اعراب با ایران چه کردند؟ 



x

اعراب با ایران چه کردند؟



چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)
ارتباط با مدیریت تالار تاریخ و فرهنگ
ایران و مسئله ای به نام پان
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

قدرت نظامی ایران و مقایسه با کشورهای رقیب
حکومت سوریه و معارضین
شکست سامانه ضدهوایی گنبد آهنین(Iron Dome) رژیم صهیونیستی
جنگ ايران و اسرائيل (پيام راشل كوري 2)
حمله اراذل و اوباش به محمود کریمی و ماجرای تیراندازی
آینده سوریه را چگونه پیش بینی می کنید ؟
حمایت از ما | مشهدهاست
`

اعراب با ایران چه کردند؟




اعراب با ایران چه کردند؟
در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند.


بسیاری از ما از جنایت اعراب کم و بیش شنیده ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند. اما از اسناد و جزئیات این وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند و اسلام را پذیرفتند. در آن دوران وحشتناک، نپذیرفتن اسلام به معنی از دست رفتن جان و مال و ناموس بود




اسناد جنایات اعراب در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار می‌کند. اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان از جمله این جنایت بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می‌کشتند تا جوی خون برانند.




ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب مسلمان در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت‌ها؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می‌نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بی‌شمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند. شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی ‌به فروش رسیدند؛ با زنان دربند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته‌ی بسیار بر جای نهادند.

پس از تسلط اعراب نیز ایرانیان هرگز دست از مقاومت در برابر آنان بر نداشتند. درطول سالهای اشغال در همه شهر‌ها و ولایات ایران؛ اعراب مسلمان با مقاومت‌های سخت مردم روبرو شدند. در اکثر شهرها؛ پایداری و مقاومت ایرانیان بیرحمانه سرکوب گردید که به موارد ذیل می‌توان اشاره کرد:



در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد (سردار عرب) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان (یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار (یک میلیون) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. (کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاریخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)

در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره (سردار عرب) در این جنگ چشمش را از دست داد. مردم جنگیدند و پایمردی کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود.(کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)



در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا (سردار عرب) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه 116 -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه 2011)



در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد‌ها به «رود خون» معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید «چندان از آنها بکشم که خون‌هاشان را در رودشان روان کنم» و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد «گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می‌آوردند و در رود گردن می‌زدند» مغیره گوید که «بر رود؛ آسیاب‌ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ 123)



در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خودداری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶)



در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه‌ی اسلام به بهانه (دادرسی) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان‌های متعددی جمع کردند و سپس مردم را یک‌یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند ... و دیه‌ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می‌بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹)



در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه‌ی مردم شهر را بجز یک صد نفر؛ کشتند. (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)



در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه «آنروز از وقت صبح تا نماز شام می‌کشتند و غارت می‌کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282)



در حمله‌ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب (سعید بن عاص) از وحشت؛ نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان «امان» داد و سوگند خورد «یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت» مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: «من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸)



پس از فتح "استخر" (سالهای 28-30 هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم"استخر" را محاصره کنند. مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم "استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی‌رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته" بودند بیرون از مجهولان .(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه 135-- کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)



رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 215)



مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند. (کتاب تاریخ یعقوبی صفحه 62 -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)



جنایات اعراب تنها به این شهر‌ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه‌ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می‌کند.



در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می‌گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند. فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می‌کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می‌خورند. از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.


برگرفته از:
کتاب تاریخ طبری - محمد بن جریر طبرى – بازگردان ابوالقاسم پاینده- چاپ پنجم 1375 ،ناشر اساطیر
کتاب فارس نامه ابن بلخی, ناشر بنیاد فارس شناسی - چاپ 1374
کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران -تالیف عبدالعظیم رضایی – چاپ دهم 1378
کتاب آفرینش و تاریخ، مطهر بن طاهر مقدسى (م381) ، بازگردان محمد رضا شفیعى کدکنى، تهران، آگه، چ اول، 1374ش
کتاب ملاحظاتی در تاریخ ایران، علی میرفطروس. آلمان. چاپ اول-1998
کتاب تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. تهران. انتشارات امیرکبیر. چاپ2. جلد2
کتاب اسلام در ایران. ایلیا پاولویچ پطروشفسکی. ترجمه کریم کشاورز.تهران. انتشارات پیام. 1363
کتاب فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری / کتاب مروج الذهب ، علی بن حسین مسعودی
کتاب غرر اخبار ملوک الفرس، ابومنصور ثعالبی / کتاب تاریخ بخارا، ابوبکر نرشخی
کتاب مجمل التواریخ و القصص- به تصحیح محمدتقی بهار / کتاب اخبار الطوال، ابوحنیفه دینوری
کتاب عقدالفرید، ابن عبدربة المالک / کتاب تاریخ طبرستان، ابن اسفندیار
کتاب تاریخ سیستان، مولانا شمس‌الدین محمد موالی- محمود بن یوسف اصفهانی
کتاب تاریخ رویان، مولانا اولیاءالله آملی / کتاب تذکره شوشتر، سید عبدالله شوشتری
کتاب تاریخ کامل، علی ابن اثیر / کتاب تاریخ یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب
کتاب دو قرن سکوت، عبدالحسین زرین کوب / کتاب الفتوح، ابن اعثم کوفی
کتاب شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی

06-27-2012


1:

- تایید مقاله

2:

خیلی درد ناک بود خوندن این مطالب برای من
اعراب دخل ما و دخل ثروت ما و دخل علم ما و دخل فرهنگ ما رو حسابی اوردن

3:

سلام

اسم مغول و چنگیزخان در ایران بد درفته ولی چپاول و کتابسوزی و وحشیگری ای که اعراب

و خلفای راشدین در ایران کردند ده برابر مغول بوده است ، درباره دلایل و انگیزه های حمله

اعراب به ایران یک pdf کوتاه و کم حجم اما مستند وجود دارد که توصیه می کنم حتما آن را

بخوانید :

UploadMB.com

4:

حدا اینا مستنده؟با یک روحانی صحبت میکردم هیچکدومو قبول نداشت

5:


این جملات را جائی دیگه خوانده ومثل همین موضوع دلم به درد آمده بود که آنرا نقل قول کرده بودم وبد نیست الان که موضوع درد آوری به این خوبی باز شده اضافه کردن وخوندن این چند خط هم خالی از لطف نیست!!
اعراب به ما آموختن بجای خوراک بگوییم غذا که خود به پیشاب شتر میگویند...
اعراب به ما آموختن برای شمارش خودمان از نفر که برای حیوانات استفاده می کنند بکار ببریم...
اعراب به ما اموختن به جای واق سگ بگوییم پارس که نام اولیه ی سرزمینمان است...
اعراب به ما آموختن بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست میخورند...

آیا وقت ان نرسیده که با انقلاب فرهنگی خود را از این همه حقارت رها کنیم...؟! __________________

6:

شگفتا!!!
مگه انتظار داری قبول کنند !!!
از الان بهتون قول میدم قبول نمیکنند !

7:

واسه من سواله که اعراب که تو عربی پ ندارن. چطور پارس کردن رو به ما یاد دادن؟

اگه اونا به ما گفتن که به واق واق سگ بگیم پارس، در اصل باید بگیم فارس کردن، نه پارس کردن.
مثل به جای پارس(ایران) میگیم فارس که عربیه.

یکمی توصیح بدید تا ما هم روشن بشیم.

8:

این حماه ها برای دوره حکومت کدوم خلیفه بوده ؟

9:

در مورد ماجرای کتابسوزی که سخنتان بی مورد است ، در مورد آن فایل pdf هم اگر راست می گوئید آدرس کتابها را دقیق بدهید ، مثلاً بگوئید فلان بند در کتاب تاریخ طبری این آدرس موجود است : ج 1 ، برگه 100 بعد ما بررسی میکنیم و می بینیم چنین چیزی نیست .

10:


11:

مدیون هستید اگر فکر کرده اید که ایرانیان هم پیشتر چنین کرده اند !

« پس از قتل عام گسترده ای که سیف ذی یزن در یمن از حبشیان به راه انداخت و اکثریت آنان را کشت و باقی مانده را به بردگی گرفت در یک غافلگیری غلامان حبشی او را کشتند ،
خبر به انوشیروان رسید ، سخت آشفته شد و باز وهرز را به یمن فرستاد با چهار هزار مرد و بفرمود که هر که به یمن اندر است از حبشه ، همه را بکش ، پیر و جوان و مرد و زن و بزرگ و خرد و هر زنی که از حبشه بار دارد ، شکمش را بشکاف و فرزندان بیرون آور و بکش ،

وهرز به یمن آمد و هم چنین کرد و نامه کرد به انوشیروان که آن چه ملک فرمود، بکردم و یمن را پاک کردم از حبشه و نسل ایشان و هواخواهان ایشان»

(تاریخ بلعمی جلد 2 ، برگه 1037)

12:

این اخبار، از دسته همان اخبار پیامکی هست که در عرض 1 ساعته تو کل کشور پخش میشه و احساسات و عواطف ایرانی جماعت رو جریحه دار میکنه.

بدون لحظه ای تفکر درباره راست و دروغ بودن یک مطلب.

13:


اینها اخبار نیستن

مستندات تاریخین
عبد ال حسین زرین کوبو میشناسی ؟
یا شفیعی کد کنی ؟

14:

کشورهاى عربى خليج فارس در شش ماه اول جنگ عليه ايران به دولت عراق حدود ۲۰ ميليارد دلار وام بدون بهره دادند.

کشورهاى عربى خليج فارس در شش ماه اول جنگ عليه ايران به دولت عراق حدود ۲۰ ميليارد دلار وام بدون بهره دادند. معاون وزير دارايى سابق صدام در سال ۱۹۸۰ مى نويسد:
ما توانستيم در طى يك روز در سپتامبر ۱۹۸۰ از عربستان، امارات، كويت و قطر ۵/۵ ميليارد دلار وام بدون بهره بگيريم. امير امارات نيز يك ميليارد دلار به عنوان هديه تقديم كرد.
«حنارزوقى الصايغ» معاون وزير دارايى در دوران صدام در ادامه مى گويد: ما در اواخر ماه اكتبر سال ۱۹۸۰ يعنى دو ماه بعد از آغاز جنگ عليه ايران در هياتى به رياست وزير دارايى «ثامر الشيخلى» ماموريت داشتيم كه طى يك روز مبلغ شش و نيم ميليارد دلار وام بدون بهره جمع آورى نماييم.
الصايغ در ادامه مى گويد: آن روز به فرودگاه نظامى «الوليد» (در نزديكى مرز اردن) رفتيم و با يك هواپيماى نظامى به مقصد اول خودمان يعنى جده عربستان حركت نموديم. بعد از استقبال مسوولان عربستانى به هتل «الحمراء» رفته و از آنجا به دفتر «شيخ محمد ابوخليل» وزير دارايى عربستان رفته و با او ملاقات كرديم. همه چيز آماده بود، آن وزير با ما يك قرارداد وام بدون بهره سه ميليارد دلارى را فورا امضا كرد.
وى مى افزايد: سپس از عربستان به سمت امارات پرواز كرديم، در ابوظبى شيخ «سرور» از ما استقبال نمود و گفت شيخ زايد فرمودند كه سلام مرا به صدام حسين برسانيد و بگوييد كه هر قطره خون سربازان عراقى كه ريخته مى شود براى من ميلياردها دلار ارزش دارد. براى همين من مبلغ يك ميليارد دلار را به عنوان هديه به صدام حسين تقديم مى كنم. ما هم بدون امضاى هيچ قراردادى با آن يك ميلياردى كه به حساب بانك مركزى عراق حواله شده بود از امارات پرواز كرديم.
بعد از آن به دوحه قطر رسيديم و قرارداد اعطاى وام يك و نيم ميليارد دلارى را امضا نموده و به كويت حركت كرديم. در كويت با برخورد عجيبىروبه رو شديم، چرا كه شيخ «جابر الاحمد الصباح» امير كويت به وزير دارايى ما گفت: ممكن است قرارداد اين وام دو ميليارد دلارى به جاى اين كه بين دو كشور امضا گردد بين دو بانك مركزى دو كشور امضا شود، وزير داريى ما مى دانست كه چنين امرى بعدها ما را به دردسر خواهد انداخت براى همين اصرار كرد كه بين دو دولت باشد و بالاخره شيخ جابر دستور داد كه بين دو كشور امضا گردد.
معاون وزير دارايى سابق مى افزايد: ما در سفر يك روزه اى كه به چهار كشور داشتيم ۵/۵ ميليارد دلار وام بدون بهره و يك ميليارد دلار هديه به دست آورديم.
وى مى گويد: اين سفرها در شش ماه اول جنگ سه بار تكرار شد و ما توانستيم در اين سه سفر مبلغ ۵/۱۹ ميليارد دلار وام بدون بهره جمع كنيم كه به شرح زير است:
عربستان سعودى: ۹ ميليارد دلار
كويت: ۶ ميليارد دلار
امارات: ۳ ميليارد دلار
قطر: ۵/۱ ميليارد دلار
وى در ادامه مى گويد: در بهار سال ۱۹۸۲ شيخ راشد بن عبدالله وزير امور خارجه امارات با يك هواپيماى اختصاصى وارد بغداد شد. من هم به همراه وزير دارايى به استقبال او رفتم. او به ما ابلاغ كرد كه دولت امارات مبلغ سه ميليارد دلار وام بدون بهره تقديم عراق خواهد كرد كه با هديه يك ميلياردى شيخ زايد شد چهار ميليارد دلار.
«الصايغ» مى افزايد: عربستان سعودى با وجود اعطاى وام، حمايت مالى از ما را برنداشت به طورى كه هرگاه بانك مركزى عراق دلار نداشت وزير دارايى با شيخ «محمد ابوالخيل» وزير دارايى عربستان تماس مى گرفت و او فورا مبلغى كه معمولا بين ۴۰۰ الى ۶۰۰ ميليون دلار بود به بانك مركزى عراق حواله مى كرد. در نتيجه بعدها معلوم شد كه عربستان مبلغ ۱۱ ميليارد دلار به عراق وام بدون بهره اعطا كرده است.
در كل كشورهاى عربى چيزى حدود ۵۵ ميليارد دلار به عراق كمك مالى كردند كه كشورهاى عربى خليج فارس اكثر اين وام ها را از آغاز جنگ صدام عليه ايران در سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ به عراق به عنوان پشتيبانى و حمايت به صورت وام بدون بهره يا هديه تقديم كردند.

"ویژه نامه سروقامتان روزنامه جوان"

15:

5 تن ال عبا
تا حالا شنیدید کسی بگه 5 نفر آل عبا

16:

ایرانی ها با پول حجی که تو جیب عربستان میریزن

علاوه بر اینکه بدهی های عراق رو صاف کردن بلکه هدیه هم دادن


ادم از شنیدن این خبر دق کنه بمیره حق داره






میزان درآمد عربستان از حجاج ایرانی
براساس آمارهای بانک جهانی، عربستان سعودی سالیانه 30 میلیارد دلار از موسم حج درآمد کسب می‌کند.
استان نیوز: کشور عربستان سعودی با بیش از 21 میلیون جمعیت که براساس برآورد صندوق بین المللی پول امسال بیش از 320 میلیارد دلار درآمد نفتی خواهد شد، سالانه از برگزاری موسم حج بیش از 30 میلیارد دلار درآمد کسب می‌کند.

عربستان که هم اکنون به طور متوسط روزانه 9.5 میلیون بشکه نفت خام تولید و از این میزان حدود 6.2 میلیون بشکه آن را صادر می‌کند، سالیانه پذیرانی 22 میلیون زائر از کشورهای مختلف اسلامی است که از این تعداد، بیش از 2 میلیون زائر مربوط به حج تمتع است.

برآوردها نشان می‌دهد که سالانه ایرانیان در موسم حج به طور متوسط بیش از 5 میلیارد دلار در عربستان سعودی هزینه می‌کنند.

درسالجاری 97 هزار زائر ایرانی به موسم حج تمتع می‌روند، ضمن اینکه تعداد عمره گزاران در سال 90 به مرز 800 هزار نفر رسیده است.

17:

شادروان زرین کوب مطالب بسیار دیگری هم مخصوصاً در کارنامه اسلام دارد .

یعنی شما می فرمائید اگر مثلاً ایرانی جماعت به یک عده دیگر تجاوز کند و بزند و بکشد و غارت کند و حالش را ببرد اشکالی ندارد ولی اگر مثلاً عرب ها این کار را با ایران بکنند مشکل دارد ؟

18:

کتاب دو قرن سکوت نوشته عبد الحسین زرین کوب درباره سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ اعراب است. «دو قرن سکوت»، تاریخ حوادث سیاسی و اجتماعی ایران است در دو قرن آغازین پس از حمله اعراب. آنچه در آن دو قرنی که از سقوط دولت ساسانی تا روی کار آمدن دودمان طاهریان (نخستین دودمان ایرانی پس از اسلام) بر ایران گذشت.

19:

اگر فرضا ايراني عرب را بكشد و عرب ايراني را بكشد و در اين بين يك عرب
اصيل پيدا شود كه براي ايراني سينه بشكافد بله مشكل دارد
به هر حال در اين بين يا عربش عرب خالص نيست يا مفهوم كشورها
دچار تحولات شگرفي شده!
چراغي كه به خانه رواست به مسحد حرام است
متاسفانه با اين فرافكني ها نمي توانيد چيزي از اعمال اعراب نسبت به ايرانيها
را ماست مالي بكنيد !

20:

واقعا برای ایرانهای که فرهنگ و هویت خودشون رو زیر سوال بردن متاسفم...
ماشاالله مسولان جمهوری اسلامی هم که شاهکارن و واقعا حیف که بهشون بگیم مسول و کسی که قراره دفاع کنه از حق من و حق ایرانی های واقعی..

21:

بنده هم پیرو فرمایش دوستان بر این عقیده ام که به سبب ظلم های تاریخی بایستی حساب ترکان ، مغولان و عرب های ایران را هم کف دستشان بگذاریم ، همینطور ترکان علاوه بر ایرانیان بسیاری از ارمنیان را نیز قتل عام کردند که بایستی پاسخگو به "وجدان ِ تاریخ" باشند ، اعراب ایران هم بایستی بدانند که از فرزندان همین اعراب سوسمار خوری بودند که به ایران آریائی عزیز ما حمله کردند و جایی در قلب فرزندان راستین این مرز و بوم ندارند و بهتر است حاشیه خلیج همیشه فارس را ترک بگویند که ما حضور بیگانه را برنمی تابیم ، ما تک و تنها و اتکا به نیروی اهورایی-ایزدی در برابر هر تجاوزی خواهیم ایستاد و حتی زمینهای اجدادیمان را از کشورهای متخاصم همسایه پس خواهیم گرفت.

خداوندا این کشور را از دروغ و خشکسالی و ترک و عرب و رشتی و بلوچ و لر و کرد و غیره مصون بدار .

22:

کتاب کارنامه اسلام که مربوط به دوران پختگی استاد هست را هم بخوانید .

23:


بنده برای تمدن جهانی سینه می شکافم ،
چیزی از اعمال عرب ها را ماستمالی نمی کنم ،
از هر دست بدهی از همان دست میگیری

24:


جناب بزرگمهر من از شما جدا بیشتر از این حرفا انتظار دارم
جناب زرین کوب اثار دیگه ای دارن که دارن
چه ربطی به بحث فعلی داره؟
مگه من اثار دیگشون رو رد کردم؟

مطلب بعدی
ما ایرانی هستیم
تمام عقب افتادگی کشور و سرویس شدن دهنمون از حمله اعراب شروع شد
چرا باید به خاطر اینکه فلان شاه ایرانی دستور حمله به فلان جا رو داده و افرادش رو کشته
( که البته دلیلش روشن نیست چرا این دستور رو داده؟)

من از جنایت اعراب در حق خودمون چشم پوشی کنم؟

جنایت های اعراب فقط منحصر به حملشون در زمان ساسانی نمیشه
توی همین قرن 21 هم دهن ما رو اسفالت کردن

بعد اگر من ازشون حمایت کنم شما راضی میشی؟

25:


کسی منکر اینکه جنگ اعراب و ایرانی ها، تلفات داشته، نشده.

اما، بزرگ نمایی و غرض ورزی در این نوع مطالب، کاملا به چشم میخوره.

من این مطلب رو حدود 4 سال پیش خوندم. نیم صحفه هم نبود، فکر کنم نزدیک به 100 صحفه بود.
که اگه میخواستم تعداد کشته شده های ایرانی رو رو حساب کنم، فکر کنم از جمعیت کنونی چین هم بیشتر میشد.

کلا من زیاد به آمار و ارقام تاریخی اعتمادی ندارم. چون اونقدر نقض تو این آمار هست که نمیشه بهشون اعتماد کرد.

26:




نیازی به اظهار نظر های افراطی نیست
کیه که ندونه تاثیر حمله اعراب بیشتر از همه بوده
جوری که تا همین امروز با پوست و گوشت و استخون داریم حسش میکنیم

شما اگر اعتقاد داری مغول ها تاثیر حملشون بیشتر بوده چرا یه تاپیک استارت نمیکنی و بحث رو شروع نمیکنی ؟


اینجا مختص به اعرابه


اما در مورد عرب های ایرانی
باز هم نیاز به اظهار نظر های افراطی (که البته فکر کنم میخواید به ما منتسبش کنید)

من هیچوقت یقه اون عرب خوزستانی رو نمیگیرم و بگم چرا 1400 سال پیش بابات حمله کرد
همین که خودش رو ایرانی میدونه
و حاظره از ایران دفاع کنه کافیه
در مورد باقی اقوام هم صدق میکنه این موضوع

27:

نا گفته پیداست که در زمانهای گذشته هر سرزمینی که مغلوب دیگری میشد چه بر سرش میرفت و این قانون جنگهای آن زمان بود ولی مشکل اینجاست که چرا نمی خواهیم بپذیریم که اعراب با ما چه کردند و علاوه بر آنکه نمی پذیریم که با ما چه کردند تازه مدعی میشویم که ایرانیان برای کسانی که به سرزمینشان حمله کرده اند دسته گل میبردند . واقعا خنده دار است.

28:

چه خوش گفت فردوسي پاكزاد ...


.....
چو زین بگذری دور عمر بود
سخن گفتن از تخت و منبر بود
کزین پس شکست آید از تازیان
ستاره نگردد مگر بر زیان
چو با تخت و منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عمر شود
تبه گردد این رنجهای دراز
نشیبی دراز است پیش فراز
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر
کز اختر همه تازیان راست بهر
شود بنده بی هنر شهریار
نژاد و بزرگی نیاید به کار
زدهکان و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهکان نه ترک و نه تازی بود
سخن ها به کردار بازی بود
بد اندیش گردد پدر بر پسر
پسر بر پدر همچنین چاره گر
به گیتی نماند کسی را وفا
روان و زبان ها شود پر جفا
بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار بد آراسته
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
ز پیمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی
رباید همی این از آن آن از این
ز نفرین ندانند باز آفرین
نه جشن و نه رامش نه گوهر نه نام
ز کوشش به هر گونه سازند دام
ز پیشی و بیشی ندارند هوش
خورش نان کشکین و پشمینه پوش
نباشد بهار از زمستان پدید
نیارند هنگام رامش نبید
چنان فاش گردد غم و رنج و شور
که شادی به هنگام بهرام گور
دل من پر از خون شد و روی زرد
دهان خشک و لبها پر از باد سرد
مرا کاشکی این خرد نیستی
که ام آگه از روز بد نیستی

29:

سلام دوستان.
اقا به تعصبیون برمخوره.
چون طاقت شنیدن حرف حقو ندارن .وفقط مقلطعه میکنن

30:

شما الان داری دفاع می کنی یا مخالفت.؟؟
راستی شما ایرانی هستی یا یه عرب.؟؟
واسه من حای تعجب داره که شما و امثال شما ایرانی هستید و دارید اینطوری صحبت می کنید وای به حال اعراب ...

31:

جناب محمد عزیز استاد زرین کوب در کتابهای بعدی شان بسیاری از مطالبشان را اصلاح کردند ، بله اعراب قطعاً با دسته گل به ایران نیامدند ولی در شرایط کنونی که از بیخ گوشمان تا آن برزیل دورافتاده یک نفر هم تره برای ایرانی خورد نمی کند آیا درست است که با این مطالب آب به آسیاب برخی بدخواهان بریزیم ؟
شما آمده اید به اسکندر و عرب و غیره فحش می دهید بعد انتظار دارید فرزندان اسکندر و اعراب که اکنون در یک بشقاب با هم غذا می خورند ، با ایرانی جماعت دوست باشند ؟ نمی شود که .
یا فحش دهید و پای همه چیزش بایستد و غر نزنید یا اینکه فحش ندهید !

32:


شما ساده هستید که فکر میکنید غرض ما از این تاپیک صرف رقم کشته شده هاست
به فرض اینه که 80 هزار عرب ریختن چالوس رو گرفتن و مثلا 100 هزار نفرو کشتن( این رقم ها به نظر من رقمی به حساب نمیان که برای شما دور از ذهنه)


بله ما روی رقم کشته شده ها هم هستیم
اما بحث اصلی تاثیر این حمله س


اگر به عنوان مثال 1400 سال پیش اینطور مردم رو سرکوب نکرده بودم

بهتره بگم تخطئه

اگر 1400 سال پیش ملت رو اینطور وحشانه تخطئه نکرده بودن این اعراب

الان دو تا جووون ایرانی به خاطر شرب خمر توسط یه اخوند محکوم به اعدام نمیشدند


این چیزا و مثال هایی که من میارم
مثال های خیلی سطحی هست واسسه درک مساله

و الا تاثیر حمله اعراب خیلی سخت تر و پر هزینه تر و ویران گر تر از این جور مسائل بوده

33:

کمک های شوروی به عراق

شوروى سابق علاوه بر ارسال سلاح به عراق، با ارزیابى از ضعف هاى ساختارى ارتش آن كشور در وضعیت دفاع و حمله، در توسعه نیروهاى مسلح عراق و طرح ریزى استراتژى تهاجمى این كشور نیز نقش فعال و محورى داشت. كمك هاى شوروى به عراق حتى در پاره اى از مواقع در مقایسه با سایر كشورها بسیار برجسته تر و نمایان تر بود و تا اندازه اى تاثیرات سرنوشت سازى بر روند تحولات جنگ داشت. بر اساس گزارش هفته نامه «فارین ریپورت » (foreign Report) چاپ لندن درباره كمك هاى تسلیحاتى شوروى به عراق، روس ها از اول ماه ژانویه 1987 یك قطار هوایى به منظور تحویل اسلحه به عراق به كار انداختند و موشك هاى زمین به زمین با برد متوسط از نوع اسكاد B، تانك هاى جدید تى - ،72 هواپیماهاى میگ 23 و میگ 25 كه به صورت قطعات جداگانه حمل مى شد و موشك هاى ضدهواپیما از انواع گوناگون همراه با تكنسین هاى روسى را به عراق فرستادند. علاوه بر آن، مسكو چهار فروند هواپیماى سوخت رسان از نوع توپولوف 72 براى سوخت رسانى از آسمان به هواپیماهاى جنگى و بمب افكن هاى عراق به آن كشور تحویل داد.

جیمز بیل یكى از محققان امریكایى، طى مقاله اى درباره كمك هاى شوروى به عراق نوشت: « شوروى با عراق روابط بسیار نزدیك دارد و حدود 60 درصد از تجهیزات نظامى آن كشور را تامین مى كند و علاوه بر هواپیماهایى مانند میگ ،21 23 و 25 در حال حاضر میگ 29 و هزاران موشك زمین به زمین اسكاد در اختیار عراق گذاشته است. شكى وجود ندارد كه اتحاد جماهیر شوروى بزرگترین قدرت خارجى است كه از عراق حمایت مى كند.» بنابر گزارش رسمى روزنامه اخبار مسكو، فهرست بخشى از تسلیحات نظامى كه شوروى در طول جنگ تحمیلى علیه ایران به عراق تحویل داد، به شرح زیر است:

500 دستگاه تانك تى - 72 ،1000 دستگاه تانك تى - 62 ،350 فروند موشك زمین به زمین با برد 300 كیلومتر، 25 فروند هواپیماى شكارى میگ 29، 23 فروند هواپیماى شكارى میگ25 ،70 فروند هواپیماى شكارى میگ 23 ، 70 فروند هواپیماى شكارى میگ 21 و 30 فروند جنگنده شكارى سوخوى 25 و 50 فروند جنگنده شكارى سوخوى 20.

كمك هاى فرانسه به عراق

بیشترین میزان كمك نظامى به عراق در طول جنگ تحمیلى از آن فرانسوى ها است كه در مقایسه با سایر كشورهاى غربى بیشترین تسلیحات مورد نیاز عراق را به این كشور ارسال كردند. فرانسوى ها منابع استراتژیك و توانایى هاى مالى لازم را براى تقویت عراق در اختیار داشتند و به همین دلیل از شهریور سال 1359 - 1980 فروش تسلیحات نظامى فرانسه به عراق به 5/6 میلیارد دلار رسید و 4/7 میلیارد دلار نیز در قالب قراردادهاى بازرگانى و غیرنظامى میان دو كشور منعقد شد كه دست كم هفت میلیارد دلار از مجموع این معاملات به صورت وام و اعتبارات بود. در سال 1982 میلادى، 40 درصد از صادرات تسلیحاتى فرانسه به عراق ارسال مى شد؛ میراژ اف- 1، موشك هاى هوا به هواى مجیك - 1، موشك هاى اگزوست 39-AM و پس از آن هواپیماهاى سوپر استاندارد علاوه بر تقویت قدرت هوایى عراق، این كشور را براى حمله به نفت كش ها و پایانه هاى نفتى ایران از موقعیت برترى برخوردار مى كرد. همچنین عراقى ها یك قرارداد 6/5 میلیارد دلارى تحت عنوان «پروژه فاو» با سه شركت خصوصى فرانسوى به امضا رساندند.

عراقى ها پیش بینى كرده بودند كه طى سه مرحله از ساخت هواپیما و صنعت فضایى برخوردار خواهند شد و به جاى اعمال تغییر و ارایه خدمات به میراژهاى اف - 1 در فرانسه، در كشور خود به این كار اقدام كنند.

همچنین، عراقى ها امیدوار بودند كه با احداث كارخانه هواپیماسازى «سعد 25» و با انتقال فناورى جدید و هواپیماى آموزشى آلفا جت ،134 محصول مشترك آلمان و فرانسه را تولید كنند. عراق در مرحله پایانى مى توانست هواپیماى میراژ 2000 را به عنوان بمب افكنى جدید كه در ارتفاع پایین پرواز مى كرد و دستگاه رادار آن مى توانست دفاع هوایى را گمراه كند، تولید كند. افزون بر این، فرانسوى ها در ساخت راكتور اتمى و فراهم كردن زمینه دستیابى عراق به سلاح اتمى نقش برجسته اى داشتند.

یكى از فرودگاه هاى پیشین ناتو در فرانسه محل بارگیرى هواپیماهاى نیروى هوایى عراق بود و این هواپیماهاى غول پیكر بارى، هر روز به این فرودگاه مى آمدند و موشك هاى ساخت فرانسه، بمب هاى خوشه اى، فیوز، تجهیزات رادارى و الكترونیكى هواپیماها را با خود به عراق مى بردند. محموله هاى تسلیحاتى فرانسه به عراق آن قدر زیاد بود كه تقریبا از اواسط سال 1986 حتى هواپیماهاى غیرنظامى خطوط هوایى بغداد - پاریس نیز به حمل جنگ افزار مى پرداختند.

بنا به گزارش هاى منتشر شده در آن مقطع زمانى، فرانسه نخستین جنگنده بمب افكن میراژ خود را بلافاصله پس از آزادى گروگان هاى امریكایى از ایران (در بهمن 1359 - 1980 ) به عراق فرستاد. كمى بعد، چهار فروند میراژ فرانسوى با هدایت خلبانان نیروى هوایى فرانسه وارد قبرس شدند و از آنجا توسط خلبانان عراقى به عراق منتقل شدند. پس از آن هم به تدریج میراژهاى فرانسوى در پى سفارش عراق به این كشور تحویل داده شدند. همچنین13 دستگاه موشك انداز متحرك، علاوه بر سكوهاى ثابت به عراق تحویل داده شدند. بازسازى رآكتور هسته اى ازیراك، كه در سال 1981 به دست اسراییلى ها منهدم شده بود، از جمله كمك هایى بود كه «لكود شسول» وزیر خارجه وقت فرانسه در دیدار ژانویه 1983 به طارق عزیز، قول آن را داد.
كمك هاى انگلیس به عراق

رونق ناگهانى بازار عراق براى صنایع ابزارسازى انگلیس نیز كارساز بود. بر اساس برآورد انجمن فناورى ابزارهاى ماشین انگلیس ((MTAA فروش ابزارهاى ماشینى این كشور به عراق از 2/9 میلیون دلار در 1987 میلادى به 31/5 میلیون دلار در سال 1988 میلادى افزایش یافت. از سوى دیگر برخى از كارخانه هاى انگلیسى در پى فروش سلاح به عراق سود سرشارى به دست آوردند و حتى در سال 1988 میلادى فروش این اقلام به یك دوم میلیارد دلار رسید. همزمان انگلیسى ها دفتر خرید ایران در خیابان ویكتوریاى لندن را از طریق سازمان اطلاعاتى M-15 كنترل كرده و اطلاعات آن را در اختیار عراق قرار مى دادند.

احداث شبكه پناهگاه هاى پر هزینه زیرزمینى، بخش دیگرى از تلاش هاى عراق بود كه در ژوئن 1982 با تصمیم صدام و مشاركت مهندسان انگلیسى آغاز شد. كالین گرافت، رییس فدراسیون مشاوران در مقاطعه كاران پناهگاه هاى هسته اى انگلیس مى گوید: «شركت هاى انگلیسى طرح هایى ارایه كردند كه به موجب آن براى 48 هزار سرباز، پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه تونل پولادین داشت و مى توانست تا 1200 نفر را در خود جاى دهد. در هر پناهگاه پست هاى فرماندهى، محل بیماران، اتاق هاى ضد آلودگى، آشپزخانه، انبارغذاهاى خشك، آب و قورخانه یعنى تمام ملزومات یك اقامت بلندمدت پیش بینى شده بود.»

************************
این کشور ها که گناهشون از کشور های عربی بیشتره، چرا اینقدر که از اعراب متنفر هستید، از اینها متنفر نیستید؟!!!

حسادت؟ نژاد پرستی؟ کینه؟ ...

34:

آفرین ، حق مطلب را ادا کردید ، اعراب فقط به ایران و ساسانیان حمله نکردند ، ولی هیچکدام از این کشورها این نفرت را از ایشان ندارد ، پس مشکل از جای دیگر است .

35:

ما پارسیان اصیل آریایی و کوروش زادگان از اعراب نفرت داریم، و به قول فردوسی پاک(؟!)زاد عرب هر چه باشد به من دشمن است، پس بهتر هست که اعراب جنوب و جنوب غرب ایران از ما جدا شوند و مستقل از سرزمین پارس به حیات خود ادامه دهند. ما پارسیان هرگز تحمل نمی کنیم داخل یک مرز با اعراب زندگی کنیم

36:

درود دوست گرامي
اگر اسم شوروي سابق رو هم توي اون ليست بيارم كوتاه مي آييد؟
فقط يك جا نشون بديد كه ما از كشور شوروي سابق حمايت كرديم!!!
متاسفانه اين يك جانبه به قاضي رفتن شما چيزي از حقايق موجود
كم نمي كنه.
ما نسبت به حقايق موجود معترضيم ...همين ! حالا اينكه اعراب زياده از حد
كشور ما را مورد وفاق قرار دادند تقصير ما نيست !
ضمنا حسادت به چي بكنيم !!! روزانه ده مرتبه خدا را شاكرم كه توي ممالك عربي
زنده ماني نمي كنم !ارزاني خودشان
ضمنا اگر ليست پستها و تاييك هاي مغرضانه را هم خواستيد براتون ليست مي كنيم
و نشون ميديم تا رفع شبهه بشه !!!

37:


ببینید جناب بزرگمهر
این مطلبی که من در بالا اوردم جمع اوری شد از یک مجموعه ای بود
که عقل سلیم من هم قابل قبول میدونتش

شاید جناب زرین کوب زیر فشار دوستان مطالبشون رو اصلاح کردند
شاید با اعتقاد قلبی و بدون فشار که البته ما دقیق نمیدونیم چیو اصلاح کردن؟
مثلا جنایتکاری اعراب رو تصحیح کردن و گفتن نیکوکاری اعراب


یا مثلا نبرد کشته شده های مردم چالوس رو از 100 هزار نفر به 85 هزار و سیصد و بیست و یک نفر کاهش دادن؟

جناب بزرگمهر قطعا مساله بزرگتر از این حرفاست


------------

مطلب بعد من با اسکندر کاری ندارم
مطالعه چندانی نداشتم در مورد کارهاش
نظر هم نمیتونم بدم

اما اعراب چرا
در مورد هم مطالعه داشتم اما کمتر از اعراب

اما چیزی که من به شما میخوام بگم اینه
که من دوستی اعراب با خودم رو نمیخوام فحشمو میدم پای لرزشم وای میسم
به قول معروف :ما خیر اعراب رو نمیخوایم شر نرسونن
که البته می بینید که خیلی خوب شر میرسونن

همین چند روز پیش بود 18 نفر ایرانی رو گردن زدن

38:

اشتباه است ، پیش از حمله اعراب هم یک دین افراطی به نام زردشتی گری وجود داشت که مردم را حتی به سزای شرکت نکردن در جشن گاهنبار اعدام می کردند !

درصد سواد مردم هم قبل از حمله اعراب شاید نزدیک به 2 درصد بود ولی بعد از آن در ایران یک به یک دانشمند جوانه می زند .

39:

ناگفته پیداست هرگاه سرزمینی توسط گروهی دیگر مورد حمله قرار گیرد چه بر سر آن خواهد آمد که اینها از پیامدهای جنگ است ، ولی موضوع این است که چرا ما نمیپذیریم که چه بر سرمان آمده و حتی گاهی پا را از این هم فراتر میگذاریم و مدعی می شویم که ایرانیان برای کسانی که می کشتندشان دسته گل میبردند .

40:

عظمته وبزرگیه ایران پشت سرم.
پدر ایران زمین روحت پر جلال ولی سرزمینت داره نابود میشه.
ای کاش کسی مثل تو بازهم پیدا میشد چون تو اگر تو نبودی من به چی افتخار میکردم تا کمی اروم بشم.

41:

جهان منهاي تخت جمشيد
مزاح خوبي بود
كلي مستفيض شديم
اتفاقا اعراب از همين دست داده اند و دارند تحويل مي گيرند
شما هم مشغول باشيد
به هر حال عيسي به دين خود موسي هم به دين خود

42:

بله دقيقا
مشكل از بيگانه پرستيه برخي عوامل داخل اين ممالك مورد بحثه!

43:

من نه از اعراب دفاع نمی کنم.
من مخالف چیز دیگری هستم که قبلا هم گفتم.

من از شما ایرانی تر هستم. اما به اندازه شما و بقیه دوستان، نژاد پرست نیستم.

مثلا که چی؟ الان اینقدر در مورد اعراب صحبت کنیم که چی بشه؟ ازشون متنفر بشیم؟
اگه اینجوریه که باید از یونانی ها ، مغولستانی ها ، روس ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها و ... غیره هم متنفر باشیم.

من دوستای عربی داشتم که صد برابر بهتر از بقیه دوستام بودم.
با مرام تر، باهوش تر، با سوادتر، فهمیده تر و ... .
2 نفر اول رشته ما تو دانشگاه، 2 تا عرب بودن.

زمانی که بچه های دانشگاه در حال جنگ و دعوا و بحث کردن بر سر مسائلی مثل کوروش، داریوش، 3000 سال پیش، حمله اعراب و ... بودن، بچه های عرب دانشگاه، فارغ از این مسائل بیهوده، درس میخواندن و پیشرفت میکردن.

44:

دوست عزیزم.
شما اسم 10 تا دانشمند غیر ایرانی بیار به شرطی که ایرانی نباشن.
اسلام خودشو باید مدیون ایران بدونه .
اگر خواستی جوابتو خصوصی بدم تا به کسی بر نخوره

45:

استاد زرین کوب در کارنامه اسلام متذکر شدند که دین اسلام با خواست مردم حفظ شد نه با زور شمشیر ، در اینباره در وبلاگ مقاله های زیادی نوشته ام ، در ثانی زمان نگارش کارنامه اسلام پیش از انقلاب 57 است یعنی ربطی به فشار و اینها ندارد (مگر اینکه شما کلاً به یک نیروی فشار معتقد باشید)
شهر چالوس مگر در آن زمان چقدر جمعیت داشته که فقط صد هزار نفرش کشته شده ؟!

خب پس پای لرزش هم بایستید و از گردن زدن اعراب یا تغییر نام خلیج یا اینکه پایگاه را به فرزندان اسکندر می دهند تا یکوقت خبط و خطایی نکنید ، دلخور نشوید .

(ما در خبرها خواندیم عربستان 4 نفر را گردن زده ، گویا باز شما هم به روش مورخین ایرانی این تعداد کشته ها را چهار برابر کردید ، در کل این خیلی خوب است که ایرانیان تاریخ عمومی جهان را ننوشتند وگرنه معلوم نبود چه بلایی سر این علم می آمد ! )

46:

درود fantastic_boy گرامي
لطفا اشتباه نشود تمام ايرانيها اين بديهيات را مي پذيرند
قرار كه نيست مردمان ساير ممالك هم همانند ايرانيها فكر كنند!
حساب انها جداست بالاخره حقايق تاريخي بر صفحات تاريخ نقش
بسته است و هيچ نيازي به اين فرافكني ها نيست .و در صورت بروز
اين فرافكني ها هم هيچ معجزه اي رخ نخواهد داد
براي اثبات اين گفته ها همين بس كه هنوز كه هنوز است اعراب دست
از سر كشور ما برنداشته اند
از اين فاروم صرف گفتگويش بگيريد تا برسيد به سياستهاي كلان!

47:

کاش نامه ی یزدگرد سوم به عثمان رو داشتم و براتون میزاشتم
کاش شرح جنگهای کورش
شرح کاراش
قانوناش
حکماش....
رو
کی ما ایرانی ها بت پرست بودیم که کسی بخواد مارو یکتا پرست کنه؟
من نمیدونم تا کی و چند هزار سال دیگه میخوان از اعتقادات مردم سو استفاده بشه و تاکی مردم باید از خرافات ضربه بخورن کاش تصویر امامزاده ی متحرکی که جدیدا برام ایمیل شده رو داشتم که الان اینجا بزارم
خیلی وحشتناکه اگه یکم به عقب برگردیم واز دورتر نگاه کنیم میبینیم حیف که الان فقط یاد گرفتیم که الکی واسه خودمون بت بسازیم و کورکورانه هم ازش همایت کنیم من که نمیدونم مگه آیه ی خود قرآن نیست که میگه در دین هیچ اجباری نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ایران الان رو از هر نظری که میخواین اما انصافا بدون تعصب با ایران قبل عرب مقایسه کنیم ببینیم چی اضافه وچی کم کردیم . و یک کشور مثال بزنید که اینقد راحت همه چیزشو فدای کشوردیگه ای بکنه بارضایت کامل و البته...

48:

1. ابن رشد
2. الکندی
3.ابوحنیفه نعمان الکوفی
4. ابن طفیل
5. ابن باجه
6. واصل بن عطاء
7. ابولهذیل علاف
8. نظام بلخی
9. الجاحظ بصری
10. ابوعلی جبانی

بنگرید به مقاله بنده

(زکریای رازی و فارابی هم نزد اساتید عربی تعلیم یافتند)

حالا شما نام یک دانشمند ایرانی یا دورگه که حتی یک رگش ایرانی باشد پیش از حمله اعراب بیاورید

49:

چطور شد که ایرانیا سید شدند ؟؟

50:


این گفته جناب زرین کوب گفته به نظر منطقیی هم میاد و من مشکلی باش ندارم
نقضی هم نمی بینم با گفته های قبلی حد اقل گفته های پست اول


من برای مثال و کنایه زدن از چالوس اسم بردم و گفتم 100 هزار و الا اگر شما پست اول رو بخونید می بینید در مورد چالوس اصلا رقمی بیان نشده




جناب بزرگمهر حکومت فعلی ما چیزی از یک حکومت عربی کم نداره
اگر بنا بود عرب ها رفتار متخاصمانشونو بر اساس رفتار ما پایه ریزی کنن


چه کشور و ملت و جکومتی بهتر از حکومت ایران؟

نصف سران مملکت که متولد نجب و کربلا و .... هستند
دین که اسلامه
کدوم کشور بیشتر دل می سوزونه واسه ارمان های عربی (مثل ازاد سازی فلسطین و..)
قوانین اسلام که اجرا میشه
زبان عربی که تدریس میشه تو مدارس
و.......

پس الان باید خیلی با ما خوب می بودن

خب چیزی که حقیقت امر هست اینه که
مشکل از جای دیگریست


ما هم ساکت نمیشیم
و حرفمونو میزنیم از تاریخ جنایت اعراب


در مورد خبر گردن زدن ایرانی ها توی عربستان امار ضد و نقیضه
18 نفر که تو هستن
حالا معلوم نیست نصفشونو کشتن یا همشونو یا 4 نفرشون

که هیچ فرقی نداره
یک نفر هم کشته بشه یک نفره

درون را بنگرید و حال را

51:

کردند آنچه باید می کردند......

52:

از جنبه های مختلفی میتونیم ایران پس از حمله اعراب رو با ایران زمان ساسانی مقایسه کنیم .
حکیم طوس ، فردوسی پاک (:دی) زاد می گوید :
کفشگری از انوشیروان عدالت (!) گستر درخواست میکنه در ازای تامین هزینه یکی از لشگرکشی های انوشیروان، به تنها پسرش اجازه تحصیل دهند که انوشیروان خشمگین شده و پاسخ میده : این کار مصلحت نیست زیرا با خروج او از طبقه بندى ، سنت طبقات مملکت به هم مى خورد و زیان آن بیش از ارزش این سیم و زرى است که او مى دهد .

اینکه مردم عادی اجازه تحصیل نداشتند ، جزو فرهنگ اصیل آریایی هست .
اما ایرانیان پس از حمله اعراب نه تنها از تحصیل منع نشدند که به آن تشویق و ترغیب می شدند .
اعراب منت بزرگی بر سر ایرانیان دارند ، هزینه لشکرکشی و جنگ با این قوم را به جان خریدند و سعی کردند ایرانیان را از تعصب و جهل و نادانی برهانند.

53:

رویا جوون قربونت برم من
این قضیه رو داخل موضوع نکن
چون اصلا سیادت و این حرفها حتی ربطی به اسلام هم نداره....

54:

و این سوال توی هر ذهنی به وجود می یاد که چرا ما این حس رو به باقی کشورها نداریم و تنها نسبت به اعراب است.؟؟
سعی کنید چشماتون رو باز کنید و در همین چند وقت رفتار اعراب سوسمار خور و تازه به دوران رسید رو نسبت به ایرانی ها ببینید و بعد راهت میشه قضاوت کرد که چرا ایرانی های واقعی اینقدر از اعراب و رفتارشون متنفر هستند...
من که بعید می دونم شما نسبت به من و امثال من ایرانی تر باشید...

55:

فقط میتونم بگم متاسفم

56:

حتما یه مشکلی دارید.
نوشته اصلي بوسيله طاهری نمايش نوشته ها
سعی کنید چشماتون رو باز کنید و در همین چند وقت رفتار اعراب سوسمار خور و تازه به دوران رسید رو نسبت به ایرانی ها ببینید و بعد راهت میشه قضاوت کرد که چرا ایرانی های واقعی اینقدر از اعراب و رفتارشون متنفر هستند...
من که بعید می دونم شما نسبت به من و امثال من ایرانی تر باشید...
پس معنی ایرانی اصیل رو هم فهمیدیم.
اگه ایرانی اصیل، اینه که شما میگی، پس همون بهتر که ایرانی اصیل نباشم.

57:

موضوع بحث چی بود آها؟؟؟؟
چگونه اعراب،نه ، یعنی، ما با هم چه کردیم ؟؟؟
به به

58:

مضخرف می فرمایید!

مشتی چرند را سر هم کرده و در آخر نتیجه گرفتید که آنها منت بر سر ما گذاشته اند!

در پاسخ شما همین بس که هیچ ملت عاقلی در دنیا برای این کار از جان خود نمی گذرند! وقتی بوی خون به مشام گرگها می رسد گله ای می شوند و حمله می کنند. وقتی مزه ثروتهای ایرانیان زیر لب اعراب رفت و روایات افسانه گون از ثروتهای تیسفون را شنیدند به ایران حمله کردند و آن را غارت کردند! آنچه از خود گذاشتند همین عقب افتادگی و جهالتیست که در حال دست و پا زدن در میانش هستیم!


ملتی که آن دوران ابرقدرت دنیا بود و پنجه در پنجه بیزانس افکنده بود, امروز رییس جمهورش را در برزیل که حکومتی تازه و جدید است را در فرودگاه حتی دون پایه ترین مقام هم نبود که تحویل بگیرد! در تاریخ این موجهای بربریت کم به ایران حمله نبردند و ریشه های مدنیت را سست نکردند ولی این یکی اهریمنی ترینشان بود! اگر ایران همچون ژاپن در گوشه ای دورافتاده از دنیا جای داشت اکنون سرنوشت نیکوتری می داشتیم.

59:

گرامی!

دوران این فریبها به پایان رسیده و خوشبختانه بخش قابل توجهی از مردم ایران به هویت واقعی خود آگاه شده اند و حساب خود را از این غارتگران جدا کرده اند!

60:

در اینجا لازم است اضافه کنم ما با اعراب و با مردمان عرب مشکلی نداریم. این بحثی تاریخی در زمان گذشته است که اثراتش را شاهد هستیم. اعراب ایرانی ما به اندازه هر ایرانی دیگر بر این آب و خاک حق دارند. در دوران باستان هم قبایلی از اعراب همیشه جزئی از امپراطوری های ایران باستان بوده اند. در برابر اگر عرب یا غیر عرب چشم طمع به ایران دوخته باشد به خوبی در برابرش ایستاده و پاسخش را خواهیم داد. در آن دوران هم ما نه با حمله اعراب بلکه با حمله یک دسته بربر غارتگر که زیر پرچمی متحد شده بودند قرار گرفتیم.

و اما گوشه ای از مهر و محبت غارتگران برای سینه چاکان غارتگران:

اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور شهرت تاریخیشان بنمودند. سوختن شهر، برکندن درختان، کشتار مردان و برده‌گرفتن زنان و کودکان — و فروش ایشان در بازارهای عربستان — فعالیتی عادی محسوب شدی. بارها کار بدانجا رسانیدند که مر اسیران ایرانی را همی کشتند تا جوی خون راندند. مثلاً ابن بلخی در گشادن چندم اصطخر گوید: «[عبدالله بن عامر] سوگند خورد کی چندان بکشد از مردم اصطخر که خون براند. به اصطخر آمد و به چنگ بستد.... خون همگان مباح گردانید و چندانک می‌کشتند خون نمی‌رفت پس آب گرم بر خون می‌ریختند پس برفت»[۵]. دست‌کم دو بار به خون اسیران آسیاب گردانیدند، گندم آرد کردند و نانش را خوردند. یک بار در الیس به فرماندهی خالد پسر ولید که از محمد لقب سیف‌الله گرفته بود. یک بار در گرگان به فرماندهی یزید بن مهلب.

رفتار عمر بن خطاب با ایرانیان

در جلد ششم ناسخ التواریخ٬ مورخه الدوله سپهر٬ نامه ای از ابان بن سلیم نقل شده است که از جانب معاویه٬ خلیفه اموی٬ از شام به زیادبن ابیه برادرخوانده معاویه و والی کوفه و خوزستان و فارس و عمان نوشته شده و متن این نامه توسط منشی زیاد بن ابیه به ابان بن سلیم که دوست نزدیکش بوده امانت داده شده است که آنرا بخواند٬ و وی با توجه به مضمون بسیار جالب نامه رونوشتی از آن را برای خودش برداشته است. [۶]
«
اکنون می رسیم به این قومی که بنام موالی در میان امت اسلام به سر می برند و قوم عجم نام دارند. گوش کن زیاد! این مردم را باید ذلیل کرد. باید بهمان روشی که عمر بن خطاب آنها را می کوبید، طوری کوبیدشان که هرگز نتوانند سر بردارند. اینها جز با سیاست عمر بن خطاب اداره شدنی نیستند. از عطایشان که حق عمومی اتباع اسلام است تا می توانی بکاه. در تقسیم خواربار تا می توانی از سهمشان کم کن. در جبهه جنگ آنها را در صفوف مقدم بگمار تا زودتر از دیگران هدف دشمن تازه نفس قرار گیرند. سربازان آنها را به کار جاده سازی و هموار کردن راهها و کندن درختها و تسطیح بیشه ها بگمار و سعی کن هر چه دشواری و عذاب باشد نصیب این اعاجم شود. کاری کن که سنگینی بارها بر دوششان هر چه بیشتر فشار آورد. زیرا که اگر جز این باشد هوای عصیان خواهند کرد.

»

کشتار مردم گرگان

یزید بن مهلب در گرگان در سه شبانه روز ایرانیان را سر ناودانهای آسیاب گردن زد تا در آسیاب به جای آب خون جاری شود و چرخ آسیاب را بچرخاند. سپس در آسیاب گندم آرد کردند، نان پختند و خوردند.[۷][۸]



برخی از اقدامات اعراب مسلمان در سرزمینهای ایران
علی خلیفه چهارم مسلمین و امام اول شیعیان پیش از تازش بر ایران برای فروش بردگان با خریداران برده قرارداد بست و پول پیش گرفت.[۹]

چوایران نباشد تن من مباد - حملهٔ اعراب به ایران

61:

نه تنها کشور مارو چپاول و مردمانمان را قتل و عام کردند بلکه در زیان پارسی هم تاثیر گذار بودن
اعراب به ما آموختند که به جای خوراک بگوییم غذا که خود به شاش شتر گویند. !! اعراب به ما آموختند که به جای تن از نفر که برای شمارش شتر استفاده می شود.اعراب به ما آموختند که به جای واق واق سگ بگوییم پارس که نام اولیه ی سرزمینمان است اعراب به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است!! چون آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می خورند!
کی میخوایم خود را از این همه نا آگاهی رها کنیم؟؟!!

