مسلمانی نکردند اما همیشه با باور به اسلام شاد بودند.؛شرایط را بخوانید چون در این تالار همه دوستان عضو شده پست مفید میدهند و دوست داریم شما را مانند دیگر دوستان فعال ببینیم.
پاینده باشید
کورش آریانا

139:

از بازگشت دوباره شما خيلي خوشحال شدم كورش جان
اميدوارم من هم بتونم پستهاي مفيدي تا اونجايي كه اطلاعات و علمش رو دارم بدم


140:

روسياهي براي کاخ سفيد

گزارش شوراي اطلاعات ملي امریکا كه متشكل از ‪ ۱۶‬نهاد اطلاعاتي است، مبنی بر اینکه
ايران به دنبال تسلیحات اتمی نيست، بازتاب وسیعی در رسانه های دنیا داشته است.

تعدادی از خبرگزاریها و روزنامه های معتبر دنیا، اصل خبر و واکنشهای پیرامون آن را به عنوان "خبر اول" در رسانه های خود حفظ کرده اند.

عقب نشینی رسمی امریکا از این ادعا که ایران به دنبال سلاح هسته ای است، شرایط سختی برای جنگ طلبان نئومحافظه کار حاکم پدید آورده و همزمانی انتشار این گزارش با رایزنی های 1+5 برای صدور قطعنامه سوم علیه ایران، موجب بروز دشورای های تازه ای برای متقاعد ساختن روسیه و چین در زمینه همراهی با تحریم های پیچیده تر خواهد بود.

141:

بنده هم اینجا در خواست عضویت خودم رو اعلام میکنم

142:

آستیاگ عزیز خوش آمدید.

143:

دوست نیک اندیشم جناب بهزاد اگر ممکن است پستهای مربوط به فرهنگ را در اینجا بنویسید پیشتر از شما میهن پرست سپاسگزاری میکنم

144:

سلام دوستان عزيز امروز به يك سايت جالب تاريخي به نام تاريخ ايرانيان در اين روز برخوردم كه توسط دكتر كيهان زاده مديريت ميشود . اگه دوست داشتين يه سري بهش بزنين مطالب جالبي داره.
http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp

145:

شاید من از وطنم دور باشم ولی شاید هم این دوری باعث شده که ارزشهای وطنم رو بیشتر بدونم و بهش بیشتر از پیش افتخار کنم امیدوارم من کوچک رو هم به جمع بزرگتون بپذیرید .

از همه دوستان هم متشکرم به خاطر تمام اطلاعات مفیدشون شاید نه حتما لازمه گاهی اوقات به چیزهای که داشته و داره فکر کنه و درموردشون بیشتر اطلاعات داشته باشه.

146:

خب گرامیان مثل اینکه تالار میهن پرستان دارایی شعبه ای در خارج از کشور هم شد!
ساناز خانم خوش اومدید

147:

من به دوستانم آستیاگ ؛ بانو ساناز ورودشان را به جرگه میهن پرستان خوش آمد میگویم و امیدوارم دوستانی مانند بانو ساناز که در خارج از ایران زندگی میکنند در پی گسترش فرهنگ بزرگ و ژرف ایرانی برآیند.

148:

کورش جان بهتر است حال که تعدادمان اینطور گسترش یافته بچه ها خود مسئولی برای بخش میهن پرستان برای هماهنگ کردن و برپایی گفتگو انتخاب کنند.

149:


بسیار به جا فرمودید؛من پیشنهادی دارم که امیدوارم دوستان در آن بیاندیشند و ایده های خودشان را باز گو کنند.من پیشنهاد میکنم که دوستان هر کدام تخصص و دانش خود را رو کنند تا هم با افکار همدیگر بیشتر آشنا شویم و هم برای دوستان پستهایی تععین کنیم؛البته این دیده شخصی بنده بود ؛ بسیار خرسند میشوم که ایده شما دوستان خوبم را بدانم
با سپاس
کورش آریانا

150:

کورش جان این نیز طرح خوبی است.اما بهتر است ابتدا برای این تالار(میهن پرستان)یک سرپرست یا نماینده داشته باشیم تا کار هماهنگی بچه ها را انجام دهد.
احتمالا در آینده میزان زیادی رای گیری و پیشنهاد های مختلف وجود دارد که این ها همه نیاز به یک سرپرست دارد.

151:


بسیار خوب و به جا فرمودید
بهتر است یکی از دوستان یک تاپیک نظر سنجی ایجاد کنند و گزینه های خوب را دستچین کرده و رای گیری نمایند.

152:

کورش گرامی بهتر است ابتدا داوطلبان اعلام آمادگی کنن.سپس به رای گیری بپردازیم.
بهتر این موضوع در تاپیکی دیگری اعلام و دعوت به مشارکت شود تا همه ی اعضا در رای گیری شرکت کنند.

153:

من پيشنهاد ميدم فعاليت هاي اعضاء بصورت جهت دار و مشخص صورت بگيره. منظورم اينه كه يا بصورت متناوب موضوعهاي مختلفي مطرح بشه يا اينكه هر موضوعي را به گروهي اختصاص بديم. در ضمن به نظر من بهتره راهي رو براي معرفي فرهنگ غني كشورمان به ساير ملل پيشنهاد بديم. كه البته اگر يك سرپرست داشته باشيم فعاليتها منسجم تر ميشه.

154:

سلام دوستان من هم در مورد داشتن سرپرست موافقم ولي بايد اختياراتش هم مشخص باشه . دوم اينكه ايا بهتر نيست در تالار ميهن پرستان يادي هم از ميهن پرستان معاصر هم بشود انها هم در اين تاريخ سهمي داشته ان.

155:

خیلی ممنون جناب ایران شهر

156:

پیشنهاد جالبیه من هم موافقم
جناب کوروش نظر جالبی دارند .

157:

بمان خرم ای خاک مینو سرشت
که در چشم ما خوشتری از بهشت

158:

میهن پرستان گرامی
چرا کسی در باره ی دریای خزر که یادگار رستم است برای ایران
و هر روز ما داریم مقدار بیشتری از این یادگار با ارزش را از دست میدهیم نظری نمیدهد و حرفی نمیزند
مگر دریای خزر جزیی از میهن عزیزمان ایران نیست؟

159:


شما درست میفرمایید بد نیست پیشهادتان را چنانچه دیگر ایرانیاران بخواهند و بپذیرند مطرح میکنیم.اتفاقا من جعلیاتی را راجع به نام خزر یافته ام که به زمانش رو خواهم کرد

160:

دوستان و سروران گرامی برای چه انتخابات تالار ادامه پیدا نمیکند؟؟؟
فعالیت ایرانیاران م.آزاد
آستیاگ
آریان
روآن
...
همگی ساکن شده اند و دیگر بحث نویی صورت نمیپذیرد

161:

کورش جان بنده خود را عرض می کنم.در این تالار با وجود شرایط خاص حاکم رمقی برای بنده باقی نمانده تا به بحث بپردازم.در این تالار همه کارهای خود را کنار گذاشته به جای یادگیری در حال دعوا هستند.(همش به خاطر تعصبات ملی ودینی)
نگاه کنید به چندینی تاپیک که تنها در آن از خوبی و بدی پادشاهان هخامنشی بحث شده و کاربران در آن در حال کپی پیست کردن و به سخره گرفتن نظریات هم هستند.ایران ده هزار سال تاریخ دارد اما ما دو ماه است که داریم سر صحت وجود هخامنشیان با هم بحث می کنیم.و......
به نظر من هرچه زودتر باید فکری به حال این تالار شود و گرنه همگان انگیزه ی خود را برای شرکت در این تالار از دست خواهند داد.

162:

کوروش عزیز متاسفانه مواردی که میخوانیم و می بینیم باعث یاس و ناامیدی میشود و ادامه کار را بیهوده نشان میدهد. به نظر من ایرانیان تا رسیدن به بلوغ فکری و دارا بودن ابزارهای تفکر و منطق راه درازی در پیش دارند(بنده هم دراول این راه هستم) و در این مسیر فعالیت امثال ما جز فرسایش روحی و جسمی مان چیز دیگری در پی ندارد

163:

كليپ خليج فارس با صداي عليرضا عصار

http://www.iranclip.com/player/1287

بسيار زيباست

164:

خودتان گفتید اول نامزد ها مشخص بشوند بعد رای بدهیم من هم به کورش رای میدهم

165:

سعی میکنم اطلاعاتی درباره دریای خزر براتون بزارم
دریای شهر خودمونه اتفاقا اگه رفته باشید جاهای قشنگی برای دیدن داره.

166:

دریای كاسپين یا دریای خزر؟
درياي مازندران بزرگ ترين درياچه ي جهان در شمالي ترين بخش خاك ميهن باستاني ما قراردارد. درياچه اي با پيرامون ٧٠٠٠ كيلومتر وپهنه ي ٣٩٤٢٠٠ كيلومتر مربع . اين درياچه ي پهناور كه روزگاري بخشي از درياي بزرگ تيتيوس بود حدود ٢٥٠ ميليون سال پيش از اعضا خانواده اش ، دريا هاي آرال ، مديترانه ، سياه و درياي پارس جدا افتاد و به پهناور ترين درياچه ي گيتي بدل شد. درياي مازندران در طول تاريخ رخ دادهاي بزرگي را در پيرامون خود شاهد بوده و در هر برهه اي از تاريخ مردمان اين كشور كهن نامي بر آن نهادند. نام ان دريا در نقشه هاي مورد تاييد موسسه ي گيتا شناسي و ژئوفيزيك ايران خزر ذكر شده و نامي كه در جهان به آن شهرت دارد كاسپين است. اما اينكه اين دو نام از كجا آمده و چرا من آن را درياي مازندران مي نامم ، موضوغي است كه سبب نگارش اين نوشتار شد. همان گونه كه پيش از اين گفته شد ، درياي مازندران نام هاي بسيري را در تاريخ بر خود ديد. چون ، درياي هيركانيان،ساكازنه،كاسپين، خزر،تبرستان، ،درياي خراسان،اكفوده دريا، قزوين ، گيلان، ساري، باكو، ديلم، خوالينسك،تنگيز و... اما آنچه اينجا به آن پرداخته مي شود ، سه نام اخير است كه همچنان مورد استفاده قرار مي گيرند. خزر : خزرهاي ترك نژاد ، نزديك به ٢٠ سده پيش از بيابان هاي بي آب آسياي ميانه به سوي سرزمين هاي باختري كوچ كرده و سرانجام در كرانه هاي باختري درياي مازندران ساكن شدند. اين قوم كه در طول تاريخ به قومي وحشي مشهورند ، در حدود سده ي ششم ميلادي ، حكومت مستقلي به وجود آوردند وكشور خود را خاقانات خزر ناميدند. خزرها در همان سال ها اندك اندك به دين يهود در آمدند ، و اين دين در خاقانات خزر به رسميت شناخته شد.آنان پس از تشكيل حكومت مستقل و تثبيت آن ، هجوم به اقوام همسايه را كه اغلب مردمان اسلاو بودند ، آغاز كردند. و هر از گاهي نيز خساراتي به بخش هاي شمالي امپراطوري ساساني وارد مي آوردند، تا آنكه براي جلوگيري از هجوم گاه به گاه اين اقوام نيمه وحشي به دستور كيخسروَ اَنوشِ رَوان ديواري بزرگي در شهر دربند ساخته شد، كه سنگ نبشته ي اين دستور نيز همچنان بر جاست. تا آنكه در سده هاي ٩و١٠ ميلادي با حمله ي اقوام روس خزرها سرزمين هايشان را از دست دادند و به سوي اروپاي شرقي گريختند.

٢. كاسپين: كاسپين،كاسپيا، كاسپيانا ، كاسپي،كه شكل نخستين اين نام ها ، نام شناخته شده ي كنوني درياي مازندران در جهان است از نام قومي ايراني نژاد گرفته شده كه تا ٢٠٠٠ سال پيش از ميلاد ساكنان جنوب قفقاز بودند . و آغاز هزاره ي نخست پيش از ميلاد به سوي سرزمين هاي جنوبي كوچانده شدند . كاسپ ها مردماني با پوست سپيد ، موهاي روشن و چشماني كبود بودند. آنان با گذر از منطق كوهستاني شمال گيلان كنوني وارد ايران شكاسپ ها به آئين ميترا ايمان داشتند. تنديس هاي بيشماري از خود بر جاي گذاشتند كه شمار زيادي از آنها در حفاري هاي تپه هاي املش يافت شده است. ٣.مازندران: درباره ي نام مازندران و معناي آن عقايد بسياري وجود دارد. كه شماري از آنها را بر مي شمرم . عده اي ”موز“ را نام كوهي گرفته اند كه در دل البرز واقع است ، وبا گشايش پاره ي نخست، پاره ي دوم را ” اندر آن “ پنداشتند . كه در تاريخ تبرستان ابن اسفنديار ، نيز به اين نكته اشاره شده است . عده اي نيز واژه ي ”ماز “ را به معناي دژ گرفتند و تركيب واژگاني را به معناي جايي كه دژهاي بسياري در آن واقع است ترجمه كردند. مي گويند مازيار پور قارن، سردار مشهور تبري ، دستور ساخت دژ ها مستحكمي را در دل البرز داد تا از ورود تازيان جلوگيري كند . اما نظريه ي ديگري نيز وجود دارد كه ديدگاه زبان شناسانه بسيار قابل توجه است . يكي از خدايان هندو-ايراني با نام ”ايندرا“ كه خداي جنگاوري و طبقه ي جنگاور بوده سبب پديد آمدن اين نام است . آرياييان كه به ايزدان متعدد ايمان داشتند پنج ايزد را برتر مي شمردند ١.ميترا ٢. ايندرا ٣. وَرونا ٤.نَساتيا بدين ترتيب از آن رو كه مردمان شمال فلات ايران بر اين اعتقاد بودند ، و نيز مردماني تنومند و جنگ آور ، نام اين ايزد را بر سر زمين خود نهادند . پاره ي نخست به صورت مز ، مها ، مهي ، مزي ، كه همگي به معناي بزرگ اند ، پاره ي دوم ايندرا يا ايندر كه از آن سخن رفت ، و پاره ي سوم پسوند ”ان“ است كه موقعيت مكاني را نشان ميدهد . پس ”مز ايندرا ان “ يا مازندران به معناي سرزمين ايندراي بزرگ است .

اما در پايان سوالي مطرح مي شود ، جامعه ي جهاني اين درياچه پهناور را با نام قومي ايراني نژاد به نام
کاسپین مي شناسد و ما به عنوان نگاهبان اين فرهنگ كهن آن را با نامي به رسميت مي شناسيم ، كه از اقوامي وحشي بر جاي مانده است. كدام يك به نظر صحيح تر مي رسند ؟ اين پرسشي است كه پاسخ آن و داوري در باره ي آن را به انديشه ي تواناي خواننده ي ايراني مي سپارم....

167:

بزرگ ترين درياچه جهان كه در اصطلاح آن را دريا مى نامند درياچه مازندران است. اين درياچه از درياچه سوپريور كه دومين درياچه بزرگ دنيا است ۵ برابر وسيع تر است و عمق آن از شمال به جنوب افزايش مى يابد. عمق اين درياچه در ناحيه شمالى به طور متوسط كمتر از ۱۰ متر، در بخش ميانى بين ۱۸۰ تا ۷۸۸ متر و در بخش جنوبى كه آب هاى ساحلى ايران را تشكيل مى دهد به ۹۶۰ تا ۱۰۰۰ متر مى رسد. تا عمق ۱۰۲۵ مترى نيز در ناحيه جنوبى اين درياچه گزارش شده است .
جهت جريان آب اين درياچه از سمت شمال غرب به جنوب شرق است. همين جهت جريان و عمق زياد آب در سواحل ايران كه باعث كندى حركت جريان مى شود منجر به تجمع انواع آلودگى هاى اين درياچه در سواحل ايران به ميزانى بيش از سواحل ساير كشورها مى شود .
درياى مازندران دريايى بسته است و خروجى عمده اى جز تبخير ندارد. در اين گونه محيط هاى آبى بسته اهميت كنترل آلودگى ها به مراتب بيش از منابع آبى است كه جريان خروجى ديگرى به جز تبخير نيز دارند. آمار نشان مى دهد كه نزولات جوى در سال هاى اخير روى درياى مازندران ۵۰ ميلى متر افزايش داشته و تبخير از سطح آن حدود ۴۰ ميلى متر كاهش داشته است. با توجه به حساسيت سطح آب درياى مازندران نسبت به تبخير و بارندگى شايد يكى از دلايل افزايش سطح آب درياى مازندران نيز همين پديده باشد .
درياچه مازندران توسط ۵ كشور ساحلى احاطه شده است. اين كشورها از نظر موقعيت جغرافيايى بين اروپا و آسيا واقع شده و همين امر موقعيت ترابرى ويژه اى براى درياى مازندران به وجود آورده است .
اين درياچه در حقيقت شاهراه ارتباطى كشورهاى شمال به شرق آسيا و هند است. مسير ترانزيت كالاى شمال جنوب (Nostrac) از شهر هلسينكى فنلاند شروع شده و پس از عبور از خليج فنلاند و بنادر و سرزمين هاى داخلى روسيه به طرف درياى مازندران و پس از عبور از خليج فنلاند و بنادر ايرانى درياى مازندران به خليج فارس مى رسد و با كشورهاى شبه قاره هند و سواحل جنوبى خليج فارس ارتباط برقرار كند .
راه ترانزيت شرق _ غرب (كريدور ترانس قفقاز) نيز يكى ديگر از مسيرهاى ترانزيتى مهم اين درياچه است. مسير شرق _ غرب به وسيله خطوط كشتيرانى از درياى مازندران گذشته و بنادر باكو، تركمن باشى و اكتائو را به هم متصل مى كند. نقشه هاى ۲ _ ۱ و ۳- ۱ اين مسيرهاى ترانزيتى مهم را نشان مى دهند. كارشناسان، درياى مازندران را بعد از خليج فارس و سيبرى سومين منطقه از نظر ذخاير عظيم نفت و گاز مى دانند. چگونگى بهره بردارى از اين منابع توسط كشورهاى حاشيه درياى مازندران به دليل عدم توافق عمومى در زمينه رژيم حقوقى اين دريا مبهم بوده و مى تواند عامل مشكلات متفاوتى باشد. رقابت كمپانى هاى متعدد غربى و چندمليتى و سرمايه گذارى هاى هنگفت آنان براى شناسايى، اكتشاف و بهره بردارى از اين منابع، بيانگر اهميت قابل توجه اين منابع است .
ايران نيز در اطراف منطقه انزلى و به مقدار كمتر در قسمت هاى شرقى فلات قاره ۱۸ حوزه نفتى شناسايى كرده است اما شرايط بهره بردارى از اين حوزه هاى نفتى بسيار دشوار است. اين دريا، محيط زيست گرانبها ترين ماهى هاى دنيا است. در بخش جنوبى درياى مازندران و رودخانه هايى كه به آن مى ريزند يعنى سواحل مربوط به ايران ۷۸ گونه و زيرگونه ماهى يافت مى شود. درياى مازندران يكى از منحصربه فردترين اكوسيستم هاى آبى جهان بوده كه محيطى مناسب براى زندگى و رشد مرغوب ترين ماهى هاى خاويارى جهان است. ۹۰ درصد صيد ماهيان خاويارى مختص به اين دريا است .
مطالعات انجام شده، عواملى نظير آلودگى هاى وارده به درياى مازندران از طريق رودخانه هايى كه از سمت خشكى به دريا جريان دارند را يكى از علل آلودگى اين دريا و كاهش ماهيان شيلاتى مى دانند. رود ولگا و رودخانه هاى غرب آن كه از جمهورى آذربايجان سرچشمه مى گيرند موجب هشتاد درصد از آلودگى هاى اين دريا است. از ديگر عوامل آلودگى درياى مازندران كه عمدتاً منشاء دريايى دارد، عمليات بهره بردارى و اكتشاف منابع نفت و گاز است. سالانه پانزده هزار تن نفت فقط از حوضچه هاى نفتى جمهورى آذربايجان وارد اين درياچه مى شود. صيد بى رويه، رشد بى رويه شيوه صيادى دام گستر در بعد از انقلاب، تخريب تالاب هاى منطقه، تخريب محيط طبيعى رودخانه هاى محل تخم ريزى ماهيان در اثر اجراى طرح هاى بدون ارزيابى زيست محيطى و نيز آلودگى هاى وارده از جانب خشكى به دريا را مى توان ذكر كرد. همه عوامل فوق موجب شده است كه ميزان صيد هفتصدهزار تن در سال ۱۳۱۲ به پانصد هزار تن در حال حاضر برسد .
كيفيت آب مناطق ساحلى در اندازه گيرى هاى انجام شده از ناپاك تا شديداً آلوده متغير است. در ۲۳ منطقه كه اندازه گيرى در آنها انجام شده است، ۷ منطقه ناپاك، ۴ منطقه ناپاك تا آلوده، ۱۰ منطقه آلوده، ۱ منطقه خيلى آلوده و ۱ منطقه نيز خيلى آلوده تا آلودگى شديد در مناطق ساحلى مشاهده شده است .

168:

با سپاس از خانم ساناز درباره نام دریایه کاسپین
دریایه کاسپین نه دریایه خزر
نام کاسپین نیز بسیار زیبا میباشد.

169:

بله درسته در تمام جهان این دریا به دریای کاسپین معروفه ولی من نمیدونم چرا ما میگیم خزر ( که اسمی برای قوم ترک بود) استفاده میکنیم ما ایرانی هستیم و باید نام ایرانی رو پاس داشت.

170:

[quote=آستیاگ;827072]یک انیمیشن سه بعدی 55 دقیقه ای با نام "تولد دوباره رستم " که بر اساس داستان رستم و سهراب شاهنامه فردوسی در انگلیس توسط سعید قهاری فیلم ساز ایرانی مقیم انگلیس ساخته شده است[تاپیک میهن پرستان هم میهن

171:


جناب م.آزاد
اگر یادتان باشد من و بسیاری از دوستان کسانی مانند شهاب را با دله و بحث از اینجا راندیم.و سپس در اندیشه این افتادم که تالاری با نام میهن پرستان بزنم که تمامی دوستان را در کنار هم گرد آوریم.از گفته شما بسیار رنجیدم.شما چند ماه است که اینگونه نا امید شده اید!!
من 12 سال تمام درد میهنم را در خودم نگه داشتم و با هزاران بار تهدید و ترس از پان ترگها و بسیاری دیگر خم به ابرویم نیامد و هرگز به میهنم و باورهایم سرد نشدم تا امروز که با شما یاران هستم.تالار میهن پرستان از اینرو ساخته شد که میهن پرستان راستین به هم دیگر بپیوندند و تلاش برای یک رویداد فکری فرهنگی کنند که البته به زمانش اهداف تالار میهن پرستان مشخص خواهد شد.پس دوست داریم شما هم مانند پیش در کنارمان باشید

با سپاس
کورش آریانا
پاسداران فرهنگ ایران

172:

البته در آخرین پستم نشان دادم که تغییر دریای کاسپین به مازندران و به خزر از چه اساسیت توجه بفرمایید؛بالای همین پستی که دادم است

173:

قوم خزر بنا بر استناد هرتسفلد یهودی قومی بوده است که اجداد سامیان بوده اند؛ در کتاب قبیله سیزدهم که نوشته هرتسفلد است نگاهی بیاندازید.البته تغییر این نام در دوران وزارت آقای عارف اتفاق افتاده است که یهودیان هم داعیه دار این دریا هستند و میگویند کازر اجداد باستانی و پیشین یهود بوده اند.البته آگاه هستید که یهودیان در چند دهه اخیر جزو بزرگترین جاعلان تاریخ هستند که تاریخ را به نفع خود و بر اساس و اسلوب تورات میکنند

174:

بله من هم در توضیحاتی که راجع به دریای خزر بود نوشته بودم ولی خوب تو اون نوشته های که پیدا کردم نوشته بود کاسپین یک قوم ایرانی است و من به خاطر این گفتم خزر بهتر چون وقتی ما نام یک قوم ایرانی رو روی دریا داریم برای چی باید تغییرش بدیم در صورتی که تمام جهان این دریا رو دریای کاسپین میشناسند و مخصوص ایران!!!
( بگذارید به حساب تعصب من با این دریا بزرگ شدم و باهاش زندگی کردم )

175:

کاسپین یا کاسیان یاقوم کاسی یا قوم کاشی همان لران هستند که بهزاد هم مطلبی راجع

به آنها دریکی از تایپیک ها آورده بود جایی میخواندم اولین قوم ایرانی بودند که به ایران آمدند

15000 سال پیش و ابتدا در کرانه های در یای کاسیان زندگی میکردند و با مردانیان که

ساکنین اصلی انجا بودند مدتی در جدال بودند تا درنهایت صلح کردند و در کنار هم مدتی

زندگی کردند مردانیان همان نژاد دیوان هستند که در شاهنامه به توانایی و بالندگی آنان

اشاره شده است از ترکیب نژاد آریایی و نژاد مردانی نژاد آریامردی ساخته شده است که نژاد

ساکنین شمال ایران است به همین علت است که مردم آن مناطق از تمام ساکنین ایران زیبا

ترند

176:

از تمامی دوستان تالار میهن پرستان دعوت می شود در مسابقه ادبی هم میهن در تالار ادبیات شرکت کنند.
لطفا جواب هایتان را با پیام خصوصی به بنده بفرستید.

177:

میهن پرستی در ایران باستان

استاد عبدالعظیم رضایی

نور میهن پرستی در قلوب ایرانیان باستان جلوه­گر بوده و اکنون هم هست؛ اثرات آیین کهن­سال است که مهر میهنی و تعلق خاطر به آب و خاک کشور را مقدس­ترین وظیفه­ی دینی قرارداده و در سرنوشت ملت نجیب و شریف ایران بودیعت نهاده است. چون سرزمین ایران در ادوار مختلفه تاریخ محل ظهور راهنمایان بزرگ و سرچشمه­ی تمدن و دانش بوده لذا در کتاب مقدس اوستا مقدس و متبرک بشمار رفته و کشور درخشان نامیده شده است. ایرانیان قدیم از روی عقیده و ایمان در دعاهای خود عظمت و استقلال دائمی ایران را از درگاه پاک اهورامزدا خواستار می­شدند و برای ترقی و تعالی آن از جان و دل کوشش می­کردند. یکی از دعاهایی که بنام ایران مقرر شده و در مقدمه­ی مهر نیایش و گاه (هاون) است در آن­جا چنین می­گوید : «مس و وه و پیروزگرباد مینوی مهر ایران.» یعنی «بزرگ و نیک و فیروز باد نیروی مهر ایران.»
مقصود این است که ایرانی­ها دعا کرده و می­گفتند؛ خدایا مهر و محبت ایران در دل ما بزرگ و فیروزمند و نیک باشد تا روزبروز آن را بیشتر دوست بداریم و در راه عظمت و ترقی آن عاشقانه فعالیت کنیم.
برای ملت ایران و عشق میهن پرستی آنان چه افتخار از این بالاتر که دعای مهر ایران در کیش پاک نیاکان سرلوحه­ی نیایش قرارداده شده. میهن پرستی و علاقه­ی قلبی به سرزمین ایران به قدری مورد توجه است که حتی به کوه­ها و رودهای این کشور درود فرستاده شده است.
در فقره­ی 31 فروردین یشت فروهرهای مردان پاک و زنان پاک ایران را می­ستاید و می­گوید: «فروهرهای مردان وزنان پاک­دین مملکت ایران را می­ستاییم.»

در فقره­ی 9 سی روزه­ها می­گوید: «فروغ عظمت و جلال خداداده­ی ایرانیان را و فر ایرانی مزدا داده را می­ستاییم.»

در فقره­ی 4 مهریشت می­گوید: «مهردارنده­ی دشت­های فراخ را می­ستاییم که به مملکت ایران با خان و مان؛ با سازش و آرامش خان و مان خوش بخشد.»
در سپنتامینو گات یسنا 48 بخش 12 - اطاعت به فرمان خدا را در میهن پرستی و فقط استقلال و عظمت کشوردانسته و فرموده است: «کسانی که از حامیان مملکت محسوبند ای وهومن وای اشا که در مقابل حکم مزدا کوشا هستند وبا اعمال و کردار تکلیف خویش بجا می­آورند. آنان کسانی هستند که از برای درهم شکستن خشم برانگیخته شده­اند.»
درفرگرد اول وندیداد فقره 2 : «ایران ویژه یا آریا ویچ نخستین کشوری است که من اهورامزدا آفریدم.»
این بشارت باعث افتخار و فضیلت ایران است که نخستین خلقت روی زمین از این سرزمین شروع شده است. در دیباچه آفرینگان می­گوید:
«بشود که میهن پرستی؛ ظفر و شادمانی همیشه در این سرزمین برقرار بماند.»

178:

سوالی از میهن پرستان عزیز و دوست داشتنی
چرا به دریای مازندران ، خزر میگویید؟ مگر نه این است که خزر نام قومی بوده که در شمالیترین نقطه این دریا جایی که به کشور ما مربوط نیست میزیسته اند؟
مثل اینه که به خلیج همیشه فارس بگوییم خلیج دبی یاخلیج قطر یا زیر تابلوی خلیج عربی بنشینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!

179:

دوست من پاسخ شما را جناب آستیاگ در پست 202 همین تالار داده اند.

180:

با درود و سپاس از همگی شما یاران و دوستان خوبم
دوستان امروز هم مانند رووزهای پیش باز هم مورد تذکر مدیری قرار گرفتم که میگفت که من کاربری را تهدید کردم؛جالب این است که هیچگاه آنسوی دیوار و قضیه رو نمیبینند؛و بی جهت این جمله را میگویند؛که من تهدید کردم و فلان....
بله انسانی که خود را آزاد و بی دین میداند باید هم در جامعه حقیقی و هم در این فارومها محکوم شود؛از اینرو واقعا طاقتم طاق شده است و میخواهم استعفا دهم.
پاینده باشید و سر فراز
کورش آریانا

181:

کوروش عزیز ، فکر میکنم الان معنای صحبت من را بهتر درک میکنید

182:

شما اسم اون مدیر و داستان تهدید و نامه ی تذکر را بنویسید تا گرایش مدیر مشخص شود

میدان را خالی نکنید بسیاری کسان هستند تلاش میکنند شما را از میدان بدر کنند ولی

شما مقاومت کنید اینها حتی مدیر تالار نجوم و تالار موسیقی رو هم نمیتونند تحمل کنند

کاربر ققنوس مدیر تالار نجوم رو برداشتند کاربر حیدر رو جاش گذاشتند علیمتالیکا رو هم

همینطور داستان خداحافظی شما مثل این است که بگوئید چون فیلترینگ وجود دارد من

مطلب نمینویسم

183:


مدیر "MARC"که گفتند من پیامهای خصوصی حاوی توهین به کاربری دادم که البته میدانم آن چند کاربر کیستند :
کاربران:
1.سمیرا(کسیکه در پیام خصوصی به ایران و ایرانی ناسزا گفت و در پایان پوزش خواهی کرد اما از دید من پذیرفته نیست؛چون هیچ انسانی به سرعت ماهیت عوض نمیکند)
2.کاربر SARA1985:که البته ایشان همان سمیرا هستند ولی با شناسه سارا که کم مرا تهدید و انگ به اینگونه پیام نکردند
3.کاربر کورش کبیر:که البته شما هم با اشان مراوده ای داشتید؛و تا حدودی ایشان را میشناسید
4.کاربر تاران:که ایشان هم به تازگی با من دشمن شده اند؛پست ایشان در تالار مذهب پیرامون از شرک به خدا رسیدن نمونه سخنشان هست.ایشان از لحاظ عقیده ای با من مخالفند
4. و البته هستند کسانیکه در تالار مذهب مانند علی متالیکا با من در سر اسلام جنگ دارند و ...یگر که نام نمیبرم.
دوست خوبم آستیاگ درست میگویی من نباید میدان را خالی کنم اما مدیران نباید وقتی اصل موضوع را نمیدانند بی دلیل مرا بازخواست کنند.

