چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان ) 



x

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )



توان نظامی ايران
گزارش لحظه‌ به‌ لحظه از تحولات عراق
تجهیزات نظامی غرب
فرمانده داعش: کوبانی ها ایرانی هستند/ جزیه دهید در امانید
جنگنده ایرانی قاهر 313 رونمایی شد
فوری/انتقام سخت حزب الله از صهیونیست ها

سخنان رئیس جمهور در گفتگوی زنده تلویزیونی
شما به دولت تدبیر و امید چه نمره ای می دهید؟
حقوق قالیباف و همسرش چقدر است ؟
نیروی نظامی را کنار بگذاریم تا پیشرفت کنیم!/ در سال ۹۶ به انقلاب انتخاباتی نیازمندیم
اظهارات منفی حسن عباسی درباره ارتش
حقوقهای بالا درسپاه واقعیت ندارد
حمایت از ما | مشهدهاست
`

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )




چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
توضیحات :

:::::بسیار مهم ! کلیک کنید:::::



با تشکر از دوستانی که در این تاپیک شرکت کردید بنده دیگر در این جستار فعالیت نمیکنم
نتیجه ی بحث: هیچ!
_آیا مردم ترکیه نژاد پرست هستند یا مردم ایران ؟
_قهرمانان تاریخ چه افرادی هستند؟
_اذری ها ترک هستند یا آریایی؟
_تفاوت ایرانیان و ترکان
_روحیات دو نژاد
_پان فارسیسم ؟ پان تورکیسم؟
_توحش؟
(این سوالات توسط عده ای!! در جستار خلیج ع ر ب و دو سوم مردم ترکیه ... مطرح شده ...)

+

انحرافات مطرح شده ... (برای فرار از بحث )

البته این یک شوخی بود از طرف عزیزی ... اما در هر حال نمی توانست بی پاسخ باشد ... در جواب ایشان ما هم شوخی کردیم و نام اقیانوس تورک را آوردیم که بی جنبه ...
دریای خزر
در تاپیک خلیج فارس و خلیج ع ر ب این بحث توسط ایشان مطرح گردید و ایشان گفتند شما نژاد پرستید که دریای خزر را مازندران مینامید ... و نام این دریا ...
در جوابشان گفتیم ...
دو روایت از نام این دریا ...
_ نام اصلی آن کاسپین / کسپین / قزوین است
_کسپین/کاسپی نام قومی ایرانی است که ساکنان اولیه گیلان و پیرامون ان هستند ...
اما دیگر حرفی نشنیدیم ... !
آذربایجان
جوابشان+کلیک
نژآد پرستی
به ما بار ها انگ نژاد پرستی زدند اما نژاد پرستی در پست هایشان ...
پان تورک و پان فارس
پس از پاسخگویی به ایشان در مسائل فوق شروع کردند به تهمت زنی و استفاده ی مکرر از کلمه ی پان فارس در حالی که به ایشان گفتیم :
قرار نیست هرچیزی عوضی داشته باشد ...
پان ایرانیسم وجود دارد اما چیزی بنام پان فارسیسم وجود ندارد ... (نکته ی جالب به مردمان ایران فارس میگویند ...!!!) شاید پان فارسیسم تفکر باشد اما کنترل شده و حمایت شده (مانند پان تورکیسم) نیست جالب :: فارس و دولت فارس (ایرانی ... به قول ایشان فارس!) از پان فارسیسم حمایت نمیکند!::
::پان‌ایرانیسم عقیده‌ای سیاسی است مبتنی بر اتحاد کلیه اقوام و تیره‌های ایرانی شامل آذربایجانی‌ها، آسی‌ها، بلوچ‌ها، زازاها، کردها، پشتون‌ها، هزاره‌ها، لرها ،تاجیک‌ها، قزلباش‌ها و به طور کلی تمامی اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران. پان ایرانیسم بر خلاف مکتب‌های فکری دیگر که دارای پیش‌وند «پان» هستند، یک مکتب عینی (اوبژکیتو) است که واقعیت تاریخی دارد. در حالی که مکتب‌هایی مانند پان‌عربیسم، پان‌ترکیسم، پان‌ژرمنیسم و پان‌اسلامیسم، مفاهیمی ذهنی (سوبژکتیو) هستند، یعنی بیان آرزوها و خواسته‌هااند.::

و

::محمود افشار اندیشه پان-ایرانیسم را برای دفاع از تمامیت ارضی ایران در مقابله حملات پان ترکیسم و پان عربیسم پیشنهاد کرد.::

همچنین جالبه که بدانید پان تورکیسم و پان عربیسم از سوی دولت ایشان کنترل و حمایت میشود اما این حزب ... !!!!
کلا ....
ولی همچنان ان تفکر را حمایت شده و هم تراز با پان تورکیسم میدانند!
کوروش پرست
بدون شرح!!
جالب : از قانون اساسی میگویند و اینکه ما حق نداریم برای قوم دیگری تعیین تکلیف کنیم در حالی که خود بار ها به ایرانیان توهین کرده اند ...
سکاییان
باز هم انحرافی دیگر ...
البته ادعا توسط شخصی در اینجا مطرح و پاسخشان داده شد
اما ایشان پاسخی ندادند ...
توهین مجتبی -استارتر- به پیامبر و مسلمانان!!!
در میان گفت و گویی که با ایشان داشتم گفتم پیامبر را قبول داری؟
گفت منظورت از پیامبر مسلمانان صدر اسلام بوده تو با این مطلب میخواستی به اسلام و مسلمانان و اعراب فحاشی کنی و ...
اما وقتی منظورم را بیان کردم یا حدیث ... ایشان جوابی ندادند !
توهین بعضی از کاربران به قوم ترک!!
نمیتوانند ثابت کنند!
قهرمان تاریخ
غیر منطقی!
نکته جالب ... یادشان رفته این ادعا توسط خودشان مطرح شده!اما پست هایشان موجود است ...
در این تاپیک کلا منکر این ..... شدن!


تهدید و پیام خصوصی
دوست عزیز دیگری در اینجا ادعا کرد که بنده ایشان را تهدید کردم !!! جوابشان را دادم اما دریغ از پاسخ : لینک
دین!
انحرافی دیگر ...
رو در رو قرار دادن ایران و اسلام ...
اگر دوستان بگذارند جوابشان را خواهم داد ...
سوالات هدفمند طرح شده اند!
یادشان رفته سوالات توسط چ کسی مطرح شد ...
نزآد آریایی وجود ندارد
پاسخ+کلیک

انحراف جدید : کوروش و داریوش!
اگر من از اتیلا و چنگیز سخن بگویم که به بنده میگوید دشمن اما ایشان حق دارند نام کوروش در میان بحث آذربایجان بیاورند!

::مطالب به هم پیوسته::

11-05-2014


1:


2:

اگه به نژاد پرستی متهم نشیم

_آیا مردم ترکیه نژاد پرست هستند یا مردم ایران ؟

نژاد پرستی در هر کشوری وجود داره

_قهرمانان تاریخ چه افرادی هستند؟

تا چه تاریخی باشد

قهرمانان تاریخ فاتحان قلب های مردم

_اذری ها ترک هستند یا آریایی؟

بهتر است بگوییم ایرانی

_تفاوت ایرانیان و ترکان

ترکان همان تورانیان بوده اند (تا جایی که به من گفتن)

_روحیات دو نژاد

-----------------------

_پان فارسیسم ؟ پان تورکیسم؟

فارس ها به تاریخ کشور خود افتخار می کنند تا قوم و ...

_توحش؟


وحشی گری بماند برای حضور دیگران در این جستار

3:

نميشه بطور قطع به كشوري تهمت زد و گفت مردم ايران اينطورند يا مردم تركيه هر كشوري خوب و بد داره.....
من قهرمانان تاريخ رو اهل بيت و شهداي كربلا مي دانم
ايراني ها و ترك ها هر فرقي هم داشته باشند يا از لحاظ آيين و رسم و رسومه يا اعتقادات... اما هر دور قشر انسان هستند و قابل احترام( البته تا زماني كه به هم توهيني نكنند)


4:




_آیا مردم ترکیه نژاد پرست هستند یا مردم ایران ؟

نژاد پرستی در هر کشوری وجود داره
صحیح اما کم و زیاد داره ...

_قهرمانان تاریخ چه افرادی هستند؟

تا چه تاریخی باشد
تاریخ واقعی ...
افرادی که همانطور که شما گفتید :

قهرمانان تاریخ فاتحان قلب های مردم
باشند و همچنین مقتدر سازنده عالم مهربان و ...

_اذری ها ترک هستند یا آریایی؟

بهتر است بگوییم ایرانی

آریایی = ایرانی
_تفاوت ایرانیان و ترکان

ترکان همان تورانیان بوده اند (تا جایی که به من گفتن)
خیر تورانیان تورک نبوده اند اما به احتمال زیاد سکایی یا آشوری بودند ...
مدارک زیادی هست ...

_روحیات دو نژاد

-----------------------


_پان فارسیسم ؟ پان تورکیسم؟

فارس ها به تاریخ کشور خود افتخار می کنند تا قوم و ...
_توحش؟


وحشی گری بماند برای حضور دیگران در این جستار

5:

« پیغمبر(ص) را پرسیدند که چرا همه ی قرون، چون عاد و ثمود و مانند ایشان هلاک شدند و ملک پارسیان به درازا کشید، با آن که آتش پرست بودند». پیغمبر (ص)فرمود: «از بهر آن که آبادانی کردند در جهان و داد گستردند میان بندگان خدای عزّوجل»(فارسنامه، ابن البلخی، چاپ دارالفنون کمبریج)

6:

من کاری با نژآد پرستی ترک ها ندارم.
ولی به شخصه نژآد پرست تر و قوم پرست تر از ایرانی جماعت ندیدم.حالا ترک و فارس و کرد و شمالیش و جنوبی نداره

7:

نتیجه این سوالات با چینش های هدفدار چی میتونه باشه ؟ دلت میخواد چه جوابی بشنوی؟
واقعا دلت میخواد حقایق را بدونی ؟؟؟؟

8:


9:

برادر من هرچیزی کنترل شده نیست!
من یک دقیقه وقت صرف تایپ این موارد نکردم ...
برو از مدیریت بپرس!
در ضمن بهتر نیست بجای پراکنده شدن و منحرف کردن مباحث در چندین و چند جستار ...
کلیه موارد در یک جستار ایجاد بشه؟
این سوالات هم خودتان ایجاد کردید ...

10:

گرچه نژاد پرستی در هرقوم و ملت و کشوری در درجه های مختلف وجود دارد اما بنظر میرسد ایرانیان بیشتر از ترکان نژاد پرست باشند . به عنوان مثال " هنر نزد ایرانیان است و بس " با وجود اینکه همه میدانند دروغ است ولی خیلی کاربرد دارد . و همچنین " نژاد پاک اریایی" - نژاد برتر اریایی" - خون پاک اریایی " با اینکه همه میدونند جملات درستی نیستند و این پاک بودن یک قوم و ناپاک بودن دیگری در هیچ ازمایشگاهی ثابت نشده ولی همه انرا تکرار میکنند . و همیشه ایرانیان خود را باهوش ترین مردم جهان مینامند در حالی که میانگین هوش ما ایرانیها 84 است و از متوسط جهانی پایین تر است و صدها شعار نژاد پرستی دیگر
_قهرمانان تاریخ چه افرادی هستند؟
اگر منظورتان قهرمانان تاریخ ایرانیان و ترکان باشد هردو از شخصیتهای افسانه ای گرفته تا پادشاهان و چهره های ملی و شاعران و عارفان و غیره به عنوان قهرمان یاد میکنند
_اذری ها ترک هستند یا آریایی؟
ترکان اذربایجان از شاخه غربی ترکان اغوز هستند و لفظ اذری نیز جدیدا در مورد انها بکار میرود
_تفاوت ایرانیان و ترکان
_روحیات دو نژاد
_پان فارسیسم ؟ پان تورکیسم؟
_توحش؟
تفاوت و روحیات این دو ملت را فقط زمانی میشه مقایسه کرد که در محیط هردو زندگی کرد . اما با توجه به اداب و رسومشان و رفتار و ا... شباهت هایشان بیشتر از تفاوتهایشان است .
جامعه ترکیه علی رغم داشتن دولتهای لائیک در گذشته و کانال های تلویزیونی فراوان که نسبت به دین بی تفاوت بودند ، مذهبی تر از ایران بنظر میرسد .
ناسیونالیسم افراطی در همه کشور های شرقی وجود دارد
+
بحث اگر بالا بگیره بقیه اش مشخص خواهد شد

11:

هدف این تاپیک دقیقا چیه؟

12:

تورانیان تورک بودند و حتی سکایی ها هم ترک بودند
این دیگه اظهر من الشمس است

13:

با توجه به سوالات هدفش مشکوک میزنه و یکی از اهدافش مطمئنا ترک ستیزی است

14:

ترکهای ایران خودشون رو ایرانی میدونند تا حالا هم خیانتی به کشورمون نکردند، ترکهای بقیه ی کشورها هم خصومتی با ما ندارند، همه کشورها هم البته که نژادپرستند، چرا ترک ستیزی؟

15:

دقیقا همینطوره که فرمودید .
ترکان ایرانی هیچ وقت به کشور خیانت نکرده و نمیکنند .
+
جدیدا یک عده ای معلوم الحال سعی در قطع ارتباط با کشورهای همسایه بخصوص ترکیه دارند و با ترکیه در حال خصومت تراشی هستند و عده ای نیز در فضای سایبری به هر نحوی سعی در القا این احساسات در افکار عمومی دارند .
یعنی دقیقا میخواهند برای اهداف بعدی میدان جنگ را به مرزهای ایران برسانند .

16:

برادر من کدوم چینش هدفدار؟ چرا جبهه میگیرید

در مورد حقایق تا حقیقت ، حقیقت باشه یا حقیقت دلخواه

نوشته اصلي بوسيله alperen نمايش نوشته ها
گرچه نژاد پرستی در هرقوم و ملت و کشوری در درجه های مختلف وجود دارد اما بنظر میرسد ایرانیان بیشتر از ترکان نژاد پرست باشند . به عنوان مثال " هنر نزد ایرانیان است و بس " با وجود اینکه همه میدانند دروغ است ولی خیلی کاربرد دارد . و همچنین " نژاد پاک اریایی" - نژاد برتر اریایی" - خون پاک اریایی " با اینکه همه میدونند جملات درستی نیستند و این پاک بودن یک قوم و ناپاک بودن دیگری در هیچ ازمایشگاهی ثابت نشده ولی همه انرا تکرار میکنند . و همیشه ایرانیان خود را باهوش ترین مردم جهان مینامند در حالی که میانگین هوش ما ایرانیها 84 است و از متوسط جهانی پایین تر است و صدها شعار نژاد پرستی دیگر
اگر منظورتان قهرمانان تاریخ ایرانیان و ترکان باشد هردو از شخصیتهای افسانه ای گرفته تا پادشاهان و چهره های ملی و شاعران و عارفان و غیره به عنوان قهرمان یاد میکنند
ترکان اذربایجان از شاخه غربی ترکان اغوز هستند و لفظ اذری نیز جدیدا در مورد انها بکار میرود
تفاوت و روحیات این دو ملت را فقط زمانی میشه مقایسه کرد که در محیط هردو زندگی کرد . اما با توجه به اداب و رسومشان و رفتار و ا... شباهت هایشان بیشتر از تفاوتهایشان است .
جامعه ترکیه علی رغم داشتن دولتهای لائیک در گذشته و کانال های تلویزیونی فراوان که نسبت به دین بی تفاوت بودند ، مذهبی تر از ایران بنظر میرسد .
ناسیونالیسم افراطی در همه کشور های شرقی وجود دارد
+
بحث اگر بالا بگیره بقیه اش مشخص خواهد شد
درمورد بحث موافقم اما از نظر باز بودن فضا نه جبهه گیری


نوشته اصلي بوسيله khale_sooske نمايش نوشته ها
هدف این تاپیک دقیقا چیه؟
هدف این تاپیک: گفتگو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ایرانیان و ترک ها

نوشته اصلي بوسيله alperen نمايش نوشته ها
با توجه به سوالات هدفش مشکوک میزنه و یکی از اهدافش مطمئنا ترک ستیزی است
نتیجه گیریتو کجا بذارم!؟

17:

حالا کجا گفتیم ترکان ایرانی خیانت کردن؟

+

از نظر سیاسی گفتگو کردن میشه نژاد پرستی ؟

18:

درود
این بنده ی خدا عادت داره جو سازی کنه ...
این سوالات توسط خودشان و دوستشان ... در دو تاپیک
خلیج فارسی ... و دو سوم مردم ترکیه ...

مطرح شده ...
میخواهید مطالبشان را نشان تان بدهم؟

19:

توهم توطئه ...
شما بنده را به ... متهم کردید و منم به شما ...

20:

وقتی پان تورکیسم جهان را توورک مینامد چه؟
میگوید تورکان مهاجرت نکرده اند ... !
به عنوان مثال " هنر نزد ایرانیان است و بس " با وجود اینکه همه میدانند دروغ است
خب هنر را چگونه تفسیر میکنید؟
وقتی چندین و چند بر در طول تاریخ از نیستی به هستی رسیده اند ... و بلعکس ....
وقتی امار رشد علم در ایران ده برابر حد استاندارد است ...
وقتی با کمترین امکانات ...
وقتی یک تنه جلوی همگان ...
:))))))
همچنین " نژاد پاک اریایی" - نژاد برتر اریایی" - خون پاک اریایی " با اینکه همه میدونند جملات درستی نیستند و این پاک بودن یک قوم و ناپاک بودن دیگری در هیچ ازمایشگاهی ثابت نشده ولی همه انرا تکرار میکنند .
ادبیات ... !
حما ... !
توصیف ...
تمجید ...
و همیشه ایرانیان خود را باهوش ترین مردم جهان مینامند در حالی که میانگین هوش ما ایرانیها 84 است و از متوسط جهانی پایین تر است
...
اطلاعاتی ندارم ... پس بحث نمیکنم ... البته چیز هایی شنیدم ...
و صدها شعار نژاد پرستی دیگر
بگویید ...




اگر منظورتان قهرمانان تاریخ ایرانیان و ترکان باشد هردو از شخصیتهای افسانه ای گرفته تا پادشاهان و چهره های ملی و شاعران و عارفان و غیره به عنوان قهرمان یاد میکنند

ترکان اذربایجان از شاخه غربی ترکان اغوز هستند و لفظ اذری نیز جدیدا در مورد انها بکار میرود

تفاوت و روحیات این دو ملت را فقط زمانی میشه مقایسه کرد که در محیط هردو زندگی کرد . اما با توجه به اداب و رسومشان و رفتار و ا... شباهت هایشان بیشتر از تفاوتهایشان است .
طبیعتا ...
جامعه ترکیه علی رغم داشتن دولتهای لائیک در گذشته و کانال های تلویزیونی فراوان که نسبت به دین بی تفاوت بودند ، مذهبی تر از ایران بنظر میرسد .

ناسیونالیسم افراطی در همه کشور های شرقی وجود دارد
در جهان ...

21:

این یک ابر دروغ ...

22:

دوستان یک سوال لغوی.
کسی که خودش نژاد پرست نباشه یعنی نژاد خودش را برترین نژآد ندونه.
ولی نسبت به بعضی از نژآد ها نظر منفی داشته باشه.
ایا اون فرد هنوز باید بهش بگیم نژاد پرست یا لغت دیگه ای داره؟؟

23:

از دوستمان بپرس ... !

24:

درود بر شما،

شاید اینچنین باشد ولی آنچه در تاریخ آمده اگر اظهر من الشمس بود، دیگر با این حجم از نظریه ها و تفسیرهای رنگارنگ، امروز روبرو نبودیم و نیازی نیز به بررسی چندباره هزاران سند تاریخی حس نمی شد.

برای اینکه با آنچه در تاریخ آمده است بیشتر آشنا شوید پیشنهاد می کنم ابتدا از شناخت خود واژه تاریخ شروع کنید دوست عزیز.

25:

اینو باید از آقای حساس پرسید

26:

جواب سوال اولتان :
هر دو به نظر نژاد پرستند ولی به نظر ایرانیان بیشتر
برای نژاد پرست بودن باید دلیل داشت اگه بدون دلیل باشد مردود است .
آلمانی ها نژادپرستند ، عرضه اش را دارند ، بزرگترین اقصاد و صنعت اروپا هستند . شاید حق دارند نژاد پرست باشند .
جواب سوال دومتان :
سوالتان نامفهوم است
جواب سومی :
اگر منظورتان از آریایی ها قومی هستند که چند هزار سال پیش از روسیه و آسیای میانه به ایران هجوم آوردند و حکومت هایی در ایران تاسیس کردند ، باید بگویم اکثر مردم ایران بخصوص فارسی زبانان امروزی از این قوم نیستند . فارسی زبانان ایران عمدتاً از بازماندگان پیش آریایی ایران مانند ایلامی ها ، لولوبی ها و ... و برخی مهاجران عبری - عربی هستند . و این از شکل و قیافه هایشان کاملاً مشخص است .
آذری ها ترک هستند ولی متاسفانه نژادشان با بومیان ( همان فارسی زبانها ) و نژاد های دیگر قاطی شده است .
تفاوت ایرانیان و ترکان :
باز مشخص نیست منظورتان از ایرانیان و ترکان چه کسانی می باشد .
منظورتان مردم استان فارس هست یا استان خراسان یا هرمزگان یا گیلان ؟!
ترکان ؟! ترکان آذری یا ترکان خراسان یا ترکان همدان یا ترکان قشقایی یا ترکان ترکیه یا ...
سوال بعدیتان :
باز منظورتان واضح نیست .
پانفارسیسم و پانتورکیسم تفاوت چندانی ندارند و هرکدام نتیجه دیگری است .
توحش :
توحش خوب نیست ولی اقوامی که حتی کمی توحش نداشتند الان نیستند و منقرض شده اند .

27:

درود
در مورد سوالات ...
این سوالات توسط ایشان و دوستانشان در دو تاپیک خلیج فارسی و دو وم مردم ترکیه طرح شده ...
بنده علاقه به بحث ندارم ولی ...

28:

سلام
نخست گفتید باید دارای مدرک باشد

پس مدرک ایرانیان بیشتر را نشان دهید

در مورد بعدی

ترک ها با آذری ها تفاوت دارند و از یک گویش نمی توان نتیجه گرفت هر دو از یک قومند

29:

مدرک ایرانیان بیشتر جعلیست . تبلیغات رسانه ها و آموزش و پرورش و مراکز آکادمیک و ... باعث این توهم میشود . چون در دوران باستان حکومتهای قدرتمندی بر ایران حکومت کرده اند این توهم در ایرانیان بوجود آمده که بهترین و قدرتمندترین ملت جهان هستند .
اگر به کشور های دیگر و متعدد سفر کنید متوجه میشوید ایرانی ها جزء عقب مانده ترین ملت ها هستند . کشوری مانند آلمان یا ژاپن یا انگلیس یا کشور های اسکاندیناوی و ... بهترین رفاه ، بهترین سطح زندگی ، بهترین درآمد ، بهترین آموزش و دانشگاه ، بهترین تولیدات ، بهترین تولید سرانه ، بهترین رشد اقصادی و .... را دارا هستند پس می توانند ادعایی بکنند . ولی ایران و عراق و افغانستان چه ؟

اگر از یک گویش نمی توان نتیجه گرفت پس در مورد قوم فارس هم به دلیل گویش نمی توان نتیجه گرفتند واقعاً پارسی هستند و از نژاد پارسیان باستان و هخامنشیان .

30:

توربراتور گرامی بارها این راه را رفته اید و هنوز هم از آن درس نگرفته اید... چند مطلب در مورد نژاد و کشور و مرز باید به شما متذکر شوم... آن آلمان و یا ژاپنی که تصور می کنید از ایران جلو افتاده تر هستند از لحاظ ژنتیکی شاخه ای از مردمانی هستند که از گذشته دور (نه چندین هزار سال) پیش تا همین امروز از خاورمیانه به آن مکان ها کوچ کرده اند و می کنند... نتیجه تحقیقات ژنتیکی را که نباید برای کسی که خودش مبحث آنرا پیش کشیده است دوباره متذکر شد.... در مورد مهاجرت اقوام روسی هم که در هزاران سال پیش! ذکر کردید به ایران امروز آمدند و به غیر فارس ها! که آریایی نیستند!!! باعث بوجود آوردن حکومت های قوی (توهم زا) در بین بقیه مردم غیر آریایی!!!! در ایران شدند باید بگویم زیر یخ تمدنی شکل نمی گیرد و به زور حتی می توانید خرس قطبی در آن نواحی بیابید چه برسد به انسان....

وقتی نظریه های بدور از منطقی نظیر مهاجرت انسان در هزاران سال پیش از قطب شمال به جنوب را بدون تامل و تفکر می پذیرید باید بدانید که در آن زمان آن نواحی زیر خروارها یخ بوده است، و امکان حیاط و دوام نوع بشر غیر ممکن می نموده است.

داستان هایپربوری هایتان را نیز می توانید در بین افسانه های ملل مختلف بیابید و بد نیست در ارتباط با آنها به مطالبی که در ارتباط با سین و سرس ها در بخش جغرافیای چین آمده است هم نظری بیافکنید.

31:

من از تاریخ دوران تحصیل بیشتر از چیزایی که گفتید نخوندم یا بهتر به جز آموزش تاریخ آموزش و پرورش از اسامی نامبرده بالا نخوندم

بهره از یک تاریخ رو میشه اسمشو گذاشت نژاد پرستی؟

ایرانی های به قول شما که فکر می کنید جز عقب مانده ترین ها هستند آیا دارای امکانات مناسبی همچون گذشته هستند یا خیر؟ خود دلیل این امر را نام می برید و به ایرانیان این صفت را نسبت می زنید؟

با خط پایانی موافقم از گویش نمی توان چنین نتیجه ای گرفت

32:

نژاد آدمها مهم نیست...... تن آدمی شریف است به جان آدمیت
چه بسیار آدمهایی که به بشریت خدمت کرده اند و در آن لحظه فقط و فقط به فکر نجات آدمها بودند
به قول معروف : آدمی را آدمیت لازم است

33:

دقیقا ...

34:

سلام دوست ارجمند .
توصیه هاتان مفید بود . خدمتتان عرض شود که بررسی های تاریخی و اسناد تاریخی هدفهای مختلفی میتونه داشته باشه . کشف واقعیت - دنبال سوراخ سنبه گشتن برای اغراض و اهداف خاص و ....
لازم به عرض است با تاریخ همچین هم نا اشنا نیستم

35:

" نظر دانشمندان در باره اصل نژادی سکاها

محمد رحمانی فر به نقل از ذکی ولیدی طوغان نوشته است: «من هم مانند: ا.منس (E.minns)، هـ . تریدلر (H.Triedler), ب . لوفر (B.laufer) دانشمندانی که سرگرم تحقیق در زمینة مسایل فرهنگی و منشاء نژادی اسکیت‌ها (سکاها) هستند، بر این عقیده‌ام که طبیقه حاکم این قوم ترک بودند.»

در انسیکلوپدی اسلامی ج۲، ص ۹۷، هم این نظر تکرار شده است: ترکان ابتدا شاید در سدة هفتم ق.م در اثنای یورش سکاها به اینجا (آذربایجان) آمده‌اند و طبقة حاکم را تشکیل داده‌اند.



توفیق حاجی اف بر ترک زبان بودن سکاها تأکید کرده می‌نویسد: «ترک زبان بودن سکاها را آثار مادی کشف شدة آنها که مربوط به اراضی و ادوار مختلف هستند، نیز به اثبات می‌رساند مثلاً تزئینات روی فلز و سنگ مربوط به سده‌های ۱۰ – ۹ میلادی اوکراینی‌ها و روس‌ها نقش‌های ویژة سکاها به شمار می‌روند، این نقش‌ها در زبان سکاها (ترکی) «باسما» نامیده می‌شود و در رومی تینیه. حاجی اف خاطر نشان کرد که ترک‌ زبانان ساکن آذربایجان قدیم با آمدن سکاها … که بخشی از آنها هم زبان‌شان بودند، تقویت شدند. برحجم و وزن عمومی تودة آن‌ها در این سامان افزوده شد.»(رئیس نیا، ر.ک. آذربایجان در سیر تاریخ ایران، ص ۸۷۲، برگرفته از نگاهی به تاریخ دیرین ترک‌ها ایران، تألیف محمد رحمانی فر، ص ۸۰٫)


ذکی ولیدی طوغان و بارتولد با استناد به کتاب‌های وزین «دیوان لغات الترک» و «قوتاد قوبیلیک» بر این عقیده‌اند که افراسیاب تورانی‌ همان «آلب آرتونقای» مشهور و خاقان ترکان سکائی بوده است. گفتنی است: «آلپ ارتونقا» از ترکیب سه کلمه تشکیل شده است: ۱- آلپ (قهرمان) ۲- آر (مرد) ۳- تونقا (حیوانی یلنگ آسا که فیل را بدرد مانند یوزیلنگ) پس آلپ ارتونقا یعنی قهرمانی که به زورمندی تونقا. از شاهنامة فردوسی چنین بر می‌آید که افراسیاب (آلپ تونقا) فرمان روایی دلیر، حکیم و فهیم بوده است. بر خلاف پادشاهان کیانی که چندان بهره‌ای از حکمت و دلاوری نداشتند وی علاوه بر دارا بودن تاج و تخت شاهی بعنوان دلیرترین، قهرمان تورانیان در میدان حاضر می‌شود فردوسی دربارة او گفته است:
برو بازوی شیر و هــم زور پیـــل و زو سایه افکنده بر چـند میل
به یکجای ساکن نباشد به جنــگ چنین است آیین پور پشــنگ
که آن ترک در جنگ نراژد‌ها است دم آهنجو در کینه ابر بلا است
شود کوه آهن چـو دریــای نــاب اگـر بشــنود پــور افراسیــاب
ملاحظه می‌شود که فردوسی کاملاً بر ترک بودن افراسیاب تأکید دارد. با این حساب افراسیاب در شاهنامه را باید از مظاهر ادبیات و تاریخ ترکان سکایی دانست.
سکاها اجداد ترکان

محمد تقی زهتابی نوشته است: برخی از تاریخ‌نگاران اروپایی سکاها را اجداد ترکان دانسته‌اند بعنوان مثال «مئناندر» تاریخ نگار بیزانسی سدة ششم میلادی می‌نویسد: «در قدیم ترکان را «ساک‌ها» می‌خواندند.»
ی، و، پیانکوف محقق «اشکوز» (سکا) شناس نوشته است: «آنجا که نام مازکیت (ماساگت) که از اشکوزها هستند برده می‌شود، ترک‌ها مد نظر هستند.» در نوشته‌های مؤلفی بنام «سیموکاتتا» می‌خوانیم: »من اکنون دربارة اشکوزها که در قفقاز و شمال زندگی می‌کنند صحبت خواهیم کرد… این ترکان…

( ایچ اوغوز += اوچ اوغوز = اوش اوغوز = اوشغوز = اشکوز )


دانشمندی بنام ر، ق، لاتام نوشته است: «اسکیف‌های کومان ( روس‌ها پچنک‌ها را کومان می‌نامند) ماساژت‌ها، ساک‌ها، پچنئق‌ها، خزرها و هون‌ها به لحاظ منشاء خویش ترک هستند و این موضوع نیازی به اثبات ندارد.»
ف، ق، میشچنکو که تاریخ هیرودوت را به زبان روسی منتشر نموده است در مورد کلمة اسکیف‌ها که در این اثر بکار رفته می‌نویسد: «جلوه خارجی اسکیف‌های که هیپوکرات تصویر نموده، با تمام جزئیات خود با تیپ ترکان منطبق است.» همین دانشمند جملة کوتاهی از «سئیس» که تاریخ هیرودوترا به زبان انگلیسی منتشر ساخته آورده است، جمله «سئیس» چنین است:‌اسکیف‌های هیرودوت اقوام ترک – تاتار می‌باشند.»
نام سکا یا ساکا در منابع آشوری «آشکوزا» در منابع بابلی «اشکوزا» در منابع عبری «آشکوز» نوشته شده است. در منابع آشوری نام سرزمین آنان در دوران حاکمیت ۲۸ سالة اشکوزها «کشوراشکوز»‌ثبت شده است. کلمات اشکوز و اسکیت اشکال مختلف تلفظ یک کلمه واحد در زبان‌های گوناگون، بر اساس ساختمان صوتی این زبان‌ها می‌باشند. این اقوام در زبان روسی و برخی السنه‌ای اروپای «اسکیف» خوانده شده‌اند این کلمة در طول تاریخ بصورت‌های «شکیدا=شکودا Skida و حتا شکنیز Skinz و اغلب بصورت ساک = ساکا= سکا ثبت شده است.
و
درباب دهم «تورات» از سفر پیدایش سکاها را از نسل یافث ابن نوح می‌داند،
ترکمن‌ها و قرقیزها از اخلاف سکاها می‌باشند.

راجع به سکاها به سخنان آقای نادر بیات توجه می‌کنیم: موصوف به حواله دائرةالمعارف چینی، ترکمان‌ها را از اخلاف سکاها خوانده‌است: «در پایان قرن ۸ م این «اوغوز»ها از طریق استیپ‌های سیبری به‌طرف دریای اورال و ولگا و روسیۀ جنوبی کوچ کردند. احتمال می‌رود این اقوام همان تورانیان باشند که برای اولین بار- آقای «تونگ‌تین» در دائره‌المعارف چینی قرن هشتم میلادی آنها را «توکومنگ» خوانده است ( لازم به ذکر است که در چینی قدیم مخرج ر وجود نداشته توکومنگ = تورکومنگ = تورکمان ) با توجه به اطلاعات فرهنگی چینیان در زمینۀ شناخت اقوام مختلف سرحدات کشور خود و همسایگان نزدیک، این حدس می‌تواند بیشتر قریب به یقین باشد که لفظ «ترکمان» به اقوام صحرانشین اطلاق می‌شده که اغلب در سرحدات کشور چین و همسایگان نزدیک دیده می‌شده‌اند چینیان طبق لفظ قدیمی خود، آنها را «سوک» یا «سو» و کشور آنها را «سوک تاگ» می‌نامیده‌اند.
می‌دانیم کشور «سوک‌تاگ» عملاً از ایالت «کانسو» یعنی منطقۀ مشرف بر مرزهای مغولستان و سیبری مرکزی و جنوبی تا بستر سیحون ممتد بوده است، با توجه به‌تاریخ و گذشتۀ «تورانیان» که در همین محدوده به ایلغاری و کوچ‌نشینی می‌پرداخته‌اند، می‌توان لفظ «ترکمان» منسوب به اقوامی دانیست که از بازماندگان همان سیت‌ها و سکاها بوده با همان روش صحراگردی زندگی می کرده‌اند، بعدها در ادوار مختلف بخصوص در قرون ۸-۹-۱۰ در ماوراءالنهر با لسان ترکی در صحنۀ تاریخ حضور یافته‌اند»
موصوف در همین اثرش متذکر می‌شود: «دائره‌المعارف چینی قرن ۸ م نوشته تونگ تین فصل ۱۹۳ کلمه «توکومنگ» نام دیگری است که به کشور «سوک‌تاگ» (Suk Tak) ] اطلاق می‌گردد[ می‌دانیم کشور سوک تاک در تاریخ قدیم همان سرزمین سکاها و مردم آن تورانیان نام داشتند.» "



این اوصاف مربوط به سکاهای اسیای میانه میباشد و سکاهی مربوط به سیستان مقوله دیگری هست

36:

طبق شاخصه های ژنتیکی اقوام ایرانی ، زرتشتیان شاخصه های متفاوتی باسایر ایرانیان دارند و از بازماندگان پارسیان قدیم هستند . سابقه ژنتیکی بقیه اقوام ( غیر از چند قوم خاص مانند اعراب ) به 10000 سال پیش میرسد که نه پارسی توی این سرزمین بود نه اریایی و نه هندی .
در زمان رودکی و فردوسی فارسی فقط در قسمتهای شرقی خراسان و افغانستان گویشور داشت . در زمان حاضر هموطنان فارس ساکن ایران بیشتر فارس زبانند نه فارس تبار .

37:

درود
با توجه به کپی از اینجا ... نظرات بازدید کنندگان را برا شما قرار میدهم ...



:::::


  1. asif Gawhari
    ۱۲:۴۳ ب.ظ در میزان ۸م, ۱۳۹۲ سلام بر شما
    من قسمتهای اول تا چهارم مقاله را خواندم واقعا انسان لذت میبرد جا دارد از استاد بزرگوارم جناب ناطقی سپاسگذاری کرد که اینهمه زحمت وتلاش را بخرچ داده اند خواندن این کتاب واقعا بهمه مردم ما ظروری است
  2. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )محمد
    ۱۲:۰۹ ب.ظ در حوت ۲۶م, ۱۳۹۲ چرا سایت بهتری درست نمی کنید یک سایت درست کنید که تمام حقائق تاریخ را در بر داشته باشد و منبع های قوی سایت منطم نه بی نظم و بی ریخت حتما تلاش بکنید و این کار را انجام بدهید که وقتی دباره ی تاریخ صحبت می شه یا سرچ می شه یک مشت دروغ تحویل داده نشه مطالب هم مختصر و مفید باشد
  3. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )شاهپور نوروزی
    ۷:۱۰ ب.ظ در جوزا ۲۰م, ۱۳۹۳ با سلام
    گفته شده است که بعد از مرگبزرگان سکاها همسر یا سوگلی او را نیز خفه کرده و همراه او دفن می کردند ، آیا حقیقت دارد؟
    در قزاقستان یک شاهزاده سکایی با لباس طلایی و نوشته هایی به خط اورخون یئنی سئی کشف شده است .
    آدرس سایت www. fuzuli.samenblog.com
    ” فرهنگ و زبان سومری”
  4. شهر زنان در روم یک - صفحه 2
    ۱:۰۷ ق.ظ در سرطان ۱۸م, ۱۳۹۳ […] جدید تاریخ شناسان در باره ی سکاها پایگاه اینترنتی شورای جهانی هزاره سَکَ یا سَکا نامی است که در منابع قدیمی برای سکاهایی که […]
  5. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )ismail
    ۲:۴۶ ب.ظ در اسد ۱۰م, ۱۳۹۳ دروغ تا کجا ؟
    این لینک انگلیسی سکایی ها هست . سکایی ها ایرانی تبار بودند . دنیا که نمیاد دروغ ها و آسمون به ریسمون بافتن های شما رو قبول کنه
    Scythians - Wikipedia, the free encyclopedia
    این هم لینک ماساگت هاست . برید و نقشه آسیا در ۳۲۳ پیش از میلاد رو ببینید ، تا بفهمید که قبایل ترک تبار حتی تا پیش از حمله عرب پایشان به آسیای میانه هم نرسیده بود چه رسد به مناطقی که شما ذکر کردید .
    File:Asia 323bc.jpg - Wikipedia, the free encyclopedia
    اینهمه دروغ به خرد مردم ندید .
  6. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )آسمونی
    ۵:۲۱ ق.ظ در سنبله ۱۷م, ۱۳۹۳ سلام
    سکا در تمام منابع چه چینی و چه یونانی افرادی مو بور و چشم آبی توصیف شده اند. مجسمه‌های سکاها در تخت جمشید و حتی کتیبه‌ی بیستون قومی نوردیک را نشون میده.
    نژاد سکاهای امروز به خصوص در ساکسونی آلمان و سیستان ایران محفوظ مانده. داهه‌ها، ماساژوت‌ها و پارت‌ها از مهم‌ترین اقوام سکایی هستند که امروز دانمارکی‌ها، رومانی(داچیا)، اسکاندیناوی(سکاهای اشکناز)، انگلوساکسون‌ها، گوت‌ها و .. از نسل ایشان هستند.
    در قرن‌های بعدی سرزمین سکاها به دست ترکان اشغال شد و سکاها درون ترکان محو شدند. زبان آریایی خودشان را از دست دادند و زبان مردم هون را گرفتند.
    ترکان هون هم در اثر آمیزش با اقوام ایرانی چهریشان کمی تعدیل شد و شباهتی مختصر میان ایشان و چینیان باقی ماند و زبانشان هم بسیاری از واژگان آریایی را جذب کرد و از زبان سرخ‌پوستان فاصله گرفت.
    زبان فارسی کنونی برگرفته از زبان یکی از اقوام سکایی به اسم پهلو(پارت)بوده که در گذشته هم پهلوی خوانده میشده.
    واژگان بازمانده از سکاها عیناً در فارسی به کار برده میشه و در هیچ کدام از لهجه‌های ترکی استفاده نمیشه.
    اجساد مومیایی سکاها مارکر پدری R را دارند درست مانند اکثریت قریب به اتفاق مردم هندوستان، مردم روسیه و اروپای شرقی و غربی و اکثریت مردم تاجیک و پشتون.
    تبار مادری میتوکندری سکاها از نوع HV هست که صرفاً در آلمان امروزی اکثریت دارد.
    بسیاری از دانشمندان اروپایی معتقدند که اقوام هند و اروپایی و آریایی دقیقاً همان مردم سکایی بودند.
    رستم بزرگ‌ترین قهرمان ایران باستان یک سکایی بوده و در متون سغدی و ختنی دقیقاً با همین صفت نام برده شده.
    کتیبه‌ی اورخون هم هیچ ربطی به ترک‌ها نداره. خط آن به مهاجران یونانی دولت باختر مربوط هست. زبان آن مشابه سغدی و تخاری هست. لباس ایشان مشابه مردم سغد هست و تنها محل آن در یک کشور اوالی زبان(نه آلتایی زبان، امروزه دیگر اورالی ها را ترک نمی دانند.) به اسم قزاقستان(شباهت قزاقی و استانبولی تنها ۳۰ درصد هست در حالی که شباهت ترکی و آلمانی ۸۰ درصد هست.) قرار گرفته.
  7. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )حکم آبادی
    ۹:۱۹ ب.ظ در سنبله ۲۱م, ۱۳۹۳ دراین باره که سکاها ترک بودند یا هند و اروپایی نظرات زیادی موجود است که بیشتر به ترک بودن سکاها مایل میشود چراکه در تاریخ هرودت و دیگر مستند نویسان همدوران با سکاها مشخصاتی ذکر شده است که با ترکان یکی است اما درمورد ریشه مشترک ترک و مغول بله درست است ترک مغول و تنگوز دارای ریشه مشترک هستند حتی بسیاری از زبانشناسان من جمله پیلو زبانهای ترکی مغولی و تنگوزی را از ریشه یک زبان مشترک آلتایی می داند . اما در مورد نژاد یوچه و پازیرک درسته پازیرک اکنون یا درگذشته اسم مکانی است اما به تحقیقات اقای گروسه و ریشاتوری و بسیاری از دانشمندان دیگر پازیرک نام قبیله ای مغولی بوده است که در منطقه پازیرک تا ارودوس زندگی می کردند و یوچه ها نیز از احفاد قبایل ترک بودند که امپراتوری هونهای سفید را بنیان نهادند و سالها بر ایران ساسانی حکومت راند چنکانکه بر پایه تحقیقات نوسنده مقاله هیونگ نو ها و هپتالیان یعنی اقای محسن اقدمی یوچه ها اقوامی ترک تبار بودند که سالها ساسانیان را در زیر نفوذ خویش داشتند و شاهان وو دربایان ایران ساسانی را این ترکان ازل و نصب می کردند چنکانکه برخی از شاهان ساسانی از نژاد ترک بودند ودر مورد ترک بودن یوچه ها به القاب و ساختار درباری و اجتماعی ترکان هون سفید یا یوچه اشاره می کند که مانند اقوام دیگر ترکان می باشد نمونه بارز لقب تکین – یبغو که مختص زبان ترکی و ترک نژادان می باشد که لقب پادشان هپتالیان یا یوچه بوده است و قوم ترک خلج که بنا به تحقیقات بسیاری از دانشمندان از احفاد همین هپتالیان یا همان یوچه های مهاجر از کانسو و تخارستان می باشند که با فشار دیگر اقوام ترک هیونگ نو به افغنستان و پاکستان امرورزی مهااجرت کردند و سالیان درازی بر این مناطق و مناطقی از ایران و هندوستان حکمرانی کردند
  8. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )حکم آبادی
    ۹:۳۰ ب.ظ در سنبله ۲۱م, ۱۳۹۳ و آسمونی چه نظرات گران قدری نوشته است جالبه ترکان ترکیه به المان نزدیگتر از هم نژادان و همزبان قزاقی خویش هستند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    کتیبه های اروخون که به زبان ترکی بازهم می گویم به زبان ترکی و رسم الخط رونیک ترک نوشته شده هیچ ربطی به ترک و ترکان ندارد و چون در قزاقستانه به اشتباه به ترکان نسبت داده میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱
    به شما تبریگ می گویم دانشمند بزرگ آسمونی عجب استدلال هایی داری شما
    نژاد سکاهای امروز به خصوص در ساکسونی آلمان و سیستان ایران محفوظ مانده آفرین ب شما آسمونی اگه امروز ملت سییستان سهله کل ایران و هندوستان و با اسید با آلمانی ها بجشونند بازهم به راحتی قابل تفکیک میشن کی میخوای از این خواب خود پرستی کذایی بیدار بشین ایرانیان یا پارسها همان سیکهای هندو هستند نژاد شما از هندوستانه نه از آریایی که اصلا چنین نژادی ووجود نداشته و ندارد
    امروز دانمارکی‌ها، رومانی(داچیا)، اسکاندیناوی(سکاهای اشکناز)، انگلوساکسون‌ها، گوت‌ها و .. از نسل ایشان هستند. جالبه چه نژاد شناسی هستی آسمونی واقعا تو آسمونا سیر میکینی باچه منبعی این چنین استدلالی داری نمی دونم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    زبان فارسی کنونی برگرفته از زبان یکی از اقوام سکایی به اسم پهلو(پارت)بوده که در گذشته هم پهلوی خوانده میشده.
    واژگان بازمانده از سکاها عیناً در فارسی به کار برده میشه و در هیچ کدام از لهجه‌های ترکی استفاده نمیشه.
    اجساد مومیایی سکاها مارکر پدری R را دارند درست مانند اکثریت قریب به اتفاق مردم هندوستان، مردم روسیه و اروپای شرقی و غربی و اکثریت مردم تاجیک و پشتون.
    تبار مادری میتوکندری سکاها از نوع HV هست که صرفاً در آلمان امروزی اکثریت دارد.
    بسیاری از دانشمندان اروپایی معتقدند که اقوام هند و اروپایی و آریایی دقیقاً همان مردم سکایی بودند.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آفرین برشما که مثل کبک سرخود زیر برف کردی و چرت و پرت مینویسی و حرفای گندتر از دهنت می زنی از ژن حرف می زنی که مثلا بگی یه چیزی میدونی اصلا چنین چیزی وجود نداره بجز در خیال تو امثال شماها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  9. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )هرابرزیتی
    ۶:۴۰ ب.ظ در میزان ۲م, ۱۳۹۳ من این نوشته را عینا از سایت ویکیپدیا (به زبان اصلی انگلیسی که دقیق است )اوردم: در اینجا اشاره شده که بقایای قبرها و اجساد سکاها در سیزی وسایر نقاط یافت شده وانها از لحاظ ژنتیکی شبیه مردم شرق اروپای فعلی( R1a) , وبا توجه به اجساد مو قرمز وسفید پوست بودند. در این سایت به این آدرس تصاویر امده است: http://forum.hammihan.com/post4071932-93.html(ادرس عکس سکاها)
    Ancient Y-DNA data was finally provided by Keyser et al in 2009. They studied the haplotypes and haplogroups of 26 ancient human specimens from the Krasnoyarsk area in Siberia were dated from between the middle of the 2nd millennium BC and the 4th century AD (Scythian and Sarmatian timeframe). Nearly all subjects belong to haplogroup R-M17. The authors suggest that their data shows that between Bronze and Iron Ages the constellation of populations known variously as Scythians, Andronovians, etc. were blue- (or green-) eyed, fair-skinned and light-haired people who might have played a role in the early development of the Tarim Basin civilization. Moreover, this study found that they were genetically more closely related to modern populations of eastern Europe than those of central and southern Asia.[28] The ubiquity and utter dominance of R1a Y-DNA lineage contrasts markedly with the diversity seen in the mtDNA profiles.
    However, this comparison was made on the basis of STRs. Since the 2009 study by Keyser et al, population and geographic specific SNPs have been discovered which can accurately distinguish between “European” R1a (M458, Z280) and “South Asian” R1a (Z93)(Pamjav 2012 [2]. Re-analyzing ancient Scytho-Siberian samples for these more specific subclades will further elucidate if the Eurasian steppe populations have an ultimate Eastern European or EurAsian origin, or perhaps, both. This, in turn, might also depend on which population is studied, i.e. Herodotus’ European “classical’ Scythians, the Central Asian Sakae or un-named nomadic groups in the far east (Altai region) who also bore a ‘Scythian” cultural tradition.
    ولی ترکها و نژاد زرد واقعی (نه الزاما ترکزبانها) هاپلوتیپ کروموزوم Yشان از نوع C است. با تشکر
  10. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )هرابرزیتی
    ۶:۵۵ ب.ظ در میزان ۲م, ۱۳۹۳ در واقع ترکان واقعی که شبیه زردپوستان هستند(مانند ازبکها و ترکمن و قرقیزها و مردم التایی) اینها سکنه منچوری و شمال غرب چین بودند. چون عشایر و کوچرو بودند ودامدا ر با امپراطور چین در قرون ۲و۳ قبل میلاد مسیح درگیر جنگ شده و شکست خورده بطرف غرب یعنی دشتهای قزاقستان و فلات ایران وسایر نقاط پس زده شدند. و سکاها را که تا قبل ان تاریخ ساکن خوارزم و ماورانهر بودند به طرف غرب دریای خزر و سیستان و جنوب خراسان می رانند. ضمنا نژاد مغول وحتی زبانشان بکل از ترکی متفاوت است. تاکید می کنم زبان مغول از ترکی کاملا متفاوت است. اجداد انها از شمال به پایین بایکال امدند.
    هنگامیکه امیر تیمور لنگ حاکم کذایی عثمانی را بعد جنگ اسیر و در قفس کرد بدوگفت سلطان واقعی ترک من هستم نه تو.وتیمور درست میگفت.فرق است بین ترک واقعی و ترک زبان غیر نژاد اصلی ترک.
  11. چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )هوشنگ
    ۹:۲۴ ب.ظ در میزان ۲م, ۱۳۹۳ در واقع ترکان واقعی که شبیه زردپوستان هستند(مانند ازبکها و ترکمن و قرقیزها و مردم التایی) اینها سکنه منچوری و شمال غرب چین بودند. چون عشایر و کوچرو بودند ودامدا ر با امپراطور چین در قرون ۲و۳ قبل میلاد مسیح درگیر جنگ شده و شکست خورده بطرف غرب یعنی دشتهای قزاقستان و فلات ایران وسایر نقاط پس زده شدند. و سکاها را که تا قبل ان تاریخ ساکن خوارزم و ماورانهر بودند به طرف غرب دریای خزر و سیستان و جنوب خراسان می رانند. ضمنا نژاد مغول وحتی زبانشان بکل از ترکی متفاوت است. تاکید می کنم زبان مغول از ترکی کاملا متفاوت است. اجداد انها از شمال به پایین بایکال امدند.
    هنگامیکه امیر تیمور لنگ حاکم کذایی عثمانی را بعد جنگ اسیر و در قفس کرد بدوگفت سلطان واقعی ترک من هستم نه تو.وتیمور درست میگفت.فرق است بین ترک واقعی و ترک زبان غیر نژاد اصلی ترک.







:::::::::::::::::::::::


چقدر اختلاف !!!

اما :
با توجه به این که شما کپی پیست ....
بنده هم ان را انجام میدهم ...

نخستین سند را از ایگور،میخاییلویچ دیاکونوف،مورخ شهیر و بزرگ روسیه ای می آوریم:
تنها مورد استعمال مجاز اصطلاح آريايي درباره اقوامي است كه در ازمنه باستاني خود، خويشتن را آريا مي ناميدند. هنديان[12] و ايرانيان (پارسيان)[13] و مادها[14] و اسكيت ها[15] و آلان ها[16] و اقوام ايراني زبان آسياي[17] ميانه خود را آريا مي خواندند»
(ا. م. دياكونوف: «تاريخ ماد»، ترجمه كريم كشاورز، انتشارات علمي و فرهنگي، 1380، ص 142، سطرهاي 5 تا 9).
(اسناد در ص 481-482 حاشیه فصل دوم)
[12] عادته ً در ودا و غیره.
[13] داریوش اول در کتیبه نقش رستم «a» می گوید که او «هخامنشی است و پارسی و فرزند پارسی و آریایی و از خاندان آریاییهاست».
[14] هردوت ، VII، 62: «در عهد باستان همه ایشان را آریایی می خواندند». سپس چنانکه رسم یونانیان بوده افسانه ای در منشأ این اصطلاح می آورد و مادیها را (mēdoi همان mādoi است منتهی به لهجه یونی) از زنی که قهرمان یکی از افسانه های یونانی بوده یعنی مدیه (medei) می داند.
[15] و. ای. آبایف، زبان و فرهنگ عامیانه آستی (آسی) ، I ، مسکو- لنینگراد، 1949 ص 156: - arya - «قبیله اسکیتی». در نام های خاص
Ariantas < arya – vanta
Ariapeiths < arya – paiυa
Ariaramnēs < arya – rāmna
(نامی که در خاندان هخامنشی وجود داشته و پارسیان نیز از ان اطلاع داشته اند)

Ariapharnes< arya – farna

و در اسم خاص متأخرتری:

Alexsarthos< – arya <>


a la (1) ā n < alyan < aryana – A. A. Friedman, Ossetica, [16]
Rocznyk Orientalistyczny, III, صفحه 159 ، (3);
(و. ای. آبایف. تالیف مذکور صفحه 246)

[17]
اسامی خاص فراوان اقوام مذکور که با Arya (آریا- آریایی) تشکیل شده شاهد این مدعی است. مثلا در زبان پارتها (اسناد نسا نزدیک اشک آباد – عشق آباد) آریا برزن (aryabarzān) و آریانی یستک (Aryaniyastak) آمده است. (ای. م. دیاکونوف و م. م. دیاکونوف و و. آ. لیوشیتس. بایگانی پارتها در نسا VDI ، سال 1953 شماره 4 ص 116) و بسیاری اسامی دیکر.
همان طور که دیدید دربخش هایی که بارنگ نارنجی مشخص شده اند ،دیاکونوف به آشکارا می گوید که استفاده ی واژه ی آریایی برای سکاها درست است.

به علاوه هندو- سکاها نیز از گروه های سکایی بودند که به آشکارا هندو سکا نام گرفته اند و این بیانگر نژاد ایرانی آن هاست.

در مقاله ی زیر از یک دانشمند غربی،به ریشه ی ایرانی-سکایی اقوام ترکزبان آسیای میانه پرداخته شده است.
Origin of Türks and Tatars, Moscow, Publishing house "Insan", ۲۰۰۲, BBK ۶۳٫۳ (۲Р-۶Т), ۰۹۴, Published by the decision of the Bureau of the Humanities Branch of AN RT, Editor: Doctor of Historical Sciences, Professor Ya.S.Sharapov, Reviewers: Doctor of Philosophy, Professor R.Kh.Bariev, Doctor of ,Historical Sciences, Professor D.K.Sabirov, fourth chapter




سند 2:گفته های سایت های معتبر
آریایی بودن تبار و فرهنگ و زبان سکاها درتمام سایت های تاریخی و معتبرتصریح می شود:
سایتLivius.org

Scythians / Sacae - Livius
نوشته ی ادرس بالا را بخوانید.
-----------------------------------------------------------------------------
BBC NEWS | Europe | Scythian mummy shown in Germany بی بی سی نیوز:
اعتبار بی بی سی هم،نیازی به گفتن ندارد.

-----------------------------------------------------------------------------
:1911encyclopedia
http://www.1911encyclopedia.org/Scythia
ادرس بالا مربوط به یک دانشنامه ی انگلیسی است.

------------------------------------------------------------------------------
دررویه ی (صفحه ی)7مقاله ی زیر پیرامون سکاها اینگونه نوشته شده است:
[سکاها در آغاز همراه دیگر مردم هندو اروپایی یک‌ جا می‌زیستند و بعدها به‌ نقاط‌ دیگر مهاجرت‌ کردند. مهاجرت‌ اقوام‌ سکایی در دوران‌ مهاجرت‌های‌ بزرگ‌ هند و اروپایی انجام شد.]
که نوشته ی بالا از نزدیکی سکاها با هندواروپایی ها(آریان ها) آگاهی می دهد.

]Rene Grousset, Naomi Walford Translated by Naomi Walford (1998). "The Empire of the Steppes: A History of Central Asia، Rutgers University Press, Page [7

نیز یکی از اقوام آریایی بوده اند که خویشاوند نزدیک سکاها به شمار می رفتند و در نوشتار بالا(در همان رویه) بدان اشاره شده است.سرمتیان

نام سرمتی در نام ساراماین(سَرَم) فرزند فریدون،شاه استوره ای ایران ریشه دارد .

Sarmatians - Wikipedia, the free encyclopedia
------------------------------------------------------------------------------
دو مقاله ی انگلیسی زبان دیگر:
Scythian is pronounced /ˈsɪθɪən/ or /ˈsɪðɪən/. Scyth is pronounced /ˈsɪθ/. From Greek Σκύθης. Note Scytho- /ˈsaɪθoʊ/ in composition (OED).

Scythian, member of a nomadic people originally of Iranian people who migrated from Central Asia to southern Russia in the 8th and 7th centuries BC—The New Encyclopedia Britannica, 15th edition—Micropaedia on "Scythian", 10:576
------------------------------------------------------------------------------

سند3: زبان سکاها
زبان سکاها بی شک،از زبان های آریایی بود.سکاها به دلیل پرشمار بودن گروه های خود،زبان های متفاوتی داشتند،اما همه ی این زبان ها هند وایرانی به شمار می رفتند.به اسناد زیر پیرامون زبان سکاها توجه کنید.این اسناد می گویند که زبان سکایی از
به شمار می رفت. زبان های ایرانی شرقی
  1. The Persian Empire: a Corpus of Sources of the Achaemenid Period", Volume 1, (2007), Amélie Kuhrt,(p.44)
  2. "Scandinavian Influences in the English Romantic Movement",(2009), Frank Edgar Farley,(p.197)
  3. "Ancient communities of the Himalaya", (1998), Dinesh Prasad Saklani,(p.42)
  4. "The origin of the English, Germanic, and Scandinavian languages, and nations", (1848), Joseph Bosworth,(p.204)
  5. "Scythians - MSN Encarta". Microsoft® Encarta® Online Encyclopedia 2009, Contributed By: Maria Brosius, D.Phil. 1997-2009. http://au.encarta.msn.com/encycloped...scythians.html. Retrieved 2009-09-30.


زبان سکایی- ویکی پدیای انگلیسی:
Scythian language
Main article: Scythian languages
The Scythian language and its various dialects formed part of the Indo-European language-family. The personal names found in the contemporary Greek literary and epigraphic texts suggest that the language of the Scythians and the Sarmatians (who spoke a dialect of Scythian according to Hist. 4.117 Herodotus) belonged to the Northeast Iranian branch. An alternative theory suggests that at least some Scythian tribes, such as the Meotians (Sindi), spoke Indo-Aryan dialects.[26
[26:Crowns similar to the Scythian ones discovered in Tillia Tepe "appear later, during the 5th and 6th century at the eastern edge of the Asia continent, in the tumulus tombs of the Kingdom of Silla, in South-East Korea. "Afganistan, les trésors retrouvés", 2006, p282, ISBN 9782711852185

برگرفته از:
Scythians - Wikipedia, the free encyclopedia
بنا بر پژوهش نویسندگان تاریخ ایران –کمبریج،و هم چنین دکتر معین، زبان های بازمانده از زبان سکایی در عصرامروز،مانند
از زبان های ایرانی اند.Ossetiو Khotani
[تاريخ ايران كمبريج، جلد سوم - بخش دوم، ترجمه‌ي حسن انوشه، انتشارات اميركبير، رویه های47- 831]
[ فرهنگ فارسي معين، جلد پنجم ، ص 138]

همان طور که مشاهده نمودید،به آشکارا زبان سکایی یک زبان هندو ایرانی شناخته می شود.

------------------------------------------------------------------------------------------


سند4:ژنتیک
برگرفته از:
http://en.wikipedia.org/wiki/Scythi an
Genetics
Mitochondrial DNA extracted from skeletal remains obtained from excavated Scythian kurgans have produced a myriad of results and conclusions. Analysis of the HV1 sequence obtained from a male Scytho-Siberian's remains at the Kizil site in the Altai Republic revealed the individual possessed the N1a maternal lineage. The study also noted that haplogroup mtDNA N1a was found at a relatively high frequency in the southern fringes of the Eurasian steppe, Iran (8.3%), and within the Indian Havik group (8.3%), an upper Brahmin caste. From this, a possible link to ancient populations presumed to have come from Europe that lived in the neighboring Central Asian parts of India and Iran was suggested.[39]
Additionally, mitochondrial DNA has been extracted from two Scytho-Siberian skeletons found in the Altai Republic (Russia) dating back 2,500 years. Both remains were determined to be of males from a population who had characteristics "of mixed Euro- Monoid origin". However it should be noted that "European individual ancestry" does not necessarily mean that these individuals were from Europe, as no test to distinguish between European and Asian Caucasoids was performed[40]. One of the individuals was found to carry the F2a maternal lineage, and the other the D lineage, both of which are characteristic of East Eurasian populations.[41]
Maternal genetic analysis of Saka period male and female skeletal remains from a double inhumation kurgan located at the Beral site in Kazakhstan determined that the two were most likely not closely related and were possibly husband and wife. The HV1 mitochondrial sequence of the male was similar to the Anderson sequence which is most frequent in European populations. Contrary, the HV1 sequence of the female suggested a greater likelihood of Asian origins. The study's findings were in line with the hypothesis that mixings between Scythians and other populations occurred. This was buttressed by the discovery of several objects with a Chinese inspiration in the grave. No conclusive associations with haplogroups were made though it was suggested that the female may have derived from either mtDNA X or D.[42]
Y-Chromosome DNA testing performed on ancient Scythian skeletons from the Krasnoyarsk region found that all but one of 11 subjects to carry Y-DNA R1a1. Additional testing on the Xiongnu specimens revealed that the Scytho-Siberian skeleton (dated to the 5th century BCE) from the Sebÿstei site exhibited R1a1 haplogroup[43].


References
39^ Ricaut, F. et al. 2004. Genetic Analysis of a Scytho-Siberian Skeleton and Its Implications for Ancient Central Asian Migrations. Human Biology. 76 (1): 109–125
40^ Bouakaze, 2009 :Pigment phenotype and biogeographical ancestry from ancient skeletal remains: inferences from multiplexed autosomal SNP analysis
41^ Ricaut,F. et al. 2004. Genetic Analysis and Ethnic Affinities From Two Scytho-Siberian Skeletons. American Journal of Physical Anthropology. 123:351–360
42^ Clisson, I. et al. 2002. Genetic analysis of human remains from a double inhumation in a frozen kurgan in Kazakhstan (Berel site, Early 3rd Century BC). International Journal of Legal Medicine. 116:304–308
43^ C. Keyser et al. 2009. Ancient DNA provides new insights into the history of south Siberian Kurgan people. Human Genetics.



سند 5:دانشنامه های معتبر
دانشنامه ی ویکی پدیای انگلیسی

در این دانشنامه ی آزاد با یادکرد منابع متعدد،فرهنگ،زبان و تبار آریایی سکاها،آشکار است و حتا در بخش
از نوشتار اسکیتها،در این دانشنامه،سکاها در زمره ی مردمان هندو ایرانی هستند:Further reading
Further reading
Indo-European topics
Indo-European languages (list)
Albanian · Armenian · Baltic
Celtic · Germanic · Greek
Indo-Iranian (Indo-Aryan, Iranian)
Italic · Slavic
extinct: Anatolian · Paleo-Balkans (Dacian,
Phrygian, Thracian) · Tocharian
Indo-European peoples
Albanians · Armenians
Balts · Celts · Germanic peoples
Greeks · Indo-Aryans
Iranians · Latins · Slavs
historical: Anatolians (Hittites, Luwians)
Celts (Galatians, Gauls) · Germanic tribes
Illyrians · Italics · Cimmerians · Sarmatians
Scythians · Thracians (Dacians) · Tocharians
Indo-Iranians (Rigvedic tribes, Iranian tribes)
Proto-Indo-Europeans
Language · Society · Religion

Urheimat hypotheses
Kurgan hypothesis
Anatolia · Armenia · India · PCT

Indo-European studies

دانشنامه ی بریتانیکا
در این دانشنامه پیرامون اسکیت ها می خوانیم:
Scythian (ancient people) -- Encyclopedia Britannica
Main
ancient people
member of a nomadic people originally of Iranian stock who migrated from Central Asia to southern Russia in the 8th and 7th centuries bc. The Scythians founded a rich, powerful empire centred on what is now the Crimea. The empire survived for several centuries before succumbing to the Sarmatians during the 4th century bc to the 2nd century ad.
Much of what is known of the history of the Scythians comes from the account of them by the ancient Greek historian Herodotus, who visited their territory. In modern times this record has been expanded chiefly by the work of Russian anthropologists.
The Scythians were feared and admired for their prowess in war and, in particular, for their horsemanship. They were among the earliest people to master the art of riding, and their mobility astonished their neighbours. The migration of the Scythians from Asia eventually brought them into the territory of the Cimmerians, who had traditionally controlled the Caucasus and the plains north of the Black Sea. In a war that lasted 30 years, the Scythians destroyed the Cimmerians and set themselves up as rulers of an empire stretching from west Persia through Syria and Judaea to the borders of Egypt. The Medes, who ruled Persia, attacked them and drove them out of Anatolia, leaving them finally in control of lands which stretched from the Persian border north through the Kuban and into southern Russia.
The Scythians were remarkable not only for their fighting ability but also for the complex culture they produced. They developed a class of wealthy aristocrats who left elaborate graves filled with richly worked articles of GO Ld and other precious materials. This class of chieftains, the Royal Scyths, finally established themselves as rulers of the southern Russian and Crimean territories. It is there that the richest and most numerous relics of Scythian civilization have been found. Their power was sufficient to repel an invasion by the Persian king Darius I in about 513 bc.
The Royal Scyths were headed by a sovereign whose authority was transmitted to his son. Eventually, around the time of Herodotus, the royal family intermarried with Greeks. In 339 the ruler Ateas was killed at the age of 90 while fighting Philip II of Macedonia. The community was eventually destroyed in the 2nd century bc, Palakus being the last sovereign whose name is preserved in history.
The Scythian army was made up of freemen who received no wage other than food and clothing, but who could share in booty on presentation of the head of a slain enemy. Many warriors wore Greek-style bronze helmets and chain-mail jerkins. Their principal weapon was a double-curved bow and trefoil-shaped arrows; their swords were of the Persian type. Every Scythian had at least one personal mount, but the wealthy owned large herds of horses, chiefly MonGO Lian ponies. Burial customs were elaborate and called for the sacrifice of members of the dead man’s household, including wife, servants, and a number of horses.


سند6:نام های ایرانی در میان سکاها

نام گروه های(قبیله های) بزرگ سکایی،ریشه های ایرانی دارند.

Saka haumavarga
سکاهای هوم خوار(دوستدار هوم) (هَئوما یا هوم،نوشیدنی مقدس آریان های ایرانی و هندو بوده که چندین هزار سال پیشینه دارد)


Saka tigrakhauda
سکاهای تیگره خَئودا(تیز خود) (سکاهایی که کلاه خود تیز داشتند)

Apa Saka
سکاهای آبی

Saka paradraya
سکاهای آن سوی دریا(منظور، دریای سیاه است)

MasSaka
سکاهای بزرگ



سند7:نام ایزدان سکایی

براساس گزارش هرودوت،نام ایزدان سکایی از این قرارند:

«Papaios»

«Tabiti»

«Goitosyros»

«Artimpasa»

«Thagimasadas«

ریشه های آریایی این نام ها امروزه بررسی شده است.
[گئو ويدنگرن: «دين‌هاي ايران»، ترجمه‌ي منوچهر فرهنگ، انتشارات آگاهان ايده، 1377، ص 31-229]



سند 8:نوشتارهایی معتبر پیرامون سکاها
[برگرفته از سایت آذرگشنسپ]

The Scyths
by: T. Sulimirski
Scythians, Sarmatians, Cimmerians
Encyclopedia Britannica
THE ORIGIN OF THE PRE-IMPERIAL IRANIAN PEOPLES
By: Dr Oric Basirov

THE ETHNIC OF THE SAKAS (SCYTHIANS)
by: By: I. P’iankov

Scythian Elements in Old Iranian
Alexander Lubotsky
From: Indo-Iranian Languages and Peoples (2002)
Four old Iranian ethnic names: Scythian - Skudra - Sogdian - Saka
Oswald Szemerényi,
(Sitzungsberichte der Österreichischen Akademie der Wissenschaften 371), Vienna, 1980 = Scripta minora, vol. 4, pp. 2051-2093


38:

نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
توهم توطئه ...
شما بنده را به ... متهم کردید و منم به شما ...
ین یک ابر دروغ
وقتی شما نظرتون میگید میشه دفاع و و ظیفه ملی
وقتی ما میخوایم نظری بدیم میشه
جو سازی
توهم

و ابر دروغ
راستی حق تنفس داریم ؟ یعنی اجازه میفرمایید؟؟؟

39:

عجب
عجب
جماعتی که هنوز قوم گرا باشن مشتی احمق.
ایران برای ایرانی هاست
چه کرد.چه بلوچ.چه لر.چه ترک.چه فارس.و....
+
بخدا خنده داره

40:

بله بفرمایید ...

...
شما نگفتی چینش هدف دار و سوالات ترک ستیزی با هدف و ... ؟
خب این میشه توهم و جو سازی ...
این سوالات توسط خودتان ...

41:

یعنی همینطوری یهویی خواستی یه چیزی بنویسی ان هم از نوع حساسش ؟
کجا این سوالاتو ....
+
راستی ممنون که اجازه نفس کشیدنو دادیدن!!!!

42:

خیر بنده با یهودیان بنی قر... مشورت کردم و یعد از یک دقیــــــقه بحث! گفتن برای ظلم بیشتر در حق این مظلومان ابن پرسش ها را درون پست هایشان بگذار و بعد در تاپیکی جداگانه مطرح کن ... !
کجا این سوالاتو ....
همانجا ...
+
-
راستی ممنون که اجازه نفس کشیدنو دادیدن!!!!
خواهش میکنم برادر ...



43:

من در جستار قبلی از آن دوستمان که ما را به یکسان سازی متهم کرده بود پرسیدم منظورشان چگونه یکسان سازی است؟ نژادی یا فرهنگی ؟
و پرسیدم در حال حاضر برای انجام کدام یک از امورات قومی،نژادی،فرهنگی ،آیینی و از این دست با دشواری و منع مواجه هستند؟
جداً می خواهم بدانم...

44:

اونا مشورت نمیکنند یه برنامه ریزی دقیق دارند که حاصلش افکارهای نژاد پرستانه است . اریا و هیتلر هم از محصولاتشونه
همانجا ...
جای خوبیه دوست عزیز

45:

تایید

(در خواست انتقال به بخش سرگرمی)

46:

فعلا اصل 15 را مطالعه بفرمایید دوست گرامی

47:

چقدر ازشون اطلاعات داری ...
نکنه ... ؟
. اریا و هیتلر هم از محصولاتشونه
محصولات شما چیه؟
+
بحث با شما فایده ای ندارد بار ها توسط همه از هر نظر برای شما ثابت کردیم نژاد آریایی وجود دارد اما کو گوش شنوا

جای خوبیه دوست عزیز
بله پس بروید همانجا



+


ادعا دارید چینش آن دسیسه یوده !!
در حالی که خوب میدانید در تاپیک های قبلی این سوالات توسط دوست شما -ali - dj- مطرح شده


ثابت کنید دسیسه بوده ...

48:

پس مشغول سرگرمیهایتان باشید دوست گرانقدر .

49:

شما هم بروید پست سکاییان را بخوانید

50:

اگر بدون پیش داوری کمی دقیقتر بنگری خودت به همه چیز میرسی
+
محصولات ما ..... ولش کن محصولی نداریم
بحث با شما فایده ای ندارد بار ها توسط همه از هر نظر برای شما ثابت کردیم نژاد آریایی وجود دارد اما کو گوش شنوا
گویا راست میگی همین جمله را من هم از این ور میگم بحث با شما فایده ای نداره
بله پس بروید همانجا
نه شما برید
ادعا دارید چینش آن دسیسه یوده !!
در حالی که خوب میدانید در تاپیک های قبلی این سوالات توسط دوست شما -ali - dj- مطرح شده
ذات این نوع سوالا بوداره و حساسیت برانگیز چه برسه به چینش انها

51:

می فرمائید این مشکل مختص ایران است ؟
طبق گفته ی یونسکو،هر 15 روز یک زبان در دنیا از بین می رود.
پس این یکسان سازی جهانیست! و دنیا با شما سر جنگ دارد!

مهمترین علت نابودی زبان ها پیشرفت تکتولوژی و مدرنیته است.
در دنیا کنونی اصل بر سرعت است و اختصار...و رساندن پیام مورد نظر به صورت سریع و همه فهم!
کسی شما را مجبور نکرده زبانتان را پاس ندارید! بلکه ناگزیر به این مهم شده اید! که اگر چنین نبود،الان همین دیالوگ بین من و شما ممکن نبود!

52:

چشم
میخوانم
ولی زمین همچنان به دور خورشید میچرخد

53:

نتیجه :
بحث طرفین فیده ای ندارد ...
مجتبی یک یهودی است ...
کلا همه چیز دسیسه می باشد ...
این سوالات توسط من طرح شده ... !!!
همه ی جای ایران پر از گل و بل بل است



+


در خوست قفل شدن تاپیک

54:

پس بهتره ما هم با تکنولوژی هم اوا شویم و زبان رسمی کشورمان را به انگلیسی تغییر دهیم

55:

و ایضا به دور خودش !!
+
خشو باشید شب خوش + تشکر بابت مطالبتان ...

56:

مشکل اینه که اداب بحث و احترام به طرف مقابلو بلد نیستیم و تحمل عقاید و نظرات دیگران را نداریم و انتظار داریم همه مانند ما فکر کنند .
و گرنه مشکل در ایران نیست بلکه در من و توست .

57:

ممنون . شب عالی بخیر

58:

مغلطه!!
شما در روز با چند نفر بر خورد می کنید که به زبان انگلیسی صحبت می کنند ؟
در روز چند بار مجبور می شوید نوشته های انگلیسی را بخوانید ؟
از ابتدای این جستار، به انگلیسی می نوشتید و می خواندید ؟
امکان آن هم در آینده وجود دارد..بنده آن را رد نمی کنم..چنانچه کل جهان به یک دهکده ی جهانی تبدیل شود،زبانی که بیشترین کاربرد و گوینده را دارد می تواند تبدیل به زبان غالب شود.

59:

خوانندگان عزیز بادقت بخوانید و تحلیل کنید

به خاطر دریافت ایمیل هایی ... و پ.خ هایی ... نبودم تا آن دوستان خسته شوند و ... !به خاطر فحاشی هایشان حواله شان میکنم به فرهنگ نداشته شان(البته تعدادی محدود بودند)...



60:

کجا ما چنین چیزی گفتیم؟

شما میاد میگید این سوالات توطئه است

+

به جای این حرف که بخواید نشون بدید ما اینجا حاکم شدیم حرفتونو بزنید نه اینکه اجازه بگیرید

+

(نژآد پرستی کردن ما با اینکارا بی فایده است«برادر من از هر راهی نخواه نژاد پرستی به ما بچسبونی»)

61:

سلام

1- ما که نفهمیدیم کی تهدیدتون کرده بود

2-کمی مواضعتان بهتر شد(به جای نژاد پرست کردن ما حرفتونو زدید)

نژادپرستی وجود دارد ولی نوع قومی آن بارزتر و قابل مشاهده تر است(به عنوان یک ترک ایرانی بار ها مورد نژادپرستی قرار گرفته ام).در اقسام کمرنگتر نژادپرستی مذهبی و جنسی هم وجود دارد.
این دلیل میشد ما رو نژاد پرست معرفی کنید ما که گفتیم برای شناخت تفکیک قومیتی میکنیم نه برای برتری«چنین برتری ای وجود نداره»

و در پایان این پرسش رو پاسخ بدید

آذری ها ترک هستند یا نیستند؟

62:

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )

چهره یک آغوز

من دیگه حرفی ندارم
:|

!!!!

63:

متنتان تا دو کلمه آخر درست بود ...
بنده از کتیبه برای شما مدرک آوردم اما حاظر به قبول نشدید ...
شما یک حرف بی مدرک و سند را می زنید انتظار دارید ؟

64:

اگر راست میگویید که بنده شما را تهدید یا به شما فحاشی کردم لطفا نشان دهید
1-عکسبرداری:)))
2-گزارش پیام خضصوصی:))))
3-سایبری ... :))))))))))))))


+


چه جالب این دفعه فرار نکردید ...

65:

تحریک ...

سوال باید این گونه میبود که خودم برای تحلیل اصلاحش میکنم:
-آیا در کشورهای منطقه نژادپرستی داریم؟عوامل همگرایی و واگرایی کشورهای منطقه را بگویید؟

از دید منطقه ای:
ترکیه و عربستان از دیدی قدرت گرایانه سیاسی نژادپرست هستند.
شکر ...


_قهرمانان تاریخ چه افرادی هستند؟(نه سوالی علمیست نه منطقی جوابی نمیدهم)
_اذری ها ترک هستند یا آریایی؟
_تفاوت ایرانیان و ترکان(نه سوالی علمیست نه منطقی جوابی نمیدهم)
این سوالات توسط شما مطرح نشد؟

اینکه آذری ها ترک هستند یا آریایی شاید این توضیح دانشگاه علوم سیاسی بهتر باشد تا شیطنت طراح روشن گردد.
این سوال توسط دوست شما در تاپیک خلیج ع ر ب طرح نشد؟
ایرانی:ملیت ایرانی ،اقوام(فارس ، ترک، عرب ،کرد ، بلوچ ، ترکمن ، لر ، گیلک ،مازنی ، تالش و ...)را شامل میشود.
بگویم آذری بهتر است ...

