هیتلر، مرد بزرگ 



x

هیتلر، مرد بزرگ



جنایــــــــــات رژیم صهیونیستی
قدرت نظامی ایران و مقایسه با کشورهای رقیب
حکومت سوریه و معارضین
شکست سامانه ضدهوایی گنبد آهنین(Iron Dome) رژیم صهیونیستی
جنگ ايران و اسرائيل (پيام راشل كوري 2)
حمله اراذل و اوباش به محمود کریمی و ماجرای تیراندازی

حقوق قالیباف و همسرش چقدر است ؟
نیروی نظامی را کنار بگذاریم تا پیشرفت کنیم!/ در سال ۹۶ به انقلاب انتخاباتی نیازمندیم
اظهارات منفی حسن عباسی درباره ارتش
حقوقهای بالا درسپاه واقعیت ندارد
گامبیا جمهوری اسلامی شد !
حسن عباسی بازداشت شد
حمایت از ما | مشهدهاست
`

هیتلر، مرد بزرگ




هیتلر، مرد بزرگ
بدون مقدمه میگم اول دو تا سوال رو جوابشو می خوام بعد از اون می تونید بحث های مرتبط با این قضیه رو ادامه بدید.
1ـ به نظر شما هیتلر آدمی بزرگ بود یا یه دیکتاتور خونخوار؟
2ـ دلایل شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم به نظر شما چی بود؟
در مورد سوال اول خودم میگم که هیتلر رو به خاطر برخی عقایدش در مورد زندگی اجتماعی و مذهبی دوستش دارم و مورد پسنده منه.
اما سوال دوم خود هیتلر دو چیز رو که باعث شد پایه های آلمان قدرتمند سست بشه دلیل خواند:
1ـ فساد و فحشا و افزایش روسپی گری زنان.
2ـ از بین رفتن نیروی یدی و فعالیت های عملی در بین جامعه و خصوصا مردان.
من هم دلیل شکست و ضعف آلمان رو همین+ جاسوسی قوی انگلیسی ها به کمک نیروی بلژیکی خودشون مونیکا و لو رفتن نقشه های نیروهای هوایی آلمان به سود انگلیس ها بود.


نکته : خواهشا بحث رو پاسخ بدین و فعلا دعوا راه نیندازید


09-27-2007


1:

یک تاپیک در این مورد وجود داره.

ولی خب:
1.هیتلر یک دیکتاتور بود.

2.دلایل شکست المان خوده هیتلر بود. چون هیچی از جنگ سر در نمی اورد و حتی اگر روسیه را نیز میگرفت باز هم شکسته خورده جنگ بود.

البته دلایل خودتونو بیشتر شرح دهید .

2:

اوه من ندیدم شرمنده کیوان جان...
خب نظر شما محترمه و اینی هم که میگین هیتلر چیزی از جنگ نمی فهمید رو قبول ندارم هیتلر فقط به قدرت نیروزی زمینی انگلیس نتونست غالب بشه والا فکر کنم جنگ در همان موقع تمام بود.
اما خود هیتلر اهداف بزرگی داشت از طرفی به دلیل نژاد یکسان با ایرانی ها با ایران خصومتی نداشت و سوما هیتلر با یهود دشمن بود که این خصوصیت سومش برای من فوق العاده مهمه

3:

من از هیلتر خوشم میاد.
به کاراش کار ندارم ولی مرد خیلی قدرتمندی بود .
های هیتلر

4:


1.هیتلر کلیات جنگ را میفهمید ولی از جزیات جنگ بی خبر در حالی که ژنرال هایه بسیار بزگی داشت و انها باعث پیروزی او میشدند.
اشتباهات هیتلر در جنگ با روسیه نمونه ای از اشتباهات اوست.

2.هیتلر با اغاز جنگ شکست خورد اما شکست نظامی ........
المان در جنگ دریایی و هوایی به انگلیس شکست خورد و همین باعث شد بی خیال انگلیس بشه در نیرویه زمینی انگلیس بیشتر زمانی با المان بر خورد کرد که کار المان تمام شده بود و روسیه کلکشو کنده بود.

3. شما کتابی را میتوانی معرفی کنی که هیتلر را ایران دوست معرفی کرده باشند؟
در کتاب نبرد من به نژاد مردم کانادا احترام گزاشته بود.

4.بله


5:

دیکتاتوری اون که محرزه

6:

مرد بزرگ بودن اين نيست كه مذهبي باشي يا نه مهم اينه كه در عمل چه كاره اي.
او كه از كشتار براي قدرت خودش ولذت بردن خودش استفاده كرده ادم پستي هست.
چندين ميليون انسان به خاطر يك نفر كشته شدن خيلي كار كثيفي است.

7:

قابل توجه دوستان كه از تاريخ اطلاع چنداني ندارند.
يكي از دوستان من چندين سال در آلمان زندگي كرده.مطالبي كه در مورد هيتلر مي گفت
رو من تا به حال نشنيده بودم.
يكيش اين بود كه مي گفت هيتلر در جواني به خاطر فقر مالي به عمل Gay دست ميزده.
از لحاظ جنگ هم كه ديگه همه مي دونيد چه خونخواري بوده.

8:

چرا یک دیکتاتور نمی تونه یک مرد بزرگ باشد؟؟
هیتلر دیکتاتور و رهبر بزرگی بود

9:

1ـ در مورد جنگ خب میشه گفت بله کمی اشتباه کرد اما نه در جنگ مقابل روسیه.
2_آلمان تو جنگ با انگلیس از نظر زمینی در ظاهر شکست خورد ولی درواقع وقتی شکست خورد که نقشه ی هواپیماهای بمب افکن بسیار قدرتمد آلمان ها به دست انگلیس افتاد و اقدامات دفاعی انگلیس چاره ساز شد و در نیروی دریایی هم که انگلیس قدرت بلا منازع کشور ها بود و توقعی نمیرفت از نیروی دریایی آلمان ها/
3_کتاب نبرد من؟ فکر کنم چند وقت پیش خوندم(اسمش یادم نیست ولی خاطراتش بود)

10:

اما به نظر من او یه دانای با شعور بود

11:

مهم ترینش عقاید بند پروازانهـ روحیه ی برتری و یک موردش همین دشمنیش با یهودیان خرابکار بوده بله برای همین عزیز برای خود من
نوشته اصلي بوسيله آخوندیسم نمايش نوشته ها
حتما !!!
دانا بود که باعث کشته شدن 100 ها هزار تن انسان بی گناه شد فقط بر اساس مالیخولیای ذهنی خود
جنایات یهودیان در مقابل او هیچ چیز نبوده و نخواهد بود!

12:

هيتلر به نظرم يه ديكتاتور واقعي بود اما فكر نكنم يهوديان هم دست كمي از اون داشته باشن...براي من خيلي عجيبه كه چطور يه ادم ميتونه دستور قتل اين همه كس رو بده و هيچ احساسي نداشته باشه...البته قبلا من يهوديان رو واقعا بي گناه و مورد جنايت واقع شده ميديدم اما بعد از خواندن يه كتاب نظرم در باره اش عوض شد چون اونها خيلي خوب از اين جنگ و كشتارها به سود خود استفاده كردن و هنوزم دارن استفاده ميكنن... البته همه رو نميگم چون همه كه مثل هم نيستن...

13:

بله متاسفانه این دروغ(یهود کشی) رو سر هم کردن تا به اشغال کشورها و سود جویی های خود بپردازن در صورتی که اگه هیتلر به قدرت میرسید ما شاهد پیشرفت جهان بودیم!!!

14:

خيلي مطمئني فكر نكنم با به قدرت رسيدن هيتلر همه چيز درست ميشد مگه تو همون سالها كه هيتلر بود چه چيزي رو براي جهان به سوغات اورد به جز جنگ و خونريزي به اين ميگي پيشرفت...اون به خاطر تنفر از يهوديان خيلي از بيگناهان ديگر رو هم به كشتن داد اون حتي به هموطنان خودش هم رحم نكرد ....البته با قسمت اول حرفتون موافقم اگه يهوديان قضيه اين كشتارها و جنايت رو با دروغ هاي خودشون داد و فرياد نميزدن شايد الان جايگاه خيلي بهتري در نزد جهانيان داشتن اونها حتي احترام كشتهاي خودشونم نگه نداشتن...

15:

دیگه زیاده روی نکنید!!! یکم پیشرفت هم تو دینا هست صدقه سر یهودیها هست!! اقای هیتلر دوست اگر هیتلر دینا رو می گرفت الان جای تو در کارخانه ها یا سرباز خانه ها یا کوره های اتش سوزی بود!!چون برای هیتلر شما هم هیچ فرقی با یهودیها یا اعراب نداشتید!

16:

اگر کسی رهبر موفقی باشد دلیل بر انسان بودن و یا حتی منطقی بودن آن نیست.
در واقع هیتلر نماد روح کثیف آلمان آن روزگاران بود.
البته به توجه به اسناد و مدارک آنطور که به نظر میآید هیتلر هم یک بازیچه و فریب خورده بود که برای مقاصدی بزرگتر علم شده بود.
تشکیل رژیم صهیونیستی و بوجود آمدن اسرائیل ارتباط مستقیم با جنگ جهانی دوم داشت که هم اکنون هم در این باب مباحث زیادی در جریان است.
ظاهرا جریان هلوکاست هم یک جریان ساختگیست. یا حداقل بزرگنمایی شده است.
به هر حال هیتلر برای مملکتش هیچ چیز جر ویرانی نداشت. ولی بزرگترین خدمت را به کشورهایی نظیر آمریکا و بریتانیا انجام داد. البته بنده احساس میکنم روح خودش هم خبر دار نبود که یک بازیچه است.

فقط میتوانم بگویم هیتلر مردی کوچک و ضعیف بود. (یکی از نشانه های ضعفش خودکشی اش بود) اما به واسطه حمایت ها و دستهای غیبی به درجات بالایی دست یافت و توانست برای مدت کوتاهی در جایگاه بزرگان بنشیند. به هر حال ثمره اش ویرانی بود برای نسل های متعدد.

17:

سال پیش خبری انتشار یافت. اما روز بعد هیچ نشانی از خبر یافت نمیشد. جالب تر از همه اینکه تلویزیون جمهوری اسلامی هم در باب این خبر تمایلی از خود نشان نداد و شاید در آخرین خبرهای ساعت 20:30 اشاره کوچکی به آن شد.
اما موضوع خیلی هم پیش پا افتاده نبود. موضوع از این قرار بود که مدارک و عکسهایی حکایت از این داشتند که خاندان سلطنتی انگلستان با جناب هیتلر در ارتباط بوده اند.
خوب بگذریم. اگر در باب هلوکاست و مطالعه کرده باشید مینید که مدارک خاصی وجود ندارد. همچنین امروزه اندیشمندانی مانند گارودی ثابت کرده اند که جریان هلوکاست بزرگنمایی شده است. حتی برخی بر این باورند که اصلا چینین جریانی صحت ندارد. (فیلم مدار صفر درجه هم اشاراتی به این امر داشته است که موجب اعتراض دولت اسرائیل گشته)

در واقع هلوکاست و جنگ جهانی همه و همه بهانه ای بوده است برای روی کار آمدن رژیم صهیونیستی و لاغیر. البته هیچ مویی لای درز این نقشه نرفته است و نقشه بسیار بسیار حساب شده بوده است که حالا هم شاهد آن هستیم.
به هر حال یهودی ها هیچ وقت مظلوم نبودند. اما همیشه تظاهر به این امر کرده اند. باید تاریخ را بیشتر مطالعه کنیم تا با شیوه های آنها برای استحمار مردم آشنا شویم.

18:

باز هم که رسیدی به افغانستان!!حالا اگر بعد از جنگ جهانی اسراییل تشکیل شد دلیل نمیشه که این هدف جنگ جهانی بوده!!درست است که بعد از کشتار یهودیها .دنیا و یهودیان نیاز به یک کشور یهودی رو بیشتر از پیش احساس کرداند!اما در طی جنگ جهانی میلیونها نفر از جمله یهودی ها اواره دنیا شداند و از انجایی که جایی برای اوارگی نداشتن به طرف خاور میانه پناه برداند که زمینه از ۳۰ سال پیش اماده بود و بعد از مدتی به دلیل اختلاف پتنسیالی که در منطقه اینجاد شده بود جنگ در گرفت ویهودیها پیروز شداند و اسراییل به وجود امد!!

19:

1.هیتلر کجا اشتباه کرد؟
2.کدام جنگ زمینی با انگلیس ؟

20:

من بر خلاف شما معتقدم خونریزی اصلی جنگ زیر سر سلطه ی انگلیس بود و هیتلر یک بازیچه و در واقع شکست خورده ی اسمی جنگ بود او به دلیل مخالفت با یهود جلوی استثمار و استعمار انگلیس آمریکا اسرائول و کشور هایی که در مسندشون یهودیت هست رو می گرفت
نوشته اصلي بوسيله ashk1a نمايش نوشته ها
دیگه زیاده روی نکنید!!! یکم پیشرفت هم تو دینا هست صدقه سر یهودیها هست!! اقای هیتلر دوست اگر هیتلر دینا رو می گرفت الان جای تو در کارخانه ها یا سرباز خانه ها یا کوره های اتش سوزی بود!!چون برای هیتلر شما هم هیچ فرقی با یهودیها یا اعراب نداشتید!
بر خلاف نظر شما هیتلر از نژاد آریا بود و با ما خصومتی نداشت.
ایران برای آلمان در جنگ به منزله ی پیروزی بود( به موقعیت جغرافیایی ایران دقت کنید).
بله اگر استعمار گری کشتن آدم ها استثمار و جنگ افروزی پیشرفت است، بشریت مدیون یهود است!

نوشته اصلي بوسيله کیوان نمايش نوشته ها
1.هیتلر کجا اشتباه کرد؟
2.کدام جنگ زمینی با انگلیس ؟
اشتباه او حمله به روسیه بود...!!!
جنگ با نیروی دریایی انگلیس و ناوهای قدرتمند آن

21:

از حبابی که برای خودت ساختی بیا بیرون!!ایران و ایرانی در تمام دنیا به عنوان عرب شناخته شداند ...ایران اریایی وقتی مرد که اسلام ایران رو گرفت !!!
از یک طرف از جنگ افروزی و ادم کشی نقد می کنی از طرف دیگر از هیتلر دفاع می کنید!!
فعلا پایه ای ترین قوانین فیزی و فیزیک هسته ای رو بشریت مدیون یهود هست!

[quote]

22:

1.اشتباه او اغاز جنگ بود و...

و اگر تو کار حمله به روسیه دخالت نمیکرد ژنرال هایه المانی روسیه را فتح میکردن مشکل اینجا بود تو کار هایی دخالت میکرد که صد ها بار افراد برتر از او وجود داشتن.

2.این جنگ زمینی است؟

تاپیکت زیادی منحرف شده و کارو سخت میکنه.

23:

علی جان متاسفاته این یک مورد را قبول ندارم.
اتفاقا خودکشی او نشانه ضعفش نبود.
او انقدر دلیر بود که تا اخرین لحظه پا پس نکشید (کاری به درست یا غلط بودن عملش ندارم) و در اخر که همه چیز تمام شده بود دلیرانه خودکشی کرد.
این کارش نشانه هایی از مردانگی بود و تن به ذلت اسارت متفقین نداد.

24:

اگر از چوبه دار بالا میرفت و در هنگام خفه شدن بر سر عقاید خود میماند و آن را فریاد میکرد آنگاه میتوانستیم او را دیوانه ای در مقام میزانتروپ تصور کنیم که حداقل بر عقایدش پابرجا بود.

25:

1ـ خب من اینو اشتباه نمیدونم من معتقدم در حق آلمان ظلم شده بود در تقسیم مستعمره ها با توجه به اینکه آلمان کشور قوی ای از نظر اقتصادی بود.
2ـ اشتباه تایپی بود
3ـ بله درسته اما بهتر میشه به مرور

26:

جناب کیوان میشه در مورد جمله ی قرمز شده توضیح بدید که چگونه فتح
روسیه بوسیله ی هیتلر با آن ذخائر عظیم و بی نهایت میتوانست موجب شکست آلمان باشد؟

27:

هیتلر دیکتاتور بزرگ میگفتش خدا یدونست باید یک حاکم فرما باشه نه دو تا

28:

راستش فکر نکنم هیتلر اش دهن سوزی هم بوده باشه
به نظرم روانی بوده

29:

رضا جوندوتا سوال اول تاپیک پرسیدم پاسخ بدی ممنون میشم

30:

دیگه زیاده روی نکنید!!! یکم پیشرفت هم تو دینا هست صدقه سر یهودیها هست!! اقای هیتلر دوست اگر هیتلر دینا رو می گرفت الان جای تو در کارخانه ها یا سرباز خانه ها یا کوره های اتش سوزی بود!!چون برای هیتلر شما هم هیچ فرقی با یهودیها یا اعراب نداشتید!

31:

اگر کسی رهبر موفقی باشد دلیل بر انسان بودن و یا حتی منطقی بودن آن نیست.
در واقع هیتلر نماد روح کثیف آلمان آن روزگاران بود.
البته به توجه به اسناد و مدارک آنطور که به نظر میآید هیتلر هم یک بازیچه و فریب خورده بود که برای مقاصدی بزرگتر علم شده بود.
تشکیل رژیم صهیونیستی و بوجود آمدن اسرائیل ارتباط مستقیم با جنگ جهانی دوم داشت که هم اکنون هم در این باب مباحث زیادی در جریان است.
ظاهرا جریان هلوکاست هم یک جریان ساختگیست. یا حداقل بزرگنمایی شده است.
به هر حال هیتلر برای مملکتش هیچ چیز جر ویرانی نداشت. ولی بزرگترین خدمت را به کشورهایی نظیر آمریکا و بریتانیا انجام داد. البته بنده احساس میکنم روح خودش هم خبر دار نبود که یک بازیچه است.

فقط میتوانم بگویم هیتلر مردی کوچک و ضعیف بود. (یکی از نشانه های ضعفش خودکشی اش بود) اما به واسطه حمایت ها و دستهای غیبی به درجات بالایی دست یافت و توانست برای مدت کوتاهی در جایگاه بزرگان بنشیند. به هر حال ثمره اش ویرانی بود برای نسل های متعدد.

32:

سال پیش خبری انتشار یافت. اما روز بعد هیچ نشانی از خبر یافت نمیشد. جالب تر از همه اینکه تلویزیون جمهوری اسلامی هم در باب این خبر تمایلی از خود نشان نداد و شاید در آخرین خبرهای ساعت 20:30 اشاره کوچکی به آن شد.
اما موضوع خیلی هم پیش پا افتاده نبود. موضوع از این قرار بود که مدارک و عکسهایی حکایت از این داشتند که خاندان سلطنتی انگلستان با جناب هیتلر در ارتباط بوده اند.
خوب بگذریم. اگر در باب هلوکاست و مطالعه کرده باشید مینید که مدارک خاصی وجود ندارد. همچنین امروزه اندیشمندانی مانند گارودی ثابت کرده اند که جریان هلوکاست بزرگنمایی شده است. حتی برخی بر این باورند که اصلا چینین جریانی صحت ندارد. (فیلم مدار صفر درجه هم اشاراتی به این امر داشته است که موجب اعتراض دولت اسرائیل گشته)

در واقع هلوکاست و جنگ جهانی همه و همه بهانه ای بوده است برای روی کار آمدن رژیم صهیونیستی و لاغیر. البته هیچ مویی لای درز این نقشه نرفته است و نقشه بسیار بسیار حساب شده بوده است که حالا هم شاهد آن هستیم.
به هر حال یهودی ها هیچ وقت مظلوم نبودند. اما همیشه تظاهر به این امر کرده اند. باید تاریخ را بیشتر مطالعه کنیم تا با شیوه های آنها برای استحمار مردم آشنا شویم.

33:

باز هم که رسیدی به افغانستان!!حالا اگر بعد از جنگ جهانی اسراییل تشکیل شد دلیل نمیشه که این هدف جنگ جهانی بوده!!درست است که بعد از کشتار یهودیها .دنیا و یهودیان نیاز به یک کشور یهودی رو بیشتر از پیش احساس کرداند!اما در طی جنگ جهانی میلیونها نفر از جمله یهودی ها اواره دنیا شداند و از انجایی که جایی برای اوارگی نداشتن به طرف خاور میانه پناه برداند که زمینه از ۳۰ سال پیش اماده بود و بعد از مدتی به دلیل اختلاف پتنسیالی که در منطقه اینجاد شده بود جنگ در گرفت ویهودیها پیروز شداند و اسراییل به وجود امد!!

34:

1.هیتلر کجا اشتباه کرد؟
2.کدام جنگ زمینی با انگلیس ؟

35:

من بر خلاف شما معتقدم خونریزی اصلی جنگ زیر سر سلطه ی انگلیس بود و هیتلر یک بازیچه و در واقع شکست خورده ی اسمی جنگ بود او به دلیل مخالفت با یهود جلوی استثمار و استعمار انگلیس آمریکا اسرائول و کشور هایی که در مسندشون یهودیت هست رو می گرفت
نوشته اصلي بوسيله ashk1a نمايش نوشته ها
دیگه زیاده روی نکنید!!! یکم پیشرفت هم تو دینا هست صدقه سر یهودیها هست!! اقای هیتلر دوست اگر هیتلر دینا رو می گرفت الان جای تو در کارخانه ها یا سرباز خانه ها یا کوره های اتش سوزی بود!!چون برای هیتلر شما هم هیچ فرقی با یهودیها یا اعراب نداشتید!
بر خلاف نظر شما هیتلر از نژاد آریا بود و با ما خصومتی نداشت.
ایران برای آلمان در جنگ به منزله ی پیروزی بود( به موقعیت جغرافیایی ایران دقت کنید).
بله اگر استعمار گری کشتن آدم ها استثمار و جنگ افروزی پیشرفت است، بشریت مدیون یهود است!

نوشته اصلي بوسيله کیوان نمايش نوشته ها
1.هیتلر کجا اشتباه کرد؟
2.کدام جنگ زمینی با انگلیس ؟
اشتباه او حمله به روسیه بود...!!!
جنگ با نیروی دریایی انگلیس و ناوهای قدرتمند آن

36:

از حبابی که برای خودت ساختی بیا بیرون!!ایران و ایرانی در تمام دنیا به عنوان عرب شناخته شداند ...ایران اریایی وقتی مرد که اسلام ایران رو گرفت !!!
از یک طرف از جنگ افروزی و ادم کشی نقد می کنی از طرف دیگر از هیتلر دفاع می کنید!!
فعلا پایه ای ترین قوانین فیزی و فیزیک هسته ای رو بشریت مدیون یهود هست!

[quote]

37:

1.اشتباه او اغاز جنگ بود و...

و اگر تو کار حمله به روسیه دخالت نمیکرد ژنرال هایه المانی روسیه را فتح میکردن مشکل اینجا بود تو کار هایی دخالت میکرد که صد ها بار افراد برتر از او وجود داشتن.

2.این جنگ زمینی است؟

تاپیکت زیادی منحرف شده و کارو سخت میکنه.

38:

علی جان متاسفاته این یک مورد را قبول ندارم.
اتفاقا خودکشی او نشانه ضعفش نبود.
او انقدر دلیر بود که تا اخرین لحظه پا پس نکشید (کاری به درست یا غلط بودن عملش ندارم) و در اخر که همه چیز تمام شده بود دلیرانه خودکشی کرد.
این کارش نشانه هایی از مردانگی بود و تن به ذلت اسارت متفقین نداد.

39:

اگر از چوبه دار بالا میرفت و در هنگام خفه شدن بر سر عقاید خود میماند و آن را فریاد میکرد آنگاه میتوانستیم او را دیوانه ای در مقام میزانتروپ تصور کنیم که حداقل بر عقایدش پابرجا بود.

40:

1ـ خب من اینو اشتباه نمیدونم من معتقدم در حق آلمان ظلم شده بود در تقسیم مستعمره ها با توجه به اینکه آلمان کشور قوی ای از نظر اقتصادی بود.
2ـ اشتباه تایپی بود
3ـ بله درسته اما بهتر میشه به مرور

41:

جناب کیوان میشه در مورد جمله ی قرمز شده توضیح بدید که چگونه فتح
روسیه بوسیله ی هیتلر با آن ذخائر عظیم و بی نهایت میتوانست موجب شکست آلمان باشد؟

42:

هیتلر دیکتاتور بزرگ میگفتش خدا یدونست باید یک حاکم فرما باشه نه دو تا

43:

راستش فکر نکنم هیتلر اش دهن سوزی هم بوده باشه
به نظرم روانی بوده

44:

رضا جوندوتا سوال اول تاپیک پرسیدم پاسخ بدی ممنون میشم

45:

در مورد سوال اول من عقیده در مورد اینکه بزرگ بوده ندارم
اما دلیل شکست خوردنش دو چیز بوده
یکی زیاده خواهیش
دوم حمله به روسیه

46:

تمام پستهای این تاپیک را خواندم و از برخی از اظهار نظرهای عجیب و غریب برخی از
مخالفان هیتلر واقعا یکه خوردم ! دوستان چرا واقعا باید سطح معلومات شما اینقدر پائین باشد ؟ کمی کتاب هم بخوانید بد نیست ....
بعد شخصیت هیتلر تنها در دیکتاتوری و یهودکشی خلاصه نمیشود که برخی فقط و فقط
او را در این اوصاف میشناسند و بس !
در مورد هیتلر به یک جمله از یکی از بزرگترین مخالفان هیتلر به نام آقای شایرر بسنده میکنم :

هیتلر آلمان را به چنان قدرتی رساند که در طول تاریخش کسی موفق به آن نشد !

زیاد حس نوشتن مطلبهای کلی در مورد ابرمردی چون هیتلر را ندارم چرا که گوشیهایی بهر او در اینجا نمیبینم !!
بازهم شما را توصیه به کتاب خواندن و تعمق در آنها میکنم !

هیتلر، مرد بزرگ

گرگ


47:

هیتلر برای المان رهبر بزرگی بود...اما شما مگر المانی هستید که سنگ اون رو به سینه میزنید؟

48:

والا تو خود المان هم هیتلر منفوره و المانها میگن ما هنوزم شرمسار کارایی هستیم که این دیکتاتور خونخوار کرده
در ضمن هیتلر به المان هم خدمت نکرد میدونید المانها چقدر کشته دادن؟ تا چند سال دو تکه شده بودن ؟ چقدر بدبختی کشیدن تا بتونن باز به این نقطه که الان هستن برسن؟
اینا همش تقصیر رهبر بی عقلشون بوده

در ضمن اون دوستمون گفتن :
هیتلر آلمان را به چنان قدرتی رساند که در طول تاریخش کسی موفق به آن نشد !
این افتخاری نیست چنگیز خان و اسکندر هم اینکارو کردن کسی به نیکی ازشون یاد نمیکنه!
ولی کوروش کبیر هم قدرت بی حدی داشت ولی خونخوار نبود و این افتخار داره.

49:

درود.
ببنید فکر اشتباه منتهی به پیروزی نمیشه.

یک معلم تاریخ داشتیم سخنه زیبایی داشت میگفت:
فتح کردن سرزمین ها کاره اسانی است ولی نگه داشتن ان کاری بس مشکل.

1.در فرانسه ،اکراین، خوده روسیه، مجارستان،لهستان،یونان، یوگوسلاو و... همه و همه گروه هایه پارتیزانی تشکیل شده بود، چطور میشه کشوری را نگه داشت که مردمش دارن بر علیه ان میجنگند؟ تا کی و چطور میخواسته مقابله کنه؟ جنبش هایه میهنی شکل گرفته بوده.

2.امریکا و انگلیس (چرچیل) 2 قدرتی که هنوز شکست نخورده بودند!!
المان در یورش اول نیز نتوانست انگلیس را فتح کنه.

پس شد امریکا و انگلیس و پارتیزان ها

3.در خوده کشوره المان مخالفت هایه ژنرال ها و مردم بوده یعنی در خوده المان کارشکنی هایی در ضد هیتلر بوده.

امریکا انگلیس، پارتیزان ها،مردم المان ، و کشورهایه فتح نشده.

4.کشورهایه دیگر فتح نشده و مخالفتهایه مردم انهاو...

پیروز و شکست خورده کیست؟


50:

درست است هیتلر رکود اقتصادی المان را یک سرو سامانی داد ارتش المان را مقتدر کرد و... البته تا 1938ولی در ادامه المان را با خاک یکسان کرد.

2.جمله قرمز

51:

شما چرا سنگ تروریست ها را به سینه میزنید؟

نوشته اصلي بوسيله کیوان نمايش نوشته ها
درست است هیتلر رکود اقتصادی المان را یک سرو سامانی داد ارتش المان را مقتدر کرد و... البته تا 1938ولی در ادامه المان را با خاک یکسان کرد.

2.جمله قرمز
میشه گفت کیوان انتقام عهدنامه ی ورسای رو گرفت اما آلمان با خاک یکسان نشد باید بگیم اروپا جز خود آلمان با خاک یکسان شدن حتی انگلیس نیز خسارات کمی دید البته

52:

bache jan
bahs kardan ba shoma bifaydast

هیتلر، مرد بزرگ

53:

بحث بی فایده نیس شما سوالی پرسیدین بنده از ضعف خودتون(طرفداری از تروریست ها>در پست هاتون) استفاده کردم خب

54:


عجب انتقامی

1.المان ، برلین ، 1945

هیتلر، مرد بزرگ


2.انگلیس به خاطر اینکه حملات زمینی صورت نگرفت هوایی بود. (و البته خسارت هم دید)

55:

هیتلر تنها یک انسان عادی بود

56:

هیتلر بی تردید مرد بزرگی بود. اما سوال این است که در چه معنایی بزرگ بود !!
دوستان بزرگ ! من واقعا متاسفم که تعداد زیادی از مردم ایران هیتلر و افکار او را بی چون و چرا می پذیرند، و این در حالی است که اکثر مردم آلمان، او را قبول ندارند !
اگر نگاهی به افکار این بزرگ مرد بیندازید، خواهید دید که این بزرگ مرد دوران کودکی خود را در چه شرایطی گذرانده و تحت چه عواملی دچار بیماری (عقده) شده است!
مردی که آن قدر نژادپرست بود که حتی اصالت شخصی خود را قبول نداشته و به همین دلیل از ازدواج خود نیز هراسان بود. (کسانی که اطلاع دارند نگویند که واقع بین بود! نه، نژاد پرستی در این ابعاد کور بودن یک انسان را می رساند )
راستی را ! از شما دوستان چه کسی می تواند به صراحت اعلام کند که از چه نژادی بوده است ؟

و اما بدانید که اگر پدران شما در آن دوره می جنگیدند، حتی به خودتان اجازه ی اظهار نظر نمی دادید.

در گوشه ای از خانه نشستن و در مورد هیتلر سخنرانی کردن کار بسیار راحتی است، غیر از این است ؟



57:

( من 5 ساله تویه انواع و اقسام فارومها عضو بودم و فعالیت کردم ولی تاحالا توی تالارهایی مثل سیاست و مذهب و تاریخ و هم اندیشی و ... ریپ نزده بودم ! ولی از این یکی نمیشه گذشت !! )

اول سوالاتو جواب میدم

1ـ به نظر شما هیتلر آدمی بزرگ بود یا یه دیکتاتور خونخوار؟
هیتلر بدون شک یک دیکتاتور خونخوار بود . کسی که به راحتی میشه با چنگیز مقایسه اش کرد . من نمی دونم چی باعث شده اینطوری در مورد هیتلر فکر کنی ! توی پستات نوشته بودی کشتار یهودیان ! ( فکر می کردم دوره نازیسم سر اومده ! ) به نظر تو اگه الان یکی پیدا بشه و شروع کنه به کشتار مسلمونا اونوقت یه آمریکایی کارشو تحسین کنه کار درستی کرده ؟!


2ـ دلایل شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم به نظر شما چی بود؟
در مورد دلایل شکست هیتلر با دلایل کیوان موافقم ! هیتلر تا وقتی با شوروی وارد جنگ نشده بود در اکثر جبهه ها موفق بود اما وقتی بدون توجه به هشدار ژنرال هاش به شوروی اعلان جنگ داد نتیجه رو واگذار کرد . مشکل هیتلر این بود که فکر می کرد شوروی هم مثل
فرانسه ست . وقتی فرانسه رو که مجهزترین ارتش اون موقع دنیا رو در اختیار داشت تنها در عرض 6 هفته شکست داد و ارتش آلمان نازی تو شانزلیزه رژه رفت این رویا واسه هیتلر تداعی شد که می تونه روسیه رو به همین صورت فتح کنه ولی ... ! هیتلر به هیچ عنوان یک رهبر نظامی تمام عیار نبود و همه فتوحاتش رو مدیون ژنرالهاش بود . یه دلیل ساده اینکه اون به هیچ عنوان به هیچ لشکری اجازه عقب نشینی نمی داد و این موضوع در جبهه های شوروی بویژه استالینگراد بد جوری یقه هیتلر رو گرفت ! ( متاسفانه اسم یکی از معروفترین و کارآمدترین ژنرالهاش که در مورد این موضوع بارها به هیتلر هشدار داد رو یادم نمیاد ! کسی که بعد بخاطر همین هشدارها و مخالفتها به دستور هیتلر مجبور به خودکشی شد .)



حالا چند تا نکته دیگه که توی پستهای این چند صفحه بهش برخوردم :

1- به فرض که هیتلر با توجه به آریایی بودنش به ایرانی ها کاری نداشت ( که اساسا با این موضوع مخالفم ) اینکه یه نفر بیاد شروع به نسل کشی کنه از نظر تو قابل قبوله ؟!

2- در مورد هولوکاست شاید این موضوع بزرگنمایی شده باشه ولی بهیچ عنوان نمیشه اونو رد کرد ! محاله کتابی در مورد جنگ جهانی دوم بخونین و توی اون به کشتار یهودیان کشورهایی که تحت سلطه آلمان قرار می گرفت ( مثل لهستان ) اشاره نشده باشه ! ( البته به شرط اینکه نویسنده اون کتاب احمدی نژاد نباشه ! ) توی اکثر کتابها به تنفر هیتلر از یهودیان و کولی ها اشاره شده و دلایلی هم برای اون مطرح شده مثل این موضوع که با توجه به اینکه یهودیا معمولا ثروتشون رو توی صنایع مولد سرمایه گذاری نمی کردن و معمولا به شغلهای کاذب مثل رباخواری رو می آوردن به نوعی باعث اخلال تو نظام پولی میشدن ( این موضوع رو عینا توی یه کتاب به اسم تاریخ جنگ جهانی دوم خوندم ولی متاسفانه اسم نویسنده اش رو به خاطر نمیارم )
البته دلایل دیگه ای هم ذکر شده هیچ کدوم سندیتی نداره مثل :
1- هیتلر در کودکی توسط یه کولی که دست برقضا یهودی هم بوده ربوده میشه و بهش تجاوز می شه !
2- هیتلر تو دوره نوجوانی شاهد فروش یک دختر زیبای آلمانی به یک یهودی بوده !
( همونطوری که بالا هم گفتم این دلایل هیچ سندیتی ندارن و دلیل اینکه اینجا نوشتم اینه که اگه کسی چیزی در این مورد می دونه یا کتابی خونده بگه )


اگه باز چیزی به فکرم رسید میگم .

58:

...جواب میدم شب
نوشته اصلي بوسيله سین.قاف نمايش نوشته ها
هیتلر بی تردید مرد بزرگی بود. اما سوال این است که در چه معنایی بزرگ بود !!
دوستان بزرگ ! من واقعا متاسفم که تعداد زیادی از مردم ایران هیتلر و افکار او را بی چون و چرا می پذیرند، و این در حالی است که اکثر مردم آلمان، او را قبول ندارند !
اگر نگاهی به افکار این بزرگ مرد بیندازید، خواهید دید که این بزرگ مرد دوران کودکی خود را در چه شرایطی گذرانده و تحت چه عواملی دچار بیماری (عقده) شده است!
مردی که آن قدر نژادپرست بود که حتی اصالت شخصی خود را قبول نداشته و به همین دلیل از ازدواج خود نیز هراسان بود. (کسانی که اطلاع دارند نگویند که واقع بین بود! نه، نژاد پرستی در این ابعاد کور بودن یک انسان را می رساند )
راستی را ! از شما دوستان چه کسی می تواند به صراحت اعلام کند که از چه نژادی بوده است ؟

و اما بدانید که اگر پدران شما در آن دوره می جنگیدند، حتی به خودتان اجازه ی اظهار نظر نمی دادید.

در گوشه ای از خانه نشستن و در مورد هیتلر سخنرانی کردن کار بسیار راحتی است، غیر از این است ؟


بعدا میایم و جواب میدم
نوشته اصلي بوسيله کیوان نمايش نوشته ها

عجب انتقامی

1.المان ، برلین ، 1945

هیتلر، مرد بزرگ


2.انگلیس به خاطر اینکه حملات زمینی صورت نگرفت هوایی بود. (و البته خسارت هم دید)

1_ببخشین کیوان جان تو جنگ حلوا که خیر نمی کنن یقینا به همه صدمه می خوره اما میزانش فرق داره
2_ بله کاملا درسته

59:


موافقم

1.فکر کنم منظورت ژنرال رومل بود.

2.درسته این تقسیم بندیه نزادی هیتلر دیوانگی بود و اگر ما فرض بگیریم با نژاد ایرانی هم بد نبود باز هم ایران میشد زیر دسته المان

3.درسته یهودی ها در دوران رکود اقتصادی المان به شدت به منافع خودشون می پرداختن و به نوعی از اب گل الود ماهی میگرفتن و این عامل یکی از عامل هایه تنفر هیتلر از یهودی ها بود.

60:



درسته منظورم ژنرال رومل بود .

61:


البته نباید فراموش کرد که اسلام و مسلمانان در این مورد مقصر بودند

در آن زمان که هنوز کشور اسرائیلی در کار نبود جنبش تروریستی اخوان المسلمین به فرماندهی مفتی امین الحسنی با 3000 نیرو در ارودگاههای ارتش هیتلری آموزش میدیدند تا بعد از آموزش به تعقیب و آزار و اذیت یهودیان بپردازند
و این کینه مسلمانان از یهودیان برمیگرده به زمان محمد که یهودیان در مدینه که شهر و وطن اصلی و مادرزادی خودشان بود به محمد باج بدهند
یعنی از زمان محمد تا حال مسلمانان از یهودیان کینه داشته و دارند

62:


خیرمشکل ما با یهودیان:
1_ پیامبر فرمودند: هیچ کس از یهودیان بیشتر به ما ظلم نکرد
2_ یهودیان اقتصاد دنیا رو فلج می کنند و از این جهت مانع پیشرفت هستند

63:

هیتلر جنایت زیاد کرد اما مغزش خوب کار میکرد بعدا اگه خواستین بگم چند تا از روشن فکریهاشو

64:

باریکلا تینا منم نظر تو رو دارم منتها یه اختلاف جزئی هست من کارهای هیتلر رو مجاز میدونم

65:

تو هنوز بچه ای بزرگ شدی اونوقت بیا

66:

هیتلر مرد کوچک

67:

اتفاقا از لحاظ فکری من بعضی حرفاشو فبول دارم
شما ها کدومتون میدونید که چرا سر استین کت ها 3 تا دکمه است؟؟؟؟؟


کی میدونه
میدونستید هیتلر اینو کشف کرد
هیتلر یه گروه خیلی بزرگ داشته همه سربازای خیلی قدرتمندو پیشرفته و کاراموز یه روز که ایشون سرکشی میکنند به این سربازها میبینن استین های اینها همه برق میزنه نگاه میکنه میبینه بله همشون بینیشونو با استینشون پاک کردن و میکنند میاد دستور میده که سه تا دکمه بزنند سر این استین ها تا کسی تا خاست بینیشو پاک کنه بینیش زخم بشه و از فردا اونروز همه بینی هاشون زخم بود و بعد از مدت ها دیگه همه عادت کردند و مردمو تمیز میدید

خوب این یه نمونه از کارهای ایشون بود ولی خوب اگه ادم کش بود اما واقعا عقلشو به کار مینداخت!!!

68:

مطلب شما فاقد ارزش است.

69:

یعنی این علتها دلیل کافی واسه نسل کشیه ؟!





سوالای بالای من بدون جواب موند !

70:

همون که گفتم هیتلر آدم کوچیکی بوده

71:

چرا؟اهان چون مخترع برق یا تلفن و اینها نبوده نه به نظر من این ارزشش خیلی بیشتره

72:

اتفاقا مشکل اصلی هیتلر این بود که مغزش خوب کار نمی کرد ! بویژه در موقعیت های بحرانی که به تصمیم گیری های سریع و صحیح نیاز بود ! تا وقتی که آلمان در همه جبهه ها پیروز بود که رهبری کردن هنری نمی خواست ! رهبری موقعی لازم بود که شکسهای هیتلر شروع شد ! و البته بدلیل همون نبودن رهبری صحیح ادامه دار شد !

73:

اره اما خوب من ایشونو قبول دارم اخه بعضی از افکارش زیبا بود مثله رضا شاه

74:

نه ! علت بی ارزش بودن اون موضوعی که شما عنوان کردین اینها نیست !
اولا اینکه این موضوع ( با فرض اینکه درست باشه ! ) ربطی به این بحث نداره !
ثانیا میشه منبع این موضوع رو بدین تا ما هم بخونیم ؟!


علت اینکه خود من برای حرفام رفرنس نمیارم اینه که مطالبی که میگم اونقدر روشنه که نیازی به رفرنس خاصی نداره ! شما هر کتابی رو بخونین با کمی بالا و پایین همه به این موضوعات اشاره می کنن !

75:

ببینین اینکه شما بعضی از افکار هیتلر رو قبول داشته باشین یه موضوع کاملا شخصی و جداست !
ولی بحث ما اینجا به نوعی سر اینه که آیا کشتن اون همه یهودی و کولی درست بود یا نه ؟! این موضوع به هیچ وجه شخصی نیست ! ( درسته که ما مسلمونا به عللی همیشه با یهودیا اختلاف داریم اما این دلیل نسل کشی نیست !!! )

76:

اقا مصطفی من اینها رو از زبان معلمم و پدرم شنیده ام ایشاالله بابام که اومد ازشون میپرسم میگم منبعشو
منکه گفتم با کشتن مخالف بودم اون یه نایتکاره و این وحشتناکه و اصلا کارشو قبول ندارم اما خوب

77:

حتی لازم به ارائه مدرک و دلیل هم نیست
این نوشته خود ، خود را رد میکند.

78:

ممنون !

79:

در این تاپیک ، نه به دلیل هیتلر پرستی بلکه به دلیل عدم مطالعه مخالفان هیتلر
علاقه ای به گفتگو با کسی را ندارم !
من قبلا در یک تاپیک بی نظیر در کنار یکی از گرامی ترین دوستانم در فاروم گفتگو
در تار تاریخ ، زیاد به هیتلر پرداختیم ! هرچند که به هیچ وجه حق مطلب ادا نشد اما
آنزمان هیچ سایت فارسی نبود که از نظر محتوا با آن تاپیک برابری کند به هر حال اگر
کسی علاقه مند باشد میتواند به آرشیو آنجا مراجعه کند .
اما ذکر یک نکته را بسیار ضروری میدانم : درس ناسیونالیسم را باید در کنار هیتلر گذراند!
چراکه هیتلر براستی نشان داد که ناسیونالیسم تا چه اندازه میتواند پیش برود و قدرت داشته باشد !
میتوانید مانند انسانهای منفی به نتیجه بنگرید اما من به کل ماجرا نگاه میکنم که چگونه
مردی که شما از او با حقارت یاد میکنید با اتکا بر نیروی ناسیونالیسم کشور و ارتش آلمان را
نیرومندترین در اروپا کرد !

یکی از مخالفان داد برداشته که علت شکست هیتلر گوش ندادن او به حرفهای ژنرالهایش
بوده است ! براستی اگر کمی کتاب خوانده بود میداست که خود ژنرالها و عدم اطاعت از
اوامر پیشوا علت شکست آلمان بودند ! مثلا درهم شکستن کمر ارتش آلمان در شرق که بدلیل تسلیم ارتش ششم بود به واسطه ی سرپیچی " پاولوس " ژنرال آلمانی از تسلیم نشدن بود! ولی او تسلیم شد و ارتش ششم درحالیکه هنوز قدرت مقاومت داشت تسلیم شد و خود او بعد از جنگ با اینکه از سوی متفقین به عنوان یک قهرمان حمایت میشد اما دست به خودکشی زد (لابد از نظر شما به دلیل اینکه هیتلر به حرفهایش گوش
نمیداده ) یا در نورماندی تنها کسی که جای صحیح فرود نیروهای متفقین را درست حدس زد همان هیتلری است که برخی از ناآگاهان در اینجا فکر میکنند او فاقد ذکاوت و هوش بوده ! هیتلر این نکته را به فرماندهان نیز گوشزد کرد ولی آن فرماندهان خود مشغول توطئه چینی برای قتل هیتلر و تسلیم به متفقین بودند !
و یا در نبرد کورسک همین فرماندهان تمام نقشه های آلمان را پیش از یورش در اختیار
روسها گذاشتند و موجب یک شکست بزرگ برای آلمان شدند .
راستی این ژنرالهای توانا که به گفته ی شما هیتلر سد آنها بود در جنگ جهانی
نخست کجا بودند که آلمان به فتوحاتی نظیر جنگ جهانی دوم دست پیدا نکرد ؟
حقیقت این است که هیتلر در بسیاری از پیروزهای آلمان سهم عمده ای داشت و
بیشتر فرماندهانش از ابتدا با تمام طرح هایش مخالف بودند حتی با یورش به فرانسه!
هیتلر مردی بود که با بلوف زدنهای سیاسی و یا مذاکره ، بدون ریختن خون
موفق به تسخیر مناطق استراتژیک زیادی شد ! چگونه چنان مردی کوچک بود و کاربران
کامپیوتری نظیر شما بزرگ ؟





اکثر دستورات هیتلر در شوروی خردمندانه بود و روسیه دقیقا همان دستورات را به
فرماندهانش میداد و آنها با اجرا کردنش موفق شدند ولی فرماندهان آلمانی که شما
دم از آنها میزنید نه !!!
عدم دستور عقب نشینی از سوی هیتلر در شوروی نیز براستی خردمندانه بود
چرا که عقب نشینی برابر بود با انهدام کامل و زودتر نیروهای آلمانی !
همچنان که ناپلئون در روسیه دستور عقب نشینی داد و نیروهایش به شدیدترین وضع
نابود شدند .جالب است که در میان این مخالفتهای سطحی یک نفر پیدا شده و گذاشتن دکمه بر روی آستین را نشانه ی بزرگی او میداند !!

میتوانم یک کتاب خوب هم به دوستان معرفی کنم :

آدولف هیتلر
نوشته ی جان تولند



هیتلر، مرد بزرگ

80:

در اینجا میخواهم به یکی از تاثیرات جنبش ناسیونالیستی اشاره کنم :

شباهت آرمهای حزب پان ایرانیسم با آرمهای ناسیونالیسمی در آلمان

آلمان :

هیتلر، مرد بزرگ







پان ایرانیستها :

هیتلر، مرد بزرگ


یا آرم جمجمه این حزب که آرم جمجمه ی نازی ها را یادآوری میکند و
مربوط به دوران اشغال ایران توسط متفقین بوده است .

هیتلر، مرد بزرگ

اینهم نشان رهبری حرب پان ایرانیسم :

هیتلر، مرد بزرگ

اینهم بازوبند پان ایرانیسمهای ایران که شباهت بسیار زیادی با بازوباندهای
آلمانیها دارد :

هیتلر، مرد بزرگ



فرتورها را از وبلاگ فرمان آریا برداشتم .

لازم به ذکر است که حزب پان ایرانیسم تنها حزبی است که در تهرات با
پرچم شیروخورشید به صورت علنی فعالیت دارد .

81:

is necessary that I should die for my people; but my spirit will rise
from the grave and the world will know that I was right


Adolf Hitler



این لازم است که من برای مردمم بمیرم ، ولی روح من از
آرمگاهم برخواهد خواست و جهان خواهد دید که حق با من بوده است .

آدولف هیتلر




82:

آقای آذین
قبل از اینکه حرفی درباره هیتلر و جنگ جهانی بزنم می خوام بگم که من واقعا از پستهایی که جنابعالی ، کاربر کورش و کاربر روآن تو تالار تاریخ و فرهنگ میزنید لذت میبرم و از این اطلاعاتی که در اختیار بچه ها می زارین ممنونم !


در مورد هیتلر و جنگ جهانی دوم
من یه سوال از شما دارم . ایران ما چندبار مورد حمله بیگانگان قرار گرفته مثل مغولا و اعراب ! ما کاملا با تاثیرات چنین جنگ ، کشتار ، لشکرکشی و جهان گشایی آشنایی داریم و می دونیم چه بلایی سر کشور هایی که مورد تهاجم قرار می گیرند میاد ! اونوقت چطور می تونیم از کسی دفاع کنیم که عامل مورد مشابهی هست ؟!


در مورد اشتباهات هیتلر هم مورد زیر جالبه :


ارتش آلمان با عبور از خاک بلژیک و هلند ناگهان از پشت خطوط ماژینو سردرآورد و عملاً ارتشهای فرانسه و انگلیس در شمال غرب فرانسه را غافلگیر کرد.
۴۰۰هزار سرباز انگلیسی و فرانسوی از سپاههای اصلی فرانسوی جداافتاده و درمحاصره کامل بودند. ارتش آلمان با روحیه بسیاربالا درحال درهم کوبیدن مواضع متفقین به سرعت درحال نزدیک شدن به نیروهای شکست خورده انگلیس بود. این نیروها برای فرار از مرگ به سوی دونکرک (جایی که فاصله خاک اروپا و انگلیس درحداقل ممکن بود) عقب نشینی کردند.
درحالی که دو سوم ارتش انگلیس در دونکرک درانتظار تخلیه توسط کشتیها و قایقهای محلی بود ارتش آلمان با فرمان حیرت انگیزی مواجه شد.
«توقف» اگرچه بسیاری از تاریخ نویسان غربی ازکنار این مسأله به سادگی می‌‌گذرند اما نباید از یاد برد اگر آلمان به این نیرو که سراسیمه درحال تخلیه دونکرک بود حمله می‌‌کرد برای این «نیروی متوحش از ماشین جنگی آلمان» راهی جز تسلیم نبود.
در ۴ژوئن ۱۹۴۱ هنگامی که مردم سواحل شرقی انگلیس باخبر شدند نیروهای انگلیسی در غرب فرانسه گرفتار شده‌اند با حداقل وسایل سوار قایقها (حتی قایقهای ماهیگیری کوچک) و کشتیها شده و به بندر دونکرک نزدیک شدند. آنها کمک خوبی برای نیروی دریایی انگلیس بودند. آلمانها در این چندروز حملات هوایی اندکی داشتند.
هیتلر قصد داشت با این اقدام به انگلیس بفهماند که هدفش نه انگلیس بلکه یهودیها و شوروی است.چرچیل در خاطرات خود می‌‌نویسدکه در سراسر انگلیس تنها ۲۵۰ هزار نیرو مانده بود که بخش اعظم آن نیز نیروی پلیس شهری و داوطلبان بودند.
آلمان فرصتی بی نظیر برای تصرف انگلیس داشت کشوری که هزارسال پای مهاجم را به خاک خود ندیده بود.
نیروهای انگلیسی که در دونکرک ۲۵۰۰ دستگاه توپ و دهها هزار مسلسل سنگین، نفربر ، تانک و خمپاره را به جا گذاشتند.
ژنرال فون‌رون از اعضای ستاد ارتش آلمان از این واقعه چنین یاد می‌کند:
شش روز پس از یورش سراسری آلمان به شمال فرانسه هنگامی که نیروهای ژنرال فون روندشتت به سوی دریا پیش می‌‌راندند هیتلر با فرمان احمقانه‌ای دستور ۴۸ساعت توقف به آنها را داد... ژنرال گودریان دیگر سردار آلمانی به دستور پیشوا عمل نکرد و تانکهای خود را به سرعت به سمت غرب به حرکت درآورد اما درست در ۹مایلی دونکرک با دستور مستقیم پیشوا مجبور به توقف ۷۲ ساعته شد!
نظامیان حرفه‌ای آلمان این اقدام را به دلیل ضعف اطلاعات نظامی هیتلر قلمداد می‌کنند.
فون رون می‌‌افزاید:
تا به امروز هیچکس دلیل اقدام هیتلر را نفهمیده. ظرف همین ۳ روز انگلیسیها توانستند ارتشهای خود را از دونکرک نجات دهند. آنچه بعدها به معجزه دونکرک معروف شد.
واقعیت این است که هیتلر نخواست انگلستان را کاملاً منهدم کند و این امر سبب شد تا انگلوساکسونها آن را به حساب خود بگذارند و از او به عنوان پیروزی تاریخی نام ببرند.
ژنرالهای آلمانی از این روزها به عنوان «فرصتی که هرهزار سال یکبار دست می‌‌دهد» یادمی کنند. آنها می‌‌گویند مگر ارتش ۳۰۰هزارنفره انگلیسی در ظرف ۳روز با کمک تخته پاره، قایق و کشتی تفریحی خود را منتقل به خاک بریتانیا نکرد پس چرا ما نتوانیم «دونکرک معکوس» را ایجادکنیم؟
ترس هیتلر از نیروی دریای انگلیس بود اما این نیرو بشدت پراکنده بود و برخی ناوگان انگلیسی حداقل ۲ماه تا مانش فاصله داشتند.
مضافاً آنکه لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) می‌‌توانست در آن معبر تنگ جهنمی از آتش را به سر کشتیهای انگلیسی بریزد. این در شرایطی بود که توپخانه را فراموش کنیم و برای زیردریایی‌های آلمانی که در سالهای اول جنگ به مانند کوسه‌های درنده ناوگان متفقین را به قعر دریا می‌‌برد جایی قائل نشویم.
فون رون می‌‌گوید :
هیتلر وقتی به ۶۰کیلومتر انگلیس رسید یادش آمد که نقشه‌ای برای این کار (تصرف انگلیس) ندارد. مسخره است اما ارتشبدهای هیتلر که نقشه حمله به یوگسلاوی را در ۸ ساعت و نقشه تصرف اروپای شمالی را در ۵ روز کشیدند. چگونه نتوانستند در آن روزهای حیاتی دست به ابتکار بزنند. هیتلر در این لحظه اگر استعداد افرادی چون سزار ، ناپلئون و اسکندر را داشت با یک ابتکار ارتشهای زرهی و موتوریزه آلمان را از دونکرک عبور می‌‌داد.

83:

فکر نکنم تو تاریخ به من برسی

نوشته اصلي بوسيله OMID42 نمايش نوشته ها
هیتلر مرد کوچک
ثابت کن

نوشته اصلي بوسيله مشتا نمايش نوشته ها
اتفاقا از لحاظ فکری من بعضی حرفاشو فبول دارم
شما ها کدومتون میدونید که چرا سر استین کت ها 3 تا دکمه است؟؟؟؟؟


کی میدونه
میدونستید هیتلر اینو کشف کرد
هیتلر یه گروه خیلی بزرگ داشته همه سربازای خیلی قدرتمندو پیشرفته و کاراموز یه روز که ایشون سرکشی میکنند به این سربازها میبینن استین های اینها همه برق میزنه نگاه میکنه میبینه بله همشون بینیشونو با استینشون پاک کردن و میکنند میاد دستور میده که سه تا دکمه بزنند سر این استین ها تا کسی تا خاست بینیشو پاک کنه بینیش زخم بشه و از فردا اونروز همه بینی هاشون زخم بود و بعد از مدت ها دیگه همه عادت کردند و مردمو تمیز میدید

خوب این یه نمونه از کارهای ایشون بود ولی خوب اگه ادم کش بود اما واقعا عقلشو به کار مینداخت!!!
یخورده آدم کشی نه خیلی آدم کشته اما دلیل داشته و خوب کاری کرده

نوشته اصلي بوسيله Mostafa_110 نمايش نوشته ها
یعنی این علتها دلیل کافی واسه نسل کشیه ؟!





سوالای بالای من بدون جواب موند !
من دلیلی برای نسل کشی نیاوردم
مصطفی جان لینک پست شما رو دارم متاسفانه وقت کافی ندارم در اسرع فرصت جواب میدهم

نوشته اصلي بوسيله OMID42 نمايش نوشته ها
همون که گفتم هیتلر آدم کوچیکی بوده
مدرک، سند

84:


1.در مورده ناسیونالیسم اینکه همنیجوری نمیشه بگی هیتلر اینکار و کرد (اتفاقا هیتلر بدتر المانم را از صفحه روزگار محو کرد) عوامل مختلف سنجیده میشود (مانند لنین)
مردم المان خود مردمه ناسیونالیست بودند (اینجوری نبوده که هیتلر بیاد بگه خب شما باید ناسیونالیست بشید و مردم المان هم بگن خب ما ناسیونالیست شدیم حمله کنیم به روسیه)
و بعد از جنگ جهانی اول مردمه المان غرور خود را لکه دار شده میدیدند. (هیتلر نشان داد؟) جالبه

در ثانی این بابا (هیتلر) افراتگرا شده بوده نیرویه اس اس خیلی از مرده المان را سرکوب میکردند (خیلی از فیلسوفان و دانشمندان و هنرمندان المانی از این کشور فرار کردند.)(مانند :پوپر و یا اینشتین و خیلی هایه دیگر....)
ناسیونالیسم هم تا موقعی خوب بود تا موقعی که در محدوده کشور خود بوده نه سرکوبی نژاد ها و کشورگشایی.

2. قدرت مقاومت ارتش ششم؟!! مقاومت به چه نوع؟؟
ارتش ششم هنگامی تسلیم شد که دیگر ارتشی باقی نمانده بود! یک مشت سربازه بی مهمات و گشنه و مریض بودند.دیگر نه جانی ونه مهماتی برایه مقاومت وجود نداشته.
در حالی که از این ارتش میشد بهتر استفاده کرد.

گوشه ای از شرایط ارتش ششم:

روسیه تجدید قوا میکند و برایه حمله طی یک نقشه قبلی برایه عقب راندن المانها اماده میشود ،امریکا در شماله افریقا نیرو پیاده می کند ، سرمایه زمستان فرا میرسد .

در مقابل المان ها در استالینگراد تلفات سنگینی می دهند ،در جبهه های دیگر المان تضعیف شده بود ، ارتش ششم کامل تجدید قوا نمیشه ، یک ارتش نیاز به غذا ،مهمات ، سربازه تازه نفس و لوازم پزشکی دارد در اخر ارتش ششم شرایط محاصره را دارد. و کلیه زنرال ها موافق به عقب نشینی هستند به غیر از هیتلر.

ژنرال پاولوس بر طبق دستور هیتلر عقب نشینی نمیکند ؛ درگیری صورت میگیرد ارتش المان باز تلفات سنگین میدهد ،(نیرویه کمکی نیست،مهمات در حال اتمام است، سربازا ها گشنه و بی غذا هستند، سرمایه روسیه و نبود تجهیزاته کافی و نبود لوازم پزشکی)
حتما باید میماندند و جان خود را فدایه پیشوایی میکردند که هیچ ارزشی برایه جان انها قائل نبود!!

به عبارتی هیتلر باعث نابودی این ارتش شد به خاطر تصمیمی اشتباه و البته در ادامه باعث شکست خود.

فرمانده بزرگ ان است که بتواند در مواقع بحرانی و نیاز کمترین اسیب را به افراد تحته فرماندهی خود برساند.
وگرنه دستور حمله را همه بلد بدهند.

در ضمن شرایط ناپلئون با شرایط هیتلر تفاوت دارد و قابل قیاس نیست چون شرایط متفاوت بود.
مانند انیکه من بگم نادرشاه هند را تصرف کرد پس ناصرالدین شاه هم میتونست همه چیز بستگی به شرایط دارد.


3.نرماندی:

این را میگویند بی پاسخی به اشتباهات یک فرد.

شما فرض بگیر که همچین چیزی بوده که نبوده حالا ما میگیم بوده.
متفقین از چپ ،راست، بالا ،پایین حمله میکردند ارتش المان تضعیف شده بوده دیگه رمقی برایه مقاومت نداشته،شما در همین هلند نگاهی بیاندازین برایه مقاومت نیروهیایه شکست خورده جبهه شرق را میبرده انجا!!
یک سدی بوده که داشته میشکست.


4.ژنرال هایه المانی
ژنرال هایه المانی لقب فون داشتن ، این ژنرال ها از کودکی با این تعلیمات بزرگ میشدند و فرق داشتن با یک سرجوخه که هنوز کلیات جنگ را هم به درستی نمیداند و المان ها افراده وطن فروشی نبودند.
تنها اشتافنبرگ و عده ای از ژنرال ها نقشه قتل هیتلر را میکشند ان هم برایه اینکه که از جلویه نابودی المان را بگیرند چند سوء قصد بوده.

در مورده حمله و پیروزی فرانسه این کار هیتلر نبوده این فرد تنها دستور حمله را میدهد و (ژنرال فون بلومبرگ) که نقشه می کشد و فرانسه را فتح میکند نه هیتلر.

هیتلر تنها برایه شلوغ و پلوغ بازی خوب بوده.

بلوف زدن هایه سیاسی در ادامه چه سودی برایه المان داشت؟؟؟؟؟؟


5. هیتلر و روسیه
یکی از اشتباهات هیتلر در روسیه این بود که زنرال ها میگفتند هدف اصلی ما باید مسکو باشدچون ما مسکو را بگیریم روسیه را گرفتیم. (مسکو قلب و مغز) این کشور بود در حالی که این هیتلر انشعابات میداد.

در اخر :
بزرگی فردی را شما نمیتونی تعیین کنی و من هم نمیتونم رد کنم تاریخ و وقایع ان خودش نشان میدهد.

بنده هم دیگر علاقه ای برایه شرکت در این بحث هایه سطح پایین ندارم.

سربلند باشی

85:

از هر زاویه ای که به این جنایتکار نگاه کنیم نمیشه اونو یه مرد بزرگ دونست

86:

دوست گرامی از مهر شما سپاسگذارم
اجازه بدهید نکات مطرح شده در پست شما را تک تک بررسی کنیم!
ابتدا :

در مورد هیتلر و جنگ جهانی دوم
من یه سوال از شما دارم . ایران ما چندبار مورد حمله بیگانگان قرار گرفته مثل مغولا و اعراب ! ما کاملا با تاثیرات چنین جنگ ، کشتار ، لشکرکشی و جهان گشایی آشنایی داریم و می دونیم چه بلایی سر کشور هایی که مورد تهاجم قرار می گیرند میاد ! اونوقت چطور می تونیم از کسی دفاع کنیم که عامل مورد مشابهی هست ؟!
همیشه گفته ام که جنگ یکی از وحشتناکترین پدیدهای انسانی هست ، اما خیلی
از مواقع نمیتوان از بروز آن جلوگیری کرد و شعله ور شدن آتش جنگ جهانی دوم نیز
از این امر جدا نبود !
متفقین شرایط بسیار وحشتناک و خفت آوری را بعد از جنگ جهانی اول بر آلمان
تحمیل کرده بودند و درست همانموقع خیلی از افراد نظیر "ماکس وبر" ظهور
جنگ دیگری را پیش بینی کرده بودند و از همین رو است که مورخینی
باور دارند : ظهور هیتلر ، سرنوشت آلمان بود و آلمان را از چنین سرنوشتی گریزی نبود!
بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم هیتلر آغاز کننده جنگ نبود بلکه انگلیس و فرانسه
تخم آن را سالها پیش کاشته بودند!
ضمن اینکه خود متفقین در جنگ جهانی دوم جنایات زیادی مرتکب شدند (که در
پست بعدی به آن اشاره خواهم کرد ) اما چرا اینروزها کسانی که اینهمه دم از
دفاع بشریت میزنند از آن موردها یاد نمیکنند و فقط به هیتلر چسبیده اند ؟
جواب این است که این افراد تحت تاثیر تبلیغات مخالفان هیتلر قرار گرفته اند
چراکه اکثر ما ترجیح میدهیم که تلویزیون تماشا کنیم تا کتاب بخوانیم!!!!

خیلی وقتها جنگ اجتناب ناپذیر است و ما با شعر سرودن و مخالفت و ابراز
تنفر از جنگ نمیتوانیم جلوی آن را بگیریم بلکه باید مواضع خودمان را
روشن کنیم که در مواقع اینچنینی در آینده طرفدار هیتلری هستیم که به
کشورمان و مردمان ابراز علاقه کرده یا طرفدار چرچیل استعمارگر که صدمات
جدی به کشورمان وارد کرد ؟
(بیطرفی با توجه به موقعیت کشور ما بیشتر به طنز شبیه است و نتیجه اش
هم دیده شد ) بناربراین به نظر من میبایست دست از این گفته های فلسفی
در امور کشوری برداشت و واقع بین بود!




فردا به معجزه ی دونکرک خواهم پرداخت .... خیلی وقت پیش در یکی از
سایتهای تاریخی خارجی در جواب سئوالی که بزرگترین اشتباه هیتلر
را جویا شده بود به معجز دونکرک رای دادم که بعد از حمله به روسیه
بیشترین تعداد رای را داشت ، هرچند که حمله به روسیه اشتباه نبود
بلکه یک شاهکار بود که دلایل اصلی شکستش آنگونه که همه فکر میکنند
به نظر من مستقیما به هیتلر مربوط نمیشد .

87:

و اما دونکرک :

ببینید بنده نئونازی نیستم که بگویم هیتلر بدون اشتباه بوده و یا قصد نجات جهان (!؟)
را داشته و یا هرگز هلوکاستی روی نداده ! (چون با نئونازی ها ارتباط دارم
میتوانم به شما اطمینان بدهم که دارای چنین افکاری هستند !)
اما مثل اکثر مخالفانی که در اینجا نوشتند نیز ، دنیا را سفید و سیاه نمیبینم
که بگویم هیتلر احمق ترین مرد بوده است .
خود شایرر که برای نوشتن تاریخ هیتلر به منابع فوق العاده زیادی دسترسی
داشته و دشمنی او با هیتلر در کتابش بر هر خواننده ی محرز است با وجود
اینکه کشورش از هیتلر فراوان صدمه دیده است اما مانند ایرانیانی که هیتلر
به آنها ابراز علاقه کرده بود ، اینگونه بی محابا داوری نکرده و در بعضی جاها
انصاف را نیز رعایت کرده ! برای نمونه گفته :

هیتلر با نبوغ جن آسایش محل پیاده شدن متفقین در نرماندی را حدس زد
و این نکته را به فرماندهانش گوشزد کرد .
(هرچند که همان فرماندهان مشغول توطئه بر علیه هیتلر بودند پس
در گوش دادن به فرامین سستی به خرج دادند و متفقین توانستند
در نرماندی پیاده بشوند)

سه کلمه " نبوغ جن آسا " عین گفته ی خود خود شایرر هست ، همینطور
به استعداد فوق العاده اش در سازمان دهی و مدیریت و ابداع برخی از متدهای
جنگی - ضد تروریستی نیز اشاره کرده اما دوستانمان در اینجا میگویند :
وی یک احمق تمام عیار بوده!

........

علت عدم حمله ی هیتلر در دونکرک برخلاف آنچه که شما مدعی شدید آنچنان
مبهم نیست ، تاریخ دانان 2 حدس قوی در این زمینه میزنند :

1- ترس هیتلر از موفقیت چشمگیر ارتش آلمان در دونکرک و کاهش
میزان محبوبیت خودش !
گویا تصمیم عدم پیشروی نیروها را به تحریک یکی از فرماندهانش به
نام گورینگ گرفته بوده !

2- یکنوع علاقه ذاتی هیتلر به نژاد انگلیسیها بطوری که فرمان کشتار آنها
برایش دردناک بوده! و تمایل برای صلح با انگلیس حتی در زمانی که
آلمان در اوج قدرت باشد!

من حدس دوم را قویتر میدانم چرا که در بعضی از جاهای دیگر هم دیدم
که هیتلر چنین علایقی را از خود بروز داده ! در واقع یکجور اعتقادات شخصی
نژادی بوده !
اما این ماجرای برخی از نقدهای دونکرک هم مثل همان حرفهای مربیانی
است که بیخودی یک مسئله را بزرگ میکنند که اگر فلان اتفاق نمی افتاد
ما حتما فلان میکردیم و میبردیم و...

اما به هر حال این اشتباه هیتلر بوده ، مانند هر فرمانده ی لایقی که در
کارنامه اش اشتباهاتی دیده میشود ! حتی سزار ، ناپلئون که شما
از آنها نام بردید نیز اشتباهای استراتژیک داشتند (چه بسا اگر اسکندر
بیشتر زندگی میکرد و جوانمرگ نشده بوده اشتباهات نظامی او را نیز
میدیدیم)


به هر روی همانطور که قبلا گفتم بنده دیگر علاقه ای به پاسخ دادن
به دوستان را ندارم چراکه فاصله ی زیادی بین خودم و آنها احساس
میکنم (البته امیدوارم حمل بر خودستایی نشود) و پاسخ به شما نیز
صرفا به دلیل این بود که احساس کردم حرفی برای گفتن دارید و از
سایرین بیشتر منطقی به نظر میرسید!
البته یکی دو پست کوتاه در یک زمینه ی خاص برای ثبت در این فاروم
و کسانی که در آینده این تاپیک را میخوانند خواهم نوشت!



88:

بهتون فيلم فهرست شيندلر استيون اسپيلبرگ رو توصيه ميكنم بسيار فيلم هنري و جالبيه حتمآ ببينيد تا با شخصيت هيتلر و شيندلر كه يك سرمايه دار بزرگ بود بيشتر اشنا بشيد اگه بشه توضيحاتي در مورد شيندلر خواهم نوشت
والسلام

89:

سلام دوست گرامی
فیلم فهرست شیندلر را دیده ام ، کارگردانیش بسیار قوی است اما
به نظر من : متن فیلم براستی دور از واقعیتهای تاریخی ساخته شده
است ، همان لفظ فیلم برایش بسنده میکند
بوسیله ی فیلمهای داستانی نمیتوان جان مایه ی تاریخ را دریافت!


90:

اخرين لحظات عمر هيتلر
62 سال پيش در روز 30 آوريل سال 1945 ميلادي پس از ورود ارتش سرخ شوروي به شهر برلين پايتخت آلمان نازي ، آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي به همراه همسرش اوا براون در بونكر زيرزميني اش در شهر برلين خودكشي مي كند. در روز 30 آوريل ، نيروهاي شوروي فقط چند صدمتر با بونكر زيرزميني هيتلر فاصله داشتند.
مقامات ورماخت ، ارتش آلمان ، به آدولف هيتلر 56 ساله اطلاع دادند كه هيچ راهي براي فرار وجود ندارد. هيتلر كه همواره گفته بود هرگز شخصا تسليم نمي شود تصميم گرفت خودكشي كند. او دستور داد پس از مرگ جسدش را بسوزانند تا به سرنوشت جسد موسوليني كه پس از تيرباران توسط گروه هاي مقاومت كمونيست ايتاليايي در خيابان ها كشيده شد و سپس وارونه آويزان گشت ، دچار نشود.
براساس روايات تاريخي در روز 30 آوريل حوالي ساعت 15 و 30 دقيقه هيتلر ابتدا به اوا براون همسرش كه شب قبل با او ازدواج كرده بود زهر خوراند و سپس با شليك گلوله اي به سرش خودكشي كرد.
جسد هيتلر و اوا براون همان گونه كه دستور داده بود در حياط كوچك بونكر با بنزين به آتش كشيده شده و بقاياي اجساد شبانه دفن شدند. نيروهاي شوروي پس از تصرف بونكر بقاياي جسد هيتلر را بيرون آورده و به مسكو منتقل كردند. يك هفته پس از خودكشي هيتلر در روز 8 مه سال 1945 آلمان نازي بدون قيد و شرط تسليم نيروهاي متفقين شد.
به اين ترتيب ، در روز 30 آوريل سال 1945 ميلادي آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي كه مسبب آغاز جنگ جهاني دوم ، مرگبارترين جنگ تاريخ بشر بود در بونكر زيرزميني اش در شهر برلين به همراه همسرش اوا براون خودكشي كرد. خودكشي آدولف هيتلر پايان رايش سوم بود كه هيتلر دوره بقاي آن را هزار سال پيش بيني كرده بود.

91:

گورینگ فرمانده کل نیرویه هوایی المان امر کرده بود که خلبانان بمباران و گروه حمله المان نگزارد که حتی یک کشتی انگلیسی از دونکرک خارج شود و سربازان را به انگلستان برساند.

92:

خیر اشتباه میکنید !
کلمه ی پیشروی برای نیروی زمینی بکار میرود و نه نیروی هوایی !
گویا گورینگ هیتلر را تحت تاثیر قرار داده بوده تا نیروی زمینی را متوقف
و لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان نازی) مامور کوبیدن انگلیسهای فراری
بشود که البته بدلیل بدی آب و هوا این امر میسر نشد!

این پیشنهاد گورینگ به همان دلیل جلوگیری از معروف شدن ارتش بود
که بدان اشاره کردم :

نوشته اصلي بوسيله Azin نمايش نوشته ها
علت عدم حمله ی هیتلر در دونکرک برخلاف آنچه که شما مدعی شدید آنچنان
مبهم نیست ، تاریخ دانان 2 حدس قوی در این زمینه میزنند :

1- ترس هیتلر از موفقیت چشمگیر ارتش آلمان در دونکرک و کاهش
میزان محبوبیت خودش !
گویا تصمیم عدم پیشروی نیروها را به تحریک یکی از فرماندهانش به
نام گورینگ گرفته بوده !

2- یکنوع علاقه ذاتی هیتلر به نژاد انگلیسیها بطوری که فرمان کشتار آنها
برایش دردناک بوده! و تمایل برای صلح با انگلیس حتی در زمانی که
آلمان در اوج قدرت باشد!

93:

البته این گفته من نیست و گفته ژنرال گالاند است.

و دلیل موفق نشدن نیرویه هوایی المان برایه از بین بردن کشتی هایه انگلیسی، را در هواپیما هایه شکاری انگلیس میداند (هریکن) (اسپیت فایر) که از نظر سرعت برتری داشتن به هواپیما هایه المانی.

ولی اگر گفته شما صحیح باشد باز نیز اشتباه است چرا که نیرویی را که میشود به راحتی از هم پاشاند با نیرویه هوایی ان را نابود کنند.
(سربازان انگلیسی در مقابل تانک هایه المانی مشغول فرار بودند)

================================================== =

در مورد از بین نبردن انگلیس ها در دونکرک نظر دیگری هست که می گوید هیتلر هنوز تصمیم قطعی برایه حمله به انگلیس را نداشت و میخواست با او متحد شود تا علیه کمونیست ها بجنگد.
کاری به درست و یا اشتباه بودنش ندارم.

94:

با درود

1. هیتلر یک دیکتاتور دلیر و میهن پرست بود.
2. دلیل شکست آلمان خیانت بسیاری از فرماندهان آلمانی از جمله دریاسالار کاناریس رئیس سازمان جاسوسی آلمان و ژنرال پاولوس فرمانده ارتش ششم آلمان در استالینگراد و ... تنها اشتباه هیتلر در جنگ جهانی دوم این بود. هیتلر فقط یک اشتباه در جنگ کرد و اونم اینه که به ایران حمله نکرد... (بعدا میگم که چرا این بزرگترین اشتباه هیتلر)

95:

واقعا ما موندیم بعضی افراد متعصب که می خوان فقط حرفشون رو در نهایت بی منطقی هم که شده بر دیگران قالب کنن...
وقتی صدام اسیر امریکایی ها شدن گفتن عجب بی لیاقت بوده باید خودکوشی می کرد...
برا هیتلر هم میگن نباید خودکشی می کرد!!!!

96:

[quote=ashk1a;686556]از حبابی که برای خودت ساختی بیا بیرون!!ایران و ایرانی در تمام دنیا به عنوان عرب شناخته شداند ...ایران اریایی وقتی مرد که اسلام ایران رو گرفت !!!
از یک طرف از جنگ افروزی و ادم کشی نقد می کنی از طرف دیگر از هیتلر دفاع می کنید!!
فعلا پایه ای ترین قوانین فیزی و فیزیک هسته ای رو بشریت مدیون یهود هست!


این رو قبول دارم که بعدا از اسلام ایران و ایرانی رو عرب می دونن
ولی بهتره بدونی آلمانی ها در قوانین نورنبرگ در سال 1938 ایرانیان رو از نژاد برتر و از برادران آلمانی و همردیف با نژاد نوردیک (نژاد اروپای شمالی) قرار دادند.
ده ها ایرانی هم به عنوان افسر یا درجه دار اس اس و ورماخت در سرویس جنگی آلمان فعالیت می کردند.

97:

اتفاقا من هم با این مساله موافقم... ما باید به مفاخر و قهرمانان خود چون رستم فرخزاد، پیروز نهاوندی، پاپک خرمدین، پسر آذرک، جاوید پسر شهرک، یعقوب لیث و صد ها دلاور دیگر افتخار کنیم که همیشه بر ارکان حکومت تازی لرزه می انداختند...
(اگه می بینید نام کاربری من آدولف ایرانی نام قدیمی منه و نام کاربری اخیر من "سرباز یزدگرد")
البته از هیتلر هم به دلایل بسیار زیادی خوشم میاد...

98:

تو خود آلمان هیتلر منفوره چون مردم تحت تبلیغات صهیونیسم قرار گرفتند

اما بهتره بدونید تو مغولستان چنگیز بسیار محترم و اروپایی ها هم به اسکندر لقب "کبیر" رو دادن... مشخصه که اطلاعاتتون خیلی خیلی پایین...

99:

دوست عزیز ظاهرا شما کشتار 5 میلیون یهودی رو مجاز می دونید؟

اولا اینکه در اون زمان اصلا این تعداد یهودی در اروپا نبوده
دوما اینکه هیتلر آنچنان که فکر می کنید جنایت نکرده
سوما اینکه بسیاری از جنایاتی که در سرزمین های شرقی رخ داد توسط خود شوروی ها بود... برای مثال روس ها بعد از پیروزی بیش از 1 میلیون نفر از تاتار های کریمه رو بخاطر اینکه به آلمانی ها اسیر شده بودند کشتار کردند!!!
اکثر جنایاتی که در شرق رخ داد توسط روس ها بود که به آلمانی ها نسبت دادند!!
در ضمن مسئله اینه که در جنگ جنایت در هر صورت رخ می ده... اما میزان اون مهم روس ها بیشتر جنایت رو کردند، سپس متفقین غربی و کم ترین جنایت توسط آلمان نازی رخ داد.
در ضمن در رایش سوم به هیچ وجه نسل کشی جایی نداشته...
اگه نمی دونستید بدونید در ارتش آلمان نازی حدود 1 میلیون سرباز غیر ژرمن از تمام کشور های جهان از اروپا گرفته تا ترکستان و هندوستان و از تمام ادیان از مسیحی گرفته تا مسلمان و بودایی و سیک و غیره)
(در کتابی که به نام "وافن اس اس" در حال به اتمام رساندن آن هستم(که به امید خدا تا عید می برمش برای مسئله ی چاپ) اطلاعات زیادی درباره ی لژیون های خارجی آلمان نازی نوشته ام.