184:

شب يلداي دوستان مبارك. اين مطلب تو وبلاك هم اوا خوندم و ديدم قشنگ به همين دليل فوري كپي كردم تا شما هم بخونيدش البته با رعايت كليه قوانين .اميدوارم 100 تا شب يلدا توي پرونده عمرتون بايگاني بشه.
ايرانيان از دیرباز شادي را هدیه پروردگار و غم و اندوه را از پديده هاي اهريمني ميپنداشتند و جشنهایی چون نوروز، مهرگان، سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا را پس از رهايي از بيدادگري و ستم بهشكرانه بازيافتن آزادي، برپا ميساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي برتاريكي و داد بر ستم را گرامي ميداشتند. شب نخستين روز دي ماه (DAY)، يا شب يلدا همان آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال است که از نظر معني، شب یلدا معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است؛ واژه يلدا سرياني و به معني میلاد است (ولادت خورشيد) و روميان آن را ناتاليس انويكتوس يعني روز تولد (مهر) شكست ناپذير نامیده اند. ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، چرا که تاریخ تولد او دقيقا معلوم نبود. از اين رو است که تا به امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر ميشود و درخت سرو (کاج) و ستاره بالاي آن هم يادگار مهريهاست (ميترای پيامبر - در ايران باستان يعنی۷۰۰۰ سالپيش از امروز که از چين تا يونان بوده است، در طولانیترين شب سال در دامنه کوههایپامير (ميترا) چشم به جهان گشود و آن شب را به علت تولد ميترا، يلدانام گذاردند - که پيامبر مهر است با پوشيدن لباس و کلاهی قرمز به استمداد مستمندان ميشتافت و در نمیکوفتو هر آنچه که داشت بر پشت درِ خانه مستمندان مینهاد بدون به جای گذاشتن هيچ اثری ازخود مبادا که آنها احساس شرمندگی کنند)؛ همچنين گفته ميشود وقتي ميترائيسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت، در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي، روز 21 دسامبر (30 آذر) به عنوان جشن ساتورن گرامی داشته ميشد ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد، اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت (براساس روایات در ۶۰۰ پس از ميلاد مسيح در قستنطنيه کشيشیبه نام نيکولاس که به ايران سفرهای بسياری کرده بود برگزاری اين آئين در ايران را به آگاهی ديگر کشيشان رساند و چون برای زادروز عيسیمسيح مبداء تاريخی بخصوصی نداشتند، زادروز ميترا را برای عيسی مسيح در نظرگرفتند که با همان آئين ميترائی جشن خود را برگزار کردند). نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند، سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام "خرم روز" یاد میكرده و آیینهایی ویژه داشته‌اند. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام "ناواسارد" یاد شده است كه با واژه اوستایی "نوسرذه" به معنای "سال نو" در پیوند است.

همچنین در گیلان میوه ای به نام "آوكونوس" در شب چله مصرف میشود و روش تهیه آنهم بدین شرح است كه در فصل پاییز ازگیل خام را در خمره میریزند، خمره را پر از آب میكنند و كمى نمك هم به آن میافزایند و در خم را میبندند و در گوشه اى خارج از هواى گرم اتاق میگذارند، ازگیلسفت و خام پس از مدتى پخته و آبدار و خوشمزه میشود. در ارومیه نیز در موسم چله گجه سی، عاشیقها (نوازندگان محلی) مینوازند و اشعار و ترانه مردمى وداستان میخوانند و از قصه هایى چون "كوراوغلو" و "قربانى و پرى" سخن میرانند. در لرستان مردم در شب چله "گندم شیره" میخورند، گندمى كه در شیره میخیسانند و زردچوبه و نمك را با آن مخلوط میكنند؛ سپس آن را روى ساج برشته میكنندو همراه خلال بادام، گردو، كشمش، سیاه دانه و كنجد مخلوط میكنند و میخورند. یكى دیگر از رسوم زیباى شب یلدا به این شكل بوده كه پسران كوچك و نوجوان شب یلدا برپشت بام خانه ها میرفتند و كیسه اى را به همراه طنابى از سوراخ دودكش خانه ها بهداخل آویزان میكرده اند و شعرى محلى میخواندند. در شهر خوى هدیه دادن شیرینى پشمك رواج دارد و این كار گویا به مناسبت شباهت پشمك با برف است. در روستاهاى خراسان و آذربایجان در این شب خانواده پسرى كه بادخترى نامزد شده، طى مراسمى شاد با ساز و دف هدایایى براى دختر میفرستند. در كرمان، در شب یلدا گاهى مردم تا صبح بیدار میمانند و میپندارند كه در اینشب قارون به شكل هیزم شكنى كه پشته اى هیزم بر پشت دارد به خانه نیكوكاران مستمندمیرود و به آنها هیزم میدهد و این هیزمها تبدیل به شمشهاى طلا میشوند. در ایام قدیم برخى از مردم به چله مینشستند و چهل روز مراسم چله نشینى انجام میدادند به امید این كه قارون به خانه آنها وارد شود و به آنها شمش زر بدهد. این رسمیادآور بابانوئل در مراسم كریسمس است و چنین مینماید كه یلداى ایرانى و كریسمس ازیك مایه سرچشمه گرفته اند و بی شک چنین جشنهایی در مراودات ایرانیان با دیگر ملتهای جهان بسیار تاثیرگذار خواهند بود.
اما در شب یلدا پدربزرگها و مادربزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان ميآرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بيقرارند. آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار، انگور و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند، البته آجیل که مدتهاست با ایرانیان قهر کرده و چه بسیار خواهند بود خانواده هایی که سرخی صورت خویش از گرانی و فقر را جایگزین قرمزی انار و هندوانه شب یلدا خواهند کرد. شعرخواني و قصه گوييپدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي عشق براي كوچكترها نيز از آيينهاي يلدا است كه بی شک جای شیرینی بسیاری از شیرینیها که تورم موجود، آنها را از سفره هم میهنانمان ربوده، خواهد گرفت. برگزاري مراسم يلدا، آييني خانوادگي است و گردهماييها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود ميشود و افسوس که امسال جمع بسیاری از خانواده ها، جای خالی عزیزانشان را احساس خواهند کرد و فرزندان، پدران و مادران فعال در جنبشهای دانشجویی، کارگری، زنان، معلمین، اقوام و ... تاریکخانه سلول خویش را جایگزین کرسی شب چله امسال خواهند نمود. فال حافظ گرفتن نیز اخیرا از آیینهای شب يلدا شده و امید که فال همه ایرانیان نویدبخش روزهایی سرشار از شادی و سربلندی برایشان باشد و البته آزادی عزیزانی که با تدبیر درست مسئولان دلسوز، مطمئنا آخرین شب یلدایی خواهد بود که در کنار خانواده خویش نخواهند بود. امید که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز و سال نو بوده، به عنوان گوشه اي از نمودهاي فرهنگي و قومي و تاريخي سرزمین عزیزمان، به دست فراموشي سپرده نشود و نگذاریم آیینهایی که یکدلی ایرانیان را تا به امروز پایدار ساخته، مورد بی مهریمان قرار گیرند. از یاد نبریم برگزاری باشکوه چنین جشنهایی، به جهانيان نشان خواهد داد که فرهنگ ايرانی ما فرهنگ مهر، شادمانی، وفای به پيمان و آشتی و صلح است.
از سوی دیگر روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور میپردازند. البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آن را بین همسایگان و مستمندان تقسیم میکنند که شاید این عید بهانه ای شود تا گوشت قرمز برای یک شب هم که شده با سفره بسیاری از ایرانیان آشتی کند. در روایات مختلف دینی آمده ‌است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسید، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند و او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، با وی به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود میشود، اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل، خداوند که او را سربلند در امتحان مییابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم میفرستد و این ایثار و عشق پیغمبر به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج میگردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. در این روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است. چه زیبا خواهد بود در نماز عید سعید قربان نیز برای آزادی زندانیان سیاسی و بخصوص فعالین جنبشهای اجتماعی دعا کنیم و خانواده های آنها را تنها نگذاریم، باشد که مسئولین دلسوز نیز در جشنهای خجسته شب یلدا و قربان، شادی را به خانواده های این عزیزان هدیه کنند. ما همه ایرانی هستیم و چیزی جز سربلندی ایران و ایرانی نمیخواهیم، براستی اسانلوها، توکلیها و جواهریها مگر چه میخواهند جز عزت و آزادی ایرانی؟ مطمئنا امروز با کنار نهادن کینه ها و دشمنیها و صد البته با نگاهی منصفانه تر به خواسته های جنبشهای اجتماعی ایران، زندان را در شان فعالین ملیمان نخواهیم دید.

185:

بسیار مفید بود جناب آرمان کویر
منتظر حضور سبزتان در این تالار هستیم

186:



با سلام خدمت شما
جناب کوروش،امیدوارم این گفته شما تنها از روی ناراحتی باشد که در پی اتفاقات پیش آمده در این مدت در ارتباط شما صورت گرفته و نه بیشتر!
همواره شما به عنوان یک ایرانی علاقه مند به تاریخ کهن و پربار ایران مورد حمایت دوستان بوده و هستید.
با توجه به شخصیت بزرگ و با شعوری که شما در پست هایتان از خود به نمایش گذاشته اید،متاسفانه مدیران و برخی کاربران را دچار دوگانگی کرده اید.
پیغام های خصوصی که برای برخی از کاربران با لحن تند و تهدید آمیز ارسال میکنید به طور تعجب آوری مغایر با آن شخصیت و برخوردی است که از شما انتظار میرود.
می دانم بارها گفته اید که اینها عمل نیست بلکه عکس العملی است که شما در برابر رفتارهای توهین آمیز دیگران انجام میدهید!
اما دوست عزیز اگر همه ما بخواهیم رفتاری متقابل به مثل انجام دهیم،سنگ بر روی سنگ بند نمی شود!
روش درست این است که هر کس بنا به شخصیت خود مقابله کند،و این درست نیست زمانیکه به افرادی که دیدگاه و نظری متفاوت با ما دارند و منطق ما را نمی پذیرند،با پرخاش و گفتن این جمله که دیگر نمی خواهم شما را در تاپیک های خود ببینم،برخورد کنیم.
باید زمانی که اقدام به استارت تاپیک یا زدن پستی در تالارهای تاریخی،سیاسی و ... میکنیم ، آمادگی هر عکس العملی را داشته باشیم و بتوانیم با توجه به شخصیت خود پاسخگوی آن باشیم.
امیدوارم بتوانیم باز هم شاهد حضور موثر و فعال شما در هم میهن باشیم.

187:


درود بر شما
دوست و هم میهن گرامی بسیار از دید شما و خطاب شما به من به نام یک میهن پرست سپاسگزارم؛اما گرامی باید در نظر داشت کسانی که من پاسخشان را میدهم ابتدا نمیبایست وارد مسایل شخصی از جمله (باورها)ی من شوند ؛ دویما آیا نمیشود پاسخی را که من به ایشان در پیام شخصی میدهم مانند کاربر سمیرا نبشته مرا "forward"کنند و تغییر در متن نبشته شده من دهند؟؟؟
من ممکن است رک و بی پرده پاسخ گو باشم اما دشنام دهنده نیستم؛و همیشه تکیه کلامم این بود که به خاطر ایرانیتم سکوت میکنم؛حال میخواهم از مدیر سایت و دیگر مدیران بپرسم آیا نمیتوان زمانی که یک پیام را فوروارد میکنند نبشته طرف ارسال کننده پیام را تغییر داد؟و سپس گفت این نبشته کورش است؟؟؟
در حالیکه تمامی دوستان منرا در بسیاری از تالارهای مذهب و تاریخ و فلسفه به عنوان یک انسان آزاد و میهن دوست میشناسند این انگها به من باعث دلخوری من گردید برای همین خواهش کردم که مدیران یک طرفه به محکمه نروند
با سپاس
کورش آریانا

188:

دوست گرامی
اولا اعتماد به اعضا، جزو شروط مدیریت هست
و در ثانی.. شما وقتی بهتون تذکری داده شد، به هیچ عنوان به این موضوع اشاره ای نکردید که پی ام های تهدید آمیز به دیگران ارسال نکرده اید.
و به عنوان مطلب آخر، اگر غرضی در کار بود یک بار بود.. دو بار بود.. نه اینکه ادامه دار بشه.
به هر صورت از شما درخواست شد به همین شیوه ای که در محیط فاروم فعالیت میکنید، در پی ام هم رفتار کنید و چیزی بالاتر از این به شما گفته نشده و همه چیز در قالب درخواست مطرح شد. جز اینه که عرض میکنم خدمتتون؟

پس امیدوارم همه از امکاناتی که در اختیار داریم، درست استفاده کنیم و باعث آزار دیگران به هر نحو، نشیم.
با تشکر از شما

189:

بنده میهن پرست نیستم ، اما به ایرانی بودنم افتخار میکنم.

190:

درود
میشه خواهش کنم اگر کسی اطلاعاتی درباره الهه زیگورات داره بزاره اینجا و ایا چنین شهری وجود داره؟

191:

Sanaz جان
در رابطه با سوالی که پرسیدی من تونستم اطلاعات زیر رو پیدا کنم .. امیدوارم مفید باشه.

این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده است.
مکان جغرافیایی زیگورات (معبد هرمی شکل چند طبقه)چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه می باشد . ( در محور اصلی شوش به اهواز ) بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده است. «چغازنبیل» که نام باستانی این بنا بشمار می‌آید، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه چُغا (به معنای تپه در زبان لری) و زنبیل است که اشاره ای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد باستانشناسان به دور-اونتَش معروف است که به معنای دژِ اونتش است. اونتاش گال پادشاه عیلامی است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده است و مرتفع‌ترین بخش آن است.
بلندی آغازین این بنا ۵۲ متر در قالب ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها دو طبقه و نیم از آن باقی مانده است. مسیر دستیابی به چغازنبیل از طریق جادهاهواز به شوش است اما مکان آن دقیقاً بین شوشتر و شوش وجنوب شهر دزفول در کناره رود دز قرار دارد و این خود حکایت از این دارد که در زمان ایجادزیگورات شهرهای دزفول (روناش) و شوش و شوشتر هر سه وجود داشته اند. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش (حدود ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده است. و در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن عیلامی ویران گردید. قرنهای متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بما در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است.
چغازنبیل جزوه معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. ضمناً در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی شوش، چغازنبیل نامیده شده است.

تاپیک میهن پرستان هم میهن

نمای دروازه ورودی معبد چغازنبیل در شب

تاپیک میهن پرستان هم میهن

تابلوی معرفی معبد زیگورات چغازنبیل

تاپیک میهن پرستان هم میهن

معبد زیگورات چغازنبیل

تاپیک میهن پرستان هم میهن

معبد زیگورات چغازنبیل

192:


جناب آستياگ با تمام احترامي كه براي شما به عنوان يك ميهن پرست قائل هستم
اما انتظار نداشتم كه با اين قضيه اينگونه برخورد كنيد!
مديران مطمئن باشيد بدون هيچ گونه جبهه گيري و گرايشي اقدام به اخطار و تذكر ميكنند..چرا كه در ابتدا موضوع را در تالار مديران مطرح و سپس تصميم گيري مي كنند و بدين ترتيب آنها از هرگونه كشش به سمت و سوي مبرا هستند.
ما هم نظري موافق شما داريم كه جناب كوروش به هيچ عنوان نبايد اين فاروم را ترك كنند ... چرا كه به وجود ايشان و عقايدشان نيازمنديم و دوستانشان هم چنين اجازه اي را نخواهند داد!
اما در ارتباط با انتخاب مديران جديد .. بايد به عرضتان برسانم
جناب حيدر مدير تالار نجوم نشده اند .. بلكه مدير تالار دانش و فن آوري هستند .. كه ايشان با توجه به سابقه مديريتي و كارنامه بسيار خوبي كه در فاروم هاي ديگر داشتند براي اين پست انتخاب شدند كه بسيار به حق و شايسته بود.
جناب متاليكا هم كه من به شخصه برايشان احترام زيادي قايل هستم و از دوستان من مي باشند .. متاسفانه به دليل اينكه صراحت و بي پردگي بسياري در كلام و اظهار نظرات شخصيشان بود و اين با سياست كادر مديريت متناقض بود متاسفانه بركنار شدند كه حال عقيده شخصي من بماند!
بقيه توضيحات را هم بنده و خانم MARC عزيز خدمت جناب كوروش ارائه داديم.

193:

عجیب بود که من این دو پست رو ندیدم و خب لازم دیدم توضیحاتی رو عرض کنم خدمتتون.
اون مدیری که به کاربر کوروش تذکر داد، من بودم. این از این.
در ثانی بنده فکر نمکینم بتونید من رو در گروهی جای بدید که بگید چه گرایشی دارم. چه بسا بنده هیچ گونه خصومت و مشکل شخصی با جناب کوروش نداشته ام و در تاپیک تازی زدایی از زبان فارسی هم اخیرا" کمی مراوداتی داشتیم با هم و نه بیشتر.
اینگونه سخن گفتن اصلا درست نیست.
ما و یا بهتره از جانب خودم صحبت کنم. من، وظیفه ی خودم میدونم اگر کاربری از کسی شکایتی داشت، بهش رسیدگی کنم. چه بسا که بالاتر عرض کردم خدمت کوروش گرامی که اگر به نادرست بودن این قضیه ( ارسال پی ام تهدید آمیز به دیگران) اعتراضی دارن، چرا در پی ام شخصی که به ایشون دادم، به این موضوع اشاره ای نکردن؟ و چه بسا این موضوع رو خود ایشون هم پذیرفتن و الان اگر بخوان انکارش کنن بحث دیگریست!
مدیر تالار نجوم هم بحثیست کاملا" مجزا که فکر نمیکنم احتیاجی باشه با شمردن دلایل، ایشون رو (امین) هم وارد این بحث کنم.
در مورد علی عزیز، مدیر تالار موسیقی هم سخنی ندارم و تصمیمیست که توسط ادمین گرفته شد و نظر مدیران در آن دخیل نبوده.
در هر صورت نمیدونم شما چه چیزی رو خصومت و یا جبهه گیری برداشت کردید و آیا یک مدیر حق نداره به کاربری تذکر بده؟ و این بار اولی هم نبود که از ایشون شکایت شده بود و بنده هم همه چیز رو در پی ام پیگیری میکردم و حتی با بن شدن ایشون هم مخالف بودم و هستم و فقط گفتم اگر ادامه پیدا کنه، امکان ارسال پی ام از ایشون گرفته خواهد شد! که فکر میکنم تصمیمی عادلانه باشه چون همه ی ما میایم اینجا تا با فراغ خاطر و خیالی آسوده به تبادل نظر بپردازیم. حال اینکه کاربری پی امی ارسال کنه و بگه خوشحال میشم دیگه نبینمت توی تاپیکم و ال و بل، زیاد خوشایند نیست.
اشتباه جناب کوروش این بود که مسئله ای که خصوصی بود و خصوصی پیگیری میشد رو علنی کردن و حال ادامه ی ماجرا... که اگر ایشون این کار رو نکرده بودن، صراحتا" میفرمودند این کار رو نکردم و بحث جور دیگه ای پیش میرفت! و یا اگر این کار رو انجام دادن، که با یک تذکر و قبول اشتباه، میتونستند این قائله رو ختم کنن. اما علنی کردن موضوعی که هیچ یک از مدیران اون رو علنی نکرد، معنای جالبی نداره! نتیجه ش میشه همین نتیجه گیری و قضاوت سریع دوستانی چون شما.
والا اینجا هم من حرفم رو درخواست گونه نوشتم! و فکر نمیکنم اینها یعنی اهانت! بیان اینکه" از شما میخوام بمونی" میشه خواستن من برای رفتن ایشون از تالار؟!


نوشته اصلي بوسيله koroush نمايش نوشته ها
مدیر "MARC"که گفتند من پیامهای خصوصی حاوی توهین به کاربری دادم که البته میدانم آن چند کاربر کیستند :
کاربران:
1.سمیرا(کسیکه در پیام خصوصی به ایران و ایرانی ناسزا گفت و در پایان پوزش خواهی کرد اما از دید من پذیرفته نیست؛چون هیچ انسانی به سرعت ماهیت عوض نمیکند)
2.کاربر SARA1985:که البته ایشان همان سمیرا هستند ولی با شناسه سارا که کم مرا تهدید و انگ به اینگونه پیام نکردند
3.کاربر کورش کبیر:که البته شما هم با اشان مراوده ای داشتید؛و تا حدودی ایشان را میشناسید
4.کاربر تاران:که ایشان هم به تازگی با من دشمن شده اند؛پست ایشان در تالار مذهب پیرامون از شرک به خدا رسیدن نمونه سخنشان هست.ایشان از لحاظ عقیده ای با من مخالفند
4. و البته هستند کسانیکه در تالار مذهب مانند علی متالیکا با من در سر اسلام جنگ دارند و ...یگر که نام نمیبرم.
دوست خوبم آستیاگ درست میگویی من نباید میدان را خالی کنم اما مدیران نباید وقتی اصل موضوع را نمیدانند بی دلیل مرا بازخواست کنند.
گرامی
شما بالاخره موضوع ارسال پی ام تهدید آمیز رو قبول دارید یا ندارید؟
بنده به شما گفتم به کاربر ها پی ام های تهدید آمیز نفرستید. به شخص بنده دو بار از شما شکایت شد و خب فکر نمیکنم همه بتونن یه دروغ مشترک بگن و اینکه شما پی ام تهدید آمیز میفرستی براشون!!
به هر صورت اگر این اشتباه رو مرتکب شدید، بهتره که ادامه ندید
اگر نشدید که بنده از شما پوزش میخوام اگر بی دلیل به شما پی ام حاوی تذکر ارسال کردم!
گرچه هنوزم معتقدم که اگر پی امی نفرستادید، با دیدن اخطار من، لااقل کمی تعجب میکردید و عکس العملی در اون سمت نشون میدادید


از هیلدای عزیز بابت پاسخگوییش ممنونم.

و فکر میکنم این تاپیک یه مقداری تغییر کرده که من ریپ ها رو ندیدم! چون یادمه بار آخر اینجا رو چک کردم.
اوه! نه! الان دقت کردم دیدم اینجا تالار تاریخ هست و این پست ها چرا اومده اینجا؟!
آدم سر گیجه میگیره!!

194:

هیلدای عزیز از توضیحاتت ممنون

اما میخواستم بدونم ایا الهه زیگورات دختر اینشوشیانک بوده؟
ایا طلسمی وجود داشته که در این دختر بره و این دختر روز به روز خوشگلتر بشه ولی عمرش کوتاهتر؟

195:

به زودی بانو ساناز برای شما از این الهه بابلی مطلبی مینویسم

196:

استياگ جان تالاره نجوم چند وقتي هست باز شده

از وقتي باز شده يه مدير نصفه نیمه به اسم phoneix داشته که هنوزم همون هست کسي عوضش نكرده

دانش و فن مدير نداشت چون من تو اون تلار زياد فعاليت مي كردم منو کردن مديره اونجا ناراحتي استعفا بدم اين که دل خوري نداره

از شما که ماشاالله اهله بحث و تحقيق هستي انتظار ميره با علمه بيشتري لب به سخن باز کني

شاد و موفق باشی

197:

دوست من شما دلگیر نشوید؛ دوست خوبم آستیاگ بنا بر شرایط روحی من این جمله را گفتند بی شک ایشان قصد بدی نداشتند
با سپاس
کورش آریانا

198:

تو رو خدا بی خیال شید اینجا تالار میهن پرستانه یا میدان جنگ؟
ما اگه قراره میهن پرست باشیم نباید باهم دیگه که جنگ کنیم!!!

199:

نه دوست گرامی بانو ساناز در اینجا دوستان همگی با هم دوست و هم باورند ؛ کسی با کسی جنگ ندارد؛اما اختلاف نظر وجود دارد؛ به هر روی جناب حیدر و آستیاگ جزو بهترین دوستان من هستند که به جرات هر دوی این بزرگواران را نیک میشناسم.
راستی وتان بهتر نیست موضوع بحث تالار میهن پرستان هر هفته موضوع جدیدی طرح کنیم و درباره آن بحث کنیم ؟
من پیشنهاد میکنم بحثهایما را کمی هدف مند کنیم و با انگیزه هدفدار بحث کنیم بد نیست من امروز آغاز یک بحث را شروع میکنم و تا پایان نتیجه ادامه میدهیم و سپس یکی از دوستان پرسش دیگری را نقش میکنند!!

پرسش:
چرا جوانان ما بیش از آنچه که خود را وامدار غرب بدانند ؛ خود را وابسته به فرهنگ و تاریخ ایران نمیدانند؟؟؟

200:

چون سرزمین ایران در ادوار مختلفه تاریخ محل ظهور راهنمایان بزرگ و سرچشمه ی تمدن و دانش بوده لذا در کتاب مقدس اوستا مقدس و متبرک بشمار رفته و کشور درخشان نامیده شده است. ایرانیان قدیم از روی عقیده و ایمان در دعاهای خود عظمت و استقلال دائمی ایران را از درگاه پاک اهورامزدا خواستار میشدند و برای ترقی و تعالی آن از جان و دل کوشش میکردند.
به نظر من عدم آگاهي از گذشته باعث شده برخي از جوانان به غلط فكر كنند كه فرهنگ غرب بهتر از فرهنگ ما است. شايد اين عدم آگاهي به دليل بي توجهي مسئولان بوده باشد. در ضمن فكر مي كنم وجود تكنولوژي پيشرفته تر و زيبايي هاي ظاهري يكي ديگه از عوامل باشه. متأسفانه يكسري مسائل تو جامعه ما به اشتباه جا افتاده مثلاً تا يه مشكلي رو مي بينيم مي گيم ايراني هستيم ديگه كه بسيار باعث تأسف ميشه. يكي ديگه از عوامل ، استقبال كشورهاي غربي از نخبگان و ذهن هاي خلّاق هستش. متأسفانه اين مسئله تو كشور ما درك نشده فقط بلديم همايش بذاريم و مشكلات رو عنوان كنيم. در كشور ما براي استفاده از اين جور افراد برنامه ريزي نميشه و اصلاً براي كسي اين موضوع اهميتي نداره.

به دوستان عزيز پيشنهاد مي دم بعد از خوندن هر مطلب كلمات غير فارسي را تذكر دهند.

201:



فکر میکنم مثال بزنید بهتر باشد؟

202:

ببینید در جوامع امروزی به خصوص ایران جوانان عادت کرده اند که تابع یک پارادایم باشند و شخصیتشان را از آن نمونه یا پارادایم بسازند؛ خوب من میپرسم چرا غرب را به عنوان یک پارادایم میبینند در حالیکه جز فرهنگ یونان و آمریکای لاتین و ...آمریکا و پدیده و جنبشهای غربی ماند پست مدرنیسم تازه و نو پا هستند ؛ را تابع قرار میدهند؟
در صورتیکه من بر این باورم اگر مردم ما چیزی مانند هویت فرهنگی و ملی را بشناسند دیگر نیازی به ساخت بتهای ساخته غرب نخواهند داشت نظر شما چیه؟؟

203:

مقدمه ی خود را با 4 بیت از شعر زیبای فردوسی شروع میکنم.

از اغازبایدکه دانی درست سرمایه گوهران از نخست

که یزدان زناچیزچیزافرید بدان تا توانایی ارد پدید

سرمایه گوهران این چهار براورده بی رنج وبی روزگار

یکی اتشی بر شده تابناک میان اب و باد از بر تیره خاک

204:

درود بر همگی دوستان
چنانچه تمامی دوستان نیک آگاهند ؛ بنا بر دلایلی که کاملا مشخص بوده و هست من قصد ترک هم میهن را داشتم اما تنها و تنها به خاطر اینکه بگویم هنوز فرزندان کورش نمرده اند.بازگشتم تا دوباره تالار تاریخ را جانی دیگر دهم.امیدوارم که بدون هیچ تشویش و اهانتی از جانب مخالفینم در کنار هم به خرسندی و دیر زیوی شادی و دانش هم را فرشگرت کنیم.با امید بر حضور گرمتان

پاینده ایران

205:

كوروش خان بسيار مايه شادماني ماست كه در تصميم خود تجديد نظر كرديد. به ياري خدا اگر اين تالار سر و سامان بگيره بايد با همفكري همه دوستان قوانيني براي اين تالار وضع بشه تا طبق فرمايش جنابعالي در كنار هم به فعاليت بپردازيم. در حال حاضر طبق روال قبل بايد به فكر يك سرپرست براي اينجا باشيم.

206:

مانند همیشه زیبا و به جا مطلب زدید اما پیشنهاد میکنم این پست را در پست درفش کاویانی در همین تالار بزنید که همسان شوند.
با سپاس فراوان

207:

با عرض پوزش و انتقاد از دوستان فضاي اين تالار مثل جلسه اي است كه اعضاي شركت

كننده در آن فقط به همديگر نگاه مي كنند و حرفي نمي زنند.

208:

من پیشنهادی دارم و آن این است که یکی از دوستان چگونگی نظر سنجی را و شکل نگارش آن را ارایه دهند ؛ تا اگر امکان داشته باشد من در بالای همین صفحه میهن پرستان یک نظر سنجی ایجاد کنیم.

209:

از شمايي كه تو ايرانيد بعيده! جوانان دارن به سمت نژاد پرستي كشيده مي شن! از عرب ها و انگليس ها به خاطر سوزوندن تاريخشون متنفرن (حالا شايد درستم نباشه). جوان ها ميزان دانش سازي و پيشرفت علمي كه ايراني ها دارن رو مبينن و از طرفي وقتي مي بينن سودجوها از اين موضوع ها بهره برداري مي كنن بسيار ناراحت و عصباني مي شن. البته جوان داريم تا جوان، يكسري تاريخ مي دونن و شرايط رو هم درك مي كنن. اون يكي ها رو هم كه خودتون بهتر مي دونيد...

مي دونيد الان تو دنيا كي دانش مادر بيشتر توليد مي كنه؟ مي دونيد تلفن همراه رو كي ساخته؟ ليزر رو چه طور؟ اولين موجود شبيه سازي شده رو يك زن ايراني درست كرده كه مي گن دانشمند انگليسي!!!!؟ بنيان گذار هوش مصنوعي رو چه طور؟ اختراع داروهاي صوتي چه طور؟ (يعي به جاي اينكه بخوريم، گوش بديم!)مي دونستيد اولين كساني كه سلول هاي بنيادين رو كشف كردن ايراني بودن؟ مي ونيد بيش از 35% صنعت نرم افزار آمريكا ايراني هستن؟ مي دونيد طراح هاي خودروي (طراحي صنعتي) ايراني تو آمريكا از لحاظ اشتغال رتبه ي چهارم رو دارن؟
از همه مهم تر اينكه مي دونيد آمريكا جامعه ي دانش ساز ايراني رو اقليت هم حساب نمي كنه؟ مي دونستيد درآمد ايرانيان مقيم آمريكا از درآمد نفتي ما بيشتره!!!!؟
حالا حساب كنيد چي ها رو ما نمي دونيم و صداش رو در نمي يارن!!!!!
از گذشته چي؟ مي دونستيد ايراني ها پرواز كردن؟ مي دونستيد 5000 سال پيش جراحي مغز مي كردن؟ مي دونستيد تو تپه ي سيليك چشم مصنوعي پيدا كردن آثار جراحي چشم رو به دست آوردن؟ مي دونستيد پيش از اسلام باتري ساخته بودن؟ وقتي هم اعراب ايران و گرفتن، پس از دستور گرفتن از خليفه و رئساشون توجيح كردن كه همه ي علم ها تو قرآن هست و نيازي به اين دانش ها نداريم!!!! كتابخونه ها به ويژه كسري رو آتش زدن؟ حالا اين رو كشف كردن! اونايي كه مدفونه چي؟

كشور ما رو انداختن تو منجلاب تا تاريخ و دانش و فرهنگ و هنرش رو بالا بكشن!!!!! بيدار شيد!!!!!

210:

جذابيت غرب ،بيزاري و دوري از فرهنگ عربي اسلامي ،عدم شناخت فرهنگ و تاريخ ايران.

به نظر من بهتر است تاپيكي جداگانه پيرامون اين كه فرهنگ ايراني چيست ايجاد شود
و به اين بپردازيم كه اصولا فرهنگ چيست و فرهنگ ايراني چگونه فرهنگيست.

