بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 



x

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)



گزارش لحظه‌ به‌ لحظه از تحولات عراق
تجهیزات نظامی غرب
فرمانده داعش: کوبانی ها ایرانی هستند/ جزیه دهید در امانید
جنگنده ایرانی قاهر 313 رونمایی شد
فوری/انتقام سخت حزب الله از صهیونیست ها
هدیه 40 میلیون دلاری وزارت نیروی ایران به لبنان

تجمع اعتراضی به دیدار "فائزه هاشمی" با عناصر بهائیت برگزار شد+ تصاویر
سپاه:نابودی اسرائیل کمتر از 8 دقیقه
قابل توجه پان ترک ها؛ گفتگو با نماینده ی اردبیل
سخنان رئیس جمهور در گفتگوی زنده تلویزیونی
شما به دولت تدبیر و امید چه نمره ای می دهید؟
حقوق قالیباف و همسرش چقدر است ؟
حمایت از ما | مشهدهاست
`

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)




بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)
یادداشت مدیریت تالارتاریخ: این جستار با رونوشت گرفتن از ارسال های پایانی جستار قبلی، با هدف استفاده بهتر از اسناد و نقد های جدید ایجاد شده است. تمامی مباحث در جستار قبلی باقی مانده و چیزی حذف نشده است. آرشیو بحث قدیمی در همان جستار به با این لینک قابل دسترسی است:
امیدوارم با نو کردن فضای این مبحث، گفتگو ها لطیف تر از سابق پیگیری شود و ابتذالی که جستار پیشین دچارش بود تکرار نشود.

درود بر شما آقا بهنام گرامی ...

ببینید دوست گرامی ؛ اگر ما به متن های باستانی ایرانی یعنی متن های پهلوی رجوع کنیم می بینیم که هر جا که از اسکندر نام برده شده ، همیشه با لعن و نفرین بوده و اسکندر را کسی که اوستا را سوزانده و به دریا ریخته و یا کشنده ی مغان معرفی می کند و نامش را همردیف ضحاک و افراسیاب آورده می شود ...

همچنین این شخص را رومی معرفی می کنند و با این توضیح او نمی تواند ایرانی باشد .

مطالبی که در اسکندر نامه های ایرانی مشاهده می کنیم ، در واقع از یک رمان تاریخی سریانی از کالیستن سن دروغی که احتمالا این متن متعلق به خودش هم نباشه سرچشمه می گیرد که بر خلاف نظریۀ رایج میان تاریخدانان ؛ هیچ وقت متن سریانی وی به پهلوی در زمان ساسانی ترجمه نشده است زیرا متن های پهلوی اسکندر را ملعون خطاب می کنند و مطالبش با اسکندرنامه ها که اسکندر را شخصیتی الهی جلوه می دهند ؛ بسیار متفاوت است .

اسکندر بدون شک ایران را فتح کرده است و مطالب مورخین یونانی اثبات شده اند . مثلا وقتی آریان از کشتی رانی یونانیان در خلیج فارس و اقیانوس هند خبر می دهد ؛ در کشور کویت نیز کتیبه هایی یونانی به کاوش هیت باستان شناسی سوئد یافت شده اند که شرح این ماجراجویی کشتی رانان یونانی در آن آمده است و کتیبه هایش در موزۀ ملی کویت نگهداری می شود که امیدوارم ترجمه هایش را تاریخ پژوهانِ ایرانی به فارسی نیز نشر دهند ...

یا وقتی اسکندر وارد ایران می شود ، ما از زمانِ وی در تخت جمشید یک سنگ مسافت نما می بینیم که برای جاده ها و مسافت ها بکار می رفته است و روی آن به یونانی 20 استاد نوشته شده است و از این سنگ ها هیچ وقت در ایران نداشته ایم . اینها چگونه وارد ایران شده است ؟

بنگرید : سنگ مسافت نمای یونانی از ناحیه تخت جمشید ,مجله اثر , بهار 1376 - شماره 28 , صفحه 96 , تصویر | پایگاه مجلات تخصصی نور

به هر حال متن های باستانی ایرانی نیز ، اسکندر را غیر ایرانی معرفی می کنند .

ممنون

10-16-2014


1:


2:


درودی دیگر ...

درست است بنده با شما ممکن است اختلافاتِ عقیده بر مسائلی از تاریخ داشته باشیم ، ولی هیچکداممان نیامده ایم و اسنادِ تاریخی جعل کرده باشیم . یعنی همین کاری که این خانم آمده است و کرده است و برای ایرانی کردن روم باستان ؛ کتاب انه اید را تحریف کرده اند ؛ در حالی که در جای جای کتاب انه اید از ایتالیا به عنوان سرزمینی که انه اید و سپس روموس و رومولوس شهر روم را پی می افکنند نام آورده شده و رودخانۀ تیبر که شهر روم در کنار آن ساخته می شود ، در ایتالیا نوشته شده و اکنون نیز در ایتالیاست .

در مورد اینکه ایشان کجا تبلیغ میترا پرستی نمودند ، در همین سایت در یک جا با کوبیدن مذهب زرتشتی متنی از بندهش در مورد زن آورده بودند و داد و هوار می کشیدند که لعنت بر مذهبی زن در آن برای کام گیری مزدان آفریده شده است و ادامه دادند که مذهب زرتشتی این نیست (؟) .... آدرس دقیقش یادم نیست ولی به مدیریت تالار بگویید شاید بتواند کمک کند .

ایشان در همه جا تبلیغِ میترا پرستی می کنند . در وبلاگ خودشان علنا خطاب به موبد موبدان ایران گفتند که بگذارند مذهب میترایی به عنوان فرقه ای از زرتشتیت در ایران آزاد گردد مانند شیعه و سنی که دو فرقه از دین اسلام هستند ( ) .

فرضیات اثبات نشدنی ایشان بسیار بیش از این سخنان است که بتوان به آنها پرداخت .

سنگ مسافت نمای یونانی مکشوفه در تخت جمشید این بود :


[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/User/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot.png[/IMG]بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)


[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/User/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-1.png[/IMG]
یا علی


3:

باسلام
بنده چون با عنوان پژوهشگر مطرح کردم :
"وجود معابد میترایی در اروپا نشان از فتح اروپا بدست ایرانیان است چرا که این ایین در ایران قدمت بیشتری دارد "
ناگهان متهم به ترویج ایین مهر در ایران شدم ! که این اتهام تنها نشان فراماسون بودن متهم کنندگان می باشد چرا که این حقیقت باید از سوی این گروه به هر ترتیبی که هست حتی به بی راهه کشیدن سخن متهم کردن افراد انکار شود.
نمی دانم چرا افرادی که ذوالقرنین قران را الکساندر ... ( الکساندر به استناد خود مورخین یونانی ... یود به نوشته انها شب مار به رختخواب مادرش رفته بود چرا لغت من به ... ویرایش شد ؟ لغت من نیست لغت خودشان است ! )‌مقدونی می دانند متهم به توهین به این کتاب مقدس و اعتقادات مسلمانان جهان نمی شوند؟
.................................................. .............
اقای با دانشی که هنوز نمی داند در زبان یونانی خ وجود دارد و زبان فارسی را به علت وجود خ در ان زبان بربری قلمداد کردند تشریف ببرند اول مطالعه کنند بعد بر این جستار سخن بر ضد ایرانیان بنویسند

ان یکی اقای محترم نیز اول ببینند روم مورخین بعد از اسلام دقیقا کجای ایتالیای امروزی بود بعد وقت با ارزش بنده و خودشان را اینگونه اینجا تلف کنند (انه اید اگستوس را فرستاده وسط سرزمین کاسپها یعنی کاشان قزوین دریای خزر شما گویا حالتان اصلا خوب نیست استناد به مدارکی می کنید که بر ضد سخن خودتان است ! )
.................................................. .................

دوستان گرامی که پرسشی دارند بر وبلاگ گفتمان در خدمت شما هستم
گفتمان دروغهای تاریخ
این فروم با این ترتیب مکان سخن گفتن علمی نیست
پاینده باشید

4:

روم و مورخین بعد از اسلام


سفرنامه ابن بطوطه معاصر ابن خلدون :

«به مدینه رسیدیم ، سپس از بیت المقدس و گذشتیم ؛ سوار کشتی بزرگی شدیم که متعلق به اهالی جنوا بود و بسوی کشور ترکها یا بلاد الروم حرکت کردیم ، این سرزمین را به مناسبت اینکه سابقا دست رومیان بود بلادالروم مینامند ، رومی های قدیم و یونانی ها در این نواحی زیست میکردند و هم اکنون که مسلمانان آن نقاط را در تصرف خود دارند عده زیادی از مسیحیان در آن مرز و بوم زندگی میکنند» (ج1 برگه 345)
+
«تصویری از مردم بلاد الروم : مردم این نواحی از حیث صورت و قیافه ، زیباترین و خوش لباس ترین و خوش خوراک ترین و مهربان ترین مردمانند و به همین جهت گفته شده که برکت در شام است و مهربانی در روم ، شهر علایا در روم شهری است بزرگ که در ساحل دریا واقه شده و بازرگانان مصر و اسکندریه به این شهر رفت و آمد دارند ، بلاد روم از زیباترین قسمتهای دنیا است و خداوند کلیه محاسبی را که بطور متفرق در جاهای دیگر قرار داده ، در این سرزمین یکجا جمع کرده است» (همان)



تاریخ مسعودی :
«خلیج قسطنطنیه از این دریا منشعب میشود که به دریای روم میریزد ، قسطنطنیه بر ساحل غربی خلیجی است و از راه خشکی به رومیه و اندلس و جاهای دیگر پیوسته است... در جهان خوش سیماتر از مردان روم نیست (این توصیف مردم زیباروی ایتالیاست یا مردم مدائن ؟) ... دنباله دریای روم سفاله نام دارد که در محل معروف به ساحل سلوکیه از سرزمین روم نمودار اس و از زیر دریا به جزیره قبرس پیوسته است... آنان که پنداشته اند نسب مردم یونان و روم یکی بوده و جد هر دو ابراهیم است ، بدینخاطر گفته اند که سرزمین دو قوم به یک جا بوده و وطن مشترک داشته اند ، یونان برادر قحطان از سرزمین یمن بیرون شد تا به اقصای دیار مغرب رسید و همچون دیگر اقوام فرنگ و روم آنجا مقیم شد...هنگامیکه بخت النصر از دیار مشرق سوی شام و مصر و مغرب تاخت و شمشیر در این نواحی نهاد ، یونانیان مطیع و خراجگزار ایران بودند ، سپس اسکندر که قدرت گرفت به به دیار شام و عراق رفت ، سپس ایران را بگرفت و به سرزمین سند و هند روی آورد ، آنگاه به سوی چین و تبت رفت ، اسکندر در بازگشت سوی مغرب رفت در شهر زور که به قولی در عراق بود بیمار شد و بمرد» (مروج الذهب ، ج1 ، برگه 119-141-149-280-281-282 تا 284)

بدین ترتیب با این تحقیقات جای بحثی برای این موضوع باقی نگذارده ام.

5:

- نام ملوک روم : ملوک روم به قیاصره معروفند که در رومیه اقامت داشتند و مقصود از بنو الاصفر ایشانند چه به صوفر بن نفر بن عیص بن اسحق بن ابراهین(ع) منسوبند (بیرونی- اثارالباقیه صفخه 133)
- مسعودی می نویسد : بانیان شهر رومیه پادشاهانی بوده اند که به پسران گرگ شهرت داشتند و نام رومیه از انها امده و عنوان رومی را به نام ایشان و پادشاهان دیگر افزودند.
- رومیان از انجا که بغداد است تا شام داشتندی . .... و فرزندان عیص به روم و خزر اند و فرزندان او روم است (تاریخ بلعمی )
- در تاریخ یعقوبی رومیه رسما = مدائن امده است
- از روم ملکی برخاست از رومیه و اهنگ اشک کرد نام ان ملک قسطنطنین و جای نشست ملکان روم اندر شهر رومیه (مدائن) بود و این رومیه شهری بزرگ است اندر همه روم شهر از ان بزرگتر نبود.این قسطنطنین سپاهی بزرگ بیاورد از انجا و روی به اشک نهاد که با او حرب کند . این اشک دانست که با او بس نیابد سوی هر ملکی از ملوک الطوایف کس فرستاد و نیرو خواست ... از رومیان بسیار بکشت و برده کرد و قسطنطنین بگریخت . او شهری دیگر بنا کرد استوار و جایی محکم و ان را قسطنطنیه نام کردند و انجا بنشست به ملک خویش و امروز هم جایگاه ملکان روم هم بدان شهر قسطنطنیه است. (تاریخ بلعمی )
- به زمین روم اندر پادشاهی بود که ان را یونان گفتندی و انجا ملکی بود نام او فیلقوس و از فرزندان عیص ابن اسحق بود و اندر پادشاهی یونان شهری بود نام ان مقدونیه و ان جایگاه این ملک بود و این فیلقوس چون ملک یونان بگرفت نشست او به این مقدونیه بود و همه سرزمین یونان او را بود ...امروز ان شهرها ویرانست و از حکما هیچکس نمانده است ولیکن کتابهای انها مانده است اندر دست خلق. (تاریخ بلعمی )

- طبری در تاریخ خود اشاره می کند که ابراهیم از قوم کُردان بود
- ابن خلدون می گوید : اسماعیل زبان عربی را از قبیله جرهم اموخت زیرا پدرش عرب نبود
- آزر پدر ابراهیم از خاندان فریدون است.
- فرزندان اسحق عبارت از عیص و یعقوب بودند . به دعای اسحق همه زمین کنعان و لب دریا از فرزندان عیص پر شد و او را پسری امد نام او روم و ان پسر انجا شد که امروز روم خوانند.تاریخ بلعمی فیلقوس پدر اسکندر را از کنعانیان می داند و محل حکومت انان را کنعان مشخص کرده است (تاریخ بلعمی)
مسعودی همچنین در کتاب التنبه و الاشراف آورده است :
- عیص بن اسحاق از دختران کنعانی زن گرفت و فرزندان فراوان اورد چنان که گویند عمالیق که همان عرب های صحرا نشین شام هستند از فرزندان نقار بن عیص =عیصو و رعوتیل بن عیص = عیصو بوده اند . اما علمای عرب این را فقط در مورد رومیان می پذیرند و در مورد عمالیق و دیگران انکار می کنند و همه این رشته نسبتها مربوط به مندرجات تورات و دیگر کتب عبرانی است.
- ماهونداد (نام یکی از شارحین است ) گفت که ارومیان باشند . روشن ( روشن پسر آذر فرنبغ فرخزاد که در زمان مامون میزیسته ) گفت که : سرخ کلاه ( قزلباشان که ترکان سرخ کلاه می باشند و در زمان صفویه اسم انها مشهور است) و سرخ زین و سرخ درفش باشند و اینها نشانه ایشان باشد .
از روم ملکی برخاست از رومیه و اهنگ اشک کرد نام ان ملک قسطنطنین و جای نشست ملکان روم اندر شهر رومیه (مدائن) بود و این رومیه شهری بزرگ است اندر همه روم شهر از ان بزرگتر نبود.این قسطنطنین سپاهی بزرگ بیاورد از انجا و روی به اشک نهاد که با او حرب کند . این اشک دانست که با او بس نیابد سوی هر ملکی از ملوک الطوایف کس فرستاد و نیرو خواست ... از رومیان بسیار بکشت و برده کرد و قسطنطنین بگریخت . او شهری دیگر بنا کرد استوار و جایی محکم و ان را قسطنطنیه نام کردند و انجا بنشست به ملک خویش و امروز هم جایگاه ملکان روم هم بدان شهر قسطنطنیه است. (تاریخ بلعمی ).
( قسطنطنیه دوم تازه = استانبول امروزی است الروم )
بسوی کشور ترکها یا بلاد الروم حرکت کردیم، این سرزمین را به مناسبتاینکه سابقا دست رومیان بود بلادالروم مینامند
سپس ایران را بگرفت و به سرزمین سند و هند روی آورد ، آنگاه به سوی چین و تبت رفت
هند این مورخین :
....میگوییم به سوی عراق رهسپارشو و به ان سامان درآی و از ناحیه هند یعنی ابله (بصره) اغاز کن (تاریخ طبری ،قتح ایران بدست مجاهیدن اسلام)

6:

خانم حامد فرمودند :

(انه اید اگستوس را فرستاده وسط سرزمین کاسپها یعنی کاشان قزوین دریای خزر شما گویا حالتان اصلا خوب نیست استناد به مدارکی می کنید که بر ضد سخن خودتان است ! )



باشد اگر شما کتاب انه اید را قبول دارید . بنده به تمام تاریخ پژوهشان می خواهم خودشان بروند یکبار این کتاب اسطوره ای را بخوانند .

از شما یک تقاضای دیگر دارم اینکه در کدام کتاب و کتاب قسمت و صفحه از کتاب انه اید ( که ترجمه آقای کزازی را هم بنده دارم ) ؛ از سرزمین کاسپین ها و آگوستوس سخنی آمده است ؟

7:


اولاً که آدرس صفحات و جلد مدارکتان را مثل بنده بدهید بررسی کنیم ؛

با پرانتز گزاری و داخل پرانتز نوشتن مدائن ، ایتالیا به عراق نمی آید

اکنون که به دو تاریخ طبری و بلعمی پناهنده شده اید آب پاکی را اینچنین روی دستتان می ریزم :

تاریخ طبری ، جلد دوم برگه 496-497 :

«رومیان به سالاری پادشاه بزرگشان به خونخواهی پادشاهشان که اشک پادشاه بابل او را کشته بود به دیار پارسیان حمله بردند ... همین قضیه رومیان را بنیان قسطنطنیه وادار کرد که جای پادشاهی را از رومیه به آنجا بردند و بنیانگزار شهر قسطنطین بود و او نخستین پادشاه روم بود که نصرانی شد» (از متن روشن است که رومیه نمیتواند در کشور بابل باشد و مچ چنین جعلی بدینوسیله گرفته میشود)

"يعقوبی" مورخ ایرانی سده سوم هجری در كتاب "البلدان" در وصف مدائن مينويسد :

«مدائن پايتخت پادشاهان پارس است. و نخستين كسي كه در آن منزل گزيد انوشيروان بود و آن چندين شهر است در دو طرف دجله . در طرف شرقی شهری است كه به آن عتيقه گفته ميشود و كاخ سفيد كهنی كه نميدانند چه كسی آن را بنا كرده است ، و نيز مسجد جامع كه مسلمين پس از فتح مدائن ساخته‌ اند در آن واقع است و نيز در طرف شرقی نجله شهری است كه به آن اسبانير گفته میشود و ايوان عظيم كسری كه پارسيان مانند آنرا ندارند و هشتاد ذرع ارتفاع دارد ، در اين شهر واقع است و ميان دو شهر باندازه يک ميل راه است و سلمان فارسی و جذيقه بن يمان در همين شهر منزل داشتند و قبر هر دو در آنجاست.
پس از اين دو شهر، شهری است بنام «روميه» كه گفته ميشود روميان چون بر پارسيان غلبه يافتند آنرا بنا كردند و اميرالمؤمنين منصور هنگامی كه ابومسلم را كشت همانجا بوده و ميان اين سه شهر نزديک دو ميل تا سه ميل راه است.
در طرف غربی دجله شهری است آنرا بهر سير گويند و سپس ساباد مدائن در يک فرسخی بهرسير واقع شده، پس آنچه در طرف شرقی دجله است از همان دجله مشروب ميشود و آنچه در طرف غربی دجله واقع است از فرات ، يعنی از نهری بنام نهر ملک كه از فرات جدا ميشود مشروب میگردد.
اين شهرها همه‌ اش در سال چهارده گشوده شد و فتح آن بر دست سعدبن ابی وقاص بانجام رسيد . . . . » ( برگه 99 البلدان ترجمه دكتر محمدابراهيم آيتی)

در تاریخ ثعالبی میخوانیم :

«اسکندر با جنگ با فرمانروای مصر کار خود را آغاز کرد ، سپس از مصر بطرف عراق عزیمت نمود» (برگه 252) (روشن است که از شاه رومیه ، به رومیه مدائن لشکرکشی نمیکند!)


8:


درود بر جناب بزرگمهر عزیز ...

بنده دیشب یک پست دیگر نوشته بودم که متاسفانه پاکش کردند . حال یک بار دیگر درخواست خود را می نویسم :

+ یک سند زنده تاریخی مانند سنگ نبشته ، چرم نبشته ، پوست نبشته ، کتیبه ، لوح ، مهر ، سکه یا هر یادگار باستانی دیگر که نامِ اسکندر مادی-اشکانی-رومی (؟) در آن نوشته شده باشد را ارائه دهید تا نخست وجود تاریخی این اسکندر تازه کشف شده ، ثابت شود .

+ در کدام سند و متن باستانی آمده است که رومیه در مدائن همان رم باستان و شهری که در اساطیر روموس و روملوس ساخته اند بوده است ؟


+ چگونه است که رومیان در مدائن تا قبل از کنستانتین بوده اَند ولی بارها اشکانیان تیسپون را فتح کرده بودند ؟ نام تیسپون در اصل کتیسپون است و نام این شهر حتی ایرانی نیست !

+ چگونه می گویید که ساسانیان با کلیساهای اروپایی تاریخ اسکندر اشکانی را تحریف کرده اَند در حالی که ساسانیان با مسیحیان دشمن سر سخت بوده اَند و بار ها مسیحیان را در ایران قتل عام کرده اند ؟ این چور با عقل جور در می آید ؟


+ چگونه می گویید که رومیان تیره ای از اشکانیان هستند در حالی که رومیان حتی یک سند و نوشته به خط پهلوی ننوشته اَند و همش به یونانی می نوشتند ؟ حتی در مدارسی که در اسکندریه مصر کشف شد نیز در آنجا به شاگردان تاکید می کردند که زبان یونانی را خوب یاد بگیرند زیرا زبانِ علمی اسکندریه و حتی جهان آن روز بوده است ؟!


+ چگونه اسکندر شما رفته است مصر را گرفته و از آنجا به میانرودان لشگرکشی کرده است ولی مورخین یونانی از واقعه به این مهمی چیزی ننوشته اَند و در اسناد و کتیبه های مصری نیز نامی از اسکندر اشکانی نیست ولی از الکساندر و یونانیان و بطالمه بسیار سند وجود دارد ؟


__________

جناب بزرگمهر ، شهر رومیه در مدائن نام اصلیش وه انتیوک بوده است و توسط اسیرانِ رومی انطاکیه ساخته شده است و اهالی انتاکیه در آنجا نیز سکنی گزیدند و این واقعه در زمان خسرو انوشیروان روی داده است و اسناد تاریخی نیز همه گویای این واقعه هستند و کریستن سن و دیگر تاریخ دانان نیز این را نقل کرده اَند .


حال اجازه دهید به بررسی اسکندر میترایی در متن های پهلوی بپردازیم :


آقای فرشید ابراهیمی در کتابی کوچک به نامِ " اسکندر مقدونی به روایت متن های پهلوی " آن قسمت هایی که در متون پهلوی از اسکندر نام برده شده و همچنین ابیاتِ الحاقی شاهنامه فردوسی دربارۀ اسکندر و راهیابی افسانۀ اسکندر در اسکندرنامه های فارسی مورد کنکاش قرار داده اَند که پژوهشی بسیار جالب ایشان انجام داده اَند ...

بنده در اینجا چندین قسمت که نام اسکندر مقدونی در متن های پهلوی آمده است را در اینجا به نگارش در می آورم :
کارنامۀ اردشیر پاپکان :
در این متن پهلوی به ملوک الطوائفی و قسمت بندی ایران بعد از مرگ اسکندر مقدونی و پادشاهی بد اسکندر سخن رفته است که اجداد اردشیر پاپکان از دست او به هندوستان فرار کرده بودند .

فرگرد نخست ، بند 1 :



به کارنامۀ اردشیر پاپکان ایدون ( = اینچنین ) نوشته بود که پس از مرگِ اسکندرِ رومی ایرانشهر دو صد و چهل کدخدا بود .

فرگرد نخست ، بند 6 و 7 :

و ساسان شبانِ پاپک بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمۀ دارای دارایان بود . اندر دُش خدایی ( = پادشاهیِ بد ) اسکندر نیاکان ( او ) به گریز و نهان روشی بودند و با کُرد شبانان می رفتند .

فرگرد 7 ، بند 6 :

و ایشان درون یشتند و به اردشیر خواهش کردند که واج فرمای گرفتن و خورش خور و اندوه و تیمار مدار ، چه هرمزد و امشاسپندان چاره ی این چیز خواهند و این پتیاره ایدون به نهلند ، چه با ستمگری دهاک و افراسیابِ تور و اسکندر رومی ، پس نیز یزدان بهش خرسند نبودند ، و ایشان ( را ) به ورج و فره ی خویش ایدون نابین و ناپیدا کرد ، چونان که کیهان آشنا ( است ) .
دادستان مینوی خرد
در این متن پهلوی از اسکندر مقدونی به همراه دو چهرۀ استوره ای و نفرین شدۀ ضحاکِ تازی و افراسیابِ تورانی سخن به میان می آید و در این باره چنین می گوید

:
این سه تن که اهریمن بی گمان بود از آفریدگانِ جاویدانه ی اویند ، اهورامزدا با دگرگونی در آفرینشِ آن ها ، آن سه تن را از این گونه ( جاودانگی ) به در می آورد .

فرگرد هفتم ، بند 29 و 30 : ... و اهرمن بیوراسب ( = ضحاک ) و افراسیاب و اسکندر را چنان می پنداشت که جاودانه اَند ، و اورمزد برای سود بزرگی ( که این کار در بر داشت ) ( آنان را ) تغییر داد ، چنان که معروف است .
شگفتی و برجستگی های سیستان
در این متن پهلوی به یورش اسکندر مقدونی و کشتن روحانیون مزدیسنا به فرمان او اشاره می شود .

بند 13 :

چون گجستک ( = ملعون ) اسکندر رومی به ایرانشهر آمد ، آن ها را که به آئینِ مغ مردی می رفتند گرفت و کشت .

در آوانویسی این متن ، واژۀ " الکسندر " برای اسکندر آمده است که همان الکساندر در یونانی است .
دینکرد کتاب پنجم
کتاب پنجم دینکرد به دو قسمت تقسیم می شود . قسمت نخست آن دربارۀ سخنانی است که آذرپات امیدان از کتابی به نام "سمرا " به شخصی به نامِ یعقوب خالدان است که این شخصی زرتشتی بوده است . قسمت دوم نیز شامل پاسخ به پرسش هایی که شخصی مسیحی از آذرفرنبغ فرخزادان کرده است .

در قسمت نخست این کتاب ، در فصل سوم ، بند سوم ؛ از اسکندر مقدونی به عنوان شخصی آسیب رسان به دین زرتشتی و ایران سخن به میان آمده است :

فصل 3 ، بند 3 :



( دربارۀ ) چیزهای ویژه ای که در زمان های گوناگون آمده است و ( بعد ها ) می رسد ، از ( میان ) آن ها : ( آمدن ) آسیب رسانی چون اسکندر و نابود کنندۀ اغریرث و ملکوس و ضحاک و آسیب رسانان دیگر و ( دیگر ) آوَرَندگانِ باور های دروغین مانند مسیح و مانی و دیگران و دربارۀ دوران های گوناگون ، مانند فولاد و آهنِ گمیخته و دیگر ( دوره ها ) ، و آراستاران و تنظیم کنندگان و آورندگانِ دین مانند اردشیر ، آذرباد ، خسرو ، پشوتن .



در آوانویسی این متن هم برای اسکندر ، واژۀ الکساندر آمده است .
ارداویرافنامه

در این متن پهلوی از اسکندر به عنوان شخصی که اوستا را می سوزاند و به ایرانیان آزار می رساند نام برده می شود .

فرگرد نخست ، بند 3 :



پس گجسته ( = ملعون ) گنامینو ( = روح مخرب اهریمن ) دروند ( = بدکار ) برای این که مردمان به این دین شک کنند ، گجسته اسکندر رومی مصر نشین را گمراه کرد که با ستم گران و نبرد و بیماری ( : ترس ؟ ) به ایرانشهر آمد .

فرگرد نخست ، بند 6 :

و این دشمن بد بخت اشموغ دروند بد کردار ، اسکندر رومی مصر نشین ، آنها را برآورد و سوخت .

دیگر متون پهلوی نیز از اسکندر مقدونی به همین گونه نام بُرده اَند که از آوردن آن ها خودداری می کنم . اما همانگونه که گفتم در آوانویسی های این متون برای اسکندر ، به پهلوی الکسندر ئی هرومایک یا همان الکسندر ( = اسکندر ) رومی آمده است .

برای نمونه بنده به نسخۀ دست نویس ارداویراف نامه رجوع کردم و آوانویسی " الکسندر " را در عین متن پهلوی دیدم . قسمتی که زیرش قرمز است قرائتش می شود " الکسَندَر " و قسمتی که زیرش سبز است نیز " هروماییک " یا " رومی " هست .


برای نام الکسندر این واک ها آمده است

alksndr = حرف نویسی


که می شوند اَلکسَندَر




این هم اسکن از نسخه خطی ارداویرافنامه :



بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

9:



درود بر شما جناب کاکاافشار ارجمند

همین اسناد تاریخی بعد از اسلام که دستاویز قرار گرفته نیز سخنان این فرقه نوظهور را بسادگی رد می کند :


تاریخ ثعالبی ، برگه 260 تا 269 :

«اسکندر بطلمیوس را جایگزین خود در ایران زمین ساخت و به سوی هند شتافت..سپس اسکندر به خاور و سرزمین تبت و چین رسید»

جالب است که بدانیم در سریلانکا قله ای وجود دارد که الان "قله آدم" نامیده میشود و در نيمه نخست قرن چهاردهم میلادی، ابن بطوطه در سفرش در سریلانكا نام اسکندر را در آنجا دیده بود ؛


We next came to a place called the seven caves, and after this to the Ridge of Alexander; in which is a cave and a well of water. At this place is the entrance to the mountain. This mountain of Serendib is one of the highest in the world: we saw it from the sea at the distance of nine days. When we ascended it, we saw the clouds passing between us and its foot. On it is a great number of trees, the leaves of which never fall.

There are also flowers of various colours, with the red rose, about the size of the palm of the hand, upon the leaves of which they think they can read the name of God and of his Prophet. There are two roads on the mountain leading to the foot (of Adam); the one is known by "the way of Baba," the other, by "the way of Mama," by which they mean Adam and Eve. The way called that of Mama is easy: to it the travellers come upon their first visiting the place; but every one who has travelled only upon this, is considered as if he had not made the pilgrimage at all. The way named Baba is rough, and difficult of ascent. At the foot of the mountain where the entrance is, there is a minaret named after Alexander, and a fountain of water. The ancients have cut something like steps, upon which one may ascend, and have fixed in iron pins, to which chains are appended; and upon these those who ascend take hold. Of these chains there are ten in number, the last of which is termed "the chain of witness," because, when one has arrived at this, and looks down, A representation of the foot of the Buddha from Aluvihara the frightful notion seizes him that he shall fall. After the tenth chain is the cave of Khizr, in which there is a large space; and at the entrance a well, of water, full of fish, which is also called after his name. Of those, however, no one takes any. Near this, and on each side of the path, is a cistern cut in the rock. In this cave of Khizr the pilgrims leave their provisions, and whatever else they have, and then ascend about two miles to the top of the mountain, to the place of (Adam's) foot. The holy foot (mark) is in a stone, so that its place is depressed. The length of the impression is eleven spans. The Chinese came here at some former time, and cut out from this stone the place of the great toe, together with the stone about it, and placed it in a temple in the city of Zaitun: and pilgrimages are made to it from the most distant parts of China. In the rock, too; in which the impression of the foot is, there are nine excavations which have been cut out: into these the infidel pilgrims put d, rubies, and other jewels: and hence you will see the Fakeers, who have come as pilgrims to the well of Khizr, racing to get first to the excavations, in order to obtain what may be in them. We, however, found nothing but a little d with some rubies, which we gave to our guide.



The Travels of Ibn Batuta; Translated from the Abridged Arabic Manuscript Copies, preserved in the Public Library of Cambridge. Translated by Rev. Samuel Lee. London: Printed for the Oriental Translation Committee, 1829, 183-192.



+



تاریخ طبری ، جلد دوم ، برگه 494 :



«اسکندر به سوی هندوستان رفت و پادشاه آنجا را بکشت و شهر وی را بگشود ، از آنجا به چین رفت و چنان کرد که در هندوستان کرده بود و همه جهان مطیع وی شد و تبت و چین را به قلمرو خویش آورد» (کاملاً روشن است که با فتح مجدد ایران! همه جهان مطیع وی نمیتوانند بشوند و در متن گفته شده پس از فتح هند و چین "همه جهان" مطیع وی شدند)

10:

با سلام
.
جناب افشار بنده تک تک سوالات شما را پاسخ گفتم ( شاید علت پاک شدن پست شما تکرار بوده است ، نمی دانم ) اما هیچ اشکالی ندارد الان سوالات را دیدم تک تک انها را دوباره پاسخ می گویم به شرط انکه اول تکلیف این دو مورد زیر را دقیقا برای ما مشخص کنید
( همچنین جناب اقای نوید صلح دوست اختیار تام دارند و سوالات شما را پاسخ خواهند گفت نیاز نیست منتظر من بمانید ایشان از جانب من پاسخ خواهند داد )
1. استناد می کنم به همان ارادیف نامه شما و از شما با عنوان مترجم سوالی دارم :
در متنی که شما زحمت کشیدید و اسکن کردید و الان برای همه قابل دیدن است( با وجود انکه نسخه خطی نیست ) با خط کشی شما به رنگ های زیر قابل مشاهده است
الکسندر
هروماییک (اروماییک ، خروماییک)
واک اول و دوم هر دو لغت در نسخه های خطی اصلی عینا همدیگر است
چرا لغت دوم را الوماییک نمیخوانید ؟‌ چرا لغت اول را ارکساندر نمی خوانید ؟ واک دوم و اخر (در نسخه خطی) عینا هم است چرا لغت را الکسندل نمی خوانید ؟
علت این است که شما با عنوان مترجم با پیش فرض داده شده (استناد به تاریخ های نقل شده ) به صورت اتوماتیک می خوانید الکسندر ارومی و تفسیر می کنید همان الکساندر مورخین یونانی است .
حال در همین روند تغییر واک ها می توانید لغت را ارتشاخ یل بخوانید اما نمی توانید مکتوب کنید چون برای ان پشتوانه سند تاریخی می خواهید این سند خدمت شما :
طبری : اشک پسر حره پسر رسستان پسر ارتشاخ پسر هرمز پسر ساهم پسرروان پسر اسفندیار
حاضر هستید با عنوان مترجم در ترجمه و کتاب بعدی تان بنویسید ارتشاخ ارومانجی ؟ اگر پاسح منفی است بفرمایید چرا ؟

2.دائما اشاره می فرمایید در متون ساسانی اسکندر گجستک است پس باید خارجی باشد . چرا؟
مگر از دیدگاه ساسانیان ، اشکانیان گجستک نبودند ؟ هر حکومتی بسته به طبع خودش تاریخ را مکتوب کرده است . ساسانیان دشمن اشکانیان بودند و نوشتند گجستک هستند از دید من و شما امروز دلیل بر ان نیست که اشکانیان بد بودند یا خارجی بودند . با توجه به شجره طبری که به اشک ختم می شود از دید ساسانیان این ارتشاخ صد در صد گجستک بوده است . پس لغت گجستک سند خارجی بودن ( یونانی ، مقدونی ) اسکندر ایران ( به سال 73 ق.م ) نیست
پاسخ 6 مورد سوال شما اینجا حاضر است محبت بفرمایید تکرار ان 6 مورد را نفرمایید دو مورد بالا را روشنگری بفرمایید نتیجه که حاصل شد بنده 6 مورد را فورا ارسال می کنم
با سپاس

11:

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
با سلام

فتح نصیبین و جنگ روم :
«چون شاپور دریافت که قسطنطین پادشاه روم ، سرپیچی آغازکرده و از پرداخت خراج و مالیات خودداری میورزد برآن شد که با او جنگ درافکند و دیگر پادشاهان را با انتقامی که از او میگیرد برجای خود بنشاند ، با لشکریان خود به راه افتاد تا در نصیبین که در این هنگام زیر فرمان شاه روم بود اردو زد ، شهر را محاصره کرد ... شهر را بگشود و با قهر و غلبه وارد شهر شد ، یکی ار مرزبانان خود را برآن گمارد آنگاه آهنگ گشودن طرسوس کرد و به سوی قسطنطنیه روی آورد ، شاه قسطنطین او را پیام فرستاد و مهربانی نمود و برای او هدایای بسیار فرستاد و تعهد کرد که خراج بپردازد و تقاضا کرد که به کشور خود بازگردد ،
شاپور پذیرفت و با پیروزی به مداین بازگشت»

بن مایه :

تاریخ ثعالبی ، برگه 209

12:

اسکندر نمیتواند ایرانی باشد به دلایل زیر :

1. گفته شده است اسکندر ایرانشهر را ویران کرد ، این یعنی خارج از ایرانشهر بوده است
تواریخ به ما میگویند که :

«اسکندر ویرانی به بار آورد و در عراق و فارس و دیگر شهرهای ایران ، کوشکی باشکوه و بارویی محکم و کاخی بلند برجای نماند» (تاریخ ثعالبی برگه 258)

پس اگر اسکندر رومی و روم در مدائن باشد چنین چیزی غیر ممکن است که شاه مدائن ، کشور خود را ویران کرده باشد


2. وی قاتل درجه یک ایرانیان بوده است !

«سکندر بن فیلقوس پادشاهی بگرفت و از ایرانیان بسیار بکشت و جایهاشان ویران کرد و حصارهای ایشان کند و خراب کرد و علمای ایشان همه را بکشت» (تاریخ گردیزی ، برگه
58)

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
اسکندر ایران ( به سال 73 ق.م )

ادعای وجود اسکندر ایرانی 73 سال قبل از میلاد مسیح بن مریم !!

تاریخ طبری ، جلد دوم ، برگه 495 :

«عیسی بن مریم تولد یافت و تولد وی 303 سیصد و سال سال پس از قیام اسکندر بود»

13:



سلام بر شما

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
جناب افشار بنده تک تک سوالات شما را پاسخ گفتم ( شاید علت پاک شدن پست شما تکرار بوده است ، نمی دانم ) اما هیچ اشکالی ندارد الان سوالات را دیدم تک تک انها را دوباره پاسخ می گویم به شرط انکه اول تکلیف این دو مورد زیر را دقیقا برای ما مشخص کنید
( همچنین جناب اقای نوید صلح دوست اختیار تام دارند و سوالات شما را پاسخ خواهند گفت نیاز نیست منتظر من بمانید ایشان از جانب من پاسخ خواهند داد )
سوالات بنده قابل پاسخ دادن نیستند چون به بهترین منابع دسته اول پشتیبانی می شوند .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
1. استناد می کنم به همان ارادیف نامه شما و از شما با عنوان مترجم سوالی دارم :
در متنی که شما زحمت کشیدید و اسکن کردید و الان برای همه قابل دیدن است( با وجود انکه نسخه خطی نیست ) با خط کشی شما به رنگ های زیر قابل مشاهده است
الکسندر
هروماییک (اروماییک ، خروماییک)
واک اول و دوم هر دو لغت در نسخه های خطی اصلی عینا همدیگر است
چرا لغت دوم را الوماییک نمیخوانید ؟‌ چرا لغت اول را ارکساندر نمی خوانید ؟ واک دوم و اخر (در نسخه خطی) عینا هم است چرا لغت را الکسندل نمی خوانید ؟


واقعا مسخرس ! شما ارتشاخ یل در کدام متن تاریخ نامش دیده می شود ؟! مورخین اسلامی مانند طبری ، نام های اشخاص تاریخی را همیشه به اشتباه و همچنین در هم ریختگی حروف می نوشتند . ارتشاخ شاید اصلا « اردشیر » باشد !

همچنین در باب قرائت این واژگان :

در واژه الکساندر ، واکه های ا + ل + ک + س + ن + د + ر دیده می شود .

حرف ل نسبت به ر یک اظافۀ کوچک دارد که در تند نویسی این را نمی نوشتند . تند نویسی یکی از سبک های نوشتاری در ایران ساسانی بوده است و در متن پهلوی خسرو و ریدکی قبادان از این سبک نام برده شده است .
لذا برای خوانش واژگان باید جمله را بررسی کرد .

واک « ک » به واک « ت » تبدیل نمی شود که ارتشاخ از آن اختراع کنید .
واک س و ش می توانند جایگزین هم شوند ولی واکه « ن » نمی تواند به واکۀ « ا » تبدیل شود . باقی واکه ها هم همینطور .

پس علاوه بر این که نامی به نام ارتشاخ هیچ مفهومی در عهد باستان نداشته است ، همچنین از نظر قرائت واژگان نمی شود آن را جایگزین الکساندر کنید .

گفتید چرا اروماییک را الومی نمی خوانیم ، به دلیل اینکه واکه « ر » دومین واکه این واژه است . علاوه بر ارومی در کتیبه های ساسانی نیز برای روم ، واژه فروم نیز دیده می شود ولی بیشتر متون پهلوی و مانوی ، روم را هروم نوشته اند .

همچنین این اسکن نیز از نسخه های خطی گرفته شده است و از آسمان نازل نشده .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
علت این است که شما با عنوان مترجم با پیش فرض داده شده (استناد به تاریخ های نقل شده ) به صورت اتوماتیک می خوانید الکسندر ارومی و تفسیر می کنید همان الکساندر مورخین یونانی است .
حال در همین روند تغییر واک ها می توانید لغت را ارتشاخ یل بخوانید اما نمی توانید مکتوب کنید چون برای ان پشتوانه سند تاریخی می خواهید این سند خدمت شما :
طبری : اشک پسر حره پسر رسستان پسر ارتشاخ پسر هرمز پسر ساهم پسرروان پسر اسفندیار
حاضر هستید با عنوان مترجم در ترجمه و کتاب بعدی تان بنویسید ارتشاخ ارومانجی ؟ اگر پاسح منفی است بفرمایید چرا ؟

پاسخ را دریافت کردید . علاوه بر این که آن واکه ها قابل تبدیل به این نام اختراع شده نیست ، حتی تعدادِ واکه های شما نیز با آن نام همخوانی ندارد .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

2.دائما اشاره می فرمایید در متون ساسانی اسکندر گجستک است پس باید خارجی باشد . چرا؟
مگر از دیدگاه ساسانیان ، اشکانیان گجستک نبودند ؟ هر حکومتی بسته به طبع خودش تاریخ را مکتوب کرده است . ساسانیان دشمن اشکانیان بودند و نوشتند گجستک هستند از دید من و شما امروز دلیل بر ان نیست که اشکانیان بد بودند یا خارجی بودند .



اولا به جز متن های پهلوی ، در همان شاهنامه نیز در قسمت های بهرام گور ، خسرو پرویز و ... از اسکندر به عنوان شخصی که ایران را نابود کرده است اسم برده شده در حالی که از اشکانیان همچین چیزی گفته نشده است و این تهمتی است که شما دارید به ساسانیان می زنید .

در تواریخ باستانی مانند اگاثانجلوس نوشته شده که پارتیان حتی بیشتر از زمانی که خودشان شاه بودند ، در زمان ساسانیان وضعشان بهتر شد . این هم سند :

اردشیر با همان پیمان که با ارتادخت کرده بود ، با او بر پارتیانی که زنده مانده بودند و پارسیان و آشوریان ، فرمان راند . (24) اردشیر در همۀ کار ها دادگر بود و به آراستگی و درستی فرمانروایی کردن را خوش می داشت . زیرا که همچون آن کس که نابیوسیده به تختِ پادشاهیِ ایران رسیده باشد سخت دوستدارِ ستایش بود .
گزارشِ این کار ها به خسرو اشکانی که بر ارمنستانِ بزرگ فرمان می راند رسید که اردشیر پسر ساسان ، پادشاهیِ ایران به دست آورد و برادرِ وی اردوان بکشت . بر این گزارش ها این نیز افزودند که پارتیان در پادشاهیِ اردشیر بیشتر از روزگاری که قبیلۀ خودشان پادشاهی را در دست داشتند ، بهره مند شدند .


بررسی جنبه های ادبی کارنامه اردشیر بابکان در مقایسه با روایت نو یافتۀ یونانی آن ، محمد رضا امینی ، ادبیات و زبان ها ، تاریخ ادبیات ، بهار 1389 ، شماره 64 ( علمی - پژوهشی ) صص 5-28 : برگۀ 16 تا 19 .






بقیه نوشته شما نیز نیاز به پاسخ نداشت . در ارتباط با روم نیز در پست بعدی ادعای رومیه = مدائن (؟) پاسخ داده خواهد شد .

14:

بنده و جناب بزرگمهر بار ها گفتیم که رومیه مدائن شهر باستانی رُم نیست . در تاریخ طبری و دیگر متن های دورۀ اسلامی و حتی متن های مسیحی مانند تاریخ ابن عبری ، نوشته شده که این شهر توسط اسیرانِ رومی در زمان خسرو انوشیروان ساخته شده است .


این اسکن از صفحه تاریخ طبری :


بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

رومیۀ باستان از نظر این نا آگاهانِ تاریخ که جز شاهنامه و طبری و بلعمی و آثار الباقیه چیز دیگری نخوانده اَند و نام خودشان را پژوهشگر هم میذارن ؛ همان مدائن در میانرودان است ولی مشخص نیست چگونه این شهر در زمان داریوش سوم و اسکندر دارای کنسولی مستقل از حکومت های اسکندر و داریوش سوم بوده است ؟! یکی نیست به ما بگوید که چگونه مدائن از حوزۀ حکومتی اسکندر و داریوش سوم جدا بوده است ؟!

دیودور سیسیلی در کتابخانۀ تاریخی در مورد وقایع بعد از شکست داریوش در ایسوس و پیشنهاد صلح داریوش مطلبی نوشته است و بعد از آن می نویسد که در این زمان رومیان مارکوس آتیلیوس و مارکوس والریوس را به مقام کنسولی برگزیده اَند . در همین زمان نیز در آتن ؛ آرخونتی نیسراتوس ، نیکه تس بوده است . در پاورقی این قسمت آمده است که آرخونت سال های 332-331 پیش از میلاد در واقع ، نیکه تس Niketes بوده است .

اصل نوشته های دیودور سیسیلی ؛ فصل 39 : بند 3 و 4 و فصل 40 : بند 1 و 2 :

« داریوش که در این شرایط از انقعاد قرار داد ، از راهِ سیاسی ، چشم پوشیده بود ، تدارکات نظامی عظیمی را فراهم کرد ؛ کسانی را که تمامی جنگ افزار هایشان را حینِ فرار رها کرده بودند ، دگر بار مسلح کرد و سربازانِ جدیدی را در یگان های سپاهش گنجاند . همچنین از خشترپاون نشین های علیا ، سپاهیانی را که به خاطرِ تعجیل در لشگر کشی پیشین بلا استفاده گذارده بود ، فرا خواند .
بدین سان برای بسیجِ نیرو ها ، چنان شور و حدتی از خود نشان داد که سپاهِ کنونی دو برابر بیشتر از سپاهی بود که در ایسوس آراسته بود . در واقع ، وی 800 هزار پیاده نظام و 200 هزار سواره نظام ، بدون محاسبۀ شمارِ زیادی از ارابه های داس دار بسیج کرد .
باری چنین بود وقایع این سال .
در زمانِ آرخونتی نیسراتوس در آتن ، رومیان ، مارکوس آتیلیوس و مارکوس والریوس را به کنسولی برگزیدند . همچنین در این سال صد و دوازدهمین المپیاد ، که در طی آن گری لوس خالسیدی پیروزی را به چنگ آورد ، برگزار شد . در این سال ، اسکندر پس از پیروزی ایسوس ، کشتگان و از جمله سربازانِ دشمن را که رفتار شجاعانه شان تحسین برانگیز بود ، به خاک سپرد . آنگاه ، پس از آن که برای خدایان قربانی های با شکوهی بر پا کرد و همه آن هایی را که در طولِ جنگ رشادت هایی از خویش نشان داده بودند ، بر اساس شایستگی هر یک پاداش داد ، به سپاهش چند روزی استراحت داد .
آن گاه راهش را به سوی مصر پی گرفت ؛ وقتی به فنیقیه رسید ، در آن جا ، شهر ها به اطاعتِ وی در آمده و مردم این شهر ها استقبالِ شایانی از وی به عمل آوردند » .
آبشخور :
دیودور سیسیلی ، ایران و شرق باستان در کتابخانۀ تاریخی ، ترجمه و حواشی از : حمید بیکس شورکایی - اسماعیل سنگساری ، برگه 375-376 .

______________

یکی از کتاب های بسیار گرانسگی که برای پژوهش گران تاریخ در مورد تاریخ روم و اشکانی منبعی بسیار با ارزش است ، سالنامۀ تاسیتوس است . تاسیتوس حدود 55 میلادی به دنیا آمده است . در سال 97 میلادی به سمت کنسولی و سپس به سمت والی آناطولی غربی رسید . در سال 117 میلادی نیز درگذشت .

اگر طبق توهمات این نا آگاهان تاریخی فرض کنیم که روم باستان در مدائن بوده (؟) ؛ لذا زمانی که اشکانیان تیسفون ( = در نزدیکی سلوکیه ) را گرفته باشند ؛ در این صورت باید امپراطوری روم از بین رفته باشد زیرا مرکزش را آن وقت اشکانیان گرفته بودند !!

در کتاب سالنامه تاسیتوس در فصل هشتم در مورد تاریخ ایران چنین ذکر شده است :
« اردوان سوم پس از پیروزی در جنگ با ملل همسایه نسبت به رُم جسارت پیدا کرد و خواستارِ تملک ارمنستان شد و [ در سال 35 میلادی ] هنگامِ مرگ شاه ارمنستان ، ارشک پسر ارشد خود را به شاهی ارمنستان نشاند و گنجینۀ ونون را از رُم مطالبه کرد و تهدید کرد که سرزمین هایی را که در گذشته تحتِ سلطۀ هخامنشیان و مقدونیان بودند باز پس خواهد گرفت . هیئتی از ایرانیان مخالف اردوان به تحریکِ سیناسس و ابدوس اشرافِ پارتی به رُم رفتند و درخواست کردند که رُم شاهزاده فرهاد را برای جلوس بر تختِ سلطنت ایران بفرستد . تیبریوس ، امپراطور رُم ، فرهاد را تجهیز کرد . اردوان توطئه را کشف کرد و ابدوس را زهر داد و سیناسس را به وسیلۀ تطمیع از نیّاتش منصرف کرد . فرهاد نیز در سوریه بیمار شد و درگذشت » .
اینجا یک پرسش پیش می آید :

چگونه زمانی که رومیه مدائن مرکزِ امپراطوری رُم بوده است ؛ وقتی تیبریوس ، فرهاد را برای پادشاهی تجهیز می کند و او را به سوی مرز های ایران می فرستد تا با اردوان سوم بجنگد ، او در سوریه بیمار گشته و مُرده است ؟ لذا با این تفاسیر ایران باید در سمت غربی سوریه باشد !!

در ادامه سالنامۀ تاسیتوس می خوانیم :

« تیبریوس شاهزادۀ اشکانی دیگری موسوم به تیرداد سوم را برای منازعه با اردوان برگزید . در همین زمان فرسمن ، شاهِ ایبری برادرش ، مهرداد را برای بیرون آوردنِ ارمنستان از تسلّط ارشک گسیل کرد . مهرداد عده ای از ارامنه را تطمیع کرد تا ارشک را کشتند و قوای ایبری به ارمنستان حمله بردند و آرتاکساتا پایتختِ آن جا را تسخیر کردند . اردوان پسر دیگرش اُرُد را مامورِ جنگ کرد . ایبریایی ها با کمکِ آلبانیایی ها و سرمت ها به جنگِ اُرُد رفتند . اُرُد زخمی شد و ایرانیان شکست خوردند .
اردوان همۀ نیرو های کشور را برای انتقام بسیج کرد ، ولی چون لوسیوس ویتلیوس ، سردارِ رُمی در بین النهرین آمادۀ جنگ شده بود ، اردوان برای اجتناب از جنگ با رُم ، ارمنستان را تخلیه کرد . ابداگز از اشرافِ پارتی و جمعی دیگر بر ضد اردوان شورش کردند و اردوان برای گرفتنِ کمک از خویشاوندان سببی خود به مرز های دور دست گریخت . ویتلیوس به تیرداد توصیه کرد که از فرصت استفاده کند . بعد سپاهیانِ خود را به سمتِ رودِ فرات بُرد . اشرافِ پارتی به تیرداد پیوستند و خزانۀ دربار و نشان های سلطنتی را به او واگذار کردند . سپس ویتلیوس با سپاهش به سوریه برگشت . [ در سال 36 میلادی ] تیرداد با تاییدِ اشرافِ پارتی شهر های بین النهرین را اشغال کرد . اهالی شهر های سلوکیه در کرانۀ رود دجله که شرقی مآب نشده بودند ، مجلس سنایی سیصد نفره داشتند ، ساکنانِ آن از امتیازاتی برخوردار بودند و قبلا اردوان سوم از بزرگانِ آن جا در مقابلِ شهروندانِ عادی حمایت کرده بود ؛ از تیرداد استقبال کردند . تیرداد حکومتِ مردمسالاری در آن جا برقرار کرد . سپس در تیسپون تاج گذاری کرد . بعد قلعۀ محل حرم و گنجینۀ اردوان را محاصره کرد » .

این جای دارد که کمی بیندیشیم چگونه ممکن است شهر روم باستان در مدائن باشد و آن وقت این شهر قبلا دست اردوان سوم باشد و سپس تیرداد با کمک تیبریوس امپراطور رُم و تاییدِ اشرافِ پارتی ( = اشکانی ) برود آن جا و دیگر شهر های بین النهرین را اشغال کند و امپراطورِ رُم هم این وسط نقشِ هویج را ایفا کند ؟
تازه چند سطر بعد نیز آمده است که :
« اردوان به سرعت قوایی از سکا ها گرد آورد و پارتیان را نیز به درخواست یا تهدیدِ خود رو به رو کرد و به سلوکیه رسید» .
البته فتح سلوکیه و بین النهرین بسیار توسط اشکانیان اتفاق افتاده است و در همین تاریخ ، در فصل نهم نیز آمده است آمده که وردان سلوکیه را نیز محاصره کرد که البته گودرز دوم شاه اشکانی با وی درگیر میشود و وردان از محاصره دست می کشد ! :
« ... وردان 350 میل را ظرفِ دو روز طی کرد و گودرز را شکست داد و نواحی مجاورِ پایتخت را تصرف کرد . تنها سلوکیه از اطاعت خودداری کرد . وردان سلوکیه را محاصره کرد » .
لابد در اینجا شهر رُم باستان در مدائن را هم فتح کرده است ؟! شگفتا از این منطق و استدلال های نابِ میترایی !
جالب این است که بنا بر ادعا های ایشان ، پایتخت رُم باستان نخست مدائن بوده است و سپس قسطنطنیه ترکیه می شود ! چگونه است که کنستانتین که تقریبا معاصر با شاپورِ دوم ساسانی بوده است ؛ تا این زمان بین النهرین هنوز دستِ رومیان بوده است ؟ به خدا آدم خجالت می کشد از این همه تحریفِ تاریخ !!


آبشخور :
تاریخ ایران در کتاب « سالنامه های امپراطوری رُم » اثر تاسیتوس ، نادر میر سعیدی ، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا ، بهمن 1379 ، شماره 40 ، صص 56 - 59 ، برگۀ 57 و 58 .

15:


بندرگاه فرات در بصره بوده است و تاریخ دانان دانشگاه کُلن نیز این را در پاورقی توضیح داده اند . در مورد متن پهلوی لطف کنید کتاب « متن های پهلوی » گردآوری جاماسپ جی آسانا به پژوهش سعید عریان را خریداری کنید و آوانوسی متن « خسرو و ریدکی قبادان » را بخوانید .

در مورد هند رفتن مانی :

در زندگی نامۀ مانی که در کتابی متعلق به سدۀ پنجم میلادی به زبان و دبیرۀ یونانی نگاشته شده در مورد رفتن مانی به هندوستان مطالبی مخدوش آمده است که آن را در اینجا کپی می کنم :

رهسپار شدن مانی به هند
گزاره گر دیگر
( مانی گوید که به بندرِ فرات رفته است ) ... کسی بود ...

در فرات به نام اُگیاس ، مردی که به خاطرِ نفوذ و دسترسش بر مردانی که او رهبرشان بود (؟) ، پُر آوازه بود . من دیدم که چگونه بازرگانی که می خواستند با کشتی به سوی پارس ها و هندی ها بروند ، کالاهایشان را مهر می کردند ، اما تا او به عرشه نیامد ، به دریا ... چون اُگیاس (؟) ... سپس وی
( برگ های 142 تا 144 دست نویس یونانی )
اُگیاس به من پاسخ داد : می خواهم سوار کشتی شوم و به سوی هندی ها رهسپار گردم ، با این کار من به دست می آورم ... اما من به او گفتم : من ...

این جای متن این دست نویس کهن چنان شکسته و تکه تکه است که بازخوانی هیچ کدام از واژه ها دیگر سود بخش نتواند بود . در هیچ کجا متنی ادامه یابنده دیده نمی شود . گویا مانی و پاتیکیوس در رهسپاری شان به هند در اطراقی در بندری در فارس با یک مبلغ مانی گرا که شاید از ارمنستان می آمده ، برخورد و دیدار کرده باشند ، دربارۀ ایستادن مانی در هند کمابیش هیچ چیزی دستگیرمان نمی شود . در این جا تنها سخن از ادامۀ خواربار است . یک بار دیگر دوقلو پدیدار می شود و مانی را به بازگشت به بابل فرا می خواند . در این بخش متن چنین آمده :

چون اردشیر ، پدر شاپور شاه در سالی که من 25 سالم بود ، در گذشت ، آن دو قلوی بسیار با شکوه بر من پدیدار شد و مرا به کاخِ پارس فرستاد تا (؟) شاه (؟) اندوهناک (؟) را و امیران و دوستان (؟) در کاخ گرد آمده را توان بخشم (؟) . سپس سوی (؟) ... به کاخ
( برگ های 144 تا 164 دست نویس یونانی )
آبشخور :

در جستجوی دینی گمشده ( دین مانی ) / کورنلیا رومر / ژوزف زودبراک ، مترجم : امیر حسین اکبری شالچی ، تهران ، پازینه ، 1387 ، برگۀ 69-70 .

...........................




چنانچه خواندیم ، مانی در سفر به هندوستان ، در سر راه ، در بندری در فارس اطراق کرده بود . لذا هندی که مانی رفته نمی تواند خوزستان باشد زیرا که خوزستان در فارس نیست . همچنین سفر های مانی با افسانه سرایی نیز آکنده است چنانچه بازگشت مانی از هند به بابل ، توسط فرشته ای که بر مانی ظاهر می گشته ( دوقلوی مانی ) ، انجام شده است . ولی مانی چنان چه مشخص است علاوه بر این مورد ، باری دیگر به هند رفته است و برای همین نیز دینش از دین بودایی تاثیر می پذیرد که نمونه اَش نکشتن حیوانات بوده است .