100:

به نظر شما چه کسی می تواند در برابر 4 ابر قدرت جهان ایستادگی کند؟
فقط هیتلر می تونست که به دلیل خیانت و نامردی سردارانش شکست خورد...

101:


از یک جمله ی شما در پست قبلیتان لذت بردم و اون اینکه ناسیونالیسم رو باید در کنار هیتلر آموخت...
البته به نظر من ما مردان بیشماری داریم که یک نمونه ی آن "قهرمان پیروز نهاوندی" قاتل عمر تازی... با این نظر شما هم موافقم که افراد این تاپیک عموما از هیتلر چیزی نمی دونن... به نظر من اینا به 2 تا مقاله و 4 تا گزارش و 2 تا دونه فیلم امریکایی اکتفا کردن

102:

میشه بگید چند تا کتاب و چند مقاله درباره ی آدولف هیتلر خوندید جناب پرفسور؟؟؟

103:

هیتلر بر خلاف اونچه که در جهان بر ضد این مرد بزرگ گفته شده چیزی نیست که واقعیت داشته باشه !هیتلر یک رهبر مقتدر بود که البته راجع به کشتارش (هولوکاست)بحثهای ضد و نقیض فراوانه؛باید هر دو را خواند و بعد اظهار نظر کرد.حالا سوال من این است آقای آدولف ایرانی چرا شما ناسیونال سوسیالیزم هستید؟و دستینه(امضا)شما های هیتلر درست میباشد نه هایل......
اندیشه هیتلر خیلی وقته که پوسیده و طرفدارانش به تاریخ سفر کرده اند.

104:

یکم اینکه من نئو نازی نیستم اما میهن پرست باستانگرا هستم... (البته به ناسیونال سوسیالیسم احترام زیادی می زارم*
دوم اینکه این دستینه مال 1-2 سال پیش که فکر می کردم ناسیونال سوسیالیست هستم... در ضمن درستش هم همون هایل یعنی زنده باد. (هایل هیتلر= زنده باد هیتلر / جاوید هیتلر)
آلمانیش هم اینجوریه: Heil Hitler

و انگلیسیش اینجوری: Hail Hitler / Hi Hitler

در پاسخ به این که گفتید اندیشه ی هیتلر پوسیده پاسخ من اینه که "اندیشه ی مردان بزرگ جاودان می ماند."
وجود هزاران نئو نازی در امریکا و اروپا نشان از زنده ماندن این اندیشس...
حرف شما مثل اینکه که بگید ایران باستان نابود شده حال انکه هستند افرادی که شب و روز در تلاش برای به وجود آوردن ایران باستان هستند.

105:

نه اینجور نیست؛پس باید بگیم چون مرید دارند زنده اند؟ساده بخوام بگم میشه اینکه مرتجعینی مانند شیر دل که به نادانی خود آگاهند و پیرو اراجیف بافی پور پیرار را باید بگیم اندیشه پور پیرار چون مرید داره زنده هست؟نه اینطور نیست.من باستانگرا نیستم.یک ایرانی ام که حتی بینشم رو هم ایرانی ساختم

106:

ظهور نازی ها در آلمان مساله عجیبی نیست ! بعد از جنگ جهانی اول و تحقیری که آلمانی ها شدن باید هم شاهد چنین جنبشی باشیم. جنبشی که بر پایه ایدئولوژی بود و این هم ریشه اجتماعی داره ، الان اگر به کشورهای مختلف نگاه بکنیم هستند بسیاری که مستعد به وجود آمدن چنین پدیده هایی باشند. اصولا مردمی که تحقیر بشن ، تحت فشار کشورهای دیگر باشند ، احساس کنند حقشون داره پایمال میشه و حکومت خودشون قادر به رفع این مشکلات نباشه گرد یک ایدئولوژی جمع میشند. ظهور هیتلر و جنبش نازی هم به این شکل بود و به نظر من همان کشورهایی که مورد حمله آلمانها قرار گرفتند در پیدا شدن نازیسم نقش زیادی داشتند. اصولا هر عملی یک عکس العمل رو در پی داره و پایمال شدن حقوق ملت آلمان بعد از جنگ جهانی اول توسط کشورهایی مثل فرانسه ، انگلستان و...ظهور نازیسم و گرفتن انتقام از کشورهای مسبب را باعث شد.
در مورد خود هیتلر ممکنه فرد بزرگی از نظر نبوغ جنگی و همینطور جذب نیروهای مردمی باشه ولی از نظر خط فکری و نژاد پرستانه محکوم هست ! آلمان بیشتر از اینکه به یک هیتلر نظامی احتیاج داشت ، نیازمند یک هیتلر اقتصادی بود تا با ایجاد یک اقتصاد نوین و برتر درصدد احقاق حقوق از دست رفته آلمانیها بربیاد. کاری که بعد از جنگ جهانی دوم کردند و الان از برترین کشورهای اقتصادی دنیا و در اروپا شماره اول هستند.
ختم کلام من با هر نوع ایدئولوژی گرایی که مبنای سیاست و تفکر بشه مخالفم چون ایدئولوژی قدرت تفکر رو از آدم میگیره ، قدرت انتقاد رو از منتقدین سلب میکنه و خودش رو در جایگاهی بالاتر از هر خردورزی و آینده نگری قرار میده. آدولف جان باستان گرایی به معنای وام گرفتن از میراث نیکوی گذشته و میهن پرستی تا حد معقول و غیر افراطی اون میتونه ثمری داشته باشه و غیر از این راه به جایی نخواهد برد. ظهور نازیسم برای جامعه آلمان از یک طرف بام افتادن بود و این رو آلمانیها درک کردن برای همین با هر نوع تفکری که بوی نازیسم بده مخالفت میکنند. ژنرال هایی هم که ازشون صحبت کردی و خائن خطابشون کردی به نظر من بسیار میهن پرست تر از هیتلر بودند و با درک درست شرایط به این نتیجه رسیده بودند که ادامه نازیسم در آلمان نابودی این کشور رو در پی داره و برای همین با اقدامی درست و عقلانی سعی بر حذف این ایدئولوژی از سیاست کشورشون کردند.

107:

بله اندیشه ی پورپیرار زنده است!!

108:

دوست عزیز حزب نازی آلمان نژادپرست نبوده... نژاددوست بوده اما نسل کش نبود...یعنی آلمانی ها خواهان ی آلمان نیرومندی نژاده بودند اما به هیچ وجه خواهان نسل کشی نبودند...
همون طور که قبلا گفتم نسل کشی یهودیان دروغ... و درصضد بالایی از مردم اروپای شرقی توسط خود شوروی ها کشته شدند که به آلمانی ها نسبت داده شد...
==================
اما درباره ی این افراد از جمله دریاسالار کاناریس و مارشال پاولوس که من میگم خائن و شما میگید میهن پرست!!!!
وقتی میگم اطلاعاتتون کمه بهتون بر می خوره...
دریاسالار کاناریس یک جاسوس انگلیسی بوده و از همون سال 1941 و چه بسا پیش از آن اطلاعات محرمانه ی زیادی به انگلیسی ها می داده و تا حد امکان از اخبار جاسوسی که سرویس جاسوسی آلمان (که زیر نظر خود کاناریس بوده) تحریف می کرده و در نتیجه اخبار کامل به هیتلر نمی رسیده... همچنین بهتره بدونید یکی از دلایلی که هیتلر به انگلستان جنگ بزرگ زمینی نکرد خیانت کاناریس سببش بوده...
=============
اما فیلد مارشال (ارتشبد) پاولوس ! به نظر شما این میهن پرستی که یک ژنرال آلمانی تسلیم بشه و بدون اینکه به فکر حال سربازانش باشه بره با شوروی های کمونیست جنایتکار پیمان تشکیل "آلمان آزاد" رو اعلان کنه و از طرف دیگه 100.000 سرباز گرسنه و فرسوده ی آلمانی به سیبری برن که تا مدت کمی بعد از جن فقط 5000 نفرشون برگرده؟
خائن تر از پاولوس وجود نداره دوست من...
امیدوارم تعصب رو کنار بزارید و اطلاعاتی رو که بتون دادم تجزیه و تهلیل بکنید...
بدرود

109:

راجب مرگ هیتلر چی می دونید ؟

مگن جنازه هیتلر پیدا نشد؟ درسته؟

110:

با مشاهده این تایپیک و مطالب آن بار دیگر با خود گفتم: در واقع یکی از مشخصات ما ایرانیان این است که بالذات دیکتاتور پسند هستیم.
شخصیت هایی مانند هیتلر و رضاخان را میستایم و از دمکراسی گریزانیم. (مثلا شرکت نکردن در انتخابات را افتخار میدانیم)

111:

آدولف هیتلر بخاطر اینکه زنده بدست دشمن اسیر نشه خودکشی کرد و بخاطر اینکه جسدش هم بدست دشمن نیفته دستور داد پس از خودکشی جسدش رو طوری بسوزون که هیچی ازش نمونه...

112:

ما ایرانیان دیکتاتور پسند هستیم چونکه دیکتاتوری حق .. البته نه دیکتاتور خونریزی مثل صدام بلکه دیکتاتور هایی چون داریوش بزرگ، شاپور بزرگ، یزدگرد بزرگ، آدولف هیتلر و غیره...
چون دیکتاتوری حق...
خدا یدونس...
یه چیز ساده برات میگم... چرا یه تیم فوتبال رو نمیدن دست یه شورا؟ چرا می دن دست یه نفر؟ چونکه نتیجه ی تصمیم گیری جمع کند و آنارشی(هرج و مرج) خواهد بود!
موفق باشید

113:

سلام.البته اشتباه هيتلر حمله به شوروي بود. واينكه شكست خورد خيانت فرماندهان دوروبرش بودونظرهيتلردرجمع كردن يهوديان فكر درستي بود.هيتلربه خاطرمقابله با متفقين وبهبودبخشيدن به وضعيت بهراني اقتصادي آلمان جنگ كرد وبايد هيتلر رو تحسين كرد.به خاطر شجاعتش در ايستادگي مقابل قدرتهاي جهان.

114:

هيتلر به خاطر اشتباهش در حمله به شوروي شكست خورد اما به خاطر ملت و وطنش و بهبود وضعيت اقتصادي آلمان جنگيد وبايد تحسينش كرد من به هيتلر و افكارش احترام زيادي قايل هستم.

115:

بخاطر همین بود که بعد از جنگ آلمانی ها از نظر اقتصادی در بهترین وضعیت قرار گرفتند و به دارایی های آنها افزوده شد. همچنین شرقی و غربی شدنش نیز از کرامات جنگ بود که سالها بعد توانست موجبات پیشرفت 2 چندان را فراهم آورد.

116:

عجب. پس دیکتاتوری حق است.
ما زمانی فکر میکردیم کورش مظهر عدالت است حالا متوجه شدیم که کورش هم دیکتاتور بود و مانند رضا خان مخالفانش را سرکوب میکرد و یا مانند هیتلر از بیم جان خودسوزی کرد. (که البته معلوم نیست این جریان هم صحت داشته باشد)

با مشاهده این تایپیک و امثالهم اندک اندک در حال متوجه شدن برخی از مسائل هستم، مثلا اینکه چه کسانی جز آن جمعیت بودند که به آقا محمود احمدی نژاد رای دادند و مجلس اصولگرا برگزیدند.

117:

قیاس امکان ناپذیر.
خدا یدونست ،دیکتاتوری حق

همین یزدگردو مردمش کشتند و همین ادولف و چندین بار میخواستند بکشند چون دیکتاتوری یعنی من و انسان من نیست ما است.

تیم فوتبال هیت رییسه دارد.

118:

سلام.با تمام احترامي كه به نظر شما دارم ميخواهم بگم تمام پيشرفتها از صدقه سر هيتلره و اينم بگم هيتلر مرد بزرگي بود كه حداقل عرضه اينو داشت كه به خاطر رهايي از وضعيت نابسامان اقتصادي كشورش وآسايش ملتش به جنگ با ابرقدرتهاي زمان خودش برخاست.ضمنا جنگ هيچوقت به كسي رحم نكرده وعلت اصلي كشتار يهوديان بودن.اگه هيتلر جنگو شروع نميكرد كسي انرزي اتم به فكرش نميرسيد كه به فكر مهندسين آلماني رسيد اما امريكاييها با مفتخوري صاحب اون كشف شدن وبه نفع خودشون استفاده كردن.زنده باد هيتلر

119:

عجب استدلالهای منطقی ای.
سالها بود که دیگر کمتر نام هیتلر را میشنیدیم، اما بعد از مطرح شدن دروغ بودن و یا اقراق و یا برنامه ریزی شده بودن برنامه هولوکاست باز هم نام این مرد ضعیف در کوچه و بازار شنیده شد. به هر حال شواهد بسیار محکمی وجود دارد که بریتانیایی ها (به کمک یهودیان ثروتنمند) از حماقت این فرد سوء استفاده کردند و این جنگ مقدمه ای بود برای بوجود آمدن دولت اسرائیل. (البته برخی هم معتقدند هیتلر هم دست نشانده بود و فریب نخورد، بلکه آگاهانه تن به این کار داد و ابزاری بود در دست جهودهای آن روزگار)

120:

عجب تئوري توطئه اي! من از اين مردك خونريز متنفرم. اما از اين ساده انگاري قضايا بيشتر!

ميليونها نفر كشته شدند كه دولت اسرائيل تشكيل بشه؟ نصف يهوديها كشته شدن كه بهوديها حفظ بشن؟ راه عاقلانه تري براي تشكيل اسرائيل نبود؟ اگر هيتلر دست نشانده يهوديها بود، ماشين جنگي آلمان را ميفرستادند خاورميانه را از عرب خالي كنه و يك دولت بزرگ يهود تشكيل ميدادند! اين كه راحتتر بود!

121:

1.تمامه پیشرفت ها از صدقه سره هیتلره؟ عجب

2.چه ربطی داره این رهایی از اوضاه نا به سامان جنگ جهانی راه انداخت.
هیتلر تا سال 1939 وضع اقتصادی المان را خوب کرده بود ولی با شروع جنگ هزاران بار ان اوضاع را برای المان خراب کرد که البته علت جنگ را نیز باید در ریشه روانی این فرد جستجو کرد که یک بیمار روانی بوده است.

3.چه بهتر حالا بمب اتم نداشتیم جنگ شروع نمیشد هزاران دانشمند در زمان هیتلر از المان گریختند،این هیتلر تنها فکر خودشو قبول داشته و...

یکی دیگر از بدبختی ما این است که به عواقب جنگ نمی اندیشیم جنگ جهانی چه تاثیری بر ایران و تاریخ ایران داشت

122:

خودت خندات نگرفت به این استدلال عجیب؟

123:

سلام.به نظرم هيتلر آدم پر جرات ونابغه اي بود كه به تنهايي براي خاطر كشور وملتش و خلاصي از دست يهوديان كثيف به جنگ دول متفق رفت وبالاخره شكست خورد به خاطر خيانتهاي زيادي كه به اون شدو دول متفق با سوئ استفاده از این پیروزی خود دهها ساله که در سرتاسر جهان زورگویی و جنایت می کنند در پایان جنگ جهانی اعلام شد که آلمان در زندان های خود هزاران اسیريهود را کشته است در حالی که هرگز هیچ مدرک محکمی از این افسانه بدست نیامد!اما در عوض بیش از 300 هزار آلمانی در استالین گراد تسلیم شدند که کمتر از 2 هزار نفرشان به آلمان برگشتند و هرگز هیچ کس از سرنوشت آنها حرفی نزد! 2.علت شكست آلمان حمله اشتباهانه به شوروي بود وهمچنين خيانتي كه باعث شد كه زنرال رومل بدون هيچ گناهي كشته بشه و ارتش ششم ورماخت در روسيه گرفتار شد وكار آلمان تموم شد.

124:

باز هم حرفهای عوامانه. مسئله این است که تعداد اندکی کشته شده اند و یا اصلا کشته نشده اند، هیچ سند قابل قبولی از کوره های آدم سوزی با آن مقیاسی که یاد میشود در دست نیست. همچنین واکنش دولت ها نسبت به مسئله هولوکاست و ...
بله. میلیونها نفر کشته شدند که این دولت تشکیل شود چون منفعت آن بیشتر بود، گویا شما جریان قحطی در ایران را نخوانده اید، البته بنده هم آن را مطالعه کردم و هم از زبان پدر بزرگم شنیدم که در ایران چه گذشت، اما کتابهایی وجود دارد که وقایع پس پرده را نیز منتشر کرده است و نسل کشی در ایران به دست دولت بریتانیا ثابت شده است. خوب وقتی چنین نسل کشی در ایران پیش آید مشخص است که برای تشکیل یک دولت هم حاضرند کارهایی انجام دهند. اصلا هدف صهیونیست ها چیست؟! مگر غیر از این است؟!

درضمن بنده گفتم اطمینان کافی ندارم که وی دستنشانده بوده است و یا فقط نقش یک احمق ساده لوح را بازی کرده است و فریب خورده است. به هر حال از این ابوموسی ها در تاریخ کم نبوده اند.

125:

هیتلر ...انسان ضعیفی بود ..مثل صدام..با این تفاوت که اون خودشو کشت..واین یکی مثل یه موش قایم شده بود...هر دو دیکتاتور...وبزدل.... ناپلون گفته:..انقدر شکست می خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم....اون دوتا بزدل حتی نتونستن از ارمانهای غلطشون هم دفاع کنن..لعنت بر کسانی که ضد بشریتند..

126:

بله، بنده لرد نیستم. اما منطق چیز خوبیه. یعنی حتی قضیه اردوگاههای اجباری هم ساختگی است؟ چطور 40 میلیون آدم در جنگ کشته شدند اما کشته شدگان یهودی اندک بوده؟ این موضوع که ما از یهودیها متنفریم موجب روئینتنی آنها نمیشه. موضوع واکنش دولتها بسیار قابل درکه. در پست بعدی توضیح میدم.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
بله. میلیونها نفر کشته شدند که این دولت تشکیل شود چون منفعت آن بیشتر بود،
این نقشه بچه گانه است. با یکدهم این کشته ها میشد خاورمیانه را از عربهای بی سلاح آنزمان خالی کرد و تقدیم اسرائیل کرد. چون ما از یهودیها متنفریم دلیل نمیشه که سیاسیون عقلشون رو از دست داده باشن.
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
نسل کشی در ایران به دست دولت بریتانیا ثابت شده است. خوب وقتی چنین نسل کشی در ایران پیش آید مشخص است که برای تشکیل یک دولت هم حاضرند کارهایی انجام دهند. اصلا هدف صهیونیست ها چیست؟! مگر غیر از این است؟!
نه نخوندم. لطفا بفرمائید نسل کشی چه نسلی در ایران انجام شده؟

127:

برخي مسائل مانند برده داري و نسل كشي چنان چندش آور و خطرناك هستند كه دولتها و ملتها محدوديتهايي در مورد بحث كردن در مورد آنها وضع ميكنند. چرا كه اگر اين كار را نكنند امكان رخ دادن دوباره آن هست. وقتي بدليل وجود شواهد كافي، دولتي متقاعد شد كه يك موضوع بايد تقبيح بشه، كاري كه ميكنند ابراز ندامت و ايجاد قبح براي آن موضوعه.

مثلا چندي پيش يكي از كاشفان ساختمان دي ان اي كه قرار بود در يك دانشگاه معتبر انگليسي سخنراني كنه، بدليل يك اظهار نظر علمي سرزنش شد و سخنرانيش لغو شد. ايشان گفته بود كه بدلائل علمي ميتوان ثابت كرد كه شرايط زيستي ميتونه سبب شده باشه كه نژاد سفيد از نژاد سياه بهره هوشي بالاتري داشته باشند.

حتما شنيديد كه "گر ز باغ رعيت ملك كند سيبي -- برآورند غلامان آن درخت از بن"؟ دولتهاي دموكراتيك اگر از كارهاي زشت گذشته، كه در يك مقطع زماني بر اكثر تاريخدانان اثبات شده آگاه بشوند، ابراز پشيماني ميكنند و مسئله را تقبيح ميكنند. چون كه ريشه هاي موضوع ممكنه هنوز در مردم باشه و اگر دولت در اين موضع تعلل بكنه، تراژدي تكرار خواهد شد. چندي پيش دولت بريتانيا از نقش منفي امپراتوري بريتانيا در امر برده داري ابراز ندامت كرد. حالا شما در اين كشور نميتوني بياي بگي مثلا برده داري در زمان خود خيلي هم بد نبوده، يا مثلا تا حدودي به نفع سياهان بوده. يا سياهان اصولا به زيركي سفيدها نيستند و غيره.

بعنوان مثالي ديگر، دولت تركيه كه خودش رو در جاهاي ديگر بازمانده عثماني ميدونه، حاضر به پذيرش اشتباه آنها در انجام نسل كشي نيست. نتيجه اينكه هنوز ارمنيها با ترس و لرز در تركيه زندگي ميكنند. چندي پيش يك رزونامه نگار ارمني در تركيه ترور شد.

شما اگر ميخواي از حقوق فلسطين دفاع كني، راهش ديپلماسي است. نه دفاع از هولوكاست يا نفي اون.

راستي نشنيدم كسي اينجا به فكر نسل كشي دارفور باشه؟ موضوع چيه؟

128:

چرا همیشه عادت داریم بر خلاف عقربه های ساعت حرکت کنیم؟هیتلر در دوران خودش برای آرمان و اندیشه اش کارهای بزرگی کرد؛جریان هولوکاست همانگونه که موافق دارد مخالف هم دارد؛عادت کرده ایم همیشه تا یک انسان و رهبر میاد و یک اقدامی میکنه که بر خلاف باطنش مخالفان ظاهری فراوانی داره؛من به دوستان پیشنهاد میکنم کتاب نبرد من اثر هیتلر رو بخوانید البته بدون ساختارهای احساساتی و کودکانه و منطقی درباره اش فکر کنید من فقط به یک نکته هیتلر اشاره میکنم و آن اینه که در قسمتی از کتابش میگوید:
هدف من جنگ افروزی نیست؛ هددف من نابود کردن قدرتهایی است که تلاش برای استثمار انسانها میکنند؛هدف من نابودی مرزهاست و در نهایت آرامش ایجاد یک دولت واحد در جهان بدون حضور مرزها؛
البته این سخن ممکن است غلو باشد اما در پس آن انترناسیونالیستی بودن هیتلر را میرساند؛در باب یهود هم اگر لازم شد بحث میکنیم و خواهش میکنم از دوستان دیگر که این بحث را احساساتی نگاه نکنند با سند و ادله بحث کنند.
با سپاس
*البته این سخنان دلیل موافقت من با هیتلر نیست بلکه هدف مشخص کردن شناخت هیتلر بدون غرض است

129:

گرامی
قسمت هایه بسیاری را میتوان در کتاب نبرد من هیتلر پیدا کرد که در مورد تقسیم بندی نژادی و اینکه بعضی نژاد ها باید بر دیگران حکومت کنند (به قول شما این فرد میگوید هدف من جنگ افروزی نست در حالی که جنگ افروزی کرد هدف من نابودی مرز هاست یعنی چی؟ یعنی همه زیر شاخه المان نازی باشند و برای او کار کنند و ارامش واحد چطور ارامش واحدی؟ ارامش واحدی که همه جز حزب ناسیونال سوسیالیست باشند وگرنه میکشیمشون یا ارزشی ندارند)
در ثانی این فرد با بعضی نژاد ها هم مشکل داشته مثل روس ها که میگفته باید نسلون پاک شود.
این هیتلر به برنده مسابقه دومیدانی المپیک دست نمیده چون سیاه بوده دیگه خودتون تا اخرشو بخونین.

اتفاقا کتاب این فرد را خواندن خوب است که ببنید که چطور فکر نابود گرایانه داشته است (این کتاب هم موقعی نوشته شده که هنوز قدرت هم نداشته بدبخت تو زندان بوده وای به حال اینکه در زمان قدرتش نوشته میشد)

130:

بنده هم گفتم قصد من جانبداری نیست فقط میبایست بستر مناسبی برای اینگونه بحثها فراهم کرد و خیلی کارشناسانه بدان پرداخت

131:

البته تا لرد را چه معنی کنید. اگر لرد را یک خان زاده، شاه زاده و ... معنی کنید و شجره نامه را ملاک بدانید بنده یک لرد هستم. اما منظور من از حرفهای عوامانه اینها نبود که بسیاری از شاهان ما از عوام مردم بودند. (و حتی بسیار پایین تر)
هنوز آمار دقیقی از کشتشدگان در جنگ جهانی در دست نیست. بنده در مقاله هایی آمار 30 میلیونی و حتی در برخی از مقالات تا 60 میلیون هم مشاهده کرده ام. ولی یکی از علل اینکه یهودیان کمتر در جنگ کشته شدند این بود که تعداد افرادی که به این دین معقدند بسیار کمتر از ادیان دیگر اللهیست. علت بعدی هم اینکه بسیاری از آنها گریختند (که در فیلم مدار صفر درجه قسمتی از آن به تصویر کشیده شده بود) و نکته بعدی اینکه بسیاری از آنها در اروپا ساکن نبودند.

این نقشه اصلا بچگانه نبوده است و بسیار حساب شده صورت پذیرفته. شاید بتوانیم وقایع 11 سپتامبر را بچگانه قلمداد کنیم. در ضمن اکثر سیاسیون زد و بندهایی به جهود ها دارند که دیگر این از واضحات است و نیازی به توضیح نیست. از ایران پهلوی خودمان گرفته تا مجالس انگلستان و آمریکا.
گویا شما هنوز متوجه اهمیت قضیه نشده اید و آن را یک بازی کودکانه فرض کرده اید، و یا درک صحیحی از محاسبات جهانی ندارید. (البته قصد توهین ندارم)

132:

لطفا به تعریف نسل کشی توجه کنید.
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
این نقشه اصلا بچگانه نبوده است و بسیار حساب شده صورت پذیرفته. شاید بتوانیم وقایع 11 سپتامبر را بچگانه قلمداد کنیم. در ضمن اکثر سیاسیون زد و بندهایی به جهود ها دارند که دیگر این از واضحات است و نیازی به توضیح نیست. از ایران پهلوی خودمان گرفته تا مجالس انگلستان و آمریکا.
این صحبتهای کلی و یهودی ستیزانه است. چه عرض کنم؟
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
گویا شما هنوز متوجه اهمیت قضیه نشده اید و آن را یک بازی کودکانه فرض کرده اید، و یا درک صحیحی از محاسبات جهانی ندارید. (البته قصد توهین ندارم)
لطفا به نظریات مخالف تئوری توطئه هم توجه کنید. مثلا نظریات زیباکلام. من منکر فعالیتهای سازمانهای جاسوسی نیستم. ولی اینکه همه دنیا دست یهودیهاست یک موضع بی پایه و ثابت نشده است. ریشه در حسادت مسلمانها به این یهودیهای بدبخت داره که گویا تا نفر آخرشون زنده هستند، خاموش شدنی نیست!

133:

خوب اگر شما اطلاعاتی در آن زمینه ندارید دلیل بر این نیست که این گفته صحت ندارد. اتفاقا چندی پیش یک کار تحقیقاتی داشتیم که قرار نیست نتیجه آن برای عموم مشخص باشد، این تحقیقات در باب رسانه و ماهواره ها بود. از آنجا بود که متوجه شدم بیش از آنچه احساس میکردم در رسانه ها حضور یهود و مخصوصا صهیونیست ها بر چشم می آید و معادلات از آنچه احساس میکنیم پیچیده تر است، همچنین اهدافی که عده ای خواسته و اکثرا ناخواسته درگیر آن هستند که خوب بنا به عللی سخن به میان آوردن از آن در چنین فضایی درست نیست.

134:

شما هم اگر اطلاعاتی دارید دلیل بر موثق بودنشون نیست

135:

به راستی چنین است اما این کجا و آن کجا!!

136:

1-مرد بزرگی بود.
2- اشتباهاتش:
دشمنی با یهودیان(یکی از دو دلیل هیتلر نبود یدی و علمیست که دانشمندان و کارگران یهودی را از خود راند چه بسا اگر یهود ستیزی نمیکرد پیروز میگشت.)
جنگ با روسیه و بهانه دادن به آمریکا برای شرکت در جنگ

137:

1_ خوشحالم هم عقیده ایم
2_ اشتباه در مورد یهودیان رو قبول ندارم به دو علت:1_ فساد افکنی یهودیان در جامعه.2_ نابود کردن اقتصاد دولت ها توسط یهودیان.
پس نتیجه می گیریم دشمنیش با یهودیان کاری عاقلانه بود...!!!
جنگ با روسیه که نیاز بردن جنگ بود و اگه پیکار روسیه رو پیروز میشد که جهان رو می گرفت.
در هر حال ریسکش نتیجه نداد متاسفانه.

138:

1-دانشمندان یهودی که فساد نمیکردند یا کارگران
2-چرا اقتصاد دیگر کشورها نابود نشد.
منظور شما از فساد چیست.
میتوانست تنها آن عده ای را که سود جویی هی نامشروع اقتصادی میکردند را بازخواست کند نه همه یهودیان را.
یهودیان در میان مردم آلمانی حل شده بودند و خود را آلمانی میدانستند.
حتی بعضی ها خودشان هم نمیدانستند یهودی هستند.

139:

1_ خودشان نه اما عملکردشون چرا.
2_ اقتصاد کشور هایی رو که هم عهد آنها بودند رو نابود نکردند.
فساد؟ منظورم فساد اخلاقیه
اینها دیگه به عقاید هیتلر بر میگشته
هیتلر دو عقیده داشت در مورد ضعف آلمان:
1_از بین رفتن نیروی یدی و فعالیت مردان
2_فساد و بی عفتی و هرزه گی زنان و دختران.
که هر دو عاملی داشت و داره به اسم یهود

140:

1 جناب رونین با چه کسانی بحث می کنید؟؟ بجز برخی از دوستان که از اطلاعات قابل تو جهی بر خوردار هستند سایرین همه جو گرفته و پیرو چشم و گوش بسته کسانی هستند که نمی شناسند و بر اثر تبلیغات به این عقاید رسیداند واکثر بحث را به کینه توزی و نقل سخن دیگران (که 90% دروغ می باشد) و استدلالها مسخره و خنده دار می گذرانند
مثلا اقای
پسر باد فکر می کنند اگر هیتلر شکست نمی خورد ودنیا را می گرفت ایرانیان را همرده المانیها قرار میداد وباهم بر دنیا سروری می کردند(نصف هیتلر و نصف دیگر جناب پسر باد) اما غافل از اینکه ایرانیان بیشتر چشم و گوش و دماغ اعراب و سامی را دارند تا چشم ابی و مو بور اسکاندیناویها و ژزمنها!!

141:

جناب استاد چگوارا منظورتون از محمد همون پیامبر اسلام حضرت محمد ص هستش ؟ اگه اینطوره شما اول با خودت کنار بیا که مسلمان هستی و باید اسم پیامبرتو کامل بیاری نه فقط محمد داداشت که نیست.!!

142:

جناب استاد چگوارا منظورتون از محمد همون پیامبر اسلام حضرت محمد ص هستش ؟ اگه اینطوره شما اول با خودت کنار بیا که مسلمان هستی و باید اسم پیامبرتو کامل بیاری نه فقط محمد داداشت که نیست.!!

143:

منم با شما هم عقیده هستم 1.حیف خیانتهای داخلی و خارجی متفقین اجازه نداد تا هیتلر نسل یهودیان رو منقرض بکنه .2بزرگترین اشتباه هیتلر کشتن ژنرال ارنست رومل بود که برگرفته از اشتباهی بود که بوی خیانت میداد ولی رومل هیچ دخالتی در اون نداشت واگه لشکر ششم زرهی ورماخت از آفریقا به فرماندهی رومل به استالینگراد میرفت هیتلر بازنده نبود.3 کسانی که میگن هیتلر جنایتکار بود اینو بدونن که بیش از سیصد هزار سرباز نازی در استالینگراد اسیر شدن که بعد از جنگ کمتر از دوهزار نفر به آلمان برگشتن4 هیتلر انسان پرجراتی بود که به تنهایی مقابل نیروهای متفقین و درچهار جبهه آفریقا.فرانسه.انگلستان و روسیه جنگ بکنه.

144:

یعنی چه خودشان نه اما عملکردشون؟
کارگر بیچاره کارشو میکنه،دانشمندان هم داشتند به آلمان خدمت میکردند بعد فراری شدند رفتند شوروی و آمریکا که باعث پیشرفت این کشورها شدند.

هیتلر عقایدش را در مورد ضعف آلمان چه زمانی مطرح کرده قبل از به قدرت رسیدن خودش یا بعد از جنگ در هنگام شروع شکست؟

145:

من که در جایی ندیدم هیتلر یا کس دیگری صحبت از همرده قرار دادن ایران کرده باشد،بلکه میگفت اریاییهای ایران به دلیل ترکیب با نژادهای دیگر نژادشان به پستی گراییده و وضعیت بد کنونی شان به همین دلیل است.

دوست عزیز البته ایرانیان با اعراب تفاوتهای نژادی دارند و همچنین چشم و گوش و دماغشان.
اینکه ژرمنها از نژاد اریایی بوده اند نیز قابل اثبات نیست و خود هیتلر نیز همچون آلمانیها بور و اینها نبود.
مطرح کردن مباحث نژادی در آن زمان همچون مطرح کردن تشیع در زمان صفویان بوده که بیشتر کاربرد سیاسی و برای متحد کردن مردم آن کشورها بوده .

146:

آلمان در جنگ جهانی دوم تقریبا نابود شد و این نتیجه عملکرد خودشون بود که رو به میهن پرستی افراطی و برتری نژادی آوردن.
بعد از جنگ ، آلمانی ها تغییر رویه دادن و با سعی و کوشش صنعت خود را بازسازی کردند. نیرو و انرژی خودشون رو به جای صرف کردن در راههای بی نتیجه در مسیر درست به کار گرفتند. نتیجه این شد که الان جزو کشورهای دارای اقتصاد و صنعت برتر دنیا است.
آلمانیها دیگر دم از یهودستیزی نمیزنند ، از نژاد آریایی و برتری آن!! آلمانیها زحمت میکشند و مزد زحمتشان را میگیرند. اگر این حرکت اقتصادی و صنعتی رو هیتلر در جهت صلح به راه انداخته بود الان یک اسطوره بشری بود(نه اینکه در کنار چنگیز قرار بگیره)
حال ما که همیشه حرکت رو به عقب داریم ، میخوایم راهی رو بریم که آلمان 70 سال پیش رفت و نزدیک بود از نقشه جغرافیا حذف بشوند. عقده های درونی ، که نتیجه صدها سال تحقیر و تجاوز و غارت هست رو میخواهیم به شکلی غلت بیرون بریزیم. از نژاد آریا صحبت میکنیم ، از نقشه عجیب یهود برای تسخیر دنیا و نابودی آن صحبت میکنیم. خلاصه هر مهملی را دستاویزی برای توجیه مالیخولیای ذهنی خود قرار میدهیم ، بیماری روانی در ما موج میزند چشمانتان را باز کنید ، ما مردم بیماری هستیم
این بیماری معمولا در چنین جوامع تحقیر شده ای رواج دارد و تنها درمان آن پیشرفت است ، چه فرهنگی چه اقتصادی که نتیجه آن ایجاد قدرت برای گرفتن حقوق به حق خود است.
حال شما باز به دنبال توطئه ها بگردین در حالی که کشورهای سالم با کمک همین یهودیان توطئه گر!! به قدرتهای برتر اقتصادی تبدیل شدند و بر ملاج بیماران عقب افتاده ای میکوبند که در واپس گرایی دست و پا میزنند.

147:

ایرانیان بیشتر عرب هستند تا اریایی یا همان عرب اریایی ..هیتلر از دورگه ها بیشتر از یهودی ها تنفر داشت که....اینجا بحث راجع به مردی است که بهانه اریایی نژاد برتر رو برای نابودی سایر نژاد ها بکار برد

148:

تمام واقعیت را شما یکجا گفتید

149:

دوست من، هر كه مو مشكي شد كه عرب نيست. لابد يونانيها و ايتالياييها و آفريقاي شمالي هم عرب هستند!

هر كه مو بور شد هم كه آريايي نيست.

150:

نژاد در ظاهر خلاصه میشه....مو مشکی هم مثالی برای ظاهر بود

151:

خوبی جناب تروریست؟ سالی یکبار پیدات میشه و بیهوده گویی می کنی؟

نوشته اصلي بوسيله dodoo نمايش نوشته ها
منم با شما هم عقیده هستم 1.حیف خیانتهای داخلی و خارجی متفقین اجازه نداد تا هیتلر نسل یهودیان رو منقرض بکنه .2بزرگترین اشتباه هیتلر کشتن ژنرال ارنست رومل بود که برگرفته از اشتباهی بود که بوی خیانت میداد ولی رومل هیچ دخالتی در اون نداشت واگه لشکر ششم زرهی ورماخت از آفریقا به فرماندهی رومل به استالینگراد میرفت هیتلر بازنده نبود.3 کسانی که میگن هیتلر جنایتکار بود اینو بدونن که بیش از سیصد هزار سرباز نازی در استالینگراد اسیر شدن که بعد از جنگ کمتر از دوهزار نفر به آلمان برگشتن4 هیتلر انسان پرجراتی بود که به تنهایی مقابل نیروهای متفقین و درچهار جبهه آفریقا.فرانسه.انگلستان و روسیه جنگ بکنه.


نوشته اصلي بوسيله aryan20xx نمايش نوشته ها
دوست من، هر كه مو مشكي شد كه عرب نيست. لابد يونانيها و ايتالياييها و آفريقاي شمالي هم عرب هستند!

هر كه مو بور شد هم كه آريايي نيست.
ای بابا منظور ایشون به طور مثال بود نه اینکه واقعا اینگونه باشد

152:

البته در اين كه ايرانيها چندرگه هستند شكي نيست. اصلا لطفش به همين گوناگوني نژادي است. و البته حق با شماست كه اگر هيتلر موفق شده بود چه بسا خيلي از ما را به دست طرفداران نازي خود كه در همين سايت هم كم نيستند، از بين ميبرد. خدا را شكر كه ظاهرا عقل مدعيان نژاد آريايي چندان هم بدون نقص نبود و هيتلر پرمدعا قصه اش بعد از چند سال توليد فاجعه، به پايان رسيد.

153:

یقینا همین طور بود اگه هیتلر پیروز میشد هر کاری می کردم تا اندیشه اش جاودان باشه

154:

زياد هم مطمئن نباش رفيق. من خودم اولين كسي بودم كه رنگ عوض ميكردم، ميشدم عضو حزب نازي و جنابعالي رو پاكسازي ميكردم. چه ميدونيم اوضاع به نفع نازي هاي واقعي پيش ميرفت يا نازيهاي متظاهر؟

مثل الآنه ديگه. اگه 313 مومن واقعي بودن مگه نميگن امام زمان ميومد؟ پس اين همه پيشاني كبود چه كاره اند؟ يه مهر داغ كردن و گذاشتن رو پيشوني و دو تا دعا حفظ كردن كه كاري نداره. حفظ كردن سرود الماني هم همينطور.

155:

بچه بازی که نیست بدل بزنی:دی
عقیده ی من ثابته...
من از 7 سالگی از هیتلر خوشم میومده و از 13 سالگی واقعا دوستش دارم اما حالا عقایدش برام مهمه...
اگر اوضاع به نفع ما بود مطمئن باش اوضاع به نفع هیتلری های قدیمی پیش میرفت

156:

فقط میتونم بگم اونهایی که میگن ایران در جنگ چه کاری میتونست بکنه جوابشون اینه حداقل به قولی که به هیتلر در مورد همکاری داده بودن عمل که نکردن هیچ چرا موقع حمله متفقین به ایران سران ارتش و سربازهامون جلوی دشمن می ایستادن نه اینکه برن مثل موش تو سوراخهاشون قایم بشن ..من خجالت میکشم که اینها تو تاریخ به ثبت رسیده............زنده باد پیشوا

157:


جل الخالق فرضیه جدید مطرح میکنی؟
آمارها میگویند فقط 5% ایرانیان عرب هستند.

158:

رنگ موی آریاییان به طور علمی و دقیق مشخص نشده.

159:

پسر باد پاسخ پرسشم را بده.

160:

بحث سر عرب بودن نیست ...بحث سر تمایل نژادی به اعراب یا اریایی ها است

161:

Ba baste shodan jaraeme arteshe NAZI dar sale 1998 besiary az file haye mahramanehyr OSS baraye omom baz shode . Anche mikhanid goshey az adate shakhsiye mardist ke donyara larzan

Hitler hichvaght atr nemizad va mohem nabud cheghdr aragh konad va
hargez kotash ra dar nemiavard


un hichvaght be heyvanate vahshi va khatare anha tavajohi nadasht magar jane khanumi dar khatar bud



hitler manande kudakan az sirk lezat mibord va harvar be didane sirk miraft pule ziadi be bazigarane an an'aam midad


jale dast khate hitler gheyre momken bud. dar sale 1937 ravan shenasan ba didane dast khate on goftand ke dast khate in mard besiar ajib ast va un shakhsyate besiyar pichidehi darad va ghara'eze zananehye in mard besiar ghavi ast


hitler besiyar tanbal bud va slan varzesh nemikard va faghat gahi oghat be piyadeh ravi miraft


hitler marde besiyar por harfi bud va dar toole mehmani va sham ejaze midad afrad darbareye saeele roozane sohbat konand va hamishe jomleash ra ingoone aghaz mikard vaghti ma dar zendan budim




خدایا

تو خود گفتی اگر اهرمن شهوت
بر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت
مصلوب خواهی کردولی من با دو چشم خویشتن دیدمپدر با نورسته خویش گرم میگیردبرادر شبانگاهان مستانه از آغوش خواهر کام میگیردنگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزدقدم ها در بستر فحشا می لغزد

162:

من که هر چه بیشتر کتاب در مورد جنگ جهانی میخوانم بیشتر به دیوانگی هیتلر و یا جنون این فرد پی میبرم.

یکی از نمونه هایه بی اطلاعی این فرد از جنگ و یا جنون هیتلر در سره تصمیم گیری بر نیرویه هوایی:
پس از بمباران شهر هامبورگ ژنرال گالاند درخواست میکند نیرویه هوایی المان ضعیف شده است و باید در یک نقطه جمع شود تا از هجوم و نابودی شهرهایه المان (که قلب تولیدی جنگ المان هم میباشد) جلوگیری شود ولی هیتلر میگوید المان دفاع نمیکند تنها یورش میبرد.
این فرد انقدر نمیداند که نیرویی که ضعیف است با حمله کردن به دل یک نیروی قوی باعث نابودی خود میشود.کسانی که کمی بازی هایه استراتژیک اشنا باشند میتوانند پی به این موضوع ببرند.

حمایت از هیتلر یعنی همان روحیه دیکتاتور پسند ایرانی ها

163:

قشنگ توضیح بده تا دیدگاهت را دریابم.

164:

هیتلر مرد بزرگی بوده اما دیکتاتور نیز بوده.ما نباید از کسی بت بسازیم.اگر کارهای بزرگ کسی را دوست داریم باید از خوبیهایش یاد بگیریم و از اشتباهاتش پند بگیریم و از تکرار آن دوری کنیم.

165:

جالب بود و قابل تامل !!

166:

از چه جهت بزرگ بوده؟

167:

منظور من اینه ایرانیها بیشتر نژاد عرب هستند تا نژاد اریایی...شاید زمانی در ایران باستان اجداد ما اریایی بوداند اما امروز بعد از تمام تحولات رخ داده در تاریخ ایرانیها به نژاد عرب شباهت بیشتری دارند

168:


پس برتری نژادی در اینجا چیست؟گویا نمیدانید و نخوانده اید که نژاد غالب در علم ژنتیک به چه معناست؟
اختلاط در نژادها مختص به امروزه نبوده در دوران قبیله گرایی در بیشتر تمدنهای جهان از جمله تمدن "گمشده مو" که در مکزیک است وجود داشته است.اختلاط نژادی یک بارزه است اما غالب شدن نژاد بر یک نژاد دلیل قدرتمندی ژنتیک نژاد یاد شده را دارد

169:

گشودن اسرار فنی آلمان نازی

شصت سال قبل، آمريکا دانشمندان نازی را برای هدايت پروژه های پيشرو اين کشور مانند رقابت برای تسخير فضا به خدمت گرفت. اين مردان تکنولوژی های مرزشکنی را در اختيار آمريکا گذاشتند که حتی امروز نيز در خط مقدم علم و تکنولوژی قرار دارد، اما اين دستاورد بی هزينه نبوده است.
پايان جنگ جهانی دوم شاهد تکاپوی فشرده برای دست يافتن به اسرار انبوه فنی آلمان نازی بود. متفقين برای به چنگ آوردن حداکثر تجهيزات و تخصص ممکن از ويرانه های رايش تقلا می کردند و همزمان سعی داشتند مانع دسترسی سايرين به اين اسرار شوند.
وسعت و عمق دستاوردهای فنی بسیار پیشرفته ی آلمان، کارشناسان متفقين که نيروهای مهاجم را در سال 1945 همراهی می کردند به حيرت افکند.
موشک وی-2 از اولین موشکهای زمین به زمین (ساخت آلمان نازی)
هیتلر، مرد بزرگ

170:

از کدام برتری نژادی صحبت می کنید؟؟

171:



من اون موقع نبودم به خدا!!!!

نوشته اصلي بوسيله ronin نمايش نوشته ها
پسر باد پاسخ پرسشم را بده.
جونم عزیزم؟

نوشته اصلي بوسيله ronin نمايش نوشته ها
هیتلر مرد بزرگی بوده اما دیکتاتور نیز بوده.ما نباید از کسی بت بسازیم.اگر کارهای بزرگ کسی را دوست داریم باید از خوبیهایش یاد بگیریم و از اشتباهاتش پند بگیریم و از تکرار آن دوری کنیم.
من نیز عقایدش رو دوست داشتم نه اعمالشو(گرچه مخالف با اعمالش نیستم)

172:

اعقایدش همون اعمالش بود.

173:

خیر. گرفتن جهان.... نتونست یا نابود کردن یهود.... نتونست

174:

ان به پایان رساندنه فکره ولی در عمل انها را نشان داد در حالی که نتوانست.
فکرش و در ادامه عملش شکست خورد یعنی به پایان نرسید نه اینکه انجامشون نداد.

175:

شاید...
اما اگر می توانست من به شخصه بسیار خوشحال میشدم!!!

176:

خوشبختانه به شخصه ناراحت بمانید

177:

از جهت غرب(شوخی)

نمونه اش تحول عظیم اقتصادی در آلمان تقریبا ورشکسنه که هنوز چگونگی آن برای اقتصاد دانان سوال برانگیز است.

178:

با کمک دکتر شاخت

179:

اشتباه شما در این است که فکر میکنید آریاییان مو بور چشم آبی بوده اند و هر مو مشکی شکل عرب است.

مردم ایتالیا یونان و اسپانیا و بسیاری جاهای دیگر هم مو مشکی هستند آیا آنها هم عرب هستند؟

کجا ایرانیها نژاد عرب هستند این حرفها چیست که شما میگویید؟
کشورهای عربی ما را از خود نمیدانند و در نظرشان منفوریم و گرنه به ما میگفتند اخی.

چه تحولاتی در تاریخ رخ داده که ایرانی عرب شده ؟

180:

خب این تا قبل از سال 1339 بود در حالی که در سال 1945 المان داشت ناپدید میشد.

حالا جهت غرب بزرگ شده یا شرق ؟

181:

این دو پرسش:
1-یعنی چه خودشان نه اما عملکردشون؟(عملکرد دانشمندان و کارگران یهودی چگونه بوده؟)
کارگر بیچاره کارشو میکنه،دانشمندان هم داشتند به آلمان خدمت میکردند بعد فراری شدند رفتند شوروی و آمریکا که باعث پیشرفت این کشورها شدند.

2-هیتلر عقایدش را در مورد ضعف آلمان چه زمانی مطرح کرده قبل از به قدرت رسیدن خودش یا بعد از جنگ در هنگام شروع شکست؟(آن دو موردی که گفتی از زبان هیتلر)

182:

این به دلیل اشتباهاتش بود که پیش از این هم گفتم.
در نگر من برای بررسی یک شخصیت تاریخی نباید به تمامی یک سویه نکاه کرد و دیدی سیاه وسپید داشت.
بلکه باید از تاریخ درس گرفت.
مثلا از یهود و اسلاو ستیزی و نژادپرستی افراطی دوری کرد.ولی از چگونگی روشهای سودمند اقتصادی سود جست و بهره گرفت.

183:

نژاد سفید یا اریایی از نشانه های بر خودار هست دست نخورده ترین نژاد اریایی رو در اسکاندیناوی میشه ÷یدا کرد
سایر کشور ها که نام بردید یا اریایی نیستند یا در مجاورت کشور عرب نشین قرار دارند
ایرانی ها هم بعد از نفوذ اسلام به بعد و تمام سالهای تحت نفوذ خلیفه های عرب قرار داشتن و مسلما نژاد ایرانیها هم از این نفوذ تحت تاثیر زیادی قرار گرفته....اون که کشورهای عرب هم مارا قبول ندارند 1)بخاطر تشیع هست و2) انها هم مارار عرب خالص نمیداند خلاصه از اینجا ماند ه واز انجا رانده ایم!

184:

موافقم
و باز هم میپرسم ایا این فرد بزرگ بوده؟
چون اطلاق بزرگی بر یک فرد به همین راحتی نیست ، باید افکار و اعمال خوب او بارها بیشتر از افکار و اعمال اشتباه او باشد.

185:

[quote=پسر باد;822677]

من نیز عقایدش رو دوست داشتم نه اعمالشو(گرچه مخالف با اعمالش نیستم)[/quote

اگر روست داشتید بگویید کدام عقاید هیتلر را دوست دارید؟ و کدام اعمالش را دوست ندارید تا با دیدگاه شما بیشتر آشنا شوم.

186:

نوشته قرمز شده نوشته خود هیتلر میباشد و موافقم که هیتلر با ایران ابش تو یک کوزه یا کاسه نمیرفت.

ولی مخالفم ایرانیان عرب است:

1.از نظر ظاهری شرایط جغرافیایی و منطقه ای نقش دارد

2.دست خوردن نژاد به همین راحتی نمیباشد و با چند در هم امیختگی بگوییم نژاد اریایی از بین رفت و یا اینکه مغلوب شد.

3. بقیه موارد هم که افکاری است. مثل تشیع و ...

187:

بنظرم شما انسان خوب را با انسان بزرگ اشتباه میگیرید. و خوبی و بدی هم از دید من وشما ممکن است یکسان نباشد.
نمونه : من چنگیز را مرد بزرگی میدانم. اما شاید از ذیذ شما انسان منفوری باشد.
از نگر من مرد بزرگ آن است که کارهای بزرگی کرده باشد.

نگر شما چگونه است؟

188:

به نظر من بزرگی یک فرد را من و شما مشخص نمیکنیم
که مثلا من یک فردی را بزرگ بدانم و شما ان را بزرگی ندانی.
بزرگی یک فرد را تاریخ و افکار و اعمال او توسط یک جهان مشخص میشود نه یک فرد.
هنگامی گفته میشود نیوتن فرد بزرگی است یک جهان این گفته را بیان کرده است

به نظر من یک فرد بزرگ باید افکار و اعمال او در بیشتر زاویه ها بزرگ ودرست باشد تا بتواند کارهایه بزرگ انجام دهد.

189:


من به اندازه کافی در پست پیشین به تفصیل سخن گفتم و اگر بخواهید میتوانید مقاله دکتر اشرفی بناب را بخوانید.

190:


در اینباره دچار اشتباه شده اید.
اگر چه 4 تا عرب در هزار و اندی سال پیش وارد ایران شدند اما اقامتشان دیری نپایید و بزرگ مردانی دلاور چون بابک و ابومسلم و یعقوب لیث و سپس تر سامانیان آنها را تار و مار کردند و تا آنجا که میدانم ابومسلم عربهای ساکن در خراسان را بیرون راند.نژاد عرب هم از بسیاری جهات با ما تفاوت دارد.
البته اگر اشتباه نکنم اعراب هم جزو زیر شاخه نژاد سفید پوست به حساب میآیند.
من رومیان و یونانیان را از نژاد آریایی میدانم نه اسکاندیناویان که بعضی شان در شمال شبیه آسیاییان زردپوست(اسکیموها) هستند.
اعراب چند رگه به قول شما هم میتوانند مردمان فلستین و تا حدودی لبنان باشند نه ما.
اگر این که شما میگویید درست بود ما اکنون باید شبیه مغولان یا زرد پوستان تنگ چشم میبودیم زیرا که اینان بعد اعراب و همچنین سالهای بیشتری در ایران ساکن بودند.
اگر 2 تا عرب هم در ایران سکونت کرده باشند و با مردمان منطقه آمیخته باشند بعد از این همه سال بکلی از لحاظ ژنتیکی در ساکنان محلی حل شده و شاخصه های نژادیشان از بین رفته است.

191:

نبرد مسکو که نبرد سرنوشت ساز جنگ جهانی دوم بود به یک دلیل مشخص سبب شکست نهایی ارتش آلمان شد
بررسی گزارشهای رسمی ژنرالها، دست نوشته افسران جزء و سربازان آلمانی همگی یک چیز را نشان میداد و آن سرما بود..
اینبار این طبیعت بود که «ورماخت» (نیروی زمینی وزرهی آلمان) را اسیر خود ساخته بود. سرمای ۴۰درجه زیر صفر ماشین جنگی آلمان را در حساسترین روزهای نبرد از کارانداخت.

اما دلیل اصلی این عدم محاسبه چه بود؟ داستان به ماهها قبل بازمی گردد. هنگامی که آلمانها به اشتباه ۵هفته حیاتی را در نبرد با متحد خود «یوگسلاوی» ازدست دادند. بعدها مشخص شد که این ۳۵روز می‌‌توانست نقش بسیارمهمی را در نبرد استالینگراد و نبرد مسکو بازی کند. یوگسلاوی تا ۱۹۴۰ متحد آلمان محسوب می‌‌شد و در صف کشورهای بلغارستان، رومانی و لهستان اشغال شده یاری کننده رایش بود اما اتفاقی که در ماه مارس ۱۹۴۱ افتاد ناگهان ورق را برگرداند. جمعیت خشمگین یوگسلاو به ماشین سفیر آلمان حمله کرده و روی او تف انداختند! این اتفاق در بسیاری از نقاط دنیا برای دیپلماتها رخ می‌‌دهد اما برای هیتلر تحمل آن غیرممکن بود.

به گفته بسیاری از تاریخ نویسان ازجمله ویلیام شایرر، هیتلر تحت تأثیر یک حمله عصبی (کریز) فرمان حمله به یوگسلاوی را صادرکرد. برای ارتش آلمان که به سرعت درحال ساماندهی بزرگترین نبرد تاریخ بود جداشدن ۴۰لشگر برای نبرد با یوگسلاوی یک ضربه بود.

اول آوریل آن سال ناگهان یورش ارتش آلمان به یوگسلاوی آغازشد. ارتش آلمان با شیوه جنگ لهستان به سرعت به درهم کوبیدن خطوط ارتباطی و خطوط پشت جبهه یوگسلاوی اقدام کرد. بلگراد هدف سنگین‌ترین بمبارانی توسط هواپیماهای آشتوکا قرارگرفت. هواپیماهای آلمانی بدون ترس از پدافند ضعیف یوگسلاوها در ارتفاع پایین به درهم کوبیدن شهرها اقدام می‌‌کردند. ارتش یوگسلاوی طی ۱۱روز درمقابل تنها مرگ ۹۰۰آلمانی تسلیم شد. اما این شکست سریع موردقبول افسران و بسیاری از مردم متعصب یوگسلاو نبود.

سرهنگ ژوزف بروز تیتو به همراه بخشهایی از ارتش که تسلیم متجاوزان نشده بودند به کوهستانها پناه برده و بزرگترین و طولانی‌ترین عملیات پارتیزانی را علیه ارتش رایش آغازکردند. تیتو و نیروهایش آنقدر به ارتش آلمان حمله کردند که آلمانها آرزو کردند هرگز وارد خاک یوگسلاوی نمی‌شدند. ۴ سال بعد با پیشروی مداوم ارتش شوروی در جبهه شرق، تیتو و رزمندگان یوگسلاو از کوهها پایین آمده و باقیمانده ارتش آلمان را خود از خاک کشور بیرون کردند. یوگسلاوی هرگز جزو برنامه هیتلر نبود و حمله به آن کشور ضمن ازبین بردن زمان سبب زمینگیرشدن ۵۰۰هزار نظامی آلمانی تا پایان جنگ شد.

192:

چه تفاوت هایی صحبت میکنید؟ مو طلاییتر ما؟؟÷وست سفیدتر ما ؟
شما می توانید الجزیره را هم به اریایی نسبت بدهید اما دلیل بر رایایی بودن انها نیست
خلاصه کلام این است که ما می توانیم چیزی که بودیم و متاسفانه دیگر نیستم را به عنوان حقیقت ب÷ذیریم یا همچنان سنگ اریایی را به سینه بزنیم در صورتی که در حال حاضر نه
"اریایی های " دنیا و نه "اعراب" مارو از خودشون به حساب نمی اورند

در ضمن عربها نژاد سفید نیستند

193:

حمله آلمان نازی به روسیهتوقف در یک معبر ۶۰کیلومتری و پیشروی ۴هزارکیلومتری:

بزرگترین اشتباه هیتلر این بود که نبرد را درجبهه غرب به پایان نبرد و به جای آن دست به نبرد با سرسخت‌ترین ملت جهان زد. هیتلر به جای آنکه از عرض ۶۰کیلومتری دریای مانش بگذرد و به انگلستان غیر آماده حمله کند ترجیح داد تا دهها میلیون نفر را درجبهه شرق به کشتن دهد. در هفته‌های اول ماه ژوئن ۱۹۴۰ نیروهای آلمانی با روحیه بسیاربالای خود به تنگه‌ای رسیدند که انگلیس را از خاک اروپا جدامی کرد در لحظات بسیارحساس آن زمان تنها یک تصمیم می‌‌توانست سبب سرازیرشدن ۲۰۰لشگر آلمانی به داخل انگلیس شود. انگلیسی که به جز چند لشگر از هم پاشیده کلاً دفاع آن به پلیس شهری، نوجوانان و افراد بدون آموزش سپرده شده بود. ژنرالهای آلمانی از این روزها به عنوان «فرصتی که هرهزار سال یکبار دست می‌‌دهد» یادمی کنند. آنها می‌‌گویند مگر ارتش ۳۰۰هزارنفره انگلیسی در ظرف ۳روز با کمک تخته پاره، قایق و کشتی تفریحی خود را منتقل به خاک بریتانیا نکرد پس چرا ما نتوانیم «دونکرک معکوس» را ایجادکنیم؟ ترس هیتلر از نیروی دریای انگلیس بود اما این نیرو بشدت پراکنده بود و برخی ناوگان انگلیسی حداقل ۲ماه تا مانش فاصله داشتند. مضافاً آنکه لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) می‌‌توانست در آن معبر تنگ جهنمی از آتش را به سر کشتیهای انگلیسی بریزد. تازه این در شرایطی بود که توپخانه را فراموش کنیم وبرای زیردریایی‌های آلمانی که در سالهای اول جنگ به مانند کوسه‌های درنده ناوگان متفقین را به قعر دریا می‌‌برد جایی قائل نشویم. فون رون می‌‌گوید: هیتلر وقتی به ۶۰کیلومتر انگلیس رسید یادش آمد که نقشه‌ای برای این کار (تصرف انگلیس) ندارد. مسخره است اما ژنرالهای هیتلر که نقشه حمله به یوگسلاوی را در ۸ساعت و نقشه تصرف اروپای شمالی را در ۵روز کشیدند. چگونه نتوانستند در آن روزهای حیاتی دست به ابتکار بزنند. فون رون می‌‌گوید: هیتلر در این لحظه اگر استعداد افرادی چون سزار، ناپلئون و الکساندر (اسکندر) را داشت با یک ابتکار ارتشهای زرهی و موتوریزه آلمان را از دونکرک عبورمی داد

194:

آلمان در اواخر دهه ۱۹۳۰ میلادی به درجه‌ای از قدرت رزمی متعارف رسیده بود که هیتلر با غرور کاذب مواجه شده و ترجیح می‌‌داد به دنبال جنگ افزارهای جدید و ابتکاری نرود. هواپیماهای آلمان مدرنترین و سریعترین، تانکهای آلمان محکم‌ترین و سلاحهای انفرادی سرباز آلمانی مجهزترین میدانها بود. زیردریایی آلمانی قدرت تخریب فوق العاده‌ای داشتند و این برای پیشوا کفایت می‌‌کرد. هیتلر نسبت به اختراعات نظامی آنقدر بی اعتنا بودکه دستور داد تنها تولید انبوه جنگ‌افزارهای متعارف در اولویت باشد، حال آنکه ملت آلمان با ثبت یک میلیون اختراع در تاریخ در نوآوری بی رقیب بودند.
آلمانها در اواخر دهه ۳۰ بمب افکن‌های هاینکل را ساختند. این بمب افکن دارای ۵۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت بود و بعدها مشخص شد اگر آلمانها پروژه جت‌های شکاری را دنبال می‌‌کردند به چنان برتری قابل توجهی در هوا دست می‌‌یافتند که نه تنها می‌‌توانستند در هر تهاجم هوایی موفق شوند بلکه مانع حملات مخوف هواپیمای سنگین متفقین به شهرها و صنایع آلمان می‌‌شدند. هنگامی که در ۱۹۴۴ هیتلر دوباره مجدداً دستور ادامه پروژه را صادر کرد، «زمان» از دست رفته بود. متفقین جای امن برای آلمان نگذاشتند. در ۱۹۴۵ پس از آنکه آمریکایی‌ها وارد خاک آلمان شدند گزارشهایی را از افسران جزء مبنی بر وجود پایگاهی دریافت کردند که در آن یک فروند هواپیمای بسیار عجیب یافت شده که شباهت کمی به جنگنده‌های امروزی دارد. آلمانها به دنبال جنگنده‌ای با قدرت بسیار بالا بودند که دارای ۸۰۰کیلومتر سرعت بود.

در ژوئن ۱۹۴۴ هنگامی که مردم لندن با انفجارهایی از خواب پریدند گمان بردند که نیروی هوایی آلمان مجدداً توان حمله را پیداکرده است حال آنکه این انفجارها در اثر اصابت موشک «وی ـ ۱» آلمان بود. افسوس برای آلمانهاو خوش شانسی انگلیسی‌ها که موشک وی ـ۱ از سواحل غرب فرانسه به انگلیس پرتاب می‌‌شد و با ورود متفقین در ۶ژوئن ۱۹۴۴ به نرماندی فرانسه هیتلر مجبور به انتقال پایگاه‌های پرتاب وی ـ ۱ به بلژیک شد. ۴ماه بعد با تصرف کشورهای دیگر غرب اروپا، هیتلر ناگهان موشک وی ـ۲ را آشکار کرد. وی ـ۲شاهکار صنایع نظامی آلمان بود موشکی با برد هزارکیلومتر و سرعت ۵ ماخ (۶ هزار کیلومتر). اثرات تخریبی این بمب وحشتناک بود. انگلیس و آمریکا می‌‌توانستند تنها شاهد حرکت این موشک و اصابت آن باشند چرا که برای بشر ۶۰سال قبل تصور چنین سرعتی توسط یک سازه بشری محال بود. اما قبل از آنکه این موشک به تولید انبوه برسد کارخانه سازنده، پایگاههای پرتاب و دانشمندان سازنده اش توسط بمبارانهای متفقین از بین رفتند. «ورنر فون براون» طراح موشکها نیز توسط آمریکایی‌ها به واشنگتن منتقل شد. البته آنها فون براون را زندانی و اعدام نکردند بلکه او را به سرپرستی بزرگترین پروژه‌های موشکی آمریکا گماردند. فون براون بعدها به جز طراحی موشکهای فاتح کره ماه در توسعه توان موشکی آمریکا نیز اقدامات زیادی انجام داد.

195:

فيلد مارشال« اروين ارنست رومل»، ملقب به «روباه صحرا» از مشهوترين فرماندهان جنگ جهانى دوم و از نوابغ نظامى عالم بود. وى در خانواده اى به دنيا آمد كه همگى اهل كتاب و مطالعه بودند ولى او در سال۱۹۱۰م وارد خدمت ارتش شد. رومل در جنگ جهانى اول ستوان دوم ارتش امپراتورى آلمان بود و به خاطر بى پروايى هايى كه در صحنه جنگ از خود نشان داده بود مدال شجاعت گرفت. در جنگ جهانى دوم در تسخير فرانسه و بويژه سقوط پاريس نقش اساسى داشت.
هيتلر در سال۱۹۴۱ رومل را به فرماندهى نيروهاى زمينى آلمان در ليبى برگزيد. رومل در شمال آفريقا با تاكتيك هاى متحرك خود نيروهاى متفقين را با مانورهاى اعجاب انگيز خود شكست داد و شهرت جهانى يافت. روزنامه ها و منابع خبرى او را «روباه صحرا» لقب دادند و او را در رديف سزار و ناپلئون در رديف نوابغ نظامى عالم جاى دادند.
«
رومل» سرانجام به خاطر كمبود سوخت و نفرات و دورى از سرزمين اصلى خود از «مارشال مونتگمرى» در خاك مصر شكست خورد و به جبهه جنگ فرانسه اعزام شد. در اين هنگام رومل بر اثر حمله هوايى مجروح و بسترى شد. در سوءقصد نافرجامى كه به هيتلر شد «رومل» را به شركت در توطئه متهم كردند. دستگير شدگان به شركت «رومل» در براندازى هيتلر گواهى دادند اما از آنجا كه دوقهرمان ملى به شمار مى رفت تصميم پيشوا به او ابلاغ شد كه: يا خودكشى كند و با احترامات نظامى به خاك سپرده شود و يا آماده محاكمه و اعدام باشد. «رومل» خودكشى را ترجيح داد. رومل در ۱۴اكتبر ۱۹۴۴ خودكشى كرد و با تشريفات كامل نظامى به خاك سپرده شد. از شركت اودر سوءقصد عليه هيتلر نيز به دستور پيشوا سخنى به ميان نيامد..

196:

آدولف هيتلر سومين فرزند از سومين ازدواج يك گمركچي دون پايه 54 ساله اتريشي به نام "آلويي هيتلر" بود. در 20 آوريل 1889 در يك شهر مرزي اتريش به دنيا آمد. نامش را "آدولف" به معناي "گرگ نجيب" گذاشتند. پدر مردي تندخو ، لجباز ، خشن و دائم الخمر و مستبد بود. مادر "كلارا پولتسل" كه قبل از ازدواج به شغل پيشخدمتي مشغول بود زني مهربان بود كه 23 سال از شوهرش كوچكتر بود و دائما با او نزاع ي كرد. آدولف تا سن 11 سالگي پسري متدين بود و خود را براي شغل كشيشي آماده مي كرد و در يك صومعه دروس ديني مي خواند و رئيس دسته سرود مذهبي بود. وي از كودكي فردي ماجرا جو بود و در مدرسه نقش رئيس قبيله را بازي مي كرد و بچه ها را بدور خود جمع مي كرد و آنها را عليه گروهي ديگر از بچه ها بر مي انگيخت و وادارشان مي كرد با يكديگر بجگند. پدرش سعي مي كرد كه از چنين كودك ماجرا جويي يك كارمند مطيع و سر به راه دولت بسازد. يك روز هنگاميكه پدر از او سوال كرد كه در آينده چه شغلي را انتخاب مي كند در كمال حيرت شنيد : " مي خواهم نقاش شوم" . اين امر با مخالفت پدر روبرو شد. آدولف در سن 13 سالگي پدرش را از دست داد.
در مدرسه در درسها (به غير از چند درس معدود كه تاريخ از جمله آن بود ) ضعيف بود. يكي از معلمان در باره او نوشت : " بي ترديد در بعضي مسائل قريحه اي آشكار داشت ، ليكن نمي توانست بر خويشتن مسلط شود. به سهولت مي شد او را موجودي مجادله جو ، خود راي ، ترشرو و خيره سر بر شمرد كه قادر نيست خود را با انضباط محيط مدرسه منطبق سازد. علاوه بر آن هرگز در تحصيل كوشا نبود ، به گونه اي كه هيچ وقت نتايجي را كه مي توانست از استعداد طبيعي خود بگيرد ، به دست نمي آورد. "
اما عقيده آدولف هيتلر در باره معلمينش چنين بود : " معلمين ما ستمگراني مطلق العنان بودند. به جوانان كمترين محبت و علاقه اي نداشتند. تنها هدف آنان اين بود كه مغز هاي ما را از مطالب چرند و مزخرف پر سازند . اگر دانش آموزي كمترين نشانه اي از ذوق و ابتكار نشان مي داد بي رحمانه زجرش مي دادند." وي فقط شيفته معلم تاريخ خود دكتر "لئوپولد پوشي" بود و تا دم مرگ از او به نيكي ياد مي كرد. هيتلر در كتاب خود در باره اين معلم مي نويسد :
"
هنر مطالعه كردن مانند هنر آموختن در اين نهفته است كه انسان آنچه را كه اساسي و اصل است حفظ كند و آنچه را كه غير ضروري و زائد است از ياد ببرد. ممكن است اين خوشبختي من بوده كه اقبال ، معلم تاريخي نصيبم كرد كه اصل فوق را در تعليم مورد توجه قرار دهد و اين امر در سنوات بعدي عمرم اثر بگذارد." هيتلر به قدر ي شيفته اين استاد بود كه پس از تصرف اتريش ، به ملاقاتش شتافت و به طرز تحسين آميزي از اين استاد قدر داني كرد.
در سن 16 سالگي در اثر بيماري ريوي شديد از رفتن به مدرسه معاف شد . او از اين مطلب به قدري خوشحال شد كه براي اولين بار در آن روز نوشابه الكلي نوشيد ولي در اثر افراط در ميخواري به حدي حالش بد شد كه سوگند ياد كرد ديگر هرگز نوشابه الكلي ننوشد. او تا آخر عمر به سوگند خود وفادار ماند.
در سن 18 سالگي به فكر افتاد به آرمان زندگي خود جامه عمل پوشد و هنرمند شود . به اين منظور به وين رفت تا در كنكور آكادمي هنر هاي زيباي اين شهر شركت كند. در امتحان رد شد و مجبور شد نزد خواهر ناتني و مادرش بازگردد. در 19 سالگي مادر "عزيز و مهربانش" را كه به سرطان سينه مبتلا شده بود از دست داد . او در باره مادرش مي نويسد :
"
من به پدر احترام مي گذاشتم ولي مادرم را مي پرستيدم ، مرگ او تمام نقشه هاي دور و دراز مرا نقش بر آب كرد.فقر اين واقعيت تلخ زندگي ، وادارم كرد فورا تصميم بگيرم. من با اين مسئله رو به رو شده بود كه بايد به نحوي از انحا روزي خود را به دست آورم."
آدلف به منظور يافتن كار به وين رفت و به شغل هايي چون پارو كردن برف ، باربري در ايستگاه راه آهن و عملگي دست زد.سپس به نقاشي آگهي و پوستر پرداخت و براي آنكه ساعات ملالت آور تنهايي را به شكلي پر سازد مرتب به كتابخانه ملي وين سر مي زد و كتاب هاي گوناگوني در موضوعات از قبيل تاريخ خصوصا تاريخ آلمان ، هيپنوتيزم ، جادوگري ، رياضت كشي ، ستاره شناسي و غيره مطالعه مي كرد.
در سن 24 سالگي وين را به قصد مونيخ ترك كرد و همچنان منزوي بود و با زن ها معاشرت نمي كرد و اغلب شبها روي نيمكت پارك ها مي خوابيد اما با شور و حرارات در كافه ها روزنامه مي خواند و در مباحث سياسي هم بحث مي كرد. يكسال بعد جنگ جهاني اول آغاز شد و او فورا در ارتش آلمان داوطلب شد. يكي از همقطارانش در باره او گفت : "طرز سلوكش عجيب و غريب بود ، او در گوشه اي در حاليكه سرش را در دو دستش گرفته بود ، مي نشست و غرق تفكر مي شد. سپس ناگهان از جاي بر مي خاست و در حاليكه اين سو آنسو مي دويد با هيجان فرياد مي زد : به رغم تفنگ هاي بزرگي كه داريم آلمان را از پيروزي محروم خواهند كرد زيرا خطر دشمنان نامريي آلمان بزرگ تر از خطر بزرگ ترين توپ هاي دشمن است . او به يهودي ها ، كاپيتاليست ها و كمونيست ها حمله مي كرد و سپس مجددا در گوشه اي مي نشست و سر در گريبان فرو مي برد و غرق در تفكر مي شد."
هيتلر در جنگ شجاعت و قهرماني بسياري از خود نشان داد و يك بار به تنهايي 15 نفر را اسير كرد. او دو بار توانست در جنگ مدال دريافت كند. در اكتبر 1918 در اثر گازي كه قواي انگليسي رها كرده بوند ، صدمه ديد و مجددا در بيمارستان بستري شد.روز پانزدهم نوامبر هنگاميكه در بيمارستان بستري بود در كمال حيرت خبر تسليم آلمان را شنيد. اين خبر به قدري برايش ناگوار بود كه به گريه افتاد و به گفته خودش تا انروز فقط براي مرگ مادر گريه كرده بود و اينبار براي ميهن گريه مي كرد. هيتلر در ميادن جنگ با ديگر همقطارانش فرق داشت.او هرگز از سختي ها و خستگي هاي جنگ شكايت نمي كرد ، به فكر رفتن مرخصي هم نبود و به زن هم علاقه اي نشان نمي داد.( وی رژیم گیاهخواری را نیز رعایت می کرد ! – آرمان)
يكي از همقطارانش در كتابي كه راجع به او نوشته است مي نويسد : " ما همه به او ناسزا مي گفتيم و او را غير قابل تحمل مي يافتيم زيرا او يك كلاغ سفيد در بين ما بود ، چرا كه موقعي كه همه جنگ را محكوم مي كرديم ، وي با ما هم آواز نمي شد ." هيتلر وقوع جنگ جهاني اول را موهبتي از سوي خداوند براي خود مي دانست و برخلاف ديگر سربازان آلماني كه معتقد بودند دولت آلمان جنگ را بر مردم تحميل كرده است ، معتقد بود اين خود مردم بودند كه خواهان جنگ بودند. او در مورد حالات خود در هنگام آغاز جنگ مي نويسد :
"
براي من اين ساعات وسيله اي بود براي نجات از پريشاني و اضطرابي كه در طول ايام جواني بر من مستولي شده بود. من امروز شرمگين نيستم از اينكه بگويم ، موقعي كه جنگ آغاز شد از شدت شعف از خود بي خود شدم و به زانو افتادم و از صميم قلب از پروردگارم تشكر كردم كه لطف و عنايتش شامل حال من شده بود و به من اجازه داده است كه در چنين ايام فرخنده اي زندگي كنم."
پس از جنگ وارد حزب كارگران آلمان شد كه توسط يك قفلساز به نام دركسلر بوجود آمده بود. وي هفتمين عضو اين گروه شد. ورود هيتلر به حزب مزبور باعث شد كه تغييراتي در روش كار و تبليغات حزب پديد آيد. آگهي هايي در روزنامه به چاپ رسيد و تالار بزرگ تري براي برگزاري جلسات و ايراد نطق فراهم شد. طولي نكشيد كه هيتلر در اثر استعدادي كه از خود در تبليغات نشان داد به عنوان متصدي تبليغات حزب انتخاب شد . او توانست با مدد جويي از تبليغات ، دو هزار نفر را در تالار سخنراني حزب گرد آورد. او بتدريح بر قدرت حزب افزود و در 1921 خود رئيس حزب شده و از آن پس نام حزب را به "حزب ناسيونال سوسياليست هاي آلمان" تغيير داد. در 1923 به جرم قصد انجام كودتا به پنج سال زندان محكوم شدند كه البته زودتر آزاد شد.
در زندان وي كتاب خود با عنوان "چهار سال و نيم مبارزه با دروغ ها ، بلاهت و جبن " را به منشي خود "رودلف هس" ديكته كرد . ناشر آثار حزب نازي هنگام چاپ نام آنرا به "نبرد من " تغيير داد. از اين كتاب تا 1940 شش ميليون نسخه به زبان آلماني به فروش رفت . تا آنزمان در آلمان بعد از انجيل هيچ كتابي به اندازه اين كتاب فروش نداشت. اين كتاب علاوه بر شرح حال هيتلر حاوي جهان بيني او در موضوعات مختلف است.وي فرانسوي ها يهودي ها و ماركسيست ها را به عنوان بدترين دشمنان آلمان معرفي كرده بود و در قسمتي ديگر از كتاب نوشته است : " تنها يك فضاي وسيع كافي بر روي زمين مي تواند آزادي حياتي ملتي را تضمين كند "
مطالعه اين كتاب نشان مي دهد كه هيتلر آنرا با شور و هيجان نوشته است و به هر كلمه آن ايمان داشته است. همچنين معلوم مي ود كه وي تحت تاثير شديد افكار مرداني مانند " فيخته ، نيچه ، ترايشستكه ، هگل ، شوپنهاور و واگنر و مخصوصا گوبينو و هوستون استوارت چمبرلن" بوده است.
وي پس از آزادي از زندان متوجه شد كه تاكتيك او در مبارزه اشتباه بوده است و مي بايست به جاي توسل به زور و ايجاد كودتا ، از طريق قانوني صدر اعظم آلمان بشود. بتدريج قدرت بيان او موجب شد بر پيروان او افزوده شود تا جايي كه تا سال 1932 توانست وضع حزب خود را در پارلمان بعدي آلمان مستحكم كند و در 1933 به عنوان نامزد رياست جمهوري به ملاقات رئيس جمهور وقت يعني "فيلد مارشال هيندنبرگ" شتافت. سرانجام در همان سال هيتلر به عنوان صدر اعظم انتخاب شد .

197:

پس از بمباران شهر هامبورگ ژنرال گالاند درخواست میکند نیرویه هوایی المان ضعیف شده است و باید در یک نقطه جمع شود تا از هجوم و نابودی شهرهایه المان (که قلب تولیدی جنگ المان هم میباشد) جلوگیری شود ولی هیتلر میگوید المان دفاع نمیکند تنها یورش میبرد.


198:

حداقل مینوشتی کپی شده از نوشته کیوان

199:

من و شما مشخص میکنیم.که جمع افکار انسانهاست که مشخص کننده است. جهان هم که شما گفتی مگر چیزی غیر از من و شماست.
نمونه اش نظر سنجی اینجا.
از نظر اروپاییان ناپلئون مردی بزرگ است اما از نظر ما شاید نباشد و این نظر ما مخدوش کننده نظر آنان نیست.