62:


اینکه اعراب هموطن ما هرگز مورد اشاره در این بحث نبوده اند،نکته ی بسیار مهمی است که اشاره نموده اید.متاسفانه خیلی ها سعی وافر دارند که بین هموطنان ایجاد تفرقه کنند و در تلاشی مذبوحانه برای دستیابی به اینگونه اهداف پلید هستند.اما باید بدانند که ایرانی تنها یک قوم نیست همه ی کسانیکه در محدوده ی مرزهای جغرافیایی ایرانند از ترک،عرب ،کرد و...همه تعلق بدین آب و خاک دارند و خواستار سربلندی این مرزو بوم.

63:

دوست عزیز، این پیامک رو یکی از دوستان، در صقحه اول تاپیک آوردن.
باز سوالم رو در این رابطه میپرسم . خوشحال میشم که جواب منو بدین.

نوشته اصلي بوسيله sarnavesht نمايش نوشته ها
واسه من سواله که اعراب که تو عربی پ ندارن. چطور پارس کردن رو به ما یاد دادن؟

اگه اونا به ما گفتن که به واق واق سگ بگیم پارس، در اصل باید بگیم فارس کردن، نه پارس کردن.
مثل به جای پارس(ایران) میگیم فارس که عربیه.

یکمی توصیح بدید تا ما هم روشن بشیم.

64:

از این روش برای جذب تروریست (در انواع گوناگون آن و کارکردهای مختلف) استفاده می شود .
کاربرانی را که تحت تأثیر تبلیغات نکبت بار قرار گرفته اند به مطالعه این لینک که توسط همفکران ِ آگاهتر خودتان نوشته شده دعوت می کنم :

http://www.azargoshnasp.com/persianblog/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%88%D8%A7%DA%98%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AA.html/

65:


سخنان بی حاصل و احساساتی است ، حمله اعراب به ایران نه به سبب ثروتهای تیسفون (که خود این ثروتها از غارت و دزدی از اقوام دیگر گرد آمده بود ) که بخاطر حمایت ایران از گروههای تروریستی که ضد اسلام فعالیت می کردند بود ، برای مطالعه بیشتر

ایران در طول تاریخ بزرگترین حامی و عامل "تروریسم سازمان یافته" (Organized Crime and Terrorist Activeties) بوده است و این برخلاف تصور برخی شادخواران ِ ملوس ، منحصر به بازه های زمانی معاصر نمی شود ، چوب همگی این ترورها هم در چشم خود پارسیان رفت و کورشان کرد ، از جمله در ماجرای ترور پدر الکساندر کبیر ، فیلیپ که منجر به لشکرکشی الکساندر به ایران و فتح جهان شد و همینطور ترور هرمیاس دوست صمیمی ارسطو که منجر شد ارسطو نسبت به ایرانیان به دیده نفرت بنگرد و به شاگردش الکساندر بگوید :
"با بربرها همچون حاکمی مستبد باش"
یکی هم حمایت از گروههای تروریستی که ضد اسلام عمل می کردند و منجر به حمله مسلمانان به ایران شد .

در نتیجه : کرم از خود درخت است .

در ضمن بهتر القاب تاریخی تان را به دیگران اهدا نکنید

66:

خب فعلن که با عربا دوستیم!(عشق یکطرفه داریم!)
ولی 30 ساله داریم به نواده های اسکندر یونانی(؟! یا ایرانی) میگیم شیطان بزرگ،هنوزم پاش ایستادیم(؟!)
پس میتونیم پاش وایسیم

67:

دروغ زیباست وواقعیت زشت
بیائیم برای همدیگر دروغ نگوئیم آیندگان مارا بخاطر دروغ های فراوانی که بر زبان می آوریم ستایش نمی کنند آینده میهن مار اتخیلات زیبا نمی سازد واقعیت های تلخ را باید باور کنیم
با پیگیری گفتمان این مبحث هنوز نتوانستم دلیلی وکتمان استاد بزرگمهر رادرست تفهیم و تبیین کنم وبه اتفاق سایر دوستان که دست به عصا به انکار این واقعیتهای تلخ همت گماردند و چه منظور ی در سر دارند
همگان واقفیم ودلیلی برای انکارنیست که اعراب نه به نیت صدور اسلام ونه اینکه درهای بهشت را به ما ایرانی باز کنند به کشور ما یورش نیاوردند ودلیل این امر آنها مشخص ودر راستای چپاول وتاراج کشور ما به اینجا پا نهاده بودند ویقین بدانید وجای هیچ کتمان نیست بربریت این جماعت دست کمی از مغولیان نبوده است وغیر اینهم نمیتوانست باشد چرا که شعور آن موقع انسانها وروابط فی مابین در همین حد بود ویقین بدانید کشور ایران را با پخش نقل نبات فتح نکردند وایرانیهای آنموقع آنقدر هم به نظر وطن فروش نمی آمدند که ناموس ومال خویش را دو دستی در ازای کلید بهشت دودستی تقدیم عرب متخاصم بکند شما با بربریت وچشمان پر طمع همین عرب ها را هنگام به آتش کشیدن خیمه امام حسین اولاد پیامبر را مرور کنید متوجه عمق وحشیت وبربریت این قوم خواهید شد یقین بدانید لشکر یزید برای ارشاد امام حسین صف بندی نکرده بودند وبه طمع غارت وتاراج خیمه حسین از اهداف این ملت وحشی بود بنابراین دفاع شما از این واقعیت برای بنده تعجب آور است وبا نوشته های زیگزاکی به هر نحوی در لاپوشی این وقعیت
جناب بزرگمهر لطفا اگر شما به اسنادی دیگری غیر از این دسترسی دارید! نگوئیم حمله بگوئیم تشریف فرمائی عربها برای ما بیان نمائید تا ما هم از محضر شما مثل همیشه استفاده نمائیم لطفا شفاف تر برای ما داستان این قصه را تعرف نمائید تا بدانیم بر سر این عجم جماعت چی آوردند تا به سعادت مسلمانی نائل شدند
البته باید به این واقعیت هم اعتراف کنیم که امپراطوری بزرگ هخامنشی برخلاف غلوهای هویت سازان بر اساس عدالت بوجود نیامده بود وفتح بلاد دیگر زیر سم اسبان هخامنشی وبا شمشیر برهنه ممکن شده بود ویقین بدانیم نه انوشیروان عادل بود ونه کوروش ونه یزدگردسوم که این خودش داستان دیگری دارد
باید واقع بین باشم واز شنیدن این حقایق بر نتابیم یک مثال امروزی هم بد نیست گفته شود تا ذهن خویش را به واقعیتها عادت دهیم در همین دهه وقتی تصمیم داشتیم کربلا را آزاد کنیم مسلما از روی جنازه صدها عراقی عرب باید میگذشتیم تا به این هدف مقدسمون برسیم ویا اکنون که تصمیم داریم قدس عزیز را آزاد کنیم وپرچم انقلابمون را بر وسط قلب صهیونیزم را به احتزاز در آوریم یقین بدانید باید از روی جنازه یهودیان بسیار ی عبورکنیم بنابراین این آمار شما را وحشت زده نکند شاید هم گوشه ای کوچک از واقعیت تاریخ ماست که اینچنین شما را از خود بیخود کرده است
اما مهم نتیجه گیری از واقعیتهاست ورو کردن دست کسانیکه با تاریخ سازی جعلی که به نفع خود تاریخ ساختگی را به خورد این ملت میدهند کسانیکه سالها بخاطر منافع خود تاریخ ساختند را معلوم کنیم چه آنهائیکه برای برپائی جشن دو هزار و پانصد ساله خود نیاز داشتند کاخها وقبر کوروش را بعد از قرنها از زیر خاک بیرون بکشند وچه آنهائیکه تاریخ ایرانمان را با تاریخ عربها گره زدند بهتر است بدون تعصب وآلت دست این وآن تلاش نمائیم حقایق را بی پرده ببینیم
ازشما هم باز تعجب میکنم که پیشرفت جامعه جهانی وتولید علم وعالم را به اسلام ربط دادید ویقینا باید اروپائیان هم هم اکنون پیشرفت خود را مدیون کلیسا ومسیحیت بدانند وزاپنیها وچینیها هم به همین ترتیب وبا این حساب لابد اکنون این عقب ماندگی مارا هم ازدین اسلام بپنداریم
اماگاهی موضع گیری های ما وقلب حقایق ناشی از وابستگی فکری وموقعیت ما قرار میگیرد ودوست داریم چشم خود را بر روی حقایق ببندیم مثالی از در نوشته شما میزنم البته بدون قضاوت !
از دید شما ترک های عثمانی را بخاطر قتل عام ارامنه به درستی تقبیح کردید ولی چون شما تحت تاثیر در موقعیت متخاصم با این امر دارید منطقی به نظر میرسد ولی بنده در موقعیتی قرار دارم که هنوز زخم داشناک های ارمنی وجنایات وفجایع ارمنی های که به زن ومرد وکودک های این منطقه هم رحم نمیکردند نقل حال پدر بزرگهای ماست ترک های عثمانی را به عنوان نجات بخش مینگریم
به هر حال در اعصار گذشته این یک امر طبیعی بود وهنوز هم این بشریت دست از دد منشی وغارت وکشتار دست بر نکشیده است برای همین مقوله به جای جنگ تمدنها گزینه گفتگوی تمدنها را برگزیدند به این خیال که در دهکده جهانی بنشینند وگفتگو کنند ولی عملا نتوانستند به این اهداف هم دست یازند

68:

باز هم شروع کردید جناب ایران ستیز! کم کم دارم درک می کنم که ریشه های این نفرتتان از ایران از کجاها آب می خورد! یونان و غرب بهانه ای اند گویا برای پوشاندن علایق دیگرتان!

اتفاقا از علاقه محمد به رومیها و ناراحتی جناب ایشان از شکست رومیها از ایران و به خطر افتادن بیزنس قریش هم مطلع هستیم!


الله اینترنت را برایتان پر بارتر سازد که بتوانید برای هر دروغی یک لینک بدهید! خلاصه برای هر حرف مفتی می توان یک لاف زن یافت که در سایتش چیزکی سر هم کرده باشد! و این خرده در برابر انبوه جنایات ثبت شده غارتگران در ایران هیچ است. یعنی حکومت اسلامی صحرای عرب با زور شمشیر ابتدا هر حرف مخالف را در عربستان خفه کرد و بعد که این گروه جنگجویان که مدتها به غارت و جنگیدن خو گرفته بودند راهی جز حمله به دیگران نداشتند!

لابد در مصر هم نقشه فتح مکه را می کشیدند و بیزانسی ها هم چون زمانی بر علیه غارتگران بیابانی با ایران متحد شده بودند سزاوار حمله شدند! شمال افریقا تا اسپانیا نیز به همچنین قصد نابودی اسلام را کرده بودند!

69:

بله درسته دیگه بعدش مارو بگو میدویم کمکشون کنیم

70:


چقدر عصبانی ؟ خب بحث تاریخی همین است ، از دیرباز تا کنون ترور کرده اید و تروریست پرورش داده اید و انتظار دارید ملل دیگر دست روی دست بگذارند ، فتج مصر ربطی به "انگیزه اصلی" ندارد ، الکساندر هم به نیت فتح ایران آمد ولی در شرق مصر و بابل و پاکستان و هندوستان را هم فتح کرد درحالیکه هیچکدام از این کشورها بدی به وی نرسانده بودند . این به ایران ستیز بودن بنده ربطی ندارد که با مغالطه و فحاشی و انگ زدن سعی در خراب کردن وجهه بنده و متعاقباً ناردست جلوه دادن مطاب دارید ، تروریست پروری کردید و چوبش را خوردید ، این تاریخ مکتوب جهان است و بنده کوچکترین مدخلیتی در تغییر آن ندارم .
[ترور عمرابن خطاب بایستی بررسی شود که پیرو سیاستهای قبلی "تروریسم دولتی" (State Terrorism) بوده یا موارد دیگر ]

71:

عزیز جان حبشه به یمن حمله کرد
سیف بن ذی یزن پادشاه یمن به ایران گریخت از انوشیروان کمک خواست
انوشیروان زندانی های محکوم به اعدام رو به کمکش فرستاد رفتن حبشیان رو بیرون کنند

پس انوشیروان داشت چیکار می کرد عزیز جان ؟ سایی که به یمن تجاوز کرده بودن رو داشت بیرون می کرد

سوال من از شما اینه اعرابی که به ایران حمله کردن داشتن کیو بیرون می کردن که این همه آدم کشتن !؟

72:

چون دروغ می فرمایید! تروریسم مفهومی مدرن است. اتفاقا با همین تعابیر و تعارف مدرن دزدان مدینه تروریست بودند چرا که:
1- دست به قتل و کشتار گروههای مخالف (آنها که سالام نیاوردند و یا مردمان بدبختی که حرف پیامبران بی شمار دیگر آن دوران را پذیرفته بودند) کردند.
2- کلا سیستم کاریشان این بود. در مدینه چون دزدان سر گردنه راه بر کاروانهای عبوری بسته و غارت می کردند! (به چه حقی؟)
3- بعدها که به کشورهای دیگر رفتند هم به همین صورت پاسخ آنکه جزیه نمی داد یا به دینشان نمی آمد کشته شدن و بردگی خود و خانواده شان بود.
4- در آن دوران گروه گروه برده بود که حاکمان محلی از ایران بدبخت برای خلفای بغداد می فرستادند. این به اسارت گیری و برده کردن مردمان تروریسم نیست نام دیگری برایش باید جست! برده داری حکومتی و سیستماتیک!
5- همان 200-300 سال اول تا توانستند کشتند. و بعد که تنشان به لباس ابریشمین نرم شده و غذا های خوشمزه فربه شان کرده بود آرام گرفتند تا سر کله گروه بعدی غارتگران (مغول) پیدا شد!


عصبانیت من از شماست که به این زبان سخن می گویید و تا این حد سنگ بیگانه بر سینه می زنید! حداقل اگر پولی از جایی می گرفتید ناراحت نمی بودیم اینکه مفتی و خود خواسته دارید این دروغها را به خورد ملت می دهید مایه شرم است!

73:

جنبه تاریخی حمله اعراب وحشی به ایران مهم نیست، چون در تاریخ ، بسیاری از کشورها به همدیگر

حمله و کشتارکردند ! اما شوربختانه اعراب وحشی، میراث شوم و ماندگاری ( = باورهای ارثی-محیطی

فعلی ) را برای ایرانیان برای به جای گذاشتند که ماحصل آن فلاکت فعلی اقتصادی و اجتماعی و عدم

آزادی و هرچه شوربختی است ! ومتاسفانه یک سری موجود شرطی شده تعصبی به این باورهای نیاکانی

زشت و مضر ، هاله تقدس داده اند !

74:

دوست عزیز یه خواهشی از شما داشتم
شما که داری ترور عمر ابن خطاب رو بررسی می کنی این ترور هایی که خدمتتون عرض می کنم هم بررسی کنید

ترور کعب ابن اشرف
ترور سفيان بن خالد هذلي لحياني
ترور عبدالله بن ابي سرُح
ترور ابـوسـفـيـان ( که البته با شکست روبرو شد )

75:

متنفرم ازعرب ها
همین الان قبل ازدیدن این تاپیک،تاپیک نامه عمربه یزدگردسوم رواستارت زدم،حتمابخونیدخیلی جالبه

76:


اره منم باهات موافقم چون کسی که هویت خودش رو میبره زیر سوال و هویت خودش رو توی فرهنگ کشورهای دیگر جستجو می کنه هیچوفت نمی تونه یه ایرانی اصیل باشه و همون بهتره که نباشه ..
و مطمئن باشید که همیشه بی هویت خواهید ماند..

77:

از کی تا حالا نژاد پرستی شده هویت ایرانی بودن؟!!!
اگه این هویت یه ایرانیه، پس من بی هویت باشم بهتره.

اگه قرار به این حرفا باشه، که یونانی ها هم باید به خاطر آتش زدن آتن از ما متنفر باشن.

مصری ها چی؟ اونا که تا حالا به ما حمله نکردن، ولی ما چند بار به اونا حمله کردیم؟!!! چند بار سرکوبشون کردیم؟!!! اونا هم باید از ما متنفر باشن؟!!!
...

78:

دوست عزیز حرف شما کاملا درست است اما این سخنان برامده از چه حسی است ؟!!! شما و من و هر انسان منصفی می داند که حقیقتی در پس این سخنان وجود دارد و آن هم تنفری است که ایرانیان از اعراب در دل دارند که کم وبیش می دانیم چرا
اما بعضی می خواهند اسلام را با اعراب گره بزنند که بی تردید نمی تواند درست باشد زیرا روح حاکم بر تفکر اسلام با آنچه که بر ایرانیان گذشته بسیار متفاوت است.
اعراب خط مارا از ما گرفتند .(در زمان حجاج بن یوسف ثقفی)
اعراب ما را عجم (گنگ)نام نهادند.
اعراب کتاب ها را سوزاندند.
دیگر میخواستید چه بکنند ؟؟!!!!!!!!
با این حال نژاد پرستی افراطی غلط است و هیچ شکی در آن نیست . ما هم باید از گذشته درس بگیریم . در این موارد (بلا های اعراب بر ما ) کمی هم خود را به فراموشی بزنیم (مثلا).

79:

سرنوشت عزیز، اینکه مردمانی حس وطن دوستی داشته و به تاریخ خود افتخار کنند و یاد بزرگان و پادشاهان پرافتخار گذشته و دلیران و ... زنده نگاه دارند در هیچ کشوری نژادپرستی نام ندارد.

اینکه مردمانی از ستمی تاریخی که بر آنان از سوی قومی دیگر روا شده هم ناراحت باشند نیز نژاد پرستی نیست. خیال نکن یونانیان (و به طور کلی تر غربیها) آن داستانهای تاریخی را فراموش کرده اند. هر جا که توانسته اند نیششان را زده اند و خواهند زد.

مصریها میراث خواران مصر باستان نیستند. مصریها خود را عرب و از فرهنگ عرب می دانند پس برایشان حافظه تاریخی دوران باستان باقی نمانده که از ما ناراحت باشند!

اما حساب مردمان مدرن از این داستانهای تاریخی جداست. بنده برای جماعت عربی به مفهوم نژادیش احترام قایلم و اصلا بحث در اینجا نژاد عرب نیست. وقتی می گوییم اعراب با ما چه کردند در حال صحبت در مورد برهه تاریخی خاصی هستیم. اما اگر به دوران خودمان هم برگردیم کشورهای تازه به دوران رسیده عربی بدشان نمی آید چیزی از این خاک کم کنند! زیر سایه همان داستانهای تاریخی:

یکبار این را گفتم ولی بزرگمهر پاکش کرد زمانی صدام به نام خلق قادسیه دوم به این مملکت حمله کرد. در برابر او فقط تهرانیها و شیرازیها که نایستادند. خط مقدم دفاع همین اعراب خوزستان بودند. بچه های عرب خرمشهر تا پای جان در برابر حمله صدامی که می خواست خوزستان را جدا کند ایستادند! در طی روزهای مقاوت از سراسر ایران بدون توجه به زبان و قومیت آمدند و مهاجم را بیرون کردند. آنها مردمانی وطن دوست بودند.

این صداها که ما از نسل جوان بعد انقلاب و نمی دانم شاید مسنتر ها در اینجا از جانبداری از اجنبی غربی و عرب می شنویم اما برای من بسیار نگران کننده است! احتمالا حضرات در صورت حمله آمریکا با گل و شیرینی به استقبال سربازان آمریکایی می روند. نمی دانم واقعا به کجا رسیده ایم در این 30 سال... خدا ایران را حفظ کند از گزند دشمنان خارجی و داخلی!

80:

درود sarnavesht گرامي
بيگانه پرستي هم به همان اندازه نژاد پرستي غير منطقي هست!
اينكه شما حقايق موجود را انكار مي كنيد واقعا جاي شگفتي دارد!
شما يا بايد به واقعياتي كه در رد اين اسناد وجود دارد استناد كنيد و يا
با اين رقم فرافكني ها سعي در گمراه كردن اصل مطلب نداشته باشيد!
به هر صورت اين تعصب كوركورانه شما هرگز ره به جايي نخواهد برد!
وقتي سخن از اعراب مطرح مي شود حكايت همان اعراب ممالكي هست كه از هر
حفره اي براي ضربه زدن به اين آب و خاك فروگذار نمي كنند نه عربهاي داخل
كشور خودمان!لطفا دقت داشته باشيد كه در اينجا بحث نژاد مطرح نيست بحث
ديدگاهها مطرح هست! حال در اين بين اعراب به نسبت فلان كشور ديگر
الطاف زيادي شامل حال ما كرده اند دليل نمي شود كه شما شمشير خود را
براي اين مردمان از رو ببنديد!!!
قبلا هم يك مثال در مورد شوروي سابق زديد و بعد هم پاسخ بنده را نداديد!
چه فرقي مي كند اين ضربه را چه كسي مي زند!؟كسي كه بدخواه اين مردمان
باشد عرب يا عجم مسيحي يا كليمي فرقي نمي كند! شوروي يا آمريكا يا همين
افغانستان !
حال اگر در اين بين شما فرضا طرفدار اين هستيد كه اسم خليج فارس را به اسم
خليج عربي تغيير بدهيم و در عين حال هم خود را يك ايراني قلمداد مي كنيد اين
مشكل به ديدگاههاي خودتان بر مي گردد و اينكه لزوما هر ادعاي صرفي نمي تواند
دليل برحقيقت داشتن آن موضوع داشته باشد!
هيچ پدري منافع فرزندان خودش را با منافع فرزندان همسايه كوچه پشتي عوض
نمي كند اگر چنين كرد حتم بدانيد يا نا پدري است يا اشكال كار از جاي ديگري است!
داشتن ليبل "پدري"نمي تواند تعهدات يك پدر متعهد را در وي خلق نمايد!

81:

بنده دروغ نمی گویم شما به دلایل نامعلومی خشمگین هستنید و برای همین توانایی پردازش مطالبتان پائین آمده ، تروریسم واژه جدید است نه مفهویم جدید ، شما نامش را بگذارید "خیار" ، با تغییر نام که ماهیت آن تغییر نمی کند ، ایرانیان نه تنها ترور می کردند که تمامی ترورها همانطور که بیان شد تحت پروتکل "تروریسم دولتی" می گنجد ، حال اینکه بعدها اعراب هم چه کردند یک مغالطه بی اساس و از سر دستپاچگی شماست و ربطی به اینکه ایرانیان ترور می کردند و باعث خشمگینی و حمله اقوام دیگر به ایران میشدند ندارد . همانطور که بیان شد کرم از خود درخت بود که چوبش را خورده و هربار که از گلیمش درازتر شده پایش فلک شده ، پس به جای مجلس عزا گرفتن برای کشته شدگان نهاوند و جلولا ، چاره درمان از درون کنید .

[ضمناً فراموش نکنید ایرانیان از دوره هخامنشی ثروتمند شدند که از راه غارت و چپاول اقوام دیگر جهان بدست آمده بود ، اینرا فراموش نکنید که ثروتی که با غارت بیاید با غارت هم می رود]

82:


ترور علی بن ابی طالب رو هم به این موضوع اضاف کنید
ترور ناکام حسن بن علی

کلا بیشتر 14 معصوم به نوعی ترور شدن

83:

یه جا هم نشون بدید که اینقدر که عرب ها رو مورد لطف خودتون قرار میدید، با روس ها هم همین کارو کرده باشید.

84:

چقدر جالب ، این هم باز مایه تأسف است که استقلال و ارزش روحیه علمی را در گروی دریافت پول و حقوق و جیره و مواجب از جایی می دانید وگرنه برای بنده افتخار است که بصورت مستقل و بدون اینکه به جایی وابسته باشم پژوهش علمی انجام می دهیم ،
این سخن شما هم همان تعارض درونی تان و روحیه سودجوی شرقی است که از تمدن یونانی بدور افتاده است و با حمله اسکندر هم به ایران تجویز نشد که نشد .

85:

دوست عزیز، فکر نمیکنم نظرات دوستان، اینطوری که شما میگید باشه.
من میگم این همه کشور هست که اگه بیشتر از اعراب به ما لطمه نزدن، کمتر هم نبوده، چرا به اندازه اعراب، اونها رو مورد لطف قرار نمیدید؟

فکر میکنید که این حرف ها و عقاید شما دوستان، ذهنیت بدی از ایرانی ها در عرب های ساکن ایران هم به وجود نمیاره؟!!!
فکر نمیکنید ممکنه که به اونها هم بر بخوره؟!!!
اگه مثلا تو یه کشور دیگه بگن ایرانی ها وحشی هستن، کله پاچه میخورن و ... شما بهتون بر نمیخوره؟!!!

فکر نمیکنید که اعراب خوزستان هم رگه های خویشاوندی با اعراب حاشیه خلیج فارس دارن؟!!!


نوشته اصلي بوسيله mamad1 نمايش نوشته ها
خیلی درد ناک بود خوندن این مطالب برای من
اعراب دخل ما و دخل ثروت ما و دخل علم ما و دخل فرهنگ ما رو حسابی اوردن
نوشته اصلي بوسيله cargo-cult نمايش نوشته ها
سلام

اسم مغول و چنگیزخان در ایران بد درفته ولی چپاول و کتابسوزی و وحشیگری ای که اعراب

و خلفای راشدین در ایران کردند ده برابر مغول بوده است ، درباره دلایل و انگیزه های حمله

اعراب به ایران یک pdf کوتاه و کم حجم اما مستند وجود دارد که توصیه می کنم حتما آن را

بخوانید :

uploadmb.com
نوشته اصلي بوسيله talkhak نمايش نوشته ها

این جملات را جائی دیگه خوانده ومثل همین موضوع دلم به درد آمده بود که آنرا نقل قول کرده بودم وبد نیست الان که موضوع درد آوری به این خوبی باز شده اضافه کردن وخوندن این چند خط هم خالی از لطف نیست!!
اعراب به ما آموختن بجای خوراک بگوییم غذا که خود به پیشاب شتر میگویند...
اعراب به ما آموختن برای شمارش خودمان از نفر که برای حیوانات استفاده می کنند بکار ببریم...
اعراب به ما اموختن به جای واق سگ بگوییم پارس که نام اولیه ی سرزمینمان است...
اعراب به ما آموختن بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست میخورند...

آیا وقت ان نرسیده که با انقلاب فرهنگی خود را از این همه حقارت رها کنیم...؟! __________________
نوشته اصلي بوسيله mamad1 نمايش نوشته ها
جناب بزرگمهر من از شما جدا بیشتر از این حرفا انتظار دارم
جناب زرین کوب اثار دیگه ای دارن که دارن
چه ربطی به بحث فعلی داره؟
مگه من اثار دیگشون رو رد کردم؟

مطلب بعدی
ما ایرانی هستیم
تمام عقب افتادگی کشور و سرویس شدن دهنمون از حمله اعراب شروع شد
چرا باید به خاطر اینکه فلان شاه ایرانی دستور حمله به فلان جا رو داده و افرادش رو کشته
( که البته دلیلش روشن نیست چرا این دستور رو داده؟)

من از جنایت اعراب در حق خودمون چشم پوشی کنم؟

جنایت های اعراب فقط منحصر به حملشون در زمان ساسانی نمیشه
توی همین قرن 21 هم دهن ما رو اسفالت کردن

بعد اگر من ازشون حمایت کنم شما راضی میشی؟
نوشته اصلي بوسيله طاهری نمايش نوشته ها
شما الان داری دفاع می کنی یا مخالفت.؟؟
راستی شما ایرانی هستی یا یه عرب.؟؟
واسه من حای تعجب داره که شما و امثال شما ایرانی هستید و دارید اینطوری صحبت می کنید وای به حال اعراب ...
نوشته اصلي بوسيله saeed32 نمايش نوشته ها
عظمته وبزرگیه ایران پشت سرم.
پدر ایران زمین روحت پر جلال ولی سرزمینت داره نابود میشه.
ای کاش کسی مثل تو بازهم پیدا میشد چون تو اگر تو نبودی من به چی افتخار میکردم تا کمی اروم بشم.
نوشته اصلي بوسيله blisima نمايش نوشته ها
کاش نامه ی یزدگرد سوم به عثمان رو داشتم و براتون میزاشتم
کاش شرح جنگهای کورش
شرح کاراش
قانوناش
حکماش....
رو
کی ما ایرانی ها بت پرست بودیم که کسی بخواد مارو یکتا پرست کنه؟
من نمیدونم تا کی و چند هزار سال دیگه میخوان از اعتقادات مردم سو استفاده بشه و تاکی مردم باید از خرافات ضربه بخورن کاش تصویر امامزاده ی متحرکی که جدیدا برام ایمیل شده رو داشتم که الان اینجا بزارم
خیلی وحشتناکه اگه یکم به عقب برگردیم واز دورتر نگاه کنیم میبینیم حیف که الان فقط یاد گرفتیم که الکی واسه خودمون بت بسازیم و کورکورانه هم ازش همایت کنیم من که نمیدونم مگه آیه ی خود قرآن نیست که میگه در دین هیچ اجباری نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ایران الان رو از هر نظری که میخواین اما انصافا بدون تعصب با ایران قبل عرب مقایسه کنیم ببینیم چی اضافه وچی کم کردیم . و یک کشور مثال بزنید که اینقد راحت همه چیزشو فدای کشوردیگه ای بکنه بارضایت کامل و البته...
نوشته اصلي بوسيله طاهری نمايش نوشته ها
و این سوال توی هر ذهنی به وجود می یاد که چرا ما این حس رو به باقی کشورها نداریم و تنها نسبت به اعراب است.؟؟
سعی کنید چشماتون رو باز کنید و در همین چند وقت رفتار اعراب سوسمار خور و تازه به دوران رسید رو نسبت به ایرانی ها ببینید و بعد راهت میشه قضاوت کرد که چرا ایرانی های واقعی اینقدر از اعراب و رفتارشون متنفر هستند...
من که بعید می دونم شما نسبت به من و امثال من ایرانی تر باشید...
نوشته اصلي بوسيله crazy_king نمايش نوشته ها
نه تنها کشور مارو چپاول و مردمانمان را قتل و عام کردند بلکه در زیان پارسی هم تاثیر گذار بودن
اعراب به ما آموختند که به جای خوراک بگوییم غذا که خود به شاش شتر گویند. !! اعراب به ما آموختند که به جای تن از نفر که برای شمارش شتر استفاده می شود.اعراب به ما آموختند که به جای واق واق سگ بگوییم پارس که نام اولیه ی سرزمینمان است اعراب به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است!! چون آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می خورند!
کی میخوایم خود را از این همه نا آگاهی رها کنیم؟؟!!

86:

شما شدت خفقان موجود بر جامعه را اصلا در نظر نمي گيريد!!!
همين دو سه سال اخير بود كه دو سه تا بچه مدرسه اي (!)عليه روس ها
شعار دادند و بازهم توي تقويممان حماسه خلق شد!!!
انصاف هم خوب چيزيه!!!
ما كه تعارفي نداريم روس باشه يا آمريكاي لاتين!
ولي الظاهر براي شما خيلي فرق مي كنه!چون كاملا در صدد پاك كردن
صورت مسئله هستيد آنهم با ليبل هاي منسوخ شده نژاد پرستي!
ضمن اينكه روسها چه ضربه بزنند چه ضربه نزنند بازهم چيزي از اين
حقايق اعراب كم نخواهد شد!

87:

عزیزجان مثل اینکه از موضوع پرت هستید ، حبشیان را بیرون کنند فرق میکند با اینکه دستور بدهد شکم و رحم زنان باردار را بشکافند و فرزندانشان را بیرون بکشند و آنان را بکشند ، بعلاوه فقط حبشیان کشته نشدند ، انوشیروان عادل که از عصبانیت مغزش کار نمی کرد دستور داده بود که هرکس که حتی به حبشیان علاقه دارد هم کشته شود ، و هرکس که حتی موی جعد دارد هم دارد کشته شود !
این واقعه مایه ننگ بشریت است .
انوشیروان بار اولش نبود که چنین جنونی به وی دست می داد ، مطلبی از بنده در همینباره :

«سال 531 میلادی ، قباد درگذشت و طبق سنت ، نبرد قدرت برای دستیابی به سلطنت آغاز شد . ابتدا پسر ارشد او خود را پادشاه اعلام کرد ، متعاقباً فرزند دیگر قباد که نابینا بود مدعی سلطنت شد . طرفداران وی کوری او را عامل بازدارنده دانسته و سرانجام فرزندش را بر تخت سلطنت نشاندند و خودش را نایب السطلنه نمودند . اما فرزند دیگر همان که قتل عام مزدکیان را اداره کرده بود ، با تدبیر وزیر اعظم قباد وصیت نامة حقیقی یا جعلی که طی آن قباد ، خسرو را جانشین خود نامیده بود ، توانست بر برادران غلبه کند و بر تخت بنشیند . او سپس تمام برادران خود و فرزندان ذکور آنها ، جز فرزند یکی از برادرانش را که توانست از مهلکه بگریزد ، به قتل رساند.» او همان است که انوشیروان عادلش خوانند ! اعراب با ایران چه کردند؟

بن مایه :
بهاء الدین پازارگاد ، « کرونولوژی تاریخ ایران » ، انتشارات اشراقی : 1350 ، برگه های 66 و 67

اعراب از خودشان دفاع می کردند که ایران مثل همیشه از تروریستها دفاع کرد ، ساسانیان نفهمیده بودند که به قول مورخ ایرانی "ابوحنیفه دینوری" : "آن مرغی که آن تخم را می گذاشت دیگر درگذشته بود" و ساسانیان خودشان کردند که بر خودشان باد !

88:

شما به جای بلبل زبانی به مطلب خودتان پاسخ بدهید .

89:

سلام.

ولی من فکر نمکینم به همان اندازه که از اعراب بد میگید، از شوروی، انگلیس، آمریکا و ... بد بگید.
صدماتی که اینا زدن کمتر ازاعراب نیست.


شما برید یه جایی از حرف های منو نقل قول بگیرید که ضد ایرانی ها حرف زده باشم!!! من کی شمشیر به روی ایرانی ها بستم؟!!!
من نظرم این بود که این طرز برخورد با اعراب، نژاد پرستیه.

در ضمن من کجا گفتم که اسم خلیج فارس رو بزاریم خلیج عربی؟!!!
شما همه چیزو با هم قاطی کردین. فکر میکنید که چون من میگم این طرز رفتار نژاد پرستانه با اعراب خوب نیست، باید خلیج فارس هم باید به خلیج عربی تغییر نام بدیم.

از صحبت های خودتون کاملا میشه اینو درک کرد که شما از اعراب متنفر هستید. چون من که میگم اینطور اعراب رو مورد لطف قرار ندید، شما زود ربطش میدید به خلیج فارس و شمشمیر و ...
و منو متهم به ضد ایرانی بودن میکنید.

90:

خوب ايرانيها كله پاچه مي خورند!!!
واقعيت داره كه مي خورند!چرا بايد ناراحت شد!!!
اونها هم در حال حاضر ملخ مي خورند!!!
من موندم چرا بايد حقايق را انكار كرد؟
شما چرا نسبت به حقايق اعراب گارد تدافعي بي معني گرفتيد!
اينكه كشورهاي حاشيه خليج فارس نسبت به كشورتان تعرضات
فرهنگي و يا حتي جغرافيايي داشته باشند چه عايدي شامل حال
شما يا مردمان كشورتان خواهد داشت!!!
چرا بايد وقتي از اين عربها حرف مي زنيم شما ها به خودتون بگيريد!!!
مثل اين مي ماند كه ما با كشور تركيه اختلاف نظر پيدا بكنيم و هر اقدامي
در راستاي اين موضوع شكل مي گيرد را توهين به آذريها و تركهاي داخل
كشور تلقي كنيم...........عجب استدلالي...
هميشه تعصب افراطي باعث ميشود كه ديدگاههاي غير منطقي متبلور
شوند! شما صرفا يك ديد احساسي به قضيه داريد و هرگز هم متوجه اين
موضوع نيستيد كه اينها هيچ كدام دليل مستدلي نيست جز بهانه هاي
بني اسرائيلي!
ضمنا به غير از ادعاي صرف برخيها من هيچ دليل مستدلي در ايراني بودن برخي
دوستان پيدا نمي كنم اگر شما پيدا كرديد به ما هم نشان بدهيد!

91:

وای وای وای، این حرفا چیه؟!!! این توجیه کردن چیه؟!!!

یعنی الان خفقان طوریه که نمیتونید از روس ها بد بگید، اما از اعراب و امامان و ... تا دلتون بخواد.

بابا این حرفا چیه؟!!! چرا دلایل الکی میارید.

شما یکم بیشتر انصاف داشته باشید بهتره.


من جوابم رو در آخرین جمله شما گرفتم. دیگه واضح تر از این نمیشد.

مشکل جای دیگه ای.

92:

عجب...
خوب شما هم يك تاپيك در راستاي ضربات روسيه بزنيد!
شما كه تا اين اندازه در جريان صدمات روسها به ايران هستيد
چرا كوتاهي مي كنيد؟
اگر ايراني هستيد و براي اين مرز و بوم ارزش و اعتبار قائل هستيد
اين كوتاهي محض هست!
تاپيكي در راستاي ضربات اعراب به ايران استارت شده و ما در داخلش
گفتگو مي كنيم شما يا بايد با دلايل مستدل منكر اين حقايق
باشيد و يا اينقدر بهانه تراشي بي پايه و اساس و صد البته فرافكني نكنيد!
اينكه مثلا روسها به ما ضربه زده اند دليل اين مي شود كه اين تاپيك
سنديت ندارد!!؟
شما انگار اصلا در جريان اصل موضوع اين تاپيك نيستيد !

93:


باز هم مغالطه با تحریک احساسات ، خیلی هم دلتان بخواهد در پناه آمریکا باشید. آن چیز را لولو برد که فکر کنید چند ده سال می توانید به ترک و عرب و بلوچ و لر و رشتی فحش بدهید و لطیفه بسازید و همه گونه انگ تاریخی بزنید و اکنون که اقوام به خودباوری و خودآگاهی و امادگی فوق العاده ای رسیده اند ناگهان یاد چیزهای نامشخص و بی معنایی مثل وحدت ملی بیافتید ، در خواب ببینید که جوانان غیور و سرافراز کرد و عرب و ترک گوشت جلوی گلوله بشوند . مگر اینکه چهارتا پیرمرد آخر عمری بروند ، خود شما چرا زیر تانک دشمن نمی روید ؟ شما بروید اگر خوب بود بگوئید ما هم بیاییم

94:

اماما را از كجا پيدا كرديد ديگه
اعجوبه اي هستيد براي خودتون
لابد كسي كه اهلا و سهلا بگه ميشه امام
لطفا اينقدر بحث اينجا را به حاشيه هاي بي مورد نكشيد
بحث اينجا سر اين مباحث بي اساس نيست
باقي هم بقايتان

95:

جناب بزرگمهر

نظر شما در مورد اینکه کردها یک حکومت مستقل داشته باشن
عرب های خوزستان همینطور
رشتی های شمال هم همینطور
ترک ها و لر ها هم همینطور چیه؟

96:

بله، واقعیت داره که ایرانی ها کله پاچه میخورن، اونها هم ملخ میخورن.
خب، شما کله پاچه خودتون رو بخورید، بزارید اونا هم ملخ های خودشون رو بخورند. چیکار دارید که هی عکس های ملخو خوردنشون رو میزنید و مسخرشون میکنید؟!!!

اگه به جای اینکه بگید ترکیه، بگید ترک ها، اونوقته که مشکل پیش میاد.

من تعصب افراطی دارم؟!!! اما شما ندارید؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جل الخالق!!!!

97:

يا اين اسناد درست هست يا نيست
اگر نيست فهوالمراد
اگر هست چرا بايد يك روحاني كه سقف معيشت بر ستون دين زده است (البته نه همشون) اينهارو قبول بكند؟
.....
اشهد ان لاله الا الله
و ان محمدا رسول الله
شهادتينم رو گفتم كه بگم من يك مسلمانم و به دينم ارادت دارم اما نه اسلام خشن و زوري عُمَري

98:

به به درود بر آقاي مدير
بازهم توهمات تجزيه طلبي!!!
اين تفكرات مگر شامل حال همان يونان بشود
لطفا اينقدر از اقوام ايراني مايه نگذاريد!
آمريكا اگر مي توانست امنيت برقرار كند الان همان افغانستانش
به يك نوايي رسيده بود!
كدام گربه اي براي رضاي خدا موش گرفته كه آمريكا هم دوميش باشد!
اين مردم فقط در سايه اتحاد ملي جلو دشمنان داخلي و خارجي مقاومت
خواهند كرد و بيگانه پرستان تجزيه طلب اين اتفاقات را در خواب هم نخواهند
ديد!

99:

جواب خیلی خوبی دادید

وقتی شما می بینید یک نفر ازادی داره که بره یه تاپیک در راستای جنایات روس های بی شرف بزنه و نمیزنه
بعد میاد توی تاپیک جنایات اعراب شاکی میشه که چرا از جنایات اعراب میگیم و از جنایات روس ها نمیگیم

تو ذهن ادم یه تناقض هایی در مورد ایرانی بودن بعضی افراد و اهداف طرح کردن این مدل بحث ها و... به وجود میاد

یک نتیجه گیری کلی به وجود نمیادا

ولیکن ادم به فکر فرو میره

100:

من نمي دانم كه اسناد اين جنايات درست است يا نه و مخصوصا در اين زمانه ي عناد ورز نمي توان تحقيق مفصلي در اين رابطه داشت.
اما چند چيز برايم مسجل است.
1- قبل از اينكه با فرهنگ اسلامي آشنا شويم و آن را محترم بشماريم (كه البته تقصير خودمان هم بوده، پاره كردن نامه پيامبر (ص) را به ياد بياوريد) آن را به زور چپانده اند به مغزمان، كه اثرات آن به زور چپاندن ها هنوز هم موجود است مثلا همين خوي خشن و چهره ي عبوسي كه اكثر دينداران دارند.
2- خليفه ي دوم نژاد پرست بود، بهتر است درباره ي « سنت عمر» تحقيقي به عمل آوريد، اين يكي ديگر واقعي واقعي است.
3- تمام خلفاي اسلامي به غير از مولا علي هم ايرانيان را تحت تملك خويش مي خواسته اند و زنانشان را كنيز مي گرفته اند. لعنهم الله جميعا

101:

هنوز اینقدر بی غیرت نشدیم از آمریکاییها برای تجاوز به زنان و قتل عام مردم به کشور دعوت کنیم
حداقل سنگ کسانی را به سینه بزنید که کارنامه بهتری داشته باشند
ما که برای دفاع از این خاک همه کار خواهیم کرد،حتی جان باشد.مثل برخی نیستیم که تا صدایی بیاید به اروپا و امریکا فرار کنیم
البته درک می کنم برای برخی متصدی جهنم بودن بهتر از خدمتکاری در بهشت است

102:

چه مسابقه کشتن و ترور جالبی است ، ولی فکر کنم بازی را شما از اعراب ببرید چون منتسکیو پدر قانون اساسی اروپا در کتاب "روح القوانین" می گوید : نادر شاه پسرش را که رقیب سرسختی تصور میکرد کور و سپس ترور کرد ، کمبوجیه برادرش را ، اردشیر 50 فرزندش را !

انوشیروان عادل هم تمام برادرانش و سپس همگی پسران برادرانش را !

ویل دورانت در بخشی جالب و کمی خنده دار می نویسد :

«خشایارشاه بدست نابرادرش سغدیانوس کشته شد ، سغدیانوس شش ماه پس از این واقعه به دست داریوش دوم کشته شد ، داریوش دوم با کشتن تریتوچمس ، زن او را پاره پاره کرد و مادر و برادران و خواهران او را زنده به گور کرد ، اردشیر دوم با برادرش کورش صغیر جنگید و پسر خود داریوش را که قصد او کرده بود کشت و وقتی دریافت پسردیگرشا وخوس نیز قصد جان او را دارد ، از غصه دق کرد . اوخوس پس از بیست سال پادشاهی به دستبرادرش باگواس مسموم شد . این سردار پسر اوخوس را به تخت نشانید وبرای اثبات وفاداری برادر - اوخوس - را کشت و الی آخر ! »


[البته همگی این کشت و کشتارها -چه انهایی که شما گفتید و چه لزوماً همگی آنهایی که بنده در این مطلب نوشتم- "ترور" نیستند.]

103:

اين جمله تون نشون ميده كه شما يك فرد متعصب هستيد!
كه يا نمي توانيد نفس موضوع را از داخل مباحث تشخيص بدهيد
و يا خودتان را به كوچه علي چپ زده ايد!
خوب بگويند تركها ....وقتي من اونقدر درايت دارم كه متوجه بشوم هدف
از اين موضوع مورد طرح (تركها) كشور تركيه است چرا بايد بهم بربخوره؟
توي همين تالار هم بعضي ها دارند براي ما سينه مي درانند ! و برايمان
كاسه داغ تر از آش شده اند!از چيزي مي نالند كه ما خودمان اصلش را نديده ايم!
در واقع چشم بسته غيب مي گويند!لابد شما در قبال اين ديدگاهها قند توي
دلتان آب مي شود!....اصلا اگر مطالب را دقيق مي خوانديد خودتان متوجه
مي شديد اصلا نياز به توضيح اضافي نبود!
متاسفانه تا وقتي كه اين تعصب را به همراه داشته باشيد هيج بحثي با شما
به نتيجه نخواهد رسيد.

104:

بنده هیچ نظری ندارم و از سیاست هم چیزی سردر نمی آورم ، فقط می دانم که :
" هرکس بایستی خودش درباره خود تصمیم بگیرد "

105:

توی جنگ قادسیه

در روز اول اسب‌های عرب از فیلان که آنها را جلو نگاهداشته بودند فرار کردند. چنین به نظر می‌آمد که فتح با لشکر ایران است، جناحین لشکر اعراب در مضیقه افتاده و روی هم‌رفته خسارت لشکر اعراب بیش از ایرانیان بود.


در روز دوم لشکر امدادی اعراب که از شام رسیده بود، وارد میدان شد و نبردهای تن به تن بین پهلوانان دو سپاه صورت گرفت. هنگام مبارزه سه نفر از سرداران ایرانی که از آن جمله بهمن جاذویه و «بندوان» بودند، کشته شدند. ولی نتیجهٔ قطعی بدست نیامد.

چند نفر از فراریان لشکر ایران به اعراب آموختند که هرگاه خواسته باشند، دفع فیلان را نمایند، بهترین تدبیر آنست که خرطوم یا چشم آنهارا هدف گیرند.
در روز سوم بار دیگر فیل‌ها در خط جنگ ظاهر شدند، اعراب به همان طریق فیلان را زخمی کرده، آنها را از میدان کار زار بدر بردند. بالاخره فیل‌ها برگشته در لشکر ایران باعث اختلال شدند.

106:


چرا که نه

شما در 500 سال اخیر کجا دارید که این اقوام خاستار جدایی از ایران بودن؟


اینکه یک عده بخوان با حربه های مختلف وانمود کنن پشتیبانی تمامی اون قوم رو پشت سرشون دارن

فرق داره با اینکه مثلا قالب مردم عرب خوزستان خودشون رو عرب کشور های عربی بدونن

نه عرب ایرانی

107:


شما با این خیالاتتان دلخوش باشید تا روز واقعه "حقیقت" را به عینه ببینید

108:

لطفاً در مورد نبرد ذات السلاسل و اینکه ایرانیان دست و پای مردم رابسته بودند که در نروند هم کمی برایمان بنویسید .

109:

محمد عزیز شما بی خبرید ، در 100 سال اخیر بارها این اتفاق افتاده است.

110:


البته این احتمال می‌رود که اگر در واقع زنجیری در کار بوده‌است، نوعی آرایش جنگی بوده‌است که برای اعراب بکلی تازگی داشته‌است.

111:

خبر دارم

توضیحاتی هم دادم در موردش

112:

ايضا" شما با توهماتتان

113:

مثلاً چه آرایشی ؟ دست و پای شما را در جنگ با زنجیر ببندند چه آرایشی می گیرید

114:

لطفاً جستار و اوقات خوش ما را با طرح مباحث غیرمرتبط و غیرانتفاعی مثل جنگ گرم و سرد و این چیزها خراب نکنید و به حاشیه نبرید ، ما در اینجا از ظالم و دیوانه بودن اعراب می گوئیم و همگی اعراب بایستی بدانند که چه موجوداتی هستند

115:

آره با ترکیه اختلاف پیدا کنیم و بعد هر جا نشستیم بگیم ترک های فلا ترک های اونجوری ترک های خر ترک های ...... اون وقت میخوام حال شمای ترک رو ببینم

116:

در سال ۱۲ هجری «خالدبن ولید» رهسپار حیره (شهری نزدیک نجف بوده )شد . در میان راه به حیره دهستان‌های بسیاری برای ایجاد رعب و وحشت به آتش کشیده شد و آنان را ویران نمودند.
خالد ابن ولید پس از پیروزی «حیره» و فتح آن شهر به فکر تصرف «مناطق آرامی نشین» عراق افتاد. مردمان آنجا مسیحیان ایرانی بودند که با آرامش زندگی می‌کردند. وی لشگر بزرگی را روانه آنجا نمود. افسر ارشد شهر برای آنکه حاضر به تسلیم نگردید و حاضر به فرار هم نشده بود تصمیم به زنجیر کردن خود و سربازانش کرد. که این نبرد بعدها به «ذات السلاسل» مشهور گردید.
خالد پس از کشتن سربازان دربند که در حدود ۷۰۰ نفر بودند - زنجیر آنان را به عنوان غنیمت برداشت و افسر مافوق را گردن زد. وزن زنجیرها «هزار رطل» گزارش شد که در حدود ۴۵۰ کیلوگرم بوده‌است.

117:

این بند در کدام کتاب تاریخی نوشته شده ؟

مورخین میگویند سرداران ایران به هم بسته بودنشان یا محوطه ای را بسته بودند که فرار نکنند !

باز دارند تاریخ را تحریف میکنند .

118:

به هر حال اگر داعيه مسلماني داشته باشيد بايد طرفدار فرهنگ رشادت و
شهادت هم باشيد!
نمي شود كه يك جا مسلمان باشيد و يك جا از گلوله گوشت شدن مردم
دم بزنيد! اون اشخاصي كه شهيد شدند همگي به خاطر وطنشون شهيد
شدند نه براي آب در آسياب دشمن ريختن!!!كه فرضا آمريكايي بيايد و
جنابعالي را به اوج آروزهايتان نزديك سازد(تناقض هايتان سر به عرش گذاشته
جديدا)
كاش مردمان سرخش نيشابور گرگان كرمان و ...سالهاي پيش (آن دوران)
اينجا بودند و به شماها بيشتر از اينها افتخار مي كردند!

119:

این معنای شهادت نیست
کشته شدن به خاطر خاک و وطن هیچ ارزشی نداره
یک حیوان وحشی هم به خاطر حفظ قلمرو ش با بقیه حیوان ها میجنگه و کشته میشه پس اون حیوان هم شهید شده؟

120:

شهادت برای دین خدا است الیزابت خان(ج) !
آمریکا و هیچ کشور دیگری هم بجز زردشتیان و کمونیستها مسلماً با دین بنده کاری ندارند ، بنده هم قرار نیست بر کسی حکومت کنم ، بهتر است خودتان تشریف ببرید ما هم شما را از دور حمایت معنوی میکنیم

121:

محمد عزیز تحلیل دکتر شریعتی هم بسیار جالب است :

Ali Shariati علی شریعتی

122:

خوب قلندر خان (ج)ما هم جز اين نگفتيم!
ميشه اهدافي كه ايران در جنگ هشت ساله داشت را براي ما
شفاف سازي بكنيد؟
دين شما كه هنوز به درد شخص خودتان نخورده به درد امريكا كه عمرا نخواهد
خورد!البته اگر تكليف تناقض هايتان مشخص گردد

اعراب با ایران چه کردند؟اعراب با ایران چه کردند؟
به هر حال خوراك خوبي براي ناآگاهان محسوب مي شويد

123:

اگر شما کاری با دین بنده نداشته باشید آمریکا با آن کاری ندارد (نمی خواهد کاسه داغتر از آش شوید) ، شما هم اگر دوست دارید بترکید کسی جلوی شما را نگرفته که ، با ما کاری نداشته باشید ما هم با شما کاری نداریم.

آن تصویر هم تصویر کوروش کبیر است در حال گردن زدن مردم .

سخنانتان هم بی ارتباط به این جستار است .

124:

در زمان اولیبن حمله اعراب به ایران عمر دستور حمله به ایران را داد . ولی حضرت علی ( علیه السلام ) به عمر یادآوری کرد که برای ورود اسلام به ایران نیازی به حمله و کشتار نبود . چرا که مردم ایران در درجه ای از تمدن بودند که با تفکر و اندیشه به راحتی به اسلام روی می آوردند .

125:

اعراب با ایران چه کردند؟

126:

ایول!!
دمت گرم،یکم بحث جدی شده بچه ها خستشون شده
چنتا جک هم بزار لطفن....
----------------------------
یعنی واقعن شما مشکلت همینه که ما به عربا میگیم سوسمار خور؟
یعنی چون ما عربا رو فحش میدیم و کارمون غلطه ،پس هر کار غلط اونارو توجیه میکنه؟
چون هر سال تاسوعا عاشورا تو ایران ملت به یزید فحش خار مادر میدن پس دمش گرم که امام حسین رو کشت؟
....
یعنی یه کار غلط یک کار غلط دیگه رو توجیه میکنه؟
حالا که شما نشون دادی ما ایرانی های بدِبدِبد...به عربها ی خوبِ خوبِ خوب میگیم سوسمار خور،این کار اشتباه جنایت های اونا رو میپوشونه؟

ماشا الله به این منطق...پروفسوری هستی بابا...