علاوه بر این سخنان ، در متن هایی که پروفسور مری بویس حرف نویسی کرده اَند ، در یکی از متن ها از گرویدن توران شاه به مانی مطالبی آمده است که در این متن مشخص می شود که توران شاه پیش از گرویدن به مانی ، بودایی بوده است .

حال شما لطف کنید یک سند در مورد بودایی بودنِ خوزستانی ها و دیگر مردمان غرب ایران ارائه دهید ؟!


16:

303 سال پیش از میلاد نه تنها با الکساندر ما مطابق است بلکه اگر جنگهای چهارم جانشینان اسکندر که آخرین آن بین سالهای 306-301 رخ داد را حساب کنیم میبینیم که اگر طبری در آن گزارش ویژه خود جانشینان وی را هم جزو اسکندر محسوب کرده باشد ، می بینیم 303 چقدر به عدد 301 نزدیک است .

حالا جالبش اینست که خودتان هنوز درست نمیدانید اسکندر میترائی خونخوار عزیز چند سال قبل از میلاد بوده و در هر مطلبی این سالهای زندگی وی مثل ساعت رسمی کشور عقب و جلو کشیده میشود !

اما در مورد پارمیس دختر بردیا ، اولاً بایستی بدانید که داریوش او را به همسری گرفت

پس اولاً با ریشه های زردشتی پیوند خورده که به شدت شما از آنها متنفرید!

در ثانی نه تنها ایرانشهر شامل کشور امروزی ایران بوده ، بلکه مرزهای آن گسترده تر نیز بوده است :


«اسکندر ویرانی به بار آورد و در عراق و فارس و دیگر شهرهای ایران ، کوشکی باشکوه و بارویی محکم و کاخی بلند برجای نماند» (تاریخ ثعالبی برگه 258)

"بابل" یکی از چهار پایتخت هخامنشی (شوش-اکباتان-پرسپولیس-بابل) بوده است آنوقت این خانم میگوید : "ایرانشهر کشور امروزی ایران با دوتا گوش گربه نیست" !!

لابد ایرانشهر از هندیجان تا مورچه خورت بوده است

17:

خانم حامد در جستاری دیگر نوشته بودند :

البته به شرط انکه ایشان هم از این طریق سخن گفتن دست بر دارند


بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)
رومیۀ باستان از نظر این نا آگاهانِ تاریخ که جز شاهنامه و طبری و بلعمی و آثار الباقیه چیز دیگری نخوانده اَند و نام خودشان را پژوهشگر هم میذارن ؛ همان مدائن در میانرودان است
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)
جناب افشار این جمله زیر را شما مکتوب نکردید ؟


بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)البته بر من نیز واضح است که ژرمانیا نیز در ایران و بین النهرین بوده است و جنگ تروی هم درزاگرس رخ داده است !

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

بنده نفهم و احمق و بی سواد شما وقتی خودتان جمله بالا را مکتوب کردید این سخن دوم شما علاوه بر بد و بی راه بی مورد به بنده تناقض سحن خودتان است جنگ تروی اگر در زاگرس بوده است که بوده است روم باستان به هیچ روی نمی تواند ایتالیای امروزی باشد !
بنده فردا هر کجا که شما راضی باشید ( به مدیر تالاز اطلاع بدهید ) پاسخ شما را مکتوب خواهم کرد .


پاسخ بنده :

بنده کی گفتم جنگ تروی در زاگرس بوده است ؟ تروی دقیقا در غرب ترکیه بوده است و الا کجای عراق دارای دریا و جزایر فراوانی بوده است که لشگر یونانیان از آنجا به تروی حمله کنند ؟

از کتاب انه اید نیز سند آوردیم که انه در ایتالیا ساکن شده است .

از سالنامه تاسیتوس رومی نیز سند آوردیم که رومیه مدائن نمی تواند روم باستان باشد زیرا این منطقه توسط اشکانیان فتح شده بود .

همچنین در پاسخ به آقای صلحدوست نیز از هرودت سند آوردم که فاصلۀ سارد تا شهر شوش 2 هزار و 397 کیلومتر و 105 متر بوده است .

با این حساب زمانی که لیدی در غرب ترکیه است ، تروا نیز در همان حوالی است .

18:

در آن جستار متذکر شدم که در ارتباط با اعداد و مسافت ها مطلبی فعلا منتشر نخواهم کرد، ولی برای اینکه خیال شما از بابت برخی موارد راحت شود، و بدانید حداقل یکبار کتاب هردوت را خوانده ام، رجوع کنید به همان آدرسی که از کتاب هردوت به عنوان سند از ترجمه جناب هدایتی ارائه کردید، و آن آدرس و متن را در کتابی (متن انگلیسی) که ایشان آنرا ترجمه کرده اند سعی کنید باز بیابید.

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
در مورد این که هردوت در این باره چی نوشته است ، در دفتر پنجم ، بند 23 می نویسد :
برای اینکه سریعتر به نتیجه برسید بند 53 از کتاب پنجم را بررسی کنید.

باز تکرار می کنم اعداد و ارقام ارائه شده در این متون چک شده اند(البته نه به صورت سطحی)، ولی از منتشر کردن نتایج بررسی فعلا معذور هستم.

19:

با سلام
چرا به راحتی تبدیل می شود بهانه نگیرید
(ک ، گ، ذ ، د ) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود و تبدیل ان به عربی د را به راحتی به ت تبدیل می کند
(س،ش) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
(ل،ز ) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
( ا ، ه ، خ) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
(پ،ف) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
(ن،و ، او)‌ در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
(ز ، ژ)‌ در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود

لاجرم انچه داریم :
الکسندر = اردشو = اردشیر = ارتاشاتا ی لوح بابلی
ا + ل (ر) + ک(د) + س (ش)+ ن (و)‌+ د (ذ)+ ر(ر)‌ = اردشو ذر =ارتشو ذر
الاسکندر =اراشک = ارشک = اراشکی لامو لوح بابلی
ا + ل (ر) + ا + س (ش) + ک +ن (و) + د (ذ) + ر)‌ = اراشک و ذر
.....................................
و برعکس ام یعنی اگر بحواهیم ارتشاخ طبری را از سامی دوباره به پارسی و پهلوی برگردانیم
ا (ا)‌ رت ( د) ش ا خ (ه) پارسی ان = ارتشاه (ارته شه ) = اردشاه
مطابق جدول پهلوی خوانده مس شود :
ا ‌ ر(ل) د (ک) ش (س) ا (ا) ه
که همان الکسا ی لوح بابلی است
اما شما هنوزا هنوز پرسش به ان سادگی مرا پاسخ ندادید :
شهرستان های ایرانشهر یک کتاب است یک مورخ دارد می دانید پریسا همان پرنیان نیست حامد هم همان حامی نیست
بند 12 :شترستان ئی مرو و شترستان ئی هریه گجستک سوکندر ئی اروما ئی کرت .
شهرستان مرو و شهرستان هریه ملعون سوکندر اروما کرد
بند 53 شترستان ئی گی گجستک الاسکندر ئی فیلیپوس کرت .....
شهرستان گی ملعون الاسکندر فیلیپوس کرد
ایا در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان سوکندر اروما همان الاسکندر فیلیپوس است که برداشتند همه را الکساندر یونانی ترجمه کردند ؟


اولا به جز متن های پهلوی ، در همان شاهنامه نیز در قسمت های بهرام گور ، خسروپرویز و ... از اسکندر به عنوان شخصی که ایران را نابود کرده است اسم برده شده درحالی که از اشکانیان همچین چیزی گفته نشده است و این تهمتی است که شما دارید بهساسانیان می زنید
.
اولا شاهنامه کتاب است بی طرف که بسیار با دقت از روی اسنادی که در دست فردوسی بوده است نوشته شده است لذا از قول بهرام گور و خسرو پرویز همانگونه که در متون پهلوی ساسانی مکتوب است اسکندر گجستک مکتوب است حال انکه از قول اسناد دیگر به اندازه کافی در قسمت اسکندرنامه شاهنامه فردوسی از او تعریف شده است
دوم انکه بنده کاره ای نیستم که به کسی تهمت بزنم اشکانیان نیز پسرخاله و پسرعم بنده نبودند که بخواهم دفاع بی جا کنم این چیزی است که در تاریخ کشورتان مکتوب است رجوع بفرمایید به تاریخ طبری و سپس تاریخ بلعمی در قسمت اردشیر بابکان ببینید چگونه صریح و واضح نوشتند اردشیر خاندان اردوان را قتل عام کرد چون قسم خورده بود نسل اشکانیان را از زمین بردارد که خوش بختانه این قتل عام و قتل عام خاندان مهرک هردو در کارنامه اردشیر عزیزتان از متن پهلوی نیز مکتوب است . پس برای من ننویسید طبری و بلعمی مست و گیج بودند یا خصومتی با ساسانیان داشتند .
گزارشِ این کار ها به خسرو اشکانی که بر ارمنستانِبزرگ فرمان می راند رسید که اردشیر پسر ساسان ، پادشاهیِ ایران به دست آورد وبرادرِ وی اردوان بکشت . بر این گزارش ها این نیز افزودند که پارتیان در پادشاهیِاردشیر بیشتر از روزگاری که قبیلۀ خودشان پادشاهی را در دست داشتند ، بهره مند شدند .


بررسی جنبه های ادبی کارنامهاردشیر بابکان در مقایسه با روایت نو یافتۀ یونانی آن ، محمد رضا امینی ، ادبیات وزبان ها ، تاریخ ادبیات ، بهار 1389 ، شماره 64 ( علمی - پژوهشی ) صص 5-28 : برگۀ 16 تا 19 .

جناب اقای محمد رضا امینی گویا اصلا توجهی به متن کارنامه اردشیر بابکان و نامه دو برادر به خواهرشان برای مسموم کردن اردشیر نداشتند ! برای بنده بسیار جالب است بدانم این تفسیر را ایشان چگونه و از کجا اوردند ؟ نه تنها چنین چیزی بر کارنامه اردشیر بابکان مکتوب نیست که دقیقا برعکس ان روشن و واضح بر این متن مکتوب است ! حتی دو بادر خواهرشان را ناسزا می گویند !

ی

ا وقتی اسکندر وارد ایران می شود ، ما از زمانِ وی در تخت جمشید یکسنگ مسافت نما می بینیم که برای جاده ها و مسافت ها بکار می رفته است و روی آن بهیونانی 20 استاد نوشته شده است و از این سنگ ها هیچ وقت در ایران نداشته ایم . اینها چگونه وارد ایران شده است ؟



[IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/User/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot.png



محبت بفرمایید بگویید به استناد کدام سند شما این سنگ مسافت را به الکساندر نسبت داده اید ؟‌
مطابق انچه بر نوشته سند شما مکتوب است این سنگ از جنس سنگهای دروازه خشایار کاخ تاجگذاری و ... تخت جمشید است . ایا شما نمی دانید که یونانی ها در زمان ساخت تخت جمشید در ایران بودند ؟ نمی دانید که در زمان داریوش و حشایارشا و اصولا در دربار هخامنشی یونانی ها برای انکه یکجوری به این دربار راه پیدا کنند حتی خود را خواجه می کردند ؟ بر سکه سرداران هخامنشی ( نمونه سکه تیسانفر) نیز به زبان یونانی نوشته شده است ببینم نکند این هم سند ورود اقا الکساندر به ایران است ؟

+ یک سند زنده تاریخی مانند سنگ نبشته ، چرم نبشته ، پوست نبشته ، کتیبه ، لوح ،مهر ، سکه یا هر یادگار باستانی دیگر که نامِ اسکندر مادی-اشکانی-رومی (؟) در آننوشته شده باشد را ارائه دهید تا نخست وجود تاریخی این اسکندر تازه کشف شده ، ثابتشود
.
قرار بود اول شما یک سند از الکساندر مقدونی در ایران ( مثلا در اصفهان که می فرمایید شهر جی را ساخت ) به من ارائه بدهید مطمئن باشم این فرد ایران را فتح کرده است و سپس یک سند از نمونه هایی که نوشتید از دیااکو یا فرورتیس مدی ارائه بفرمایید تا من موظف به پاسحگویی این سوال شما باشم

+ در کدام سند و متن باستانی آمده است که رومیه در مدائن همان رمباستان و شهری که در اساطیر روموس و روملوس ساخته اند بوده است ؟



در سند زیبای شما از پلوتارک ,و دیگر مورخین بدبخت رومی و یونانی که مفسرین برای خودشان حرف انها را تغییر دادند و همه انها را تبدیل به نادان کردند
در حالی که در جای جای کتاب انه اید از ایتالیا به عنوان سرزمینی که انهاید و سپس روموس و رومولوس شهر روم را پی می افکنند نام آورده شده و رودخانۀ تیبرکه شهر روم در کنار آن ساخته می شود ، در ایتالیا نوشته شده و اکنون نیز درایتالیاست

The river overflowing, the flood at last bore up the trough, and, gently wafting it, landed them on a smooth piece of ground, which they now called Cermanus, formerly Germanus, perhaps from Germani with signifies brothers

نفرمودید کدام رودخانه سربالایی از رم در ایتالیا به کشور المان امروزی می رود ؟ هنوز منتظر پاسخ شما هستیم

+ چگونه است که رومیان در مدائن تا قبل از کنستانتین بوده اَند ولی بارها اشکانیانتیسپون را فتح کرده بودند ؟ نام تیسپون در اصل کتیسپون است و نام این شهر حتیایرانی نیست !



اگر

نام را ایرانی نمی دانید که اصلا مشکلی نداریم نام رومی است بنده هم همین را ادعا کردم چیز دیگری نگفتم (تا زمان کنستانتین ادعای بلعمی است بنده تا حدود ارشک اشکانی و خیلی زیاد تا زمان جنگ سورنا را ادعا کردم این زمان برای من کافی است که رومیان را یکی از خاندان های ایرانی و یکی از اعضای جمهوری ایران پس از هخامنشی بدانم )

+ چگونه می گویید که ساسانیان با کلیساهای اروپایی تاریخاسکندر اشکانی را تحریف کرده اَند در حالی که ساسانیان با مسیحیان دشمن سر سخت بودهاَند و بار ها مسیحیان را در ایران قتل عام کرده اند ؟ این چور با عقل جور در میآید ؟

ساسانیان و کلیساهای اروپایی سخن مرا با جایگزین کردن با به جای و جلوی چشم خودم تحریف نکنید . در کتاب تک تک علت و دلایل بخریف این تاریخ توسط این دو گروه توضیح داده شده است .
خسرو پرویز نبود رفت از قبصر روم بر ضد کشورش کمک گرفت ؟ قول نداد صلیب عیسی را به انها بدهد ؟ بماند این موضوع بحث ما نیست شما (و) مرا به( با )جایگزین کردید جمله مرا برگرداندید جلوی چشم خودم


+ چگونه می گویید که رومیان تیره ای از اشکانیان هستند در حالی کهرومیان حتی یک سند و نوشته به خط پهلوی ننوشته اَند و همش به یونانی می نوشتند ؟حتی در مدارسی که در اسکندریه مصر کشف شد نیز در آنجا به شاگردان تاکید می کردند کهزبان یونانی را خوب یاد بگیرند زیرا زبانِ علمی اسکندریه و حتی جهان آن روز بودهاست ؟!

اشکانیان در اغاز به زبان یونانی نمی نوشتند ؟ تیسانفرن سردار هخامنشی یک سکه دارد ان هم یونانی است ! رومیان تیره ای از اشکانی نیستند . رومیان باستان کرمانجی های ایرانند .


+ چگونه اسکندر شما رفته است مصر را گرفته و از آنجا بهمیانرودان لشگرکشی کرده است ولی مورخین یونانی از واقعه به این مهمی چیزی ننوشتهاَند و در اسناد و کتیبه های مصری نیز نامی از اسکندر اشکانی نیست ولی از الکساندرو یونانیان و بطالمه بسیار سند وجود دارد ؟

مورخین یونانی دو شخصیت را درهم کرده اند خودشان هم نفهمیدند چه کردند علت ان هم این است که با هر دو واقعه فاصله زمانی زیادی داشتند و متاسفانه ازمورخین یونانی که در زمان مکتوب کرده اند هیچ سندی جز کالستین(ان هم دروغین) نداریم که بدانیم دقیقا چی نوشتند .
حال که اینهمه سند از همان الکساندر موجود است بفرمایید یک سکه و یک مجسمه از او را انتخواب کنید اینجا برای ما بگذارید بدانیم کدام چهره را شما الکساندر مقدونی می دانید تا تکلیف بقیه چهره ها را من برای شما روشن کنم
هرچی در دنیا پیدا شد گفتند الکساندر مقدونی است می دانید این شخص مطابق اسنادی که به او نسبت میدهند چند چهره دارد ؟
.................................................. ...............


این اسکن از صفحه تاریخ طبری :

ببخشید بنده مدعی شدم تا قبل از جنگ سورنا در زمان اشکانیان روم سامانه ای در اطراف مدائن تا شام بود شما برداشتید سند انوشیروان از تاریخ طبری برای من اسکن کرده اید ؟ که تاره در سند شما روم در انطاکیه است ! بعد می فرمایید روم باستان ایتالیا بود ؟
در زمانِ آرخونتی نیسراتوس درآتن ،رومیان ، مارکوس آتیلیوس و مارکوس والریوس را به کنسولی برگزیدند
.
این اصل سخن دیودورخدمت شما

2 1 When Evaenetus was archon at Athens, the Romans elected as consuls Lucius Furius and Gaius Maniusا.2 In this year Alexander, succeeding to the throne, first inflicted due punishment on his father's murderers,3 and then devoted himself to the funeral of his father. 2 He established his authority far more firmly than any did in fact suppose possible, for he was quite young and for this reason not uniformly respected, but first he promptly won over the Macedonians


این هم سخن مفسر در باب دیودور خدمت شما

Our writer understood some Latin, although he continued to make mistakes. He visited Egypt and Rome, and claims to have traveled extensively, but he nowhere shows acquaintance with important cities like Athens, Miletus, Ephesus, or Antioch. His description of Nineveh as a city on the Euphrates is simply wrong, and so is his statement that Chalkidike is near the Hellespont (WH, 2.3.2 and 16.53.2).

حالا بفرمایید بشینید حساب کنید وقتی Euphratesدیودور دجله امروزی است ( که هست یونانی ها همه اینگونه نوشتند حتی نقشه از انان موجود است که دجله در ان Euphrates مکتوب شده است ) این رومی که در ان رای گیری شده دقیقا سوریه هست یا خیر
«
اردوان سوم پس از پیروزیدر جنگ با ملل همسایه نسبت به رُم جسارت پیدا کرد و خواستارِ تملک ارمنستان شد و [ در سال 35 میلادی ] هنگامِ مرگ شاه ارمنستان ، ارشک پسر ارشد خود را به شاهیارمنستان نشاند و گنجینۀ ونون را از رُم مطالبه کرد و تهدید کرد کهسرزمین هایی را که در گذشته تحتِ سلطۀ هخامنشیان و مقدونیانبودندباز پس خواهد گرفت . هیئتی از ایرانیان مخالفاردوان به تحریکِ سیناسس و ابدوس اشرافِ پارتی به رُم رفتند و درخواست کردند که رُمشاهزاده فرهاد را برای جلوس بر تختِ سلطنت ایران بفرستد . تیبریوس ، امپراطور رُم ،فرهاد را تجهیز کرد . اردوان توطئه را کشف کرد و ابدوس را زهر داد و سیناسس را بهوسیلۀ تطمیع از نیّاتش منصرف کرد . فرهاد نیز در سوریهبیمار شد و درگذشت» .

ارشک و سورنا کجا اردوان سوم کجا ! من چه می گویم شما چه پاسخ میدهید !
بازهم در همین زمان که اقایان پیاده تا ایتالیا رفتند گویا متاسفانه پایتخت روم در سوریه بوده نه ایتالیا شما جدا حالتان خوب نیست کلیه اسنادی که ارائه می دهید بر خلاف سخن خودتان است . سوالتان بی مورد است گسی ادعا نکرد در این زمان روم در ندائن بود ادعا شد قبل از این در مدائن بود اشکانیان با انها جلگیدند و انها را عقب زدند .
بقیه سخنان و سوالات شما در ادامه این متن متاسفانه بی مورد است . خودتان مشاهده می کنید که در متن شما اشکانیان به سوی غرب می روند و رومیان را از این مکان پاکسازی می کنند . روم باستان مدائن است نه روم زمان انوشیروان و اسنادی که شما ارائه می دهید . محبت بفرمایید اسناد 200 ق.م . قبل از ان را اینجا بررسی بفرمایید ببینیم روم باستان کجاست .
با سپاس



20:

محض اطلاع گرامیتان هرودت از دانه دانه کشور های سر راه لیدی تا شوش از کشور هایی همچون فریگیه ، کاپادوکیه ، ماتین ، ارمنستان و ... نام برده است . شما باز از پاسخ دادن ( که البته پاسخ هم نمی توانید بدهید ) عاجز ماندید ، روی آوردید به جاده خاکی ؟

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
برای اینکه سریعتر به نتیجه برسید بند 53 از کتاب پنجم را بررسی کنید.

باز تکرار می کنم اعداد و ارقام ارائه شده در این متون چک شده اند(البته نه به صورت سطحی)، ولی از منتشر کردن نتایج بررسی فعلا معذور هستم.

محض اطلاع شما خیلی وقت پیش این مسائل را بررسی کردیم .

+ پاسخ به 2000 کیلومتر فاصله لیدی تا شوش چی شد ؟


همچنین همین بند از هرودوت را در فاروم تاریخفا بررسی کرده بودم تشریف ببرید بخوانید .
+ به کاربر anarchy هم بگویید برود بخوانند .

پاسخ به ادعای پرنیان حامد در مورد مکان لیدی و رود هالیس



متن مقاله را اینجا کپی می کنم :


بسم الله الرحمن الرحیم


پاسخ به ادعای پرنیان حامد در مورد مکان لیدی و رود هالیس



یکی دیگر از ادعا های بسیار شگفت خانم پرنیان حامد ؛ این است که مکان لیدیه در عهد باستان در حوالی اورارتو و ارمنستان بوده است (!) . البته اگر لیدی در ارمنستان باشد ؛ دیگر چرا می بایست مورخین یونانی ، این مکان را جدا از ارمنستان و در سمت غربیِ آن آدرس بدهند و چرا فاصله ای که میانِ ارمنستان و لیدی ( = سارد ) بیان کرده اَند ، تقریبا می توان حساب نمود که 1400 کیلومتر است !!

+ پس چگونه است که با این فاصلۀ زیاد از یکدیگر ، لیدی را در شمال آشور و در نزدیکی ارمنستان و قفقاز باید جست ؟
+ چگونه است که از کشور ارمنیا در سنگ نبشته های هخامنشی و از کشور ایونی و سارد بصورت جدا نام برده می شود ؟
+ اگر رود فرات طبق گفته های هرودوت مرز ارمنستان و کیلیکیه است و خود کیلیکیه در شرقِ کاپادوکیه است و کاپادوکیه نیز در شرقِ لیدی است ، چگونه ارمنستان در ناحیۀ لیدی خواهد بود ؟ در اینجا می بینیم که این فرضیۀ کاملا بی اساس است . متاسفانه خانم پرنیان حامد علاوه بر ایرانی کردنِ اسکندر مقدونی و تمدن روم ، سعی دارند که تمدن یونان را نیز به مرزهای ایران بکشانند .

ولی برخلاف گفتۀ ایشان در مورد مکان لیدی باستان ، هرودوت فاصلۀ شوش تا سارد را توضیح داده است .
یکی از واحد های طول در ایران باستان ، پارازانژ نام داشته است که برابر با 30 ستاد یونانی و 5 کیلومتر و 328 متر بوده است ( نقل از دکتر هادی هدایتی ) .

هرودوت مورخ نام آشنای یونانی در دفتر پنجم تواریخش در بند 52 و 53 به فاصلۀ میان سارد در لیدی تا کاخِ شوش در خوزستان که مرکز شاهنشاهی پارس بوده است ، با ذکر فواصل و سرزمین های میان راه ، از کاپادوکیه و کیلیکیه و رود هالیس به عنوان سرزمین هایی که در غربِ ارمنستان هستند نام می برد و فاصله ای که وی از سارد تا ارمنستان می آورد را اگر حساب کنیم ، به 270 پارازانژ خواهد رسید که هر پارازانژ برابر با 5 کیلومتر و 328 متر است که در این صورت تقریبا 1400 کیلومتر فاصله ارمنستان تا لیدی است !

هرودوت در این باره در دفتر پنجم ، بند 52 و 53 می نویسد :

«اما ما خود دربارۀ این راه سخنی چند نقل می کنیم : در سراسر مسیرِ این راه ساختمان های شاهی و کاروانسرا های زیبایی احداث شده است . در تمامِ این خطِ سیر از سرزمین هایی می گذریم که سراسر مسکون و کاملا امن است . در سراسرِ لیدی و فریجیه بیست منزل راه به دنبالِ هم قرار دارد که جمعا نود و چهار پارازانژ و نیم می گردد . در آن سوی فریجیه با رود هالیس رو به رو می شویم . برای مراقبت از این رود قلعۀ مستحکمی ساخته اَند . و برای عبور از آن باید قبلا از معابرِ تنگ کوهستانی که بر این رود مشرف است عبور کرد . پس از عبور از این رود به کاپادوکیه خواهیم رسید و از آن جا تا مرز کیلیکیه بیست و هشت منزل یا یکصد و چهار پارازانژ باید پیمود . در سر حد کیلیکی باید از دو معبر تنگ کوهستانی و دو قلعه مستحکم عبور کرد . دنباله جاده در این سرزمین و در آن سوی سر حد کیلیکی سه منزل و پانزده پارازانژ و نیم راه است .
مرز بین کیلیکی و ارمنستان رودیست قابل کشتی رانی که فرات نام دارد . در ارمنستان پانزده منزل راه است که در هر یک از آن ها پادگانی وجود دارد و جمعا پنجاه و شش پارازانژ می شود . در این منطقه چهار رودِ قابل کشتی رانی جریان دارد که باید مطلقا از آنها عبور کرد . نخستینِ آن ها رودِ دجله است ؛ و دومین و سومینِ آن ها هر دو یک نام دارند ، در حالی که دو رود جداگانه اَند و هر دو از یک محل سرچشمه نمی گیرند ، یکی از آن ها از ارمنستان جاری است و دیگری از سرزمین ماتین . چهارمین این رود ها گیندس نام دارد . این همان رودی است که در گذشته کوروش آن را به سیصد و شصت مجرا تقسیم کرد . از ارمنستان تا سرزمینِ ماتین چهار منزل راه است و وقتی از این سرزمین به کیسی رسیدیم یازده منزل و چهل و دو پارازانژ راه باقی است تا به خوسپ یعنی رودی که قابل کشتی رانی است و شهر شوش در ساحلِ آن بنا شده است برسیم ، تعدادِ این منزل ها جمعا به یکصد و یازده می رسد . چنین است تعدادِ توقف گاه هایی که از سارد تا شوش وجود دارد .

اگر طول راهی شاهی را به پارازانژ برآورد کنیم و اگر پارازانژ برابر سی ستاد باشد و در حقیقت همین مقدار هم هست ، از ساد تا مقر شاهی که به کاخ ممنون معروف است جمعا سیزده هزار و پانصد ستاد یعنی چهار صد و پنچاه پارازانژ فاصله است » .
بنمایه :
تاریخ هرودوت ( جلد پنجم و ششم ) / ترجمه با مقدمه و توضیحات و حواشی از هادی هدایتی . - تهران : دانشگاه تهران ، 1383 ، برگۀ 45 و 46 .

طبق گفته های هرودوت ، از سارد تا شوش چهار صد و پنجاه ( 450 ) پارازانژ فاصلۀ راه است .
همچنین هر پارازانژ برابر با 30 ستاد یعنی 5 کیلومتر و 328 متر است .
اگر 5 کیلومتر را در 450 ضرب کنیم ؛ به 2250 کیلومتر خواهیم رسید . و اگر 327 متر را در 450 ضرب کنیم ، به 147105 متر خواهیم رسید که این عدد را تقسیم بر 1000 می کنیم که به کیلومتر برسیم ؛ لذا 147 کیلومتر و 105 متر محاسبۀ آن خواهد شد .
حال فاصلۀ کلی میان لیدی و سارد تا شوش در خوزستان می شود 2250 +147 که برابر می شود با = 2397 کیلومتر و 105 متر .

در نتیجه از سارد تا شوش 2 هزار و 397 کیلومتر به علاوۀ 105 متر فاصلۀ راهِ شاهی بوده است .


حال به نقشۀ زیر بنگریم که مکان های شوش و سارد در آن نمایش داده شده است :



Click here to view the original image of 999x480px.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

حال فاصله ساردِ لیدی تا ارمنستان چه اندازه بوده است ؛ گفتۀ هرودوت را دوباره مرور کنیم :

« در سراسرِ لیدی و فریجیه بیست منزل راه به دنبالِ هم قرار دارد که جمعا نود و چهار پارازانژ و نیم می گردد . در آن سوی فریجیه با رود هالیس رو به رو می شویم . برای مراقبت از این رود قلعۀ مستحکمی ساخته اَند . و برای عبور از آن باید قبلا از معابرِ تنگ کوهستانی که بر این رود مشرف است عبور کرد . پس از عبور از این رود به کاپادوکیه خواهیم رسید و از آن جا تا مرز کیلیکیه بیست و هشت منزل یایکصد و چهار پارازانژباید پیمود . در سر حد کیلیکی باید از دو معبر تنگ کوهستانی و دو قلعه مستحکم عبور کرد . دنباله جاده در این سرزمین و در آن سوی سر حد کیلیکی سه منزل و پانزده پارازانژ و نیمراه است .
مرز بین کیلیکی و ارمنستان رودیست قابل کشتی رانی که فرات نام دارد . در ارمنستان پانزده منزل راه است که در هر یک از آن ها پادگانی وجود دارد و جمعاپنجاه و شش پارازانژ می شود » .
لذا با این حساب 94/5 + 104 + 15/5+ 56 پارازانژ را باید حساب کنیم . جمع این اعداد روی هم رفته برابر می شود با = 270 پارازانژ .
270 پارازانژ را در 5 ضرب می کنیم ، که برابر می شود با = 1350 .
همچنین 328 را در 270 ضرب می کنیم که برابر می شود با = 88560 متر که برابر است با 88 کیلومتر و 560 متر .
با تمام این محاسبات ، فاصله میانِ لیدی با پایتخت سارد تا شهر شوش در خوزستان برابر خواهد بود با = 1350 + 88/560 = 1438/560 که در این صورت :

فاصله بین ساردِ لیدی تا ارمنستان 1 هزار و چهار صد و سی و هشت کیلومتر و 560 متر می شود !
+ اگر میانِ ارمنستان و اورارتو باستانی 1438.56 کیلومتر فاصله است ، چگونه طبق فرضیۀ خانم پرنیان حامد این دو مکان یکی است ؟!
_________________


آیا رود هالیس همان رود قزل ایرماق کنونی است ؟

برای پاسخ به این پرسش ، باید به متن های کهن یونانی رجوع کرد .
همچنین طبق گفتآ هرودوت فاصلۀ بین لیدی تا فریگیه که آن طرفش رود هالیس جریان داشته است ، 94 پرازانژ بوده است .

94 را در 5 ضرب می کنیم ، حاصل می شود = 470 کیلومتر .
همچنین 94 را در 328 نیز ضرب می کنیم که می شود = 30832 متر ؛ برابر با 30 کیلومتر و 832 متر .
برای محاسبۀ فاصله میان فریگه تا لیدی ، 470 + 30/832 = 500 کیلومتر و 832 متر .

فاصلۀ بین فریگیه تا سارد پایتخت لیدی ، 500 کیلومترو 832 متر است .

بسیار این نکته در خور نگرش است که فاصله فریگیه تا سارد پایتخت لیدی ، تقریبا 1/3 فاصله میان سارد تا ارمنستان بوده است .
پس با این سخن که از سارد تا ارمنستان 1400 کیلومتر فاصله راه ها بوده است ، فاصله ی فریگیه تا لیدی نیز 500 کیلومتر ؛ پس با این حساب رود هالیس که در شرق فریگیه بوده است ، باید بیش از 500 کیلومتر از سارد در جنوب غربی ترکیه ؛ فاصله داشته باشد . با این توضیحات بسیار مشخص است که رود هالیس تنها می تواند رود قزل ایرماق در ترکیه باشد و نه رودی دیگر .
دربارۀ رود هالیس در تاریخ هرودوت ، دفتر اول ، بند ششم می خوانیم :

« کرزوس فرزند آلیات از نژاد لیدی بود و بر مردمی سلطنت می کرد که در این سوی رود هالیس سکونت داشتند . این رود که از قسمت های جنوبی از بین اقوام سوری و اهالی پافلاگونی سرچشمه می گیرد و رو به بادِ شمال در دریایی که به دریای سیاه معروف است می ریزد » .
منظور هرودوت از اقوام سوری ، اهالی سوریه است که در سرزمینِ کاپادوکیه سکونت داشته اَند . چنانچه در دفتر اول ، بند 72 ؛ هرودوت می نویسد :
« یونانیان اهالی کاپادوکیه را سوری یعنی اهل سوریه می نامند . قبل از استقراری امپراطوری پارس این سوری ها تحت انقیاد و اطاعتِ ماد ها بودند و بعد از آن به اطاعتِ کوروش در آمدند . رود هالیس سر حد امپراطوری ماد و لیدی بود .
این رود که از یکی از کوه های ارمنستان سرچشمه می گیرد ، در کشور سیسیلی ( = کیلیکیه ) جریان می یابد و سپس بین دو ناحیۀ ماتین و فریژی جاری می شود بطوری که اول در طرفِ راست و ناحیۀ دوم در طرف چپ آن قرار می گیرد . از این قسمت که گذشت ، در جهتِ باد شمال پیش می رود و از آن به بعد مشخص سر حد سوریه و کاپادوکی و پافلاگونی ها که در طرفِ چپ آن سکونت دارند می شود . بدین ترتیب رود هالیس تمام نواحی آسیای سفلی را که بین دریای قبرس و دریای سیاه واقع شده را از قاره آسیا جدا می کرد » .

بدین ترتیب ، با توضیحات هرودوت این نکات مشخص است :
+ سرچشمۀ رود هالیس از ارمنستان است . سرچشمۀ رود قزل ایرماق نیز در نزدیکی ارمنستان است .
+ رود هالیس به دریای سیاه می ریزد که رودِ قزل ایرماق نیز به این دریا می ریزد .
+ این رود در کشور کیلیکیه در وسط ترکیه جریان داشته که با قزل ایرماق مطابق است .
+ این رود در طرفِ راست سرزمین ماتین و طرفِ چپ فریگیه بوده است که صحیح است زیرا سرزمین ماتین ها در شمال رود دجله و نزدیک ارمنستان بوده است که در این صورت در سمتِ راستِ قزل ایرماق قرار خواهد گرفت .

تنها در این بین باید مکان ماتین را پیدا کرد . در نوشتۀ هرودوت آورده شد که رود هالیس در شرقِ ماتین بوده است .
در خلاصۀ تاریخ هرودوت در فصل دهم ( سقوط بابل ) ، هرودوت می نویسد :
« کوروش سر راه بابل به کنار گیندز رسید و آن رودخانه ای است که در کوه های ماتینیان سرچشمه می گیرد » .



بنمایه :
نگاه کنید : تاریخ هرودوت / تلخیص و تنظیم جیمز آلن استوارت اونز ؛ ترجمه به انگلیسی جرج راویلسن ؛ مترجم غلامعلی وحید مازندرانی ؛ تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ، 1384 ، برگۀ 124 .



با توجه به این مورد که کوروش کبیر پس از فتح لیدی از سوی شمال به بابل حمله برد ، شاید رود گیندز همان دیاله باشد که از کوه های زاگرس سرچشمه می گیرد . ولی منظور از سرچشمۀ این کوه به هیچ وجه ممکن این نیست که ماتین در زاگرس باشد زیرا رود هالیس به دریای سیاه می ریخته است و نزدیک به 2000 کیلومتر با شوش فاصله داشته است . پس از آن جایی که رود دیاله به دجله میریزد ، منظور هرودوت حتما سرچشمۀ رود دجله است که نزدیک شهر آمِد ( Amida ) در شرق ترکیه خواهد بود . و همچنین کوه هایی که در سرزمین ماتین هستند و رود هالیس از آنجا سرچشمه گرفته بوده است ، بدون شک همان کوه هایی است که 2 شاخه رود فرات از آن سرچشمه می گیرد و سپس به یک شاخه تبدیل می شوند ، خواهد بود .
البته مورخین یونانی در بسیاری موارد رود دجله و فرات را قاطی می کردند چنانچه بیشتر مورخین یونانی ، شهر نینوا را در کنار رود فرات نوشته اَند ؛ در حالی که نینوا نزدیک رود دجله بنا شده است .
با توضیحاتی که داده شد بسیار آشکار است که رود قزل ایرماق سرزمین های شرق ترکیه که همان کوه های سرزمین ماتین خواهد بود را در بر می گیرد و همچنین از سرزمین فریگی که در مغرب این رود است ، عبور کرده و سپس از کاپادوکیه در مرکز ترکیه عبور می کند و در آخر به دریای سیاه می ریزد .

تمام توضیحات هرودوت در این رابطه صحیح است و مشخصات وی از رود هالیس تنها با رود قزل ایرماق تطابق دارد .

در این نقشه مکان ماتین را با دایره مشکی نشان داده ایم که باید در همین نواحی باشد :





Click here to view the original image of 999x480px.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)



نتیجه گیری :



بر اساس این سند از هرودوت ، نتیجه می گیریم که نه تنها لیدی در غرب آناطولی است و رود هالیس نیز قزل ایرماق در میانۀ ترکیۀ امروزی است ؛ بلکه جغرافیای یونان باستان نیز در مناطق کنونی خودشان ثابت خواهند شد زیرا جزایر یونانیان در غرب لیدیه بوده اَند که برابر با مجمع الجزایر یونان امروزی در دریای اژه خواهند شد .

21:



سلام خانم حامد ....

نام ارتشاخ یل هیچ جوره به الکسندر که در متن اصلی آمده است قابل جایگزینی نیست .

این جدول حروف پهلوی برداشت از کتاب نامه پهلوانی :


بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

(س،ش) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
(ل،ز ) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
( ا ، ه ، خ) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
(پ،ف) در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
(ن،و ، او)‌ در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
(ز ، ژ)‌ در تند نویسی که فرمودید با یک شکل مشخص می شود
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

خوانندگان گرامی ، لطفا ببینید اگر ایشان قصدشان از نوشتن کتاب اسکندر ایرانی ، کسب شهرت و پول درآوردن نیست ، ببینید که چه سخنان علمی گزافی تحویل بنده می دهند !!

چه کسی به شما گفته که واکه ل با واکۀ ز می تواند یکی باشد ؟!


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

لاجرم انچه داریم :
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
الکسندر = اردشو = اردشیر = ارتاشاتا ی لوح بابلی
ا + ل (ر) + ک(د) + س (ش)+ ن (و)‌+ د (ذ)+ ر(ر)‌ = اردشو ذر =ارتشو ذر
الاسکندر =اراشک = ارشک = اراشکی لامو لوح بابلی
ا + ل (ر) + ا + س (ش) + ک +ن (و) + د (ذ) + ر)‌ = اراشک و ذر



این خانم در اینجا با زرنگی آمده است واکۀ ک در نام ا+ل+ک+س+ن+د+ر را به شکلی به نام دلخواه خودشان تفسیر کرده اند که گمان می کنند با دسته کور ها طرف هستند

واکه ک چطور با الف (ا) برابر کردید ؟ این غیر ممکن است .

همچنین این واکه با د نیز برابر نمی شود . به جدول نگاه کنید .


ا + ل (ر) + ا + س (ش) + ک +ن (و) + د (ذ) + ر)‌

خیر خانم گرامی ، شما واکه ک را به جای واکه ن در نام الکسندر گذاشته اید که برابر نمی شوند . لذا بقیه نوشته شما باطل است .

نام الکسندر در متن های پهلوی از 7 واکه تشکیل شده است یاد بگیرید :

ا
ل
ک
س
ن
د
ر

افتاد ؟

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

و برعکس ام یعنی اگر بحواهیم ارتشاخ طبری را از سامی دوباره به پارسی و پهلوی برگردانیم
ا (ا)‌ رت ( د) ش ا خ (ه) پارسی ان = ارتشاه (ارته شه ) = اردشاه
مطابق جدول پهلوی خوانده مس شود :
ا ‌ ر(ل) د (ک) ش (س) ا (ا) ه
که همان الکسا ی لوح بابلی است
اما شما هنوزا هنوز پرسش به ان سادگی مرا پاسخ ندادید :
شهرستان های ایرانشهر یک کتاب است یک مورخ دارد می دانید پریسا همان پرنیان نیست حامد هم همان حامی نیست
همانگونه که قبلا پاسخ دادم ، شما ترتیب حروف را تحریف کرده اید و همچنین از واکه هایی که قابل جایگزینی نیستند بهره برده اید .

بند 12 :شترستان ئی مرو و شترستان ئی هریه گجستک سوکندر ئی اروما ئی کرت .
شهرستان مرو و شهرستان هریه ملعون سوکندر اروما کرد
بند 53 شترستان ئی گی گجستک الاسکندر ئی فیلیپوس کرت .....
شهرستان گی ملعون الاسکندر فیلیپوس کرد
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
ایا در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان سوکندر اروما همان الاسکندر فیلیپوس است که برداشتند همه را الکساندر یونانی ترجمه کردند ؟
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
همانگونه که قبلا هم گفتم و از همان طبری سند آوردم ( که دیگر مورخین اسلامی هم همین را گفته اند ) ، شهر های مرو و هرات و جی را 1 نفر ساخته اند . لذا سکندر ارومایی و الکسندر فیلپان یکی هستند .

همچنین شما علم غیب دارید که این کتاب دست یک نفر نوشته شده ست ؟ نویسنده این کتاب مشخص نیست و چه بسا در طول تاریخ نوشته هایی به آن افزوده شد باشد . همانطور که نمی دانید ، این کتاب در زمان ساسانی نوشته شده و موسی خورنی مورخ ارمنی در زمان ساسانی از این کتاب بهره برده است و همچنین در این کتاب از جعفر دوانیقی نام برده شده است که ثابت می کند این کتاب در طول تاریخ ، نوشته هایی به آن افزوده شده است .

حال شما بگویید شهر جی در اصفهان که در متن های یهودی نیز از آن نام برده شده است و قرارگاه یهودیان بوده است را چطور الکساندری ساخته که تا هندیجان پیشروی کرده است ؟ امان از این استدلال شما
.
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
اولا شاهنامه کتاب است بی طرف که بسیار با دقت از روی اسنادی که در دست فردوسی بوده است نوشته شده است لذا از قول بهرام گور و خسرو پرویز همانگونه که در متون پهلوی ساسانی مکتوب است اسکندر گجستک مکتوب است حال انکه از قول اسناد دیگر به اندازه کافی در قسمت اسکندرنامه شاهنامه فردوسی از او تعریف شده است
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
دوم انکه بنده کاره ای نیستم که به کسی تهمت بزنم اشکانیان نیز پسرخاله و پسرعم بنده نبودند که بخواهم دفاع بی جا کنم این چیزی است که در تاریخ کشورتان مکتوب است رجوع بفرمایید به تاریخ طبری و سپس تاریخ بلعمی در قسمت اردشیر بابکان ببینید چگونه صریح و واضح نوشتند اردشیر خاندان اردوان را قتل عام کرد چون قسم خورده بود نسل اشکانیان را از زمین بردارد که خوش بختانه این قتل عام و قتل عام خاندان مهرک هردو در کارنامه اردشیر عزیزتان از متن پهلوی نیز مکتوب است . پس برای من ننویسید طبری و بلعمی مست و گیج بودند یا خصومتی با ساسانیان داشتند .
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

جناب اقای محمد رضا امینی گویا اصلا توجهی به متن کارنامه اردشیر بابکان و نامه دو برادر به خواهرشان برای مسموم کردن اردشیر نداشتند ! برای بنده بسیار جالب است بدانم این تفسیر را ایشان چگونه و از کجا اوردند ؟ نه تنها چنین چیزی بر کارنامه اردشیر بابکان مکتوب نیست که دقیقا برعکس ان روشن و واضح بر این متن مکتوب است ! حتی دو بادر خواهرشان را ناسزا می گویند !
شاهنامه و دیگر اسکندر نامه ها را همه تاریخدانان می دانند که از رمان تاریخی کالیستن دروغین در نوشته هایش استفاده شده است . لذا بی خود وقتم را صرف افسانه ها نخواهم کرد .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
محبت بفرمایید بگویید به استناد کدام سند شما این سنگ مسافت را به الکساندر نسبت داده اید ؟‌
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
به این سند که همچین سنگ مسافت هایی هیچ وقت در ایران وجود نداشته است و رسم هم نبوده است چون جاده های ایرانی با ایستگاه ها معرفی می شدند . مطالب مقاله را که نخواندید . شما یک سنگ مسافت به خط یونانی و با واحد طول یونانی در زمان هخامنشی و مادها نشانم دهید ؟

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
مطابق انچه بر نوشته سند شما مکتوب است این سنگ از جنس سنگهای دروازه خشایار کاخ تاجگذاری و ... تخت جمشید است . ایا شما نمی دانید که یونانی ها در زمان ساخت تخت جمشید در ایران بودند ؟ نمی دانید که در زمان داریوش و حشایارشا و اصولا در دربار هخامنشی یونانی ها برای انکه یکجوری به این دربار راه پیدا کنند حتی خود را خواجه می کردند ؟ بر سکه سرداران هخامنشی ( نمونه سکه تیسانفر) نیز به زبان یونانی نوشته شده است ببینم نکند این هم سند ورود اقا الکساندر به ایران است ؟
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

.


سند که موجود است از یونانیان در ایران . شما شهر های یونانی در افغانستان را که حتما خواهید گفت که اشکانیان ساخته اند ! نمی دانم پس چرا باشندگان یونانی و معماری یونانی آن را ساخته است . همچنین سنگ قبر اسکندر در مصر کشف شده است که خودش را فاتح جهان معرفی کرده است که در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی مقاله ای در این مورد نوشته شده است .

جالب است همان فردوسی هم میگه در اسکندریه مصر خاکش کردند


[quote=parnianhamed;4923902]

قرار بود اول شما یک سند از الکساندر مقدونی در ایران ( مثلا در اصفهان که می فرمایید شهر جی را ساخت ) به من ارائه بدهید مطمئن باشم این فرد ایران را فتح کرده است و سپس یک سند از نمونه هایی که نوشتید از دیااکو یا فرورتیس مدی ارائه بفرمایید تا من موظف به پاسحگویی این سوال شما باشم
[quote=parnianhamed;4923902]

فعلا همان سندی که از آرامگاه اسکندر سوم ( اسکندر کبیر ) در مصر یافت شده را ببینید به هیروگلیف رویش چی نوشته ، تا بعد .


محققان این آرامگاه را درعین حال شاهدی برطبیعت چند فرهنگی امپراتوری اسکندر دانسته‌اند که ترکیبی از آثار و عناصر هنری و معماری از فرهنگ‌های مختلف یونانی، مصری و ایرانی است. کتیبه موجود در این آرامگاه عمدتا به زبان یونانی است اما درعین حال آثاری از هیروگلیف مصری نیز هست که درآن آمده است:« این آرامگاه متعلق به شاه شاهان وفاتح جهان، اسکندر سوم است."

خبرگزاری میراث فرهنگی - کشف آرامگاهی از اسکندر مقدونی در مصر
[/right]


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
در سند زیبای شما از پلوتارک ,و دیگر مورخین بدبخت رومی و یونانی که مفسرین برای خودشان حرف انها را تغییر دادند و همه انها را تبدیل به نادان کردند


The river overflowing, the flood at last bore up the trough, and, gently wafting it, landed them on a smooth piece of ground, which they now called Cermanus, formerly Germanus, perhaps from Germani with signifies brothers

نفرمودید کدام رودخانه سربالایی از رم در ایتالیا به کشور المان امروزی می رود ؟ هنوز منتظر پاسخ شما هستیم


اگر

نام را ایرانی نمی دانید که اصلا مشکلی نداریم نام رومی است بنده هم همین را ادعا کردم چیز دیگری نگفتم (تا زمان کنستانتین ادعای بلعمی است بنده تا حدود ارشک اشکانی و خیلی زیاد تا زمان جنگ سورنا را ادعا کردم این زمان برای من کافی است که رومیان را یکی از خاندان های ایرانی و یکی از اعضای جمهوری ایران پس از هخامنشی بدانم )


خانم گرامی چرا طفره می روید ؟

دیودور در جای جای تاریخش از کنسول روم در زمان های هخامنشی و اسکندر نام می برد . شما که میگید این مکان در رومیه مدائن است نگفتید چطور این مکان از حوزه حکومتی هخامنشی و اسکندر و سلوکیان جدا بوده است ؟!

این هم نام ایتالیا در همان کتاب انه اید که البته نام ایتالیا بسیار زیاد در این کتاب آمده است ؟

ویرژیل در کتاب اول انه اید که نیای رومیان شناخته می شود ، دربارۀ ایتالیا می نویسد :
« من داستانِ جنگ ابزار ها و قهرمانی را به داستان باز می گویم که پیش از همگان ، به فرمانِ سرنوشت ، از کرانه های تروا رانده شد ، و به ایتالیا آمد ؛ به دریاباری که در آن لاوینیوم بالا افروخته است . دیری ، نیروی چیرۀ خدایانِ فرازین و آسمانی ، هم بر زمین هم بر دریا ، او را به سببِ خشم و ناخشنودی ژونونِ سنگدل به بازی گرفت ؛ نیز ، به همان سان ،دیری رنج های پیکار را آزمود ، به این امید که بتواند شهرِ خویش را بناید نهد ؛ و خدایانش را به لاتیوم بیاورد ؛ و در آن جای دهد : بنیادِ نژادِ لاتین ، آلبیان ، پدرانِ ما ، و بارو های رُم ، بر گریو های بلند از آن بود ... » .
« ... پیش از این ، شهری آکنده از کوچ نشینانِ صوری ، کارتاژ ، از دور ، بر ایتالیا و دهانه های رود تیبر می افکند ؛ شهری آبادان و سخت شوریده و آمادۀ نبرد و آورد » .
« پدر مردمان و خدایان لبخند بر لب ، با آن چهرۀ آرام که سپهرِ توفانخیز را از تب و تاب می اندازد ، به بوسه ای ، لب بر لبان دخترش دَرسود ؛ و در پاسخِ او گفت :
سیتره ! دل آسوده دار . سرنوشتِ ترواییان تو ، به هیچ روی ، دگرگونی نخواهد یافت . تو شهر و دیوار های لاوینیوم را که به تو نوید داده شده است ، خواهی دید ؛ و انۀ ارجمند و بزرگوار را بر سپهر ، تا به ستارگان فرا خواهی برد ؛ و بر خواهی کشید . هیچ چیز رای مرا دیگر نکرده است . از آن جا که نگرانی و اندیشناکی تو را از درون می کاهد و می فرساید ، من بر آن سرم که زنجیرۀ رخداد ها و راز های سرنوشت را از برابرِ چشمانِ تو بگذرانم :
انۀ تو در ایتالیا نبردی سهمگین و خونبار خواهی جُست ؛ و قانون را به مردمِ خویش ارزانی خواهی داشت ؛ نیز بارو هایی را که در میانۀ آن ها بزیند ؛ تا بدان زمان که در سومین تابستان ، او را ببینند که بر لاتیوم فرمان خواهی راند ؛ تا بدان زمان که سومین زمستان بر او سپری گردد ، و او ، در آن ، مردم روتول را به فرمانِ خویش در آورد . امّا آسکاین ، کودکی که امروز بَرنام ایول را بر خویش دارد ( او تا آن زمان که ایلیون بختیار و کامگار می زیست و فرمانرواییش بر جای بود ، الیوس نامیده می شد ) ، سی سال فرمان خواهد راند ؛ آن چنان که گردش و گذار دیرباز ماه ها را از فرمانروانی خویش خواهد آکند .... » .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
ساسانیان و کلیساهای اروپایی سخن مرا با جایگزین کردن با به جای و جلوی چشم خودم تحریف نکنید . در کتاب تک تک علت و دلایل بخریف این تاریخ توسط این دو گروه توضیح داده شده است .
خسرو پرویز نبود رفت از قبصر روم بر ضد کشورش کمک گرفت ؟ قول نداد صلیب عیسی را به انها بدهد ؟ بماند این موضوع بحث ما نیست شما (و) مرا به( با )جایگزین کردید جمله مرا برگرداندید جلوی چشم خودم
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها




بچه که گول نمی زنید خانم ... روابط ساسانیان با رومیان در اواخر حکومت ساسانی خوب شد . می خواهید از متون سریانی درباره قصابی کردن مسیحیان در ایران برایتان سند بیارم ؟


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
اشکانیان در اغاز به زبان یونانی نمی نوشتند ؟ تیسانفرن سردار هخامنشی یک سکه دارد ان هم یونانی است ! رومیان تیره ای از اشکانی نیستند . رومیان باستان کرمانجی های ایرانند .
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
تیسافرن در منطقه ای یونانی نشین ساتراپ بوده و برای همین سکه به یونانی می زده است .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
مورخین یونانی دو شخصیت را درهم کرده اند خودشان هم نفهمیدند چه کردند علت ان هم این است که با هر دو واقعه فاصله زمانی زیادی داشتند و متاسفانه ازمورخین یونانی که در زمان مکتوب کرده اند هیچ سندی جز کالستین(ان هم دروغین) نداریم که بدانیم دقیقا چی نوشتند .

شما از اسکندر ایرانی چی دارید ؟ نوشته های مورخینی همچون اریان و پلوتارک از ده ها مورخ ما قبل از خودشان نوشته شده اند .


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
حال که اینهمه سند از همان الکساندر موجود است بفرمایید یک سکه و یک مجسمه از او را انتخواب کنید اینجا برای ما بگذارید بدانیم کدام چهره را شما الکساندر مقدونی می دانید تا تکلیف بقیه چهره ها را من برای شما روشن کنم
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
هرچی در دنیا پیدا شد گفتند الکساندر مقدونی است می دانید این شخص مطابق اسنادی که به او نسبت میدهند چند چهره دارد ؟
.................................................. ...............
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
شما از نشا دادن یک سند از اسکندر خیالیتان عاجز هستید . نام الکساندر حداقل توی همین کتیبه های ایرانی مانند شاپور اول برای شهر اسکندریه آمده است که الیکساندریا نوشته شده است . شما حداقل یک سند در این حد نشانم دهید .



نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
ببخشید بنده مدعی شدم تا قبل از جنگ سورنا در زمان اشکانیان روم سامانه ای در اطراف مدائن تا شام بود شما برداشتید سند انوشیروان از تاریخ طبری برای من اسکن کرده اید ؟ که تاره در سند شما روم در انطاکیه است ! بعد می فرمایید روم باستان ایتالیا بود ؟


.



شما اگر بنده را بچه فرض نکرده بودید و اسناد را مطالعه کرده بودید ، چند مورد از سالنامه تاسیتوس آوردم که در قرن نخست میلادی زندگی می کرده و از فتح سلوکیه و تیسپون توسط اشکانیان نام برده است . خود تاسیتوس یک والی رومی در آناطولی هم بوده .


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
این اصل سخن دیودورخدمت شما
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

2 1 When Evaenetus was archon at Athens, the Romans elected as consuls Lucius Furius and Gaius Maniusا.2 In this year Alexander, succeeding to the throne, first inflicted due punishment on his father's murderers,3 and then devoted himself to the funeral of his father. 2 He established his authority far more firmly than any did in fact suppose possible, for he was quite young and for this reason not uniformly respected, but first he promptly won over the Macedonians
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها


این هم سخن مفسر در باب دیودور خدمت شما

Our writer understood some Latin, although he continued to make mistakes. He visited Egypt and Rome, and claims to have traveled extensively, but he nowhere shows acquaintance with important cities like Athens, Miletus, Ephesus, or Antioch. His description of Nineveh as a city on the Euphrates is simply wrong, and so is his statement that Chalkidike is near the Hellespont (WH, 2.3.2 and 16.53.2).






وقتی همین دیودور می نویسد که ملکه آشوری سمیرامیس تا تروا ترکیه را فتح کرده ، متوجه می شویم که تمام سخنان وی را نمی توات تاریخ محض پنداشت . هرچند میلتوس و آتن و هلس پونت در غرب ترکیه و یونان امروزی هستند و این ثابت شده است .


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
حالا بفرمایید بشینید حساب کنید وقتی
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
Euphratesدیودور دجله امروزی است ( که هست یونانی ها همه اینگونه نوشتند حتی نقشه از انان موجود است که دجله در ان Euphrates
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
مکتوب شده است ) این رومی که در ان رای گیری شده دقیقا سوریه هست یا خیر
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
«
ارشک و سورنا کجا اردوان سوم کجا ! من چه می گویم شما چه پاسخ میدهید !
بازهم در همین زمان که اقایان پیاده تا ایتالیا رفتند گویا متاسفانه پایتخت روم در سوریه بوده نه ایتالیا شما جدا حالتان خوب نیست کلیه اسنادی که ارائه می دهید بر خلاف سخن خودتان است . سوالتان بی مورد است گسی ادعا نکرد در این زمان روم در ندائن بود ادعا شد قبل از این در مدائن بود اشکانیان با انها جلگیدند و انها را عقب زدند .
بقیه سخنان و سوالات شما در ادامه این متن متاسفانه بی مورد است . خودتان مشاهده می کنید که در متن شما اشکانیان به سوی غرب می روند و رومیان را از این مکان پاکسازی می کنند . روم باستان مدائن است نه روم زمان انوشیروان و اسنادی که شما ارائه می دهید . محبت بفرمایید اسناد 200 ق.م . قبل از ان را اینجا بررسی بفرمایید ببینیم روم باستان کجاست .
با سپاس
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
شما که حساب کردن خوب بلدید بفرمائید بروید ببینید هلس پونت و ملت در دجله است یا غرب ترکیه ؟!


مطالعه کنید ؟

پاسخ به ادعای پرنیان حامد در مورد مکان لیدی و رود هالیس


بدرود

22:



شما در تاریخفا بروید از جناب مرتضی حماسی سوال کنید ایشان شما را راهنمایی خواهند کرد زیرا خیلی وقت پیش این مسائل را بانو پرنیان حامد و بنده در هم میهن در حضور ایشان بررسی کرده ایم و خود ایشان هم در ارتباط با اشتباهات جغرافیای مکانی که مفسرین مرتکب شده اند علاوه بر قبول داشتن این موارد، مطالب مستقل دیگری نیز یافته بودند.

در مورد جاده خاکی هم که اشاره کردید، عنوان کردم که بررسی بند 53 که خوشبختانه در مورد زیر آنرا اصلاح کردید، مطلب هردوت بررسی دقیق و نه سطحی شده است ولی از به اشتراک گذاری نتایج بررسی تا ثبت آن معذور می باشم.