211:

من پيشنهاد مي دم تاپيكي درست كنيم و نامش رو «اختراعات و اكتشافات و دستاوردهاي ايرانيان» قرار بديم. بعد همه هر مطلبي درباره ي موضوع تاپيك پيدا كردن بگذارن تا اونهايي كه نمي دونن آگاهيشون بالا بره!

212:

كوروش خان منظور شما ، نظر سنجي براي انتخابات هستش؟ اگه منظور شما اينه كار خيلي راحتيه. مثلا اگر سه نامزد داشته باشيم. سه گزينه به نام نامزدها درست بشه خيلي بهتره. من سه گزينه مناسب رو به صورت زير پيشنهاد ميدم. مثلا ميتونه بصورت زير باشه :

تاپیک میهن پرستان هم میهن

213:

من با صحبت هاي شما موافقم. ولي بحث ما اينه كه چرا جوان ايراني كه خودش تاريخ و تمدن چندين هزار ساله داره ، متمايل به غرب شده. چرا ايراني هايي كه جزء با هوش ترين مردم دنيا هستن هوش وذكاوت خودشون رو براي كشور بيگانه صرف مي كنن.

214:

عزيز دلم براي اينكه ما جوانها حرف مي زنيم و عمل نمي كنيم. البته به آموزش و پرورش پدر و مادر هم خيلي ربط داره. از اون طرف سركوبي و چپاول حكومت. خوب ما خودمون بايد به جاي درگيري دنبال آگاهي بريم. بد مي گم؟

بعد من فكر مي كنم كه يك دانشمند گسترده تر از اين حرف ها فكر مي كنه. مي خواد دانشش رو به جهان عرضه كنه، توقعي هم نداره. وقتي تو كشوري كه حكومتش دست نشانده و دشمن مردمه نمي شه اعتماد كرد، چه جوري اون دانشمند بدبخت بياد و فعاليت كنه؟
همين پرفوسور حسابي، اگه آمريكا مي بود الان كلي كشفيات اختراعات داشت. ولي اومد داخل طلسم غرب!!!!

215:


آری دوست من همینگونه است که فرمودید اما در انتخاب آقای ایرانشهر ایشان مدتی هست که مدیر تالار ادبیات شده اند و فکر میکنم آقای ادمین اجازه چنین مدیریتی را برای تالار تاریخ به ایشان نخواهد داد ؛ باز هم از اینکه بنده را کاندیداد کردید بی نهایت سپاسگزارم

216:

بله دوست من شما درست میفرمایید اما من در یکی از تاپیکها با جناب کیوان در این باره مفصل بحث کردیم که پیوستش را در اینجا میگذارم؛باز هم از نکته سنجی شما بی نهایت سپاسگزارم

217:

درود
جناب کوروش قرار بود شما اطلاعاتی درباره الهه زیگورات و همچنین افسانه ای شهر بگذارید اگر درست یادم مونده باشه.
شاید من زیاد عجله دارم ولی خیلی دلم میخواد اطلاعاتی در این باره داشته باشم.

218:


چشم اما در حال حاضر کمی درگیرم و در اولین زمان اینکار را خواهم کرد

219:

خیلی ممنون از لطفتون

220:

بیشک همه دایره المعارف ویکی را میشناسید در این سایت بر اثر اطلاع ناکافی ایرانیان از زبان انگلیسی حقایق تاریخی تحریف میشود از تمام کسانی که به زبان انگلیسی آشنایی دارند خواهش میکنم حداقل یک بار به این سایت مراجعه کنند تا تصویر غلطی از ایران و تاریخ و فرهنگ آن در ذهن جهانیان نقش نبندد.

221:

اگر امكان داره آدرس سايت رو بنويسيد.
با سپاس

222:


منظور شما ویکی پدیا است ؟
بله این دایره المعارف البته در حال ویراستن است ؛ و اگر دقت کرده باشید کاملا کلمه ویرایش شود را میبینید.این سایت سایت زیاد معتبری نیست در عوض شما میتوانید از سایت ایرانیکا استفاده کنید که مستند تر و پر بها تر است

223:

امروز سالروز قتل امير كبير هستش ، بد نيست مطلب كوتاهي در مورد او بخوانيم.


میرزا تقی خان بدون شک از بزرگترین رجال دورة قاجار ایران است. او از رجالی

است که در دستگاه قائم مقام فراهانی تربیت یافته و از منشیان زبردست آن مرد

بود، شهرت میرزا تقی خان از زمان سفارت او به عثمانی و بر اثر کفایتی که از وی در

ایام اقامت در آن شهر بروز کرد ، بالا گرفت.


میرزا تقی خان نهایت لیاقت را در استقرار ناصرالدین شاه به تاج و تخت به خرج داد و

با وجود مدعیان بسیار در امر صدارت، به صدراعظمی منسوب شد (21 ذی قعده

1264) و سال بعد به امر شاه خواهر تنی او را در ازدواج خود درآورد و بیش از پیش

مقتدر شد. در موقعیکه امیرکبیر زمام امور را بدست گرفت از همه جهتن اوضاع ایران

مختل بود. مدعیان سلطنت و صدارت در هر گوشه منتظر فرصت بودند و نظام

لشگری پریشان بود. عمال خارجی به هر نوع در کارهای داخلی کشور مداخله می

کردند و از جهت ترتیب اداره و تنظیمات ایران هیچگونه شباهتی به ممالک دیگر

نداشت. از علم و صنعت و آبادانی مایه ای در کشوری دیده نمی شد.

اما امیرکبیر به جای اینکه در مقابل این همه مواقع و مشکلات اظهار عجز نماید، با

پشت کاری عجیب دست به اصلاح خرابیها و رفع نواقص و جلب وسایل آبادی و تولید

ثروت و تهیه اسباب تربیت مردم و اصلاح مالیه و لشگر و ترقی کشور زد.

تاپیک میهن پرستان هم میهن
امير كبير

تاپیک میهن پرستان هم میهن
تاپیک میهن پرستان هم میهن
همسر امير كبير


انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه و تاسیس دارالفنون از اقدامات مهم او بود.

امیرکبیر در سال 1268 سرانجام قربانی زیاده خواهی های درباریان و اطرافیان شاه

قاجار شد و پس از تبعید به کاشان در حمام فین به شهادت رسید.
20/10/1386

224:

سپاس بهزاد جان
امیدوارم این روحیه میهن پرستی همیشه اینگونه در وجودتان فروزان باشد

225:

خیلی ممنون ازتون اطلاعات خوبی بودند

226:

بانو ساناز تاپیک زیگورات زده شد.با پوزش خواهی از شما که دیر این تاپیک را زدم بنا بر دلایلی که در پیام خصوصی بدان اشاره کردم

227:

بهزاد گرامی با سپاس از نوشته ی مفیدتان.
اما بنده بر این باورم که نگاره ی بالا جهان خانم ملقب به مهد علیا مادر ناصرالدین شاه باشند که ناصر الدین شاه را تحریک به کشتن امیر کبیر کردند،نه همسر امیر کبیر.

228:

در جايي ديدم زير اين عكس نوشته بود همسر امير كبير ، اگر اشتباه است پوزش مي خواهم. اميدوارم ديگر فضاي ركود به اين تالار بر نگردد.

229:

تا زمانی که بحث های تاریخی در حد جدال استقلال و پرسپولیس بچه گانه هستند،مطمئن باشید که این رکود وجود خواهد داشت.شما چه انتظاری از تالاری که حتا مدیر هم ندارد دارید؟؟؟

230:

با سپاس از بهزاد
فکر میکنم ارزش امیر کبیر بیشتر از اینها باشد تعجب میکنم که چگونه کمتر به این موضوع پرداخته شده است.

231:


دقیقا ایرانشهر ارجمند
با شما 120% موافقم.بله در تاپیکهای تاریخی اگر کاربران به هم اهانت نکنند و به قول شما استقلال و پرسپولیس بازی در نیاورند.حتما جو خوبی خواهیم داشت.راستی چه شد ایرانشهر جان خواهش میکنم تکلیف این تالار و تالار مذهب و هم اندیشی رو مشخص کنید.واقعا تالار داره به قعر تاریخ میره

232:

کورش گرامی واقعا من هم نمی دانم چرا شخص ادمین توجهی به این دو تالار با چنین پتانسیلی بالایی نمی کنند.بنده بارها به ایشان گوشزد کرده ام.اما به قول معروف:
گوش اگر گوش تو ناله اگر ناله ی من***آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

233:

من می توانم پاسخ شما را تا حدودی بدهم خب دوست عزیز این عکسی که گذاشتی دختری رو بدون حجاب نشون میده(حتی فکرشم نکن که من به خاطر اسلام این حرفو زدم)چون حتی در ایران باستان زنان حجاب داشتن و همونطور که می دونین ما بعد از اسلام با حجاب نشدیم بلکه بودیم و به نظر من این عکس نشانه خیانت به میهنه هر چقدر هم که اون دختر به ایران تاریخ ایران و فرهنگش علاقه داشته باشه و میهن پرست باشه داره به ایران خیانت میکنه
با سپاس
پارس را پاس بداریم

234:

با درود

كوروش عزيز ، من يك پيشنهاد دارم. مزاياي بودن مدير در اين مجموعه چيست؟ اختيارات مدير يك تالار چيست؟ وظايف مدير يك تالار چيست؟
پيشنهاد من اين است كه در صورت امكان ، در وضعيت فعلي ، جنابعالي افتخار داده و مسئوليت اين تالار را به صورت يك قرارداد بين اعضاء بپذيريد . حال كه هيچ تصميمي از سوي مديريت اتخاذ نشده ، خودمون مي تونيم يك حركت مثبت انجام بديم. اگر شما و ديگر دوستان نظر خودتون رو بگيد ، پيشنهاد هاي ديگري براي بهبود فعاليت ها ، قابل ارائه هستن. منتظر نظر دوستان هستم
با سپاس

235:

درود بر شما
بهزاد جانب پیشتر هم گفتیم این تالار در حال حاضر مکانی است برای گرد آوری میهن دوستان و علاقمندان به تاریخ و فرهنگ ایران !
پیشنهاد من این بود اگر مدیری برای این تالار انتخاب شود تاپیک میهن پرستان مانند یک مجموعه وابسته به کل باشد عمل میکند.یعنی مدیر تالار آقای فلان است و اختیاراتی که شخص مدیر دارد ، و مدیر تالار میهن پرستان بر اساس کار آیی و آمار گیری مطالب سودمند در زمینه تاریخ انتخاب میشود.و این گشتاور در تالار میهن پرستان تغییر میکند و هر یک ماه یکبار مدیر تاپیک عوض میشود البته با نوشتن مطالبی نو و جدید که هم اقتدار تالار تاریخ را بالا میبرد و هم موجب پیدایش انگیزه در بین دیگر کاربران میشود.
البته این نظر من بود ، از دوستان هم میخواهم نظر بدهند و در نهایت یکی دو هفته آتی تمامی رایهای خود را به جناب ادمین و تمام مدیران تالارها بفرستیم تا هم یک کمکی به انتخاب آقای ادمین کرده باشیم و هم تکلیف این تالار پویا مشخص شود . چون نداشتن مدیر کارآمد آنهم در این تالار باعث کاستی از کمی و کیفیت دانش تالار میشود.از اینرو از دوستان خواهشمندم پس از تایید رایهای خود و تنها رای خالی ، در همن دو هفته رای گیری شود و همگی متفق القول به جناب ادمین بابت انتخاب تالار گزارش خود را بدهیم ...........
با سپاس
کورش آریانا

236:

منظورم اين بود كه نتيجه رأي گيري تقريباً با احتمال 90% مشخصه و بهتر اينه كه تا تصميم نهايي مديريت كل سايت ، همان فعاليت هايي كه قراره بعد از تعيين مدير صورت بگيره از همين الان انجام بشه ، شايد اين تصميم به اين زودي ها گرفته نشه اما ما نبايد اوضاع رو به همين روال باقي بگذاريم و اينجا بايد رونق داشته باشه. حال كه همه شما رو قبول دارن اگر امكان داره افتخار بدين و مسئوليت هدايت اعضاء رو فعلاً به صورت يك قرارداد بين اعضاء بپذيريد تا در آينده به ياري خدا جنبه رسمي پيدا كنه. همچنان منتظر نظرات دوستان ديگر هستيم.

با سپاس

237:

دریغ است ایران که ویران شود..................... کنام پلنگان و شیران شود

اگر تک به تک سر به کشتن دهیم ...............به از آن که کشور به دشمن دهیم

هر آنکه شود کشته ز ایران سپاه ................بهشت برینش بود جایگاه

238:


البته این نظر مهر شما و دوستان است ، اما بهتر است ببینیم دوستان دیگر چه ایده ای دارند ، تا در همین یکی دو هفته رای خود را به آقای ادمین ابلاغ کرده تا مشخص شود که این تالار به کجا خواهد رفت همین چند روزه 2 پست تکراری زده شده است ، که همین راندمان تالار تاریخ را پایین آورده است که بایست به جناب ادمین ارجاع داده شود. پیشنهاد من این است که شما یک نظر سنجی درست کنید که نام کاندیدادها در آن باشد سپس نتیجه نهایی را به آقایان مدیر بازتاب دهید

239:

با عرض معذرت بخاطر تاخیر
http://www.wikipedia.org/
اطلاعات این سایت توسط مراجعه کنندگان به آن جمع آوری میشود و کلمه ویرایش به معنی این است که همه میتوانند آنرا ویرایش کنند البته اکثر مراجعه کنندگان انگلیسی زبان هستند یا انگلیسی را میدانند بخشهایی به زبانهای مختلف دنیا دارد ولی بخش انگلیسی آن به دلیل تعداد بالای کاربران حکم یک مرجع را دارد .و متاسفانه گاهی مطالب غیر حقیقی و نادرستی را بعنوان یک دایره المعارف ارائه میدهد.

240:

این سخن را برای مخالف با حجاب نمیگویم و تنها ارزش تاریخی دارد :

آنگونه که اینروزها تبلیغ میشود در ایران باستان حجاب بنا به تعریف امروز وجود نداشته ، هرچند زنان ایران در آنزمان سرآمد نجابت بودند و بنا به گزارش تاریخ نویسان بیگانه زن ایرانی روسپی وجود نداشته ولی زنان ایران باستان دارای حجاب نبودند.گیرشمن کتابی دارد بنام هنر ایران که در آن میتوانید فرتور تمام مجسمه هایی که بدست هنرمندان ایرانی ساخته شده است را ببینید، در خیلی از آنها بدنهای کامل لخت الهه ها خودنمایی میکند . چگونه یک جامعه که به حجاب
ایمان داشته میتوانسته اجازه ی خلق و ماندگاری چنین آثاری را بدهد؟


241:

از دوستاني كه تمايل به كانديد شدن دارند تقاضامندم در همين تالار اعلام كنند تا در اولين فرصت نظر سنجي ايجاد شود.
با سپاس

242:

بهزاد جان پیشنهاد میکنم یکی از دوستان تاپیکی را بسازد و نام برگزیدکان و کاندیدها رو در یک نظر سنجی قرار دهد.بهتر است از دوستانی که شناخت کافی دارند استفاده شود.و فرم نظر سنجی را مشخص کند، اینکه هر کس تمایل به کاندید شدن دارد کمی جنبه دلخوری برای دیگر دوستان بوجود میاورد
با سپاس
کورش آیانا

243:

كوروش خان يك درخواست دارم. در مورد تاريخ جنگ هايي كه بين ايران و يونان رخ داده و همچنين مختصري در مورد تاريخ يونان مي خواستم بدانم. چون طبق گفته بسياري از كارشناسان تحريف هاي زيادي در اين زمينه صورت گرفته. بعنوان مثال شنيده ام فلاسفه يونان در عهد باستان همه در ايران آموزش ديده اند. اگر امكان داره در اين مورد راهنمايي بفرماييد.
با سپاس

244:

به روی چشم
منظورتان جنگهای هلنی است ؟؟

245:

با سپاس فراوان
در رابطه با جنگ هاي ايران و يونان اطلاعات چنداني ندارم.

246:

با درود

دوستان يك خواهشي دارم. بهترين شعرهايي كه در مورد ايران در دسترس داريد در اينجا ارسال كنيد.

با سپاس

247:

ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من

ای ز تو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشه ات اندیشه ام

آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن

کاوه آهنگری ضحاک کش
پتک دشمن افکنی ناپاک کش

رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب

مرزداران دلیرت جان به کف
سرفرازان سپاهت صف به صف

وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ايران


248:

درود دوستان
دوستان خوبم بر آن شدم که مقالات نوشته شده توسط خودم را که در تارنمای سپاه جاویدان (پاسداران فرهنگ ایران) قرار داده بودم به صورت فشرده عرضه کنم ، و اینکه چنانچه دوستانی میخواهند به جمع پاسداران فرهنگ ایران بپیوندند به من آگاهی دهند
پاینده ایران و ایرانی
پیروز خرم

249:

براي پيوستن به اين جمع چه كاري بايد انجام داد.

250:

تاپیک میهن پرستان هم میهن

كجاست داريوش بزرگ كه ببيند امسال دعايش اجابت شده و ايران از خشكسالي در امان است.

251:

اگر فضا برای من سراغ دارید بفرمایید تا آنها را بارگذاری کنم و شما دانلود کنید

252:

داریوش بزرگ گفت دشمن، خشکسالی و دروغ. فعلا از دوتاش زیاد داریم. همون نیاد برای روحیه خودش بهتره.

253:

در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نمي‌بينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است و بارها شاهد طلايه‌داران عدالت انساني و حقوق انساني بوده‌ايم، در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد !!

254:

این نشانه ی بیماریه که در قرن ارتباطات و عصر علم های نانو و ابر تکنالژی انسانهایی در کشوری به نام ایران که روزگاری مهد ازادی و اگاهی بود به فرزندانشون تربیت با نردبان از اسمان بالا برو تا به خوشبختی برسی هدیه بدنبا نردبان خیالات موهوم تا کجا از اسمانی که از ماده و انرژی ساخته شده بالا میرید؟چشم ها رو بر واقعیت بسته به دنبال درهایی خیالین می گردید تا به خدایان باز بشه؟چه خدایی؟جهالت بس نیست؟مرگ و انهدامی که نصیب ملتهای خداباور شده رو نمی بینید؟جنگ و استثمارو استعمارو ...........
دول بی شرفی که از دست خدایان خلاص شدن و امپریالیسم وحشی رو ساختن از همین ضعف ما انسانهای ضعیف مذهبی استفاده می کنن و بین ما به بهانه های پوچ مذهبی جنگ راه میندازنانسان در کشورهای پیشرفته خودش رو از دست مذهب و خدایان جعلی مذاهب خلاص کرد اما در دام زندگی انحصاری خودکامگی منحرف و مصرف گرایی انداختتا جایی که به منابع داخلی اکتفا نکرده و چنگال برای تاراج امثال ما تیز کردندامروز حاکمان وقت مثل حاکمان پیشین به فروش جان و مال ایرانی ها از هم گوی سبقب میربایند.
هرکسی که به نوعی در این کشور سردم داره داره به شکلی هرچی سرمایه داریم میفروشه به دلارها پوندها و ین ها!!!!!!!!!!!!!!1111شمال و جنوب و مرکز و ناموس و شرف و اقتدارو هرچی که داریم به تاراج گذاشته شده.
ایا این اتفاق در عصر زرتشت می افتاد؟من خواهان بازگشت به گذشته نیستمنمی خوام اسلام زدایی یا مذهب ستیزی رواج پیدا کنهمی خوام کشور از دست این اراذل رها شهفردا برای کودکانه ما هیچی نمی مونههیچینمیدونمو ما همچنان در دام جستن درو پنجره ای برای خدایی که به ما جز بدبختی ندادهخدای اعراب

255:

ممکنه بپرسم این شعارهای مارکسیستی چه ربطی به تاپیک موجود داشته است؟؟

256:

کوروش خان گویا وهم پیامبری برتون داشته ها؟
قاضی شما نیستید تا در مورد مطالب افراد قضاوت کنید
اگر فهم شما از نوشته ی من به مارکسیستی بودنشان قطع می دهد به معنای مارکسیستی بودن انچه گفتم نیست.این تنها ایده ی شماست.
انسان از دوستانی نومید میشه که با تمام شعارها همچنان در موهومات تسلط خداوندگاری خواب و رویا میبینند.
بیداری نزد من نیست اما گریز از اندیشه هایی که مطلق را بین خود و افکارشان می دانند امیدم شده.شما هم انگار...............
می خانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
می خواری و مستی ره و رسم دگری داشت
برادرم می خوانی و خود را در خفای ذهن خدایم؟
تا نهایت از هرانچه بیش از اگاهی ام رود ور نباشد می گریزم

257:

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از

بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده

است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با۲۹ بهمن،

یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین فرنگی. این روز

«سپندارمذگان» یا«اسفندارمذگان» نام داشته است.

در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه

ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. و

روز پنجم «سپندارمذ» بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین

است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است

چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت

و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر

مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان

اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر

دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران

خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان ودختران را بر

تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می

کردند.

ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و

شادمانی پیوند فراوانی داشتهاست، به مناسبت های گوناگون

جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذراندهاند.

این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی،

فلسفه حیات و کلاًجهان‌بینی ایرانیان باستان است.

258:

امیدوارم این مطلب توی سر برخی بره که سیاست چماق رو توی کتاب های پوسیده دنبال می کنن نه در اندیشه ی خودشون

259:

ازادی شاخ و دم نداره دوست من.از همینجا هاست که انسان ازاد از انسان نمای ازاد نما تفکیک داده می شه

260:

با درود
جناب آذين ، تاپيك ميهن پرستان هم ميهن بايد از ارزش صدچندان نسبت به ساير موضوعات برخوردار باشه و هدف از ايجاد نظر سنجي در اين مورد هم جلوگيري از ايجاد ركود در اين تاپيك بود. اما به نظر بنده حذف اين جستار از بالاي تالار تاريخ باعث سكون هرچه بيشتر اين بحث مي شود. در صورت امكان و البته با نظر ساير دوستان اين جستار را به بالاي تالار تاريخ برگردانيد.
با سپاس

261:

دوستان تاپیک تالار میهن پرستان بنا بر کینه جوییهای شخصی و فردی از صدر جدول به زیر آمد و برای همین تا اطلاع ثانوی این تاپیک تحریم و به تالار میهن شناسی با این آدرس انتقال یافت
منتظر حضور سبزتان هستم
کورش آریانا

http://forum.hammihan.com/thread12693.html

262:


آرش جان عزیزم من در تالار تاریخ دیگر قصد فعالیت ندارم و برای همین که این تالار با ارزش از مهمی در آمد و به حالت عادی برگشت از اینجا رفتم و در تالار میهن شناسی در تاپیک تالار میهن پرستان منتظرتان هستم ، این تاپیک جایش اینجا نیست !!!
این آدرس جدید تالار میهن پرستان لطفا پستت رو حذف کن ؛ و یا به این آدرس منتق کن
دوستدار تو
کورش آریانا

http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=12693

263:

تاپیک کیهن پرستان برای همیشه بسته شد دوستانی که تمایل به ادامه بحثها پیرامون تاریخ و فرهنگ دارند به تالار میهن شناسی و تاپیک میهن پرستان بیایند.
زنده و پاینده باد ایران
شرم بر نا ایرانی

264:

***************************
ارسال شکلک خالی بر خلاف قوانین
سایت است . لطفا رعایت بفرمایید .
***************************

آذین
مدیر تالار تاریخ و فرهنگ

265:

تالار تاريخ پيش از اين دچار بحران شده بود ، با محروميت كوروش خان هم بيش از پيش دچار انحراف خواهد شد. كاري كنيد كه اين تالار از تعطيلي در بياد.

266:

دوست گرامی

برای چی انحراف؟ تالار تاریخ مدیر خوبی دارند امیدوارم به همکاری جناب اذین و دوستان خوبی چون شما این تالار بیش از پیش رونق خاصی بگیره.

همچنین بحثهای تاریخی این تالار رو دنبال میکنم پس لطفا ما رو از این بحثها بدور نگزارید.
با کمال تشکر

267:

منظور من اين بود كه به حاشيه راندن كوروش خان و در نهايت محروميت او باعث عواقب ناخوشايندي ميشه. اين كارها چه معني مي تونه داشته باشه. ما كه از كوروش خان تو اين تالار جز مطالب مفيد و تلاش براي آگاهي دادن به كاربران چيز ديگه نديديم. شايد اگه اين روند ادامه پيدا كنه اين تصور كه تمام وقايع اين تالار جنبه شخصي داره ، حقيقت پيدا كنه. به نظر شما حذف تاپيك ميهن پرستان هم ميهن از صدر تالار نوعي بحران يا انحراف نيست. در حاليكه اين موضوع بيشترين ارسال ها رو در خودش داشت.

268:

جناب بهزاد

محرومیت جناب کوروش ممکنه دلایل دیگه ای داشته باشه که نه من و نه شما ازش خبر نداریم.
در حال حاضر تا
پیک به صورت اولیه برگردونده شده پس جای ناراحتی نمیمونه برای کسی.

فکر نمیکنم جناب اذین خصومیتی با کسی داشته باشند به هر حال ایشون مدیر تالار هستند و باید به نظراتشون هم احترام گذاشت.



پ.ن
بهتر این بحث رو ادامه ندیم تا تاپیک به روال اولش برگرده

269:

دوستان گرامی چند روز پیش از مجسمه ی آرش کمانگیر در محوطه موزه ملت
مجموعه ی كاخ موزه‌هاي سعدآباد رونمايي شد :

تاپیک میهن پرستان هم میهن

به گزارش روابط عمومي فرمانداري شميرانات : اين مجسمه به ارتفاع هفت متر و از جنس كامپوزيت به سفارش مجموعه، در مدت چهار ماه در محوطه كاخ موزه سعدآباد طراحي، مدلسازي، قالبگيري وتوليد وبر روي پايه‌اي صخره‌اي به ارتفاع ‪ ۱۷۰‬سانتيمتر نصب شده است.

270:

می خوام بدونم ایا مطالبی که کوروش پست می کرد از خودشون بودن یعنی دیدگاه ها و نتیجه تفکرات و تحقیقات شخصی و نگاشته ی خودشون بودن یا از جایی و منابعی استفاده می کردند؟
ممنون.پارسا

*
*
*

*******************
لطفا نوشته های خود را در
چهارچوب تاپیک تنظیم کنید
با تشکر
*******************

271:

**********************
برای صحبتهای انتقادی شما هم
تالاری اختصاص داده شده است و
هم تاپیکی در همین تالار ، بنابراین
شما نباید صحبتهای انتقادی خود
را در هر تاپیک تاریخی درج کنید
چراکه موجب انحراف موضوع
خواهد شد و این یعنی هرج و مرج
و نه آزادی بیان!
متاسفانه به دلیل عدم توجه شما به
قوانین و همینطور تذکر قبلی مجبور
شدم به شما اخطار بدهم!
امیدوارم بعد از این رعایت کنید .
**********************

272:


در پاسخ به شما جناب پارسا باید عرض کنم اینها نتیجه 11 سال تلاش فردی و کلاسیک من در زمینه تاریخ و فلسفه ایران باستان بوده است.و هرگز نه پیرو مارکس شدم و نه پیرو اسلام و نه هر ایدیولوژی دیگری ، از اینروست که افکارم آزاد است و آزادیش را دوست دارم.اگر هم دقت کنید میبینید که افکار من کاملا پاگانیسم و رها است.بهتر بود صبر میکردید تا خودم برگردم و پاسختان را دهم نه اینکه از دیگران درباره من بپرسید آنهم به خطاب گونه!!

273:

سلام کورش عزیز. خیلی خوشحالم که دوباره برگشتی و ازت میخوام تا مانند سابق فعالیت خودت رو در تالار تاریخ ادامه بدی. امیدوارم با همکاری شما و آذین تالار تاریخ هم میهن به یکی از تالارهای فعال فاروم تبدیل بشه. وقت من هم برای فعالیت در فاروم بیشتر شده و در خدمت شما دوستان خواهم بود

274:


درود آزاد عزیزم ، من درست است که در سایت نمیتوانستم حضور بیابم اما پیگیر بحثها و دفاعیات خوب شما و جناب ایرانی و دیگر دوستان بودم و کماکان در خارج از جبهه جنگ میهن پرستی و دفاع از منی که نبودم را میدیدم و از این بابت به خود میبالم که دوستان ارزشمندی مانند شما دارم.و اما در باب اینکه در این تالار مانند پیش حضور داشته باشم حقیقت سخت و کمی هم ناممکن است چرا که به هیچ عنوان نمیتوانم مانند پیش بحثهایی را راه بیاندازم و بعد اینگونه با من رفتار شود نخست مرا محروم میکنند و سپس تا میتواننند انگ میزنند .
البته منتظر حالت از اکتیو به دی اکتیو هستم ، خیلی دوست دارم بحثهایم را دوباره شروع کنم اما باید بگویم دوست خوبم من در هر جا که مایل باشید چنانچه دانشی داشته باشم حتما پاسخگو خواهم بود اما در جبهه جنگ به دشمن نباید رحم کرد وگرنه دشمن تو را تکه تکه میکند.
به هر روی چشم تلاش میکنم که در مباحث تالار تاریخ شرکت کنم اما اینرا بدانید که من اینجا آمده ام تا کسان دیگری که به نام حقیقت تاریخ ایران را مصلوب میکنند را به صلیب بکشم. و من همیشه در کنار شما در مقابل جبهه مخالف خواهم ایستاد
زنده باد آریایی
زنده باد ایرانی

275:

همه ما در یک جبهه هستیم و اون دفاع از تاریخ ایران هست. ممکنه در برخی زمینه ها با هم اختلاف داشته باشیم ولی هدف یکی هست. بهتره دست به دست همدیگه بدیم و برای پربار کردن مطالب این تالار تلاش کنیم. حتی منی که مدتی به علت دلسردی در این تالار فعالیت نداشتم سعی میکنم فعالیت خودم رو بیشتر بکنم و از شمایی که فعالیت خوبی داشتید میخوام تا روال سابق رو با قدرت بیشتر ادامه بدید.

276:

آزاد جان بله بسیاری از ما یک هدف داریم ، و آن آزدای ایران و آریایی است اما در یک خانه نمیشود با دشمن دوستی کرد ، مگر اینکه قصد برانداختن او را داشته باشید.
به هر روی تا زمانی که دشمن در خانه ماست سکوت نشان خفت است.باید دشمن را کشت وگرنه او تو را میکشد.خوب شما بنویسید من و دوستان هم بهره برداری میکنند.

277:

شاید بد نباشد بعنوان کسی که خود را تا اندازه ای میهن پرست میداند در تاپیک
میهن پرستان از میهن پرست دیگر کورش تقاضای دوستی دوباره کنم !

در میان ایران دوستان اختلافات همیشه هست ، مهم اینست که دشمنی و کینه بوجود نیاید

این گل برای شما :

چه تقاضای دوستی و فراموش کردن کینه های گذشته را بپذیرید و یا چه نپذیرید .



آذین

278:

همه جان و تنم -- وطنم وطنم وطنم

279:

پیامی زیبا و خردمندانه بود.
با سپاس از بلند نظری آذین گرامی.
این هم گل تقدیمی من به دو عزیز میهن پرست جناب کورش اریانا و جناب آذین عزیز

280:

من با کسی دشمنی ندارم ، به خصوص که هم خون من باشد ، اما میگویم اگر میبینید حقی برای فردی دیگر است از خودتان بگذرید.چون حیات انسان به همین گذشت بستگی دارد.

281:

سوال من از شما نبود کوروش جان که از شما می پرسیدمش.
نیک می دانم چه سوالی را از چه کسی بپرسم دوست گرامی.
مخاطبان سوال من مخاطبان اشنا با نثر و گفتمان های شما کاربر کوروش بودند.
می خواستم بدانم تا چه اندازه به انچه می نویسید(عقاید و نظریات مطرح شده ی شما در این مدت)می اندیشند و برداشتشان از ارا و افکار جنابعالی چیست.همین.
نه مغرضانه بود که دوباره جبهه ای بگیرید و مرا با پیش کشیدن سابقه ی فعالیت های خویش محکوم کنید نه غیر منصفانه که چنین بر نتابیدش.
خودم خوب می دانم که تا چه اندازه با تو همراه بوده و نیک اندیش پنداشته ام تورا.
**********************************************
**********************************************
**********************************************
ممنون.
ضمنا من هیچ سابقه ای در هیچ کجا با هیچ کس برای هیچ چیز ندارم.
بی سابقه ترین کاربر این فاروم هستم و ادعایم تنها دوستی ست.گرچه از سر بی تجربگی و خریت گاهی به درگیری می انجامد.

