تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول 



x

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول



توان نظامی ايران
گزارش لحظه‌ به‌ لحظه از تحولات عراق
تجهیزات نظامی غرب
فرمانده داعش: کوبانی ها ایرانی هستند/ جزیه دهید در امانید
جنگنده ایرانی قاهر 313 رونمایی شد
فوری/انتقام سخت حزب الله از صهیونیست ها

گامبیا جمهوری اسلامی شد !
حسن عباسی بازداشت شد
نتانیاهو:اصلاح طلبان سرمایه اسرائیل هستند!!؟؟
بمب‌افکن‌های روسی در پایگاه نوژه همدان!+تصاویر
ترکیه اولین سری از جنگنده‌های اف‌۳۵ را تحویل می‌گیرد
بی‌بی‌سی مدعی شد؛ انتشار سند تماس امام خمینی با مسئولان آمریکایی!
حمایت از ما | مشهدهاست
`

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول




تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
درود

قصد ایجاد چنین جستاری بررسی مردمان آذری و ترک و مغول و تفاوت های ایشان با هم است
.
(البته بررسی علمی ؛یکبار دیگه میگم قصد ایجاد بررسیه، نه توهین و نژاد پرستی و ....)



ابتدا پرسش ها

1- مردم آذری با مردم ترک و مغول چه تفاوت هایی دارند؟

2- مردم آذری با مردم ترک و مغول چه شباهت هایی دارند؟
3- تعاریفی از مردمان آذری و مغول و ترک
4- زبان این سه مردم چگونه بوده و چگونه است؟
5- مکان زندگی قبل و حال این مردمان در کجا بوده؟
6- تورانیان چه شباهت هایی با این مردمان دارند؟

اما از دید من

آذری ها:

نام آذربایجان برگرفته از نام آتروپات یک ساتراپ (فرماندار) ایرانی است.به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی (گویشوران به زبان‌های قفقازی) شبیه‌ترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک‌تبار در نقاط دیگر.آذربایجانی های امروزی تباری ایرانی دارند نه مغول و ترک.


مغولان:

مُغول قومی از نژاد زرد است که سرزمین مادری آنان مغولستان می‌باشد.ین تیره از طایفه‌های مغولی و غیر مغول بسیار تشکیل شده بوده که از نظر شمار جمعیت هر خاندان و گستردگی سرزمینشان با یکدیگر اختلاف بسیار داشته‌اند.مهمترین قبایل مغول ها عبارتند از اغوز، اویرات، آرلاد، جلایر، تاتار، قنقرات، قیات، کرائیت و مغول
اما مغولان به قبایل تاتار و قیات و اورلات و کرائیت و نایمان و ترکان اویغور و قرلق و قراختائی
تقسیم میگردند.


مغولان چهره‌ای پهن، بینی بسیار خمیده، گونه‌های برجسته، دیدگانی کشیده، لبانی ستبر، ریشی کم‌مایه، زلفهای سیاه و خشن و پوستی تیره که آفتاب و باد و سرما آن را سوزانده‌است. قد آنان کوتاه و بالاتنه‌شان درشت و پهن است که روی ساق‌هایی خمیده قرار دارد.

ترک:

ترک ها مردمانی بودند که از حدود هزار سال پیش به ایران کوچ کردند.آنان را مردمانی از مغول میدانند اما باید گفت آنان همراه با مغول ها پا به ایران نهادند


در نهایت حدود هزار سال پیش ترک زبانان به ایران کوچ کردند

یکبار دیگه میگم این جستار فقط جهت بررسیست نه توهین و نژاد پرستی

03-04-2015


1:

بانگاه کردن به چهره هموطنان اذری وهمچنین این مغول هاهیچ شباهتی نمیبینید
درضمن زبان ونژاد کاملا ازیکدیگرجداهستند
ان هازردپوست هستندواین هموطنان ماسفیدپوست
هاپلوگروپهای ژنتیکی این هموطنان ماهیچ شباهتی به مردمان اسیای میانه ندارند

2:

درود

ترک زبانی یکی از دلایلی که آذری ها را ترک می دانند اما بنا بر دید من حمله مغول ها همراه با ترک زبانان باعث این ترک زبانی گردیده

3:

کلا مسئله زبان هیچ ربطی به نژاد ندارد
امیدوارم جستاربه سمت زبان سوق داده نشود
چون برای بحثش باید یک جستارجداگانه زد

4:

من امیدوارم گفتگو به قضیه نخنمای کسروی و .... نرود و به خوبی جستار رو بخونن و بعد وارد گفتگو بشن

چون تنها بررسی هدف این جستاره نه مغالطه ها

5:

قطعاهدف مادنبال کردن نظریات کسروی و...نیست
مامنتظرورود دوستان هستیم تایک بحث صمیمی وبه دورازهرتنشی داشته باشم

6:


با تاکیدی که در جستار کردم اگه چنین اتفاقی بیفته دقیقا از بی دانشی وکم توجهی فرد و یک طرفه به قاضی رفتنه

7:

ازجناب ارکیموند مدیربدون غرض وبیطرف تالارتاریخ خواهش میکنم
شخصا بحث این جستار رودنبال کنند ونگذارند کسی توهین ویاپستهای اسپم وخارج ازموضوع بدهد

8:


بسیار عالی . مدرک معقول و منطقی هم برای این گفته ها دارید ؟

9:

الان عده ای می ایند و دوباره افسانه های ساخته دست خودشان را بیان می کنند .

10:

با عرض درود و احترام
بنده مدرک(ها) تاریخی قسمت " آذربایجان " را ارائه میدهم:
1)نام قدیم آذربایجان
اتروپات(=اتش نگهبان اوست)
نام دیگر اذربایجان که در فارسی میانه اتروپاتکان می باشد ، در اثار کهن فارسی اذربادگان و در فارسی کنونی اذربایجان و در سریانی اذربایغان نام داشته است.
فرهنگ جامع.ص12
فردوسی در شاهنامه به جهت رعایت وزن شعر(*) «آذر آبادگان» گفته‌است که بیانگر تلفظ واقعی مردم نبوده‌است. آذربایگان که تلفظ مردم آن عصر بوده، در زبان عربی به اَذْرَبیجان و آذربیجان بدل شده که در فارسی امروزی «آذربایجان» شده‌است
زریاب خویی ۱۳۶۷, pp. ۱۹۴-۲۰۷

*
بنده راجع به این قسمت(=به جهت رعایت وزن شعر) اطلاعی ندارم


2)ریشه




در پارسی قدیم(=>میانه) اتروپاتکان یعنی جای اذربد یا اتروپات میشود،و اذربیجان یا اذربایجان معرب ان است

فرهنگ جامع تاریخ ایران.ص10

آذر تغییر یافته "آتر " و بایجان تغییر یافته "پاتگان" است
کتاب آذربایجان چاپ اسکای لین دهلی نو 2014

3)کمی قبل تر
ماد کوچک ، نام یکی از دو ایالت سرزمین ماد است که شامل حدود کنونی آذربایجان می‌شده‌است. ماد بزرگ نیز شامل کردستان امروزی و همدان و زاگرس بوده‌است. از ماد کوچک به‌عنوان برزخ مادی نیز یاد شده‌است. ماد کوچک بعدترها به گفته‌ی استرابو مورخ یونانی، عنوان آتروپاتن (آتورپاتگان) را از سردار و شهربان ایرانی آن سرزمین، یعنی آتروپات گرفت. سپس در دوران پس از اسلام آتورپاتگان به آذربایجان دگرگون شد

محسنی، محمد رضا 1389: "پان ترکسیم، ایران و آذربایجان"، انتشارات سمرقند، ص 69

توضیحات:به طور کلی نام های اذربایجان و آذربایگان و ... ریشه در نام اتروپاتکان دارند که این نام نیز از نام اتروپات(=>ساتراپ ماد) مشتق شده است
و قبل از ان ماد کوجک/برزخ مادی نام داشته است

نگار خانه:

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
تقسیمات کشوری ساتراپ نشین ماد

11:

درود

جمع آوری شده از ویکی پدیا و یکی دو سایت خبریست

(حداقل منابع اونم برای جلوگیری از تنش)

دیدگاه من دقیقا از مطالعه این منابع بوده اگه بخوام هرچیزی رو میدونم بیارم کلا فکر نکنم زیاد به مذاق عده ای خوش بیاد

12:

آذری اگر به معنای اهل آذربایجان و مفهوم جغرافیایی داشته باشد برای ما قابل قبول است و اگر آذری مفهوم زبانی داشته باشد ، موافق نیستیم.
اگر از مردان کهنسال آذربایجان و میانه و زنجان و اردبیل و خوی و ارومیه و سلماس و .... بپرسید ، آنان خود را ترک می دانند و نسبت به واژه آذری بیگانه و نا آشنا هستند.
حتی اگر به سخنان امام خمینی و امام خامنه ای هم توجه کنید کلمه آذری بکار نرفته است.

13:

میشه لینک رو هم قرار بدین ؟ گرچه اعتباری زیادی نمیشه به ویکیپدیا قائل شد

14:

منابع
ویکی پدیا(البته از گذشته ای که خوندم اما برای دسترسی در ویکی پدیا این موارد رو جستجو کنید)

مردم آذری

ترکان

مغولان

جستجو در گوگل: ورود ترک به ایران و چه زمانی آذری ها ترک زبان گشتند

15:

آذربایجان محل زندگی و گذر اقوام گوناگون در طول تاریخ بوده است.

البته باید توجه کنیم که جغرافیای آذربایجان در گذشته بسیار وسیع تر از امروز بوده است.

در آذربایجان اقوام گوناگونی با نژاد و ربان های گوناگون زندگی کرده اند.

اقوام ماننایی ، هورری و ساکنان اولیه حسنلو و تپه های تاریخی کناره ارومیه و ساکنان یانیق تپه ( در نزدیکی خسرو شهر تبریز) و سازندگان تمدن کور - ارس ،

همچنین مهاجمان آشوری و اورارتویی و ....

بعدها مهاجمان رومی و ارمنی و ترک و عرب و روس

یعنی آذربایجان ده ها بار توسط اقوام های مختلف با نژاد و زبان های گوناگون دست به دست شده و آمیزش میان مردم صورت گرفته و هیچ نژاد یکدست و زبان یکدستی باقی نمانده است.
یعنی سخن گفتن از یک نژاد خالص و اصیل صرفا خیالی و توهم محض است.

16:

فکر کردم مستند و مستدل گفتگو خواهید کرد ...
بهرحال ممنونم

17:

مغول با ترکان از لحاظ زبان و نژاد تفاوت دارند.

زبان مغولی در حدود 500 ق.م از زبان ترکی جدا شده بود و زبان مستقلی شده بود ؛ همانطوری که زبان فارسی از سنسکریت هندی جدا شده بود.

زبان و ادبیات فارسی از زبان و ادبیات هندی و سنسکریت مشتق شده است و ریگ ودا و مهابهاراتا و نام های مشترک پادشاهانی مانند جمشید و غیره نشانه ادبیات و فرهنگ مشترک آنهاست. اما آیا امروزه کسی از فارسی زبان ها خودی را هندی می داند که شما ترکان را از مغولان می شمارید؟

اوغوز ، تاتار و ترکان اویغور و قارلوق ( خلخ) از قبایل ترک هستند و ربطی به مغول ندارند و این خلط مبحث نشانه عدم آگاهی و شناخت نادرستان است. ( برای شناخت قبایل ترک به کتاب هزار ساله دیوان لغات الترک مراجعه کن)

اما چهره ی ترکان و نژاد ترک در ادبیات فارسی مظهر زیبایی بده است.
آن ترک پریچهره که دوش ز بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا ( ختا) رفت

18:


19:


بسیاری از اقوام با گذشت زمان دارای نام های گوناگون بودند . ترکان از اول نام ترک را بر خود نگذاشته بود و با نام های گوناگون زندگی می کردند.

اولین بار نام ترک در سنگ نوشته های اورخون - یئنی سئی در سده هفتم میلادی بکار گرفته شد . این نام در امپراتوری " گؤک تورک" ( ترکان آسمانی) بعنوان نام حکومت و نام قوم بکار رفت.

امپراتوری " خزر " هم ترک بود و در کنار دریای خزر زندگی می کرد اما با نام " قوم خزر " برای مردم شناخته شده و در دعای مرزدارن در صحیفه سجادیه بکار رفته است.

هون ها هم ترک بودند که در سده سوم پیش از میلاد ؛ امپراتوری چین را شکست دادند و قلمرو خود را تا نزدیک اقیانوس و از شرق تا کناره خزر گشترش دادند. آتیلا هم در سده های بعدی از رهبران ترک بود که تا قلب اروپا پیش رفت.

بهر حال حکومت های غزنوی ، سلجوقی ، خوارزمشاهی ، تیموریان، آق قویونلو و قره قویونلو ، افشاریه و قاجار از ترکان بودند.

20:

در این مورد توضیح بدید اگر نام ترک نگذارده بودند پس چه گذاشته بودند؟

21:

مگر طایفه پارس که در جنوب ایران سکونت گزید و سرزمین عیلامیان را اشغال کرد ، همه اقوام پارسی زبان را تشکیل می داد؟

ترکان با نام های گوناگون هون ، تورک ، تاتار ، تورککو ( در سده یازده تا نهم پیش از میلاد در نزدیک مرز آذربایجان غربی با آشوری ها) و .....

حتی مجارها و بلغار ها هم ترک بودند و بعدها از اسلاوها ها شکست خوردند و مسیحی شدند و داخل فرهنگ اسلاو شدند.

بعض می گویند ترکان " اوک " ok نام داشتند و در واژه " اوچ اوچ " و " اوغوز" هم دیده می شود.

22:

خط ابتدایی پاسخ من نشد

قوم پارس نامش مشخص بوده پرسش من این بود
اگر نام ترک نگذارده بودند پس چه گذاشته بودند؟
ترکان اوایل چه نام داشتند که بعد ترک نامیده شدند؟

یا بهتر بگویم چه شد این همه قوم به یکباره ترک گشتند؟

23:

سوال شما درست نیست زیرا سلاجقه خود را ترکمن می خواندند.
ترک در واقع یک صفت به معنای قدرت و نیرو و دارای نفوس زیاد ( از ریشه تؤره مک : ایجاد نسل کردن) است.

گفتم که ترکان بدلیل تنوع قومی و زبانی دارای قبایل زیاد بودند و مثلا قرقیزها ، ترکمن ها ، چوواش ها ، باشقردها ، قزاق ها ، خزرها ، اویغورها و ....

هون ها و مجارها و بلغارها و قبچاق ها و پچنگ ها و .... نیز از ترکان قدیم بوده اند.

24:

پس میگویید که ترک یک صفت و تنها یک زبان است درسته؟

25:

دوست بزرگوار ، در کتیبه اورخون یئنی سئی ( یادمان کول تگین ، یادمان تون یوکوک) تورک در معنای قوم و در برخی موارد ترک بعنوان یک زبان (ترکی) بکار رفته است.

26:

بالاخره متوجه نشدم

تورک یا ترک؟

27:

در زبان ترکی سه واج مصوت وجود دارد که در زبان فارسی و عربی نیست. این فونئم ها در زبان های آلمانی و فرانسوی هم وجود دارد و بنابراین در زبان های هند و اروپایی هم بوده است.
در زبان فارسی نشانه خاصی برای نوشتن این واج ها وجود ندارد.

اؤزگه : بیگانه
اوزوم : انگور
ایشیق: نور

28:

الانه که سربازان الهام علیف و گرگ های خاکستری سر و کلشون پیدا بشه :)

هر چند این جماعت اسناد و مدارک پژوهش های دانشگاهی ایران (تهران و تبریز)! و جهان رو هم قبول ندارند!!

29:

فعلا که تو قواعد بحث و گفتگو را برهم می رنی.

30:

آذربایجان محل زندگی و گذر اقوام گوناگون در طول تاریخ بوده است.

البته باید توجه کنیم که جغرافیای آذربایجان در گذشته بسیار وسیع تر از امروز بوده است.

در آذربایجان اقوام گوناگونی با نژاد و ربان های گوناگون زندگی کرده اند.

اقوام ماننایی ، هورری و ساکنان اولیه حسنلو و تپه های تاریخی کناره ارومیه و ساکنان یانیق تپه ( در نزدیکی خسرو شهر تبریز) و سازندگان تمدن کور - ارس ،

همچنین مهاجمان آشوری و اورارتویی و ....

بعدها مهاجمان رومی و ارمنی و ترک و عرب و روس

یعنی آذربایجان ده ها بار توسط اقوام های مختلف با نژاد و زبان های گوناگون دست به دست شده و آمیزش میان مردم صورت گرفته و هیچ نژاد یکدست و زبان یکدستی باقی نمانده است.
یعنی سخن گفتن از یک نژاد خالص و اصیل صرفا خیالی و توهم محض است.

31:

فکر کردم مستند و مستدل گفتگو خواهید کرد ...
بهرحال ممنونم

32:

مغول با ترکان از لحاظ زبان و نژاد تفاوت دارند.

زبان مغولی در حدود 500 ق.م از زبان ترکی جدا شده بود و زبان مستقلی شده بود ؛ همانطوری که زبان فارسی از سنسکریت هندی جدا شده بود.

زبان و ادبیات فارسی از زبان و ادبیات هندی و سنسکریت مشتق شده است و ریگ ودا و مهابهاراتا و نام های مشترک پادشاهانی مانند جمشید و غیره نشانه ادبیات و فرهنگ مشترک آنهاست. اما آیا امروزه کسی از فارسی زبان ها خودی را هندی می داند که شما ترکان را از مغولان می شمارید؟

اوغوز ، تاتار و ترکان اویغور و قارلوق ( خلخ) از قبایل ترک هستند و ربطی به مغول ندارند و این خلط مبحث نشانه عدم آگاهی و شناخت نادرستان است. ( برای شناخت قبایل ترک به کتاب هزار ساله دیوان لغات الترک مراجعه کن)

اما چهره ی ترکان و نژاد ترک در ادبیات فارسی مظهر زیبایی بده است.
آن ترک پریچهره که دوش ز بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا ( ختا) رفت

33:


34:


بسیاری از اقوام با گذشت زمان دارای نام های گوناگون بودند . ترکان از اول نام ترک را بر خود نگذاشته بود و با نام های گوناگون زندگی می کردند.

اولین بار نام ترک در سنگ نوشته های اورخون - یئنی سئی در سده هفتم میلادی بکار گرفته شد . این نام در امپراتوری " گؤک تورک" ( ترکان آسمانی) بعنوان نام حکومت و نام قوم بکار رفت.

امپراتوری " خزر " هم ترک بود و در کنار دریای خزر زندگی می کرد اما با نام " قوم خزر " برای مردم شناخته شده و در دعای مرزدارن در صحیفه سجادیه بکار رفته است.

هون ها هم ترک بودند که در سده سوم پیش از میلاد ؛ امپراتوری چین را شکست دادند و قلمرو خود را تا نزدیک اقیانوس و از شرق تا کناره خزر گشترش دادند. آتیلا هم در سده های بعدی از رهبران ترک بود که تا قلب اروپا پیش رفت.

بهر حال حکومت های غزنوی ، سلجوقی ، خوارزمشاهی ، تیموریان، آق قویونلو و قره قویونلو ، افشاریه و قاجار از ترکان بودند.

35:

در این مورد توضیح بدید اگر نام ترک نگذارده بودند پس چه گذاشته بودند؟

36:

مگر طایفه پارس که در جنوب ایران سکونت گزید و سرزمین عیلامیان را اشغال کرد ، همه اقوام پارسی زبان را تشکیل می داد؟

ترکان با نام های گوناگون هون ، تورک ، تاتار ، تورککو ( در سده یازده تا نهم پیش از میلاد در نزدیک مرز آذربایجان غربی با آشوری ها) و .....

حتی مجارها و بلغار ها هم ترک بودند و بعدها از اسلاوها ها شکست خوردند و مسیحی شدند و داخل فرهنگ اسلاو شدند.

بعض می گویند ترکان " اوک " ok نام داشتند و در واژه " اوچ اوچ " و " اوغوز" هم دیده می شود.

37:

خط ابتدایی پاسخ من نشد

قوم پارس نامش مشخص بوده پرسش من این بود
اگر نام ترک نگذارده بودند پس چه گذاشته بودند؟
ترکان اوایل چه نام داشتند که بعد ترک نامیده شدند؟

یا بهتر بگویم چه شد این همه قوم به یکباره ترک گشتند؟

38:

سوال شما درست نیست زیرا سلاجقه خود را ترکمن می خواندند.
ترک در واقع یک صفت به معنای قدرت و نیرو و دارای نفوس زیاد ( از ریشه تؤره مک : ایجاد نسل کردن) است.

گفتم که ترکان بدلیل تنوع قومی و زبانی دارای قبایل زیاد بودند و مثلا قرقیزها ، ترکمن ها ، چوواش ها ، باشقردها ، قزاق ها ، خزرها ، اویغورها و ....

هون ها و مجارها و بلغارها و قبچاق ها و پچنگ ها و .... نیز از ترکان قدیم بوده اند.

39:

پس میگویید که ترک یک صفت و تنها یک زبان است درسته؟

40:

دوست بزرگوار ، در کتیبه اورخون یئنی سئی ( یادمان کول تگین ، یادمان تون یوکوک) تورک در معنای قوم و در برخی موارد ترک بعنوان یک زبان (ترکی) بکار رفته است.

41:

بالاخره متوجه نشدم

تورک یا ترک؟

42:

در زبان ترکی سه واج مصوت وجود دارد که در زبان فارسی و عربی نیست. این فونئم ها در زبان های آلمانی و فرانسوی هم وجود دارد و بنابراین در زبان های هند و اروپایی هم بوده است.
در زبان فارسی نشانه خاصی برای نوشتن این واج ها وجود ندارد.

اؤزگه : بیگانه
اوزوم : انگور
ایشیق: نور

43:

الانه که سربازان الهام علیف و گرگ های خاکستری سر و کلشون پیدا بشه :)

هر چند این جماعت اسناد و مدارک پژوهش های دانشگاهی ایران (تهران و تبریز)! و جهان رو هم قبول ندارند!!

44:

فعلا که تو قواعد بحث و گفتگو را برهم می رنی.

45:

با اینکه بازم نفهمیدم ترک یا تورک اما در مورد زبان فارسی که از دیگر زبان ها گرفته شده گفتید

این سخن شما یک ادعاست و باید اثباتش کنید چرا چون

زبان فارسی یکی از زبان های خانواده زبان های هند و اروپاییست و گویا شما تقسیم بندی زبان ها را مطالعه نکردید


و در مورد این بخش
اما آیا امروزه کسی از فارسی زبان ها خودی را هندی می داند که شما ترکان را از مغولان می شمارید؟
فارسی زبان ها خود را هندی نمی دانند چون زبانشان سرتا پا تفاوت با زبان هندی دارد و گویا شما حکومت گورکانیان را فراموش ساخته اید

ترکان همراه با مغولان پا به این سرزمین نهادند این دیدگاه من بود

46:

نوشتن واژه " تورک " به شکل " ترک " مربوط به نارسایی الفبای فارسی در نشان دادن مصوت هاست.

کلمه " کرد " نیز در نوشتار کردی " به شکل " کورد " نوشته می شود.

ایالت " بوستون " آمریکا به شکل " بُستُن "همه نوشته می شود.



ریشه ی زبان های هندو اروپایی " سنسکریت " هندی است. فارسی امروزی نیز در واقع عمومیت یافته نیمه شرقی ایران و بخش هایی از افغانستان است. تا نیمه پنجم هجری شاعر پارسی مهمی در نیمه غربی ایران دیده نمی شود.

47:

نارسایی در زبان فارسی نیست زبان فارسی دارای مصوت های اَ اِ اُ است.


خیر این تنها یک ادعاست زبان سانسکریت و هندی و ایرانی تفاوت دارند.

با اینکه سعی میکنم شاعر مورد نظر رو پیدا کنم شما زبان پهلوی را گویا یادتان رفته زبان فارسی درباری و .... این زبان زبان افغانی ها نیست بلکه زبان ایرانیان است.

48:

من وارد بحث نشم
اما یک نکته زبان فارسی دارای بهترین مصوبات هستش
شما ببین املا فارسی سخت ترین املا هستش

49:

بهتر بدانی که آریایی ها با هجوم وارد هند شدند و با آتش زدن خانه های دروایدی آنان را به مناطق جنوبی تر هند راندند و سرزمین های آنان را اشغال کردند.

گورکانیان هند آخرین حکومت مسلمانان در هند بود در دوره آنان آثار بزرگ اسلامی از جمله " تاج محل " ساخته شد. رسم خود سوزی زنان هندی لغو و قدغن شد.

50:

بحث اریایی ها نیست دوستان
درضمن ازتحریف دور کنید
بماند که اکثرمهندسان سازنده تاج محل ازایران بودند
البته بازهم تاکیدمیکنم تاج محل بیشترمهندسینش ایرانی بودند نه همش
این روبه عنوان یک تذکرواسپم بپذیرید ادامش ندید
نقل هم نگیرید

51:


تو خودت حامی شارلی ابدو و رژیم صهیونیستی هستی

و جرات افشای منبع علمی خود را هم نداشتی

اگر جرات داری از جائیکه مطلب میاری بگو

که چنین جراتی نداری چون منبعت ضد نظام هست

تو یه پان پارسی که حامی صهیونیزم و ضد دین اسلامی

بازم عرضه یا جرات محل یا سایت مطلب علمی را داری رو کن

گرنه بهتر است مسکوت شوی

52:

رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون :)))

خشمتون در برابر علم از چروست؟ تهمت ها و توهینهاتون نشات گرفته از ادبتون هست و بی پاسخ میگذاریمش
منابع تحقیقاتی دانشگاه های ترکیه و ایران (تهران و تبریز) را هم صهیونیستی و فراماسونی میدانید؟
منابع هم که مشخص بود

آب خنک بخور عزیزم

53:

خب نوبت من هست...

بالطبع این تاپیک هم به سرنوشت اکثر تاپیک های مرتبط با روحیه ضد ترکی و ضد عربی پان آریایی ها بدل خواهد شد.

اما مساله ای که روشن هست و گویی یک بار دیگر در قامت ادعایی علمی خود را نشان داده تا وجه "راسیستی یک مساله قدیمی" را پنهان کرده و در جهت تطهیر نظریه خون پاک آریایی قدم بردارد را یک
بررسی اجمالی خواهم کرد.

رشد عظیم و مجدد روحیه ترک ستیزی عده ای واقعا قابل تامل هست!!!

ابتدا چرا بین آذری آریایی یا ترک هربار سویچ میشود؟

جواب روشن است گروه این عده از "بی فرهنگی" موجود در مساله "توهین به برخی اقوام"برآشفته اند
و چیزی به نام فرهنگ و نبود آن آها را دچار وحشت کرده هست!

مثلث معروف:باستان گرایی-ضدیت با اسلام(عرب ستیزی و البته ترک ستیزی)-غرب گرایی

در محور باستان گرایی:فرهنگ و تمدن که بخش فرهنگ آن با مساله "نژادپرستی" به قهقرا گراییده.

در محور ضدیت با اسلام:بحث های پیرامون پیامبری کورش برای مقابله با اسلام


من یک ترک هستم و جوابهایم در جهت اثبات بی فرهنگی دسته مقابل هست!


بگذارید من نیز ند سوال کنم؟

چون تمرکز استارتر و دوستانش از ریشه به کلمه "ترک" گویا ابعاد بازی سیاسی دارد؟

شما پاسخ دهید؟

آیا آریایی خالص در ایران داریم؟سیر تغییر پارس به فارس چگونه بوده؟

با فرض سوالات بالا چگونه موضوع آذری آریایی در عدم وجود پارس آریایی(تغییر به فارس)قابل توجیه هست؟

به نظر ترفند شما تلاش برای فرار از ریشه های بی فرهنگی "راسیست" هست تا بررسی علمی؟

ریشه ضدیت با ترک های ایران در کدام مقطع تاریخی هست؟


محفلی دیگر بر رسوایی مجدد خود بازکرده اید که نتیجه اش مشخص هست....

54:

نخست که بحث آریایی ها نیست پس از آریایی ها جدا شویم
و دو: ما قرار بر تقابل ترک و آریایی نداشتیم که بخوایم تنش ایجاد کنیم

55:


عرضه میخاهد رو کردن محل ثبت مطلب

و گرنه دزدی در دنیای مجازی از دزدی همسایه بدتره

پادوئی کردن به اسرائیل یا فرانسه شق القمر نیست

علمی که منبعش معلوم نباشد همانند ثباتش بی ارزشه

56:

گویا اصل تاپیک را نخوانده اید که به آن چنین چیزی را میچسبانید

بالطبع این تاپیک هم به سرنوشت اکثر تاپیک های مرتبط با روحیه ضد ترکی و ضد عربی پان آریایی ها بدل خواهد شد.

یا شاید میخواهید آن را بکشانید چنین است از جستار خارج گردید


پس به کل از این جستار خارج گردید که رسواییتان زیاده گشته اینجا محلی از درگیری برای آریایی و آذری نیست

57:

گویا با انواع سرقت و دزدی آشنایی بالایی دارید

58:

متاسفانه زبان فارسی در مورد نوشتن صحیح واژگان و کلمات خارجی دارای اشکال فراوان است.

مثلا در زبان کردی " لام و راء "( چاق و لاغر ) و نیز w ( که با گذاشتن نقطه روی حرف " ف ") نشان داده می شود ؛ مصوت های کوتاه و بلند " او " u و o است که در نوشتار فارسی قابل نشان دادن نیست.

واج " و " در فارسی نشانه آواهای w عربی و v و o ,u است. مثل وکیل ، بور ، وعده و ...

59:

ابتدا خواهانم از گفتگو دور نگردیم

دو نمایش ها به سایر زبان ها از دید شما خطاست؟

و در فارسی معنای او را میدهد یا بهتر اُ را پس از و عربی استفاده نکنید

60:

با اینکه بازم نفهمیدم ترک یا تورک اما در مورد زبان فارسی که از دیگر زبان ها گرفته شده گفتید

این سخن شما یک ادعاست و باید اثباتش کنید چرا چون

زبان فارسی یکی از زبان های خانواده زبان های هند و اروپاییست و گویا شما تقسیم بندی زبان ها را مطالعه نکردید


و در مورد این بخش
اما آیا امروزه کسی از فارسی زبان ها خودی را هندی می داند که شما ترکان را از مغولان می شمارید؟
فارسی زبان ها خود را هندی نمی دانند چون زبانشان سرتا پا تفاوت با زبان هندی دارد و گویا شما حکومت گورکانیان را فراموش ساخته اید

ترکان همراه با مغولان پا به این سرزمین نهادند این دیدگاه من بود

61:

نوشتن واژه " تورک " به شکل " ترک " مربوط به نارسایی الفبای فارسی در نشان دادن مصوت هاست.

کلمه " کرد " نیز در نوشتار کردی " به شکل " کورد " نوشته می شود.

ایالت " بوستون " آمریکا به شکل " بُستُن "همه نوشته می شود.



ریشه ی زبان های هندو اروپایی " سنسکریت " هندی است. فارسی امروزی نیز در واقع عمومیت یافته نیمه شرقی ایران و بخش هایی از افغانستان است. تا نیمه پنجم هجری شاعر پارسی مهمی در نیمه غربی ایران دیده نمی شود.

62:

نارسایی در زبان فارسی نیست زبان فارسی دارای مصوت های اَ اِ اُ است.


خیر این تنها یک ادعاست زبان سانسکریت و هندی و ایرانی تفاوت دارند.

با اینکه سعی میکنم شاعر مورد نظر رو پیدا کنم شما زبان پهلوی را گویا یادتان رفته زبان فارسی درباری و .... این زبان زبان افغانی ها نیست بلکه زبان ایرانیان است.

63:

من وارد بحث نشم
اما یک نکته زبان فارسی دارای بهترین مصوبات هستش
شما ببین املا فارسی سخت ترین املا هستش

64:

بهتر بدانی که آریایی ها با هجوم وارد هند شدند و با آتش زدن خانه های دروایدی آنان را به مناطق جنوبی تر هند راندند و سرزمین های آنان را اشغال کردند.

گورکانیان هند آخرین حکومت مسلمانان در هند بود در دوره آنان آثار بزرگ اسلامی از جمله " تاج محل " ساخته شد. رسم خود سوزی زنان هندی لغو و قدغن شد.

65:

بحث اریایی ها نیست دوستان
درضمن ازتحریف دور کنید
بماند که اکثرمهندسان سازنده تاج محل ازایران بودند
البته بازهم تاکیدمیکنم تاج محل بیشترمهندسینش ایرانی بودند نه همش
این روبه عنوان یک تذکرواسپم بپذیرید ادامش ندید
نقل هم نگیرید

66:


تو خودت حامی شارلی ابدو و رژیم صهیونیستی هستی

و جرات افشای منبع علمی خود را هم نداشتی

اگر جرات داری از جائیکه مطلب میاری بگو

که چنین جراتی نداری چون منبعت ضد نظام هست

تو یه پان پارسی که حامی صهیونیزم و ضد دین اسلامی

بازم عرضه یا جرات محل یا سایت مطلب علمی را داری رو کن

گرنه بهتر است مسکوت شوی

67:

رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون :)))

خشمتون در برابر علم از چروست؟ تهمت ها و توهینهاتون نشات گرفته از ادبتون هست و بی پاسخ میگذاریمش
منابع تحقیقاتی دانشگاه های ترکیه و ایران (تهران و تبریز) را هم صهیونیستی و فراماسونی میدانید؟
منابع هم که مشخص بود

آب خنک بخور عزیزم

68:

خب نوبت من هست...

بالطبع این تاپیک هم به سرنوشت اکثر تاپیک های مرتبط با روحیه ضد ترکی و ضد عربی پان آریایی ها بدل خواهد شد.

اما مساله ای که روشن هست و گویی یک بار دیگر در قامت ادعایی علمی خود را نشان داده تا وجه "راسیستی یک مساله قدیمی" را پنهان کرده و در جهت تطهیر نظریه خون پاک آریایی قدم بردارد را یک
بررسی اجمالی خواهم کرد.

رشد عظیم و مجدد روحیه ترک ستیزی عده ای واقعا قابل تامل هست!!!

ابتدا چرا بین آذری آریایی یا ترک هربار سویچ میشود؟

جواب روشن است گروه این عده از "بی فرهنگی" موجود در مساله "توهین به برخی اقوام"برآشفته اند
و چیزی به نام فرهنگ و نبود آن آها را دچار وحشت کرده هست!

مثلث معروف:باستان گرایی-ضدیت با اسلام(عرب ستیزی و البته ترک ستیزی)-غرب گرایی

در محور باستان گرایی:فرهنگ و تمدن که بخش فرهنگ آن با مساله "نژادپرستی" به قهقرا گراییده.

در محور ضدیت با اسلام:بحث های پیرامون پیامبری کورش برای مقابله با اسلام


من یک ترک هستم و جوابهایم در جهت اثبات بی فرهنگی دسته مقابل هست!


بگذارید من نیز ند سوال کنم؟

چون تمرکز استارتر و دوستانش از ریشه به کلمه "ترک" گویا ابعاد بازی سیاسی دارد؟

شما پاسخ دهید؟

آیا آریایی خالص در ایران داریم؟سیر تغییر پارس به فارس چگونه بوده؟

با فرض سوالات بالا چگونه موضوع آذری آریایی در عدم وجود پارس آریایی(تغییر به فارس)قابل توجیه هست؟

به نظر ترفند شما تلاش برای فرار از ریشه های بی فرهنگی "راسیست" هست تا بررسی علمی؟

ریشه ضدیت با ترک های ایران در کدام مقطع تاریخی هست؟


محفلی دیگر بر رسوایی مجدد خود بازکرده اید که نتیجه اش مشخص هست....

69:

نخست که بحث آریایی ها نیست پس از آریایی ها جدا شویم
و دو: ما قرار بر تقابل ترک و آریایی نداشتیم که بخوایم تنش ایجاد کنیم

70:


عرضه میخاهد رو کردن محل ثبت مطلب

و گرنه دزدی در دنیای مجازی از دزدی همسایه بدتره

پادوئی کردن به اسرائیل یا فرانسه شق القمر نیست

علمی که منبعش معلوم نباشد همانند ثباتش بی ارزشه

71:

گویا اصل تاپیک را نخوانده اید که به آن چنین چیزی را میچسبانید

بالطبع این تاپیک هم به سرنوشت اکثر تاپیک های مرتبط با روحیه ضد ترکی و ضد عربی پان آریایی ها بدل خواهد شد.

یا شاید میخواهید آن را بکشانید چنین است از جستار خارج گردید


پس به کل از این جستار خارج گردید که رسواییتان زیاده گشته اینجا محلی از درگیری برای آریایی و آذری نیست

72:

گویا با انواع سرقت و دزدی آشنایی بالایی دارید

73:

متاسفانه زبان فارسی در مورد نوشتن صحیح واژگان و کلمات خارجی دارای اشکال فراوان است.

مثلا در زبان کردی " لام و راء "( چاق و لاغر ) و نیز w ( که با گذاشتن نقطه روی حرف " ف ") نشان داده می شود ؛ مصوت های کوتاه و بلند " او " u و o است که در نوشتار فارسی قابل نشان دادن نیست.

واج " و " در فارسی نشانه آواهای w عربی و v و o ,u است. مثل وکیل ، بور ، وعده و ...

74:

ابتدا خواهانم از گفتگو دور نگردیم

دو نمایش ها به سایر زبان ها از دید شما خطاست؟

و در فارسی معنای او را میدهد یا بهتر اُ را پس از و عربی استفاده نکنید

75:

اقا این دعواها رو ول کنید بحث علمی هستش
عجب بدبختیه
10تا پست اول جستارمن وممد زدیم برای جلوگیری ازتنش اما مثل اینکه کارسازنبود

76:


از مطالبی که اینجا ثبت میشود معلوم است کی بلده دزدی کنه

حامی شارلی ابدو بودن تمسخر دین اسلام

حمایت از شهید کردن فرمانده ایرانی

به سخره گرفتن حمله رزمندگان به اسرائیل

از افتخارات آن بزرگ مرد پان پارس هست که بر سینه ات مدالاش سنگینی میکند

علم جعلی را از سایتای ضد نظام اسلامی و انقلاب نشر دادن لایق خودت است و بس

77:

مگه چسبوندن آریایی ها به اینجا رو ندیدی

کی مشکل داره؟

حالا من داشتم با جناب فضولی گفتگو می کردم ایشان سریعا آریایی رو پیش کشید خوبه اول جستار هزار بار گفتم قصد چیه

78:

بماند که حرفتان شد خارج ازحرفی که من درمورد مصوبات زدم
وشما یک چیز دیگه اوردید
ومحمد هم جواب داد
اما بحث روپیش بگیرین که من دارم ازاین گفتگوی علمی وبدون تنش شما لذت وبه علمم اضافه میشود
خواهش میکنم درباره همان هویت زبانها ونژادبحث کنید
به جزئیات زبانها فعلا کاری نداشته باشید
قول میدهم باکمک محمد جستاری هم دراین باره ایجاد کنیم

79:

سلام این دعوا برای چیه؟

80:

تو خودت ترک و مغول را به هم می چسبانی و در آغاز بحث عمدا قبایل ترک مثل اویغورها و قارلوق ها ( قرلق) و اغوز و .... را زیر شاخه مغول قرار داده ای.

تقابل در نظر نبود و فقط گفته شد که آریایی ها با زور وارد هند شده و دراویدی ها که ساکنان اصلی هند بودند با قتل عام وادار به عقب نشینی و کوچ به مناطق صعب العبور و جنگلی و مردابی هند در نواحی جنوبی کردند و آنان را " پاریا " و طبقه ی " نجس " خواندند.

81:


جناب شما دارید در مورد "ما" ترک های ایران بحث میکنید؟
آیا این از روحیه دیکتاتوری "پان آریایی" ناشی نمیشود که خواستار خروج کسی از بحثی که در حال توهین آشکار به "جد و آباد او" هست شوید؟

شما با کلماتی مثل"آذری" و "مغول" و "ترک" قصد مشخصی دارید که در تاپیک خود در ریشه
مبنای شروع آنرا ذکر کرده اید حال مدعی علم نیز هستید؟

نظریه مشخص آذری آریایی بر مبنای آریایی خالص یا خون پاک آریایی نگاشته شده!شما ابتدا تعیین کنید در کدام محفل علمی مساله وجود آریایی خالص بررسی گشته و مسیر تغییر پارس
به فارس چگونه بوده؟

اگر "آریایی خالص" یا " خون پاک آریایی" که مبنای نظریه "آذری آریایی" هست وجود خارجی نداشته باشد چگونه مدعی علمی شما قابل بحث هست؟


اینجا محفل گروهی ریشه نیست که هر ادعایی بکنید و فکر کنید موضوع همینگونه ادامه خواهد یافت؟
علت تلاش شما برای تطهیر چهره پان آریایی ها نیز مایه بسی تامل هست که رویه تاپیک ها و توهین های مکرر به "آذربایجان" در آن مشخص.

82:

من هم بخدامنظورم با خودش بود
ول کنید به بحث جالب وعلمیتان ادامه بدهید
الان به ارکیموند میگم بیاد همه پستهای اسپم روپاک کنه

83:

اسپم دادن ها توهین ها و ناتوانی شما در بحث علمی و منطقی!

خود اثباتیست بر دانش و علم ما
دو مورد از اسناد پژوهشی علمی مربوط به دانشگاه تبریز و تهران بود :) آنها هم فراماسون و یهودی اند؟ یا تنها پان تورکان و تجزیه طلبان نتایج علمی را صهیونیستی میدانند؟

84:


و بازهم با حرف من گویا شما اولین پست رو نخوندید؟

در پست نخست چه گفتم؟؟؟؟؟؟!

85:


درود گرامی . جالب بود و جای تامل بسیار دارد ممنونم
ولی این مدرکی که اشاره فرمودید با پیشفرضی که نام کتابش (یا احتمالا مقاله ) را هم باآن همسو کرده فکر نمی کنم بصورت بیطرفانه و بی غرض به موضوع پرداخته باشد . منابع از این دست چه آنطرفی و چه اینطرفی بسیار است متاسفانه

نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
ممنونم گرامی ولی به دلیل اینکه ویکی پدیا را هر کسی می تواند ویرایش کند خیلی معتبر نیست . مگر نه ؟!

86:

1-این دلیلی بر وارد شدن آریایی هاست؟

2- این نظریه که مورد تایید بوده رو من نباید میاوردم؟ شما اصلاحش کن قرار بر گفتگو شد نه تقابل و جبهه گیری مجدد شما

3-تاریخ هندی ها بماند که همان مقدار میدانم که باید از آن بدانم

87:


سر این است که

نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
الانه که سربازان الهام علیف و گرگ های خاکستری سر و کلشون پیدا بشه :)

هر چند این جماعت اسناد و مدارک پژوهش های دانشگاهی ایران (تهران و تبریز)! و جهان رو هم قبول ندارند!!