حالا که خوندیش مثله چن تا پست قبلی پاکش کن...(شیوه یونانی های با فرهنگ عزیزتون)
(شایدم پاک نکنی که بقیه فکر کنن وای...من دروغ گفتم و پستای قبلی رو پاک نکردی!!)

127:

گویا در فارسی خوانی هم دچار مشکل میشوید ، کسی از تخلفات اعراب حمایت نکرده است ولی زمانیکه از گروههای تروریستی دفاع می کنید و تروریست پرورش می دهید باید اینرا هم در نظر بگیرید که ممکن است کسانی که علیه شان عملیات می شود یک روزی یقه تان را بگیرند و ممکن است خیلی هم مهربانانه رفتار نکنند و اینرا هم در نظر بگیرید که همیشه اسب و الاغهای جنگی تان هم ممکن است به کار نیاید و زور حریف بچربد ، چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟

مفهوم بود یا بیشتر توضیح بدهم استاد ؟

هر جستاری مطالب و مسائل مربوط به خودش را دارد ، سخنان بی ارتباط نگوئید تا برخورد نشود.

128:

سخنان پراکنده و بی حاصلی گفتید و به شیوه فرهنگ آریایی به مخاطبتان گستاخی کردید .
در مورد پاراگراف دومتان :
شمای آریایی اصیل اگر بخواهید به یک کشور اروپایی/آمریکایی/عربی/آسیایی سفر کنید در اوج تحقیر از هر 10 انگشت دست و پایتان انگشت نگاری می کنند، اما اگر بروید التماس اعراب را بکنید و بتوانید از کشوری مثل امارات تابعیت بگیرید، آنگاه خواهید دید که به جای آنکه از شما انگشت نگاری کنند، به دیده انسان های متمدن به شما خواهند نگریست .
پس ربطی به اعراب نداره ، بلکه اگر عربی می شدید وضعیت بهتری داشتید .

نوشته اصلي بوسيله sarnavesht نمايش نوشته ها
اگه مثلا تو یه کشور دیگه بگن ایرانی ها وحشی هستن، کله پاچه میخورن و ...
کوروش زادگان شکمبه خور در قرن 21 روده و شکمبه گوسفند را می خورند و هنگامی که از جلوی یک کله پاچه پزی عبور می کنند با دیدن روده گوسفند به سیخ کشیده شده دهنشان آب می افتد اعراب با ایران چه کردند؟

129:

خوب شد که خودتان گفتید....لطفن ارتباط موضوع تاپیک با تصویری که ساختید و درج کردید رو بیان کنید تا آگاه شیم...موضوع تاپیک:"اعراب با ایران چه کردند؟"
-----------------------------------
زمانیکه از گروههای تروریستی دفاع می کنید و تروریست پرورش می دهید باید اینرا هم در نظر بگیرید که ممکن است کسانی که علیه شان عملیات می شود یک روزی یقه تان را بگیرند و ممکن است خیلی هم مهربانانه رفتار نکنند و اینرا هم در نظر بگیرید که همیشه اسب و الاغهای جنگی تان هم ممکن است به کار نیاید و زور حریف بچربد ، چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟

مفهوم بود یا بیشتر توضیح بدهم استاد ؟
بله بیشتر توضیح بدهید
منظور شما از ترورچیست؟
قبل از حمله اعراب به ایران ، ایران کدام عربی را ترور کرد؟
اگر پادشاه کشوری از ترور حمایت کرد و ند نفر رو کشت پس در جوابش باید رفت نصف اون ملتو قتل عام کرد و بقیشونم به بردگی گرفت؟
اگر من به شما تو گوشی بزنم شما با شهاب 3 پاسخ منو میدید؟
-------
گرامی اصلن کورش بد،داریوش خونخوار،خشایار شاه بدِبدِبد،خب چرا نمیفهمید که کار 4 تا پادشاه رو نمیشه به کل یک ملت تعمیم داد....
اصلن انوشیروان تروریست بوده و جد بن لادن بوده......خب کار ش بد بوده....شما از کار جاهلانه این پادشاه نتیجه گرفتی که کل یک ملت تروریستن و حامی ترور؟و چنین مینویسین؟
زمانیکه از گروههای تروریستی دفاع می کنید و تروریست پرورش می دهید باید
به چه حقی ملت ما رو تروریست خطاب میکنید؟
آیا میدونید که تروریست خوندن یک ملت توهینه؟
میدونید که طبق قوانین فروم نباید به ملتی توهین بشه؟
خب 4 تا پادشاه این غلطو کردن ، به ما چه؟ما که تروریست نبودیم؟
واسه کار غلطه اونا که ملت ما نباید توسط اون اعراب بیابانی قتل عام یا برده میشدن...حالا که چنین شده پس اون اعراب مرتکب جنایت شدن و ما اینو محکوم میکنیم
حالا شما بگو منطقت چیه؟
که از این جنایت دفاع میکنی و میگی حقمون بوده....چه هدفی دارین واقعن؟

130:

اينم يك نمونه از تمدن و ادب اعراب منطقه(امير قطر):

اعراب با ایران چه کردند؟

توضيحات تكميلي را در اين لينك بخوانيد:

توهین امیر قطر به ایرانیان؛ آیا پاسخ در خور داده شد؟ + تصاویر - Tabnak.IR | تابناك

131:

اهلاً و سهلاً یا شیخ صباح الخیر

عزیزم تو کله پاچه روده نمیکنن....کورش زادگان با حال و خوش طبع روده به خوردتان داده اند به نام کله پاچه...متوجه نشدید؟

شمای آریایی اصیل اگر بخواهید به یک کشور اروپایی/آمریکایی/عربی/آسیایی سفر کنید در اوج تحقیر از هر 10 انگشت دست و پایتان انگشت نگاری می کنند، اما اگر بروید التماس اعراب را بکنید و بتوانید از کشوری مثل امارات تابعیت بگیرید، آنگاه خواهید دید که به جای آنکه از شما انگشت نگاری کنند، به دیده انسان های متمدن به شما خواهند نگریست .
پس ربطی به اعراب نداره ، بلکه اگر عربی می شدید وضعیت بهتری داشتید .
مدرک شما برای این حرف چیست؟آیا خودتان عربی شدید و تابعیت امارات رو دارین که چنین با اطمینان سخن میرانید؟
منظورتون از وضعیت بهتر دقیقن چیه؟
-------------------------
تذکر برای شما:
سخنان پراکنده و بی حاصلی گفتید و به شیوه فرهنگ آریایی به مخاطبتان گستاخی کردید
گرامی توهین به فرهنگ ها و ملت ها و تمسخر آنها مخالف قوانین فروم هست،شما رو مدیر کردن که حواست به این ها باشه...(اگر بقیه چنین کردن این کار غلط شما رو توجیه میکنه!)
هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک!!

132:

همه اینها درسته
همگی بایدبا چشم باز به این موضوع نگاه کنیم...............

133:

اتفاقاً آن تصویر حق مطلب این جستار را ادا کرده است . آن کروکدیل دارد پای یک مرد ضعیف را گاز میگیرد و مرد هم ممکن است انگشت کند در چشم کروکدیل و چشمش را کور کند.

بله بیشتر توضیح بدهید
منظور شما از ترورچیست؟
قبل از حمله اعراب به ایران ، ایران کدام عربی را ترور کرد؟
اگر پادشاه کشوری از ترور حمایت کرد و ند نفر رو کشت پس در جوابش باید رفت نصف اون ملتو قتل عام کرد و بقیشونم به بردگی گرفت؟
اگر من به شما تو گوشی بزنم شما با شهاب 3 پاسخ منو میدید؟
خب مسئله دقیقاً همین است ، نبایستی "انتظار" داشت که رفتار بد ما لزوماً با رفتار بدی لزوماً به همان اندازه مواجه شود ، شما ممکن است خیلی عصبانی باشید و در گوش یک فردی بزنید که در کمرش کلت دارد و با همان کلت مغزتان را روی زمین بریزد ! مسلماً ژاپن آنقدر کاری نکرده بود که با دو بمب اتمی تنبیه شود ، ممکن است ایران به سرش بزند که همین امشب 100 موشک شهاب 5 به اسرائیل بزند ، اگر اسرائیل این 100 موشکی که بی دلیل به خاکش خورده را با 200 موشک هسته ای پاسخ بدهد چه جای گلایه است ؟


گرامی اصلن کورش بد،داریوش خونخوار،خشایار شاه بدِبدِبد،خب چرا نمیفهمید که کار 4 تا پادشاه رو نمیشه به کل یک ملت تعمیم داد....
اصلن انوشیروان تروریست بوده و جد بن لادن بوده......خب کار ش بد بوده....شما از کار جاهلانه این پادشاه نتیجه گرفتی که کل یک ملت تروریستن و حامی ترور؟و چنین مینویسین؟
مسلماً رفتار پادشاهان ایران به دلیل گستردگی حکومتشان تأثیرگذاری زیادی داشته است و منظور بنده هم مشخص است که "تمام ملت" (!) نمی تواند باشد.

به چه حقی ملت ما رو تروریست خطاب میکنید؟
آیا میدونید که تروریست خوندن یک ملت توهینه؟
میدونید که طبق قوانین فروم نباید به ملتی توهین بشه؟
خب 4 تا پادشاه این غلطو کردن ، به ما چه؟ما که تروریست نبودیم؟
واسه کار غلطه اونا که ملت ما نباید توسط اون اعراب بیابانی قتل عام یا برده میشدن...حالا که چنین شده پس اون اعراب مرتکب جنایت شدن و ما اینو محکوم میکنیم
حالا شما بگو منطقت چیه؟
که از این جنایت دفاع میکنی و میگی حقمون بوده....چه هدفی دارین واقعن؟
خطاب بنده به کسانی است که مثلاً از دوران این پادشاهان حامی و مولد تروریسم با افتخار یاد می کنند ، کسانی که خردگرا هستند مخاطب این سخنان نیستند. ضمناً مگر شما مثلاً می گوئید "اعراب وحشی هستند" مگر کسی را مستثنی می کنید ؟ مثلاً می گوئید منظور از اعراب فقط نظامیان بودند که حمله کردند نه بسیاری از مردم آن روزگار عربستان ؟ وقتی شما کلی گویی می کنید چه انتظاری دارید ؟

134:

پیش از این گمان می کردیم اعراب جهت گسترش اسلام به سایر بلاد حمله می کردند.
اما ظاهرا طبق گفته شما اعراب تنها برای انتقام ایرانیان را قتل عام کردند.

-----
قصد توجیه جنایت آمریکا در نابود کردن صدها هزار انسان اکثرا بی گناه بوسیله بمب اتم را ندارم.
اما برای آگاهی شما (که خود را متخصص تاریخ می دانید) عرض کنم که،
ژاپنی ها میلیون ها نفر را در جریان جنگ جهانی دوم کشتند.
آمار کشتارهای این قوم مودب از 3 میلیون تا 30 میلیون نفر گزارش شده.
بسیاری را زنده بگور کردند و بسیار تجاوزهای خشونت آمیز مرتکب شدند.

https://en.wikipedia.org/wiki/Japanese_war_crimes

135:

یک انگیزه می تواند باعث گسترش انگیزه های دیگر هم می شود ، ولی خردمند کسی است که انگیزه به دست کسی ندهد .
در مورد ژاپن نیز بیان نشد که قومی صلح جو یا مودب بوده اند ، بیان شد مجازات به اندازه گناه نبوده ، آشکارا آیا ژاپن 30 میلیون آمریکایی را کشته است ؟ خیر

136:

بله ،این میشود قانون جنگل.
که ما محکومش میکنیم و شما ازش دفاع میکنید
کسی که برای یک توگوشی آدم بکشد ظلم و جنایت مرتکب شده
اسرائیل اگه یک موشک شهاب رو با موشک هسته ای پاسخ بده مرتکب ظلم و جنایت شده
اعراب اگر به خاطر چند قتل و ترور موهوم و بی سند کشور ما رو ویران کردند و ملت ما رو قتل عام کردند مرتکب ظلم و جنایت شدند
کاملن واضحه...
در عصری زندگی میکنیم که در بین ملتها قانون جنگل رو به منقرض شدنه...

137:

این "قانون جنگل" نیست ، واقع بین تر باشید ،
شما که از "عصر امروز" یاد می کنید بایستی بدانید که نام این رویکرد ِ بخصوص "دکترین امنیت ملی" (National Security Doctrine ) نام دارد ،
دکترین امنیت ملی روسیه اینست که تهدید بالقوه را می تواند به صلاحدید خود با واکنش هسته ای پاسخ بدهد.
در مورد اعراب هم لینکش را چند برگه قبل داده ام ، بگردید پیدا کنید بخوانید .
دکترین امنیت ملی اسرائیل این است که دیگر هیچ کشور اسلامی نبایستی دارای سلاح هسته ای باشد ، حمله هوایی به سوریه و عراق [و احتمالاً ایران] در راستای همین چشم انداز است ، این دکترین "پیشگیرانه" است ، زمانیکه ما در قرن 21 چنین دکترین هایی داریم [که برخی از آنها اگرچه شاید چندان "عادلانه" نباشند ، ولی ممکن است"عاقلانه" باشند] از 14 قرن قبل یا بیشتر چه انتظاری می توان داشت ؟

138:

قانون جنگل این اجازه رو میده که اگه میخوای خورده نشی باید بقیه رو بخوری
بکش تا کشته نشی
یا:
دکترین امنیت ملی روسیه اینست که تهدید بالقوه را می تواند به صلاحدید خود با واکنش هسته ای پاسخ بدهد.
روسیه تا چنین نکرده حرفش فقط جنبه روانی داره
اما اگه روزی چنین کرد،شک نکنید که من اونا رو هم در کنار اعراب صدر اسلام جنایتکار میدونم
زمانیکه ما در قرن 21 چنین دکترین هایی داریم [که برخی از آنها اگرچه شاید چندان "عادلانه" نباشند ، ولی ممکن است"عاقلانه" باشند] از 14 قرن قبل یا بیشتر چه انتظاری می توان داشت ؟
یک کار غلط کار غلط دیگه ای رو توجیه نمیکنه
اگر در جامعه ای همه کار اشتباهی بکنن ، دلیل بر درست بودن اون کار نیست
و حالا ما بعد از 1400 سال داریم میگیم که بنا بر این دلایل عقلانی کار اون روز اعراب یک جنایت در حق ایران ملت و کشور ایران بوده ،و شما نمیتونید بگید چون در حال حاضر هنوز دو کشور روسیه و اسرائیل در جهل و نادانی سیاستشون رو روی اصول جنگل بنا کردن ، کار وحشیانه اعراب در 1400 سال پیش قابل دفاعه.چون اگر دو کشور هنوز در میان جهل دستو پا میزنن،این دلیل نمیشه که یک جنایت بزرگ رو محکوم نکنیم و نسبت بهش بیتفاوت باشیم و حتا ازش دفاع کنیم!
"ما انسانیم و باید روز به روز پیشرفت کنیم نه پسرفت...کار اشتباه دیروز رو باید فردا جبران کرد نه اینکه بر اشتباهات گذشته پافشاری کرد."

139:

شهربانو دختر یزدگرد به روایت شیعیان به عقد حسین بن علی درآمد. شیعیان به این ترتیب فرزندان و نوادگان امام حسین را وارث خورنه یا فره ایزدی شاهنشاهان ایران باستان محسوب داشتند.

منبع

140:

خب سادات از عربستان اومدن ایران

141:

نه فکر کنم اشتباه باشه
شهربانو افسانه ای بیش نبوده

142:

چه دلیلی وجود دارد که کسی که شما به او سیلی زده اید دقیقاً به اندازه ضرب و شدت سیلیتان به شما عکس العمل نشان دهد ؟ اگر چند نفر شبانه شما را با چاقو تهدید کنند و شما سلاح داشته باشید می توانید ایشان را بزنید و حتی بکشید ، شاید چاقوی آنها فقط شما را زخمی کند.

143:

گرامی مغالطه نکنید...10 صفحه بحث نشده که آخرش به هیچ برسیم...
این مثال شما میشود دفاع از خود که مقوله ای جداست...اعراب از خود دفاع میکردند؟؟؟ما به بیابانها لشکر کشیدیم؟؟؟
در پاسخ گفتن عجول نباشید

144:


اینها رو از طبری نقل کردند
به هر حال
مورخین زیاد بودند و همه یک نظر نبودند

ادعایی که سست باشه با ادعای سست هم از بین میره

145:

این شما هستید که بدون مطالعه برگه های قبل بحث را ادامه می دهید و برای همین است که به ساده دلی دچار شده اید ، برای مطالعه بیشتر

146:

ولی طبری آن سخن را نمی گوید.

147:

بله و لزومن همگی از فرزندان امامان شیعه نبودند...
اکثرن (نه همگی) از فرزندان و نوادگان حکام عرب و لشکریان عرب هستند و برخی قبیله های صحرای عربستان که به نقاطی از خراسان مهاجرت کردند
و لفظ سید (برای سران حکومت-عربها) به معنی سرور و آقا در کنار لفظ موالی (برای ایرانیان) ابتدا در دیوان های حکومتی شکل گرفت و ماندگار شد و پس از سلسله صفوی و در طی فرایندی که مردم ایران شیعه شدند، در کنار سیدهای حقیقی که از بخشی از لبنان به ایران آمدند بسیاری از این سید های پیشین همان نوادگان امامان شیعه انگاشته شدند

148:


من مقداری سرچ کردم
به این نتیجه رسیدم که این سخنان از طبری نقل شده
شاید مقدار سرچ من کافی نبوده

149:

گرامی من همه نوشته های پیشین رو میخونم و بعد پاسخ میدم
در آدرسی که دادید چنین نوشته بود
خالد بن ولید به آهنگ گوشمال دادن به این فتنه انگیزان و آرام ساختن فتنۀ فتنه گران (و جلوگیری از فتنه دوباره و بعدی آنها) به سوی سواد عراق حرکت کرد و با برخی قبایل شورشی "مصالحه" نمود و با گروهی دیگر کارش به "جنگ" کشید تا سواد عراق و حیره را به تصرف درآورد دولت ساسانی که از زمان خسرو پرویز دشمنی را با اسلام آغاز کرده بود از قبایل اشوبگر حمایت ميکرد و همين کار موجب شد تا سپاه عرب با دولت ساساني نیز درگیر شود
.
دقت کردین گرامی؟؟
به چه حقی به خاک کشور ما تجاوز کردن و در عراق دست به تصرف زدند آیا این تجاوز و حمله نیست؟
از یک ابر قدرت انتظار دارید که عدهای بیان توی خاکش و قتل و غارت بکنن و هیچ واکنشی نشون نده؟
در ضمن در همین به اصطلاح سندتان هم نوشته که ابتدا اعراب با سپاه ساسانی در گیر شدند.
.....
خب اینا رو که گفتین میخواستین بگین که ما حمله کردیم به عربستان؟
میخواستین بگین اونا در دفاع از خودشون نصف ملت ما رو کشتن؟
میخوای بگی این ما بودیم که رفتیم تو خاک عربا و کشت و کشتار کردیم؟
آدم جالبی هستین...

150:

برخی از بزرگان شیعه در زمان خلفای عباسی از عراق که مرکز مذهب شیعه بود به مناطق شمالی ایران که دور از دسترس خلیفه بود مهاجرت کردن
مثل عبدالعظیم حسنی
خود اونها و فرزندان اونها به عنوان امامزاده شناخته شدن

151:



عجمان بیامدند که همدیگر را به زنجیرها بسته بودند تا فرار نکنند و مسلمانان به انها حمله بردند و جنگ اغاز کردند ، تیری به نعمان رسید و کشته شد و برادرش او را در جامعه اش پیچید و تا وقتی که خدا مسلمانان را ظفر داد قتل وی را نهان داشت. پرچم را به حذیقه بن یمان داد و خدا ذوالحاجب را بکشت و نهاوند گشوده شد و از ان پس دیگر عجمان تجمعی نبود » تاریخ طبری ص 1930 الی 1932
همینطور که دوستان ملاحظه میکنند ایرانیان در این جنگ هم به مانند اکثر جنگها به زور به میدان جنگ اورده شده بودند و مردم ایران را با زنجیر بسته بودند تا فرار نکنند و یا به مسلمانان نپیوندند چنانکه در قادسیه 4000 هزار سرباز دیلمی از بهترین سواران شاهنشاه ایران و از گارد سلطنتی به سپاه اعراب مسلمان پیوستند و برای نابودی دستگاه فاسد ساسانی در کنار مسلمانان شمشیر زدند.


ایا اعراب در زمان حمله به ایران قتل وغارت کردند. - صفحه 3

152:


چقدر جالب ولی ابتدایی تحریف میکنید ، نمی دانم چرا بایستی مطالب ساده را هم توضیح بدهم ، شما هم خیلی جالب هستید ، مثل اینکه مطلب را نخواندید :

این فتح از آنجا آغاز می شود که پس از وفات پیامبر (ص) گروهی از قبائل عرب که به نفاق (هنگام حیات پیامبر)، اظهار مسلمانی می کردند، (بعد از وفات پیامبر و دو دستگی مقطعی در میان مسلمانان دربحث خلافت) آشکارا از اسلام رو برتافتند و جنگهای سختی را با مسلمانان اغاز کردند. اینان، قبائل گوناگونی بودند که در حجاز و عراق و یمن و دیگر نواحی می زیستند و در پیرامون پیامبر نمایانی دنیاطلب و ریاستخواه به نامهای : طُلیٌحَه و سَجاع و مُسَیلمه و أسود و عَنسی گرد آمدند و عده ای را کشتند و جنگهای سختی را با مسلمانان اغاز کردند و شهر مدینه را که کانون اسلام و پایگاه مهاجران و انصار بود، به خطر افکندند و بقول جرجی زیدان : « کار مرتدّان بالا گرفت تا بدانجا که برخی از ایشان به مدینه – پایتخت مسلمانان – یورش و هجوم بردند و نزدیک بود آنجا را (مدینه) به تصرف درآورند و اگر ابوبکر بخوبی از مدینه دفاع نمی کرد آنرا (مدینه را) به تصرّف درآورده بودند.» تاریخ تمدن اسلامی چاپ قاهره ج1ص68
از میان نزدیکان و یاران پیامبر که در این ماجرا از جهد بلیغ کوتاهی نورزیدند، امام علی و زبیر و طلحه و عبدالله بن مسعود را بویژه باید نام برد . چنانکه ابوجعفر طبری مینویسد : «ابوبکر پس از اینکه هیئت اعزامی (فتنه گران) را بیرون راند ، علی و زبیر و طلحه و عبدالله بن مسعود را بر راههای کوهستانی مدینه گمارد (تا از نفوذ دشمن به درون شهر جلوگیر کنند)» الکامل فی التاریخ ج2ص344 چاپ بیروت
دراین هنگام خالدبن ولید از سوی خلیفه ابوبكر ماموریت یافت تا قبايلي از اهل رده و آشوبگران و حامیان ایشان را برجای خود نشاند. سرانجام این گروهها بصورت قبایلی در سواد عراق و حیره پراکنده بودند و در میان ایشان برخی از طوایف مسیحی نیز دیده میشد كه به انها كمك ميكردند ، خالد بن ولید به آهنگ گوشمال دادن به این فتنه انگیزان و آرام ساختن فتنۀ فتنه گران (و جلوگیری از فتنه دوباره و بعدی آنها) به سوی سواد عراق حرکت کرد و با برخی قبایل شورشی "مصالحه" نمود و با گروهی دیگر کارش به "جنگ" کشید تا سواد عراق و حیره را به تصرف درآورد دولت ساسانی که از زمان خسرو پرویز دشمنی را با اسلام آغاز کرده بود از قبایل اشوبگر حمایت ميکرد و همين کار موجب شد تا سپاه عرب با دولت ساساني نیز درگیر شود.

درست مثل اینکه طالبان و القاعده به آمریکا حمله کنند ، ولی وقتی مثلاً افغانستان که وظیفه دارد آنها را گوشمال کند چنین توانایی ندارد یا مثل پاکستان و isi از آنان حمایت می کند خود دولت آمریکا مستقیم در خاک آنان دخالت می کند و نام این تجاوز نیست ، تازه دولت ساسانی نه تنها تروریستها را منع نمی کرد که اعمال تحریک آمیز انجام ندهد که حامی آنان نیز بود.

153:

بنده بنا به عادت تصمیم گرفتم گزارش های ابتدایی این جستار را بررسی کنم ، از همان بند اول و گزارش اول شروع کردم ولی آن گزارش را در منابع ذکر شده نیافتم.

نمی دانم ماجرای باقی گزارش ها هم به همینگونه است یا نه ولی خود ویکیپدیا هم در بخشی که این گزارش ها آمده نوشته :


منابع یادشده در این بخش نامعتبرند.

154:

خوبه، تا اینجا اینو متوجه شدید که این اعراب بودن که به ایران حمله کردند،همینم کافیه
اما در مورد اینکه میگید ایران کارهای تروریستی میکرده و.... بهتون گفتم که چنین حمله ای به این ملت و کشور بخاطر کارهای یک پادشاه (؟!) ظلم و جنایت حساب میشه...و کسی که عقل سلیم داره اینو رد نمیکنه ،
اما شما بحث رو با مثالی که به دفاع مربوط میشد:
چه دلیلی وجود دارد که کسی که شما به او سیلی زده اید دقیقاً به اندازه ضرب و شدت سیلیتان به شما عکس العمل نشان دهد ؟ اگر چند نفر شبانه شما را با چاقو تهدید کنند و شما سلاح داشته باشید می توانید ایشان را بزنید و حتی بکشید ، شاید چاقوی آنها فقط شما را زخمی کند.
به دور باطل کشیدید...و نتیجه میشه پست اخیر شما که باز گفتیم این اعراب بودن که به ایران حمله کردن
پس راهی براتون نمیمونه و نتیجه اینکه کار شما در دفاع از این جنایت بزرگ ، کاملن اشتباه و بیهوده هست

155:

نقلی که از طبری اوردید
نه حرف من رو نقض کرد در مورد ذات السلاسل
و نه میشد ازش پاراگراف بعدی رو نتیجه گرفت

156:

پس قبول دارید که اسلام با انگیزه انتقام (هم) وارد ایران شد، و تنها برای خدا نبود.
----
در مورد ژاپن هم مگر فقط آمریکایی ها انسان هستند که به خاطر آنها جلوی جنایات ژاپن گرفته شود؟
ژاپن به قولی 30 میلیون انسان را بیرحمانه کشت. آمریکا هم ناجوانمردانه 300 هزار نفر از مردم عادی ژاپن را کشت تا جلوی این ماشین قتل عام را بگیرد (در حالی که شاید می توانست قدرت بمب اتم را با پرتاب آن به مناطق غیر مسکونی ژاپن نشان دهد).

157:

روحیه علمی تان مرا کشته است!

چقدر هم که با دیدگاه بی طرفانه علمی به داستانهای تاریخی می نگرید!

همین جمله آخرتان را نمی دانم برای اساتید تاریخ بفرستم تا بخندند و یا جای دیگر..!
روحیه سودجویی شرق که از تمدن یونانی به دور افتاده است! و با حمله اسکندر تجویز؟! نشد ؟ گویا دنیا همین یونان بوده و لاغیر! شرق هم در بربریت خود غوطه می خورده! هر کس هم که با یونان در افتاد منفور الله مدینه شد تا ابد! به هر روی شریک تجاری اهل قریش همین رومیها بودند دیگر. بگذریم که وقتی طعم قدرت را چشیدند شترها را رها کردند و به همان روم هم حمله کردند و تمدن بیزانس را کلا از صحنه روزگار محو کردند!

راستی شما که اینقدر دغدغه یونان را دارید چرا از اعراب به خاطر نابودی تمدن بیزانس دلگیر نیستید؟ تمدنی که بخش بزرگی از هنر و فرهنگ روم و یونان قدیم را در خود حفظ کرده بود! همه اش را همین غارتگران یکجا به تاریخ فرستادند! طوری که هیچ آدم زنده ای روی زمین باقی نمانده بگوید من از آن تمدن بزرگم! جز روسها که به زور همان چند تاجری که سالی یکبار به کنستانتینوپل می رفتند هیچ ارتباط دیگر نداشتند و یا ترکان مدرن که سعی می کنند چیزگی از آن تمدن را به نام خود بزنند!
حداقل در ایران که شما تروریست و غارتگر می دانید آنقدر بزرگی بود که امروز بعد 1400 سال من و امثال من باشند که در این جور تاپیکها جلوی امثال شما، ایران ستیزان مدرن! بایستیم!

باید اعتراف کنم با حرف فوق شما کمی عصبانیتم کاسته شد! شما فقط به این زبان سخن می گویید همین.

158:

این استدلال سستتان را بی پاسخ گذاشتم که بر سر هر کسی که می رسید فرودش می آورید!
در آن دوران همچون دوران ما حکومتها از روشهای مختلفی برای حفاظت از خود و منافعشان استفاده می کردند. حرف شما شبیه آن تاپیک بیمزه ایست که در باب اخلاق بد ایرانیان تشکیل داده شد. یعنی کاری که در هر سیستم حکومتی ریز و درشتی در دنیا به درجات مختلف انجام می شود را ایرانیزه می کنیدش! در همین دوران ما اسراییل گروه بمب گذار در مونیخ را تک تک ترور کرد. آمریکا به همچنین. انگلیس در زمان جنگ سرد و شوروی به همچنین و جمهوری پربرکت شما نیز به همچنین که فکر کنم بدانید! در آن دوران هم قتل و کشتن مخفیانه و یا آشکار آدمها کار معمولی در سراسر جهان بوده!

اما از این استدلال پوچ می روید به جای دیگر می گویید پس اعراب به انتقام خواهی آمدند لشگر کشیدند کل ایران و ... را گرفتند! در برابر شمای به ظاهر علمی تمام دلالیل مهمتر حمله عرب را فراموش می کنید! ثروت بیشمار ایران و مردمان زیبا روی برای بردگی و زمینهای حاصلخیز برای مالیات گیری و رفاه برای شمشیرزنان!

و در اخر بگویم اینها چیزهایی نیستند پنهان که امثال شما تازه آنها را کشف کرده اید. تمامی علل حمله اعراب و جنایاتشان در کتابهای تاریخی ثبت شده و تحلیل شده، آن داستانهایی که در 30 سال اخیر به خورد ملت داده شده هم دیگر نه تنها خریدار ندارد بلکه مایه خنده و گاه خشم مردم است! قضاوت نهایی با خوانندگان است. دارو دسته تان برایتان سوت می کشند اما دیگران نه! امیدوارم برای ایرانیان چهره واقعی شما و سستی استدلالهایتان آشکار شده باشد.

اما در جایی دیدم حکومت دزدان مدینه را با آمریکا ابرقدرت دنیای مدرن مقایسه کرده اید! چه قدر دلبسته آن حکومت هستید روشن شد. ولی راحتان را اشتباه رفته اید. این راه به واشنگتن دی سی نمی رسد عزیز من! اگر نفت نبود یانکی ها برای اعراب جنوب خلیج فارس تره هم خورد نمی کردند!

159:

در باب علل شکست ایران دوستان را به مطالعه تحقیقات تاریخی جدید خانم پروانه پورشریعتی دعوت می کنم که نظریات جدیدی در باب این شکست مطرح می کند. آنچه مطرح شده این است که آن تصور ایده آلیستی که به ما از حمله اعراب داده شده (اسلام آوردن مردم ناراضی!) ممکن است چندان به واقعیت آنچه بر سر این مملکت رفته نزدیک نباشد. یکی از نظریات مطرح شده این است که حمله اعراب در زمانی اتفاق افتاد که ایران درگیر انتخاب جانشین پادشاه بود و نه بعد به تخت نشینی یزدگرد. در این دوران پارتیان و ساسانیان درگیر نوعی رقابت و مبارزه داخلی در جایگزینی پادشاه بودند و آمادگی مقابله با حمله وسیع بربران را نداشتند.

در این شرایط است که بیگانه فرصت طلب مجال سوء استفاده و حمله یافته است.

160:

دوست عزیز جوابی که من می خواستم بدم رو دوستان به صورت کامل و دقیق دادن و احساس نمی کنی نیازی به تکرار مکرارات باشه ..
امیدوارم فقط و فقط یکی واقع بینا نتر به حقایق نگاه کنی ..
خیلی وضعیت به هم ریخته شده و خیلی این مملکت بی صاحاب..

161:

امیدواریم که مشکل شماها خود اعراب وکجروی انها باشد ..............

نه اینکه انحراف وخیانتهای آنان به ما ایـــرانــیان ؛ بهانه ای باشد تا به اسلام ودین ما حمله کنید

162:

نامه پیامبر اکرم (ص) به شاه ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد رسول الله الى کسرى عظیم الفارس . سلام على من اتبع الهدى و آمن بالله و رسوله و شهد ان لااله الا الله وحده لاشریک له و ان محمد عبده و رسوله. ادعوک بدعاء الله فانى رسول الله الى الناس کافة لانذر من کان حیا و یحق القول على الکافرین. فاسلم تسلم . فان ابیت فان اثم المجوس علیک .

به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد(ص) پیامبر خدا به پادشاه بزرگ ایران. درود بر آنکس که از راه راست پیروی کند و به خداوند و رسول او ایمان آورد و گواهی دهد که خدایی بجز خدای یگانه و بی شریک وجود ندارد و محمد(ص) بنده و رسول اوست.
من ترا به پذیرفتن دین خدا عز و جل فرامی خوانم٬ زیرا فرستاده او بر همه جهانیانم تا پیام او را بر همه کافران ابلاغ کنم.
پس ایمان آور تا رستگار شوی٬ و اگر چنین نکنی گناه مردم مجوس بر تو باد!»

خسرو پرویز نامه را پاره کرد و به فرماندار یمن- به نام «باذان» - که از دست نشاندگان
حکومت ساسانی بود نوشت :
به من گزارش رسیده مردی از قریش در مکه مدعی نبوت
است .
دو نفر از افسران ارشد خود را به سوی او اعزام کن تا از احوال وی پرس و جو کرده
، او را دستگیر کنند و برای من بفرستند – الکامل فی ااتاریخ ج 2 ص 97

می گویند که آن دو شخص نزد پیامبر رفتند و پیامبر آنان را به اسلام خواند .
و پیامبر با
توجه به وحی الهی که به ایشان رسید پیش بینی مرگ خسرو را کردند و در نتیجه
فرستادگان موضوع را به باذان گفتند و باذان با تحقق این پیش بینی به اسلام گروید .

163:

دوست گرامی واقعیت این است که اینها هویت و فرهنگ دیگری دارند آن را جایی در صحرای عربستان گم کرده اند! اشتباه از ما بودکه فکر می کردیم اینها ایرانیند. چون حتی اکثر اعراب مدرن امروزی هم دیگر به دنبال آن فرهنگ(اگر بتوان اسمش را فرهنگ گذاشت) نیستند و می خواهند متمدن شوند!

164:

ایرانیان مسلمان روی سر ما جای دارند و تمام اعتقادات دینی شان محترم و گرامیست. به امید روزی که زور چپانی دینی نباشد و همگی به عقاید و باورهای سایر هموطنان خود احترام بگذاریم.

165:

ما به فقط به عقاید وباورهای آسمانی وتوحیدی سایر ادیان احترام می گذاریم وبس
خدای محمد وموسی وعیسی یکی است نه دوتا و.و.و
وخدا در انجیل وتورات وقران فرموده است که به چه دینی اعتقاد وایمان داشته باشید

166:

تعریف خود را از مجموعه ادیان سامی گسترده تر کنید و اضافه کنید به اینان زرتشتیان و حتی بهاییان و بی دینهارا. اگر روزی همه اینها بتوانند در کنار هم بدون درگیری زندگی کنند روزگار روشنی خواهد بود.

167:

[quote=knight;3085568]تعریف خود را از مجموعه ادیان سامی گسترده تر کنید و اضافه کنید به اینان زرتشتیان و حتی بهاییان و بی دینهارا. اگر روزی همه اینها بتوانند در کنار هم بدون درگیری زندگی کنند روزگار روشنی خواهد بود.[/qu
مسلمان با غیر مسلمان می تواند زندگی کند به شرطی که :
1- الله را در سخن وعمل قبول داشته باشد
2 - بی دینها را نیز ........
به شرطیکه با ادیان توحیدی مخفیانه یا علنی دشمنی نکنندومردم را از از ادیان توحیدی منحرف نکند

168:

و باز هم به شرطی که انچه را که ما می گویم اطاعت کن و گرنه دشمن شناخت شده و حکمشان مرگ است..
همینو می خواستی بگی فقط یکمی پیچوندیش.؟

169:

[quote=fadaki;3085582] با این طرز تفکر راه به جایی نمیبرید گرامی
فقط مثل آواتارتون درجا خواهید زد

170:

[quote=fadaki;3085582] خوب است. دو طرف باید به عقاید هم احترام بگذارند.

171:

بله حمله اعراب از نوع حمله آمریکا به افغانستان و پاکستان است ، نمی شود که گروههای تروریستی در کشورهای دیگر انتحاری گری دربیاورند و بعد فرار کنند بروند در سوراخهای خودشان و مام میهن ، دیگران ممکن است آن سوراخها را به همراه مام میهن با هم مجازات کنند !

172:

پدرجان شما گفتید سردار ایرانی به همراه سربازان به "خواست خود" (!) دست و پایشان را بسته بودند ،
این کجا شبیه به قول ِ طبری است که می گوید فرمانده ، سربازان و مردم را با زنجیر بسته بود که فرار نکنند ؟
و به قول دکتر شریعتی این زنجیرشدگان نمی دانستند با اعراب بجنگند یا با سردار و کسی که آنها را بسته ؟!

173:


چی را قبول دارم ؟ اینرا که خودم گفتم آنوقت از بنده می پرسید آنرا قبول دارم یا نه
مسلماً آمریکا برای انتقام اندونزی هایی که ژاپن کشته بود سلاح هسته ای به ژاپن نزده است .

174:


بند ابتدایی تان که ارزش پاسخگوئی نداشت ، ولی بند دوم قابل بررسی است ، ابتدا اینکه اگر علاقه بنده به یونان صد باشد این علاقه در مورد روم به حدوداً 70 می رسد ، چون فراموش نمی کنم که رومیان (منظور امپراطوری بزرگ روم پیش از فروپاشی) مثل فرزندی بودند که پدر پادشاهش (یونان) را می کشد ولی باز سعی می کند شبیه به پدر رفتار کند ، مسلماً با حمله اعراب به بیزانس تمدن بیزانس نابود نشد (هر چند روم به انحطاط رفتار بود و چیزی از آن تمدن عظیم باقی نمانده بود) بلکه به "عالم اسلامی" انتقال یافت ، اکثر کتب از طریق یهودیان و قبطیان به زبان عربی ترجمه شد ، بنده در چند جا بررسی کرده ام که سیر تکوین تمدن چنین است : یونان - روم - تمدن اسلامی - تمدن عصر روشنگری - قرن(19) و 20 و 21 . هر کدام از این تمدن ها ویژگی خاص خود را داشتند ، حالا اگر خواستید در مورد این روند بیشتر گفتگو کنیم در جستار تمدن اسلامی
با استفاده کتب گوناگون می توان بحث کرد . ضمناً فراموش هم نکنید که شما کسی نیستید که جلوی بنده بایستید پس تلاش نکنید از ما شیاطین بزرگ و از خودتان فرشتگان بزرگ بسازید . اهریمن کسی است که از تروریست ها دفاع می کند و به همه اقوام ایرانی و جهانی توهین می کند . ایران از گذشته تا .. حامی و پرورشگاه تروریسم بوده و باعث ناامنی منطقه .
[ خوشحالم که استفاده از روش های نرم برای کاهش عصبانیتتان جواب می دهد ! ]

175:

اسرائیل و آمریکا و انگلیس 2300 سال پیش کی کسی را ترور کردند ؟
کدام آدم عاقل و محققی باور می کند که مسلمانانی که بحث مرگ و زندگی داشتند ، برای مردمان زیبارو به ایران لشکرکشی کنند ؟! (چرا به خودتان توهین می کنید ؟ )
این دلیل های خنده دار برای راضی کردن خودتان و تهمت زدن به اعراب است ، یعنی همه چیز درست شده بود فقط شکم و زیرشکم مانده بود ؟ بعلاوه جزیه را فقط از اهل کتاب می گرفتند و آنهم مثل مالیاتی بود که بابت تأمین امنیتشان دریافت میشد ، مالیاتی که ده ها برابر در زمان ساسانیان دریافت می شد ، چرا اول به اروپا حمله نکردند که از ایران که یک کشور کویری است خوش آب و هواتر و ثروتمند تر و دارای مردمان زیباروی تر بود ؟ امیانوس مارسلینیوس مورخ بزرگ رومی قرن چهارم می نویسد :
«ایرانیان نسبت به غلامان و زیردستان و مردم خرده پا به استبداد رفتار می کنند و خود را مالک و صاحب اختیار جان و مال آنها میدانند ، نوکران و گماشتگان حق ندارند در حضور آنها لب به سخن بگشایند ، در زمینة عیش و نوش و رابطه با زنان ، هیچ حد و اندازه نمی شناسند»

راوندی از جانب دکتر گیرشمن واگویه میکند :
«دولت در امور مالی فاقد عاطفه بود ، برای زمین و افراد نرخی تعیین میکردند که از استعداد مردم خارج بود و برای اخذ آن به قوه فهریه متوسل میشوند .
انواع مالیات موجب تحمیلات بیشتری بر مردم گردید ، کلیه کسانی که به طبقه ممتاز متعلق نبودند مجبور بودند به هر خدمتی تن در دهند ، در ساختمان کاخ شاهی شرکت کنند ، سپاهیان را پذیرایی کنند ، اغنام و احشام شاه را بچرانند».
دولت محصولات را در بازار از کسانی که به داد و ستد می پرداختند به قیمت نازلی میخرید.»
دانیل دنیت در نسک جزیه در اسلام می نویسد :
«حدود سی نوع عوارض در ایران دوره ساسانی برای اخاذی از مردم وجود داشت و حتی طبقات بالا از طبقات پایین جزیه می گرفتند»
«انوشیروان دبیران خود را جمع کرد تا مالیاتی که بر درختان نخل و زیتون وضع کرده بود بر آنان بخوانند و این گفتار را سه بار تکرار نمود ، سرانجام یک نفر برخاست و گفت عمر شهریار دراز باد ، آیا مالیات را بر تاکستانی می بندی که خشک می شود و خانه ای که کهنه میگرددو قناتی که آبش قطع میشود ؟
کسری انوشیروان به او گفت : ای بد نفس لئیم ، تو از کدام طبقه هستی ؟ گفت من یکی از دبیرانم . و دبیران چنان کردند و انقدر او را زدند تا جان سپرد (تاریخ طبری برگه 199)

بنده و امثال بنده برای کسانی که با توهم زیبایی ایران پیش از اسلام خود را در خواب کرده اند کاری نداریم چون تا الان که در رؤیا سیر می کردند بهتر است باقی عمرشان را هم همانجا تشریف داشته باشند !
[فقط مواظب باشید با هاله تصادف نکنید که تحریمها بیمه ها را برداشته است ]

176:

باید اعتراف کرد دلایل اعلام شده از طرف جناب بزرگمهر را دردفاع ار حمله اعراب به ایران برای بنده نامفهوم مینماید وبه گمانم این آشفتگی کلام ایشان مربوط به دوش کشیدن بیرق دفاع از یورش عربهای صدر اسلام وبه احتزار در آورن آن باعث یه هم خوردن تمرکز ایشان شده باشد
استاد گرامی فکر کنم شما هم با من هم عقیده باشید که ترور کردن نمیتواند دلیل حمله ویا باز کردن باب حمله قومی به قوم دیگری باشد ساده انگارانه است بپذیریم ترور باعث یورش اعراب به ایران در چند قرن پیش ویا شروع جنگ جهانی اول و یا در این دهه عملیات 11 سپتامبررا دلیل عزیمت سربازان امریکائی به خاورمیانه وهم اکنون ادعای تروریسم دولتی ایران بهانه برای صف کشی به کشورما قلمداد کنیم چرا قبل از جرقه زدن کبریت باید انباری از باروت لازم داریم تا شعله جنگ زبانه بکشد
البته نمیخواهم بحث دیگری از مقوله جنگ شروع کنم وتفاوت جنگ های زرگری وجنگهای رهای بخش وجنگ های استقلال طلبانه وعدالت خواهان و... را بر شمارم ولی یقینا حمله اعراب وحتی سایر ملل در آن شرایط برای تاراج وبدست آوردن بردگان بیشتر ورسیدن به بهشت موعودشان بود واین حرکت یقینا بدون خونریزی ممکن نبود واین اسناد کشت وکشتار یقینا گوشه کوچکی از جنایات اعراب است و متعجبم از انکار شما
در مقابل البته در اصرار دوستان هم مبنی بر تاکید بر عادل بودن شاهان ایرانی هم باید خرده گرفت چرا در گذشته تاریخ جهان شما به هیچ شاه ویا حاکم عادلی بر نخواهیم خورد شرایط تاریخی واجتماعی اعصار گذشته ایجاب میکند که نمیتواند این امر واقعیت داشته باشد پس بهتر است در اوراق تاریک تاریخ به دنبال مدینه فاضله نگردیم همانطور که بر آورده شدن این رویا وآرزو در شرایط فعلی با اینهمه ترقی وتمدن ومدنیت تحقق نیافته است چه رسد به گذشته های دور!!!
ولی نکته ای که باید از این واقعه تاریخی درس گرفت وقبول اینکه به واقع سنگینی وحقارت این شکست بر روح وهویت ملت ایران است وگاهی برای خلاصی از این تحقیرمن ویا بقیه دوستان شاید دچار افراط شویم ولی با قبول تلخی این واقعه اکنون زمان آن رسیده است که همه برای ترمیم این زخمهای کهنه به آنسوی مرزها ننگریم هر کسی برای طمع ودست یازیدن به منابع ما در کمین است بنابراین با باور خود واعتقاد به توانائیهامون برای ساختن ایران بهتری تلاش نمائیم واز قبول هژمونی دیگران که مساوی است با خفت وخواری دوری جوئیم
سعی کنیم یاد بگیریم در کنار هم زندگی کردن وآفریدن دنیای آزاد برای گفتگوی دوستانه تا در این تنگنای راه سعادت را باز یابیم

177:

اینم اضافه کنم اکنون درست وعمیق بنگریم تاریخ دوباره تکرا رمیشود وبا تجریه وتحلیل مسائل روز میتوان به راحتی به اسرار گذشته دست یافت مثلا :
همچنانکه سردار قادسیه کنونی (صدام ) با سواستفاده ازآشتفگی قوای دفاعی بعد از انقلاب طمع غارت والحاق بخشی از کشورمان به خاک خود داشت و بهانه ظاهری در ارتکاب به این تجاوز تروریست خواندن ایرانیان بود ویا امریکا وهمراهانش با بهانه ترور به خاورمیانه لشگرکشی کردند هم اکنون با این بهانه درصدد تهیه مقدمات برای حمله به ایران ودر این بین مارمولک بازی شیوخ عرب وسواستفاده از این موقعیت میتواند بهتر مارا در درک اتفاق که در 1400 سال پیش افتاده کمک کند
وهمچنین با فشاری که مردم ایران در حال تحمل آن چه از نظر اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی و... هستند باعث شده یانکی هائی که 3 دهه پیش با خفت از ایرانمان بیرون کردند هم اکنون در بطن دلشان بعنوان نجات بخش تلقی کنند
آیا باور این همه سخت نیست که روزشمار تهاجم نیروی بیگانه باشیم به امید رهائی از این وضعیت! وپشت کردن به ملتی که بهتر از هر نیروی نظامی وبمب هسته ای میتوانست در این کارزار موفق عمل کند

178:


179:

بد نیست بدانید با همان اعدادی که شما "بدوی" (معنی بدوی را هم فهمیدیم) می نامید هندسه اقلیدسی درست کردند که کتاب اصول اقلیدس را هنوز یکی از ارکان اصلی هندسه است ، پس لطفاً ما را نخندانید ، فکر میکردم درک شما از ریاضیات و هندسه بیش از اینها باشد ، پزشکی از هندوستان در زمان خسروانوشیروان آمد ، ایرانیان هیچ کتابی نداشتند که سوزانده شود ، افسانه سوزانده شدن کتب توسط اعراب را بارها رد کرده ایم ، زردشتی ها هم برای خود نوشابه باز می کنند و می گویند الکساندر هم کتابهای علمی ما را از بین برد ، معلوم نیست این چطور گزارش هایی است که هیچکس دیگری از آن باخبر نمیشده است ، در مورد هر یک از این تمدن ها حداقل در جستارها و مطالب بسیاری بسیار گفتگو کرده ایم که می توانید استفاده کنید ، لزومی ندارد در این جستار در موردشان گفتگو شود و مسیر به انحراف برود .

180:

اتفاقا شبیه داستان تخیلی بزرگمهر است در باب دوران قدیم گویا با این حساب ما باید لباسهای خوبمان را بپوشیم و با گل و شیرینی برویم استقبال سربازان آمریکایی که آمده اند تا فرهنگ یونان را برایمان هدیه کنند!

181:

گویا وجود علم و دانش برای برخی از هموطنانمان در دوران قبل اسلام شده چون اثبات وجود خدا که چون چیزی از آن نمی بینیم اصلا نبوده!!

سعد بن ابی وقاص در نوشته‌ای از عمر بن خطاب درخواست کرد اجازه دهد تا این کتابها به عنوان غنیمت جنگی میان مسلمین تقسیم شود؛ در آن زمان عمر پاسخ داد: آنها را به آب بیانداز؛ اگر آنچه در آنها است رهنمودهای درستی است؛ خداوند برای ما رهنمودهای بهتری فرستاده و اگر نادرست است خداوند ما را از آنها نجات داده‌است. بنابر این مسلمانان کتابها را به آب یا آتش انداختند و دانش ایرانیان از میان رفت و به ما نرسید».


این تصور ابلهانه ای است چرا که از ابتدایی ترین اصول زندگی در یک جامعه متمدن تا امور پیچیده کشوری همه اینها نیاز به سطحی از علم و دانش دارد. فرضا ما اطلاعات توصیفی خوبی از واحدهای نظامی ساسانیان و شیوه های جنگی شان داریم. تشکیل چنین ارتشی بدون وجود دانش میسر نیست. اداره یک امپراطوری نیز به همچنین. گشتردگی قلمرو وجود سیستم دقیقی را می طلبد که از عهده هیچ تمدن بی دانشی بر نمی آید. جایی ایران را کویر خوانده اند دوستان ایران ستیزمان، که برای اعراب فایده ای نداشته تصرفش! واقعیت این است که با وجود کم بودن آب در ایران ولی ایران آن روز بسیار آبادتر و سبزتر از ایران اکنون بوده علت وجود سیستم پیشرفته آبراسانی قناتها و سدها در سراسر ایران بوده تا امکان رشد کشاورزی فراهم شود. این سیستم نیاز به ساپورت دائم و رسیدگی داشته در پی حمله اعراب و بعدها حمله مغول این سیستم تقریبا از میان رفت. مزراع خشک شد و آنچه امروز می بینیم روستاهای رها شده قدیم است و کویر و بیابان!

182:

لازم نیست بخندید. شیوه عددنویسی کاراتر همین اعداد معروف به عربی است که امروزه همه جا استفاده می شود. اگر مشکلی دارید برگردید به همان اعداد رومی! و یا کمی بیشتر تاریخ علم را مطالعه کنید! من منکر علم و دانش یونان نیستم! متوجه هستید؟ شمایید که دچار تفکر معیوبی هستید که دنیا را یونان دانسته و بقیه مردمان را فاقد توانایی فکر کردن و دانش اندوزی می دانید! تمدن هند بیش از یونانیان به ریاضیات و ستاره شناسی کمک کرده است. تمدن ایران علاوه بر نقش بسیار در باروری و حفظ یونان خود سرچشمه بسیاری از علوم بوده است!

183:


برای مثال ساسانیان از مسیحیان کینه به دل داشتند و علاقه زیادی به ترور شخصیتهای مهم مسیحی داشتند زیرا آنان را "جاسوسان بیزانس"(Byzantine spies) تلقی می کردند ، ضمناً بایستی آگاه باشید که با برشمردن برخی اعمال خشن اعراب ، ساسانیان بربر و سفاک خوب و بزرگ و متمدن نمی شوند . بزرگترین ِ ساسانیان که انوشیروان باشد را که ایرانیان می گویند هم "علم دوست" بود و هم "عادل" ، پروکوپیوس درباره اش می گوید "وحشی ای بیش نبود" !
مگر اینکه با رؤیاپردازی در مورد خرابه ها ایران گلستان باشد وگرنه تاریخ و حقیقت که اینرا نمی گوید .

184:

شما که از موضوع ها خیلی پرت هستید :

http://forum.hammihan.com/thread9525-9.html

http://forum.hammihan.com/thread9525-10.html

سیستمهای آبرسانی و فاضلاب و قناتها و سدها توسط یونانیان و فنیقیان برای ایران ساخته شده بود ، شما یکبار تالار تاریخ را مرور کنید بعد سراغ بحثها بیایید.

185:

تمدن هند از تمدن یونان کمک بیشتری به ریاضیات و ستاره شناسی کرده است ؟
آیا شما از آرا و کتابهای کاسمولوژیستها و ریاضیدانان یونانی آگاهی دارید که چنین سخنان خنده داری می گوئید ؟

186:

و شما روایتهای دشمنان آن دوران ایران را کاملا منطبق با واقعا می دانید؟

187:

نظر شما مهم نیست ، نظر مردم ایران مهم است ، به منفی ها این خبر بنگرید و نظر مردم و جوانان خردمند و باعث افتخار ایران را مطلع شوید :
تغییر موضع اوباما نسب به استفاده از زور و احتمال حمله ی آمریکا به ایران در نیمه ی اول اکتبر/عربستان هم وارد جنگ می شود؟

188:

آکادمی ها به چشم مورخ و محقق به بزرگان یونانی و رومی و یهودی و مسیحی می نگرد و فقط شما به چشم دشمن .