_روحیات دو نژاد(با چه متر علمی جواب دهم؟سوال علمی نیست)
هر قومی روحیات و اخلاقیات خاص خود را دارد ...
همان طور که گفتم :::: مطالب پیوسته ::::

_پان فارسیسم ؟ پان تورکیسم؟(پیشتر در موردش حرف زدیم و تمام پان های حاظر در منطقه)
باید مفصل بحث کنیم
نکته ی جالب ...
پان تورکیسم و جعل تاریخ ...
پان فارسیسم وجود ندارد ...
شاید منظور شما پان ایرانیسم بوده؟
::پان‌ایرانیسم عقیده‌ای سیاسی است مبتنی بر اتحاد کلیه اقوام و تیره‌های ایرانی شامل آذربایجانی‌ها، آسی‌ها، بلوچ‌ها، زازاها، کردها، پشتون‌ها، هزاره‌ها، لرها ،تاجیک‌ها، قزلباش‌ها و به طور کلی تمامی اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران. پان ایرانیسم بر خلاف مکتب‌های فکری دیگر که دارای پیش‌وند «پان» هستند، یک مکتب عینی (اوبژکیتو) است که واقعیت تاریخی دارد. در حالی که مکتب‌هایی مانند پان‌عربیسم، پان‌ترکیسم، پان‌ژرمنیسم و پان‌اسلامیسم، مفاهیمی ذهنی (سوبژکتیو) هستند، یعنی بیان آرزوها و خواسته‌هااند.::

و

::محمود افشار اندیشه پان-ایرانیسم را برای دفاع از تمامیت ارضی ایران در مقابله حملات پان ترکیسم و پان عربیسم پیشنهاد کرد.::

همچنین جالبه که بدانید پان تورکیسم و پان عربیسم از سوی دولت ایشان کنترل و حمایت میشود اما این حزب ... !!!!
کلا ....

توحش؟(در مورد این بخش و تیوری استبداد شرقی متن ویژه ای منتشر خواهم کرد)

در انتظار ...


+

به خودم شک کردم ... !
برای یک لحظه فکر کردم یهودی هستم ... و دسیسه گر ... !


+


جنابعالی یادته منو متهم کردی استفاده از اسم پیامبر به خاطر تحقیر اعراب بوده و دشمنی با اسلام و مغالطه و .......
خب وقتی منظورمو بیان کردم با حدیثش اونوقت چکار کردی؟
هیچ ...



به قول خودت :
خوانندگان عزیز بادقت بخوانید و تحلیل کنید

+

:)))))

66:


در این متن شما به طور کلی جمعیت خود را از نژادپرستی مبری دانسته ای که نشان میدهد دوباره مسیر کتمان واقعایات را پیش گرفته ای:

برای اثبات نژاد پرستی شما و بحران های آفریده شده توسط این بی فرهنگی توصیه شد مطالعه شود:


مدیریت منازعات قومی ایران چاپ شده با تقریض رییس جمهور خاتمی
مطالعه دلایل جدایی گیلان
مطالعه دلایل جدایی آذربایجان
مطالعه دلایل جدایی کردستان
مطالعه جریانات مرتبط با شیخ خزعل در اهواز


در این رابطه و تکذیب های وجود نژادپرستی قوم فارس دیگر بحثی نخواهم کرد.شما در تفکرات خود بمانید...

یک نکته:مشکلات امنیتی یک شبه به وجود نمی آیند ولی یک شبه بروز میکنند.

67:



در این متن شما به طور کلی جمعیت خود را از نژادپرستی مبری دانسته ای که نشان میدهد دوباره مسیر کتمان واقعایات را پیش گرفته ای:

دوباره قضاوت زود هنگام از کجای متن من من همه جمعیت رو از نژاد پرستی مبرا داشتم ما هم میهن بحث می کنیم و هزاران فارس اینجا حضور ندارن یا بهتر همه ی فارس ها



+

شما به جای قضاوت زود هنگام بهتره کمی با تفکر پاسخ بدید

68:

نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
سلام

1- ما که نفهمیدیم کی تهدیدتون کرده بود(منظورتون از مطرح کردن این بحث بی فایده و ضربه زننده به پیکره بحث اصلیست من جوابی نمیدهم)

2-کمی مواضعتان بهتر شد(به جای نژاد پرست کردن ما حرفتونو زدید)(بنده در نوشته هایم مشکلات و بحران های خاورمیانه را نژادپرستی مطرح کردم که بررسی نژاد پرستی قوم فارس ایران هم در نوشته های من بود من خاورمیانه و مسایل آن را به روشنی نوشتم و اتفاقا بررسی ویژه ای روی کشور خودم نوشتم....برداشت شما آن چیزی بوده که دلت میخوسته.)



این دلیل میشد ما رو نژاد پرست معرفی کنید ما که گفتیم برای شناخت تفکیک قومیتی میکنیم نه برای برتری«چنین برتری ای وجود نداره»
(در این مورد و دلایل نژادپرستی و بحران های آن برای منطقه و ایران نوشتم باری شما تکذیب کنید و ... . در صورت تکذیب مجدد وجود نژادپرستی به شما جوابی نخواهم داد.)
و در پایان این پرسش رو پاسخ بدید

آذری ها ترک هستند یا نیستند؟
آذری چیست ترک چست ؟:به این سوال جواب دادم در نوشته ام گویا نخواندید و توصیه میکنم کامل نوشته اول من را بخوانید...
نکته: ملیت ایرانی شامل اقوام(فارس،ترک،عرب،کرد،بل چ،لر،ترکمن،گیلک،مازنی،تا ش،تات و ...)
ملیت آذری کشور آذربایجان شامل اقوام(ترک،تالش،تات و ...)


این سوال شبه علمی را دسته فارس ها برای دور کردن بحث اصلی از وجود نژادپرستی است و مسایل حول ترک های ایران...در صورت تکرار و تکذیب قومیت ترک های ایران جوابی به شما نخواهم داد.

69:

(شما کتب خود را بخوانید و تحلیل های خود را داشته باشید)
بحث با شما را ادامه نمیدهم به خاطر تلاشتان برای تکذیب جمعیت ترک ها و فرار از مساله نژادپرستی جمعیت فارسها...

70:


دوست عزیز به جای کتمان و اتهام زنی به قضاوت زود هنگام بعد از nسال هموطنی فارس و ترک و عرب و کرد به مطالعه منابع مورد قبول خودتان از قبیل:

سایت مرکز مطالعات استراتژیک ایران
سایت مرکز مطالعات استراتژیک خلیج فارس

سایت های مرتبط با احزاب غیرقانونی پانفارس

سایت های مرتبط با جریانات جدایی طلب ترک و پانترک

سایت های مرتبط با جریانات جدایی طلب عرب و پانعرب

سایت های مرتبط با جریانات جدایی طلب کرد و پانکرد

و سایت های مرتبز با جریانت جدایی طلب بلوچ و پانبلوچ

کتاب مدیریت منازعات قومی ایران با تقریض جناب رییس جمهور سابق خاتمی

و

....

مراجعه کنید.


در صوترت تکرار دوباره و تلاش برای تکذیب وجود نژاد پرستی جواب نخواهم داد.

مشکلات امنیتی یک شبه به وجود نمی ایند ولی یک شبه بروز میکنند...

71:

برادر من..شما مطالعه کردید کافیست.نتایج آن مطالعات را ارائه دهید. تا در باب آن نتایج بحث کنیم.شاید منابع مورد مطالعه ی شما معتبر نباشد و حتی بر عکس.
تا شما برداشت و نتایج تحقیقات و مطالعات خود را ارائه ندهید،ما چه بگوییم ؟!

72:

خواننده گان تاپیک از نوشته شما در این تاپیک بهتر میتواند نتیجه بگیرد! که منطور شما چیست؟به علت غیر مرتبط بودن با پیکره بحث پیشتر حرفی با شما نمیماند.
در موارد ذکر شده من آمار بالایی کتاب منتشر شده که به بررسی دلایل وجودی جدایی طلبی و قومیت گرایی در ایران پرداخته و برای خرید به کتاب فروشی و کتابخانه محل زندگیتان بروید و منابع را بررسی کنید...

73:

شگفتااااا...
مگر نمی خواهید به مناظره بنشینیم؟
می شود در یک مناظره، اولی سندی ارائه دهد و دومی در پاسخ تنها بگوید طبق مطالعات بنده،محتوای سند شما غلط است؟! و از ارائه نتایج مطالعات مورد ادعایش برای رد آن سند چیزی بازگو نکند ؟!

74:

منظور شما از ارایه سند و ... کشاندن بحث به تکذیب نژادپرستی همکیشانتان و ... است.
من وارد بحث روشن وجود یا عدم وجود نژادپرستی و ... با امثال شما نخواهم شد تا بحث به لحاظ شبه علمی مورد نظر احزاب پانفارس نشود...

با کسانی که تکذیب کننده بحث وجودنژادپرستی و تکذیب سایر قومیت ها هستند اصلا بحثی نداریم.

75:

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
دوست عزیز به جای کتمان و اتهام زنی به قضاوت زود هنگام بعد از nسال هموطنی فارس و ترک و عرب و کرد به مطالعه منابع مورد قبول خودتان از قبیل:

سایت مرکز مطالعات استراتژیک ایران
سایت مرکز مطالعات استراتژیک خلیج فارس

سایت های مرتبط با احزاب غیرقانونی پانفارس

سایت های مرتبط با جریانات جدایی طلب ترک و پانترک

سایت های مرتبط با جریانات جدایی طلب عرب و پانعرب

سایت های مرتبط با جریانات جدایی طلب کرد و پانکرد

و سایت های مرتبز با جریانت جدایی طلب بلوچ و پانبلوچ

کتاب مدیریت منازعات قومی ایران با تقریض جناب رییس جمهور سابق خاتمی

و

....

مراجعه کنید.


در صوترت تکرار دوباره و تلاش برای تکذیب وجود نژاد پرستی جواب نخواهم داد.

مشکلات امنیتی یک شبه به وجود نمی ایند ولی یک شبه بروز میکنند...


به جای اینکه هر حرفی رو به علم بچسبونید پاسخ درست بدید این یک

ما نژاد پرستی رو تکذیب نکردیم تهمت شما به خودمونو رد کردیم(شما یکدفعه اومدید و گفتید نژاد پرستی می کنید)


ما هم با ایرانیان دیگر هموطنیم فقط شما نیستید که هموطنید


جواب دیگر دوستان رو بدید



شما هر ادعایی دارید خودتون باید ثابت کنید نه اینکه به خوانندگان بسپارید یا بگید متوجه نشدم یا بگید تکذیب می کنی


و یکبار دیگه هم میگم هر حرفی رو نگید غیر علمی (مگه قراره چه پاسخی بدید تفکیک میکنید)

+

شما اومدید ما رو به نژاد پرستی متهم کردید حالا هم میگید تکذیب می کنی من چی رو تکذیب می کنم ما هم میهن رو میگیم شما در جای دیگرید

76:

متاسفانه برخلاف نظر شما که تحت تاثیر تبلیغات و رسانه ها و سیستم آموزش پانفارسیسم می باشد ، هیچکدام از مورخان قدیم که اقوام مختلف ترک مانند اغوز ها ، خلج ها ، خزر ها ، بلغار ها ، باشقورد ها و ... را از نزدیک دیده اند و توصیفشان کرده اند ، با شما هم نظر نیستند . البته در چند سال اخیر از کتاب های ( ترجمه های ) تجدید چاپ شده این مورخین ، این موارد کاملاً هدفمندانه و مغرضانه سانسور شده اند ولی در نسخه های زبان اصلی نه .
هیچ کدام از اقوام ترک قدیم از لحاظ چهره مانند باشقورد ، بلغار ، غز ، غور ، خزر ، خلج و حتی ازبک و قرقیز به مانند چینی ها و مغول ها توصیف نشده اند .

77:

این علم خود علمی شما هم خودش بحثش جداست هرگاه پاسخی نمیدید میگید غیر علمیه


+

واقعا پیامبران خدایا چی میکشیدن؟

78:

شاید برای شما سخت باشد ولی بهر حال ما علاوه بر زبان مادری یک زبان دیگه را یاد گرفتیم و اگر ان زبان انگلیسی بود خیلی خوب میشد .

79:

دوست عزیز . اگر چهره مبنای قضاوت باشد . چهره فارسها از غرب به شرق ایران متفاوت است یعنی چهره اراکی ها و اصفهانی ها با چهره یک خراسانی متفاوت است و همچنین چهره ایرانیان با تاجیکها و افغانهای فارس تطابقی ندارد .
میتونی عکسهایشان را در اینترنت جستجو کنی و ببینی .
من دیگه حرفی ندارم
اما من حرفی برای گفتن دارم

80:

من هم از همان کتیبه مدرک اوردم ولی شما انچه را که دوست دارید قبول میکنید .

81:

[quote=mstschp;4948687]به جای اینکه هر حرفی رو به علم بچسبونید پاسخ درست بدید این یک

ما نژاد پرستی رو تکذیب نکردیم تهمت شما به خودمونو رد کردیم(شما یکدفعه اومدید و گفتید نژاد پرستی می کنید)

کسی که مساله ترک یا آذری بودن را مطرح میکند و در مورد آن به منوال سایت های پانفارسی بحث میکند تنها قصدش دور زدن چرایی علت بحران های نژادپرستی فارس است به طور ذاتی ورود به این بحث فقط برای تکذیب دلایل راسیتی و ابعاد آن است...
من ترک ایرانی هستم کسی که من را اینگونه نمیپذیرد برای من نژادپرستی بیش نیست.
این گروه ها در دسته عناصر نامطلوب قرار دارند.

ما هم با ایرانیان دیگر هموطنیم فقط شما نیستید که هموطنید


جواب دیگر دوستان رو بدید



شما هر ادعایی دارید خودتون باید ثابت کنید نه اینکه به خوانندگان بسپارید یا بگید متوجه نشدم یا بگید تکذیب می کنی


و یکبار دیگه هم میگم هر حرفی رو نگید غیر علمی (مگه قراره چه پاسخی بدید تفکیک میکنید)

+

شما اومدید ما رو به نژاد پرستی متهم کردید حالا هم میگید تکذیب می کنی من چی رو تکذیب می کنم ما هم میهن رو میگیم شما در جای دیگرید

در هم میهن ،به پست های بولد شده دوستانتان در مورد بحث ترک یا آذری مراجعه کنید و به تعداد الفاظی که در تاپیک های قبلی در مورد ترک مغول و ... و... به کار رفته توجه کنید؟!

در همین تاپیک هدف نگارنده این پست را بررسی کنید:



نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
این علم خود علمی شما هم خودش بحثش جداست هرگاه پاسخی نمیدید میگید غیر علمیه

بنده فقط و فقط به بحث هایی در رابطه با تکذیب جمعیت ترک های ایران و استفاده از لفظ آذری و دوری از خطی مشی اصلی بحث جواب نخواهم داد.که پیشتر گفتم کسی که من ترک را با توجه به سبقه ای معلوم آذری آریایی بداند و قصد فرار رو به جلو برای رد کردن نژادپرستی را داشته باشد جوابی نخواهم داد...

من یک ترک ایرانی هستم و شما یک فارس ایرانی شما تعیین کننده قومیت و نوع نژاد نیستید و در این باب اهدافی نژادپرستانه دخیل است.

+

واقعا پیامبران خدایا چی میکشیدن؟

بله 1400 پیامبر به غیر از کورش(ذوالقرنین مد نظر شما) چه کشیده اند!

82:

آفرین..پس با آموختن زبان مادریتان مشکلی نداشتید.(قبل تر نظر دیگری داشتید ؟ و معتقد بودید در راستای یکسان سازی فرهنگی ، زبان مادری شما کاملا عمدی و سازمان یافته در حال انقراض و نابودیست!)
شما زبان مادریتان را چگونه آموختید ؟ درخفا ؟ در محافل مخفی و سری ؟ اطرافیان شما تنها در این محافل به این زبان سخن می گویند؟و خارج از این محافل به زبان دیگری سخن می کنند ؟

83:

دوست عزیز اگه مثلا انگلیسی زبان رسمی کشور بود و شما نمیتوانستید فارسی شیرینتان را در انجا تدریس و تحصیل کنید متوجه حرفام میشدید .
سالانه میلیاردها صرف زبان فارسی میشود اما...

84:


زبان مادری اقوام ایرانی به خاطر عدم توجه به ماده 15 قانون اساسی تا به حال مغفول بوده با توجه به شعار های دولت تدبیر امید قولهایی مبنی بر احقاق این حق داده شده است که با تاسیس فرهنگتان ادب و زبان ترکی و سایر زبان های ایران کلید خواهد خورد.که بر عقیده حقوقدانان اجرای این اصل گامی برای اجرای درست تر ماده 19 قانون اساسی یعنی برابری همه اقوام خواهد بود.

تا امروز آموزش نوشتار به زبان مادری در آن بخش از خانواده های فرهنگی آذربایجان که به تعاریف زبان مادری و آثار آن بر شخصیت واقف بوده اند در منازل صورت پذیرفته است و با ورود به مدرسه های تکزبانه مشکلات زیادی برای سایر اقوام غیر فارس زبان به وجود می آید...

تعریف فرهنگ:به جنبه های معنوی زندگی بشر اعم از زبان و مذهب و آداب و رسوم گفته میشود

85:

به طور روشن باید میگفتید به جای صرف هزینه برای اجرای ماده 15 قانون اساسی هزینه های زیادی برای انتشار کتب فارسی در افغانستان و تاجیکستان میشود که به لحاظ عملی کاربردی به لحاظ سیاسی برای کشور ندارد؟!

86:

شما مطمئنی با ایران اشنایی داری ؟


پس پان ترکیسم هم وجود ندارد .

87:

منم تمایلی به بحث با کسی که نمیخواهد واقعیات را بپذرید ندارم ...
لطفا دیگر از بنده نقلی نگیرید ...
از پاسخ به سوالات که فرار کردید ... مشکلی نیست ...
باز هم توهین کنید ....
بدرود

88:

بیاورید ...

89:

خب تعصب شما معلوم شد ...
قرار نیست هرچیزی عوضی داشته باشد ...
پان ایرانیسم وجود دارد اما چیزی بنام پان فارسیسم وجود ندارد ... (نکته ی جالب به مردمان ایران فارس میگویند ...!!!)
+
اطلاعات شما بسیار اندک است ... حداقل در این زمینه ...

90:

از تمام کاربران ترک تاپیک خواهش میکنم با کاربر mojtabaw000wبحثی نداشته باشید...

لطفا از ایشان نقل قولی نگیرید و تمرکز بحث روی مفاد ماده 15 و 19 قانون اساسی و بحث های مرتبط با فرهنگ و سیاست... بماند تا از مسیر اصلی بحث انحرافی صورت نگیرد.

91:

زبان رسمی..یعنی زبان غالب و من قطعاً با اینکه این زبان تدریس و تحصیل شود مشکلی ندارم.چون طبق صحبت قبلی قرار است زبان برای انتقال پیام به صورت سریع و همه فهم به کار رود.غیر از باشد که دیگر هیچ! مدام باید یک چلنگر با خود حمایل کنیم!
فکر کنید قرار باشد کتب درسی برای هر استان و قومیتی جداگانه و به زبان مادری آنها ویرایش و منتشر شود!
زبان مادری تدریس نمی شود،اما با آن ستیز و جنگ هم نمی شود.یعنی اگر فردا بخواهید نشستی تشکیل دهید و به تدریس زبان مادری خود بپردازید،کسی مانع می شود و نشست شما را بر هم می زند!؟
در ضمن بنده عرض کردم این مشکل مختص ایران نیست! هر 15 روز در جهان، یک زبان از بین می رود!


نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها

زبان مادری اقوام ایرانی به خاطر عدم توجه به ماده 15 قانون اساسی تا به حال مغفول بوده با توجه به شعار های دولت تدبیر امید قولهایی مبنی بر احقاق این حق داده شده است که با تاسیس فرهنگتان ادب و زبان ترکی و سایر زبان های ایران کلید خواهد خورد.که بر عقیده حقوقدانان اجرای این اصل گامی برای اجرای درست تر ماده 19 قانون اساسی یعنی برابری همه اقوام خواهد بود.

تا امروز آموزش نوشتار به زبان مادری در آن بخش از خانواده های فرهنگی آذربایجان که به تعاریف زبان مادری و آثار آن بر شخصیت واقف بوده اند در منازل صورت پذیرفته است و با ورود به مدرسه های تکزبانه مشکلات زیادی برای سایر اقوام غیر فارس زبان به وجود می آید...

تعریف فرهنگ:به جنبه های معنوی زندگی بشر اعم از زبان و مذهب و آداب و رسوم گفته میشود
در کشور ما بدیهیات آموزش با مشکل روبروست! از بودجه بگیرید تا امکانات و غیره!
زیاد روی این قول هم حساب نکنید ! (جلو تر گفتم که بعدها انگ ستیز با زبان مادری نزنید!)
دیگر شرایط مدارسمان مشخص است و نیازی به گفتن ندارد!
شما خودتان می توانید در حفظ زبان مادریتان کوشا باشید و کسی مانع نخواهد شد.همانطور که خودتان فرمودید مشغول به انجام همین کار نیز هستید.(تدریس در خانه ها)
بحث مهاجرت و تبعات آن بر زبان هم حتماً عمدیست و هدفمند!؟

92:

کی ما تکذیب کردیم؟

ما گفتیم ما آذری می دونیم نگفتیم ترک توی ایران وجود نداره
+
شما ترکید بسیار خب همون ابتدا میگفتید ترکید و آذری نیستید این همه تکذیب و جواب نمی دم و ... نداشت
+
شما هم نیستید اما شما هم نمی تونید قضاوت کنید این حق با شما نیست

بله 1400 پیامبر به غیر از کورش(ذوالقرنین مد نظر شما) چه کشیده اند!
کی گفت؟ من گفتم ذوالقرنین ما کوروشه؟!!
توی دهن من نذارید

در هم میهن ،به پست های بولد شده دوستانتان در مورد بحث ترک یا آذری مراجعه کنید و به تعداد الفاظی که در تاپیک های قبلی در مورد ترک مغول و ... و... به کار رفته توجه کنید؟!
پست های پر رنگ رو می تونستید فرا خور تهمت ها پاسخ بدید نه اینکه بگید علمی نیست یا بپیچونید و ارجاع بدید

شما اگر ترک ایرانید پس ناراحتی شما کاملا رد شده است.

در همین تاپیک هدف نگارنده این پست را بررسی کنید:
ایشون چیزی نشون دادن باید پاسخشونو بدید فقط تهمت نژاد پرستی پاسخ نیست

کسی که مساله ترک یا آذری بودن را مطرح میکند و در مورد آن به منوال سایت های پانفارسی بحث میکند تنها قصدش دور زدن چرایی علت بحران های نژادپرستی فارس است به طور ذاتی ورود به این بحث فقط برای تکذیب دلایل راسیتی و ابعاد آن است...
من ترک ایرانی هستم کسی که من را اینگونه نمیپذیرد برای من نژادپرستی بیش نیست.
این گروه ها در دسته عناصر نامطلوب قرار دارند.
پان فارس از چه نظر که همیشه از این لفظ استفاده می کنید

+

ما هم افرادی که هویت ایرانی ما رو زیر سوال میبرن رو نژاد پرست می دونیم و برای ما در دسته عناصر نامطلبون

93:

برای بار آخر ....
1-تحریک نکنید که پاسختان داده می شود ...
2-کم آوردید نتوانستید جوابی بدهید ... سکاییان ، تهمت هایتان به بنده در باره ی اسلام که جوابتان داده شد ... کلا در مسائل تاریخی نتوانستید ...
یک مطالب را صدبار تکرار کردید و هزار بار جواب هایی (انواع علوم) دریافت کردید اما نه پاسخی نه ...
3-انحارف توسط شما صورت میگرید ...
مرور :
لطفا همه توجه کنید ...

خلیج فارس (اصلی) -- خلیج عرب (اصلی) --- خلیج اسلامی (اصلی) --- خلیج ترک (دوستتان)--- اقاینوس ترک (من) --- دریای خزر (دوستتان)--- آذربایجان(دوستتان) --- نژآد پرستی(شما) --- پان تورک و پان فارس (شما )--- کوروش پرست (شما) --- سکاییان (دوستتان) --- مغول وحشی (شما) --- قهرمان تاریخ (شما) --- تهدید و پیام خصوصی (شما) --- درو ... !


ههه
شما چرا جواب نمیدهید؟
چرا دروغ میگویید اگر راست میگویی پس چرا ؟ از پیام خصوصی بنده شکایت نکرده اید؟ اگر باز هم به بنده تهمت بزنی میریم پیش مدیریت!

4-بنده با ترکان و ااذریان هیچ مشکلی ندارم ... !
باید شفاف سازی کنم :
دوستان همانگونه که ملاحظه کردید این بنده ی خدا قصد داره جو رو بر علیه بنده ...
سوالات توسط خودشون مطرح شده بنده ب علت انحرافات گسترده همه ی آن ها را در یک تاپیک جمع آوری کردم گناه بنده این بود ...
5- ... !

94:

زیاد روی قول ها حساب نمیکنیم بلکه در احقاق حق قانونیمان مصرریم...
قانون رعایت نشود چنانچه سالهاست قانون 15 و 19 با مشکلات اجرایی روبرو بوده فعالین مدنی آذربایجان هستند و مینویسیم و فعالیت سیاسی می کنیم تا حقوق مان برآورده شود.گرچه گروه های فعال مدنی مناطق فارس هم میتوانند به ما کمک کنند و در کنارمان باشند که تا الان چنین نبوده!!!!(جزدر مواردی انگشت شمار)
بیشتر گروه های فارس با نهایت تاسف مثل دوستان حاضر در این تاپیک قایل به زبان آذری آریایی هستند و همانطور که در اینجا نیز منتشر میکنند آذری آریایی را به ترک ها ترجیح میدهند.(یک فارس ایرانی تمایل به تعیین نژاد یک ترک ایرانی را دارد و در این رابطه قایل به اصل سیاست یکسان سازی میباشد)

95:

چقدر از کوروش و داريوش متشکرم که معنای توحشو به من فهموندن

در زمان داريوش ايران دارای ۲۵ امپراطوری بود ... کوروش کبير اولين کسی بود که حقوق بشر را برای آدميان به ارمغان آورد ... دانشمندان ايرانی ... کشور عظيم ما ... خاک پربرکت ايران ...

پس ايران کشور متمدن و پيشرفته ای بوده

در حال حاضر چی؟ الان ايران ما کجاست ؟

ما تا کی بايد افتخارات و سربلندی مونو فقط از تاريخ کسب کنيم ؟ هويت و فرهنگ ايرانی مون کو؟ همه سر جاشون نشستن و به فکر نيستن که حتی خاک کشورمون رو هم فروختن!!! خاک عزيز ايران !!! هويت ما فروخته شد و ما هنوز نشستيم و به گذشته مون افتخار ميکنيم


زين خرد جاهل همـي بايد شـدن ... دست در ديــــــوانگـي بايد زدن
هرچه بيني سود خود زان مي­گريز ... زهـــر نوش و آب حيـوان را بريز
هر كـه بسـتايــد ترا دشـنـام ده ... سـود و سرمايه به مفلس وام ده
ايــمني بگذار و جاي خـوف باش ... بگذر از ناموس و رسوا باش و فاش
آزمــــودم عقـل دورانـديش را ... بعد از اين ديــوانـه سازم خويش را
‹مولانا›


96:


الان بحث رو قومی نژادی کردید و نژاد پرستی و به فارس ها توهین

97:

از تمام دوستان ترک خواهش میکنم به کاربرانی که قصد تکذیب وجود ترک های ایران را در سر دارند را در جوبگویی خود حذف کنید و در توضیحات خود متذکر شوید که اینها عملکردهایی در جهت فرار از مفاد 15 و 19 قانون اساسی میباشد و ...

چراکه یک فارس ایرانی نمیتواند تعیین کننده نژاد یک ترک ایرانی باشد...

98:

در این که شما میگویید ما را آذری میدانید توضیح دادم و تکرار مکررات می کنم:
من کجا گفتم شما آذری جلل الخالق


آقا یکی پیدا بشه بگه من به ایشون گفتم آذری؟!


(تکذیب این امر را پاسخ نخواهم داد)

چرا تکذیب و بی پاسخی؟

هویت ایرانی شامل اقوام(فارس،ترک،کرد،عرب،بل �چ،گیلک،لر،مازنی،تالش،تا و ...)شما بارها در هویت یک فارس ایرانی ، هویت یک ترک ایرانی را زیر سوال برده اید!؟
در بالا توضیح دادیم که شما ناقض ماده 19 قانون اساسی کشور هستید...

این شمایید که در هویت یک ترک ایرانی هویت یک فارس ایرانی را زیر سوال برده اید

پس آذری کو در این افوام ردیف شده بالا؟

+

به جای اینکه بیاید و بعد بگید به من توهین کردید و ... و هر حرفی رو به من بچسبونید درست پاسخ بدید

99:

من هم همین را عرض کردم...هیچ ایرانی در مقوله ی فرهنگ،روی دولت حساب نکند!

در مورد اجرا نشدن آن 2 اصل قانونی مبسوط حرف زده ام. تنها این قانون ها نیست! قوانین دیگری نیز هست که در قانون اساسی آمده و اجرا نمی شوند.دلایلش را هم گفتم که عمده ی آن بودجه و امکانات است.
فارس ایرانی ؟! :|
هنوز هم بحث یکسان سازی را پیش می کشید!
یکسان سازی فرهنگی که کلاً مردود است.در ایران این همه قوم و نژاد هست که همگی مشغول به آیین و فرهنگ خود هستند.
یکسان سازی نژادی ؟! یعنی ما جایی مثل آشویتس داریم و کوره های آدم سوزی!؟

100:

از خوانندگان عزیز ابتدا رجوع به ماده 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مطالعه اصل برابری اقوام در ایران را خواستارم تا اینکه متوجه شوید نوشتار ایشان در رابطه با اینکه ایشان طبق تیوری احمد کسروی و البته محافل پانفارس قایل به اندیشه آذری آریایی و ترک ندانستن بنده و ... بر خلاف قوانین اساسی کشور بوده چراکه یک فارس ایرانی نمیتواند تعیین کننده و یا تکذیب کننده قومیت یک ترک ایرانی باشد.
این افکار شما پایه ای نژادپرستانه داشته و برخلاف ماده 19 قانون اساسی کشور جمهوری اسلامی ایران میباشد.احمد کسروی سازنده تیوری آذری آریایی محافل پانفارس بوده که در کتاب باهماد خویش و تیوری های ضد دینی خود بار ها به اسلام . جریانات اسلامی توهین کرده و اندیشه های او پایه ی فکری احزاب غیر قانونی پانفارس میباشد.

101:


باز برگشتیم سر خونه ی اول

من کجا شما رو ترک نمی دونم ؟

چرا میخوای اینو هی به من بچسبونی؟(من الان بگم هوای شمال ایران طوفانیه احتمالا شما به خودت میگیری ؟)

+


منم از خوانندگان میخوام قضاوت کنن ما چقدر گفتیم ایرانی ، ایشون چقدر بحث قومی و نژادی کرد

102:

هنوز نگفتید توهین من به پیامبر چی بوده؟

103:

درود
استدلال دور از منطقی دارین دوست گرامی

104:

بالاخره وظایف آکتورها و فعالین مدنی چیست مقابله با این کجروی ها بارها و بار ها در محافل دانشگاهی دیده ام که هیچکدام از هموطنان فارس ما قایل به اجرای مفاد متذکره قانون اساسی نیستند و حتی این قوانین را به باد تمسخر میگیرند...

بنده به بحث یکسان سازی قومی قایل هستم و نمیدانم چرا شما آنرا علمی نمیدانید؟حتما نباید هلوکاستی اتفاق بیافتد تا قایل به یکسان سازی شوید که؟


مطالعه کنید کتاب دانشنامه سیاسی(فرهنگ اصطلاحات سیاسی) را و یا این نتایج جستجو:
https://www.google.com/?gws_rd=ssl#q...B3%D8%AA%D8%9F

تا زمانی که تلاشی برای اجرای قانون اساسی از مراتب پایین اجتماعی به بالا وجود نداشته باشد اوضاع همین است...
فرمول وفاق ملی باید دوباره طرح ریزی شود وگرنه آش همان آش و کاسه همان کاسه...

105:

آیا جواب دادن به این که من ترک نیستم و یک آذری آریایی هستم استدلالی منطقی از دید شماست؟!
اینکه یک فارس ایرانی دوست دارد تعیین کننده قومیت و نژاد یک ترک ایرانی باشد از مکتب منطقی شما دارای بعد دیالکتیک علمی است یا شبه علمی؟!
به راستی چه کسانی قصد ورود به بحث تعیین نژاد توسط دوستان فارس را دارند و چه هدفی را دنبال میکنند؟
بارها به این مورد پاسخ دادم لطفا نوشته های قبلی منرا به دقت خوانش نمایید...

106:

شما هم پاسخ نوشته های قبل را بدهید و لطفا فرار نکنید ...

107:

دوست بزرگوار، حقیر در جریان بحث شما نیستم و از نقطه نظرات شما بی اطلاعم
منظور بنده درمورد طرز صحبت کردن شما، مبنی بر عدم نقل قول گرفتن دیگران از دوستمان بود
بالاخره دوستان دیگر حق دارند که نظرشان را درمورد صحبتهای دیگر عزیزان بیان کنند

108:

پایان این بحث از نظر ایشون

ما نژاد پرستیم ایشون چیزی نگفته کلا ما ... میزنیم بریم ....

از همون اولم بحث ترک و فارس کشوند وسط(از تاپیک خلیج فارس و ...)تا الان


از نظر ایشون دیگه ما محکومیم بحث فایده نداره

109:

قومی ؟ شما جایی ذکر نکردید قومی؟ شما مدام از نژاد حرف می زنید.
مثال بیاورید..چگونه یکسان سازی قومی می کنند ؟


مطالعه کنید کتاب دانشنامه سیاسی(فرهنگ اصطلاحات سیاسی) را و یا این نتایج جستجو:
https://www.google.com/?gws_rd=ssl#q...b3%d8%aa%d8%9f

تا زمانی که تلاشی برای اجرای قانون اساسی از مراتب پایین اجتماعی به بالا وجود نداشته باشد اوضاع همین است...
فرمول وفاق ملی باید دوباره طرح ریزی شود وگرنه آش همان آش و کاسه همان کاسه...
باز هم ارجاع به... :|
وفاق ملی با رفاقت با آن کشور سوم ممکن می شود ؟

110:


این نوشته پایین کپی نوشته شماست که ناقض بند 19 قانون اساسی هست:
ما گفتیم ما آذری می دونیم نگفتیم ترک توی ایران وجود نداره

آیا دانسته شما مبنی بر آذری دانستن یک قوم از طرف یک قوم دیگر که در اصل میشود تعیین کنندگی قومی و نژادی یک فارس ایرانی برای یک ترک ایرانی ناقض ماده 19 نیست...

111:

راســــــــتی!
چرا خلیج فارسو منحرف کرد؟
یکی اومد گفت خلیج ترک
منم گفتم اقیانوس بعد شروع کرد !

112:

دوستانی که شما میگویید در نوشتار خود قصد تعیین و تکلیف نژادی من را داشتند که که بنده متذکر شدم یک فارس ایرانی نمیتواند تعیین کننده نژاد یک ترک ایرانی باشد.
منظورشان دور زدن بحث های اولیه تاپیک مبنی بر وجود یا عدم وجود نژاد پرستی بود که در واقه حربه ای کهنه و مندرس از محافل پانفار میباشد...

ابتدا خواهشم از شما دوست گرامی مطالعه دقیق مواضع خودم و دیگر دوستان هست تا بنده را متهم به بد بودن طرز صحبت نکنید چون بحث های مدنظر آنها مرتبط با تکذیب قومیت بنده و ... است.
لطفا صبورانه کل تاپیک را بخوانید...

113:

برادر من ما شما رو آذری دونستیم یا خیر؟

کجا ما تعیین قوم و نژادی کردیم مگه تحمیل بود (در مورد همون ماده هم بمونه برای بعد)

اینجا محل بحثه یا تعیین کردن ؟

مگه میان بحثای ما رو کشوری کنن؟

در مورد حرف دیگر شما هم من باز بگم ما قومی رو توی ایران آذری می دونیم و این مشکلی نداره شما میای میگی چرا گفتی (شما که گیر سه پیچ دادی که ما رو نژاد پرست معرفی کنی)

114:


باز هم تهمت مگه ما ترک ایرانی رو براش قوم تعیین کردیم ما واقف به زندگی قوم آذری توی ایرانیم این برای شما سخته؟


+


کلا گهری از سخنان میباره

کجا قومیت شما رو تکذیب کردیم شما خودت داری چیزی رو که میگی نقض می کنی

115:

قانونی که ایشون میگه

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران - فصل سوم: حقوق ملت اصل 19 الی 42

اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏
برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.

اصل بیستم: همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند
و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلام‏ برخوردارند.

اصل‏ بیست و یکم: دولت‏ موظف‏ است‏ حقوق‏ زن‏ را در تمام‏ جهات‏ با رعایت‏ موازین‏
اسلامی‏ تضمین‏ نماید و امور زیر را انجام‏ دهد:
‎‎‎‎‎‎1 - ایجاد زمینه‏ های‏ مساعد برای‏ رشد شخصیت‏ زن‏ و احیاء حقوق‏ مادی‏ و
معنوی‏ او.
‎‎‎‎‎‎2 - حمایت‏ مادران‏، بالخصوص‏ در دوران‏ بارداری‏ و حضانت‏ فرزند، و حمایت‏
از کودکان‏ بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎3 - ایجاد دادگاه‏ صالح‏ برای‏ حفظ کیان‏ و بقای‏ خانواده‏.
‎‎‎‎‎‎4 - ایجاد بیمه‏ خاص‏ بیوگان‏ و زنان‏ سالخورده‏ و بی‏ سرپرست‏.
‎‎‎‎‎‎5 - اعطای‏ قیمومت‏ فرزندان‏ به‏ مادران‏ شایسته‏ در جهت‏ غبطه‏ آنها در
صورت‏ نبودن‏ ولی‏ شرعی‏.

اصل‏ بیست و دوم: حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏
است‏ مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ تجویز کند.

اصل‏ بیست و سوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏
عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.

اصل‏ بیست و چهارم: نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنکه‏ مخل‏ به‏
مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد. تفصیل‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند.

اصل بیست و پنجم: بازرسی‏ و نرساندن‏ نامه‏ ها، ضبط و فاش‏ کردن‏ مکالمات‏ تلفنی‏،
افشای‏ مخابرات‏ تلگرافی‏ و تلکس‏، سانسور، عدم‏ مخابره‏ و نرساندن‏ آنها، استراق‏
سمع و هر گونه‏ تجسس‏ ممنوع‏ است‏ مگر به‏ حکم‏ قانون‏.

اصل‏ بیست و ششم: احزاب‏، جمعیت‏ ها، انجمن‏ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمنهای‏
اسلامی‏ یا اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ که‏ اصول‏
استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهور اسلامی‏ را نقض‏
نکنند. هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از شرکت‏ در آنها منع کرد یا به‏ شرکت‏ در یکی‏ از
آنها مجبور ساخت‏.

اصل‏ بیست و هفتم: تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پیمایی‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط
آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.

اصل‏ بیست و هشتم: هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏
و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز
جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط
مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.

اصل‏ بیست و نهم: برخورداری‏ از تأمین‏ اجتماعی‏ از نظر بازنشستگی‏، بیکاری‏،
پیری‏، ازکارافتادگی‏، بی‏ سرپرستی‏، در راه‏ ماندگی‏، حوادث‏ و سوانح‏، نیاز به‏
خدمات‏ بهداشتی‏ و درمانی‏ و مراقبتهای‏ پزشکی‏ به‏ صورت‏ بیمه‏ و غیره‏، حقی‏
است‏ همگانی‏. دولت‏ موظف‏ است‏ طبق‏ قوانین‏ از محل‏ درآمدهای‏ عمومی‏ و
درآمدهای‏ حاصل‏ از مشارکت‏ مردم‏، خدمات‏ و حمایتهای‏ مالی‏ فوق‏ را برای‏ یک‏
یک‏ افراد کشور تأمین‏ کند.

اصل‏ سی ام: دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏
تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد
خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.

اصل‏ سی و یکم: داشتن‏ مسکن‏ متناسب‏ با نیاز، حق‏ هر فرد و خانواده‏ ایرانی‏
است‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ اولویت‏ برای‏ آنها که‏ نیازمندترند به‏ خصوص‏
روستانشینان‏ و کارگران‏ زمینه‏ اجرای‏ این‏ اصل‏ را فراهم‏ کند.

اصل‏ سی و دوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ دستگیر کرد مگر به‏ حکم‏ و ترتیبی‏ که‏
قانون‏ معین‏ می‏ کند. در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ باید با ذکر دلایل‏
بلافاصله‏ کتبآ به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهیم‏ شود و حداکثر ظرف‏ مدت‏ بیست‏ و چهار
ساعت‏ پرونده‏ مقدماتی‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضایی‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاکمه‏، در
اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.

اصل‏ سی و سوم: هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از محل‏ اقامت‏ خود تبعید کرد یا از اقامت‏
در محل‏ مورد علاقه‏ اش‏ ممنوع‏ یا به‏ اقامت‏ در محلی‏ مجبور ساخت‏، مگر در
مواردی‏ که‏ قانون‏ مقرر می‏ دارد.

اصل‏ سی و چهارم: دادخواهی‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد است‏ و هر کس‏ می‏ تواند به‏ منظور
دادخواهی‏ به‏ دادگاه‏ های‏ صالح‏ رجوع‏ نماید. همه‏ افراد ملت‏ حق‏ دارند این‏
گونه‏ دادگاه‏ ها را در دسترس‏ داشته‏ باشند و هیچکس‏ را نمی‏ توان از دادگاهی‏
که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ حق‏ مراجعه‏ به‏ آن‏ را دارد منع کرد.

اصل‏ سی و پنجم: در همه‏ دادگاه‏ ها طرفین‏ دعوی‏ حق‏ دارند برای‏ خود وکیل‏
انتخاب‏ نمایند و اگر توانایی‏ انتخاب‏ وکیل‏ را نداشته‏ باشند باید برای‏ آنها
امکانات‏ تعیین‏ وکیل‏ فراهم‏ گردد.

اصل‏ سی و ششم: حکم‏ به‏ مجازات‏ و اجرا آن‏ باید تنها از طریق‏ دادگاه‏ صالح‏ و
به‏ موجب‏ قانون‏ باشد.

اصل‏ سی و هفتم: اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‏
شود، مگر این‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.

اصل‏ سی و هشتم: هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏
است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار
و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏
شود.

اصل‏ سی و نهم: هتک‏ حرمت‏ و حیثیت‏ کسی‏ که‏ به‏ حکم‏ قانون‏ دستگیر، بازداشت‏،
زندانی‏ یا تبعید شده‏، به‏ هر صورت‏ که‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.

اصل‏ چهلم: هیچکس‏ نمی‏ تواند اعمال‏ حق‏ خویش‏ را وسیله‏ اضرار به‏ غیر یا تجاوز
به‏ منافع عمومی‏ قرار دهد.

اصل‏ چهل و یکم: تابعیت‏ کشور ایران‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد ایرانی‏ است و دولت‏ نمی‏
تواند از هیچ‏ ایرانی‏ سلب‏ تابعیت‏ کند، مگر به‏ درخواست‏ خود او یا در صورتی‏
که‏ به‏ تابعیت‏ کشور دیگری‏ درآید.

اصل‏ چهل و دوم: اتباع‏ خارجه‏ می‏ توانند در حدود قوانین‏ به‏ تابعیت‏ ایران‏ در
آیند و سلب‏ تابعیت‏ اینگونه‏ اشخاص‏ در صورتی‏ ممکن‏ است‏ که‏ دولت‏ دیگری‏
تابعیت‏ آنها را بپذیرد یا خود آنها درخواست‏ کنند.


کلشو گذاشتم بعد نگه چرا نذاشتی البته اگه گیر نده چرا همشو گذاشتی

116:


وفاق ملی در کشور خودمان یعنی تمسک به قانون اساسی کشور. ؟!آیا منظوری خاص از پرش از یک بحث داخلی به کشوری دیگر را دارید.لطفا بگذارید تا مسایل داخلی را مورد کنکاش قرار دهیم تا در آینده در مورد مسایل مرتبط با سیاست خارجه بحث کنیم...

117:

نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
باز هم تهمت مگه ما ترک ایرانی رو براش قوم تعیین کردیم ما واقف به زندگی قوم آذری توی ایرانیم این برای شما سخته؟


+


کلا گهری از سخنان میباره

کجا قومیت شما رو تکذیب کردیم شما خودت داری چیزی رو که میگی نقض می کنی


به نکات بولد و صورتی شده نوشته این عزیز توجه کنید...

ما واقف به زندگی قوم آذری توی ایرانیم...


توضیحات کامل بحث وقف( واقف عین موقوفه موقوف علیهم متولی وقف )درقانون مدنی
Detailed description of devotion in civil law
وقف Devotion
وقف عبارتست از اينكه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود يعني اينكه مالكي عين مالي را از جريان داد و ستد خارج كند و منافع آن را در راه خدا يا راههاي خير مصرف كند.
Devotion means that some property is dedicated to God. It means that the property will be out of business and all the income resulting from it will be spent for God and good purposes.

چه کسی به شما قدرت واقف بودن و تعیین و تکلیف اینکه قومی به نام آذری وجود دارد را داده است؟!؟تیوری جناب کسروی پایه مطالعاتی محافل پانفارس؟!





118:

نخیر این داستان ادامه داره

شما اگه اینجا رو محل بحث میدونی بحث کن وگرنه با تهمت زدن راه به هیچکجا نمیبری

واقف رو هم برات معنی می کنم: یعنی ما قبول داریم که آدری در ایرانه


شمام که کلا تهمت و مخالفت داری انگارم نه انگار داریم بحث می کنیم فقط با این حرفا از پاسخ طفره برو

119:


بنده مفهوم وقف و واقف و ... را به لحاظ قانون مدنی ذکر کردم میتونید به لحاظ قانونی قبولش نداشته باشید!!!!مثل اصل 19 قانون اساسی و واقف بودن بر وجود قومی به نام آذری با ریشه ی آریایی و غیر ترک که تیوری جناب کسروی میباشد.ذکر شد برای آشنایی با آرای کسروی سری به کتاب باهماد ایشان هم بزنید(باهماد در اصل 4 گانه فلسفه سیاسی به توسط آدام سویفت به رشته تحریر درآمده)چهره جناب کسروی در ضدیت با اسلام مشخصا قابل رویت میباشد...


در ضمن ریشه وقف به این معنی در ادبیات فارسی استفاده میشود:


تعريف لغوى وقف :
كلمه وقف در زبان فارسی به معنى ايستادن، توقف، حبس كردن، منحصر كردن چيزى به كسى است.

120:


لینک منبع از بولتن نیوز:
شعر آیت الله صافی درباره کوروش و اسفندیار

حضرت آیت الله شیخ "لطف الله صافی گلپایگانی" از مراجع معظم تقلید در ۱۵ فروردین امسال - ۱۳۹۰- شعری سروده اند.
متن این سروده که توسط حجة الاسلام و المسلمین رسول جعفریان در اختیار خبر آنلاین قرار گرفته به شرح زیر است:


ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست


فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد

ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست

در سایه محمد و آل محمدیم

برتر از این برای بشر افتخار نیست

ابنای دین و سوره توحید و کوثریم

بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست

اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است

هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست

اندر دژ ولایت و حصن امامتیم

مانند این حصار به گیتی حصار نیست

ما امت عدالت و صلح و اخوتیم

در ما نفاق و شیطنتِ دیو سار نیست

از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه

ما را به جز ولایت مهدی (ع) شعار نیست

اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام

در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

گر مدعی تلاش به توهین ما کند

با او بگو که از تو جز این انتظار نیست

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات

راهی که می‌ روی ره پروردگار نیست

زنده است دین احمد (ص) و قرآن و اهل بیت (ع)

اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست

یارب رسان امام زمان منجی جهان

فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست

پر می‌ کند ز عدل به امر خدا زمین

بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

آئین دین مداری و تقوی شود رواج

رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل

مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست

121:

اتفاقا پیشرفت و مدرنیته از زبان ها ، حمایت می کند و زبانشناسان توانسته اند صدای مردمان دورست آمازون و بومیان افریقا و آینوهای ژاپن را ضبط کرده و فرهنگ لغت برای آن زبان ها تدوین کنند.

چطور می شود زبان ترکی با داشتن یک پشوانه غنی مانند کتاب هزارساله دیوان لغات الترک و فرهنگ سنگلاخ و محاکمه الغتین علشیرنوایی با بیش از 350 میلیون گویشور محکوم به فنا باشد ؟ اما زبان ... با چند میلیون زنده و پویا باشد؟

122:

گیریم که همه این مطالب بررسی شد ...
آیا می تونید چیزی رو تغییر بدید ...

123:


در عکس محل امضایتان نام حسین شهید پیشوایمان است.اگر پیراهن سیاهی به غم حسین بر تن میکنیم و سینه برای او میزنیم پس باید بگوییم میتوانیم و میشود و اگر دنبال عدالت نباشیم مرده های متحرکی بیش نیستیم...
اگر کاهلی کنیم و برای برابری و عدالت جهد نکنیم که حسینی نیستیم براد
ر

یا علی...

124:

سلام
عدالت در حکومت اسلامی نهفته است ...
نِفت ایسی گلیر
من که اهل ایرانم ... وافتخار می کنم .... و خیلیم راضیم با همه کمبود ها و مشکلاتی که هست ....
علی یارت

125:


چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان ) یعنی چی جدایی طلب باشیم؟
نِفت ایسی گلیر
من که اهل ایرانم ... وافتخار می کنم .... و خیلیم راضیم با همه کمبود ها و مشکلاتی که هست ....
گیریم که جداشیدیم بعدش که چی؟
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان ) علی یارت


علی یارت برادر...

بله من هم اهل ایرانم و اتفاقا همشهری ترک تو هستم...
دادا بحث جدایی طلبی و ... نیست.اینجا ایران ماست و براش ترک هایی مثل باکری ها و فکوری ها و ...
دادیم.بحث بر آسیب شناسی چرایی وجود جریانات پانقومی در ایران و خطرات اون ها و بازشناسی جریان پانفارس بود که به چه علت مایل به تغییر قومیت ترک به آذری هستند!
اشاره شد که این حربه را احزاب غیر قانونی پانفارس برای اجرای سیاست یکسان سازی از دوره پهلوی شروع کرده اند و این لفظ ابداع ضد دین معروف جناب کسروی هست که از منابع مطالعاتی پان فارس ها میباشد.

ما چرا جدا شیم اینهایی که ما رو تکذیب میکن برن.والا...
و ...

که البته خودت از ابتدا تاپیک رو بخون متوجه میشی ...

ما رو هم دعا کن.


126:


پانقومی که معلموه علتش توهم خود برتر بینی هستش ....
خب تفاوت ترک و آذری چیه؟
چرا پان تورک ها برای استقلال می خوان برن بچسبن به آذربایجان اما الان از این که به ترک بگن آذری میرنجن؟
محتاجیم به دعا ...

127:


مگه قراره ما در دادگاه شرکت کنیم شما هی قانون ، قانون می کنی؟

شما الان خودت داری همون قانون آورده اتو نقض می کنی و قوم آدری رو زیر سوال میبری مگه شما کی هستی که میخوای تحمیل کنی نیستن

128:

سلام
بسیار عالی ...

129:

و اما یک پاسخ کلی دیگر

1- ما معتفد به وجود آذری و ترک هستیم
2-ایشون این حرف ما رو مدام رد می کنه و ادعا داره نژادپرستی میکنیم
3- برای پاسخ یا پرسش های ما علمی نیست یا تکذیب می کنیم یا قانون 19(در همین صفحه)اساسی رو نقض می کنیم
4-این قانون نباید تبعیضی میان اقوام قایل بود و ما هم قایل نیستیم و همه را ایرانی می دانیم
5-تنها دلیل ایشان فقط این است که ما می گوییم آذری در ایران وجود دارد و ما را به جایی دیگر ارجاع می دهد(سخنان خویش را هم قبول ندارد)
6-همیشه برای تحریک از چمله خوانندگان خود بخوانند و قضاوت کنند بهره می برد و هرگاه خواننده ای به ایشان می گوید بحث نژاد پرستی نبوده اقوام فارس را متهم به پان و ناقض همان بند قانون می باشد

130:

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها

ما واقف به زندگی قوم آذری توی ایرانیم...


توضیحات کامل بحث وقف( واقف عین موقوفه موقوف علیهم متولی وقف )درقانون مدنی
detailed description of devotion in civil law
وقف devotion
وقف عبارتست از اينكه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود يعني اينكه مالكي عين مالي را از جريان داد و ستد خارج كند و منافع آن را در راه خدا يا راههاي خير مصرف كند.
devotion means that some property is dedicated to god. It means that the property will be out of business and all the income resulting from it will be spent for god and good purposes.

چه کسی به شما قدرت واقف بودن و تعیین و تکلیف اینکه قومی به نام آذری وجود دارد را داده است؟!؟تیوری جناب کسروی پایه مطالعاتی محافل پانفارس؟!



نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
واقف رو هم برات معنی می کنم: یعنی ما قبول داریم که آذری در ایرانه

عزیزم..شما با کلمات بازی می کنید!
شما وفاق را با وقف یکی می دانید؟ با اینکه دوستمان گفت منظورش از واقف چیست!
بعد هم می روید کلمه ی وقف را معنی می کنید ؟ چرا وفاق را معنی نمی کنید ؟
در مورد وقف هم معنی آن را گذاشتید..بسیار خوب.شما کدام اموال و دارایی خود را مجبور به وقف در راه حکومت اسلامی شده اید ؟ آیا شما الان مالک نیستید ؟ از شما کجا و چگونه سلب مالکیت شده ؟

131:


درود

اگر منظور شما من باشم قرار به بازی نیست ، ایشان ما را به بازی گرفته

ما منظور خود را از واقف گفتیم (نمی دانم شاید من معنی آن را اشتباه کرده ام)

132:



باز هم انحرافی دیگر ...
نتوانستید جواب تاریخی بدهید؟
سیاسی؟
علمی؟
... ؟

پای دین را وسط کشیدید؟
تحریک جو عمومی ...



+


دوستان همانطور که مشاهده کردید این بنده ی خدا قصد داره ایران را در مقابل اسلام قرار بده ...
همانطور که میدانید بیش از 60 درصد صحبت های آیت ا... گلپایگانی در این شعر درست اما بقیه آن ... !

یا شما جواب ایشان را بدهید که هر گاه کم می آورند بحث را منحرف میکنند یا این که با مدرک و علمی جواب ایشان و آیت ا... را خواهم داد ...
:::
نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله holo0o نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله hossein-a نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله hamed1988 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله widow نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله marjan1 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله kian-aria نمايش نوشته ها

133:

به پایان آورید گفتگویی را که بیش از انچه می دانید نتیجه ندارد ! مجتبی جان

134:

نمیدونه جواب دادن چقدر اسونه ...
جاهلیت چه معنا داره ؟ کسی که جاهل نیست: علم؟دین؟عظمت؟تجربه؟تمدن؟ت فکر؟قدرت؟عظمت؟قدمت؟ابتکار ؟هوش؟دستآورد؟فن؟استراتژیک ؟شجاعت؟فداکاری؟
خب همه ی اینا ...

135:

ما خیلی وقته مشتاق به پایان این گفتگوییم ولی ایشان بر طبل خویش می کوبد و هر آنچه می گوییم گویا هواست(حالا انگار من از قانون و سیاست و ... سر در نمیارم)

136:

بنده هم منظورم شما نبودید.
ایشان کلمه ی واقف را که شما به کار بردید ، به وقف تعبیر کرده بودند!

137:

با پوزش

برای روشن کردن مجبور به پاسخ بودم(وگرنه نمیشد درستش کرد)

138:

یک سوال از همه چرا با من بحث نمیکنه؟ :)

139:

بیشتر بحثش که با من بوده کجا با تو زیاد بحث کرده | نسختو که وسطای کار پیچید

140:

بحث اصلیش با من بوده ... توی تاپیک خلیج ... قبل از اینکه تاپیکی ایجاد کنی ...
این استاد ... گفت شما نژآد پرستید مدرکتون هم بدرد !!! کلا فرار میکنه

141:

.................................................. ............................

142:

با سلام،

خواهش می کنم، منظور این بود که اگر آنچه به عنوان تاریخ می شناسیم مانند روز روشن می نمود دیگر نامش تاریخ (تاریک) نبود و با اینهمه نظریه و فرضیه های سست و نیم بند همراه نمی بود.

امیدوارم که تمامی دوستان بدور از تعصبات کهنه شده قومی و زبانی به روشن کردن این روایات تاریک هر چه بیشتر کمک کنند، تا بتوانیم از داستان استوره های کهن این کره خاکی، جهت پیشبرد و پیشرفت نسل بشر بهره برده و تکرار اشتباهات گذشتگانمان را نکنیم.

143:

اصلا درك نميكنم صحبت هاي شمارو... شما دنبال چي هستي؟

هيچ يك ازين دوستان به شما و نژاد و اعتقادتون توهيني نكردند...... بحث اصلي تاپيك رو با صحبتاتون داريد منحرف مي كنيد.....

144:

طبق نوشتار های قبلی توضیحاتی پیرامون جریانات پان در ایران و حتی کشورهای منطقه و دلایل روشن آذری یا ترک و اینکه چرا یک فارس میل به تعیین قومیت یک ترک دارد را نوشتم.
برای حفظ ساختار متون شما به مطالعه دقیق آن پست ها که به صورتی کاملا تکراری هم بار ها سوال میشود و ساختار تاپیک را دچار مشکل میکند توصیه میشود...

به راحتی میشود گفت که جریان پان ترک ایران به لحاظ اجتماعی یک جریان تندرو مثل جریان پانفارس میباشد و طبق قانون فعالیت دو دسته پان فارس و پان ترک و ... در دسته عناصر نامطلوب به شمار میآید...
در مورد لفظ آذری و بار قانونی آن در ادبیات سازمان ملل و سواستفاده طاغوت زمان یعنی پهلوی و دوست نزدیک ایشان کسروی که به خاطر مواضع ضداسلامی به ارتداد کشیده شده بود توضیح دادم.

مطالعه دقیق پست های قبلی را با حوصله انجام دهید و لطفا فقط صفحات آخر را نخوانید.

145:


شما تاپیک را ازابتدا به دقت بخوانید و با بند های قانون اساسی وبند های حقوق مدنی کشور جمهوری اسلامی ایران مقایسه ای داشته باشید...


بحث بر سر مفاد قوانین اساسی کشور و بالاخص مفاد 15 و 19 قانون اساسی میباشد که چه بازخورد های اجتماعی داشته و چرا این قوانین مغفول بوده و بازخورد های آن چه بوده.

146:

متاسفانه وكيل نيستم و بند هارو نميدونم .... اما اگه قرار باشه اينجا مكاني نظامي بشه و بابت هر عقيده اي كه از دهن اين و اون ميشنويم چون مخالف عقيده ماست همرو با قانون و بندهاي قانوني مواجه كنيم اينجا اسمش شبكه اجتماعي نميشه ميشه دادگاه.....

تا اونجاا كه من ديدم هيچكدوم از دوستان نه نژاد پرست هستند نه توهيني كردند نه بحث هاي اين چنيني داشتند.

147:

بس نیست این همه بیهوده به قانون ارجاع دادن(چون تضادی در حرفای ما با اصل 19 قانون اساسی وجود ندارد).|«شما کماکان به موجب همان قانون فارس را به نژاد پرستی محکوم می کنید که همان قانون را نقض کرده اید.»

148:


بنده این کلمه رو از لغت نامه عینا نوشته و سپس بار معنایی آن رو در قوانین حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران جستار کردم.حالی شما به ادبیات تحت تکلم مشترکمان نگاهی کنید در صورت اشتباه در تعبیر قانونی آن میتوانید به واحد قوانین حقوق مدنی کشور اعتراض کنید؟!

149:

لطفا تبديل به دادگاه نكنين اينجا رو..... اينجا متهمي وجود نداره و هر كس عقايدش رو بيان كرده من تخصصي در امر وكالت ندارم .اما انقدر سرم ميشه كه در هرجايي از تخصصمون نبايد استفاده كنيم تمامي پست هاي شما دوست گرامي فقط فقط با قانون مرتبط بوده و عقايد ديگران رو ارجاع به قانون دادين ... اين تهديد نيست چون در حدي نيستم بخوام همچين كاري بكنم فقط يخواهشه لطفا بحث رو ادامه ندين ........

150:

آیا در اینکه یک فارس ایرانی خود را در موضع بالای قدرت حس کرده و نسبت به تعیین و تکلیف قومیت و نژاد یک ترک ایرانی دست میزند،نقض قانون است یا کسی که به موجب خوشآمد یک فارس ایرانی در مضان تعیین قومیت قرار گرفته!

چرا شما تیوری یک ضد دین معروف کسروی مرتد که نوشته هایش را فقط محافل پانفارس قبول دارد را واقفید و به نکات شعر آیت الله صافی گلپایگانی واقف نیستید؟!

کماکان بر موضع غیر قانونی خودتان واقفید.

151:

سلام
بانو
ایشون فقط از بخش 19 قانون که مرتبط با شناخت قومیت هاست استفاده می کنه که اصلا مرتبط با بحث نیست

ولی دست به حکم صادر کردنشون خوبه

152:

سلام. اصلا كلا كلمه قانون مرتبط با اين بحث نيست. نميدونم چه اصراريه كه ايشون حكم صادر ميكنن.........

153:

دوباره حرف تکراری

برادر ، اخوی

کی ما برای ترک ها تعیین تکلیف کردیم گیر سه پیچ دادی

ما بحثمون بر سر خلیج فارس و اینکه مردم ترکیه دوسومشون حس خوشایندی به بقیه کشورا نداشتن بود که شما اومدی متهم به نژادپرستی می کنی

شما با خودت مشکلی نداری؟

یجا میگی قوم آذری به مردم آذربایجان منتهی میشه اینجا منکرش میشی
ترکی باش با تو چیکار داریم مگه حرفی از تو زدیم
+
جواب منو بده چرا خودتو برتر از ما می دونی؟

154:

به نظر من باید مجازات نژآد پرستی را افزایش بدند .
حالا فرق نمیکنه طرف پان ترک باشه یا پان فارس یا پان عرب یا پان کرد.
کم کم باید 6 سال زندان برند با اعمال شاقه

155:

موندم چرا فرار میکنه؟

156:

موضوعی که دوستان توجه نمیکنند وناخواسته درتوهمات ناسیونالیستی دراشکال مختلف پان مآبانه غوطه میشوند اهدافی است که ورای این قوم گرائی نژاد پرستانه نهفته است ...
عده ای درتوهم احیای امپراطوری ایرانی دربدر به دنبال اسناد تاریخی برای بنای کاخ آرزوهای مجازی ودرمقابل گروهی سرشکسته از این تفاوت قومی برای اثبات موجودیت قومی ...
همه اینها میتواند دستاویزی باشد برای رسیدن به قدرت واعمال آن ...
تجربه تاریخی اثبات کرده است زمانیکه قومی قدرت را دردست میگیرد تلاش میکند تا با گستردن فرهنگ وزبان خویش تفوق آن برسایر اقوام این استیلای خود را به دیگران دیکته کند ...
درکشور ما این امر بعد از روی کار آمدن پهلوی رسمیت یافت وبه اشکال مختلف حقوق قومیتها نادیده گرفت واین امر با ترکیب قدرت ودین اینبار هویت دینی برسایر امور پیشی گرفت وباز توجه به حقوق اولیه آنان فراموش شد ...
اما واقعیتهای امروز جهانی بیانگر این است که سرمایه بطورکل از سرحدهای قومی وملی نفوذ میکند ودرتنگناهای قومی وملی توقف نمیکند

157:

درود جناب کاوش گرامی
عده ای درتوهم احیای امپراطوری ایرانی
خود ان امپراتوری خیر اما احیای آن حق با شماست ...
دربدر به دنبال اسناد تاریخی برای بنای کاخ آرزوهای مجازی ودرمقابل گروهی سرشکسته از این تفاوت قومی برای اثبات موجودیت قومی ...
در این قسمت لطفا کمی بیشتر توضیح ...

158:


بحث مذکور شما در تاپیک مربوط به بحث توسط مدیر بسته شد و در این تاپیک تمرکز بر وضعیت داخلی و تحلیل های راسیستی موجود در خاور میانه بوده...
در پست های ابتدایی بنده به تحلیل مساله وجود نژاد پرستی در ترکیه و حتی خاورمیانه و اثرات آن بر روابط ملل بحث شد...
و حتی در مورد بحث اصلی کشور خودمان به مفاد قانونی 15 و 19 قانون اساسی و منابع راسیتی مورد استناد شما یعنی جناب کسروی ضد اسلام و چرایی آن اشاره شد...

شما از دید یک فارس ایرانی بار ها و بارها و بارها سعی در تعیین وتکلیف نژاد و قومیت ترک های آذربایجان را داشته ای که متذکر شدم شما به لحاظ قانون مدنی جمهوری اسلامی و حق انسان بودن رفتاری بر خلاف قوانین داری چرا که هیچ ترکی از آذربایجان در مورد قومیت و نژاد فارس شما تا کنون چنین رفتاری نداشته و حتی به لحاظ قانونی خلاف حساب میشود...

159:

من حق دارم خودم را غیر فارس بدانم؟

160:


بله حق باشماست چنین افرادی از دید قانون اساسی کشور عناصر نامطلوب محسوب میشوند و مجازاتی مناسبتر از 6 سال حبس باید در نظر گرفته بشه.پیشبینی قانون بین 6 تا 15 سال هست که با دقت بیشتری باید اجرا بشود
.

161:

اگه بسته شد پس شمام دیگه انگ نژاد پرستی نزن


باز هم تهمت شما به چه علت برای دیگر قومیت ها تعیین تکلیف می کنی؟

بر اساس همون قانون شما هزار بار به ما توهین کردی باید جواب گو باشی

(بحث در مورد بقیه هم فایده نداره بر میگردی سراغ پان و ...)

162:

بله و ممنون البته بنده در بعد منطقه ای نیز این امر را در نوشته های خودم داشتم که جریانات خاصی از عربستان به دنبال جریانات تکفیریسم با رویکردی پان عربیسم و جریاناتی در ترکیه به دنبال نوعثمانی گری با رویکردی پانترکیسم هستند.
البته به نکاتی در علوم سیاسی که به آن ها همگرا کننده روابط و واگرا کننده روابط و تلطیف فضا منجر میشود هم اشاره کردم...

البته در موادر داخلی به جریانات پان اشاره کردم که مورد وثوق دوستان نبوده و عده ای از قبول وجود چنین جریاناتی در کشور طفره رفته و ... .



163:

هر عملی را عکس العملی هست...
آیا حسی که باعث میشود شما خود را در موضع قدرت دانسته و به راحتی اصل 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی را نقض کرده و به تیوری فردی مرتد که سازنده لفظ قوم آذری با نژاد آریایی هست و دارای آثار و نوشته هایی در جهت تخریب اسلام و پایه تیوریک نظام منهت پهلوی و پایه مطالعات تاریخی مد نظر شما،آیا من که یک ترک از آذربایجانم حق دفاع از ترک بودن خودم و لزوم بررسی قانون اساسی و خصوصا ماده 19 آن نیست...
شما با استفاده از لفظ آذری و به خاطر عدم اجرای ماده 15 تا به حال در کشور قصد تضییع حقوق زبان مادری آذربایجان را دنبال میکنید و به این نسبت دارای افکار مشخص...

164:

شما توهم داری حاضرم پای حرفم بمونم


جوری میگی موضع قدرت انگار وایسادم بالای سرت به زور حرفی که نزدم رو دارم می زنم

شمام برو هر وقت من به ترکای کشورم ایراد گرفتم بیا دفاع کن


اگه میشد اینجا رو دادگاه می کردم ببینم چی میگی اون موقع


+

ایشون میگه من قانون نقض کردم بعد از قانون میاد میگه خودشم قبول داره نقضش کرده یکی بیاد تکلیف من یکی رو با ایشون مشخص کنه

165:

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
بله و ممنون البته بنده در بعد منطقه ای نیز این امر را در نوشته های خودم داشتم که جریانات خاصی از عربستان به دنبال جریانات تکفیریسم با رویکردی پان عربیسم و جریاناتی در ترکیه به دنبال نوعثمانی گری با رویکردی پانترکیسم هستند.
البته به نکاتی در علوم سیاسی که به آن ها همگرا کننده روابط و واگرا کننده روابط و تلطیف فضا منجر میشود هم اشاره کردم...

البته در موادر داخلی به جریانات پان اشاره کردم که مورد وثوق دوستان نبوده و عده ای از قبول وجود چنین جریاناتی در کشور طفره رفته و ... .


بادرود خدمت همه دوستان که به نوعی درگیر این بحث هستند توضیحات کلی ومختصری درباره ناسیونالیسم که دراین مباحث به شکل قوم گرائی افراطی نشانه یافته است عرض کنم :
ابتدا باید توجه کنیم که ناسیونالیسم بطورکل هیچ هنگام برایند فلسفی نداشته است . ناسیونالیسم یک کارکرد مستقل نیز نبوده است و فراورده ای متکی به خود نیز نداشته است . می توان گفت ناسیونالیسم در خود وجود ندارد . چیزی که می تواند وجود داشته باشد استقلال دولت ها از دولت های رقیب است . پس ناسیونالیسم پدیده ای ست دولت مدار و مدرن که مرزهای استثمار و در صورت نیاز مرزهای استعمار یا جنگ و در خوانش کارل اشمیت دوست و دشمن را تعیین می کند .همین ...
اما برای سرمایه داری پسا استعماری نیز دیگر دولت – ملت شیوه کهنه و فرسوده ای برای حکومت رانی ست . درون ساختارها و شیوه های مدیریتی سرمایه داری فرا منطقه ای ، اینک ناسیونالیسم تنها می تواند در بهترین وضعیت ، نوعی اولترا فاشیسم مقطعی و انتخاباتی باشد . با تشدید صدور سرمایه ، مهاجرت و شرکتهای چند ملیتی ، ناسیونالیسم به شکل غالب گذشته قابل رویت نیست . ما با بلبشویی از آمیختگی فرهنگی ، نژادی ، علمی و تولید جهانی مواجه هستیم که ناسیونالیسم ناب ، وضعیت فعلی جهان و مناسبات آنرا بر نمی تاباند .
پدیدار شناسی دولت ملی و ناسیونالیستی غرب در خوانش علمی جامعه شناسی ، زایمانی ست تاریخی از فئودالیسم فروپاشیده به سرمایه داری و استقلال ملی دولتهای نوپایی که به شناسایی ملت تاریخی و جغرافیایی خود از دیگران همت گماشته اند و در مشخصه شرقی با خوانش دیگری استقلال از استعمار فرسوده و کلاسیک ، سرمایه داری دموکراتیک ، راه رشد غیر سرمایه دارانه و مواجه با مناسبات امپریالیسم و سرمایه داری کمپرادور مرکز محور .
اگر سرمایه داری نوپا برای قوام و دوام خود و تعیین مرزهای استثمار و جنگ نیازمند هویت ملی بود اینک برای تشکیل بازار فروش ، نیروی کار ارزان قیمت و استخراج مواد خام ، دوردست ترین سرزمینها مشارکت و همپیمانی تمامی کشورها نیازمند است . امپریالیسم ( یا در خوانش نگری : امپراطوری ) برای حیات خود اینک نیازمند اتفاق و زیست مصلحت جویانه تمامی ملت هاست . چون ثروت او آنقدر پخش و غیر متمرکز است که هر جنبش و حرکت سیاسی بر علیه او کل شبکه و سیستم هیولایی سرمایه را مختل می کند . برای همین اینک حساسیت های ناسیونالیستی به شدت برای امپریالیسم مضر و اسباب زحمت است .
هویت سرمایه داری اینک ملی نیست . برای همین است که اینک هیچ دولتی دیگر از متد و ابزار فاشیستی استفاده نمی کند . دولت ها خود برای حفظ سرمایه و کیان حکومتی خود به توافقات جهانی سرمایه پایبند هستند . تنها در دوره های محدود انتخاباتی ست که برای جلب طیفی از فاشیست ها ، اقلیت های نژادی ، مهاجرین و ... شعارهای ناسیونالیستی باب می کنند . در نفی گذاره های اشمیت در باب تعیین دوست و دشمن از جانب دولتها اینک تعیین دوست و دشمن طبقاتی ست . ملت ها بیش از پیش دریافته اند هویت آدمیان تنها طبقاتی می تواند باشد . هویتی از بین ملت های گوناگون که مورد استثمار بین المللی سرمایه قرار گرفته اند ....
زوایای این بحث گسترده است با این مقدمه فشرده میتوانیم درادامه به روشن شدن نقطه نظرات دوستان برسیم



166:

از شما خواهش شد که با ذهن دیالکتیکی جستارها را از ابتدا خوانده و سپس اگر نظری و نقدی مرتبط با بحث بود مطرح کنید.
باری در کلمه قانون باید چنین توضیحی را نشر دهم تا از مضرات چنگ زدن به بی قانونی در نوشتار آگاه شده و نظرتان تلطیف شود...
در هیچکدام از جستار ها حرفی از جنگ و مکان جنگی برده نشده و ذات قانون گرا بودن طبق مضامین روشن قانون امری نکوهیده است.این بی قانونی هست که نکوهیده است و به جنگ می انجامد...

به تعریف قانون و اشتباه شما در دفاع از دوستانتان توجه کنید...

قانون مجموعه‌ای از دستورالعمل هاست که از سوی مجموعه‌ای از موسسات به اجرا گذاشته می‌شود و به عنوان میانجی در پیوندهای اجتماعی بین مردم عمل می‌کند. قانون کلمه یونانی canon است که به فرانسه loi و به انگلیسی law ترجمه می‌شود.قانون به عنوان پی و ستون‌های یک جامعه پویا و مردم سالار است. مفهوم عامتری نیز نسبت به قانون وجود دارد. به عبارت دیگر هر چیزی که تنظیم کننده رفتار انسان باشد، قانون نام دارد. این قانون می‌تواند قوانین فیزیکی باشد که بر انسان تأثیر دارد یا قوانین اخلاقی و یا قانونی باشد که دولت یا قدرت فراتر یک کشور آن را به شیوه خاص و در جایگاه خاصی وضع نموده است. (مارک تبیت، فلسفه حقوق)

167:


ممنون از ورود شما به بحث احتمالا با ورود دوستان به بحث شاکله ی درستی به لحاظ ساختاری در تاپیک شکل بگیرد.
به مفاهیم مناسب و دقیقی هم چون هویت و فرهنگ و زبان و حتی تعاریف ملت دولت و ...بررسی هایی با مواضع تطبیقی نیاز هست.


برای دوستان با مواضع غیر علمی هم نوشته ای از رضا قربانی را در ملت آنلاین منتشر میکنم.
منبع ملت آنلاین:

نژاد پرستی در میان ایرانیان
اغراق در گذشته ی تاریخی، تاکید بر بزرگ نمایی مربوط به چند هزار سال گذشته و تکیه بر اسطوره های ساختگی تاریخی ِ این روزهای مردم سرزمین ما به مثابه یک رفتار کودکانه ای است که با لجبازی تمام به دنبال ارزش و امتیاز گیری از سوی خانواده ای بزرگ به نام جامعه ی جهانی ست که دارد از تمامی راه های ممکن به دنبال برتری طلبی و ایفای نقش در جامعه ی جهانی می گردد.
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان ) رضا قربانی‌: چه بخواهیم و چه نخواهیم نژاد پرستی در میان ما ایرانیان از گذشته وجود داشته، اکنون هم وجود دارد و در آینده نیز شاید وجود داشته باشد، اما آنچه امروزه باعث تاسف آشکار ما می شود، رشد بسیار سریع نژاد پرستی در میان انواع طبقات اجتماعی مردم است. اگر صفحات تاریخ سرزمینمان را به عقب ورقی بزنیم و به دوران امپراتوری ایران در زمان ساسانیان که بسیاری از ما با پیش داوری نا عادلانه از آن به عنوان دوران پر شکوه تمدن ایرانی سخن می رانیم به نمونه های بسیار زیادی از نژاد پرستی روبرو خواهیم شد. از موروثی بودن مشاغل گرفته تا برخورداری از حق تحصیل برای صرفا طبقات اجتماعی خاص و فراتر از همه ی اینها برخورد ناشایست موبدان و پیروان زردشتی با مانوی ها(پیروان آیین مانی) را می توان برشمرد.
هرچه از آن دوران به زمان معاصر نزدیک تر می شویم نمونه های نژاد پرستی دچار تغییرات و تحولات خاص خود مطابق با گذر زمان می گردد. به عنوان نمونه برخی سالخوردگان سنتی جامعه ی غرب را از هر نظر فرومایه تر از جامعه ی ایران کنونی می پندارند این سیکل معیوب و یک طرفه نیز به طور دیگری به جوانان حال حاضر انتقال یافته است که بارزترین آنها عرب ستیزی اکثریت نسل جوان حاضر ایران است.
اگر بپذیریم که نژاد پرستی عبارت است از تبعیض قائل شدن مبتنی بر ویژگی های انتسابی اعم از نژاد، قومیت، رنگ و زبان و ویژگی های اکتسابی نظیر مشاغل و تحصیلات به منظور برتری یافتن نسبت به سایر جوامع، گروه ها و یا افراد دیگر می توانیم به صورت واضح تری به بررسی بپردازیم.
اغراق در گذشته ی تاریخی، تاکید بر بزرگ نمایی مربوط به چند هزار سال گذشته و تکیه بر اسطوره های ساختگی تاریخی ِ این روزهای مردم سرزمین ما به مثابه یک رفتار کودکانه ای است که با لجبازی تمام به دنبال ارزش و امتیاز گیری از سوی خانواده ای بزرگ به نام جامعه ی جهانی ست که دارد از تمامی راه های ممکن به دنبال برتری طلبی و ایفای نقش در جامعه ی جهانی می گردد. هر چند این رفتار کودکانه نمی تواند معضلات و عقب ماندگی های عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تاریخ خود را انکار نماید بدین منظور با تاکید بر گذشته های دور تلاشی ماهرانه انجام می دهد می دهد تمامی معضلات امروز را در پشت نقاب چند هزار سال گذشته پنهان و انکار نماید تا از این طریق بتواند به احساس رضایت درونی و پیدا کردن امنیت بیرونی دست یابد.
امروز، وقتی جامعه ی جهانی باورهای نژادی و قومی گذشته ی دور را نمی تواند عاملی برای هویت بخشی امروز یک فرهنگ قرار دهد این رفتار کودکانه ی ما ایرانیان به شکل شدیدتری به مبارزه با جامعه ی بیرونی خود می پردازد.
آیا به نظر شما این انتظار بیهوده ای نیست که وقتی در داخل کشورمان دیدگاهی تحقیر آمیز نبست به مهاجران افغان که حتی دارای حق اقامت قانونی در کشور هستند داریم از تمامی دنیا بخواهیم که نسبت به ایرانی های مهاجر با نهایت احترام برخورد نماید؟
هنگامی که این نمونه ی کوچک تبعیض نژادی ما ایرانی ها را به انضمام جوک و لطیفه هایی را که برای قومیت های داخل سرزمین مان می سازیم را کنار هم قرار دهیم، آیا باز می توانیم ادعا کنیم نژاد پرستی در میان ایرانیان وجود ندارد؟
انکار نژاد پرستی نمی تواند این موضوع را برای همیشه از دیدگان دنیا پنهان کند. باید بپذیریم جامعه ای که در سکوت امروز، از گذشته اش سخن می گوید، هیچ حرفی برای آینده نخواهد داشت، باور کنید این تقصیر خود ماست که بین یک دنیا جمعیت یک کشور تنهاییم.