متاسفانه دزدی پژوهشی این روزها زیاد شده است.

ولی
یک کمک به شما که خیلی علاقه به دانستن برخی موضوعات نشان می دهید می کنم، متن زیر را که ارسال کردید با دقت بیشتری بخوانید، حتما اگر تحت تاثیر تفسیرها نباشید به نتایج جالبی دست خواهید یافت.

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها


هرودوت در این باره در دفتر پنجم ، بند 52 و 53 می نویسد :

«اما ما خود دربارۀ این راه سخنی چند نقل می کنیم : در سراسر مسیرِ این راه ساختمان های شاهی و کاروانسرا های زیبایی احداث شده است . در تمامِ این خطِ سیر از سرزمین هایی می گذریم که سراسر مسکون و کاملا امن است . در سراسرِ لیدی و فریجیه بیست منزل راه به دنبالِ هم قرار دارد که جمعا نود و چهار پارازانژ و نیم می گردد . در آن سوی فریجیه با رود هالیس رو به رو می شویم . برای مراقبت از این رود قلعۀ مستحکمی ساخته اَند . و برای عبور از آن باید قبلا از معابرِ تنگ کوهستانی که بر این رود مشرف است عبور کرد . پس از عبور از این رود به کاپادوکیه خواهیم رسید و از آن جا تا مرز کیلیکیه بیست و هشت منزل یا یکصد و چهار پارازانژ باید پیمود . در سر حد کیلیکی باید از دو معبر تنگ کوهستانی و دو قلعه مستحکم عبور کرد . دنباله جاده در این سرزمین و در آن سوی سر حد کیلیکی سه منزل و پانزده پارازانژ و نیم راه است .
مرز بین کیلیکی و ارمنستان رودیست قابل کشتی رانی که فرات نام دارد . در ارمنستان پانزده منزل راه است که در هر یک از آن ها پادگانی وجود دارد و جمعا پنجاه و شش پارازانژ می شود . در این منطقه چهار رودِ قابل کشتی رانی جریان دارد که باید مطلقا از آنها عبور کرد . نخستینِ آن ها رودِ دجله است ؛ و دومین و سومینِ آن ها هر دو یک نام دارند ، در حالی که دو رود جداگانه اَند و هر دو از یک محل سرچشمه نمی گیرند ، یکی از آن ها از ارمنستان جاری است و دیگری از سرزمین ماتین . چهارمین این رود ها گیندس نام دارد . این همان رودی است که در گذشته کوروش آن را به سیصد و شصت مجرا تقسیم کرد . از ارمنستان تا سرزمینِ ماتین چهار منزل راه است و وقتی از این سرزمین به کیسی رسیدیم یازده منزل و چهل و دو پارازانژ راه باقی است تا به خوسپ یعنی رودی که قابل کشتی رانی است و شهر شوش در ساحلِ آن بنا شده است برسیم ، تعدادِ این منزل ها جمعا به یکصد و یازده می رسد . چنین است تعدادِ توقف گاه هایی که از سارد تا شوش وجود دارد .

اگر طول راهی شاهی را به پارازانژ برآورد کنیم و اگر پارازانژ برابر سی ستاد باشد و در حقیقت همین مقدار هم هست ، از ساد تا مقر شاهی که به کاخ ممنون معروف است جمعا سیزده هزار و پانصد ستاد یعنی چهار صد و پنچاه پارازانژ فاصله است » .
بنمایه :
تاریخ هرودوت ( جلد پنجم و ششم ) / ترجمه با مقدمه و توضیحات و حواشی از هادی هدایتی . - تهران : دانشگاه تهران ، 1383 ، برگۀ 45 و 46 .
.

در پایان هم تا آخر وقت اداری امروز ملط غربی ملت خواهد شد.

23:

دوست عزیز اگر قصد سخن گفتن علمی! را دارید و آن قواعد تندنویسی پهلوی! را که از روی آن بچنان قدرت تشخیصی رسیده اید که می توانید علامت ر را ببینید و ل بخوانیدش را ارائه کنید، و اگر نه سعی کنید با حفظ آرامش و احترام طرف مقابلتان فضای مباحث را متشنج نکنید.

براساس جدول پهلوی شما و هیچ کس دیگری حق نداشتید و نداشتند که ارکسندر را الکسندر بنویسند، و وقتی قواعدی وارد بازی می شود این قواعد یک بام و دو هوا نمی شود...

جناب کاکاافشار! می خواهید در ارتباط با هزوارش ها و تاریخچه آن هم، باهم به گفتگو بپردازیم؟

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها

حرف ل نسبت به ریک اظافۀ کوچک دارد که در تند نویسی این را نمی نوشتند . تند نویسی یکی از سبک های نوشتاری در ایران ساسانی بوده است و در متن پهلوی خسرو و ریدکی قبادان از این سبک نام برده شده است .
توضیح برای دیگر دوستان،

در صورتی که هم امروز به الفبای لاتین توجه کنید متوجه این موضوع خواهید شد که حروف یک شکل در لهجه های (زبان های) مختلفی که از این الفبا به نوعی بهره برده اند بعضا متفاوت تلفظ می شوند و صدایی یک شکل ندارند.

24:

امیدوارم که مطالب آورده شده در بخش Caria راهگشای ابهاماتی که مطرح کردید باشد...

25:


با سلام (هر شخصی احترامش را خودش نگه می دارد )
شلوغ نکنید ننوشتم ازکسندر ( اشتباه تایپ را برای من پیراهن عثمان نکنید) و از این پس اگر می خواهید سخن بگویید مودبانه و بدون حاشیه های مزبود سخن می گویید در غیر این صورت مرخص هستید به اندازه کافی از اشنایی با مترجمی مثل شما در این کشوردارم زجر می کشم
این خانم در اینجا با زرنگی آمده است واکۀ ک در نام ا+ل+ک+س+ن+د+ر را به شکلی بهنام دلخواه خودشان تفسیر کرده اند که گمان می کنند با دسته کور ها طرف هستند

واکه ک چطور با الف (ا) برابرکردید ؟ این غیر ممکن است .

همچنین این واکه با د نیز برابر نمی شود .

کور نیستید خدای ناکرده مترجم زبان پهلوی هستید که الفبای پهلوی را بلد نیست زجر اور هستید شما از دسته مترجمین پهلوی هستید که از انگلیسی به فارسی ترجمه می کنند واکه ک به الف تبدیل نشد به د تبدیل شد که قابل تبدیل است

یا انکه حروف ج د ذ گ ی یک گروهند و با حرف ... نشان داده می شود ( نامه پهلوانی دکتر فریدون جنیدی صفحه 26
خیر خانم گرامی ، شما واکه ک را به جای واکه ن در نام الکسندر گذاشته اید که برابرنمی شوند . لذا بقیه نوشته شما باطل است .

از بی دقتی یا عدم اگاهی شماست
این لغت ا + ل (ر) + ا + س (ش) + ک +ن (و) + د (ذ) + ر
الاسکندر است که اول متن اردشیر بابکان امده است نه الکسندر که برای من هجی کردید نااگاهید از کلیه متون پهلوی از اشنایی با شما جدا متاسفم
.................................................
نوشته اصلي بوسيلهparnianhamed
شهرستان هایایرانشهر یک کتاب است یک مورخ دارد می دانید پریسا همان پرنیان نیست حامد هم همانحامی نیست
.

بند 12 :شترستان ئی مرو و شترستان ئی هریهگجستک سوکندر ئی اروما ئیکرت .
شهرستان مرو و شهرستان هریه ملعونسوکندر اروما کرد
بند 53 شترستان ئی گیگجستک الاسکندرئیفیلیپوسکرت .....
شهرستان گی ملعون الاسکندر فیلیپوس کرد


ایا در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان سوکندراروما همان الاسکندر فیلیپوس است که برداشتند همه را الکساندر یونانی ترجمه کردند؟
همانگونه که قبلاهم گفتم و از همان طبری سند آوردم ( که دیگر مورخین اسلامی هم همین را گفته اند ) ،شهر های مرو و هرات و جی را 1 نفر ساخته اند . لذا سکندر ارومایی و الکسندر فیلپانیکی هستند .
اسکندر طبری که این شهرها را ساخته به سال 65 ق.م بود که همه مورخین اسلامی هم تایید می کنند و موبدان زردشتی و کلیه متون پهلوی و مغان و اسناد ستاره شناسی بابلی نیز تایید می کنند چون حکومت ملوک الطوایف در کلیه این متون 266 سال است . حال پاسخ پرسش مرا بدهید منتظرم خودتان را هم به صورت زیر سبک نکنید
حال شما بگویید شهر جی در اصفهان که در متن های یهودی نیز از آن نام برده شده است و قرارگاه یهودیان بوده است را چطور الکساندری ساخته که تا هندیجان پیشروی کرده است ؟ امان از این استدلال شما

همچنین بار اخرتان باشد به متنی استناد می کنید و وقتی جواب دندان شکن می شنوید چنین جمله ای برای من مکتوب می فرمایید
شاهنامه و دیگر اسکندر نامه ها را همه تاریخدانان می دانند که از رمان تاریخی کالیستن دروغین در نوشته هایش استفاده شده است . لذا بی خود وقتم را صرف افسانه ها نخواهم کرد

اگر مورخ شاعر یا سندی را قبول ندارید چرا استناد می کنید بنده اینجا بی کار نیستم !
. به این سند که همچین سنگ مسافت هایی هیچ وقت در ایران وجود نداشته استو رسم هم نبوده است چون جاده های ایرانی با ایستگاه ها معرفی می شدند . مطالب مقاله را که نخواندید . شما یک سنگ مسافت به خط یونانی و با واحد طول یونانی در زمان هخامنشی و مادها نشانم دهید ؟
ا
ز شما سند خواستم بدانم به چه مناسبت سنگ مطلق به زمان الکساندر است یا سند ارائه بدهید یا از تفسیر بی مورد سنگ زمان هخامنشی به الکساندر عذر خواهی کنید بنده ادعا نکردم سنگ مطلق به الکساندر است سند ارائه بدهم شما ادعا کردید سند این ادعا را بی جر و بحث مکتوب بفرمایید
سند که موجود است از یونانیان در ایران . شما شهر های یونانی در افغانستان را که حتما خواهید گفت که اشکانیان ساخته اند ! نمی دانم پس چرا باشندگان یونانی و معماری یونانی آن را ساخته است . همچنین سنگ قبر اسکندر در مصر کشف شده است که خودش را فاتح جهان معرفی کرده است که در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی مقاله ای در این مورد نوشته شده است .
از یونانی سند نخواستم در افغانستان و مصر هم سند نخواستم سند الکساندر مقدونی در ایران را می خواهم و اثار این همه شهری که در ایران ساخته است
با هم شوخی نمی کنیم اقای افشار اگر نتوانید حضور الکساندرتان در ایران را اثبات کنید انوقت باید کمی در مکتوبات ایران تامل کنید
یک دیوار به سبک یونانی ( جز از معبد لائودیسه که حساب و علتش مشخص است ) در ایران به من نشان بدهید که سعی کنیم ان را به اقا الکساندر مقدونی نسبت بدهیم
فعلا همان سندی که از آرامگاه اسکندر سوم ( اسکندر کبیر ) در مصریافت شده را ببینید به هیروگلیف رویش چی نوشته
ببخشید فرق مصر با ایران را می دانید ؟ فعلا یعنی چی ؟ ادعا دارید الکساندر مقدونی ایران را فتح کرده و کلی شهر در این کشور ساخته است سندش کو ؟ به مصر چه ربطی دارد ؟ یک کتیبه در ایران نکند ؟ بیچاره البته در کشور خودش مقدنیه هم کتیبه ندارد . نمی دانم چرا سکه هایش از سوریه بیرون می اید کتیبه هایش از مصر . البته بنده یک کم دیگر ادامه بدهم پس فردا همچون معبد رکسانا دو کتیبه (جعلی ) هم از او در مقدونیه یافت خواهد شد نترسید
ایران اقای کاکا افشار سند شهرسازی های او را در ایران به من نشان بدهید
خانم گرامی چرا طفره می روید ؟

دیودور در جای جای تاریخش از کنسول روم در زمان های هخامنشی و اسکندر نام می برد . شما که میگید این مکان در رومیه مدائن است نگفتید چطور این مکان از حوزه حکومتی هخامنشی و اسکندر و سلوکیان جدا بوده است ؟!

بنده طفره نمی روم شما دارید طفره می روید تا این لحظه به هر سندی استناد کردید و پاسخ گرفتید نوشتید سند به در نخور است به این می گویند طفره . حوزه حکومتی ؟ هخامنشی 1. می دانید ساتراپ یعنی چه ؟ 2 اسکندر. سند الکساندر در ایران سلوکیان 3 می دانید ملوک الطوایفی با 90 شاه یعنی چه ؟

این هم نام ایتالیا در همان کتاب انه اید که البته نام ایتالیا بسیار زیاد در این کتاب آمده است ؟

بله نام ژرمانیا هم به کرات امده است که کشور المان امروزی نیست
بچه که گول نمی زنید خانم ... روابط ساسانیان با رومیان در اواخر حکومت ساسانی خوب شد . می خواهید از متون سریانی درباره قصابی کردن مسیحیان در ایران برایتان سند بیارم ؟
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed

ساسانیانوکلیساهای اروپایی سخن مرا باجایگزین کردن با به جای و جلوی چشم خودم تحریف نکنید . در کتاب تک تک علت و دلایلبخریف این تاریخ توسط این دو گروه توضیح داده شده است
.................................................. ......................
سخن مرا جلوی چشم خودم تحریف کردید این جمله بالای شما به جای عذر خواهی است ؟
شما از اسکندر ایرانی چی دارید ؟ نوشته های مورخینی همچون اریان و پلوتارک از ده ها مورخ ما قبل از خودشان نوشته شده اند .

فاصله زمانی مورخین شما با الکساندر حداقل حدود 300 سال است .
تاریخ کشور بنده هم نه از روی نوشته ده ها مورخ بلکه صدها سند رسمی این کشور بازنویسی شده که از راه دور هم ننوشتند
مورخین شما نیمه الکساندر خودشان را به اسکندر کشور من پیوند ردند .
شما از نشا دادن یک سند از اسکندر خیالیتان عاجز هستید

بنده عاجز نیستم سند هم دارم که رسما ارائه خواهد شد . (نه اینجا و انجا که دوستان از ان خود کنند) اما شما تا زمانی که نتوانید ثابت کنید الکساندر مقدونی وارد ایران شده است عاجز خواهید نشست (باری دیگر در جستار قبل به شما نوشتم اصول علمی و چهارچوب ادب و خرمت را رعایت کنید که گویا علاقه ای به این کار ندارید !)
ثابت کنید الکساندر مقدونی وارد ایران شده است در غیر این صورت مفسر و مورخ یونانی ـ رومی ـ مترجم و بادمجان های دورقابچی متهم به دزدی از تاریخ ایران و جعل تاریخ این کشور هستند
شما اگر بنده را بچه فرض نکرده بودید و اسناد را مطالعه کرده بودید ، چند مورد از سالنامه تاسیتوس آوردم که در قرن نخست میلادی زندگی می کرده و از فتح سلوکیه و تیسپون توسط اشکانیان نام برده است . خود تاسیتوس یک والی رومی در آناطولی هم بوده
.

کاش بچه بودید . موجود درهم ، لجباز و زجر اوری هستید که حتی نمی خوانید چی نوشتم
سند شما حرکت اشکانیان از شرق به غرب و پاکسازی رومیان از بین النهرین را نشان می دهد سند شما مطلق به حدود 100 بعد از میلاد است این برای رد ادعای من خیلی دیر است سند از روم باستان به حدود 200 قبل از میلاد بیاورید
100 بعد از میلاد رومیان به کشور ایتالیا و رم امروز رسیده بودند کلی سند از 73 بعد از میلاد از انان در المان و ایتالیا موجود است اگر سند ندارید من شخصا عکس برداری کردم می خواهید سند ان را اینجا بگذارم مطمئن باشید در این زمان به ایتالیا رسیده بودند ؟
روم باستان با حساب نوشته مورخین باید شهری حداقل 2800 ساله با اثار رومی باشد چنین سندی در کل اروپا موجود نیست .
شما باید ثابت کنید 1. الکساندر مقدونی وارد ایران شده است 2. روم 2800 ساله در کشور ایتالیای امروزی است (یک دیوار به سبک یونانی در ایران + یک دیوار به سبک رومی در اروپا)
وقتی همین دیودور می نویسد که ملکه آشوری سمیرامیس تا تروا ترکیه را فتح کرده ، متوجه می شویم که تمام سخنان وی را نمی توان تاریخ محض پنداشت
شروع شد . فردوسی که افسانه است طبری و بلعمی و بیرونی که مست و گیج بودند . دیودور که عوضی نوشته . پلوتارک که راهش دور بود . هرودوت که با ایران خصومت دارد و ....
جناب کاکا افشار سند می اورید پایبند سندتان بمانید چرا استناد می کنید به سندی که خودتان قبول ندارید ؟ یا سند را قبول دارید یا ندارید شما تا به این لحظه از هر کسی سند اوردید پاسختان را با سند خودتان دادم فورا نوشتید سند قلابی است
اینجوری که نمی شود ! اینجوری کل اسناد تاریخ جهان از دید شما قلابی است !کاش بچه بودید
شما که حساب کردن خوب بلدید بفرمائید بروید ببینید هلس پونت و ملت در دجله است یا غرب ترکیه ؟!
مطالعه کنید ؟
پاسخ به ادعای پرنیان حامد در مورد مکان لیدی و رود هالیس
چرا اینجا مکتوب نکردید ؟ مگر اینجا مشغول سخن گفتن با خود من نبودید ؟ از نام من برای شهرت خودتان استفاده می کنید ؟ می خواهید سخن علمی بگویید یا می خواهید خودتان را مطرح کنید ؟
کاش بچه بودید
جز پاسخ به دو مورد زیر سخن دیگری با شما نیست . خیلی بیش از این کپی پیست ها و ترجمه های از انگلیسی به فارسی نیاز به مطالعه دارید اقای دکتر فریدون جندیدی در بنیاد کلاسهای زبان پهلوی دارند رجوع کنید و مدتی سر کلاس زبان پهلوی بشینید شاید کمی یاد گرفتید و شاید از این فاجعه ای که به سر خودتان اوردید نجات پیدا کنید..
شما باید ثابت کنید 1. الکساندر مقدونی وارد ایران شده است 2. روم 2800 ساله در کشور ایتالیای امروزی است (یک دیوار به سبک یونانی در ایران + یک دیوار به سبک رومی در اروپا)
وافعا از اشنایی با شما از صمیم قلب برای این کشور متاثر شدم .

26:

درود بر شما بزرگمهر ارجمند

جهت آشنایی بیشتر با اسنادی که اشاره داشتید! دستاویزی برای فرقه نوظهور شده اند، بد نیست که به لینک چین و کاریا و یونان نگاهی بیاندازید و سخنان مورخین یونانی (ایرانی) قبل از اسلام را در تایید نظریات این فرقه نوظهور را نیز ملاحظه نمایید.

27:

بی خودی برای ایرانیزه کردن شهر های یونانی نشین خودتان را خسته نکنید . توسیدید مورخ بزرگ یونانی نوشته است که مکان هایی که در لشگرکشی تروی شرکت کرده اند ، همین سرزمین های کنونی هستند .

نکند می خواهید بگویید که جنگ بزرگ پلوپونزی در بین النهرین رخ داده اون هم دم گوش هخامنشیان ؟

28:



اتفاقا ما نیز از اشخاص متوهم زجر می کشیم که ادعا دارند بی شمار متن یونانی خوانده اند ولی روم باستان را در مدائن و یونان باستان را در میانرودان جست و جو می کنند !

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
کور نیستید خدای ناکرده مترجم زبان پهلوی هستید که الفبای پهلوی را بلد نیست زجر اور هستید شما از دسته مترجمین پهلوی هستید که از انگلیسی به فارسی ترجمه می کنند واکه ک به الف تبدیل نشد به د تبدیل شد که قابل تبدیل است



یا انکه حروف ج د ذ گ ی یک گروهند و با حرف ... نشان داده می شود ( نامه پهلوانی دکتر فریدون جنیدی صفحه 26
خانم عزیز بچه که گول نمی زنید ! واکه ک هیچ ربطی به د ذ گ ی ندارد . همین فریدون جنیدی نیز نگفته اند که ک با د قابل جایگزینی است .

این جدول را نگاه کنید ، واکه هایی که قابل جایگزینی هستند را با رنگ های همرنگ مشخص کرده ام طبق گفته های فریدون جنیدی که مورد تایید شخص شخیصتان است !


بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)



نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

از بی دقتی یا عدم اگاهی شماست
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
این لغت ا + ل (ر) + ا + س (ش) + ک +ن (و) + د (ذ) + ر
الاسکندر است که اول متن اردشیر بابکان امده است نه الکسندر که برای من هجی کردید نااگاهید از کلیه متون پهلوی از اشنایی با شما جدا متاسفم
متنی که شادروان صادق هدایت در کارنامه اردشیر بابکان گذاشته اند در متن های پهلوی نیامده است . بلکه نامی است که اشتباه نوشته اند .

شما که از متون پهلوی آشنایی دارید ، نمی آمدید حمله رومیان در بعد از 1000 سالگی دین را به حمله اسکندر تعبیر کنید .

شما اصلا متن پهلوی آخرین هزاره را به چشم ندیده بودید و بعد هم گمان کردید این متن همان زند وهومن یسن است

بنده از متن پهلوی ارداویراف نامه و شگفتی های سیستان سند آوردم که این نام الکسندر آوانویسی شده است و حرف نوشت آن هم از 7 واکه تشکیل شده است .

ا
ل
ک
س
ن
د
ر

در جدول هم مشخص کردم که دال به ک تبدیل نمی شود خانم با دقت .


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
.................................................
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيلهparnianhamed
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
شهرستان هایایرانشهر یک کتاب است یک مورخ دارد می دانید پریسا همان پرنیان نیست حامد هم همانحامی نیست
.

بند 12 :شترستان ئی مرو و شترستان ئی هریهگجستک سوکندر ئی اروما ئیکرت .
شهرستان مرو و شهرستان هریه ملعونسوکندر اروما کرد
بند 53 شترستان ئی گیگجستک الاسکندرئیفیلیپوسکرت .....
شهرستان گی ملعون الاسکندر فیلیپوس کرد




بنده برای شما برگۀ طبری را نشان دادم که هرات و مرو و جی ( در اصفهان ) را اسکندر رومی ساخته است فلذا یک شخصیت این 3 شهر را بازسازی کرده است . همچنین بنده در شگفت هستم اگر الکساندر تا هندیجان پیشروی کرده است ، چگونه وارد تخت جمشید شده است و یا چگونه در اصفهان شهر جی را ساخته است ؟!!

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
ایا در یک کتاب با یک نویسنده و در یک زمان سوکندراروما همان الاسکندر فیلیپوس است که برداشتند همه را الکساندر یونانی ترجمه کردند؟
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

اسکندر طبری که این شهرها را ساخته به سال 65 ق.م بود که همه مورخین اسلامی هم تایید می کنند و موبدان زردشتی و کلیه متون پهلوی و مغان و اسناد ستاره شناسی بابلی نیز تایید می کنند چون حکومت ملوک الطوایف در کلیه این متون 266 سال است . حال پاسخ پرسش مرا بدهید منتظرم خودتان را هم به صورت زیر سبک نکنید



حکومت اشکانیان 266 سال نیست زیرا متون یونانی و رومی این را تایید نمی کند و همچنین کتیبه اردوان پنجم نیز سالی بیش از 500 ( دقیقا یادم نیست ) دارد که همان سال اشکانی است . حال چگونه 266 سال اشکانیان حکومت کرده اند ؟ خود ابوریحان نیز مسئله 266 سال حکومت اشکانیان را دستکاری در تاریخ اشکانی و مشوش بودن تاریخ اشکانیان می داند و برای همین به کتاب شاپورگان رجوع می کند که فاصله اسکندر تا اردشیر پاپکان را حوالی 500 سال ذکر کرده است .


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
همچنین بار اخرتان باشد به متنی استناد می کنید و وقتی جواب دندان شکن می شنوید چنین جمله ای برای من مکتوب می فرمایید
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
آخ آخ دندانم شکست !! واقعا چقدر جواب دندان شکنی دادید !

شما گویا متن انه اید را ندیدید که میگه انه از تروی به ایتالیا رفته ؟

همان دیودور سیسیلی از کنسول های رومی در زمان الکساندر و حتی هخامنشیان سخن می گوید که یک نمونه اش را نشان دادم و دوباره نشان می دهم :


اصل نوشته های دیودور سیسیلی ؛ فصل 39 : بند 3 و 4 و فصل 40 : بند 1 و 2 :

« داریوش که در این شرایط از انقعاد قرار داد ، از راهِ سیاسی ، چشم پوشیده بود ، تدارکات نظامی عظیمی را فراهم کرد ؛ کسانی را که تمامی جنگ افزار هایشان را حینِ فرار رها کرده بودند ، دگر بار مسلح کرد و سربازانِ جدیدی را در یگان های سپاهش گنجاند . همچنین از خشترپاون نشین های علیا ، سپاهیانی را که به خاطرِ تعجیل در لشگر کشی پیشین بلا استفاده گذارده بود ، فرا خواند .
بدین سان برای بسیجِ نیرو ها ، چنان شور و حدتی از خود نشان داد که سپاهِ کنونی دو برابر بیشتر از سپاهی بود که در ایسوس آراسته بود . در واقع ، وی 800 هزار پیاده نظام و 200 هزار سواره نظام ، بدون محاسبۀ شمارِ زیادی از ارابه های داس دار بسیج کرد .
باری چنین بود وقایع این سال .
در زمانِ آرخونتی نیسراتوس در آتن ، رومیان ، مارکوس آتیلیوس و مارکوس والریوس را به کنسولی برگزیدند . همچنین در این سال صد و دوازدهمین المپیاد ، که در طی آن گری لوس خالسیدی پیروزی را به چنگ آورد ، برگزار شد . در این سال ، اسکندر پس از پیروزی ایسوس ، کشتگان و از جمله سربازانِ دشمن را که رفتار شجاعانه شان تحسین برانگیز بود ، به خاک سپرد . آنگاه ، پس از آن که برای خدایان قربانی های با شکوهی بر پا کرد و همه آن هایی را که در طولِ جنگ رشادت هایی از خویش نشان داده بودند ، بر اساس شایستگی هر یک پاداش داد ، به سپاهش چند روزی استراحت داد .
آن گاه راهش را به سوی مصر پی گرفت ؛ وقتی به فنیقیه رسید ، در آن جا ، شهر ها به اطاعتِ وی در آمده و مردم این شهر ها استقبالِ شایانی از وی به عمل آوردند » .
آبشخور :
دیودور سیسیلی ، ایران و شرق باستان در کتابخانۀ تاریخی ، ترجمه و حواشی از : حمید بیکس شورکایی - اسماعیل سنگساری ، برگه 375-376 .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
اگر مورخ شاعر یا سندی را قبول ندارید چرا استناد می کنید بنده اینجا بی کار نیستم !


ا
بنده شما را مجبور نکرده ام که بیایید پاسخ گو باشید . شما که فراخوان برای اسکندر ایرانی در وبلاگتان می گذارید چه شده است که طاقت نقد کوبنده را ندارید ؟


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
ز شما سند خواستم بدانم به چه مناسبت سنگ مطلق به زمان الکساندر است یا سند ارائه بدهید یا از تفسیر بی مورد سنگ زمان هخامنشی به الکساندر عذر خواهی کنید بنده ادعا نکردم سنگ مطلق به الکساندر است سند ارائه بدهم شما ادعا کردید سند این ادعا را بی جر و بحث مکتوب بفرمایید
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها




خانم عزیز ، این شما هستید که باید ادعا هایتان را ثابت کنید نه بنده . شما که خودتان منکر وجود الکساندر نیستید .

بنده و تمام تاریخ دانان جهان شخصی به نام اسکندر میترایی را نمی شناسند و برای همین نیز از شما خواستیم که یک سند و یادگار باستانی از این شخص نشان دهید ؟

پس سندتان چه شد ؟




نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
از یونانی سند نخواستم در افغانستان و مصر هم سند نخواستم سند الکساندر مقدونی در ایران را می خواهم و اثار این همه شهری که در ایران ساخته است


خانم گرامی سندش همان شهرستان های ایرانشهر است که خودتان کپی کردید . حال جی در ایران هست یا نه ؟
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
با هم شوخی نمی کنیم اقای افشار اگر نتوانید حضور الکساندرتان در ایران را اثبات کنید انوقت باید کمی در مکتوبات ایران تامل کنید
یک دیوار به سبک یونانی ( جز از معبد لائودیسه که حساب و علتش مشخص است ) در ایران به من نشان بدهید که سعی کنیم ان را به اقا الکساندر مقدونی نسبت بدهیم




نام سلوکوس و انتیوخوس در پایه مجسمه ای در خوزستان موجود است که شخصی مغ زرتشتی به والی آنجا مجسمه ای تقدیم کرده است و نوشته است در زمان پادشاهان سلوکوس و انتیوخوس .

لذا سلوکیان در ایران پادشاهی داشته اند که از سال سلوکی استفاده می شده است و همین اشکانیان نیز از سال سلوکی استفاده می کردند .


شما باید ابتدا وجود داشتن اسکندر میترایی را ثابت کنید و سپس سراغ الکساندر بروید ؟ این اسکندر شما اصلا وجود ندارد . حال حد اقل الکساندر وجود خارجی داشته ولی اسکندر شما حتی در یک یادگار باستانی نامش نیامده و با اینکه نصف کره زمین را فتح کرده است حتی یک سکه هم ضرب نکرده است


نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
ببخشید فرق مصر با ایران را می دانید ؟ فعلا یعنی چی ؟ ادعا دارید الکساندر مقدونی ایران را فتح کرده و کلی شهر در این کشور ساخته است سندش کو ؟ به مصر چه ربطی دارد ؟ یک کتیبه در ایران نکند ؟ بیچاره البته در کشور خودش مقدنیه هم کتیبه ندارد . نمی دانم چرا سکه هایش از سوریه بیرون می اید کتیبه هایش از مصر . البته بنده یک کم دیگر ادامه بدهم پس فردا همچون معبد رکسانا دو کتیبه (جعلی ) هم از او در مقدونیه یافت خواهد شد نترسید


الکساندر در آن کتبه هروگلیف خودش را فاتح جهان می نامد . شما حداقل یک کتیبه جعلی هم از اسکندر میترایی نشان دهید شما را قبول داریم .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
ایران اقای کاکا افشار سند شهرسازی های او را در ایران به من نشان بدهید



شهر سازی وی در ایران در متن های پهلوی و همچنین متن های باستانی یونانی وقتی آمده باشد ، لذا شهر سازی هایش ثابت شده است . شما گفتید چون اسکندر رومی در متن های پهلوی آمده است ، رومیان تیره از اشکانیان هستند .

حال منم در پست بعدی این ادعایتان را باطل می کنم .

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها
بنده طفره نمی روم شما دارید طفره می روید تا این لحظه به هر سندی استناد کردید و پاسخ گرفتید نوشتید سند به در نخور است به این می گویند طفره . حوزه حکومتی ؟ هخامنشی 1. می دانید ساتراپ یعنی چه ؟ 2 اسکندر. سند الکساندر در ایران سلوکیان 3 می دانید ملوک الطوایفی با 90 شاه یعنی چه ؟


بله نام ژرمانیا هم به کرات امده است که کشور المان امروزی نیست



وقتی از سلوکیان سکه به خط پالی و هندی باستان و نقش فیل می بینیم لذا ورود اسکندر به هندوستان ثابت شده است . وقتی اسکندر در هند با قوم برهمن ها برخورد می کند ، این یعنی هند باستان همین هند است .

نام ژرمانیا در متون یونانی در اروپا نوشته شده است و در کتیبه شاپور هم متحد رومیان !


بقیه سخنان شما ارزش پاسخ دادن نداشتن زیرا وقتی اشکانیان و اهالی بلخ و هند از خط یونانی استفاده کرده و در ایران از تاریخ سلوکی استفاده می شود ، ورود اسکندر به ایران ثابت شده است . در سکه های سلوکی نیز علامت ضربخانه های شهر های ایرانی دیده می شود .


حال پاسخ شما در مورد روم را در همین پست خواهم داد تا ماجرا به کلی حل شود :



خانم حامد متاسفانه کم دانشی شما باعث شده است که گمان کنید که تاریخ از سوی غربی ها تحریف شده است . مثلا شما در مورد ایونیه در یک جای وبلاگتان پاسخ نوشته اید :
پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما سال نو را به شما تبریک می گویم، بفرمایید در کتیبه بیستون داریوش اول این لغت Yauna کجاست؟‌
hurâ \ Arabâya \ Mudrâya \ tyaiy \ drayahyâ \ Sparda\ Yauna \ Mâda
ترجمه اکدی آن «یَمَنو» است و ( و ) نشانه مکان لذا لغت به معنی اهل یمن خواهد بود! در ترجمه انگلیسی با بی شرمی می نویسند
the Greeks بحث بر سر ایونیه و یمن و محل یمن است در ترجمه اصلا تبدیل به جزایر دریای اژه شده و خلاصمان کردند!


واقعا برای خوانندگان وبلاگتان متاسفم که دارند وقت گرانبهایشان را تلف می کنند . شما یمن را از کجا آوردید ؟ اصلا می دانید که نام یمن در عهد باستان بیشتر با نام saba مشخص می شده است و همچنین بد نیست بدانید که یمنو همان ایونیه است که در غرب ترکیه است و کوروش آن را فتح کرده بود . چرا در لفظ بابلی یمنو نوشته می شود ؟ به این دلیل که در اکدی نو ؛ واک » واو « وجود نداشته است و به جای آن واکۀ » م « استفاده می شده است چنانچه نام داریوش نیز داریاموس نوشته می شده است .

حتی نمی دانم شما چرا تاریخ اسکندری که در کتاب شاپورگان آمده است را به اسکندر ایرانی تعبیر می کنید ؟ بدانید که در ایران و بین النهرین و میان یهودیان و مسیحیان تاریخ یونانی یا همان اسکندری استفاده می شده است .
مثلا در یک متن سریانی میسحی می خوانیم :
» سالِ 733 ، بر طبقِ تقویمِ یونانی ( پنجم سپتامبر 421 میلادی ) اولین سال سلطنتِ بهرام پادشاهِ پارس بود که به جای پدر بر تختِ سلطنت نشست «
همچنین در کتاب کهن » تاریخ اربل « درباره زمان نابودی اشکانیان آمده :
» روزی که پادشاهی اشکانیان به سر آمد سه شنبه 28 نیسان سال 537 یونانیان بود «
سند : Die Chronic von Arbela , deutsche von E.Sachau , Abh . d . Konigl . preuss . Akad . d . Wiss . , Berlin VI, S . 56-60

تاریخ اسکندری و یا سلوکی که در کتاب شاپورگان از آن نام برده شده است همان تاریخ اسکندر مقدونی است و مانی نیز که عقاید مسیحی گنوسی داشته است ، از این تقویم استفاده کرده است و تاریخ منجمان بابل هم به آن استوار بوده است . حتی در کتیبه های اشکانی نیز سال سلوکی دیده می شود .

حال برویم سر نام الکسندر >lksndr در متون پهلوی ...

اصلا شما چگونه نام اردشیر را به ارتاشاخ در پهلوی قرار داده اید ؟

نام اردشیر به پهلوی می شود = اَردَخشیر ؛ ارتخشیر

در آوانویسی متن چترنگ نامه در کتاب » متن های پهلوی « در عنوان این متن ؛ نام اردشیر به صورت زیر آوانویس شده است :
wizārišn ī čatrang ud nihišn ī new-ardaxšēr
سند = متن هایِ پهلوی ، گرد آوریده جاماسپ جی منوچهر جی جاماسپ آسانا ؛ پژوهش سعید عریان ، تهران : نشر علمی 1391 ، صفحه 291 .
ترجمه اش هم می شود :
گزارش شترنگ و نهش نیو-اردشیر


____________



خانم پرنیان حامد ، بنده رسما نزد موبدان موبد ایران می روم و از ایشان اجازه می گیرم که میترا پرستی را به عنوان یکی از فرقه های زرتشتی ، رسمی و آزاد نمایند ، تنها شما دیگر نگویید روم باستان همان مدائن تا سوریه بوده است که متاسفانه مجبور می شویم خدای نکرده به خرد شما شک کنیم .
سوریه و فلسطین در عهد باستان بیشتر در اختیار امپراطوری روم بوده است و برای همین نیز مورخین مسلمان نیز سوریه را منطقۀ روم نیز نوشته اَند و در متن های زرتشتی نیز بیت المقدس را « بیت المقدس رومی » لقب داده اَند .
اصلا در کتاب ماتیکان هزار دادستان که اینجانب ترجمه نموده اَم ، واژه ای به عنوان » آنشهریک « به عنوان بندگان در زمان ساسانی دیده می شود که به اسیران رومی گفته می شده است و معنی آن » غیر شهروند « است و این یعنی رومی ها برای ایرانیان ، بیگانه و غریبه بوده اَند .

اما باید بدانید که فلسطین و سوریه تنها یک ایالت برای امپراطوری روم محسوب می شدند برای همین نیز دارای فرماندار های رومی بوده است که از طرف امپراطور به ریاست بر آن مناطق منسوب می شدند و علاوه بر این ها نیز در متن های مانوی نیز مناطقی که در تحت سیطرۀ امپراطوری روم بوده اند ، بصورت » هروم « نوشته شده اند که ثابت می کند برای وجود پادگان های رومی در این مناطق است که این مکان ها را رومی می دانند .

اگر رُم باستان از مدائن را سوریه بود ؛ این مناطق را خود قیصر حکومت می کرد و نه فرمانداران رومی .
چنانچه در زمانی که عیسی مسیح به دنیا می آیند ؛ استان دار یهودیه نامش هیرودیس بوده است و در انجیل متی می خوانیم :
( انجیل متی 2 : 1 ) :
» عیسی در زمان سلطنت هیرودیس در شهر بیت لحم یهودیه به دنیا آمد «

ولی در زمانی دیگر که عیسی مسیح به رشد می رسد ، فرماندار فلسطین شخصی دیگر می شود . چنانچه تاریخ نگار بزرگ رومی تاسیتوس در سالنامه ، فصل 15 ، بند 44 می نویسد :

» مسیح در زمان حکمرانی تیبریوس به توسط یکی از حکمرانان پنطیس پیلاطس سخت ترین مجازات را متحمل شد «

حال چطور شما می گویید که روم باستان از مدائن تا سوریه بوده است ؟ اگر اینطور بود که برای این مناطق فرماندار تعیین نمی کردند .

شما می دانید که پولس رسول که در نیمه قرن نخست میلادی زندگی می کرده است و توسط امپراطور کلودیوس به شهادت رسید ، خودش رومی بوده است و در شهر رُم ایتالیا شهید شده است ؟
این شخص پولس که به مسافرت زیاد پرداخته و مقدونیه و یونان و افسس و کورینت و دیگر مناطق یونانی نشین را پیموده است ، در شهر دمشق در سوریه توسط فرماندار شهر که تابع پادشاهی به نامِ » حارث « بوده است دستگیر می شود و سپس از چنگ وی می گریزد . با این وصف می بینیم که سوریه نیز همیشه در اختیار رومیان نبوده است و رُم باستان نیست .
( 2 - قرنتطس ، 11 : 32 ) :
» به عنوان مثال ، زمانی که در دمشق بودم ، فرماندارِ شهر که تابع حارث پادشاه بود ، بر دروازه ها مامور گمارده بود تا مرا دستگیر کنند «

___________

با این چند نمونه سند مشاهده کردیم که سوریه و فلسطین تنها یک ایالت برای امپراطوری رُم باستان بوده اَند که پایتخت این اپراطوری در رُم ایتالیا بوده است .

همچنین پلوتارک مورخ بزرگ یونانی که در سال 46 بعد از میلاد مسیح در شهر کرونیا در یونان به دنیا آمده است ؛ در دیباچۀ شرح حال دمستن ، خطیب مشهور یونانی از رُم در ایتالیا نام می برد می نویسد :
» من به اندازه ای در دوران اقامتم در شهر رُم و سایر شهر های ایتالیا مشغول حل مسائل سیاسی و سرگرم تدریس فلسفه بودم که کم تر وقت می یافتم به تکمیل دانش خود بپردازم از این رو در سال های پیری زبان و ادبیات لاتین را آموختم «
سند : ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارخ ( با ویرایش جدید ) ، احمد کسروی ، برگۀ 8 .



بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)



پلوتارک در این جا صراحتا رُم را ایتالیا اسم برده است ! پس شما که ادعا دارید بی شمار کتاب یونانی خوانده اید (؟) چگونه ادعا دارید روم باستان در مدائن و سوریه بوده است ؟ اصلا بر چه سندی فهمیدید رُم در مدائن بوده است ؟ سندی که نداشتید ، و ما سند نشان دادیم که این شهر در زمان انوشیروان ساخته شده و شما نیز پاسخی بر این گفته نداشتید . پس بر چه اساسی رُم را مدائن می دانید ؟ پس لابد آیا به تاریخ سفر کرده اید و پایتخت رُم را در میانرودان دیده اید ؟

همچنین این سند از پلوتارخ را داشته باشید که چگونه نوشته است که وقتی آنتونیوس از سزار بد دل می شود ، به سمت ایتالیا برای دیدنش می رود !

» لیکن در این میان خبر های نا خوشی از رهگذر قیصر رسیده آنتونیوس بار دیگر از او بد دل شد و با سیصد کشتی آهنگ ایتالیا کرد . و چون از بندر برندسیوم او را راه ندادند روانه بندر تارنتوم گردید .
زن او اکتاویا که از یونان همراهش آمده بود اجازه گرفت که به دیدار برادر بشتابد و او این زمان گذشته از دختر دومی که برای شوهر خود زاییده بود بچه ای آبستن بود و چون در راه که روانه بود به قیصر برخورد که دو دوست خود آگریپا و مایکناس را همراه داشت اکتاویا آن دو تن را کنار کشیده با دیده های اشک و با شیون با آنان به گفت و گو در آمده چنین گفت :
من نیک بخت ترین زن در جهان بودم و کنون می روم که بد بخت ترین زن گردم .
تا کنون هر کسی مرا به آن چشم می دید که زن و خواهر دو فرمانروای بزرگِ روم می باشم . ولی اکنون اگر فتنه انگیزی ها پیشرفت کند و جنگ بر پا شود به هر حال من آسیب خواهم دید . زیرا هر یکی از دو سوی که پیروزمند در آید من باخته خواهم بود .
این گریه و لابه او بر قیصر کارگر افتاده از سر جنگ برخاست و به آهنگ دیدار دوستانه با آنتونیوس روانه تارنتوم گردید .
کسانی که در آن جا بودند از رسیدن این دو سپاه به یکدیگر تماشای شگفتی کردند . زیرا از یک سوی لشگر بسیار انبوهی در کنار دریا صف کشیده و از آن سوی یک دسته کشتی های جنگی در رو به روی آنان در آب پهلوی هم ایستادند و با این حال جز نوازش و مهربانی در میان نبود و سپاهیان با هم در آمیخته به هم دیگر درود می گفتند و شادی ها از دیدار یکدیگر می نمودند .
نخست آنتونیوس بزم آراست و قیصر به پاس احترام خواهر خود آن را پذیرفت . سر انجام در میان آنان پیمانی چنین بسته شد .
قیصر دو لگیون از سپاه خود را به آنتونیوس برای جنگ های با اشکانیان بسپارد .
آنتونیوس هم صد کشتی زره پوش خود را به قیصر واگزارد . اکتاویا گذشته از اینها بیست کشتی سبک از شوهرش برای برادرش گرفته از برادرش نیز هزار تن سپاهی پیاده برای آنتونیوس گرفت . و چون این کار ها انجام یافت قیصر بی درنگ پومپیوس در سیکیلیا جنبش کرد .
آنتونیوس نیز اکتاویا را با بچه هایش و بچه هایی که از زن پیشین داشت به پرستاری قیصر سپرده خویشتن به آهنگ آسیا روانه گردید «
سند : ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارخ ( با ویرایش جدید ) ، احمد کسروی ، برگۀ 452 - 453 .

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)





خانم حامد آیا شما می دانید » آسیا « چیست ؟
اگر می دانید به من بگید چرا قیصر در آسیا نبوده است و آنتونیوس را روانۀ آسیا کرده است ؟ خوب این یعنی قیصر و شهر روم در » آسیا « نبوده و نیست و شما نمی توانید برای ایرانیزه کردنِ تمدن روم باستان به مدائن روی بیاورید .
جالب است آنتونیوس برای دیدار قیصر به بندری در ایتالیا به نام » تارنتوم « رهسپار شده است !!
همچنین آریانوس مورخ بزرگ رومی در مورد کتاب هفتم ، فصل اول ، بند اول می نویسد :
» برخی گفته اند که اسکندر می خواست به دریای سیاه و پالوس مِ اوتید رفته به سکاییه لشگر بکشد ، حتی عده ای اطمینان می دهند که او می خواست به سیسیل رفته و به دماغۀ یاپیژ برود ؛ زیرا نام بزرگ رومی ها او را جلب می کرد «
بعد مورخ مزبور می نویسد :
» من نمی توانم در باب صحت این گفته ها اطمینانی دهم . همین قدر تصدیق دارم که اسکندر چیزی در نظر نمی گرفت که بزرگ و فوق العاده نباشد . او ، اگر هم اروپا را به آسیا ضمیمه می کرد و حتی تا جزایر بریتانیا می راند ، راحت نمی نشست . او می خواست از حدود عالم معلوم بگذرد و اگر دیگر دشمنی نمی یافت ، آن را در دل خود ایجاد می کرد «
سند : ایران باستان ( جلد دوم ) ، حسن پیرنیا ، تهران : اکباتان ، 1383 ، صفحه 1819 .

گفته های آریان را خواندیم و معلوم گشت که روم توسط اسکندر فتح نشده بود و به این سند نیز رومیه مدائن ربطی به شهر رُم باستان ندارد . همچنین گفتۀ آریان تصدیق این است که روم در اروپا است و برای همین نیز نوشته که » اگر هم اروپا را به آسیا ضمیمه می کرد « منظورش فتح اروپا و سیسیل و ایتالیای رومی بوده است .

با این توصیفات و اسناد ارائه شده ، گمان می کنم دیگر ثابت شد که روم باستان در اروپا و به مرکزیت رُم در ایتالیا بوده است .

29:



واقعا گفته همین سرزمین های کنونی هستند؟!

من دیگه حرفی ندارم... فقط این همین کنونی است را می شود دقیقا مشخص کنید؟

دوست واژه شناس من! اکنون با هم اکنون کمی متفاوت است، حال آن چه عقل سلیمی است که اکنونِ توسیدید را بخواهد با اکنونِ خودش یکی کند؟!!!!


نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
نکند می خواهید بگویید که جنگ بزرگ پلوپونزی در بین النهرین رخ داده اون هم دم گوش هخامنشیان ؟
به قول شما در کره ای دیگر بودند و هر آخر هفته شاهان هخامنشی یک لشکر چند میلیون نفری را برمی داشتند می بردند مریخ و از چهار تا یونانی مریخی شکست می خوردند و دست از پا دراز تر بر می گشتند....

شب خوش

30:

جنگ یزرگ پلوپونزی که میان دو دولت شهر آتن و اسپارت رخ داد که در سر انجام نیز به فتح و بردگی رفتن آتنی ها پایان یافت ، در یونان امروزی بوده است و چندین سال نیز طول کشیده است .

توسیدید مورخ بزرگ یونانی که خیلی ها او را پدر تاریخ می دانند و نه هرودوت را ، به این دلیل که بسیار عقل گرا تاریخ می نوشت ، خودش در این جنگ ها شرکت داشته است و تاریخ این جنگ را تا قسمتی از آن ، مکتوب نموده است .

بله دوست گرامی توسیدید دقیقا مناطق شرکت کننده در جنگ تروا را در مناطق یونان در زمان خودش می دانسته .

اصلا شما یک دانه جزیره در بین النهرین نشانمان دهید بعد ادعا کنید که ده ها جزیره نشین طبق ایلیاد به تروا حمله کرده اند !

31:

این مسلم است که هنوز قادر به درک کردن آنچه می گوییم نیستید، و اگر نه انقدر مورخ یونانی گفته یونان، گفته روم نمی کردید...

برای اینکه کمی با آنچه به عنوان نظریه اشتباهات مکانی است آشنا شوید، پیشنهاد می کنم بروید ببینید توسیدید در نوشته هایش برای یونان از چه واژه هایی استفاده کرده است و از چه روی همگی این واژگان را در ترجمه ها یونان یا Greece ترجمه کرده و می کنند.

در مورد جزیره ها هم که سوال کردید بهتر است ابتدا بروید مطالب بنده را در سایت Whiteboon مطالعه کنید تا ببینید، چه گفته و می گویم. در مورد تغییرات جغرافیایی هم بهتر است علاوه بر دیدن یکسری مستند ها به گفته های استرابو نیز رجوع کنید، آخر، گفته بودید خیلی این کتاب ها را خوب خوانده اید! راهنمای می کنم در مرود Issa و توصیفات استرابو کمی بخوانید.

فعلا

32:

لفظ یونان در نوشته های اصل را شما خوانده اید که می گید گریک نیست ؟

البته خود گریک را رومی ها به یونان می گفتند .

شما مطلب دارید اینجا کپی کنید و اینقدر تبلیغ تارنمایتان را نکنید .

هومر در ایلیاد می گید جزیزه رودس ، 3 تا شهر داشته است .

شما یک جزیره که دور تا دورش دریا باشه و دارای 3 شهر هم باشد در میان رودان پیدا کنید و بعدا ما را اسکل فرض کنید .

البته قبلش لازم است مکان رود نیل را هم پیدا کنید ( البته در توهماتتان ... )

33:

با سلام

جناب کاکا افشار تصور نمی کنم اینگونه به نتیجه ای برسیم بنده دائما تکرار می کنم :

1.انچه در باب جغرافیا ادعا شده است تنها تا اوایل اشکانیان و قبل از ساسانیان است . شما دائما برای من سند می اورید در زمان ساسانیان هند و روم همین جا بوده که هست . خوب هست من هم نگفتم نیست ! حتی گفتم اگر می خواهید سند ارائه کنم روم در سال 73 یعد از میلاد همین رم امروزی است سند از 2700 سال پیش روم بیاورید سند از 200 ق.م بیاورید با می نویسید ساسانیان !

2. می فرمایید اسیا و اروپا ؟ رود تانایس مورخین یونانی کجاست که مرز اسیا و اروپاست ؟ شما بخواهید الکساندر را به هند بفرستید تانایس باید در افغانستان باشد (که همین را هم تفسیر کردند ) مرز اروپا و اسیا افغانستان است ؟

3. مطابق معمول فرمودید اشتباه کرده الان مرحوم صادق هدایت هم اشتباه کرده از دید شما هرکس مخالف نظر شما چیزی نوشته اشتباه کرده است . لغت الاسکندر را دکتر فریدون جنیدی هم تایید کردند این چه اشتباهی است که فقط شما ان را می دانید ؟ لغت کارنامه اردشیر بابکان را اینجا بگذارید اوانویسی کنید ببینیم اگر الاسکندر نیست پس چیست ؟
با سپاس از جدولی که اینجا اسکن کردید حال حتی هر کوری می تواند تفاوت گروه ابی شما با ک را ببینید و تجسم کند در تند نویسی های کزایی چقدر راحت ک می تواند به ت تبدیل شود
اما الاسکندر بدون این مکافات و دقیقا مطابق دایره های شما به اراشک و ذر تیدیل می شود و شما بازیرکی اصل لغت را در کارنامه اردشیر بابکان زیر سوال بردید انچه هیچ یک از اساتید زبان پهلوی این کشور تایید نکردند !

4. بنده پاسخ انچه در زیر نوشتید را می دهم که بدانید در چه اشتباه بزرگی هستید وچگونه یکطرفه و بدون توجه به قاضی رفته اید
.................................................. .........

کتیبه بیستون داریوش کتیبه به سه زبان است
در زبان پارسی ان لغت \ Yauna مشاهده می شود این لغت در زبان اکدی ان به صورت یمنو دیده می شود
و در ترجمه انگلیسی ان شاهد این لغت Greeks هستیم

(6) King Darius says: These are the countries which are subject unto me, and by the grace of Ahuramazda I became king of them: Persia, Elam, Babylonia, Assyria, Arabia, Egypt, the countries by the Sea, Lydia, the Greeks, Media, Armenia, Cappadocia, Parthia, Drangiana, Aria, Chorasmia, Bactria, Sogdia, Gandara, Scythia, Sattagydia, Arachosia and Maka; twenty-three lands in all.

اگر یمنوIa-ma-na-a-aهمان ایونیه است که کوروش فتح کرده بود پس لغتی که در لوحهای بابلی الکساندر امده نیز یونان امروزی نیست \
9’ [.. .. ..] U4 14.KAM lúIa-ma-na-a-a MU-tim GU4 [.. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. ]
9’ [.. .. ..]. The 14th day (21 October), these Greeks a bull, [.. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. ]


و بالطبع الکساندر شما نه اهل مقدونیه امروزی که نام باستان ان اسکوردا بوده است می باشد و نه با یونان امروزی یعنی Greeks ارتباطی دارد


محبت بفرمایید به جای اینگونه پاسخ های سریع و کنایه دار بشینید در باب انچه مطرح شده است کمی فکر کنید و دقیقا ببینید فرض و حکمها چیست بعد این جا پاسخ بی ربط به جریان با اینهمه طعنه مکتوب بفرمایید محبت بفرمایید تا زمانی که دقیقا متوجه نشدید ینده چه چیزهایی را ادعا کردم و چه گفتم چیزی برای من در باب ساسانیان بی ربط یا رم بعد از میلاد بی ارتباط با سخن و یا الاسکندر مردود در این کشور از دید شما و تنها و تنها از دید شما یکنفر! مکتوب نفرمایید

با سپاس

34:




با سلام خانم حامد .

برای آخرین بار این تقاضا را از شما دارم که یک سند باستانی مانند پوست نوشته ، چرم نوشته ، چوب نوشته ، سنگ نوشته ، پاپیروس ، سکه و هر چیز دیگری که نام اسکندر اشکانی روی آن نوشته شده باشد را نشانمان بدهید تا ابتدا وجود تاریخی این شخصیت ثابت شود .



+ در مورد سخنتان در مورد نام « الاسکندر » در متن های پهلوی ، لطف کنید اصل متن پهلوی را نشان دهید تا بفهمید که مرحوم صادق هدایت درست واژه را نبشته است یا به اشتباه !


+ رود تانائیس که مرز میان اروپا و آسیا بوده است با آن رودی که اسکندر در سرزمین های شرقی با آن رو به رو شد یکی نبوده است و مورخین یونانی نیز این را تایید کرده اند ولی مورخینی نیز بوده اند که تانائیس در شرق را با تانائیس در مرز اروپا و آسیا را اشتباه گرفته اند و برای همین نیز نوشته اند الکساندر در اطراف تانائیس با سکاهای اروپایی جنگید !!

باید این را بدانید که الکساندر اصلا سرزمین های ایبریا و یا حوالی تانائیس را اصلا سمتشان نرفته است که بخواهد در آنجا با سکاهای اروپایی رو به رو شود .


+ در مورد روم در ایتالیا نخست شما سند از 2700 سال که سهل است ، از 2300 سال هم که سهل است ، از 2000 سال پیش بیاورید که در مدائن بوده است !!

مکان های باستانی ایتالیا بسیار زیادند و اغلب یونانی هستند . یادتان رفت که ویرژیل در کتاب انه اید ، که شخص انه جد رومیان بوده است ، نوشته بود که این شخص از تروا با کشتی به ایتالیا رفت ؟ اصلا فرض کنیم که آتش فشان ها بناهای باستانی رومی را خراب کرده باشد ، با این گفته های ویرژیل چه می خواهید بکنید ؟!!

مگر دیودور سیسیلی در جای جای تاریخش نمی نویسد که در زمانی که الکساندر در مشرق زمین در حال فتوحات بوده است ، رومیان دارای کنسول مستقل بوده اند ؟ مگر آریان ننوشت که الکساندر کبیر ، در این اندیشه بود که به سیسیل برود و با رومیان نبرد کند ؟!

حال حد اقل در بدترین حالت ممکن ، روم 2300 سال در اروپا را ثابت کردیم در اروپا است ؛ حال شما یک روم 2000 ساله را در مدائن برایم ثابت کنید ؟!!

اگر نمی توانید ثابت کنید ، فلذا رومیان ربطی به ایران ندارند و همچنین شما هم یک سند رومی به خط پهلوی نشانم ندادید و گفتید که اشکانیان نیز یونانی می نوشتند با این که خود اشکانیان و دیگر اقوام ایرانی از خط یونانی به خاطر استیلای اسکندر استفاده می کردند و همچنین اشکانیان دارای اسناد به خط پهلوی هستند در حالی که رومیان همیشه یونانی می نوشتند .

+ در بارۀ یمنو که همان یونی ها هستند نیز باید بدانید که طبق سخنان مورخین یونانی که به زودی برایتان خواهم آورد ، مردمان ایونی و لیدیایی و دیگر مردمان یونانی در آسیای صغیر ، خویشاوندان مردمان یونانی در جزایر دریای اژه بوده اند .



_____________


حال با تمام این توضیحات بنده 2 چیز از شما می خواهم و همین برایم کافی است :


1 - یک سند باستانی مانند پوست نوشته ، چرم نوشته ، چوب نوشته ، سنگ نوشته ، پاپیروس ، سکه و هر چیز دیگری که نام اسکندر اشکانی روی آن نوشته شده باشد را نشانمان بدهید تا ابتدا وجود تاریخی این شخصیت ثابت شود .


2 - اثبات روم در مدائن با ذکر تاریخ و سند حضور رومیان در مدائن ؟!!


اگر در این باره سندی دارید بسم الله ، ولی اگر سندی ندارید ؛ بی خودی از بنده نقل قول نگیرید زیرا فرضیه شما با نبود این 2 درخواست ، باطل و مردود خواهد شد .


یا علی



35:


با سلام
کتیبه معبد میترایی زیر کلیسای san clemente شهر رم وسط اروپا به خط اوستایی است ( باور ندارید اسکن کنم ببینید ) شوخی بدی را با بد کسی اغاز کردید خیلی بیش از انچه تصور دارید برای ادعایم سند دارم

اما چون اول من از شما سوال کردم لاجرم تا پاسخی ندهید پاسخی نمی گیرید

ثابت کنید الکساندر مقدونی وارد ایران شده است در غیر این صورت مفسر و مورخ یونانی ـ رومی ـ مترجم و بادمجان های دورقابچی متهم به دزدی از تاریخ ایران و جعل تاریخ این کشور هستند
.................................................. ...
شما باید ثابت کنید 1. الکساندر مقدونی وارد ایران شده است 2. روم 2800 ساله در کشور ایتالیای امروزی است
شوخی اتشفشان را کنار بگذارید قدیمی ترین سند زیر ان مربوط به زمان اگوستوس بود

یک دیوار به سبک یونانی در ایران مربوط به سال 320 ق.م + یک دیوار به سبک رومی در اروپا مربوط به 2800 سال پیش

موفق باشید




36:

کمی بیشتر مطالعه کنید دوست عزیز، خواندن کتب ترجمه شده دسته سوم نمی تواند به بالا رفتن سطح دانش شما کمک چندانی کند...