اینا یه مقاله ثبت کردن بعلت جعلی بودن و انتشار مطالب ضد نظام حذف شده

حال میگویند مقاله علمی را قبول ندارن

من هم میگویم سایتی که مقاله علمی موصوف را ثبت کرده رو کن تا گفته هاتو ثابت کنه

در غیر اینصورت رو هر تایپیکی از این مقاله جعلی اسم نبر

88:


ویکی پدیا منبع میخواد بدون شک شما مطلبی از خودتون بذارید مدیران ویکی پدیا از شما مدرک نوشته رو میخوان حتی برای تغییر یک کلمه

البته هدف من از آوردن از ویکی پدیا تنها منبعی آزاد بود وگرنه همانند مجتبی با مراجعه به کتب میتونستم مطالب رو بذارم که سعی میکنم این کار رو بکنم

89:


چون از مطلب خبر ندارم پس چیزی نمیتونم بگم

90:


دوست گرامی ؛ مگر شما خودت را آریایی نمی دانی؟

من نیز خود را از نژاد " ترک " می دانم.

91:

لول!
مدیریت به دلیل "حساسیت برخی کاربران" جستار رو پا کرد نه به علت جعلی بودن!

پژوهش دانشگاه های ایران (تهران و تبریز) را هم جعلی میدانید؟

توهم توطئه؟

حساس نشو گرامی با علم و دانش نمیشود جنگید

92:


تو هر جور که مغز قشنگت مخاد فکر کن

اما برای اثبات مقاله علمی ات راهی نداری جز معرفی محل ثبتش که از معرفیش عاجزی

حالا هی طفره برو مثل گنجشک از این شاخه به اون شاخه بپر

93:

بنده ذکر کردم پست اول رو کامل خوندم و اینکه گزارش کنترل پست رو هم ثبت کردم!
علاوه بر این ها:
پست های شما در "ریشه" نیز در مورد چرایی استارت این تاپیک و افاضات عده ای از
دوستاتان که گویا "تنفر" ویژه ای هم از بنده دارند و از این بابت خرسندم چون مواضع
پان آریایی ها را خوب مورد ... قرار داده ام.

علت ضد ترک بودن گروه شما در پست هایتان در گروه ریشه مشخص هست!


مشخص کنید مرکز بحث آذری آریایی در صورت عدم وجود "خون پاک آریایی" که مرکزیت
نظریه آذری آریایی هست و اینکه مسیر تغییر "پارس" به "فارس" چگونه مورد مدعی و
محافل پان آریایی هست؟
وقتی اقوام ایرانی تغییرات گسترده ای داشته اند چگونه "خون پاک آریایی" قلب نظریه
رضاخان در باب "آذری آریایی" قابل توجیه هست.


94:

بازهم میگم اینجا جای مطرح کردن نژاد من و شما نبود بلکه قرار بر شناخت ترک و آذری و مغول بود نه آریایی بودن من و ترک بودن شما

پس مغلطه نکنید

95:

تجربه خودم از ویرایش نام یک محله در تبریز (به نام امیر خیزی که نام بومی آن امیرَه قیز صحیح است) این بود که بدون هیچ مدرکی این کار رو شخصا انجام دادم و کسی چیزی از من نخواست !

96:


تهران یا تبریز توفیری ندارد چون سندی نیست که که ثابت کنه کجا ثبت شده

این حرف توست نه علم

غیر از تو هر کجا ثبت شده رو کن

این همه بحث نمخاد سایتی که این مقاله ثبت شده رو کن

ببین این دوستمون حداقل ویدیکپیا را معرفی کرده صحیح هم نباشه ایشون از اونجا برداشته

تو هم مثل این محل ثبتشو رو کن

اینقدر بحث نمخاد

نداری جاعل بودنش اثبات شده که حذفش کردن

97:

خب گزارش رد شد دلیلش را نمیدانم بهتر است بگویید بدانم پست اول چه مشکلی داشت؟

شما که میگویید خوانده اید بخش بالای پست را نخواندید که قرار بر توهین و نژاد پرستی نیست؟

بازهم از ریشه گفتیداز چه سخن میگویید را نمی دانم با سند سخن یگویید

من ضد ترک نیستم و نخواهم بود(محض اطلاعتان ترک در کنارم هست و از دوستان هست که ضد ترک نباشم )

باز هم بخش آخِر را که به آریایی چسباندید شما که توانایی بحث ندارید چرا شرکت؟

98:

فکر می کنم تنها قسمت منطقی فرمایشات شما همین است .

99:

پس بهتره بگم خوش شانس بودید چون تنها من ویرایش آوایی یک شهر رو بنا بر دانسته گذاشتم برای منبع حذف کردند

100:


آقا شما به این دوستتون بگید مقاله ای سنگ اشو به سینش میزنه مثل خودت محل ثبتشو رو کنه این همه الکی علم علم نکنه
من در حضور نیم میلیون کاربر هم میهن ازش عذرخواهی کنم
در غیر اینصورت بحثو تموم کنه هر جا میره ننویسه مقاله علمی را قبول ندارند

101:

خوب ، فکر کن که مثلا من دارای اصالت مغولی باشم ، که چی ؟ می خواهی چکار کنی؟ مگر من و تو در ایران متولد نشدیم ؟ پس اهل ایران و تابع قوانین آن هستیم.

الان بسیاری از کشورها دارای اقوام مهاجر بوده و به مهاجران هم احترام می گزارند چه برسد به اینکه مثلا پدران من بقول شما از هزار سال پیش وارد ایران شده باشند.

102:


قربونش برم من 10 روزه حرفم اینه

این سامی چسبیده به علم بی منبعش

دس وردار نیست

تو ازش بخواه محلی که مقالش ثبت شده رو کنه

103:

فکر نمیکنم شانس چندان تاثیر گذار باشه

امیرخیز یکی از محله‌های قدیمی شهر تبریز می‌باشد و در ناحیهٔ شمالی این شهر و در حاشیهٔ رودخانهٔ «مهران‌رود» واقع شده‌است. از نام کنونی این محله چنین برمی‌آید که شاید امیرخیز زادگاه یکی از حاکمان تبریز بوده‌است و از این‌رو نام آن را «امیرخیز» یعنی مکانی که حاکم از آن برخاسته‌است نهاده‌اند. البته در زبان محاوره‌ای، مردم تبریز این محله را «امیرَه قیز» می‌خوانند
امیرخیز - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

به هر حال ممنون گرامی شب خوش

104:

دوباره بخوانید

(البته بررسی علمی ؛یکبار دیگه میگم قصد ایجاد بررسیه، نه توهین و نژاد پرستی و ....)

بازهم بخوانید


یکبار دیگه میگم این جستار فقط جهت بررسیست نه توهین و نژاد پرستی

باز هم بخوانید

ابتدا پرسش ها

1- مردم آذری با مردم ترک و مغول چه تفاوت هایی دارند؟

2- مردم آذری با مردم ترک و مغول چه شباهت هایی دارند؟
3- تعاریفی از مردمان آذری و مغول و ترک
4- زبان این سه مردم چگونه بوده و چگونه است؟
5- مکان زندگی قبل و حال این مردمان در کجا بوده؟
6- تورانیان چه شباهت هایی با این مردمان دارند؟

حال گر متوجه شدید گفتگو کنید در غیر این صورت از این جستار خارج گردید تنها توانایی شما در گفتگو فقط بازی با کلمات بوده و هست حتی نمی توانید در مورد پرسش ها پاسخ دهید و سهمی در جستار داشته باشید


جناب فضولی عقایدشان کمتر و شاید فقط در دین و ملیت با من یکی باشد اما به جای اینگونه سخنان(سخنان شما)گفتگو کردند و گفتگو به خوبی پیش رفت


105:


106:

خب این درست نیست تنها به شما در گفتگو امیدوار بودم که گویا شما هم گفتگو را رها کردید ما قصدمان ایجاد جدایی نبود بلکه بررسی بود

شام تنها به پرسش ها کافی بود پاسخ میدادید این چیز زیادی بود؟

107:

چشم میگم

نوشته اصلي بوسيله samking
بیا منبع اون تاپیک مورد نظر ایشون رو بگو (من از مطلبش چیز خاصی نمیدونم)

108:

جناب فضولی به تمام مقدسات هدف محمد فقط بررسی بود نه چیز دیگری
بیاو جستار روادامه بده
وکاری هم به بقیه نداشته باشین

109:



جناب گزارش رد شد تا بررسی از ابتدا صورت بگیرد تا بعدا "هتاکین" دیگر ادعایی نداشته باشند.


جناب پست های ریشه نیازی به سند من ندارد خودتان هم میدانید که آنجا چه چیزهایی دوستانتان که الان ادعای ادب دارند مینویسند و ... !
البته از ارادت عزیزانتان به بنده نیز مطلع هستم

من هدغ شما را از بازی با کلمات نمیدانم و مرکز سوال من هنوز بیجواب هست؟

بازی بین کلمات" آذری"یا"ترک" یا "مغول" برای همه اعضای فروم و حتی تمام پیج های شبکه های اجتماعی مساله نخ نمایی هست.

سوال واضح بنده این بود:
با وجود مرکزیت بحث"خون پاک آریایی" در نظریه "آذری آریایی" با وجود تغییر "پارس" به "فارس"
شما چگونه جمعیت ترک های آذربایجان ایران را که حساسیت خاصی روی این بحث دارند "آذری آریایی" میدانید یا هر کلمه دیگری؟

ابتدا ثابت کنید که "آریایی خالص" هستید.


شما سعی میکنید تطهیر کنید آنچه که در فرهنگ شما با عنوان راسیسم موجب خجالت زدگی خودتان شده هست!

جالب هست امروز شبکه 3 را نگاه میکردید تا علت این جمله "ترک لرون ایفتخاری تراختور تراختور" را هم تحلیل میکردید؟
چرا نمیگویند "آذری آریایی لرون ایفتخاری تراختور تراختورگ

شما فقط دنبال تطهیر نقطه بی فرهنگی موجود در فرهنگ پان آریایی هستید...

110:

دوست گرامی ، احتراما متقابل به همه اقوام و زبان ها لازمه یک بحث است . گفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک کاربران.

111:


قربون فهمت داداششششششششش

که با یه بار گفتن مثل لیزر متوجه شدی

112:

من نه تنها با این حرف که هتاکان باید مورد بررسی قرار بگیرند هستم بلکه منتظر بررسی انحراف دهندگان هم هستم


کمی فشار خونتان را ابتدا پایین آورده و سند آن ریشه را آورید چون به من ارتباط خاصی ندارد جز اینکه شما به من منتسب کردید

بازی بین کلمات" آذری"یا"ترک" یا "مغول" برای همه اعضای فروم و حتی تمام پیج های شبکه های اجتماعی مساله نخ نمایی هست.

سوال واضح بنده این بود:
با وجود مرکزیت بحث"خون پاک آریایی" در نظریه "آذری آریایی" با وجود تغییر "پارس" به "فارس"
شما چگونه جمعیت ترک های آذربایجان ایران را که حساسیت خاصی روی این بحث دارند "آذری آریایی" میدانید یا هر کلمه دیگری؟

ابتدا ثابت کنید که "آریایی خالص" هستید.


شما سعی میکنید تطهیر کنید آنچه که در فرهنگ شما با عنوان راسیسم موجب خجالت زدگی خودتان شده هست!

جالب هست امروز شبکه 3 را نگاه میکردید تا علت این جمله "ترک لرون ایفتخاری تراختور تراختور" را هم تحلیل میکردید؟
چرا نمیگویند "آذری آریایی لرون ایفتخاری تراختور تراختورگ

شما فقط دنبال تطهیر نقطه بی فرهنگی موجود در فرهنگ پان آریایی هستید...
نتیجه گیریتان را هم قاب کنید و بر طاقچه بگذارید این نتیجه گیریتان بدرد خودتان میخورد

113:

حکیمان فرموده اند: به نادانی که جویای علم نیست، علم آموختن خیانت است!

علاقه ای به داشتن شاگردِ بی ادب و هتاک ندارم مگر اینکه رویه اش را عوض کند و توبه نماید

114:

من بی احترامی به شما کردم؟

مگه شما تعاریف خودتون رو از ترک و آذری و مغول ارایه ندادید؟

این از دید شما انحراف در جستار بود یا در مسیر جستار؟

115:

بهرحال از حسن خلق شما بزرگوار متشکرم.

116:

کی میشه این مباحث نژادی کلهم از مخیله مون برچیده شوند
این بحثها و جدل ها تحت هیچ شرایطی هیچ چنگی به دل نمی زنند..

117:





من واقعا عذر میخوام از حضار.

این لینک نوشته شما در ریشه که قصد ایجاد این تاپیک رو تحت این موضوع:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170162

این عین نوشته شما:
"آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست"

این لینک هم جواب جناب مجتبی هست:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170396

از صفحات 727 تا ...

حالا چه حرف و بهانه ای داری که پشت آن پنهان شوی؟




شما هم به شدت روحیه ای ضد ترک و ضد عرب دارید و این هم از جواب شما...

118:



تنها حرفی که دارم

خواهشا به جناب امیر هم این نکته رو بگید
و اینکه دیدگاه من آیه خدا نیست غیر قابل نقد باشه ؛حرفی که من زدم قابل نقد بوده و هست

در نهایت همه ایرانیم و بحث قوم و نژاد رو کلا باید کنار بذاریم ابتدا ایران بعد قوم

119:

من واقعا عذر میخوام از حضار.

این لینک نوشته شما در ریشه که قصد ایجاد این تاپیک رو تحت این موضوع:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170162

این عین نوشته شما:
"آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست"

این لینک هم جواب جناب مجتبی هست:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170396

از صفحات 727 تا ...

حالا چه حرف و بهانه ای داری که پشت آن پنهان شوی؟




شما هم به شدت روحیه ای ضد ترک و ضد عرب دارید و این هم از جواب شما...

120:

حق با شما بزرگوار است ؛ زیرا اقوام گوناگون ساکن ایران از هر نژاد و زبان که باشند ، پاسدار کشور سرفراز ایران هستند و در موقع لازم از نثار خون و جان خویش نیز دریغ نمی کنند.

این بحث ها بیش از حد لزوم در تالار گفتگوی هم میهن مطرح شده است.

121:

توهین شما رو گزارش میکنم چون شما به من دقیقا نژاد پرستی رو چندین بار منتصب کردید

توضیح در مورد ایجاد تاپیک بوده مشکل خاصی هست شما نمیتوانید نقدش کنید(حرف منو نمیتونی نقد کنی)مشکل من نیست

بهانه ای نیست حرفی که زده ام را تا بررسی دقیق نگه میدارم

+

تنها توصیه من به شما، خودتو زیاد خسته نکن اینجا گفتگو میکنن نه جدل(چیزی از توهین من به ترکا پیدا کردی من همینجا عذرخواهی می کنم)

122:


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
حکیمان فرموده اند: به نادانی که جویای علم نیست، علم آموختن خیانت است!

علاقه ای به داشتن شاگردِ بی ادب و هتاک ندارم مگر اینکه رویه اش را عوض کند و توبه نماید

آقا مقاله علمی که ژنتیک همه را معرفی کرده منبعش این است که خدمتت عارض شدن

حالا خودت قضاوت کن مطلبی که دم از علمی بودنش میزنند چه سند معتبر

و سایت فوق
تخصصی ثبتش کرده .



اما من خدمتت عرض میکنم این مقاله از یه سایتی کپی شده که ضد نظام جمهوری اسلامی و کارش صرفن تفرقه افکنی است و حامیانشونم در سایتای عمومی میان اینجوری نشر میدن کسی متوجه شد کولی بازی در میارن بنوعی از زیرش در میرن متوجه نشدن اینا هی جولان میدن و تبلیغ تفرقه افکنیشو بر علیه نظام اسلامی ازدیاد میکنند و اینان میترسند ام سایت را رو کنند

123:

درود مجدد دوست گرامی
بله قبول دارم
و به همین منظور از چندین کتاب مدرک اوردم و اگر بخواهید باز هم میاورم
اما:
پان قوم/نژاد یک جریان سیاسی فرهنگی میباشد
و پرداختن به ان عموما همراه غرض نیست
و همچنین محتوا ملاک است و نه عنوان
البته بنده به شما حق میدهم:
از نظر تاریخ ، تا قبل از جریانات مربوط به اتروپات و ... تمامی منابع از ان منطقه به عنوان ماد/ماد کوچک یاد کرده اند
از نظر زبانشانسی آذربایجان=اتروپاتکان است
+
اما یکی دیگر از مدارک ماد کوچک:
فرهنگ جامع تاریخ ایران .ص742

124:


نوشته شما در آن لینک که ذکر کردم در مورد مغول بودن یا نبودن ترک های آذربایجان چه مفهومی به ذهن خواننده متبادر میکند؟

من به کادر مدیریت ایمان دارم چون بررسی خواهند کرد ریز نوشته های شما در ریشه که منجر
به ایجاد این تاپیک شده....



این لینک نوشته شما در ریشه که قصد ایجاد این تاپیک رو تحت این موضوع:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170162

این عین نوشته شما:
"آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست"


عین نوشته شما روحیه ضدترک بودن شما را نشان میدهد نه بازی سیاسی حالتان

125:

گویا به یکبار راضی نشدید

با اینکار شما من کسی نیستم حرفمو پس بگیرم بگم نه و ...

اما یاد گرفتم حتی اگه چیزی رو جور دیگه ای میبینم به صورت میانه رفتار کنم تا همانند شما


من اینجا نظرمو گذاشتم جناب فضولی توضیح داد به همین سادگی شما نمیتونی دنبال پستای منی مشکل شماست

126:

یک سوال
فرض کن ماکلا درمورد اون مقاله دروغ ویاوه گفتیم
حتی نه ازسایتهای ضدنظام بلکه ازتوهمات خودمان اوردیمش
ایا رفتی کمی درباره علم ژنتیک وهاپلوگروپهای ژنتیکی که بهتان گفتم تحقیق کنی؟
علت این همه وسواس وپریشانی شماچیست که میخواهید اذربایجان رایک ملت دیگرویک قوم جدا ازایرانیان بدانید
چندبرگه وچندین تاپیک هستش که بی مورد این مسئله رومطرح کردی
اگردروغ هست پس چراهی برطبلش میکوبی
شاید واقعا ازما که دارای ژنتیک یکسانی داریم بدتان می اید ودوست نداید بامایکی باید

127:

تنها مشکل شما اگه اینه توضیح دادم

1- حرفی از ترکا نزدم
2- کجای متن من به ترک ها توهین کرده
3- مشکل شما با این جمله چیه


شما ضد ایرانید نه من ضد ترک

128:

جسارتا شما دارید در مورد جد وآباد من حرف میزنید و در جهت مغول نامیدن آنها که ریشه ای رضاخانی دارد قدم برداشتید؟
علتش چیست؟

نکند انتظار داری بیایم دستت را ببوسم که این جمله:

" "آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست""


چه توهین هایی که برای ما ترک ها به ارمغان نیاورده؟

تاپیک ها و پست های من مشخص و افکار من مشخص اگر قرار باشد که به هر کسی
اجازه توهین به خودمان را بدهیم که دیگر "ترک" نیستیم.این هم زبانان من بوده اند که
شهید داده اند و غیرت به خرج داده اند نه ادعای پان آریایی های ....

از اینکه ادعایت را برهم زدم با نقل آن پست راسیتی ...

129:

بفرض که از نظر ژنی با شما یکسان باشیم ؛ چه فرقی می کند؟ مگر هابیل و قابیل از یک ژن نبودند ؟

یا بفرض که از نظر ژنی با شما متفاوت باشیم مگر دلیران لشکر عاشورای آذربایجان در جبهه جنگ و دفاع مقدس ، جانفشانی نکردند؟

من خواهش می کنم که حرف های بچگانه ژن و ژنتیک و نژاد را تمام کنید.

در هیچ کجای جهان نژاد خالص وجود ندارد. بویژه در کشور ایران که محل گذر اقوام گوناگون بوده است.

مهم اینست که بنده پروردگار باشیم و مثل شیطان اسیر غرور و نژاد پرستی نشویم.


مهم انسانیت است .

130:


تو دقیقن یه ضد ایرانی هستی شکی هم توش نیست و همدست سامی کینگی منتها یه ذره محتاطتر از اون

حالا ببین کی این موضوع را اینجا شروع کرده بعد جبهه بگیر خودت نکش


اینم سند دوست جون جونیت برای شروع بحث نژاد پرستی در صفحه 2 من از صفحه 5 وارد این بحث شدم

نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
الانه که سربازان الهام علیف و گرگ های خاکستری سر و کلشون پیدا بشه :)

هر چند این جماعت اسناد و مدارک پژوهش های دانشگاهی ایران (تهران و تبریز)! و جهان رو هم قبول ندارند!!

131:

با درود بانو دیلک گرامی ...
البته مقصود بحث علمی است ... که گویا لام و میم را جا به جا کرده اند و عمل را هم مساوی = مجادله قرار داده اند

132:

خوشی بی حد شما رو فرا گرفته


شمانه تنها نژاد پرستی رو به حد رسوندی بلکه ........


من کجا گفتم مغولن شما پست اول خوندی من حتی در نظریه ام گفتم ترک ها همراه با مغول ها پا به ایران گذاشتن


یحث اصلی رو رها کردی گیر دادی به اون جمله ام من در مورد جمله ام سه دفعه توضیح دادم برای یه آدم بس نیست؟

133:

سلام

میدونی معنی اصطلاح : کافر همه را ب کیش خود پندارد چیه؟

+

یادته تو تاپیکی ک بهت گفتم فاقد ارزشه چ جوابی دادی؟

بنظر خودت چقدر باعث ایجاد این نوع تاپیکا شدی؟

یکم فکر کن شاید نتیجه ای گرفتی

134:

" "آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست""
در این جمله! بر خلاف ادعای شما محمد داره میگه اذریا مغول نیستن!

حال باید پرسید دلیل ناراحتی شما از مغول نبودن چیست و چرا دوست دارید با این گزاره مخالفت کنید؟ مگر جمله محمد نادرست است و شما مغول هستید؟

135:

من ایرانیم
ضمنا مگه تو سربازعلی اف هستی که به خودت گرفتی
جدی جدی داری به همون چیزی که فکرمیکردم تبدیل میشی
من چون یک مقدارکمترازسامی درباره ژن و ژنتیک میدونم زیاد حرف نمیزنم وگرنه من زبونم ازسامی بدتره

136:

یک نکته سوای هر موضوع ترکان آدری داریم یا خیر؟

اصلا حرف من باد هوا مگه الان ترکای ایران قسمتیشون توی آذربایجان نیستن؟

حالا این توهین محسوب میشه؟

137:

آذری شاخه ای از زبان هندواروپایی بوده است که نزدیکترین هم خانواده اش میتوان زبان ارمنی دانست همچنان که نادر کلمات بین این دو زبان مشترک هستند... زبان ترکی امروزی که هموطنن آذری ما به آن سخن میگویند آمیخته ای است از آذری قدیم و ترکی و فارسی و عربی...
البته به خاطر سهم بیشتر کلمات ترکی به آن ترکی نیز اطلاق میشود... اما ترک نامیدن این هموطنان کمی دور از انصاف و نادیده گرفتن ریشه آریایی و تمدن درخشان آنهاست... زیرا ترک بودن بیشتر یه خصیصه نژادی میتواند باشد تا زبانی... به نظر من آذری نام شایسته تری است...

138:

خواهشا شما به عدم اسپم دهی توجه کن جستار که نابود شد از انحراف و ...

139:


من تورکم، آذری ددندی / نقدی بر نظریات احمد کسروی | دورنانیوز
خیلی جالبه دارید از نظریه احمد کسروی حمایت میکنید که ضد اسلام بودنش مشخصه؟
حالا شما ضد ایران هستید و پان آریایی یا...

من تورکم، آذری ددندی / نقدی بر نظریات احمد کسروی



دورنانیوز – سرویس تاریخی و فرهنگی : چندی پیش در یکی از صفحات مجازی، در حال مطالعه مطالب منتشره بودم که تصویر زیر نظر بنده را بخود جلب کرد البته تصویر بخودی خود گویاست و نیازی به توضیح اضافی ندارد اما بجهت اینکه عبارت موجود در آن حاوی نکات بسیار مهم و قابل تاملی است بنابر این پرداختن به آن قدری ضروری بنظر می رسد. بهمین علت برای بررسی دقیق موضوع ابتدا به سراغ کاشف “زبان آذری” یعنی احمد کسروی تبریزی” رفته و ضمن آشنایی با گوشه ای از افکار و اندیشه های او ، پاسخ متقن برخی از اندیشمندان ادبیات ترک را در نقد نظریات غیر علمی ایشان خواهیم داشت.
احمد کسروی تبریزی کیست؟
سید احمد کسروی‌ در روز چهارشنبه‌ هشتم‌ مهرماه‌ ۱۲۶۹ هـ .ش‌در هکماوار (قریه‌ حکم‌ آباد) تبریز متولد شد و در پنج‌ سالگی‌ به‌ مکتب‌ رفت‌و در سیزده‌ سالگی‌ بدلیل‌ درگذشت‌ پدر از تحصیل‌ باز ماند و بکار قالی‌ بافی‌پرداخت‌ و پس‌ از سه‌ سال‌ عمامه‌ بر سر نهاده‌ و مجدداً به‌ مکتب‌ رفت‌. در این‌ دوران‌ بود که‌ از گوشه‌ و کنار ،سخنان‌ و زمزمه‌هایی‌ بر خلاف‌بعضی‌ از مطالب‌ اسلامی‌ بگوش‌ می‌رسید که‌ نام‌ او بعنوان‌ یک‌ فرد منحرف‌ برسر زبان‌ اهالی‌ حکم‌آباد افتاد و از آن‌ پس‌ سید احمد نتوانست‌ در آنجا بماندناچار به‌ تبریز آمد.
کسروی‌ دوران‌ جوانی‌ را در تبریز سپری‌ کرد. او خود درخاطراتش‌ می‌گوید: در همان‌ جا بود که‌ نخستین بار شادروان‌ “خیابانی‌” را دیدم‌ و شناختم‌ او درمسجد “خال اوغلی‌” تدریس‌ داشت‌ و از هیئت‌ بطلمیوسی‌ و از کتاب‌ تشریح‌الافلاک‌ درس‌ می‌گفت‌. یاد دارم‌ روز نخست‌ که‌ دیدم‌ از “جو زهره‌” سخن‌می‌راند و آن‌ را روشن‌ می‌گردانید.”
در ۱۲۸۵ ش‌ (۱۳۲۴ قمری‌) جنبش‌ مشروطه‌ در ایران‌ دامنه‌ گسترده‌تری‌یافت‌ و جوانان‌ تبریز را نیز به‌ تکان‌ آورد کسروی‌ مشروطه‌خواه‌ شد او باشنیدن‌ نام‌ مشروطه‌ و هدفهای‌ آن‌ به‌ مشروطه‌ دل‌ بست‌ و در این‌ راه‌ به‌کوشش های‌ سخت‌ برخاست‌. در (۱۲۸۹ ش‌) که‌ بیست‌ ساله‌ شده‌ بود پس‌ از چند سال‌ آموزش‌ دینی‌در اثر پافشاری‌ خانواده‌اش‌ مدتی‌ به‌ کار تبلیغ‌ و موعظه‌ اشتغال‌ می‌یابد و درمنبر بدون‌ آنکه‌ ذکر مصیبت‌ نمایدموعظه‌ می‌کرد او خود در این‌ باره‌ می‌گوید. “من‌ خود به‌ شیوه‌ ملایان‌ رفتار نمی‌کردم‌ عمامه‌ سترگ‌ شول‌ و ول‌ به‌سر نمی‌گذاردم‌ کفش‌ زرد یا سبز به‌ پا نمی‌کردم‌ شلوار سفید نمی‌پوشیدم‌ …پس‌ از مدتی‌ موعظه‌ و تبلیغ‌ را کنار می‌گذارد.
می شود گفت انحراف کسروی از دین مبین اسلام از همین مقطع بطور جدی آغاز گردید. بعدها او معتقد بود که‌ مانند دیگر انبیاء به‌ وی‌ نیز وحی‌ می‌شود والقائاتی‌ در خود می‌یافت‌. “خدا بنده‌” یکی‌ از پیروان‌ کسروی‌ در این‌ باره‌می‌گوید: “…. پیامبران‌ الهی‌ چون‌ زردشت‌ و موسی‌ و عیسی‌ و محمّد چنین‌مردانی‌ بوده‌اند و کسروی‌ نیز از برگزیده‌گان‌ خداوند است‌ و سراسر ازآمیغ‌ها و حقایق‌ سخن‌ رانده‌ است‌.” کسروی‌ منکر اعجاز انبیاء بود و خیلی‌از آیات‌ معجزه‌ قرآن‌ را قبول‌ نداشت‌: “ما سراسر گفتار قرآن‌ را باور نداریم‌ قرآن‌ برای‌ برگزیده‌گان‌ خدا،نتوانستی‌ها و معجزاتی‌ بیان‌ می‌کند لیک‌ راهنما این‌ نتوانستنی ها را باورنمی‌داند راهنما به‌ ما می‌گوید نتوانستنی هاو معجزاتی‌ بر خلاف‌ آیین‌ گیتی‌هستند و آنچه‌ بر خلاف‌ آیین‌ گیتی‌ باشد، هرگز راست‌ نخواهد بود و درحقیقت‌ نخواهد داشت‌ معجزات‌ پیامبران‌ بیرون‌ از آیین‌ گیتی‌ است‌ وناشدنی‌ است‌ و هرگزنتواند که‌ خورشید برگردد و ماه‌ بشکافد هرگز نتواندشد که‌ نوزادی‌ بدون‌ پدر زاده‌ شود و هرگز نتواند شد که‌ گروهی‌ در غاری‌بیش‌ از صدها سال‌ به‌ خواب‌ روند و زنده‌ بمانند و هرگز نتواند شد که‌ مردی‌هزار سال‌ زنده‌ بماند. اینها ناشدنی‌ است‌ و راهنما اینها را آخشیج‌(مخالف‌) خردها و دانشها می‌داند و ما نیز بر این‌ باوریم‌…
امام خمینی (ره) که خود زمانه‌ کسروی را درک کرده‌اند، درمورد وی قضاوت منصفانه‌ای دارند: «… یک دفعه آدم می‌بیند که کسروی آمد و کتاب‌سوزی کرد. مفاتیح‌الجنان هم جزو کتاب‌هایی بود که سوزاند. کتاب‌های عرفانی را هم سوزاند. البته کسروی نویسنده‌ زبردستی بود، ولی آخری دیوانه شده بود یا یک مغزی است که این مغز – بسیاری از شرقی‌ها این‌طوری هستند که تا یک چیزی، چهار تا کلمه‌ای یاد می‌گیرند، ادعایشان خیلی بالا می‌شود. کسروی آخری ادعای پیغمبری می‌کرد. نمی‌توانست به آن بالا برسد، آن‌جا را می‌آورد پایین.»
پیروان‌ کسروی‌ در آبادان‌ و خرمشهر بیش‌ از تهران‌ بوده‌ ولی‌ احیاناً دربعضی‌ از شهرها مخالفین‌ کسروی‌ شورش‌ میکردند و صدماتی‌ میزدند برای‌مثال‌ در ۲۴ بهمن‌ ۱۳۲۲ در تبریز مردم‌ به‌ کانون‌ آزادگان‌ حمله‌ کرده‌ کتابهای‌کسروی‌ را سوزانیدند کانون‌ را غارت‌ و ویران‌ کردند و دو تن‌ را مضروب‌ساختند در مراغه‌ و میاندوآب‌ و اهواز نیز این‌ اعمال‌ تکرار گردید.
کسروی‌ در باره آزار و اذیت نسبت‌ به‌ پیروانش‌ که‌ در تبریز سکونت‌داشتند می گوید: “پارسال‌ که‌ در تبریز آن‌ وحشیگری‌ بسیار بسیار پست‌ رخ‌ داد نمایندگان‌ شوروی‌ در آن‌ شهر رنجیدگی‌ نمودند و به‌ دولت‌ آگهی‌ دادند که‌اگر بار دیگر چنان‌ شود و وحشیگری‌ رخ‌ دهد آنان‌ ناچار خواهند بود به‌سرکوب‌ وحشیان‌ و آشوبگران‌ برخیزند.”
بعد از وقوع‌ واقعه‌ سوم‌ شهریور ۲۰ که‌ سه‌ دولت‌ قوی‌ به‌ ایران‌ روی‌آوردند تمامی‌ جراید و روزنامه‌ها بالاتفاق‌ از دربار و دوران‌ اختناق‌ رضا خانی‌انتقادات‌ شدید نمودند کسروی‌ در روزنامه‌ “پرچم‌” عکس‌ رضا خان‌ را درصفحه‌ اول‌ گراور کرده‌ و در هر شماره‌ مبسوط‌تر از دیگر نوشته‌های‌ خود درتمجید و توصیف‌ رضاخان‌ نوشته‌ و انتشار میداد. محمدرضا در سال‌ ۱۳۲۳هـ. کسروی‌ را به‌ دربار احضار نمود و از وی‌ تمجید و قدردانی‌ نمود و به‌کسروی‌ گفت‌ چیزی‌ از من‌ مطالبه‌ کنید، کسروی‌ پشتیبانی‌ شاه‌ را در حمایت‌ ازخود و گسترش‌ مرامش‌ خواستار شد، شاه‌ به‌ کسروی‌ قول‌ داد که‌ در اشاعه‌مرامش‌ بدون‌ تظاهر حمایت‌ نماید.
پر واضح است که مرام کسروی در دو چیز خلاصه می شد اولی دشمنی علنی با روحانیت و شرع مقدس اسلام که نقل آن رفت و دوم قوم ستیزی و بالاخص ترک ستیزی کسروی، که بر اساس آن تلاش داشت تا هویت سایر اقوام ساکن در ایران ،بویژه ترکان زیر سؤال رفته که این دو از خواسته های باطنی سران حکومت پهلوی از دوره رضاخانی بوده که در دوره محمدرضا نیز ادامه یافت.
ترور کسروی و کشته شدن او بدست فدائیان اسلام
دشمنی کسروی با روحانیت و دین اسلام موجب آن شد تا تمام علمای دینی به او اعتراض کرده و از وی بخواهند تا نسبت به یاوه سرایی ها خاتمه دهد اما علیرغم این اعتراضات کسروی بر ادامه راه خود اصرار داشت بهمین جهت اعدام او در دستور کار فدائیان اسلام قرار گرفت.سیدمجتبی میرلوحی معروف به «نواب صفوی» – روحانی شجاع و فعال سیاسی وقت – با کتاب‌های کسروی در نجف آشنا شد و موجی از احساسات مذهبی و دینی وجودش را فراگرفت. کتاب‌ها را نزد علما برد و از آن‌ها نظر خواست که همگی حکم به مهدورالدم بودن نویسنده‌ کتاب‌ها دادند.
سیدمجتبی در اواخر ۱۳۲۳ش، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه‌ کسروی رفت و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهین‌آمیز به اسلام و ائمه‌ شیعه علیهم‌السلام و روحانیت برحذر داشت و وقتی مطمئن گردید که وی اصلاح‌پذیر نیست، آماده‌ اجرای حکم الهی شد.
شهید نواب در هشتم اردیبهشت ۱۳۲۴ش، در چهارراه حشمت‌الدوله به کسروی حمله کرد ولی توسط پلیس دستگیر و زندانی شد. بعد از آزادی از زندان، موجودیت فدائیان اسلام را طی یک اعلامیه‌ رسمی با جمله‌ هوالعزیز و تیتر «دین و انتقام» اعلام کرد و اعدام کسروی را پیگیری نمود.
نواب صفوی به‌تدریج با جاذبه‌ خود، جوانانی چون شهید سیدحسین امامی را جذب نمود و سیدحسین در تاریخ بیستم اسفندماه سال ۱۳۲۴ هجری شمسی، بر کسروی یورش برد و او را زیر ضربات اسلحه‌ سرد و گرم قرار داد و چون فرشته‌ قهر جانش را گرفت. فدائیان اسلام و مجریان حکم الهی دستگیر شدند و خبر اعدام انقلابی کسروی در همه‌جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادی و سرور نمود.
کشف بزرگ کسروی، “زبان آذری” به جای “زبان ترکی”
البته لازم به ذکر است همانگونه که در بالا نیز اشاره شد،خصومت و عداوت کسروی تنها به شرع مقدس اسلام خلاصه نمی شد .وی برای خوش آمد پهلوی ها ، زبان مادری خود را (زبان میلیونها آذربایجانی) نیز از تاخت و تاز بی نصیب نگذاشت و در این خصوص نظریاتی را ارائه داد که صرف نظر از غیر علمی بودن آنها موجب موضع گیری خیل عظیمی از فرهیختگان فرهنگ و ادبیات زبان ترک قرار گرفت و همه آنها به فراخور نسبت به نقد نظرات متوهمانه کسروی پرداختند.
“یارشاطر(بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی و استاد بازنشسته مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا نیویورک -متولد شده در یک خانواده بهائی -۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در همدان) کسروی را اینگونه معرفی می کند: “احمد کسروی نخستین دانشمندی بود که این زبان را موضوع بحث و تحقیق قرار داد و اثر او در این باب هنوز استفاده می شود وقتی پان‌ترک ها ادعا کردند که از آنجا که مردم آذربایجان به ترکی سخن می گویند ، زبان بومی مردم آذربایجان ترکی بوده است ، کسروی تحقیقات گسترده‌ای از منابع فارسی و عربی و حتی منابع تاریخی یونانی استفاده کرد. او نتیجه گرفت که مردم آذربایجان اصالتاً به زبان ایرانی به نام آذری سخن می گفتند که بعد از هجوم ترک‌ها ، زبان ترکی مورد استفاده قرار گرفت ولی هنوز ردپایی از زبان آذری در آن مناطق به جا مانده است. زبان آذری گاهی به جای زبان ترکی مورد استفاده مردم آذربایجان اطلاق می شود ، اشتباهی که حتی در ویرایش جدید (دوم) دانشنامه اسلام صورت گرفته است.”
وی در ادامه می گوید:”کسروی بعد از بازگشتش به تهران اولین کتابش را به نام آذری (زبان باستان آذربایجان) نوشت و نشان داد که آذری که در بیشتر کتاب های تاریخ قرون وسطی (medieval )، مخصوصاً کتب تاریخ اولیه اسلامی آورده شده ، نام زبان باستانی آذربایجان است که با زبان ایرانی مربوط است و از نسل زبان مادی است که ربطی به زبان ترکی ندارد. کتاب مورد پذیرش جهانی پژوهشگران قرار گرفت.نشر این اثر نیز تأییدی بود بر رابطهٔ ناگسیختنی ایرانیان ترک‌زبان با ایران. بررسی رابطهٔ زبان‌شناسی ایرانیان باستان، به همان اندازه که نمایش شادی همهٔ ایرانیان از هویت یکسانشان ارزش داشت، برای ادعای وحدت زبانی آنان در آینده مهم بود.”
پاسخ منتقدان:
اما رضا طالبی(در کتاب “با نگرشی بر ۸ قرن تاریخ پرتنش اسلام و ارامنه و نسل کشی مسلمانان”) در نقد نظریات احمد کسروی و یاوه سرایی های او می گوید: اما برخی نا مطلعین مانند احمد کسروی تبریزی و حمدالله مستوفی با استناد به چند لهجه تاتی و هرزنی و حتی کردی در روستاهای آذربایجان این مردمان را آذری قدیم و مرتبط با پهلوی می دانند در حالیکه اگر به عقیده احمد کسروی تبریزی نویسنده “رساله آذری یا زبان باستان” و امثال او مانند مینورسکی و مستوفی این زبان بر اثر هجوم مغول از بین رفته چرا زبان فارسی از میان نرفته است؟!
با اینکه ترکان سلجوقی و مغولان اکثریت بر مرکزیت مناطق فارسی بودند چرا زبان آنان از میان نرفته است و حتی مغولی نشده است حال از نظر بی ربط مینورسکی که می گوید”اکثر سربازان مغولان ترک بوده اند “بگذریم که مستند تاریخی ندارد.
چرا با وجود اینکه اقوام ترک زبان و حتی مغولان بر افغانستان و هندوستان مدت های مدیدی حکومت کردند زبان آنها از بین نرفت؟ طبار و زبان ترکان قشقایی و خراسانی را چطور می شود توجیه نمود؟!
جالب است بدانید که افرادی مانند مستوفی و احمد کسروی حتی برای خود نمونه هایی می آورند که فقط به چند مورد آنها اشاره می کنیم:
بیتی از همام تبریزی:
اوی یاران مه ول بی مه
وهار و ول و دیم یار خوش
معنی: “بهار و گل و روی یار، خوش هستند. اما بدون دوست هیچ گل و بهاری نیست”
کشف جدید دیگر به نام “سفینه تبریزی” شامل جملات خاص زبان تبریزی:!
“انانک قده فرجشون فعالم آندره اووارادا چاشمش نه پیف قدم کینستا نه پیف حدوث”
معنی: “چندانک فرج را در عالم اورده اند چشم او نه بر قدم افتاده است نه بر حدوث”
یک جمله از زبان تبریزی موجود است که به وسیله “بزاز اردبیلی” در “صفوت الصفا” ترجمه شده است:
“بزیان تبریزی علیشاه چو در آمد گستاخ وار شیخ را در کنار گرفت و گفت حاضر باش یعنی سخن بصرف بگو حریفت رسیده است.در این گفتن دست بر کتف گو حریفر ژاته مبارک شیخ زد شیخ را غیرت سر بر کرد.”
طالبی در ادامه می نویسد: واقعا من نمیدانم این چه زبانی است ؟به نظر بنده این زبان بیشتر شبیه زبان کردی است که از آن حتی یک کتیبه و کتاب باقی نمانده است.این زبانی را که مستوفی با آب و تاب تعریف می کند بیشتر شبیه تاتی و کردی است و جز چند بیت از همام و قطران و نفیسه موردی ندارد و البته واقعا مهمل است که اگر یک شاعر به یک زبان دیگری چند بیتی را بگوید او را آنزبانی بنامیم! همانطور که فضولی را عرب زبان بنامیم.
تاکنون هیچ کتیبه و ارتباطی بین این زبان ساختگی و اقوام موجود در آذربایجان ندیدیم.جالب است اگر ما بر فرض نظریه ترک شدن مردم آذربایجان را بپذیریم،باید کسروی زبان شدن اورارتوها،مادها،لولو یی ها را هم بپذیریم زیرا با پهلوی زبان شدن آنان امکان بروز این زبان نمی رود.
نکته دیگر آنکه نمونه ای از این زبان در هیچ جای ایران دیده نمی شود؟ این زبان کسروی به احتمال قوی همان تاتی می باشد که ایشان حتما دچار یک نوع ابهام شدید در این مورد شده است.
“لویی بازن” تورکولوگ برجسته فرانسوی می نویسد:اینکه گفته شود اقوام مهاجر بزور زبان ترکی را به مردم آذربایجان تحمیل کرده اند نادرست است و نمی تواند واقعیت داشته باشد.بلکه منطقی است گفته شود که با آمدن ترکان مهاجر ساکنان بومی تقویت شدند”
“روشن خیاوی” در مصاحبه ای که با مرحوم دکتر هشترودی انجام می دهد از او در مورد زبان آذری می پرسد ” مسئله زبان یک فرضیه علمی نیست که اگر به اثبات نرسد کنارش بگذارند…..اما زبانی که با انتشار رساله “آذری” کسروی بر زبانها افتاد داستان دیگری دارد… من فقط این را می دانم و خبر دارم که کسروی در اواخر عمرش از این نظر برگشته است و عده ای گفتند پشیمان شده است و برگشته است و در جایی نیز ثبت کرده است.”
اینها بخشی از نظرات اندیشمندان ترک در خصوص عقاید باطل کسروی بود که بدلیل کثرت، امکان درج نظرات سایر اساتید نبود اما همین کوتاه ،کافی است تا به واقعیتی پی ببریم که علیرغم اثبات آن هنوز هم به غلط در مجامع رسمی تکرار می گردد. اطلاق “زبان آذری” بجای “زبان ترکی” ظلمی است که کسروی و کسرویان بر ملت شریف آذربایجان روا داشتند و با کمال تاسف در رسانه های رسمی کشور بدون هیچگونه دلیلی سعی در القای گویش غلط آن دارند! اینجاست که جای خالی فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی احساس می گردد که اگر چنین نهاد فرهنگی وجود خارجی داشت یقینا اساتید زبان و ادبیات ترکی در آن نسبت به پاسداشت و زنده نگه داشتن واژگان اصیل ترکی تلاش می کردند و از تحریف آن توسط نابخردان جلوگیری می نمودند.
حسن ختام مقاله را با شعری زیبا از پروفسور زهتابی به پایان می بریم:
سو دئییب دیر منه اولده آنام، آب کی یوخ
یوخو اؤیره تدی اوشاقلیقدا منه، خواب کی یوخ
ایلک دفعه کی او چؤرک وئردی منه، نان دئمه دی
ازلیندن منه دوزدانه، نمکدان دئمه دی
آنام اختر دئمه ییب دیر منه اولدوز، دئییب او
سو دوناندا دئمه ییب یخ دی بالا، بوز دئییب او
قار دئییب، برف دئمه ییب ،دست دئمه ییب، ال دئییب او
منه هئچ واقت بیا سؤیله مه ییب، گل دئییب او
یاخشی خاطیرلاییرام یاز گونو آخشام چاغی لار
باخچانین گون چیخانیندا کی ایلیخ گون یاییلار
گل دئییردی داراییم باشینی ای نازلی بالام
گلمه سن گر باجینین آستادا زولفون دارارام
او دئمزدی کی بیا شانه زنم بر سر تو
گر نیایی بزنم شانه سر خواهر تو
بلی داش یاغسادا گؤیدن سن او سان منده بویام
وار سنین باشقا آنان واردی منیم باشقا آنام
اؤزومه مخصوص اولان باشقا ائلیم واردی منیم
ائلیمه مخصوص اولان باشقا دیلیم واردی منیم
ایسته سن قارداش اولاق بیر یاشایاق بیرلیک ائده ک
وئره رک ال اله بوندان سورا بیر یولدا گئدک
اولا: اؤزگه کوله ک لر له گرک آخمایاسان
ثانیا: وارلیقیما خالقیما خور باخمایاسان
یوخسا گر زور دئیه سن میللتیمی خوار ائده سن
گون گلر صفحه چؤنه ر مجبور اولارسان گئده سن.