189:

بنده فرصت مطالعه این تاپیکها را ندارم و البته می دانم چه نوشته. انبوهی دلایل و دلایل ضدش. شما و دوستان بر علیه دیگران! همین داستان تکراری!

این بحث بی نتیجه است با این دیدگاه یکجانبه یونانیفیل شما!
اگر فرصتی بود در باب سهم سایر ملل و اقوام دنیا در علم برایتان خواهم گفت البته بعید می دانم نتیجه بدهد.

190:

مسلمانش را جا انداختید!

191:

بله ممکن است در اقلیت باشیم ولی همیشه حق با اکثریت نیست. مردمان در پی این سالهای استبداد دیگر توان تفکر درست ندارند و هر ریسمان پوسیده ای را دروازه نجات می پندازند.

اما این حمله حمله ای نابودگرانه خواهد بود. خبری از ورود نیروی نظامی و تصرف نخواهد بود بلکه نابودی تمامی زیر بناهای این مملکت که در طی سالیان با پول و زحمت ایرانیان بنا شده خواهد بود. برای آنان که در خارج از مرزها هستند راحت است که در مورد ما قضاوت کنند و از حمله حمایت شاید آنها دیگر ایرانی نیستند؟!

192:



نوشته اصلي بوسيله knight نمايش نوشته ها

لعنت خدا بر شیطان رانده شده و تمام اهریمنان روی زمین!


دوم قبل از انقلاب گهربار دوستان سینه چاک کرده برای دین دزدان مدینه با همان پاسپورت ایرانی به همه جای دنیا می توانستید بروید! کمی بزرگ شوید!

مضخرفات دیگرتان نثار بزرگان خودتان!
قبل از انقلاب گهربار دوستان ما ، که شاهنشاه آریا مهر ، شاه سرزمین آریایی و فرزند خلف کوروش کبیر شما ، داخل مرزهای ایران از یک نظامی دون پایه خارجی پست تر بود ( قانون کاپیتولاسیون )

193:


بنده دوران استبداد شاه را بارها نقد کرده ام اما آن در برابر نوع سیاهش هیچ است!
این داستانهای پای منبری شما برای ما کهنه شده ، خوشبختانه دیگر کسی را با این داستانها نمی توانید خر کنید! حداقل ایرانی ارزش داشت آنموقع!
پاسخ ندادید؟ پس در این سی سال از دوران شاه هم بدتر شدیم که پاسپورتمان را عراق و بنگلادش هم قبول ندارند چه برسد به فرانسه و امارات متحده عربی! رضا شاه هم اگر با ترکیه دوست نبود همین ترکیه هم باید باید منت ویزایش را می کشیدید!

آن روز سرباز ایرانی در کنار آمریکایی مانور نظامی برگزار می کرد و پای هیچ ناوگان آمریکایی به خلیج فارس باز نشده بود! امروز دور تا دورمان نیروهایشان پایگاه دارند و از ترکیه و عراق بگیر تا افغانستان مستشار و پایگاه نظامی است که آمریکا دارد! اسراییل در پناه شاه ایران قایم می شد امروز دارد برای حمله به ایران نقشه می کشد! کی می خواهید از این خواب شیرین بیدار شوید! آن روزها عراق هم جرات حمله به ایران را نداشت و اینهمه جوانان مملکت قربانی نمی شدند که آخرش حتی یک فاو را هم نتوانستیم نگه داریم!

194:

در ابتدا متاسفم که چنین کلمه ای نسبت به مردم گفتید. همینطور ادامه دهید و فرهنگ اصیل آریایی را بیشتر به مردم بشناسانید .

سخنانتان حاصلی برای ادعایتان ندارد .
اینکه نوشته هایتان را رنگارنگ کنید و آنها را بولد کنید باز هم کمکی نمی کند .
ما از تحقیر شاه شما در اثر کاپیتولاسیون سخن می گوییم و شما از استبداد شاه نسبت به مردم انتقاد می کنید ؟
دریغ از اندکی خرد ! کدام تحقیر بزرگتری است؟ اینکه برای خروج از کشور ویزا تهیه کنید تحقیر بزرگتری است یا اینکه اگر یک نظامی خارجی شاه مملکت را زیر مشت و لگد بگیرد ، شما نتوانید وی را دادگاهی و مجازات کنید ؟

195:

همان مردم هستند که می گویند خدا شاه را بیامرزد! گوشتان را باز کنید می شنوید. قبلا هم گفتم آن شاه هم مستبدی بود چون قبل و بعدش. با لقب و حرف هم کسی ایران را زیر سئوال نمی برد. و با ادعای آریایی بودن شاه چیزی از آریاییها یا تاریخ ایران کم نمی شود. همین رئیس جمهور محبوب هم ادعای ایرانیت داشت. کو تا در عمل ما ببینیم!

اینکه به شهروندان ایران در مرزها بی احترامی شود و پاسپورتش از پاسپورت هر ملت دیگری کم اعتبار تر باشد مایه افتخار نیست. اگر خیلی ادعا داشتیم در همان انقلاب به دنبال رفع همین اشکالات می رفتیم و با رفع استبداد مستشاران را مورد مواخده می توانستیم قرار دهیم. ولی به جای درست کردن رفتید دنبال دشمن تراشی و حمله به سفارت و قتل و صدور انقلاب و مرگ بر شرق و غرب و ... چه عاید ملت شد؟

گرچه در وضع فعلی برای آنها که به جایی وصل هستند مشکلی نیست، گرانی نیست وضع خوب است و گل و بلبل! برای آن دیگران و اکثریت اما آیا چنین است. آیا رفاه امثال شما و شغل داشتن و درآمد داشتن و بهره مندیتان از منافع انقلاب دردی از بقیه مردم درمان می کند؟ کمی اگر چشم خود را باز کنید می بینید که در همان چند قدمی شما چه خبرهاست...

196:

سخن جدیدی ندارید و به این در و آن در می زنید ، تلاش می کنید بحث های سیاسی پیش بکشید که انشاءالله ناکام خواهید ماند چرا که فعلا سیاست فروم دوری از این بحث ها هست آن هم در تالار تاریخ .

شمای سلطنت طلب و اسلام ستیز، شاه آریایی خودتان را قبول ندارید و از استبداد آن سخن می گویید، حال مدعی هستید ملت مسلمان و انقلابی ایرانِ اسلامی برای شاه طلب آمرزش می کنند ؟! حقا که یک کوروش زاده هستید .
شما را چه به انتقاد از استبداد ؟ اتفاقا شاهنشاه آریامهر فرزند کوروش کبیر از سر شما و امثال شما زیاد بود .
شما به یک نظام سلطنتی در 2500 سال پیش و پادشاهان آن دوران علاقه نشان می دهید و سپس به انتقاد از استبداد تظاهر می کنید.

سخت مشغول وارونه نشان دادن حقایق هستید، قبل و بعد رژیم شاه را به استبداد متهم کردید ، حال آنکه از چون شمای اسلام ستیز و معاند نظام اسلامی چیزی غیر از این انتظار نمی رود .و از این جهت اظهاراتتان ارزش پاسخگویی ندارد .
در زمان قاجار نیز شخصیت هایی چون میرزا سید ابوالقاسم فراهانی ، میرزا محمد تقی خان امیرکبیر و میرزاحسین خان سپهسالار [میرزا حسین خان را از دید روشنفکران مطرح کردم، نه از دیدگاه خودم ] به صدارت رسیدند ، قانون مشروطه توسط مظفرالدین شاه توشیح شد و نیز احمد شاه قاجار نیز فردی دموکرات منش بود . همگی این ها نشان از تفاوت بنیادین قاجاریه با رژیم فاسد پهلوی است .
اتفاقا همانگونه که بیان شد این آزادی ها از سر روشنفکران آریایی زیاد بود و با ورود به مجلس و ندانم کاری ها و تضعیف و نابودی قدرت دولت مرکزی زمینه به قدرت رسیدن رضا پهلوی را مهیا کردند .
شمای آریایی می خواستید مستشاران را مواخذه کنید ؟ حتما می خواستید مشاوران زبده و کارکشته ارتش کوروش را جایگزین این مستشاران کنید
من از حقارت شاهنشاه آریامهر ، پادشاه سرزمین پرشیا تحت قانون کاپیتولاسیون سخن می گویم آنگاه شما در پاسخ یک بار از استبداد انتقاد می کنید ، بار دیگر از مواخذه مستشاران خارجی سخن می گویید و ظاهرا این قصه سر دراز دارد ...


197:

پست سراسر تمسخرتان اندکی مرا ناراحت نمی کند که آن می گویید که در ذهن دارید.

بنده برای عقاید سیاسی افراد ارزش قائلم، گرایش سیاسی هیچ کس را فحش نمی دانم..
گرچه سلطنت طلب هم نیستم و خواهان دموکراسی در ایران(که از آن می ترسند دوستان) هستم!
بنابر این این برچسبها به ما نمی چسبند که هر که از ایران دم زند سلطنت طلب بنامیدش.
و اگر این سیاست تالار و دوستان مدیرتان نبودند چگونه می خواستید بحث کنید؟ الله اعلم!

و جهت اطلاع شما و افزایش معلوماتتان لازم است بگویم اگر مجال بررسی تاریخی درست دوران پهلوی بود
به خوبی می شد عمق استبداد آن دوران را به نقد کشید! مردم ایران فرصتی برای این فکرها نداشته اند
همین مردم بودند که روزی مرگ بر شاه می گفتند پس چه شد؟ آیا می خواهید بگو تا حالا "خدا شاهو بیامرزه"
را نشنیده اید؟

دست آویزی به کوروش و هخامنشیان را جز بزرگی آن دوران نمی توان دانست که حتی شاه شیعه و مسلمانش
بعد این همه سال دست به دامان آن امپراطوران زرتشتی می آویزد تا اعتباری از آن خود کسب کند!
و آن کسانی را که شما روشنفکران آریایی می خوانید شامل بزرگانی چون مدرس هم بودند بزرگانی که همراه
مصدق در برابر پادشاهی پهلوی ایستادند. نمی دانم ولی منظور شما چیست؟ که از ایرانی کاری بر نمی آید و
همان بهتر که از سیاست به دور باشد؟ واضح نیست چه می گویید..

این دست آویزی اما دامان تاریخ ایران را آلوده نمی کند. شاهان پهلوی هر چند خوبی هایی داشتند اما با گرفتن
آزادیهای مشروطه راه را برای خفقان سیاسی جامعه ایران و ضعیف شدن مردان بزرگ سیاسی این مملکت باز
کردند. نکته دقیقی که شما و دوستانتان متوجه نشده اید این است. در این میان شاه فقط کلمه ای است که بر
هر ولگردی می تواند اطلاق شود اما آن کسی نامش به نیکی می ماند که کاری برای مملکتش کرده باشد. به
راستی میراث خواران شاه چه کرده اند؟

198:

متاسفانه شما وزن خویش را نشاندادید. از این رو متاسم که بر این باورم درک درست و واقعی و بدون حاشیه های سیاسی از اسلام ، چهره ی درست با اصالت این آیین را نشان می دهد. شاید از این رو باشد که خداوند حفظ اسلام را خود ضمانت کرده است . زیرا اسلام به خودی خود می ماند زیرا در نفس خود آن هنر را دترد که شما ندارید یعنی توان جذب مخاطب .
اما من با بسیاری از سخنان ان دوستمان موافقم وبابسیاری نیز مخالف که در جای خود انشاا.. صحبت خواهیم کرد .

199:

نمیدانم گاهی از بوجود آمدن این بحث ها متعجب میشوم
چرا وقتی با مشکلی مواجه میشویم دوست داریم به گذشته برگردیم
گذشتگان را ورق میزنیم برای این که در س عبرتی گرفته وچراغ راهمان قرار دهیم
لازم به ذکر است که در کارنامه رژیم پهلوی بعداز به حکومت رسیدن امکان دارد حاوی خدمات مثبتی هم باشد ولی نمیتواند منحوس بودن آن را لا پوشی کند . در غیر مردمی بودنش جای بحث وسخن نیست ولی بازبینی آن دوران وپرداخت به آن هم ، دفاع از گذشته نبوده ونبایدبا مورد اتهام قرار دادن وسلطنت طلب نامیدن کسی اصل کلام را تحریف کرد
وباز تاکید این نکته که یاد کردن مردم تحث فشار از گذشته نمیتواند دلیل خوب وعادلانه بودن رژیم گذشته باشد به نظر بنده زیاد در گذشته نمانیم وسعی کنیم با تجربه وجمعبندی گذشته به دورنمای آینده بپردازیم
باید در نظر بگیریم جامعه مثل رودخانه ای می ماند که در حال حرکت وتغییر است واز باریکه ها و پستی وبلندی های فراوان میگذرد وهیچوقت قابل برگشت نیست ، گاهی در مسیرش با موانعی مواجه میشود وسرعتش کند تر وگاهی چون سیلاب غیر قابل کنترل !به سطح آب ننگریم در زیر آن امواجی در حال شکل گرفتن واینکه این رودخانه عاقبت به دریائی خواهد پیوست

200:

شما زیاد فکر میکنید.

روشن است هنگامیکه سرانجام یک کار آنچه میخواستیم نشد، به آغاز برگشته و به دنبال فرنود نادرستی کارمان میرویم.

201:

اعراب به ما آموختند بجاى خوراک بگوييم غذا،که خود به ادرار شتر مى گويند!

اعراب به ما آموختند بجاى واق واق سگ بگوييم،پارس که نام اوليه سرزمينمان است!

اعراب به ما آموختند بگوييم شاهنامه آخرش خوش است،چون آخر شاهنامه ايرانيان از اعراب شکست مى خورند!

آيا وقت آن نرسيده....
»خود را از اين هما نا آگاهى رها کنيم؟؟!!«

202:

دروغه.

203:

از مدائن جز شهری کوچک و بی اهمیت نماند.هر چند ایوان های آن سالها همچنان باقی است و وبرانه های آن از شکوه و عظمت ایام گذشته ی ایران می گوید و افسانه های دلنشین را می سراید.
در جنگ جولا غنیمت های بسیار به چنگ اعراب افتاد چندان که پیش از آن نیافته بودند و زنان و دختران بسیار نیز به اسرات گرفتند چندان که عمر از کثرت اسیران نگرانی در دل پدید آمد.کشتگان حولا را برخی بالغ بر صد هزار تن می نویسند.

در حمله به دهکده ی الیس هم مرز با قلمرو اعراب جاپان سالار دهکده راه را بر خالد ابن ولید بست جنگی سختی میان ایرانیان و اعراب در کنار رودی که بعدها به سبب همین جنگ به نام رود خون معروف گردید در گرفت.
در برابر مقاومت و سرسختی ایرانیان خالد نذر کرد چندان از ایرانی ها بکشم که خونشان بر رود روان گردد و چون پارسیان مغلوب شدند گروه گروه از اسیران را کنار رود می آوردند و کنار رود سر می بریدند و در آن آسیاب ها بود سه روز پیاپی با آب خون آلود گندم سپاه را که بالغ بر هجده هزار نفر بود آرد می کردند
کشتگان پارسیان در الیس بالغ بر هفتاد هزار نفر بودند
در جنگ نهاوند در سال 22 هجری ایرانیان مقاومت بسیار و اعراب خشونت بسیار نشان دادند.مقدسی می گوید دسته های ایرانی در آنجا چهارصد هزار تن بودند و از خود مقاومت بسیار نشان دادند و اعراب از ایشان چنان کشتند که خدا داند.
و از اموال و غنیمت ها چندین نصب اعراب گردید که در هیچ کتابی ذکر نشده است.
در فتح شوشتر مردم از آهن تیغ های تیز سه لبه ساخته بودند و در صحرا ریختند و اعراب متحیر گردیدند پس از فتحش شوشتر اعراب به قتل و غارت پرداختند و آنهایی را که از فرمان انها سر باز می زدند گردن زدند.
در فتح استخر مردم شهر قتل عام شدند و اعراب کشتاری بزرگ کردند.
رام هرمز نیز پس از جنگی سخت به تسخیر اعراب در آمد و سپاهیان اعراب بسیاری از مردم شهر را کشتند و زنان و کودکان بسیاری را برده ساختند و مال و متاع بسیاری را بدست آوردند.

در حمله به سیستان مردم مقاومت زیاد و اعراب خشونت زیاد از خود نشان دادند بطوری که ربیع ابن زیاد سردار عرب برای کاستن از مقاومت مردم و ترساندن آنها دستور داد تا صدری بسازند از آن کشتگان یعنی اجساد کشتگان را روی هم انباشتند واز آن کشته ها تکیه گاه ها ساختند و ربیع این زیاد بر شد بروی آن نشست بدین ترتیب اعراب بر سیستان مسلط شدند و قرار شد هر سال هزار هزار درهم و هزار وصیف(پسر بچه)به اعراب مالیات دهند.
در حمله ی اعراب به ری مردم مقاومت بسیار کردند بطوری که مغیره سردار عرب یک چشم خود را از دست داد و چندان از آنه کشته شد که کشتگان را با نی شمارش کردند و غنیمتی که نصیب اعراب شد به اندازه ی مداین بود.
در حمله ی اعراب به آذربایجان و همدان و خراسان نیز مردم مقاومت بسیار از خود نشان دادند و بقول طبری در جنگ همدان چندان از پارسیان کشته شد که در شمار نبود
در حمله به شاپور مردم مقاومت بسیار کردند بطوری که عبیدا سردار عرب به سختی مجروح شد و هنگام مرگ وصیت کرد که تا به خونخواهی او مردم شاپور را قتل عام کنند و سپاهیان عرب نیز همین کردند.
در حمله به سرخس سپاهیان عرب همه ی مردم به جز صد نفر را کشتند .
در حمله به نیشابور مردم امان خواستند و اعراب قبول کردند اما چون از مردم شهر کینه داشتند به قتل و غارت مردم پرداختند بطوری که آن روز از وقت صبح تا عصر می کشتند و غارت می کردند.
در حمله ی اعراب به گرکان مردم به سختی جنگیدند بطوری که سعید ابن عاص سردار عرب از ترس نماز خوف خواند پس از مدت ها پایداری و مقاومت مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص سردار عرب قسم خورد که یک تن از آنان را نکشد و همه ی مردم گرگان را کشت به جز یک تندر توجیح نقض عهد خویش گفته بود من فقط قسم خوردم یک تن را نکشم.
پس از فتح استخر مردم سر به شورش برداشتند و حاکم عرب شهر را کشتند اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم شهر را محاصره کنند مقاومت مردم به قدری زیاد بود که عبدالله ابن عاص سردار عرب را سخت هراسان خشمگین ساخت بطوری که سوگند خورد چندان از مردم شهر بکشد و خون براند.وپندان که بکشت خون نمی رفت و آب گرم ریختند که بشست و رفت و عده ی کشتگان چهل هزار کشته بود.
پس از فتح ری مردم بارها بر علیه عمر و عثمان شورش کردند مردم آذربایجان نیز شورش های متعددی در آذربایجان رخ داد و ولیدابن رعدد به سرکوب آنان رفت مردم خراسان فارس و دارابگرد نیز طغیان کردند
مردم دیلمستان طبرستان و گیلان حدود 250 سال در برابر اعراب پایداری کردند در زمان عثمان سعید ابن عاص بسوی طبرستان راهی شدند
در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را یک یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند ... و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان - کتاب تاریخ رویان )
مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند. ) کتاب تاریخ یعقوبی - کتاب تاریخ طبری جلد پنجم - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم (
یکی از اسیران ایرانی جنگ نهاوند به نام فیروز ایرانی هر اسیر کوچک و بزرگ ایرانی را که در مدینه می دید دست بروی سر آن می کشید و می گفت عمر جگر من را خورد همین فیوز ایرانی با کشتن عمر عامل حمله به ایران سر انجام انتقام گرفت جشن عمر سوزان در بسیاری از ولایات ایران امروزه یاد آور کینه ی ایرانیان نسبت به عمر است./.

204:

شرح گوشه ای از جنایات اعراب در ایران نقل ازکتاب عبدالحسین زرین کوب (دو قرن سکوت) !!!ت

اعراب چه كردند با ايران
--
در سال ۶۳۶ ميلادي اعراب مسلمان به ايران حمله کردند
-
متاسفانه عده‌اي نيز بر اين گمان هستند که ايرانيان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همين دليل بر آن شدم که به بخشي از آن اشاره ‌کنم .

عبدالحسين زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ي بسيار بر جاي نهادند
----
پس از تسلط اعراب
در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب ) براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين دهند با هزار غلام بچه و کنيز. ( کتاب تاريخ سيستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاريخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)

در حمله اعراب به ري مردم شهر پايداري و مقاومت بسيار کردند ؛ بطوريکه مغيره ( سردار عرب ) در اين جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگيدند و پايمردي کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با ني شماره کردند و غنيمتي که خدا از ري نصيب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)
در حمله به شاپور نيز مردم پايداري و مقاومت بسيار کردند بگونه اي که عبيدا ( سردار عرب ) بسختي مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصيت کرد تا به خونخواهي او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهيان عرب نيز چنان کردند و بسياري از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخي؛ صفحه 116 -کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه 2011)
در حمله به اليس؛ جنگي سخت بين سپاهيان عرب و ايران در کنار رودي که بسبب همين جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گرديد در گرفت. در برابر مقاومت و پايداري سرسختانه ي ايرانيان؛ خالد ابن وليد نذر کرد که اگر بر ايرانيان پيروز گرديد « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسيان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ مي آوردند و در رود گردن مي زدند » مغيره گويد که « بر رود؛ آسياب ها بود و سه روز پياپي با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هيجده هزار کس يا بيشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسيان ) در اليس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاريخ طبري؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاريخ ده هزار ساله ايران؛ جلد دوم برگ 123)
در شوشتر؛ مردم وقتي از تهاجم قريب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهاي سه پهلوي آهنين بسيار ساختند و در صحرا پاشيدند. چون قشون اسلام به آن حوالي رسيدند ؛ خارها به دست و پاي ايشان بنشست ؛ و مدتي در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آناني را که از پذيرفتن اسلام خود داري کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ )
در چالوس رويان؛ عبدالله ابن حازم مامور خليفه ي اسلام به بهانه (دادرسي ) و رسيدگي به شکايات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان هاي متعددي جمع کردند و سپس مردم را يک يک به حضور طلبيدند و مخفيانه گردن زدند بطوريکه در پايان آنروز هيچ کس زنده نماند ... و ديه ي چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور مي بردند. (کتاب تاريخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاريخ رويان؛ صفحه ۶۹ )
در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ي مردم شهر را بجز يک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)
در حمله به نيشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کينه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوريکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام مي کشتند و غارت مي کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282 (
در حمله ي اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پايداري و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعيد ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « يک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ي مردم را بقتل رسانيد؛ بجز يک تن؛ و در توجيه پيمان شکني خود گفت: « من قسم خورده بودم که يک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )
پس از فتح" استخر" (سالهاي 28-30 هجري) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند براي بار دوم" استخر" را محاصره کنند.مقاومت و پايداري ايرانيان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگين کرد بطوريکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم " استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانيد و چندان کشتند خون نمي رفت تا آب گرم به خون ريختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته " بودند بيرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخي صفحه 135-- کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)
رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصرف سپاهيان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسياري از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراواني را برده ساختند و مال و متاع هنگفتي بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه 215)
مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاريخ يعقوبي صفحه 62 -کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)
جنايات اعراب تنها به اين شهر‌ها ختم نشده است و اينها تنها گوشه‌اي از تاراج ميهنمان به دست تازيان بود و آشکارا مقاومت ايرانيان در برابر آنان را ثابت مي‌کند. اگر شهر خاصي‌ مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روايت آنرا شرح دهم.
در کتاب عقدالفريد چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخني از خسرو پرويز نقل شده که مي گويد: اعراب را نه در کار دين هيچ خصلت نيکو يافتم و نه در کار دنيا. آنها را نه صاحب عزم و تدبير ديدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومايگي و پستي همت آنها همين بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جاي و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بينوايي و نيازمندي مي کشند و يکديگر را بر اثر گرسنگي و درماندگي مي خورند.از خوردنيها و پوشيدنيها و لذتها و کامروانيهاي اين جهان يکسره بي بهره اند.



ادامه دارد...

205:

مطالب تکراری و پیشتر درموردش در جستار مفصلی بسیار گفتگو شده است .

206:

مزخرفات همیشگی اسلام ستیزان ک هدفشان از کوبیدن عرب، کوبیدن غیر مستقیم اسلام هست ولی جرات ندارند مستقیم علیه اسلام چیزی بگویند به همین دلیل پشت عرب قابممیشوند و خواستگاه اسلام یعنی عربها رو هدف قرار دادند
معلوم نیست چرا باید به تاریخ طبری اعتماد کنیم؟ کدام مورخ صحت این روایات صدمن یه غاز رو تایید کرده به جز زرین کوب و اعوان و انصار شعوبی اسلام ستیزش ؟کتاب طبری پراست از این اراجیف ...اگر بخواهیم اینها رو بپذریم پس بهتره دینمون رو هم عوض کنیم چون روایات ضد اسلامی زیاد داره طبری
جالبه نویسنده جستار مدعی شده ک ایرانیان با روز مسلمون شدن درحالی ک خود زرین کوب شعوبی حرفشو نقض کرده و اگر با این همه جنایت عرب باز ایرانیان مسلمون شدند باید به حماقت و حقارتشون گریست ک با این همه جنایت و کشت و کشتار! باز مسلمون شدن. اگر هم کسی بگه با زور مسلمون شدن باید به ترسویی و حقارت این ملت اهورایی خندید ک با زور شمشیر دین هزارسالشون رو تغییر دادند...
خلاصه دوره این اراجیف گذشته و بجای این حرفای تکراری ک بارها پاسخ داده شده باید کمی مغز را به کار انداخت و اندیشید چه شد ک مملکت ایران به اسلام پناه اورد؟

207:

معلوم نیست چرا باید مزخرفات شاهنامه رو قبول کنیم ،فردوسی هم دروغگوی شاعری بیش نبوده که برای خود شیرینی در نزد سلطان شاهنامه رو زیر بغلش زد و به دربار رفت تا اونو از گزند حفظ کنه

208:



پناه بر اهورامزدا !

به شاهنامه و فردوسی میگوئید مزخرف ؟ الان است که برادران اصیل ! با گرز گران به سراغتان بیایند
.

209:

بیایند، خاک پایشان سرمه ی چشممان

210:

دیروز هر چه بود گذشت گرچه باید با تکرار آن بر بینشمان بیافزاییم ولی عرب امروز را دریابید که دارد به کمک همین ایرانی نما ها حراج ناموسمان را در خاک خودمان برگزار می کند و رگ غیرت آقایان نمیدانم چرا اینجا فروکش کرده !!!!!!

211:

ذوست عزیز این نحوه دفاع کردن از اسلام نیست. این دوستمون چند مطلب از کتب تاریخی معروف رو قراردادند. مطلبشون اشتباه هم باشه با این نحو برخورد نمیتونید ایشون یا کسانی رو که این مطالب رو باور دارند توجیه کنید.


مزخرفات همیشگی اسلام ستیزان ک هدفشان از کوبیدن عرب، کوبیدن غیر مستقیم اسلام هست ولی جرات ندارند مستقیم علیه اسلام چیزی بگویند به همین دلیل پشت عرب قابممیشوند و خواستگاه اسلام یعنی عربها رو هدف قرار دادند

ما اهل کوفه نیستم علی تنها بماند. این شعار رو کی میده؟ طبری؟

اهل کوفه عرب نیستند؟

اعراب بر سر بیامبر نجاست نریختن؟
اعراب مولا علی رو سر نماز به شهادت نرسوندن؟
جگر فاطمه زهرا رو خون نکردن؟
امام حسن مجتبی رو زهر ندادند؟
امام حسین واهل بیتش ویارانش رو به فجیع ترین وجه به شهادت نرسوندن؟
و...

ابا اگه کسی به غلط چه درست قکر کنه که کسانی که سر جگر گوشه شاه عرب رو بریدند و بدن مبارکش رو لگد مال کردند سر ایرانی هایی رو که دشمنشون بودند و همخون و نژادشون نیودند رو بریده باشند؟

سلفی ها و وهابی ها به خاطر اینکه شیعیان از ظلم و وحشی گری که در قبال اهل بیت شده شکوه میکنند ،علویان و شیعیان رو کافر میخونند و مثل شما میگن :هدفشان از کوبیدن عرب، کوبیدن غیر مستقیم اسلام هست ولی جرات ندارند مستقیم علیه اسلام چیزی بگویند و با همین توجیه شیعیان رو کافر و اسلام ستیز میخونند و جگر شیعیان سوری رو میخورند و تکبیر میفرستند همونظور که 1400 سال بیش جگر همزه عموی بیغمبر رو خوردن .اون موقع هم از روی کینه .الان هم از روی کینه.ایا احتمال نداره با همین کینه هم به ایرانی ها یورش برده باشند؟

معلوم نیست چرا باید به تاریخ طبری اعتماد کنیم؟

چرا نباید به تاریخ طبری اعتماد کنیم؟ مستند منطقی یا شرعی جواب بدید.

کدام مورخ صحت این روایات صدمن یه غاز رو تایید کرده به جز زرین کوب و اعوان و انصار شعوبی اسلام ستیزش ؟

گیرم که 10 مورخ دیگه هم صحت این حرفها رو تایید میکرند. باز هم شما جواب میدادید که :

کدام مورخ صحت این روایات صدمن یه غاز رو تایید کرده به جز زرین کوب و مورخ شماره 1 و مورخ شماره 2 و مورخ شماره ... و مورخ شماره 10 و اعوان و انصار شعوبی اسلام ستیزش ؟


یعنی هر کسکه تایید کنه میشه اسلام ستیز و ردش می کنید. این منطقیه؟

کتاب طبری پراست از این اراجیف ...اگر بخواهیم اینها رو بپذریم پس بهتره دینمون رو هم عوض کنیم چون روایات ضد اسلامی زیاد داره طبری

دلیل نمیشه که همه مطالب یک کتاب درست باشه یا همش غلط

اگر با این همه جنایت عرب باز ایرانیان مسلمون شدند باید به حماقت و حقارتشون گریست ک با این همه جنایت و کشت و کشتار! باز مسلمون شدن. اگر هم کسی بگه با زور مسلمون شدن باید به ترسویی و حقارت این ملت اهورایی خندید ک با زور شمشیر دین هزارسالشون رو تغییر دادند...

چه از برادرن عرب باشید چه ترک چه کرد و چه فارس. ایرانی هستید و صحیح نیست ایرانیان رو سوم شخص خطاب کنید و خودتون رو بی تعصب و بدون عرق به وطنتون نشون بدید. چون اینجوری اگه هزار حرف منطقی و درست هم بزنید چون متهم میشید به ایران ستیزی حرفهاتون رد میشه همونطور که شما به قول خودتوت حرفهای اسلام ستیز هارو رد میکنید.


وقتی شما نمیتونید تو یک مسئله کوچک یک دوست هموطن هم مذهب همخون و همزبان خودتون رو در این تاپیک منطقی و با نرمی و مودبانه و بدون خشونت در کلام و توهین توجیه کنید. جطور توقع دارید این دوستمون باور کنه عربها صدها هزار ایرانی که نه هم خونشون بودن نه همزیان و نه هم ایین رو با گل و بوسه توجیه کردن و قانع کردن که ایین هزارسالشون رو بذارند کنارو جان ومال فرهنگ و ناموس خودشون رو کادو پیچ کنندو دو دستی بذارند در اختیار غیر ایرانی ها؟

خلاصه دوره این اراجیف گذشته و بجای این حرفای تکراری ک بارها پاسخ داده شده باید کمی مغز را به کار انداخت و اندیشید چه شد ک مملکت ایران به اسلام پناه اورد؟

همینطور هم باید مغر رو به کار انداخت و دید که چه شد که برخی جوانان و مردم ایران به این اراجیفی که میگید دورش گذشته روی اوردند؟
علتش رو در رفتار خودمون باید بیابیم . در اینکه احادیث اهل بیت فقط لق لق زبان باشه ولی عمل نباشه . و واسه نظرات صد من یک غاز به جای استفاده از خرد از توجیهات هزار من یک غاز استفاده کنیم و در جواب دادن به جای ادب توهین کنیم و...


شایسته بود احترام امضا تون و کلام مولا رو نگه میداشتیدو برای نتیجه دادن بخش دوم کلام حضرت بخش اولش رو زیرپا نمیداشتید :

شرافت به خرد و ادب است؛ نه به دارایی و نژاد. علی‌بن‌ابیطالب(ع)

اگه توان یا حوصله جواب دادن رو ندارید سکوت بهتره و اگه جواب داده شده قبلا،به جای جبهه گرفتن و توهین میتونید ادرس تابیک مربوط رو بذارید .

212:

جنایات اعراب که چه عرض کنم باید گفت جنایات آرامیان یا اقوام شمالی. خصوصن اعراب که اکثرن اهل شمال جزیره هستند نه جنوب البته اگه جنایاتی بوده باشه.

213:

شما و دوستان شما و البته اتاق فکری که بر ضد ملی گرایی به راه افتاده و شما آگاهانه یا نا آگاهانه از آنجا تغذیه فکری میشوید ، ظاهرا اوضاع را تیره و تار دیده و هر آنچه در توان دارد با بودجه صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی و ... به راه انداخته تا جلوی آگاهی افراد را بگیرد .

شما بفرمایید چرا نباید به تاریخ طبری اعتماد کنیم ؟ استاندارد دوگانه بیشتر از این که دوستان شما در همین انجمن ، هر زمان که نیاز است از تاریخ طبری بهره میبرند ، هر زمان مطلبی به مزاجشان خوش نیامد به طبری و تاریخش هزار انگ میزنند ؟

ضمنا شما که انقدر نسبت به این مطالب تاریخ طبری حساس هستید ، چطور برای کوبیدن ایران باستان به تواریخ هردوتی متوسل شدید که هم از عصر خودش مورد انتقاد بوده و پدر دروغ ها نامیده شده ، هم تا 13 قرن بعد از خودش مجموعه کامل تواریخش در دست نبوده و اصولا معلوم نیست این مطالب نوشته های کیست و چه میزان دستکاری شده و اعتبار تاریخی دارد ( به جز چند تکه کاغذ از بعضی فصول کتاب تواریخ که همان هم حداقل 600-700 سال با هردوت فاصله زمانی دارند) !!

چطور در این خصوص تشکیک نمیکنید ؟ استاندارد دوگانه واضح تر از این سراغ دارید ؟

پدرخوانده ای برای تاریخ(نقد و بررسی هرودوت)


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
جالبه نویسنده جستار مدعی شده ک ایرانیان با روز مسلمون شدن درحالی ک خود زرین کوب شعوبی حرفشو نقض کرده و اگر با این همه جنایت عرب باز ایرانیان مسلمون شدند باید به حماقت و حقارتشون گریست ک با این همه جنایت و کشت و کشتار! باز مسلمون شدن. اگر هم کسی بگه با زور مسلمون شدن باید به ترسویی و حقارت این ملت اهورایی خندید ک با زور شمشیر دین هزارسالشون رو تغییر دادند...
خلاصه دوره این اراجیف گذشته و بجای این حرفای تکراری ک بارها پاسخ داده شده باید کمی مغز را به کار انداخت و اندیشید چه شد ک مملکت ایران به اسلام پناه اورد؟
این باز از نا آگاهی شماست که نمیدانید مردم بر دین حاکمان خود هستند و قاعدتا با از رفتن حکومت مرکزی و جایگزینی حکومت جدید ، به مرور تغییر عقیده حاصل خواهد شد و ایرانی ها هم یک شبه مسلمان نشدند و دست کم 3-4 قرن زمان نیاز داشت. همچنین نمونه دیگر اسپانیا بود که اسلام توفیقی در آنجا نیافت و با از بین رفتن سیطره اعراب ، اکثریت به همان دین مسیحیت ماندند.

دست کم اینها را که اساتید شما خود معترف هستند بخوانید تا کمی آگاه شوید :

اسلام اجباري ايرانيان!

چنانکه مورّخين گفته اند تا 3، 4 قرن مردم برخي از مناطق ايران هنوز مسلمان نشده بودند. از جمله مردم فارس تا قرن چهارم زرتشتي بودند.(12) مردم گيلان و ديلمستان نيز بر آئين قبلي خويش بودند تا اينکه پس از دو قرن توسّط شخصي به نام ناصر اطروش زيدي مسلمان شدند.(13) البته مناطقي مثل قزوين بود، که اسلام را به سرعت پذيرفتند. (14) با اين وجود، آنها به خاطر عدم آشنايي با زبان عربي، بدون اينکه از اسلام چيزي بدانند اظهار مسلماني مي کردند. اغلب موارد نيز مناطقي بودند که با اسلام آوردن کدخدايان و صاحبان اراضي و اشراف، رعايا و ديگر مردم نيز مسلمان مي شدند. تمايل اشراف و صاحبان اراضي نيز بخاطر اين بود که هر کس مسلمان مي شد امتيازاتي داشت. از جمله تملّک او بر اراضي و اموالش باقي مي ماند، و از پرداخت جزيه معاف مي شد.(15)
اين چنين بود که عدّه زيادي بخاطر حفظ اموال و اراضي خود، و عدّه زيادي بخاطر تبعيّت از عمل اشراف و بزرگانشان مسلمان شدند، در حالي که ايمان در دلهايشان رسوخ نکرده بود. عدّه اي نيز از ترس جان يا عدم توانايي پرداخت جزيه، مسلمان شدند. چرا که اگر کسي مسلمان نمي شد، يا بايد جزيه پرداخت مي کرد و يا بايد کشته مي شد. گفته شده در زمان حجّاج، از موالي به اين عنوان که اسلام آنها واقعي نيست ـ و براي فرار از جزيه اسلام‏ آورده‏اند ـ جزيه گرفته مي‏شد!(16) بنابراين، ايرانياني که هم زمان با فتح ايران اظهار مسلماني کردند پنج دسته بودند:
1- عدّه اي که به سرعت اسلام را پذيرفتند امّا نسبت به معارف اسلامي ـ بخاطر ندانستن زبان عربي ـ معرفتي نداشتند. اين گروه اندک بودند.
2- عدّه اي که بخاطر تبعيّت از اشراف و بزرگان منطقه مسلمان شدند.
3- عدّه اي که از ترس جانشان مسلمان شدند.
4- عدّه اي که بخاطر عدم توانايي در پرداخت جزيه هاي سنگين مسلمان شدند.
بنابراين اکثر تازه مسلمانان ايراني، اسلام ظاهري داشتند، و در طي چند قرن پس از فتح ايران، با معارف اسلام آشنا شدند و ايمان قلبي آوردند. آنان هم که اسلام را نپذيرفتند، يا مقاومت کردند و کشته شدند و يا مانند اکثر مناطق از جمله مردم آذربايجان، بانقيا، باروسما، حيره، بهقباد اسفل، و اوسط، انبار، ساباط، روميه، مهرود، اهواز، ايذه، شوش، جندى شاپور، رامهرمز، اصفهان و ... با پرداخت جزيه به آئين پيشين خود باقي ماندند.(17)
علت پذيرش سريع ايرانيان به اسلام بعد زردشت | پرسمان دانشجويي - ادیان و مذاهب

( مورد اول را هم آوردم جهت دلخوشی شما )

1. دلايل فرهنگي از دلايل مهم اين تحول است به طوري كه اسلام از نظر علمي موقعيت برتري و جاذبه بيشتري‌ در مقايسه با آيين زرتشتي داشت. در برابر، آيين‌زرتشتي با نظام طبقاتي ساساني پيوند خورده و به صورت يك آيين اشرافي درآمده بود. طبيعي بود كه مردم درمقايسه ميان اين دو آيين مي‌توانستند انتخاب بهتري داشته باشند، البته مشروط به آن كه شرايط ديگر هم فراهم باشد.
2. نكته ديگر دلايل نظامي است كه البته در خصوص ايران معنا داشت هرچند در بسياري از نقاط حتي بدون تسلط نظامي هم اسلام رواج يافت. به عبارت ديگر، نفس تسلط مسلمانان و پيروز شدن آنها براي ايجاد نوعي هيمنه فرهنگي و ديني اهميت داشت‌. مردمان گيلان و ديلمستان كه مسلمانان در آغاز غلبه نظامي نداشتند، تا دو قرن بر آيين خويش بودند تا آن كه شخصيتي مانند ناصر اطروش زيدي به دلايل فرهنگي توانست اسلام را در ميان مردم رواج دهد. در كل شكست سياسي يك قوم، زمينه را براي تغييرات فرهنگي و آييني آماده مي كند باز هم مشروط به آن كه شرايط ديگر فراهم باشد.
3. نكته ديگر دلايل سياسي است بيشتر با اين اشارت كه دولت ساساني كه پشتوانه آيين زرتشتي بود از بين رفت‌. دولت ساساني دولت سياسي ـ ديني بود. اكنون كه حمله تازه اي با اتكاي به آيين جديدي صورت گرفته بود در درجه نخست آيين قبلي را به چالش مي كشيد و چون ديگر حامي سياسي نداشت با مشكل روبرو مي ساخت.
4. نكته ديگر دلايل اجتماعي بود كه شايد مهم ترين آن استقرار اعراب در ايران بود، به طوري كه قبايل عربي زيادي در شهرهاي مختلف ايران سكونت گزيدند و به تدريج اسلام را رواج داند. به روشني بايد گفت استقرار اعراب در ايران يكي از مهم ترين دلايل موفقيت اسلام در ايران بوده است‌. اين استقرار گاه به صورت قبيله‌اي بود، چنان كه محله‌اي را ‌به خود اختصاص مي‌دادند. گاه نيز به صورت فردي بود كه البته اين كاربرد مهمي نداشت مگر در حد چهره هاي برجسته از ميان علما از صحابه يا تابعين كه بتوانند با استقرار در شهري به برپايي مكتب و مدرسه علمي كمك كنند. گفتني است كه در بيشتر شهرهاي ايران قبايل عربي اسكان داده شدند. يك نمونه شهر جرجان است كه مساجدي كه در دوران امويان به نام قبايل ساخته شد كه از آن جمله مسجد بجيله‌، درمحله علي بن زهير (مربعة علي بن زهير) مسجد محارب‌، مسجد قريش‌، مسجد الحمراء المعروف بمسجد ابن ابي‌رافع‌، مسجد بني اسد، مسجد العشيره المعروف به مسجد برجوب راه العطار، مسجد الموالي‌، مسجد خثعم‌، مسجدهمدان‌، مسجد بني ضبه‌، مسجد الازد، مسجد بني عجل‌، مسجد تيم بن ثعلبه‌، مسجد بني سنان‌. و.... شماري ديگر است (تاريخ جرجان‌، ص 19). يعقوبي در كتاب البلدان گزارشي از انتشار قبايل عربي در شهرهاي ايران به دست داده است. در اين باره تاكنون تحقيق مستقل و مفصلي صورت نگرفته است.
در قم‌، طايفه اشعري‌ها ساكن شدند و نه تنها اسلام را منتشر كردند كه تشيع را هم رواج دادند. گزارش حضوراعراب در ايران را يعقوبي به دست داده است‌.
البته گاهي بوميان از حضور اعراب ناخشنود بودند اما به تدريج با آنها انس گرفتند. مردم سغد در باره اعراب‌ مي‌گفتند: اين قوم با ما آميخته‌اند و با آنها مانده‌ايم و از ما ايمن شده‌اند و ما نيز از آنها ايمن شده‌ايم (طبري 3 /596).
اما به صورت فردي‌، مي توان به سفر سعيد بن جبير به اصفهان (طبقات المحدثين 1 / 367) اشاره كرد. يا ماندگار شدن واقد دراصفهان كه ابوموسي اشعري او را مؤذن قرار داد و نسل او تا قرن سوم هنوز مؤذن بودند (طبقات المحدثين 1/359).
يك نكته شگفت اين كه هيجده نفر از صحابه به اصفهان آمده‌اند. علاوه بر اين كه بسياري از ايراني ها در عراق، صحابه پيامبر را ملاقات كردند. براي مثال خبر زير از ديداريك ايراني با امام علي عليه السلام حكايت دارد:
داود بن سليمان الاصفهاني مي گويد: قال‌: كنت مع ابي بكناسة الكوفه‌، فاذا شيخ اصلع علي بغلة له وردة يقال له دلدل‌، قد احتوشه الناس‌، فقلت: يا ابه! من هذا؟ قال هذا شاهن شاه العرب هذا علي بن ابي طالب (طبقات المحدثين 1 / 371).
همزمان با استقرار اعراب در محلات، آنان شروع به ساختن مسجد كردند تا جايي براي نماز خواندن داشته باشند. از آنجا كه مساجد به جاي‌آتشكده‌ها ساخته مي‌شد به مرور از نفوذ زرتشتيان كاسته مي‌شد.

214:




مرسی دوست عزیز بابت این مطلب


علت پذيرش سريع ايرانيان به اسلام بعد زردشت

در تاريخ آمده كه ايرانيان به راحتي اسلام را پذيرفتند گرچه طبق معمول مدت زماني به درازا كشيد. تفاوت عمده مسلمان شدن ايراني ها با نقاط ديگر اين بود كه در ايران تقريبا اكثريت مردم طي سه چهار قرن مسلمان شدند، برخلاف نقاط ديگر كه مانند اسپانيا بوميان غالبا مسيحي ماندند و باز در آن مسيحي‌ها مسلط شدند يا اگر اكثريتي اسلام آوردند جوامع ‌مسيحي بزرگي بر آيين خود باقي ماندند.
اشپولر مي‌نويسد: تقريبا تمام ايرانيان‌، بدون اعمال زور و فشار خارجي معتنابهي از طرف فاتحان‌، در مدت قرون ‌اندكي به اسلام گرويدند. در بين النهرين‌، سوريه‌، فلسطين‌، مصر و اسپانيا تا قرن‌هاي متمادي دسته‌هاي بزرگ مذهبي ‌مسيحي هستي خود را حفظ كردند و سرانجام يا به طور كلي بر مسلمين غلبه نمودند، چنانچه در اسپانيا با تسلط مجدد دولت شمال آن صورت گرفت و يا آن كه به صورت دسته‌هاي كوچك‌تري پايداري نموده باقي ماندند (مثل مصر،سوريه‌، و فلسطين‌. (تاريخ ايران 1 /239 ـ 240)
گرايش سريع بسياري از ايراني‌ها به اسلام از لا به لاي اخبار فراواني به دست مي‌آيد. البته زرتشتي ها در بسياري از شهرها براي دست كم دو تا چهار قرن باقي ماندند. فارس كه يكي از اصلي ترين مراكز آنان بود تا قرن چهارم زرتشيان زيادي را در خود جاي داده بود. اين اطلاع را عمدتا مديون احسن التقاسيم (2/640) هستيم. در باره دلايل متعدد اسلام آوردن ايراني ها چند نكته را مي توان يادآور شد:
1. دلايل فرهنگي از دلايل مهم اين تحول است به طوري كه اسلام از نظر علمي موقعيت برتري و جاذبه بيشتري‌ در مقايسه با آيين زرتشتي داشت. در برابر، آيين‌زرتشتي با نظام طبقاتي ساساني پيوند خورده و به صورت يك آيين اشرافي درآمده بود. طبيعي بود كه مردم درمقايسه ميان اين دو آيين مي‌توانستند انتخاب بهتري داشته باشند، البته مشروط به آن كه شرايط ديگر هم فراهم باشد.
2. نكته ديگر دلايل نظامي است كه البته در خصوص ايران معنا داشت هرچند در بسياري از نقاط حتي بدون تسلط نظامي هم اسلام رواج يافت. به عبارت ديگر، نفس تسلط مسلمانان و پيروز شدن آنها براي ايجاد نوعي هيمنه فرهنگي و ديني اهميت داشت‌. مردمان گيلان و ديلمستان كه مسلمانان در آغاز غلبه نظامي نداشتند، تا دو قرن بر آيين خويش بودند تا آن كه شخصيتي مانند ناصر اطروش زيدي به دلايل فرهنگي توانست اسلام را در ميان مردم رواج دهد. در كل شكست سياسي يك قوم، زمينه را براي تغييرات فرهنگي و آييني آماده مي كند باز هم مشروط به آن كه شرايط ديگر فراهم باشد.
3. نكته ديگر دلايل سياسي است بيشتر با اين اشارت كه دولت ساساني كه پشتوانه آيين زرتشتي بود از بين رفت‌. دولت ساساني دولت سياسي ـ ديني بود. اكنون كه حمله تازه اي با اتكاي به آيين جديدي صورت گرفته بود در درجه نخست آيين قبلي را به چالش مي كشيد و چون ديگر حامي سياسي نداشت با مشكل روبرو مي ساخت.
4. نكته ديگر دلايل اجتماعي بود كه شايد مهم ترين آن استقرار اعراب در ايران بود، به طوري كه قبايل عربي زيادي در شهرهاي مختلف ايران سكونت گزيدند و به تدريج اسلام را رواج داند. به روشني بايد گفت استقرار اعراب در ايران يكي از مهم ترين دلايل موفقيت اسلام در ايران بوده است‌. اين استقرار گاه به صورت قبيله‌اي بود، چنان كه محله‌اي را ‌به خود اختصاص مي‌دادند. گاه نيز به صورت فردي بود كه البته اين كاربرد مهمي نداشت مگر در حد چهره هاي برجسته از ميان علما از صحابه يا تابعين كه بتوانند با استقرار در شهري به برپايي مكتب و مدرسه علمي كمك كنند. گفتني است كه در بيشتر شهرهاي ايران قبايل عربي اسكان داده شدند. يك نمونه شهر جرجان است كه مساجدي كه در دوران امويان به نام قبايل ساخته شد كه از آن جمله مسجد بجيله‌، درمحله علي بن زهير (مربعة علي بن زهير) مسجد محارب‌، مسجد قريش‌، مسجد الحمراء المعروف بمسجد ابن ابي‌رافع‌، مسجد بني اسد، مسجد العشيره المعروف به مسجد برجوب راه العطار، مسجد الموالي‌، مسجد خثعم‌، مسجدهمدان‌، مسجد بني ضبه‌، مسجد الازد، مسجد بني عجل‌، مسجد تيم بن ثعلبه‌، مسجد بني سنان‌. و.... شماري ديگر است (تاريخ جرجان‌، ص 19). يعقوبي در كتاب البلدان گزارشي از انتشار قبايل عربي در شهرهاي ايران به دست داده است. در اين باره تاكنون تحقيق مستقل و مفصلي صورت نگرفته است.
در قم‌، طايفه اشعري‌ها ساكن شدند و نه تنها اسلام را منتشر كردند كه تشيع را هم رواج دادند. گزارش حضوراعراب در ايران را يعقوبي به دست داده است‌.
البته گاهي بوميان از حضور اعراب ناخشنود بودند اما به تدريج با آنها انس گرفتند. مردم سغد در باره اعراب‌ مي‌گفتند: اين قوم با ما آميخته‌اند و با آنها مانده‌ايم و از ما ايمن شده‌اند و ما نيز از آنها ايمن شده‌ايم (طبري 3 /596).
اما به صورت فردي‌، مي توان به سفر سعيد بن جبير به اصفهان (طبقات المحدثين 1 / 367) اشاره كرد. يا ماندگار شدن واقد دراصفهان كه ابوموسي اشعري او را مؤذن قرار داد و نسل او تا قرن سوم هنوز مؤذن بودند (طبقات المحدثين 1/359).
يك نكته شگفت اين كه هيجده نفر از صحابه به اصفهان آمده‌اند. علاوه بر اين كه بسياري از ايراني ها در عراق، صحابه پيامبر را ملاقات كردند. براي مثال خبر زير از ديداريك ايراني با امام علي عليه السلام حكايت دارد:
داود بن سليمان الاصفهاني مي گويد: قال‌: كنت مع ابي بكناسة الكوفه‌، فاذا شيخ اصلع علي بغلة له وردة يقال له دلدل‌، قد احتوشه الناس‌، فقلت: يا ابه! من هذا؟ قال هذا شاهن شاه العرب هذا علي بن ابي طالب (طبقات المحدثين 1 / 371).
همزمان با استقرار اعراب در محلات، آنان شروع به ساختن مسجد كردند تا جايي براي نماز خواندن داشته باشند. از آنجا كه مساجد به جاي‌آتشكده‌ها ساخته مي‌شد به مرور از نفوذ زرتشتيان كاسته مي‌شد.
مهاجرت ايرانيان به عراق و بازگشت آنها
مهاجرت ايرانيان به عراق و بازگشت آنها به ميهنشان را بايد دليلي براي رشد اسلام گرفت‌. مثلا سلمان در زمان عمر بن ‌خطاب به اصفهان بازگشتي داشته است. حماد بن ابي سليمان كوفي (م 120) از سباياي منطقه برخوار اصفهان بوده است‌ كه بعدها به عالمي بزرگ تبديل شده است. (طبقات المحدثين 1 / 333). وثاب نامي كه از موالي ابن عباس بوده دو سال نزد ابن عباس بوده و باز به كاشان بازگشته است‌. (طبقات المحدثين 1 / 333، 355 ـ 357)
نافع بن ابي نعيم مقري‌ء اهل مدينه مي گويد كه اصل من از اصفهان است. چنان كه ابن ابي‌الزناد فقيه مي گفت اصل من از همدان است. (طبقات‌ المحدثين 1 /382). اين افراد از همان قرن اول و دوم هستند و شمار زيادي از كساني كه به جايگاه بلندي رسيدند از همين افراد ايراني الاصل‌اند. البته ريشه برخي از اين افراد چندان روشن نيست. برخي زرتشتي،يا مسيحي يا حتي يهودي بوده اند و به نوعي در حوادث صدر اسلام هم تأثير گذاشته اند.
نقش دهقانان‌
نقش دهقانان –كه در اينجا مقصود كدخدايان و صاحبان اراضي است ـ در انتشار اسلام كه اشپولر بر آن تأكيد دارد بدين معناست كه آنان با پذيرفتن اسلام مي‌توانستند امتيازات خويش را به‌ويژه در زمينه مسائل مالكيت حفظ كنند (تاريخ ايران: 1/ 244). نيز مي‌نويسد: همه جا رهبران اشراف و اعيان بودند كه به مذهب فاتحان مي‌گرويدند. در مقابل نيز فاتحان عرب‌، قدرت و نفوذ آنان را به حال خود باقي مي‌گذاشتند و حتي از طريق ازدواج ‌خويشاوندي حسبي با آنان برقرار مي‌كردند (همان:‌ 1 /245).
در واقع هم دهقانان و هم مرزبانان مي‌توانستند با مسلمان شدن موقعيت خود را تا اندازه‌اي حفظ كنند.
ادعا شده است كه اسلامي شدن ايران نخست بين طبقات عالي آن صورت گرفت‌، يعني بين كساني كه فرهنگ ايران را كاملا در دست‌ تصرف داشتند و داستانهاي باستاني پهلواني ايران را با شيوه جوانمردي و با ديد خود از زندگي محقق مي‌ساختند. (همين دليل باقي ماندن فرهنگ پيشين در جامعه جديد شد). (اشپولر: 1/ 248 ـ 249).
در برخي از شهرها، مسلمان شده ها افرادي از طبقات پايين بودند. نوشته‌اند كه طبقات پايين مردم بخارا، گروه گروه به اسلام گرويدند و به تدريج اشراف‌ زمين‌دار نيز كه به آنها دهگان مي‌گفتند، اسلام آوردند. بايد بدين نكته توجه داشت كه اشراف و فرمانروايان محلي‌، سخت با يكديگر نزاع داشتند و اين مسأله به حضور اعراب مسلمان در اين ناحيه‌، كمك فراواني كرد. در اصل‌، دهقانان‌، اشراف زمين‌داري بودند كه چونان فرمانروا بر سرزمين زير سلطه خود حكومت مي‌كردند. متأسفانه در نيمه اخير دوران اموي‌، براي آن كه پول بيشتري به عنوان جزيه از نامسلمانان بگيرند، راه مسلمان شدن را مردم بر سدّ كردند. اهميت پر كردن بيت المال‌، براي يك دوره‌، مشكلي را براي توسعه اسلام ايجاد كرد. با اين ‌حال‌، بخارا سخت به اسلام علاقمند ماند و تحت تأثير هيچ فشاري از سوي برخي از فرمانروايان محلي‌، از اسلام ‌باز نگشت‌، بلكه با قدرت، در رواج اسلام كوشيد. در آخرين سالهاي دوران اموي و اوائل عباسيان‌، بخارا، به شهري ‌با فرهنگ اسلامي ـ عربي تبديل شد و آثاري كه پيش از آن به زبان پهلوي بود، به زبان عربي درآمد.
كار فرهنگي برنامه ريزي شده و ساختن مساجد بجاي آتشكده‌ها در مواردي كه شهر به زور فتح مي‌شد راهي براي گسترش بيشتر آيين جدي بود.
اقدام مسلمانان در شهرهايي كه به زور فتح مي‌شد خراب كردن آتشكده‌ها و ساختن مسجد به جاي آنها بود. البته اگرشهري با صلح فتح مي‌شد، آتشكده‌ها برجاي مي‌ماند، مگر جاهايي كه آيين بت پرستي يا بودايي بود. داستان بخارا جالب است كه اول بت پرستان بودند بعد آتش پرستان و سپس جايگاه آنان ، مسجد مسلمانان شد.
در نيشابور نيز آتشكده قهندز ـ كهن دژ ـ به مسجد جامع تبديل شد. در تاريخ نيشابور آمده است كه «چون عبدالله عامر نيشابور را فتح كرد، آتش‌كده قهندز را خراب كرد و به جاي آن جامع ساخت‌».
در آغاز مردم بخارا هر بار با حضور اعراب تسليم مي‌شدند؛ اما به محض آن كه اعراب از آنها دور مي‌شدند، از آن‌باز مي‌گشتند. عبارت پيشگفته نرشخي در تاريخ بخارا در برخورد اعراب فاتح با شهر نكته اي است كه تقريبا در باره ساير بلاد ايران و ماوراءالنهر نيز صادق است‌. اين امري طبيعي بود كه مردم نسبت به دين جديد واكنش نشان داده ومقاومت كنند اما همين كه به زودي تغيير عقيده مي دهند نكته اي است كه دلايل خاص خود را دارد.
مشهور است كه مردم قزوين سريع تر از بلاد ديگر اسلام آوردند. (تاريخ گزيده، ص 777).
تخفيفهاي مالياتي
مسلما تخفيفهاي مالياتي در اسلام آوردن طبقات پايين مؤثر بوده است (تاريخ ايران اشپولر 1 : 252) در برابر بايد توجه داشت ‌كه امويان سختگيريهايي هم داشتند كه اين تخفيف را قائل نمي‌شدند و از تازه مسلمانان هم جزيه مي‌گرفتند و براي‌ مدتي رشد اسلام را سد كردند. داستان اين مسأله چنان بود كه سبب برآمدن مرجئه در خراسان شد، كساني كه ايمان را به شهادتين مي دانستند و سختگيري هاي حجاج و دولت اموي را در باره ايمان آوردن اشخاص نمي پذيرفتند.
روند تدريجي مسلمان شدن مردم ايران
يك بررسي نشان داده است كه روند مسلمان شدن ايرانيان از قرن نخست با كندي آغاز شده و به تدريج بر شدت آن‌ افزوده شده است‌. اين شدت‌، در قرن چهارم به اوج خود رسيده و تقريبا به جز برخي جمعيت‌هاي قومي مانند آشوري‌ها در غرب يا جوامع كوچك زرتشتي در يزد و شيراز، ساير مردم به اسلام گرويدند. اين بررسي بر اين اساس است كه اصولا اسامي عالمان ياد شده در چهار قرن نخست اسلامي‌، به ندرت نامي ايراني در آنها ديده ‌مي‌شود. يك نسب‌نامه تا قرن چهارم‌، معمولا از جد اول‌، با يك اسم ايراني آغاز مي‌شود و در ادامه‌، نام‌هاي اسلامي‌ پياپي مي‌آيد. مثلا احمد بن حسين بن رستم‌. رستم فردي است كه به اسلام گرويده و نام فرزندش را احمد انتخاب‌ كرده است‌.
اين روشي است كه ريچارد بولت در كتاب گروش به اسلام در قرون ميانه دنبال كرده است. بر اساس ديدگاه وي كه نمودار رشد اسلام را نوعي نمودار رشد كرم ابريشم مي داند چنين است كه در وهله نخست ده تا پانزده درصد در مرحله مياني چهل تا شصت درصد و در مرحله اخير ده تا پانزده درصد باقي مانده مسلمان شده و تعدادي نيز هيچ اسلام نمي آورند. وي اين طرح را بر اساس نام و نسب شماري از ايرانيان برجسته مسلمان شده كه در كتاب شذرات الذهب آمده و در سلسله نسب آنان نام هاي اسلامي و در رأس آنها يك نام ايراني است ارائه كرده است. هرچند بايد گفت كه در قرن چهارم به ويژه پنجم و ششم، مسلمانان ايراني‌، شروع به استفاده مجدد از نام‌هاي ايراني براي فرزندانشان ‌كردند. كما اين كه در ميان آل‌بويه اين اسامي را به فراواني مي‌بينيم. اما تحليل بولت روي اسامي پيش از قرن چهارم است.
گرايش داوطلبانه يا اجباري
يكي از بحثهاي هميشگي در مسلمان شدن ايراني ها اين است كه به اجبار ايمان آوردند يا از روي اختيار. آنچه در منابع به چشم مي خورد از هر دو دست شواهدي وجود دارد. مهم ترين نكته در ارتباط با ايراني ها آن است كه باقي ماندن بر دين زرتشتي مجاز بود. بدين ترتيب بر حسب قاعده فاتحين نمي توانستند مردم را به اسلام آوردن وادار كنند.
امايك نكته هست و آن اين كه براي فاتحان مسلمان، اين يك امتياز بود كه فردي چه از طبقات پايين يا بالا اسلام بياورد. به همين دليل تا آنجا كه دستشان باز بود امتيازاتي براي اين افراد قائل مي شدند. گرچه علي القاعده حق نداشتند هدف خود را از اين قبيل امتيازات، اسلام آوردن اشخاص بدانند.
البته در صورتي كه شهري به زور فتح مي شد امكان اين كه فاتحان تمامي آتشكده ها را از بين ببرند وجود داشت. در حالي كه وقتي معاهده صلح صورت مي گرفت معمولا اجازه داده مي شد كه آتشكده ها باز بماند. گرچه ممكن بود شرط شود كه حق احداث آتشكده هاي جديد را ندارند.
پيامدهاي فتوحات بر مردمي كه سرزمين‌هايشان فتح مي‌شد:
تاريخ اسلام نشان مي‌دهد كه به دنبال اين فتوحات، از طرف هيئت حاكمه‌اي كه توسط خليفه مشخص مي‌شد هيچگونه اهتمامي در جهت ارشاد، آموزش و پرورش و تربيت صحيح اسلامي مردم صورت نمي‌گرفت تا اعتقاد به اسلام در درون آن‌ها رسوخ كرده و به صورت يك نيروي عقيدتي درآيد كه بتواند روح مغلوبين را با مفاهيم و خصائص اسلامي غنا بخشد و در سازندگي و تكامل انسان‌ها مؤثر گردد. اگر چه در خلال بيست سال، دامنه نفوذ اسلام به طوري گسترش يافت كه سرزمين اسلامي چندين برابر فتوحات پيامبر اسلام(ص) گرديد. ليكن اختلاف بين فتوحات پيامبر(ص) و خلفا از زمين تا آسمان بود، چرا كه پيامبر اكرم(ص) در فتوحاتش به اظهار كردن مسلماني و جاري نمودن شهادتين و انجام بعضي از شعائر و ظواهر اسلامي به طور سطحي قناعت نمي‌كرد، بلكه براي مردم آن بلاد معلمين و مربياني اعزام مي‌نمود تا ضمن آموزش كتاب خدا و عقايد صحيح و بيان احكام ديني، آنان را ارشاد و موعظه كنند.
اما در فتوحات خلفاي سه گانه هيچ برنامه‌اي براي تعليم و تربيت و هدايت و ارشاد مردم در نظر گرفته نمي‌شد و هيچ نيروي ورزيده‌اي براي تبليغ دين و آموزش احكام به سرزمين‌هاي فتح شده اعزام نمي‌گرديد و به اين امر مهم و حياتي هيچ اهميتي داده نمي‌شد.
در اين كشورگشايي‌ها تنها از تسليم شدگان مي‌خواستند به يگانگي خداوند و رسالت پيامبر(ص) شهادت دهند و بعضي از تكاليف و شعائر اسلامي را به صورت ظاهري و صوري بدون اينكه در دل آنان رسوخ كرده باشد، انجام دهند، از اين روست كه مي‌بينم بسياري از مناطقي كه توسط مسلمانان فتح مي‌شد پس از مدت زمان اندكي به كفر و عصيان برمي‌گشتند.
پيامبر اكرم(ص) از سوي خدا مأمور بود كه از مردم زمانه خويش هم اسلام را بخواهد هم ايمان را اما خلفا و فاتحان اسلامي از مردم فقط ظاهر مسلماني را مي‌خواستند و بس، و ما اين سهل انگاري غير قابل اغماض را در ميان قريش و ديگران به وضوح مي‌بينيم، حتي بيشتر صحابه رسول خدا(ص) نيز همين روش را در پيش گرفتند. چنانچه موسي بن يسار مي‌گويد: اصحاب رسول خدا(ص) بيابانگرد‌هاي خشني بودند ما ايرانيان كه آمديم، دين اسلام را خالص گردانديم.
بدين ترتيب مردمي كه سرزمينشان پس از رسول اكرم(ص) فتح مي‌شد بر همان آداب و رسوم و مفاهيم جاهلي كه بر حركات و سكنات آنها حاكم بود و نيز روابط و مناسبات اجتماعي خود به طور عام باقي مي‌ماندند و اسلام نه در جانشان نفوذ مي‌كرد نه در ضميرشان ريشه مي‌دواند تا چه رسد به اينكه اسلام بر آنان حكمفرما باشد يا محرك آنان در امور ديني و معنوي گردد.
چنانكه در متون تاريخي بررسي مي‌كنيم آثار و عواقب دراز مدت اين پديده جاهلانه (كشورگشايي‌هاي خلفا) بسيار تأسف‌آور و به طور كامل به زيان اسلام بود، زيرا آنان كه از اين فتوحات بهره‌برداري مي‌كردند و از اسلام جز اسمي و از دين جز رسمي سراغ نداشتند تمامي آداب و رسوم جاهلي و انحرافات و طمع ورزي‌هاي شخصي و كارهاي غير انساني را در لباس اسلام و تحت نام دين به مردم القاء مي‌كردند و زير سايبان امن دين تمام فساد‌ها و ناهنجاري‌ها را به نام دين و با مجوزي كه خود از دين صادر مي‌كردند به مردم تحميل مي‌نمودند.
خلاصه اينكه گسترش اسلام و نشر تعاليم عالي آن، به هيچ وجه مورد اهتمام و كوشش آنان نبود بلكه آنان تنها به كشور گشايي و چپاول ثروت كشورها مي انديشيدند.
به هر حال اگر حركتي كه از سوي رسول خدا(ص)شروع شد، پس از فوت ايشان ادامه مي يافت و زمام امامت و خلافت به دست وصي ايشان اميرمؤمنان(ع) مي افتاد، بي شك دعوت اسلامي پيامبر(ص) به ميدان وسيع تري گسترش مي يافت و همسايگان دولت اسلامي و ساير ملل خود به پذيرش اين دين الهي پيشقدم مي شدند و فتوحات خونين و لشكركشي هاي دوران خلفا، به گونه اي ديگر رقم مي خورد.

215:

بنده یقین دارم علیه ایرانیان جنایت شده. اعرابی که حتی امروز به خودشان رحم نمیکنند و کودک خردسال سر میبرند.....
اما فکر کنم جمعیت دانشجوی ایران به این بلوغ رسیده اند که لیست بلند بالای کتب تاریخی دلیلی بر حقانیت موضوعات مطرح شده نیست.

نویسندگان این کتب- مانند طبری و ابن اثیر- از چه منبعی نقل میکنند؟ اخبار صحیح را بر میگزینند؟ یا جمع آوری میکنند؟ از چه کسانی نقل میکنند؟ از سیف؟ و یا از افراد دیگری که وجود خارجی نداشته اند؟ از کعب؟ و یا افرادی یهودی منافق دیگری که عزم به تحریف روایات, رسخ نموده اند؟

تاریخ به همین آسانی و با عوام زدگی اثبات نمیشود که همه کتب تاریخی را صحیح شمرد, ذکر نمود, منبع و ارجاع داد, و سر آخر
عقیده ساخت و باور نمود. چند سال وقت برای شناختن منابع صحیح گزاشتید؟
ابتدا باید منابع صحیح را شناخت.

لطفا به چهار جلدی 150 صحابه ساختگی اثر علامه عسکری مراجعه کنید.البته برای شروع.

و البته قبل از این کتاب به لینک زیر برای اهمیت تشکیک در این تواریخ مراجعه کنید.
http://forum.hammihan.com/thread54893.html

216:


منابع اصیل هم شامل حال این نظر شما میشود ؟ در آنها هم باید تشکیک شود یا نه ؟

217:

سلام
دوست عزیز بنده مدتهاست ک در اکثر شبکه های اجتماعی با افراد به ظاهر عرب ستیز و در باطن اسلام ستیز بحث میکنم و دیگهمثل روز روشنه برام ک از کوبدن عرب1400سال پیش چه نیتی دارند بعضی افراد. به کتب تاریخی یک طرفه نگاه میکنن، کارهای شاهانشون رو توجیه میکنن و بجای کوبیدن دشمنان امروزی ایران، به کوبیدن عرب س1400ال پیشی میردازند ک اگر کاری براشون نمیکرد حداقل اونها رو از جهالت اتش پرستی بیرون اورد و انهاروبا دین اسلام اشنا کرد
مشائل شیعه و سنی و اذیت و ازار ان اعراب را با مسائل جهادی رو هم مخلوط نکنید.خود امام علی در جنگ ایران به خلیفه وقت مشاوره میداد،سلمان فارسی در جنگ شرکت داشت و باقی مسائل..

http://forum.hammihan.com/thread110418.html

218:

ملی گرایی ک یک تفکر جاهلی هست ودست کسانی ک انرا میکوبند درد نکنه!
کسی ک به تاریخ طبری یک سویه نگاه میکنه دوستان همفکرتان هست ک ما به این امر اعتراض داریم
http://forum.hammihan.com/thread110418.html

219:

دوست عزیز حساب عرب های ایرانی با عرب های شبه جزیره عربستان کلا جداست.عربهای ایرانی جز متمدن ترین مردمان ایران به حساب میان که اتفاقا من در موردشون یه تحقیقاتی هم داشتم و متوجه شدم آداب و رسوم بسیار جالب و پسندیده ای دارند و جز فرهنگ این مرز و بوم هستند.
این نکته رو هم به شما بگم ما امروز هرچی داریم از ناسیونالیسم ایرانی داریم.یادمون باشه همین دلارهای نفتی که امروز به خزانه ایران سرایز میشود و بخش بزرگ درآمدهای نفتی ایران را تشکیل میدهد دستاور خون دل خوردن و جانفشانی ناسیونالیست های ایرانی همچون مصدق و یارانش است.همین هویت ایرانی که داریم دسترنج روشنفکران ناسیونالیست ایرانی در زمان انقلاب مشروطه بود و امثال شما دست در دست اعراب وهابی دست دردست غربی ها دشمنی کینه ورزانه ای را با آن آغاز نموده اید.
این رو هم متذکر شم که ناسیونالیسم ایرانی یعنی ملی گرایی ایرانی نه نژادپرستی.

220:

طبري مطالب تاريخي را از راويان مختلف نقل مي كند كه برخي دروغگو و غير موثق بوده اند،از جمله سيف بن عمر كه خيلي از مطالب مربوط به اين جنگ، از طريق وي مي باشد. جواد علي (از مورخان) معتبر مي گويد: طبري در استفاده از مآخذ، اصول اهل حديث را در نظر نگرفته و از چهره هاي ضعيف هم روايت كرده است. او روايات سيف بن عمر را كه متهم به زندقه است و خود طبري هم نظر مساعدي نسبت به وي ندارد نقل مي كند.

رسول جعفريان، رسول، تاريخ سياسي اسلام، سيره رسول خدا (ص)، قم، انتشارات دليل ما، 1385، چاپ چهارم، ص 124.

حمله‌ی اعراب به ایران حربه‌ ای شده است جهت گسترش اسلام‌ستیزی! در هر حال این بودجه‌ های مصوبه در پارلمان آمریکا علیه ایران باید به نوعی مصرف شود.

البته بدیهی است که در هر جنگی، ظلم‌های متعددی صورت می‌گیرد که هیچ کدام مشروع، مطلوب و قابل توجیه نیست. و از جمله، حمله‌ی اعراب به ایران است. و همین طور است حملات ایران به رم در عصر باستان یا حملات مغول به ایران، یا قلع و قمع کردن ملت ایران در ایالت‌ها و شهرهای مختلف به دست حکومت‌های مرکزی وقت. که جنایات این شاهان علیه ملت ایران به مراتب بیش از جنایات اعراب بوده است. پس چرا سخنی از آنها نمی‌گویند؟! لابد در همین تاریخ بسیار خوانده‌ایم و خوانده‌اند که به خاطر آشنایی مردم ایران با فرهنگ اسلام از یک سو و ظلم و جنایات شاهان و موبدیان از سوی دیگر، مردم ایران خود خواهان اسلام بودند و هیچ مقاومتی از خود نشان ندادند.

حال جالب است که وقتی سخن از دین به میان می‌آيد، می‌گویند: مال 1400 سال پیش است، اما سخن از تاریخ را اگر بتوانند سوء استفاده کنند، مسئله‌ی امروز القا می‌کنند!

اگر واقعاً ایرانی و ایران دوست هستند، چرا به همین یک و یا نیم قرن اخیر توجهی ندارد؟ ما که دستمان نه به ایران 14 قرن پیش می‌رسد و نه به اعرابش، اما ایران معاصر ایران ماست و انگلیس نیز همان انگلیس است. آیا ظلم انگلیس‌ها در این یک قرن اخیر بر علیه ایران و ایرانی، به مراتب بیشتر از ظلم اعراب نبوده است؟ آیا کم آدم کشتند و یا به نوامیس تجاوز کردند و یا اموالمان از نفت گرفته تا آثار قیمتی و ذخایر ما را به غارت بردند؟ آلمان‌ها چطور؟ روس‌ها چه؟ و آمریکا که هنوز به ظلم و جنایاتش بر علیه این کشور و این ملت ادامه می‌دهد چه؟ اسناد این جنایات که به روزتر، معتبرتر و بیش‌تر از تاریخ 1400 سال پیش است. چرا یک کلام نمی‌نویسند و غیرت ایرانی ما را بر علیه انگلیس‌ها و آمریکا و آلمان و فرانسه و اسرائیل بر نمی‌انگیزانند؟ آیا تا به حال گزارشی در این زمینه خوانده‌اید؟!

آیا جنایات معاصر علیه ما ایرانیان بیش از یک حادثه تاریخی در 1400 سال پیش نیست؟! پس چرا نه تنها هیچ دم بر نمی‌آورند، بلکه سنگ آنها را به سینه می‌زنند؟!

اگر چه اعراب به ایران حمله کردند، اما اسلام پذیری ایرانیان به خاطر عقل، درایت، علم، آزادی‌خواهی و بصیرت ایشان بوده است، وگرنه باقی نمی‌ماند و مردم آن را پس از یک دوره کنار می‌گذاشتند. اما مردم ایران، اسلام خود و ایمان به خدا را قرن‌ها در شرایطی حفظ کردند که نه دشمن خارجی موافق دین آنها بود و نه حکومت داخلی. و نیز نه شرایط ایجاب دین‌داری می‌کرد و نه جو عمومی مساعد آنها بود.

ما نه تنها جنایات اعراب 1400 سال پیش در حمله به ایران را محکوم می‌کنیم، بلکه هر جنایتی که بر علیه بشریت در هر نقطه‌ی جهان و توسط هر کسی در طول تاریخ به وقوع پیوسته و به ویژه جنایات امروز آمریکا، انگلیس و اسرائیل را محکوم می کنیم و هم چنان در ایمان خود به «الله»، اسلام و رسول اعظم (ص) و آل او (ع) استوارتر ایستاده‌ایم و به تقویت آن می‌کوشیم و اجازه نمی‌دهیم که به این شیوه‌های کهنه، ما را از ایمان خلع سلاح کرده و دوباره با اسارتمان ببرند.

221:

اعراب به زور شمشیر دین اسلام رو به خورد مردم دادن . بد کاری کردن؟!

222:

البته به زور شمشیر هم نبود
و برای ایرانیان فرقی نمی کرد که مسلمان باشند یا خیر

به دلیل نزدیکی بسیار زیبا اسلام با فرهنگ ایرانی ایرانیان راحت این مذهب را پذیرفتند ولی مسیر ازادی باز نشد

با اینکه ایرانیان مسلمان شدند ولی اعراب با ایرانیان مانند کفار برخورد می کردند
با اینکه ایرانیان مسلمان شدند ولی اعراب انان را نجس خوانده و به بردگی گرفتند
با اینکه ایرانیان مسلمان شدند ولی اعراب ناموس ایرانی را به یغما بردند
با اینکه ایرانیان مسلمان شدند ولی امثال حجاج تا توانستند ایرانی سر بریدند



با اینکه ایرانیان مسلمان شدند ولی در نزد اعراب مسلمان محسوب نشدند و مورد ستم قرار گرفتن
تا 200 سال ایرانیان جرات نداشتند کلمه ای به زبان فارسی بگویند
و هر سال خراج های سنگینی باید پرداخت می کردند


دوستان کتاب دو قرن سکوت دکتر زرین کوب رو حتما بخوانید و بدانید چه بلایی نبود که اعراب بر سر ایرانیان نیاورده باشند

223:

از روی فرهنگ و رفتار اعراب قرن بیست و یکم میتوان تصور کرد که اعراب هزار و چهارصد سال قبل چه رفتار وحشیانه و غیر انسانی با ملل مغلوب داشتند .

تاثرانگیزترین و غیرانسانیترین کاری که اعراب در ایران انجام دادند رفتار انان با اسرا بود . انان بسیاری از اسیران را که عمدتا زنان و کودکان بودند به عنوان برده و کنیز از ایران به عربستان و مدینه بردند . اگر به نقشه نگاه کنیم و مسافت زیاد ایران تا عربستان را ببینیم میتوان تصور کرد که چه بر سر ان اسیران بینوا امده که با پای پیاده چنین مسیری را طی کردند .

انان در نظر اعراب همچجون گوسفندان بحساب میامدند و به مالکیتشان درامده و خرید و فروش میشدند . هز زن اسیری که زیباتر و جوانتر بود قیمت بالاتری داشت چون بیشتر میتوانست مورد بهره برداری جنسی قرار بگیرد .

هر جوانی هم که قویتر بود ارزش بالاتری داشت زیرا بیشتر میتوانستند از او در مزرعه و خانه کار بکشند .

224:

ملی گرای این نیست و نخواهد بود که به توهین سایر ادیان و مذاهب بپردازی
ملی گرایی ریشه ای در نژاد پرستی ندارد
ملی گرایی یعنی دلت برای هم وطنت بسوزد نه ان که او را بر سر اندک موضوع بی ارزشی بکشی
ملی گرایی یعنی از خودگذشتی برای دوستان و هموطنانت نه انکه به خاطر عبور از یک چراغ راهنمایی همدیگر را با فحش و ناسزا مهمان کنیم
ملی گرایی یعنی اینکه زمانی که می خوابی بدانی همسایگانت دوستان و همراهان تو هستند نه دشمنانی که به قصد جان و اموال تو فکر می کند
ملی گرایی یعنی اینکه فکر دزدی از هموطنت را به ذهنت راه ندهی نه اینکه پول و ناموس او را بر خود حلال بدانی
ملی گرایی یعنی اینکه به فکر ثروت کشورت باشی نه انکه تمام فکرت دزدی از مال مردم باشد و خیانت
ملی گرایی یعنی اینکه به فکر پیشرفت کشور خودت باشی نه کشوری هزاران کیلومتر دور تر از تو
ملی گرایی یعنی وحدت ملی یعنی اینکه من پارس باشم و دوست ترک هیچ فرقی ندارد هر دوی ما یکی هستیم نه جوک ساختن و تمسخر هم دیگر
ملی گرایی یعنی اینکه پشتوانه هم باشیم نه دشمن هم
ملی گرایی یعنی اینکه مواظب باشیم پرچم کشور پایین نیاید و از ناموس و خاک خود در برابر گرگ های درنده محافظت کنیم
ملی گرایی یعنی اول رفاه همسایه ات بعد رفاه خود نه اینکه با پول همسایه و حق او به رفاه برسیم
ملی گرایی یعنی این وطن ارزشمند است و سرمایه ان را به باد ندهیم


ملی گرایی یعنی ترک و لر و بلوچ و عرب و فارس و ترکمن و ... همه و همه با هم برادریم و هیچ اختلافی با هم نداریم.

225:

اسلام به زور شمشیر و باج گیری به خورد مردم داده شد.

اگر قرار بود اسلام با تبلیغ به مردم شناسانده شود دیگر چه نیازی به لشکر و سپاه اسلام بود؟
چهارتا آدم می فرستادند که دین اسلام را تبلیغ کند
چه نیازی به شمشیر سپاهیان بود؟

مسلمانان عزیزی که معتقد اند اسلام با شکلات به مردم معرفی شد نه با شمشیر. باید بدانند دینی که مردم تمایل به آن داشته باشند و مردم جذبش شوند نیازی به شمشیر و لشکر و سپاهیان جهادی ندارد.
ولی از آنجایی که کسی جذب دین مبارک نمی شد. سپاهیان آمدند و به زور شمشیر اسلام را تبلیغ کردند.

226:

درود katti عزیز
به مسئله جالبی اشاره کردید
آیا در بین خود اعراب هم اسامی نظیر"غلام " و مشتقاتش
به چشم می خورد؟

227:

در تفاوت میهن دوستی و ناسیونالیسم

لینک

لینک

لینک

228:

عزیز خواهر
برای پاسخ به شما مجبورم از قران کمک بگیریم
که چنین اجازه ایی در فروم داده نمیشه
یعنی یکبار چیزی ساده بیان کردم فورا پاک کردن
ولی جوابتون رو قران جستجو کنید

229:

دوست عزیز من در کتابی در مورد نامهای عربی نوشته شده بود غلام از ریشه "غلم"است و به معنی پسر بچهایی که برده جنسی میباشد است.درست است که ما ایرانیا ارادت زیادی به امام علی داریم ولی آیا گذاشتن نام هایی همچون غلام علی یا مثلا کلب علی(سگ علی) درست است؟آیا خود امام علی با اینگونه نامگذاری ها موافق است؟

230:

درود
عجب اسنادی...عجب رفرنس معتبری:)
بهتر بود به جای وام گرفتن از کلمه "لینک" بر واژه "بزرگترین جاعل تاریخ"
لینک قرار می دادید!
این آقای غیاث آبادی که فقط بلدند حرف بزنند و جفنگ بگویند.
کجای سایت این آقا می توان ابراز نظر کرد!
ایشون نسخه می پیچند و بعضا هم توهم خود بزرگ بینی بدجوری اسیرشان
می کند و گاهی ادعاهای موهونی نظیر تهدید به قتل و از این مسائل
ارائه می دهند تا مثلا پیش خودشان فکر کنند که خیلی آدم مهمی شدند/دی

این متن هم بعدا بخاطر آبرو داری از این مثلا پژوهشگر از صفحه ایشون
فاکتور گرفته شد/دی
نوشته اصلي بوسيله ;
"نمی‌دانم آن اراذل و اوباش آریایی و کورش‌پرست که بنا به خوی وحشیگری آریایی و خصلت تجاوزگری کورش کبیر تهدید به قتل می‌کردند و بلانسبت موجود شریفی که سگ باشد، واق‌وق می‌کردند و مثل پارسیان هخامنشی پارس می‌کردند و چیزهای زیادی نوش جان می‌فرمودند، حالشان چطور است. خوش می‌گذرد انشاالله تعالی؟ "
تو رو خدا پژوهشگر و محقق ما را باشید:)

231:


لطفاً تاریخ را تحریف نکنید ، دستاورد مصدق ربطی به ملی گرائی و ناسیونالیسم و این سخنان عهد عتیقه ندارد ، مصدق پس از مدتی به تحریک اتحاد شوروی و به شدت تحت تأثیر افکار کمونیستی وقت و مبارزه با امپریالیسم و استعمار ! قرار گرفت ، با نقشه قبلی و مشورت و حمایت و کارشکنی شوروی ، شکایت بریتانیا در سازمان ملل و لاهه به جائی نرسید و نفت ملی و کمونیستی شد !
کل نقشه از سوی اتحاد شوروی برای بریدن دست بریتانیا از نفت ایران بود الکی داستان های هزار و یک شب و مهربانانه تعریف نکنید !

232:

دستتان درد نکند.جدیدا مصدق رو هم کمونیسم و ضداسلام کردید.

233:

دوست عزیز محتویات صحبت های شما با سخن ما هیچ فرقی نداره فقط شما مصدق رو عامل ملی شدن صنعت نفت نمیدونید خوب اون نظر شماست و من به شما توصیه میکنم حداقل یه رجوع خیلی خیلی سطحی به کتب تاریخی دبیرستان(نه بالاتر) داشته باشید.ضمن اینکه خوبه که بدانید حزب توده در جریال کودتای 28 مرداد برای حفاظت از دولت مصدق از وی طلب مجوز نبرد و اسلحه مینماید که مصدق به دلیل اینکه کشور وارد جنگ داخلی نشود چنین مجوزی به حزب توده نداد.حالا اینکه چه جوریه که شما ملی گراها رو شوروی فرض کردید من واقعا نمیدونم.

234:

سلام
بهتر بود بجای پرداختن به شخصیت اقای غیاث ابادی ،سخنانش رو نقد میکردید
------
چه کسی میگه ایشان بزرگترین جاعل تاریخ هست؟ شما و همفکرانتان؟!
البته انتظاری نداریم ک همفکرانتان که آتش به جانشان انداخته از ایشان خوششان بیاید!
خیلی ها دوست ندارند سر به تن ایشان باشد پس بعید نیست برایش نامه تهدید امیز هم بفرستند.
ان نقل قولی هم ک از ایشان اوردید، باشناختی ک از کوروش پرستان پیدا کردم در این دوسه ساله ک درفضای مجازی هستم کاملا خوب آنها رو توصیف کرده!

235:


تعجب کردید ؟
بخاطر این است که ناآگاه هستید جناب مالتی زردشت !
متن دفاعیه های مفصل اتحاد شوروی از ایران در برابر انگلیس را اگر درست خاطرم باشد بطور کامل در کتاب قدیمی "تاریخ دول معظم" آمده و خواندم ، یک برنامه از پیش تعیین شده بود ، این سخن و ادعای جدیدی هم نیست همان زمان هم چنین فکری می کردند :

به نقل از ویکی پدیا ::

نواب صفوی رهبر فداییان در بازگشت از سفر خود در مورد کوتای ۲۸ مرداد بیانیه داده و چنین می‌گوید:
هوالعزیز - فرمان خدا بالاتر از هر فرمانی بوده اطاعتش واجب تر از اطاعت هر کسی است و هر کس عملاً با احکام خدا مخالفت کند اطاعت او حرام و مخالفتش واجب است. من به همین دلیل با دولت مصدق به شدت مخالف بوده و او در تمام حکومتش از ترس من و برادرانم در گوشه خانه متحصن بود و هر واسطه‌ای برای سازش با من می‌فرستاد چون حاضر نبود که تسلیم حکم خدا شود مایوس می‌شد، بزرگترین جنایت مصدق تقویت عمال شوروی در ایران بود و تنها روح ایمان و علاقه خلل ناپذیر مردم این سرزمین و افسران و سربازان پاکزاد و مسلمان ما به ناموس و دیانت بود که به یاری خدا او و عمال رذل بیگانه را شکست داده و خواهد داد و به خدای محمد صلی الله علیه و آله قسم که اگر دو روز دیگر حکومت مصدق باقی‌مانده و رجاله بازیهای بیگانه پرستان ادامه پیدا می‌کرد عقده‌های درونی مردم مسلمان ایران به هزاران برابر شدیدتر از آن طور که شد منفجر گردیده و رگهای بدن فرد فرد عمال کوچک و بزرگ شوروی رذل را به دست و دندان خشمناکشان بیرون کشیده بنیاد هستی یک یک آنها را بدون استثناء در شعله‌های سوزان غیرت خویش می‌سوزاندند تا یاس کرملین نشینان از تسلط بر کمترین خشت مملکت ما هزاران برابر یاس کنونی گردد و گویا چون اکثر این فریب خوردگان، بدبخت و نادان و قابل هدایت بودند. و...[۹۱]

236:


237:

مصدق ابزار دست اتحاد شوروی در جنگش با انگلیس و آمریکا بود که نهایتاً با نقشه متقابل دیگری که طرح کودتا علیه مصدق باشد ، نقشه شوروی هم شکست خورد و آمریکا فائق آمد .

همین کتابهای دبیرستان را خوانده اید که سطح آگاهی تان از مسائل مختلف مانند عوام الناس است دیگر !

خودتان هم با جمله ای که بولد شده سخن بنده را تأیید کردید ، چرا حزب توده که شاخه جاسوسی-عقیدتی-نظامی شوروی در ایران بود بایستی برای دفاع از دولت مصدق پیشقدم شود ؟

238:

دوست عزیز آیت الله کاشانی در ابتدا یارو یاور مصدق بود ولی پس از اینکه فهمید مصدق جایی برای قدرت او و همفکرانشان قائل نیست او و گروههای وابسته به او از جمله فداییان دست در دست غرب و شاه با مصدق به مخالفت برخاستند.
بعدشم داداش شما میخوای سند رو کنی حداقل از یه گروه منطق پذیر رو کن.هنوز کسی یادش نرفته گروه نواب صفوی با بزرگانی مثل احمدکسروی چیکار کردند!

239:

از دشمن مصدق منبع میارید؟
در همان لینک که ازش کپی پیست کردید اومده:
وی در زمان دولت مصدق وی را به قتل تهدید می‌کند[۹][۱۰]و پس از مدتی به مخالفت با دولت برمی خیزد که در این میان آیت الله کاشانی نیز جانب مصدق را می‌گیرد[۱۱]. نواب در سال ۱۳۳۰ به دلیل پرونده قبلی در ساری به دو سال زندان قطعی محکوم شده بود[۱۲] و به همین دلیل به دستور مصدق،نخست وزیر وقت، مأموران در تیرماه 1330 نواب را در خیابان ژاله (شهدا) دستگیر می‌کنند و با توجه به پرونده معاونت او در قتل رزم آراء پرونده دیگری برای او از سوی دادستان تشکیل می‌گردد. [۱۳][۱۴]

240:

دوست عزیز شما یه سری مسائل سیاسی رو با نگاه سرسری نگاه میکنی هر دولتی توی هر کشوری توی کشورهای دیگه یه سری حامی دارد هم اینک دولت جمهوری اسلامی حامیانی همچون کره شمالی و ونزوئلا و روسیه دارد آیا این دلیل است که جمهوری اسلامی عامل کره شمالیه؟
البته که شوروی از قدرت گرفتن مصدق در ایران به لحاظ روح غرب ستیزی حمایت میکرد دولت اما مصدق هیچگاه از امتیازات این حمایت استفاده نکرد حتی در بحرانی ترین شرایط سقوط دولت خود و این بزرگترین سند تاریخی که مصدق به یک نیرو متکی بود و آن ناسیونالیسم ایرانی بود.

241:

با این حال ما هم از شما انتظار نداریم رفرنس هایتان به بیشتر از
آقای غیاث آبادی قد بدهد!
اتفاقا در این چندسالی هم که بنده اینجا بودم کاملا با این ادبیات
مورد تایید شما و ایضا استاد مورد تایید رفرنسهایتان آشنا بودم
که این بند را آوردم تا قند توی دلشان آب بشود:)
شما این ادبیات را تایید نکنید چه کسی باید تایید بکند:)

این رفرنسها را جایی ببرید که این شخص را قبول داشته باشند
ایشون بهتر هست بروند دنبال تهدیداتشان .

......................................
پ.ن

اتفاقا شخصیت ایشون(البته اگر چیزی تحت این نام داشته باشند) با درج
دروغهایشان برملا شده اگر نه ایشون چندان شخص معتبری نبودند که جلوتر
از این نشر اکاذیب معروف به دروغ پردازیشده باشند/دی

242:


بله دقیقاً ، مصدق از نظر فکری به شوروی وابسته شده بود و ابتدا دست امپریالیزم ! را کوتاه کرد و سپس روحانیت را انکار کرد که هر دو از برکات اندیشه های ناب کمونیستی بود که وی را تحت تأثیر قرار داده بود ، عقاید تلطیف شده اش هم در مورد کمونیسم تحت تأثیر تروتسکی و اینها بود ، به صرف مبارزات فدائیان اسلام نمی توان آنها را منطق ناپذیر خواند و بخاطر قتل احمد کسروی پتیاره عقیده ای که در مورد کار مصدق وحود داشت را انکار کرد ، مصدق رفت چون دستش رو شده بود .

243:


زمانی که اندیشه های شوم مصدق بر گروههای مبارز و پیشرو و محافظ ایران و اسلام نمایان شد طبیعی است که به مخالفت با عقاید خارجی وی برخیزند .

244:


اولاً که حزب توده دقیقاً پس از 30 تیر به یکباره با اعمال نفوذ مصدق مسلح شد ! ولی مصدق برای اینکه حزب پشتیبانش به حیات سیاسی و عقیدتی خود ادامه دهد عاقلانه از بروز درگیری پیشگیری کرد چون اگر حزب توده دخالت می کرد و با ارتش وارد جنگ میشد حیات سیاسی اش به پایان می رسید -هرچند پس از کودتا هم تقریباً همین اتفاق افتاد- پس ربطی به دلسوزی ملی ! مصدق ندارد .

245:

بجای لفاظی و ساییدن قند برای دلشان بگویید کجای صحبت های لینکهایی ک دادم غیرمنطقی وتحریف هست ؟
یه سر به سایتهای کلوب وفیسبوک بزنید وببینید ک چرا منتقدینش رو به اون صورت توصیف کرده

246:

پیشنهاد میکنم فعلا به جای شوم خواندن اندیشه هــــــــای
مصدق و امثال آن ، به پولهای میلیاردی که از طریق فــــروش
همین نفت به خزانـــه ی جمهوری اسلامی واریز می شـــود
توجــــه داشته باشیـــد ، مصـــــدق ها که اگر نبودند امریکا و
انگلیس و نظیر انها هنوز داشتند از پستان این مملکت نفت
می دوشیدند/.

247:

اینکه میگویید مصدق عامل شوروی بوده است طنزی بود که شب مارا بسی بساخت اما خوبه حداقل این رو قبول داری که مصدق و دکتر فاطمی و جبهه ملی به تنهایی دست استعمارگران غربی از جمله انگلیس و آمریکا را از ایران کوتاه کردند و از این بابت میتوان به شما امیدوار بود.
و جدای از اون دکتر مصدق روح ناسیونالیستی و ملی گرایی را نه تنها در ایران که بلکه در تمام خاورمیانه زنده کرد.
راجع به روحانیت و احمدکسروی هم صحبت زیاده که متاسفانه خیلی نمیشه اینجور مسائل رو باز کرد.

248:

هر موقع شما فرصت کردید مطالب سلمان رشدی را بدون
ساییدن قند توی دل مخالفان مطالعه کنید ما هم برای
این قبیل کارها وقتمان را هدر می دهیم :)

تنها کاربرد دروغ پردازی های ایشان همان آب کردن قند توی دل مخالفان
است و بس . در اصل در اینجا با مهر تاییدی که جنابعالی به این فحاشی ها
زدید نشان دادید که این جاعل بزرگ زبان گویای شما هستند که اتفاقا ما
هم از قبل اطلاع داشتیم و نیاز به تایید چندانی هم نداشتیم:)

+
دوستان محبت کردند توی پستهای قبل چند رقم از جعل های این جاعل
معاصر رادرج کردند . متاسفانه بنده حاضرم سریالهای در پیتی
آقای ضرغامی را ببینم ولی بابت ... این شخص وقتم را هدر ندهم
کشف دروغ در آثار ایشان ...

249:


برای شما طنز تلخی بود ، برای ما بازخوانی تاریخی که رخ داده است ، این مصدقی ها قصد داشتند ایران را تبدیل به نسخه خاورمیانه ای شوروی کنند که سرویس های جاسوسی بریتانیا و آمریکا دست همگی شان را خوانده و کودتا کردند و گفتند کورخوانده اید ! ، در واقع در این ستیزه ، "حق و نیکی" وجود ندارد و هر دو طرف منازعه باطل بودند که ابتدا با اشتراکی شدن نفت ! یک ضربه مهلک شوروی به انگلیس زد و سپس در مقام مقابله و جبران یک ضربه مهلک انگلیس و آمریکا به شوروی.
امثال شما هم شده اند بازیچه به خیال خود افکار ناسیونالیستی و اینها که در حال نجات ایران است !
کاش دولت مصدق بیشتر عمر می کرد تا ببینید این اشتراکی ها چه نقشه هائی برای ایران داشتند !


250:


251:

درآمد نفتی جمهوری اسلامی چه ربطی به مصدق دارد؟ فکر کرده اید پس از انقلاب که به سفارت آمریکا حمله میشود و این ایالات متحده هیچ غلطی نمی تواند بکند میگذاشتند کمپانی های انگلیسی پول نفت ایران را ببرند ؟
ساعت خواب !

252:

دوست عزیز من دعوت میکنم شما یه مقداری در اینباره مطالعه بفرمایید حزب توده هیچگاه پشتیبان مصدق نبود که اتفاقا گهگاه بر علیه دولت مصدق دست به تظاهرات و لشگرکسی خیابانی میزدند نمونه آن پس از لغو امتیاز شیلات شوروی و از سرگرفته شدن کمکهای نظامی آمریکا به ایران.حزب توده همواره رویکردی ضد و نقیض درمورد دولت مصدق داشته است.
اتفاقا جبهه ملی رقیب قدرتمند حزب توده بود چون علاوه بر اینکه نماینده مردم مخالف رژیم شاه و مردم ستمدیده بود توانسته بود که روشنفکران و طبقه متوسط را نیز به خود جذب کند.

253:

آیت الله کاشانی از همان ابتدا طرفدار مصدق بودند و اگر بین ایشان اختلاف نمی افتاد تا آخر با ایشان می ماندند.
متاسفانه در آن برهه انگلیس و آمریکا با انداختن اختلاف میان ایشان،باعث ضعیف شدن دولت مصدق شدند.

254:

دردا و دریغا ازین همه نادانی
فاصله ی ملی شدن نفت تا پیروزی انقلاب اســـــلامی
چند روز بوده؟ اگر صنعت نفت ملی نمیشد ، و عوایــــد
آن به جیب امثال انگلیس می رفت ، میدانیــــد تا زمان
پیروزی انقلاب چقدر از نفت ما هدر رفته بود؟ چه یک
روز چه یک عمر ! به نظر شما نجات دادن حتی یک روز
غارت نفت قابل تقدیر نیست؟

255:

دوست عزیز یکی از بزرگترین ابعاد انقلاب 57 غرب ستیزی بود که اتفاقا دنباله رو غرب ستیزی بود که در زمان مصدق دنبال میشد.و حتی به دلیل سرکوبی دولت مصدق توسط غربیان جنبه هیجانی و انقلابی به خود گرفته بود.
و اینکه میگویید آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند خیلی عذر میخوام دیگه چیکاری مانده که با مردم ایران نکرده است؟8 سال عراق را به جانمان انداخت،این همه تحریم،زدن هواپیمای مسافربری،زدن ناوگان دریایی ایران(ناوهای سهند و سبلان و...)
بعدشم اگر روسا نبودن که آمریکایی ها رو توی صحرای طبس که امده بودند گروگانها را آزاد کنند بمباران کنند خدا میدونه عملیات طبس منجر به چه فاجعه ای تاریخی میشد.

256:


257:


شما بیشتر از بنده به مطالعه این مسائلی که تازه در حال آموختنش هستید نیاز دارید ، امتیاز شیلات کجا از شوروی توسط مصدق لغو شد ؟ به یک شرکت مشترک ایران و شوروی واگذار شد جناب ! علت اصلی ماجرا هم این بود که دولت بلشویکی شوروی خروج پول و ارز از کشورش را ممنوع کرد و لیانازوف نتوانست قراردادش با ایران را تمدید کند که باعث اتفاقات بعدی و تشکیل کارگروه مشترک ایران و شوروی شد . قهرمان سازی الکی نکنید ، مصدق برای تحقق رؤیاهایش از روحانیت و مردم دست کشید و زیر بیرق شوروی رفت ، ولی این باعث شد هم روحانیت و هم مردم و هم دول غربی یکباره علیه او بسیج شوند و اشتباهش را یادآور شوند.

258:


اختلافات مذهبی و بی اعتنائی مصدق به مسائل دینی بخاطر اندیشه های کمونیستی که در وجودش شکل گرفته بود باعث شد از حمایت روحانیت و مردم بی بهره شود و دول غربی از این خلأ بخوبی استفاده کردند.

259:


با نادان خواندن دیگران نمی توانید پوششی بر نادانی گسترده خودتان بگذارید !

کلاً هر وقت برادران اصیل پاسخ خوبی میگیرند به یکباره مثل شما فیوزشان می پرد و ما این فرکانس ها را خوب و به موقع دریافت می کنیم و از دست ما عصبانی باشید

پس پاسختان را گرفتید که درآمد نفتی نظام جمهوری اسلامی که خواستید عمل کمونیستی مصدق را توی سر آن بکوبید واقعاً ربطی بهم ندارند چون خودش بخوبی از پس این کار برمی آمد ، شما از خزانه های نفتی جمهوری اسلامی سخن گفتید نه از تأثیر آن روی زندگی مردم .



260:

بهمن 1331 دکتر مصدق به سادچیکف سفیر شوروی اطلاع داد که مدت قرار داد شیلات پایان یافته و دولت او حاضر به تمدید آن نیست همچنین نمایندگانی از طرف روسیه به تهران آمدند و مسئله رو دوستانه حل کردند.بعدشم علت اصلی مخالفت شوروی اعتراض مردم ایران بود والا خود روسا توی قرار دادشون ذکر کرده بودند که شیلات خزر غذای اصلی مردم روسیه است.
و جدای از اون بحث ما تظاهرات های گاه و بی گاه حزب توده علیه دولت مصدق بود که هرجا دولت مصدق تمایلی به دول غربی پیدا میکرد سیل عظیم مخالفتها از طرف حزب توده بر مصدق روانه میشد.

261:

همین که میگوئید "مسئله را حل کردند" یعنی اینکه به یک شرکت مشترک روسی-ایرانی واگذار شد نه برخلاف ادعای اولیه شما که از لغو این قرارداد سخن راندید ، معلوم است که حزب توده تظاهرات می کند ، زیرا تلاش میکرد دولت را در یک جریان مشخص نگاه دارد.در دوره دولت مصدق حزب توده به بالاترین میزان اعمال نفوذ و تأثیرگذاری بر معادلات سیاسی ایران رسیده بود تا جائی که جرأت کرد مسلح شود !

262:


جناب بزرگمهر عزیز ،
تفاوت ما با شما اینست که ما ، فرقی بیــــــن
خزانه ی مملکت و جیب مردم نمیگذاریم ، ولی
شما نه/. {}

263:

سلام

دكتر مصدق سياستمدار ماهري بود كه مورد حمايت امريكاييان بود ولي با سياستهاى شوروى در
قبال كشورهاى خاورميانه مخا لفت نميكرد
به عبارت ديگر از كارت امريكا براي مهار امپرياليسم انگليس و از كارت شوروى براى مهار هردو
استفاده ميكرد
اينكه اين سياست را چگونه به پيش ميبرد كه مبحث گسترده اى است اما يك نكته را به نقل از
جرج گازويورسكي بيان ميكنم

- در بحبوحه اقدامات تهديداميز انگلستان (اعزام ناو جنگى و نظاميان بيشتر به خليج فارس)
دكتر مصدق اعلام كرد " اولين تيرِى كه شليك شود شروع جنگ جهانى سوم خواهد بود"

اينگونه بود كه دكتر مصدق حمايت امريكاييها را از دست داد و همچنين حمايت گروهها و اقشار
مذهبى را كه تا انوقت بيش وكم از او حمايت كرده بودند
------------------------

فوت استالين و روى كار امدن مالنكوف در كنار تعطيلي مجلس (در جريان رفراندم) و نارضايتي
اقشار مذهبي از گرايش دكتر مصدق يه روسها فرصتى طلايى در اختيار انگليسيها قرار داد تا
امريكاييان را راضي به اجراى كودتا كنند


باسپاس

264:


بزرگوار در این بحثی نیست که دولت های پهلوی پس از کودتا از دستاورد سوسیالیستی مصدق نفع بردند و به مردم هم منفعت ناچیزی ازین رهگذر می رسید ، ولی شما خواستید از میان این گفتگو یک منتی هم از مصدق بر سر نظام بگذارید که گفتم غیرمنطقی است.

265:

دوست عزیز اینکه توده ای ها 30 تیر مسلح شده بودند چه ربطی به مصدق داشته برای اطلاع شما بگم همون روز 30 تیر بسیاری از طرفداران ملی گراها با توده ها درگیر شده بودند برای اینکه توده ها شعار زنده باد جمهوری توده سر داده بودند از جمله کسانی که در این درگیری ها بر علیه توده ای ها شرکت کردند دکتر بقایی بود که رهبر حزب زحمتکشان بود همچنین کسانی چون عبدالله معظمی و دکتر شایگان و چند گروه از افراد جبهه ملی که مسوول حفظ نظم پایتخت شده بودند و با توده های مسلح درگیر شده بودند.
اتفاقا جبهه ملی ها فکر میکردند خطر واقعی که دولت مصدق رو تهدید میکنه ارتش نیست که بلکه حزب توده اس
بیشتر از این هم خواهشا درباره ملی گراهای ایرانی داستان سرایی نکنید خواهشا.این مورد که مورد پیش از اسلام نیست که بدلیل کتاب سوزی اسنادش موجود نباشد همه چیز هست حی و حاضر برای امثال شما.

266:

منفعت ناچیز؟هنوز هم بهترین دانشگاههای ما متعلق به دوران پهلوی است هنوز هم بزرگترین سد های ما متعلق به پهلوی است هنوز هم صنایع مادر ما مانند صنایع فولاد خودروسازی نفت و پتروشیمی متعلق به دوران پهلوی است هنوز برترین هواپیمای ایران اف 14 است هنوز جاده های ما قطارهای ما متعلق به همان دوران است.بیس صنایع نظامی ما و شروع مهندسی معکوس از همان موقع آغاز گردید.شما به اینا میگی منفعت ناچیز؟

267:


مصدقی ها ترسیدند از اینکه نکند توده ای ها بخواهند همه چیز را به نفع خود مصادره کنند.کرملین نشینان قصد داشتند از طریق مصدق تونلی بزرگ در ایران بوجود بیاورند که در جنگ سرد خود به امپریالیسم باختند .

268:

صدق الله العلی العظیم/.