در ضمن اگر عجله نکنید به یک یک سوالاتی که دارید پاسخ داده خواهد شد، و لزومی ندارد با نمک پرانی سعی در پوشاندن بی دانشی خود نسبت به موضوعات تاریخی و زبان پهلوی کنید.

37:

نسبت به استاد کاکاافشار فرافکنی نکنید ؛ بنده گمان میکردم شما پیش از نظریه دادن وقتی مورخین یونانی و رومی را به اتهام می رانید ، حداقل کتب مورخین ایرانی را خوانده اید ولی میبینم حتی ازین موضوعات نیز بی اطلاع هستید . ضمناً پاسخ یک به یک مطالب بنده را هم بدهید !

38:

توی روز روشن دروغ می گویید

از دست تو رفیق قدیمی! و کم پیدا...

از نام بردن کتب ایرانی، سفرنامه ابن بطوطه که منظورت نبوده است؟!!

در ضمن پاسخ یک به یک سوالات! شما هم داده شده و هم داده می شود.
یکی از مواردش پست دوم از بخش پرسش و پاسخ بود درسته؟!


منتظر باشید

39:

1. پیشتر نیز ادعا داشتید ، دارا ، داریوش نیست ، چون فقر مطالعاتی دارید اینها را هم یادتان می دهیم :

تاریخ مسعودی ، ج 1 ، برگه 281 :

«داریوش پادشاه ایران که همان داراپسر دارا بود نزد اسکندر کس فرستاد» (مسعودی یک دارا بیشتر شمرده است!)

2. همان سند :

«اسکندر مقدونی بمنظور جنگبه دیار شام و عراق رفت و با ملوک آنجا صلح کرد و دارا پسر دارا شاه ایران را بکشت»

3. سند ورود الکساندر مقدونی به ایران ؟ تمام مورخین ایرانی و غیرایرانی

40:

در مورد سفرنامه ابن بطوطه کوه اسکندر را مثال زدیم که خودش دیده است و نقدی بر آن نداشتید و رفتید به چیز دیگری پاسخ دادید

ما منتظر هستیم شماها بر سر موارد اضطرار غیب میشوید



پیش از آن فی البداهه همینها را پاسخ بدهید تا مچتان را بگیرم :

هند و چین و روم در کجای ایران بوده است ؟

اسکندر ایرانی کجا بود و چه کاره بود ؟

41:

ادامه همان بخش از سفرنامه ابن بطوطه را هم می آورید لطفا

گویا هنوز عادت گذشته از سرتان نیافتاده است دوست قدیمی!...

سفرنامه ابن بطوطه را در مورد بازدیدش از ترکیه! (رومیه شما) بخوانید و بگویید چگونه ابن بطوطه از ارزروم تا برگی را یک صبح تا شام طی می کند!!!

یا کل مورخین باستان دروغگو بوده اند
یااینکه شما مفسرینخیلی کج فهمیده اید مطالب آن مورخین دست از دنیا کوتاه شده را.... (الان استاد! میان میگن مورخ را زیر سوال برده است)

42:


باز از ترکیه تا روم را صبح تا شام رفته باشد منطقی تر از اینست که از مدائن عراق را تا آنجا


پاسخ ندادید :

هند و چین و روم در کجای ایران بوده است ؟

اسکندر ایرانی کجا بود و چه کاره بود ؟

43:

البته نباید از شما بیش از این هم انتظار داشت....

با دروغگویی و تغییر مطالب پست های ارسالی مانند گذشته فقط برای ما ایجاد زحمت می کنید و اگر نه از این دروغگویی ها هیچ نسیبی جز رفتن بیشتر آبرویتان نخواهید داشت.

گفته شد از شرقی ترین نقطه ترکیه به غربی ترین نقطه ترکیه ابن بطوطه سفری یک روزه انجام نداده است (صحبت از هپتالیای اروپای امروزین و سفر از عراق نبوده است)... پس نام تیره که در غرب ترکیه سعی کرده اند جا بیاندازند باید در حوالی شرق ترکیه باشد و نه غرب آن

شک دارید، هم می توانید به پست پیشین رجوع کنید و هم می توانید به مطالب سایت در مورد همین بخش از سخنان ابن بطوطه رجوع کنید. در ضمن شیرین کاری مفسر غربی را هم بخوانید که گفته ابن بطوطه نمی دانسته شرق و غرب sinop کدام ور است

44:


از این جمله ابن بطوطه برای بینندگان اسکن میگیرید تا خدایی نکرده فکر نکنیم در حال دروغگوئی و جعل حدیث هستید ؟

45:

البته نمی شود نام مطلب را بر نوشته های شما گذاشت و بیشتر آنها از جهت حاشیه سازی و همچنین وارونه نشان دادن حقایق می باشند.

به هر روی پاسخ نقدهای!!! الف2 و ب تان را می توانید در بخش پرسش و پاسخ بیابید.

لازم به تذکر است که در مورد بخش ب که مربوط به جغرافیای کارین ها بود مطالب تکمیلی در خود بخش جغرافیای کارین ها خواهد آمد.

فعلا

46:


اسکن کنید ببینیم خانم گرامی ...

بعدش هم بد نیست نخست تاریخ ساخت این کلیسا را بفرمائید زیرا در کلیسا های هندی نیز خط پهلوی به کار رفته است و همچنین در کنیسه های دورا ارپوس نیز خط پهلوی به کار رفته است .
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها


اما چون اول من از شما سوال کردم لاجرم تا پاسخی ندهید پاسخی نمی گیرید

ثابت کنید الکساندر مقدونی وارد ایران شده است در غیر این صورت مفسر و مورخ یونانی ـ رومی ـ مترجم و بادمجان های دورقابچی متهم به دزدی از تاریخ ایران و جعل تاریخ این کشور هستند

باز هم فرار از پاسخ گویی به سبک اسکندر ایرانی-میترایی

خانم گرامی ما به کار و فتوحات اسکندر کبیر کاری نداریم ؛ شما باید یک سند از این اسکندر ایرانی ؛ همین پادشاه تازه کشف شده ارائه بدهید تا نخست اثبات شود که این شخصیت وجود تاریخی داشته و بعد برویم سر فتوحات وی و فتوحات اسکندر کبیر !!!

سندتان چه شد ؟

خوب بگید ندارید ؛ و ما هم بگوییم این شخصیت اصلا در تاریخ وجود نداشته است !!

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها


.................................................. ...
شما باید ثابت کنید 1. الکساندر مقدونی وارد ایران شده است 2. روم 2800 ساله در کشور ایتالیای امروزی است


ثابت کنید الکساندر مقدونی وارد ایران شده است در غیر این صورت مفسر و مورخ یونانی ـ رومی ـ مترجم و بادمجان های دورقابچی متهم به دزدی از تاریخ ایران و جعل تاریخ این کشور هستند
واقعا پرسش های مضحکی می کنید

خودتان از شهرستان های ایرانشهر سند می آورید که الکساندر یونانی در جی در اصفهان شهر ساخته است و خودتان نیز این را قبول دارید ؛ و بعد برای من میگی سند بیار الکساندر وارد ایران شده ؟

خانم با سواد ؛ الکساندر اگر وارد ایران نشده چگونه طبق نوشته های یونانی-رومی وارد هگمتانه شده ؟

چگونه در بازگشت از هندوستان وارد پاسارگاد شده ؟ اصلا از کی تا حالا از برای رفتن از هندیجان به بابل ؛ از پاسارگاد عبور می کنند ؟

+ شهر 2700 ساله نیز که روموس و رومولوس ساختند ؛ طبق همان کتاب انه اید در ایتالیا و رود تیبر بوده است

اصلا خود قدمت این شهر ؛ یک افسانه است که رومیان بهش اعتقاد داشته اند . بنده حد اقل شهر رُم در ایتالیا را با قدمت 2300 کم کم ثابت کردم . شما چقدر می توانید برای رومیه مدائن قدمت بیارید ؟
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

شوخی اتشفشان را کنار بگذارید قدیمی ترین سند زیر ان مربوط به زمان اگوستوس بود
شوخی را شما دارید با ما می کنید و متاسفانه در این ایام محرم که نباید خندید ؛ ما را به خنده وا می دارید .

آتش فشان های سهمگین در ایتالیا بار ها رخ داده و مورخین باستانی نیز در تواریخشان این را نوشته اند مانند آتش فشانی که شهر پومپئی را نابود کرده بود !!

شما قدیمی ترین سند رومی در رومیه مدائن را بیاورید تا کمی بخندیم : دی
نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها



یک دیوار به سبک یونانی در ایران مربوط به سال 320 ق.م + یک دیوار به سبک رومی در اروپا مربوط به 2800 سال پیش

موفق باشید




آنقدر سواد ندارید که هنوز نمی دانید شهر های یونانی در افغانستان تماما به سبک یونانی هستند ( شهر آی خانم و ... ) .

اسناد باستان شناسی را اصلا کنار می گذاریم ؛ بفرمائید چگونه الکساندر در جی ( = اصفهان قدیم ) ؛ شهر ساخته ولی وارد ایران نشده است ؟

هنوز نمی دانید که ایتالیایی ها اکثر آثارشان یونانی است و سبک معماری یونانی و رومی یکی است .

شما پرسش های بنده را دارید به خودم بر می گردانید زیرا برای سوالات من هیچ پاسخی نداشته و ندارید .


خوانندگان گرامی ؛ 2 پرسشی که بنده از این خانم دارم و ایشان از پاسخ دادن طفره می روند را ایشان نمی توانند پاسخ دهند و مطالب نامربوط به بنده تحویل می دهند !!!


2 پرسش و خواسته های من از این خانم این است :

1 - یک سند باستانی که نام اسکندر اشکانی در آن ثبت شده باشد را ارائه دهید ؛ این چطور شاهی که شمال افریقا و کل اروپا و آسیا را فتح کرده و یک سکه از خودش ندارد ؟!!



2 - تاریخ رومیه مدائن و روم در مدائن و سوریه را با قدمتی بیش از 2300 سال برای بنده و دیگران ثابت کنید ؟!!


__________________


خانم حامد اگر پاسخی به این 2 پرسش دارید ؛ بدون طفره رفتن و نوشتن مطالب نامربوط مثل اینکه فلان کتیبه در کلیسای اروپا به خط اوستایی است و یا دیپر توهماتتان ؛ اگر به ایم 2 پرسش پاسخی دارید بنویسید .

بنده به خاطر داشتن مشغله کاری تا مدتی نمی توانم اینجا باشم ؛ در این مدت اگر می خواهید به بحث ادامه دهید ؛ تنها باید به این 2 پرسش پاسخ دهید و گرنه شما در این بحث شکست خورده اید و مطلب نوشتن هایتان سودی ندارد .


تا وقتی که وجود داشتن تاریخی اسکندر اشکانی-میترایی اثبات نشود ؛ بقیه مطالب و سخن گفتن از وی کاری عبث است .


در پناه خدا

47:


شما یک خط زبان پهلوی ترجمه نمی توانید بکنید و اگر کرده اید ، بفرمائید بگویید ترجمه هایتان در کدام مجله و سایت موجود است ؟!

شما که متون یونانی و رومی را که نخوانده اید را دسته سوم می دانید ولی مشخص نیست کدام اسناد دسته اول هستند ! لابد طبری و فردوسی و ابوریحان !!

شما به جای این که دنبال یونان و آمریکا و فرانسه و لیبی در ایران بگردید ؛ یک سر کتیبه شاهپور در کعبه زرتشت را بخوانید و ببینید چگونه کیلیکه و فریگیه و لیسی را در اختیار امپراطوری روم می داند در حالی که شاهپور تا حران و رُها ( هدسا ) را فتح کرده بود

کتیبه شاپور یکم در کعبۀ زرتشت ، بند 9-11 :

« در جنگ سوم ، هنگامی که ما بر حران و رُها تاختیم و حران و رُها محاصره شد ، والریانوس قیصر علیه ما آمد و با او بود از شهر ژرمنیه ، از شهر رتیه ، از شهر نوریک ، از شهر داکیه ، از شهر پانونیه ، از شهر موسیه ، از شهر ایستر ، از شهر اسپانیا ، از شهر آفریقیه ، از شهر تراکیه ، از شهر بوتونیه ، از شهر آسیا ، از شهر پمفیلیه ، از شهر اسوریه ، از شهر لوکنیه ، از شهر گلاتیه ، از شهر لیسیه ، از شهر کیلیکیه ، از شهر کپدوکیه ، از شهر فریجیه ، از شهر سوریه ، از شهر فنیقیه ، از شهر یهودیه ، از شهر اربایه ، از شهر موران ، از شهر رودس ، از شهر اسروین ، از میانرودان ، نیرو هفتاد هزار و در نزدیکی حران و رها با والریانوس قیصر نبردی بزرگ در گرفت » .

خواهشا دیگر نقل قول های بیجا نگیرید که سطح دانش شما برای همه رو شده است .

سپاس

48:

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها

شما یک خط زبان پهلوی ترجمه نمی توانید بکنید ...

شما که متون یونانی و رومی را که نخوانده اید را دسته سوم می دانید ولی مشخص نیست کدام اسناد دسته اول هستند ! لابد طبری و فردوسی و ابوریحان !!

برای بالاتر رفتن سطح سواد مدعیان سواد!... امیدوارم الفبای تحقیق (نه ترجمه) را با توجه به مطلب زیر یاد بگیرید، جناب مترجم!؟...

Those who want to study Alexander, have access to four tertiary sources (written in Greek and Latin), many quotes from secondary sources (all written in Greek) and one primary source. It is written in Babylonian and is also interesting because it offers a non-Greek perspective.


در کل فحاشی های این فرد، سوادی (سودی) دیده نمی شود...
اگر غیر از این است دیگر دوستان لطفا راهنمایی کنند تا حداقل بنده از شک بیرون بیایم.

نیلتان را که از میان گفته های (اسناد دسته سوم) هردوت امیدوارم پیدا کرده باشید، مترجم! گرامی؟! مابقی گم شده هایتان را هم برایتان یک به یک پیدا خواهم کرد...

Q&A

49:

مطلب بنده دو بار پاک شد ،

بهرحال ؛

پس دیگر سخن از ابن بطوطه نگوئید که مچتان گرفته شد و چنان جمله ای و چنان مطلبی را این سیاح بزرگ نگفته است ،

اما از شما میخواهیم موقعیت جغرافیائی روم ، هند ، چین ، ایران ! ، مقدونیه (مغ دونیه شما ! ) را برای ما مشخص کنید.

50:

هرودوت موقعیت تقریبی نیل را هم درست گفته است و با هیچ محاسبه ای به بابل نمی آید .


راستی مصر در نظر مورخین و سیاحین ایرانی میدانید کجاست ؟

51:

من شنیدم بچه یونان بوده ولی برزگ شدن افغانستانه

52:

حتما فحاشی کرده اید طبق معمول، که پاک شده است...

بدون فحاشی ارسال کنید تا بررسی شود...

نوشته اصلي بوسيله Bozorgmehr نمايش نوشته ها
هرودوت موقعیت تقریبی نیل را هم درست گفته است و با هیچ محاسبه ای به بابل نمی آید .


...
کی و کجا عنوان کردیم نیل با بابل در ارتباط است؟
باز هم روی آوردید به دروغگویی؟


در ضمن،
در پرسش و پاسخ ها از قول هردوت آورده شد:

For the Nile flows from Libya, right through the middle of it; and as I guess, reasoning about things unknown from visible signs, it rises proportionally as far away as does the Ister.
بهتر است این تقریب پدر تاریختان را کمی تشریح کنید ببینیم چگونه نیل از وسط لیبی (آفریقای امروز مفسرین غربی) می گذشته است و معنی جمله :
it rises proportionally as far away as does the Ister
چیست؟

53:

من کم کم دارم به ایرانی بودن خودم هم شک میکنم
فقط دنبال یه رفرنس معتبرم

54:

نوشته اصلي بوسيله vangog نمايش نوشته ها
من کم کم دارم به ایرانی بودن خودم هم شک میکنم
فقط دنبال یه رفرنس معتبرم
درود بر شما گرامی،

در مورد پست اولتان باید بگویم وقتی بانی شهر رُم ایتالیای امروزین را سوار بر رودخانه ای می کنند که از ایتالیا یا یونان امروزین به جرمانیا یا آلمان امروزین سربالایی می رود، حتما موردی که شما گرامی نیز به آن به شوخی اشاره کردید از دید مترجمین! غربی می تواند تفسیر و تعبیر منطقی! شود... این عزیزان غربی هرجا دیدند مورخ خلاف تفسیرهایشان سخن گفته است، یک چند صفحه ای در باب نفهم بودن مورخ در آن موضوع خاص مطلب نگاری کرده اند

اما در باب پست دوم شما عزیز، بایسته است به گذشته و تاریکی های آن را فرای آنچه امروز وجود دارد بنگریم و با دیدن چند نقل قول کهن از یک شخصیت تاریخی، فرشته و قدیس و یا اهریمن و شیطان نسازیم... خوشبختانه برای ایرانی بودن و نبودن به اندازه کافی تمدن امروزین بشری کاغذ بازی اختراع کرده است که کسی هویت چند ده ساله خود را نخواهد به کسی اثبات کند... رفرنس ها هم مانند نگارندگانشان دارای سلایق مختلف هستند و در ارتباط با تحقیق رویدادهای تاریخی بایسته است که تمامی منابع اعم از نوشتاری و شنیداری و بقایای مادی مرتبط با آن رویدادها بررسی شوند.

موفق و پیروز باشید

55:

قربانت ، دمت گرم، پس یعنی ما الان ایرانی حساب میشیم دیگه؟؟

56:


وقتی بانی شهر رُم ایتالیای امروزین را سوار بر رودخانه ای می کنند که از ایتالیا یا یونان امروزین به جرمانیا یا آلمان امروزین سربالایی می رود،


برای این قسمت سند ارائه دهید ؟!

استادتان خانم پرنیان که فرار را به قرار ترجیح دادند و از 2 پرسش ساده ای که از ایشان کردیم طفره می روند .

شما هم فعلا ایتالیا را بی خیال شید و دنبال رود نیل در کوه های زاگرس و فراعنه مصر در البرز بگردید ...

محض رضای میترا ، حد اقل ترجمه تاریخ دیودور را بخوانید در مورد کنسول های رومی در زمان هخامنشیان چی نوشته اند و بعد بگید چطور این رومی که مدائن و سوریه است () ؛ از دسترس هخامنشیان به دور بوده است ؟!

البته این پرسش را نباید شما پاسخ بدهید ؛ چون پاسخ ندارید . ابتدا باید آن 2 پرسشی که از استاد گرانقدرتان کردیم را پاسخ بگیریم و این اسکندر تقلبی ساخت چین شما ، وجودش اثبات بشه ؛ بعد می رویم در جست و جوی مکان و اصلیت وی در مدائن !

57:

مگر شماها نمیگوئید نبرد تروی در بین النهرین بوده و هومر هم آشوری بوده ؟
برای همین موقعیت مصر و رود نیل را از نظر خودتان برای ما بگوئید .
مصر و چین و هند و ایران و مقدونیه و یونان را برای ما بگوئید کجاهاست !

58:


با سلام
جناب افشار مگر شما شهرستانهای ایرانشهر را به عنوان سند قبول دارید ؟
1.پس بفرمایید چرا دوتا اسکندر دارد ؟(دوست دارید سوتی هایتان را دوره کنید ؟ عیب ندارد دوره می کنیم )
بند 12 :شترستان ئی مرو و شترستان ئی هریه گجستک سوکندر ئی اروما ئی کرت .
شهرستان مرو و شهرستان هریه ملعون سوکندر اروما کرد
بند 53 شترستان ئی گی گجستک الاسکندر ئی فیلیپوس کرت .....
شهرستان گی ملعون الاسکندر فیلیپوس کرد


2. الاسکندر را در پهلوی گویا می شد مطابق جدول شما اراشک ندر خواند نه ؟ ارشک بود نه ؟ راستی اون فیلیپ را هم نگاهی بیندازید ببینید دقیقا به زبان پهلوی چی نوشته (اجر شما و کل مترجمین زبان پهلوی که چنین ننگی را به سرمان اوردند با خدا )

ببخشید این جواب شما
نوشته اصلي بوسيلهkaka-afshar
آنقدر سواد ندارید که هنوز نمی دانید شهر های یونانی در افغانستانتماما به سبک یونانی هستند ( شهر آی خانم و




خدای ناکرده جواب این پرسش من که نیست ؟
نوشته اصلي بوسيلهparnianhamed
یک دیوار به سبک یونانی در ایران مربوط به سال 320ق.م نشان بدهید





انشالله فرق افغانستان و ایران را که میدانید ؟ یا توضیح بدهم افغانستان کجاست ایران کجا ؟

3. از همان شهرهایی که می فرمایید افغانستان یونانی است ( که نیست عیبی ندارد از همانها ) یکی در اصفهان به من نشان بدهید نوشتند 10 -12 تا شهر این دور و اطراف در ایران ساخت یک دیوارش را در ایران به من نشان بدهید مطمئن باشم الکساندرتان با هواپیما به افغانستان نرفته از کشور ایران رد شده است .
نوشته اصلي بوسيلهkaka-afshar
وقتی بانی شهر رُم ایتالیای امروزین را سوار بر رودخانه ای می کنند که از ایتالیایا یونان امروزین به جرمانیا یا آلمان امروزین سربالایی می رود،


برایاین قسمت سند ارائه دهید ؟!

سند زیبای خود شما از پلوتارک


The river overflowing, the flood at last bore up the trough, and, gently wafting it, landed them on a smooth piece of ground, which they now called Cermanus, formerly Germanus, perhaps from Germani with signifies brothers


نوشته اصلي بوسيلهkaka-afshar
این اسکندر تقلبی ساخت چین شما ، وجودش اثبات بشه



نمی دانم از این طریق سخن گفتن چه نصیبتان می شود ؟ اما هر جور که میل مبارکتان است

شما ورود الکساندر تقلبی ساخت یونان و مقدونیه امروزی تان را به ایران ثابت کنید در تاریخ کشور من ایران چنین چیزی ثبت نشده است هر اجنبی که بگوید الکساندر از مقدونیه امروزی وارد مرز های کشورم شده است باید ان را ثابت کند

.................................................. .................................................. .............................

انچه در تاریخ کشور من ثبت است :
- تاریخ بلعمی پدر اسکندر ,فیلقوس (فیلفوس ) را از فرزندان عیص ابن اسحق میداند

- شاهنامه فردوسی , داراب نامه طرسوسی , خود تاریخ طبری در حاشیه و چند تاریخ دیگر اسکندر را پسر داراب و برادر پادشاه ایران دارا می دانند.او را نوه فیلقوس و محل انان را عموریه ذکر کردند

- شهی نامور نام او فیلقوس .................پذیرای فرمان او روم و روس
نو ایین ترین شاه افاق بود ..................نوا زاده عیص اسحاق بود (نظامی )

در این تاریخ ها هیچ سخنی از حکومت سلوکیان به میان نیست جانشین اسکندر اشک پسر دارا و ملوک الطوایف ایران را 200و اندی سال نوشته اند .

-به نوشته لب التاریخ اشک بن دارا به سلطنت بنشست که در زمان عمویش اسکندر پنهان بود.

- به نوشته اسکندر نامه دارا زنی داشته با نام روشنک از خاندان گیو و گودرز که این زن حامله بوده است و دارا این زن و فرزندی که در شکم او بوده است در لحظه مرگ به اسکندر وصیت میکند و به او می سپارد .

- به نوشته تاریخ بلعمی روشنک دختر دارا بوده و برادری همراه او بوده با نام اشک . حال روشنک می تواند به راحتی دختر دارا بوده باشد و همچون همای و بهمن که پدر و دختر بوده اند , روشنک از پدر خود دارا پسری داشته با نام اشک که در واقع برادر او نیز میشود .

- فردوسی می گوید نخست اشک بود از نژاد قباد.


- ایرانیان با اقوام دیگر درباره تاریخ اسکندر یک اختلاف بزرگ دارند و بسیاری از مردم از این قافل مانده اند زیرا ما انطوری که در ولایات فارس و کرمان و دیگر سرزمین عجمان دیده ایم این یک راز دینی و شاهی است و تقریبا هیچکس جز موبدان و هیربدان و اهل علم و درایت ندانند ودر کتابهایی که درباره اخبار ایرانیان تالیف کرده اند و دیگر کتب و سرگذشت و تاریخ نیست ...
مسعودی "کتاب التنبه و الاشراف "


- طبری می گویید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود
- نقل از ابن خلدون

.................................................. .................................................. ..........................
اسکندر در کلیه مکتوبات کشور من نه گریک (یونان امروزی ) است نه اسکودرایی ( مقدونیه امروزی ) جانشین او هم اشک پسر دارا است
هر کس می خواهد سخن دیگری جز تاریح مکتوب این کشور بگوید باید ان را با سند ثابت کند


جناب افشار پاسخ پرسشتان را خودتان می دهید
یا به من یک دیوار به سبک یونانی مطلق به سال 320 ق.م در ایران ( اصفهان نه افغانستان ) نشان می دهید یا کلیه این شهر ها را که نوشتند اسکندر ساخته مطلق به اسکندر ایرانی است که به سال 65 ق.م می زیسته است

اسکندر بنده هم نه ساخت چین است و نه مثل الکساندر شما ساخت تفسیرات جناب اروین فینکل یهودی به دستور هیئت پژوهش اسرائیل

اسکندر بنده قهرمان حقیقی ملی ایران است که به استناد معابد مهری در اروپا ، اروپا را فتح کرده است . و این دلیلی است که باید از تاریخ حقیقی جهان نیست و نابود شود .

انقدر هم خودتان را با این میترا و مهر ازار و اذیت نکنید . ایزد مهر در اوستا مکتوب است حال یا اوستا در این کشور به رسمیت شناخته شده است که مهر هم رسمیت دارد یا ندارد که بفرمایید اوستا ها را بسوزانیم ( نمی توانید بگویید قران را قبول دارم اما حضرت عیسی ان را قبول ندارم می توانید ؟)


تصور نمی کنم مقصور شما از نقد من حمایت از هیئت پژوهشی اسرائیل بوده باشد. لذا از شما تقاضا دارم یک بار دیگر به انچه گفته شده است توجه بفرمایید و چنانچه می توانید ما را در راه زدودن تفسیرات بی جا از سوی این گروهها در تاریخ کشورمان و یافتن حقیقت یاری دهید کمکتان را از ما دریغ نفرمایید


با سپاس از شما نقد کردن ، پرسیدن اصل مسئله ، ایراد گرفتن به اسناد ما ما را در این راه یاری خواهد کرد . اما نه با این لحن و نه تکرار اسناد ساسانی = شاهپور ساسانی برا اثبات نمی دانم چی ؟ چرا این سند را اوردید ما به دنبال اسکندر 65 ق.م و الکساندر 320 ق.م هستیم و محل روم در این زمان سند شاهپور ساسانی 200 و اندی بعد از میلاد به ما چه کمکی می کند ؟ برای شما چه چیز را به اثبات می رساند ؟ چرا وقتتان را اینگونه هدر می دهید ؟

یک بار دیگر فرض و حکم را دقیقا مطالعه بفرمایید و اجازه بدهید با لحن و دید دیگری سخن بگوییم

پاینده باشید

59:

در همان پستی که از آن نقل قول گرفتی و همچنین چندین پست پیشین بارها سند درخواستی را ارائه کرده بودیم ولی گویا سواد خواندنش یافت می نمی شده است... البته بانو پرنیان حامد گرامی باز هم لطف کردند و به سوال تکراری و سطحی یک مترجم! (نه محقق) باز هم پاسخ دادند، امید است که این بار توان خواندنش را داشته باشید...

نوشته اصلي بوسيله parnianhamed نمايش نوشته ها

...

سند زیبای خود شما از پلوتارک



The river overflowing, the flood at last bore up the trough, and, gently wafting it, landed them on a smooth piece of ground, which they now called Cermanus, formerly Germanus, perhaps from Germani with signifies brothers

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
استادتان خانم پرنیان که فرار را به قرار ترجیح دادند و از 2 پرسش ساده ای که از ایشان کردیم طفره می روند .

شما هم فعلا ایتالیا را بی خیال شید و دنبال رود نیل در کوه های زاگرس و فراعنه مصر در البرز بگردید ...

محض رضای میترا ، حد اقل ترجمه تاریخ دیودور را بخوانید در مورد کنسول های رومی در زمان هخامنشیان چی نوشته اند و بعد بگید چطور این رومی که مدائن و سوریه است () ؛ از دسترس هخامنشیان به دور بوده است ؟!

البته این پرسش را نباید شما پاسخ بدهید ؛ چون پاسخ ندارید . ابتدا باید آن 2 پرسشی که از استاد گرانقدرتان کردیم را پاسخ بگیریم و این اسکندر تقلبی ساخت چین شما ، وجودش اثبات بشه ؛ بعد می رویم در جست و جوی مکان و اصلیت وی در مدائن !
بعد از اینکه توان ترجمه متونی را که فله ای کپی پیست می کنید پیدا کردید اجازه دریافت پاسخ هم خواهید داشت، جناب مترجم! ...
امیدوارم جناب مترجم! یاد گرفته باشند که " ادب مرد به ز هنر اوست...
"

60:


متاسفانه در روضه نامه های شما و شاگرد نابغه تان ، بنده هیچ سندی پیدا نکردم از آن چه بنده دنبالش هستم .

+ دربارۀ شهرستان های ایرانشهر نیز 1000 بار پاسخ دندان شکن دریافت کردید ولی باز خودتان را به کوچۀ اسکندر چپ می زنید .
مگر طبری نمی گوید هرات و مرو و جی را اسکندر ساخته است ؟
پس نام سَکَندر ارومایی و الکسندر فیلیپ یک شخص است . شما حتی آنقدر سوادتان نم کشیده که نمی دانید که مسکن یهودیان در عهد ساسانی در همین جی در اصفهان بوده است و شهرستان های ایرانشهر نیز می گوید این شهر را اسکندر پسر فیلیپ ساخته است .

+ شما منظورتان از منطقۀ ژرمن ها چیست ؟ حتی در کتیبه شاهپور از 2 منطقه به این نام سخن گفته شده است که جزو سرزمین های تحت سلطۀ امپراطوری روم بوده است ! نکنه قیصر روم از کرمان نیرو گرفته برای جنگ با شاهپور ؟!



____________________________________



خانم گرامی به جای نالیدن و تو سر زدن ؛ تنها به این 2 پرسش و درخواست بنده پاسخ دهید :


1 - یک سند باستانی از اسکندر اشکانی نشان دهید که وجود تاریخی اش ثابت شود . اگر نشان ندهید لذا این شخصیت وجود ندارد و ساخته ذهن و خیالات شماست . شاید هم به تاریخ سفر کرده اید که با این شخصیت تازه کشف شده آشنا شدید و براش کتاب نوشته اید !


2 - اثبات روم باستان در مدائن با قدمتی بیش از 2000 سال . بنده از خود دیودور سیسیلی برایتان اثبات می کنم روم در زمان خشایارشا دارای کنسول بوده است و تحت لوای هخامنشیان نبوده است . حالا شما روم در مدائن و سوریه را با بیش از قدمت 2400 سال برایمان ثابت کنید و سوگ نامه هم برای من ارسال نکنید .


دیودور دربارۀ جنگ های خشایارشا با یونان می نویسد :

» فرجام جنگ های مدیک که دو سال به طول انجامید این گونه رقم خورد . هرودوت مورخ که تاریخ جهان را در نه کتاب نگاشت ، اثرش را از زمان قبل از جنگ تروا آغاز کرده و آن را با نبرد میکال و تصرف سستوس به پایان رساند .
در همین دوره ، در ایتالیا ، رومیان با وولسک ها مشغول نبرد بودند : رومیان آن ها در نبردی شکست داده و شمار زیادی از آنان را کشتند . اسپوریوس کاسیوس که سال قبل به مقام کنسولی رسیده و ثابت شده بود که سودای جباری در سر می پروراند ، به مرگ محکوم گردید . چنین بود رویداد هایی که در طول این سال اتفاق افتاد «
سند : ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی ، دیودور سیسیلی ، ترجمه و حواشی / حمید بیکس شورکایی - اسماعیل سنگساری ، برگۀ 237 .


سپاس

61:

پاسخ به خانم حامد و نوید صلح دوست ؛ در مورد اسکندر میترایی و ایرانی بودن تمام تمدن های جهان از قبیل یونان و روم - مصر - اسرائیل - چین - هند - اینکاها - مایا ها و ... !

با نظر به اینکه هرودوت در شرح کشور مصر از ایزدان مصری مانند ایزیس و سائیس و آمون و ... نام می برد و علاوه بر ذکر کانالی که داریوش در مصر ساخته است و اهرام سه گانه ؛ از شهر هلیوپولیس نیز نام می برد که نام این شهر در پاپیروس های مصری به کرات آمده است . و همچنین پادگان الفانتین در جنوب مصر در اسوان نیز دارای نیرو های هخامنشی بوده است که آثار باستانشناسی نیز این را تایید می کند .

تاریخ هرودوت ، جلد دوم ، بند 29 و 30 :
» از شهر الفانتین به بعد چنان چه به داخل پیش رویم به سرزمینی سراشیب می رسیم . برای ادامه پیشروی باید کشتی را مانند گاو از دو طرف بست و اگر ریسمان های آن پاره شود شدت جریان ؛ کشتی را دستخوش امواج می کند .
عبور از این ناحیه مستلزم چهار روز بحر پیمایی است . رود نیل در این محل مانند رود مآندر پیچ در پیچ است . مسافتی که باید به این ترتیب طی کرد دوازده سکن است . از آن پس به دشتی هموار وارد می شوید که رود نیل در آنجا جزیره ای در میان دارد . این جزیره تاکومپسو نامیده می شود . از شهر الفانتین به بعد حبشی ها سکونت دارند که حتی نصف جزیره را در تصرف دارند ، در حالی که نصف دیگر آن در دست مصریان است . بعد از این جزیره دریاچۀ وسیعی قرار دارد که در اطراف آن حبشیان بیابانگرد در حرکت می باشند . همین که از این دریاچه عبور کردید بار دیگر به جریان نیل که بآن دریاچه وارد می شود می رسید ، آن گاه باید از کشتی پیاده شوید و در طول رود مدت چهل روز پیاده راه پیمائی کنید . زیرا در این قسمت از نیل تخته سنگ های تیزی از زمین بیرون آمده و سنگ های زیادی هم سطح با آب رود موجود است به قسمی که بحر پیمایی از میان آن ها غیر ممکن است . پس از آن که در مدت چهل روز از این منطقه عبور کردید بار دیگر سوار کشتی می شوید و مدت دوازده روز بحر پیمایی می کنید و در پایان این مدت به شهر بزرگی می رسید که مروئه نام دارد . به طوری که می گویند این شهر پایتخت بقیه حبشیان است . این ها از بین خدایان فقط زوس و دیونیزوس را محترم می دارند و احترامات زیادی نسبت به آنان مرعی می دارند . در آن جا معبد و هاتفی از زوس وجود دارد .
حبشیان هر موقع که این خدا امر کند و با هر کس که او تعیین کند به جنگ می پردازد .
اگر از این شهر با کشتی حرکت کنید به سرزمین فراریان خواهید رسید و فاصله آن همان مقدار اندازه راه است که بین الفانتین و پایتخت حبشیان بود .
این فراریان آسماش نام دارند . این ها دویست و چهل هزار مصری از طبقات نظامی بوده اند که به دلیلی که شرح می دهم نزد اهالی حبشه گریخته بودند :
در زمان سلطنت پسامتیک در شهر الفانتین پادگانی در برابر حبشیان مستقر کرده بودند . و نیز در شهر دافنه ( = تل دفنه امروزی ) واقع در تب پادگانی در مقابل اعراب و آشوری ها و در ماره آ ساخلوی دیگری در برابر آفریقا مستفر کرده بودند . امروز هم در زمان ما پارس ها که مصر را در تصرف دارند در همان نقاط که در زمان پسامتیک این ساخلو ها وجود داشت پادگانی مستقر کرده اند و در حال حاضر در الفانتین و دافنه پادگانی از پارس ها مستقر می باشند «
سند : ( تاریخ هرودوت ( جلد دوم ) / ترجمه با مقدمه و توضیحات و حواشی از هادی هدایتی ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، 1383 ، ص 130 و 131 ) .

توضیحات هرودوت دربارۀ پادگان الفانتین در پایین مصر که در عهد باستان گمان داشتند که سرچشمه نیل در آنجاست ، این که پادگان های پارسیان و هخامنشیان در الفانتین مصر بوده است با آثار باستان شناسی یافت شده در الفانتین و پادگان هخامنشیان در آن جا مطابقت دارد . همچنین نام الفانتین از نام » فیل « گرفته شده است که به خاطر وجود فیل های آفریقایی در آن نواحی بوده است .

سرزمین مصر در حوالی چه کشور هایی بوده است ؟

دیودور سیسیلی دربارۀ عربستان می نویسد :
» این سرزمین بین سوریه و مصر واقع است و مردمان زیادی با خصوصیات متفاوت در آن ساکنند . عرب هایی که در قسمت شرقی می زیند و تحت نام نبطی ها معروفند ، منطقۀ بیابانی بی آب و علف و لم یزرع را در اشغال خویش دارند ؛ آن ها با راهزنی و چپاول سرزمین های همسایه روزگار می گذرانند و شکست دادن آن ها در جنگ دشوار است «
سند : ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی ، دیودور سیسیلی ، ترجمه و حواشی / حمید بیکس شورکایی - اسماعیل سنگساری ، برگۀ 167 .

سوریه در شرق عربستان خواهد شد و با این توصیف ؛ مصر هم در غرب عربستان است .


ولی آیا نیل به مدیترانه می ریخته است ؟
پس از آن که اسکندر او ( = هلن ) را از اسپارت ربود بادبان برافراشت و به سوی کشور خود گریخت . ولی وقتی به دریای اژه رسید باد مخالف او را به دریای مصر راند . و چون باد متوقف نشد از آن جا به خاک مصر رانده شد و به تاریشه و محلی از مصب نیل رسید که امروز به مصب کانوپ معروف است . ( تاریخ هرودوت ، جلد دوم ، بند 113 ) .
هادی هدایتی در بارۀ کانوپ می نویسند :
» کانوپ Canope از شهر های مصر باستان که در نزدیکی دریای مدیترانه بر ساحل یکی از شعب نیل که به همین نام است ساخته شده بود و به افتخار کانوبیس canobos کشتی بان منلاس که در این محل درگذشت به نام او چنین نامیده شد ( استرابون ، کتاب هفدهم ، بند 1 و 17 ) .

در مورد ارتباط رود نیل و رود ایستر ، این یکی از اشتباهات هرودوت بوده است که دربارۀ مصر ، در تاریخش موارد هجو زیاد دیده می شود .

در کتاب چهارم ، بند 49 و 50 آمده است :
» چه ایستروس از یک سوی اروپا به سوی دیگر و در تمام طول آن جاری است . این رود از سرزمین اقوام سلت که بعد از اقوام کینت غربی ترین ساکنان اروپا می باشند شروع می شود و از سراسر اروپا می گذرد و به کنار سرزمین سکا ها می رسد .
پس علت این که ایستروس از تمام رود های دیگر بزرگ تر است این است که این رود ها که از آن ها نام بردم و همچنین بسیاری از رود های دیگر به آن ملحق می شوند . چه اگر این رود ها را از حیث مقدار آب هر یک جدا گانه با دیگری مقایسه کنیم ، نیل از حیث مقدار آب از دیگران بزرگ تر است . زیرا هیچ رود یا چشمه ای وجود ندارد که آب آن به نیل وارد شود و آب نیل را افزایش دهد ... «
دکتر هادی هدایتی در پاورقی آورده اند که اطلاعات هرودوت از نیل محدود بوده است . البته در جایی بنده ندیده ام که رود ایستر و نیل را یکی خوانده باشد و تنها آن ها را شبیه به هم دانسته است و الا در هیچ کجای نیل ، قوم سکا ها و سلت ها زندگی نمی کرده اند .
هرودوت در جایی دیگر رود نیل را جدا از رود های سرزمین سکا ها نام می برد .
تاریخ هرودوت ، جلد 4 ، بند 51 :
» پس از این قرار ، یکی از شط های سرزمین سکا ها ، ایستروس است «

تاریخ هرودوت ، جلد 4 ، بند 53 :
» چهارمین رود بوریستن نام دارد . بوریستن بعد از ایستروس بزرگ ترین این رود هاست و به نظر من نه تنها از تمام رود های سرزمین سکا ها بلکه از تمام رود های دیگر ، به استثنای نیل پر ثمر تر است، زیرا هیچ رودی را با نیل نمی توان قیاس کرد «

در این بند ؛ هرودوت رود نیل را جزو رود های سرزمین سکا ها محسوب نکرده است و آن را بزرگ ترین رود دنیل نامیده است که البته اینچنین نیز هست .

آریان در مورد اقوامی که در اطراف رود ایستر ( = دانوب کنونی ) در کتاب اول ، فصل 1 ، بند 3-4 می نویسد :
» رود ایستر از میان ممالکی می گذرد که اکثرا سلتی اند . در انتها کاد ها و مارکومان ها سکنی دارند . بعد یک خانواده سارمات که به یازیژ موسوم اند . بعد گت ها که به جاویدان بودن روح معتقدند ، سپس سارمات ها و بعد سکا ها «

همچنین طبق کتاب » جغرافیای حافظ ابرو ، جلد 1 ، ص 153 ، یکی از شاخه های نهر کوثی از مدینۀ نیل عبور می کرده است که در عراق بوده است . حال آیا باید ادعا کنیم که مصر باستان در عراق است ؟!
هیچ وقت رود نیل در اطراف اقوام سلتی و سکایی و سارمات ها جریان نداشته است که ایستر و نیل را در کمال شگفتی بخواهیم یکی بدانیم : دی
____________

اسکندر دزدی توی روز روشن ؟!

بررسی روم باستان در عراق و شام !! احتمالا روم باستان نیای داعش بوده ! و نامش داعش نبوده و بلکه » دمعش « بوده به معنی = دولت میترایی عراق و شام !!!




آیا روم باستان در مدائن تا سوریه بوده است ؟!

نخست جالب است به یک روایت در کتاب کهن تلمود بکنم که می گوید شهر روم در اطراف دریا ساخته شده است .
تلمود ، سنهدرین ، 21 ب :
» هنگامی که سلیمان با دختر فرعون ازدواج کرد ، گبرئیل فرود آمد و یک نی در دریا فرو کرد و گرد آن نی یک تودۀ گل و لجن جمع شذ و بر روی آن توده ، شهر بزرگ روم ساخته شد «
تفاسیر علمای یهودی نیز از این روایت ، ماموریت داشتن امپراطوری روم برای نابودی دولت اسرائیل است به واسطۀ اشتباه سلیمان برای ازدواج با زنان غیر یهودی ...
پس آیا روم در سرزمین شام بوده است ؟
در خود کتاب تلمود دربارۀ اخبار پس از خرابی بیت المقدس توسط رومیان آمده است :
» بعد از خرابی معبد بیت همیقداش دوم ، وسپاسیانوس امپراطور روم سه کشتی پر از پسران و دختران جوان یهود به روم فرستاد ، تا ایشان را در روسپی خانه ها مورد استفادۀ عیاشان قرار دهند . لکن این نوجوانان که مرگ را بر زندگی خفت آمیز ترجیح می دادند ، طی راه همگی خود را به دریا افکندند و غرق شدند «
مراثی ارمیا ، 1 : 16 ؛ ایخاربا ، 1 : 45 .
بسیار در این متن مشخص است که روم در این متن سوریه نیست زیرا مسیر بین فلسطین و سوریه را کسی با کشتی نمی رفته است و البته خود سوریه را رومیان از دست سلوکیان گرفتند و قبلا نیز تحت سلطۀ سلوکیان نبوده اَند .
همچنین این روم ، مدائن نیز نیست زیرا از فلسطین نمی توان با کشتی و سفر دریایی به بغداد رسید ! لذا بسیار مشخص است که روم در آن سوی دریای مدیترانه قرار داشته است .

با توجه به این نکته که روم باستان در زمان هخامنشیان توسط کنسول ها اداره می شده است ؛ این کنسول های رومی به هیچ وجه تحت سلطۀ هخامنشیان و پارسیان نبوده اند .
با این توضیح کاملا روشن و آشکار است که روم باستان نمی تواند در مدائن تا سوریه باشد زیرا مدائن تا سوریه در دست هخامنشیان بوده است و آن ها بر این مناطق حکمرانی می کرده اند . همچنین سلوکیان در بعد ها بر این نواحی حکمران بوده اند و رومی ها بودند که سلوکیان را نابود کردند و سپس سوریه را تصاحب نمودند ؛ نه این که خاستگاه رومیان در سوریه بوده باشد چون رومیان هیچ وقت تحت سلطۀ هخامنشیان و سلوکیان نبوده اند .

دیودور سیسیلی از مورخانی است که تقریبا هم عصر با ژولیوس سزار و اکتاویوس بوده است . وی در کتاب کتابخانه تاریخی بار ها به وجود کنسول های رومی در زمان هخامنشی اشاره داشته است . به عنوان نمونه وی در کتابخانه تاریخی می نویسد :
» هنگامی که فراسیکلید آرخونت آتن بود ، کویین توس فابیوس و تیتوس کویین توس کاپی تولینوس کنسول های روم بودند . المپیاد هشتادم برگزار گردید و توریلاس تسالیایی فاتح مسابقات دو و میدانی شد . در این سال ، سرداران پارسی مستقر در کیلیکیه ، ناوگانی مرکب از 300 کشتی جنگی تدارک دیده ، پیشاپیش نیروی زمینی از سوریه و فنیقیه عبور کردند . آنان همراه ناوگانی که در طول ساحل حرکت می کرد به مصر در آمده ، به سوی ممفیس پیشروی نمودند «
سند : ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی ، دیودور سیسیلی ، ترجمه و حواشی / حمید بیکس شورکایی - اسماعیل سنگساری ، برگۀ 283 .

در اینجا مشاهده می کنیم که سوریه و فنیقیه در دست هخامنشیان بوده است . این واقعه در سال 460 پیش از میلاد است ( زمان المپیاد هشتادم در یونان ) .
نتیجه = روم باستان در 460 پیش از میلاد ؛ مکانی بوده است که در دسترس هخامنشیان نبوده است و در کیلیکیه و سوریه و فنیقیه نیز نبوده است .

ولی از کجا بدانیم این رُم در ایتالیا بوده است ؛ با این که در گذشته اسناد زیادی در مورد قرار داشتن شهر رُم در ایتالیا نشان دادیم ؛ اینجا سندی از خود دیودور سیسیلی نشان خواهیم داد .

دیودور دربارۀ جنگ های خشایارشا با یونان می نویسد :

» فرجام جنگ های مدیک که دو سال به طول انجامید این گونه رقم خورد . هرودوت مورخ که تاریخ جهان را در نه کتاب نگاشت ، اثرش را از زمان قبل از جنگ تروا آغاز کرده و آن را با نبرد میکال و تصرف سستوس به پایان رساند .
در همین دوره ، در ایتالیا ، رومیان با وولسک ها مشغول نبرد بودند : رومیان آن ها در نبردی شکست داده و شمار زیادی از آنان را کشتند . اسپوریوس کاسیوس که سال قبل به مقام کنسولی رسیده و ثابت شده بود که سودای جباری در سر می پروراند ، به مرگ محکوم گردید . چنین بود رویداد هایی که در طول این سال اتفاق افتاد «
سند : ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی ، دیودور سیسیلی ، ترجمه و حواشی / حمید بیکس شورکایی - اسماعیل سنگساری ، برگۀ 237 .

در زمانی که خشایارشا تا یونان رفته است برای جنگ ، رومیان در ایتالیا با وولسک ها داشتند می جنگیدند و به قول خانم حامد هم حتما در این زمان رومیان در مدائن داشتند با وولسک هایی می جنگیدند که این قوم وولسک ها ؛ مردمی بودند که در جنوب لاتیوم در ایتالیا مستقر بودند !

حال ایشان که تنها به دنبال چند تا اشتباه از دیودور هستند که روم را منتقل کنند به ایران ؛ آیا این گفته های دیودور را قبول دارند یا خیر ؟! ایشان با کمال زرنگی ادعا داشته اند که آن چه دیودور سیسیلی دربارۀ روم مطرح می کند ، با روم در ایتالیا تطابق ندارد !! در حالی که کاملا برعکس است ؛ و آن چه که دیودور سیسیلی دربارۀ روم در ایتالیا بیان می کند ، با رومیه مدائنی که در زمان انوشیروان ساسانی ساخته شده تطابق ندارد !!
دیودور رسما روم را در ایتالیا نوشته مانند دیگر تاریخ نویسان .

حال یک سری به کتاب های عهد جدید مسیحیان بزنیم که در مورد مقدونیه و روم ایتالیا چی نوشته اند . در کتاب اعمال رسولان ؛ شخصی به نام کرنیلیوس فرماندۀ هنگی بوده است که نام این هنگ ؛ ایتالیایی بوده است !
در کتاب اعمال رسولان 10 : 1 ، می خوانیم :
» در شهر قیصریه یک افسر رومی به نام کرنیلیوس زندگی می کرد که فرماندۀ هنگی بود معروف به ایتالیایی «
همچنین در همین رساله ، 18 : 1-3 ، دربارۀ اخراج شدن یهودیان از رُم ایتالیا آمده است :
» پس از آن پولس از آتن به قرنتس رفت . در آن شهر با مردی یهودی به نام اکیلا ، متولد پونتوس ، آشنا شد . او به اتفاق همسرش پرسکلا به تازگی از ایتالیا به قرنتس آمده است ، چون ایشان نیز مانند سایر یهودیان ، به فرمان کلودیوس قیصر از روم اخراج شده بودند «
در این متن صراحتا آمده است که به فرمان کلودیوس سزار ، یهودیان از روم اخراج شدند و برای همین نیز مردی یهودی به نام اکیلا ، از ایتالیا ( = رُم ) به قرنتس ( = کرینت ) آمد .
دوباره در همین رساله مطالبی در مورد سفر پولس به شهر های یونانی آمده بدین شرح :
اعمال رسولان 18 : 6-12 :
» وقتی از شهر های ایالت فریگیه و غلاطیه گذشتند ، روح القدس اجازه نداد که این بار به ایالت آسیا بروند . پس به حد و مرز ایالت میسیا آمدند و سعی کردند از راه شمال به ایالت بطنیا بروند ، اما باز روح عیسی به ایشان اجازه نداد . پس ، از ایالت میسیا گذشتند و به شهر ترو آس آمدند .
همان شب پولس رویایی دید . در این رویا شخصی را در مقدونیۀ یونان دید که به او التماس می کند و می گوید : " به اینجا بیا و ما را کمک کن " . پس چون این رویا را دید ، مطمئن شدیم که خداوند ما را خوانده است تا پیغام انجیل را در مقدونیه نیز اعلام کنیم . از این رو بی درنگ عازم آن جا شدیم .
بنابراین در ترو آس سوار قایق شدیم و مستقیم به ساموتراکی رفتیم . روز بعد از آن جا رهسپار نیاپولیس شدیم . و سر انجام به فیلیپی رسیدیم که یکی از شهر های مستعمرۀ روم و داخل مرز مقدونیه بود . چند روز در آن جا ماندیم «

یکی از دروغ های شاخدار خانم پرنیان حامد این است که نام » مقدونیه « در زمان بیزانس به شمال یونان اطلاق می شده است که برای ادعایشان هیچ سندی ندارند زیرا در تواریخ باستانی مانند هرودوت ؛ توسیدید ، دیودور و تمام مورخانی که تاریخ اسکندر را نوشته اند ؛ نام مقدونیه برای شمال یونان آمده است زیرا تراکیه که همسایه مقدونیه بوده است ؛ در شمال شرقی یونان است و تراکیه در ایلیاد هومر در سرود دوم نیز مرزِ آن ؛ هلسپونت نوشته شده است .
این مطالب در مورد وقایع پیش از 67 میلادی است و صراحتا مقدونیه را در شمال یونان امروزی ترسیم می کند . ساموتراکی جزیره ای در دریای اژه است و نزدیک تراکیه است . البته جالب تر این است که همیشه نام سوریه و شام در این رساله ها ، ربطی به مقدونیه نداشته است و این نخستین سفر پولس رسول به مقدونیه بوده است . البته طبق فرضیات برادران اسکندر ایرانی ؛ حتما پولس رومی در دشت مغان رفته پیغام انجیل را رسانده و در کوه های زاگرس وارد بابل ( = یونان ؟ ) شده و به شهر ترو آُس = تروی رفته و از ترو آس سوار کشتی شده و رفته سوریه ( = مقدونیه ؟ ) !!

ولی متاسفانه دوستان نمی توانند این مکان ها را به نفع ایران مصادره نمایند زیرا شهر فیلیپی در شمال یونان در همین کتاب خوانده شده است .
اعمال رسولان 20 : 6 :
» پس از عید پسح ، از شهر فیلیپی واقع در شمال یونان سوار کشتی شدیم و پنج روز بعد در بندر تروا آس در آسیا رسیدیم و یک هفته در آن جا ماندیم «

____________

این هم مطالبی که در گذشته از برای روم ایتالیا نشان دادیم که هیچ وقت پاسخی درست و حسابی برای این اسناد مشاهده نکردیم .

اگر رُم باستان از مدائن را سوریه بود ؛ این مناطق را خود قیصر حکومت می کرد و نه فرمانداران رومی .
چنانچه در زمانی که عیسی مسیح به دنیا می آیند ؛ استان دار یهودیه نامش هیرودیس بوده است و در انجیل متی می خوانیم :
( انجیل متی 2 : 1 ) :
» عیسی در زمان سلطنت هیرودیس در شهر بیت لحم یهودیه به دنیا آمد «

ولی در زمانی دیگر که عیسی مسیح به رشد می رسد ، فرماندار فلسطین شخصی دیگر می شود . چنانچه تاریخ نگار بزرگ رومی تاسیتوس در سالنامه ، فصل 15 ، بند 44 می نویسد :

» مسیح در زمان حکمرانی تیبریوس به توسط یکی از حکمرانان پنطیس پیلاطس سخت ترین مجازات را متحمل شد «

حال چطور شما می گویید که روم باستان از مدائن تا سوریه بوده است ؟ اگر اینطور بود که برای این مناطق فرماندار تعیین نمی کردند .

شما می دانید که پولس رسول که در نیمه قرن نخست میلادی زندگی می کرده است و توسط امپراطور کلودیوس به شهادت رسید ، خودش رومی بوده است و در شهر رُم ایتالیا شهید شده است ؟
این شخص پولس که به مسافرت زیاد پرداخته و مقدونیه و یونان و افسس و کورینت و دیگر مناطق یونانی نشین را پیموده است ، در شهر دمشق در سوریه توسط فرماندار شهر که تابع پادشاهی به نامِ » حارث « بوده است دستگیر می شود و سپس از چنگ وی می گریزد . با این وصف می بینیم که سوریه نیز همیشه در اختیار رومیان نبوده است و رُم باستان نیست .
( 2 - قرنتطس ، 11 : 32 ) :
» به عنوان مثال ، زمانی که دردمشقبودم ، فرماندارِ شهر که تابع حارث پادشاه بود ، بر دروازه ها مامور گمارده بود تا مرا دستگیر کنند «

___________

با این چند نمونه سند مشاهده کردیم که سوریه و فلسطین تنها یک ایالت برای امپراطوری رُم باستان بوده اَند که پایتخت این اپراطوری در رُم ایتالیا بوده است .

همچنین پلوتارک مورخ بزرگ یونانی که در سال 46 بعد از میلاد مسیح در شهر کرونیا در یونان به دنیا آمده است ؛ در دیباچۀ شرح حال دمستن ، خطیب مشهور یونانی از رُم در ایتالیا نام می برد می نویسد :
» من به اندازه ای در دوران اقامتمدر شهر رُم و سایر شهر های ایتالیامشغول حل مسائل سیاسی و سرگرم تدریس فلسفه بودم که کم تر وقت می یافتم به تکمیل دانش خود بپردازم از این رو در سال های پیری زبان و ادبیات لاتین را آموختم «
سند : ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارخ ( با ویرایش جدید ) ، احمد کسروی ، برگۀ 8 .

پلوتارک در این جا صراحتا رُم را ایتالیا اسم برده است ! پس شما که ادعا دارید بی شمار کتاب یونانی خوانده اید (؟) چگونه ادعا دارید روم باستان در مدائن و سوریه بوده است ؟ اصلا بر چه سندی فهمیدید رُم در مدائن بوده است ؟ سندی که نداشتید ، و ما سند نشان دادیم که این شهر در زمان انوشیروان ساخته شده و شما نیز پاسخی بر این گفته نداشتید . پس بر چه اساسی رُم را مدائن می دانید ؟ پس لابد آیا به تاریخ سفر کرده اید و پایتخت رُم را در میانرودان دیده اید ؟

همچنین این سند از پلوتارخ را داشته باشید که چگونه نوشته است که وقتی آنتونیوس از سزار بد دل می شود ، به سمت ایتالیا برای دیدنش می رود !