گویا ادعایتان ...

140:

اگردرباره علم ژنتیک یک ذره اطلاع داشتین نمیگفتین بچه گانه
مهندسان ژنتیک میگویند(نه من)ژنتیک یک نفربه این سادگی ها درطول هزاران سال هم عوض نمیشود
مثلا یک سیدکه حال درایران باشد ومثلا دیگه فارس باشد ژنتیکش رابگیرند به همان سامی نژاد وعرب میرسند
بعدازهزارسال
شما(عده ای انگشت شمار منظوم شخص خاصی نبود) هستید که بااستفاده ازاین نظریه خودتون رویک ملت جدا ازایرانیها میدونید ومیخواهید به ان کشورجعلی بپیوندید وایران ماروتجزیه کنید
فقط بخاطراینکه زبانتان جداست
وگرنه ما که ازخدامون هست شماخودتون روایرانی بدونید
ماداریم توی سران پانتورکهامیکوبیم
اگربه حرف شماباشد باید الان همه مابانژاد مردم مغولستان ویاعرب که به ماحمله کدند یکی باشد
خیرهاپلوگروپهای ژنتیکی یک انسان به راحتی تغییرنمیکند

141:


الهام علی اف خندیده به گور باباش

تو هر طور دل خودت مخاد فکر کن اجباری نیست

حرف من با تو سامی اینه اگر مقالتون منبع ثبتی دارد رو کنید

و اگر ندارد الکی دم از علم نزنید

حالا نمیخواهید بفهمید منبع یا محل ثبت چی هست هی علم علم میکنید موشکل خودطان حسط
.

142:


شما فقط بلدی بیای ادعا کنی وگرنه اصلا پست اول رو نخوندی خواهشا اسپم نده

هرچقدرم بهت میگیم که نمیگیری جای آریایی و ... اینجا نیست

143:

درود جنابfuzuli عزیز
موافقم من هم معتقدم که نمیشه یک قوم بکر و مطلق را شناسایی کرد

و اما
وقتی تمام ما فارغ از این خط کشی های نژادی و قومی زیر مجموعه یک
کشور تحت نام ایران هستیم دیگر لزومی ندارد که پی این مباحث
بی فایده را بگیریم و یکی را به زور برای دیگری اثبات بکنیم!
از نظر بنده منافع تا مادامیکه شامل حال مرزهای جغرافیایی بین دولتها
نشده اند اتوماتیک وار شامل حال تمام مردمان می شود ولی زمانیکه
مرزهای جغرافیایی ملتها شامل حال منافع مادی معنوی ملی و .... می شود
خواه ناخواه یکسری حساسیت ها هم برای مامستولی می شود که
فارغ از مباحث صرف نژادی و قومی لازمه که با در نظر داشتن قوانین اخلاقی
و انسانی بهش رسیدگی کنیم
به عنوان مثال من نوعی به عنوان یک ایرانی جاداره که نسبت به دزدی های ادبی
این مرز و بوم گلایه مند باشم. یا فرضا نسبت به مصادره شعرای صاحب نام
این مرز و بوم به نام سایر دولتها و ملتها (مولوی )حساسیت به خرج دهم
ولی خوب تا مادامیکه ترکها (آذریها) در پی بزرگ کردن خود و فارس ها در پی
برتر جلوه دادن خود و (مشتقاتش) باشند بدون شک نه تنها مشکلی حل
نخواهد شد بلکه دردهایی هم به مشکلات قبلی اضافه خواهند شد .
حال مثلا داخل این متن شانس آوردیم که ترکها را مغول معرفی نکرده اند اگرنه
الان باید همه ما سربه زیر و نادم و پشیمان و سرخورده می شدیم:(
مجادله ترکها و فارسها (صرفا از نوع پان) سالهای سال است که انجام می گیرد
و تهش هم به جز کشمکش و دلرنجی به جایی ختم نمی شود
تعصب و اصرار بر اثبات برتر بودن همواره باعث خصومتهایی شده که دودش هم
سالهای سال در چشم همین مردمان رفته است به نظر من وقتشه که افراطی های
هر دو سمت از خر شیطان پیاده شوند اگر نه برای من نوعی هیچ فرقی نمی کند
که احیانا در مورد شهریار صحبت کنیم و یا در مورد فردوسی و یا هر شاعر دیگری!
دلیلش هم اینه که واقعا تمامشان برایم قابل احترام هستند.

144:


با دانستن سبقه و ریشه ایجاد تاپیک باید هم همچین حرفی بزنی.

مطمئنا سوالات قبلی ما بی پاسخ ماند و آن پست هایی که نشان میداد منشا ایجاد این تاپیک چیست و حضور همه جانبه اکثر اعضای ریشه خود ادعای شما را نیز نشان میدهد...



گویا ترولینگ هم دیگر از طیف شما جوابگو نیست...

145:

هیچکسی مدرکی ندارد که پدرانش در چند سده پیش از چه قوم و نژاد بوده اند و فرقی هم نمی کند که فارس باشی یا ترک و مغول و عرب و لر و کورد و بلوچ و گلیک و ترکمن. چون همه ما از نسل آدم هستیم .

تفاوت در رنگ چهره و شکل آن از نشانه های خدا و عامل مهمی در تشخیص چهره هاست ، زیرا اگر همه یک شکل باشند اولا شناخت انسان و نامگذاریشان مشکل خواهد بود و ثانیا زیبایی وجود نخواهد داشت زیرا زیبایی از همین تفاوت چهره و تفاوت زبان و .... پدید آمده است.

آیا یک افریقایی سیاهپوست را می توان فقط به خاطر رنگ پوستش کشت؟
آیا یک ؤاپنی چشم بادامی را می توان بخاطر زبان ژاپنی است کشت؟
مطمئنا که خیر.

از دوستان بزرگوار تالار خواهش می کنم که از ایجاد اینگونه تاپیک ها خودداری کنند.

دست در دست هم و با احترام به داشته های هم.

146:

اتفاقا با سابقه ای که از شما داشتم منتظر بودم این ادعا رو بکنی

حضور اعضای ریشه به من ارتباط خاصی نداره خواستن اومدن من اجبارشون نکردم

سوال شما رو هزاران بار جواب دادم شما نمیخوای بگیری

147:


تو دیگه داری ضیادی مته رو خشخاش میزاری

اگر مقالت منبع داشت این همه در گرداب ضد اسلامیت دست پا نمیزدی

هی دم از علمی که منبع نداره نزن

با زبان فارسی و پارسی بهت میگم سند داری رو کن نداری برو بشین سرجات

من نمیدونم تفهیم یه جمله برای تو چرا سخته

آقا . مستر . سیدی . کاک . سرور . سالار

مدرکتو رو کن نداری خودتو اذیت نکن

امیدوارم متوجه شده باشی سراغ علم بی منبع برنگردی

148:

یک درخواست از عموم

اگه شما در این جستار چیزی از نظریات کسروی و .... دیدید به من نشون بدید

جناب امیر بدجور ذوق کسروی رو دارن

149:

درود آقا مجتبی عزیز
گرامی متوجه اصل موضوع هستم ولی ثمره ی این قبیل مباحث علمی
در ورای این قبیل حساسیت های فله ای چه می تواند باشد؟

مثلا ممکن است همین گفتمانها یک جاهایی به این شکل به
شکل یک ادعا بیخ پیدا بکنند و موضوع را از همانی هم که
هست سخت تر و بغرنج تر بکنند .آنوقت تکلیف چه میشود ...


از هر ۲۰۰ نفر یکی نوه چنگیز مغول است!!

آیا می‌دانستید از هر ۲۰۰ انسان کره خاکی یکی به شکل مستقیم فرزند یا نوه چنگیزخان است؟ آیا می دانستید از هر ۲۰ نفر یکی ژن مغول دارد؟
چنگیزخان که با نام “تموچین” متولد شد و بین سالهای ۱۱۶۲ تا ۱۲۲۷ میلادی زیست. او با کشورگشایی‌اش بزرگترین امپراتوری تاریخ بشر از آلمان امروزی تا چین (شامل ایران) را پایه گذاری کرد. فرزندان و نوادگان او سالهای متمادی بر این کشورها حکومت کردند.

چنگیزخان معتقد بود:
“بزرگترین لذت مرد آن است که دشمنانش را شکست دهد، تمام آنچه دارند بگیرد، اسب‌هایشان را براند و زنان و دخترانشان را در میان بازوان داشته باشد”
طبق تحقیق ژنتیکی که سال ۲۰۰۳ انجام و در سال ۲۰۰۷ تایید شده و در ژورنال تخصصی ژنتیک و نشریه مرکز سلامت امریکا منتشر شد؛ مشخص گردید که حدود نیم درصد کل جمعیت جهان به شکل مستقیم حامل ژن شخص چنگیزخان هستند. به عبارت دیگر سی و پنج میلیون نفر از کل بشر امروزی نوادگان مستقیم چنگیزخان هستند، مشروح این تحقیقات در نشریه “دیسکاور” و وبسایت مشهور “وراثت ژنتیکی” منتشر شد:
ژورنال آمریکایی ژنتیک بشر
مجله دیسکاور
شجره ژنتیک
مقاله ای از کتابخانه ملی علوم پزشکی ایالات متحده

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
تحقیق دیگر منتشر شده در وبسایت “اگزامینر” نشان می‌دهد که هشت درصد جمعیت امروز آسیا مستقیماً از نژاد چنگیز و حدود ۳۵۰ میلیون نفر از مردم جهان دارای ژن مغولی‌اند. در این تحقیقات مشخص شد که افراد مختلف در کشورهای متفاوت بین نیم تا چهل و سه درصد حامل ژن مغولی هستند. به عبارت دیگر اگر به شکل مستقیم نوه چنگیزخان نباشید، شاید نوه یکی دیگر از خان‌های مغول هستید.
این تحقیقات و مقالات مشابه نشان می‌دهد که پس از قرن‌ها اختلاط جمعیتی و کشورگشایی‌های عظیم از چنگیز و تیمور تا حملات امپراتوری پرشیا، اعراب مسلمان، اسکندر مقدونی و دیگران؛ باید ماجرای خلوص خون و ژن را فراموش کنیم. بشر امروزی ترکیبی گونه‌گون از نژادهای متفاوت است.

150:

من از شما میپرسم من از نظریات کسروی استفاده کردم

من ضد ترکم؟

من به ترکا توهینی کردم؟

قصدمو از ایجاد این تاپیک اعلام کردم یا نه

بالای متنم نوشتم از دید من یا نه

گفتم حرف من قابل نقد هست یا نه

به پرسش ها پاسخ داده شد؟

151:


دوست عزیز این خط کشی از طرف ترک های ایران و فارسهای ایران نیست منشا
مشخصی دارد!عده ای پان آریایی و عده ای ...

بنده روی ترک بودن خودم "غیرت" دارم و هر کسی نسبت به ایران هم دید بدی داشته
باشد با ما ترک ها طرف هست.
از ادعای وطن دوستی طیف بی فرهنگ پان آریایی تا حوزه عمل ما فاصله زیاد هست...


شما تعداد واژه هایی که سعی میکند ترک های ایران را غیر ایرانی نشان دهد را نگاه کنید
از پست های تاپیک "ریشه " تا تاپیک های مشابه؟
گویا احزاب پان آریایی در یک صورت که ترک های ایران خود را آذری آریایی بدانند آنها را هموطن
میدانند در غیر این صورت واژه انیرانی را برای انها ابداع کرده اند!

باید از خودشان بپرسید که چرا چشم دیدن ترک های ایران را ندارند؟یا شاید چون یادآور نقطه بی فرهنگی پان آریایی ها مساله"توهین های راسیتی به ترکهاست" این موضع پدید آمده؟


152:

معذرت میخوام خانم دایلاک که وارد بحثتان میشوم
طبق نظریه افراد تجزیه طلب خودشون روغیرایرانی ویک ملت جدامیدانند که بتوانند ااستفاده ازاین نظریه دروغین ایران راتجزیه کنند
کمی به دوپست قبلی من قبل ازهمین نقل ازشما دقت کنید بعد متوجه میشوید من چه گفته ام
نژاد خالص وجود ندارد این به قول سامی بدیهی ومیدانیم ماست سفیدهست
اما اینکه یک ملت جدادرست کنیم عین نامردی ودروغ هستش
یک بند از14تحقیق در14دانشگاه درتبریزایران بود وکاملا ثابت کرد طبق علم ژنتیک که اذری های ایران به هیچ وجه ازماجدانیستند
خودشمارومیگویم اهل سیستان هستید
خوب احتمالا یابلوچ ویاازسیستانی های باابهت ماهستید
اما درطول زمان لهجه زبانتان کمی عوض شده است
اما بامن یک فارس تقریبا ازلحاظ ژنتیکی 90درصد همسانید
پس بامن یکی هستید
خوب این دوستان این نظریات راقبول نمیکنند وبه ماانگ کسروی بودن میزنند
اماباعلم ژنتیک ثابت کردیم اینگونه نیست
خوب این کجاش نژاد پرستی هستش
این فقط برطبق علم صحبت کردن وبرای ملغی کردن این نظریه دروغین این افراد انگشت شمارهستش
ایابرای نابودکردن تئوری تجزیه طلبان ماحق حرف زدن نداریم!!!
نظرتان رابفرمایید

153:

گفتم اینجا جای اسپم هست یا نه؟

اگه شما مردی بیا به پرسشا جواب بده چرا مثل جناب فضولی شرکت نمیکنی با ادعا؟

154:

درود بر شما
احسنت

هدف ما تنها آگاهی مردم است
برای نمونه مدتهاست که دولتهای همسایه با ترویج دروغ هایی در مورد مردم و تاریخ آذربایجان قصد تفرقه افکنی و جدایی طلبی در ایران دارد و به سربازانشان آموزش داده اند تا وجود این مسائل را انکار کنند!
این عناصر فریب خورده سعی دارند مردم آذری ما را غیر ایرانی معرفی کنند
و زبان را دستاویز کرده اند! در حالی که علم ژنتیک خلافش را ثابت کرده
(البته نژاد خالص وجود ندارد و این توهم پان هاست! بلکه ما در مورد اکثریت مردم سخن میگوییم، وگرنه در ایران همه نوع قومینت و نژاد از سیاه و زرد و .. هست)
ما هم نمیگوییم این چیزها پررنگ است، بلکه فریب خوردگان بسیار معدودند و برای آگاهی آنان هم که شده باید به تاریخ و ژنتیک و سایر دانش ها مسلط شویم!

دشمنان میتوانند افکار را تغییر دهند ولی ژنتیکشان را نه!
ما میگوییم مردم آزادند اگر جدایی طلب هم میخواند باشند و پانتورک باشند!
ایرادی ندارد!
ولی قبلش یک آزمایش ژنتیک بدهند و هویت واقعی خود را بدانند!

و مثلن مانند امیر دی جی که در همین فروم مردم آذربایجان را "ملتی جدا" خواند به دام تجزیه طلبان نیافتند!

ما میگوییم آدم اگر خائن و تجزیه طلب هم میخواهد باشد بر اساس علم و دانش و با بصیرت کافی گام بردارد که بعدها وقتی داناتر شد پشیمان نشود

155:

من که گفتم من وسامی توهم فانتزی زدیم
وهمش دروغ بود
حتی گفتم ازخودمون دراوردیم
یعنی دراین حد توهم
اما گفتم درباره ژنتیک تحقیق کن

156:


من کاری با پرسشهای تو ندارم چون یه موضوعی را گفتی و منابعی که بنظر خودت درسته اعلام کردی و دارین ریشه ای باهم بحث میکنید هر چند افکارتون همخونی نداره.

هر چند من از نیت قلبی تو اطلاع ندارم و سوابق فکریتون نمیدانم

جستارت اینجا حکم نقادی داره

منم قصد ورود نداشتم دیدم سامکینگ در صفحه 2 از مقاله جعلی ژنتیک که حذف شده بدور از چشم من مطلبی نوشته ورود پیدا کردم .

که بازم دوستانمون متوجه نشدن منبع یا محل ثبت چی هست

157:

خب این به مباحثه گران مربوط است و نه مبحث ...
مثلا ممکن است همین گفتمانها یک جاهایی به این شکل به
شکل یک ادعا بیخ پیدا بکنند و موضوع را از همانی هم که
هست سخت تر و بغرنج تر بکنند .آنوقت تکلیف چه میشود ...
.
ادعا را به حالت تعلیق در میاورم ...
برای مثال بنگرید به صفحه ی اول ...
اگر بحث از همان اول با رعایت قواعد و ... باشد مشکلی پیش نمی اید
ولی اگر منحرف شود:
در انصورت فرد دچار / مرتکب ، سفسطه/ مغالطه انحراف در موضوع شده است که جز اندک مغالطاتیست که مدعی را بدنام میکند

158:

خب شما نگفتی اینکه ما بخوایم ترک ها و مغول هارو بشناسیم تا هرجا میرسن عده ای بهشون توهین نشه حرف بدیه ؟

وقتی یکی از انتساب مغول به خودش بدش میاد چرا نمیاد بگه مغولا اینان ترکا اینا تا خیلیا نیان سواستفاده کنن؟

من به شخصه دوست ترک نه یکی بلکه بیشتر از تعداد انگشتان دست دارم و اتفاقا از داشتنشون پشیمونم نیستم باهمم مشکلی نداریم ولی جناب امیر کلا از اوایل ورودش هرچقدر نژاد پرستی بوده به من چسبونده

159:


چیزی که از توهم دیگری سر چشمه میگیره ارزش تحقیق نداره

تو ازبکستان یکی توهم زده بود گوششو بریدن گذاشتن کف دستش

چون گوش گاو همسایشونو با قیچی بریده بود

160:

اینو به جناب امیر باید گفت که انحراف در بحث ایجاد کرد

161:

متاسفانه اگر تجزیه طلبی باشد ، در میان همه اقوام ممکن است اتفاق بیفتد. مثلا کردها ی ایران که با کردهای عراق همسایه هستند و یا عراب ایران یا ترکمن ها یا بلوچ ها یا تالش ها یا ادعای ارمنستان بزرگ و ...

پس چرا همه در فکر نژاد مردم آذربایجان هستند؟ آذربایجانی که اینهمه بزبان فارسی خدمت کرده است و نظامی و نیسمی و ختایی و شهریار و صائب و اوحدی و شمش تبریزی و علامه جعفری و علامه امینی و ... را تقدیم ایران کرده است. سالهاست که آذربایجان از ایران دفاع می کند و حتی وقتی سربازان هخامنش از اسکندر شکست خوردند ، سرفراز ایستاد . آذربایجانی که قانون مشروطه و مجلس شورای ملی را به ایران ارمغانی داد.

به فرموده رهبر فرزانه انقلاب ، آذربایجان سر ایران است.

برای خودتان یک سرگرمی دیگر دست و پا و بروید ورزش اسکی و شنا و فوتبال و ... یاد بگیرید و دست از سرما ما بردارید.

162:


اهانت به سایر اقوام یا نژادها از فقر فرهنگی هست فرقی هم نمیکنه از چه زبانی باشد

البته توهین به هر قومی زشته مغول ترک کرد لر بلوچ فرقی نداره

کلن این یه موضوعی است که چند صباح هست از ایادی رژیمهای مخالف نظام جمهوری اسلام سرچسمه میگیره که همه ما باید بخاطر ایران عزیز از دامن زدن به چنین مسائلی خود داری کنیم

منم خیلی هم دانشکده ای فارس زبان داشتم و خیلی هم دوست صمیمی هستیم و چنین مواردی هم نداشتیم کلن این بحثا دردنیای مجازی من بیشتر تو این سایت میبینم سایتای دیگر چنین جوی ندارند

163:

اکثردانشمندان قدیم روبهشون دیوانه میگفتن
گالیله وحتی فیثاغورث
فیثاغورث میرفت ساحل وروی شن ها این اشکال هندسی رومیکشید وروشون تحقیق میکرد واین فرمول هارو بدست اورد
فرض کن من وسامی هم الان نقش اونهاروداریم
بروتحقیق کن شاید بعداپشیمان نشوی
بابا یک سرچ ساده توگوگل هستش
تادلت بخواد درباره ژنتیک مطلب هست ومیفهمی که ژنتیک بشربه این سادگیاتغییرنمیکنه

164:

دوبار در ابتدای پست نخست گفتم که هدف بررسی و شناختنه و بعد پرسش هایی رو مطرح کردم به راحتی میشد پاسخ پرسش ها رو داد یا همانند جناب فضولی گفته های منو نقد کرد و توضیح داد

اما یکی از کسانی که پر مدعاست Amir_dj وارد بحث شده ابتدا بحث رو به آریایی کشوند و بعد نژاد پرستی من

دقیقا میخوام بدونم بازدید کننده ها اینم پرسش من چه پاسخی داره

من کجا به ترکا توهین کردم؟

چرا به جای خوندن پست اول فقط بلدن عده ای جبهه گیری کنن؟

165:


با درود
گرامی ...ایا پست اول از نظر شما غرضورزانه است؟(فقط یک سوال است)

166:


من نژاد پرستی رو به شما نچسبوندم بلکه به فرهنگی داری تطهیرش میکنی اون نژاد پرستی چسبیده؟
نمونه نوع استارت تاپیک بعد از چنیدن ماه و ریشه اون در تاپیک های ریشه!

خودتون هنوز معلوم نیست هدفتون چیه بازی بین کلمات ترک و آذری و مغول که گویا حافظه تاریخی ما منشا این کلمات رو بهتر میدونه!

حتی دارید پست های ریشه که طبق نظر شخصی دوستانتون هر کسی که ترک باشه رو انیرانی محسوب میکنند تکذیب میکنید؟

ما ترک های ایران هستیم در آرامترین و ولایتی ترین منطقه ایران زندگی میکنیم گویا احزاب پان آریایی چشم دیدن جمعیت ولایت مدار "ترک های ایران" رو ندارند!!!!

در تاپیک های مشابه کم در این رابطه بحث شده بود که شما این تاپیک رو راه انداختید؟
یا در محیط های "چت روم" و ...بیت دوستانتان در ریشه با برنامه قبلی این تاپیک رو را انداختید؟

مشخص هست...

167:

منم موافق اینم که اهانت به اقوام کار ناپسندیه وقتی ادعای مسلمونی دارم طبیعتا از برتری دادن خودم به دیگری سرباز میزنم

اما شما تو این مدت چه قدر خوندی آلت پرست و ... ؟

حالا من خواستم بگم ترکا با مغولا فرق دارن گناه کردم؟

اصلا تو پست اول من چیزی از مغول بودن ترکا هست

شما بی طرف بگو

168:


شاید از نظر ایشان نباشد ولی از نظر بنده با لینکی که در تاپیک ریشه موجود بود غرضورزانه و برنامه ریزی شده هست...(حتی لینک جواب شما را هم گذاشتم)

169:

بهتر بود میپرسیدی قابل نقد هست یا نه

170:

یه خواهشی دارم شما کلا بلدی نیستی بحث کنی وقت ملتو نگیر

هنوز جواب پرسشا رو ندادی که هی از من نقل میگیری

171:

دقیقن به همین دلایل که گفتید آذربایجان مهم است! چون برای ما ارزشمند است و دوستش داریم
دانا بودن مردم در مورد ژنتیک و زبان و تاریخشان خیلی خوب و ارزشمند است

در ضمن همه تجزیه طلبان محکومند و حساسیتی روی گروهگ خاصی نداریم

172:

نه خیلی سندی هم در پست اول برای اثبات حرف شما موجوده

173:


من جواب میدم با توجه به سبقه اعضای ریشه بله.

هدفی از ایجاد این تاپیک داشتید که با حضور خودم و البته چشمان ناظران مشخص هست

174:

بازهم میگم من به جناب اکیموند واوینی قول دادم دیگه ان کلمات رااستفاده نکنم
چون برای بعضی شکاک به خودها مشکل پیش امد
اما اگرتوانستند یک پست ازمن بیاورند که من به جزتجزیه طلبان به کل مردم اذربایجان که خودم شخصا فهمیدم ازخودمن هستندطبق علم این روگفته باشم
من همین جاعذرخواهی میکنم

175:

میشه بری انقدر اسپم ندی؟

چه ربطی داشت؟

کسی از تو پرسید؟

اصلا شما رو چه ربط به ترکای ایرانی؟

176:


تو به گوگل وابسته نشو تحریمت میکنه

خودت جائی که مقاله میاری را رو کن

واقعن اینقدر دیر فهمی 10 روزه متوجه نشدی

که منبع چی هست

ببین منبع یعنی جائی که این مطلب را قبل از تو ثبت کردن تو رفتی آوردی گذاشتی اینجا آدرس لینک همونو بزار اینجا هم خودتو راحت کن هم دوست عزیزتو از کلافگی نجات بده

وقتی فکر میکنم اینکه چقدر عاجزین از حرفی که زدین نمیتونید ثابت کنید
بخودم میگم گناه دارن فشارشون نده

اما از رو نمیرید هی دم از علم میزنید

علمی که جعلی و فاقد منشا و محل ثبت هست

اینجا میترسین لینکشو بدین خصوصی من

تو هر جستاری هم نپرید بزارید بچه ها بحثشونو بکنند

مطالب را بهم مرتبطش ندین

177:

1ما روی همه ی تجزیه طلبان حسا س هستیم وتئوریهای همشون رومیکوبم اون هم باسند
اما تابه حال توی هم میهن ندیدیم
2شماخودت داری میگی اذربایجان چکارکرده بعدانتظارداری این خطه قهرمان روبیخیال بشیم وبدیم دست انگشت شمارها
3ضمنا ماتا کسی کاری نکنه کارش نداریم

178:


بالطبع جوابی به سوال های خودم ندیدم که جواب بی مورد دهم.شما هنوز مواضعتان گنگ
و نامشخص هست در مورد نظریه آذری آریایی!
گویا متوجه نشدید بیس نظریه با در نظر داشتن "خون پاک آریایی" و تغییر پارس به فارس زمین بازی را عوض میکند؟(این دقیقا شبیه همان بازی ای هست که در ابتدا با تنظیم در ریشه قصد
اجرای آنرا داشتی دوست جوانسال من)

179:

باشه
چجوربگم مادروغ گفتیم
تاشمابرین تحقیق کنین
دیگه ازاین واضح تر
ضمنا من باگوگل رفیقم
شماروگفتم برین توگوگل

180:

1- شما قرار نبود پرسش ایجاد کنید بلکه هدف از شرکت پاسخگویی و نقد گفته های من است
2اگه در مورد آریایی حرفی زده بودم حتما جواب میدم
3-وقتی هنوز پست را نخوانده میخواهید نتیجه گیری کنید فقط پاسختان این است خوش باشید اما خوشی ضد ایرانیان را برای خود نگاه دارید


181:


متوجه نشدم یعنی بحثی که به صورت هدفدار از تاپیک ریشه استارت زدید
به من "ترک ایرانی" رسما نظریه "کسروی" رو داری دنبال میکنی ربطی نداره؟

آیا این از ضعف موضع بندی و رسوا شدن اهداف تاپیکتون مرتبط میشه؟

182:

نسبت ناروا دادن به یک قوم هم از عادات مسلمانی است؟

آلت پرست که جزوی از مذهب هندویسم و مربوط به " شیوا " پرستی است و ربطی به ترک ندارد.

بارها گفته ام که بفرض ترکان ها از شاخه مغول باشند چه فرقی برای تو می کند؟ آیا جز سوالات عالم برزخ است که همه بزرگواران می خواهند جواب آنرا پیدا کنند؟

183:

درود جناب امیر عزیز
درست است بزرگوار
ولی پان ترک هم داریم که به این خط کشی ها دامن می زنند
نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
بنده روی ترک بودن خودم "غیرت" دارم و هر کسی نسبت به ایران هم دید بدی داشته
باشد با ما ترک ها طرف هست.
از ادعای وطن دوستی طیف بی فرهنگ پان آریایی تا حوزه عمل ما فاصله زیاد هست...
دقیقا اینجور جاهاست که تفرقه ایجاد می شود
بزرگوار اینکه شما غیرت دارید و نسبت به حفظ منافع
کشور حساس هستید بسیار ارزشمند و درخور تحسین هست
ولی اینها دال بر منحصر به فرد بودن شمای نوعی (ترک ها)
نمی شود
توی جنگ هشت ساله کشور ما طاقت فرساترین روزها را
مردمان جنوب کشور ما متحمل شدند(زن و مرد و پیر و جوان و کودک و...)
همینکه تصور می کنیم ترک بودن یا فارس بودن می تواند دال
بر قدرتمندی باشد یعنی که درصدد حس برتری جویی نسبت به سایر
اقوام هستیم و این بدون شک آلرژیک زاست :(
نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
شما تعداد واژه هایی که سعی میکند ترک های ایران را غیر ایرانی نشان دهد را نگاه کنید
از پست های تاپیک "ریشه " تا تاپیک های مشابه؟
گویا احزاب پان آریایی در یک صورت که ترک های ایران خود را آذری آریایی بدانند آنها را هموطن
میدانند در غیر این صورت واژه انیرانی را برای انها ابداع کرده اند!

باید از خودشان بپرسید که چرا چشم دیدن ترک های ایران را ندارند؟یا شاید چون یادآور نقطه بی فرهنگی پان آریایی ها مساله"توهین های راسیتی به ترکهاست" این موضع پدید آمده؟

متوجه اصل منظورتان نشدم ولی نمیشه بی جهت هم دیگران را قضاوت کرد
آمار پان ها هم آنقدری که در مجاز آباد نشان می دهد در دنیای حقیقی
اصلا قابل بحث نیست . متاسفانه قیل و قال مجاز آباد بسیار وسیع تر از دنیای
حقیقی است در نتیجه احتمال این خطاهای دید هم وجوددارد

نوشته اصلي بوسيله siavash7442 نمايش نوشته ها
معذرت میخوام خانم دایلاک که وارد بحثتان میشوم
طبق نظریه افراد تجزیه طلب خودشون روغیرایرانی ویک ملت جدامیدانند که بتوانند ااستفاده ازاین نظریه دروغین ایران راتجزیه کنند
کمی به دوپست قبلی من قبل ازهمین نقل ازشما دقت کنید بعد متوجه میشوید من چه گفته ام
نژاد خالص وجود ندارد این به قول سامی بدیهی ومیدانیم ماست سفیدهست
اما اینکه یک ملت جدادرست کنیم عین نامردی ودروغ هستش
یک بند از14تحقیق در14دانشگاه درتبریزایران بود وکاملا ثابت کرد طبق علم ژنتیک که اذری های ایران به هیچ وجه ازماجدانیستند
خودشمارومیگویم اهل سیستان هستید
خوب احتمالا یابلوچ ویاازسیستانی های باابهت ماهستید
اما درطول زمان لهجه زبانتان کمی عوض شده است
اما بامن یک فارس تقریبا ازلحاظ ژنتیکی 90درصد همسانید
پس بامن یکی هستید
خوب این دوستان این نظریات راقبول نمیکنند وبه ماانگ کسروی بودن میزنند
اماباعلم ژنتیک ثابت کردیم اینگونه نیست
خوب این کجاش نژاد پرستی هستش
این فقط برطبق علم صحبت کردن وبرای ملغی کردن این نظریه دروغین این افراد انگشت شمارهستش
ایابرای نابودکردن تئوری تجزیه طلبان ماحق حرف زدن نداریم!!!
نظرتان رابفرمایید
درود جناب سیاوش عزیز
بزرگوار صحبتهاتون متین ولی باور کنید این عده قلیل مورد بحث اصلا (عملا )قابل
بحث نیستند
ما چند جور مخالف و معترض و گله مند ، در بین اقوام داریم که متاسفانه از
صدقه سری این قبیل مباحث تمامشون حمل بر تجزیه طلبی گذاشته می شوند!
باور بکنید یا نکنید در خود این مناطق این تجزیه طلبان مورد بحث اصلا
به چشم نمیان فقط ایادی کانالهایی نظیر گوناز تی وی و ...بیخودی چرندیات
سرهم می کنند و قصد دارند با قیل و قال خودشان را مجموعه بزرگی نشان
بدهند (هر چند که ماهیتا منکر وجود پان ترکها نیستم)در حالیکه عملا
هیچ خبری نیست .ما داخل اقوام ایرانی یکسری گله مند و دردمند و معترض و ...هم
داریم که حرف حساب اینها عملا تجزیه نیست بلکه رسیدگی به کمبودها و نقص هاست
که متاسفانه بازهم از صدقه سری این مجادله ها با یکسری زیرکی های خاص
همین عده قلیل تمامش به نام تجزیه طلبی مصادره می شود و کسی هم
شصتش خبردار نمی شود که اصل ماجرا چیست
پر واضح است که وقتی مردم این مناطق فرضا نسبت به خشک شدن آب دریاچه
ارومیه گله مند میشوند حرف حسابشان تجزیه نیست بلکه صرفا رسیدگی
مضاعف به کمبودها و نقص ها است.
حالا بحث اینجاست چرا باید مباحث خودمون رو براساس اون عده قلیل تنظیم کنیم و
ناخواسته بین اقوام اختلاف ایجاد کنیم؟
حتما سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را شنیدید...

184:

با عرض درود و احترام +
نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
جسارتا شما دارید در مورد جد وآباد من حرف میزنید و در جهت مغول نامیدن آنها که ریشه ای رضاخانی دارد قدم برداشتید؟
خیر چنین چیزی نیست
علتش چیست؟
اصولا در بررسی علمی مسائل ابتدا ادعا را بررسی میکنند و سپس به عمل میپردازند
سلسله مراتب را رعایت کنید
این یک بررسی است
نه یک پست تهاجمی
ضمنا استارتر میخواهد فرضیه ی مغول=اذربایجان را رد کند!
دقت فرمایید:
آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست
همچنین:
اگر این فقط یک سوال باشد چه؟
علم ، عقل احساسات را نمیپذیرند گرامی


185:

یعنی این مقدار بی توجهی در فهم موضوع ؟

تاپیک از ریشه آغاز شد که چه؟

شما فقط بازی با کلمات توی سیاست خوندی کاری برای من نداره به سراغ همین روش برم

درکت هم از تاپیک از صفر هم کمتر بود نه یکبار بلکه هزار بار گفتم بلد بودی میومدی به سوالا جواب میدادی و نظری که من بالاش گفتم نظر خودمه رو نقد میکردی که متاسفانه به دلیل عدم درک و بی توجهی نگرفتی
طبل رسواییت به صدا در آمد یا همانند خودت گردم؟

186:


آذربایجانی که تو دایه مهربون تر از مادرش شدی

ما داریم توش زندگ میکنیم

نه حرفی از قوم صتیزی هس نه تجزیه طلبی

اینا را شماها برای تحریک مردم و تفرقه افکنی میگوئید

والا مردم اذربایجان سراپا گوس بفرمان رهبرشون زندگی بسیار آروم و قشنگی را در کنار سایر هموطنانشون دارند

حالا شماها چرا دغدغه دار شدین

این خودش جای سوال و تشکیک داره که 2تا آدم ضد نظام و حامی نتانیاهو چرا دلشون بما میسوزه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟/

187:


ضد ایرانی کسی هست که از وازه های مسبوب به سابقه و هدفدار "آذری" یا "ترک" یا "مغول" استفاده میکند؟
البته همشهریهای من که در این تاپیک هستند یادشان هست ه کسانی از وازه های"آلت پرست" و "مغول" با چه هدفی استفاده میکردند و الان ادعای علم ...

شما هنوز در مفاهیم رضا خانی در مورد وطن زیست میکنید که باید عرض کنم الان نظام ولایت فقیه حاکم هست و اتفاقا "ترک های ایران" بیشترین آمار شهدا و فعالان اقتصادی و امن ترین منطقه ایران رو به خود اختصاص داده اند؟

گویا شما هنوز در باب وطن پرستی رضاخانی یا وطن دوستی اسلامی گیر افتاده اید و انتخاب مناسبی نداشتید.

مطمئنا هر کسی زمینه ساز توهین به ترک های ایران باشد جواب سختی از جریان ضد کسروی دریافت خواهد کرد...

اینجا ایران ما هست و نظریه های تفاله هایی چون کسرویسم هم به درد شما میخورد

188:

منم گفتم شما جایی که ن چنین کاری کردم رو بیارید رسما عذرخواهی میکنم
آلت پرست که جزوی از مذهب هندویسم و مربوط به " شیوا " پرستی است و ربطی به ترک ندارد.
خب این بخش از حرف شما در راستای موضوع بود و از دید من کاملا قابل احترام
بارها گفته ام که بفرض ترکان ها از شاخه مغول باشند چه فرقی برای تو می کند؟ آیا جز سوالات عالم برزخ است که همه بزرگواران می خواهند جواب آنرا پیدا کنند؟
پس موضوع را بخوبی درک نکردید قصد از ایجاد تاپیک رو گفتم و بازم توضیح میدم

تا چه اندازه شما برای اینکه عده ای مغول ها رو با ترکا یکی دونستن ناراحت شدید؟ خب اگه در این تاپیک ما بیایم و تفاوت هاشونو بگیم و بگیم که مردم ترکا بحثشون جداست توهین کردیم؟

189:

درکت خیلی پایین تره

حتی نمیتونی بگی من کجا از نظریه های کسروی استفاده کردم

فقط ادعا ، ماشاءالله ادعاتم که ثابت نمیتونی بکنی

190:


علم چیست؟

در تعریف لفظی ساختاری برای ...

اگر همان علم قصدش زمینه سازی "راسیسم" بوده باشد؟چه؟
یا
مفاهیم"حافظه جمعی" دور کیم یا ویل کیم لیکا در باب حافظه قومی یا جمعی؟چه؟

میبینید که نظریه "حافظه جمعی" که یک نظریه علمی هست هم مسائل را به روشنی
مورد نقد پوزیتیویستی قرار میدهد؟

علم ، عقل احساسات را نمیپذیرند....


مشخصا این جور تاپیک هایی که قبلا هم ردای علم به تن کرده بودند با حضور اشخاصی معلوم الحال با الفاظی معلوم به ...کشیده شده!

هر بار علم این دسته ثابت کرده که آذری آریایی...

بالطبع دوره رضا خان نیست که کسی آریایی نباشد را ...خواند و یا اعدامش کرد!

191:

نمونه برای کسی که در نداره


اما از دید من

آذری ها:

نام آذربایجان برگرفته از نام آتروپات یک ساتراپ (فرماندار) ایرانی است.به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی (گویشوران به زبان‌های قفقازی) شبیه‌ترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک‌تبار در نقاط دیگر.آذربایجانی های امروزی تباری ایرانی دارند نه مغول و ترک.


مغولان:

مُغول قومی از نژاد زرد است که سرزمین مادری آنان مغولستان می‌باشد.ین تیره از طایفه‌های مغولی و غیر مغول بسیار تشکیل شده بوده که از نظر شمار جمعیت هر خاندان و گستردگی سرزمینشان با یکدیگر اختلاف بسیار داشته‌اند.مهمترین قبایل مغول ها عبارتند از اغوز، اویرات، آرلاد، جلایر، تاتار، قنقرات، قیات، کرائیت و مغول
اما مغولان به قبایل تاتار و قیات و اورلات و کرائیت و نایمان و ترکان اویغور و قرلق و قراختائی
تقسیم میگردند.


مغولان چهره‌ای پهن، بینی بسیار خمیده، گونه‌های برجسته، دیدگانی کشیده، لبانی ستبر، ریشی کم‌مایه، زلفهای سیاه و خشن و پوستی تیره که آفتاب و باد و سرما آن را سوزانده‌است. قد آنان کوتاه و بالاتنه‌شان درشت و پهن است که روی ساق‌هایی خمیده قرار دارد.

ترک:

ترک ها مردمانی بودند که از حدود هزار سال پیش به ایران کوچ کردند.آنان را مردمانی از مغول میدانند اما باید گفت آنان همراه با مغول ها پا به ایران نهادند


در نهایت حدود هزار سال پیش ترک زبانان به ایران کوچ کردند

حالا میخوام بدونم من کجا توی این حرفام از نظریه کسروی استفاده کردم من در مورد سه تاشون توضیح دادم یا ندادم؟


192:

بانهایت درود به شما خان دایلاک
باورکنید بحث بسیارجدی ترازقضیه دریاچه ارومیه و...هستش
وگرنه اگرازلحاظ محرومیت بگوییم لرها وبختیاری ها ازهمه بدترهستن
اما تابه حال شنیده اید حدود8میلیون لروبختیاری بخواهند ندای تجزیه طلبی سربدهند
خیر
شما بهترین وزیباترین شهرایران تبریزهستش
اما درهمین شهرتعدادکمی پانتورک تجزیه طلب پیدامیشود که قصد برهم زدن مرزهای ایران رادارند
خوب ماتمامتمرکزمان بر روی انهاست
اما وقتی جبهه گیری این افراد رامیبینیم باید چکارکنیم به نظرشما
نمیتوانیم ساکت بشینیم وبه شهدای ان مناطق خیانت کنیم
من هم بانظرشما موافقم که نبایدبرطبل شعارتفرقه بندازوحکومت کن بزنیم
اما این هاراهم نمیتوانیم تحمل کنیم وباسند جواب میدهیم
بانهایت احترام به شما
ای کاش کمی درباره جنگ نرم ترکیه(داعش غربی)وان کشورجعلی علیه تاریخ وفرهنگ ایرانی میدانستید که
چگونه بااستفاده ازیک جنگ زرگری ویانرم دارند هویت ایرانی(سرورهویت فهنگی منطقه به گواه تاریخ نه نژآدپرستی) رامیدزدند
میگویند وقتی میخواهی به چیزی برسی ابتداباید برایش تئوری مطرح کنی
بعد هویت دزدی ویا هویت واقعی برایش داشته باشی
سپس به مرحله عمل برسی
این وطن فروشان تئوریش رادرست کرده اندومرحله دزدی هویت راباچوگان وحال برسریلدا مشغول شده اند
مامیخوایهیم دیگرازاین تئوری جلوترنود وحتی ان چوگان راهم پس بگیریم
خوب بااین تاسیرچه هویت وفرهنگ وتریخی بلندترازمردمان ایران
که نوروز یلدا سده مهرگان چهارشنبه سوری و...و...و...و...و...
به نظرشما این بدهستش

193:

هنوز موضوع را درک نکردی من چی بگم دیگه

ملت با یه چیزی مخالفن میان حرفای طرفو نقد می کنن بعد این میاد انگ ضد نظام به من میزنه من نامسلمونم که هستم(با بحث نژاد پرستی که به من چسبونده)فقط کم مونده بگه تو کافری

194:

محصول عقل

در تعریف لفظی ساختاری برای ...

اگر همان علم قصدش زمینه سازی "راسیسم" بوده باشد؟چه؟
علم چنین قصدی ندارد
معمولا عوامل از نتایج سوء استفاده میکنند




هر بار علم این دسته ثابت کرده که آذری آریایی...
اذری را ثابت شده فرض نکرده ایم
بلکه ، مطرح کردیم برای بررسی
شما که اطلاع داری باید مارا اگاه کنی
نه انکه به کل بررسی را ...

195:

ایشان اینجایش را درک نمی کند زحمت نکش

196:

باشه
فقط بازهم میگم بابا
درباره ژنتک تحقیق کن همین

197:

ابتدا باید بگویم که البته بارها هم گفته ام "پانترک" داریم اما یک "مینیبوس" کمتر

که تحت کنترل خودمان هست.


اما شما نیز به این مساله توجه کنید همزبانان من که 18 یا 19 ساله هستند در قبل خواندن
مقالاتی که دارد توهین به ترک بودنشان یا ...میکند چگونه خواهند شد؟
آن وقت تکلیف چیست؟
آنها آیا فردا روزی به من نخواهند گفت چرا در مقابل گستاخی دسته ای بیفرهنگ نایستاده اید؟
جواب اسلام در این رابطه چیست؟



بالطبع استارت این جور تاپیک ها که گفتم و لینک نیز کردم که با هدف قبلی بوده هست از کجا آب میخورد؟چرا این عده حساسیتی در قبال سایر مناطق ندارند و فقط:
آذربایجان امن ایران به لحاظ اجتماعی سیاسی و اقتصادی و ...را نشان رفته اند؟
آیا برنامه گروه های پان آریایی خارج نشین نیز به همین منوال نیست...

198:


توهین ها شروع شد...متاسفم برات واقعا ....

199:

عرف در بررسی علمی جای ندارد اما در چگونگی بیان جای دارد

200:

چرا بقیه اشو نگفتی چرا نژاد پرستی که من چسبوندی نگفتی چرا ضد اسلامی که به من گفتی رو نگفتی؟

اینا ناراحتی داره یا نه اینا توهین هست یا نه؟

201:

علم!!!
علم چیست
فقط عشق است ونظریات دروغ وتحریف
یادتون هست کی به خانواده کی توهین کرد
اما دران دنیاازگناه نمیگذرم من
حال ما که به تجزیه طلبان حرف میزنیم میشیم بی فرهنگ
اگرمقابله باتجزیه طلبان بی فرهنگی هست
من بی فرهنگترین بی فرهنگهام

202:


تو گر طبیب بودی

دوای سر خود مینمودی

بفکر مقاله دروغین و جعلی و تفرقه افکن ضد نظامت باش

203:

تنها دلیل که اونو تونستم بپسندم از حرفت همین بود

بررسی بقیه اقوام اونم در این سطح تا زمانی که موضوع تاپیک درک نکردی من چجوری جوابتو بدم؟

204:

شما یک عرب تجزیه طلب یاکرد یاترکمن یا ازقوم های دیگربه من نشان بده تاخودم تاپیکش روبزنم
شما یک جستارکه تحریفات ودروغهای به ظاهرعلمی درمورد یکی ازقوم های کرد عرب ترکمن و...درهم میهن نشونم بده

205:

راستی مشکل اون چیزی که به قول خودت تو ریشه رو گفتم نگفتی؟

شما کم از اینکه من پانم حرف نزدی فقط این توهیناتو به من یادت باشه

206:

اوایل خیلیا برای تفرقه از قوم کرد استفاده کردن که خوشبختانه محروم شدن

چجوری یه بررسی به .... کشیده شد

207:

الان این ضدنظام هستش
باشه فکرکن من ضدنظام هستم
اما به جان خودم دروغ نبود
الابیا یک کاری بکنیم
شمابروید یک تحقیق درباره ی همین جمله(ایا ژنتیک اصلی درطول زمان تغییرمیکندایا مشمول چه زمانی میشود)بکن جواب روباهم بررسی میکنیم
خوبه؟

208:

به گفته جناب امیر

من یک نژاد پرستم که مسلمون نیستم و ضد نظامم و با همه اقوام مشکل دارم

این همه توهین شد به من و هیچ نگفتم اماایشون بدونه نه تنها از ترک ها حمایت نمی کنه بلکه اینطوری با این پاسخاش بد جورخودشو خراب میکنه هزار بار ازش خواستم بیاد و حرفای بالای منو نقد کنه فقط اون خط اولی رو به من نسبت داد

209:

علم چنین قصدی ندارد اما "حافظه جمعی و قومی" من میگوید که هر بار قصد
سو استفاده افراد را چه گونه تشخیص دهم!

تشخیص شبه علم نیز در رابطه با مدعی چندان سخت نیست که البته در این تاپیک
ثابت کردیم.


نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
اذری را ثابت شده فرض نکرده ایم
بلکه ، مطرح کردیم برای بررسی
شما که اطلاع داری باید مارا اگاه کنی
نه انکه به کل بررسی را ...

بله متوجه هستم ولی مطرح شدن آن بر مبنای تجربیات گذشته و البته
میزان هوش شما نشان میدهد که "این مدعی" چه مدعی "شبه علمی"
هست؟

بارها از موضع علم به هم تاخته ایم اما هر بار نتایج ثابت:

"تلاش جریان آریاییسم در تنزیه خود از راسیسم"
منجر به
"تکذیب هویت ترک های ایران"

مسائل شبه علمی بوجود آمده که ناشی از نگاه بالا به پایین آریاییسم هست:

"توهین"

"انگ جرم خیانت به وطن(حالی که فقط یک دید پان آریاییستی متوهمانه هست)"

و....


خودتان هم میدانید آخر این بحث قهقهرا و بیشتر فاش شدن بی فرهنگی برخی هست
اما اصرار بیمورد را درک نکرده ام!





من ترک هستم در امن ترین منطقه ایران اسلامی زیست میکنم برای وطنم شهید داده ام و هم اکنون در مرزهای سایبری و فیزیکی سرباز وطنم هستم یک مسلمان و طرفدار همگرایی مسلمین هستم و این مشکل من نیست که پان آریایی ها من را دوست ندارند...



گویا مشکل از ضد عرب و ضد ترک بودن پان آریایی هاست و انها در خیانت به وطن شهره اند.


میبینید چقدر راحت میشود مرزبندی کرد.

210:

یادت هست تویک جستاردرباره جنایات چنگیز درایران پست اولم
این بودکه
امیدوارم کس این جستار روبه خودش نگیره
چه کارکردند
بروپیداش کن ببین چکارکدن
من وتو 7پت اول جستارزدم که اقا نژادپرستی نیست
اقا توهین نیست
حتی توی متن استارت هم نوشتی
اما مگه شد
همون حرف خودت این چندتابه خودشون شک دارن

211:

این یک جستاردرباره پانترکیسم هستش ببین خودت که چه پستهایی زدند
اگرپانتورک نیستند پس چه سری هست این وسط
http://forum.hammihan.com/thread169710.html

212:


وقتی ایشون منو که از عرب و ترک و لر و کرد دوست دارم اتفاقا مشکلی هم نداریم پان آریایی میدونه و میگه من فقط به فکر خودمم و میخوام ترکای ایران رو نادیده بگیرم و بهشون توهین کردم وقتیم میگم توهین منو نشون بدید عذرخواهی میکنم و وقتی من میخوام خیر اون سرم به هموطنام کمک کنم تا انقدر مشکل نداشته باشن همه بدونن قضیه ترکا با مغولا جداست چی بگم اصلا چیکار بکنم ؟

تنها کاری که می تونم بکنم اینه

اگه خدامیشه من یکی رو زودتر از بین این مردم ببر که اگه جهنمی باشم بازم اون جهنم توئه تا بنده هات

213:


شما که هر کسی بگه ترک هست رو ضد ایران میدونید بارها در تاپیک "ریشه" این
امر رو به چشم دیدم.

جناب احتمام به نظریه کسروی(ضد دین و ضد ترک)معروف و نظریه پرداز رضا خان چه
معنی دارد؟

به پست های قبل برگردید و اینکه چگونه من رو و با چه مبنایی من رو ضد ایرانی معرفی
کردید؟
چون ترک هستم ضد ایرانی هستم؟

فعالیت ضد ایرانی من رو میشه نشون بدید؟

214:


هر وخط تو جرات کردی لینک یا محل سبط مگالقه دروقینت را اثبات کنی من میرم آزمایشگاه میدم ژنمو آزمایش کنند

اگر نمیتونی محل ثبت مقاله جعلیتو رو کنی از حرفای من نقل قول نگیر

بلانسبت دوستان و والدینت چقدر دیر فهمی هی دم از علم میزنی

طوطی در این مدت میتونست یه کتاب را بفهمه تو یه جمله که آقا محل ثبت مقالتو را ثبت کن متوجه نشدی هی میگی علم علم


با پوزش از همه ی دوستان فهیم

215:

هروقت تونستی چیزایی رو که گفتی تونستی توی پستای من نشون بدی بعد

216:


مشخص کنید منظورتان چه کسی هست!من که در آن تاپیک نبودم!

217:

اگه نبودی به خودت نگیر

218:

چرا توهینایی که به من کردی رو جواب نمیدی؟

چرا حرفای من تو جستار رو نقد نمی کنی؟

219:

نوشته اصلي بوسيله amir_dj
نوشته اصلي بوسيله sadegh47
نوشته اصلي بوسيله siavash7442
اگر عمری بود فردا پاسخ میدهم
پاینده باشید

220:

شما نگاه به جستاربینداز ببین چه حرفهایی زده اند
انوقت ما میشویم پان
خیلی جالب هست

221:

جناب منتظر پاسخم حرف بدی که نزدم هزاران بار هم که گفتم اگه توهینی به ترک ها کردم نشون بدید من عذرخواهی می کنم شما نمیخوای نشون بدی بعد از این همه توهین به من

222:

جستاربه نابودی رفت
همش شدهرزنامه
تابرگه 4یا5خوب بود
اماالان برگه 13هستش
ببین چه شد
من میگم بیخیال شیم
فقط بدون عده ای بر رو کلمه مغول حساس هستند
ضمنا هرکسی که پای خانواده راوسط بیاورددیگربامن کاری نداشته باشد
چون فهم وغیرتش رادیدم

223:

انشالا...

البته جناب محمد هم هنوز توضیحی در مورد چرایی و نحوه استارت کار از ریشه نداده اند؟

یادآوری:

این لینک نوشته شما در ریشه که قصد ایجاد این تاپیک رو تحت این موضوع:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170162

این عین نوشته شما:
"آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست"

اشاره به بحث "آذری آریایی جناب کسروی"


این لینک هم جواب جناب مجتبی هست:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170396

از صفحات 727 تا ...

حالا چه حرف و بهانه ای داری که پشت آن پنهان شوی؟

224:

حیف از این جستار نبود؟

هرچقدرم میگم توهین منو به ترکا نشون بدید کسی چیزی نشون نمیده اما باهام مخالفن یعنی علنا میگن آدم بی فرهنگ بیشعور تو به ما کاری نداشته باش بذار هموطناتو به ریشخند بگیرن به جاش تو رو میزنیم. به خدا انقدر که اینجا حال پیامبرا رو درک می کنم حال کسی رو درک نمی کنم

225:

نه اصلا! همه از شمایند:) حتی هم ولایتی های ولایتمدار(!) هم به عصیان واداشته شدند

226:

چندین بار اینجا توضیح دادم نگفتم برای تنش زداییه نگفتم برای آشناییه

چرا جناب فضولی مسئله رو درک کرد و شرکت کرد؟

نگفتم برای این جستار رو زدم تا عده ای به ترکا بی احترامی نکنن

ولی تو چیکار کردی نه تنها به من توهین کردی بلکه فقط روی آذری مانور دادی همین

227:

خواهش میکنم منظورتان راصریح بفرمایید

228:

انقدر که من از این جناب برای توهیناش نقل گرفتم از کسی نگرفتم

اصلا من اشتباه کردم گفتم آذریا خب تو که بلدی چرا نمیای جواب سوالا رو بدی نقد کنی؟

229:



من عین بحث قبل از استارت شما رو از تاپیک ریشه آوردم اما گویا نمی خواهید اصل
ماجرای استارت این تاپیک رو قبول کنید!!

من "ترک" هستم هر کسی با هر لفظی قصد هجمه بهم رو داشته باشه جلوش می ایستم
یک "شیعه" هستم هر کسی قصد هجمه به "ولایت فقیه" رو داشته باشه جلوش می ایستم.
یک"ایرانی" هستم هر کسی قصد تعیین تکلیف "پان آریاییستی" در موردش داشته باشه جلوش می ایستم و یادآور سابقه بیفرهگی دوران رضا خان و کسروی میشم.

مسائل مشخص مواضع روشن.

خدا حافظ تا فردا.که انشالا پست های "ریشه" رو پاک یا ویرایش نکنید...

دیگه نقل نگیرید تا فردا شیفت بعدی...


یا علی

230:


شما در توهمید برادر

شما مرا ایرانی نمیدانید و مسلمان

دلیلتان هم کودکانه است صرفا بخاطر گفتن ایجاد چنین چیزی پیراهن عثمان کرده اید و تلاشتان برای ضد نظام نشان دادن من است

احساساتتان را هم که به جای دانش قرار داده اید و از آن بر ضد من استفاده می کنید برخوردی با شما نشه بدون شک به همون یا علی میسپارمتون و به خدای خویش هرچند کمتر مرا تحویل می گیرد اما یقیین دارم به خوبی پاسخ شما را میدهد

به خدای علی سپردمتان و واگذارتان کردم

231:

این که میشود عمل ...
ابتدا باید بررسی علمی صورت گیرد
  • نکته اخلاقی:تمیتوان علم را سانسور کرد
بارها از موضع علم به هم تاخته ایم اما هر بار نتایج ثابت:

"تلاش جریان آریاییسم در تنزیه خود از راسیسم"
منجر به
"تکذیب هویت ترک های ایران"
مشکل بنده و شما در انجا هم این بود که عمل طرفین را بررسی میکردیم بدون بررسی علیم!
برای شروع باید موارد زیر بررسی شوند:
ترک
هویت ترک
ترک های ایران
ایران
آریا
پان تورک
پان اریا

فاش شدن بی فرهنگی
چیزی به نام بی فرهنگی نداریم ...

232:

درود مجدد

البته جناب محمد هم هنوز توضیحی در مورد چرایی و نحوه استارت کار از ریشه نداده اند؟
.
بهتر است بدانید ریشه یک محیط فان و دوستانه بیش نیست!اگر دقت کنید ا همان نامش هم معلوم است!مسئولیت ها:وزیر اطلاعات!!وزیر فرهنگ!!ناظر!!معاون!!!فرماند ارتش!!!!!فرمانده قشون!!!!!!!!پیشوا!!!!!!!!؟
و همجنین از نظر محتوایی:
در اتپیک ها دقت کنید:
برای مثال بنده چندین با محاکمه نظامی شدمتفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
200-300باز به داعش و امپراتوری روم!!حمله کردیمتفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
+
یادآوری:

این لینک نوشته شما در ریشه که قصد ایجاد این تاپیک رو تحت این موضوع:
http://forum.hammihan.com/thread1422...ml#post5170162

این عین نوشته شما:
"آیا ترکان از نژاد مغولند اینو من جستارشو بزنم به نظر شما اتفاقی میفته من بگم آذریا و مغولا بحثشون جداست"

اشاره به بحث "آذری آریایی جناب کسروی"
البته آذری گاهی به معنای اذربایجانی/اهالی اذربایجان است


این لینک هم جواب جناب مجتبی هست:
ان هم طبیعتا شوخی بود!
بنگرید به ادامه بحث...
+

233:

سلام
قبل از هر بحثی خواهشمندم تکلیف تاریخ را مشخص کنید .
حالا تکلیف را مشخص کنید در زمان مغول به ایران امدند یا هزار سال پیش . حمله مغولان در قرن هفتم اتفاق افتاد و حضور ترکان به خیلی قبلها میرسد .
در ضمن خوارزمشاهیان و غزنویان و .... قبل از مغول حاکم ایران بودند و ترک
و همچنین مدارکی دال بر حضور ترکها در 4200 ( خیلی قبل از ورود اقوام فارس )سال پیش در مرکز ایران موجود است .
آذربایجانی های امروزی تباری ایرانی دارند نه مغول و ترک.
بر چه اساسی چنین میفرمایید ؟ دلیل و مدرک؟
مغول نبودند درست ، ولی ترک بودند و هستند
اما مغولان به قبایل تاتار و قیات و اورلات و کرائیت و نایمان و ترکان اویغور و قرلق و قراختائیتقسیم میگردند.
کاملا اشتباه است . این رده بندی بر چه اساسی است ؟
-------
بقیش را بعدا عرض میکنم .

234:

تحلیل ها غلط شما از پیش فرض های غلط تر شما منتج شده است .
من در هیچ منبع تاریخی ندیده ام که ترکان قدیم شبیه مغول ها یعنی چشم بادامی و زردپوست توصبق شده باشند .
شما میگویید چون آذری ها زردپوست و چشم بادامی نیستند پس ترک نیستند ؟!!!
زردپوست بودن ترکان قدیم پیش فرض غلط شماست و نتیجه شستشوی مغزی شما توسط پانفارسیست ها و فراماسون هاست .

در چند نمونه از منابع تاریخی خودتان که پانفارسیست ها پنهانش می کنند و سانسورش می کنند به چند نمونه از این توصیفات اشاره می کنم .
قضاوت با خوانندگان .

باشقورد یا باشغرد
نام قومی ترک نژاد در روسیه و اروپای شرقی
ابن فضلان باشقورد ها را خطرناک ترین ترک ها نامیده است .
یاقوت حموی در حلب باشغرد ها را دیده و توصیفشان کرده است .
وی باشغرد ها را مردمانی به مذهب ابوحنیفه با ریشی تراشیده و موی اشقر ( سرخ مایل به زرد و سفید ) توصیف کرده است .
باشغرد ها شبیه مغول ها نبودند

خزر ها :
نام قومی ترک ساکن شمال و غرب دریای خزر و شمال دریای سیاه .
مورخ مسلمان " استخری " درباره خزر ها می گوید . خزر ها دو قسمند : آق خزر ها ( خزر های سفید ) و قره خزر ها ( خزر های سیاه ) . و می گوید خزر های سفید ( آق خزر ها ) ، خوش سیما ، سفید پوست ، مو قرمز و چشم آبی هستند ولی خزر های سیاه ( قره خزر ها ) ، زشت و تیره پوست درست شبیه مردم هندوستان هستند . وی خزر های واقعی را آق خزر ها و ترک می داند ولی دومی ها را نه ( قره خزر ها مهاجرانی از هند بودند از طوایف جت و کولی ) .
هیچ کدام از دو تیره آق خزر ها و قره خزر ها شبیه مغول ها توصیف نشده اند .

اغوز ها :
اغوز ها که یکی از تیره های بزرگ ترکان بودند نیز شبیه مغولان توصیف نشده اند .
چهره ترکان اوغوز در منابع تاریخی

«محمدبن علی بن سليمان الراوندی» مؤلف كتاب تاريخی راحه الصدور كه خود مؤلف, هم عصر با تعدادي از سلاطين سلجوقي بوده و آنها را ديده است در كتاب خود, چهره و شكل و شمايل تعداد زيادی از پادشاهان سلجوقی را به تصوير كشيده است كه ما در اينجا به بعضی از آنها به نقل از همين كتاب اشاره می‌كنيم:

- آلپ ارسلان محمد بن داود سلجوقی
"سلطان آلپ ارسلان پادشاهي بود با هيبت و سياست و تازنده و كامكار و بيدار، دشمن شكن خصم افكن، بي نظير و جهانگير، تخت آراي و گيتي گشاي، قدّي عظيم داشت و محاسني دراز چننانك به وقت تير انداختن گره زدي و هر گز تير خطا نكردي… از سر محاسن تا سر كلاه او گويند دو گز بودي و هر رسول كه پيش تخت او آمدي بهراسيدي، ملكي آسوده داشت ."

- سلطان ملكشاه بن محمد سلجوقی
« سلطان ملكشاه صورتی خوب داشت و قدي تمام , بالی افراشته و بازوی قوی بضخمی مايل بود, محاسنی گرد, رنگ چهره سرخ سپيد, يك چشم اندك مايه شكسته داشتي از عادت نه از خلقت, جمله سلاحها كار فرمودی, در سواری و گوی باختن به غايت چالاک بود»

- سلطان بركيارق (بوركو ياريق) بن ملكشاه سلجوقی
سلطان بركيارق خوب چهره بغايت بود, معتدل قامت خط و محاسن بهم پيوسته ابروگشاده, اول پادشاهي در سنة ستّ و ثمانين و اربع مايه, مدت ملكش دوازده سال, مدت عمرش بيست و پنج سال, ولادت سلطان بركيارق بدارالملك اصفهان بود در محرم سنة اربع و سبعين و اربع مايه…»

- سلطان سنجربن ملكشاه سلجوقی
«سلطان سنجر گندم گون آبله نشان بود محاسني تمام در طول و عرض و بعضي از موي شارب بآبله رفته پشت ويال افراشته بالا تمام و سينه پهن, توقيع او توكلت علي الله, وزراي او الوزير معين الدين…»

- سلطان محمودبن محمدبن ملكشاه سلجوقی
«سلطان محمود پادشاهي بود گرد روي بچهره سرخ و سپيد, گرد محاسن ربع القامه قوي بازو متناسب اعضا, مدت عمرش بيست و هفت سال, مدت پادشاهي چهارده سال و در پادشاهي نيكو سيرت بود [مثل]: اَلبِشْرُ اَولّ اِلْبّرِ, گشاده و تازه رويي اول نيكويي است, زيبا صورت لطيف طبع خوش سخن شيرين بذله موزون حركات نيكو خط و نيكو عبارت بود…»

- سلطان طغرل بن محمد سلجوقی
«سلطان طغرل بن محمد پادشاهي سرخ چهره محاسن تمام تنك. دوابه دراز قامت باعتدال پشت و يال بسته بر و سينه پهن, مدت عمرش بيست و پنج سال وفاتش بدر همدان در محرم سنه تسع و عشرين و خمس مايه…»

- سلطان مسعودبن محمد سلجوقی
«سلطان مسعود اسمر بود, بتنهايي شير افكندي, بقامت و بسطت از جمله لشكر فزون بود دراز ركاب قوي يال فراخ بر و سينه خفيف العارض, توقيع او اعتمادي علي الله, وزراي او الوزير شرف الدين…».

- سلطان محمدبن محمود بن محمد سلجوقی
« سلطان محمد خوب روي بود بچهره سرخ و سپيد فراخ چشم دراز موي محاسن اندك و تنك متناسب قد لطيف اندام چابك سوار در گوي باختن و تير انداختن, لشكردار و كامكار و كم آزار….»

- سلطان سليمان بن محمد سلجوقی
« سلطان سليمان اسمري بود بسرخي مايل محاسن متوسط كوتاه گردن ربع القامه, مدت ملكش شش ماه و كسری, ولادت او در رجب سنة احدي عشره و خمس مايه, مدت عمرش چهل و پنج سال…»

- سلطان ارسلان بن طغرل بن محمد سلجوقی
«سلطان ارسلان پادشاهي بود سرخ چهره, خوب روي, كشيده محاسن, تنك موي, دراز دوابه, ربع القامه, تمام گوشت, مدت پادشاهيش پانزده سال و هفت ماه, مدت عمرش چهل و سه سال…»

و در نهايت تصوير آخرين پادشاه سلجوقي كه در كتاب محمد راوندی آمده است:

- سلطان طغرل بن ارسلان (طغرل سوم) سلجوقی
«سلطان طغرل خوب چهره بغايت بود مويها بسه باره پر پشت افگنده داشتی و محاسنش به انبوه بود, سبلت تا بن گوش ماليده تمام قد فراخ بر و سينه افراشته يال, عمود او كس برنگرفتی و كمانش نكشيدی…»

تصویر کلی از چهره پادشاهان سلجوقی

تصويری كه راوندی از سلاطين سلجوقی می‌دهد كه نماينده شكل و تصوير ژنتيكی تركان اوغوز است، همان است كه امروز ما در بين تركان ايران و آذربايجان و تركيه و عراق می‌بينيم؛ و سرخ و سفيد بودن چهره بيشتر سلاطين سلجوقي هم آنها را خيلی نزديک به چهره مردم آذربايجان و تركيه نشان می دهد

سلجوقیان نیز شبیه مغول ها توصیف نشده اند .
ابن فضلان اغوز ها را به همراه باشقورد ها ، خزر ها و بلغار ها صاحب بشره و زیبا رو توصیف کرده است .

خلج ها :
خلج ها در تاریخ و ادبیات ایران به کثرت جمعیت و زیبایی چهره معروف بوده اند . ( جریان پانفارسیسم سراسیمه و آشفته و بدون هیچ دلیلی خلج ها رو سکایی و آریایی نامیده است !!! )

ازبک ها :
ازبک های قدیم به داشتن قد بلند و ریش زرد توصیف شده اند . ( جریان پانفارسیسم از درماندگی ازبک ها رو آریایی و بازمانده ماساژت ها نامیده است )

با مهاجرت و یورش اقوام مغول و ... به غرب و ترکیب آنها با ترک ها ، ترکان آسیای میانه شباهتهایی به مغولان پیدا کرده اند و این باعث سوء استفاده پانفارسیسم شده است .

235:

چهره ترکان چین :

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

محمود کاشغری :
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

سلطان سلیمان عثمانی :
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

سلطان محمود غزنوی :
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

شاه اسماعیل صفوی :
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول


بلغار ها :
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

236:

چهره ی دختران و زنان ترکمن


تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

237:

يك دختر اويغور
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

زن مسلمان ايغوري
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول


تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

238:

شرکت کنندگان چرا پاسخ پرسش ها رو اول نمیدید؟

تا زمانی که پاسخ پرسش ها داده نشده جوابی نمیدم

239:

درود جناب mojtabaw000w عزیز
خوب اساس صحبت شما قبول ولی من فکر می کنم برای بررسی
یک بحث علمی هم شرایط زمانی و مکانی لازمه که سنجیده بشه
و بعد بهش پرداخته بشه .(در شرایطی که اقوام ایرانی هر کدام به
نوعی منتقد عملکردها هستند تحریک برخی افکار آماده انفجار به
همراه یکسری بندها و تبصره های الحاقی و ضمنی ناچیز نمی تونه تضمین
ایجاد یک بحث منطقی رو ایجاد بکنه
فرضا توی بحث کردها هم من این چالش را داشتم و اینکه منتقدین
بحث گروههای تفرقه آمیز و تند رو و تجزیه طلب، بحث اقوام را به شکل
کلی وارد مباحث کردهای تجزیه طلب کرده بودند و ته گفتگوهاشون هم
یک الحاقیه به ظاهر دلجویانه بهش اضافه کرده بودند که بازهم از جانب
کردها مورد انتقاد قرار گرفته بودند(در حالیکه عملا و منطقا هیچ صحبت
ناموزونی رخ نداده بود)
از نظر من گروههای تجزیه طلب داخل ایران سرجمع هیچ عدد
قابل ملاحضه ای نیستند که بخواهیم به شکل مجزا و جدا جدا
به این شکل رویشان تمرکز کنیم پان ها (فارس و کرد و ترک و بلوچ و
عرب و ...) تماما جزئی از تفکرات تجزیه طلبی محسوب میشوند و قطعا
می توان به شکل کلی از دید صرف تجزیه طلب مورد انتقاد قرار بگیرند

صرفنظر از تمام اینها من واقعا می خوام بدونم الان که خدا را شکر ترکها
شانس آوردند و طبق اسناد این جستار از مغول بودن جان سالم به در بردند
ولی اگر احیانا خلاف این ادعا اثبات میشد و فرضا بنا بر اسناد فلان منبع و
فلان محقق ، ترکها مغول شناسایی میشدند الان تکلیف چه بود!؟
پشت هر مباحثه علمی هم لازمه که یک هدف منطقی نهفته باشه اگر نه
میشه مصداق مباحث مربوط به دلایل چند همسری آقایان که همواره تعداد زیاد
خانومها را دال بر چند همسری آقایان اعلام می کنند و بعد هم وقتی حالت
برعکسش را سئوال می کنیم که فرضا اگر روزی تعداد آقایان بیشتر از خانومها
شد آیا بازهم مطابق این استدلال عمل می کنید یا خیر که در اینجا برعکس کلی اما
و اگر تعریف می شود و از پاسخ دادن طفره میروند



240:

درود گرامی
تنها هدفی که از اثبات غیر مغولی بودن ترک ها دارند اثبات به اصطلاح همنژاد و هم خون بودنشان با پارسی زبانان هست و در مرحله بعد ادعا می شود زبان بومی عاریتی و اجباری بوده و باید حذف شود .
این تلاش ها تماما جهت توجیه اجرا نکردن چند بند از قانون اساسی و نادیده گرفتن حقوق حقه این مردمان است که بنا به میل برخی ها باید همه کشور به یک زبان تکلم کنند همان قضیه خون پاک آرایایی و پارسیزه کردن کشور! منتهی برخی تندخوها نمی توانند جلوی خود را بگیرند و هدف خودرا آشکار می کنند و برخی ها با استناد به نوشته های متعصبین و سند سازی که این روزها در دنیای مجازی تنها با چند کلیک میسر است در لفافه چنین نیتی در سر دارند

241:

درود مجدد
بهتر نیست جستار به کلی بسته گردد هدف هایی استخراجی دیگران از جستار تا امروز حتی به فکرمم نیومده بود|

و در نهایت پرسش ها بی پاسخ موند

242:

منطقه ی آذربایجان ایران در طول تاریخ و جنگ های بسیار از ایران جدا شده
زمانی به طرف کشور آذربایجان سوق ّپیدا کرد که زبان اصیل آذری دارند
و زمانی به حکومت ترکی ها و عثمانی ها پیوست(همین ترکیه ی کنونی)
در واقع آذربایجان های غربی و شرقی کنونی ما مخلوطی از زبان آذری و ترکی هستند
ولی از نظر نژاد آذری
زبانشان هم مخلوطی از ترکیه ای و آذربایجانی است

243:

سلام

کوتاه پاسخ میدم چون تا به پرسش های مطرح شده پاسخی داده نشه من پاسخی در ادامه نمیدم

در مورد بخش ابتدایی بلی اشتباه از من بوده (حداقل از اینکه اون جمله آخر رو یک بار خوندید و آوردید ممنونم،نشانه خوندن شماست تا جبهه گیری و اصلاح میگردد)

و همچنین مدارکی دال بر حضور ترکها در 4200 ( خیلی قبل از ورود اقوام فارس )سال پیش در مرکز ایران موجود است .


این مدارک را رو کنید مدارکی هست کافی نیست

در ضمن اقوام فارسی و ... را در انتها به آریایی ها نچسبانید،برای یک نمایش نخنما

بر چه اساسی چنین میفرمایید ؟ دلیل و مدرک؟
مغول نبودند درست ، ولی ترک بودند و هستند
من هم بر اساس همین جمله شما میگویم

مغول نبودند درست، یقینا ایرانی بودند

اما مغولان به قبایل تاتار و قیات و اورلات و کرائیت و نایمان و ترکان اویغور و قرلق و قراختائیتقسیم میگردند.
بنگرید
مغول - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

244:

شما هم از اساس پست نخستین را نخوانده اید و میخواهید از هیچ مچگیری کنید؟

تحلیل من مهم تر است یا نتیجه جستار؟

اصلا من ترکان را به مغول ها چسباندم؟


تنها در صورتی پاسخ خواهم داد که شما به پرسش ها پاسخ دهید

245:

نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
درود جناب mojtabaw000w عزیز
با درود بانو دیلک گرامی ... و جناب ich-liebe-dich عزیز
خوب اساس صحبت شما قبول
ولی من فکر می کنم برای بررسی
یک بحث علمی
هم شرایط زمانی و مکانی لازمه که سنجیده بشه
و بعد بهش پرداخته بشه .
.
گرامی..
در بررسیِ علمیِ یک مسئله ، شرایط مکانی ان مسئله معیار و شرایط زمانی ان ملاک است
اما در بررسی علمیِ یک عمل (در اینجا ، عمل=مباحثه علمی پیرامون این مقوله) شرایط زمانی و مکانی نه معیارند و نه ملاک ...

توضیحات:

ببینید
اصولا نمیتوان تحت هیچ شرایطی علم را سانسور کرد و مانع از بررسی علمی
- تخصصی مسائل شد
و در صورت ارتکاب چنین اعمالی ، جامعه از رشد متوقف میگردد
و توقف رشد یکی از مباحث علمی = ایجاد وقفه در رشد عناصر فرهنگی = کاهش تدریجی رشد فرهنگ و ... !


البته
پیشگیری از سوء استفاده ها و سوء برداشت های ثانویه ، الزامی است
و به همین منظور باید در چگونگی بیان
(=نحوه عملکرد مباحثه گران) عرف را در نظر(=ملاک) داشت
البته عرف هم تحت تاثیر مکان و زمان است
[اما مساوی شرایط زمانی و مکانی نیست]
یا به عبارتی الفاظ باید مطلقا بی طرفانه ، مستدرک و غیر محرک باشد
و اما عمل:
طبیعتا اگر این یک بحث کاملا علمی باشد نتیجه ای علمی میدهد و در اینصورت ، اگر افرای برداشت غلطی کنند علتش فرهنگ(=>روحیه) غلطی است که به انان عالب گشته که باید فرهنگسازی صورت گیرد که فرهنگسازی هم وظیفه حکومت است
و اگر هم افرادی سوء استفاده کنند در اینجا وظیفه حکومت است که با تحقق بخشیدن به خواسته های معقول اقوام انان را راضی نگه داشته و با تفرقه افکنان و سوء استفاده گر برخورد کند
+
  • نکته اخلاقی:در مجموع بررسی علمی باید صورت گیرد اما در چگونگی این بررسی توضیح دادم . در کل لازمه چنین امری ایجاد محیطی علمی است که از وظایف حکومت است!که به خوبی هم انجام دادهتفاوت های مردمان آذری و ترک و مغولتفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

+
قطعا می توان به شکل کلی از دید صرف تجزیه طلب مورد انتقاد قرار بگیرند


صرفنظر از تمام اینها من واقعا می خوام بدونم الان که خدا را شکر ترکها
شانس آوردند و طبق اسناد این جستار از مغول بودن جان سالم به در بردند
ولی اگر احیانا خلاف این ادعا اثبات میشد و فرضا بنا بر اسناد فلان منبع و
فلان محقق ، ترکها مغول شناسایی میشدند الان تکلیف چه بود!؟
استدلال محقق بررسی میشد
پشت هر مباحثه علمی هم لازمه که یک هدف منطقی نهفته باشه
در مورد این مسئله قبل تر توضیح داده ام:
لینک نوشته

+
شرمنده کمی دیر شد اما واقعا درگیر هستم

246:

درود جناب ich-liebe-dich عزیز
...
!!!
چه عرض کنم متاسفانه مغرضین هر دو طرف اهداف متفاوتی
می توانند از بیان هر دیالوگی داشته باشند ولی خوب اینم
هست که چه بسا بعضا ناخواسته وارد این مباحث شده و بحث
را به سمت و سوی خاصی سوق بدهندفرضا در میان خود این
اقوام هم هستند کسانی که گلایه های خاص اقوام را دال بر
تجزیه طلبی تلقی می کنند ! در حالیکه می توانند آنرا به عنوان
یک کمبود یا نقص عملکردی برای خود تصویر سازی کرده و مطالبه اش
کنند
صرفنظر از این گفتگوها واقعا جای تاسف هست برای مردمی که زبان
محاوره ایشان ترکی باشد ولی بلد نباشند دو خط زبان مادریشان را به
رشته تحریر در آورند!
حالا لزومی هم نیست کل زبان مکتوبی اقوام ،کلهم به زبان مادری تغییر یابد
ولی حداقل که می توانند چون دروس عربی و انگلیسی برای مدارس
این ناحیه از کشور زبان مادری را هم به عنوان یک واحد تحصیلی تعریف بکنند

+
ولی این بحث هم در نوع خودش بحث جالبیست که قرار است براساس ژن مردمان
نسبت به زبان محاوره ایشان تصمیم گیری کنند:)

247:

کسانی که ادعای هزاران دفاع دارید بار آخر هرچند به مدیریت اطلاع داده شده وقتی پست اول رو نمیخونید در تاپیک شرکت نکنید

تا اینجا چند نفرتان تلاش کرده که جواب سوالا رو بده؟!

کدومتون به جز یک نفر اشتباه فاحش منو فهمید؟

نتیجه گیری خوبی بود نه!
ادعای ابر قهرمانی و بازی با احساسات دیگری و نتیجه گیری و قضاوت زود هنگام!؟

هیچ کدومتون به فکر شرکت نبودید بلکه به فکر این بودید یا تاپیک بزنید یا بهش خرده بگیرید

الان دقیقا فکر کنم باید بگم برای خودم که این گفتگو رو آغاز کردم متأسفم چون اینجا کسی به فکر گفتگو نیست

248:

بسیار عالی
ممنونم از توضیحات جامع و کاملتون
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها

استدلال محقق بررسی میشد
اصلا نیازی به بررسی استدلال نیست
منظور من اینه که فرض را بر این بگذاریم که
ثابت میشد که ترکها مغول هستند
اونموقع قرار بود چه تغییراتی در عملکرد
خود انجام دهیم؟
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
در مورد این مسئله قبل تر توضیح داده ام:
لینک نوشته
مطلب را خوندم و لذت بردم

ولی مسئله اینجاست که دست آورد منفی این مباحثات
بر دست آورد مثبتش می چربد آیا مهم نیست؟
اگر نه بحثی سر اصل موضوع نداریم عرض کردم
توی مبحث کردها هم هیچ بحث غیر منطقی رخ
نداده بود ولی بازهم گفتمانها تنش زا دنبال
شده بودند
+
اینهمه هزینه صرفا بخاطر یک ادعای مضحک یک
عده تجزیه طلب!!!وقتی ماهیت وجودی پان ها
مورد تایید نیست پرداختن به جزئیات ادعاهای موهون آنها
آن هم در راستای تجزیه طلبی چه ثمری دارد؟مگر چه تعداد
از ترکها چنین دیدگاهی دارند؟
منظور شما این است که ادعا به شکل علمی بررسی
می شود و درستی نادرستی اش به اثبات می رسد و...
یعنی با این روش قصد داریم پان ترکها را به راه راست
هدایت کنیم؟
پس تکلیف نتیجه این وظایفی که باید انجام میشده و نشده و
الان به شکل یک خلا حساب شده توی ذوق می زند چه میشود؟
لوله کش گاز کوتاهی کرده و لوله کشی استاندارد در منزل انجام
نداده و گاز دارد نشت می کند آیا می توانیم بگوییم وظیفه او بوده
ما باید غذایمان را طبخ کنیم به ماچه؟


نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
+
شرمنده کمی دیر شد اما واقعا درگیر هستم
خواهش می کنم
شرمندگی برای منه که با 24 ساعت تاخیر پاسخ دادم

249:

1 - منظورتان از اذری چه کسانی هستند ؟
اگر احیانا منظورتان ترکان اذربایجانی هست باید عرض کنم که کسی از ترکان اذربایجان تا بیست سی سال پیش خود را اذری نمینامید و اخیرا نیز از روی نا اگاهی بعضیها( معمولا کودکان و نوجوانان ) هر از گاهی این لفظ را به کار میبرند که متاثر از تبلیغات و تکرار رسانه هاست .
جواب .
ترکان اذربایجان از اقوام اصیل ترک هستند از شاخه اغوز ( غربی ) با سایر ترکان تفاوتهای اندکی دارند که طبیعی است . ( تفاوتهای اذربایجانیها با سایر ترکان کمتر از تفاوتهای مثلا سمنانیان با اصفهانیان است ) مغولان مقوله دیگریست گرچه قرابتهای زیادی دارند مانند قرابت فارسها با پاهاری نپالی و بنگالی
2- مردم آذری با مردم ترک و مغول چه شباهت هایی دارند؟
طبیعتا نژادشان مشخصات ژنتیکی شان و زبانشان شبیه به سایر ترکان است . شباهتشان با مغولان اینه که زبان هردو جرو زبانهای اورال التاییک است . شباهت ترکان اذربایجانی با مغولها مانند شباهت فارسها با پالپا ها و نپالی ها و بنگالی هاست.
3- تعاریفی از مردمان آذری و مغول و ترک
ترکان اذربایجان ( که بعضیها از روی نا اگاهی یا مغرضانه اذری مینامند )جزء ترکان اصیل هستند که در کشورهای اذربایجان و ایران و قسمتهایی از گرجستان و شرق ترکیه و بعضی کشورهای دیگر سکونت دارند
ترکان مردمانی غیور هستند که از سیبری گرفته تا شرق اروپا ساکن هستند مانند اذربایجانیها اوزبک ها ترکمنان و .....
مغولها مردمانی هستند که در مغولستان ساکن هستند و به زبان مغولی صحبت میکنند .
4- زبان این سه مردم چگونه بوده و چگونه است؟
http://upload.wikimedia.org/wikipedi...s_%28en%29.png

5- مکان زندگی قبل و حال این مردمان در کجا بوده؟
ترکان اذربایجان ( آز اَر ها یا هازاَر ها )از قدیم الایام ساکن منطقه موسوم به اذر بایجان و اطراف ان بودند
سایر ترکان نیز در گستره وسیعی از سیبری تا شرق اروپا بودند و هستند .
مغولان در سرزمین مغولستان بودند که چند صد سال پیش به ایران نیز حمله کردند .
6- تورانیان چه شباهت هایی با این مردمان دارند؟
توران مردمان ترک تبار و یکی از امپراطوریهای قدیمی ترکان بودند . از سایر امپراطوریها میتوان اغ هون و گوک تورک - خزر و ....
گرچه چند صباحیست سعی در ایرانی نشان دادن تورانیان را دارند اما بشنو و باور نکن .
---------------------------------------------
حالا منظور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
شرکت کنندگان چرا پاسخ پرسش ها رو اول نمیدید؟

تا زمانی که پاسخ پرسش ها داده نشده جوابی نمیدم
بنده جواب دادم . حالا قهر نکن و جواب دوستان را بده .

250:

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
آثار پیدا شده از تیمره با قدمت 4300 سال
در تیمره ( مکانی در استان اراک نزدیک محلات - ایران) - قدیمی ترین مکان از نظر یافته های تاریخی
این آثار Tamğa (damğa هستند که به تمغا نیز مشهور هستند و در واقع علایم و نشان هایی هستند که به عنوان علامت و نشان بر اسناد، نامه‎ها و فرمان‌ها می‌زدند!
تصاویر توسط پرفسور ناصری فر گرفته شده و علایم نیز از کتاب دیوان الغات تورکی محمود کاشغری آورده شده است

IYI tamgası که در خط اورخون ( دو علامت کنار به معنی "س" و حرف وسطی به معنی "ل") می باشد
که در تصاویر به زیبایی دیده میشوند!!

251:

امیدوارم دوست عزیز آذری/تورک من؛ شما جزو آن دسته نباشید که از روی ناآگاهی (معمولا کودکانه و نوجوانانه) هر از گاهی الفاظی را به کار ببرید که متاثر از تبلیغات و تکرار رسانه هاست...

نوشته اصلي بوسيله alperen نمايش نوشته ها
...
ترکان اذربایجان ( آز اَر ها یا هازاَر ها )از قدیم الایام ساکن منطقه موسوم به اذر بایجان و اطراف ان بودند

پس اقوام هازارها/آزارها/آذارها
ساکن آذاربایگان یا جان بودند از قدیم و الایام ولی خودشان را آذری نمی نامیدند؟!

نوشته اصلي بوسيله alperen نمايش نوشته ها
حالا منظور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بنده جواب دادم . حالا قهر نکن و جواب دوستان را بده .

فعلا دیر وقت است و بنده هم حوصله ورود بیش از این در این ساعت را به این مبحث ندارم، ولی حتما روز شنبه مطالبی را در نقد هر دو طرف که متاسفانه یکی از این سو و دیگری از آن سو افتاده اند ارسال خواهم کرد.

درضمن جناب آلپرین عزیز اگر واقعا نقدی دارید و تصور می کنید که بر حق است لطفا از ادبیات بهتری استفاده کنید، زیرا همانطور که مشاهده کردید این ادبیات به راحتی به سمت خودتان بر خواهد گشت.

سپاس

252:

سلام.
در مورد ریشه تقریبا اکثر صفحات و حتی شوخی ها و برخی فحاشی ها و ...را خواندم
از فان بودن محیط آن مطلع هستم!

ولی از هجوم برنامه ریزی شده برای منهدم کردم "فرید ها" و عشق و علاقه شما به
امثال خودم آگاه هستم(گویا برخی از عزیزان شما ضدترک هستند و این را بارها نشان
داده اند)
البته تالار تاریخ یکی از پلن های منهدم کردن کاربرانی که از ان ها خوشتان نمیاید هست!!
گویا ...و....


نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
البته آذری گاهی به معنای اذربایجانی/اهالی اذربایجان است
ان هم طبیعتا شوخی بود!
بنگرید به ادامه بحث...
+

البه جو غالب فعالیت های گروهی شما بیشتر بازی میان "آذری آریایی" یا "ترک" و "مغول"
هست که خودتان هم میدانید جناب محمد با چه قصدی استارت این تاپیک را زده اند گرچه
شاید با برخی از شما برادر مذهبی باشیم ولی برخی تان خب روحیه ضد ترک و ضد عرب
اثبات شده ای دارند!
در بین همان اعضای شما کسی یا کسانی وجود دارند که توهم کورش پرستی دارند آیا این
تقصیر من هست!


خیلی از مسائل شوخی نیست افکار پوسیده برخی هست که هر روز در ساختار چند تاپیک و چندین هزار پست در شبکه های اجتماعی و چندین هزار ساعت برنامه تلوزیونی ماهواره ای در شبکه های ...هست!

فکر میکنم نوع تاپیک و هدف و "ریشه" ایجاد آن پبش از این شرح داده ام...


امید وارم عناد و ترکستیزی برخی ...

253:

سخنرانیتان تمام شد از جستار خارج گردید و تا زمانی که شرکت کننده نیستید بازنگردید

254:

من هم قصدم از ایجاد این تاپیک همین پاسخگویی ها بود تنها دلیل پاسخم به شما بخاطر توجهتان برای پیدا کردن خطای من بود که از این بابت از اینکه هدف تاپیک را که همان خواندن و بررسی بوده متوجه شدید تشکر میکنم
کسی که توانایی باشد از تاپیک نهایت استفاده را میکند نه مثل دیگران نسبت هایی بدهد و همانند خیلی ها قضاوت کند، کمی توجه کنید میبینید من از کمترین توضیح و از ویکی پدیا استفاده کردم و نوشته ها رو به مرحله نقد گذاشتم اگه به پرسش ها پاسخ داده میشد یا اون نوشته ها رد میشه یا تایید،امیدوارم منظور منو از ایجاد فهمیده باشید

255:

با عرض درود و احترام با درود جناب شهریار گرامی ...
یادتان است در جستار هایی این بحث جراین داشت بدلیل انحراف گسترده و طرح مسائل مطلقا شخصی و مجادله ... قفلش کردید؟
میدانم که کمی اینروز ها مشغول هستید اما خوب است که این جستارِ علمی مانند جستار های زیر نشود:
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان )=>بنده
بررسی چرایی موضع فارس ها بر ترکی آذربایجان

ایران و مسئله ای به نام پان
نقش ترکان در پیشبرد اسلام

نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
بسیار عالی
ممنونم از توضیحات جامع و کاملتون
درود مجدد بانو دیلک گرامی
+


اصلا نیازی به بررسی استدلال نیست
منظور من اینه که فرض را بر این بگذاریم که
ثابت میشد که ترکها مغول هستند
گرامی..
اگر با توجه به تمامی ملاک ها و بر اساس تمامی معیار ها و به صورت کاملا مستدرک و مستدلل این مسئله بررسی و اثبات شود
حتی اگر مورد قبول جامعه واقع نگردد هم دلیل بر این نیست که تایید نشود ...
اصولا حقانیت بر مقبولیت اولویت (=>تخصصی)دارد اما چگونگی (=>نحوه عملکرد) مطرح سازی و ترویج این مسئله بر عهده ی حکومت است
اما مقبولیت در انتشار یک حق ، ملاک است
توضیحات:یعی باید به ان توجه داشت و تا هنگامی(=>عرف،زمان) که این فرهنگ جا نیفتاده است نباید عمومی شود و باید تخصصی بماند

اونموقع قرار بود چه تغییراتی در عملکرد
خود انجام دهیم؟
لازمه ی رسیدن به مرحله ی عملکرد ، اتمام مرحله ی بررسی علمی است
توضیحات:
اگر ناقص باشد=>عملکرد منفی
اگر
کامل باشد و بدون در نظر گرفتن مسائل مطرح شود:عملکرد منفی
اگر
کامل باشد و ابتدا تمامی ملاک ها را در نظر بگیریم و ... : عملکرد مثبت
+
و در ادامه؛
اگر به خوبی انرا اجرا ننماییم:
نحوه عملکرد:غیر حرفه ای

نتیجه عملکرد=>بستگی دارد اما
غالبا مثبت نمیشود
اگر به خوبی ان را اجرا نماییم:
نحوه عملکرد=حرفه ای

نتیجه عملکرد:
غالبا مثبت
  • نکته ابهام زدایی:با توجه به ملاک ها و بر اساس معیار ها اصل عمل(=عملکرد) را تعیین میکنیم و با توجه به ملاک ها و بر اساس معیار ها عمل را به اجرا در میاوریم(=نحوه عملکرد)
مطلب را خوندم و لذت بردم


ولی مسئله اینجاست که دست آورد منفی این مباحثات
بر دست آورد مثبتش می چربد آیا مهم نیست؟
اصولا نتیجه ی یک بررسی علمی مثبت و مفی ندارد ... !
.
برای مثال
:ماهیت کوروش
[احتمال اول،]نتیجه بررسی؛

کوروش بد باشد:
واقعیتاست و لایتغیر و حق(*)
و واقعیت نه مثبت است و نه منفی
چرا که داده اصلی ماست و داده وقتی حق باشد بی طرفـانه است
[احتمال دوم،]نتیجه بررسی:
کوروش خوب باشد:
واقعیت است و لایتغیر و حق
و باز هم همان ...
  • نکته ابهام زدایی:حق به ان معنا نیست که این واقعه بر حق بوده است بلکه به این معناست که حقیقت است و اتفاق افتاده است
توضیحات:

البته گاهی افرادی ناراحت میشوند که چرا اثبات شده که کوروش [ دوم هخامنشی] بد است و به مراتب اگر ثابت شود که کوروش خوب بوده است خوشحال میشوند ...
این به
مقبولیت مربوط است و نوعی روحیه است و ربطی به حقانیت ندارد
در هر صورت حقانیت باید بررسی و تعیین شود
اما عمومی شدن ان را نمی پسندم
اگر نه بحثی سر اصل موضوع نداریم عرض کردم
توی مبحث کردها هم هیچ بحث غیر منطقی رخ
نداده بود ولی بازهم گفتمانها تنش زا دنبال
شده بودند
ان که غیر منطقی بود و طرفین دچار/مرتکب سفسطه / مغالطه تعمیم ناروا شده بودند
تعمیم ناروا:صدور حکم کلی راجع به یک مجموعه/جامعه/گروه/جریان با بررسی چند نمونه/شواهد ناکافی و یا نا مناسب
  • نکته اخلاقی:البته بیشتر مجادله بود تا مباحثه
مطمئن باشید اگر طرفین پایبند به اصول باشند مشکلی پیش نمی اید
+
اینهمه هزینه صرفا بخاطر یک ادعای مضحک یک
عده تجزیه طلب!!!وقتی ماهیت وجودی پان ها
مورد تایید نیست پرداختن به جزئیات ادعاهای موهون آنها
آن هم در راستای تجزیه طلبی چه ثمری دارد؟
مشکل انجاست که مدعی ملاک نیست و ادعا ملاک است
اگر جواب داده نشود بعد از مدتی عده ای ان را داده تلقی میکنند
و همچنین پاسخگویی به این مسئله ارتقا علم است و به مراتب ارتقا فرهنگ
مگر چه تعداد
از ترکها چنین دیدگاهی دارند؟
قبول دارم
باید به صورت " پاسخگویی به یک ادعا " مطرح شود
و اگر قرار است نامی از جریان " پان تورک/ترک" اورده شود لازم است که توضیحی داده شود که منظور ترکان عزیز نیستند
منظور شما این است که ادعا به شکل علمی بررسی
می شود و درستی نادرستی اش به اثبات می رسد و...
یعنی با این روش قصد داریم پان ترکها را به راه راست
هدایت کنیم؟
خیر
مخاطب عام را هدایت میکنیم ...
پس تکلیف نتیجه این وظایفی که باید انجام میشده و نشده و
الان به شکل یک خلا حساب شده توی ذوق می زند چه میشود؟
.
پس ما در اینجا فقط بررسی میکیم و عمل را به بعد موکول میکنیم
لوله کش گاز کوتاهی کرده و لوله کشی استاندارد در منزل انجام
نداده و گاز دارد نشت می کند آیا می توانیم بگوییم وظیفه او بوده
ما باید غذایمان را طبخ کنیم به ماچه؟
ذرات تشکیل دهنده مواد:داده
بررسی علمی:
  1. ادعا:برای این غذا ماده x لازم است
  2. استدلال:چرا که y و z در x نهفته اند و این دو سبب a میشوند که برای b خوب است
تعیین مواد اولیه عذا:نتیجه بررسی علمی
پخت عذا:عمل به علم
  • نکته ابهام زدایی:عمل به علم = استفاده از علم و بکارگیری که منتهی میشود به دستارود ها
+
در اینجا ما باید غذا بخوریم!
حال تهیه به روشی که خطر نداشته باشد (=>زیر پا نگذاشتن حق و احترام به مقبولیت) و بعد از رفع خطر(=>فرهنگ سازی،تغییر مقبولیت) عذایی انچنانی مطرح میکنیم میخوریم!(=>کطرح کردن حق)
  • نکته جالب:عده ای(=>مغز ها) بیخیال خانه(=>ایران) میشوند و میروند رستوران (=>خارج) غذا تهیه می کنند(=>عمل به علم)
خواهش می کنم

+
در کل:
کاملا منظور شما را متوجه هستم و توضیحات برای کامل تر شدن مطالب بود ...


+


یکی از مباحثات کاملا علمی در همین تاپیک را در این پست مشاهده فرماید:لینک نوشته


+
نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
الان دقیقا فکر کنم باید بگم برای خودم که این گفتگو رو آغاز کردم متأسفم چون اینجا کسی به فکر گفتگو نیست
درود جناب محمد صادق ...
خیر برادر ...
بزودی دوستان وارد بحث علمی میشوند
+
نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust
با درود نوید جان
اگر یادتان باشد با این عزیزان در جستار (ها) یی به مباحثه شبه مجادله پرداخته بودیم!














پاینده باشید

256:

درود
یکی از اتفاقاتی که بشدت منتظر رخ دادنش بودم افتاد
قضاوت های زودهنگام عدم خوندن جستار و.... نشان دهنده همه چیز بود بند آخر پست نخست دو بار یک اشتباه رو نوشتم کسی توجه نکرد

نتیجه گیری اینگونه بهترین نتیجه بود حال شما نتیجه را بگویید

257:

+




با درود امیر گرامی..
در مورد ریشه تقریبا اکثر صفحات و حتی شوخی ها و برخی فحاشی ها و ...را خواندم
باور بفرمایید بنده نیز از این امر اگاهی دارم
از فان بودن محیط آن مطلع هستم!
بنده به عنوان یکی از اصلی ترین اعضا و ملاک و معیار ریشه و ناظر بر کار ریشه بیش از شما اطلاع دارم ... !

ولی از هجوم برنامه ریزی شده برای منهدم کردن "فرید ها"
.
فرید ها که هیچ!
ما با داعش و امپراتوری روم هم جنگیده ایم!!!
و ارتش این جماعت از طریق بازی جنگ های صلیبی!!! وارد منطقه تحت نفوذ ما میشد ...
و ما با 36 سوخو و پشتیبانی نیروی دریایی ان ها را نابود میکردیم. ...!!!!!

گرامی!
نمیخواهید بگویید که ما تروریست هستیم و با ملل! سر جنگ داریم!
اگر شوخی های انجا برای شما حجت است!پس به ما به عنوان قهرمانان ایران و ایرانی بنگرید که در جنگ هایی سخت!امپراتوری مقدس روم را نابود کردیم!



و عشق و علاقه شما به
امثال خودم آگاه هستم

(گویا برخی از عزیزان شما ضدترک هستند و این را بارها نشان داده اند)
اگر به شما بگویم که یکی از عزیز ترین کسانم تورک است چه میگویید؟
جناب محمد صادق هم همینطور ...
و ایضا اکثریت اعضا


البه جو غالب فعالیت های گروهی شما بیشتر بازی میان "آذری آریایی" یا "ترک" و "مغول"
هست که خودتان هم میدانید جناب محمد با چه قصدی استارت این تاپیک را زده اند
قصدی نبوده مگر بررسی علمی ....
گرچه شاید با برخی از شما برادر مذهبی باشیم ولی برخی تان خب روحیه ضد ترک و ضد عرب
اثبات شده ای دارند!
روحیه ضد پان عرب و پان تورک منظورتان است؟
در بین همان اعضای شما کسی یا کسانی وجود دارند که توهم کورش پرستی دارند آیا این
تقصیر من هست!
تکذیب میگردد ... !


خیلی از مسائل شوخی نیست افکار پوسیده برخی هست
پس اگر ببر حقید چرا در مباحثه شرکت نمیکنید؟

بنده نیز مانند شما قبول دارم که ترکان اذربایجان ربطی به مغول ندارند
اما در مورد این مسئله حاضر به مباحثه هستم!

فکر میکنم نوع تاپیک و هدف و "ریشه" ایجاد آن پبش از این شرح داده ام...
برای ادامه بحث تشریف بیاورید همانجا ...
+
پاینده باشید

258:

درود

قصدی نبوده

خواننده پست نخست باشید من در دو بخش جستار را تعریف کردم
1- پرسشی
2-دیدگاهی که از ویکیپدیا بوده و حتی از خود من نبوده(دقت کنید از منابعی همانند کتاب ها هم که عده ای بگویند در دسترس نیست استفاده نکردم)

در بخش بعد هدف من جبهه گیری ها بود فکر میکنید یکبار به یکی از شرکت کننده ها نگفتم که من حضور ترک ها را همراه با مغول ها میدانم ولی هزار سال پیش حضور داشتند ؟ این را دوبار در پست نخست تکرار کردم آن هم در بخش حساس یعنی توضیح در مورد ترک ها کسی متوجه نشد به جز یک نفر(از این فهم به مقداری که خوشحال شدم از گفتگو ها خوشحال نبودم)حال هدفم چه بود ؟ فکر میکنید از حساسیت ایجاد این جستار خبر نداشتم؟ اتفاقا چرا به همین دلیل آن نوشته پر تضاد را دو بار آوردم تا همه ببینند که کسی برای گفتگو وارد جستار نمیگردد و تنها برای جبهه گیری و ژست ابرقهرمانیست

چفدر به پاسخ گویی به پرسش ها تاکید کردم؟ چه کسی پاسخ گو بود؟

اصلا میدانید این مقدار بازی با چنین افراد خود طلب چه بود؟ تنها اثبات قضیه اینکه مردم همان قدر که به تاریخ ساخته دیگران اهمیت میدهند به پاسخ های از پیش آماده خود نیز اهمیت میدهند

(مرا بشناسید حداقل میدانید کشورم برایم از هر قومیتی اهمیتش بیشتر بوده و به دینی اعتقاد دارم که برتریش تنها بر جلوگیری از گناه در مقابل خدایش است«همان پرهیزگاری»)

259:

محمد جان ...
منظور جناب صلح دوست شما نبوده اید بلکه موافقان و مخالفان(=>طرفین) اینگونه نظریات بوده ...

260:



از صحبت های ایشان به نفع خودم استفاده کردم تا هدف را نشان دهم و پاسخگوی همه شرکت کنندگان و منحرفان باشم

261:

درود جناب مجتبی عزیز
یک دنیا ممنون از زحمتی که بابت این توضیحات متحمل شدید

فرمودید:
اگر جامعه قبول نداشته باشد دلیل بر این نیست که تایید نشود؟
پس قبول دارید در شرایط اینچنینی می توان به ادعای تجزیه طلبی
پان ها مهر تایید زد؟
و در مقابل تایید می کنید که مرزهای جغرافیایی در ورای مباحث نژادی
از اهمیت و اعتبار کمتری برخوردار باشند چون به هر صورت اگر بنا باشد چنین
چیزی به اثبات برسد و از طرفی اقوام هم ادعای تجزیه طلبی داشته باشند
در اصل تعاریف کشوری از اعتبار ساقط می شوند !
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
لازمه ی رسیدن به مرحله ی عملکرد ، اتمام مرحله ی بررسی علمی است
توضیحات:
اگر ناقص باشد=>عملکرد منفی
اگر
کامل باشد و بدون در نظر گرفتن مسائل مطرح شود:عملکرد منفی
اگر
کامل باشد و ابتدا تمامی ملاک ها را در نظر بگیریم و ... : عملکرد مثبت
+
و در ادامه؛
اگر به خوبی انرا اجرا ننماییم:
نحوه عملکرد:غیر حرفه ای

نتیجه عملکرد=>بستگی دارد اما
غالبا مثبت نمیشود
اگر به خوبی ان را اجرا نماییم:
نحوه عملکرد=حرفه ای

نتیجه عملکرد:
غالبا مثبت
  • نکته ابهام زدایی:با توجه به ملاک ها و بر اساس معیار ها اصل عمل(=عملکرد) را تعیین میکنیم و با توجه به ملاک ها و بر اساس معیار ها عمل را به اجرا در میاوریم(=نحوه عملکرد)
بسیار عالی
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
اصولا نتیجه ی یک بررسی علمی مثبت و مفی ندارد ... !
یاد یک مزاحی افتادم که با اجازه تون بعدا در یک جای دیگری مطرح می کنم

نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
توضیحات:

البته گاهی افرادی ناراحت میشوند که چرا اثبات شده که کوروش [ دوم هخامنشی] بد است و به مراتب اگر ثابت شود که کوروش خوب بوده است خوشحال میشوند ...
این به
مقبولیت مربوط است و نوعی روحیه است و ربطی به حقانیت ندارد
در هر صورت حقانیت باید بررسی و تعیین شود
اما عمومی شدن ان را نمی پسندم
عمومی که نه
معمولا این قبیل مسائل به تدریج تزریق می شوند:(
(فارغ از ماهیت درست یا غلط بودن موضوع...گواهش همین تاریخ معاصر)
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
ان که غیر منطقی بود و طرفین دچار/مرتکب سفسطه / مغالطه تعمیم ناروا شده بودند
تعمیم ناروا:صدور حکم کلی راجع به یک مجموعه/جامعه/گروه/جریان با بررسی چند نمونه/شواهد ناکافی و یا نا مناسب
  • نکته اخلاقی:البته بیشتر مجادله بود تا مباحثه
مطمئن باشید اگر طرفین پایبند به اصول باشند مشکلی پیش نمی اید
مصداق همین بحث
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
+
مشکل انجاست که مدعی ملاک نیست و ادعا ملاک است
اگر جواب داده نشود بعد از مدتی عده ای ان را داده تلقی میکنند
و همچنین پاسخگویی به این مسئله ارتقا علم است و به مراتب ارتقا فرهنگ
صد البته که مدعی ملاک نیست اگر نه با خود مدعی وارد بحث
می شدیم:)
مسئله اصلی همان ادعا هست که حالا شمامنطقا می فرمایید
باید بهش پرداخته بشه و در این بررسی تبعات منفی و مثبت کارایی
ندارد
بنابراین طبق این فرضیه اشکالی وارد نیست
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
قبول دارم
باید به صورت " پاسخگویی به یک ادعا " مطرح شود
و اگر قرار است نامی از جریان " پان تورک/ترک" اورده شود لازم است که توضیحی داده شود که منظور ترکان عزیز نیستند
...
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
خیر
مخاطب عام را هدایت میکنیم ...
پان ترکهای عام...
.
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
پس ما در اینجا فقط بررسی میکیم و عمل را به بعد موکول میکنیم
ذرات تشکیل دهنده مواد:داده
بررسی علمی:
  1. ادعا:برای این غذا ماده x لازم است
  2. استدلال:چرا که y و z در x نهفته اند و این دو سبب a میشوند که برای b خوب است
تعیین مواد اولیه عذا:نتیجه بررسی علمی
پخت عذا:عمل به علم
  • نکته ابهام زدایی:عمل به علم = استفاده از علم و بکارگیری که منتهی میشود به دستارود ها
+
در اینجا ما باید غذا بخوریم!
حال تهیه به روشی که خطر نداشته باشد (=>زیر پا نگذاشتن حق و احترام به مقبولیت) و بعد از رفع خطر(=>فرهنگ سازی،تغییر مقبولیت) عذایی انچنانی مطرح میکنیم میخوریم!(=>کطرح کردن حق)
  • نکته جالب:عده ای(=>مغز ها) بیخیال خانه(=>ایران) میشوند و میروند رستوران (=>خارج) غذا تهیه می کنند(=>عمل به علم)
منظور بنده هم دقیقا همان رفع خطر بود

.
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها

+
در کل:
کاملا منظور شما را متوجه هستم و توضیحات برای کامل تر شدن مطالب بود ...


+


یکی از مباحثات کاملا علمی در همین تاپیک را در این پست مشاهده فرماید:لینک نوشته

سپاسگزارم از توضیحات جامعتون جناب مجتبی
بحث بنده سر ماهیت اصلی این جستار نیست
کما اینکه بارها هم عرض کردم پان ها یکی از حقایق
روزگار امروز ما هستندو ولی آنچه که مورد نظر بنده بود
همان نتیجه بود که به هر صورت شما معتقد هستید
که در بررسی علمی تعاریف مثبت و منفی معنا ندارند
و بنده هم صرفا از دید منطق سخن شما را قبول می کنم
در اینجا تنها تناقضی که ایجاد می شود صرفا اعتقاد بر
نتیجه عملکرد و مباحث منطقی و غیره و ذالک هست که سعی
می کنم در قالب طنزی که عرض کردم در جای دیگری مطرح کنم
+
حتما لینک مورد نظر را خواهم دید

262:


من ذکر کردم این چند هفته چیزی از شما و جناب محمد ندیدم و شناختی نسبی دارم.

اما چیزی که کمی میزان حساسیت را بالا برده حضور و فعالیت مستمر چند کاربر از ریشه
که یکی شان به خاطر توهین های مکرر و هدفدار به ترک ها اخراج شد و گویا کمی علاقه
مند به "کودار" بود!
و دو کاربر دیگر که یکیشان مثل نفر قبلی در هر تاپیکی از واژه آلت پرست مغول برای ترک ها
استفاده میکرد و سپس میگفت منظورش"آذری های آریایی" نیستند؟(آذری آریایی!)
((اخطار به این کاربر زمینه ایجاد این تاپیک توسط محمد بوده))
که البته موضوع توسط مدیران ختم به خیر شد گرچه مساله ای فرهنگی در این باب دخیل هست!

نفر سوم که فعلا در این تاپیک نیست و بارها در تاپیک هایی می آمد و هر ترکی از ایران میگفت
ترک هست و چرا و ...و ...ایشان فقط این جمله را مینوشت که اردوغان و علی اف و ...گرچه آن کاربر فعلا به خاطر اخطارهای بیش از حد با نام کاربری دیگری می آید یا ....




در مورد قسمت آخر نوشته تان مگر من پدر کشتگی با همه فارسها دارم!من هم مثل شما Nدوست و آشنا و فامیل فارس و کرد دارم اما هیچکدام راجع به اینکه من "آذری آریایی" هستم بحث علمی نمی کنند!مگر در کانالهای ماهواری ایشان!



نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
قصدی نبوده مگر بررسی علمی ....
روحیه ضد پان عرب و پان تورک منظورتان است؟
تکذیب میگردد ... !

پس اگر ببر حقید چرا در مباحثه شرکت نمیکنید؟

بنده نیز مانند شما قبول دارم که ترکان اذربایجان ربطی به مغول ندارند
اما در مورد این مسئله حاضر به مباحثه هستم!

برای ادامه بحث تشریف بیاورید همانجا ...
+
پاینده باشید


خودتان میدانید ریشه این بحث علمی نیست و حتی استارتر توان استخراج مسائل شبه علمی این موضوع را ندارد و فقط از روی حبی به آریاییسم تاپیک زده اند؟
بخش هایی از مقاله جدیدم

هویت در اثر فرآیند های اجتماعی شکل تشکیل میشود پس از متبلور شدن باقی می ماند
و تغییر نمی کند!
یا حتی در نتیجه روابط اجتماعی از نو شکل میگیرد.هر هویتی تعریفی اجتماعی کنشگر هست و ریشه در نظریه هایی دارد که کنشگران به شکل دسته جمعی در باره خود و دیگران دارند و به ساختار جهان اجتماعی قوام میبخشد.
بنابراین کنشگران بر اساس این انگاره ها خود را از دیگران باز میشناسند و به مفهوم کیستی خود و دیگری نایل میشوند.

و ...

در مورد حافظه اجتماعی چه!آیا استارتر توان تفکیک مسائل شبه علمی را دارد؟

ویگوتسکی معتقد هست که حافظه (مرتبط با حافطه جمعی)شکل روایت به خود گرفته و به
طور کامل تحت تاثیر "فرهنگ" قرار گرفته!

و کتاب چهارچوب های اجتماعی حافظه از موریس هالبواکس.

به نظر شما استارتر و هم طیفان شما توان باز تعریف مسائل علمی و شبه علمی مرتبط با موضوع را دارند؟



نوشته اصلي بوسيله ich-liebe-dich نمايش نوشته ها
درود گرامی
تنها هدفی که از اثبات غیر مغولی بودن ترک ها دارند اثبات به اصطلاح همنژاد و هم خون بودنشان با پارسی زبانان هست و در مرحله بعد ادعا می شود زبان بومی عاریتی و اجباری بوده و باید حذف شود .
این تلاش ها تماما جهت توجیه اجرا نکردن چند بند از قانون اساسی و نادیده گرفتن حقوق حقه این مردمان است که بنا به میل برخی ها باید همه کشور به یک زبان تکلم کنند همان قضیه خون پاک آرایایی و پارسیزه کردن کشور! منتهی برخی تندخوها نمی توانند جلوی خود را بگیرند و هدف خودرا آشکار می کنند و برخی ها با استناد به نوشته های متعصبین و سند سازی که این روزها در دنیای مجازی تنها با چند کلیک میسر است در لفافه چنین نیتی در سر دارند
بله هدفشان دقیقا نکته فوق الذکر شماست و شاید منتظر روش علمی مجزا ساختن علم و شبه علم این موضوع باید بود تا هدف واقعی که البته در صفحات قبل اشاره کردم آشکار شود.


نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها


از صحبت های ایشان به نفع خودم استفاده کردم تا هدف را نشان دهم و پاسخگوی همه شرکت کنندگان و منحرفان باشم
اگر به نفع خود استفاده کردید که این میشود شبه علم و در واقع سفسطه یعنی شما پیشفرضی دارید که از صحبت یک نفر دیگر در رسیدن به هدف خود از آن بهره جسته اید!
در مکتب فلسفه کلاسیک گویا به این نوع افراد سوفسطاییان میگفتند و در عصر حاضر
به مفاهیم شبه علمی معروف هست؟

توضیحات بالا را برای جناب مجتبی بخوانید؟

263:

مگر قرار نشد تا زمانی که شرکت کننده نیستید حضوری در جستار نداشته باشید؟

شما سفسطه را به من یاد می دهید؟ اصلا گرفتید من چه گفتم؟؟؟ اصلا می دانید خود چه میگویید؟

فقط از این همه وقت تلف کردن برای پاسخگویی به شما برای خودم متاسفم

264:

به استثنا جدا نقل گرفتم که در دو بخش بدانید و خوب بخوانید

که در توهمید شما اصلا پست نخست را نخواندید

اگر میخواندید میدید در دو بخش ایجاد شده ما به فضایی که دیگران ایجاد کردند نداریم آذری آریایی و ترک ایرانی و مغول و .... که دیگران به کار بردند کار داریم بدانیم و بفهمیم که این سه که عده ای به هم میچسبانند چه کسانی هستند و چه تفاوت هایی دارند

اگر همان سیاستی که به آن میبالید را میدانستید با پاسخ به پرسش ها گفتگو را به سرانجام می رساندید یکی از دلایل نخواندن پست را هم که به طور کلی توضیح دادم و رسوایی به قول خودتان را نشان دادم که نخواندید بلکه فقط احساساتتان و حساسیتتان بالا رفت

265:

حال که باز به جاب خواندن نپسندیدم گذاشتید و این نشانه خیلی چیز هاست

چه مقدار از تاریخ میدانید چه مقدار ار فلسفه میدانید چه مقدار از مباحث یک گفتگو علمی میدانید چه مقدار از سیاست می دانید و ...

که به جای گفتگو در بخش تاریخ فقط جبهه گیری میکنید؟

266:

الان ما ترکیم یا آذری ؟؟؟

267:

سلام

خودتون چی فکر میکنید؟

در نخست شما ایرانید

268:

خوب ایران هم قومیت های مختلفی داره ، من فقط خاستم بدونم قسمت شمال غربی ایران ، ترک هستند یا آذری ؟؟؟؟
مثلا مردمان ترکیه ، ترک هستند ؛ مردمان کشور آذربایجان ، آذری
ما ها الان ترکیم یا آذری؟؟؟؟
در حالی که تو لغاتمون هم کلمات آذری هست ، هم ترکی :))))) هم قارسی خخخخ

269:

با سلام
دوست عزیز میدانم که در مورد ویکی پدیا کاملا واقف هستید و ویرایشهایی که در ویکی مخصوصا در ویکی پدیای فارسی طی چند سال اخیر به نفع تفکری خاص انجام میشود را نیز متوجه شده اید .
این صفحه را اگر مشاهده فرمایید آذری‌های ایرانی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد و در جمله ((
بزرگترین گروه قومی ترک زبان که در گوشه شمال غربی کشور در حدفاصل دریای خزر و دریاچه ارومیه جمعیت حداکثری را تشکیل می‌دهند.)) تاملی بکنید خواهید دید که ویکی پدیای فارسی حداقل در خصوص تاریخ و جغرافیای ترکان صادقانه ویرایش نشده است .
و صد البته کاملا واقف هستید که در مورد تاریخ ایران و اریا اغراقهای فراوانی صورت گرفته که مطابق با واقعیت نیست .

270:

جوزف استالین دیکتاتور جلاد گرجی تبار ، برای جدا کردن ملل ترک ساکن روسیه ، نام های گوناگونی روی ملل ترک گذاشت تا آنان را جدا از یکدیگر نشان دهد. ترکان آذربایجان را نیز " آذری " نامید. این نام گذاری در میان مردم ترکیه نیز رواج یافت و آنان اصطلاح " آذری " را برای ترکان آذربایجانی پذیرفتند.

امروزه نیز این اصطلاح مغرضانه برای جدا کردن ترکان ایران از همنژادهای خود در آنسوی شمال ارس و شرق دریای خزر و آناطولی و ایغدیر و .... و کرکوک و طوزخورماتو و آمرلی و... بکار می رود تا منکر ارتباط این مردم با یکدیگر باشد.

271:

خیراین برداشت شماست
که تاریخ ایران باستان واریاییهای بزرگ تحریف هستش
اگرمایل به دریافت اطلاعات درست وبدون تعصب تجزیه طلبی وپانتورکی همراه باسند محکم هستید
به این جستارسرزده
http://forum.hammihan.com/thread173069.html
وبه این ادرس مراجعه کنید تاببینید تاریخ ایران راکمترازان چیزی که هست نوشتند
www.cae.blogfa.com
یک کلیپ 16دققه ای هم وجود دارد دانلود کنید وببینید باسند محکم محکم محکم این ایران بانو چه میگویند

272:

سلام

پس بخوبی مراد تاپیک را متوجه شدید بررسی تمامی نوشته های موجود و یک نتیجه صحیح و پژوهشی

در مورد ویکیپدیا هرچند دسته بندی خاصی را قبول دارم چون در موردش تجربه دارم

اما ویکی پدیا بدون منبع چیزی را پذیرا نیستید به یاد دارم در یکی از جستار های ویکی پدیا مطلبی را قرار دادم آن هم چیزی که یافته بودم اما با حذف مدیران مواجه شدم فقط بخاطر منبع !


در مورد ترک و آذری ما دو دسته داریم عده ای که میگویند آذری های ترک یعنی کسانی که ترک زبانند
و ترک های آذری یعنی قوم ترکی که در منطقه آذری هستند امیدوارم برای پاسخگویی به این دو مورد وقتش را داشته باشید

چون ما میخواهیم بدانیم حال که عده ای تفاوت های که شما برای آذری و ترک و مغول بیان داشتید را متوجه شدند در مورد اینکه آیا ترک زبان بودن وارد کشور گردید یا ترک ها بودند و زبانشان هم از ابتدا همین بوده!؟

(قصد هیچ جسارتی را ندارم اما پاسخ برای اینکه کسانی که در ایران به زبان ترکی سخن میگویند میخواهم بدانم که زبان ترکی بعد ها زبان آن ها شد یا از اساس ترک بودند)


نوشته اصلي بوسيله mehdi0411 نمايش نوشته ها
خوب ایران هم قومیت های مختلفی داره ، من فقط خاستم بدونم قسمت شمال غربی ایران ، ترک هستند یا آذری ؟؟؟؟
مثلا مردمان ترکیه ، ترک هستند ؛ مردمان کشور آذربایجان ، آذری
ما ها الان ترکیم یا آذری؟؟؟؟
در حالی که تو لغاتمون هم کلمات آذری هست ، هم ترکی :))))) هم قارسی خخخخ
کشور های همسایه ایران به خصوص کشور های همسایه شمال غرب بر اساس چیزی که به آنان اطلاق شده نام گرفته اند در نام منطقه ، آذربایجان نام گرفته حال چه بگوییم بر این اساس یا بر اساس پژوهش؟

پاسخ من یکیست کسانی که در خاک سرزمینی به نام ایران هستند ایرانیند عرب و بلوچ و لر و کرد و ترک و ... ندارد

273:

درود مجدد

نوشته اصلي بوسيله siavash7442 نمايش نوشته ها
که تاریخ ایران باستان واریاییهای بزرگ تحریف هستش
اما در مورد آریایی ها که جایش نبود اما

ما از کتب درس تاریخی آموزش و پرورش استفاده کنیم چه؟

آنجا آریایی ها اثبات شده اند و دانش آموزان این سرزمین آن را میخوانند

274:

در این مورد با مدرک سخن بگویید وگرنه در جایی یادم هست از قدیم از نام آذربایجان استفاده شده

275:

این اذربایجان نان قدیمش اتروپات بوده هست
حال چگونه این رامنکرمیشوند مشخص نیست

276:

براساس چیزی که میدانم و حتی یکی از دوستان ترک از همین نام استفاده کرده

آتروپادگان نام قدیمی این منطقه بوده

277:

نام آذربایجان در منابع قدیمی از جمله تاریخ طبری هم آمده است.
منظور اصطلاح " آذری " در مورد " زبان ترکی آذربایجان " بود که توسط " استالین و نویسندگان شوروی سوسیالستی بود.

278:

ربان ترکی که گویاست و فکر نمی کنم کسی به زبان ترکی آن منطقه ایراد گیرد

البته هنوز نمیدانم چرا اگر این زبان انقدر گسترش دارد الفبای خاصی ندارد یا از فارسی استفاده می کند یا لاتین یا عربی

279:

آذربایجان محل زندگی اقوام ماننایی بود .دشت " مایان " که آلان در نزدیکی پایگاه هوایی تبریز می باشد ، یادگار نام " ماننا " است.

آذربایجان در قدیم " ماد " نام داشته است که در زبان سومری به معنای " سرزمین " (سرزمین مادری ) است . در اسناد سومری که توسط اکدی ها رونویسی و ترجمه شده است واژه ی " مادا " به معنای سرزمین است. سومریان از سرزمین مادری خود ( آذربایجان فعلی) با نام " مادا " یاد کرده اند.

280:

دوست بزرگوار ؛ مگر داریوش خط پارسی را از " عیلامیان " اقتباس نکرد؟ ( بقول فردوسی ، خط و نوشتن را از دیوان آموختند).

خط فارسی در دوره ساسانی " دین بیره " با 44 علامت آوایی بوده است که با ورود اسلام ، این خط منسوخ شد.
الفبای فارسی امروزی ، برگرفته از خط عربی است که چهار نشانه آوایی " گ ، چ ، پ، ژ " بر الفبای عربی افزوده شده است.

الفبای قدیم ترکان ؛ خط و الفبای سومری بوده است.

دومین الفبای ترکان ؛ خط و الفبای اورخون - یئنی سئی بوده است که تاریخ آن به 500 ق.م باز می گردد ( در منطقه ایسک کول در قزاقستان ،در مقبره یک شاهزاده سکایی در روی یک بشقاب این الفبا کشف شده است ) و کتیبه به های اورخون - یئنی سئی با این الفبا نوشته شده است.

الفبای دیگر ؛ الفبای ترکان اویغور است.

البته از الفبای های ملل دیگر نیز در نوشتن مطالب ترکی استفاده شده است .

281:

چیز خاصی گفتم ادبیاتتان تند شد؟


تنها پرسش من این بود این زبان چرا الفبای خاصی ندارد همین.

282:

دوست گرامی ، من هم گفتم که ترکان ایران و فارسی زبانان ایران از الفبای عربی برای نوشتن مطالب خود استفاده می کنند.

283:

خب من هم اشکال این کار را میگویم
1- که در مورد الفبای فارسی در این جستار به گفتگو بپردازیم
2-میتوانستید بگویید همانند زبان فارسی که الفبایش همانند عربیست ترکی نیز از لاتین و ... استفاده می کند

284:

الفبای فارسی برگرفته از الفبای عربی است.

کتاب هزار ساله دیوان لغات الترک و اشعار امیر علیشیر نوایی و شاه اسماعیل ختایی و حیدربابای شهریار و ... با الفبای عربی نوشته شده است.
ترکان اویغور در چین ، نیز بیشتر از الفبای عربی استفاده می کنند.
ترکان عراق و افغانستان نیز از الفبای عربی استفاده می کنند.
ترکان ترکیه و جمهوری آذربایجان از الفبای لاتین استفاده می کنند.

ترکان قزاقستان و قرقیزستان و برخی از جمهوری های خودمختار ترک زبان در فدراتیو روسیه از الفبای کریل ( سریلیک) استفاده می کنند
و ....

285:

الفباي اورخون - يئني سئي که توسط ترکان اختراع شده است.

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول


سنگ نوشته تون يوكوك
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول


سنگ نوشته تون يوكوك نيمه جنوبي
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول


سنگ نوشته تون يوكوك نيمه شرقي
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

286:

با درود
از انجایی که به این پست مربوط بود در اینجا نقل گرفتم:

شرمنده مجتبی عزیز
دشمنتان شرمنده ...
ولی حقیقتا روی سخنم جناب محمد گرامی هم بودند،
لبته روی سخنان شما شخصِ مدعیان اینگونه نظریات و همچنین سخنان جناب محمد بودند



البته امیدوارم که دوستانی که با نیتی پاک در این باره مطلب می نویسند و گامی برمی دارند توجه داشته باشند که اشتباه کردن در این مورد در شرایط کنونی منطقه شاید تاوانی سخت برای کل ما داشته باشد.
کاملا با شما موافقم
نباید نظریات و داده های ساخته شده را به عنوان اصل مطلب و داده اصلی در نظر بگیریم و نتیجه گیری کنیم ... چرا که استنتاج حق از باطل است!!!
  • نکته مهم:هرگونه بررسی دارای معیار ها و ملاک های مخصوص و مشخصی است
ابتدا باید داده ها را بررسی کرد
خودتان بهتر میدانید
و پس از تشخیص ، انگاه بر اساس معیار های بررسی علمی اینگونه مسائل و با توجه به ملاک ها ان را بررسی کنیم
مطمئنا اگر بررسی دقیق ، علیم و منطقی باشد نتیجه اش میشود : کشف واقعیت

و اما:
حال از اینجا به بعد بستگی به عملِ به علم دارد
پس بهتر است حداقل تا اثبات قطعی نظریاتی که در این چند سده از سوی غرب تولید شده اند، آنها را زیربنا و پی نظریات و تحلیل ها و تصمیمات خود قرار ندهیم، و براساس آنها به قضاوت دیگران نپردازیم...


نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
درود جناب مجتبی عزیز
درودی دیگر بانو دیلک گرامی ...
یک دنیا ممنون از زحمتی که بابت این توضیحات متحمل شدید
خواهش میکنم
و تشکر از تحمل شما ...
فرمودید:
اگر جامعه قبول نداشته باشد دلیل بر این نیست که تایید نشود؟
پس قبول دارید در شرایط اینچنینی می توان به ادعای تجزیه طلبی
پان ها مهر تایید زد؟
خیر ...
بنده عرض کردم [البته بنده که نه ] :
حتی اگر مورد قبول جامعه واقع نگردد همدلیل بر این نیست که تایید نشود ...
=>
اگر b مورد قبول ِ a نباشد دلیل بر این نیست که b مورد تایید نیست(=>تاییدیه عقل،علم تخصصی)نیست
و همچنین جمله فوق بدان معنا نیست که انچه که جامعه قبول نداشت صحیح است ...
توضیحات:
با ذکر 4 مثال توضیح میدهم:
الف) مقبولیت هست حقانیت نیست:
جامعه:مردمان جاهل شبهه جزیره عربستان
مقبول : زنده به گور کردن دختران
حق: زنده به گور کردن دختران مشروع نیست

ب)مقبولیت نیست حقانیت هست:
جامعه:برخی از بانوان که از پوشش x استفاده میکنند
مقبول:عدم پوشش از نوع x،پوشش غیر از x
حق:پوشش x

ج)مقبولیت نیست ، حقانیت نیست:
جامعه:مردمان کره شمالی
مقبول:آزادی
حق:آزادی

د)مقبولیت هست حقانیت هست:
جامعه:عُقلا
مقبول:دلایل عقلانی
حق:دلایل عقلانی
  • نکته ابهام زدایی:منظور از مقبولیت / حقانیت هست / نیست در اینجا ، اجرا است(=>انچه که اجرا میشود)
و در مقابل تایید می کنید که مرزهای جغرافیایی در ورای مباحث نژادی
از اهمیت و اعتبار کمتری برخوردار باشند
چون به هر صورت اگر بنا باشد چنین
چیزی به اثبات برسد و از طرفی اقوام هم ادعای تجزیه طلبی داشته باشند
در اصل تعاریف کشوری از اعتبار ساقط می شوند !
نمیدانم درست متوجه شدم یا نه در هر صورت به منظور ابهام زدایی بیشتر توضیح دهید(+گفته ی بنده )

بسیار عالی

یاد یک مزاحی افتادم که با اجازه تون بعدا در یک جای دیگری مطرح می کنم



عمومی که نه
معمولا این قبیل مسائل به تدریج تزریق می شوند:(
(فارغ از ماهیت درست یا غلط بودن موضوع...گواهش همین تاریخ معاصر)
بلی ...
اما در هر صورت عقل[و به مراتب علم] انان را نمیپذیرد

مصداق همین بحث


صد البته که مدعی ملاک نیست اگر نه با خود مدعی وارد بحث
می شدیم:)
مسئله اصلی همان ادعا هست که حالا شمامنطقا می فرمایید
باید بهش پرداخته بشه و در این بررسی تبعات منفی و مثبت کارایی
ندارد
بنابراین طبق این فرضیه اشکالی وارد نیست


...
؟

پان ترکهای عام...
کلا مخاطب عامل از هر قشر و ...
.
منظور بنده هم دقیقا همان رفع خطر بود
بلی ... میدانم
و به همین دلیل است که بنده میگویم بررسی علمی شود اما فی الحال از ان استفاده نشود

.
سپاسگزارم از توضیحات جامعتون جناب مجتبی
خواهش میکنم بانو دیلک گرامی
.

بحث بنده سر ماهیت اصلی این جستار نیست

.

=>
نوشته اصلي بوسيله mstschp
+

کما اینکه بارها هم عرض کردم پان ها یکی از حقایق
روزگار امروز ما هستندو ولی آنچه که مورد نظر بنده بود
همان نتیجه بود
+
که به هر صورت شما معتقد هستید
که در بررسی علمی تعاریف مثبت و منفی معنا ندارند

البته این مسئله اعتقادی نیست و تنها حرف بنده نیست ...
انچه که مثبت و منفی دارد استفاده از علم است و نه علم/بررسی علمی (=>فی النفسه)
و بنده هم صرفا از دید منطق سخن شما را قبول می کنم
خب طبیعتا ..
در بررسی علمی اصلی ترین ملاک عقل و منطق است
+
در مورد عمل ، بنده با شما موافقم
در اینجا تنها تناقضی که ایجاد می شود صرفا اعتقاد بر
نتیجه عملکرد و مباحث منطقی و غیره و ذالک هست
خب این مسئله بستگی به همان عامل (که همگی ما زان مینالیم!!) دارد

که سعی
می کنم در قالب طنزی که عرض کردم در جای دیگری مطرح کنم
حتما لینکش را پ.خ کنید
پاینده باشید
+

نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها
در حقیقت نمیدانم چیزی که به مذاق ایشان خوش بیاید چیست که پاسخم برای ایشان خوش باشد و گرنه پاسخگو بودم
خیلی از چیز ها به خیلی های دیگر نمیسازد!!
این هم ... !!

287:

با درود
ما هم که در صفحه ی اول همین را گفتیم ... البته ماد کوچک بوده است

288:

تاریخچه زبان فارسی و زبان های اریایی (ایرانی) + گفت و گو
در انجا به طور کامل شرح داده ام
+
چنین چیزی نیست گرامی!
خود ان الفبا هم ، ایرانی بوده است

289:

واژه ماد در اینجا ربطی به " قوم ماد " که دارای تبار پارسی باشد ، ربطی ندارد بلکه یک واژه سومری به معنای " سرزمین " است.

وقتی مادها وارد این سرزمین ( آذربایجان) شدند برای نامیدن خود از نام این سرزمین استفاده کردند.

290:

درود فعالیت ریشه یک چیز است و فعالیت فردی اعضاچیزی دیگر ولی در هر صورت اگر مباحثات ایشان عقلانی و منطقی بوده است که هیچ ...
اما اگر نه .. که بنده پوزش میطلبم
که یکی شان به خاطر توهین های مکرر و هدفدار به ترک ها اخراج شد و گویا کمی علاقه
مند به "کودار" بود!
جناب wooer ؟
البته بنده از حقیقت ماجرا اطلاع ندارم و صحبت های یک طرفه برایم ارزشی ندارد باید طرفین حرف بزنند که اینجا جایش نیست


و دو کاربر دیگر که یکیشان مثل نفر قبلی در هر تاپیکی از واژه آلت پرست مغول برای ترک ها
استفاده میکرد
برای تجزیه طلب ها استفاده میکرد ...
و سپس میگفت منظورش"آذری های آریایی" نیستند؟(آذری آریایی!)
خب بهتر نیست ابتدا وارد این بحث شوید؟
بهتر است بدانید که خود شما در حال حاضر یک مسئله اثبات نشده را اثبات شده میدانید اگر هم اثبات شده دوستان را مطلع کنید تا دیگر چنین مسائلی پیش نیاید
که البته موضوع توسط مدیران ختم به خیر شد گرچه مساله ای فرهنگی در این باب دخیل هست!


ن
فر سوم که فعلا در این تاپیک نیست و بارها در تاپیک هایی می آمد و هر ترکی از ایران میگفت
ترک هست و چرا و ...و ...ایشان فقط این جمله را مینوشت که اردوغان و علی اف و ...گرچه آن کاربر فعلا به خاطر اخطارهای بیش از حد با نام کاربری دیگری می آید یا ....
شما چگونه از اخطار هایش با خبر گشتید؟
ما که دوست صمیمی ایشانیم چیزی نمیدانسته ایم!!!

+

در مورد این مسئله از خودشان(=تیمسار دادبین) سوال کنید بهتر است

در مورد قسمت آخر نوشته تان مگر من پدر کشتگی با همه فارسها دارم!من هم مثل شما Nدوست و آشنا و فامیل فارس و کرد دارم اما هیچکدام راجع به اینکه من "آذری آریایی" هستم بحث علمی نمی کنند!مگر در کانالهای ماهواری ایشان!
پس کلا با بررسی علمی مخالفیدتفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول








خودتان میدانید ریشه این بحث علمی نیست و حتی استارتر توان استخراج مسائل شبه علمی این موضوع را ندارد و فقط از روی حبی به آریاییسم تاپیک زده اند؟
بنده توانایی تفکیک این مسائل را دارم
و در پرسش های پست نخست چنین مسائلی وجود ندارد


بخش هایی از مقاله جدیدم

هویت در اثر فرآیند های اجتماعی شکل تشکیل میشود پس از متبلور شدن باقی می ماند
و تغییر نمی کند!
یا حتی در نتیجه روابط اجتماعی از نو شکل میگیرد.هر هویتی تعریفی اجتماعی کنشگر هست و ریشه در نظریه هایی دارد که کنشگران به شکل دسته جمعی در باره خود و دیگران دارند و به ساختار جهان اجتماعی قوام میبخشد.
بنابراین کنشگران بر اساس این انگاره ها خود را از دیگران باز میشناسند و به مفهوم کیستی خود و دیگری نایل میشوند.

و ...

در مورد حافظه اجتماعی چه!آیا استارتر توان تفکیک مسائل شبه علمی را دارد؟

ویگوتسکی معتقد هست که حافظه (مرتبط با حافطه جمعی)شکل روایت به خود گرفته و به
طور کامل تحت تاثیر "فرهنگ" قرار گرفته!

و کتاب چهارچوب های اجتماعی حافظه از موریس هالبواکس.

به نظر شما استارتر و هم طیفان شما توان باز تعریف مسائل علمی و شبه علمی مرتبط با موضوع را دارند؟
در مورد ایشان از خودشان بپرسید ...

291:


در حقیقت نمیدانم چیزی که به مذاق ایشان خوش بیاید چیست که پاسخم برای ایشان خوش باشد و گرنه پاسخگو بودم

292:

قوم ماد تباری فارسی ندارند

293:

اين خبر را طبری [و به نقل از او بلعمي] و حمزه اصفهانی و ابن اثير و ...هم با تغييرات اندک نقل و همه به جنگ رايش در آذربايجان اشاره کردند. از ميان آنها تنها به نقل خبر مزبور از تاريخ بلعمی بسنده می شود :

« و به يمن اندر ملکی بود او را رايش خواندندی ، از فرزندان يعرب بن قحطان، نامش حارث بن ابی شداد بود. و او را رايش از بهر آن خواندندی که بسيار غنيمتها بياورد و جنگها کرد و دشمنان را بشکست. و ملکی بود بزرگوار و از ملوک يمن کس نبود از او بزرگتر . و پادشاهی او تا زمين هندوستان برسيد و با ايشان جنگ و کشتن کرد و خواست ها و بردگان از زمين هندوستان بياورد. و باز از يمن به کوه طی بيرون آمد و به عراق آمد. به ناحيت انبار و موصل و بدان حدها برگشت و به آذربادگان شد . و اين زمين ها همه به دست ترکان اندر بود، همه از ايشان بستد و ايشان را مقهور کرد، زمين از ايشان پاک کرد. و به زمين آذربادگان اندر دو سنگ است بزرگ معروف. نام خويش و آمدن و رفتن و مقدار سپاه خويش و ظفرها که وی را بود، بدان سنگ بنوشت به کنده. و تا امروز مردمان آن همی خوانند و بزرگی او همی دانند . و اين ملک با اين همه پادشاهی و بزرگی فرمان بردار ملک منوچهر [کياني] بود. و از پس او پسرش به ملک اندر بنشست و نام او ابرهه بود... »

از آن جايی که ابرهه در حدود سال های 34 – 533 م. به پادشاهی يمن رسيده، می توان حدس زد که حمله حارث رايش به آذرباجان در حدود ربع اول سده 6 م. صورت گرفته است.

بار دوم، عبيد از حمله تبع الرائدبن تبع الاقرن بن شمريرعش – که او را تبع اکبر و يا رائد خوانند و از امرای يمن بوده – به آذربايجان سخن گفته است :

"معاويه گفت : يا عبيد سخنت را دنبال کن.

گفت : تبع الرائد ... جنگ را به تأخير افکند. پس ترکان و خزران پيمان شکنی کردند. چون اين خبر به گوش وی رسيد، به سوی آن ها کس فرستاد و آن ها سرکشی کردند و ديگر پيشکش و تحفه ای برای او نفرستادند و فرستادگان و پيام گزاران او را کشتند. او از راه کوهستان طي، از همان سمت که رايش به سوی آن ها رفته بود، راه افتاد، تا از انبار سر در آورد، پس به پای خود به سوی آن ها رفت. در حدود آذربايجان و موصل به آن ها، که گرد آمده بودند، برخورد. آنان همگامی که درفش های او را ديدند، دل بر جنگ نهادند. جنگ تا چند روز ادامه يافت و سرانجام رائد ترکان را شکست داد و لشکريان را کشت و کودکان را اسير گرفت. و آن گاه به ويران کردن شهرهای آنان پرداخت. و پس از نابود کردن و خوار ساختن آن ها به کشور خود بازگشت.

معاويه گفت : ترک و آذربايجان کدام است ؟

عبيد گفت : يا اميرالمؤمنين، اين دو، سرزمين آنان است.

پس، از [آبادی های نزديکشان و از آن جاها که دشمن به آن ها روی می آورد، دور شدند. و اين شيوه جنگ آن هاست.

معاويه گفت : ای عبيد، از کجا اين را دانستي، حال که آن ها در آن جا جنگ می کردند؟

عبيد گفت: اين موضوع برای من حائز اهميت بود. لذا از يکی از عجمان که به سوی ما آمده بود، از اين حال پرسيدم؛ هم چنين در آن حدود به غزو رفتم و جنگ کردم...."


محمد عوفی در "ذکر خلافت عمربن عبدالعزيز" – که از سال 99 تا 101 ه. ادامه داشته – از قيام 20 هزار نفر ترک در آذربايجان خبر داده است:

بلاذری روايتی را نقل کرده است که بغا[ی ترک]، "آزاد کرده معتصم که در سال دويست و چهل والی ارمنيه و آذربيجان و شمشاط بود، آن شهر را [شهر شمکور را که ويران افتاده بود] عمران کرد و جماعتی از خزران را که به خاطر رغبت به اسلام نزد او آمده بودند، در آن جا اسکان داد و بازرگانانی را از بردعه به آن جا منتقل کرد و آن شهر را متوکليه ناميد."

294:

در استان کردستان شهر های ترک نشنین وجود دارد . از جمله سریش آباد . مردم این شهر شکل جمجمه متفاوتی با کرد ها دارند . باز این تفاوت هم ریشه بودن ترک ها به اقوام پیرامونیشان را رد می کند .

295:

مردم آذربایجان بیشتر از تبار ترکان اشغوز ( سکاها ) ، کیمری ها ، مسخطی ها ( ماساژت ها ) ، بون ترک ها ، خزر ها و ... هستند .

در ضمن اگر ترک ها زردپوست و چشم بادامی بودند با هجوم ها و مهاجرت های وسیع هون ها ، آوار ها ، خزر ها ، بلغار ها و ... به اروپا الان مردم اروپا باید شبیه چینی ها بودند !!!

296:



در این که گونه شاخص جدایی طلبی دست کسانی هست که خودشان اصل نظام اسلامی و
...را قبول ندارند آیا خود شما نیز نباید شک کنید که طرف موضعش با بغض "ضدترکی" همراه هست؟
من فعالیتی ضد ایرانی پررنگ از به قولی پان ترک ها ندیدم که اگر ببینم خودم ...میکنم ولی حمایت روشن برخی از کسانی که ....هستند را از "کودار" در این فروم به شم دیده ام!
باری حتما میدانید و شنیده اید پروژه کودار چیست!()
از اخطارها که خبر دارم چون خودم ثبت گزارش کردم اون هم در اینجا و هم ...

اتفاقا شما هم از اخطار ها خبر داشتید در مورد یکی از ان کاربرها خودتان پیگیر بودید در تالار
پرسش و پاسخ و ...
آن یکی کاربر را خودش در ریشه نوشته بود که اخطار دریافت کرده و ...

و آن یکی کاربر هم از طرف محمد قصد پیگیری داشت هم از ریشه و هم از تاپیک پرسش و ...

+
نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
در مورد این مسئله از خودشان(=تیمسار دادبین) سوال کنید بهتر است
پس کلا با بررسی علمی مخالفیدتفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
بنده توانایی تفکیک این مسائل را دارم
و در پرسش های پست نخست چنین مسائلی وجود ندارد
در مورد ایشان از خودشان بپرسید ...

عرض کردم در پست های قبل در مورد استارتر تاپیک روش علمی خود را تمییز بخشد
و مسائل شبه علمی و علمی را از هم بازیابد آن وقت مسائل قابل بررسی تر هست.

آن کاربر هم رویه ضدترک بالایی دارند که علتش را میدانم

در مورد تلاش شما بر علم و غیر علم توضیح داده شد چد پست بالا با پیشفرض های
شما نتیجه تحلیل هایتان را بارها همشهریان من نگاشته اند و آخر تاپیک با توجه به سبقه
آن روشن هست.

گرچه تالار تاریخ مامن خوبی برای اضافه کرن کارت قرمز و اخراج یا ...توسط گروه ریشه به سایر کاربران هست که این امر بارها مشاهده شده

ابتدا به استار بگویید متد علمی خود را تشریح دهند و شبه علم را تمیز بخشند؟و
ارتباط تاپیک به پست های ریشه را کمی شرح دهند؟

297:

طبقه برتر و حاکم حال حاضر اسرائیل از یهودیان اشکنازی هستند . اشکناز ها از تبار ترک ها ( خزر ها ) هستند و ریشه بنی اسرائیلی ندارند .
شباهت ژنتیکی اشکنازی ها به ترکان آذری قابل توجه است .
استیون اسپیلبرگ به لحاظ فنوتیپی یک ترک خزر است .

تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

298:

بیشتر مردم قروه در کردستان امروزی ترک زبان هستند. همانطوری که بسیاری از شهرها و روستاهای همدان ترک زبان هستند. برخی از نواحی خراسان نیز ترک زبان هستند.

299:

وجود جمعیت انبوه ترک در ایران ریشه چند هزار ساله دارد .
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

300:

در استان کردستان روستاها و نواحی زیادی اسامی ترکی دارد .
اسامی مانند قوری چای ، آخکند ، ... قشلاق و ...
اگر از سمت سقز به شمال حرکت کنید تقریباً اسامی همه روستا ها ترکیست .
حتی سمت مریوان نیز اسامی ترکی زیاد دیده می شود مانند مرز باشماق . اسامی کوه ها و رود ها بیشتر ترکیست .

301:

بغیر از بخش پایگاه نیروی هوایی تبریز که کلی خاطره از دوران کودکی و نوجوانی در آن محل دارم باید بگویم این چه تحلیل ها و تفسیرهایی است که می کنید؟! یکبار خود بخوانید ببینید این واژه مادا در زبان سومری بالاخره یک اسم عام است یا خاص؟!

بعد از این چنین تحلیل ها و تفسیرهایی هم می خواهید نتیجه گیری کنید؟!

درضمن ماد فقط معنی مادر یا مام یا سرزمین نمی دهد و معانی دیگری هم دارد.

302:

بنا گفتگویمان بر پاسخگویی به سوالات بود
و البته نه یک بلکه دو جستار برای گفتگو در مورد زبان ارایه شد و گفتم جایش اینجا نیست

303:

چندبار در مورد پاسخگویی به پرسش ها گفتم!؟
ابتدا پاسخ آنان سپس وارد دیگر مسایل شویم

304:

وقتی پرسش ها میماند نهایتش به تقابل های تاریخی میرسد
بالاخره قوم ماد یا همان مادها وارد آذربایجان شدند یا قومی سومری؟ یا در نهایت ترک ها وارد ماد همان آذربایجان شدند؟ و اگر از نام این سرزمین استفاده کردند چگونه فهمیدند نامش چه بوده

305:

سلام ودرود برشما جناب صلح دوست
دوست گرام وخوب من
لطفا درباره گفتمان جناب فضولی مربوط به کلمه مادا وهمچنین محل سکونت سومریان کمی توضیحت میدهید
بنده تاانجایی که میدانم همان سنگ نوشن=ته حمورابی درایران ما پیدانشده پس چگونه است سومریان درایران بوده اند
درباره زبان سومری هم میدانم کلا چیزی ازش بای نمانده هست
درست است؟
ممنون

306:

این توضیح را مرقوم فرمایید بالاخره ترک ها سومری بودند یا ساکن جای دیگر

آن هنگام جیرفت چه میشود؟

307:

درود بر شما دوست گرامی من،

ابتدا اینکه به دلیل اینکه تقریبا شما را می شناسم می دانم نیتتان خوب است، ولی این دلیل بر عدم اشتباه از سوی شما نمی شود.

اما برویم بر سر ایرادات از دید بنده البته:

در پست ابتدایی آیا بهتر نبود بجای عبارت "از دید من" منبع را ذکر می کردید؟!

مسلما وقتی نقدی بر مطلب ویکی پدیا و یا هر مطلب دیگری که نقل قول می گیرید ندارید و فقط آنرا منتشر می کنید به نوعی در حال تبلیغ کردن آن مطلب هستید و می دانیم که هیچ کس چیزی را که قبول ندارد دانسته تبلیغ نمی کند. در پست ابتدایی هم بهتر است ذکر کنید به نقل از X یا Y

دوم اینکه سوالاتی که مطرح کردید خودشان به دنبال ایجاد جبهه هستند و اگر جبهه ای ایجاد می شود نباید ناراحت شوید و اگر می شوید هم باید از دست پرسش های خودتان گله مند باشید.

سوال اول: از کجا انقدر مطمئن هستید که تورک و آذری یکی نیستند؟!

آیا سندی کلاسیک که نام هر دو قوم را در کنار هم آورده باشد می شناسید؟!

در ارتباط با مغول چه می دانید؟ مغولان خود را چه می نامند؟

حقیقتا خواستگاه قوم مهاجم مغول را همین مغولستان امروزین می دانید؟!

دیوید مورگان معتقد است که کشور کنونی مغولستان، خاستگاه نژاد مغول بوده‌است.
آیا اعتقاد دیوید مورگان و امثال این محققین به تنهایی می تواند شما را قانع کند؟!

آیا آن مغولان که در تاریخ از آنها یاد می شود قبایلی بی تمدن و بدوی و وحشی بوده اند؟

عجیب است که این قبایل وحشی باعث پیدایش بزرگترین تمدن چین می شوند...

و اینکه قبایلی که در مغولستان امروزین هستند آیا با آنان که در منابع چینی مغول ارتباط دارند یا نه و یا کیفیت این ارتباط چگونه بوده است را کدام اسناد می توانند به ما اطلاعات دستکاری نشده ای (تفسیر نشده ای) را بدهند؟!

این مغولان و یونانیان و اعراب که هر کدامشان در زمانی که ایران آن زمان را که امپراتوری بی رقیب بود را به زیر کشیدن چرا دیگر نمی توانند و یا نتوانستند چنین حرکتی را تکرار کنند و تا دیروز و حتی امروز (در مورد مغولستان) زندگی بدوی و قبیله ای دارند؟! یونانش هم که می دانید کلا از 1860 با کمک انگلستان و فرانسته و روسیه توانست به این اوج (بدبختی اقتصادی) برسد... تصور نمی کنید که داستان ها یا به کل دروغین و یا اینکه جور دیگری بوده باشند؟

اما شباهت های این اقوام که به سه تقسیم شده اند در متن شما، فقط به این بسنده می کنم که مورد زیر را چگونه می بینید، و تصور نمی کنم دیگر لزومی باشد از اشتراکات ژنتیکی، برخی آداب و رسوم، زبان یا بهتر بگویم لهجه در این پهنه از کره خاکی سخنی بگویم:

آتورپات یا آذور پات؟
آتورک یا آذورک؟
مغول = مغ + اُل = مغ + آل = بزرگ + خاندان = خان + ایل = ایلخان

آتش = آذر ؟

اما تورانیان شاهنامه، در شرق بوده اند یا غرب ایران امروز؟
آشوریان چطور؟
آثوریان یا آتوریان؟

افسانه نبردهای تروی یا تورُی چطور؟ آیا ارتباطی با افسانه های نبرد توران و ایران در شاهنامه دارد؟

در آخر بروید موزه اردبیل را ببینید، موزه دار چنان با افتخار دروغهایی را که به خوردش داده اند را تکرار می کند که جای بسی شگفتی است... صنعت ساخت ظروف چینی ای خُتنی در سرزمینی که نزدیک محدوده ای است که مورخین یونانی آنرا ماتین یا همان مانتین(Mountain) یا ماچین خودمان می نامیدند. به نوعی خواستگاه مغ ُل ها....

نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
محمد جان ...
منظور جناب صلح دوست شما نبوده اید بلکه موافقان و مخالفان(=>طرفین) اینگونه نظریات بوده ...
شرمنده مجتبی عزیز ولی حقیقتا روی سخنم جناب محمد گرامی هم بودند، البته امیدوارم که دوستانی که با نیتی پاک در این باره مطلب می نویسند و گامی برمی دارند توجه داشته باشند که اشتباه کردن در این مورد در شرایط کنونی منطقه شاید تاوانی سخت برای کل ما داشته باشد.

پس بهتر است حداقل تا اثبات قطعی نظریاتی که در این چند سده از سوی غرب تولید شده اند، آنها را زیربنا و پی نظریات و تحلیل ها و تصمیمات خود قرار ندهیم، و براساس آنها به قضاوت دیگران نپردازیم...


نوشته اصلي بوسيله mstschp نمايش نوشته ها

از صحبت های ایشان به نفع خودم استفاده کردم تا هدف را نشان دهم و پاسخگوی همه شرکت کنندگان و منحرفان باشم
امیدوارم که از بنده و نقدی که از شما کردم گله مند نباشید دوست دلسوز و وطن یار عزیزم، محمد گرانقدر

308:

درود

نمیسازد ایشان تمییز نمودن روش علمی را خواستار شدند به طور مثال از روش تحقیق میدانی نام ببرم یا حضوری؟ یا اصلا بگویم روش علمی مورد نیازشان

یا احتمالا باید بگویم هر حروف الفبایی در ریشه مربوط به این جستار است؟

اصلا محل گپ و گفتگو را با محل بررسی جدی و علمی جستار ایشان متوجه هست؟

پرسش ها بی طرفانه است یا جبهه گیری خاصی انجام دادم؟

چند بار به ایشان گفتم که شما پست را نخواندید و این به قول خودشان رسوایی را به وجود آوردند که اشتباه مرا متوجه نشدند؛احتمالا نخواندن پست توسط ایشان تقصیر من است و من باعث شدم ایشان نخوانند؟

309:



تنها متنی بود که به جای اینکه فقط مرا متهم نشان دهد گفته ها را هم نقد کرد

اما در موردمتنی که گفتم
من حضور ترک ها را همراه با مغول ها میدانم ولی هزار سال پیش حضور داشتند ؟
اشتباه بزرگ من همینجا بود ، ترک ها از دید من توضیحشان به همان آذری ها باز میگشت اما اینجا دوبار اشتباه را تکرار کردم تا نشان دهند این باشد که آیا خوانندگان فقط به فکر توضیح و دفاعند یا به فکر شرکت کردن در گفتگو که نتیجه اش را دیدیم

310:

فحش نمی دهید حداقل شرمنده نکنید گرامی،

311:



حقیقت بود من هزاربار گفتم متنی که آوردم قابل نقد است میتوان آن را هزاران بار زد اما کسی گوش داد؟

شما توضیح در مورد ترک ها را بخوانید
ترک:

ترک ها مردمانی بودند که از حدود هزار سال پیش به ایران کوچ کردند.آنان را مردمانی از مغول میدانند اما باید گفت آنان همراه با مغول ها پا به ایران نهادند


در نهایت حدود هزار سال پیش ترک زبانان به ایران کوچ کردند



حال که خواندید قسمت هایی که با رنگ سیاه مشخص شده را باز بخوانید

حال اگر خواندید مگر ترک ها به دربار عباسیان وارد نشده بودند و یا اینکه ترک ها دارای حکومت در ایران نبودند؟

کسی به این نکته توجه کرد؟

312:

درود بر شما سیاوش گرامی،

شاید جستار زیر و مطالبی که در آن آورده شده است بتواند پاسخ مناسبی در این ارتباط باشد.

تمدن های گم شده یا حقیقت های پنهان؟

در مورد سنگ نوشته حمورابی هم باید بگویم برعکس آن در ایران پیدا شده است.

ستون حاوی قانون حمورابی در اوایل سال ۱۹۰۱ توسط گروه اکتشافی ژاک دو مورگان در شوش، خوزستان کشف شد. شوتروک ناهونته پادشاه ایلام در سده دوازدهم پیش از میلاد پس از فتح بابل این ستون را از شهر سیپ پار به کشور خود آورد.[۲] ستون مذکور هم‌اکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری می‌شود

313:

ابتدا پرسش ها

1- مردم آذری با مردم ترک و مغول چه تفاوت هایی دارند؟
2- مردم آذری با مردم ترک و مغول چه شباهت هایی دارند؟
3- تعاریفی از مردمان آذری و مغول و ترک
4- زبان این سه مردم چگونه بوده و چگونه است؟
5- مکان زندگی قبل و حال این مردمان در کجا بوده؟
6- تورانیان چه شباهت هایی با این مردمان دارند؟

جواب ها :
1- مردم آذری ترک هستند و تفاوتی بین ترک ها نیست . ترک ها با مغول ها ارتباطی ندارند .
2- مردم آذری و ترک یکی هستند و ریشه یکسانی دارند . در طی همسایگی برخی اقوام ترک با مغول ها کلماتی از زبان ترکی وارد مغولی شده است .
3-مغول ها دارای مارکر c هستند ولی ترک ها نه ، حتی ترک های مجاور مغول ها
4-از زبان مغولی اطلاعی ندارم ولی تحت تاثیر ترکی قرار گرفته است
5-مکان زندگی ترک ها اطراف دریای خزر و قفاز و فلات ایران تا شمال هند و تا آسیای میانه شمال چین و غرب مغولستان تا شرق اروپا
6-اول تعریف تورانیان را ارائه کنید بعد .
علی الظاهر تورانیان همان ترکان یا گروهی ازآنان بودند

314:

در مورد شش

همان تعریف فردوسی از تورانیان

315:

فردوسی تاریخدان و باستان شناس نبوده است و فقط منبع اطلاعات وی همان موبدان زرتشی بودند که در آن زمان زندگی می کردند. نزدیکی فردوسی با موبدان طوری بود که اجازه دفن او را در قبرستان مسلمانان نمی دادند.
البته توران زمین ، سرزمین بزرگی است که در آن تنوع قومی زیادی بود (و ایران وئجه نیز در شرق دریای خزر قرار داشت).

316:

بهتر است بدانید منابع فردوسی کتاب های پیشین بوده اند

317:

همانطور که دوستمان گفتند فردوسی نوشته هایش را از کتب قدیم برداشت کرده

فردوسی اگر به موبدان نزدیک بود از پیامبر و اهل بیت سخن نمیگفت

318:

کدام کتاب های پیشین؟

مگر کتاب در دوره ساسانی روی کاغذ نوشته می شد و در دسترس همگان بود؟

ثانیا اگر هم به فرض قبول کنیم که وجود داشتند؛ مگر فردوسی خواندن دین دبیره ( خط مقدس زردشتیان) را بلد بود؟

319:

شاهنامه ابومنصوری : اصلی‌ترین منبع فردوسی در سرایش شاهنامه

دیباچهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری، رحیم‌زادهٔ ملک۱۲۱،
ارجاع:
خودای‌نامگ



320:

بالاخره منبع شاهنامه منثور ابومنصوری و خوتای نامگ چه بوده است؟

حوداث رخداده مربوط به هزاران سال پیش و درگیری با فراسیاب با ایرانیان مربوط به دوره ماد و زندگی رستم و گیو بر اساس نوشته هرتسلفد مربوط به دوره اشکانی است.

321:

این کتاب مرجع بوده است گرامیی ...

322:

یک پرسش

فردوسی که شاهنامه را تکمیل نکرده؟

323:

حوادثی که در شاهنامه آمده است بسیار گسترده است و از آفرینش کیومرث و ساسله پیشدادیان و کیانیان و ساسانیان سخن می گوید. آیا خوتای نامگ نیز این گستردگی را دارد؟

در شاهنامه خبری از حکومت پانصد ساله اشکانیان سکایی ( ترک تبار) نیست.

324:

راستی محمد بزرگوار ؛ چرا در شاهنامه خبری از حکومت پانصد ساله اشکانی نست ؛ در حالی که اشکانیان حکومت اجنبی سلوکی را براخداتند و یک امپراتوری بزرگ پدید آوردند و با روم جنگیدند و کراسوس را شکست دادند و ....

325:

اتفاقا من به دنبال همین مسئله در شاهنامه هستم

نه از هخامنشی ها نامی برده شده و نه از ساسانیان و اشکانیان سعی میکنم اطلاعاتی تو بررسیم بدست آوردم براتون ارسال کنم

326:

هخامنشیان و ماد را در بخش کیانیان آورده است و خبری از اشکانیان ترک تبار نیست اما سانیان را به تفصیل ذکر کرده است.

البته همانطوری که گفتم ترتیب زمانی را درهم ریخته است و افراسیاب سکایی در قرن هفتم پیش از میلاد را با رستم دوره اشکانی در هم آمیخته است.

327:

.





نوشته اصلي بوسيله fuzuli نمايش نوشته ها
هخامنشیان و ماد را در بخش کیانیان آورده است و خبری از اشکانیان ترک تبار نیست اما سانیان را به تفصیل ذکر کرده است.

البته همانطوری که گفتم ترتیب زمانی را درهم ریخته است و افراسیاب سکایی در قرن هفتم پیش از میلاد را با رستم دوره اشکانی در هم آمیخته است.
در شاهنامه به دنبال هخامنشیان و پیشدادیان و افراسیاب و ... نباید گشت، و اگر بگردید به همین در هم آمیختگیها و تناقضات خواهید رسید. همانطور که من در جستار "شاهان اساطیری ایران" نوشتم، اینها فقط یکسری تیپ شخصیتی هستند، مانند اپولون، دیونوسیوس و سایر اساطیر یونان که به انها آرک تایپ (کهن الگو) گفته می شود.

البته شاهنامه در مورد تاریخ ساسانیان و بعد از انان، بسیار دقیق تر است چون آنها متاخر تر بوده اند و فردوسی منابع بهتری در باره آنها داشته است.





.

328:

اقا تاجاییی که ما سردرمیاریم اشکانیان وسکائیان اریایی بودند
مانفهمیدیم کی ترک نیست این باستان
خود اشک اول میگفت برای اینکه دل مردم روبه دست بیاره نسبش روبه اردشیراول هخامنشی میرسوند
اینها حکومت ملوک الطوایفی ایرانی بودند
درضمن شاهنامه هیچ ربطی به هخامنش به بعد ندارد
این ها شاهان اسطوره ای به احتمال زیاد درقبل ازهخامنش همون ماد وقبل بودند

گرچه این حکایت افسانه هست اما مانند افسانه مخوان
یا
رستم سلی بود درسیستان
منش کردم رستم دستان
مانفهمیدیم ترکها ایرانی هستند یاخیر
پارت مگریکی ازتیره های اریایی به مانند ماد وپارس نیست
سکستان همین سیستان امروز هستش

329:

علت سردرگمی شما تاریخ غلطی است که در دوره پهلوی معدوم تدوین شده است و سعی شده است که تاریخ ایران از آریایی ها شروع شود و همه فضایل به یک قوم خاص اختصاص داده شود.

330:

کدام سردرگمی
مگرما همه را اریایی میدانیم
مگرپارت نیستند این اشکانیان
مگران پادشاه روم 150سال بعدازحکومت سقوط اشکانی نگفت من رافاتح پارت بنویسید
مگراریاییان به سه دسته پارت ماد وپارس تقسیم نمیشوند
مگراوستارادوباره احیانکردند
خود منابع رومی این اشکانیان راپارت مینویسند
اصلا فرض محال بگیریم اینها پارت نیستند
مگرایرانی نبودند
مگربرای سرزمین ایران خدمت نکردند

331:

بازهم تناقض گویی کردی.

ایلخانان نیز به ایران خدمت کردند در حالی که منشا آنان معلوم است. مگر ربع رشیدی ، شنب غازان و ده ها مسجد و رصدخانه و ... به دستور مغولان و ایلخانان ساخته نشد؟
مگر سلجوقیان ترک نژاد زبان فارسی را رسمی نکردند و حتی سلاجقه ایران و روم به فارسی شعر نگفتند؟

332:

کدام تناقض گویی
من میگویم خود منابع رومی اشکانیان راپارت مینامند
درضمن سلطان محموددست ردبرسینه فردوسی بزرگ زد

333:

نامشان پارت باشد یا اشکانی چه فرقی می کند ؟

فردوسی شاهنامه را به دستور سلطان محمود بن سبکتگین ننوشته بود.
سلطان بزرگ ترک حدود چهارده سال حکومت کرده است ؛ درحالی که فردوسی شاهنامه را در مدت سی (30) سال سزوده است.
در شاهنامه به نژاد ترکان و پدران سلطان محمود غازی توهین شده است و مثلا در بخشی در مورد ترکان " که نام پدرانشان ندراند یاد " آمده است که چنین توهینی غیرقابل بخشش است و در احکام اسلامی نیز " حدقذف " بر گوینده واجب می شود. این بزرگواری سلطان محمود بود که توهین های آمده در شاهنامه را نادیده گرفت.

334:

آرامگاه سلطان محمود بن سبکتگین
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول

335:

حال دیگرسلطان محمود به شاعرفرهیخته وتوانای فارسی رحم کرده قبول(ستایش سلطان محمود)
به من بگویید حکومت اشکانی راپذیرفتید پارت هست یاخیر؟
پارت نام سرزمین خراسان امروزی بود برادرمن
نامشان هم ارشک بود به اشک تغییرپیداکرد
نگاهی به نامهای پادشاهان بیندازدید
مهرداد فرهادو...

336:

اگر اشکانیان از نژاد ساسانیان بودند دلیلی نداشت که نام شاهان اشکانی از شاهنامه حذف شود. در حالی که اوستا به امر بلاش جمع آوری شد. اشکانیان قدرت لژیون های رومی را در هم شکستند و امپراتوری سلوکی را برانداختند و یک امپراتوری پانصد ساله را بنا گذاشتند.

اشکانیان از اقوام سکایی داهه در شرق ایران بودند و ترک تبار بودند.

337:

نام شاهان چندان مهم نیست. بسیاری از ایرانیان الان نام عربی محمد و علی و حسین و فاطمه و ... دارند در حالی که عرب نژاد نیستند.

338:

اصلیت اشکانیان ازتیره ایرانی پرنی وعشایرداهه بودند
داریوش نام این منطقه راپرثوه مینویسد
قبایل پارتی درابتدا باعشایرداهه درکناردریای خزرسکونت داشتند
بعداازانها جداشده وبه خراسان امروزی سکونت گزیدند
اگرایرانی نبودند این همه زیرسلطه سلوکیان بودن لازم نبوداسامی ایرانی داشته باشند
وهمان اسامی خودرا میگذاشتند
درضمن ارشک نسب خودرابه اردشیرهخامنشی میرساند
ترکها درشرق ایران هم میزیستند!!!
گرامی کلا چه قومهایی درجهان ترک نیستند این رابرای من توضیح دهید

339:

سلام مجدد
شاهنامه در کل سخن خاصی حتی از هخامنشیان نکرده
بررسی شاهنامه رو اگه داشته باشید میبینید اصلا کیانیان زیاد وابستگی به هخامنشیان ندارند

340:

از آن سخنان بود جناب فضولی ها، یعنی برای از بین بردن آثار حکومت های پیشین فقط باید از یک نژاد دیگر بود؟!

در شاهنامه و متون ایرانی اسلامی و نه پهلوی که شما دوست ندارید، حکومت اشکانیان آریایی (آزاده) دویست و اندی ذکر شده است و پانصدی در کار نیست... تصور می کنم برخلاف شکوهایی که می کنید و تمام نظریات مخالف خود را ساخته دوران پهلوی می دانید، علاقه زیادی هم به استفاده از این اسناد دارید و بجز این موارد گویا حتی نگاهی هم به روایات غیر غربی و ترجمه هایش دوست ندارید که بیاندازید.

341:

پس از کشته شدن اردوان پنجم اشکانی در میدان کارزار و لگدمال کردن سرش به وسیله اردشیر بابکان و بکار بستن سوگندی که ساسانیان نیای اردشیر بابکان خورده بود تا از نسل اشکانیان یکی را هم زنده بر جای نگذارد، حتی به نظر می رسد دودمان ساسانی از یاد و خاطره ی اشکانیان نیز در هراس بودند زیرا تا جاییکه دستشان می رسید و در توانشان بود هرگونه آثار بر جای مانده مادی و معنوی دوره ی اشکانی را نابود کردند( مجله "بررسی های تاریخی ایران، مقاله حسن شهیدی مازندرانی، شماره 1، سال 1، صص 15 و16.)

اعتمادالسلطنه که از وابستگان دربار قاجار و خود ایرانی است و از ایرانیت دفاع کرده است در جلد نخست دررالتیجان فی تاریخ بنی اشکان، به فراوانی از نابودی آثار اشکانی بدست ساسانیان سخن رانده و همواره اشکانیان را " تورانی" دانسته است.

اشک با واژه " آس / آز " در واژه " آذربایجان " نیز شباهت دارد.

اشکانیان در تاریخ حدود پانصدسال حکومت کرده اند .

342:

تصور نمی کنید مانند داستانی که دائما می گویید همش دروغ است و ساخته غربیان و دست نشانده های آنها یعنی پهلوی ها شما هم دارید از منابعی وام می گیرید که آنها را دروغین می دانید.... روش ن.پ. ها اینگونه است....

دوست من تحلیل و تفسیرهایی که بجای تاریخ برخی از آنها را پذیرفته اید و برخی دیگر را رد می کنید پاسخ مناسبی به پرسش بنده نیستند....

عدد پانصد سال را از کدام منبع کلاسیک (فرقی نمی کند لاتین باشد یا عربی یا فارسی) استخراج کرده اید؟

فقط تفسیر برای من نیاورید که گوش بنده از این تفسیرهای کیلویی اساتید گذشته نه چندان دور، داخل و خارج پر است.

اما در مورد اس و اذ بله درست حدس زدید... باهم مرتبط هستند و جالب است که با اش هم در ارتباط هستند...

آشوریان و آتوریان

فقط شرق نیستند بلکه در غرب ایران باید آنها را جستجو کنید

343:

از همان منابغ غربی که در دانشگاه شیکاگو برایتان تاریخ دو هزار و پانصدسال نوشتند و منکر وجود اقوام دیگر شدند.

344:

.




درود
در زمان ساسانیان، خانواده های وابسته به اشکانیان(سورن، قارن، مهران و غیره) هنوز قدرت و نفوذ دوران پارت ها را داشتند، و در مواقعی حتی از زمانیکه اشکانیان زمام امور را در دست داشتند هم بیشتر از قدرت و احترام بهرمند بودند. برای مثال می توان نام بهرام چوبین را آورد، او که خود را از نسل شاهان اشکانی می دانست، حکومت خسروپرویز را قبول نداشت و علیه او شورید و حتی با دست خود روی سرش تاج شاهنشاهی ایران را گذاشت! کار تا جایی بالا گرفت که خسرو پرویز از ایران فرار کرد و با یاری امپراطور روم توانست به قدرت بازگردد. در مورد خاندان سورن هم همینقدر بدانید که اعتبارشان تا حدی بود که طیق رسوم، نماینده آنها بر روی سر شاهنشاه جدید تاج می گذاشت.




.

345:

اجازه بدهید درباره اشکانیان درزمان ساسانیان کمی بگویم
البته دوستان بسیارصاحب نظرمثل ارکیموند وصلح دوست کامل توضیح دادند
1هروقت کشورارمنستان به زیرسلطه ایران درنبردی باروم درمی امد که اکثراهم باایران بود ادارش اغلب اوقات(بازهم تاکید که اغلب نه همیشه یعنی بالای 90درصد)حاکمانت این منطقه راشاهان دولت عظیم الشان ساسانی ازشاهزادگان اشکانی میگذاشتند
ضمنا مغ ها یاهمان تعداد زیادیشون اشکانی بودند
بسیاری ازفنون جنگی که به سربازان ایران درزمان ساسانیان توسط اشکانیان اموزش داده میشد
بگذارید صراحتا بگویم ساسانیان به پشتوانه هخامنش واشکانیان بزرگ حکومت میکرده اند
وبه دو دولت قفبلی افتخارمیکرده اند
اما این دیگرازبدیهات هست که شاه ساسانی ازخاندا خودشان انتخاب شوند

346:

پس از همان ها قبول کنید که اذری ها یا همان تورکان خودمان هم اریایی بودند و انقدر بر سر اریایی (نجیب) بودن یا نبودن انها دعوا و بد اخلاقی نکنید

347:

مثلا آریایی نباشد ، اهل بهشت و رستگاری نیست؟

چون سهراب میان ترکان بزرگ شده است پس رستم دستان باید خون او را بریزد؟
عجب استدلالی؟

348:

ابتدا جوابشان رامن باب نژاد اذری ها بدهید
چه میگویید
شاهنامه راتابه حال خوانده اید
این مثال بود یا تحریف
مگرداستان کشته شدن سهراب توسط رستم رانمیدانید
خداروشکرکه شاهنامه را دیگراصلش هست

349:

برتری نژاد ابتدا توسط شیطان رجیم و ملعون مطرح شد که او از آتش و آدم از خاک است.

داستان را شما بگو و اصل داستان بیان کن.

350:

ابتدا جواب دوستمان رابدهید داستان راهم نقل میکنیم
الان باورکنین من نفهمیدم ایاکسی ازبرتری نژادی حرف زد

351:

من قبول می کنم که بیاییم و تمام و نه فقط آن قسمت هایی را که دوست داریم از برداشت های تاریخی غربیان و دانشگاه شیکاگو (مورد علاقه تفکرات ن.پ.) را از تاریخ و دیالوگ خود حذف کنیم، تصور نمی کنید آنوقت نه لولوبی باقی می ماند و نه مانانایی و نه سومری و نه هیچکدام از آنهایی که شما و امثال شما آنها را آریایی نمی دانید و ادعا می کنید که بومیان اصلی ایران!!!!(ایرها/آرها/آریها) آنها بوده اند و این فارس های بدجنس آریایی که مادهاشان البته آریایی نبوده اند ( از دیدگاه ن.پ. ایسمی/اسمی)، راهزنان و قاتلانی بوده اند از ماورای زمین که آمدند و لولوها و منانا ها و تمدن های ایلامی (ایرامی) و بابلی!!!!! و آشوری و .... بومی که 99% آنها توسط همین دانشگاه های شیکاگویی کشف شده اند نابود کردند....


شرمنده عزیز من بهشتی که در ذهن شما و امثال شما است خیلی از بهشت واقعی دور است و مسلما برای انسان بهشتی واژه و صفت شیطان/سیتان/کیدان را بکار نمی بریم و می گوییم او نجیب و آزاده و ایرانی/آریایی بوده است.

در مورد سهراب و رستم دستان که هر دو نژادی تورانی هم دارند باید بگویم که مغلطه کردن هایتان ره به جایی نمی برد... و برای اینکه کمی بیشتر تعصبات قومی قبیله ای منسوخ شده در دوران مدرن شما را قلقلک و تحریک و تقویت کنم می گویم که به کوه های سرخآب در تبریز نگاهی بیاندازید شاید نام سهرآب را در آن یافتید...

بهتر است به جای مغرضانه نگریستن به تاریخ و نگاهی قومی قبیله ای به آن که فراتر از چارچوب مرزهای کشیده شده امروزین شیکاگو نشینان هم نمی رود، رویکرد و نگاهتان به تاریخ و نحوه بررسی آنرا تصحیح کنید.

نمی شود آریایی را دروغ بدانید و سپس لولوبی و هانایی و ... را که هیچ جایگاهی در حافظه تاریخی مورخین بعد از اسلام و حتی پیش از آن ندارند حقیقی.

سخن آخر برای اینکه می دانم بعد از خواندن مطالب بنده حتی یک واو آنرا هم متوجه نخواهید شد زیرا با چشمان بسته نمی توان خواند... بخش عمده حقایق تاریخ در شناخت درست زبان و مشکلاتی که دگرگونی های آن ایجاد کرده است نهفته.

352:

در چند پست شرکت نکردم تا دست و پا زدن جبهه آریاییست را به نظاره بنشینم!

گویی عده ای خود نخبه بین که در میدانی ایدئولوژیک با پرچی لاکانی قصد پرچ افکار ناهمتراز
خود را به هم دارند!!
تلاش برای جدا کردن واژه بی از فرهنگ شان که شبیه مساله اختگی در فلسفه مینماید...
به سادگی نمیتوان یک آبژه آ کوچک را از چیزی ذاتی پاک کرد چون در ذات برخی بی+فرهنگی
رسوایی عظیمی برایشان به بار آورده که هر ترتیبی برای تنزیه آن به کار میبندند.
گویا در فلسفه ای 0 یا 1
فرهنگ و بی فرهنگ
و...و....
عده ای هنوز 0 هستند و تلاششان برای 1 بودن خود یاس و زبونیشان را نشان میدهد.

این جا ایران اسلامی اینجا آینده بدون توهماتی گنگ و اصم عده ای در منجلاب گیر افتاده اند.

نکته:
تا جایی که در تعریف علم به مسائلی اشاره کردیم.
علم (science) از واژه لاتین «scientia» به معنای آگاهی و معرفت (knowledge) مشتق شده است. شناخت و معرفت، توصیف ها، فرضیه ها، مفاهیم، نظریه ها، اصول و دستور العمل هایی نزدیک به قطعیت هستند که یا درست و یا مفیدند. البته شناخت و معرفت محدود به این موارد نمی شود و خود بحث مفصلی در فلسفه است. به طور کلی، دانش و معرفت، اعم از علم است و علم (science) در معنای اصطلاحی، تحصیل نظام مند دانش جدید درباره طبیعت است که با روش های معین به دست می آید و هدف آن برقرار کردن رابطه ثابت بین پدیدار ها (phenomens) است. برخی فیلسوفان بین واقعیت بالفعل چیز ها در جهان و درک انسان ها از آنها تفاوت قائل می شوند.«کانت»، فیلسوف آلمانی، از دو واژه «فنومن» (phenomen) یعنی آنچه که از راه تجربه و حس قابل درک است و «نومن» (noumen) یعنی آنچه که از راه تجربه قابل درک نیست برای این منظور استفاده می کند. کانت و پیروانش، معتقد بودند که ذهن فقط می تواند، ظواهر و پدیده ها (فنومن) را بشناسد و از شناخت نومن ها، ناتوان است. البته از دیدگاه کانت، شناخت نومن ها از طر یق عقل ممکن نیست، اما از طریق اخلاق، امکان پذیر است.برخی دانشمندان بر این ادعایند که فهمیدن و تبیین دقیق جهان با استفاده از روش علمی، ممکن است و روش علمی یعنی مشاهده دقیق و آزمون نظریه ها توسط تجربه. البته آنها این ادعا را ندارند که هر چیزی را در معنای مطلق، اثبات می کنند، بلکه تاکید دارند که براساس تجربیات و مشاهدات رایج، هر چیزی را می توان با درجه خوبی از قطعیت، تبیین کرد.

جالب هست بدانید 2 نوع تفکر در علم برجسته هست:
1-واقع گرایی
2-ابزار گرایی

ولی سوالات بیجوابی که در این تاپیک مدعی علم مشاهده شده بود و لینک هایی جهت اثبات
پیشفرض ذهنی استارتر و دوستانش منتشر شده بود خود گویای مساسل هست؟

1-عدم تبیین روش یا متد علمی استارتر مدعی علم که برچه متدی استوار هستند؟
2-بازی نخ نمای مغول و آذری و ترک که البته در این تاپیک سعی در کتمان آن را داشتند ولی در تاپیک ریشه
این موضع خویش یا پیشفرض مذکور حاکم بود.
3-آیا کتاب حکیم فردوسی یعنی شاهنامه در متد علمی مرسوم دنیا میتواند در بررسی به اصطلاح تاریخی
منبعی معتبر محسوب شود؟آیا با وجود علم به اضافه و کم شدن برخی اشعار به شاهنامه این کتاب ادبی آیا توان حضور در علم تاریخ را دارد؟آیا این دیدگاه از منشایی رادیکال ناشی میشود؟
4-.....


هنوز در این تاپیک مدعی علم چنین سوالاتی که لازمه هر بررسی علمی هست را کسی پاسخ نگفته و
گویا پیشفرض های مذکور در اوایل تاپیک هم طبق حدسیات در حال نشان دادن خود هست.

353:


DJ عزیز!!!

امیدوار هستم هرچه زودتر این درد علم!!! زدگی که به آن دچار شده اید خوب شود، البته شما تنها کسی نیستید که دچار این بیماری شده اید و تصور می کنید با نام بردن از فلسفه ها و نظریه های این و آن می توانید چیزی را اثبات کنید... درضمن استفاده از اصطلاحات قلمبه سلمبه ای که فقط با سطح آنها آشنایی دارید کمکی به این مهم نمی کند که هر نتیجه ای که خواستید در انتهای آنها بگیرید.... استفاده شما از اسامی بزرگ دنیای فلسفه نمی تواند از شما فیلسوف بسازد، همانطوری که بکار گیری نام علی دایی از بنده فوطه/Foot بالیست نیمی سازد

حال برویم سر آن بخشی که گویا طومار بسیاری از این توهمات با آن بسته می شود
فردوسی و شاهنامه اش

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها

3-آیا کتاب حکیم فردوسی یعنی شاهنامه در متد علمی مرسوم دنیا میتواند در بررسی به اصطلاح تاریخی
منبعی معتبر محسوب شود؟


آیا با وجود علم به اضافه و کم شدن برخی اشعار به شاهنامه این کتاب ادبی آیا توان حضور در علم تاریخ را دارد؟

آیا این دیدگاه از منشایی رادیکال ناشی میشود؟
4-.....

هنوز در این تاپیک مدعی علم چنین سوالاتی که لازمه هر بررسی علمی هست را کسی پاسخ نگفته و
گویا پیشفرض های مذکور در اوایل تاپیک هم طبق حدسیات در حال نشان دادن خود هست.
عزیزم! می شود خیلی علمی پاسخ دهید که متد علمی مرسوم دنیا کدام منابع را معتبر می دانند و چند نمونه کلاسیک آنرا نام ببرید؟


بعد از اینکه به سوال بالا علمی پاسخ دادید، برویم بر سر اینکه دلایل اضافه و کم شدن اشعار به شاهنامه که سندی دسته سوم محسوب می شود آیا در دیگر اسناد معتبر! دسته سوم کلاسیک وجود ندارد؟!

محض اطلاع Dj عزیز! باید بگویم اسناد دسته اول هم کم شدگی دارند چه برسد به یک سند دسته سوم.

حال پس از پاسخگویی علمی و نه رادیکالی به سوالاتی که از شما پرسیده شد، بهتر است بعد از حذف فرضیه به قول شما دروغین آریایی ها فکری هم به حال آن تمدن های محلی بکنید که آنها هم با این استدلال های ن.پ. ایسمیتان نابود خواهند شد و آنوقت باید مانند اساتیدی که خیلی علمی! ایران را برای 1000 سال خالی از سکنه می دانسته اند ماهم قبول کنیم که این چنین است.

شب خوش

354:

از خوانش متن شما در پست قبلی چنین برداشت داشتم که خود را در دسته نخبه ها حساب میکنید؟
طوری نوشته بودید که گمان میکنید "کسی متوجه نوشته شما نشود" که سخت نبود خوانش نوع تفکر شما"خود نخبه بینی"

ابتدای امر ادعای علم و بررسی علمی از استارتر تاپیک صورت گرفته و پاسخ سراسیمه شما
که گویا هنوز تشخیص درستی از مدعی و مدعا و ...ندارید؟

پس نقد شما در باب علم زدگی کاملا تایید میشود اما چرا این را به دوستان عزیز خودتان نسبت نداده اید؟
اگر علم زدگی بد هست پس نقل قول از خود شما:

"پس از همان ها قبول کنید که اذری ها یا همان تورکان خودمان هم اریایی بودند و انقدر بر سر اریایی (نجیب) بودن یا نبودن انها دعوا و بد اخلاقی نکنید"


گویا حس همه آریا پنداری نزد شما هم ....یا بهتر است بگوییم ....

ادعای قلمبه و سلمبه شما هم در پست قبلی گویا شدیدا دیده میشد که البته باید اصلاح کنید این غلط املاییتان را:
اسطلاحات

گویا دنبال کردن پست های شما در تاپیک های تاریخ و ...هم جالب مینماید که عجیب جملات قلمبه و سلمبه به کار میبرید!
پس هر کسی که ادعای ....


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
حال برویم سر آن بخشی که گویا طومار بسیاری از این توهمات با آن بسته می شود
فردوسی و شاهنامه اش

عزیزم! می شود خیلی علمی پاسخ دهید که متد علمی مرسوم دنیا کدام منابع را معتبر می دانند و چند نمونه کلاسیک آنرا نام ببرید؟
پاسخی در باب شاهنامه از جانب استارتر تاپیک باید داده شود گرچه هر پاسخ مناسبی از هرشخصی در راستای تاپیک جالب مینماید...

عزیزم میشود لباس سوفسطاییان را از تن در بیاوری چون به شما نمی آید؟وسط تاپیکی مدعی مثال از نوع و ابزار علمی باید از جانب استارتر مشخص شود نه شرکت کننده مثال
از نمونه مطالعات علمی بیاورد؟
مگر اینکه نویسنده تاپیک حس کند خیلی باسواد هست و با ایجاد سوالی در درون سوال دیگر قصد فرار رو به جلو داشته باشد؟(خودنخبه بینی)

پس سوال قبل ثابت هست:
شاهنامه در دایره تعاریف مشخص علمی و ابزار دوگانه آن در هر مکتب علمی چگونه منبعی معتبر علمی در تاریخ تلقی شده؟

اگر جوابی ندارید بگذارید استارتر میدان و ابزار های علمی اش را تبیین کند!و اصطلاحانا
از دایره سوفسطاییان سعی در ...بازی نداشته باشید.

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
بعد از اینکه به سوال بالا علمی پاسخ دادید، برویم بر سر اینکه دلایل اضافه و کم شدن اشعار به شاهنامه که سندی دسته سوم محسوب می شود آیا در دیگر اسناد معتبر! دسته سوم کلاسیک وجود ندارد؟!

محض اطلاع Dj عزیز! باید بگویم اسناد دسته اول هم کم شدگی دارند چه برسد به یک سند دسته سوم.

حال پس از پاسخگویی علمی و نه رادیکالی به سوالاتی که از شما پرسیده شد، بهتر است بعد از حذف فرضیه به قول شما دروغین آریایی ها فکری هم به حال آن تمدن های محلی بکنید که آنها هم با این استدلال های ن.پ. ایسمیتان نابود خواهند شد و آنوقت باید مانند اساتیدی که خیلی علمی! ایران را برای 1000 سال خالی از سکنه می دانسته اند ماهم قبول کنیم که این چنین است.

شب خوش

سوال به اصطلاح علمی شما(بیشتر از روی خودنخبه بینی) در بالا با تحلیلی از علت ایجاد آن (فلسفه ای سوفسطایی)شرح داده شد.البته دید شما رادیکالی هست در باب تنزیه آریاییسمانتظاری بیش از این نداریم...

مشخصا ذکر شد روش و متد علمی مورد مدعی استارتر هنوز مشخص نشده و انشالا که
مشخص کنند و ابهامات را پاسخ گویند؟

شب عالی متعالی...

355:

نه Dj عزیزم! اگر نخبه ای هم باشد این شما هستید گرامی!

زیرا فقط نخبه ای چون شما چنین دوزاری صافی! دارد


در باب علم زدگی هم در آخر باز اشاره ای خواهم داشت

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
ادعای قلمبه و سلمبه شما هم در پست قبلی گویا شدیدا دیده میشد که البته باید اصلاح کنید این غلط املاییتان را:
اسطلاحات

برای فراخی بیشتر نخبگیتان پیشنهاد می دهم لینک زیر را که برای امثال شما فیلسوفان ایجاد شده است حتما ببینید

غلت املایی!!!

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
گویا دنبال کردن پست های شما در تاپیک های تاریخ و ...هم جالب مینماید که عجیب جملات قلمبه و سلمبه به کار میبرید!
پس هر کسی که ادعای ....
به هر روی از کسانی که کپی برداری از غرب می کنند بعید نبود که از روش .... برخی دوستان هم تقلید کنند، البته که هرگز از یک Dj نمی توان انتظار خلاقیتی بیش از اینها داشت.


نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
پاسخی در باب شاهنامه از جانب استارتر تاپیک باید داده شود گرچه هر پاسخ مناسبی از هرشخصی در راستای تاپیک جالب مینماید...

عزیزم میشود لباس سوفسطاییان را از تن در بیاوری چون به شما نمی آید؟

تصور نمی کنم لباس شما هم برای بنده آنچنان بزرگ باشد می ترسم که لباس شما را بپوشم و پاره شود...

پیشتر هم گفتم با بکارگیری اثتلاحاط قلمبه سلمبه بیشتر مبحث را به مسیری خَلَط سوق می دهید.

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
وسط تاپیکی مدعی مثال از نوع و ابزار علمی باید از جانب استارتر مشخص شود نه شرکت کننده مثال
از نمونه مطالعات علمی بیاورد؟
مگر اینکه نویسنده تاپیک حس کند خیلی باسواد هست و با ایجاد سوالی در درون سوال دیگر قصد فرار رو به جلو داشته باشد؟(خودنخبه بینی)
گویا سوال سختی پرسیدم از کسی که کانت و دکانت ها را در پست قبلی اش باهم قاطی و مخلوط کرده بود!؟!!! که اینچنین از پاسخ گویی به آن فرار می کند

فرصت داری بیشتر فکر کنی، یک هفته، یک سال، یا اینکه تا آخر عمرت جناب Dj جان!

سوال من از شما چی بود عزیزم؟

متد علمی مرسوم دنیا کدام منابع را معتبر می دانند و چند نمونه کلاسیک آنرا نام ببرید؟

می دونم خیلی سخته

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
پس سوال قبل ثابت هست:
شاهنامه در دایره تعاریف مشخص علمی و ابزار دوگانه آن در هر مکتب علمی چگونه منبعی معتبر علمی در تاریخ تلقی شده؟

اگر جوابی ندارید بگذارید استارترمیدان و ابزار های علمی اش را تبیین کند!و اصطلاحانا
از دایره سوفسطاییان سعی در ...بازی نداشته باشید.

سوال قبلت ثابت باشد ولی پایدار نیست...(اگر فهمیدی چی گفتم جایزه داری)
زیرا فقط عمرش تا همین دیروز بود که آن اسناد و مدارک معتبر!!!!! که به خوردتان دادند را به زبان فارسی ترجمه کردند

برای بکار گیری Stelahat جدید هم می توانید از جستار زیر بیشتر بهره بگیرید مُلای املای من

غلت املایی!!!

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
سوال به اصطلاح علمی شما (بیشتر از روی خودنخبه بینی) در بالا با تحلیلی از علت ایجاد آن (فلسفه ای سوفسطایی)شرح داده شد. البته دید شما رادیکالی هست در باب تنزیه آریاییسمانتظاری بیش از این نداریم...

مشخصا ذکر شد روش و متد علمی مورد مدعی استارتر هنوز مشخص نشده و انشالا که
مشخص کنند و ابهامات را پاسخ گویند؟

شب عالی متعالی...
عزیزکم در بحث من و Dj استارتر چه می کند؟!

از شما سوالی پرسیده شد که چرا و براساس کدام معیار علمی شاهنامه را معتبر نمی دانید و چند نمونه از آن اسناد معتبر علمی را پس از توضیحاتی که در مورد آن معیارها می دهید نام ببرید؟

با پنهان شدن پشت نام استارتر فکر می کنید می توانید به استعاره/Satire بازی های خود من باب تمزیه/تنزیه ن.پ. ایسمی بیش از این ادامه دهید...

Dj جان! باز تکرار می کنم اگر آن رفیقت فضولی و همچنین خودت و امثال شما آریایی را فقط ساخته و پرداخته غربیان و پهلوی ها می دانید بهتر است یک نیم نگاهی هم به آن اقوام بومی که هیچ نامی از آنها در تاریخ های غیر غربی بیاندازید ببینید آنها از کجا آمده اند...

افتاد؟!!





راصطی قلت املایی نداشتم تو این پست؟!


پاسخ به سوال من (نه استارتر) فراموش نشود فیلسوف Dj جان



شب خوش

356:

درود

من توضیحی برای ایشان دادم که روش علمی جستار چیست اما ایشان کلا میگویند تمامی پیش فرض است قدمی جلو بگذارید بگویید چه متدی مد نظر ایشان است آن را بگویم

357:




مشخصا هیجان فراروان ناشی از خودنخبه بینی انقدر به شما غلبه کرده که حدود 1 ساعتی از خواندن تاپیک های ایجادی و پست های شما میشود به آن پی برد!

از لحاظ ساختار شناسی خطوط هم علاقه شما به فوت ها و رنگها و حروف بزرگ و ...خود ساختار روانی شما را مشخص میکند!


بنده DJشما نابغه اما کدام عالمی وسط تاپیکی با ساختار مشخص اما متد علمی نامشخص
پبدا میشود تا به اصطلاح "خود نمایی و خود بزرگ بینی اش" را تکمیل کند!جز شما آیا هدفی
جز بزرگ جلوه دادن خودت از 3 پست پیشین را گوشزد نکردم که با جمله:
"برخی نمیتوانند مفهوم سخنم را دریابند"

چیزی جز خود بزرگ بینی واهی نداری

گرچه سوال منرا از یک روان شناس باید بپرسیذ که چرا با وجود کلمات فارسی در تمام تاپیک ها افرادی چون شما کلمات انگلیسی به کار میبرند و حز/هز/هظ/هذ و ...از این امر میبرند!

قبلا تاپیک های شما رو مروری کردم و پی به ضمیر خود بزرگ بین شما بردم همان 3 پست قبلی.

راجع به بقیه موارد و متد های علمی در تالار ریشه بحث کردیم و توضیحاتی با استارتر رد و بدل شد زیاد خودت را جدی نگیر نخبه گرامی

358:

جناب این عزیز که اسمش را نمیدانم بیشتر از روی خوشمزگی و خودنخبه بینی سوال چند پست قبل را اضافه کرد که نیازی به جدی گرفتن ایشان نیست.

شما سرچی در باب تعاریف علمی و روش ها و ابزارهای مرسوم بکنید و سپس از شخصی که
ساختار مطالعات تاریخی را میداند در باب موضوع کمک بگیرید تا تمییز مشخصی از علم و شبه علم موجود در موضوع داشته باشید.
به این صورت پیشفرضهایی که در ریشه نیز راجع به آن بحث کردیم را هم نخواهید داشت.

اون کاربر هم قصد دیگری داره که ....

359:

حال من میگویم اگر روش علمی را نمی دانستم این جستار را بر مبنای دانش میزدم؟

360:

تعریف علم به زبان ساده:

ساختاری برای تولید و ساماندهی دانش.

به طور کلی اطلاعات مجموعه ای از داده های خام و پردازش نشده هست!

پردازش اطلاعات،تولید علم میکند.

و به ترتیب تعاریف داده و ...

361:

دوست عزیز مقالات کوچک و غیرمهم را با مقالات مهم مقایسه نکنید من خودم در ویکیپدیا فعالیت دارم شما کافیه یک بخش یک مقاله مهم رو حذف کنی کمتر از چند ساعت واگردانی میشه

362:

دانش :فراگیری داده ها و اطلاعات و بررسی آنها

363:

[quote=ich-liebe-dich;5172425]فکر نمیکنم شانس چندان تاثیر گذار باشه
اتفاقا تاثیر داره خیلی از خرابکارها تو ویکی پدیا موقعی که اکثر کاربرا فعال نیستن میرن ویرایش میکنند بعد چند تا از این ویرایش ها از دستشون در میرهالبته بازم میگم اگه مقالتون غیرمهم باشه از این اتفاقا میفته به علاوه درست نمودن و صحیح یک اسم هیچ عیبی نداره

364:

ولی گویا در مورد شما اصلا واهی نیست جناب فیلسوف گرامی!

قسم حضرت عباس شما را باور کنیم یا دمب خروستان را؟!

خیلی وقت بود که حقیقتا دچار چنین هیجاناتی نشده بودم

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
گرچه سوال منرا از یک روان شناس باید بپرسیذ که چرا با وجود کلمات فارسی در تمام تاپیک ها افرادی چون شما کلمات انگلیسی به کار میبرند و حز/هز/هظ/هذ و ...از این امر میبرند!
حتما جناب خود بزرگ بینی غیر واهی

گویا شما روان شناس خوبی هم سراغ دارید؟!

نمونه ای از آن افرادی چون من

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
...

نکته:
تا جایی که در تعریف علم به مسائلی اشاره کردیم.
علم (science) از واژه لاتین «scientia» به معنای آگاهی و معرفت (knowledge) مشتق شده است. شناخت و معرفت، توصیف ها، فرضیه ها، مفاهیم، نظریه ها، اصول و دستور العمل هایی نزدیک به قطعیت هستند که یا درست و یا مفیدند. البته شناخت و معرفت محدود به این موارد نمی شود و خود بحث مفصلی در فلسفه است. به طور کلی، دانش و معرفت، اعم از علم است و علم (science) در معنای اصطلاحی، تحصیل نظام مند دانش جدید درباره طبیعت است که با روش های معین به دست می آید و هدف آن برقرار کردن رابطه ثابت بین پدیدار ها (phenomens) است. برخی فیلسوفان بین واقعیت بالفعل چیز ها در جهان و درک انسان ها از آنها تفاوت قائل می شوند.«کانت»، فیلسوف آلمانی، از دو واژه «فنومن» (phenomen) یعنی آنچه که از راه تجربه و حس قابل درک است و «نومن» (noumen) یعنی آنچه که از راه تجربه قابل ....


نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
قبلا تاپیک های شما رو مروری کردم و پی به ضمیر خود بزرگ بین شما بردم همان 3 پست قبلی.

راجع به بقیه موارد و متد های علمی در تالار ریشه بحث کردیم و توضیحاتی با استارتر رد و بدل شد زیاد خودت را جدی نگیر نخبه گرامی
Dj جان! فیلسوف گرامی!

تالار ریشه و تنزیه و غیره را ول کنید لطفا،
اینجا ادعایی کردید مبنی بر اینکه شاهنامه کتاب ادبی است و معتبر نیست و در حیطه تاریخ کارایی ندارد...

لطف کرده به جای تنزیه پردازی خود بزرگ بینی به سوالی که از شما من و نه استارتر این جستار در این جستار و نه در تالاری دیگر کرده ام پاسخ دهید...

آن متد علمی که براساس آن شاهنامه را از ردیف اسناد تاریخی خارج کرده اید را لطف کرده توضیح دهید + اینکه چند نمونه از کتب تاریخی کلاسیک را اینجا نام ببرید تا رو سیاهی به خود بزرگ بینان بماند

365:

شکلک اخر را حذف نکردم از نوشته تان چون پرچم کشور ایران اسلامی هست و نام الله.

نظرتان را نخواندم و از نقل قول حذف کردم تا دور خود بزرگ بینی شما تمام شود.
اما اگر استارتر سوالی داشتند در حد توان بحث کرده ایم و بحث ادامه دارد اما از
"خودبزرگ بینی" شما گویاست که ...

366:

Dj فیلسوف جان! اسم من n(Navid)Solhdoust است البته اگر اسم بنده به شما کمکی در باب تعاریف علمی و متدهای مرسوم آن می کند و از روی آن می توانید اثبات کنید که شاهنامه کتابی است ادبی و در مباحث تاریخی نباید به آن استناد کرد می توانید از نام من استفاده کنید.

لطف کنید بجای لفاظی و پرسیدن نام این و آن پاسخ آن سوال را بدهید:

متد علمی که براساس آنها شاهنامه از ردیف متون تاریخی خارج می شود + چند نمونه از کتب تاریخی معتبر کلاسیک؟

راستی، اسم من چی شد؟

نوید صلح دوست، من ابتدای امر از باب صلح وارد شدم، ولی وقتی کسی بنده و دیگر مخالفان عقاید شخصی خود را بدور از علم و دانش می داند و خود را به دلیل بکار گیری چند واژه قلمبه و سلمبه انگلیسی و لاتین بالاتر از دیگران فرض می کند (خود بزرگ بینی) آنوقت است که مجبور هستم از باب دیگری وارد شوم.

شب خوش

367:



نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
نظرتان را نخواندم و از نقل قول حذف کردم تا دور خود بزرگ بینی شما تمام شود.
اما اگر استارتر سوالی داشتند در حد توان بحث کرده ایم و بحث ادامه دارد اما از
"خودبزرگ بینی" شما گویاست که ...
حتما نخوانده اید و نخواهید خواند و اگر هم بخوانید هرگز نخواهید فهمید زیرا در خواب نیستید بل خود را به خواب زده اید

در ضمن از بزرگترانتان! بپرسید، آنها هم چندی به روش شما عمل کردند و امروز دورشان تمام شد.

پست بعدی، البته اگر دیگر نمی خواهید صغری و کبری بچینید، در این ارتباط باشد که:

متد علمی را که براساس آن شاهنامه را یک اثر ادبی و نه تاریخی می دانید چیست؟
+
چند نمونه از کتب تاریخی کلاسیک که بر اساس آن متد معتبر هستند را نام ببرید.


شب خوش

368:

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
در حین زندگی در کنار خودنخبه بین ها یاد گرفتم که آنها را زیاد مهم تلقی نکنم.گرچه همان اول
کلام از زبان نا...تان جاری شد نوشتم "دچار سندرم خود نخبه بینی و خود بزرگ بینی" هستی
تا در ادامه اگر مدعی شدی همان اولت پرت قیچی شده باشد.



فکر میکنم کاربران نیز همان اول که واژه خودبزرگ بین و خودنخبه بین را راجع به تو به کار بستم فهمیدی که محل جولان تو اینجا نیست


استارتر عزیز همان طور که انتظار میرود و قرار شد جلو بریم تاپیک جلو ببر تا برخی ....

369:

عجب!!! در چند پست پیشین که فیلسوف (خود بزرگ بینی) بودید الان هم متخصص شدید، Dj ها چه کارها که در این دوران نمی کنند!!!

از کفتربازی و کوتاه کردن بال و پر این و آن رسیدید به کوتاه کردن زبان؟!!!

آمین

حال اگر از ارسال اسپم و کوتاه کردن پَر و زبان خسته شده اید برویم بر سر آن علم، علم و متدی که حتی درست نمی دانید فرقشان با اتد چیست...

در چند پست پیشین که بعد از کلی کانت و دکانت کردن و استفاده از واژگان لاتین و انگلیسی سعی در وصل کردن ... به ... را داشتید، مانند بسیاری از مغلطه کاران سخنی را به تقلید از آن بخش از تفکرات سیاسی شده غربی به زبان (درازی و کوتاهی اش را نمی دانیم) آوردید که مورد پرسش قرار گرفتید... حال بجای بالا و پایین پریدن و تقلای بیجا به ادعایی که کرده اید به همانطور که ادعای عَلم داری اِلم را داشتید به صورت علمی و نه Satire/سطحی پاسخ دهید...

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها
3-آیا کتاب حکیم فردوسی یعنی شاهنامه در متد علمی مرسوم دنیا میتواند در بررسی به اصطلاح تاریخی منبعی معتبر محسوب شود؟

هنوز در این تاپیک مدعی علم چنین سوالاتی که لازمه هر بررسی علمی هست را کسی پاسخ نگفته و گویا پیشفرض های مذکور در اوایل تاپیک هم طبق حدسیات در حال نشان دادن خود هست.
درضمن، لطف کرده از حدسیات و قایق سواری بر ایر پرهیز کنید، زیرا هر لحظه امکان دارد که طوفان شود

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها

پست بعدی، البته اگر دیگر نمی خواهید صغری و کبری بچینید، در این ارتباط باشد که:

متد علمی را که براساس آن شاهنامه را یک اثر ادبی و نه تاریخی می دانید چیست؟
+
چند نمونه از کتب تاریخی کلاسیک که بر اساس آن متد معتبر هستند را نام ببرید.


شب خوش

370:

.




درود
از منحرف کردن بحث اجتناب کنید.



.

371:

با درود
شاهنامه نظمِ نثرِ خدای نامک است

372:

سندیت خوتای نامگ به چیست؟

373:

به سندیت کلیه اسناد دسته سوم کلاسیک یونانی و لاتین و متون مورخین پس از اسلام می باشد.

اگر هیچکدام را قبول ندارید کل تاریخ را بریزیم دور؟!

374:

سلام.
انحرافی در کار نیست جناب ادمین(برخی مسائل رو برای بررسی دقیق پیام خصوصی میکنم تا هدف رو بررسی کنید)

در ضمن در بررسی علمی مورد مدعی استارتر شاهنامه منبعی علمی تلقی شده که در علم
تاریخ چنین مساله بخودی خود رد هست.
گویا پاسخی بر روش علمی مورد بررسیشان نیافتند و ابزار های فوق ذکر توضیح دادند!



نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
با درود
شاهنامه نظمِ نثرِ خدای نامک است

مجدد سلام.

جناب شاهنامه اثری ادبی هست اما منبعی تاریخی نه!!
از شما چنین موضعی بعید هست...

375:



بعد میگن چرا انحراف از بحث جواب میدی :|
+
پیدا کنید جایی که من از منبع تاریخی شاهنامه نام بردم

376:

چطور زمانش که میرسد کیانیان می شوند هخامنشی ها و .... اینجا منبع تاریخی نیست؟

یعنی جنگی اصلا در کار نبوده ایران کلا از آسمان افتاده وسط دریا!

377:

واژه ایران از دوره ساسانیان کاربرد داشته است.

378:

.
درود مجدد

شاهنامه از چه اقتباس شده است؟

379:

مورخین دربار ساسانی و پیش از ان...
سند وجود چنین مورخینی:مورخین یونانی

380:

Dj عزیز! لطف کنید این علم تاریخ و متد بررسی آنرا توضیح دهید و چند نمونه از کتب کلاسیک تاریخی را نام ببرید...

یا بهتر است پست قبلی را برای چندمین بار ارسال کنم که:

متد علمی را که براساس آن شاهنامه را یک اثر ادبی و نه تاریخی می دانید چیست؟
+
چند نمونه از کتب تاریخی کلاسیک که بر اساس آن متد معتبر هستند را نام ببرید.

شب خوش

381:

واژه تورانیان را دیدند یاد شاهنامه ادبی!!!!! افتادند

382:

.
با درود
ابتدا خوشحالم که گام اول بررسی علمی را برداشتید و داده ها را مورد بررسی قرار دادید ...

+


تاریخ علمی انسانی است
و در علوم انسانی چیزی بی دلیل رد نمیشود البته مختص علوم انسانی نیست برای مثال بنگرید به فلسفه ... !
یک سوم تاریخ ، فلسفه است گرامی ...

383:

درود

در مورد تورانیان تنها این را شنیده بودم که ترکان همان تورانیانند از کجا من اسمی از شاهنامه آوردم خدا میدونه(حداقل برن ببینن نماینده مجلس آن خطه در مورد آذری چه گفته)

384:

درود بر شما،

به هر حال این عزیزان که تاریخی بودن خدای نامک فردوسی را زیر سوال می برند برای اهداف قومیتی خود کلی از این کتاب وام می گیرند و به آن استناد می کنند.

و اما در مورد مطالب آن نماینده همانطور که در همان جستار هم اشاره داشتم، ایشان نه تخصصی در ارتباط با تاریخ دارند و نه زبان و اظهار نظر ایشان در این مورد با توجه به گاف هایی زیادی که در همین چند جمله خود داشته اند کاری بوده است اشتباه زیرا یک مسئول باید مراقب کلماتی که به زبان می آورد بسیار بیشتر از افرادی که مسئولیتی ندارند، باشد.

385:


من به شخصه ترجیح میدم نه مطالعه ای داشته باشم و نه تحقیق و بررسی بکنم و نه.... حداقل ندونستن حسنی که داره اینه که سر آدم تو کار خودشه

386:

دقیقا، بزرگترین ایراد دانستن از دست دادن آرامش است.

ولی خوب کسانی هم هستند که به دنبال رفاه اند یعنی آسان شدن که برای آن باید بیشتر بدانند و این آسان شدن یک بها دارد و آن از دست دادن آرامش است... این هدیه ای است که تمدن نوین غربی برای ما به ارمغان آورده است.

387:

آرامش هیچ تنها خوشی خود من مطالعه کتب تاریخی و فرهنگی و ...بود(البته جدا از اینکه درسی که در طول تحصیل دستان تا متوسطه از آن لذت میبردم تاریخ بود)که فکر کنم همانند دیگران به فیس بوک یا همین شبکه احتماعی هم میهن مراجعه کنم و مطالب گاه طنز و گاه غمگین بذارم راهکار بهتریه(البته بعد از تحویل کتبی که دارم به مراجع نظامی)

388:

چرا گرامی اینچنین دلسرد شده اید؟

اگر حقیقتا تاریخ و مطالعه در مورد آنرا دوست داشته و دارید و از خواندن و دانستن آن لذت می بردید بهتر است که آنرا به صورت تخصصی دنبال کنید و نه اینکه بکل آنرا کنار بگذارید چون تاریخ بیش از آنچه تصور می کردید تاریک بوده است... این را بدانید که وقتی در این صندوقچه تاریک جستجو می کنید هر حقیقتی که در آن بیابید همچون گوهری است که ارزشی بیش از کوه نورها و دریای نورها برایتان خواهد داشت.

حقایق نهفته در دل این صندوقچه تاریک باعث روشن شدن دنیای پس و پیش شما خواهند شد.

389:

اگر افرادی بگذارند و انحراف ایجاد نکنند

اگر ندانستن را با پرسشش برطرف میکنند پس پاسخ دهند

390:

با عرض درود(=سلام) و احترام
ابن خلدون :فن تاریخ را روشی است که هرکس بدان دست نیابد،وان را سود های فراوان و هدفی شریف است

فرهنگ جامع تاریخ ایران.ص234



حال هرچه بگوییم تاریخ تحقیقی است نه تقلیدی ... !