لینک منبع برای تکذیب کنندگان:

نژاد پرستی در میان ایرانیان

168:

شمام بهتره به جای طفره رفتن به روند سالم تاپیک کمک کنی تا تهمت بزنی و تاپیک به .... بزنی

169:

بالطبع ناچار به نشر این نوشته نیز هستم تا ابعاد قضیه را بهتر روشن کنم در صورت نشر شبه علمی چنین جستارهایی نشر داده خواهد شد...


نوشته دکتر صادق زیبا کلام در مورد نژاد پرستی منبع سایت خبری تحلیلی تابناک

ماجرا در وهله اول اینقدر سخت و بغرنج می‌نماید که برخلاف رویه همیشگی تلویزیون، توهین‌ها و فحش‌های کلام فردِ بد ماجرا بدون جایگزین شدن با صدای بوق پخش شده و البته نه ناظر پخش و نه هیچ ممیزی دیگری هم مانع این اتفاق نمی‌شود تا همه ملت با جزئیات در جریان ماوقع قرار گرفته و لابد سرتکان دهند که چه بر سر مربی نام‌دار فوتبال کشورمان آمده که با علم به اینکه زیر ذره ‌بین است، آشکارا حرکت نژادپرستانه بروز می‌دهد؟!
کد خبر: ۳۱۸۳۹۸
تاریخ انتشار:
۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۸
-
09 May 2013
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )بیایید همین ابتدای کار صفمان را از هم جدا کنیم؛ آنهایی که ممکن است استثنا باشند و به تبع آن مصداق این مطالب قرار نمی‌گیرند یک طرف، و آنهایی که معتقدند برای آغاز شدن فرایند درمان باید پذیرفت که بیمار هستیم، طرف دیگر؛ و البته روی سخن ما با دسته دوم است.

به گزارش «تابناک»، اگر قصد داشته باشیم شاذ ترین اتفاقی که در هفته سپری شده با آن مواجه شدیم را جدا کنیم، حتما در میان اخباری همچون قهرمانی استقلال و سپاهان، ناکامی پرسپولیس و خداحافظی دو ستاره‌اش، آغاز دادگاه مهدی هاشمی، تداوم دادگاه کهریزک، آغاز نام نویسی از کاندیداهای ریاست جمهوری و بسیاری اتفاقات ریز و درشت دیگر، با پدیده ای مواجه خواهیم شد که دست کم در عالم اخبار داخلی مشابه نداشته و استثناست؛ سخنان نژادپرستانه یکی از مربیان لیگ برتری درباره یک مهمان خارجی!

حتما از چند و چون ماجرا خبر دارید چراکه سپری شدن یکی از فوتبالی ترین هفته های یک سرزمین فوتبال دوست به معنی به تماشا نشستن اکثریتی برنامه محبوب فوتبالی تلویزیون (همان 90) خواهد بود و همه این گزینه‌ها یک معنی بیشتر نخواهد داشت و آن چیزی نیست جز تعجب از دیدن فیلمی که در آن فیروز کریمی در حالت عصبانیت شدید، نه تنها از دست دادن با بازیکن سیاه پوست و خارجی تیم حریف امتناع می‌ورزد، بلکه او را با الفاظی شبیه "آدمخوار" مشایعت کرده و در نهایت تلاش می‌کند که به او آداب نزاکت بیاموزد که "اول بزرگ‌تر دست می‌ده نه کوچیکتر"!

این قصه نامرتب و زشت (که اکنون بار دیگر در جریان جزییات آن قرار گرفته‌اید!) در وهله اول اینقدر سخت و بغرنج می نماید که دست اندرکاران برنامه برخلاف رویه همیشگی توهین ها و فحش های کلام فرد بد ماجرا را با صدای بوق جایگزین نکرده و البته ناظر پخش و هیچ ممیزی دیگری هم ورود نکرد تا همه ملت با جزئیات در جریان ماوقع قرار گرفته و لابد سرتکان دهند که چه بر سر مربی نام دار فوتبال کشورمان آمده که با علم به اینکه زیر ذره بین است، از یک سیاه پوست برای شاگردانش لولو ساخته و آشکارا حرکت نژادپرستانه بروز می دهد؟!

کار فیروز زشت و چه بسا کارِ زشتِ انتشار این زشتی از منظر پیشگیری، موجه باشد اما با این فرض هم هنوز یک نکته مغفول مانده و آن هم چیزی نیست جز این حقیقت که چه بخواهیم و چه نخواهیم، ما هم مانند فیروز کریمی نژاد پرستیم؛ شاید باورش سخت به نظر برسد اما باور کنید این گونه است.

اکنون که بحث را بدون خجالت پیش آورده‌ایم و برخلاف بسیاری نقدها، بی تکلف پیش رفته‌ایم، شاید بد نباشد برای گواه آوردن نیز به جای واکنش گرفتن از کارشناسان و مولفان، به سراغ نقطه نظراتی از ایشان برویم که پیشتر ارائه کرده‌اند و طبیعتا نه متاثر از کار فیروز کریمی است و از حب و بغض‌های این روزها نشات گرفته است.

ماه‌ها پیش، دکتر صادق زیباکلام در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها میهمان غرفه «تابناک» بود و به فراخور موضوع داغ آن روزها، سبک زندگی، گفت‌وگویی با او داشتیم چراکه او با نگارش کتاب «ما چگونه ما شدیم»، یکی از صاحب نظران آسیب شناسی جامعه ایرانی در این زمینه است. از او پرسیدیم: اگر بخواهید مهم‌ترین ایراد "ما" [ایرانی‌ها] را بگویید، پاسختان چیست؟

دکتر زیباکلام: اگر بخواهم ایرادهای "ما" را بگویم، اولین و مهم‌ترین آن این است که ما نژاد پرستیم؛ بغض و کینه و نفرت داریم از اعراب، بغض و کینه و نفرت داریم از افغانی‌ها، برای خودمان خیلی دسته گل های الکی می‌فرستیم؛ مثل: «ملت بزرگ ایران»، «ملت قهرمان ایران»، «ملت شجاع، سرافراز و ...» که به نظر بنده همه قلابی هستند!

و دست بر قضا با مثالی فوتبالی ادامه داده و می‌‌گوید: نژاد پرستی ما و بزرگ پنداشتن خودمان بسیار وحشتناک است؛ از خدای دو جهان می‌خواستم که به کره ببازیم [اشاره به دیدار رفت ایران مقابل کره جنوبی در مسابقات انتخاباتی جام جهانی برزیل که با پیروزی یک بر صفر ایران به اتمام رسید] چراکه وقتی می‌بریم، تمام آن چیزهایی که به خودمان می‌گوییم را باور می‌کنیم، درست مثل معتادی که با کشیدن مواد نشئه می‌شود.

با این حساب شاید بد نیست که وقتی از کوبیدن فیروز کریمی فارغ شدیم، به خودمان مراجعه کرده و ویژگی‌های نژاد پرستانه خودمان را نیز شناسایی کنیم تا شاید این پایش ما و شما در نهایت موجب پایش جامعه‌مان شود؛ با این تذکر که اگر بدی را منکر شویم، شرط اول درمان که پذیرش بیماری‌ست محقق نخواهد شد.


منبع:

دکتر زیباکلام: ما نژاد پرستیم - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK

170:



این مظلب چه ارتباطی با جستار ما داره؟

عنوان جستار ما

گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان


شما باید بحث کنی به جای اتهام نژاد پرستی میتونی انجام بده نمیتونی تکرار نژاد پرستی نکن


چجوری بگم آقا شما بحث درست نمی تونی بکنی فقط گیر دادی به نژاد پرستی

171:

عذر میخوام شاید در دوران تحصیلی شما نژادپرستی و حس برتری قومی جز روحیات واخلاقیات انسان به شمار نمی آید؟!

من نوشته ای از شما با کلمه کلیدی در مورد اخلاقیات و مباحث مرتبط با آن چیزی ندیده ام جز تکرار موضع شما در رفع نژادپرستی حاضر در کشور!!!و تلاش برای اجرای نوشتاری پروژه آذری آریایی!

تا اینجا اگر شما بر موضع عدم وجود نژاد پرستی قایل باشید به نشر چنین مقالاتی ادامه خواهم داد...

در ضمن،طبق تعریف زیرکه از معارف قرآن مجید است:

در این جا لازم است قبل از هر چیز به سراغ تعریف اخلاق برویم; «اخلاق » جمع «خلق » (بر وزن قفل) و «خلق ». (بر وزن افق) می باشد، به گفته «راغب » در کتاب «مفردات »، این دو واژه در اصل به یک ریشه باز می گردد، خلق به معنی هیئت و شکل و صورتی است که انسان با چشم می بیند و خلق به معنی قوا و سجایا و صفات درونی است که با چشم دل دیده می شود.
بنابراین می توان گفت: «اخلاق مجموعه صفات روحی و باطنی انسان است » و به گفته بعضی از دانشمندان، گاه به بعضی از اعمال و رفتاری که از خلقیات درونی انسان ناشی می شود، نیز اخلاق گفته می شود (اولی اخلاق صفاتی است و دومی اخلاق رفتاری).
«اخلاق » را از طریق آثارش نیز می توان تعریف کرد، و آن این که «گاه فعلی که از انسان سر می زند، شکل مستمری ندارد; ولی هنگامی که کاری بطور مستمر از کسی سر می زند (مانند امساک در بذل و بخشش و کمک به دیگران) دلیل به این است که یک ریشه درونی و باطنی در اعماق جان و روح او دارد، آن ریشه را خلق و اخلاق می نامند.
اینجاست که «ابن مسکویه » در کتاب «تهذیب الاخلاق وتطهیر الاعراق »، می گوید: «خلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت می کند بی آن که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد.» (1)
همین معنی را مرحوم فیض کاشانی در کتاب «حقایق » آورده است، آنجا که می گوید: «بدان که خوی عبارت است از هیئتی استوار با نفس که افعال به آسانی و بدون نیاز به فکر و اندیشه از آن صادر می شود.» (2)
و به همین دلیل اخلاق را به دو بخش تقسیم می کنند: «ملکاتی که سرچشمه پدیدآمدن کارهای نیکو است و اخلاق خوب و ملکات فضیله نامیده می شود، و آنها که منشا اعمال بد است و به آن اخلاق بد و ملکات رذیله می گویند.
و نیز از همین جا می توان علم اخلاق را چنین تعریف کرد: «اخلاق علمی است که از ملکات و صفات خوب و بد و ریشه ها و آثار آن سخن می گوید» و به تعبیر دیگر، «سرچشمه های اکتساب این صفات نیک و راه مبارزه با صفات بد و آثار هر یک را در فرد و جامعه مورد بررسی قرار می دهد».
البته همانطور که گفته شد، گاه به آثار عملی و افعال ناشی از این صفات نیز واژه «اخلاق » اطلاق می شود; مثلا، اگر کسی پیوسته آثار خشم و عصبانیت نشان می دهد به او می گویند: این اخلاق بدی است، و بعکس هنگامی که بذل و بخشش می کند می گویند: این اخلاق خوبی است که فلان کس دارد; در واقع این دو، علت و معلول یکدیگرند که نام یکی بر دیگری اطلاق می شود.
بعضی از غربیها نیز علم اخلاق را چنان تعریف کرده اند که از نظر نتیجه با تعریفهایی که ما می کنیم یکسان است، از جمله در کتاب «فلسفه اخلاق » از یکی از فلاسفه غرب به نام «ژکس » می خوانیم که می گوید: «علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی به آن گونه که باید باشد.» (3)
در حالی که بعضی دیگر که بینشهای متفاوتی دارند (مانند فولکیه) در تعریف علم اخلاق می گوید: «مجموع قوانین رفتار که انسان به واسطه مراعات آن می تواند به هدفش برسد، علم اخلاق است.» (4)
پی نوشتها
1- تهذیب الاخلاق، صفحه 51.
2- حقائق، صفحه 54.
3- فلسفه اخلاق، صفحه 9.
4- الاخلاق النظریه، صفحه 10.


به عنوان کسی که در معرض نژادپرستی بوده ام به این نگارش توجه کنید.

برای درک بیشتر به اخلاقیات نژاد پرستی و تاثیر آن میپردازم:





«نژادپرستي باوري است كه بر حسب آن يك گروه نژادي، خود را برتر از گروه‌هاي نژادي ديگر مي‌داند و يكي از قدرتمندترين و مخرب‌ترين اشكال تبعيض است».
«سراسر تاريخ بشر آكنده از نژادپرستي است. يونانيان باستان، هنديان و چيني‌ها وآریایی ها علي‌رغم خدمات زيادي كه به بشريت كرده‌اند، در پست شمردن نژادهاي ديگر، سابقه زيادي دارند. نژادپرستي همچنين نقش عمده‌اي در تاريخ معاصر آمريكا بازي كرده است. مردم سفيدپوست آمريكا، نژادپرستي را به مثابه توجيهي براي برده‌داري و يا تحقير سياه‌پوستان به كار مي‌برند. اغلب در جامعه‌اي كه نژادپرستي در آن رايج است، گروه مسلط، نژادپرستي را چنين توجيه مي‌كند، كه اعضاي گروه ديگر از لحاظ هوش پست‌ترند.
"فرهنگ علوم اجتماعی" نژادپرستی مدرن امروزی را به دوگوبینو نسبت داده و می‌نویسد: «اين نظري رسمي است كه مفهوم‌هاي عقلي معاصر آن را از نوشته دوگوبينو به نام "رساله‌اي درباره نژادهاي انساني" منتشره در 1853 سرچشمه مي‌گيرد. مهمترين شخص در انتقال اين نظر به قرن بيستم هـ.س چمبرلن، سياسي‌نويس آلماني انگليسي‌الاصل(1927- 1855) مي‌باشد. كنت ژوزف آرتور دوگوبينو كه گاه "پدر نژادپرستي امروزي" ناميده شده است، انديشه‌هايي را مطرح كرد، كه در بسياري از محافل علمي هم نفوذ پيدا كرد. بنابر نظر وي، سه نژاد وجود دارد: سفيد، سياه و زرد. نژاد سفيد از هوش، اخلاق و نيروي ارادۀ برتري نسبت به نژادهاي ديگر برخوردار است، و اين صفات موروثي، زيربناي گسترش نفوذ غرب در سراسر جهان را تشكيل مي‌دهند».
«سياهان كم استعدادترين اين سه نژاد هستند و با طبيعت حيواني، فقدان اخلاق و ناپايداري عاطفي مشخص مي‌شوند. نژادپرستي چيزي بيش از تعصب نژادي است. انديشه‌هاي دوگوبينو به عنوان نظريه‌هاي ظاهراً علمي مطرح گرديد و حتي آدولف هيتلر را تحت تاثير قرار داد و هيتلر اين انديشه‌ها را به عنوان بخشي از ايدئولوژي حزب نازي مورد استفاده قرار داد. دليل ديگر ظهور نژادپرستي، روابط استثمارگرانه‌اي است كه اروپاييان با اقوام غير سفيد پوست برقرار كردند».

کاربردهای نژادپرستی(به بررسی مورد کشور خود و پانفارسیسم اشاره شد)

از نژادپرستي هم‌چون ساير مفاهيم علوم انساني، تعابير مختلفي شده است. آن‌گونه که تا آخر دهه 1960، نژادپرستی را به عنوان ایدئولوژی و یا مجموعه‌ای از باورها تعريف مي‌كردند. «عنصر اساسی اين ايدئولوژي آن بود كه نژاد، تعيين‌كننده فرهنگ است و ادعاي برتري نژادی نيز از همين انديشه ناشي شد. از نگاه ديگر، اين واژه معناي گسترده‌تري يافت كه شامل رويه‌ها و نگرش‌ها، علاوه بر باورها نيز مي‌شد. نژادپرستي در اين معنا به تمامي مجموعه عواملي اشاره دارد كه موجب تبعيض نژادي مي‌شود و گاهي اوقات با مسامحه، عواملي را شامل مي‌شود؛ كه محروميت نژادی ایجاد می‌کند».سومین کاربرد وسیع نژادپرستی در نوشته‌های آکادمیک است که نژادپرستي را در همه گروه‌بندي‌هاي غير زيستي، نظير فرقه‌هاي مذهبي، ملت‌ها، گروههاي زباني و گروههاي فرهنگي مورد بررسي قرار مي‌دهد؛ بنابراين مي‌توان آن را شكل فوق‌العاده كينه‌توزانه از قوم‌مداري تلقي كرد.
چهارمین کاربرد نژادپرستی، استعمال آن در رنگ پوست است؛ که دوگوبینو آن را بنیان نهاد.
نژاد، محدود به تفاوت رنگ پوست نبود؛ بلكه نژادپرستي، مدعي نوعي رابطه جبري بين گروه و خصوصيات فرضي آن گروه است. چنين برداشتي از نژادپرستي كاربرد آن را وسعت مي‌بخشد؛ تا جايي كه نقش آن را از لحاظ تحليلي متكثر مي‌كند. «به عنوان مثال حذف زنان از دامنه وسيعي از فعاليت‌ها، غالباً با نسبت دادن جبري چنين خصوصيات فرض‌شده‌اي مانند: ضعف جسماني زنان يا احساساتي بودن آنها توجيه مي‌شود.».

172:

شما قادر به پاسخگویی به بنده نیستی ...
+
تا الآن سوتی های بزرگی دادی که برای فرار ازپاسخ گویی ...
باشما بحثی نیست ...

173:

آقاي محترم ..... شما چرا منظور منو متوجه نميشين؟ منظور اصلي من اينه كه انقد بحث رو كشش نديد ايجا بحث و دعوا راه نندازين. همين... اين يه خواهشه .......

174:

منبع:پژوهشکده ایران


آریائیسم و ریشه های تاریخی آن:
در سال ۱۷۸۸ زبانشناسی بنام ‹‹‌جونز ››‌با مشاهده شباهتهایی میان زبانهای یونانی ، لاتینی ، آلمانی و هندی ( سانسکریت ) آنان را از یک ریشه واحد دانست .
در سال ۱۸۱۳ ‹‹‌توماس یونگ ››‌این زبان مادر را زبان ‹‹‌هند و اروپائی ››‌نامید و در نهایت ‹‹‌ماکس مولر ››‌آلمانی در سال ۱۸۶۱ اقوامی را که به این زبان سخن می گفتند ‹‹ آریایی ››‌خواند ولی در عین حال اذعان کرد که این اشتراکات زبانی میان این اقوام هرگز به منزله وجود نژاد واحد نمی باشد و بیان داشت که آریایی چیزی جز یک اصلاح زبانشناختی نیست و هرگز نمی توان سخنگویان اصلی به زبان آریایی را شناخت و یا خاستگاهشان را معلوم کرد .
متاسفانه با وجود اینکه ابداع گر این نام به عدم وجود نژاد آریایی تاکید کرده بود ، اما انحراف بزرگ تاریخی بوقوع پیوست و برخی دانشمندان بدنبال پیداکردن خاستگاههای این قوم موهوم وجعلی درتاریخ پرداختند . ولی استنتاجهای کاملا متناقض و بی پایه و اساس آنان در مورد خاستگاه این قوم دلیلی بر پوچی فرضیه نژادآریایی شد.
‹‹‌بن فری ››‌آنان را از شمال دریای سیاه ناحیه میان خزر و دانوب انگاشت .
‹‹ جی .سی . گنوک ››‌اصل آریائیان را بین دریای شمال و اورال دانست و ‹‹‌دی .سی . برینتون ››‌آنان را از اهالی آفریقای شمالی خواند و نهایتا در سال ۱۸۹۲ ‹‹‌گوردون چایلد››‌روسیه جنوبی ، ‹‹‌کیف ››‌بالتیک ، ‹‹‌کوسینا ››‌شمال اروپا ، را بعنوان خاستگاه اصلی آریاییها معرفی کردند .
در کل نزدیک به صد مکان از چین و هند تا اسپانیا و از سیبری تا آفریقا بعنوان خاستگاه اصلی آریاییها معرفی شد که از نظر علمی حتی در یک مورد هم درستی آنها تائید نشد.
آریائیسم و نازیسم ، ادعاها و تبعات تاریخی:
فرضیه وجود نژاد آریا مورد توجه ‹‹‌آرتور دوگوبینو ››‌سلطنت طلب اشراف سالار که طرفدار پادشاهی ‹‹ اورلئان ›› ها بود ، قرار گرفت.
او با بهره گیری از این تفکر امتیازات ویژه طبقه اشراف را توجیه کرده و اشراف را از آریاییها دانسته و آنان را دارای نژاد و خون والا شمرد .
شاگردان گوبینو از جمله ‹‹‌دولاپوژ ››‌و ‹‹‌آمون ›› با اندازه گیری جمجمه سرها سعی در اثبات فنوتیپ آریاییها نمودنداما شکست این طرح از ابتدا مشخص بود چراکه اساسا مطرح کننده این واژه ،‹‹ ماکس مولر›› ، آریا را صرفا یک واژه زبانشناختی می دانسته است .
متاسفانه بدلیل وجود جو خود پرستی و دیگر ستیزی میان اروپائیان آن دوره تفکر وجود نژاد آریا زنده ماند و توسط یک انگلیسی ژرمن پرست که دچار بیماری روانی نیز بوده است ، بال و پر داده شد.
این فرد ‹‹‌هوستن استورات چمبرلن ››‌بود که در سال ۱۹۱۶ به تابعیت آلمانها درآمده و در کتاب ‹‹‌پایه های قرن بیستم ››‌سعی در اثبات برتری نژادی آلمانیهای به اصطلاح آریایی نموده و تمام مفاخر جهان از اسکندر گرفته تا گالیله و حتی حضرت عیسی(ع)را آلمانی معرفی کرد.
این تفکر جنون آمیز بقدری در اروپا رشد کرد که برخی از اندیشمندان میزان شکست یا پیروزی یک ملت را در وجودتعداد افراد آریایی و خلوص خون آریایی در آنان دانستند .
‹‹ ویل دورانت ››‌نویسنده و تاریخدان بزرگ جهان جواب این ادعاهای احمقانه را با مطرح کردن یک سوال پاسخ می دهد:
«اگر تمدن و تمدن سازی کلا منحصر به آریاهاست پس تمدن عظیم چین و تمدن بزرگ سومر و ایلام و فرهنگ و معماری عظیم آزتکها و اینکاها و مایاها در آمریکا را چه کسانی ساختند.آیا اینان نیزآریایی اند؟
در حالیکه میدانیم چینیها هجائی زبان ، سومرها و ایلامیها التصاقی زبان و بابلیها . آشوریها و مصریها سامی بوده اند .
در زمان ایجاد تمدن عظیم آزتکها و اینکاها هم پای هیچ اروپائی و به اصطلاح آریائی دیگری به امریکا نرسیده بود.
تبعات تاریخی :
در سال ۱۹۲۳ هیتلر چمبرلن را ملاقات کرده و تفکر برتری نژاد آریایی را باور نمود و با به تحریر در آوردن کتاب ‹‹‌نبرد من ››‌نازیسم و فاشیسم آلمانی را پایه ریزی نمود . این تفکر تبدیل موتور محرکه آلمانی های متجاوز شد که در جنگ جهانی اول شکست خورده بود و نیز وسیله ای جهت جبران سرخوردگیهای حاصل از آن جنگ گردید و در نهایت ناسیونال سوسیالیسم آلمانی احیا شده و دیکتاتوری نازیستی بزرگترین جنگ تاریخ بشر را در سال ۱۹۳۹ با حمله به کشورهای همسایه آغاز کرد . تبعات این جنگ ، نسل کشی ملل به اصطلاح غیر آریائی ، قتل عام پنجاه میلیون انسان ، ویرانی کل اروپا و بخش اعظم افریقا و آسیا و شکست و سرکوب خود آریا پرستان آلمانی گردید آنان در نهایت بعنوان دشمنان بشریت در دادگاه جنایات جنگی محاکمه و مجازات گردیدند.
آریائیسم و فاشیسم در ایران :
با وجود شکست سختی که این تفکر در اروپا متحمل شد متاسفانه باز به رشد خود در کشور ما ادامه داد و مورد حمایت و تشویق و تبلیغ خاندان پهلوی ، لژهای فراماسونری و احزاب ناسیونالیست افراطی و … گردید.
ریشه این مساله به احساس حقارت و سرخوردگی ناشی از عقب ماندگی ایران در مقایسه با اروپائیان ، در میان روشنفکران و نخبگان ایرانی برمی گردد. به این شکل که آنان بجای ریشه یابی و کشف علل واقعی عقب ماندگی کشور و پیدا کردن راه چاره برای آنها سعی در فرافکنی ضعفها و شکستهای ایرانیان نموده و گناه را بگردن اعراب و مغولها و ترکهای غیر آریایی (و بالطبع غیر متمدن انداخته) و با وصل کردن خود به اروپائیان و با بهره گیری از ایده نژاد آریا تقلید بی چون و چرا از آنان را تنها راه چاره دانسته و سرکوب دیگر ملل غیر فارس ایرانی را یگانه راه اتحاد و ترقی ایران معرفی نمودند.
نویسندگان و روشنفکران سرخورده با بهره گیری از این تفکر پوچ و غیر علمی به تاریخ سازی و افسانه پردازیهای آریا محورانه پرداخته و در این راه از افسانه های فردوسی گرفته تا نظرات جعلی اروپائیان و حتی آیات مقدس قران سوء استفاده کردند و با تحقیر و سرکوب ایرانیان غیر فارس عقده های روانی خود راتخلیه و ضعف و زبونی تاریخی شان را توجیه نمودند.
پان ایرانیسم:
قبلا اشاره شد که شکل گیری تاریخ ایران برمدار آریا پرستی و نژاد گرائی باعث رشد پان فارسیسم و فاشیسم با نام جعلی پان ایرانیسم و ناسیونالیسم ایرانی گردید. نویسندگان و سیاستمدارانی همچون: دکترمحمود افشار ، کسروی ، تقی زاده ، جمال زاده ، اردشیر جی ریپورتر ( جاسوس انگلیس و معمار سلسله پهلوی ) و … با ایجاد لژهای فرماسونری آریا ، کوروش و ….واحزابی چون ملت ، پان ایرانیست و بنیادهایی چون بنیاد افشار ، بنیاد پهلوی و …و نشر کتابهایی مانند ‹‹ زبان آذری باستان ››‌و ‹‹قتل اتابک ›› حرکتی گسترده و برنامه ریزی شده را در جهت نابودی دیگر ملل و اقوام غیر فارس ( به اصطلاح غیرآریائی ) آغاز نمودند.
در اینجا بشکل اجمالی تاریخچه یکی از این احزابب نژاد پرست را بیان می کنیم:
حزب پان ایرانیست:
در سال ۱۳۲۰ بعد از سقوط رضاخان در ایران عده ای از دانش آموزان تهرانی از جمله محسن پزشکپور ، محمد رضا عاملی ، پرویز صفیاری و …. با نام انجمن شروع به فعالیتهای نژاد پرستانه نموده و با بهره گیری از خلاء موجود دست به حملات تروریستی و خشونت آمیز علیه دیگر گروهها زدند.
در پانزده شهریور ماه ۱۳۲۵ یکی از افراد این حزب با انفجار بمب دستی خود ساخته اش، کشته می شود. در سالروز مرگ او رئیس گروه ، محسن پزشکپور ، با قرائت پیما ن نامه ای که به نام ‹‹‌فرمان رئیس ››‌معروف است ، فعالیت گروه را با نام حزب پان ایرانیست آغاز می نماید.
با حمایتهای فراوان خارجی و شخص شاه در داخل ، این حزب درارکان قدرت پادشاهی ایران وارد شده و به ادعای خود سعی در ایفای رسالت خود در پیشگاه نژادایرانی؟ و ‹‹‌نظام شاهنشاهی››‌می نماید که از آن نمونه می توان به دفاع سرسختانه این حزب از اصول ششگانه شاه و معرفی نمودن شاه بعنوان ‹‹نظم اجتماعی ملت ایران›؟ (که برپایه ایدئولوژی وآئین عمیق انسانی بناشده بود !؟) اشاره کرد.
در سال ۱۳۵۳ به دستور شاه به حزب رستاخیز که تنها حزب رسمی کشور معرفی شده بود ، می پیوندند و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ به تندروترین گروه ضدانقلابی بدل شده و انقلابیون را تجزیه طلب و عامل بیگانه معرفی می کنند.
پس از پیروزی انقلاب به ظاهر توبه می کنند ولی با شرکت در کودتای سال ۱۳۵۹ چهره واقعی خود را نمایان ساخته و از کشور فرار می کنند. متاسفانه در سال ۱۳۷۰ درزمان زمامداری آقای رفسنجانی امان نامه گرفته و با بازگشت به ایران فعالیتهای فاشیستی خود را از سر می گیرند. منبع مالی این حزب طبق اسناد بدست آمده ساواک بوده که بدستور شخص شاه تامین می شده است . از نظر فکری این حزب را حزبی ‹‹ نیمه فاشیست، طرفدار سلطنت ، مرتجعین ،زمینداران و مخالف مدرنیزم ›› دانسته اند.
حتی اسناد بدست آمده از سفارت آمریکا در ایران نیزاین حزب را یک حزب ‹‹ نئونازی ››‌معرفی می کند که خواهان تجاوز به همسایگان و تصرف سمرقند و بخارا ، خوارزم و قفقاز و تاجیکستان . چچن و تمام جمهوریهای آسیای میانه
( کل سرزمینهای ترک نشین بغیر از ترکیه ) و نیز بحرین بوده است .
این حزب اساسی ترین رسالت خود را گسترش زبان و فرهنگ فارسی و نابودی دیگر فرهنگها و زبانهای بیگانه ( عربی ، ترکی و…) می داند.
اتحادی که این حزب و دیگر گروهها و افراد آریاپرست با فشار علیه ترکها و کردها و اعراب برای ایران به ارمغان آورده بودند . در جریان حذف دیکتاتوری پهلوی از هم پاشید و ایران را در مرز تجزیه قرار داد و در عمل ثابت کرد که آریائیسم و پان ایرانیسم نتیجه ای جز جنگ و تفرقه و قتل عام فرهنگی ایرانیان به ارمغان نخواهد آورد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۲ مقرر می‌دارد:
«هر کس می‌تواند بدون­ هیچ­گونه تمایز مخصوصاً از حیث نژاد، رنگ، زبان، مذهب، عقیدۀ سیاسی یا هر عقیدۀ دیگر و هم‌چنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و آزادی‌هایی که در اعلامیۀ حاضر ذکر شده است، بهره‌مند گردد».
نژاد یک واژه مردم‌شناسی است و به اجتماع متشکل تاریخی مردمی با «ریشۀ مشترک» و «خصوصاً ارثی مشخص» دلالت می‌کند؛ رنگ پوست، رنگ مو و چشم، شکل لب و بینی هیچ‌کدام از این خصوصیات فیزیکی تاثیری در کارکرد اعضای بدن انسان و ویژگی‌های اساسی ظاهری و روانی آن ندارد. ویژگی‌های نژادی، صفات فیزیکی بشر است که ریشه‌ در دور دست‌ترین زمان‌ها دارد و تحت تأثیر محیط‌های جغرافیایی مختلف اجداد ما به وجود آمده است.
دانشمندان سراسر دنیا مدارک غیرقابل انکاری برای وحدت بیولوژیکی بشر به‌دست آورده و ثابت کرده‌اند که تنوع سوابق تاریخی ملت‌های مختلف به هیچ وجه ربطی به امتیازات نژادی ندارد، با این حال عده‌ای از متفکران دنیا به خاطر روحیه استعماری و سلطه‌طلبی، به این خصوصیات و صفات بها می‌دهند و خود را نژاد برتر و دیگران را نژاد غیر برتر یا نژاد پست می‌نامند.
بطور کلی همه انواع نژادپرستی بر مبنای صغری و کبری‌ چیدن برای اثباتِ نابرابری نژادها و ملت‌ها استوار می‌باشد، و بر اصول زیر مبتنی است:
أ) نژادهای انسانی به «برتر» و «پست» تقسیم می‌شوند.
ب) پیشرفت اجتماعی تنها در پرتو کوشش نژادهای برتر حاصل می‌شود.
ج) نیروی محرکه تاریخ، عامل نژادی یا عامل طبیعی است.


هدف از این تقسیم‌بندی و وضع قوانین متناسب با آن، از سوی «نژاد برتر»، امپریالیسم یا همان کسب تسلط سیاسی و اقتصادی بر مناطقی از جهان که «نژاد پست» در آن سکونت دارد، می‌باشد.
«نژادپرستی» یا «نژادگرایی» مکتبی غیر علمی است مبتنی بر اعتقاد به برتری برخی نژادها بر برخی دیگر و لزوم توجیه ویژگی‌های قومی، فرهنگی و ملی بر اساس معیارهای نژادی.
گاهی به جای نژادپرستی «نظام آپارتاید» و «تبعیض نژادی» نیز به کار می‌رود. آپارتاید در لغت به معنای جدایی و جداسازی است و نامی است که دولت آفریقای جنوبی به نظام تبعیض نژادی خود داده بود.

استعمارگران توانسته‌اند طی چندین قرن، زیر پوشش‌های عوام فریبانه و فرضیه‌ها و اصول به اصطلاح علمی، چهرۀ اصلی خود را پنهان کرده و با توسل به آن‌ها، اعمال خود را توجیه کنند. در این راستا اصطلاحاتی برای چپاول و غارت ملل جهان در ادوار مختلف وضع می‌کنند، از جمله اصطلاح «کشورهای عقب مانده» یا «در حال توسعه» و یا «جهان سوم» در مقابل «کشورهای پیشرفته». سپس دانشمندان دولت‌های سلطه‌گر، اقدام به طرح تئوری‌هایی به عنوان علل این عقب ماندگی و ارائۀ راه حل‌ها برای آن می نمایند که همگی در راستای منافع و تداوم حضور آن‌هاست. یکی از این علل غیر واقعی عامل نژادی است به این معنا که کشورهای توسعه یافته از نژاد سفید و ملل توسعه نیافته از نژادهای رنگین هستند و ترقی و پیشرفت ملل نژاد سفید به خاطر خواص ذاتی و کار و کوشش و بردباری سفید پوستان است. این نظر از سوی برخی دانشمندان مردود اعلام گردیده و دلایل خاصی نیز ارائه شده است.
در آغاز قرن ۱۹ که برده داری به صورت رسمی برچیده شد، نژادپرستی نیز شکل اولیه خود را از دست داد. بعداً دانشمندان غربی با کمک گرفتن از فرضیه‌های علمی صورت جدیدی به این مسئله دادند و گوستاولوبون جامعه‌شناس فرانسوی مبنای نژادپرستی را علمی کرد.
از پیروان این مکتب می‌توان به «کنت دوگوبینو» و اثر او با عنوان «نابرابری نژادهای انسانی» (۱۸۵۳م.) اشاره نمود. فرد دیگری به نام «چارلز داروین»، زیست شناس انگلیسی نیز کتابی تحت عنوان «بنیاد انواع و انتخاب طبیعی وبقای نژاد برتر در تنارع بقا» را منتشر کرد که نژادپرستان همچون کتاب مقدس آن را گرامی داشتند و برای اثبات برتری نژاد سفید و تحقیر سایر نژادها از آن استفاده کردند. چنین تفکری منجر به ظلم‌ها، غارت‌ها و چپاول‌ها و استقرار سلطۀ سیاسی اقتصادی بر دیگر نژادها از سوی سفید پوستان با هدف بهره کشی از ملل غیر اروپایی و اشاعۀ تمدن مورد نظر اروپاییان به کشورهای عقب مانده شد که همان سیاست استعماری امپریالیسم است که البته امپریالیسم علاوه بر جنبۀ نژادی، دارای ابعاد علمی، سیاسی، بازرگانی، مالی و …. نیز هست که به هم آمیخته‌اند.
نژادپرستی در قالب یک ایدئولوژی سیاسی – اجتماعی در سده‌های نوزدهم و بیستم، آثار سیاسی اجتماعی مهمی به بار آورده است و از سال ۱۸۵۰م تا ۱۹۴۵م یکی از زمینه‌های مهم اندیشۀ غربی بوده است. اگر چه پایۀ سنتی این نظریه سست شده است، آثار اجتماعی آن به صورت تبعیض میان گروه‌های انسانی بر اساس اختلاف نژاد و رنگ در بسیاری از کشورها برجاست.
بعضی از نژادپرستان و آریاچیان، در کتابها و مقالات خود آنچنان با ذوق و شوق ، تصویری از زمان کوچ اقوام آریایی به ایران می دهند که انگار در زمانی که آریائیان با چهارپایان خود از استپهای جنوب سیبری به دشت و تپه های ایران سرازیر شدند آنها را به چشم خود دیده اند ؛ این آریاچیان حتی از برق چشم این کوچندگان به تیز هوشی و ذکاوت فوق العاده آنها هم پی برده اند ! معلوم نیست برق چشمان این آریائیان را کدام دوربین فیلمبرداری در آن زمان ضبط کرده و کدام سیستم مافوق مدرنی که در دنیای امروز هم قادر به شناخت بهره هوشی کسی از برق چشم آن نیست این تجزیه تحلیل را انجام داده است که آریا پرستان از این طریق به ذکاوت و تیز هوشی این آریائیان هم پی برده اند !!




توسعه چنین تفکر نژادپرستانه و واهی در کشور ، عده ای از جوانان و مردم عادی ما را هم در گرداب اوهام فرو برده است چنانکه ” در سال ۱۳۸۳ و در جریان دیدار تیم های ملی فوتبال ایران و آلمان ، هزاران تماشاچی تهرانی حاضر در ورزشگاه ، هنگام پخش سرود ملی آلمان ، سلام هیتلری دادند !‌ اتفاقی که پخش زنده مسابقه توسط شبکه ‍)تلویزیونی (ZDF ‌‌‌‍[ آلمان ] را برای ثانیه هایی قطع کرد …. ” ! (۱) تماشاچیان تهرانی با این حرکت خود ، بنظرشان اوج علاقه خود به آلمانیها را نشان داده بودند که در جنگ جهانی دوم ، هیتلر برای جلب نظر رضاخان و استفاده از موقعیت استراتژیک ایران به نفع آلمان در مقابل اتحاد انگلستان ، آمریکا و شوروی ، در یک جمله سیاسی گفته بود : ” آلمانیها و پارسیان هر دو آریایی هستند ” و اولین رادیو ی برون مرزی فارسی زبان در برلن که زیر نظر گوبلز ” ، وزیر تبلیغات هیتلر اداره می شد در این زمان شروع به کار کرده بود . به پاس این جمله سیاسی هیتلر ، رضاخان آنچنان خوشحال شده بود که هدیه های گرانقیمت ار طریق همسرش تاج الملوک و دخترانش شمس و اشرف به هیتلر فرستاده بود و در مقابل این هدیه ها ی گرانبها ، هیتلر هم سه تا از عکسهای خودرا امضا کرده به خانواده رضاخان داده بود و البته به تمسخر مودبانه گفته بود : متاسفانه پیشوای آلمان مثل شاه ایران ثروتمند نیست و نمی تواند متقابلا هدیه گرانقیمت بدهد ” ! (۲) گفته سیاسی هیتلر علاوه بر رضاخان ، نژادپرستان دیگر پارسی را هم در آن زمان آنچنان ذوق زده کرده بود که آثار آنرا با گذشت ۶۵ سال از مرگ هیتلر و نفرت وجدان بشری از قتلهای فجیع و وحشیانه ای که هیتلر و دیگر یاران باصطلاح آریایی اش مرتکب شده بودند در سال ۱۳۸۳ در نسل کنونی عده ای از ایرانیها در ورزشگاه تهران می بینیم ! در زمانی که نزدیک به سه نسل از مرگ هیتلر می گذرد ، (۳) این اتفاق در ایرانی می افتد که خود آلمانیها هیتلر را ننگ آلمان دانسته و از او نفرت دارند و آلمانیها از این حرکت ایرانیها در آن سال دچار شوک شده بودند و معنی این اعمال غیر عادی را درک نمی کردند و می پنداشتند چنین حرکتی نشانه انزجار ایرانیها از آلمانیهاست ، در حالی که قضیه کاملا برعکس بود ! جالب است که آلمان در جنگ جهانی دوم با نزدیکترین همنژاد خود یعنی با انگلستان و آمریکا وارد جنگ شده بود (۴) و به خون آنها تشنه بود ولی شوونیست های ایران از یک جمله سیاسی هیتلر جهت فریفتن رضاشاه ، آنچنان ذوق زده شده بودند که این ذوق زدگی را به نسلهای بعدی خود هم منتقل کردند و این شیفتگی و علاقه به هیتلر ، در سال ۱۳۸۳ ، جز شرمندگی در سطح جهان ، برای ایران عایدی نداشت ! حتی نژادپرستان کنونی آلمان هم جز به نژاد ژرمن به چیز دیگری افتخار نمی کنند ، ولی آریاپرستان وطنی هنوز هم در نشئگی یک جمله کوتاه سیاسی هیتلر به سر می برند ! شوونیستها در دنیای مدرن تعامل و همگرایی و احترام به حقوق زبانی و فرهنگی انسانها ، هنوز هم در گرداب متحجرانه نژاد و زبان برتر می چرخند ! آنها با اصرار تمام ، تئوری نژادپرستانه حاکمیت یک زبان و یک نژاد و یک فرهنگ را در کشور دنبال کرده و با پافشاری تمام ، تورکان آذربایجان را آذری از نوع غیر تورکی می نامند و اصرار دارند که زبان تورکی کنونی آذربایجانیها بعدا و به زور پادشاهان سلجوقی و دیگر سلاطین تورک ، تورکی شده است! مفهوم و معنای ساده این تفکر قرون وسطایی این است که تورکان در ایران نمی توانند از حق تحصیل به زبان خود بهره مند شوند هر چند که جمعیت آنها اکثریت نسبی جمعیت کشور را هم تشکیل دهد ! ما، دلایل کافی با مستندات محکم تاریخی و زبانشناختی بر رد این تئوری واهی و نژادپرستانه آوردیم ؛ ولی بر فرض هم چنین باشد و زبان کنونی تورکها از هزار سال یا حتی از پانصد سال به این طرف هم تورکی شده باشد ، آیا تورکان با جمعیت دهها میلیونی خود در ایران صرفا به همین دلیل واهی باید از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود که همانا تحصیل به زبان مادری است محروم شوند و زبان ، فرهنگ ، هویت و شخصیت آنها از طرق مختلف در رسانه های دیداری و شنیداری و مطبوعات تحقیر شود؟!کدام قانونی در دنیا بخاطر این تئوری قرون وسطایی می تواند حقوقی را از ملتی سلب کند ؟! چنین تفکری فقط در قاموس راسیستها و فاشیستها قابل مطالعه است ! اگر چنین تئوری بخواهد در دنیا پیاده شود باید مصریها که گفته می شود در گذشته زبان قبطی و سوریه ایها در گذشته زبان سریانی داشتند و اکنون زبان آنها عربی است باید از تحصیل به زبان عربی خود دست بردارند و به دنبال زبان قبطی و سریانی بگردند تا اگر آنرا پیدا کردند به آن زبان تحصیل کنند !! با چنین معیاری ، همکشوریهای فارس زبان ما هم باید از تحصیل به زبان دری یا همان زبانی که امروز فارسی می نامیم و خاستگاه و مرکز اصلی این زبان افغانستان بوده و بعدا زبان مردم فارس شده است ، دست بکشند و به دنبال زبان پهلوی سابق خود در روستای ابیانه کاشان و روستاهای نایین و میمه و سمنان بگردند و به این زبان تحصیل کنند ؛ در صورت اجرای چنین برنامه خنده داری ، آذربایجانیها هم به جای زبان تورکی کنونی خود به زبان ادعایی شوونیستها یعنی به زبان باصطلاح آذری و یا همان زبان هرزندی و تاتی تحصیل خواهند کرد نه به زبان وارداتی دری (فارسی) ، که این زبانها را هم در روستای هرزند مرند و در کوههای اطراف خلخال باید پیدا کنند !!
چه اندیشه مسخره ای ؟!
شوونیسم فارس با آذری نامیدن تورکان ایران چندین هدف را دنبال می کند :
۱ – محروم ساختن تورکان ایران از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود که همانا تحصیل به زبان تورکی آذربایجانی است
۲ – مخدوش کردن حافظه تاریخی حاکمیت ۱۰۰۰ ساله بعد از اسلام تورکان بر ایران و کشورهای همسایه کنونی که به آنها اعتماد به نفس بیشتری می دهد
۳ – خدشه دار کردن احساس نزدیکی تورکان ایران به همزبانان ۳۰۰ میلیونی خود در دنیا که به خاطر اشتراکات زبانی و فرهنگی به راحتی می توانند با آنها ارتباط برقرار کنند و از موقعیت بهتر اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی در مقایسه با فارسی زبانان دنیا برخوردارگردند.
۴ – دادن زبان ، هویت و شخصیت ساختگی و بی پشتوانه به نام ” آذری ” به تورکان ایران ،که هیچگونه پشتوانه و سابقه اثر ادبی ، فرهنگی در طول تاریخ از این زبان ساختگی موجود نمی باشد وهیچگونه حافظه تاریخی برای گویشوران فرضی چنین زبانی در تاریخ دیده نمی شود ، برای اینکه تورکان را براحتی ، در زبان و فرهنگ حاکم فعلی هضم کنند
۵ – تحقیر زبان و فرهنگ تورکی از راههای مختلف و ترویج و تشویق زبان فارسی به عنوان زبان برتر و زبان تحصیل کرده ها و متخصصین و زبانی که بیشترین امتیاز را در کشور داراست و برادر بزرگ زبان باصطلاح آذری مورد ادعا هم هست در بین مردم آذربایجان ، و در تنگنا گذاشتن و فقیر نگه داشتن زبان تورکی در آذربایجان و دیگر مناطق تورک زبان ایران و نشان دادن این زبان به عنوان زبان محرومان و بی سوادان
۶ – آسیمیله کردن فرزندان تورک در زبان و فرهنگ فارسی و تقلیل جمعیت تورکان در کشور
۷ – هضم کامل تورکان ایران در داخل فارسیان در یک پروسه زمانی و خواندن فاتحه زبان تورکی در ایران !
وارثان چنین تفکری بر هیچ عقیده و دین الهی و حقوق خدادادی انسانها پایبند نیستند، آنها بنا به عناد نژادپرستانه به صورت علنی با تورکان و اعراب ، و به صورت مختلف و نیمه آشکار و نهان با اسلام دشمنی می ورزند و بدون اینکه اطلاع درستی از تاریخ داشته باشند بر حکومت ساسانیان و هخامنشیان فخر می فروشند و با کمترین اطلاعی از قوانین و اعتقادات دین زرتشتی و بدون اطلاع از دو خدایی بودن این دین بر تبلیغ و ترویج آن می کوشند ! ……….


منبع سایت پژوهشکده ایران:
مقاله ای کامل در مورد نژاد پرستی | پژوهشکده




همچنان ادامه خواهد داشت...

175:

به جای این حرفا خیلی میخوای بحث تاریخی بشه باشه

1- اثبات کن آذریا وجود ندارن از کسروی و ... هم حق نداری استفاده کنی


میتونی انجام بده نمی تونی جواب نباید بدی

176:

ميشه بپرسم هدفتون دقيقا چيه؟ با كش دادن بحث چيو ميخواين ثابت كنين؟

177:

این حرفا زمانی معنی میده که اینجا بحث بر سر نژاد پرستی باشه تمام حرفای شما در اینجا غیر قابل استفاده است تاپیک منحرف نکن

178:

شما از کجا میدانید که یک فارس چنین قصدی دارد همه این قصد رو دارن....
این بی شک یکی از برنامه های استکبار جهانی برای تفرقه اندازی هست ...
مگر در زمان دفاع مقدس فارس ها و دیگر اقوام با هم از این کشور دفاع نکردن ...
من به جریان های پان کاری ندارم که آخر عاقبت همشون نابودی هستش ...
هرکی بخواد تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران رو به خطر بیاندازه فرقی نداره چه زبانی داشته باشه ... خودم به مقابله باهاش برمی خیزم ...
فقط یک چیز که من بهش اعتقاد دارم و هیچ چیز نمیتونه اونو از بین ببره ....
همه با هر زبانی و هر نژادی زیر پرچم ایران ایرانی هستن و غیر از این اصلا برام معنا نداره ......
موفق باشید

179:


در این رابطه یک فارس ایرانی نمیتواند از موضع قدرت تعیین کننده نژاد و قومیت یک ترک ایرانی باشد.


شما ماده 19 قانون اساسی را بارها نقض کرده و سعی در کشاندن بحث که نقظه مورد علاقه احزاب منحله پان فارس دارد که طبق قوانین ملی عناصر نا مطلوب میباشند در صورت تکرار n باره چنین موضعی نژادپرستانه هیچ نقل قولی از شما گرفته نخواهد شد و مدارک بیشتری برای روشن گری پانفارسیسم و مضرات آن برای کشور منتشر خواهد شد...

180:

توي اين ماده 19 شما ننوشته وقتي يك خانم از شما دوبار خواهش ميكنه حداقل جوابش رو بديد؟
اگه ميخوايد بگين من ماده ش رو اضافه كنم.... قبل از ياد گرفتن قانون بهتره همه ما اول رفتار درست و احترام به همديگه رو ياد بگيريم. واقعا متاسفم

181:

پس انقدر بر طبل خودت بکوب تا خسته بشی

قضاوت با خواننده ها میذارم تا ببینم کی ناپیک منحرف کرده



یعنی به هرکی بخواید من یکی تو دادگاهی که ایشون قاضیش باشه زنده برم

182:

سلام

محمّدرضا تو که اینو به ایشون گفتی بالاخره فهمید(چیزی که ما خودمونو براش کشتیم)

بیا بگو به جای تهمت نژاد پرستی به ما جواب ما رو بده

183:


حق با شما ست ...
هدف همین هست، بازشناسی جریانات انحرافی هست به این شعر توجه کنید و نوع نوشتار حاکم بر پست های دوستان نگاه کنید:


حضرت آیت الله شیخ "لطف الله صافی گلپایگانی" از مراجع معظم تقلید در ۱۵ فروردین امسال - ۱۳۹۰- شعری سروده اند.
متن این سروده که توسط حجة الاسلام و المسلمین رسول جعفریان در اختیار خبر آنلاین قرار گرفته به شرح زیر است:


ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست


فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد

ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست

در سایه محمد و آل محمدیم

برتر از این برای بشر افتخار نیست

ابنای دین و سوره توحید و کوثریم

بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست

اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است

هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست

اندر دژ ولایت و حصن امامتیم

مانند این حصار به گیتی حصار نیست

ما امت عدالت و صلح و اخوتیم

در ما نفاق و شیطنتِ دیو سار نیست

از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه

ما را به جز ولایت مهدی (ع) شعار نیست

اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام

در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

گر مدعی تلاش به توهین ما کند

با او بگو که از تو جز این انتظار نیست

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات

راهی که می‌ روی ره پروردگار نیست

زنده است دین احمد (ص) و قرآن و اهل بیت (ع)

اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست

یارب رسان امام زمان منجی جهان

فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست

پر می‌ کند ز عدل به امر خدا زمین

بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

آئین دین مداری و تقوی شود رواج

رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل

مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست



چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
لینک منبع از بولتن نیوز:
شعر آیت الله صافی درباره کوروش و اسفندیار



قابل توجه خانمی که هی میگویند بس است به این شعر توجه کنید...

184:

بانو یحث شما برای پایان دادن بی فایده است

ایشون جواب ما رو نمیده بعد میره از دین حرف میزنه

ما با دین مشکلی داریم؟


ما گفتیم شما بیا آذریا رو بگو نیستن این نقض قانونه؟

185:



بله در دین اسلام و مذهب تشیع ...
عامل برتری ان اکرمکم عندالله اتقاکم هستش ...
اما در آیین های دیگر شاید این برتری رو در چیز دیگه ای بدونن ....
به هر حال من روش اسلام رو قبول دارم ....

186:

بي نهايت از دستشون عصبانيم انگار بلانسبت من آدم نيستم ده تا پست ميزارم يكيشم جواب نميدن...... فقط كافيه يه پست ديگه از ايشون ببينم ميدونم چكار كنم. احترام و ادب و رفتار درست ندارن

187:


اگر بر موضع خود استوار باشید برای رسوایی بیشتر تیوری های مندرستان ویدیوهای شعار ترک خ.ر ترک خ.ر را در تاپیک خواهم گذاشت و از دوستان خواهم خواست دلایل این حرکت در ورزشگاه ها را بازشناسی کنند...
در صورت تکرار بیشتر با زیر نویس انگلیسی هم منتشر خواهم کرد...

احترام خود را حفظ کنید...
اینبار به احترام دوستان این وبدیو های راسیستی را نمیگذارم در صورت تکرار مواضع به جای شرکت در بحث و نشر مقاله به قول خودتان در مورد روحیات و اخلاقیات و ... و تکذیب نژادپرستی این کار را خواهم کرد و به شما هم جواب نخواهم داد و مسیر همچنان باقیست...

188:

شمام بهتره به جای تهمت زنی به فارس ها پاسخ بدید همین.

نوشته اصلي بوسيله blueeagleone
.

محمّد رضا تو بیا یه چیزی بگو من به ترکا چیزی گفتم؟

189:

خانم محترم چرا نمیگیرید؟!منظور ایشان از کلمه آذری این است که حمله مغول ها به ایران باعث ترک شدن آذربایجان شده است؟!شما با وجود با خبر بودن از این حرف حدیث ها از من میخواهید به بحث در این رابطه با ایشان تن در دهم؟!!!!؟
چرا ایشان چنین حسی دارند؟!

در کتاب عینیت ایدلوژی جناب ژیژک ذکر شده اندیشیدن یعنی به هم بافتن.یعنی ما وقتی ما می اندیشیم دال هایی را به مدلول هایی میبافیم.

کدام نوشته ایشان در سطح اندیشه بوده؟!

شما نگاهی به مقالات منتشره من بکنید!اگر جایی غیر علمی یا شبه علمی و خارج از دیالکتیک ومنطق اسلامی بود بدان اشاره ورزید...
کدام آبژه آ یا سوژه مقالات بنده غیر علمی بوده بگویید...

لطف کنید و با قانون ورزی به ریسمان االهی چنگ زنید...

190:

بهتر این جنگ های نژاد پرستانه رو تموم کنیم ....
چون عاقبش به خودمون ضرر میرسه ...
با شناختی که من از تو دارم غیر ممکنه ....

191:

دفعه آخرتون باشه انقد توهين آميز با من صحبت ميكنين....با قانون ورزي به ريسمان الهي چنگ بزنم؟ شما زبونم لال از امامان معصومي ؟ كه بمن بگي من چطوري ايمان داشته باشم و چطوري به ريسمان خدا چنگ بزنم ؟.. احترام به عقايد رو سال پنجم دبستان به همه ما ياد دادند اما شما بويي ازش نبردين مثل اينكه..... هر چي از دهنتون داره در مياد ميگين توقع دارين دوستان چيزي بهتون نگن...... بله درسته من نميگيرم..... همين الان بحث و تموم كنين

192:

امیدوارم ابتدا حد خودتونو حفظ کنید

و بعد من کی چنین چیزی گفتم ، من کی گفتم مغولا آذریا رو ترک کردن؟ باید سند بیاری نیاوردی خودتو به علم نچسبون

نوشته های شما احتمالا سرشار از اندیشه بوده؟؟؟؟



اما یکبار دیگه توصیه می کنم پاسخ های ما رو که همش با کلمه نژاد پرستی پاسخ دادید بخونید

+







نوشته اصلي بوسيله marjan1
.
نوشته اصلي بوسيله samking
.
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w
.
نوشته اصلي بوسيله widow
.
نوشته اصلي بوسيله blueeagleone
.
نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust
.
نوشته اصلي بوسيله danielo
.
نوشته اصلي بوسيله kian-aria
.


دوستان گرانقدر مشکل ما با قسمت پر رنگ حل شد
حرفی که نزدیم

+
ایشون میگه چون ما به آذری واقفیم یا همون اشراف داریم یعنی میگیم آذریا ترک شدن

خب من که نگفتم هرکی گفته بیاد بگه

193:

آقا ما بحثمون سر خلیج فارس بود ایشون اومده گیر داده که چرا نژاد پرستی می کنی و پانفارس بازی در میاری ما کاری نداشتیم

حالام میگیم شما بیا در موردش گفتگو کن همش جواب میده میگه شما قانون نقض می کنی


گفتگو کردن قانون نقض کردنه؟


توی همین تاپیک 19 قانون اساسی رو آوردم برو بخون ببین چنین چیزی گفته؟

194:

نوشته اصلي بوسيله marjan1 نمايش نوشته ها
همن الان بحث بي پايه و اساس رو تموم كنين.... اين شمايي كه داري مارو تهديد ميكني و توهين ميكني نه ما به شما.
بی پایه و اساس!!!!!!!!!!!!

احتمالا فکر کردید مفاهیمی مثل:
دیالکتیک و آبژه آ و سوژه و عینیت و ... توهین است.

من واقعا متاسفم...

195:

براي كي متاسفين من ؟

البته حقم دارين شما كلا با كسايي كه با بعضي عقايدتون مخالفن متاسفيد چون فقط خودتون رو قبول دارين. پيشنهاد ميكنم اصلا كار گروهي انجام ندين چون در اين زمينه فقط امر امر شما بايد باشه
.. ديگه در شان خودم نميبينم بخوام باهاتون بحث كنم به اندازه كافي آنچه نبايد بهم ميگفتين رو گفتين هر چي از دهنتون دراومد نثارم كردين. دستتون درد نكنه بابت اين رفتار و اين نوع احترام به يك انسان.

196:

البته اسم تاپیک خودش یک جور مرزبندی کرده شاید به اون معترض هستش
چون خودشو تورک میدونه


197:

خب اگه معترض به این مسئله است بیاد بگه اشتباهه با این دلیل و این دلیل

پست اولو بخونی متوجه بشی وگرنه منم خوشم نمیاد توی قضیه قومی و نژادی برم

هرجا بوده گفتم که قوم فقط برای شناخته مطابق با قرآن ولی وقتی میاد به من میگه تو نژاد پرستی می کنی و من میگم نه و تکرار می کنه چی بگم؟


+


اصلا مگه ما مشکلی با اقوام داریم؟

198:

یک بررسی جزیی و مقایسه ای نوشته های خود و من را بکنید بد نیست...
شما نه عقیده ای در مورد بحث منتشر کرده اید که نوشته ای علمی باشد و نقد علمی نوشته های من و یکباره آمدید و از ایندیکس تایپ هایی از قبیل مکان نظامی و اینجا دادگاه نیست و ... و ... منتشر کردید؟!

در مورد ضرورت چنگ زدن به قانون اساسی جمهوری اسلامی حرف زدم که گفتید این حرف ها به شما نیامده مگر شما ایمه هستید و ...مگر در ضرورت اجرای قانون اساسی
کشور باید از ایمه بود؟!
برخی دوستان از این ناراحت هستند که کمی موضع فارس ها خدشه دار شده میبینید که حتی با وجود نشر مقالات علمی این مساله را کذب میدانند؟!
حتی باری شعری از آیت الله گلپایگانی نشر داده ام که گویا نسبت به آن هم معترضید؟
چرا؟نمیدانم؟
شاید چون فارس هستید و این احساس مالکیت سبب میشود حس قومیتان قوی تر از حس دینیتان باشد؟!به شعر آیت الله صافی گلپایگانی دوباره دقت کن؟!

199:

برای شفای خودمان جمیعن صلواتی و دعایی بخوانید

200:


لطفا پست های ابتدایی بنده را به لحاظ تحلیلی بخوانید.

میتوانید کلمات کلیدی موجود مثل همگرایی و واگرایی منطقه ای و ... را در گوگل سرچ کرده و سطح نوشتارمان را مورد بررسی قرار دهید و حتی تک تک سطر های نوشته های ما را تحلیل کنید...

اینها از این ناراحت هستند که مواضع من متکی بر اجرای قوانین جمهوری اسلامی ایران و تاکید بر آن هست...

201:

آقای دانشمند ای کاش خط آخِرو حداقل رعایت می کردی و کمی از قانون می فهمیدی

202:

گاهي وقتا جواب بعضي هارو تا يجايي ميشه داد بيشتر ازون اگه جواب بدي هيچ ابايي ندارن ازينكه براي توهين از هر ابزاري استفاده كنن.... صلاح نميبينم ديگه كه بخوام باهاتون بحث كنم يا حرفي بزنم..... و خدا و خالقم ((الله)) بيشتر ازين اجازه بحث رو بهم نداده چون ممكنه دعواي بدي بوجود بياد و اين گناهه و تا اونجا كه ميشه موظف هستيم به هم احترام بزاريم دقيقا برعكس كاري كه شما داري ميكني و توهين ميكني .... اگه فارس ها اعتقاد به رفتار درست و احترام به همديگه رو داشته باشن همه ماها افتخار مي كنيم كه فارس هستيم... و با هيچ قوم و نژاد ديگه اي هم هيچ مشكلي نداريم..... اميدوارم خوش باشين. ياعلي

203:

قابل توجه متعصیب قومی و مخصوصا دوستان پانفارس

قبل از دعا فرمایشات رهبری را هم بخوانید:

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای در گزارشی تحت عنوان «هویت قومی؛ جزئی از هویت ملی ما» دیدگاه رهبر معظم انقلاب به قومیت ها را مرور کرده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، متن کامل این گزارش بدین شرح است:

معمولاً در کشورهای مختلف، تعدد اقوام و قومیت ها یکی از نگرانی های آنهاست. به همین دلیل دشمنان انقلاب اسلامی ایران از ابتدای پیروزی آن، درصدد بودند تا از تنوعات قومی و مذهبی برای اختلاف افکنی استفاده کنند. اما بیش از سه دهه حیات جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که رویکرد فرصت محور جمهوری اسلامی به اقوام ایرانی با توجه به مشترکات تاریخی و دینی، زمینه های مشارکت اقوام مختلف را در دفاع و سازندگی کشور فراهم آورده است. یادداشت زیر به بررسی نگاه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به مسأله ی قومیت ها می پردازد.

** هویت جمعی ما ایرانیان


از منظر رهبر معظم انقلاب، «خودفراموشی» -به معنی فراموش کردن هویت خود- امری خطرناک است که وجود آن در ادبیات سیاسی یک کشور، به ذلت و خواری مردم آن کشور می انجامد. اگر «قوم و ملتی هویت و تاریخ و فرهنگ و زبان خود را فراموش کنند، که نتیجه ی آن، ذلت و بدبختی این قوم خواهد بود.»1 اهمیت «هویت جمعی» به قدری است که «با برخورداری از آن، هر کشور می تواند از همه ی امکانات خود برای پیشرفت و موفقیت استفاده کند. اگر این احساس هویت جمعی وجود نداشته باشد، بسیاری از مشکلات برای آن مجموعه پیش می آید و بسیاری از موفقیت ها برای آنها حاصل نخواهد شد؛ یعنی پاره ای از موفقیت ها در یک کشور، جز با احساس هویت جمعی به دست نخواهد آمد.»2

اما لازم است که مؤلفه های تشکیل دهنده ی هویت جمعی را تعریف کرد، چراکه «جهت حرکت و خیزش عمومی یک ملت» بر مبنای مؤلفه های هویت جمعی آن مشخص می شود. رهبر معظم انقلاب مؤلفه های «هویت ملی ایرانیان» را از دامنه ی ملیت فراتر دانسته و هویت جمعی و ملی ملت ایران را «نظام اسلامی» معرفی می کنند. اهمیت این هویت جمعی به این است که هم در مقیاس ایرانی دارای بازده و تأثیر است، هم در مقیاس اسلامی چنین تأثیری دارد و هم در مقیاس جهانی مؤثر است؛ «یعنی چیزی که دیگر ملیت ها هیچ کدام این ها را ندارند؛ یک چیز فراملی است.»3

مسأله ی دیگر در این زمینه «رابطه ی هویت ملی با دیگر هویت های فرد در جامعه» مانند «هویت قومی» است. برخی با تعریف ملیت بر مبنای قومیت و ناسیونالیسم علاوه بر محدودیت هایی که بر فرد وضع می کنند، دیگر هویت های هم سطح او را نیز نفی می کنند. در حالی که در اندیشه ی آیت الله العظمی خامنه ای، هویت ملی بر دیگر هویت های فردی اولویت دارد و اقوام ایرانی افتخار می کنند که فرزند ایران اسلامی هستند: «همه ی اقوام ایرانی به ایران و جمهوری اسلامی علاقه مندند و ایران را میهن خودشان می دانند. [...] اقوام ایرانی مسلمانند و به این آب و خاک دلبسته اند؛ عزت و رفاه خودشان را در ایران سربلند و آزاد مشاهده می کنند.»4

** ویژگی های مشترک اقوام ایرانی


مهم ترین ویژگی های اقوام ایرانی را باید در مؤلفه های مشترک جست وجو نمود تا بتوان آنها را در قالب یک هویت واحد به نام ملت پذیرفت. تاریخ، جغرافیا، سنت ها و فرهنگ مشترک میان اقوام ایرانی، از جمله محورهای اساسی وحدت آفرین میان این اقوام است.

تاریخ و دغدغه های سیاسی مشترک در کنار سرزمین و حکومت مشترک باعث می شود تا این اقوام در برابر هر هجمه ای به کشورشان به دفاع از آن برخیزند. رهبر معظم انقلاب با اشاره به مقاومت جانانه ی اقوام گوناگون کشورمان در سال های دفاع مقدس می فرمایند: «نوبت دفاع مقدس هم که می رسد، جنگ هشت ساله ی ما، مردم همین گونه از همه جا شرکت می کنند؛ همه شهید می دهند؛ همه برای خدا وارد میدان می شوند و همه حول یک احساس وظیفه ی مشترک، اقدام می کنند.»5 در واقع «در جنگ تحمیلی هشت ساله، از کسانی که می خواستند بروند از تمامیت ارضی و مرزهای اسلام در این کشور دفاع کنند، کسی نپرسید شما از کدام طایفه، کدام فرقه، کدام مذهب، کدام لهجه و کدام زبان هستید؟ همه رفتند؛ از همه جا رفتند. در ایران، خون ها درهم آمیخته شد و انقلاب به معنای حقیقی کلمه، یک اتحاد و یک الفت میان فرق و لهجه ها و طوایف مختلف به وجود آورد.»6

از دیگر مصادیق وحدت اقوام ایرانی در دفاع از اعتقادات و نظام اسلامی خود، می توان به حضور در راهپیمایی های سراسری 22 بهمن و روز قدس و اظهار شعارهای واحد در این زمینه و حضور گسترده در انتخابات اشاره کرد.

** دین؛ عامل حقیقی وحدت

در ادبیات رایج علوم اجتماعی، معمولاً دین و به ویژه اسلام یکی از عوامل ضد وحدت برای یک جامعه محسوب می شود.چنین رویکردی ناشی از زاویه ی نگاه آنان به دین است. در مقابل این نگاه، رهبر انقلاب دین را «عامل حقیقی وحدت» در جامعه ی ایرانی توصیف می کنند و دیگر عوامل وحدت مانند فرهنگ، سنت ها و حتی زبان فارسی را با وجود عامل دین معنادار می دانند. ایشان می فرمایند: «عده ای سعی می کنند اهمیت عامل پیوند مستحکم دل های ملت ایران، یعنی ایمان اسلامی را کم کنند؛ نه، کشور و ملت یکپارچه است؛ البته یکپارچگی اش به خاطر تاریخ و جغرافیا و سنت ها و فرهنگ است، اما عمدتاً به خاطر دین و مسأله ی رهبری است که اجزای این ملت را به هم وصل کرده و همه احساس یکپارچگی می کنند.»7

** سیاست دشمنان در قبال اقوام ایرانی


اساسی ترین سیاست دشمنان نظام اسلامی در قبال اقوام ایرانی «نفی یکپارچگی ملی» و «ایجاد تفرقه میان اقوام» به بهانه های گوناگون است: «یک سیاست خباثت آلودی از آغاز انقلاب سعی کرد اقوام ایرانی را از یکدیگر جدا کند و با بهانه های مختلف، پیکره ی عظیم ملت ایران را تکه تکه کند. با هر قومی از اقوام متنوع ایرانی، فارس، تُرک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و لُر، جداگانه یک تلقین شیطانی را در میان می گذاشتند تا دل ها را از هم چرکین کنند. به تهرانی و اصفهانی چیزی می گفتند، به بلوچِ بلوچستانی که من قبل از انقلاب مدتی را در میان آنها گذراندم حرفی می زدند و در کردستان سخن دیگری می گفتند.»8

دشمنان برای رسیدن به این هدف خود از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند. تبلیغات و جنگ روانی یکی از این ابزارها است و «دشمنان با تبلیغات خود، با جنگ روانی خود، با تلاش های موذیانه ی گوناگون خود سعی می کنند بین صفوف ملت ایران اختلاف بیندازند؛ به بهانه ی قومیت، به بهانه ی مذهب، به بهانه ی گرایش های صنفی، وحدت کلمه ی ملت را از بین ببرند.»9 «دشمنان نظام جمهوری اسلامی، آنها تبلیغ کردند که نظام جمهوری اسلامی، قوم کُرد یا مذهب اهل تسنن را نمی پسندد یا نمی پذیرد.»10 برجسته کردن ناسیونالیسم های مختلف به نحوی که «هر جا اقلیتی وجود داشت، به تقویت ناسیونالیزم افراطی قومی آن اقلیت می پرداختند»11 و«نفی عامل حقیقی وحدت یعنی دین»، در کنار «امنیتی و نظامی کردن مناطق قومی» و «سوء استفاده حداکثری از اختلافات مذهبی و قومی» از ابزارهای اصلی دشمنان برای ضربه به وحدت ملی محسوب می شود. در این بین، روشنفکران وابسته نیز به ایفای نقش پرداختند: «اختلافات قومی و ملی ناشی از ملی گرایی افراطی که بیشتر به دست روشنفکران وابسته دامن زده می شود.»12

** اقوام ایرانی و رژیم پهلوی

با نگاهی به عملکرد رژیم پهلوی در خصوص اقوام، شاهد یک نوع سیاست «بی تفاوتی»،«رهاشدگی» و «بیگانگی» نسبت به اقوام هستیم. این سیاست در عملکرد رژیم در توسعه ی مناطق قومی و توجه به سطح سواد مردم و مقوله ی امنیت کاملاً مشهود است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم کردستان به سیاست های رژیم پهلوی اشاره می کنند: «یک سیاست خبیثی از دوران طاغوت بر کشور حاکم بود و آن عبارت بود از بیگانه دانستن اقوام گوناگون. کُرد بیگانه بود. بلوچ بیگانه بود. تُرک بیگانه بود. عرب و ترکمن بیگانه بودند. این ها را بیگانه حساب می کردند. در عملکرد آنها هم این معنا مشهود بود. شما ببینید در دوران طاغوت، در این استان نه کار عمرانیِ درستی انجام گرفته است، نه کار فرهنگی درستی انجام گرفته است؛ رسیدگی نمی کردند و کاری نداشتند. در این استان، کارهای عمرانی در دوران طاغوت در حد صفر بود؛ کارهای فرهنگی هم همین جور. [...] طاغوت نمی خواست مردم کرد، این مردم بااستعداد و این مردم دارای هوش و ذکاوت، باسواد بشوند. فقط 29 درصد استانی با این خصوصیات و با این کیفیت، باسواد بود! آن کار عمرانی شان، این هم کار فرهنگی شان! نگاهشان نسبت به این استان، نگاه شیطنت آمیز و غلط بود.»13 «این نگاه، نگاه رژیم طاغوت بود. طبیعت آن رژیم، یک نگاه تبعیض آمیز بود؛ نه فقط نسبت به قوم کُرد، به اقوام گوناگون کشور با انگیزه های گوناگون و با دلائل مختلف.»14

وضع امنیت نیز در این مناطق مناسب نبود و «دستگاه کاری به کار امنیت منطقه نداشت.»15 مثلاً «سیاست رژیم پهلوی در بلوچستان این بود که خوانین را به خودشان جذب کنند و از خوانین امنیت منطقه را بخواهند؛ مثل تیول دارهای زمان قدیم […] کشتارها، ظلم ها، بی عدالتی ها، ناحق کردن حق ها، ضایع کردن ضعفا و رشد دادن گردن کلفت ها، به دولت مرکزی ربطی نداشت!»16

** رویکردهای نظام اسلامی به اقوام ایرانی


1. فرصت دانستن تنوع اقوام

اکثر کشورهای دنیا با مقوله ی تنوع اقوام مواجه هستند و «معمولاً در کشورهای مختلف تعدد اقوام و قومیت ها یکی از نگرانی های آنهاست؛ در کشور ما به عکس است».17 «تنوع اقوام را ما برای کشورمان یک فرصت به حساب می آوریم، این یک حقیقت است. حقیقتاً برای ما تنوع اقوام یک فرصت است.»18

زیرا «ایران یکپارچه است»19 و مانند «شوروی متشکل از سرزمین های به هم سنجاق شده نیست».20 «حتی آن قسمت هایی هم که در قرن های گذشته جدا شدند، اگر ته دلشان را بگردید، مایلند با ما باشند.

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش

آنها هم دلشان می خواهد که به این مادر بپیوندند. این کجا، کشور اتحاد جماهیر شوروی کجا؟ ده، یازده کشور را با سنجاق یا به تعبیری با شلاق به هم بستند و به اصطلاح یک کشور تشکیل گردید! معلوم است که تا شلاق برداشته شد، از هم جدا می شوند و شدند.»21

بر همین اساس رهبر انقلاب از یک سو در رهنمودی به نمایندگان دوره ی هفتم مجلس شورای اسلامی می فرمایند: «همه ی تمایلات منطقه ای و قومی و بخشی باید در پرتو نگاه ملی برآورده شود.»22 و از سوی دیگر بر امکانات و ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی مردم این مناطق به عنوان یک سرمایه و ثروت ملی نظر افکنده می شود: «زبان کردی یک ثروت ملی است، استعدادهای علمی و هنریِ جوانان این جا یک ثروت ملی است، استعداد ورزشی جوانان کردستان یک ثروت ملی است؛ از این ثروت های ملی باید استفاده بشود، بهره برداری بشود، به فعلیت برسد.»23

2. مخالفت با تبعیض میان اقوام

رهبر انقلاب درباره ی عدم تبعیض میان اقوام ایرانی می گویند: «نظام جمهوری اسلامی مطلقاً با نگاه تبعیض آمیز نگاه نمی کند؛ نه به کردستان و نه به هر نقطه ی ویژه ی دیگری در سرتاسر کشور. […] نگاه نظام جمهوری اسلامی به تنوع قومی و تنوع مذهبی مطلقاً نگاه تعصب آمیز، قوم گرا، یک جانبه نگر نیست. این را به طور قاطع من اعلام می کنم. نه امروز هست، که من از نیت خودم و دل خودم حرف می زنم، نه در طول زمان های گذشته در دهه ی 60، زمان حیات مبارک امام رضوان الله تعالی علیه چنین چیزی نبوده.»24

جمهوری اسلامی علاوه بر این که سیاست غلط رژیم گذشته را مبنی بر بیگانه انگاشتن اقوام نفی نمود و «این نگاه را تصحیح کرد؛ نه فقط در سطح مسئولان، بلکه در سطح آحاد مردم»25 و نگاه اسلامی را که مبتنی بر «برادری و اتحاد و همدلی و صمیمیت است،»26 جایگزین آن نمود. بنابراین در تمام برنامه های اقتصادی و توسعه ای، تبعیضی میان مردم سراسر کشور به خصوص مناطق قومی قائل نشد. اما در سال های آغازین انقلاب با وجود برنامه ریزی برای حل مشکلات ناشی از رژیم گذشته، «حضور ضد انقلاب» و «ایجاد ناامنی در این مناطق» مانع از فعالیت نظام اسلامی و در نتیجه موجب عقب افتادن این مناطق از توسعه و به ویژه در حوزه ی زیرساخت ها شد و «ضدانقلاب این فرصت را متأسفانه برای مدت چند سال از دست نظام جمهوری اسلامی گرفت.»27



3. مشارکت اقوام ایرانی در سرنوشت خود

حاکم نبودن نگاه تبعیض آمیز به اقوام در نظام جمهوری اسلامی ایران موجب نقش آفرینی عموم مردم از اقوام مختلف و نخبگان در حوزه های گوناگون خواهد شد. وجود «انواع سلیقه ها و گرایش های سیاسی و اقوام ایرانی و پیروان ادیان و اهالی مناطق گوناگون کشور در مجلس»28 نشان از حضور و نقش آفرینی تمامی اقوام ایرانی در قانون گذاری دارد.ن بود مرزبندی قومی و مذهبی برای حضور در بسیج نیز نشانه ی دیگری از نقش اقوام ایرانی در یک جمع ارزشی و انقلابی و نقش آفرینی آنها در دفاع از نظام اسلامی است. به فرموده ی رهبر انقلاب: «بسیج، مرز صنفی و مرز جغرافیایی و قومی نمی شناسد. همه ی اقوام ایرانی، همه ی اصناف گوناگون ملی در سطوح مختلف فکری از انسان های نخبه ی برجسته ی ممتاز در میان اهل علم و دانشجویان تا جوان های فعال و پرشور صحنه های دیگر، همه در بسیج جمع اند. بسیج نماد حضور ملی و مقاومت ملی و آگاهی یک ملت است.»29

رهبر معظم انقلاب بر استفاده از روحیه ی قومی برای پیشرفت ملی تأکید می کنند: «هر قومی از اقوام ایرانی، چه کرد، چه فارس، چه تُرک، چه بلوچ، چه عرب، چه ترکمن، چه لُر، سعی کند با همان روحیه ی قومی در جهت پیشرفت ملی، نه صرفاً پیشرفت قومی، گام های بلندتری بردارد.»30



4. اعطای حقوق مسلم اقوام

در نظام اسلامی مقوله ی «قومیت» و «مذهب» هیچ گاه مانع شناسایی و اعطای حقوق مسلّم اقوام ایرانی نخواهد بود، بلکه «نظام جمهوری اسلامی محور قضاوتش، اسلام و ایرانی بودن است؛ اسلام و ایرانیت. همه ی مسلمان ها و همه ی ایرانی ها در این نگاه، در محدوده ی جغرافیایی کشور دارای ارزش هستند.»31 بنابراین «ما وقتی که می خواهیم یک ایرانی را به عنوان یک ایرانی به حقوق حقه ی خودش برسانیم، از او سؤال نمی کنیم که مذهب و یا حتی دین تو چیست. نه، مواطن ماست و از حقوق همشهری گری با ما دارد استفاده می کند و در این مملکت زندگی می کند؛ چیزی باید بپردازد، کاری باید بکند و حقوقی هم دارد. حق امنیت، حق زندگی، حق کار، حق تلاش، حق تحصیل و فرهنگ دارد.»32 از سوی دیگر «امنیت، حق عمومی و متعلق به همه ی مردم در سرتاسر کشور است و اقوام مختلف، زبان های مختلف، عادات مختلف و ادیان مختلف از آن بهره می برند.»33



5. جدا کردن حساب اقوام ایرانی از اشرار و فریب خوردگان

از سیاست های جمهوری اسلامی ایران جدا دانستن حساب اقوام از اشرار و فریب خوردگان است. این سیاست در مقابله با تبلیغات دشمنان که در تلاش بودند تحرکات علیه جمهوری اسلامی ایران را در مناطق قومی به حساب اقوام بگذارند، بسیار کارآمد و مؤثر بود. بنابراین حضور برخی از اشرار در بعضی مناطق نه تنها جمهوری اسلامی ایران را نسبت به مردم منطقه بدبین نمی کند، بلکه نظام را بر آن می دارد که منطقه را از لوث وجود آنها با همکاری مردم منطقه پاک نماید. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم سقز به این تفکیک اقوام از اشرار تأکید می کنند: «به عموم ملت ایران از اقوام گوناگون هم بگویم، مبادا به اشتباه بیفتند. مبادا رفتار گروه های اندک شمار که پنجه به چهره ی انقلاب و جمهوری اسلامی می زدند، به حساب این مردم عزیز، این جمعیت انبوه، این دل های وفادار نوشته بشود. تعداد معدودی انسان های شریر یا فریب خورده که در هر نقطه ای پیدا می شوند، در کردستان و در غیر کردستان، حساب این ها از حساب متن مردم عزیز این استان به کلی جداست»34 و خود مردم با این افراد برخورد می کنند. وجود گروه «پیشمرگان کرد مسلمان» یکی از مصادیقی است که ایشان در اثبات این مطلب بیان می کنند: «در همان دورانی که در این جا و جاهای دیگر، یک عده ایادی بیگانه به نام مردم کرد حرف هایی می زدند که مردم کرد روحشان از آن حرف ها خبر نداشت، آن روزی که در این استان و استان های هم جوار، دست های شیطنت آمیز دشمنان به فکر فتنه و برادرکشی بودند، خود مردم این استان در صفوف مقدم قرار گرفتند؛ یاد مجموعه ی رشید و پرافتخار پیشمرگان کرد مسلمان هرگز از خاطره ی آن کسانی که مجاهدات آنها را دیدند، نخواهد رفت.»35



6. اهانت به مقدسات یکدیگر؛ خط قرمز نظام اسلامی

در نظام اسلامی «اهانت به ارزش ها و مقدسات گروه های مختلف قومی و مذهبی» که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده اند، به عنوان «خط قرمز» معرفی شده است. رهبر انقلاب در این باره می فرمایند: «دشمن امید بسته است که بتواند پیروان مذاهب گوناگون را مقابل هم قرار بدهد. هیچ کس نباید تسلیم این نقشه ی خائنانه و خباثت آمیز دشمن بشود. آنها می خواهند شیعه در مقابل سنی، سنی در مقابل شیعه، دل ها از هم چرکین، نسبت به هم بدبین، آنها این را می خواهند. برای همین است که من اعلام کردم، باز هم تأکید می کنم خط قرمز از نظر نظام اسلامی و از نظر ما عبارت است از اهانت به مقدسات یکدیگر.»36

از سوی دیگر رهبر معظم انقلاب با «اعلام حرمت تقلید لهجه ی قومیت ها در صورت تمسخر لهجه»، به ریشه یابی این نقشه ی استعمار می پردازند: «غالب این شهرهایی که لهجه های آنها تقلید می شود، شهرهایی هستند که دارای مردم غیرتمندی هستند که در حوادث مهم صد سال پیش در مقابل دشمنان و مهاجمین ایستاده اند. این تصادفی نیست. این تقلید هم سابقه ندارد. یعنی توی هیچ یک از این کتاب های ادبی و طنز و غیره ما ندیدیم که یک حرفی باشد که نشان دهنده ی تقلید لهجه باشد. این مالِ همین اواخر است؛ یعنی مثلاً از صد سال پیش به این طرف؛ یعنی از وقتی که کشور ما در مواجهه ی با این دشمنی ها قرار گرفته، یکی از مناطقی که ایستادگی سرسخت کرده، مناطق شمال است، منطقه ی گیلان، یکی از مناطق، منطقه ی خراسان است؛ یکی از مناطق، مناطق آذربایجان است. این ها آن جاهایی هستند که مردمش سرسختی و سلحشوری نشان دادند. اتفاقاً سعی شده است که همین ها از لحاظ لهجه در بین مردم سبک بشوند. یعنی تقلید می شود.»37

**هویت قومی، جزئی از هویت ملی ماست


تنوع قومی در ایران -به دلیل وجود مؤلفه های حقیقی همبستگی میان اقوام و قرار گرفتن هویت قومی به عنوان جزء لاینفک هویت ملی- یک فرصت قلمداد می شود. پس هرچه مؤلفه های هویت قومی با توجه به هویت ملی تقویت شود، هویت و همبستگی ملی نیز تقویت خواهد شد: «سنت های مختلف، آداب و عادات مختلف و استعدادهای گوناگون و متنوع، یک فرصت است که اجزای گوناگون این ملت بتوانند یکدیگر را تکمیل کنند؛ با مراودات درست و با هم زیستی و اتحاد کامل. برای ملت ما این یک افتخار است که چنین نگاهی به مسئله ی تنوع اقوام دارد. علت هم این است که اسلام منبع الهام این نظام است و در این نگاه اسلامی، بین نژادهای مختلف و زبان های مختلف، ولو از ملت های گوناگون، تفاوتی نیست؛ چه برسد به اقوام مختلف در میان یک ملت. نگاه اسلام این است و نگاه نظام اسلامی هم این است. لذاست ما به منطقه ی کردی، استان کردستان و مناطق اقوام دیگر با نگاه اسلامی نگاه می کنیم.»38


پی نوشت ها:

1. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام؛ 21/9/1380

2. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جوانان استان اصفهان ؛ 12/8/1380

3. همان

4. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام؛ 19/4/1379

5. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت عید سعید فطر؛ 21/11/1375

6. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رؤسای سه قوه، کارگزاران نظام و شخصیت های خارجی شرکت کننده در کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی؛ 13/5/1375

7. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام؛ 19/04/1379

8. بیانات رهبر معظم انقلاب درجمع مردم استان کردستان در میدان آزاد یسنندج ؛ 22/2/1388

9. پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب به مناسبت حلول سال 1386

10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388

11. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام، به مناسبت عید سعید فطر؛ 21/11/1375

12. پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت برگزاری کنگره ی عظیم عبادی سیاسی حج؛ 04/02/1375

13. بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388

14. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388

15. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان؛ 27/08/1370

16. همان

17. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار بسیجیان استان فارس؛ 14/02/1387

18. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388

19.بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام؛ 19/04/1379

20. همان

21. همان

22.پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز به کار هفتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی؛ 07/03/1383

23.بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سقز؛ 29/2/1388

24.بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388

25.بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388

26. همان

27. همان

28. پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز به کار هفتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی؛ 06/03/1383

29. بیانات رهبر معظم انقلاب در میدان صبحگاه ستاد نیروی مقاومت بسیج؛ 02/06/1384

30. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار استادان و دانشجویان کردستان؛ 27/2/1388

31. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388

32. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان؛ 27/08/1370

33. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای تأمین استان ها؛ 25/11/1379

34. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سقز؛ 29/2/1388

35. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388

36. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سقز؛ 29/2/1388

37. بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه ی درس خارج فقه درباره ی تقلید لهجه ی قومیت ها؛ 31/1/1389

38. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388

204:

والا ما هم گفتیم مشکلی نداریم و برابر و برادریم ولی ایشون گیرش اینه پانفارسیم و حس برتری داریم نباید اینم بگیم اصلا خفه بشیم دور از جون ایشون راحت باشه


به جای پاسخگویی ما هم بره قانون اینکه هیچ قومی بر دیگری برتری نداره بیاره

والا دیگه من نمی دونم چی بگم

فقط همین اتفاق توی زندگی من یکی کم بود که افتاد

205:

حالا شما برید بگید کی اینجا پانفارسه اگه جواب داد

206:

پيشنهاد بنده حقير اينه كه ديگه با ايشون بحث نكنين و جواب ندين..... بازم هر طور صلاح ميدونين

207:

منم میخوام جوابشو ندم چون چیزی به جز اعصاب خورد کردن برام نداره

ولی خب تاپیک منحرف کرده هرچقدرم میگیم مشکلی به تاپیک هست بگو از چه نظر تاریخی و ... اینجا محل گفتگو ولی کو گوش شنوا

+

توی هم میهن کسانی هستن شاید خدا رو قبول نداشته باشن ولی خدا پرستان و بی خدایان با هم بحث می کنن کسیم نمیگه چون قانون کشور میگه دین فقط اسلام پس همه باید خدا پرست باشن این بحث یعنی رد قانون


+

پیامبر و امامان علیه السلام هم با یه دشمن یا کافر و مشرک میشستن حرف میزدن ولی ایشون فقط میگه شما نژاد پرستی یا قانون نقض کردی پانفارسم هستی

208:

برادر| الاخوی| Brother|ترکیشم نمی دونم

این مطلب شما اصلا به تاپیک ارتباطی نداره به چه زبونی بگم به هرکی می پرستی نداره (نذار قسم خدا رو هم بخورم)

209:



بیا بیرون داداش ! تو داری با کی بحث می کنی ؟

210:

این کلا کچل کرد ما رو
ما میگیم کی از موضع بالا به ترکا نگاه کردیم میگه پانفارس

+

به خدا بحث با فرید رو حاضرم هزاران بار تجربه کنم ولی این یکی نه

211:

ما می پرسیم،شما جواب نمی دهید!
نمی پرسیم، می گویید توطعه سکوت و بایکوت!
سند از روی کتیبه می دهیم،وصل می کنید به کسروی نامی! که من اصلاً نمی دانم کی هست!
بحث قانونی می کنید، ما هم پذیرفتیم و گفتیم فقط مختص ایران نیست(بحث زبان مادری)
نمی دانم چرا شما همه چیز را از دریچه ی توطعه و دشمنی می بینید!
یکبار می گویید مجبور به وقف شده اید! می گوییم سند؟
می گویید یکسان سازی قومی! می گوییم چگونه ؟ چطور؟ کجا ؟
می گویید یکسان سازی فرهنگی! می گوییم کجا از آیین و مراسم فرهنگی شما جلوگیری شده؟
از توهین ها و جوک های عده ای جاهل می گویید و آن را به همه تعمیم می دهید! یعنی تضمین می دهید که دوستان شما تا به حال ،جوک و مزاحی در باب دیگر اقوام نداشته اند ؟!
انبوهی سوال است که پرسیده ایم! و بی جواب مانده!
تنها مدام یک نوشته را تکرار می کنید!
خود را در یک اتاق حبس کرده اید و درش را قفل کرده اید و کلیدش را هم قورت داده اید! حالا دلدرد و دلپیچه شده اید و عصبانیتتان را سر ما خالی می کنید ؟! می خواستید کلید را نبلعید! :|

212:

حرفاي شما درسته . من يكي كه از ايشون بي نهايت عصبانيم.... بهتره جوابشون رو نديم . اعصاب خودتون هم خرد نكنين ارزش نداره.

213:

مشکل ما این است

از قول ایشان ما همگی پان فارس و نژاد پرستیم بی خدا و دین و ... ایم
جنایت کاریم چون قانون کشور رو نقض کردیم
کلا هیکلمون .........
ما همگی...... ایم ایشون عالم و دانشمنده
ما باید خفه بشیم ایشون حرف خودشو بزنه

جوابشو بدیم پانفارسیم

جوابشو ندیم تایید بر پانفارسیمون کردیم
+

حالا شما حساب کن بری دادگاهی که ایشون قاضیشه (از همینجا فکرشو کردی برات طلب آمرزش می کنم)

214:

به بند 5 گفته هایی که از مقام معظم رهبری در مورد رویکرد های نظام اسلامی هست دقت کن .... ما نباید اشتباه یک چند نفر رو به حساب همه افراد از اون قوم بگذاریم...


215:

قارداش

216:

خب شما برو به ایشون بگو اینجا ما تبعیض نژادی نکردیم

چپ میره راست میاد به ما میگه پانفارس

+

خب اگه من از موضع بالا به ایشون نگاه می کردم اصلا باهاش حرف میزدم؟

+

بحث بر سر اینه آذری و ترکی قراره بحث کنیم برای شناخت
قانونی بالاتر از قرآن هست؟

قرآن میگه کسی بر کس دیگه ای برتری نداره مگه بجز پرهیزگاری و قوم بودن شما صرفا برای شناخته

این تبعیضه

یا اینکه بیایم بگیم ما فارسا میگیم ترکا اینجورین؟

217:


خب گویا جلو آمدن پست ها شما را به فراموشی انداخته ایرادی ندارد دوباره مفاهیم علمی مرتبط با سیاست یکسان سازی را مینگارم تا بحث فکر نکنید نشر آن متون را فراموش کرده ام.ابتدا ذکر میکنم در نوشتار مرتبط با سخنان رهبری در مورد اقوام از کلمه ترک استفاده شده پس مطمینا هدف شما از تکرار موضع دوستانتان تکذیب این امر است که:
پانفارسها از دوره پهلوی تحت تیوری یکسان سازی قومی برمبنای آریاییسم شروع به ساخت واژه ترک خ.ر کردند+مرور زمان و پیدایش جریانات اعتراضی پانترک در آذربایجان ایران سبب شد تا چهره ای ضد دین جناب کسروی لفظی به نام آذری با ریشه ی آریایی را ساخته تا از مذمت های جهانی وجود نژادپرستی در ایران بگریزد و البته با آرام کردن جو سیاست یکسان سازی بر مبنای آریایی بودن همه ایران ادامه یابد=سیاست یکسان سازی

چرا باید شما به خاطر فرار از این نژادپرستی مبرهن قصد انحراف مسی را به بحث آذری بودن و خواستن سند برای اثبات قومیت یا نژاد یک ترک را دارید؟!

آیا من میتوانم بگویم شما به خاطر اینکه اکثر لغات عربی در زبان فارسی رسوخ کرده عرب هستید و سند برای اثبات آن بدهید؟!
نه!چون خنده دار است!!!!!

به روشنی شما به این خاطر به این موضع دست می یازید تا از وجود نژاد پرستی خود طفره بروید!

شما حتی به خود زحمت نداده اید مطالعه ای روی شخصیت کسروی و کتب او بکنید حال چگونه ادعای اندیشه و سوال کردن را میکنید؟!
چرا فقط شما باید سوال بکنید؟!

به جای سوال جواب بدهید که چرا در اندیشه شما بین کلمه آذری و ترک بازی میشود؟!چرا از یک ترک سند برای ترک بودنش خواسته میشود؟!چرا یک فارس میتواند قومیت و نژاد دیگران را تعیین کند؟!

جز به خاطر فرار از نژاد پرستی روی دو کلمه آذری و ترک مانور داده نمیشود...

نوشته اصلي بوسيله marjan1 نمايش نوشته ها
حرفاي شما درسته . من يكي كه از ايشون بي نهايت عصبانيم.... بهتره جوابشون رو نديم . اعصاب خودتون هم خرد نكنين ارزش نداره.
به جای عصبی بودن پست های بنده را مطالعه کنید و نگاه از بالا به پایین یک فارس به باقی اقوام ایرانی را نداشته باشید...فقط همین.

نوشته اصلي بوسيله blueeagleone نمايش نوشته ها
به بند 5 گفته هایی که از مقام معظم رهبری در مورد رویکرد های نظام اسلامی هست دقت کن .... ما نباید اشتباه یک چند نفر رو به حساب همه افراد از اون قوم بگذاریم...

بله برادر.
ولی به همین ها هم باید پاسخ دهیم تا نسل به نسل افکار خود را منتقل نکنند...
بازی با لفظ آذری و ترک و آریاییسم خفته در این اندیشه غیر اسلامی را بارها در استفتایات مراجع با نام نژادپرستی آمده و حرام اعلام شده.خدا را شکر در نوشته های رهبری هم بارها از واژه ترک استفاده شده تا دسته پانفارسها تیرشان به سنگ بخورد و به امید خدا با روشن گری این دسته ها و افکار منحتشان را افشا خواهیم کرد...


نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
خب شما برو به ایشون بگو اینجا ما تبعیض نژادی نکردیم

چپ میره راست میاد به ما میگه پانفارس

+

خب اگه من از موضع بالا به ایشون نگاه می کردم اصلا باهاش حرف میزدم؟

+

بحث بر سر اینه آذری و ترکی قراره بحث کنیم برای شناخت
قانونی بالاتر از قرآن هست؟

قرآن میگه کسی بر کس دیگه ای برتری نداره مگه بجز پرهیزگاری و قوم بودن شما صرفا برای شناخته

این تبعیضه

یا اینکه بیایم بگیم ما فارسا میگیم ترکا اینجورین؟
شما آخر یک سطر در مورد اخلاقیات و حتی جوابی به سوالات ابتدایی تاپیک نداده اید و از همان اول قایل به موضعتان مبنی بر لفظ آذری هستید.دیگر نقل قولی از شما نخواهم کرد و لطفا در صورت نوشتن مقاله ای علمی در همین تاپیک پست ایجاد کنید نه تکرار مکررات بدون حتی یک سطر مقاله علمی...
هر موقع از موضع تعیین تکلیف یک فارس ایرانی برای قومیت و نژاد یک ترک ایرانی،بدان شکلی که دلت میخواهد، کوتاه آمدی و موضعی قانونی داشتی و استدلالی بر مبنای علمی بود منتشر کردی جواب هایی در موضع برابر خواهم داد...

نگاه از بالا به پایین یک فارس به یک ترک در دیالکتیک با من چیزی برای عرضه ندارد.

218:

از آنجایی که دوباره عده ای حرف سند و ... و... را پیش کشیدند تا مسیر بحث منحرف شود بعد از انتشار مقالات علمی و ...و نوشته های مقام ولی فقیه و اشعاری در رابطه جریان خطرناک آریاییسم از آیت الله صافی گلپایگانی اقدام به نشر استفتایات مراجع تقلید میکنم تا چهره کریه این جریانات را پیش از پیش افشا کنم...
سؤال: گفتن لطيفه هاي رايج در کشور که حالت تمسخر قشر، قوم يا مناطقي از مردم کشور را دربر مي گيرد چه حکمي دارد؟ شنيدن آن چه صورت دارد؟


حضرت آيه الله خامنه اي:
اگر استهزاء آنان محسوب شود جايز نيست. (مجموعه استفتائات)


حضرت آيه الله مکارم شيرازي:
اگر واقعاً تمسخر قومي به طور عام بوده باشد اشکال دارد.


حضرت آيه الله فاضل لنکراني:
بهتر آن است که از اين نوع مزاح ها اجتناب شود. (جامع المسائل 1/639)


حضرت آيه الله تبريزي:
مسخره کردن و اذلال مؤمن جايز نيست و اگر اينطور نباشد و متضمن کذب هم نباشد مانعي ندارد.


حضرت آيه الله صافي گلپايگاني:
اگر مشهور و معروف است به قصد لطيفه گويي باشد و توهين صدق نکند اشکال ندارد مع ذلک ترک آن اولي است.


حضرت آيه الله بهجت:
اولي تنزّه است.


حضرت آيه الله سيستاني:
اگر مستلزم هتک و توهين مؤمنين باشد، جايز نيست.

219:

قابل توجه دوستان جریانات آریاییسم و پانفارس و سایر پان ها، این از آیات قرآن...
بهترین سخن کلام پروردگار است برای کسانیکه اهل ایمان باشند :

يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يكُونُوا خَيرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يكُنَّ خَيرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(الحجرات/11)

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! نبايد گروهي از مردان شما گروه ديگر را مسخره کنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند؛ و نه زناني زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند؛ و يکديگر را مورد طعن و عيبجويي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يکديگر را ياد نکنيد، بسيار بد است که بر آنانکه ایمان آوردند القاب فاسقین بگذارید؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!

220:

خب گویا جلو آمدن پست ها شما را به فراموشی انداخته ایرادی ندارد دوباره مفاهیم علمی مرتبط با سیاست یکسان سازی را مینگارم تا بحث فکر نکنید نشر آن متون را فراموش کرده ام.
بزرگوار...مفاهیم علمی به چه درد من می خورد؟ با یک دانشمند بحث می کنید؟ من یک فرد عامی هستم!
مفاهیم علمی آیا در عمل هم صادق هستند و یک جواب یکسان می دهند؟ البنه که 2+2=4 ! اما آیا تب کردن همیشه نشانه ی سرماخوردگیست ؟ قطعاً خیر!


ابتدا ذکر میکنم در نوشتار مرتبط با سخنان رهبری در مورد اقوام از کلمه ترک استفاده شده پس مطمینا هدف شما از تکرار موضع دوستانتان تکذیب این امر است که:
پانفارسها از دوره پهلوی تحت تیوری یکسان سازی قومی برمبنای آریاییسم شروع به ساخت واژه ترک خ.ر کردند+مرور زمان و پیدایش جریانات اعتراضی پانترک در آذربایجان ایران سبب شد تا چهره ای ضد دین جناب کسروی لفظی به نام آذری با ریشه ی آریایی را ساخته تا از مذمت های جهانی وجود نژادپرستی در ایران بگریزد و البته با آرام کردن جو سیاست یکسان سازی بر مبنای آریایی بودن همه ایران ادامه یابد=سیاست یکسان سازی
صد بار گفتم! شما چرا گوش نمی گیرید !
شما توهین عده ای معلوم الحال را به همه نسبت می دهید!
طوری حرف می زنید که گویا هم زبانان شما چنین نمی کنند!
وقتی می توانید به دیگر اقوام خرده بگیرید که خود حتی در یک مورد هم چنین خطایی را مرتکب نشده باشید! آن قدر در بین هم زبانان شما جوک و مزاح های زشت و توهین آمیز به دیگر اقوام شنیده ام، که شنیدن کی بود مانند دیدن! حال چه کنم؟ سر همه را ببرم؟!
هر دو طرف چنین می کنند!
اما من بر خلاف شما ،من همه را به یک چشم نمی بینم!


چرا باید شما به خاطر فرار از این نژادپرستی مبرهن قصد انحراف مسی را به بحث آذری بودن و خواستن سند برای اثبات قومیت یا نژاد یک ترک را دارید؟!
من سند برای اثبات نژاد نخواستم! که اصلاً نژاد برایم مهم نیست! من سند در باب ادعاهای شما در مورد یکسان سازی قومی - توهین نژادی ساخت یافته - نژادپرستی و .... خواستم!

آیا من میتوانم بگویم شما به خاطر اینکه اکثر لغات عربی در زبان فارسی رسوخ کرده عرب هستید و سند برای اثبات آن بدهید؟!
نه!چون خنده دار است!!!!!
این حرف همان قدر خنده دار است، که ادعای شما !

به روشنی شما به این خاطر به این موضع دست می یازید تا از وجود نژاد پرستی خود طفره بروید!
الان من شما را نژادپرست خواندم؟ یا شما بنده را ؟
بهتر است بدانید عمده دوستان بنده ترک هستند و حتی یکی از آنها هندی است!
این رفتاز یک نژادپرست است ؟

شما حتی به خود زحمت نداده اید مطالعه ای روی شخصیت کسروی و کتب او بکنید حال چگونه ادعای اندیشه و سوال کردن را میکنید؟!
چرا فقط شما باید سوال بکنید؟!
الان این مایه ی ناراحتی شماست که این فرد و افکارش را نمی شناسم و کتابش را مطالعه نکرده ام؟!
اتفاقاً این نشان می دهد اکثریت مردم از وجود چنین فرد و تئوری هایش بی خبرند! چرا ؟ چون خزعبلاتش برایشان مهم و قابل پذیرش نبوده! در غیر اینصورت و باز هم بر خلاف ادعای شما که ما همگی پیرو عقاید ایشان هستیم،حداقل من نوعی این مردک را می شناختم!

به جای سوال جواب بدهید که چرا در اندیشه شما بین کلمه آذری و ترک بازی میشود؟!چرا از یک ترک سند برای ترک بودنش خواسته میشود؟!چرا یک فارس میتواند قومیت و نژاد دیگران را تعیین کند؟!

من از شما می پرسم..چرا بین کلمه های ترک ایرانی و فارس ایرانی بازی می کنید؟
من به یک چیز اعتقاد دارم و آن هم ایران و ایرانیست!
ایران نباشد،نه ترک هست،نه فارس و نه بلوچ و غیره!
این ایرانی که من می شناسم هر قومیت و زبان و آئینی را شامل می شود.با احترام متقابل و قانونی برابر.
حالا این به زعم شما نژادپرستیست!؟

جز به خاطر فرار از نژاد پرستی روی دو کلمه آذری و ترک مانور داده نمیشود...
آنقدر که شما روی این دو کلمه مانور می دهید،ما ندادیم !

به جای عصبی بودن پست های بنده را مطالعه کنید و نگاه از بالا به پایین یک فارس به باقی اقوام ایرانی را نداشته باشید...فقط همین.
شما از کجا می دانید ایشان فارس هستند ؟
شما از کجا می دانید بنده فارس هستم ؟ همینطور قومیت دیگر دوستان ؟

اي کساني که ايمان آورده‌ايد! نبايد گروهي از مردان شما گروه ديگر را مسخره کنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند؛ و نه زناني زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند؛ و يکديگر را مورد طعن و عيبجويي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يکديگر را ياد نکنيد، بسيار بد است که بر آنانکه ایمان آوردند القاب فاسقین بگذارید؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
بار هزارم..ما هم هرگونه توهین را محکوم می کنیم و آن را نمی پذیریم!
و باز هم گفتم به همه تعمیم ندهید!
تضمین دهید دوستان شما تا به حال چنین نکرده و نخواهند کرد ؟!

221:

آقا یه نظر شما اصلن حمله مغولی در کار بوده یا حمله مغول توهمه؟

چرا مردم آذربایجان شبیه سایر مردم ایران هستند؟
چرا مردم ترکیه شبیه مردم ایران هستند؟

آیا قبل از حمله مغول هیچ انسانی در این سرزمین های سرسبز زندگی نمیکرده که الان شما ادعا داری
100% و خالصِ خالص ترکی؟!!!

چرا جمهوری آذربایجان در سرشماری هاش
جمعیت آذربایجانی رو در کنارِ جمعیت ترک مینویسه؟ و این دو جمعیت رو با هم جمع نمیبنده؟

آذربایجانی‌ها
قوم آذربایجانی که اکثریت مردم این کشور را تشکیل می‌دهند مردمی عمدتاً شیعه‌مذهب، ترک‌زبان و با فرهنگ ایرانی هستند.[۵۵] به نوشته دائرةالمعارف بزرگ اسلامی «در این قوم، عنصر غالبِ ترک که پیامد مهاجرت اقوام‌ترک - به‌ویژه سلجوقیانِ اُغوز در سدهٔ ۱۱ م/۵ ق - به این سرزمین است، با ساکنان کهن این سرزمین، یعنی ایرانیان و دیگر مردمانی که از روزگار باستان در ماوراء قفقاز می‌زیسته‌اند، ترکیب شده‌است».[۵۶] مطالعات ژنتیکی جدید نشان داده که آن‌ها هم از نظر میتوکندری دی‌ان‌ای، که نسب مادری را نشان می‌دهد و هم از نظر کروموزوم ایگرگ، که نسب پدری را می‌نمایاند، به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی (گویشوران به زبان‌های قفقازی) شبیه‌ترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک‌تبار در نقاط دیگر دنیا. خصوصیات ژنتیکی قفقازی‌ها نیز در مجموع چیزی بین اروپائی‌ها و ساکنان خاورمیانه‌است که نسب مادری شباهت بیشتری را به اروپائی‌ها و نسب پدری شباهت بیشتری را به خاورمیانه‌ای‌ها نشان می‌دهد. این نتایج ایده جابجایی زبانی آذربایجانی‌ها را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد که گروه‌های مهاجر آن قدر کوچک بوده‌اند که سهم ژنتیکی آن‌ها در جمعیت فعلی قابل مشاهده نیست.[۵۷]
منبع

222:

قبلا گفتم الانم ميگم آدمي نيستم كه از جرو بحث و دعوا خوشم بياد و طالب احترامم... دوست هم ندارم ايجان دعوا راه بيفته...... من هيچ وقت از بالا به هيچ قومي نگاه نكردم و هيچ يك از دوستان نژاد پرست نيستيم....
لطفا ديگه از من نقل قول نگيرين چون نميخوام بي احترامي بكنم. موفق باشين.

223:

میگم چه زبونی بگم بفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بلد نیستی بخونی مشکل من نیست وقتیم مثل بچه ها تکرار میکنی و نژاد پرست غیر ایرانی بازی در میاری از من نقل قول نگیر


+

هزار بار تا حالا به من گفته پانفارس بعد گیر داده به آذری (بلد نیستی بگی چرا ترک های ایران آذری نیستن حرف نزن)

224:

ما خودمونو کشتیم بهش بفهمونیم بحث کنه نشد

اونوقت میای چی میگی؟

225:

ببــــــــــخش!!!
تورو بخدا!!!
+
انگار من توی این کلیپ به ترکا فحش دادم !!!!
نفـــــــــــــــس!جواب منو بده ... من خو میدونم چرا با من رو در رو نمیشی ...

226:

تکلیفش با خودش معلوم نیست ...

227:

درود گرامی!
برای احترام به خودتان و ایشان بهتر بود این پست ارسال نمیشد ... !
منتظر جواب های دندان شکنی باشید

228:

درود بر شما کاوش گرامی
تشکر از مطلب مفیدتان اما بحث ما چیز دیگری است ...

229:

درود

دلیلش اینه ما رو که اینجا به نژاد پرستی گیر داده

تو هم که میخوای یه جور دیگه حرف بزنی نمی تونه جواب بده

+

خیر سرم اومدم جواب درست بهش بدم

تاپیک از بحث علمی به غیر علمی کشونده بعد به من میگه غیر علمی حرف میزنی

230:

اين خانمي كه همش ميگه بسه تا الان احترام نگه داشته كه داره ميگه بحث رو ادامه ندين... همه ما زبون داريم و بلديم دفاع بكنيم. اگرم تا الان من و دوستان حرمت شمارو نگه داشتيم به دو دليله اول اينكه ياد گرفتيم به هيچ عقيده يا قومي توهيني نكنيم دوم اينكه خوش نداريم اينجا دعوا راه بيفته.... يكبار گفتم يكبار ديگه هم ميگم اصلا دوس ندارم با شما هم صحبت شم ديگه از من نقل قول نگيرين. و حرفي هم در مورد من نزنين تا دهن منم بسته بمونه چون نميخوام بي احترامي بشه. خوش باشين

231:

بزودیـــــــــ ...

232:

ما رو که به بیراهه برد و تکرار حرف بعدم توقع بحث علمی داره(مثل اینکه بخوای با2*2 معادلات درجه دوم حل کنی)

الان من نمی دونم برم کنار دیگه از نفهمیدنش که اینجا کسی پانفارس بازی براش در نیاورده یا اینکه بمونم

+

من جواب پرسش های ابتدایی تاپیک دادم یا ندادم؟

233:

ملاک نیست تو چی گفتی ملاک اینه که اون باید تایید کنه چی گفتی و چی نگفتی ...

234:

میگم به نظر تو الان ما داریم جهاد می کنیم؟

235:

نمیدونم!
اما همنشین پیامبر ...

چی میکشیم!

236:

چرا جواب نمیدهید؟

237:

با سلام


همه ما از یک اب و خاکیم


همه ما از یک نژادیم


دست از این بحث خانمان بر انداز بردارید نام ان خلیج خلیج نفت است


.................................................. ....................................


834- ق.م در سند اشوری نام پارس و ماد در جنوب دریاچه ارومیه با هم امده است. پارس ها به جنوب مهاجرت کردند. و سرزمینهای سر راه خود را پارس ,پارسوا , پارسوماش , و پارسه نام نهادند.


.................................................. .................................................. .


لاجرم اجداد همه شما از یک نژاد و یک قوم هستند . بین اقوام هم نژاد ایران تفرقه می اندازند ، نام ان خلیج را هر روز به شکل دیگر در می اورند که نفت سرمایه ملی مان را ببرند . هوشیار باشید . عموزادگان .


قانون اساسی را کنار بگذارید ، احترام به عموزادگان را همچون احترام به پدر و مادر به خاطر داشته باشید .


مطابق قانون اساسی هیچ کشوری لهجه محلی در مدارس تدریس نمی شود ! کشور المان به طور مثال : مگر لهجه بایری در این کشور در مدارس تدریس می شود ؟ می دانید ساختار این لهجه با زبان المانی چقدرمتفاورت است ؟ می دانید در شمال و غرب المان این لهجه را نمی فهمند ؟


اگر لهجه های محلی نه فقط شما عموزادگان اذربایجان بلکه عموزادگان پارس و بختیاری و لرستان و کردستان در حال نابودی است کوتاهی از خودتان است شما موظف هستید علاوه بر زبان رسمی کشور که پیوند میان همه ماست ، به فرزندانتان این گویش ها را سینه به سینه بیاموزید قانون اساسی هیچ کجای جهان شما را در این راه حمایت نمی کند . چرا در اقوام مختلف خودتان کمر همت نمی بندید فرزندانتان را یک ساعت بیشتر در مدارس نگهدارید و این گویش ها را از خطر نابودی نجات دهید ؟


بنده با اجازه شما نه اهل اذربایجان هستم و نه پارس اما هر روز از لبنیاتی سر کوچه اذری یاد می گیرم ، با همین ترتیب الان بلدم تا 100 بشمرم و کلی لغت اذربایجانی یادگرفتم و به زودی می توانم اذربایجانی صحبت کنم لبنیاتی سر کوچه ، متوجه هستید به همین سادگی وسط تهران اذربایجانی یاد گرفتم باعث رو سیاهی یک یک شما عموزادگان لر و کرد و اذربایجانی و بختیاری و .... که به جای هر عملکرد مثبتی فقط نشستید غرغر می کنید و قانون اساسی زیر و رو می کنید . رفت اقای عزیز! تالشی رفت ، لهجه اذربایجانی هم اگر نجنبید از میان می رود قانون شما را حمایت نمی کند خودتان کمر همت ببندید .


اما عمو زاده عزیز اگر زبان رسمی ایران را یادنگیرید دیگر نمی توانیم با هم صحبت کنیم .


اگر نام این زبان پارسی است نام کشورمان به احترام شما کشور ایر- ها است درحالی که تعدا کرد و لر و بختیاری ، پارس و کاس و خراسانی و سیستانی و کرمانی و...در این مرزهای مشخص شده خیلی بیشتر از ایر های ارس است .


به جای این بحث خانمان برانداز یک جستار باز کنید بنویسید خاندان های اذربایجان، بنویسد گویش اذربایجان، بنویسد باورهای مردم اذربایجان و...... کمرهمت ببندید بروید از پیران خاندانها بپرسید تحقیق کنید بنویسید که یک پژوهشگر بی طرف مثل بنده بتواند اسناد شما را مطالعه کند و از شما حمایت کند از شما بدتر ایل بختیاری و پارسها فکرنکنید که فقط شما هستید که با این کوتاهی دارید همه تاریخ و فرهنگ همه ما را به باد می دهید . کمک کنید تا بتوانیم به شما کمک کنیم


پاینده باشید


.................................................. .................................................. ..


توضیحات کوتاه :


1- شما به هیچ روی تورک نیستید این را برای همیشه فراموش کنید اجداد شما با تورانیان ( تورک ها ) جنگیدند و انان را از کشورمان بیرون ریختند این گروه که خاندانی از انان همان ایونی = خیونی = هیونی بودند خاندانی از همان نینوای اشوریان بودند که پس از شکست از هوخشتره ( از اجداد شما و من و لر و کرد و پارس و ....) به سوی غرب و قسمتی از انان از شمال ارمنستان و دریای خزر به سوی شرق رفتند اون بالا چه ربطی به اذربایجان دارد که شما ترک باشید ؟‌ و شاید بهتر باشد که ادامه ندهم در بیت المقدس همان یهودیان اند پس خواهش می کنم نگویید ترک هستید .


نام استان تان اذربایجان است الان با این وضعیتی که درست کردید می ترسم بگویم اذری هستید. به استان تان ماد کوچک هم می گفتند می خواهید بگویم ماد کوچک ؟


ترک نیست ، خودتان اسمش را انتخاب کنید ما همان را می گوییم


2- سکاها همان کردهای کردستان هستند


3- اریایی ها که همه ما شامل این نژاد هستیم نمی توانند از قفقاز وارد ایران شده باشند چرا که در زمان یاد شده (حدود 6000سال پیش) تا مدار 40 زمین زیر یخ بوده است و تمدنی که می گویند نمی تواند روی یخ شکل گرفته باشد . اریایی ها مردم جیرفت، شهداد، شهرسوخته اند تمدن ارته که بر اثر ابگرفتگی به شرق و غرب مهاجرت کردند . کاسها ، پارسها ، مادها و.... همه از این نژادند .


4- این پان بازی ها را کنار بگذارید این گروهک بازی ها برای پرت کردن حواس شما به بیهوده است تا نفت را ببرند هوشیار باشید الان با این وضعیت موقع ا تحاد همه ماست نه تفرقه میان اقوام هوشیار باشید


5- قانون تنها گوشزد به احترام به تک تک شما کرده است بیش از این انتظار نداشته باشید خودتان به جای غر زدن دستهایتان را بالا بزنید


پاینده کشورم ایران و تک تک اقوام ان



238:

سلا بانو

1- ابتدا امیدوارم به نژادپرستی و نقض قانون از طرف ایشون متهم و محکوم نشید

2- تنها پیشنهاد من اینه که اگه این اتفاق افتاد توجه خاصی نکنید(چندین صفحه حاصل تلاش ما برای فهموندن این مسئله به ایشون بی فایده بوده)

239:

اون آقایی که گفت نژآد آریایی وجود نداره ...

"نژاد آریایی"

1- استرابو نویسنده ی یونانی ماد (کردها و تالشی ها و آذری ها و ...) پارس باختر و سغد را هم زبان و آریانا می نامد چرا که به یک زبان سخن می گویند (کم و بیش)

2- مادها، سکاها، سرمت ها و آلان ها، اسکیت ها هندیان جزو مردم آریایی به شمار می روند(دیاکونوف 1985:57)


3- خود واژه ی ایران که در شاهنامه و سنگ نبشته های ساسانی و اشکانی و غیره هم آمد هاز واژه ی آریا برگرفته شده است

4- واژه ی آریا به گونه ی "اری" در زبان های میان رودان به کار رفته است (هزاره ی سوم پیش از میلام) ارداته / آریا داد

5- در زبان سومری به گونه ی اری Ari و ایری (ایری پات) و در ایلامی و در مصری کهن نیز آمده

6- در ریگ ودا یکی از کهن ترین کتاب های بشری بارها از آریا یاد شده. برای نمونه : ایندره.. در نبردها آریایی قربانی کنند هرا نگهداری می کند (ریگ ودا 8/130/1)

7- در کتاب اوستا بارها و بارها از نام آریا و تبار آریا یاد شده. و سرزمین ایران را ایران ویج به معنای پهنه ی آریایی اورده شده است

8- در اسناد ایلامی، هخامنشی، پارتی، فارسی میانه و نوشت ههای پس از سالام بارها و بارها از این ام یاد شده است

داریوش خود را پسر ویشناسپ، یک پاری، پسر پارسی، یک آریایی از تبار آریایی می خواند (همچنین خشایارشا)

9- نام آریا در ترکیب نام ها و صفت ها بارها امده

10- در اسناد نو ایلامی به نام آریا برم یخوریم (صاحب منصبی به نام آریان)

11- در اسناد ایلامی پارسه نیست به این نام و تیار و نژاد بر می خوریم

12- هردوت تصریح می کند در گذشته همه ی مردم مادها را آریاییان می خواندند

13- نام یک قبیله ی مادی را هردوت آریازنتی (دارای دودمان آریایی) یاد می کند

14 دیودور بازگو می کند که زرتشت قوانین روح نیک را در میان آریاییان موعظه می کرد

15- در نوشته های پارتی نام اشخاص فراوانی را با ترکیب آریا می یابیم

16- در زمان ساسانیان نیز اردشیر بابکان خود را مزداپرست، اردشیر، شاه شاهان آریاییان که تیار از ایزدان دارد... می خواند (شاپور پسرش نیست چنین می کند و نرسه پسرش نیز

17 حمزه اصفهانی و مسعودی و ابوالخیر و دیگران هم به نام آریا بارها اشاره کرده اند

18-در زبان اوستایی، در فرگرد یکم وندیداد اوستا به صورت اَئیرییانم وَئِجو (Airiianəm vaēǰō) «گستره آریاییهاً آمده و در یشت سیزدهم از مِهریشت (دهمین یشت از یشت‌های اوستا) به صورت اَئیریو شایانا (Airyō šayana)»خانمان‌های آریایی«آمده‌است. در فارسی میانه به صورت اِران‌شَهر (Ērānshahr) و در فارسی نو به صورت ایران است. در سانسکریت، آریاورته (Āryāvarta)»مسکن آریاییهاً، سرزمینی باستانی در شمال هند بوده‌است
19-در اوستا، ۶ جا از کلمه آریا به کار رفته است. «جایگان آریایی‌ها» airyō. šayana (یشت ۱۰٫۱۴)، دربردارنده ۶ نام که ۴ تا آنها شناخته شده است: "iškatəm pourutəmča mourum hārōyum gaomča suγδəm xᵛāirizəmča “Iskata, Pouruta, Margu, Haraiva, Gava-Sugda, Hvārazm. کوه اَیریو خشوثه (یشت ۸٫۶) در ایران شرقی است: "yaθa tiγriš mainya-asǡ yim aŋhaṱ ərəxšō xšviwi.išuš xšviwi.išvatəmō airyanąm airyō.xsuθaṱ hača garōiṱ xᵛ anvantəm avi gairīm" = مثل تیر نوک تیزی که کماندار اِرِخشَ (آرش) پرتاب کرد، تیر تندرو، تندروترین آریایی‌ها، از کوه اَیریو خشوثه به کوه خوَنوَنت. جنگل (رَزورا، razurā، یشت ۱۵٫۳۲) که vīspe.aire.razuraya نامیده شد، جایی که کَوی هئوسرَوو Kavi Haosravō، وایو Vāyu را کشت. نام چهارم اَیریَنِم وَئیجو (airyanəm vaēǰō، پهلوی زرتشتی: ایران‌ویچ) مکرراً در متون به کار برده شده و در متون سغدی مانوی و پارتی تورفانی به صورت اَریان ویجن (ʾryʾn wyžn) آمده است. در یونانی، هرودوت (۷٫۶۲) اظهار می‌دارد که مادی‌ها اَریویی (Arioi) نامیده می‌شدند. استفاده یونانیان از Areia (لاتین Aria) برای پارسی باستان، هریوه، هریوه بلوچی، ارمنی هریو به احتمال زیاد باعث سردرگمی بود. واژه اَی ریَهَ ariya- در گاهان دیده نمی‌شود و تنها در بخش‌هایی که با نام اوستای متأخر نامیده شده است، به ویژه در یشت‌ ها ظاهر می‌شود. در گاهان تنها به اَی ریَ‌مَن airyaman- بر می‌خوریم که معادل آریامان ayamán ودائی است که همچنین در ابتدای دعای معروف اَی ریِمَه ایشو aryəmā išyō که در آن «اِیریمَن مطلوب» طلب شده است، دیده می‌شود.
20-برخی اسناد بابلی عهد هخامنشی به اصطلاح ar-ú-ma-a-a اشاره می‌کنند. این نام بومی اشاره به ساکنان کشور آریا یا آریه (پارسی باستان harāiva، اوستایی harōiva، ایلامی harrima، کتیبه بابلی هخامنشی a-ri-e-mu، یونانی areia) است. نویسندگان یونانی آنها را آریه‌ای یا آریویی می‌خواندند. هریئوه در شرق پارت، در منطقه هرات افغانستان، زمانی از شهرب‌های هخامنشیان بود. هرودوت می‌گوید آریه‌ای‌ها مسلح به شمشیر ماد ی بودند و جامه بلخی می‌پوشیدند. وی می‌افزاید آریه‌ای‌ها، پارتی‌ها، خوارزمی‌ها و سغدی‌ها تشکیل دهنده شانزدهمین شهرب امپراطوری پارس بودند. آریه‌ای‌ها در نقوش برجسته تخت جمشید با شمشیر مادی تصویر شده‌اند.

240:


طبق آرای امثال شما هرکول هم فارس هست...

نوشته های ایشان:
همه ما از یک اب و خاکیم(کوتاه نگاشته من:بله کره زمین و کشور ایران)



همه ما از یک نژادیم(کوتاه نگاشته من:از نژاد انسانیم و از قومیت های گوناگون همانطور که در قرآن ذکر شده ما شما در قومیت های مختلف آفریدیم)

اما شما اینقدر خود را بالاتر از قرآن میدانید که همه را از نژاد قوم فارس و آریایی میدانی!!!!!جالب است که هرکول هم فارس بود و ما خبر نداشتیم چه تاریخ گهرباری
و ... بسی در غرور دارم به شما فارسها میبالم...
این کلمات را بارها که از آرای ضد دین معروف کسروی هست تکرار کردی؟!!!
شما ترک نیستی و آریایی هستی و فارس و ... .

شما هرموقع از نژادپرستی عریان قوم خویش با توهین عریان به ترکان و سایر اقوام اعلام برایت جهانی کردید و عذرخواهی بیایید از علم و تاریخ حرف بزنید...
یک کودک 2 ساله هم میداند یک فارس چرا دوست دارد بازی معروف شما ترک نیستید و ... را مطرح کند؟!خجالت و عرق جبین سالها توهین های راسیستی با لحنی نخ نما و فرتوت عده ای پان فارس پاک شدنی نیست...

به این گروهک بازی های پانفارسی که رفتاری لجام گسیخته و نژادپرستانه را ترویج میدهد پایان دهید:


این هم پاسخی به گستاخی و هتک حرمت ترک های ایران
نژاد آریایی: بررسی چگونگی پیدایش و گسترش یک نظریه نژادپرستانه

رضا مرادی غیاث آبادی پنج شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۱

ویرایش اول اردیبهشت 1391، ویرایش دوم و افزوده‌ها شهریور 1391
به آرمان همبستگی و همزیستی میان تمامی مردمان ستم‌کشیده
درآمد

سال‌ها پیش و در کتاب «مهاجرت‌های آریاییان» کوشیدم تا با شواهد متعدد باستان‌شناسی، باستان‌زمین‌شناسی و نیز اسطوره‌شناسی و متون کهن، دلایلی در رد فرضیه مهاجرت آریاییان به ایران ارائه کنم. اما اکنون و با توجه به مجموعه شواهد موجود بر این باورم که بیش از آنکه لازم باشد در رد چنین فرضیه‌ای سخن راند، لازم است تا نشان داده شود اصطلاح «نژاد آریایی» (Aryan race) در اروپا و در میانه‌های سده نوزدهم میلادی و به مقاصد نژادپرستانه و بهره‌گیری‌های استعماری وضع شد و بر روی آن تبلیغات گسترده‌ای انجام گرفت. با اینکه عمر این نظریه در میانه‌های سده بیستم به پایان رسید و اروپا و دانشمندان جهان از آن دست برداشتند (برای نمونه بنگرید به مدخل Aryan در دانشنامه بریتانیکا)، اما در میان عوام کشورهای شرقی و برای مقاصد استعماری زنده نگاه داشته شده و مورد سوءاستفاده قدرت‌های استعماری و نفاق‌افکنان قرار می‌گیرد: یک روز آریایی دانستن و بر طبل آن کوبیدن و روز دیگر آریایی ندانستن و در شیپور آن دمیدن. سلطه‌گران به صلاح خود می‌دانند که همواره بخشی از مردم خود را آریایی بدانند و بخشی دیگر خود را آریایی ندانند و این تعارض تداوم داشته باشد.
مفهوم نژاد آريايي از فرضیه‌ای سرچشمه می‌گيرد که بر اساس آن، هندواروپايي‌ زبانانِ اصلي و فرزندان آنان تا عصر حاضر، يک نژاد متمايز بوده و يا زير مجموعه‌ای از نژاد بزرگتر قفقازی می‌باشند.* اعتقاد به وجود نژاد آریایی، با عنوان «آریایی‌گرایی» (Aryanism) نیز تعبير می‌گردد.
* Mish, Frederic C. (1994), Editor in Chief Webster’s Tenth New Collegiate Dictionary Springfield, Massachusetts; Merriam-Webster, See original definition (definition #1) of “Aryan” in English, p. 66.
این در حالی است که نظریه و اصطلاح آریایی در زمان پیدایش خود به سادگی یک مفهوم زبان‌شناختی و فاقد مفهوم نژادی/ قومیتی بود، اما بعدها اين اصطلاح بصورت يک ايدئولوژی برای تحريک حس نژادپرستی در انگاره‌ها و اهداف استعماری و سلطه‌گرانه قرار گرفت. این اصطلاح به ویژه در عقايد نازی‌ها و نئونازی‌ها استفاده شد (بنگرید به پایین‌تر) و به همين شکل نيز در میان گروه‌های ديگری مانند معتقدان به برتری نژاد سفيد آریایی و آریاصوفی‌های پیرو علوم غيبی و خفیه که معتقد بودند این نژاد پاک از ستاره دبران به کره زمین آمده و باید نسل آنان با مهندسی ژنتیک اصلاح شود، بکار گرفته شد.
عبارت «نژاد آریایی» یا معادل آن، در هیچیک از متون ایرانی باستان و میانه، اعم از متون اوستایی، فارسی باستان، پهلوی، سغدی، مانوی و نیز متون ادبیات فارسی بکار نرفته است. افزون بر این، حتی کلمه «آریا» و «آریایی» در شاهنامه فردوسی و تمامی متون تاریخی، اسطوره‌ای و ادبی فارسی مهجور و ناشناخته است. چنانکه این مفهوم واقعیتی عینی داشت (تا حدی که امروزه بدان بها می‌دهند)، می‌بایست رد و نشانی از آن در این متون موجود می‌بود و تا این اندازه در میان مردمانی که به حفظ خاطره تاریخی خویش (حتی به شکل داستانی) پایبند بوده‌اند، متروک و ناشناخته نمی‌بود. اصطلاح نژاد آریایی مفهومی است که بدون آنکه ایرانیان یا هندیان در ساخت آن نقشی داشته باشند، در اروپا و در ۱۵۰ سال گذشته وضع شد و به نام آن انسان را و از جمله ایرانیان و هندیان را به زنجیر کشیدند و قربانی کردند. این نامی است که بارها در ترکیب و همزیستی با فاشیسم و نازیسم موجبات رنج انسان و کشتار دسته‌جمعی نوع بشر در هر چهار قاره جهان را به همراه داشته است.
شایسته است که مردمان جوامع ستم‌کشیده مشرق‌زمین بیش از گذشته توجه داشته باشند که اصطلاح «آریا/ آریایی» (همچون شکل امروزی آن یعنی «ایران») در میان فرهنگ‌ها و مدنیت‌های باستان مفهومی فرهنگی و جغرافیایی داشته و دلالت بر مفاهیم نژادی نمی‌کرده است. سکوت و بی‌توجهی و ریشخند افکار عمومی در قبال تحریک‌های استعماری و نژادپرستانه و ناسیونالیستی می‌تواند آینده‌ای توأم با همزیستی و همبستگی را برای همگان و برای نسل آینده به ارمغان بیاورد.

آریایی و زبان‌شناسی

در قرن هجدهم میلادی، اجدادِ زبان‌های هندوایرانی به عنوان باستانی‌ترین گونه زبان‌های هندواروپایی شناخته می‌شد. بنابر اين، واژه آریایی نه تنها برای معرفی مردمان هندوايراني، بلکه برای معرفی تمام متکلمانِ بومی زبان‌های هندواروپایی شامل یونانی‌ها، آلمانی‌ها و نيز کسانی که به زبان لاتين صحبت می‌کردند، پذيرفته شد. سپس چنین مطرح شد که آمریکایی‌ها، سلت‌ها ، آلبانیایی‌ها و اسلاوها نيز به همان گروه تعلق دارند. البته اينکه تمام اين زبان‌ها دارای يک ريشه مشترک بنام زبان هندواروپایی نخستين (که مردم باستان به آن صحبت می‌کردند) باشند، مورد بحث و محل تردید بود. کاربرد اوليه اصطلاح «آریایی» در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم منحصراً براي اشاره به «هندواروپایی زبانان اوليه» بود.*
* Widney, Joseph P. (1907), Race Life of the Aryan Peoples, New York: Funk & Wagnalls; Mish, Frederic C. (1994), Editor in Chief Webster’s Tenth New Collegiate Dictionary Springfield, Massachuetts; Merriam-Webster, p. 66.
در سده نوزدهم میلادی زبان‌شناسان هنوز بر این گمان بودند که برتری يک زبان از روی قدمت آن مشخص می‌گردد و می‌پنداشتند که آن زبان از تبار و دودمان خالصی برخوردار است. پس از آن به‌رغم قدمت الفبای يونانی، زبان‌شناس سوییسی آدولف پيکته (Adolphe Pictet) در سال 1837 بر اساس اين فرض که زبان سنسکريت قديمی‌ترين زبان هندواروپايی است و نيز با توجه به نظریه مردودی که نام ایرلندی جزیره ایرلند یعنی «ايره» (Éire) را از نظر علم ريشه‌شناسی واژه‌ها (اتيمولوژی) با واژه «آريايی» (Aryan) در پیوند می‌دانست، ايده بکارگيری اصطلاح «آريايی» را برای همه خانواده زبان‌های هندواروپايی وضع کرد. پیش از او و در اواخر سده هجدهم میلادی ویلیام جونز (William Jones) زبان‌شناس انگلیسی و آشنا با زبان فارسی و سنسکریت، متوجه خویشاوندی این دو زبان با یکدیگر و نیز با زبان‌های اروپایی شده بود و رابطه میان آنها را شناسایی کرده بود.
بر اين اساس، ديکتاتورهای وقت اروپايی در تلاشی برای متقاعد کردن خود مبنی بر اينکه مردم کشورشان نيز از نسل مردمان سنسکريتی امروزی شامل هند، پاکستان، ايران و افغانستان هستند؛ خود را آريايی ناميدند. اساس اين کار در سال 1808 توسط فردريش شِلگِل (Friedrich Schlegel) پايه‌گذاری گرديد. شلگل که محقق برجسته‌ای در زمينه زبان‌های هندواروپايی بود، در نظريه‌ای واژه‌های هندوايرانی را به شکل آلمانی واژه آنِر (honor به معنای «شرف/ نجابت») در زبان هندواروپایی آغازین (به اختصار: PIE) و نيز به نام‌های آلمانی قديمی‌تر که دارای واژه آريو (ario-) بودند- مانند نام جنگجوی آلمانی «آريوويستوس» (Ariovistus)- مرتبط کرد. شلگل اين فرضيه را بنياد نهاد که ورایِ ارتباط واژه آريا (Arya-) به زبان‌های هندوايرانی، در حقيقت اين واژه اصطلاحی است که مردمان هندواروپايی خود را به آن می‌ناميده‌اند و مفهومی به معنای «مردمان نجیب/ شريف» (Honorable people) دارد. فرضیه‌ای که صحت آن همچنان مورد ترديد قرار دارد.*
* Watkins, Calvert (2000), “Aryan”, American Heritage Dictionary of the English Language (4th ed.), New York: Houghton Mifflin.
آریایی و نژادپرستی

در قرن نوزدهم ميلادي انسان‌شناسی زیستی توسط عده‌ای بصورت نژادپرستی علمی ظاهر شد و نژاد آریایی به عنوان يکي از زیرشاخه‌های نژاد قفقازی (Caucasian or Europid race) تعريف گرديد. این نژاد از نظر آنان شامل همه هندواروپايي زبانانی می‌شد که نياکان آنان هندواروپایی‌های اوليه بودند و پس از سده‌های ميانه در شمال هند، سريلانکا، مالديو، پاکستان، گُجَرات، مهاراشترا، بنگلادش، نپال، شرق و شمال شرقی هند، اروپا، آسيا، روسيه، بخش انگلیسی زبان آمریکا، کِبِک، جنوب آمريکای لاتین، آفریقای جنوبی، استرالیا، نیوزیلند، ارمنستان، ايران، افغانستان و تاجیکستان سکنی گزيدند.*
* Rand McNally’s World Atlas, International Edition (1944), Chicago; Rand McNally Map: “Races of Mankind”, pp. 278–279.
در دهه 1850 میلادی، آرتور دو گوبينو (Arthur de Gobineau) در کتابی با نام «يادداشتی بر نابرابری نژادهای انسانی» استدلال کرد که «آريان» همان تمدن هندواروپايی پيش‌تاريخی است که زبان‌شناسان از آن سخن رانده‌اند. بعدها گوبينو اعتقاد پيدا کرد که تنها سه نژاد اصلی شامل سفيد، زرد و سياه وجود داشته است و بقيه نژادها از ازدواج بين نژادی (به ويژه با افراد سفيد) به وجود آمده‌اند. او حتی ادعا کرد که ازدواج بين نژادی سبب هرج و مرج در نژادها شده است. بر طبق نظر گوبينو، آريايی‌های شمال اروپا نژاد برتر بودند که بطور کامل از لحاظ نژادی خالص باقی مانده‌اند. از نظر او مردمان جنوب اروپا (شامل اسپانيا و جنوب فرانسه)، شرق اروپا، شمال آفريقا، خاورميانه، ايران، هند و آسيای مرکزی، کاملاً با نژادهای غیر آریایی آميخته شده‌اند و دارای ارزشی به مراتب پايين‌تر هستند. به عبارت دیگر، میان آریاانگاران نیز ستیزهایی بر سر میزان خلوص نژادی رایج است و هر دسته از آنان بنا به مصالح و منافع خود، آن دیگری را دارای خون خالص نمی‌داند.
در دهه 1880 ميلادی، تعدادی از زبان‌شناسان و انسان‌شناسان استدلال کردند که خاستگاه اقوام آريايی در جايی از شمال اروپا بوده است. هدف از طرح اين موضوع آن بود که بطور غير مستقيم منشاء اوليه وداها (Vedas) و آيين هندو (Hinduism) را در اروپا معرفی کنند؛ ادعايی که آشکارا هم نشانه جهل و هم نشانه نژادپرستی بود.
پس از آنکه يک زبان‌شناس به نام کارل پنکا (Karl Penka) اين ايده که منشاء اوليه اقوام آريايی شبه جزيره اسکانديناوی بوده است را مطرح کرد، منطقه خاصی در شمال اروپا به عنوان خاستگاه اوليه آرياییان در نظر گرفته شد. او همچنين معتقد بود که آرياییان بايد با ويژگی‌های ظاهریِ مردمان شمال اروپا يعنی موهای بور و چشمان آبی شناخته شده و متمايز گردند. اين نظريه توسط زيست‌شناس مشهور توماس هنری هاکسلی (Thomas Henry Huxley) مورد تأييد واقع شد و هاکسلی واژه «زانتوکرُی» (Xanthochroi) را برای ناميدن سفيدپوستان اروپا ابداع کرد، وی در مقابل از واژه «مِلانوکرُی» (Melanochroi) برای مردمان تيره‌تر منطقه مديترانه استفاده کرد.*
* Huxley, Thomas (1890), The Aryan Question and Pre-Historic Man, Nineteenth Century (XI/1890).
ماکس مولر (Max Müller) زبان‌شناس و مشاور ملکه بریتانیا، به عنوان نخستين نويسنده‌اي که از واژه آريايي به عنوان يک نژاد صحبت مي‌کند، شناخته می‌شود. او در تدريس درسی با عنوان «علم زبان» (Science of Language) در سال 1861 ميلادی*، واژه آريايي را بصورت «يک نژاد» معرفی کرد. اما در آن زمان، اصطلاح «نژاد» صرفاً معنای «يک گروه از قبايل يا مردم» را داشت.
* Andrea Orsucci (1998), “Ariani, indogermani, stirpi mediterranee: aspetti del dibattito sulle razze europee (1870-1914)”, in Cromohs, (Italian).
هنگاميکه از سخنان ماکس مولر در مورد نژاد آريايي چنين برداشت شد که اين نژاد يک زيرگروه انسانی متمايز از لحاظ زيست‌شناسي است، او فوراً تصريح کرد که منظور او بسادگی بخشی از يک دودمان بوده است. وی پافشاری کرد که اين بسيار خطرناک است که علم زبان‌شناسی با انسان‌شناسی مخلوط گردد: «من بايد تکرار کنم که اين بسيار نادرست است که درباره خون (نژاد) آريايي به عنوان سرآغاز دستور زبانِ جمجمه کشيده‌ها/ دولیکوسِفالی‌ها (Dolichocephalic Grammar) صحبت شود».* او مخالفت خود با اين روش را در سال 1888 در مقاله‌ای تحت عنوان «زندگی‌نامه واژه‌ها و سرزمين آرياها» (Biographies of words and the home of the Aryas) مطرح کرد.**
* Speech before the University of Stassbourg, 1872, Chaudhuri, Nirad, Scholar Extraordinary: The Life of Professor the Rt. Hon; Max Muller, Freidrich (1974), Chatto and Windus, p. 313.
** Andrea Orsucci (1998), “Ariani, indogermani, stirpi mediterranee: aspetti del dibattito sulle razze europee (1870-1914)”, in Cromohs, (Italian).
با این حال مولر مسئول گسترش انسان‌شناسی نژادی و تأثير کارهای آرتور دو گوبينو بود. چنانکه گفته شد، آرتور دو گوبينو کسی بود که مدعی شد هندواروپاييان شاخه برتری از نژاد انسانی را نمايندگي می‌کنند. تعدادی از نويسندگان بعدی مانند انسان‌شناس فرانسوی واشر دو لپوژ (Georges Vacher de Lapouge) در کتابش تحت عنوان «آريايي» (L’Aryen) ادعا کرد که اين شاخه برتر می‌تواند بوسيله ويژگی‌های زيست‌شناسی و با استفاده از شاخص جمجمه يا سنجش شکل سر (Cephalic index) یا شاخص‌های ديگر شناخته شود (در باره لپوژ همچنین بنگرید به پایین‌تر و بخش آریایی و یهودستزی نازیسم) . او همچنین ادعا کرد اروپايياني که «موی بور و جمجمه‌های کشيده» دارند و با چنين ویژگی‌هایی در شمال اروپا ديده می‌شوند، بطور طبیعی رهبرانی هستند که مقدر گرديده‌اند بر انسان‌های «جمجمه کوتاه/ براکیوسِفالی» (Brachiocephalic Peoples) حکومت کنند.*
* Vacher de Lapouge (trans Clossen, C), Georges (1899). “Old and New Aspects of the Aryan Question”. The American Journal of Sociology 5 (3): pp. 329–346.
تقسيم‌بندی نژاد قفقازي به سه نژاد آريايي، سامي و حامی در اصل مبنایی زبان‌شناسی داشت و بر اساس انسان‌شناسی زیستی نبود. بر اساس انسان‌شناسی زيستي، نژاد قفقازی به سه نژاد نورديک (ژرمن)، آلپی و مديترانه‌اي تقسيم‌بندي می‌شد. اما بعدها نژاد آريايي که بر مبنای تقسيم‌بندي زبان‌شناسي بود، در بين برخی از باستان‌شناسان و زبان‌شناسان به نژاد نورديک که مبنایی فیزیکی (ظاهری) داشت، بسيار نزديک گرديد و يکسان تلقی شد.
اين ادعا در طی قرن نوزدهم بسيار جدی شد. در ميانه اين قرن، باور رايج بر اين بود که خاستگاه نژاد آريايي، مناطق جنوب غربی استپ در روسیه امروزی بوده است؛ اما در اواخر قرن نوزدهم نظريه استپ در ارتباط با خاستگاه آريايي‌ها، به واسطه نظريه ديگري که مدعی بود منشاء اقوام آريايي در ژرمن باستان (Ancient Germany) يا اسکاندیناوی بوده و يا حداقل قوم اصلی آريايي در مناطق مذکور حفظ گرديده‌اند، به چالش کشيده شد.
تئوري منشاء ژرمنی داشتن زبان آريايي در سال 1902 میلادی بويژه توسط زبان‌شناس و باستان‌شناس آلمانی گوستاو کاسينا (Gustaf Kossinna) بسط داده شد. او ادعا کرد که هندواروپايي‌هاي اوليه همان مردم متعلق به «فرهنگ ظروف طنابی‌شکل»* در عصر نوسنگي آلمان (Neolithic Germany) بوده‌اند. اين عقيده در اوايل قرن بيستم به شکل وسيعي هم در محافل فکري اروپا و هم در بين عوام رايج گرديد** و در سال 1939 بصورت موضوعی با عنوان «ژرمن‌های طنابی شکل» (Corded-Nordics) در کتاب «نژادهای اروپا» نوشته انسان‌شناس آمریکایی کارلتون استيونز کون (Carleton S. Coon) بازتاب يافت.
* فرهنگ ظروف طنابی‌شکل (Corded Ware culture) یکی از افق‌های متعدد باستان‌شناسی اروپاست که در اواخر عصر نوسنگی آغاز شد، در عصر مس رشد و گسترش يافت و در اوایل عصر مفرغ به اوج خود رسيد. اين فرهنگ بوسيله عده‌ای از پژوهشگران به برخی از زبان‌های خانواده هندواروپایی ارتباط داده می‌شد.
** Arvidsson, Stefan (2006). Aryan Idols: University of Chicago Press, p. 143.
چنین ادعاهایی موجب شد تا انسان‌شناسان ديگر دست به اعتراض بزنند. در آلمان، پزشک و مورخی به نام رادولف فيرخو (Rudolf Virchow) مطالعه‌ای را در ارتباط با جمجمه سنجی (Craniometry) آغاز کرد که اين مطالعه سبب شد او در سال 1885 در کنگره انسان‌شناسي در کارلسروهه از موضوع «شهود نورديک» (Nordic mysticism) به شدت انتقاد کند. در همان کنگره يکي از همکاران او با نام جوزف کلمن (Josef Kollmann) عنوان کرد که مردم اروپا، صرف نظر از اينکه انگليسي، آلماني، فرانسوي و اسپانيايي باشند «به ترکيبي از نژادهای مختلف» تعلق دارند. بعلاوه او فاش کرد که «نتايج جمجمه‌شناسی خلاف هر گونه نظريه مربوط به برتری اين يا آن نژاد اروپایی نسبت به ساير نژادها است».*
* Andrea Orsucci (1998), “Ariani, indogermani, stirpi mediterranee: aspetti del dibattito sulle razze europee (1870-1914)”, in Cromohs, (Italian).
مشارکت فيرخو در اين مناقشه، مجادله‌ای عمومی را جرقه زد. هيوستون استوارت چمبرلن (که در ادامه در باره‌اش خواهیم نوشت)، يک حمايت کننده قوی از برتری نژاد آریایی بود که به جزئيات مناقشه‌های عمومی مطرح شده توسط جوزف کلمن حمله کرد. اگرچه نظريه «نژاد آريايي» جنبه عمومي پيدا کرده بود، اما برخي از نويسندگان بويژه در آلمان از نظرات فيرخو دفاع کردند. در اين ميان بطور خاص می‌توان به اتو شرادر (Otto Schrader) زبان‌شناس و مورخ آلمانی، رادولف فون جرينگ (Rudolph von Jhering) حقوقدان آلمانی، و رابرت هارتمن (Robert Hartmann) متخصص تاریخ طبیعی و مردم‌شناس آلمانی اشاره کرد. هارتمن که يک نژادشناس نيز بود، پيشنهاد کرد که بکارگيري مفهوم «آريايي» در انسان‌شناسی ممنوع گردد.*
* Andrea Orsucci (1998), “Ariani, indogermani, stirpi mediterranee: aspetti del dibattito sulle razze europee (1870-1914)”, in Cromohs, (Italian).
در ايالات متحده آمريکا، کتاب پرفروش سال 1907 ميلادی، با عنوان «زندگی نژادی مردمان آریایی» نوشته یک پزشک و کشیش آمریکایی به نام جوزف پُمِرُی ويدنی (Joseph Pomeroy Widney) توانست اين عقيده را در اذهان عمومی مردم آمريکا تقويت کند که واژه «آریایی» اصطلاح مناسبی برای شناخت هويت تمامی هندواروپاييان است و به «آمریکایی‌های آریایی» (Aryan Americans) يا همان آمریکایی‌های اروپایی (European American) که آن بخش از شهروندان ايالات متحده هستند که نياکان آنان اروپایی‌الاصل می‌باشند، مقدر شده است که تقدير متصور* مبنی بر شکل‌گیری امپراتوری آمریکا** را به انجام برسانند.
* تقدیر متصور (Manifest Destiny) عقيده‌ای آمريکايی در قرن‌های نوزدهم و بيستم ميلادی بود. بر طبق اين عقيده، بر ايالات متحده مقدر گرديده است که در سراسر قاره آمريکای شمالی توسعه و گسترش يابد. اين عقيده توسط دموکرات‌های آمريکا در سال 1840 ميلادی برای توجيه جنگ با مکزيک بکار گرفته شد.
** امپراتوری آمریکا (American Empire/ American Imperialism) اصطلاحی است برای بیان سلطه اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایالات متحده بر ساير کشورها. اين مفهوم برای نخستين بار در دوره ریاست جمهوری جيمز پولک (James K. Polk) معروف شد. جيمز پولک در سال 1846 میلادی جنگ آمريکا و مکزيک را براه انداخت که منجر به الحاق دو منطقه کاليفرنيا و گدسدن پرچس ( Gadsden purchase) به ايالات متحده شد.
در همان هنگام، یعنی در اوايل قرن بيستم اروپا، یک زبان‌شناس آلمانی به نام هرمان هرت (Hermann Hirt) در سال 1905 میلادی و در کتاب «هندوآلمانی» (Die Indogermanen) با اطمينان اعلام کرد که بدون اينکه جای پرسشی وجود داشته باشد، جلگه‌های شمال آلمان خاستگاه اوليه زبان‌های هندواروپایی بوده است. او همچنين «تيره بور» (Blond type) را به جمعيت اصلی هندواروپایی‌های «خالص» معاصر مرتبط کرد. هرمان هرت بصورت پيوسته از اصطلاح «هندوآلمانی‌ها» (Indogermanen) و نه «آریایی‌ها» (Arier) برای ارجاع به هندواروپاییان استفاده می‌کرد. در واقع بازشناسایی هويت هندواروپاییان بوسيله تمدنی در شمال آلمان موسوم به «فرهنگ ظروف طنابی‌شکل» (بنگرید به بالاتر) چنين موضعی را تقويت کرد. چنانکه پیش از این گفته شد، اين نظريه را ابتدا گوستاو کاسينا مطرح کرد و طی دو دهه بعدی مقبوليت زيادی پيدا کرد تا اينکه گوردون چايلد (Vere Gordon Childe) باستان‌شناس مشهور استرالیایی در سال 1929 و در کتاب «آرياييان- مطالعه‌ای بر خاستگاه مردمان هندواروپایی» (ترجمه فارسی از محمدتقی فرامرزی، تهران، 1386) نتيجه گرفت که: «برتری فیزیکی مردمان شمال اروپا آنان را شايسته داشتن يک زبان برتر نيز کرده است». هرچند گوردون چایلد بعدها از بيان چنين نظریه‌ای اظهار تأسف کرد، اما تصور برخوردار بودن از يک زبان برتر تبديل به موضوعی مبتنی بر غرور ملی در محافل تحصيل‌کرده آلمان شد.
کاربرد این اصطلاح کماکان در قرن‌های نوزدهم و بيستم میلادی رواج داشت. يکي از مثال‌هایی که کاربرد چنين اصطلاحی را در سال 1920 نشان می‌دهد، کتاب «دورنمای تاريخ»* اثر هربرت جورج ولز (Herbert George Wells) است. او در اين کتاب در باره دستاوردهای مردم آریایی می‌نويسد و بيان می‌کند که آنان چگونه «شیوه‌های مدنیت را آموختند» و درحاليکه «ساراگون دوم و ساراداناپالوس (آخرین پادشاه آشور به روایت کتسیاس) بر آشور حکومت می‌کردند، در همان حال با بابل، سوريه و مصر در جنگ بودند». از همين روی ولز مدعی شد که آريايي‌ها سرانجام تمام مردمان جهان همچون سامي‌ها، اژه‌ای‌ها و مصری‌ها را مطيع خود ساختند.*
* Wells, H. G. (1920), The Outline of History, New York: Doubleday & Co., Chapter 19, The Aryan Speaking Peoples in Pre-Historic Times, pp. 271-285.
* Wells, H. G., Describes the origin of the Aryans (Proto-Indo Europeans): (19. The Primitive Aryans. Wells, H.G. 1922. A Short History of the World).
در ويرايش سال 1944 اطلس جهان که بوسيله رَند مک نالی (Rand McNally) تهيه شده بود*، نژاد آریایی به عنوان يکي از ده دسته‌بندی نژادی عمده نوع بشر ترسيم شده است. همچنین پائول اندرسون نويسنده داستان‌هاي علمی- تخيلي در بسياری از رمان‌ها و داستان‌هاي کوتاهش بطور پيوسته از اصطلاح آريايي به عنوان مترادفی براي هندواروپاييان استفاده می‌کرد. او همچنين در داستان‌هايش عنوان کرد که پرنده شکاری آریایی (Aryan bird of prey)، نژاد آريايي را وادار ساخته است که در گسترش سفرهای بين سياره‌اي و سکنی‌ گزيدن در سيارات ساير منظومه‌ها گوی سبقت را از ديگران بربايند و به سردسته کارآفرينان در سيارات جديدِ تحت سلطه تبديل گردند.**
* Rand McNally’s World Atlas International Edition Chicago: 1944.
** Indians are one people descended from two tribes (Indians are one people descended from two tribes | Latest News & Updates at Daily News & Analysis).
آریایی و آریاصوفی

در سال 1888 یک نژادپرست آمریکایی به نام هلنا پترونا بلاواتسکی (Helena Petrovna Blavatsky) در کتاب «دکترين راز» (The Secret Doctrine) نوشت که روح نژاد اصلی آريایی به عنوان پنجمين نژاد از هفت نژاد اصلی از حدود يک ميليون سال پيش در آتلانتيس به تجسم در آمده است. اما به‌رغم اينکه این آریاصوفی خدعه‌پرداز نژاد سامی را يک زير مجموعه از نژاد اصلی آريايی محسوب کرده بود، در ادعایی متناقض می‌آورد که هيچگونه تقسيم‌بندی میان نژاد آريایی و سامی وجود ندارد و نژاد سامی به ويژه اعراب، گونه‌ای نژاد آريایی جديدتر هستند که از نظر معنوی منحط شده‌، اما از نظر مادی بسيار کامل و پيشرفته هستند. او يهوديان و اعراب را برای مقاصدی که در نظر داشت، جزء نژاد سامی به حساب می‌آورد. بر طبق عقايد بلاواتسکی، يهوديان يک قبيله پست از طبقه مطرود و سطح پايين هند به نام چاندالای (Tchandalas) بوده‌اند. او معتقد بود که قوم يهود از نسل ابراهيم هستند و يهود واژه‌ای دستکاری شده به معنای غير برهمایی است.* (کتاب بلاواتسکی با عنوان «تعالیم سری» به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است).
* Blavatsky, Helena Petrovna (1947) [1888], The Secret Doctrine, the Synthesis of Science, Religion and Philosophy, II: Anthropogenesis (Fascimile of original ed.), Los Angeles: The Theosophy Company, p. 200, OCLC 8129381, retrieved 2011-06-14.
بعدها یک شاعر و دلال آلمانی به نام گیدو فون ليست (Guido von List) و برخی از پيروانش مانند لنتس فون ليبِنفيلز* (Lanz von Liebenfels) برخی از عقايد هلنا بلاواتسکی را ادامه دادند و آنها را با عقايد ناسیونالیستی/ ملی‌گرايانه و فاشیستی در آميختند. پس از چندی اين طرز فکر به نام «آریاصوفی» (Ariosophy) معروف گرديد. آریاصوفی عبارت است از یک سیستم ایدئولوژیکی مربوط به علوم خفیه که به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند. در آریاصوفی اين عقيده وجود داشت که نژاد قديم ژرمن بر ساير انسان‌ها برتری دارد. زيرا بر پايه عقايد «علم حکمت کهن» (Theosophy) که بلاواتسکی بنيانگذار آن بود، نژاد ژرمن يا نورديک، جديدترين زيرگروه از نژاد اصلی آریایی بوده که تکامل يافته است.** چنين افکاری به گسترش ایدئولوژی نازی‌ها کمک شایانی کرد.
* لنتس فون لیبنفر (1954-1847) نويسنده و ناشر و راهب اتريشی بود که در مجله اُستارا (Ostara) نظريه‌های ضد سامی خود را منتشر می‌کرد.
** Goodrick-Clarke, Nicholas (1992), The Occult Roots of Nazism: Secret Aryan Cults and Their Influence on Nazi Ideology, New York: New York University Press, Chapter 13. “Herbert Reichstein and Ariosophy”. pp. 164-176.
آریایی و یهودستیزی نازیسم