**********************************************
کاربر گرامی بارها و بارها به شما اخطار داده شده است که مطالب
انتقادی خود نسبت به نحوه ی مدیریت تالار و یا سایت را در تالار
انتقادات و پیشنهادات و یا تاپیکی که به همین منظور در تالار تاریخ
و فرهنگ گشوده شده است درج کنید تا از منحرف شدن تاپیکهای
دیگر تالار تاریخ جلوگیری شود!
**********************************************

282:

پیشوا آدولف هیتلر:
------------------------------------------------------
یهودی
و مارکسیست
مانند دو طاعون کشنده ای است که یکی قلب و دیگری مغز انسان را مسموم میکند
================
شما کوروش عزیزم بارها از سخنان غیر در گفتار هایتان سود برده اید.
نمونه همین مطلب.
اما ایا صحیح است به استناد بر همین تکه گفتار شما را نازیسم و از پیروان مرحوم هیتلر بزرگ! بدانم و این مطلب را در هر پست خویش بیان کنم؟
خیر.
این افکار ازاد من هستند که کسی را با یک جمله یا کلمه قضاوت نکرده به کلیات مسائل مطرح شده از ایشان می سنجمش.
دوستداره نیکی ام اما از جهل بدی می کنم بر انها که دوستشان دارم.
مرا بر نااگاهی و کم خردی ام ببخشایید

283:

پيشنهاد ميدم مدير تالار تاپيكي با عنوان تاپيك بحث و جدل باز كنند و كاربراني كه قصد اغتشاش و جنگ و جدل دارند در آنجا به فعاليت مفيد خود ادامه دهند. !!!

284:

منظور من شما نبود من به پست آقای آذین در اینجا بود
http://forum.hammihan.com/showpost.p...&postcount=280
زود جبهه گیری نکنید ، من به ایشان و جناب ایرانشهر بودم بی تردید اگر منظورم شما بودید نقل قولتان میکردم ، پس لطف کنید این پست را حذف کنید.تا موجب دغدغه خاطر نشوید.
پیروز باشید

285:


بله من انکار نمیکنم هیتلر جزو کسانی است که من هم اخلاق و هم میهن پرستی او را در زندگی نمونه کرده ام.
و به راستی اگر چند خطای در جنگ نمیکرد میتوانست ریشه ننگین کمونیست شوروی رو از بیخ برکند.
نقل قول از انسانهایی مانند هیتلر و ... همگی نشان بر کم خردی نیست نشان از آزادی افکار من دارند.
پیروز باشید

286:

اين منم سرباز فدايي كوروش و در حال انجام وظيفه اي هستم كه شهيدان راه ميهن بر دوش اين بنده حقير نهاده اند تا من جوانان ميهنم را از گذشته پرافتخار خويش آگاه سازم تا آنها به اسطوره هاي جاويدان پارسي ببالند نه قهرمانان شمشير كش تازي.ای کوروش بزرگ بپا خیز که پارسیان به خوابی عمیق فرو رفته اند.اينجا ايران است سرزمين پارسيان . در اين خاك زماني قهرماناني گام بر مي داشتند و سم اسبان يكه سواران زيادي بر اين خاك ضربه ميزد . زماني اينجا يك امپراطوري بزرگ بود يك روز نام پارس با جلال و شوكت به زبانها اورده مي شد . روزي در اين خاك امپراطور روم زانو زد و به اسارت شاپور ساسانی در امد .زمانی اسکندر در مقابل آرامگاه کوروش زانو زد و گریست. روزي ...اري بدون شك گذشته افتخار اميزي داشتيم . بدون شك در گذشته دور بودند بسيارکساني كه ارزويشان اين بود " كاش ما ايراني بوديم " . اري روزي چنين بوديم اما ...

287:

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
به کوروش عزیز
با امید روزهای شاد و پر بار
خوشحالم که در اینجا می بینمتان

288:

ا... اندیشه سیاسی فاشیستی و تمامیت خواهی است که خود را در زیر نام د... مخفی میکند. هرکس ا... ستیز نیست، انسان ستیز است.


(البقرة ۱۹۳)
ترجمه: و آنان را [چنان] کشتار کنید تا [آنجا که] فتنه ای باقى نماند، و دين
فقط برای الله باشد، و چون دست بردارند، تجاوز نبايد كرد مگر بر ستمگران
=====================================
من با همکاری چند تن از دوستانم مشغول ساخت ماشینی هستیم شبیه ماشین زمان!البته تفاوتش در این است که این ماشین برخلاف ماشین های رویایی سابق برای حمل انسان به گذشته یا اینده نیست بلکه وسیله ایست برای ارسال اطلاعات.(هر گونه اطلاعاتی با هر نوع فرمتی.تصویری صوتی عکس نمودار مجله خبر گزارش...هرچیزی که درباره ی ایران و ایرانی بعد از انقلاب 57 می باشد .البته مستند و واقعی)
مقصد شهرها و روستاها ی ایران در تاریخ 22 بهمن 1357 مکان تجمع مردم در صفوف برای رای دادن به نظام اینده ی کشورشان است.چند ساعت قبل از شروع رای گیری مردم به هر طریقی(پیشنهاد بدهید از چه راهی برای انتقال و پخش اطلاعات ارسالی استفاده کنیم)به این اطلاعات مستند دست یافته با مطالعه یا دیدن یا شنیدن انها و مطلع شدن از اوضاع و احوال ایران و ایرانی بعد از انقلاب 57 و رای دادن به حکومت جمهوری اسلامی ایران بروند با خیال راحت و اگاهانه به چیزی که می خواهند رای دهند.اگر همچنان به جمهوری اسلامی رای می دهند یعنی انچه امروز در کشور مستقر است اعم از اوضاع سیاسی اقتصادی فرهنگی داخلی خارجی اجتماعی ... همان چیزیست که انها از حکومت منتخبه یعنی جمهوری اسلامی وی خواستند.
قصد داریم اگر بشود یکی از کارکنان یا مسئولان صدا و سیمای وقت را بیابیم و با ارسال نامه ای و تشریح قصد و نیت مان(البته بعد از اثبات اینکه ما از اینده با او تماس گرفته ایم)از وی بخواهیم تا در روز 22 بهمن سال 57 تصاویر و مدارکی که ما از اوضاع کنونی کشور و ملت در حال حاضر را برایش فرستاده ایم به صورت پخش سراسری در معرض دید عموم بگذارد.(شما هم اگر راه حل دیگری دارید با ما در جریان بگذاریدش)
و البته با کمک او تعداد انقلابی بیابیم تا به پخش این مدارک در تاریخ ذکر شده بپردازند.میخواهیم در تاریخ 22 بهمن سال 57 مدارک و اطلاعات مستند و حقیقی و واقعی از اوضاع کشور و ملتی که در ان روز به جمهوری اسلامی ایران رای دادند را به دست همه ی ایرانیان قبل از رای دادن برسانیم تا انها نگاهی به این واقعیات رخ داده در ایانده بیاندازند و اگر هنوز هم خواستند به جمهوری اسلامی ایران رای دهند.
مردم در ان تاریخ با اطلاعاتی که ما از اینده ارسال کرده ایم خواهند دید که چه اتفاقاتی افتاده است و چه تحولات و تغییراتی در ایران و دیگر نقاط جهان افتاده است و اگر این همان چیزی بود که می خواستند پس بروند و با خیال راحت به جمهوری اسلامی ایران رای بدهند.
می خواهیم با جمع اوری اطلاعات واقعی نه جعلی و دروغین از اوضاع کشور در این مدت و البته تغییرات دیگر مناطق دنیا ،اطلاعات را برای مردم در ان روز بفرستیم.
ما قصد داریم تمام انچه در این مدت تحت حاکمیت کسانی که انها در ان روز به ایشان رای دادند بر ایران و ملت ایران گذشته را برای مردم سال 57 بفرستیم تا اها ببینند که اگر این اینده همان چیزیست که می خواهند پس بروند و رای به جمهوری اسلامی ایران بدهند.
اطلاعات ما باید علمی و واقعیباشد و به دور از جبهه گیری های نادرست.
قصد داریم اطلاعات مستند و درست و حقیقی بفرستیم.
باید فرمت تصاویر ارسالی به فرمت دستگاه های انها بخورد.و یا اطلاعات صوتی قابلیت پخش در دستگاه های صوتی انها را داشته باشد.
و تصاویر و عکس ها.
حتی اگر بشود نامه هایی از افراد مسن و جوان.
به طور مثال می توانیم به سراغ کسانی برویم که ان روز به پای صندوق رای رفتند و به جمهوری اسلامی ایران رای دادند.
از انها بپرسیم که در این مدت چه اتفاقاتی در کشور افتاده و چه بر سر ایشان امده است و همان را برای خودش در ان زمان یعنی سال 57 تاریخ 22 بهمن بفرستیم.
بنابراین از شما می خواهم اگر دوست دارید ما را در این راه کمک کنید.
با ارسال اطلاعاتی که در موثق و دریت بودنشان اطمینان دارید به ما بپیوندید تا در صورت پایان پروژه ی ساخت ماشین زمان به همراه اطلاعات خودمان انها را برای مردم ایران در سال 57 بفرستیم.
منتظریم.
اطلاعات خود را به همین ادرس بفرستید.
من پست های شما را کپی کرده اماده ی ارسال می کنم.
و البته نیازمند کمک شما در هر زمینه ی دیگری نیز هستیم.
شما هر اطلاعات درست و مستندی از روز بعد از 22 بهمن تا امروز دریاره ی ایران و ایرانی دارید برای ما بفرستید.
از جنگ از اقتصاد از حکومت از پیشرفت ها و...
از همه چیز
ماشین زمان در حال تکمیل است.اگر شما هم می خواهید در این پروژه همراه ما باشید بدانید نیاز فوق العاده ای به حضورتان داریم.با ما در میان بگذارید.
ممنون

289:

من با همکاری چند تن از دوستانم مشغول ساخت ماشینی هستیم شبیه ماشین زمان!البته تفاوتش در این است که این ماشین برخلاف ماشین های رویایی سابق برای حمل انسان به گذشته یا اینده نیست بلکه وسیله ایست برای ارسال اطلاعات.(هر گونه اطلاعاتی با هر نوع فرمتی.تصویری صوتی عکس نمودار مجله خبر گزارش...هرچیزی که درباره ی ایران و ایرانی بعد از انقلاب 57 می باشد .البته مستند و واقعی)
مقصد شهرها و روستاها ی ایران در تاریخ 22 بهمن 1357 مکان تجمع مردم در صفوف برای رای دادن به نظام اینده ی کشورشان است.چند ساعت قبل از شروع رای گیری مردم به هر طریقی(پیشنهاد بدهید از چه راهی برای انتقال و پخش اطلاعات ارسالی استفاده کنیم)به این اطلاعات مستند دست یافته با مطالعه یا دیدن یا شنیدن انها و مطلع شدن از اوضاع و احوال ایران و ایرانی بعد از انقلاب 57 و رای دادن به حکومت جمهوری اسلامی ایران بروند با خیال راحت و اگاهانه به چیزی که می خواهند رای دهند.اگر همچنان به جمهوری اسلامی رای می دهند یعنی انچه امروز در کشور مستقر است اعم از اوضاع سیاسی اقتصادی فرهنگی داخلی خارجی اجتماعی ... همان چیزیست که انها از حکومت منتخبه یعنی جمهوری اسلامی وی خواستند.
قصد داریم اگر بشود یکی از کارکنان یا مسئولان صدا و سیمای وقت را بیابیم و با ارسال نامه ای و تشریح قصد و نیت مان(البته بعد از اثبات اینکه ما از اینده با او تماس گرفته ایم)از وی بخواهیم تا در روز 22 بهمن سال 57 تصاویر و مدارکی که ما از اوضاع کنونی کشور و ملت در حال حاضر را برایش فرستاده ایم به صورت پخش سراسری در معرض دید عموم بگذارد.(شما هم اگر راه حل دیگری دارید با ما در جریان بگذاریدش)
و البته با کمک او تعداد انقلابی بیابیم تا به پخش این مدارک در تاریخ ذکر شده بپردازند.میخواهیم در تاریخ 22 بهمن سال 57 مدارک و اطلاعات مستند و حقیقی و واقعی از اوضاع کشور و ملتی که در ان روز به جمهوری اسلامی ایران رای دادند را به دست همه ی ایرانیان قبل از رای دادن برسانیم تا انها نگاهی به این واقعیات رخ داده در ایانده بیاندازند و اگر هنوز هم خواستند به جمهوری اسلامی ایران رای دهند.
مردم در ان تاریخ با اطلاعاتی که ما از اینده ارسال کرده ایم خواهند دید که چه اتفاقاتی افتاده است و چه تحولات و تغییراتی در ایران و دیگر نقاط جهان افتاده است و اگر این همان چیزی بود که می خواستند پس بروند و با خیال راحت به جمهوری اسلامی ایران رای بدهند.
می خواهیم با جمع اوری اطلاعات واقعی نه جعلی و دروغین از اوضاع کشور در این مدت و البته تغییرات دیگر مناطق دنیا ،اطلاعات را برای مردم در ان روز بفرستیم.
ما قصد داریم تمام انچه در این مدت تحت حاکمیت کسانی که انها در ان روز به ایشان رای دادند بر ایران و ملت ایران گذشته را برای مردم سال 57 بفرستیم تا اها ببینند که اگر این اینده همان چیزیست که می خواهند پس بروند و رای به جمهوری اسلامی ایران بدهند.
اطلاعات ما باید علمی و واقعیباشد و به دور از جبهه گیری های نادرست.
قصد داریم اطلاعات مستند و درست و حقیقی بفرستیم.
باید فرمت تصاویر ارسالی به فرمت دستگاه های انها بخورد.و یا اطلاعات صوتی قابلیت پخش در دستگاه های صوتی انها را داشته باشد.
و تصاویر و عکس ها.
حتی اگر بشود نامه هایی از افراد مسن و جوان.
به طور مثال می توانیم به سراغ کسانی برویم که ان روز به پای صندوق رای رفتند و به جمهوری اسلامی ایران رای دادند.
از انها بپرسیم که در این مدت چه اتفاقاتی در کشور افتاده و چه بر سر ایشان امده است و همان را برای خودش در ان زمان یعنی سال 57 تاریخ 22 بهمن بفرستیم.
بنابراین از شما می خواهم اگر دوست دارید ما را در این راه کمک کنید.
با ارسال اطلاعاتی که در موثق و دریت بودنشان اطمینان دارید به ما بپیوندید تا در صورت پایان پروژه ی ساخت ماشین زمان به همراه اطلاعات خودمان انها را برای مردم ایران در سال 57 بفرستیم.
منتظریم.
اطلاعات خود را به همین ادرس بفرستید.
من پست های شما را کپی کرده اماده ی ارسال می کنم.
و البته نیازمند کمک شما در هر زمینه ی دیگری نیز هستیم.
شما هر اطلاعات درست و مستندی از روز بعد از 22 بهمن تا امروز دریاره ی ایران و ایرانی دارید برای ما بفرستید.
از جنگ از اقتصاد از حکومت از پیشرفت ها و...
از همه چیز
ماشین زمان در حال تکمیل است.اگر شما هم می خواهید در این پروژه همراه ما باشید بدانید نیاز فوق العاده ای به حضورتان داریم.با ما در میان بگذارید.
ممنون

290:

در نبردسالامين بين سپاهيان خشايار شا و يونانيان ،

خشايارشا به تلافي به آتش كشيده شدن شهر سارد توسط

يونانيان ، آتن را با خاك يكسان كرد و به جز دو يا سه مكان

مهم چيزي باقي نگذاشت. با اين وجود در بازگشت كشتي

هاي او گرفتار طوفان سهمگيني شدند و تعداد زيادي از

پاريسان كشته شدند. در اين شرايط يونانيان خود را پيروز اين

نبرد مي دانند.

من فكر ميكنم شايد به خاطر همون دو سه جايي كه خشايارشا

براشون باقي گذاشته بوده خودشون رو پيروز ميدونستن.

291:

بهزاد جان نمی دانم این سخن از ناپلئون را در مورد این نبرد شنیده اید یا خیر.(شنیدن این جمله از زبان یکی از نوابغ نظامی جهان جالب است)
ناپلئون می گوید:
"این جنگ نامی که معروف به جنگ پارسی گشته،عبارت است از کارهایی که نتیجه ی قطعی نداشته و این کارها را هر یک از طرفین برای خود فتحی پنداشته اند.خشایارشا به آسیا برگشت خشنود از اینکه آتن را گرفت و به اتش کشید و نابود ساخت.یونانی ها فتوحات خود را بزرگ کردند،مغرور از اینکه در سالامین به کلی هلاک نشدند.اما در باب فتوحاتی که یونانی ها به خود نسبت می دهند و شکست هایی که برای لشکر سترگ خشایارشا قائل می شوند نباید فراموش کرد که این گفته ها تماما از یونانی هاست و گزافه گویی و لاف زنی آن ها نیز مسلم می باشد.از طرف ایرانیان نوشته هایی به دست نیامده تا بتوان این نوشته ها را با گفته هایی یونانی ها مقایسه کرد و نتیجه را مبنای قضاوت قرار داد."

292:

گرمترين نقطه كره زمين در ايران ==> http://forum.hammihan.com/thread12693-2.html

293:

اینو تو تالار اقایان و بانوان هم گذاشتم اینجا میزارم برای تمام ایران پرستان عزیز تا بهش عمل کنند . من نمیدوونم چرا خیلی ها به رسوم غیر ایرانی عمل میکنند منظورم چیه؟ ولنتاین رو میگم که در بین جوونای ایرانی باب شده در حالیکه در تاریخ ایران باستان یه همچین روزی وجود داره چرا 25 بهمن رو به عنوان روز دوستی و عشق در نظر میگیریم ؟؟ در تاریخ ایران باستان روز 16 مهر که به مهرگان معروف هست وجود داره در این روز که روز مهر ورزی دوستی و عشق هست افراد به هم هدایائی میدن و این روز را در ایران باستان روز عشق در نظر می گرفتند از تمام ایران پرستان عزیز میخوام که دیگه ولنتاین رو فراموش کنند و اگر میخوان روزی رو به عنوان روز دوستی عشق و مهر ورزی در نظر بگیرن اون روز 16 مهر[مهرگان] باشه هیچ گاه فراموش نکنید ما ایرانی هستیم و فرهنگ اصیلی داریم فرهنگی که بزرگانی همچون کوروش کبیر داریوش ... بنا کردن درود بر تمام ایران پرستان مهرگان فراموش نشه

294:

با دورود به همه دوستان ايران و ايراني دوست.
قصد توهين ندارم ولي اين ديگه چه بلايي بود كه نازل شد(اسلام)هر جا تو اين تالارها ميري دارن به مليتمون توهين ميكنن.بعضي موقع ها شك ميكنم كه هم ميهن براي ايراني هاست يا نه؟
اين كهنه رباط را كه عالم نامست و ارامگه ابلق صبح و شامست
بزيست كه وامانده صد جمشيد است قصريست كه تكيه گاه صد بهرامست

295:

ميهن ما و فرهنگ ما

ما درخت مهربانی کاشتيم.....کينه را از سينه ها برداشتيم

بر فراز کوچه های شهر خويش..... پرچم پندار پاک افراشتيم


دانش شهريگری را از کهن............ ما برای ديگران بگذاشتيم


گنج گيتی هر کجا آمد بدست..... ما نه بهر خويشتن انباشتيم


تا نميرد ميهن و فرهنگ ما...... ديده ی جان را بر او بگماشتيم


هم بهمراه اهورا در نبرد .............اهرمن را ما بهيچ انگاشتيم


ريشه نيک است در کردار ما..... نيک گفتيم نيک هم پنداشتيم


ما بمانيم و بماند پايدار........... آنچه ما در دشت دلها کاشتيم

296:

تالار ميهن پرستان تالار دانش و فناوري : http://forum.hammihan.com/showthread...40#post1056840

تاپيك ميهن پرستان تالار ميهن شناسي : http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=12693&page=2

297:

ايرانيان ، چند قرن پيش از آنكه خود را مهياي محاربه با روميان كنند و آنان را

مجبور به تشكيل سواره نظام كنند ، در جنگ هاي خويش با آشور ، از سواره

نظام استفاده مي كردند و اين قوم را نيز مجبور به تشكيل سواره نظام

كردند.

298:

اولين مجلس شناخته شده در ايران

هرودت (تاریخ نگار یونانی) مدعی است پس از مرگ کوروش

و فرزندانش ایرانیان برای مشخص شدن ادامه وضعیت

حکومت در کشورشان مجلس کوچکی تشکیل دادند که

داریوش موفق شد آن مجلس را متقاعد سازد که از نظام

های دموکراتیک دوری کرده و نظام شاهنشاهی را ادامه

دهد. اما این سخنان مورخ یونانی نه تنها با هیچ منبع تاریخی

به اثبات نرسیده است بلکه تا حدود زیادی نیز با منطق

تاریخی ناهمخوانی دارد.

آنچه مشخص و به اثبات رسیده است اینکه اولین مجلس

شناخته شده در تاریخ ایران زمین به زمان ساسانیان باز می

گردد. در این دوران مجلس از میان بزرگان و اشراف

ایرانی تشکیل می شده است.

299:


در کتابهای درسی تاریخ و همچنین لینکی که در اینجا قرار داده اید، نوشته شده است که مجلس مهستان مربوط به دوره اشکانیان است (و همچنین بر اساس دیگر دانسته های من):

مهستان (مه/ Meh: بزرگ)، پارلمان ایران در عهد اشکانیان نخستین جلسه خود را در نوروز سال 173 پیش از میلاد با حضور مِهرداد اول- شاه وقت ـ برگزار کرد و اولین مصوبه آن انتخابی کردن شاه بود. عزل شاه نیز در اختیار همین مجلس قرار گرفت، البته طی شرایطی از جمله خیانت به کشور، ابراز ضعف و نیز جنون، بیماری سخت و از کار افتادگی. ایران در آن زمان دارای دو مجلس بود. مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان که جلسه مشترک آنها را «مِهستان» می‌خواندند. در سال 52 میلادی، مِهستان که از نحوست 13 فروردین می‌ترسید، چند روز ایران را بدون شاه گذارد و روز 15 فروردین «بلاش» را از میان شاهزادگان اشکانی به شاهی برگزید که از همه آنان کوچک‌تر بود و استدلال کرد که «مصلحت» انتخاب بلاش را ایجاب می‌کرد. شاه قبلی در ایام نوروز مرده بود. نحوست رقم 13 از یونانیان است که با اسکندر وارد ایران شده است.
بهتر است این اشتباه را درست کنید.

300:

بله کاملا درست است

301:

درود
همانطور كه فرمويد مهستان پارلمان ايران در زمان اشكانيان است ، كه اين مورد را در پست قبلي خودم اصلاح كردم. اما با اين وجود هنوز هم معتقدم اولين مجلس شوراي شناخته شده در ايران مربوط به عهد ساساني است.

302:

با دورد
اين تاپيك محل تجمع ميهن پرستان است. با تمام وجود و به هر طريقي كه مي توانيد ميهن پرستي خود را نشان دهيد و از ساكت ماندن و مظلوم واقع شدن اين تاپيك جلوگيري كنيد.

303:

با درود
در حال حاضر بحثهاي اين تاپيك بصورت پراكنده انجام ميشه اما اميدواريم پس از تغييراتي كه در مديريت تالار در حال انجام است و همچنين با همفكري هم ميتونيم بحث ها رو سازماندهي كنيم. با اين وجود عقيده دارم همين مطالب پراكنده هم اگر باعث آشكار كردن حقايق تاريخ و فرهنگ ايران بشه و غرور و هويت ملي رو به هم ميهن هاي ما بازگردونه ، مي تونن مفيد باشن.

304:

درود
سخنی با میهن پرستان گرامی که متعصبانه از تاریخ و فرهنگ نداشته ایران سخن میگویند.
لطفا حداقل دوبار مطالب زیر را بخوانید و آنگاه اظهار نظر فرمایید:
ظاهرا یا شما در اشتباهید !، یا متعصبانه سخن میگویید!، یا اطلاعات تاریخی ضعیف و غلطی دارید!و یا کتابهایی از نویسندگان و مورخان مغرض را خوانده اید!!!!!
مگر شما آنزمان آنجا بوده اید که به این صراحت این چیزها را در مورد تاریخ ایران مینویسید؟!!!

ایران باستان هیچگاه فرهنگ غنی و در حد عالی نداشته است و همین زوال فرهنگی باعث شده که مردم ایران از این فرهنگ و حکومت ساسانی سرخورده شوند و پذیرای فرهنگ عالی و زیبای اعراب جاهل شوند!!!
آنزمان ایرانیانی که هیچ پشتوانه فرهنگی نداشته اند و از تمدن نیز بویی نبرده بودند وقتی جاذبه های غنی فرهنگی و تمدن درجه یک اعراب وحشی و بیابانگرد را دیدند مسخ شده و از عطر وجود اعراب بادیه نشین سر مست شدند.
در کتابهای تاریخی چه نوشته و شما چه خوانده اید؟!!! شاید شما به درستی متوجه آن کتابها نشده اید!!! شاید آن کتابها نیاز به تفسیری نو دارد.
در ایران زمان ساسانی شهر و تمدنی نبوده ایرانیان در کپر و خیمه و در گرمای بیابانهای خشک و بی آب و علف میزیسته اند و برای همین بارها به عربستان این سرزمین سرسبز بطور وحشیانه حمله کرده اند و ضمن غارت اموال اعراب فقیر ، زنان زیباروی آنها را به اسارت گرفته اند. ایرانیان وقتی به دروازه های تمدن اعراب میرسیدند مات و مبهوت میشدند چون تا بحال این همه عظمت و شکوه را ندیده بودند.بگذریم بریم سر بحث فرهنگ.
ایرانیان چون فرهنگ غنی نداشتند و از حکومت نیز سرخورده بودند وقتی فرهنگ عالی اعراب را دیدند و آن رفتار نرم و انسان دوستانه اعراب را مشاهده کردند یاد منشور حقوق بشری افتادند که هزاران سال قبل یکی از پادشاهان عرب به نام الکورش الکبیر نوشته بود و بی درنگ این فرهنگ را پذیرفتند.
ناگفته نماند ایرانیان اینقدر آغوششان را باز کرده بودند که دیگه دستانشان بسته نمیشد!!!
بله دوستان بروید تاریخ را مطالعه فرمایید آن هم از نوع تحریف نشده اش را. مثل بنده!!!فکر نکنید من این چیزها را از خودم میگم اینها همه توی تاریخ ثبت شده میگید نه بروید از چند نفر کاربرانی بپرسید که میگن ایرانیان با آغوش باز از اعراب پذیرایی فرمودند!!!
آخه در صورتی انسان میتواند فرهنگ جدید را جایگزین فرهنگ قدیم خود کند که 1 ـ فرهنگ قدیم غنی نباشد و خلاصه حرفی برای گفتن نداشته باشد. 2 ـ فرهنگ جدید فوق العاده باشد.
حالا این ایرانیان باید با چه فرهنگی رو به رو میشدند که آن فرهنگ غنی با چندین هزار سال پشتوانه را کنار میگذاشتند؟!!!
دروغ که کنتور نمیخواهد و مالیات هم ندارد.
ناراحت نشوید این حرفها را عده ای ناآگاه در خصوص فرهنگ ایران میزنند ، اینان ضعف دولت ساسانی را بهانه ای برای ایراد اینگونه سخنان قرار داده اند.

305:

دوست عزیز اول ورودتون رو تبریک میگم و بعد در تائید گفته های بهزاد عزیز ، رویه این جستار تا به امروز اینگونه بوده که مسائل مربوط به تاریخ ایران که قابل ارائه به عنوان یک جستار مستقل در تالار تاریخ نبودن در این محل مطرح می شدن. ضمن اینکه همیشه پذیرای دوستانی هستیم که خود را یک میهن پرست یا میهن دوست (فرقی نمیکنه هر دو زیباست) میدونن و میتونن در این جستار با کسانی که در این مورد با ایشان همفکری دارند آشنا شوند

306:

دوست من..چرا اينقدر عصباني!
ايشون تاريخ وارونه اي رو كه بعضي از دوستان به دنبال القا اون هستن،با لحني كنايه آميز بيان كردن!(اين متن با افعال معكوس نوشته شده)

307:

با دوست جدیدمون کاملا موافق هستم ایرانی عزیز از فعل معکوس استفاده کردند و در واقع نقل قولی بود از کسانی که بی هویت به تاریخ ایران حمله میکنن. شما کمی در قضاوت عجله کردید و بهتر هست پست خودتون رو ویرایش کنید.

308:

جناب Behzad_M اول درود بر این همه حس میهن پرستی شما .
دوست گرامی در پاسخ به پیام خصوصی جنابعالی ، عرض کنم که این از خصوصیات بارز فرهنگ اصیل ایرانیست که اینچنین انسانهایی با شهامت در پذیرش اشتباه می آفریند. دوم اینکه اگر پست خود را پاک نمیفرمودید باز هم بنده نگران نمیشدم چون در اصل این پست شما پاسخی بود به آنهایی که این ... را سر هم میکنند.
اگر توجه فرمایید بنده در ابتدای آن پست درخواست کرده بودم دوستان حداقل آن پست را دو بار بخوانند. افعال معکوس ، صفات ضد و نقیض و ... در آن پست موج میزند.توجه فرمایید :اموال اعراب فقیر!! جاذبه های غنی فرهنگ و تمدن اعراب وحشی!!! عطر وجود اعراب بادیه نشین!!!
ناگفته نماند ایرانیان اینقدر آغوششان را باز کرده بودند که دیگه دستانشان بسته نمیشد!!!
این سطر هم که به کلی بوی طنز میدهد. فقط قسمتهای سبز رنگ آن پست کلام منطقی است.
ظاهرا شما نیز مثل دوست خوبم جناب کورش بنابر حس میهن پرستی خود پس از مطالعه چند سطر ابتدایی بر آشفتید.درود بر شما.
به نظر دوستان میهن پرست در پاسخ به کسانی که ضعف دولت ساسانی را بهانه ای برای ایراد چنین سخنان ... قرار داده اند جز اینگونه نوشتن راهی هست؟!!!

309:

و اما دوست بسیار گرامی جناب م.آزاد
گاهی اوقات انسان باید بر خلاف میلش رفتار نماید.گاهی اوقات برای عملی نشدن اهداف مخالفان باید آنگونه که آنها میخواهند عمل نکرد.شاید مخالفان شما میخواهند که شما دست از فعالیت در سازمان یا اداره ای بردارید و به هر نحو میخواهند باعث شوند شما از سمت خود استعفا دهید اما شما باید همه چیز را تحمل کنید تا حداقل مخالفانتان به هدف خود نرسند. شاید هم اینکار هزینه ای(مالی یا غیر مالی) برای شما در پی داشته باشد. بنابراین بعنوان یک دوست از شما میخواهم که بمانید.اگر قرار باشد دوستان دگر اندیش یکی یکی بروند پس جایی برای تبادل نظر نمیماند.فاروم میماند و کاربران همفکر!!! آنگاه باید گل گفت و گل شنید و به هم به به و چه چه گفت.و فاروم میماند و فان.اینجا کسی با کسی دشمن نیست. این طبیعی است که عقیده هر کس با دیگری متفاوت باشد.نمیدانم شاید جای این پست جای دیگری باشد!!! به هر حال بمانید

310:

درود
irany عزيز خيلي تمايل دارم راجع به تحريفاتي كه در تاريخ ايران صورت گرفته در اين تاپيك بيشتر بحث كنيم تا حقايق بسياري آشكار بشه. از دوستان ديگه همين تقاضا رو دارم.
با سپاس

311:

سال نو مبارك
تاپیک میهن پرستان هم میهن

312:

وطنم پاره تنم --- اي زادگاه و ميهنم --- بر خاك تو بوسه ميزنم ايران.