391:


سلام مجدد:

گفتگو با پروفسور شاپور رواساني، محقق و پژوهشگر
بيشتر کتاب‌هاي باستان‌شناسي ما سياسي هستند


جام جم آنلاين: پروفسور شاپور رواسانی از روشنفکرانی است که تلاش زیادی را برای تبیین جامعه شرقی به عنوان یک مفهوم فرهنگی به خرج داده که حاصل آن انتشار مقالات و کتب متعددی در این زمینه بوده است. وی در جدیدترین اثر خود مساله اتحادیه مردم شرق را به صورت مشروح توضیح داده است.
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
در گفتگویی که با وی داشتیم و حاصل آن در ذیل خواهد آمد، درباره مقولات مختلفی از جمله ابطال نظریات نژادی، شاخصه‌های تمدن شرقی، نقش استعمار در ایجاد مرزبندی‌‌های سیاسی و ایجاد اختلافات قومی، قبیله‌ای و نژادی به بحث نشستیم.
کتاب اتحادیه مردم شرق واکنش‌های متعددی به همراه داشت. چند سال پیش هم شما کتاب جامعه بزرگ شرق را منتشر کردید. در این فاصله چه تحولاتی رخ داد که شما بر آن شدید تا آنها را در کتاب جدیدتان بیان کنید؟

من بر اثر مطالعاتی که در تاریخ مردم شرق انجام می‌دادم، با این حقیقت مواجه شدم که یک فرهنگ و تمدن مشترک چند هزارساله اقوام خویشاوند شرقی را از دوران باستان تا امروز و از شمال آفریقا تا آسیای مرکزی به یکدیگر مرتبط می‌کند.

در کتابی که 16 سال پیش با عنوان جامعه بزرگ شرق منتشر شد ، با توجه به آثاری که باستان‌شناسان درخصوص کشورهای شرق داشتند، تلاش شد تا نشان داده شود هماهنگی‌ها و اشتراکات تمدنی بر چه اساسی حرکت می‌کنند.

در عرض 16 سال گذشته کشفیات فراوانی در زمینه باستان ‌شناسی انجام شده که یکی از این کشفیات فوق‌العاده مهم ، کشفیات منطقه جیرفت کرمان است که می‌توان گفت تاریخ شرق را به میزان فراوانی تغییر می‌دهد. کشفیات جیرفت در خارج از کشور در محافل علمی و دانشگاهی بسیار معروف است، ولی متاسفانه در ایران به آن اندازه شهرت پیدا نکرده است.

آثاری که آقای دکتر مجیدزاده (رئیس هیات بررسی در جیرفت)‌ و کارهای آقای دکتر شهمیرزادی که یکی از دیرینه‌شناسان معروف کشور هستند و همچنین آثاری که در 16 سال اخیر در آسیای مرکزی و کشورهای شرقی منتشر شده‌اند، اثبات می‌کنند که یک فرهنگ و تمدن چند هزارساله از دوران باستان در همه رشته‌های علوم، فنون، هنر، اخلاق،‌ ادیان و حتی رسومات اجتماعی، مردم اتحادیه را به یکدیگر مرتبط می‌کند.

اگر شما به نقشه جغرافیا از شمال آفریقا تا آسیای مرکزی نگاه کنید، ملاحظه می‌کنید که تعداد زیادی کشور به اصطلاح مستقل در این منطقه وجود دارند.

مرزهایی که این کشورها را از یکدیگر جدا می‌کنند، مربوط به 100 تا 150 سال اخیر می‌شوند و این مرزها همگی سیاسی و نظامی‌اند و مرز فرهنگی، هنری، دینی یا زبانی نیستند.

همگی این مرزها مصنوعی هستند و استعمار سرمایه‌داری آنها را ایجاد کرده است و بعد هم یک هویت کاذب سیاسی در این کشورها به وجود آمده که ربطی هم به تاریخ، فرهنگ، زبان و دین این مناطق ندارد. بر این اساس یک ناسیونالیسم نژادی تبلیغ شده است.

این مرزهای کاذب را کاملا به طور مدلل می‌توان نشان داد که کدامین افراد یا شرکت‌ها و یا دولت‌های خارجی و به چه دلایلی رسم کرده‌اند تا ما را از یکدیگر جدا کنند.

پس از به وجود آمدن این مرزها، مستشرقانی که آمدند و در مورد شرق کار کردند، این مرزها را به دوران باستان منتقل کردند (که البته کار فوق‌العاده غلطی بود، چون این مرزها در دوران باستان وجود نداشت)‌ و بر آن اساس تلاش کردند برای هر کدام از این کشورها تاریخی بنگارند؛ مثلا بنویسند 3000 سال پاکستان، 5000 سال اردن.

ما می‌دانیم پاکستان پس از جنگ دوم جهانی تشکیل شد و تا جنگ اول جهانی هم سوریه و اردنی وجود نداشت و همگی جزو حکومت عثمانی بودند.

استعمار پس از ایجاد یک ناسیونالیسم نژادی غلط، فرضیه‌های نژادی را مطرح کرد. مثلا می‌گویند نژاد آریا، نژاد سامی و نژاد ترک.

اولا ما می‌دانیم که از نظر زیست‌شناسی تنها یک نژاد انسانی وجود دارد. از آن گذشته هیچ کتیبه‌ای را نمی‌یابید که در آن از قوم سامی نامی برده شده باشد. این لفظ از زبان‌شناسی وارد جامعه‌شناسی شد و اختراعی است که بعدا معلوم شد اصلا مبنای غلطی دارد. ولی متاسفانه وارد جامعه‌شناسی و تاریخ‌نگاری شد و امروزه عده زیادی از اقوام سامی صحبت می‌کنند یا لفظ آریا که به کار برده شده، اصلا به نژاد مربوط نمی‌شود.

اگر شما به نوشته‌‌های هرودوت مراجعه کنید، وقتی راجع به لشکرکشی خشایارشاه صحبت می‌کند، از تعدادی از اقوام نام می‌برد که یکی از آنها نیز آریاست. بعد این را آورده‌اند و به عنوان یک نژاد مطرح کرده‌اند، در حالی که ما اصلا نژادی با نام آریا نداریم.

من در کتاب اخیر خودم از اتحادیه مردم شرق صحبت کرده‌ام، یعنی روی سخنم با مردم شرق است زیرا در 150 سال اخیر در این کشورهای شرقی، دولت‌هایی بر سر کار آمدند و طبقاتی حاکم شدند که با امپریالیسم همکاری می‌کنند و خودشان موجب تشدید برخوردها هستند.

اگر ما بتوانیم احساس تعلق به فرهنگ شرق را در این منطقه وسیع بیدار کنیم، دیگر جنبش‌های نژادی ناسیونالیستی به جایی نخواهد رسید، جنگ‌های داخلی وجود نخواهد داشت و دیگر لازم نیست مردم شرق برای کشتن یکدیگر از کشورهای خارجی اسلحه بخرند.

شما در این کتاب سعی کرده‌اید نظریه‌های نژادی را ابطال کنید و این موضوع اولی است که این کتاب دنبال می‌کند. مطلب بعدی این است که شما شرق را به عنوان یک مفهوم فرهنگی در کتاب خود مدنظر قرار داده‌اید و کوشیده‌اید با معرفی این مفاهیم فرهنگی زمینه‌های کنار گذاشتن اختلافات در میان اقوام شرقی را فراهم کنید. همان‌طور که اشاره کردید، مفاهیم و نظریه‌های نژادی در 150 سال اخیر در راستای اهداف سرمایه‌داری مطرح شده است. پرسش من این است که نقش و تاثیر منابع ترجمه‌ای در جهت القای مفاهیم نژادی تا چه اندازه موثر بوده است؟

درخصوص رد فرضیه‌های نادرست نژادی کتابی با عنوان نادرستی فرضیه‌های نژادی از نشریه اطلاعات منتشر شده است که محصول نزدیک به 4 سال تحقیقات من بود. در آن کتاب با امکاناتی که از نظر علمی در دانشگاه آلمان داشتم، تلاش کردم بررسی کنم که اولین بار این الفاظ را چه کسی، کی و کجا و به چه منظوری به کار برده است
بنابراین منابعی که در آن کتاب استفاده کردم ، منابع دست اولی هستند.

وقتی به این منابع دسترسی پیدا کردم، متوجه شدم تصوراتی که عنوان می‌شوند مطلقا جنبه علمی ندارند و کاملا نادرست‌اند. به همین دلیل هم آن کتاب تهیه شد. متاسفانه فرهنگ ما در حال حاضر بشدت یک فرهنگ ترجمه‌ای است و ما به جای آن‌که به خودمان زحمت بدهیم و تاریخ مبارزات اجتماعی ایران و شرق را که ترکیبی از یکدیگر هستند بشناسیم، کوشش می‌کنیم اطلاعات را از طریق ترجمه کتاب‌های خارجی به دست بیاوریم و به منابع رجوع نمی‌کنیم.

عده زیادی از آقایانی که در ایران به عنوان مستشرق معروفند، کارمند وزارت خارجه و سازمان‌های نظامی دولت‌های خودشان هستند، بنابراین در کتاب‌هایی که در مورد تاریخ ما می‌نویسند، دیدگاه‌هایشان را دخالت می‌دهند.

باستان‌شناسی در ایران که الان به طور عمده منتشر می‌شود یک باستان‌شناسی سیاسی است زیرا عده‌ای حفار که نام خود را باستان‌شناس گذاشته‌اند آمده‌اند و همان فرضیه‌های نژادی را به اشکال مختلف به عنوان کشفیات باستان‌شناسی در تالیفات خود منعکس می‌کنند و ما آنها را ترجمه می‌کنیم و تحویل روشنفکران ایران می‌دهیم.

متاسفانه این کاری است که در 150 سال اخیر در ایران انجام شده و با کمال تاسف هنوز هم ادامه دارد. ما خودمان را با تاریخ اجتماعی ایران به آن شکل که واقعیت دارد مشغول نکرده‌ایم بلکه ترجمه می‌کنیم و ترجمه‌ها هم به طور عمده نادرست و آلوده به اغراض سیاسی است که یکی از آن اغراض مهم، تبلیغ فرضیه‌های نژادی است؛ مثلا در مورد کتیبه بیستون، ترجمه فارسی‌ای که در ایران پخش شد به نقل از داریوش آمده: «من از نژاد آریا هستم».

من با چند نفر از همکاران در اروپا که به خط میخی آشنایی دارند مکاتبه کردم و از آنها پرسیدم که به نظر شما معنی این کلمه چیست؟ آنها به من پاسخ دادند که این کلمه حداکثر به معنی طایفه و خاندان است و به هیچ‌وجه معنی ‌نژاد از آن استنباط نمی‌شود.

حال شما ملاحظه کنید این دو چقدر با یکدیگر متفاوتند که سلطانی بگوید من از فلان طایفه‌ام یا بگوید من از فلان نژادم.

ملاحظه می‌کنید که ترجمه‌های ما تا چه حد در جهت اغراض سیاسی به غلط دست برده شده‌اند.

شما در کتاب‌های مختلف‌تان بیان کرده‌اید که فرهنگ غرب بر اصل تفاخر نژادی تاکید دارد و شما به دنبال رد فرضیه‌های نژادی هستید. آیا مباحثی که شما در کتاب اتحادیه مردم شرق مطرح می‌کنید به نوعی همان تفاخر نژادی را دامن نمی‌زند؟

خیر. بحث من به‌هیچ وجه تفاخر نیست، زیرا وقتی مساله تفاخر مطرح می‌شود به هیچ‌وجه نمی‌توان با منطق و استدلال سر و کار داشت. من اصلا نمی‌خواهم بگویم که در گذشته بجز فرهنگ شرق، چیز دیگری وجود نداشت؛ بلکه حقیقت این است که فرهنگ شرق به صورت یک ترکیب است و در این ترکیب بیشتر اقوام و ملل به اشکال مختلف شرکت‌ کرده‌اند و خود فرهنگ شرق نیز بخشی از فرهنگ جهانی است و در این قضیه هیچ تردیدی نیست. فرهنگ‌هایی هم که در داخل فرهنگ شرق قرار می‌گیرند همچون ایرانی، ترک و عرب جزیی از فرهنگ شرق محسوب می‌شوند.

صحبت من فقط این است که بیاییم و فرهنگ جهان را بر حسب واقعیت‌ها بشناسیم و به کسی اجازه تفاخر بی‌مورد ندهیم و خودمان هم دچار این بیماری نشویم.

ما می‌توانیم از یک فرهنگ جهانی صحبت کنیم و در این فرهنگ جهانی به موقعیت فرهنگ شرق بپردازیم؛ ولی پاره‌ای از نکات را نمی‌توان فراموش کرد، مثلا شما در قاره اروپا کتیبه یا سنگ‌نوشته‌های قدیمی‌تر از 800 سال نمی‌یابید، اما در شرق عمر این کتیبه‌ها به 8000 سال می‌رسد.

زمانی که در شرق و در مناطقی مانند ایران، هند و بین‌النهرین، فرهنگ در حال اعتلا بود، اروپا باتلاق محسوب می‌شد و چیزی نداشت، متاسفانه بر اثر تفکر اروپای مرکزی این قسمت انکار می‌شود. من می‌خواهم بگویم که نباید بخشی از تاریخ جهان را منکر شد.

اغلب مستشرقین می‌آیند و برای اقوام مختلف‌، خاستگاه تعیین می‌کنند و می‌گویند مثلا فلان قوم از فلان جا آمد، اما این حرف غلط است زیرا هر نقطه‌ای از جهان را که به عنوان خاستگاه بشر یا قومی خاص معرفی بکنیم این پرسش مطرح می‌شود که آیا خلقت در آن نقطه صورت گرفته است که مسلما کسی نمی‌تواند با دلیل، چنین مساله‌‌ای را اثبات کند. بنابراین مساله خاستگاه اولیه تبلیغی است که در راستای اغراض سیاسی انجام می‌شود.

بنابراین من معتقدم طرح این‌گونه مباحث، مقدمه‌ای است برای شناخت فرهنگ بشری تا در آن چارچوب فرهنگ جهان را به همان گونه‌ای که هست نشان دهیم.

به عنوان مثال دیگر از تقلب‌هایی که در تاریخ انجام شده می‌توان به مساله اختراع خط اشاره کرد خط را نمی‌توان اختراع کرد، زیرا خط دنباله نقاشی‌های روی دیوار کوهستان‌هاست و این مساله که می‌گویند خط در فلان جا اختراع شده ،جعلی است.

یا مثلا ناحیه‌ای به نام زومر (سومر)‌ که در تاریخ از آن یاد می‌شود وجود نداشته است،‌ اما از آن به عنوان مرکز تمدن اختراع خط یاد می‌شود.

این نقطه ساخته و پرداخته جعلی مستشرقین غربی است و ما متاسفانه چون ترجمه می‌کنیم و منابع ترجمه‌ای را مورد مطالعه قرار می‌دهیم از هر کس سوال کنیم راجع به سومر صحبت می‌کند.

ما امروز وظیفه داریم دروغ‌هایی را که به عنوان باستان‌شناسی تحویل جامعه می‌شود، تصفیه کنیم و باید نقش تمام اقوام جهان از جمله اقوام شرقی را در تکوین فرهنگ جهان نشان دهیم و اثبات کنیم که در اینجا صحبت از ترکیب‌هاست نه از برتری‌ها.

بنابراین عقده حقارتی که حدود صدها سال است به ما تحمیل شده یک ملعبه سیاسی است.

ملاحظه کنید کشورهای استعمارگر با مباحثی که مطرح می‌کنند چگونه جریان‌های پان را به راه انداخته‌اند و برای ترویج آن تلاش می‌کنند. نتیجه این پان‌ها چیزی جز جنگ‌ها و خونریزی‌ها میان اقوام خویشاوند نیست.

ما اگر مرزهای فعلی را از نظر دور کنیم و آنها را به دوران باستان منتقل نکنیم با جامعه‌‌ای در دوران باستان برخورد می‌کنیم که همه با یکدیگر مراوده داشتند و این مساله در دوران اسلام تشدید شد.

در حال حاضر این کشورها را مرزهای سیاسی و نظامی از یکدیگر جدا می‌کند و شما به هر کجا بخواهید بروید باید ویزا بگیرید.

اگر ما به اسامی شهر‌ها در کشورهای مختلف نگاه کنیم می‌‌توانیم به نوعی ارتباط برسیم. به عنوان مثال بغ یک کلمه فارسی و به معنای خداست و بغداد به معنی جایی است که خدا آن را بنا کرده و یک کلمه فارسی است و شهری است که پایتخت ساسانیان بود، اما بعدها آمدند و دور آن مرز کشیدند و کشور عراق را ایجاد کردند.

این مرزهای مصنوعی به نظر من ساخته و پرداخته امپریالیسم و همچنین طبقات حاکم فاسد داخلی است.

نام کتاب شما (اتحادیه مردم شرق)‌ این ذهنیت را در مخاطب ایجاد می‌کند که مردم غرب از عناصر تمدنی برخوردارند که با عناصر تمدنی مردم شرق تفاوت دارد. چرا شما نام کتابتان را اتحادیه انسانی نگذاشته‌اید؟

اگر نظریه‌پردازان غربی حاضر باشند به جای تبلیغ ناسیونالیسم غربی از اتحادیه انسانی صحبت کنند من هم حاضرم این کار را بکنم؛ ولی می‌بینیم که این طور نیست و هنوز مفسران غربی تلاش می‌کنند برای خود حساب جداگانه‌ای باز کنند. من حاضرم جهانی فکر کنم اما به یک شرط. این که مرزها برداشته شود و ویزا گرفتن در کل دنیا لغو شود.

به نظر من صحبت از اتحادیه انسانی در صورتی ممکن است که همان‌طور که یک کارگر فرانسوی براحتی می‌‌تواند در یک کشور آفریقایی کار کند یک کارگر آفریقایی نیز به همان راحتی بتواند در پاریس کار کند اما چرا در حال حاضر یک کارگر اروپایی یا آمریکایی برای خودش این حق را قائل است که در تمام دنیا کار کند، اما وقتی یک کارگر آفریقایی برای کار کردن قصد دارد به اروپا برود او را لب مرز به درون آب می‌‌اندازند و غرق می‌کنند.

صحبت من این است که به حق حیات بشر و به تاریخ جهان برگردیم و آن را آنچنان که هست مطرح کنیم.

فرهنگ شرق از چه شاخصه‌هایی برخوردار است که مردم این سرزمین بتوانند با استناد به آن شاخصه‌ها، اتحادیه تشکیل دهند؟

اگر در فرهنگ شرق به دوران باستان برگردیم با دو شرق سر و کار داریم. یکی شرقی که حکمرانان و سلاطین کشورهای باستانی در هر دوره‌ای طرفدار آن بودند و تلاش می‌کردند برای حفظ منافع طبقاتی خود با لشکرکشی و خونریزی و فتوحات، آن را تقویت کنند.

اما یک فرهنگ شرق دیگر نیز از همان دوران باستان قابل مشاهده است که از ابتدا با ظلم و ستم مخالف بود و طرفدار آزادی و برادری و برابری بود. یکی از برجستگی‌های این تفکر را مزدک در دوره ساسانیان مطرح می‌کرد یا مثلا در نوشته‌های ابن خلدون می‌توانیم نمونه‌های این فرهنگ شرقی را ملاحظه کنیم. من در تلاشم این بخش از فرهنگ شرق را دوباره به منصه آگاه اتحادیه مردم شرق بیاورم.

اما این کار بسیار مشکلی است، زیرا ما هنوز هم در کشور خودمان تاریخ مبارزات اجتماعی را نمی‌دانیم، در حالی که تاریخ سلاطین و جنگ‌‌ها را بخوبی می‌شناسیم.

شما اگر کتاب‌های تاریخ را ورق بزنید، پر از جنگ‌ها و فتوحات است، در حالی که دوران صلح و مراودات بسیار طولانی‌تر از دوران جنگ‌ها بوده است.

همین مسائل باعث ایجاد نوعی خصومت در میان نسل‌های جدید است و این خصومتی است که از دوران باستان به امروز سرایت می‌کند.

ما باید این سوال را مطرح کنیم که اگر پدر و پدربزرگ‌های ما به هر دلیلی با یکدیگر نزاع داشته‌اند، آیا نوه‌های ما نیز باید با یکدیگر نزاع کنند و آیا خصومت قرون را باید به آیندگان منتقل کرد؟ بسیاری از سربازانی که در جنگ‌ها شرکت می‌کنند، نمی‌دانند برای چه می‌جنگند و فقط قربانی تبلیغات می‌شوند.

طبقات حاکم فاسد در جهت اهداف خود آنچنان افکار جامعه را خراب می‌کنند که آنها حاضر می‌شوند بدون آگاهی کامل به دیگری حمله کنند. مثلا یک دهقان پابرهنه بدبخت عراقی که در جریان جنگ تحمیلی به ایران حمله می‌کرد تنها تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته بود یا به زور مجبور به این کار شده بود و اصلا نمی‌دانست مشکل ایران و عراق چیست. حال آیا ما این مساله را باید ادامه دهیم؟

این تزویر و فریبکاری امپریالیسم است که تلاش می‌کند این خصومت‌ها ادامه یابد و این در حالی است که الان در اروپا همه کشورها یکپارچه شده‌اند و خصومت‌های گذشته را که چندان دور هم نیست فراموش کرده‌اند.

الان در کتاب‌های آلمانی کلمه‌ای از ژرمنیسم نمی‌یابید و 40 سال است آنها ناسیونالیسم را از کتاب‌هایشان حذف کرده‌اند. آنها الان بر این باورند که ابتدا همگی اروپایی‌اند و بعد به کشور خود تعلق دارند.

ما اگر بتوانیم اتحادیه مردم شرق را محقق کنیم، خواهیم توانست امپریالیسم را خلع‌سلاح کنیم و طرح‌های آمریکا برای خاورمیانه را نابود خواهیم کرد. همچنین اگر احساس تعلق به یک اتحادیه بزرگ را زنده کنیم، می‌توانیم یک واحد اقتصادی بزرگ تشکیل دهیم و به تعاملات اقتصادی خودمان رونق دهیم.

کوشش من بیدار کردن این بخش از فرهنگ شرق است. البته کتاب اتحادیه مردم شرق به عنوان آغاز راه است و من در زمینه مسائل مطرح شده در این کتاب حاضرم با هر مستشرقی که تمایل داشته باشد به مناظره بنشینم.

اگر اتحادیه مردم شرق را یک واقعیت محقق شده در نظر بگیریم، هویت ملی چه جایگاهی پیدا می‌کند؟

برای پاسخ به این سوال باید دید که از کلمه ملی چه برداشتی می‌کنیم. یک وقت کلمه ملی را به فرضیه‌های نژادی محدود می‌کنیم که در این صورت قابل دفاع نیست، اما یک وقت کلمه ملی را به فرهنگی که در منطقه‌ای بین گروهی از انسان‌ها جریان داشته تلقی می‌کنیم.

تنوع فرهنگی و کوشش در راستای نشان دادن اشتراکات فرهنگ‌ها نعمتی است و حتی وجود تفاوت‌های فرهنگی نیز به شرطی که به منازعات و تفاخرهای غلط منجر نشود یکی از جلوه‌های زیبا و سازنده فرهنگ بشری است.

بنابراین هر گروه انسانی در هر واحد جغرافیایی که زندگی می‌کند، می‌تواند از اختصاصاتی که در یک حرکت تاریخی به دست آورده است در رابطه با دیگران با تفاهم کامل استفاده کند. همان طور که در یک خانواده وجود اختلاف جسمی و رفتاری بین پدر ، مادر و اولاد و به خاطر احساس تعلق به یک خانواده موجب ایجاد لطف و محبت می‌شود ، اگر ما هم جامعه جهانی را یک خانواده تلقی کنیم، با وجود اختلاف‌ها و تفاوت‌ها براساس یک اشتراک انسانی می‌توانند با تفاهم کامل در کنار یکدیگر زندگی کنیم.

تقلب در بیان تاریخ‌
من در کتاب اتحادیه مردم شرق با استفاده از آمار و مدارک و مستندات نشان داده‌ام که این منطقه واقعا از نظر فرهنگی یک واحد بزرگ است.

من ابتدا قصد تهیه این کتاب را نداشتم و می‌خواستم کتابی در زمینه وقایع دوران هخامنشی بنویسم. در آن زمان من در آلمان در دانشگاه محل تدریسم، صاحب کرسی بودم و برای اساتید صاحب کرسی این امکان فراهم بود که هر کتابی را می‌خواهند سفارش بدهند و دانشگاه آن کتاب را از هر جای ممکن تهیه و در اختیار آن استاد قرار می‌دهد بنابراین از طرف دانشگاه مکاتبه کردیم و فهرست کتاب‌های مربوط به شرق که بالغ بر چندین هزار جلد کتاب می‌شد، برای من آمد. بعد شروع به مطالعه سیستماتیک این کتاب‌ها کردیم.

همان طور که گفتم، قصد داشتم راجع به هخامنشیان مطلب جمع‌آوری کنم، اما با تناقضات فراوان در کتاب‌های مختلف روبه‌رو شدم.

مثلا مشاهده کردم ازشخصی در یک کتاب به عنوان سلطان منطقه‌ای نام برده شده است و از همان شخص در کتابی دیگر به عنوان سلطان منطقه‌ای دیگر و در زمانی دیگر یاد شده است، اما چون برای افراد عادی کمتر این امکان وجود دارد که همه این کتاب‌ها را در کنار یکدیگر داشته باشند و جدا جدا آنها را مطالعه می‌کنند به این تناقضات پی نمی‌برند.

من بعد از یک سال و نیم که این کتاب‌ها را بالا و پایین کردم، تقلب‌های فراوان مشاهده کردم و متوجه شدم هر کسی به خواست خودش هر طور که خواسته تاریخ را نوشته است.

بنابراین من بعد از مطالعه و تطبیق فراوان دریافتم که با یک فرهنگ واحد سر و کار داریم و منابعی که در کتاب اتحادیه مردم شرق نام برده‌ام، تنها بخش کوچکی از منابعی هستند که مورد مطالعه من قرار گرفتند.

فتاح غلا‌می - حسین نیک پور

392:


این بخش را چه کنیم

زدن کلی

393:

با درود ...
به شاهنامه چه ربطی دارد؟

394:

البته باید از این جناب Dj مدعی علم پرسید که خوب این چه ربطی به شاهنامه و رد آن به عنوان یک منبع تاریخی داشت که در پست فیلسوفانه (خود بزرگ بینی) خود به آن اشاره داشتند؟!!

ولی جدای از این موارد در ارتباط با نظریات جناب شاپور رواسانی باید به چند نکته به صورت مختصر و مفید اشاره کنم:

ابتدا اینکه نظریه ایشان در ارتباط با دستکاری تاریخ و یا بهتر است بگوییم تحریف سیاسی تاریخ توسط غربیان در چند سده اخیر کاملا درست است و با ایشان 100% موافق هستم.

اما برخی موارد منجمله تحلیل های ایشان در ارتباط با برخی موارد به دلایلی قابل قبول نمی باشند. اینکه به پذیریم داریوش و یا هردوت از اقوام آریایی نام برده اند این خود بیانگر نژاد است و این مشکلی است که جناب رواسانی به آن توجه نداشته اند که نژاد مشترک منظور ریشه مشترک است و ریش یا ریس یا race یا راس مشترک است.

البته باید بگویم که بنده هم عبارت آریایی را یک نژاد نمی داند ولی تحلیل بنده با تحلیل ایشان متفاوت است و بنده نیامده ام دو واژه یکسان که یک معنی را می دهند از یکدیگر جدا کنم و با آن به اشتراک اقوام شرقی برسم.

این واژه همانطور که امروز هم از معنی آن بر می خیزد یک صفت است که شاهان و حاکمان و صاحبان قدرت و یا آنان که در جنگ با آنها بودند برای خود از آن استفاده می کردند... آزاده، آزاد، آسمانی و ... این واژه در زبان های زنده امروز در کشورهای مختلف نیز به معنی نجیب زاده یا همان فرد آزاد است در مقابل برده که جزو نجیب زادگان به حساب نمی آمده است....

توجه داشته باشید که مفاهیم واژگان در طول تاریخ تغییر می کنند و دیگر کاربرد سابق را ندارند در عصر حاضر یا باید آزاد بودن را حذف کنیم و یا اینکه بگوییم همگی آزاد یا آریایی هستیم.

حال برویم سراغ بخش دیگر که از تمدن نوظهور سومر یا زومر یا شومر یا کومر و ... نام بردند و آنرا ساختگی می دانند، باید بگویم این نامها ساختگی نیستند ولی داستانشان کمی با آنچه غربیان می گویند متفاوت است، داستان آنها دقیقا همانند داستان مانانایی ها و لولوبی ها و ایلیمایی ها و ... می باشد که دوستان می توانند در جستار تمدن های گم شده یا حقیقت های پنهان؟ اطلاعات بیشتری در ارتباط با این تمدن های نوظهور بیابند.


و در آخر باید از این Dj عزیز! پرسید ربط این پست شان با موضوع جستار و یا سندیت شاهنامه در کدام بخش بوده است؟

395:

سلام.
خب گویا قسمت بولد تمام کتابهای تاریخی ما سیاسی هستند خود خط بطلان
تعداد زیادی نظریات خاص!هست.
البته ذکر شد که شاهنامه منبع تاریخی محسوب نمیشود و این در زمره شبه علم
قرار میگیرد که طیف آریاییست به هر طریقی میخواهد خط تحریف های شکست خورده
اش را حفظ نماید.

396:

درود
گرامی..
کتب تاریخی چند دسته اند:

- کتب مرجع
کتب اصلی و داده های علم تاریخ
که منابع باشند
  1. منابع دست اول(اولیه) : نزدیک به واقعیت ، تشحیص بر اساس معیار ها با توجه به ملاک ها
  2. ثانویه : نسبتا نزدیک به واقعیت
  3. ثالثه : برداشت شده از منابع دست اول و دوم ، همچنین بر اساس معیار ها و با توجه به ملااک ها اعتبارش بررسی میشود
  • نکته:با توجه به موضوع جایگاه ، متغیر است
موضوع:تاریخ هخامنشی

مثال:
دست اول: کتیبه های و شواهد ان دوران
دوم: خودای نامک
سوم: نوشته های یونانیان
- کتب بازنویسیس شده مرجع
ساختار همان است ، نحوه بیان عوض شده
مانند: شاهنامه
- کتب جامع
فرهنگ لعت ها ی تاریخ و فرهنگ های توصیفی
  • نکته:برگرفته از تمامی منابع
مانند:فرهنگ جامع تاریخ ایران
- کتب دانشنامه
فرهنگ های جامعِ توضیحی
  • نکته:برگرفته از تمامی منابع و کتب، تفسیر + تحلیل + بررسی
مانند:دانشنامه هفت تیر

- کتب ترجمه
ترجمه کتب مرجع
مانند:ترجمه تاریخ طبری
- کتب تفسیری
تفسیر منابع
- کتب تحلیلی
تحلیل منابع


+

انچه که ایشان گفتند کتب تحلیلی و تفسیری بوده است نه مراجع!

ا
لبته ذکر شد که شاهنامه منبع تاریخی محسوب نمیشود
ادعایی بیش نیست ...

دلیلی بیاورید ...

397:


ممنون.

تقسیم بندی نسبتا روشنی هست اما آیا مورد تایید محققین تاریخ هم هست!
منبعی که از آن این دسته بندی در ساختار را شرح کرده اید برای بررسی دقیق
موجود هست؟

اما "تحریف" گسترده شاهنامه در زمان پهلوی که خیلی ها راجع به آن نوشته اند
و گفته اند و همچنین اینکه شاهنامه کتابیست "ادبی " نه تاریخی خود به روشنی
علت تلاشهای بیمورد برخی در "منبع تاریخی" نشان دادن ان نمایان میکند!

نکته:شاهنامه کتابی ادبیست نه تاریخی+تحریفات پهلوی=شبه علم

398:



تقسیم بندی نسبتا روشنی هست اما آیا مورد تایید محققین تاریخ هم هست!
منبعی که از آن این دسته بندی در ساختار را شرح کرده اید برای بررسی دقیق
موجود هست؟
کتب مرج=>دست اول دوم سوم:
Our knowledge of the past: a philosophy of historiography , Aviezer Tucker Edition illustrated Publisher Cambridge University Press, 2004 ISBN 0-521-83415-5, 9780521834155, Psge 122
+
کتب باز نویسی شده هم به منظور توضیح بهتر بوده است
+
کتب جامع(فرهگ لغتها)+کتب دانشنامه ای
«دائرةالمعارف». دائرةالمعارف فارسی ۱:‏ صص ۹۵۷‐۹۵۸. (۱۳۸۱، چاپ سوم). به سرپرستی مصاحب، غلامحسین، تهران: امیرکبیر، کتابهای جیبی. ISBN 964-303-045-8.
مقدسی، مهناز. دانشنامه‌های ایرانی، تهران: مؤسسهٔ پژوهشهای فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۸۴، ISBN 964-379-044-4.
+
تغسیری و تحلیلی هم مشخص است ...

اما "تحریف" گسترده شاهنامه در زمان پهلوی که خیلی ها راجع به آن نوشته اند
و گفته اند
پس تکلیف شاهنامه های ماقبل پهلوی چه میشود؟
و همچنین اینکه شاهنامه کتابیست "ادبی " نه تاریخی
.
شاهنامه نظمِ نثر خودای نامک است

399:

گفتم:

نکته:شاهنامه کتابی ادبیست نه تاریخی+تحریفات پهلوی=شبه علم

قبل از پهلوی هم شاهنامه کتابی ادبی محسوب میشده و بالفرض وجود اصل آن در ساختار
علمی بحث راجع به آن در تاریخ "شبه علم" محسوب میشود.

ذکر کردم استارتر توان جدا کردن شبه علم از علم را نداشته با پیشفرض های ذکر شده در صفحات قبل استارت این تاپیک را زده که خب از ذهن "آریاییستی" همطیفان شما ناشی
شده.

بطور مثال:

نظریه کسروی در باب آذری آریایی(شبه علم)
+
رد نظریه آذری آریایی توسط خود کسروی در اواخر عمرش(رد شبه علم خودش)
+
بزرگنمایی بیش از حد تاریخ آریاییستی(شبه علم دوران پهلوی)
+
نبود نژاد آریایی اصیل پایه نظام پهلوی(شبه علمی دیگر)
+
شاهنامه!(کتابی ادبی و افسانه ای که در استفاده از ا در بحث تاریخ شبه علم هست)
+
......


وقتی از ابتدا پیشفرض های ضد ترک برخی باعث ایجاد تاپیکی میشود که توان جدا نمودن علم از شبه علم را ندارد!مقصر چه کسی هست؟

400:

ما هم گفتیم ثابت کنید پهلوی تحریف کرده ...
+
بعد گفتیم که شاهنامه از خودای نامک اقتباس شده



قبل از پهلوی هم شاهنامه کتابی ادبی محسوب میشده و بالفرض وجود اصل آن در ساختار
علمی بحث راجع به آن در تاریخ "شبه علم" محسوب میشود.

ذکر کردم استارتر توان جدا کردن شبه علم از علم را نداشته با پیشفرض های ذکر شده در صفحات قبل استارت این تاپیک را زده که خب از ذهن "آریاییستی" همطیفان شما ناشی
شده.

بطور مثال:

نظریه کسروی در باب آذری آریایی(شبه علم)
بهتر است بدانید ادعا هیچوقت سفسطه نمیشود بلکه نتیجه گیری است که سفسفطه میشود


بزرگنمایی بیش از حد تاریخ آریاییستی(شبه علم دوران پهلوی)
ایمجا جایش نیست
+
نبود نژاد آریایی اصیل پایه نظام پهلوی(شبه علمی دیگر)
در اینجا جایش نیست
+
شاهنامه!(کتابی ادبی و افسانه ای که در استفاده از ا در بحث تاریخ شبه علم هست)
شاهنامه = ادبیات+اساطیر+تاریخ

401:

برادر توان فهم شما نداری

402:


جالب شد!

من ثابت بکنم پهلوی تحریف کرده است!!

ذکر شد اگر شما بازی با کلمات را بلدید من در حد ...بلدم؟

ابتدای امر اعضای ریشه در ساختار بحث مسائل شبه علم و شبهات مطروحه در صفحات قبل را توضیح دهند تا "ساختار علمی بحث" معین گردد.
زمانی که نقاط تیره بحث نمایان شد و ساختار علمی پیدا کرد سوالات به قدر تحلیلی و علمی پاسخ داده خواهد شد.

بالطبع تمرکز شما روی کتاب ادبی شاهنامه خود ضعف علمی و شبه علم اعضای ریشه را هم نمایان میکند.

وقتی:
افسانه ها
+
داستان های کهن
=
تاریخ بشود!


معلوم هست که تشخیص کتاب ادبی از کتاب تاریخی تا چه حد برای برخی مشکل هست!

403:


برادر شما با فردی گفتگو میکنی که کوچکترین اطلاعاتی از تاریخ نداره

404:

عزیزم! دلبندم! Dj فیلسوف من،

لطف کرده بجای کلی گویی و بالای منبر رفتن های بی مورد همانطور که گفتم چند نمونه از کتب کلاسیک که منبع تاریخی محسوب می شوند را نام ببرید تا آنوقت به برخی مدعیان فیلسوفی ثابت شود که فقط فیلسوف هستند و از فلسفه هِچ نمی دانند

از متد علمی که در موردش ازت پرسیدم که خودم دیگر نا امید شدم، جوابی داشته باشی....حداقل ببینیم اصلا کتافی خوانده ای که آنرا منبع تاریخی بدانی یا نه فقط شنیده ای که کتاف شاهنامه ادبی است؟!!!

شب بر فیلسوفان (خود بزرگ بینی ان) خوش

405:

درود
اگر ایشان قصد اینگونه پاسخگویی را داشتند که به شخصه پاسخشان را میدادم، اما از خودشان نحوه پاسخگویی را فرا گرفته ام

406:

از دوستان کدامشان با این Dj فیلسوف ریشه ای برخورد کرده اند که اینچنین تالار تاریخ و طنز را باهم قاطی کرده است؟!

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها


در مخیله خود شاد باش
شما الان در مخیله خود شاد شدید آن شکلی شدید؟!

نوشته اصلي بوسيله amir_dj نمايش نوشته ها


این تاپیک بر خلاف مدعی خود هنوز توضیحاتی در مورد متد علمی و ساختار مطالعات علمی اش نداده که نشان از "شبه علم" و "هدفدار" بودن استارت تاپیک از گروه ریشه هست
دکتر! پرفسور! فیلسوف، علم! دانش! متد! اتد! مطالعه! ساختار!

Dj جان! عزیزکم، یکم بیا پایین از منبری که رفتی بالایش لم داده ای، و برای ما شبه علم ها و هدفدارها کمی بجای اینکه روضه خوانی کنی چند نمونه از کتب کلاسیک که منبع تاریخی محسوب می شوند را نام ببرید

شب خوش

407:

درود هرچند دیگر مکان مناسبی نمانده اما
جستار را که ایشان از مسیر خودش خارج ساخت هیچ مدام از متد علمی میگوید که پاسخشان را به شخصه چند بار داده ام ، اما گویا با یک آدم برنامه ریزی شده سخن می گویم

408:

درود،

خدا کند حداقل برنامه ریزی شده باشد، ولی این موجودی که بنده می بینم مانند Dj ها یکسری آهنگ (سخنان قلمبه سلمبه) را درهم برهم در حال پلی (Play/Pray) کردن است.

البته پِرِیشان بیشتر به پِلِی سماویان می مانند --->

409:

.




درود
اشاره ای به شاهنامه نشده است و در هیچ کجای این جستار از شاهنامه بعنوان منبع استفاده نشده است؛ بنابرین این ادعای شما، که بواسطه آن باز هم سه برگه از جستار به انحراف رفته است نیز یک اقدام مختلفانه دیگر محسوب می شود.



.

410:


عموما چشم آنچه را دوست دارد ببیند میبیند!

گرچه مجبور شدم به صفحات قبل بازگشته و مجدد مرور کنم پست ها رو.

در باب تخلف یک بار برایم کارت قرمز بابت تاپیکی که با نام من استارت زدید بدون رضایت من
و پس از اعتراضم کارت قرمز دادید!دریافت کرده ام این بار اجازه نمیدهم به میل ریشه رفتار کنید.

و اما پست های مرتبط با اینکه شاهنامه منبعی علمی معرفی شده:

سوال های این کاربر:
forum.hammihan.com/thread173709-19.html#post5177149

و جواب دوست شما جناب محمد که برای سوال ششم از شاهنامه به عنوان منبع علمی جواب آورده:
http://forum.hammihan.com/thread1737...ml#post5177440


بنده فقط ذکر کردم "متد علمی مدعی" چیست؟
و شاهنامه منبع علمی محسوب نمیشود!

گرچه در پست های قبل به پست و چرایی ایجاد تاپیک اشاره کردم که نمیدانم بررسی کردید یا نه!(تاپیک هدفدار بوده و قصد علمی یک ادعای واهی بود)

411:

.




تنها یک اخطار قرمز دارید که آنهک بخاطر این پست است:
چند سوال! ( گفت و گو پیرامون چگونگی اخلاقیات و روحیات ترکان و ایرانیان ) - تاریخ و فرهنگ - هم میهن

گرچه در پست های قبل به پست و چرایی ایجاد تاپیک اشاره کردم که نمیدانم بررسی کردید یا نه!(تاپیک هدفدار بوده و قصد علمی یک ادعای واهی بود)
اینکه جستار ممکن است بستر ساز توهین شود دلیل قانع کننده ای نیست، هر جستاری می تواند بستر مناسب برای توهین باشد و جستار ها نمی توانند بنا بر خوشایند یک نفر پاک شوند.



.

412:


در آن تاپیک که حضور اعضای ریشه برای جنگ روانی با بنده مشهود بود؟

چگونه واژه طعنه دار "مغول" یا "آذری آریایی" که همه ریشه آن را میدانیم
سبب اخطار به سایر کاربران نشد فقط به بنده اخطار دادید؟
آن هم بدون تذکری چیزی؟

شما خودت رو جای من بذار!
وقتی بالای nکاربر به شما حمله میکنند تا اعصابت رو خورد کنند و تقریبا همه اعضای
هم میهن از وجود چنین مساله ای آگاهند چگونه میشود به یک طرف درگیر اخطار داد
و به بقیه نه؟



ذکر کردم که در مورد شاهنامه مجدد پست های مربوطه رو آوردم تا اینبار اخطار بیمورد
نگیرم.
زیاد علاقه ای به تالار تاریخ ندارم ولی موضوعات مرتبط با ما ترک ها که میدانم هدفدار ایجاد
میشوند رو دنبال میکنم تا کسی خیال خام به فکرش نرسد.



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

چرا ما که ایرانی هستیم ،نامهای عربی داریم؟؟!!!
چرا باید نژاد پرست باشیم؟
ایرانیان عزیز کدام آرم و نماد را برای پرچمشون مناسب تر میدانند؟
بخش دوم- جعل و تحریف اسناد تاریخی بر ضد کوروش بزرگ توسط غیاث آبادی
کورش کبیر
اسکندر در تاریخ و ادبیات ایران

***مسجد هم میهن***
حجاب اختیاری حق زن ایرانی !
پاسخ به سوالات شرعی
بحث و تبادل نظر پیرامون برخی آیات قرآن
هرچی در مورد اعتقادات اهل سنت می دانید بنویسید.
نظرات، انتقادات و پیشنهادات تالار/ دفتر مدیران تالار ادیان و مذاهب
*