» لیکن در این میان خبر های نا خوشی از رهگذر قیصر رسیده آنتونیوس بار دیگر از او بد دل شد وبا سیصد کشتی آهنگ ایتالیا کرد. و چون از بندر برندسیوم او را راه ندادند روانهبندرتارنتوم گردید .
زن او اکتاویا که از یونان همراهش آمده بود اجازه گرفت که به دیدار برادر بشتابد و او این زمان گذشته از دختر دومی که برای شوهر خود زاییده بود بچه ای آبستن بود و چون در راه که روانه بود به قیصر برخورد که دو دوست خود آگریپا و مایکناس را همراه داشت اکتاویا آن دو تن را کنار کشیده با دیده های اشک و با شیون با آنان به گفت و گو در آمده چنین گفت :
من نیک بخت ترین زن در جهان بودم و کنون می روم که بد بخت ترین زن گردم .
تا کنون هر کسی مرا به آن چشم می دید که زن و خواهر دو فرمانروای بزرگِ روم می باشم . ولی اکنون اگر فتنه انگیزی ها پیشرفت کند و جنگ بر پا شود به هر حال من آسیب خواهم دید . زیرا هر یکی از دو سوی که پیروزمند در آید من باخته خواهم بود .
این گریه و لابه او بر قیصر کارگر افتاده از سر جنگ برخاست و به آهنگ دیدار دوستانه با آنتونیوس روانه تارنتوم گردید .
کسانی که در آن جا بودند از رسیدن این دو سپاه به یکدیگر تماشای شگفتی کردند . زیرا از یک سوی لشگر بسیار انبوهی در کنار دریا صف کشیده و از آن سوی یک دسته کشتی های جنگی در رو به روی آنان در آب پهلوی هم ایستادند و با این حال جز نوازش و مهربانی در میان نبود و سپاهیان با هم در آمیخته به هم دیگر درود می گفتند و شادی ها از دیدار یکدیگر می نمودند .
نخست آنتونیوس بزم آراست و قیصر به پاس احترام خواهر خود آن را پذیرفت . سر انجام در میان آنان پیمانی چنین بسته شد .
قیصر دو لگیون از سپاه خود را به آنتونیوس برای جنگ های با اشکانیان بسپارد .
آنتونیوس هم صد کشتی زره پوش خود را به قیصر واگزارد . اکتاویا گذشته از اینها بیست کشتی سبک از شوهرش برای برادرش گرفته از برادرش نیز هزار تن سپاهی پیاده برای آنتونیوس گرفت . و چون این کار ها انجام یافت قیصر بی درنگ پومپیوس در سیکیلیا جنبش کرد .
آنتونیوس نیز اکتاویا را با بچه هایش و بچه هایی که از زن پیشین داشت به پرستاری قیصر سپرده خویشتن به آهنگ آسیا روانه گردید«
سند : ایرانیان و یونانیان به روایت پلوتارخ ( با ویرایش جدید ) ، احمد کسروی ، برگۀ 452 - 453 .

خانم حامد آیا شما می دانید » آسیا « چیست ؟
اگر می دانید به من بگید چرا قیصر در آسیا نبوده است و آنتونیوس را روانۀ آسیا کرده است ؟ خوب این یعنی قیصر و شهر روم در » آسیا « نبوده و نیست و شما نمی توانید برای ایرانیزه کردنِ تمدن روم باستان به مدائن روی بیاورید .
جالب است آنتونیوس برای دیدار قیصر به بندری در ایتالیا به نام » تارنتوم « رهسپار شده است !!

با این توصیفات و اسناد ارائه شده ، گمان می کنم دیگر ثابت شد که روم باستان در اروپا و به مرکزیت رُم در ایتالیا بوده است .


دروغی به نام رُم باستان = رومیه مدائن (!) :

ویرژیل در کتاب اول انه اید که نیای رومیان شناخته می شود ، دربارۀ ایتالیا می نویسد :
« من داستانِ جنگ ابزار ها و قهرمانی را به داستان باز می گویم که پیش از همگان ، به فرمانِ سرنوشت ، از کرانه های تروا رانده شد ، و به ایتالیا آمد ؛ به دریاباری که در آن لاوینیوم بالا افروخته است . دیری ، نیروی چیرۀ خدایانِ فرازین و آسمانی ، هم بر زمین هم بر دریا ، او را به سببِ خشم و ناخشنودی ژونونِ سنگدل به بازی گرفت ؛ نیز ، به همان سان ،دیری رنج های پیکار را آزمود ، به این امید که بتواند شهرِ خویش را بناید نهد ؛ و خدایانش را به لاتیوم بیاورد ؛ و در آن جای دهد : بنیادِ نژادِ لاتین ، آلبیان ، پدرانِ ما ، و بارو های رُم ، بر گریو های بلند از آن بود ... » .
« ... پیش از این ، شهری آکنده از کوچ نشینانِ صوری ، کارتاژ ، از دور ، بر ایتالیا و دهانه های رود تیبر می افکند ؛ شهری آبادان و سخت شوریده و آمادۀ نبرد و آورد » .
« پدر مردمان و خدایان لبخند بر لب ، با آن چهرۀ آرام که سپهرِ توفانخیز را از تب و تاب می اندازد ، به بوسه ای ، لب بر لبان دخترش دَرسود ؛ و در پاسخِ او گفت :
سیتره ! دل آسوده دار . سرنوشتِ ترواییان تو ، به هیچ روی ، دگرگونی نخواهد یافت . تو شهر و دیوار های لاوینیوم را که به تو نوید داده شده است ، خواهی دید ؛ و انۀ ارجمند و بزرگوار را بر سپهر ، تا به ستارگان فرا خواهی برد ؛ و بر خواهی کشید . هیچ چیز رای مرا دیگر نکرده است . از آن جا که نگرانی و اندیشناکی تو را از درون می کاهد و می فرساید ، من بر آن سرم که زنجیرۀ رخداد ها و راز های سرنوشت را از برابرِ چشمانِ تو بگذرانم :
انۀ تو در ایتالیا نبردی سهمگین و خونبار خواهی جُست ؛ و قانون را به مردمِ خویش ارزانی خواهی داشت ؛ نیز بارو هایی را که در میانۀ آن ها بزیند ؛ تا بدان زمان که در سومین تابستان ، او را ببینند که بر لاتیوم فرمان خواهی راند ؛ تا بدان زمان که سومین زمستان بر او سپری گردد ، و او ، در آن ، مردم روتول را به فرمانِ خویش در آورد . امّا آسکاین ، کودکی که امروز بَرنام ایول را بر خویش دارد ( او تا آن زمان که ایلیون بختیار و کامگار می زیست و فرمانرواییش بر جای بود ، الیوس نامیده می شد ) ، سی سال فرمان خواهد راند ؛ آن چنان که گردش و گذار دیرباز ماه ها را از فرمانروانی خویش خواهد آکند .... » .
جالب است خانم حامد در کتابش این قسمت را آورده ولی نامِ « ایتالیا » را در این قسمت سانسور کرده اَند و این که انه در ایتالیا ساکن می شود و روم باستان را بن می افکند را قیچی کرده اَند ! طبق افسانه های رومی نیز روموس و روملوس نیز شهر رُم را در کنار رود تیبر بر پا می کنند که در بالا خواندیم که این رود نیز در ایتالیاست .

آبشخور :
انه اید / ویرژیل ؛ ترجمه ی میر جلال الدین کزازی ، تهران : نشر مرکز ، چاپ هفتم 1390 ، برگۀ 20 و 29 .

رومیۀ باستان از نظر این نا آگاهانِ تاریخ که جز شاهنامه و طبری و بلعمی و آثار الباقیه چیز دیگری نخوانده اَند و نام خودشان را پژوهشگر هم میذارن ؛ همان مدائن در میانرودان است ولی مشخص نیست چگونه این شهر در زمان داریوش سوم و اسکندر دارای کنسولی مستقل از حکومت های اسکندر و داریوش سوم بوده است ؟! یکی نیست به ما بگوید که چگونه مدائن از حوزۀ حکومتی اسکندر و داریوش سوم جدا بوده است ؟!

دیودور سیسیلی در کتابخانۀ تاریخی در مورد وقایع بعد از شکست داریوش در ایسوس و پیشنهاد صلح داریوش مطلبی نوشته است و بعد از آن می نویسد که در این زمان رومیان مارکوس آتیلیوس و مارکوس والریوس را به مقام کنسولی برگزیده اَند . در همین زمان نیز در آتن ؛ آرخونتی نیسراتوس ، نیکه تس بوده است . در پاورقی این قسمت آمده است که آرخونت سال های 332-331 پیش از میلاد در واقع ، نیکه تس Niketes بوده است .

اصل نوشته های دیودور سیسیلی ؛ فصل 39 : بند 3 و 4 و فصل 40 : بند 1 و 2 :

« داریوش که در این شرایط از انقعاد قرار داد ، از راهِ سیاسی ، چشم پوشیده بود ، تدارکات نظامی عظیمی را فراهم کرد ؛ کسانی را که تمامی جنگ افزار هایشان را حینِ فرار رها کرده بودند ، دگر بار مسلح کرد و سربازانِ جدیدی را در یگان های سپاهش گنجاند . همچنین از خشترپاون نشین های علیا ، سپاهیانی را که به خاطرِ تعجیل در لشگر کشی پیشین بلا استفاده گذارده بود ، فرا خواند .
بدین سان برای بسیجِ نیرو ها ، چنان شور و حدتی از خود نشان داد که سپاهِ کنونی دو برابر بیشتر از سپاهی بود که در ایسوس آراسته بود . در واقع ، وی 800 هزار پیاده نظام و 200 هزار سواره نظام ، بدون محاسبۀ شمارِ زیادی از ارابه های داس دار بسیج کرد .
باری چنین بود وقایع این سال .
در زمانِ آرخونتی نیسراتوس در آتن ، رومیان ، مارکوس آتیلیوس و مارکوس والریوس را به کنسولی برگزیدند . همچنین در این سال صد و دوازدهمین المپیاد ، که در طی آن گری لوس خالسیدی پیروزی را به چنگ آورد ، برگزار شد . در این سال ، اسکندر پس از پیروزی ایسوس ، کشتگان و از جمله سربازانِ دشمن را که رفتار شجاعانه شان تحسین برانگیز بود ، به خاک سپرد . آنگاه ، پس از آن که برای خدایان قربانی های با شکوهی بر پا کرد و همه آن هایی را که در طولِ جنگ رشادت هایی از خویش نشان داده بودند ، بر اساس شایستگی هر یک پاداش داد ، به سپاهش چند روزی استراحت داد .
آن گاه راهش را به سوی مصر پی گرفت ؛ وقتی به فنیقیه رسید ، در آن جا ، شهر ها به اطاعتِ وی در آمده و مردم این شهر ها استقبالِ شایانی از وی به عمل آوردند » .
آبشخور :
دیودور سیسیلی ، ایران و شرق باستان در کتابخانۀ تاریخی ، ترجمه و حواشی از : حمید بیکس شورکایی - اسماعیل سنگساری ، برگه 375-376 .

______________

یکی از کتاب های بسیار گرانسگی که برای پژوهش گران تاریخ در مورد تاریخ روم و اشکانی منبعی بسیار با ارزش است ، سالنامۀ تاسیتوس است . تاسیتوس حدود 55 میلادی به دنیا آمده است . در سال 97 میلادی به سمت کنسولی و سپس به سمت والی آناطولی غربی رسید . در سال 117 میلادی نیز درگذشت .

اگر طبق توهمات این نا آگاهان تاریخی فرض کنیم که روم باستان در مدائن بوده (؟) ؛ لذا زمانی که اشکانیان تیسفون ( = در نزدیکی سلوکیه ) را گرفته باشند ؛ در این صورت باید امپراطوری روم از بین رفته باشد زیرا مرکزش را آن وقت اشکانیان گرفته بودند !!

در کتاب سالنامه تاسیتوس در فصل هشتم در مورد تاریخ ایران چنین ذکر شده است :
« اردوان سوم پس از پیروزی در جنگ با ملل همسایه نسبت به رُم جسارت پیدا کرد و خواستارِ تملک ارمنستان شد و [ در سال 35 میلادی ] هنگامِ مرگ شاه ارمنستان ، ارشک پسر ارشد خود را به شاهی ارمنستان نشاند و گنجینۀ ونون را از رُم مطالبه کرد و تهدید کرد که سرزمین هایی را که در گذشته تحتِ سلطۀ هخامنشیان و مقدونیان بودند باز پس خواهد گرفت . هیئتی از ایرانیان مخالف اردوان به تحریکِ سیناسس و ابدوس اشرافِ پارتی به رُم رفتند و درخواست کردند که رُم شاهزاده فرهاد را برای جلوس بر تختِ سلطنت ایران بفرستد . تیبریوس ، امپراطور رُم ، فرهاد را تجهیز کرد . اردوان توطئه را کشف کرد و ابدوس را زهر داد و سیناسس را به وسیلۀ تطمیع از نیّاتش منصرف کرد . فرهاد نیز در سوریه بیمار شد و درگذشت » .
اینجا یک پرسش پیش می آید :

چگونه زمانی که رومیه مدائن مرکزِ امپراطوری رُم بوده است ؛ وقتی تیبریوس ، فرهاد را برای پادشاهی تجهیز می کند و او را به سوی مرز های ایران می فرستد تا با اردوان سوم بجنگد ، او در سوریه بیمار گشته و مُرده است ؟ لذا با این تفاسیر ایران باید در سمت غربی سوریه باشد !!

در ادامه سالنامۀ تاسیتوس می خوانیم :

« تیبریوس شاهزادۀ اشکانی دیگری موسوم به تیرداد سوم را برای منازعه با اردوان برگزید . در همین زمان فرسمن ، شاهِ ایبری برادرش ، مهرداد را برای بیرون آوردنِ ارمنستان از تسلّط ارشک گسیل کرد . مهرداد عده ای از ارامنه را تطمیع کرد تا ارشک را کشتند و قوای ایبری به ارمنستان حمله بردند و آرتاکساتا پایتختِ آن جا را تسخیر کردند . اردوان پسر دیگرش اُرُد را مامورِ جنگ کرد . ایبریایی ها با کمکِ آلبانیایی ها و سرمت ها به جنگِ اُرُد رفتند . اُرُد زخمی شد و ایرانیان شکست خوردند .
اردوان همۀ نیرو های کشور را برای انتقام بسیج کرد ، ولی چون لوسیوس ویتلیوس ، سردارِ رُمی در بین النهرین آمادۀ جنگ شده بود ، اردوان برای اجتناب از جنگ با رُم ، ارمنستان را تخلیه کرد . ابداگز از اشرافِ پارتی و جمعی دیگر بر ضد اردوان شورش کردند و اردوان برای گرفتنِ کمک از خویشاوندان سببی خود به مرز های دور دست گریخت . ویتلیوس به تیرداد توصیه کرد که از فرصت استفاده کند . بعد سپاهیانِ خود را به سمتِ رودِ فرات بُرد . اشرافِ پارتی به تیرداد پیوستند و خزانۀ دربار و نشان های سلطنتی را به او واگذار کردند . سپس ویتلیوس با سپاهش به سوریه برگشت . [ در سال 36 میلادی ] تیرداد با تاییدِ اشرافِ پارتی شهر های بین النهرین را اشغال کرد . اهالی شهر های سلوکیه در کرانۀ رود دجله که شرقی مآب نشده بودند ، مجلس سنایی سیصد نفره داشتند ، ساکنانِ آن از امتیازاتی برخوردار بودند و قبلا اردوان سوم از بزرگانِ آن جا در مقابلِ شهروندانِ عادی حمایت کرده بود ؛ از تیرداد استقبال کردند . تیرداد حکومتِ مردمسالاری در آن جا برقرار کرد . سپس در تیسپون تاج گذاری کرد . بعد قلعۀ محل حرم و گنجینۀ اردوان را محاصره کرد » .

این جای دارد که کمی بیندیشیم چگونه ممکن است شهر روم باستان در مدائن باشد و آن وقت این شهر قبلا دست اردوان سوم باشد و سپس تیرداد با کمک تیبریوس امپراطور رُم و تاییدِ اشرافِ پارتی ( = اشکانی ) برود آن جا و دیگر شهر های بین النهرین را اشغال کند و امپراطورِ رُم هم این وسط نقشِ هویج را ایفا کند ؟
تازه چند سطر بعد نیز آمده است که :
« اردوان به سرعت قوایی از سکا ها گرد آورد و پارتیان را نیز به درخواست یا تهدیدِ خود رو به رو کرد و به سلوکیه رسید» .
البته فتح سلوکیه و بین النهرین بسیار توسط اشکانیان اتفاق افتاده است و در همین تاریخ ، در فصل نهم نیز آمده است آمده که وردان سلوکیه را نیز محاصره کرد که البته گودرز دوم شاه اشکانی با وی درگیر میشود و وردان از محاصره دست می کشد ! :
« ... وردان 350 میل را ظرفِ دو روز طی کرد و گودرز را شکست داد و نواحی مجاورِ پایتخت را تصرف کرد . تنها سلوکیه از اطاعت خودداری کرد . وردان سلوکیه را محاصره کرد » .
لابد در اینجا شهر رُم باستان در مدائن را هم فتح کرده است ؟! شگفتا از این منطق و استدلال !
جالب این است که بنا بر ادعا های ایشان ، پایتخت رُم باستان نخست مدائن بوده است و سپس قسطنطنیه ترکیه می شود ! چگونه است که کنستانتین که تقریبا معاصر با شاپورِ دوم ساسانی بوده است ؛ تا این زمان بین النهرین هنوز دستِ رومیان بوده است ؟ به خدا آدم خجالت می کشد از این همه بی سوادی و تحریفِ تاریخ !!


آبشخور :
تاریخ ایران در کتاب « سالنامه های امپراطوری رُم » اثر تاسیتوس ، نادر میر سعیدی ، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا ، بهمن 1379 ، شماره 40 ، صص 56 - 59 ، برگۀ 57 و 58 .

62:

از پرداختن به مبحث ابن بطوطه منصرف شدید جناب بزرگمهر! گرامی!؟

برای رود نیلتان هم پیشنهاد می دهم شما که انگلیسیتان خیلی بهتر از دشمن دیروز و دوست امروزتان کاکاافشار است لطف کنید و این جمله هردوت پدر تاریختان را ترجمه کنید...
(البته با توجه به تفسیرهایی که آقایان تاریخ دان! غربی از رود Ister دارند)


For the Nile flows from Libya, right through the middle of it; and as I guess, reasoning about things unknown from visible signs, it rises proportionally as far away as does the Ister.


درضمن، در مورد جغرافیای باستان و تفسیرهایی که از آن می شود، هم شما و هم دیگر دوستان فعلا می توانید در حد دست گرمی مطالب بخش جغرافیای باستان را برای رد الکساندر پوشالین اروپای امروز مطالعه کنید...

63:

مترجمی هم دانش می خواد که شما از آن عاجز هستید . استادتان خانم حامد اگر زبان پهلوی حالیش بود ، نمی رفت توی فاروم « تاریخ ما » از شخصی به نام « ایرج » واسه ترجمۀ واژۀ الکسندر از ایشان سوال بکنند .

جالب است خود آقای ایرج هم روشنشان کردند که آن واژه همان الکساندر / اسکندر / سکندر است و بهش گفتند که نمی توانند این اسم را هر جور دوست دارند بخوانند ؛ ولی گویا ایشان کلا هر متنی که می خوانند ، اشتباه درک می کنند


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها

بعد از اینکه توان ترجمه متونی را که فله ای کپی پیست می کنید پیدا کردید اجازه دریافت پاسخ هم خواهید، جناب مترجم! داشت...
امیدوارم جناب مترجم! یاد گرفته باشند که " ادب مرد به ز هنر اوست...
"

کپی پیست از ویکی پدیا و سایت خودتان ، کار شماست و بنده مطابم را تایپ می کنم و حتی اسکن نیز کردم که باز پاسخی ندیدم .

بنده هم وقتی می دانم چیزی که شما به هم میبافید ، تخیلات است ؛ لذا ترجمه هم واسه خودتان می گذاریم که کمی تاریخ یاد بگیرید .

64:

انگلیسی شما اگر خیلی خوب است پس یک سر هم ترجمه دکتر هدایتی را از همین قسمت هایی که هرودوت رود نیل رو مشابه رود ایستر نامیده را بخوانید ، بعد ببینید ایشان چه پاسخی داده اند


رود ایستر به قول مورخین اروپایی از سرزمین های سلتی می گذشته




از استاد پروفسور خانم پرنیان حامد در مورد سلت هایی که ایشان گوش دراز می خوانند بپرسید که سلت ها در مصر بوده اند یا در اروپا



آریان در مورد اقوامی که در اطراف رود ایستر ( = دانوب کنونی ) در کتاب اول ، فصل 1 ، بند 3-4 می نویسد :
» رود ایستر از میان ممالکی می گذرد که اکثرا سلتی اند . در انتها کاد ها و مارکومان ها سکنی دارند . بعد یک خانواده سارمات که به یازیژ موسوم اند . بعد گت ها که به جاویدان بودن روح معتقدند ، سپس سارمات ها و بعد سکا ها «

65:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

66:

نوشته اصلي بوسيله Bozorgmehr نمايش نوشته ها

پس دیگر سخن از ابن بطوطه نگوئید که مچتان گرفته شد و چنان جمله ای و چنان مطلبی را این سیاح بزرگ نگفته است ،
در اولین پست بخش سفرنامه ها می توانید آدرس صفحاتی را که این مطلب از ابن بطوطه از آن نقل شد را بیابید، البته همانطور که در لینک هم آمده است این بخش مربوط است به سفر ابن بطوطه از غزه تا صنوب و نیاز است کمی وقت برای یافتن آن بخش صرف کنید و اگر دنبال اسکن هستید درخواست کنید حتما رسیدگی می کنم...
البته اگر کتاب این سیاح بزرگ را هم نخوانده اید، بگویید تا برایتان PDF اش را ارسال کنم تا بخوانید تا پیش از خواندن درست مطالب مورخین و سیاحان کهن سعی نکنید، مچ گیری کنید، زیرا احتمال اینکه مچتان درد بگیرد در اینگونه مواقع بسیار زیاد است.

شب خوش

67:



واقعا!!!!! آخه من فکر کردم تاریخدانان! غربیتان ایستر را در آفریقا فرض کرده اند که این بخش را به عنوان تناقضات آشکار تفسیرها با اصل نوشته ها، مثال آوردم

مترجم! عزیز هنوز به این سطح از آگاهی و درک دست پیدا نکرده اید که بفهمید من نیازی به خواندن تفسیرهای عزیزانی که دائما سعی می کنید پشت نامشان پنهان شوید، ندارم؟!

نمونه های انگلیسی تفسیر این عزیزان هموطن را از زبان اساتید کمبریجی پیشتر خوانده ام و طبق معمول سواد مورخ و اصل متن را سعی کرده اند به زور هم که شده توجیه کنند (
ἐκ τῶν ἴσων μέτρων is an obscure expression) تا در اینجا، اینبار، اروپایشان با آفریقایشان خدای ناکرده قاطی نشود... از این نوع تفسیر ها می توانید در سایت من به اندازه ای نیازتان بیابید...


نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
از استاد پروفسور خانم پرنیان حامد در مورد سلت هایی که ایشان گوش دراز می خوانند بپرسید که سلت ها در مصر بوده اند یا در اروپا


با این نوع فحاشی ها و مسخره بازی ها فکر می کنید می توانید پوششی برای بی سوادی خود تهیه کنید؟!

دوزاری شما گویا خیلی کج است... هردوت اروپا و آفریقا را یکی کرده آنوقت شما با این مسخره بازی ها به گفته های همین مورخین کهن، که در هر دو خط نبشته شان نیاز به یک کتاب تفسیر و توجیح، برای ساختن غربی متمدن حس می شود، استناد می کنید؟!

عجب مترجمی هستی تو!!!

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
آریان در مورد اقوامی که در اطراف رود ایستر ( = دانوب کنونی ) در کتاب اول ، فصل 1 ، بند 3-4 می نویسد :
» رود ایستر از میان ممالکی می گذرد که اکثرا سلتی اند . در انتها کاد ها و مارکومان ها سکنی دارند . بعد یک خانواده سارمات که به یازیژ موسوم اند . بعد گت ها که به جاویدان بودن روح معتقدند ، سپس سارمات ها و بعد سکا ها «
مترجم! بحث بر سر نیل بود که دائم می گفتید مورخ می دانسته کجاست نه ایستر

حالا باید برای مترجم تازه محقق! شده، ایستر را هم توضیح دهیم که چقدر موضوعش خنده دار می شود، اگر قرار باشد گام به گام با مطالب مورخین انطباق داده شود...

و در آخر یک نصیحت برای شمای مترجم! دارم، زیاد پاورقی ها نخوان، و سعی کن به اصل متن ها بیشتر توجه کنی.

شب خوش کاکافشار عزیز

68:



عجب مترجمی! هستی تو دیگه!!!...
ببینم الان اگر امپراطوری هخامنشی (البته در متون مورخین ایرانی، امپراطوری هخامنشی نداریم و این نامگذاری ها برگرفته از تخیلات مفسرین غربی می باشند) مرزهایش کوچک شود و یونانش در نزدیکی مرزهای کوچک شده این امپراطوری قرار بگیرد، آسمان به زمین می آید و به تخیلات دوران کودکی شما تجاوزی صورت می گیرد؟!

+
مطلب جستار جمعیت امپراطوری هخامنشیان را بخوانید تا بفهمید دنیای کهن را زیادی بزرگ کنید خیلی چیزها زیر سوال خواهد رفت، دوست مترجم من...البته امیدوارم حساب کتابتان مانند ترجمه کردنتان نباشد...

69:


درود.
تاریخ طبری/ جلد دو/ص 496
هشام کلبی گوید:پس از اسکندر بلاکوس سلیکوس به سلطنت رسید و پس از او انتیحس شاه شد.و انتیحس شهر انطاکیه را بنیاد کرد.
تاریخ ابن خلدون جلد اول/ص 189
چون اسکندر بمرد،سرزمین هایی که گشوده بود میان چهار تن از سرداران او تقسیم شد: مقدونیه و انطاکیه و متعلقات آن از ممالیک روم به فیلیپوس رسید و اسکندریه و مصر و مغرب به فیلادلفوس ملقب به بطلیموس و شام و بیت المقدس و متعلقات آن به دسطوس و سواد تا جبال و اهواز و فارس به سلوکوس پسر انتیوحوس،که ناحیه سواد،پنجاه و چهار سال در تصرف او ماند.

70:

درود بر شما
رومیان از انجا که بغداد است تا شام داشتندی ( بلعمی - طبری )

اگر برای شما ممکن است گفته را کامل بیاورید با سپاس

طبری ، بلعمی و دیگران نوشتند بعد از اسکندر کشور به دو نیم تقسیم شد از دجله تا شام را رومیان داشتند از دجله به سوی شرق را اشکها داشتند

بنده هم جز این ننوشتم

سلوکس هم حدود 16 -17 سال بعد تازه بابل را فتح می کند
بنده با سلوکیان شاهان سوریه در بابل هیچ مکافاتی ندارم ! بنده با الکساندر شاه مقدونیه در کشور هند امروزی مکافات دارم

تاریخ ایران دجله را مرز نوشته است از انطرف مرز سند نیاورید اگر ممکن است از این طرف مرز سند بیاورد. ( سند شما فقط سواد را تایید کرده است) همچنین طبری و بلعمی بعد از این تقسیمان توضیح می دهند که انییوخوس از رومیه سوی اشک امد اشک در ری بود و اشک او را کشت لاجرم مطابق این تاریخ ها هیچ سوکی- رومی از ری رد نشده است چگونه رفتند افغانستان ؟
اسناد را یا کامل کپی کنید یا توضیح سروته انها را از زبان خودتان بنویسید خواننگان گیج نشوند

تاریخ طبری/ جلد دو/ص 496
هشام کلبی گوید:پس از اسکندر بلاکوس سلیکوس به سلطنت رسید و پس از او انتیحس شاه شد.و انتیحس شهر انطاکیه را بنیاد کرد.
جمله بعدی طبری از قول هشام بن کلبی را مکتوب می فرمایید ببینیم اینها حاکمان جبال و اهواز و پارس بودند یا نوشته گاهی به این مناطق دستبرد می زدند ؟
اینها رفتند هند و افغانستان ؟ از مرز ایران نتوانستند بگذرند !
با سپاس

71:


خانم گرامی نمی خواهید پاسخ آن 2 پرسش ساده مرا بدهید


1 - یک سند باستانی نشان دهید که نام این حاج اسکندر میترایی را در آن نوشته شده باشد .

2 - روم 2400 ساله در مدائن برایمان ثابت کنید ؟!

____________


خانم حامد گرامی به ... نوید صلح دوست هم بگویید این تاپیک پست نزنند ... و بیخودی هم تاپیک را به انحراف نکشانند .

( ایشان نخست بیایند بیت 338 به بعد کتاب " تئوگونی " نوشته " هسیود " را در مورد رودهایی که به اکئانوس می پیوندند را بخوانند و سپس بگویند نیل و ایستر یک رودند !! ولی هسیودس نام نیل و ایستر را جداگانه آورده است

حتما هم قوم بین اسرائیل در ایران به بردگی فرعون گرفته شده بودند و موسی ع نیز به جای دریای سرخ ؛ رود دجله را برای عبور بنی اسرائیل شکافته بود
امان از برادران میترایی ! )



در صورتی که این 2 پرسش را پاسخ ندهید ؛ لذا تمام نوشته های ایرانی ، یونانی ، رومی ، ارمنی ، یهودی ... سند فتح ایران به دست اسکندر کبیر هستند .

یا علی

72:

[quote] خیر پاسختان را خودتان به خودتان می دهید و قاضی ان نیز وجدان شخص خودتان است

جناب افشار پاسخ پرسشتان را خودتان می دهید
یا به من یک دیوار به سبک یونانی مطلق به سال 320 ق.م در ایران ( اصفهان نه افغانستان ) نشان می دهید یا کلیه این شهر ها را که نوشتند اسکندر ساخته مطلق به اسکندر ایرانی است که به سال 65 ق.م می زیسته است






خانم حامد گرامی به این ... نوید صلح دوست هم بگویید این تاپیک پست نزنند چون این جستار ، جای کودکان نیست و بیخودی هم تاپیک را به انحراف نکشانند
...
نوید صلح دوست خود محقق تاریخ است و با این ترتیبی که از شما می بینم تصور می کنم بیش از شما سواد و اگاهی دارد

بهتر است تا ادب و چهارچوب سخن گفتن علمی را یاد نگرفتید شما بر این تایپک پست نفرستید. این جستار جای افرادی مثل شما نیست


یا علی


تا تربیت و احترام به دیگران و مخصوصا احترام به حقوق دیگران را نیاموختید نام مولا علی را به زبانتان نیاورید
شما چه سمتی دارید که برای نوید صلح دوست تعیین تکلیف می کنید ؟ و حال با این همه بی احترامی که به من و ایشان کردید در نهایت وقاهت نام مولا علی را هم می اورید ؟

73:

.



فکر کنم اصل موضوعات تا کنون در این پنج برگه مطرح شده است و ادامه بیش از این به تکرار مکررات و پرداختن به مسائل خارج از موضوع کتاب خواهد انجامید.

چنانچه مجددا مسائل شخصی به جای موضوعات تاریخی مطرح شوند، جستار برای مدتی بسته خواهد شد.



.

74:


درود بر شما گرامی،

در این مدت بسیار سعی شد، برخلاف تمامی توهین هایی که این شخص! صورت داده و می دهد، برخوردی مانند آنچه با آن گروهک خاص در گذشته شد صورت نگیرد و هنوز هم امید این را دارم که سر این عزیز به سنگ خورده و اگر نظریات مطرح شده از سوی بانوی گرامی پرنیان حامد و یا بنده را نمی توانند قبول کنند، حداقل دست از توهین کردن و انگ زدن بردارند... در ضمن درخواست داشتم تا از هر طریق که می توانید جلوی ادامه دادن این رویه این فرد گرفته شود، زیرا تحمل هم حدی دارد.

باسپاس

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
خانم گرامی نمی خواهید پاسخ آن 2 پرسش ساده مرا بدهید


1 - یک سند باستانی نشان دهید که نام این حاج اسکندر میترایی را در آن نوشته شده باشد .

2 - روم 2400 ساله در مدائن برایمان ثابت کنید ؟!


____________


خانم حامد گرامی به ... نوید صلح دوست هم بگویید این تاپیک پست نزنند ... و بیخودی هم تاپیک را به انحراف نکشانند .


تصور نمی کنم، چنین حقی شما داشته باشید که برای دیگران تعیین تکلیف نمایید... بهتر است شما مترجم! گرامی حد و حدود خود را بدانید و آنجا که کپی پیست کردن های فله ایتان یک به یک رد می شوند با فرافکنی آنها را انحرافی ندانید...



نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
( ایشان نخست بیایند بیت 338 به بعد کتاب " تئوگونی " نوشته " هسیود " را در مورد رودهایی که به اکئانوس می پیوندند را بخوانند و سپس بگویند نیل و ایستر یک رودند !! ولی هسیودس نام نیل و ایستر را جداگانه آورده است
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها



البته از مترجم تازه کاری چون شما بیش از این نیز انتظار نمی رود که Stream مورخ را با اکیانوس یا همان اقیانوس فارسی اشتباه بگیرد...

درضمن بهتر است وارد وادی شعرایی نظیر هزیود (هسیود) نشوید دوست مترجم! من، زیرا تفسیر شعرهای، شعرای یونانی، دیگر فاجعه ای بزرگتر برایتان ببار خواهد آورد و آبرویی برای تخیلات مورد تاییدتان باقی نخواهد ماند....

و فراموش نکنید که دکتر هدایتی چه مکتوب کرده بودند و در تفسیرشان هسیود و اکئانوسش وجود نداشت


نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
حتما هم قوم بین اسرائیل در ایران به بردگی فرعون گرفته شده بودند و موسی ع نیز به جای دریای سرخ ؛ رود دجله را برای عبور بنی اسرائیل شکافته بود
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
امان از برادران میترایی ! )
یا علی
ابتدا اینکه، دریای سرخ یا اریتره بر اساس نوشته ها و تفسیرهای کیلویی آقایان غربی و دنباله های شرقیشان خلیج فارس هم می شود و به نظر ما هم خدشه ای وارد نمی کند...

و دوم اینکه شما اگر توانش را دارید و قصد به قول خودتان انحراف جستار را هم ندارید، در جستار ستاره داوود، مهر سلیمان ... نشانی یهودی یا ایرانی؟ از این اسرائیل تازه تاسیس تان می توانید جانانه دفاع کنید... منتظر حضور پررنگتان در آن جستار هستم تا ببینم می توانید سندی در رد آن ارائه کنید یا مانند همین جستار در جا خواهید زد و پاورقی و تفسیر مفسر به جای اصل سند رو می کنید

در مورد فرعون ها هم رجوع کنید به متون مورخین ایرانی ببینید فرعون لقب پادشاهان کدام نواحی بوده است... تا بعد بیشتر برایتان در موردشان توضیح دهم


فعلا شب خوشی داشته باشید

75:

کتاب هسیودس خودش ریشه شناسی و تبار شناسی خدایان و فرهنگ و بینش یونانیان باستان است .

اقیانوس همان اکئانوس است ولی ربطی به آن چه شما فکر می کنید نداره

یونانیان باستان اطراف زمین را دو رود می دانستند که گرداگرد زمین را احاطه کرده است و تمام رود های جهان را فکر می کردند که به همین رود اکئانوس که اطراف زمین بوده ؛ می ریخته است .

هسیودس دقیقا رود نیل را جدای از رود ایستر نام می برد و خود رود ایستر نیز از سرزمین سلت ها سرچشمه می گیرد که اگر خودتان قبول دارید سلت ها در اروپا نیستند ؛ لذا اسکندر شما اروپا را فتح نکرده است


+


[/size]
[1] I am Mesha, the son of Kemoš-yatti, the king of Moab, from Dibon. My father was king over Moab for thirty years, and I was king after my father.
[2] And in Karchoh I made this high place for Kemoš [...] because he has delivered me from all kings, and because he has made me look down on all my enemies.
[3] Omri was the king of Israel, and he oppressed Moab for many days, for Kemoš was angry with his land. And his son succeeded him, and he said - he too - "I will oppress Moab!" In my days he did so, but I looked down on him and on his house, and Israel has gone to ruin, yes, it has gone to ruin for ever!
[4] Omri had taken possession of the whole land of Medeba and he lived there in his days and half the days of his son, forty years, but Kemoš restored it in my days. And I built Ba'al Meon, and I made in it a water reservoir, and I built Kiriathaim.
[6] And the men of Gad lived in the land of Ataroth from ancient times, and the king of Israel built Ataroth for himself, and I fought against the city, and I captured, and I killed all the people from the city as a sacrifice for Kemoš and for Moab, and I brought back the fire-hearth of his Uncle from there, and I hauled it before the face of Kemoš in Kerioth, and I made the men of Sharon live there, as well as the men of Maharith.
[7] And Kemoš said to me: "Go, take Nebo from Israel!" And I went in the night, and I fought against it from the break of dawn until noon, and I took it, and I killed its whole population, seven thousand male citizens and aliens, female citizens and aliens, and servant girls; for I had put it to the ban of Aštar Kemoš. And from there, I took the vessels of YHWH, and I hauled them before the face of Kemoš.
[8] And the king of Israel had built Jahaz, and he stayed there during his campaigns against me, and Kemoš drove him away before my face, and I took two hundred men from Moab, all its division, and I led it up to Jahaz. And I have taken it in order to add it to Dibon.
[9] I have built Karchoh, the wall of the woods and the wall of the citadel, and I have built its gates, and I have built its towers, and I have built the house of the king, and I have made the double reservoir for the spring, in the innermost of the city. Now, there was no cistern in the innermost of the city, in Karchoh, and I said to all the people: "Make, each one of you, a cistern in his house." And I cut out the moat for Karchoh by means of prisoners from Israel.
[10] I have built Aroer, and I made the military road in the Arnon. I have built Beth Bamoth, for it had been destroyed. I have built Bezer, for it lay in ruins.
[11] And the men of Dibon stood in battle-order, for all Dibon, they were in subjection. And I am the king over hundreds in the towns which I have added to the land.
[12] And I have built the House of Medeba and the House of Diblathaim, and the House of Ba'al Meon, and I brought there [...] the flocks of the land.
[13] And Horonaim, there lived [...]. And Kemoš said to me: "Go down, fight against Horonaim!" I went down [...] and Kemoš restored it in my days. And [...] from there [...]
[14] And I [...]



بنمایه :

http://www.livius.org/source-content...tela-of-mesha/

76:

خوانندگان محترم درود بر همگی شما


در این جستار بندۀ حقیر سعی داشتم که یکی از کتاب هایی که در چند سال پیش به کوشش نشر آویژه به چاپ رسید را یک بررسی کوچک داشته باشم .

لذا از نویسندۀ این کتاب نیز پرسش هایی انجام شد و اسنادی در رد فرضیات ایشان ارائه کردیم که به جای پاسخ درست و حسابی و منطقی به یک سری مطالب گنگ و نا مفهوم بسنده کردند و از پاسخ دادن طفره می رفتند ...


ایشان ادعا دارند در حوالی 73 سال پیش از میلاد مسیح (!!) شخصی ایرانی به نام اسکندر از رومیه در مدائن (!!) کل کشور مصر را فتح کرده است و سپس شام و عراق را گرفته است و شاهنشاهی هخامنشی را شکست می دهد و از آن جا وارد شمال آفریقا شده و سوار کشتی به اروپا رفته و پس از فتح تک تک کشور های اروپایی به انگلستان می رود !!


بنده به عنوان یک شخص بسیار حقیر و کوچک در تاریخ ، نخستین پرسشی که تمامی آکادمیک های تاریخی از فرضیات را می کنند را کردم . و این که :

+ یک سند باستان شناسی مانند پوست نبشته ، استخوان نبشته ، چرم نبشته ، پوب نبشته ، پاپیروس ، کتیبه ، لوح ، مُهر ، سکه و هر چیز دیگری که نام " اسکندر اشکانی " در آن مکتوب باشد را ارائه دهید تا نخست " وجود داشتن اسکندر ایرانی در تاریخ " به اثبات برسد و سپس برویم بحث بر سر فتوحات و لشکرکشی ها و تبار و مذهب این شخصیت .


همچنین درخواست کردیم به این دلیل که اسکندر در متون باستانی ایرانی ؛ با تبار " رومی " مشخص شده است ؛ بیایند روم 2400 ساله در عراق و شام را برای بنده ثابت کنند . زیرا بنده از کتاب دیودور سیسیلی ثابت نمودم که در زمان جنگ های مادی ( = جنگ های خشایارشا با یونان ) ، رومیان در ایتالیا با وولسک ها در حال جنگ بودند و این نشان از وجود رومیان در 2450 سال پیش در ایتالیا دارد .

حال شما سندتان برای روم در مدائن چیست ؟!


تا وقتی ایشان به این 2 پرسش بنده هیچ پاسخی ندهند ، لذا ثابت می شود که هیچ وقت شخصیتی به نام " اسکندر مادی-اشکانی (!) " در تاریخ وجود نداشته است و این شخصیت تنها در اوهام و تخیلات این خانم رشد و پرورش یافته است و فاتح اروپا نیز شده است ..


خوانندگان محترم ما نمی توانیم به یک سری افسانه که در مورد شخصیت اسکندر سوم مقدونی پسر فیلیپ دوم مقدونی توسط افسانه سرایان ساخته شده و سپس این افسانه ها وارد ایران شده و وارد اسکندرنامه های دوران اسلامی شده به عنوان تاریخ نگاه کنیم که هیچ مححقی این افسانه ها را تاریخ حساب نمی کند .

حتی این افسانه رفتن اسکندر به ظلمات در افسانه ای تلمودی برای شخصیت اسکندر مقدونی نیز وارد یهودیت نیز شده است ولی حداقل در تلمود ، این شخصیت را " مقدونی " نامیده اند ...


حال با تمام این توضیحاتی که بنده ارائه کردم تنها بنده از خانم حامد این 2 پرسش را دارم :


+ یک سند باستان شناسی مانند پوست نبشته ، استخوان نبشته ، چرم نبشته ، پوب نبشته ، پاپیروس ، کتیبه ، لوح ، مُهر ، سکه و هر چیز دیگری که نام " اسکندر اشکانی " در آن مکتوب باشد را ارائه دهید تا نخست " وجود داشتن اسکندر ایرانی در تاریخ " به اثبات برسد و سپس برویم بحث بر سر فتوحات و لشکرکشی ها و تبار و مذهب این شخصیت .

+ اثبات روم 2400 ساله در عراق و شام .


پاسخ ندادن به این 2 پرسش به معنی باطل بودن فرضیات ایشان است .

شب همگی خوش .

77:

آیا آیین میترا پرستی همان اصل آیین زرتشتی است ؟

بنگرید به : http://forum.hammihan.com/thread157482.html#post4962692

78:

بنده پرسشی از شما دارم.حالا که ثابت کردید روم همان ایتالیاست و عراق و مداین نیست لطفا بگویید مولانا جلالدین رومی اهل کدام شهر ایتالیا بود؟ و فارسی را از کجا یاد گرفت؟

79:

پس الکساندر کویت را هم گرفت بود و کسی خبر نداشت
شما ترجمه عربی یا انگلیسی اش را همراه با تصویر آن اینجا بگذارید فارسی اش پیش کش.بعد هم باید ثابت کنید که این کتیبه ها جعلی نیست.

80:

بهتر است کتاب را درست می خواندید تا اینگونه مسیر تخیلی برای خود از نوشته های آن کتاب استخراج نمی کردید.

اگر فارسیتان بد نیست پیشنهاد می دهم که شاهنامه فردوسی را بخوانید مسیری که بانو پرنیان حامد برای سفر اسکندر در کتاب خود ترسیم می کنند برگرفته از این کتاب ارزشمند است.

به هر روی شب بر شما هم خوش

81:

اگر این کتیبه ها در موزه ملی کویت نگداری میشوند پس بر در و دیوار نوشته نشده اند.و نمیتوان آنها را سند به شمار آورد.
اما اگر واقعا کتیبه در کویت یافت شده بود الان در موزه لوور فرانسه بود .بنابراین احتمالا از فرانسه به کویت رفته

82:

با درود به همگی گرامیان،

دوستان گرامی فقط توجه داشته باشند که اسناد ارائه شده توسط کاکا افشار + شاهنامه فردوسی و اسنادی از این دست که به آنها استناد شده و می شوند اسناد درجه سوم محسوب می شوند و نباید که اساس و پایه نظریه ها و تحلیل های مهم و مساله دار قرار گیرند.

پاینده باشید

83:

با عرض درود و احترام
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
متن شاهنامه ثعالبي را کامل بیاورید ...
خب ...
جناب کاکا افشار گرامی

شما باید توجه داشته باشید ، چنان که شاهنامه ی فردوسی در اینجا به عنوان یک مدرک/سند ملاک است در مورد اسکندر ایرانی نیز اینچنین است ...
البته بررسی سند نیز الزامی است که این بر عهد ی شماست ...

84:

اسکندر یک کهنه سرباز رومی بود. یه نفر هم همراش بود به اسم حرسو که گویا عادت داشت یک ابر رو نشونه کنه و بعد زیر اون ابر یک گنج رو قایم کنه. بعد که برمیگشت تا گنجش رو پیدا کنه میدید که اون ابر ناپدید شده و در نتیجه گنجش رو هم گم میکرد.

منبع: قصه های مادربزرگ

85:

درود بر شما عزیز جان

بنده پیشنهاد می کنم کتاب " اسکندر مقدونی در متون پهلوی " را بخوانید که دقیقا ورود افسانه اسکندر ایرانی را بررسی کرده است . کاملا مشخص است که افسانه های موجود در اسکندرنامه فردوسی ، از رمان کالستنسن دروغین منشأ میگیرند که به سریانی ترجمه شده و سپس اسکندرنامه های ایرانی از روی آن نوشته شده است . بهترین تحقیقات در این باره را ایرج افشار در مقدمه کتاب اسکندر نامه شرح روایت کاليست ن دروغین انجام داده است و ایشان هم همین حرف را می زنند .

اصلا داریوش سوم چطور میتواند با اسکندر برادر شود ؟ حتی در خود شاهنامه هم از اسکندر با بد و بیراه گفته شده . متن های باستانی مانند دينکرد از وی به بدی یاد می کنند .


به هر حال شاهنامه با اینکه از کتاب خذاي نامک مآخذ دارد و، ولی به هیچ وجه اسکندر نامه اش از خذاي نامک گرفته شده باشد . سپلس

86:

بله جناب دسته اول . نمی دانستیم که شما حمله عرب به ایران و بيزانس را هم دروغ استعمارگران میدانید !

87:

جناب مجتبی بنده پیشنهاد می کنم که ترجمه فارسی کتاب های مکابيان را حتما بخوانید . کتابی متعلق به قرون دوم و اول پیش از میلاد است و تاریخ سلوکيان را از نقل عبری ها بیان می دارد . مکابيان جزو کتب بر حقه apogripha هستش که در این لینک کتاب های مکابيان را می توانید دانلود کنید :

دانلود مجموعه کتب بر حق متأخر | كتابخانه تاريخ فا | Tarikhfa Ebook

88:

این هم شاهنامه.از فردوسی بهتر کسی توانسته اسکندر را ستایش کند؟

گنجور فردوسی شاهنامه فردوسی پادشاهی اسکندر

89:

.




هفت ارسال از "این" جستار به اینجا منتقل شد.



.

90:



در مورد کتاب
اسکندر مقدونی در متون پهلوی که نویسنده آن دوست عزیزم جناب فرشید ابراهیمی می باشند، پیشتر هم با این مترجم صاحب پرفایل! صحبت کردیم ولی گویا فقط یاد گرفته اند که حرف خودشان را بزنند و علاقه ای به دانستن مطلب جدید ندارند.

فقط یک مورد دیگر را در ارتباط با مطالب کتابی که خیلی ها نخوانده (درک نکرده) از آن یاد می کنند بهتر دیدم در اینجا یاد کنم تا شاید برخی افراد! یاد بگیرند بجای خواندن خطوط بیشتر، خطوط بیشتری را درک کنند.

در صفحه 36 از همین کتاب اشاره به حکومت اشکانیان شده است که نقد همین بخش تنها در این مجموعه با ارزش می تواند اشتباه بودن تجزیه و تحلیل صورت گرفته در ارتباط با اسکندر را به عنوان یک بیگانه و خارجی مردود کند.



91:


92:


93:

بله پرفایل! عزیز ، تصور می کنم شما کل دروغهایی را که به خوردتان می دهند باور کرده و می کنید...
بد نیست یک نیم نگاهی به اتفاقات و جنگ ها و نبردها و صد البته آمار جمعیتی کشورهای امروز بیاندازید تا شاید و بلکه شاید و فقط شاید متوجه شوید که هر قصه/داستان/History/Story که در روایات تاریک تاریخ آمده است را نباید به عنوان زیر بنای فکری خود قرار دهید.

شب خوش

94:


فرشید ابراهیمی دوست شما از آب در آمد ؟ محض اطلاعتان فرشید ابراهیمی اصلا به حکومت اشکانیان نپرداخته است و تنها به راه یابی افسانه اسکندر به شاهنامه و مقایسه آن با متن های پهلوی پرداخته است . تنها در بخشی از یک متنی پهلوی به نام آخر هزاره ها نام اشکانیان می آید که از حکومتشان مانند حکومت اسکندر مقدونی به بدی نام برده شده است . همین هم در تواریخ آمده است که اردشیر پاپکان حکومت اشکانی را ستمگر می دانست .

بفرمائید مطالب فرشید ابراهیمی را نقد کنید ؟

95:


اسکندر ایرانی وجود خارجی ندارد .

96:

شرمنده از شما که با ایشان آشنایی دارم

لطف کنید آن صفحه که گفتم را بخوانید، فقط بخوانید، متوجه می شوید بخوانید نه اینکه حدس بزنید و تخیل کنید و از روی هوا سخن بگویید.

معلومه باز خوندی ولی نفهمیدی....
پس به بدی نام بردن از کسی یا گروهی دلیل بر خارجی بودن آنها نمی شود؟! می شود؟!

حالا به من بگو ببینم تو که آن کتاب 40، 50 صفحه ای را خوانده ای بغیر از این موضوع که اصلی ترین دلیل آقایان طرفدار الکساندر پوفکی است چه موضوع دیگری را به عنوان سند می توانی مطرح کنی تا پاسخ آماده شده از قبلش را برایت ارسال کنم؟

عزیزم من واو به واو مطالب آن کتاب را برای جناب فرشید ابراهیمی گرامی در محل کتابخانه بنیاد نیشابور نقد کرده ام، پس پیشنهاد می دهم بیش از این پشت نام این بزرگوار خود را پنهان نکنید.

شب خوش


97:

آشنایی داشتن با دوستی فرق می کند . البته ایشان نیز در رابطه اسکندر نظر بنده یا همان تاریخ دانان جهان را دارند ...


شما گویا کتاب ایشان را سرسری خوانده اید و حتی از آوردن مطلب خودداری میکنی تا ابرویت نره ، ولی اسکندر که رومی در کتون پهلوی نام برده شده و از مغرب به ایران حمله کرده است ، طبق متون پهلوی نمی تواند ایرانی باشد .
ابراهيمي بر این عقیده هستند که کتاب کاليستن دروغی در پیش از اسلام بعد پهلوی ترجمه نشده است و پس از اسلام افسانه ها به زندگی اسکندر گره می خورد . تحقیقات ایشان که البته کتاب کوچکی است ، خیلی جالب است و تحقیقاتش بر خلاف نظریه شماست .

حال چطور از صفحات کتاب ایشان میخواهید سوءاستفاده کنید ؟

98:

ابتدا شرمنده که کمی دیر پاسخ می دهم،

و در ادامه مسلما نه ایشان و نه بنده که باهم اشنا هستیم دشمن یکدیگر نیستیم و شاید از دید شما هر دوستی باید ده ها ساله باشد... مترجم عزیز همین قدر در ارتباط با جناب ابراهیمی گرامی بدانید که ایشان بعد از مطلع شدن از نظریه خانم حامد که بنده نیز با ان موافق هستم کمک های زیادی در همکاری با بنده برای تهیه مستند اسکندر ایران کردند و صد البته اگر با ایشان اشنا بودید اینچنین در ارتباط با نظرشان در امروز سخنرانی نمی کردید.

در ارتباط با سرسری خواندن این کتاب هم فقط همان ادرسی که در مورد اشکانی دادم و خودتان هم توجیه سطحی بر ان نگاشتید تصور می کنم گویای همه چیز باشد....


در ارتباط با اسنادی که در این کتاب اثبات می کند اسکندر بیگانه است حال بهتر است که شما کمی توضیح دهید تا باز هم ما شاهد باشیم که کتاب را با وجودی که می خوانید ولی درک نمی کنید؟

99:

درود بر شما.
گویا قرار بود ویدئوی دیگری که چند ساعته است ساخته بشه اما دیگر خبری از این ویدئو نشنیدیم

به مشکلی خورده یا پشیمان شدید؟

100:

با درود،

در ارتباط با مستند بلند اسکندر ایران باید خدمت شما گرامی بگویم که انصراف از تولید این مستند به هیچ وجه داده نخواهد شد و حتما بعد از برطرف شدن مشکلاتی که برای تهیه این مستند وجود دارد می توانم با اطمینان زمان دقیق پایان مراحل تولید انرا خدمت گرامیان اطلاع دهم. البته تا برطرف شدن ان مشکلات سعی بر این دارم تا مستندهای کوتاه دیگری که صد البته مخاطب عام هم از دیدن ان بتواند استفاده کند، تهیه کنم و برای استفاده شما علاقه مندان به اشتراک می گذارم، و امیدوارم که شما نیز با انتقادهای سازنده خود به بنده در جهت بهبود کیفی تولیدات یاری رسانید.

پاینده و پیروز باشید

101:


جناب آقای وبلاگ دار شبهه پاسخ بده ،

آن چه که ایشان در مورد اسکندر نوشته اند را سالها پیش از ایشان ، بزرگتر از ایشان نیز مانند دکتر صفوی و خود مرحوم ایرج افشار درباره اسکندر و افسانه ی او در ادبیات ایران نوشته بودند ، تنها فرق نظریه ی ایشان این است که ایشان عقیده دارند که راهیابی افسانه اسکندر تحت تأثیر از رمان های سریانی ، به پیش از اسلام ربطی نداشته است و ترجمه این متون در پس از اسلام صورت گرفته است و وارد ادبیات ایران شده است .

بنده در تمام متون ایرانی اسکندر را رومی دیده ام ؛ نکند روم همان رومیه ی مدائنی است که در عهد انوشیروان ساخته شده است !


قبل از این که شما از طریق همین جناب بزرگمهر از الواح بابلی با خبر شوید ؛ بد نبود ترجمه ی فارسی همان الواح را برای مردم می آوردید و تنها به نام اردشیر و یا داریوش اول در این الواح ارزشمند ، برای خودتان در رویا هایتان " تناقض الکساندر و تئوری توطئه " نمی ساختید .

حال حرف شما و استاد فراری تان توانست به این سوال پاسخ بدهد که :

یونانیان در چه عهدی بر مصر و آسیای صغیر و شام و ایران و بین النهرین فرمانروایی می کردند ، آن وقت برای ما ادعای تاریخ دانی کنید .

102:

گیرم که روم باستان همان ایتالیای امروز است .ایتالیا چه ارتباطی با یونان و مقدونیه دارد؟
مگر الکساندر پوفکی ایتالیایی بود؟

103:

درود بر شما جناب stratus گرامي،

قرار نبود ديگر سؤال سخت از اين مترجم مدعي تاريخ داني بپرسيد.... خوب دليلش ساده است ديگر، ايرانيان سواد اينرا حتما نداشته اند كه ايتاليا روم است و به همين دليل به اسكندر رومي مي گفتند....

به خدا اگه اين مترجم فهميد شما چي پرسيديد و من چه كنايه اي به اين به ظاهر عشق دوران ساساني زدم

104:

شما دوست عزیز به بنده بگویید که یونان چه ربطی به روم دارد که هومر شاعر یونانی در نوشته های دوره ی اسلامی به عنوان شاعر رومی تلقی شده است ؟

105:

مولانا جلاالدین هم در متونی اسلامی رومی تلقی شده پس باید او را یونانی فرض کنیم؟
من متنی از Frans -Arne Stylegar باستان شناس نروژی که نامش بالا ذکر شده پیدا کردم که اگر امشب وقت شد ترجمه میکنم .از نوشته های او میشود برداشت کرد که آذربایجان بخشی از روم بوده

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust
قرار نبود ديگر سؤال سخت از اين مترجم مدعي تاريخ داني بپرسيد.... خوب دليلش ساده است ديگر، ايرانيان سواد اينرا حتما نداشته اند كه ايتاليا روم است و به همين دليل به اسكندر رومي مي گفتند....
درود بر شما استاد گرامی
ایسان نه در این تایک و نه جای دیگر هرگز به هیچ پرسشی پاسخ نداده وجستارها را هم نمیخواند.بنده هم منتظر جواب نیستم.فقط نمیدانم آیا مقالاتی که ترجمه میکنند را میخوانند؟

106:

http://www.namiko.no/V%C3%A5rt%20fol...pprinnelse.htm
مورخ نروژی Storre نگاهی دارد به گذشته های بسیار دور و از زبان داستانسرایان کهن ایسلندی و نروژی اودین و مرمانش و داستان سفرهایش نه سرزمین های چون اسکاندیناوی را نقل میکند.اودین از سرزمینی است بنام Åseland و یا Åehjem که به معنی خانه آذر یا سرزمین آذر است.این منطقه واقع در شرق رودخانه Tanakvisl (Tanais=Don در آسیا است.مقر اصلی و ملک اودین Åsgård است (کشتزار آذز ) امروز این منطقه آذربایجان نام دارد که مردم آذری در آن زندگی میکنند آنهایکی از 10 قبایلی بودند که در آنجا زندگی میکردند اودین تخت و ملکی هم در ترکیه داشته اما. یک صد سال پیش از میلاد مسیح رومی ها تا دور دست ترین ناحیه این سرزمین را تصرف میکنند.از این رو اودین میهنش را بهمراه سیلی از همراهانش بسوی شمال رها میکند و به سوئد میرود و در آنجا خانه ای برای خود مهیا میکند و نامش راNoatun میگذارد سپس به Gardarike و........میرود و سرانجام به سرزمین مادریش باز میگردد

این ترجمه چند سطر این جستار بود که بیشترش مربوط به همین موضوع است از جمله آثاری که در گورهای بسیار قدیمی که خطوط سومری در آن یافت شده
.هرچند که اودین یک افسانه است اما نکته مهمی در آن نهفته .اودین مربوط به یک صد سال یش از میلاد است اما ما در تاریخ روم (ایتالیا ) نشانی لشکر کشی بسوی شرق تا یش از سال 9 پس از میلاد نمی بینیم.پس از آن هم نمیتوان به یقین گفت که روم بر آذربایجان تسلط کامل داشته.پس رومی که مد نظر مورخین نروژی است ایتالیا نیست.
در نروژ آثار رومی مربوط به یک سد سال یش از میلا فراوان موجود است در حالی که رومی ها هرگز پایشان را به اسکاندیناوی نگذاشته اند
The Roman Empire:18 centuries in 19 maps

107:



درود بر شما Stratus گرامی،

امید است که دوستان با توجه به جمیع مواردی که در جستار آیا ایرانیان باستان اسکاندیناوی را فتح کرده اند؟ و همین جستار ارائه شد، به این حقیقت پی برده باشند که جغرافیای کهن و مکان های نام برده شده در آن با آنچه امروز می شناسیم تفاوت بسیار داشته است و همانطور که تنها منتقد شرکت کننده در این بحث (کاکاافشار) هم در اسنادی که به تصور خودشان در جهت رد این نظریه مطرح کردند، نشان دادند، در متون جغرافیدانان و مورخین کهن مکان های باستانی نظیر هند، بلخ ، ورکانا، قفقاز، روم و ... به هیچ عنوان به مکان های امروزین آنها اشاره ندارند.

البته این را هم باید متذکر شد که جغرافیدانانی نظیر استرابو به این حقیقت که بزرگنمایی هایی از سوی برخی نویسندگان آن دوران جهت اسطوره سازی از یک شخصیت ، صورت پذیرفته است نیز اشاره مستقیم می نمایند که محققین بایسته است این بخش از سخنان استرابو را بیش از پیش مد نظر قرار دهند.