200:

شما چرا حرف خود را تکرار میکنید؟ آیا مطالب من را خواندی؟ رنگ پوست و مو تابع شرایط زیست محیطیست. در ضمن آریاییان مو طلائی نبوده اند(بر چه مبنایی این حرف را میزنید؟)
آریاییهای دنیا ما هستیم نه وایکینگ ها.شما چه حرفهای عجیبی میزنید.
درضمن اعراب از زیر شاخه نژاد سفیدپوستان هستند بروید اندکی مطالعه کنید.
نباید یک سخن را چند بار تکرار کرد بگویید ابتدا عرب حمله کرد یا مغول؟ پس چرا ما شبیه مغولان و زرد پوستان نیستیم؟

201:

با سلام خدمت آقا کیوان.عرضم خدمتتون اینه من این نوشته رو از جای دیگه ای خوندم وجسارت نکردم خدمت شما ولی باز هم معذرت میخوام .دوست دارت dodoo

202:

با سلام خدمت آقا کیوان.عرضم خدمتتون اینه من این نوشته رو از جای دیگه ای خوندم وجسارت نکردم خدمت شما ولی باز هم معذرت میخوام .دوست دارت dodoo
بله به احتمال زیاد از همین نوشته ای که قرمز رنگ شده خوانده اید.
البته اشکالی ندارد ما هم از یک کتاب خوانده بودیم.

203:

خوب هیتلر سرجوخه بوده آدم نابغه هم که باشد باید تعلیم ببیند تا یاد بگیرد

204:

همینه.
هیتلر در حد یک سرجوخه جنگ را درک میکرد نه در حد یک ژنرال که از کودکی تعلیمات نظامی می دید.
و مشکل هم تو همین بود که بیخود در کارهایی که سر در نمیاورد دخالت میکرد.(اصل دیکتاتوری)

205:

بعد هم میتوان نازیسم را فقط حکومت نظامیان نامید که هیچ سنخیتی با ملیگرائی ندارد کجا

هیتلر یک کار فرهنگی انجام داده است یا کارخانه ای ساخته است که به نفع کشورش باشد

206:

موافقم
همینطور بوده باید ملت عضو این مرام میشدند تا از امکانات بیشتری استفاده کند و افراد
مخالف این مرام یا باید فرار میکردند یا کشته میشدند .

هیتلر یک کار فرهنگی انجام داده است یا کارخانه ای ساخته است که به نفع کشورش باشد
کار فرهنگی که فکر نمیکنم ولی پیشرفت المان تا قبل از سال 1339 پیشرفتی است میتوان گفت هیتلر هم دست داشته یا به پاش نوشته شده البته من نقش مردم المان را نقش مهم و حیاتی میدانم و بودن افراد بزرگ در این کشور.

207:

هيتلر انساني بزرگ وتيز هوش بود ولي در عين حال احمق و يك دنده بود كه اگر اين دو ايراد رو نداشت يك امپراتور ميشد كه نشد

208:

یکی از نقاط قوت هیتلر سخنرانیهایی بود که انجام میداد و واقعا مردم را به دنبال خود کشاند و البته مخالفانش کمتر از طرفدارانش بودند.

ولی کارهای فرهنگی هم انجام میشد اما یادم نیست چه کارهایی.
من هم نقش ملت آلمان را در این پیشرفت بسیار پر رنگ میدانم کما اینکه باز هم این ملت خودش را بالا کشید.آلمان مردان بزرگ زیادی را از فیلسوف و موسیقیدان و ...در خود پرورش داده و مهم ترین خصیصه اشان همانا نظم و ترتیب و دیسیپلینشان است.

209:

شاید، از چه رو این را میگویید که مخالفشانش کمتر از موافقانش بودند؟

من هم نقش ملت آلمان را در این پیشرفت بسیار پر رنگ میدانم کما اینکه باز هم این ملت خودش را بالا کشید.آلمان مردان بزرگ زیادی را از فیلسوف و موسیقیدان و ...در خود پرورش داده و مهم ترین خصیصه اشان همانا نظم و ترتیب و دیسیپلینشان است.
موافقم.

210:

هيتلر همچو شمر روح بزرگي داشت . او يك سردار فاتح تمام عيار و يك سازمان ده بي نذير بود.
علت شكست هيتلر عدم اعتماد به فرماندهانش بود. در واقع آنها از او مي ترسيدند. اين آفت ديكتاتوري مطلقه است

211:

این رو به طنز گفتین؟ آخه شمر یک نظامی عرب عهد بوق چه روح بزرگی میتونه داشته باشه؟ عربهای جاهلی که از بریدن دست و پا و سر همنوعانشون لذت میبردن!

212:

كوروش هم نظامي عهد بوق است (بوق تر ) ؛ پس عهد بوق بودن دليل نيست.
روح شمر از روح "حرمله" بزرگتر بود؛ چون حرمله ندانست به قلب كي تير زد ؛ شمر ميدانست كه سر كي را دارد مي برد.
روح هاي شمر و هيتلر قابل مقايسه اند ؛ از نظر بزرگي ؛ بزرگي روح هيتلر به تصميمي كه گرفت و انجام داد بر ميگردد كه تصميمي بزرگ بود. (حمله بر شوروي و آمريكا)
تصميمي كه شمر گرفت به كشتن امام حسين (ع) بر مي گردد - كشتن پسر پيغمبر -

213:

شمر به خاطر کاری که میکرد پول میگرفت ولی ابن ملجم مرادی انسان بزرگی بود وقتی از او

پرسیدند چرا علی را کشتی گفت خونهای زیادی ریخته بود

214:

شاید من خیلی از مرحله پرتم. مقایسه یک آدمی که ازش جز کشتن یک گروه کوچک چیزی به خاطر نمونده با یک شاه مقتدر که دوست و دشمن به نیکی ازش یاد میکنند و در پیشبرد فرهنگ جهانی سهمی داشته چه موردی داره؟ شما شمر را حتی با چنگیز خان هم نمیتونید مقایسه کنید. در اون سطوح نیست.

من از هیتلر بدم میاد اما گستره اثری که بر تاریخ گذاشت (منفی یا مثبت یا هرچه) به مراتب از شمر که هیچ، از کل خلفای بنی امیه هم بالاتره.

شاید هر امیر دیگری تحت فرمان یزید کار شمر را میکرد. اما هر کس دیگری میتونست هیتلر بشه؟

بگذریم. این هم نظریست.

215:

آستیاگبعد هم میتوان نازیسم را فقط حکومت نظامیان نامید که هیچ سنخیتی با ملیگرائی ندارد کجا

هیتلر یک کار فرهنگی انجام داده است یا کارخانه ای ساخته است که به نفع کشورش باشد
ببخشید مگه ملتی ورهبری که آماده جنگ میشن باید کار فرهنگی بکنن مثلا کلاس شعر بذارن یا بیان کار خانه بیسکویت سازی درست کنن که هم موقعیت شغلی ایجاد بشه هم به نفع ملت باشه؟ دوما ..همین که هیتلر عرضه مقابله با متفقین و داشت و تا دم پیروزی هم رفت کم کاریه که کرد ؟همین الان هم خیلیها از روسیه و انگلیس وفرانسه و امریکا میترسن و جرات مقابله مستقیم ندارن .اما هیتلر داشت خوب هم داشت..آدولف هیتلر .
تنها يك فضاي وسيع كافي بر روي زمين مي تواند آزادي حياتي ملتي را تضمين كند
آدولف هیتلر

سرنوشت از ما چیزی بیش از آنچه که از مردان بزرگ تاریخ آلمان خواسته است نمی خواهد . تا هنگامی که من زنده ام فقط به فتح مردم خود می اندیشم . من از هیچ چیز روگردان نخواهم بود و هر کس را که با من مخالف باشد
از میان برخواهم داشت....... من می خواهم دشمن را نابود کنم !!

216:


و هر کس را که با من مخالف باشداز میان برخواهم داشت
جمله ای از یک فکر معیوب

217:

هیتلر به نظرم اسمشم عجیبه مثل خودش.....البته دوستان اشاره میکنن که ایشون به علم و فرهنگ علاقه داشتن درسته تا وقتی که مخالفتی در این راستا نمیدید چون من خیلی جاها خوندم که خیلی ازکسانی که در اون دوره در کارهای علمی و فرهنگی بودن در زمان حکومت هیتلر مجبور شدن از المان برن چون نمیخواستن کاری بر خلاف میل و خواسته خودشون انجام بدن در حالی که این کار رو نمیکردن میدونین چه سرنوشتی در انتظارشون بودن هیتلر وقتی به مردمش حق انتخاب و ازادی عمل نداده حکومتش به چه دردی میخورد...
البته من خیلی دوست دارم بدونم که چطور جنگ جهانی اول بوجود اومد به چه خاطر و بر سر چه مسایلی اگه دوستان در این مورد اطلاعتی دارن دوست دارم یه کم توضیح بدن

218:

شمر را با كورش مقايسه كردم نه از همه ابعاد بلكه فقط از زاويه عهد بوق بودن.
معلوم مي شود شمر را نمي شناسي كه او را با آدمي مثل چنگيز مقايسه كردي ؛ چنگيز بزرگترين سردار همه تاريخه و شمر برنده سر نماد حق. روح بزرگ در نبر باطل و حق خود را نشان مي دهد جان من ؛ نه در صحنه مبارزه براي بقا جانوران

219:

در روز 28 ژوییه 1914 با اعلان جنگ امپراتوری اتریش – مجارستان به صربستان، جنگ جهانی اول آغاز شد ، آلمان با دارا بودن 280 فروند هواپیما قدرت اول اروپا به شمار می رفت، پس از آن فرانسه و انگلیس قرار داشتند. ماهیت جنگ اول جهانی که روسیه در آن شرکت داشت یک جنگ امپریالیستی جهانی بودجنگ جهانی اول (با نام‌های نخستین جنگ جهانی، جنگ بزرگ، جنگ ملت ها و جنگ برای پایان همه جنگ ها نیز شناخته می‌شود) یک نبرد جهانی بود که از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸ رخ داد. بدون هیچ زمینه کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. سلاحهای شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند، برای نخستین بار، به طور انبوه مناطق غیرنظامی از آسمان بمباران شدند و نیز برای نخستین بار در این سده کشتار غیرنظامیان در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ بخاطر شیوه جنگی سنگری نیز معروف است.

جنگ جهانی اول از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بشر است و به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ قرن بیستم داشته است. این جنگ پایانی بر نظام‌های سلطنت مطلقه در اروپا را به همراه آورد و باعث انقراض چهار امپراتوری اتریش-مجارستان, آلمان و عثمانی و روسیه تزاری و سلسله‌های هوهنزولرن, هابسبورگ, عثمانی و رمانوف شد. همه این امپراتوری‌ها از زمان جنگ‌های صلیبی بر سر قدرت بودند.
اکثر تاریخ نویسان معتقدند که عدم موفقیت مذاکرات پس از جنگ و "معاهده ورسای" و تحمیل غرامت‌های بسیار به آلمان و دیگر دول شکست خورده باعث رشد فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان و زمینهٔ آغاز جنگ جهانی دوم شد.
این جنگ همچنین کاتالیزوری برای انقلاب روسیه بود که بعدها جهان را تحت تأثیر قرار داد و از چین تا کوبا انقلاب‌های کمونیستی را دامن زد و از طرفی زمینهٔ تبدیل روسیه به یک ابرقدرت جهانی و آغاز جنگ سرد با آمریکا را دربر داشت.
در شرق نابودی امپراتوری عثمانی باعث پیدایش دولت دموکراتیک,سکولار و مدرن جدیدی به نام "ترکیه" شد. در اروپای مرکزی دول جدیدی همچون چکلسواکی و یوگسلاوی زاده شدند و دولت لهستان مجدداً شکل گرفت.
جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. دول محور که عبارت بودند از امپراتوری آلمان به رهبری «قیصر ویلیام دوم» (1941 ـ 1859م)، و امپراتوری اتریش - مجارستان بلغارستان و امپراتوری عثمانی نیز به نفع آنها می‌‌جنگیدند. آلمان تا آن زمان قوی‌ترین قدرت نظامی جنگ محسوب می‌‌شد.
تا مدت هاهیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین حدود 10 میلیون نفر کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال 1919 و در کنفرانسی در پاریس "معاهده ورسای" امضا شد و غرامت‌های بسیار سنگینی بر بازندگان جنگ تحمیل شد.

220:

آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ جهانی اول...
وحدت آلمان در فاصله سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ صورت گرفت و نتیجه جنگهایی بود که ویلهلم اول پادشاه پروس به تحریک بیسمارک با اتریش و فرانسه به راه انداخت. ویلهلم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخست‌وزیری برگزید. اولین جنگ بین پروس و دانمارک بود که علت آن اختلاف بر سر دوک‌نشینهای شلسویگ، هلشتاین، لونبورگ بین پادشاه دانمارک و اتحادیه ایالتهای آلمانی بود. بیسمارک از دولت اتریش دعوت نمود تا با پروس در حل اختلاف بین اتحادیه ایالتهای آلمانی و دانمارک همراهی کند و از آنجا که هر دو کشور از کریستیان پادشاه دانمارک خواستند از انضمام شلسویگ به خاک خود چشم بپوشد، و پادشاه دانمارک به این امر راضی نشد آن دو کشور با ۹۰ هزار سپاه به دانمارک حمله نمودند. سپاهیان کریستیان به علت کمی نیروها شکست خوردند و او درخواست صلح نمود و سرانجام به موجب عهدنامه‌ای که در وین منعقد شد دانمارک رسماً از دوک‌نشینهای سه گانه چشم پوشید. پروس دوک‌نشین لونبورگ را تصرف کرد و اتریش ۱۵ میلیون مارک غرامت از آن دوک‌نشین گرفت و حکومت دو دوک‌نشین دیگر نیز بین دو دولت تقسیم شد.
بیسمارک پس از جنگ دانمارک درصدد بود بین پروس و اتریش نیز جنگی ایجاد کند، ولی برای احتیاط ابتدا با ناپلئون سوم امپراتور فرانسه دوست شد و او را راضی نمود تا در جنگ بین پروس و اتریش بیطرف بماند و سپس با ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا بر ضد اتریش معاهده‌ای منعقد ساخت. پس از آن، اتریش را متهم ساخت که در حکومت هلشتاین از رعایت منافع مشترک دو دولت خودداری کرده‌است. همچنین موضوع تغییر وضع اتحادیه دولتهای آلمانی را پیش کشید و مجلس اتحادیه ایالتهای آلمانی به اتریش اعلان جنگ داد. جنگ سادو که آلمانیها آن را کونیگراتس می‌گویند نتیجه درگیری بین پروس و اتریش را مشخص نمود. بعد از آن دیگر اتریشیها مقاومت جدی نکردند و در فردای جنگ سادو، فرانسو ژوزف درصدد برآمد با ناپلئون سوم صلح نماید. به موجب معاهده پراگ، ایالات شلسویک هولشتاین، هانور الکنرال، هس و فرانکفورت ضمیمه پروس گردید و پروس، که تا این زمان دو قطعه جداگانه بود، به یک مملکت تبدیل شد. بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رودماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و این هیئت به اسم ممالک مجتمعه آلمان شمالی در ماه آوریل ۱۸۶۷ تشکیل گردید که شامل ۲۲ مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر و ورتامبرگ و گراندوشه باد) می‌شد.

221:

جنگ فرانسه با آلمان....
بیسمارک پس از غلبه بر اتریش درصدد به راه انداختن جنگ پروس با فرانسه بود. این جنگ دو علت داشت: اولاً اراده بیسمارک در تکمیل وحدت آلمان به وسیله منضم کردن ممالک جنوی به ممالک مجتمعه شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیله احساسی قوی‌تر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) باشد از بین ببرد؛ ثانیاً دولت فرانسه نتوانست در موقع مساعد اقدامات لازم را انجام دهد و تظاهراتی جنگجویانه داشت. دولت فرانسه از بیسمارک قسمتی از اراضی باویر در ساحل رود رن و همچنین شهر مایانس را تقاضا نمود (پنجم اوت ۱۸۶۶) و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در ۲۰ اوت الحاق فوری لوکزامبورگ و اجازه الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل: اولاً پروس را آزادی می‌داد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی آزادانه عمل کند، ثانیاً حاضر شد با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهادهای ناپلئون را فوراً با شاهان باویر و ورتمبرگ اطلاع داد و آنها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلهلم اول منعقد ساختند. بدین ترتیب، اهالی ایالتهای جنوبی آلمان هم نسبت به فرانسه بدبین شدند. لوکزامبورگ ملک شخصی پادشاه هلند بود و او راضی شد به ۹۰ میلیون فرانک آن را به فرانسه بفروشد؛ اما این خبر هیجانی در آلمان برانگیخت و بیسمارک پادشاه هلند را مجبور ساخت از فروش لوکزامبورگ خودداری نماید و سرانجام این موضوع در کنفرانس لندن مورد بررسی قرار گرفت. اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در ۱۸۶۸ نام پرنس لئوپلد پسر عم پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید. سرانجام درروز سه‌شنبه ۱۹ ژوئیه ۱۸۷۰ ناپلئون رسماً به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم اوت جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت. در پایان کار فرانسویان شکست خوردند. به موجب عهدنامه فرانکفورت فرانسه مجبور شد آلزاس و لورن را به آلمان واگذار کند، یک میلیارد دلار غرامت بدهد و اجازه دهد آلمان استحکامات مهم فرانسه را تا زمان پرداخت غرامت در تصرف داشته باشد. شکست فرانسه در ۱۸۷۱ موجب تشکیل امپراتوری آلمان گردید، باویر، ورتمبرگ و باد به اتحادیه آلمان شمالی پیوستند و پادشاه پروس ویلهلم اول به مقام امپراتوری رسید. امپراتوری ۲۵ دولت نامتساوی و همچنین سرزمین آلزاس و لورن را که از فرانسه جدا شده بود شامل می‌شد. مجلس امپراتوری (رایشتاگ) با آراء عمومی انتخاب می‌شد و احزاب برجسته آن عبارت بودند از محافظه‌کاران، کاتولیکها، آزادیخواهان و سوسیالیستها. بیسمارک سیاست جهاد برای تمدن را در پیش گرفت و اصلاحاتی انجام داد.

222:

اتفاق امپراتوران سه گانه...
دولت آلمان پس از آنکه بر امپراتوریهای اتریش و فرانسه پیروز شد قدرتمندترین دولت اروپا گردید و قوای نظامی آن بر سایر کشورها برتری یافت ولی از انتقام فرانسه بیم داشت و می‌ترسید دول بزرگ اروپا برضد او متحد شوند. به همین علت پس از مصالحه فرانکفورت، با اتریش طرح دوستی ریخت. در سال ۱۸۷۱ در طی ملاقات ویلهلم اول و فرانسوا ژوزف این پیمان محکم شد. سال بعد الکساندر دوم تزار روسیه، که شخصاً به امپراتور آلمان علاقه‌مند بود، با آن دو دولت همراه شد و این پیمان به اتفاق امپراتوران سه‌گانه معروف شد. (اکتبر ۱۸۷۳) جنگ روسیه و عثمانی.... جنگ بین روسیه و عثمانی که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روسها در سوم مارس ۱۸۷۸ معاهده سن استفانو را به ترکها تحمیل نمودند. برای رفع اختلاف در این مورد کنگره برلین در ژوئیه ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد. تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند، یک خائن نگاه می‌کرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراتور از بین رفت. همچنین در سال بعد رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخله آلمان شد و چون اتریش از نژاد ژرمن بود آلمان از اتریش طرفداری کرد. از این رو اتحاد سه‌گانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند.

223:

شکل‌گیری اتحاد مثلث....
سه سال بعد در سال ۱۸۸۲ پیمان دوجانبه به پیمان سه‌جانبه تبدیل گردید و ایتالیا به آن ملحق شد. براساس مواد محرمانه این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان مورد حمله فرانسه واقع می‌شد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ می‌شدند. ایتالیاییها، که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر بریتانیا در این حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نشود. چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در ۱۸۸۱ ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتبر ۱۸۸۱). این اتحاد در ابتدا پنج ساله بود ولی بعداً در سالهای ۱۸۸۷ و ۱۸۹۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۱۲ تجدید شد. در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آنها غالباً تابع دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود ولی بیشتر از اتریش حمایت می‌نمود. همچنین قراردادهای مخصوصی در مورد طرابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولتهای سه‌گانه امضا شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث می‌گردید. در بین این سه دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیره بالکان و قسمت شرقی مدیترانه با هم اختلاف داشتند و ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری می‌دانست مجبور به تحمل بود. در سال ۱۹۱۱، که ایتالیا با عثمانی بر سر طرابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و برای عثمانی اسلحه و مهمات می‌فرستاد. بنابر این در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای ژرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب نمی‌آمد. ایتالیا هم ظاهراً در اتحاد مثلث بود و از سال ۱۹۰۱در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت.

224:

مقدمات شکل‌گیری اتفاق مثلث
بعد از کنگره برلین، که روسها از آلمانیها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده نمود؛ ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد. در سال ۱۸۹۰، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانه ویلهلم دوم موجب نزدیکی فرانسه و روسیه گردید.
دولت فرانسه به تزار روس وعده کمک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایه خارجی نیاز داشت با این امر موافقت نمود و سرانجام در اوت ۱۸۹۱ اتحاد بین دو کشور برقرار گردید. البته بعد از شکست روسیه از ژاپن در ۱۹۰۵ اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛ ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و فرانسه ۱۳ میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود. در مه ۱۹۰۳ ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسین‌برانگیز مردم انگلیس نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه اوت همان سال رئیس‌جمهوری فرانسه به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم آوریل ۱۹۰۴ عهدنامه معروف بین فرانسه و انگلیس به امضا رسید. موارد مورد اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنه دریای ارض جدید، مسئله سیام، ماداگاسکار و مهم‌ترین مسئله آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی فعالیت انگلیس در مصر بود. فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارس ۱۹۰۵م ویلهلم دوم در طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان نمود، هدف آلمان از این اقدام برهم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود. برای حل این موضوع در ۱۹۰۶ یک کنفرانس بین‌المللی در الجزیره برگزار شد که در آن انگلیسیها از فرانسویها حمایت کردند و کوشش آلمان برای برهم زدن اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجه‌ای نرسید. در ۱۹۱۱ بحران دیگری بر سر مراکش به وجود آمد. یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانیها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آنها داده شود آنها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام آلمانیها توانستند به اراضی کوچکی در افریقا دست یابند.

225:

نزدیکی روس و انگلیس
دولت فرانسه با روسیه دوست بود، انگلیس هم متحد ژاپن به شمار می‌آمد و روس و ژاپن دشمن خطرناک یکدیگر بودند؛ اما منافع روس و انگلیس چنین اقتضا می‌نمود که روس و ژاپن به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روسها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی امپراتور روس و آلمان که روابط آنها دوستانه بود مانع این کار می‌شد. مشکل اول با شکست روسیه از ژاپن حل شد. اختلافات دیگر روس و انگلیس بر دو مسئله دیگر متمرکز بود: یکی بالکان برای تصرف بغازها و دیگری در ایران که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملاً در اختیار خودش باشد. مسئله دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ترانسوال بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم ترانسوال می‌خواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمینهایی در افریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه به شما تبریک می‌گویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروههای مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمائید» و این برخورد قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئله دیگر صادرات روزافزون آلمانیها بود زیرا در سال ۱۸۹۵ در انگلیس رساله‌ای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح می‌کرد.
مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس می‌نمود پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود. ویلهلم دوم از سال ۱۹۰۰ به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و علناً اظهار نمود که آلمان نمی‌تواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همه کشورها برتری داشته باشد. انجمنی به نام اتحاد دریایی آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینه لازم را برای ساختن کشتیهای جنگی تأمین نمود. همچنین پیشرفتهای تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست بازار تجارت و صنعت شده بود. به هر حال، این سوال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب نمود: چون منافع انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید می‌شد؛ از یک طرف خطر توسعه نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و خلیج فارس و اتصال راه‌آهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند می‌افزود و سیاست انگلیس این بود که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آنها را تحلیل ببرد؛ اما تأمل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود. منافع بریتانیا حکم می‌کرد که به روسها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روسها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضاهای روسیه چگونه برخورد نماید؛ تقاضاهای روس در بالکان، داردانل، ایران و افغانستان. مسئله ایران و افغانستان یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روسها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آنها را امیدوار سازد. سرانجام، در قراردادی که در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ در شهر سن پترزبورگ بسته شد روس و انگلیس اختلافات خود درباره ایران و افغانستان را حل کردند و چون اختلافات سیاسی انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود.

226:

بحرانهای بالکان قبل از جنگ از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ جنگهایی درگرفت که زمینه جنگ جهانی اول را آماده ساخت. در سپتامبر ۱۹۱۱ ایتالیا به عثمانی اعلان جنگ داد و طرابلس را اشغال نمود و در نیمه اکتبر ۱۹۱۲ جنگ به پایان رسید. در اکتبر ۱۹۱۲ تقریباً هم‌زمان با ایتالیا، بلغارستان، صربستان، یونان و مونته نگرو به ترکیه حمله نمودند و در اوائل دسامبر ۱۹۱۲ ترکیه تقاضای صلح نمود. در تابستان ۱۹۱۳ جنگ دیگری بر سر غنائم به دست آمده از عثمانی درگرفت. کنفرانس سفیران در دسامبر ۱۹۱۲ توسط گری در لندن تشکیل شد و در ۳۰ مه ۱۹۱۳ در لندن قراردادی امضا شد که ترکها را مجبور می‌ساخت مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه را به اروپاییان واگذار کنند... اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت
آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی نظیر؛ مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همه کشورها پیشی گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره بگیرد. از این رو، در مدت کوتاهی بزرگ‌ترین دولت صنعتی و تجاری اروپا گردید، مخترعان را تشویق نمود، صنایع شیمیایی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیه دولتها پیشی گرفت و برای طبقه کارگر اهمیت قائل شد. در حالی که در بقیه کشورها حقی برای کارگران قائل نبودند. واقعیت دیگر اینکه حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار مؤثر بود. ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاستمداران آلمانی از روشهای مختلف این غرور ملی را تقویت نمودند. حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگجوئی بدمد. گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامه‌ها و کتب و نمایشگاهها این برتری نژادی به نوعی القا می‌شد؛ حتی نیچه یکی از معروف‌ترین فیلسوفان آلمان هم چنین عقیده‌ای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفته‌است که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید می‌باید برید» و به همین دلیل کم کم طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آنها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ امکان‌پذیر نیست. ترویج این افکار در آلمان سایر دولتهای اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد ژرمنی با هم متحد شوند.
دولت آلمان تا اواخر قرن ۱۹ در افریقا مستعمره‌ای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی که برای کارخانه‌های داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد. سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی افریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی افریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود. آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا برتری یافته بود؛ ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال ۱۹۱۴ روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. از سال ۱۹۱۱ آلمان در افزایش نیروهای جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سالهای ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ با پیشرفت چهل ساله آن از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۱ برابر بود. در طی این مدت کوتاه شبکه‌های گسترده راه‌آهن و راههای شوسه، تأسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گسترده نظامی آلمان موجب وحشت قدرتهای اروپایی گردید. در سال ۱۹۱۴ آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفتهای عظیمی دست یافت. به لحاظ نظامی نیز دارای قدرتمندترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیه نظامیگری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار داشت. نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابر این به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ جهانی اول بود.

227:

برقراری روابط بین آلمان و عثمانی..
یکی از کشورهایی که آلمان علاقه‌مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراتوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراتوری عثمانی گردید. در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد. افسران برجسته هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلدمارشال پروسی فن در گلتس، دو ژنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریاسالار به نامهای سوچون، اودم و مرتن و چند افسر دیگر بودند.
البته یکی از طراحان برنامه گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی براشتاین بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد. در سال ۱۸۹۸ ویلهلم دوم و ملکه آلمان به استانبول سفر کردند و فصل جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد. امپراتور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراتوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل ملسمان معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلیحضرت سلطان عبدالحمید و ۳۰۰ میلیون مسلمان می‌توانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و هواخواه آنهاست». این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانکداران و بازرگانان آلمانی در سراسر امپراتوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به مؤسسات اقتصادی آلمان داده شد. آلمان در جست وجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت. آلمانیها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند بلکه فقط تقاضای اخذ امتیاز خط راه‌آهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راه‌آهن تا شعاع ۲۰ کیلومتر به آنها داده شود. در سال ۱۹۰۲ بانک آلمان، امتیاز ساختمان راه‌آهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میان‌رودان می‌گردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از عثمانی ادامه راه‌آهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد. در سال ۱۹۱۰ مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که ۲۰ سال حق ساختن راه‌آهن را از ایران سلب نموده بود تمام می‌شد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک مأموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین ـ تهران را به دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادله یادداشت هفتم آوریل ۱۹۱۰ بین ایران و آن دو دولت گردید، و ایران به ناچار تعهد نمود که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند؛ بنابر این، تلاش آلمان به نتیجه نرسید.
اما نفوذ نظامی آلمان در امپراتوری عثمانی افزایش یافت و در ۱۹۱۴ آموزش ارتش عثمانی به یک گروه چهل و دو نفره از افسران آلمانی به ریاست ژنرال لیمان فن ساندرز واگذار شد. سپس آلمان تصمیم گرفت در مورد ادامه راه‌آهن برلین ـ بغداد با روسیه مذاکراتی انجام دهد. در ۱۹۱۰تزار نیکلای دوم و ویلهلم امپراتور آلمان در پوتسدام ملاقات نمودند و در مورد منافع روس و آلمان در ایران مذاکراتی صورت گرفت. سرانجام، در ۱۹ اوت ۱۹۱۱ قراردادی بین روسیه و آلمان در سن پترزبورگ منعقد شد که به موجب آن دولت آلمان منطقه نفوذ روسیه را به رسمیت شناخت. و در عوض روسیه هم اجازه داد که اگر تا چهار سال دیگر راه‌آهنهای روس به خانقین متصل نشود دولت آلمان حق داشته باشد خط آهن اسلامبول ـ بغداد و خانقین ـ تهران را بسازد

228:

دلایل وقوع جنگ جهانی اول به طور کلی این مسائل بود که زمینه‌های جنگ جهانی اول را فراهم ساخت:رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ درباره آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانه شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان به دست پرنزیب تبعه اتریش و متکلم به زبان صربستانی در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد. دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بیطرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد.

229:

نخستین جبهه: از رمانتیسم به سنگرها وقتیکه در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیونها تن از مردم شادمان در خیابانهای شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند. مردم تصمیم حاکمان خود برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می‌آورند. با این وجود، صحنه‌های دهشت انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد. یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند. ایران در جنگ جهانی اول...........
جنگ جهانی اول همزمان با حکومت احمد شاه قاجار بود و دولت مشروطه ایران ضعیف ترین دوران خود را می‌گذراند.علیرغم اعلام بی طرفی دولت ایران نیروهای متخاصم از جنوب و شمال وارد ایران شدند. سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن سلسله قاجار منصرف شدند. در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان انگلیسی درگیر شدند که از مهمترین نبردهای جنگ جهانی اول در ایران می‌توان به مقاومت دلیران تنگستان در استان بوشهر و نبرد جهاد در خوزستان اشاره کرد. جمعی از رجال از قم به اصفهان و سپس اراک و بالاخره به کرمانشاه رفتند و عاقبت در آنجا قوای گارد ملی ترتیب دادند و حکومت موقتی دولت ملی به ریاست نظام السلطنه ( رضا قلی خان مافی ) تشکیل گردید. پس از سقوط بغداد اعضا دولت موقتی دولت ملی و جمع بسیاری از ایرانیان به استانبول رفتند.

230:

جنگ جهانی اول، چهار امپراتوری را نابود ساخت، امپراتوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراتوریهای شکست خورده اتریش ـ مجارستان و امپراتوری عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز بدست انقلابی‌های بلشویک افتاد.
در سال ۱۹۱۶ م ملی گرایان ایرلندی در دوبلین واقع در ایرلند، قیام عید پاک را ترتیب دادند. این شورش با شکست مواجه شد، اما موج مخالفتهای گسترده علیه حکومت بریتانیا در ایرلند را به راه انداخت. در سال ۱۹۱۹ مجلس ایرلند، حکومت این کشور را «جمهوری» اعلام کرد، و متعاقب آن ۳ سال جنگ بین ارتش جمهوریخواه ایرلند و بریتانیا در گرفت .در سال ۱۹۲۹ ایرلند جنوبی‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏، به عنوان دولت آزاد ایرلند به استقلال واقعی رسید. شش استان درشمال ایرلند جزء پادشاهی انگلستان باقی ماندند.
در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ م بسیاری از کشورهای اروپایی از دموکراسی دست کشیدند. حزب نازی هیتلر در آلمان به قدرت می‌رسد و فاشیست‌های موسولینی بر ایتالیا حکومت می‌کنند. در ابتدا بریتانیا و فرانسه کوشیدند با این دیکتاتورهای جنگ طلب سازش کنند. آنها عاقبت در سال ۱۹۳۹ در برابر تهاجم هیتلر ایستادند و اروپا به جنگ جهانی دوم کشیده شد. در سپتامبر ۱۹۳۹ م، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. دیکتاتور آلمان، آدولف هیتلر، می‌خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا، تبدیل شود. در ابتدا تاکتیک حملات برق آسا موفقیت آمیز می‌نمود. اما پس از سال ۱۹۴۳م، قوای متفقین، متشکل از نیروهای، شوروی انگلستان و امریکا بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه می‌۱۹۴۵م، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد. بیش از چهل میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند.

231:

گسترش جنگ در جنگ جهانی اول....۱۹۱۵۱۹۱۶۱۹۱۷۱۹۱۸

232:

این هم از دلایل شروع جنگ جهانی اول

233:

ممنون خیلی دلم میخواست بدونم یه کم فقط در مورد شروع کننده جنگ میدونستم اما با خواندن مطالب شما خیلی بیشتر ...

234:

واقعا در سخنراني و ايجاد شور و انگيزه بين مخاطبان استاد بود اين مطلب را در چند مقاله و همچنين در يك كتاب روانشناسي خوانده ام.منظورم مردم آلمان بود .البته هيتلر كارهاي ضد فرهنگ هم كرده مانند از بين بردن و توقيف يكسري كتابها.

235:

به نظر من ادم بزرگی است ولی یکم زیاده روی کرده بود بزرگترین اشتباه هیتلر وارد جنگ شدن با روسیه بود اول باید انگلیس و فرانسه رو شکست می داد که مطمآ می توانست و بعد وارد نبرد با شوروی میشد یکی از دلایل بزرگ بودن هیتلر این بود که از بمب اتم برای نابودی شوروی استفاده نکرد

236:

امثال هیتلر (ضعیفتر البته) همین الآن هم کم نیستند. فقط یک بدی کوچک نسبت به او دارند و اون اینکه متاسفانه هنوز مثل هیتلر به تاریخ نپیوستن.

237:

با سلام خدمت دوستان.پاسخ سوال شماره یک:مسلما هیتلر یکی از مردان بزرگ تاریخ است .مصداق همان بحث همیشگی که این تاریخ است که افراد بزرگ را به وجود می اورد یا مردان بزرگ هستند که تاریخ را بوجود می اورند.دومین سوال در مورد شکست المان.چیزی که نباید یادمون بره اینه که در درجه اول شکست نازیسم بر خلاف دیگر مکاتب یک شکست ایدئولژیکی نبود بلکه یک شکست نظامی بود.مسلما عامل شکست جنگ در چند جبهه بود که این مسئله خودش به زیر شاخه های کوچکتری تقسیم می شود از قبیل خیانت برخی ژنرالها_وارد شدن امریکا به جنگ_من خودم از اعضای حزب سومکا بودم(دوستانی که این حزب را می شناسند میدانند).اینو می خواستم بگم که از حق نگذریم دستورات انی پیشوا به ویژه در روسیه.یه دوستی گفته بود که المان با بمب اتم روسیه را نزد.در انزمان المان بمب اتمی نداشت و تنها چند هفته باقی مانده بود که صاحب بمب شود ولی کثافت یهودی صفت اشغال وطن فروش انیشتین خائن به امریکا رفت و انها را مطلع نمود که المان تا چند هفته دیگر صاحب بمب میشود که هواپیماهای امریکایی و انگلیسی مناطق هسته ای المان را بمباران می کنند.خیلی از طرحهای نظامی امریکا از طرحهای المان گرفته شده بود بعد از اینکه بسیاری از اسناد بدست امریکاییها افتاد.مثلا همین هواپیماهای مثلثی شکل مشکی که اسمشو نمی دونم.در ضمن های هیتلر اشتباه است.هایل هیتلر=زنده باد هیتلر

238:

اره حزب ناسکا چه خبر؟

239:

یه موضوعی یادم رفت اونم در مورد اینه که میگن هیتلر ادمکش بود.جواب من برای این دوستان دو چیز است یک:لبخند تحقیر امیز_ودوم اینکه فقط میگم برو مطالعه کن.همه ما دلاور مرد اذربایجان را می شناسیم بابک خرمدین.همه میدونیم که در زمان بابک تازیان در ایران چه کردند و چه می کردند.این بابک خرمدین برای ما ایرانیان یک اسطوره است.حالا موضوع رو از دید دیگری نگاه می کنیم.فرض می کنیم که جنبش بابک به پیروزی کامل میرسید یعنی بغداد را فتح می کرد و تازیان را از ایران بیرون می انداخت. تمام اعراب می انداخت به درون کوره های ادم سوزی .مسلما ما ایرانیان خوشحال میشدیم.چون میدیدیم تازی کثافتی که به خاک ما تجاوز کرده و به زور زنان ما را به کنیزی میبرد.مردان ما را میکشد و از مردم مالیاتهای سنگین میگیرد_حالا افتاده تو کوره.ولی همین اشغالهایی که در مورد پیشوا این حرفها رو میزنند در مورد بابک هم میگفتند که اره مردک ادمکش بوده_حقوق بشر را زیر پا گذاشته و از این جور مزخرفات.یه دوستی میگفت هیتلر گی بوده.دوست عزیز اگه نمیدونی بدون من نوه داود منشی زاده بنیانگذار حزب سومکا هستم و یه خاطراتی از نزدیکی هیتلر با تو هم شنیدم.مثل اینکه مفعول واقع شدی.

240:

سلام و خواهش میکنم قابلی نداشت اگه باز هم سوالی داشتید بپرسید در حد توان من و بقیه دوستان میتونیم پاسخ بدیم.

241:

اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله آلمان به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت. هیتلر در در سال ۱۹۴۱ به خاک اتحاد شوروی حمله برد. در آخر سال ۱۹۴۱ با ورود آمریکا به جنگ، ارتشیان هیتلر در برابر جبهه وسیعی از نیروهای متفقین قرار گرفتند. ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (مقاومت استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی) ضربات سنگینی متحمل شدند.
از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. این جنگ که مسئولیت مستقیم آن با هیتلر بود، به بهای جان نزدیک پنجاه میلیون انسان تمام شد.هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر باهاینریش هیملر، رئیس اِس اِس (متهم به جمع آوری یهودیان، کولی‌ها، اسلاوها و «دشمن بشریت»)
مسیر شکستحمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزی های چشمگیری را برای نازی ها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان پیشبینی زمستان گرمی را کرده بود ولی در عمل چنین نشد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت. استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای خاوری شوروی را به جبهه باختری کشاند. حمله به ایران نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روس ها رساند. فرماندهان و سپهبدان آلمانی تسلیم شدند و روس ها به سوی آلمان پیشروی کردند. در باختر نیز نیروی های آمریکایی و انگلیسی و تنی چند فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی(D-Day) در کرانه نرماندی پیاده شدند. هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.

242:

حقیقت های تازه آشکار شده در مورد حمله آلمان به شوروی
همگان فکر می کنند که هیتلر می خواست همه جا را بگیرد وهمه ی کشور ها هیچ دخالتی نداشته اند واز فرشتگان پاک تر بوده اند.اما اسنادی پس از فروپاشی شوروی در کاخ کرملین وبایگانی شوروی سابق پیدا شده وپیدا خواهشد که نمایان گر این موضوع می باشد که آلمان در مورد حمله به شوروی فقطپیش دستی کرده است.در پایین صفحه می توانید منابع فارسی وانگلیسی را در این مورد بخوانید.
همه بزرگترین اشتباه هیتلر را حمله به شوروی می دانند اما واقعا هیتلر می خواست به شوروی حمله کند یا مجبور شد؟’’ادوراد راژیسکی در کتابی به نام نخستین زندگی نامه استالین بر پایه اسناد جدید تکان دهنده پرونده های مخفی شوروی چاپ در سال 1374 شواهد تکان دهنده ای را عرضه می کند مبنی بر اینکه استالین می خواست به الملن حمله کند ولی هیتلر با پی بردن به این نقشه پیش دستی کرد.
دیدار تاریخی
راژیسکی اسنادی را ارئه می دهد که طبق ان اکتبر سال 1939 میلادی استالین وهیتلر باهم در یک ایستگاه لهستان دوتکه شده با هم دیدار کردند وحتی یکی از کارکنان خطوط راه آهن لهستان در سال 1972 فاش کرد که در 17 اکتبر سال 1939 این دور رهبر سوار برا قطار زرهی خود در ایستگاه راه آهن شهر لووف با یکدیگر دیدار کردند.همچنین در سال 1979 مدرکی از بایگانی محرمانه وزرات امور خارجه آمریکا فاش شد که در آن ادگار هوور رییس وقتFBA در 19 ژوییه طی نامه به آدلف برل معاون وزیر امور خارجه آمریکا خبر دیدار استالین وهیتلر در 17 اکتبر در ایستگاه شهر لووف در لهستان با یکدیگر داده است.راژینسکی کتابچه فهرست های ملاقات های استالین که بعد از فروپاشی شوروی در آرشیو ریاست جمهوری روسیه در دسترس مردم قرار داده شده است.متوجه شد استالین در روزهای 17 و 18 اکتبر در کرملین حضور نداشته در حالی که این دوروز کاری در وسط هفته بوده است.(تمامی این مطالب از راؤینسکی در مورد استالین که به فارسی نیز ترجمه شده است ).اگر این مطلب مبحث داشته باشد باید دیدار این دو رهبر جهان در آن کوپه قطار در آن شب تاریخی بیادماندنی ودیدنی باشد.ولی ادوارد راژینسکی معتقد است این پیمان عدم تجاوز تنها یک وقت اضافه برای استالین بود.ولادیمر رزون از افسران ضد اطلاعات کا.گ.ب .(سازمان جاسوسی شوروی )که بعد ها به غرب پناهنده شد می گوید او (رزون )در درس های دانشکده نظامی مربوط به استراژیک شنیده بود که اگر دشمن در تدراک حمله ناگهانی باشد باید ابتدا نیرو های خود در نزدیکی مرز متمرکز نماید.وبعد فرودگاه هایش را هرچه نزدیک تر به خط جبه مستقر سازد.رزون در سخنرانی های مربوط به تاریخ نظامی شنیده بود استالین به دلیل اعتماد کردن به هیتلر برای جنگ آمادگی نداشت.اگر او مرتکب چنین اشتباه بسیار جدی شده بود پس چرا بهترین واحد های خود را در نزدیکی مرز مستقر کرده وفرودگاه های نظامی را نزدیک لهستان اشغالی دایر نموده بود؟ هیتلر، مرد بزرگ

243:

شکست و مرگ
آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه سی ام آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت، اگرچه به گفته شاهدان عینی، در آخرین دوران زندگی پیرمردی خسته و تکیده و بیمار شده بود ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی در روزِدیD-Day) ضربات سنگینی متحمل شدند. از آغاز سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده و انگلستان از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. هیتلر در مخفیگاه خود، به همراه همسر تازه اش اوا براون دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را کسانی که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر که خواسته بود پیکرش چون موسولینی به دست دشمنان نیفتد سوزانده شد.

محبوبیت هیتلر

پس از پایان جنگ متفقین تمامی مسئولیت های جنگ را به عهده شخص هیتلر و تعدادی از اطرفیانش انداختند!آری این ساده ترین کار بود و یهودیان تا توانستند برایش حرف در آوردند افسرده،عقده ایی ،ترسو،نادان،ناقص الخلقه ،دروغ گوی بزرگ ،آدمی بد بخت و هزارن چیز دیگر ولی آیا اگر کسی داری چنین صفاتی باشد آیا می تواند در دل مردم جای داشته باشد؟!چگونه هیتلر در دل مردم جای گرفت و اگر هیتلر مردم را مجبور می کرد چگونه مردم آلمان بعد از مرگ پیشوای خود تا دم مرگ مقاومت می کردند و این مقاومت تا 15 روز ادامه یافته است؟شاید پاسخش این باشد مردم از ‘’’روح هیتلر’’’ می ترسیدند!!! با نگاهی به مدیریت و مهربانی هیتلر می توان فهمید چگونه مردم آلمان هیتلر را دوست داشته اند. پس پایان جنگ اول مردم آلمان سرشکسته و سرافکنده نجبور بودند تا آخرین قران هزینه گلوله کشور های پیروز را بدهند.آلمان اجازه نداشت نیروی هوایی ودریایی و نیروی زمینی داشته باشد.تورم زیاد(در روز 11 اكتبر 1923 یک دلار آمریکا برابر 4 میلیارد مارک شدوبی کاری(نزدیک 6 میلیون نفر بی کار) و از سوی دیگر پوچ شدن مردم آلمان از سوی دیگر و فشار پیروز شدگان جنگ اول روز به روز آلمان به نابودی می رفت.در چنین زمانی گروهی میهن پرست واقعی و سربازان وطن دوست جنگ اول با تشکیل حزبی ملی شروع به کار کردند(حزب ناسوینال سوسیالیست آلمان) که در کودتای مونیخ دستگیر شدند و رهبر این حزب آدولف هیتلر بود دستیگر شد و 9 ماه در زندان بود.که در این مدت کتاب معروف خود را ‘’’نبرد من’’’ را نوشت،و مخفیانه دوباره شروع به کار کرد.با ناتوانی جمهوری وایمار آدولف هیتلر شروع به تبلیغات حزب خود و جا افتادن در دل مردم کرد که او و هم حزبی هایش توانستند به مجلس آلمان راه یابند در دوره انتخابات بعدی نازیان آلمان قدرت بیشتری گرفتند حزب نازی شروع به ایجاد شغل و باز سازی کارخانه ها کردند و مردم روز به روز به قدرت اینان ایمان می آوردند و خود را باور می کردند.پس از مرگ هیندنبرگ مجلس آلمان هیتلر را به عنوان پیشوا انتخاب و علام کرد یعنی در سال 1312 خورشید ی.با پیشوایی هیتلر حزب نازی قدرت زیادی گرفت و می توانست خائنین را از میان بر دارد(البته می توانستند آنها را فقط از قدرت بر کنار کند و نیازی به اینقدر خشونت نبود)
اوا براون، همسر
آلویس هیتلر، پدر
کلارا هیتلر، مادر
پاولا هیتلر، خواهر
آلویس هیتلر (پسر)، برادر ناتنی
بریجت داولینگ، زن برادر
ویلیام پاتریک هیتلر، برادر زاده
آنگلا هیتلر راوبل، خواهر ناتنی
جلی روئبل، خواهر زاده
ماریا شیکل گروبر، مادر بزرگ
یوهان گئورگ هیدلر، پدربزرگ احتمالی
یوهان ون نپومبوک هیدلر، جد پدری، عموی بزرگ احتمالی و شاید جد درست پدری
هیتلر، مرد بزرگ

244:

سر جوخه هیتلر، علی رغم ماموریت های خطرناکی که انجام می داد ،
به طرز شگفت انگیزی خوش اقبال بود . هیچ وقت آنقدر جراحت جدی

برنداشت که نتواند به واحدش درجبهه بازگردد. واقعیتی که او را بسیار

خشنود می ساخت.اما در13 اکتبر 1918 – یک ماه پیش از تسلیم آلمان
به متفقین این خوش شانسی ورشادت های اودرجنگ جهانی اول به آخر
رسید . هنگامی که هیتلر وهمکاران پیام رسانش درصف منتظر دریافت

جیره غذایی خود بودند، سربازان بریتانیایی شروع به پرتاب گلوله های
انفجاری توپ در آن نزدیکی کردند . این گلوله ها حاوی گاز کلر، سمی

کشنده بودند . هیتلر و دیگران به سرعت ماسک های ضد گازشان را

گذاشتند ، اما پیش از آن در معرض گاز قرار گرفته بودند .

تا صبح روز بعد عده ای ازافراد مرده و عده ای دیگر نظیر هیتلر دچار
مشکلات تنفسی و بینایی شده بودند و هیتلر بعدها نوشت : چشمانم مثل

زغال بر افورخته شده بود . دور و برم را تاریک می دیدم .

او و دیگر قربانیان گاز را به بیمارستانی در ان نزدیکی انتقال دادند .

وضعیت دلخراشی داشتند . تمام مسافت را با حال تهوع و نابینایی پیاده

طی کرده بودند . چنان که یکی از این افراد بعدها نوشت : برای این که

گم نشویم هر کدام پشت کت نفر جلویی را گرفته بودیم و با این وضعیت

دریک ستون به لینسل رفتیم ودرآن جا کمک های اولیه دریافت کردیم .

طی چندهفته بینایی ادولف بازگشت وخیالش آسوده شد. به فکر بازگشت

به واحد خودش افتاد . اما این فکر به کلی به هم ریخت چون خبری

رسید که مضمون آن ،آن طورکه هیتلر به یاد می آورد، برای او به کلی

تکان دهنده بود .

امپراتوری آلمان دیگروجود نداشت وکمونیستها و شورشیان بر پایتخت

مسلط شده بودند . برای هیتلر زمان ناامیدی مطلق فرا رسیده بود . او به

یاد آورد که او وسربازان همقطارش چگونه جانشان را به خطر انداخته

بودند و میلیونها نفر از انها مرده بودند و تنها برای اینکه آلمان با خیانت

افراد خودش روبرو شود . او در همان حال نوشت :
((
در این روزنفرت درمن رشد کرد ، نفرت نسبت به کسانی که مسئول
این عمل بودند .)) طی روزهایی که دوره نقاهت را در بیمارستان

می گذراند،عهد کرد مقابله به مثل کند. به هرنحو باید اننتقام بی عدالتی
را که بر سر آلملن رفته بود می گرفت

245:

اِوا آنا پاولا براون (۶ فوریه، ۱۹۱۲- ۳۰ آوریل، ۱۹۴۵) در مونیخ، آلمان زاده شد. او دختر یک آموزگار مدرسه بود و در مدرسه شبانه روزی تحصیل کرده بود. او آدولف هیتلر را در ۱۹۲۹ وقتی که دستیار عکاس هیتلر بود، ملاقات کرد.
اِوا براون یار و همراه وفادار هیتلر بود و تا دم مرگ به هم وفادار ماندند. هیتلر خود را از ازدواج و تشکیل خانواده محروم کرده بود چون معتقد بود وظیفه و رسالت مهم‌تری از تشکیل خانواده به او محول است. ولی سرانجام هنگامی که شکست کامل در جنگ برای او محرز شده بود، با اِوا براون رسما پیمان زناشویی بست و درست روز بعد «آدولف و اِوا آنا هیتلر» با همدیگر به زندگی خود پایان دادند.

هیتلر، مرد بزرگ

246:

هیتلر، مرد بزرگ هیتلر، مرد بزرگ هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ














هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ














هیتلر، مرد بزرگ

247:

هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ

248:

هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ

249:

دیدار هیتلر و وینست چرچیل
هیتلر، مرد بزرگ

250:

بچه ها عکسها چطور بودن خوشتون اومد؟
اگه شد بازم میذارم..

251:

هیتلر و گورینگ درست است !

252:

شاید !!! اما من که فکر میکنم اشتباه از نویسنده بوده نه من من فقط پست کردم

253:

کجاش هیتلر مرد بزرگی بوده
یک دیوانه زنجیری که اون همه ادم بیگناهو به کشتن داد
اخرش هم با خفت خودشو کشت
یک دیکتاتور نادون جنگ طلب

254:

حالا شما دوستان هر دلايلي بيارين بازم نميتونه كشتار اون همه ادم بي گناه و معصوم رو توسط هيتلر و حكومتش توجيه كنه و برتر دانستن خودش و مذهب و باورش البته اين بدم نيست اما تا وقتي كه باعث ازار و اذيت كس ديگه اي نشه.

255:

به راي گيري جمله ي هر دو رو اضافه كن تا خيلي ها راي بدن رفيق.
يعني سه گزينه ايش كن.
يكيش خود من.

1 ـ به نظر شما هیتلر آدمی بزرگ بود یا یه دیکتاتور خونخوار؟
به نظر من هيتلر هم مرد بزرگ و انديشند و ايران دوست بوده و هم ديكته گر (ديكتاتور)
البته تاييد كردن ديكته گري هيتلر به اين معني نيست كه همه ي جناياتي رو كه غربي ها به آلمان نازي نصبت مي دن درست باشه! اونها رو ول كني به خدا هم خط مي دن.
خوب... مثلا وقتي يك نفر مثل مرسدس بنز بياد و اولين خودروي دنيا رو اختراع كنه، بعد انگليس ها بيان و لگن هاي خودشون رو به مردم آلمان قالب كنن! هيتلري به وجود مي ياد كه به جاي باغباني، جنگ براي بقا راه مي ندازه! كه به نظر من كار بسيار درستي كرده. خوب... جنگ افروزي بها داره

2 ـ دلایل شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم به نظر شما چی بود؟
اگر حكومت نازي به جاي قلدرانه رفتار كردن، بيشتر سياستمدارانه رفتار مي كرد الان موفق بود. به زير چكمه گرفتن و خورد كردن بدي كه همه چيز درست نميشه! بايد ذهنيت افراد رو به دست گرفت تا نيروي افراد رو! مگه يكي به اسم اسكندر كه پدرش هم داريوش بود ايران رو ويران نكرد؟ البته اگه دركنار هم پيماناني مثل تركيه و ژاپن با ايران هم هم پيمان مي شد، فكر كنم تاريخ بسيار دگرگون مي شد! ما انقلاب مشروطه رو داشتيم و انرژي سركوب و بيرون كردن بيگانگان تو وجودمون بيداد مي كرد!

256:

با خفت خودكشي كرد پسر جان؟ با شهامت و جسارت و مردانگي خودشو كشت تا نگن امپراطور 40 ساله ي اروپا و آفريقا اسير يك مشت سفيد انگل شده!!!! مي دوني تو محاكمه ي فرمانده هاي نازي، حتي يك نفر هم به هيتلر و سياست هاش توهين نكرد. فكرشُ و بكن تو اون شرايط اگه واسه ي ديگران پيش بياد فاميل هاشون هم فحش ميده! پس چرا؟
صدام حسين مردانه عمل كرد؟ فيلمش رو نديديد كه مثل بيماري هاي رواني باهاش رفتار مي كردن؟ خودشم داشت چكمه ي اونا رو مي ليسيد.

257:

بيشتر آدما بچه گيهاشون دو... بازي كردن، اين چه دليل چرتيه واسه سر كوفت زدن

258:


هي بچه جون مواظب حرف زدنت باش، اگه عرب بودنت رو قبول داري و باهاش حال مي كني دليل نمي شه كه ما ايراني بودنمون رو يادمون بره.
من به هيتلر و دار رو دستش كار ندارم. تو ايران هم مرده ها و زن هاي بزرگتري از هيتلر وجود دارن.

259:

عزيز من اگه اين پيامبر خدا اينجوري درباره ي يهودي ها قضاوت مي كرده كه بايد به پيامبريش شك كرد!!!!
يعني حتي يك نفر صاداقت اقتصادي نداشته؟ يعني حتي يك نفر هم غير اقتصادي نداشتن؟
اصلا مگه جنابعالي 1428 سال پيش بودي و مي دوني كه حضرت محمد چي گفته و چي نوشتن؟
آها... يادم نره.

260:

آخه عزيز من كمي فكر كنيم، هيتلر از يك طرف نژاد آريايي رو برترين مي دونه، از طرف ديگه از انگليسي ها هم خوشش مي ياد؟
شما خودت فرمودي نظريه ست، صد درد صد نظر انگليس هاست.
آلمان انگليسُ داغون كرد، چرا؟ چون مي خواستشون؟ يا دوست نداشت سر به تنشون بمونه؟
خودتون قضاوت كنين...

261:

مشتاق خوندنيم
حاضر شد بگو

262:

خوب... جالب شد. خوبه كه بگم ايران بدبخت هم به خاطر زياده خواهي هاي يكسري پست فطرت چنين بلاهايي تو تاريخ سرش اومد. از پيروزي اسكندر گرفته تا پيروزي اعراب و حتي خيانت حاكمان وقت در زمان حمله ي مغول ها.
تا جايي كه مي دونم ايرانيان تو بيشتر جنگ هاشون شكست نخوردن و بيشتر از خودي ضربه خوردن!!!!!

263:

با فکر اریایی بودنت خوشحال باش... فکر کن چشات ابی و موهات طلایی و اجدادت از ارو÷ای شمالی اومدن و نژاد برتری ....حالا انگار اریاییها چه غلطی کرداند که سایر نژادها نکرداند

264:

من در پست هاي پيشين جواب مبسوطي به ايشان داده بودم كه طرز فكرشان اشتباه است و ايشان نيز جوابي نداشتند.

265:

ثابت کنید هیتلر ایران دوست بوده است؟
و هیتلر از چه نظر بزرگ بوده است و برای چه افرادی مفید و بزرگ بوده است؟

البته تاييد كردن ديكته گري هيتلر به اين معني نيست كه همه ي جناياتي رو كه غربي ها به آلمان نازي نصبت مي دن درست باشه! اونها رو ول كني به خدا هم خط مي دن.
موافقم

اتریش و چک برای المان شد اما فکر خراب ان دست اوردها را نیز نابود کرد.

ايران هم مرد ها و زن هاي بزرگتري از هيتلر وجود دارن.
موافقم لزومی ندارد من افکار هیتلر را قبول کنم افکاری که منفی زیاد داره.

266:

اول بايد بگم كه اگه تندي تو رفتارم ديدي من ببخش، عصباني بودم. پسر جون كي گفته كه آريايي ها بور و چشم آبين؟ البته آب و هوا تاثير داره ولي نژادشون اصلا ربطي به اروپا نداره. خوب... بعد از يورش رومي ها و يونانيان و اعراب و مغول ها، به زور و ناخاسته ي زاد و ولدهاي گذشته شايد ذات اين ها هم تو وجود من نهفته باشه. اين دليل نمي شه كه من هويتم رو فراموش كنم و بگم من عربم يا فلانم. ما نبايد بگذاريم كه جوهره ي اين اقوام كه شايد تو وجود ما نهفته ست، بروز پيدا كنه! بايد اصالت و ميهن پرستي رو تو خودمون تقويت كنيم و نگذاريم كسايي كه هويت ندارن ما رو بي هويت كنن.

من يك چيزي رو بگم، تو آلمان يكسري احمق و نادان و بي خرد اومدن و گفتن كه آريايي ها از اروپا به سمت فلات ايران كوچ كردن! من مي يام عقلم رو به كار مي ندازم، همه اينكار رو كنيم. آريايي ها مغز خر خورده بودن كه اروپاي حاصل خيز و سر سبز رو ول كنن و به سمت فلات ايران كه كويري بودنش يكي از ويژگي هاشه كوچ كنن؟ نه اون احمق ها خيال كردن ما هم مثل خودشون از انديشه كردن و خرد ورزي سود نمي بريم. هر انسان بي سوادي مي دونه كه آريايي ها از سرزمين هاي يخ زده ي سيبري به سمت فلات ايران كوچ كردن! بعد ها عده اي كه پارت ناميده مي شدن به سمت اروپا كوچ كردن! همين الان خيلي ها تو روسيه هستن كه نژادشون با ايراني ها يكيه. بنابرين ما از نژاد آلمان ها نيستيم! آلمانها مي تونن به هم نژاديشون با ما خوش باشن. هزار سال همه مي شه حرف دروغ زد، ولي من نبايد فكر كنم؟ شما نمي خوايد فكر كنيد؟

در آخرم بدون اينكه از حرفت كه گفتي مگه آريايي ها چه غلطي كردن عصباني بشم بايد بپرسم كه انشتن كجايي بود؟ انگليسي بود؟ يهودي بودن مگه خط نژادي افراد رو مشخص مي كنه رفيق؟ اگر بخوايمم ايراني ها رو قاطي كنيم، بايد بگم كه جهان كننوني بدون اختراعات و اكتشافات و دستاوردهاي ايرانيان فلجه!!!


267:

من خسته شدم انقدر نوشتم
عزيز من من يك فيلمي رو ديدم كه خود آلماني ها ساخته بودن، توي شبكه ي مولتي ويژين فرانسه هم پخش شد. از زبان خدمتكاري بود كه تو پناهگاهي كه هيتلر آخر خودكشي كرد كار مي كرده. اگر رفتار هيتلر رو با خدمتكارها ميديدي، كف مي كرديد. آخه يك امپراطوري كه اروپا و آفريقا تو دستشه مي ره آشپزخونه و از خدمتكاراش تشكر مي كنه؟ مي ره دست اونا رو مي بوسه؟ خدايي هيتلر خيلي نامرد بود. تو فيلم نشون داده بود كه ماكت يك شهر رو كه از روي معماري ايران طرح كرده بودن، وهيتلر مي چرخيد و با حصرت نگاه مي كرد كه چرا نتونسته اون رو بسازه. يك شهر با كلي بادگير و گنبد!!! مثل علاالدين!!! بايد مي ديديد تا باورتون بشه.

وقتي زلزله ي بم اومده يك مجري تلوزيون خودمون گفت: هيتلر گفته عظمت مردم ايران به خاطر تاريخ سازي و دستاوردهاي بزرگشون نيست، به خاطر اينه كه خودشون انسان هايي بزرگين!!! هيتلر تاريخ ايران مي دونست! مردم رو مي شناخت! مگه چشمتون نمي بينه كه به خاطر شجاعت لرها سيبيل لري گذاشته بود؟ كشور ما زير آتش روس و انگليس بود، اونها مي گذارن كه حقايق رو بدونيم؟ خوب اين دليل خوبي براي پدركشتگي هيتلر با ايرانيان!

لزومی ندارد من افکار هیتلر را قبول کنم افکاری که منفی زیاد داره.
دوست از اين كه انقدر منطقي هستيد خوشحالم و من از ازش بسيار لذت مي برم.
ولي خوب نيست كه خصوصيات خوبش رو هم قبول كنيم؟ آلمان نازي براي آينده ي ما يك تجربه بود.

268:

فقط در رابطه با یهودیها بگم که یهودی بودن نژاد رو مشخص می کنه چون دین یهود ÷ذیرش نداره وفقط کسانی که جد اندر جد یهودی بوداند یهودی هستند ویهودی ها اریایی نیستند وبیشتر دست اوری ایرانیان بود بعد از حمله اعراب سوخته شد شاید ایرانی ها زمانی مرکز علم دنیا بوداند اما هر ام÷راطوری متمدنی که بعد یا قبل از اونها در دنیا ایجاد شد همین خواص رو مانند مصر!

269:

گرامی
متاسفانه من اینها را دلیل علاقه مندی هیتلر به ایران نمیدانم.
این که در یک فیلم ماکت ساخته و یا خیر و یا اینکه سیبیل لری گزاشته و ....
دلیل نمیدانم .

شما اگر سخنی از هیتلر دارید که گفته است نژاد ایرانی نژاد برتر و یا ایرانیان دوستان ما هستند بیان کنید من میپزریم.
مثلا بگویید در کتاب نبرد من در فلان صفحه نوشته ایرانیان مردان بزرگ.

البته مبادلات اقتصادی بوده میان المان و ایران ولی مبادلاته.


دوست از اين كه انقدر منطقي هستيد خوشحالم و من از ازش بسيار لذت مي برم.
ولي خوب نيست كه خصوصيات خوبش رو هم قبول كنيم؟ آلمان نازي براي آينده ي ما يك تجربه بود.
بله خصوصیات خوب هم داشته و خصوصیات خوب را نیز باید گفت میشه گقت قبل از سال 1339 تا هیتلر مفید بوده برایه مردمش اگر هم افکار غلط داشته مرتبط به حهان نبوده و جهانیش نکرده است.

270:

برای آلمانی ها هیچ فحش و تهمتی از این بد تر نیست که بگن با ایرانی ها هم نژادند

271:

دوستان من كه وكيل مدافعه هيتلر نيستم!!!!
شرايط كنوني كشور ما هم اجازه نمي ده كه تاريخ حقيقي آشكار بشه، اما يك روز همه چيز رو مي فهميم.
دوستي به اسم آذين (Azin) حرف قشنگي زد. گفت: دو نفر باشن كه ما مي تونيم ايدولوژي شون رو انتخاب و قبول كنيم. يكي شون از شما خوششم مياد! و اون يكي دوست داره سر به تنتون نباشه! كدوم رو انتخاب مي كنيد؟ اگه شماييد كه فكر كنم اوني كه بدش مي ياد!

272:

عزيز جان به نظر من دين يك گرايشه براي زندگي، ولي نژاد تو ذات انسان هاست.
شما مي تونيد يهودي هاي عرب رو با آلماني مقايسه كنيد و ببينين كه هم نژادن يا نه!؟
براي من امپراطور و كشور گشايان (براي خودمون رو مي گم) بي سود هم هيچ ارزشي ندارن.
اونهايي تو ذهن ما جا دارن كه باعث پيشرفت ملتشون بشن نه پسرفت.

273:

براي ما ايراني ها هم اين افكار هيچ ارزشي نداره و ارزني نمي ارزه!
فقط ايران و ملت بزرگش.

274:

واسه همینه که الان انقدر بد بخت و بیچاره ایم و ما رو با عربا یکی میدونند.

275:

فارسی حالیت نمیشه خانوم بوسه ی ایرانی؟؟
1)دین یهود ÷ذیرش خارجی ندارند...اگر در هر جای دنیا یهودی هستی یعنی از مصر فرار کردی به اون نقطه رسیدی و از نژاد سامی هستنی
2) تمام ام÷راطوری ها در دنیا باعث ÷یشرفتهای شده وایران هم مثل بقیه!حالا اریایی چه گلی به سر دنیا زده که شده نژاد برتر؟

276:

در آلمان چهار میلیون نفر بیکار بودند و از آن جایی که این کشور مستعمره نداشت، نمی‌توانست محصولاتش را به فروش برساند. هیتلر سال ۱۹۲۵ در کتابی به نام نبرد من (Mein Kampf) اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژادژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازارهای جدید برای محصولات آلمانی مسئله‌ی نابودی «یهودیتبلشویسم» را مطرح نمود. این تنها کارفرمایان آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ یا بُش نیستند که از نظرات هیتلر پشتیبانی کردند، و صندوق‌های نازیسم را پر از پول و امکانات نمودند. کارفرمای فولادسازی تیسن ۱۰۰ هزار مارک طلا به نازی‌ها داد و هیتلر سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید. ورث در کتابی که سال ۱۹۶۴ به نام (روسیه در جنگ، از استالینگراد تا برلین)، منتشر نمود، چنین نوشت:«مبارزه با بلشویسم جهانی هدف اصلی سیاست آلمان بود.» هیتلر سال ۱۹۳۹ به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت:«هر چه من در نظر دارم برضد روسیه‌است. اگر غرب آن قدر احمق است تا این موضوع را بفهمد، من مجبورم با روس‌ها سازش کنم تا غرب را به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجدید قوا کرده و اتحاد شوروی را نابود نمایم.» عملاً غرب در سال ۱۹۴۰ از پای درآمد و هیتلر یک سال بعد علیه شوروی وارد عمل شد.
آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب می‌باشد. در پی این با اعلام جنگ کشورهای انگلیس، فرانسه و بلژیک به آلمان جنگ جهانی دوم آغاز گشت.
روز ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ عملیاتی با نام رمز بارباروسا آغاز گشت. پنج میلیون سرباز ارتش هیتلری (Wehrmacht) به شوروی حمله‌ای برق‌آسا کردند. روز ۳ مارس همان سال هیتلر دستوری با این مضمون صادر کرده بود:«تمام شوراها باید نابود شوند، هر سرباز آلمانی که در این راه قوانین بین‌المللی جنگ را زیرپا بگذارد عفو و بخشوده می‌شود.»
ارتش فرانسه در سال ۱۹۴۰ فقط ۲۸ روز در برابر ارتش هیتلری دوام ‌آورد و نابود گردید. پس از این شکست بود که روزنامه‌ی آمریکایی نیویورک پست در شماره ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ نوشت:«باید معجزه‌ای به بزرگی نازل شدن انجیل روی دهد تا ارتش سرخ بتواند در مدت کوتاهی از یک شکست کامل رهایی یابد.» کمی بیش از یک ماه بعد، در ژوئیه، ارتش آلمان در مقابله با ارتش سرخ ۲۰۰ هزار کشته داد و این تعداد ۴ برابر کل کشته‌شدگان این ارتش در حملاتش در غرب بین سال‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ بود. در سال ۱۹۴۲ نبرد استالینگراد ۳۳۰ هزار سرباز آلمانی را کنار زد، در سال ۱۹۴۳ ارتش هیتلری ۵۰۰ هزارنفر را در نبرد کورسک معروف به نبرد تانک‌ها از دست داد. نخبگان اس اس در این زمان به کلی نابود ‌شدند. ارتش سرخ موفق ‌گردید که ۶۰۷ لشکر از ۷۸۳ لشکر هیتلری را در تمام جبهه‌های جنگ نابود نماید.
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
سربازان آلمانی در نبرد استالینگراد


در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ نیروهای متفقین مرکب از ارتش‌های کشورهای انگلستان، کانادا و ایالات متحده آمریکا به اتفاق واحدهایی از ارتش فرانسه آزاد عملیات پیاده شدن در ساحل نرماندی(ساحل کانال مانش) را آغاز کردند. هدف این اردوکشی، آزاد کردن فرانسه و سپس اروپای غربی از چنگال هیتلر و سبک کردن بار جنگ از دوش ارتش روسیه شوروی بود تا روس‌ها بتوانند به سرعت آلمانی‌ها را از خاک خود برانند. در نتیجه از دو بخش شرقی و غربی اروپا هیتلر در محاصره قرار گرفت و برلین در ۸ مه ۱۹۴۵ پس از خودکشی هیتلر سقوط کرد.در پی مرگ هیتلر دریادار فون دونیتس که از سوی هیتلر پیشوای دولت نازی شده بود تسلیم بی قید و شرط را در برابر متفقین پذیرفت.
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
جنگ جهانی دوم دراروپا: آبی: مناطق محور - سرخ: مناطق متفقین - سبز: شوروی قبل از ورود به جنگ

277:

در افریقا
«ژنرال اروین رومل» که در فوریه ۱۹۴۱ که با ادوات زرهی ناکافی به شمال افریقا فرستاده شده بود، در ابتدای پیاده شدن در افریقا به پیروزی‌های حیرت انگیزی در مقابل بریتانیایی‌ها دست یافته بود. در اواخر سال ۱۹۴۱ و اوایل سال ۱۹۴۲ که سوخت کافی به نیروهای وی رسیده بود، رومل با یک حمله برق آسا در ظرف یک هفته، سیصد مایل پیشروی کرد و از مرز مصر گذشت، ولی در ایستگاهی کوچک به نام «العلمین» متوقف شد. این به آن دلیل بود که متفقین که کلیدهای رمز آلمان و ایتالیا را کشف کرده بودند. به هر کاروان تدارکاتی به سرعت حمله می‌شد. توقف آلمانی‌ها در «العلمین» فرصتی به بریتانیا داد تا نیروهای خود را تجدید کند، «ژنرال برنارد لاو مونتگومری» به فرماندهی سپاه هشتم بریتانیا منصوب شد. نیروهای بریتانیا آماده ضد حمله به آلمانی‌ها شدند. نخستین جنگ رومل و مونتگومری به «جنگ علم حلفا» مشهور شد. نیروهای رومل نمی‌توانستند از سد آتش توپخانه انگلیسی‌ها بگذرند. در ضمن بیشتر سوخت ارسالی به افریقا به قعر دریا رفته بود. رومل تقاضای کمک سریع کرد، ولی این کمک هرگز به وی نرسید. مونتگومری در ۲۳ اکتبر، ضد حمله خود را با آتش شدید توپخانه آغاز کرد. این «نبرد دوم العلمین» بود که کار آفریکا کورپس رومل را یکسره کرد. غرق شدن چهار کشتی حامل بنزین در بندر «طبرق» سبب شد تا نیروی زرهی رومل از کار بیفتد. فاجعه دیگر زمانی رخ داد که نیروهای آمریکایی در مراکش و الجزایر در مسیر عقب نشینی رومل پیاده شدند. نیروهای آلمان و ایتالیا در شمال افریقا که ۹۱ هزار نفر بودند تا ماه مه همان سال تسلیم شدند. در نوشته‌های رومل که پس از مرگش چاپ شده‌است، این جمله به چشم می‌خورد:
«از دلاورترین مردان، بدون اسلحه کاری ساخته نیست، اسلحه بدون مهارت به هیچ دردی نمی‌خورد و در جنگ متحرک از اسلحه و مهمات کاری بر نمی‌آید، مگر وسیله نقلیه و سوخت کافی برای جابه جایی آنها وجود داشته باشد». هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر در پاریس اشغال شده و در مقابل برج ایفل
انگیزه ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم

هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
بمب‌افکن آمریکایی B-17


ایالات متحده آمریکا در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر می‌برد، اما دولت آمریکا و صاحبان صنایع چرخ صنایع خود را در جاده تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که درطول جنگ دوم جهانی در اروپا، مصرف سلاح‌های آمریکایی مانند هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک درجنگ باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد. دولت روزولت رئیس جمهور آمریکا که در ابتدای جنگ اعلان بی طرفی کرده بود در ۱۱ مارس ۱۹۴۱ قانونی از کنگره آمریکا به نام قانون وام و اجاره (The Lend Lease Act) به تصویب رسانید. به دنبال حمله ناگهانی ارتش آلمان به روسیه در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ و پیشرفت سریع ارتش هیتلر به سمت مسکو، لنینگراد و استالینگراد و اعلان جنگ میهنی در روسیه بر ضد تجاوز آلمان نازی، چرچیل نخست وزیر وقت بریتانیا با روزولت در عرشه کشتی «شاهزاده‌ی ولز» (Prince of Wales) ملاقات کرد و ضمن محکوم کردن تجاوز به شوروی، روس‌ها را به کمک آمریکا امیدوار ساخت. چرچیل از ایجاد مزاحمت زیردریایی‌های آلمانی برای کشتی‌های تجاری آمریکا برای تشویق آمریکا به پیوستن به متفقین استفاده زیادی کرد. از آن پس عملاً دولت آمریکا نیز به متفقین پیوست و در ۲۵ اوت ۱۹۴۱ برای انتقال کمک‌های بریتانیا و آمریکا به شوروی، خاک ایران از شمال توسط نیروهای شوروی و از جنوب توسط نیروهای بریتانیایی اشغال شد، و سیل کمک‌های تسلیحاتی از مسیر بندرعباس - تهران - بندر انزلی به سوی اتحاد شوروی سرازیر شد. ارتش رضاشاه پهلوی که نتوانسته بود در مقابل یورش خارجی مقاومت کند منحل شد و خود شاه توسط بریتانیایی‌ها بازداشت و به آفریقای جنوبی و سپس جزیره‌ی موریس تبعید شد. واقعه حمله ژاپن که متحد آلمان بود، به بندر «پرل هاربور» در هاوایی و خسارت دیدن سنگین نیروی دریایی آمریکا مستقر در این جزیره، باعث شد که آمریکا در دسامبر ۱۹۴۱ به ژاپن اعلان جنگ دهد و کشور ایالات متحده در این مرحله رسماً و عملاً با آلمان و ژاپن و ایتالیا وارد جنگ و جنگ از محدوده‌ی اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد.

278:

از ۱۳ تا ۱۵ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی می‌نمود، برای کمک به پیشرفت سریع‌تر نیروهای شوروی که از شرق به سوی آلمان درحال پیشروی بودند، بمب‌افکن‌های سنگین نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا و نیروی هوایی ایالات متحده بیش از ۳۹۰۰ تُن بمب متعارف و آتشزا بر روی شهر درسدن فرو ریختند. شدت آتش‌سوزی به حدی بود که آسفالت خیابانها نیز ذوب شد. آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان در دسترس نیست، اما قطعا ده‌ها هزار نفر در طی ۳ روز بمباران جان خود را از دست دادند. فاجعه درسدن یکی از بدترین فاجعه جنگ دوم جهانی در اروپا دانست.
تلفات آلمان در جنگ جهانی دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳‌/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱‌/۷ میلیون آن (تخمینی) مردم بیگناهی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱‌/۳ میلیون تن بمب بر سر ۱۳۱ شهر آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود.
هیتلر، مرد بزرگ تهاجم به فرانسه

سربازان آلمانی در ماه مه
1940 م به فرانسه حمله کردند.

هیتلر، مرد بزرگ
اشتباهات جنگی هیتلر

بزرگ‌ترین اشتباهات هیتلر که منجر به تغییر سرنوشت جنگ شد:
  • فرسایش نیروهای آلمان بطور همزمان در چند جبهه
  • هیتلر، مرد بزرگ
    استالینگراد پس از نبرد
  • استالینگراد (ولگاگراد)، کشتارگاه عظیمی در جنگ جهانی دوم بود از شمار بزرگترین و سرنوشت‌سازترین جنگ‌های طول تاریخ بشری به شمار می‌رود. شهر استالینگراد در سوم فوریه ۱۹۴۳ به وسیله ژنرال روکوسوفسکی آزاد گردید و مارشال «فن پاولوس» (Von Paulus) به اتفاق ۲۵۰۰ افسر عالی رتبه که ۲۴ نفر آنها ژنرال بودند، تسلیم ارتش شوروی شدند.
    جنگ‌های پارتیزانی علیه قوای آلمانی در زمستان ۱۹۴۱ آغاز شد تا آنکه کمک‌های تسلیحاتی از راه ایران به روسیه رسید. شهر لنینگراد (سن پترزبورگ) تا دسامبر ۱۹۴۳ در محاصره ارتش آلمان بود. ارتش روس این شهر خانه به خانه با آلمانی‌ها جنگید. این شهر به جهنم سوزانی از دود و آتش تبدیل شد و در هر لحظه صدها گلوله توپ و خمپاره و بمب در گوشه و کنار آن منفجر می‌شد.
    ارتش شوروی در این «نبرد سخت» پیروز شد، «خشونت این درگیری از تمامی منازعات جنگ جهانی اول بیشتر بود». پیروزی در این نبرد، راه رسیدن به قدرت جهانی را برای شوروی هموار ساخت.
    موقعیت برتر شوروی، به مثابه طرف تعیین کننده در مذاکرات، در کنفرانس یالتا در فوریه ۱۹۴۵، ناشی از موقعیت اتحاد شوروی در تناسب قوای نظامی جنگ جهانی بود.
    سپهسالار فون پاولوس با یک میلیون سرباز، ۵ هزار تانک و ۳ هزار هواپیما با هدف محو استالینگراد از صحنه گیتی نبرد را در اوت ۱۹۴۲ آغاز کرد. حال آن که روس‌ها با ۲ میلیون سرباز تحت فرماندهی ۲ ژنرال بزرگ روس (ژوکوف و چویکف) قصد زدن ضربه نهایی را به قوای آلمان داشتند. در روزهای وخیم جنگ برای آلمان‌ها فیلدمارشال فون پاولوس از هیتلر درخواست کرد تا با عقب نشینی ارتش ششم موافقت کند اما هیتلر می‌گوید: «نه عقب نشینی کن و نه تسلیم شو.»
    نبرد استالینگراد به دلیل پافشاری طرفین برای پیروزی مبدل به پیکار خونینی شد که در آن آلمان‌ها اجازه عقب نشینی نداشتند.
    درنهایت ارتش ششم محاصره شده، پس از ۳ ماه تسلیم شد و آلمان ۳۰ درصد نیروهای خود را ازدست داد. درژانویه ۱۹۴۳ از ۲۷۰ هزار نیروی یک سپاه آلمان چیزی جز ۹۰هزار اسکلت گرسنه نمانده که آنها نیز تسلیم چویکوف روس شدند. در نتیجه شکست در این نبرد گارد آلمان در شرق کاملاً باز شد. با شکست استالینگراد ارتش آلمان در سراشیبی اضمحلال قرار گرفت.