313:

دروغ 2300 ساله

منبع اين نوشتار دو كتاب ارزشمند زير مي باشند :

سفر جنگى اسكندرمقدونى دروغ تاريخ دكتر احمد حامي
قصه سكندر و دارا اصلان غفارى


دكتر احمد حامي در مقدمه كتاب سفر جنگى اسكندر مي گويند :

«من يكى از هزاران هزار ستايشگر فرهنگ ايران زمين

هستم، ايران زمين و مردمش را دوست دارم، در اين

نوشته، از دروغ نوشته هاى اسكندرنامه ها،

اسكندرشناسان و ستايشگران اسكندر پرده برداشته

واسكندر مقدونى را در سنجش با چنگيز، تيمورلنگ و ناپلئون

به يك جنگجوى رديف چندم پايين آوردم بر آيندگان است

كه اين كار را دنبال كرده و شر اين هيولاى دروغين را از سر

تاريخ ايران زمين بكنند.»



از دید بسیاری از ایرانیان اسکندر مقدونی سرداری جنگی

مشابه بسیاری از جنگاوران تاریخ است. شاید هیچکدام از ما

ایرانی ها از اسکندر مقدونی و سفر جنگی وی به آسیا

چیزی در حد۱۰ سطرنیز ندانیم اما بد نیست بدانیم اسکندر

مقدونی «افتخار تمدن غربی وپایه تفکرات غلط بسیاری از

غربی ها نسبت به شرق(به ویژه ایران)است».

کودک،جوان و حتی تحصیل کردگان غربی همگان اسکندر را

ستایش می کنند و او را به مانند یک «قدیس رزم آور»

می دانند،شاید تا اینجای قضیه به ما ایرانی ها مربوط

نباشد.«عده ای از مردم دنیا مایلندبا شخصیت خیالی به نام

اسکندر مقدونی و فتوحاتش برای خود پشتوانه تاریخی

بسازند.

اما داستان به اینجا ختم نمی شود. غرب که چیزی بیش از

500 سال سابقه فرهنگ ساز ی و تمدن ندارد با کمک

شخصیت دروغین اسکندر تمدن های 3تا 5 هزار ساله

ایران،هند و مصر را منکوب می کند.

قصه و افسانه هاى اسكندر كه در كتابهاى درسى غرب به

عنوان حقايق مسلم و تاريخ به مردم آنها باورانده شده،

ديد غرب را به ايران و هند و مصر و تمدنهاى بين النهرين تغيير

داده است.

غرب در كنار داستان اسكندر از طريق خلق داستانهايى نظير

نبرد ماراتون (از روى اين داستان رشته ورزشى براى المپيك

ساختند) نبرد (سالاميس) اين نبرد دريايى عظيم هنوز به

عنوان شاهكار نبردهاى دريايى در دانشگاههاى نظامى قرن

بيست و يكم غربى يادمى شود! و نبرد ترموپيل براى خود

پايه هاى تاريخى ساخته و در نبردهاى خيالى خود بارها از

طريق يونانيان امپراتورى هاى چندهزارساله شرقى را

شكست داده است!

البته زير سؤال بردن اسكندر به هيچ عنوان به معنى نفى

كامل اسكندر مقدونى نيست،بلكه هدف تنها ايجاد سؤالات

متعدد درباره اين سردار يونانى است. سؤالاتى پيرامون

اينكه آيا كسى قادر بوده بابرخوردارى از سپاهى اندك ( كمتر

از ۴۰ هزارنفر) ۳ امپراتورى بزرگ زمان خود را (كه يكى از آنها

يعنى ايران خود ۴۰ كشور راتحت اختيار داشت) به سادگى

از پاى درآورد؟

دروغ هر چه بزرگتر، باوركردن آن راحت تر

تخصص اصلى غربيها نه درجنگ و يا ارائه تكنولوژى بلكه در

سياست و زرنگى و وارونه سازى واقعيات است. غربيها

داراى سابقه فرهنگى اندكى هستند تمدن ۵ هزارساله

مصر، ۴ هزارساله چين و هندو ۳ هزارساله ايران براى آنها

جايى براى تفاخر نمى گذارد كل سابقه تمدن غرب به تمدن ۲

هزارساله يونان و روم كه آن هم شامل جنوب اروپا

مى شود محدود است. فرانسه، آلمان، انگليس، اتريش،

هلند و بلژيك كلاً در ۱۰۰۰ سال قبل مملو از جنگل نشينان

شمالى بوده كه براى دستيابى به زن و ثروت تا سرحد مرگ

به نبرد با يكديگر مى پرداخته اند.

روايت اسكندر از ديد مورخين غربى

اسكندر مقدونى مطابق تعريف غرب جوانى بوده كه پس از

مرگ پدرش (فيليپ مقدونى) وارث پادشاهى مقدونيه و

يونان باستان شد. البته مورخين غربى خودنيز به مشكوك

بودن نسبت پدرى و پسرى فيليپ واسكندر اشاره مى كنند

و دليل آن را نيز شك فيليپ به المپياس زن خود (و مادر

اسكندر) مى دانند اسكندر از همان ابتدا عزم فتوحات بزرگ

را درسر داشت. وى در ۲۰سالگى پس از گذشت يكسال از

جلوسش (پس از قتل فيليپ) به بالكان حمله كرد و با عبور از

رود دانوب كليه ولايات آن ديار راتسخير كرد و تا ايلريا در

يوگسلاوى كنونى پيش رفت. وى سپس براى سركوبى يك

گروه ديگر از جنگاوران شورشى در شهر تب به اين شهر

لشكر كشيد. يونانيان با پشتيابى از اهالى تب سعى كردند

مانع پيروزى مجدد سردار مقدونى شوند تا بلكه شرايط

استقلال آنها فراهم شود اما اين ممكن نشد و اسكندر در

نبردى سهمگين ۶هزار نفر از دشمنان خود را كشت و۳۰هزار

نفر را اسير گرفت به گفته مورخين غربى در ۳۳۴ قبل از ميلاد

اسكندر با نيروهاى خود از مقدونيه حركت كرد و به طرف

آسيا روانه گرديد. سپاه وى متشكل از ۵هزار سوار و ۳۰هزار

پياده بود. اين نيرو به واسطه نبردهاىپى در پى بسيار

جنگاور و قوى بوده است. قشون اسكندر در مدت كوتاهى

خود را به هلس پونت (داردانل امروزى)براى عبور از دريا

رسانده و بدون اطلاع نيروى درياى عظيم ايران (؟) از اين

تنگه گذر ميكند و وارد غرب تركيه كنونى مى شود. در آنجا

سپاه عظيم ايران آماده كارزار با وى مى شود نيروهاى

ايرانى در نبرد گرانيك۱۰تا ۲۰هزار سوار و ۲۰ تا ۱۰۰هزار

پياده عنوان شده است. پس از نبردى سنگين در نهايت سپاه

ايران با حدود هزار تلفات متلاشى مى شود تلفات مقدونيها

در اين نبرد سهمگين (به روايت خود غربيها) تنها ۱۱۰كشته

بوده است.

شكست ايران در آسياى صغير سبب شد تا سارد و لوديه كه

خراج گذار ايران بودند به سرعت تسليم شوند و پس از

آن اسكندر طى يكسال با انجام چند نبرد محلى كل تركيه

كنونى را تحت انقياد خود درمى آورد و در ۳۲۳قبل از

ميلاد آماده نبرد سرنوشت ساز ديگرى با ارتش ايران در

ايسوس (سوريه كنونى) مى گردد. در اين نبرد كه داريوش

سوم فرمانده نيروهاى ايرانى را بر عهده داشت به گفته

مورخين يونانى (كه مورخين جديد غربى نيز آن را زير سؤال

نبردند) سپاه پارسيان بالغ بر ۶۰۰هزار سوار و پياده بود. اين

به معناى برترى ۲۰ بر يك ايران برطرف مقدونى است.

مورخين همگى نقل كرده اند كه در اين دشت به علت كمى

جا كشتار بى رحمانه اى به راه افتاد اما در نهايت سپاه

مقدونى با كشتن ۱۱۰هزار ايرانى ودادن تلفاتى در حدود

۳۰۰كشته (؟) ستون فقرات ارتش ايران را در هم مى شكند.

پس از اين پيروزى درخشان، اسكندر به طرف فينيقيه

مى رود و با جنگاورى شهرهاى حاشيه مديترانه را فتح

مى كند در ۳۳۲قبل از ميلاد اسكندر شهر صور مهمترين شهر

منطقه را محاصره كرد و با نبردى سخت به تصرف درآورد.

كشته هاى صورى در اين نبرد ۸هزار مقتول و ۳۰هزار اسير

بود. وى تنها با نبرد در غزه و شكست اين دژ ناگهان وارد خاك

مصر مى شود و كل شهرهاى بزرگ مصر تابع او مى شوند.

وى سپس از طريق پيمودن مسير لبنان و سوريه كنونى وارد

بين النهرين مى شود و از طريق فرات به سمت شرق رانده

و ناگهان در عراق كنونى خود را در مواجهه با سپاه يك

ميليون نفرى (؟) داريوش مى بيند. در اين نبرد نيز ايران

شكست سختى خورده و پادشاه ايران آواره دشت و بيابان

مى شود. تلفات مقدونى ها بين ۳۰۰ تا ۱۱۰۰ نفر و تلفات

ايرانيان بين ۴۰ تا ۳۰۰هزار نفر عنوان مى شود. بعد از اين

نبرد گويى ديگر رمقى در ايران براى مبارزه نمانده و

شهرهاى بزرگ بابل و شوش تصرف شده و اسكندر به قصد

پرسپوليس و پاسارگاد حركت مى كند. وى تنها در گردنه اى

در نزديكى راه رامهرمز و بهبهان كنونى با نيروى ايرانى در

حدود۴۰هزار نفر مواجه مى شود كه اين نيرو على رغم

رشادت زياد، با آشنايى به جغرافياى محل و برابرى نيرو با

طرف مقابل (سپاه اسكندر نيز همان حدود روز اول بوده

است!) شكست سختى مى خورد و از هم مى پاشد و

استخر و پاسارگاد به تصرف اسكندر درآمده و پرسپوليس به

آتش كشيده مى شود اسكندر مقدونى در سال۳۳۰ پيش از

ميلاد عزم فتح اكباتان پايتخت زمستانى هخامنشى را كرده

ولى عقب نشينى داريوش سوم به دروازه كاسپين، اكباتان

را مغلوب اسكندر مى كند. اسكندر با پيمودن مسير همدان

به رى و از آنجا به دامغان كنونى يا شهر صددروازه

عزم مبارزه ديگرى را با داريوش كرد كه به وى خبر دادند

داريوش به دست سردارانش كشته شده است. اسكندر

مقدونى در۳۲۹ قبل از ميلاد هيركانيا (گرگان امروزى) را فتح

كرده و با عمده نيروهاى خود در سال بعد افغانستان امروزى

و كوههاى هندوكش را پشت سرمى گذارد و از دره معروف

پنج شير نيز مى گذرد.

وى سپس بلخ را تسخير كرده و خجند را در حوالى جيحون

فتح مى كند. تا اينجاى كار به گفته سرپرسى سايكس ژنرال

انگليسى و نويسنده كتاب تاريخ ايران، اسكندر ۵۶۰۰كيلومتر

از يونان دور شده بود! در ۳۲۷ قبل از ميلاد اسكندر با سپاه

رويين تن خود (!) به هند حمله مى كند. سپاهاسكندر در آن

زمان به ۱۲۰هزار نفر رسيده و با عبور از تنگه خيبر و

شكست پادشاهان محلى پنجاب به ساحل شمالى رود

سند رسيد وى سپس با عبور از سند به نبردى سنگين با

پادشاه ديگرى به نام پروس پرداخت به گفته مورخين اگرچه

اسكندر در اين نبرد نيز پيروز شد اما به تصميم سران

سپاهش از فتح بقيه هند صرفنظر كرد و امر به بازگشت داد.

سرپرسى سايكس انگليسى مى نويسد؛ حركت اسكندر به

طرف اقيانوس هند عقب نشينى نبود چه او رود جيحون را

به طيب خاطر فتوحات خود قرار داد و از جلو به رود سند

سرازير شد و پس از تمشيت بلاد متصرفه، خود به نواحى

جنوب شرقى ايران مى رسد اگر به نقشه رجوع كنيم

مى بينيم كه ما بين مصر و پنجاب مركز مهمى باقي نمانده

كه صداى پاى جنگاوران او را نشنيده و يا نبرد و توانايى او را

نفهميده باشد. (!)پس از اين ديگر جنگهاى اسكندر تقريباً به

پايان رسيده و وى بسادگى (!) از ميان مناطق ناشناخته

حدود ۳هزار كيلومتر از غرب هندوستان، بلوچستان ايران،

سيرجان و استان فارس مجدداً به پاسارگاد باز مى گردد

اسكندر ۲سال پس از حمله به هند در ۳۲۳پيش از ميلاد در

سن ۳۲سالگى درگذشت.

اين تمام داستان اسكندر مقدونى نيست بلكه مورخان غربى

در كنار اين روايت دهها نه بلكه صدها افسانه و حكايت فرح

بخش و شگفت آور از خدايان يونان، انسانهاى عجيب و رفتار

خداى گونه اسكندر نقلكرده اند و سفر اسكندرمقدونى را

مجموعه اى از تاريخ وافسانه جلوه داده اند، اما بيش از اين

وارد اين مباحث نمي شويم.

314:

در ادامه با واقعيت هاي جالبي در مورد نبردهاي اسكندر و قصه هاي دروغين در مورد او آشنا خواهيم شد.

315:

پس چگونه میتوان به این داستان دروغین غربیها نقطه پایانی گذاشت؟ آیا اسنادی دال بر دستکاری در تاریخ موجود است؟ اگر این موضوع ثابت شود که واقعیت غیر از این است که غربی ها به خوردمان دادند، آیا میشود امیدوار بود که اسناد تاریخی در مورد اسلام نیز ساخته و پرداخته غربی هاست؟

316:

با درود
پيوستن شما به جمع ميهن پرستان را تبريك ميگم.
در ادامه مطالب جالبي همراه با اسناد و شواهد عقلاني در مورد اين دروغ 2300 ساله خواهم آورد.

317:

سلام
من نمي دونم چي بگم چون چيزي سر درنياوردم فقط تو يه كتاب خوندم كه اسكند با همخوابگي مامانش با يه مار به دنبا اومده برا همين يوناني ها بهش مارزاده هم مي گن!

318:

من خیلی در مورد اسکندر نخوندم
میخواستم یه اسکندر نامه بنویسم به شعر
یه مثنوی هم آماده کردم
ولی ادامه ندادم
فقط یه کتاب در مورد ورود اسکندر به ایران خوندم
که خیلی به دلم ننشست
نمیشود باور کرد
تازه اگر اسکندر واقعا شاگرد ارسطو بوده
نباید چنین شخصیتی داشته باشه
فکر میکنم تحریف در این زمینه زیاد باشه

319:

ببخشید من درست فهمیدم؟ شما فرمودید خیلی در مورد اسکندر مطالعه نداشتید، و قصد داشتید اسکندر نامه ای به به زبان شعر بنویسید؟ !!

320:

آره همینطوره
یه سری کتابهایی در نظر گرفته بودم در مورد اسکندر بخونم
یه کتاب خوندم و
مثنوی اول از اسکندر نامه رو هم نوشتم
ولی پشیمون شدم و ادامه ندادم
کلا نظرم نسبت به اسکندر منفی شد

321:

میشه قسمتهایی از اون رو بزارید بخونیم؟ خیلی کنجکاو شدم!

322:

باشه تقدیم میکنم.گرچه میخواستم این حکایت رو کلا از دیوانم حذف کنم.
(البته دوستان دقت داشته باشند که این حکایت بیان فضل و بزرگواری یک ایرانی عارف مسلک هست نه بیان فتوحات اسکندر)
باید ببخشید یه کم طولانیه
قسمتهای آبی خیلی مربوط به اصل داستان نیست
ندیدم جز قناعت گنج بسیار
که قانع را نباشد رنج بسیار
طمع دندان پر دردی است در جان
که جز کندن ندارد هیچ درمان
چو دندان طمع کندی ببینی
که از تاک قناعت خوشه چینی
گدا آن نیست کو نانی ندارد
میان خانه اش خوانی ندارد
گدا آن است کو محتاج باشد
اگر چه بر سر او تاج باشد
شهان پر طمع همچون گدایند
اگر چه در خیال خود خدایند
حکیمان گرچه با فقرند مانوس
ولی گردیده اند در راه فانوس
چو اختر در شب دیجور مانند
به ظلمتها ره مستور دانند
شهان،محتاج معلومات ایشان
جهان،مبهوت مصنوعات ایشان
هزاران بحر در یک قطره گویند
هزاران درس در یک نکته گویند
بیا تا درس ایشان را بخوانیم
به دنیا راه و چاه خود بدانیم
سکندر را که دنیا فتح کردی
همه در نظم و نثرش مدح کردی
به هر وادی بشد پیروز و مغرور
به شرق و غرب عالم گشت مشهور
به شهری با سپاهش کرد اطراق
که خوش آب و هوا بودی و ییلاق
اکابر،پای بوس آستانش
اعاظم،خاک زیر آسمانش
ز پیر و مرشد و شاگرد و خادم
نگشتی در حضورش هیچ نادم
همه از گنج لطفش زر گرفتند
بسی لقمه ز خوانش بر گرفتند
گدای و سائل و محتاج و مسکین
به گردش بود از هر دین و آیین
به روزی در گذاری دید خفته
یکی افتاده و پنداشت مرده
به بالشتی ز سنگ و تخت خاکی
نبودش از گزند مرگ باکی
لباسی کهنه و صد پینه برتن
گداتر از گدای کوچه برزن
نماد روح نبود خرقه جسم
دلا شو بر حذر از گفته چشم
مده عقلت به دست دیدگانت
غلط بسیار کرده دیده بانت
مشو قاضی به ظاهر کاین رعیت
نهان دارند از چشمت حقیقت
حقیقت گفته و کردار باشد
که پنهان در همه اعصار باشد
تو را چشمی بباید از ره دل
که اندر خشت بینی باطن گل
به ظاهر حکم کردن کار جهل است
چنین حکمی برای طفل سهل است
ولی پیران عقل و علم و دانش
نباشد حکمشان از روی خواهش
عجب دارم از آن سفاک دل سنگ
که عمری بود اندر رزم و در جنگ
گرفته جان و خون بیگناهان
چسان سوزد برای بینوایان
دلش آتش گرفت و سوخت از رحم
که این را نیست از دنیا چرا سهم
بگفتا کیست این بدبخت خفته
که اقبال از دل او دست شسته
در وادی این فقیران را فقیر است
کفن چون نیست،در دنیا اسیر است
یکی گفت این به زعم خود حکیم است
همه نادان و او مردی علیم است
مریدانی به گرد او نشستند
که دست از عالم دنیا بشستند
چو پروانه به گرد شمع رویش
چو آهویی اسیر دام بویش
بگوید کل عالم خانه اوست
سراسر خانه و کاشانه اوست
سما،سقف و زمین را فرش داند
جهان را با خلایق نقش داند
بگوید از خدایی کاوست نقاش
به هر فصلی زمین را اوست فراش
به بالینش صدایش کرد کای پیر
در این بیشه نمیترسی تو از شیر
میان جنگل و در خواب نازی
مبادا جان خود در خواب بازی
الا ای خفته اندر بیشه دل
که هم و غم نداری جز در این گل
به خواب آرزوهای محالی
تمام عمر خود چون کودکانی
نداری چاره جز بیدار گشتن
اسیر زلف و چشم یار گشتن
نشاید مرغ جان را آب و دانه
نداند این قفس را آشیانه
پس ای مرغ قفس در آستان شو
زمین را کن بهل در آسمان شو
مبادا خواب گردد دیده دل
بمانی تا ابد در بیشه گل
منم اسکندر ملک جهانگیر
که شاهان جهان را کرد زنجیر
یلان اندر نبردم گشته خسته
شهان را تیغ تیزم گشته بسته
گدایان و شهان را پادشاهم
گرفتم عالمی را با سپاهم
دهم من حاجت پیر و جوان را
ببخشم رزق و روزی جهان را
تو را حاجت چه باشد تا برآرم
بگو تا هر چه میخواهی بیارم
قناعت برتر از ملک جهان است
که این عالیترین گنج نهان است
هر آن کاو بر قناعت دست یازد
دل از حرص جهان آزاد سازد
به چشم او سکندر هم کسی نیست
به اقیانوس طبعش جز خسی نیست
به زیر چشم دیدش بس حقیر است
گدای و بینوای و بس فقیر است
بگفتا حاجتم این باشد ای شاه
روی قدری کناری از سر راه
که راه آفتابم را ببستی
میان آفتاب و من نشستی
بخواهم تا نباشی همچو مانع
میان دیده و دیدار صانع
خدایا دیده ام را ده قناعت
که دیگر دل نگوید از شکایت
عنایت کن مرا طبع رفیعی
که جز تو در دلم ناید رفیقی
نیاید جز تمنای تو در دل
ببینم روی زیبای تو در گل
عندلیب

323:

این اشعار زیبا از خودتان بود؟ اگه جواب مثبته که باید به شما آفرین گفت. من چند نفر با تخلص عندلیب میشناسم که یکی اصفهانی و یکی آذربایجانی هست که هر دو، شاعر هستند. به هر حال از شعر شما لذت بردم با اجازتون کپی گرفتم برای آرشیو خودم. ممنونم

324:

بله
تخلص من هم عندلیبه
که هدیه شمس تبریزی در خواب هست
برای کپی اشکالی نداره

325:

بهزاد جان بهتر بود مباحث مربوط به اسکندر را در تاپیک جداگانه مطرح میکردید.
در این صورت من هم میتوانستم نقطه نظراتم را دراینباره مطرح کنم از نگر من ما در تاریخ با دو اسکندر متفاوت روبرو هستیم.
اگر وقت کنم چگونگی آن را که مبحثی جداگانه بیان خواهم کرد.

326:

در ابتدا همين قصد را داشتم اما به چند دليل تصميم گرفتم اين موضوع را در تاپيك ميهن پرستان مطرح كنم.

1-بي سرو سامان بودن تالار تاريخ كه بسيار شلوغ و در هم بر هم هست.

2- عقيده دارم روشن شدن تحريف هايي كه در تاريخ كشورمان صورت گرفته يكي از دلنگرانيهاي ميهن پرستان واقعي است.

3- جلوگيري از ركود در تاپيك محبوب ميهن پرستان

4- پيشنهاد ميدم با مطرح كردن موضوعات مختلف به صورت دوره اي در تاپيك ميهن پرستان بيشتر بحث كنيم. بعنوان مثال موضوع حال حاضر ميتونه اسكندر و دروغ هاي ساخته شده در مورد اون باشه.

در ضمن مطالب شما را هم با اشتياق فراوان مطالعه خواهيم كرد.
از ساير دوستان هم خواهش ميكنم در مباحث شركت كنند.
با سپاس

327:

فیلم کذایی 300 یکی از بارزترین جلوه های تحرکات ضد ایرانی در عرصه هنر به شمار می ره. تو این فیلم ضد ایرانی چنان تصویر موهوم و وحشتناکی از ایرانیان در موقع نبرد ایران و اسپارت به دست داده می شه که بیننده با دیدن صحنه های اون، اگه آشنایی به فرهنگ و تمدن ایرانی نداشته باشه، گمان میکنه ایرانیان چیزی کم از دیوان و هیولاهای ساخته ذهن خود اونا ندارن. در شرایطی که همین هیولاهای مشمئز کننده تو این فیلم که هویت به اصطلاح ایرانی دارن از انجام کمترین تحرک یا نبرد و رویارویی بی بهره ان. هر چند فیلم جدید Meet the Spartans تا اندازه ای اون حس ضد ایرانی رو تخفیف می ده، با این حال نمی شه از هیچیک از چنین آثاری به عنوان نمادی از میهن پرستی با سبک و سیاق غربی یاد کرد، بلکه بیش از اونکه اهداف اونا تقویت جایگاه ناسیونالیسم افراطی غربی در برابر - به قول غربی ها شووینیسم ایرانی - باشه، تحقیر هویت و اصالت تاریخی ایرانیان بوده ...

328:

ملتي كه توانست تمدنهاي عظيم دشت پهناور مجاور دجله و

فرات را بپذيرد و از آن خويش سازد ، ملتي كه پس از فتح

مقدونيه ( طبق روايات خود غربي ها ) تحت نفوذ نيرومند

غربي قرار گرفت و تا حد زياد درتمدن خارجي غوطه ور شد

و معهذا ايراني باقي ماند ، ملتي كه در برابر همه مهاجمات

بعدي از جمله حملات عرب ، ترك و مغول نه تنها توانست

نيروي ادامه زندگي خويش را حفظ كند ، بلكه همچنين

توانست اين عناصر خارجي را ايراني سازد ، اين ملت در

طي تاريخ متمادي خويش ، نيروي حياتي خارق العاده اي از

خود نشان داده است. بيداري اين ملت در زمان حاضر به

نظر مي رسد مقام قديم وي را در خانواده اقوام آسياي

غربي بدو بازگرداند. ايران امروز از لحاظ ظاهري به صورت

مقتبس از غرب تغيير شكل يافته است ، اما از لحاظ روح به

سنن خويش وفادار مانده ، و به نظر مي رسد مجددا به

مركز سياسي ، اقتصادي و فرهنگي ملل اين بخش از آسيا

تبديل شده است. موقعيت جغرافيايي ، ثروتهاي طبيعي و

سكنه با هوش و فعال كه از سنن يكي از قديمي ترين

فرهنگهاي جهان برخوردارند ، در آينده نه تنها در ميان ملل

آسيايي بلكه در كل دنيا مقامي كه شايسته گذشته وي

باشد ، براي ايران ما كسب خواهند كرد. از اين بابت هيچ

ترديدي ندارم. تنها نگراني اين است كه آيا در قبال دست

درازي غربي ها عكس العملي از طرف ما يا به عبارت دقيق

تر مسئولان فرهنگي ما صورت گرفته؟ فيلم 300 كه ساخته

غربي هاست جاي خود دارد. من وقتي ديدم تو همين ايام

عيد فيلمي ساخته خود ايراني ها به نمايش در آمد كه در

مورد مظفرالدين شاه بود بسيار ناميد شدم. اصلا به نحوه

سلطنت و رفتار مظفرالدين شاه كاري ندارم هركي بوده

شاه مملكت ايران بوده و بر مملكتي به نام ايران با تمدن

چندين هزار ساله حكومت مي كرده. به نظر من هرچي مي

كشيم از دست خودي ها مي كشيم.

329:

ایکاش یک تقسیم بندی از دوران تاریخی ایران تهیه میشد به این شکل که هر برهه از تاریخ چه کسانی و با چه افکاری بر ایران حکومت کرده و علل پیروزی و شکستها و مرزبندیها در زمان حکومت هر یک از حاکمان بطور جداگانه نوشته میشد تا در صورت نیاز دسترسی به حقایق براحتی صورت میگرفت. حسنش این میشد که برگه های گمشده و احیانا دزدیده شده از لابلای این تقسیم بندی تاریخی مانند تکه های پازل به هم مرتبط میشد...

330:

روز پنج شنبه تعدادي از انجمن ها و تشکل هاي غيردولتي مردمي در اعتراض به درخواست امارات متحده عربي مبني بر ادعاي مالکيت اين کشور روي جزاير تنبک کوچک و بزرگ و ابوموسي، در مقابل سفارت اين کشور تجمع آرامي را برگزار کردند.
در اين تجمع اعتراض آميز، اعضاي انجمن هاي شرکت کننده، خواستار واکنش مسئولان جوامع بين المللي درخصوص راي دادگاه امارات متحده عربي مبني بر ادعاي مالکيت آن در جزاير نام برده شدند.
در اين تجمع؛ بيانيه معترضين نيز قرائت شد که در آن به تاريخ ايران در منطقه و همچنين کنوانسيون 1969 وين مبني بر معاهداتي که تحت هيج شرايطي اعم از سياسي، اقتصادي و اجتماعي قابل عدول، فسخ و رد نيستند؛ اشاره شده است.
همچنين در اين بيانه آمده است:« بدين وسيله به تمامي چپاولگران استعمارگر اعلام مي داريم که ايراني هميشه پايدار و استوار در صيانت از تماميت ارضي کشور و فرهنگ بي همتايش کوشنده و هرگونه تعرض به مردم و تماميت ارضي کشور را با گرزي آهنين پاسخ خواهد داد.»
اين تجمع آرام با حضور نيروهاي پليس برگزار شد و تجمع کنندگان با در دست داشتن پلاکاردهايي سخنان خود را بيان کرده بودند.
همچنين در طي اين تجمع آرام، کيکي به مناسبت سي و هفتمين سال استقلال کشور امارات متحده عربي شمع گذاري و به سفير اين کشور هديه شد. اين کيک توسط نيروي انتظامي به داخل سفارت برده شد.
معترضين روي اين کيک نوشته بودند:« کشور 7300 ساله ايران، سي و هفتمين سال تولد شيخ نشين امارات را تبريک مي گويد.»
در ادامه بارها سرود اي ايران خوانده شد و پس از برگزاري اين مراسم به شکلي آرام، تمامي کساني که در اين تجمع شرکت کرده بودند بدون دخالت پليس، محل سفارت را ترک کردند.
همچنين نيروهاي پليس "بهرام آبتين"، رئيس انجمن لر بختياري ايران را که يکي از برگزارکنندگان اين تجمع بود براي پاسخ به چند سئوال به کلانتري گاندي انتقال داد.
متن بيانيه شرکت کنندگان در اين تجمع به شرح زير است:
دولتهاي حاشيه نشين خليج پارس به کدامين پيمان معتقدند؟
در طول تاريخ؛ روابط ملت ها و معاهدات، نقش تعيين کننده و مهمي را ايفا کرده اند تا جايي که در کنوانسيون 1969 وين (حقوق معاهدات بين المللي) صراحتا اعلام داشته که برخي از معاهدات تحت هيج شرايطي اعم از سياسي، اقتصادي و اجتماعي قابل عدول، فسخ و رد نيستند.
مشخص ترين پيمان ها که در هيچ شرايطي تغيير نمي کنند، معاهدات مرزي است که حتي قاعده "ربوس" (قاعده تغيير بنيادين اوضاع و احوال)نيز بر آنها تاثير نمي گذارد، که اين امر مطابق کنوانسيون 1987 وين در زمينه جانشين کشورها بر معاهدات مورد تاکيد قرار گرفته است.
در اين زمان بيش از 190 دولت عضو سازمان ملل متحد هستند و خود را نسبت به منشور آن پايبند مي دانند که يکي از مهمترين اين حقوق پايبندي به عهدنامه ها در جهت حفظ صلح و امنبت بين الملل است.
از موضوع نگرش حقوق موضوعه که به عنوان عرف و قانون حاکم بر روابط ملت ها مورد پذيرش واقع شده است و از نگاه مکتب اسلام که مذهب مورد پذيرش شيخ نشين هاي امارتي حاشيه نشين خليج پارس بوده؛ بايد بيان داشت که آنان ادعاي واهي مالکيت بر جزاير هميشه ايراني را دارند. جزايري که بنا به شواهد پر شمار تاريخي در گذشته نه چندان دور "حتي کشورهاي نوپايشان" نيز جز قلمرو و سرزمين ايران بزرگ قلمداد مي شده است. هم اکنون به دليل وجود پيمان هاي مشخص بين المللي، مالکيت ايران بزرگ بر اين جزاير محرز و محق بوده و اين ادعاي واهي آنان به دور از منطق و اصول است.
ما از وجدان آگاه و منطق بيدار و درايت و خرد مسئولان فرزانه جوامع بين المللي خواستاريم که پيرامون مصوبه مجلس امارت و حمايت ساير تازيان که هيچ گونه توجيه قانوني و پشتيباني حقوقي ندارند واکنش نشان داده و از روشنفکران، نويسندگان، و ديگر افراد مسئول و متعهد جوامع اسلامي و بين المللي خواستاريم که با تذکر به جا، در حمايت از حق و پاسداري از صلح و آرامش و مقابله با تشنج به نحوي شايسته اقدام نموده تا مبادا از اين رهگذر به تحريک دولت هاي متجاوز، آبي گل آلوده شده و شرق در اين زمينه خسارت و زيان مجددي را از آن خود سازد.
بدين وسيله به تمام چپاولگران استعمارگر اعلام مي داريم که ايراني هميشه پايدار و استوار در صيانت از تماميت ارضي کشور و فرهنگ بي همتايش کوشنده و هرگونه تعرض به مردم و تماميت ارضي کشور را با گرزي آهنين پاسخ خواهد داد.
در پايان اين بيانيه از دولت خواسته شده كه با توجه به هويت ايراني؛ بيش از پيش در دفاع از باورهاي فرهنگي كشور كوشيده و هرگونه تجاوز به خاك كشور را با دورانديشي پاسخ داده و دشمنان را سرجاي خود بنشانند.

331:

همه جان و تنم --------- وطنم وطنم وطنم

332:

به به چه شعر زیبایی آقای اکستازی
عالی بود.
یاشاسین ایران
یاشاسین آذربایجان

Best for My land
Only Sun Rising for Iran

333:

اما باید بدانید اینجا تالار میهن پرستان است نه تجزیه طلبان!
ایدوارم که جو گیر نشوید و پابند احساسات نوستالژیکتان نشوید

334:

من هم وطن پرست هستم و جان و مال خود را فدای آذربایجان می کنم.

335:

فرزند بدون مادر طعمه گرگان میشود.
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

336:

عزیز دل برادر بیاموزید مسایل رو بی جهت به هم پیوند نزنید!
ایران نه مال فارس هست نه ترک نه لر نه کرد ایران برای تمام ملت ایران است ، و آنهایی میهن پرستند که اقتدار ایرانی را حفظ کنند نه با تجزیه طلبی خواهان نابودی خاک واراضی ایران شوند.
فارس ها در کویر فلات فارس هستند؟؟؟

337:


بله قاعدتا تمام ملت ایران در ایران سهیم هستند و این همان احترام به استقلال ارضی ایران است ، اما این بدان معنی نیست که ایران بایستی تجزیه شود تا اقوام حکومت کنند چرا که باز دوباره به همان مشکل فروپاشی یوگسلاوی بر میخوریم .
اگر ایران را باور داشته باشید اتخاد اقوام و تیره های گوناگون ایرانی در کنار هم محدوده ای به نام ایران را بوجود آورده است.ایران متعلق به تمام تیره های ایرانی (پارس ، ترک ، لر و کرد و خوزستانی و ...)هست اما جدایی این اراضی از هم دیگر معنای میهن را کامل نمیکند.اقلیتها میتوانند حکومت بومی داشته باشند که فعلا در این نظام پلید امکان پذیر نیست ، یا همان حکومتهای ایالتی که ایالتها جدا هستند اما در اصل زیر یک پرچمند ، این اصل را اگر باور داشته باشید من با شما هستم در غیر اینصورت جز تجزیه خواهی چیز دیگری نمیتواند باشد که این تجزیه طلبی در ناموس سیاست مطرود و حکم خاین و خیانتکار را با خود دارد که در هیچ کجای جهان آنرا نمیپذیرند.

338:


من عرض کردم مشکل شما اینه که نمیخواین یا نمیتونین این دو مسیله ای را که گفتم باز کنید ، من گفتم و بار آخری هم هست که تکرار میکنم مشکل تمام ملت ایران حکومت توتالیتاریسمی جمهوری اسلامی است که تمام اقشار آسیب میبینند ، ملت را از حکومت جدا
کنید.

حتما من یک مقاله ای را خواندم که آزمایشات ژنتیکی در تیره های ایرانی بود و فکر میکنم در این تالار هست انجام شده بود که کاملا این مسیله که ما تیره گوناگون داریم اما نژادها مختلف نیستند را نشان میداد.به روی چشم حتما اینکارو میکنم اما وقتی اثبات کردم جول و پلاستان را برای همیشه از این فاروم میبندید و میروید ! قبوله؟؟؟

339:

فقط امیدوارم مقاله شما از تحقیقات به اصطلاح علمی دانشگاه آریانای افغانستان نباشد.

340:


این نظام و تمام ایدیولوگها سرتا پا از یک قماشند.ملت ایران باید خودش حاکم باشد نه حزب نه ایدیولوژی !!

بله هر جا پان وجود داشته باشد نفرت میروید.

341:


خوب این شد میگویم که یاد بگیرید،

پان در زبان لاتین پیشوندی است به معنای "همه" در قرن نوزدهم و بیستم ابتدا در اروپا و سپس در آسیا و آفریقا جنبشهای سیاسی پیدا شدند که با آوردن این پیشوند بر سر نام یک کشور یا نژاد یا دین خود را نام گذاری کردند. و هدفشان گرد آوردن مردم همنژاد یا همزبان و همدین به نام یک ملت یا امت یا نژاد در یک واحد قدرت ملی یا دولت بوده است . از نامدارترین این جنبشها پان اسلامیسم ، پان اسلاویسم است.

342:

مگه لاتین هم زبان داره؟ لایتن فقط اسم خط هست که متعلق به فینیقی هاست و به صورت تصویری بود و بعد ها نوشتاری شد و هماکنون در اکثر نقاط از این رسم الخط استفاده می کنند.

فینیقی ها به گاو آلفا می گفتند و به همین دلیل a شبیه سر گاو هست و به خانه بتا می گفتند و ...

و هدفشان گرد آوردن مردم همنژاد یا همزبان و همدین به نام یک ملت یا امت یا نژاد در یک واحد قدرت ملی یا دولت بوده است .

همان چیزی که شوونیزم فارس خواهان آن هست و تورک را آذری و هم نزاد خود می داند ! و خواهان یک ملت و یک دولت برای ملت های ساکن در ایران هست.

ممنون از توضیحاتتون !

343:

یک نکته رو فراموش کردم.

پان یک لغت یونانی هست.

344:


وای خدایا خواهش میکنم مگر مجبورید جعل واژه آنهم برای فیلولوژیست کنید؟؟؟
خوب پس بزار براتون بگم لاتین چیه نکنه فکر کنید خوردنیه ها !!!

زبان لاتین زبانی از خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی است که روزگاری در بخشی از اروپای کنونی صحبت می‌‌شد. در آن زمان، این زبان «لاتیوم» نام داشت.
اهمیت این زبان وقتی چند برابر گشت که به عنوان زبان رسمی امپراتوری روم مطرح گشت. امروزه همهٔ زبان‌های رومی از این زبان مشتق شده‌اند و بسیاری از کلمات در سایر زبان‌ها، بخصوص انگلیسی، از لاتین آمده‌اند.این زبان توسط رومیان مهاجری که در شمال اروپا ساکن بودند به مردم روم معرفی شد و هم‌زمان با گسترش دامنه امپراتوری روم دامنه استفاده کنندگان از این زبان افزایش یافت.زبان لاتین زبان مکاتبات سیاسی و علمی بوده است .

345:

فنیقی ها هزاران سال قبل از رومی ها در لبنان زندگی می کردند.

تعریف جدیدی از پان ندارید؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

346:


نمیدانم چرا بحث رو عوض میکنید شما ادعا کردید زبان لاتین نبوده من هم اثبات کردم و در ثانی بد نیست فرهنگ لغات سیاسی آقای آشوری رو درباره پان بخوانید

347:

بحث عوض نشده

شما کپی پیست کنید تا من نشانه هاش رو در شوونیزم فارس بگم

348:



عجب ، عزیز دل برادر چرا فریاد و فغان میکنید؟؟؟
از دوستان خواهش میکنم یکی بیاد این بنده خدا رو روشن کنه این طفلکی داره میگه نشانه های شوینیزم فارس !!
نوشته های لایت شده رو دوستان توجه کنند ، واقعا شگفت آور است .

349:

نوشته اصلي بوسيله Oxtay نمايش نوشته ها
مگه لاتین هم زبان داره؟ لایتن فقط اسم خط هست که متعلق به فینیقی هاست و به صورت تصویری بود و بعد ها نوشتاری شد و هماکنون در اکثر نقاط از این رسم الخط استفاده می کنند.

فینیقی ها به گاو آلفا می گفتند و به همین دلیل a شبیه سر گاو هست و به خانه بتا می گفتند و ...

و هدفشان گرد آوردن مردم همنژاد یا همزبان و همدین به نام یک ملت یا امت یا نژاد در یک واحد قدرت ملی یا دولت بوده است .

همان چیزی که شوونیزم فارس خواهان آن هست و تورک را آذری و هم نزاد خود می داند ! و خواهان یک ملت و یک دولت برای ملت های ساکن در ایران هست.

ممنون از توضیحاتتون !
اگر حرفی داری بفرما اگر حرف نداری تاپیک رو شلوغ نکن
ممنون ازتعریف خوبت

350:

شما بهتر است در ابتدا طرز گفتگو و تبادل نظر را فرا بگيري. اين از

همه چيز براي شما واجب تر است. با اين طرز رفتار در جهت بدنام

كردن خود و دوستان خود با تمام توان تلاش مي كنيد و تمام آن چيزهايي را كه به

ديگران نسبت مي دهيد در وجود خود اثبات مي نماييد. با سپاس

از رفتار مناسب شما در آينده

351:

در تلاش هستم از دوستان فرا بگیرم !
با تشکر

352:

دكلمه شعر دوباره ميسازمت وطن
ميزان: 200KB

از اينجا

353:

خاري باشد بر چشم دشمنان
تاپیک میهن پرستان هم میهن

354:

Google درست است نه Googel .

آدرس سایت جعلی : http://www.googel.ir/search_f/pic/logo.gif

355:


چطور چنین اکتشاف مهمی انجام دادی. مرده ی ذکاوت و هوشتان هستم آقای مو بلوند

356:

فارس ها این حرف رو ندارن و مجبورن اینجوری تلفظ کنن !

357:

باهوشان به پسوند دقت نكرديد! ir است!
زرنگيد ghooghel.tr بسازيد.
در ضمن شماها هر جا نبايد سرتون بندازيد پايين بياييد تو در ديزي بازه شرم گربه كجا رفته؟
نوشته شده تاپیک میهن پرستان هم میهن يعني ايراني نه تجزيه طلب!

358:


359:

اين جوري زيبا تريتاپیک میهن پرستان هم میهن

360:

به دلیل نداشتن جواب ، دوباره حاشیه !

361:

من حاشيه يه تو ربطي داره سرك ميكشي تو خونه مردم تجزيه طلب فرومايه.

362:

فرهنگ غنی پارسی. تمام تلاشتان را بکنید.

363:

حداقل نام ما فرهنگ غني است نام شم كه وحشي است!
دوست داريد باز هم اين خوي وحشي گري را نشانتان دهم؟

364:

فرهنگ غنی و وحشی ، فقط از نگاه شوونیزم فارس هست !

365:

جواب ندادي؟

366:

ای خدا !!!!!!!!!!!
جواب نمیده و پست می ده جواب ندادی !!!!!!!!!!

فکر می کنم امروز وقتش هست که پست ها رو حذف کنی !

به هر حال خیلی ضایع شدی جناب فرهنگ و تاریخ !

367:

اول اينكه از صاحب خانه اجازه ورود نگرفتي با ادب.
يكبار ديگر هم گفتم از اينكه در انديشه خويش غرق شويد لذت ميبريد.
بعد نگقتي ميخواي از فرخنگ والاي شاه اسماعيل و تيره و طايفش واست تعريف كنم كه!

368:

حاشیه

منتظر اثبات نژاد آریا هستم !

369:

سر ويليام ميگم نوشته هم ميهن اسم تارنما هم هم ميهن شما چجوري روتون ميشه بياد اينجا اسپم پراكني كنيد؟
آخه ذي شعور يه تاپيك به نام آريا هست ميتوني دانش پرسش پرسيدنتو اونجا ادامه بدي البته در مورد نژاد آريا! ميگم اسپمري

370:


371:

يك جوان 21 ساله ايراني به نام وحيد رأفتي به واسطه نبوغ و دانشش مشكلي را در سايت گوگل ايجاد كرده كه موسسه National Geography را با مشكلات فراواني مواجه كرده است. براي پي بردن به شاهكار اين نابغه ايراني و همچنين كمك به تداوم هدفي كه او و همه ايرانيان دارند ، عبارت Arabian gulf را در سايت گوگل جستجو كنيد و 3 لينك اول پيدا شده را باز كنيد. شما با پيامي روبرو خواهيد شد كه شما را وادار مي كند عبارت Persian gulf را جستجو كنيد و براي هميشه واژه ساختگي Arabian gulf را به قبرستان تاريخ بسپاريد. انجام اين كار از سوي شما اين 3 لينك را هميشه در صدر سايت هاي جستجو شده در Google قرار خواهد داد . اگر ايراني هستيد اين موضوع را به تمام دوستان خود و ديگران اطلاع دهيد.

372:

:icon _263:

373:

جالبه

کسانی که فقط کپی پیست می کنن توانایی اثبات نزاد آریا رو ندارن !


374:

میهمان من

پای خود بر دیده ام بگذار

پای را بر قالیم مگذار

جای جای هر گُل این فرش

هست لبریز از نگاه مست گلرویان

پود پود آن

بوسه گاه پنجهء زیبای مه رویان

در میان پیچ وتاب طرح اسلیمیش

رَد پای رُستم وآرش
داستان مازیاران و سیاووشان









قالی من

زهر زخم تیغ تازی در بدن دارد

میخ کفش لشکر جلاّد تاتاران

زخمها از چکمهء قوم جهانخواران

در نهادش فکر مزدک ، نقش مانی ، گفتهء زرتشت

در تمام گسترهء این خاک

هرکه بیند قالیم را ازتحیّر می گزد انگشت

در گره هایش

عقدهء دل های دلتنگ است

در سراسر تار وپود آن

شکوه ها از حملهء چنگیز دل سنگ است

از رشادت ها، شجاعت ها

استقامت ها ، شهادت ها

چهره اش الوان وصد رنگ است

پای را بر قالیم مگذار

قالی من

یادگاری از نیاکان است

راوی خاموشی از تاریخ پُراندوه پاکان است

من عزیزش این چنین در خانه می دارم

تا مبادا کز جهالت

بر شکوه نقش هایش پای بگذارم

قالیم ، این دفتر فرهنگ قومم را

دوست می دارم

375:

نشاني ها كه ميبينم در او ، بهرام را ماند / همان بهرام ورجاوند /
كه بيش از روز رستاخيز خواهد خاست / هزاران كار خواهد كرد نام آور /
هزاران طرفه خواهد زاد از او بشكوه / پس از او گيو بن گودرز /
و با وي توس بن نوذر / و گرشاسب دلير / آن شير گنداور / و آن ديگر
/ و آن ديگر / انيران را فرو كوبند و اين اهريمني رايات را برخاك اندازند /
بسوزند آنچه ناپاكي است ، ناخوبي است / پريشان شهر ويران را دگر سازند /
درفش كاوياني را ، فره در سايش / غبار ساليان از چهره بزادايند /
بر افرازند ...

376:


هر آنکس که با من بستیزد، ستیزه با او رواست.

یکی دیگر هم در مقابل دروغگویی که سرزمینم را به فقر و ویرانی محکوم کرده؛
با هر دو دست
با هر وسیله ای
با او میجنگم


گاتها

377:

در این خاك زر خیز ایران زمین/نبودند جز مردمی پاك دین

همه دینشان مردی و داد بود/وزان كشور ازاد و اباد بود

نگفتند حرفی كه ناید به كار/نكشتند تخمی كه ناید به بار

چو مهر و وفا بود كیششان/گنه بود ازار كس پیششان

همه بنده پاك یزدان پاك/همه دل پر از مهر این اب و خاك

پدر در پدر اریایی نژاد/ز پشت فریدون نیكو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود/گدایی در این بوم و بر ننگ بود

كجا رفت ان دانش و هوش ما/كه شد مهر میهن فراموش ما

كه انداخت اتش در این بوستان/كز ان سوخت جان و دل دوستان

چه كردیم كین گونه گشتیم خوار/خرد را فكندیم زین سان ز كار

نبود این چنین گشور و دین ما/كجا رفت ایین دیرین ما

به یزدان كه این كشور اباد بود/همه جای مردان ازاد بود

در این كشور ازادگی ارز داشت/كشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود انكه بودی دبیر/گرامی بد انكس كه بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت/نه بیگانه جایی در این خانه داشت

اگر مایه زندگی بندگیست/دو صد بار مردن به از زندگیست

بیا تا بكوشیم و جنگ اوریم/برون سر از این بار ننگ اوریم

به یزدان كه هرگز جهان افرین/نه با بنده مهر ورزد نه كین

ز نیك و بدت هر چه اید به سر/ز خود بین و ز كرده خود شمر

از ان روز دشمن به ما چیره گشت/كه مارا روان و خرد تیره گشت

از ان روز این خانه ویرانه شد/كه نان اورش مرد بیگانه شد

چو ناكس به ده كدخدایی كند/كشاورز باید گدایی كند

چو دانش پژوهنده بیند زیان/كه بندد به دانش پژوهی میان

به یزدان كه ما گر خرد داشتیم/كجا این سرانجام بد داشتیم

بسوزد در اتش گرت جان و تن/به از بندگی كردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگیست/دو صد بار مردن به از زندگیست

بیا تا بكوشیم و جنگ اوریم/برون سر از این بار ننگ اوریم

بیاریم ان اب رفته به جوی/مگر زان بیابیم باز ابروی

شود مردمی كیش و ایین ما/نگیرد خرد خرده بر دین ما

ز فردوسی ام امد این گفته یاد/كه داد سخن را چو او كس نداد

چو ایران نباشد تن من مباد/بدین بوم و بر زنده یك تن مباد

سرشت من از میهن بود/من از میهن و میهن از من بود

378:

نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من


شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که
همآواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم

بشنو سوز سخنم
که نوا گر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان

379:

سرانجام پس از 8 ماه تعداد آراء مربوط به اعتراض به نام جعلي خليج عربي در Google Eart به بيش از يك ميليون رسيد. خيلي عجيبه، اين همه وقت براي يك ميليون امضاء
با اين وجود جاي بسي خوشحاليه

380:

اینجا ایران است

آسمان آفتابیست

موج دریا آرام

بر سر هر قلّه

پرچمی پر اکرام

می گویند: اینجا ایران است

مهد دلیران است

پشت آن پنجره‎ها

بوی اشک می‎آید

کودکی می‎گرید

آسمان ابری شد

موج دریا غرّان

قلّه‎هامان ویران

پرچمی بی‎عنوان

می گویند: اینجا ایران بود

مهد دلیران بود

گرگ شب بیدار است

چشمها را باید بست

در پس این زندان

جرم من عشق به ایران

جرم من عاشق بودن

یادت آمد ایران؟

من همان قدّوسم

یا مونای عاشق

سیم دار می‎بوسم

نام تو ایران بود؟

نام من داوودیست

تو مرا دزدیدی

همسر من نگران

تو به او خندیدی

یادت آمد ایران؟

خانه‎ام را سوختی

بدتر از آن دل را

میل من تحصیل بود

تا تو را بازسازم

تو فریبم دادی

تو مرا از این راه

یا همان دانشگاه

با قساوت راندی

یادت آمد ایران؟

یادم آمد ایران

پیش دوستان بودم

در کلاس درسم

من دبستان بودم

با دروغ و نیرنگ

تو مرا ترساندی

اشک من را دیدی

تو به من خندیدی

دلت آمد ایران؟

دل من تابان است

حبّ من ارزان است

خدمت انسان است

جرم من ایمان است

یادت آمد ایران؟

تو مرا سوزاندی

من تو را می‎سازم

دل به تو می‎بازم

با تمام اوصاف

من به تو خواهم گفت:

تو همان ایرانی

آسمانت صاف است

موج عشقت دل‎بر

قلّه‎ات مهر گستر

پرچمت جان‎پرور

یادت آمد ایران؟

اینجا ایران است

مهد دلیران است

381:

مرسی که این تاپیک رو بالا اوردین
هر چند با نبودن جناب کوروش لطفی نداره ولی خوب ...........

382:


تاپیک میهن پرستان هم میهن
داریوش شاه می گوید:

اهورامزدا مرا یاری کرد زیرا بی وفا نبودم، دروغگو نبودم، نه من نه خانواده ام به مال و ناموس دیگران درازدستی نکردیم، موافق حق رفتار کردم، نه به ضعیف و نه به توانا زور نگفتم، هرکس مرا یاری کرد او را پاداش دادم و آن کس که زیان رسانید سخت کیفر دادم

383:

ساناز گرامي من به اين كتيبه بيستون علاقه بسيار زيادس دارم اما متأسفانه هنوز موفق به ديدن آن از نزديك نشدم. اگر خدا بخواد مهرماه براي بازديد مي خوام برم. خيلي زيباست

384:

از بهزاد عزیز متشکریم !
انصافاً که این کتیبه زیبایی خاصی داره !
زنده باد ایران و ایرانی که در همه جا و همه حال مایه ی مباهات و افتخاره....

385:

دوستان آيا مايل هستيد در مورد افتخارات و امتيازات فرهنگ ايراني گفتگو كنيم؟

386:

بهزاد عزیز . این مطلبو برات گذاشتم شاید به دردت بخوره به دقت مطالعه کن ...


موضوعي ديگر كه براي بسياري از جوانان ايران مطرح ميشود كتيبه ي بيستون ميباشد.كتيبه ي بيستون در رابطه با شورشهايي ميباشد كه داريوش و يارانش (هفت تنان) با آنها مقابله كردند.پس از شورش گئومات شاه دروغين امپراطوري هخامنشي تا مرز نابودي رفت . اما داريوش و يارانش بر شورش فائق آمدند و گئومات مغ را كشتند و به شورش ها خاتمه دادند. در آن اوضاع نابسامان ايران به يك شاه احتياج داشت. داريوش كه از خاندان فرعي هخامنشي بود به شاهي برداشته شد. بعد از مرگ گئومات ياغيان در هر ايالتي خود را شاه ميخواندند و به زورگويي و دسبرد به روستاها ميپرداختند. داريوش و ياران هفت تن (ياران هفت تن در حقيقت ياران قسم خورده ي داريوش بودند كه از دوره ي كودكي همراه داريوش يكجا رشد يافتند و در اين زمان كه امپراطوري هخامنشي در حال فروپاشي بود قسم خوردند كه تا آخرين قطره ي خون ايران را دوباره به عظمت خويش بازگردانند.)داريوش 19 جنگ را پيروز شد و بسياري از شاه هاي دروغين را بگرفت و به مجازات رساند.داريوش نيمي از مدت فرمانروايي را در ميدان جنگ به سر برد تا سرانجام نظم و انظباط را در سرتاسر امپراطوري برقرار ساخت.كار اين پادشاه بسي قابل ستايش بود .داريوش براي اينكه براي آيندگان توضيحي راجع به افتخارت خويش داده باشد كتيبه اي را در جاده اي كه از سوي بابل به اكباتان مي آمد درست كرد كه به بيستون معروف ميباشد. كسي كه در زير پاي داريوش قرار گرفته همان گئومات مغ ميباشد كه در ايران كشتاري نا جوانمردانه به راه انداخ.نه از مردم عامه . بلكه از درباريان و سران حكومتي كه به كوروش وفادار بوده و از داريوش حمايت ميكردند.داريوش نيز به سبب اين جنايت ها گئومات را پس از شكست بلافاصله به قتل رساند و به تمام اين هرج و مرج خاتمه داد.با آمدن داريوش نظام هخامنشي بسيار قانونمند و منظم شد. پس اين گفته ي هرودوت كه ميگويد كوروش امپراطوري را تشكيل داد و داريوش دامنه ي آن را گستراند صدقيت دارد.



جاي تاسف دارد كه برخي از آقايان به تصوير بيستون نگاه ميكنند و با ساختن متني دروغين از قبيل چشم در آوردن و ... سو استفاده كرده و مثل هميشه روي افكار عامه كار ميكنند.تنها راه اين است كه به كتابي كه كاملا بي طرفانه قضاوت ميكند مراجعه كنيد كه من خودم شخصا كتاب :


مباني تاريخ هخامنشيان
نويسنده : كلاوس شپيمان (باستان شناس آلماني ) ترجمه : كيكاوس جهانداري www.farzanpublishers.com



اين كتاب راجع به كتيبه ي بيستون ميگويد كه اين نقوش معناي خاصي دارند . در واقع گئومات مغ كه زير پاي داريوش افتاده به معناي اين ميباشد كه داريوش او را شكست داده و او سركرده ي شورش بوده . و سايرين كه در بند اسارت هستند به معناي شكست ميباشد و نوع لباسشان گوياي قوميتشان است. مثلا نفر آخرين كه كلاهي تيز خود بر سر دارد نشان ميدهد يكي از اقوام شورشي از سكاها بوده اند. ولي اين به معني شورش ملت سكاها نبوده بلكه اين به معناي فرقه اي از سكاها بوده اند.


من سوالي كه ممكن است براي شما پيش بيايد را جواب ميدهم.ممكن است بپرسيد آيا اين عمل داريوش قدرت طلبي نبوده ؟!! يا براي حفظ قدرت نجنگيده ؟!!


دوستان شرايط در آن دوره طوري ايجاد ميكرد كه اگر چند نفر بر سرير قدرت تكيه ميزدند و داريوش با آنان توافق ميكرد مسلما جنگ و خونريزي در دهه هاي آينده به همراه داشت چرا كه داريوش به سركرده ي قومي توافق ميكرد ولي وقتي سركرده ي آن قوم ميمرد جانشينش به عهد و پيمان خويش ثابت نميماند . داريوش براي ايجاد نظم و يكپارچگي بايد نظام را به همان شكل باز ميگردادند كه با موفقيت هم به انجام رساند. حال شما فكر كنيد اگر نوع حكومت هر طوري به جز نوع حكومت داريوش را داشت در گيري و خونريزي به دنبال داشت. پس داريوش با هوش و درايت بهترين كار را انجام داد و امپراطوري هخامنشي به قانونمند ترين حكومت در طول تاريخ تبديل شد كه همواره به مذاهب و عقايد ديگران احترام ميگذاشت و هرگز عقيده ي خويش را به فردي يا ملتي تحميل نميكرد.


در زمان هخامنشيان و حتي 800 قرن بعد از آنها در آن حومه فرهنگ ايراني به كسي تحميل نشد .به طوري كه ديديد مصريان با همان آداب رسوم و زبان و سوريه (فنيقي ) و ديگر ملل ولي متاسفانه بعد از حجوم اعراب مسلمان زبان و فرهنگ مصريان عربي و حتي سوريه (فنيقيه) عربي شد. فكر كنم بشه اين رو گذاشت تهاجم فرهنگي . همان چيزي كه بعضي از آقايان به امپراطوري آزاد انديش هخامنشي نسبت ميدهند.


از بحث خود جدا نشويم به هر حال داريوش از كتيبه ي بيستون استفاده كرد تا هم اخبار را در آن جاده كه بسيار پر رفت و آمد بود به نمايش بگذارد تا مردم دنيا از وقايع رخ داده آگا شوند و نير آيندگان بدانند كه چه كساني درفش پر افتخار ايران را نگاه داشتند.


داريوش شاه امپراطوري بود و ياغياني بر وي شوريده بودند . اگر به راستي مردم طرفدار شورشيان بودند به اين راحتي شورش ها سركوب نميشد. مردم از ظلم شورشيان مخصوصا گئومات مغ به تنگ آمده بودند بنا بر اين به داريوش و يارانش از لحاظ مالي و نيرو كمك ميرساندند. و داريوش كه قدرت مردم پشت سرش بود توانست پس از مدت ها لشكر كشي به سراسر مناطق دوباره نظم و انظبات را به امپراطوري بازگرداند.


در كتاب هايد ماري كخ متن بالاي سر داريوش به وضوح ترجمه شده من براي شما بازگو ميكنم اما به خاطر داشته باشيد كه هر مطلبي را خوتان به دنبالش باشيد تا درستي و نادرستي آن را خود دريابيد . حرف ديگران يا همراه با تعصب يا با جبهه گيري است . ولي كتابها معمولا قصد جبهه گيري ندارند و فقط به شناخت و آموزش ميپردازند:
( منم داريوش شاه – پسر ويشتاسب – يك هخامنشي – شاه شاهان . من اكنون شاهم در پارس . پدرم ويشتاسب است – پدر ويشتاسب آرشام است پدر آرشام آريارمنه بود – پدر آريارمنه چيش پيش بود – پدر چيش پيش هخامنش بود )
اين نوشته گوياي اين ميباشد كه داريوش كه مورد قبول همه ي مردم و سران حكومتي بود به معرفي اصل و نسب خود پرداخته تا كه همه بدانند چرا ايشان را از خاندان هخامنشي ميدانند . در حقيقت به معرفي اصل و نصب خويش پرداخته.


ادامه..
(از اين روي ما خود را هخامنشي ميناميم - ما از دير باز نژاده بوده ايم – از دير باز خاندان ما شاهي بود)

داريوش شاه گويد :
(هشت تن از خاندان خاندان ما پيش از اين شاه بوده اند ما از دو تيره شاه شده ايم)

داريوش با اين جمله ميگويد كه هرگز جانشين بلاواسطه ي كوروش نبوده بلكه داريوش عموزاده ي كوروش و از تيره ي ديگر هخامنشي است.كتيبه ي بيستون به سه زبان و خط پارسي بابلي ايلامي نگاشته شده . براي متن كتيبه ي بيستون اين كتاب (از زبان داريوش ) ذره ذره كلمات را ترجمه كرده كه شرح فعاليت هاي داريوش شاه ميباشد كه متاسفانه برخي به خود اجازه ي تحريف اين متن را ميدهند و عقايد شاهان عاشور را وارد كتيبه ي بيستون ميكند . گفته هاي داريوش كه ميگويد :


به خواست اهورامزدا من چنينم كه راستي را دوست دارم و از دروغ روي گردانم.


دوست ندارم كه ناتواني از حق كشي در رنج باشد.همچنين دوست ندارم كه به حقوق
توانا به سبب كارهاي ناتوان آسيب برسد.آنچه را كه درست است من آن را دوست دارم.


من دوست برده ي دروغ نيستم. من بدخشم نيستم.حتي وقتي خشم مرا مي انگيزد
من آن را فرو مينشانم.من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم.
دقت داشته باشيد كه اين عقيده ي پادشاه ايران در سده ي پنجم و چهارم پيش از ميلاد ميباشد.


پس داريوش نميتونسته عقيدش عوض شده باشه زماني كه داشته كتيبه ي بيستون رو مينوشته .


آنهايي كه متن كتيبه ي بيستون را تحريف ميكنند كه جاي بحث ندارند ولي من بازم براي چندمين بار
كتاب از زبان داريوش رو كه هايد ماري كخ (باستان شناس آلماني ) متخصص دوره ي هخامنشي و در
آن كتاب به دقت متن كتيبه ي بيستون را ترجمه و تفسير كرده .

387:

ميدانيد چرا فرانسوي ها امروزه بهترين دموكراسي را در كشور خود بنيان گذاشته اند. آيا شما در رابطه با انقلاب كبير فرانسه چيزي شنيده ايد ؟!

سالياني پيش از اين پادشاهي در فرانسه پادشاهي ميكرد كه لوئي نام داشت.اين پادشاه به مردم خويش رحم و شفقت نشان نميداد و براي حفظ تاج و تخت سلطنت خويش اقدام به كشتار آنان حالا هر تعداد كه مي خواستند باشند مي نمود. زماني كه آلماني ها لوئي را شكست دادن و فرانسه را براي مدت كوتاهي اشغال كردند براي اينكه مردم فرانسه را با خود همراه سازند اقدام به محاكمه ي لوئي كردند كه در پي آن تصميم به اعدام لوئي گرفتند. پس از اين اقدام در شرايطي نا باورانه براي آلمانها مردم فرانسه به خيابان ها ريختند و معترض اين عمل آلماني ها شدند . وقتي نمايندگان آلمان با نمايندگان مردم فرانسه وارد مذاكره شد از فرانسوي ها پرسيدند كه مگر لوئي بر آنان ستم روا نميداشت ؟! حال چرا اينگونه برايش حرص ميزنيد ؟!!

سرگروه نمايندگان پاسخ داد : اينكه لوئي به ما ظلم ميكرد به مردم فرانسه مربوط ميشود و اگر حتي قرار به اعدام لوئي بود اين حكم بايد به دست خود فرانسوي ها اجرا ميشد. ما هرگز اجازه ي دخالت شما در امور داخلي مملكت خويش را نميدهيم. حال براي جبران جنازه ي وي را تحويل دهيد تا ما نيز آن را با احترام به خاك سپاريم.