269:

هواپیمای اف-14 چه ربطی به مردم دارد ؟ مگر شما را سوار آن میکردند می بردند گردشگری و مسافرت ؟
یا مثلاً چطور از سدسازی پهلوی به عنوان بزرگترین سدها یاد می کنید ؟

این چیزهائی که گفتید در مقابل با درآمد نفتی ایران در سالهای پیش از انقلاب که 132 میلیارد دلار به پول آنزمان باشد رقمی بسیار ناچیز میشود.

270:

خَشنَهُ تره اهورَه مَزدا

271:

من توهین کردم به شما؟
( ولی از اون شکلک مسخرتون مشخصه که قصد اهانت دارید)

272:

دوست عزیزه بزرگوار مگر باید با هواپیمای اف 14 تور مسافرتی بگذارند؟نفع یک هواپیمای جنگی برای مردم مگر سوار کردن من نوعی بر روی آن است.تام کت های ایران 8 سال آسمان ایران را در برابر عراق حفظ کردند تام کت های ایران جان هزاران ایرانی را نجات دادند که امری فراتر از گشت و گذار است.تام کت های ایرانی حماسه هایی چون عملیات اچ3 را رقم زدند.
بعدشم برو ببین بزرگترین سدهای ایران چیست و کی ساخته شده.
در ضمن درآمدهای نفتی به پول آنزمان؟چرا پول آنزمان؟ملاک خود را دلار فرض کنید که تقریبا ملاک ثابتی است.بر طبق فروش نفت به دلار در دوره 8 ساله احمدی نژاد یک چهارم درآمد 100 ساله ایران نفت فروخته شد.نتیجه چی بود؟سد؟جاده؟اف22؟نه دوست عزیز نتیجه جز گرونی و بدبختی و اقتصاد ورشکسته با رشد 2-درصد و تورم 44 درصد هیچی نبود

273:


توهین ؟! معنی اش می شود "به خشنودی اهورامزدا" .

مقابله به مثل است ، اگر شما از گفتن "صدق الله العلی العظیم" قصد خاصی نداشتید بنده هم نداشتم و بالعکس !

274:

فکر کنم جمله ی داخل پرانتز رو هم مانند خواندن بقیه ی
پست ها کیلویی رد کردید ، شبتان به خیر و خوشی/.

275:

این که روسها چه میخواستند چیزی است مربوط به خود آنها اینکه ملی گراها هیچگاه به کمونیست ها و توده ای ها مجال دخالت ندادند بحث ماست و اینکه اگر مصدق میماند چه میشد تا جایی که همه از مصدق میدانند و میخوانند مصدق به دنبال جمهوریت و حاکمیت ملت بود.

276:


یعنی می فرمائید اگر نفت ملی نمیشد مثلاً پای هواپیمای اف-14 یا آواکس به ایران باز نمیشد ؟! چه سخنانی براستی میشنویم ،
اتفاقاً ایران تحت الحمایه آمریکا و انگلیس میشد و اگر عراق جرأت حمله پیدا میکرد هنوز به لب مرز نرسیده منهدم میشدند .
تا جائی که بنده می دانم بزرگترین و بیشترین پروژه های سد سازی در 8 سال دولت خاتمی انجام شد که سدهای بسیاری در تمام ایران ساخته شد ، با دوره احمدی نژاد هم کاری ندارم چون به بحث ما مربوط نمی شود.

277:

شوروی و مصدق از یک برهمکنش متقابل بهره مند بودند ، بدین ترتیب که مصدق تا حد ممکن به توده ایها و شوروی بها می داد و در مقابل حمایت و پشتیبانی آنها را می خرید ، یعنی داشت ایران را از چنگال یک استعمار به چنگال استعماری دیگر می سپرد که معادلاتش بهم ریخت ، زیرا از داخل و خارج بر علیه وی شدند و تاب مقاومت نداشت ، تسلیح متحدانش هم سودی نداشت چون قوای مخالفین می چربید و این فقط شرایط اندیشه کمونیستی مطبوعش را از بد به بدتر می برد .

278:

برای تشکیک درتاریخ اسلام و تاریخ نوین (هخامنشیان و...) ادله کافی وجود دارد.
اگر ادله ای برای تشکیک در تواریخ پیشدادیان تا ساسانیان در کتب اصیل دارید بگویید میشنویم.
ادله ای که خود ویران گر و تاریخ ویران گر نباشد... چون قبلا که با اعضا(خ حامد) بحث میکردیم درباره تشکیک در تورایخ اصیل, دلایلی را میشمردند که (یک)در صورت مطابقت دادن با تاریخ نوین موجب حذف کل تاریخ نوین بدون رسیدن به مصداق میشد. (دو) موجب بهم خوردن سیستماتیک تاریخ خودساخته خودشان(خ حامد) میشد.

279:

برادر اصیل !
کمی بیشتر پست بزنید باعث خوشحالیمان میشود .


دلایل تشکیک در تواریخ اصیل را نام ببرید , استفاده میکنیم. حال که شما واسه تاریخ اصیل ما تلاش میکنید , نظرتان در مورد حکومت هفتصد ساله ی جمشید چیست ? یعنی یکی اسمش جمشید بوده , هفتصد سال شاه بوده ??!!

شما انسانی شیاد و کذاب هستید

280:

روز 28 مرداد یک برگه مغفول دارد و آنهم دخالت شوروی در کودتای 28 مرداد است. در سندها، کمترین اشاره ای به نقش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی روسیه نیست. تنها به اتهاماتی اشاره شده است که رادیو مسکو به امریکا وارد کرده است. ﺁیا پس از سقوط رژیم روسیه، کرملین اسناد مربوط به ایران، از جمله نقش روسیه در کودتای 28 مرداد 1332 را انتشار داده است؟ برخی مطالعات انجام گرفته اند حاکی از رضایت خاطر ﺁن رژیم از کودتا است.

برای ﺁنکه تصور دقیقی از اندازه فعل پذیری شوروی سابق بدست ﺁوریم، یادﺁور می شویم که امپراطوری روسیه با ایران مرز مشترک داشت. اما در برابر کودتا هیچگونه واکنشی بروز نداد، سهل است، رهبری حزب توده را هم - اگر قول بعضی از اعضای این حزب را بپذیریم -، دست کم، به عمل برنیانگیخت.

1 - با روی کار ﺁمدن حکومت نهضت ملی ایران، دولت شوروی دست به فرهنگ ایرانی زدائی در ﺁسیای میانه زد (ﺁلکساندر ﺁدلر شوروی شناس در فیلم مستند پیرامون نهضت ملی شدن صنعت نفت و مصدق و حکومت او)

2 - چرا روسیه واکنش کارپذیرانه ای ابراز کرد؟

پاسخ ایدن، وزیر امورخارجه و سپس نخست وزیر انگلستان و از سازمان دهندگان کودتا، در خاطرات خود، این است: ما به روسها هشدار دادیم: بدون نفت، حیات غرب غیر ممکن است و اگر از روسیه شوروی عملی در جهت مخالف غرب سرزند، انگلستان وارد جنگ خواهد شد. روسیه این اخطار را جدی گرفت و وقتی اختلالات رخ نمودند، حرکاتشان ﺁشکارا محتاطانه بود (صفحه 358 The memoirs of Sir Anthony Eden full Circle)

3 - مورخ الدوله سپهر رابط زاهدی با سفارت شوروی، در منزل محمد علی کشاورز صدر، سخنگوی وقت جبهه ملی، با حضور ابوالحسن بنی صدر علت سکوت روسیه در کودتای 28 مرداد را اینسان توضیح داد: زاهدی به من مأموریت داد نزد سفیر روسیه بروم و به او بگویم: هرگاه حزب توده خود را وارد ماجرا نکند، من قول می دهم در ایران، به امریکا پایگاه نظامی ندهم و ایران وارد پیمان نظامی نشود. اما اگر حزب توده وارد عمل شود، غیر از سرکوب بیرحمانه، به امریکا پایگاه نظامی می دهیم و وارد پیمان نظامی هم می شویم.

4 - روسیه شوروی با سیاست موازنه منفی دکتر مصدق از زمان مجلس چهاردهم شورای ملی موافق نبود. چنانکه دکتر مصدق طرحی را به تصویب مجلس گذراند که هیچ نخست وزیر و وزیر و اشخاصی که کفالت از مقام ﺁنها یا معاونت می کنند نمی توانند راجع به نفت با هیچیک از نمایندگان رسمی و غیر رسمی دول مجاور و غیر مجاور و یا نمایندگان شرکتهای نفت و هرکس غیر از اینها مذاکراتی که اثر قانونی دارد، بکند و یا این که قراردادی امضاء نماید. سفیر روسیه این اقدام مصدق را دشمنی با روسیه تلقی کرد و مصدق در پاسخ پیام او، نامه ای به او نوشت:
راجع به نفت شمال ایران که ابتکار پارلمانی این جانب موجب بدبینی و دلتنگی مأمورین اتحاد جماهیر شوروی گردید و حتی رادیو مسکو اسناداتی به اینجانب داد که استحقاق ﺁن را ندارم، لازم است عرض کنم که به دلایل تاریخی و تجربیات تلخی که از امتیازات داریم، موکلین من اصولا با هرگونه امتیازی که راجع به منابع ثروت مملکت به داوطلبان غیر ایرانی در قلمرو ایران داده شود، خوش بین نیستند...

بی شک می توان ادعا کرد که کودتای 28 مرداد با چراغ سبز مسکو و حتی همراهی سیاست مداران روس به وقوع پیوست.

5 - در همان زمان در خواست امتیاز نفت از سوی روسها حزب توده را وادارکرد بدون هیچ توجیه واقعی، با عناوینی از این نوع چگونه باید امتیازات را در مقابل حصول بیشترین منافع برای کشور اعطا کرد، تا آنجا پیش رفت که برای تجدید مذاکرات مربوط به امتیاز نفت، نه تنها به روسها، بلکه همچنین به انگلیسها و آمریکائیان، دلیل برهان تراشید. مطبوعات حزب توده که سر سپرده و مبلغ روسیه شوروی بودند، در هنگام آغاز مبارزات ملت ایران برای استیفای و مطالبات حقوق خود از شرکت نفت شعار ملی و ملی کردن ; را خیانت شمرده و آن را محکوم کردند.

6 - اما درباره مطالبات ایران از شوروی باید بدانیم: پس از ورود ارتش های شوروی و انگلستان به ایران در سال 1320 طبق قرارداد دوستی و همکاری که بین ایران و متفقین به امضاء رسید، دولت ایران تعهد کرد که برای هزینه های ریالی متفقین در ایران مقادیری اسکناس در اختیار آنها قرار دهد. بدین منظور در اسفند ماه 1321 موافقت نامه ای بین بانک ملی ایران و نمایندگان شوروی در تهران امضا شد که بر اساس آن دولت شوروی تعهد کرد در مقابل ریالهای در یافتی، 40 در صد ارز تضمین شده به طلا(دلار آمریکائی) و 60 در صد شمش طلا، به بانک ملی ایران تحویل دهد.

پس از پایان جنگ وخروج نیروهای شوروی از ایران، بانک ملی بابت ریالی که در اختیار دولت شوروی قرار داده بود، مبلغ 20 میلیون دلار(12میلیون دلار بابت 60 در صد شمش طلا و 8 میلیون دلار بابت 40 در صد دلار آمریکایی) از بانک دولتی اتحاد جماهیر شوروی بستانکار شد. وزن خالص 60 در صد طلای مزبور، دقیقاً یازده میلیون و یکصد و نود و شش هزار و هفتاد گرم و سی سانتی گرم بود. بانک ملی ایران در آخر هر سال رقم را در بیلاان محاسبات خود منظور می کرد و از طریق وزارت امور خارجه برای بانک دولتی مسکو ارسال می کرد و بانک مسکو آن را تائید می کرد(تلگراف مورخ 26 مارس 1946 بانک دولتی اتحاد جماهیر شوروی). علاوه بر این، دولت ایران از دولت شوروی مطالبات دیگری نیز داشت که خلاصه آن بشرح زیر بود:

- بابت حقوق گمرکی کالاهایی که دولت اتحاد شوروی به ایران وارد یا از ایران خارج کرده بود به مبلغ پنجاه میلیون تومان.

- بابت فروش اسلحه و مهمات کارخانجات تسلیحات ارتش ایران، معادل پنجاه میلیون تومان.

- بابت حمل شش میلیون تن وسایل نظامی از بندر شاهپور به بندر شاه به مبلغ هشت میلیون دلار.

این مطالبات را به حکومت مصدق بازپس ندادندوبه حکومت کودتا دادند. به قول مهندس زیرک زاده: در صورتی که می بینیم حتی با اولین دولت بعد از کودتای 28 مرداد، دوستانه رفتار کردند و اختلافات بین دولتین روسیه و ایران را که در زمان نخست وزیری دکتر مصدق حاضر به رفع ﺁن نبودند، به سرعت با حکومت زاهدی حل و فصل کردند.

7 - شوروی ها قطره ای نفت بلوکه ایران را-علی رغم تخفیفی تا 50 در صد - نخریدند. نه خودشان خریدند و نه گذاشتند سایر کشورهای بلوک شرق بخرند... و زمانی که ژاپن داوطلب خرید نفت ملی شده، با 30 در صد تخفیف شده بود، شوروی ها در اتحاد با انگلیسی ها و اجرای کامل حصر اقتصادی ایران، به ژاپن پیشنهادی با همان30 در صد تخیف دادند تا ایران ناکام بماند و ماند. شوروی برای معامله فروش 500 هزار تن نفت، یک هیئت اقتصادی و مالی به ژاپن اعزام کرد. این مقدار نفت پس از پایان جنگ کره، وسیله روس ها از حوزه نفتی \" ساخالین\" برای فروش آزاد شده بود که شوروی آن را با 30 در صد تخفیف به ژاپن پیشنهاد کرد

نویسنده کتاب(ارسلان پوریا) کارنامه مصدق و حزب توده که او مانند همه توده ای ها یک عمر با پرسش چرا شوروی از ایران نفت نخرید روبرو بود، در صفحه 361 چنین روایت می کند:
برای آنکه از گمان بیرون آیم پرسش را با همه راستاهای آن در نامه ای همراه دفتر دوم این کارنامه نزد مصدق که در احمد آباد بازداشت بود، فرستادم و پرسیدم که شما خواهان فروش نفت به شوروی نبودید یا آنها نخریدند؟ مصدق در23 بهمن 1342 از احمد آباد پاسخ نامه را به مهر بنوشت که بخش وابسته آن را می آوریم:...مرقوم فرموده اید که می گویند اینجانب صلاح نمی دانستم با دولت اتحاد جماهیر شوروی معامله فروش نفت بشود، عرض می کنم که خلاف محض است. آرزویم این بود که آن دولت از ایران خرید نفت کند و ما را در مبارزه که مملکت از فروش نفت عایداتی نداشت و مخارج دستگاه نفت هم تحمیل بودجه مملکت شده بود یاری نماید. چنانچه دولت اتحاد شوروی نفت از ما می خرید، شرکت های بیگانه و بی وجدان ده می برند و یک میدهند، هرگز نمی توانستند دست بریده ای را که ملت ایران با آن همه فداکاری و از خود گذشتگی بجای خود نصب کرده بود باز از جا بر کنندو ملت ایران را مقطوع الید نمایند و بهترین دلیل مخالفت افراد حزب توده با ملی شدن صنعت نفت بود که در آن زمان همه دیدند و شنیدند

8 - چند روز قبل از سفر مصدق به لاهه، یعنی اول خرداد 1331 دولت شوروی یک یادداشت اعتراض آمیز در رابطه با قرارداد و استخدام مستشاران نظامی برای دولت ایران فرستاد. این اعتراض تنها برای تضعیف حکومت ملی دکتر مصدق بیش نبود.

9 - ماکالونسکی قاضی شوروی بطور اتفاقی مریض می شود و به هنگام رأی گیری در دادگاه غایب بود، این غیبت بدون شک بی ارتباط با سیاست شوروی در ضدیت با حکومت ملی مصدق نبوده است. ولی دادگاه لاهه روز 22 ژویه 1952 مصادف با روز 30 تیر 1331 رأی تاریخی خود را صادر کرد. از چهارده قاضی، نه تن به سود ایران و به عدم صلاحیت دیوان دادگستری بین المللی در رسیدگی به دادخواست انگلیس رأی دادند و عجیب اینکه قاضی انگلسی (لرد آرنولد مک نیر) نیز به نفع ایران رأی داد. مصدق در باره او گفت: هنوز هم مردان با تقوی، که با هیچ قیمتی نمی توان آنها را خرید، وجود دارند. آن قاضی نامدار انگلیسی هم از این گونه مردان است.

10 - سخنان خروشچف در ملاقات با سفیر کبیر ایران، عبدالحسین مسعود انصارى، در اوایل شهریور 1338، بازگوى تردید و بى تصمیمى است که متعاقب مرگ استالین دامن گیر جانشینان او شده بود. خروشچف ضمن گله از پیوستن ایران به پیمان بغداد گفت: ما از تیرگى روابط با همه کشورها، بخصوص با همسایگان، گریزانیم. یکى از ایرادات بزرگى که ما به سیاست خارجى استالین وارد مى کنیم این است که او نسبت به ترکیه رویه خیلى نامعقولى پیش گرفت و گفت دولت شوروى نسبت به بعضى قطعات خاک ترکیه ادعا دارد و حتى حاضر شده بود عهدنامه دوستى با ترکیه را فسخ کند. با این کیفیت ما به ترک ها حق مى دهیم اگر نسبت به ما بدگمان باشند و ما سعى مى کنیم بدگمانى آن هارا مرتفع کنیم. ولى ما نسبت به شما بدى نکردیم. اگر روزگارانى ایران و روسیه با هم جنگیده اند یا فرضاً پطر کبیر گفته باشد که باید خاک روسیه را تا آب هاى اقیانوس هند امتداد بدهیم من چه مسؤولیتى دارم که امروز باید جوابده آن اعمال باشم. استالین نسبت به ایران سیاست خوبى نداشت ولى بعد از استالین از ما جز خوبى چه دیده اید؟ مگر ما از اعلیحضرت همایونى به بهترین وجهى پذیرایى نکردیم. مقدم شاهنشاه را به خاک مان گرامى نداشتیم؟ صمیمانه راجع به مسائل مورد علاقه طرفین با هم صحبت نکردیم؟.. نگاه کنید به نوشته سایه سهمگین سرکوب از محمد علی موحد در مجله بخارا شمارة 29 به نقل از تاریخ معاصر ایران، زیرک زاده در مقام یافتن علت رفتار روسیه شوروی این جمله را از خاطرات خروشف نقل کرده است: روزی در حضور استالین صحبت از ایران به میان ﺁمد. استالین گفت: ایران را کنار بگذارید (چون) منطقه نفوذ ﺁنگلوساکسون ها است.

281:

بله دست کسانی که با بودجه های میلیاردی به این جنگ میروند درد نکند . به طور قطع اینها فی سبیل الله و بدون چشم داشت در این جهاد اکبر شرکت میکنند !

پیداست نمیدانید ملی گرایی یعنی چه ، که آن را جاهلی میدانید :

ملی‌گرایی، ملت‌باوری، یا ناسیونالیسم (به انگلیسی: Nationalism) نوعی آگاهی جمعی است، یعنی آگاهی به تعلق به ملت که آنرا «آگاهی ملی» می‌خوانند. آگاهی ملی، اغلب پدیدآورنده حس وفاداری، شور، و دلبستگی افراد به عناصر تشکیل‌دهنده ملت (نژاد، زبان، سنت‌ها و عادت‌ها، ارزش‌های اجتماعی، اخلاقی، و به طور کلی فرهنگ) است و گاه موجب بزرگداشت مبالغه‌آمیز از آنها و اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملت‌هامی‌شود.[۱]
به صورت کلی به جریان اجتماعی-سیاسی ِ راست‌گرایی گفته می‌شود که می‌کوشد با نفوذ در ارکان سیاسی کشور در راه اعتلا و ارتقای اساسی باورها، آرمان‌ها، تاریخ، هویت، حقوق و منافع ملت گام بردارد. این جریان با محور قرار دادن منافع ملت به عنوان نقطهٔ گردش تمامی سیاست‌های خارجی و داخلی، باعث جهش‌های تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت روبرشد ملل در رسیدن به تمدن جهانی می‌شود.
گویا شما ملی گرایی را برابر با باستان گرایی گرفته اید !

جاهلی آن است که تفکرات قرون گذشته را امروز به عنوان حقانیت ابدی و تغییر ناپذیر به اجبار و ارعاب به خورد مردم بدهیم و هر آن کس که چنین نکرد و نبود ، انگ مرتد بخورد و سرانجامش معلوم !

در خصوص تواریخ هردوت هم که نگفتید ! اما اگر شما استاندارد دوگانه نداشتید میدانستید بخش بزرگی از تاریخ ، احتمال و حدس و گمان است . مثلا شما یک جا از ابن خلدون نقل میکنید و اون را معتبر میدانید چون از اعراب تعریف کرده ، جای دیگر که حکایت کتابسوزی در ایران را نقل کرده ، نامعتبر میشود.طبری در نقل تازش وحشیانه اعراب به ایران نامعتبر میشود اما چون در کتابش نقلی از کتابسوزی نکرده ، معتبر میشود.

در خصوص اسلام آوردن ایرانیان هم که به نقل از بزرگان خود شما آوردیم و دیگر حرف ما نبود.

بزرگترین داور برای نقل قول های تاریخی ، خرد انسان است .

بفرمایید چطور ممکن است که مردمی در برابر تازش سپاه بیگانه که در جلوی چشمانشان در حال کشتار و آتش زدن آبادی هاست ، آغوش باز نشان دهند ؟

اگر ندیده اید بفرمایید تا ویدئوی سر بریدن دو مسیحی توسط برادران جبهه النصره در سوریه که بازماندگان همان اعراب تازشگر به ایران هستند را برایتان ارسال کنم تا شاید بتوانید تصور کنید کسانی که در قرن 21ام چنین میکنند ، 14 قرن پیش در زمان تازش به آبادی ها چه میکردند !

پ.ن : البته به هیچ وجه عرب ستیزی را تایید نکرده و نمیکنم و بر این باورم که اعراب ، خود نخستین و بزرگترین قربانی همان تفکر هستند .

282:

بفرمایید همان تواریخ پیشدادیان تا ساسانیان را چه کسانی نقل کرده و منابعشان چه بوده !

283:

اصلی ترین عامل عقب ماندگی کشورهای مسلمان،اصلی ترین عامل زیر دست بودن و مستعمره بودن کشورهای مسلمان چیزی نیست جز تعالیم قبایل بدوی و بیابانگرد عربستان
یعنی اسلام

284:

چند پست قبل در تفاوت ملی گرایی و میهن دوستی دوسه لینک گذاشتم.
ظاهرا شما هستید ک ناسیونالیسم را با میهن دوستی اشتباه گرفتید

تواریخ هرودوت هم اگر نبود ک شما اسم کوروش و داریوش رو هم نمیدونستید!
لینک
ما با هیچ سندی دوگانه عمل نمیکنیم. رفتار دوگانه رفتارهای شماست. اگر بخواهیم به هر سندی ک در دست داریم ایمان بیاریم ک بهتره دینمون رو عوض کنیم .
. درباره روایت ابن خلدون وکتابسوزی در جستارهای قبل نشان دادیم ک با حرف خودش متناقض هست و اعتباری نداره و تواریخ پیش از ابن خلدون چیزی به اسم کتابسوزی نقل نکردند. حتی طبری نقل نکرده ک بعدها در روایتش تشکیک کنیم اگر نقل کرده باشه چیزی رو.

تاریخ طبری هم به همین طور. اگر شما به یک روایتش باور دارید ما هم میتونیم به یک روایتش باور داشته باشیم.
سوال پیش میاد ک تکلیف چیه ؟ کدوم روایتش رو باور داشته باشیم؟ اینجاست ک باید تحلیل عقلی رو به کار گرفت و اندیشید ک اگر اعراب ان همه جنایت کردند پس چرا مردم ایران دینشون رو برگزیدند؟ تاریخ نشان داده هیچ عقیده و دینی به زور ماندگاری نداره. پس نتیجه این میشه ک باید به ان روایاتی ک درباره به اصطلاح جنایات اعراب باشه شک کرد. البته خود طبری قبل از ما در مقدمه کتابش یاد اور شده که من (طبری) فقط نقل میکنم و چیزی رو تایید نمیکنم
به این جمله شما شدید معتقدم! : بزرگترین داور برای نقل قول های تاریخی ، خرد انسان است .
از نظر خرد انسانی(البته اگر به خرد اعتقاد داشته باشید و شعار ندهید)
هیچ عقیده ای ک جبری باشه ماندگاری نداره

درباره رفتار وهابت امروز هم قیاس جالبی نکردید با اعراب 1400سال پیش ،انها حداقل با تعالیم پیامبر(ک فاصله زمانی زیادی یا انها نداشت) اشنا بودند .

پ.ن : رفتار وهایبت و جبهه النصر امروز یاداور جنایات داریوش دژخیم و شاهان ساسانی و موبد کریتر در حق عیسویان هست!

285:

تعریف ملی گرایی را آوردیم . لینک را نگه دارید برای خودتان ، اگر نقدی به ملی گرایی دارید وارد کنید !


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
تواریخ هرودوت هم اگر نبود ک شما اسم کوروش و داریوش رو هم نمیدونستید!
لینک
سخن را تحریف نکنید ! هیچ کدام از کتب تاریخی را نه کاملا میتوان تایید کرد ، نه کاملا رد ! اما سخن از استاندارد دوگانه شما بود که به این دقت در تاریخ طبری و روایاتش از تازش اعراب به ایران تشکیک میکنید ، اما به تواریخ هردوت که آمیخته به تخیلاتش از دوران باستان است مثل وحی منزل نگاه میکنید (به قصد اینکه نکته ای بیابید بر ضد ایران باستان ) آن هم در شرایطی که اصلا روشن نیست تواریخ هردوت نوشته چه کسی هست. بگردید برای ما نخستین نسخه یافته شده تواریخ هردوت را نشان دهید که چند سال با فوت ایشان فاصله داشته !

ضمنا برای ما سخن از عبدالله شهبازی نقل قول میکنید که چه بشود ؟ هردوت از همان زمان باستان مورد نقد بوده است و به پدر دروغ ها مشهور است !

As a historian, Herodotus was sarcastically referred as the father of lies for "quoting eyewitnesses about things they could have never seen, inventing and manipulating factual material." Ancient historians who followed Herodotus preferred an element of show to accuracy and fairness, aiming to give pleasure with “exciting events, great dramas, bizarre exotica.” [41]
Although the factual accuracy of the works of Herodotus is defended by some,[42] others regard his works as being unreliable as a historical source. Fehling writes of "a problem recognized by everybody", namely that much of what Herodotus tells us cannot be taken at face value.[43]
The accuracy of the works of Herodotus have been criticized since his own era. Sparks writes that "In antiquity, Herodotus had acquired the reputation of being unreliable, biased, parsimonious in his praise of heroes, and mendacious". His ancient critics included Cicero, Aristotle, Josephus and Plutarch.[44][45] Cicero (On the Laws I.5) said the works of Herodotus were full of legends[46] or “fables”, and Harpocration wrote a book on "the lies of Herodotus".[47] Duris of Samos called Herodotus a myth-monger.[48] Voltaire described Herodotus as both "the father of history" and the "father of lies",[49] and Hartog more recently also called him "The father of all liars".[50]
نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
ما با هیچ سندی دوگانه عمل نمیکنیم. رفتار دوگانه رفتارهای شماست. اگر بخواهیم به هر سندی ک در دست داریم ایمان بیاریم ک بهتره دینمون رو عوض کنیم .
. درباره روایت ابن خلدون وکتابسوزی در جستارهای قبل نشان دادیم ک با حرف خودش متناقض هست و اعتباری نداره و تواریخ پیش از ابن خلدون چیزی به اسم کتابسوزی نقل نکردند. حتی طبری نقل نکرده ک بعدها در روایتش تشکیک کنیم اگر نقل کرده باشه چیزی رو.

تاریخ طبری هم به همین طور. اگر شما به یک روایتش باور دارید ما هم میتونیم به یک روایتش باور داشته باشیم.
سوال پیش میاد ک تکلیف چیه ؟ کدوم روایتش رو باور داشته باشیم؟ اینجاست ک باید تحلیل عقلی رو به کار گرفت
در عمل که شما دوگانه رفتار میکنید. همان تواتر تاریخی که مدام از آن یاد میکنید ، صریحا و مکررا حاکی از یورش وحشیانه و قتل عام و غارت ایران از سوی اعراب دارد.

تاریخ هردوتی که 13 قرن بعد از مورخش یافت شده معتبر است ، اما ابن خلدون برای ذکر یک روایت نامعتبر ! اما همین ابن خلدون اگر تمجیدی از اعراب کرد ، فورا معتبر میشود.

حال چه کسی متناقض عمل میکند ؟


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
و اندیشید ک اگر اعراب ان همه جنایت کردند پس چرا مردم ایران دینشون رو برگزیدند؟ تاریخ نشان داده هیچ عقیده و دینی به زور ماندگاری نداره. پس نتیجه این میشه ک باید به ان روایاتی ک درباره به اصطلاح جنایات اعراب باشه شک کرد. البته خود طبری قبل از ما در مقدمه کتابش یاد اور شده که من (طبری) فقط نقل میکنم و چیزی رو تایید نمیکنم
به این جمله شما شدید معتقدم! : بزرگترین داور برای نقل قول های تاریخی ، خرد انسان است .
از نظر خرد انسانی(البته اگر به خرد اعتقاد داشته باشید و شعار ندهید)

ایراد کار در این است که گمان کردید با روخوانی کتب تاریخی ، تاریخدان شده اید که چنین برداشت های سطحی میکنید !

علل ماندگاری دین اسلام را که در پست پیشین آوردم به نقل از همفکران خودتان ، گویا خواندش به سودتان نبوده ! دوباره میاورم شاید این بار بخوانید :

اسلام اجباري ايرانيان!

اعراب با ایران چه کردند؟ چنانکه مورّخين گفته اند تا 3، 4 قرن مردم برخي از مناطق ايران هنوز مسلمان نشده بودند. از جمله مردم فارس تا قرن چهارم زرتشتي بودند.(12) مردم گيلان و ديلمستان نيز بر آئين قبلي خويش بودند تا اينکه پس از دو قرن توسّط شخصي به نام ناصر اطروش زيدي مسلمان شدند.(13) البته مناطقي مثل قزوين بود، که اسلام را به سرعت پذيرفتند. (14) با اين وجود، آنها به خاطر عدم آشنايي با زبان عربي، بدون اينکه از اسلام چيزي بدانند اظهار مسلماني مي کردند. اغلب موارد نيز مناطقي بودند که با اسلام آوردن کدخدايان و صاحبان اراضي و اشراف، رعايا و ديگر مردم نيز مسلمان مي شدند. تمايل اشراف و صاحبان اراضي نيز بخاطر اين بود که هر کس مسلمان مي شد امتيازاتي داشت. از جمله تملّک او بر اراضي و اموالش باقي مي ماند، و از پرداخت جزيه معاف مي شد.(15)
اين چنين بود که عدّه زيادي بخاطر حفظ اموال و اراضي خود، و عدّه زيادي بخاطر تبعيّت از عمل اشراف و بزرگانشان مسلمان شدند، در حالي که ايمان در دلهايشان رسوخ نکرده بود. عدّه اي نيز از ترس جان يا عدم توانايي پرداخت جزيه، مسلمان شدند. چرا که اگر کسي مسلمان نمي شد، يا بايد جزيه پرداخت مي کرد و يا بايد کشته مي شد. گفته شده در زمان حجّاج، از موالي به اين عنوان که اسلام آنها واقعي نيست ـ و براي فرار از جزيه اسلام‏ آورده‏اند ـ جزيه گرفته مي‏شد!(16) بنابراين، ايرانياني که هم زمان با فتح ايران اظهار مسلماني کردند پنج دسته بودند:
1- عدّه اي که به سرعت اسلام را پذيرفتند امّا نسبت به معارف اسلامي ـ بخاطر ندانستن زبان عربي ـ معرفتي نداشتند. اين گروه اندک بودند.
2- عدّه اي که بخاطر تبعيّت از اشراف و بزرگان منطقه مسلمان شدند.
3- عدّه اي که از ترس جانشان مسلمان شدند.
4- عدّه اي که بخاطر عدم توانايي در پرداخت جزيه هاي سنگين مسلمان شدند.
بنابراين اکثر تازه مسلمانان ايراني، اسلام ظاهري داشتند، و در طي چند قرن پس از فتح ايران، با معارف اسلام آشنا شدند و ايمان قلبي آوردند. آنان هم که اسلام را نپذيرفتند، يا مقاومت کردند و کشته شدند و يا مانند اکثر مناطق از جمله مردم آذربايجان، بانقيا، باروسما، حيره، بهقباد اسفل، و اوسط، انبار، ساباط، روميه، مهرود، اهواز، ايذه، شوش، جندى شاپور، رامهرمز، اصفهان و ... با پرداخت جزيه به آئين پيشين خود باقي ماندند.(17)


علت پذيرش سريع ايرانيان به اسلام بعد زردشت | پرسمان دانشجويي - ادیان و مذاهب

( مورد اول را هم آوردم جهت دلخوشی شما )
اعراب با ایران چه کردند؟ 1. دلايل فرهنگي از دلايل مهم اين تحول است به طوري كه اسلام از نظر علمي موقعيت برتري و جاذبه بيشتري‌ در مقايسه با آيين زرتشتي داشت. در برابر، آيين‌زرتشتي با نظام طبقاتي ساساني پيوند خورده و به صورت يك آيين اشرافي درآمده بود. طبيعي بود كه مردم درمقايسه ميان اين دو آيين مي‌توانستند انتخاب بهتري داشته باشند، البته مشروط به آن كه شرايط ديگر هم فراهم باشد.
2. نكته ديگر دلايل نظامي است كه البته در خصوص ايران معنا داشت هرچند در بسياري از نقاط حتي بدون تسلط نظامي هم اسلام رواج يافت. به عبارت ديگر، نفس تسلط مسلمانان و پيروز شدن آنها براي ايجاد نوعي هيمنه فرهنگي و ديني اهميت داشت‌. مردمان گيلان و ديلمستان كه مسلمانان در آغاز غلبه نظامي نداشتند، تا دو قرن بر آيين خويش بودند تا آن كه شخصيتي مانند ناصر اطروش زيدي به دلايل فرهنگي توانست اسلام را در ميان مردم رواج دهد. در كل شكست سياسي يك قوم، زمينه را براي تغييرات فرهنگي و آييني آماده مي كند باز هم مشروط به آن كه شرايط ديگر فراهم باشد.
3. نكته ديگر دلايل سياسي است بيشتر با اين اشارت كه دولت ساساني كه پشتوانه آيين زرتشتي بود از بين رفت‌. دولت ساساني دولت سياسي ـ ديني بود. اكنون كه حمله تازه اي با اتكاي به آيين جديدي صورت گرفته بود در درجه نخست آيين قبلي را به چالش مي كشيد و چون ديگر حامي سياسي نداشت با مشكل روبرو مي ساخت.
4. نكته ديگر دلايل اجتماعي بود كه شايد مهم ترين آن استقرار اعراب در ايران بود، به طوري كه قبايل عربي زيادي در شهرهاي مختلف ايران سكونت گزيدند و به تدريج اسلام را رواج داند. به روشني بايد گفت استقرار اعراب در ايران يكي از مهم ترين دلايل موفقيت اسلام در ايران بوده است‌. اين استقرار گاه به صورت قبيله‌اي بود، چنان كه محله‌اي را ‌به خود اختصاص مي‌دادند. گاه نيز به صورت فردي بود كه البته اين كاربرد مهمي نداشت مگر در حد چهره هاي برجسته از ميان علما از صحابه يا تابعين كه بتوانند با استقرار در شهري به برپايي مكتب و مدرسه علمي كمك كنند. گفتني است كه در بيشتر شهرهاي ايران قبايل عربي اسكان داده شدند. يك نمونه شهر جرجان است كه مساجدي كه در دوران امويان به نام قبايل ساخته شد كه از آن جمله مسجد بجيله‌، درمحله علي بن زهير (مربعة علي بن زهير) مسجد محارب‌، مسجد قريش‌، مسجد الحمراء المعروف بمسجد ابن ابي‌رافع‌، مسجد بني اسد، مسجد العشيره المعروف به مسجد برجوب راه العطار، مسجد الموالي‌، مسجد خثعم‌، مسجدهمدان‌، مسجد بني ضبه‌، مسجد الازد، مسجد بني عجل‌، مسجد تيم بن ثعلبه‌، مسجد بني سنان‌. و.... شماري ديگر است (تاريخ جرجان‌، ص 19). يعقوبي در كتاب البلدان گزارشي از انتشار قبايل عربي در شهرهاي ايران به دست داده است. در اين باره تاكنون تحقيق مستقل و مفصلي صورت نگرفته است.
در قم‌، طايفه اشعري‌ها ساكن شدند و نه تنها اسلام را منتشر كردند كه تشيع را هم رواج دادند. گزارش حضوراعراب در ايران را يعقوبي به دست داده است‌.
البته گاهي بوميان از حضور اعراب ناخشنود بودند اما به تدريج با آنها انس گرفتند. مردم سغد در باره اعراب‌ مي‌گفتند: اين قوم با ما آميخته‌اند و با آنها مانده‌ايم و از ما ايمن شده‌اند و ما نيز از آنها ايمن شده‌ايم (طبري 3 /596).
اما به صورت فردي‌، مي توان به سفر سعيد بن جبير به اصفهان (طبقات المحدثين 1 / 367) اشاره كرد. يا ماندگار شدن واقد دراصفهان كه ابوموسي اشعري او را مؤذن قرار داد و نسل او تا قرن سوم هنوز مؤذن بودند (طبقات المحدثين 1/359).
يك نكته شگفت اين كه هيجده نفر از صحابه به اصفهان آمده‌اند. علاوه بر اين كه بسياري از ايراني ها در عراق، صحابه پيامبر را ملاقات كردند. براي مثال خبر زير از ديداريك ايراني با امام علي عليه السلام حكايت دارد:
داود بن سليمان الاصفهاني مي گويد: قال‌: كنت مع ابي بكناسة الكوفه‌، فاذا شيخ اصلع علي بغلة له وردة يقال له دلدل‌، قد احتوشه الناس‌، فقلت: يا ابه! من هذا؟ قال هذا شاهن شاه العرب هذا علي بن ابي طالب (طبقات المحدثين 1 / 371).
همزمان با استقرار اعراب در محلات، آنان شروع به ساختن مسجد كردند تا جايي براي نماز خواندن داشته باشند. از آنجا كه مساجد به جاي‌آتشكده‌ها ساخته مي‌شد به مرور از نفوذ زرتشتيان كاسته مي‌شد.
نقض ادعای شما هم با یک شاهد تاریخی به راحتی قابل انجام است.مهمترینش همان آندلس است که سلطه 781 ساله مسلمانان بر آن بر قرار بود ، اما معلوم نیست چطور بعد از شکست مسلمانان و بازپس گیری سرزمین ها ، امروز در پرتغال و اسپانیا روی هم 0.3% جمعیت کل مسلمانان دنیا هم وجود ندارند ! معلوم نیست چطور اسلام به دل اینها رسوخ نکرده بود تا حتی با وجود تغییر مجدد حکومت ، اسلامی که بر قلوب اثر میگذارد نفوذش از بین نرود !

نکند ژنتیک هم بر پذیرش اسلام موثر است ؟


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
هیچ عقیده ای ک جبری باشه ماندگاری نداره
کاملا موافقم. منتها چون تصور کردید زمان متوقف شده ، مطمئن هستید که تفکر شما و دوستانتان ماندگار است. عجله نکنید ، سحر نزدیک است !


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
درباره رفتار وهابت امروز هم قیاس جالبی نکردید با اعراب 1400سال پیش ،انها حداقل با تعالیم پیامبر(ک فاصله زمانی زیادی یا انها نداشت) اشنا بودند .

پ.ن : رفتار وهایبت و جبهه النصر امروز یاداور جنایات داریوش دژخیم و شاهان ساسانی و موبد کریتر در حق عیسویان هست!
بیچاره برادران النصره مگر کاری جز سنت الله و محمد انجام داده اند ؟ فکر کردید من مثلا از همه اعمال داریوش یا هر کس دیگری دفاع میکنم یا مثل شما مقدسات و تعصبی در ذهنم دارم ؟ جنایت ، جنایت است. از سوی هر کس که باشد !

منتها تفاوت در اینجاست که داریوش اگر کار نادرست یا جنایتی کرده ، بر عهده خودش است اما بزرگان دین شما اگر کاری کردند شما به دلیل ترسیم هاله مقدس به دور ایشان ، سعی در توجیه آن دارید.

همین مقابله به مثل و کنکاش لا به لای صفحات تاریخ ایران برای یافتن نمونه مشابه و بیرون کشیدن و علم کردنش ( که مصداق بارز مغلطه خودت هم همین طور است ) ، از همین مشکل و تناقض تفکر شما و دوستانتان ناشی میشود تا برای این گره های تاریخی که دارید شریک جرم بیابید و آلام خود را تسکین دهید.



سوره محمد آیه 4 : فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ ( پس چون با كسانى كه كفر ورزيده اند برخورد كنيد گردنها[يشان] را بزنيد )

سوره آنفال آیه 12 : إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلآئِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ ( هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان وحى مى كرد كه من با شما هستم پس كسانى را كه ايمان آورده اند ثابت قدم بداريد به زودى در دل كافران وحشت خواهم افكند پس فراز گردنها را بزنيد و همه سرانگشتانشان را قلم كنيد )


دو اسیر بنام "نضر بن حارث" و "عقبه ابن ابی مغیط" بودند که در جنگ بدر به اسارت سپاه "محمد رسول الله" در آمدند و رسول الله هم دستور داد تا آنها گردن زده شوند؛گردن زدن اینها در اینجا به عهده علی ابن ابیطالب بود. البته "عباس"، عموی محمد، هم جزء اسیران بود که او را آزاد کرد.


286:

ما هم تعریفش را اوردیم در لینک. تعریف شما باشد برای خودتان!

سخن را تحریف نکنید ! هیچ کدام از کتب تاریخی را نه کاملا میتوان تایید کرد ، نه کاملا رد ! اما
سخن از استاندارد دوگانه شما بود که به این دقت در تاریخ طبری و روایاتش از تازش اعراب به ایران تشکیک میکنید ، اما به تواریخ هردوت که آمیخته به تخیلاتش از دوران باستان است مثل وحی منزل نگاه میکنید (به قصد اینکه نکته ای بیابید بر ضد ایران باستان ) آن هم در شرایطی که اصلا روشن نیست تواریخ هردوت نوشته چه کسی هست. بگردید برای ما نخستین نسخه یافته شده تواریخ هردوت را نشان دهید که چند سال با فوت ایشان فاصله داشته !

ضمنا برای ما سخن از عبدالله شهبازی نقل قول میکنید که چه بشود ؟ هردوت از همان زمان باستان مورد نقد بوده است و به پدر دروغ ها مشهور است !

دوستانتان از طبری سند اوردند برای جنایات اعراب! ما هم از خودش سند اوردیم در این اشفته بازار طبری

سخن از علیرضا شاپور شهبازی ،همفکر باستانگراتون بود نه عبدالله شهبازی

باز هم صفات خودتان(برخورد دوگانه با تواریخ) را به ما نسبت دادید که؟!
ما حمله به ایران رو رد نمیکنیم ولی مسئله اینه ک اگر جنایات وحشتناکی صورت گرفته انطور ک میگویید ایرنیان اسلام را نمیپذیرفتند

نشان دادیم ک روایت ابن خلدون درباره کتابسوزی کذایی با حرف خودش متناقض هست. دیگر برای چی تکرار مکررات میکنید؟

در عمل که شما دوگانه رفتار میکنید. همان تواتر تاریخی که مدام از آن یاد میکنید ، صریحا و مکررا حاکی از یورش وحشیانه و قتل عام و غارت ایران از سوی اعراب دارد.

تاریخ هردوتی که 13 قرن بعد از مورخش یافت شده معتبر است ، اما ابن خلدون برای ذکر یک روایت نامعتبر ! اما همین ابن خلدون اگر تمجیدی از اعراب کرد ، فورا معتبر میشود.

حال چه کسی متناقض عمل میکند ؟
این شما و همفکرانتان هستید ک با خواندن دوربرگه تاریخ حس خودروشنفکر پنداری درتان موج میزند. غیر از این بود به یک رویات متناقض ابن خلدون ک حتی طبری مورد علاقه تان از ان ذکری نکرده متسول نمیشدید چون وحی منزل




ایراد کار در این است که گمان کردید با روخوانی کتب تاریخی ، تاریخدان شده اید که چنین برداشت های سطحی میکنید !

علل ماندگاری دین اسلام را که در پست پیشین آوردم به نقل از همفکران خودتان ، گویا خواندش به سودتان نبوده ! دوباره میاورم شاید این بار بخوانید :
ان لینکهایی ک دادید قبلا خوانده بودمشان. اسلام اجباری ایرانیان را هرکه بگوید معلوم است از خرد اسنانی ک شعارش را میدهید بی بهره ست. اگر به نقل قول بزرگان متوسل میشوید ک من هم میتونم توی یک جستار جدید حداقل 20نقل قول از موزخین و پژوهشگران میارم درباره اسلام اخیتاری ایرانیان. مشکل شما این است ک به اسلام اعتقادی ندارید و فکر میکنید اگر اعراب ک خواستگاه اسلام و ملل پذیرنده اسلام را تحقیر کنید، میتوانید اسلام را بکوبید. زهی خیال باطل!



نقض ادعای شما هم با یک شاهد تاریخی به راحتی قابل انجام است.مهمترینش همان آندلس است که سلطه 781 ساله مسلمانان بر آن بر قرار بود ، اما معلوم نیست چطور بعد از شکست مسلمانان و بازپس گیری سرزمین ها ، امروز در پرتغال و اسپانیا روی هم 0.3% جمعیت کل مسلمانان دنیا هم وجود ندارند ! معلوم نیست چطور اسلام به دل اینها رسوخ نکرده بود تا حتی با وجود تغییر مجدد حکومت ، اسلامی که بر قلوب اثر میگذارد نفوذش از بین نرود !

نکند ژنتیک هم بر پذیرش اسلام موثر است ؟
در اسپانیا هنوز هم مسلمان وجود دارد
در سایر ملل پذیرنده اسلام بعد از ورود اعراب و رفتنشان با قدرت از ریشه گرفت
در همین ایران بعد از روی کارامدن ملی گراها(رضاپالانی) ک میخواستند ایران را به دوره جهالت و اتش پرستی برگردانند،موفق نشدند چون اسلام در روح این ملت ریشه دارد . ک بعدها اسلام گراها به قدرت رسیدند و تاریخ را به ریشخند گرفتند! چندسال بعدش هم موقع جنگ 8ساله مردم ایران با سربندهای اسلامی عربی مقابل متجاوزین ایستادگی کردن نه سربندهای مجوسی-ملی!
مردم مصر هم همینطور .در انقلاب چندسال پیش شعارهای اسلامی دادند نه ملی.
این است اسلامی ک بر نفوس اثر میگذارد!

کاملا موافقم. منتها چون تصور کردید زمان متوقف شده ، مطمئن هستید که تفکر شما و دوستانتان ماندگار است. عجله نکنید ، سحر نزدیک است !
باشید تا سحر دولتتان بدمد!

بیچاره برادران النصره مگر کاری جز سنت الله و محمد انجام داده اند ؟ فکر کردید من مثلا از همه اعمال داریوش یا هر کس دیگری دفاع میکنم یا مثل شما مقدسات و تعصبی در ذهنم دارم ؟ جنایت ، جنایت است. از سوی هر کس که باشد !

منتها تفاوت در اینجاست که داریوش اگر کار نادرست یا جنایتی کرده ، بر عهده خودش است اما بزرگان دین شما اگر کاری کردند شما به دلیل ترسیم هاله مقدس به دور ایشان ، سعی در توجیه آن دارید.
ان برادرران ک میگویید از اسلام دچار کج فهمی شده اند. همانطور ک ملییون و باستانی ها دچارش شده اند
همین مقابله به مثل و کنکاش لا به لای صفحات تاریخ ایران برای یافتن نمونه مشابه و بیرون کشیدن و علم کردنش ( که مصداق بارز مغلطه خودت هم همین طور است ) ، از همین مشکل و تناقض تفکر شما و دوستانتان ناشی میشود تا برای این گره های تاریخی که دارید شریک جرم بیابید و آلام خود را تسکین دهید.
باز هم صفات همفکرانتان را به ما نسبت دادید
ما فقط نشان دادیم اگر شما به روایتی چنگ بزنید ما هم به روایت مقابلش . پس شاخ نشوید !

287:

اقای ss8284 ! !

اتفاقا صدام حسین هم میخواست جنگ قادسیه را تکرار کند . شما حالا حرف صدام را هم قبول دارید ?

288:

جناب reveng گرامی با درود
فرمودید که پیامبر در جنگ بدر ۲ اسیر گردن زد . میشه اسنادش را مرحمت کنید ?
تا انجا که من میدان اسیر کشتن جنگی حتی جاسوس هم اینکار باهاش نمیکردند .
نمونه اش جنگ حنین است .
منادی پیامبر ندا داده بود که اسیران جنگی را نکشید . عمر ابن خطاب از کنار یکی از اسیران به نام ابن اکوع که در بند بود گذشت . این مرد را قبیله هذیل در روز فتح مکه فرستاده بودند تا به نفع انان جاسوسی کند و اخبار پیامبر را به انان اطلاع دهد .
عمر وقتی او را دید گفت : او را بکشید . یکی از انصار هم گردنش را زد .
وقتی پیامبر به ایشان این خبر رسید , انها را ملامت کرد و فرمود : مگر من سفارش نکردم که اسیران جنگی را نکشید ?!!
بعد از این قتل به گفته شیخ مفید , افراد دیگری هم کشتند مانند جمیل ابن معمر بن زهیر .
پیامبر خشمگین شد و به دنبال انصار فرستاد و فرمود : چرا او را کشتید ? با اینکه نماینده من به شما اطلاع داد که اسیران را نکشید .
انها عذر خواستند و گفتند به گفته عمر او را کشتیم . پیغمبر روی خود را از عمر برگردانید تا اینکه عمیر ابن وهب از وی شفاعت کرد و پیغمبر او را بخشید .

الارشاد للشیخ المفید ص ۷۶ ط الحیدریه

289:

یعنی واقعا فکر میکنید چون از فتح ایران دفاع میکنم ،باید حرف صدام رو هم قبول کنم؟!

ما پیرو سلمان فارسی هستیم ک در فتح ایران کنار سایر فاتحین به لشکر مسلمین کمک میکرد
و پیرو اسلامگراهایی ک با سربندهای یاحسین در کنار توابین عراق(برخی شیعیان عراقی) جلوی صدامیان ایستادند...نه پیرو ملیگراهایی ک زمان جنگ مدام نق میزدند!

290:

شما کارتان را به اسم دین توجیه نکنید . شما پان عرب هستید .
سلمان فارسی را خود شما میگید ۵۰۰ سال عمر کرده بود ! چطور ادم ۵۰۰ ساله میتواند بجنگد ?


کسی هایی هم که رفتند جنگیدند , واسه حوری و پری و بهشت و کانال های شیر و عسل نبوده . . به خاطر خاک و ناموسشان جنگیدند هرچند خمینی این جنگ را بیش از حد ادامه داد و میخواست قدس هم بگیره !

بنده در مورد اخبار جنگ به هیچکدام اعتماد ندارم.

.....

291:

رد نمیکنی برای اینکه نمیتوانی رد کنی همانگونه که نمیتوانی جنایاتی را که اعراب بدوی بر اجداد ما روا داشته اند را رد کنی همانگونه که نمیتوانی کتابسوزی اعراب را رد کنی همانگونه که نمیتوانی تحمیل اسلام را بر ایرانیان رد کنی.
بعدشم شما در یک جمله کلی تناقض داری اول میگی حمله به ایران رو رد نمیکنم بعد میگی جنایت رو رد میکنم مگر جنگ بدون جنایت میسر است؟بعدش میگی اگر اعراب جنایت کرده بودند ایرانیان اسلام آنها را قبول نمیکردند.اتفاقا برعکس چون جنایت اعراب زیاد بود ایرانیان مجبور به قبول اسلام شدند
بعدشم شما به تناقض میخورید و میپرسید یعنی اینقدر ایرانیان سست عنصر هستند که به فرهنگ تحمیلی اعراب تن دادند من به شما پاسخ میدم نخیر برخی از ایرانیان سست عنصر هستند و بسیاری از ایرانیان پس از 1400 سال هنوز به فرهنگ تحمیلی اعراب تن ندادند.اگر سست عنصری میبینی آن را در درون امثال خود جست و جو کن!

292:

به مهملاتی ک ردیف کردید قبلا پاسخ گفتیم
شما اگر برای اجدادی ک میگید شعور و احترام قائل بودید ک نمیگفتید 1400سال هست ک با زور شمشیر دینی رو پذیرفتند
برای کتابسوزی کذایی هم دنبال یک روایت قبل از قرن هفتم باشید بعد شعارش را بدهید

پیشنهاد میکنم برای یک بار هم ک شده به دور از تعصب نژادی و ملی تاریخ را بخوانید تا حرفهایی ک میزنید باور پذیر باشد

293:

پان عرب و پان ترک و پان اسلام دیگر قدیمی شده. شعار بهتری پیدا کنید!
پس سلمان فارسی رو هم قبول ندارید ؟!

ارگ به اخبار جنگ اعتمادی ندارید پس روایاتی ک با عقل جور درنمیاد رو طوطی وار تکرار نکنید

294:

سلام.
یک سوال می پرسم؟ تفاوت مغول ها و اعراب چه بود که مغولان بعد از شکست دادن ایران فرهنگشان مغلوب شد ولی اعراب بعد از شکست دادن ایران فرهنگشان غالب؟

295:

دوست عزیز شما فکر میکنید ما گرفتار تعصب نژادی هستیم؟ما تعصب ملی داریم ولی نژادی خیر.
اگر فکر میکنید ما دیده تعصب آمیز داریم اتفاقا بنده چندی است میخواهم با دید شما به تاریخ نگاه بیاندازم چراکه تضاد امثال شما با افکاری که ما سالها بدان افتخار میکردیم برای من جای بسی پرسش است و اتفاقا نوشته های شما را با دقت بیشتری مطالعه میکنم تا مبادا به قول شما گرفتار تعصب شده باشیم.اتفاقا مشتاق شده ام کتب امثال آقای مطهری را بیشتر مطالعه کنم تا بلکه با نحوه تفکر شما بیشتر آشنا شوم شاید اصلا گفته های شما درست باشد از کجا معلوم!؟

296:

پیشنهاد میکنم تعصب ملی هم نداشته باشید
فکر کنید ساکن مریخ هستید و از انجا به زمین نگاه میکنید
اگر فکر میکنید به هر طریقی شده میباید از یک عقیده ی خاص به صرف ایرانی بودن دفاع کنید، باید عرض کنم اسم این تعصب هست نه دفاع
خیلی ها هستند ک در تضاد با تفکر شما هستند اما کشورشان روبیشر از شما دوست دارند...نمونه ش دوستداران مطهری . حکومتی ک شعار ایران ایران میداد را سرنگون کردند و بعدها با تفکرات مطهری ومطهری ها مقابل دشمنانی ک چشم به خاک کشورشون داشتند ایستادگی کردند...

297:

دوست عزیز مغولها اقوام کاملا وحشی و بیابانی بودند و هیچ گونه تمدن و تعصبی نسبت به هیچ چیز نداشتند شما اگر تاریخ مغول را مطالعه کنید متوجه میشوید حتی چنگیز هیچگاه قصد کشور گشایی نداشته است یعنی اصلا بلد نبوده است حتی بارها با سرزمینهای چین دست اندازی میکرده و باز میگشته چراکه اصلا نمیدانسته اشغال نظامی یعنی چی.برخی مشاوران خارجی به او یاد میدهند که اصلا کشورگشایی یعنی چی.میخوام بگم در این حد بوده اند.
اما اعراب چیزی داشتند که بدان تعصب ورزند.اعراب دینی داشتند که از آن قوت قلب و اعتماد به نفس میگرفتند اعراب دین اسلام را داشتند و ان را الهی میدانستند
ضمن اینکه این حرف شما اشتباه است که فرهنگ اعراب بر فرهنگ ایران چیره شد.
اعراب جز قرآن چیزی به عنوان فرهنگ نداشتند قرآنی که حتی توسط خط ایرانی کتابت شد.
ایرانیان جنبه مثبت اسلام را که اعراب حتی از آن خبری نداشتند را کشف کردند و تحت نام شیعه گسترانیدند.ایرانیان همواره پیرو بزرگترین شخصیت های عرب بودند(ائمه معصوم).خود اعراب کوچکترین ارزشی برای ائمه قائل نبودند اما ایرانیان ارزش آنان را درک کردند.

298:

بنده به علت کمبود وقت به ندرت پست میزنم ولی به دلیل آشنایی به تطور منطقی و فلسفی یک موضوع -از دانه تا محصول- سعی کردم طوری مبانی را مشخص کنم که جای هیچ تردیدی حداقل درباره مبانی تاریخ اصیل بیان شده وجود نداشته باشد.

لیست مورخینی که این تواریخ را برشمردند زیادند. به پستهای بنده رجوع کنید.
http://forum.hammihan.com/thread54956.html
توجه داشته باشید که ما درباره مبانی حرف میزنیم. نه مصادیق کودکانه و افسانه ای که منطق نادانان آن را دلیل عدم صحت کل تواریخ میدانند.
____________________________
برای مثال اگر سوالی درباره افسانه ها و اساطیر تواریخ ایران داشته باشید براحتی متن زیر پاسخ گوی شماست.(در جواب به فردی که خواهان نادیده گرفتن تاریخ جمشید به دلیل پرواز در هوا, عمر زیاد و..... است)

کوروش در روایات ما
متأسفانه تاریخ حیات این پدید آورنده مدنیت آریایی بر ما روشن نیست. مطالبی که از زندگانی او داریم مربوط به مورخین یونانی است. مورخینی که سال‌ها بعد از کوروش می‌زیسته‌اند و از کشوری بودند که صد‌ها فرسنگ تا پارس فاصله دارد و زبان آن‌ها هیچ نسبتی با زبان فارسی نداشته است و از نظر تاریخ و فرهنگ و آداب کمتر مناسبتی با هم داشته‌اند و علاوه بر آن وقایع زمان او را فقط تا آنجا ضبط می‌کرده‌اند که مربوط به تاریخ یونان می‌شده است. این است که دوران کودکی کوروش، محیط زندگانی او، وضع حکومت و سیاست فلات ایران، حکام و امرای قبلی کوروش و بسیاری از اختصاصات ملی و مملکتی بالکل مجهول مانده است.

بنده در طی مرور بعض تواریخ شرقی، متوجه شدم که نام کوروش در بسیاری از این کتاب‌ها آمده است. منتهی منبع و مأخذ اصلی آن کتب نیز بیشتر روایات یهود بوده است و جز یکی دو مورد، منبع دیگری مورد استفاده آنان قرار نگرفته و بدین جهت فقط از یک نقطه نظر به احوال کوروش می‌نگرد و آن مسئله بنی‌اسرائیل است و لاغیر، طبعاً چنین روایاتی که جنبه مذهبی هم دارد اغلب با اساطیر و افسانه آمیخته است و از نظر تاریخی مغشوش و درهم می‌شود. با همه این‌ها در همین کوره راه‌ها باز ممکن است به منزلی از منازل مقصود رسید.(پاریزی)
(خلاصه این متن درباره سوال میشود این: آیا چون تواریخ نامبرده در منابع یهود حاوی افسانه و اسطوره سازی درباره کوروش است ما باید کل تاریخ کوروش را نادیده بگیریم؟)(یاد این حرف بیفتید:
چون قبلا که با اعضا(خ حامد) بحث میکردیم درباره تشکیک در تورایخ اصیل, دلایلی را میشمردند که در صورت مطابقت دادن با تاریخ نوین موجب حذف کل تاریخ نوین بدون رسیدن به مصداق میشد.
)

همینگونه تا آخر میتوانید جواب سوالات خود را پیدا کنید.

نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
برادر اصیل !
کمی بیشتر پست بزنید باعث خوشحالیمان میشود .
دلایل تشکیک در تواریخ اصیل را نام ببرید , استفاده میکنیم. حال که شما واسه تاریخ اصیل ما تلاش میکنید , نظرتان در مورد حکومت هفتصد ساله ی جمشید چیست ? یعنی یکی اسمش جمشید بوده , هفتصد سال شاه بوده ??!!
شما انسانی شیاد و کذاب هستید
جنگهای عقاید با اتهام زنی شروع میشود.
اگر ابزاری وجود داشت که فلاسفه به افراد نادان و بی منطق اثبات میکردند حداقل آنها(فلاسفه) به اندازه آن نادانان منطق دارند هیچ نزاعی بین این دو قشر رخ نمیداد. به هر حال باید فرقی بین الیت و توده باشد. از توده توهین از الیت تحمل و بخشش.

299:

ما اين را قبول داريم که اين خليفه دوم جناب عمر بن الخطاب بود که ايران و... را فتح کرد ؛ اما متأسفانه همين فتوحاتي که اين همه اهل سنت به آن بها مي دهند و مباهات مي کنند ، يکي از بدعت هاي است که ايشان وارد دين مبين اسلام کرد و ديني را که خداوند دين رحمت ، عطوفت ، دوستي و مهرباني ، و پيامبرش را رحمت اللعالمين معرفي مي کند ، عمر بن الخطاب اين دين را دين شمشير و سر نيزه ، و خليفه رسول خدا را انسان خونريز و خونخوار معرفي کرد .

#86 (لینک نوشته)

300:

در یک کلام

بدبخت مان کردن .. هرچه می کشیم از دست همین اعراب .... هست

بنده گفتم و باز هم می گم

کینه هزار سال از اعراب دارم

و به خون این آدم ها تشنه ام و کار به دین و مذهب و خداشونم ندارم

301:

دوست عزیز اگر بنا باشد این رویه ای که شما در پیش گرفته اید که همه خدمت گزاران این مملکت از کوروش و داریوش و بابک خرمدین بگیر تا مصدق را خائن و عامل بیگانگان معرفی میکنید با این تفاسیر چندین سال دیگر امثال شما کسانی چون شهید همت ها و باکری ها و چمرانها را خائن معرفی میکنند و آنان را عامل دست بیگانگان میدانند ولی مطمئن باشید امثال ما از حقوق آنان دفاع میکنند و به امثال شما در آینده یادآوری میکنند که آنان بزرگان این مرزو بوم بوده اند.

302:

خیر دوست عزیز،اینگونه نیست
بنده فقط از واقعیات تاریخی صحبت میکنم
معتقدم هیچکدام از شخصیت های تاریخی به طورمطلق سیاه یا سفید نیستند

303:

فک کنم شیعه از زمان بعد از علی(ع) بوده ها....... و ایرانیا به خاطر ظلم و نژاد پرستی عرب تشنه ی عدالت بودند و چون عدالت علی(ع)همه را یکسان میدانست طرفدار آل علی(ع)بودند...و بعدها روز به روز بر تعداد شیعیان اضافه شد این مطلب.. مطلب زیادی است که اگر خواستید در جای دیگر ادامه میدهیم.

در ضمن اعراب از قدرت امامان شیعه با خبر بودند چون عقیده ی امامان منافع و قدرت طلبی انها را نقض میکرد سعی در سرکوب و زندانی کردن و به شهادت رساندن این بزرگواران کردند.

پیشنهاد میکنم شما کتاب تاریخ جنگهای ایران از مادها تا به امروز را بخوانید. ارزوی چنگیز تصرف کل دنیا بود مغولان کسانی بودند که از دیوار چین گذشتند و با فتح چین صنعت گران خبره ی چینی را به خدمت گرفت و ارتش سیل اسای خود را مبدل به مجهز ترین و و غیرقابل مهار ترین ارتش جهان در ان زمان کردند... ولی فرهنگ غنی نداشتند و فقط تعصبات پوچ قبیله ای در ان حکمفرما بود

304:

این سخن شما بودartaban

[quote=artaban;4409961]دوست عزیز مغولها اقوام کاملا وحشی و بیابانی بودند و هیچ گونه تمدن و تعصبی نسبت به هیچ چیز نداشتند شما اگر تاریخ مغول را مطالعه کنید متوجه میشوید حتی چنگیز هیچگاه قصد کشور گشایی نداشته است یعنی اصلا بلد نبوده است حتی بارها با سرزمینهای چین دست اندازی میکرده و باز میگشته چراکه اصلا نمیدانسته اشغال نظامی یعنی چی.برخی مشاوران خارجی به او یاد میدهند که اصلا کشورگشایی یعنی چی.میخوام بگم در این حد بوده اند.
اما اعراب چیزی داشتند که بدان تعصب ورزند.اعراب دینی داشتند که از آن قوت قلب و اعتماد به نفس میگرفتند اعراب دین اسلام را داشتند و ان را الهی میدانستند
ضمن اینکه این حرف شما اشتباه است که فرهنگ اعراب بر فرهنگ ایران چیره شد.
اعراب جز قرآن چیزی به عنوان فرهنگ نداشتند قرآنی که حتی توسط خط ایرانی کتابت شد.



سلوکیان چه؟ 80سال بر ایران حکمراندند و فقط فرهنگ یونانی را ترویج دادند و در بعضی زمان اگر یونانی حرف نمی زدی کشته میشدی... فرهنگ یونان که غنی است؟؟؟ ارسطو . سقراط . بقراط . بطلمیوس... پس چرا ایرانیان از فرهنگ انها تاثیر چندانی نگرفتند؟ لطفا توضیح دهید

305:

در شرایط فعلی دنیا ، ملی گرایی کار بسیار پسندیده ای هست ! دست اگر تعصبی هم در آن هست ، ریشه در آسمان ها و اوهام ندارد.



نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
دوستانتان از طبری سند اوردند برای جنایات اعراب! ما هم از خودش سند اوردیم در این اشفته بازار طبری

سخن از علیرضا شاپور شهبازی ،همفکر باستانگراتون بود نه عبدالله شهبازی

باز هم صفات خودتان(برخورد دوگانه با تواریخ) را به ما نسبت دادید که؟!
ما حمله به ایران رو رد نمیکنیم ولی مسئله اینه ک اگر جنایات وحشتناکی صورت گرفته انطور ک میگویید ایرنیان اسلام را نمیپذیرفتند

نشان دادیم ک روایت ابن خلدون درباره کتابسوزی کذایی با حرف خودش متناقض هست. دیگر برای چی تکرار مکررات میکنید؟
خب اسناد شما مگر واقعیت رخ داده و جنایات اعراب را منکر می شوند ؟

سخن از هر کس که بود ، اهمیتی ندارد. مبنای بررسی و سنجش اعتبار سخن هردوت از همان جنسیست که در راستای تشکیک سخنان ابن خلدون به کار میبرید ! حتی وضع هردوت خراب تر از ابن خلدون است.

به قول یکی از دوستان نمیتوانید رد کنید و گرنه حتما این کار را میکردید ! جنایات را هم طبقه بندی کردید برای تطهیر اسلام ؟

کجا ابن خلدون متناقض حرف زده ؟ ابن خلدون در سه جا به این موضوع اشاره کرده :


اعراب با ایران چه کردند؟



اعراب با ایران چه کردند؟



اعراب با ایران چه کردند؟





[quote=ss8248;4409222]

این شما و همفکرانتان هستید ک با خواندن دوربرگه تاریخ حس خودروشنفکر پنداری درتان موج میزند. غیر از این بود به یک رویات متناقض ابن خلدون ک حتی طبری مورد علاقه تان از ان ذکری نکرده متسول نمیشدید چون وحی منزل

[quote]

بله موج جدید ایران ستیزی ، آن هم با پشتوانه دلارهای نفتی و چندین سازمان عریض و طویل که شما و دوستانتان پیاده نظام این سپاه هستید ، روشنفکریست ولی منتقدین شما متعصب و کور !

شما اول تکلیف استنادتان به هرودت و بقیه مورخین یونانی برای کوبیدن ایران باستان را روشن کنید . چون ایرادی که به ابن خلدون میگیرید ، 10 برابرش به هرودت قابل انطباق است !

استاندارد دوگانه همین جاست دیگر !




نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
ان لینکهایی ک دادید قبلا خوانده بودمشان. اسلام اجباری ایرانیان را هرکه بگوید معلوم است از خرد اسنانی ک شعارش را میدهید بی بهره ست. اگر به نقل قول بزرگان متوسل میشوید ک من هم میتونم توی یک جستار جدید حداقل 20نقل قول از موزخین و پژوهشگران میارم درباره اسلام اخیتاری ایرانیان. مشکل شما این است ک به اسلام اعتقادی ندارید و فکر میکنید اگر اعراب ک خواستگاه اسلام و ملل پذیرنده اسلام را تحقیر کنید، میتوانید اسلام را بکوبید. زهی خیال باطل!
اتفاقا بر عکس ، اسلام اختیاری ایرانیان را هر که بگوید معلوم است از خرد بی بهره است. بخشی از مردم شاید به اختیار مسلمان شده باشند ، اما عمده مردم خیر و دلایلش را هم به نقل از بزرگان و همفکرانتان آوردیم.

مشکل من نیست و مشکل شماست که هوا را پس دیده اید و گمان کرده اید با کوبیدن ایران باستان و ملی گرایی ، میتوانید تعصبات دینی و تاریخی خود را به خورد مردم بدهید.

من اعراب را به عنوان یک قوم تحقیر نکرده و نمیکنم ... شما در بهترین حالت به دنبال این هستید که تعصبی را جایگزین تعصب دیگر کنید ! شما به طرف مقابل انگ نژادپرستی و عرب ستیزی میزنید ، در حالی که خود مصداق بارز همین عقاید هستید و غیر هم کیش خود را به رسمیت نمیشناسید. ماموریت دارید همه را به اجبار راهی بهشت کنید تا از حوری و غلمان و جوی های شیره و شراب بهره مند شوند.




نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
در اسپانیا هنوز هم مسلمان وجود دارد
در سایر ملل پذیرنده اسلام بعد از ورود اعراب و رفتنشان با قدرت از ریشه گرفت
در همین ایران بعد از روی کارامدن ملی گراها(رضاپالانی) ک میخواستند ایران را به دوره جهالت و اتش پرستی برگردانند،موفق نشدند چون اسلام در روح این ملت ریشه دارد . ک بعدها اسلام گراها به قدرت رسیدند و تاریخ را به ریشخند گرفتند! چندسال بعدش هم موقع جنگ 8ساله مردم ایران با سربندهای اسلامی عربی مقابل متجاوزین ایستادگی کردن نه سربندهای مجوسی-ملی!
مردم مصر هم همینطور .در انقلاب چندسال پیش شعارهای اسلامی دادند نه ملی.
این است اسلامی ک بر نفوس اثر میگذارد!
بله ما پیش از شما گفتیم که در اسپانیا و پرتغال مجموعا 0.3 % از کل جمعیت مسلمان دنیا هم امروز وجود ندارد و همین مثال نقضیست که اسلام اگر بر نفوس اثر میکرد و میکند چطور 781 سال حکومت بر آندلس ، چنین کاری نکرد و با برچیده شدن سلطه مسلمانان از آن سرزمین ، اسلام به این حال و روز در آنجا افتاد ؟

رضا پالانی و پسرش هم یا فرصت نداشتند یا علمش را ، که به شکل اصولی و دست کم در قواره آتاتورک با مشکل اسلام گرایی برخورد کنند . هر چند خاورمیانه همچنان با این مشکل دست و پنجه نرم میکند.

اینکه اکثریت چه اعتقاد و باوری داشته باشند ، تاثیری بر درست یا نادرست بودن آن باور ندارد.

در همان جنگ ایران و عراق هم که برادرکشی اسلامی بود ، افراد با گرایش های مختلف حضور داشتند. پس چیزی را به نفع خودتان مصادره نکنید !

انقلاب مصر هم به همین منوال بود !


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
باشید تا سحر دولتتان بدمد!
هستیم و گمان نکنید عرصه برای تاخت و تاز شما خالی شده !


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
ان برادرران ک میگویید از اسلام دچار کج فهمی شده اند. همانطور ک ملییون و باستانی ها دچارش شده اند
حتی اگر کج فهمی باشد ، وقتی تعداد کج فهمی ها اکثریت مطلق شد ، باید به ریشه و اساسش شک کرد !

خاصه آنکه این کج فهمی از صدر اسلام تا امروز به وفور یافت شده ، میشود و خواهد شد.


نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
باز هم صفات همفکرانتان را به ما نسبت دادید
ما فقط نشان دادیم اگر شما به روایتی چنگ بزنید ما هم به روایت مقابلش . پس شاخ نشوید !
گمان میکنید نمیدانیم این توسل به یونان باستان ، صرفا یک تاکیک است از جانب شما ؟

روایات شما هم ایرادی به روایات ما وارد نمیکند ، مگر اینکه برای جنایت و کشتار و تجاوز هم سطح و درجه تعیین کرده باشید !

306:

این پند و اندرز های برای مردم و گرنه پایش که رسید ، خود بر خلاف عمل کرده و میکنند.

: عقبة بن ابی معیط

در
جنگ بدر
، عقبه به هنگام فرار اسیر شد و در یکی از منازل که اسیران را از برابر پیامبر عبور می دادند، پیامبر دستور داد تا او و نضر بن حارث را به قتل برسانند. وی به دست
امیرالمؤمنین
کشته شد.

منابع:
انساب الاشراف ج 1 ص 137 و 138 / سیره ابن هشام ج 2 ص 625 / بحارالانوار ج 18 ص 204 / فروغ ابدیت ج 1 ص 515
این ها هم هست :

[COLOR=#076C97 !important][2]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج ‏4، ص 192، مکتبة الثقافة الدینیة، قاهره، چاپ اول، بی‌تا؛ ابن حزم، علی بن احمد، جوامع السیرة النبویة، ص 87، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، بی‌تا؛ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج ‏2، ص 64، دار الکتب العربی، بیروت، چاپ دوم، 1409ق؛ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‏3، ص 305، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1398ق ؛ سهیلی، عبدالرحمن، الروض الأنف، ج ‏5، ص 153، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1412ق؛ ابن هشام، عبد الملک، السیرة النبویة، تحقیق: السقا، مصطفى، الأبیارى، ابراهیم، شلبى، عبد الحفیظ، ج ‏1، ص 644، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
[/color]
[COLOR=#076C97 !important][3]. ابن زنجویة، حمید بن مخلد، کتاب الأموال، ص 142، دار الکتب، بیروت، چاپ اول، 1427ق؛ نووی، ابو زکریا، تهذیب الأسماء و اللغات، ص 469، دار الرسالة العالمیة، دمشق، چاپ اول، 1430ق؛ هروی، ابوعبید، کتاب أموال، ص 171، دار الفکر، بیروت، 1408ق.
[/color]
[COLOR=#076C97 !important][4]. مقریزی، احمد بن علی، إمتاع الأسماع، ج ‏12، ص 163، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1420ق؛ البدایة و النهایة، ج ‏3، ص 305؛ اصفهانی، ابو نعیم، دلائل النبوة، ج ‏2، ص 471، دار النفائس، بیروت، چاپ سوم، 1412ق؛ بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، ج ‏3، ص 117، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1405ق.
[/color]

307:

ابن خلدون در اصل افریقایی احتمالن از حمله عرب ها مشکل داشته بر خلاف نظریات خیلی از مؤرخین اسلامی دیگه.
تعریف ایشون از عرب باعث به اشتباه انداختن خیلی از مؤرخین غربی شده. منظورم عرب و اعراب
اگه از تاریخ اصل عرب می گفت اغلب از دیگر مورخین اسلامی از جمله طبری تغلب می کرد. به مانند جبابره
با توجه به تعریف عرب در نزد ابن خلدون این همه جنایات طبیعیست.
ابن خلدون:
عرب یعنی (امی)(جاهل) پس اهل کتاب و کتابخانه نبودن پس طبیعی هر کتابخانه از بین میره. و تکرر داستان کتاب سوزی
ویژگی عرب یعنی اعراب در نتیجه مذابح و وحشی گری
احتمال ایرانی بودن اغلب دانشمندان اسلامی در نتیجه علوم ایرانیان
سوال ابن خلدون از تاریخ اصل عرب قبل از اسلام چه می داند؟ همین طور که گفتم طبری

یه مورخ غربی می گفت شهر مکه در قرآن مکه فعلی در عربستان نیست. چون
ویژگی شهر تاریخی مکه مغایر مکه فعلی است. پاسخ داده شد که یاقوت حموی از شهر تاریخی مکه در عربستان می گفت. در جواب گفت نمیشه به شخصی که در قرن 6 یا هفتم می زیسته استناد کرد!! حال ابن خلدون و کتابسوزی مسلمانان

جالب بدونید این مورخ پترا رو شهر مقدس مسلمانان میدونه نه مکه
:
لینک
:جستجوی شهر مکه فروم: فروم

308:

این که پاسخ سوالات من نبود ! گفتم همان نوشته های اصیل از دید شما ، تاریخ را از چه منابعی نقل میکردند ؟

309:

یک استاندارد دو گانه دیگر ! اگر پای علوم اسلامی و افتخارات اسلامی باشد ، ابن خلدون بهترین بهترین هاست اما اگر نکته ای بر خلاف نظر مسلمین امروزی در کتبش باشد ، انگ آفریقایی بودن و مشکل داشتن با اعراب میخورد !

ضمنا اگر این همه در مورد ابن خلدون و تاریخش تشکیک میکنید ، چرا به مورخی چون هرودت چنین دیدگاهی ندارید ؟ آن هم وقتی که مجموعه نوشته های منتسب به ایشان اولین بار 13 قرن بعد از خودش یافته شده و چند تکه کاغذ پاره 6-7 قرن بعد از خودش ؟

حال بخوانید در مورد ابن خلدون :

ابن خلدون - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حَضرَمی (۸۰۸-۷۳۲ ه‍ ق، تونس)معروف به «ابن خلدون»، تاریخ‌نگار، جامعه‌شناس، مردم‌شناس و سیاست‌مدار عرب مسلمان است. وی را از پیشگامان تاریخ‌نگاری به شیوهٔ علمی و از پیشگامان علم جامعه‌شناسی می‌دانند که حدود ۴۰۰ سال پیش از اگوست کنت - مؤسس علمی به نام جامعه‌شناسی (به فرانسوی: La sociologie) در فرانسه - می‌زیست. ابن‌خلدون این علم جدید را عمران نام نهاد.
عبدالرحمن آموزش‌های آغازین را را نزد پدرش فراگرفت و سپس نزد علمای تونسی قرآن و تفسیر، فقه، حدیث، علم رجال، تاریخ، فن شعر، فلسفه و منطق آموخت. او در دربار چند امیر در مراکش واندلس(جنوب اسپانیا) به کار سیاسی پرداخت، اما در ۴۲ سالگی به نگارش کتابی پیرامون تاریخ جهان رو آورد که مقدمهٔ آن بیش از خود کتاب شناخته شده‌است. این کتاب تاریخی موسوم به «العبر و دیوان المبتداء و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر» در هفت جلد به دلیل سبک بدیع و نگرش نوینش، توجهات بسیاری را به خود جلب داشت و از دلایل اصلی شهرت وی است.
کتاب او با نام «مقدمهٔ ابن خلدون» در ایران شهرت دارد و توسط محمد پروین گنابادی به فارسی ترجمه شده‌است.
او به عنوان بزرگترین اندیشمند شرق شناخته می‌شود. در کتاب مقدمه وی از تکرار تاریخ در یک چرخه شش نسلی سخن گفته. این چرخه از آغاز یک اجتماع با تکیه بر کشاورزی سپس فنون آغاز می‌شود. در آخرین مرحله اجتماع چنان قدرتمند می‌شود که مردم آن به هنر و موسیقی روی می‌آورند و پس از آن مردم از فرط امنیت و بی نیازی تعصب خود را نسبت به جامعه از دست می‌دهند تا اینکه قوم دیگری آن جامعه را از خارج فتح می‌کند و در اینجا تاریخ بر همین منوال تکرار می‌شود. او برای مثال می‌گوید که ایرانیان از عربها شکست خوردند عربها از ترکان سلجوقی و ترکان نیز از مغولها شکست خوردند. اگرچه عقاید ابن خلدون تحت تأثیر افکار افلاطون و به خصوص سیاست ارسطو است اما این دانشمند توانسته با اندیشه یونانی و با نگاه ژرف و تجربه طولانی خویش به عنوان سیاست‌مداری کارکشته تئوری‌های نوین جامعه‌شناسی خود را توسعه دهد. از ابن خلدون به عنوان بنیانگذار علم تاریخ هم یاد می‌شود. او در همین کتاب برای نخستین بار شیوه‌هایی علمی برای استخراج حقیقت از منابع دست اول را طراحی کرده‌است. اثر معروف دیگر او کتاب العبر است.

310:

ملی گرایی اگر پسندیده بود ک با ان همه تبلیغات ،سال 57 مردم پسش نمیزدند و گرد اسلام گرایی جمع بشوند. هنوز فرق ملی گرایی و میهن دوتسی را نمیدانید.
ملی گرایی یعنی= ملت من خوب، ملت تو بد .
ملی گرا نیستم اما عشقم به کشورم بیش از مدعیان ملی گراییست

خب اسناد شما مگر واقعیت رخ داده و جنایات اعراب را منکر می شوند ؟
اسناد من طور دیگری به ماجرا پرداخته بودند. طوری ک شما نمیخواهید ببینید
من به تاریخ طبری به طور مطلق نگاه نکینم. احتمالش رو میدم ک شعوبی ها در ان دستکاری کرده باشند. کما اینکه اگر عقل سالم پذیرفت دین با زور ماندگاری نداره، باید به ان اسنادی ک ردیف کردید شک کرد .شک درباره جعلی بودنشان

سخن از هر کس که بود ، اهمیتی ندارد. مبنای بررسی و سنجش اعتبار سخن هردوت از همان جنسیست که در راستای تشکیک سخنان ابن خلدون به کار میبرید ! حتی وضع هردوت خراب تر از ابن خلدون است.
اینجا بحث هرودوت نیست. جستاری باز کنید درباره ارزش سنجی سخنان هرودوت ک به ایران ستایی متهم است(!) تا پاسخ بگیرید توسط کسانی ک تخصصش رو دارند. البته برای پی بردن به واقعایت تاریخ ایران هرودوت نباشد، کتزیاس هست!


کجا ابن خلدون متناقض حرف زده ؟ ابن خلدون در سه جا به این موضوع اشاره کرده :
ابن خلدون گفته وقتی سعد به مدائن رسید چیزی را تغییر نداد. یعنی اگر کتابخانه ای در مدائن بود ک میگویند اتش گرفته، با این سخن ابن خلدون نقض میشه.
قبلا زیاد بحث شده درباره کتابسوزی . افسانه بوذن این حادثه کذایی مثل روز روشنه. یک روایت قبل از قرن هفتم و همان طبری مورد علاقه تان بیاورید در این باره (اسکن هم باشد !)


بله موج جدید ایران ستیزی ، آن هم با پشتوانه دلارهای نفتی و چندین سازمان عریض و طویل که شما و دوستانتان پیاده نظام این سپاه هستید ، روشنفکریست ولی منتقدین شما متعصب و کور
کدام ایران ستیزی؟! برملا کردن یه سری دروغ و جعل اسمش ایران ستیزیست؟
اگر ستیزی باشد این شما و همفکرانتا هستید ک برای دین ستیزی نقاب وطن دوستی زدید


شما اول تکلیف استنادتان به هرودت و بقیه مورخین یونانی برای کوبیدن ایران باستان را روشن کنید . چون ایرادی که به ابن خلدون میگیرید ، 10 برابرش به هرودت قابل انطباق است !

استاندارد دوگانه همین جاست دیگر !
اگرمورخینی دست اول تر از مورخین یونانی از ایران باستان سخن گفتنه اند، خب معرفی کنید.
راستی گرنفون هم یونانیست. تکلیفتان را با وی روشن کنید!


اتفاقا بر عکس ، اسلام اختیاری ایرانیان را هر که بگوید معلوم است از خرد بی بهره است. بخشی از مردم شاید به اختیار مسلمان شده باشند ، اما عمده مردم خیر و دلایلش را هم به نقل از بزرگان و همفکرانتان آوردیم.
تکرار مکررات نمیکنم.اسلام اجباری با 1400سال سابقه در خرد سالم نمیگنجد
مشکل من نیست و مشکل شماست که هوا را پس دیده اید و گمان کرده اید با کوبیدن ایران باستان و ملی گرایی ، میتوانید تعصبات دینی و تاریخی خود را به خورد مردم بدهید.
هوا صاف است. اگر به روشدن جعلیات و تحریفات میگویید کوبیدن باستان چیزی ندارم بگم!

من اعراب را به عنوان یک قوم تحقیر نکرده و نمیکنم. اعراب خود بزرگترین قربانی اسلام هستند. شما در بهترین حالت به دنبال این هستید که تعصبی را جایگزین تعصب دیگر کنید ! شما به طرف مقابل انگ نژادپرستی و عرب ستیزی میزنید ، در حالی که خود مصداق بارز همین عقاید هستید و غیر هم کیش خود را به رسمیت نمیشناسید. ماموریت دارید همه را به اجبار راهی بهشت کنید تا از حوری و غلمان و جوی های شیره و شراب بهره مند شوند.
این نظرشماست و اسمش انگ زدن




بله ما پیش از شما گفتیم که در اسپانیا و پرتغال مجموعا 0.3 % از کل جمعیت مسلمان دنیا هم امروز وجود ندارد و همین مثال نقضیست که اسلام اگر بر نفوس اثر میکرد و میکند چطور 781 سال حکومت بر آندلس ، چنین کاری نکرد و با برچیده شدن سلطه مسلمانان از آن سرزمین ، اسلام به این حال و روز در آنجا افتاد ؟

رضا پالانی و پسرش هم یا فرصت نداشتند یا علمش را ، که به شکل اصولی و دست کم در قواره آتاتورک با مشکل اسلام گرایی برخورد کنند . هر چند خاورمیانه همچنان با این مشکل دست و پنجه نرم میکند.
ممکن است اسپانیایی ها تغییر عقیده داده باشند با تبلیغات مسحیان .بعضی هایشان هم اخراج شدند از انجا
اما این چیزی رو عوض نمیکنه.در ایران هم تبلیغات ضد اسلامی زیاد بود در دوره پهلوی.اصولی هم کار شد اما نتیجه عکس داد. بدلیل ریشه داشتن اسلام. در جنگ 8ساله هم کسی شعار ملی نداد. شعارها اسلامی بود. مردم با سربند های یا علی و یا حسین جنگیدند.نه با سربندهای یا کوروش و یا داریوش.ادعیه اسلامی میخواندند نه ادعیه اوستایی. شما نمیتونید اینها رو گردن ضعف پهلوی ها بیندازید. دوره پیش از اسلام نفی شد توسط خود مردم.دیگر برگشتی به ان دوران نیست. کسانی ک معتقدند میتوانند ان شکوه خیالی را احیا کنند خواب زدگانی بیش نیستند. اگر میبینید بعضی ها شعار ان دوره را میزنند و جوانانی گردنبند فروهر میاندازند گردنشان و شعرشان چو ایران نباشد تن من مباد هست، اینها احساساتی هستند این یک جو گذارست.

اینکه اکثریت چه اعتقاد و باوری داشته باشند ، تاثیری بر درست یا نادرست بودن آن باور ندارد.
در همان جنگ ایران و عراق هم که برادرکشی اسلامی بود ، افراد با گرایش های مختلف حضور داشتند. پس چیزی را به نفع خودتان مصادره نکنید !
انقلاب مصر هم به همین منوال بود !
با جمله اول (مغالطه اکثریت)موافقم
اگر درک صحیحی از اسلام داشتند برادر کشی صورت نمیگرفت.
در همان جنگ بعضی عراقیها به توابین معروف شدند و برای ایران جنگیدند. اینجاست ک میگویند اسلام وطن نمیشناسد بر عکس ملی گرایی. اینحا دیگر برادر کشی نبود( البته از ایرانیها هم برای ان طرف جنگیدند اما اسلامشان کج بود!)


هستیم و گمان نکنید عرصه برای تاخت و تاز شما خالی شده !
اگر فضای مجازی نبود باز هم بودید؟!



حتی اگر کج فهمی باشد ، وقتی تعداد کج فهمی ها اکثریت مطلق شد ، باید به ریشه و اساسش شک کرد !
اینکه اکثریت چه اعتقاد و باوری داشته باشند ، تاثیری بر درست یا نادرست بودن آن باور ندارد. (جمله خودتان)



گمان میکنید نمیدانیم این توسل به یونان باستان ، صرفا یک تاکیک است از جانب شما ؟
یونان سرای خردمندان است!

311:

عشق به کشورت داری یعنی چی؟یعنی دقیقا به کجا عشق داری؟آیا فرهنگ و تمدن ایران جزئی از کشور تو نیست که اینگونه سر ستیز با آن داری؟
دوست عزیز بیخود خود را گول نزن.شما عشق به کشور ایران دارید مادامی که مردم ایران و منابع ایرانی ابزاری باشد برای شما برای گسترش فرهنگ تازی.در واقع شما عشق به میهن خویش ندارید شما تازی گرا هستید قند عسل!
ایران یعنی کوروش یعنی داریوش یعنی یزدگرد سوم ساسانی یعنی شاهنامه یعنی زبان پارسی یعنی زرتشت و البته یعنی اسلام همه اینها یعنی ایران.اما امثال شما معتقدید ایران یعنی اسلام.که این امری است کاملا بی معنی.

312:

سخن شما برای ما این پیام را داشته است که شما هتی یک کتاب در اینباره نخوانده اید.
سرای خردمندان؟این سخن شما از ناآگاهی محض شما سرچشمه دارد.اینکه یونانیان باستان در فلسفه چندی انسانهای بزرگی داشته اند امر درستی است اما این که شمای تازی گرا بر این باورید که یونان سرای خردمندان است جای بسی شگفتی دارد یونانیان در باستان جز کثیف ترین و فاسد ترین انسانهای تاریخ بوده اند.همجنسگرایی گسترده،شرابخواری گسترده،زنای با محارم،چندخدایی بودن،برده داری گسترده اینها نمودهای رفتار مردمانی است که از نگر شما خردمندان نامیده میشوند.
وجدای از آن آری یونانیان در برهه ای از شهریگری خردمندان همجنسگرایی همچون افلاطون داشته اند ولی این چه پیوندی دارد که شما آنها را همواره خردمند بدانید.یونانیان پس از چیرگی اسکندر گجستک برآنان هیچگاه در تاریخ کمر راست نکردند و همواره جز بدبخترین مردمان تاریخ بوده اند.اینک نیز در بدبختی و ناآگاهی و گرسنکی دست و پا میزنند.

313:

بحث سر ملی گرایی هست. یکی از منتقدین ملی گرایی ک به خاطر کسورش کشته شد، مطهری بود. ایا این فردِ غیر ملی و اسلام گرا به کشورش عشق نداشت؟
گفتم ک ملی گرایی یعنی کشور من خوب کشور تو بد. فرهنگ من خوب فرهنگ تو بد.
مصداق این سخن شما هستید !
ایا اگر کوروش و داریوش و یزدگرد به ایران ظلم کرده بودند(فرضا) باز به انها افتخار میکردید؟ اگر یکی از انها جنایت کار هست به وی افتخار مکنید؟!
اینجاست ک میگویند ملی گرایی تعصب کوری ست
ملی گرایی جلوی تفکر صحجیح رو میگیره. هیچ ملی گرایی نمیگه اسکندرم چنگیزم کوروشم بد بود. همیشه به اینها افتخار میکنه به صرف اینکه هم وطنشون هست.

دینم به من یاد داده ک از مرز ملی دفاع کنم.
اما مرز فرهنگی نشناسم. به سقراط یونانی به همان اندازه افتخار میکنم ک به این سینای ایرانی .

مقصودتون از فرهنگ تاری رو هم واضح توضیح بدید
ایا عمل به دستورات و فرهنگ دینی ،ترویج فرهنگ تازی هست؟

314:

هر مصدر تاریخی قابل نقده. می خواد هرودوت باشه یا ابن خلدون
چنانچه از هرودوت هم مورخین غربی نقد کردند. حال نوشته های ایشان می خواد 13 قرن یا 100 قرن بعد خودش پیدا بشه. باید در ارتباط با نقد ها بحث کرد.
آفریقای بودن ابن خلدون مشکل نیست. عرب بودنش مشکله. دقیقن به مانند دانشمندان معروف ایرانی در دوره اسلامی.....
منم گفتم به احتمالن با توجه به تعاریف عرب و اعراب ابن خلدون دچار اشتباه شده باشه.
مثلن معروفه به اینکه دوران جاهلیت عرب و (امی) بی سواد بودن عرب. پس مردمی جاهل که نه مینوشتند و نه می خواندند. کتابخانه می خوان چکار. بعد با الصاق به یه روایت عقیدتی به ماجرا اعتبار داد.
یا دانشمندان ایرانی قبل اسلام از نظر ابن خلدون؟
و مسایلی متناقضی از این قبیل
والله اعلم.

315:

سخن شما ژرفای تازی گرایی شما را پایور مینماید.آری کوروش و داریوش و مهرداد و شاپور جنگیده اند و آدمیان بی شماری را نیز کشته اند.اما چه کسانی؟انیرانیان را.دشمنان این مرزو بوم را.
سنجش یک ایرانی برای اینکه بداند چه کسی میهن پرست است و چه کسی میهن پرست نیست بیگمان همین جاست>>ایران.
هرکس که برای کشور ایران و سربلندی ایران کوشیده از نگر مردم ایران ارجمند است هتی اگر در این راه بر دشمنان این مرزو بوم شمشیر کشیده باشد.
اما شمای تازی گرا ملاک سنجش تان ایران نیست که بلکه ملت و فرهنگ تازیان است.مگر نه این است که کسانی چون مطهری رسم چهارشنبه سوری پدران ما را ریشه در خریت پدران ما میدانست مگر نه اینکه کسانی چون شما دلتان برای مردمان فلسطین بیشتر از مردم ایران میتپد.
شما به سقراط یونانی به همان اندازه افتخار میکنید که به ابن سینا؟تا اینجا مشکلی نیست.ولی آیا به کوروش افتخار میکنید؟آیا به زرتشت نیز افتخار میکنید؟
شما به ابن سینا افتخار میکنید چون میپندارید باعث افتخار اسلام شده است وگرنه به او نیز افتخار نمیکردید.شما به یونانیان افتخار میکنید به این انگیزش که مردمان باختر(غربیان) به آن افتخار میکنند.مردمان غرب برای آنکه بتوانند در برابر فرهنگ شرق فرهنگی دست و پا کنند و خود را از بی فرهنگی و بی تمدنی برهانند در دوران رنسانس دست به دامان فرهنگ یونان و روم شدند کاری که شما میکنید.این است انگیزه افتخار کردن و نکردن شما

316:

هر ملتی رسومی داشته، خوب و بد .
خب ما اثار فلاسفه شان را میخوانیم. ان رسومشان هم بماند برای خودشان.
فساد همه جا هست
همجنسگرایی هم همه جا هست.(پیشنهاد میشه کتاب شاهد بازی در ادبیات فارسی را بخوانید!)
زنای با محارم هم ک در ایران باستان الی ماشالله! (در مصر و سایر جاها هم بوده)
شرابخواری هم گذشته و حال در ایران بوده
حالا ک اینها در ایران هم بوده.ایا شایسته افتخاره؟!

317:

پیداست ک گرفتار احساسات شده اید

اگر حق با ان انیرانیانی ک میگویید شاهان سرکوبشان کرده اند باشد، تکلیف چیست؟ باز شایسته طرفداری هستند؟

چرا باید هر کاری ک پدرانمان کرده اند رو تایید کنیم ک بر مطهری ایراد میگیرید؟

318:

شما پروا به سخن من ندارید شما ... به مردمی خردمند میگویید که یا بی خدا بوده اند یا چند خدا!در اسلام حکم بی خدا و چند خدا چیست؟مگر نه این است که اینگونه انسانها در اسلام و در مکتبی که شما به آن باور دارید کافر نامیده میشود و باور شما بر آن است که اینگونه انسانها در جهل مرکب هستند.حال چگونه شرک و کفر این انسانها به یکباره کناری گذاردید و آنها را خردمند نامیدید؟این برای ما جای پرسش است.
چگونه شرابخواری این آدمیان زنای با محارم این ادمیان که در دین شما حرام است را به کناری نهادید و به یکباره آنان را خردمند نام نهادید؟
من بر این باورم که در گذشته انسانها چه ایرانیان چه یونانیان اشتباهاتی داشته اند گرچه امروز ایرانیان امروز اصلاح شده اند و یونانیان همچنان در جهل مرکب خود باقی مانده اند.
ضمن اینکه شگفتی اصلی من در این است که شما در دین خود بر این باورید که خدا از اول تاریخ برای انسانها پیامبرانی فرستاده که مردمان را هدایت کنند و جای هیچگونه خطایی را برای یونانیان باستان قائل نیستید.حال با این باور خود و فساد گسترده در یونان چگونه به آنها خردمند میگویید؟

319:

نمیدونم خودتون متوجه شدید چی گفتید یا خیر؟!
شما چند متفکر در دوره باستان مثل متفکرین یونانی معرفی کنید تا ما به انها خردمند بگوییم
در حوزه های علمیه ما کتب فلاسفه یونانی تدریس میشه. بعضی علما معتقدند ک برخی فلاسفه یکتاپرست نه بلکه پیامبر هم بوده ند.
زنای با محارم ان خردمندان را ثابت کنید. سند؟
مگر هرکه به خدا اعتقاد نداشت خردمند و متفکر نمیتونه باشه؟!
مگه شما به شاهان ساسانی اتش پرست افتخار نمکنید. این ایراد رو بر خودتون وارد میدونید؟!

کجا گفتم یونانی ها هیچ خطایی ندارند؟

320:

شما ناآگاه هستید و ناآگاهی شما ... ریشه در کتاب نخواندن شما دارد همینکه میگویید یونانیان یگانه پرست بوده اند و ایرانیان آتش پرست ژرفای ناآگاهی شما را نشان میدهد من دانش شما را برای گفت و گو برازنده نمیدانم فقط به سروده ای از فردوسی بزرگ بسنده میکنم فردوسی بزرگ نزدیک به هزار سال پیش به شما تازی گراها پاسخ گفته است:
نیا را همی بود آیین و کیش
پرستیدن ایزدی بود بیش
نگویی که آتش پرستان بُدند
پرستندهٔ پاک یزدان بُدند
بدان گَه بُدی آتش خوبرنگ
چو مر تازیان راست محراب سنگ

321:

اسلام گرایی یک چیزی است تازی گرایی چیز دیگر.اینکه شما به فرهنگ ایرانی چه اسلامی چه غیر اسلامی عشق بورزید این میشود اسلام گرایی.ما نیز برای اسلام ارج زیادی قائلیم چراکه اسلام بخش جداناشدنی فرهنگ ایرانی است اما اینکه شما فرهنگ غیر اسلامی ایران را سرکوب کنید به سود اسلام و اینکه شما کشتارهای گسترده تازیان را نادیده بگیرید و از آنان بیجا به نیکی یاد کنید این میشود تازی گرایی! و اتفاقا عامل تفرقه و دین ستیزی مردم میشوید.چراکه شما کسانی چون مارا ناخواسته رویاروی فرهنگ اسلامی قرار میدهید.

322:

از کی تا حالا حرف زدن از تاریخ شده کوبیدن فرهنگ ایران؟
فرهنگ ایران رو کسانی میکوبند ک اون رو معادل شاه و شاه پرستی قرار دادند

323:

این سخن شما بودforoharism

ایران یعنی کوروش یعنی داریوش یعنی یزدگرد سوم ساسانی یعنی شاهنامه یعنی زبان پارسی یعنی زرتشت و البته یعنی اسلام همه اینها یعنی ایران.اما امثال شما معتقدید ایران یعنی اسلام.که این امری است کاملا بی معنی.[/quote]




ایران یعنی داریوش. شاهپور کبیر. خسرو انوشیروان. جلال الدین خوارزمشاه.شاه اسماعیل. شاه عباس کبیر.نادرشاه.دلاور زند.میرزا کوچک خان.دلواری. ستارخان و باقرخان. عباس میرزا و امیر کبیر و ...

ما دولت ایران داریم نه دولت پارس...

324:

درست است دقیقا حق با شماست.من میگویم ما بایستی همه نقاط قوت خویش را در برابر غربیان پیرو فرهنگ یونان و روم پرنگ و پرنگتر کنیم نه اینکه بزرگان کشور خود را به سود فرهنگ یونان و روم که بنمایه فرهنگ غرب است بکوبیم.این کار سبب خودباختگی ایرانیان در برابر فرهنگ غرب میشود.هم اینک که فرهنگ غرب از همه درودیوار و تلویزیون و روزنامه و اینترنت و ماهواره بر اذهان ایرانی تبلیغ میشود این وظیفه ماست تا نقاط قوت خویش را بزرگ کنیم.چه اسلامی چه غیر اسلامی.چه کوروش بزرگ چه شاه عباس بزرگ چه پورسینا فیلسوف چه فردوسی حماسه سرا چه فارابی چه خیام.

325:

مشخص است که در برخی مسائل چه اساسی و یا غیر اساسی بین فرهنگ اسلام و فرهنگی تاریخی ایران اختلافاتی وجود دارد .

در اشتراک ها حرفی نیست .

سوال مطرح ، در این باره است که آیا فرهنگ برآمده از اسلام اصل است و یا فرهنگ برآمده از سابقه تاریخی ایران ؟

326:

گناه ما بَه، اما گناه دیگران اَه !


شرمنده از استارتر اما این سوالها اومد تو ذهنم که کاش میشد از نویسنده اصلی مطلب در منبع معتبری که گذاشتین بپرسم:

دزدی واسه قالپاقدزد اَه واسه دزد چند هزار میلیاردی و رانت خارها بَه؟ چرا نشخار کننده های بیت المال رو سرزنش نمیکنید؟

اصراف و ثروت اندوزی و دنیا طلبی زشته؟ چرا اخوندی که ماشین چند صد میلیونی داره و تو خیابون از کنار کودکان خیابونی و گشنه رد میشه و شرم نمیکنه و میاد رو منبر به مردم از ساده زیستی مولا علی میگه رو سرزنش نمیکنید؟

امر به معروف و نهی از منکر خوبه؟ فقط واسه دخترای مردم و واسه 4 تا دونه موی سر میشه بَه ؟!! واسه خلاف کله گنده و ها و اقا زاده ها امر به معروف اه میشه؟

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من که اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا؟!! پس چرا کسانی که از روی جهالت به زندانیان بی حرمتی میکنند رو سرزنش نمیکنید؟!!

نزول و ربا حرامه ؟ نزول خوری یعنی جنگ با خدا؟ پس چرا بعضی بانکهارو سرزنش نمیکنید؟

شرابخاری اَخه؟ جیزه؟ درسته همه میگن اه. ولی زمینخواری و مال مردم خوری و حرام خواری هم اوفه و جیزه شما هم بگین اه و جیزه تا مردم فکر نکنن چیزایی که واسشون اه هست و واسه بعضی ها به به هست .

تو غره بدان مشو که مي ، مينخوري


صد لقمه خوري که مي غلام ست آنرا


به همین علت هم برخی از مردم کشور گشایی داریوش رو به میدونند و کشور گشایی اسکندر رو اه

ولی فکر نمیکنم کسی که کشور گشایی داریوش رو اه اه نکنه بره جهنم. و اونی که حرام خوری و مال مردم خوری رو اه اه نمیکنه بره بهشت.

327:

حرفاتون فقط حمله ی شخصی بود و اثری از جواب به سؤال مطرح شده در تاپیک دیده نمی شد.

328:

نباید هم شما جواب رو در پست بنده تشخیص بدین. صدها ایه و حدیث رو زیر پا میذارند صدای بعضی ها در نمیاد حرام خدا رو حلال و حلالش رو حرام کردند چشم و گوشهاشون رو میبندند!! تمام مشکل ملت شده داریوش!!!!
روشن تر میگم که دیگه اگه کسی به خاطر منافعش نخواد خودش رو به بیراهه بزنه باید متوجه بشه :

جواب در پست بنده کاملا مشخص هست. داریوش نه مرجع دینی مردم هست نه راهش صراط المستقیم. داریوش نگفت میکشم و بهشت میرم نگفت سر ببرین برین بهشت جهاد نکاح کنین برین بهشت. نتیجش رو میتونید در سوریه و عراق ببینید فتواها و مجوزهایی که کشتن شیعیان رو ثواب میدونه نتیجه اینگونه تفکر هست . این وضعیف نتیجه تفکر ساده لوحانه یا منفعت طلبانه عده ایست که باطن دین رو بیخیال شدن و چسبیدن به ظواهرش. به جای سرزنش علماشون که این فتواها رو میدند به سرزنش شیعیان پرداختند که چرا توسل میکنید کافرید و فلان و فلان...
و همینطور رفتار اشتباه برخی شیعیان که تمام دین رو ول کردند و فقط کارشون شده فحش و ناسزا دادن به مقدسات اهل سنت و اتیش اونهارو داغتر کردن.
راه و روش داریوش نشده دین و اعتقاد مردم. نشده بخشی از قانون کشور . مردم براساس گفتار داریوش نماز نمیخونند و روزه نمیگیرند .بر اساس گفتار داریوش قضاوت صورت نمیگیره و بر اساس قوانین داریوش قصاص یا حد جاری نمیشه. پس هر فرد عاقل و هر فرد با ایمانی که نفسش گولش نزنه باید متوجه باشه که کجا سرزنش کردن لازم تر و واجب تر هست . بنابر این طبیعی هست مردم روی اعمال و رفتار کسانی که دینشون رو از اونها دارند حساستر باشند و خطاهاشون رو سرزنش کنند.
یک فتوا بیارید که اگه کسی نگه مرگ بر داریوش یا نگه داریوش ظالم هست و داریوش رو سرزنش نکنه گناهکار یا خطاکار هست.
چند ایه حدیث و قران لازم هست بیارم که ببینید نهی از منکر و نفی بر خی گنهاهها که صدای خیلیها هم در نفیش در نمیاد چه عواقبی داره؟!!

از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند:
به من امر شد كه قوم خود را بترسان و بگو: داخل مشوید در خانه ای از خانه های من (یعنی مساجد) و حال آنكه برای بنده ای از بندگان من حقی نزد شما باشد كه به او ظلم نموده اید به درستی كه تا در محضر من به نماز ایستاده او را لعنت می كنم تا آن حق را به صاحبش برگرداند.