279:

خوب شما قبول داري، داشته باش
عقل من مي كه امكان نداره، من جاي خودم فكر مي كنم عزيزم
شما هم اگه پست هاي قبلي منُ بخوني به جوابت مي رسي، دوباره م جواب نمي دم ;-)
من ديگه بحثي ندارم... خدا رو شكر همه ي شما آگاه و باسواديد.

280:

خب حیف نیست از اگاهی و سواد ما هم استفاده کنید با سوادتر بشید؟

281:

با تمام احترامی که به دوستان قایلم باید بگم حضرت محمد(ص) کجا گفته یهودیها باعث فساد هستن از هر لحاظ که فکر میکنید.هیچکدام از پیامبران به هیچ قومی تاخت نکرده واز آنها بدگویی نکرده اندوفقط آنها را به راه راست هدایت کرده اند وآیا شما قبول میکنید که پیامبر ما به رهروان موسی (ع) به چشم بد نگاه بکنه؟
من چنین حرفی را قبول ندارم وهر کسی که جنگ جهانی دوم رو شروع کرده دلیل محکمی داشته. هیتلر همونطور که من در صحفه 18 پست کردم به دلیل مشکلات اقتصادی و مبارزه با یهودها و بلوشویکها (روسها) وفرار از چنگال استعمار جنگ رو راه انداخت.

282:

پیامبر گفتن هیچ قومی مانند یهود به ما ظلم و ستم نکرد.

283:


284:

ممکنه منبع رو بدی تا من هم بخونم؟

285:

البته من شنیدم فرمودند، هیچ قومی مانند بنی اسرائیل به خود ستم نکردند.

286:

فکر کنم این قانع کننده تره .من به پسر باد بی احترامی نکردم وفقط خواستم بیشتر بدونم وقانع بشم اگه اشتباه میکردم.

287:

هیتلر، مرد بزرگ
62 سال پيش در روز 30 آوريل سال 1945 ميلادي پس از ورود ارتش سرخ شوروي به شهر برلين پايتخت آلمان نازي ، آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي به همراه همسرش اوا براون در بونكر زيرزميني اش در شهر برلين خودكشي مي كند.
در روز 30 آوريل ، نيروهاي شوروي فقط چند صدمتر با بونكر زيرزميني هيتلر فاصله داشتند.
هیتلر، مرد بزرگ
مقامات ورماخت ، ارتش آلمان ، به آدولف هيتلر 56 ساله اطلاع دادند كه هيچ راهي براي فرار وجود ندارد.
هیتلر، مرد بزرگ
هيتلر كه همواره گفته بود هرگز شخصا تسليم نمي شود تصميم گرفت خودكشي كند.
او دستور داد پس از مرگ جسدش را بسوزانند تا به سرنوشت جسد موسوليني كه پس از تيرباران توسط گروه هاي مقاومت كمونيست ايتاليايي در خيابان ها كشيده شد و سپس وارونه آويزان گشت ، دچار نشود.
هیتلر، مرد بزرگ
براساس روايات تاريخي در روز 30 آوريل حوالي ساعت 15 و 30 دقيقه هيتلر ابتدا به اوا براون همسرش كه شب قبل با او ازدواج كرده بود زهر خوراند و سپس با شليك گلوله اي به سرش خودكشي كرد.
هیتلر، مرد بزرگ
جسد هيتلر و اوا براون همان گونه كه دستور داده بود در حياط كوچك بونكر با بنزين به آتش كشيده شده و بقاياي اجساد شبانه دفن شدند.
نيروهاي شوروي پس از تصرف بونكر بقاياي جسد هيتلر را بيرون آورده و به مسكو منتقل كردند.
هیتلر، مرد بزرگ
يك هفته پس از خودكشي هيتلر در روز 8 مه سال 1945 آلمان نازي بدون قيد و شرط تسليم نيروهاي متفقين شد.
هیتلر، مرد بزرگ
به اين ترتيب ، در روز 30 آوريل سال 1945 ميلادي آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي كه مسبب آغاز جنگ جهاني دوم ، مرگبارترين جنگ تاريخ بشر بود در بونكر زيرزميني اش در شهر برلين به همراه همسرش اوا براون خودكشي كرد.
خودكشي آدولف هيتلر پايان رايش سوم بود كه هيتلر دوره بقاي آن را هزار سال پيش بيني كرده بود.

288:

هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ

289:

هیتلر، مرد بزرگهیتلر، مرد بزرگهیتلر، مرد بزرگ

290:

[IMG]http://rds.yahoo.com/_ylt=A9G_bDuFdH5HWUkA0BujzbkF/SIG=12jrk9se6/EXP=1199556101/**http%3A//www.uncp.edu/home/rwb/mobilization_munich_hitler_914.jpg[/IMG]
هیتلر، مرد بزرگ
View Doc Kazi's map


Taken in (See more photos here)



جمجمه هیتلر بعد از سوزانده شدن که به دست روسها افتاد

291:

[IMG]http://rds.yahoo.com/_ylt=A9G_bF66dH5HjT8AtVSjzbkF/SIG=1204p36vv/EXP=1199556154/**http%3A//jd.typepad.com/blog/images/hitler.jpg[/IMG]

<FONT face=Tahoma size=2>صد و چهارده<SPAN lang=AR-SA> سال پيش، دريك غروب بهارى در منطقه سرسبز باواريا ( مرز ميان آلمان و اتريش) ، آلويس و كلارا صاحب فرزندى شدند كه نامش را آدولف گذاشتند.

292:

چند تا عکس توپ پیدا کرده بودم اما انگار پست نشد حتی جمجمه هیتلر

293:

خوب راست میگه چرا متهمش میکنید.هیتلر به اون بزرگی چیکار به ایران و ارتش بیغیرت متحدش داشت کاش میومدو ایران رو مثل یوگسلاوی با خاک یکسان میکرد.اونوقت مشخص میشد آریاییهای بیغیرت ایرانی موقع حمله از پادگانها فرار که کردن الان دعوای آریایی یا عرب نبود.حداقلش بازم آذربایجانیها بودن که جلوی روسها ایستادن .اونا اینقدر من من نمیکنن حالا شما سنگ آریایی به سینه بزنید.ببخشید جسارت نباشه خدمتتون اما اگه اطلاعاتی در مورد بحث جنگ دارید پست کنید نه کل کل.

294:

قطعا از مهمترین دلایل شکست هیتلر همین خیانت ایران با اون ارتش زپرتی و پکیده اش به ملت بزرگ و ازجان گذشته آلمان است.و من کاملا با dodoo موافقم.

295:

همین الان کی جرات داره جلوی چپاول داراییهای ملتو بگیره و بره بجنگه؟اما هیتلروملتش این عرضه رو داشتن که با چهار کشور قلدر دنیا جنگیدن حیف نیست ما بگیم ما از نژاد آریایی آلمانی هستیم .اینم بگم نژادی برتر از آلمانیها تو دنیا نیست ما از نژادهای چند روی دنیا هستیم (بلا نسبت جمع)که هر چی بیارن سر این ملت صدای کسی در نمیاد.اگه اکسیژن روهم سهمیه بندی کنن خداییش کسی صداش در نمیاد.

296:

اروپا در جنگ جهانی دوم

در سپتامبر 1939 م، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. دیکتاتور آلمان، آدولف هیتلر، می خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا، تبدیل شود. در ابتدا تاکتیک حملات برق آسا موفقیت آمیز می نمود. اما پس از سال 1943م، قوانین متفقین، متشکل از نیروهای آمریکا، شوروی و انگلستان، بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه می 1945میلادی ، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد . بیش از بیست میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند.

.
هیتلر، مرد بزرگ

اول سپتامبر 1939 م

نیروهای آلمانی به لهستان حمله می کنند. سپس، بعد از شکست دادن لهستان، آلمان و شوروی این کشور را میان خود تقسیم می کنند.

9 آوریل تا 1 ماه مه 1940

آلمان به کشورهای دانمارک و نروژ حمله می کند و آنها را به تصرف خود در می آورد.

10 ماه مه 1940

تهاجم آلمان به هلند وبلژیک آغاز می شود. تانکهای آلمانی از ناحیه «آردن» به طرف شمال فرانسه پیشروی و به خطوطو استحکامات دفاعی «ماژینو» حمله می کنند.

26 ماه مه 1940

سربازان انگلیسی که با پیشروی آلمانیها به خطر می افتند به سمت «بندر دان گرک» در شمال فرانسه عقب نشی می کنند. یک ناوگان کوچک از نیروی دریایی سلطنتی انگلستان همراه با قایقهای کوچک، 224000 انگلیسی و 95000 نفر از نیروهای متفقین را برای در امان ماندن به انگلستان حمل می کنند.

14 ژوئن 1940

آلمانها وارد پاریس می شوند. فرانسه قرار داد آتش بس را در 22 ژوئن امضاء می کند.

10 ژانویه تا 15 سپتامبر 1940

آغاز نبردبریتانیا : «لوفت وافه»، نیروی هوایی آلمان، تصمیم به نابودی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا با نام اختصاری RAF، می گیرد. نیروی هوایی سلطنتی انگلستان در این نبرد، پیروز می شود و هیتلر از حمله هواپیماهایش به انگلستان صرفنظر می کند.

سپتامبر 1940 ـ ماه مه 1941

بمب افکنهای آلمانی حملات سنگین و همه جانبه ای را موسوم به «بلیتس» Blitz بر روی لندن و دیگر شهرهای انگلستان آغاز می کنند.

27 ماه مه 1941

نیروی دریایی انگلستان، رزمنا و آلمانی «بیسمارک» را دراقیانوس اطلس غرق می کند.

22 ژوئن 1941

آلمان در «عملیات بارباروسا» به اتحاد شوروی حمله می کند. در آغاز کار، حمله برق آسای آلمانیها نیروهای شوروی را منهدم ساخت.

8 سپتامبر 1941

آلمانها، لنینگراد «سن پترزبورگ) را مورد حمله قرار می دهند. محاصره این شهر تا 1944 م ادامه می یابد. بیش از یک میلیون از ساکنان آن کشته می شوند.

5 دسامبر 1941

تهاجم آلمانها در نزدیکی مسکو متوقف می شود. ارتش آلمان توانایی مبارزه با سرمای شدید آب و هوای روسیه را ندارد.

اکتبر ـ نوامبر 1942

در شمال آفریقا نیروهای انگلیسی به فرماندهی ژنرال «برنارد مونتگمری»، نیروهای آلمانی را به فرماندهی ژنرال «اروین رومل» در «نبرد العلمین» شکست می دهند. در 8 نوامبر 1942 م متفقین به مستعمرات فرانسه در شمال آفریقا حمله می برند.

2 فوریه 1943

نیروهای آلمانی تحت فرماندهی ژنرال «فردیک فوری پاولوس» که در حلقه محاصره قرار داشتند، در استالین گراد تسلیم نیروهای شوروی می شوند. آلمان در مجموع، 000و300 نفر تلفات می دهد و این پیروزی بزرگی برای نیروهای شوروی، محسوب می گردد.
در واقع جنگ در این نبردهای استالینگراد بکلی تغییر می کند . چندین لشگر آلمانی تسلیم می شوند و از این پس نیروهای شوروی بجای دفاع از سرزمین خود ، به حمله برای آزادسازی مناطق اشغالی می پردازند .

تا پیش از این همه متفقین براستی ناامید بودند و یا به شدت نگران از شکست احتمالی شوروی ها ، اگر چنین می شد ، شاید سرنوشت کل اروپا تغییر می یافت .

مارس ـ آوریل 1943

اوج نبرد در اقیانوس اطلس: کشتیهای جنگی آلمان با غرق نمودن کشتیهایی که حامل غذا و اسلحه برای انگلستان بودند، این کشور را در معرض خطر قحطی و گرسنگی قرار می دهند تا تسلیم شود. اما متفقین بسیاری از کشتیهای جنگی آلمان را نابود کردند. بدین ترتیب این تهدید فروکش کرد.

5 ژوئیه 1943

«نبرد کورسک» در غرب اتحاد جماهیر شوروی آغاز می شود. نیروهای شوروی، آلمانها را در بزرگترین نبرد تانکها در تاریخ، شکست می دهند.

10 ژوئیه 1943

متفقین به جزیره سیسیل حمله می کنند. این تهاجم به سقوط «موسولینی» در ایتالیا منجر می شود.

17 اوت 1943

در این روز، انبوه بمب افکنهای آمریکا حملات خود را متوجه کارخانه های آلمان در شهرهای «رگنسبورگ» و «شواینفورت» می کنند.

22 ژانویه 1944

نیروهای متفقین در «آنزیو» واقع در سواحل جنوب ایتالیا پیاده می شوند و پیشروی خود را در خاک ایتالیا، آغاز می کنند.

18-11 ماه مه 1944

نیروهای متفقین نبردی را برای تصاحب «صومعه مونته کاسینو»، قدیمی ترین صومعه اروپا، آغاز می کنند. در این جنگ، صومعه به سختی آسیب می بیند.

6 ژوئن 1944

آغاز عملیات نرماندی: تعداد بیشماری از نیروهای متفقین در سواحل نرماندی، در شمال فرانسه، پیاده می شوند. سرانجام نیروهای متفین در مواضع دفاعی آلمان نفوذ می کنند.

13 ژوئن 1944

اولین موشکهای V- 1 به سوی لندن پرتاب می شوند. سپس، موشکهایV-2 برای حمله به شهروندان انگلیسی مورد استفاده قرار می گیرد.

1 اوت 1944

لهستانیها در ورشو علیه آلمانها شورش نمودند. ارتش روسیه از کمک به آنان امتناع کرد، و شورش سرکوب شد.

25 اوت 1944

متفقین پاریس، پایتخت فرانسه، را از اشغال آلمانها آزاد ساختند.

17 سپتامبر 1944

آغاز نبرد آرنم: نیروهای هوابرد متفقین در پشت جبهه آلمانها در هلند فرود می آیند. این عملیات به شکست می انجامد.

16 دسامبر 1944

نبرد «بواژ»: آلمانها آخرین حمله مذبوحانه خود را در «جنگل آردن» واقع در شمال غربی فرانسه آغاز نمودند. این عملیات به شکست آنها می انجامد.

14 ـ 13 فوریه 1945

نیروی هوایی انگلستان شهر در سدن در شرق آلمان را نابود می کند. در حدود 000و60 شهروند آلمانی کشته می شوند.

30 آوریل 1945

هیتلر در زمانی که نیروهای شوروی، شهر برلین را اشغال می کنند، در پناهگاه زیر زمینی خود، دست به خود کشی می زند.

8 ماه مه 1945
جنگ جهانی دوم در اروپا به پایان می رسد.



کشتار یهودیان به دست نازیها


نازیها، در طول جنگ جهانی دوم کوشیدند تا تمام یهودیان اروپا را نابود کنند. بین سالهای 1941 و 1945م نزدیک به شش میلیون نفر از هشت میلیون یهودی ساکن اروپا طی قتل عام گسترده ای موسوم به هولوکاست Holocaust، کشته شدند. نازیها، اتاقهای گاز بزرگی را در اردوگاههای مرگ، مانند اردوگاه آشویتز، ساخته بودند. بسیاری از یهودیانی که از متصرفات اروپایی آلمانها بوسیله قطار به این اردوگاهها فرستاده می شدند، روانه اتاقهای گاز می گردیدند. کسانی که باقی ماندند به اردوگاههای کار اجباری فرستاده می شدند.
هیتلر، مرد بزرگ کارگران گرسته
اردوگاههای کار اجباری روی تخت
های چوبی در خوابگاههای شلوغ، می خوابیدند.



آشویتز


پس از سال 1940 م نازیها مهمترین اردوگاه مرگ خود را در لهستان بنا کردند. آشوینز که در بیرون شهر «آشوین چیم»، در جنوب لهستان واقع بود، یکی از منفورترین اردوگاهها بود. این اردوگاه بزرگ دارای سه بخش به نام «کمپ اصلی»، «کمپ بیرکناو» و کمپ دوری Dwory، بود بین یک تا پنج میلیون نفر از سال 1940 م تا 1945م کشته شدند. تنها، چند هزار یهودی از آشویتز جان سالم به در بردند.


جنگ جهانی دوم با یک سلسله پیروزیهای برق آسای دیکتاتور آلمان، آدولف هیتلر (1945ـ 1889م) آغاز شد. سربازان آلمانی، در مدت یک ماه ـ سپتامبر 1939 میلادی ـ لهستان را شکست دادند. پس از یک دوره آرمش «نه جنگ نه صلح» که از اکتبر 1939 تا مارس 1940 به طول انجامید، نیروهای هیتلر بسرعت دانمارک و نروژ را اشغال کردند و ارتش انگلیس و فرانسه را در خاک فرانسه در هم شکستند.


پیشرفتهای هیتلر


تا ژوئن 1940م، هیتلر و متحد ایتالیایی وی، دیکتاتورفاشیست، «بنیتوموسولینی» (1945 ـ 1883م ) بیشتر سرزمینهای اروپا واقع در غرب اتحاد جماهیر شوروی را تحت سلطه خود در آوردند. فرانسه به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم گشت. بخش شمالی تحت اشغال آلمانها بود و بخش جنوبی موسوم به «ویشی» بوسیله یک دولت دست نشانده آلمانها (دولت ویشی) اداره می شد.


بمباران هوایی انگلستان


هیتلر مایل به مذاکرات صلح با انگلستان بود. اما نخست وزیر انگلیس، «وینستون چرچیل»، بر ادامه جنگ مصمم بود. هیتلر تصمیم خود مبنی بر تهاجم زمینی به انگلستان را عوض کرد، اما کوشید تا با بمباران شهرها، این کشور را مجبور به تسلیم کند. در سپتامبر 1940م، نیروی هوایی آلمان، بمباران شبانه شهرها و بنادر مهم انگلستان را آغاز کرد. آلمانها این حملات سنگین هوایی را «بلیتس»، ساعقه، نامیدند. کشتی های جنگی آلمان نیز با محاصره انگلستان مهمات و مواد غذایی ضروری می آوردند، غرق می کردند.


حمله به اتحاد جماهیرشوروی


در تابستان سال 1941م آلمان با حمله به اتحاد جماهیر شوروی، دامنه جنگ را گسترش داد. هیتلر خواست تا این قدرت بزرگ را نابود سازد و آن را به یک ایالت وسیع تحت فرمان خود، مبدل سازد. اما، علی رغم پیروزی های اولیه در اتحاد جماهیر شوروی نیروهای هیتلر در تضعیف روحیه مردم با شکست مواجه شدند. همچنین آنها تاب تحمل سرمای شدید زمستان اتحاد جماهیر شوروی را نداشتند.


بمباران سنگین لندن


در سپتامبر 1940 م بمب افکنهای آلمان شبانه شروع به بمباران سنگین پایتخت انگلستان، شهر لندن، کردند. هر شب چراغهای خیابانها خاموش می گشت و پرده های سیاه جلوی پنجره ها کشیده می شد تا اینکه هیچ نوری نتواند هواپیماهای دشمن را به سمت هدف راهنمایی کند.
هیتلر، مرد بزرگ


آمریکا وارد جنگ می شود


چرچیل می دانست که تنها، ورود آمریکا به جنگ می تواند باعث شکست آلمان شود. رئیس جمهور آمریکا، «فرانکلین رزولت»، با انگلستان موافق بود، اما بسیاری از آمریکاییها نسبت به ورود آمریکا به جنگ، بی میل بودند. بنابراین «روزولت» کمکهای خود را محدود به تامین مهمات و سلاحهای مورد استفاده انگلستان نمود. اما زمانی که ژاپنی ها در دسامبر 1941م «بندر پرل هاربر» را مورد حمله قرارداند، آمریکا به ژاپن و متحداتش، اعلان جنگ داد.


پیشروی متحدین در اروپا


در طول سال 1942 م نیروهای متفقین حالت تدافعی داشتند. اما در سال 1943 م با پیوستن اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا، جریان جنگ تغییر کرد. در حوزه دریای مدیترانه و آمریکا، جریان جنگ تغییر کرد. در حوزه دریایی مدیترانه، متفقین در «العلمین»، ناحیه ای در شمال آفریقا، به آلمانها حمله بردند و آنها را شکست دادند. این حمله در نوامبر سال 1942م اتفاق افتاد. آنها همچنین در ژوئیه سال 1943م به جزیره سیسیل حمله بردند. در ژانویه سال 1944م آنها به سرزمینهای واقع در شبه جزیره ایتالیا حمله کردند. ایتالیایی ها صلح را پذیرفتند، اما سربازان آلمانی کشور را اشغال نموده و راه پیشروی منظم متفقیم به سوی شمال را سد کردند. آلمانها در فوریه سال 1943م در استالینگراد (واگارگراد کنونی) شکست خوردند، و جریان جنگ به سود شوروی ها تغییر کرد.


عملیات نرماندی


در 6 ژوئن 1944م نیروهای متفقین با پیاده کردن نیرو در سواحل نرماندی، واقع در شمال فرانسه، جبهه غرب را گشودند. نیروهای متفقین همچنان که جنگ را در غرب اروپا دنبال می کردند، پیشرفت کندی داشتند. آلمانها آخرین حمله مذبوحانه خود را در «جنگل آردن»، واقع در شمال شرق فرانسه، ترتیب دادند. این حمله نیز با شکست روبرو شد. واضح بود که هیتلر جنگ را باخته است.


دفاع از میهن


در زمستان سال 45 ـ 1944 م آلمانها به سختی در برابر نیروهای متفقین که از شرق و غرب به خاک آلمان نزدیک می شدند، مقاومت می کردند. در آلمان حتی کودکان نیز آموزش نظامی دیده بودند.
شکست آلمان در آغاز سال 1945م تدارکات ارتش آلمان نزدیک به اتمام بود. هواپیماها و تانکها، سوخت، نداشتند. نیروهای متفقین با بمب شهرهای آلمان را ویران ساختند. در آخر آوریل 1945م سربازان آمریکایی و روسی در کنار «رودخانه آلپ» که در شمال غربی آلمان قرار داشت، به هم رسیدند. همینکه روسها، حمله خود را به قلب برلین آغاز کردند، هیتلر در پناهگاه زیرزمینی خود، دست به خود کشی زد. جنگ جهانی دوم در هشتم ماه مه 1945م پایان یافت.


پیشروی متفقین

هیتلر، مرد بزرگ سفر به برلین

این نقشه چگونگی پیشروی
متفقین را برای آزاد سازی
اروپا از دست نازیها، نشان می دهد.



در ژوئیه 1942م نیروهای آلمان و ایتالیا پس از شکستشان در «نبرد العلیمن» در مصر، از شمال افریقا عقب نشینی کردند. در زمستان سال 1942م ، ارتش شوروی، پیشروی ارتش آلمان را در جبهه شرق طی نبرد استالینگراد ، متوقف کرد. نیروهای شوروی حمله خود را بسوی غرب آغاز کردند، متفقین نیز به کندی در جبهه ایتالیا، پیشروی می نمودند. در ژوئن 1944م، نیروهای متفقین شمال فرانسه را اشغال کردند. تا پایان آوریل 1945، نیروهای متفقین به «رودخانه آلپ» در شمال آلمان رسیدند و از سوی دیگر، نیروهای شوروی وارد برلین شدند.



حقایق ثبت شده


کولی ها، لهستانی ها، روسها،سوسیالیست ها، و کمونیست ها نیز در اردوگاههای مرگ «نازی ها» جان سپردند. نسل کولی های اروپا تقریبا از میان رفت. بیش از دو میلیون سرباز روسی که به اسارت آلمانها در آمده بودند تیر باران شده و یا در این اردوگاهها از گرسنگی، مردند. میلیونها اروپایی دیگر (شامل چک ها، فرانسوی ها وهلندی ها) به دست نازیها کشته شدند و یا در اردوگاههای کار اجباری، جان سپردند.اما بر تمام جنایتهای متفقین درپوش گذاشته شد و هیتلر جنایتکار شناخته شد.

297:

ببعد از پایان جنگ جهانی اول،در آلمان هر دلار آمریکا برابر با 4 میلیون مارک آلمان شد(این در حالی است که قبل جنگ اول مارک آلمان چندین برابر دلار بود که این خود نشانه قدرت اقتصادی آلمان بود) و در همین زمان قیمت هر قرص نان برابر با نیم میلیون مارک بود(فکرش بکنید روزانه چند تا کامیون باید این پول را به یک نانوایی می برد) با این وجود تنها چند سال پس از حکومت هیتلر تمام این مشکلات حل و ملت بزرگ آلمان دوباره آقا و سرور جهان شد.با این وجود پس از پایان جنگ دوم متفقین و جهودها و کمونیستها که به اراده عظیم قدرت درونی تک تک افراد آلمانی پی بردند اجازه نفس کشیدن به ملت آلمان ندادند و تا سال 1992 آلمان را به دو تکه تقسیم کردند.آلمان شرقی متعلق به شوروی و آلمان غربی مال انگلستان و آمریکا شد.با وجود تمام این مشکلات ملت آلمان دوباره چنان خودش را ساخت که کوچکترین اثری از آن روزهای آلمان باقی نگذاشت .حالا بیاین جنگ خودمون را (به زبون خودمونی دفاع مقدس) با چند تا عرب کودن و بزدل با مالآلمان مقایسه کنیم.امیدوارم که شهرهای جنوبیمان را دیده باشید که وضعشون از شهرهای در حال جنگ بدتره .بی شک این از گناهان کبیره است که خودمان را به ملت بزرگ و نژاد پاک آلمان و ژرمن نسبت بدهیم.باشد که اراده عظیم و تاریخ جاودان ملت آلمان سر مشقی برای همه ما باشد.

298:

از گناهان كبيره كه خودمون رو به ملت پاك المان و زرمن مقايسه كنيم!
حرف جالبي هست از گناهان برام خيلي عجيبه!
ميدونيد چيه 40يا 50 سال بعد حتما همه ميان از بوش و كارههاي كه الان داره ميكنه حمايت ميكنن و همچنين از صدام و از اونها يه بت ميسازن

299:

من مخالفم ما نژادمون دست خورد

اما آلمانیها نه

300:

تو اصلا از هیتلر و حذب نئونازیسم چی میدونی که بوش رو با پیشوا مقایسه میکنی؟ اولا پیشوا ضد یهود بود ولی بوش داره اسراییل ویهود رو پرورش میده دوما هیتلر به خاطر ملت وبهبود وضعیت اقتصادی ومقابله با فساد اقتصادی متفقین جنگید اما بوش به خاطر عقده ای که داره جنگ راه میندازه سوما حمایت ملت آلمان با پیشوا بود اما خودملت امریکا ضد بوش هستن .حرف صدام رو هم نزن که خیلی بی عرضه تر از بوشه.درآخر شما به چیتون مینازید که مثلا فکر میکنید از ملت آلمان برترین که پوزخند میزنین؟!!!!!

301:


حالا به هر دليلي هر كسي كه بخواد اون همه ادم رو فقط به خاطر عقايد و مقاصد خودش به كشتن بده برام موجود لايق تنفر هست و در ضمن كي مردم المان رو بعد از اون جنگ به اون فلاكت و بيچارگي رساند كارههاي همون هيتلر چون سزاي اعمال اون رو مردم ديدن غرامتهاي كه بايد ميپرداختن...در ضمن اون موقع هم كسي اين همه از هيتلر خوشش نميومد حالا هر كس سنگش رو به سينه ميزنه بعد رو چه ديدي در مورد بوش هم همينطور يه عالمه دروغ سرهم ميكنن و اون رو بزرگ جلوه ميدن...من نميگم از كسي برترم اما از كسي كمتر هم نبايد خود رو حساب كرد همه انسانها برابرن از هر نژاد و قومي باشن و از گفته شما كه اونها رو برتر از همه ميدونين خنده ام گرفت همين

302:

ما وشما همین الان از همون نژاد به اصطلاح برابرمون 50 سال عقبیم ما از اختراعات اونها داریم زندگی میکنیم و همیشه به اونا محتاجیم تا آخر عمر شما اگه میتونی یه مورد از برابری ما با اونارو بگید ؟من نمیخوام عقاید شما رو رد کنم خیلی هم محترم میشمارم ولی حقیقت همیشه تلخه

303:

من شخصا هيتلرو دوست دارم به خاطر ابهتش
به خاطر كارايي هم كه كرده حتما واسه خودش دليل داشته

304:

من فکر میکنم خیلی شلوغ نکنی بهتره.
راستش افرادی مثل شما دقیقا چیزیه که بروبچد سیاست مدار انور آب میخواهند. یعنی کسایی که هیتلر رو به جهودستیز بودن محکوم کنند و بگوییند هلوکاست (هولوکاست) در همین مقیاس وجود داشته است.
اما شواهد مطالب دیگری را نشان میدهد حاکی بر اینکه یا هولوکاست حقیقت نداشته است و یا اگر داشته است در آن اقراق شده است.
عکسهای خاندان سلطنتی بریتانیا با هیتلر.
پیشروی هیتلر با آن سرعت و توقفش با سرعت بیشتر.
تشکیل دولت اسرائیل.
حمله هسته ای به هیروشیما و ناکازاکی
و ...
همه و همه به یکدیگر ارتباط دارند و دست روباه پیر سیاست از آستین همه اینها بیرون است.

درضمن فرهنگ و تمدن ایرانی کهن تر از کشور آلمان است.
اما اعتراف میکنم که گروههای ژانر متال آلمان در سالهای اخیر بسیار خوب عمل کرده اند.

305:

نماد صلیب شکسته متعلق به ایرانه و آلمانیها حق نداشتند آنرا استفاده کنند.

This Iranian necklace, with Swastika motifs was excavated from Kaluraz, Guilan, first millennium BC, National Museum of Iran. lll

هیتلر، مرد بزرگ

306:

شما هم فلسطینی شدید؟؟کدام شهر تشریف دارید؟
و گروهای متال چه ربطی به خشتک جنگ جهانی دوم وتیوری های خیالی شما دارند؟

307:

دیدم برخی اسرائیلی شدند گفتم بد نیست من هم فلسطینی شوم.
جای خاصی نیستم. در همین شمیران خراب شده هستم.

خوب خیلی از مسائلی که ما درک میکنم و احساس میکنیم برای برخی قابل درک نیست.
متال هم ربطی به جریان نداشت، نمکش بود.

308:

حق نرون چنگیز و اسکندر مقدونی رو پایمال نکنید اونا هم به آندازه ایکه بزرگ بشن آدم کشتن.!!

309:

اولا منظورتو از شلوغ نکن واضح بگو؟
دوما اینور آبیها و شرقیها باید ریش بذارن وتسبیح به دست بگیرن نه اینکه گیتار بگیرن وبا متال حال کنن
سوما کهنه هایی مثل ما که مثل شتر از عقب میشاشن این مملکتو ویران کردن و هیچ فکری به آینده ندارن.

310:

منظورت از برخی کیا هستن؟

311:

بهتره بحث سیاسی نکنیم بریم پی جنگ دوم جهانی

312:

خوب بگو از نظر علمي و غيره... پيشرفت كردن جلو رفتن جمله ات رو واضح بنويس چون به نظرم منظورت نژاد بود وجودشون بود اون انسانيتي كه دارن بود و اونها رو برتر ميدوني از اين نظر اين دو موضوع كاملا از هم جدا هستن به نظرم...اره حقيقت تلخه هميشه اما نميشه كه انكارش كرد چون از طريق ديگه باز مياد جلومون.

313:

یک جوری گفتی چی میدونی و شروع کردی بدون نقطه جمله نویسی کردن که احساس کردم داری داد و بیداد میکنی. برای همین گفتم شلوغ نکن.

دوم اینکه اگر چشمتو باز کنی و آواتورم رو ببنی، یا بری تو عکس بچه های همیهن میبینی که من ریش گذاشتم. دوما اینکه شرق و غرب برای شما معنی داره، برای بنده خیلی معنی شده نیست، حتی قیافم هم خیلی شرقی نیست و اگر احتمالا بیام ولایتتون و یک تیپ درست بزنم متوجه نمیشی که شرقی هستم. در مورد متال هم باید بگویم موسیقی حقیقت است. اتفاقا در سالهای اخیر به واسطه همین متال انسان های مومنی وارد موسیقی شده اند و اشعاری با معانی عرفانی (اشعار مولانا، حافظ و ...) را میخوانند. به هر حال شعر مولانا در این قالب است که شور و هیجان واقعی اش را میبابد. ذکر گفتن هم زیاد به تسبیح ربط ندارد. ظاهرا اولین بار چینی ها بودند که از تسبیح استفاده کردند.

سوم اینکه بهتره یکم ادب رو رعایت کنی، چون علی متالیکا داره رعایت میکنه، آدمی که میتونه 10 دقیقه فوحش بده بودن اینکه یک کلمه تکراری توش بکار ببره.
ویرانی مملکت چه ربطی به شتر و عرب داشت؟ من فکر میکنم ارتباطش با این مسائل کمتر باشه تا سیبیل و رضاخان و علاقه به جناب هیتلر و بعد هم تو سری خوردن از ارتش انگلستان و تسلیم شدن قشونی که ملت فدایش باد در 1 ساعت (که البته برای اینکه ضایع نباشه گفتند 6 ساعت)

314:

برخی ها دیگر.
شما چرا به خودت میگیری.

اما قسم میخورم وقتی این پست رو میزدم به شما اصلا فکر نمیکردم.

315:

پس شما هم غرب زده شداید...فلسطینی بودن را بر ایرانی بودن ترجیح دادید...مبارک باشد

316:

من به تو یکی ارادت دارم.

317:

از اینکه منظورمو درست نگفتم معذرت میخوام من جسارت نکردم خدمتتون.بی ادبی نباشه sorry

318:

اینم بگم که همین فلسطینیها تو جنگ مقابل ایران به عراق سرباز میدادن.

319:

هیتلر، مرد بزرگ عکسهایی از دی دیی
هیتلر، مرد بزرگ هیتلر، مرد بزرگ

320:

عکسی از بمب اتمی منفجر شده در ناکازاکی که باعث کشته شدن 750 هزار نفر شد
هیتلر، مرد بزرگ

321:

صلیب شکسته
هیتلر، مرد بزرگ
__________________
دو عکس از هیملر هیتلر، مرد بزرگ هیتلر، مرد بزرگ

322:

1943 سواحل نرماندي فرانسه : وقتی عکس زیر در یک مجله آمریکایی ، جسد سه سرباز کشته شده را به تصویر کشید این سؤال مطرح شد که این سه سرباز در یک ساحل بیگانه چه می‌کردند و برای چه کشته شدند:
هیتلر، مرد بزرگ
1944 - ساحل اماها ، فرانسه: نيروهاي آمريكايي در حال پياده شدن در ساحل فرانسه تحت اشغال. در اين روز آمريكاييان تلفات سنگيني دادند ولي با پيروزي نهايي روند سقوط آلمان هيتلري و آزادي فرانسه را تسريع بخشيدند.
هیتلر، مرد بزرگ

323:

خواهش ميكنم بحثه ديگه از اين حرفها پيش مياد ناراحت شدن نداره

324:

زمانی بود که در تعصبات قومی و قبیله ای و جغرافیایی به سر میبردم.
اما با مشاهده بسیاری از افراد وطن فروش که دم از میهن دوستی میزنند دلم از این مهمانخانه گرفت و ترجیه دادم روش نوینی در غرب زدگی (همراه با ارادت به مملکت خود) بودجود آورم.
به جان شما نباشد به جان خودم اکثر کسانی که دم از ایراندوستی میزنند بیش از سایرین وطن فروش و غرب زده هستند. (البته مورد تهاجم فرهنگی هم قرار گرفتند)
از جناب رئیس جمهور (وطن فروش بنام) گرفته تا کسانی که در تایپیک میهن پرستان هیمهن پست میزنند.

325:


اگه میگفتی پول میدادند من بیشتر باور میکردم.
فلسطین همین الان 4 میلیون جمعیت داره.
اون زمان چقدر جمعیت داشته و چجوری چنین کاری میکرده؟!!
چرا یک فکری به حال خودش نمیکرده؟!!

تازه شما این رو میگی، بعضیا میگویند در جنگ ایران و عراق ایران به فلسطین سرباز میفرستاده.
البته بنده هم شنیدم که برخی از فلسطینیان بنا به اعتقادات مذهبی (اهل تسنن بودن) از عراق حمایت میکردند. (که البته اگر نمیکردند هم فرقی نداشت)

326:

روش نوینی در غرب زدگی به وجود نیاوردید فقط در بین تمام کشورهای غربی بدبخت ترین را انتخاب کردید

327:

ببخشید علی جان شما چندسال دارید اگه ممکنه بفرمایید؟
انگار شما دوران جنگ یادتون نمیاد که تلویزیون ایران نشون میداد که سربازان ایران از سربازان حذب بعث که اسیر کرده بودن خیلیشون فلسطینی.اماراتی.سوریه ای وحتی از کشورهای اروپایی بودن(فرانسه.انگلیس و.....)

328:

خوب ربطی به سن و سال ندارد. مگر شما زمان هیتلر را به یاد دارید؟!!
البته دوستان در این تایپیک اکثرا میدانند بنده 23 ساله هستم.
باشد که بنده هم در همان زمان جنگ با سن اندک مسائلی را به یاد دارم.
اگر عده ای فلسطینی در جنگ وجود داشته بودند دلیل بر این نیست که فلسطین سرباز به عراق میداده است، شاید آنها تابع کشورهای دیگر بوده اند و کسانی بودند که پیش از مسئله جنگ کشور خود را ترک کرده بودند.
به هر حال هیچگاه فلسطین به صورت رسمی اعلام نکرده است که به ایران لشکر کشی کرده است، در صورتی که مثلا در جنگ عراق (کنونی) بسیاری از کشورها مثل استرالیا رسما نیرو فرستاده اند. (حالا ممکنه سرباز ایرانی هم تو جنگ باشه، ولی به صورت رسمی به اونجا فرستاده نشدند)

329:

خیلی زشت و تاسف باره که به جای بزرگترین جنگ دنیا (جنگ دوم) و بزرگترین پیشوای دنیا (آدولف هیتلر) و بزرگترین ملت و نژاد دنیا (آلمان و ژرمن)، بیایم فکرمون رو با مزخرفاتی درباره مسخره ترین و مضحکترین جنگ دنیا (جنگ ایران و عراق) و احمق ترین رهبران دنیا(..........) و هرزه ترین و کودن ترین ملتها (اعراب) به انحراف بکشونیم.چون حتی ارزش کوچکترین فکر و بحث رو هیچ کدوم از آنها ندارند.

330:

خیلی داری تند میری اگه جوانهای ایران نمیرفتن جنگ که الان حضرت عالی باید کفش حذب بعث و واکس میزدین .
هرکدوم جای خود دارد من و علی داریم صحبت میکنیم نه بحث وکل کل بهتره تو هم کمی عرق ملی داشته باشی هرچند کمی ناراضی هستیم اما ایران کشور ما واجداد ماست نباید بیحرمتی کنیم.
زنده باد ایران و ملت ایرانی نه چند رگه های بیعرضه ای (بلانسبت شما)که مملکت و به گند کشیدن و باعث نارضایتی ملت شدن.

331:

بزرگترین دیوانه دنیا (پیشوا ادولف) و..............

332:

شما دارين از فلسطين كه به عراق كمك كرده حرف ميزنين در حالي كه ما حالا حتي براي خود عراق و مردمش خيلي متاسفيم و اگه ميتونستيم هر كمكي بكنيم كوتاهي نميكرديم اون عراقي كه به ايران حمله كرد...زمان همه چيزها رو تغيير ميده!

333:

خیلی بدبختیه اگر بیایم هیتلر بدبخت و بیسواد فریب خورده را با حسابگری چون خمینی مقایسه کنیم.
همچنین جاودانگی تاریخیشان را.

درضمن یادتان باشد که اقوام سامی قبل از اینکه آریاییان خواب بوجود آمدنشان را ببنند میزیسته اند و آنگاه که هرگره گودولی ادعای آریایی کردن کرد (ادعای کذب) در میان سامیان اکثرا شجره نامه داشتند و میدانستند چند صد جد پدریشان را بدون ترکیب با نژادهای دیگر.

334:

درضمن در همان زمان ایران رکورد دار گرفتن پناهنده از عراق شد.

335:

من فکر میکنم این جستار همان ارزش نصف و نیمه ی تاریخی را هم که
در ابتدا داشت از دست داده است و برای هر خواننده ی خردمند تبدیل به این
نکته شده است که میزان درک سایرین را رویدادها بسنجد !

اینجا و سخنانش تبدیل شده است به بازار عوام !
هرکس می آید و یاوه ای میگوید و یا طنازی میکند و میرود !
بر سر جنایتکار بودن یا نبودن هیتلر گفتگو میکنند ! مگر اینجا منبر و یا پای منبر
و یا مسجد است که شما در مورد خوبی و بدی گفتگو میکنید؟
بجای این گفتگوی خاله زنکان بروید ببینید این هیتلر بیسواد چگونه تا یک قدمی
آقایی اروپا رفت !

هیتلر هرکه بود تاریخ جهان را تکان داد و برای مردمش یکسره به سوی جهنم رفت !
شگفتا که چه شجاعتی !؟ شما را توان چنین کاری است؟!
فردی در اینجا خودش را مانند زنگیان به میان افکنده است و چشم بسته و دهان
گشوده است خود توانایی حفظ سمت مدیریتش را نداشت !!!!!!
ابتدا ببینید در کجا ایستاده اید سپس داوری کنید ! این یک نمونه از همه ی شمایانی
است که تلاش میکنید با کوبیدن هیتلر کوچکی خود را جبران کنید !
البته بگذریم از اندک مخالفانی مانند کیوان که حرفی برای گفتن دارند هرچند
که آنها نیز تحت تاثیر جو اینجا قرار میگرند و...

یکی می آید میگوید هیتلر در جوانی با تن فروشی زندگی را میگذرانده ! من چنین
جمله ی رذیلانه ای را حتی در نوشته ی نویسندگانی که کشورشان زیر بمباران لوفت وافه
بوده است را نخوانده ام ، آنهم نویسندگانی که در نسبت دادن تهمت به هیتلر کوتاهی
نکرده اند ولی بنگرید به وقاحتی که این شخص در اینجا آورده است ! براستی ما ایرانیان
وقاحت را به کجا رساند ه ایم؟

در پایان باید بگویم بیشتر کسانی که در اینجا مخالف هیتلر هستند هنوز حتی معنی
جمله ا ی که در برگ نخست کتاب ظهور و سقوط رایش سوم آمده است را نفهمیده اند :

هیتلر سرنوشت آلمان بود و آلمان از این سرنوشت گریزی نداشت .




آذین

336:

منظور شما بنده بودم؟!

اگر منظور شما بنده بودم که بگویید در مورد یک قسمت کمی توضیح دهم.

اما در مورد باقی سخنان شما باید عرض کنم ما را با این تایپیک حرفی نبود تا متوجه شدیم عده ای مطالب غلط و توهمات خود را به آن افزوده اند و شروع به اسطوره سازی کرده اند.
زیادند کسانی که انسانهای حقیر را بزرگ میبنند. زیرا که تعریف حقارت را نمیدانند.
کدام جرات؟! استادن و دستور دادن وقت شکست خود کشی کردن یا شاید هم گریختن؟!
احمق بودن و دستنشانده بودن؟!!

در مورد جریان هلوکاست و ارتباطات خاندان سلطنتی انگلستان با این فرد مطالبی در اختیار جمع قرار دادم که گویا آن را مطالعه نفرموده اید.
به هر حال اگر بیایید و بگویید ما آریایی هستیم و برتریم ما خواهیم خندید و پاسخ منطقی را در قالب خنده برایتان ارسال خواهیم نمود. (البته منظور شما نوعی هستید نه شخص شما)

درضمن دوست نداریم همیهنانمان اینقدر با اندیشیدن بیگانه باشند که بیایند از سطل آشغال تاریخ نامی یکی را در بوق کنند و زیر علمش سینه زنی راه بی اندازند.

337:


نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
منظور شما بنده بودم؟!

اگر منظور شما بنده بودم که بگویید در مورد یک قسمت کمی توضیح دهم.

....
شما هنوز پیام به این روشنی را درنیافتید و پرسش دوباره میپرسید ؟!
مگر در میان کسانی که در اینجا (هرچیزی) مینویسند بجز شما کس دیگری
نیز هست که از مدیریت عزل شده باشد؟
شمایی که پیام به این روشنی را درنمی یابید چگونه درمورد تاریخ و مردان
تاریخ به داوری نشسته اید؟

338:

اولا جناب آذین اگه صحبتی دارید بفرمایید به بقیه افراد ونظرهای اونها ویا به موضوع گفتگو تاخت وبی احترامی نکن .
مگه حضرت عالی خودتو از بقیه بزرگتر میبینی که داری برای همه دلیل و نصیحت میگی؟
از کوزه همان طراوت که در اوست.

339:

خوب بنده تابحال از شما تصور تاریکی نداشتم برای همین احتیاط کردم.
البته بنده خودم خواستم که از مدیریت کنار آیم و البته شما درک نخواهی کرد. ولی آنهایی که باید درک میکردند کردند. درضمن با یک حرکت نشان دادم که همواره متالیکا هستم. (که البته این را هم نخواهی یافت)

اما تو را چه شده است که بیهوده رخت کندی نمیدانم، این همه پست بیهوده و چرند صدایت در نیامد، حالا که اشخاصی پیدا شدند از این ویرانه ایراد گرفتند نالان شدی؟

درضمن قیاس شما درست نیست، مثل این است که بگویم شما که تعداد پستات از خورده تنکسهای حذف شده بنده کمتر است چطور به خود جرات میدهی به بنده انتقاد کنی.

340:

کلاغی میگفت ایشان خیلی دوست دارند مدیریت یکی از تالارها را به عهده بگیرند.
این حرکات قبل از مدیر شدن طبیعی است. البته برای کسانی که روش به مدریت رسیدن را در کمترین پست نمیدانند.

341:

شما صداتون از جای گرم در میاد نشستید دور دورها میگی به عراق کمک کنیم.
همین عراق پدر مارو تو جنگ از خرمشهر گرفته تا ماکو رو در آورد از بس بمباران کردو موشک زد ولی حضرات عالیات ماهی یه بار یه موشک میدیدید فکر کردید ملت عراق خیلی مظلوما.

342:

بله بنده خودم را از خیلی ها بزرگتر میدانم ! دلیلش را هم دست کم خود خود شما باید
به نیکی بدانید :

شما به عنوان یکی از طرفداران هیتلر که در اینجا پست میزنید هنوز تفاوت
چرچیل و گورینگ را نمیدانستید که من گوشزد کردم ! نشناختن گورینگ شاید زیاد مهم نباشد اما چرچیل ...
از این پس بیشتر فکر کنید .
دلیلی هم نمیبینم زمانی که در مورد هیتلر آگاهی زیادی دارم بیایم و خودم را
در اینجا کوچک بشمارم و با ناآگاهان هم پیاله بشوم !

343:

به خارج زدید !!!! انگار سخنانم در مورد چیستی این جستار آنچنان
که باید سوزنده بود برای همین باعث شد شما روی به مسایل خارج
از این تاپیک بیاورید تا شاید ضمن بهبودی غوغایی نیز بیافرینید تا بلکه
در پس آن خود را پنهان کنید .
به هر روی بنده علاقه ای داشتم که مدیر تالار تاریخ بشوم و این را
نه در نهفت بلکه در همان پستهای نخستینم در تالار انتقادات بیان کردم !!!
انگار کلاغ شما درست مثل خود شما که رازی از من نزد خود ندارید ولی قیافه اش
را دارید آنقدرها هم کلاغ نیست !
شادمانم از اینکه سخنانم اینگونه آب در لانه ی مورچگان کرد که اینگونه تقلا میکنند !
من در اینجا با هیچکس دشمنی ندارم (همانگونه که با هیچکس دوستی ندارم)
و نوشتن آن سطور هم به دلیل خشمی بود که شاید هر میهن دوستی از کج روی و بیخیالی هم میهنانش احساس میکند و لازم میببیند تا تلنگوری بزند .
اکنون شما را تنها میگذارم تا بار دیگر در میدان خالی راه بپیمایید که مرا هماوردانی شایسته تر باید !


آذین

344:

ای تلنگر زن با بنده اینطور سخن میگو که خودمان این گونه سخن پراکنی را کهنه کردیم و ترجیه دادیم چون مردم عام سخن رانیم. (البته احتمالا اون زمان هنوز نمیدونستید Forum چی هست) بگذریم از جدل.

بنده اصلا با این تایپیک کاری نداشتم و مطالب پوچ را میخواندم. گاها برخی پست های خنده داری میزدند که باعث میشد به آنها وارد بحث های حاشیه ای شوم و هیچگاه اصل را مد نظر قرار ندادم، چون هیتلر را کوچکتر از حدی میدانستم که وقت برایش بگذارم. اما از این وضعیت پیش آمده در مورد همیهنانم نگرانم. از کسانی مانند شما که نیچه میخوانند و فکر میکنند با ابر فیلسوف طرف هستند و دیگر عالم دهر شده اند در حالی که اطلاعات ویرایش شده را مطالعه کردند و گاها اطلاعات ناقصی دارند. (علت ادامه ندادن بحث بنده در تایپیک نیچه هم همین بود)
به هر حال ظاهرا شما خیلی علاقه به قدرت و اسطوره و این چیزها داری و خودت در اونها قرق شدی، ولی چون حالا احساس ناکامی میکنی دنبال کسی بودی که به آن بتازی. حالا چه کسی بهتر از علی متالیکا که دارای شهرت و محبوبیت مجازی است و هرکس میخواهد به جایی برسد ابتدا با وی کلکل میکند.
البته بنده شما را بزرگتر از این حد میدانستم ولی میگویند شخصیت مرد تا زمانی اشکار نیست که دهان نگشاده باشد، به هر حال دهان گشودی و قالب پنیر افتاد. (اما خوش آوازی، واقعا عجب پری و چه دمی و عجب پایی)

به یاد دارم وقتی کافر بودم و مانند شما دچار خودشیفتگی میگفتم:
با من چه میگویی سخن ای کوهپایه نشین؟! تو همچو مگسی هستی که با اندک گفتگویی به زمین خواهی نشست.
ولی شما به پرازیت پرانی میتونی ادامه بدی و بنده تا جایی که حوصله داشته باشم ارضات
میکنم.

البته احتمالا موضوع دگری شما را آشفته کرده است و آن هم مطالب بنده در مورد خاندان سلطنتی بریتانیا و جریان هلوکاست بوده است.

به هر حال مهم نیست. شما خواستی برف بازی کنی من هم در حد خودت با شما بازی خواهم کرد و اگر هم نخواستی که مشکلی نیست.

(خوب ما عادت داریم همه مسئله ها رو از زبان کلاغ بشنویم، شاید کلاغ ها قبل از اینکه شما مطلبی را بر زبان جاری کنید ذهن شما را بخوانند، همچو شما بسیارند و لیست اندکی از آنها هم در دست ما ... راستی غوغا را برای کسی میکنند که به قول شاعر کس باشه نه اونی که سیگار را خلاف بدونه، اتفاقا به عنوان خلاف ترین حرکت زندگیش)


راستی باید امضا هم بکنیم؟!!
you'r lord: AlimetallicA_2

345:

درود
من فکر میکنم بهترین کار این میباشد تا دوستان در مورد اصل موضوع بحث کنند و در بحث مشخص میشود طرف چقدر اطلاع در مورد جنگ جهانی 2 و اشنایی با ان دارد.
اینکه چرا هیتلر شکست خورد؟چرا جنگ اغاز شد؟ دیگر کشورها در شکست المان چقدر موثر بودند؟ خوده هیتلر چقدر مقصر بود ؟
سپس یک نتیجه گیری مفید کرد.

همانطور که فکر میکنم جناب اذین اطلاعات خوبی از جنگ جهانی 2 داشته باشند.
و اینکه جناب علی متال نیز در چگونگی اغاز جنگ جهانی2 از دیدگاه دگر اطلاعاتی داشته باشند.

به هر روی ما باید ببنیم که جنگ جهانی 2 و افکار مردان این جنگ چه قدر به ما و تاریخ ما ارتباط دارد و چه مواردی را میتوان از ان گرفت و بقیه را رد کرد.

هیتلر دارای افکار بوده که بعضی از انها خوب بوده و میتوان از ان استفاده کرد (البته مردم و دیدگاه مردم نیز نقش دارد) و اینکه کدام افکار هایه این فرد اشتباه است و باید گفت و ان را رد کرد.

مردم المان مردمه وطن پرستی بودند ، مردم عادی المان نیز از هیتلر حمایت میکردند چون میدیند که وضع اقتصادی تا حدودی خوب شده و اینکه المان به سرعت دارد از شرق روسیه را میگیرد از غرب تا انگلیس دارد میرود ، افریقا را دارد میگیرد و بدون اینکه بمبی در المان بیافتد خب مشخص است که تا اینجا از هیتلر حمایت میکردند هر چند که در اغاز تا حدودی با جنگ مخالف بودند به خاطر مسائل جنگ جهانی 1 ولی پس از اولین بمباران شهرهایه المان توسط انگلیس و امریکا و فاجعه بمباران هامبورگ مردم فهمیدند ورق برگشته انجا بود که از گورینگ به شدت انتقاد شد برای اینکه نتوانسته جلوگیری کند از حمله هوایی و گورینگ برای اینکه از شدت انتقاد ها بکاهد مجبور شد به جمع مردم بازگردد.

هیتلر اشتباهات بسیاری داشت مخصوصا دورانی که ورق برگشت و پیشنهادات خوبی که به او میشد چون افراد رای نمیداند و تنها هیتلر بود که باید تایید میکرد (دیکتاتوری )ان پیشنهادات خوب را نیز رد میکرد و شکست خود را سریعتر
اشتباهاتی نیز در اغاز جنگ داشت به خاطر جدی نگرفتن دانشمندان.
در پایان جنگ نیز باز مردم عادی المان در فکر هیتلر بودند و میگفتند او زنده است و ما را نجات خواهد داد از اشغال کشورهایه دیگر.انتظار
سخن جالبی میکند همان موقع ناخدا هاینتس شفئر که میگوید: ما ملته خدا پرستی هستیم باید بدانیم خداوند به ما کمک نمیکند مگر اینکه ما به خویش کمک کنیم نه این که از اموات امید مساعدت داشته باشیم (نقل همان انتظار مردم المان برای بازگشت هیتلر)


بازم تاکید میکنم مردم المان مردم وطن پرستی بودند و هستند به قول ناخدا هاینتس شئفر ما با اینکه میدیدم هیچ شانسی در زیر دریا نداریم و توسط کشتی ها و هواپیماها و بمب و... نابود میشویم با این حال هیچ گونه ترسی نداشتیم و برای میهنمان به جنگ ادامه می دادیم.

خب اصل مطلب هم همین است که باید موارد خوب را گرفت و بقیه موارد را رد کرد.

-----------------------------------------
من فکر میکنم این نوشته هم مربوط به من است
بله بنده سیگار را یک عمل اشتباه میدانم ، کلا هر چیزی را که باعث شود سیستم طبیعی بدن دچار اختلال شود رد میکند ، حالا میخواد الکل باشد، سیگار باشد، شیشه باشد و....

مردی و بزرگی را نیز به سیگار و شیشه ،نئشگیو این مسائل نمیدانم
مردی و بزرگی را در دست فتاده را گرفتن ،کمک به هم نوع ، برخورد شاسته با افراد ، زدن چهار تا دنبل و رسیدن به بدن و سلامتی ان و 1 ربع دیودن بدون تپق زدن و چشم بد به دیگران و ناموس دیگران نداشتن و....... میدانم .
خلاصه ما الگو مون اقا تختیه (در زمینه ورزش و افتخاراتی که برای ایران کسب کرده است) نه حسن شیره کش

اگر کسی هم از من یا هر شخص دیگری مینویسد نظرش را میگوید و نظرش قابل احترام است

346:

شما لطفا زحمت بکشین یه بار دیگه متن منو بخونید چون ظاهرا خیلی با عجله و هول هولکی خوندین برا همین مطالب منو کاملا با 180 درجه اختلاف متوجه شدید.چون من به این جمله پیشوا ایمان کامل دارم که میگه ((زندگی چیست ؟ زندگی ملت است.فرد به هر حال باید بمیرد.در ماورای حیات انسان ملت وجود دارد.)) این جمله رو بعد از شنیدن خیانت فرماندهان ارتش ششم گفته.و در ضمن همون طور که آلمانی ها به عملکرد ارتش ششم خودشون می بالند،همین احساس در منم هست البته با وجود کمی اختلاف.پس اگر سو تفاهمی پیش اومد باید ببخشی.
در ضمن فکر میکنم که این کار دور از شان شماست که سربازهای عراق بعثی رو با سربازای ارتش سرخ یکی بدونی.امیدوارم که درست فکر کرده باشم .همین طوره؟
در ضمن اگه عده ای اقلیت بتوونن اکثریت رو به گند بکشونن گروه اکثریت باید خیلی ضعیف باشه.غیر از اینه؟

347:

تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است .
شما انگار خیلی اطلاعات داری بهتره بری رساله بنویسی در مورد جنگ جهانی.
بعدش بهتره که به بقیه بی احترامی نکنی چون شخصیت خودتو پایین میاری اونوقت بقیه فکر میکنن عقده ای هستی منم هیچ وقت با آدمهایی مثل شما بحث نمیکنم.

348:

خیر. روی سخن به طرف همان ریسمان بود.
شما چطور چنین نتیجه ای گرفتید وقتی گفتگو به صورت مستقیم برقرار بود؟!

باقی تیکه هایی هم که انداختی بخاطر این بود که خود را در جایگاه مخاطب قرار دادی و بنده از پاسخ گویی (جدل) خودداری میکنم.

349:

شما جان کلام را درنیافتید وگرنه من را عقده ای نمیخواندید !
فریادی که من در اینجا برآوردم نه برای خودستایی بلکه برای راندن فرومایگانی
بود که در اینجا لانه گزیده بودند ، از همین رو با گرز سخن به این محفل
آمدم و نواختمشان !
اکنون نیز میتوانید گیجی یکی از این افراد را در به ( اصطلاح ) پاسخهایش ببینید
که خارج میزند و میگوید من برای مدیر شدن اینگونه مینویسم؟
کدام بی سلیقه ای میتواند چنین استدلالی را از روی سبک نوشته های من بپذیرد؟
یا از سر ناچاری رو به افتخارات چاله میدانی آورده است .
اکنون نیز وقاحت را از اندازه گذرانده است و دم از دریافتن چیستی فاروم میزند ! آنهم کاربری که در یکی از جستارهای همین تالارهای موضوعی رو به م.آزاد میگوید :
ببخشیدکه فلان چیز را گفتم آنزمان چیزی زده بودم و حالت عادی نداشتم !!!
------
من این را باری بر روی دوش هر روشنفکری میدانم که در میدان سخن و اندیشه
به نوبه ی خود فرومایگان متجاوز را فروکوبد تا اندیشه توانایی بالندگی را پیدا کند !
و من به نوبه ی خودم کاری کردم.

350:

قرار بود دیگه حرفی نزنی ولی پیمان شکنی میکنی. البته با خودت.
به هر حال از میان آن همه مطلب همین قسمت بود که احوالت را آشفت، ولی بنده توقع داشتم با مطالب دیگر پست قبلی متحول شوی. اما برخی هستند که وقتی به تماشای فیلم هم مینشینند فقط قسمت صحنه های سکسی را به خاطر خواهند داشت و اصل موضوع را درک نخواهند کرد. حالا همین افراد اگر وارد یک محیط مثل تالار گفتگو شوند ممکن است با چنین برداشت هایی داشته باشند.

351:

بهتره اینقدر گاز ندی وادبیات ننویسی الان این چیزا خریدار نداره جناب فردوسی .بعدشم همون گرزتو بردار برو اونجایی که به قول خودت با ادبهایی مثل خودت که هر چی دهنشون میاد میگن و ظرفیت انتقادو ندارن و گرز سخن و از این جور چیزها برمیدارن .
پس دیدی که جسارت نداری وبا یه حرف علی متالیکا چنان میخونی مثل بلبل.
منم ازتمام مدیران هم میهن عاجزانه میخوام که حضرت عالی رو مدیر بکنن شاید دست از سر کچل ما ورداری.
برو خوش باش آره

352:

بنازم به این صداقت جناب فردوسی

353:

راستی این پست بی ارزش تو باعث شد بار دیگر گفته های خود را مرور کنم. به یاد ندارم از کلمه "ببخشید" استفاده کرده باشم.
این تلاشها مانند تلاش مگسی است که در تار عنکبوت گرفتار آمده است و از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد بود.
باشد که بنده عنکبوت نیستم و برای تو دامی در نظر نگرفته بودم. هرچند که تغذیه ما هم مگس نیست و اگر مدیر هم شوی شاید بتوانیم تو را "حاج، زنبور عسل" خطاب کنیم که در آن صورت باز هم تغذیه مناسبی نخواهی بود.
پس سعی در آشفته کردن فضای فاروم نداشته باش که برایت سودی نخواهد داشت.
البته اگر به قصد مدیر شدن چنین میکنی شاید مفید باشد، چون از جدل کردن با بنده یا شکایت کردن از دست بنده خیلی ها به این درجه رسیدند. ولی همانطور که خودت هم میدانی این فضا برایم خیلی ارزشمند نیست.

354:

گفتمش نقاش را نقشی بکش اززندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش تصویری ازلیلی ومجنون بکش
عکس حیدردرکنارحضرت زهرا کشید
گفتمش سختی ودرد وآه
گشته حاصلم
آه کرد و با گریه زینب کبری کشید


355:

این چند جمله رو از توی کتاب نبرد من(همون کتابی که هیتلر سال ها قبل از به قدرت رسیدنش نوشت) نوشتم و نشان می دن که یهودی ها برای فرار از دست هیتلر به فلسطین نرفتن. بلکه هدف های دیگه ای داشتن.
یهودیان به قدری در کار خود ماهرند که با قیافه ی حق به جانب میتوانند یک ملت بیگانه و بی طرف قلمداد کنند. زیرا وقتی صهیونیست سعی می کند که به مردم وانمود کند که آنها از تشکیل حکومت ملی خوشحال و راضی هستند یک بار دیگر با این قیافه ی حق به جانب مردمان آلمان را فریب می دهند. زیرا آنها چیزی نمی خواهند جز اینکه یک روز با ضعیف کردن دولت ها موفق شوند یک دولت صهیونیستی فلسطینی ایجاد نمایند و این آخرین و عالی ترین آرزو های آنهاست. ولی در نفس او حقیقت نباید غیر از این باشد. به این معنی که آنها در نظر ندارند که یک دولت مستقل در فلسطین داشته باشند. بلکه می خواهند که فلسطین را برای خود مرکزی قرار دهند تا بتوانند با فعالیت های بین المللی جهان را تحت اختیار گرفته و سیاست تخریبی خود رادر همه جا توسعه بدهند و به این ترتیب بهتر خواهند توانست در مرکز دولت ها نفوذ داشته باشند و در واقع فلسطین برای آنها به منزله ی یک پناهگاه تربیت جنایتکاران است که مانند یک دانشگاه عالی مردانی جهت تامین آینده ی خویش تربیت نمایند.(فصل ملل و نژاد)

356:

تا آنجا كه ديدم بسياري از كاربراني كه به طرفداري متعصبانه از هيتلر ميپردازند چندان اطلاعات جامعي ندارند و اصولا هر تعصبي همينگونه است.

357:

عجب هيتلر با اينكه چرنديات زيادي بافته ولي اين را من در كتابش نديدم!

358:

عرض بنده هم همین بود، ولی ظاهرا به مزاج برخی خوش نیامد.
برخی بحث کردند و گفتگو و برخی هم توهین را جایگزین.

359:

عجب نقد بی سابقه و طاقت فرسایی بر آن قسمت از کتاب!

360:

من به نوبه ی خود تا پیش از سخنان جنجالی آقای احمدی نژاد در انکار هولوکاست هرگز ندیده بودم که یک ایرانی در انکار یا تائید هولوکاست مطلبی نوشته باشد ، یا به هیچ وجه نبوده و یا آنقدر کم بوده که من ندیدم ! ولی به محض گفتن آن سخنان به یکباره مدافعان آقای احمدی نژاد و اسلامیون بنیادگرا یک شبه به محققانی تبدیل شدند که دلایل زیادی در رد هولوکاست داشتند و مخالفان آقای احمدی نژاد نیز سخت میکوشیدند تا هولوکاست را ثابت کنند تا از این راه مخالف را بکوبند! ما ایرانیان اینگونه هستیم ، همه چیز را سیاسی و یا تحریف کرده ایم و در پایان چون در داخل چیزی برای تحریف باقی نماند به سراغ تاریخ اروپا رفتیم!

منکران هولوکاست میگویند شمار اندکی از یهودیان کشته شده اند و رقمهای بزرگ دولتهای فاتح دروغی بیش نیست!
پاسخ من اینست که چه فرقی میکند؟ حالا 6 میلیون یا 100 نفر : چه چیزی وحشتاکتر از اینکه یکنفر تنها بدلیل دینش انتخاب و به مسلخگاه فرستاده شود؟!

اما من به عنوان طرفدار هیتلر چه می گویم؟

میگویم : متاسفم که کشته شدند اما به ما ارتباطی نداشت !
مگر اروپائیان برای کشتارگری اسکندر در ایران او را خون آشام خواندند؟
پس چرا من باید دشمن هیتلری بشوم که با ما در یک جبهه بود بر علیه انگلستان میجنگید؟ناآگاهی شما مخالفان ایرانی هیتلر از سیاست و تاریخ در این بس که آنقدر که به هیتلر در این تالار دشنام دادید به چرچیلی که پدر ما را درآورد ندادید !




آذین

361:

خیر. تا جایی که بنده به یاد دارم از همان زمانی که گارودی را به زندان انداختند مقالات زیادی در باب هلوکاست در روزنامه ها منتشر میشد و بعدها برنامه ای در شبکه 4 سیما در باب همین جریان به نمایش گذاشته شد. (زمانی که احمدی نژاد خواب شهردار شدن را هم نمیدید) البته احتمالا بر سر این موضوع مقالات بیشماری در داخل ایران انتشار یافته است که بنده به علت کم سن و سال بودن خیلی پیگیر مسئله نبودم. (در آن زمان)


پس چرا من باید دشمن هیتلری بشوم که با ما در یک جبهه بود بر علیه انگلستان میجنگید؟

همانطور که عرض کردم بسیاری معتقدند که جناب هیتلر یا با بریتانیایی ها هم دست بوده است و یا اینکه فریب آنها را خورده است و یک بازیچه.
البته اگر به یاد داشته باشید سال پیش (یا مدتی پیش از آن) موضوعی مورد توجه بسیاری از رسانه ها قرار گرفت ولی نمیدانم که چه شد که آن را پیگیری نکردند.
مسئله پیدا شدن عکسهای جناب هیتلر با خاندان سلطنتی انگلستان بود و مسائل پشت پرده آن.

362:


1- درج مطالب اندک (و نه زیاد) در مورد هولوکاست پس از به زندان افتادن گارودی
تنها به این دلیل بود که بگویند در اروپا آزادی نیست !!!! وگرنه پرداختن به هلوکاست
مد نظر نبوده !

2- کدام عکس؟ کدام مسائل پشت پرده ؟ نشان بدهید .

363:

خوب به این میگویند بهانه بنی اسرائیلی. شاید هم عدم درک. (بدین ترتیب با منطق ریسمانی میتوان نتیجه گرفت شما هم لایق سوزانده شدن در همان کوره ها بوده اید)

البته به راستی هم چنین است. در اروپا آزادی بیان وجود ندارد. (هرچند که در اینجا هم وجود ندارد)

2. همان عکس که هیتلر داشت با ملکه چایی میخورد. البته معلوم نبود چای است یا قهوه.
همان مسائل پشت پرده که در نهایت به بوجود آمدن اسرائیل کمک کرد.
کمی به خودتان زحمت بدهید و جستجو کنید. (البته اگر آنها را نابود نکرده باشند، بنا به همین آزادی اروپایی) به هر حال شما عالم هستید و توانا در تمام زمینه ها.

364:

چرا مزخرف میگویید ؟
شما ادعای دارید و خودتان باید درستیش را نشان بدهید! این دیگر چه شیوه ای است که شما ادعایی میکنید و من باید آن را به استواری برسانم؟!!!!!!

هیتلر هرگز دیداری با ملکه نداشته است ! شاید شما در خواب آن
تصاویر را دیدید!


باقی سخنان شما نیز مانند پی امی که برای من فرستادید
پوچ است و ارزش پاسخگویی ندارد! خوش باشید

365:

سلام بر همگی دوستان
امیدوارم پستهای منو به دل نگرفته باشید
بیایید به هم نخندیم باهم بخندیم و اگر مسئله ای بوده که نمیدانیم با احترام گذاشتن به پستهای دیگران ونظرات آنها مسائل راروشن کنیم..
همینجا من از آذین معذرت خواهی میکنم (دیگه نبینم گرز برداری هاآذین)
وگرنه این صلح نامه به هم میخوره

366:

برو دوباره بخون آره باباجون..

367:

مگر فصل ملل و نژاد جلد اول را نميگويي؟
dodoo جان ناراحت نشو شايد كتاب شما چاپ حمس يا حذب اله لبنان باشد.
پدر جان ما اينجا خودمان هم از خوبيهاي هيتلر گفتيم هم از بديهايش ولي اين كتابش چيز در هم برهم و قر و قاطي است.جمله بنديها اشتباه دلايلش پيرامون وقايع من در آوردي و بدتر اينكه بچه هاي مدرسه اي را وادار به خواندن اين كتاب مب كرده اند.

368:

در مورد پی ام باید بگویم به شما لطف کردم که در پیغام شخصی توانایی ام را به شما ثابت کردم. شما پستی زدی توهین آمیز ولی اندکی بعد ترسیدی و ویرایش کردی. بنده هم وقتی این ترس را در وجود شما نظاره کردم لطف کرده و پاسخ درخورت را به صورت پیغام خصوصی تقدیم کردم. (احتمالا بعدا خدا را شکر کردی که پستت را ویرایش کردی و آن پیغام در ملع عام قرار نگرفت)

در مورد مزخرف گویی باید عرض کنم این تخصص شماست. دیشب به تایپیک "نیچه" سر کشی میکردم و مطالب درون تهی شما را نظاره. به هر حال برای خندیدن و تاسف خوردن موضوع جامعی بود.

حالا اگر شما از دنیای اخبار عقب هستی بنده چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟!
در مورد هلوکاست و مقالات ایرانی در باب آن چرندی گفتی که پاسخت را دادم. در مورد مسائلی که به تشکیل دولت اسرائیل کمک کرد اگر مایل به بحث باشی و توهین نکنی و اصولش را رعایت کنی بنده حرفی ندارم.

369:

به نظرم بهتر است در مورد اسراييل و هالوكاست در تاپيكي جداگانه بحث شود.

370:

به نظر من شخصیت قوی و اراده این شخص میتونه مثال زدنی باشه ، ولی در مورد جنگ روسیه حداقل اطلاعات نظامی رو می تونست از تجربه جنگ ناپلئون بناپارت در سال 1812 برداشت و استفاده بکنه.

371:

من در پستهای پیشین ، چنان آن بخش پنهان از وجود شما را آشکار کردم که اکنون
مثل مار بخود میپیچید و در پی این هستید که به هر قیمتی انتقام بگیرید! از اینرو
مانند انسانهای کوچک که توانایی جوانمردانه زیستن را ندارند رو به "دو دوزه "
بازی آورده اید :

خطی که من ویرایش کردم این بود :

" به صدقه ی سر رونین برخی از آب گل آلود ماهی میگیرند ! "

که در زمان کمتر از 1 دقیقه از نوشتن آن را پاک کردم چون دیدم
اگر ننویسم و از آن ماهیگیری شما بگذرم شاید بتوان کمک کرد که
جستار به بیراهه نرود ولی انگار اشتباه میکردم چون کسانی که بدنبال
بهانه هستند برایشان تفاوتی ندارد که موضوع بهانه چه باشد؟!

حالا این خط ویرایش شده آنگونه که شما تلاش داشتید نشان بدهید
دشنامی نبود که قرار گرفتن آن در ملا عام (و نه ملع عام!!!) گناه بزرگی
باشد و یا موجب بشود پیامی را برای من بفرستید که تنها از ذهن بچه ها تراوش
میکند!
پس دو دوزه بازی را کنار بگذارید !



در مورد مزخرف گویی باید عرض کنم این تخصص شماست. دیشب به تایپیک "نیچه" سر کشی میکردم و مطالب درون تهی شما را نظاره. به هر حال برای خندیدن و تاسف خوردن موضوع جامعی بود.

حالا اگر شما از دنیای اخبار عقب هستی بنده چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟!
در مورد هلوکاست و مقالات ایرانی در باب آن چرندی گفتی که پاسخت را دادم. در مورد مسائلی که به تشکیل دولت اسرائیل کمک کرد اگر مایل به بحث باشی و توهین نکنی و اصولش را رعایت کنی بنده حرفی ندارم.

1- در مورد نیچه بفرمایید در جستار مربوطه خودش ، اگر چیزی به من یاد دادید سپاسگذار
خواهم شد چرا در اینجا میگویید؟ آن گوی و آن میدان

2- ابتدا وضعیت ادعای سابقتان را ثابت کنید ، سپس میتوانیم به ادعاهای بعدی شما برسیم
خدای ناکرده شما که نمیخواهید در اینجا فقط حرف بزنید چه شد ماجرای چای خوردن
هیتلر با ملکه انگلستان؟

372:

کسانی هستند که در ابتدا خود را دوست نشان میدهند و سپس در لحظه ای میخواهند خنجر از پشت بزنند. این افراد لایق تعدیب هستند. از این رو این رفتار با شما شایسته بود. همانا که پست ابتدایی شما مبنی بر جدل حرکتی غیر منطقی و البته انتقام جویانه بوده است. بنابر این باید پای لرز آن هم سیتینگ کنید. (البته هرگاه که حرف بیهوده ای در مورد بنده به زبان آورید با شما برخورد خواهم کرد، هرچند که این کارها سطح بنده را پایین آورد)

1. در مورد نیچه باید عرض کنم بنده در آن تایپیک پست میزدم ولی سطح تایپیک به قدری پایین بود که دیگر مصمم به خروج شدم. وقتی کسانی در آن تایپیک وجود دارند که حتی از درک کوچکترین جمله این فیلسوف عاجزند چه انگیزه ای میتواند وجود داشته باشد. مانند این است که در یک تایپیک موسیقی کسی بیاید و بگوید Slipknowt یک گروه Black Metal است و اگر بگویید چطور بگوید در سایت خودشان گفته است. (خوب در سایت خودشان چنین مطلبی به غلط درج شده است، اما آیا یک موسیقی شناس یا حتی BNR این مطلب را تایید میکنند؟!)
همین مصداق در آن تایپیک وجود داشت. به یاد دارم اولین بحثی که ذوال را در بنده شکل داد در باب جمله (خدا مرده است) نیچه بود.

به هر حال کتوب نیچه برای همه کس و هیچ کس.

2. همانطور که عرض کردم این جریان برای مدتها پیش است و بنده همیشه متعجب بودم که چرا این مطلب خیلی زود بایکوت خبری شد. حتی رسانه های جمهوری اسلامی هم به آن نپرداختند. بنابر این نمیتوانم مدرکی رو کنم. اما اگر خودتان بروید و بر تاریخ دقیق شوید و سپس فکر و اندیشه را هم به خدمت بگیرید کمی در باب تشکیل این دولت (اسرائیل) دقیق شوید نکات مفیدی به دست خواهید آورد.

به هر حال بنده با پیگیری برخی از مطالب شما احساس کردم که بدجور شیفته قدرت هستید و این فرد را فردی قدرتمند قلمداد میکنید. حالا اگر روزی به شما ثابت شود که این مرد چقدر ضعیف بود و از ابرمردان تاریخ نیست به هر حال دچار مشکلاتی در ذهن شما خواهد شد. بنابر این صورت مسئله را پاک میکنید.

373:

چون با یهودی ها دشمن بود و دختر پسر بچه ها زن ها و پیرمردها و انسانهای بی
ناه را بنام مذهب کرور کرور میکش انسان بزرگی بود
بزرگی به کشتن نیست به مردونگی و گذشت به نام نیک گذاشتن
چرا باید از یه آدم کش جنایتکار دفاع کرد؟

374:

لاف زنی و فرافکنی های معمول شما...

1. در مورد نیچه باید عرض کنم بنده در آن تایپیک پست میزدم ولی سطح تایپیک به قدری پایین بود که دیگر مصمم به خروج شدم. وقتی کسانی در آن تایپیک وجود دارند که حتی از درک کوچکترین جمله این فیلسوف عاجزند چه انگیزه ای میتواند وجود داشته باشد. مانند این است که در یک تایپیک موسیقی کسی بیاید و بگوید Slipknowt یک گروه Black Metal است و اگر بگویید چطور بگوید در سایت خودشان گفته است. (خوب در سایت خودشان چنین مطلبی به غلط درج شده است، اما آیا یک موسیقی شناس یا حتی BNR این مطلب را تایید میکنند؟!)
همین مصداق در آن تایپیک وجود داشت. به یاد دارم اولین بحثی که ذوال را در بنده شکل داد در باب جمله (خدا مرده است) نیچه بود.

به هر حال کتوب نیچه برای همه کس و هیچ کس.
لاف زنی در مورد دانستن موضوعی و هم اکنون آوردن بهانه برای شرکت نکردن در گفتگو !