پاینده باشید

108:

مطالبی که ارزش خواندن را ندارند ، و از مبنایشان ایراد دارند ؛ را نباید مطالعه داشت . وقتی از یونانیان کتیبه در ایران یافت می شود ( مثلا در گرگان ) دیگر ماجرای حمله نکردن الکساندر به شرق ایران ، دروغ بودنش مشخص است .

شما هم تازه شده اید شاگرد این خانم ؛ خیلی هنوز مونده است که شما به دروغ گو بودن پرنیان حامد پی ببرید .


حالا من به عنوان یک کتیبه ی یونانی نشانتان می دهم که در قرن دوم پیش از میلاد کنده شده است و در جزیره پاروس در یونان کشف شده بود . این کتیبه از دو بخش تشکیل شده است ؛ که بخش دومش از حمله اسکندر شروع می شود . این کتیبه در موزه اشمولین دانشگاه آکسفورد نگاهداری می شود و بر روی آن مطالعه می شود .



B'1-10 - from 336 to 322 B.C.
B'11-20 - from 321 to 308 B.C
B'21-27 - from 307 to 299 B.C.



بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 336/5BC 1)_____________ [Philip died] and Ale[xander] is king, 72 years, when Pythodelus was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 335/4BC 2) From when Alexander marched against the Triballoi and Illyrians, and when the Thebans rose up and besieged the garrison, he came back, took the city by force, and destroyed it; 71 years, when Euainetus was archon in Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 334/3BC 3) From Alexander's crossing into Asia and the battle near the Granicus, and from the battle of Alexander against Darius at Issus, 70 years, when Ctesicles was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 333/2BC 4) From when Alexander seized Phoenicia and Cyprus and Egypt, 69 years, when Nicocrates was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 332/1BC 5) From the battle of Alexander against Darius near Arbela, which Alexander won. And Babylon was taken, and he dismissed the allies, and Alexandria was founded, 68 years, when Niketus was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 330/29BC 6) From when Callippus demonstrated astrology, and Alexander took Darius and hanged Bessus, 66 years, when Aristophon was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 328/7BC 7) From when Philemon the comic dramatist won, 64 years, when Euthycrites was archon at Athens and the city Hellenis was founded near the Tanais.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 324/3BC 8) From the death of Alexander and Ptolemy's gaining control of Egypt, 60 years, when Hegesius was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 323/2BC 9) From the war around Lamia which the Athenians fought against Antipater, and the sea battle which the Macedonians fought against the Athenians around Amorgos, which the Macedonians won, 59 years, when Cephisodorus was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 322/1BC 10) From when Antipater took Athens and Ophelas, sent by Ptolemy, took Cyrene, 58 years, when Philocles was archon at Athens.




کتیبه پاروس در ویکی پدیا :


Parian Chronicle - Wikipedia, the free encyclopedia



حالا شما هم این را بخوانید و بگویید دروغ است !

109:



جالب آنجاست که آن مطالبی را که ارزش خواندن ندارند ولی از سوی سرزمین ظلمات (غرب) می آیند را نه تنها بدون ایراد می دانید بلکه چشم و گوش بسته تمامی آنچه را که می گویند پذیرفته و تبلیغ می کنید.

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
وقتی از یونانیان کتیبه در ایران یافت می شود ( مثلا در گرگان ) دیگر ماجرای حمله نکردن الکساندر به شرق ایران ، دروغ بودنش مشخص است .


عزیزم! هر کتیبه و نوشته ای که به رسم الخط لاتین (نه یونانی) نگارش شده است را نمی توانید به عنوان سندی برای توجیه الکساندر دروغین غربیان به حساب بیاورید... شک دارید مشخصات آن کتبیه را بررسی کنید تا شک و شبه ای که دارید کمتر شود.

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
شما هم تازه شده اید شاگرد این خانم ؛ خیلی هنوز مونده است که شما به دروغ گو بودن پرنیان حامد پی ببرید .
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها


گویا هنوز دست از عادات زشت خود بر نداشته اید و با توهین کردن به افراد مختلف سعی دارید آن دروغ هایی را که در وجودتان نهادیه شده است را به دیگران نیز با این روش بقبولانید؟!



نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
حالا من به عنوان یک کتیبه ی یونانی نشانتان می دهم که در قرن دوم پیش از میلاد کنده شده است و در جزیره پاروس در یونان کشف شده بود . این کتیبه از دو بخش تشکیل شده است ؛ که بخش دومش از حمله اسکندر شروع می شود . این کتیبه در موزه اشمولین دانشگاه آکسفورد نگاهداری می شود و بر روی آن مطالعه می شود .

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها

B'1-10 - from 336 to 322 B.C.
B'11-20 - from 321 to 308 B.C
B'21-27 - from 307 to 299 B.C.



بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 336/5BC 1)_____________ [Philip died] and Ale[xander] is king, 72 years, when Pythodelus was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 335/4BC 2) From when Alexander marched against the Triballoi and Illyrians, and when the Thebans rose up and besieged the garrison, he came back, took the city by force, and destroyed it; 71 years, when Euainetus was archon in Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 334/3BC 3) From Alexander's crossing into Asia and the battle near the Granicus, and from the battle of Alexander against Darius at Issus, 70 years, when Ctesicles was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 333/2BC 4) From when Alexander seized Phoenicia and Cyprus and Egypt, 69 years, when Nicocrates was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 332/1BC 5) From the battle of Alexander against Darius near Arbela, which Alexander won. And Babylon was taken, and he dismissed the allies, and Alexandria was founded, 68 years, when Niketus was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 330/29BC 6) From when Callippus demonstrated astrology, and Alexander took Darius and hanged Bessus, 66 years, when Aristophon was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 328/7BC 7) From when Philemon the comic dramatist won, 64 years, when Euthycrites was archon at Athens and the city Hellenis was founded near the Tanais.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 324/3BC 8) From the death of Alexander and Ptolemy's gaining control of Egypt, 60 years, when Hegesius was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 323/2BC 9) From the war around Lamia which the Athenians fought against Antipater, and the sea battle which the Macedonians fought against the Athenians around Amorgos, which the Macedonians won, 59 years, when Cephisodorus was archon at Athens.
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) 322/1BC 10) From when Antipater took Athens and Ophelas, sent by Ptolemy, took Cyrene, 58 years, when Philocles was archon at Athens.




کتیبه پاروس در ویکی پدیا :


Parian Chronicle - Wikipedia, the free encyclopedia



حالا شما هم این را بخوانید و بگویید دروغ است !

این عکس همان کتیبه است و تصور می کنم خود گویای بسیاری موارد است، البته اگر بیشتر به قسمت های خوردگی آن توجه کنید و همچنین بدانید که این کتیبه محل اصلی اش نا مشخص است و در ثانی باید افرادی چون کاکافشار بدانند که این لوح به دلایلی که برای امثال ایشان نا آشناست، توسط متعصب ترین دوست داران الکساندر پوشالین غربیان هم به عنوان سند مطرح نشده و نمی شود... بهتر است برای پی بردن به چرایی آن به نحوه یافتن کتیبه پریان بیشتر توجه کنند.


بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)


شب خوش

110:

درضمن لازم است متذکر شوم، اینگونه کتیبه ها جغرافیای باستانی را که به خورد جهانیان از چند سده پیش به این سو داده اند، نه رد و نه تایید می کند.

پاینده باشید

111:

جناب عزیز !

بنده گفته ام که این کتیبه از 2 بخش تشکیل شده ؛ این بخشی که شما الان گذاشتید ؛ بخش اول کتیبه است ...

بخش دوم کتیبه این نیست .


در ضمن اسناد مربوط به اسکندر ؛ اینها نیست فقط . خود فرمان آشوکا را ( 14 فرمان ) مطالعه کنید ؛ خودتان نام های شاهان یونانی را می توانید رویت کنید . مخصوصا در فرمان دوم که از پادشاهی به نام آنتیوکوس در محلی نزدیک به مرزهای قلروی خودش نام می برد :

Everywhere [2] within Beloved-of-the-Gods, King Piyadasi's domain, and among the people beyond the borders, the Cholas, the Pandyas, the Satiyaputras, the Keralaputras, as far as Tamraparni and where the Greek king Antiochos rules, and among the kings who are neighbors of Antiochos,[3] everywhere has Beloved-of-the-Gods, King Piyadasi, made provision for two types of medical treatment: medical treatment for humans and medical treatment for animals. Wherever medical herbs suitable for humans or animals are not available, I have had them imported and grown. Wherever medical roots or fruits are not available I have had them imported and grown. Along roads I have had wells dug and trees planted for the benefit of humans and animals.




هرچند بحث کردن با امثال شما تلف کردن زمان است و هیچ سودی ندارد چون شما پیش فرضتان ثابت است و تنها نوشته های تاریخی و اسناد را تفسیر به رای خواهید داشت و پاسخ درستی هم هیچوقت از شما نشنیدم به جز مشتی توهمات توطئه جهانی و یا سخنانی مبهم و عجیب ! لذا آرزوی شادکامی برای شما و استاد عزیزتان خانم حامد دارم .

گاهتان نیک

112:

من هنوز متنی که گفته بودم را ترجمه نکردم،شما نخوانده میگویید مبنایش ایراد دارد؟

مبنای این یکی چی؟
http://www.pollitecon.com/html/ebook...Greek-Lies.pdf.
این را دیگر ما ننوشته ایم .سخن پژوهشگر مقدونه ایست.

It was not only the resemblance, or lack of it but also the fact that politically speaking the Greeks were Asaiatics

113:


بله کاملا درست است . ممنون که بنده را به راه حقیقت راهنمایی کردید

114:

مترجم عزیز!

بنده هم گفتم که بروید و نحوه کشف این کتیبه های متحرک را بخوانید. درون لینک ویکی پدیا که ارسال کردید، خود به اندازه کفایت برای آنان که می اندیشند سخن در ارتباط با مواردی که عنوان کردم یافت می شود...

البته بهتر است برای آن بخش مورد نظرتان به قطعه سوم یافت شده از این کتیبه اشاره می کردید که در سال 1897 یافت شده است.

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها

در ضمن اسناد مربوط به اسکندر ؛ اینها نیست فقط . خود فرمان آشوکا را ( 14 فرمان ) مطالعه کنید ؛ خودتان نام های شاهان یونانی را می توانید رویت کنید .
مخصوصا در فرمان دوم که از پادشاهی به نام آنتیوکوس در محلی نزدیک به مرزهای قلروی خودش نام می برد :
نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها

Everywhere [2] within Beloved-of-the-Gods, King Piyadasi's domain, and among the people beyond the borders, the Cholas, the Pandyas, the Satiyaputras, the Keralaputras, as far as Tamraparni and where the Greek king Antiochos rules, and among the kings who are neighbors of Antiochos,[3] everywhere has Beloved-of-the-Gods, King Piyadasi, made provision for two types of medical treatment: medical treatment for humans and medical treatment for animals. Wherever medical herbs suitable for humans or animals are not available, I have had them imported and grown. Wherever medical roots or fruits are not available I have had them imported and grown. Along roads I have had wells dug and trees planted for the benefit of humans and animals.



از ابتدای این جستار ما می گوییم لیلی زن است شما می گویید عاشق فرهاد نبود؟!!!

مترجم عزیز! بحث بر سر یونانی بودن یا نبودن این افراد نیست بحث بر سر این است که 1- این یونان باستان که به خورد شما داده اند جغرافیایش با این یونان که چند 10 سال بیش نیست که استقلال یافته است بسیار متفاوت است و 2- براساس اسناد یونانی و اسناد ایرانی اسکندر دو رگه ای ایرانی رومی (یونانی) بوده است.

افتاد؟!!!

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
هرچند بحث کردن با امثال شما تلف کردن زمان است و هیچ سودی ندارد چون شما پیش فرضتان ثابت است و تنها نوشته های تاریخی و اسناد را تفسیر به رای خواهید داشت و پاسخ درستی هم هیچوقت از شما نشنیدم به جز مشتی توهمات توطئه جهانی و یا سخنانی مبهم و عجیب ! لذا آرزوی شادکامی برای شما و استاد عزیزتان خانم حامد دارم .

گاهتان نیک
جالب است که سخن از پیش فرض های ثابت و غیر قابل دست زدنی می کنید که در مورد شما به دلیل مسخ شدن در تبلیغات این چند سده اخیر غربیان بیشتر بچشم می خورد، به نحوی که حتی متوجه نظریه های مطرح شده از سوی من و یا خانم حامد حتی نشده و نمی خواهید که بشوید.

درضمن همانقدر که شما شاگرد بزرگمهر معاونت سایت هستید من هم شاگرد بانوی گرانقدر پرنیان حامد هستم... اگر افتاد بیش از این مزه پرانی نکنید..........جییییییییییییز است


درضمن اگر علاقه داشتی بیشتر راجع به موضوعات مطرح شده توسط ما و نه آنچه در ذهن خود پرورانده اید در آینده صحبت خواهیم کرد.

فعلا شب خوش

115:

دقیقا همین هایی که شما می فرمائید صحیح است و منظور همه محققان تاریخی هم همین است . از شما کاملا متشکرم که بنده را ارشاد کردین و مرا با سیاست های استعماری درباره اسکندر آشنا کردید و از راه جهل و نادانی مرا به راه راست و ناب حقیقت هدایت کردید .

نمی دانم چگونه قدردان این همه لطف شما و خانم حامد باشم که تاریخ حقیقی ما را به ما نشان می دهند ...

باز هم ممنون که مرا هدایت نمودید ...

116:

واقعا با زبان نمی توان قدردان زحمات شما عزیزان بود ، کاش میشد حضورا در خدمت شما میبودم و از شما یک تشکر اساسی می کردم .

واقعا ایران به داشتن دلسوزاني مانند شما به خودش می بالد . دلسوزاني که دروغ های تاریخ مانند حمله اسکندر مقدونی را با براهین قطعی و مستند برملا نموده اند و دیگر کسی نمی تواند دروغ های تاریخی اروپائیان را به خوردمان بدهد .


بی نهایت سپاسگزارم

117:

خواهش می کنم، نظر لطف شما است و ما کاری نکرده ایم...



امیدوارم جدای از اینگونه رفتارهای کودکانه که در پیش گرفته اید، حداقل در هم میهن آموخته باشید که آنچه می پنداشتید حداقل 1% احتمال دارد که اشتباه باشد...

همانند آن داستان که در مورد هند اتفاق افتاد و بعد از چند پست که رد و بدل شد خود از هندی سفید خبر دادید که در کنار دریای ورکانه یا هیرکانی یا خزرتان می باشد... حال فکر نمی کنید 1% و فقط 1% احتمال دارد که یونانی/یمنو دیگر جز این یونان و یمن امروزین مدنظر مورخین کهن بوده باشد؟!

چرا مورخین ایرانی و رومی(یونانی) را با تفسیرهای سطحی که غربیان از اسناد و مدارک کرده اند در مقابل هم قرار داده و در آخر هم رای به قصه پرداز بودن و دروغگویی مورخین ایرانی می دهید؟!

حقیقتا هیستوری ها یا همان استوری های آقایان رومی یونانی خالی از داستان های جن و پری است؟!

شب خوش

118:


آدرس بدهم می آیید، عزیزم که حضورن در خدمت باشید؟!


دست از این لوس بازی های کودکانه هم بردارید اگر مطلبی دیگر جهت کپی پیست برایتان باقی نمانده است.

شب خوش

119:

باعث افتخار بنده هست با شما دیدار داشته باشم . واقعا همه مطالب رو به خوبی و مستند پاسخ دادید و دیگر نیاز به ادامه ی بحث نمی باشد .

جدا دارم این رو میگم ، خیلی از شما ممنونم که مرا آگاه کردید و حقیقت تاریخ را به بنده نشان دادید ... یه دنیا سپاس

120:

از بانو پرنیان حامد سپاس گذاری کنید.بنده به سر پیازم نه تهش

121:


122:

با درود،

اگر حقیقتا خواستار مستندات بیشتر و محکم تری هستید (بیشتر مستندات جدید از جهت رعایت نشدن قانون کپی رایت پیش از ثبت آنها به نام پژوهشگر منتشر نمی شوند) می توانم شماره تماس و یا آدرس دفتر کاری را خدمتان ارائه کنم تا از نزدیک با یکدیگر گفتگو کنیم.

قصد بنده و خانم حامد یا دیگر دوستان نه بزرگ کردن تاریخ ایران است ( آن کاری که با هخامنشیان کرده اند) و نه کوچک کردن تاریخ سرزمین های دیگر، هدف روشن شدن آن بخش هایی از تاریخ/تاریک گذشتگان می باشد برای طراحی هرچه بهتر و دقیقتر جغرافیای تاریخی...

امیدوارم که آنگونه که وانمود می کنید شما هم فقط به دنبال تکرار کور کورانه آنچه از غرب می آید نباشید.

پاینده باشید

123:

این نقشه را بنگرید جغرافی دان آمریکایی ویلیام روبرت شفرد در سال 1923 تهیه کرده.در میان رودهای دجله و فرات نام Mygdonia را هم میبینید
چرا احتمال ندهیم که اسکندر مقدونیه ای شما از آنجا سر بر آورده؟

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

124:

با درود Stratus گرامی،

و اینهم آنچه در ویکی پدیا و دنیای مجازی برای واژه Mygdonia می یابیم!!!!!؟

Mygdonia (/mɪɡˈdniə/; Greek: Μυγδονία / Μygdonia) was an ancient territory, part of Ancient Thrace, later conquered by Macedon,

+
به موقعیت شهر Singara توجه کنید و آنچه در متن زیر، حال آیا آنچه تا امروز گفته ایم را نباید جدی تر از قبل دنبال کنیم... داعش و داعشیان (صهیونیسم) بیخود در منقطه مان ظهور نکرده اند.
It was first taken by the Romans during Trajan's eastern campaigns




مغ دونیا
کجاست؟




پاینده باشید

125:

همانقدر که اشکانیان را غیر ایرانی می دانند، اسکندر را هم به همان اندازه غیر ایرانی می دانند.

126:


دقیقا همین درسته و مقدونیه هم در بین النهرین بوده و رسول پولس هم اگر مقدونیه رفته ، اومده بوده یک سر بین النهرین .

واقعا در این زمان آدم به ایرانی بودنش افتخار می کند که همچین جوانان باهوش و نکته سنجی داریم که حقانیت تاریخی که از ما گرفته اند و به نام خودشان رقم زده اند را ثابت می کنند .

آفرین بر شما و همتتان

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
با درود Stratus گرامی،

و اینهم آنچه در ویکی پدیا و دنیای مجازی برای واژه Mygdonia می یابیم!!!!!؟
دقیقا همین طوره

127:

درود بر استاد گرامی
در اطلس ویلیام روبرت هرچه می گردم نام و نشانی از Mygdonia در مقدونیه و یونان امروزی نیست.Andros هم جزیره پرت و دور افتاده در دریای اژه است.شما هم نگاهی بیاندازید شاید سرنخی بدست آورید

https://www.lib.utexas.edu/maps/hist...herd_1923.html

128:

بنده وقتی شاهنامه خوندم چنین داستانی دیدم :

یکی از شاهان ایران به اسم داراب با دختر شاه یونان که بسیار زیبا بود ازدواج کرد ، ولی داراب بد از مدتی به دلیل بوی بد دهان زن از وی بیزار شد ، پزشکان دارویی به نام اسکند به زن دادند و مشکل زن حل شد ولی دیگر جایی در دل داراب نداشت ، لذا از ایران رفت و به یونان بازگشت و به داراب از رازی که در رحم داشت چیزی نگفت. بعد از مدتی کودک به دنیا آمد و نام آن را اسکندر نامیدند و تا روزی که اسکندر در حمله به ایران برادر خود "دارا" را شکست داد هیچ از داستان نمی دانست.

البته داستانهای شاهنامه حماسی هست ...

دارا = پسر داراب از زنی دیگر

129:

با درود،

بله داستان تولد اسکندر در شاهنامه اینچنین است که ذکر کردید البته در مورد آن دارو باید اضافه کنم که نام آن سِکُندر در شاهنامه آمده است و امروزه با نام کُندر می توانید آنرا جستجو کنید... لازم به ذکر است که مصرف دُز بالای این گیاه دارویی در هنگام بارداری باعث بیش فعالی نوزاد می شود که گویا در مورد اسکندر اینچنین بوده است و شاید این بهترین دلیل برای تضادهای رفتاری اش در تمامی اسکندرنامه ها باشد. در این ارتباط جستار دروغ های بی بی سی راجع به مستندی است که به روایتی در باب تولد اسکندر از قول پلوتارک می پردازد که با این بخش از شاهنامه همخوانی های بسیاری دارد.

و اما در ارتباط با شاهنامه و فرم حماسی آن باید تذکر دهم که تمامی متون کهن دسته سوم که به روایات شاهان پرداخته اند داستان یا همان History/Story در گویشهای لاتین می باشند، تنها تفاوت شاهنامه با خداینامک های دیگر به نظم بودن آن است که این خود باعث ایجاد محدودیت هایی برای نگارنده آن می شود.

پاینده باشید

130:

در ارتباط با جغرافیایی که در سفرنامه های کهن آمده است بهتر است به بخشی که در لینک زیر از نوشته های ابن بطوطه آورده شده است رجوع کنید...

سفرنامه ها

تشکر از شما

131:

به انگلیسی هم نشان دهند ما می پزیریم.اما هرچه جستجو کردم چیزی نیافتم.این ستونها هم که به ستون های تخت جمشید می ماند .چرا باید فکر کنیم که یونانی است؟
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

الکساندر چرا باید از مسیر دریا به کویت برود؟ مگر راه زمینی بسته بود؟

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

132:

درود بر شما گرامی،

ابتدا اینکه بنده کوچکتر از آن هستم که استاد کسی باشم و درخواست دارم که با نام و نشان اصلی ام بنده را خطاب قرار دهید. سپاس گذارم

اما در ارتباط با اصل پست جنابعالی باید عنوان کنم که در یک مورد از نقشه های جناب ویلیام روبرت هست که ایشان به Mygdonia در ناحیه میان رودان اشاره دارند و در مابقی نقشه هایشان حواسشان جمع بوده و مقدونیه و یونان امروزین را آدرس می دهند.
و در ارتباط با اندروس هم توجه داشته باشید که این واژنام به راحتی به اندلوس قابل تبدیل است و به طور کل ریشه این نام را در کلمه End/اند/انتهامی توانید بیابید.

در جستار اندیمشک در ارتباط با واژنام اند/هند توضیحاتی در همین ارتباط وجود دارد.

پاینده باشید

133:

نام یکی از اصحاب پیامبر و سرگذشت او در خور تعمق است
صهیب رومی
ویکیدیا:

پدر او از اشراف جاهلیت بود، که درحدود دودهه پیش ازهجرت، کسری (پادشاه ایران) او را بر «اُبُلَّه»ی بصره گماشت. منازل کسان او در سرزمین مشرف بر رود فرات (از جانب جزیره و موصل) بود. صهیب در سال ۳۶ پیش از هجرت در آنجا متولد شد. مادر صهیب با صهیب خردسال و جمعی از خدمه واطرافیان، برای استراحت به دهکدهٔ «ثنی» (در عراق) رفت. بعد از مدتی گروهی از افراد مسلح ارتش روم، به دهکده حمله بردند: نگهبانان و محافظان را کشتند و اموال را به غارت بردند و زنان و اطفال را به اسارت گرفتند. ازجمله اسیران و بردگان یکی هم صهیب بود. صهیب دست به دست می‌گشت، واز خدمت مالکی، به خدمت دیگری در می‌آمد. با اینکه صهیب در خاک روم بزرگ شد و درمیان رومیان به سن جوانی رسید و با این که زبان عربی رافراموش کرده، یا اینکه نزدیک بود فراموش کند، اما هرگز فراموش نکرده بود که او فردی با اصالتِ عربی است. شخصی از قبیله بنی کلب وی را خرید و به مکه آورد. عبدالله جدعان او را خرید، سپس آزاد کرد و او در مکه به تجارت پرداخت، و دارای اموال بسیار شد. برخی تواریخ معتقدند که او در روم از مالکش گریخت و به مکه روی نهاد، و در آنجا با یکی از بزرگان شهر به نام عبدالله بن جدعان، شریک و هم پیمان شد و کاردادوستد و تجارت را با او شروع کرد، و این کسب وکار، مال وثروت زیادی را برایش به ارمغان آورد.

هرچند صهیب دارای اصالتی عربی است، ولی به دلیل سال‌ها زندگی‌اش در روم، و نیز به خاطر بوری یا قرمزی موهایش و لکنت و لهجه ویژه‌اش، به صهیب رومی معروف بود.

134:

این Mygdonia در اصل Antiochia Mygdonia است یک مستعمره سلوکی در بین النهرین با قدمت کمتر از 300 ق. م

با این تفاسیر می توان جریان های تاریخی را برعکس کرد!! مثلا انگلستان-انگلند در اصل نیوانگلند آمریکا بوده و مردم آمریکا بودند که به بریتانیا مهاجرت کردند و انگلستان را بنیان گذاشتند!!!

135:

طبق عادت معمول باز بی سند حرف میزنید.لطفا نقشه این Antiochia Mygdonia را نشان دهید.
انگلسها هرگز کشورشان را England ننامیده اند

'When people say England, they sometimes mean Great Britain,
sometimes the United Kingdom,
sometimes the British Isles - but never England.'

The difference between England, Britain and the UK

136:

من هرگز بی سند حرف نمی زنم در ضمن موضوع انگلند و نیو انگلند مثالی بود در مورد این که نام اماکن و سرزمین های قدیمی را با کمی تغییر یا بدون تغییر روی سرزمین های تازه کشف شده یا تازه فتح شده می گذراند.

جانشینان اسکندر یعنی سلوکیان با توجه به سیاست یونانی سازی شرق نام شهر باستانی نصیبین را انطاکیه مقدونیه یا انطاکیا مغدونیا گذاشتند . مکان این شهر امروزه دو شهر قامشلی سوریه و نصیبین ترکیه هستند که در اصل یک شهر هستند.

این هم نقشه انطاکیا مغدونیا که مربوط به زمان سلوکیان نه قبل از آنها است
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

137:

در این نقشه ها mygdonia تا ترکیه دسه کم 100 کلیومتر فاصله دارد.
نصبیین یک واژه عربی است ما در پارسی باستان حرف ص نداریم.اگر آنجا شهری بنام نصبیین هست پپس از ورود اعراب بنا شده.

138:

من که گفتم سخنان شما و دوستتان را قبول نموده ام .

همه هم در بین النهرین و ایران بوده اند . مثلا وقتی کلمنت در سال 96 میلادی دربارۀ پولس می نویسد :

< پس از آن که هم در شرق و مغرب موعظه نمود بر حسب ایمانش شهرت بزرگی یافت و عدالت را به تمام دنیا موعظه نمود و به اقصای مغرب زمین آمده در تحت فرمان والیان شهید گردید > . ( رساله کلمنت به کلیسای قرنتس ، فصل 5 )

خب ، مشخص است که در این متن و دیگر متون باستانی ؛ منظور از مغرب زمین ، همان بین النهرین و ایران هست .

دوباره ممنونم که بنده را آگاه کردید و راهِ نابِ حقیقتِ تاریخ را نشانم دادید . سپاسگزارم

139:

.




درود
این سرستونها دقیقا مشابه سرستور های گوردخمه داودختر (که مربوط به دوره ماد هاست) هستند.



.

140:

نصیبین به دست اعراب بنا شده!!!!!!!!!!!!!!

اگر کمی در وب جستجو می کردید این طور اشتباه نمی کردید

نصیبین 3 هزار سال قدمت دارد و یک شهر آرامی بوده است. در دوره اشکانی نبرد مشهور نصیبین بین اردوان پنجم و رومیان در این جا رخ داد. در زمان ساسانیان هم از دژهای مهم ایران بود و برای کنترل بین النهرین اهمیت راهبردی داشت.

سلوکوس یکم شهر نصیبین را به یک شهر یونانی نشین تبدیل کرد و نام آن را انطاکیه گذاشت و چون مرکز ناحیه مغدونیا بود به انطاکیا مغدونیا مشهور شد این نام فقط در دوره سلوکی رایج بود و بعد از سقوط آنان دیگر خبری از نام مغودنیا و انطاکیا نیست.

دو شهر کنونی قامشلی و نصیبین دقیقا روی مرز سوریه و ترکیه قرار دارند و در اصل یک شهر هستند که در دو کشور قرار گرفته اند.

141:

شما دانش عربیتان ضعیف است.نصیبین جمع نصیب است.معانی گوناگونی دارد مانند سرنوشت و یا نصیب،بهره
نصیبین = نصیب + ین = دو سرنوشت،دو سهم یا بهره
اگر هم اعراب آن را نساخته باشند یقینا نام را تغییر داده اند .به هر حال من ارتباطی میان آنها و مغدونیا نمیبینم چون در نقشه mygdonia نام یک منطقه است نه شهر

142:

نگاهی به نقشه ای که خود گذاشته اید بیاندازید:
شهر Nisibis که در ناحیه Mygdonia قرار دارد این همان نصیبین است
مغدونیا مثل یک استان بوده و نصیبین که سلوکیان نامش را انطاکیه مغدونیا گذاشتند مرکز آن بوده است.

در کل حرف من این است که مغدونیا واقع در شمال بین النهرین یک مستعمره نشین یونانی بوده که سلوکیان با هدف یونانی سازی شرق آن را بنیان گذاشتند همان گونه که در عصر استعمار کشورهای اروپایی مستعمره نشین هایی با نام مشابه کشورها و شهرهای خود(نیوانگلند-اسپانیای جدید-نیویورک و .....) را در قاره آمریکا تاسیس کردند.
ولی مقدونیه اصلی همان سرزمین واقع در شبه جزیره بالکان بوده است.

143:



درود بر شما،

دقیقا مساله این است که اگر به آن نقشه دقت کنید در توضیحات نقشه آمده است که اسامی که زیر نام آنها خط کشیده شده اند جزو کلونی های یونانی هستند.

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در کل حرف من این است که مغدونیا واقع در شمال بین النهرین یک مستعمره نشین یونانی بوده که سلوکیان با هدف یونانی سازی شرق آن را بنیان گذاشتند همان گونه که در عصر استعمار کشورهای اروپایی مستعمره نشین هایی با نام مشابه کشورها و شهرهای خود(نیوانگلند-اسپانیای جدید-نیویورک و .....) را در قاره آمریکا تاسیس کردند.
ولی مقدونیه اصلی همان سرزمین واقع در شبه جزیره بالکانبوده است.


آیا می توانید سندی، حتی دسته سوم، ارائه کنید که جایگاه فعلی مقدونیه را بتواند به راحتی اثبات کند؟!

در ضمن توجه داشته باشید شواهد دیگری نظیر آنچه وجود اقوام هخایی در یونان باستان و تمامی آنچه مورخین کهن در ارتباط با یکی بودن نژاد پارسیان و اسپارت ها و گریک ها آورده اند خود موید این موضوع است که نواحی موجود در یونان فعلی مستعمره نشین هایی بوده اند از یونان و مغدونیای شرقی و نه برعکس آن.

144:

نه گرامی

تصور می کنم منظور ازاقصای مغرب باید با دیدگاه امروزین که ما داریم ایالت متحده آمریکا باشد...

متاسفانه آن افرادی که در حال مطالعه تاریخ می باشند بدون در نظر داشتن تاریخ اجتماعی و جغرافیایی آن دوران و با پیش فرض های ثابت امروزینشان دست به تجزیه و تحلیل هایی خام می زنند... مانند همین نمونه که به دلیل وجود واژه اقصای (دورترین) مغرب تصور می کنند باید منظور حتما اسپانیا و یا ایتالیای امروزین باشد.

باید دید که آیا می توان سواحل شرقی مدیترانه و یا حتی همین سرزمین ترکیه امروزین را اقصای غرب برای دنیای شناخته شده آنروز دانست یا خیر؟!


به آن افرادی که خیلی خیلی در دروغهای چند ده اخیر غرق شده اند پیشنهاد می دهم که چکیده تاریخچه شهر روم باستان را یکبار نگاه کنند شاید متوجه برخی حقاقیق گردیدند.

145:

با درود

من هم همین را گفتم این مناطق یونانی نشین در بین النهرین و سوریه سرزمین های اصلی یونانی نیستند بلکه مستعمره نشین هستند.

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
آیا می توانید سندی، حتی دسته سوم، ارائه کنید که جایگاه فعلی مقدونیه را بتواند به راحتی اثبات کند؟!
اسناد که زیاد است اما برای نمونه می توان به استان رومی مقدونیه اشاره کرد که در 146 قبل از میلاد با شکست آخرین پادشاه مقدونیه به دست رومی ها در ناحیه بالکان تاسیس شد و تا زمان حمله قبایل اسلاو به بالکان وجود داشت.

همچنین در مکاتبات دوره عثمانی سلاطین عثمانی بارها خود را پادشاه مقدونیه در بالکان می خواندند

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
در ضمن توجه داشته باشید شواهد دیگری نظیر آنچه وجود اقوام هخایی در یونان باستان و تمامی آنچه مورخین کهن در ارتباط با یکی بودن نژاد پارسیان و اسپارت ها و گریک ها آورده اند خود موید این موضوع است که نواحی موجود در یونان فعلی مستعمره نشین هایی بوده اند از یونان و مغدونیای شرقی و نه برعکس آن.
یونان باستان و مقدونیه باستان یک ناحیه کوچک نبوده اند تراکیه بوده جزیره کرت در جنوب بوده دریای اژه بوده رود دانوب بوده قبایل سلتی شمال دانوب بوده اند تنها مکانی که می تواند باشد شبه جزیره بالکان است اگر شما جای دیگری سراغ دارید که تمام این اقوام و مکان ها را در کنار هم داشته باشد معرفی کنید.

146:

نقل از کتاب المسالک و الممالک

مقدونیه بروایت یاقوت مقذونیه:و این فقیه در اخبار سرزمین روم میگوید:بخش مقدونیه و محدوده اش از شرق به دیوار بلند و از سوی قبله به بحر شام و از غرب به سرزمین صقابله و از پت قبله به سرزمین برجان ختم شود و جایگاه والی دژی است که به آن آندوس گویند

رومیه ؛همچون انطاکیه و افامیه و نیقیه و سلوقیه و ملطیه در زبان رومیان به بسیاری از نواحی اطلاق میشود و پایتخت رومیان است

خسرو پس تسخیر انطاکیه (انتاکیه در جنوب ترکیهٔ امروزی) و به اسیر گرفتن مردم آن، در مجاورت تیسفون، شهری همانند انطاکیه ساخت که رومی‌ها آن را رومیه نامیدند و ایرانی‌ها آن را وه انتیو خسرو، یعنی شهر خسرو که بهتر از انطاکیه است. خسرو مردم انطاکیه را در آنجا اسکان داد و یکی از مسیحیان اهواز را که براز نام داشت، به کار آنان گماشت و بر اهل حرفهٔ شهر ریاست داد و این از روی رأفت با اسیران بود که به سبب همکیشی با براز انس گیرند.[۲

آیا این رومیه پایتخت ایتالیا بوده؟

147:

بخشی از کتاب «سفر جنگی اسکندر مقدونی به درون ایران و هندوستان بزرگترین دروغ تاریخ است!»: «من گفته‌ام و نوشته‌ام که تخت جمشید نسوخته است و این را از دید شیمیایی بررسی کرده‌ام. تخت جمشید روی سنگ آهک و با سنگ آهک ساخته شده است. سنگ آهک خالص کربنات کلسی‌یوم (CaCO3) است که زیر فشار یک آتمسفر، در گرمای ۴/۸۹۴ درجه با گرفتن cal/g 391 گرما می‌پزد و به ۰۵/۴۴% CO2و %۵۶/۰۷ CaO تجزیه می‌شود. گاز CaO به هوا می‌رود و آهک زنده CaO می‌ماند. آهک زندهCaO با آب ترکیب شده، آهک شکفته Ca(OH)2 می‌دهد و cal/g 280 گرما آزاد می‌شود. اگر تخت جشمید در آتش سوخته بود، باید سنگهای بالاتنه‌ی آن در شعله‌های آتش و سنگهای پایین تنه و کف آن زیر جسم‌های سوزان فروریخته، کمی پخته باشند. آب باران و برف با پوسته‌ی سنگ آهک پخته ترکیب آهک شکفته داده باشد و آنرا شسته باشد.
سنگ‌هایی را که تازگی از زیر خاک بیرون آورده‌اند، به ویژه سنگهای از اره و کف، همگی سالم‌اند و آج تیشه‌ی سنگ‌تراشان زمان هخامنشیان روی آنها هنوز بجا مانده است. این نیز می‌رساند که تخت جمشید نسوخته است.‌
تخت جمشید با گذشت زمان ویران گشته، هر کس در آنجا نیاز به سنگ داشته، از تخت جمشید برده است. سنگ‌های تخت جمشید را می‌توان در ساختمان‌های بزرگ شیراز و پیرامون آن پیدا کرد. سنگ آهک شیراز تا کنار رودخانه‌ی کُر، سفید رنگ است که ستون‌های مسجد وکیل با آن ساخته شده‌اند. سنگ آهک تخت جمشید چون زغال دارد، خاکستری رنگ است. پس هر سنگ آهکی خاکستری رنگ و بی‌رگه‌ای که در جنوب رود کُر پیدا شود، از تخت جمشید کنده شده است. سری به قصر ابونصر بزنید تا سنگهای تخت جمشید را ببیند. در چند ساختمان بزرگ شیراز و سنگ مزارهای آن شهر، سنگهای کنده شده از تخت جمشید را می‌شود دید.»



اما دکتر فریدون جنیدی، به نقد این دیدگاه او می‌پردازد: «استاد روانشاد بدیده‌ی مهر در من می‌نگریست…، اما یکبار که در سال ۱۳۵۶، در منزل ایشان، در یوسف آباد، درباره‌ی سنگ آهک و آتش سخن می‌رفت، از ایشان پرسیدم؛ استاد! من کوره‌ی سنگ آهک را دیده‌ام . . . سنگ را در میان آتش برای آهک‌شدن، چه اندازه زمان بایسته است؟ ایشان فرمودند، پنج شش روز، من گفتم آتش‌سوزی تخت جمشید، بیشتر از سه چهار ساعت بدرازا نکشیده است، زیرا که نخست پرده‌ها آتش می‌گیرد و پسان چوب‌های آسمانه (=سقف) که آنها نیز بر فراز پیکره‌های ستون‌ها جای داشته‌اند، پس روشن است که در این زمان کم، آهک از ستون‌ها برنمی‌آید… استاد سکوت کردند!»


http://iranshahr.org/?p=7724

148:

درود

نظر شما چیست ؟

شمار این لوحه‌ها در اصل بسیار بیشتر از این تعداد بوده است؛ اما به دلیل اینکه بر روی گل رس خام یا نپخته نوشته شده بوده‌اند و قرار هم بر این نبوده که برای زمان‌های بسیار دوری از آنها نگهداری شود، به مرور زمان از بین رفته‌اند. اما اینکه چرا همین تعداد از لوحه‌ها تاکنون سالم باقی مانده‌اند، داستان شگفتی دارد. پس از یورش سپاه اسکندر مقدونی در سال 330 پیش از میلاد (تقریباّ 170 سال پس از نگارش لوحه‌ها)؛ گرمای شدید ناشی از آتش‌سوزی کاخ خزانه و تالار صدستون (که در کنار باروی شرقی قرار دارد) موجب پخته‌شدن و استحکام بیشتر آن لوحه‌های گلی، و پایدار‌ ماندن آنها تا به امروز می‌شود.
پژوهش‌های ایرانی | لوحه ها یا کتیبه های تخت جمشید، اسناد بنیادین از نظام های اجتماعی و اداری در ایران هخامنشی

149:

درود بر شما stratus گرامی،

این متن که ارسال کردید علاوه بر مواردی که در ارتباط با ابهامات جغرافیای روم باستان دارد در ارتباط با جغرافیای اماکن ساسانی هم همانطور که مشاهده می کنیم سخنان جالبی را در خود دارد، ای کاش عزیزانی که از روی حدسیات نظریاتی را مطرح می کنند دقت داشته باشنده که واقعیت با آنچه که از سوی غرب تبلیغ می شود بسیار متفاوت است.

با توجه به این نکته که شهر مذکور چند نام داشته، می‌توان دریافت که پیش از تجدید بنا در روزگار شاپور وجود داشته و ناحیه‌ای مسکونی بشمار می‌رفته‌است. معروف است که وی پس از غلبه بر والرین و ویران ساختن انتاکیه اسیران رومی را در این محل اسکان داد و نام آنرا وه اندیوک شاپور به معنی به از انتاکیه شاپور نامید.
بنده حداقل نمی توانم تیسفون در نزدیکی بغداد را در مجاورت وه اندیو/انتیو شاپور در نزدیکی شوش فرض کنم... زیرا پذیرش تفسیرهای سطحی اساتید غربی برایم به این سادگی که برای برخی از عزیزان می باشد، نیست.

پاینده باشید

150:

درود بر شما گرامی،

یک پرسش از شما داشتم، و آن اینکه آیا لوح های گلی بابلی و آشوری هم به این دلیل که در آتش سوزی سوخته اند از گزند نابودی در امان مانده اند؟!

توجه داشته باشیم که هیچ یک از باستان شناسان نمی توانند زمان دقیق آتش سوزی تخت جمشید را مشخص کنند و آن دسته هم که خیلی سعی در چسباندن این واقعه به داستان الکساندر دارند نیز به بازه زمانی 100 تا 200 ساله در این ارتباط اشاره می کنند و دقیقا نمی توانند بگویند که این آتش سوزی در زمان او بوده است یا خیر... علاوه بر اینکه تخت جمشید در هیچکدام از منابع قبل از اسکندر به عنوان پایتخت هخامنشیان معرفی نشده است.

151:

درود بر شما افشار گرامی،

یکی از ایرادات نظریه جناب مهندس حامی همین بخش می باشد، البته باید این مهم را هم در نظر داشت که سنگ آهک در اثر حرارت دیدن متلاشی می شود که این آزمایش بسیار ساده است و می توانید خود نیز با حرارت دادن یک سنگ آهک آنرا مشاهده کنید ولی اینکه در اثر یک آتش سوزی (هرچند بزرگ) بتوانیم به آهنک شکفته دست پیدا کنیم بسیار بعید و دور از ذهن می باشد.

آنچه از آثار باقی مانده و همچنین روایات مورخین یونانی بر می آید با یکدیگر متضاد می باشد و یا باید نوشته ها را اغرق آمیز و دروغین دانست و یا اینکه مکان دیگری را برای پرسه پولیس/شهر آن مورخین جستجو نمود...

جالب ترین نکته در ارتباط با پرسه پولیس ذکر شده در این اسناد کلاسیک عدم اشاره هیچکدام از آنها به مقبره های شاهان هخامنشی بر سینه کوه می باشد که چشم هر بینده ای را به خود جلب می کند.

پاینده باشید

152:

جناب صلح دوست ،درود
دو متن نخست از کتاب المسالک و الممالک بود اما متن آخری از ویکیپدیا بود .بنده یادم رفت که این را ذکر کنم.کتاب المسالک و... بنظرم کامل ترجمه نشده چون متن عربی یونان را هم شامل میشود واما من یونان را در ترجمه فارسی ندیدم

کتاب حدود عالم از مشرق تا مغرب که کمی قدیمی تر از المسالک والممالک است بهترین سند
برای اثبات ادعای ماست
گویا اصل کتاب بفارسی بوده اما من تنها متن عربی آن را یافتم .نویسند این کتاب روشن نیست که کیست ،اما همه حدود و ثغور سرزمین ها،شهرها و بخوبی در آن بیان شده از جمله روم،رومیه،مقدونیه و یونان.....
یونان و مقدونیه زیر مجموعه روم میباشند

مرزهای روم با آنچه در الممالک آمده مطابقت دارد،ودر مورد مقدونیه تنها به این جمله بسنده شده
ناحیه ایست که اسکندر رومی از آن برخواسته و متصل به دریای روم است.دریای روم در این کتاب شرق مدیترانه تشریح شده.
به نقشه مقدونیه امروز نگاه کنید.این کشور راهی به دریای مدیترانه ندار
در باب یونان چنین آمده
کانت مدینه من اثیناس هاذا قدیما،وقد نبغ جمیع الحکما والفلاسفه من اثیناس هذا
شهری بوده از اثیناس قدیم،که جمیع حکما و فلاسفه از آن (اثیناس) برخواسته اند

در ویکیپدیا اثیناس را آتن ترجمه کرده اند.حال چگونه میشود که یونان شهری در آتن باشد ،نمیدانم

نویسند در این جمله از فعل گذشه کانت بهره گرفته بنابراین یونان و اثیناس در زمان حیات این جغرافی دان دیگر وجود نداشته اند.
از دیگر توابع سرزمین روم فرنجه (فرنگ)،براقیه.کرج،طابلان،ب جان و......هستند که در حال برسی موقعیت آنها هستم.

153:

درود بر شما،

در حدودالعالم مشخصات و حدود روم قدیم به تفصیل آمده که خلاصه ٔ آن چنین است : حدود: از خاور به ارمینیه و سریر والان .از جنوب : حدود شام و دریای مدیترانه و حدود اندلس . از باختر: دریای اوقیانوس مغربی . از شمال : ویرانی شمال و حدود صقلاب و برجا و دریای خزران . این کشور دارای شهرها و دهها و آبادیهای پرنعمت و دریایکها و کوهها و حصارها و قلعه ها و جمعاً دارای چهارده ناحیه است سه ناحیه پس از خلیج قسطنطنیه و یازده ناحیه در خاور خلیج . قسطنطنیه پایتخت روم است و ناحیت دیگر مقدونیه است که اسکندر از آنجاست . در گذشته در روم شهر زیاد بود ولی اکنون ده فراوان است
نمی دانم این کدام رومی است که مرزهای شمالی اش دریای خزران می باشد و بیشتر ایالات امپراتوری اش در خاور خلیج قسطنطنیه ؟!

جالب است که آنسوی استانبول روم چندانی گویا به حساب نمی آمده است

154:

پس از قرار معلوم کتاب ترجمه فارسی هم دارد.اگر لطف کنید لینک ترجمه آن را به من بدهید چون میخواهم با متن عربی آن مقایسه کنم.

155:


درود

پرسش من در مورد صحت آتش سوزی و علت محفوظ ماندن این لوح ها است.

من پاسخ پرسش شما را نمی دانم.

اگر می دانید علت سالم ماندن لوح های گلی بابلی و آشوری چیست بفرمایید.
و همچنین علت محفوظ ماندن لوح های هخامنشی ...

156:

متاسفانه بنده دسترسی به ترجمه فارسی آن ندارم و این بخش که در پست پیشین آوردم مربوط است به لغت نامه دهخدا، با این حال از دوستان پرس و جو می کنم شاید ترجمه فارسی آنرا داشته باشند.

پاینده باشید

157:

درودی مجدد،

ابتدا یک سوال داشتم، و آن اینکه آیا الواح گلی دیگری که نسوخته (نپخته) باشند هم در تخت جمشید یافت شده است؟

اما در ارتباط با پرسش شما گرامی باید به وضعیتی که این الواح کشف شده اند رجوع کنیم تا ببینیم آیا در آن شرایط این الواح می توانسته اند بدون اینکه پخته (سوخته) شده باشند برای مدت زمان طولانی دوام بیاورند یا خیر.

158:

فکر نمی کنم ولی اگر یافت شده است طبعا دلیل خاصی خواهد داشت

اما در ارتباط با پرسش شما گرامی باید به وضعیتی که این الواح کشف شده اند رجوع کنیم تا ببینیم آیا در آن شرایط این الواح می توانسته اند بدون اینکه پخته (سوخته) شده باشند برای مدت زمان طولانی دوام بیاورند یا خیر.
بله من هم به دنبال این هستم که بدون پخته شدن چه شرایط معقولی باید باشد تا این الواح باقی بمانند. و اگر شرایط اثبات نشده و محتملی هست باید چگونه این مشکلات تاریخی را تحلیل کنیم ؟

159:

با این تفسیر مکان جغرافیایی مقدونیه تقریبا میشود:
از شرق به دیوار بلند= از شرق به دیوارهای قسطنطنیه که به بلندی و نفوذناپذیری مشهور بودند.

از سوی قبله به بحر شام= از جنوب و جنوب غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه که به یکدیگر متصل هستند و در طول تاریخ به نام های مختلفی از جمله دریای روم و دریای شام شناخته میشود.

از غرب به سرزمین صقالبه: از غرب و شمال غرب به سرزمین اسلاوها-صقالبه . از قرن 7 میلادی به بعد شبه جزیره بالکان مورد هجوم اقوام اسلاو قرار گرفت و به تدریج اسلاوها در این ناحیه ساکن شدند سرزمین صقالبه در این روایت صربستان است.

از پت قبله به سرزمین برجان: از شمال شرق به سرزمین برجان که نام دیگر آن بلغارستان است.

موقعیت این مکان کشور کنونی مقدونیه و استان مقدونیه یونان در بالکان است.

روی نقشه هم مشخص است:
محدوده مقدونیه در 200 قبل از میلاد(دقت کنید از شرق به ناحیه بیزانتیوم محدود می شود که در آینده قسطنطنیه شد)

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

نقشه تاریخی مقدونیه که شامل کشور مقدونیه و استان مقدونیه یونان می شود

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)



160:

کشور مقدونیه راهی به دریای مدیترانه ندارد اما استان مقدونیه یونان که دارد!
دو کشور یونان و مقدونیه سر این موضوع با هم اختلاف تاریخی دارند یونان می گوید این استان ماست! مقدونیه می گوید این سرزمین جدا شده ماست!!

161:

با درود

شما جواب پست قبلی مرا ندادید در مورد اینکه آیا مکان دیگری برای یونان و مقدونیه تاریخی سراغ دارید که تمام مکان های اطراف آنها را در بر بگیرد.

در مورد محدوده روم این نقشه سال 1801 ناحیه روم ایلی یا روملیا در امپراتوری عثمانی است :
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

حالا سرزمین های رومی(آن طور که سلاطین عثمانی می گفتند) را به من نشان دهید و البته یونان و مقدونیه و بلغارستان و صربستان را!!

162:


با درود،

برای یونان/یمنو/جوان/گوان و همچنین مقدونیاغدونیا/مغ دنیامی توانید به جستار زیر رجوع کنید... و این را در نظر داشته باشید که مبحث بر سر جغرافیای باستانی این مکان ها می باشد و نه جغرافیای فعلی آنها.

آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟


در این ارتباط می توانید به رابطه جون و یون و گون و خورشید و تابستان نگاهی بیاندازید و بنگرید که واژه گون در زبان مردمان کدام ناحیه معنی روز و خورشید و زندگی می دهد...

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در مورد محدوده روم این نقشه سال 1801ناحیه روم ایلی یا روملیا در امپراتوری عثمانی است :
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

حالا سرزمین های رومی(آن طور که سلاطین عثمانی می گفتند) را به من نشان دهید و البته یونان و مقدونیه و بلغارستان و صربستان را!!
امیدوارم متوجه شده باشید که روی چه چیزی تاکید کرده ام (قدمت نقشه) و البته خوشحال می شوم نقشه خود عثمانی ها را در این ارتباط بررسی کنم زیرا غربیان به مَثل چوپان دروغگو می مانند.

در آخر خوشحال می شوم در ارتباط با مطلب حدودالعالم که در پست قبلی آوردم هم نظرتان را بدانم.

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) - تاریخ و فرهنگ - هم میهن



163:

درودی مجدد،

شاید این بخش از توضیحات ویکی پدیا و آنچه بنده در ادامه آن می آورم بتواند به شما برای درک موضوع روم/اروم/هروم/حروم کمک بهتری کند.

originally, the seljuk turks used the name "land of the rûm" (romans) for defining anatolia, which was gradually conquered by the armies of the seljuk empire from the byzantine empire following the battle of manzikert in 1071. The seljuk sultanate of rum (1077–1307) meant the "sultanate of anatolia".
توجه داشته باشید که اسکندر رومی یا هرومی یا ارومی لغب گرفته است و این واژه یعنی هروم به خصوص بعد از اسلام معنی و مفهوم منفی خود را بیشتر در نواحی مسلمان نشین همراه داشته است تا آن بعد مثبت خود...

هروم . [ هََ ] (ع ص ) زن پلید بدخوی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
هروم .[ هََ ] (اِخ ) نام پهلوانی و دلاوری است . (برهان ).

164:

شما به چه مجوزی برجان را بلغارستان ترجمه کردید؟
در کتاب حدود عالم که قدیمی تر است نام بلغارستان همان بلغار است

از سوی قبله به بحر شام= از جنوب و جنوب غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه که به یکدیگر متصل هستند و در طول تاریخ به نام های مختلفی از جمله دریای روم و دریای شام شناخته میشود.
از سوی قبله و نه بسوی قبله.یعنی شما وقتی در قبله قرار دارید مقدونیه میان شما و دریای شام قرار دارد

از غرب به سرزمین صقالبه: از غرب و شمال غرب به سرزمین اسلاوها-صقالبه . از قرن 7 میلادی به بعد شبه جزیره بالکان مورد هجوم اقوام اسلاو قرار گرفت و به تدریج اسلاوها در این ناحیه ساکن شدند سرزمین صقالبه در این روایت صربستان است.
سرزمین اسلاوها از شرق روسیه است تا غرب آن. شما چرا فقط بالکان را سرزمین اسلاوها میدانید؟

165:

من معتقدم آتش گرفته.
متن را کامل بخوانید.

166:

درود.
بنده در ادامه مدرکی از دکتر فریدون جنیدی آوردم که نقد سخن استاد حامیست.

اما دکتر فریدون جنیدی، به نقد این دیدگاه او می‌پردازد: «استاد روانشاد بدیده‌ی مهر در من می‌نگریست…، اما یکبار که در سال ۱۳۵۶، در منزل ایشان، در یوسف آباد، درباره‌ی سنگ آهک و آتش سخن می‌رفت، از ایشان پرسیدم؛ استاد! من کوره‌ی سنگ آهک را دیده‌ام . . . سنگ را در میان آتش برای آهک‌شدن، چه اندازه زمان بایسته است؟ ایشان فرمودند، پنج شش روز، من گفتم آتش‌سوزی تخت جمشید، بیشتر از سه چهار ساعت بدرازا نکشیده است، زیرا که نخست پرده‌ها آتش می‌گیرد و پسان چوب‌های آسمانه (=سقف) که آنها نیز بر فراز پیکره‌های ستون‌ها جای داشته‌اند، پس روشن است که در این زمان کم، آهک از ستون‌ها برنمی‌آید… استاد سکوت کردند!»

167:

بلغار همان بلغار است.بلغارستان شرق ایتالیاست اما در کتاب نوشته رود بلغار از غرب سرزمین روم سرچشمه میگیرد


بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

168:

اگر اشتباه متوجه نشده باشم شما می گویید یونان تاریخی در بین النهرین بوده است اما چنین چیزی مطلقا امکان ندارد چون :
کل اساطیر و روایات مربوط به یونان باستان چه تاریخی چه حماسی حول محور دریای اژه( دریا نه رودخانه) و جزایر و سواحل این دریا بوده است در واقع بخش بزرگی از هویت یونانیان باستان به دریانوردی در دریای اژه و مدیترانه گره خورده است حال شما چه گونه و با چه منطقی آن ها را وسط بین النهرین فرض می کنید لابد در دجله و فرات دریانوردی کرده اند!!


در مورد کلمه یونان و یونانی شما به راحتی می گویید که همان ایونی و یونی ها اما تا به حال به دقت کرده اید که یونانی و یونان یک اشاره کلی است به انبوهی از تمدن ها و اقوام ساکن سواحل دریای اژه و جزایر آن نه یک قوم واحد!
علاوه بر آن موضوع فقط یک نقطه یا یک ناحیه کوچک که نیست به همین راحتی بگویید آنجا نبوده اینجا بوده کلی شهر و جزیره و قوم در مجموعه یونان باستان و همسایگان آنها بوده اند که با هم ارتباط داشته اند :
تراکیه-مقدونیه-سلت های دانوب-داسیا-ایلیری ها و ...
اگر بخواهید ثابت کنید یونان در بین النهرین بوده باید همه این اقوام را به آنجا بفرستید!!!

در مورد نقشه های دوره عثمانی که گفتید نقشه های با قدمت بیشتر هم همان جزییات را دارند و در مکاتبات سلاطین عثمانی بارها از سرزمین های رومی-روملیا- و مقدونیه در بالکان یاد شده بنابراین هیچ شکی در اصالت این نقشه ها نیست.

در ارتباط با مطالب حدود العالم دقیقا کدام بخش را می گویید؟

169:

در زمان اشکانی-ساسانی و دوره اسلامی که این لقب به اسکندر داده شده مقدونیه قرن ها بود که استقلال خود را از دست داده و به دست رومی ها تصرف شده بود(در قرن دوم قبل از میلاد) بنابراین طبیعی بوده که ساکنان مقدونیه را حتی قبل از تصرف به دست رومی ها رومی بخوانند.

170:

برجان همان کشور بلغارستان است اگر مطمئن نیستید تحقیق کنید

منظور اصلی این روایت در هر صورت مکانی در بالکان است

روس ها-اوکراینی ها و بلاروس ها اسلاوهای شرقی هستند بوسنییایی ها-صرب ها-کروات ها-بلغارها-مقدونی ها و اسلوون ها اسلاوهای جنوبی هستند. به نقشه زیر که محدوده سکونت اسلاوها هست نگاه کنید تا متوجه شوید:
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

171:

شما مطالب جالبی می گذارید اما در تفسیر دچار اشتباه می شوید کجا از ایتالیا اسم برده گفته قسطنطنیه . بلغارستان امروزه در همسایگی بخش اروپایی ترکیه قرار دارد بنابراین این رودخانه که گفته احتمالا اینجاست:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

172:

بنده هم غیر از این نگفتم.نامی از ایتالیا در این صفحه نیست.رود بلغار احتمالا همانجاست که میگویید ،اما این رود در متن کتاب غرب سرزمین روم است .حال متوجه شدید؟
شما متاسفانه بجز چند عکس هرگز سندی ارائه نداده اید

173:



تا حدودی اشتباه متوجه شده اید و ولی نه بطور کلی...
ابتدا اینکه همانطور که در متن زیر خودتان هم مشخص کرده ام عبارت یونان با این مفهوم که سرزمین وسیعی را به مانند یونان امروزین در بر بگیرد با آنچه در اسناد کلاسیک آمده است بسیار متفاوت است و از همین روی است که زمانی که ما عبارت یونان یا گریک یا پارس و ... را در یک متن کهن می بینیم به اشتباه برای آن گستره ای وسیع و یا انبوهی از اقوام را تجسم می کنیم که تحت یک نام فقط هستند.

توجه داشته باشید که در گذشته های دور فقط به بخشی از زاگروس، زاگروس گفته می شده است و حتی دو سوی یک رود را با دو نام مختلف نامگذاری می کرده اند و یک دریا با توجه به ساکنان سواحلش نامهای مختلفی می گرفته است که امروز در مقیاس های بزرگتری آنرا شاهد هستیم. دریای هند، دریای عمان، دریای چین و ... اینها چند دریا نیستند یک دریا می باشند ولی...

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در مورد کلمه یونان و یونانی شما به راحتی می گویید که همان ایونی و یونی ها اما تا به حال به دقت کرده اید که یونانی و یونان یک اشاره کلی است به انبوهی از تمدن ها و اقوام ساکن سواحل دریای اژه و جزایر آن نه یک قوم واحد!
علاوه بر آن موضوع فقط یک نقطه یا یک ناحیه کوچک که نیست به همین راحتی بگویید آنجا نبوده اینجا بوده کلی شهر و جزیره و قوم در مجموعه یونان باستان و همسایگان آنها بوده اند که با هم ارتباط داشته اند :
تراکیه-مقدونیه-سلت های دانوب-داسیا-ایلیری ها و ...
اگر بخواهید ثابت کنید یونان در بین النهرین بوده باید همه این اقوام را به آنجا بفرستید!!!


اگر به بخش قبلی و همچنین بخشی که از متن خودتان بُلد کرده ام دقت کنید متوجه می شوید که یونان یک اصطلاح کلی است و در ادبیات کهن مفهومی بکل متفاوت از آنچه امروز می شناسیم داشته است. و در مورد اقوام هم اطمینان داشته باشید که همانطور که مورخین کهنی که به نام یونانی می شناسیم گفته اند این اقوام، اقوامی ایرانی بوده اند که البته صدها با نمونه متن های آن بزرگان را آورده ایم و در مقابل تفسیر اساتید غربی امروزین را تحویل گرفته ایم.

داسیان را بنگرید:

that the dacians lived in the western parts of dacia, "towards germania and the sources of the danube"
historical documents refer to kerman as "karmania" (in ancient greek καρμανία), "kermania", "germania", "carmonia", and "žermanya", which means bravery and combat.
*** البته امیدوارم که بدانید ما در ایران حداقل دو کرمان داریم که یکی از آنها کرمان در مرکز فلات ایران امروزین می باشد.


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در مورد نقشه های دوره عثمانی که گفتید نقشه های با قدمت بیشتر هم همان جزییات را دارند و در مکاتبات سلاطین عثمانی بارها از سرزمین های رومی-روملیا- و مقدونیه در بالکان یاد شده بنابراین هیچ شکی در اصالت این نقشه ها نیست.

در ارتباط با مطالب حدود العالم دقیقا کدام بخش را می گویید؟
می شود لطف کنید و یکی از آن نقشه های با قدمت بیشتر (عثمانی و نه غربی) را لینک دهید؟!

این قسمت از حدود العالم:

حدود: از خاور به ارمینیه و سریر والان .از جنوب : حدود شام و دریای مدیترانه و حدود اندلس . از باختر: دریای اوقیانوس مغربی . از شمال : ویرانی شمال و حدود صقلاب و برجا و دریای خزران . این کشور دارای شهرها و دهها و آبادیهای پرنعمت و دریایکها و کوهها و حصارها و قلعه ها و جمعاً دارای چهارده ناحیه است سه ناحیه پس از خلیج قسطنطنیه و یازده ناحیه در خاور خلیج . قسطنطنیه پایتخت روم است و ناحیت دیگر مقدونیه است که اسکندر از آنجاست .

تصور نمی کنم سخنی از روم غربی در هیچ کجا به زبان آورده شده باشد؟!

گویا رُم امروزین محلی از اعراب نداشته است؟!!!!!

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
کل اساطیر و روایات مربوط به یونان باستان چه تاریخی چه حماسی حول محور دریای اژه ( دریا نه رودخانه) و جزایر و سواحل این دریا بوده است در واقع بخش بزرگی از هویت یونانیان باستان به دریانوردی در دریای اژه و مدیترانه گره خورده است حال شما چه گونه و با چه منطقی آن ها را وسط بین النهرین فرض می کنید لابد در دجله و فرات دریانوردی کرده اند!!


در مورد این بخش فقط به دو مورد اشاره ای کوتاه می کنم،
1- واژه دریا در لهجه های (زبان های) مختلف معانی مختلفی پیدا می کند... آمو دریا، دریا نیست بلکه رود است... و از این دست در زبان ها یا همان لهجه های مختلف بسیار وجود دارد، باید ببینیم مترجم چه بلایی بر سر متون اصلی که خود دچار مشکلات دیگری نیز هستند می تواند بیاورد.
2- در مورد کل اساطیر و روایات هم تصور می کنم این جستار و جستارهایی از این دست در هم میهن سخنشان دقیقا همین است که این جغرافیا با جغرافیایی که در متون کلاسیک آمده یکسان نمی تواند باشد.

174:

درود بر شما،

صد البته که متوجه نقد استاد جنیدی شده ام به هر روی چند جلسه ای در خدمت ایشان در بنیاد نیشابور بوده ام.

اما گویا شما گرامی متوجه سخن بنده نشدید که آن بخش های مهمش را باز نشر می کنم...

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
یکی از ایرادات نظریه جناب مهندس حامی همین بخش می باشد، البته باید این مهم را هم در نظر داشت که سنگ آهک در اثر حرارت دیدن متلاشی می شود که این آزمایش بسیار ساده است و می توانید خود نیز با حرارت دادن یک سنگ آهک آنرا مشاهده کنید ولی اینکه در اثر یک آتش سوزی (هرچند بزرگ) بتوانیم به آهنک شکفته دست پیدا کنیم بسیار بعید و دور از ذهن می باشد.
در پست پیشین همانطور که می بینید، بنده هم نقد استاد جنیدی را در این مورد وارد دانسته ام و مخالفتی با آن ندارم ولی موردی دیگر را در رابطه با تاثیرات آتش سوزی بر روی سنگ آهک مطرح کرده ام که آزمایش کردن آن هم چندان سخت نیست...

امیدوارم که پیام را درست منتقل کرده باشم.

175:

مطالب جستار سکندر - اسکندر - الکسندر - الکساندر و ... می تواند در ارتباط با نام اسکندر و القابش و فرم هایی که می تواند به خود بگیرد اطلاعاتی را در اختیارتان بگذارد.

در مورد استقلال مغ دونیا هم باید بگوییم که این مغ دونیا یا سرزمین مغ ها همانطور که در متون و گزارشات مورخین موجود است نه تنها فراموش نشده است بلکه همانطور که در نقشه ای که جناب Stratus آوردند مشخص است در ناحیه ای در شمال ایراک/عراق واقع بوده است... البته از جایگاهی هم که مغان اشکانی مجلس مهستانشان را برگزار می کردند نمی توان به سادگی گذشت. اشکانیانی که در تاریخ کلاسیک ایرانی - اسلامی سرسلسله شان به اسکندر رومی می رسد و خود نیز مانند اسکندر از دید مغان/بزرگان ساسانی هرومی و ارومی بوده اند.

176:

نقل از کتاب حدود عالم

السادسه: بحیره یون(5):
فی فارس، قرب کازرون. طولها عشره فراسخ فی عرض ثمانیه.. و فی هذه البحیره خیرات کثیره.

دریاچه یون
در فارس،نزدیک کازرون.طول آن 10 نرسخ و عرض آن 8 فرسخ،و در این دریاچه خیرات فراوان هست

در متون کهن عربی به هیوان که مرتبط با اثیناس است برخوردم،اما نمی دانم این هیوان با یونان ارتباط دارد یا نه
ه
بهر حال اثیناس جایی است که یونان در آن واقع شده

177:

این هم جزیره زنان در بریتانیا در کتاب حدود عالم

در کتاب اسکندر تاریخ ایران به نقل از فردوسی آمده که اسکندر پس از گذشتن از منطقه سرد و تاریک (قطب شمال) به جزیره ای میرسد که ساکنانش زنان هستند

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

178:

الرجال، رجال؛ وجميع من فى الأخرى، نساء. وفى كل عام يجتمع من فى الجزيرتين مع بعضهم من أجل النسل لمدة أربع ليال. وحين يصبح المولود الذكر فى سن الثالثة، يبعث به إلى جزيرة الرجال.
وفى جزيرة الرجال ستة وثلاثون نهرا كبيرا تخرج من هناك وتصب فى البحر وفى جزيرة النساء ثلاثة أنهار.
وتأتى بعد ذلك فى ناحية الشمال من هذا البحر اثنتا عشرة جزيرة تدعى جزائر برطانية بعضها عامرة والأخرى غير عامرة. وفيها جبال وأنهار وقرى كثيرة ومعادن مختلفة.

179:

شما گفتید بلغارستان شرق ایتالیاست !!
دقیقا نمی دانم چه سندی می خواهید اینکه مقدونیه کجا بوده ؟
من نقشه های دوره عثمانی را گذاشتم و اشاره کردم در مکاتبات آن دوره سلاطین عثمانی از لقب حاکم مقدونیه برای خود استفاده می کردند. اگر بازهم باور نمی کنید می توانید در اینترنت در این مورد جستجو کنید البته بیشتر منابع به زبان ترکی و انگلیسی هستند.
عثمانی ها به خوبی با سرزمین های تحت کنترل خود آشنایی داشتند و دلیلی ندارد تصور کنیم مثلا نمی دانستند مقدونیه یا یونان کجاست!!

180:

با درود

قبل از همه چیز این نقشه ای که خواسته بودید یک نقشه متعلق به امپراتوری عثمانی که ایالات تصرف شده توسط عثمانی ها را به وضوع نشان می دهد از جمله روم ایلی یا سرزمین های رومی و البته مقدونیه یا ماکدونیا !

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)


تا حدودی اشتباه متوجه شده اید و ولی نه بطور کلی...

اگر می شود دقیقا محل یونان و مقدونیه تاریخی یا تخیلی!! را روی نقشه نشان دهید.

ابتدا اینکه همانطور که در متن زیر خودتان هم مشخص کرده ام عبارت یونان با این مفهوم که سرزمین وسیعی را به مانند یونان امروزین در بر بگیرد با آنچه در اسناد کلاسیک آمده است بسیار متفاوت است و از همین روی است که زمانی که ما عبارت یونان یا گریک یا پارس و ... را در یک متن کهن می بینیم به اشتباه برای آن گستره ای وسیع و یا انبوهی از اقوام را تجسم می کنیم که تحت یک نام فقط هستند.

توجه داشته باشید که در گذشته های دور فقط به بخشی از زاگروس، زاگروس گفته می شده است و حتی دو سوی یک رود را با دو نام مختلف نامگذاری می کرده اند و یک دریا با توجه به ساکنان سواحلش نامهای مختلفی می گرفته است که امروز در مقیاس های بزرگتری آنرا شاهد هستیم. دریای هند، دریای عمان، دریای چین و ... اینها چند دریا نیستند یک دریا می باشند ولی...


اصلا موضوع این نیست موضوع این است که بخش بزرگی از روایات حماسی و تاریخی یونان باستان حول محور دریای اژه و مدیترانه و دریانوردی یونانیان می چرخد توجه کنید یک دریا از نظر جغرافیایی و انبوهی از جزایر و شهرهای ساحلی

بنابراین اصلا بحث سر نام نیست

اگر به بخش قبلی و همچنین بخشی که از متن خودتان بُلد کرده ام دقت کنید متوجه می شوید که یونان یک اصطلاح کلی است و در ادبیات کهن مفهومی بکل متفاوت از آنچه امروز می شناسیم داشته است. و در مورد اقوام هم اطمینان داشته باشید که همانطور که مورخین کهنی که به نام یونانی می شناسیم گفته اند این اقوام، اقوامی ایرانی بوده اند که البته صدها با نمونه متن های آن بزرگان را آورده ایم و در مقابل تفسیر اساتید غربی امروزین را تحویل گرفته ایم.


داسیان را بنگرید:


البته امیدوارم که بدانید ما در ایران حداقل دو کرمان داریم که یکی از آنها کرمان در مرکز فلات ایران امروزین می باشد


اگر 2000 سال دیگر یک نفر ادعا کند چون آمریکایی ها و اروپایی ها خویشاوند هستند(مهاجرت اروپایی ها به آمریکا) پس آمریکا در اروپا قرار داشته است آیا درست می گوید!!؟؟
مسلم است که
هم خون بودن دو قوم به معنای این نیست که در یک مکان هستند یا از نظر تاریخی یکی هستند.
خویشاوندی ایرانیان باستان و یونانیان باستان جای بحث دارد اما در هر صورت یونان تاریخی سرزمینی در سواحل شرقی-شمالی و غربی دریای اژه بوده است و مقدونیه هم در همان ناحیه قرار داشته است.

181:

درود
متن کامل اینگونه است :
السادسة: بحيرة يون : في فارس، قرب كازرون. طولها عشرة فراسخ في عرض ثمانية. و ما حولها عامر. و في هذه البحيرة خيرات كثيرة. (حدود العالم من المشرق إلی المغرب , جلد:1 , ص 29 ,مؤلف ناشناخته (قرن ۴ ق) , محقق: هادی، یوسف , دار الثقافیه للنشر , قاهره)

و در پاورقی آمده :

يرى مينورسكى أنها هى نفسها بحيرة مور الواردة لدى ابن البلخى (فارس نامه ١۵۴) ( hudud ,p.١٨٣ ) لكن تلك صغيرة إذ يقول ابن البلخى إن مساحتها فرسخان، بينما هذه أكبر. و لذا نحتمل أن تكون هى نفسها بحيرة جور أرزن الواردة فى جهان نامه (ص ٣۶) حيث قال بكران إنها قرب كازرون و طولها عشرة فراسخ.

یعنی مینورسکی احتمال می دهد که این دریاچه همان دریاچه مور باشد که در فارس نامه آمده , با این تفاوت که دریاچه مور کوچکتر است , و احتمال دیگر اینکه دریاچه جور ارزن باشد که در جهان نامه آمده و نزدیک کازرون و دارای طول 10 فرسخ ذکر شده است .


182:

امپراتوری روم در دوره های مختلف مرزهای متفاوتی داشته است
این روایت مربوط به زمانی است که امپراتوری از شرق به ارمنستان - از جنوب به سوریه-از غرب به اسپانیا و از شمال به سرزمین اسلاوها ها و بلغارستان محدود بوده است دریای خزران هم تواند دریای خزر کنونی یا دریای آزوف یا دریای سیاه باشد که با توجه به حضور خانات خزر در سواحل آن خزران نامیده شده ولی به احتمال زیاد منظور از دریای خزران در اینجا دریای سیاه است.

می دانید چرا سخنی از روم غربی نیامده ؟

چون این روایات عمدتا مربوط به دوران اواخر ساسانی و دوره اسلامی است . در سال 330 میلادی کنستانتین کبیر پایتخت را از رم در ایتالیا به بیزانتیوم منتقل کرد که از آن زمان به بعد قسطنطنیه یا رم جدید نامیده می شد در 395 امپراتوری روم به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد روم غربی در 476 سقوط کرد.
این یعنی صدها سال قبل از دوره اسلامی و برای یک مدت طولانی در زمان ساسانی روم غربی دیگر وجود نداشت و پادشاهی ایتالیا جای آن را گرفته بود خاطره روم غربی به تدریج در خاورمیانه از یادها رفت و مورخین مسلمان و عرب تنها رومی که می شناختند روم شرقی به پایتختی قسطنطنیه بود این در حالی که بود که اروپایی ها همچنان روم غربی را به یاد داشتند و بارها تلاش کردند تا دوباره آن را برپا کنند از جمله در زمان شارلمانی
بنابراین اینکه در برخی منابع تاریخی سخنی از روم غربی نیست بدین معنا نیست که روم غربی وجود نداشته است.

183:

خب ارتباطش به عثمانی چیست که نقشه آن را پست کردید؟
این روایت مربوط به زمانی است که امپراتوری از شرق به ارمنستان - از جنوب به سوریه-از غرب به اسپانیا و از شمال به سرزمین اسلاوها ها و بلغارستان محدود بوده است.
وقتی اسپانیا را ضمیمه امپراطوری روم می کنید بلغارستان میشود شرق این امپراطوری.اما کتاب به ما میگوید بلغار غرب روم بوده
در اطلس ویلام روبرت شفر اثری از روم پیش از میلاد نیست در بیستر نقشها ایتالیای کهن همان ایتالیاست

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

شما بهتر است بجای روم و عثمانی به تاریخ و زبان ،الفبا و ملیت مردم مقدونیه امروز بپردازی تا ببینی که ارتباط چندانی با یونان و زبان و
الفبایش ندارد

الفبای مقدونی
Македонија

یونانی
Μακεδονίας

184:

درود بر شما،

ابتدا سپاس از بابت نقشه و دوم آنکه تاریخ نقشه مربوط است به سال 1333 ق که مصادف است با سلطنت محمد خامس، سلطان عثمانی و جنگ جهانی اول به تاریخ 1915 م... یکی از اتفاقاتی که در این تاریخ روی داده است:

The Constantinople Agreement on 18 March 1915 was a set of secret assurances, which Great Britain promised to give the Capital, and the Dardanelles to the Russians in the event of victory.[22] The city of Constantinople was intended to be a free port.
During 1915, British forces invalidated the Anglo-Ottoman Convention, declaring Kuwait to be an "independent sheikdom under British protectorate."

امیدوارم که:
1- متوجه فاصله زمانی حداقل 500 ساله این نقشه با آن اسناد که در حال بررسی هستیم باشید
2- وجود ارض روم، روم صغری در نواحی شرقی و مرکزی ترکیه امروزین را بی ارتباط با روم ندانید.
3- اگر نقشه ای با قدمت بالاتر و نزدیکتر به دوران نگارش حدودالعالم را دارید، آنرا به اشتراک گذارید.
4- همانطور که از تاریخ نقشه و وقایع آن دوران بر می آید دولت عثمانی در بدترین شرایط خود قرار داشته و این را هم باید بدانید که برای تجزیه یک سرزمین روش کار بر این است که از سالها قبل مقدمات آن فراهم شود...

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها


تا حدودی اشتباه متوجه شده اید و ولی نه بطور کلی...

اگر می شود دقیقا محل یونان و مقدونیه تاریخی یا تخیلی!! را روی نقشه نشان دهید.
تصور می کنم نه متوجه آنچه خود در پست پیشین گفته اید بودید و نه سخن بنده را دریافت کردید که محل دقیق یونان تاریخی را می خواهید؟!!!

به بخشی که در قسمت زیر به رنگ آبی درآمده است دقت کنید، اگر متوجه نشدید بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.

اینرا هم مد نظر داشته باشید که ماسیا یا ماسادونیا یا مغ دونیا یا ماکا دونیا را در کتیبه های هخامنشی اسکودرا تفسیر می کنند و این نامها باز در محدوده شرقی ترکیه امروزین و نه غرب آن دیده می شوند.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها


ابتدا اینکه همانطور که در متن زیر خودتان هم مشخص کرده ام عبارت یونان با این مفهوم که سرزمین وسیعی را به مانند یونان امروزین در بر بگیرد با آنچه در اسناد کلاسیک آمده است بسیار متفاوت است و از همین روی است که زمانی که ما عبارت یونان یا گریک یا پارس و ... را در یک متن کهن می بینیم به اشتباه برای آن گستره ای وسیع و یا انبوهی از اقوام را تجسم می کنیم که تحت یک نام فقط هستند.

توجه داشته باشید که در گذشته های دور فقط به بخشی از زاگروس، زاگروس گفته می شده است و حتی دو سوی یک رود را با دو نام مختلف نامگذاری می کرده اند و یک دریا با توجه به ساکنان سواحلش نامهای مختلفی می گرفته است که امروز در مقیاس های بزرگتری آنرا شاهد هستیم. دریای هند، دریای عمان، دریای چین و ... اینها چند دریا نیستند یک دریا می باشند ولی...
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

اصلا موضوع این نیست موضوع این است که بخش بزرگی از روایات حماسی و تاریخی یونان باستان حول محور دریای اژه و مدیترانه و دریانوردی یونانیان می چرخد توجه کنید یک دریا از نظر جغرافیایی و انبوهی از جزایر و شهرهای ساحلی

بنابراین اصلا بحث سر نام نیست


بسیار عالی پس با بنده در این مورد موافق هستید که دریا، می تواند رود هم باشد؟!

سی یا سو چطور؟

بند یا بوند یا پونت چطور؟

و...

همانطور که عنوان کردم یکی از ایرادات ترجمه غلط و تفسیر غلط یک واژه است که در نسخه برداری ها صورت می گرفته و می گیرد...

حال اگر امکان دارد معانی و مفاهیم دیگر جزیره را برای بنده نام ببرید؟

البته بحث اصلی:
یک بر سر این است که این متون درست ترجمه شده اند یا خیر؟!
و دوم آنکه آیا جغرافیای همین مناطق بر فرض درست بودن تفاسیر آیا بدون تغییر بوده اند؟!


اگر جغرافیای غرب ترکیه برای درست نشان دادن تفاسیر غربی می تواند تغییراتی چند ده کیلومتری داشته باشد چطور چنین تغییراتی را برای جغرافیای این سو که با سرعت بیشتری در حال خشک شدن است نمی توانید درنظر بگیرید؟!

کجاست آن دریاهایی که برای فراخگرد در متون کهن پهلوی آمده اند؟!

فراخ‌کرت دریایی اسطوره‌ای است که در کنار کوه البرز قرار دارد.!!!!!

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
اگر به بخش قبلی و همچنین بخشی که از متن خودتان بُلد کرده ام دقت کنید متوجه می شوید که یونان یک اصطلاح کلی است و در ادبیات کهن مفهومی بکل متفاوت از آنچه امروز می شناسیم داشته است. و در مورد اقوام هم اطمینان داشته باشید که همانطور که مورخین کهنی که به نام یونانی می شناسیم گفته اند این اقوام، اقوامی ایرانی بوده اند که البته صدها با نمونه متن های آن بزرگان را آورده ایم و در مقابل تفسیر اساتید غربی امروزین را تحویل گرفته ایم.
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
داسیان را بنگرید:


البته امیدوارم که بدانید ما در ایران حداقل دو کرمان داریم که یکی از آنها کرمان در مرکز فلات ایران امروزین می باشد


اگر 2000 سال دیگر یک نفر ادعا کند چون آمریکایی ها و اروپایی ها خویشاوند هستند(مهاجرت اروپایی ها به آمریکا) پس آمریکا در اروپا قرار داشته است آیا درست می گوید!!؟؟
مسلم است که
هم خون بودن دو قوم به معنای این نیست که در یک مکان هستند یا از نظر تاریخی یکی هستند.
خویشاوندی ایرانیان باستان و یونانیان باستان جای بحث دارد اما در هر صورت یونان تاریخی سرزمینی در سواحل شرقی-شمالی و غربی دریای اژه بوده است و مقدونیه هم در همان ناحیه قرار داشته است.
بحث بر سر 2000 سال فاصله زمانی نیست... هرکول اسطوره/ستاره/شاه/پهلوان یونانی توسط خود یونانیان از نژاد پرسه معرفی می شود و نام شهر پارسیان را هم پرسه پولیس می گویند... افلاطون خود و اعقابش را به پرسه می رساند...

داسی ها همان داهی ها می باشند، شک دارید بروید ریشه هر دو واژه را بررسی کنید... اینکه چرا دو تا شده اند را هم در حوصله یکی دو پست نمی گنجد.

جرمنی ها همان جرمنی ها هستند... ایل ایریان همان ایل ایری ها یا ایران هستند... کورت ها همان کوردها و هخائی ها همان هخائی ها و ...

از لحاظ ژنتیکی هم که بخواهید بررسی کنید حتی یک نمونه ژن در کل یونان امروزین که هیچ در کل اروپا یافت نمی کنید که در خاورمیانه آنرا نتوانید بیابید... و قوانین ژنتیک از جمله رانش ژنتیکی + نوشته ها و روایات کلاسیک در مجموع و نه به تنهایی خط بطلانی می کشند بر تمامی ادعاها و تفسیرهای سطحی و هدفدار غربیان .

185:

سه مطلب مهم:

1- روایت با تفسیری که شما از آن دارید کل روم شرقی و غربی را شمال می شود...

از ارمنستان تا اسپانیا ولی براساس آنچه در زیر آوردید روم غربی نباید شناخته شده باشد که گویا اینگونه نیست و مورخ با توضیحاتی که شما دادید هم می دانسته و هم نمی دانسته!!!!

2- خزر در نقشه عثمانی که آوردید دریای خزر امروزین است و با این توصیفات نمی تواند شمال روم باشد و فقط می تواند شرق آن باشد که آنهم تاز اگر سرحدات این روم به خزر امروزین رسیده باشد!!!

3- از شمال به بلغارستان محدود می شود با این توصیف و با توجه به نقشه عثمانی که ارسال کردید تصور نمی کنید که کل نقشه های اساتید غربی زیر یک علامت سوال بزرگ باید قرار گیرند؟!!!!

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
می دانید چرا سخنی از روم غربی نیامده ؟

چون این روایات عمدتا مربوط به دوران اواخر ساسانی و دوره اسلامی است . در سال 330 میلادی کنستانتین کبیر پایتخت را از رم در ایتالیا به بیزانتیوم منتقل کرد که از آن زمان به بعد قسطنطنیه یا رم جدید نامیده می شد در 395 امپراتوری روم به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد روم غربی در 476 سقوط کرد.
این یعنی صدها سال قبل از دوره اسلامی و برای یک مدت طولانی در زمان ساسانی روم غربی دیگر وجود نداشت


می شود سندی را که دقیقا می تواند اثبات کند کنستانتین رُم را از ایتالیا امروزین به قسطنطنیه (استانبول) منتقل کرده است را آدرس دهید؟!!!!

این بخش یکی از استوارترین مدارک نظریه شرقی بودن خواستگاه روم باستان است که تصور نمی کنم بتوانید برای آن توضیحی داشته باشید.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
و پادشاهی ایتالیا جای آن را گرفته بود خاطره روم غربی به تدریج در خاورمیانه از یادها رفت و مورخین مسلمان و عرب تنها رومی که می شناختند روم شرقی به پایتختی قسطنطنیه بود این در حالی که بود که اروپایی ها همچنان روم غربی را به یاد داشتند و بارها تلاش کردند تا دوباره آن را برپا کنند از جمله در زمان شارلمانی


مورخین مسلمان و عرب که تا اسپانیای امروزین را در اختیار داشتند خبر از روم غربی نداشتند؟!!!

و بعد از آن اروپاییان همچنان روم غربی را به یاد داشتند؟!!

براساس کدام سند چنین تحلیلی کرده اید؟!


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
بنابراین اینکه در برخی منابع تاریخی سخنی از روم غربی نیست بدین معنا نیست که روم غربی وجود نداشته است.
تصور می کنم که اگر به این بخش از سخنان خود بیشتر دقیق شوید متوجه کلاهی که بر سر بنده و شما و هر آنکس که در این کره خاکی زیست می کند گذاشته اند بشوید.

پاینده باشید

186:

درود بر شما گرامی،

جالب است که یکی از نامهای این ناحیه یعنی یونان، مور است

به نقشه زیر نگاه کنید:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

187:

ارتباطش به عثمانی این است که سرزمین هایی مانند مقدونیه- یونان و بلغارستان و روم ایلی در بالکان قرار دارند و نقشه های دوره عثمانی این را ثابت می کنند.

وقتی امپراتوری روم یکپارچه بوده(قبل از تقسیم به روم غربی و شرقی) بلغارستان در شرق قلمرو روم بوده اما وقتی روم تجزیه شد بلغارستان در غرب روم شرقی قرار می گیرد . از اواخر قرن چهارم میلادی روم تجزیه شد و این کتاب درباره روم شرقی-بیزانس است.

نقشه ای که گذاشتید مربوط به دوران جمهوری روم که قبل از امپراتوری روم بوده هست در زمان جنگ های رومیان ایتالیا و کارتاژها!!

188:

درود
جزییات نقشه مربوط به دوره قبل استقلال یونان و بلغارستان و جدا شدن بخش های اروپایی از عثمانی است.
چطور ممکن است عثمانی ها از نام های تاریخی سرزمین هایی که قرن ها بر آن حکومت می کردند بی خبر باشند ! این غیر ممکن است.

189:



ارض روم و روم صغری در نقشه آواخر عثمانی چه توضیحی دارند؟!!

آرتور عزیز اسنادی هستند که به زودی منتشر خواهیم کرد و آن وقت یا باید دانشمندان بزرگ اسلامی را نادان و دروغگو بدانیم و یا اینکه غربیان که در این ارتباط سوء سابقه هم کم ندارند...


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
وقتی امپراتوری روم یکپارچه بوده (قبل از تقسیم به روم غربی و شرقی) بلغارستان در شرق قلمرو روم بوده اما وقتی روم تجزیه شد بلغارستان در غرب روم شرقی قرار می گیرد . از اواخر قرن چهارم میلادی روم تجزیه شد و این کتاب درباره روم شرقی-بیزانس است.

نقشه ای که گذاشتید مربوط به دوران جمهوری روم که قبل از امپراتوری روم بوده هست در زمان جنگ های رومیان ایتالیا و کارتاژها!!
توجه داشته باشید که این عزیزان رومی خودشان بعد از فرار در جنگ توران/تروی به آنجا (اگر آنجا باشد) مهاجرت کردند و پایتخت دوم روم هم بعد از فرار و شکست کنستانتین...

عقب نشسته اند و روم جدید ساخته اند و روم قدیمتر سقوط کرده است و این داستان تا دوران عثمانی ادامه داشته است.

190:

همانطور که بنده و شما از هخامنشیان و ... بی خبر بوده ایم.

تاریخچه تجزیه یوگوسلاوی و تشکیل مقدونیه امروزین را یک نگاهی بیاندازید شاید متوجه زمینه سازی ها که در پست پیشین به آن اشاره داشتم شدید.

آثار عثمانی در قاره آمریکا یافت شده است و شما می گویید دانشمند عثمانی و مسلمان از روم غربی بی خبر بوده است؟!!

و درضمن این چه سیستم حکومتی است که در خواستگاهش نابود شده ولی نسخه کپی اش در شرق تا جنگ جهانی اول باقی مانده است؟!

در مورد ایتالیا هم بهتر است به هپتالیان/هیتالیان و تاریخی که برایش می گویند بیشتر توجه کنید، البته بدون در نظر گرفتن جغرافیای تفسیری که برایشان بکار می برند.

آتیلا هم در این بین بد نیست که دور از ذهن نباشد. دشمن بزرگ روم!!!

191:

1- بله کل روم را شامل می شود چون از اندلس هم یاد شده اندلس در اسپانیا است.
2- دریای خزران که در حدود العالم آمده همان طور که گفتم دریای خزر نیست در طول تاریخ با توجه به حضور خانات خزر در ناحیه دریای سیاه دو دریای آزوف و سیاه را دریای خزران می نامیدند بنابراین دریای خزران در روایت دریای سیاه است که با محدوده قلمرو روم همخوانی دارد.
3- از شمال به بلغارستان و سرزمین اسلاوها این دقیقا با مرزهای روم و سپس روم شرقی جور درمی آید به نقشه زیر نگاه کنید تغییر مرزهای روم شرقی در طول زمان را نشان میدهد:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

دین اسلام در قرن هفتم میلادی ظهور کرد روم غربی در قرن پنجم سقوط کرد یعنی حدود 2 قرن قبل از ظهور اسلام روم غربی نابود شده بود. مورخین مسلمان فقط روم شرقی به پایتختی قسطنطنیه را می شناختند.

در مورد قسطنطنیه می خواهید بگویید این شهر قدمت بیشتری از روم ایتالیا دارد؟

192:

مور یا morea نام شبه جزیره جنوب یونان است البته در نقشه محل دریای یونان مشخص است که در غرب یونان و شرق ایتالیا قرار دارد.

193:



امیدوارم که توضیحی نیاز نداشته باشد که بدهم؟!


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

در مورد قسطنطنیه می خواهید بگویید این شهر قدمت بیشتری از روم ایتالیا دارد؟
بله دقیقا همین را می خواهم بگویم... زیرا تمامی اسناد و مدارک و روایات سخن از مهاجرت از شرق به غرب به میان می آورند و مسلما یا باید کل روایات را دروغ بدانیم و یا اینکه تفسیرهای غربی را در این ارتباط...

194:

اگر به نقشه های تاریخی مختلف نگاه کنید می بینید که این مکان ها بعد از روم قدیم در ایتالیا و روم جدید یعنی قسطنطنیه به وجود آمده اند و البته همراه با پسوند های مختلف. شما در دوره اشکانی یا ساسانی این روم ها نمی بینید مثلا شهر ارزروم قبل از دوره سلجوقیان تئودوسیوپولیس نام داشت بعد سلجوقیان نامش را ارزروم گذاشتند. یا بودروم قبلا نامش پترونیوم بوده است.

195:

بله دریای یونان و ایونی هایی که در غرب ترکیه امروزین هستند در تاریخ 1915 میلادی براساس آن نقشه عثمانی به غربتر رانده شده اند گویا که دریایشان هم به آنسو منتقل شده.

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

توجه دارید که دریای ایونی براساس تفسیر عزیزان غربی باید این سوی یونان امروزین باشد نه آنسو...

و در مورد مور و یون هم همانطور که اشاره کردم نامهایی که بر روی این نقشه و بسیاری دیگر از نقشه های آنتیک وجود دارد آتن را جزو مور نشان می دهند و این پیوند اسامی بی دلیل نیست... به هر روی یک اصفهانی در کنار خود شیراز را می بیند همانطور که در اسپهانیا/Spain این شیراز را می بیند.

196:

آرتور عزیز حتما با این روایات آشنایی داشته ام که روی به ارائه نظریه ای خلاف جریان آکادمیک شده غربی، آورده ام.

سلجوقیان را سرچ کنید در ویکی پدیا انگلیسی عبارت زیرا را برایم ترجمه کنید.

Not to be confused with Seleucid Empire

البته می دانم که خیلی بیش از این گیج خواهید شد، ولی این دروغ که ساخته اند به قدری بزرگ است که باید برای دیدنش تا سیاره بهرام - مریخ - مارس - رستم - هرکول - اسفندیار - گرشاسب - سیاوش و ... دور بروید و روایات را یکبار دیگر از آن نقطه بعید بنگرید.

197:

آخر این کجایش عجیب است!؟
Seljuq و Seleucid کمی شبیه هستند
این گزینه رو گذاشتن تا کاربر دچار اشتباه نشود
وگرنه سلجوقیان و سلوکیان که هزارسال با هم اختلاف زمانی دارند چه ربطی به هم دارند؟
با همین نوع منطق است که به نتایج عجیب و غریب می رسید و صد البته خودتان هم سردرگم می شوید.

198:

این همه بحث بر سر مکان مقدونیه تاریخی بود stratus یک روایت از کتاب المسالک و الممالک نقل کرد:

"مقدونیه بروایت یاقوت مقذونیه:و این فقیه در اخبار سرزمین روم میگوید:بخش مقدونیه و محدوده اش از شرق به دیوار بلند و از سوی قبله به بحر شام و از غرب به سرزمین صقابله و از پت قبله به سرزمین برجان ختم شود و جایگاه والی دژی است که به آن آندوس گویند"

من هم توضیح دادم این مکان در شبه جزیره بالکان است و نقشه دوره عثمانی را نشان دادم که مقدونیه همچنان در بالکان بوده است و امروزه هم کشوری در بالکان و استانی در یونان است . اما شما(نوید) توضیحات من را قبول نکردید و گفتید همه نقشه ها دروغ غربیهاست و ... ...

شما که می گویید مقدونیه ای که الکساندر از آن آمده در بالکان نبوده پس مکان واقعی آن و همسایگانش را با توجه روایت کتاب المسالک الممالک روی نقشه به من نشان دهید.



199:

آرتور عزیز، نوع منطقی که باید از آن دور شوید آن منطقی است که اسکلت دایناسور 75 میلیون ساله را منطقی می داند... در ارتباط با سردرگمی هم این نمونه دیدگاه هایی نظیر دیدگاه های ساخته شده دوستانی چون شما است که تمدن هایی را در گوشه گوشه این کره خاکی بدون داشتن هیچگونه اعرابی در حافظه تاریخی مردمان تولید می کنند و ناگهان هم ناپدیدشان می کنند و در آخر می گویند نمی دانیم کی آمدند و کی و چرا رفتند...

در مورد ارتباط سلجوقیان و روم و سلوکیان و روم هم بهتر است ابتدا از این بخش شروع کنید و ببینید آیا می شود که تمامی این تمدن ها با آثارشان را در زمانی یکسان داشته باشیم یا خیر؟! منظورم تمدن های مصر و یونان و روم و ایران و چین همزمان با هم است...

جمعیت امپراطوری هخامنشیان

200:



آرتور عزیز بنده بهتر از شما و دیگر عزیزان موضوعات مطرح شده در این جستار و جستارهای مرتبط با آنرا دنبال می کنم و با آن آشنایی دارم...

آیا این عثمانیان نقشه ای نداشته اند که مربوط به اوایل دوران حکومتشان باشد؟!

آیا هیچ تصویری از نقشه های قدیمی تر از دوران استعمار وجود ندارد؟!

درضمن توجه داشته باشید که هرچه به زمان حال نزدیک می شوید به دلیل مهاجرت اقوام از شرق به غرب اسامی هم با آنها به غرب منتقل شده و براساس همان استدلالی که کردید اسامی قدیمی تر به دلایل سیاسی و مذهبی و ... و سقوط و شکست و فرار کردن ساکنان حاکم در آن نواحی تغییر کرده و نام قدیمی دیگر فراموش شده است.... (به قول شما روم غربی محو شده است و به قول من رومی که در بین النهرین بوده است)


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
شما که می گویید مقدونیه ای که الکساندر از آن آمده در بالکان نبوده پس مکان واقعی آن و همسایگانش را با توجه روایت کتاب المسالک الممالک روی نقشه به من نشان دهید.

شما جای داردانیان (سرزمین تروا) را به من نشان دهید براساس آنچه هردوت یونانی و نه ایرانی به قول شما مطرح می کند....

Herodotus, Histories 1.189-191

(1.189) Cyrus on his way to Babylon came to the banks of the Gyndes [i.e., Diyala], a stream which, rising in the Matienian mountains, runs through the country of the Dardanians, and empties itself into the river Tigris. The Tigris, after receiving the Gyndes, flows on by the city of Opis[i.e., Baghdad], and discharges its waters into the Erythraean sea [i.e., the Persian Gulf


امیدوار هستم که نگویید هردوت نمی دانسته و سواد نداشته است و محل زندگی خودش را هم نمی شناخته و چنین گاف بزرگی داده است.

201:

چه چیزی مانع می شود این تمدن ها در یک بازه زمانی باشند؟


202:

ببینید بازهم بحث را عوض کردید این چندمین بار است که از شما می خواهم محل مقدونیه الکساندر را روی نقشه به من نشان دهید اما هر بار با به میان آوردن یک موضوع دیگر از جواب دادن سرباز می زنید.

در ارتباط با نقشه ها که می گویید ساخته غرب هستند باید گفت تحریف نقشه های سیاسی و تاریخی شاید در داخل یک کشور امکان پذیر باشد اما در حد جهانی آن هم در دنیایی که دولت های متخاصم وجود دارند به هیچ وجه امکان پذیر نیست.
شما می گویید این نقشه ها دروغین و ساخته غرب هستند آیا می می توانید نقشه یا سندی تاریخی به من نشان دهید که اثبات کند اطلاعات این نقشه ها همگی نادرست هستند؟

مثلا در نقشه امپراتوری عثمانی که گذاشتم مقدونیه در شبه جزیره بالکان قرار دارد آیا شما می توانید
با استفاده از یک نقشه تاریخی یا یک روایت معتبر تاریخی ثابت کنید مقدونیه جای دیگری بوده ؟

203:

سرزمین داردانیان در حاشیه تنگه داردانل قرار دارد این جا همان مکانی است که در سال 85 ق.م مهرداد ششم پادشاه پنتوس با رومیان معاهده داردانوس را بست.

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

204:

آمار جمعیتی امروز کره زمین

> جمعیت امپراطوری هخامنشیان <

205:



بحث بر سر روم و یونان و مقدونه است... کجایش عوض شده؟!!!

اگر دنبال یک کروکی مانند تفسیرهای کیلویی که غربیان انجام داده اند هستید خیلی راحت به دشت مغان سر بزنید در شما اردبیل... اگر نه دنبال حقیقت هستید صبوری کنید تا با بررسی های دقیقتر در آینده نه چندان دور محدوده دقیق آن مشخص شود.... دوست عزیز، بیشتر اقوام تا همین دیروز کوچ نشین بوده اند و مهاجرت های بسیاری تا پیش از قوانین جدید که محدودیت در امر مهاجرت ایجاد کرده اند صورت می پذیرفت... فقط یک چیز را می توانم با قطعیت به شما بگویم و آن اینکه آن مقدونیه و یونان 100% در محل امروزینش حداقل در دوران الکساندر و اسکندر نبوده است.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در ارتباط با نقشه ها که می گویید ساخته غرب هستند باید گفت تحریف نقشه های سیاسی و تاریخی شاید در داخل یک کشور امکان پذیر باشد اما در حد جهانی آن هم در دنیایی که دولت های متخاصم وجود دارند به هیچ وجه امکان پذیر نیست.
شما می گویید این نقشه ها دروغین و ساخته غرب هستند آیا می می توانید نقشه یا سندی تاریخی به من نشان دهید که اثبات کند اطلاعات این نقشه ها همگی نادرست هستند؟

مثلا در نقشه امپراتوری عثمانی که گذاشتم مقدونیه در شبه جزیره بالکان قرار دارد آیا شما می توانید با استفاده از یک نقشه تاریخی یا یک روایت معتبر تاریخی ثابت کنید مقدونیه جای دیگری بوده ؟
حد جهانی!!!! منظور از جهان، اروپا است؟!!

بهر وقت فهمیدید که اصل شاهنامه چرا باید در ایران نباشد، آنوقت متوجه می شوید که نقشه های کهن تر و اصلی در کجا نگهداری می شوند و چرا منتشر نمی شوند.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
سرزمین داردانیان در حاشیه تنگه داردانل قرار دارد این جا همان مکانی است که در سال 85 ق.م مهرداد ششم پادشاه پنتوس با رومیان معاهده داردانوس را بست.

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)
عزیزم گویا اصلا متوجه نشدید که داستان چیست؟!

هردوت (یک یونانی) این سرزمین را بر روی رودخانه دجله و در نزدیکی های بغداد امروزین متصور شده است


Herodotus, Histories 1.189-191

(1.189) Cyrus on his way to Babylon came to the banks of the Gyndes [i.e., Diyala], a stream which, rising in the Matienian mountains, runs through the country of the Dardanians, and empties itself into the river Tigris. The Tigris, after receiving the Gyndes, flows on by the city of Opis[i.e., Baghdad], and discharges its waters into the Erythraean sea [i.e., the Persian Gulf

متن را درست بخوانید اگر هم نمی توانید ترجمه اش را برایتان بگذارم.

206:

من بارها گفتم اسکندر ایرانی نبود
دلیل محبوبیت نسبی که اورد معلوم بود
اشغالگری بود سعی در عوام فریبی ایرانیا داشت یبا شایدم خودش محو هنر ایران شد (بهر حال تشخیص نیت یکی بیش از 2400 سال گذشته سخته )
لباسهای ایرانی پوشید خودشو ایرانی میدونست و ادامه دهنده ی هخوامنشیان

بعد بر میگرده به ایرانی های درباری خلافت عباسی اونها از این حافظه تاریخی استفاده کردند سعی در ایرانی کردنش کرده اند این شد اسکندر نامه از اینجا اومد

207:

خودتان نقشه مقدونیه را در پست قبلی نشان ما دادید.چند تا هم ما نشان شما دادیم.دیگر چه میخواهید؟
به جای این بحث ها توضیح دهید چرا makedonia را مقدونیه = maghdonie ترجمه میکنید؟

نقشه خودتان
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

208:

روند رشد جمعیت به هیچ صورتی ثابت نیست ممکن است جمعیت در یک دوره افزایش و در دوره دیگر کاهش یابد .
از طرفی میزان جمعیت مورد نیاز برای وجود یک تمدن در دوره های تاریخی متفاوت است .

209:

Dardanians که باید بر سر راه بغداد باشد در نقشه ویکیپدیا اینجاست

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

210:

در یک کلام مقدونیه در دشت مغان بوده نظر شما این است؟


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
حد جهانی!!!! منظور از جهان، اروپا است؟!!

بهر وقت فهمیدید که اصل شاهنامه چرا باید در ایران نباشد، آنوقت متوجه می شوید که نقشه های کهن تر و اصلی در کجا نگهداری می شوند و چرا منتشر نمی شوند.
اعتبار یک سند زمانی باطل می شود که سند معتبر با قدمت بیشتر ارائه شود.در حال حاضر این نقشه ها قابل قبول هستند اگر نقشه های معتبر دیگری پیدا شوند که حاوی اطلاعات متفاوتی باشند آن وقت این نقشه ها منسوخ خواهند شد.


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
عزیزم گویا اصلا متوجه نشدید که داستان چیست؟!

هردوت (یک یونانی) این سرزمین را بر روی رودخانه دجله و در نزدیکی های بغداد امروزین متصور شده است

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
Herodotus, Histories 1.189-191

(1.189) Cyrus on his way to Babylon came to the banks of the Gyndes [i.e., Diyala], a stream which, rising in the Matienian mountains, runs through the country of the Dardanians, and empties itself into the river Tigris. The Tigris, after receiving the Gyndes, flows on by the city of Opis[i.e., Baghdad], and discharges its waters into the Erythraean sea [i.e., the Persian Gulf

متن را درست بخوانید اگر هم نمی توانید ترجمه اش را برایتان بگذارم.
اگر شما این روایت را قبول دارید باید بقیه روایات یونانی ها در مورد داردانیان ها را هم قبول کنید
>>>>Dardania

211:

گفتم این یک مستعمره یونانی نشین است که به وسیله سلوکی ها تاسیس شده نه یک سرزمین اصلی و قدمت آن کمتر از 300 ق.م است.

حالا شما فرض کن این ایالت سلوکی همان مقدونیه بوده آن وقت شهرهای مقدونیه باستان مانند پلا-ورجینا-آمفوپولیس و ...چکار می کنید ؟؟ یک کشور که بدون شهر نمی شود!!

212:

سندی دارید که ادعایتان را ثابت کند؟

گمان کنم جناب صلح دوست تصویر پلا در لبنان را پیشتر نشان دادند

پلا در اردن
Pella, Jordan

پلا در سوریه
Syria, Decapolis, Pella - Ancient Greek Coins - WildWinds.com

213:


یک بار دیگر آن پستی را که ارسال کردم بخوانید... در یک کلام اگر بخواهیم مانند غربیان کیلویینظر بدهیم ...

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
اگر دنبال یک کروکی مانند تفسیرهای کیلویی که غربیان انجام داده اند هستید خیلی راحت به دشت مغان سر بزنید در شمال اردبیل... اگر نه دنبال حقیقت هستید صبوری کنید تا با بررسی های دقیقتر در آینده نه چندان دور محدوده دقیق آن مشخص شود....

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

اعتبار یک سند زمانی باطل می شود که سند معتبر با قدمت بیشتر ارائه شود. در حال حاضر این نقشه ها قابل قبول هستند اگر نقشه های معتبر دیگری پیدا شوند که حاوی اطلاعات متفاوتی باشند آن وقت این نقشه ها منسوخ خواهند شد.
تصور می کنم سند زیر و همچنین گفته های دیگر مورخین یونانی و نیز اسناد دسته اول مانند کتیبه های هخامنشی هم از لحاظ اعتبار و هم از لحاظ قدمت بر آن نقشه عثمانی سال 1915 میلادی برتری دارند.

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
هردوت (یک یونانی) این سرزمین را بر روی رودخانه دجله و در نزدیکی های بغداد امروزین متصور شده است


herodotus, histories 1.189-191

(1.189) cyrus on his way to babylon came to the banks of the gyndes [i.e., diyala], a stream which, rising in the matienian mountains, runs through the country of the dardanians, and empties itself into the river tigris. The tigris, after receiving the gyndes, flows on by the city of opis[i.e., baghdad], and discharges its waters into the erythraean sea [i.e., the persian gulf

متن را درست بخوانید اگر هم نمی توانید ترجمه اش را برایتان بگذارم.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
اگر شما این روایت را قبول دارید باید بقیه روایات یونانی ها در مورد داردانیان ها را هم قبول کنید
>>>>dardania
اما در مورد روایات دیگر یونانیان... صد در صد اینچنین است و بنده هیچ سند کلاسیکی را رد نمی کنم، ولی لازم است برای چند صدمین بار در هم میهن تکرار کنم که کلاسیک بودن یک سند باعث تغییر ماهیت آن سند نمی شود و یک سند دسته سوم همواره یک سند دسته سوم می باشد. علاوه بر این مهم، خوشحال می شوم مانند سندی که ارائه کردم بتوانید جغرافیای دقیق این نواحی را براساس مکان هایی که حداقل هیچ کس در آنها شک و شبه ای ندارد (مانند رود دجله و فرات) برای من از روی یکی از آن اسناد موقعیت این داردانیان ها را اثبات کنید.

214:

امیدوارم با پیش فرض های امروزین در ارتباط با تقسیم بندی ها و مرزبندی ها و همچنین تعاریف امروزین یک کشور را با یک کشور در امروز مقایسه نکنید.

توجه داشته باشید که حتی در تفسیرهای امروزین حداقل بدون هیچ اختلاف نظری هر شهر در یونان باستان را یک کشور می دانستند... و اصطلاح دولت شهر از همین جهت ایجاد شده است.

البته در این باب:

دولت‌شهر دولتی است که فقط در یک شهر و مناطق اطراف آن شهر حاکم است. دولت‌شهرهای مهم در یونان پدید آمده‌اند، اما اولین دولت‌شهرها در تمدن میان‌رودان به وجود آمده‌اند.
توجه داشته باشید که به همین علت است که هنوز در برخی لهجه ها مانند انگلیسی برای کشور و شهر یک کلمه استفاده می شود. (Country)

درضمن خواهشا نگویید برای شهر می گویند City و Country معنی اطراف شهر را می دهد که آنوقت باید برای واژه Countryside یک کاربری دیگر بیابید.

برای اطلاعات بیشتر شما و دیگران که علاقه به ریشه یابی واژگان دارند باید اضافه کنم که این واژه یعنی Country از واژه کنت یا کند که امروزه هنوز در گویش آذری/تورکی استفاده می شود گرفته شده یا بهتر است بگوییم که از یک ریشه می باشند و معنی کنت/کند در تورکی یعنی ده یا همان شهر است.

215:

درود بر شما گرامی،

خودش می گوید ایرانی (هم نژاد پارسیان) است... مورخین ایرانی هم می گویند که او برادر ناتنی دارا بوده است.

حال آنچه شما و دیگران که مانند شما نظر می دهند، عنوان می کنید بر پایه کدام سند و مدرک استوار است؟!! زیرا آنچه در زیر به عنوان دلیل و مدرک! (سند!) بیان کردید فقط تفسیر و تحلیل است... که در مورد کوروش کبیر هم صدق می کند زیرا کوروش هم بعد از رسیدن به حکومت لباس مادی پوشید و ...

نوشته اصلي بوسيله s-zeus نمايش نوشته ها
دلیل محبوبیت نسبی که اورد معلوم بود
اشغالگری بود سعی در عوام فریبی ایرانیا داشت یبا شایدم خودش محو هنر ایران شد (بهر حال تشخیص نیت یکی بیش از 2400 سال گذشته سخته )
لباسهای ایرانی پوشید خودشو ایرانی میدونست و ادامه دهنده ی هخوامنشیان
و اما در مورد تحلیل زیر که در میزگرد کذایی پرگار بی بی سی نیز از سوی مخترع این تحلیل ارائه شد، پیشنهاد می دهم، مستند نقد و بررسی دروغ های بی بی سی را از لینک زیر ملاحظه کنید.

دروغ های بی بی سی

نوشته اصلي بوسيله s-zeus نمايش نوشته ها
بعد بر میگرده به ایرانی های درباری خلافت عباسی اونها از این حافظه تاریخی استفاده کردند سعی در ایرانی کردنش کرده اند این شد اسکندر نامه از اینجا اومد
پاینده باشید

216:

این ادعای من نیست که آن را ثابت کنم این موضوع در تاریخ ثابت شده سلوکیان در فرایند یونانی سازی شرق اقدام به تاسیس شهرهای یونانی نشین و تغییر نام شهرها و استان ها به نام های یونانی کردند. حالا شما ادعا می کنید که این مناطق همان یونان و مقدونیه اصلی بودند شما باید ادعای خود را ثابت کنید چون ادعای جدیدی مطرح کرده اید.

در ضمن پلا سوریه و پلا اردن در فاصله خیلی دوری از ایالت مقدونیه بین النهرین قرار دارند!!

217:

من از شما خواستم مکان مقدونیه اسکندر را روی نقشه نشان دهید اما شما پاسخ روشن و واضحی نمی دهید یعنی اینکه هنوز مطمئن نیستید مقدونیه واقعا کجا بوده است.

218:

داردانیان های بین النهرین هیچ شبه ای به موجودیت مقدونیه و یونان در بالکان وارد نمی کنند(اگر نظر شما بر خلاف این است بگویید)

طبق روایات هردوت جغرافیای جهان شناخته شده آن زمان این گونه بوده:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

موقعیت داردانیان هایی که گفتید در سرزمین آشور قرار دارد و البته موقعیت یونان=هلاس و تراکیه که بعدا به دست فیلیپ دوم مقدونی فتح و ضمیمه مقدونیه شد مشخص است.

219:

دور بودن این پلاها از مقدونیه میان رودان خللی در مسئله ایجاد نمیکند،چون کسی ادعا نکرده که الکساندر یا اسکندر ایرانی متولد آنجاست.تاریخ دانان یونان امروز هم درمورد زادگاه الکساندر توافق ندارند.پلا در بالکان مقر فرمانروایی فلیپ بوده اما الکساندر کجا بدنیا آمده را کسی با قاطعیت نمیتواند نظر دهد
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

طبق روایات هردوت جغرافیای جهان شناخته شده آن زمان این گونه بوده:

موقعیت داردانیان هایی که گفتید در سرزمین آشور قرار دارد و البته موقعیت یونان=هلاس و تراکیه که بعدا به دست فیلیپ دوم مقدونی فتح و ضمیمه مقدونیه شد مشخص است.
در این تصویر هم من اثری از هلاس.،مقدونیه یا داردانیان در بالکان ندیدم..توجه داسته باشید که از هرودوت تا الکساندر و ا اسکندر ایرانی صدها سال فاصله زمانی هست.و او نمییتوانسته نقشه جغرافیای چند قرن پس از خود را تشریح یا ترسیم کند.بنا براین دنبال سند جدیدتر باشید.

این ادعای من نیست که آن را ثابت کنم این موضوع در تاریخ ثابت شده سلوکیان در فرایند یونانی سازی شرق اقدام به تاسیس شهرهای یونانی نشین و تغییر نام شهرها و استان ها به نام های یونانی کردند. حالا شما ادعا می کنید که این مناطق همان یونان و مقدونیه اصلی بودند شما باید ادعای خود را ثابت کنید چون ادعای جدیدی مطرح کرده اید.
تغییر نام دادن با بنا کردن شهر تفاوت بسیار دارد.شهرهای اردن پیشینه 4000 ساله دارند .اما چرا سلوکیان تنها با شهرهای آن بخش از منطقه این کار را کردند و چرا نام هگمتانه شوش ، بابل و دیگر شهرهای ایران را یونانی نکردند؟
.
.
.
.
.
.

220:

اقوام بربر در المسالک ولممالک

اقامتگاه آنان فلسطین بود و پادشاه آنان جالوت نام داشت و هنگامیکه داود (ع) او را کشت به مغرب کوچ نمودندتا در لوبیه 568 و قرابیه 569 مستقر شدند و از آنجا متفرق شدند.

لوبیه .شهری میان اسکندریه و برقه ودر کنار دریا یا اقیانوس و سرسبز است
حالا به توضیحات ویکیپپدیانگاه کنید

خود اصطلاح «بربر» (از ریشه barbaroi یونانی) که از ابداعات یونانیان باستان بود،
از لحاظ تاریخی واژه «بربر» به تمامی اقوام شمالی اروپا - نواحی شمالی شبه‌جزیره بالکان و شبه‌جزیره ایتالیا - اطلاق می‌شود

وقتی رمی‌ها این اصطلاح را برگزیدند و پذیرفتند، مانند یونانی‌ها آن را در خطاب به دشمنانشان - قبایل اروپای شمالی - به کار گرفتند. حتی معروف بود که یونانی‌ها و رمی‌ها وقتی می‌خواستند با لحنی حقارت‌آمیز به یکدیگر اشاره کنند این اصطلاح را به کار می‌بردند


داود (ع) در قرن چهارم میلادی میزیسته بنابراین اگر بربرها به بالکان مهاجرت کرده باشند 6قرن پس از سلوکیان بوده
.
،


حالا لطفا بگید این بربرهای فلسطینی همسایه کدام یونان بودند .یونان باستان یا یونان در بالکان؟



https://en.wikipedia.org/wiki/Barbarian

221:

چطور خللی وارد نمی کند پلا و قبل از آن ورجینا پایتخت پادشاهی مقدونیه بوده اند فیلیپ هم پادشاه مقدونیه بوده و اسکندر هم جانشین او شده
آثار این شهرها در بالکان هستند اسکندر هر جا متولد شده باید آخر سر به همان مقدونیه بازمی گشته تا بتواند وارث فیلیپ شود

نوشته اصلي بوسيله stratus نمايش نوشته ها
در این تصویر هم من اثری از هلاس.،مقدونیه یا داردانیان در بالکان ندیدم..توجه داسته باشید که از هرودوت تا الکساندر و ا اسکندر ایرانی صدها سال فاصله زمانی هست.و او نمییتوانسته نقشه جغرافیای چند قرن پس از خود را تشریح یا ترسیم کند.بنا براین دنبال سند جدیدتر باشید.
واقعا اثری از هلاس ندیدید؟؟؟؟؟ کمی بیشتر دقت کنید
داردانیان هایی که هرودوت از آنان اسم برده در مسیر رودهای Tigris یا دجله و Gyndes یا دیاله هستند پس در سرزمین بین النهرین قرار داشته اند و ناحیه آشور. جای اینها را که دیگر می توانید روی نقشه پیدا کنید
در نقشه مقدونیه نیست چون در زمان هرودوت مقدونیه یک پادشاهی کوچک در سرزمین هلاس-یونان بوده .
مقدونیه ای ها بعدا به سمت شمال پیشروی کردند و جنوب تراکیه را تصرف کردند و پادشاهی خود را گسترش دادند.
در ضمن هرودوت جغرافیای آینده را شرح نداده او روایتی از سرزمین های شناخته شده در زمان خود را ارائه داده


نوشته اصلي بوسيله stratus نمايش نوشته ها
تغییر نام دادن با بنا کردن شهر تفاوت بسیار دارد.شهرهای اردن پیشینه 4000 ساله دارند .اما چرا سلوکیان تنها با شهرهای آن بخش از منطقه این کار را کردند و چرا نام هگمتانه شوش ، بابل و دیگر شهرهای ایران را یونانی نکردند؟
.
.
.
.
.
.