چارلز موريس (Charles Morris) که نویسنده رمان‌های تاریخی و عامیانه در آمریکا بود، در سال 1888 کتابی تحت عنوان «نژاد آريايی» (The Aryan Race) منتشر کرد که در آن عنوان کرده بود آريايی‌های اصلی بايد با موهای بور و ساير مشخصه‌های مردمان شمال اروپا (نورديک) از جمله داشتن جمجمه‌های کشيده شناخته شوند. پيرو انتشار اين کتاب نظريه نژاد نورديک يا نژاد ژرمن (Nordic race) طرفداران بسيار زيادی کسب کرد. چنانکه دیده می‌شود و در ادامه باز هم خواهیم دید، حتی رمان‌نویسان و پیروان علوم خفیه نیز در طرح فرضیه‌های متعلق به توجیه نژاد موهوم آریایی دخالت داشته‌اند.
چنانکه پیش از این گفته شد، عقيده مشابهی نیز بوسيله ژرژ واشِر دو لِپوژ در کتابش با نام «نژاد آريايی و نقش اجتماعی آن» (The Aryan and his Social Role) در سال 1899 ارائه گرديد. اين انسان‌شناس فرانسوی ادعا کرده بود که اروپايياني که «موی بور و جمجمه‌های کشيده» دارند و با چنين ویژگی‌هایی در شمال اروپا ديده می‌شوند، بطور طبیعی رهبرانی هستند که مقدر گرديده‌اند بر انسان‌های «جمجمه کوتاه/ براکیوسِفالی» (Brachiocephalic Peoples) حکومت کنند. طبق نظر واشِر دو لِپوژ، یهودیان مصداق اصلی انسان‌هایی با جمجمه کوتاه/ غير کشيده بودند.*
* Vacher de Lapouge, Georges; Clossen, C., trans. (1899), “Old and New Aspects of the Aryan Question”, The American Journal of Sociology 5 (3): pp. 329–346.
لپوژ برای پشتيبانی از اين ادعا، اصطلاح بسیار نگران‌کننده و خطرناک «گزينش‌گرايی» يا «به‌نژادی/ اصلاح نژادی» (Selectionism) را ارائه داد که با آن دو هدف را پيگيری می کرد: نخست نابودی اعضای اتحاديه‌های کارگری که افرادی فاسد قلمداد می‌شدند، و دوم پيشگيری از نارضايتی کار از طريق القای اين تفکر که گونه‌های مختلف انسان هر يک برای انجام وظيفه بخصوصی بوجود آمده‌اند. رمان «دنيای شجاع نو» (Brave New World) نوشته یک نویسنده انگلیسی داستان‌های علمی- تخیلی به نام آلدوس هاکسلی (Aldous Huxley) نیز برای القای داستان‌گونه اين نگرش نوشته شد. این رمان با عنوان «دنیای قشنگ نو» به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
پس از جنگ جهانی اول، چنين تصوری ايجاد شده بود که علت شکست آلمان خيانت از درون بوده است. به اين معنا که ازدواج بين نژادی عامل اين شکست بوده و گواه آن نيز انحرافی است که بوسيله اتحاديه‌های کارگری سوسياليست و ديگر گروه‌های به‌زعم آنان خرابکار نمايندگی شده است. برای مقابله با چنین پیش‌فرض دهنی، آلفرد روزنبرگ* (Alfred Rosenberg) با قطعيت ادعا کرد که يک «تهديد نژادی» در همگنی «تمدنِ آریایی شمال اروپا» يا «شمال آتلانتيس» در آلمان وجود داشته است. از ديدگاه روزنبرگ، آن تهديد نژادی، «نژاد يهودی- سامی» بود. بنابر اين درحاليکه مردم همگن و آریایی آلمان به عنوان يک «نژاد برتر»، قادر يا علاقه‌مند به آفرينش و حفظ فرهنگ هستند، نژادهای ديگر صرفاً قادر به واژگونه کردن يا تخريب فرهنگ می‌باشند.
* آلفرد روزنبرگ (1946-1893) از اعضای تأثيرگذار در حزب نازی بود که توسط ديتريش اِکارت (Dietrich Eckart) به آدولف هيتلر معرفی گرديده بود. او بعدها موقعيت‌هاي مهمی را در دولت نازی عهده‌دار گرديد.
روزنبرگ به عنوان يکی از معماران اصلی عقايد ايدئولوژيکی نازی، بر پايه برانگيختگی ذاتی روح شمال اروپا (نورديک) دلايلی برای يک «مذهب خون جديد» (Religion of the Blood) ارائه کرد تا بتواند از ويژگی «اصيل بودن» در مقابل تباهی فرهنگی و نژادی دفاع کند. مقصود از «مذهب خون» يا «ايدئولوژی خون و خاک» مجموعه عقايد فاشیستی است که بر قوميت‌گرایی بر پايه دو اصل «دودمان/ تبار» و «سرزمين اجدادی» تمرکز دارد. زير لوای انديشه روزنبرگ، تمام نظريه‌های آرتور دو گوبينو، ژرژ واشر دو لپوژ، بلاواتسکی، هيوستون استوارت چمبرلين* (Houston Stewart Chamberlain)، مديسون گرنت** (Madison Grant) و هيتلر (که معتقد بود: «مخالفان واقعی آریایی‌ها، يهوديان هستند») در سياست‌های نژادی آلمان نازی و احکام آریایی کردن در دهه‌های 1920، 1930 و 1940 ميلادی به اوج خود رسيد. در مدل پزشکی مخوف اين عقيده، نابودی کامل «نژاد پست‌تری» که دارای صفات شبيه به انسان (Untermensch) است، شکلی مقدس به خود گرفت؛ بطوریکه اين ديدگاه معتقد بود که سلامتی يک بدن منوط به برداشتن عضو بيمار است*** و همين عقيده بود به هولوکاست انجاميد.
* هیوستن استوارت چمبرلن نويسنده‌ای آلمانی و انگليسی‌تبار است که در «فرهنگ زندگینامه شهروندان» (Dictionary of National Biography) چاپ دانشگاه آکسفورد، از او به عنوان نويسنده‌ای نژادپرست ياد شده است. وی در کتابی با عنوان «بنيان‌های قرن نوزدهم»، تاريخ معاصر اروپا را عرصه تعارض دو نژاد آریایی و سامی معرفی می‌کند.
** مدیسون گرانت انسان‌شناس، مورخ و وکيل آمريکایی است که فعاليت‌های او در خصوص نژادگرایی علمی (Scientific Racism) و به‌نژادی معروف است.
*** Glover, Jonathan (1998), “Eugenics: Some Lessons from the Nazi Experience”, in Harris, John; Holm, Soren, The Future of Human Reproduction: Ethics, Choice, and Regulation, Oxford: Clarendon Press, pp. 57–65.
اين عقيده که خاستگاه اوليه نژاد آریایی، شمال اروپا بوده است، در آلمان بسيار مورد توجه قرار گرفت، عده زيادی عقيده داشتند که آریایی‌های ودایی از لحاظ قومیتی همان گوت‌ها* (Goths) و وندال‌ها** (Vandals) و ديگر اقوام ژرمن باستان در دوره‌ای موسوم به «دوره مهاجرت‌ها»*** (Völkerwanderung) هستند. اين عقاید اغلب با عقاید ضد سامی کاملاً در هم آميخته بود. در حالیکه تمايز میان «آریاییان» و «سامیان» در سده نوزدهم (چنانکه پیش از این گفته شد) در اصل بر اساس تمایز زبانی پی‌ریزی شده بود.
* گوت‌ها از قبايل ژرمنی شرقی بودند که به دو زيرمجموعه به‌نام‌های اوستروگوت‌ها و ويزوگوت‌ها تقسیم می‌شدند. اين قبيله نقش مهمی در سقوط امپراتوری روم و ظهور قرون وسطی در اروپا ايفا کرد.
** وندال‌ها یکی دیگر از قبيله‌های ژرمنی شرقی بودند که در قرن پنجم میلادی وارد قلمرو امپراتوری روم شدند و در سال 429 میلادی تحت پادشاهی گایسریک (Genseric) وارد آفريقا شدند. آنان پيش از ورود به آفريقا در جنوب اسپانيا ساکن شده و در سال 455 ميلادي همچنان تحت فرماندهی گايسريک شهر رم را ويران کردند.
*** دوره مهاجرت‌ها (Migration Period) به دوره هجوم بربرها (The Barbarian Invasions) نيز معروف است. در اين دوره که حدود سال‌های 800 تا 400 قبل از ميلاد بوده، مهاجرت انسان‌ها از اروپا به نواحی دیگر رخ داده است.
طبق عقايد نازيسم، به سامیان همانند بيگانگانی در بين اجتماع آریاییان نگريسته می‌شد و آنان به عنوان تغييردهندگان و تخريب‌کنندگان نظم و ارزش‌های اجتماعی معرفی می‌شدند که فرهنگ و تمدن را به سقوط و انحطاط می‌کشانند. از جمله کسانی که چنين عقايدی داشتند، می‌توان به استوارت چمبرلن و آلفرد روزنبرگ اشاره کرد که در بالاتر از آنان یاد کردیم. چنین عقایدی هنوز در میان عده‌ای از ناسیونالیست‌های تمامیت‌خواه ایرانی متداول است و گناه تمامی تیره‌روزی‌های خود را به گردن آنان می‌اندازند.
با توجه به پيروی ايدئولوژی نازی‌ها از عقايد افسانه‌ای «آرياصوفی» (که در بالا بدان اشاره شد)، نژاد آریایی يک نژاد برتر بود که تمدنی را پايه‌گذاری کرده بود که از حدود ده هزار سال پيش تمام جهان را از منطقه آتلانتيس/ آتلانتیک تحت سلطه خود در آورده بود. اما هنگاميکه ديگر نقاط جهان پس از تخريب آتلانتيس در هشت هزار سال قبل از ميلاد، تحت سيطره اقوام ديگر قرار گرفت، اين تمدن مورد ادعا رو به افول نهاد؛ چرا که نژادهای پست‌تر با نژاد آريايي مخلوط شدند. با اين حال از نظر آنان، اختلاط نژادها با نژاد آريایی اثراتی از تمدن آریایی را در تبت (از طريق آيين بودایی)، در آمريکای مرکزی، آمریکای جنوبی و مصر باستان بر جای گذاشت (تاريخ تخريب آتلانتيس در توهمات آرياصوفی هشت هزار سال قبل از ميلاد، يعني دو هزار سال پس از بنيان‌گذاری اين تمدن اعلام شده است). توهمات مذکور بر جنبه‌های محرمانه و درونی ایدئولوژی نازی‌ها اثر شگرفی گذاشت.
يک نظريه مبسوط اما کاملاً بر پايه حدس و گمان در مورد تاريخچه نژاد آریایی و ضد سامي را می‌توان در اثر مشهور آلفرد روزنبرگ با نام «افسانه قرن بيستم» ديد. نوشته‌های او در مورد تاريخ باستان که با گمانه‌زنی‌های نژادی وی درهم آميخته بود، موجب گسترش نژادپرستی در محافل آلمان در اوايل قرن بيستم و بويژه پس از جنگ جهانی اول شد.
مجموعه اين عقايد و برخی عقاید ديگر، در نازيسم براي استفاده از مفهوم «نژاد آریایی» به عنوان يک نژاد برتر، گسترش يافت. اين نژاد برتر بصورت يک زير مجموعه از نژاد آریایی که مساوی با نژاد شمال اروپا بود تعريف می‌شد. نازی‌های ناسیونالیست/ ملی‌گرا تلاش کردند که خلوص خون و نژاد آریایی را بوسيله برنامه‌های اصلاح نژادی (شامل وضع قوانين ممنوعیت ازدواج بين نژادی، عقيم‌سازی اجباری بيماران روانی و معلولان ذهنی و اعدام بيماران روانی بستری شده در آسايشگاه‌ها در قالب بخشی از برنامه مرگ آسان) حفظ کنند.
هاينريش هيملر (Heinrich Himmler) یکی از فرماندهان ارشد اس‌اس که هيتلر به او دستور داد راه حل نهایی يا هولوکاست را بکار بندد*، به ماساژور شخصی‌اش به نام فيليکس کرستن (Felix Kersten) گفته بود که همواره يک نسخه از کتاب مقدس آریایی‌ها بنام بهَگَوَد گیتا** (Bhagavad Gita) را همراه خود داشته است؛ زيرا اين کتاب احساس گناهی را که به خاطر اعمالش داشته است، تسکين می‌داده و او احساس می‌کرده است که همانند آرجن/ آرجونای*** (Arjuna) رزمنده فقط به وظيفه‌اش عمل می‌کند و اعمالش هيچ ارتباطی به شخص او ندارند****.
* Evans, Richard J. (2008), The Third Reich at War, New York: Penguin.
** بهگود گیتا يا باگاواد گیتا که به نام گیتا نيز شناخته می‌شود، کتابی مقدس و منظوم با 700 بيت می‌باشد و بخشی از حماسه ماهابهاراتا به زبان سنسکريت باستان است.
*** آرجن یا آرجونا یکی از شخصیت‌های اصلی منظومه حماسی ماهابهاراتا است.
**** Padfield, Peter (1990), Himmler, New York: Henry Holt, p. 402.
هيملر همچنين به آيين بودا علاقه‌مند بود و در موسسه‌اش به نام آنِنِربه* (Ahnenerbe) تلاش می‌کرد که برخی از سنت‌های آیین‌های هندو و بودایی را با يکديگر بياميزد.** از نظر او نام اصلی آيين گئوتامه بودا (Gautama Buddha) که ما امروزه آنرا آیین بودایی می‌نامیم «راه آريايي»*** بود. هيملر در سال 1939 يک هيأت آلمانی را براي تحقیق درباره منشاء اقوام آریایی به تبت اعزام کرد.
* آنِنِربه اتاق فکر آلمان نازی بود که خود را «جامعه مطالعاتی برای تاریخ باستانی عقلانیت» معرفی می‌کرد و در اول جولای سال 1935 بوسيله هاينريش هيملر، هرمان ويرت (Herman Wirth) و ريچارد والتر داره (Richard Walther Darré) تأسيس گرديد.
** P.7, New Religions and the Nazis, By Karla Powne.
*** Wells, H.G. (1920), The Outline of History New York: Doubleday & Co. See chapter on Gautama Buddha.
در سال 1936 میلادی دو زيست‌شناس به نام‌های جولين هاکسلي (Julian Huxley) و آلفرد کورت هدون (Alfred Court Haddon) عقيده نازی و نژاد برتر آریایی را مورد استهزاء قرار دادند. آنها در کتاب «ما اروپاییان» (We Europeanse) نوشتند: «بنابر اين، همسایه‌های ژرمنی ما به نژاد ژرمن قديم نسبت داده شده‌اند که زيبا، دارای جمجمه‌های کشيده، بلند قامت، باريک، بدون احساس، شجاع، رُک، نجيب و دارای صفات مردانه هستند. اجازه بدهيد که تصویری از اين نژاد ژرمن بوسيله نمايندگان برجسته‌اش، بسازيم. اجازه بدهيد که اين شخصيت از لحاظ ظاهری بور و از نظر روحی بی‌احساس و شبيه به هيتلر باشد. همچنين از نظر کشیدگی جمجمه و رُک بودن مانند آلفرد روزنبرگ، از نظر بلندی قد و صداقت همانند گوبلز (Goebbels)، از نظر باریکی و نجابت شبيه گورينگ (Goering) و از نظر مردانگي و رُک‌گويي مثل استريچر (Streicher) باشد».
از هنگامی که آلمان نازی در سال 1945 از قوای متحدين شکست خورد، تشکیلات تازه‌ای به نام نئونازی به وجود آمد. بيشتر نئونازی‌ها مفهوم نژاد آریایی را از مفهومی که نازی‌ها بکار می‌بردند و آریایی‌های خالص را از نژاد ژرمن قديم يا نورديک در شمال اروپا می‌دانستند، به عقيده ديگری متوسل شدند که طبق آن، آریایی‌های واقعی تمام کساني هستند که از نسل شاخه غربی يا اروپایی مردمان هندواروپایی هستند؛ زيرا اين چنين تصور می‌شود که اين دسته از مردمان هندواروپایی بسيار بيشتر به نژاد اصلی هندواروپایی‌های اوليه شباهت دارند. گرچه هندوآریاییان و شاخه هندوایرانی مردمان هندواروپایی در لفظ به عنوان آريايي پذيرفته شده‌اند، اما اين عقیده میان آریاانگاران نئونازی وجود دارد که ایرانیان و هندیان آریایی خالص و واقعی نيستند و با اعراب و مغولان و دراویدیان و دیگران در هم آميخته شده‌اند.* در بالاتر نیز دیدیم که میان آریاانگاران ستیزهایی بر سر میزان خلوص نژادی رایج است و هر دسته از آنان بنا به مصالح و منافع خود، آن دیگری را دارای خون خالص نمی‌داند. چنین طرزفکرهایی بارها موجبات خشونت‌ورزی‌های ضد بشری و نسل‌کشی‌ها را فراهم آورده است.
* Goodrick-Clarke, Nicholas (2003), Black Sun: Aryan Cults, Esoteric Nazism and the Politics of Identity, New York: New York University Press, See Chapter 15 for a discussion of Aryan identity politics.
سفيدپوست‌های ناسیونالیست/ ملی‌گرای ميانه‌رو که از ناميده شدن با عنوان «پان‌آريانيسم» شرم دارند، مايل هستند که يک حکومت فدرال آریایی را پايه‌گذاری کنند. چنين تصور می‌شود که آمریکای شمالی به عنوان بخشی از اين حکومت فدرال، يک سرزمين جديد برای آمریکاییان انگلیسی- اروپایی (شامل آمريکاییان اروپایی و کانادایی‌های انگلیسی‌زبان) خواهد بود که به تصور آنان وينلند (Vinland) ناميده می‌شود. اين کشور نوين، سرزمین‌هایی که امروزه ایالات متحده آمریکا و تمام کشور کانادا (به استثنای استان کبک) در آن قرار دارند را در بر می‌گيرد و پرچم ويلند را بکار خواهد برد.
از سوی ديگر، بنا به نظر یک انگلیسی نویسنده کتاب‌های علوم خفیه/ علوم غریبه به نام نيکولاس گودريک-کلارک (Nicholas Goodrick-Clark) بسياری از نئونازی‌ها می‌خواهند که يک حکومت مطلقه / يکه سالار (Autocratic state) را پس از آلمان نازی پايه‌گذاری کرده و آنرا «امپراتوری غربی» بنامند. بین ناسیونالیست‌ها/ ملی‌گرایان نئونازی اين عقيده وجود دارد که اين قدرت پيشنهادی قادر خواهد بود که با به هم پيوستن زرادخانه‌های هسته‌ای چهار قدرت آریایی بزرگ، شامل ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و روسیه تحت لوای يک نيروی نظامی واحد، همه جهان را تحت تسلط خود بگیرند.*
* Goodrick-Clarke, Nicholas (2003), Black Sun: Aryan Cults, Esoteric Nazism and the Politics of Identity, New York: New York University Press, pp. 221.
اين قدرت آنگونه که بوسيله نئونازی‌ها در نظر گرفته شده است، بوسيله رهبرمانندی (Führer-like) که ويندکس (Vindex) نامیده می‌شود، هدايت می‌گردد و تمام سرزمین‌هایی که نژاد آریایی در آن ساکن هستند را در بر می‌گيرد. از نظر آنان، در این نظام حکومتی فقط اين دسته از آریاییان شهروندان کامل به حساب می‌آیند. آنان بر این تصورند که «امپراتوری غربی» در يک برنامه قوی و پویا، اکتشافات فضایی را آغاز خواهد کرد و اين برنامه بوسيله نژاد برتری از آریاییان که توسط مهندسی ژنتيک بوجود آمده و انسان کهکشانی/ هومو گلاکتيکا (Homo Galactica) ناميده می‌شود، پيگيري خواهد شد. مفهوم قدرت مطلقه غربي (Western Imperium) که در جملات پيشين شرح آن رفت بر اساس برداشتی از مفهوم قدرت مطلقه است که در سال 1947 ميلادي در کتابی با عنوان «امپراتوری- فلسفه تاريخ و سياست» توسط نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی به نام فرانسس پارکر یوکی (Francis Parker Yockey) نوشته شد. اين کتاب بعدها در سال 1990 توسط فردی انگلیسی به نام ديويد ميات (David Myatt) ویرایش و گسترده‌تر شد و بصورت يک جزوه منتشر گرديد.*
* Goodrick-Clarke, Nicholas (2003), Black Sun: Aryan Cults, Esoteric Nazism and the Politics of Identity, New York: New York University Press, See Chapters 4 and 11 for extensive information about the proposed “Western Imperium”; “Vindex—The Destiny of the West—Imperium of the West” by David Myatt; “Space Exploration: An Expression of the Aryan Soul” by John Clarke National Vanguard magazine Issue 130, January–February 2006.
نئونازی‌های آریاانگار دارای یک بخش مذهبی نیز هستند. این بخش مذهبی نئونازی‌ها که در شهر وين در اتريش قرار دارد «تمپله هوگز شافت» (Tempelhofgesellschaft) ناميده می‌شود و در سال 1990 ميلادي پايه‌گذاری شده است. اين مؤسسه مذهبی آنچه را که اصطلاحاً مارسيونيسم (Marcionism) يا مذهب مرقيون ناميده می‌شود، آموزش می‌دهد. افراد اين مؤسسه جزوه‌هایی را منتشر می‌کنند که در آنها ادعا شده است نژاد پاک آریایی در اصل از ستاره دَبَران (چشم گاو/ پرنورترین ستاره صورت فلکی ثور یا گاو) به کره زمین و به منطقه آتلانتيس آمده‌اند.
استفاده از نظریه نژاد آریایی برای مقاصد یهودستیزی موجب پیدایش نازیسم گردید و منجر به یکی از فجیع‌ترین جنایات علیه بشریت شد که همگان از آن مطلع هستند.
آریایی پس از جنگ جهانی دوم و در دوره معاصر

در پایان جنگ جهانی دوم، واژه «آریایی» در بين تعداد زيادی از مردم معنای آرمانی و خيالی خود را از دست داد و به واژه‌ای تبديل شد که با نژادپرستی نازی‌ها مرتبط بود. از آن پس در نزد تعدادی از پژوهشگران دو اصطلاح «هندوایرانی» و «هندواروپایی» بيشترين کاربرد را بجای اصطلاح غير ضروری «آریایی» پيدا کرد. اکنون واژه آریایی در برخی از کاربردهای پژوهشی، فقط بصورت «هندوآریایی» و برای توصيف نيمه هندی خانواده «زبان‌های هندوایرانی» و اشاره به کسانی که به زبان‌های شمال هند صحبت می‌کنند، به حيات خود ادامه داده است. به عنوان نمونه، خانواده زبان‌هایی که شامل زبان سنسکريت و زبان‌های امروزی مانند هندی، اردو و بنگالی است، در اين گروه قرار دارند. يکی از پژوهشگران اطمينان داده است که دو اصطلاح «هندوآریایی» و «آریایی» احتمالاً برابر نيستند و چنين برابری‌ای بوسيله شواهد تاريخی پشتيبانی نمی‌شود.*
* Kuiper, B.F.J. (1991), Aryans in the Rigveda, Leiden Studies in Indo-European, Amsterdam: Rodopi.
امروزه در نظر عموم دانشمندان بکارگیری واژه آريايي به عنوان مترادفی برای واژه «هندواروپایی» و به ميزان کمتر برای «هندوایرانی» کاربردی منسوخ و مخالف رویه علمی دارد و بکار بردن اصطلاح آریایی برای ناميدن هندواروپایی‌زبانان را با عنوان «خطایی که بايد از آن پرهيز گردد»* قلمداد می‌کنند.؛ اگرچه هنوز اين واژه گاهگاه ممکن است در تحقيقات قدیمی‌تر يا در نوشته‌های کسانی که به کاربردهای قدیمی‌تر اين واژه عادت دارند، ديده شود.
* Witzel, Michael (2001), “Autochthonous Aryans? The Evidence from Old Indian and Iranian Texts”, Electronic Journal of Vedic Studies 7 (3): pp. 1–115.
با این حال، برخی از نویسندگان داستان‌های علمی- تخیلی و عامه‌پسند، همچون جورج ولز* انگلیسی و پائول اندرسون (Poul William Anderson) آمریکایی، و نیز تعدادی از محققان مانند کولين رنفرو** (Andrew Colin Renfrew) انگلیسی در نوشته‌هایی که برای رسانه‌های عمومی تهیه می‌شد، به استفاده از واژه «آریایی» برای ناميدن «همه هندواروپایی‌ها» ادامه دادند. رنفرو در سال 1989 واژه آریایی را در مقاله‌ای در مجله ساينتيفيک اَمريکن (Scientific American) در معنای ساقط شده آن يعنی مترادف با «هندواروپایی» استفاده کرده است.***
* Wells, H.G. (1920), The Outline of History, New York: Doubleday & Co., Chapter 19, The Aryan Speaking Peoples in Pre-Historic Times [Meaning the Proto-Indo-Europeans], pp. 271-285; Wells H. G., Describes the origin of the Aryans (Proto-Indo Europeans).
** Renfrew, Colin (1989), The Origins of Indo-European Languages, Scientific American, 261(4), pp. 82-90, In explaining the Anatolian hypothesis, the term “Aryan” is used to denote “all Indo-Europeans”.
*** Renfrew, Colin (1989), The Origins of Indo-European Languages, Scientific American, 261(4), pp. 82-90.
امروزه دريافتی از نژاد آریایی به عنوان يک گروه نخبه که بر ساير نژادها برتری دارد، فقط در ميان ملی‌گراهای راست افراطی مانند نئونازی‌ها و ناسیونالیست‌های ایرانی، و نیز در رسانه‌های قدرت‌های استعماری و سلطه‌گر به حيات خود ادامه داده و در میان دانشمندان و افکار عمومی جهان منقرض شده است.
در يک پس‌زمينه سیاسی- اجتماعی در اروپا، عقيده نژاد آریایی شامل اروپایی‌های سفيدپوست که فقط مردمان غرب را بدون در نظر گرفتن شاخه شرقی مردمان هندواروپایی در بر می‌گیرد، معمولاً بوسيله ناسیونالیست‌ها/ ملی‌گرایان سفيدپوست نمايندگی می‌شود.* آنان با اين طرز تفکر قصد دارند از مهاجرت شرقیان و مسلمانان از خاورميانه و آفريقا به اروپا جلوگيری کنند و نيز مهاجرت مکزیکی‌ها به ايالات متحده را محدود نمايند. اين افراد احساس می‌کنند مهاجرت بيش از اندازه مردمان غير سفيدپوست يک تجاوز ناخوشايند به اروپا، شمال آسيا، ارمنستان، بخش انگليسی‌زبان آمریکا و کانادا، بخش جنوبی آمريکای لاتین، استرالیا و نیوزيلند است، چرا که اين مناطق را وطن اصیل آریایی‌ها می‌دانند.** آنان همچنین استدلال می‌کنند که تجاوز گسترده مهاجران به اين مناطق سبب شیوع درگیری‌های قومی همانند آشوب کرونولا در سال 2005 در استراليا و ناآرامی‌های قومی در سال 2005 در فرانسه می‌گردد.
* The Aryan Alternative:–online and print newspaper published by Alex Linder.
** Goodrick-Clarke, Nicholas (2003), Black Sun: Aryan Cults, Esoteric Nazism and the Politics of Identity, New York: New York University Press, See Chapter 15 for a discussion of Aryanidentity politics.
آریایی و استعمار بریتانیا در هند

برخي از مدل‌های مهاجرت هندوآرياييان، مهاجرت‌های پيش‌تاریخی اقوام هندوآريايي اوليه را اين گونه توصيف می‌کنند که این اقوام نخست به سمت زيستگاه‌هاي تاريخي تأييد شده در جنوب غربی شبه‌قاره هند مهاجرت کرده‌اند و از آنجا نيز به سرتاسر مناطق شمالی هندوستان کوچيده‌اند. منشاء اوليه ادعاهای مربوط به مهاجرت اقوام هندوآریایی مبتنی بر برخی فرضیه‌های تأیید نشده زبان‌شناختی بود* و مطالعات ژنتیکی اخير در صحت ادعاهای نژادی پيشين در اين زمينه ترديد ايجاد کرده است.**
* The Quest for the Origins of Vedic Culture: The Indo-Aryan Migration Debate, Edwin Bryant, 2001.
** Indians are one people descended from two tribes (Indians are one people descended from two tribes | Latest News & Updates at Daily News & Analysis) Aryan-Dravidian divide a myth: (Aryan-Dravidian divide a myth: Study - The Times of India), Times of India.
در خلال اين سال‌ها در هند، حکومت استعماری بريتانيا از ادعاهای گوبينو در مسير ديگری بهره‌برداری کرد و انديشه «نژاد برتر آريايی» را گسترش داد، چرا که اين ايده سبب همسويی سيستم طبقاتی هند با مطامع امپرياليستی می‌شد.* تعبير بريتانيايی نژاد برتر آريايی در شکل کاملاً توسعه يافته آن، يک تفکيک نژادی «آريايی» و «غير آريايی» را در بين لايه‌های مختلف طبقات اجتماعی هند پیش‌بینی و معین کرده بود. بطوری که طبقات بالاتر اجتماع آريايی دانسته می‌شدند و طبقات پايين‌تر غير آريايی به حساب می‌آمدند. اين ترفندها نه فقط اجازه داد که حکومت بريتانيا خودش را به عنوان طبقه بالای اجتماع معرفی کند، بلکه اجازه داد طبقه برهمن (Brahmans) نيز خود را هم‌طبقه بريتانيا معرفی کند. بعدها اين نظريه نژاد برتر آريايی سبب ارائه تفسير مجددی از تاريخ هند هم از جنبه نژادپرستانه/ راسیستی و هم در جناح مقابل، از جنبه ملی‌گرایانه/ ناسیونالیستی شد.
* Thapar, Romila (January 1, 1996), “The Theory of Aryan Race and India: History and Politics”, Social Scientist (Social Scientist) 24 (1/3): 3–29, doi:10.2307/3520116, ISSN 09700293, JSTOR 3520116; Leopold, Joan (1974), “British Applications of the Aryan Theory of Race to India, 1850-1870″, The English Historical Review 89 (352): 578–603, doi:10.1093/ehr/LXXXIX.CCCLII.578.
ملی‌گرایان هندی از يک تفسير خاص در ارتباط با شناسايی نژاد آريايی که توسط ماکس مولر ارائه شده بود، برای استفاده از اصطلاح آريايی به عنوان يک نام ملی بهره‌برداری کردند. اين موضوع اخيراً در ميان ناسيوناليست‌های هند موسوم به تشکيلات زعفران (the Saffron Brigade) با نظريه‌ای تحت عنوان «آريايیان بومی» يا «نظريه خارج از هند» (که البته مورد مخالفت بسياری از پژوهشگران است) مطرح شده و آنان درصدد يافتن خاستگاهی هندی برای آريايی‌های هندواروپايی هستند. در هر دوی این نظريه‌ها ادعا می‌شود مردمی که به زبان‌های هندوآريایی صحبت می‌کنند، نه مهاجران آسيای مرکزی به هند، که در واقع بومیان شبه‌قاره هند بوده‌اند. بنابر این، سرچشمه زبان‌های هندواروپايی شبه‌قاره هند است و خانواده زبان‌های هندواروپايی از آنجا به وسيله يک سلسله مهاجرت‌ها به ساير مناطق پراکنش يافته‌اند. اين نظريه با تئوریِ پذيرفته شده مبنی بر مهاجرت قبايل هندوآريايی از آسيای مرکزی به هند مغايرت دارد.
اما با این ده‌ها سال گذشت تا در سال 2009 ميلادي در مرکز «مطالعات زيست‌شناسي سلولی و مولکولی» در هند، مطالعه‌ای با همکاري دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و چند موسسه تحقیقاتی ديگر انجام شود که در آن تعداد پانصد هزار شاخصه ژنتیکی ژنوم 132 نفر که متعلق به 25 گروه قومی از 13 استان هند و از طبقات مختلف بوده‌اند، بررسی و تحليل شده است. اين مطالعه اطمينان می‌دهد که بر اساس غير ممکن بودن شناسایی شاخصه‌های ژنتيکي در بين طبقات مختلف هند، طبقات اجتماعی در جنوب آسيا در طول شکل‌گیری جامعه هند در خارج از ساختار قبيله‌ای سنتی بوجود آمده‌اند و اين طبقات اجتماعی محصول حمله اقوامی موسوم به آريايي و غلبه آنان بر مردمان دراویدی نيست.*
* Aryan-Dravidian divide a myth: (Aryan-Dravidian divide a myth: Study - The Times of India), Times of India.
بحث‌های تاريخي در مورد مهاجرت اقوام هندوآريايي يا مناقشه بين نژادهای وهمی آريايي و دراويدي در هند، برای مدت‌های طولانی و تاکنون بصورت عاملی تفرقه‌افکن و جدال‌آميز باقی مانده است و بر مناقشات اجتماعی، سیاسی و مذهبی تأثير می‌گذارد.
قوم دراویدی اصطلاحی است که برای اشاره به گروه‌هاي متعدد از مردمانی که زبان بومی آنان به خانواده زبان‌های دراویدی تعلق دارد، بکار می‌رود. حدود 220 ميليون نفر در جنوب هند به اين زبان‌ها صحبت می‌کنند.
آریایی و استعمار بریتانیا در ایران

سیاست‌های استعماری و آریاپرستانه بریتانیا همزمان با هند در ایران نیز متداول شد. بانی این ترفند در ایران یکی از زرتشتیان هند به نام اردشیر جی ریپورتر بود که عامل ارتباطی و اجرایی برنامه‌های سلطهٔ بریتانیا در ایران، و نیز جاسوس و رئیس سرویس مخفی اطلاعات بریتانیا (Secret Intelligence Service) در ایران بود.
یکی از برنامه‌های اردشیر ریپورتر، القا و اجرای نظریات نژادپرستانه بریتانیایی در ایران بود. او از جمله وظیفه داشت که نام «آریا» و «نژاد آریایی» را که مطلقاً برای ایرانیان ناشناخته بود، رواج و گسترش دهد تا «بخشی از ایرانیان خود را از نژاد آریایی بدانند» و «بخشی دیگر از ایرانیان خود را از نژاد آریایی ندانند». امثال اینچنین ترفندها، از جمله مأموریت‌های او برای ترویج اختلافات قومیتی در میان مردم بود.*
* Phythian, Mark (2000), The politics of British arms sales since 1964: ‘to secure our rightful share’, Manchester University Press, p. 89; Louis, William Roger (2006), Ends of British imperialism: the scramble for empire, Suez and decolonization: collected essays, I. B. Tauris, p. 775.
به دنبال این ماجرا، نخستين رگه‌های ملی‌گرایی/ ناسیونالیسم متعصبانه ايرانی را می‌توان در نوشته‌های سده نوزدهم اشخاصی نظير ميرزا فتحعلی آخوندی/ آخوندزاده و ميرزا آقاخان کرمانی پيدا کرد. ناسيوناليست‌های ايرانی همسو با ديدگاه‌های شرق‌شناسان و القائات استعماری بریتانیا تمايل به اثبات برتری مردمان آريايی و متقابلاً تحقیر مردمان سامی را دارند. آنان از شاهنشاهی‌های آرمانی باستانی که البته فقط منحصر است به هخامنشیان و ساسانیان، داد سخن سر می‌دهند.*
* Adib-Moghaddam, Arshin (2006), “Reflections on Arab and Iranian Ultra-Nationalism”, Monthly Review Magazine 11/06.
چشم‌اندازی به آینده

تأکید و تکیه بر مفاهیم نژادی و نژاد آریایی رویه‌ای است که همچنان مورد سوءاستفاده قدرت‌های استعماری و نفاق‌افکنان قرار دارد: یک روز آریایی دانستن و بر طبل آن کوبیدن و روز دیگر آریایی ندانستن و در شیپور آن دمیدن. در حالیکه هر دو ادعای «از نژاد آریایی بودن» یا «از نژاد آریایی نبودن»- چنانکه در بالا دیدیم- نادرست و وهمی و ترفندی برای سلطه بر مردم بوده و چیزی به نام نژاد آریایی وجود خارجی ندارد. سلطه‌گران به صلاح خود می‌دانند که همواره بخشی از مردم خود را آریایی بدانند و بخشی دیگر خود را آریایی ندانند و این تعارض تداوم داشته باشد.
«نژاد آریایی» اصطلاح و مفهومی است که بدون آنکه ایرانیان یا هندیان در ساخت آن نقشی داشته باشند، در اروپا و در 150 سال گذشته وضع شد و به نام آن انسان را و از جمله ایرانیان و هندیان را به زنجیر کشیدند و قربانی کردند. این نامی است که بارها در ترکیب و همزیستی با فاشیسم و نازیسم موجبات رنج انسان و کشتار دسته‌جمعی نوع بشر در هر چهار قاره جهان را به همراه داشته است.
شایسته است که مردمان جوامع ستم‌کشیده مشرق‌زمین بیش از گذشته توجه داشته باشند که اصطلاح «آریا/ آریایی» (همچون شکل امروزی آن یعنی «ایران») در میان فرهنگ‌ها و مدنیت‌های باستان مفهومی فرهنگی و جغرافیایی داشته و دلالت بر مفاهیم نژادی نمی‌کرده است. سکوت و بی‌توجهی و ریشخند افکار عمومی در قبال تحریک‌های استعماری و نژادپرستانه و ناسیونالیستی می‌تواند آینده‌ای توأم با همزیستی و همبستگی را برای همگان و برای نسل آینده به ارمغان بیاورد.
سپاسگزاری: از سرکار خانم بهاره اسکندری برای کوشش پیگیرانه در ترجمه برخی منابع مورد نیاز صمیمانه سپاسگزارم.
برای مطالعه بیشتر بنگرید به: رواسانی، شاپور، نادرستی فرضیه‌های نژادی آریا، سامی و ترک، چاپ دوم، تهران، 1387؛ و نیز کتاب ارزنده «افسانه آریایی- تاریخچه‌ای از عقاید ملی‌گرایانه و نژادپرستانه در اروپا» نوشته لئون پولیاکوف:
Poliakov, Leon (1996), The Aryan Myth- A History of Racist and Nationalistic Ideas In Europe, New York: Barnes & Noble Books.
گفتارهای دیگر:
  1. نژاد و رایش سوم: کتابی دیگر در رد نظریه نژاد آریایی
  2. ماجرای نژاد آریایی: همزمانی انتشار دو خبر در ایران و هند
  3. رنج‌های بشری 123: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی
  4. شاهنامه فردوسی و بیت ساختگی پدر در پدر آریایی نژاد
  5. بی‌بی‌سی و نژاد آریایی
  6. تکذیب‌نامه آقای اشرفیان پیرامون مصاحبه بی‌بی‌سی و ماجرای نژاد آریایی
  7. جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: کشف‌نامه نژاد پاک آریایی!
  8. رنج‌های بشری 76: فاشیسم و نژاد خالص
  9. رنج‌های بشری 249: دستگاه جمجمه‌سنجی و آدمخواری آریایی
  10. رنج‌های بشری 4: نوروز ایرانی و نه آریایی

241:


تلاش برای فهماندن اینکه من ترک نیستم و آریایی هستم با منابع مورد وثوق شما!!!!
شما بروید به این دوستان خوانش خود را بفهمانید؟جناب فهماننده و دانای کل جهان...

همه ما نافهم و شما با فهم...
نژاد و رایش سوم: کتابی دیگر در رد نظریه نژاد آریایی

رضا مرادی غیاث آبادی شنبه ۹ دی ۱۳۹۱

پیش از این و در گفتار «نژاد آریایی» با استناد به منابع متعدد نشان دادیم که مفهومی به نام نژاد آریایی وجود خارجی نداشته است. بلکه این اصطلاح با تغییر مفهوم «سرزمین» به «نژاد» ساخته شده و از این ترفند برای مقاصد استعماری و سلطه بر مردم بهره‌برداری شده است. و نیز دیدیم که نظریه موهوم نژاد آریایی در خدمت نازیسم قرار گرفت و یکی از فجیع‌ترین جنایات علیه بشریت را رقم زد.
«نژاد آریایی» اصطلاح و مفهومی است که بدون آنکه ایرانیان یا هندیان در ساخت آن نقشی داشته باشند، در اروپا و در ۱۵۰ سال گذشته وضع شد و به نام آن انسان را و از جمله ایرانیان و هندیان را به زنجیر کشیدند و قربانی کردند. این نامی است که بارها در ترکیب و همزیستی با فاشیسم و نازیسم موجبات رنج انسان و کشتار دسته‌جمعی نوع بشر در هر چهار قاره جهان را به همراه داشته است.
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
در سال‌های اخیر کتاب تازه‌ای در رد موجودیت نژادی به نام آریایی و سوءاستفاد‌های سیاسی و سلطه‌گرانه که از آن به عمل آمده، منتشر شده است. این کتاب «نژاد و رایش سوم: زبان‌شناسی، انسان‌شناسی و ژنتیک در دیالکتیک نژادی» (Race and the Third Reich: Linguistics, Racial Anthropology and Genetics in the Dialectic of Volk) نام دارد که کریستوفر هاتن (Christopher M. Hutton) آنرا تألیف و انتشارات وایلی (Wiley) منتشر کرده است.
کتاب نژاد و رايش سوم قصد دارد که مفاهيم کليدي، مناقشات و منازعاتي را که مطالعات دانشگاهي مربوط به نژاد در آلمان نازي را نشانه رفته‌اند؛ دسته‌بندي کرده و به نمايش بگذارد. اين کتاب بويژه مباحث مربوط به انسان‌شناسي نژادي و رابطه آن با زبان و زيست‌شناسي انساني را در بر مي‌گيرد.
کريستوفر هاتن مفاهيم اصلي درگير در مطالعه نژادي در دوره رژيم نازي را بررسي کرده و پيوستگي و ناپيوستگي‌هاي بين نازيسم و تنوع‌هاي انساني را بر پايه سنت غرب رديابي مي کند. او آورده است که نظريه نژادگرایانه نازي وابسته و متکی به افسانه «نژاد برتر آريايي» بوده است. مفهومی افسانه‌ای که این نظریه‌پردازان آنرا توسعه دادند و کوشیدند تا در باورهای عامه و مباحث دانشگاهی توسعه یابد و ریشه بدواند (صفحه 80). هاتن همچون لئون پولیاکوف از «آریایی» با عنوان «افسانه» یاد می‌کند.
او به درستی تأکید کرده که اصطلاح «آريايي» برای مدتی کوتاه در سده نوزدهم کاربردی در زبان‌شناسي داشته است و به هيچ عنوان يک گونه نژادي نيست. انسان‌شناسي نژادي تحت تاثير علم ژنتيک مندل نتيجه گرفته است که هيچگونه ارتباط ضروري بين ظاهر فيزيکي ايده‌آل و ويژگي نژادي ايده‌آل وجود ندارد. در دوره رايش سوم (هیتلر) انسان‌شناسي نژادي به نفع ژنتيک انساني به حاشيه رانده شد. با اين همه، انسان‌شناسان نژادي نقش مهم و کليدي در جرائم و جنایاتی ايفا کردند که آلمان نازي علیه انسان‌های از نظر آنان «غیر آریایی» مرتکب گرديد.
چنانکه در وب‌سایت ناشر آمده است، عده‌ای از پژوهشگران و صاحب‌نظران دیدگاه خود را در باره کتاب کریستوفر هاتن بیان داشته‌اند. پیتر وینگارت (Peter Weingart) این کتاب را چشم‌انداز تازه‌ای به نژادپرستی و نازیسم می‌داند که نویسنده آن درک بسیار استادانه‌ای از ریشه‌های فکری پیچیده و تا حدی متناقض ایدئولوژی نازی و رابطه آن با علم، انسان‌شناسی نژادی و زیست‌شناسی داشته است. او گفته است که نویسنده بصورت قانع‌کننده‌تر و جزئیات جذاب‌تر جدایی ایدئولوژی از علم را نشان می‌دهد.
روی هریس (Roy Harris) گفته است که هاتن همگرایی جامعی از موضوع نازیسم همراه با جزئیات مهم و مفاهیم آگاهی‌بخش درباره کنترل سیاسی بر روی موضوعات ایدئولوژیکی را ارائه داده است. او ادامه داده است که نویسنده ابهاماتی را که حول مفاهیم آریایی و آرمان نوردیک وجود داشته، تحلیل کرده و حجم زیادی از مفاهیم مبهم را روشن کرده است.
داوبر کرلر (Dov-Ber Kerler) چنین نظر داده که این کتاب یک مطالعه عمیق و استادانه از ارتباط پیچیده بین عقاید، ایدئولوژی و سیاست است. ارتباطی که با اتکای به آن، سوسیالیسم ملی‌گرای آلمان جنایات هولناکی را علیه بشریت انجام داده است. هدف مهمی که هاتن بصورت شایسته و قابل درکی بدان دست یافته، این است که ارتباط بین نظریات نژادپرستانه و ایدئولوزی سوسیالیست ملی‌گرایانه را به اطلاع افکار عمومی رسانده است.
همچنین بنگرید به: «کتابی مهم در نادرستی فرضیه‌های نژادی آریا، سامی و ترک» و «روشنگری‌های پژوهشگران در برابر آریاگرایی و باستان‌پردازی».
گفتارهای دیگر:
  1. تکذیب‌نامه آقای اشرفیان پیرامون مصاحبه بی‌بی‌سی و ماجرای نژاد آریایی
  2. نژاد آریایی: بررسی چگونگی پیدایش و گسترش یک نظریه نژادپرستانه
  3. ماجرای نژاد آریایی: همزمانی انتشار دو خبر در ایران و هند
  4. شاهنامه فردوسی و بیت ساختگی پدر در پدر آریایی نژاد
  5. بی‌بی‌سی و نژاد آریایی
  6. جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: کشف‌نامه نژاد پاک آریایی!
  7. کتابی مهم در نادرستی فرضیه‌های نژادی آریا، سامی و ترک
  8. رنج‌های بشری 123: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی
  9. رنج‌های بشری 249: دستگاه جمجمه‌سنجی و آدمخواری آریایی
  10. رنج‌های بشری 76: فاشیسم و نژاد خالص




منبع:

پژوهش‌های ایرانی | نژاد و رایش سوم: کتابی دیگر در رد نظریه نژاد آریایی

242:

جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: کشف‌نامه نژاد پاک آریایی!

رضا مرادی غیاث آبادی جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱

چنانکه پیش از این و در گفتار «چقدر فاشیست هستیم» گفته شد، فاشیسم و برادرخوانده آن ناسیونالیسم، برای بسط قدرت و سلطه خود به نظریه خون و نژاد برتر، توسعه مفاهیم و تعلقات نژادی، و وجود سرزمین نژادی بزرگ و باشکوه در دوران باستان نیاز دارند. چنانکه به برترانگاری، تمامیت‌خواهی و تفرقه‌پراکنی میان مردم نیز نیاز دارند.
در سال‌های اخیر و در ادامه روندی که در سده گذشته تداوم داشته است، انبوهی از کتاب‌هایی که برای القای چنان موهوماتی به ذهن ساده‌اندیشان طراحی شده‌، نوشته و منتشر شده‌اند. یکی از اینها کتاب «اسطوره‌شناسی آسمان شبانه» بود که قبلاً از آن یاد کردم. تعداد اینگونه کتاب‌ها بیش از آن است که بتوان همه آنها را بررسی و معرفی کرد. ولی نقصان اساسی این کتاب‌ها در این است که اگر در گذشته‌ها، چنین آثاری با دقت و زیرکی علمی و توسط دانشمندانی در خدمت استعمار نوشته می‌شدند و تا حد زیادی طرف توجه و باور عموم قرار می‌گرفتند، اکنون شکلی از بازیگوشی و سطحی‌نگری بخود گرفته که بیشتر می‌تواند مایه سرگرمی و انبساط‌ خاطر شوند.
یکی از شاهکارهای این دسته از کتاب‌ها که اخیراً منتشر شده و نسخه‌ای از آن به لطف دوست گرامی آقای مهندس پیشوا به دستم رسید تا مطلبی در باره آن بنویسم، کتاب «جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده» نوشته آقای فرشاد فرشید راد (انتشارات سمرقند با همکاری کتابسرای بلخ، تهران، 1391) است. این کتاب را می‌توان به راستی یک «کشف‌نامه بزرگ نژاد پاک آریایی» دانست و اکنون می‌توان تاریخچه پیدایش نظریه استعماری «نژاد آریایی» را به قبل و بعد از انتشار این کتاب تقسیم کرد. چرا که تعداد و تنوع کشف‌های انجام شده در این کتاب به اندازه‌ای فراوان و گسترده است که نه فقط با نظریه نژاد آریایی، که اصولاً با تعداد کل کشف‌های بشری در همه قرون و اعصار رقابت می‌کند.
این کتاب با انگاره‌های ایدئولوژیکی ملی‌گرایانه و با تکیه بر نژادپرستی وهمی و رنگ پوست و مو و چشم نگاشته شده است. انگاره‌هایی که در سده اخیر موجبات فجیع‌ترین جنایات در قبال نسل بشر را فراهم آورد و همچنان در کشورهای عقب‌افتاده بر طبل آن کوبیده می‌شود.
مهم‌ترین اتکای نویسنده در این کتاب بر نجوم و جغرافیا است. دیوار نجوم فعلاً در سرزمین ما کوتاه است و هر کس می‌تواند مانند آقای شروین وکیلی که حتی مفهوم دایره‌البروج را نمی‌دانست و یا مثل آقای فرشید‌راد که تصور می‌کند صورت فلکی دب اکبر یکبار در سال به دور ستاره قطبی می‌گردد (صفحه 182)، دست به تألیف کتابی نجومی بزند. ایشان طرحی نیز از گردش دب اکبر به گرد ستاره قطبی کشیده‌اند که در چهار سوی آن چهار فصل سال نقش بسته است و به این نکته بسیار ساده توجه نفرموده‌اند که هر نوآموز آماتور نجوم و هر روستایی کشاورز و هر چوپان دامداری بخوبی می‌داند که دب اکبر یک بار در هر شبانه روز به دور ستاره قطبی می‌گردد و این گردش برای او به منزله یک ساعت طبیعی کیهانی است.
کتاب با مقدمه‌ای خواندنی و دلنواز و شیرین‌گفتار از آقای دکتر هوشنگ طالع آغاز می‌شود. موهوماتی که در این سه صفحه مقدمه به قلم ایشان نوشته شده، به اندازه‌ای خرافه‌پردازانه و بی‌اساس است که هر عاقلی را فوراً دیوانه و هر دیوانه‌ای را فوراً عاقل می‌کند: «استقرار ایرانیان در ایران‌ویچ (نگارش غلط «ویچ» بجای «ویج/ وئجه» در همه جای کتاب تکرار شده است) به سال 10762 پیش از میلاد مسیح بوده است (یعنی نه 10761 و نه 10763). ایران ویچ بنگاه ایرانیان بود و در پایان دوری چهارم یخبندان دوران چهارم زمین‌شناسی بر اثر پایین آمدن ناگهانی لبه یخ تا عرض 33 درجه شمالی، کیفیت زندگی را از دست می‌دهد. ایرانیان برای در امان ماندن از سرما، به زیر زمین پناه می‌برند. ایرانیان به پیشوایی جم برای این منظور دو وَر می‌سازند، یکی برای انسان‌ها و دیگری برای جانوران».
نویسنده کتاب در حدود 300 تصویر در کتاب خود آورده است که جز چند تا از آنها هیچکدام به ایران و نجوم ایرانی ربطی ندارند. در بخش‌های دیگر کتاب نیز با اینکه همه جهان را زیر سیطره آریاییان دانسته است، اما چندان اشاره‌ای به دستاوردهای واقعی و افتخارآمیز نجومی ایرانیان نشده است. و این نکته عجیب که در کتاب آقای وکیلی نیز دیده می‌شد، مجدداً این سؤال را به وجود می‌آورد که روش سکوت در قبال دستاوردهای واقعی علمی ایرانیان و قربانی کردن واقعیت‌هایی مستند از کوشش علمی پربار، درخشان و دیرین مردمان فلات ایران به پای انبوهی از مدعیات غلط و مجعول، چگونه به منظور گسترش علم و برای پاسداشت هویت تاریخی علمی ایران صورت پذیرفته است؟
نویسنده کتاب- همچون آقای وکیلی- کوشیده است تا تاریخچه‌ای قلابی برای دانش عصر هخامنشی بسازد و حتی آنرا مرکز دانش جهانی بنامد: «آنچه که معلوم است، حداقل ایران و هند در دوره‌های هخامنشی و ساسانی مرکز دانش جهان بوده‌اند» (صفحه 4). بدون اینکه حتی برای یکبار به نمونه‌ای از یک شاهد تاریخی اشاره کند و نشان دهد که این واقعیت از کجا «معلوم» شده است.
نویسنده همچون آقای وکیلی بر این ادعا سخن رانده که دانشمندان یونانی در اصل یونانی نبودند، بلکه فقط در آنجا «جمع» شده بودند و ضمناً «اجازه بزرگ‌تر کردن جهان را نداشتند تا اسکندر همچنان جهان‌گشا بماند» (صفحه 3). اما سندی عرضه نکرده تا خواننده بداند کی و در کجا چنین اجازه‌ای از آنان سلب شده بوده است.
در ادامه فقط به ذکر نمونه‌هایی از کشفیات ایشان می‌پردازم و از بحث در باره آنها خودداری می‌کنم. چرا که مهمل بودن و نژادپرستانه بودن آنها آشکارتر از آن است که نیازی به بحث و نقد و رد داشته باشد:
در صفحه 18 کشف شده که «نشان شیر و خورشید از روزگاران بسیار کهن در این سرزمین نشان کشور ایران بوده است» و در صفحه 19 نقشه‌ای رسم شده تا ادعا شود از غرب آفریقا در ساحل اقیانوس اطلس تا میانه هندوستان قلمرو این شیر ایرانی و به تبع، کشور ایران است.
در صفحه 20 کشف شده آریاییان/ ایرانیان اهل نقشه‌کشی و نقشه‌برداری بوده‌اند. دلیل آن نیز این است که جزء «کش» در کلمه «کشور» معنای «کشیدن» می‌دهد.
در صفحه 25 کشف شده که معادل غربی واژه ریاضیات از واژه یونانی Mathematike گرفته شده که آن نیز از Mathema گرفته شده و این ماتما همان واژه ایرانی مزدا است که معنای دانا و آگاه را می‌دهد.
در صفحه 30 کشف شده که دانش آریاییان/ ایرانیان باستان بسیار دقیق بوده است و دو نیمه شمالی کره زمین از غرب آمریکا تا شرق آسیا را به صورت علمی ترسیم کرده بودند. اما ایشان نمونه‌ای از چنین ترسیمی یا شاهدی تاریخی یا توصیفی از آنرا عرضه نکرده‌اند و فرموده‌اند این متون از بین رفته‌اند. حضرت آقای طالع نیز در مقدمه گران‌سنگ خود فرموده‌اند «چپاول بی‌فرهنگان و بی‌خردان» اینها را از بین برده است. حال با این از بین رفتن‌ها، نویسنده محترم از کجا جزئیات آنرا به دقت دانسته است، توضیحی اصدار نفرموده‌اند.
در صفحه 30 به نکته مهمی اشاره شده است: «علم و دانش روز به روز پیشرفت می‌کند».
در صفحه 36 و اغلب صفحات دیگر، مهم‌ترین کشف نویسنده بروز یافته و آن اینکه ایران‌ویچ یا خاستگاه اصلی آریاییان در قطب شمال بوده است.
در صفحه 38 کشف شده که کتاب هندی سیدهانتا «کهن‌ترین دستنویس ستاره‌شناسی آریایی» بوده است. دلیلی برای این کشف عرضه نشده است. چنانکه برای هیچ کشف دیگری دلیلی عرضه نشده است.
در صفحه 38 کشف شده که در دوران باستان، نیمروز دیگری (یعنی نصف‌النهار مبدأ) در مکزیک وجود داشته که درست 180 درجه با نیمروز اول که در سیستان است، فاصله دارد. این نصف‌النهار از لس‌آنجلس (لابد از محله تهرانجلس) می‌گذشته و وارد خاک آریایی‌نشین مکزیک می‌شده است. با توجه به اینکه نصف‌النهاری که از لس آنجلس می‌گذرد، وارد اقیانوس آرام می‌شود و کاری با مکزیک ندارد، نویسنده توضیح نداده که آیا مکزیک در دوران باستان اینطرف‌تر بوده یا لس‌آنجلس آنطرف‌تر؟ و یا اینکه آن نقب زیرزمینی دکتر طالع از زیر بدان می‌رسیده است؟
در صفحه 40 و 41 کشف شده که منظور از اپاختر در متون ایرانی همین نصف‌النهاری است که از لس‌آنجلس می‌گذشته است و در زمان خلفای عباسی معنی شمال به خود می‌گیرد.
در صفحه 43 کشف شده که همه این کشفیات قبلاً در متن پهلوی بندهش کشف شده بوده‌اند و دیاگرام آنها نیز رسم شده بوده‌اند. اما نویسنده محترم نفرموده‌اند که این فرمایشات و ترسیمات در کجای کتاب بندهش رسم شده و اصولاً «دیاگرام» چه ربطی به نقشه جغرافیایی دارد؟
در صفحه 43 کشف شده که تمام قاره‌ها و خشکی‌های جهان که تا 500 سال پیش ناشناخته بودند، در همین کتاب بندهش رسم شده‌اند. از آنجا که ایشان به تأکید فرموده‌اند که پس «ملاحظه کردید دانش جغرافیای آریایی را» باید عرض کنم که خیر متأسفانه ملاحظه نکردم، چرا که گفته نشد در کجای آن کتاب مستطاب بندهش چنین مطالبی و چنان «دیاگرامی» آمده است.
در صفحه 152 ادعا شده که به موجب اوستا، کیومرث ناف ممالک آریایی و نژاد ممالک آریایی بوده است. چنین سخنی در هیچ جایی از اوستا نیامده و همچون بسیاری از ادعاهای دیگر جعل اسناد تاریخی است.
در صفحه 45 کشف شده که فرودینگان در روز اول فروردین بوده است، اما برای آن سندی عرضه نشده است.
در صفحه 51 و در کشفی نژادگرایانه ادعا شده بر طبق متون کهن جهانیان، در ایرانویچ مردمانی خردمند و زنان و مردان زیبای سفیدپوست با موهای طلایی وجود داشتند که در دانش به کمال رسیده بودند. اما ایشان هیچ یادی از نام و مشخصات آن «متون کهن مردمان جهان» و نیز چگونگی دانش و کمال ایشان نکرده‌اند. و نیز فرموده‌اند این مردمان ساکن ایرانویچ تمام ثروت جهان را در کشور خود جمع کرده بودند و ساختمان‌های شهر با طلا و جواهر ساخته شده بودند. ایشان البته در ضمن این قصه زیبای سیندرلا نفرموده‌اند که آیا این آریاییان شریف و نجیب «تمام ثروت جهان» را با چپاول و غارت در کشور خود جمع کرده بودند و یا اینکه دیگر مردمان پست‌نژاد جهان همه دارایی خود را دو دستی تقدیم این نژاد برتر مو بور آریایی کرده بودند؟ و نیز نفرموده‌اند که ایرانیان فعلی که اکثریت قریب به اتفاق آنان موی طلایی ندارند، جزو کدام نژاد پست هستند؟
در صفحه 153 به موجب استناد به منبع مجعولی به نام «روایات حکمای چینی» کشف شده که در چین جزیره‌ای وجود داشته که محل سکنای انسان‌های سفیدپوست با چشمان آبی و موهای زیبا بوده است. این انسان‌های زیبا از آسمان فرود آمده بودند و هنر تمدن را به انسان‌های بومی یاد داده بودند. سپس اضافه فرموده‌اند که علوم زمین‌شناسی این موضوع را تأیید کرده است.
در صفحه 73 کشف شده که آریاییان/ ایرانیان کاشف واقعی قطب شمال و قطب جنوب بوده‌اند. البته گفته نشده که اگر خاستگاه ایرانیان و سرزمین آنان در قطب شمال بوده، چه نیازی بوده تا دوباره آنرا کشف کنند؟ و نیز گفته نشده که چه دلیل و شاهدی برای کشف قطب جنوب در دست است؟
در صفحه 89 کشف شده که تصویر خورشید مشهور بابلی در اصل نقشه قطب شمال و سرزمین آریاییان است که که توسط سومریان رسم شده است.
در صفحه 90 کشف شده که نقش یک علامت بعلاوه (+) بر روی ظرف باستانی اروپایی نشان دهنده سرزمین آریاییان یا همان ایرانویچ است.
در صفحه 101 به بعد ادعا شده که نقشه‌های جغرافیایی دقیق و اسرارآمیزی که در قرون وسطی در اروپا کشف شدند، متعلق به آریاییان بوده است. و ضمناً پروفسور آلبرت انیشتن نیز آنها را تأیید کرده است. (بیچاره انیشتن خبر ندارد که عده‌ای از ایرانیان چگونه او را ملعبه دروغ‌پردازی‌های خود کرده‌اند. از قصه‌های ساختگی و قلابی منسوب شده به دکتر محمود حسابی تا ده‌ها قصه عوام‌فریبانه دیگر).
در صفحه 104 کشف شده که دریانورد و نقشه‌بردار مشهور عثمانی یعنی پیری رئیس، ایرانی بوده است و هر چه نقشه که طراحی و ترسیم کرده، ملک طلق آریاییان است. البته بدین نکته نیز توجه نشده که بسیاری از نقشه‌های منتسب به پیری رئیس قلابی هستند و ساخت کارخانه جعل‌کاری ترکیه.
در صفحه 122 کشف شده که مردمان باستانی کشور پرو در آمریکای جنوبی ایرانی بوده‌اند. چرا که نام آنان «ویراکوچا» بوده و وسط این کلمه یک آوای «ایرا» وجود دارد.
در صفحه 133 کشف شده که مردمان باستانی بولیوی در آمریکای جنوبی ایرانی و آریایی بوده‌اند. چرا که نام آنان «آرائوکا» و «ایراکوچا» بوده و اول این کلمه یک آوای «ایر» وجود دارد. در این صفحه همچنین کشف شده سرخپوستان ونزوئلا به یک غول سفیدپوست مو طلایی اعتقاد دارند و چنین عقیده‌ای در زیمبابوه آفریقا هم شناسایی شده است.
در همین صفحه کشف شده که نام اینکایی «تایتی کاکا» همان نام رود «دایتیا» اوستایی است و شهر «کوزکو» نیز همان ایرانویچ است. چون معنای ناف جهان را می‌دهد.
در صفحه 267 کشف شده که نام کوه و شهر انادیر در آمریکای لاتین و نیز نام کوه و رود و شهر دارین در کشور پاناما از نام دارین (دارا/ داریوش) گرفته شده و منسوب به حکومت ایرانی است. چنانکه به فرمایش ایشان، نام‌های کوبا و باکو هم برگفته از همین دارین هستند.
در صفحه 266 کشف شده که کوروش اولین کسی بود که از رود تیگره گذشت. و ضمناً امروزه در ونزوئلا برج و بارویی به اسم تیگره و رودی به اسم تیگریتو وجود دارد.
در صفحه 141 به بعد کشف شده که قاره آتلانتیس/ آتلانتیک همان سرزمین آریایی ایرانویچ بوده است.
در صفحه 148 نیز کشف شده که ساکنان آتلانتیک یا همان خاستگاه آریاییان، همچون تولتک‌های باستانی به دانش ساخت موتورهای جت و ماشین‌های پرنده دست یافته بودند.
در صفحه 166 کشف شده که یک مرد قد بلند و سفیدپوست موجب آشنایی سرخ‌پوستان آمریکای جنوب با تمدن شد.
در همین صفحه کشف شده که یک کیهان‌نورد با لباس فضایی و با سفینه خود بر روی زمین فرود آمده و به مردم زمینی کشاورزی و شهرسازی و خط میخی آموزانده است.
در صفحه 148 کشف شده که مایاها اعتقاد دارند مردی سفیدپوست در هزاران سال قبل به سرزمین آنان آمده و بر آنان حکومت کرده است.
در صفحه 159 تصویری از یک ماکت هواپیما که متعلق به مایاهای آریایی بوده، آمده است و ادعا شده در آزمایشات (کدام آزمایش‌ها؟) معلوم گردیده این هواپیما قابلیت پرواز دارد.
در صفحه 160 تصویر تعدادی اشیاء و قطعات فلزی آمده و گفته شده با دقت سه هزارم میلیمتر ساخته شده‌اند. سپس فرموده‌اند که دانشمندان (کدام دانشمندان؟) قدمت این قطعات را 318000 سال پیش می‌دانند.
در صفحه 157 و 166 به بعد گفته شده دانشمندان نمی‌توانند پاسخ معماهای باستانی را بدهند چون فقط در یک رشته تخصص دارند و باستان‌شناسان بر مبنای کاسه و کوزه تمدن بشری را ده هزار سال می‌دانند. اما ما (یعنی نویسنده کتاب) از شواهد زیست‌شناسی، نجومی، زمین‌شناسی، جغرافیایی و تاریخ کمک می‌گیریم و تمدن بشر را ده‌ها هزار سال دیگر به عقب می‌بریم.
در صفحه 169 کشف شده که بهشت یهودیان همان ایرانویچ آریاییان است.
در همین صفحه کشف شده که آنچه قرن‌هاست فکر دانشمندان جهان را مشغول کرده، حاکی از بی‌خردی آنان است.
از صفحه 172 به بعد کشف شده که بومیان آفریقا، بومیان آمریکا، اسکاتلند، ارمنستان، دانمارک، فنلاند و بسیاری جاهای دیگر آریایی بوده‌اند. چرا که در آثار هنری آنان نشان صلیب شکسته (آرم بعدی نازی‌ها) پیدا شده و در نتیجه آریایی بوده‌اند.
در صفحه 187 کشف شده که خط سیر آریاییان در زمان مهاجرت بر روی خط نیمروز بوده است (لابد به ستون یک و از جلو نظام)؛ و اینها وقتی به مرکز جهان رسیدند، از آنجا به همه جا پخش شدند.
در صفحه 188 کشف شده که نشان چلیپا یا صلیب شکسته، پلان سرزمین مرکزی جهان یا همان ایرانویچ آریاییان است.
در صفحه 199 کشف شده که ایرانیان باستان یک رصدخانه در قطب شمال ساخته بودند. در صفحه 321 نیز این کشف چنین تکمیل شده که این آریاییان ساکن ایرانویچ اولین منجمین جهان بودند و دایره‌البروج را شناخته بودند و صورت‌های فلکی آنرا رصد می‌کردند. اما جناب ایشان گویا توجه نفرموده‌اند که در عرض جغرافیایی نود درجه، اصلاً برج های فلکی به درستی دیده نمی‌شوند و قابل تشخیص و رصد نیستند.
ایشان در صفحه 323 نقشه‌ای ترسیم کرده‌اند که برج‌های دوازده‌گانه چنین و چنان به دور ستاره آلفای دب اصغر می‌چرخیده‌اند. در حالیکه در زمان مورد نظر ایشان اصولاً چنین ستاره‌ای که اکنون قطب شمال سماوی است، در چنین راستایی وجود نداشته است.
در صفحه 321 کشف شده که گنگ دژ همان رصدخانه ایرانی در قطب شمال بوده است.
در صفحه 210 کشف شده که در شهرسوخته آپارتمان‌سازی وجود داشته و آپارتمان‌سازی بعدی اینکاها شبیه آنها است.
در صفحه 213 به بعد مطابقت قبیله سرخپوست زونی در آمریکا با مردم سیستان کشف شده است. به این دلیل بسیار مهم که مردان هر دو جا دستار به سر می‌بندند و زنان هر دو جا کوزه بر سر می‌نهند.
در صفحه 263 سخن از این کشف مهم رفته است که آمریکاییان همان پارسیان هخامنشی هستند که بعد از شکست از اسکندر به آمریکا رفتند.
در صفحه 271 کشف شده که داستان جزیره خضراء از علامه محمد باقر مجلسی دلالت بر شناسایی قاره آمریکا و مهاجرت شیعیان بدانجا می‌کند. که رفتند و اذان دادند و برای تعجیل فرج امام زمان دعا کردند.
در کتاب ایشان مکرراً سخنانی از نژادپرستان آریایی‌گرای غربی (همچون هلنا بلاواتسکی) و نیز سخنانی از حقه‌بازانی همچون اریک فون دانیکن نقل شده و بدان استناد شده است. ترکیبی حیرت‌آور از همجوشی نژادپرستی، شبه‌علم، عوام‌فریبی و خیال‌پردازی‌های آریایی‌گرایانه.
آنچه نوشته شد، محصول تورقی گذرا در این کتاب بود. ما تا زمانی که چنین دوستان و عاشقان سینه‌چاکی داشته باشیم، نیازی به دشمن نداریم. اگر تا ده‌ها سال پیش نظریه‌هایی به ظاهر دانشی برای توجیه نژاد آریایی و انگاره‌های ناسیونالیسیتی تمامیت‌خواهانه وضع می‌شد، اکنون با انتشار چنین کتاب‌هایی می‌توان گفت که ناسیونالیسم نژادپرست آریایی با همه موهومات متعلق به آن به نهایت ابتذال و لودگی رسیده و پایان عمر خود را نوید می‌دهد.
همچنین بنگرید به: «جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: پاسخی بر پاسخ».
گفتارهای دیگر:
  1. جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: پاسخی بر پاسخ
  2. تکذیب‌نامه آقای اشرفیان پیرامون مصاحبه بی‌بی‌سی و ماجرای نژاد آریایی
  3. نژاد و رایش سوم: کتابی دیگر در رد نظریه نژاد آریایی
  4. مهرداد ملکزاده و ماهنامه سرزمین من: جعل اصطلاح آریایی در درخت زبان‌ها
  5. رنج‌های بشری 123: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی
  6. ماجرای نژاد آریایی: همزمانی انتشار دو خبر در ایران و هند
  7. بی‌بی‌سی و نژاد آریایی
  8. شاهنامه فردوسی و بیت ساختگی پدر در پدر آریایی نژاد
  9. نژاد آریایی: بررسی چگونگی پیدایش و گسترش یک نظریه نژادپرستانه
  10. رنج‌های بشری 4: نوروز ایرانی و نه آریایی


منبع:


پژوهش‌های ایرانی | جغرافیای کهن و سرزمین های گمشده: کشف نامه نژاد پاک آریایی!

243:

داریوش بزرگ یا داریوش خونخوار...(مثال هایی از استبداد شرقی)
تحریر بابلی کتیبه داریوش در بیستون

رضا مرادی غیاث آبادی پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۱

کتیبه داریوش در بیستون به سه زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی نگاشته شده و رونویس‌های دیگری از آن به زبان آرامی در بابل و مصر پیدا شده است. این کتیبه سه‌زبانه که به فرمان داریوش یکم (بزرگ) هخامنشی نوشته شده، در بردارنده شرح قیام‌هایی است که در سال نخست پادشاهی او در سرزمین‌های تابعه حکومت هخامنشی رخ داده و داریوش آنها را سرکوب کرده است.
تحریر بابلی کتیبه بیستون- از دید ناظر- در سمت چپ سنگ‌نگاره و بر دو طرف صخره‌ای به عرض متوسط 3.8 متر و ارتفاع متوسط 3.5 متر در ۱۱۲ سطر نوشته شده و ترجمه بندهای ۱ تا ۶۹ از مجموع 76 بند تحریر فارسی باستان (از ابتدا تا پایان بند نوزدهم از ستون چهارم) را در بر می‌گیرد. یک بند پایانی ستون چهارم و نیز تمامی شش بند ستون پنجم تحریر فارسی باستان فاقد تحریر بابلی هستند.
تحریر بابلی این کتیبه در قیاس با تحریرهای فارسی باستان و عیلامی، در برخی موارد دارای جزئیات بیشتری است و برای مثال، آمار کشته‌شدگان و اسیران هر سرکوب در آن ثبت شده است. این آمار در نسخه‌های آرامی نیز دیده شده است.
به موجب این کتیبه، داریوش در سال نخست پادشاهی خود چندین قیام داخلی علیه حاکمیت هخامنشیان (و نه حمله خارجی) را با کشتن 38.000 تن از مادها (در دو نوبت) 55.00 تن از مروزیان، 50.000 تن از پارسیان (در چهار نوبت) و بسیاری مردمان دیگر، سرکوب کرده و در مجموع حدود ۱۲۰٫۰۰۰ نفر را کشته، ۲۸٫۰۰۰ نفر را به اسارت گرفته، گوش و بینی و زبان عده‌ای را بریده و چشمشان را از حدقه در آورده، تیر در ماتحت آنان فرو کرده و یا آنان را مطابق با شکنجه‌های داریوشی بر روی تیرهای تیز نشانده است. داریوش مکرراً تکرار می‌کند که: «ما همه آنان را کشتیم و هیچکس را زنده نگذاشتیم». چنین حجم عظیمی از کشتارها نشان‌دهنده اینست که قیام‌هایی که برای رهایی از سلطه هخامنشیان بر پا شده بود، شکل جنبش‌های گسترده مردمی به خود گرفته بوده‌اند و می‌توان اعمال داریوش را مصداقی از نسل‌کشی برای بقای حاکمیت دانست.

ترجمه‌ای که نگارنده از این تحریر به دست می‌دهد، بر اساس ترجمه انگلیسی «کینگ و تامپسون» و با مقایسه با داده‌های جدیدتر «پی‌یر لوکوک» و «م. آ. داندامایف» انجام پذیرفته است (بنگرید به فهرست منابع).
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
کتیبه و سنگ‌نگاره داریوش در بیستون و محل تحریر بابلی آن، عکس از غیاث‌آبادی، 1376.
ترجمه فارسی تحریر بابلی کتیبه داریوش در بیستون

بند ۱) من «داریاموش‌« (داریوش)، شاه، پسر «اوشْتاسْپَه» (ویشتاسپ)، «اَهَمَنیش» (هخامنشی)، شاه شاهان، پارسی، شاه «پَرسو» (پارس).
بند ۲) داریوش‌شاه گوید: پدر من اوشتاسپه، پدر اوشتاسپه «اَرشام»، پدر اَرشـام «اَریَه‌رَمـنَـه»، پدر اریه‌رمنه «چِش‌پِش»، پدر چش‌پش «اَهَمنیش» است.
بند ۳) داریوش‌شاه گوید: ما دودمان خود را هخامنشی می‌نامیم. ما از دیرباز از بزرگان بوده‌ایم. از دیرباز دودمان ما شاه شاهان بوده‌اند.
بند ۴) داریوش‌شاه گوید: هشت تن از دودمان ما پیش از من شاه بودند. من نهمین آنها هستم. نُه شاه از دودمانی جاودان.
بند ۵) داریوش‌شاه گوید: من با حمایت «اورَمازدَه» (اهورامزدا) شاه هستم. اهورامزدا شاهی را به من داد.
بند ۶) داریوش‌شاه گوید: اینست سرزمین‌هایی که به بخشایش اهورامزدا مطیع من هستند و من در این سرزمین‌ها شاه هستم: «پَرسو» (پارس)، «عِلَمَت/ اِلَمَت» (خوزیه/ عیلام)، «بابیلیم» (بابل)، «آشور»، «عَرَبی/ اَرَبی» (عربیه)، «میصیر» (مصر)، «دریانشینان»، «سَپَردو» (سارد/ لیـدی)، «یَمَنو» (ایونیه/ یونان)، «اومانمَندَه» (ماد)، «اوراشتو» (اورارتو/ ارمنیه)، «کَتپَتوکَه» (کاپادوکیه)، «پَرتو» (پارت)، «زَرَنگَه» (زَرَنگ/ سیستان)، «اَرییمو» (هرات/ آریان)، «هومَریزمَه» (خوارزم)، «بَهتَر» (بلخ/ باکتریا)، «سوگدو» (سُغد)، «پَروپَرَاِسَنَه» (نام دیگری برای قندهار)، «گیمیری» (سکا)، «سَتَگوئو» (شاید هفت‌رود/ پنجاب)، «اَروهَتی» (آراخوزی/ رُخَـج/ شاید ناحیة علیای رود هیرمند)، «مَک» (مَکا/ مُـکران/ جنوب بلوچستان). روی هم ۲۳ سرزمین.
بند ۷) داریوش‌شاه گوید: اینست سرزمین‌هایی که خود را پیرو من می‌خوانند. بخواست اهورامزدا به فرمان من هستند و خراج می‌دهند. آنچه آنان را گفتم، چه در شب و چه در روز انجامش دادند.
بند ۸) داریوش‌شاه گوید: در این سرزمین‌ها هر آن مردی که شایسته بود، او را پاداش دادم و هر آن کس که پیمان‌شکن بود؛ او را سخت گوشمال کردم. بخواست اهورامزدا، قانون خود را در این سرزمین‌ها جاری کردم. همانگونه که به آنان گفتم، همانگونه انجام دادند. چه شب و چه روز.
بند ۹) داریوش‌شاه گوید: اهورامزدا این شاهی را به من داد. اهورامزدا مرا یاری داد تا این پادشاهی را استوار سازم. بخواست اهورامزدا این پادشاهی را گرفتم.
بند ۱۰) داریوش‌شاه گوید: این است آن کارهایی که پس از آنکه به یاری اهورامزدا شاه شدم، به انجام رساندم: پسر «کورَش» (کورُش)، شاه پارس، شاه سرزمین‌ها، به نام «کَمبوزیَه» (کمبوجیه) از دودمان ما در اینجا شاه بود. این کمبوجیه برادری داشت به نام «بَرزیَه» (بَردیا) که با کمبوجیه از یک مادر و از یک پدر بودند. آنگاه کمبوجیه این بردیا را کشت. هنگامی‌که کمبوجیه بردیا را کشت؛ مردم نمی‌دانستند که بردیا کشته شده است. سپس کمبوجیه به مصر رفت. هنگامی که کمبوجیه با سپاه خود رهسپار مصر شد؛ مردمان به بدکرداری گراییدند و در سرزمین‌ها، در پارس، در ماد، در بابل، و در دیگر سرزمین‌ها دروغ فراوان شد. (منظور از دروغ و بدکرداری، قیام‌ علیه حکومت هخامنشی است).
بند ۱۱) آنگاه «گومَتو» (گَئومات) مُغ از سرزمین ماد در «پیشیحومَدو» (پَئیشی‌یا اووادا) و کوهی بنام «اَرَکَدری» شورش کرد. آنگاه که او شورش کرد، ۱۴ روز از ماه «آدارو» (وی‌یَخنَه) گذشته بود. او به سپاه/ مردم؟ به دروغ می‌گفت که من بردیا پسر کورش برادر کمبوجیه هستم. سپس همة سپاهیان یاغی شدند و از کمبوجیه به سوی او رفتند. هم پارس، هم ماد و هم دیگر سرزمین‌ها. او شاهی را برای خود ربود. آنگاه که او شاهی را به دست گرفت، ۹ روز از ماه «دُئوزو» (گَـرمَـپَدَه) گذشته بود. پس از آن کمبوجیه به مرگِ خودش درگذشت.
بند ۱۲) داریوش‌شاه گوید: این پادشاهی که مُغ گَئومات از کمبوجیه گرفت، از ابتدا از آن ما و دودمان ما بود. مُغ گَئومات، پادشاهی پارس، ماد، بابل و دیگر سرزمین‌ها را از آن خود کرد. او شاه شد.
بند ۱۳) داریوش‌شاه گوید: هیچ مردی، نه پارسی، نه مادی، نه بابلی، نه هیچکس در سرزمین‌ها، و نه کسی از دودمان ما نبود که شاهی را از دست مُغ گَئومات بازپس گیرد. مردم از او بسیار می‌ترسیدند چرا که او کسانی که بردیا را از پیش می‌شناختند، می‌کشت. از آن روی مردم را می‌کشت که هیچکس نداند من بردیا پسر کورش نیستم. هیچکس در امان نبود، هیچکس حرفی نمی‌زد. تا اینکه من سر رسیدم. آنگاه من از اهورامزدا یاری خواستم. اهورامزدا مرا یاری داد. با حمایت اهورامزدا و در آن هنگام که ۱۰ روز از ماه «تَشریتو» (باگَیادَئیش/ باگَیادی/ بَغَیادی) گذشته بود، من با چند تن از بزرگان، مُغ گَئومات و بزرگان همراه او را کشتم. در شهر «سیکَموبَتیع» در ناحیة «نیسَئَه» (نسا) در ماد. در آنجا او را کشتم. شاهی را از او پس گرفتم. بخواست اهورامزدا من شاه شدم. اهورامزدا پادشاهی را به من داد.
بند ۱۴) داریوش‌شاه گوید: پادشاهی‌ای را که از دودمان ما گرفته شده بود؛ دگر باره بر پای کردم. چنان در جایش استوار نمودم که پیش از این بود. آیین‌‌ها/ معابد خدایان را که مُغ گَئومات از میان برده بود، برقرار کردم. من رمه‌های بزرگ و چارپایان کوچک و کارگران زمین/ برده‌هایی را که مُغ گَئومات از سپاه/ مردم گرفته بود، به آنان بازگرداندم. من سپاه/ مردم را در جایشان استوار نمودم. هم پارس، هم ماد و هم دیگر سرزمین‌ها را. من آنچه را که به تاراج رفته بود؛ به همانگونه که پیش از آن بود، باز پس گرداندم. این کاری بود که من بخواست اهورامزدا انجام دادم. من کوشیدم که خانه/ کاخ/ دودمان خود را در جای خود استوار نمایم؛ همانگونه که پیش از این بود. من بخواست اهورامزدا، چنان کوشیدم تا توانستم نگذارم مُغ گَئومات خانه/ کاخ/ دودمان ما را تباه کند.
بند ۱۵) داریوش‌شاه گوید: اینست آنچه که پس از شاهی انجام دادم، چنانکه پیش از من بود.
بند ۱۶) داریوش‌شاه گوید: پس از آنکه من مُغ گَئومات را کشتم؛ مردی به نام «اَشینَه» (آثرینَه) پسر «اوپَدَرمَه»، یک عیلامی، در خوزیه/ عیلام شورش کرد. او به مردم می‌گفت: من در خوزیه شاه هستم. سپس خوزیان عیله من شورشی شدند و به سوی آثرینَه رفتند. او در خوزیه شاه شد. همچنین مردی بابلی به نام «نیدینتوئیلوبِل» (نَدیتَبَئیرَه/ نیدینتوبِل) پسر «کینزِر» در بابل شورش کرد. او مردم را چنین می‌فریفت که من «نَبوکودوری‌اوصور» (نَبوکُدرَچَرَه/ نَبوکَد‌نَصَر/ بخت‌النصر پسر «نَبونَئید» (نَبونَئیتَه/ نَبونید) شاه بابل هستم. سپس همة مردم بابل به سوی او رفتند. بابل نافرمان شد و او پادشاهی را در بابل به دست گرفت.
بند ۱۷) داریوش‌شاه گوید: سپس من به پیکی به خوزیه فرستادم. آثْرینَه بسته‌ به نزد من آورده شد. من او را کشتم.
بند ۱۸) داریوش‌شاه گوید: آنگاه من به سوی نَدیتَبَئیرَه که خود را نَبوکَد‌نَصَـر می‌خواند؛ به بابل رهسپار شدم. سپاه نَدیتَبَئیرَه در ساحل «دیقلَت» (تیگْرَه/ دجله) بود. در سراسر دجله انبوه شده بودند. آنگاه من سپاهیان را با اسب‌ها و شتران سوار بر قایق‌هایی از مَشک‌های باد شده کردم و از دجله گذشتیم. در آنجا سپاه نَدیتَبَئیرَه را شکست دادم. آنگاه که نبرد کردیم، ۲۶ روز از ماه «کِسلیمو» (آثْری‌یادی‌یَه) گذشته بود. ما همه آنان را کشتیم و هیچکس را زنده نگذاشتیم.
بند ۱۹) داریوش‌شاه گوید: آنگاه من رهسپار بابل شدم. هنوز به بابل نرسیده بودم که نَدیتَبَئیرَه که خود را نَبوکَد‌نَصَر شاه بابل می‌نامید، با سپاه خود به شهر «زَزَنو» (زازانَـه) در نزدیکی «پورَتو» (اوفْراتو/ فرات) رسید تا با من نبرد کند. پس ما نبرد کردیم. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا من سپاه نَدیتَبَئیرَه را سخت شکست دادم. آنان به سوی رودخانه گریختند و رودخانه آنان را با خود برد. ما در روز ۲ از ماه «تِبِتو» (اَنامَکَه) نبرد کردیم. ما همه آنان را کشتیم و هیچکس را زنده نگذاشتیم.
بند 20) داریوش‌شاه گوید: پس از این نَدیتَبَئیرَه با چند تن از سربازانش بر پشت اسب گریخت و به بابل رفت. آنگاه من به یاری اهورامزدا به بابل رفتم. بخواست اهورامزدا هم بابل را گرفتم و هم نَدیتَبَئیرَه را. پس از آن، تیر در ماتحت نَدیتَبَئیرَه و بزرگان همراه او کردم. من همه آن 49 نفر را کشتم. این کاری است که در بابل کردم.
بند 21) داریوش‌شاه گوید: آنگاه که من در بابل بودم؛ این سرزمین‌ها بر من شورشی شدند: پارس، خوزیه، ماد، آشور، مصر، پارت، «مَرگوع» (مَرگوش/ مرو)، ثَتَگوش و سکا.
بند 22) داریوش‌شاه گوید: مردی به نام «مَرتی‌یَه» پسر «شینشَهریش» (چِچِخْرائیش) از شهر «کوگونَکَه» (کوگَنَکا) در پارس بود. او در خوزیه شورش کرد و به مردم می‌گفت که من «ایمَنیشو» (ایمَنیش) شاه خوزیه هستم.
بند 23) آن هنگام من در نزدیکی خوزیه بودم. خوزیان از من ترسیدند. آن مَرتی‌یَه را که سر دستة آنان بود؛ گرفتند و من او را به دست خودم کشتم.
بند 24) داریوش‌شاه گوید: مردی مادی به نام «پَرومَرتیش» (فْرَوَرتیش) در ماد برخاست و به مردم به دروغ گفت که من «هَشَتریتی» (خْشَثریتَه) از دودمان «اومَکوئیشتَر» (اووَخْشْتْرَه/ هُوَخشَتَرَه) هستم. سپس سپاهیان مادی که در تختگاه بودند، بر من شوریدند و به سوی فْرَوَرتیش رفتند. او در ماد شاه شد.
بند 25) سپاه پارسی و مادیِ زیر فرمان من، کم‌شمار بود. پس از آن من سپاهی به سرزمین ماد فرستادم. فرماندهی آنان را به یک نفر پارسیِ پیرو من به نام «اومیدَرنَع» (ویدَرنَه) سپردم. به آنان گفتم بروید و سپاه ماد را که خود را از من نمی‌داند، در هم بشکنید. آنگاه ویدرنه با سپاهیانش رهسپار سرزمین ماد شدند. هنگامی که به ماد رسید؛ در شهری به نام «مَروع» (ماروش) در ماد، با مادان نبرد کرد. آن کسی که سرکردة مادان بود، در آن زمان در آنجا نبود. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشیان را در هم شکست. آنگاه که این نبرد آغاز گردید، ۲۷ روز از ماه «تِبِتو» (اَنامَکَه) گذشته بود. آنان 3827 نفر (در نسخه آرامی: 5827 نفر) را کشتند و 4329 نفر را زنده اسیر کردند. پس از این، ویدرنه دست به نبرد دیگری در سرزمین ماد نزد. سپس سپاه من در سرزمینی به نام «هَمبَنو» (کَپَدَه/ کَمپَندَه) در ماد، برای من درنگ کردند تا که من به ماد رسیدم.
بند 26) داریوش‌شاه گوید: یک ارمنیِ پیرو من به نام «دَدَرشو» (دادَرشیش/ دادَرشی) را به ارمنیه فرستادم و او را چنین گفتم که برو و سپاه شورشیانی که خود را از من نمی‌دانند، درهم شکن. پس از آن دادَرشی رهسپار شد. آنگاه که او به ارمنیه رسید؛ شورشیان گرد آمدند تا برای نبرد با دادَرشی پیش آیند. در دهی به نام «زوزَو» (زوزَهیَه/ زوزَه) در ارمنیه نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشیان را شکست داد. آنگاه که نبرد درگرفت، ۸ روز از ماه «اَیارو» (ثورَواهَرَه) گذشته بود. (ادامه در نسخه آرامی: 827 نفر را کشتند و . . . نفر را زنده اسیر کردند).
بند 27) شورشیان برای نبردی دیگر گرد آمدند تا رهسپار نبرد با دادَرشی شوند. آنان در دژ «تیگرَه» در ارمنیه نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشیان را درهم شکست. آنگاه که این نبرد آغاز شد، ۱۸ روز از ماه اَیارو (ثورَواهَرَه) گذشته بود. 546 نفر (در نسخه آرامی: 5046 نفر) از آنان را کشتند و 520 نفر را زنده اسیر کردند.
بند 28) شورشیان برای یک نبر دیگر گرد آمدند تا رهسپار نبرد با دادَرشی شوند. آنان در دژ «هویَوْ» (اویَما) در ارمنیه نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشیان را درهم شکست. آنگاه که این نبرد آغاز شد، ۹ روز از ماه «سیمانو» (ثائیگَرچیش/ ثایگَرچی) گذشته بود. 472 نفر از آنان را کشتند و . . . نفر را زنده اسیر کردند. پس از این دادَرشی کار دیگری نکرد و برای من درنگ کرد تا اینکه من به ماد رسیدم.
بند 29) داریوش‌شاه گوید: سپس یک پارسیِ پیرو من به نام «اومیسی» (وَئومیسَه/ وَهومیسَه) را به ارمنیه فرستادم و او را چنین گفتم که برو و سپاه شورشیانی که خود را از من نمی‌دانند، درهم شکن. پس از آن وَئومیسَه رهسپار شد. آنگاه که او به ارمنیه رسید، شورشیان گرد آمدند تا برای نبرد با وَئومیسَه پیش آیند. در سرزمینی به نام «ایزَلا» نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشیان را شکست داد. آنگاه که نبرد درگرفت، ۱۵ روز از ماه تِبِتو (اَنامَکَه) گذشته بود. 2034 نفر از آنان را کشتند.
بند 30) برای دومین بار شورشیان گرد آمدند تا رهسپار نبرد با وَئومیسَه شوند. آنان در سرزمین «اوتیاری» (اَئوتی‌یارَه) در ارمنیه نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشیان را نابود کرد. آنگاه که این نبرد آغاز شد، ماه اَیارو (ثورَواهَرَه) رو به پایان بود. 2045 نفر از آنان را کشتند و 1558 نفر را زنده اسیر کردند. پس از این وَئومیسَه نبرد دیگری نکرد و در ارمنیه برایم درنگ کرد تا اینکه من به ماد رسیدم.
بند 31) داریوش‌شاه گوید: پس آنگاه من از بابل در آمده و به ماد رفتم. آنگاه که به ماد رسیدم؛ فْرَوَرتیش که خود را شاه ماد و از خاندان هوخشتره نامیده بود، با سپاه خود به شهر «کُدُرُش» در ماد در آمد تا با من نبرد کند. سپس ما نبرد کردیم. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا من به سختی سپاه فْرَوَرتیش را شکست دادم. آنگاه که نبرد کردیم، ۲۵ روز از ماه «نیسانو» (اَدوکَنَئیشَه) گذشته بود. ما 34425 نفر از آنان را کشتیم و 1801 نفر را زنده اسیر کردیم.
بند 32 سپس فْرَوَرتیش با سواران کمی گریخت و به سرزمین «رَگَع» (رَگا/ رَغا/ ری) در ماد روانه شد. آنگاه من سپاهی به دنبالش فرستادم. آنان فْرَوَرتیش و همراهان او را دستگیر کردند و به نزد آوردند. من بینی، گوش‌ها و زبان او را بریدم و یک چشم او را در آوردم. او دست‌بسته بر دروازه‌ نگاه داشته شد و همة سپاه/ مردم؟ او را ‌دیدند. سپس در «اَگَمَتَنو» (هَگْمَتانَه/ اکباتان/ همدان) تیر در ماتحت او کردم. آنگاه 47 نفر از بزرگان همراه او را کشتم. سر آنان را بر کنگره‌های دژی در هَگْمَتانَه قطع کردم.
بند 33) مردی به نام «شیترَنتَهمَه» (چیثْرَتَخمَه) از «سَگَرتَه» (اَسَگَرتی/ ساگارتی) بر من نافرمان شد. او چنین به مردم می‌گفت که من در اَسَگَرتی شاه هستم. از دودمان هُوَخشَتَرَه هستم. آنگاه من سپاه پارسی و مادی را فرستادم. یک مادیِ پیرو من به نام «تَخمَسپادَه» را سردار آنان کردم. به آنان چنین گفتم که بروید و این سپاه شورشی را که خود را از من نمی‌داند؛ در هم شکنید. آنگاه تَخمَسپادَه با سپاه رهسپار شد و با چیثْرَتَخمَه نبرد کرد. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من آن سپاه شورشی را فرو کوبید. در روز پنجم از ماه تشریتو (باگَیادَئیش/ باگَیادی/ بَغَیادی) نبرد کردند. او چیثْرَتَخمَه را گرفت و به نزد من آورد. سپس من بینی و زبان و گوش‌های او را بریدم و یک چشم او را در آوردم. او دست‌بسته بر دروازه نگاه داشته شد و همة سپاه/ مردم؟ او را ‌دیدند. پس از آن، در «اَربَئیل» (اَربَئیرا/ اربیل) تیر در ماتحت او کردم. کل کشته‌ها و اسرای شورشی 447 نفر بودند.
بند 34) داریوش‌شاه گوید: اینست کاری که من در ماد انجام دادم.
بند 35) داریوش‌شاه گوید: پارت و «وَرکانَه» (هیرکانی/ گرگان) بر من شوریدند و خودشان را وفادار به فْرَوَرتیش خواندند. پدرم ویشتاسپ در پارت بود. سپاهیان او را رها کرده و به فرورتیش پیوستند. آنگاه ویشتاسپ با سپاهی که وفادارش بود، رهسپار شد. در شهری پارتی به نام «ویشپَه‌ اوزاتیش» نبرد کرد. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا، ویشتاسپ آن سپاه شورشی را به سختی درهم شکست. آنگاه که آنان به نبرد آغازیدند، ۲۲ روز از ماه اَدارو (وی‌یَخنَه) گذشته بود. 6346 نفر از آنان را کشتند و 4346 نفر را زنده اسیر کردند.
بند 36) داریوش‌شاه گوید: سپس من سپاه پارسی وفادار را از ری به نزد ویشتاسپ فرستادم. چون این سپاه به نزد ویشتاسپ فرا رسید؛ ویشتاسپ این سپاه را برگرفت و رهسپار شد. در شهری پارتی به نام «پَتیگرَبَنا» با شورشیان به نبرد شد. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا ویشتاسپ به سختی سپاه شورشگران را درهم شکست. آنگاه که این نبرد آغاز شد، از ماه «دُئوزو» (گَرمَپَدَه/ گَرماپَد) ۱ روز گذشته بود. 6570 نفر را کشتند و 4192 نفر را زنده اسیر کردند. 80 نفر از سرکردگان و بزرگان همراه او را هم کشتند.
بند 37) داریوش‌شاه گوید: سپس آن سرزمین از آنِ من شد. این است آن کاری که من در پارت انجام دادم.
بند 38) داریوش‌شاه گوید: سرزمینی به نام مَرگوع (مَرگوش/ مرو) بر من شورید. مردی از مرو به نام «پَرَدَه» (فْرادَه) را به سرداری برگزیدند. سپس من یک پارسیِ پیرو خودم به نام دَدَرشو (دادَرشیش/ دادَرشی)، که شهربان بلخ بود را به رویارویی با او فرستادم و او را چنین گفتم که برو و سپاهی که خود را از من نمی‌داند، درهم شکن. پس از آن دادَرشی با سپاه رهسپار شد و با مروزیان نبرد کرد. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی آن سپاه شورشیان را شکست داد. آنگاه که نبرد درگرفت، ۲۳ روز از ماه «کیسیلیمو» (آثْری‌یادی‌یَه/ آثْریاد) گذشته بود. او فراده و 46 نفر بزرگان همراه او را کشت. او . . . نفر (در نسخه آرامی: 5524 نفر) را کشت و 6572 نفر را زنده اسیر کرد.
بند 39) داریوش‌شاه گوید: سپس آن سرزمین از آنِ من شد. این است آن کاری که من در بلخ و در مرو انجام دادم.
بند 40) داریوش‌شاه گوید: مردی پارسی به نام «اومیزدَتو» (وَهیَزداتَه) در شهر «تَرمَه» (تارَوا) در سرزمین «یوتیَه» (یَئوتی‌یا) در پارس می‌زیست. او در پارس آشوب برپا کرد. او چنین به مردم می‌گفت که من بردیا پسر کورش، شاه سرزمین‌ها، هستم. سپس همه سپاه پارس که پیش از این در کاخ بابل بودند و از «اَنزان» (انشان) و «یَـدا/ یَـدایا؟» آمده بودند، بر من شوریدند و به سوی وَهیَزداتَه رفتند. او در پارس شاه شد.
بند 41) داریوش‌شاه گوید: آنگاه من سپاه دیگری از پارسیان، آن تعداد اندکی که علیه من شورش نکرده بودند، و نیز سپاه ماد را به پارس گسیل داشتم. یک پارسی پیرو خودم به نام «ارتَه‌مَرزیَه» (اَرتَه‌وَرد‌یَه) را سردار آنان در پارس کردم. دیگر سپاهیان پارسی به دنبال من، روانة ماد شدند. سپس اَرتَه‌وَرد‌یَه با سپاه خود رهسپار پارس شد. آنگاه که او به شهری به نام «رَخا» در پارس فرا رسید؛ در آنجا آن وَهیَزداتَه که خود را بردیا پسر کورش می‌نامید، با سپاه خود برای نبرد با اَرتَه‌وَرد‌یَه در آمد. سپس به نبرد شدند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه وَهیَزداتَه را که می‌گفت من بردیا هستم، درهم شکست. آنگاه که نبرد در گرفت، ۱۲ روز از ماه اَیارو (ثورَواهَرَه) گذشته بود. 4404 نفر (در نسخه آرامی: 35404 نفر) از آنان را کشتند و . . . نفر از آنان را زنده اسیر کردند.
بند 42) سپس وَهیَزداتَه با سواران کمی گریخت و به پیشیحومَدو (پَئیشی‌یا اووادا) رفت. در آنجا سپاهی را آماده ساخت و بار دیگر رهسپار شد تا با اَرتَه‌وَرد‌یَه نبرد کند. در کوهی به نام «پَرگَه» در پارس به نبرد شدند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه وَهیَزداتَه را درهم شکست. آنگاه که نبرد آنان آغاز شد، ۵ روز از ماه دُئوزو (گَرمَپَدَه/ گرماپَد) گذشته بود. وَهیَزداتَه و همدستان برجستة او را دستگیر کردند. 6246 نفر از آنان را کشتند و 4464 نفر از آنان را زنده اسیر کردند. آنان وهیزداته و بزرگان همراه او را به زندان انداختند.
بند 43) داریوش‌شاه گوید: سپس من در شهری به نام «اووادَئیچَیَه» در پارس، تیر به ماتحت وَهیَزداتَه و وفاداران اصلی او فرو کردم و 52 نفر از آنان را کشتم.
بند 44) داریوش‌شاه گوید: این است آنچه که به دست من در پارس انجام شد و آنگاه این سرزمین از آن من شد.
بند 45) داریوش‌شاه گوید: آن وَهیَزداتَه که خود را بردیا پسر کورش می‌خواند، سپاهی به اَروهَتی (آراخوزی/ رُخَج) گسیل داشت و به مردی که سردارش بود فرمان داد تا علیه یک پارسی به نام «اومیمَنَع» (ویوانَه)- بنده من و شهربان آراخوزی- برود و سپاهی که خود را از آنِ داریوش می‌داند، درهم شکند. سپس آن سپاهی که وَهیَزداتَه گسیل داشته بود؛ رهسپار شد تا با ویوانَه به نبرد درآید. آنان در دژی به نام «کاپیشَکانیش» نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشگران را درهم شکست. آنگاه که نبرد آنان درگرفت، ۱۳ روز از ماه تِبِتو (اَنامَکَه) گذشته بود. کل کشته‌ها و اسرای سپاهی که وهیزداته فرستاده بود . . . (در نسخه آرامی: آنان 4579 نفر را کشتند و . . . نفر را زنده اسیر کردند).
بند 46) پس از آن دگرباره شورشیان گرد آمدند و رهسپار نبرد با ویوانَه شدند. در سرزمینی به نام «گَندَتَمَکی» در «سُتغیدی» نبرد کردند. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا سپاه من به سختی سپاه شورشیان را درهم شکست. آنگاه که نبرد آنان درگرفت، ۷ روز ماه از ماه اَدارو (وی‌یَخنَه) گذشته بود. کل کشته‌ها و اسرای سپاهی که وهیزداته فرستاده بود، 4579 نفر بود (در نسخه آرامی: 4579 نفر را کشتند و 3760 نفر را زنده اسیر کردند).
بند 47) پس از آن، مردی که سردار آن سپاهی بود که از سوی وَهیَزداتَه گسیل شده بود؛ با اندک سوارانی گریخت. او به راه افتاد و از نزدیکی شهری به نام «اَرشادا» در آراخوزی گذشت. آنگاه ویوانَه با سپاهی به دنبال آنان رفت. در آنجا او را گرفت و کشت. و نیز مردانی که از همدستان برجسته‌اش بودند را کشت. کل کشته‌ها و اسرایی که سپاه من کشت و گرفت . . . بودند.
بند 48) داریوش‌شاه گوید: آنگاه این سرزمین از آنِ من شد. این است آنچه در سُتغیدی و آراخوزی به دست من انجام شد.
بند 49) داریوش‌شاه گوید: هنگامی که من در پارس و ماد بودم؛ بابلیان دوباره بر من شوریدند. مردی ارمنی به نام «اَرَحو» (اَرخَه) پسر «هَلدیتَه» در سرزمینی به نام «دوبالَه» در اور، در بابل شورش کرد. در آنجا چنین به مردم دروغ می‌گفت که من نَبوکُدرَچَرَه (نَبوکَد‌نَصَر/ بخت‌النصر) پسر نَبونَئید (نَبونَئیتَه/ نَبونید) هستم. آنگاه بابلیان بر من نافرمان شدند و به سوی آن اَرخَه رفتند. او بابل را گرفت. او شاه بابل شد.
بند 50) پس‌آنگاه من سپاهی به بابل گسیل داشتم. یک پارسیِ پیرو خودم به نام «ویدَفَرنَه» را به سرداری آنان برگزیدم و به آنان چنین گفتم که بروید و آن سپاه شورشی بابلی را که نمی‌خواهد خود را از آنِ من بداند؛ درهم شکنید. پس ویدَفَرنَه با سپاهی به بابل روانه شد. اهورامزدا مرا یاری داد. بخواست اهورامزدا، ویدَفَرنَه جمعیت شورشگر بابل را شکست داد و آنان را دستگیر کرد و بیاورد. ۲۲ روز از ماه «اَرَهسَمنَه» (وَرکَزَنَـه) گذشته بود که نبرد آغاز شد و اَرخَه که خود را به دروغ نبوکدنصر پسر نبونید می‌نامید و مردانی که همدستان برجستة او بودند، دستگیر شدند. من فرمان دادم آن اَرخَه و مردانی که همدستان برجسته‌اش بودند را روی تیرهای نوک‌تیز بنشانند. آنگاه در بابل تیر به ماتحت ارخه و وفاردان اصلی او فرو شد. کل کشته‌ها و اسرای سپاه ارخه 2479 نفر بودند.
بند 51) داریوش‌شاه گوید: این است آن کاری که من در بابل انجام دادم.
بند 52) داریوش‌شاه گوید: این است آنچه که من بخواست اهورامزدا در همان یک سالِ پس از پادشاهی انجام دادم. ۱۹ نبرد کردم. بخواست اهورامزدا من آنان را شکست دادم و آنان را دستگیر کردم.
یک مُغ به نام گَئومات بود. او به دروغ چنین گفت: “من بردیا پسر کورش شاه پارس هستم.” او پارس و ماد را شوراند.
یک خوزی به نام آثْرینَه بود. او به دروغ چنین ‌گفت: “من شاه خوزیه (عیلام) هستم.” او خوزیه را شوراند.
یک بابلی به نام نَدیتَبَئیرَه بود. او به دروغ چنین می‌گفت “من نَبوکُدرَچَرَه (نَبوکَد نَصَر) پسر نَبونید شاه بابل هستم.” او بابل را شوراند.
یک پارسی به نام مَرتی‌یَه بود. او به دروغ چنین می‌گفت: “من ایمَنیش شاه خوزیه (عیلام) هستم.” او خوزیه را شوراند.
یک مادی به نام فْرَوَرتیش بود. او به دروغ چنین می‌گفت: “من خَشَثْریتَه از دودمان اووَخْشْتْرَه (هُوَخْشَتَرَه) هستم.” او ماد را شوراند.
یک ساگاراتی بنام چیثْرَتَخمَه بود. او به دروغ چنین می‌گفت: “من شاه ساگارتی هستم، از دودمان هوخشتره هستم.” او ساگارتی را شوراند.
یک مروَزی به نام فْرادَه بود. او به دروغ می‌گفت: “من شاه مرو هستم.” او مرو را شوراند.
یک پارسی به نام وَهیَزداتَه بود. او به دروغ چنین می‌گفت: “من بردیا پسر کورش شاه پارس هستم.” او پارس را شوراند.
یـک ارمنی به نام اَرخَه بود. او به دروغ چنین می‌گفت: “من نَبوکُدرَچَرَه (نَبوکَدنَصَر) پسر نَبونید هستم.” او بابل را شوراند.
بند 53) داریوش‌شاه گوید: اینان ۹ شاهی هستند که سپاه من با آنان نبرد کرد. آنان را گرفت، چه زنده و چه مرده. در این جنگ‌ها، سپاه من سپاهیان آنان را در هم کوبید.
بند 54) داریوش‌شاه گوید: این است سرزمین‌هایی که شوریدند. دروغ اینان را شورشی کرد و به مردم دروغ گفتند. آنگاه اهورامزدا آنان را به دست من سپرد. اکنون آنان چنان رفتار می‌کنند که میل من است.
بند 55) داریوش‌شاه گوید: تو که پس از این شاه خواهی شد؛ خود را با همة توان از دروغ پاس دار. اگر چنین می‌اندیشی که سرزمین من در آسایش باشد؛ مرد دروغزن را سخت گوشمالی ده.
بند 56) داریوش‌شاه گوید: این است آنچه که من کردم. بخواست اهورامزدا در همان یک سال کردم. تویی که از این پس می‌آیی، این کتیبه را که روی سنگ نوشته شده و آنچه من کرده‌ام را باور کن. مباد این را دروغ انگاری.
بند 57) داریوش‌شاه گوید: من سوگند اهورامزدا را می‌خواهم که آنچه من در همان یک سال کردم، راست است، نه دروغ.
بند 58) داریوش‌شاه گوید: بخواست اهورامزدا و من، کارهای زیاد دیگری هم کرده شد که در این کتیبه سنگی نوشته نشده است. از آن روی نوشته نشد، مبادا کسی که بعدها این کتیبه سنگی را خواهد دید، آنچه من کردم را باور نکند و بگوید که این دروغ است.
بند 59) داریوش‌شاه گوید: آنان که پیش از این شاه بودند؛ تا زنده بودند، چنان کار نکردند که به دست من و بخواست اهورامزدا در همان یک سال کرده شد.
بند 60) داریوش‌شاه گوید: اکنون آنچه را که من کرده‌ام باور کن و به مردم سخن راست بگو. اینها را پنهان نکن. ای کاش این سخنان را از سپاه/ مردم پنهان نکنی. اهورامزدا ترا بپاید و قرین رحمت او باشی و فرزندانت بسیار باشد و روزهای عمرت دراز.
بند 61) اگر این بیانیه را پنهان داری و سخنان راستی را که در اینجا نوشته شده به دیگران نگویی؛ لعنت اهورامزدا بر تو باد. باشد که ‌فرزندی برایت نماند.
بند 62) داریوش‌شاه گوید: این است آنچه من کردم. بخواست اهورامزدا در همان یک سال کردم. اهورامزدا مرا بپاید و تمام خدایانی که هستند.
بند 63) داریوش‌شاه گوید: اهورامزدا و تمام خدایانی که هستند؛ از آن روی مرا یاری دادند که من بدپیمان (بی‌وفا؟) نبودم. دروغزن نبودم. شرور (زورگو؟) نبودم. نه من، نه خاندان من. به داد رفتار کردم. نه بر توانا و نه بر ناتوان خشونت نورزیدم. مردی که با خانه (تخت‌گاه/ مردم؟) من همراهی کرد؛ او را نیک نواختم و آنکه زیان رسانید؛ او را سخت گوشمال دادم.
بند 64) داریوش‌شاه گوید: تو که از این پس شاه خواهی شد؛ مردی را که دروغزن است یا آنکه شرور است را دوست مباش. آنان را به سختی گوشمال ده.
بند 65) داریوش‌شاه گوید: تویی که از این پس، این کتیبه و این نگاره‌ها را می‌بینی؛ مبادا آنها را تباه سازی. تا آنگاه که توان داری، آنها را در همین‌گونه نگاهدار.
بند 66) اگر تو این کتیبه سنگی و یا این نگاره‌ها را ببینی و آنها را تباه نکنی و تا هنگامی که ترا توانایی هست، نگاهشان داری؛ اهورامزدا ترا بپاید. به تو نعمت ببخشد. بر تو رحمت آورد. فرزندان ترا زیاد کند. روزهای عورت را دراز کند. اهورامزدا ترا خوشبخت کند و سعادتمندی را برای هر کاری که دوست داری، در دست‌هایت بگذارد.
بند 67) اگر تو این کتیبه سنگی و یا این نگاره‌ها را ببینی و تباهشان کنی و تا هنگامی که توانایی داری، نگاهشان نداری؛ اهورامزدا ترا لعنت کند. ترا دودمان نباشد و هر آنچه کنی، اهورامزدا آنرا براندازد و از دست‌هایت جدا کند.
بند 68) داریوش‌شاه گوید: هنگامی که من گَئوماتَـة مُغ که خود را بردیا می‌نامید، کشتم؛ اینان مردانی بودند که در آن هنگام، آنجا بودند. این مردان در آن هنگام همکاری کردند و پیروان من بودند: «ویدَفَرنَه» پسر «میشپَروع» (وایَسپارَه) پارسی؛ «اوتانَه» پسر «ثوخرَه» پارسی؛ «گُبریاس» (گَئوبَرووَه) پسر «مَرَدونی‌یَه» پارسی؛ «ویدَرنَه» پسر «بَگابیگنَه» پارسی؛ «بَگَبوکیشو» (بَگَبوخشَه) پسر «زَتوئَه» (داتووَهیَه) پارسی؛ «اَردیمَنیس» (اَردومَنیش) پسر «اومَهکو» (وَهَئوکَه) پارسی.
بند 69) داریوش‌شاه گوید: تویی که پس از من شاه خواهی شد؛ این مردان و فرزندان این مردان را بپای.
منابع:
داندامایف، م. آ.، ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی، ترجمه روحی ارباب، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۳.
لوکوک، پی‌یر، کتیبه‌های هخامنشی، ترجمه نازیلا خلخالی، زیرنظر ژاله آموزگار، تهران، ۱۳۸۲.
مرادی غیاث‌آبادی، رضا، بیستون: کتیبه داریوش بزرگ، چاپ سوم، تهران، 1383.
Kent, Ronald G., Old Persian, Second Edition, New Haven, Connecticut, 1953.
King, L. W., and R., Thompson, The sculptures and inscription of Darius the Great on the Rock of Behistûn in Persia : a new collation of the Persian, Susian and Babylonian texts, London, Longmans, 1907.
گفتارهای دیگر:
  1. کتیبه داریوش در بیستون
  2. در باره کتیبه داریوش در بیستون
  3. کتیبه پنجم داریوش‌شاه در شوش
  4. رنج‌های بشری 155: داریوش و انداختن اسیران در آب رودخانه
  5. رنج‌های بشری 169: داریوش و به آتش کشیدن خانه‌های سکاییان
  6. رنج‌های بشری 209: داریوش و سرکوب قیام پارسیان
  7. رنج‌های بشری 154: داریوش و نابودی 120.000 نفر در یکسال
  8. رنج‌های بشری 183: رفتار داریوش با مردم ایونیه
  9. ادعاهای تخیلی تازهٔ سازمان میراث فرهنگی در باره منشور کورش و کتیبه داریوش و ارتش کمبوجیه
  10. کتیبه‌های داریوش و ساخت کانال سوئز در مصر


منبع:


پژوهش‌های ایرانی | تحریر بابلی کتیبه داریوش در بیستون

244:

متاسفانه در ابتدای شروع استارتر چندین کلمه را را به فرمی غیر سوال وار مطرح نموده و مدعی شد که این تک کلمات کوتاه در نوشته های دو تاپیک سابق به عنوان سوال مطرح شده؟!حالی که به عنوان کلمه ای در جملات به کارگرفته شده بودند!با شناختی که تقریبا همه از اصول زبان فارسی دارند میدانند که هیچ کس ساختار سوالی را با کلمات گنگ در نمی آمیزد بلکه منظور روشن خویش را نگاشته تا با اصولی علمی به آن پاسخ گفته شود؟!
سوالهایی شبه علمی با این ادبیات گنگ؟!

_آیا مردم ترکیه نژاد پرست هستند یا مردم ایران ؟
_قهرمانان تاریخ چه افرادی هستند؟
_اذری ها ترک هستند یا آریایی؟
_تفاوت ایرانیان و ترکان
_روحیات دو نژاد
_پان فارسیسم ؟ پان تورکیسم؟
_توحش؟

گرچه استارتر در سه الی 4 پست بعد از نگارش کلماتی با علامت سوال خود به این به اصطلاح سوالات پاسخ داد!!!!
اما با نهایت تعجب 6 ساعت پیش درست 4 روز بعد از استارت تاپیک اقدام به ویرایش و نگارش متونی در پست ابتدایی شد؟!

حال هدف ایشان چه بوده باید ببینیم و بدانیم!

گرچه مواضع ما در نگارش مقالاتی در باب پانفارسیم و دلایل تیوریک آن و انحرافات این اندیشه غیر اسلامی و منحت ادامه خواهد داشت تا زمانی که رسوایی این جریان عریان را شاهد باشیم.

245:



مگه اصلا بحث می کنی آدم درست جوابتو بده

تلاش برای فهماندن اینکه من ترک نیستم و آریایی هستم با منابع مورد وثوق شما!!!!
به چه زبونی بگم برادر | کی من گفتم شما ترک نیستی

شما بروید به این دوستان خوانش خود را بفهمانید؟جناب فهماننده و دانای کل جهان...
همه ما نافهم و شما با فهم...
1- شما هم بیایید کمی بفهمید(خواهشی عاجزانه| اینجا بحث پان و نژاد پرستی نیست)
2-تو الان از همون قانونی که آوردی محکومی به من توهین کردی و برای من تعیین تکلیف کردی

+

میگم خدایی ما رو سرکار نذاشتی و الانم به ما داری میخندی؟

246:

داشتم دوباره تاپیک میخوندم که به اینجا رسیدم

آغازگر منحرف کننده میدونه اونوقت خودش که چند روزه بحثو به نژاد پرستی کشونده راه صاف و مستقیم میره


شما برادر در جای دیگر سیر میکنی

247:

هموطن فارس عزیز،ای کاش نسلهای سابق و کمی قبلتر شما هم حال ترک ها و ... را میفهمیدند!تا الان با خواهش سعی در فهماندن آنچه در سابق به عنوان استراتژی اشتباه نیاکانتان بوده نداشته باشید...
شاید بهتر باشد اینگونه بگویم.
مراحل شناخت از نظر سقراط: خرد،فاهمه،باور و گمان.

معمولا ذکر میشه که در خرد:اندیشیدن یعنی به هم بافتن و وقتی ما می اندیشیم دال هایی را به مدلول هایی میبندیم.

فاهمه:شما از من میخواهید آنچه راکه نیاکانتان از روی منافع خویش در مرحله اندیشه بافته اند و همه اش هم ضرر مارا نشان رفته بفهمم!!!!!به نظر عاقلانه نیست(شبه علمی است)

باور:من در این مرحله باورمندم که خوانش های شما از آنچه که سعی دارید به من بفهمانید در مرحله به هم بافتن دال ها و مدلول ها یعنی اندیشه اشتباه است.این را در آزمون و خطای نیاکانتان دیده ام و باری نوشته های دوستانتان که از منظرشان هرکول هم فارس بوده و بنا به اسناد منتشر شده در به اصطلاح مقاله های همکیشانتان در سایت ها و کتابهای خویش ،کورش پیامبر بوده، قابل رویت است!حال عقل من ناقص و شما مجمع عقلا من حق دارم از دید شما نفهم باشم.

گمان:روبروی این ... میگذارم چون قایل به اصل تندروی نیستم که اگر چنین بود...



باری ما این همه مقاله و منابع آوردیم و خواهیم آورد دریغ از حتی یک سطر از اندیشه های شما...
باز آن دوستانتان حرف اول و آخرشان را نوشتند که قایل نیستند ترکی در ایران باشد و آنقدر به سیاست یکسان سازی رضا پالانی مطمینند که نوشته هایشان بوی فتنه و مسجد ضرار میدهد...(خلاف قوانین 15 و 19)و البته جعل تاریخ و ...
گرچه الان باز یکی از دوستانتان میآید مینویسد کدام یکسان سازی فرهنگی یا قومی؟!گرچه در پست های قبل نوشتیم و نوشتیم و خواهیم نوشت.
باز آنها کتاب نوشته اند که ای ایها ناس حتی هرکول فارس بوده و ...گرچه خدا را شکر یا بهتر است بگویم ای کاش این نوشته هایشان ترجمه نشود چون در حرف آبروی شما میرود ولی در عمل کل ایران...

248:

نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
داشتم دوباره تاپیک میخوندم که به اینجا رسیدم

آغازگر منحرف کننده میدونه اونوقت خودش که چند روزه بحثو به نژاد پرستی کشونده راه صاف و مستقیم میره


شما برادر در جای دیگر سیر میکنی
بله کورش بزرگ یا کورش خونخوار...استبداد شرقی.

به گزارش گزنفون، کورش در برابر لشکر سراسر مسلح خود نطقی ایراد کرد که خلاصه آن چنین است: «امروز همه نعمت‌های آسمانی در اختیار ماست تا به تارومار دشمنی بپردازیم که در خواب است.

جوایز این کشتار از برای شما طلا و اموال و نام نیک و آزادگی است.

ما در صبح زود در حالی به شهر حمله می‌کنیم که مردم در بستر ناز و خوشی آرمیده‌اند. ما مشعل‌های بسیار و قیر فراوان در اختیار داریم و خانه‌های آنان جملگی از چوب خرما است.

سربازان ما خانه‌های آنان را به سرعت آتش خواهند زد و آنان یا باید بگریزند و یا در میان شعله‌های آتش بسوزند». این نقل را بدون استنباط شخصی و داوری از آن رو آوردم که اولاً معلوم باشد منظور از «نام نیک» و «آزادگی» چیست و دیگر آنکه چند و چون ستایش کورش توسط گزنفون که عده‌ای زیاد از آن دم می‌زنند و سخن می‌رانند، معلوم شود!
برای آگاهی بیشتر بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴؛ کسنفون، سیرت کورش کبیر، ترجمه وحید مازندرانی، انتشارات دنیای کتاب، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۱، صفحه ۲۶۷ و

۲۶۸٫
رضا مرادی غیاث آبادی


در تاپیک های سابق که آن استارتر مدعی شده بود سوالات را عینا آورده گرچه اصلا شبیه سوال نبود نوشته هایش ،بلکه کلماتی برای کشاندن بحث به نقطه مورد علاقه اش را آورده بود به خیال ظفر در کلام ولی تبدیل شد به عجز در عیان برای گروهکشان...


این چنین طاغوتیان را رسوا خواهیم ساخت...

استارتر تاپیک اقدام به ویرایش پست اول که 4 روز پیش استارت زده بود نموده در حالی که جوابش در پست 4 موجود بوده.حالی کلمات گنگ و ... را آورده که ارتباطی با سوالات گنگ خودش ندارد...
ولی چون پست اول هست ایشان با هدف جبهه گیری کنشگرانی که تازه به بحث اضافه میشوند این کار را انجام داده حالی خودشان رسوا میشودند؟!!!

پستی بعد از 4 روز آن هم پست استارت ویرایش میشود و کلماتی بدان از دید استارتر که نوشته اند سوالات من است اضافه شده است؟!
باری نوشته ها و تیپ ادبیاتی من مشخص و ساختار خاصی دارد که نشان میدهد اگر قرار بود بنده سوالی را مطرح کنم با ادبیاتی با گنجینه ادبی علمی مطرح میکردم و چهار چوبی مشخص را دنبال میکردم؟!
مشخصا این ویرایش را با توجه به اینکه سوالات به بنده نسبت شده رد کرده و خواستار تصحیح آن میباشم.

249:

سند اين تاپيك ميخوره به اسم ايشون.... چند شاهد بيان به نام بزنيم.. اجازه بدين ايشون مطالبش رو اينجا واسه خودش ارسال كنه ........

250:

دوستان
اینکه گذشته تاریخ متعلق به ترک هاست ویا پارس وآریائی یک بحث تخصصی ومختص تاریخ پژوهان است اما فارغ از گذشته این یک واقعیت است که درکشوری به نام ایران اقوام وگویش های مختلفی زندگی میکنند که هرکدام بایستی بتوانند از حقوق قومی وملی برخوردار باشند زیرا هرکدام از دارای عقبه فرهنگی تاریخی هستند که بایستی جایگاه آنها محفوظ وهویت یابی شود...
اما باید این واقعیت اجتماعی را که کلیت جهان شکل میگیرد بپذیریم وآن زمانی است که اغلب قدرتهای های مرکزی بخاطر دردست گرفتن قدرت سیاسی تلاش میکنند فرهنگ وهژمونی خویش را براقلیتها ویا سایر اقوام دیکته کنند ودراین فرآیند بدون درنظر گرفتن حقوق مدنی اقوام به شکل ناعادلانه منجر به تضییع حقوق آنان میشود وطبیعی است که این عمل میتواند واکنشهائی را دربرداشته باشد ...
اکنون که بحث ترک وفارس دراین تایپیک مطرح است اگر درست دقت کنیم باتوجه به کثرت ترک ها درایران ونقش آنان دررخدادهای تاریخی وسیاسی واجتماعی دراین چند دهه بطورکل حقوق قومی آنان از طرف ذولت مرکزی نادیده گرفته شده است ومضاف برآن درسطوح جامعه درروابط اجتماعی درسطح جامعه هم این نا عدالتی را به اشکال مختلف مشاهده میشود البته این نگاه از بالا تنها مختص ترکها نیست بلکه اغلب قومیت از حقوق مدنی برخوردارنیستند واین البته با توجه به ماهیت دولت ونظام حاکم قابل پیش بینی است زیرا درایدئولوژی حاکم ،اسلامیت امر برسایر مسائل ارحجیت دارد واین خاصیت همچین نظامهائی است .بنابراین طبیعی است که درشرایط موجود موضوع هویت قومی مطرح شود ...
اما گاهی این لشکرکشی های قومی بصورت افراطی درطرفین درگیر ماجرا بصورت پان متظاهر میشود وباعث میشود سایر مسائل مهم جامعه را تحت الشعاع قرار دهد زیرازمانی میتوان به شرایط مطلوب ورعایت حقوق مدنی وقومی دست یابیم که مسائل مهمتر ازجمله توزیع قدرت درجامعه ممکن شود وتنها درنظامهای دمکراتیک میتوان به این ایده آلها دست یافت ودرسیستم های بسته نمیتوان دلخوش تامین خواسته های مدنی وقومی شد

251:

نام شما آمده؟
الان چه ربطی به کوروش داشت؟
این را که میپذیرید

انحرافی دیگر ... جواب ندادن به مباحث قبلی ...
وارد یک مبحث جدید شدن ...

با مدرکی معتبر تر جوابتان را خواهم داد ...
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
یکی از اسناد بسیار مهم و ارزشمند درباره رویداد های زندگی کوروش بزرگ، رویدادنامه نبونئید می باشد که با توجه به آنکه به نظر می رسد هم عصر با کوروش نگارش یافته است مورد استناد پژوهشگران قرار می گیرد.
چندی است که در گفته ها و نوشته های ایران ستیزان می بینیم که به یکی از بخش های این رویدادنامه استناد می شود و اینچنین نتیجه می گیرند که کوروش بزرگ در اوپیس به قتل عام مردم پرداخت!! در صورتی که با پژوهش های عمیق تر مشخص می شود که چیزی راجع به قتل عام مردم در این رویدادنامه وجود ندارد و در واقع شکست سپاه دشمن توسط کوروش در آن آمده است.
در این نوشتار به بررسی اجمالی بخش مورد بحث از رویدادنامه نبونئید می پردازیم.
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )

برخی از مترجمان، متن رویدادنامه نبونئید را طوری ترجمه کرده بودند که کشتار مردم اکد را القا می کرد اما شادروان پرفسور لمبرت به این موضوع پرداخت و سطر را با دقت بیشتری ترجمه کرد. دکتر شاهرخ رزمجو پژوهشگر موزه بریتانیا و استاد دانشگاه تهران در سومین همایش یادبود استوانه کوروش به این موضوع اشاراتی داشت و توضیحاتی را در این باره ارائه داد. به قول دکتر رزمجو، پرفسور لمبرت از بهترین متخصصان خط میخی دنیا بود که همیشه بهترین متخصصان دنیا اشکالاتشان را از ایشان می پرسدند. دکتر رزمجو اظهار داشت که متن را به پرفسور لمبرت نشان داد و ایشان هم تأیید کرد که چیزی راجع به قتل عام مردم در آن سطر نوشته نشده است. در واقع شکست سپاه دشمن توسط کوروش در آن بخش از رویدادنامه نبونئید نوشته شده است.
در بخش مورد بحث رویدادنامه نبونئید چنین مواردی آمده است:
در ماه تشریتو هنگامی که کوروش با سپاه اکد جنگ انجام داد، «نیشو» های اکد عقب نشینی کردند. او غنیمت گرفت و «نیشو» های اکد را کشت [یا شکست داد]
رویدادنامه نبونئید، ستون ٣، بند های ١۲-١۴

برخی واژه «نیشو» را به مردم تعبیر کرده اند در حالی که این واژه با توجه به ساختار این متن، در اینجا غیر منطقی و بی معنی جلوه می کند، به طوری که پرفسور لمبرت معنای «سرباز» را صحیح تر تشخیص داده است.
لمبرت تذکر می دهد که اصطلاح «سپاه اکد» نام درستی برای سپاه نبونئید است چون اکد به معنی کل سرزمین بابل است و احتمالا مردمی از سراسر بابل در سپاه نبونئید حضور داشته اند. اما اصطلاح «مردم اکد» برای نامیدن شهر اوپیس یا سیپر عجیب است چون فقط مردم محلی در آن نواحی حضور داشته اند. به عبارت دیگر اگر کشتار مردم محلی مورد نظر است عبارت «مردم اکد» رسا نیست. لمبرت پیشنهاد می کند که واژه نیشو را به معنی «افراد و مردان» تعبیر کنیم که در این صورت همان سپاه اکد مورد نظر است.
بادامچی، فرمان کورش بزرگ، ص ٣۴

این در حالی است که درباره اوپیس در دیگر منابع گزارشی نیامده است و ترجمه های نادرست از رویدادنامه نبونئید با دیگر منابع از جمله استوانه کوروش در تضاد است، در استوانه کوروش آمده است:
و آنگاه که سربازان بسیار من(=کوروش) دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی (در جایی) در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشد.
استوانه کوروش، بند ٢۴، برگردان عبدالمجید ارفعی

در بخش مورد بحث از رویدادنامه نبونئید به جنگی که سپاهیان نبوئنید با سپاهیان کوروش در حوالی اوپیس اتفاق افتاده است اشاره می شود که در آن سپاهیان نبونئید شکست سختی از کوروش خوردند. کوروش در ادامه شهرها را با صلح فتح کرد و از طرف مردم مورد استقبال قرار گرفت.
همانطور که در ادامه رویدادنامه نبونئید ذکر می شود:
هنگامی که کوروش سراسر با درود به بابل سخن می گفت شهر در امنیت و صلح بود.
رویداد نامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۹

با توجه به اشتراکی که در منابع وجود دارد، می توان گفت که جنگ کوروش و بابل ریشه در اتحاد نبونئید، پادشاه بابل با کرزوس پادشاه لیدی برای حمله به کوروش داشت. طبیعتا از آنجایی که نبونئید خطر بزرگی برای قلمروی کوروش محسوب می شد، کوروش به مقابله با وی پرداخت.

252:

درود جناب کاوش گرامی
یک سوال ... وقتی با کسی بحث میکنی و ان فرد از شاخه ای به شاخه ی دیگری میپرد چه؟
پست اول را مطالعه نکنید ... صفحه ی قبل را مشاهده کنید ...
ازنژآد آذربایجان ---> آریایی ---> داریوش ---> کوروش


از نظر شما قصد ایشان چیست؟جواب نمیدهند و فقط کپی پیس ...

253:

درود

رونوشت و جایگذاری خیر

تکرار یک سخن به هر شکلی

254:

درود

صبر کن تا جواب تک تک مطالب ببخشید کپی ... هایش را بدهم ...

255:

اگه کشش و اعصابشو داری بسم الله(برات صبر و اعصاب قوی ارزو مندم»گل گاوزبون یادت نره«)

256:



اکنون ادعای پان ترکی دارن؟!!!!

بقول سعدی شیرین سخن

گربه ی مسکین اگر پر داشتی ... تخم گنجشک از جهان برداشتی

خداوند پان ترکها رو شناخته است

که در کشور ضعیف و بی تمدنی مثل ترکیه جایگاهشان نهاده است

و متاسفم برای اون "ایرانی" که چنین سخنانی گفته است

کشوری که برای خرید تمدن, ناچار به دزدیدن مولانا است !

مولانایی که اشعار پارسی اش سر به جهانیان نهاده است

امید است با ترمیم خلاء رابطه با آمریکا

مسئولین دولت, تو دهن ترکیه و آذربادگان بزنند

و همچنین با تغییر مجلس, قوانینی برای مجازات شدید خائنین شکل بگیرد

257:

ثابت کنید نشده ...
نکته: پست ها در هم میهن موجود هستند اگر درخواست شکایت داده بشه توسط مدیریت نشان داده میشه ... !!!!
حالی که به عنوان کلمه ای در جملات به کارگرفته شده بودند!با شناختی که تقریبا همه از اصول زبان فارسی دارند میدانند که هیچ کس ساختار سوالی را با کلمات گنگ در نمی آمیزد بلکه منظور روشن خویش را نگاشته تا با اصولی علمی به آن پاسخ گفته شود؟!
:|
سوالهایی شبه علمی با این ادبیات گنگ؟!
اینجا تالار هم اندیشی است جناب!!

گرچه استارتر در سه الی 4 پست بعد از نگارش کلماتی با علامت سوال خود به این به اصطلاح سوالات پاسخ داد!!!!
بنده و دیگران را مانند خودتان فرض نکنید ...
بهتر است بگوییم در 30 الی 40 پست!
اما با نهایت تعجب 6 ساعت پیش درست 4 روز بعد از استارت تاپیک اقدام به ویرایش و نگارش متونی در پست ابتدایی شد؟!
ناراحت هستید؟
این ها مطرح نشد؟

حال هدف ایشان چه بوده باید ببینیم و بدانیم!
از توهم توطئه چقدر میدانید؟
گرچه مواضع ما در نگارش مقالاتی در باب پانفارسیم و دلایل تیوریک آن و انحرافات این اندیشه غیر اسلامی و منحت ادامه خواهد داشت تا زمانی که رسوایی این جریان عریان را شاهد باشیم.
گوش چیست؟
شما جواب بدهید ...
به من تهمت زدید
بحث را منحرف کردید
برای هر مطلبی پاسخی دریافت کردید که از بحث دوباره ...
آیا رد میکنید؟

258:

الآن بحث فلسقی نکردی؟
خب من به تو چی بگم؟
میتونی اسکندر ایرانی رو زیر سوال ببری؟
اونجا طرفت من نیستما!!!
یک استدلال قوی! :
چون در کتاب هایشان نوشته شده دروغ است
ن.پ : پورپیرار راست میگه ...

259:

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها


یک نصیحت برادرانه : قبل از کپی من را بخوانید ... !
از یک نفر که ... است مطلب نیاورید ...

بماند ...
نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
خب دقت کنید!
شما برای خونخوار نشان دارد داریوش از سخنان او مدرک آوردید ... پس قبولش دارید! ... :
داریوش خود را پسر ویشناسپ، یک پارسی، پسر پارسی، یک آریایی از تبار آریایی می خواند (همچنین خشایارشا)

+

ما کدوم از مطالبو باور کنیم؟
اگر خونخوار بودن داریوش ... پس نژاد آریایی وجود دارد اگر عدم وجود نژاد آریایی رو پس این سخنان به داریوش نسبت داده شده است!!!!!!!!

260:


ممنون و متشکر.احتمال میدهم شما میدانید که زمانی که چنین بحث هایی
رخ میدهد چرا آنها رویه ای ثابت را در پیش میگیرند آنها عبارت است از:

1-اولین کاری که بازی های کلامی فارس ها را شکل میدهد طرح بحث آذری آریایی هست و احتمالا شما هم مثل من علت این بازی نخ نماو مندرس را میدانید؟گرچه بارها تکرار کردم ولی باز مینویسم تا حس اینکه میتوانند دوباره آن بحث ها را پیش کشیده و ... حتی گوشزد کنم که نسل های پیشینشان دارای چهره ای استبدادی بودند و اکنون نیز هستند.آنها به این خاطر سعی در این بازی کلامی با آذری و ترک دارند که میترسند به روشنی بیان شود آنها سبقه ای نژادپرستانه با پلشتی های فرهنگی ذبون دارند...آری تنها علت تفسیر به رای تاریخ نزد آنان شرمساری از نژادپرستی عیان نیاکانشان و نسل اکنونشان هست.

2-با اینکه خود برپیکره ایران با اتخاذ سیاستی راسیتی آسیب زده اند همیشه قانون را نیز به نفع خود تفسیر میکنند و به روشنی از مفاد 15 و 19 قاون اساسی فرار میکنند.باری بارها در نوشته هایشان این قوانین را ... و ... بی ربط به بحث ها میدانند؟!جالب است داخل شوندگان به بحث از هر قومی به این که آریایی ها نژادپرست هستند را با اتهام وابستگی به گروهک ها و حتی در موارد خاص جاسوس میخوانند؟!!!
عده ای در اصفهان و شیراز و یزد وکرمان و مشهد و برخی مناطق میشوند پاسبان کل ایران؟!که آی اینان قصد .... دارند و ...!!!به هرترتیب باید این ماجرا جویان قوم فارس کنترل شوند.برای این خاک ما شهید دادیم و اینان ...!

3-کافیست کمی در تنگنا باشند مثل آنچه در 2 تاپیک پیش بودند واژه هاشان بوی ترور شخصیت و نژادپرستی میگیرد یکهو اگر ترک باشید میشوید مغول وحشی و ترک ... و ... و...و هرآنچه اکتساب فرهنگشان است!کافیست از تیوری استبداد شرقی و کشتارهای کورش و داریوش بنویسی غر میگیرند گویا به پیامبرشان توهین شده؟!


و....

بنده فقط سعی کردم هم از دید اسلام و هم از دید تاریخ واقعیات و بدیهیات پانفارسیسم را بگویم صفحاتی از تاریخ که گویا برای اینان ترجمه نشده و دیر ترجمه شده؟!
حالی برای آن نیز ردیه می آورند و با آن همه سبقه مشخص نژادپرستی و استبداد طاغوتی باز در آن اندیشه منحط دست و پا میزنند...

این نمایه باید به نمایه اتحاد اقوام ایران علیه پانفارس و پاک کردن اندیشه های منحط آن بدل شود ...با از بین رفتن پانفارس هیچ پانی بهانه حضور نخواهد داشت.


261:


بالطبع رویش را نداری آشکارا پانفارس بودنت را فریاد بزنی و مجبوری از ولایت فقیه برای نشر افکار پانفارسی باقی مانده از رضا پالانیت خرج کنی دو مطلب را مجبورم دوباره از رهبری و ایت الله گلپایگانی کپی کنم تا دیگر کورش پرستیت گل نکن...



100058انتقاد آیت الله صافی گلپایگانی از مکتب ایرانی با زبان شعر

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۳۲
بخش خبری الف



آیت الله صافی گلپایگانی با سرودن شعر جدیدی از ترویج مکتب ایرانی و کوروش گرایی انتقاد کرد.




در شعر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی ضمن انتقاد از کوروش گرایی و طرح مباحث جاهلی از ولایت اهل بیت(ع) و دین مبین اسلام به عنوان راههای رسیدن انسان به رستگاری در دنیا و آخرت یاد کرد.



در شعر این مرجع تقلید همچنین به گسترش عدل و عدالت و برچیده شدن ظلم در دوران پس از ظهور حضرت مهدی موعود(عج) نیز اشاره شده است.



به گزارش الف، سروده جدید آیت الله صافی گلپایگانی بدین شرح است:


ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست / فخری به داریوش و به اسفندیار نیست



مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد / ما را به جاهلیّت آن دوره کار نیست



در سایه‌ محمد(ص) و آل محمدیم / برتر از این برای بشر افتخار نیست



ابناء دین و سوره توحید و کوثریم / بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست



اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است / هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست



اندر دژ ولایت و حِصن امامتیم / مانند این حصار به گیتی حصار نیست



ما امت عدالت و صلح و اخوتیم / در ما نفاق و شیطنتِ دیوسار نیست



از جاهلیّتِ مجوس نگیریم رسم و راه / ما را به جز ولایت مهدی (عج) شعار نیست



اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام / در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست



گر مدعی تلاش به توهین ما کند / با او بگو که از تو جز این انتظار نیست



تو باش و هفت خوان و خرافات و تُرَّهات / راهی که میروی ره پروردگار نیست



زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع) / اَکمل از آن طریق سوی کردگار نیست



یارب رسان امام زمان منجی جهان / فرّخ زمان او که در آن، کار عار نیست



پر می‌کند ز عدل به امرِ خدا زمین / بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست



آئین دین مداری و تقوی شود رواج/ رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست



مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل / مرد خدا به دوره‌ی او خوار و زار نیست


الف - انتقاد آیت الله صافی گلپایگانی از مکتب ایرانی با زبان شعر

البته به بیانات رهبری در این زمینه:


کد خبر: ۱۸۰۶۲۴
۲۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۰

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای در گزارشی تحت عنوان «هویت قومی؛ جزئی از هویت ملی ما» دیدگاه رهبر معظم انقلاب به قومیت ها را مرور کرده است.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، متن کامل این گزارش بدین شرح است:


معمولاً در کشورهای مختلف، تعدد اقوام و قومیت ها یکی از نگرانی های آنهاست. به همین دلیل دشمنان انقلاب اسلامی ایران از ابتدای پیروزی آن، درصدد بودند تا از تنوعات قومی و مذهبی برای اختلاف افکنی استفاده کنند. اما بیش از سه دهه حیات جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که رویکرد فرصت محور جمهوری اسلامی به اقوام ایرانی با توجه به مشترکات تاریخی و دینی، زمینه های مشارکت اقوام مختلف را در دفاع و سازندگی کشور فراهم آورده است. یادداشت زیر به بررسی نگاه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به مسأله ی قومیت ها می پردازد.


** هویت جمعی ما ایرانیان
از منظر رهبر معظم انقلاب، «خودفراموشی» -به معنی فراموش کردن هویت خود- امری خطرناک است که وجود آن در ادبیات سیاسی یک کشور، به ذلت و خواری مردم آن کشور می انجامد. اگر «قوم و ملتی هویت و تاریخ و فرهنگ و زبان خود را فراموش کنند، که نتیجه ی آن، ذلت و بدبختی این قوم خواهد بود.»1 اهمیت «هویت جمعی» به قدری است که «با برخورداری از آن، هر کشور می تواند از همه ی امکانات خود برای پیشرفت و موفقیت استفاده کند. اگر این احساس هویت جمعی وجود نداشته باشد، بسیاری از مشکلات برای آن مجموعه پیش می آید و بسیاری از موفقیت ها برای آنها حاصل نخواهد شد؛ یعنی پاره ای از موفقیت ها در یک کشور، جز با احساس هویت جمعی به دست نخواهد آمد.»2


اما لازم است که مؤلفه های تشکیل دهنده ی هویت جمعی را تعریف کرد، چراکه «جهت حرکت و خیزش عمومی یک ملت» بر مبنای مؤلفه های هویت جمعی آن مشخص می شود. رهبر معظم انقلاب مؤلفه های «هویت ملی ایرانیان» را از دامنه ی ملیت فراتر دانسته و هویت جمعی و ملی ملت ایران را «نظام اسلامی» معرفی می کنند. اهمیت این هویت جمعی به این است که هم در مقیاس ایرانی دارای بازده و تأثیر است، هم در مقیاس اسلامی چنین تأثیری دارد و هم در مقیاس جهانی مؤثر است؛ «یعنی چیزی که دیگر ملیت ها هیچ کدام این ها را ندارند؛ یک چیز فراملی است.»3


مسأله ی دیگر در این زمینه «رابطه ی هویت ملی با دیگر هویت های فرد در جامعه» مانند «هویت قومی» است. برخی با تعریف ملیت بر مبنای قومیت و ناسیونالیسم علاوه بر محدودیت هایی که بر فرد وضع می کنند، دیگر هویت های هم سطح او را نیز نفی می کنند. در حالی که در اندیشه ی آیت الله العظمی خامنه ای، هویت ملی بر دیگر هویت های فردی اولویت دارد و اقوام ایرانی افتخار می کنند که فرزند ایران اسلامی هستند: «همه ی اقوام ایرانی به ایران و جمهوری اسلامی علاقه مندند و ایران را میهن خودشان می دانند. [...] اقوام ایرانی مسلمانند و به این آب و خاک دلبسته اند؛ عزت و رفاه خودشان را در ایران سربلند و آزاد مشاهده می کنند.»4


** ویژگی های مشترک اقوام ایرانی
مهم ترین ویژگی های اقوام ایرانی را باید در مؤلفه های مشترک جست وجو نمود تا بتوان آنها را در قالب یک هویت واحد به نام ملت پذیرفت. تاریخ، جغرافیا، سنت ها و فرهنگ مشترک میان اقوام ایرانی، از جمله محورهای اساسی وحدت آفرین میان این اقوام است.


تاریخ و دغدغه های سیاسی مشترک در کنار سرزمین و حکومت مشترک باعث می شود تا این اقوام در برابر هر هجمه ای به کشورشان به دفاع از آن برخیزند. رهبر معظم انقلاب با اشاره به مقاومت جانانه ی اقوام گوناگون کشورمان در سال های دفاع مقدس می فرمایند: «نوبت دفاع مقدس هم که می رسد، جنگ هشت ساله ی ما، مردم همین گونه از همه جا شرکت می کنند؛ همه شهید می دهند؛ همه برای خدا وارد میدان می شوند و همه حول یک احساس وظیفه ی مشترک، اقدام می کنند.»5 در واقع «در جنگ تحمیلی هشت ساله، از کسانی که می خواستند بروند از تمامیت ارضی و مرزهای اسلام در این کشور دفاع کنند، کسی نپرسید شما از کدام طایفه، کدام فرقه، کدام مذهب، کدام لهجه و کدام زبان هستید؟ همه رفتند؛ از همه جا رفتند. در ایران، خون ها درهم آمیخته شد و انقلاب به معنای حقیقی کلمه، یک اتحاد و یک الفت میان فرق و لهجه ها و طوایف مختلف به وجود آورد.»6


از دیگر مصادیق وحدت اقوام ایرانی در دفاع از اعتقادات و نظام اسلامی خود، می توان به حضور در راهپیمایی های سراسری 22 بهمن و روز قدس و اظهار شعارهای واحد در این زمینه و حضور گسترده در انتخابات اشاره کرد.


** دین؛ عامل حقیقی وحدت
در ادبیات رایج علوم اجتماعی، معمولاً دین و به ویژه اسلام یکی از عوامل ضد وحدت برای یک جامعه محسوب می شود.چنین رویکردی ناشی از زاویه ی نگاه آنان به دین است. در مقابل این نگاه، رهبر انقلاب دین را «عامل حقیقی وحدت» در جامعه ی ایرانی توصیف می کنند و دیگر عوامل وحدت مانند فرهنگ، سنت ها و حتی زبان فارسی را با وجود عامل دین معنادار می دانند. ایشان می فرمایند: «عده ای سعی می کنند اهمیت عامل پیوند مستحکم دل های ملت ایران، یعنی ایمان اسلامی را کم کنند؛ نه، کشور و ملت یکپارچه است؛ البته یکپارچگی اش به خاطر تاریخ و جغرافیا و سنت ها و فرهنگ است، اما عمدتاً به خاطر دین و مسأله ی رهبری است که اجزای این ملت را به هم وصل کرده و همه احساس یکپارچگی می کنند.»7


** سیاست دشمنان در قبال اقوام ایرانی
اساسی ترین سیاست دشمنان نظام اسلامی در قبال اقوام ایرانی «نفی یکپارچگی ملی» و «ایجاد تفرقه میان اقوام» به بهانه های گوناگون است: «یک سیاست خباثت آلودی از آغاز انقلاب سعی کرد اقوام ایرانی را از یکدیگر جدا کند و با بهانه های مختلف، پیکره ی عظیم ملت ایران را تکه تکه کند. با هر قومی از اقوام متنوع ایرانی، فارس، تُرک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و لُر، جداگانه یک تلقین شیطانی را در میان می گذاشتند تا دل ها را از هم چرکین کنند. به تهرانی و اصفهانی چیزی می گفتند، به بلوچِ بلوچستانی که من قبل از انقلاب مدتی را در میان آنها گذراندم حرفی می زدند و در کردستان سخن دیگری می گفتند.»8


دشمنان برای رسیدن به این هدف خود از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند. تبلیغات و جنگ روانی یکی از این ابزارها است و «دشمنان با تبلیغات خود، با جنگ روانی خود، با تلاش های موذیانه ی گوناگون خود سعی می کنند بین صفوف ملت ایران اختلاف بیندازند؛ به بهانه ی قومیت، به بهانه ی مذهب، به بهانه ی گرایش های صنفی، وحدت کلمه ی ملت را از بین ببرند.»9 «دشمنان نظام جمهوری اسلامی، آنها تبلیغ کردند که نظام جمهوری اسلامی، قوم کُرد یا مذهب اهل تسنن را نمی پسندد یا نمی پذیرد.»10 برجسته کردن ناسیونالیسم های مختلف به نحوی که «هر جا اقلیتی وجود داشت، به تقویت ناسیونالیزم افراطی قومی آن اقلیت می پرداختند»11 و«نفی عامل حقیقی وحدت یعنی دین»، در کنار «امنیتی و نظامی کردن مناطق قومی» و «سوء استفاده حداکثری از اختلافات مذهبی و قومی» از ابزارهای اصلی دشمنان برای ضربه به وحدت ملی محسوب می شود. در این بین، روشنفکران وابسته نیز به ایفای نقش پرداختند: «اختلافات قومی و ملی ناشی از ملی گرایی افراطی که بیشتر به دست روشنفکران وابسته دامن زده می شود.»12


** اقوام ایرانی و رژیم پهلوی
با نگاهی به عملکرد رژیم پهلوی در خصوص اقوام، شاهد یک نوع سیاست «بی تفاوتی»،«رهاشدگی» و «بیگانگی» نسبت به اقوام هستیم. این سیاست در عملکرد رژیم در توسعه ی مناطق قومی و توجه به سطح سواد مردم و مقوله ی امنیت کاملاً مشهود است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم کردستان به سیاست های رژیم پهلوی اشاره می کنند: «یک سیاست خبیثی از دوران طاغوت بر کشور حاکم بود و آن عبارت بود از بیگانه دانستن اقوام گوناگون. کُرد بیگانه بود. بلوچ بیگانه بود. تُرک بیگانه بود. عرب و ترکمن بیگانه بودند. این ها را بیگانه حساب می کردند. در عملکرد آنها هم این معنا مشهود بود. شما ببینید در دوران طاغوت، در این استان نه کار عمرانیِ درستی انجام گرفته است، نه کار فرهنگی درستی انجام گرفته است؛ رسیدگی نمی کردند و کاری نداشتند. در این استان، کارهای عمرانی در دوران طاغوت در حد صفر بود؛ کارهای فرهنگی هم همین جور. [...] طاغوت نمی خواست مردم کرد، این مردم بااستعداد و این مردم دارای هوش و ذکاوت، باسواد بشوند. فقط 29 درصد استانی با این خصوصیات و با این کیفیت، باسواد بود! آن کار عمرانی شان، این هم کار فرهنگی شان! نگاهشان نسبت به این استان، نگاه شیطنت آمیز و غلط بود.»13 «این نگاه، نگاه رژیم طاغوت بود. طبیعت آن رژیم، یک نگاه تبعیض آمیز بود؛ نه فقط نسبت به قوم کُرد، به اقوام گوناگون کشور با انگیزه های گوناگون و با دلائل مختلف.»14


وضع امنیت نیز در این مناطق مناسب نبود و «دستگاه کاری به کار امنیت منطقه نداشت.»15 مثلاً «سیاست رژیم پهلوی در بلوچستان این بود که خوانین را به خودشان جذب کنند و از خوانین امنیت منطقه را بخواهند؛ مثل تیول دارهای زمان قدیم […] کشتارها، ظلم ها، بی عدالتی ها، ناحق کردن حق ها، ضایع کردن ضعفا و رشد دادن گردن کلفت ها، به دولت مرکزی ربطی نداشت!»16


** رویکردهای نظام اسلامی به اقوام ایرانی


1. فرصت دانستن تنوع اقوام
اکثر کشورهای دنیا با مقوله ی تنوع اقوام مواجه هستند و «معمولاً در کشورهای مختلف تعدد اقوام و قومیت ها یکی از نگرانی های آنهاست؛ در کشور ما به عکس است».17 «تنوع اقوام را ما برای کشورمان یک فرصت به حساب می آوریم، این یک حقیقت است. حقیقتاً برای ما تنوع اقوام یک فرصت است.»18


زیرا «ایران یکپارچه است»19 و مانند «شوروی متشکل از سرزمین های به هم سنجاق شده نیست».20 «حتی آن قسمت هایی هم که در قرن های گذشته جدا شدند، اگر ته دلشان را بگردید، مایلند با ما باشند.


هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش


آنها هم دلشان می خواهد که به این مادر بپیوندند. این کجا، کشور اتحاد جماهیر شوروی کجا؟ ده، یازده کشور را با سنجاق یا به تعبیری با شلاق به هم بستند و به اصطلاح یک کشور تشکیل گردید! معلوم است که تا شلاق برداشته شد، از هم جدا می شوند و شدند.»21


بر همین اساس رهبر انقلاب از یک سو در رهنمودی به نمایندگان دوره ی هفتم مجلس شورای اسلامی می فرمایند: «همه ی تمایلات منطقه ای و قومی و بخشی باید در پرتو نگاه ملی برآورده شود.»22 و از سوی دیگر بر امکانات و ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی مردم این مناطق به عنوان یک سرمایه و ثروت ملی نظر افکنده می شود: «زبان کردی یک ثروت ملی است، استعدادهای علمی و هنریِ جوانان این جا یک ثروت ملی است، استعداد ورزشی جوانان کردستان یک ثروت ملی است؛ از این ثروت های ملی باید استفاده بشود، بهره برداری بشود، به فعلیت برسد.»23


2. مخالفت با تبعیض میان اقوام
رهبر انقلاب درباره ی عدم تبعیض میان اقوام ایرانی می گویند: «نظام جمهوری اسلامی مطلقاً با نگاه تبعیض آمیز نگاه نمی کند؛ نه به کردستان و نه به هر نقطه ی ویژه ی دیگری در سرتاسر کشور. […] نگاه نظام جمهوری اسلامی به تنوع قومی و تنوع مذهبی مطلقاً نگاه تعصب آمیز، قوم گرا، یک جانبه نگر نیست. این را به طور قاطع من اعلام می کنم. نه امروز هست، که من از نیت خودم و دل خودم حرف می زنم، نه در طول زمان های گذشته در دهه ی 60، زمان حیات مبارک امام رضوان الله تعالی علیه چنین چیزی نبوده.»24


جمهوری اسلامی علاوه بر این که سیاست غلط رژیم گذشته را مبنی بر بیگانه انگاشتن اقوام نفی نمود و «این نگاه را تصحیح کرد؛ نه فقط در سطح مسئولان، بلکه در سطح آحاد مردم»25 و نگاه اسلامی را که مبتنی بر «برادری و اتحاد و همدلی و صمیمیت است،»26 جایگزین آن نمود. بنابراین در تمام برنامه های اقتصادی و توسعه ای، تبعیضی میان مردم سراسر کشور به خصوص مناطق قومی قائل نشد. اما در سال های آغازین انقلاب با وجود برنامه ریزی برای حل مشکلات ناشی از رژیم گذشته، «حضور ضد انقلاب» و «ایجاد ناامنی در این مناطق» مانع از فعالیت نظام اسلامی و در نتیجه موجب عقب افتادن این مناطق از توسعه و به ویژه در حوزه ی زیرساخت ها شد و «ضدانقلاب این فرصت را متأسفانه برای مدت چند سال از دست نظام جمهوری اسلامی گرفت.»27


3. مشارکت اقوام ایرانی در سرنوشت خود
حاکم نبودن نگاه تبعیض آمیز به اقوام در نظام جمهوری اسلامی ایران موجب نقش آفرینی عموم مردم از اقوام مختلف و نخبگان در حوزه های گوناگون خواهد شد. وجود «انواع سلیقه ها و گرایش های سیاسی و اقوام ایرانی و پیروان ادیان و اهالی مناطق گوناگون کشور در مجلس»28 نشان از حضور و نقش آفرینی تمامی اقوام ایرانی در قانون گذاری دارد.ن بود مرزبندی قومی و مذهبی برای حضور در بسیج نیز نشانه ی دیگری از نقش اقوام ایرانی در یک جمع ارزشی و انقلابی و نقش آفرینی آنها در دفاع از نظام اسلامی است. به فرموده ی رهبر انقلاب: «بسیج، مرز صنفی و مرز جغرافیایی و قومی نمی شناسد. همه ی اقوام ایرانی، همه ی اصناف گوناگون ملی در سطوح مختلف فکری از انسان های نخبه ی برجسته ی ممتاز در میان اهل علم و دانشجویان تا جوان های فعال و پرشور صحنه های دیگر، همه در بسیج جمع اند. بسیج نماد حضور ملی و مقاومت ملی و آگاهی یک ملت است.»29


رهبر معظم انقلاب بر استفاده از روحیه ی قومی برای پیشرفت ملی تأکید می کنند: «هر قومی از اقوام ایرانی، چه کرد، چه فارس، چه تُرک، چه بلوچ، چه عرب، چه ترکمن، چه لُر، سعی کند با همان روحیه ی قومی در جهت پیشرفت ملی، نه صرفاً پیشرفت قومی، گام های بلندتری بردارد.»30


4. اعطای حقوق مسلم اقوام
در نظام اسلامی مقوله ی «قومیت» و «مذهب» هیچ گاه مانع شناسایی و اعطای حقوق مسلّم اقوام ایرانی نخواهد بود، بلکه «نظام جمهوری اسلامی محور قضاوتش، اسلام و ایرانی بودن است؛ اسلام و ایرانیت. همه ی مسلمان ها و همه ی ایرانی ها در این نگاه، در محدوده ی جغرافیایی کشور دارای ارزش هستند.»31 بنابراین «ما وقتی که می خواهیم یک ایرانی را به عنوان یک ایرانی به حقوق حقه ی خودش برسانیم، از او سؤال نمی کنیم که مذهب و یا حتی دین تو چیست. نه، مواطن ماست و از حقوق همشهری گری با ما دارد استفاده می کند و در این مملکت زندگی می کند؛ چیزی باید بپردازد، کاری باید بکند و حقوقی هم دارد. حق امنیت، حق زندگی، حق کار، حق تلاش، حق تحصیل و فرهنگ دارد.»32 از سوی دیگر «امنیت، حق عمومی و متعلق به همه ی مردم در سرتاسر کشور است و اقوام مختلف، زبان های مختلف، عادات مختلف و ادیان مختلف از آن بهره می برند.»33


5. جدا کردن حساب اقوام ایرانی از اشرار و فریب خوردگان
از سیاست های جمهوری اسلامی ایران جدا دانستن حساب اقوام از اشرار و فریب خوردگان است. این سیاست در مقابله با تبلیغات دشمنان که در تلاش بودند تحرکات علیه جمهوری اسلامی ایران را در مناطق قومی به حساب اقوام بگذارند، بسیار کارآمد و مؤثر بود. بنابراین حضور برخی از اشرار در بعضی مناطق نه تنها جمهوری اسلامی ایران را نسبت به مردم منطقه بدبین نمی کند، بلکه نظام را بر آن می دارد که منطقه را از لوث وجود آنها با همکاری مردم منطقه پاک نماید. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم سقز به این تفکیک اقوام از اشرار تأکید می کنند: «به عموم ملت ایران از اقوام گوناگون هم بگویم، مبادا به اشتباه بیفتند. مبادا رفتار گروه های اندک شمار که پنجه به چهره ی انقلاب و جمهوری اسلامی می زدند، به حساب این مردم عزیز، این جمعیت انبوه، این دل های وفادار نوشته بشود. تعداد معدودی انسان های شریر یا فریب خورده که در هر نقطه ای پیدا می شوند، در کردستان و در غیر کردستان، حساب این ها از حساب متن مردم عزیز این استان به کلی جداست»34 و خود مردم با این افراد برخورد می کنند. وجود گروه «پیشمرگان کرد مسلمان» یکی از مصادیقی است که ایشان در اثبات این مطلب بیان می کنند: «در همان دورانی که در این جا و جاهای دیگر، یک عده ایادی بیگانه به نام مردم کرد حرف هایی می زدند که مردم کرد روحشان از آن حرف ها خبر نداشت، آن روزی که در این استان و استان های هم جوار، دست های شیطنت آمیز دشمنان به فکر فتنه و برادرکشی بودند، خود مردم این استان در صفوف مقدم قرار گرفتند؛ یاد مجموعه ی رشید و پرافتخار پیشمرگان کرد مسلمان هرگز از خاطره ی آن کسانی که مجاهدات آنها را دیدند، نخواهد رفت.»35


6. اهانت به مقدسات یکدیگر؛ خط قرمز نظام اسلامی
در نظام اسلامی «اهانت به ارزش ها و مقدسات گروه های مختلف قومی و مذهبی» که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده اند، به عنوان «خط قرمز» معرفی شده است. رهبر انقلاب در این باره می فرمایند: «دشمن امید بسته است که بتواند پیروان مذاهب گوناگون را مقابل هم قرار بدهد. هیچ کس نباید تسلیم این نقشه ی خائنانه و خباثت آمیز دشمن بشود. آنها می خواهند شیعه در مقابل سنی، سنی در مقابل شیعه، دل ها از هم چرکین، نسبت به هم بدبین، آنها این را می خواهند. برای همین است که من اعلام کردم، باز هم تأکید می کنم خط قرمز از نظر نظام اسلامی و از نظر ما عبارت است از اهانت به مقدسات یکدیگر.»36


از سوی دیگر رهبر معظم انقلاب با «اعلام حرمت تقلید لهجه ی قومیت ها در صورت تمسخر لهجه»، به ریشه یابی این نقشه ی استعمار می پردازند: «غالب این شهرهایی که لهجه های آنها تقلید می شود، شهرهایی هستند که دارای مردم غیرتمندی هستند که در حوادث مهم صد سال پیش در مقابل دشمنان و مهاجمین ایستاده اند. این تصادفی نیست. این تقلید هم سابقه ندارد. یعنی توی هیچ یک از این کتاب های ادبی و طنز و غیره ما ندیدیم که یک حرفی باشد که نشان دهنده ی تقلید لهجه باشد. این مالِ همین اواخر است؛ یعنی مثلاً از صد سال پیش به این طرف؛ یعنی از وقتی که کشور ما در مواجهه ی با این دشمنی ها قرار گرفته، یکی از مناطقی که ایستادگی سرسخت کرده، مناطق شمال است، منطقه ی گیلان، یکی از مناطق، منطقه ی خراسان است؛ یکی از مناطق، مناطق آذربایجان است. این ها آن جاهایی هستند که مردمش سرسختی و سلحشوری نشان دادند. اتفاقاً سعی شده است که همین ها از لحاظ لهجه در بین مردم سبک بشوند. یعنی تقلید می شود.»37


**هویت قومی، جزئی از هویت ملی ماست
تنوع قومی در ایران -به دلیل وجود مؤلفه های حقیقی همبستگی میان اقوام و قرار گرفتن هویت قومی به عنوان جزء لاینفک هویت ملی- یک فرصت قلمداد می شود. پس هرچه مؤلفه های هویت قومی با توجه به هویت ملی تقویت شود، هویت و همبستگی ملی نیز تقویت خواهد شد: «سنت های مختلف، آداب و عادات مختلف و استعدادهای گوناگون و متنوع، یک فرصت است که اجزای گوناگون این ملت بتوانند یکدیگر را تکمیل کنند؛ با مراودات درست و با هم زیستی و اتحاد کامل. برای ملت ما این یک افتخار است که چنین نگاهی به مسئله ی تنوع اقوام دارد. علت هم این است که اسلام منبع الهام این نظام است و در این نگاه اسلامی، بین نژادهای مختلف و زبان های مختلف، ولو از ملت های گوناگون، تفاوتی نیست؛ چه برسد به اقوام مختلف در میان یک ملت. نگاه اسلام این است و نگاه نظام اسلامی هم این است. لذاست ما به منطقه ی کردی، استان کردستان و مناطق اقوام دیگر با نگاه اسلامی نگاه می کنیم.»38




پی نوشت ها:
1. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام؛ 21/9/1380


2. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جوانان استان اصفهان ؛ 12/8/1380


3. همان


4. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام؛ 19/4/1379


5. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت عید سعید فطر؛ 21/11/1375


6. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رؤسای سه قوه، کارگزاران نظام و شخصیت های خارجی شرکت کننده در کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی؛ 13/5/1375


7. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام؛ 19/04/1379


8. بیانات رهبر معظم انقلاب درجمع مردم استان کردستان در میدان آزاد یسنندج ؛ 22/2/1388


9. پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب به مناسبت حلول سال 1386


10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388


11. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام، به مناسبت عید سعید فطر؛ 21/11/1375


12. پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت برگزاری کنگره ی عظیم عبادی سیاسی حج؛ 04/02/1375


13. بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388


14. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388


15. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان؛ 27/08/1370


16. همان


17. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار بسیجیان استان فارس؛ 14/02/1387


18. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388


19.بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام؛ 19/04/1379


20. همان


21. همان


22.پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز به کار هفتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی؛ 07/03/1383


23.بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سقز؛ 29/2/1388


24.بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388


25.بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388


26. همان


27. همان


28. پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز به کار هفتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی؛ 06/03/1383


29. بیانات رهبر معظم انقلاب در میدان صبحگاه ستاد نیروی مقاومت بسیج؛ 02/06/1384


30. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار استادان و دانشجویان کردستان؛ 27/2/1388


31. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ 24/2/1388


32. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون دفتر نمایندگی ولی فقیه در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان؛ 27/08/1370


33. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای تأمین استان ها؛ 25/11/1379


34. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سقز؛ 29/2/1388


35. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388


36. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سقز؛ 29/2/1388


37. بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه ی درس خارج فقه درباره ی تقلید لهجه ی قومیت ها؛ 31/1/1389


38. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم استان کردستان در میدان آزادی سنندج؛ 22/2/1388


دیدگاه رهبری درباره قومیت‌های ایرانی



حال چه کسی خاین است یک فارس کورش پرست که لباس اسلام برتن کرده و دم خروسش از خروشش در کلمات عریان مشخص است...

262:

در جواب این حرف شما : آیا میتوانید خلاف صحبت های بانو پرنیان را ثابت کنید و اگر نمی توانید لطفا ..... !!
همه ما از یک اب و خاکیم(کوتاه نگاشته من:بله کره زمین و کشور ایران)

منظور ایشان فلات ایران و حومه! بوده است ...
همه ما از یک نژادیم(کوتاه نگاشته من:از نژاد انسانیم و از قومیت های گوناگون همانطور که در قرآن ذکر شده ما شما در قومیت های مختلف آفریدیم)

منظور ایشان این بوده است که آذری ها و ایرانیان از یک نژآد هستند!
اما شما اینقدر خود را بالاتر از قرآن میدانید که همه را از نژاد قوم فارس و آریایی میدانی!!!!!
باز هم .... !
عزیز من ... !
لطفا بخوان و بیاندیش شاید رستگار شوی ... !
جالب است که هرکول هم فارس بود و ما خبر نداشتیم چه تاریخ گهرباری
و ...
تکرار ...
بسی در غرور دارم به شما فارسها میبالم...
ان وقت ما نژاد پرستیم؟
طبق قانون اساسی شما حق نداری به ما ببالی یا نبالی!
این کلمات را بارها که از آرای ضد دین معروف کسروی هست تکرار کردی؟!!!
می توانی خلافش را ثابت کن ...
ایشان سند از اشوریان ارائه داده اند ...

شما ترک نیستی و آریایی هستی و فارس و ... .
:))
شما هرموقع از نژادپرستی عریان قوم خویش با توهین عریان به ترکان و سایر اقوام اعلام برایت جهانی کردید و عذرخواهی بیایید از علم و تاریخ حرف بزنید...
ثابت کنید ایشان توهین کردند!
شما هم ثابت کنید نژآد پرست نیستید !
---
شما از تاریخ چقدر میدانید؟
برای شما مگر آریایی را اثبات نکرده ام؟
سکا ها و ... .
همچنان دست از توهین ... !
یک کودک 2 ساله هم میداند یک فارس چرا دوست دارد بازی معروف شما ترک نیستید و ... را مطرح کند؟!
چند سالته که این ها را میدانی؟
خجالت و عرق جبین سالها توهین های راسیستی با لحنی نخ نما و فرتوت عده ای پان فارس پاک شدنی نیست...
:)))

به این گروهک بازی های پانفارسی که رفتاری لجام گسیخته و نژادپرستانه را ترویج میدهد پایان دهید:
:)))


این هم پاسخی به گستاخی و هتک حرمت ترک های ایران
برای بار آخر کی به شما توهین کرد؟

263:

بله همه نوشته هایی که حاوی مطالبی بر خلاف آرای شماست دروغ است...اگر دروغ است بروید به نگارش کتاب های تاریخی تان مشغول شوید و البته اگر وقت کردی روی تاریخی که با ماله کشی روی افتضاحات نژادپرستانه نگاشته اید تاملی بکنید...

حرفی با شما نمیماند بروید به نوشته های هرکول فارس است و کورش پیامبر است و ... بپردازید.

یا علی.

264:

یا امام علی!
خدایا! مگر من چه گناهی کردم که باید .......
چرا ب جای پاسخگویی ... !
دوستان بگید حرف کی راسته ...


+


من کی گفتم کوروش پیامبره؟

باز هم انحراف ...

265:

اگه تونستی بگی این تاپیک مربوط به چیه و مربوط به پان و نژاپرستی و... نیست

266:

پان آریایی های فتنه گر بخوانند...
اصولا هر شاعری هر نگارنده ای حتی من که فارسی مینویسم فارس حساب میشود در سایر موارد ترک ... !

مولانا،شمس،قطران و ... تا شهریار و ... و... فارس هستند!
خوانندگان قضاوت کنند...در کتابهای پانفارسی ضد اسلامشان کورش را پیامبر و هرکول و کل یونان را فارس میدانند از خیانت حرف میزنند؟


نظر یک پانفارس خجالتی که مجبور است اسلامی تر بنویسد را هم جواب دادیم تا رسوایی بارش شود...


به علت اسرار های رسانه هایی مثل بی بی سی و شکل گیری نظرات چنین دوستان به قول خودشان پارسی توجه کنید(خاین کیست و دنبال چیست):


بی‌بی‌سی و نژاد آریایی

رضا مرادی غیاث آبادی پنج شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۰

در روزهای اخیر تعداد زیادی از خوانندگان پژوهش‌های ایرانی نظر مرا در مورد مصاحبه‌ای که بی‌بی‌سی با عنوان «اکثر ایرانیان نژاد آریایی ندارند» منتشر کرده، جویا شدند. در این زمینه چند نکته‌ای را موقتاً عرض می‌کنم:
در ابتدا باید گفت با توجه به اینکه نتیجه تحقیق آقای مازیار اشرفیان بناب (مشخصاً در این زمینه) تاکنون منتشر نشده و ادعاهای فعلی در حد مصاحبه‌ای چند دقیقه‌ای است، عملاً امکان نقد یا پاسخگویی بدان وجود ندارد.
– چنانچه این مطالعات مبتنی بر روش‌های پذیرفته‌شدهٔ علمی بوده باشد، جای خوشنودیست از اینکه گاه بگاهی شواهد جدیدی در رد فرضیه موهوم مهاجرت نژاد آریا به دست می‌آید. ادعای مهاجرت و حتی اصطلاح «نژاد آریایی» و بهره‌گیری‌های فاشیستی مبتنی بر آن، در اصل آشی بود که بریتانیا در سده نوزدهم پخته بود (بنگرید به «اردشیر و شاپور ریپورتر: عاملان سلطه بریتانیا در ایران»). نگارنده با اشتیاق منتظر است تا نتیجه آن پژوهش که ممکن است تکمیل‌کننده پژوهش‌های قبلی‌اش در «رد فرضیه موهوم مهاجرت آریاییان» باشد را بخواند.
– این کلیپ به شکل فعلی‌اش که صرفاً یک مصاحبه ناقص و آشفتهٔ تلویزیونی و همراه با تیتر و توضیحاتی نژادگرایانه و بی‌ربط به سخنان مصاحبه‌شونده است، ارزش استناد و اتکا را ندارد. چنانکه مصاحبه رادیو فرانسه با نگارنده در زمینه «این نژاد آریایی تعریفش چیست؟» به نحوی ادیت و منتشر شد که مفهوم و منظور اصلی که رد فرضیه مهاجرت بود، بکلی از دست رفته بود.
– در عجبم که کسانی بر اساس تیتر این کلیپ به پاسخگویی پرداخته‌اند. در حالیکه تیتر و توضیحات پیوست به آن ارتباط مستقیمی به سخنان مصاحبه‌شونده نداشت و بیشتر نوعی تحریف و ماجراجویی هدفمند بود که توانست عده‌ای زیادی را به تله خود بکشاند.
– در این برنامه در مورد روش‌های گردآوری جامعه آماری (که مهمترین و اساسی‌ترین بخش چنین مطالعات میدانی‌ای است)، مطلقاً توضیحی داده نشده و از طرف دیگر، متداول نیست که چنین مصاحبه‌ها و ادعاهایی قبل از انتشار نتیجه پژوهش انجام شود. این دو در کنار یکدیگر سوءظن برانگیز می‌نماید.
– همچنین یک کار پژوهشی باید بتواند بر روی پای خودش بایستد و مستقلاً از عهده بر آید. چسباندن آثار پژوهشی به تیترها یا دانشگاه‌ها و یا عناوین دهان‌پُرکن، متداول نیست و موجب ایجاد شائبه‌هایی خواهد شد. بخصوص پژوهش‌هایی که هنوز عملاً وجود خارجی ندارند.
– در پایان به جناب آقای اشرفیان بناب پیشنهاد می‌کنم که چنانچه روزی قصد انتشار مطالعات خود را داشتند، از رسانه‌ای به غیر از رسانه‌های بریتانیایی استفاده کنند. چرا که سابقه بریتانیا در ایجاد و گسترش نزاع‌ها و نفاق‌های قومیتی در کشورهای خاورمیانه، دستاورد ایشان را تقلیل و تضعیف خواهد کرد.
همچنین بنگرید به: تکذیب‌نامه آقای اشرفیان پیرامون مصاحبه بی‌بی‌سی و ماجرای نژاد آریایی
گفتارهای دیگر:
  1. تکذیب‌نامه آقای اشرفیان پیرامون مصاحبه بی‌بی‌سی و ماجرای نژاد آریایی
  2. نژاد و رایش سوم: کتابی دیگر در رد نظریه نژاد آریایی
  3. ماجرای نژاد آریایی: همزمانی انتشار دو خبر در ایران و هند
  4. شاهنامه فردوسی و بیت ساختگی پدر در پدر آریایی نژاد
  5. رنج‌های بشری 123: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی
  6. جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: کشف‌نامه نژاد پاک آریایی!
  7. رنج‌های بشری 249: دستگاه جمجمه‌سنجی و آدمخواری آریایی
  8. نژاد آریایی: بررسی چگونگی پیدایش و گسترش یک نظریه نژادپرستانه
  9. رنج‌های بشری 76: فاشیسم و نژاد خالص
  10. مغالطه آریاییان و بومیان


چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان ) تکذیب‌نامه آقای اشرفیان پیرامون مصاحبه بی‌بی‌سی و ماجرای نژاد آریایی

رضا مرادی غیاث آبادی چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱

در آبان‌ماه سال گذشته، تلویزیون و وب‌سایت بی‌بی‌سی مصاحبه‌ای با آقای دکتر مازیار اشرفیان بناب را منتشر کردند که در همان زمان نگارنده در یک توضیح مختصر و با عنوان «بی‌بی‌سی و نژاد آریایی» آنرا مصاحبه‌ای «ناقص و آشفته و همراه با تیتر و توضیحات نژادگرایانه و بی‌ربط به سخنان مصاحبه‌شونده دانست که ارزش استناد و اتکا را ندارد». آن مصاحبه به‌رغم آشفتگی خود توانست سروصداها و بازخوردهای غیرمنطقی و احساساتی‌ای را در سطح جامعه و در میان کسانی ایجاد کند که اصولاً نمی‌خواهند چیزی فراتر از بازی‌های خطرناک نژادگرایانه را بدانند. بازی‌ها و توطئه‌ها و نزاع‌ها و نفاق‌های قومیتی که اتفاقاً بریتانیا در یکی- دو سده اخیر نقشی چشمگیر در ایجاد و گسترش آن در کشورهای خاورمیانه داشته است و هنوز هم نمی‌تواند خود را به تمامی از این سوءسابقه برحذر دارد.
در گفتگوی کوتاهی که در همان زمان با آقای اشرفیان داشتم، نگرانی و ناراحتی عمیق ایشان را از بابت این مصاحبه و نیز واکنش‌های نابهنجار مخاطبان حس می‌کردم. اکنون جای کمال خوشوقتی است که ایشان توانستند با پیگیری‌های خود اصلاحیه و تکذیبیه بسیار خواندنی و آموزنده‌ای را در سایت بی‌بی‌سی منتشر کنند و موجبات تغییر تیتر گمراه‌کننده قبلی را نیز فراهم کنند. (هر چند که بی‌بی‌سی وظیفه داشت بنا به اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، تکذیب‌نامه و اصلاحیه ایشان را- همچون اصل مصاحبه- از تلویزیون نیز پخش کند).
آقای اشرفیان در این اصلاحیه خود به درستی یادآور شده‌اند که واژه «آریایی» نه معنا و مفهومی نژادی، که مفهومی در حوزه زبان و سرزمین و جغرافیا دارد و آورده‌اند که اروپاییان از این نام برای مقاصد نژادپرستانه استفاده کرده و مفاهیم نادرستی را به ما تحمیل کرده‌اند: «برخی انسان‌شناسان و زبان‌شناسان اروپایی که برای فرضیه نژادپرستانه خود قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و نحوه گسترش زبان‌های هندواروپایی و حتی برتری نژادی برخی اروپاییان را داشته‌اند و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته‌اند، نام آریایی را که ریشه در زبان‌های سانسکریت و ایران باستان داشته، به امانت گرفته و به نوعی مورد سوء‌استفاده قرار داده‌اند. همزمانی این سوءاستفاده علمی دانشمندان اروپایی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی با سیاست‌های ملی‌گرایانه وقت و تبلیغات وسیع و آموزش اینکه ایرانیان ریشه در جمعیت‌های آریایی/ اروپایی دارند، در طول چندین دهه این باور غلط را در ذهن ما ایرانیان ایجاد کرده است که در حدود چهار هزار سال قبل قبایلی که به زبان‌های هندواروپایی صحبت می‌کرده‌اند (و دانشمندان اروپایی آنان را آریایی نام نهاده‌اند)، از شمال وارد فلات ایران شده و جایگزین اقوام بومی ایران شده‌اند و ما ایرانیان امروزی از اعقاب این آریاییان مهاجر هستیم».
ایشان همچنین آورده‌اند: «تئوری مهاجرت اقوامی از اروپای شرقی به ایران (که به غلط و حتی عمداً توسط عده‌ای از دانشمندان اروپایی نام آریایی بر آنان نهاده شده و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان یک فرضیه غلط و نژادپرستانه وارداتی است».
و این سخنان همان واقعیتی است که این نگارنده در کتاب‌های «مهاجرت‌های آریاییان» (چاپ نخست 1381) و «ایران چیست» (چاپ 1390)، و جهانشاه درخشانی در کتاب «آریاییان، مردم کاشی و دیگر ایرانیان» (چاپ 1382)، و کسان دیگری که در پسگفتار چاپ سوم کتاب مهاجرت‌های آریاییان از آنان یاد کرده‌ام، بر آن تأکید و تکیه کرده‌اند. خوشحالم که ایشان نیز از دید دانش و مطالعات خود شواهد دیگری بر درستی آن یافته‌اند.
هر چند که بخشی از سخنان دیگر ایشان که مدعی تفاوت نژادی ساکنان ایران با ساکنان ترکیه و کشورهای عرب‌زبان می‌شوند، ضمن اینکه می‌تواند به شکل دیگری مستمسک فجایعی احتمالی شود، ادعایی بی‌اساس و شائبه‌برانگیز است. گویا فراموش شده است که این مرزها عمری صد ساله دارند و هیچگاه دیوار آهنین نبوده‌اند.
البته این جوابیه با تیتری غلط‌انداز و با برخی تناقض‌ها در محتوا همراه است که مشخص نیست منشأ آن اشتباه یا دستکاری احتمالی بی‌بی‌سی است یا چیزی دیگر. برای مثال در یکجا اینکه ایرانیان اعقاب آریاییان هستند، باوری غلط نامیده شده و در جای دیگری عیناً بر چنین تعبیری صحه گذارده شده است. ایراد سخنان چند پهلو و متناقض که هر کس بتواند محتوای دلخواه خود را از آن بیرون بکشد و مدعی نیز بتواند به هر شکل دلخواه آنرا توجیه کند، کار شایسته و عالمانه‌ای نیست و نیاز به دقت بیشتری در انتخاب رسانه و شکل بیان دارد.
نامواژه «آریایی» مفهومی در گستره نژاد و قومیت نبوده و سندی مبتنی بر آن به دست نیامده است. این نام صرفاً دارای مفهومی فرهنگی و جغرافیایی بوده و به مرور زمان جای خود را به واژه جدیدتر «ایران» داده است. به عبارت دیگر، هر آن مفهومی که از نامواژه «ایران» بر می‌آید، همان است که از نامواژه «آریایی» بر می‌آمده است. انتساب و بار کردن مفاهیم نژادی بر این مفهوم در سده نوزدهم میلادی و در زمان سلطه استعمار بریتانیا روی داد که نگارنده مطلب مستقلی در باره آن در دست تألیف دارد.
امیدوارم دوستان و خوانندگان گرامی و علاقه‌مندان به فرهنگ و تمدن ایران توجه داشته باشند که هر دو ادعای به ظاهر متناقضی که یکی از آنها «ایرانیان را از نژاد آریایی می‌داند» و دیگری «ایرانیان را نژاد آریایی نمی‌داند» دو لبه متضاد و مشترک‌المنافع یک قیچی هستند و برای انگاره‌های نژادپرستانه و نفاق‌افکنانه وضع شده‌اند. باشد تا ایرانیان خردمند هرگز به دام چنین تله‌هایی در نیفتند.
گفتارهای دیگر:
  1. ماجرای نژاد آریایی: همزمانی انتشار دو خبر در ایران و هند
  2. جغرافیای کهن و سرزمین‌های گمشده: کشف‌نامه نژاد پاک آریایی!
  3. نژاد و رایش سوم: کتابی دیگر در رد نظریه نژاد آریایی
  4. بی‌بی‌سی و نژاد آریایی
  5. شاهنامه فردوسی و بیت ساختگی پدر در پدر آریایی نژاد
  6. رنج‌های بشری 123: قلمرو نژاد آریایی از بریتانیا تا آلمان نازی
  7. آقای ارفعی و ماجرای سطر 36 منشور کورش
  8. اعتراض‌نامه‌ای در باره آقای فریدون جنیدی
  9. نژاد آریایی: بررسی چگونگی پیدایش و گسترش یک نظریه نژادپرستانه
  10. تکذیب‌نامه: کعبه زرتشت و گاهشمار تمام سنگی!

267:

دوستان گرانقدر در مورد مسایل ابتدایی پست نخست بحث کنید و به حاشیه هایی که توسط یک نفر ایجاد شده توجهی نکنید در غیر این صورت به پان فارس حتی اگر نباشید محکوم و نژادپرست و فتنه گر معرفی می گردید

268:

گرچه طبق ویرایشی که چندین ساعت پیش بر پست اول صورت پذیرفته این سوالتان وجاهت ندارد چون استارتر کلمات نامعین و گنگی در پست اول منتسب به ما نگاشته که با اطمینان با تنظیم با شما بوده و جواب های گنگ ایشان را در پست 4 ام دیدیم که اقدامشان به تغییر در پست اول با هدف قبلی صورت پذیرفته؟!اما این تاپیک اقدام به انتخاب کلماتی گنگ توسط استارتر از 2 تاپیک قبلی نموده و نگاشته اند که این سوالات من نگاشته ام؟!!!

در کل در پست های ابتدایی به آن سوالات گنگ با قلمی علمی جواب داده ام که نقد هایی در باب جریانات خاورمیانه نیز در آن بوده...

البته به خاطر تحریفات صورت پذیرفته در کلمات و نوشته های هم کیشانتان تازمانی که عذر خواهی رسمی نسبت به طرح شبهات در هتک حرمت و طرح شبه نسبت به قوم ترک ایرانی صورت نپذیرد اقدام به دخول به هیچ بحث دیگری نخواهم کرد...

تا کسانی که از دیدی بالا به پایین محافل پانفارسی منابع نگاشته شده توسط مارا را رد کرده و خود را علامه دحر میبینند وارد بحثی دیگر با اینان نخواهیم شد چون سبقه روشنشان در نژادپرستی خود ردیه ای بر منابعشان است...

269:

توهم چیست؟

270:

برادران و بزرگان این تاپیک درمورد ایرانیان و ترکانه نه در مورد پان و نژاد پرستی این هزار بار

271:

فکر میکنم صفحات قبلی که بهتون رد این مورد جواب دادم رو نخوندید:

_آیا مردم ترکیه نژاد پرست هستند یا مردم ایران ؟
_قهرمانان تاریخ چه افرادی هستند؟
_اذری ها ترک هستند یا آریایی؟
_تفاوت ایرانیان و ترکان
_روحیات دو نژاد
_پان فارسیسم ؟ پان تورکیسم؟
_توحش؟
(این سوالات توسط عده ای!! در جستار خلیج ع ر ب و دو سوم مردم ترکیه ... مطرح شده ...)


تا الان اصلا خوندید نوشته ای رو یا فقط ....

272:

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
یه شعر پان ناوجودی ( همون پانی که وجود نداره )
الحمدلله گویا از کتاب ششم حذف شد

273:

[quote=team_sar_dadbin;4955085][quote]
فکر میکنید این دوست متعصب پانپارس چند ماده از قوانین حقوق شهروندی رو خوانده؟!
از لحن الکنشون معلومه هیچی...

منشور حقوق شهروندی دولت تدبیر و امید:

چه کسی خاینه...من یا کسی که حتی یک سطر از منشور رو نخونده!!!!

http://www.president.ir/att/shahrvandi.pdf

274:

جناب استارتر فکر کنم با توجه به کامنتها تا حدودی ابهاماتت در مورد روحیات اریا پرستان و پان عدم الوجودها ( همان پانی که ادعا میکنند وجود ندارد ) برطرف شده باشد . که به هر بهانه ای شروع به توهین و فحاشی مینمایند .
البته توهمشان هم بماند موقعش خودنمایی خواهد کرد

275:

[quote]
با سلام
اقا شما چرا انقدر حساس هستی ؟‌ با این حساسیت اگر هم حق و حقوقی داشته باشی که نمی توانیم بگیریم و شما را به حقتان برسانیم

این چه جواب است برای من نوشتید ؟ خجالت و عرق جبین از کجا امده؟ من الان اینو چه کار کنم ؟
خجالت می کشم بگویم ترک هستم یا خجالت می کشم بگو یم پارس هستم ؟ خوب نیسنم چه کار کنم
جمله مرا ببین :
بنده با اجازه شما نه اهل اذربایجان هستم و نه پارس


یعنی حسایت قومی ندارم و بی طرف هستم اینجا !

هرکول را برداشتی اوردی چه کارش کنم الان ؟ کمکی به از میان نرفتن گویش اذربایجان می کند ؟ این اگر هم اینطرفی باشد کرد کردستان است نه پارس اما چه ربطی دارد به سحن شما در باب لهجه های اقوام ایران ؟

رضا مردای غیاث ابادی به استناد می اورید ؟
فکر می کنید این اقا حامی شماست یا از حقوق و افتخارات شما دفاع کرده است ؟ اغفالتان کردند
این اقا برای کوبیدن به اصطلاح شما پارسها برداشته نوشته

زردشتیان با شاش گاو حمام می کردند و کلی توهین کرده است

روی همه متون باستانی نوشته زردشت متولد اذربایجان ایران بود این اقا با این کار کثیفش توهین به ابا و اجداد شما کرده در دفاع از خودتان حرفهای کثیفش را به استناد می اورید ؟ این اقا مدافع شما نیست این اقا وظیفه به جان هم انداختن اقوام را دارد به خود شما هم این وسط توهین می کند و حرمت جد و اباد خودش را هم نگه نمی دارد .

شما چرا با حرفهای یک نادان تیشه به ریشه خودت می زنی ؟

شما الان ببین چی برای من سند گذاشتی ؟




توی این کتاب اقای فرشید فرشیدراد برداشته نوشته این ایرانویج که می گویند اصلا در کشور ایران نبوده است در قطب شمال بود (به درستی یا نادرستی فرضیه ایشان کاری ندارم )

غیاث ابادی نادان برداشته نوشته :

این کتاب با انگاره‌های ایدئولوژیکی ملی‌گرایانه و با تکیه بر نژادپرستی وهمی و رنگ پوست و مو و چشم نگاشته شده است.
انقدر نادان است که نمی فهمد نویسنده کتاب نوشته اصلا در ایران نیست

در پست بعدی هم ماست مالی می کند بخوانید ادامه بحث ایشان با خود نویسنده را
انوقت شما این را برای من سند می اورید که نژاد پرستند ؟
................................................

الان به من بگو من باید دقیقا از چی عذرخواهی کنم ؟
از اینکه از قوم پارس و ترک نیستم ؟
از اینکه می گویم ارام باشید تا بتوانید خقوقتان را بگیرید
از اینکه می گویم قانون هیچ کجای جهان شما را در باب زبان محلی حمایت نمی کند کمک کنید تا از میان نرود ؟ا
از اینکه غیاث ابادی نادان است می خواهید من به جای او عذر بخواهم؟
از اینکه نوشتم مطابق مدارک تاریحی نژاد مردم استان اذربایجان ، انروپاد ، ماد کوچک (هرچی دوست داری اسمش را بگذار جز ترک) با نژاد اشوریان
(تورانیان) یکی نیست ؟
از اینکه نوشتم در کشور ایران امروزی ماد ، پارس و کاس از یک نژادند و همه از یک اب و حاکیم ؟
............................................ .

276:

پان ایرانیسم وجود دارد اما چیزی بنام پان فارسیسم وجود ندارد ... (نکته ی جالب به مردمان ایران فارس میگویند ...!!!) شاید پان فارسیسم تفکر باشد اما کنترل شده و حمایت شده (مانند پان تورکیسم) نیست جالب :: فارس و دولت فارس (ایرانی ... به قول ایشان فارس!) از پان فارسیسم حمایت نمیکند!::
::پان‌ایرانیسم عقیده‌ای سیاسی است مبتنی بر اتحاد کلیه اقوام و تیره‌های ایرانی شامل آذربایجانی‌ها، آسی‌ها، بلوچ‌ها، زازاها، کردها، پشتون‌ها، هزاره‌ها، لرها ،تاجیک‌ها، قزلباش‌ها و به طور کلی تمامی اقوام ایرانی ساکن در فلات ایران. پان ایرانیسم بر خلاف مکتب‌های فکری دیگر که دارای پیش‌وند «پان» هستند، یک مکتب عینی (اوبژکیتو) است که واقعیت تاریخی دارد. در حالی که مکتب‌هایی مانند پان‌عربیسم، پان‌ترکیسم، پان‌ژرمنیسم و پان‌اسلامیسم، مفاهیمی ذهنی (سوبژکتیو) هستند، یعنی بیان آرزوها و خواسته‌هااند.::

و

::محمود افشار اندیشه پان-ایرانیسم را برای دفاع از تمامیت ارضی ایران در مقابله حملات پان ترکیسم و پان عربیسم پیشنهاد کرد.::

همچنین جالبه که بدانید پان تورکیسم و پان عربیسم از سوی دولت ایشان کنترل و حمایت میشود اما این حزب ... !!!!
کلا ....
بادرود
سخنی با شما دوست عزیر داشتم اما قبل از ورود به بحث اگر مایل باشید قدری پیوامون این مقوله پان ایرانیسم را با شفافیت بیشتری گفتگو کنیم ...
اکنون که همت برآن است تا بیرق پان ایرانیست را به احتزار درآریم ودیگران را بدان دعوت کنیم ابتدا باید برای خود مانیفست وبیانیه دراین مورد صادرنموده وازدیگران بخصوص اقوام دیگر بخواهیم ما را دراین مسیر همراه باشند...
اگر پان ایرانیسم یک مکتب عینی است باید دارای چهارچوب فکری وبرنامه واستراتژی مشخصی داشته باشد وچنانچه آرمانخواهی دهنی نیست باید توان آن را داشته باشد که بتواند روابط اجتماعی وحقوق وحد مرز اقوام گروهها وطبقات اجتماعی را مشخص وروشن سازی کند تا یک ترک یا یک عرب آگاهانه دست یاری به شما بدهد
بنابراین اگر مایل بودید دراین مورد توضیحاتی ارائه کنید تا ادامه دهیم

277:

درود دوست گرامی ...
بنده بیش از ان که از پان تورکیسم متنفر باشم از پان ایرانیسم ...
اما این مطالب را آوردم که در یک کلام بگویم : پان فارسیسم اگر تفکر باشد حزب کنترل شده و حمایت شده ای نسیت ... !
این را که قبول دارید؟
اما پان ایرانیسم وجود دارد ... نه این که آن را تایید کرده باشم مانند پان تورکیسم...
البته در حال حاظر حمایت نمیشود ...

+

میتوانید به سوال قبلی بنده پاسخ بدهید؟

278:

برداشت ها متفاوت است!
که به هر بهانه ای شروع به توهین و فحاشی مینمایند .
عزیز من با توجه به انحرافات صورت گرفته توسط شما بنده می ......... !!
شما اگر جوابی دارید بدهید ...
از سکاییان که در رفتید ...
از خزر که در رفتید ...
آذربایجان را که کلا پیچاندید ....
+
یعنی واقعا مانده ام چی بگم؟
رو که نیست!
البته توهمشان هم بماند موقعش خودنمایی خواهد کرد
فعلا که خوانندگان تاپیک میدانند چه کسی ...

279:

بادرود وپوزش بخاطر اینکه تصور کردم شما پان ایرانیسم را تائید میکنید زیرا این تفکر شکل دیگری ازبه نوعی تاسیونالیسم ایرانی بود که تقریبا جایگاه فکری گسترده ای ندارد وتفکری فراموش شده است اما اثرات آن زمانیکه ما اصرار افراطی برایرانی بودنمان میکنیم این شبه را بوجود می آورد ...
اما نکته ای هم عرض کنم اینکه گاهی این وطن گرائی افراطی باعث میشود بدون اینکه خود بدانیم ویا قصد کنیم باعث رنجش سایرین وپراکنده شدن جمع همراهان شود وگاهی دوست را دشمن بسازد
درضمن باپوزش بخاطر ازدحام مطالب سوال شما درخاطرم نیست بزرگواری کنید ومجددا سوالتان را مطرح کنید

280:



درود جناب کاوش گرامی
یک سوال ... وقتی با کسی بحث میکنی و ان فرد از شاخه ای به شاخه ی دیگری میپرد چه؟

ازنژآد آذربایجان ---> آریایی ---> داریوش ---> کوروش


از نظر شما قصد ایشان چیست؟جواب نمیدهند و فقط کپی پیس ...


+


نمیدانم بحث را ادامه بدهم یا خیر ؟ ایشان حتی انحرافات صورت گرفته توسط خودشان را نیز انکار میکنند ... شما از اول تاپیک به این صفحه در پست ها دقت کنید ...
مسئله ای مطرح میکنند جوابشان داده میشود میزنند به جاده خاکی!
برا مثال ... :

لینک نوشته

281:


شما که فهمیدی تاپیک با نژاد پرستی و پان منحرف نکن در مورد اون دوتا قفط توضیح بده نه اینکه مارو به پانفارس متهم کنی و بگی نژاد پرست

آقای علامه دهر

282:

جواب های من با فونتی درشت و بولد شده...
[quote=parnianhamed;4955889]


(حق گرفتنی است نه دادنی.همه آنرا میدانیم.در ضمن حقوق من در قانون اساسی و حق شهروندی تعریف شده شما فقط لطف کرده و تیوری های ردیف کرده در آخر نوشته هایتان مبنی بر نادان بودن همه مخالفان تیوری آریاییسم و تیوری های فارس بودن حتی هرکول و یونانیان و به طرز نژادپرستانه آریایی خواندن آذربایجان را در بین همکیشانت تصحیح کن)

[quote=parnianhamed;4955889]
این چه جواب است برای من نوشتید ؟ خجالت و عرق جبین از کجا امده؟ من الان اینو چه کار کنم ؟
خجالت می کشم بگویم ترک هستم یا خجالت می کشم بگو یم پارس هستم ؟ خوب نیسنم چه کار کنم
جمله مرا ببین :


یعنی حسایت قومی ندارم و بی طرف هستم اینجا !

هرکول را برداشتی اوردی چه کارش کنم الان ؟ کمکی به از میان نرفتن گویش اذربایجان می کند ؟ این اگر هم اینطرفی باشد کرد کردستان است نه پارس اما چه ربطی دارد به سحن شما در باب لهجه های اقوام ایران ؟

رضا مردای غیاث ابادی به استناد می اورید ؟
فکر می کنید این اقا حامی شماست یا از حقوق و افتخارات شما دفاع کرده است ؟ اغفالتان کردند

(خب شما گفتید حساسیت قومی ندارید ولی در نوشته های خود در پایین بارها از نوشته های غیاث آبادی و سایرین با نام نادان نام بردی چرا همه شما هرکس مخالف شما می نویسد را نادان میدانید آیا این رفتاری هیستریک و با عصبیت قومی نیست؟!
دربین همه دوستانتان که اینجا درپراکنی کردند بارها به کلماتی مثل خاین و اغفال شده و ... اشاره شده!چرا عده ای از پانفارسها به صورت مشترکی این جرم را به تمام کسانی که فقط به سبقه نژادپرستانه عده ای فارس اشاره میکند خاین و اغفال شده میدانند!ولی اصلا جرمی در ذهن آنها نسبت به کسانی که سازنده و نشر دهنده نژادپرستی عریان در رابطه با ترک ها و لرها و رشتی ها و عرب ها و ...تعریف نشده!
چرا یک فارس میتواند تمام ترک ها و رشتی ها و لرها و عرب ها و کردها و ترکمن های ایران را اغفال شده و جاسوس و خاین بداند ولی بالعکس آن امکان پذیر نیست!

آیا این به نگاه از بالا به پایین شما به تمام اقوام ایرانی باز نمیگردد؟؟؟؟؟؟

شما در ابتدا نوشتید نه فارسید نه ترک و حساسیت قومی ندارید؟ ولی در انتهای نوشته به تیوری آذری آریایی و حتی در نوشته هایتان به فارس بودن یونانیان و هرکول هم اشاره کردید...این همان موضعی است که روشن میکند شما حسایت قومی ندارید...
)

quote=parnianhamed;4955889]
این اقا برای کوبیدن به اصطلاح شما پارسها برداشته نوشته

زردشتیان با شاش گاو حمام می کردند و کلی توهین کرده است

روی همه متون باستانی نوشته زردشت متولد اذربایجان ایران بود این اقا با این کار کثیفش توهین به ابا و اجداد شما کرده در دفاع از خودتان حرفهای کثیفش را به استناد می اورید ؟ این اقا مدافع شما نیست این اقا وظیفه به جان هم انداختن اقوام را دارد به خود شما هم این وسط توهین می کند و حرمت جد و اباد خودش را هم نگه نمی دارد .

شما چرا با حرفهای یک نادان تیشه به ریشه خودت می زنی ؟

شما الان ببین چی برای من سند گذاشتی ؟

توی این کتاب اقای فرشید فرشیدراد برداشته نوشته این ایرانویج که می گویند اصلا در کشور ایران نبوده است در قطب شمال بود (به درستی یا نادرستی فرضیه ایشان کاری ندارم )

غیاث ابادی نادان برداشته نوشته :


انقدر نادان است که نمی فهمد نویسنده کتاب نوشته اصلا در ایران نیست

در پست بعدی هم ماست مالی می کند بخوانید ادامه بحث ایشان با خود نویسنده را
انوقت شما این را برای من سند می اورید که نژاد پرستند ؟
................................................

الان به من بگو من باید دقیقا از چی عذرخواهی کنم ؟
از اینکه از قوم پارس و ترک نیستم ؟
از اینکه می گویم ارام باشید تا بتوانید خقوقتان را بگیرید
از اینکه می گویم قانون هیچ کجای جهان شما را در باب زبان محلی حمایت نمی کند کمک کنید تا از میان نرود ؟ا
از اینکه غیاث ابادی نادان است می خواهید من به جای او عذر بخواهم؟
از اینکه نوشتم مطابق مدارک تاریحی نژاد مردم استان اذربایجان ، انروپاد ، ماد کوچک (هرچی دوست داری اسمش را بگذار جز ترک) با نژاد اشوریان
(تورانیان) یکی نیست ؟

از اینکه نوشتم در کشور ایران امروزی ماد ، پارس و کاس از یک نژادند و همه از یک اب و حاکیم ؟
............................................ .
کسی که نوشته هایتان بخواند میداند حساسیت قومی ندارید؟کلمات نادان و اغفال شدید و ... و... و...

روشی نخ نما که جالب است بارها در کانال های ماهواره ای پانفارس ضد اسلامتان دیده ام جالب است همین کلمات نادان و نافهم و ... هم کلمات مشترک شما و آن کانال های معاند و پانفارس هست...

بارها برای به راه انداختن تنش سعی کردند ترک های آذربایجان را مقابل غیاث آبادی قرار دهند و ... ولی چه شد.برای هرکسی که علیه تیوری آریاییسم مینویسد حکم جاری مشترک هست خاین و نادان و نافهم...

جالب است در یکی از نشست های به اصطلاح اپوزسیون پانپارس طالب سلطنت هم همین گفتارها نقل شده بود و درست در همان روز پانپارسی نتوانسته بود جلوی خودش را بگیرد و اقدام به گفتن جکی در مورد ترک ها و تمسخر گویش ترک ها را کرده بود؟!!!
جالب است شما هم مثل ایشان میگویید لهجه محلی نه زبان محلی؟!
عالم گرانقدر تاریخدان بزرگ و ... ترکی لهجه محلی نیست...گرچه ....

از این نوشته های علمی شما بسیار است!!!جالب است با شاش گاو حمام کردن توهین و ...محسوب میشود ولی نوشتن آلت پرستی ترک ها توهین نیست و واقعیت است...

گرچه من مسلمانم و زرتشتی نیستم و ولی در تاریخ همین اسلام هم کم کجروی نیست ولی آیا میشود گفت که توهین است!!!!
داعش هم با آن همه کجروی خود را مسلمان میداند آن وقت من باید بگویم نه کسانی که این را مینویسند سعر در توهین به اسلام را دارند؟!!!تکفیری ها و ... و...چه.

تیر مد نظر شما به سنگ خورد.اجداد من هم از معصومین نبوده اند که اشتباهی مرتکب نشوند و پاک و منزه مثل خون پاک آریایی باشند...

283:

درود


یک سوال :

چرا از پاسخگویی فرار کرده و مدام بحث را منحرف میکنید؟

284:

جناب بارها و بارها و بارها هم خواهم گفت...

بنده به ترتیب Nlمقاله نوشتم و فقط به خاطر تکرر در ادامه بحث و مطرح کردن تیوری آذری آریایی در این موضع خویش مبنی بر نژادپرستی فارس ها خواهم ماند تا عذر خواهی نکنید بابت طرح این تیوری نخ نما که فقط و فقط قصد لاپوشانی کردن صفت نژادپرستی فارسها در رابطه با اجرای سیاست یکسان سازی،به ادامه سایر بحث ها نخواهم پراخت...

فکر نکنید با جملاتی میتوانید ذهن خوانندگان را منحرف کنید...
شما هم هر موقع نسبت به اصلاح موضع و عذر خواهی نسبت به هتک حرمت ترک ها دست زدید و پذیرفتید که نژادپرستی فارسی فقط با قصد دور زدن بحث نژادپرستی قصد مطرح کردن نژاد آذری آریایی را دارد به بحث اضافه شوید وگرنه خوانندگان تاپیک خوب میدانند چه کسی راست و چه کسی فقط قصد پاک کردن عرق جبینش از شرم نژادپرستی را دارد...

285:

[quote=parnianhamed;4955889] ایشان حتی قانون اساسی کشور جمهوری اسلامی و حتی قوانین ملل را در این رابطه مطالعه نکرده.
گرچه ما نادانیم و ... و.... ولی دوستان مطالعه کنند.قابل توجه محافل پانفارس
بند ها را تفکیک نکردم...
اشاره : همايش يك روزه اي تحت عنوان: (قانون اساسي و حقوق ملت) از سوي هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي روز دوشنبه 8/9/1378 در تهران تشكيل شد. در اين همايش علاوه بر گزارشي كه در خصوص عملكرد هيات و مسائل آن ارائه گرديد، سه سخنراني نيز تحت عنوان: حقوق متهم در قانون اساسي، اصل قانوني بودن جرم و مجازات، حقوق اقليتها در قانون اساسي ايراد شد. نوشته حاضر خلاصه يكي از اين سخنراني هاست كه توسط آقاي دكتر حسين مهرپور ايراد گرديد. و متن كامل آن در روزنامه اطلاعات 18/9/78 به چاپ رسيده است. باسمه تعالي
شايد امروز كشور و نظام حكومتي اي وجود نداشته باشد كه همه افراد و اتباع آن از يك نژاد و قوميت بوده ، به يك زبان تكلم كنند و پيرو يك آيين و مذهب باشند. در بيشتر كشورها، يك اكثريتي وجود دارد كه داراي تاريخ و فرهنگ و زبان و مذهب و مليت مشترك هستند. گروههاي كوچكتري نيز وجود دارند كه ويژگيهاي قومي ، زباني ، و مذهبي خود را دارند و اقليت ناميده مي شوند.
مسئله رعايت حقوق اقليت ها و تبعيض قائل نشدن نسبت به آنها ، از جمله اموري است كه بخصوص امروزه سخت مورد توجه و بحث نهادهاي بين المللي حقوق بشري است كه تمهيداتي براي رعايت حقوق اقليت ها و تامين همزيستي مسالمت آميز اقوام مختلف انديشيده شده است و گاه نيز جهان مخصوصاً در اين دهه اخير شاهد برخوردهاي خصمانه و خشونت بار و ويرانگر گروههاي مختلف و يا اقدام گروه اكثريت براي پاكسازي قومي اقليت بوده است. در اين نوشته ابتدا اشاره اي به تعريف و مفهو م اقليت مي شود و آنگاه ذكري از اسناد بين المللي مربوط به حقوق اقليت ها به ميان مي آيد و سرانجام موقعيت و حقوق اقليتها در قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي ايران، مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
*تعريف اقليت
در اينكه تعريف اقليت چيست و منظور از عنوان اقليت (MINORITY) چه مي باشد، همواره بحث و جدل وجود داشته است. در واقع ارائه يك تعريف جامع و مانع براي اقليت دشوار است، ولي امروزه در بحث هاي سازمان ملل مشخصه هايي براي اقليت ذكر مي شود و با آن مشخصه ها ، گروهي به عنوان اقليت ناميده مي شوند. اين مشخصه ها عبارتند از: ويژگيهاي قومي، ملي، مذهبي يا زباني يك گروه كه با گروههاي داخل در حاكميت متفاوتند. در حقيقت براي اينكه جمعيتي به عنوان اقليت شناخته شود، بايد اين مشخصه ها را داشته باشد:
1- از لحاظ تعداد كم باشند، اقليتها قاعدتاً بايد ار لحاظ تعداد كمتر از ساير اقشار جمعيت كه حكومت را در دست دارند، باشند.
2- حاكميت را در دست نداشته باشند، گروه اقليت، گروهي است كه قدرت حكومت را در دست ندارند. اقليت يعني گروهي كه از لحاظ تعداد كمتر از گروههاي ديگر است و حاكميت را در دست دارد، طبعاً مصداق اقليتي كه بايد موردحمايت قرار گيرد محسوب نخواهد شد.
3- تفاوت نژادي، ملي، فرهنگي، زباني و يا تفاوت مذهبي داشته باشند، اقليتها گروههايي هستند از لحاظ نژادي، زباني يا مذهبي با ديگران تفاوت دارند، و البته اقليت به كساني گفته مي شود كه اتباع يك كشور محسوب مي شوند، يعني افرادي از تبعه يك كشور كه از لحاظ نژاد، زبان و يا مذهب با ديگران تفاوت دارند، اقليت محسوب مي شوند. بنابراين اقليت را مي توان اين گونه تعريف كرد:
«گروهي از اتباع يك كشور كه از لحاظ ملي، نژادي، زباني، يا مذهبي از ديگر اقشار مردم متفاوت بوده، ار لحاظ تعداد كمترند و قدرت حكومت را در دست ندارند.» برخي براي تحقيق مفهوم اقليت براي گروهي از اتباع يك دولت، روحيه همبستگي و تعاون و ريشه دار بودن آنان در كشور محل اقامت، يعني سابقه طولاني اقامت در كشور را داشتن مثلا صد سال قدمت، شرط تحقق مفهوم اقليت دانسته اند.
در ذيل مبحث مربوط به اقليت ها، رعايت حقوق گروههايي چون مهاجرين EMIGRANTS پناهندگان REFUGEES، بومي ها INDIGENOUS PEOPLES و امثال آنها نيز مطرح است، هر چند تعريف مصطلح اقليت و اجراي همه احكام خاص اقليت شامل آنها نباشد. البته كميته حقوق بشر در تفسير نسبتاً جديد خود در سال 1994 در رابطه با ماده 27 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي اعلام داشته كه حق داشتن فرهنگ، زبان و مذهب فقط مربوط به اقليتهاي شناخته شده و تثبيت شده نيست، بلكه افراد متعلق به گروههايي كه كارگران مهاجر را تشكيل مي دهند نيز شامل مي شود. كميته در تفسير خود شهروند بودن كشور محل اقامت را به عنوان پيش شرط برخورداري از حقوق اقليت به حساب نياورده است.
اسناد بين المللي مربوط به حقوق اقليتها
به هر حال توجه به حقوق اقليتها از دو جهت مورد عنايت واقع شده و در اسناد بين المللي مختلف به آن پرداخته شده است:
يكي از جهت رعايت حقوق انساني آنان و عدم تبعيض در برخورداري از حقوق و آزاديهاي اساسي و ديگري حق داشتن و حفظ هويت ملي، قومي، زباني و مذهبي خود، بسياري از اسناد بين المللي و نهادهاي بين المللي كه دولت ايران هم به برخي از آنها ملحق شده، اين مهم را به عهده دارند و به آنها اشاره خواهيم كرد:
قبل از تشكيل سازمان ملل متحد و در زمان جامعه ملل، پس از جنگ جهاني اول يك نظام بين المللي حايت از اقليتها بوجود آمده بود. بدين صورت كه در معاهداتي كه بين دولتها بسته مي شد مقرر مي گرديد، دولتهايي كه در آنها اقليت هايي وجود دارند، نسبت به آنها تبعيض روا ندارند و حق استفاده از زبان و مذهب خود را به آنها بدهند.
جامعه ملل به عنوان ضامن اجراي اين تعهدات محسوب مي شد و يك كميته سه نفره از سوي جامعه ملل براي بررسي ادعاهاي مربوط به نقض حقوق اقليتها تشكيل شده بود.
پس از جنگ جهاني دوم و تشكيل سازمان ملل، اسناد مختلف به نحو عام و يا به صورت خاص مسئله رعايت حقوق اقليت ها را مورد توجه قرار دادند.
در منشور ملل متحد و اعلاميه جهاني حقوق بشر، نامي از اقليت برده نشده، ولي بر تساوي همه افراد بشري و برخورداري آنان از حقوق و آزادي هاي اساسي بدون تبعيض از حيث نژاد، جنس، زبان يا مذهب تصريح شده است (مقدمه و مواد 13.55 و 76 منشور ملل متحد و ماده 2 اعلاميه جهاني حقوق بشر).
همين عنوان عام و كلي در ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مصوب سال 1966 مجمع عمومي سازمان ملل متحد آمده است (ماده 2 هر دو ميثاق). در همين راستا، به كنوانسيون حقوق كودك نيز مي توان اشاره كرد كه در آن هم به رفع تبعيض از هر حيث اشاره شده است (ماده 2)
برخي از اسناد بين المللي نيز بطور مشخص و ويژه به حقوق اقليتها اختصاص دارد كه از آن جمله مي توان اسناد زير را برشمرد:
كنوانسيون محو هر گونه تبعيض نژادي موب سا 1965 مجمع عمومي، كنوانسيون منع و مجازات ژنوسايد (1948)، كنوانسيون ضد تبعيض در تعليم و تربيت (يونسكو 1960)، مقاوله نامه شماره 111 در مورد تبعيض در استخدام و اشتغال (مصوب سازمان بين المللي كار 1958)،اعلاميه محو هر نوع نابردباري و تبعيض بر اساس مذهب (مصوب سال 1981 مجمع عمو.مي) و اعلاميه مربوط به حقوق افراد متعلق به اقليت هاي ملي، نژادي، مذهبي و زباني مصوب سال 1992 مجمع عمومي.
ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي علاوه بر مقررات كلي مربوط به رعايت حقوق همه افراد بدون تبعيض از لحاظ نژاد، زبان و مذهب و مخصوصاً مواد 26.25.24.19.18 در ماده 27 مشخصاً از اقليتهاي نژادي، مذهبي، و زباني نام برده و حق برخورداري آنان را از فرهنگ و دين خاص خود به رسميت شناخته است.
همانطور كه در ابتدا نيز اشاره شد، امروزه حقوق اقليتها از دو جهت مطرح و مورد توجه است: يكي از جهت عدم تبعيض در اعمال حقوق و آزاديهاي اساسي نسبت به آنها و ديگري از جهت حفظ هويت قومي و فرهنگي و مذهبي آنها، بحثها و مناقشاتي هم كه در مورد تعريف اقليت و صدق عنوان اقليت بر گروههائي از افراد وجود دارد، عمدتا ناظر به همين شق دوم يعني شناختن حفظ هويت خاص آنهاست و گرنه از لحاظ عدم تبعيض و برخورداري از حقوق و آزيديهاي اساسي از لحاظ اسناد بين المللي نسبت به همه افراد بحثي وجود ندارد.
براي نمونه، نقل دو ماده 26 و 27 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي كه اولي ناظر به حكم كلي رفع تبعيض و دومي وجهه ديگر حقوق اقليتها را بيان مي نمايد، خالي از فايده نيست.
ماده 26: «كليه اشخاص در مقابل قانون متساوي هستند و بدون هيچگونه تبعيض، استحقاق حمايت بالسويه قانون بايد هرگونه تبعيض را منع و براي كليه اشخاص حمايت موثر و متساوي عليه هر نوع تبعيض خصوصاً از حيث نژاد، زبان، مذهب، عقايد سياسي و عقايد ديگر، اصل و منشاء اصلي يا اجتماعي، مكنت، نسبت يا هر وضعيت ديگر تضمين نمايد.»
ماده 27: «در كشورهايي كه اقليت هاي نژادي، مذهبي، يا زبان، وجود دارند، اشخاص متعلق به اقليت هاي مزبور را نمي توان از اين حق محروم نمود كه مجتمعاً با ساير افراد گروه خاص خودشان از فرهنگ خاص خود متمتع شوند و به دين خود متدين بوده و بر طبق آن عمل كنند، يا به زبان خود تكلم نمايند.» اعلاميه مربوط به حقوق افراد وابسته به اقليتها مصوب سال 1992 مجمع عمومي سازمان ملل به نحو مشخص تر روشن تري توجه به حفظ هويت اقليتها را مشروحاً بيان كرده كه البته هنوز در سطح اعلاميه است و عنوان معاهده به خود نگرفته است. ماده 1 اين اعلاميه مي گويد: «دولت ها بايد از موجوديت و هويت اقليت هاي ملي، نژادي، فرهنگي، مذهبي، و زباني واقع در قلمرو خود حمايت نموده، و شرايط و وضعيت مربوط به ارتقاء و رشد هويت آنها را تشويق نمايند...»
يك نهاد خاص حقوق بشري در سازمان ملل نيز به نام كميسيون فرعي جلوگيري از تبعيض و حمايت از اقليت ها و عدم اعمال تبعيض و حمايت از اقليت ها از سال 1947 تأسيس شد و با تشكيل اجلاس سالانه در ژنو و داشتن برخي گروه هاي كاري دز زمينه حمايت از اقليتها تلاش مي كند.
* عضويت ايران در اسناد بين المللي
دولت ايران نيز برخي از اين اسناد بين المللي را كه به نحوي به حقوق اقليت ها و عدم اعمال تبعيض در مورد آنها پرداخته اند، مورد تصويب قرار داده است و به اجراي مفاد آنها متعهد است، از جمله مي توان اسناد زير را برشمرد:
1- منشور ملل متحد مصوب سال 1324،
2- «ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي» و «حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي» مصوب سال 1354،
3- كنوانسيون بين المللي منع و مجازات ژنوسايد مصوب سال 1334،
4- كنوانسيون بين المللي رفع تبعيض نژادي مصوب سال 1347،
5- كنوانسيون حقوق كودك مصوب سال 1372،
6- مقاوله نامه شماره 111 سازمان بين المللي كار مصوب سال 1346
7- كنوانسيون رفع تبعيض در امر تعليمات (يونسكو) مصوب سال 1346،
البته اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز هر چند اعلاميه است و جنبه تعهدآور معاهده را ندارد، ولي نقش و نفوذ عميق آن در جنبه هاي مختلف مربوط به حقوق بشر و در تنظيم كنوانسيون هاي الزام آور قابل انكار نيست و دولت ايران از امضاء كنندگان و راي دهندگان مثبت آن بوده است.
*قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و وضعيت اقليت ها
در اينجا به بررسي اصولي از قانون اساسي كه به نحوي به حقوق اقليت ها مربوط مي شود مي پردازيم تا ببينيم قانون اساسي چگونه با مسئله اقليت هاي مذهبي برخورد كرده و در زمينه رفع تبعيض و حفظ هويت آنها چه موضعي دارد؟
اقليت هاي ديني
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در دو مورد از عنوان اقليت هاي ديني نام برده است، يكي در اصل 13 كه تنها اقليت هاي ديني رسمي را سه دين يهودي، مسيحي و زرتشتي ذكر مي كند و ديگري در اصل 67 كه مربوط به سوگند خوردن نمايندگان در بدو انتخاب و نخستين جلسه مجلس است كه مي گويد: نمايندگان اقليت هاي ديني با ذكر كتاب آسماني خود اداي سوگند مي كنند. در رابطه با اقليت هاي ديني نيز دو مسئله مربوط به تبعيض در حقوق و آزادي ها و نيز به رسميت شناختن هويت و موجوديت آنها مطرح است. در اينجا مسئله قدري ظريفتر است و نياز به بحث بيشتر دارد.
قسمت اول- تساوي افراد در برخورداري از حقوق و آزاديهاي سياسي و عدم تبعيض:
با ملاحظه بسياري از اصول قانون اساسي، شايد اين ديد كلي را بتوان به دست آورد كه حقوق و آزاديهاي اساسي براي كليه شهروندان و اتباع ايراني در نظر گرفته شده و آنان در برخورداري از اين حقوق بدون توجه به وابستگي قومي، نژادي، زباني و حتي مذهبي مساويند. در بسياري از اصول قانون اساسي عنوان «هركس»، «همه»، «هر ايراني» و نظاير آن موضوع حكم قرار گرفته است. به غير از بند 8،9 و 14 اصل سوم و اصل 19 قانون اساسي كه قبلا به آنها اشاره كرديم، برخي از اصول ديگر را نيز مرور مي كنيم: اصل 22 مي گويد: «حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص مصون از تعرض است، مگر در مواردي كه قانون تجويز كند.» طبق اصل 28: «هر كس حق دارد شغلي را كه بدان مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوق ديگران نيست، برگزيند. دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون، براي همه افراد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوي را براي احراز مشاغل ايجاد نمايد.»
اصل 29 برخورداري از تأمين اجتماعي را حقي همگاني مي داند و دولت را مكلف مي نمايد خدمات و حمايتهاي مربوط به تأمين اجتماعي را براي يك يك افراد كشور تامين كند(1)
اصل 30 مي گويد: «دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد...»
اصل 31 : داشتن مسكن متناسب با نياز را حق هر فرد و خانواده ايراني مي داند.
طبق اصل 34: دادخواهي حق مسلم هر فرد ايراني است و هر كس مي تواند به منظور دادخواهي به دادگاههاي صالح رجوع نمايد.(2)
در اصل 41 آمده است: «تابعيت كشور ايران حق مسلم هر فرد ايراني است و دولت نمي تواند از هيچ ايراني سلب تابعيت كند، مگر به درخواست خود او يا در صورتي كه به تابعيت كشور ديگري درآيد.»
طبق اصل 32: هيچكس را نمي توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي كند، و در اصل 33 همين تعبير در مورد تبعيد و اقامت اجباري به كار رفته است.(3)
در اصل23 نيز آمده است: «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.»
اصل 14 قانون اساسي نيز مقرر مي دارد: ... دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند...»
ملاحظه اين اصول، اين تصوير را از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به دست مي دهد كه در اين قانون يك سلسله حقوق اساسي از قبيل تساوي در برابر قانون، محفوظ بودن جان و مال و شغل مسكن، آزادي عقيده، انتخاب شغل، برخورداري از تأمين اجتماعي، دادخواهي، آموزش و پرورش، برخورداري از روند عادلانه دادرسي، داشتن تابعيت، مشاركت در اداره امور كشور و امثال اينها را براي همه افراد و اتباع كشور و شهروندان ايراني صرف نظر از هر نوع وابستگي قومي، زباني، و مذهبي به رسميت مي شناسد و جملگي بدون تبعيض از اين حقوق مي توانند بهره مند گردند. در اينجا نقل گفتاري از حضرت امام خميني (ره)، بنيانگذار جمهوري اسلامي نيز كه نظر و سخنش به عنوان منبع قانوني مورد استناد قرار مي گيرد خالي از فايده نيست كه در راستاي تصويري كه از اين اصول قانون اساسي به دست داديم مي باشد.
ايشان [حضرت امام] در پي سئوالي كه در سال 1362 از سوي شوراي عالي قضائي در مورد نحوه اعمال مجازات در مورد غير مسلمان ساكن ايران اعم از اهل كتاب و غير اهل كتاب به عمل آمده بود، فرمودند: كار مزبور [و اهل كتاب] در پناه اسلام هستند و احكام اسلام مانند مسلمان هاي ديگر، درباره آنها جاري است و محقون الدم بوده مالشان محترم است.(4)
در عين حال، بايد متذكر شد كه دشواري هايي هم در تحقق و اجراي كامل اين ديدگاه از قانون اساسي وجود دارد، زيرا نحوه انشاء اصل 19 قانوني اساسي كه مي گويد: مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود. و كلمه مذهب را به صراحت در كنار، رنگ، نژاد و زبان ذكر نكرده ممكن است اين شبهه را ايجاد كند كه مذهب مي تواند سبب امتياز باشد و تفاوت در مذهب مانع برخورداري از حقوق مساوي گردد.
اصل چهارم قانون اساسي و اصول متعدد ديگر نيز به تصويب قوانين بر اساس موازين اسلامي و اجراي قوانين و حدود و تعزيرات اسلامي تاكيد دارند و چنانكه مي دانيم، در مقرارت رايج فقه اسلامي تفاوت هايي بين مسلمان و غير مسلمان وجود دارد كه به نحوي در قوانين موضوعه ايران نيز انعكاس يافته است. چنانكه مثلا طبق ماده 881 مكرر قانون مدني، علاوه بر اينكه كافر از مسلمان ارث نمي برد، اگر بين ورثه كافري مسلماني باشد، وراث كافر ارث نمي برند اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلمانان باشند و يا طبق ماده 207 قانون مجازات اسلامي، هرگاه مسلماني كشته شود قاتل قصاص مي شود. مفهوم اين ماده با توجه به فتاوي رايج فقهي اين است كه اگر غير مسلمان عمداً بوسيله مسلماني كشته شود، قاتل قصاص نمي شود.(5)
همچنين طبق ماده 82 قانون مجازات اسلامي، اگر غير مسلماني با زن مسلمان زنا كند مجازاتش اعدام است ولو اينكه زناي عادي بوده و محصنه يا به عنف نباشد، در حاليكه عكس آن، زناي مرد مسلمان با زن غير مسلمان اين حكم را نخواهد داشت.
در مقررات استخدامي و انتخاب شغل هم، چنانكه مي دانيم، گاه تفاوتهايي بين مسلمان و غير مسلمان وجود دارد و شرط احراز برخي مشاغل مسلمان بودن يا متدين بودن به يكي از اديان رسمي قيد شده است.
با اين تصويري كه از قانون اساسي به دست داده شد و رهنمود كلي كه از سخن حضرت امام خميني (ره) به عنوان فقيه معتبر و رهبر نظام حكومتي اسلامي مي توان گرفت، جا دارد تأملي در برخي قوانين و مقررات كه ظاهراً تبعيض آميز هستند، صورت گيرد و با پيدا كردن راهحل نوين فقهي، همه اتباع نظام جمهوري اسلامي را يكسان مورد حمايت و مشمول قانون قرار داد.
قسمت دوم- شناسائي موجوديت و هويت اقليتهاي ديني
در اين زمينه بايد يادآوري نمود كه طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران پيروان مذاهب غير اسلامي و اقليتها به دو دسته رسمي و غير رسمي تقسيم مي شوند.
اصل 12 قانون اساسي دين رسمي را دين اسلام مذهب جعفري اثني عشري مي داند. از پيروان ديگر مذاهب اسلامي چون حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي، زيدي به اقليت تعبير نشده و در همان اصل عنوان شده كه پيروان اين مذاهب از احترام كامل برخوردارند، ولي پيداست كه به هرحال آنها هم در برابر اكثريت شيعه مذهب، اقليت مذهبي به حساب ميآيند و اصل 12 موجوديت و هويت آنها و حفظ هويت آنها را به رسميت شناخته است و به آنها اجازه داده كه در مراسم مذهبي خود و تعليم و تربيت ديني طبق فقه خويش آزادانه عمل نمايند و در احوال شخصيه و دعاوي مربوط به آن نيز مقررات فقهي خودشان مجري بوده و در دادگاه ها بر همين موازين عمل مي شود.
و اما در رابطه با غير مسلمانان، اصل سيزدهم قانون اساسي مي گويد: ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي تنها اقليتهاي ديني شناخته مي شوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل مي كنند.
در مورد اين دسته از اقليتهاي ديني مي توان گفت، طبق قانون اساسي علاوه بر ديد كلي مبني بر تساوي و عدم تبعيض، در زمينه حفظ موجوديت و هويت و بقاي آنها نيز توجه شده است. تبلور اين امر در جهات زير مشهود است:
1- آزادي انجام مراسم ديني: در اصل 13 قانون اساسي به آزادي انجام مراسم مذهبي تصريح شده و عملاً نيز پيروان اين سه دين با داشتن كليساها و كنيسه هاي متعدد و آتشكده ها به انفراد و اجتماع مراسم و آيين مذهبي خود را بپا مي دارند گاه مراسم مذهبي آنها از سيماي جمهوري اسلامي ايران نيز پخش مي شود.
2- اجراي مقررات مذهبي خويش در احوال شخصيه: طبق اصل 13 قانون اساسي در مورد پيروان اين سه دين رسمي، در خصوص احوال شخصيه يعني ازدواج، طلاق، ارث و وصيت مقررات مربوط به مذاهب خودشان عمل مي شود و حتي اگر دعوا و مسئله اي در دادگاههاي ايران مطرح باشد، قاضي دادگاه طبق قواعد مسلم مذهبي آنها موضوع را فيصله مي دهد. علاوه بر اصل 13 قانون اساسي، ماده واحده قانون رعايت احوال شخصيه ايرانيان غير شيعه مصوب سال 1312 كه مفاد آن در رأي وحدت رويه شماره 37 مورخ 19/9/1363 هيأت عمومي ديوان عالي كشور مورد حكم قرار گرفته و در مصوبه سوم تيرماه 1372 مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز تحت عنوان قانوني رسيدگي به دعاوي مطروحه راجع به احوال شخصيه و تعليمات ديني ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي مجدداً تصويب شده نيز اين منظور را تأمين مي كند. علاوه بر آن، در مواردي اگر امري وفق مذاهب مزبور جرم نباشد، مقررات جزايي قانون مجازات در مورد آنها اجرا نمي شود. مثلاً با اينكه طبق مواد 165 و 174 قانون مجازات اسلامي خوردن شراب جرم و مستوجب هشتاد تازيانه است، طبق تبصره ماده174 غير مسلمان فقط در صورت تظاهر مجازات مي شود و گرنه مجازاتي ندارد.
3- تشكيل انجمن: طبق اصل 26 قانون اساسي، اقليتهاي ديني شناخته شده مي توانند مطابق ضوابط داراي انجمن و جمعيت باشند. در قانون فعاليت احزاب مصوب سال 1360، تشكيل انجمن اقليتهاي ديني به رسميت شناخته شده و در ماده 4 آن آمده است: انجمن اقليتهاي ديني موضوع اصل 13 قانون اساسي، تشكيلاتي است مركب از اعضاي داوطلب همان اقليت ديني كه هدف آن حل مشكلات و بررسي مسائل ديني، فرهنگي، اجتماعي و رفاهي ويژه آن اقليت باشد.»
هم اكنون انجمن ها و جمعيتهاي متعددي از اقليتهاي ديني در سراسر كشور وجود دارند و فعاليت مي كنند و هويت فرهنگي- مذهبي خود را حفظ مي نمايند.
4- داشتن نماينده در مجلس: در قانون اساسي پيش بيني شده كه اقليتهاي ديني شناخته شده مي توانند در مجلس شوراي اسلامي نماينده داشته باشند و از بين همكيشان خود نماينده اي انتخاب نموده و به مجلس بفرستند. طبق اصل 64: زرتشتيان و كليميان هر كدام يك نماينده و مسيحيان آشوري و كلداني مجموعاً يك نماينده و مسيحيان ارمني جنوب و شمال هر كدام يك نماينده انتخاب مي كنند.
به غير از اين سه اقليت ديني كه به رسميت شناخته شده اند و همان گونه كه گفته شد مي توان نظر قانون اساسي را هم در زمينه عدم اعمال تبعيض (با در نظر گرفتن برخي ملاحظات كه گفته شد) و هم در زمينه حفظ هويت و موجوديت و بقاي آنها مثبت و مساعد دانست، بقيه گرايشهاي ديني و اعتقادي را قانون اساسي به عنوان دين نمي شناسد و بنابراين ترتيبي هم براي حفظ هويت آنها پيش بيني نكرده است، پيروان اين نوع گرايش ها و اعتقادات جزء اتباع و شهروندان دولت ايران محسوب اند و تابع احكام و قوانين عمومي حكومت مي باشند. دولت تعهدي بر شناسايي و اجراي قواعد و مقررات مذهبي آنها ندارد و حتي آزادي انجام مراسم مذهبي آنها را به صورت جمعي و علني تضمين نكرده است، هر چند بطور معمول مخالفتي با آن ندارد و به ديده اغماض مي نگرد.
در مورد اين دسته از شهروندان، چنان كه گفتيم، ديد كلي و غالب قانون اساسي آن گونه كه ما استنباط مي كنيم اين است كه بايد از حقوق و آزاديهاي اساسي انساني برخوردار باشند و در اجرا و اعمال حق مورد تبعيض واقع نگردند، اما در عمل طبق برخي قوانين عادي و مقررات و آيين نامه ها و رويه هاي اجرايي در زمينه اشتغال و استخدام و آموزش و حتي گاه مصونيت مال و جان، مشكلاتي وجود دارد و تبعيضاتي صورت مي گيرد كه لازم است دستگاههاي تصميم گيرنده، براي حل آنها چاره اي بيانديشند.
ما به عنوان هيأت پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي جداي از اقدامات مربوط به شكايات موردي، مربوط به اين گروهها، پيشنهاداتي كلي در اين زمينه به رياست محترم جمهوري داديم كه به لحاظ اصطكاك موضوع با مسئله امنيت ملي، در دستور كار شوراي عالي امنيت ملي قرار گرفته و اميدواريم تصميم متناسب و قابل اجرايي اتخاذ گردد و اين معضل جمهوري اسلامي تا حدي حل شود
زير نويسها:
1- متن اصل 29 قانون اساسي: «برخورداري از تامين اجتماعي از نظر بازنشستگي، بيكاري، پيري، ازكار افتادگي، بي سرپرستي، در راه ماندگي، حوادث و سوانح، نياز به خدمات بهداشتي و درماني و مراقبتهاي پزشكي به صورت بيمه و غيره حقي است همگاني، دولت موظف است طبق قوانين از محل درآمدهاي عمومي و درآمدهاي حاصل از مشاركت مردم، خدمات و حمايتهاي مالي فوق را براي يك يك افراد كشور تامين كند.»
2- متن اصل 34 قانون اساسي: «دادخواهي حق مسلم هر فرد است و هر كس مي تواند به منظور دادخواهي به دادگاه هاي صالح رجوع نمايد. همه افراد ملت حق دارند اين گونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هيچكس را نمي توان از دادگاهي كه به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد، منع كرد.»
3- متن اصل 32 قانون اساسي: «هيچكس را نمي توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مرجع صالحه قضايي ارسا و مقدمات محاكمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي شود».
متن اصل 33 قانون اساسي: «هيچكس را نمي توان از محل اقامت خود تبعيد كرد يا از اقامت در محل مورد علاقه اش ممنوع يا به اقامت در محلي مجبور ساخت، مگر در مواردي كه قانون مقرر مي دارد.»
4- به نقل از ديدگاه هاي جديد در مسائل حقوقي تأليف حسين مهرپور ص 168، متن سؤال و جواب از اين قرار است:
«محضر مبارك آيت ا.لله العظمي الامام خميني دام ظله العالي علي رئوس المسلمين بعدالتحيه و السلام تقاضا مي شود سؤال ذيل را جواب مرقوم فرماييد. آيا غير مسلمانان كه در مملكت ايران زندگي مي نمايند از اهل كتاب يا غير آنها اگر مرتكب جرمي بشوند كه حد يا تعزير دارند مانند سرقت و زنا يا جاسوسي يا افساد يا محاربه يا قيام عليه حكومت و همانند اينها آيا مانند مسلمانان بايد مجازات شوند يا آنكه مجازات آنها در مانند جاسوس به بعد احتياج با شراط ترك دارد و يا آنكه چون با مثل يا فديه يا استرقاق كه حضرتعالي در مسأله 8 تحرير الوسيله ج 2 ص 503 در تخيير اشكال فرموديد.
از طرف شوراي عالي قضايي ابوالفضل ميرمحمدي
امام جواب فرمودند: بسمه تعالي، كفار مزبور در پناه اسلام هستند و احكام اسلام مانند مسلمانهاي ديگر درباره آنها جاري است و محقون الدم بوده و مالشان محترم است.»
5- ماده 207 قانون مجازات اسلامي: «هرگاه مسلماني كشته شود، قاتل قصاص مي شود و معاون در قتل عمد به سه سال تا 15 سال حبس محكوم مي شود.»

286:

نخست که بخاطر همه تهمت ها و توهین ها به من باید شما از من عذرخواهی کنی خودتو مظلوم نشون نده

دوم: به همه فارس ها توهین کردی

سوم: به جای اینکه فقط از تئوری یا به قول خودت تیوری کمی به فکر کلام خدا باش که گفته فقط برای شناخت شما رو قوم قوم کردیم(اگه از این نظر مشکلی پیدا کردی بیا بگو نه هی حرف نخ نما شده خودتو بگی)

فکر نکنید با جملاتی میتوانید ذهن خوانندگان را منحرف کنید...

خوانندگان گرامی خدایی کی منحرف کرده تاپیکو؟

شما هم هر موقع نسبت به اصلاح موضع و عذر خواهی نسبت به هتک حرمت ترک ها دست زدید و پذیرفتید که نژادپرستی فارسی فقط با قصد دور زدن بحث نژادپرستی قصد مطرح کردن نژاد آذری آریایی را دارد به بحث اضافه شوید وگرنه خوانندگان تاپیک خوب میدانند چه کسی راست و چه کسی فقط قصد پاک کردن عرق جبینش از شرم نژادپرستی را دارد...
من اصلاح شده اینو میگم

شما هم هر موقع نسبت به اصلاح تاپیک و عذرخواهی بخاطر توهین به همه فارس ها کردید و پذیرفتید نژاد پرستی در همه جا هست و شما هم ترک ها رو مبرا از این قضه نکردید بعد بیاید این جمله رو بگید

"خوانندگان تاپیک خوب میدانند چه کسی راست و چه کسی فقط قصد پاک کردن عرق جبینش از شرم نژادپرستی را دارد..."