2. همانطور که عرض کردم این جریان برای مدتها پیش است و بنده همیشه متعجب بودم که چرا این مطلب خیلی زود بایکوت خبری شد. حتی رسانه های جمهوری اسلامی هم به آن نپرداختند. بنابر این نمیتوانم مدرکی رو کنم. اما اگر خودتان بروید و بر تاریخ دقیق شوید و سپس فکر و اندیشه را هم به خدمت بگیرید کمی در باب تشکیل این دولت (اسرائیل) دقیق شوید نکات مفیدی به دست خواهید آورد.
مدارک بسیاری زیادی از جنایات متفقین توسط تاریخ نویسانی که در همان کشور
زندگی میکردند چاپ شده است ! هرچند که زیاد مورد توجه قرار نگرفت چون به هرحال
عوام تحت تاثیر تلویزیون قضاوت خود را پیش از آن کرده بودند ولی کل هیچ مطلبی
بنا به ادعای شما پاک نشده است چه برسد به رویداد بسیار بزرگی چون
چای خوردن هیتلر و ملکه ی انگلستان! !
تاریخ زندگی هیتلر بقول 2 تاریخ نویس مشهور (جان تولند و ویلیام شایرر) نسبت
به دیگر مردان تاریخ بسیار روشن است و مدارک بسیار زیادی بدست آمده از این رو
ادعای شما دروغ بوده و هست و تنها عوام آن را باور خواهند کرد .
به هر روی شما که مدرکی برای گفتگو نداشتید نباید آن را اظهار میکردید
اینجا تالار فان نیست و بلکه تالار تاریخ است هرکس هم که ادعای در زمینه تاریخ
میکند باید بتواند آن را به استواری برساند !

به هر حال بنده با پیگیری برخی از مطالب شما احساس کردم که بدجور شیفته قدرت هستید و این فرد را فردی قدرتمند قلمداد میکنید. حالا اگر روزی به شما ثابت شود که این مرد چقدر ضعیف بود و از ابرمردان تاریخ نیست به هر حال دچار مشکلاتی در ذهن شما خواهد شد. بنابر این صورت مسئله را پاک میکنید.
اینکه من شیفته ی چه چیزی هستم و یا نیستم بشما ربطی ندارد
همینطور اینکه من در آینده نیز چگونه خواهم اندیشید خارج از قدرت شماست !


پ. ن : زوال و کتب درست هستند و نه ذوال ، کتوب!

375:

در اینجا دفاع صرفی از سوی من رخ نداده است !
خود من از کشتن یهودیان دفاع نکردم اما میگویم نباید هیتلر را فقط با
کشتن یهودیان شناخت !
اما اینکه گفته شود وی مرد احمقی بوده است خنده دار است و در چند
پست در همان ابتدای جستار دلایلی را هم ذکر کردم !
باید تاریخ را خواند و درس گرفت ! وگرنه اینکه به احمق بودن یکنفر اکتفا شود
و یک خط هم در موردش نخواند کاری ندارد!

376:

من تا صفحه پنجم بیشتر نخوندم پستی از شما نبود
در هر حال منظورم شما نبودید

377:

فکر می کنم عکس های مورد نظر شما اینها باشند :

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

اینها عکس هایی از ملاقات هیتلر و Edward VIII شاه انگلستان در سال 1937 در Berchtesgaden است.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
همانطور که عرض کردم بسیاری معتقدند که جناب هیتلر یا با بریتانیایی ها هم دست بوده است و یا اینکه فریب آنها را خورده است و یک بازیچه.
البته اگر به یاد داشته باشید سال پیش (یا مدتی پیش از آن) موضوعی مورد توجه بسیاری از رسانه ها قرار گرفت ولی نمیدانم که چه شد که آن را پیگیری نکردند.
مسئله پیدا شدن عکسهای جناب هیتلر با خاندان سلطنتی انگلستان بود و مسائل پشت پرده آن.
عکس دوم از سایت ویکی پدیا است و در کنار آن نوشته شده است :

In 1937, the Duke and Duchess visited Germany, against the advice of the British government, and met Nazi leader Adolf Hitler at Berchtesgaden. The visit was much publicised by the German media. During the visit the Duke gave full Nazi salutes

(لینک: http://en.wikipedia.org/wiki/King_Ed...I#World_War_II )

یعنی خبر این ملاقات در همان سال و توسط رسانه های آلمانی پخش شده و خبر جدیدی نبوده است. بنابراین به کاربردن عبارت پیدا شدن در اینجا نادرست است زیرا این عکسها سری نبوده اند و 71 سال پیش در رسانه ها منتشر شده اند.
همچنین اگر امکان دارد تعدادی از این افراد بسیار را که معتقدند « جناب هیتلر یا با بریتانیایی ها هم دست بوده است و یا اینکه فریب آنها را خورده است و یک بازیچه» را به ما معرفی کنید تا ما هم آنها را بشناسیم، زیرا تا آنجا که به یاد دارم شما نخستین کسی هستید که چنین ادعایی را از او می شنوم.

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
2. همان عکس که هیتلر داشت با ملکه چایی میخورد. البته معلوم نبود چای است یا قهوه.
همان مسائل پشت پرده که در نهایت به بوجود آمدن اسرائیل کمک کرد.
کمی به خودتان زحمت بدهید و جستجو کنید. (البته اگر آنها را نابود نکرده باشند، بنا به همین آزادی اروپایی) به هر حال شما عالم هستید و توانا در تمام زمینه ها.
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
2. همانطور که عرض کردم این جریان برای مدتها پیش است و بنده همیشه متعجب بودم که چرا این مطلب خیلی زود بایکوت خبری شد. حتی رسانه های جمهوری اسلامی هم به آن نپرداختند. بنابر این نمیتوانم مدرکی رو کنم. اما اگر خودتان بروید و بر تاریخ دقیق شوید و سپس فکر و اندیشه را هم به خدمت بگیرید کمی در باب تشکیل این دولت (اسرائیل) دقیق شوید نکات مفیدی به دست خواهید آورد.
همانگونه که می بینید این عکس ها نابود نشده اند و پیدا کردن آنها در اینترنت کار ساده ای بود (این عکس ها را جستجوی عبارت "hitler and King of England" پیدا کردم) پس شما به راحتی می توانستید مدرک رو کنید.
همانگونه که گفتمم این دیدار و عکس هایش چیزی سری نبوده اند که بخواهند با آن همچون خبری داغ و جنجالی برخورد کنند و همچنین وجود این عکس ها به تنهایی سندی برای اثبات ادعای شما نیستند (تا آنجا که می دانم دیدار میان سران کشورهای مختلف امری عادی است و بر اساس نمی توان نتیجه گیری همچون نتیجه گیری شما کرد ،زیرا بر این اساس هیتلر بازیچه و فریب خورده استالین و موسلینی هم بوده است، چون با آنها هم دیدار داشته است! ) بنابراین بهتر است به جای اکتفا به چند عکس مدرک قابل قبولی ارائه کنید.
همچنین اگر امکان دارد تعدادی از نکات مفیدی که با دقت در تاریخ تشکیل اسراییل به دست آورده اید را بگویید تا ما هم بیشتر با نیرنگ ها و نقشه های پشت پرده یهودیان و انگلیسی ها برای تشکیل اسراییل و شیوه های آنها برای استحمار مردم آشنا شویم.

و در پایان باید بگویم که بهتر است به جای متهم کردن دیگران به قدرت طلبی و تلاش برای رسیدن به مدیریت ، برای ادعای خود (که ادعای بسیار بزرگی ست) مدرک معتبر ارائه کنید.



378:

هیتلر با نخست وزیر انگلستان هم دیداری داشته است که جزو دیدارهای مرسوم دیپلماتیک بودند :

http://history.sandiego.edu/cdr2/WW2Pics/01552.jpg

379:

در تاريخ با كشتن هم ميتوان بزرگ شد.
تموچين هم باعث كشتار فراواني شد ولي مرد بزرگي بود.
نظر من اين بوده است كه هيتلر هم مردي بزرگ و هم ديكتاتور بوده و يكي از اشتباهات عمده اش دشمني با يهوديان بوده است.
البته دوستان نيك انديش از جنايات هيتلر يا هر كس ديگري دفاع نميكنند.

380:

زدي به خاكي كه پدر جان!
اين داستانهاي دروغين و بي پايه و اساس را باور نكنيد.
در تاپيك هاي پيشين در تالار تاريخ پيرامون اين داستان شما مباحثي شده است.

381:

پس نخواستی مخ را از آکبندی در آوری و در باب تشکیل آن دولت اندکی فکر کنی؟!

382:

احتمالا عکس هایی که شما در اختیار جمع گذاشتید مربوط به پیش از جنگ است. موضوعی که بنده به آن اشاره کردم در همان زمان جنگ رخ داده است و این بود خبری که از رسانه شنیدم.
در باب شکل گیری دولت اسرائیل در تایپیک "هلوکاست" بنده و چند تن از دوستان آگاهتر پست های زیادی زده ایم که شما میتوانید آن را بیابید.

بیشک دیدار با موسلینی هم در روند فکری وی تاثیر گذار بوده است.
درضمن بنده عرض کردم باید تامل کنیم و گفتگو تا در یابیم ایشان فردی فریب خورده بوده اند یا دست نشانده. به یاد ندارم با یقین در باب این موضوع صحبت کرده باشم.
به هر حال بنده هم نظرم را عرض کردم.

در مورد مدیریت احتمالا اشتباه به عرض شما رسانیده اند. چون بنده در این فاروم تجربه مدریت را دارم و خوب در تالار محوله متخصص ترین بودم. درضمن میدانم برای مدیریت تالار موضوعی طراحی نشده ام. اما با تجاربی که دارم میدانم فردی چون آذین فقط میتواند ذوال انگیزه را در مخاطبان به همراه داشته باشد. (اگر ادمین تن به خواسته وی مبنی بر مدریت دهد)

درضمن با توجه به تجارب موفقی که در ای دی شناسی داشتم و بر اکثریت روشن و آشکار است عرض میکنم:
برای زدن یک پست و بیان مطلب لازم به ساختن ای دی مجدد نیست.

383:

با توجه به تاریخ عکس ها این دیدار پیش از جنگ بوده است.
اگر منظور شما از تاپیک هلوکاست این تاپیک باشد :

همه چیز درباره هولوکاست (هلوکاست دروغ یا واقعیت ؟!) : http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=1705

تا آنجا که به یاد دارم نوشته های آن درباره ارائه مدرک برای انکار یا اثبات هلوکاست و همچنینی شمار کشته شدگان در این رویداد بوده است و سندی در مورد فریب خورده یا دست نشانده بودن هیتلر ارائه نشده است. همچنین استفاده از هلوکاست در راستای تشکیل اسراییل دلیل کافی برای این ادعا که هیتلر فردی دست نشانده یا فریب خورده و جنگ جهانی دوم نقشه ای برای تشکیل اسراییل بوده، نمی باشد. این استفاده را می تواند استفاده از نتیجه به دست آمده از جنگ بدون آنکه نقشه ای خاص برای به دست آمدن این نتیجه طرح شده باشد دانست (از آب گل آلود ماهی گرفتن) و بنابراین لازم نیست حتما هیتلر دست نشانده یا فریب خورده باشد (متاسفانه هم اکنون فرصت بازخوانی آن تاپیک را ندارم و اگر چیزی در آن تاپیک وجود دارد که نشان دهنده گفته های شما باشد، خواهشمندم آن را در اینجا بیان کنید)

نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
درضمن بنده عرض کردم باید تامل کنیم و گفتگو تا در یابیم ایشان فردی فریب خورده بوده اند یا دست نشانده. به یاد ندارم با یقین در باب این موضوع صحبت کرده باشم.
به هر حال بنده هم نظرم را عرض کردم.
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
در واقع هلوکاست و جنگ جهانی همه و همه بهانه ای بوده است برای روی کار آمدن رژیم صهیونیستی و لاغیر. البته هیچ مویی لای درز این نقشه نرفته است و نقشه بسیار بسیار حساب شده بوده است که حالا هم شاهد آن هستیم.
نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
اما شواهد مطالب دیگری را نشان میدهد حاکی بر اینکه یا هولوکاست حقیقت نداشته است و یا اگر داشته است در آن اقراق شده است.
عکسهای خاندان سلطنتی بریتانیا با هیتلر.
پیشروی هیتلر با آن سرعت و توقفش با سرعت بیشتر.
تشکیل دولت اسرائیل.
حمله هسته ای به هیروشیما و ناکازاکی
و ...
همه و همه به یکدیگر ارتباط دارند و دست روباه پیر سیاست از آستین همه اینها بیرون است.

کسی نگفته است که شما نظرتان را نگویید، اما به جمله خودتان دقت کنید « باید تامل کنیم و گفتگو تا در یابیم ایشان فردی فریب خورده بوده اند یا دست نشانده» شما تنها دو حالت را برای هیتلر در نظر گرفته اید :
1-دست نشانده
2-فریب خورده
و همچنین جنگ جهانی دوم و هلوکاست را نقشه ای برای تشکیل اسراییل دانسته اید. یعنی اینکه کارهای هیتلر به خاطر فریب خوردگی و یا دست نشاندگی اش و در راستای اجرای این نقشه بوده است. باور داشتن به یکی از این حالت ها رد کننده این موضوع است که جنگ به دلایلی غیر از اجرای این نقشه آغاز شده و شما این جمله ها را به گونه ای نوشته اید که یک موضوع قطعی را بیان می کنند (اینکه جنگ جهانی دوم یک نقشه برای تشکیل اسراییل بوده و هیتلر فردی دست نشانده یا فریب خورده) و تنها چیزی که به صورت یقینی درباره آن صحبت نشده، درست بودن یکی از دو حالت بالاست.گر چه در جمله زیر هیتلر را فریب خورده دانسته اید :


نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
خیلی بدبختیه اگر بیایم هیتلر بدبخت و بیسواد فریب خورده را با حسابگری چون خمینی مقایسه کنیم.

پس شما در مورد دو گزینه زیر به صورت یقینی سخن گفته اید(با صرف نظر از نقل قول بالا) :
1-هلوکاست و جنگ جهانی دوم نقشه بهانه ای بوده است برای روی کار آمدن رژیم صهیونیستی
2-هیتلر فردی فریب خورده یا دست نشانده بوده است
و پرسش من از شما این است که شما چه مدرکی و یا دلیلی دارید که این جنگ برای اجرای چنین نقشه ای بوده است؟ چه مدرکی و یا دلیلی دارید که هیتلر این کارها را به خاطر فریب خوردگی یا دست نشاندگی اش و عملی کردن این نقشه انجام داده نه به خاطر هدف و یا نقشه ای دیگر و نه با تصمیمات خودش (بدون داشتن وابستگی) و بدون فریب خوردگی؟ (با توجه به نقل قول های بالا شما هر دو موضوع را به طور یقینی و بدون کلمه ای که نشان دهنده شک باشد بیان کرده اید)

همان گونه که گفتم استفاده برخی از نتایج این جنگ در راستای تشکیل اسراییل دلیل کافی برای این ادعاها نیست.

همچنین آن عکس های مربوط به دوران جنگ (اگر واقعیت داشته باشند)
هم نمی توانند دلیل کافی برای ادعاهای شما باشند زیرا می توانند نشان دهنده یک گفتگو برای سازش باشند نه آنچه که شما گفته اید.


نوشته اصلي بوسيله alimetallica_2 نمايش نوشته ها
درضمن با توجه به تجارب موفقی که در ای دی شناسی داشتم و بر اکثریت روشن و آشکار است عرض میکنم:
برای زدن یک پست و بیان مطلب لازم به ساختن ای دی مجدد نیست.
این نخستین آی دی من در هم میهن است و تجربه های شما این با کارساز نبوده اند. (اگر بر این ادعا که من دارای بیش از یک آی دی هستم اطمینان دارید باید مدرک ارائه کنید زیرا نه ادعا کردن بدون مدرک کار سختی است و نه تجربه های شما دلیل کافی برای درستی ادعایتان)



384:

چون اينجا جايش نيست درست نبود اينجا مطرح كنم ولي چاره چيست؟

1- اينكه بگوييم جنگي به آن عظمت و با آن گستردگي تنها به خاطر مهاجرت چند هزار يهودي در سرزمين باستانيشان بوده است واقعا خنده آور است و جاي اين سخن در تالار جك و لطيفه است.

2- اگر به وقايع تاريخي گذشته نيك بنگريم ميبينيم كه وجود كشور اسراييل در خاور ميانه به سود كشور ما بوده است.

385:

شما به موردی اشاره فرمودید مبنی بر اینکه ممکن است هیتلر بنا به انگیزه های شخصی دست به چنین کاری زده باشد که خوب این احتمال هم وجود دارد اما با توجه به نکات فوق الذکر (که تازه اطلاعات بنده و حتی دیگران در این مورد بسیار اندک است) گفته های ما بیشتر بوی حقیقت میدهند.
حالا متوجه نشدم منظور شما از آن جمله این مطلب هم میتواند باشد یا خیر:
هیتلر در فکر بناکردن کشوری برای یهودیان بود! (یعنی طرح شکل گیری اسرائیل توسط خود این فرد ریخته شده باشد؟)


---
در مورد ای دی دوم یا دهم باید عرض کنم به بنده ارتباط خاصی ندارد، فقط حکم یک پلیس بازنشسته را ایفا کردم.
به هر حال پیدا کردن مطالب بنده و آن تاپییک توسط شما تخصصی میخواهد که از یک کاربر آماتور ساخته نیست و نیازمند پیش زمینه هایست.
البته بهتر است در این مورد صحبت نکنیم، چون همانطور که عرض کردم به بنده مربوط نیست.

386:

مثلا چه سودی؟!

شاید شایسته این مثال:
ته مانده شامی که لورد خورده است برای خدمتکارش؟!

387:

ما كه از مثال شما سر در نياورديم.داستان اندكي مفصل است و اين تاپيك هم جايش نيست.

388:

بازشکافی مثال بنده به زبان کوچه و بازار:

قدیم مدیما یک سری ارباب بودند که یک نوکر وفادار داشتند که هر جا میرفتند اون رو هم با خودشون میبردند. ولی هیچ وقت نمیگذاشتند روش خیلی زیاد بشه. البته یک جاهایی هم هواشو داشتند چون فکر میکردند مثلا اگه باغبون ارباب مقابل بزنه تو سر این طرف داره میزنه تو سر خود ارباب. ولی در کل رفتار شایسته ای نداشتند، با اینکه اون خدمت کار خیلی نوکری میکرد و از همچیش مایه میگذاشت.
خلاصه وقتی خودشون غذا میخورند، مثلا یک پرس استیک و انواع نوشیدنی ها این سیب زمینها را یک گاز میزدند و اگر خوششون نمی آمد پرت میکردند روی زمین برای نوکره. اون هم بر میداشت و میخورد و تشکر هم میکرد.

389:

نه اشتباه مثال زدي .منظور چيز ديگري بود.

390:

منظور شما چیز دیگه ای بود یا منظور من چیز دیگه ای بود که خودم سر در نمیارم؟!

391:

منظور من چيز ديگري بود. ربطي به اين مثال شما نداشت.

392:

یاالله و سلامی مجدد به دوستان
انگار هنوز هیچ طرفی رضایت نداده و بحث همچنان ادامه داره
انشاالله که به خوبی وخوشی ختم به خیر بشه تا اینجارو هم تعطیل نکنن.
دوستدارتون و مخلص تمام دوستان محترم dodoo

393:

ما ایرانی ها بر عکس آلمانی ها هیچ وقت نتونستیم یا نمی خوایم که اون کاری رو که باید بکنیم یا وظیفمونه انجام بدیم.بی شک از مهمترین دلایل عقب افتادگیمون و سروری و آقایی ملت آلمان هم همین بوده اراده و حس انجام وظیفه.حالا آیا واقعا این جز گناهان کبیره نیست که خودمونو با نژاد برترژرمن و ملت بزرگ آلمان یکی بدونیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا هم که باید بحث سر پیشوا آدولف هیتلر باشه از قضای روزگار به کجا کشیده.واقعا که جای تاسفه.

394:

صد در صد. من هرگز هیچ نژادی را برتر نمیدونم و به هیچ وجه ایرانیهای بی آزار را در گناهان کبیره آلمانیها شریک نمیدانم. خود آلمانیها شرمندن.

395:

هیتلر، مرد بزرگ
پیاده نظام ورماخت


هیتلر، مرد بزرگ
افسر ورماخت


هیتلر، مرد بزرگ
افسر ss


هیتلر، مرد بزرگ

سرباز ss

هیتلر، مرد بزرگ

یونیفرم زمستانه ss

هیتلر، مرد بزرگ

دژبان نیروی زمینی

هیتلر، مرد بزرگ

افسر واحدهی زرهی ss

هیتلر، مرد بزرگ

افسر لوفت وافه (نیروی هوایی)

هیتلر، مرد بزرگ

افسر لوفت وافه (نیروی هوایی) در یونیفرم خلبانی

هیتلر، مرد بزرگ

افسر ورماخت در جبهه آفریقا


هیتلر، مرد بزرگ

396:

هیتلر، مرد بزرگ

افسر Allgemeine-SS_small (این نیرو 8 سال قبل از waffen ss تشکیل شد)



هیتلر، مرد بزرگ

پیشخدمت مهمانیهای سران نازی

هیتلر، مرد بزرگ

نیروهای هوابرد(fallschirmjager)

هیتلر، مرد بزرگ

افسر نیروی دریایی

397:

بعد از آلمان سراغ آمریکا میریم

هیتلر، مرد بزرگ

افسر پیاده نظام

هیتلر، مرد بزرگ

سرباز پیاده نظام

هیتلر، مرد بزرگ

افسر نیروی هوایی

هیتلر، مرد بزرگ

افسر نیروهای مخصوص

هیتلر، مرد بزرگ

سرباز نیروی مخصوص

هیتلر، مرد بزرگ

لشگر 101 هوابرد


هیتلر، مرد بزرگ

یونیفرم زمستانه لشگر 101 هوابرد

هیتلر، مرد بزرگ

لشگر 82 هوابرد

398:

کلاه خود آلمانيها مدل m1935 هستش که در نوع خودش زير خاکي محسوب ميشه کلاهخودهاي مدرن ارتش امريکا کلاهخودهايي بسيار سبک و از جنس کولار و با قابليت نصب انواع تجهيزات هستند و شايد تنها وجه شباهت اين دو لبه هاي پايين کلاهخود باشد که باز هم متفاوت از هم هستند
هیتلر، مرد بزرگ
german helmet



هیتلر، مرد بزرگ

399:

dodoo اگر ميتواني يكمي از مسلسل اشمايسر بگو. گويا سلاح جالبي بوده.

400:

چندی پیش آخرین سرباز آلمانی باقیمانده از جنگ جهانی اول و دوم در سن صد و اندی سالگی درگذشت. جالب اینه که نشریات آلمان بدلیل شرمندگی که هنوز در آلمان از جنگ هست، زیاد به این موضوع بها ندادند. بر خلاف نشریات فرانسوی که موضوعی مشابه را که در فرانسه رخ داده بود در بوق و کرنا کردند. آلمانیها واقعا شرمندن.

401:

ایتالیا کشوری است در جنوب اروپا با آب وهوایی معتدل ، مدیترانه‌ایی و حاره‌ایی که جنوب آن دریای مدیترانه قرار دارد و در غرب و شرق آن نیز توسط دریای مدیترانه احاطه گشته. از شمال شرقی و شمال با کشورهای اسلونی،اتریش وسوئیس و از شمال غربی با فرانسه همسایه است.
ایتالیا در میانه جنگ جهانی اول و دوم
ایتالیا که کشوری با حکومت پادشاهی مشروطه بود پس ازجنگ جهانی اول که از اتریش شکست خورده بود و این شکست تا به امروز از بدترین خاطرات مردم ایتالیا به شمار میرود؛ خسارات عمده‌ای دیده بود و از آنجایی ایتالیا منبع فسیلی جز زغال‌سنگ نداشت و برای آبادانی خود دست به استعمار کشورهای جنوبی خود یعنی کشورهای آفریقایی زد.
با نخست‌وزیری بنیتو موسولینی این کار شتاب بیشتری یافت. موسولینی رهبر ایتالیای فاشیست طی دوران جنگ دوم جهانی بود. موسولینی شریک هیتلربود که وی را در جنگ یاری داد .
موسیلینی که شعار های فاشیستی می داد و یاد از دوران حکومت مقدس روم می‌کرده و مردم کشورش را به یا آن دوران می انداخته و آنها را به یاد شکوه آن دوران می‌انداخت و به نوید پیشرفت وایتالیایی قدرتمند می‌داد. با به قدرت رسیدن موسیلینی پادشاه ایتالیا امانوئل عملا از قدرت برکنار شده بود و هیچ کاری از دستش بر نمی آمد.

402:

موسیلینی با تفکر فاشیستی دست به ایجاد سپاهی بهتر از جنگ جهانی اول زد و در لباسهای ارتش سعی بر این بود که از پوشش هایی استفاده کنند که نشانه‌هایی از دوران باستان و گذشته داشته باشد. لیکن ارتش با سرعت کمی در حال تجهیز شدن بود.
با حمله به کشور های لیبی واتیوپی این کشورها به زیر سلطه ایتالیا رفتند. در حالی که عمرمختارقهرمان ملی لیبی که با حمله ایتالیا دست به قیام همه جانبه زده بود به آنها که مسلح به تانک‌ها و زره‌پوش‌های مسلسل دار بودند اعلان جنگ داد و با لشگری که تهیه کرده بود به ایتالیایی‌ها به‌وسیله سواران اسب سوار مسلح به تفنگ های گلنگدنی حمله می کرد و در هر حمله‌ایی که پیروز می شد با غنایم بدست آمده دوباره به آنان حمله می کرد.
حکومت وقت ایتالیا که سپاهی مجهزتر و قدرتمندتر را به لیبی فرستاد و در جنگی عمر مختار را دستگیر نموده و بعد با طناب دار اعدامش کردند.آلمان و ایتالیا وژاپن که پیمانی برای جلوگیری از خطر گسترش کمونیسم را امضا کرده بودند به عنوان کشورهای متحد شناخته شدند. با شروع جنگ جهانی دوم ایتالیا تا ده سال پیمان همکاری نظامی را امضا کرده بود. بنابراین ایتالیا هم مستعمرات خود را گسترش می داد و هم با کشورهای همسایه در گیر جنگ می‌شد.
ارتش ایتالیا گرچه صاحب زره پوش های بهتر و قدرتمند تری شده بود و نیروی هوایی کار آمدی داشت اما دارای فرماندهی مناسبی نبود طوری که از ارتش اتیوپی مسلح به تیر و کمان شکست خورد و مجبور به عقب نشینی شد. این خبر در دنیا صدا کرد و انگلیسی‌ها آن را به تمسخر گرفتند.
با اعلان جنگ انگلستان به ایتالیا درگیری آغاز شد و ایتالیا همه چیز خود را در حال از دست دادن دید، بن قاضی از دست رفت و دژ بزرگ طبرق نیز به دست انگلیسی‌ها افتاد.
به دنبال شکست های پی در پی موسلینی چاره ای جز در خواست کمک از آلمان نداشت. به دنبال این موضوع هیتلر مجبور شد یکی از بهترین افسران خود را به صحرا سوزان آفریقا اعزام دارد.
در چنین شرایطی ژنرال فلد مارشال اروین ارنست رومل(در زمان اعزام مارشال نبود) با سپاهش وارد شمال لیبی می شوند و با تاکتیهای بی نظیر نظامی تمام شهر ها و اماکن استراتژیک را از انگلستان باز پس می گیرد.
در جهان مثلی معروف است که طرح و کلنگ جاده ایی را ایتالیایی ها درآفریقا زدند ، انگلیسی ها آن را کامل کردند و آلمانی ها از آن استفاده کردند. آری بن قاضی ، طبرق و... برج ها شهر ها یکی یکی و دوتا دوتا از دست انگلیس آزاد می شوند.
با پیروزی های پی در پی آلمانی ها وایتالیایی ها زیر فرماندهی آلمانی ها چرچیل نخست وزیر انگلیس به هراس می افتد و برعکس هیتلر به آفریقا اهمیت بیشری می دهد واز امریکا کمک می خواهد. در حالی که انگلیسی ها روز به روز تجهیز می شدند وتدارکات فراوانی برایشان تهیه می شد اما بر عکس تجهیزات زیادی برای ایتالیایی ها و آلمانی ها در کار نبود هر چه بنزین برای تانکها وخودرو های زرهی بود توسط برتری در دریا به پایگاهی در مالت نابود می شد وقتی رومل از پایگاه فرمانده کل قوا در خواست کمک شد به او گفته شد باید به همان چیز هایی که دارد قناعت کند. او هم چاره ایی دیگر نداشت با تجهیزات کم خود وبا تانک های نسبتاً خوب ولی دارای توپ ضعیف ایتالیایی ها و جنگ افزار های از رده خارج ایتالیا و با سربازهای آنها تا آنجا که مقدور بود مقاومت کرد که در العلمین متحمل شکست نابرابر تجهیزاتی شد نه تاکتیکی.
با دادن اسیر های ایتالیایی و آلمانی هم ایتالیا و هم متحدش از صحنه نبرد آفریقا کنار رفتند و مجبور بازگشت به خانه های خود شدند البته با دادن اسیر هایی با بیش از 90 هزار نفر.
ایتالیا کشور های همسایه دور خود و مناطق استراژیکی و مهم را باید به تسخیر در می آورد که این کار در اوایل جنگ آغاز شده بود باز هم نیاز به کمک آلمانی ها بود. یونان و چند کشور کوچک نیز به تسخیر ایتالیا و یا به بیان بهتر گروه متحدان ، در آمد.
ایتالیا به درخواست هیتلر نیروهایی به کمک آلمان در جبهه های شرق فرستاد که آخرین نقطه آن استالینگراد بود. با کند شدن سرعت آلمان درنبرداستالینگراد موسلینی در خواست برگشت نیروهایش را از شرق می دهد اما با قول مساعد پیروزی مارشال هرمان گورینگ آن نیروها را در شرق نگه داشت. اما پس از شکست دراستالینگراد که با تسلیم ژنرالفردریش فون پائولس به ارتش آلمان و تسلیم نیروهایش در استالینگراد به شوروی و خوش گذارنی هایش بعد از جنگ همه چیز معلوم شد او حتی یکی از مقام های عالی را در آلمان شرقی بعد از جنگ کسب کرد.
حملات متفقین روبه ایتالیا (آمریکا و انگلیس) به جزایر ایتالیا از جمله سیسیل باعث شد ایتالیایی ها به دو دسته تقسیم شوند یکی طرفدار متحدین و دیگران که مخالف موسلینی و علیه متحدین. با این کار ایتالیا از هم پاشیده شد و افسار امور از دست حکومت موسلینی خارج شد. گرچه سلاح های زیادی برای مقابله از آلمان در یافت کرده بود به عنوان مثال تعدادی تانک تایگر آلمانی که اصلاً ایتالیایی ها استفاده نکردند و توسط آلمانی ها خارج شد.
موسلینی که توسط ایتالیایی دستگیر شده بود آماده محاکمه شدن بود و این مشکل باز هم باید توسط آلمانی حل می شد. هیتلر به هوابردهای خود وبه کماندوی اصلی خود یعنی اتواسکورزنی دستور نجات اورا داد او هم با هوابرد ها موسیلینی را ازدست متفقین نجات می دهد. اما قوای متفق در حال بمباران و پیشروی بود.
دلایل شکست ایتالیا در جنگ جهانی دوم
  • ایتالیا دارای سامانه ی هدفمندی برای تجهیز سپاه خود نبود. یک بار با اسلحه کالیبر 6.5 میلمتری و یک بار با کالیبر 7.3 میلیمتری که بعدا دوباره با کالیبر قدیمی مجهز شد. این کار باعث سردر گمی سربازان ایتالیایی شد.
  • نوآوری ها در ارتش ایتالیا نزدیک به صفر بود. گرچه از خیلی کشور ها در آن زمان پیشرفته تر بود اما با ورود آمریکا به جنگ باید سلاحی بهتری می داشتند.
  • نبود نیروی زرهی خوب. گر چه تانک های نسبتاً خوبی داشتند اما این تانک ها کالیبر توپ هایشان پایین بود و نمی توانستند با تانک های آمریکایی همچون شرمن در گیر شوند و آنها را از بین ببرند.
  • نیروی هوایی ایتالیا قابل قبول بود اما کوچک بود وتوان عملیاتی بالا را نداشت.
  • تربیت نکردن نیروهای ماهری همچون نیروهای ورماخت آلمان ونداشتن قدرت فکر بالا ومارشال های کار آمد.
  • موسلینی آنگونه که باید حس میهن پرستانه را برای ایتالایی ها زنده نکرده بود. مقایسه :
در حالی که پیشوا آدولف هیتلر خودکشی کرده بود نوجوانان 14 -15 ساله وپیرمرد های بالای 60 سال و کهنه سربازان جنگ اول، از برلین دفاع کردند.
مناطق عمده عملیاتی
  • شمال آفریقا و حبشه
  • جنوب فرانسه
  • یونان و جزیره کرت
  • روسیه

403:

اين جنگ كه بزرگترين و هوالناكترين جنگ در طول تاريخ بشر، تا به امروز است چهار تغيير اساسى در وضع بين المللى به وجود آورد:
1 -
سيستم قديمى دولتهاى اروپا كه در جنگ جهانى اول ، ضربه خرد كننده اى بر آن وارد شده بود، تقريبا از ميان رفت . فرانسه ديگر به صورت يك دولت قدرتمند در قاره اروپا نبود وانگلستان ديگر قادر نبود با افزودن وزنه سياسى خويش سياست خود را درباره تعادل قوا، در مقابل نيرومندترين كشورهاى قاره اروپا دنبال كند.
2 -
صحنه قطعى قدرت جهانى ، از محل طبيعى قديمى اروپائى به ايالات متحده و روسيه شوروى تغيير مكان داد و هر كدام از اين دو كشور امكان يافتند كه كانون سلطه جهانى شوند.
3 -
اختراع سلاحى جديد، مفاهيم جغرافياى نظامى را به طور مؤ ثرى تغيير داد، و در عصر سلاحهاى اتمى ، ضعف روز افزونى در اركان دولتهاى صنعتى غرب بويژه بريتانيا، راه يافت .
4 -
نيروى حياتى ناسيوناليسم تا آسيا و آفريقا توسعه يافت و ملتهاى استعمار شده خواستار استقلال داخلى و پايان يافتن سلطه امپرياليزم شدند و اين امر وضع موجود سياسى و اقتصادى را واژگون ساخت .
از نتايج ناپدار جنگ جهانى دوم مى توان به : كنفرانس ((يوتسدام ))Potsdam
(178)
كه براى روشن شدن نحوه اداره آلمان در ژوئيه 1945 در شهر پوتسدام نزديك برلين ، مركب از نمايندگان ايالات متحده ، و اتحاد جماهير شوروى تشكيل شده بود اشاره كرد. در اين كنفرانس دول متفق بر محاكمه سران نازى ، گرفتن غرامت جنگى به صورت جنسى از آلمان و نيز كوچاندن آلمانيهاى ساكن اروپاى شرقى به خاك اصلى آلمان توافق كردند. على رغم اين توافقها، اختلاف نظر شديدى درباره سرنوشت كشورهاى اروپاى شرقى ، آينده يونان و چگونگى كنترل تنگه هاى ((بسفر و داردانل )) ميان اتحاد جماهير شوروى (سابق ) و ايالات متحده آمريكا و انگليس بروز كرد، كه اين نخستين اختلاف آشكار متفقين از آغاز جنگ تا اين زمان بود.
از ديگر نتايج جنگ مى توان به كنفرانس صلح ((پاريس )) كه با توافق قدرتهاى بزرگ در ژوئيه 1946 مركب از بيست و يك دولت كه عليه آلمان اعلان جنگ كرده بودند اشاره كرد، هدف اين كنفرانس آن بود تا به امضاى صلحى ميان متفقين با كشورهاى ايتاليا، رومانى ، بلغارستان ، مجارستان و فنلاند كه در طول جنگ از متحدين آلمان بودند نايل گردند. آلمان تنها كشورى بود كه عقد پيمان صلح با آن انجام نگرفت ؛ زيرا اين كشور پس از خودكشى (؟) هيلتر فاقد دولت بود.
كنفرانس مسكودر مارس 1947 بار ديگر دول متفق در مسكو اجتماع كردند، دستور كار اين كنفرانس بحث درباره اتريش و آينده آلمان بود. چون روسها حاضر به خروج از اتريش نبودند و در مورد آلمان ، روسها با ديگر كشورها در سه مورد مرزهاى شرقى آلمان ، كميت و كيفيت گرفتن غرامات و وحدت سياسى آن كشور، اختلاف نظر داشتند، همچنين تقسيم جهان به دو قطب غرب و شرق از ديگر نتايج جنگ جهانى دوم بود كه غربيها به بلوك شرقى اصطلاح كشورهاى ((پشت پرده آهنين )) و روسها به دول غرب ((پرده اورانيوم )) را لقب دادند.
از نتايج پايدار جنگ جهانى دوم مى توان به ((ايجاد سازمان ملل )) اشاره كرد كه در ژوئن 1945 نمايندگان پنجاه كشور طرح تاسيس آن را در ((سانفرانسيسكو)) امضاء كردند و يكسال بعد سازمان ملل كار خود را آغاز كرد. همچنين مى توان به ((جنگ سرد)) War Cold ميان آمريكا و شوروى (سابق ) اشاره كرد كه مبين كشمكش سياسى - عقيدتى ميان دو ابرقدرت شرق و غرب بود كه بدون استفاده از نيروى نظامى به ايجاد دسته بنديهاى سياسى - نظامى و رقابت تسليحاتى دست زدند.
اثرات جنگبسيارى از اثرات جنگ جهانى دوم چون افزايش قدرت دولتها، ايجاد تلفات سنگين و نيز پيشرفت تكنولوژى و... به مانند جنگ اول جهانى بود. جنگ ، اهميت علوم و اثر آن به صنعت را دو چندان نمود و بسيارى از اختراعات ، چون رادار، موتور جت و انرژى اتمى به منظور استفاده در جبهه هاى جنگ پا به عرصه گذاردند.
جنگ جهانى دوم ، موجب آزادى بسيارى از مستعمرات انگلستان و فرانسه و هلند بويژه در خاور دور گرديد. در طول جنگ 5/7 ميليون سرباز روسى ، 3 ميليون سرباز آلمانى ، 5/1 ميليون سرباز ژاپنى ، 400 هزار سرباز انگليسى ، 300 هزار سرباز آمريكايى ، 210 هزار سرباز فرانسوى ، 187 هزار سرباز ايتاليايى و 147 هزار سرباز كشورهاى كامنولث (179) كشته شدند. كل كشته شدگان جنگ جهانى دوم را حدود 39 ميليون نفر تخمين زده اند كه اتحاد جماهير شوروى (سابق ) با بيشترين آن يعنى 5/17 ميليون نفر در راس كشورهاى مصيبت زده از جنگ قرار گرفت .

404:

سواستیکا، همان شکل صلیب شکسته، سمبل باستانی انرژی است که نازی ها آنرا اقتباس نمودند.

405:

نتیجه جنگ
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
مرزها در جنگ جهانی دوم : سیاه: مناطق محور به انضمام ویشی فرانسه - سرخ: اتحاد شوروی و هم‌پیمانان - آبی: متفقین غربی - طوسی: کشورهای بی‌طرف


نتیجه‌ی سیاست جنگی آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد زندگی ۲۷ میلیون از مردم شوروی را بلعید، یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. پنجاه درصد این کشته‌شدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند. به جز اینان، ۳ میلیون روس در اردوگاه‌های آلمان و به ویژه در اتاقهای گاز از پای درآورده شدند. در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در پی اشغالگری ارتش هیتلری کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. نتیجه‌ی سیاست جنگی آلمان هیتلری در چهار سالی که از پی آمد ۵۰ میلیون کشته در دنیا و تقسیم مجدد جهان بود

406:

نبرد فرانسه




هیتلر، مرد بزرگ

انهدام ارتش لهستان زیر نگاههاى مضطرب قدرتهاى فرانسه و انگلیس در حالى صورت گرفت که بویژه فرانسه هیچ اقدامى براى نجات این کشور به عمل نیاورد.
این مسأله سبب شد ارتش آلمان پى ببرد فرانسویها و انگلیسیها جرأت دست زدن به «حمله اول» را ندارند، بنابراین در ماههاى سپتامبر۱۹۳۹ تا آوریل به سرعت به تقویت ارتش خود پرداخت و آن را از ۱۱۶لشکر به ۱۹۰لشکر رساند. این در حالى بود که متفقین (انگلیس و فرانسه) نتوانسته بودند توان خود را در جبهه فرانسه به بیش از ۱۰۰لشکر برسانند (تنها ۱۰لشکر از این تعداد انگلیسى بودند) اما هیتلر به دلیل وجود خطر روسیه و جنگ نروژ (که منجر به فتح آن کشور شد) در مه۱۹۴۰ نتوانست بیش از ۱۲۶ لشکر را در جبهه غرب به میدان بیاورد. حال آنکه عبور از خط معروف دفاعى ماژینو نیرویى بیش از این مى طلبید.

حمله به هلند و بلژیک

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر براى آنکه بتواند فرانسه را به سرعت به زانو درآورد، نیاز به سرعت عمل داشت. بنابراین ۱۲۶ لشکر آلمانى در ۱۰مه۱۹۴۰ با بهره بردارى از سرعت عمل واحدهاى زرهى خود به هلند حمله کردند. هیتلر ترجیح داد به جاى حمله از طریق مرز آلمان به فرانسه و دشوارى «عوارض زمین» از شمال فرانسه با پیمودن عرض کشورهاى هلند و بلژیک خود را به پاریس برساند.
بلژیک و هلند دریافتند که در این نبرد بزرگ نمى توانند نقش چندان بزرگى داشته باشند اما به هر حال تصمیم به مقاومت گرفتند. هلندیها سعى کردند با شکستن سدهاى خود مانع پیشرفت ارتشهاى آلمانى شوند اما قبل از آنکه بتوانند نیت خود را عملى کنند بیشتر پلهاى هلند به دست آلمانها افتاده بود و ۱۰لشکر زرهى آلمان با سرعتى فوق تصور (براى دنیاى آن روز) خود را به مرز بلژیک رساندند. چرچیل و ژنرالهاى فرانسوى از بلژیک تنها یک ماه مقاومت مى خواستند تا بتوانند خط جبهه خود را در شمال فرانسه محکم کنند اما فشار ارتش آلمان آنقدر زیاد بود که ارتش بلژیک به سرعت از رود «موز»در مرکز بلژیک به جنوب رانده شد.
در همین زمان فرانسوى ها تحت فشار سیاسى انگلوساکسونها مجبور به یک ضد حمله بزرگ براى عقب راندن آلمانها از بلژیک و کمک به نیروهاى پراکنده هلند شدند. اما خرد شدن ارتش هلند ظرف ۳روز و شکستهاى پى در پى بلژیکى ها شرایط را کاملاً تغییر داد.
اکنون ۲میلیون سرباز فرانسوى و ۳۳۰هزار سرباز انگلیسى باید خط دفاعى جدیدى را در داخل خاک فرانسه تعریف مى کردند، حال آنکه آنها به خط دفاعى ماژینو در شمال شرق فرانسه ومنطقه آردن در شمال فرانسه به عنوان تکیه گاه اصلى ارتش نگاه مى کردند.
در حالى که انتظار همگان توقف ارتش زمینى آلمان (ورماخت) در پشت این خط بود اما نگاه تیزبین ژنرالهاى آلمانى نظیر فون روند شتت و هالدرو گودریان شکافى ۸۰کیلومترى را در این خط دفاعى مى دید که فقط ۲لشکر از آن محافظت مى کردند. البته آنگونه که چرچیل در خاطرات خود مى نویسد، انگلیسیها بارها نسبت به این منطقه (آردن) هشدار داده بودند اما فرانسویها منطقه آردن را قابل پیشروى نمى دانستند. حال آنکه از یاد برده بودند وسایل موتوریزه جدید بویژه زرهپوشها تعریف مناطق صعب العبور را تغییر داده است.
این در حالى بود که سرعت عمل آلمانها آنقدر زیاد بود که اجازه جمع شدن مجدد نیروهاى متفرق شده در بلژیک را نیز به آنها نداد.
چرچیل مى نویسد: «واحدهاى زرهى ژنرال آلمانى (کلاسیت) چنان با سرعت واحدهاى فرانسوى مقابل خود را نابود کرده و یا متفرق مى کرد که تاکنون در هیچ جنگى سابقه نداشت.»
شکاف ایجاد شده بین نیروهاى فرانسوى به سرعت گسترش یافته و بخش بزرگى از نیروهاى فرانسوى به سمت سواحل دریاى مانش رانده شدند. استفاده انگلیسیها از هواپیما براى کاستن از سرعت حرکت آلمانها نیز فایده اى نکرد و از ۴۸۶ هواپیماى انگلیسى در جبهه فرانسه، ۲۸۶ هواپیما از بین رفت. آلمان ضربه غافلگیر کننده و مرگبار خود را در منطقه «سدان» زد (منطقه اى در مثلث مرزى بلژیک، لوکزامبورگ و فرانسه) زرهپوشهاى آلمانى در سدان جبهه را شکافته و با حرکتى سریع نیروهاى متفقین را که در بلژیک و شمال فرانسه گیر افتاده بودند، دور زد. در ۱۵مه آلمانها به ۹۶کیلومترى پشت جبهه فرانسه رسیده و ارتش نهم فرانسه را متلاشى کردند، ارتشهاى هفتم و ششم فرانسه نیز به خطوط دفاعى جدیدى در «آنور» عقب نشینى کرده بودند.
شاهکار نظامى آلمان
ژنرالهاى آلمانى نظیر رومل، روند شتت، گودریان و مارشال هوایى گورینگ در جریان نبرد فرانسه سرعت عملى را از خود به جاى گذاشتند که تقریباً در تاریخ تکرار نشد. آنها ظرف ۱۰روز عرض فرانسه را (در شمال این کشور) طى کرده و با پیمودن ۱۰۰کیلومتر در روز خود را به شهرهاى «آمین» و «اراس» رسانده و ۸لشکر انگلیسى و یک میلیون سرباز فرانسوى را به خطر انداختند.

هیتلر، مرد بزرگ

ستونهاى زرهى آلمانها به اندازه اى سریع حرکت کرده بودند که تنها واحدهاى موتوریزه، کامیونها و زرهپوشهاى چرخدار آلمانى توانستند خود را به آنها برسانند. آنان سپس خط سیر خود را ادامه داده وبا تصرف بندر بولونى در جنوب بندر معروف دنکرک عملاً ارتشهاى متفقین را به دام انداختند.
دالادیه وزیر دفاع فرانسه، پل رنو وزیر خارجه و ژنرال گاملن فرمانده کل ارتش فرانسه در این زمان (۱۸مه) عملاً جنگ را باخته تلقى مى کردند. چرچیل در خاطرات خود نقل مى کند هنگامى که با هواپیما سراسیمه به پاریس رفت و نقشه بزرگ میدان جنگ را در اتاق جنگ وزارت خارجه فرانسه دید، تنها یک جمله پرسید؛ ذخایر استراتژیک (نیروهاى ذخیره) شما کجاست و گاملن پاسخ داد «اصلاً وجود ندارد».
توقف احمقانه ارتش آلمان
ارتش آلمان وقت داشت ظرف ۴۸ساعت ۳۰۰هزار سرباز انگلیسى را نابود کند اما با دستور شخص هیتلر این کار را نکرد و اجازه داد آنها از طریق دنکرک به انگلستان فرار کنند، حال آنکه این مردان بعدها پایه اصلى ارتش انگلیس در ادامه جنگ شدند.
اما انگلیسیها از توقف ۴۸ساعته آلمان استفاده کرده و با کمک ۷۰۰کشتى نیروهاى خود را از طریق کانال مانش به انگلستان منتقل کردند.
سرنوشت فرانسویان
صدها هزار سرباز فرانسوى پس از آنکه انگلستان خود را از نبرد بى نتیجه فرانسه کنار کشید به سمت جنوب به حرکت درآمدند اما زرهپوشهاى آلمانى صاعقه وار بر سر آنها فرود آمده و آنها را نابود یا مجبور به تسلیم مى کردند.
ارتش بلژیک ۲۷مه رسماً اسلحه را زمین گذاشت و ارتشهاى پراکنده فرانسوى براى دفاع از پاریس به سوى جنوب در حرکت بودند.
حرکت سریع آلمانها از شرق به غرب فرانسه سبب شد ۷ هزارتن مهمات، ۸ هزار مسلسل سنگین، ۴۰۰ تفنگ ضدتانک و ۲۳۰ توپ سالم به دست آلمانها بیفتد.
۵ ژوئن
نبرد نهایى آغاز شد. ارتشهاى دوم، سوم و چهارم فرانسه آخرین آرایش نظام خود را در منطقه رن - ماژینو ترتیب دادند. درحالى که دیگر نه خبرى از کمک انگلیسها بود و نه خبرى ازکمکهاى ارتشهاى شمال فرانسه. خطوط دفاعى فرانسوى ها از ششم ژوئن ۱۹۴۰ موردحمله ۳ ارتش بزرگ آلمانى به فرماندهى مارشال بوک، مارشال روند شتت و ژنرال لیب قرارگرفت.
واحدهاى زرهى آلمان که اکنون بین سواحل غربى فرانسه و پاریس قرارداشتند، چنان رعب و وحشتى در دل فرانسویان انداختند که ۱‎/۵ میلیون سرباز فرانسوى نتوانستند از برترى «عددى» خود بهره ببرند.
باقیمانده ارتشهاى فرانسوى در منطقه غرب نیز موفق به جلوگیرى پیشروى آلمانها به سمت بندر لوهاور در غرب پاریس نشدند. در این میان انگلیسها از ۳ لشکر باقیمانده خود استفاده نکرده و ازطریق این بندر به انگلیس فرارکردند.
در شمال پاریس هیچ چیزى نمى توانست مانع پیشروى ۱۰۰ لشکر آلمانى بشود. فرانسویها در ۱۴ ژوئن در بین دو انتخاب «آزاد» بودند: یا نابودى پاریس زیبا به دلیل ادامه نبردى بیهوده و یا اعلام پاریس به عنوان «شهرى بى دفاع» و آنها عاقلانه تصمیم دوم را گرفتند.
درنتیجه پیشقراولان آلمانى بلافاصله وارد «عروس اروپا» شدند.
سقوط پاریس سبب شد نیروهاى مدافع فرانسه به ۴۰ لشکر کاهش یابد و آلمانها با همان سرعت خیره کننده به شهر اورلئان در قلب فرانسه برسند.
در ۱۷ ژوئن آلمانها در لیون (جنوب فرانسه ) بودند و دیگر مشخص بود دفاع فایده اى ندارد.
مارشال پتن فاتح جنگهاى جبهه غرب در ۱۹۱۸ اکنون در فرانسه زمام امور را برعهده گرفته و از هیتلر تقاضاى متارکه کرد. هیتلر نیز در ۲۲ ژوئن آن را پذیرفت. جنگى که در ۱۰ مه آغاز شد پس از ۴۲ روز با اشغال ۳ کشور (هلند، بلژیک و فرانسه) پایان یافت.
نتیجه نبرد
نبرد فرانسه از نادرترین نبردهاى دنیا محسوب مى شود. سرعت عمل ارتش رایش در تسخیر فرانسه و به زانو درآوردن فرانسه دیگر هرگز درتاریخ تکرار نشد. آلمان و فرانسه ازنظر نظامى با یکدیگر تقریباً برابر بودند و کسى نمى توانست حدس بزند ظرف ۶ هفته، یک قدرت قدرت دیگر را کلاً حذف کند.
نیروهاى درگیر در نبرد تقریباً حدود ۲۵۰ لشکر بودند و این حجم نیرو (حدود ۴ میلیون سرباز) تا آن تاریخ در یک جبهه جمع نشده بودند.
جنگ فرانسه دومین نمونه از نبردهاى برق آسا (بلیتز) بود که آلمانها اجرا کردند اما مقیاس این نبرد نسبت به نبرد لهستان ۲ بر یک بود.
کسى انتظار نداشت ارتش پرستاره فرانسه (ژنرالهایى نظیر ژیرو، دوگل، گاملن، ویگان و پتن) به سادگى ارتش قرن نوزدهمى لهستان از هم بپاشد.
اما در این نبرد «حرکت سریع واحدهاى زرهى به عنوان یک اصل مسلم درنبردها» به شکل یک دکترین نظامى درآمد و همه پى بردند از این پس تعداد سربازان و توپها مهم نیست بلکه قدرت از آن ارتشى است که بیشترین واحد زرهى و موتوریزه را دارد.
نبرد فرانسه همچنین این پیام تلخ را براى انگلستان داشت که باید از این پس تنها بجنگد و اروپا را «واگذارشده» تلقى کند.
از ۲۲ ژوئن ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۳ که متفقین به ایتالیا سرازیر شدند در اروپا عملاً هیچ مانعى برسرراه هیتلر نبود و او مالک بى چون و چراى اروپا شد.
در قرن بیستم همه فرانسه را به عنوان قدرت اول زمینى در اروپا مى شناختند اما اتکاى ژنرالهاى این کشور به دستاوردها و تجربیات جنگ اول جهانى سبب شد سران ارتش از تغییرات ایجاد شده در دانش نظامى بى بهره بمانند.
آلمان با ۴۵ هزار کشته طى ۴۲ روز نبرد، انگلیسها را به دریا ریخت و ۳ کشور فرانسه، هلند و بلژیک را با ۲‎/۵ میلیون سرباز در هم کوبید. شاید همین پیروزى درخشان سبب شد هیتلر گمان کند نابودکردن اتحاد شوروى نیز امرى امکانپذیر است.

407:

البته بیشترین علاقه سربازان نازی به این اسلحه بود MUSER 98K که قدرت عجیبی داشت و میشه گفت هنوز هم از سلاحهای جدید دنیا بهتره و قدرت وبرد ودقت بسیار بالایی داره.
فکر کنم اون مسلسلی که در دستان افسر ورماخت در صحرای افریقا هست همینه البته دقیق نمیدونم ولی سعی میکنم برات پیداش کنم .شبیهه مسلسل گرینفه فکر کنم.

408:

راکت های مافوق صوت، گاز عصبی، هواپيمای مجهز به موتور جت، موشک های هدايتشونده، فناوری تجسسی و آلات پيشرفته زرهی تنها برخی از فناوری های بديعی بود که درآزمايشگاه ها، کارگاه ها و کارخانه های نازی، حتی در زمانی که در آستانه شکستبودند، توسعه می يافت.
آمريکا و اتحاد جماهير شوروی در نخستين روزهای جنگ سرددرگير مسابقه ای عليه زمان برای شکستن اسرار علمی هيتلر شدند.
در ماه مه 1945،قشون تحت فرمان استالين آزمايشگاه های اتمی در موسسه معتبر کايزر ويلهلم در حومهبرلين را تحت کنترل درآوردند و بذر آنچه را بعدا به زرادخانه وسيع اتمی شوروی بدلشد تقديم پيشوای خود کردند.
آمريکايی ها درست پيش از آنکه نيروهای شوروی مجتمعوسيع نوردهازن را که در دل رشته کوه های هارتز در صفحات مرکزی آلمان ساخته شده بودتصرف کنند، موشک های وی-2 را از آن خارج کردند.
به علاوه تيمی به سرپرستی ورنروان بران که وی-2 را ساخته بود نيز به دست آمريکايی ها افتاد.

وان بران: چهره متشخص ناسا و افسر سابق اس اس

هیتلر، مرد بزرگ

جناياتهيو نِر،معاون فرمانده نيروی هوايی آمريکا در اروپا، کوتاه زمانی پس از به چنگ آوردن اينغنائم نوشت: "اشغال تشکيلات علمی و صنعتی آلمان اين موضوع را که ما در بسياری اززمينه های پژوهشی به گونه تکان دهنده ای عقب مانده ايم آشکار کرد."
"اگر از اينفرصت برای به چنگ آوردن تشکيلات و مغزهايی که آن را توسعه داده اند استفاده نکنيم وآن دو را فورا به کار نگيريم، بايد برای کشف عرصه ای که قبلا کاوش شده تلاش کنيم کهما را چندين سال عقب خواهد انداخت."
به اين ترتيب پروژه موسوم به "گيرهکاغذ" آغاز شد که طی آن وان بران و بيش از 700 نفر ديگر از دانشمندانآلمانی را به طور مخفيانه بدون آگاهی متحدان آمريکا به آن کشور منتقل شدند. اينپروژه هدف پيچيده ای نداشت: "بهره برداری از دانشمندان آلمانی برای پروژه هایپژوهشی آمريکا و جلوگيری از دسترسی اتحاد جماهير شوروی به اين معدن غنیفکری."
پس از آن تحولات سريعی روی داد: پرزيدنت ترومن پروژه "گيره کاغذ" را درماه اوت 1945 تصويب کرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستين گروه از دانشمندانآلمانی وارد خاک آمريکا شدند.
با اين حال يک مشکل عمده وجود داشت. ترومن به وضوحدستور داده بود که هرکسی که "عضويت او در حزب نازی ثابت می شود و در فعاليت های آنشرکت داشته يا از حاميان فعال حکومت نظامی نازی ها بوده است" از اين پروژه حذفشود.
براساس اين معيار، حتی شخص وان بران، برای خدمت در آمريکا واجد شرايط نبود. او علاوه بر عضويت در سازمان های مختلف نازی از اعضای بلندپايه "اس اس" (از سازمانهای موازی گشتاپو) بود. در پرونده امنيتی او درج شده بود که وی يک "خطر امنيتی" بهحساب می آيد.
افراد ذيل از جمله همکاران وان بران بودند:
* آرتوررودلف، مدير کل عملياتینوردهازن، جايی که 20 هزار بردهکه به کار اجباری واداشته شده بودند در جريان توليد موشکهای وی-2 جان باختند. اوتيم سازنده راکت "Saturn V" را که "صد در صد نازی، از نوع خطرناک" وصف می شد سرپرستی می کرد.


آرتور رودلف: یک فرد 100 درصد نازی در استخدام ناسا

هیتلر، مرد بزرگ


کرت ديبوس، متخصص پرتاب موشک و از افسران اس اس. در پروندهاو آمده بود: "او بايد به عنوان تهديدی برای امنيت نيروهای متفقين تحت نظر و کنترلباشد."
* هوبرتوس استراگهولد، که بعدا "پدر پزشکی فضايی" لقبگرفت سيستم های "زيست ياری" تعبيه شده در فضاپيماهای ناسا را طراحی کرد. برخی اززيردستان او در اردوگاه های داکائو و آشويتس، آزمايش های انسانی انجام می دادند،جايی که اسرای (کشورهای شرق اروپا) منجمد شده و در اتاقکهای کم فشار قرار داده میشدند که معمولن به مرگ آنها منجر می شد.
تمامی اين افراد از صافی اخلاقی گذراندهشدند تا به آمريکا خدمت کنند: ارتش آمريکا که پيروزی در جنگ سرد، نه برقراری عدالترا، نخستين اولويت خود می دانست، بر جناياتی که ادعا می شود اين افراد مرتکب آن شدهبودند سرپوش گذاشت و لکه های سياه را از پيشينه آنها زدود.
و گيره ای که اطلاعاتتازه آنها را در پرونده های شخصی محکم می کرد وجه تسميه کل اين عمليات شد. با گذشتشصت سال، ذره ای از اهميت ميراث آن پروژه کاسته نشده است.
می توان استدلال کردکه هواپيمای موسوم به "هورتن هو 229" با روکشی از تخته سه لایباردار کربنی با بال های رو به عقب که از چشم رادار مخفی می مانند و در سال 1944ساخته شد نخستين هواپيمای تجسسی جهان بود.
ارتش آمريکا يکی از اين مدل ها را دراختيار شرکت هواپيماسازی "نورثروپ" گذاشت. اين شرکت بعدن بمب افکن های تجسسیبی-2را که از کليه جهات کاربردی نمونه مدرن هورتون بود ساخت.



Horten GO 229 که بمب افکن آمريکایی B-2 با الهاماز این طرح سال 1944 هواپيمای آلمانی ساخته شده
هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

موشک های کروز هنوز بر طرح موشک وی-1 استواراست و موتور جتی که نيروی محرکه هواپيمای "هايپرسونيک" پيشرفته ناسا موسوم به ایکس-43 (با سرعتی پنج برابر صوت) را فراهم می کند تا حدود زيادی مديون پيشگامان صنعت جت آلمان است.
همچنین آلمان، تاسیسات بسیار عظیمی را در تلمارک واقع در نروژ برای تولید آب سنیگن و غنی سازی اورانیوم ایجاد کرده بود که اگر بمب افکن های انگلیسی آنجا را بمباران نمی کردند در همان سال 1944 اولین سلاح هسته ای آلمان، آمادهء استفاده شده بود.
علاوه بر اينها، شمار بزرگ اسناد پروژه گيره کاغذ که هنوز محرمانه است باعث شده بسياری از کارشناسان، از جمله نيک کوک، مشاور هوافضای "هفته نامه دفاعی جينز" مظنون باشندکه آمريکا ممکن است به توسعه فناوری های حتی پيشرفته تر نازی پرداخته باشد که ازجمله آنها دستگاه های ضدجاذبه است که منبع بالقوه ای برای مقادير وسيعی انرژی خواهد بود.
کوک می گويد که اين فناوری "می تواند چنان ويرانگر باشد که صلح جهان را به خطر خواهد انداخت و آمريکا تصميم گرفته است آن را برای مدت های مديد مخفی نگاه دارد."
اما خيلی ها ضمن کف زدن برای موفقيت غيرقابل انکار پروژه گيره کاغذ، ترجيح می دهند هزاران نفری را که جان باختند تا نوع بشر به فضا برود به ياد بياورند.




409:

هیتلر، مرد بزرگ
اسطوره وفاداری . کسی که به همگان در جهان نشان داد معنی ثابت قدمی و وفاداری به آرمان چیست.
در 29 اکتبر سال 1897 پائول جوزف گوبلز پا به عرصه وجود گذاشت. وی حاصل ازدواج فردریش گوبلز و ماریان الدنهایس بود. وی در منطقه ریت یا همان گلادباخ امروزی در آلمان به دنیا آمد. جوزف در یک خانواده کاتولیک متعصب به دنیا آمد و نفرت از یهودیان را از همان دوران کودکی آموخت . او که تحت تعلیم مستقیم پدر خود در امور دینی بود کاملا نفرت کاتولیک را از یهودیان و ظلم آنها را به عیسی مسیح درک کرد. جوزف از کودکی خود همیشه از ناحیه پای راست می لنگید. عده ای از تاریخ نویسان و مورخان این موضوع را به ابتلای وی به بیماری فلج اطفال ربط می دهند در حالی که عده ای دیگر که تعدادشان هم کم نیست این معضل را ناشی از تصادف وی در کودکی با یک گاری می دانند. او تا پایان عمر خود همواره یک پشت بند فلزی به پای راست خود می بست.جوزف در دوران نوجوانی و تحصیل خود همیشه فردی مستعد و مسئولیت پذیر بود و شاگردی درس خوان . در هنگام جنگ اول جهانی و ورود امپراطور گیوم دوم به جنگ گوبلز در صف ثبت نام کنندگان برای جنگ قرار می گیرد اما به دلیل نقص پای خود و همچنان ضعف بدنی از طرف ارگان جمع آوری نیرو رد صلاحیت می شود.خود او این موضوع را یک ترازدی برای خود در جوانی ذکر می کند اما او ناامید نمی شود و به تحصیل ادامه می دهد. بالاخره گوبلز در سال 1921 در حالی که 24 سال بیشتر نداشت به واسطه نبوغ فردی خود در رشته ادبیات و فلسفه مدرک دکترا می گیرد.او مدرک خود را از دانشگاه هیدلبرگ اخذ می کند. و بعد از این به حرفه روزنامه نگاری می پردازد. از همان جوانی استعداد بلفطره وی در مورد امور تبلیغاتی مشخص بود. او در سال 1922 به حذب نازی می پیوندد البته بعضی از مراجع تاریخی ادعا دارند که گوبلز در سال 1924 وارد تشکل نازی ها شده است. گوبلز در ابتدا نسبت به تفکرات هیتلر شک داشت و ایمان کامل به وی نداشت اما در جریان سخنرانی سال 1924 در مونیخ و در قسمتی که هیتلر صحبت از فضای حیاتی می کند به تفکرات و مرام نازیسم اعتقاد راسخ پیدا می کند. او با حالی که یک عضو ساده از حزب بود ولی به پشتوانه سخنرانی های آتشین خود در دفاع از تفکرات هیتلر مدارج ترقی را به سرعت هر چه تمام تر طی کرد. گوبلز در دورانی که روزنامه نگار بود یک رمان با نام میشل (Michael)به چاپ می رساند.او بالاخره با زنی به نام ماگادا کوانت ازدواج می کند که وفادارترین زوج تاریخ را می سازد. ماگادا از شوهر قبلی خود طلاق گرفته بود و هارالد حاصل ازدواج اول وی بود. هارالد کوانت از سربازان سازمان SS و از متخصصین این سازمان بود. او حتی سمت جانشین یکی از ادارات نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه) را بر عهده داشت. هارالد در جریان جنگ به دست نیروی های بریتانیا اسیر می شود.
در سال 1933 و با پیروزی حذب نازی در انتخابات و به صدارت رسیدن هیتلر گوبلز به مقام وزارت تبلیغات رایش منصوب می شود و تا آخر حیات خود و رایش سوم این سمت را حفظ می کند.او همچنین مسئول تمام امور فرهنگی آلمان از قبیل موسیقی سینما و مطبوعات بود و در طی 12 سال فعالیت جامعه فرهنگی آلمان را از وجود موسیقی دانان ,روزنامه نگاران و فیلم سازان یهودی و کمونیست پاک ساخت. گوبلز نقش به سزایی در جمع کردن نیروی مردمی در پشت تفکرات هیتلر داشت. سیاست او در امر تبلیغات موجب پیدایش نوین ترین شکل تبلیغاتی با نام دروغ بزرگ شد. سیاستی که امروزه متفقین و اسرائیل هم از آن پیروی می کنند . گوبلز اعتقاد داشت یک دروغ را اگر به شکلی بزرگ بیان کنی اثر بسیار زیادی خواهد داشت. نمونه یکی از موفقیت های گوبلز از این ترفند را می توان در جنگ آلمان در خاک فرانسه مشاهده کرد. در حالی که نیروی های آلمان 100 کیلومتر تا پاریس فاصله داشتند گوبلز به طور کاملا جدی در رادیو برلین اعلام می کند که سربازان نازی پاریس را در محاصره قرار دادند همین امر باعث می شود تعدادی از لشکر های فرانسوی که دورتر از پاریس بودند خود را تسلیم نیروهای نازی کنند. مارشال گودریان در قسمتی از اظهارات خود درباره جنگ فرانسه می گوید گوبلز به تنهایی کار 20 لشکر زرهی را انجام داد .
هیتلر، مرد بزرگ
اما تنها حرکتی که می توان از آن به عنوان نقطه ناریک کارنامه گوبلز ذکر کرد می توان به اظهارات نا بخردانه وی در مورد ایران اشاره کرد. در حالی که نیروی های متفقین خود را برای حمله به ایران آماده می کردند و گوبلز از طرف هیتلر مامور هشدار به ایران از طریق دستگاه های تبلیغات بود وی در نطقی به فاصله 1 ماه قبل از حمله متفقین اعلام می کند به زودی ارتش آلمان از طریق گروزنی و قفقاز به سوی ایران سرازیر خواهد شد و در تهران در جلوی پادشاه ایران رژه خواهد رفت.همین نطق وی باعث تحریک بیشتر متفقین و سرعت بخشیدن آنها به روند تجاوز خود به ایران می شود. او از سال 1942 تمام نیروی های سینمایی آلمان را بسیج می کند تا در ساخته های خود جهان آینده که دراختیار نازیسم است را ترسیم کنند.در سال 1944 در حالی که وی در حال ترک خانه به سمت دفتر کار خود بود مورد حمله یک مرد مسلح قرار می گیرد که با اقدام به موقع ماموران گشتاپو ترور وی نا فرجام می ماند.هویت فرد مهاجم صرب و دارای مرام بلشویکی تشخیص داده شد. او در سال 1945 و در حالی که نیروی های چویکف و ژوکف آماده درنوردیدن آخرین دفاع برلین بودند خانه خود را به مقصد پناه گاه هیتلر ترک کرد تا آخرین لحظات عمر خود را در کنار پیشوای خود باشد. روز 30 آوریل وقتی هیتلر برای آخرین بار خود را به نزدیکانش نشان می دهد تا برای همیشه خداحافظی کند در طی حکمی از طرف وی گوبلز به مقام صدر اعظمی و دریا سالار دونیتز به مقام ریاست جمهوری منصوب می شوند. بعد هیتلر آخرین دستورات را به گوبلز می دهد. "جسد مرا بسوزان تا به دست ارتش سرخ نیفتد چون آنها جسد مرا مومیایی می کنند و در موزه نگهداری می کنند" بالاخره ساعت 15:30 صدای شلیک می آید و نوبت گوبلز است تا آخرین ماموریت خود را انجام دهد. به دستور او جسد هیتلر و همسرش را در بین پرچم آلمان می گذارند و پس از طی تشریفات و سلام نازی گوبلز جسد کسی را آتش می زند که بیش از هر کسی به او اعتقاد دارد . او در روز 1 می در حالی که سربازان شوروی در حال نزدیکی به محل اختفای وی بودند ابتدا 6 فرزند خود به نام (کاترین-الیزابت-جوانا-ترادل-هایگا-سوزان) را که از 6 ساله تا 12 ساله بودند را مسموم کرد تا دست متجاوزین به فرزندانش نرسد و بعد به همراه همسر خود و در حالی که تنها 48 سال داشت با سیانور خودکشی کرد. جسد وی و خانواده اش را مارتین بورمان سوزاند. گوبلز یکی از دو شاهد ازدواج هیتلر با اوا براون بود . او را معمار نیروهای پلیسی آلمان نازی می دانند و عقیده دارند که سازمان دهی و طریقه شکل گیری گشتاپو از افکار گوبلز بوده است. خانه وی بعد از جنگ محل تشکیل جمعیت کمونیستی آلمان و همچنین احزاب جوانان شد و هم اکنون در آلمان برای فروش گذاشته شده است. در سال 2004 یکی از تابلوهای خانه گوبلز به سرقت رفت. جمله معروف و حکیمانه دکتر گوبلز .
هیتلر، مرد بزرگ

"آزادی یعنی مسئولیت پذیری"

410:

هشدار فون پاولوس
در اواخر نوامبر، فون پاولوس ژنرال كهنه كار آلمانى پى برد كه تقويت نيروهاى روسى در شرق ولگا و استالينگراد از يكسو و محاصره شدن وى از محور شمال و شرق به گونه اى خطرناك مردان از جان گذشته او را تهديد مى كند او بلافاصله از ستاد ارتش درخواست عقب نشينى به جنوب مى كند اما هيتلر اين درخواست را احمقانه رد مى كند و در مقابل قول مى دهد كه حتى در صورت محاصره كامل از راه هوايى به او مهمات برساند. در دسامبر ۱۹۴۲ فشار سنگين روسها آغاز مى شود و سربازان خسته دو طرف به شدت درگير مى شوند اكنون ديگر نه توپ، نه تانك و نه هواپيما هيچكدام به كار نمى آمدند چرا كه خطوط جنگى به هم ريخته بود بلكه تنها دلاورى سربازان حرف اول و آخر را مى زد. صدها هزار سرباز از لابه لاى خرابه ها و گودالها به سوى هم شليك مى كردند و در شبها مردان پرقدرت تر دست به شكار مى زدند. «شكار انسان». اما از اوايل دسامبر همه قراين حكايت از قريب الوقوع بودن پايان مقاومت آلمانها را مى كرد. گرسنگى، بى خوابى، سرما و كمبود قوا و سرسختى مردان روس استالينگراد را مبدل به قبرستان بزرگ دلاوران آلمانى كرده بود البته تلفات روسها نيز كم نبود و هنوز كسى نمى داند استالين چند ميليون سرباز و كارگر را به ميدان استالينگراد آورده بود.
گورينگ على رغم وعده هاى فراوان تنها توانست روزى ۱۵۰ تن مهمات و غذا به ارتش فون پاولوس برساند حال آنكه وى حداقل نياز به ۱۰۰۰ تن ملزومات در روز داشت اما پيشوا قول رسيدن قواى كمكى به وى را داد.
ژنرال فون مانشتاين در دسامبر ۱۹۴۲ با ۱۵۰ هزار سرباز حركت خود را به سمت نيروهاى فون پاولوس آغاز كرد. اخبار مربوط به اين حركت خون تازه اى در رگهاى سربازان آلمانى دميد و آنها حملات پى در پى روسها را دفع كردند. اما اتحاد شوروى ظاهراً قصد داشت قدرت عظيم استراتژيك خود را نشان دهد بنابراين با فرستادن دهها لشكر پرقدرت راه سپاه مانشتاين را بست و همزمان فشار خود را بر سربازان گرسنه فون پاولوس اضافه كرد. هيتلر در ژانويه ۱۹۴۳ فون پاولوس را به درجه فيلد مارشالى ارتقا داد و از او خواست تا آخرين قطره خون بجنگد و يا آن كه خودكشى كند.
در ۸ ژانويه ژوكوف (مارشال فاتح روس كه آلمانهاى مغرور را از ۲ جبهه بزرگ لنينگراد و مسكو عقب رانده بود) با قبول سرفرماندهى جنوب ابتدا به فون پاولوس پيشنهاد تسليم داد و بلافاصله پس از جواب رد با تانكهاى خود قواى آلمان را به دو نيم كرد. ارتش ششم تحت فشار ارتش سرخ پس از تحمل آخرين مقاومتها و جنگى مردانه در ۲ فوريه ۱۹۴۳ خود را تسليم كرد. مطابق آمارها از ارتش ۳۰۰ هزاره فون پاولوس تنها ۲۰ هزار نفر جان سالم بدر بردند. ۹۰ هزار سرباز، ۲۴۰۰ افسر و ۲۴ ژنرال در اثر گرسنگى و سرما مردند و ۴۰ هزار اسير در مرحله انتقال به اردوگاهها قبل از آنكه به غذا و آب برسند تلف شدند. ۱۵۰ هزار نفر كشته شدند و ۳۴ هزار نفر معلول و مجروح شدند. بدين ترتيب بى رحمانه ترين نبرد تاريخ به پايان رسيد.
نتيجه نبرد
شايد رنج سربازان دو طرف به ويژه سربازان آلمانى را در نبرد استالينگراد نتوان حتى با نوشتن هزاران صفحه كتاب تشريح كرد. مرور نامه سربازان در محاصره، افسران آلمانى و مردان روس كه به خاطر وطن خود يك قدم عقب ننشستند بتواند ما را حداقل ذره اى وارد فضاى جنگ مذكور كند اما بى شك نمى تواند حتى يك درصد سختى مردان درگير در اين نبرد را به انسان قرن بيست و يكم منتقل كند.
استالينگراد آغاز يك پايان بود. توقف ارتش آلمان در آخرين نقطه اروپا. استالينگراد يك نبرد ساده نبود. نماد مقابله دو سيستم بى رحم بود. مبارزه كمونيسم و فاشيسم بود. مبارزه ژرمنها و اسلاوها بود. مرگ و زندگى ۲ قدرت بسته به اين نبرد بود. ۲ ميليون روس و يك ميليون آلمانى در دايره اى به شعاع ۴۰۰ كيلومتر طبق دستور فرماندهان خود تا آخرين توان خود مقاومت كردند و زمانى كه آلمانها ديگر حتى ياراى فشردن ماشه اسلحه انفرادى خود را نداشتند تن به تسليم به ارتش سرخ دادند.
اگر خوش شانسى هاى هيتلر ادامه مى يافت و نيروهاى او با تسخير سريع استالينگراد حركت خود را در امتداد خزر ادامه مى دادند آنگاه شكل جنگ كاملاً فرق مى كرد. آلمان برنامه جدى براى تسخير عراق و همكارى با دولت ايران (كه اكنون توسط متفقين اشغال شده بود) داشت.
پيروزى سريع در اين جبهه مى توانست ارتش مردد تركيه را نيز به سمت آلمانها بكشاند. آنگاه صحنه بازى فرق مى كرد. شريان حياتى انرژى انگليس در خاورميانه بود و حضور حتى ۵ لشكر آلمانى مى توانست سبب كابوس بريتانيايى ها شود. انگليسى ها با نيروى بسيار اندك ايران را تسخير كرده بودند و فلسطين و سوريه نيز با همين تعداد اندك تحت فرمان درآمده بود.
اما به هر تقدير شكست استالينگراد سبب خشم شديد هيتلر و عقب نشينى آلمان به غرب دن شد. آلمانها پس از نبرد استالينگراد ديگر به موفقيتى در جبهه شرق دست نيافتند.
جنگ ۸۲: نبرد كورسك
شكست ارتش ششم آلمان در استالينگراد سبب شد، جناح جنوبى ارتش آلمان در شوروى مجبور به عقبگرد شود، اين در حالى بود كه در جبهه مركزى و غرب مسكو نيز نيروهاى روسى در حال پيشروى مداوم براى بيرون راندن نيروهاى آلمانى بودند. اما با گرم شدن هوا، در ماه ژوئيه ارتش آلمان به فكر ضدحمله جديدى در محور مركزى افتاد، هدف اين ضدحمله شكستن خطوط دفاعى ارتش سرخ و دستيابى به خطوط دفاعى جديدى در قلب خاك شوروى بود. در اين زمان آلمان دست به تمركز نيرويى بسيار بزرگ در جبهه مركزى زده بود.
حمله ۳ هزار تانك
نبرد كورسك را بسيارى از جمله پل كارل، نويسنده آلمانى بزرگ ترين نبرد تاريخ مى دانند اما اگر كورسك را بزرگ ترين نبرد تاريخ ندانيم لااقل بايد آن را بزرگ ترين نبرد زرهى تاريخ به شمار آورد چرا كه در اين نبرد بزرگ ۳ هزار تانك آلمانى و ۲ هزار تانك و زرهپوش روسى شركت داشتند.
هدف آلمان ها از اين عمليات حمله به منطقه كورسك واقع در خط شمالى - جنوبى اورل - فاركوف بود. برنده اين نبرد مى توانست مطمئن باشد در ادامه جنگ ويرانگر شوروى - آلمان دست بالا را خواهد داشت چرا كه طول اين جبهه نزديك به ۵۰۰ كيلومتر بود و اگر آلمان در اين نبرد موفق مى شد، بين سپاههاى جنوبى و شمالى شوروى فاصله مى انداخت و مى توانست اثر شكست ۶ ماه گذشته استالينگراد را خنثى كند.
لو رفتن عمليات
ارزش اين عمليات تهاجمى در «غافلگيرى مطلق» دشمن بود اما يك جاسوس زبردست روسى ۳ روز قبل از عمليات، ستاد ارتش سرخ را در جريان گذاشت در نتيجه شب قبل از حمله بزرگ آلمان ها صدها هزار سرباز روس به همراه ۲ هزار تانك و جديدترين وسايل ضد تانك در انتظار ورود ارتش آلمان به معبر كورسك بودند. روسها ستاد ارتش خود را در منطقه ورونژ در شرق جبهه مذكور مستقر و مواضع خود را تقويت كردند.
عمليات دژ
نبرد كورسك با نام رمز «دژ» در ساعت ۳ نيمه شب سوم ژولاى آغاز مى شود و ۵۰۰ هزار سرباز آلمانى در پناه ۳ هزار تانك حمله بزرگ خود را آغاز مى كنند. ارتش نهم آلمان به فرماندهى ژنرال مودل با كمك لشكرهاى متعدد زرهى با عبور از سيمهاى خاردار و مناطق مين گذارى شده به نيروهاى مدافع روسى حمله مى كنند. نكته جالب توجه آنكه از همان اول براى آلمان ها مشخص بود عمليات «دژ» يك راز نيست و تمام مدافعان روس از آن باخبرند چرا كه بارانى از آتش توپ، خمپاره و نارنجك بر سر سربازان آلمانى مى بارد اما شدت حمله به گونه اى است كه روسها در اين جبهه مجبور به عقب نشينى مى شوند. آلمان در اين نبرد تانك هاى جديد فرديناند خود را وارد عمل كرد. اين تانك ها هر كدام ۶۸ تن وزن و لوله اى به طول ۶‎/۵ متر داشتند و تقريباً رويين تن بودند و گلوله هاى مدافعان بر آنها اثر نمى گذارد.
نيروهاى آلمانى ششم ژوئن پس از ۳ روز پيشروى، از «ضخامت خط دفاعى» روسها متعجب شدند و ژنرال «مودل» مردد ماند، آيا به پيشروى ادامه دهد يا خير چرا كه احساس اش به او مى گفت؛ ضد حمله اى بزرگ در راه است.
پيش بينى او ظهر ششم ژوييه به حقيقت پيوست و ۱۲۰۰ تانك روسى در پناه آتش سنگين توپهاى روسى دست به ضد حمله اى بزرگ، عليه تانك هاى آلمانى زدند. هدف اين ضد حمله جلوگيرى از دستيابى آلمان ها به ارتفاعات منطقه بود، در خط مورد حمله روسها، آلمان ها با ۱۰۰۰ تانك به مقابله مشغول شدند. در اين مرحله نبرد ۴ روز به طول انجاميد و صدها تانك طرفين به آتش كشيده شد. پس از آن آلمان ها به اين نتيجه رسيدند كه بايد «تپه ۲۷۴» را كه كليد دستيابى به پيروزى در جبهه كورسك است، فتح كنند. اما اين تپه با جنگلى كوچك كه مقر صدها توپ روسى و آتشبار و كاتيوشا بود، محافظت مى شد. حمله صدها تانك آلمانى به جنگل و تپه مذكور بى فايده بود و مدام به تعداد مدافعان افزوده مى شد. هواپيماهاى آلمانى نيز قادر به كمك چندانى به وضعيت قواى زمينى نبودند چرا كه روس ها معادل همين تعداد هواپيما را وارد ميدان كرده بودند.
در بخش ديگرى از جبهه ژنرال زرهى آلمان «هوسر» با وجود مقاومت روسها با تانك هاى خود، ۲۰ كيلومتر پيشروى كرده بود. ژنرال روسى «چس چاكف» كه متلاشى شدن جبهه خود را قطعى مى ديد، از ستاد عالى فرماندهى شوروى درخواست قواى كمكى كرد.
صدها هزار سرباز كمكى به همراه صدها تانك به كمك وى اعزام شدند. هوسر نيز تقاضاى قواى كمكى كرد اما نيرويى براى او نمى رسد. در بخش ديگرى از جبهه نيز مودل مرتب خواهان نيروى كمكى مى شود اما بعدها مشخص مى شود، يك ميليون سرباز روس وارد منطقه عمليات شده و مانع به هم پيوستن بخش هاى مختلف ارتش آلمان به هم شده اند. گروه زرهى ژنرال «كميف» و گروه سوم زرهى بايد به سرعت به منطقه «پروخوروفكا» كه دالانى در شرق منطقه عملياتى بود، مى رسيدند اما اين اتفاق هرگز نيفتاد چرا كه در يازدهم ژوييه ژنرال روسى روتميستروف با سپاه عظيم خود مركب از ۸۵۰ تانك و صدها توپ ۱۲۲ و ۱۵۵ ميليمترى آتش سنگين خود را به روى تانك هاى آلمانى كه ۶۵۰ دستگاه بودند، مى گشايد. در اين زمان روسها از تانك پرقدرتى به نام تى-۳۴ برخوردار بودند. اين تانك در زمان خود توانست براى اولين بار در نبردهاى رودرروى تانك، محصولات مشابه آلمانى از جمله تانك معروف ببر را شكست دهد.
بيشتر سربازان اين ژنرال روسى، سربازان جان سخت جان به در برده از نبرد استالينگراد بودند. قواى گروه سوم زرهى آلمان با وجود تلاش زياد در زير ضربات روسها متلاشى شد. شايد اگر ژنرال «هوت» (طراح عمليات كورسك) نبود، آلمان ها تا نفر آخر قتل عام مى شدند. واحدهاى زرهى هوت پى بردند، مقاومت در كورسك كار ساده اى نيست. ژنرال مانشتاين فرمانده ارتشهاى جنوب كه نيروهاى خود را در خطر مى ديد، با جمع آورى قواى محدود خود دست به آخرين يورش زد اما ضد حمله عظيم روسها در ۱۲ ژوييه كه در آن ده ها لشكر زرهى تازه نفس، بيش از يك ميليون سرباز شركت داشتند و توسط هزاران توپ پشتيبانى مى شدند، صحنه نبرد كورسك را به «قتلگاه» آلمان ها تبديل كردند. شكافى كه در خط دفاعى آلمان افتاد، سبب شد، روسها تا ۱۰ روز ديگر نيز آلمان ها را به عقب برانند.
نتيجه نبرد
در نبرد كورسك، ۲ ميليون سرباز، ۵ هزار تانك و ۴ هزار هواپيما شركت داشتند. اين نبرد عظيم درسهاى بزرگى براى آلمان دربرداشت.
اول آنكه اين كشور براى اولين بار شاهد يك ضد حمله عظيم زرهى از جانب دشمنانش بود و پى برد «ابتكار استفاده از لشكرهاى انبوه زرهى» ديگر حربه اى كهنه است چرا كه با توسعه لشكرهاى زرهى روسى، انگليسى و آمريكايى ديگر قدرت اول زرهى جهان اين ۳ كشور هستند.
دوم آنكه در نبرد كورسك تلفات روسها نيز كم نبود، در اين مقطع از جنگ، هر تانك و يا سرباز آلمانى كه از بين مى رفت، جانشينى نداشت. حال آنكه روسها با برخوردارى از جمعيت سرسخت و قدرت صنعتى خود، مرتب خود را تقويت مى كردند و برترى خويش را بر آلمان ها به ۴ بر يك رسانده بودند. اين امر سبب شد عمليات كورسك شكست تلقى شود. گذشت زمان نيز اين را ثابت كرد چرا كه آلمانها ديگر هرگز نتوانستند در جبهه روسيه «حمله» كنند بلكه پس از اين، كار آنها تنها عقب نشينى بود.
نكته ديگر اين بود كه آلمانها براى اولين بار پى بردند كه ديگر از نظر هوايى و توپخانه نيز «دست بالا» را ندارند.
آلمانها در هر دو نبرد مسكو و كورسك ضربه اصلى را از جاسوسان اتحاد شوروى تحمل كردند. الن موروس در اكتبر ۱۹۴۱ و جاسوسان شوروى در سوئيس در جولاى ۱۹۴۳ با دو گزارش به موقع كه ارتش آلمان را شكستند. البته نبايد از ياد برد كه در فاصله ماههاى ژانويه تا ژوئن ۱۹۴۱ (تاريخ حمله آلمان به شوروى) ده ها جاسوس روس به استالين خبر داده بودند آلمان در حال تجهيز قوا براى حمله به شوروى است اما ديكتاتور روس «احمقانه» خود را به خوش خيالى زده و گزارش جاسوسان را اقدام مذبوحانه انتليجنس سرويس انگليس خوانده بود.
نبرد كورسك از نظر حجم تجهيزات جنگى بزرگترين نبرد تاريخ است. «اگرچه استالينگراد از نظر تعداد سربازان و طولانى بودن» اول بود اما نبرد كورسك كه ۱۸ روز به طول انجاميد، ديگر هرگز در تاريخ تكرار نشد.