دوستان اين كار مردم فرانسه به آلماني ها فهماند كه هرگز اجازه نخواهند داد كه بيگانگان در امور داخلي ايشان دخالت كنند. كاري بود بسي نيكو. اگر فرانسوي ها با شاه خود مشكل داشتند ولي جلوي بيگانه از آن مشكل دم نميزدند و به حمايت از شاه مي پرداختند و اين دليلي است براي اينكه آنان بهترين دموكراسي را به وجود آورده اند.

حال اشكال ما مردم ايران همين ميباشد.مثلا من خود از هواداران رضا شاه و محمد رضا شاه هستم و نيز عقيده دارم كه ايشان به مملك خدمتهاي ارزشمندي نموده اند. حال آنهايي كه با اين دو پادشاه مخالف هستند
به نظر شما آيا صحيح است كه ما هر چقدر هم پادشاه بد باشد بگزاريم كه در كشوري بيگانه و دور از ادب و احترام دفن شود . البته لازم به ذكر است كه شاه ايران در مصر با احترام دفن شد.

آيا نميشود جلوي بيگانگان خود داري نشان داد تا آنان از مشكلات داخلي ما سواستفاده نكنند.؟!

آيا فكر نميكنيد همين عمل غربي ها را جسور ساخت تا فيلم هاي امثال 300 و اسكندر را بسازند ؟!
آيا فكر نميكنيد كه ما با اين كار به غربي ها رو نشان داده ايم تا در امور داخلي ما دخالت و در مورد موارد
جامعه ي ما اظهار نظر بكنند؟!

مثالي ديگر. خسروپرويز شاهنشاه ايران در عهد ساساني . وي معروف شده به شاهي كه نامه ي پيغمبر را پاره كرده !

من نميگويم خسروپرويز انساني نيكو بوده . من قبول دارم اشتباهات وي زمينه ي فروپاشي امپراطوري عظيم ساساني شد چرا كه جنگهيا 27 ساله ي او با روم ضربه ي مهلكي براي بودجه ي ايران و در كنار آن سربازان و حتي مردم ايران از سير جنگها خسته و فرسوده شدند.

اينها قبول . من نمگويم بر اشتباهات خسروپرويز سرپوش بگزاريد هرگز . ولي به عنوان شاهنشاه ايران و كسي كه روزي نماينده كشور عزيز ما بوده بايد مورد احترام واقع شود و هرگونه توهين به او توهين به خود ملت است . باز هم گوشزد ميكنم كه اگر او هر اشتباهي كرده به طور كامل بيان كنيد ولي ادب و احترام را نسبت به وي رعايت كنيد چرا كه امثال غربيها و در كل بيگانگان از همين مسائل براي دخالت در امور داخلي استفاده ميكنند.

حال عده اي از خسرو پرويز كينه دارند كه چرا نامه ي پيغمبر را پاره كرد.ضمن اينكه من بسيار براي پيغمبر گرامي اسلام به عنوان يك ايراني و بعد به عنوان يك مسلمان احترام زيادي قائلم ولي در مقايسه من پيغمبر گرامي اسلام را نسبت به كشورم بيگانه ميشمارم و عمل خسروپرويز را زير سوال نميبرم !

خسروپرويز به خوبي تشخيص داده بود كه اين عمل پيغمبر گرامي اسلام حركتي سياسي و نوعي اعلام حضور در جامعه ي متمدن آن روز بود. پيامبر گرامي اسلام با اينكار يعني نوشتن نامه به شاهنشاه ايران و امپراطور روم خواست بگويد كه آن امت عرب كه دختران خويش را زنده زنده زير خاك دفن ميكرد آن امت عرب كه سوسمار و ملخ طعام هميشه اش بوده آن ملتي كه شريف ترين شغلش راهزني بوده حال به يك جامعه تبديل شده و در حقيقت با اين نامه از خسروپرويز نخواست كه اسلام بياورد بلكه خواست كه اين به اصطلاح جامعه ي جديد را به رسميت بشناسد.منتها به طور مستقيم چنين در خواستي نكرد و با عمل متفكرانه از خسروپرويز درخواست اسلام آوردن كرد. چرا كه پيغمبر گرامي اسلام به خوبي از اينكه ايرانيان از سالياني پيش يكتا پرست بودند آگاه بوده.

به هر حال اين وظيفه ي ما ايرنيان ميباشد كه اجازه ندهيم بيگانگان حتي در رابطه به پادشاهان ايران اظهار نظر بكنند .نه تنها پادشاهان ايران. بلكه تمام هم وطنانمان و ما بدينصورت براي خودمان احترام قائل شده ايم.


اميدوارم كه در طول اين پست به دوستان و هموطنانم و همچنين به عقايد آنان توهين نشده باشد. دوستان اگر از مطالب من انتقادي داريد من انتقاد شما را دوستانه ميپذيرم . (ملتي متمدن ملتي است كه عقايد مختلف به طور دوستانه در كنار هم به مهر و محبت زندگي كنند و در پي آن هميشه رعايت ادب و احترام به هموطنتان را حفظ كند.)

اين فروم همگي ايرانيان با عقايد و مذاهب مختلف را ميپذيرد و به همه ي آنها احترام ميگزارد .باشد كه آغازي براي مهرورزي براي دوستانمان در تالار هم ميهن باشد.


388:

كاري كه يك ايراني بايد بكنه!

امضاي اعتراض نامه: با سرود ملي ايران مخالفيم. آيا نام ملي مي توان به سرود به اصطلاح ملي ايران نهاد؟ يه بار زمزمه كنيد... مقايسه كنيد با سرود زمان قاجاريه: نام جاويد وطن - صبح اميد وطن ...

Change the national anthem of our Iran Petition

389:

ششم ژوئن سال 344 پيش از ميلاد اردشير دوم، شاه هخامنشي ايران شورش قبرسي ها برضد امپراتوري ايران را درهم شكست. قبرس از زمان داريوش بزرگ تا جنگ ايسوس و سلطه اسكند بر شرق مديترانه، نزديك به دو قرن از سرزمين هاي امپراتوري ايران و پايگاه ناوگان ما در مديترانه بود. آتن طبق پيمان آنتالكيداس منعقده در سال 386 پيش از ميلاد حكومت ايران بر قبرس را به رسميت شناخته بود.طبق اين پيمان كه به صلح جهاني معروف است، جهان يوناني زبان ايران را به عنوان قدرت اول گيتي به رسميت شناخته و متعهد شده بود كه اقدامي برضد منافع ايران بعمل نياورد.
اوايل قرن گذشته، در اكتشافات باستان شناسي در قبرس تعدادي سكه ايراني رايج در قرن پنجم پيش از ميلاد (25 قرن پيش) به دست آمد.
اردشير دوم از سال 404 تا 358 پيش از ميلاد حكومت كرد. از رويدادهاي معروف دوران حكومت او، شورش برادرش كوروش كوچك است كه مدعي سلطنت بود و در جنگ «كوناكسا» كشته شد و شرح اين شورش را گزنفون مورخ و ژنرال يوناني در كتاب «عقب نشيني ده هزار نفري» آورده است.
قبرس پس از گسترش قلمرو امپراتوري روم تا شرق مديترانه به دست اين دولت افتاد. بعدا جمهوري «ونيز» آن را مالك شد و آنگاه به تصرف عثماني در آمد. عثماني چهارم ژوئن 1878 قبرس را در ازاء تعهد دولت انگلستان كه در هر جنگ عثماني و روسيه از عثماني حمايت كند آن جزيره را به انگلستان واگذار كرد و اين دولت در سال 1914 (آغاز جنگ جهاني اول) قبرس را ضميمه خود ساخت. قبرس در پي يك بپاخيزي طولاني و خونين بر ضد سلطه انگلستان، در سال 1960 استقلال به دست آورد وجمهوري شد. با وجود اين، دولت انگلستان پايگاه نظامي خود در آن جزيره را حفظ كرده است. در دهه 1970 تركهاي قبرس كه در دوران سلطه عثماني به اين جزيره مهاجرت كرده بودند با كمك نظامي تركيه كه نيرو به قبرس فرستاده بود اين جزيره را تجزيه كردند كه اين مسئله در حال حل شدن است. داستان قبرس درس عبرتي است براي مللي كه در صدد تجزيه و كوچك كردن و تضعيف خود باشند، وضعيتي كه قدرتهاي بزرگتر خواهان آنند

390:

سلام به دوستداران خاک کوروش :
میخواستم آخرین سخنان کوروش کبیر رو اینجا قرار بدم تا پی به اصالتمون ببریم :

حال که مرگ من فرا رسیده است ایران را مقتدرترین کشور آسیا به دست شما می سپارم .من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و سربلندی ایران زمین مغلوب شده باشم.جمله آرزوهایم برآورده شد و سیر زمان پیوسته به کام من بود ولی در تمام مراحل زندگی از شکست و ضعف در هراس بودم و هیچگاه مغرور نشدم و خود پسندی را هرگز به خود راه ندادم. در پیروزی های بزرگ هیچگاه پای از دایره اعتدال بیرون ننهادم و حتی شادمانی بی جهت ننموده ام.حال که آخرین لحظات زندگی را سپری می کنم خود را بسی خوشبخت و سعادتمند می دانم زیرا فرزندانم همگی عاقل و نیرومند هستند و وطنم ایران از همه جهت مقتدر و با شکوه است .آیندگان از من و کشورم به نیکی یاد خواهند کرد .آیا با چنین موفقیتهایی نباید با خیال آسوده چشم از جهان فرو بندم . ای پسران عزیزم من هر دوی شما را به خدا و سرزمینم را به شما می سپارم و تقاضا دارم اگر می خواهید که رضای خاطر من فراهم گردد دست اتحاد و یاری به یکدیگر دهید تا پیوسته روح و روان من از شما شاد باشد.
هرگز پای از دایره درستی و خدمت بیرون نگذارید اگر کارهای شما پیوسته در را عدالت و مهرورزی باشد دیری نمی انجامد که ارزش شما در میان مردم گسترش می یابد و قدرت شما روز به روز افزونتر می شود ولی اگر چنین نکنید روز به روز ضعیف تر می شوید و به پایان حکومت خود نیز نزدیک خواهید شد . از تاریخ درس بگیرید .انفاق در میان خانواده پادشاه بدون شک سلطنت و کشور را متزلزل می کند و ظلم و ستم دشمنی و کینه را ایجاد می کند.همیشه از کسانی عبرت بگیر ید که در زندگی سرافرازبودند و پای از راه عدالت و نیکی بیرون ننهادند. فرزندان من پس از مرگ بدنم را رد طلا و نقره و امثال آن نپوشانید.زودتر آن را در آغوش خاک کشورم بسپارید زیرا که مهد همه نیکی ها و ثروتها و زیباییهاست. من عمر خویش را در یاری به مردم سپری نمودم. نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که این امر برایم از همه لذتهای زندگی بالاتر بود. اکنون حس می کنم که روحم آهسته آهسته از بدنم دور می شود و بسی سبک شده ام.این راهی است که همه شما نیز خواهید رفت.اگر از میان شما کسی می خواهد دستم را لمس کند و فروغ چشمانم را ببیند نزدیک شوید زیرا پس از مرگ راضی نخواهم بود دور من گرد آیید حتی به شما فرزندانم نیز اجازه نمی دهم بدن بی روحم را نظاره کنید و آه بکشید.پس از مرگ من همه مردم ایران را برای شرکت در سر مزارم که پیکر بی جانم در آن خاک شده است فرا خوانید و از همگی پذیرایی نمایید. از هر شهری که آمدند بگذارید با رسومات و فرهنگ خودشان مراسم را اجرا کنند زیرا با این کار روح من در سرای ابدی بس شادمان و سربلند می شود.اینک برای آخرین بار می گویم که بهترین ضربتی که به دشمنان می توانید وارد کنید این است که : با دوستان خود با مدارا و نیکی رفتار کنید
زنده باد ایران و آریایی

391:

دريغ است ايران كه ويران شود
كنام پلگان و شيران شود

زبهر بر و بوم و فرزند خويش
زن و كودك و خرد و پيوند خويش

همه سر به سر تن به كشتن دهيم
از آن به كه كشور به دشمن دهيم

392:

تلاش كنيم گوگل بفهمد معادل انگليسي خليج فارس Persian Gulf است

در کاریشگفت،
مترجمگوگل واژه خلیج فارس را تنها به واژهخلیج
Gulf
برمیگرداند!!!

اگر دوستدارید، به نشانی زیر رفته


سپس رویپیوند

Contribute a better translation

کلیک کنید و در آنواژه درست


Persian Gulf


را واردکنید


بافرستادن این رایانامه به دیگر هم میهنان تلاش های موذیانه همسایگان تازه به دورانرسیده را دست کم در فضای مجازی ناکام گزاریم.

گویا ازیاد برده اند که روزگاری نه چندان دور سر بر آستان دربار ایران داشته اند و هنوزعمرشان کمتر از چنارهای خیابان ولی عصر است

393:

عمرابن خطاب در بامداد روز 27 ذوالحجه 23 هجري در محراب مسجد پيامبر مورد حمله مسلحانه مردي به نام فيروز كه كنيه عربي اش ابو لولو ولقبش مجوسي نهاوندي بود قرار گرفت . و در اثر زخمهائي كه بر او وارد آمد سه روز بعد درگذشت .

فيروز يك ايراني اسير شده و در بردگي مغيره ابن شعبه و بردين ايراني بود . مغيره به رسم ديرينه عربان با او قرارداد بسته بود كه برايش كاركند و درآمد روزانه اش را به خانه اش (خانه مغيره) تحويل دهد . فيروز از چهره هاي مرموز مدينه بود كه هيچگاه اصل او براي مردم مدينه معلوم نشد .

يك روايت طبري بنا برگفته هاي خود فيروز مي گويد . كه فيروز را يك بار روميان در جنگهاي روم و ايران به اسارت گرفته بودند و يك بار ديگر به اسارت عربان افتاد و در تقسيم اسيران سهم مغيره ابن شعبه شد .

منابع ما مي گويند كه عمر اجازه نمي داد هيچ برده شده عجم كه به سن بلوغ رسيده بود را به مدينه فرستاده اسكان دهند . مغيره ابن شعبه به عمر نوشت كه غلامي دارد كه هم نجار است و هم نقاش و هم آهنگر و از عمر اجازه خواست كه به خاطر آنكه اين غلام به كار مردم مدينه مي خورد . در مدينه اسكان يابد . و عمر اين اجازه را داد .

در گزارشها فيروز را از اسيران نهاوند ذكر كرده اند . ولي يك روايت طبري نشان مي دهد كه او پيش از سقوط نهاوند به اسارت افتاده بوده است . بنابر اين گزارش روزي كه برده شدگان كم سن و سال نهاوند را كه سهم خمس خليفه بودند و براي تقسيم كردن بين اصحاب پيامبر به مدينه فرستاده شده بودند . از كوچه ها مي گذراندند . ابولولو فيروز در كنار كوچه ايستاده بود و دست بر سر اين دخترها و پسرهاي برده شده مي كشيد و آه از دل بر مي آورد و مي گفت عمر جگرم را كباب كرد .

در باره تصميم فيروز به ترور عمر . نوشته اند كه روزي عمر در بازار مي گشت . ابولولو وي را ديد و گفت : اميرالمومنين . از دست مغيره ابن شعبه به دادم برس كه بار گراني از خراج بر من نهاده است . عمر پرسيد : خراجت چند است ؟ گفت روزي 2 درهم . گفت : پيشه ات چيست ؟ گفت هم نجارم . هم نقاشم هم آهنگرم . گفت : در قبال اين همه كار كه ميداني خراجت گران نيست . شنيده ام كه گفته اي اگر بخواهي ميتواني آسي بسازي كه با باد بگردد و گندم و جو آرد كند . گفت : آري چنين است . گفت : برايم آسي چنين بساز . گفت : اگر زنده در رفتم چنان آسي برايت بسازم كه در شرق و غرب جهان از آن حكايت كنند . عمر پس از رفتن فيروز به همراهانش گفت : اين غلام مرا تهديد كرد .

چند روزي بعد از اين گفتگو . فيروز در سپيده دمان وارد مسجد شد و درحالي كه عمر مشغول نماز بود چندين زخمه دشنه بر او زد و او را از پاي انداخت . و دوازده تن ديگر را نيز زخمي كرد يا از پا درآورد . و چون وي را گرفتند ضربتي به خودش زد و خود را كشت .

عمر چون به هوش آمد پرسيد كه چه كسي به او ضربه زده است . گفتند كه ابولولو غلام مغيره ابن شعبه بوده است . عمر گفت : (الله را شكر كه از دست كسي به جانم آسيب رسيده كه در عمرش يكبار هم سر سجده بر درگاه الله ننهاده است ) .

ولي آيا قتل شخصيتي چون عمر به اين سادگي صورت گرفته بود و يك نفر به نام فيروز با لقب ابولولو به صرف اينكه عمر به شكايتش بي توجهي نشان داده بود در يك حالت واكنشي دست به ترور او زده بود؟ فيروز سالها پيش از آن هم در مدينه بود .

اگر او اهل تاثيرپذيري آني بود زماني كه اسير شده بود ميتوانست با حيله ئي بر اسيركننده اش كه در ايران جنايتها كرده بود دست يازد و وي را بكشد و جان خودش را نيز در اين راه بدهد . ولي اين كار را نكرده بود و به اميدي يا به خاطر هدفي به زندگي در اسارت تن در داده بود و درسرش نقشه هائي كشيده بود . تا در فرصت مناسبي به مرحله عمل درآورد . و براي اجراي اين نقشه ترتيبي داده بود تا او را به مدينه بفرستند .

او مردي بود كه زنده ماندن در اسارت و ديدن شكست ايران را بر مردن ترجيح داده بود و در مدينه يك زندگي خفت بار را تحمل مي كرد . و براي عربها آهنگري و مسگري و نجاري ميكرد . و از آن همه هنري كه داشت كارش آن بود كه ديگ و ديگچه عربان را وصله بزند يا اينها را برايشان بسازد . او حتي آن قدر اهل مماشات نبوده كه با عربان بسازد و مثل هرمزان كه مسلمان شد مسلمان شود . بلكه ترجيح داده بود كه دين خودش را حفظ كند و درد و رنج ناشي از حفظ آن را نيز تحمل كند . كلام عمر تصريح دارد كه او در مدينه بر دين خودش مانده بود و به قول عمر ( يك بار هم براي الله نماز نگزارده ) بوده است .

چنين شخصي با چنين خصوصيات چند سال در زير اسارت ماند . و شايد انتظار داشت كه ايرانيان شكستهايشان را جبران كنند و ايران از چنگال آنان رهائي يابد .

394:

سلام بر دوستان عزیز

کوتاه میگم ولی بعد میام . از قدیم گفتن داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حسابه .
تا کی میخوایم برای افتخار کردن و نشون دادن خودمون، به کوروش و هخامنشیان و ... متوسل بشیم .؟ الآن چکاره ایم ؟ با خودمون چند چندیم ؟ تو این دنیا کجای کاریم ؟ از لحاظ فرهنگی ، سیاسی ، ورزشی ، اقتصادی و ...
ملاک وضعیت حال ماست .فعلا یکی از ملاک های سنجش سطح فرهنگ ما، نوع رانندگی و حجم پرونده های قضایی دادگاه های ماست !

خیلی عقبیم خیلی

بازم میام .

395:

مثل کوروش از مادر زاده نشده

هممون باید شرمنده کوروش باشیم که راهش و ادامه ندادیم و به این روز افتادیم

از بعده کوروش همچون اون ایران به خودش ندیده

396:

این تاپیک حال آدم را بد میکنه
مردم ما همیشه از یک طرف بام می افتند
همیشه یکی را پیدا میکنند که بهش تعصب افراطی بی دلیل داشته باشند
انگار تعصب تو خون این مردمه

397:

فقط می تونم به همه اونهایی که هنوز این مطالب براشون مهمه درود بفرستم
وبگم اینا تعصب نیست بلکله هویت ماست وبدون اون همونی میشیم که الان هستیم

398:


کوروشی که منشورش 500 سال قبل از میلاد مسیح دنیا رو ترکونده و دنیا می شناسنش و می خوای یادمون بره

به جاش احمدی ای که تو سازمان ملل همه وسط حرفاش پا میشن میرن و به یاد داشته باشیم ؟

کوروش و امیر کبیر و امثالهم مایه افتخارند و کاش بازم ایران همچین کسایی و به خودش ببینه

تا از این بدبختی و بی هویتی و عین یک جنازه متحرک زندگی کردن نجات پیدا کنیم

399:

مشکل اینجاست که تمام هم و غم ما اینه که به یک نفر افتخار کنیم
یک نفر غیر از خودمون!
من آنم که رستم بود پهلوان!!
بدبختی آدمها با افتخار کردن به بقیه حل نمیشه
باید خودت را باور کنی نه اینکه به انتظار منجی بنشینی!!!
من بی هویت نیستم شما را نمیدونم
من از هویتی که منشاش هر کس و هرچیزی جز خودم باشه استقبال نمیکنم
با افتخار کردن هیچ کس به هیچ جا نمیرسه
هویت دار هم نمیشه!
شرط میبندم نصف آدمهای این تاپیک از کوروش هیچ چیز جز نامی نمیدونند..

400:

كاملا موافقم چرا كسي از اشكانيان يا ساسانيان نميگه مسلما قلمرو مهرداد دوم چيز كمي نبوده كه دوستان

وسعت حكومت هخامنشيان رو پتك مي كنند

بيشتر اين ايران پرستي به جا مونده از دوران پهلويه

رضا خان و پهلوي همون سو استفاده ايي رو از تمدن و تاريخ ايران كردن كه بعد از انقلاب از دين و خدا شد

و مسلما يكي از دلايل گرايش به پرستش تاريخ مخصوصا سلسله هخامنشيان واكنش و عكس العمل به

حكومت فعليه كه خودشو اينجور بروز داده كه ما فلان بوديم الان اينجوريم پس بيا كوروش رو بپرستيم

و مسلما يه همچين حالتي بعدا براي دين هم پيش مياد كه منطقي نيست

هميشه ميگن تاريخ يك ايدئولوژي و حكومت رو دو نسل بعد از اون بخون چون خودش غلو مي كنه و بعدي هم
بي منطق مي كوبه و واقع گرا نيست

ولي كلان اينا يي كه گفتم هيچي از ارزش تاريخ ايران باستان كم نمي كنه فقط واقع گرا باشيم

401:


باید خودت را باور کنی نه اینکه به انتظار منجی بنشینی!!!.

با این جملتون موافقم ... اما نه اینکه یادی از اینها نکنیم

چطور میشه تو مسائل دینی مرجع تقلید داشت !؟

چرا ما از کارهای اونا و میهن پرستیشون درس نگیریم ؟

تو اینجور چیزا هم میشه ... امثال کوروش تو ایران کم نبودند ... حتی در جهان

اما این مهم که ما راجع به اونا بدونیم و عمل کنیم

دونستن خالی هم به درد نمی خوره

اینی که فقط کوروش کوروش کنیم میشه همون حکایت علی علی کردن همین حکومت فعلی

در صورتی که یک کلمه ی علی رو اجرا نمی کنند

اما فراموش کردن گذشته هامون فقط منجر به این میشه که کشورهایی مثل کره بیان تاریخ جعلی برای خودشون درست کنند

و با فیلمایی مثل جومونگ هویت ما رو ببرند زیر سوال

خاک بر سر مسئولان کشور از زمان شاه تا حالا که عرضه نداشتند حداقل حاکمان قدیم رو درست نشون بدن و فیلمی بسازن

فقط داریم خودمون و می کوبیم ... مثلا فیلم رضا شاه میسازم که آدم کثیف و عملی ای بوده و ...

هیچ وقت نمیایم بگیم چه کارای خوبی هم کرده

یا شاه و یا قاجار و ...

فقط بلدیم خودمون و بکوبیم (درست مثل کاری که شما قصد دارید انجام بدید)

چطور میشه تو مملکت خودمون تو تلویزیونمون کاری کنیم که قاجار و می بینی از ایرانی بودنمون حالمون به هم بخوره مخصوصا با حرم سراهاش

ولی نمی تونیم شکوه تخت جمشید و نشون بدیم ؟

فیلم کوروش و امثالهم رو بسازیم ؟

خدا وکیلی در طول سال تلویزیونمون چند بار تخت جمشید و نشون میده ؟

حالا بگو چند بار از بدیهای قاجار و پهلوی و ... نشون میده ؟

ما راه و گم کردیم که کشورایی مثل کره تاریخ جعلی میسازن و فیلماشون و می کنند تو پاچه ما و

مردمم استقبال می کنند و فکر میکنند کره ای ها کی بودن

گرفتی حالا مطلب و خانوم؟

402:

(به مناسبت شصت و سومین سالروز بازگشت آذربایجان قهرمان به مام میهن)

اشاره

21 آذر ماه 1388هجری خورشیدی مصادف است با شصت و سومین سالروز باز گشت آذربایجان تاریخی به ایران پس از یک سال جدایی نافر جام .

توطئه های انجام شده در آذر بایجان واقعی که در سال 1918 میلادی برابر با 1298 هجری خورشیدی با نام‌گذاري غیر واقعی و ضد تاریخی" جمهوری آذربایجان" برای سرزمین اران و شروان تاریخی بستر سازی شده بود،در سال 1945میلادی(1324 خورشیدی) به اشغال و جدايي يك ساله آذربايجان واقعي به مرکزیت تبریز از ايران انجامید که با همت غیور مردان ميهن‌دوست آذری، این غائله ضد ایرانیان تجزيه‌طلب با شکست رو به رو شد.

در جريان غائله آذربايجان در ايران (1325 ـ 1324 ش) "ميرتيمور يعقوب اف"، وزير امنيت جمهوری آذربايجان شوروي ( ایران شمالی ) به دستور "ميرجعفر باقروف"، دبير كل وقت حزب كمونيست آذربايجان شوروي، از عوامل تعيين‌كننده حركت « فرقه دمكرات آذربايجان» در ايران بود که با سران فرقه دموکرات آذربایجان یعنی پيشه‌وري، دانشيان، پادگان، كاويان، جهانشاهلو و ... تماس مستقيم داشت.

غائله ای بسیار عبرت انگیزکه به رغم خاطره تلخ یک سال جدایی تبریز قهرمان از ایران ،مقاومت دلیرانه و پیروزی بزرگ مردم غیور و ایران دوست آذربایجان در برابر اشغال گران بیگانه گرا را در تاریخ کهن زاد بوم ایران زمین، جاودانه ساخت.

متاسفانه چندی است مجددا شاهد گسترش تبلیغات و اقدامات خصمانه دشمنان تمامیت ارضی ایران با همان دستاویز های مجعول تاریخی گذشته هستیم که در راستای اهداف بلند مدت آمریکا و اسراییل در اجرای عملی طرح های بلند مدت تجزیه ایران از جمله نقشه "برنارد لوییس" قابل ارزیابی است .طرحی که در آن تجزیه شمال غرب ایران ، با تشکیل کشور به اصطلاح آذربایجان واحد مورد نظر است.
تاپیک میهن پرستان هم میهن
نقشه فاش شده برنارد لوییس برای تجزیه آینده ایران در آذربایجان و دیگر مناطق


تاپیک میهن پرستان هم میهن

نقشه سرزمین های تجزیه شده از ایران با قرار دادهای استعماری در طول 196 سال گذشته

بر این اساس انتشار مطالب خلاف واقع تاریخی در باره آذربایجان و جعل هویت تاریخی و سرزمینی آن سامان برای میهن دوستان ایرانی تبار شمال ارس بسیار نگران کننده است.در این برنامه های از پیش طراحی شده به ویژه در رسانه های گروهی،کتاب های درسی و تریبون های مختلف عهد نامه ننگین گلستان را پیمانی نامیده اند که بین دو کشور ایران و روسیه بسته شده تا سرزمین آذر بایجان را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کنند!! این در حالی است که واقعیت های غیر قابل انکار تاریخی می گوید نخست این که کل سرزمین های جداشده (17 شهر قفقاز) همواره از هویت تاریخی انکار نشدنی ایرانی برخوردار بوده و دوم این که آذربایجان تاریخی همواره در طول تاریخ به سرزمین های جنوب ارس اطلاق می شده و سرزمین های شمال ارس با نام اران،شروان و آلبانیای قفقاز در طول تاریخ ثبت و ضبط است.

مردم غیرتمند سرزمین های ایران شمالی به رغم این تبلیغات سنگین که به شدت و جدیت دنبال می شود هیچ گاه واقعیت های تاریخی که اسناد غیر قابل انکار آن بسیار است فراموش نمی کنند و به رغم علائق شدید باز گشت به مام میهن ،پیشینه هویتی خود را از یاد نمی برند و بر این باورند که سخنان جدایی طلبانه گروهک های افراطی پان ترکیست در انکار و تحریف واقعیت های هویتی آذربایجان و اران و شروان جز خدمت به اسرائیل و آمریکا بر ضد ایران هدفی را دنبال نمی کند.

این گرو ه ها که با حمایت های همه جانبه آمریکا و اسراییل آزادانه در آن سوی ارس به تبلیغات ضد ایرانی مشغولند سه هدف اساسی را دنبال می کنند.

1- حمله و توهین همه جانبه به زبان فارسی به عنوان زبان هویتی و ملی عامل اتحاد همه اقوام ملت ایران
2- انکار هویت تاریخی ایرانی مردم منطقه قفقاز و آذربایجان ، تنها به دلیل اختلاف زبانی موجود
3- القای وجود هویت نژادی غیر ایرانی برای مردم غیور آذربایجان واقعی و مردم شمال ارس

بر این اساس تبلیغات دولت باکو نیز برای بستر سازی جدایی آذربایجان از ایران در حول محور های زیر قابل جمع بندی است:

1-‹‹ معاهده گلستان به طوركلی برای مردم آذربایجان عواقبی منفی داشت زیراآذربایجان در واقع به دو قسمت بین دو امپراطوری روسیه و پرشیا (ایران) تقسیم گردیده است .››(!!!)

2-‹‹معاهده گلستان سر نوشت كنونی آذربایجان كنونی را بنیان گذاشت و آذربایجان در سال 1918 در اراضی تحت سلطه روسیه دولت خود را تاسیس نمود .››

3-‹‹ اگر آذربایجان شمالی نیز مانند آذربایجان جنوبی(واقعی) در تركیب پرشیا باقی می ماند ما اكنون در كشور مستقل زند گی نمی كردیم از این لحاظ ما می توانیم تا حدودی در باره نتایج مثبت معاهده گلستان نیز بحث كنیم .››

4- ‹‹ در حال حاضر دولت آذربایجان ادعای متحد شدن مجدد آذربایجان شمالی و جنوبی(واقعی) رادارد و این ایده قابلیت ادامه حیات دارد.››

بی شك اگر كسی آشنایی چندانی با تاریخ و جغرافیای منطقه نداشته باشد تصور می کند كه حتما در روزگار گذشته منطقه وسیعی به نام آذربایجان در دو سوی رود ارس وجود داشته كه حكومتی مستقل داشته و بر سر آن بین دو كشور ایران و روسیه جنگ رخ داده و عاقبت دو كشور با انعقاد قرار دادی بنام گلستان با تقسیم آن سرزمین به دو قسمت شمالی و جنوبی موافقت نموده اند كه قسمت جنوبی آن در ایران و قسمت شمالی در مالكیت روسیه قرار گرفته و اكنون قسمت واقع شده در مالكیت روسیه ؛ استقلال خود را باز یافته و در تلاش برای استقلال قسمت جنوبی می باشند .

اما با مروری بر کتاب های تاریخی گذشته و حال (البته غیر روسی) می توان در یافت آن چه تبلیغات دولت باکو و گروه های تجزیه طلب ضد ایرانی به اصطلاح هویت خواه بر آن استوار است صرفا اوهامی است كه به منظور تحریف اندیشه ملی شیعیان آن سوی ارس ترویج می گردند چراكه مروجان این مطالب بی اساس به خوبی از پیشینه و هویت ایرانی مردم این جمهوری آگاهی دارند و از تمایل مردم آن سامان برای بازگشت به هویت ایرانی خود کاملا مطلع هستند.

تحریف تاریخ و ادعاهای جعلی در کتاب های درسی دولت باکو

بعد از فروپاشی شوروی و استقلال اران با نام جمهوری آذربایجان، جریانات ضد ایرانی با حضور شخصی به نام "ابو الفضل ایلچی بیگ" قدرت را به دست گرفتند و دیگر بار جریان ایران ستیزی درآن سامان شروع شد ودستمایه این تبلیغات و جریان، همان ایده های شرق شناسان شوروی پیشین با نگاه کمونیستی بود که سعی می کردند با هر ترفندی بین ملت بزرگ ایران و مردم شمال ارس خطوط پررنگی را ترسیم کنند تا علاقه ای به زندگی مشترک و دوستانه بین این ملت واحد جدا افتاده از هم ایجاد نشود.

در کتاب های درسی جمهوری آذربایجان، ادعا شده است، 500 سال قبل کشوری به نام آذربایجان !وجود داشته که اردبیل و تبریز هم جزو آن بودند وایرانیان از زمان کوروش(بزرگ) به این سرزمین تجاوز می کرده اند!!

در این کتاب ها مزدک، کمونیست دانسته شده و از ازدواج با محارم به عنوان یک سنت بابکی ، دفاع شده است، همچنین از دوره چنگیز و تیمور به عنوان دوران طلایی تاریخ یاد شده است.

در کتاب ها ی درسی دولت باکو به 9 استان ایران ادعای ارضی شده و حتی جالب این که مازندران و گیلان هم جزو آذربایجان محسوب شده اند!!!.

همچنین درکتاب های درسی و رسمی "هنر" در جمهوری آذربایجان همه هنر ایران، آذری فرض و تعریف شده و حتی شاعران پارسی گوی چون مثل خاقانی و نظامی گنجوی (که زاد گاهش روستای تا در تفرش است) و خواجه نصیرالدین طوسی نیز ترک تبار فرض شده اند.

تاپیک میهن پرستان هم میهن

نقشه ضد ایرانی که آذربایجان تاریخی ایران را تجزیه وجزو قلمرو حکومت باکو نشان می دهد


هویت ایرانی سرزمین های جدا شده در جریان قراردادهای ننگین گلستان و تركمنچای

مالكیت ایران بر سرزمین های جدا شده از كشور ایران بزرگ به موجب قرادادهای گلستان و تركمانچای مساله ای نیست كه بتوان آن را انكار نمود ؛ همان طور كه بر اساس اسناد تاریخی ملاحظه گردید اكثر شهرهایی كه توسط مورخان و جهانگردان معرفی شده اند به عنوان شهرهایی از یك اقلیم ایرانی از آنها نام برده شده است که بعدها به موجب عهدنامه گلستان در سال 1813 میلادی از ایران جدا گردیده اند .

در فصل سوم عهدنامه تحمیلی گلستان كه در سال 1813 م پس ازجنگ های دوره اول روسیه علیه ایران بین دو كشورمنعقد گردیده است چنین آمده است : ‹‹ اعلیحضرت قدر قدرت ، پادشاه اعظم كل ممالك ایران به جهت ثبوت دوستی و وفاقی كه به اعلیحضرت خورشید مرتبت امپراطور كل ممالك روسیه دارند به این صلحنامه به عوض خود و ولیعهد ان عظام تخت شاهانه ایران ، ولایات طالش را با خاكی كه الان در تصرف دولت روسیه است و تمامی داغستان و گرجستان و محال شوره گل و آچوق باشی و گروزیه و منگریل و آبخاز و تمامی اولكا و اراضی كه در میانه قفقاز و سرحدات معینه الحالیه بود و نیز آنچه از اراضی الی كنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالك ایمپریه روسیه می دانند .››

به موجب این فصل از عهد نامه گلستان مناطق عمده ای شامل گرجستان ،ولایات ساحلی دریای سیاه ،باكو، دربند ،شیروان،قره باغ ،شكی ، گنجه ،مغان و قسمت علیای طالش از ایران منتزع گردیده است .

همان طور كه از فصل سوم بر می آید مناطق مندرجه دراین قسمت جزء مملكت ایران محسوب می گردید كه از ایران جدا شده است دلیل این گفته این كه اگر امپراطوری قدرتمند روسیه در زمان انعقاد عهد نامه مناطق فوق را جزء خاك كشور ایران نمی دانست چه نیازی به انعقاد قرارداد و گرفتن تاییدیه مبنی برواگذاری این سرزمین ها از دولت تضعیف شده ایران آن زمان داشت ؟آیا این مطلب به تنهایی نمی تواند حاكی از ایرانی بودن سرزمین های فوق الذكر باشد ؟

مطلب دیگر این كه اگر انعقاد عهدنامه گلستان ،طبق ادعای دولت باکو به منظور تقسیم سرزمینی به نام آذربایجان به دوقسمت جنوبی و شمالی بوده كه قسمت جنوبی آن به ایران واگذار شده است چرا در این قرار داد به این موضوع اشاره نشده و اگرعهدنامه گلستان ، قرار دادی برای تقسیم خاك آذربایجان بین ایران و روسیه بوده چرا در این قرار داد هیچ اشاره ای به سهم ایران و حدود جغرافیایی این سهم خیالی نگردیده است؟

حدود تاریخی آذربایجان واقعی کجا است؟

تحریف مهمی که همواره توسط دشمنان ایران بدان دامن زده شده این است که نام سرزمین های جداشده از ایران را در راستای اهداف موهوم خود عوض کنند.بر همین اساس نام تاریخی و ثبت شده اران و شروان در سال 1918 به جمهوری آذربایجان تغییر داده شد، و با ترویج این نام امروزه نام غیر واقعی آذربایجان شمالی را ابداع کرده اند تا به زعم آنان به نتیجه منطقی اطلاق آذربایجان تاریخی به آذربایجان جنوبی و در نهایت هدف شوم تجزیه این منطقه تاریخی از ایران دامن بزنند.

این در حالی است که حدود و ثغور آذربایجان و ارّان (جمهوری کنونی آذربایجان) در متن های تاریخی به دو سرزمین متفاوت و جدای از هم اطلاق می گردند. به نحوی که حدود آذربایجان در این مراجع و کتاب ها هیچ گاه، بخشی از سرزمین های قفقاز دانسته نشده و به هیچ روی در گذشته های دور و نزدیک به سرزمین هایی که در شمال رود ارس واقع هستند "آذربایجان" گفته نشده است.

در منابع معتبر تاریخی و آراء جغرافیدانان و مورخان بزرگ یك مساله مشخص و مبرهن است و آن این كه سرزمین های شمال ارس تحت عنوان آلبانیای قفقاز یا اران و شروان غیر از آذربایجان بوده است و آذربایجان صرفا به سرزمین های جنوب ارس اطلاق می گردیده است .

اصطلاح آلبانیای قفقاز در نوشته های جغرافی نگاران مختلف به شكل های مختلف آمده است،مورخان و جغرافی نگاران یونانی و بیزانسی این سرزمین را آلبانیا ، جغرافی نگاران ارمنی نام این سرزمین را آغوان و آلران و جغرافی نگاران مسلمان نام آن را الران و اران نامیده اند .


"استرابون" مورخ و جغرافی نگار معروف چنین می نویسد : ‹‹ آلبانیا سر زمینی است كه از جنوب رشته كوه های قفقاز تا رود كر و از دریای کاسپین تا رود آلازان امتداد دارد و از جنوب سرزمین ماد آترو پاتن محدود است .››

از این نوشته یك نكته مسلم می گردد و آن این كه آلبانیای قفقاز عنوان آذربایگان (آذربایجان) نداشته و با آن نیز یكی نبوده است .

2-کتاب "البلدان"، از ابن فقیه ابوبکر احمد بن اسحاق همدانی که از جغرافی دانان مشهور بود و در 290ه ق، این کتاب را تالیف کرد. در ترجمه مختصر حسن مسعودی از البلدان از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ،سال 1349هجری خورشیدی، در صفحات 128 و 130 به طور آشکار و صریح آمده است:
"آذربایجان از یک سو رود ارس و از سوی دیگر مرز زنجان و حدود دیلمستان و طارم و گیلان را شامل می شود."

3-" اصطخری "كه از جهانگردان قرن های سوم و چهارم هجری قمری بود و در سال 346هجری قمری در گذشت به هنگام یاد كردن از آذربایجان و آران آن ها را جدا گانه نام می برد و در كتاب خود با موضوع المسالك و الممالك بخشی را با عنوان ‹‹ صورت ارمنیه ،اران و آذربیجان ››آورده است .او نیز همانند مورخان وجغرافی نگاران دیگر از قبیل مقدسی ،ابن حوقل و ابن فقیه اران را از آذربایجان جدا می داند و شهرهای آران را چنین می نامد ‹‹بیلقان، ورثان ،بردیج ، (برزنج)، شماخی ، شیروان ، آبخاز ، شابران ،قبله ، شكی ، گنجه ، شمكورا››

4- کتاب "صورة الارض"، نوشته ابن حوقل ابوالقاسم محمد بغدادی، منصوربن نوح سامانی که در نیمه اول سده چهارم هجری نگاشته شده است. ترجمه دکتر جعفر شعار از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، سال 1345هجری خورشیدی. در صفحه 82کتاب در نقشه ای که از سرزمین های ارمنستان، آذربایجان و اران ارائه کرده است رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته و می نویسد: "مرز ناحیه ی الران از طرف جنوب رودخانه ارس در ساحل آن شهر ورثان است. "و در صفحه 95، فروانروایان اران را تابعان امیران آذربایجان نوشته است.

5- در "نزهة القلوب" از حمدلله مستوفی به اهتمام دکتر دبیر سیاقی، تهران، 1336 هجری خورشیدی ، ص35، نام شهرهای آذربایجان چنین آمده است:
"تبریز، اوجان، طسوح، اردبیل، خلخال، دارمرزین، شاهرود، انار، مشکین آباد، ارجاق، اهر، تکلفه، خیاو ، درآورد، قلعه کهران، کلیبر، گیلان، فصلون، مردان قم، نوذر، خوی، سلماس، ارومیه، اشنویه، سراو(سراب)، میانج(میانه)، کومرود، مراقه، دهخوارقان، نیلان، مرند ، دزمارزنجان، زنور، آزلو، ماکو." ص 85 و 132

6- کتاب "احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم" به زبان عربی تالیف شمس الدین ابو عبدلله محمد بن احمد بن ابی بکر البناء البسار مقدسی (چون در بیت المقدس متولد شده به مقدسی شهرت یافته است)، تولد 345ه.ق. وفات 375 یا 381 ه. ق. ،سیاح و جغرافی نویس دوره سامانی، چاپ لندن، 1906میلادی، در صفحه 259 نوشته است:
"اران سرزمینی است جزیره مانند، میانه ی دریای خزر(کاسپین) و رود ارس که رودخانه ی نهرالملک (رود کورا) از طول آن را قطع می کند. مرکز آن بردعه و شهر های آن تفلیس، قلعه، خنان، گنجه، شمکو، بردبج، شماخی، شیروان، شابران، دربند، قبله شکی و ملازگرد (بلاش کرت)".

7- کتاب "المسالک والممالک". نوشته ی ابوالاسحاق ابراهیم اصطخری، به کوشش ایرج افشار، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1347 هجری خورشیدی ، در صفحه 176 آورده است: "میان آذربایجان و اران رودی است که آن را ارس گویند. آن چه در شمال و مغرب این دو رود نهاده است از "اران" و آن چه در سوی جنوب قرار گرفته است از اذربایجان است."

8- در کتاب "المعجم البلدان" نوشته شهاب الدین ابو عبدلله یاقوت ابن عبدالله حموی بغدادی، مشهور به یاقوت ابن عبدالله حموی، وفات 626ه ق، چاپ لایپزیک آمده است:
"اران اقلیمی است مشهور که هم مرز آذربایجان است و رود ارس میان آذربایجان و اران است." صفحه183

9- کتاب "تقویم البلدان"، در جغرافیا، اثر ابوالفداء اسماعیل ابن علی ابن محمود ابن عمر ابن شاهنشاه ابن عیوب، ملقب به عماد الدین، مورخ و جغرافیا دان (تولد دمشق 672 ه.ق. ؛ وفات 722ه.ق.).

در صفحه 376می نویسد:
"اران اقلیمی است مشهور که هم مرز آذربایجان است."

10-"یاقوت حموی" كه در قرن هفتم هجری قمری زندگی می كرده است در كتاب معجم البلدان در خصوص اران چنین نوشته است : "اران نامی است ایرانی ،دارای سرزمینی فراخ و شهرهای بسیار كه یكی از آنها جنزه است و این همان است كه مردم آن را گنجه گویند و بردعه و شمكور و بیلقان (از شهرهای دیگر اران است) و میان آذربایجان و اران رودی است كه آن را ارس گویند آنچه در شمال و مغرب این رود نهاده است از اران و آنچه در جنوب قرار گرفته از آذربایجان است" .

11- "برهان قاطع" نوشته محمد حسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان، به اهتمام شادروان دکتر محمد معین. در جلد1، از چاپ دوم، سال 1361هجری خورشیدی، صفحه 96، در قرن یازدهم هجری قمری می نویسد: "ارس به فتح اول و ثانی و سکون سین بی نقطه، نام رودخانه ای است مشهور که از کنار تفلیس و ما بین آذربایجان و اران می گذرد."

12- " تاریخ عالم آرای عباسی"،نوشته اسکندر بیک منشی، که در روزگار صفویان می زیسته است. در صفحات 1 تا 16 از آذربایجان ،جداگانه نام برده است و از "شروان، اران و گرجستان" جداگانه یاد کرده است. او این کتاب را در 1308ه ق به پایان رسانیده است.

13- در همین رابطه "احمد کسروی" در کتاب "شهریاران گمنام" می نویسد: "...ندانسته ایم که برادران ارّانی ما که حکومت آزادی برای سرزمین خود برپا کرده و می خواستند نامی بر آنجا بگذارند، برای چه نام تاریخی و کهن خود را کنار نهاده، دست یغما به سوی آذربایجان دراز کرده اند و چه سودی را از این کار شگرف خود امیدوار بودند؟ با این امر، برادران ارّانی ما در آغاز زندگی ملی و آزاد خود، پشت پا به تاریخ گذشته ی سرزمینشان می زنند و این خود زیانی بزرگ است و آنگاه تاریخ چنین کار شگفت سراغ ندارد." ص 265، انتشارات امیرکبیر،1335هجری خورشیدی

14- استاد "بارتولد" دانشمند روس كه مدتی ازعمرش را در وزارت امور خارجه روسیه و خدمت در كارهای سیاسی گذراند به صراحت این نكته را اعتراف کرده كه نام و عنوان آذربایجان قفقاز تنها پس از انقلاب ( انقلاب بولشویکی روسیه در سال1917میلادی )به كار گرفته شده است.

هم چنین ایشان پیرامون علت گذاردن نام آذربایجان بر قفقاز چنین می نویسد : ‹‹ نام آذربایجان برای جمهوری آذربایجان از آن جهت انتخاب شد كه گمان می رفت با برقراری جمهوری آذربایجان ؛ آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یكی شوند ».“Bartold v.v., Sochinenilia, Tom ,chast 1 .moskva,izdatolstvo vostachnoi literatury,) 1983,) str, .782

پیامد های تغییر نام اران و شروان تاریخی

اران و شروان تاریخی که از سال جدایی از ایران(1813 میلادی) به مدت 105 سال با نام persidesky یا منطقه ایرانی نشین نامیده می شد به يكباره در سال 1918 میلادی به نام يكي از بزرگ ترين و مهم ترين ولايات ايران نام‌گذاري شد که از همان آغاز شايبه توطئه چشمداشت به سرزمين‌هاي ايراني را براي انديشمندان دور اندیش ايراني به همراه داشت به گونه‌اي كه بلافاصله با واكنش‌هاي تند همراه با نگراني بزرگاني ميهن‌دوست چون ملك‌الشعراي بهار و علامه دهخدا روبه‌رو شد.

اين بزرگان ایران دوست، در حالي كه دولتمردان آن روز ايران در خواب غفلت بودند، با هوشیاری و با آینده نگری صحیح در مقاله‌هاي متعددي در روزنامه‌هاي معروف آن عصر ایران همچون ((رعد»، «نوبهار» و «ايران» در فاصله سال‌هاي 1296 تا 1298 خورشيدي یاد آور می شدند که مصادره نام يكي از ولايات ايران{آذر بایجان} در آن سوي مرز و به منطقه ای که از نام دیگری در طول تاریخ بر خوردار بوده، در آينده تماميت ارضي آذربايجان واقعي به مرکزیت تبریز را در معرض تهديد جدي قرار خواهد داد و تاریخ برای ما اثبات کرد که این گونه نيز شد.

با تشكيل حزب فاشیستی پان‌تركيست با نام «كميته مساوات» در باكو، فعاليت‌هاي ضدايراني دولت باكو با حمايت دولت عثماني شكل جديدي به خود گرفت. با اين حال، سران اين حزب كه در آغاز فعالیت های خودبه دنبال يافتن جايگاهي منطقه‌اي بودند، با عوام‌فريبي كوشيدند نگراني ايرانيان را براي اطلاق نام جمهوري آذربايجان به اران و شروان تاریخی بي‌مورد نشان دهند.

اين‌گونه بود كه محمدامين رسول‌زاده، از سران كميته مساوات، در پاسخ به اعتراض ايرانيان در 90 سال پيش نوشته است:"... از ما چرا ظنين هستيد؟ بايد تصور كنيم چنين گمان كرده‌اند كه از گرفتن نام آذربايجان كه اسم يك ولايت ايران است، به مسماي آن [منظور آذربايجان واقعي در ايران] نيز ما چشم داريم ... دعوي مختاريت آذربايجان به هيچ وجه به جنوب ارس راجع نيست. باز بالفعل اين را اثبات مي‌كنيم ... "
(روزنامه ايران،شماره439ـتاريخ26ثور(ار دیبهشت)1298خورشيدي)

رخدادهاي بعدي اما اين را نشان داد كه رهبران ضدايراني باكو از اين تغيير نام، تنها و تنها هدف توسعه‌طلبانه و جدايي آذربايجان واقعي از ایران را با نام جعلي و ساختگی آذربايجان جنوبي در سر مي‌پرورانده‌اند و درواقع به رغم ادعاهاي رسول‌زاده، پیش بینی های امثال دهخدا و ملک الشعرای بهار درست از آب در آمدو تاریخ اثبات کرد که آن ها:
)بالفعل اثبات كردند)كه با جعل نام آذربايجان به (مسماي آن){یعنی معنی و مفهوم تغییر نام آذر بایجان} نیز چشم داشته‌اند.

پس از جا انداختن نام جعلی جمهوری آذربایجان در آن سوی مرز های ایران درسال های پس از 1918 میلادی،در مرحله بعدی تبیین و تبلیغ تئوری تجاوز کارانه و توسعه طلبانه «آذربایجان واحد» از سوی دشمنان ایران زمین مورد توجه جدی و سرمایه گذاری قدرت های بیگانه قرار گرفت.

آن ها با اجرای این طرح‌ اهداف داخلی و خارجی متعددی را دنبال می‌کردند که بیشتر این اهداف هنوز هم دنبال می شوداز جمله:

1- جایگزین کردن احساسات ضد ایرانی به جای احساسات ضد روسی در بین مردم مناطق جدا شده از ایران و به ویژه مسلمانان قفقاز. کمونیست‌ها (روس ها و کارگزاران آن ها در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی) به شیوه‌های مختلف از جمله جعل و تحریف گسترده تاریخ، این فکر ساختگی را تبلیغ می‌کردند که طی قراردادهای گلستان و ترکمان‌ چای «آذربایجان واحد!» بین تزارها و فارس‌ها تقسیم شد و برای بهره‌گیری و برخورداری مردم آذربایجان [واقعی در ایران] از مزایای زندگی کمونیستی و اشتراکی، باید آذربایجان ایران به آذربایجان شمالی (جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی) ملحق شود!

2- اجرای بخشی از استراتژی کلان روس ها جهت فراهم کردن زمینه نزدیک تر شدن قدم به قدم به آب های گرم خلیج فارس با تصرف و جدا سازی آذربایجان واقعی از خاک ایران.

3- ایجاد تغییرات فرهنگی در قفقاز و ایران شمالی به سود فرهنگ روس و بر ضد فرهنگ اسلامی و ایرانی . مانند مبارزه همه جانبه با زبان و واژگان فارسی ، نابودی مدارس دینی و پیشگیری شدید از ترویج معارف اسلامی و تربیت دین شناسان، تغییر الفبا و بیگانه کردن نسل جدید مسلمانان قفقاز از تاریخ و پیشینة فرهنگی و دینی ایرانی و اسلامی خود و هویت سازی دروغین برای آنان.

4- ایجاد گسست فرهنگی میان ایران و قفقاز و به خصوص میان ایران و مسلمانان آذری جدا شده از ایران که علی رغم جدایی جغرافیایی، از لحاظ مذهب، زبان، فرهنگ و پیشینه ادبی وتاریخی جزیی از ملت ایران محسوب می‌شدند و شاعران بزرگی مانند نظامی گنجوی و خاقانی شروانی در میان آن ها برخاسته است. نکته قابل تأسف این که در سایه تغییر الفبا و سیاست‌های جدایی فرهنگی اعمال شده از سوی روس ها، امروز مردم ایران شمالی حتی توانایی روخوانی اشعار این بزرگان را که به زبان فارسی است ندارند!

5- مشغول کردن مقامات و مسوولان ایرانی به رفع خطر تجزیه مجدد ایران و به انفعال کشاندن آنان در قبال سرنوشت مردم ایران شمالی و باز پس گیری سر زمین های جدا شده از ایران.

6- استفاده از اندیشه «آذربایجان واحد!» والبته تجزیه ایران به عنوان اهرم فشار برای اخذ امتیازهای اقتصادی و سیاسی از ایران به ویژه در دوران جنگ سرد و رژیم پهلوی که حکومت ایران متکی به آمریکا بود.

سند زیر، یکی از صدها سند تاریخی مربوط به فعالیت های انجام شده توسط ضد ایرانیان آن سوی ارس برای تشکیل به اصطلاح آذربایجان واحد است که در کتاب«اسناد روابط ایران و شوروی در دوره رضاشاه / 1304 ـ 1318 هـ. ش» توسط سازمان اسناد ملی ایران به سال 1374 چاپ شده است.

این سند گزارش کنسولگری ایران در ایروان به اداره دوم سیاسی وزارت امور خارجه ایران است که در تاریخ 14 آذر 1305 هجری خورشیدی نوشته شده و در صفحات 12 و 13- کتاب ، متن این سند بدین قرار است:
اداره دویم سیاسی، سواد راپرت قنسولگری ایروان، 14 آذر 1305{ خورشیدی}، نمرة 1810

"از قرار اطلاع خصوصی که به این قنسولگری رسیده، چندی است در آذربایجان قفقاز کمیته‌ای تشکیل شده که مرام آن ها یکی نمودن آذربایجان ایران با آذربایجان قفقاز است. به عبارت اخری کمیتة مزبور در تحت این عنوان که چون اهالی آذربایجان ایران و قفقاز هر دو از طایفة مغول [؟!] بوده، قومیت و ملیت آنها یکی است و به کلی از ملت فارس مجزا می‌باشند. لذا می‌بایستی این دو قسمت باهم متحد گشته، یک حکومت جمهوری شوروی تشکیل دهند و برای نیل به این مقصود هم کمیتة مزبور مشغول عملیات شده، در هر یک از حکومت‌های متحده قفقازیه مثل تفلیس، ارمنستان، نخجوان و غیره شعبه تشکیل داده، همه وقت مبلغین نیز با وجه به تبریز اعزام می‌دارند.

چندی قبل هم شخصی موسوم به "کریم کریم اف" را با یک نفر زن یهودیه و مقداری وجه برای تبلیغ به تبریز اعزام داشته بودند که مشارالیه چندین کرت به تبریز رفته و مراجعت کرده است. نظر به اهمیت موضوع حسب الوظیفه مراتب را به عرض رسانده..."

پیشینه تاریخی علائق بازگشت به مام میهن

با وجود تبلیغات فراوان و وارونه نمایی های تاریخ در آن سوی ارس گرایش مردمی به ویژه شیعیان آن سامان همواره رو به ایران بوده است و استنادات تاریخی زیادی در این علائق وجود داشته که چند نمونه آن در پی می آید:

1-پس از جنگ های ایران و روس ، شیعیان قفقاز همواره آرزو داشتنه اند به ایران بپیوندند و در جمع خانواده قدیم خویش زندگی كنند . به همین منظور در جریان نهضت مشروطیت در ایران شور و شعفی فوق العاده ابراز داشتند ؛ متفكران ،شاعران و نویسندگان قفقازی گرایشی فراوان نسبت به مشروطیت از خود نشان دادند و حتی گروهی از رزمندگان پای در میدان نبرد گذاردند و با مستبدان به پیكار برخاستند كه متاسفانه با شكست نهضت مشروطیت آرزوی آنان در خصوص پیوستن مجدد به ایران بر آورده نشد.

2-در طی جنگ جهانی اول(1918-1914) ، مردم نخجوان با امضاء ده ها هزار نفری طوماری از ایران خواستند كه نخجوان به ایران ملحق گردد كه متاسفانه با کارشکنی انگلیس از طرح این موضوع توسط دولت وقت ایران در مجمع سران کشور های جهان جلو گیری شد. این مورد نشان دهنده تجربه تاریخ زندگی اهالی آن دیار در سایه حكومت ایران قبل از اشغال روسیه می باشد.

3-در فاصله سقوط نظام امپراتوري روسيه و استقرار نظام جديد كمونيستي، و به ویژه با وعده لنین مبنی بر الغای قرار دادهای استعماری دوره تزاری (از جمله قرار دادهای گلستان و ترکمان چای) فرصت تاریخی براي بازگشت ایران شمالی به میهن عزیز ما فراهم آمد، ولي در غفلت سران بي‌كفايت قاجار براي بازپس‌گيري اين منطقه، اين ميدان،‌ عرصه تاخت و تاز امپراتوری عثماني قرار گرفت و گروهي از انديشمندان و آزادي خواهان قفقازي، با حمايت و پشتيباني قدرت‌هاي منطقه‌‌اي، حكومتي با نام جمهوري آذربايجان در منطقه اران و شروان تاريخي راه‌‌اندازي كردند.

4-در سال 1918 میلادی (1297هجری خورشیدی) هنگامی كه عمر حكومت تزاری پایان یافت و حكومتی با نام جمهوری مستقل آذربایجان در ایالت آران وشروان تشكیل شد زمانی كه گروهی از تهران برای پی ریزی روابط روانه باكو شدند بسیاری از دولتمردان و چهره های متنفذ جمهوری نو پا پیشنهاد كردند كه این كشور به صورت كنفدراسیون در تركیب جغرافیای سیاسی ایران قرار گیرد كه متاسفانه در آن مقطع عملی نشد..

5-فرصت تاريخي دیگر بازپس‌گيري سرزمين‌هاي آن سوي ارس به مام ميهن، در آستانه فروپاشي شوروي سابق در ژانويه 1991میلادی بود كه متأسفانه این بار هم ايرانيان از اين فرصت تاريخي استفاده نكردند؛ واقعه معروف 31 دسامبر 1990میلادی و سرازیر شدن مسلمانان آذری از آن سوی ارس به سوی مرزهای ایران ، تبلور آرزوی تاریخی مردم مظلوم ایران شمالی بود . ایرانی تبار های های آن سوی ارس گروه گروه در کنار مرزهای ایران وکرانه ارس تجمع کرده و با شعار های الله اکبر ، لا اله الا الله همبستگی خود را با ایرانی ها ابراز داشتند . صدها تن از عاشقان ایران بی واهمه خود را به امواج سرد ارس می زدند تا بوسه بر خاک ایران بزنند و با برادران دینی خود در این سوی ارس هم آغوش شوند فرصتی بسیار مهم که متاسفانه جدی گرفته نشد.....

سخن پایانی

سخن پایانی این که آذربایجان به عنوان سر ایران و قفقاز به عنوان تاج ایران در طول تاریخ همواره نقشی سترگ در حفاظت و بقای هویت و ملیت و مذهب ایران زمین در بر داشته اند و آگاهی کامل و دفاع به موقع از هویت و یاد آوری پیشینه واقعی تاریخی منطقه می تواند دشمنان ایران را در ایفای توطئه های تجزیه طلبانه خود و اربابانشان مایوس نماید.

آذري هاي ايراني که از ميان آنها مردان بزرگي مانند شيخ محمد خياباني، ثقه الاسلام، ستارخان،باقر خان، شهيد باکري و … برخاسته و تا پاي جان از اسلام و تماميت ارضي ايران و آزادي آن دفاع کرده اند، مي توانند نزدیکی هرچه بیشترايراني تباران آن سوي ارس را که تا 196 سال پيش شهروندان ايران بودند، با ایران قدرتمند موجب شوند.

با وجود تلاش روس ها در ادوار مختلف جهت حذف و تحریف آثار تاریخی تمدن ایرانی و به فراموشی سپردن هویت ایرانی آن سامان که این تلاش ها حتی بعد از استقلال از اتحاد جماهیرشوروی نیز ادامه یافته هنوز می توان آثاری از هویت و فرهنگ و حتی معماری ایرانی را در آن سامان مشاهده نمود. از همان زمان جدايي ، حرکت ايران گرايانه آن مردم در ادبيات و شعر شاعران آن سو و اين سوي ارس انعکاس داشته است . اين حرکت در ادبيات و آثار نخبگان آذري ايراني نيز انعکاس داشته است . چنان که در اشعار مرحوم استاد شهريار نيز ابيات فراواني در توصيف قفقاز و باکو ، پيوستن سرزمین های جدا شده به ايران ،و درباره دعوت از مردم غيور قفقاز براي قيام عليه کفر و استبداد وجود دارد . متاسفانه اين حرکت فقط در ادبيات و کتاب هاي تحقيقي و تاريخي بازتاب و بروز داشته و به صورت يک حرکت عملي و اجتماعي فرصت ظهور نيافته است.با این حال پس از تبلیغات همسایه شمالی علیه ایران مردم ایران طرح ابطال قرارداد استعماری گلستان را مطرح کردند و آشکارابه هم میهنان آن سوی رود ارس این چنین پیام دادند :

"آذری هم وطن نرمیز باکی دا , نخجواندا , شیرواندا , گنجه , دربند , قره باغ یا شیانتار بیر زمان قرارداد گلستان 99 یاشی بیز تحمیل اولمشدی , کوتاردی وبیر قرن گچیب , الان اوزمان گلیب که گیند قدیم زمان نار کمین باهم اوز وطنیمیز ایراندا بیربیر یمیزین یانوندا اولاخ و قدیم حد و حدود استعماری مرزلر گوتراخ بیزیم گجا سرزمین گوزلری یولدا و منتظردی بیزیم اوشاقلار هر دیلینن هر فرهنگ و هر دینین بیر بیرن یتیش سین . عزیز وطنمیز گوزلری یولدا . "

( هم میهنان آذری زبان ساکن باکو , نخجوان , شیروان , گنجه , دربند , قره باغ و . . . پس از اتمام قرارداد تحمیلی 99 ساله گلستان و دوری این یک قرن گذشته اکنون زمان آن فرا رسیده است که باردیگر همچون گذشته در میهن خود یعنی ایران در کنار یکدیگر باشیم و مرزهای استعماری گذشته را برداریم . سرزمین کهن ما در انتظار پیوند دگرباره فرزندان هم کیش و هم فرهنگ خود است. وطن ما چشم به راه شماست . )

403:

نوشته اصلي بوسيله misagh .ir نمايش نوشته ها
.. امثال کوروش تو ایران کم نبودند ... حتی در جهان

تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

آيا كشتی نوح وجود داشته است ؟
کارنامه تمدن اسلامی
تحریف کتاب های مقدس ( انجیل و تورات )
جامعه مسلمانان اهل کتاب
سوالات شیعیان از اهل سنت
آیا امامت شیعه از طریق آیات محکم قرآن قابل اثبات است؟

هرروز یک آیه
نظرتان در مورد قمه زنی چیست؟
نظر اسلام در مورد موسیقی
مطالبی پیرامون احوال و فتنه های آخر الزمان و حضرت مهدی
بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث
یا علی
*