پیامبر کسی رو که حقی از مظلومی بر گردنش هست رو حتی اگه در مسجد در حال نماز جلوی پیامبر باشه لعنت میکنه چه توجیهی هست که ظالم و حرامخوری رو به خاطر 4 تا دونه ریش رو صورتش لعنت نفرستین و سرزنش نکنید؟

بنابر این سوال اینه که چرا داریوش رو سرزنش نمیکنید.؟
جواب: شناخت دقیقی از داریوش نداریم و دین ما هم نگفته کسی که داریوش رو نشناسه به مرگ جاهلیت مرده.
دین ما نگفته واجب هست داریوش رو بشناسید و برید در موردش تحقیق کنید و اگه تشخیص دادین گناه کرده برائت از داریوش راه بندازین.
رو حساب حرفهای داریوش نماز نمیخونیم و روزه نمیگیریم که ذوم کنیم ببینیم صادق بوده یا کذاب.
وقتی خطا میکنیم بر اساس حرفهای داریوش مجازاتمون نمیکنند و حد نمیزنند که ریز بشیم ببینیم خود داریوش هم خطا میکرده یا نه؟این قوانین واسه خطای زیردستانش هم پیاده میشده یا نه؟

این حدیث مولا علی هست نه داریوش:

«لقد علمت اَنَّه لا يصلحكم الا السیف و لكن ما انا بمفسد نفسي لا صلاح الآخرين»


به تحقيق دانستم كه شما مردم كوفه به راه راست نمي‌شويد مگر با شمشیر (كنايه از فضاي رعب و وحشت) ولكن من خودم را فاسد نمي‌كنم براي اصلاح ديگران

پس طبیعی هست مردم حساس باشند به اینکه کسانی که با نام دین به ایران حمله کردند خود را فاسد کردند یا خیر؟

این جمله داریوش نیست:
امام باقر عليه‏ السلام :
ليس من شيعتنا من ظلم الناس‏

از شیعیان ما نیست ، كسى كه به مردم ظلم كند

مردم حق دارند ببینند برای تداوم و ماندگاری حکومت اعراب مسلمان اون زمان در ایران ایا ظلمی توجیه شده یا نه؟

خداروشکر که با همین کلام امام شیعیان مشخص شد که اگه ظلمی به ایرانیان صورت گرفته نباید واسه اینکه برخی هاشون در ظاهر کشته مرده اهل بیت خودشون رو جا زدن از ظلمشون حمایت کنیم. چون همین جمله نشون میده با ظلمشون از دسته شیعیان اهل بیت خارج شدن و حمایت ازشون کار ساده لوحان ظاهر پرست هست


این توجیه برای کوتاهی عده ای در سرزنش نکردن داریوش.
حالا توجیه کسانی که ربا و حرام خوری و رانت خاری و ثروت اندوزی و ریا کاری و دروغگویی و بی عدالتی رو سرزنش نمیکنند چیه؟

329:

نمی دانم , احتمالا باز هم از کند ذهنی بنده است که منظور شما را از مطرح کردن این بحث ها متوجه نشدم.
مشکل ما این است که ملل مختلف را به خاطر حمله به کشورمان سرزنش می کنیم اما وقتی این کار ها را پادشاهان خودمان انجام داده اند به آن ها افتخار می کنیم.
بنده می گویم چه بهتر است که با نگاه واقع گرایانه و بدون قصد و غرض به تاریخ نگاه کنیم (کاری هم به آیات و احادیث و اسلام شما ندارم.)

330:

من تعجب میکنم از بعضی دوستان که چطور تا این حد محکم در مورد اشخاص و اتفاقات تاریخی صحبت میکنن انگار اونجا تشریف داشتن و از نزدیک شاهد صحنه بودن...ما خیلی در زمینه مطالعه تاریخ پیشرفت کنیم بازم فقط به حقیقت نزدیک تر میشیم ولی کلش رو نمی تونیم دریافت کنیم چون ما با تاریخ زندگی بشر سر و کار داریم .. همین الان هر روز زندگی ما چقدر اتفاقات متفاوت با خودش داره ایا ما همه اونها رو به ایندگان منتقل میکنیم.... نه فقط بخشیش به دست اونا میرسه....ایا ما بر مبنای این اطلاعات می تونیم قضاوت بکنیم؟... پس تاریخ بحث نژاد پرستانه و عقیدتی بر نمیداره ما با علم سرو کار داریم که هر رزو میتونه خودش و بروز کنه و کلا رو نظریات قبلی خط بطلان بکشه ...تاریخ اسلام خودش پر از پرسشه که باید جواب داده بشه.... فرهنگ امروز ما داخلش خیلی عقاید جورواجور هست و این ایرادیم نداره اگر امروز مثلا چون منی میره مسجد برای عبادت بخاطر اینه که نیاکان من هزاران سال پیش تو معابد مهر و زرتشت عبادت میکرده و این ها همه در شرایط امروز ما دخیله.... ما همه در یک جبهه قرار داریم اسلام و ایران جدای از هم نیستن ...

331:

اعراب کلا ما رو نابود کردن,هنوزم خون شیعه رو حلال میدونن اما ما هنوزم به دست و پاشون میفتیم!
هرچی غم و عذاداری بود وارد تاریخمون کردن,شدیم ملت فلاکت و گریه,اگه گریه کنیم پس مسلمونیم اگه شادی کنیم از دین خارج شدیم!!!!!
برای عزا هامون از 1 ماه قبل و تا یک ماه بعد برنامه داریم,برای شادی هامون اصلا وقت نداریم!!!
لباسمون باید سیاه باشه رنگی باشه پس از اسلام به دوریم!!!!!
هرچی بدبختیه اعراب(نه اسلام ,اعراب!!) وارد ایران کردن,با بدبختی و 20 سال انتظار باید بریم زیارت خانه خدا,وقتی میریم زیارت اهل بیت بمب میذارن تکه تکه مون میکنن و ما همچنان اعراب رو روی سرمون قرار میدیم!!!!!!!!!!!!!

عامل بدبختی ما خودمونیم.

332:

دوستانی که مدعی هستند ایرانیان و سایر ملل تحت سلطه اعراب ، با آغوش باز اسلام را پذیرفتند ، بفرمایند پس آن میلیون ها درهم و دیناری که به عنوان خراج گرفته میشده از چه کسانی بوده ؟


333:

فقط میتونم بگو چقدر سخت فریب خوردیم در آموزشی که در کتب تاریخ مدرسه هایمان در مورد ورود اسلام به ایران خواندیم

334:

درودبرشما...
"تصورخیلی ها از قفس،آهن و حصار است غافل از این که افکارو باورهای نادرست تنگ ترین و مخوف ترین زندان هاست...."
برای رهایی از جهل هر جامعه ای باید تفکرحاکم برآن جامعه به آزاداندیشی، آگاهی،توانایی ودانایی مردم زمانه اش احترام بگذارد و حرمت انسانی را به خاطر انسان بودن و نوع تفکرش رعایت کند و به جابیاورد. تازمانی که ما خواسته و ناخواسته درجهل مرکب دست و پامی زنیم و به خاطرازدست دادن موقعیت و جایگاه خود ترس را برافکار دل و جان مان حاکم می دانیم و برسیطره ی ظلم تن می دهیم نباید انتظار داشت به گذشته ی پرافتخارمان رجعت کنیم. همه ی ما باید بخواهیم و آگاه باشیم برآن چه برما رواشده و می رود . خوب بیندیشیم و خوب اندیشیدن را بیاموزیم. و برای همه با هرمرام و مسلک احترام بگذاریم آن وقت می بینیم که جایگاه انسان و همه ی حقوق انسانی اش چیست و کجاست... آن وقت است که می بینیم کجای جهان ایستاده ایم...
پس اجازه ندهیم به آرامی مردن را آغاز کنیم. حرکت کنیم و حرکت ساز باشیم. و با نگاهی نو و تأثیرگذار انسانیت از دست رفته مان را به دست آوریم...تاریخ آموزگارخوبی ست پس تاریخ برباد رفته را اجازه ندهیم چندباره تکرار کنیم... ما می توانیم...می توانیم آغازگر تحول و تغییر باشیم...به شرط خواستن و برخاستن...
مانا بمانید..

335:

برادر گرام

خدای یگانه رو که میشناسید همون خدایی که میگه بگید جز خدای یگانه معبودی نیست

همون خدا همه رو از نظر ایمان و تقوا ارجح قرار میده

برای همون خدا باید متنفر بود و دوست داشت

برای همون خدا باید می بود

شما نژاد پرستی رو تو همین کلمه گذاشتی دیگه عجم

در معنای بیشتر ما عجم یعنی ایرانی ترک و لر و فارسم نداره

336:

شما یه نگاهی به پاسخ هات بندازی متوجه میشی که کل ایرانی ها رو خطاب قرار دادی نه نژاد پرستارو

اونی که میبخشه خداست نه ما

337:

بنده معذرت میخوام..اگر به شما بر خورد درسته یکم عصبی شدم.. بنده قصدبدی نداشتم وبه اشتباهم اعتراف میکنم ببخشید ولی چون بعضیا مسئله ی عرب رو با دین مبین اسلام قاطی میکنن عصبی شدم چنین کلمات اشتباه وشیطانی به دلیل وسوسه ی شیطان ازدهنم پرید واقعا معذرت میخوام وامیدوارم که این کلمات حذف بشن

338:

حالا چرا من

اگه من کاره ای باشم

خدا رو شما یادت همیشه باشه

339:

معذرت میخوام بنده به خاطروسوسوه ی شیطان عصبی شدم وچنین کلمات نجاد پرستانه رو به کابردم لطفا ببخشید

340:

خودتون میتونید از گزینه ی ویرایش استفاده کنید و اشتباهاتتون رو حذف کنید

از این به بعد قبل از زدن دکمه ارسال کمی فکر کنید

341:

سلام بر شما دوست گرامی ، دین ستیزان و نژادپرستانی که به نیابت از مسلمانان به اعراب توهین می کنند باید عذرخواهی کنند نه شما.

342:

شما که انقدر از ایران و فرهنگ ایرانی متنفرید در جمعشون چه میکنید؟!!!

343:

از ایران و فرهنگ ایرانی خیر ، از کسانی که برای پراکندن عقاید فاسدشان پشت نام ایران و نام فرهنگ ایرانی سنگر گرفته اند

344:

اون عقایدی که شما فاسد میدونید عقیده 90 در صد ایرانی هاست

سکوت افراد رو به حساب هم عقیده بودن با خودتون نذارید

345:

گرامی به باور من کسی که دوستدار فرهنگ غنی ایران و تمدن شکوهمند آن است و به اسلام
اعتقاد دارد و به رسول اسلام رسول رحمت ارادت؛ باید انسان نیک منش و بزرگ اندیشی باشد
مانند دانشمند فرهیخته ایرانی ِ مسلمان ابوریحان بیرونی؛ مهر افزون.



*

346:

عقایدی که شما درباره میزان باورمندانشان نظرسنجی و تحقیق کرده اید و آمار استخراج کرده اید دقیقا چی هستند؟

سکوت افراد رو به حساب هم عقیده بودن با خودتون نذارید
ساکت ها را هم دادیم به شما ، آنها را هم بگذارید روی آمارتان بشود 138 %

347:

ببخشید شما از مردم ایران آمار گرفتید ک میفرمایید عقیده 90درصد ایرانیهاست؟
(بلفرض درستی این امار،اکثریت همیشه برحق نیست!)

348:

بله

من توی این جامعه دارم زندگی میکنم

چشم بصیرت هم دارم

نیازی دفتر و دستک و اعداد و ارقام نیست

349:

کلن خدایا تو بشریت حالا چی دیدی؟!

350:

حکایت فتح قومس

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ قومس (یا قومش/ کومس)، سرزمینی ایرانی است که با محاسبات امروزی و بر اساس منابع متعدد تاریخی و جغرافیایی، همان استانِ سمنان کنونی می‌باشد که در زمان‌های گذشته، مرکز آن دامغان بود[۱]. این ناحیه در عصر خلافت عُمَر فتح شد. حکایت فتح این ناحیه بسی قابل توجه است. در تاریخ طبری پیرامون فتح این ناحیه در سال ۲۲ هجری چنین آمده است:
«سويد بن مقرن با آرايش از رى آهنگ قومس‏ كرد و كس با وى مقاومت نكرد و قومس‏ را به صلح گرفت و آنجا اردو زد و چون از نهر آنها كه ملاذ نام داشت بنوشيدند بيمارى ميانشان شيوع يافت. سويد به آنها گفت: «آبتان را تغيير دهيد تا مانند مردم اينجا شويد». چنان كردند و آب خوش بود. كسانى از پارسيان كه به طبرستان پناه برده بودند يا راه بيابان‌ها گرفته بودند، به نعيم نامه نوشتند كه آن‌ها را به صلح و جزيه خواند و برايشان چنين نوشت: «بنام خداى رحمان رحيم، اين امانى است كه سويد بن مقرن به مردم قومس و اطراف آن مي‌دهد، براى جان‌هاشان و دين‌هاشان و مال‌هاشان. به شرط آنكه جزيه دهند، از هر بالغى به قدر توانش، و اینکه مردمان نيكخواهى كنند و خيانت نيارند و راهنمائى كنند و هر مسلمانى كه بر آنها وارد شود يک روز و شب غذاى وى را به عهده دارند از خوراک متوسطشان. اگر دگرگونى آوردند يا حرمت پيمان خويش را نداشتند ذمه از ايشان برى است (یعنی اگر مردم قومس این پیمان را زیر پا بگذارند، حکومت نیز پیمان را اجرا نخواهد کرد). نوشت و شاهد شد»[۲]. این واقعه‌ی تاریخی (فتح قومس، بدون جنگ و درگیری) را منابع متعدد تاریخی بیان کرده‌اند[۳].
روشن است که مردم آن ناحیه حاضر به جنگیدن علیه سپاه عرب نشدند. به گفته مرحوم استاد عبدالحسین زرینکوب در «دو قرن سکوت»: «مردم که از جور فرمانروایان و فساد روحانیان به ستوه بودند آیین تازه را نویدی و بشارتی یافتند و از این رو بسا که به پیشواز آن میرفتند. در ولایاتی مانند ری و قومس و اصفهان و جرجان و طبرستان، مردم جزیه را می پذیرفتند، اما به جنگ آهنگ نداشتند و سببش این بود که از بس دولت ساسانیان دچار بیداد و پریشانی بود، کس به دفاع از آن علاقه و رغبتی نداشت»[۴]. رفتار سپاه عرب با مردم قومس هم روشن است که بسیار بهتر از رفتار شاهان و موبدان زرتشتی با مردم ایران بود. به راستی چه چیز باعث شد عرب -که به درگیری و قتل و غارت افتخار می‌کرد- تا حد بسیاری در رفتار خود تجدید نظر کرده، صلح را بر جنگ مقدم بدارد؟ ناگفته نماند از دید ما، سپاهیان عربِ فاتحِ ایران، مسلمانانی کامل نبودند. اما با این وجود -با همین مسلمانیِ ناقص- در قضایایی همانند فتح قومس، رفتارشان با مردم مناسب و خردمندانه بود.
پی‌نوشت:
[۱]. مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۲. ج‏ ۳ ص ۳۵۸ ؛ ج ۵ ص ۸۹
ذبيح الله صفا، تاريخ ادبيات در ايران، تهران‏: انتشارات فردوس‏، ۱۳۷۸. ج ۱ ص ۱۴۵
سرپرسى سايكس، تاریخ ایران، ترجمه سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى‏، تهران: نشر افسون، ۱۳۸۰. ج ۱ ص ۴۰۹
ابى‌سعيد گرديزى، زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۶۳. ص ۱۹۵
ابن خرداذبه، المسالک و الممالک، نشر موقع الوراق، ص ۶۶
یاقوت الحَمَوی، معجم البلدان، بیروت: دارالفکر، ۱۹۹۲. ۴ ص ۴۱۴
[۲]. تاريخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۷۵. ج‏ ۵ ص ۱۹۷۷
[۳]. ابن اثير جزرى، تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ترجمه عباس خليلى و ابو القاسم حالت‏، تهران: انتشارات مؤسسه مطبوعات علمى‏، ۱۳۷۱، ج‏ ۹ ص ۳۵
ابوعلی بلعمی، تاریخ‌نامه‌ی طبری (مشهور به تاریخ بلعمی)، تهران: سروش، ۱۳۷۸، ج‏۳، ص: ۵۲۶
ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۸. ج ۷ ص ۱۳۸
تاریخِ ابن خلدون، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۹۹۳. ج ۲ ص ۱۱۹
[۴]. عبدالحسین زرینکوب، دو قرن سکوت، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۱. ص


351:

عبور فاتحین ایران از فرات، با حمایت جمعی از ایرانیان

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ درباره‌ی فتح ایران به دست سپاه مسلمین، حقایقی بس شگرفت و قابل توجه وجود دارد که متأسفانه جریانات باستانگرا علاقه‌ای به روشن شدن این حقایق ندارند. واقعیت امر این است که موبدان زرتشتی به همراهی پادشاهان حکومت ساسانی، چنان عرصه را بر مردمان ایرانی سخت کرده بودند، که تحمل آن برای اکثریت ملت غیرممکن بود. موبدان زرتشتی در حکومت ساسانیان دست به فساد و تباهی گشوده بودند، این امر موجب تضعیف حکومت شده بود. نارضایتی و نفرت و بیزاری از شاهان ستمگر و موبدان فاسد در میان مردم ایرانِ عصر ساسانی موج می‌زد[۱].
«دستگاه دین و دولت با آن هرج و مرجِ خون‌آلود و آن جور و بیداد شگفت انگیز که در پایان عهد ساسانیان وجود داشت، دیگر چنان از هم گسیخته بود که هیچ امکان دوام و بقا نداشت» و «مردم که از جور فرمانروایان و فساد روحانیان به ستوه بودند، آیین تازه را نوید و بشارتی یافتند و از این رو بسا که به پیشواز آن می‌رفتند»[۲]. «در همان هنگام که اهریمن نفاق و شقاق کشور ساسانیان را به ورطه‌ی مرگ و نیستی می‌کشانید، سروش خدایی بیابان نو واردان عرب را از جاده کفر و نفاق به راه هدایت و نجات می‌خواند»[۳].
جالب است بدانیم که بر اساس منابع متعدد تاریخی، در آغازین درگیری‌های میان سپاه عرب و حکومت ساسانیان، ایرانیان به سپاه عرب کمک کردند تا از رود فرات بگذرند. از آنجایی که در عصر ساسانی، دجله و فرات جزو خاک ایران محسوب می‌شدند، و سپاه عرب توان عبور از رود پرآب و خروشان فرات را نداشتند. از همین روی، پسفرّخ (بسفروخ) مرزبان ایرانی، به همراهی دهقانان ایرانیِ شهر انبار، به درخواست فرمانده سپاه عرب، پلی بر روی فرات ساختند و همین امر سبب شد تا جنگجویان عرب بتوانند بخش‌های زیادی از سرزمین‌های ایرانی را به راحتی فتح کنند. گزارشات متون کلاسیک تاریخی از جمله ابو حنيفه دينورى (تاریخ نگار ایرانی متوفای ۲۸۳ هجری) در «اخبار الطوال» و ياقوت الحموى (متوفای ۶۲۶ هجری)، مؤید این امر است[۴].
در همین باب، مرحوم استاد عبدالحسین زرینکوب در کتاب «دو قرن سکوت» می‌گوید: «مردم که از جور فرمانروایان و فساد موبدان به ستوه بودند، آیین تازه را نوید و بشارتی یافتند و از این رو بسا که به پیشواز آن می‌رفتند. چنانکه در کنار فرات یک جا گروهی از دهقانان، جسر -پل- ساختند تا سپاه ابوعبیده به خاک ایران بتازد
»[۵].
پی‌نوشت:
[۱]. عبدالحسین زرینکوب، دو قرن سکوت، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۱. ص ۵۴-۵۵-۲۷۲-۲۸۲-۲۸۳
[۲]. عبدالحسین زرینکوب، همان، ص ۸۲
[۳]. عبدالحسین زرینکوب، همان، ص ۵۹
[۴]. ابوحنيفه دينورى، اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران: نشر نى، ۱۳۷۱. ص ۱۴۸-۱۴۷
ياقوت الحَمَوى، معجم ‏البلدان، بيروت: دار صادر، ۱۹۹۵. ج‏ ۱ ص ۴۵۷
[۵]. عبدالحسین زرینکوب، همان، ص ۸۲


منبع




352:

نه اقلیت بر حق هستند مانند مذهب احمدیه؛ اباضیه که از شیعیان کم تر هم هستند.





*

353:

دوستان..عزیزان من دست ازاین فتنه بردارید..ما کجا واعراب 1400سال پیش کجا..نگاه کنید که آمریکا وغربیا چطور پیشرفت کردند ومیکنندوبه مریخ میرندو شما فقط عرب ستیزی میکنید..مگه نمیدونید رئیس جمهور آمریکا یک سیاه پوسته که بر اکثریت سفیدپوست داره حکومت میکنه وهیچ اختلافی بینشون نیست ازشون یاد بگیرید ..مثلا سرخ پوستای امریکایی نمیگن سفید پوستا سرزمینمون رواشغال کردندوبرده هاشون الان دارن حکومت میکنن.برده هاشون ینی سیاهان که اوباما ازاوناست...

354:

ما نیز قبلا به تو گوشزد کردیم در حدی نیستی که از تذکر سخن بگی و نیز نام شهید چمران و شهدا و رزمندگان اسلام والاتر از آن هست که امثال تو لایق به زبان آوردن نام آن بزرگواران باشی.

همان تیمسارک های اعلی حضرت و جنگ سه ساعته اعلی حضرتت با عراق را بچسب!

355:

برنامه مورد علاقه تیمساردادبین،نظریه پرداز برجسته گاردجاوید شاهنشاه اریامهر و طراح نظریه جنگ سه ساعته ک این نظریه در ارتش امریکا و داعش تدریس میشه::

اعراب با ایران چه کردند؟

356:

امثال این ها اشتهاشون هم خوبه ، ولشون کنی میگن افتخارات دفاعی نظام اسلامی متعلق به ارتش جاوید ایران هست.
به خیال خودش می خواهد بگوید ارتش ایران از آغاز ، از زمان کوروش تا زمان پهلوی و تا الان یکی هست !
می خواهد ارتش ِ آن بزدلی که عرضه نداشت بحرین را نگه دارد را با ارتش نظام اسلامی یکی کند .
عرضه نداشتند زمان جدایی بحرین لااقل یک گلوله شلیک کنند تا بگوییم لااقل خواستند ولی زورشان نرسید بحرین را نگه دارند، آنگاه این آمده اینجا می گوید ارتش اعلی حضرتش در عرض 3 ساعت ارتش عراق را شکست داد.

357:

سلام آقا سعید

ایقد حرص نخور عزیز
شما ک بیشتر با اسلام آشنایی با مهربونی و مسلمونی جلوی این رفتارای احساسی رو بگیر
بهرحال همه اهل یک کشوریم و خوبیت نداره ب دلخواه دیگران حمله کنیم

358:

موافقم داداش

حرص خوردن برامون خوب نیست


سکته ها همه توی این ساعات از صبه :d

359:

شب بخیر

واقعا گاهی سر چیزایی همدیگه رو آزار میدیم ک تهش هیچی نیست

گیر دادن ب نژاد و قومیت واقعا گاهی باعث انفجار عصبی میشه

360:

من اصلا این شخصو بعمرم ندیدم !!

و به رسمیت نمیشناسم !!

شما که باهاش آشنایی داری !!


نگفته بودی از سلطنت طلب ها هم پول میگیری !!

361:


سال ۶۳۶ ميلادي اعراب مسلمان به ايران حمله کردند
-
متاسفانه عده‌اي نيز بر اين گمان هستند که ايرانيان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همين دليل بر آن شدم که به بخشي از آن اشاره ‌کنم .
عبدالحسين زرين کوب در کتاب دو قرن سکوت مي نويسد: فاتحان، گريختکان را پي گرفتند؛ کشتار بيشمار و تاراج گيري باندازه اي بود که تنها سيصد هزار زن و دختر به بند کشيده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتري زر و سيم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهاي برده فروشي اسلامي به فروش رسيدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ي بسيار بر جاي نهادند
—-
پس از تسلط اعراب
در حمله به سيستان؛ مردم مقاومت بسيار و اعراب مسلمان خشونت بسيار کردند بطوريکه ربيع ابن زياد ( سردار عرب ) براي ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدري بساختند از آن کشتگان ( يعني اجساد کشته شدگان جنگ را روي هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکيه گاهها ساختند؛ و ربيع ابن زياد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سيستان هزار هزار ( يک ميليون ) درهم به امير المومنين دهند با هزار غلام بچه و کنيز. ( کتاب تاريخ سيستان صفحه۳۷، ۸۰ – کتاب تاريخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)
در حمله اعراب به ري مردم شهر پايداري و مقاومت بسيار کردند ؛ بطوريکه مغيره ( سردار عرب ) در اين جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگيدند و پايمردي کردند… و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با ني شماره کردند و غنيمتي که خدا از ري نصيب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)
در حمله به شاپور نيز مردم پايداري و مقاومت بسيار کردند بگونه اي که عبيدا ( سردار عرب ) بسختي مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصيت کرد تا به خونخواهي او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهيان عرب نيز چنان کردند و بسياري از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخي؛ صفحه 116 -کتاب تاريخ طبري؛ جلد پنجم صفحه 2011)
در حمله به اليس؛ جنگي سخت بين سپاهيان عرب و ايران در کنار رودي که بسبب همين جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گرديد در گرفت. در برابر مقاومت و پايداري سرسختانه ي ايرانيان؛ خالد ابن وليد نذر کرد که اگر بر ايرانيان پيروز گرديد « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسيان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ مي آوردند و در رود گردن مي زدند » مغيره گويد که « بر رود؛ آسياب ها بود و سه روز پياپي با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هيجده هزار کس يا بيشتر بودند؛ آرد کردند … کشتگان ( پارسيان ) در اليس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاريخ طبري؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاريخ ده هزار ساله ايران؛ جلد دوم برگ 123)
در شوشتر؛ مردم وقتي از تهاجم قريب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهاي سه پهلوي آهنين بسيار ساختند و در صحرا پاشيدند. چون قشون اسلام به آن حوالي رسيدند ؛ خارها به دست و پاي ايشان بنشست ؛ و مدتي در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آناني را که از پذيرفتن اسلام خود داري کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ )
در چالوس رويان؛ عبدالله ابن حازم مامور خليفه ي اسلام به بهانه (دادرسي ) و رسيدگي به شکايات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان هاي متعددي جمع کردند و سپس مردم را يک يک به حضور طلبيدند و مخفيانه گردن زدند بطوريکه در پايان آنروز هيچ کس زنده نماند … و ديه ي چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور مي بردند. (کتاب تاريخ طبرستان صفحه ۱۸۳ – کتاب تاريخ رويان؛ صفحه ۶۹ )
در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ي مردم شهر را بجز يک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)
در حمله به نيشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کينه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوريکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام مي کشتند و غارت مي کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282)
در حمله ي اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهيان اسلام به سختي جنگيدند؛ بطوريکه سردار عرب ( سعيد بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پايداري و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعيد ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « يک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسليم شدند؛ اما سعيد ابن عاص همه ي مردم را بقتل رسانيد؛ بجز يک تن؛ و در توجيه پيمان شکني خود گفت: « من قسم خورده بودم که يک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهيان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )
پس از فتح” استخر” (سالهاي 28- 30 هجري) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند براي بار دوم” استخر” را محاصره کنند.مقاومت و پايداري ايرانيان آنچنان بود که فاتح “استخر” (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگين کرد بطوريکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم ” استخر” که خون براند. پس خون همگان مباح گردانيد و چندان کشتند خون نمي رفت تا آب گرم به خون ريختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند “چهل هزار کشته ” بودند بيرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخي صفحه 135– کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)

رامهرمز نيز پس از جنگي سخت به تصرف سپاهيان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسياري از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراواني را برده ساختند و مال و متاع هنگفتي بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه 215)
مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاريخ يعقوبي صفحه 62 -کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه 2116, 2118 – کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)
جنايات اعراب تنها به اين شهر‌ها ختم نشده است و اينها تنها گوشه‌اي از تاراج ميهنمان به دست تازيان بود و آشکارا مقاومت ايرانيان در برابر آنان را ثابت مي‌کند.
در کتاب عقدالفريد چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخني از خسرو پرويز نقل شده که مي گويد: اعراب را نه در کار دين هيچ خصلت نيکو يافتم و نه در کار دنيا. آنها را نه صاحب عزم و تدبير ديدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومايگي و پستي همت آنها همين بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جاي و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بينوايي و نيازمندي مي کشند و يکديگر را بر اثر گرسنگي و درماندگي مي خورند.از خوردنيها و پوشيدنيها و لذتها و کامروانيهاي اين جهان يکسره بي بهره اند.

362:

بنظر من که جعل زیادی تو متنته یکی اینکه یک حفره بزرگ تو متن ات پیدا شد که کاملا بی ارزش کرد کل مطلب رو جلو چشم ام:
حال دوستان دقت کنن چگونه خواسته برا مطلب یک منبع ساختگی بده دهانمان بسته باشه:

مردم کرمان نيز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو ميليون درهم و دو هزار غلام بچه و کنيز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاريخ يعقوبي صفحه 62 -کتاب تاريخ طبري جلد پنجم صفحه 2116, 2118 – کتاب تاريخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)
چه شد سر از کرمان در اوردید؟؟؟؟؟؟
خودم هم کتابو نگا کردم از کرمان حرفی نیامده در صفحه 2119 بعدش هم میره سراغ{سخن از اینکه چرا عثمان ولید رااز کوفه برداشت و سعید را بر آنجا گذاشت}

این سوال هم بهش پاسخ دهید:
چگونه اعراب سوسمار خور بی فرهنگ بی تمدن عقب مانده صحرا نشین چادر خواب شاهنشاهی عظیم با تمدن و با فرهنگ بسیار پیشرفته تر ساسانی را از میان بردند؟؟؟؟

زرین کوب اینقدر عاقل بود اعتراف کرد تو جلد دوم کتابش اش گفت جوانی کردم و تعصب داشتم چیزی نفهمیدم!!
این را هم از طرف زرین کوب به شما تقدیم میکنم:
اعراب با ایران چه کردند؟
اعراب با ایران چه کردند؟
منبع

فعلا

363:


364:

در سال ۶۳۶میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند. بسیاری از ما از جنایت اعراب
کم و بیش شنیده ایم. کیست نداند تازیان با ما چه کردند .اما از اسناد و جزئیات این
وقایع بی‌ خبریم. این فقر آگاهی‌ تا آنجا پیش رفته است که متاسفانه عده‌ای نیز بر
این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل
بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره ‌کنم.
اسناد جنایات اعراب در ده‌ها کتاب معتبر بیان شده است که آن را غیر قابل انکار
می‌کند.اعرابِ شبه‌جزیرهٔ عربستان در طی گشودن پیاپی شهرهای ایران قساوتی در خور
شهرت تاریخیشان بروز دادند. سوزاندن شهر، آتش زدن کتب، برکندن درختان، کشتار مردان
و برده‌ گرفتن زنان و کودکان و فروش آنان در بازارهای عربستان از جمله این جنایت
بود. بارها کار بدانجا رسانیدند که مردان اسیر را می کشتند تا جوی خون برانند.
اعراب با ایران چه کردند؟
ایرانیان در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند از خود مقاومت درخشانی نشان دادند. اعراب
مسلمان در این جنگ سفاکی و خشونت بسیار. در این جنگ تعداد فراوانی از زنان و کودکان
ایرانی به اسارت رفتند و از اموال و غنیمت ها؛ چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در
هیچ کتابی اندازه ی آن ذکر نشده است. عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می
نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود
که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد
بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی
اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر
ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.
اعراب با ایران چه کردند؟
در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه
ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد
تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و
هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد
که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار
غلام بچه و کنیز.
در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ
بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی
ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها
بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد
« گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند
» مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه
را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسیان ) در الیس
هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار
ساله ایران؛ جلد دوم برگ 123
اعراب با ایران چه کردند؟

365:

در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی
آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها
به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر
اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده
بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶(
در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه (دادرسی ) و
رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس
مردم را یک یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ
کس زنده نماند ... و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و
املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاریخ رویان؛
صفحه ۶۹ (
در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب
تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303
در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر
کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه « آنروز از وقت صبح تا نماز
شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282(اعراب با ایران چه کردند؟

366:

در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار
عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛
سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند
خورد « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن
عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من
قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به
گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛
جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ (
مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم
کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با
اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی صفحه 62 -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه
2116, 2118 - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)
اعراب با ایران چه کردند؟

367:

در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید:
اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم
و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که
آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه
بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از
خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.
و در اخر چه بر سر ایران و ایرانی امده که هم پیاله شدن با تازیان بیابان گرد ملخ خور را افتخار میداند....
((( زنده باد آرمانها)))اعراب با ایران چه کردند؟

اعراب با ایران چه کردند؟

368:

منابع
کتاب تاریخ طبری - محمد بن جریر طبرى – بازگردان ابوالقاسم پاینده- چاپ پنجم 1375
،ناشر اساطیر
کتاب فارس نامه ابن بلخی, ناشر بنیاد فارس شناسی - چاپ 1374
کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران -تالیف عبدالعظیم رضایی – چاپ دهم 1378
کتاب آفرینش و تاریخ، مطهر بن طاهر مقدسى (م381) ، بازگردان محمد رضا شفیعى كدكنى،
تهران، آگه، چ اول، 1374ش

کتاب ملاحظاتی در تاریخ ایران، علی میرفطروس. آلمان. چاپ اول-1998
کتاب تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. تهران. انتشارات امیرکبیر. چاپ2. جلد2
کتاب اسلام در ایران. ایلیا پاولویچ پطروشفسکی. ترجمه کریم کشاورز.تهران. انتشارات
پیام. 1363
کتاب فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری / کتاب مروج الذهب ، علی بن حسین مسعودی
کتاب غرر اخبار ملوک الفرس، ابومنصور ثعالبی / کتاب تاریخ بخارا، ابوبکر نرشخی
کتاب مجمل التواریخ و القصص- به تصحیح محمدتقی بهار / کتاب اخبار الطوال، ابوحنیفه
دینوری
کتاب عقدالفرید، ابن عبدربة المالك / کتاب تاریخ طبرستان، ابن اسفندیار
کتاب تاریخ سیستان، مولانا شمس‌الدین محمد موالی- محمود بن یوسف اصفهانی
کتاب تاریخ رویان، مولانا اولیاءالله آملی / کتاب تذکره شوشتر، سید عبدالله شوشتری
کتاب تاریخ کامل، علی ابن اثیر / کتاب تاریخ یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب
کتاب دو قرن سکوت، عبدالحسین زرین کوب / کتاب الفتوح، ابن اعثم کوفی
کتاب شاهنشاهی ساسانی، تورج دریایی

369:

استناد به کتابی که 300 سال پس از وقایع نوشته شده است فاقد ارزش است

370:

دوست گرامی
انها هیچ, شخص شما قبول نداشته باش و فکر میکنم قبولش از طرف شما چندان مهم هم نباشد...
یک پیشنهاد از شهیدان زنده میتوانی بپرسی که احتیاج به سند هم نداشته باشد که در همین جنگ تحمیلی مردم ایران زمین از اعرابه....چه چیزهای که تحمل نکردند.....

371:

جنایات مختص نژادی نیست و و هیچ نژادی متمایز نیست و بهتر است به جای نژاد پرستی انسانیت را سرلوحه قرار دهید
بنده از نقطه نظر خودم نگفتم و یک حقیقت است و روایات در طول 300 سال تغییرات عمده ای و پایه ای میکنند مخصوصا در همین زمان که می بینیم با وجود این همه وسایل ارتباط جمعی و ارتباطات چگونه مثل آب خوردن دروغ سازی می کنند و حقایق را تحریف می کنند
ضمنا این حرف بنده نیست و شمایی که به تاریخ طبری استناد میکنید خوب است به حرف خود نویسنده هم رجوع کنید که میگوید راست و دروغ روایاتش را تائیید نمی کند
بنا براین دلیل دیگری است که که صد البته در نژاد پرستی شما نهفته است که این کتاب رو مبرا میکنید

372:

یک نکته دیگری که خلاف گفته های شما را نشان میدهد شهیدان عرب ما در جنگ تحمیلی هستند

373:

جناب....
گیریم کل اسناد مشکل دار است یا بیش از اندازه بزرگ و کوچکش کردند...
چیزی که اینجا میگم درست بودن یا غلط بودنش فعلا مهم نیست مهم خوی ادمیست...
از ان تاریخ حمله اعراب مسلمان به ایران چند سال جلوتر بیایید...
میرسم به واقعه عاشورا....البته این هم جالب است قبل از عاشورا هم کم نکشتند و سر نبریدند و ...
بگذریم....
عرض مطلبم این است اگر به نظر شما این اسناد دروغ باشد و از اعراب چنین برخوردی سر نمیزند
کم نیست سندهایی که بعد از عاشورا سراغ داریم...
کتاب مختار را خواندید؟؟؟سر بریدن و جوی خون به راه انداختن و برده فروشی و وحشیگری از خلق و خوی اعراب است....

374:

.



مردم عراق از نظر نژادی عرب محسوب نمی شوند، بلکه بین النهرینی هستند. همچون مصریان تنها زبانشان عربیست. بسیاری از شهر های ایران ساسانی در عراق کنونی واقع بوده است.



.

375:

متوجه کلامتون نشدم...

376:

مشکل شما اینه که از یک جزء برداشت کلی میکنید
با همین دیدگاه شما و ب استن به کتیبه های دوران هخامنشی نیز میتوانند ایران را خشن و غیر انسانی معرفی کنند(برای نمونه در نقشی که داریوش به ماتحت دشمنانش نیزه فرو کرده است)
یعنی دقیقا راهی رو میروید که غربیان برای ایران میروند و فیلمهای 300 و غیره میسازند
امام حسین هم عرب است چرا از نظر شما نماد عرب یزید است و امام حسین نیست؟

377:

فرمودید در جنگ تحمیلی مردم ایران از عرب ها چه ها که نکشیدند!
در نقض گفته شما عرض کردم که ما شهیدان عرب کم نداریم که در مقابل گفته ی به اصطلاح شما عرب ها قد علم کردند

378:

نژاد مردم عرب عراق سامی است
اصیلترین نژاد عرب محسوب میشوند

379:

دوست گرامی عرب زبانان کشور من ایرانی هستند و فقط عرب زبان.

380:

گرامی روشن کنید که هدف شما نژاد عرب است یا زبان عربی!؟
عرب های ایران هم زبانشان عربیست و هم نژادشان
چگونه میخواهید اینان را تفکیک کنید؟فقط به واسطه ی اینکه در جغرافیای ایران ساکنند؟

381:

اکثریت اون مردم بین النهرین نسلشون توسط همین عرب ها منقرض شده.
و ساکنین فعلی عراق مردم مهاجر عرب از منطقه عربستان هستند.
یک چیز تو مایه های کاری که انگلیسی ها با سرخپوستان در امریکا انجام دادند

382:

دوست گرامی ادامه بحث با شما را موفق نمیدانم
چون اثبات روز را نمیشود دلیلی مهمتر از گرمای خورشید و نشان دادن خورشید دانست.
موفق باشید

383:

منبع؟

384:

در تناقضتان ماندید؟
با مغالطه بازی نمیتوانید فرار کنید

385:

اری ما مانده ایم....ولی فرار نمیکنیم....!!!
شما درست میگویید ,افکارتان همه توجیه دارد و به همین شکل ادامه دهید که ادامه راه را برایتان بسیار روشن است....!!!!
موفق باشید!

386:


387:

اگر مانده اید بفرمایید نژاد مردم عرب ساکن ایران چیست؟

388:

از این جملات دریافتم ک بنظر شیعه هستید
شیعیان هم ارادت ویژه ای به سلمان فارسی(ع) دارند
سلمان فارسی هم به همرا عمار یاسر شیعی مرید امام علی در نبرد مسلمانان و ساسانیان به نفع مسلمانان میجنگیده،امام علی هم مشورت میداده به فلانی
با این وضع میشه بگید ک نظرتون درباره سلمان فارسی شیعه ک فرهنگ عاشورایی داشت چیه؟

نوشته اصلي بوسيله mohammadkkk نمايش نوشته ها
دوست گرامی عرب زبانان کشور من ایرانی هستند و فقط عرب زبان.
این تنها یک توهم است و هیچ پایه تاریخی نداره
عربهای ایران نژاد و زبان و فرهنگشان عربی ست و بخشی از انها با همین فتوحات اسلامی وارد ایران شدند و بخشی هم از دوران اشکانیان در ایران حضور داشتند

389:

این موضوع دروغه

اعراب با گل و شرینی و شربت امدند و با رافت و مهربانی دست نوازش بر سر ناموس ایرانیان کشیدند و اندکی را هم به یغما بردند و گفتند چون برادریم زبان فارسی تکلم نکنید و عربی بخوانید در همین حوالی اندک طلا و غنیمتی دیدند و ناگاه شیطان همه را با هم فریب داد و یک غارت کوچکی هم کردند و انگاه چون توان کمک به زنان ایرانی نداشتند انان را در بازار فروختند و نام رعیت به ایرانیان چسباندند و چون دیدند نمی توانند حق برادری را درست ادا کنند انان را به نوکری بردند .


حال هم اکنون هم دلیل دشمنی عربستان با ایرانیان فقط به خاطر برادری کردن در حق ایرانیان است
و چون گل و شیرینی را مصداقی از لوس بازی می دانند با تفنگ و باروت و اندکی سر بردن حق برادری انجام می دهند

به ناگاه شوخی شوخی ماجرا جدی شد و ایرانیان و شیعیان را کافر نامیدند و کشتن 7 شیعه را کلید ورود به بهشت خواندند

به ناگاه جوی خون جاری شد و کشتار اغاز گردید انان به دنبال حوری ها خوشگل و زیبا و یافتن بهشت دسته دسته کشتند و سر بریدند به طوری که به ناگه چنگیز خان مغول در گور خود لرزید .

حالا از سر برادری و محبت و لطف مردم شیعه عراق و کورد ها را می کشند و به زنان انان تجاوز می کنند تا حقیقتا حق برادری را به جای اورده و کمکی به انان کرده باشند .

و این کتاب داستان ما همچنان ادامه دارد ...

390:

به قول جلال : سال ها پیش از اینکه یزگرد سوم به خراسان بگریزد ، سلمان به یثرب گریخته بود
مردم ایران از جنگ های ایران و روم و ظلم پادشاهان به تنگ اومده بودن
این جور ادعا ها نه تایید داره نه تکذیب .
ولی آخرش که چی ؟
می خواهید چی را ثابت کنید ؟

391:

با سلام به دوستان و
تشکر از جناب boosal و ss8248
که هر آنچه می بایست گفته شده را گفتند ...
خدمت شما باید عرض کنم که ایرانیان از ابتدا
شیعه نبودند و اتفاقا" امثال همین طبری و
کسانی که کتب صحاح سته ی برادران اهل سنت را
نوشتند اغلب از ایران بودند ...

نوادگان ائمه که ناچار بودند به بلندی های طبرستان و ...
بروند اغلب شهید شده اند و کمتر پیش آمده به مرگ طبیعی
از دنیا بروند ...

جنبش فاطمیون در مصر از اولین جنبش های علویان بودو
بسیار قوی تر و پایدارتر و با قدمت تر بود ...

شما غم داعش و چنگیز و.. را نخورید ، داعشی ها نهایتا"
کاری را می کنند که کوروش و داریوش و شاپور و ... کردند ...
تاریخ را که مطالعه کنید به جای اینکه حس "امریکایی" بودن
به شما دست بدهد ، قطعا" حس داعشی بودن به شما دست خواهد داد ،
با این حاکمانی که داشتیم و بلایی که سر ملل همسایه آوردیم !


نوشته اصلي بوسيله mohammadkkk نمايش نوشته ها
دوست گرامی
انها هیچ, شخص شما قبول نداشته باش و فکر میکنم قبولش از طرف شما چندان مهم هم نباشد...
یک پیشنهاد از شهیدان زنده میتوانی بپرسی که احتیاج به سند هم نداشته باشد که در همین جنگ تحمیلی مردم ایران زمین از اعرابه....چه چیزهای که تحمل نکردند.....
شهیدان زنده ، مردم عراق را مقصر نمی دانند ،
آنها از حزب بعث و صدام که دست نشانده ی غربی ها بود ، تنفر دارند ،
آنها عراق را بهتر از شما می شناسند ...

پیش از اینکه کل اعراب را متهم کنید ،
نگاهی به شناسنامه ی پادشاهانتان بیاندازید ،
آن پادشاهی که خود را از نوادگان خسروپرویز می دانست ،
برای خودشیرینی نذر می کرد که هر سال برود هند را
به خاک و خون بکشد،ایرانی نبود؟!
یگ نگاهی بیاندازید ببینید که حاکمان کشورمان در چند قرن پیش بیشتر
کشور هند را عقب انداختند یا انگلیسی ها!
افتخارات بین النهرین را برای خودمان می دانیم ،
نابودیش را به دیگران منسوب می کنیم !!


-------------------------
دیگر دوران کپی برداری از تاریخ طبری که قرن ها پس از
این رویدادها نوشته شده و اصالتش را خودش هم تایید نمی کند،
گذشته است ...

مردم ایران آنزمان هم با دین یهود و مسیحیت و هم زرتشتی و مانوی و ...
آشنا بودند ، تاریخ و سفرنامه ها نشان می دهد ، مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان
در قرون بعد آزادانه در این کشور زیسته اند و
مثلا جمعیت یهودیان در شرق ایران بالای چند صد هزار نفر بود
ولی در بیت المقدس تنها یک نفر یهودی دیده شده !!

اینکه کسی ادعا کند مردم ایران تحت فشار و زور اسلام را پذیرفته اند ،
به اندازه ی پرکاهی تاریخ نمی داند !

392:


با سلام دوست عزیز....


با تایید حرفهای شما ...منم اضافه کنم که در همین ایران یا کشور یونان کنونی

که مرکز امپراطوری روم بود یه زمانی پادشاهانی بودن که قتل و غارت کردن

الان اگه با دید نژاد پرستانه نگاه کنیم مردم ایران و یونان همه آدم کش هستن

واقعا کی میخوایم کمی واقع نگر باشیم به مسائل خدا میدونه ...!.

پادشاهان بی دین آدم کش بیشترین افراد در طول تاریخ بودن
پادشاه زرتشتی داشتیم که آدم کش بود ...
پادشاهان غربی که ادعای مسیحی بودن میکردن ظالم و آدم کش داشتیم
پادشاهی هم داشتیم ادعای مسلمانی کرده آدم کشی کرده

این افراد ارتباطی به دین پیدا نمی کنن ..الان هم جمهوری اسلامی داریم

که دنبال جنگ و آدم کشی در کشورهای همسایه نیست ...


..

393:

بله این همون حمله جناب عمر به ایران برای مسلمان کردن ایرانیان است

394:

چیزی که عیان هست چه حاجت به بیان هست

395:

این جنگ به مراتب خودش انقدر .... بود که حتی بقیه هم از اون ایراد بگیرن

396:

تمدن‌های باستانی مهم بین‌النهرین شامل اقوام:
کلدانی، بابلی‌، اکدی، سومری، آشوری واقوام دیگر که در آن زمان قدرت آنان از اقوام یاد شده کمتر بوده و در تاریخ بسیار کم از آنان نام برده شده است که بجز سومریان، دیگر اقوامی که در بین‌النهرین دولت تشکیل دادند، همگی سامی نژاد بودند.


امروزه هم مردم غرب خاورمیانه و بین النهرین اکثرا از نژاد سامی هستند و مشخص است که بر خلاف ادعای شما دخل و تصرفی صورت نگرفته است

سامی (قوم) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

397:

واقعیت امر چیست؟
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa28224 بنظرم بی طرفانه و منصفانه ترین پاسخ بود!

در مورد منبع: اولی دکتر زرین کوب که منبع خودشون هم منبع طبری بود.
در مورد منبع طبری: پس باید موارد زیر را هم قبول کرد:
اعراب با ایران چه کردند؟
جلد اول تاریخ طبری سخن درمورد محل فرود حضرت ادم و حوا

و همچنین سخن گفتن گاو:
" سعد در اثنای این اقامت عاصم بن عمرو را سوی اسفل فرات فرستاد و او تا میشان برفت به جستجوی گوسفند و گاو بود اما بدست نیاورد....پیش رفت تا بر کنار بیشه ای مردی را بگرفت واز او پرسش کرد و جای گوسفند و گاو می جست و آن کس قسم خورد و گفت نمیدانم اما او چوپان چهارپایان بود که در آن بیشه بود و گاوی بانگ برآورد که بخدا دروغ میگوید اینک ماییم.......بله ما این را شنیدیم و دیدیم و گاوان را براندیم ، حجاج گفت دروغ میگوئید، گفتند اگر تو آنجا بوده ای و ما نبوده ایم چنین باشد ، گفت راست میگویید،.... گفتند این را نشان بشارتی دانستند که از رضای خدا و شکست دشمن ما خبر میداد" (ت طبری)
منبع:http://ashosooshians.blogfa.com/post-33.aspx

بیشتر تاریخدانان و حققین در مورد نحوه نقل قول تاریخ طبری بیان های مختلفی داشتند و حتی در این راستا این کتاب چندین بار مورد بازخوانی تصحیح قرار گرفته است!

398:

اگر بخواهیم در نظر بگیریم که ما ایرانی ها که همیشه دنبال ازادی و حق هستیم پندار نیک- گفتار نیک و کردار نیک

نمی توانیم بگوییم اسلام به زور شمشیر به ما وارد شده چون بعد از حمله ی اعراب ما حمله ی مغول را هم داشتیم بصورت گسترده تر و وحشیانه تر چرا نباید از خود بپرسیم چرا دین چنگیز دین رسمی ما نشد؟؟؟ چرا نوادگان چنگیز مسلمان شدند؟؟؟

399:

متن آبی شده رو روز اولی که خوندم چنان شاخ در آوردم که گفتم طبری! گاو تو بودی که حرف زدن گاو و باور کردی!!

اما خود طبری اول کتابش می گه من اینجا هر چی دستم رسیده نوشتم و اگر چیزهایی دیدید که تعجب کردید,تعجب نکنید!چون من هر چی بهم رسیده نوشتم!
واسه همینه می گن کتابش سراسر اسراییلیات(اباطیل و جعلیات) هست.
+
فکر می کنم به همین دلیل بوده که بیهقی اول کتابش می گه:
سعی کردم چیزی ننویسم که خوانندگان بگویند,شرم باد این پیر را...

اعراب با ایران چه کردند؟
ضمن تشکر از توضیحات شما درباره ی عکس ها باید اضافه کنم:
در واقع این اثر هم اصلا ربطی به اعراب ندارد!
اثر محصول بازه ی زمانی چندین سده ی بعده که مربوط به سلطان محمد فاتح هست و فتح قسطنطنیه!!

400:

در مورد قادسیه آمده است" رستم بپیش آمد.... و چهار ماه بین حیره و سیلحین اقامت کرد، بی آنکه اقدامی نسبت به مسلمانان به عمل آورد و یا با آنان بجنگد...... مشرکان[ایرانی ها] حدود یکصد و بیست هزار تن بودند و سی پیل و پرچم بزرگی داشتند........ عده مسلمانان بین نه تا ده هزار تن بود......"(بلاذری ـ فتوح البلادان)

واقعا به دور از دین و مذهب، فقط از روی جنگاوری و دلیری یکی بیاد بگه چرا ایرانی هایی که سپاهش این همه تجهیزات داشته با این همه نیرو باید از اعراب شکست بخوره اون همه با این تفاوت در تعداد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که بعنوان یک ایرانی نمی تونم همچین چیزی رو قبول کنم که مردان ایرانی که سپاهش شهره ی عام و خاص بود از سپاه اندک اعراب شکست بخوره البته با این ارقام و تعداد این کتاب های تاریخی! کوروش رو هم دوست دارم البته داریوش رو بیشتر به تاریخ خودم هم می بالم و به اعداد و ارقام و تمام حوادث روایت شد در این کتاب های تاریخی (البته رونویسی از هم هستند!) اعتقادی ندارم

401:

سلام.دقیقا همینطوره
اعتراف طبری درباره تاریخش:

«بیننده کتاب ما بداند که بنای من در آنچه آورده ام و گفته ام بر عهده راویان بوده است نه حجت عقول و استنباط نفوس ، نه استدلال و نظر ، به جز اندکی . که علم اخبار گذشتگان، به خبر و نقل به متاخران توان رسید ، نه استدلال و نظر ، و خبرهای گذشتگان در کتاب ما هست و خواننده عجب داند یا سنونده نپذیرد و صحیح نداند، از من نیست ،بل که از ناقلان گرفته ام و همچنان یاد کرده ام.» (طبری-جلداول-ص6)

402:


اتفاقا این گاو در حادثه ی قادسیه سخن گفته حالا نم یدونم چطور شده روشنفکرها و بظاهر ایراندوستان چطور نظرشون به این جناب گاو جلب نشده

403:

" ابو رجاء فارسی از پدرش و او از جد وی مرا روایت کرد که گفت: من در نبرد قادسیه شرکت جستم و آن زمان مجوسی بودم. چون تازیان تیری سوی ما رها میکردند، میگفتیم دوک دوک که مراد از آن مغازل است. آن دوکها همچنان بر ما می بارید تا کارمان ساخته شد. گاهی یکی از مردان ما از کمان خود ناوکی رها میکرد و آن بر جامهء کسی آویزان میشد و از آن بیشتر کاری نمیکرد و زمانی میشد که تیری از تیرهای ایشان زره محکم و جوشن دو لای مردان ما را می شکافت"(بلاذری ـ فتوح البلادان).

چشم و دل برادران ایراندوست روشن ............چقدر ما ایرانی ها ضعیف بودیم در عکس های تاریخی که بعضا اواتار ما می شود کمان سلاح اصلی ماست ببین بالا در کتاب های معتبر تاریخی تون چی گفته واویلتا واویلتا...



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

نظرات، انتقادات و پیشنهادات تالار/ دفتر مدیران تالار ادیان و مذاهب
آيا كشتی نوح وجود داشته است ؟
کارنامه تمدن اسلامی
تحریف کتاب های مقدس ( انجیل و تورات )
جامعه مسلمانان اهل کتاب
سوالات شیعیان از اهل سنت

مطالبی پیرامون احوال و فتنه های آخر الزمان و حضرت مهدی
بررسی منابع اسلام : قرآن و حدیث
یا علی
یک سوال جالب برای محک زدن نحوهء اعتقاد شما(اگر قرآن بگوید ماست سیاه است نظرشما چیست؟)
حدیث روز
احادیث برگزیده از ائمه اطهار ع
*