411:

هیتلر، مرد بزرگ
65 سال پيش در روز 31 ژانويه سال 1943 ميلادي مارشال فريدريش فن پاولوس ، فرمانده ارتش پنجم آلمان در نبرد استالينگراد قرارداد تسليم نيروهاي خود در بخش جنوبي شهر را امضا كرد و در روز 2 فوريه نيز نيروهاي بخش شمالي استالينگراد تسليم ارتش سرخ شوروي شدند. اين پايان نبرد خونين شهر استالينگراد بود.
شوروي ها توانستند در پي يك جنگ فرسايشي ارتش آلمان را در استالينگراد شكست داده و از آن پس پيشرفت نيروهاي ارتش سرخ به سمت غرب آغاز شد.
هیتلر، مرد بزرگ
18 ماه پيش از اين تاريخ در روز 22 ژوئن سال 1941 ميلادي ارتش آلمان نازي به فرمان آدولف هيتلر خاك اتحاد جماهير شوروي را مورد حمله قرار داده بود.
نيروهاي زرهي آلمان با سرعت زيادي دشت هاي وسيع روسيه را پيموده و به دروازه هاي مسكو و لنينگراد رسيده بودند.بخش ديگري از ارتش ورماخت به سوي جنوب و حوزه هاي نفتي قفقاز پيشروي كرد و ارتش پنجم آلمان تحت فرماندهي ژنرال فن پاولوس شهر استالينگراد را تحت محاصره درآورد.
هیتلر، مرد بزرگ
بمباران بي وقفه استالينگراد را به ويرانه اي مبدل كرد و بيش از 40 هزار نفر از ساكنان غيرنظامي شهر به قتل رسيدند.
در پاييز سال 1942 ميلادي پس از نبردهاي كوچه به كوچه و خانه به خانه كه به بهاي تلفات سنگين 2 طرف منجر شد شهر به تصرف نيروهاي آلماني درآمد اما اين سرآغاز مشكلات ارتش آلمان بود.
هیتلر، مرد بزرگ
ژنرال گئورگي ژوكف فرمانده ستاد ارتش شوروي متوجه شد نيروهاي آلماني در استالينگراد از پايگاه هاي پشتيباني خود بسيار دور شده اند و قادر به دفاع نيروهاي خود نيستند.
ژوكف نيروهاي خود را دوباره سر و سامان داد و دست به يك ضد حمله گسترده عليه نيروهاي ارتش پنجم آلمان زد.
هیتلر، مرد بزرگ
ژنرال فن پاولوس فهميد كه به زودي ارتش تحت فرمانش در تله ارتش سرخ گرفتار مي شود و از هيتلر خواست تا دستور عقب نشيني را صادر كند. اما هيتلر هرگونه مبارزه در حال عقب نشيني را ممنوع كرد و به پاولوس دستور داد مواضع خود را در استالينگراد حفظ كند.
يك هفته پس از ورود نيروهاي فن پاولوس به داخل استالينگراد 2 ارتش شوروي با عبور از رودخانه يخزده ولگا از شمال و جنوب به سوي استالينگراد پيشروي كرده و نيروهاي ارتش پنجم آلمان در شهر ويرانه اي كه تصرف كرده بودند به محاصره درآمدند.
هیتلر، مرد بزرگ
سربازان آلماني در يك شهر ويرانه و در سرماي طاقت فرساي روسيه گرفتار شده بودند و نيروي هوايي آلمان قادر به تامين مايحتاج روزمره ارتش به محاصره درآمده فن پاولوس در زمستان سخت روسيه نبود.
در ماه ژانويه سال 1943 ميلادي هيتلر براي اين كه فن پاولوس تسليم نشود به او درجه مارشالي داد ولي پاولوس كه چاره اي جز خودكشي نداشت و نمي توانست شاهد مرگ دسته دسته سربازانش از سرما ، گرسنگي و حملات شوروي ها باشد تصميم به تسليم شدن گرفت.
هیتلر، مرد بزرگ
به اين ترتيب ، در روز 31 ژانويه سال 1943 ميلادي مارشال فريدريش فن پاولوس سند تسليم ارتش پنجم آلمان به نيروهاي شوروي در شهر استالينگراد را امضا كرد.
در روز دوم فوريه مارشال فن پاولوس به همراه 24 ژنرال و 91 هزار نفر از باقيمانده نيروهايش به ارتش شوروي تسليم شدند. از اين تعداد فقط 6000 نفر توانستند از اسارت جان سالم به درببرند.
هیتلر، مرد بزرگ
در جريان محاصره شهر استالينگراد فن پاولوس نزديك به 400 هزار نيرو را از دست داد كه 150 هزار نفر كشته و 120 هزار نفر اسير شده بودند.
در پي شكست نيروهاي آلماني از شوروي ها تهاجم شوروي براي بازپس گرفتن خاكش و حمله به سرزمين آلمان آغاز شد كه سرانجام در سال 1945 ميلادي با تصرف شهر برلين نيروهاي شوروي در جبهه شرقي متوقف شدند.

412:

هیتلر، مرد بزرگ


نبرد استالینگراد ( ولگا گراد )

413:

dodoo دستت درد نکنه حسابی مطلب گذاشتی هرچند هنوز همشون رو نخوندم ، راستی منبع رو سعی کن فراموش نکنی !
در مورد نبرد کورسک هم باید گفت پیش از حمله ی آلمانیها تمام نقشه های آنها توسط
فرماندهان جاسوس آلمانی به روسها داده شده بود و روسها پیش از آغاز نبرد به روشنی
از تمام اقدامات آلمانیها آگاه بودند !
قابل توجه جناب کیوان !

414:

خواهش میکنم آذین جان
البته فکر کنم توی نوشته ها بود لو رفتن عملیات سه روز قبل از شروع اون جاسوس روس خبر داده بود.

415:

بابااین همه اطلاعات دادم فقط آذین دیده ********
دستم درد نکنه
مطلبم زیاد بود اما انگار مطالعه کننده ای نیست! منم بیخیال شدم

416:

سربازان امريكايي در قلب آلمان

امريكاييها ۲۰هزار اسير در روز مي گرفتند

هیتلر، مرد بزرگ بمباران همه شهرها را ويران كرد

* ششم آوريل ۱۹۴۵
دو ارتش امريكا منطقه صنعتي «روهر» (RUHR) در آلمان را با گرفتن ۲۰هزار زنداني در روز تسخير كردند. ارتش آلمان به فرماندهي مارشال «والترمدل» سخت ترين شكست را در عمر نظامي خود متحمل شد و سيصد هزار اسير به جاي گذاشت. ارتش نهم امريكا به فرماندهي ژنرال «سيمپسون» (SIMPSON) به سوي شمال منطقه روهر حركت كرد و به نيروهاي ارتش اول به فرماندهي ژنرال «هودج» (HODGE) پيوست .ارتش نهم نيز شهر مهم «هام» (HAMM) را اشغال كرد.
هیتلر، مرد بزرگ ارتش آمريكا در قلب آلمان

* در جنگلها
«هام» يك شهر صنعتي و مركز تقاطع راه آهن آلمان بود كه بارها هدف بمباران نيروي هوايي متفقين قرار گرفته بود. گروهي از ارتش آلمان در جنگلهاي اطراف اجتماع كرده و دست به مقاومت زدند. متفقين پنج ميليون بيانيه در آلمان فروريختند كه در آنها گفته شده بود پيشروي متفقين سريع و قطعي است و مقاومت آنها بيهوده است. نيروهاي متفقين در غرب ارتش آلمان را زير باراني از گلوله قرار دادند و بسرعت به سوي شهرهاي مهمي چون «برم» (BREME)، «هانوور والمپ» به حركت درآمدند. ستونهاي طولاني از زندانيان آلمان در شرايط سختي به سوي اردوگاههاي اسيران كه متفقين موقتاً برپا كرده بودند به پيش مي رفتند.
نيروهاي انگليسي در «هانوور» توقف كردند در حالي كه پيشقراولان ارتش به سوي شهر «برم» پيش مي رفتند.
* پرچمهاي سفيد
امريكاييها وارد شهر مهم «ورزبوگ» (WURZBURG) شدند. اهالي بر سر در خانه هاي خود پرچم سفيد به اهتزاز درآوردند. علت پيشرفت سريع ارتش متفقين بي حركت ماندن تانكهاي «پانزر» آلماني بود كه سوخت نداشتند. متفقين از مدتي قبل همه انبارهاي بنزين آلمان را منفجركرده بودند.
هیتلر، مرد بزرگ وحشت در چهره اين زن آلماني را ببينيد! همه زنان برلین زير بمباران چنين وضعي داشتند

* اعتراف
مطبوعات آلمان براي نخستين بار اعتراف كردند كه سقوط رايش سوم نزديك است روزنامه شوارزكورپز (SEHWARZE - KORPS) چاپ آلمان در پنجم آوريل۱۹۴۵ نوشت كه سقوط رايش سوم نزديك است.
اين روزنامه كه توسط هيملر همكار نزديك هيتلرمنتشر مي شد پذيرفت كه آلمان در آستانه فروپاشي قرارگرفته است.
هيملر رييس گشتاپو طي اعلاميه بي سابقه يي اعلام كرد آلمانها بايد يك شكست نظامي را بپذيرند.

417:

بنده مطالب شما را خواندم و مشخص است که برای جمع آوری آن زحمت کشیده اید.
ولی وقتی با اصل یک موضوع مخالفم (یعنی تبلیغ چنین مسائلی) نمیتوانم آن را تایید کنم.
احتمالا افرادی چون بنده هم شاهد این تایپیک بوده اند.

418:

****************************
کاربر dodoo از شما خواهش میکنم از
فحاشی بپرهیزید و در صورت مواجه با
قانون شکنی فقط مدیران را مطالع
سازید و از هرگونه مقابله به مثل جدا
بپرهیزید .
****************************


****************************
کاربرashk1a از منحرف کردن موضوع
بپرهیزید.
****************************


****************************
کاربر alimetallica_2 لطفا انتقادات خود
را در تاپیکهایی که به موضوعات تاریخی
میپردازند دنبال نکنید ، برای این منظور
1 تالار جداگانه و 1 تاپیک در همین تالار
منظور شده است .
****************************

419:

سلام دوست عزیز white.G
خوش اومدی . منظورت از کمونیزم فکر کنم همون کمونیسم هستش.
البته اگه مطلب جدیدی دارید پست کنید تا بخونیم واستفاده کنیم .
تمام مسائلی که فرمودید قبلا بحث شده و به نتیجه رسیدیم.
با تشکر

420:

ژنرال فن پاولوس فهميد كه به زودي ارتش تحت فرمانش در تله ارتش سرخ گرفتار مي شود و از هيتلر خواست تا دستور عقب نشيني را صادر كند. اما هيتلر هرگونه مبارزه در حال عقب نشيني را ممنوع كرد و به پاولوس دستور داد مواضع خود را در استالينگراد حفظ كند.
يك هفته پس از ورود نيروهاي فن پاولوس به داخل استالينگراد 2 ارتش شوروي با عبور از رودخانه يخزده ولگا از شمال و جنوب به سوي استالينگراد پيشروي كرده و نيروهاي ارتش پنجم آلمان در شهر ويرانه اي كه تصرف كرده بودند به محاصره درآمدند.

ژنرال رومل به خاطر دسیسه از قبل طراحی شده توسط انگلو ساکسونها و بلوشویکها و به دستور هیتلر خودکشی کرد که خود هیتلر هم گول این حقه رو خورد .وگرنه در توطئه هیچ نقشی نداشت و بی اطلاع بود.

421:

البته بزرگترین دلیله شکست حمله به یوگسلاوی متحدش بود که 35 روز وقتشرو تلف کرد که تاثیر زیادی در نبرد استالینگراد گذاشت.
که ثابت شد حمله عصبی به پیشوا دلیله اون بود بر اثر یک اشتباه کوچک.

422:

اینهم یک عکس بینظیر !
تقدیم به تمام دوستان علاقمند به گفتگوهای تاریخی هیتلر بویژه جناب dodoo


به کلاهش خوب دقت کنید :

هیتلر، مرد بزرگ



بنظرتان از عشایر ایرانیست ؟

423:

هاینریش هیملر
فرمانده اس اس و یکی از بانفوذترین افراد آلمان نازی. او اِس اِس و سازمان‌های وابسته به آن را رهبری می‌کرد، و در سازمان دادن کشتار جمعی یهودیان نقش اصلی را داشت.
او به دلیل نظم و انضباط و دقت بسیار معروف است.
هاینریش در رشتهٔ کشاورزی تحصیل کرد.
او زندگی سیاسی خود را به طور جدی با شرکت در کودتای مونیخ در سال ۱۹۲۳ آغاز کرد.
وفاداری او به هیتلر در سال ۱۹۲۹ پاداش گرفت. هیملر در این سال ریاست اس اس، نیروی محافظت شخصی از هیتلر، را به عهده گرفت.
در ۱۹۳۶ ریاست شبکه پلیس مخفی به وی واگذار شد.
اس اس, مدتی بعد عملا به نیروی کشتار یهودیان تبدیل شد و هیملر این مسئولیت جدید اس اس را به خوبی رهبری می‌کرد.
او در عملی کردن پاسخ بزرگ بیشترین نقش را داشت و با به پا کردن اردوگاه‌های مرگ در قتل میلیون‌ها انسان نقش مستقیم داشت.
در ژوئیه ۱۹۴۴ توطئه قتل هیتلر را ناکام گذاشت و عملا تبدیل به دیکتاتور آلمان شد.

او در ۲۳ مه ۱۹۴۵ توسط نیروهای بریتانیایی دستگیر شد و خودکشی کرد.
هاینریش هیملرهیتلر، مرد بزرگ
زمینه فعالیتفرمانده نیروهای اس اس آلمان نازیتولد 7 اکتبر 1900 مونیخ آلمان
مرگ 23 مه 1945 لونبرگ آلمان

424:

من که گفتم ایرانیها هم تو ارتش نازی بودن حالا دیدید

با تشکر

425:

اشفینتوهُویتز (به لهستانی: Świętochłowice)
نام شهری در جنوب لهستان است. این شهر در سال 2005 میلادی، ۵۵٫۵۰۰ نفر جمعیت داشته است.
این شهر از قرن سیزدهم به بعد شهرت یافته است. در زمان تشکیل آلمان تا سال 1920 بخشی از آن کشور به حساب می‌آمد اما در آن زمان (با وجود اینکه ۵۱٫۹ درصد از شهروندان آن رأی به ماندن این شهر در آلمان دادند) به لهستان پیوست. این شهر در سال 1939 توسط آلمان اشغال شد ولی در سال 1945 به لهستان بازگشت.اردوگاه آشویتس 2 در این مکان بر پا شد. در حال حاضر ثابت شده که هیچ اتاق گاز و یا کوره های آدمسوزی در آنجا وجود نداشته و اسرا فقط برای ایجاد خط آهن و مسیر خاکی تلاش میکردند.اما یکی از مخوفترین اردوگاهها بود.

هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ
مکان شهر اشفینتوهویتز در نقشه کشور لهستان با نقطه قرمز نشان داده شده است.

426:

من که جایی رد نکردم !

در آنزمان بین ایرانیها و آلمانیها روابط نزدیکی برای نبرد با دشمن مشترک یعنی
انگلستان بوده است!

از این که بگذریم خیلی جالب است بدانید که آخرین کسی که با میرزا کوچک خان
ماند یک آلمانی بنام گائوک (هوشنگ) بود که به عنوان آخرین سرباز جنگلی در کنار
میراز درگذشت !

خسرو معتضد هم کتابی در این زمینه چاپ کرده است و عکسهای جالبی از
ارتشی های آلمانی با هیبت ایرانی ها در میان عشایر چاپ کرده است
که برای خرابکاری بر علیه انگلیسیها به ایرانیها کمک میکردند !



اینهم کتابی دیگر در همین زمینه :

هیتلر، مرد بزرگ

این کتاب بررسی تحلیلی روابط آلمان و ایران در مقطع جنگ جهانی اول است که ماموران اطلاعاتی آلمان توانستند لطمات فراوانی به امکانات و قوای روس و انگلیس در سراسر ایران وارد نمایند. بررسی جامع عملکرد و فعالیت هیئتهای اعزامی از سوی دولت آلمان به ایران می‌تواند زوایای تاریکی را از تحولات سیاسی ایران در آن سالها روشن نماید.

نویسنده:
معصومه ارباب


توضیحات در مورد کتاب از خود ناشر است.

آذین

427:

یادش به خیر کتاب پر بار و پر صفحه ای بود.
یک پرسش
نویسنده معصومه ارباب ؟

428:

خب
چی ثابت بشه؟
از چه نظر ؟
دلیل؟

429:

برای کسانی که نسبت به هیتلر تعصب ندارند، مطالب زیادی در مورد آشویتز اینجا هست که بخوانند و ببینند.

http://www.auschwitz.dk/


هشدار: عکسها مشمئز کننده است.

430:

به نظر من هیتلر مرد بزرگ، دیکتاتور بزرگ و احمقی بزرگ بود
توانایی تاثیر گذاری او فوق العاده بود و اگر انسان بزرگی نبود نمی توانست به این جایگاه برسد ،
دیکتاتور بزرگی نیز بود ، بدون شرح!!!
اما چرا احمق بود . زیرا در جنگ نتوانست بخوبی از وجود ژنرالهای هوشمندش استفاده کند . ماجرای خلیج نرماندی و حمله به روسیه دو نمونه ی آشکار از اینها هستند . برای هیتلری که عقب نشینی بدتر از شکست بود برایش ، صفت احمق برازنده اش است.

متاسفانه در گذر تاریخ جنایتکاران به شخصیتهای بزرگی تبدیل میشوند . نمونه اش چنگیز خان! فکر میکنید چند درصد مغول ها نام فرزندانشان را چنگیز میگذارند؟

431:

نظره شما قابل احترامه اما من و شما در اون شرایط نبودیم که ببینیم چه بر سر پیشوا اومد که نرماندی رو باخت یا نبرد استالینگراد رو ولی حداقلش میشه گفت که مرحبا بر او که 8 سال به تنهایی کل اروپارو به زانو در آورد و فقط ورود امریکا به جنگ ورق رو برگردوند هر چند اگه هیتلر به شوروی حمله نمیکرد استالین قرار بود که حمله کنه ولی پیشوا پیشدستی کرد.
هیتلر جنایتکار نبود دلیلش هم اینه که در جنگ حلوا که نمیدن .انسانهای بیگناهی کشته میشن اما دلیل بر جنایتکار بودن نیست مگه ایران شهرهای عراق رو بمباران میکرد جنایت نبود هر چند عراق هم این کارو میکرد اما جنگ همینه.

432:

در جنگ اول نرماندی هیتلر پیروز شد اما اجازه کشتار یا اسیر کردن انگلیسیها رو نداد و خواست اونها عقب نشینی کنند
دلیل شکست اصلی هیتلر آمریکا نبود آمریکا به اندازه ی کافی درگیر جنگ با ژاپن بود وقتی ارتش سرخ برلین را فتح کرد تا مدتی نیروی آمریکایی به آلمان نرفت
بله حمله به شوروی درست بود اما نه به قیمت قربانی کردن 200000 سرباز آن هم به خاطر سرما. آلمان در شوروی از ژنرال سرما شکست خورد (این سخن یکی از ژنرالهای آلمانی بود) و باز هم هیتلر اجازه ی عقب نشینی نداد.
هیتلر جنایتکار بود نه به خاطر عملیات جنگی بلکه به خاطر هولوکاست
دوست عزیز من خود شیفته ی هیتلرم اما او را با صفات ذکر شده اش قبول دارم و ازش بت نمی سازم.
چه کسی میدانست آن نقاش 20 ساله که در آکادمی نقاشی هم پذیرفته نشد جهان را درگیر جنگی میسازد که 60 میلیون کشته داشته باشد.
اما چرا بنده هولوکاست را قبول دارم . پس از مطالعه ی کتاب "انسان در جستجوی معنا" اثر فرانکل هیل که یک دکتر روانشناسی یهودی بود و خاطراتش به سادگی می توان به این واقعیت دست یافت. این کتاب در دانشگاه تهران تدریس میشود و ترجمه های متفاوتی از آن وجود دارد

433:

هیتلر برنامه ای برای فتح انگلستان نداشت.به خاطر وارد نکردن امریکا به جنگ.
امریکا تمام تجهیزات و دانشمندان نازی رو ربود وبه طور مخفیانه به کشورش منتقل کرد که من در صفحات قبلی پست کردم.مطالعه کنید.
ژنرال گورینگ فرمانده لوفت وافه به هیتلر و فون پاولس فرمانده ورماخت دراستالینگراد قول داده بود روزانه 1000 تن تجهیزات از طریق هوا به استالینگراد منتقل کنه که بیشتر از 250 تن نتونست و هیتلر بر اساس قول گورینگ دستور عقب نشینی نداد.
هولوکاست ثابت نشده وگفته های متفقین و یهودیان بود که یک کلاغ وچهل کلاغ کردن.
مگر الان در غزه یهودیان هلوکاست نمیکنند.؟
جنگ جهانی 41تا 45 میلیون کشته داد .
من هم اون کتاب رو خوندم ولی در آشویتس ثابت شده که اتاق گازی وجود نداشته حتی کوره آدمسوزی.
دوما مگه هیتلر بر علیه یهود نبود؟پس مگه میشه یک یهودی از نازیها حمایت کنه.

434:

هیتلر، مرد بزرگ
اوا براون همسر هیتلر
هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر و فرزندان خواهرش
هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ
اوا پاولا براون

435:

جناب دودو بسیار استفاده کردم ، من هم از امروز به جمع شما پیوستم و در ضمن خواهش میکنم حساب هیتلر را دیگر دوستان با یهود جدا کنند.همین امضای من کفایت میکند و یک پرسش از جناب دودو دوست من منابع انکار هولوکاستان چیست؟
میدانید که نمیشود به نقل قول ساده استناد کرد.و با اینکه ما در ایران منابع کمی درباره انکار هولوکاست داریم چنانچه ممکن است اینمنابع را به دوستان و من باز کنید تا بیشتر شناخت نسبت به این پدیده بزرگ بیابیم.

436:

سلا خدمت جناب کوروش
البت بنده حقیر عضو هیچ حذبی نیستم یهو منو منحرف نکنید (شوخی)
چشم حتما منبع هم میدم .به رو چشمم
یه سوال
بزرگترین جنایت جنگ جهانی دوم در کجا اتفاق افتاد؟

437:

این سرگفتار با نگرش به استقبال دوستان مهم میشود .

438:

1- نبرد مورد نظر شما دونکرک نام دارد و نه نرماندی

2- تنها کسی که پیاده شدن نیروهای متفقین در نرماندی را پیش بینی کرد
هیتلر بود ( ویلیام شایرر _ ظهور و سقوط رایش سوم ) و این نکته را به
فرماندهان نیز گوشزد کرد ولی همان فرماندهان در آن زمان مشغول کشیدن
نقشه ی کودتا بودند.

439:

این کتاب بجز کتاب خسرو معتضد است ولی در همان رابطه


440:

ایتالیا را فکر نمیکنم ولی ژاپن شاید.در کتاب نبرد من نیز هیتلر از نژاد ژاپنیها خوب نگفته.

به هر صورت اگر المان فاتح جنگ بود به احتمال زیاد الان سیاه پوست در جهان نبود، روسی نداشتیم ، یهودی و....
و مردمان دیگر سرزمین هایی هم که باقی میماندن باید زیر سلطه المان میمانندن.

خلاصه شاید هیتلر یک کتاب هم در مورد تقسیم بندی سرزمین ها و مردمان تحت سلطه المان مینوشت.

441:

درود بر شما جناب دودو
من از دورادور پیگیر گفته های زیبا و مفید شما و دوستانتان بوده و هستم. و واقعا لذت بردم
اما در باب پرسش کخ فرمودید بزرگترین جنایت جنگ جهانی دوم باید بگویم
بزرگ‌ترین جنایت جنگ دوم چه بود؟ کشتن یهودیها، مرگ مردم در لنینگراد، کشتار هزاران نفر در رم، کشتارهای دسته جمعی در پاریس و کشتار شهر درسدن آلمان...؟ متفقین با کمک قدرت عظیم تبلیغاتی خود موفق شدند تا بزرگ‌ترین جنایات خود را «اقدامی عادی» جلوه دهند.
۱۳ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی می‌‌نمود به فرمان چرچیل برای «پیشبرد سریع تر»، دستور محو شهر داده شد. ۲ هزار بمب افکن سهمگین متفقین طی ۴۸ ساعت شهر را به ویرانه تبدیل کردند. شدت انفجارها به حدی بود که آسفالت خیابانها نیز ذوب شد. آتش نشانی برای کمک به مردم بیگناه نبود. ۲۵۰ هزار نفر اهالی شهر طی ۲ روز جان باختند. درسدن را بی گمان می‌‌توان فاجعه جنگ دوم جهانی در اروپا دانست. نظامیان انگلیسی و آمریکایی در پاسخ به این سؤال که دلیل چنین بمباران مدهشی چه بود تنها اظهار داشتند «بررسی توان هوایی» و حذف دشمن. اما اکنون پس از ۶۰ سال این سؤال باقی است اگر ارتشهای چند میلیون نفره متفقین این شهر را دور می‌‌زدند و به برلن بدون دفاع حمله می‌‌کردند چه می‌‌شد؟ باید به این نکته تلخ اعتراف کرد که جنایتکاران جنگ دوم تنها آلمانها نبودند.
تلفات آلمان در جنگ دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳‎/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱‎/۷ میلیون آن (تخمینی) مردم بیگناهی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱‎/۳ میلیون تن بمب بر سر ۱۳۱ شهر آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود.

442:

البته کورش خان ناگفته نماند که عده ای تعداد کشته شدگان را نیرنگ گوبلز میدانند و میگویند کشته شدگان یک دهم این تعداد بوده. به هر حال اگر هم 250 هزار نفر درست باشه میشه چهار دهم درصد از 60+ میلیون نفری که در جنگ جهانی دوم کشته شدند. اصلا کاش جنگی شروع نمیشد و جناب هیتلر به همان حکومت آلمان راضی میماند.

443:


صد البته به قول هیتلر این هم توطیه ای از توطیه های قوم مخوف و مرموز یهود است.راستی اگر کتابهای خوبی و مستند درباره جنگ جهانی و میهن پرستی هیتلر و ارتشتارانش دارید که میتوانم تهیه کنم بفرمایید که تهیه کنم البته مستند و کاملا بی طرف ، چون اگر کسی همان کتاب نبرد من پیشوا را بخواند میفهمد که این انسان تا چه اندازه خیر خواه و بزرگ بودند.و از همین نوشته میتوان اسناد تاریخی را مقایسه کرد و شکافها و دروغها را شناخت.

444:

هنوز نفهمیدم خون اریایی چقدر سرختر از خون سایر اقوام هست که خودشون رو برتر می دونند بجز راه انداختن جنگ چه کمکی به پیشرفت جهان کرداند که بقیه اقوام نکرداند...؟!

445:

اینقدر برتری یافت که پدیده کشاورزی و دامداری را آفرید و بشر را وامدار خودش ساخت همین یکی از امتیازات نژاد آریا به اسلاو و سام است.

446:

اسلاو هم بهترین دانشمندان و نویسندگان رو داشته یهودی ها هم بهترین فیزیکدانان رو داشتند
حالا دامداری پیشکش شما ها

447:


چرا زمانها را با هم یکی میکنید؟
امروز را با 1000 سال قبل و بلکه هم بیشتر مقایسه میکنید؟
من میگویم این آغاز برای بشر باعث ترقی بشر گردید بعد شما میگویید یهود فیزیکدان داشته و اسلاو دانشمند؟؟

448:

متاسفانه زیاد کمکی در این مورد نمیتونم بکنم چون از کتابهای فارسی خبر ندارم. ولی اگر میخواهید بدونید چه کتاب انگلیسی پر فروشترین هست به سایت زیر مراجعه کنید و سوژه را جستجو کنید تا کتابهای مربوطه فهرست بشه و بعد در آمازون به آنچه خوانندگان در موردش گفتند رجوع کنید. حالا اگر آن کتاب ترجمه سره شده، باید خواندنی باشه.

www.bookbutler.com

449:

مقایسه ای در کار نبود...گفتید دامداری و کشاورزی را اریایی ها ایجاد کرداند (فرضا) نیروی گرانش باز کردن هسته اتم اورانیوم هم یهودی ها کشف کرداند که باعث تمام شدن جنگ جهانی دوم شد

450:

فرضا؟؟؟
خنده دار است !!!!
البته اورانیوم کشف شد در پی آن سانتفیوژ کردن هسته اتم و بعدها ساخت بمب هسته ای از جناب اینیشتن بود.صد البته که قوم یهود انسانهای پاک و خیر خواهی هستند به خصوص برای جهان ... پیشنهاد میکنم خود شیفتگی این قوم را در همان دعای صبح یهودیان نیم نگاهی بیاندازید

451:

از خود شیفتگی حرف می زنید؟؟شما از قوم اریایی هستید که همه اقوام را برابر خود میدانید؟؟

452:

بله قوم با نژاد فرق دارد عزیزم
قوم عده ای خاص با یک مسلک که فقط حفظ فردیت و دین برایشان مهم است نه ملت در حالیکه ما در ملت با انواع مختلف مذاهب برخورد میکنیم، و بد نیست بدانید ما 2 یا 3 قوم بیشتر نداریم ، یکی همین قوم آریا ، سام و بنی سام(یهود) و اسلاو است ، البته ریز نژادهای دیگر هم هستند که آنها را در زمانش خواهم گفت اما باید بگویم بله اقوام آریایی چه شاخه هند و چه شاخه اروپایی همگی همدسته و یکسانند.نژاد را با قومیت مقایسه نکنید.
مطالعه فقط مطالعه

453:

شما منظور من را خوب فهمیدید اگر نه ÷س از قرار معلوم هر چه کتاب خوانداید به نتیجه و بی حاصل بوده

454:

من هم جواب دادم البته نا بااستاتژی یهودیت که دروغهایشان را با حقه بازی نشان دادند و به قولی دست ارطو را در سفسطه کردن از پشت بسته اند

455:

javabetan besiar ghane konande bod

456:


دودو جون به اينكه شما گفتي مسلسل نميگويند.اگر اشتباه نكنم
به سلاحهايي مانند اين ميگويند rifle gun .
ولي به اشمايسر ميگويند machin gun.

البته من خودم ميدانستم اشمايسر چگونه است و ديده بودم از شما تاريخچه اش و جزيياتش را خواستم چون فكر ميكردم مي دانيد.


457:


آرياييان كه فقط پارسيان نبوده اند.من نيز اطلاعات چندان زيادي از ژرمنها ندارم كه بگويم شبيه بودند يا نبودند اصلا من همچين چيزي نگفته ام كه شما اينگونه برداشت كنيد.

به گمان من يهوديان اشكنوازي نيز از آرياييان بوده اند.

458:


ميزان دقيق!!!
حرفهايي ميگوييد!
پست 399 را بخوانيد.
گنده نايي نكرديم خود بزرگ است حتي يك دانشمند بزرگ نيز خود ميتواند تحولي بزرگ را رقم زند.

459:

عشاير ايراني آنجا چه ميكرد؟

460:

چطوري ميرفتند توي ارتش نازي؟

461:

با سلام به دوستان، من مدتی نبودم چون که سرگرم نوشتن یک کتاب هستم که امیدوارم تو بهار پیش روی به اتمام برسه و وارد بازار بشه.
خدمت شما عرض کنم اگه اشتباه نکنم این عکس ربطی به ایرانی ها نداره و فکر می کنم یکی از سربازان اهل آلبانی که در لشگر وافن اس اس اسکندربرگ خدمت می کنه. ( آلمان نازی تقریبا از تمام کشور ها و از تمام نژاد ها و از تمام ادیان معروف در لشگر ها یا لژیون های جداگانه سرباز داشته!)
اتفاقا کتابی هم که دارم می نویسم در همین زمینه است.

462:

درود بر شما. دوست گرامی فراموش نکنید قوم اسلاو جز نژاد آریایی به حساب میاد و در رایش سوم حدود یک میلیون سرباز اسلاو وجود داشته است! در ضمن هیتلر رو به نظر من نمیشه پان آریایی دونست بلکه باید گفت هیتلر یک پان نوردیک است! یعنی نژاد اروپای شمالی.

463:

درود
دوست گرامی ایرانی های بسیار اندکی در ارتش رایش سوم حضور داشتند. تقریبا اکثر دانشجوهای ایرانی که در آلمان نازی تحصیل می کردند در ابتدا در رادیو برلین و با حمله ی متفقین به ایران به ارتش آلمان نازی پیوستند. تعدادی از این عده به سازمان وافن اس اس و تعدادی دیگر به ورماخت ملحق شدند. خسرو معتضد گفتند که چهل ایرانی در لشگر کماندوی براندنبورگ و ده ایرانی در لشگر کماندوی اوریاننبورگ حضور داشتند.
البته چنین چیزی بعید نیست. خود من که در نوشته های غربی حتی یک موضوع هم درباره ایرانی ها ندیدم و واقعا جای تعجب اطلاعات بسیار زیادی از 30 تا بریتانیایی یا 4 تا ایرلندی تو ارتش رایش سوم هست اما از ده ها ایرانی در اس اس یا ورماخت اطلاعات بسیار نایابی وجود داره. معروف ترین ایرانی در ارتش رایش دکتر داوود منشی زاده افسر سازمان اس اس و تنها سرباز ایرانی در نبرد برلین که بعد ها در ایران یک حزب نازی تاسیس کرد.
سایر اقوام که در ارتش آلمان نازی حضور داشتند معمولا داوطلبانی بودند ابتدا اسیر ارتش آلمان شده و سپس داوطلبانه برای مبارزه با « بلشویسم» به ارتش آلمان ملحق می شدند. بخش عظیمی از ملل شرقی از جمله ارمنی ها، آذری ها، تاتار ها و ترکستانی ها برای مبارزه با کمونیسم به ارتش آلمان ملحق شدند. یا مثلا فرانسوی ها داوطلبانه و به همین مقصود به ارتش آلمان پیوستند. داوطلبانی که اندیشه ضد کمونیستی نداشتند بسیار اندک بودند. شاید فقط سربازان هندی و سربازان عرب و تعداد سربازان زرد پوست شرق آسیا که ضد بریتانیایی بودند و سایرین بخاطر مبارزه با کمونیسم به ارتش آلمان ملحق می شدند.

464:

درود
دوست گرامی درباره اینکه میگید ورود امریکا به جنگ به زیان اتحاد محور (اتحاد آلمان- ایتالیا- ژاپن و چندین کشور اروپایی و آسیایی دیگر) بود درست می گوید. در واقع چنانچه امریکا به جنگ وارد نمی شد ارتش آلمان می تونست روس ها رو در همون مسکو شکست بده و جنگ در روسیه رو در همون سال 1941 یا نهایتا نیمه اول 1942 به پایان برسونه... اما راه های دیگه ای هم بودند که پس از ورود امریکا به جنگ باز هم اتحاد محور پیروز بشه اما خب به این راه ها عمل نمی شد. نمی دونم چرا آلمانی ها نتونستن واقعا اهمیت استراتژیکی ایران رو درک کنند. اگه هم درک کردند اینکه عملیاتی انجام نشد برام جای تعجب! به نظر من اهمیت استراتژیکی ایران بسیار مهم تر از اهمیت استراتژیکی استالینگراد (ولگا) بود.

اما درباره اینکه میگید هیتلر چون به روس ها وفادار نماند پس به ایتالیایی ها و ژاپنی ها هم وفادار نمی ماند بسیار خنده دار. دوستی میان سه کشور آلمان و ژاپن و ایتالیا سال ها پیش از جنگ روی داد و بر پایه دوستی، صمیمیت و مبارزه با کمونیسم بود. به علاوه هیتلر معتقد بود اتحاد آلمان و ژاپن صمیمی ترین و واقعی ترین اتحاد تاریخ و واقعا هم اینطوری بود به این دلیل که نه آلمان به مناطق تحت نفوذ ژاپن چشم داشت و نه ژاپن به مناطق تحت نفوذ آلمان! هیتلر قصد تسخیر جهان رو هرگز نداشت. هیتلر تنها یک هدف داشت و اون پدافند از نژاد آلمانی بود. نژادی که امروز در حالی انقراض...
به علاوه اگه هیتلر آدمی بود که به متحدانش پشت کنه باید متحدش اسپانیا رو تو سال 1940 تسخیر می کرد اما به دلیل عقاید مشترک از چنین کاری پرهیز کرد حتی با وجود اینکه کاملا فهمید فرانکو قصد پیوستن به اتحاد محور رو نداره و جواز عبور آلمانی ها از خاک اسپانیا رو نمیده اما باز هم ترجیه داد دوستی با یک کشور فاشیستی رو بر هم نزنه... به راستی که آدولف هیتلر با متحدانش با صداقت رفتار می کرد.
اما مسئله روسیه همه می دونن که این اتحاد به هیچ وجه ادامه پذیر نبود. روسیه این قرار داد رو بست که از یک طرف وضعیت ارتش ضعیف خودش رو بهتر کنه و از طرف دیگه آلمان رو با متفقین به جون هم بندازه و سپس با یک حمله ی بزرگ همه رو شکست بده. در ضمن بهتره بدونید طی چند ماه قرار داد عدم تجاوز آلمان و روسیه، روس ها بار ها تعهدات خود را نقض کردند و کشور های متحد آلمان رو مورد هجوم قرار دادند. در چنین شرایطی برای پیشوا یک راه می موند و اون هم از بین بردن طاعون بلشویسم بود.

465:

منم داشتم به این موضوع فکر می کردم، هیچ قومی نسبت به قوم دیگر برتر نیست.
بزرگ نمایی هیتلر از طرف دوستان هم مثل این میمونه: من آنم که رستم بود پهلوان!!

466:


« ظهور و سقوط رايش سوم » رو خوندم عالی بود...

اين كتاب، يكي از آثار جاويدان و اسناد مهم تاريخي است كه به وسيله « و يليام شاير ر » نوشته شده و توسط آقاي « كاوه دهگان » به فارسي ترجمه شده .

467:

درود.
ببین دوست عزیز شما احساسی برخورد می کنید. منم اگه احساسی برخورد کنم میگم هیچ قومی از قوم دیگر برتر نیست. اخه دلم برا بقیه قوم ها می سوزه... اما این احساسی...
اما اگه عقلی و منطقی برخورد کرد می بینیم که در دوره باستان ایرانیان و در قرون اخیر آلمانی ها تونستن بیشترین اختراعات رو از خودشون داشته باشن. البته به نظر من قوم ایرانی باهوش تر از ژرمن ها و نوردیک هاست. اما بخاطر بعضی مسائل خرافات اسلامی ملت ما نتونستن به پیشرفتشون ادامه بدن. مسلما اگه اسلام به ایران حمله نمی کرد و شاهنشاهی ساسانی به کارش ادامه می داد امروز کشور ما برترین کشور جهان بود و ما ایرانی ها کهکشان ها را هم فتح کرده بودیم. اما افسوس و افسوس... ایرانی ها از همه نظر باهوش تر از بقیه اقوام هستند. اگر اختراعات ایران در دوره باستان رو از دانش بشری کسر کنیم شاید الان دنیا در دوران قرون وسطی و حتی قبل از آن به سر می برد. شاید نوردیک ها و ژرمن ها فقط یک برتری نسبت به ایرانی ها داشته باشن و اونم چهرشونه که البته در بسیاری موارد نوردیک ها بسیار چهره ی زخمتی دارند. شاید هم مسائل آب و هوایی باشه. به طور کل می تونم بگم به جز زیبایی چهره، در همه ی موارد ایرانیان از سایرین برترند اما حیف که اسلام و خرافات ناشی از ان دیگه به این ملت بها نمیده!
بدرود

468:

درود بر شما. میشه بگید این کتابی که خوندید چاپ چندم هست و چه سالی به چاپ رسیده؟ چون نام مترجمش برای من تازس! خود من این کتاب رو به ترجمه ابوطالب صارمی خوندم و چاپ قدیمی هست.
به طور کلی باید بگم از نظر کلی این کتاب در سبک کتاب آدولف هیتلر به قلم جان تولند به حساب میاد با این تفاوت که کتاب جان تولند بسیار روان تر و شیرین تر و دلپذیر تر و تا حدی واقع گرایانه تر است اما این کتاب سراسر چرندیات و مسائل خنده آور. اسنادی که هیچکدوم معلوم نیست از کجا آورده شده و یا کجا ساخته شدن. جالب اینجاس سر مسئله اسناد مثلا بعضی جاها نوشتن فلان اسناد در فلان منطقه بودن و دو تا گروهبان آلمانی از این سند ها نگه داری می کردن که با متفقین همکاری کرده و سند ها را تحویل دادن. اخه کجا برای اسناد مهم دو تا گروهبان دو زاری می زارن که آلمانی ها این کار رو بزارن... سرهنگش هم برای چنین اسنادی نمی زارن!! مثلا تو این کتاب نوشته هیتلر قصد کشتن 100 میلیون اسلاو در روسیه رو داشته حتما قرار بوده با اون یک میلیون سرباز اسلاو که در ارتش آلمان خدمت می کردند این 100 میلیون کشته بشه؟! واقعا مسخره و خنده آور. خنده آور تر اینه که رودولف هس مسئله کشتار 6 میلیون یهودی رو تایید کرده آخه رودولف هس که نصف آخر جنگ رو تو زندان بریتانیا بوده حتما از زندان بریتانیا با برلین در تماس بوده و دستور کشتار یهودیان رو صادر می کرده؟!؟!؟
دوستانی که چند کتاب از چند نویسنده مختلف بخونن کاملا می فهمن که مسائل ضد و نقیض است و یک مسئله اینجا می لنگه اونم اینه که تاریخ رو پیروز شدگان می نویسن
پیشنهاد می کنم کتاب جنگ ناشناخته به قلم سرهنگ اوتو اسکورتسنی رو بخونید تا خیلی از حقایق دستتون بیاد. مثلا اینکه هیتلر می تونسته بمب اتم رو بسازه اما چون از مضراتش آگاه بوده معتقد بوده نباید از بمب اتم استفاده بشه. هیتلر معتقد بوده حتی اگه تنها راه پیروزی رایش استفاده از بمب اتم باشه باز هم نباید از چنین سلاحی استفاده کرد چون استفاده از چنین سلاحی تنها کار مردمان بی تمدن است!
موفق باشید.

469:

حتما همونطوره دوست من من چون واقعا کار دارم کمتر میتونم سر بزنم اما بازم از همونهایی که فرمودی سعی دارم اطلاعات بدم .
با تشکر

470:

آقایون وخانمها بهتر نیست عکسی یا مدارک جدیدی رو کنید تا بخونیمو لذت ببریم .
از این همه بحث که به جایی نمیرسیم هیچ کس هم که من میبینم عقب گرد نمیکنه و رو حرفه خودش می ایسته.
البته این یه نظره بهتون بر نخوره ها. (آقایون مدیرها جونه منو باید از الان تضمین کنن چون ممکنه بچه ها ترورم بکنن (شوخی) حرفهایه گنده گنده میزنم.)

471:

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

عکسهایی از اردوگاه آشویتس

472:

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ


</IMG>هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ


هیتلر، مرد بزرگ
</IMG></IMG></IMG></IMG></IMG></IMG></IMG>

473:

آدولف ایچمن
هیتلر، مرد بزرگ
یکی از چند مرد نوابغ نظامی ارتش نازی (اس اس)که بعدها متفقین وی را همطراز هاینریش هیملر قلمداد کردند.

474:

از وی دو کتاب با نامهای شایستگی ایچمن نوشته دیوید سه زارانی
و ایچمن در اورشلیم نوشته هانا آرهند
به چاپ رسیده که تمام خصوصیات وی را به تفصیل توضیح میدهند.

475:

درود

چاپ اول
ناشر: موسسه انتشارات احمد علمی
تهران- اردیبهت ماه 1344 شمسی
چاپخانه محمد علی علمی

در فهرست مطالب نظر روزنامه ها و هفته نامه ها هم قید شده که خوندنش خالی از لطف نیست

476:

راینهارد هیدریش
هیتلر، مرد بزرگ
بدون شک دومین فرد با نفوذ در ارتش نازی کسی نبود بجز رانهارد هیدریش (بعد از هاینریش هیملر) که بدنه اصلی اس اس را وی تشکیل میداد حتی هوش بیش از اندازه وی اورا جزو نبوغ نظامی قرار داده بود اما به دلیل کارهای زیر زمینی و دور از صحنه سیاسی وی را کمتر میشناختند .وی حمله به نرماندی را به پیشوا گوشزد کرده بود 9 ماه قبل از حمله متفقین.

477:

ارنست کالتر بولنر
هیتلر، مرد بزرگ
فرمانده پانزرهای (تانکهای)ارتش نازی در اتریش که با حمله برق آسای وی به دره دونکرک بیش از 350000 نفر از نیروهای بریتانیا و فرانسه به تله افتادند.
یکی از نوابغ وی سرعت در پیشروی بود به طوری که عرض فرانسه را در 6 روز پیمود و ارتشهای فرانسه را به دونصف کرد.

478:

رودولف هوس
هیتلر، مرد بزرگ
مهندس طراح اردوگاه آشویتس که به وی لقب مهندس طرح کشتار داده اند.وی تنها کسی بود که از سرنوشتش خبری بدست نیامد.
هیتلر، مرد بزرگ
اردوگاه بعد از به دست افتادن مردم.

479:

+

با طراحی و حمایت دولت انگلستان در چک ترور شد !

480:

آیشمان مغز اصلی نسل کشی یهودیان بلافاصله پس از شکست آلمان
با تغییر هویت به آرزانتین گریخت ! چند سال بعد دولت اسرائیل وی را
از آرژانتین به صورت بیهوش ربود و وی را در اسرائیل محاکمه و اعدام
کرد .

481:

جوزف منژل
هیتلر، مرد بزرگ
فرمانده اردوگاه آشویتس 2 در کیهف اوکراین. بیش از 750 زن اسلاو در اردگاه وی به کار گماشته شده بودند.وی بعد از مرگ جانشین فرمانده اس اس (در اقدام به ترور نافرجام پیشوا کشته شد)از اوکراین به آلمان منتقل شده و جانشین سرفرماندهی اس اس شد.

482:

میگم جناب آذین بچه ها که همکاری نمیکنن خودمون باید دست به کار اطلاع رسانی بشیم .مگه نه؟

483:

آلویس بورنر
هیتلر، مرد بزرگ
مدیر برنامه های شناسایی و دستگیری یهودیان در اس اس و گشتاپو.
وی طراح اصلی دستگیری 6 میلیون یهودی در آلمان .لهستان.فرانسه واتریش و اسلواکی و یونان بود وی 128500 نفر زن و بچه را از اردوگاههای نازی خارج کرده و مانع از کشتار آنها شد.
وی به سوریه فرار کرد و در آنجا توسط سازمان سیا ربوده شد وبه امریکا رفت آخرین بار در سال 1987 رادیو شیکاگو خبر مرگ وی را اعلام کرد.

484:

البته جدیدا ادعا شده که هیتلر بمبهای اتم کوچکی را آزمایش کرده بود. منطقه ها را برای مواد رادیواکتیو تست کردند. آخرین آزمایش آنها در Thuringia در سوم مارچ 1945 انجام شد و منجر به نابودی 500 کیلومتر مربع و کشته شدن چند اسیر جنگی شد. علت عدم استفاده از بمبها در جنگ هم آماده نبودن آنها برای تولید انبوه بود و مشکلاتی در سیتم انفجار.

بله واقعا اطلاعات ضد و نقیض زیاده. ولی من به یک افسر اس اس که موسلینی دیکتاتور ایتالیا را از زندان فراری داده و عملیات سرکوب توطئه بر علیه هیتلر (و در نتیجه کش آمدن جنگ و کشته شدن افراد بیشتری) را فرماندهی کرده، و خطرناکترین مرد اروپا در اون دوران لقب گرفته نمیتونم اعتماد کنم.
شما هم اگر به هیتلر تعصب ندارید، برید و اعدای بالا توسط Rainer Karlsch تاریخدان را بررسی کنید و در کتابتان بگذارید.
http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/europe/4348497.stm

485:

کلاوس باربی
هیتلر، مرد بزرگ
یک جاسوس تیزهوش اس اس (گشتاپو) وی در 25 اکتبر 1913 وارد اس اس شد.در ماه می 1941 به آمستردام هلند اعزام شد تا از تحرکات نظامی روسها از شمال خبر بدهد.وی در نوامبر 1942 به لیون فرانسه فرستاده شد در 6 ژوئن 1944 مادر وپدر وهمسرش بر اثر بمباران متفقین در آلمان کشته شدندوی بعد از باز پس گیری فرانسه به صورت شهروند عادی به زندگیش ادامه داد و در 2 سپتامبر 1991 در لیون درگذشت.

486:


درود بر شما
سپاس از پاسخ به جا و شایسته شما
و نکته ای که من به اشتباه گفتم را تصحیح کردید.

و اما نوردیک ها مختص به شمال اروپا نمیشدند تحقیقاتی که در زمینه مردمشناسی شده است "یک شعبه اساسی نژاد سفید را که نژاد "فلات ایران" گفته میشوند مشخص گشته است این نوع جدید نژادی اکنون برای نخستین بار مقام خود را در کنار نژادهای "نوردیک و مدیترانه و آلپ احراز میکنند.

پس در اصل اتحاد اقوام آریایی که شامل نوردیکها + اسلاوها و ...میشوند . اگر ما این تز را که آقای "هنری فیل" ارایه کرده اند را پذیرا باشیم نباید گسستگی نژادی بین نوردیکها و اقوام ایرانی را به حساب آوریم.به هر روی هیتلر را در این زمینه(اتحاد نوردیک ها)را اگر بخواهیم بپذیرم بیشتر قوم گرا میشود به حساب آورد تا نژاد گرا ، که البته این سخن هم جای ابهام دارد.

487:

درود بر شما
بانو خزان نکته ای که بایست متذکر شوم این بود که :
قوم یهود یا بهتر بگویم قوم سرگردان در پی کمبودهایی که ناشی از راندده شدن این نژاد(سام)و قوم یهود توسط پیامبرشان شکل گرفت همیشه به دنبال مقصر برای این طردشان بودند.و الان با اینکه کمترین جمعیت جهان را به خود نسبت داده است همیشه در پی تسلط بر اقوام و مذاهب دیگر بده است مسیله به صلیب کشیدن مسیح توسط "یهودای اسخریوطی" که یک یهودی بود ما را به حقیقت کمی نزدیک میکند.قوم یهود نسبت به تمام مردم دیگر از طرفی احساس بیگانگی میکند. و از طرفی آنها را برده و مورد استثمار خود قرار میدهد.دولت مرکزی یهود یا Z.O.G که اختصار شده Zionism Occupited Gavemement است هم نشان از اندیشه قوم گرایی یهودیت سنتی است.یا اگر به دعای صبح یهودیان در تورات توجه کنید خواهید دید که میخوانند:
قبرهای خود را از بیگانگان(چه کسانی بیگانه اند؟؟)جدا سازید.

این خود شیفتگی قومی باعث شد که یهودیان که از نژاد سام و بنی سام هستند خود را برتر بدانند و با ربودن اندیشه ها از دیگر ملل خود را برتر بدانند.چنانچه در دربار هخامنشیان هم چنین حرکتی را دیدیم که بعدها دروغ و مظلوم سازی قوم یهود دست آویزی شد تا تاریخ ایران را متزلزل کند.جشن دروغین پوریم نام دادند.
پس دوست من دقت کنید حقایقی که وجود دارند را انکار نمیشود کرد.این آقای اشک1 نمیخواهم نسبت دهم ولی افکار یهودی گرایی دارد که من در بحثهایشان شناختم دارند.مظلوم نمایی و قیافه حق به جانب گرفت از خصیصه یهودیان است.
و در آخر چنانچه دلایل فوق پاسختان نبود.من دلایلدیگری هم دارم که درباره قوم یهود و سرطانی بودن آن بحث خواهم کرد حتی از لحاظ سیاسی !
هیتلر انسان واقع گری بود وضع آلمان و به خصوص شهرهای صنعتی و بزرگی مانند مونیخ و سر لژهای بزرگ مشاغل بزرگ در دست یهود بوده است.
پیروز باشید
کورش آریانا

488:

درود
دوست من تلفظ آلمانی این اسم: آیشمان
از افراد بلند پایه وابسته به مسئله « راه حل نهایی» یعنی انتقال یهودیان به یک سرزمین دیگر. (هیچ حرفی هم از کشتن نبوده)

489:

عزيز جان اون پست من مربوط به فرار دانشمندان يهودي بود.
گفته بودم حكومت ديكتاتوري و ضد يهودي هيتلر دانشمندان و نخبگان يهودي را از آلمان فراري داد حالا شما آمدي از من چه مي خواهي؟ ليست دانشمندان آلماني را مي خواهي؟
ميزان تقريبي چه چيزي را بگويم؟ اصلا منظورتان چيست؟
سياست يهود ستيزي هيتلر باعث شد دانشمندان و نخبگاني مثل اينشتين از آلمان فراري شوند.
پيشتر هم گفته بودم بسياري از اينان خود را آلماني مي دانستند حتي دو نفر كه يهودي بودند و با هم كار ميكردند تا پيش از اين جريانات نمي دانست همكارش يهوديست اينها همه در تاريخ ثبت شده و من در جاهاي مختلفي خوانده ام.
همچنين فرهنگ ستيزي و كتاب سوزاني نازي ها باعث شد دانشگاههاي آلمان كه زماني جزو برترين دانشگاههاي جهان بود و نخبگان بسياري را در خود پر ورده بود قدرت علمي خود را از دست بدهند.
آن آلماني نژادها هم كه در امريكا بودند مانند آيزنهاور و ... ديگر آلماني نبودند بلكه آمريكايي بودند.
شما از آمريكا مثال ميزني من ميگويم شوروي نيز از اين دانشمندان فراري و مهاجر سود هاي زيادي برد وپس از آن از دانشمندان آلمان شرقي.
من ديدگاهم اين است هيتلر هم مرد بزرگي بوده هم ديكتاتور.


490:

با اينكه هيتلر و دار و دسته اش به دانش استفاده از بمب اتمي دست نيافتند موافقم.زيرا با شناختي كه از اينان داريم اگر داشتند حتما استفاده مي كردند.

491:

كورش جان يك جوري بگو من هم بفهمم بالاخره كيا آريايي بودند نورديكها(وايكينها؟) يا اسلاوها (اروپاي شرقي ها؟ يا روسها؟) يا ژرمنها؟ يا ايرانيها؟

492:

من اين پيامبران يهود را بيشتر ميتولوژي ميدانم تا امري تاريخي و حقيقي.
حتي اكنون تاريخ داناني هستند كه وجود تاريخي مسيح را هم رد كرده اند چه برسد به پيامبران يهود.

493:

از ديد من همچين اندك هم نبوده.
هم بزرگ نمايي هم كوچك نمايي از ديد من درست نيست.

درسته که آلمانی نژادهای آمریکا تفکرات آمریکایی دارند ولی اصالتشان آلمانی است
تفكرات نداشته اند در واقع مليت آمريكايي داشته اند و خود را آمريكايي مي دانسته اند.
اصولا منظورتان از اصالت آلماني چيست؟

494:

بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ
بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی
هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ
بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی
هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ



هیتلر، مرد بزرگ

هیتلر، مرد بزرگ

495:

هیتلر، مرد بزرگ
هیتلر، مرد بزرگ

496:

هیتلر، مرد بزرگ

497:

اینها سند جنایات متفقینه.
همونهایی که پیشوا رو جنایتکار خوندند

498:

اشتباه کردی دوست عزیز ایشون مغز اصلی یهود کشی بوده و نفر دوم اس اس.
اگه اطلاعات دارید پست کنید .برای اینو اون اشکال نگیرید .حتما سایتها هم اشتباه میکنن وما نمیدونیم!

499:

دوست گرامی تمام این ها که گفتید از یک نژاد هستند. یعنی نژاد آریاییژرمن ها و نوردیک ها تقریبا با هم تفاوتی ندارن.

500:

نه اینکه امریکایی ها به بمب اتم دست پیدا کردند و استفاده نکردند!!!-من یکبار گفتم طبق گفته ی سرهنگ اسکورتسنی چنین چیزی وجود نداشته است. حتی آلبرت شپیر (وزیر تسلیحات آلمان نازی) در پایان جنگ یک ضد هیتلری بود گفته است گفته است که هیتلر هرگز موافق ساخت بمب اتم نبود. من نمی دونم دیگه با شما متعصبین چگونه باید رفتار کرد!

501:

ایشون مغز اصلی یهود کشی نبوده بلکه مغز اصلی انتقال یهودیان بوده... شما اشتباه کردی دوست عزیز با خواندن اراجیفی که بی بی سی به خورد مردم میده و یا با خواندن کتاب هایی که نویسندگانشون مورد حمایت صهیونیسم بین الملل بودن نمیشه چنین چیزی رو قبول کرد. مشکل افرادی مثل شما اینه که هیتلر رو به چشم یک جنایتکار می بینن و از هیتلر جنایتکار خوششون میاد. ولی من هیتلر رو یک انسان میهن پرست می بینم که نسبت به همه ی سیاستمداران بسیار راستگو تر و نرمخو تر بوده است. هولوکاست رو بزرگش کردن. چطور کسی نمیاد حرفی از 7 میلیون یا 10 میلیون اوکراینی کشته شده توسط استالین حرفی بزنه!! همه میان هولوکاست رو بزرگ می کنن. دوست عزیز مسئله فقط و فقط تبلیغات و یک توطئه جهانی...نمیشه با عکس و نوشته ای که همه توسط پیروز شدگان تبلیغ شده اند یک نظریه کلی داد. در چنین مسئله ای که فقط یک طرف حرف می زنه باید از عقل و منطق استفاده کرد. فقط منطق و تجزیه تهلیل هولوکاست که می تونه در رد هولوکاست کمک کنه. فراموش نکنید کسانی هولوکاست رو گسترش دادن که فیلم سیصد رو هم ساختن. کسانی هولوکاست رو بزرگ کردند که از یک طرف اومدن دموکرات ترین حکومت ایران (دکتر مصدق) رو سرکوب کردن و از طرف دیگه حرف از گسترش دموکراسی در جهان می زنن...چند بعدی نگاه نکنید.موفق باشید.

502:

شما خودت رو جای اون افراد غیر نظامی بزار که در اون جنگ بودن؟! اون بچه های کوچک ژاپنی چند ساله ای که چیزی از جنگ نمی فهمیدن؟! آیا اونها سزاوار کشته شدن به وسیله بمب اتم بودند؟ بعضی از این عده که در اون زمان چند سال بیشتر نداشتن تا همین چند سال پیش هم زنده بودن ولی با انواع بیماری ها یا سرطان ها! فرض کن خودت از 10 سالگی تا آخر عمر انواع سرطان ناشی از بمب اتم رو داشته باشی؟ ظاهرا برات لذت بخش که اینقدر از بمب اتم طرفداری می کنی!!! حداقل اینقدر نگید امریکا دموکراسی! امریکا آزادی خواهی! امریکا مرکز تمدن و ...
بمباران اتمی یک جنایت بی سابقه در تاریخ و بزرگ ترین جنایت در طول تاریخ بشریت و ننگی برای بشر و انسانیت است.
قابل توجه اینکه یک آینیشتاین (انیشتین) دانشمند یهودی که تعداد دوست دختر هاش به اندازه موهای سرش بودن و جز زن... به چیزی فکر نمی کرد در بمباران اتمی نقش بسزائی داشت. جالب اینجاس که بعد از بمباران اتمی گفت من باید انگشتانم رو که نامه ساخت بمب اتمی رو امضا کردن قطع کنم. یکی نبود بگه خب قطع کن دیگه! قطع کن ببینیم پشیمون شدی!! ولی فقط حرف... تمامی این افراد دروغ گویان و فریبکارانی هست که صلح و دموکراسی و مردم سالاری رو بهانه ی جنایاتشون کردن. همونطوری که بسیار از مسلمانان الله رو بهانه ی جنایات خودشون قرار می دن!

503:

پستهاي پيشين دودو را بخواني چند نمونه آورده.


یعنی چی تفکرات آمریکایی نداشتند ولی خود را آمریکایی می دانستند؟ ملیت آمریکایی داشتند.
منظورم نژاد آلمانی بود. تعداد زیادی از آلمانی های آمریکا بر علیه آلمان نازی جنگیدن و این یه واقعیت هست
منظورم اين بود تنها تفكراتشان آمريكايي نبود بلكه خود را كاملا آمريكايي مي دانستند نه آلماني يا چيز ديگر.
خب اصلا نژاد به نام "آلماني" نداريم.
خود آلمانيها از تيره هاي گوناگوني هستند و به هيچ وجه خالص نيستند آن حرفها هم كه ميزدند پيرامون نژاد گرايي و اينها يا از سياستشان بود براي اتحاد آلمانيها يا از بي دانشي و داشتن اطلاعات اشتباه.

504:

اين نظر شما را قبول ندارم و از ديد من درست نمي نمايد.



نوشته اصلي بوسيله ADOLF_IRANI نمايش نوشته ها
نه اینکه امریکایی ها به بمب اتم دست پیدا کردند و استفاده نکردند!!!-من یکبار گفتم طبق گفته ی سرهنگ اسکورتسنی چنین چیزی وجود نداشته است. حتی آلبرت شپیر (وزیر تسلیحات آلمان نازی) در پایان جنگ یک ضد هیتلری بود گفته است گفته است که هیتلر هرگز موافق ساخت بمب اتم نبود. من نمی دونم دیگه با شما متعصبین چگونه باید رفتار کرد!
ما اينجا مگر بحث آمريكا داريم.
اين حرف شما خلاف عقل است هيتلر براي قدرت افزون تر دست به هر كاري ميزد و هر سلاح جديدي را مي آزمود دانشش را نداشتند.
بفرماييد ما به چه چيزي تعصب داريم؟ بحث را شخصي نكنيد!

505:

عزيز جان شما به قول اين دوستمان بزرگ نمايي ميكني.
من به شخصه استالين را جنايتكار بزرگ قرن ميدانم.
پس ميبيني كه اين تبليغات به قول شما فاتحين چندان براي پوشاندن جنايات استالين كافي نبوده.
اين توطئه جهاني يهود و اين حرفها هم فريب كاريست و براي تخريب اذهان جهانيان در مورد اين مردم غيور و با دانش است.

506:

این مسئله همون ZOG که یکی از دوستان اشاره کردند. پس می خواستی یک دولت یهودی گرای آلمانی هولوکاست رو رد کنه؟
در ضمن اگه هولوکاست درسته چرا تا یکی می خواد نظریاتش رو بگه (و حقایق رو فاش کنه) به قول خود شما تشریف می بره زندان؟؟؟ اینه دموکراسی؟ اینه آزادی بیان!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
تعداد نئو نازی های آلمان در سال های پس از جمگ کم نبود. حزب رایش سوسیالیست در سال 1950 طی دو سال 360.000 نفر از هواداران هیتلر در آلمان رو گرد آورد اما ممنوع اعلام شد. اگه الان می بینیند تعداد طرفداران هیتلر در آلمان خیلی کم شده بدونید به چند دلیل:
1. تبلیغات بسیار زیاد بر علیه هیتلر و نازیسم
2. فشار فراوان بر نئو نازی ها
3. اختلاط نژادی در آلمان
ظاهرا شما کاسه ی داغ تر از آش شدید که به جای اینکه برید و سنگ یهودی ها رو به سینه می زنید.

507:

دوست عزیز کی گفته نژادی به نام آلمانی نداریم؟ آلمانی یا ژرمن یک نژاد اروپایی رو در بر میگیره و در واقع به نوعی جز نژاد نوردیک (اروپای شمالی) به حساب میاد.
اینکه شما میگید مسئله اتحاد آلمان از بی دانشی نشئت میگیره واقعا خنده دار!!!
حرف شما مثل اینه که ما بگیم اتحاد ایران غیر قابل امکان و ایران باید به کشور های مختلف تقسیم بشه مثل فارس، لرستان، کردستان و ... !!!!

508:

من از تک تک دوستان به خاطر این بحث شیرین نهایت قدردانی را میکنم و از دوستان خوبم جناب آدولف ایرانی و دودو و همگیی دوستان !
من پرسشی داشتم و آن این است من میخواهم اطلاعات مستند و کاملی راجع به حکومت هیتلر جنگهای جهانی 1.2 و قضیه هولوکاست و در کل هر اطلاعاتی که باعث میشود دانش نمن در این قضیه بسیار بالا رود.من اطلاعاتم درباب تاریخ ایران اگر ادعا نباشد بالاست اما در زمینه شناخت هیتلر اطلاعاتم از دید خودم کم است و دوست دارم بیشتر بدان هم منکران هولوکاست و هم موافقان هولوکاست:
از تمام دوستان خواهش میکنم کتابهایی که مستند و علمی هستند را به من معرفی کنند تا دانشم درباب این مرد بزرگ و گروهش کامل شود.

509:

پوست سفید، چشمان آبی، موهای بور!
و یکسری ویژگی های فیزیکی دیگر که نژاد نوردیک را از نژاد اسلاو جدا می کند.
در ضمن من گفتم تفاوتشان اندک
تفاوت آلمانی ها با دیگر تیره های نوردیک مثل تقاوت کرد ها و آذری هاس که هر دو از نژاد های باستانی ایران هستن!

510:

همانطور كه نژادي بنام ايراني نداريم نزاد آلماني هم نداريم.
كي گفت اتحاد آلمان بي دانشيست شما چرا وارونه ميخواني؟
برو دوباره بخوان. اصلا چه ربطي به قوميت هاي ايراني دارد.
اي بابا از شما بيشتر از اين انتظار داشتيم.

511:

آدولف شما ناسیونالیست ایرانی هستی؟
من طرفدار حزب نازی ام

512:

هیتلر موافق نسل کشی هم نبود. همونطور که گفتم هیتلر فقط در فکر پدافند از نژاد آلمانی بوده و بس. ویرانی هایی که شوروی ها و متفقین به وجود اوردن کمتر از آلمانی ها نبوده. در ضمن بهتره بدونید بخش عظیمی از تلفات مردمی روسیه نه بخاطر کشتار آلمانی ها بلکه بخاطر کشتار خود روس ها بوده یعنی استالین پس از تسخیر مجدد سرزمین های غربی شوروی بسیاری از مردم رو قتل عام کرد به این جرم که با آلمانی ها همکاری می کردن. در بعضی مناطق مردم روس از ترس اینکه دوباره حکومت کمونیستی بر پا نشه با سربازان آلمانی عقب نشینی به خاک آلمان عقب نشینی می کردند.
اتفاق من تعصب ندارم. اگه یه روز یقین حاصل کنم هولوکاست واقعیت داشته هیتلر رو هم در ردیف جنایتکارانی چون استالین، انیشتین، روزولت، ترومن، چرچیل و ... قرار می دم...

513:

كسي چنين چيزي نگفت.
گفتم مردم امروزين آلمان از تيره هاي گوناگوني هستند و اين اثبات شده است.

اصولا در اروپا تفكيك نژادي كاري سخت است.

شما اگر كمي با تاريخ گذشته اروپا آشنا بوديد مي ديدي كه اين اقوام در يك جاي ثابت سكونت نداشته اند.

514:

دلیلی ندارد که فاتحین جنایات استالین را بپوشانند. متفقین غربی پس از چند سال از پایان جنگ جهانی دوم مجددا به رقابت با شوروی پرداختند. بنابراین دلیلی نداره که بخوان جنایات متفقین رو بپوشانند!
این توطئه جهان هرگز فریب کاری نیست. یه نگاه به وضعیت اطراف بنداز... قدرت اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی تمام کشور های غربی در اختیار یهودیان قرار داره!
یهودیان مردمی با دانش هستن اما به همون اندازه هم افکار اهریمنی دارن...

515:

مقصر اصلی کی بود؟
اگه می خواید ریشه ای حرف بزنید پس بگید نیروهای نظامی امریکا و بریتانیا در آسیا چکار می کردن؟!؟! اگه این غربی ها تو آسیا نبودن ژاپن به سرزمین امریکا که حمله نمی کرد! بنابراین ریشه باز هم خود متفقین هستند. من امریکایی ها ر ملامت نمی کنم. حرف من اینه اگه امریکایی ها بمب اتم استفاده کردن پس نه صلح خواه هستند نه عدالت طلب و نه آزادی خواه! بلکه جنایتکارانی هستند در ردیف چنگیز و استالین!

516:

بلاخره هیچ کس جوابی به ما نداد.گویا همه درگیر جنگ هستند.

517:

گفته ميشه كه استالين بطور مستقيم يا غير مستقيم باعث مرگ 20 ميليون نفر شده.

اما در مورد يهود و پيشرفت ناگهاني آنها كه موجب دلخوري مسلمانها شده يك نكته را از قلم نيندازيم. وقتي به دستور هيتلر شروع كردند به ايجاد محدوديت براي يهوديها و تبعيض نژادي، از آن حدود 12 ميليون يهودي آنهايي كه پولدارتر بودند بلافاصله مالشان را برداشتند و رفتند خارج. پس متوسط ثروت يهوديان مهاجر بالاتر از آنهائيست كه ماندند و بسياريشان كشته شدند. اين پولدارهاي مهاجر هميشه از باقيماندگان حمايت كردند. نتيجه: فقراي يهود را هيتلر كشت و پولدارهايشان الآن به جاي خوبي رسيدند.

مشابه اين موضوع را با ايرانيان كاليفرنيا داريم. علت اينكه ايرانيهاي كاليفرنيا اكثرا وضعشان خوب است و نفوذ خوبي دارند به نظر من هيچ ربطي به نژاد يا پول دوستي يا مكر آنها نداره. به تاريخچه زندگي آنها در ايران برميگرده.

518:

بله ما زیر سایه دیکتاتوری زندگی کردیم ولی متاسفانه زیر سایه دیکتاتوری خائن یا دیکتاتوری اسلامی.
ولی مطمئن باشید اون روزی میرسه که ایران مجددا همچون دوران باستان زیر سایه یک دیکتاتوری ملی قرار بگیره...
اما خوبه خود شما هم در اینجا نوشتید که آلمانی ها مجبور بودن...
مطمئن باشید اگه حزب رایش سوسیالیست در دهه 1950 غیر قانونی اعلام نمی شد نهایتا تا پایان این دهه نیرومند ترین حزب آلمان غربی می شد.

519:

بابا جالب نوشتی عزیز! ماشاالله به این اطلاعات
دوست عزیز اگه نمی دونی بدون قبل از اینکه اصلا نازی ها به قدرت برسن یهودیان در امریکا بیش از 90 درصد قدرت تبلیغاتی و تا حدی بسیار زیادی قدرت اقتصادی و سیاسی امریکا رو در اختیار داشتن... در واقع از جنگ جهانی اول... در جنگ جهانی اول اتحاد سرمایه داران یهودی در انگلیس و امریکا و آلمان باعث شکست اقتصادی آلمان و در نتیجه تسلیم ارتش رایش دوم شد. بنابراین یهودیان قبل از هیتلر اینکاره بودن. این حرفا چیه فقیر و غنی و ...
اما ایرانیان کالیفرنیا حقیر تر از اون حدی هستن که بخوان نفوذی بکنن... ایرانیان خائن امریکا که وطنشون رو به پول فروختن. اگه عرضه داشتن یه فکری به حال مردم بدبخت اینور می کردن. صد ها هزار ایرانی در امریکا چه غلطی کردن برا مردم اینور؟ هیچ غلطی نکردن اونا در حد همون نوکری یهودیان امریکا به درد می خورن و بس...