287:

حالا یکی بره بگه دقیقا اون چیزی که به بانو پرنیان جواب دادی چه ارتباطی به حرفش داشت کجاش اصلا ارتباط داشت

+

من بزودی از هم میهن میرم و از بحثای آخِرمه (پس بیهوده فکر نکنید روش نرم انتخاب می کنم)

288:

خوانندگان گرانقدر


کسی اگه آذری آریایی رو نفی می کنه میره در مورد ادعاش مدرک میاره یا هی با نژاد پرستی و اینکه شما پانفارسید و ... میخواد بحث منحرف کنه؟

+


شما اگه بلدی بگو آذریا چرا نیستن نمیخواد n مقاله بنویسی

289:

جناب کاوش باید توضیح دهم ایشان به عنوان استارتر کلماتی را با علامتی سوال جلویشان به عنوان سوالی که از طرف من و یا دوستانم مطرح کردند که درواقع دارای جانمایه ای در 2 تاپیک مجزا که این کلمات فقط و فقط به عنوان کلمه هایی در دل جملات بوده اند آمده است.
باری ایشان قایل به بحث آذری آریایی است و میبینید که در مقابل مقالات نژادپرستی پانفارسی گارد گرفته اند که شما آذری آرییایی هستید و مدرک بیاورید و ... .
گرچه من ایشان و دوستانشان را به خاطر طرح این سوال که برای فرار از علت وجودی نژادپرستی فارسی هست به لیست عدم پاسخگویی فرستادم و در موضع نوشتار در باب پان فارسیسم و دلایل وجودی آن و ... خواهم ماند.
ایشان یکسری کلمات نامعلوم را به عنوان جواب مینویسند که در آینده خواهید دید در نهان چه می اندیشند و ... ؟

در کل در صورت استارت بحث در مورد آذری آریایی اقدام به انتشار مجدد مقالات نژادپرستی فارسی خواهم کرد...

شما هم لطف کرده و نوشتار حاکم در تاپیک را از ابتدا بخوانید و نظر هایتان را بنویسید...

290:


آخه من چی بگم از این همه توهین؟؟؟


کجا تو رو ما آذری دونستیم تو حساسی و هرکی میگه بالای چشم آدمیزاد ابرو میگی به من گفتید چرا گفتید نژاد پرستا


تو ترکی پس اینجا چرا گیر به آذریا دادی؟؟؟؟ آذریا رو باید از ایران حذف کنی میتونی بیا حذف کن و تعیین تکلیف براشون بکن

291:

طبق قانون اساسی ایشان نمیتوانند برای آذری ها تعیین تکلیف کنند ...

292:

باز تکرار کردید فارس زاده...

کسانی که کتاب نوشتند در باب فارس بودن هرکول و یونانیان منحرف نیستند و فقط ما منحریم...

تلاشهایتان برای پاک کردن سبقه تاریخی نژادپرستی اجدادتان و پدرانتان را درک میکم بالاخره کسی که خود را نژاد برتر دانسته و بقیه اقوام را ... و ... و... و... معرفی میکرده و میکند باید هم مدرک بخواهد...
مدرک زنده سابقه نژادپرستی شما علیه ترک ها و رشتی ها و لر ها و عرب ها و ... هست.شما مدرک بیاورید که فرهنگتان این گونه نبوده و نیست؟!

293:


باز توهینی دیگه اگه من فارسم به شما چه ارتباطی داره منم بگم ترک زاده!؟ اگه خوبه بگم؟

من یکی از هر نظری نسل اندر نسل به یک نفر میرسه که پدر شمام هست پس هی نیا قوم قوم کن

+

خوانندگان محترم من اینجا دارم بحث می کنم یا الان جلوی چشم 7 میلیارد آدم بحث می کنم؟

(قسمت سبز)

+

مدرک زنده سابقه نژادپرستی شما علیه ترک ها و رشتی ها و لر ها و عرب ها و ... هست.شما مدرک بیاورید که فرهنگتان این گونه نبوده و نیست؟!

میگم یه جای دیگه ای نگو نه

294:

بش بگو ویرایش کنه تا کسی ندیده ...

295:


من بهش بگم بعد میگه به من تحمیل کردی

296:

تا زمانی که موضعت همین است همه جا گفته ام و خواهم گفت مدرک بیاور که نژادپرستی در سابقه فرهنگیتان نیست...
کسانی که جوابهایتان را میخوانند به کنه مطالبتان و دلایل آن پی خواهند برد.

مطمینا به خاطر طرح این مساله مقالات زیادی در باب نژادپرستی و دلایل آن خواهم آورد.
امیدورام هرکول را برای تربیت من نفرستید...

297:

شما مدرک بیار نامت امیر است و فامیلت دی جی

298:


آقا ما را باتو بحثی نیست اینجا رو ترک کن بذار اهلش بیاد

کشتی ما رو با این هرکولت

من به گذشته چیکار دارم بحث تاریخی نکردی که برم بیارم

بشر من توی هم میهن دارم بحث می کنم الانم تو سال 1393 خورشیدی و 2014 میلادی زندگی می کنم متوجه شدی یا برم تقویم بیارم توی چشمات تقویم بندازم؟

299:

مدرک بیاور که هست ...

300:

لیست سیاه از نظر فرد مورد نظر


یعنی اینکه من نمیخوام با تو بحث کنم

301:


خب،به کلمه تقویم خورشیدی اشاره کردی که شاید از کانال های ماهواره ای پانفارس زیاد شنیده ای؟!
ما در سال 1393شمسی زندگی میکنیم و مبدعان تقویم خورشیدی یعنی پهلوی الان فراری اند و معتقدان به تقویم خورشیدی عمدتا پانآریایی ها!

من حرفی برای گفتن ندارم!خدا را شکر به راحتی افکارت را منتشر میکنی...

تقويم رسمى ايران

تقويم رسمى ايران هجرى شمسى و برپايهٔ تقويم جلالى است و به‌موجب قانون مورخ ۱۱ فروردين ۱۳۰۴ هجرى شمسى برقرار گرديد. برطبق اين قانون، سال شمسى حقيقي، اول سال ”روز او بهار“، و مبداء تاريخ، هجرت محمد (ص) از مکه به مدينه است. اسامى ماه‌ها متخذ از اسامى قديم ايرانى است. شش ماه اول ۳۱ شبانه‌روز، پنج ماه بعد هريک ۳۰ شبانه‌روز و اسفند در سال‌هاى عادى ۲۹ شبانه‌روز و در سال‌هاى کبيسه ۳۰ شبانه‌روز است. در اين تقويم سال مبتنى بر حساب نجومى است، و روز اول سال يا نوروز، مانند سال جلالي، روزى است که خورشيد بين ظهر روز قبل و ظهر آن روز از نقطهٔ اعتدال ربيعى مى‌گذرد.

302:

چون جوابی ندارم!!!!!!!

303:

؟؟؟؟؟
چقدر حساسی ؟
ترجمه؟
مترادف؟
:)
مدرک بیاور که پسری ... !

304:

نمردیم و فهمیدیم معنی شمسی هم خورشیدی نمیشه

خدایا ما را برهان

حالا من نمی دونم خورشیدی و شمسی چه تفاوتی با هم داره


به هرکی اینجا میاد طرف متهومه یا الان داره به همه ما میخنده

305:

یه پیشنهاد برات داشتم اصلا از زبان فارسی هم استفاده نکن برو از عربی استفاده کن ممکنه از نظر خودت پان فارس بشی

306:

سخنانی از بزرگان درباره اخلاقیات و روحیات ترکان :
Kayzerling (فیلسوف آلمانی) :
ترك ها بی تردید اربابان واقعی تاریخ اروپا و اسیا بوده اند.
Lord Byron (شاعر انگلیسی) :
دست ترك به همان نسبت كه با قساوت شمشیر را به كار می برد، به همان نسبت هم استادانه زخمها را التیام می بخشد.
Comenius (فیلسوف چك) :
ترك ها ملت قهرمانی هستند كه هیچ وقت به دوستان خود زیانی نمی رسانند. ترك دستی كه فشرده است را ول نكرده، قول خود را فراموش نكرده و در روزهای سخت دوستان خویش را تنها نمی گذارد. دست دوستی دادن به چنین ملتی باعث می شود تا از پس هر سختی در دنیا برآیید.
Charnayev (فرمانده روس) :
ترك ها علاوه بر جسارت بیكران خود صاحب نبوغ اراده شكنی می باشند. ترك ها با این نبوغ فتوحات خود را انجام داده، مدنیت ها تشكیل داده و به تاریخ بشریت خدمت نموده اند. در اصل بدون چنین نبوغی حكمرانی بر نصف اروپا برای قرن ها امكانپذیر نبود.
Helmuth Karl Bernhard von Moltke (ژنرال پروس- آلمان) :
ترك ها نمونه بارز یك ملت جنگجو می باشند. ترك ها چنان با سلاح آشنا هستند كه یك كشاورز با داس و یك كاتب با قلم. ترك ها چنان می نشینند كه انگار بر روی اسب هستند و چنان قدم بر می دارند كه انگار در حال شناسایی دشمن هستند.
Mulman (فرمانده آلمانی) :
هیچ سربازی مثل سرباز ترك با خنده از مرگ استقبال نمی كند. كافیست فرماندهی لایق داشته باشند تا دنیا را تسخیر كنند.
Donaldson :
ترك ها 2000 سال است كه سرباز حرفه ای می باشند. شغل واقعی ترك ها سربازی می باشد. شغل اصلی تمامی ترك ها سربازی می باشد. از هر ارتشی در دنیا بپرسد جواب خواهند داد كه مقاومت در برابر ترك ها به هیچ عنوان كار ساده ای نیست.
Mary Wortley Montagu (نویسنده و همسر سفیر بریتانیا در دربار عثمانی) :
بهترین ارایش زنان ترك، ترك بودنشان می باشد. زنان ترك با جواهرات زیبا نشده بلكه جواهرات را زیباتر نشان می دهند چرا كه هر زن ترك خود یك جواهر بسیار زیبا می باشد.
Napoleon Bonaparte :
عظمت انسان ها از دو عامل نشات می گیرد: جسارت مردان و نجابت زنان. در كنار این دو عامل عنصر دیگری است كه انسان را به عظمت واقعی می رساند و آن عشق به وطن و عدم تردید در فدا نمودن جان در راه وطن می باشد. ترك ها دارای تمامی این عناصر بوده و به همین دلیل است كه شما می توانید یك ترك را بكشید ولی هرگز نمی توانید وی را شكست دهید.
Tasso (شاعر ایتالیایی) :
از تركان می گویم. از آنها كه هنگام هجوم به دشمن به گردباد می مانند و به دریا و رعد. از آنان كه در برابر دوست و دربرابر دشمن بی سلاح به نسیم می مانند و بركه ای زلال. تبدیل این بركه به دریا و نسیم به گردباد، نیست كار انسان عاقل.
قابل توجه جماعت پانفارس
M. Montecuccoli (فرمانده اطریشی) :
ترك ها شجاعانه مردن را به خوبی یاد گرفته اند و من نیز آنقدر تجربه دارم كه بدانم كه چنین ملتی تسلیم را هرگز بر نمی تابد. من می توانم لشكرهای بیشماری را تشكیل داده و به جبهه ها ببرم ولی در برابر ترك ها ناتوان می مانم. ترك ها با تاسی و افتخار به نیاكان خود شكست ناپذیر می گردند. برای شكست دادن ترك ها بایستی ابتدا تاریخ آنها را شكست دهیم.
قابل توجه جماعت پانفارس
William Martin (نویسنده انگلیسی) :
بی تردید ترك ها بهترین ملت ها برای دوستی می باشند. اگر می خواهید طعم واقعی مهمان نوازی را حس كنید به روستاهای اصیل ترك كه هنوز تحت تاثیر بیگانگان قرار نگرفتند بروید.
Decamps (نقاش فرانسوی) :
با قلم می توان چهره زیبای ترك، اندام قدرتمند او، لباس پرزرق و برقش، رفتار ظریف او، خنده پر وقارش و نیز غرش همچون شیر وی را ترسیم نمود.ولی ترسیم اصالت یك ترك غیر ممكن می باشد. این اصالت مانند نور ماه قابل دیدن است ولی قابل ترسیم نیست.
Max Muller (زبانشناس المانی) :
با دقت در زبان تركی می توان فهمید كه این محصول نبوغ بشر، معجزه ای بس بزرگ می باشد.
HAMMER (مورخ آلمانی) :
تاریخ از ترك ها چیزهای زیادی یاد گرفته است. آثار زیادی از ترك ها به جای مانده است كه هر كدام زینت مدنیت انسانی محسوب می گردند.
مونتئسکیو فیلسوف و متفکر بزرگ فرانسوی، که از تئورییسین ها و بنیان گذاران فکری انقلاب کبیر فرانسه بشمار میرود، در اواخر قرن نوزدهم در اثری به اسم” نامه های ایرانی” در باره ترکها مئ نویسد:
هیچ کدام از خلق های دنیا نمیتواند خود را در فتوحات و عظمت تاریخی با ترکان مقایسه کند ، ترکان حاکمین اصیل دنیا میباشند , انگار که دیگر خلق های دنیا برای خدمتگزاری به آنها آفریده شده اند.



چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )

307:


باز هم خدا رو شکر شما در راستای تاپیک مطلب میذارید

جای پان ترک ها اینجا خالی نیست؟

308:

حالا اين چه سايتي هست كه اين همه ميشه ازش كپي پيست كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟

309:

خطاب به آن دوست پان " دوست" و پان " نویس" و پان "نشان"

این پان ها از قلم افتاده است!

پانا آمریکن - پاناتینایکوس - پاناما - پاناسونیک - پانامرا - پانافلکس - پاناز - پانادول

اینها هم به لیست اتهام زنی های خود اضافه کنید :|

310:

سلام. اين ليست از قبل آماده شدس...... باقيشم ما ميگيم براي روز مبادا

311:

یه سایت نیست تعدادشون خیلی زیاده ، اندر توصیفات قوم قهرمان ترک سایت ها هم عاجز مانده اند .

312:

پس بقیه اقوام چه همه ضد قهرمانند به جز قوم ترک؟

313:

سلام..... تاحالا گذرم نخورده بخوام به اين سايت ها سر بزنم.... آخه توي اين تاپيك رو نگاه كنين يكي از كاربرا همش داره كپي پست ميكنه برام جالب بود.

314:

پس بالاخره قهرمانان تاریخ را شناختیم..
ما ایرانیان باستان را قهرمان بنامیم،می شود نژادپرستی!
شما بنامید، می شود ؟! چه ؟

315:

بهتر است بگوییم ما نقض قانون 15 و 19 کردیم و بقیه حقوقدانند و خوب قانون را می دانند

316:

ضد قهرمان که نه ، ناعادلانست اینجوری بگیم ، کمتر قهرمانند یا در مرتبه های بعد تر قهرمانند .
همه که برای قهرمانی خلق نشدند . یکی میشه قهرمان ، یکی هم میشه نایب قهرمان و یا برنز و چهارمی مشترک و ...

317:

پس شما میگید قوم ترک قهرمانند و بقیه نایب قهرمان و مقام سوم و چهارم؟

318:

نه کی گفته میشه نژاد پرستی ؟!
اتفاقاً ما می نامیم میشود پانتورکیسم
اتفاقاً ایرانیان باستان چون از لحاظ روحیات و اخلاقیات شبیه ترکان بودند قهرمان بودند .

319:

بنده نمیگم ، بنده کی باشم ، کل تاریخ بشریت اینو می گه .

320:

1- اول همه خوشحالم بخاطر اینکه بالاخره یکی پیدا شد در راستای تاپیک حرف بزنه

2-کل تاریخ هیچگاه چنین نمیگه

تاریخ میگه قوم پاک و صالح همیشه قهرمان بوده و نام نیک نامان همیشه درخشیده

321:

ما هیچ قوم پاک و صالحی نداشتیم و نداریم ، هر قومی خودش را پاک و صالح و برحق می داند و می نامد .
باید بصورت سوم شخص نگاه کرد و نه اول شخص .


مگر میشود یک قوم پاک و صالح برود کشور گشایی کند ، هزاران انسان را بکشد ، هزاران نفر را به بردگی بکشد و ... و بگوید ما پاک و صالحیم . هیچ کس و هیچ قومی هم برای دیگری کارت دعوت نمی فرستند .

در این دنیا هرکس و هر گروه و هر قوم و هر کشوری که قدرتش ( اعم از اقتصادی ، نظامی ، علمی ، سیاسی و ... ) بیشتر است می تواند ادعا کند حق است ، پاک و صالح است .

322:

خب پس اینجا قبول دارید هیچ قومی برتر نیست؟

اگه به قوم باشه و دینی پس قومی که حضرت ابراهیم از اون بوده برتر از همه بوده و قهرمان

+

حال چرا ترک ها فقط قهرمانند پس لر و فارس و بلوچ و .... چه؟

323:

قوم حضرت ابراهیم بت پرست بودند و انداختنش تو آتش و با آمدن ابراهیم و این همه پیامبر هم تا الان آدم نشدند . نمونشو تو عراق و سوریه و فلسطین و عربستان می بینید .

ترک ها از لحاظ نظامی و سلحشوری و جنگی و تشکیل حکومت ها و امپراطوری و اینجور چیز ها قهرمان بودند .

اقوام دیگه ممکنه تو چیزای دیگه قهرمان بوده باشند .

مثلاً مایا ها ستاره شناسان خوبی بودند . یا کره ای ها خوب سوپ درست می کردند . یا وایکینگ ها کشتیرانان خوبی بودند و ...

پارس ها البته منظورم هخامنشی ها هم زمان خودشون قهرمان بودند تا اینکه در زمان ساسانی ها از عرب ها شکست خوردند .
واقعاً از عرب هم شکست می خورند !!!
باز از یه قوم درست و حسابی شکست می خوردند آدم نمی سوخت .

لر و کرد و بلوچ و ... بعید میدونم حکومت مقتدر یا امپراطوری تاسیس کرده باشند .

324:


شما از نظر قهرمانی گفتید منم قوم پیامبران رو نام بردم

قوم ترک در دوره عثمانی قدرت رو به دست گرفتند و غزنوی

دوره عثمانی که باید بحثش جدا باشه

برای هر کدوم نمونه
نظامی

سلحشوری و جنگی

و تشکیل حکومت ها و امپراطوری


325:

نه اینطوری نیست .
ترک ها از دوران باستان حکومت های مقتدری داشته اند .
من نمی دانم چرا وقتی نام ترک میاد اکثراً یاد عثمانی میفتند ؟!
هون ها ، هپتالی ها ، ترکان آسمانی ، خزر ها ، غزنوی ها ، سلجوقی ها ،ایلخانی ها ، اتابکان ، تیموری ها ، آق قره قویونلو ها ، عثمانی ها ، صفوی ها ، افشار ها و حتی قاجار ها و حتی پهلوی
تقریباً همگی حکومت ها و امپراطوری های بزرگی تشکیل دادند .


بحث دوران باستان هم جداست چون جریان پانفارسیسم اقوام ترک رو غیر ترک و آریایی و ... معرفی می کنه .

326:

الان کمی بهتر شد و اینجا سپاسگذارم

البته امپراطوری های بزرگ ترک رو بخوایم بگیم غزنوی و عثمانی بودن و در تاریخ موندگار شدن (صفوی هم که ایرانی کلا حساب میشه فراخور هرگونه قومیتی)


+

منم افتخار میکنم به تاریخ مملکت خودم(البته اگه بعد از قاجار ندونید)چه فارس و چه لر و ترک و ...

اما یک پرسش دارم چرا وقتی من میگم کوروش خوب بوده و قهرمان یا فارس اینطوری متهم به پانفارس میشم ولی وقتی شما از جکومت ترک ها میگید نباید به شما گفت پان فارس؟


اصلا این که بیایم معایب و افتخارات اقوام کشورمونو بررسی کنیم مشکلی رخ میده به جای دعوا بر اینکه این قوم به اون قوم بهتر بوده؟

327:

اولاً صفوی به هیچ وجه ایرانی نبوده و کاملاً ترک بوده و تاجیک ها به هیچ وجه حتی اجازه خدمت نظامی هم نداشتند و کاملاً رعیت بحساب می آمدند و از زمان شاه عباس تاجیک ها و گرجی ها و ... نیز افتخار سربازی یافتند تازه آنهم فقط سرباز پیاده .
این رو و موارد مشابه رو جریانهای پانفارس برای ابراز وجود در چند سال اخیر درست کرده اند تا از حکومت ترک ها برای خود سهمی بسازند البته روی کاغذ .

من به هیچ وجه ستایش کوروش رو پانفارسیسم نمیدونم . چون کوروش واقعاً پادشاه و امپراطور بزرگی بوده است .
بلکه پانفارسیسم رو فارس انگاشتن همه اقوام ساکن ایران و حتی پیرامون ایران ، تحریف تاریخ و سانسور تاریخ تنها به نفع قوم فارس ، فارس معرفی کردن سلسله هایی مانند غزنویان ، صفویان ، افشاریه ، پهلوی و ... ، فارس نامیدن شخصیت های مهم تاریخی ، علمی ، سیاسی ، ورزشی و ... که فارس نبودند و نیستند ، فارسی نامیدن اقوامی که فارس نیستند و اینکه زبانشان عوض شده ! ، انتساب اقوام پیش از میلاد ساکن ایران و پیرامونش به قومی بنام آریایی که هیچ تعریف مشخصی هم از این قوم ندارند و موارد اینچنینی میدانم .


مثل اینکه ما به یک کرد بگیم شما کرد نیستید ، یا به یه لر بگیم شما لر نیستید ، یا به عرب بگیم شما عرب نیستید همتون فارسید منتهی بدلایل نامعلوم و مضحک یهو زبانتان عوض شده !!!
از هزاران سال پیش اقوام و نژاد های مختلفی در فلات ایران و پیرامونش زندگی می کردند و می کنند ، جریان پانفارسیسم به زور می گه همه فارس و آریایی هستند !!! زبونشون عوض شده !!!
همه باید مثل ما بشوند مثل ما صحبت کنند !!!

328:

هر قومی در زمان هایی قهرمان بوده است ...
من میتوانم بیش از شما برای قهرمان نشان دادن ترک ها مدرک بیاورم و همچنین ده برابر آن میتوانم برای قهرمان بودن ایرانیان مدرک بیاورم و 100 برابر آن باز برای قهرمان بودن ترکان و 1000 برابر آن برای قهرمان بودن ایرانیان و ...
+
مدارک زیاد اند ...
هر قوم قرهمان های خودش را دارد ...

درود
شما اذری ...
بماند ...
بنده واقعا خسته شدم از بس تکرار کردم ... شما را نمیگویم ...
تاریخ آذری های چندین هزار ساله کجا ... تاریخ ...
بماند ...

+

اصلا قصد ایجاد این جستار را نداشتم فقط میخواستم حقیقت یک بنده ی خدایی فاش گردد...

329:

ديگه حوصله براي بحث كردن توي اين تاپيك رو نه من نه هيچ يك از دوستان نداريم.... مثل كسي شديم كه بار صدمشه رفته بالاي كوه و برگشته و هر چي ميگه من رفتم بالاي كوه همه ميگن نه دروغ ميگي تو نژاد پرستي ...(( اصلا چه ربطي داشت حرفم همينطوري گفتم روحيه دوستان رو توي اين تاپيك ببرم بالا يكم از كسلي بحث دربيايم)) :happ y37:: happy37:

330:

سلام بانو

بالاخره جناب توربراتور بنا بر تاپیک شروع به بحث کردن و دارن بحث می کنن نه اینکه بگی ب بگن گفتی ب نژاد پرست

از حضورشون واقعا خوشحالم

331:

سلام بزرگوار.... واقعا؟ چقد خوب خدا واقعا عمرشون بده ما كه همه از حوصله بحث فارغ شديم.... بايد با خنده درماني با اين مسئله مقابله كرد.... روحيه تاپيك رو ببريم بالا .

332:

ایشون هر حرفی میزنن حداقل توی حرفشون چپ و راست نمیان بگن به ما نژاد پرست

وقتیم میگیم بحث کن بگن نژاد پرست نمیام

دلایل خودشون رو میارن و با هم بحث می کنیم نه تکرار(ما رو هم اینجا متهم نمی کنن)

333:

اصول درست بحث كردن هم همينه.. ما هم همه ازون اول گفتيم اينطور بحث كنيد اما اين كپي پيست ها نزاشت

334:

:دی

واقعا نمی دونم کاری داشت گفتگو کردن در مورد این سوالا

ایشون اومد نظرشو گفت و داریم درموردش بحث می کنیم
+

اما حالا کسی که ما رو نژاد پرست کرده میاد تکرار میکنه هرچقدرم میگیم بابا اینجا رو بحث کن با بقیه چیکار داری تکرار می کنه

واقعا شما بخونید انگار اینجا مجمع سازمان ملل در مورد همه مردم جهانه!

انگار نه انگار 10 نفرم اینجا به زور هستیم داریم توی هم میهن گفتگو می کنیم


آخه شمسی و خورشیدی کجاش مشکل داره که شمسی اسلامیه و خورشیدی پهلوی؟

335:

يه ذره بيشتر بحث ادامه مي داديم به سريال پنجمين خورشيد ميرسيد و بايد راجع به اون سريال بحث مي كرديم...... ما هم همه ازين متعجب بوديم كه چرا هر چي ميگيم باز كپي پيست ميشد همه چي.....

336:

وقتی کسی آداب بحث را بلد نباشد ...
آب که سر بالا رود ...

337:

این همان حلقه باطلی است که شما ایجاد کردید.

خون پاک آریایی و آریایی سربلند تاریخ جوابش میشود ترک های قهرمان و عرب های قهرمان و...
آنوقت نمیشود جلویش را گرفت ولی میشود.عاملش از بین برود بقیه هم ... .

وقتی کسی میگوید کورش پیامبر است کس دیگری هم میگوید حضرت آدم ترک است.
و حتما پیامبر اسلام هم چون خون پاک عرب داشته از قول اعراب هدیه تاریخ به اعراب
بوده...

وقتی بگویی ترکهای ایران خر هستند و در واقع ترک نبودند و ترک شدند و مغول ... آنها هم میگویند شما خود عربزاده اید و پارس فلان فلان و ... و ...کافیست کمی در این باب سرچ کنید!

وقتی بگویید نقشه هخامنشی استبدادی شرقی نبوده و خونریزی های بابت این نقشه اتفاق نیفتاده آن وقت همه نقشه بزرگ تاریخ میشوند امپراطوری بر حق و ...


این است صفات متقابل پان که دارید تکذیبش میکنید و دردسرهایش را نمیبینید یا بهتر است بگویم دوست دارید زیر قالی پنهانش کنید...


کامل بخوانید...
منبع:سایت الف


هخامنشی گرایی ضدیت با تاریخ کهن ایرانی است
بخش فرهنگی الف، 26 اردیبهشت 91
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۱
در سالهای اخیر موج جدیدی از باستانگرایی های شووینیستی در فضای مجازی و در تولیدات کتابهای تاریخی ما مشاهده می شود. حتی برخی دولتمردان نیز اخیرا تاکید زیادی بر تاریخ ایران باستان و به خصوص هخامنشیان دارند. این مساله را با عباس سلیمی نمین مدیر" دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران" در میان گذاشته ایم.

س: آقای سلیمی نمین! شما چگونه این گرایشهای اخیر را تفسیر می کنید؟
پرداختن به تاریخ ایران باستان نه تنها دارای ایراد نیست بلکه امری بسیار قابل تحسین است، چون هر ملتی باید هویت تاریخی خودش را دریابد و در نتیجه پرداختن به ریشه های تاریخی جوامع امری ضروری است و ما نباید احساس کنیم پرداختن به تاریخ ایران باستان امری خطا یا مخالفت با اسلام است. قبل از ورود اسلام به ایران، ما در فلات ایران یک تاریخ کهن داریم که قطعا آگاهی از این تاریخ می تواند رشد سیاسی ما را باعث شود.هر چه ما به تاریخ تجربیات و تاریخ اداره جامعه و تاریخ زیست متمدنانه مان بیشتر بپردازیم و هر چه بیشتر ما توانسته باشیم از این تاریخ برای حیات روزمره مان بهره بگیریم با قدرت بیشتری می توانیم جامعه مان را به سامان برسانیم.

اما نکته ای که در پرداختن به تاریخ باستان باید مورد توجه قرار گیرد این است که ما جریاناتی را در چندصد ساله اخیر شاهد بوده ایم که برای سلطه بر جوامع سعی می کنند بر تاریخ دست اندازی کنند.ما در اینجا یک تحریف تاریخ را به وضوح می بینیم و این البته در قوم یهود سابقه طولانی دارد.قوم یهود در زمینه دست اندازی در تاریخ و تلاش برای محروم کردن ملتها از تجربیات تاریخی شان ید طولایی دارد. در صدر اسلام هم اشرافیت یهود بسیار حساب شده در مورد تاریخ عمل می کردند تا حدی که قسمت قابل توجهی از روایت های ساختگی و ناروای دینی وتاریخی آن دوران به اسرائیلیات معروف شده است. چرا؟ چون این جماعت تلاش زیادی داشته اند که با جعل کردن تاریخ اهداف خودشان را دنبال کنند و به همین خاطر بسیاری از معارف بشری که از طریق تجربیات تاریخی به دست می آید ضربه دیده است. این مساله در سه سده اخیر بسیار چشمگیرتر و بارزتر است و البته محدود به وقایع تاریخی خودشان مانند جنگ های جهانی و مساله هولوکاست و یهودی سوزی های اغراق آمیز و... نیست . آنها با جعل تاریخ، اهداف اقتصادی و سیاسی خاصی را دنبال می کنند که البته در اینجا موضوع بحث ما نیست.

به همین دلیل آنچه که ما در پردازش تاریخ ایران باستان باید به آن توجه داشته باشیم این است که از نقل طابق النعل به نعل و تکرار تاریخ و آنچه برای ما نوشته شده است پرهیز کنیم. اگر واقعا به تاریخ اعتقاد داریم و اگر معتقدیم که تاریخ هویت ساز است و تحریف تاریخ ملتها باعث امکان ایجاد سلطه می شود،پس بیاییم محققانه عمل کنیم و این فضای خفقان آور(این عبارت از من است) را تعدیل کنیم. چون متاسفانه در فضای تاریخ نگاری باستانی فضایی ایجاد کرده اند که کسی امکان تشکیک و سوال و درخواست مستندات نداشته باشد. باید این امکان فراهم شود که از مورخانی که در این زمینه کتاب نوشته اند سوال شود که شما بر اساس چه مستنداتی اینگونه تاریخ را روایت کرده اید؟

س: می شود به صورت مصداقی تر وارد این قضیه آنها می خواهند ورود اشرافیت یهود به ایران را منشا خیر و برکت و به نفع مردم جلوه دهند برا ی همین نسبت به تاریخ هخامنشیان گزینشی برخورد می کنند.این کار البته به صورت جدی در دوران پهلوی ها دنبال شد.

شویم؟

ما در زمینه تاریخ هر چه مستندتر کار کنیم به واقعیت تاریخی نزدیکتر خواهیم شد. ما باید بدون اینکه در این زمینه حساسیتی به خرج دهیم باید دعوت کنیم از جامعه که آنچه برای ما به نگارش در آمده است را مطالعه کنیم ولی دربست نپذیریم و امکان تامل و تدبر را برای خودمان محفوظ بداریم.من برای روشن شدن موضوع یک مثال عرض می کنم: متاسفانه هنوز بعد از ۳۰ سال آنچه در کتابهای درسی ما آمده متاثر از منابعی است که امثال "حبیب لوی" برای ما نوشته اند. کسی که به صراحت در کتاب خاطرات خود اعتراف می کند من یک صهیونیسم متعصب هستم! اگر بخواهم از گرایشاتِ یهودیِ مستشرقین برای ادامه بحث مثال بیاورم ممکن است عده ای در این گرایشها تشکیک کنند، اما از لوی صحبت می کنم که صراحتا خود به این مساله اشاره دارد. ایشان کتابی نوشته به نام "تاریخ یهود در ایران" و این کتاب منبع بسیاری از نوشته های دانشگاهی ما شده است و اصلا کسی سعی نکرده که در مورد مستندات تاریخی این کتاب سوال کند. من در ادامه به نمونه هایی از این ارجاعات اشاره می کنم اما قبل از آن باید اشاره کنم که آقای حبیب لوی در مورد هخامنشیان بحث هایی مطرح می کند و سعی می کند برای تطهیر اشرافیت یهود سناریو نویسی کند.

همگان می دانیم که کوروش با قتل پدربزرگ خود حکومت را در دست گرفت و به بابل لشکر کشی کرد و یهودیان را از بابل آزاد کرد و به آنها امکان داد که وارد مشرق زمین شوند.ازهمین روی آنها کم کم، نزدیک دستگاه حکومتی هخامنشیان می شوند . در تورات اشاره شده است که در چند سال آخر حکومت کوروش، او محدودیتهایی را برای آنها ایجاد کرد.برخی مانند لوی گفته اند که این کار به علت سعایت همسایگان از یهودیان نزد کوروش صورت گرفته است اما تورات در این زمینه به تخلفات قوم یهود اشاره دارد.بعد از کوروش کمبوجیه نیز سیاست پدر را تقویت کرد و محدودیتهایی را برای اشرافیت یهود ایجاد کرد اما می بینیم که بردیا و کمبوجیه(پسران کوروش) که نسبت به اشرافیت یهود حساسیت داشته اند یکباره از سر راه برداشته می شوند و حساسیتهایی که در دربار هخامنشیان نسبت به یهودیان ایجاد شده بود از بین می رود و دربار هخامنشیان به دست یهود می افتد. تا جایی که داریوش(داماد کوروش و پادشاه بعد از کمبوجیه) حتی دستور به حمایت از یهودیان و سرکوب مخالفان یهودیان می دهد. .(تورات ،کتاب عزرا باب ششم صص:۶-۱۲) یعنی با روی کار آمدن داریوش یک چرخش آشکاری نسبت به اشرافیت یهود در دستگاه هخامنشی ها دیده می شود.

لوی و دیگر مستشرقین این تغییر رویه را اینگونه توجیه می کند که"... بعد از کوروش کمبوجیه که به قدرت رسید برادر خود "بردیا" را کشت و برای فتح مصر راهی آن کشور شد.بعد از بازگشت از مصر متوجه می شود که کسی دیگری خود را بردیا خوانده و حکومت را از آن خود کرده است. از همین رو کمبوجیه قبل از ورود به ایران خودکشی می کند. داریوش که داماد کوروش بوده است بعد از کمبوجیه بردیای دروغین را می کشد و حکومت را در دست می گیرد. داریوش با یهودیان نزدیکتر است...".اما مستندات تاریخی حکم می کند که روایت کشته شدن بردیا توسط کمبوجیه بسیار سست باشد. اما چرا این روایت به صورت یک روایت قطعی در کتابهای درسی ما باید حاکم باشد؟

می دانیم که کوروش ۸ سال قبل از مرگش، ۲ پسرش (بردیا و کمبو جیه) را در مناطق مختلف(بخش شرقی و غربی قلمرو پادشاهی هخامنشیان) به حکومت رساند.آیا قابل پذیرش است که در چند سالی که کمبوجیه به مصر لشکر کشی کرده است کسی متوجه نشده باشد که بردیا توسط کمبوجیه کشته شده است و شخصی دروغین به جای او نشسته است؟ بردیا یک فرد عادی نبوده است. او پادشاه بخش شرقی قلمرو هخامنشیان بوده است و مرگ او نمی توانسته اینقدر مخفیانه صورت گرفته باشد که کسی متوجه نشود!حتی زن و فرزندان و اطرافیانش هم متوجه نشده اند؟ اگر یک فرد قلابی جایگزین بردیا شده است پس شما مورخین چگونه این مطلب را فهمیدید؟ اصلا بردیای واقعی کی کشته می شود:قبل از رفتن کمبوجیه به مصر یا بعد از آن؟ هر کدام از این سوالات آنقدر محل شک و شیهه است که روایت کشته شدن بردیا توسط کمبوجیه نمی تواند امروز کسانی که تاریخ باستان ایران را به صورت گزینش مطرح می کنند در حقیقت ضد تاریخ ما عمل می کنند. مبدا تاریخ ما هخامنشان نیست. ظلم بزرگی به تاریخ باستان است اگر مثلا تمدن عیلامی ها قبل از هخامنشان را حذف کنیم

به راحتی مورد پذیرش واقع شود اما این روایت در کتابهای تاریخی و درسی ما به راحتی تکرار می شود.

به طور مثال آقای محسنیان راد از اساتید ارتباطات دانشگاه امام صادق که کتاب وی با عنوان" ایران در چهار کهکشان ارتباطی" دررشته ارتباطات به عنوان منبع شناخته می شود همین روایت لوی را اینگونه توجیه می کند:
"اینکه چگونه ممکن است که فردی با هر قدر شباهت بتواند به جای بردیا ،در مقام شاه ایفای نقش کند،برای ما که در عصری زندگی می کنیم که دوربین رسانه ها، همه چیز را کنترل می کنند، افسانه می نماید.... اما در واقع راز گئوماتا(بردیای دروغین) از این روی به خوبی محفوظ ماند که در پارس،شاهان از دیگران روی می پوشاندند. آنچه مسلم است این است که کودتا هنگامی رخ داد که کمبوجیه در مصر بود...."(صص۱۱۶-۱۱۷)

یعنی با این توجیه که پادشاهان از مردم رو می گرفتند تا مدتی که کمبوجیه در مصر بود کسی نفهمید که بردیای اصلی توسط کمبوجیه قبل از سفر از مصر کشته شده است.سوالاتی که این روایت را مخدوش می کند اینها هستند که آیا پادشاهان در هیچ مراسمی و جنگی شرکت نمی کردند؟ آیا فرزندان و اطرافیان بردیا نمی دانسته اند که بردیای واقعی کشته شده است؟ما در همه الواح می بینیم که با حضور دیگر اقوام و کشورها به بهانه های گوناگون در حضور پادشاهان هخامنشی مراسم ها و جشنهایی برگزار می گردیده است. آیا کمبوجیه که در مصر بوده است از اوضاع مملکت خود و به قدرت رسیدن بردیای دروغین آنقدر بی خبر بوده و تازه هنگام برگشت به ایران از این خبر و رسوا شدن خود مطلع شده و به خاطر لو رفتن خبر کشتن بردیا خودکشی کرده است؟!!

یعنی حتی اساتید ما نیز روایت های مخدوش را دربست پذیرفته اند و کسی جرات و امکان تشکیک در این مسائل را ندارد. در حالی که اگر بخواهیم بر اساس روایت های خود تورات قضیه را تفسیر کنیم می توانیم روایت منطقی تری داشته باشیم. در طول تاریخ اشرافیت یهود برای جمع آوری پول و سرمایه هر کاری را مباح می دانستند و بعد از ورود به دربار هخامنشی ها نیز همین رویه را دنبال کردند که تورات نیز به آن اشاره می کند و به همین خاطر کوروش محدودیتهایی را برای آنها ایجاد کرد. یکی ازاین کارها این بود که در این دوران پادشاه یهودیه درجنوب فلسطین با اسباط دهگانه در شمال فلسطین درگیر شدند و با مدد گرفتن از پادشاه آشور اسباط دهگانه را قتل عام کردند و... طبق روایت تورات قطعا عملکرد اشرافیت یهود باعث ایجاد این محدودیت ها از سوی کوروش شد و کمبوجیه هم این را تشدید کرد. و بر این اساس می توان روایت مرگ کمبوجیه و به قدرت رسیدن داریوش را اینگونه روایت کرد که" اشرافیت یهود با کمک داریوش ، کمبوجیه را قبل از رسیدن به ایران کشتند و با این ادعا که این بردیا هم بردیای واقعی نیست بردیا را هم کشتند و جهت حکومت را تغییر دادند. در کتاب "عزرا" تورات هم به فرمان داریوش اشاره می کند که او بر سرکوب و کشتار مخالفان اشرافیت یهود تا کید دارد و از این به بعد نه تنها محدودیتی نیست بلکه کلیه امکانات حکومت در اختیار آنها قرار می گیرد. کلیه شواهد در این جهت است که قطعا کودتایی صورت گرفته است و موانع از سر راه اشرافیت یهود برداشته شده است. الواح باقی مانده نشان می دهد که داریوش به شدت علیه کمبوجیه موضع گرفته و حتی او را به دروغگویی متهم کرده است و حتی پس از مرگ کمبوجیه برای او بارگاهی درست نمی کند.(کتیبه بیستون،ستون اول، سطور ۲۶ تا ۳۵)

در حقیقت اشرافیت یهود بعد از آزاد شدن از بابل و وارد شدن به ایران دخالتهایی انجام می دهند که این دخالتها و توطئه ها یک حساسیتی را بر می انگیزد و همین تاکید داریوش بر سرکوب مخالفان یهودیان نشان می دهد که حساسیت هایی درباره حضور یهودیان درایران وجود داشته است که داریوش چنین دستوری را صادر می کند.یعنی در واقع داریوش طی کودتایی با کمک اشرافیت یهود کمبوجیه و بردیا را از سر راه برداشته است و همین باعث ایجاد یک نفرت عمومی و یک جریان اجتماعی در میان ایرانیان شده است که نیاز به سرکوب دارد و باید به شدت با آن برخورد کرد و این کاری است که داریوش انجام می دهد.

س: می توانیم بگوییم اوج این توطئه ها قضیه جشن پوریم یهودیان است؟
بله در کاوش های باستان شناسی که از زمان رضا خان شروع شد تمام الواح قبل از دوران هخامنشی ها را یا نابود کردند و یا اسمی از آن نبردند. ما ۳۴۰۰۰ لوح به خط عیلامی داریم که در بنیاد ایران شناسی شیکاگو با مدیریت یهودیان ایرانی نگهداری می شود ولی اجازه بررسی آنها را به ما نمی دهند تا واقعیات تاریخی را کشف کنیم.

دقیقا.در زمان جانشین داریوش یعنی خشایارشا که دیگرکلید دربار در اختیار اشرافیت یهود قرار می گیرد و در قضیه استر(جشن پوریم) هزاران ایرانی قتل عام می شوند.استر معشوقه خشایارشا بوده است که با همدستی مردخایِ یهودی، خشایارشا را تحریک می کند تا هامان وزیر ایرانی اش را و پسران او و به روایت تورات ۷۷۰۰۰ ایرانی دیگر را قتل عام کند.

خود تورات ماجرای پوریم را اینگونه روایت می کند که:" و یهودیان در شهرهای خود در همه ولایتهای سرزمین خشایارشا جمع شدند تا بر آنانی که قصد مخالفت ایشان داشتند دست بیاندازند و کسی با ایشان مخالفت ننمود زیرا که ترس ایشان بر همه قومها مستولی شده بود و جمیع روسای ولایتها نیز یهودیان را اعانت کردند زیرا که ترس مردخای بر ایشان مستولی شده بود... و پادشاه به استر ملکه گفت که یهودیان در دارالسلطنه شوشن ۵۰۰ نفرو ده پسر هامان را به قتل رسانده و هلاک کرده اند پس در دیگر ولایتهای پادشاه چه کرده اند!... دیگر چه درخواستی داری که برآورده خواهد گردید؟ استر گفت اگر پادشاه را پسند آید به یهودیانی که در شوشن هستند اجازه داده شود که فردا نیز مثل امروز عمل کنند و ده پسر هامان را بر دار بیاویزند... و در ۱۴ ماه اذار سیصد نفر کشته شدند و یهودیان در دیگر ولایتها چون ۷۷۰۰۰ نفر را کشتند آرام یافتند... پس سنن این پوریم به فرمان استر فریضه شد و در کتاب مرقوم گردید"(تورات، کتاب استر، باب نهم)
همانطور که مشاهده می شود تورات در این باره می گوید که مخالفان یهودیان به دلیل ترسی که از یهودیان و مردخای داشتند هیچ کاری نمی توانستند انجام دهند و بعد به قتل عام مخالفان(تا ۷۷۰۰۰ نفر ایرانی) اشاره می کند. علت این همه کشتار ایرانیان توسط یهودیان چه بوده است؟ آیا غیر ازاین بوده است که داریوش با دسیسه یهودیان و با کودتا علیه کمبوجیه به خلافت رسید و به خاطر اعتراضاتی که به همین خاطر در میان مردم شایع شد، قتل عام بزرگی راه افتاد و همه مخالفان در قضیه پوریم حذف شدند .

جالب اینجاست که باستان نویسان ما این قتل عام ایرانیان مخالف با نفوذ یهودیان در دربار هخامنشی را حذف کرده اند. خود تورات تا حدی این قتل عام را می پذیرد ولی در کتابهای تاریخی ایران باستان نه تنها اشاره ای نشده بلکه این مساله سانسور شده است و بقیه محققین ما هم اصلا اعتراضی به این قضیه نداشته اند. خدا رحمت کند مرحوم سیروس ایزدی را که در آلمان درباره قضیه پوریم تحقیقات خوبی انجام داد و همیشه معترض بود که چرا وقتی خود تورات به این قضیه اشاره دارد مورخین ما از بیان این مساله ابا داشته اند و یک مساله تاریخی را حذف کرده اند و این نشان می دهند که کتابهای تاریخی ما مخدوش هستند. اینکه چرا مستشرقین و دایره المعارفهای تاریخی هیچکدام به این قضیه اشاره نکره اند و آمده اند در مورد کمبوجیه و بردیا و به قدرت رسیدن داریوش یک روایت دروغ سر هم کرده اند جای بسی سوال دارد!

س:به نظر شما چرا این برهه از تاریخ برای یهودیان و مستشرقان غربی آنقدر مهم است که درباره آن دست به تحریف تاریخ زده اند؟
همانطور که اشاره شد این مقطع از تاریخ برای مستشرقین بسیار حائز اهمیت بوده است. در حقیقت آنها می خواهند ورود اشرافیت یهود به ایران را منشا خیر و برکت و به نفع مردم جلوه دهند برا ی همین نسبت به تاریخ هخامنشیان گزینشی برخورد می کنند.این کار البته به صورت جدی در دوران پهلوی ها دنبال شد. پهلوی ها که می خواستند گذشته تاریخی ایران یعنی ایران باستان را در مقابل هویت دینی قرار دهند تحت تاثیر مستشرقین سعی کردند نسبت به تاریخ گزینشی عمل کنند و سعی کردند تاریخ شروع تمدن ایرانی را از زمان هخامنشیان قرار دهند و با اینکار گذشته متمدنانه قبل از هخامنشیان را حذف کردند و این گزینشی برخورد کردن با تاریخ باستان، هویت تاریخی ما را مخدوش کرده است.
امروز کسانی که تاریخ باستان ایران را به صورت گزینش مطرح می کنند در حقیقت ضد تاریخ ما عمل می کنند. مبدا تاریخ ما هخامنشان نیست. ظلم بزرگی به تاریخ باستان است اگر مثلا تمدن عیلامی ها قبل از هخامنشان را حذف کنیم. البته علت این گزینشی عمل کردن این است که می خواهند به ما بباورانند که ورود اشرافیت یهود به ایران مساوی است با عظمت یافتن و هویت یافتن ایران! یعنی هر چیزی که ملت ایران دارد از زمانی شروع شد که اشرافیت یهود از بابل به ایران آمدند و برای همین هدف است که تاریخ ایران را تقطیع کردند.
ما مستندات جدی ای داریم که اینها علاوه بر تقطیع تاریخ برخی آثار و ابنیه قبل از هخامنشی ها را عامدانه نابود کرده اند که من در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد و مستنداتش را به شما نشان خواهم استر معشوقه خشایارشا بوده است که با همدستی مردخایِ یهودی، خشایارشا را تحریک می کند تا هامان وزیر ایرانی اش را و پسران او و به روایت تورات ۷۷۰۰۰ ایرانی دیگر را قتل عام کند.

داد. گزینش و سپس تحریف دو کار عمده ای است که آگاهانه در دوران پهلوی اول شروع می شود و بعد ادامه می یابد.

س: به قول شما مستشرقینی که تاریخ باستان ما رانوشته اند عامدانه آن را به صورت گزینشی روایت کرده اند اما می بینیم که بعضی در داخل حتی در پستهای بالای دولتی این روایت را تکرار می کنند!
بله همینطور است. برخی ها عامدانه این تحریف تاریخی را صورت می دهند و برخی ها جاهلانه آن را تکرار می کنند.
کاری که مشایی در سازمان میراث فرهنگی و دفتر ریاست جمهوری دارد انجام می دهد در همین راستاست. شاید ایشان می خواهد عظمت ایران موحد باستان را نشان دهد اما جاهلانه دارد در زمینی بازی می کند که از زمان رضاخان برای تاریخ ما نوشته اند و ایجاد کرده اند. مثلا ایشان در زمان سفر ریاست جمهوری به همدان آقای رییس جمهور را به دیدن محل دفن استر بردند. همانطور که دیدیم استر بنا بر روایت خود تورات کسی است که باعث قتل عام حدود ۸۰۰۰۰ نفر از ملت ایران شده است. این کار چه دلیلی می تواند داشته باشد؟آیا جز این است که همان سیاست گزینشی که پایه اش توسط مستشرقان در زمان رضاخان بنا نهاده شد را تکرار می کند؟جالب است که همین آقای لوی دندانپزشک مخصوص رضاخان نیز بوده است و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....

اصلا اگر خوب دقت کنیم می بینیم اگر هخامنشیان را اصل و مبدا تاریخ ایران بگیریم دقیقا عکس بزرگی و عظمت ایران باستان حرکت کرده ایم! از نظر این سناریوی تاریخی ملت ما موقعی عظمت و بزرگی یافتند که اشرافیت یهود وارد ایران شدند. در حقیقت این نوع هخامنشی گرایی هویت بخشی به اشرافیت یهود است و از این تاریخ نگاری عظمت ملت ایران در نمی آید.
اگر تازه آنچه نوشته اند درست باشد که "بله! هخامنشیان اول تاریخ شماست" اما همین را هم گزینشی مطرح می کنند و از نفوذ و توطئه های یهودیان در دربار هخامنشی ها و قتل عام واقعه پوریم که در منابع اصلی خودشان مطرح شده حرفی نمی زنند.
امثال آقای مشایی که مکتب ایرانی را تبلیغ می کنند و از خشایارشاه و استر تجلیل می کنند نمی دانند که بر اساس روایتهای خود تورات استر قاتل هزاران ایرانی است؟ چرا امروز ما راجع به استر تحقیق نمی کنیم؟ چرا راجع به تاریخ قبل از هخامنشیان تحقیق نمی کنیم؟

س: شما از نادیده گرفتن تمدن های ایرانی ما قبل هخامنشی به منظور برجسته کردن هخامنشیان گفتید. در این مورد مستنداتی دارید؟
از زمانی که انگلیسی ها بر این کشور مسلط شدند کار تحریف تاریخ و گزینش کردن آن شروع شد. به ما می گویند شما یک زمانی در تاریخ درخشیدید اما این از خودتان نبود از زمانی بود که ما وارد کشور شما شدیم و ما هم همان را تکرار می کنیم و می گوییم که هخامنشی ها مبدا تاریخ هستند در صورتی که عظمت تمدن ایرانی در زمان عیلامی ها به مراتب بیشتر بود. اما در کاوش های باستان شناسی که از زمان رضا خان شروع شد تمام الواح قبل از دوران هخامنشی ها را یا نابود کردند و یا اسمی از آن نبردند. ما ۳۴۰۰۰ لوح به خط عیلامی داریم که در بنیاد ایران شناسی شیکاگو با مدیریت یهودیان ایرانی نگهداری می شود ولی اجازه بررسی آنها را به ما نمی دهند تا واقعیات تاریخی را کشف کنیم.

این مساله در خود کتابهای به جا مانده از مستشرقین هم اذعان شده است. مثلا در کتابی که اشمیت نوشته است در سال ۴۲ و بنگاه فرانکلین آن را چاپ کرده است در کاووشهای اطراف تخت جمشید به وضوح آثار عیلامی ها در اطراف تخت جمشید دیده می شود(عکس های پایین صفحه) اما همان موقع این آثار را از بین بردند تا فقط تخت جمشید باقی بماند.الان هم کمترین آثاری از عیلامی ها اطراف تخت جمشید نیست و از بین رفته است. چرا؟ چون می خواستند ثابت کنند که قبل از هخامنشی ها ما چیزی نبوده ایم و ورود یهود از بابل باعث ایجاد تمدن در ایران شد. البته این یک نمونه از جنایتهای فراوانی است که در حق تاریخ این ملت روا داشته اند.

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )


چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
کاوش در آثار عیلامی در کنار تخت جمشید که همان زمان با خاک یکسان شدند.

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
عکس هوایی از تخت جمشید در دهه 20 که آثار عیلامی به وضوح در آن دیده می شودچند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )

منبع عکس ها:
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )



لینک:

الف - هخامنشی گرایی ضدیت با تاریخ کهن ایرانی است

338:

نمردیم توجیه ایشونم دیدیم

339:


هر وقت جواب دایدید چشم!!!!!!!!!
کلمه ی پاک خیلی روی مختان است؟قبول...
مدارکی که بنده دارم و بزودی ارائه میدهم ... حالتان را ...
وقتی کسی میگوید کورش پیامبر است کس دیگری هم میگوید حضرت آدم ترک است.
:|

تعصب شما وقتی معلوم شد که به تقویم خورشیدی گیر دادید!
و حتما پیامبر اسلام هم چون خون پاک عرب داشته از قول اعراب هدیه تاریخ به اعراب
بوده...

[/quote]
نکته ی اخلاقی : پیامبر کرد بوده ... !

وقتی بگویی ترکهای ایران خر هستند و در واقع ترک نبودند و ترک شدند و مغول ... آنها هم میگویند شما خود عربزاده اید و پارس فلان فلان و ... و ...کافیست کمی در این باب سرچ کنید!

وقتی بگویید نقشه هخامنشی استبدادی شرقی نبوده و خونریزی های بابت این نقشه اتفاق نیفتاده آن وقت همه نقشه بزرگ تاریخ میشوند امپراطوری بر حق و ...
کامل بخوانید...
کسی به شما توهین نکرد

+

مدارکی که این نوشته را منتفی کند بسی ...

+

هخامنشیان مدافع بودند ... !
این است صفات متقابل پان که دارید تکذیبش میکنید و دردسرهایش را نمیبینید یا بهتر است بگویم دوست دارید زیر قالی پنهانش کنید...
هر وقت شما پاسخ جواب هایی که به شبهات وارد شده توسط خودتان را دادید بیایید از این حرفا بزنید !
:-t
تا کنون بیست و اندی بار دروغ و تهمت و ناسزا و از مه بد تر گریزا زمبجث و ....

340:


نکته ی اخلاقی : پیامبر کرد بوده ... !

کسی به شما توهین نکرد

+

[/quote]


درود
بذار این بخش رو من توضیح بدم

اگه ما ایرانیم و زبون رسمی کشورمونم مطابق قانون فارسیه پس معنی شمسی میشه خورشیدی که نمردیم و فهمیدیم عربیمون ضعیفه

پیامبر اسلام چه پیامبر مسیحیت رو اگه ایشون قبول داره پس باید قبول کنه همه از نسل حضرت ابراهیم بودن

و اینکه همه به آدم می رسن


و اینکه وقتی ایشون حرفای خودش میشه بی طرفی و برای ما تعیین تکلیف می کنه بعد ما میگیم آذریا توی ایران وجود دارن بعد میاد میگه برای ما تعیین تکلیف کردی

خدایی جنبه طنز این تاپیک(بحث های تکراری حساس) بیشتر از هم اندیشی نیست؟

341:

مثلا کدام انحراف ....؟
از هیچ موضوعی در نرفته ام ولی دوست ندارم با کسی که ادعا دارد خورشید دور زمین میگردد . بحث و جدل نمایم . بدیهیات با نظر مخالف شاید پوشیده بماند ولی تغییر نمیکند

342:

باز شروع شد كپي پيست ها

343:

گرامی!

شما واقعا مطالب را درک نمیکنی یا نمیخواهی درک کنی؟
مطلب قبلی ات واقعا خنده دار بود!

+
بحث اول بار توسط شما مطرح گردید ...
خدارا شکر احتمال میدادم منکر آن شوید ...
عکس برداری شد ...

از هیچ موضوعی در نرفته ام
:))))))
ولی دوست ندارم با کسی که ادعا دارد خورشید دور زمین میگردد . بحث و جدل نمایم .
:|

344:

براي چندي از كاربران كلاسي برگزار كنيم كه بفهمند راه و رسم بحث كردن در چارچوب احترام به هم نوع خودشون چجوريه....

345:

تفکرات شما محور ادراکات نیست و هر کسی درک مستقل دارد عزیز من .

کدام مطلب خنده دار بود ؟ نشان بده و علتش ....
چه بحثی مطرح شد ؟ نشان بده
در ضمن بهتر است به جای توهین و ... مطالب منطقی را قبول کنی

346:

:)))
+
بیش از 10 بحث متفرقه توسط شما و دوستتان مطرح گردید و به همه ی شان پاسخ داده شد اما دریغ از .... !
در مورد نژاد آریایی :پاسختان داده شد اما همچنان اصرار ...
حتی مخالفان بنده نیز آن را به شما گوشزد کردند اما ...

347:

شما بروید و سطح سوادتان و فهماندتان را در این تاپیک بیازمایید...
http://forum.hammihan.com/thread157183.html

آنقدرت مطالب نژادپرستانه در تاپیکشان منتشر کرده اند که...

در ضمن در این مقاله اگر کلمه ای را متوجه نشدید فکر نکنید توهینی صورت گرفته لطفا گنجینه ادبی خود را تقویت کنید.
براي فهميدن، در ابتدا بايد مشاهده گر خوبي بود. كسي كه مشاهده ضعيفي داشته باشد، فهمش نيز ضعيف خواهد بود. مشاهده، خوراك فهميدن را تامين مي كند اما مشاهده به معني فهميدن نيست. فهميدن يك فرايند شناختي است كه بعد از مشاهده رخ مي دهد. فهميدن به زبان ساده، يعني تبديل آنچه مجهول است به چيزي كه معلوم است. بنابراين فهميدن يك نوع كيمياگري شناختي است كه مجهولات بي ارزش را به معلومات ارزشمند تبديل مي كند. هرچقدر كه مشاهده كاملتر باشد، مجهولات بيشتري را آشكار مي كند چون هستي خلاق و زاينده است. با هر بار مشاهده يك پديده، بايد مجهولات جديدي آشكار شود، در غير اين صورت مشاهده اي رخ نداده، بلكه فرد تصورات قبلي خود را مرور كرده است.
اما فهميدن چه زماني رخ مي دهد؟ فهميدن زماني است كه شخص بتواند درباره يك موضوع، پيش بيني كرده و اجزاي آن را توضيح داده، علت هاي بوجود آورنده آن را بیابد، فرايندها و مكانيزم هاي آن را بتوان ترسيم كند، متوجه شود كه چه چيزي براي آن خوب است و چه چيزي براي آن بد است، درباره آن بتواند دست به استدلال بزند و يا مناظره كند، بتواند از آن دفاع كند و يا به توجيه و تبيين آن بپردازد، مسائل مرتبط با آن را حل كند، آن را خلاصه كند و يا به زبان خودش آن را بيان كند، درباره اش مثال بزند، تفسير كند و كارهايي از اين قبيل.
مثلاً يك پزشك وقتي،مشکل بیمار را فهميده است كه بتواند علت بوجود آورنده آن را پيدا كرده و درباره آن براي بیمار، داروي صحيح تجويز كرده و توصيه هاي خوبي به بيمار كند. اگر كسي يك مفهوم رياضي را فهميده يعني اينكه مي تواند مسائلي كه درباره آن مفهوم است را حل كند حتي اگر مسئله به صورت نو و خلاقانه اي طرح شده باشد.
همچنین حفظ كردن به معني فهميدن نيست. حفظ كردن، توهمي از فهميدن است. آنچه كه معمولاً در نظام هاي آموزشي سنتي تاكيد مي شود ، حفظ كردن است. كسي كه قانوني را حفظ كرده، به اين معني نيست كه آن را فهميده است. اين شخص فقط مي تواند آن قانون را تشخيص دهد، آن را بيان كند، تبصره هاي آن را نام ببرد و اينكه در چه حالت هاي مشخصي مي توان از آن قوانين استفاده كرد. كسي كه قانوني را حفظ كرده، نمي تواند نگاه سيستمي به آن داشته باشد و اينكه ارتباط آن با بقيه قوانين چيست و چه هنگامي استفاده از آن قانون درست نيست حتي اگر مجاز به انجامش باشد.
حال سوال مهم اين است كه وقتي كه ما مشاهده گر يك وضعيت مبهم و ناشناخته بوديم، چگونه آن را بفهميم و از ابهام خارج كنيم؟
ما براساس آنچه كه مي دانيم، به فهم آنچه كه نمي دانيم مي رسيم؛ يا به اصطلاح بر اساس معلومات به پيدا كردن مجهولات مي پردازيم. مثلاً وقتي كه كليد خود را پيدا نمي كنيم و يا آن را گم كرده ايم، از خود مي پرسيم، آخرين باري كه كليد را استفاده كردم كجا بود؟ آيا آن را به اين مكان آوردم يا نه؟ قبل از اينجا به چه مكان هايي رفتيم؟ و .... . بر اساس كنار گذاشتن اين معلومات مي توانيم مجهول خود، يعني جايي كه كليد را جا گذاشته ايم، پيدا كنيم.
يكي از استرات‍ژي هاي اصلي در فهميدن، پرسش كردن از خود است. مثلاً وقتي كه متني را مي خوانيد، براي بهتر فهميدن متن از خودتان پرسش مي كنيد كه : هدف اين متن چه بوده است؟ چه مفاهيمي در آن به كار گرفته شده است؟ اين مفاهيم به چه صورت بيان شده است؟ آيا تناقضي وجود دارد؟ و .... براي يافتن جواب اين پرسش ها ممكن است كه يك متن را بارها مرور كنيد. براي فهميدن مشاهدات خود نيز مي توان از استراتژي پرسش از خود كمك گرفت و براي يافتن پاسخ، مشاهدات را بارها مرور كرد.
آنچه كه مهم است اينكه جواب اين پرسش ها را بايد خود بيابيم. اگر جواب پرسش هايمان را از كس ديگري بگيريم، حفظ كردن رخ مي دهد نه فهميدن. مثلاً كسي كه مي خواهد تاثير غذايي را درك كند، بايد خود آن غذا را بخورد، مزه آن را بچشد، تاثير آن غذا را در رفع گرسنگي و كسب انر‍ژي درك كند. اگر ديگري صرفاً تعريف كند كه آن غذا چه مزه اي است و از خوردن آن غذا چه احساسي داشته، گرسنگي برطرف نمي شود و انرژي كسب نمي گردد.
پرسش ها نيز به همين گونه اند. شايد بتوان با طرح سوال از ديگران، بخش هايي از آنچه نمي دانيم را دريافت كنيم. اما فهميده كسي است كه خود به جواب سوال هايش رسيده باشد.
براي يافتن جواب سوالهايمان، بايد از آنچه كه مي دانيم كمك بگيريم. با كنار هم گذاشتن معلومات و يافتن رابطه بين آنها، خود را به سمت آشكاري جواب ببريم.
گاهي كه مجهولات به راحتي مشخص نمي شود، لازم است جواب هاي گوناگوني كه ممكن است وجود داشته باشد را مشخص كرده و بر اساس نشانه ها و آنچه كه مي دانيم، ببينيم كه كدام جواب ها نادرست است. در اين حالت به طور مستقيم جواب صحيح را انتخاب نمي كنيم بلكه با كنار گذاشتن جواب هاي نادرست، اجازه مي دهيم كه جواب هاي درست مشخص شود. در اين حالت، مولفه خلاقيت هم وارد فرايند فهميدن مي شود. به عنوان مثال دوست شما، رفتار عجيبي مي كند، رفتاري كه تا به حال شاهدش نبوديد. مشاهده اين رفتار به شرط اينكه توام با پيش داوري و قضاوت سريع نباشد، منجر به فعال شدن مكانيزم فهم در شما شود.
در ابتدا مروري بر دانسته ها مي كنيد، اينكه سابقه چنين رفتاري را ديده ايد يا نه، در روزهاي اخير چيز نامتعارفي از دو ديده شده يا نه، خود يا خانواده اش با مشكلي روبرو نبوده اند، و ... . اگر با مرور آنچه مي دانيد رابطه معلومات با هم، نتوانستيد فهمي از وضعيت مجهول داشته باشيد، گزينه هاي ممكن را بررسي مي كنيد. اينكه علت آن رفتار عجيب، ناراحتي، انتقام گيري، سرخوشي و .... چه مي تواند باشد. بعد بر اساس نشانه ها و آنچه معلوم است، گزينه هاي نادرست را كنار مي گذاريد تا به گزينه صحيح تر برسيد. گاهي تركيبي از گزينه ها، مجهول شماست.

348:

هر وقت پاسخ مباحث را که در رفته اید دادید ان وقت منبر ... !

349:

بوی سوزش آید همی

350:

هر موقع مستقيما با شما صحبت كردم خودتونو بندازين وسط.. هزار بار گفتم از من نقل قول نگيرين تا بي احترامي نشه اما مثل اينكه خودتون علاقه به راه رفتن بر اعصاب ديگران دارين. شما برو اول خودتو اصلاح كن و بفهم كه طرز صحبت درست و محترمانه چجوريه . آقاي محترم من اصلا علاقه اي به هم صحبت شدن با شما ندارم.... شمايي كه احترام به هم نوع رو بلد نيستي ازتون هيچ توقعي نيست.... درضمن مواظب حرف زدنتون باشين

351:

چون شما و همفکرانتان چند مقدمه درست و غلط را با پیش داوریهایتان نتیجه گیری دلخواهانه میکنید، باید همه دربست قبولش کنند ؟؟؟
صرف فراگیر بودن یک فرضیه ای دلیل بر صحت ان است ؟
+
چرا اون بیش از ده بحث متفرقه را نشان نمیدی ؟
در مورد نژاد اریایی چه چیز را ثابت کردی ؟ غیر از این بود که نتیجه دلخواهتان را گرفتید هر چند میدانستید کاملا اشتباه است ؟

مخالفان بنده
کسی با کسی مخالفت نداره صرفا عقاید و نظرات متفاوتی ارائه میدهند . هیچ کس هم با شما پدر کشتگی نداره .
نظر مخالف در حکم شخص مخالف نیست

352:


میگم بیا شما درست بحث کن الکیم اینجا به نتیجه گیری نچسبون

درست بحث کن

جو هم به تاپیک نده

353:

با هیجان پاسخ ندهید که خجل ...

+

بزودی ...
وقتی پاسخ نمیدهی؟یعنی چه؟
یعنی شمایی که بی مدرک حرفی زدی و پاسخ نمیدهی حرفت درست و بنده که از کتیبه برای شما مدرک آوردم حرفم؟


کسی با کسی مخالفت نداره صرفا عقاید و نظرات متفاوتی اراده میدهند . هیچ کس هم با شما پدر کشتگی نداره .
نظر مخالف در حکم شخص مخالف نیست
شما را نگفتم
+

+

354:



باز که اومدی مگه قرار نشد وقتی بیای که چیزی داری نه وقتی که تکرار بلدی بکنی

355:

بحث من کجاش اشتباه بود؟
شما جو گیر نشوید عزیز دل

356:

بش بگو از بحث فرار نکنه و مثل یک مرد ...

357:

گریز از بحث ...
مطلبی را درج کردی پاسخی شنیدی جوابی ندادی ...

358:

نمی دونم جناب شما همون مطلب مورد نظر خودتو که خطاب به بانو marjan1 گذاشتی خوندی یا نه که اومدی این راه رو پیش گرفتی

359:

اگه منم برم از سايت هاي مختلف كپي پيست كنم و ادعا كنم خيلي ميفهمم الان توي اين سايت بعنوان علامه دهر شناخته شده بودم... افتخار به كپي پيست هاتون نكنين... افتخار به اينه اگه چيزي هم در چنته نداريم با صداقت اعلام كنيم و موضوع تاپيك رو منحرف نكنيم..... از همون گنجينه معنوي كه به من توصيه ميكنين خودتونم لطفا استفاده كنين....

360:


نمونه ای بود که نقل قول گرفتم وگرنه بیکاری هم ندارم

چون شما و همفکرانتان چند مقدمه درست و غلط را با پیش داوریهایتان نتیجه گیری دلخواهانه میکنید، باید همه دربست قبولش کنند ؟؟؟
صرف فراگیر بودن یک فرضیه ای دلیل بر صحت ان است ؟
اینجا که خب بحثی درخال صورت گرفتنه و سپاس
چرا اون بیش از ده بحث متفرقه را نشان نمیدی ؟
در مورد نژاد اریایی چه چیز را ثابت کردی ؟ غیر از این بود که نتیجه دلخواهتان را گرفتید هر چند میدانستید کاملا اشتباه است ؟
شما پستای دوست گرانقدرتو بخونی متوجه میشی

کسی با کسی مخالفت نداره صرفا عقاید و نظرات متفاوتی اراده میدهند . هیچ کس هم با شما پدر کشتگی نداره .
نظر مخالف در حکم شخص مخالف نیست
اینجاهم که کمی شخصیه

+

در کل تمام ایراد به بخش دوم نقل قول بود

361:

جناب mstschp عزیز این طرز بیان برای این محیط مناسب نبود .

362:


متوجه این امر هستم ولی باور کنید انقدر گفتم به جای تکرار واژه نژاد پرستی بحث صورت بگیره ولی ایشون میگن شما نژاد پرستید روی همین حرفم موندن وگرنه من با هیچکسی پدر کشتگی ندارم

خب شما الان بحث می کنید و دارید در مورد آذری و آریایی و ... صحبت می کنید ؛ ایشون به یک کلمه چسبیده و اونم نژاد پرستی ما

363:

سلام خدمت شما دوست بزرگوار. همه ما مدت خيلي زياديه كه عضو هم ميهنيم و تا اونجا كه بتونيم احترام همه رو داريم... لطفا بريد پست هاي اون آقايي رو بخونين كه باعث شدن ما با اين لحن تند صحبت كنيم و ايراد رو از ما نگيرين.. اول بريد تمامي پست هارو بخونين ببينين كيا حرمت نگه داشتن و كي توهين ميكرده. ممنون

364:


درود
بذار این بخش رو من توضیح بدم

اگه ما ایرانیم و زبون رسمی کشورمونم مطابق قانون فارسیه پس معنی شمسی میشه خورشیدی که نمردیم و فهمیدیم عربیمون ضعیفه

پیامبر اسلام چه پیامبر مسیحیت رو اگه ایشون قبول داره پس باید قبول کنه همه از نسل حضرت ابراهیم بودن

و اینکه همه به آدم می رسن(اینرا که همه میدانند و چه ارتباطی به بحث دارد)


و اینکه وقتی ایشون حرفای خودش میشه بی طرفی و برای ما تعیین تکلیف می کنه بعد ما میگیم آذریا توی ایران وجود دارن بعد میاد میگه برای ما تعیین تکلیف کردی(شما به خاطر فرار از نژادپرستی جامعه فارسی از این کلمه استفاده میکنی و من هم ناچارا میگویم به خاطر نقل کلماتی مثل ترک خر هم شعار دین اسلام و هم ... و... را در اخلاق انسانی زیر پا گذاشته اید و حالا هی بگو و من علتش را متذکر شوم تا بیشتر رسوا شوی)

خدایی جنبه طنز این تاپیک(بحث های تکراری حساس) بیشتر از هم اندیشی نیست؟[/quote]


در مورد طنز بودنش که میتونید اینجوری قضاوت کنید. ولی حقیقت این است که اگر احساس نمیکردی که اسپم های شما ممکنه سبب دور شدن از بحث بشه و من وارد بحث شبه علمی آذری و ترک بشم که ... خوانده ای.
میدانم که شیرین آبرویتان را برده ام و الان دارید چه میکشید...


هر مقاله در باب ورود به آذری و ترک با تکرار و یادآوری دلایل آن نگاشته خواهد شد و از تمام دوستان نیز همین را میخواهم...

در ضمن با به کاربردن کلمه خورشیدی و بعد سعی در ماست مالی آن بیشتر خودت را ...نکن.


توضیحات پیرامون آن و تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران ذکر شد و اگر حس میکنی میتوانی آنرا به خوشامد خودت خورشیدی بدانی مشکلی ندارم یکبار هم به راحتی نظام طاغوتی با خوشامد خویش تقویم را از شمسی به شاهنشاهی تغییر داده...


ما به عمر خویش چه ضد و نقیض ها دیده ایم مثلا مسلمان عزیز.

این هم دلایل میل به تغییرات تقویم از شمسی به شاهنشاهی در زمان شاه(خدا خیر کند عده ای دوست دارند یکبار دیگر تاریخ 2500ساله توهم شود مبدا تاریخ):
تغيير تقويم در عصر پهلوي | پرسمان دانشجويي - اندیشه ی سیاسی

365:

ما که جوابی ندیدیم:|


هر مقاله در باب ورود به آذری و ترک با تکرار و یادآوری دلایل آن نگاشته خواهد شد و از تمام دوستان نیز همین را میخواهم...

در ضمن با به کاربردن کلمه خورشیدی و بعد سعی در ماست مالی آن بیشتر خودت را ...نکن.
سه نقطه را حداقل به جنابتان اموختم ... خداراشکر!


توضیحات پیرامون آن و تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران ذکر شد و اگر حس میکنی میتوانی آنرا به خوشامد خودت خورشیدی بدانی مشکلی ندارم یکبار هم به راحتی نظام طاغوتی با خوشامد خویش تقویم را از شمسی به شاهنشاهی تغییر داده...

ما به عمر خویش چه ضد و نقیض ها دیده ایم مثلا مسلمان عزیز.
:|
این هم دلایل میل به تغییرات تقویم از شمسی به شاهنشاهی در زمان شاه(خدا خیر کند عده ای دوست دارند یکبار دیگر تاریخ 2500ساله توهم شود مبدا تاریخ):
تغيير تقويم در عصر پهلوي | پرسمان دانشجويي - اندیشه ی سیاسی
:|

جناب هر وقت پاسخ مباحث ایجاد شده توسط خودتان را دادی آنوقت ...

+

تاپیک تست ... ایجاد شده توسط سعید هاشمی

366:


در مورد طنز بودنش که میتونید اینجوری قضاوت کنید. ولی حقیقت این است که اگر احساس نمیکردی که اسپم های شما ممکنه سبب دور شدن از بحث بشه و من وارد بحث شبه علمی آذری و ترک بشم که ... خوانده ای.
میدانم که شیرین آبرویتان را برده ام و الان دارید چه میکشید...


هر مقاله در باب ورود به آذری و ترک با تکرار و یادآوری دلایل آن نگاشته خواهد شد و از تمام دوستان نیز همین را میخواهم...

در ضمن با به کاربردن کلمه خورشیدی و بعد سعی در ماست مالی آن بیشتر خودت را ...نکن.


ما به عمر خویش چه ضد و نقیض ها دیده ایم مثلا مسلمان عزیز.

این هم دلایل میل به تغییرات تقویم از شمسی به شاهنشاهی در زمان شاه(خدا خیر کند عده ای دوست دارند یکبار دیگر تاریخ 2500ساله توهم شود مبدا تاریخ):
تغيير تقويم در عصر پهلوي | پرسمان دانشجويي - اندیشه ی سیاسی[/quote]



دوباره باعث خنده شدی

و اینکه همه به آدم می رسن(اینرا که همه میدانند و چه ارتباطی به بحث دارد)

اول برو مطالب خودتو بخون ببین ارتباطش با بحث تا چه اندازه درسته بعد بیا از من ایراد بگیر


و اینکه وقتی ایشون حرفای خودش میشه بی طرفی و برای ما تعیین تکلیف می کنه بعد ما میگیم آذریا توی ایران وجود دارن بعد میاد میگه برای ما تعیین تکلیف کردی(شما به خاطر فرار از نژادپرستی جامعه فارسی از این کلمه استفاده میکنی و من هم ناچارا میگویم به خاطر نقل کلماتی مثل ترک خر هم شعار دین اسلام و هم ... و... را در اخلاق انسانی زیر پا گذاشته اید و حالا هی بگو و من علتش را متذکر شوم تا بیشتر رسوا شوی)



بخاطر فرار از چی؟؟؟

یقیین پیدا کردم بحثو نفهمیدی


+

آقا من چنین کلماتی رو گفتم؟


توضیحات پیرامون آن و تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران ذکر شد و اگر حس میکنی میتوانی آنرا به خوشامد خودت خورشیدی بدانی مشکلی ندارم یکبار هم به راحتی نظام طاغوتی با خوشامد خویش تقویم را از شمسی به شاهنشاهی تغییر داده...

نخیر شما الان برو زبان عربی رو یاد بگیر اینطوری بهتره

تقویم من یکی تا زمانی که بخوام بمیرم و زبانم فارسیه هجری خورشیدیه


یه بار دیگه ام به من طاغوتی گفتی ازت میرم شکایت می کنم

367:


دلیل علاقه شما به بحث آذری آریایی را یمبار دیگر تکرار میکنم تا فکر نکنید موضع صحیح بحث را شما رقم خواهید زد:

با توجه به سبقه نژادپرستانه ای که در مساله ترک های ایران مشخص است تنها علت علاقه شما به این بحث دور کردن بحث از چهره نژادپرستانه خویش و دلایل و ریشه ها و بازخورد های اجتماعی آن است.

طبق مقالات صفحات قبل در مورد نژاد آریایی صحبت شده را جع به آن ها اگر فکر میکنید آریایی هستید بنویسید؟!

368:

کتیبه های اشوری ...

369:

قسم میخورم زبون مارو متوجه نمیشه ...

370:


1- ما گفتیم واقف به وجود قوم آذری در ایرانیم(که شما باید ردش کنی که نکردی)

2- ما گفتیم ترک ها و ایرانی ها چه تفاوتی با هم دارن که شما گفتی نژاد پرست و گیر دادی به تاریخ که اصلا ربطی نداشت

3- یه بار دیگه به من گفتی نژاد پرست قشنگ فردا میرم دادسرا اعاده حیثیت می کنم ببینم اونوقت کی توهین کرده(هم حقوق خوندم هم علوم سیاسی دارم میخونم پس بیخود بحث حقوقی و سیاسی نکن)

371:

نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
قسم میخورم زبون مارو متوجه نمیشه ...

فکر میکنید میل به ایجاد پست های تک کلمه ای و دو کلمه ای چیه؟!

ادامه میدیم از سایت:

بزرگ ترین خائنان به تاریخ | raherasti

چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )
بزرگ ترین خائنان به تاریخ

دکتر پرویز رجبی (درگذشت ۱۳۹۰):
«بزرگ ترین خائنان به تاریخ هر ملتی شیفتگان [افراطی] آن تاریخ هستند. بزرگ ترین خائن تاریخ ایران دانشجویی است که شیفته ی [افراطی] تاریخ ایران است. از فرط شیفتگی حقایق را کتمان می کند یا ندید می گی