چون حکومت آنان دوام کمتری در ایران داشت و با ظهور امپراتوری پارت سلوکیان این امکان را نداشتند که در ایران مستعمره نشین یونانی ایجاد کنند چون پارت ها مرتب به سمت غرب پیشروی می کردند و این خطری برای یونانی های مهاجر بود.

222:

همین طوری یک برش از یک روایت تاریخی و تفسیر دلبخواهی آن می شود یک تاریخ مریخی !!!!!!!!!!

حضرت داوود در قرن چهارم میلادی می زیسته؟؟؟؟؟!!!!!!!


223:

در این مورد حق با شماست.و من اشتباه کردم.اما همانطور که تاریخ نگار گفته بربرها به آفریقا کوچ کردند نه اروپا.

البته من در تفسیر آیت الله خوادی آملی خوانده بودم که داود کتاب نداشته و انجیل مسیح (ع) را تبلیغ میکرده

224:

عزیزم، روشن تر از آنچه گفتم چه می خواهید؟!! علاقه دارید دروغ و یا تحلیل و تفسیر تخیلی و سطحی بشنوید؟!

اگر علاقه دارید مانند اساتید غربی تفسیر ها و نقشه های کیلویی تحویلتان دهم بنده شرمنده هستم هدفم از بررسی مجدد این قصه های جن و پری که به عنوان واقعیت های تاریخ به خورد بنده و شما در این چند سده داده اند چیز دیگری است.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
داردانیان های بین النهرین هیچ شبه ای به موجودیت مقدونیه و یونان در بالکان وارد نمی کنند (اگر نظر شما بر خلاف این است بگویید)
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها


عجب؟!!!

چگونه هیچ شبه ای وارد نمی کند؟!!!

می دانید داردانیان ها در یونان باستان با چه بخشی از تاریخ پیوند خورده اند؟!

100% نظر من خلاف این موضوع است...

یک سند دسته اول که با آن بتوانید اثبات کنید محدود یونان امروزین همان محدوده اقوام ایونی است ارائه کنید... فقط یک سند

بنده برای شما دو سند دسته اول در این ارتباط در اختیار می گذارم ولی تا زمانی که شما سندی ارائه نکرده اید و صرفا برای بنده تفسیر قرن 15 غربیان را در ارتباط با جغرافیای کهن پست می کنید از ارائه آنها خودداری می کنم.



نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
طبق روایات هردوت جغرافیای جهان شناخته شده آن زمان این گونه بوده:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

موقعیت داردانیان هایی که گفتید در سرزمین آشور قرار دارد و البته موقعیت یونان=هلاس و تراکیه که بعدا به دست فیلیپ دوم مقدونی فتح و ضمیمه مقدونیه شد مشخص است.
هردوت خودش این نقشه را کشیده؟!

عزیزم بنده می گویم نر است شما می گویید بدوش؟!!

فقط به یک بخش از نقشه یک مقدار بسیار بسیار اندک توجه کنید تا متوجه شوید که یا نقاش (قرن 15 غربی) ناشی بوده است یا هردوت دیوانه...

Araxes؟!!!!


یکبار دیگر پیشنهاد می دهم درست و حسابی آنچه فقط در این پست به شما گفتم را بخوانید و دقت کنید که یا باید دجله و فرات و بابل باستانی را از بین النهرین بکنید و به اروپای امروز و جزایر دریای ایزه/ایژه امروزین ببرید و یا اینکه کمی در دروغهایی که فقط در این چند سده به خوردتان داده اند شک کنید.

225:

قرن چهارم میلادی اش معلوم نیست چون میلادیشان هم با برخی حساب و کتاب ها جور در نمی آید...

توجه داشته باشید که یهودیان برای معتبر کردن خود دروغهای بسیاری را وارد تاریخ کرده اند و علاوه بر مصادره بسیاری از شخصیت های دینی در روایات تاریخی نیز دست برده اند...

در ارتباط با داوود و سلیمان پیشنهاد می دهم جستار زیر را بنگرید:

ستاره داوود، مهر سلیمان ... نشانی یهودی یا ایرانی؟

226:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

عزیزم بر اساس همان نقشه ای که ارسال شد و بنده هم به شما گفتم که به بخش توضیحات نقشه و اسامی آن در محدوده Mygdonia دقت کنید و شما بدون توجه سخن خود را تکرار کردید داستانی که می گویید یونانی سازی شرق نیست و برعکس آن یونانی سازی غرب است... آنهم بعد از شکست های بسیاری که خوردند... جالب است که این رومیان و یونانیان و ... در اکثر جنگ ها شکست می خوردند ولی فقط در حال پیشروی در شرق بودند

عزیزم پس زده می شدند و به سرزمین هایی که تازه از زیر یخ سر در می آوردند فرار می کردند همانطوری که کنستانتین پس از فرار کردن رُم دوم (قسطنطنیه) را تاسیس کرد.

نقشه زیر را که قسمت ایژه ای همان نقشه بالا است نگاه کنید ببینید هجم شهرهای یونانی شده و زیر خط دارش چقدر است... به هر روی این عزیزان غربی هر از چندگاهی از روی بی توجه ای سوتی داده و اصل داستان را با زبان بی زبانی بیان می کنند

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)


227:

با درود
قبل از اینکه به بحث بپردازم باید اشاره کنم موضوع ها پست ها خیلی پراکنده شده و این طوری اصلا به نتیجه ای نمی رسیم از طرفی بسیاری از سوالات و پاسخ ها هم به حاشیه می روند پیشنهاد می کنم موضوع بحث ها و پست ها کمی متمرکز شود تا بتوانیم ادامه دهیم.



شما در مورد ایونی ها سند خواستید اجازه بدهید قبل از آن بپردازیم به اینکه ایونی ها چه کسانی بوده اند:

مردمان یونان باستان شامل چندین تیره مجزا بودند:
دوری ها-ایونی ها-ایولی ها-آتیک ها و آرکاد ها
که این تیره ها خود به سه گروه از نظر محل سکونت تقسیم می شدند:
گروه غربی: که همان دوری ها بودند و مشهورترین آنان اسپارت ها بودند.
گروه مرکزی: شامل ایولی ها و آرکاد ها می شدند
گروه شرقی: آتیک ها وایونی ها بودند آتنی ها از این دسته بودند

در نقشه زیر محل این گروه ها مشخص است:
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

سرزمین اصلی ایونی ها در غرب ترکیه کنونی قرار داشت که به ایونیه مشهور بود اما نام یونان که برگرفته از نام ایونیه بود به کشور هلاس هم گفته میشد که محل سکونت دیگر تیره ها بود.

حالا با این توضیحات شما دقیقا در مورد کدام گروه سند می خواهید؟

228:

نقل از کتاب المسالک و الممالک

مقدونیه بروایت یاقوت مقذونیه:و این فقیه در اخبار سرزمین روم میگوید:بخش مقدونیه و محدوده اش از شرق به دیوار بلند و از سوی قبله به بحر شام و از غرب به سرزمین صقابله و از پشت قبله به سرزمین برجان ختم شود
ز
(۶۳۳)-برجان شهری از نواحی خزر

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

لطفا طبق توضیح بالا بگویید مقدونیه کجاست

229:

برجان همان بلغارستان است دریای خزر در اینجا دریای سیاه است .
در زمان حکومت خانات خزری دریای سیاه و دریای آزوف را هم دریای خزر می خواندند.

شما بهتر است به بقیه روایات مورخین مسلمان هم دقت کنید:

حدود العالم نوشته است:

برجان

بُرجان- ناحيتي است و او را يكي شهر است ثرقیه خوانند، جاي خرم است و بسيار نعمت و كم خواسته و ديگر همه صحرا است و كشت و برز و جاي آبادان است با آب‌هاي روان و از روم است و خراج به ملك‌الروم دهند

مقدونیه

قال محمد بن على، بروسوى ‏:

بفتح المیم و بالألف و القاف السّاکنه و الذّال المعجمه المضمومه و بالواو ثمّ نون و یاء مثنّاه تحتیه و هاء فی الآخر، مدینه من الخامس من أعمال قسطنطینیه، فی القانون‏ : و هی مدینه الإسکندر ، و قال غیره: مقذونیه هی قاعده الرّوم للإغریقیین و منها أرسطو طالیس فیلسوف الرّوم و عالمها، و هو معلّم الإسکندر و له رسائل عجیبه. و قال ابن خرداذبّه : و هی فی غربی الخلیج القسطنطینی. أقول قد ذکر المؤلّف فی کتابه الموسوم بالمختصر فی أخبار البشر عند ذکر ملوک الیونان إنّ ماقذونیه مدینه علی جانب الخلیج القسطنطینی من شرقیه

خلیج قسطنطنیه که دیگر مطمئن هستید کجا بوده است.

230:

من با شما دیگر بحثی ندارم.بنده وقت پاسخ دادن به لجبازی های شما را ندارم


اما اگر کسی دیگری بحث را دنبال میکند این متن از کتاب المسالک قابل توجه است

قونیه از بزرگترین شهرهای اسلام در روم .در آن قبر افلاطون حکیم در کلیسا است ،در کتاب فتوح آمده که معاویه بن خدیج در غزوه آفریقا به قونیه آمد و موضع شهر قیروان است

قونیه شهری است تقریبا در مرکز ترکیه

231:



درود بر شما،

پیشنهاد بجایی است.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
شما در مورد ایونی ها سند خواستید اجازه بدهید قبل از آن بپردازیم به اینکه ایونی ها چه کسانی بوده اند:

مردمان یونان باستان شامل چندین تیره مجزا بودند:
دوری ها-ایونی ها-ایولی ها-آتیک ها و آرکاد ها
که این تیره ها خود به سه گروه از نظر محل سکونت تقسیم می شدند:
گروه غربی: که همان دوری ها بودند و مشهورترین آنان اسپارت ها بودند.
گروه مرکزی: شامل ایولی ها و آرکاد ها می شدند
گروه شرقی: آتیک ها وایونی ها بودند آتنی ها از این دسته بودند


بنده در مورد اقوام ایونی سوال پرسیدم و اینکه خواستگاه و جغرافیای آنها را آیا می توانید از طریق یک سند دسته اول برای ما اثبات کنید؟!

البته در این ارتباط براساس تحقیقاتی که دارم می دانم که هیچ سند دسته اولی برای اثبات اینکه این اقوام در غرب ترکیه امروزین در آن بازه زمانی مورد بحث بوده اند وجود ندارد ولی برعکس آن در آن محدود که بنده از آن سخن می گویم دو کتیبه وجود دارد که می تواند گواهی باشد بر ادعای بنده.
حال منتظر هستم که شما گرامی یا یک سند دسته اول و یا اینکه یک سند دسته سوم کلاسیک مربوط به همان دوران و نه سالهای 1500 تا 1900 میلادی به اشتراک بگذارید که بتواند به روشنی و بدون نیاز به تفسیرهای دیگر جغرافیای فعلی که غربیان برای این اقوام جای انداخته اند را اثبات کند.

اما در مورد نقشه هایی که ارسال می کنید... باز هم تقاضا دارم توجه داشته باشید که این نقشه ها همگی تحلیل و تفسیر هستند و هیچکدام مبنای درست علمی نداشته و استناد کردن به آنها فقط جهت رد کردن آنها از سوی بنده می تواند پذیرفتنی باشد.

به عنوان مثال در نقشه زیر دریای یونان یا ایونی ها در محدود سواحل ایونی نیست و این خود یک ایراد/ایرور بزرگ است که متاسفانه دوستان علاقه مند به تاریخ به آن بی توجه هستند.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در نقشه زیر محل این گروه ها مشخص است:
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

سرزمین اصلی ایونی ها در غرب ترکیه کنونی قرار داشت که به ایونیه مشهور بود اما نام یونان که برگرفته از نام ایونیه بود به کشور هلاس هم گفته میشد که محل سکونت دیگر تیره ها بود.

حالا با این توضیحات شما دقیقا در مورد کدام گروه سند می خواهید؟
فعلا در مورد ایونیان صحبت کنیم که در دسته شرقیوجود دارند ولی آثنی های غرب دریای ایژه امروزین را نیز شامل می شوند.

232:

ابتدا اینکه در مورد اسنادی که مطرح می شود خواهشی که از تمامی دوستان دارم این است که به تاریخ و زمان این اسناد توجه شود... تمامی اسنادی که بعد از دوران کنستانتین می باشند به دلیل انتقال پایتخت رُم و جابجا شدن مرکز قدرت (چه از شرق به غرب چه از غرب به شرق) نمی توانند کمک زیادی به یافتن محل دقیق و خواستگاه اولیه رومیان کنند و از این روی در بکار گیری از اینگونه اسناد دقت بیشتری را بخرج دهید.

با سپاس




در سند بالا و انطباق آن با تحلیل شما یک مشکل وجود دارد و آن اینکه آیا توصیف حدود العالم بلغارستان را آدرس می دهد؟!

ناحیتی با یک شهر به نام ثرقیه و مابقی صحرا؟!!!

(البته صحرا به معنی بیابان بی آب و علف نیست) فقط توجه داشته باشید که موضوع مهم وجود یک شهر به نام ثرقیه!!! (تراکیه) در این محدوده می باشد که خود در پیوند با تروژان


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

مقدونیه

قال محمد بن على، بروسوى ‏:

بفتح المیم و بالألف و القاف السّاکنه و الذّال المعجمه المضمومه و بالواو ثمّ نون و یاء مثنّاه تحتیه و هاء فی الآخر، مدینه من الخامس من أعمال قسطنطینیه، فی القانون‏ : و هی مدینه الإسکندر ، و قال غیره: مقذونیه هی قاعده الرّوم للإغریقیین و منها أرسطو طالیس فیلسوف الرّوم و عالمها، و هو معلّم الإسکندر و له رسائل عجیبه. و قال ابن خرداذبّه : و هی فی غربی الخلیج القسطنطینی. أقول قد ذکر المؤلّف فی کتابه الموسوم بالمختصر فی أخبار البشر عند ذکر ملوک الیونان إنّ ماقذونیه مدینه علی جانب الخلیج القسطنطینی من شرقیه
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
خلیج قسطنطنیه که دیگر مطمئن هستید کجا بوده است.
این سند نیز مربوط است به سالهای 1600 میلادی به این سو و در بررسی های ما نمی تواند پایه درستی باشد.

توجه داشته باشید امروز یونان همین جا است که در نقشه ها وجود دارد و سخن ما بر سر یونان باستان می باشد و نه یونان و یا روم امروزین.


233:

این مورد هم در ارتباط با بالکان بد نیست که در بررسی هایتان لحاظ شود:

The name Balkan was brought to the region in the 7th century by the Bulgars who applied it to the area, as a part of their First Bulgarian Empire. In Bulgarian language the word balkan (балкан) means "mountain".[9] At this time the name Balkan may have derived to Bulgarian from the Persian bālkāneh or bālākhāna, meaning "high, above, or proud house."[10] The name is still preserved in Central Asia with the Balkan Daglary (Balkan Mountains)[11] and the Balkan Province of Turkmenistan


پ.ن. موارد زیر نیز در ارتباط با واژه بالکان دانستن شان خالی از لطف نیست:

بالکان یا بالکن ناحیه که پیش از این نام تراس را داشته و سرزمین تراسین ها بوده است که خود سرزمین ایون ها یا ایوان ها می باشد... مردمان ترسائیان را ما پیروان مسیحیت می شناسیم و ...

بالکن = تراس = ایوان = بام (بامیان) و ...

حال شاید برای برخی از دوستان درک اینکه چرا در شرق و غرب ایران تراسی/تراکی یا ترک داریم و در هر دو سو بام/تراس/بالکان کمی ساده تر باشد.

234:

درود بر جناب nsolhdoust

بگمانم arthur از سر لجبازی به بحث ادامه میدهد و شاید دلایل مارا پزیرفته اما نمیخواهد اعتراف کند

در نسخه عربی المسالک والممالک متنی ( وشاید متونی) هست که در ترجمه فارسی آن سانسور شده .دلیلش را نمیدانم اما موقعیت یونان در این متن بهتر تشریح شده


و ارمينية و الرّان الفارسيّة و العربيّة غير انّ اهل دبيل‌١و حواليها يتكلّمون‌بالارمينيّة و نواحى برذعة لسانهم الرانيّة،و لهم جبال يسمّونها القبق و تحيطبها السنة مختلفة كثيرة للكفّار و نقود اذربيجان و الرّان و ارمينية الذهب‌و الفضّة جميعاالمسافات بهذه النواحى‌٢الطريق من برذعة الى اردبيل من برذعة الى‌يونان‌٣٧فراسخ و من يونان الى بيلقان ٧ فراسخ و من بيلقان الى ورثان‌٧ فراسخ و من ورثان الى بلخاب‌۴٧فراسخ و من بلخاب الى برزند ٧ فراسخ‌و من برزند الى أردبيل ١۵ فرسخا الطريق من برذعة الى باب الابواب من‌برذعة الى برزنج‌۵18فرسخا و من برزنج الى معبر۶الكرّ الى الشّماخية٧١۴ فرسخا و من الشماخية الى شروان‌٨3ايّام و من شروان الى الابخاز٩يومان‌و من الابخاز الى جسر سمور١٠١٢فرسخا و من جسر سمور الى باب الابواب

همانگونه که می بینید یونان از برذعه 37 فرسخ ویا حدود 250 کیلومتر فاصله دارد

بَردَعه (برذعه / بردع) ، ویرانه های شهر قدیمی و تاریخ ی ایران در آ ن سوی رود ار س. این ویرانه در قسمت مرکزی دشت قره باغ در نزدیکی جایی که اکنون رود ترتر(ثرثور) به ...


در فهرست نسخه فارسی نام باب الیوان یا دربازه یوان و یونان باستان هم موجود است .اما در متن کتاب نیست.نسخه عربی آن باید بیشتر برسی شود.
.
.

235:

درود بر شما،

لجبازی نیست گرامی، چند سده است که یک سری اطلاعات غلط را از کودکی تا هنگام مرگ از کانال های (طُرق های) مختلف بخورد ما داده و می دهند بطوری که حتی اساتید دانشگاه های نه تنها ایران بلکه کل این پهنه گیتی هم با وجودی که تناقضات زیادی را می بینند ولی از بیان آن واهمه دارند زیرا این در تناقض شدید است با آنچه به آن باور یافته اند...

چندین سده است که با طراحی بسیار هوشمندانه و بکارگیری ابزارهای علوم تجربی در انحصار گرفتن آنها و نیز جمع آوری اسناد و مدارک کلاسیک از کلیه کشورها تا آنجا که ممکن بوده دست به وارونه نشان دادن حقایق تاریخ زده اند و برای هویت سازی های جعلی خود تا آنجا که ممکن بوده است دروغ و جعلیات دیروز امروز را تبلیغ کرده و می کنند... اینکه ما انتظار داشته باشیم که کلیه تلاش های حداقل 300 ساله غربیان را بتوان به یکباره از ذهن ها پاک نمود ساده انگاری است و باید بدانیم راهی که در پیش داریم نیاز به صرف زمان و انرژی بیشتر از این چند ده سال دارد.

البته با وجود پیشرفت های ارتباطی امروز بشر، رسیدن به هدف نهایی با سرعت بیشتری نسبت به گذشته های نه چندان دور امکان پذیر خواهد بود و فقط نیازمند همت آزاداندیشانی چون شما و نیز دوستان به ظاهر مخالفی چون آرتور گرامی می باشد، عزیزانی که اطلاعات و انتقادات به حقشان خود کمک بزرگی است به پیشبرد هر چه صحیح تر این امر مهم.

پاینده باشید

236:

با درود

اگر منظورتان از سند دسته اول یک نقشه با قدمت 1000 یا 2000 سال باشد فکر نکنم چنین چیزی وجود داشته باشد .
شما می فرمایید منابع تاریخی از 1500 میلادی به بعد از جمله منابع اروپایی و حتی مورخین مسلمان اعتبار ندارد آیا می توانید سندی ارائه کنید که این ادعا را تایید کند چون برای رد یک سند باید سندی با قدمت بیشتر و معتبرتر ارائه داد.

در مورد ایونیه همه اسناد و مدارک تاریخی دال بر این هستند که مکانی در غرب ترکیه کنونی بوده است.
برای مثال در این نقشه که مربوط به قرن 15 که قبل از 1500 میلادی ! است ایونیه در غرب ترکیه قرار دارد:
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

از شهرهای مهم و تاریخی ایونیه افسوس است این شهر که ابتدا محل سکونت اقوام هیتی بوده در قرن 10 قبل از میلاد مورد مهاجرت اقوام یونانی قرار گرفته و به صورت یک شهر یونانی درآمده این شهر در حال حاضر یک سایت باستانی مهم در غرب ترکیه است

آثار به جا مانده از افسوس
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

237:

برجان در تمام روایات تاریخی مکانی در بالکان امروزی است و فاصله چندانی با قسطنطنیه نداشته است تا بخواهید روایت از مورخین مسلمان برایتان می آورم که ثابت می کند برجان همان بلغارستان امروزی است

حمله مسلمانان به قسطنطنیه در در سال 32 هجری
” ثیوفانس” تاریخ این حمله را در سپتامبر سال ۶۵۳ میلادی مطابق با صفر ۳۲ هجری می داند که تقریبا” با روایات اسلامی مطابق است در سال ۴۴ هجری قوای اسلام حمله خود به منظور فتح قسطنطنیه از سرگرفت و پس از پیمودن ارتفاعات اناطولی به برجاموس( برجان ) واقع در نزدیک قسطنطنیه رسید و از راه آبی نیز وارد دریای مرمره شد. ولی قبل از انجام مقصود فصل زمستان فرا رسید و از پیشروی باز ماند. آن بار نیز مسلمانان نتوانستند به محاصره قسطنطنیه دست یابند.
چند سال بعد مجددا” نیروهای اسلام مرکب از ناوگانی که از سواحل مصر و شام، به فرماندهی ” فضاله بن عبید انصاری ” به عنوان مهمترین نیروهایی که تا آن زمان، برای فتح قسطنطنیه بسیج شده بودند، در سال ۴۸ هجری ” اناطولی ” را پیمودند و تا ” خلقیدونه ” پیش رفتند و قلعه های آن جا را فتح کردند.


حالا در مورد تراکیه-قدامه بن جعفر



ومن جهة الجنوب بحر الشام، ومن جهة الشمال بحر الخزر، ومن جهة المغرب سور ممدود من بحر الشام الى بحر الخزر، طوله مسيرة أربعة أيام، وهو من القسطنطينية على مرحلتين. ويعرف الذي يليه بتراقية، وحده من جهة المشرق السور المقدم ذكره، ومن الجنوب مقدونية. ومن الغرب بلاد البرجان. ومن الشمال بحر الخزر وطوله مسيرة أحد عشر يوما، وعرضه من بحر الخزر الى عمل مقدونية مسيرة ثلاثة أيام، والوالي عليه يعرف بالاصطرطيقوس وجنده خمسة آلاف رجل ودون الخليج أحد عشر عملا أحدها عمل افلاجونية وجنده عشرة آلاف رجل.

ناحيه‏ اى كه مجاور آن شناخته شده تراقيه (تراكيه)، و مرزش از سمت مشرق ديوارى است كه قبلا بيان شد، و از سمت جنوب ناحيه مقدونيه ، و از مغرب سرزمين برجان ، و از شمال درياى خزر است. درازاى اين ناحيه يازده روز راه و پهناى آن از درياى خزر تا ناحيه مقدونيه سه روز راه است. حاكم آن به اصطرطيقوس معروف است و لشكرش پنج هزار پياده است.


قال البکری:

فأمّا بلد طراقية فحدّها من المشرق‏ مدينة القسطنطينية ، و من ناحية الجوف يمتدّ إلى ناحية الأشبان ‏، و من ناحية القبلة معظم‏ البحر، و من ناحية المغرب يتّصل ببلد مجدونية و يتّصل به بلد طشالية . و زعموا أنّ أهلها أوّل من عمل اللّجم للخيل‏ و [أنّهم‏] ابتدعوا رياضة الخيل و البيطرة.


حالا این مکان ها را کنار هم قرار دهید:
قسطنطنیه-تراکیه-مقدونیه- برجان- دریای خزر(که در اینجا دریای سیاه است) و دریای مدیترانه

چه ناحیه ای است که این سرزمین ها و دریاها در نردیکی هم قرار دارند؟

238:

آیا می توانید ثابت کنید که پایتخت رومیان تا قبل از کنستانتین در ایتالیا نبوده و تا قبل از انتقال پایتخت به قسطنطنیه یونان و ایتالیا امروزی فاقد تمدن بوده اند؟

239:



درودی مجدد،

خیر منظور از سند دسته اول سند دسته اول است و تعریف آن نیز مشخص می باشد.... مکتوبات دولتی یا روایاتی که مستقیما از دیده های مورخ و نه شنیده هایش حکایت دارند.

در ارتباط با نقشه باید بگویم که نقشه هم مانند دیگر اسناد می تواند دسته اول، دوم و یا سوم باشد که در مورد تمامی نقشه هایی که ارائه نمودید بغیر از نقشه عثمانی همگی دسته سوم بودند و بیشتر تحلیل و نظر محقق یا تولید کننده آن نقشه را در بر داشتند.

اما در مورد بخشی که به رنگ آبی مشخص کرده ام، تصور می کنم شما متوجه سخن بنده نشده اید... از کدام بخش سخن من برداشت کرده اید که اسناد مسلمانان و یا مورخین غربی اعتبار ندارند؟! توجه داشته باشید که زمان سند برایم مهم بوده است و نه هویت اسلامی و غربی آن.

100% اینچین است و اگر توجه کرده باشید از هردوت سند آوردم که داردانیان ها در بین النهرین بوده اند بعلاوه اینکه مورخین و بزرگان یونان باستان خود را خویشاوند هخامنشیان می دانند. که اینها اسناد دسته اول و سوم می باشند و بعلاوه این موارد حداقل دو سند دسته اول در ارتباط با جغرافیای ایونیان وجود دارد که اگر لازم شد آنها را باز نشر می کنم.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در مورد ایونیه همه اسناد و مدارک تاریخی دال بر این هستند که مکانی در غرب ترکیه کنونی بوده است.
برای مثال در این نقشه که مربوط به قرن 15 که قبل از 1500 میلادی ! است ایونیه در غرب ترکیه قرار دارد:
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها


قرن 15 که قبل از 1500 میلادی !!!!!!
امیدوارم که قصد شوخی کردن نداشته باشید گرامی؟!


می خواهید تاریخ دقیق برای این منظور به شما بدهم که متوجه داستان شوید؟

شما نقشه ای که قبل از کنستانتین کشیده شده باشد را به بنده نشان دهید.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
از شهرهای مهم و تاریخی ایونیه افسوس است این شهر که ابتدا محل سکونت اقوام هیتی بوده در قرن 10 قبل از میلاد مورد مهاجرت اقوام یونانی قرار گرفته و به صورت یک شهر یونانی درآمده این شهر در حال حاضر یک سایت باستانی مهم در غرب ترکیه است

آثار به جا مانده از افسوس
بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)
نام این آثار را از کدام کتیبه استخراج کرده اند؟!

برای آگاهی بیشتر در ارتباط با افسوس بهتر است جستار زیر را بنگرید:
افسوس - شوش

فقط حواستان باشد که منظور یکی بودن شوش و افسوس باهم نیست... ولی محدوده افسوس در محدود خوزستان است.
البته در این ارتباط بد نیست به بانی شهر شوش از دیدگاه هردوت نیز نگاهی بیاندازید و ببینید که در کدام نبرد باستانی بانی شهر شوش شرکت داشته است.

240:

شما منابع را خوب مطالعه کن بعد به دیگران اتهام لجبازی بزن
ببین مکان مقدونیه در این کتاب کجاست

241:

امیدوارم بتوانم به شما این موضوع را تفهیم کنم که مساله جغرافیای دوبل از زمان کنستانتین به این سو شدت می گیرد و تاریخی که در روایت بالا ذکر شده است حداقل 300 سال بعد از اقدامات کنستانتین و جانشینانش می باشد.


نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
حالا در مورد تراکیه-قدامه بن جعفر


ومن جهة الجنوب بحر الشام، ومن جهة الشمال بحر الخزر، ومن جهة المغرب سور ممدود من بحر الشام الى بحر الخزر، طوله مسيرة أربعة أيام، وهو من القسطنطينية على مرحلتين. ويعرف الذي يليه بتراقية، وحده من جهة المشرق السور المقدم ذكره، ومن الجنوب مقدونية. ومن الغرب بلاد البرجان. ومن الشمال بحر الخزر وطوله مسيرة أحد عشر يوما، وعرضه من بحر الخزر الى عمل مقدونية مسيرة ثلاثة أيام، والوالي عليه يعرف بالاصطرطيقوس وجنده خمسة آلاف رجل ودون الخليج أحد عشر عملا أحدها عمل افلاجونية وجنده عشرة آلاف رجل.

ناحيه‏ اى كه مجاور آن شناخته شده تراقيه (تراكيه)، و مرزش از سمت مشرق ديوارى است كه قبلا بيان شد، و از سمت جنوب ناحيه مقدونيه ، و از مغرب سرزمين برجان ، و از شمال درياى خزر است. درازاى اين ناحيه يازده روز راه و پهناى آن از درياى خزر تا ناحيه مقدونيه سه روز راه است. حاكم آن به اصطرطيقوس معروف است و لشكرش پنج هزار پياده است.


قال البکری:

فأمّا بلد طراقية فحدّها من المشرق‏ مدينة القسطنطينية ، و من ناحية الجوف يمتدّ إلى ناحية الأشبان ‏، و من ناحية القبلة معظم‏ البحر، و من ناحية المغرب يتّصل ببلد مجدونية و يتّصل به بلد طشالية . و زعموا أنّ أهلها أوّل من عمل اللّجم للخيل‏ و [أنّهم‏] ابتدعوا رياضة الخيل و البيطرة.


حالا این مکان ها را کنار هم قرار دهید:
قسطنطنیه-تراکیه-مقدونیه- برجان- دریای خزر(که در اینجا دریای سیاه است) و دریای مدیترانه

چه ناحیه ای است که این سرزمین ها و دریاها در نردیکی هم قرار دارند؟
دریای شام/مدیترانه در جنوب تراکیه؟!! دریای اژه کجاست؟! حال اگر نخواهیم زیاد وسواس بخرج دهیم و دریای مرمره را ندید بگیریم که این دریا مرز جنوبی آن است...

تراکیه از مشرق به دریای سیاه، از جنوب به تنگه بسفر و داردانل و مرمره، از مغرب به مقدونیه محدود بوده‌است.
یکبار دیگر آن داستان هایی را که پست کردید با این داستان که برای تراکیه اساتید غربی ذکر می کنند مقایسه کنید شاید کمی شرق و غرب نواحی باهم در تضاد افتادند...

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) ؟

242:

بله می توانم... اگر چنین توانی در خود نمی دیدم که اصلا چنین نظریه را مطرح نمی کردم.

اما در این فضا حتما که اطلاعات کلیدی را به اشتراک نخواهم گذاشت و فقط از شما یک سوال دارم و آن اینکه اصل و نسب این رومیان ایتالیایی/هپتالیایی از کجاست؟

و بعد از آن بهتر است برای اینکه به جمع بندی بتوانیم برسیم برویم بر سر همان ایونی/خیونی/هیونی ها و خواستگاهشان که شما آنها را در غرب ترکیه پذیرفته اید ولی هیچ سند دسته اولی در این ارتباط برای آنان وجود ندارد.

243:

بدون شرح...


قباد. [ ق ُ ] (اِخ ) پسر کاوه و برادر کارن . یکی از سرداران لشکر ایران در زمان سلطنت نوذر فرزند منوچهر است که در جنگ با افراسیاب به زخم تیغ بارمان نام یکی از پهلوانان توران کشته شد.

244:

کنستانتین تمام ایالات خود را از شرق به غرب انتقال داد و آنها را کنار هم چید!!
به همین راحتی !!!!
لابد ساختمان ها را هم از جا کند و با خود برد!!!!!
کدام باستان شناس یا تاریخدانی این ادعا را قبول می کند؟!؟!


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
دریای شام/مدیترانه در جنوب تراکیه؟!! دریای اژه کجاست؟! حال اگر نخواهیم زیاد وسواس بخرج دهیم و دریای مرمره را ندید بگیریم که این دریا مرز جنوبی آن است...


یکبار دیگر آن داستان هایی را که پست کردید با این داستان که برای تراکیه اساتید غربی ذکر می کنند مقایسه کنید شاید کمی شرق و غرب نواحی باهم در تضاد افتادند...

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید) ؟
دریای اژه و مدیترانه را چون با هم متصل هستند یکی دانسته است اگر این طور نیست شما مکان دیگری برای این روایت سراغ دارید؟

245:

اصل و نسب رومیان اولیه و همچنین یونانیان اولیه به نظر من شمالی بوده

246:



1- خودش و جانشینانش تا همین امروز... اگر به اسامی مناطق در ناحیه یونان امروزین توجه کنید متوجه می شوید که اسم اکثر آنها چیز دیگری بوده است.

معنی جمله زیر را اگر متوجه شوید آنوقت می فهمید که نیازی نبوده که همه را خودش انتقال دهد و از زمان خود تا همین امروز جانشینانش زمان داشته اند


Based on the descriptions provided by Titus Livius, the site was explored by 19th-century voyagers including Holand, Pouqueville, Beaujour, Cousinéry, Delacoulonche, Hahn, Glotz and Struck
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
لابد ساختمان ها را هم از جا کند و با خود برد!!!!!
کدام باستان شناس یا تاریخدانی این ادعا را قبول می کند؟!؟!


نیازی به کندن ساختمان ها نیست... مگر وقتی رُم دوم را بنا می گذاشت رُم اول را از جا کند؟!

فقط در ارتباط با قدمت های این ابنیه همانطور که می دانید بنده بخاطر تحقیقاتی که داشته ام هر دروغ و حدسیه ای را به عنوان سند قبول نمی کنم...

می توانید برای این منظور به جستار ایرادات روشهای قدمت سنجی یا تاریخ گذاری رجوع کنید و سوالات خود را در آن مطرح نمایید.

البته لازم است که متذکر شوم که بنده شخصا در این ارتباط با باستان شناسان ایرانی سخن گفته ام و جهت اطلاع شما گرامی و دیگر دوستان لازم است اضافه کنم که مورد قدمت به دیرینه شناس ارتباط پیدا می کند و اینکه در ایران بخش قدمت گذاری بسیار ابتدایی و ضعیف می باشد و آنچه از غرب هم می آید براساس آنچه در جستار بالا آورده ام مورد پرسش جدی می باشد.

و در ضمن باید بگویم قبول کردن یا نکردن یک فرد هرچند متخصص آن فن هم باشد در ماهیت یک رویداد تاثیری ندارد و فقط نظر آن شخص است... همانطور که نظر بنده و شما در تغییر واقعیت تاثیری ندارد... البته این به معنی نفی نظرات این عزیزان نیست ولی بهتر است بدانیم که یک باستان شنان به دلایلی که ذکر آن ضرورتی ندارد دچار اشتباه در ارائه نظریه ها و تحلیل هایش می شود همانطور که یک محقق تاریخ دچار سوء برداشت می شود.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
دریای اژه و مدیترانه را چون با هم متصل هستند یکی دانسته است اگر این طور نیست شما مکان دیگری برای این روایت سراغ دارید؟
در آن مورد جهت شمالش را نگاه کنید با آن دیوار و ... که تحلیل کردید به مرز شرقی آن و آنوقت دریای خزر (سیاه شما) را در شمالش جای دهید... تصور می کنم آنقدر که شما و دیگر عزیزان متخصص! تحلیل کرده اند این متن را نتوان با آنچه حاصل فقط حدسیات است منطبق کرد.

247:

نه تنها نظر شما بلکه نظر من و تمامی متخصصین در این موارد دارای هیچگونه ارزش و اعتبار علمی نیست و نهایتا یک سند دسته سوم به حساب خواهند آمد... در این ارتباط فقط اسناد می توانند ملاک و معیار باشند و به دلیل کمبود اسناد دسته اول مجبور هستیم که با بررسی اسناد دسته سوم به نتایجی دست یابیم که در تمامی آنها رومیان اصل و نسب خود را به داردانیان ها پیوند می زنند که تصور نمی کنم لزومی باشد موقعیت داردانیان ها را از زبان هردوت دوباره بازگو کنم!؟

پس لطف کرده نظریه برای بنده ارسال نکنید زیرا من به دنبال حل بسیاری از این درهم برهمی ها و دورغهای تاریخی هستم که پایه و اساسی جز همین نظریه ها ندارند و هیچ گونه سندی آنها را ساپورت نمی کند.

248:

با وجود این همه بحث هنوز اختلافات تاریخی ما باقی است !!
فقط چند نکته را در نظر داشته باشید
وقتی به یک منبع تاریخی رجوع می کنید بررسی نقطه ای نکنید بقیه قسمت های منبع را هم بررسی کنید
قبل از اینکه سندی را دروغ بدانید به این فکر کنید که جعل این سند چه نفعی به جاعل می رساند
فراموش نکنید جعل تاریخ و گذشته در جوامعی انجام می شود که هیچ حالی ندارند و آینده شان هم نامعلوم است. (امیدوارم متوجه منظورم بشوید)
در آخر از اینکه شما بیشتر با یونانیان باستان و تیره هایشان آشنا شدید خوشحال هستم
بدرود

249:

وجود بحث و اختلاف نظر هیچکدامشان بد نیستند و فقط زمانی این موارد مشکل ساز هستند که بجای بحث، جدل کنیم و بجای اختلاف، لجاجت.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

وقتی به یک منبع تاریخی رجوع می کنید بررسی نقطه ای نکنید بقیه قسمت های منبع را هم بررسی کنید


بررسی نقطه ای؟!! فکر می کنم عزیزان غربی بررسی نقطه ای کرده اند و شما هم متاسفانه به پیروی کورکورانه از این عزیزان قسمت های اصلی متون این مورخین را یا نمی بینید و یا اینکه مانند پاورقی های اساتید غربی اشتباه می دانید....

بهتر است یک مورد از این بررسی های نقطه ای را که آدرسی دقیق و بی چون چرا در مورد ایونیان می دهد را مانند آنچه بنده در اختیارتان می گذارم ارائه کنید و از بیان اینگونه جملات نقطه ای و ... شدیدا خودداری نمایید.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
قبل از اینکه سندی را دروغ بدانید به این فکر کنید که جعل این سند چه نفعی به جاعل می رساند
فراموش نکنید جعل تاریخ و گذشته در جوامعی انجام می شود که هیچ حالی ندارند و آینده شان هم نامعلوم است. (امیدوارم متوجه منظورم بشوید)


عجب جمله زیبایی بکار بردید، و فقط حیف که نمی دانید این جمله دقیقا احوال اروپا را در قرون 13 به این سو بیان می کند.... حالی نداشتند و برای درست کردن آینده شان دست به چنین حرکتی زدند.

و لطفا بجای حاشیه رفتن برویم بر سر همان مساله ایونیان که هیچ کتیبه ای را نمی توانید بیابید که موقعیت آنها را در سواحل غربی ترکیه امروزین اثبات کند ولی بنده حداقل دو سند دارم که می تواند این مهم را اثبات کند که هیونیان یا ایونیان در محدود زاگرس بوده اند.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
در آخر از اینکه شما بیشتر با یونانیان باستان و تیره هایشان آشنا شدید خوشحال هستم
بدرود


عزیزم به جای نمک پرانی سعی کنید بیشتر بخوانید قبل از اینکه این آسمان ریسمان بافی ها را برای تیره و طایفه راه بیاندازید بنده به مورخ 05-12-2013 در جستار آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟ پستی ارسال کردم که می تواند برای شما آموزنده باشد و شما را با آن بخش هایی از تاریخ که در نقطه های تمرکزیتان نیست آشنا تر کند.

دو پست زیر را درست بخوانید شاید دست از حاشیه روی برداشتید و به مقوله خواستگاه ایونیان برگشتید:

آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟ - تاریخ جهان - هم میهن

آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟ - تاریخ جهان - هم میهن

امیدوارم رویه گفتمان را درست پیش ببرید...

250:

با درود مجدد
حال که این قدر اصرار دارید به داردانیان ها بپردازیم روایت هرودوت در این مورد را می آورم:

"کوروش سر راه بابل به رودخانه گیندز رسید و آن رودخانه ایست که در کوههای ماتینیان سرچشمه می گیرد و از میان سرزمین داردانیان ها گذشته به رودخانه دجله می ریزد.
دجله بعد از الحاق گیندز از کنار شهر اپیس عبور می کند و مصب آن دریای اریتره می باشد"


با این توصیف سرزمین داردانیان ها جایی در جنوب بین النهرین است. سرزمینی جلگه ای میان رودخانه های دجله و فرات

تنها جایی که هرودوت به داردانیان های بین النهرین اشاره می کند همین جاست.

"آشور چندین شهر بزرگ دارد که معروفترین و مستحکمترین آنها در این زمان بابل بوده که بعد از سقوط نینوا مقر حکومت بابل به آنجا انتقال یافت"

"شهر بابل به واسطه رودخانه ای که از وسط آن می گذرد به دو قسمت می شود و این رود عریض و عمیق وتند رود فرات است"

" اما در آشور باران کم است ولی آن قدر هست که محصول برویاند"


با توجه توضیحات قبل از این روایت و بعد از آن هرودوت در حال توصیف بین النهرین است از جمله دو منطقه تاریخی بابل و آشور و شهرهای آنها و همچنین مردمان بابلی و آشوری

حالا تا اینجا با من موافق هستید؟

251:

به نظر شما اشوریها هم نوردیک بودند؟

252:

خیر موافق نیستم،

سرزمین داردانیان ها در مسیر دجله و قبل از بغداد می باشد، یعنی نواحی شمالی بغداد...محدوده ای بین کوه های ماتین و بغداد

با این توضیحات می توانید ادامه دهید...

253:

من که غیر این را نگفتم بغداد فعلی در جنوب بین النهرین است شمال بین النهرین در سوریه و ترکیه قرار می گیرد...

حالا تا اینجا می دانیم که هرودوت سرزمین های بین النهرین را توصیف کرده و رودهای دجله و فرات را هم می شناخته است.

داردانیان ها همان گروهی هستند که تروایی ها از آنان منشعب شدند و بعدها رومیان تبار خود را به تروایی ها می رساندند..

شما می گویید داردانیان های بین النهرین همان تروایی ها هستند در نتیجه محل شهرهای یونان را نه در محل فعلی بلکه در بین النهرین و جلگه خوزستان می دانید.

با این وجود اصولا سرزمین ایتالیا که اجداد تروایی رومیان به آن رفتند هم در غرب یونان فعلی نبوده است.

آیا همین طور است؟



254:

خیر اما ممکن است افرادی از اقوام و سرزمین های دیگر به اجتماع آشوریان وارد شده باشند هرچند کم تعداد بوده و نسل آنان دوامی نداشته است

255:

دو مورد:

1- جغرافیای حدودی بالای بغداد است و همانطور که سند هردوت می گوید جایی بین بغداد و

matienian mountains و صد البته که محل این کوه اگر به تفسیر عزیزان غربی بخواهیم بسنده کنیم جایی در کرمانشاه باید باشد زیرا رود دیاله را برای gyndes در نظر گرفته اند.

البته این موضوع باعث می شود که برای Halys هم ناحیه ای در هرسین را جستجو کنیم که فعلا موضوع این بحث نیست.

جایی را که براساس این متن هردوت و تمامی تفاسیر آقایان غربی می توان برای داردانیان ها در نظر گرفت محدوده ای است در استان دیاله عراق امروزین و نواحی غربی این استان که در تصویر زیر مشخص است:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

پس آنطور که ملاحظه می کنید سخن از جلگه خوزستان نیست و ناحیه ذکر شده در بالا فعلا مدنظر بنده در این بحث می باشد مگر اینکه دجله و شهر Opis (بغداد مفسرین غربی) را به جای دیگری منتقل کنید.

2- اما مورد دوم که در ارتباط با ایتالیا مطرح کردید بهتر است که توضیحات کامل تری بدهید و در نظر داشته باشید که تفسیر را با اصل متن مورخ که آنهم ترجمه است اشتباه نگیرید.


حال اگر در مورد داردانیان ها مشکلی وجود ندارد برویم بر سر ایتالیای شما؟

256:

فقط یک نکته اینکه اشاره من به خوزستان در مورد پست قبلی شما در مورد افسوس در خوزستان! بود منظورم مناطق دیگر یونان باستان بود نه فقط تروا.

در مورد داردانیان ها هرودوت فقط یک بار آن هم در بخش مربوط به وقایع بین النهرین به سرزمین داردانیا اشاره کرده و دیگر هیچ چیزی نگفته از طرفی هیچ اشاره ای هم به تروا در بین النهرین نکرده بنابراین در روایت هرودوت مشخص نیست که آیا داردانیای بین النهرین همان داردانیای تروایی است یا نه

برای مشخص شدن محل دقیق داردانیا می توانیم به روایت دیگر مورخ و جغرافیدان یونانی یعنی استرابون رجوع کنیم که در یک بخش مفصلا به داردانیا پرداخته است. او مکان داردانیا و تروا را در مجاور کوه ایدا و خلیج ادرمیت دانسته است .

حالا شما در استان دیاله عراق کوه ایدا و خلیج ادرمیت را به من نشان دهید؟



257:

خواهش می کنم گرامیِ ارجمندِ تاریخ پژوه و تصور می کنم خود شما پیشتر از اینها راهِ نابِ حقیقتِ تاریخ را می شناختید و فقط کمی آنرا گم کرده بودید. خواهش

به پست زیر خود خوب بنگرید

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
سلام ...

ابوریحان نیز در باب مبدا سالشماری یونانیان نیز اشاره دارد که یونانیان قبل از بکار بردن سال اسکندری ؛ از سالی که در مورد مهاجرت یونان از بابل به مغرب است ؛ استفاده می کردند ...

258:

مطلب استرابو را در ارتباط با کوه ایدا و خلیج ادرمیت عینا کپی کنید تا باهم ببینیم آدرسی است که بتوانیم دقیقا موقعیت این دو ناحیه را با آن بدست آوریم و یا خیر؟!

درضمن مطمئن باشید که آدرس دقیق مکان های باستان را هم تا حدود زیادی یافته ایم ولی معذوریم از ارائه جزئیات بیشتر... فعلا شما بیایید یکبار این قصه ای را که باور کرده اید از نو بخوانید شاید همانطور که ما می گوییم از روی هیچ برایتان داستان ساخته اند و قسمت های اصلی آنرا اشتباهات مورخ معرفی کرده باشند، فقط شاید!

259:

بررسی کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" از پرنیان حامد (سری جدید)

260:

حال کدام بخش از متن برای شما ایجاد سوال کرده یا بهتر بگوییم باعث شده است که آنرا تاییدی بر تطبیق جغرافیای یونان امروز با یونان دیروز بدانید؟!

برای راحتی خیالتان نامهای هرمز و بیزانس که بانی اش بوزاس/بوزاسب است را مورد توجه قرار دهید و همچنین جمله زیبای " it is certain that strabo adopted it "

261:

خیلی راحت برای خود تفسیر می کنید تا حقیقت را انکار کنید حالا شما مکان خلیج ادرمیت-خلیج ایدا و کوه ایدا و بیزانتیوم را روی نقشه در استان دیاله عراق نشان بده تا تروا را هم کنار آن بیابیم...

در ضمن متن اصلی استرابو در قسمت پایین صفحه است بالایی نیست!!

262:

عزیزم آنکه خیلی راحت تفسیر کرده است آقایان غربی هستند که امثال شما هم چشم و گوش بسته از تفسیرات کیلویی آنها پیروی می کنید.

حقیقت این است که هردوت آدرس داردانیان ها را در محدود دجله می دهد... داریوش کارین ها و یونانیان را در محدوده دجله آدرس می دهد... و ...

جالب است به راحتی پذیرفته اید که از غرب اسامی به شرق منتقل شده اند ولی نمی دانم چرا انتقال این اسامی از شرق به غرب درکش برایتان انقدر سخت است...


مگر بچه بازی است که جای این مکان و آن مکان باستانی را برایتان از روی این تکه پاره ها که برایمان باقی گذاشته اند نشان دهم؟!!! بروید لینک زیر را بنگرید شاید کمی آهسته تر انگ پنهان کردن حقیقت را به بنده زدید.

آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟ - تاریخ جهان - هم میهن

عزیزم تصور می کنم در پست قبلی به زبان کنایه (" it is certain that strabo adopted it ") به شما فهماندم که تفسیر مفسر در مورد استرابو چیست و حتما بهتر از شما می دانم متن استرابو کدام است + اینکه ترجمه های این بخش از کتاب استرابو را در جاهای دیگر جستجو کنید آنوقت شاید فهمیدید که چقدر کیلویی نظریات غربیان را می پذیرید.

263:

درود جناب صلح دوست
متاسفانه پروفایلتان مثل اینکه غیرفعال هستش
ونتوانستم ازطریق خصوصی باهاتون ارتباط برقرارکنم
اما اگرمیشود نظرتان را درباره این تاپیک بفرمایید
http://forum.hammihan.com/thread181713.html
پوزش اگراسپم هستش

264:

درود بر شما،

متاسفانه برخی از عزیزان! معاون که خوشبختانه دیگر در تالار تاریخ مطلب پراکنی نمی کنند از روی پارامترهای شخصی اقدام به غیرفعال کردن پرفایل من را کرده اند.

اما در ارتباط با تاپیکی که آدرس دادید بانو پرنیان اطلاعات بیشتری در ارتباط با بوداسب دارند. ولی در کلیت باید بگویم که این شخصیت از خاورمیانه بوده است و آثار و اسناد مختلف می تواند گواهی باشند به این جابجایی ها.

265:

حال بنده می توانم یک سوال از شما بپرسم؟!

مگر نه اینکه هخامنشیان از دوران کوروش کبیر تا زمان اسکندر ترکیه امروزین را در اختیار داشته اند... می شود فقط یک کتیبه هخامنشی در مرکز و غرب ترکیه به بنده نشان دهید که این دروغ های بزرگی که غربیان ساخته اند را از شما بپذیریم؟!

توجه داشته باشید که زمانی که اسکودرا (مقدونیه) به قلمرو هخامنشیان در اواخر دوران داریوش اضافه می شود کتیبه هخامنشی وان در شرق و نه غرب ترکیه امروزین خشت اولش گذارده می شود که پسر داریوش در مراجعت بعدی خود به آن ناحیه به آرزوی پدرش جامعه عمل می پوشاند و آن کتیبه را تکمیل می کند... اینجای داستان خیلی شبیه لشگرکشی های این پدر و پسر به یونان برادر غربی می باشد

266:

این است که می گویم شما خودتان هم در مورد مکان هایی که فرض می کنید یونان باستان آنجا بوده مطمئن نیستید اگر مطمئن بودید الان مستقیم می گفتید آنجا بوده و این قدر بهانه نمی گرفتید.
از یک طرف کتب مورخین یونانی را تکه پاره می خوانید اما از آن طرف برای اثبات یونان خیالی تان در وسط عراق به گفته آنها استناد می کنید. اصلا هم کاری ندارید که مورخ چی گفته فقط موضوع را طوری می پیچانید که به نتیجه مورد نظر خود برسید اگر هم جایی دیدید روایت مورخ در جایی بر خلاف نظرتان است حروف مکان ها را جابجا می کنید اگر بازهم دیدید جواب نمی دهد می گویید طرف دروغگو بوده یا مترجم دروغگو بوده ......
این بازی را برای کسانی درآورید که چیزی از تاریخ و جغرافیا نمی دانند و راحت خام میشوند

به هر حال هر وقت شما توانستید جای مکان هایی را که گفتم روی نقشه نشان دهید می توانیم به بحث ادامه دهیم........


267:

اگر در خانه کس باشد یک حرف برایش بس باشد...




نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
عزیزم آنکه خیلی راحت تفسیر کرده است آقایان غربی هستند که امثال شما هم چشم و گوش بسته از تفسیرات کیلویی آنها پیروی می کنید.

حقیقت این است که هردوت آدرس داردانیان ها را در محدود دجله می دهد... داریوش کارین ها و یونانیان را در محدوده دجله آدرس می دهد... و ...

جالب است به راحتی پذیرفته اید که از غرب اسامی به شرق منتقل شده اند ولی نمی دانم چرا انتقال این اسامی از شرق به غرب درکش برایتان انقدر سخت است...


مگر بچه بازی است که جای این مکان و آن مکان باستانی را برایتان از روی این تکه پاره ها که برایمان باقی گذاشته اند نشان دهم؟!!! بروید لینک زیر را بنگرید شاید کمی آهسته تر انگ پنهان کردن حقیقت را به بنده زدید.

آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟ - تاریخ جهان - هم میهن
نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
از یک طرف کتب مورخین یونانی را تکه پاره می خوانید اما از آن طرف برای اثبات یونان خیالی تان در وسط عراق به گفته آنها استناد می کنید. اصلا هم کاری ندارید که مورخ چی گفته فقط موضوع را طوری می پیچانید که به نتیجه مورد نظر خود برسید اگر هم جایی دیدید روایت مورخ در جایی بر خلاف نظرتان است حروف مکان ها را جابجا می کنید اگر بازهم دیدید جواب نمی دهد می گویید طرف دروغگو بوده یا مترجم دروغگو بوده ......


عزیزم! بنده اگر در جایی اشاره به مورخ یونانی می کنم از این جهت است که تفسیرهای کیلویی که به خوردتان داده اند را جلوی چشمتان بگذارم و اگر نه در پست آغازین جستار

آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟ اگر چشمتان ضعیف نباشد سند دسته اول ارائه کرده ام که شما از آوردن یک نمونه برای اثبات آن جغرافیای جعلی که به خوردتان داده اند عاجز هستید... چشمتان را باز کنید ببینید حتی در پست های پیشین به آن سند چندین بار اشاره هم داشته ام ولی گویا مرغتان اصلا پا ندارد!!! (قسمتی که به رنگ بنفش در آورده ام)

در ارتباط با پیچاندن و جابجا کردن حروف مکان ها هم بد نیست به قدمت اکثر اسامی تازه تاسیس در آن یونان تخیلی که برایتان ساخته اند توجه کنید و اینکه در همان یک وجب جا چند مورد کوه ایدا دارید قبلا بهش می گفتند هالیس ولی نمی دانم چرا هیچکدام از نقاشی های عثمانی و مسلمانان به این مهم اشاره ندارند که هالیس همان قزل ایرماق است؟!!! یا این نمونه که قبلا بهش می گفتند هرمس/هرمز (
Hermus) ولی زمانی که پیدایش کردند شده بود گدیز(Gediz River)!!!!!



نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
این بازی را برای کسانی درآورید که چیزی از تاریخ و جغرافیا نمی دانند و راحت خام میشوند

به هر حال هر وقت شما توانستید جای مکان هایی را که گفتم روی نقشه نشان دهید می توانیم به بحث ادامه دهیم........


عجب!!! پس شما از تاریخ و جغرافیا بسیار سررشته دارید؟!!!

عزیزم! شما که خیلی در امر تاریخ و جغرافیا حرفه ای هستید فقط و فقط یک کتیبه که بتواند جغرافیای کیلویی یکی از شهرهای یونان تخیلی حال حاضر دریای ایژه/ایجه/اجه/ایذه امروزین را اثبات کند به بنده نشان دهید تا من هم مثل شما پخته شوم


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
حال منتظر هستم که شما گرامی یا یک سند دسته اول و یا اینکه یک سند دسته سوم کلاسیک مربوط به همان دوران و نه سالهای 1500 تا 1900 میلادی به اشتراک بگذارید که بتواند به روشنی و بدون نیاز به تفسیرهای دیگر جغرافیای فعلی که غربیان برای این اقوام جای انداخته اند را اثبات کند.

اگر در خانه کس باشد یک حرف برایش بس باشد...

268:

دو مورد:
1-
Chios

Known as "Ophioussa" (Οφιούσσα, "snake island") and "Pityoussa" (Πιτυούσσα, "pine-tree island") in antiquity, during the later Middle Ages the island was ruled by a number of non-Greek powers and was known as Scio (Genoese), Chio (Italian) and Sakız (صاقيز Ottoman Turkish). The capital during that time was "Kastron" (Κάστρον, "castle").

در نواحی زاگرس هم ما ساقیز/صاقیز داریم...

البته نمی دانم چرا اسنادی چون کتیبه ها را باید رها کنیم و بچسبیم به تفاسیری که نیم بیشترشان هم چند پایشان می لنگد و صد البته که باید حتما برای رد یک نظریه بی پایه اساس یک نظریه جدید بی پایه و اساس دیگر ارائه کرد... واقعا بعضی وقتها نمی دانم به این حضرات چه بگویم!!!!


2-
میشود قبل از اینکه تهمت خود را تکرار کنید آدرس دهید که در کدام پست من مورخ را متهم به دروغگویی کرده ام؟!
مترجم و مفسر را بله متهم می کنم ولی مورخ را خیر زیرا دروغگو بودن یا نبودنش به درد من نمی خورد و فقط به درد هم دوره ای هایش می خورد که صد البته با زمان من بسیار فاصله دارد

269:

اگر در خانه کس باشد یک حرف برایش بس باشد ...
حرفی بست است که منطقی باشد نه حرفی که.......!

سند دسته اول ارائه کردید که گفته یونان در بین النهرین بوده شما کجا چنین نتیجه ای گرفتید؟
این متنی است که شما آوردید:

The Assyrian people brought it to Babylon; from Babylon the Carians and the Yaunâ [=Greeks] brought it to Susa

مردم آشوری آن را به بابل حمل کردند.. از بابل کارین ها و یونانی ها آن را به شوش حمل کردند..

در این جمله شما چطور نتیجه گرفتید سرزمین کارین ها و یونانی ها در میان بابل و شوش بوده چون اشاره ای به سرزمین آنها که نشده فقط به مردمی اشاره شده که کاری انجام داده اند این مردم برای کار به بین النهرین آورده شده اند اما سرزمین شان جای دیگری است کما اینکه همان سایتی که لینک دادید هم محل آنها را غرب ترکیه و یونان دانسته اما شما برای خود نتیجه گرفتید که سرزمین اینها در بین النهرین بوده..
این سند دسته اول تان بود؟؟؟
برداشتی دلبخواهی از یک متن تا نظر را خود را ثابت کنید؟؟

همان طور که گفتم شما متن منابع تاریخی را برش می دهید و به میل خود تفسیر می کنید تا گفته خود را ثابت کنید ...
این فرضیات را کسانی باور می کنند که منابع تاریخی را مطالعه نکرده باشند .



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

اعراب با ایران چه کردند؟
میدان انقلاب یا ستاره داوود؟ببینید
تاپیک میهن پرستان هم میهن
کشف ح-ج-ا-ب
منشا پیدایش نامهای کوروش و داریوش
نژاد آریایی

حجاب اختیاری حق زن ایرانی !
پاسخ به سوالات شرعی
بحث و تبادل نظر پیرامون برخی آیات قرآن