520:

كتابي كه اكنون در يادم هست "بتهاي شكسته" نوشته "آركادي پولتوراك" يا پولتارك ميباشد كه گويا دادستان دادگاه نورنبرگ بوده كه در آن سران نازي و جنايتهاي آنها را بررسي كردند.

521:

خب حرف اول شما اینکه میگید امریکایی ها در خیلی از جاهای آسیا بودن نشان از اینه که امریکایی ها گسترش طلب و استعمار گر بودن و این برای یک قدرت آسیایی مثل ژاپن به دور از شان بود که یک قدرت دیگر رو در حدود نفوذ خودش ببینه. بنابراین جنگ رو عملا از قبل امریکا آغاز کرده بود.
خب اما اینکه میگید برای خاتمه جنگ اگه منظورتون از خاتمه جنگ پیروزی متفقین مسلم که تا قبل از بمباران اتمی ژاپن، ژاپنی ها عملا شکست خورده بودند. به این دلیل که ارتش شوروی به ژاپن اعلان جنگ داده و نیروهای کمونیستی با روحیه شوروی یک تهاجم وسیع علیه ژاپن را آغاز کرده و بخش عظیمی از ارتش ژاپن رو تار و مار کرده بودند. دوست عزیز بمباران اتمی ژاپن برای تسلیم ژاپن و خاتم جنگ نبود. بلکه ترساندن دنیا و به ویژه شوروی از امریکا بود تا امریکایی ها بتونن در کنفرانس های پایان جنگ امتیاز های ویژه ای از شوروی بگیرند.
در ضمن شما که پرچم انگلستان هم اواتار خودتون کردید ظاهرا به چرچیل هم علاقه ی زیادی دارید. پس بهتره بدونید چرچیل در خاطرات زمان جنگش نوشته است که بمباران اتمی ژاپن در وضعیت جنگ تاثیر زیادی نداشت.
فکر کنم به اندازه کافی توضیح داده باشم که بمباران اتمی ژاپن یک جنایت بود.
در ضمن من دیگه در این فروم فعالیت نمی کنم به دلیل اینکه اکثر افراد متعصب هستند و نمی تونن در یک بحث سالم شرکت کنند و همش حالت تهاجمی می گیرن...
بدرود

522:

آخرین پاسخ من در این تاپیک:
1. ارتش شوروی در پایان جنگ جهانی دوم از ارتش شوروی در سال 1941 به مراتب نیرومند تر بود.
2. جنبش کمونیسم با پیروزی ارتش سرخ تا حد بسیار زیادی در کشور های مختلف گسترش یافته بود.
3. بسیاری از کشور ها که تا پیش از سال 1941 تحت کنترل شوروی قرار نداشتند در پایان جنگ جهانی دوم تحت تسلط این ارتش قرار گرفتند.
4. اگه ارتش شوروی در سال 1945 ضعیف بود نمی تونست به او سادگی ارتش ژاپن رو شکست بده
5. من نگفتم ژاپن تسلیم شد. اگه فارسی هم مثل هویتت از یادت رفته بهتره اول فارسی رو خوب یاد بگیری بعد بیای وارد سایت های فارسی زبان. من گفتم ژاپن عملا شکست خورده بود و ورود ارتش شوروی به جنگ علیه ژاپن شکست ژاپن رو کاملا نمایان ساخت. بنابر گرفته بسیاری از افراد بلندپایه از جمله چرچیل زدن بمب اتم نتونست در سرنوشت این جنگ نتیجه ای بزاره بلکه ورود شوروی تسلیم ارتش ژاپن رو تسریع کرد.
6. روسیه به همون اندازه که بخشی غربیش نابود شده بود به همون اندازه هم بخش شرقیش قوی شده بود و به همون اندازه هم ارتشش نیرومند تر شده بود.
7. بنابراین بمب اتمی چند مسئله داشت: یک آزمایش عملی این سلاح در جنگ / ترساندن کشور های مختلف / ترساندن شوروی و گرفتن امتیاز در کنفرانس های پس از جنگ (در واقع تهدید شوروی که اگه در فلان مسئله به ما امتیاز ندی کشور تو رو هم بمباران می کنیم.)
8. من یک بریتانیایی مطالعه نکرده ی *** و یک بریتانیایی ************ رو در حدی نمی دونم که بخوام باهاش وارد بحث و گفتگوی بی نتیجه بشم. شما در اون حد صلاحیت ندارید که با من وارد گفتگو بشید.

523:

از قرار معلوم یهودیها خوب چوبی به استین بعضی ها از جمله اریاییهای قلابی فرو کرداند

524:

**************************
کاربرADOLF_IRANI لطفا از توهین
به سایر کاربران خودداری کنید .
**************************

525:

به هر حال کار هیتلر باعث افزایش فرار سرمایه از اروپا شد و از طرفی باعث کشته شدن یهودیهای فقیرتر.

نوشته اصلي بوسيله ADOLF_IRANI نمايش نوشته ها
اما ایرانیان کالیفرنیا حقیر تر از اون حدی هستن که بخوان نفوذی بکنن... ایرانیان خائن امریکا که وطنشون رو به پول فروختن. اگه عرضه داشتن یه فکری به حال مردم بدبخت اینور می کردن. صد ها هزار ایرانی در امریکا چه غلطی کردن برا مردم اینور؟ هیچ غلطی نکردن اونا در حد همون نوکری یهودیان امریکا به درد می خورن و بس...
چرا تناقض میگی عزیز جان؟ اگر حقیر هستن که چرا انتظار فکر کردن به حال مردم اینور را ازشان دارید؟ من نگفتم که ایرانیهای کالیفرنیا دلسوز هستند. گفتم وضعشان خوبه در مقایسه با مردمی که شما بدبخت میخوانید!

و عقیده دارم که نفوذشان در آمریکا روز به روز بیشتر میشه. شهردار بورلی هیلز و رئیس بخش از ناسا و اولین زن توریست فضایی و غیره.

دست آخر اینکه لطفا چهارچوب ادب را در بحث رعایت کنید و از به کار بردن الفاظ توهین آمیز خودداری کنید. ما که هنوز نگفتیم شما کم آوردید که اینطور رفتار بازندگان را از خودتون نشون میدید.

526:

جناب آدولف ایرانی از خداحافظی شما ناراحت شدم ! ما برای گفتگو در اینجا هستیم
و اصل موضع گیری ما در مورد وقایع مورد بحث ، تغییری در کل واقعیت ایجاد نخواهد کرد
پس جای ناراحتی نباید باشد .
به هر حال امیدوارم وقتی کتابتان را چاپ کردید اسمش را در اینجا بگویید تا
دوستان ( از جمله خودم ) آن را تهیه کنیم .

527:

دوست من شما هنوز نمیدونی من طرفداره هیتلرم یا نه ؟ اونوقت قصاص قبل از جنایت میکنی ومنو یک ضد هیتلر میخونید.
اینجا شده همانند استالینگراد که جنگ فرسایشی باعث شد مدتها طول بکشه وتلفات زیاد بشه تا به اتمام برسه .
بهتر نیست که بیائیم باهم بکوشیم تا اطلاعاتمون بیشتر بشه وگرنه تا ابد هم بحث بکنید به جایی نخواهید رسید.
خدائیش منم دیگه خسته شدم از بس عکس و مطلب گذاشتم برای مطالعه اما دیدم یکطرفه شده مسئله.

همگی خوش باشید.

528:

جناب دودو بنده نگفتم شما طرفدار هیتلر نیستید. نوشته ی من رو خوب بخونید بعد حرف تو دهن من بزارید. من گفتم شما جز اون عده از افرادی هستید که طرفدار « هیتلر جنایتکار» هستن و تمام اسناد جعلی متفقین رو بدون هیچ گونه تجزیه و تهلیلی پذیرفتند. من طرفدار هیتلر جنایتکار نیستم. طرفدار « هیتلر میهن پرست» هستم. طی تحقیقاتی که کردم (حداقل خواندن بیش از 100 کتاب درباره موضوع رایش سوم یا آدولف هیتلر) به این نتیجه رسیدم که بسیاری از اسناد متفقین جعلی هستند. در این زمینه باید از منطق و استدلال استفاده کرد نه از چهار تا سند و عکس که به راحتی قابل ساخت یا تفسیر دروغی هستند. و مطمئن باشید اگر هیتلر واقعا اون جنایتکاری بود که شما و دیگر دوستان فکر می کنید من هم الان کنار شما به بدگویی از هیتلر می پرداختم.


اما جناب White.G
در ماه اوت 1945 ارتش شوروی به ژاپن اعلان جنگ داده و با یک تهاجم وسیع نیروهای ژاپن در منچوری را تار و مار کرده و ارتش کوانتونگ را کاملا از بین برد. و طی مدتی اندک حدود 600.000 اسیر از ژاپنی ها گرفت.
شکست ارتش کوانتونگ که ژاپنی ها خیلی روی آن حساب می کردند عامل بسیار مهمی در تسلیم ژاپن بود.
ژنرال کلر چناولت فرمانده نیروی هوایی امریکا در چین به خبرنگار نیویورک تایمز گفت: ورود روس ها به جنگ علیه ژاپن عامل اصلی پایان این جنگ بود و حتی اگر بمب اتمی هم به کار نمی رفت ژاپنی ها ناگزیر بودند اینگونه تسلیم شوند.

این دو پاسخ رو دادم که دیگه جواب همه رو داده باشم. اگه هم پاسخی از این به بعد ندادم فکر نکنید کم آوردم بلکه همونطور که گفتم ترجیه می دم با افرادی که سعی در توجیه جنایت اتمی امریکا دارن و یا قادر به انجام یک بحث بدون تعصب نیستن بحث الکی نکنم.
امیدوارم همگی موفق و پیروز باشید.

529:

در اغاز جنگ مردم روسیه تا حدودی با المانی ها بودند به خاطر استالین و...
ولی انقدر هیتلر روسی کشت و به فکر نسل کشی و.. که از هیتلر تنفر ایجاد شد.

530:

چنگیز و استالین و هیتلر

531:

جمع کنید بابا دیکتاتوری
دیکتاتوری چی که مثل یزد گرد در مقابل اعراب فرار کنه و کل ایران را فنا کنه.

532:

بله موافقم امریکا سریعتر از شوروی بمب اتم را ساخت و.....

533:

[quote=ADOLF_IRANI;1002528]
جناب دودو بنده نگفتم شما طرفدار هیتلر نیستید. نوشته ی من رو خوب بخونید بعد حرف تو دهن من بزارید. من گفتم شما جز اون عده از افرادی هستید که طرفدار « هیتلر جنایتکار» هستن و تمام اسناد جعلی متفقین رو بدون هیچ گونه تجزیه و تهلیلی پذیرفتند. من طرفدار هیتلر جنایتکار نیستم. طرفدار « هیتلر میهن پرست» هستم. طی تحقیقاتی که کردم (حداقل خواندن بیش از 100 کتاب درباره موضوع رایش سوم یا آدولف هیتلر) به این نتیجه رسیدم که بسیاری از اسناد متفقین جعلی هستند. در این زمینه باید از منطق و استدلال استفاده کرد نه از چهار تا سند و عکس که به راحتی قابل ساخت یا تفسیر دروغی هستند. و مطمئن باشید اگر هیتلر واقعا اون جنایتکاری بود که شما و دیگر دوستان فکر می کنید من هم الان کنار شما به بدگویی از هیتلر می پرداختم.



این دو پاسخ رو دادم که دیگه جواب همه رو داده باشم. اگه هم پاسخی از این به بعد ندادم فکر نکنید کم آوردم بلکه همونطور که گفتم ترجیه می دم با افرادی که سعی در توجیه جنایت اتمی امریکا دارن و یا قادر به انجام یک بحث بدون تعصب نیستن بحث الکی نکنم.
امیدوارم همگی موفق و پیروز باشید.[/quote

دوست عزیز من ضد متفقینم و پیشوارو به خاطر حس وطن پرستیش دوست دارم ودر تمام پستهای قبلی فقط از این مسئله دفاع کردم اما شما باز هم عجولانه تصمیم گرفتید.
البته من عقاید خودمو دارم و کاری به هیچ کس ندارم جناب آذین اینو خوب میدونه حالا شما منو تروریست.مزدور.جنایتکار و...... هرچی بخونید من هم فقط میخندم .
درمورد این که شما دیگه در اینجا شرکتی ندارید موافق نیستم چون همونطور که گفتم بحث بیفایده است اما اگر فکرتون به دادن اطلاعات به همه وبردن اطلاعات دیگران به سویی که شفاف کننده ذهن دوستان میبود خیلی بهتر بود.
من وظیفه خود دونستم که هر اطلاعاتی که دارم رو به دوستان منتقل کنم حالا اگر هم اشتباهی بود که آگاه میشدم وهمچنین با پستهای مفید دوستان هم اطلاعاتم بیشتر شد .
اما نتیجه بحثها این بود که هیچی دستگیرم نشد چون هرکس برای به کرسی نشوندن حرفهاش مجبور بود کمی هم اطلاعات من در آوردی بهش اضافه بکنه وهمه اینها گمراه کننده بود .

534:

دوست من جناب کیوان بمب اتم را با تمام ذراتخانه های اتمی که تو نروژ بود رو آلمان ساخت اما امریکا تمام اونها رو دزدید حتی دانشمندانش رو وبرد امریکا.
برای اطلاع بیشتر میتونید صفحه 27 رو مطالعه کنید .

535:

طرفداران محترم هیتلر، یک تناقض در صحبتتان راجع به بمب اتم هست. از طرفی میگید که تکنولوژی آن را آلمان ایجاد کرد و آمریکا دزدید و از طرفی میگید هیتلر دلرحم بود و بمب اتم نمیخواست.

536:

جناب whte.g مگه شما اهل انگلیسید که پرچمشو زدید وفارسی صحبت میکنید؟
مگه ما که فرمایشات و راه و روش و طرز تفکر پیامبرو قبول دلریم و ازش تقلید میکنیم عرب هستیم؟واقعا از حرفهاتون تعجب میکنم.
خوب دوره کدوم حرفها رسیده؟ باید چطوری بگیم تا باورتون بشه؟ این خودش به کرسی نشوندن حرفها با دروغ و غیره است دیگه یا غیر از اینه؟
شماهم برو صفحه 27 رو بخون.
یه سوال از جناب آذین آقا شما بگو تو صفحه 27 رو خوندی و قبول داری یا نه؟
اگه اشتباهی هستش منو روشن کنید.

537:

جناب آریان آلمان نازی ذرات خونه هاشو همراه با آب سنگین تو نروژ بنا کرده بود .
حالا من نمیدونم چطور به بقیه حالی کنم.خودمم موندم سند میدیمو قبول ندارن وفقط حرفهای خودشونو میزنن.

538:

دوست عزیز White.G من فکر میکنم شما دست به یک ضد گفتگو زدید ، یعنی زمانیکه
یکنفر میگوید: " هیتلر را به خاطر وطن پرستیش دوست دارم " شما باید وطن پرستی هیتلر
را (در صورت علاقه)نقد کنید نه اینکه به وطن سخنگو (در اینجا کاربر Dodoo) بپردازید. چون مهم سخن و منطقش است نه مشخصات کاربر !


539:

دقیقا کدام پست مد نظر شماست ؟


540:

همون که چند تا از افسران اس اس تو سازمان ناسا استخدام شدن.
همون سازنده های بمبها و موشکها

541:

بله

هیتلر، مرد بزرگ

Wernher von Braun


ضمن اینکه آلمان در ساخت موشکهای بالستیک پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده بود
و در واقع نخستین موشک بالستیک جهان را آلمان نازی ساخت .

542:

دوست عزیز هدف من آرامتر و علمی تر کردن بحث با توجه به چهارچوب
یک گفتگوی منطقی است ، شما در اینجا باز دچار سفسطه ی پرداختن
به سخنگو به جای سخن شدید .

اینکه یک نفر ضد خودش کار میکند یا خیر ، نه به ما و نه به این تاپیک مربوط
نمیشود !


543:

شاید جمله ی بهتر این باشد :

پیشرفت آمریکا در موشکهای بالستیک مدیون دانشمندان آلمانیست .



544:

تکنولوژی هواپیما نیز از زمانی که برای نخستین بار ساخته شد تا به حال بارها
و بارها دستخوش تغییر شده ولی کسی نمیگوید کار برادران رایت کم ارزش
بوده !

545:

عجب !! خیلی جالبه اون عکسی هم که من گذاشته بودم ماله بعد از شکست آلمان بود .این ماله خیلی وقت بعدشه.اما گفته شده واقعا آدم نابغه ای بوده.

ممنون از پستت.

546:

جمع بندي من:

آمريكا جنايتكار جنگي:به دليل استفاده از سلاح كشتار جمعي بر پاد مردمان بي دفاع(هيچ گونه توجيهي را در مورد اين كار ناجوانمردانه نمي پذيرم).
آلمان جنايتكار جنگي:بدلايل نسل كشي،تبعيض نژادي و جنايات جنگي ديگر. خودشان بارها اعتراف كرده اند ،اسناد فراواني موجود ميباشد.)
استالين جنايتكار بزرگ قرن
هيتلر: مرد بزرگ ديكتاتور

547:



هیتلر، مرد بزرگ


مراسم تشییع جنازه مارشال رومل (همسرش با لباس سیاه در تصویر)

548:

روز دی در جنگ جهانی دوم(D-DAY)
( در اصطلاحات نظامی انگلیسی در کل به روزی که قرار است یک عملیات بزرگ حمله در جنگ آغاز شود روز دی گفته می‌شود. ولی بیشتر از همه یکی از روزهای مشخص در جنگ جهانی دوم به این نام شهرت یافته است. )



قبل از ماه ژوئن ژنرال آیزنهاور و مارشال مونتگمری انگلیسی برای پیاده شدن در ساحل نرماندی جلساتی تشکیل دادند. تصمیم گرفته شد که نام رمز عملیات را «اورلرد» (overlord) گذارده و مقرر شد که از ابتدای روز «جی» (J) (اول ماه ژوئن) از طریق جزیره «وایت» (Wight) کلیه کشتی‌های جنگی در حالی که بالن‌های دفاع هوایی بالای سر آنهاست به سمت ساحل نرماندی حرکت کنند. ضمناً ستاد قوای متفقین که با شرکت چرچیل تشکیل شده بود، مقرر داشت که برای اغفال مدافعین دیوار آتلانتیک حملات قوای آمریکایی و انگلیسی بین بندر شربورگ و سواحل منتهی به شهر کان در دو منطقه با نام‌های مستعار «یوتا» (UTAH) و «اوماها» (OMAHA) بیشتر باشد زیرا آلمانی‌ها خیال می‌‌کردند که قوای مهاجم از منطقه کاله هجوم خواهد کرد. قوای مهاجم تصمیم گرفت که تهاجم سراسری خود در جبهه نرماندی را در بامداد روز ۶ ژوئن ۱۹۴۴ که هوا تا حدی مه آلود بوده و آلمان‌ها قدرت دیدشان بر سطح دریا بسیار اندک است انجام دهند روز حمله را با نام رمز D-Day (روز- دی) نامیدند. فرماندهی دفاع از دیوار آتلانتیک برعهده دو نفر مارشال آلمانی بود. در بخش منتهی به سواحلی که به شهر کان ختم می‌‌شد مارشال رومل (Rommel) و در منطقه‌ای که به بندر شربورگ ختم می‌‌شد، مارشال روندشتدت (Rundstdt) دفاع از ساحل فرانسه را برعهده داشت.عملیات هجوم به نرماندی به وسیله ۱۶۰۰۰ هواپیما که ۵۰۰۰ فروند آن شکاری و سه هزار و پانصد فروند آن بمب افکن سنگین و بقیه از انواع هواپیماهای دیگر بودند، آغاز شد.همچنین ۶۰۰۰ کشتی سربازبر به غیر از تانک‌های شناور (آمفی بی)، ۱۶۲۱ رزمناو و ناوشکن و ۱۵۰۰ کشتی اژدرافکن و مین جمع کن از بامداد ۶ ژوئن عملیات جنگی بر ضد دیوار آتلانتیک و سپس پیاده شدن قوای متفق را آغاز کردند 8) 8) 8) . چرچیل در خاطرات خود می‌‌نویسد: در مرحله اول عملیات که در بامداد ۶ ژوئن انجام شد، پنج هزار و دویست تن مواد منفجره به وسیله کشتی‌های متفقین روی آشیانه‌های بتونی ریخته شد 8) و به موازات آن ۱۴۹۰۰ بار پرواز بمب افکن‌های سنگین بر فراز دیوار و پشت خطوط تدارکاتی موجود انجام گردید. دشمن (آلمان) به حدی غافلگیر شد که نتوانست بیش از یکصد بار پرواز جنگی بر فراز کشتی‌های ما انجام دهد. هواپیماهای آمریکایی در دسته‌های یکصد فروندی، خطوط دفاعی و تدارکاتی آلمان را در فرانسه و خاک اصلی آلمان به صورت مداوم بمباران کردند به نحوی که خط دفاعی آتلانتیک در چند نقطه دچار شکاف گردید و نیروهای آمریکایی و انگلیسی به پشت دیوار بتونی رخنه کردند. در جریان یکی از این حملات هوایی اتومبیل مارشال رومل مورد حمله هوایی قرار گرفت و زخمی شد ولی به سرعت او را معالجه کردند، به طوری که توانست به اتفاق مارشال روندشتدت به برلین نزد هیتلر برود و از او بخواهد که قوای آلمان قبل از آن که نابود شود با نظم و به تدریج به طرف رود سن عقب نشینی کرده، شاید در نبرد آ ینده توفیقی به دست آید. هیتلر ضمن رد پیشنهاد رومل اظهار داشت که همه سربازان باید سر جای خود بایستند و یک وجب از خاک فرانسه را از دست ندهند. ولی رومل به مارشال کایتل (Keitel) رئیس ستاد پیشوا (آدولف هیتلر) که از او پرسیده بود که آخر باید چه کرد؟ جواب داد که «صلح» احمق ها ولی بر اثر شکاف در دیوار آتلانتیک روزانه ۲۵۰۰۰ سرباز آ مریکایی و انگلیسی وارد فرانسه می‌‌شدند. در ۱۹ ژوئن شبه جزیره کوتانتین سقوط کرد و در ۲۷ ژوئن بندرگاه استراتژیک شربورگ به دست متفقین افتاد و در ۹ ژوئن ۱۹۴۴ شهرکان سقوط کرد و با این عمل دیوار آتلانتیک به دست متفقین افتاد. تلفات متفقین در حمله بامداد ۶ ژوئن بسیار زیاد بود به طوری که چرچیل می‌‌نویسد که در لحظه اول حمله به ساحل نرماندی ده هزار کشته دادیم. اگر پیروزی نبرد استالینگراد، کمر هیتلر را شکست، رخنه در دیوار آتلانتیک سر از تن او جدا کرد. هیتلر چون اصرار به مقاومت داشت، مارشال روندشتدت را برکنار و به جای او در اول ژوئیه ۱۹۴۴ مارشال فون کلوگه (Von Kluge) را که در جبهه شرق شهرتی کسب کرده بود به فرماندهی جبهه غرب انتخاب کرد غافل از آن که نیروهای متفقین یکی پس از دیگری شهرهای فرانسه را آزاد می‌‌کردند و هواپیماهای بمب افکن آمریکایی و انگلیسی علاوه بر مناطق صنعتی، شهرهای پرجمعیت را بمباران می‌‌کردند به طوری که هر روز مراکز پرجمعیت زیر باران چندین هزار تن بمب خراب می‌‌شدند و به قول ژاک پیرن در کتاب جریان‌های بزرگ تاریخ معاصر، روزانه چندین هزار نفر در آلمان به هلاکت می‌‌رسیدند.

549:


پيدايش افسانه آريا و آريايي نژاد

حسين حسني
چگونگي پيدايش افسانه آريا براي اولين بار توسط نويسنده فرانسوي (ارتودو گوبينو) در سال (1816) كه هوادار سلطنت قانوني خانواده بوربون ضد آزاد منشي و ضد دموكراسي هست كه آزادي خواه معروف آلكسي دوتو كويل هنگامي كه وزير امور خارجه در جمهوري دوم بود وي را در دفتر خود استخدام كرد. گوبينو سپس حرفه ديپلمات پيشه خود كرد.
عجيب ترين سوء استفاده اي كه از كلمه نژاد شده در مورد آريائي هاست اين اسم بيش از هر اسم ديگر داراي معني سياسي است و مدتي اساس قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آريايي) محسوب مي شد.


پيدايش افسانه آريا و آريايي نژاد حسين حسني چگونگي پيدايش افسانه آريا براي اولين بار توسط نويسنده فرانسوي (ارتودو گوبينو) در سال (1816) كه هوادار سلطنت قانوني خانواده بوربون ضد آزاد منشي و ضد دموكراسي هست كه آزادي خواه معروف آلكسي دوتو كويل هنگامي كه وزير امور خارجه در جمهوري دوم بود وي را در دفتر خود استخدام كرد. گوبينو سپس حرفه ديپلمات پيشه خود كرد. كتاب اساسي وي زير عنوان گفت و گويي در باب نابرابري نژادهاي بشري افسانه آريايي ها براي توجيه نابرابري ، اجتماعي در درون هر يك از ملت ها بكار گرفت. ميان اشراف و مردم عادي اختلاف نژادي هست. اشراف اروپائي همه از آرياها يعني نژادي كه بر حسب طبيعت ، مسلط و تمدن را او خلق كرده است، منشعب مي شوند. برخي از شاگردان گوبينو چون واشردولاپوژ و آمون كوشش كردند تا اين نظريه ها را از ديدگاه علمي مورد بررسي قرار دهند و بدين منظور از علم آمار بر پايه اندازه گيري جمجمه هاي انساني مدد گرفتند. از اين جاست كه قانون ادعائي جامعه شناسي آمون پايه گرفت كه براساس آن درازسران (يعني آريايي ها) در شهرها بيشتر از روستاها هستند.بعدها معلوم شد كه اين قانون يكسره نادرست است. البته، از ديدگاه زيست شناختي، نژادهايي وجود دارد كه از رهگذر توفق آماري برخي از عوامل وراثتي مثل(رنگ پوست، پيچيدگي مو، گروههاي خوني و نظاير آن) در ميان افراد تشكيل دهنده اين نژادها از حيث ژنهاي موجود در سلولهاي مولد مشخص مي شوند. دومين پايه گذار آريائي گرائي هوستون استيوارات چمبرلن (1927ـ1855) پسر يك فرمانده نيروي دريائي، دوست و سپس داماد واگنر بيمار عصبي و ستايشگر شيداي ژرمنها ( كه در سال 1917، در بحبوحه جنگ به تابعيت آلمان درآمد) است. در سال 1899 در اثر عظيم يكهزار ودو يست صفحه اي خود زير عنوان پايه هاي قرن بيستم با استفاده از افسانه مردم آريائي به مدح آلمانيها پرداخت. اين نويسنده، بجاي اينكه مانند گوبينو آريائيها را با يك طبقه يعني اريستو كراسي يكي بداند، آنان را با يك ملت يعني آلمان يكي دانست و چنين نوشت : ? تتون روح تمدن است. اهميت هر ملت به عنوان قدرت زنده امروزي متناسب با خون اصيل آلماني جمعيت آن است.?
و از سوي ديگر چمبرلن كوشيد تا نشان دهد كه همه نوابغ عالم بشريت ژول سزار، اسكندر كبير، جيوتو، لئوناردو داوينچي، گاليله، ولتر و از آلمانيان باستان بوده است به نظر وي شخص مسيح نيز از آلمانيان باستان بوده است يعني آريائي . ? هر كه ادعا كرده است كه مسيح يهودي بوده است يا بلاهت خود را نشان داده و يا اينكه دروغ گفته است مسيح يهودي نبوده است.?
بعدها نهضت ناسيونال سوسياليست نظرهاي چمبرلن را پايه عقايد خود قرار داد و در جهت يك ضد يهود گرائي بي كم و كاست تغيير داد. هيتلر مي خواست همه آلمانيها را آريائي به معني نژادي كلمه يعني درازسر، بلند اندام ، با موهاي روشن و چشمان آبي هستند تعريف كند و اين تعريف ناممكن بود، چون رؤساي نازي كه هيچكدامشان اين كيفيات را از زاويه مبارزه ميان اين دو نژاد بينند. افسانه نژاد آريائي بدينسان بكار جوانسازي نظريات ضد يهودي آمد. و بعدها باعث كشته شدن شش ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم توسط آريائي ها شد(1)
عجيب ترين سوء استفاده اي كه از كلمه نژاد شده در مورد آريائي هاست اين اسم بيش از هر اسم ديگر داراي معني سياسي است و مدتي اساس قوه مقننه آلمان به اصطلاح (آريايي) محسوب مي شد.
كلمه آريا براي اولين بار از ديدگاه زبان شناسي توسط (سرويليام جونز) فيلسوف انگليسي به مغرب آورده شد وي مدتي در هند بسر برده و زبانهاي آسيايي خاصه زبان سانسكريت را مطالعه كرده بود. او عنوان آريايي را به اين زبانها داد. بعد از او مطالعه مسأله روابط ميان زبانها را (شله گل) و (پونسن) در انگلستان زبان شناس جواني كه اصليت آلماني داشت به نام (ماكس مولر) از سرگرفت. اين تحقيقات نشان داد كه ميان زبانها كه در اروپا به آنها تكلم مي شود شباهتهاي لغوي موجود است و براي نامگذاري اين دو گروه زبان عنوان (آريايي) يا (هندوژرمني) داد. ظاهراً (ماكس مولر)، نخستين كسي بود كه گروه خالق زبانهاي (آريايي) را (نژاد آريايي) نام نهاد. وي اين گروه را كه به وسيله زباني چنين مؤثر و انعطاف پذير را براي بيان كشف كرده بود قومي برتر شمرد. در سالهاي بعد ، فرضيه هاي مربوط به سرزمين ابتدائي اروپائيان توجه بسياري از مردم شناسان و تاريخ دانان را به خود جلب كرد ونظريه هايي پديد آمد و هر كس به دفاع يكي از آنها برخاست. سرزمين آرياها را ناحيه بالتيك و آلمان و روسيه و هند و افريقاي شمالي و حتي ايران دانستند. بر اين عدم اطمينان نسبت به سرزمين اصلي آرايييان عدم اطمينان نسبت به ظاهر جسمان آنان نيز افزوده شد. بنابراين دلايل، ماكس مولر سرانجام قبول كرد كه كلمه آريايي را نمي توان بكار برد و در انكار كامل عقيده سابق خود دير كرده بود در اين فاصله زماني مفهوم آريايي را دانشمندان فراواني دوباره مورد بحث و گفت و گو قرار دادند و نظريه ماكس مولر كه نژاد آريايي نژادي اصيل و برتري است مورد تأئيد قرار نگرفت چرا كه خود ماكس مولر هم به اين نتيجه رسيده بود (2) و با استناد به اين گفته هاي بزرگان تا به حال هيچ آريايي را در خيابان نديده ايم . و يا هيچ اسكلتي كشف نشده كه ثابت شود كه از نژاد اصيل آريايي باشد.
1. موريس دووروژه
2. اتمر كالاين برگ





بازگشت به صفحه اول

550:

هدف من این نبود که کی ساخت منظور من استفاده بمب اتم در زاپن بود.

551:

اين كه شما گفتيد (يا آقاي حسني گفته) هدفش نفي برتري نژاد آريايي است اما عنوانش نشان دهنده تنفر از نژاد آريايي است! عنوان را اصلاح كنيد لطفا. عنوان صحيح ميتونه "نفي برتري نژاد اريايي" باشه.

البته در متن هم كينه از نژاد آريايي كه منطقه وسيعي از ايران و افغانستان و هند زندگي ميكنند ديده ميشه. بايد پرسيد مشكل نويسنده با آدمهايي كه باعث تحولات مثبت فراواني در منطقه و جهان شدند چه بوده!

كاري هم كه هيتلر كرد به نظر من سو استفاده از خوشنامي آرياييها بود و نتيجه اش اين شده كه امروزه ديگر كسي جز افغانستان و ايران و هند نام آرين بر فرزندش نميذاره و به اين نام افتخار نميكنه! اما كسي به خاطر خبطهاي هيتلر از آريائيها متنفر نيست! جز ...؟

552:

نویسنده مازوخیسم داشته(یک نوع خود درگیری روانی)که البته کل دنیا با نژاد آریایی درگیر هستن.چرا؟ چون هیتلر حربه به جوش آوردن خون مردمش رو همین نژاد آریایی بودن خوند و مردمش رو آگاه کرد که دول متفق چندین ساله که حق این نژاد رو میخورند و پدرشونو در آوردن.
این دلیل بزرگترین مساله نفرت از آریایی ها بوده که با ایده های هیتلر شدت گرفت.

553:

هیتلر، مرد بزرگ هیتلر:
"من نقش سرباز را ایفا نخواهم کرد و تحت تاثیر استراتژیها قرار نخواهم نمی گیرم. این منم که جنگ را اداره خواهم کرد. این منم که لحظه ی مناسب حمله را مشخص خواهم کرد؛ این وظیفه من خواهد بود. وقتی تصمیم را اتخاذ کردم جوانان را به میادین مرگ خواهم فرستاد و این حق من است. بدین ترتیب در حد ممکن مانع مردم خواهم شد. من جنگ می خواهم و برای انجام دادن استفاده از همه راهها و امکانات خوب است. جنگ به نحوی خواهد بود که من می خواهم باشد. من خودم جنگ هستم."
منبع: _تاریخ قرن بیستم، سرژبر شتین و دیگران، ترجمه امان الله ترجمان، جلد 1، ص 24-25

به نظر من، هیتلر اگر مجنون جنگ نبود و به منافع آلمانها می اندیشید می بایست پیشروی هایش را تا ان روز ادامه میداد که پیمان مونیخ(نیمه مارس 1939 :قبل از شروع جنگ) اخرین منطقه المان نشین اروپا (سودت) را به ضمیمه خاک المان بزرگ درآورد.

554:

با وجود اینکه تنها قصد نظاره ی این تاپیک رو داشتم لازم دونستم حتما پاسخ شما رو بدم. به نظر شما حمله ی آلمان به لهستان اشتباه بود؟ ولی مطمئنا حمله ی آلمان به لهستان کاملا درست و منطقی بود. لهستان پس از جنگ جهانی اول بخشی از خاک آلمان را گرفته و کشور آلمان رو به دو قسمت تقسیم کرده بود: سرزمین اصلی آلمان و پروس شرقی. یعنی ارتباط زمینی میان آلمان و ایالت دیگرش پروس شرقی غیر ممکن بود و تنها راه ارتباط دریایی و هوایی وجود داشت!!! این برای سران آلمانی ننگ بود که کشورشان اینگونه خار و خفیف شود. در نتیجه هیتلر از دولت لهستان درخواست کرد که اجازه بدهد آلمان از دالان لهستانی که خاک آلمان را دو نیم کرده بود با پروس شرقی رابطه زمینی برقرار کند. یعنی هیچ آسیبی به دالان لهستانی هم وارد نشود. اما لهستانی ها قبول نکردند. بنابراین حمله آلمان به لهستان کاملا منطقی است. همچنین بهتره بدونید که لهستانی ها اقلیت آلمانی و همینطور دیگر اقلیت های موجود در لهستان را به شدت آزار می دادند. بسیاری از آلمانی ها بین دو جنگ جهانی بخاطر ستم دولت لهستان ناچار شدند خانه و کاشانه ی پدری خود را رها کرده و به آلمان موجود سفر کنند. در ضمن فشار دولت لهستان تنها به اقلیت آلمانی نبود. سایر اقلیت ها از جمله اوکراینی ها هم تحت فشار بودند. به همین دلیل بود که یک لژیون اوکراینی در حمله ارتش آلمان به لهستان در کنار ارتش آلمان قرار داشت.
بدرود

555:

درود بر شما دوست گرامی
دوست عزیز اطلاعات ما از اطرافمان اکتسابی میباشد و این اطلاعاتی بود که بنده از سایتی گرفته و اینجا نسب کردم لذا اگر مدارک مستندی علمی بر وجود نژاد آریایی سراغ دارید یا بر خلاف این نوشته ها مطالب علمی دارید خواهشمندم نصب بفرمایید تا مورد استفاده من و دیگران قرار گیرد قبلا از جنابعالی کمال تشکر را دارم.
تا پای جان خواهم ایستاد تا مخالفم حرفش را بیان کند(ولتر)

556:

هیتلر کینه داشت
عقده داشت
عقده جنگ
هیتلر توانست تنها با نمایش قدرت مفاد قرارداد ورسای را نقض کنه ؛
از کنفرانس خلع سلاح و جامعه ملل خارج شد.
ناحیه سار رو به المان ملحق کرد.
تاحیه رایلند رو اشغال کرد.
اتریش رو به الحاق المان در اورد.
سودت رو گرفت.
اما در سال 1934 برای فریبکاری(و متعاقبا جنگطلبی) با لهستان پیمان 10ساله عدم تجاوز بست.
اگر(مثلا در 1939) میز مذاکره ای وجود می داشت برگه برنده در دست هیتلر بود، نه در دست متفقین که درگیر مسائل داخلی بودند.
هیتلر میتوانست بدون جنگ این دالان 60 مایلی را در اختیار بگرد اما او در فکر انتقام و جنگ بود پس سیاستش را به گونه ای نهاد که منجر به جنگ شود.

557:

خودت هم فهمیدی چه گفتی؟
مثل اینکه نه حرف خودت رو می فهمی نه حرف من رو!
لهستان خاک آلمان رو دو تکه کرده بود! هیتلر حتی پیشنهاد داد که دالان برای لهستان باقی بمونه اما یک بزرگراه و راه آهن به آلمان داده بشه تا بتونه به پروس شرقی از طریق زمینی ارتباط بر قرار کنه...
وقتی هیتلر نتونست لهستان رو (که توسط بریتانیا پشتیبانی می شد) با مذاکره و دادن امتیاز راضی کنه مسلما فقط جنگ باقی می موند.
هم دالان لهستانی و هم دانتسیگ حق آلمان بود و آلمان وقتی نتونست با مذاکره حقش رو بگیره با زور حقش رو گرفت. من هم اگه کسی ازم حقم رو بگیره حقم رو با زور پس بگیرم. اگه شما اینجوری نیستی مسلما یک انسان تو سری خور هستی که هر کس میاد یکی می زنه تو سرت... دقیقا مصل دوره معاصر ایران خودمون...
بدرود

558:

دوست من جناب آدولف ایرانی ناسیونال وسوسیالیسم گمراه کننده واشتباه است چون فاشیسم آلمان نه ناسیونالیست بود ونه سوسیالیسم.از آنجا که تفوق یک نژاد بود نه یک ملت.وحامی افسانه نژادی بوده وهدف تسخیر همه جهان و تشکیل حکومت واحد بود پس نه ناسیونالیست نبود وسوسیالیست هم نبود چون کارخانجات رو ملی نکرد واز تصرف صاحبان کارخانه خارج نکرد مگر در صورت لزوم و ضرورت قطعی در هنگام جنگ که در امر کارخانجات دخالت نمود و رویهمرفته با کارخانه داران مساعد بود و با وجود اتحادیه های کارگر مخالف.
بیشتر میشه گفت میلیتاریسم بودن.

559:

کاملا اشتباه گفتی.

1. ناسیونال سوسیالیسم بهترین ایدئولوژی است چون تو طول دوازده سال فرمانروایی خود نشان داد که چه قدرتی دارد. چنانکه حقوق کارگر آلمانی را به حدی رساند که می توانست دور دنیا را سفر کند!
2. ناسیونال سوسیالیسم یک ایدئولوژی پدافند نژادی است. یک ملت از نظر ناسیونال سوسیالیسم یک نژاد است. زیرا چنانچه کشوری از نژاد های گوناگون تشکیل شود سقوط فرهنگی و اجتماعی ان از اصل خود زیاد است. ( برای مثال کرد های عراقی مسلما از نظر خودشون و ما ایرانی هستند و نسبت به ایران مهر دارند. همین طور عرب های ساکن ایران نسبت به مناطق عربی! بنابراین می بینید که نژاد قدرتی بیش از مرز ها دارد.)
3. ناسیونال سوسیالیسم خواستار نسل کشی نیست. حتی آلمان نازی توانست کشور هایی را که تصرف کرده بود در وضعیت خوبی نگه دارد. در چک راینهارد هایدریش معاون هیملر توانست پای کارگر درجه سه چکی را به هتل های مجلل باز کند! و به همین دلیل توسط جاسوسان بریتانیایی ترور شد. چون بریتانیایی ها می ترسیدند مردم چک به حکومت رایش سوم بیش از پیش علاقه مند شوند!!
4. اگر ناسیونال سوسیالیسم و رایش سوم خواستار نسل کشی بودند پس از همه سرباز و ... از نژاد های دیگر در ارتش آلمان چه کار می کردند؟ به ویژه از ملل شوروی: سپاه مستقل روسی، ارتش آزادی بخش اوکراین، ارتش آزادی بخش روسیه، ارتش ملی روسیه، لشگر ترکستانی، یگان های قفقازی، ترک، تاتار، ترکمن، آذربایجانی، کروات، بلغار، مجار، بلاروسی، /// و فرانسوی، نوردیک سوئدی و نروژی، فرانسوی و ... همگی در ارتش آلمان شرکت می کردند و تعداد سربازان غیر آلمانی در ارتش رایش سوم به 2 میلیون نفر رسید!! کسی نسل کشی نشد!
5. هدف آلمان تسخیر جهان نبود بلکه پدافند از نژاد آلمانی بود. تمام پیشگویی های هیتلر که اگه از نژاد ژرمن به صورت سازماندهی شده حراست نشه این نژاد نابود میشه داره به حقیقت می پیونده و اخیرا پیش بینی های انقراض نژاد آلمانی در قرن های نزدیک شده است!!
6. همین که در زمان هیتلر تمام مردم آلمان در رفاه زندگی می کردن نشان از مردمی بودن اقتصاد آلمان دارد.
7. در ناسیونال سوسیالیسم از کارخانه های خصوصی که به سود ملت باشد پشتیبانی می شود و آن دسته از کارخانه ها که به ضرر ملت و برای نفع شخصی فعالیت کنند توسط دولت ملی می شوند تا برای رفاه ملت مورد استفاده قرار گیرند.
8. آلمانی ها در عین پدافند از نژاد خود به غیر آلمانی های ساکن آلمان احترام می گذاشتند مثلا حتی یک فرانسوی ساکن ناحیه سار در دوره رایش سوم بخاطر مسائل نژادی و شهروندی شکایت نکرد.
9. یک دانشجوی آسیایی رنگین پوست که در فرانسه (مرکز تمدن و دموکراسی!!) توسط دانشجویان فرانسوی بخاطر رنگ پوستش تحقیر نژادی شده بود به پیشنهاد یک استاد آلمانی مقیم فرانسه به آلمان رفت و با وجود رنگین پوست بودن حتی یک بار هم مشکلی برایش پیش نیامد و با رضایت کامل مدرک فارغ التحصیلی خود را گرفت. وقتی به سرزمین خود برگشت با وجود اینکه به هیچ وجه اهل سیاست نبود و به نازیسم گرایشی نداشت پس از خودکشی هیتلر و شکست رایش سوم از شدت ناراحتی در خانه اش خودکشی کرد.
10. میلیتاریسم بخشی از ناسیونال سوسیالیسم
11. فکر کنم پاسخ نوشته ی شما رو کاملا داده باشم. امیدوارم به جای اینکه تعصب به خرج بدید و حالت دفاعی بگیرید با من همراه بشید.

560:



5. هدف آلمان تسخیر جهان نبود بلکه پدافند از نژاد آلمانی بود.
و آقایی بر اروپا

6. همین که در زمان هیتلر تمام مردم آلمان در رفاه زندگی می کردن نشان از مردمی بودن اقتصاد آلمان دارد.


حتی یک فرانسوی ساکن ناحیه سار در دوره رایش سوم بخاطر مسائل نژادی و شهروندی شکایت نکرد.

زمانی که هیتلر خون آشام و دیکتاتور نسل کش عاشق جنگ و خونریزی به عنوان یک فاتح وارد فرانسه شد زنی به او گفت :
شیطان!
واکنش هیتلر فقط دور شدن از آنجا بود .

آدولف هیتلر نوشته ی جان تولند

561:

افسانه نژادی یا اولا در آلمان(ola)
آنرا نژاد ایده آل ژرمنیک نیز نامیدند.طبق این عقیده نژاد بوردیک آرین بر تمام نژادهای جهان برتری داشته و باید بر کل جهان بشریت تسلط یابد و فرهنگ کولتور خود را بنوع بشر تحمیل کند شبیه مرام پان ژرمن یا پاکس ژرمنیکا یا صلحژرمنی.
ثانیا در ایتالیا فاشیسم ایتالی خواب دوره روم قدیم رو میدید وهدف اونها احیای عظمت روم قدیم بود (پاکس رومانکا یا صلح رومی)

562:

خلبان آلمانی Erich hartman
دارنده ی رکورد جهانی سرنگونی هواپیما در نبردهای تک به تک

نامش را به انگلیسی نوشتم تا شما که به انگلیسی آشنایی
دارید درموردش تحقیق کنید .
اگر آنرا ترجمه کردید و در اینجا گذاشتید ثوابی هم برده اید!
در آینده در موردش خواهم نوشت .

563:

من نمیدونم از نظر شما چه چیزی مدرک محسوب میشه. برای همین شما اول برای من ثابت کن نژاد ترک وجود دارند، من با همان مدارک برای شما ثابت کنم نژاد آریایی هم هست.

564:

خودم میفهمم اما عوام ...

نوشته اصلي بوسيله ADOLF_IRANI نمايش نوشته ها
لهستان خاک آلمان رو دو تکه کرده بود! هیتلر حتی پیشنهاد داد که دالان برای لهستان باقی بمونه اما یک بزرگراه و راه آهن به آلمان داده بشه تا بتونه به پروس شرقی از طریق زمینی ارتباط بر قرار کنه...
وقتی هیتلر نتونست لهستان رو (که توسط بریتانیا پشتیبانی می شد) با مذاکره و دادن امتیاز راضی کنه مسلما فقط جنگ باقی می موند.
هیتلر میتونست با مذاکره به حقوقش برسه اما جنگ رو ترجیح داد

نوشته اصلي بوسيله ADOLF_IRANI نمايش نوشته ها
هم دالان لهستانی و هم دانتسیگ حق آلمان بود و آلمان وقتی نتونست با مذاکره حقش رو بگیره با زور حقش رو گرفت.
همه دیدند که بعد از جنگ جهانی دوم چه جوری حقشو گرفت.

نوشته اصلي بوسيله ADOLF_IRANI نمايش نوشته ها
من هم اگه کسی ازم حقم رو بگیره حقم رو با زور پس بگیرم. اگه شما اینجوری نیستی مسلما یک انسان تو سری خور هستی که هر کس میاد یکی می زنه تو سرت... دقیقا مصل دوره معاصر ایران خودمون...
بدرود
تا حالا با کسی با خشونت نجنگیدم
اما کسی به فکرش خطور نکرده به حقوق من دستدرازی کنه

اما شما انگار علاقه ی زیادی به توحش و مطالبه ی حقوقتان به این روش دارید.

نوشته اصلي بوسيله ADOLF_IRANI نمايش نوشته ها
بدرود
همه دنیا در دهه 1930 فهمیدند که بحث با فاشیست فایده ای ندارد.
پس من چرا بحث می کنم؟

برایتان ارزوی بهبود میکنم

**********************
جناب Anoosha وقتی میتوانید تمام
حرفهایتان را در یک پست بزنید چرا
هر نقل قولی را در یک پست جداگانه
میزنید؟ لطفا رعایت بفرمایید .

آذین مدیر تالار تاریخ
**********************

565:

بحث با ضد فاشیست های بی منطق سفسطه گر فایده ندارد. میگم هیتلر هر چقدر مذاکره کرد به جایی نرسید و مجبور شد جنگ کنه حالا شما هی بگو هیتلر می تونست با مذاکره بگیره... برادر هیتلر داشت مذاکره می کرد اما می دونی لهستان به جای مذاکره چه کار کرد؟
1. بخش عظیمی از رهبران اقلیت آلمانی در لهستان رو روانه زندان کرد.
2. اقلیت آلمانی مقیم لهستان رو مورد تحریم اقتصادی قرار داد.
3. نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را به دانتسیگ گسترش داد تا دانتسیگ هم لهستانی بشه!
4. بسیاری از سازمان های فرهنگی آلمانی در لهستان را از اشغال کرد!!!
5. روابط سیاسی و نظامی خود را با بریتانیا و فرانسه گسترش داد و حالت دفاعی نظامی گرفت. در حالی بود که هیتلر کوشش می کرد مسئله بدون خونریزی حل بشه.
6. شما همه چیز رو یه بعدی می بینید چون منطق ضد فاشیستی و یهودی گرایی شما اینه که همه چیز رو یه بعدی ببینید. خود لهستانی ها شیشه خورده داشتن عزیز.
7. این کار لهستان حماقت محض بود. لهستانی که می تونست در نبرد علیه کمونیسم در کنار ارتش آلمان قرار بگیره بخاطر داشتن یک دولت ظالم هوادار بریتانیا بسیاری از مردم لهستان رو به کشتن داد. آخرش هم به جای اینکه در پایتخت مقاومت کنه فلنگ رو بست به بریتانیا و مملکت رو رها کرد به امون خدا...
8. در ضمن جناب من اگه حرف کسی منطقی باشه قبول می کنم ولی وقتی داری ... میگی انتظار نداشته باش قبول کنم. شما میگی مذاکره باید می کرده منم میگم مذاکره درسته باید مذاکره می کرده و مذاکره هم کرده ولی نتیجه بخش نبوده و مساله بخاطر تحریکات لهستانی ها به جنگ منتهی میشه ... دیگه ساده تر و آسان تر از این نمیشه گفت

---

در آذین عزیز درباره هارتمان من حدودا یک سال پیش یا قبلش دقیقا یادم نیست یه کتاب خریدم به « اسم هارتمان: تکخال خلبانان شکاری جهان» که مهرداد اهری ترجمش کرده و توسط نشر آبی به چاپ رسیده و کلا کتاب جالبی درباره خاطرات جنگی هارتمان. البته به نظر من برای افرادی که عشق هواپیما دارن بیشتر جذابیت داره تا برای افرادی مثل من.
موفق باشید.

566:

گرامی من یک پرسش از شما دارم:

آیا مدرکی موجود هست که استالین قصد حمله به آلمان را داشته؟

من در 2 کتاب ظهور و سقوط و جان تولند چیزی ندیدم و فقط در فارومهای
فارسی خواندم! لطفا اگر شما مدارک بیشتری دارید من را آگاه کنید .


567:

ژنرال اروین رومل
اروین رومل در 15 نوامبر 1891 در (هیدن هیم) آلمان به دنیا آمد.
رومل دوست داشت مهندس شود اما به دلیل مخالفت پدرش وارد در سال 1910 وارد ارتش آلمان شد.
با شروع فاجعه ی جنگ جهانی اول رومل به درجه ی ستوان یکم رسید.او در خطوط مقدم غربی جنگید و موفق به دریافت مدال (صلیب آهنین) شد.
در سال 1917 رومل در خطوط مقدم ایتالیا خدمت کرد و بعد از رهبری حمله به (مونته ماتاجور) به درجه ی سروانی رسید.
مدت کوتاهی بعد از آن رومل و گروه کوچکی از مردان گروه کوچکی از مردان عرض رودخانه ی (پیاو) را شنا کردند تا یک پادگان ایتالیا را رد آن طرف رودخانه تصرف کنند.
بعد از پایان جنگ جهانی اول رومل به خدمت در ارتش آلمان ادامه داد و در سال 1929 او برای آموزش در مدرسه ی نیروهای پیاده نظام در (درسدن) منصوب شد .
در سال 1935 او درجه ی سرهنگ دوم را دریافت کرد و شروع به تدریس در دانشگاه جنگ در شهر (پاسدام) کرد.
در سال 1937 سخنرانی های رومل در یک کتاب درباره ی تاکتیک های جنگی پیاده نظام منتشر شد .
آدولف هیتلر کتاب رومل را مطالعه کرد و آن کتاب فوق العاده مورد توجه او قرار گرفت.
هیتلر که فوق العاده تحت تاثیر کتاب کتاب رومل قرار گرفته بود مقر فرماندهی خود را در اتریش و چکسلواکی برای او آماده کرد و او را به ریاست آنها منصوب کرد. سال بعد او همین وظیفه را در لهستان نیز بر عهده گرفت .
هیتلر، مرد بزرگ

رومل فرماندهی هفتمین لشگر زرهی را که به فرانسه حمله کرد را در ماه می سال 1940 بر عهده داشت .
نیروهای تحت فرماندهی رومل سریع تر و جلوتر از تمامی نیرو های نظامی تاریخ بودند.
بعد از تصرف کانال نیروهای رومل به جنوب چرخیدند و به حرکت ادامه دادند تا زمانی که به مرزهای اسپانیا رسیدند. نتیجه ی این موفقیت ترفیع رومل به ارتشبد بود.
(بنیتو موسولینی) در آفریقای جنوبی درخواست کمک کرد , هیتلر رومل را به آنجا فرستاد تا رهبری نیروهای آلمانی مستقر در آفریقا را بر عهده بگیرد و رومل موافقت کرد.
رومل در مدت کوتاهی توانست با استفاده از تاکتیک کوبنده ی (حمله ی برق آسا) نیروهای لشگر هشتم بریتانیا را از لیبی بیرون براند سپس او و نیروهایش به سمت مصر حرکت کردند و در یکی از شهر های کوچک شمالی مصر به نام (ال الامین) شکست خورد.
زمانی که نیروهای ارتش امریکا در پایتخت مصر و همچنین در الجزایر مستقر شدند رومل مجبور شد که تونس را ترک کند .
هیتلر، مرد بزرگ

در ماه های اول سال 1944 رومل با دو تن از مقامات نظامی والا رتبه نزدیک شد و آنها به او پیشنهاد که در اجرای نقشه ای به نام (توطئه ی جولای) شرکت کند ولی رومل نپذیرفت زیرا او عقیده داشت اگر او را به قتل برسانند او در چشم مردم به قهرمان تبدیل خواهد شد, رومل پیشنهاد کرد به جای این کار هیتلر را دستگیر کرده و او را محاکمه کنند.
هم اکنون رومل به ریاست ارتش آلمان در فرانسه منصوب شده بود و خود را برای حمله متحدین به فرانسه آماده می کرد.
در هنگام عملیات متفقین در فرانسه در تاریخ 15 جولای 1944 , به هیتلر اخطار داد که شکست آلمان بسیار نزدیک است و او را تشویق کرد که جنگ را به پایان برساند .
هیتلر، مرد بزرگ

در خزان سال 1944 هیتلر پی برد که رومل در حال طرح ریزی یک توطئه بر علیه او است از این رو در 14 اکتبر سال 1944 هیتلر دو تن از ارتشبد های خود را به دیدار رومل فرستاد تا با او اتمام حجت کنند , آنها دو گزینه برای او مشخص کردند : اول آنکه خودکشی کند و در عوض یک مراسم تشییع جنازه ی دولتی و با شکوه داشته باشد و کارکنان و نیروها ی تحت فرمانش و همچنین خانواده اش در امان باشند .و یاگزینه ی دوم که محاکمه در دادگاه نظامی به جرم طرح ریزی برای خیانیت بزرگ است .
رومل سم را خورد و خود کشی کرد و به صورت رسمی اعلام شد که او از یک سکته ی مغزی درگذشته است.

568:

هیتلر، مرد بزرگهیتلر، مرد بزرگرومل در فرانسههیتلر، مرد بزرگهیتلر، مرد بزرگهیتلر، مرد بزرگرومل در افریقاهیتلر، مرد بزرگ

569:

درود. پاسخ شما رو تا اونجا که لازم باشه میدم چون فکر می کنم شما شایستگی گفتگوی سالم و به دور از توهین و تهمت رو داشته باشید.

دوست عزیز کتاب های مختلفی در زبان های خارجی در این بار نوشته شده است. اما در کتاب های فارسی من تنها در یک کتاب واضح دیدم که شخصی مدعی بود روس ها قصد حمله داشتند. اوتو اسکورتسنی سرهنگ کماندوی وافن اس اس که عملیات های گوناگونی در جبهه شرق انجام داده بود معتقد بود روس ها در جنگ جهانی دوم قصد حمله به آلمان رو داشتند که من اختصارا در اینجا ذکر می کنم:

1. بخش عظیمی از نیروهای شوروی در خط مرزی بوده و قصد حمله در آینده ای نزدیک را داشته اند. در حالی یک ارتش هرگز برای دفاع نیروهایش را در خطوط اول مرزی قرار نمی دهد بلکه در مواضع عقب تر قرار می دهد تا در صورت حمله ی ناگهانی فرصت تصمیم گیری داشته باشد. به همین دلیل ارتش آلمان در همان روز های نخست صد ها هزار سرباز شوروی رو به دام انداخت.

2. بخش عظیمی از نیروهای شوروی نیز در راه بودند. یعنی از مرکز به خطوط غربی حرکت می کردند و هنوز مستقر نشده بودند و همین مساله وضعیت دفاعی قوای شوروی را بر هم ریخته و باعث شد که گروه بزرگی از روس ها اسیر شوند. چنانچه این نیروها در مکان خاصی مستقر شده بودند و حالت تدافعی داشتند، دفاع روس ها طولانی تر می شد اما چون در حال نقل و انتقال بودند به اسیر نیروهای آلمانی شدند.

3. روس ها مسلسلی ساخته بودند که در نوع خود و در بسیاری موارد از مسلسل هم نوع آلمانی خود قوی تر بود. روس ها سلاح PPSH41 رو ساخته بودند که دارای خشاب های 71 گلوله ای بود و در نوع خود بی نظیر بوده و در برخی موارد از نوع MP40 آلمانی قوی تر بود. این نشان می دهد که روس ها در فکر یک عملیات گسترده بودند که ساخت چنین سلاحی را به صورت انبوه آغاز کردند.

4. تانک T 34 روسی که از تانک های های سری PANZER آلمانی هم دوره خود بهتر بودند دلیل دیگری است که روس ها در فکر انجام عملیاتی در ابعاد گسترده بودند.
و ...

و دو دلیل خودم:

5. زیر پا گذاشتن قرار داد های انعقاد شده با آلمان و حمله به متحدین یا کشور های دوست آلمان (فنلاند و رومانی) نشان دهنده ی این بود که روس ها با آلمانی ها صادق نبودند.

6. مهم ترین مساله ی دشمنی روسیه با آلمان کودتا در یوگوسلای است که دولت طرفدار آلمان رو سرنگون کرد و دولت طرفدار سرخ ها رو روی کار آورد. جالب اینجاس که متفقین غربی (بریتانیا) نیز از این دولت یوگوسلاوی پشتیبانی کردند. یعنی رابطه بریتانیا و شوروی اینجا یه چیزی مثل دو تا متحد شد!!

7. شوروی پیش از عقد قرداد عدم تجاوز با آلمان به فرانسه و بریتانیا پیشنهاد اتحاد علیه آلمان رو داده بود اما بریتانیا و فرانسه قبول نکردند. با توجه به تسخیر فرانسه توسط آلمان و بیشتر شدن حس ضد آلمانی تا ضد کمونیستی در کشور های متفقین می تونست این فرصت رو به روس ها بده که یا در زمان لازم با متفقین متحد بشن و یا اینکه صبر کنن تا آلمان و متفقین همدیگه رو تیکه پاره کنند و اون موقع شوروی با بهانه انتشار کمونیسم به کشور های مختلف حمله کنه!!!

8. بر فرض هم که تمام گفتار های مورخان درباره حمله احتمالی شوروی به آلمان اشتباه باشد. چند مساله دیگر در اینجا مطرح می شود:
الف: شوروی ها قرار داد های عقد شده با آلمان رو زیر پا گذاشته بودند: حمله به فنلاند و رومانی و واقعه یوگوسلاوی
ب: ضدیت دو مرام مخالف: ناسیونال سوسیالیسم و بلشویسم
پ: روس ها هرگز عاشق چشم و ابروی آلمانی ها نبودند که باهاشون قرار داد ببندند. بلکه وضعیت شوروی در سال 1939 بسیار بدتر بود تا سال 1941 و روس ها قصد داشتند تا آن زمان وضعیت خود را بهتر کنند.
ت: تعداد نفرات، تانک ها و هواپیما های ارتش شوروی چندین برابر نیروهای آلمانی بود.
ث: نبرد زمستانی (حمله شوروی به فنلاند) می توانست برای شوروی ها یک آزمایش جنگی و بررسی توانایی ها و نقاط ضعفشان باشد. بسیاری از این نقاط ضعف طی یک سال برطرف شد.

وقت کنم حتما به آرشیو مطالب انگلیسی خودم سر می زنم و اطلاعاتی هم از اون به شما خواهم داد.

سپاس و بدرود

570:

استاد عزیز جوابه شما منو قانع نکرد اگه میشه نازیسم و ناسیونال و سوسیال رو برام توضیح بدید.
چطور نازیسم وسوسیالیسم فرقی ندارند.؟
با تشکر

571:

هیتلر، مرد بزرگ
تابستان 1941 رومل در افریقا (لیبی)

572:

هیتلر، مرد بزرگ
رومل در العلمین 1942
هیتلر، مرد بزرگ
تانکهای بریتانیا (مارشال مونتگمری)در حال پیشروی1942
هیتلر، مرد بزرگ
تانک بدون سوخت نازیها(تایگر)که به دست امریکائیها افتاده 1943 تونس

573:

هیتلر، مرد بزرگ
18 اکتبر 1944 مراسم خاکسپاری اروین رومل
با حظور بلند پایه های نازی به دستور هیتلر

574:

دوست عزیز نوشته های من رو دوباره بخونید من کی گفتم نازیسم و سوسیالیسم با هم فرقی ندارن؟

ببین عزیز سوسیالیسم یک اندیشه سیاسی نیست بلکه یک اندیشه اقتصادی... بنابراین مقایسه نازیسم و سوسیالیسم اصلا غیر ممکنه...
من پاسخ شما رو دادم. شما گفته بودید ناسیونال سوسیالیسم رایش سوم نه ناسیونالیسم بوده و نه سوسیالیسم بلکه میلیتاریسم (نظامی گرایی) بوده
پاسخ من هم این بود که میلیتاریسم بخشی از اندیشه ناسیونال سوسیالیسم. و سیستم ناسیونال سوسیالیسم هم هم ناسیونالیست بوده و هم سوسیالیست. توضیحات رو تو یکی دو صفحه قبل دادم یکبار دیگه بخونید تا متوجه بشید ناسیونال سوسیالیسم هم سیستم اقتصادی قوی تری از کاپیتالیسم و سوسیالیسم داشته و هم سیستم سیاسی قوی تری از دموکراسی و کمونیسم...
موفق باشید

575:

درود
از مهرورزی شما و زحمتی که برای درج این دانسته ها کشیدید سپاسگذارم

دیدگاههای اوتو اسکورتسنی را ناکافی میدانم ولی دیدگاههای فردی شما پذیرفتنی تر هستند و پیداست که شما به ژرفای تاریخ آنزمان پی بردید ! نتیجه گیری های شایسته ای بودند .

من چند کتاب انگلیسی در زمینه ی جنگ جهانی دوم دارم که شوربختانه نتوانستم هنوز آنها را بخوانم اگر بدنبال کتاب ویژه ای هستید نامش را به من بگویید شاید من داشته باشم و بتوانم آن را به شما بدهم ، شاید کمکی به پربار تر شدن کتاب شما کند!
همچنین دیریست که به دنبال کتاب Unheard witness از هانفشتانگل هستم اگر در
آرشیو شما موجودست سپاسگذار میشوم اگر آن را از من دریغ نکنید!

این نقاشی را هم به شما پیشکش میکنم :


هیتلر، مرد بزرگ








آذین

576:

این هم متن بینظیر دیگری که پیشکش میکنم به آدولف ایرانی و دودو و تمام
دوستانی که به تاریخ جنگ جهانی دوم علاقه مند هستند :


مصاحبه و خاطرات
تاج الملوك
داناترين سياستمدار
دربار دو پهلوی


ورجه ورجه خنده دار هيتلر در ديدار با همسر رضا شاه و دو دخترش:
شمس و اشرف

استالين دركاخ مرمر توی چشم من(تاج الملوك) و پسرم محمدرضا نگاه كرد و گفت: بهترين كار آنست كه خودتان سلطنت را لغو كنيد، اگر هم نكنيد مردم اين بساط را جمع خواهند كرد!

درجريان كنفرانس تهران، چرچيل و روزولت بشكل توهين آميزی به دربار نيآمدند و با محمد رضا ملاقات نكردند، بلكه او را احضار كردند، اما استالين آمد و با ما عصرانه خورد، گرچه حرف‌هايش را هم صريح گفت. توهين چرچيل و روزولت دردناك تر از حرف‌های استالين بود.

استالين وقتی تابلوی كمال الملك را دركاخ مرمر ديد گفت: اين چه خودخواهی است كه اين تابلو را زينت خانه خودتان كرده ايد؟ ببريد بگذاريد در موزه كه مردم ببينند.



دراين 27 سال، كتاب خاطرات بسيار منتشر شده است. از هر سو و با هر عينكی به حوادث ايران نگاه شده است. در ميان كتاب‌های خاطرات كه بسيار كم درباره آن تبليغ و حتی صحبت شده، "خاطرات ملكه پهلوی- همسر رضاشاه و مادر محمد رضا" ست. سه تن، در نوبت‌های مختلف كه تاج الملوك حال و روز ديدار و گفتگو داشته با او مصاحبه كرده اند: دكترمليحه خسروداد، تورج انصاری و مهندس محمود علی باتمانقليچ.
اين مجموعه گفتگو، همراه با تعدادی عكس، در 479 صفحه و از سوی بنياد تاريخ شفاهی ايران منتشر شده است. بقايای خانواده پهلوی و نزديكان و كارگزاران دربار آنها، اين خاطرات را خوانده و با سكوت از كنار آن عبور كرده اند. جنجال نكرده اند تا بلكه موجبات فروش و خواندن وسيع آن را باعث نشوند. در جمهوری اسلامی نيز، پيرامون اين خاطرات جنجال نكرده اند، زيرا فصل‌هائی از آن به سود روحانيت درحاكميت نيست، بويژه روش و منش ديكتاتوری رضاشاه. در واقع، بيم داشته اند مردم امثال لاجوردی و مرتضوی و دهها تن امثال آنها را با "درگاهی‌ها"، "پزشك احمدی‌ها"، "عباس شش انگشتی‌ها" و... مقايسه كنند و به همان نتيجه‌ای كه بايد برسد، خواه نا خواه برسند!
تاج الملوك سخنی عليه رضاشاه و پسرش محمد رضا نگفته، اما در مرور خاطرات خود، گاه با صراحتی توام با صداقت نكاتی را بر زبان آورده است؛ كه نبايد باب طبع اهل پهلوی اول و دوم باشد! و ايراد خاطرات او از نگاه اهل پهلوی و اهل جمهوری اسلامی همين است!
نكته بسيار جالبی كه دراين خاطرات وجود دارد و خيلی زود به ذهن خطور می‌كند، نقش تعيين كننده تاج الملوك در دوران رضا شاه و حتی دو دهه اول سلطنت محمدرضا شاه است. تسلط او به امور سياسی اين دو دوران، امكان وی برای صحت كردن به سه زبان(برخلاف رضا شاه كه فارسی را هم كامل نمی دانسته) و سلسله دلائل ديگری كه درهمين خاطرات مشهود است، نشان می‌دهد كه او در پشت بسياری از تصميمات مهم سياسی دوران رضاشاه و حتی سالهای پرحادثه سلطنت محمدرضا پسرش بوده، اما تظاهر بيرونی نداشته است. از جمله ديدارهای سياسی او با هيتلر، استالين، پيشه وری و...
با تمام كارگزاران نظامی و غيرنظامی اين دو دوره از نزديك آشنا و در تعيين سرنوشت و پست و مقام آنها تاثير گذار بوده است، از جمله قوام السلطنته كه هر جا گير می‌كرده به تاج الملوك مراجعه می‌كرده است، مصدق، هويدا و...
موسيقی ايران را نه تنها می‌شناخته، بلكه خود نيز دو ساز ايرانی می‌زده است، ادبيات ايران را می‌شناخته، اما به زبان تركی شعر می‌سروده است.
بنا داريم بخش‌هائی از خاطرات او كه شكل مصاحبه دارد را بتدريج در پيك هفته منتشر كنيم. شايد بدنبال آن، بخش‌هائی از خاطرات اشرف پهلوی را هم منتشر كرديم. نه به اين دليل كه گفته‌های او ارزش و اعتباری در خور خاطرات مادرش دارد، بلكه با هدف مقايسه: مادری زيرك، سياستمدار و دانا، دختری جاه طلب، كم سواد و‌بی‌رحم.
بخش اول گزيده‌های خاطرات تاج الملوك را با فصل مربوط به گرايش رضاشاه به هيتلر آغاز می‌كنيم و ماموريت تاج الملوك در سفر به آلمان هيتلری و ملاقات با پيشوا. اين فصل از آن نظر مهم است كه ريشه دليل تصميم قطعی انگليس به تبعيد رضا شاه و نزديكی رضاشاه به نازی‌ها در سالهای جنگ دوم جهانی را نشان ميدهد. در ادامه همين فصل از خاطرات تاج الملوك ديدار استالين با خانواده پهلوی در كاخ مرمر را می‌خوانيد. اين بخش از خاطرات تاج الملوك از صفحه 95 آغاز و در صفحه 104 پايان می‌يابد. ما هيچگونه دخل و تصرفی در جملات نكرده ايم و آنچه می‌خوانيد دقيقا مطابقت دارد با صفحاتی كه دربالا ذكر كرديم.


... ديدار با هيتلر
هيتلردردنيا محبوبيت زيادی داشت ودرايران هم خيلی مورد توجه واحترام مردم بود.
هيتلرايرانی‌ها را ازنژاد آريايی می‌دانست وچون آلمانی‌ها هم از همين نژاد بودند لذا به ايران علاقمند بود ودردوران حكومت خود تا آنجا كه توانست به ايران كمك كرد.
"رضا" هم كه ازدخالت‌های انگلستان درامورايران به تنگ آمده بود به طرف آلمانی‌ها گرايش وعلاقه پيدا كرد وطی چند سال روابط ايران وآلمان خيلی صميمانه شد.
آلمانی‌ها درامورساختمان راه‌ها وجاده‌های ايران فعاليت می‌كردند و درساختن راه آهن، بنادر و سيلوها و كارخانجات به ايران كمك رساندند.
آلمانی‌ها درايران خيلی كارهای بزرگ كردند، كه بعضی از آنها هنوز مثل راه آهن سراسری بعد ازنيم قرن مورد استفاده ايرانيان قراردارند.
ايستگاهای راه آهن درتهران وتبريز و اهواز و امثالهم. خط آهن سراسری. پل ورسك، پل‌های راه آهن درمناطق صعب العبور، فرودگاه، كارخانه مونتاژ هواپيما، كارخانه شكرسفيد، كارخانه ذوب آهن كرج، سيلوهای گندم، كارخانجات آرد و خيلی تاسيسات كه حالا يادم نيست نام ببرم.
من يادم هست مردم تهران آنقدر به هيتلرعلاقه داشتند كه درميدان توپخانه جمع می‌شدند تا از راديو سخنرانی‌های هيتلررا گوش كنند.
درآن موقع اكثرمردم راديو نداشتند، ايستگاه راديو درخيابان بيسيم پهلوی )سيد خندان( تاسيس شده و روزی يك ساعت برنامه راديويی زنده پخش می‌كرد. از بيسيم پهلوی ) سيد خندان( به ميدان توپخانه يك خط كابل كشيده بودند و درميدان توپخانه چند بلندگو گذاشته بودند تا مردم اخبارراديو را بشنوند.
مردم هروقت خبرپيروزی قوای هيتلررا می‌شنيدند ازته دل برای آلمانی‌ها هورا می‌كشيدند. حتی بعضی‌ها آنقدر تعصب داشتند كه برای قوای آلمان گوسفند قربانی می‌كردند.

آلمانی‌ها عاشق چشم وابروی مشكی ايرانی‌ها نبودند ومحض خاطر صواب بردن دركاراحداث راه آهن سراسری به ايران كمك نكردند! آلمانی‌ها با تمام قوا رضا شاه را درساختن راه آهن سراسری كمك كردند تا خليح فارس را به جنوب اتحاد شوروی متصل كرده و قوای خود را ازطريق خاك ايران به جنوب اتحاد شوروی برسانند.
اما همين راه آهن كه با كمك آلمان‌ها ساخته شد بلای جان خود آنها شد و متفقين با اشغال ايران كمك‌های وسيع نظامی به نيروهای شوروی كه در محاصره آلمان بودند رسانده و وضعيت جنگ را به نفع خود عوض كردند. راه آهن سراسری كه قرار بود مورد استفاده نيروهای آلمانی قراربگيرد برعليه آنها به كارگرفته شد وسرنوشت جنگ را عوض كرد.
عوض شدن سرنوشت جنگ سرنوشت رضا شاه را هم عوض كرد و او از تخت طاووس پائين آورد و به تبعيد فرستاد.

ملاقات با هيتلر
يك عده جوانان تهران هم به سبك جوانان هيتلری سرخود را می‌تراشيدند ودرخيابان‌ها به هم سلام هيتلری می‌دادند!
موقعی كه ما به ملاقات هيتلررفتيم آقای محتشم السلطنه اسفندياری هم حضورداشت. هيتلربا من واشرف وشمس دست داد وازمن حال واحوال رضا را پرسيد. از طرف سفارت ايران يك مرد جوان به عنوان ديلماج حضورداشت كه مطالب هيتلررا برای ما وحرف‌های ما را برای هيتلرترجمه می‌كرد. اگراشتباه نكنم اين مرد جوان جمالزاده پسرسيد جمال واعظ اصفهانی بود كه بعدها نويسنده معروفی شد.
ما برای هيتلرچند هديه برده بوديم كه عبارت بود ازدو قطعه قالی نفيس ايرانی ومقداری پسته رفسنجان.
حاج محتشم السطنه اسفندياری قالی‌ها را درجلوی پای هيتلربازكرد وشروع به توضيح كرد.
هيتلرخيلی ازنقش قالی‌ها وبافت ورنگ آنها خوشش آمد. روی يك قالی كه درتبريزبافته شده بود عكس خود هيتلربود. روی قالی ديگرهم علامت آلمان را كه عبارت ازصليب شكسته بود نقش كرده بودند.
ازمطالب هيتلردستگيرمان شد كه باورش نمی شود اين تصاويرظريف را با دست بافته باشند.
هيتلرهم متقابلا سه قطعه عكس خود را امضاء كرد وبه من ودخترانم داد.
ديلماج سفارت گفت: " آقای هيتلرمی گويند متاسفانه پيشوای آلمان مثل شاه ايران ثروتمند نيست ونمی تواند متقابلا هديه گرانقيمت به ما بدهد وازاين بابت معذرت می‌خواهند!"
من اين ملاقات را هيچوفت فراموش نكردم وبه درخواست رضا ده‌ها بار ريزمطالب آنرا برايش تعريف كردم.
هيتلرموقع حرف زدن آرام نمی گرفت، يا دورخودش می‌پيچيد و يا به اين طرف وآن طرف اطاق می‌رفت وحرف می‌زد. درموقع حرف زدن هم مرتبا پلك چشمانش را بهم می‌زد ودندانهايش را روی هم فشارمی داد. دستهايش را پشت كمرمی برد وناگهان جلومی آورد وناگهان بالا می‌برد و در هوا تكان می‌داد. درعين حال روی پنجه‌های پا هم بلند می‌شد. درست مثل اين بود كه زيرپايش آتش روشن است و نمی تواند آرام بگيرد. موقع حرف زدن هم با آنكه ما درنزديكش بوديم با صدای بلند صحبت می‌كرد. ازرضا خيلی تعريف كرد وگفت زندگی او را می‌داند و از اينكه يك نظامی قدرت را درايران به دست دارد خوشحال است.
رضا ازاين قسمت خيلی خوشش می‌آمد و من هر وقت به اين قسمت ازملاقات خودم با هيتلرمی رسيدم بايد آنرا چند بارتكرارمی كردم.

ملاقات با استالين
ازبازی تقديربا استالين كه دشمن هيتلربود هم ملاقات داشته ام. موقعی كه رضا ازايران خارج شده ومحمدرضا به سلطنت رسيده بود، درتهران يك كنفرانس سران متفقين برگزارشد ورئيس جمهوری آمريكا، نخست وزير انگلستان ورهبراتحاد شوروی به تهران آمدند.
هيتلردچاربيماری روانی بوده است. اين مرد ديوانه با روشن كردن آتش جنگ جهانی دوم ميليونها انسان را به كام مرگ كشاند و فقط 22 ميليون نفرازمردم روسيه قربانی اميال شيطانی او شدند و جان خود را ازدست دادند.
درآن موقع محمد رضا جوان بود وانگليسی‌ها وآمريكائی‌ها هم چون ايران را اشغال كرده بودند خود را حاكم ايران می‌ديدند وحاضرنشدند به ديدن محمدرضا بيايند، بلكه محمدرضا را واداركردند تا به ديدن رئيس جمهوری آمريكا ونخست وزيرانگلستان برود. اما مرحوم"يوسف استالين" شخصا به كاخ سعد آباد آمد وبا شاه جوان ايران ومن كه مادرش بودم ودختران وسايرفرزندان رضا ملاقات كرد وعصرانه خورد.
خوب. شما می‌دانيد كه استالين رهبراتحاد شوروی، يعنی بزرگترين كشور جهان، بود. استالين كه درشوروی و درهمه دنيا به او " مرد آهنين" می‌گفتند نقش اول را درپيروزی متفقين وشكست حكومت آلمان داشت. درحقيقت اگر مديريت " استالين" نبود جنگ به نفع هيتلر تمام می‌شد.
استالين ومردم شوروی ازخودگذشتگی فوق العاده‌ای كردند و بيشتراز27 ميليون نفركشته دادند تا هيتلررا واداربه شكست كردند.
استالين درموقع صرف عصرانه به ما گفت كه اسم اصلی او "يوسف يوسف زاده" وازاهالی گرجستان واصلا ايرانی است. محمد رضا ازاين حرف استالين به وجد آمد واظهارخوشحالی كرد كه استالين اصالتا ايران می‌باشد.
به نظرمن استالين شبيه كشاورزهای قلچماق وقوی هيكل روستايی بود. به دستهايش نگاه كردم ديدم خيلی قوی ودارای انگشتان زمخت وگوشت آلود است.
مداوم پيپ می‌كشيد وهر دو سه جمله‌ای كه می‌گفت ويا می‌شنيد با صدای بلند می‌خنديد.
درخلال صحبت‌هايش اصلا اسمی از رضا نيآورد، فقط ازمحمد رضا پرسيد كه دركجا‌ها درس خوانده است؟
محمدرضا برايش توضيح داد كه درسوئيس بوده است. استالين گفت كه در يك مدرسه مذهبی درگرجستان درس خوانده ولی بعدا ازمدرسه مذهبی فرار كرده و تحصيل را هم رها كرده است!
اوهمچنين به محمدرضا گفت كه يك فرزند هم سن وسال او دارد كه تحت اسارت آلمانی‌ها است. ما خيلی تعجب كرديم كه فرزند استالين كبير به اسارت درآمده است.
استالين كه متوجه تعجب ما شده بود گفت همه فرزندان شوروی به مثابه فرزندان اوهستند و يك رهبر نمی تواند وقتی فرزندان ديگرهموطنانش در جنگ كشته می‌شوند فرزند خود را درجای امن پنهان كند وبه جبهه نفرستد.
ما همگی تحت تاثيرشخصيت جالب واستثنائی استالين قرارگرفته بوديم و بايد بگويم كه من هنوزتحت تاثيرشخصيت آن مرد بزرگ هستم و تا امروزاو را فراموش نكرده ام.
البته همين آقای " استالين" كه مرد خوبی بود يك كار بدی هم قبلا درمورد ما كرده بود وتيمورتاش را كه وزيردربارشاهنشاهی بود به استخدام سازمان جاسوسی خود درآورد و ما يك وقت متوجه شديم كه خيلی دير بود!
درحقيقت تيمورتاش ازهمان اوايل ورود به دربار و نزديك شدن به رضا مامور شوروی بود وريز وقايع دربار و منويات و تصميات رضا را به شوروی‌ها اطلاع می‌داد.
تيمورتاش دستگيروزندانی شد، بعد هم اورا درزندان راحت كردند، اما چون آدم سفت وسختی بود هرگز به جاسوس بودن خود برای شوروی اعتراف نكرد ومدام پافشاری می‌كرد كه اين داستان را انگليسی‌ها برای او ساخته اند تا او را نابود كنند.
درسالهای بعد كه پسرم جانشين پدرش شد و سلاطين زيادی به ايران آمدند اكثرآنها را با بانوانشان ملاقات كردم. ولی هيچكدام آنها را مانند هيتلرو استالين نيافتم.
درمورد استالين اين نكته را هم بايد بگويم برعكس آنكه ما شنيده بوديم آدم خشن و مستبدی هست، بسيارمهربان وخنده رو وبذله گو بود.
برعكس هيتلركه مدام پلك‌هايش را بهم می‌زد و دور اطاق راه می‌رفت و روی پاهايش چرخ می‌زد وحركات عجيب وغريب می‌كرد، استالين خيلی راحت و آرام وآسوده بود ويك نوع لبخند شيرين ودلچسب وآرامش بخش در تمام صورتش پهن بود.
اين نوع رفتارازرهبر بزرگترين كشورجهان كه مردمش درخط اول جبهه جنگ قرارداشتند و از مردی كه فرزند ارشدش دراسارت آلمانی‌ها بود بسيار برای ما عجيب به نظرمی رسيد.
موقعی كه استالين با ما دست داد جمله‌ای به روسی گفت كه جزمن ديگران معنای آنرا نفهميدند.
يك نفرديلماج سفارت روسيه كه همراه او بود گفت: " رفيق استالين می‌گويد زبان فارسی نمی داند آيا دربين شما كسی هست كه زبان روسی بداند؟"
من گفتم: " دا"
استالين رو به محمد رضا كرد و جمله ديگری را به زبان آورد.
من معنای آنرا فهميدم ولی چيزی نگفتم. بهمين خاطرديلماج سفارت روس جمله استالين را ترجمه كرد وگفت: " رفيق استالين می‌گويند: " حتما شاه جوان ايران زبان انگليسی‌ها را می‌داند..."
محمدرضا به علامت تائيد سرخود را تكان داد و گفت" بله. انگليسی‌ها، فرانسه و آلمانی را صحبت می‌كنم.
استالين خنديد وجمله ديگری را به زبان آورد.
ديلماج فورا ترجمه كرد وگفت: " رفيق استالين می‌گويند: ممكن است شما زبان امپرياليست‌ها را خوب ياد بگيريد اما هرگزنمی توانيد ازنقشه‌های آنها مطلع بشويد!"
استالين دراين ملاقات چند هديه هم به ما داد. او درست حالت يك پدر) بلكه يك پدربزرگ ( مهربان و دوست داشتنی را داشت. استالين چند نصيحت تند و صريح به محمد رضا كرد و به او گفت فئوداليسم يك سيستم قرون وسطائی است و شاه جوان ايران اگرمی خواهد موفق شود بايد كشاورزان را ازدست استثمارگران نجات دهد و زمين‌ها را به آنها بدهد.
اوهمچنين به محمد رضا گفت نبايد به حمايت امپرياليست‌ها مطمئن باشد زيرا آنها همانطوركه رضاشاه را ازمملكت بيرون انداختند اگرمنافعشان به خطربيفتد او را هم ازكشوربيرون خواهند انداخت.
استالين با آنكه می‌دانست ما ناراحت می‌شويم، اظهارداشت شاه جوان بهتر است دراولين فرصت مناسب حكومت را به مردم واگذاركند و بساط سلطنت را كه يك سيستم قرون وسطايی است جمع آوری نمايد!
استالين به محمد رضا گفت، بهرحال مردم بساط سلطنت را جمع آوری خواهند كرد واگراوخود دربرچيدن سلطنت پيش قدم شود نام نيكی ازخود درتاريخ به يادگار خواهد گذاشت.
محمدرضا و ما هيچ نمی گفتيم و فقط گوش می‌كرديم. درپايان محمد رضا به استالين گفت: "من از توجهات شما تشكر می‌كنم. اما نوع حكومت ايران را مردم ايران انتخاب كرده اند وتا وقتی مردم اينطور بخواهند من مخالفتی با خواسته آنها نخواهم كرد!"
بعد استالين كه متوجه برودت مجلس شده بود چند سئوال خانوادگی ازما كرد و وقتی فهميد پدرمن ازمهاجرين قفقازی بوده و زبان روسی می‌دانسته خيلی اظهارخوشحالی كرد وگفت قفقاز به واسطه كوهستان‌های صعب العبورو جغرافيای خشن مهد پرورش مردان سخت كوش است وخيلی ازمردان ناحيه قفقازدرصف مقدم جنگ با آلمان‌ها هستند. درآن موقع قفقاز يك منطقه وسيع درجنوب شوروی به مركزيت تفليس بود وجمهوری‌های مختلف مثل آذربايجان وارمنستان وغيره وذالك وجود نداشت.
وقتی مجلس كمی گرم و دوستانه شد. محمدرضا كمی اين پا وآن پا كرد و گفت: " آيا دولت اتحاد شوروی وعالی جناب استالين با سلطنت من مخالف هستند؟!"
استالين گفت: دولت شوروی به واسطه مسلك خود حامی ملت‌های تحت استعماروسلطه امپرياليست‌ها است وبطوركلی با حكومت‌های فردی مخالف است اما درامورداخلی آنها دخالت نمی كند واميدواراست خود مردم اين كشورها حقوق ازدست رفته خود را استيفا نمايند!"
بعد چون متوجه شد كه محمدرضا ازاين پاسخ اوقانع نشده است گفت: امپرياليست‌ها تا روزی كه يك قطره نفت درايران وخاورميانه موجود است اين منطقه را رها نخواهند كرد واتحاد شوروی قصد ندارد با امپرياليست‌ها وارد جنگ شود. بنابراين با حكومت شاه جوان هم مبارزه نخواهد كرد.
ما معنای اين حرف را خوب نفهميديم وفكركرديم كه استالين ما را به عدم مداخله شوروی درامورايران مطمئن كرده است، اما بعدا مرحوم قوام السلطنه به ما گفت استالين خيلی صريح شاه جوان را عامل امپرياليست‌ها معرفی كرده و درواقع به ما صراحتا توهين كرده است. منظور ازامپرياليست‌ها درسخن استالين آمريكا، انگليس و كشورهای اروپا بودند.
البته استالين آلمان را هم امپرياليست می‌دانست ومی گفت اين جنگ ) جنگ جهانی دوم( يك جنگ ميان امپرياليست‌ها برسرتقسيم غنائم و مناطق نفوذ است كه پای اتحاد شوروی را هم ناخواسته به آن كشيده اند.
استالين درموقع ترك كاخ سعد آباد ازچند تابلوی نقاشی موجود دركاخ بازديد كرد وبخصوص تابلوهای كمال الملك بسيارمورد توجه اش قرارگرفت وبه محمد رضا گفت چه فايده دارد كه اين آثار با ارزش هنری را دراين كاخ محبوس كرده ومردم كشورت را ازديدن آنها محروم ساخته‌ای ؟!
ارزش اين آثاروقتی است كه همه بتوانند آنها را ببينند و لذت ببرند. اين خود خواهی شما است كه چنين آثاری را برای تزئين كاخ خود قرارداده و حق مردم برای تماشای آنها را پايمال كرده ايد. اين يك اخلاق منحط امپرياليستی است.
ما از اين حرف‌های استالين خيلی رنجيده خاطرشديم. اما درآن وضعيت نمی توانستيم اعتراض بكنيم.
البته روسای ممالك آمريكا وانگلستان به ملاقات محمدرضا نيامدند وتوهين آنها بزرگترازحرف‌های سرد استالين بود.
ما خيلی تعجب كرديم كه ديلماج سفارت روس، سفيرروسيه درتهران و چند نفری كه همراه استالين بودند درحضوراوآب می‌خوردند، راحت می‌خنديدند وپايشان را روی پايشان می‌انداختند و يا سيگار می‌كشيدند.
آنها درخطاب قراردادن استالين هم هيچ عبارت محترمانه‌ای به كارنمی بردند و فقط به او می‌گفتند: " رفيق استالين!" و اين برای ما عجيب بود كه روس‌ها اينهمه نسبت به رهبر خودشان‌بی‌ادب باشند. يك ميرزای ادارات ما بيشتر ازاستالين كبكبه و دبدبه داشت.


منبع : پیک هفته
آرشیو آذین

577:

حزبی که ( بنش )موسس جمهور چک اسلواکی بنام ناسیونال سوسیالیست تشکیل داد (این اصطلاح ناسیونال سوسیالیست رو نباید با حزب ناسیونال سوسیالیست هیتلری اشتباه کرد زیرا حزب نازی اصطلاح سوسیالیسم رادر عنوان خود اصولا بدین منظور به کار برد تا احزاب سوسیال دموکرات آلمان و کمونیست آلمان را درهم بشکند.)

578:

درود سپاس از عکس واقعا جالب بود. عجیبه که این عکس رو تا حالا ندیده بودم!!! در ضمن خواهش می کنم. این چیزا برا من زحمت نیست چون خودم دوست دارم. ولی قبول کنید وقتی طرف صحبت یه آدمیه اسم هم نمی برم که فقط میاد به فاشیسم و ... فحش میده و یک بحث منطقی و علمی نمی کنه آدم ترجیه میده تو چنین بحثی شرکت نکنه!!
متاسفانه این کتابی رو که نام بردید فقط اسمش رو در چندین کتاب دیگر شنیدم. درباره کتاب هایی که درباره جنگ دوم دارید بابت مهرتون سپاسگذارم فعلا خیلی از کتاب های خودم رو هم نخوندم چون کتاب خوندم خیلی کند یعنی مثلا بعضی وقت ها یه صفحه رو چندین دفعه می خونم و در بسیاری موارد ازش نت برداری می کنم.
درباره این نقل قول که از تاج الملوک همسر رضا شاه نوشتید برام واقعا جالب این زن عاشق استالین شده! به استالین میگه « مرحوم استالین» یا « استالین کبیر» و استالین را پدر بزرگی مهربان می داند. من نمی دونم شخصی که به دانا ترین سیاستمدار دربار پهلوی معروف یعنی باید اینقدر نادان باشه که نفهمه یه شخصی مثل استالین چجوری سعی می کنه مرامش رو تبلیغ کنه و مخاطبش رو جذب؟!؟!؟
استالین اگه پدر بزرگ مهربانی برای شهروندانش بود نمی رفت 7 (تا 10) میلیون اوکراینی رو به صورت سازماندهی شده از گرسنگی کشتار کنه ( و به عقیده من نسل کشی کنه) (لازم بگم که با توجه به این مساله بر فرض باطل هم که هولوکاست وجود داشته باشه، کشتار اوکراینی ها توسط استالین فجیع تر بود.)

مسئله جالب دیگر اینه که ایشون نوشتن هیتلر میلیون ها انسان را به کام مرگ فرستاد از جمله 22 میلیون نفر از شوروی... واقعا حرفش برام خنده دار...
بسیار جالب بدونید که میلیون ها نفر از این عده یا توسط پارتیزان های کمونیست هوادار استالین کشته شدند و یا توسط خود ارتش سرح از جمله سازمان NKVD و سازمان های امنیتی دیگر. تعداد بیشماری از تاتار های کریمه (بیش از یک میلیون نفر) به جرم همکاری با ارتش رایش سوم قتل عام شدند. مسئله جالب تر اینه که ترس اهالی از بازگشت دوباره روس ها به اندازه ای بود که بسیاری از مردم بومی (در قفقاز و کریمه و اوکراین و غیره) همراه با ارتش آلمان عقب نشینی کردند. افراد لژیون ولگا-تاتار، لژیون ترکستان، لژیون آذربایجان، لژیون ارمنستان، لژیون گرجستان و لژیون قفقاز شمالی همراه با زن و بچه هایشان عقب نشینی کردند. مردم جمهوری لوکوت (مکانی در روسیه) با نیروهای کامینسکی همراه با ارتش آلمان عقب نشینی کردند. بسیاری از این 22 میلیون نفر نام برده توسط خود روس ها کشته شدند!!! آلمانی ها فقط پارتیزان های کمونیست رو می کشتند و از خود مردم بومی که از پارتیزان ها به ستوه آمده بودند نیروی نظامی تشکیل می دادند. از جمله سپاه جداگانه روسی در صربستان که شامل مهاجران روس در صربستان می شد که مورد حمله پارتیزان های صرب واقع شده بودند و به کمک آلمانی ها یک نیروی « دفاع از خود» تشکیل دادند. جالب بدونید که فرمانده این سپاه (که مجهز به یونیفورم های ارتش روسیه جنگ جهانی اول) بودند یک ژنرال نیمه یهودی بود! و یا لشگر اس اس بوسنیایی هاندشار (بزرگترین لشگر اس اس) که اکثر داوطلبانش مسلمانان بوسنی (کرواسی) بودند. که برای مقابله با کمونیسم ها ایجاد شده بود. تیپ کامینسکی در روسیه و ... در دوازده سال موجودیت رایش سوم چیزی به نام نسل کشی وجود نداشته است.

579:

دوست عزیز من نمی دونم مشکل شما با ناسیونال سوسیالیسم چیه؟ ناسیونال سوسیالیسم بهترین اندیشه ی سیاسی غربی که تا حالا دیدم. حالا چرا؟ چون
کمونیسم با ساختاری که داره تحرک و انگیزش و حس پویایی رو از جامعه میگیره و توقع داره مردم یک جامعه مثل یک ساعت بی حس کار کنن!!!!
سیستم دموکراسی (که پشتیبان کامل سیستم کاپیتالیستی است) باعث ایجاد طبقه بندی در جامعه میشه ( به ویژه در اون عصر) و باعث میشه که « عده ی قلیلی صاحب همه چیز باشن و عده ی کثیری فاقد آن»
در کمونیسم چیزی به نام شرکت یا کارخانه ی خصوصی وجود نداره و همه ی کارخانجات تحت نظر دولت هستند. در کاپیتالیسم دقیقا بر عکس این مسئله است.
اما در ناسیونال سوسیالیسم (تاکید اینکه این دو کلمه با هم پیوسته هستند و تفکیک پذیر نیستند.) در ناسیونال سوسیالیسم هم از اون سرمایه داری که در جهت مصالح ملی باشه پشتیبانی میشه اما اگر یک کارخانجات بر خلاف مصالح ملی عمل کنه توسط دولت مصادره و ملی میشه! یعنی نه سرمایه دار صالح ضرر می کنه و نه عموم مردم.
در ضمن دوست گرامی فراموش نکن یکی از مهم ترین اصول ناسیونال سوسیالیسم « برتری نفع عموم بر نفع شخصی» است.
صرف نظر از این موارد بهتره بدونید علاوه بر اینکه در جامعه آلمان نازی وضعیت طبقاتی از نظر مالی تقریبا از بین رفته بود این وضعیت از نظر فرهنگی کاملا از بین رفته بود. برای مثال اگر در دوران جمهوری وایمار (حکومت پیش از رایش سوم) یک جوان پولدار که پدرش سرمایه دار و کارخانه دار بود در مدارس درجه یک درس می خواند و یک جوان فقیر که پدرش کارگر بی چیزی بود در یک مدرسه درجه سه درس می خوند اما در دوران حکومت رایش سوم چنین چیزی برداشته شد و در یک مدرسه هم فرزند کارگر پیدا می شد و هم فرزند کارخانه دار!!! دوست عزیز این چیزیه که بهش میگن جامعه بی طبقه از نظر فرهنگی
از نظر مالی هم همه می دونن که زندگی در رایش سوم چگونه بوده و به جرات باید گفت در جامعه رایش سوم هیچ آلمانی فقیری پیدا نمی شد. وقتی کارگر درجه سه می تونست دنیا رو بگرده بقیش رو دیگه خودتون برید...

----------
یک مساله مهم دیگه رابطه رایش سوم با حکومت های تحت فرمانش است. برای مثال سیستم استعماری بریتانیا و روسیه و فرانسه طوری بود که اگر بر یک کشور حکومت می کردند سعی در نابودی مظاهر ملی و فرهنگی اون حکومت بودند. برای مثال شوروی (روسیه کمونیستی) سعی در نابودی زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در تاجیکستان داشت. و یا بریتانیایی ها که خودتون می دونید چه بلایی ایران و تا حدی کشور های عربی آوردند و چگوه سعی کردند ایران را در عقب ماندگی نگه دارند و چگونه با در دست داشتن رگ مذهبی ملت ایران هنوز که هنوز ملت رو در بدبختی نگه داشتند. برای مثال از یک طرف با مذهب جنگ می کنند و از طرف دیگه از شاه ضد مذهب حمایت می کنن و از طرف دیگه میان و از آخوند های قم پشتیبانی می کنند!!! حالا کاری به این حرفا ندارم این رو می گم که هدف کشور های استعمارگر (همینطور امریکا) نابودی فرهنگ و عقاید و رسوم کشور مستعمره و ایجاد تفرقه و به جان هم انداختن آن هاست. برای مثال بریتانیایی ها دارای یک ارتش مستعمراتی هندی بودند. این ارتش هندی یگان هایش بر اساس مذهب و منطقه تقسیم می شدند. برای مثال سرباز هندو با سرباز مسلمان در یک گردان قرار نمی گرفتند. این همون « مثل تفرقه بیانداز و حکومت کنم» است.

اما در رایش سوم وضع اینگونه نبود. آلمان نازی کوشش می کرد از اون چه که مردم منطقه بهش عقیده دارن پشتیبانی کنه و اون چه رو که عموم درخواست می کنه انجام بده. سربازان هندی در ارتش آلمان به صورت یگان های جداگانه نبودند. سرباز سیک، هندو، مسلمان هندی با شعار « آزاد سازی هند» دوش به دوش همدیگر قرار می گرفتند. این نیروهای دارای مذهب های گوناگون هندی به کوشش های چاندرا بوس (رئیس دولت در تبعید هند) به یک همبستگی ملی رسیده بودند. یعنی درست بر خلاف بریتانیا. آلمانی ها از میهن پرستی در هر کشوری حمایت می کردند. و یا لشگر اس اس بوسنیایی دارای نشان «خنجر» بود که نشان ملی بوسنی است. نام لشگر اس اس آلبانی «اسکندربرگ» بود و اسکندربرگ نام یکی از بزرگترین قهرمانان آلبانی است که عثمانی ها را از آلبانی بیرون کرد.

نتیجه این صحبت آخری این حرف ها رو زدم که به اون عده از هوادارن بریتانیا و فرانسه و امریکا یه چیز رو بگم که رایش سوم مسلما یک حکومت گسترش طلب بوده اما سوال من اینه که کدوم امپراتوری نیرومندی هست که وقتی می تونسته سرزمین های جدیدی رو تصرف نکرده؟ یکی نام ببرید؟ در همین ایرانی خودمون یک امپراتوری نیرومند رو بگید که قادر به گسترش مرز ها بوده ولی این کار رو نکرده؟ ما هر وقت امپراتوری نیرومندی داشتیم ارتشمون هم قوی بوده و مرز هامون هم گسترش پیدا کرده. بنابراین اینکه کسی از رایش سوم توقع داشته باشد با این همه نیرو و قدرت نیاد سرزمینش رو از لهستان پس بگیره توقع بچگانه ای... اونم در حالی که کشور های به اصلاح آزادی خواه و دموکرات (مثل بریتانیا و فرانسه) سرزمین های بیشماری رو به بند کشیدن.
اما فرق رایش سوم با این حکومت ها در یک مساله مهم نهفته است، اینکه رایش سوم بر خلاف کشور های استعمارگر در پی نابودی عقاید بومی و ملی کشور های تحت فرمانش نبود بلکه به آداب و رسوم ملل مختلف احترام می گذاشت. به جرات میگم رایش سوم بزرگترین و با سخاوت ترین حکومت غربی بوده که در طول تاریخ وجود داشته. اگر در تاریخ ایران حکومت هخامنشی وجود نداشت به جرات از رایش سوم به عنوان «سخاوتمندترین ابرقدرت تاریخ» نام می بردم.
موفق باشید

580:

پسر خوب من مشکلی ندارم با هیچ حذبی یا نظر افراد .اتفاقا نظرات همه برام محترمه اما شما کمی مغرضانه برخورد کردید.اینجا مثل اینکه اگه کسی بخواد با کسی بحث به دور از جنجال بکنه بهش میگن مشکل دار ومن قول میدم دیگه با کسی بحث نکنم وسرم به کاره خودم باشه اینطوری بهتره.
چون میبینم واقعا هیچکس حوصله واعصابه بحث نداره.
از شما هم جناب آدولف معذرت میخوام اگه ناراحتت کردم.
خوش باشید.

581:

شما من رو ناراحت نکردید. ولی شما وقتی ایدئولوژی ناسیونال سوسیالیسم رو زیر سوال می برید و میگید نه « ناسیونال» بوده و نه «سوسیالیست»، من پاسخ شما رو میدم و هر کس باشه اساس ناسیونال سوسیالیسم رو متوجه میشه (تمام عقاید من درباره نازیسم آلمان از افسر وافن اس اس شادروان دکتر منشی زاده گرفته شده) بنابراین من از این ناراحت میشم که شما وقتی یک بحث رو راه می ندازید و وقتی من می خوام این بحث رو به صورت دنباله دار ادامه بدیم و درباره اساس ناسیونال سوسیالیسم گفتگو کنیم شما که این بحث را آغاز کرده و « ن س» رو زیر سوال می برید یدفعه از این شاخه می پرید به اون شاخه و یک بحث دنباله دار و نتیجه گرا رو ادامه نمی دید. اگه میگید « ن س» به فلان دلیل مشکل داره دلیلتون رو بگید نه اینکه بحث را نیمه تموم بزارید...
بدرود

582:

با تشکر از توجهتون
بنده میگم فاشیسم و نازیسم شاخه ای جدید از مکتبهای سیاسی است وهیچ ربطی به ن و س نداره وبیشتر براساس فلسفه هگل هستش و اونها فقط پیشوا رو نابغه وناجیه تبار خودشون میدونن .حالا خوده هیتلر چه روشی پیش گرفته بماند من بر اساس نظر اکثریت گفتم .
تمام اینها در کتابی با نام مکتبهای سیاسی تالیف.دکتر بهاالدین پازارگاد نوشته شده و این دوشاخه جدا از همه .اما در نکاتی بهم شباهت داره .جزیی نه کلی

583:

ببین عزیز من اندیشه ی من برگرفته از کتاب یک نفر مثل دکتر بهالدین پازارگاد نیست. دکتر پازارگاد یه چیزی بگه همه باید قبول کنن؟ اندیشه من برگرفته از مطالعات مخصوص و هدفمند درباره ناسیونال سوسیالیسم و مهم تر از همه اصول اندیشه من برگرفته از عقاید و تفکردات دکتر داوود منشی زاده پدر ناسیونال سوسیالیسم ایران. دکتر منشی زاده خودش هم عضو حزب نازی آلمان بوده هم عضو وافن اس اس بوده و هم رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران ایران. بنابراین اندیشه های من درباره ناسیونال سوسیالیسم از دیدگاه یک ناسیونال سوسیالیست است که درباره این اندیشه و اندیشه های متضاد آن پژوهش هدفمندی داشته است.

ببین من کاری به فاشیسم ندارم. اصولا فاشیسم یک اندیشه کلی. حزب فاشیست به حزب موسولینی در ایتالیا گفته میشه اما تفکر فاشیستی ممکنه به احزاب و گروه های مختلفی گفته بشه و حتی عده ای نازیسم رو زیر مجموعه ای از فاشیسم می دونن. اگر منظور ما از فاشیسم « حزب فاشیست» نباشه این اندیشه می تونه برای گروه های مختلفی استفاده بشه! حزب گارد آهنین رومانی، حزب فالانژ اسپانیا و ... به عنوان احزابی با تفکرات فاشیستی معروف هستند. بنابر این فاشیسم اصولا نه مترادف نازیسم نه مترادف ناسیونالیسم و نه مترادف سوسیالیسم. بلکه دارای شرح گسترده ای است که فکر نمی کنم به بحث کنونی ربطی داشته باشه.

اما نازیسم به عنوان مخفف « ناسیونال سوسیالیسم» به کار می ره. به قول دکتر منشی زاده آن ها طی دوازده سال نشان دادن که سوسیالیسم موجود در مکتب ناسیونال سوسیالیسم به هیچ وجه جز اون سوسیالیسمی نیست که مورد نظر شماست. در عین حال این مسئله گفته شده که «سوسیالیسم» فقط در حد ملت میسر است.
و در عین حال من باز هم به شما تاکید می کنم « ناسیونال سوسیالیسم» یک اندیشه سیاسی و « سوسیالیسم» یک اندیشه اقتصادی! بنابراین مقایسه ناسیونال سوسیالیسم با سوسیالیسم مقایسه ای بی خردانه است. شما می تونید سوسیالیسم رو با کاپیتالیسم مقایسه کنید اما نمی تونید سوسیالیسم رو با نازیسم مقایسه کنید! ناسیونال سوسیالیسم می تونه با دموکراسی، کمونیسم و ... مقایسه بشه نه با یک اندیشه اقتصادی!
موفق باشید

584:

ببین برادر نژاد سیاه چه ربطی به اختلاف طبقاتی داره؟ وقتی ما حرف اختلاف طبقاتی می زنیم منظورمون اختلاف از نظر مالی و فرهنگی است و من نمی دانم چرا شما این چیزا رو به نژاد ربط می دید!؟
همه ی کسانی که حتی ضد رایش سوم هستند اعتراف کردند که دوره حکومت رایش سوم جز طلایی ترین دوران زندگی ملت آلمان بوده است. بنابراین سوال شما به نظر بنده اشتباه است چون سوال شما اساسا دو موضوع جداگانه داره که هیچ کدوم ربطی به اون یکی نداره. هر وقت کسی تونست رابطه ی نژاد و ثروت (قشربندی مالی) رو بگه من شاید بتونم به مغزم فشار بیارم!!

اما در پاسخ به اینکه هیتلر به قهرمان سیاه پوست دست نداده ظاهرا مطلب شما درسته و من هم مطالبی شنیدم و از نظر شخصی این کار هیتلر رو تایید نمی کنم. اما فکر می کنم این مسئله به شخص هیتلر مربوط بوده که دوست داشته با یکی دست بده و با یکی دست نده!
حداقل رایش سوم می گفت نژاد پرسته. در حالی که در فرانسه حرف از اصول دموکراسی بود و در دانشگاه ها دانشجویان اسیایی رو بخاطر رنگ پوست مسخره می کردند ( در حالی که در آلمان این چنین نبوده) و یا در امریکا قوانین ضد نژاد سیاه بسیار زیاد بوده است.
در بدترین حالت می تونم بگم حداقل آلمانی ها راستگو بودن! نه مثل دموکرات های فرانسوی و امریکایی حیله گر و دروغگو
هیچ کس نمی تونه ثابت کنه که آلمانی ها یک شخص رو بخاطر نژادش اعدام کردند. من دارم به شما میگم در ارتش آلمان سرباز نیمه یهودی بوده؟! سرباز تاتار بوده؟! سرباز روس بوده؟ چگونه می خواید به آلمانی ها اتهام نسل کشی بزنید؟! با چهار تا عکس؟ با چهار تا شاهد که معلوم نیست بخاطر شهادتشون چقدر پول گرفتن یا برخی چقدر شکنجه شدن؟ با چهار تا نوشته و سند جعلی که درست کردنش برای چهار تا سازق و جاعل آماتور هم آسونه چه برس سازمان های جاسوسی!؟
موفق باشید

585:

درود بر شما
1- ببن دوست عزیز من در هیچ جا ادعا نکرده ام که نژادی به نام ترک وجود دارد سعی کن از
تعصب به دور بوده و منطقی باشی.
2- دوست گرامی من خرافاتی نیستم که اسیر تعصب باشم و دنبال حقیقت هستم دوست من بنده انسان غیر عادی نیستم که مدرک مخصوصی لازم داشته باشم .
3- من از شما ادرس مدرک علمی خواستم آیا به نظر شما این درخواست عجیبی است؟
4- دوست گرامی اگر من بدون مدرک و دلیل فرمایشات شما را بپذیرم شما آنوقت نمی گویی طرف هالو میباشد؟و این پذیرش برای شما ارزش میشود؟
بنابراین سعی کنیم که مطالبمان با مدرک و مستند و قابل ارائه به مجامع علمی باشد.
موفق و پیروز باشید.

586:

پاسخ شما میدم امیدوارم بدون تعصب بخونید. بعد منتظر جواب هستم:
1. درباره دست ندادن هیتلر به یک سیاه پوست این یک مسئله شخصی که به هیتلر مربوط و دوست نداشته به یک سیاه پوست دست بده! این مسئله به هیچ وجه به اختلاف طبقاتی و فرهنگی جامعه دامن نمی زنه مسئله نژاد فرق داره که براتون توضیح میدم. اما لازم سایر پاسخ ها رو اول بدم.
2. این مثال شما به هیچ وجه مثال درستی نبود. آلمانی ها یهودیان رو نکشتن بلکه خواهان خروج یهودیان از اروپا بودن. در ضمن شما باید همه ی مسائل رو با هم بسنجی. از نظر رایش سوم کسی آلمانی حساب می شود که از نژاد آلمانی باشد و بنابراین تنها یک همنژاد می تونه شهروند باشه. بنابراین دولت رایش سوم تنها در قبال همنژاد ها که هم میهنان واقعی بودند مسئول بود. خود شما هم میگید رایش سوم برای آلمانی ها یک دوره طلایی بوده خب عزیز من هر کس مسئول شهروندان خودشه!! شما مثلا انتظار داری بریتانیا بیاد و وضعیت اقتصادی ایران رو سرو سامون بده؟ هر دولتی مخصوص مردم خودشه. به علاوه غیر آلمانی های مهمان جز در مساله ازدواج با یک ژرمن دچار هیچ مشکل دیگری نبودند. حتی بسیاری از مهاجرین از ملل شوروی در آلمان نازی دارای کمیته و تشکیلات سیاسی بودند. تقریبا از سال 1935 کمیته ها و روزنامه های بسیار زیادی از ملل مختلف اوکراین، ارمنستان، قفقاز، ایران و ... در رایش سوم فعالیت می کردن.

3. شما نوشتید وجود سربازان غیر آلمانی در رایش سوم نمی تونه این مساله رو جبران کنه و چرا فقط در رایش سوم سرباز و جاسوس خارجی بوده و ژنرال خارجی نبوده!!!! اتفاقا باید به شما بگم در رایش سوم ژنرال های غیر آلمانی هم کم نبودن!
- سپاه جداگانه روس که در صربستان و برای محافظت از جان مهاجران روس در مقابل پارتیزان ها تشکیل شده بود تحت فرماندهی یک ژنرال نیمه یهودی روس قرار داشت. توجه کنید! پشتیبانی کامل رایش سوم از سپاه روسی برای حفاظت از جان روس ها در برابر پارتیزان های کمونیست!!

- ژنرال ولاسوف از ژنرال های ضد استالین فرمانده ارتش ملی روسیه و کمیته آزادی بخش روسیه بود که تحت پشتیبانی رایش سوم قرار داشت.
- ژنرال مانرهایم فنلاندی فرمانده یک لشگر وافن اس اس بود.
- ژنرال پاولو شاندروک فرمانده ارتش ملی اوکراین و از میهن پرستان اوکراینی بود.
این ها تنها چند نمونه بودن تعداد ژنرال های غیر آلمانی در ارتش رایش سوم بسیار زیاد بوده.
تازه صرف نظر از تمام این ها خود آلمان صرف نظر از تعدادی سرباز تحت تابعیت آلمان نازی که دارای ریشه ی یهودی بودند افراد زیادی داشت که از نظر مذهبی هم از جانب پدر یا مادر یهودی بودند اما بخاطر داشتن اینکه از نظر نژادی ژرمن محسوب می شدند توسط هیتلر آریایی اعلام شدند. تعدادی از ژنرال های معروف هیتلر از جانب پدر یا مادر یهودی یا یک چهارم یهودی بودند!! برای مثال دریاسالار برنهارد روگه یک ربع یهودی بود! فیلد مارشال(بالاترین درجه نظامی) ارهارد میلش یک نیمه یهودی بود! یا مسئله خیلی جالب ژنرال گوتهارد هاینریشی (هاینریچی) که از بهترین ژنرال های هیتلر بود (و بخاطر برخی خصوصیاتش مورد علاقه ی من هم هست) با یک نیمه یهودی ازدواج کرد.
فکر می کنم پاسخ رو کامل دادم. موفق باشید.


587:

من دارم اولين پستم رو مينويسم و از دوست عزيزمون به عبارتي استادمون تشكر ميكنم به خاطر جوايهايي شون نه جوابهايي كه از روي احساسات هستن من اكثر پستهاتون رو خوندم و به شخصه همه رو قبول دارم به نظر من هيتلر يك انسان بزرگ بود من فعلا نمي خوام زياد شرح بدم چون و قت ندارم ولي انساني كه بتونه براي ملت خود افتخار كسب كنه انسان بزرگيه جنايات به كنار چون در ميدان جنگ و رزم كشت و كشتار خواهد بود .

588:

سپاس دوست عزیز اما ظاهرا برخی مخاطبان ما افرادی متعصب و حیله گر هستد

از جمله کاربر بریتانیایی و حداقل بریتانیایی صفت این تارنما یعنی کاربر White.G که چند روز منتظر پاسخشون برای ادامه بحث بودم اما ظاهرا پاسخی برای دفاع از موضع خود نداشتند و چون تعصب خاص دموکرات ها!!! و غرب پرستان هم اجازه نمی داد که بیان و از عقاید خود عقب نشینی کنند در اقدامی بسیار مسخره اقدام به حذف کردن پست های خود کردند!! یه رفرش کردم دیدم تعداد صفحات این سایت که 42 بود به 41 رسیده و دوباره یه رفرش دیگه کردم گفتم شاید اشتباه شده دیدم ایندفعه 42 و 41 که هیچی تعداد صفحات به 40 رسیده!!
آقایونی که سنگ دموکرات ها و جنایتکاران بریتانیایی و امریکایی رو به سینه می زنید یا شهامت داشته باشید از موضع خودتون دفاع کنید یا شهامت داشته باشید حداقل بگید تفکرتون تا حدی اشتباه بوده نه اینکه پست هاتون رو پاک کرده و دمتون رو بزارید رو کولتون و فرار کنید!
پاینده باشید

589:

لطفا هیچگونه کشمکش و یا تحریک کردنی نباشه جناب آدولف .اینطوری موضع بحث عوض نمیشه دوست عزیز.
با تشکر
هرکس خواست شرکت میکنه هرکس هم نخواست بره.

590:

هر کس هم نخواست بره نه اینکه برای پوشیدن افتضاح هاش پست هاش رو پاک کنه!!!
تعداد صفحات از 42 به 39 نرسیده!!! یعنی طرف دو صفحه و خورده ای پست داشته پاک کرده همه رو!!

591:

بله. من پست هام رو پاک کردم ( نه تنها از این تاپیک، بلکه از کل انجمن ) تا زحمت حذف و ویرایش آنها به گردن بعضی ها نیفته. پست هام رو پاک کردم چون از اول هم نباید پستی می دادم. من به دلیل آشنایی با افکار ایرانی خواستم یکی دو ماهی اینجا باشم که خیلی زودتر از اینها به هدفم رسیدم. (منظورم از ایرانی، نژاد پارس هست). جایی که افراد کوچکترین اعتقادی به آزادی بیان و عقیده ندارن نمی شه فعالیت کرد. تقدس و تعصب و خود بزرگ بینی واهی بعضی ها را کور کرده و این اجازه را به آنها نمی دهد که ... .
اگه دقت کنید به غیر از پست هام، امضا و آواتار و مشخصات و .... را هم حذف کردم چون آخرین ساعاتی است که تو این انجمن فعالیت می کنم.
جناب آدولف ایرانی شما لیاقت یک بحث سالم، علمی و منطقی رو ندارید. چند بار اقدام به توهین و فحاشی کردید؟
من شهامت ندارم و کم آوردم؟؟؟ شما حتی نتوانستید ابتدایی ترین ادعاهاتون رو اثبات کنید. با این وضعیت چه بحثی می توان کرد؟ مثلا کجا ثابت کردید که ژرمن و پارس هم نژاد هستند و یا اینکه هیتلر نژاد پرست نیست؟ فقط یه سری حرف های بی پایه زدید.
خیلی کلمه بریتانیایی را به کار می برید. یک چیزی در این مورد بگم. هیتلر بزرگ و دار و دسته اش را همین بریتانیایی ها و بریتانیایی تبارهای آمریکا و کانادا و استرالیا به زباله دانی تاریخ پرت کردند.
فقط یک سوال مهم باقی می ماند. هدف بعضی از دوستان از فعالیت در این تاپیک، افزودن به اطلاعات تاریخی شان است و هدف بعضی ها نازی پرستی و ... . حالا من از آقایان نازی پرست (خطاب به آقای آدولف ایرانی نیست. سوء تفاهم نشود) می پرسم چرا این کار را انجام می دهند؟ مسئله هم نژاد بودن که تا اینجای کار مردود هست. عرضه و وجود این را هم ندارند که کاری مثل هیتلر و نازی های ژرمنی انجام دهند. پس دلیل این کارها چه می تواند باشد؟

592:

شما هر چی سوال پرسیدید من جواب دادم. در ضمن شما از نظر من صلاحیت ندارید چون هر جا کم آوردید بحث را عوض کردید. اگه هم می بینید من اینجا هستم فقط بخاطر جناب آذین و بس.
من هر ادعایی کردم در اینجا اثبات کردم اگه شما درک و منطقش رو ندارید که بفهمید من چی میگم مشکل از خودتونه...
شما حتی یکبار هم مسئله همنژاد بودن ایرانی ها و آلمانی ها رو از من نپرسیدید که من بخوام جواب بدم پس حرف تو دهن من نزارید.
بله حرف من هم اینه که پارس ها از نظر نژادی با ژرمن ها خیلی اختلاف دارن و ما پارس ها به هندی های شمالی، یونانی ها و ایتالیایی ها خیلی نزدیک تر هستیم تا ژرمن. بنابراین من هیچ جا حرفی از همنژاد بودن آلمانی ها و ایرانی ها نزدم که بخوام اینجا ازش دفاع کنم. در ضمن بحث همنژاد بودن ایرانی ها و آلمانی ها اینقدر گسترده هست که میشه در چند کتاب اون رو نوشت. بنابراین خود من شخصا همنژاد بودن ایرانی و آلمانی رو تایید نمی کنم. بخاطر اینکه اطلاعات درباره نژاد شناسی در حد اطلاعاتم درباره جنگ جهانی نیست بیشتر از این چیزی نمی گم.
من هم نگفتم هیتلر نژاد پرست نیست. گفتم هیتلر نژاد پرست اما نسل کش نیست! بلکه خواستار پدافند نژادی...
اگه این چیزایی که تو این فروم هزار دفه گفتم رو نمی فهمید دیگه مشکل از یه جای خودتونه...
درباره همنژاد بودن ایرانی و آلمانی من باز هم میگم اگه ایرانی ها به خودشون بیان و به تاریخ باستانی خودشون ایمان بیارن هزار برابر برتر از ژرمن ها و سایرین خواهند شد. من نازی نیستم بلکه یک باستانگرایای نژادپرست ایرانی هستم. شما هر سوالی از من کردید پاسخ دادم اما این شما بودید که پس از کم آوردن بحث رو عوض کردید و رفتید.
شما گفتید آلمان نازی ژنرال غیر آلمانی نداشته من چند تا مثال زدم تا بدونید داشته تا دیدید کم آوردید اقدام به پاک کردن پست هاتون کردید. بنابراین شما صلاحیت گفتگو ندارید نه من و حرف زدن با افراد بی شهامتی مثل شما وقت تلفی...

593:

جناب بعد خصوصیات خودت رو به دیگران نسبت می دهی.
شما در پست 490 که لینکش را در زیر آوردم ادعا کردی نوردیک ها،روس ها، ژرمن ها، پارس ها و چند تای دیگه از یک نژاد به نام آریایی ژرمن هستند. من هم به دفعات از شما خواستم حرف هات رو ثابت کنی که نکردی در عوض به ادعاهایی توخالی خودت اضافه کردی و گفتی ایرانی به ایتالیایی ها و یونانی ها شبیه ترند.

http://forum.hammihan.com/showpost.p...&postcount=490

در ضمن شما از نظر من صلاحیت ندارید چون هر جا کم آوردید بحث را عوض کردید. اگه هم می بینید من اینجا هستم فقط بخاطر جناب آذین و بس.
کجا ها بحث را عوض کردم؟ اگر بفرمائید تا خودم هم خبر دار شوم سپاسگذار خواهم بود.
من صلاحیت ندارم؟ می توانید بگوئید کی در پست 513 اقدام به فحاشی و توهین کرد؟ که جناب آذین به دادش رسید و پست من را هم که نوشته شما را نقل قول کرده بودم ویرایش کرد.
http://forum.hammihan.com/showpost.p...&postcount=513

اگه این چیزایی که تو این فروم هزار دفه گفتم رو نمی فهمید دیگه مشکل از یه جای خودتونه...
چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هر سوالی از من کردید پاسخ دادم اما این شما بودید که پس از کم آوردن بحث رو عوض کردید و رفتید.شما گفتید آلمان نازی ژنرال غیر آلمانی نداشته من چند تا مثال زدم تا بدونید داشته تا دیدید کم آوردید اقدام به پاک کردن پست هاتون کردید.
مثال بزنید کجا کم اوردم؟ دلیل اینکه جواب پست آخر رو ندادم این بود که قصد داشتم به فعالیتم تو انجمن پایان بدم و این کار را خواهم کرد. غیر این هر مثالی بزنید می پذیرم.

بنابراین شما صلاحیت گفتگو ندارید نه من و حرف زدن با افراد بی شهامتی مثل شما وقت تلفی...
هر دوی ما در این مورد نظر دادیم حالا گفته های کدام یک از ما صحت دارد برعهده خواننده است که تشخیص دهد.

594:

برای آخرین بار می گویم. نژاد های پارس و ژرمن یکی نیستند مگر اینکه بتوانید خلافش را ثابت کنید.
ژرمن ها و پارس ها هم از نظر ظاهری ( رنگ پوست و مو و چشم و همچین جثه و ...) و هم از نظر باطنی ( زبانی که با سخن می گویند، فرهنگ، سلایق، افکار و اعتقادات و... ) با هم تفاوت اساسی دارند و محل سکونت و زمان نمی تونه تمام اشتراکات بین این دو را از بین برده باشه.
همینطور اگر به گفته ی بعضی ها "بر فرض محال" اگر خواستگاه این دو نیز یکی باشد نمی تواند دلیلی بر هم نژاد بودنشان باشد.

این حرف های من فقط به خاطر افکار کاربری مثل آدولف ایرانی بود. که اگر کوچکترین احترامی برای خود قائل است بیاید و گفته هایش را ثابت کند. به خاطر حرف های نژاد پرستانی بود که چون خودشان چیزی برای عرضه ندارند می خواهند زیر افکار و عقاید و توانایی ها و .... دیگران .... . به عبارت دیگر خود را به دیگران می چسبانند. به هر طریقی شده.

595:

ببین عزیز من هم گفتم نژاد پارس و ژرمن حداقل از نظر فیزیکی شبیه هم نیستن. برای مثال آلمانی ها مو بور و چشم آبی و با جثه ی بزرگ و قد بلند هستند در حالی که ایرانی ها سیاه مو ( کوروش و بسیاری شاهان ایران سیاه مو بوده اند و حتی در بسیاری موارد به جای استفاده از نام انسان یا آدم از واژه سیاه سر استفاده شده) و معمولا گندم گون و سبزه (مورخین نژادگان ساسانی را سبزه رو معرفی کرده اند) بودند. بنابراین من هم میگم ایرانی ها به یونانی ها و هندی های سفید و ایتالیایی ها شبیه ترند. در نتیجه من میگم اگر قرار باشه ایرانی و آلمانی رو همنژاد بدونیم باید تمام مناطقی رو که از اروپا تا شمال هند در بر می گیره از یک نژاد بدونیم. به علاوه مسائل زیست محیطی نباید فراموش بشه. کسی که در ایران زندگی می کنه خود به خود رنگ پوستش سبزه میشه حداقل در جنوب ایران این مسئله کاملا به چشم می خوره. مساله جثه تا حد بسیار زیادی هم به آب و هوا و تغذیه مربوط میشه...
در پایان باز هم تاکید می کنم من دلیلی برای همنژاد دانستن ایرانی ها با آلمانی ها نمی بینیم مگر اینکه اسلاو و ترکیه ای و هندی و ... رو هم در این گروه جای بدیم!!! بنابراین از این نظر دیگه حرفی نداریم و من نظرم رو گفتم.
به علاوه معمولا زمانی که ما می گوییم آریایی منظورمون تمام این نژاد هایی هست که گفتم. اکثر مورخان عقیده دارن تنها اهالی شمال اروپا آریایی هستن. برخی دیگر اسلاو ها و اهالی شمال اروپا رو فقط آریایی می دونن و برخی هم معتقدند مو بور بودن یک ویژگی غیر آریاییست!! امیدوارم منظورم رو کامل رسونده باشم.
درباره اینکه من توهین کردم من شهامتش رو دارم که اینجا از شما یا هر کس دیگه ای که بهش مستقیم یا غیر مستقیم توهین کردم معذرت خواهی کنم.
اما باز هم تاکید می کنم که شما کم آوردید. و چون زمانی که من دلایلی آوردم که غیر آلمانی و نیمه یهودی در حد افسر ارشد و ژنرال در ارتش آلمان بوده شما که جوابی نداشتید اقدام به حذف پست های خود کردید. که این کار بسیار ناپسند است!
پاینده باشید

596:

دوست گرامی تا اینجا تمام اختلافاتی که در چند پست اخیر بیان شد حل شده. ولی برای این مورد آخر مثال دیگری بزنید (نه آخرین پست که دلیل ادامه ندان بحث کاملا مشخص هست). من پست هام رو از تالار های سیاست، سینما، موسیقی، گفتگوی آزاد و ... هم پاک کردم (فقط پست های اینجا نبوده). دلیل این کار را هم گفتم. درست، قبول دارم کار خوبی نیست ولی حذف و ویرایش کردن بی دلیل پست ها بدون خبر دادن به ارسال کننده پست به مراتب کار بدتری هست و... .
الان هم به هیچ پستی غیر از این چند پست اخیر جواب نمی دم و این دلیلی بر کم اوردن نیست.

شما خودت این بحث را آغاز کردی که من تمایلی به آن نداشتم.

597:

پس در یک کلام: شما گفتی در آلمان ژنرال غیر آلمانی و نیمه یهودی نبوده و من گفتم بوده! خیلی حال می کنم که آخر سفسطه هستی شما دموکرات ها همتون اینجوری هستین... همین برای خودم کافیه که هنوز یک دموکرات حیله گر نتونسته من رو تو بحث شکست بده... من هم چون شما رو در حدی نمی دونم که دیگه باهاتون بحث کنم به همین نکته قناعت می کنم که شما کم آوردید و از این فروم زدید به چاک!

598:

با این پستتون ثابت کردید که اهل بحث منطقی و سالم نیستید و خیلی زود احساساتی می شوید و رنگ عوض می کنید.
گفتم که به غیر از پست های آخر به هیچ پست دیگری جواب نمی دم. خودت را خسته نکن. تا ساعت 1:30 هم اینجا هستم و ... .

599:

بچه ها بهتر نیست بجای کل کل کردن منبع بدین تا همه بخونن ومتوجه بشن؟
اگه اطلاعات دیگه ای دارید هم دریغ نکنید ها.
با تشکر

600:

دوست عزیز این آقا می خواست به خیال باطل منو تحریک کنه که مثل خودش بد و بیراه بگم و ... یا اینکه فکر کرده بود من رفتم (اگه چند دقیقه دیرتر پستشو ارسال کرده بود همین اتفاق هم می افتاد) و می خواست از آب گل آلود ماهی بگیره که ...

آخرین پستی بود که دادم. من از دوستان معذرت می خوام که مجبور شدم بحث رو به حاشیه بکشم.
و یه خواهش هم از مدیر محترم آقای آذین دارم. که این پست ها را حذف نکنه و بگذاره حداقل اینها باقی بمونه هرچند به بحث ربطی نداره.

601:

هیتلر، مرد بزرگ
«هس» كه بود بسیاری او را به چشم یك نازی نژادپرست می بینند، عده ای او را یك سرسپرده هیتلر و حتی قابل ترحم می دانند. نكته قابل توجه این است كه در تمامی لحظات زندگی اش در زیر سایه شخص رایش بوده است. در حزب، در جنگ، در پیام صلح و یا شاید بتوان گفت حتی در مرگ.
او در توصیف هیتلر عنوان كرده: «آدولف هیتلر را با عقل خود نسنجید، شما باید او را با قدرت قلب خود درك كنید هیتلر یعنی آلمان و آلمان یعنی آدولف هیتلر. كسی كه به نام هیتلر قسم بخورد گویی كه به نام آلمان قسم خورده است.»
هیتلر، مرد بزرگ
این قسم خورده به نام هیتلر، یكی از اعضای حزب نازی و یكی از معاونان با نفوذ هیتلر در دهه ۲۰ و ۳۰ قرن ۱۹ میلادی بود.
هس در اسكندریه مصر از والدینی آلمانی به دنیا آمد و پس از گذراندن خدمت سربازی در سال ۱۹۲۱ به حزب نوظهور نازی پیوست.
او در حملاتی با هدف براندازی دولت وقت آلمان در سال ۱۹۲۳ شركت داشت كه در نهایت به همراهی هیتلر از زندان آزاد شد و بلافاصله به مقام سردفتر رهبر حزب نازی رسید.
بعد از آنكه هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی آلمان دست یافت، هس را به عنوان معاون خود انتخاب كرد كه عمده وظایف وی اداره و مدیریت حزب نازی بود.
پس از این اتفاق هس در نامه ای به همسرش نوشت: «خوابم یا بیدارم این سئوال هر دقیقه من است. من در دفتر صدر اعظم نشسته ام. مقامات عالی رتبه بی سروصدا به اینجا می آیند تا مطلبی یا نوشته ای را تسلیم صدراعظم كنند...، در بیرون دفتر مردم دور هم جمع شده اند و منتظرانه ایستاده اند تا «او» را ببینند و درست در لحظه ای كه او با خودروی خود از كنار آنها رد می شود سرود ملی را زیر لب زمزمه كنند و بعد به او سلام كنند. در این لحظات دندان هایم به حدی به لرزه می افتد كه من مجبور می شوم آنها را در هم قفل كنم...»
در سال ۱۹۳۴ بخت با هس یار بود و به مقامی هم پایه با مقام وزارت دست یافت و در كابینه هیتلر جایی برای خود دست و پا كرد تا جایی كه در سال ۱۹۳۹ او معاون سوم هیتلر به حساب می آمد.
دو سال بعد یعنی درست زمانی كه جنگ جهانی دوم به نقطه اوج خود رسیده بود، وی از سوی رایش سوم به مهم ترین ماموریت عمرش فرستاده شد ماموریتی كاملا سری.
او نیمه شب ۱۰ مه سال ۱۹۴۱ با استفاده از تاریكی شب از فرودگاهی نظامی به سوی دریای شمال و انگلستان پرواز كرد تا به عنوان نماینده دولت آلمان با همتایان انگلیسی خود درباره چگونگی امكان برقراری صلح مذاكره كند. البته هیتلر چندان نیز با این كار موافق نبود چرا كه پیش از سفر هس به انگلیس هیتلر خطاب به وی گفت: «تو بسیار خودسری.» و خودسری در آلمان نازی جرمی بسیار بزرگ و نابخشودنی بود. هرچند با توجه به نزدیكی بسیار زیاد هس و هیتلر این فرضیه كه بدون اطلاع هیتلر به سوی بریتانیا پرواز كرد كاملا مردود به نظر می رسد. هس به سوی انگلیس پرواز كرد ولی در آسمان اسكاتلند با پدافند شدید بریتانیایی ها مواجه شد و در نهایت مورد هدف گلوله های هواپیما های افسانه ای اسپیدفایر انگلیسی ها قرار گرفت و مجبور شد تا برای اولین بار و آخرین بار در عمرش از چتر نجات استفاده كند كه باعث وارد شدن جراحاتی نسبتا شدید و دستگیری او شد.
بلافاصله بعد از انتشار این خبر چرچیل با پیشنهاد صلح او مخالفت كرد و او را به عنوان یك اسیر جنگی به زندان فرستاد تا پیك صلح هیتلر تا ۹۳سالگی در زندان باقی بماند.
با خاتمه یافتن جنگ هس نیز مانند باقی نازی های دستگیر شده به دادگاه نورنبرگ تحویل داده شد تا در دادگاه نورنبرگ به جنایات جنگی متهم و مجرم شناخته شود.
هرچند بنا به عقیده بسیاری از كارشناسان حقوقی و شخصیت های سیاسی آن روز، دادگاه نورنبرگ در مورد وی بی عدالتی تمام عیاری به خرج داد. حتی برخی مقامات آمریكایی عنوان كردند مقامات دادگاه نورنبرگ در مورد هس «خشن» تصمیم گیری كردند.
بعدها كتاب های فراوانی در مورد هس و دادگاه وی نوشته شد كه شاید معروف ترین آنها با نام «آدولف هس: زندانی صلح» توسط كالیف تورنس در سال ۱۹۸۶ به چاپ رسید.حتی خود چرچیل نیز در بخش سوم كتابش با نام «جنگ جهانی دوم» در این مورد نوشته است: «وقتی به كل ماجرا نگاه می كنم، می بینم بسیار مسرورم كه در قبال سیاق دادگاه هس هیچ مسئولیتی متوجه من نیست. به هر میزان هم كه هس به خاطر همراهی با هیتلر در اذهان گناهكار به شمار بیاید و به هر میزان نیز كه سرسپرده بوده، ولی این نكته ظریف را باید به خاطر داشت كه او خود و به اختیار خود به سوی ما آمد و در هر صورت به نوعی كیفیت یك نماینده سیاسی را داشت و در آن موقع شاید انسانیت آن بود كه به پرونده وی به چشم یك مورد پزشكی نگریسته شود تا یك جنایتكار جنگی و ملاحظاتی افزون بر آنچه شده بود، در مورد وی مراعات می شد.»
حتی سر هارتلی رئیس كمیته پیگرد دادگاه نورنبرگ نیز زندانی كردن هس را یك «رسوایی» خواند ولی تمامی این اعتراضات بی نتیجه ماند و هس از سال ۱۹۶۶ در سلولی انفرادی در زندان «اشپاندو» واقع در غرب آلمان به سر می برد تا اینكه در سال ۱۹۸۷ در همان سلول انفرادی خودكشی كرد و به زندگی خود پایان داد.
سلول انفرادی او شامل یك خانه ییلاقی واقع در منطقه محافظت شده زندان بود. هس در ۱۷ آگوست ۱۹۸۷ با استفاده از یك كابل برق كه انتهای آنها را به نرده های پنجره ای بسته بود خود را خفه كرد.
البته او پیش از این نیز دو بار دست به خودكشی زده بود. اولین بار در سال ۱۹۴۱خود را از بالای بالكن كاخ مایخت به پایین پرت كرده بود و بار دوم نیز رگ دست خود را با چاقو بریده بود. نكته جالب و قابل توجه آنكه زندان اشپاندو پس از مرگ هس تخریب شد تا از هجوم بازدیدكننده ها جلوگیری شود. حتی جو افكار عمومی در آن سال ها به گونه ای بود كه امكان داشت آن زندان تبدیل به نمادی از بی عدالتی دادگاه نورنبرگ شود كه این نیز مزید بر علت و عامل تخریب زندان شد. در سال های اخیر از جمله سال های ۱۹۹۷ ،۱۹۹۸ و سال ۲۰۰۴ راهپیمایی هایی در روز مرگ هس توسط نئو نازی ها در برخی كشور ها برگزار شده است.
و اینگونه زندگی زندانی خودسر صلح به پایان رسید.

602:

اریش هارتمن، خلبان تکخال جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم اگر چه یک تراژدی انسانی بود، اما همین جنگ خونین راه را برای وجود آمدن پیشرفت های بسیار در علوم هواپیمایی هموار ساخت. در دوران جنگ، هر روز مردم شاهد عبور صدها هواپیما از آسمان شهر و کشورشان بودند و حتی گاه پیش می آمد که درگیری ها بر فراز شهر ها صورت می گرفت. اما راستی که این هواپیماها نبودند که با هم درگیر می شدند، بلکه در داخل این هواپیماها خلبانانی قرار گرفته بودند که همگی، امیدهای کشورشان بودند که به جنگ با یکدیگر رفته بودند. یکی از این خلبانان، اریش هارتمن خلبان نیروی هوایی آلمان یا لوفت وافه بود که با پیروزی های شگفت انگیز و زیادی که به دست آورد، به قهرمان قهرمانان هوایی در طول تاریخ هوانوردی مشهور شد. این خلبان که در زمان جنگ هنوز 25 سال هم نداشت، کابوس خلبانان روسی بود و هواپیماهای روسی فراوانی را در دوران خدمتش سرنگون ساخت. در زیر، با هم تاریخچه کوتاهی از زندگی این خلبان را می خوانیم:

اریش هارتمن، موفقترین خلبان تاریخ
هیتلر، مرد بزرگ
اریش هارتمن در اکتبر 1940 و در حالی که فقط هجده سال داشت، به نیروی هوایی آلمان ملحق شد و در مارس 1941 وارد مدرسه خلبانی شده و در اکتبر 1942، در زمانی که شاید جنگ جهانی دوم به اواسط خود نزدیک می شد، به عنوان خلبان جنگنده شکاری در سن بیست سالگی فارغ التحصیل شد. در آن زمان، نیروی هوایی آلمان و دیگر کشورهای درگیر، نیاز شدید به نیروی انسانی خصوصاً خلبان های ماهر و حرفه ای داشتند و همین علت باعث می شد که خلبانان بسیار جوان بلافاصله پس از اتمام دوره خلبانی به سرعت به خطوط مقدم جنگ فرستاده شوند، و هارتمن هم از این قاعده مستثنی نبود. او پس از به پایان رساندن تحصیل، به سرعت به فایتر وینگ 52 که مجهز به هواپیماهای مسراشمیت Me-109 بودند برای خدمت فرستاده شد. هارتمن تا آخرین روز جنگ در این اسکادران ماندگار شد و در بیش از 1400 سورتی پرواز عملیاتی موفق شد تعداد 352 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کند که خواب چنین تعداد پیروزی را هیچ خلبانی حتی در خواب هم نمی دید. بدین گونه هارتمن، موفق ترین خلبان در طول تاریخ شد که تا کنون در پروازهای عملیاتی شرکت کرده است.

هواپیمای مسراشمیت Bf-109، هواپیمایی که هارتمن با آن پرواز می کرد
هیتلر، مرد بزرگ
وقتی که هارتمن وارد اسکادران عملیاتی خود شد، رهبر اسکادران یعنی خلبان راسمن که تا آن زمان موفق شده بود سیزده فروند هواپیمای دشمن را ساقط کند به خلبانان مطلب مهمی را اعلام کرد: «روی زمین، همه ما بر اساس قوانین نظامی با هم رفتار می کنیم و با ما رفتار می شود، اما در آسمان تنها چیزی که مهم است تعداد هواپیماهایی است که سرنگون کرده اید. نه مقام، نه درجه و نه عناوین و القابی که اینجا می بینید در آسمان ارزشی ندارد. کسی که بیشترین هواپیماهای دشمن را ساقط کرده است، لیدر و رهبر گروه های پروازی می شود، بدون توجه به درجه ای که دارد، حتی اگر یک ستوان تازه کار باشد.» گفته راسمن کاملاً واضح و صریح بود و به خوبی در خلبانان اثر کرد. در مدتی کم پس از ساماندهی گروه، هارتمن به عنوان وینگ من یا هواپیمای همراه راسمن برگزیده شد.

آغازی ناامید کننده برای هارتمن
اولین ماموریتی که هارتمن انجام داد، به همه چیز شبیه بود غیر از یک نبرد هوایی. نخستین نبرد وی در 14 اکتبر 1942 اتفاق افتاد. در این پرواز او و لیدر راسمن به یک ماموریت گشت هوایی رفته بودند که ناگهان از سوی کنترل زمینی پیغامی مبنی بر حمله هواپیماهای روسی به تجهیزات زمینی آلمانی به هواپیماهای هارتمن و راسمن مخابره شد. دو خلبان فوراً مسیر خود را به سمت جنگنده های روسی تغییر دادند و کمی بعد در آسمان میزبانان خود را مشاهده کردند و بلافاصله درگیری شروع شد. هارتمن گاز موتور را به حداکثر ممکن رساند و از لیدر گروه جلو زد. با نزدیک شدن به یکی از هواپیماهای روسی از فاصله سیصد متری- در حالی که فاصله معمول برای شلیک حدود صد متر بود- آتش گشود. او تمامی گلوله های خود را در یک شلیک طولانی مصرف کرد در حالی که حتی یکی از گلوله ها هم به هواپیمای روسی برخورد نکرد. خلبانان روسی که فهمیده بودند که هارتمن دیگر گلوله ای برای شلیک ندارد، همگی به او حمله ور شدند. همین می توانست خاتمه دوران کوتاه خلبانی هارتمن باشد، اما او تصمیم گرفت که عمر خود را اینگونه پایان ندهد و به همین دلیل به زودی هواپیمای خود را در میان ابرها مخفی کرد. مدت کوتاهی که گذشت، راسمن دوباره هارتمن را از رادیو فرخواند و به او دستور داد که دوباره به فرمیشن ملحق شود. همین که هارتمن از میان ابر ها راهی به بیرون پیدا کرد، در مقابل خود هواپیمایی را دید که با سرعت سرسام آور در حال نزدیک شدن به او بود. هارتمن تصور کرد که آن هواپیما یک جنگنده روسی است، در نتیجه شروع به انجام مانورهای شدید کرد تا از دست او بگریزد. اما در حقیقت در هواپیمایی که به سمت او می آمد کسی جز فرمانده راسمن قرار نگرفته بود! سرانجام هارتمن پس از پیدا کردن مسیر خود به سمت پایگاه، شروع به بازگشت کرد. اما هواپیمای هارتمن در نزدیکی پایگاه دیگر سوختی برای ادامه پرواز نداشت و هارتمن مجبور شد در زمین های اطراف فرود اجباری انجام دهد. هارتمن با خوش شانسی در کنار نیروهای آلمانی فرود آمده بود و سرانجام به پایگاه بازگردانده شد. در نخستین ماموریت، هارتمن مرتکب اشتباهات فراوانی شد. آرایش پروازی را به هم ریخت، جلوتر از لیدر گروه پرواز کرد، تمام مهماتش را بدون موفقیتی مصرف کرد و آسیب های سنگینی به هواپیمایش وارد ساخت. مجازات او سه روز کارگری با مکانیک های پایگاه در زمستان های سرد غرب روسیه بود.

سه هفته بعد در پنجم نوامبر 1942 او در یک آرایش پروازی به همراه سه جنگنده دیگر از پایگاه برخاست. بعد از پانزده دقیقه، خبر از نزدیک شدن 28 فروند هواپیمای روسی رسید که متشکل از 18 فروند IL-2 ستارموویک و 10 فروند جنگنده اسکورت بود. علی رغم برتری تعداد جنگنده های روسی، هواپیماهای آلمانی تصمیم گرفتند به ستارموویک ها حمله کنند. هارتمن IL-2 سمت چپ گروه پروازی را به عنوان هدف انتخاب کرد و از فاصله صد متری به روی ستارموویک روسی آتش گشود. گلوله های او اینبار به هواپیمای دشمن اصابت کردند، اما به ستارموویک که از لحاظ مقاومت بدنه و زره پوشی مشهور بود آسیبی نرساند. ناگهان هارتمن توصیه یکی از فرماندهان را به یاد آورد؛ به سرعت ارتفاع خود را کم کرد، تا جایی که هواپیمای IL-2 به طور کامل بالای سر او قرار گرفت. به طور نگهانی دماغه هواپیمایش را بالا داد و از زیر اگزوز سمت راست موتور ستارموویک را هدف قرار داد. همین که گلوله ها به اگزوز موتور برخورد کردند، دود سیاه رنگ غلیظی از هواپیمای روسی بلند شد. ستاموویک روسی مسیر خود را بلافاصله به سمت شرق و به سمت پایگاه خودی تغییر داد و هارتمن هم او را تعقیب کرد. ناگهان هواپیمای IL-2 درست در مقابل هواپیمای هارتمن منفجر شد و قطعات آن به موتور هواپیمای هارتمن برخورد کرد که باعث آتش گرفتن موتور جنگنده اش شد. هارتمن بار دیگر مجبور به فرود اضطراری شد، اما باز آنقدر خوش شانس بود که در منطقه تحت سلطه نیروهای آلمان نازی فرود آمده بود. این نخستین موفقیت از 352 پیروزی هوایی و نخستین هواپیمای IL-2 از کل 61 فروند ستارموویکی بود که هارتمن سرنگون ساخت.

فهرستی شگفت انگیز از پیروزی های هوایی هارتمن
1- در شش ماه اول سال 1943، 17 پیروزی هوایی
2- در جولای 1943، 23 پیروزی هوایی، 7 پیروزی در یک روز-7 جولای 1943
3- در آگوست 1943، 48 پیروزی هوایی، دوباره 7 پیروزی در یک روز-7 آگوست 1943
4- در سپتامبر 1943، 25 پیروزی هوایی، رسیدن تعداد کل پیروزی ها به 100 پیروزی
5- در اکتبر 1943، 32 پیروزی هوایی
6- در دوم مارس 1944، 10 پیروزی هوایی تنها در یک روز
7- سرنگون کردن حداقل 5 فروند هواپیمای P-51 موستانگ در 1944 و ...

در همان زمان که نیروی زمینی آلمان به شدت تحت فشار نیروهای متفقین بود، هارتمن و خلبان های گروه او هر روز دسته ی جدیدی از هواپیماهای دشمن را شکار می کردند. این مسئله تا جایی ادامه یافت که حتی روس ها برای سر او جایزه هم تعیین کرده بودند. شهرت هارتمن به جایی رسید که نیروهای روسی او را هیولای سیاه نامیدند و بهترین خلبان هایشان را برای شکار هواپیماهای هارتمن و کشتن او فرستادند. شیوه نبرد هارتمن در بیش از هزار و چهارصد ماموریت پروازی در چهار مرحله خلاصه شده بود: شناسایی هدف، تصمیم گیری برای درگیری، حمله و فرار از محدوده خطر. هارتمن از زمان نخستین ماموریتش عادت گرفته بود که تا هواپیمای دشمن تمام شیشه جلوی هواپیمایش را نپوشاند به او حمله ور نشود. او با روش نزدیک شدن بیش از حد به هواپیمای دشمن برخورد هر کدام از گلوله های خود را به جنگنده های دشمن تضمین می کرد. علی رغم فهرست طولانی پیروزی های وی، هارتمن در بسیاری از مواقع هم که موقعیت فراهم بود به هواپیماهای دشمن حمله نکرد، چرا که می گفت که جنگ ادامه می یابد اما زندگی او ممکن است در اثر یک ریسک به پایان برسد. بنابراین او هیچ گاه در هدف گیری های خود خطر نمی کرد. هارتمن دید وسیع و واکنش های سریعی نسبت به هواپیماهای دشمن داشت. در همین حال، همیشه ویژگی های تهاجمی و خونسردی خود را در نبرد ها حفظ می کرد. هارتمن در حدود چهارده بار فرود اضطراری انجام داد، اما در هیچ یک از این فرود ها نه آسیبی به وی رسید نه توسط نیروهای دشمن دستگیر شد. حتی در مورد او می گویند که یک بار به همراه دو مکانیک در کابین یک نفره هواپیمای Me-109 از پایگاهی که دقایقی بعد به دست نیروهای روس می افتاد تیک آف کرد.


هارتمن به دریافت درجه های زیادی که لیاقت آن ها را نیز داشت نائل آمد و حتی درجه ی کاپیتانی که درجه بسیار مشکلی برای بدست آوردن بود را نیز دریافت کرد. او حتی نشان «صلیب شوالیه» را که بالاترین درجه نظامی آلمان بعد از هیلتر بود را نیز دریافت کرد، نشانی که از سال 1939 تنها بیست و هفت نفر از ارتش عظیم آلمان موفق به دریافت آن شده بودند. او به عنوان قهرمان جنگ جهانی هم نشان افتخاری دریافت کرد که فقط دوازده نفر از جمله هانس یولریچ رودل، خلبان بمب افکن استوکا دایور که بیش از پانصد تانک روسی را نابود کرده بود آن نشان را دریافت کردند. در اواخر جنگ جهانی دوم، هارتمن به شاهکار آلمانی ها، یعنی هواپیمای مسراشمیت Me-262، نخستین جنگنده جت جهان هم پرواز کرد، اما دوباره با Me-109 به خدمت ادامه داد. آخرین پایگاه هوایی او در چک اسلواکی و آخرین پیروزی وی ساقط کردن یک هواپیمای شکاری روسی بود. وقتی که جنگ پایان یافت، هارتمن در حالی که فقط 23 سال سن داشت به وسیله نیروهای روسی دستگیر شد و ده سال را در زندان های روسیه گذراند. در سال 1955، او به وطنش و به نزد همسرش بازگشت و به نیروی هوایی آلمان غربی پیوست. هارتمن همیشه می گفت که بیشتر از 1400 مأموریتی که انجام داده است، به این افتخار می کند که هیچ گاه حتی یک وینگ من یا هواپیمای همراه خود را از دست نداده است. این خلبان پر افتخار، در سال 1995 با کوله باری از تجربه و یاد سال ها نبرد و جنگ برای کشورش در 73 سالگی در گذشت.

603:

هیتلر، مرد بزرگ
اریش هارتمن در 20 سالگی

604:

قطعا پروزا هس بدون اطلاع پیشوا بوده است ! مدارکی نیز برای صحت این گفتار
در کتاب جان تولند موجود است ! متاسفانه من هم اکنون آن کتاب را در اختیار
ندارم و ذهنم نیز برای ارائه ی سند دقیتری یاری نمیدهد!

605:

از توجه و تشکرات شما دوست عزیز بسیار خرسند و ممنونم .
ولی من از روی نوشته های کالیف تورنس این نکات رو پیدا کردم و کتاب آدولف هس :زندانی صلح کتاب بسیار معروف و بین المللی و تایید شده ایه.
فکر نکنم بدون دستور پیشوا رفته باشه هرچند در سال 1941 ارتش نازی در شرایط خوبی بود و نیازی به صلح نمیدیدم.فکر کنم هس به همین دلایل ممکنه خودسرانه و با دانش قبلی از شکست نازی برای صلح رفته باشه.

606:

تو نوشته های بلا پست شده نام مولف و نام کتاب

607:

گرهارد باکهورن:

او در 19 مارس 1919 در کونیسبرگ به دنیا آمد. علاوه بر اینکه به دو زبان تسلط داشت بسیار سخت کوش هم بود و همین باعث موفقیتش در دوره های آموزشی رزم هوایی شد. یک سال پیش از شروع جنگ دوم به لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان نازی) پیوست. در ابتدای جنگ به واحد شکاری منتقل شد. و تا پایان جنگ به رکورد اعجاب انگیز 301 پیروزی در رزم های هوایی دست یافت.

شروع او بسیار نا امید کننده بود. او جنگنده های مسراشمیت 109 را برای پرواز ترجیح می داد و به گفته خودش با این جنگنده هرکاری می توانست بکند. اولین نبردهای او در جبهه غرب و مقابل هواپیماهای انگلیسی بود. اما موفقیت چندانی کسب نکرد. اولین پیروزی او در 120 مین ماموریت او بود.

در سال 1940 به هنگ 52 در جبهه شرق منتقل شد و تا پایان جنگ در آن هنگ بود. دراین واحد یک خلبان فوق العاده دیگر نیز بود: هانس یواخیم مارسیل.

سرانجام اولین پیروزی او در سال 1941 به دست آمد و توانست یک جنگنده روسی را در جبهه شرق منهدم کند. و این مقدمه ای بود برای فتوحات دیگر. در سال 1942 موفق به دریافت مدال صلیب شوالیه شد. که این امر به دلیل کسب 59 پیروزی در درگیری های هوایی بود. در سال 1943 این رقم به 120 پیروزی رسید و در سال 1944 هم به 250 پیروزی افزایش پیدا کرد.

او در یک روز رویایی موفق شد به تنهایی 7 فروند جنگنده شوروی را در آسمان منهدم کند.

در طی انجام ماموریت هایش 9 بار هدف قرار گرفت و دو بار هم زخمی شد. در ماه می 1944 در پی مراجعت به پایگاه یک شکاری روس قرار گرفت و مجبور به ترک هواپیمایش شد. خودش در این باره می گوید:

قبلا در مورد وجود شکاری های شوروی به ما اخطار داده شد اما من در آن روز بسیار خسته بودم و پشت سرم را ندیدم. و این باعث شد که برای جنگنده روس یک پیروزی شدم. بهای این اشتباه هم 4 ماه اقامت در بیمارستان بود.

او در لوفت وافه بسیار محبوب و مورد احترام بود. و فرماندهانش او را بهترین یا یکی از بهترین های آلمان می دانستند. اریخ هارتمان یکی دیگر از اعجوبه های آلمان در مورد او می گوید:
گرهارد واقعا از موفقیت دیگران لذت می برد که این خاصیت را مردان کمی دارند. وقتی از لحاظ تعداد پیروزی بر او پیشی گرفتم با تمام عشقش به من تبریک گفت. او یک مرد بود و فرماندهی که می توانست همه مردانش را با خود به جهنم ببرد. افتخار هرکسی بود که برای چنین فرماندهی خود را به کشتن بدهد. داشتن این گونه فرماندهان آرزوی هر خلبانیست. او یک دوست یک رفیق و یک پدر مهربان بود و بهترین کسی که ملاقات کردم. او از آن دسته کسانیست که زیر دستانش پس از گذشت 30 یا 40 سال از او به نیکی یاد می کنند. به راستی که یک مرد فراموش نشدنی بود.

پس از بهبود از آسیب دیدگی در سال 1944 او دوباره به عنوان فرمانده به جبهه غرب منتقل شد. سرانجام او وارد اسکادران 44 شد که مجموعه ای از نخبگان آلمانی را در خود جا داده بود.
در دومین ماموریتش در این اسکادران، پس از یک درگیری مرگبار و نابرابر با یک فروند موستانگ آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت ولی مهارت بالای او باعث شد از مرگ حتمی نجات پیدا کند. در لحظه فرود به شدت با زمین برخورد کرد و ضربه سختی به گردنش وارد شد. این مسئله باعث شد او تا پایان جنگ در بیمارستان بستری شود.
پس از جنگ او از معدود خلبانان جبهه شرق بود که به اسارت روس ها در نیامد. این امر به دلیل دستیابی آمریکایی ها به او بود. چندین ماه در اسارت نیروهای انگلیسی و امریکایی بود و سرانجام هم آزاد شد.

در سال 1956 هم به نیروی هوایی جدید آلمان پیوست و در سال 1976 هم بازنشسته شد. در سال 1983 هم این خلبان شجاع و با اخلاق آلمانی به دلیل یک تصادف در اتوبان کلن به شدت مصدوم و سپس جان سپرد.

خاطره ای از یک نبرد:

امروز 5 اکتبر 1943 بود و روزی خسته کننده، صبح امروز ماموریت خود را برای اسکورت چند هواپیما آغاز کردم. در حین پرواز حدس زدم که امروز روز آرامی خواهد بود. اما پس از نیم ساعت فهمیدم اشتباه کرده ام. صدای مسلسل یکی از جنگنده های خودی مرا متوجه حمله روس ها کرد. یکی از هواپیماهای دشمن را دیدم و به سمتش حمله کردم. در لحظه ای که قصد شلیک داشتم یکی از هواپیماهای خودی از مقابلم رد شد... لعنتی ... شانس آورد. اما من شانس نیاوردم رگبار سنگین شکاری روس قسمت بالای کابین مرا در هم شکست.
بلافاصله با تمام قدرت هواپیما را به پهلوی راست انداخته و حلقه ای افقی ایجاد کردم. خلبان روس دیر فهمید که در تیررس من قرار گرفته است. پس از پایان شلیک مسلسل هایم، جنگنده روسی در آسمان منفجر شده بود...

در نهایت او 301 هواپیمای دشمن را در آسمان منهدم کرد و از لحاظ تعداد پیروزی دومین خلبان جهان است ( پس از اریخ هارتمان با 352 پیروزی).

اما چیزی که او را به راستی از سایرین متمایز می کرد اخلاق انسانی او بود...

هیتلر، مرد بزرگ

608:

هیتلر، مرد بزرگ

هواپیمای شیطان سیاه ارتش نازی

هیتلر، مرد بزرگ


هواپیمای ملقب به شکارچی شب

هیتلر، مرد بزرگ

609:

هواپیمای شکاری ملقب به گرگ آسمان 190a 3
هیتلر، مرد بزرگ

610: