جنگ نرم 



x

جنگ نرم



سپاه:نابودی اسرائیل کمتر از 8 دقیقه
قابل توجه پان ترک ها؛ گفتگو با نماینده ی اردبیل
سخنان رئیس جمهور در گفتگوی زنده تلویزیونی
شما به دولت تدبیر و امید چه نمره ای می دهید؟
حقوق قالیباف و همسرش چقدر است ؟
نیروی نظامی را کنار بگذاریم تا پیشرفت کنیم!/ در سال ۹۶ به انقلاب انتخاباتی نیازمندیم

فتوکاتور و کاریکاتور‌های سیاسی
طرح امنیت اجتمایی و مبارزه با بد حجابی
برای ایران کدام نوع حکومت را میپسندید؟
نظرسنجی: بزرگترین دشمن ایران در حال حاضر کیست؟
يهوديت و صهيونيسم
تاثيرات مثبت يا منفي طرح هدفمند كردن يارانه ها
حمایت از ما | مشهدهاست
`

جنگ نرم




جنگ نرم
پیشنهاد می کنم بحثی تحت عنوان جنگ نرم چیست باز شود .
به عنوان اولین کار باید جنگ نرم را تعریف کرد اما برای شروع بهتر دانستم جملاتی از فوکویاما نظریه پرداز ژاپنی الاصل آمریکا را بیاورم او گفت :
(( شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست ، پرنده ای است که دو بال دارد یک بال سبز و یک بال سرخ ، بال سبز آن همان مهدویت و عدالت خواهی است چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد ، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر نمی توانید کسی را تسخیر کنید که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم وجور دنیا را پر از عدل وداد خواهد کرد بال سرخ شیعه شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است . .. این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد که آنها را شکست ناپذیر نموده است ... شیعه با شهادت دو چندان می شود که هر چه او را از بین ببرند بیشتر می شود ...شما باید ولایت فقیه را بزنید بعدا اگر بپرسید چگونه می شود ولایت فقیه را زد من می گویم با استفاده از قانون اساسی ... ))
فوکویاما کنفرانس اورشلیم

01-07-2010


1:

این موضوع یک مساله واقعا کلیدی هستش .

اینکه بتونیم بطور کامل و دقیق ابعاد و توانایی های دشمن رو در این جنگ بشناسیم و بعد بتوانیم با توانایی ها و استعدادهای محدود خود راهی برای مقابله پیدا کنیم بسیار دارای اهمیت است .

- دهها شبکه های ماهواره ای فارسی زبان که دراین جنگ مشارکت می کنند
- شبکه های رادیویی فارسی زبان
- هزاران سایت ها و وبلاگها و نحوه مدیریت گروهی و انتشار هماهنگ اخبار هدف دار
- غولهای خبرگزاری جهانی و بین المللی که در این راستا ایفای نقش می کنند
- روزنامه ها و جراید داخلی (بطور محدود)
- و ...

2:

درود
اگر بجای جنگ از صلح صحبت میکردید کار اینقدر درهم گره نمیخورد.
سپاس

3:

انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم و ولی ٌ لمن والاکم و عدو ٌ لمن عاداکم .
پ.ن : البته نمی شود با کسی که قانون را قبول ندارد در صلح بود چون خود قانونشکنی نوعی جنگجوییست .

4:

قانون مشت در برابر مشت!
هدف واقعا چیست؟ آیا نمیشود از کسانی که به آشوبها دامن میزنند و بقولی قانون شکنی میکنند خواست تا در فضایی سالم دیدگاه های خود را بیان کنند؟ شاید واقعا حرفی برای گفتن داشته باشند؟ اتحاد رمز پیروزیست نه جنگ داخلی!

5:

برای پیگیری این موضوع می توانید مشترک تاپیک " گفتگوی آزاد پیرامون سبزها " شوید .
اینجا روی صحبت تاپیک در محوریت مسئله ی " جنگ نرم " است که صرفا ً به مسئله ی اغتشاشگران ارتباط پیدا نمی کند !

6:

دوست عزیز
من قصد انحراف این تاپیک را ندارم اما به گمانم اگر مسئولین احزاب مختلف با هم مصالحه کنند ازین بحران بیرون خواهیم رفت! شارژ بیگانگان (چه از طریق وب، ماهواره) اساسا بر پایه خبرهاییست که از داخل به آنجا ارسال میشود و بعدا رسانه مجبور است مقابله کند. این وضعیت تاکی میخواهد ادامه پیدا کند؟

7:

سلام.

جناب Eybaba توجه کنید که جنگ نرم چیزی نیست که مسئولیتش با کسانی باشد که از آنها در این جستار بازخواست و سوال میکنید؛ این جریان از طرف کسان و دولتهای دیگری برپا شده و اینطور که مشخص است هدف این تاپیک شناخت و نحوه برخورد و تعامل با این مساله است. (اگر استارتر منظور دیگری دارند ذکر کنند. )

در واقع من فکر نمیکنم قصد استارتر این تاپیک لزوما آموزش "جنگ در برابر جنگ نرم" باشد، بلکه به عنوان مثال سخنان شما هم میتواند به عنوان یکی از پیشنهادات در مورد نحوه تعامل و مقابله با جنگ نرم مطرح بشود، یعنی تعامل مثبت با کسانی که این حرکت را راه انداخته اند (یا به آن دل سپرده اند) و شنیدن چند و چون منطق و حرفهایشان. و میشود روی این پیشنهاد در کنار سایر نظرات بحث و تبادل نظر کرد.

8:

سلام

البته حقیر شاید این اولین پستم در تالار سیاست باشد ولی به احترام دوست بزرگوارم جناب mohammad-mohsen این تاپیک را مشترک می شوم.

ابتدا امیدوارم دوستان اگر واقعا نظری در مورد موضوع یا نوشته ی دیگران دارند مطرح کنند وگرنه اظهار نظرهای بی ارزش و توهین آمیز همه جای نت به وفور یافت می شود.

سعی ام این است که مطلبی که عرض می کنم حتی الامکان بدون استفاده از اصطلاحات تخصصی باشد تا همه بتوانند انرا نقد کنند و خیلی خوشحال خواهم شد که نظرتان را در این مورد مطرح کنید.

امریکا به عنوان تنها کشورمهمی که از آسیبهای جنگهای جهانی در امان مانده بود پس از فروپاشی شوروی به تنها قدرت اقتصادی و زورمند جهان تبدیل شد. نفهمی محض و عین حماقت است که چنین کشوری در صدد تقویت قدرت و رونق اقتصاد خود نباشد و این باعث می شود جاهایی که منافعش با دیگر کشورها در تقابل باشد آنها را خرد و لگدمال کند البته این قاعده در نظام زرسالار و زور سالار فعلی مورد قبول است و اعتراضی به آن نیست.

حالا بعضی از کشورها مثل (فقط و فقط) ایران طرفدار حق هستند و نه زور و زر و تزویر. چرا؟ چون منتظر ظهور مصلح جهانی هستند. و یقین دارند این خشت کج که نظام سلطه جهانی انرا پایه گذاری کرده است سر انجام باعث ویرانی دیوار بر سر آنها خواهد شد.

نتیجه اینکه باید مانند بسیاری از دیگر کشور ها نظامش تغییر کند یا کنار بیاید تا وصله ی نا همرنگی وجود نداشته باشد. اما از آنجا که هشت سال جنگ تحمیلی که امام می گفت نعمت است نتیجه ی عکس داد و از طرفی حزب الله لبنان هم که مورد حمایت معنوی ایران بود نتیجه ی جنگش با اسرائیل خوش آیند آنان نبود فهمیدند که جنگ با ایران هم اوضاع را خرابتر خواهد کرد.
از طرفی ایران هم هیچ جوری حرف (نا حساب) سرش نمی شود و در این مدت 30 سال بعد از انقلاب هم که روز بروز بدتر از دیروز.
نتیجه اینکه سعی کردند با استفاده از زر و به زور تزویر که بعضی از ابزارش را هم جناب برهان فرمودند با هر راه ممکن با نظامی که چنین ایدئولوژی ای دارد مبارزه کنند. البته چون بیشترین تقابل با فرهنگ شیعه در امام زمان علیه السلام (که جهان را پس از ظلم و جور از عدل و داد پر خواهد کرد) و امام حسین علیه السلام ( که اموخت کسی که شهادت دارد، شکست ندارد) می باشد این دو شخصیت بزرگ، که رمز جاودانگی و بلندای افق پرواز شیعه هستند را به صورت خاص هدف گرفته اند.

بنابراین کسی که فکر می کند جنگی وجود ندارد بیش از حد نظام سلطه ی جهانی را احمق و کم هوش فرض کرده است و از طرفی چون این جنگ در ظاهر هیچ سلاح و لشکر کشی ندارد و بیشتر تقابل فرهنگها (جنگ تمدنها) است می توان از آن به عنوان جنگ نرم تعبیر کرد.

9:

بنده از تمام دوستان که در این بحث مشارکت کرده و نظر داده اند تشکر ویژه دارم . استدعا دارم در اینجا از فحش دادن به این وآن خودداری کرده و کاری علمی برای شناخت جنگ نرم ارائه دهیم . این شناخت در جامعه بسیار مهم و کلیدی است . امیدوارم در پایان بتوانیم متخصصینی برای شناخت جنگ نرم از این سایت و از این گفتار بیرون بدهیم و به خنثی کردن توطئه دشمنان این مرز و بوم کمک ویژه بنمایند . از مدیر تالار خواهشمندم در صورتی که صلاح می دانند و مخالف با سیاست های تالار نیست هر کس به هر کدام از آقایان موسوی احمدی نژاد ، کروبی ، رضایی ، خاتمی و... توهین کرد نوشته را حذف نماید . در این نوشتار ما قصد توهین به کسی را نداریم بلکه قصد شناخت جنگ نرم است . ممکن است از آقایان فوق و یا هر کس دیگر نام ببریم و مثال بیاوریم و اعمالی از آنان را که به شناخت جنگ نرم مربوط می شود به عناون مثال بیاوریم اما این امر با رعایت احترام و بدون تهمت زدن و... خواهد بود . در این عنوان فقط جنگ نرم شناخته می شود ولی آقایان اصلاح طلب و یا اصول گرا متهم نخواهند شد .
بنده تعریفی از جنگ نرم ارائه می دهم و صبر می کنم تا نظر دیگران را هم در مورد این تعریف داشته باشم :
تهدید نرم عبارت است از تلاش برنامه ریزی شده دشمن از طریق نفوذ و تأثیر گذاری بر اعتقادات و باورها و ارزشها و الگوهای رفتاری یک ملت و نظام سیاسی جهت سلب و یا تحمیل اراده و ایجاد تغییرات در ارکان یک کشور در حوزه های مختلف سیاسی ، اجتماعی فرهنگی و اقتصادی .
هر گاه این تهدید بالقوه باشد تهدید نامیده می شود و وقتی به فعلیت در آید جنگ نام دارد .
جنگ نرم در واقع رسیدن به ا هداف دلخواه است بدون استفاده از زور بلکه از طریق موضوعات جذاب و نه اجبار ، در جنگ نرم بدون اینکه دشمن کشته بدهد و یا زحمت زیادی بکشد توسط مردم کشوری بر آن کشور مسلط می شود .

10:

دوست عزيز درود
اميدوارم اينجا آزادي بيان به حدي باشه كه بتونم حرفهامو بزنم.
شوروي پس از فروپاشي از حالت ابرقدرت به جقله قدرت دراومد. اروپاي شرقي دچار بحرانهاي اقتصادي شد و با فرو ريختن ديوار برلين و تجزيه يوگوسلاوي، شوروي سابق(روسيه فعلي) عملا پايگاه هاي مردمي و نظامي خودش رو در اروپاي شرقي از دست داد. پس از جنگ جهاني و شروع جنگ سرد فكر اين كشور معطوف ساخت پايگاه هاي هسته اي دفاعي در نقاط مختلف جهان شد كه در پايان جنگ سرد بتونه ضربه مستقيم به امريكا بزنه! كوبا و ونزوئلا به ترتيب در امريكاي جنوبي كيسهايي بودند كه روسيه روي اونها سرمايه گذاري كرد. در شرق آسيا چين و كره شمالي در سير تاريخي مشابه تاثيراتي مشابه از اين ابرقدرت ورشكسته گرفتند. در خاورميانه هدف ابتدايي افغانستان و سپس ايران بود كه اگر تمايلات تهران به سمت مسكو از حدي بيشتر بشه اين فشارها و رقابت براي دست اندازي روي منابع و بهتر بگم موقعيت استراتژيك ايران در نقشه جهان اين كشور رو بيش از پيش دچار بحران خواهد كرد.
اگر روشنفكرهاي ما درصدد نجات اين كشور هستند نبايد بگذارند ما در دام روسيه (استعمار سرخ) بيفيتم چرا كه در تاريخ گذشته از اون وفاداري نديديم و فقط تا زماني كه منافعش تامين بشه دوست ما خواهد بود!
بقيه مواردي هم كه عرض كرديد در واقع بهانه هايي براي عقب ماندن ما از قافله علم، تجارت جهاني، سعي و تلاش براي آباداني كشور خواهد بود.

11:

پيش مقدمه



مقام معظم رهبری در تبیین نکات منفی مناظره ها، به ایجاد کدورت و کینه، تکیه بر شایعات، ضعف جنبه منطقی مباحث و احساساتی و عصبانی شدن طرفین مناظره اشاره کردند و با ابراز ناخرسندی از این عیوب افزودند: متأسفانه برخی مواقع مناظره ها حالت تخریبی پیدا می کرد و به سیاه نمایی افراطی خدمات دولت فعلی و در مقابل، سیاه نمایی عملکرد دولتهای قبلی کشیده می شد و در میان طرفداران نامزدها التهاب و نگرانی ایجاد می کرد.
آيت الله خامنه اي با اشاره به مقصر بودن دو طرف مناظره ها افزودند: يك طرف به رئيس جمهور قانوني كشور، صريحترين و خجالت آورترين اهانتها و تهمتها را بيان مي كرد و با پخش كارنامه هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متكي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي گذاشت و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، كارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را كمرنگ جلوه مي داد و شخصيتهايي كه عمرشان را در راه نظام صرف كرده اند زير سؤال مي برد و اتهاماتي را كه در مراجع قانوني اثبات نشده است بيان مي كرد.
مقام رهبری با انتقاد از طرح مباحثي درباره فساد مالي اطرافيان آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري افزودند: البته كسي، خود اين آقايان را به فساد مالي متهم نكرد اما هر كس هر ادعايي در مورد بستگان آنها نيز دارد نبايد قبل از اثبات در مراجع و مجاري قانوني، در رسانه ها بيان كند، چرا كه اينگونه اقدامات در جامعه و بويژه در اذهان جوانان، تلقي نادرست ايجاد مي كند.
ايشان با اشاره به شناخت بيش از 50 ساله خود از آقاي هاشمي رفسنجاني و خدمات وي به انقلاب و نظام افزودند: آقاي هاشمي رفسنجاني در دوران مبارزه با رژيم ستم شاهي از اصلي‌ترين و جدي ترين افراد نهضت و بعد از انقلاب هم از مؤثرترين شخصيتهاي همراه امام بوده و بارها تا مرز شهادت پيش رفته است ضمن اينكه پس از رحلت امام بزرگوار هم، تا امروز در كنار رهبري بوده است.
مقام رهبری افزودند: آقاي هاشمي قبل از انقلاب، اموال خود را صرف مبارزه مي كرد و در سي سال اخير هم با به عهده گرفتن مسئوليت هاي فراوان، در حساس ترين مقاطع در خدمت انقلاب و نظام بوده و هرگز از انقلاب براي خودش، مالي نياندوخته است و مردم بايد به اين حقايق توجه داشته باشند.
آيت الله خامنه اي در عين حال به اختلاف نظر طبيعي خود با آقاي هاشمي رفسنجاني در موارد متعدد اشاره كردند و افزودند: اين اختلاف نظر طبيعي است و مردم نبايد دچار توهم شوند و به گونه اي ديگر فكر كنند.
ايشان افزودند: ميان آقاي هاشمي و رئيس جمهور نيز از سال 84 اختلاف نظرهاي متعددي درباره مسائل خارجي، نحوه اجراي عدالت اجتماعي و برخي مسائل فرهنگي وجود دارد كه البته نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.
آيت الله خامنه اي، در ادامه جمع بندي اين بخش از سخنان خود خطاب به ملت افزودند: همه كساني كه به يكي از چهار نامزد محترم رأي داده اند در درون جبهه انقلاب و متعلق به نظامند و انشاء الله از اجر الهي برخوردارند به همين علت بايد گفت خط انقلاب، 40 ميليون رأي دارد نه بيست و چهار و نيم ميليون رأي كه متعلق به رئيس جمهور منتخب است.


به نظر بنده بهتر است كه جنگ نرم رو به دو بخش خارجي و داخلي تقسيم كنيم...بخش خارجي كه تكليفش تا حدودي روشن هست ميگويند كه هيچ گربه اي براي رضاي خدا موش نمي گيردو تمامي كساني كه از بيرون زوم كردن بي شك به دنبال ايجاد منافع هستند ..................ولي بيشتر تاكيد من بر جنگ نرم داخلي است .....جنگي براي حفظ منافع و قدرت.......جنگي براي حذف يا كم رنگ و بي رنگ كردن طرف و حذب مقابل......جنگ نرم جنگ قدرتهاست ....جنگي بين دو ريس جمهور يكي ريس جمهور كنوني و ديگري ريس جمهور اسبق و سالهاي دور اين مملكت.............جنگ نرمي كه همانند يك رقابت شطرنج بسيار پيچيده و زيركانست ...جنگ دو تا شاه.......شاه اكبر و شاه احمد ................و باقي مهرهايي معمولي مثل سربازند....
.....اينان عوام نيستند كه بسنده كنند به شبكه هاي ماهورايي يا راديويي....يا سايتها و وبلاگها و يا صرافا ً شنيدهاييي از اين و ان......اينان در راس و بطن تمام جريانات هستند....

درست است كه فرمايشات رهبري را فصل الخطاب ناميدند ولي در اصل اين فرمايشات براي انها نوعي شيپور جنگ نرم با شدت بيشتر است.... چرا كه رهبري سعي دارد با درايت و اصل ولايت اوضاع نابسامان مملكت را ارام و اختلافها را كاهش بدهد.....وليكن با توجه به انچه كه تا كنون گذشت ،مي بينيم نتيجه قابل قبولي ايجادنشده البته شايد بنا به دلايلي خاص................... مي گويند دو درويش در گليمي بگنجند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند .

12:

ممنون از جناب محمد محسن که تعريفي ارائه دادند.

يادم هست در سايت وزارت دفاع امريکا مطلبي رو مي خوندم که شايد بي ارتباط با اين بحثمان نباشد .

نکته جالبش اين بود که در تعريف کلمه "software" (نرم افزار) نوشته بود
"soft"+"war" = "software


يعني اينکه در حقيقت علم نرم افزار در حقيقت ابزاري براي جنگ نرم است .
بنظرم اگر بخواهيم جنگ نرم را يادبگيريم معلمي بهتر از امريکا در جهان پيدا نمي کنيم .

کلا بعد از جنگ جهاني دوم ، غرب و بخصوص امريکا به اين نتيجه رسيدند که راه هاي جنگ سخت افزاري (شامل لشگرکشي و جنگ هاي کلاسيک) بسيار "پرهزينه " و گران تمام مي شوند .

و از طرفي هم پايداري چنداني ندارند .

مثلا فرض کنيد منافع امريکا ايجاب کند که کشور نفت خيزي مانند عربستان را اشغال کند ، غير از هزينه هاي متعارف نظامي شامل عدوات جنگي ، هزينه هاي جاني و مالي و تلفات احتمالي ، ميلياردها دلار هم بايد سالانه صرف نگهداري پايگاه هاي نظامي و مقابله با مقاومت هاي مردمي کند و از طرف ديگر زير فشار افکار عمومي قرار بگيرد و براي مقابله با آن ها هم هزينه هاي هنگفتي در پي دارد.

اما راه حل ساده تر اين است که به نحوي در مقامات و صاحبان قدرت و در مرحله بعد در افکار مردم آن کشور نفوذ کند و کاري کند که آنها خودشان به دست خودشان منافع امريکا را تامين کنند و در خدمت ايالات متحده باشند. که اين راه حل بسيار ارزان تر و خردمندانه تر است.

البته امريکايي ها اگرچه درحال حاضر موفق ترين کشور در اين زمينه هستند اما مبدع و مخترع اين نوع جنگ نبودند .

کتاب مرد بي چهره (face off) رو بخونيد .
در اونجا "مارکوس ولف" رئیس وقت سرویس اطلاعات خارجی آلمان شرقی مي نويسه من در اواخر کار و قبل از فروپاشي ديوار برلين به قدرتي رسيده بودم که هر وقت اراده مي کردم مي توانستم وزيري را در "آلمان غربي" تغيير بدهم و يا "رئيس جمهور" را براي استيضاح به مجلس بکشانم .

بنظرم بد نيست جوان هاي ما کمي وقت بگذارند و اسناد لانه را که با زحمت چندين ماهه دانشجويان خط امام از بين برگه هاي خرد شده و متلاشي شده بيرون کشيدند ، مطالعه کنند .

ببينيد در همين مدت کوتاه 6 ماهه بعد از انقلاب چطور توانسته بودند در دولت نفوذ کنند ،‌و دهها نفر در سطح وزير و معاون وزير دولت انقلاب با کد مشخص با لانه جاسوسي در ارتباط بودند ...

(حالا با خودتان تصور کنيد در اين 30 سال چقدر توانسته اند نفوذ کنند و تا کجاها نيرو جذب کرده اند‌؟؟؟!
که سرنخهايش تازه اندکي رو شده تا آنجا که پسر آن آقا از انگليس سلاح کمري مي آورد تهران ،‌ فلان شهردار بودجه تامين مي کند ، فلاني پول چنج مي کند و همه دست به دست هم مي دهند ، نتيجه اش مي شود پروژه هايي که بعد از انتخابات يکي بعد از ديگري مهندسي شده و قدم به قدم استارت مي خورند .

و قطعا افرادي هم هستند که به عنوان پشتيباني و ذخيره براي آينده هنوز نگهداشته شده اند و برگه هاي خود را رو نکرده اند . (مانند م.ق ، ع.ل و ...) )

بگذريم ...
زياد از اصل موضوع دور نشيم .

تعريف جنگ نرم بنظر من اين هستش :

"کليه فرايندهايي که با ابزارهاي غيرنظامي نظير رسانه ها ، عمليات جاسوسي و اطلاعاتي ، مهندسي افکار عمومي و ... بطور "غير مستقيم" ، "اراده" دشمن را در اختيار اهداف و منافع نيروهاي خودي قرار مي دهد "

13:

دوست عزیز جناب برهان
گفتار شما کمی مشکل دارد. سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن که شعار استعمار سیاه بوده از قلم افتاده است. کاش از اینان به عنوان معلمین و مبدعین جنگ نرم نام می بردید که با ورود به این آب و خاک و کل دنیا توانستند با تقویت خرافات دینی، شکافهای قومی و قبیله ای و... بعنوان ابزارهایی در جهت پیشرفت اهداف خود استفاده کنند.
انگشت اشاره شما دقیقا به سمت کسی هدف گرفته شده که از استراتژی کنترل دنیا کمتر میداند فقط به جهت داشتن منابع مختلف اعم از ارضی، انسانی، تجاری توانسته خود را سرپا نگه دارد. جنگ مستقیم ویتنام، افغانستان، عراق در کارنامه این کشور نشان از کم خردی دارد. اینان همانگونه که شما اشاره داشتید در زمینه پایداری کشورهای تسخیر شده ضعیف عمل نموده اند. اگر از نگاه جامعه جهانی به بازداشتگاه های ارتش امریکا در داخل این کشور بگذریم کلا بودجه ای که صرف ساخت تسلیحات کرده و میکند تنها جنگ نرم نیست. بلکه همواره از جنگ نرم بعنوان پیش درامدی جهت اجرای جنگ سخت استفاده میکند.

14:

برادر بزرگوار جناب برهان جنگ نرم را اینگونه تعریف کرده اند :
"کليه فرايندهايي که با ابزارهاي غيرنظامي نظير رسانه ها ، عمليات جاسوسي و اطلاعاتي ، مهندسي افکار عمومي و ... بطور "غير مستقيم" ، "اراده" دشمن را در اختيار اهداف و منافع نيروهاي خودي قرار مي دهد "

به نظر بنده تعریف فوق خوب است اما شاید مواردی را در بر نداشته باشد و آن بهره برداری از مردم یک کشور علیه آن کشور است . یعنی در جنگ نرم با استفاده از رسانه و جاسوس و تهدید به استفاده از نیروی نظامی و تحریم اقتصادی و... مردم یک کشور قانع می شوند علیه منافع ملی خودشان اقدام کنند و اهداف دشمن را در درون کشور خود بر آورده سازند . مثلا مردم اکراین قانع می شوند علیه اکراین اقدام کنند و ستون پنچم دشمن را در کشورشان سر کار بیاورند .
البته گاهی در جنگ نرم مردم و نیروهای نظامی یک کشور گاهی فقط متقاعد می شوند که مقاومت بی فایده است . که این امر هم برای دشمن بسیار مفید است یعنی کشور هدف ، متشکل از آدم های خنثی و یا پر از انسان های ترسو و زود باور می شود .
یکی از فرماندهان ارتش آمریکا می گوید :
اگر بتوانیم به خدمه تانکی بقبولانیم که تانکش در حال نابودی است او بدون شلیک تانک را رها می کند و فرار می کند .

15:

تا بحال این تعریف ها از جنگ نرم ارائه شده است :
کليه فرايندهايي که با ابزارهاي غيرنظامي نظير رسانه ها ، عمليات جاسوسي و اطلاعاتي ، مهندسي افکار عمومي و ... بطور "غير مستقيم" ، "اراده" دشمن را در اختيار اهداف و منافع نيروهاي خودي قرار مي دهد "

تهدید نرم عبارت است از تلاش برنامه ریزی شده دشمن از طریق نفوذ و تأثیر گذاری بر اعتقادات و باورها و ارزشها و الگوهای رفتاری یک ملت و نظام سیاسی جهت سلب و یا تحمیل اراده و ایجاد تغییرات در ارکان یک کشور در حوزه های مختلف سیاسی ، اجتماعی فرهنگی و اقتصادی .
هر گاه این تهدید بالقوه باشد تهدید نامیده می شود و وقتی به فعلیت در آید جنگ نام دارد .
جنگ نرم در واقع رسیدن به ا هداف دلخواه است بدون استفاده از زور بلکه از طریق موضوعات جذاب و نه اجبار ، در جنگ نرم بدون اینکه دشمن کشته بدهد و یا زحمت زیادی بکشد توسط مردم کشوری بر آن کشور مسلط می شود .
البته برادری هم خواستار سطح بندی جنگ نرم شد قبل از ادامه مطلب دوست دارم شما را با شخصی آشنا کنم ((پائلو کوئیلو ))
او در ساتل۱۹۴۷ در برزیل متولد شد . پدرش مهندس ومادرش خانه دار بود در سن هفت سالگى به دبستان مذهبى «سن اگناسيو» در ريودوژانيروي برزيل وارد شد. کوئيلو به تدريج دريافت که از فراگيرى تعاليم مذهبى بيزار است. درپى آن کوئيلو از شرکت در مراسم مذهبى گروهى که بالاجبار برگزار مى شد سر باز زد و تنفر خود را به آئين و فرايض دينى خود نشان داد.به رغم تمايل والدينش براى دنبال کردن درس و فراگيرى رشته مهندسى، کوئيلو به وادى ادبيات علاقه مند شد و بر آن شد تا نويسنده شود. او به مخالفت با والدين خود برخاست. پدرش احساس كرد فرزندش از بيمارى روانى خاصى رنج مى برد و او را در سن هفده سالگى، دو بار در بيمارستان روانى بسترى كرد. در آن جا پزشكان براى معالجه كوئيلو، چندين بار از شوك الكتريكى استفاده كردند. وي رمان ورونيکا تصميم مي گيرد بميرد را متاثر از همين دورانش نوشت.

پس از خلاصى از بيمارستان، پائلوكوئيلو به يك گروه تئاتر پيوست و كارهاى پراكنده اى در مطبوعات انجام داد. در نظر تماشاگرانى كه به ديدن اين تئاتر رفته بودند، نمايش فوق كاملاً ضداخلاقى و ترويج دهنده فساد قلمداد شد. در پى آن پدر كوئيلو، او را براى سومين بار در بيمارستان روانى بسترى كرد.
در مجموع کوئیلو 9 بار در بیمارستان روانی بستری شده است او برای مدتی برای معالجه خود از دارو استفاده کرد و سپس به مواد مخدر روی آورد او به مدت 5 سال به صصورت افراطی مواد مخدر و مواد توهم زا مصرف می کرد او به شذت به مشروبات الکلی هم معتاد است راهکارهای او برای ترک اعتیاد عملا به معتاد شدن مجدد می انجامد .
او براى مدتى براى معالجه خود از دارو استفاده كرد و سپس به استفاده از مواد مخدر روى آورد. كوئيلو به مدت پنج سال به مواد مخدر و مواد توهم زا بصورت افراطي معتاد بود و بعد تَرك كرد. او ابتدا کوکائين مصرف مي کرد، سپس مواد روان گردان و پيوت و مسکالين و ماري جوانا و برخي ديگر از مواد افيوني را استفاده کرده است. همچنين وي به شدت به مشروبات الكي نيز معتاد بوده و همچنان معتاد است.
او مدتي در دهه شصت در جنبش هيپي گري يرزيل فعاليت کرد و شيفته افکار کارل مارکس و انگلس و ارنستو چگوارا بود. همچنين او از فرقه اي به نام رام(Ram) تاثيراتي گرفت. پس از مدتى يكى از آهنگسازان به نام رائول سيكساس از او خواست تا برايش شعر بسرايد. نوار آهنگ هايى كه او شعرش را سروده بود، فروش خوبى كرد و براى اولين بار پائلو را به پول قابل توجهى رساند. او بيش از شصت شعر براى آهنگ هاى رائول سرود. آنها در موسيقى راك برزيلى فعاليت مي كردند. همچنين آنها اقدام به چاپ مجموعه داستان هاى كمدى سكسى به نام كرينگ-ها كردند. آن ها خلق اين آثار را شيوه اى براى رسيدن به آزادى انسان ها قلمداد مي كردند! حكومت وقت كتاب هاى فوق را مضر دانست و آن ها را به زندان انداخت. رائول خيلى زود آزاد شد اما كوئيلو براى مدت طولانى در زندان ماند. چرا كه او را به عنوان مغز متفكرى كه داستان هاى كمدى سكسى را خلق كرده بود شناختند. او علاقه وافري به شهرت داشت. در یک کلام، می توان او را معجوني از هيپي گري و سوسياليسم تا جادو و بوديسم و مسيحيت و يهوديت و سکس و عشق هرزه دانست
کوئیلو در سال 1379 به دعوت رسمی جمهوری اسلامی ایران به مدت دوازده روز به ایران آمد او به شرطی قبول کرد به ایران بیاید که حتما سر سفره اش مشروبات الکلی باشد که این شرط او مورد موافقت قرار گرفت .
سیر مطالعاتی کتاب های کوئیلو از عرفان و اخلاق انسانی شروع و به شیطان پرستی منتهی می شود .
اکثر آثار کوئیلو توسط آرش حجازی به فارسی ترجمه شده است

16:

دوستان درود
يا من اشتباه ميكنم يا شما دير از خواب بيدار شده ايد؟
از تعاريفتان كه بگذريم صحبت از منافع ملي كرديد متاسفانه در چند دهه اخير چيزيهايي كه مشاهده كرديم برنامه ريزيهايي در راستاي تحقق نيافتن منافع ملي بوده و هست!
با نگاهي به تاريخ در مي يابيم كه نخبه كشي و سركوب نخبه ها با كشتن اميركبير كه بي شك دستهاي پنهان استعمار به خون اين بزرگمرد آلوده گشتند شروع شد. پس از آن دكتر محمد مصدق تلاش فراواني كرد تا دستهاي استعمار را ازين مرز و بوم كوتاه كند. در اواخر حكومت شاه استعمارگران بوي پيشرفت و استقلال ايران را حس كردند و با بهانه هاي واهي مردم و دولت را بجان يكديگر انداختند. از طرفي تجهيزات نظامي خريداري شده (از تفنگ تا فانتوم) استعمار را ترساند كه ديگر نميتواند زور بگويد زماني كه شنيد نفت را بايد بجاي بشكه بشكه! شيشه شيشه ببرد به فكر تضعيف افتاد. در زمان گذشته شانس يا دورانديشي سران باعث شد جنگ با عراق 3 روز بيشتر طول نكشد.
پس از انقلاب انگليس (اين پير استعمارگر) كه بيشتر از هركشوري نقطه ضعف ما را ميشناسد جبهه ملي را از صحنه بيرون راند و جبهه مذهبي با دادن چند شهيد ريشه در خاك اين سرزمين انداخت. بحث تقسيم قدرت بود آقاياني كه آنروز به احترام رهبر انقلاب سكوت كردند امروز سكوتها را شكسته و همه پشت سر آرمانهاي او پنهان ميشوند و خود را يار امام و مدافع دستاوردهاي انقلاب ميدانند.
بگذريم امروز منافع ملي ما در مسائل هسته اي و حاشيه اي نيست ما منابع عظيمتري داريم كه در شرف نابودي اند. پالايشگاه ها، جاده ها، جنگلها، درياها، كارخانه هاي توليد كننده پوشاك و خوراك، نيروي انساني ماهر و نيمه ماهر صنعتي، كشاورزي، آموزش افراد در سنين مختلف، آثار تاريخي درهمه دورانها همه و همه در صف انتظارند كه يكي بدادشان برسد. بازار رقابتي خودرو بماند! كار مثبتي كه دولت كرده نقاط درد را شناسايي كرده اما روش درمان را بدرستي نميداند! استعمارگر از همين ميترسد كه مبادا انديشه ها درچنين محيطي رشد كنند درصدد شكستن افكار و انحراف آنها به جنگهاي خيابانيست! و تكرار صحنه هاي تلخ تاريخ

17:

ببينيد نکته همين جاست .

براي مقابله با جنگ نرم بنظرم بايد چند کار انجام شود .

اول از همه اينکه :

1- عقلاي جامعه از همه گروه ها و از همه قشرها و احزاب متعهد به کشور بيايند و بنشينند و منافع حياتي کشور را تعريف کنند .
بعد نتيجه اين مي شود که حالا هر حزبي ، هر گروهي که بقدرت رسيد و مردم به او راي دادند يک دفعه بيايد در يک جهت ديگر حرکت کند و کلا راه را عوض کند و بگويد از اين به بعد من مي خواهم از اين طرف بروم.
تا ديروز کشتي ملت ايران اينطرفي مي رفت حالا من ناخدا شدم مي خواهم بروم به شمال غربي ...

اين را در کشورهاي پيشرفته هم مي بينيم که به چه ثباتي رسيده اند .

مثلا امريکا را ببينيد ،

مثلا در منافعش گفته "سلطه بر منابع نفتي دنيا براي تضمين امنيت انرژي امريکا"
حالا رئيس جمهور بوش باشه ، کلينتون باشه اوباما باشه فرق نمي کنه .

هر کسي بياد دقيقا همون اهداف رو جلو مي بره .

حالا شايد راهکارهاش فرق کنه يکي از طريق نرم يکي از طريق سخت يکي با ديپلماسي يکي با لشگر کشي ولي به هر حال اهداف استراتژيک سرجاشون هستند . حالا تاکتيک ها کمي متغير مي شوند .

مثلا مساله اسرائيل را ببينيد ، اصلا کاري ندارد که چه حزبي هست جمهوري خواهه دموکراته همه و همه داراي يک سياست واحد هستند .

بعدش هم اينکه احزاب هم مطيع اين اصول کلي منافع کشورشون هستند (اگرچه دو تا حزب بيشتر ندارند)

2- دومين مطلب هم اين هستش که خب حالا که اهداف استراتژيک مشخص شد ، بايد متحد بود و ابزار رسانه اي قدرتمند هم داشت که در همين راستا اول مردم خودمون رو توجيه کنه و با جنگ نرم دشمن مقابله کنه بعد هم اگر امکاني بود خودش با جنگ نرم دشمن را وادار کند که در جهت منافع کشورمان حرکت کند .


18:

دوست عزیز درود

میخواهیم با شما وارد یک گفتگوی سالم گردیم در ابتدا توافق کنیم که:

1. مرزهای این مملکت بروی متجاوزین (به هر صورتی) بسته ولی بروی هرکس که بخواهد با ما تعامل(معامله) کند باز است.

2. منافع ملی را اشخاص تعیین شده از سوی ملت (شامل اجماع روشنفکران، مخالفین و موافقین) تشخیص دهند نه شخص خاص! نه نهاد خاص! نه حزب خاص! هرکدام از اقشار مختلف جامعه اگر به سطحی از آگاهی در آین زمینه خاص رسیدند میتوانند در این مقوله اظهارنظر (نه آشوب! نه سفسطه) آنهم بصورت سازنده و اجرایی کنند.

3. رسانه ملی بیطرف عمل کند. اینکه من در نقش یک گزارشگر بدنبال اشخاص خاصی در خیابان بگردم و از آنها نظرات مطلوب دلم را بخواهم نتیجه بهتر ازین نخواهد شد.

در مورد منافع ملی امریکا هم باید گفت صنعت و زندگی این کشور چنان وابسته به نفت شده است که اگر چند روز نفت به این کشور وارد نشود سرتاسر این کشورش شورش خواهد شد. پس حق دارد که برای بدست آوردن هدفش دست و پا بزند! اما ما هنوز نیاز آنچنانی به انرژی هسته ای نداریم در واقع این کشتی که ناخدا هم پیدا کرده هنوز ساخته نشده آبی هم برای تست آن نداریم چه رسد به اینکه بخواهد دریانوردی کند! بهتر است تفاوت «لجبازی» برای رسیدن به هدف با «نیازمندی» برای دست یافتن به هدف را درک کنیم!

19:

با سلام من هم با این دوست بزرگوار موافقم. جداً تا حالا این سوال را از خودمان پرسیده ایم که ما چرا همش دم از دشمن میزنیم ؟ چرا مردم و کشورهایی مثل سوئد و سوییس و نروژ و .... این همه دشمن ندارند؟ از صبح که بلند میشیم مدام در فکر این هستیم که کل دنیا در حال توطئه کردن در برابر ما میباشند. به قول حافظ شیرازی درخت دوستی بنشان که کام دل به بارآرد *** نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار آرد
به امید مهربان شدن انسانها با یکدیگر و از بین رفتن خط کشیهای بین آدم ها چه دین و مذهب باشد و چه نژاد و رنگ پوست

20:

درسته .
منتها من تلاش داشتم که تا جای ممکن وارد مصادیق بحث نشویم .
چون بحثش طولانی می شود و کلا از اصل موضوع دور می شویم .

شاید چند صفحه بحث لازم داشته باشد تا من بتوانم با دقیقترین اسناد و ارقام برای شما اثبات کنم که دست یابی به تکنولوژی هسته ای تا چه اندازه برای کشورمان و منافع ملیش و برای امنیتش و برای تضمین آینده اش حیاتی و ضروری است ...

اما هدفم این است که از موضوع فاصله نگیریم .

بیشتر تمایل داشتم به اصل موضوع یعنی "شناخت ابعاد و خصوصیات جنگ نرم" بپردازیم .

ببینید واقعا فوق العاده است !!!

واقعا و حقیقتا جالب است که بتوان با استفاده از روش هایی ، بدون استفاده از کوچکترین ابزار سخت و نظامی ، کاری کنید که مردم کشوری ، دقیقا برخلاف منافع ملی خودشان و دقیقا به نفع منافع ملی دشمن ، عمل کنند .

چیزی شبیه به یک معجزه و شعبده بازی است .

به چین نگاه کنید ،
قطعا چین یکی از ابرمشکلات ایالات متحده است و آنقدر لقمه بزرگی است که حتی تصور و خیال تجاوز نظامی به آن ، حتی تصورش برای امریکا خطرناک خواهد بود .

اما با این وجود جنگ نرم را رها نمی کند .

می آید برایش مساله "بحران تبت" را راه می اندازد و رهبرش را که قطعا سالها تحت نظر و ارتباط سیستم های جاسوسی مخوفش بوده به امریکا دعوت می کند تا از راه دور اسباب ناامنی و موی دماغ چینی ها شود .

بعد از مدتی که این فرد و جریانش ، تاریخ مصرفشان تمام می شود ، می رود سراغ مسلمانان و فتنه دیگری را در استان دیگری راه می اندازد.

و باز می بینیم رهبر (به ظاهر مسلمانش) هم سر از ایالات متحده در می آورد ...

این معنای واقعی جنگ نرم است .

باید اینها را بشناسیم تا بتوانیم در مقابل حملاتشان مقاومت کنیم.

21:

ای کاش واژه ی جنگ از تمام لغتنامه ها پاک میشد ...حالا چه نرم وچه سخت

"کاشکی جنگ نبود
رنگ ونیرنگ نبود
دل ابنای بشر سنگ نبود
کاشکی بین بشر وحدت بود
همه جا صلح وصفا بود وصمیمیت بود"

22:

دوست عزیز من نگفتم بحث هسته ای را تعطیل کنیم و بگوئیم خدانگهدار بلکه منظور این است که هنوز طرح کاملا کارشناسی نشده! اورانیوم یا پلوتونیوم خوراک اصلی این نیروگاه است و خروجی آن زباله های اتمیست. تامین خوراکش از کجا و برای چند سال است؟ آیا معادن ما به نحو درستی بهره برداری میگردند یا مثل نفت و گاز آنها را حیف و میل می کنیم؟ زباله اش در کجا دفن میگردد؟ کارگرانی که میخواهند با این مواد کار کنند چه؟ درکدام نیروگاه میخواهیم آزمایشات را شروع کنیم که حادثه چرنوبیل تکرار نشود؟ کجاها میخواهند نیروگاه بسازند و چه کسانی میخواهند برای ما نیروگاه بسازند؟
این سوالات را بگذارید کنار آن اسناد و ارقامتان! تا ببینید اگر نمیتوان ثروت تولید کرد نباید بانک تاسیس کرد تا گردش هرز پول در مملکت چند برابر شود!
جنگ نرم را بیخیال شوید امریکا یا هر کشور دیگری به ترفندهای مختلف دست میزند تا از قافله عقب نماند! بحث خودمان را بکنیم. چرا پلیس اینترپل باید دنبال سران ایران باشد آنهم آرژانتین! نگوئید که توطئه استکبار است که یاد گفته شخصی می افتم که گفت: اگر زلزله بم در اوائل انقلاب بود حتما مقصر شاه بود!
برادر حرف من این است باید مثل آدم زندگی کنیم تا مانند وحشیها با ما برخورد نکنند! و در یک کلام بهانه دست بهانه گیران ندهیم. سوئد واقعا چه دارد که من همیشه باید حسرتش را بخورم! یک کشور دراز، سرد و کم محصول اما مردمش شادترینند! واقعا دلم میسوزد وقتی میبینم از همین نفت، گاز، آهن، مس، آب و چوب میتوانیم طلا بسازیم اما همه را خراب میکنیم. گاهی از سر ناامیدی میگویم کاش این استعمارگر می امد همه را میبرد و سهم ما را هم میداد لااقل اگر هیچ ارزش معنوی نداشتیم مردممان از بیچارگی پناه به اعتیاد و زندان نمیبردند!

23:

روحیات مادرانه شما را می ستایم
اما :
خانه دوستان خوش است ولی در اگر نتوانت نشست
آرزوهای خوب همیشه قابل تحسینند لکن واقعیات جامعه گاهی در راستای آرزوها نیست .
جنگ واقعیتی است که باید آن را پذیرفت و جنگ نرم روشی است برای به زانو در آوردن ملت ها .
ما ایرانیان اگر خواهان حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشورمان هستیم باید خوب این جنگ را بشناسیم تا بتوانیم با آن مقابله کنیم .
در غیر این صورت واقعیتی تلخ به نام از دست رفتن استقلال و ورود دشمن به کشورمان ما را از خواب بیدار خواهد کرد . که آن وقت (کاشکی) به دادمان نخواهد رسید .

24:

تهدید نرم دارای دو مرحله است :
1- مرحله ذهنی : دشمن یا كشور تهدیدكننده ابتدا نقاط آسیب‌پذیر جامعه‌ی هدف را شناسایی می‌كند، و یا نقاطی را به عنوان نقاط آسیب پذیر القاء و سپس ابزارهایش را می‌شناسد و سپس هدف‌گذاری و سرمایه‌گذاری می‌كند .
2- مرحله عملیاتی : پس از شناخت و یا خلق موقعیت های آسیب پذیر آن را عملیاتی می کند .
اکنون شما در همین سایت با بحثی تحت عنوان : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است
آشنا هستید . لازم است در این مرحله افراد جامعه مورد تهدید دقیقا باور کنند آن نقاط واقعا آسیب پذیرند . از آن به بعد خود به طور خودکار و بدون دریافت مزد و یا ... تبدیل به نیروی دشمن شده و با دست خود باورهای ملی و زیر بنای اعتقادات خود را تخریب می کنند ./ شاید باور کردنی نباشد که کسی با شوق واشتیاق و در کمال علاقه شاخه ای را که تنها نجات دهنده او از پرتگاهی هولناک است و بر روی آن قرار دارد ببردچرا ؟
اگر از اول صفحات این بحث را مطالعه کنید خواهید دید که عده ای ابهاماتی را که قبلا جواب داده شده تکرار می کنند . و خسته نمی شوند چرا ؟
انگار نه انگار که جواب داده شده است .
اگر هدف روشنگری است باید سؤال را ازمرحله ای که قبلا پایان یافته شروع کنند نه از مرحله ای که شروع شده است .

25:

دوست عزيز جناب محمد محسن!
وقتي دو چهره به هم مينگرند آنكس كه دروغ در پشت افكارش است مستقيم و رودررو نمينگرد. بلكه دست به حربه هاي مختلف ميزند تا اگر نتوانست از زير نگاه در رود چشم طرف را در بياورد. شما امروز ورود استعمار را به اين آب و خاك ديدي و من لحظه لحظه تاريخ را كه مي نگرم ردپاي استعمار و استثمار را مي بينم. كشور ما چونان لاشه اي در وسط افتاده كه شغالان و لاشه خواران هر روز از ما ارتزاق ميكنند. و از بالا روحمان اينها را مي بيند اما ناتوان است كه حركتي به اين مرده بدهد تا تكاني بخورد و خود را جمع كند.
لحظه لحظه تاريخ را ورق بزن و ببين هر وقتي كسي خواسته جلوي خرابكاري را بگيرد محكوم به فنا شده و ميشود. وقتي صحبت از منافع ملي ميكنيد چه كسي موظف است تا از آن حراست كند؟ پاسخ بديهي اين است هركس درحد توان و حوزه مسئوليتش! حد توانايي افراد با ابزارهايي كه در دستشان است مشخص ميگردد. و بيشترين ابزار و قدرت در دست سران است. سران اين رژيم گُلي به سرما نزده اند كه بخواهيم از آرمانشان دفاع كنيم. اكثر پالايشگاه ها و جاده ها از زمان گذشته است و درشهرها مشتي جوان و پير كه فقط درهم ميلولند!
بگذريم هاشمي رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و شاخص اصلي آن بود. سند رسواييش اكنون بايد رو شود ببينيد اين برنامه چگونه ريخته شده كه با آنكه اكثر مردم ميدانستند او سالم نيست اما پستهاي كليدي مملكت در دست او ميچرخد! از طرف ديگر آقايي بنام احمدي نژاد كه نه از چرخه توليد ميداند و نه از ميزان مصرف! فقط و فقط كارش با دست اندازي بر روي منابع پولساز پيش ميرود! از طرف ديگر سياست خارجي اش به حدي خراب است كه در سازمان ملل كسي او را تحويل نميگيرد و در داخل كشور گداياني دارد كه دستشان را رد نميكند و هركس كه با او نيست تخريب ميشود انگار همگان بايد مطيع او باشند و نهايتا ميگويد دلسوز و خادم مردم است و من هم بايد باور كنم كه دل ميسوزاند نه براي خويش بلكه پشتش بجايي غير از مردم گرم است.
مردمي كه ماهيگيري بلد نيستند و مانند مشتي كرم درهم ميلولند رسانه و روزنامه اشان بجاي اينكه بيايد صداقت را آموزش دهد مشوق جنايت و خشونت در آنهاست! شما شبكه فارسي1 را از ماهواره هاتبرد مشاهده كنيد مقاصد سياسي يا تخريبي ندارد سرگرم كننده و آموزنده است تنها سريال خشونت آميزش 24 (هفته اي يك شب)است اما فيلمهاي ايراني يا خارجي كه از صدا و سيماي ما پخش ميشوند اكثريت حرفي براي گفتن ندارند يا بلد نيستند پيام را دست به مخاطب برسانند!
جنگ نرم، انقلاب مخملي، منافع دشمن، مهندسي آراء و آرمانهاي نظام همه و همه نميتوانند ما را ازين بحران نجات دهند! اين افكار پوچ زائيده مخيله مريض قدرتمندانيست كه ترك صندلي برايشان ناممكن شده! چين تمام اقتصاد ما را قبضه كرده و هر آشغالي را كه دوست دارد مي اندازد! خوب جنسمان چنان بيكيفيت است كه خودمان هم قبولش نداريم! اصلا نميخواهيم ازجان مايه براي كار بگذاريم پس بهتر كه اگر استعمارگري مي ايد لااقل چهار نفرمان با زر و زور سركار بروند. اين روزها ديگر افغاني پيدا نميشود تا 4 عدد بيل خاك براي من كشاورز جابجا كند چون استعمارگر (همين دشمن) آمده و مشغول تحول اقتصاد آنجاست! عراقيها چندان برايشان فرقي نكرده چون مردم تنبلي هستند!
بگذاريد همانان كه تاكنون براي ما برنامه (انقلاب، جنگ، سازندگي و...) ريخته اند زين پس هم همانها باشند شما و من وقتمان را صرف كار بهتري كنيم نه اينكه هنوز نميدانيم كه چه ميخواهد بلند شويم و در خيابان برعليه يا له هموطن شعار دهيم. فقط يادمان باشد اروپا از زماني شروع به پيشرفت كرد كه به علم بها داد و قدرت سياسي كليسا كم شد.
گفته بوديد جواب به سوالات داده شده. لطفا بدون اينكه خداي نكره بخواهيد بپيچانيد آدرس نتيجه حل مسئله را به من بدهيد! در همينجا، كتاب يا اينترنت! شايد من واقعا بي اطلاعم از جواب

26:

ممنون از محمد محسن گرامي

من هم چند ترفند که در مرحله عملياتي و با ابزار رسانه اي بشدت مورد استفاده قرار مي گيرد را فهرست مي کنم .

اميدوارم مفيد باشد :


1- ترفند اول : انتشار اخبار فقط منفي :

در اين مرحله لازم است که روحيه جامعه هدف تخريب شود و اين احساس بطور عمومي گسترش يابد که:
- کشور در بحران بسر مي برد ،
- وضعيت همه چيز بد است .
- همه چيز رو به بدتر شدن مي رود .
- هيچ خبر خوبي وجود ندارد و اگر وجود دارد دروغ است

هدف : با اين راهکار افراد جامعه هدف آماده مي شوند که انگيزه کافي براي دگرگوني کشور را بدست بياورند و چون معمولا راهکار قابل توجهي ندارند ، راهکار دشمن و نسخه هايي از پيش آمده شده را بتدريج مي پذيرند .

اما چگونه ؟

قانون اول- فقط اخبار منفي را منتشر کن :
اين روش را بوضوح در رسانه هاي دشمن مانند bbc راديو وساير تلوزيون هاي فارسي زبان غربي و امريکايي مشاهده مي کنيد.
اين قانون مي گويد که اخبار "سيل" ، "زلزله" ، "تصادفات"، "مشکلات اقتصادي" و ... را با تمام توان منتشر کن.
هر چه مي تواني به آنها پر و بال بده و بزرگش کن.
جوري بزرگش کن که انگار در هيچ جاي دنيا چنين حوادثي نيست .
پيرامونش تا آنجا که جا دارد با مردم بومي مصاحبه کن و با کارشناسان تحليلش کن.
سعي کن اينطور القي کني که جامعه هدف در بحراني ويران کننده فرو رفته و هيچ راه برون رفتي از آن نيست.
هر خبر منفي در کشور هدف فرصتي براي اين قانون است .

قانون دوم - خراب کردن اخبار مثبت
اما اخبار مثبت :
1- اگر خبر مثبتي بود (مانند پيشرفت هاي تکنولوژيک ، هسته اي ، پزشکي ، رشد اقتصادي ، رشد صنعتي و ...) در درجه اول پوشش خبري نده .

2- اگر نمي شد ، سعي کن در صحت آن ترديد ايجاد کني .

3- اگر نشد ، سعي کن آن را ابتدايي ، کم اهميت و بي ارزش جلوه بدهي .

4- اگر نشد سعي کن در اقصاد و اهدافش ترديد ايجاد کني و آن را در جهات ضد بشري قلمداد کن .
(مثلا اگر پيشرفت هسته اي هست بگو براي توليد بمب هسته ايست
اگر پيشرفت پزشکي است بگو براي توليد سلاح شيميايي است
اگر پيشرفت فضايي و ساخت ماهواره است بگو پوششي براي برنامه موشکهاي بالستيک است)

27:

بعضی ها برای ماست مالی کردن برخی از کارهایی که می کنند مجبورن روی بعضی حرکات خودجوش مردمی

اسم جنگ نرم و شل و وارفته و ... بذارن

اما واقع بینانه نگاه کنید

درسته که آمریکا و .. خیلی های دیگه دارن از جنبش سبز دفاع می کنند

اما مگه جنبش سبز مال آمریکاست آخه ؟

خیلی بچه اید اگر فکر کنید جنبش سبز بعد از پیروزیش و تغییر سیستم مملکت

مملکت و می سپاره دست وطن فروشانی همچون رجوی و ریگی و ..

28:

روش مبارزه فعلی دولت با این جنگ که ساخته و پرداخته ذهنهای مشوش است صحیح نیست. مردم ما خبرساز و خبرباز هستند ولی من به شخصه نه طرفدار رسانه های خبرساز داخلی ام و نه خارجیها! اما دولت میخواهد با بزرگنمایی کارهای خود و کوچک نمودن یا غیرواقعی بودن اخباری که با ظاهری روشنگرانه و در نیت به قصد تخریب روحیه از رادیو و رسانه های بیگانه پخش میگردد نقش خود را در رسیدن به اهدافش که همانا حفظ موقعیت فعلیست پررنگتر نماید!
کاری به اخبار ندارم در روز 16 آذر تهران بودم و برای کاری به حافظ میرفتم به چشم پلیسهای ضدضربت را دیدم که درحال جمع شدن در محدوده ولی عصر و خیابانهای اطراف بودند. شب بعد از مغازه داری در میدان انقلاب شنیدم که پله های جلو مغازه اش را که به خون آغشته بودند شسته است. برنامه اخیر دولت در مبارزه با حرمت شکنی عاشورا نشان ازین حکایت دارد که رژیم جایگاهی مردمی را از دست داده و با توسل به مذهب و پنهان شدن پشت این نقاب قصد اشائه موج جدید دارد.
مردم این شخصیت را نمیخواستند. شما بعنوان یک شخص بیطرف نگاه کن ببین بجز روستاهای دورافتاده در شهرها چند نفر از اطرافیان یا همشهریانت طرفدار کارهای ایشانند. از یک سطحی سنج تا یک عمق نگر!
جنبش سبز هم فقط شعار میدهد. شعارهایی که از بطن مردم نیست و مردم مقلد همواره دنبال یکی میگردند که ناجی و منجی اشان باشد. رهبران این نهضت هدفی جز چنگ زدن به صندلی قدرت و بساط بریز و بپاش ندارند اینان که امروز دلسوز مردمند چرا در زمان قدرتمندی خویش دلسوزی نمیکردند؟ دراین بین تفکر جدیدی که توانست در مقابل این چالشها راهکار ارائه دهد رضایی بود. این شخص جایگاه مردمی ندارد و تاکنون تجربه ریاست درین سطح وسیع را نداشته چنین به نظر میرسد که اگر سرمایه گذاری بر روی چنین شخصی صورت میگرفت بحران به این شدت نمیرسید. بافرض صحت آرا انتخابات یک چیز ثابت شده که مردم دریک موج احساسی دست به انتخاب میزنند.

29:

دوست عزیز
سلام
بنده برای نگرانی های شما احترام قائل هستم . مسلما هیچ فردی معصوم نیست نه آقای احمدی نژا د نه شما و نه بنده و نه آقای رضایی . اما همانگونه که برادر بزرگوارم جناب برهان فرمودند اینجا یک بحث آکادمیک در جریان است برای شناخت جنگ نرم ، لذا خواهشمند است بحث را در سطح علمی آن حفظ کنید . ( آن را تنزل ندهید) . اگر ما بتوانیم در این نوشتارها خوانندگان را با جنگ نرم آشنا کنیم خود مابقی راه را خواهند رفت . به دیگر سخن ما فراتر از آقایان مورد نظر شما احمدی نژاد و رضایی به بررسی تهدید بزرگی که ملت های مظلومی که به جهان سوم مشهورند را با بهره گیری از آن به یغما می برند می پردازیم .
نوشته اصلي بوسيله misagh .ir نمايش نوشته ها
بعضی ها برای ماست مالی کردن برخی از کارهایی که می کنند مجبورن روی بعضی حرکات خودجوش مردمی

اسم جنگ نرم و شل و وارفته و ... بذارن

اما واقع بینانه نگاه کنید

درسته که آمریکا و .. خیلی های دیگه دارن از جنبش سبز دفاع می کنند

اما مگه جنبش سبز مال آمریکاست آخه ؟

خیلی بچه اید اگر فکر کنید جنبش سبز بعد از پیروزیش و تغییر سیستم مملکت

مملکت و می سپاره دست وطن فروشانی همچون رجوی و ریگی و ..
خواهشمند است سطح بحث را تنزل ندهید .

30:

اسم ساموئل هانتینگتون به کرات شنیده شده است او نظریه پدازی است که در مسائل سیاسی غرب اظهار نظر می کند .نظریه برخورد تمدنهاکار او ست . او جهان را بر مبناي ادياني چون مسيحيت، اسلام،هندوييسم و كنفوسيونيسم که در جنگ و رقابت با همند تقسيم كرده و ادعا کرده درگیري بين اين تمدن ها اجتناب‌ناپذير است،واضحتر اینکه او دنیا را به هشت تمدن بزرگ تقسیم کرد که عبارتند از گروه­های وابسته به غرب که شامل امریکای شمالی و اروپای غربی است، امریکای لاتین عمدتا اسپانیایی زبان، کشورهای اسلامی، گروه های آفریقای سیاه، کشورهای اسلاو ارتدوکس و کشورهای آسیایی که خود سه گروه بزرگ یعنی هند، چین و ژاپن را شامل می­شوند که حتی می­توان کره و ویتنام را نیز به آنها اضافه کرد.

وی مبنای درگیری را بر این گذاشت که بزگترین درگیری میان جهان غرب با دنیای اسلام در خواهد گرفت زیرا در نظریه­ با یکدیگر تضاد کامل و مبنایی دارند
در قسمتی از کتابش هانتیگنتون اینچنین می نویسد:«مشکل اصلی غرب بنیادگرایی اسلامی نیست،
اسلام مشکل اصلی است»، هانتینگتون همچنین معتقد بود که دمکراسی خوب است
اما نه وقتی که بنیادگرایان اسلامی را به قدرت میرساند!
اما او هیچ توضیحی نمی دهد که وقتی اسلام مشکل اصلی است پس سر کار آمدن هر اسلامی باید مشکل باشد نه عده ای خاص از مسلمانان مگر اینکه اسلام مشکل اصلی نباشد . براستی او بدنبال چیست ؟

31:

دوست عزیز درود
پست ابتدایی شما که در واقع بیانگر مقدمه و هدف گشودن بحث است پیرامون شیعه و اعتقادات او و در نهایت ولایت فقیه میچرخد. برادر شما جناب برهان هم ازتمام مطالب نوشته شده من فقط بحث هسته ای را میبیند و انگار مشکلات دیگر وجود ندارد. بعنوان یک خواننده یا ارائه دهنده مطلب این ذهنیت شکل میگرد که هدف دفاع از حکومت فعلیست که دوست دارم ازین مقوله بگذریم. اما پیرامون درخواستی که داشتید من نیز به شما (هر چند کوچک) کمک مینمایم.
این نقشه توزیع پراکندگی مسلمین درجهان است. بجز کشورهای اسلامی در روسیه، فرانسه، هند جمعیت مسلمانان قابل توجه است. [1]
جنگ نرم
و نموادر زیر توزیع ادیان در کل جهان است.
جنگ نرم
بیشترین تراکم از آن مسیحیت (2.1 بیلیون نفر) و کمترین آن یهود(14میلیون نفر) است بعبارتی دین یهود نبایستی در قالب ادیان باقیمانده و کم جمعیت بیاید. اسلام(1.5 بیلیون نفر) دارای دو زیرشاخه اصلی شیعه و سنی بوده و مسیحیت هرچه در توان داشته (مرتبط یا کم ارتباط به آئین مسیح) جمع آوری نموده. جمعیت بعدی بی دینان یا دگر اندیشان(1.1 بیلیون نفر) میباشند.[2]
جالب اینجاست که در منبع 2 جوچه(juche) شیوه زندگی مردم کره شمالی بعنوان یک دین(19 میلیون نفر) و Spiritism جزو مکاتب فلسفی (15 میلیون نفر) را بخود اختصاص داده است.[2و3]
در منبع 1 رشد جمعیت اسلام در برابر مسیحیت از 1900 تا 2025 بصورت زیر آمده است:
سال مسیح اسلام
1900 26.9% 12.4%
1980 30% 16.5%
2000 29.9% 19.2%
2025 25% 30%
در منبع 4 میزان جمعیت اسلام در ازای تحقیقات جدید 1.82 بیلیون نفر تخمین زده شده است.
منابع:
1.World Muslim Population � Do You Know?
2.Major Religions Ranked by Size
3.Wikipedia, the free encyclopedia
4.http://www.islamicpopulation.com/

32:

نقشه تقسیم دنیا و تمدنهای آن از دید هانتینگتون:
جنگ نرم
دنیا از نگاه این فرد به 10 قسمت تقسیم میگردد. به نحوه توزیع رنگها دقت کنید! جالب اینکه تمدنی بعنوان Lone تعریف میشود.
و نظریه برخورد 8 تمدن در شکل زیر نشان داده شده است. از نگاه او بودائیان (یا کشورهای بی آزار) و تمدن تنها(شامل اتیوپی، هائیتی و اسرائیل) در برخوردها نقشی ندارند. درگیریهای اسلام با بقیه تمدنهایی که مرز مشترک دارند بجز چین شدید است.
جنگ نرم
http://en.wikipedia.org/wiki/Clash_of_civilization

33:

دوست عزیز یکی از ایرادهای مردم کشور ما و به طور کلی منطقه خاورمیانه اینه که همه منتظر هستند کسی بیاد و کل مشکلاتشون رفع و رجوع بشه. این تفکر یک ایراد خیلی مهلک داره و اون این که کسی برای اصلاح امور حرکتی انجام نمیده و اگر هم حرکتی کرد و به مشکل خود به نجات بخش نهایی حوالت میدهد. بگذریم اما در خصوص مطلب فوق خواستم بگم به نظرم حرمت شکنی را در روز عاشورا گروهی انجام دادند که خون هم وطنانشان را به زمین ریختند و بعد نام حرمت شکن بر آنها نهادند مطلبی که در تاریخ شیعه بی سابقه است. اما این که عنوان نمودید جنبش سبز هم توخالیست و شعارهای توخالی می دهد بعید میدانم. با بخش سوء استفاده دولت از مذهب و اعتقادات مذهبی مردم کاملا با شما موافقم .اما این موضوع چیز ساده ای نیست.شواهد آن ظرف 30 سال گذشته بی شمار است. در خصوص آقای محسن رضایی هم من برنامه های ایشان را به دقت به یاد دارم. اثری از مردم سالاری و دمکراسی رسانه های آزاد در برنامه های ایشان رویت نشد. در خصوص مبحث رسانه ها همیشه در نظر داشته باشید که ضامن کاهش نرخ فساد در یک جامعه وجود رسانه های آزاد است. رسانه هایی که دولت مردان را در هر سطحی به چالش میکشند و همین به چالش کشیدن و پاسخ گو بودن دولمردان موجب ترس آنها و کاهش نرخ فساد می گردد. حال بنگردید موقعیت کنونی کشور را که رسانه های جمعی در چه سطحی هستند. موفق باشید

34:

هيچ تمدني نابود نمي شود مگر از درون

جنگ نرم داخلي

تعاريف وتااكيد گوناگون براي اعمال و تصويب قوانين دريك جامعه مدني به شيوه هاي مختلف بر مبناي قانون اساسي باعث بروز اختلاف ها و درگيري هاي طرفين مي شود كه عمداً هر كدام از جناح ها سعي بر تخريب و تكذيب جناح مقابل در غالب جنگ نرم دارد.
جنگ نرم را مي توان جنگي براي نابودي دشمن با حفظ پرستيژ وظاهر دانست....جنگي كه در ان مي توان با استفاده از ابزار سمعي و بصري ماهيتها را تغيير داد.
مي توان يكي از دلايل بروز جنگ نرم داخلي را اختلاف نظر پيرامون منطبق ساختن قوانين با قانون اساسي و احكام شرع دانست.


تقابل و اختلاف نظر مجلس شوراي اسلامي با شوراي نگهبان از يك سو و اختلاف نظر و تقابل از سوي ديگر با دولت و همچنين اضافه شدن مجمع تشخيص مصلحت نظام به انها ، در مقابل دولت ........، باعث دامن زدن به جنگ نرم است.



پانوشت



35:

در جنگ نرم به باورها حمله می شود حمله به شیعه برای تضعیف باورها است .
حمله به انرژی هسته ای هم دلایلی دارد که در حوزه جنگ نرم نیز می گنجد .
بحث ما بر سر میزان جمعیت نیست بحث ما بر سر این است وقتی به جمعیتی چه کوچک چه بزرگ حمله می شود سعی می کنند اعتقادات آنان در نظرشان کوچک مسخره خرافی و بی اهمیت بیاید وقتی مردم باوری نداشتند از درون پوکیده هستند .

36:

مردم ما به امام زمان معتقد هستند و منتظر تشریف فرمائی ایشان هستند اما حرکت 22 بهمن 57 را خلق کردند جالب اینکه رهبر این حرکت خودش یکی از روحانیون معتقد شیعه بود .
آنان می خواهند ما باور کنیم که اعتقاد به منجی ریشه مشکلات ماست در حالیکه درستی یا غلطی این سخن هدف آنها نیست آنها می خواهند در باورهای مردم رخنه ایجاد کنند می خواهند مردم تصور کنند اگر این اعتقادشان مورد نقد است چرا بقیه اعتقادات شان مورد نقد نباشد .
البته اعتقاد به منجی باعث حرکت است نه سکون ، این قضیه قابل اثبات است اما ربطی به این بحث ندارد تنها موضوع مربوط به این بحث این است که بی ریشه جلوه دادن باورهای مردم خود جزء جنگ نرم است . بحث آقای رضایی و دیگران هم ربطی به این جا ندارد لطفا منحرف نفرمائید .

37:

آیا ما همه با هم درگیریم ؟ آیا مردم ایران همه از هم بدشان می آید ؟ آیا مردم با هم تعامل ندارند ؟ آیا هر روز ما با هم نمی گوئیم با هم نمی خندیم با هم کار نمی کنیم با هم معامله نمی کنیم ؟ آیا در آمریکا و در اروپا جناح ها با هم در تقابل نیستند ؟
اینکه از تقابل های معمولی و کاملا طبیعی و جناح بندی هائی که در هر کشوری وجود دارد استفاده کرده و کشور را بحرانی جلوه دهیم و همه را با هم در حال جنگ . و جامعه را بی ثبات و تنش مند بنمایانیم برای چیست ؟
وقتی هیچ کس احساس امنیت نکند دانشجو نمی تواند بدرستی درس بخواندکاسب نمی تواند با خیال راحت کاسبی کند . کشاورز مطمئن نیست محصولاتش در سال آینده به فروش می رسد یا خیر دانشمند نمی تواند حرکت علمی انجام دهد نویسنده نمی تواند بنویسد و...
این ها همه مصادیق جنگ نرم است می خواهند ملت را بدون شلیک یک گلوله از کار بیندازند .

38:

گرامي متوجه عرايض بنده نشديد ....هدف روشنگريست در باب جنگ نرم و انواع ان......
اولاً علل پيدايش ان
دوماً اشاره به موارد ذكر نشده....

ابتدا لازم به ذكر هست كه اشاره بنده در مورد جنگ نرم داخليست زيرا زحمت توضيح علل و عوامل جنگ نرم خارجي با دوستان هست.....

درخواستي بنده دارم كه براي حصول نتيجه از هر گونه جبهه گيري متعصبانه خودداري كنيم.و هم نيمه پر را بنگريم و هم نيمه خالي را ....وفقط اشاره ها را به عوامل بيگانه و دگران معطوف نكنيم، و سر خود را همانند كبك زير برف بنماييم و بگوييم كه در اين مملكت مشكل حادي نيست و همه در عشق و محبت و دوستي كنار هم نشسته اند و گذر عمر مي بينند و هر مورد و مشكلي هست در خارج از مرزهاي اين مرز و بوم هست........بنده منكر اين نيستم كه تقابل و جناح بندي ها امريست غير عادي ........وليكن عرض بنده اينست كه تعاريف ارائه شده از قانون گذار و قانون مدار هم متفاوت هست و هم شبه انگيز...به صورت روشن تر اشاره بنده بيشتر به فلسفه وجود شوراي نگهبان از يك سو در مقابل مجلس شوراي اسلامي و همچنين فلسفه وجود مجمع تشخيص مصلحت نظام در مقابل دولت از سوي دگر است......مخصوصا كه بر هم پوشيده نيست كه رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام اختلاف نظرهاي معتددي در مورد مسائل فرهنگي و خارجي و همچنين اجتماعي با رياست جمهور وقت دارد.
تقابل ها اينجاست كه نمود پيدا مي كند.


جنگ نرم جنگي رسانه اي هست براي تاثير گذاري بر افكار عمومي
و جنگ نرم داخلي را مي توان همانند يك دربي يا ره اورد خانگي در بازي فوتبال دانست( مانند استقلال و پيروزي ) كه طرفين هر روز با هم كار مي كنند ،معامله مي كنند ، دوست هستند و مي گويند و مي خندند ولي درخارج رقابت فوتبال


خلاصه كلام از اين و اون نيست از ماست كه بر ماست.
يا
آينه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آئينه شکستن خطاست



39:

دوست عزیز شاید بنده از سخنان شما نباید مثال می آوردم .
بنده عرضم این است وجود اختلاف سلیقه و رأی و وجود جناح ها در یک کشور هفتاد میلیونی که از چوپانش تا سیاستمدارش همه در مورد سیاست می نویسند و می گویند امری طبیعی است نباید امری طبیعی را غیر طبیعی جلوه داد در واقع در جنگ نرم گفته می شود که مردم ایران همه ضد همند در حالیکه این ضدیت نیست بلکه اختلاف رأی است .
اینکه دشمنان نقشی ندارند و هر چه هست از خود ماست حرفی است غیر منطقی اگر دشمن دشمنی نکند که دشمن نیست در حالیکه سوابق و حال آمریکا نشان داده است و نشان می دهد که دشمن است . اینکه ما تمام کشورهای دورمان به کنترل دشمن دربیاید و در مقابل هر پیشربفت علمی باید جواب پس بدهیم جاسوسان آمریکا در کوههای کردستان دستگیر شوند آمریکا برای اینترنت و روزنامه های ما اعتبار اختصاص دهد دانشمند ما در خارج ربوده و در داخل ترور شود و... باز بگوئیم که خبری نیست توهم است تنها خواباندن ملت برای بی خیال شدن مردم و در نهایت سلطه دشمن است و بس .
همه ی این موارد در جنگ نرم است در جنگ نرم که مردم نسبت به همه باورهای خود مشکوک می شوند شک می کنند که آمریکا دشمن است یا خیر شک می کنند که اسرائیل برای ما برنامه دارد یا خیر در حالیکه حدود سیصد هزار نفر سرباز آمریکائی در کشورهای همسایه ما مستقرند ما می گوئیم بی خیال کی با ما کار دارد .

40:

شاید توضیحی لازم باشد بنده خلاصه عرضم این است در متن نوشته های ما هم که دوستدار مملکت هستیم جملاتی وجود دارد که این جملات به نفع کشورمان نیست و گاهی در راستای جنگ نرم است

41:

سلام

ضمن تشکر از نوشته هایتان که به هرحال متفاوت به نظر می رسند خصوصا اولین ارسالتان در این تاپیک که برای حقیر جالب بود.

به نظرم آنچه شما می فرمایید را نمی توان "جنگ" نامید. البته مسلما یکی از موانع پیشرفت و عوامل مشکلات همین مسائلی است که می فرمایید ولی شاید بهتر باشد نام آن را رقابت، بدرفتاری سیاسی یا قدرت(و ثروت) طلبی دانست.

جنگ وقتی مطرح است که مرز وجود داشته باشد و هدف پیروزی یک کشور (تمدن، فرهنگ ...) بر کشور (تمدن، فرهنگ ...) دیگر باشد. مسلما مرز هر کشور در داخل آن وجود ندارد. در مثالهایی که فرموده اید بحث داخلی است.

درست است که بسیاری از مشکلات با اتحاد و همبستگی رفع می شود ولی "توطئه" هایی هم وجود دارد و صرفا نمی توان وجود دشمن خارجی را یک "توهم" دانست.

42:

سالوادور آلنده که رئیس جمهور مارکسیست بود و با رای مردم و دموکراسی به قدرت رسید، در26 ژوئیه 1908 متولد شد و در 11 سپتامبر 1973 کشته شد . او از نوامبر 1970 تا سرنگونی و کشته شدنش در کودتای 11 سپتامبر 1973
رئیس جمهور شیلی بود. آلنده بیش از چهل سال در صحنه سیاسی شیلی و حزب سوسیالیست شیلی حضور داشت. او پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در انتخابات 1970 در مقام‌های سناتور, نماینده و وزیر کابینه فعالیت می‌کرد. آلنده سه بار در سال‌های 1952 ، 1958 و 1946 کاندید ریاست جمهوری شده و شکست خورده بود تا این که در 1970 بالاخره در انتخابات برنده شد و علیرغم تلاش‌های آمریکا برای جلوگیری از گرفتن قدرت توسط او , به ریاست جمهوری رسید.

او با شجاعت تمام بسیاری از منافع اقتصادی آمریکا را در شیلی به مخاطره انداخت سال اول حکومت او نرخ رشد اقتصادی 8.6 درصد و نرخ بیکاری به 3.6 در صد رسید اگرچه وی به عنوان یک سوسیالیست مطرح می شد اما اکثر برنامه‌های او شباهتی به دیکتاتوری های کمونیستی نداشت حکومت آمریکا به دلیل به خطر افتادن منافع اقتصادی خود بر علیه وی میلیون ها دلار خرج کرد تا وی راتوسط جنگی نرم تضعیف نموده سپس به وسیله اقدامی سخت ساقط نماید .در دوران حکومت او هزاران شایعه ساخته شد وبه صدها مورد از جمله حقوق بشر آزادی بیان زندان و... اعتراض شد در حالیکه اکثریت آن اتفاقات به آن شکل اتفاق نیفتاد و در نهایت حکومتش ساقط شده و حکومت مجددا به دست طرفداران آمریکا افتاد . برای ساقط کردن او همواره ناآرامی عمومی, اعتصاب در کشور شیلی وجود داشت و تا زمان ساقط شدن او هیچ گاه این بحران ها از کشور رخت بر نبست در دوران او تحریم‌های آمریکا در اوج بود بسیاری از نخبگان شیلی در اقدامی باور نکردنی همراه آمریکا در سرنگون کردن آلنده شدند تا جائی که حتی دادگاه عالی شیلی علیه او اقدام کرد و اعضای اپوزیسیون در خواست استفاده از نیروی نظامی برای آرام کردن اوضاع را داشتند . در 22اوت 1973 مجلس نمایندگان شیلی قطعنامه‌ای بر علیه او صادر کرد و هنوز یک ماه از این قطعنامه نگذشته بود که دولت او در 11 سپتامبر 1973 و با کودتای نظامی آمریکا و سازمان سیا به رهبری ژنرال پینوشه سرنگون وکشته شد . در جریان اقدامات خونین پینوشه هزاران تن از مردم قتل عام شدند و هزاران تن دیگر زندانی شدند که هیچ گاه خبری از ایشان نشد .
بعد از سرنگونی آلنده شیلی مجددا یکی از مستعمرات آمریکا شد و نگرانی آمریکا از بابت حقوق بشر خاتمه یافت انگار نه انگار که روزانه دهها تن از مردم شیلی اعدام شده و مخوف ترین حکومت دیکتاتوری سر کار آمده است .

43:




سلام دوست عزيز، سپاس ازلطف و دقت شما
توجه شما را بخشهايي كه از نوشته هام جلب مي كنم كه احساس مي كنم مورد بي مهري و بي توجهي قرار گرفته يا بهتر بگويم كلاً ناديده گرفته شده.....

به نظر بنده بهتر است كه جنگ نرم رو به دو بخش خارجيوداخلي تقسيم كنيم...بخش خارجي كه تكليفش تا حدودي روشن هست ميگويند كه هيچ گربه اي براي رضاي خدا موش نمي گيردو تمامي كساني كه از بيرون زوم كردن بي شك به دنبال ايجاد منافع هستند ..................ولي بيشتر تاكيد منبر جنگ نرمداخلي است .....جنگي براي حفظ منافع و قدرت.......
گرامي متوجه عرايض بنده نشديد ....هدف روشنگريست در باب جنگ نرم و انواع ان......
اولاً علل پيدايش ان
دوماً اشاره به موارد ذكر نشده....
ابتدا لازم به ذكر هست كه اشاره بنده در مورد جنگ نرم داخليست زيرا زحمت توضيح علل و عوامل جنگ نرم خارجي با دوستان هست

نيچه ميگه:
سياستمدارن انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌كند: ابزار و دشمن. يعني فقط يك طبقه را مي‌شناسند و آن هم دشمن است.


جنگ را مي توان اينگونه هم توصيف كرد هنگامي كه مرزهاي اعتقادي انسان زير سوال مي رود اغاز مي شود....البته جنگ تعاريف مختلفي دارد و ديدگاهاي مختلفي هم در رابطه با ان ارائه مي شود ولي شايد مهمترين دليل همين باورها و مرزهاي اعتقادي انسانهاست كه نمونه ان در تاريخ بسيار است ومملوس ترين و قابل لمس ترينش براي ما، انقلاب اسلامي خودمان است.



بنده نيز با شما موافقم توطئه هاي بسيار وجود دارد و دشمن هاي زيادي در كمين .




44:

بنده نیز احساس می کنم شما به سخنان من دقت نمی کنید .
وقتی بنده می گویم بزرگنمایی اختلافات داخلی بخشی از جنگ نرم است منظورم همین مباحثی است که شما با پیش کشیدن آن ما را از منبع اصلی جنگ به منابع کوچک و کم اهمیت سوق می دهید .
با فرض صحت نوشته های شما افرادی که در داخل جنگ نرم راه انداخته اند یا نا آگاه از نقشه های دشمن هستند یا معتقد به آن نیستند و یا در راستای برنامه های دشمن و دست در دست دشمن دارند .
افرادی که نسبت به نقشه دشمن ناآگاهند و یا با وجود این همه اقدامات آمریکا علیه ایران باز دشمن را نشاخته اند و یا معتقدند جنگ نرمی وجود ندارد افرادی کم بصیرت هستند و به نظر من خوب است که بگذاریم آنها در حال خود باشند و به ذکر و تسبیحات و انشالله های خود مشغول باشند بعیداست کسی به این راحتی بنواند ایشان را متوجه خطر کند و ارزش هم ندارد ما از دشمن غافل شویم وبه این افراد بسیار معدود بپردازیم مسلما اهمیت پرداختن به دشمن بیشتر است و ما فعلا باید جلو دشمن را بگیریم سپس به این افراد دیر فهم آکاهی بدهیم . منافاتی هم ندارد همزمان با مقابله دشمن گاهی سر فرصت به آگاه سازی ایشان بپردازیم . اما چون اکثریت مردم آگاهند و می فهمند پرداختن به ایشان وقت گیری است بالاخره در هر جامعه ای حدود دو درصدآدم دارد که بسیار دیرتر از متوسط جامعه مطالب را می گیرند .
اما دسته سوم یا آنانی که نقشه های دشمن را اجرا می کنند در واقع انرژی خود را از دشمن می گیرند وما اگر به دشمن بپردازیم خود بخود آن افراد هم منهدم می شوند .
علاوه بر آن اگر مردم ما با نقشه های دشمن آگاه شوند در آینده افرادی که ساده لوحند و به دروازه خودی گل می زنند و یا عامل دشمنند و از غفلت سؤاستفاده کرده و به جمع مسئولین راه یافته اند حذف خواهند شد .

45:

در قسمت قبل گریزی به اقدام آمریکا از طریق مزدوران داخلیش علیه آلنده زدیم و نوشتیم :
سالوادور آلنده که رئیس جمهور مارکسیست بود و با رای مردم و دموکراسی به قدرت رسید، در26 ژوئیه 1908 متولد شد و در 11 سپتامبر 1973 کشته شد . او از نوامبر 1970 تا سرنگونی و کشته شدنش در کودتای 11 سپتامبر 1973
رئیس جمهور شیلی بود. آلنده بیش از چهل سال در صحنه سیاسی شیلی و حزب سوسیالیست شیلی حضور داشت. او پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در انتخابات 1970 در مقام‌های سناتور, نماینده و وزیر کابینه فعالیت می‌کرد. آلنده سه بار در سال‌های 1952 ، 1958 و 1946 کاندید ریاست جمهوری شده و شکست خورده بود تا این که در 1970 بالاخره در انتخابات برنده شد و علیرغم تلاش‌های آمریکا برای جلوگیری از گرفتن قدرت توسط او , به ریاست جمهوری رسید.

او با شجاعت تمام بسیاری از منافع اقتصادی آمریکا را در شیلی به مخاطره انداخت سال اول حکومت او نرخ رشد اقتصادی 8.6 درصد و نرخ بیکاری به 3.6 در صد رسید اگرچه وی به عنوان یک سوسیالیست مطرح می شد اما اکثر برنامه‌های او شباهتی به دیکتاتوری های کمونیستی نداشت حکومت آمریکا به دلیل به خطر افتادن منافع اقتصادی خود بر علیه وی میلیون ها دلار خرج کرد تا وی راتوسط جنگی نرم تضعیف نموده سپس به وسیله اقدامی سخت ساقط نماید .در دوران حکومت او هزاران شایعه ساخته شد وبه صدها مورد از جمله حقوق بشر آزادی بیان زندان و... اعتراض شد در حالیکه اکثریت آن اتفاقات به آن شکل اتفاق نیفتاد و در نهایت حکومتش ساقط شده و حکومت مجددا به دست طرفداران آمریکا افتاد . برای ساقط کردن او همواره ناآرامی عمومی, اعتصاب در کشور شیلی وجود داشت و تا زمان ساقط شدن او هیچ گاه این بحران ها از کشور رخت بر نبست در دوران او تحریم‌های آمریکا در اوج بود بسیاری از نخبگان شیلی در اقدامی باور نکردنی همراه آمریکا در سرنگون کردن آلنده شدند تا جائی که حتی دادگاه عالی شیلی علیه او اقدام کرد و اعضای اپوزیسیون در خواست استفاده از نیروی نظامی برای آرام کردن اوضاع را داشتند . در 22اوت 1973 مجلس نمایندگان شیلی قطعنامه‌ای بر علیه او صادر کرد و هنوز یک ماه از این قطعنامه نگذشته بود که دولت او در 11 سپتامبر 1973 و با کودتای نظامی آمریکا و سازمان سیا به رهبری ژنرال پینوشه سرنگون وکشته شد . در جریان اقدامات خونین پینوشه هزاران تن از مردم قتل عام شدند و هزاران تن دیگر زندانی شدند که هیچ گاه خبری از ایشان نشد .
بعد از سرنگونی آلنده شیلی مجددا یکی از مستعمرات آمریکا شد و نگرانی آمریکا از بابت حقوق بشر خاتمه یافت انگار نه انگار که روزانه دهها تن از مردم شیلی اعدام شده و مخوف ترین حکومت دیکتاتوری سر کار آمده است .
************************************************** *******
این در واقع به نوعی نشان از گستردگی توطئه های آمریکا و در عین حال جواب به آن فردی بود که گفته بود بنده فقط به توطئه آمریکا علیه شیعه پرداخته ام وقتی خواستم به توطئه آمریکا علیه هوگو چاوز هم اشاره ای داشته باشم سعی کردم از روزنا مه های نزدیک به اصلاح طلبان مثال بیاورم که به روزنامه جمهوری اسلامی که به گونه ای از حامیان آقای هاشمی است برخوردم عین مطلب ایشان را کپی می کنم :
درس هایی از کودتای ناکام آمریکا در ونزوئلا

کمتر از 48 ساعت پس از آن که نظامیان ناراضی ونزوئلا با برخورداری از حمایت آمریکا علیه «هوگوچاوز» رئیس جمهور این کشور کودتا کرده و حکومت قانونی وی را برانداختند، قیام مردم ونزوئلا زمینه شکست کودتا و بازگشت چاوز را فراهم آورد. این حادثه درس بزرگی برای همه سیاستمداران، دولت ها و ملت های جهان دربردارد و آن اینکه پرونده یکه تازی و سلطه گری کاخ سفید، در بسیاری ازنقاط جهان بسته شده و آن زمان که متولیان سیاست خارجی آمریکا به مدد جاسوسان حرفه ای «سیا» با فراهم آوردن زمینه کودتاهای نظامی، اقدام به ساقط کردن حکومت های مردمی می کردند، سپری شده است.
آمریکائی ها تلاش داشتند تا نسخنه کودتای ژنرال پینوشه در شیلی درسال 1352 را دقیقا در ونزوئلا پیاده کنند. همه اعتصاباتی را که علیه دولت آلنده وضع کرده بودند، در ونزوئلا علیه دولت «چاوز» نیر براه انداختند، همان تحریم ها راعلیه دولت قانونی وی وضع کردند. همان برچسب ها، اتهام ها و فشارهای سیاسی را برای به زانو درآوردن حکومت چاوز اعمال کردند و از همان نظامیان بریده از مردم و ژنرال های سرسپرده لائیک که در درس هایی از کودتای آمریکا در ونزوئلا
شیلی در اختیار داشتند، در ونزوئلا نیز برخوردار بودند. همان نقشه ها و برنامه ریزی ها زمان بندی شده ای را که درتدوین کودتای شیلی تدارک دیده بودند در ونزوئلا نیز دقیقا طرح کرده بودند. خطای محاسبه آمریکائی ها در ونزوئلا فقط دو عامل بود که به ترتیب اولویت عبارتند از:
1- ملت های امروز جهان از درک و شعور سیاسی و فهمی به مراتب بالاتر از ملل 30 سال پیش جهان برخوردار هستند. به همین دلیل اگر در آن روز مردم شیلی پس از کودتای ژنرال ها، به خانه های خود رفتند، امروز در ونزوئلا پس از کودتای ژنرال ها، از خانه بیرون آمده و یکصدا علیه آمریکا، علیه رژیم کودتائی و به نفع حکومت منتخب خویش فریاد زدند، کشته دادند و توانستند نظامیان شورشی را به پادگان هایشان بازگردانند.
2- دولت های امروز جهان نیز تحت تاثیر افزایش درک و فهم ملت ها، دیگر همچون گذشته حاضر نیستند سلطه و سکوت در برابر زیاده طلبی ها و استیلاجوئی ها یا مداخلات آمریکائی ها را تحمل کنند. نمونه این وضعیت را در بحران 10 سال پیش خلیج فارس نیز مشاهده کردیم. در آن زمان 27 کشور جهان برای بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت با آمریکائی ها هم پیمان شدند ولی وقتی متوجه شدند پس از شکست ارتش عراق در کویت آمریکائی ها اهداف شخصی خود را در ادامه این منازعه دنبال می کنند، صف خود را از نظامیان آمریکا جدا کردند، به طوری که در مراحل بعد فقط آمریکاو نوچه اروپائیش یعنی انگلیس بود که در حمله به عراق و تجزیه خاک این کشور و از هستی ساقط کردن ملت این سرزمین فعال بودند. نتیجه آن شد که آمریکا در فراخوان مشابه بذای حمله به افغانستان نیز با پاسخ مثبت جهانیان روبرو نگردید. مفهوم این بداقبالی این است که دنیا مثل گذشته حاضر نیست رفتار قیم مآبانه آمریکائی ها را بپذیرد. قیام مردم ونزوئلا و ساقط شدن کوتاچیانی که جز آمریکا مورد حمله و انتقاد همه دولت های جهان قرار گرفتند جلوه دیگری از همین واقعیت است.
چاوز: شکست کودتا پیروزی ملت بر استعمار بود

بازگشت پیروزمندانه هوگوچاوز رئیس جمهوری ونزوئلا به قدرت که از سوی وی «پیروزی ملت بر استبداد و استعمار» تعبیر شد، رخدادی مهم در آمریکای لاتین یا سرزمین کودتاها است.
بدون شک این واقعه و سیر تحول آن از ابعاد مختلف قابل تجزیه و تحلیل است که در این تحلیل به چند نکته بارز از پیام ها و پیامدهای منطقه ای و فرا منطقه ای این رخداد اشاره می نماییم.
1- از نظر تاریخی، قطعا شکست کودتا در ونزوئلا رخدادی بی نظیر بوده است. در سالیان نه چندان دور، این کشور نه تنها پیرو سیاست های آمریکا محسوب می شد، بلکه کشوری غیر مؤثر در صحنه تعاملات و تحولات منطقه ای بوده است.
ونزوئلای قبل از چاوز در پایین ترین مراتب از نظر تاثیرگذاری در تصمیم گیری های منطقه ای تقسیم بندی می شد، اما با شروع دوره ریاست جمهوری چاوز تحرکات و تاثیر گذاری ونزوئلا سرعت چشم گیری یافت و بازگشت او پس از شکست کودتای مورد تایید آمریکا، ضمن ایجاد تحولاتی در درون این کشور قطعا جایگاه بلندی را در حوزه آمریکای لاتین وحتی مرکزی برای ونزوئلا ایجاد خواهد کرد.
طبیعتا چنین جایگاهی می تواند هزینه های قابل توجهی نیز دربرداشته باشد که دولت چاوز به پشتوانه حمایت مردمی قادر خواهد بود در مقابل آن ایستادگی کند.
2- کسانی که درتاریخ آمریکای لاتین مطالعه کرده اند، کودتاهای عدیده ای را شاهد بوده اند که اغلب ریشه درمنافع و دخالت قدرت های جهانی بالاخص آمریکا داشته و در عمل هیچک از آن کودتاها سرنوشتی مشابه وخصائصی نظیر شکست کودتا در ونزوئلا نداشته اند.
پیروزی اراده ملت بر توپ و تانک ارتشیان و پشتوانه های مالی و سیاسی غرب، پیام عمیق و راهگشایی را در ونزوئلا و حتی در تمام کشورهای جهان به دنبال داشت و آن اینکه هر دولتی مستظهر به حمایت و پشتیبانی مردم خود باشد شکست ناپذیر است و قادر به تامین و حفظ استقلال خود خواهد بود.
شکست کودتای آمریکائی در ونزوئلا برای طرفداران تسلیم شدن دربرابر خواسته های آمریکا در همه کشورها و حتی در کشور ما بسیار پندآموز است. آن هائی که روحیه مرعوب خود را زیر پوشش ضرورت مذاکره با آمریکا پنهان می کنند، تفاوتی با عوامل شکست خورده کودتا در ونزوئلا که به خاطر خیانت خویش اکنون خود را از چشم مردم کشورشان پنهان می سازند ندارند. آن ها کسانی هستند که خائن به آرمان، باورهای دینی مردم، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور خود هستند.
روی دیگر این سکه نشان دادن راه به رهبران کشورهای جهان است که ماندگاری و جاودانه شدن و حتی حفظ قدرت، بستگی به نسبت خدمتگذاری به مردم و کمک به تحقق آرمان های دینی و ملی جامعه دارد. این پیام قطعا تاثیرات شکننده ای در حوزه سیاست خارجی آمریکا بالاخص در منطقه بر جای خواهد گذاشت که تحولات آتی صحت آن را تعیین خواهد کرد.
بازگشت چاوز و شکست کودتا سرمنشاء تاریخی جدیدی برای آمریکای لاتین وحتی دمکراسی های هدایت شده درسایر مناطق جهان خواهد بود.
3- از نظر تاثیرات فرامنطقه ای بالاخص در حوزه اقتصاد نفت، تحول اخیر و بازگشت چاوز می تواند پیام آور انسجام و هماهنگی بیشتر اوپک و صاحبان طلای سیاه باشد. آگاهان سیاسی در سالیان نه چندان دور شاهد بوده اند که ونزوئلا به جهت ناهمخوانی با سایر اعضای اوپک از عوامل تخریب بازار نفت و حامی منافع و سیاست های غرب بالاخص آمریکا بود. با روی کار آمدن هوگوچاوز در ونزوئلا روند همگرایی کشورهای اوپک سمت و سوی مثبتی یافت که قطعا مواضع این کشور را در بهبود سیاست های اوپک و تعادل بین منافع کشورهای تولید کننده و مصرف کننده نمی توان انکار کرد.
4- در حوزه سیاست خارجی آمریکا، موضعگیری واشنگتن علیه حکومت قانونی وحمایت از کودتا در ونزوئلا و سپس این رخداد شگرفت که مورد انتظار خود مقامات ونزوئلا نیر نبود، یک افتضاح سیاسی دامنه دار تلقی می شود. گرچه انتظار می رود که آمریکا با بوق های تبلیغاتی به دنبال کاهش اثرات منطقه ای و فرامنطقه ای این رسوایی باشد، ولی قطعا این واقعه تاثیر قابل توجهی درکاهش نفوذ آمریکا در آمریکای جنوبی و مرکزی و نیز صحنه بین المللی که پس از واقعه 20 شهریور سرعت وشتاب خاصی یافته بود، خواهد گذاشت.
به هر حال قابل انکار نیست که حمایت از کودتای ونزوئلا مبانی ادعایی سیاست خارجی آمریکا در دفاع از دمکراسی و حقوق بشر را زیر سؤال برد و شرایطی غیر قابل دفاع را حتی برای نزدیکترین دوستان آمریکا در همراهی با نیات این کشور ایجاد کرد.
در واقع، گرچه از مدتی قبل نیات غیر خیرخواهانه و غیرمصلحانه آمریکا برای بسیاری از کشورها آشکار شده بود، ولی روند تحولات در ونزوئلا و شکست سیاست تک محوری آمریکا در آن کشور، شوک جدیدی بود در جهت تعمیق این روند که در صورت توجه دقیق ازسوی سیاستمداران این کشور عامل منطقی شدن سیاست های آمریکا خواهد بود.
به عبارت دیگر پیام صریح این رخداد برای آمریکا، ضرورت بازنگری در اتخاذ سیاست خارجی خودخواهانه وغیر معتدل و تندروانه است که در صورت ایجاد این بازنگری، جهان می تواند شاهد فضایی آرام تر و منطقی تر در جهت نیل به صلح واقعی و رعایت حقوق دولت ها و ملت ها وبرای جایگاه کشورها در صحنه تصمیم گیری بین المللی باشد.
بازنگری روابط واشنگتن و کاراکاس

بازنگری روابط دولت های آمریکا و ونزوئلا به خوبی آشکار می سازد که واشنگتن از ابتدای به قدرت رسیدن چاوز از وی ناخرسند بود.
از بهمن ماه سال 1378 که سرهنگ هوگوچاوز با رای قابل توجه در انتخابات ونزوئلا به پیروزی رسید، همواره وی و دولتش مورد انتقاد و گاهی تهدیدهای آمریکا قرار گرفته اند. مهمترین مساله ای که سبب ناخرسندی آمریکا از چاوز شده بود تقویت ارتباط دولت وی با کشورهایی است که مورد غضب واشنگتن قرار دارند و یا دست کم کاخ سفید را در تمام ماجراجوئی هایش همراهی نمی کنند.
ایران، کوبا، لیبی، چین و روسیه از جمله این کشورها هستند که چاوز به آن ها تا سه بار در مدت زمامداری خود سفر کرده و هربار به شدت آمریکا عصبانیت خود را از این امر آشکار ساخت.
فرایند حملات آمریکا به چاوز به دنبال جریان 20 شهریور وموضعگیری های دولت وی تشدید شد و به تدریج شکل کامل تری به خود گرفت. در پی وقوع حملات انتحاری به دو شهر آمریکا، دولت چاوز این اقدامات راتروریستی خواند و آن را محکوم کرد اما مخالفت خود را با لشرکشی به کشور افغانستان علنی ساخت. علاوه بر آن همزمان با بمباران های وحشیانه آمریکا در افغانستان، چاوز در یک برنامه تلویزیونی این اقدام را محکوم کرد و گفت: باید همگی علیه چنین کشتاری فریاد برآوریم.
باید توجه داشت که چنین موضعگیری هایی در بین دولت های آمریکای لاتین امر معمولی نیست. در دهه های اخیر این دولت ها را واشنگتن به شدت کنترل می کند و با چنگ زدن به هر وسیله ای اجازه نمی دهد که شورش علیه سیاست های کاخ سفید جان گیرد و دوام یابد. 52 سال محاصره کوبا، سرنگونی دولت انقلابی نیکاراگوئه در پایان دهه شصت هجری شمسی، حمله نظامی به پاناما و دستگیری رئیس جمهوری این کشور در اوئل دهه گذشته و ده ها مورد مداخله نظامی و به راه انداختن کودتا، بیانگر سیاست آمریکا در منطقه است.
با توجه به چنین دلایلی، مواضع چاوز چهره عبوس کاخ سفید نسبت به وی را آشفته ساخت. واشنگتن در یک اقدام انفعالی «دونا هریناک » سفیر جنجالی خود را از کاراکاس فراخواند. اما پس از یک هفته وی را به محل خدمتش بازگرداند. با بازگشتن «هریناک » به محل خدمتش دور تازه ای از برنامه های ضدچاوز از سوی آمریکا آغاز و همزمان با آن، فعالیت های مخالفان داخلی دوچندان شد.
از آن پس با استفاده از فضای ایجاد شده به دنبال ماجرای 20 شهریور، مقامات بلند پایه آمریکایی به طور مرتب سیاست های دولت کاراکاس را در ارتباط با تروریسم زیر سؤال بردند ویا چاوز را به تحت فشار قرار دادن مخالفان متهم کردند.
سیاستمداران واشنگتن در چارچوب تبلیغات خود در این ارتباط بار دیگر داستان کمک و حمایت ونزوئلا از شورشیان چپگرای وابسته به گروه موسوم به «نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک) را از سر گرفتند.
«دونا هریناک » سفیر آمریکا در کاراکاس آشکارا دولت ونزوئلا را به هواداری از چریک های شورشی کلمبیا متهم کرد و افزود که هواداری دولت ونزوئلا از شورشیان کلمبیانگرانی واشنگتن را در پی آورده است.
«دونا هریناک » اضافه کرد که گروه های چریکی کلمبیا مانند تروریست ها رفتار می کنند و دولت آمریکا آن ها را تروریست می داند.
چاوز شخصا این اتهامات را رد کرد و اطمینان داد که چنین موضوعی صحت ندارد و دولت وی از چریک ها حمایت نمی کند. در این کشمش برخی از فرماندهان نظامی کلمبیا بر ادعای دولت واشنتگتن پافشاری کردند و گفتند که چریک های مستقر در شمال این کشور پس از انجام عملیات خود به خاک ونزوئلا پناه می برند.
از سوی دیگر، زمستان گذشته ژنرال پاول وزیر امور خارجه آمریکا بار دیگر چاوز را به خاطر تقویت ارتباط با کشورهای مخالف واشنگتن به شدت مورد انتقاد قرار داد. وزیر امور خارجه آمریکا گفت که چاوز به خوبی آگاه است که این مساله مقامات آمریکا را برآشفته می سازد.
ریچارد بوچر از سخنگویان دولت آمریکا نیز گفت که چاوز باید به نهادهای دمکراتیک احترام بیشتری بگذارد. این سخنگو در گفت و گو با خبرنگاران، چاوز را به افزایش فشار بر مخالفان دولت متهم کرد و اظهار داشت که آمریکا نگران این مساله است.
اظهارات انتقادآمیز ژنرال پاول وزیر امورخارجه آمریکا و ریچارد بوچر سخنگوی وزارت خارجه و حتی جرج تنت رئیس سازمان سیا موجب تنش بین کاراکاس و واشنگتن گردید.
چاوز برای گذر از این چالش اعلام کرد که قصد ندارد به روابط ونزوئلا و آمریکا آسیب برساند و نمی خواهد روابط دولتش باهیچ کشوری دستخوش تنش شود.
وی گفت: افرادی فرصت طلب با سفر به آمریکا برای تحت فشار قرار دادن دولت تلاش می کنند اما مراکز قدرت درواشنگتن خود را آلت دست یک گروه نخواهند کرد.
اگر مبنا را بر این بگذاریم که این دیدگاه باور واقعی چاوز بوده است، می توان نشانه ای از غفلت را نسبت به اهداف و برنامه های گرادنندگان کاخ سفید در آن یافت.
رخدادهای داخلی و مسایل خارجی مربوط به این کشور در برگیرنده هشدارهای بسیار جدی برای دولت چاوز به ویژه از سوی دولت آمریکا به نظر می رسید، چون به طور مرتب واشنگتن اعلام می کرد که از سیاست ها و رفتار رئیس جمهوری ونزوئلا ناراضی و عصبانی است.
از دیگر مواضع چاوز که واشنگتن را به شدت آزار می داد تلاش و تبلیغات وی برای یکپارچگی آمریکای لاتین به ویژه در زمینه های نظامی بود. رئیس جمهوری ونزوئلا به طور جدی هشدار می داد که اگر کشورهای آمریکای لاتین با یکدیگر متحد نشوند به ذلت خواهند افتاد.
چاوز تابستان پیش در سخنرانی در جمع برخی از رهبران منطقه در پایتخت اروگوئه گفت که آمریکای لاتین در قرن بیست و یکم دو راه بیشتر ندارد یا وحدت یا مذلت.
وی افزود که ناکامی در وحدت منطقه باعث خواهد شد که فقر، فلاکت، گرسنگی وناامیدی بیش از پیش بین ملل منطقه گسترش یابد. چاوز با ذکر سابقه اندیشه های وحدت منطقه گفت: متاسفانه تاکنون برای تحقق این امر، اقتصاد به عنوان محور برگزیده شده است در حالی که برای یکپارچگی کشورهای منطقه به اراده قوی سیاسی نیاز داریم.
چاوز که به عنوان میهمان در اجلاس سران کشورهای «بازار مرکوسور» به پاراگوئه رفته بود، تاکید کرد که راه ها و فرآیند سیاسی می تواند یکپارچگی منطقه راعملی کند. وی پیش از این نیز بارها اعلام کرده بود که در اندیشه ایجاد پیمان هایی است که حافظ منافع کشورهای منطقه باشد.
هوگو چاوز همچنین از دو سال پیش بر ایجاد یک پیمان نظامی بین تمام کشورهای منطقه و مستقل از آمریکا تاکید می کرد. وی که در انتخابات بهمن ماه سال 1378 با اکثریت آراء مردم توانست به ریاست جمهوری ونزوئلا برسد، در سال های حکومت خود همواره با کارشکنی و نارضائی درصف نظامیان روبرو بود. وی چندین شبکه کودتا را نیز در این سال ها کشف کرده بود. مع الوصف حمایت آمریکا از شبکه های براندازی و ترور در داخل کشور مانع از آن بود که اقدامات چاوز بتواند به شورش های دوره ای در صف نظامیان خاتمه دهد. از سوی دیگر تفکر استقلال جویانه چاوز در ونزوئلا از جمله حمایت وی از کاهش تولید و افزایش بهای جهانی نفت، مواضع ضدصهیونیستی وی در قبال بحران خاورمیانه و نزدیک شدن وی به کشورهای عراق، لیبی، جمهوری اسلامی ایران، سوریه، کوبا، کره شمالی و طیف نیروهای مخالف آمریکا، کاخ سفید را در تلاش برای براندازی حکومت چاوز مصمم تر ساخته بود.
آمریکائی ها خود را پرچمدار صلح و مبارزه با تروریسم می دانند ولی دراین همه سال ها از تمامی ابزارها برای بی ثبات کردن جامعه ونزوئلا و ساقط کردن حکومت آن که منتخب آراء و اراده مردم این کشور بود استفاده کردند. آنان شدیدترین فشارهای سیاسی و اقتصادی را برای به زانو درآوردن حکومت غیرنظامی چاوز وارد آوردند ولی شکست کودتای آمریکائی این کشور نشان داد که اراده مردم، به مراتب قدرتمندتر و تعیین کننده تر از ترفندهای آمریکائی است. این شکست همچنین با سرافکندگی و شرمساری کسانی توام شد که در ونزوئلا چشم امید به حمایت آمریکا و رابطه با آن کشور دوخته و با ماجراجوئی های خود دائما آب به آسیاب دشمنان استقلال وآزادی مردم ونزوئلا می ریختند.

جمهوری اسلامی، 2/2/1381.

46:

دوست عزیز
گویا اگر بگویم شما درست میگویی مسئله حل است. چکیده بحث شما از دید من ساخت غولی بنام امریکا در برابر مردم این کشور و کلا کشورهای جهان سوم است. امریکا با سران این مملکت و حیف و میل کردن منابع آن مشکل دارد! مصداق مثل نه خود خورند و نه کس دهند گنده کنند و به سگ دهند روزگار ماست! چرا جنس آمریکایی یا اروپایی باید چند برابر قیمت خریداری شود آنوقت جنس چینی فاقد کیفیت بازار تولید ما را بخواباند؟
اگر امریکا با مردم این کشور دشمن است چرا در زلزله بم کمک رسانی میکند؟ اگر اسرائیل هدفش نابودی قدس است چرا تا بحال اینکار را نکرده؟ آیا رسانه ما بیان کننده حقایق است یا تصمیم گیرنده بجای ملت؟؟؟ این افکار پوچ که زائیده مخلیه منحرف و کج فکر سران است به اقشار ملت رسوخ کرده و باعث میشود برای کشف حقیقت متوسل به خرافات گردند! این لشکر اسلام که میخواهد بزودی 30% جمعیت جهان را پوشش دهد قرار نیست امپراطوری دنیا شود بلکه پیش میرود تا از داخل بپکد!
بگذریم برادر پروژه افزایش مسلمین و کاهش مسیحیان از سمت همه استعمارگران طراحی شده! پروژه ساخت سلاحهای هسته ای در نقاط مختلف دنیا توسط روسیه و امریکا و... طراحی شده! پروژه جنگ نرم پروژه مشترک انگلیس و امریکاست! آنهایی که میفهمند به سمت حقیقت میروند و آنها که نمی فهمند به سمت تقلید و تکثیر و تکبیر و تائید!
استعمارگر برای پیشبرد اهدافش پروژه هارپ haarp طراحی و راه اندازی میکند و شما منتظرید تا منجی بیاید و مشکلاتی که درست شده درست کند! منتظر بمانید دیگر حرفی ندارم!

47:


دوست عزيز بزرگي مي گفت مي توان حقيقت دوست نداشت ولي نمي توان ان را منكر شد .
بنده وقتي مي گوييم شما به عرايض بنده توجه نكرديد دليل و سند دارم.من اغاز گر پستهام در اين تاپيك 2 تا نقل بود كه يكيش از اتفاق هاي اخير كه باعث عنوان شدن بحث فصل الخطاب توسط مقام معظم رهبري در اين 30 سال اخيرانقلاب بي سابقه يا بهتر بگويم كم سابقه بوده و ديگري اختلاف نظرهايي معتددي كه باعث شكل گيري مجمع تشخيص مصلحت نظام بود...... كه خود اين نقل قول به اندازه كافي گويا و روشن بود ولي من باز يسنده به اين موارد نكردم و سعي كردم عرايض خودم در غالب نقل قولها وضرب المثالها ارائه دادم كه هم روشن تر باشد و هم شفاف تر ، اميدوارم كه انتظار نداشته باشيد بنده هر كدام از نقل قولها يا ضرب المثل هايي رو كه زدم تفسير كنم ، مثلا بگم اين نقل قولي كه نوشتم هيچ تمدني نابود نمي شود مگر از درون يا از ماست كه برماست يعني اينكه اقا منظور بنده يه معنوي و مثنويه با كلي شرط و شروط و بند و تبصره اونم تازه توي شرايط خاص هست.........دوست عزيز كلام و متن خيلي روشن و گوياست....و لازم به ذكرست كه اين مهم(درك و فهم ) به عهده خواننده محترم هست كه نكات و ظرايف مطلب را بگيرد.

بازم خدمتتون مي گم من بخش هايي از سخنانتان را قبول دارم و منكر نمي شوم.ولي مخالف بي تفاوتي يا كم تفاوتي به مسائل داخلي هستم چون نمودش انقلابهاي رنگي و كودتاها مخمليست.



بنده يه پيشنهاد دارم خدمتتون، پيشنهادم اينست كه عنوان تاپيك تغيير كند به...
جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي و راهكارهاي مقابله با ان
كه در صورت تغيير اولاً خط سير بحث مشخص مي شود.
ثانياً با سليقه استارتر محترم هم هم سو مي باشد.
عنوان كنوني كمي شبه بر انگيز است به به كليات مي پردازد.





48:

*نشست خبري همايش استراتژي رسانه‌هاي داخلي مقابل جنگ نرم*


معاون امور مطبوعاتي و اطلاع‌رساني وزير ارشاد تاكيد كرد: مي‌خواهيم در همايش استراتژي رسانه‌هاي داخلي مقابل جنگ نرم ثابت كنيم صاحبان رسانه در كشور حرف‌هاي تازه‌اي براي گفتن دارند و مي‌توانند با تكيه بر منابع عظيم انساني كه در جامعه ايراني وجود دارد، طرح‌هاي تازه‌اي براي افكار عمومي جهان ارائه دهند.
به گزارش خبرنگار رسانه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) محمدعلي رامين در نشست خبري درباره همايش استراتژي رسانه‌هاي داخلي مقابل جنگ نرم كه قرار است از سوي اين معاونت برگزار شود، اظهار كرد: تبيين جنگ نرم براي رسانه‌هاي ما يك ضرورت محسوب مي‌شود و لازم است بعد از اين تبيين و فضاي مجازي و جنگ نرمف رسانه‌هاي كشورهاي مثلث شامل آمريكا، اسرائيل و انگليس، ويژگي‌ها و مختصات آن بررسي شود و شگردهاي آن را مشخص كنيم و گروه‌هاي مختلف آسيب‌پذير از اين جنگ رسانه‌يي را بررسي كرده و كمي هم با تاريخچه اين جنگ نرم آشنا شويم.
وي گفت: در سال جاري و حداقل بعد از انتخابات رياست جمهوري يك نقطه پرشكوه در تاريخ انتخابات‌هاي‌ آزاد و مستقل جهاني داشتيم؛ وقتي مشاهده مي‌كنيم توطئه‌هاي عجيبي با يك جنگ رسانه‌يي و تصويرسازي خيالي، زيبا‌ترين حقيقت زمانه را به يك دروغ تبديل كرده و افراد زيادي را فريب مي‌دهند، بنابراين بايد در بررسي‌هاي خودمان نقش رسانه‌هاي داخلي و خارجي را در اين ماجرا دقيق‌تر بررسي كنيم و ببينيم چه كسي چه كاركردي داشته است.
در جنگ نرم صاحب تجربه خاصي نيستيم
رامين ادامه داد: به نظر مي‌رسد ما در اين جنگ نرم صاحب تجربه خاصي نيستيم و بايد با تجربيات جنگ نرم غرب در ساير جا‌ها آشنا شده و بعد با استعداد عظيمي كه در ملت ايران و نخبگان رسانه‌يي داريم، راهكارهاي اساسي، جامع و مانع را براي مقابله با آن طراحي كنيم.
لزوم بررسي استراتژي رسانه‌هاي داخلي براي مقابله با جنگ نرم
وي گفت: بررسي استراتژي رسانه‌هاي داخلي براي مقابله با جنگ نرم از مواردي است كه لازم است با دقت و جامعيت بررسي كنيم و چه بسا نخبگان فكري و رسانه‌يي ما بتوانند حرف و طرح تازه‌اي در اين عرصه براي افكار عمومي جهان ارائه دهند و نه فقط افكار عمومي ايران را مصونيت بخشند بلكه افكار عمومي ساير جهان را در برابر صهيونيست‌ها مصنويت بخشند.
او گفت: اين همايش نخستين اقدام معاونت مطبوعاتي و اطلاع‌رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در بررسي موضوع جنگ رسانه‌يي است و مي‌تواند سرآغازي باشد براي تمايلات و تحقيقات و پژوهشي‌هاي جامع كه رسانه‌هاي ما به آن نيازمند است.
وي اظهار اميدواري كرد كه در اين همايش، همفكري همه صاحبنظران در حوزه رسانه و در حوزه‌هاي سياسي و تبليغاتي، فرهنگي و فكري وجود داشته باشد تا بشود كار مفيدي را از دل آن استخراج كرده و اين گونه نباشد كه غربي‌ها خود جنگ رواني را راه انداخته و مختصات آن را هم تعيين كنند.
به گفته او جنگ نرم يك مقوله تازه‌اي نيست بلكه از ابتداي خلقت انسان وجود دارد و خداوند متعال فصل بزرگي از قرآن مجيد را به دشمن‌شناسي، دشمن‌گريزي، دشمن‌ستيزي اختصاص داده و حتي در دعاهاي امامان معصوم (ع) نيز اين مقوله وجود دارد.
رامين گفت: غربي‌ها تا جايي كه من مي‌شناسم به دليل اين‌كه سياستشان را خارج از ديانت، معونيت و اخلاق و فضايل انساني تعريف كردند، براي ايجاد هر فن‌آوري و تكنولوژي يك تعريف استعمارگرايانه و سلطه‌طلبانه دارند، يعني اگر به عنوان مثال هواپيمايي را توليد كنند، ابتدا اين هواپيما را به عنوان يك وسيله تهاجمي و جنگي براي سلطه بر ديگر كشورها استفاده مي‌كنند و درواقع هدف اولي خود را براي سلطه‌طلبي فراهم مي‌كنند.
وي تصريح كرد: اين فن‌آوري، محصول دانش بشري است و اختصاصي به شرق و غرب عالم ندارد و ما بايد با ابزار مدرن در رسانه‌ها بتوانيم تعريف انساني، ‌اخلاقي و خداپسندانه ارائه دهيم كه تاكنون غربي‌ها از اين پرهيز داشتند كه هر نوع بهره‌مندي مفيد و سالم براي رسانه‌ها و براي ديگر ملت‌هاي جهان به نوعي محروم كردند.
جنگ رسانه‌يي جلوي پيشرفت‌هاي علمي ما را گرفت
وي گفت: غربي‌ها مقوله جنگ نرم را از طريق رسانه‌ها به عنوان يك مقدمه براي جنگ نظامي خود تلقي مي‌كنند و هر وقت مي‌خواهند جنگ نظامي خود را توجيه كنند، از جنگ نرم بهره مي‌گيرند و از طريق جنگ رسانه‌يي جلوي پيشرفت‌هاي علمي و اقتدار و امنيت سياسي ما را گرفتند.
او تصريح كرد: بنابراين ابزار رسانه براي كشورهاي مثلث شامل آمريكا، اسرائيل و انگليس به‌طور كامل در جهت تخريب افكار و عقايد و تضعيف بنيان‌هاي فكري و عقيدتي و تحريف حقايق و واقعيات به كار برده مي‌شود.
رامين با تاكيد بر اين كه آن‌ها، دشمنان بشريت هستند اظهار كرد: امروز اين دشمنان بر همين اساس حركت مي‌كنند، بنابراين تشخيص اين جنگ يكي از وظايف رسانه‌هاي ماست كه بايد شيوه‌ها و شگردها دشمنان بشريت بشناسند و راهكارهاي مقابله با آن را پيدا كنند.
بايد جنگ نرم رسانه‌ها را به‌عنوان واقعيت بپذيريم
او يادآور شد: مراحل مختلفي براي مقابله با جنگ نرم رسانه‌هاي غرب داريم؛ در ابتدا بايد جنگ نرم رسانه‌هاي غربي را به عنوان واقعيت بپذيريم و آمادگي خودمان را براي مقابله به رسميت بشناسيم و پس از آن با مشورت هم‌فكري با هم، راهكارهاي مختلف طراحي و اجرا كنيم.
وي ادامه داد: به عنوان مثال شايد منطقه آسياي ميانه و خاورميانه خبرسازترين منطقه جهان باشد اما مي‌بينيم كه كشورهاي همسايه و منطقه غالبا از همديگر خبر دريافت نمي‌كنند بلكه خبرهاي در مورد آن‌ها از خبرگزاري‌هاي بيگانه‌ با آن‌ها منتشر مي‌شود. يعني آمريكا، ‌انگليس و فرانسه بيش‌ترين خبرها را از منطقه ما به خود ما مي‌دهند و اين كاري است كه بايد اصلاح شود.
لزوم همكاري گسترده رسانه‌هاي جهان اسلام
او با بيان اينكه رسانه‌هاي ما در جهان اسلام و خاورميانه بايد همكاري‌هاي گسترده‌اي را با هم تعريف كنند و اين همكاري‌ها را گسترش دهند گفت: بحث ديگر اين است كه ما درباره جنگ نرم تجربيات موفقي را در كشورهاي ديگر كه توسط آمريكا، اسرائيل و انگليس اجرا شده در اختيار داريم، همچنين در كنار اين تجربيات، تجربه‌هاي ناموفق آن‌ها را هم داريم كه عليرغم ‌آسيب‌هاي جدي كه به ما وارد كرده و فرهنگ و ملي نظام اسلامي‌مان را خدشه‌دار كرده‌اند اما به خاطر دورانديشي رهبر انقلاب و صلابت مردمان در اين جنگ نرم، آشكارا شكست خوردند و شايد اين اولين شكست رسانه‌هاي غربي بود و بايد از اين‌ها استفاده كنيم و بيداري و هوشياري در رسانه‌هايمان بيش از گذشته فراهم شود.
وي ادامه داد: ما در شناسايي دشمن بشريت، مثلث شيطاني را مي‌بينيم، قطعا اين مثلث پيراموني دارد كه پيرامون آن در بسياري از جوامع ديگر هم بروز و ظهور دارد؛ ما بحثمان زبان يا عنوان يك كشور خاصي نيست زيرا در حال حاضر ممكن است رسانه‌هاي صهيونيستي به زبان عربي، فارسي و يا انگليسي مجله و يا رسانه داشته باشند؛ بنابراين بايد ماهيت دشمن را در تقابل بشريت، اخلاق و فضايل انساني شناسايي كنيم و در مقابل آن جبهه حق‌طلبان عدالت‌گرايان و خيرخواهان بشريت را تشكيل دهيم و اين جبهه مرز جغرافيايي نمي‌شناسد.
بخشي از جامعه رسانه‌يي داخل جنگ رسانه‌يي غرب را جدي نگرفتند
رامين در ادامه سخنان خود اظهار كرد: علت واگرايي كه امروز در رسانه‌هاي ما به ويژه طي چند ساله گذشته احساس مي‌شود، اين است كه بخشي از جامعه رسانه‌يي در داخل كشور ما جنگ رسانه‌هاي غربي را جدي نگرفتند و به جاي پرداختن به دشمنان جهانيف به رقابت و جنگ خصمانه در داخل كشور روي آوردند.
به گفته او اگر دشمن مشترك ملت ايران براي بخش‌هايي از رسانه‌ها و نخبگان ما آشكار شود، در آن زمان است كه همه دست در دست هم براي حفظ هويت اسلامي و اصالت انساني و فرهنگ خودمان در مقابل دشمن بشريت خواهيم ايستاد. لذا نخستين كار ما در معاونت مطبوعاتي شناسايي دشمنان مشترك ملت ايران و امت اسلام است كه اگر اين‌ها را بشناسيم ديگر خودمان براي خودمان دشمن نمي‌تراشيم.
معاون امور مطبوعاتي و اطلاع‌رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرد: اگر عملكرد مطبوعات و رسانه‌هاي ما در مقابل جنگ نرم غرب موفق بود، بنده به اين معاونت نمي‌آمدم.
وي با اشاره به همايش استراتژي رسانه‌هاي داخلي مقابل جنگ نرم گفت: كارگروه‌هاي مختلفي براي همايش يك روزه تعيين شده كه اين همايش در تاريخ ششم بهمن‌ماه در تالار همايش‌هاي سازمان صدا و سيما برگزار مي‌شود و شخصيت‌هاي مختلف و افراد و حقيقي و حقوقي در‌ آن حضور دارند؛ در كارگروه‌ها نيز افراد صاحب‌نظر و صاحب رسانه حضور دارند و از اهل رسانه نيز براي حضور در همايش و يا ارائه مقالات دعوت شده است.


ISNA - 01-16-2010 - 88/10/26 - سرويس: / رسانه / شماره خبر: 1474776

49:

برادر عزیز یا خواهر عزیز
آمریکا و انگلیس در طول تاریخ چند صد ساله اخیر ( البته آمریکا دیرتر تشکیل شد ) خود ثابت کرده اند نه تنها با ایران بلکه با اسلام و کشورهای اسلامی ونیز کشورهای جهان سوم دشمن هستند . عده ای معتقدند این دشمنی در واقع برای تأمین منافع اقتصادی است یعنی آمریکا و انگلیس برای هر چه بیشتر ثروتمند تر شدن و پیشرفت بیشتر کردن ناچار هستند منابع کشورهای جهان سوم را غارت کنند . ناچار ند بکشند و کشته شوند . ایا کسی می تواند انکار کند که آمریکا در ویتنام میلیون ها آدم را کشت ؟
این وضع تنها مختص ویتنام نیست تقریبا در هیچ جای دنیا جنگی نمی بینید مگر اینکه آمریکاو انگلیس به نوعی در آن درگیر و یا دخیل باشند . و کمتر مواردی هست که این دخالتها قابل اثبات نباشد .
ما غول نمی سازیم بلکه غول وجود دارد غولی که در دهها کشور جهان به طور مستقیم آدم کشته است . و آدم می کشد . کوچک نشان دادن خطر آمریکا و یا منحرف کردن اذهان از آمریکا موجب خواهد شد ما مستعمره بشویم .
خطر چین و روسیه و پیشرفت های اقتصادی چین و... وجود دارد اما در برابر خطر آمریکا خطر به شمار نمی رود . البته چین در حال تبدیل شدن به غول اقتصادی است این غول اقتصادی در تمام جهان حتی آمریکا و اروپا هم در حال تصرف بازارها است .همه جهان همزمان دارند ضربه می خورند و بازرهایشان به نفع چین در حال زیان دهی است . این موضوع هم به بحث تجارت جهانی بر می گردد و در جای خود بحث مهمی است . قطعا دولتمردان کشور باید برای نابود نشدن صنایع کشورمان بدست تولیدات چین برنامه ریزی کنند .ضمن اینکه این بحث ئکه شما در حال پی گیری آن هستید بحث جنگ نرم نیست .حتی اگر شما ادعا کنید این هم بخشی از جنگ نرم است باز هیچ کدام از این موارد موجب نمی شود که ما خطر آمریکا و جنگ نرم او را نادیده بگیریم . البته بدلیل وجود جنگ نرم نیز نباید از اقتصاد چین غافل شویم همانگونه که نباید جنگ سخت و نیمه سخت را فراموش کنیم چه اینکه اکنون ما در بخشی از کردستان و بلوچستان با جنگ نیمه سخت روبرو هستیم .

50:

دوست عزيز
از ابتداي جستار شما داد ميزنم كه استعمارگر به جهت داشتن منابع دست از سر ما بر نميدارد و دولتهاي جهان سوم عموما دست نشانده و از حمايت استعمارگر برخوردارند مگر زمانيكه بخواهند جلوي ارباب خود قد علم كنند و آنوقت چون سطح آگاهي مردم بالا نيست عليه يكديگر برمي خيزند (بخشي در قالب مخالف و مابقي در جناح موافق). و هيچكدام هم نميدانند واقعا چه ميخواهند؟ فقط ميخواهند كه مخالفشان نباشد. صحبت اولم از صلح بود و هنوز هم بر آن پافشاري ميكنم. صلح بهتر از جنگ است! ما آنقدر قدرت نداريم كه در مقابل امريكا بايستيم و از طرفي نبايد فريب روسيه را بخوريم! حاكمان فعلي هم براي حفظ موقعيت خود دست به هر جنايتي ميزنند! پس ما در اين بين چه كنيم؟
اگر به وضعيت فعلي ادامه دهيم امريكا (استعمار زرد چون طلا خرج ميكند) مي آيد تا منافعي ببرد اما ازين آمدنها علم و عمل ما پيشرفت كند بهتر است يا اينكه انگليس و روسيه بيايند و نهايت ما را مسخره كنند و بروند! توجه كنيد هميشه ما با داشتن منابع بين اينها ميچرخيم و تا زماني كه نخواهيم عليه آنها اقدامي كنيم آشوب و بلوايي نيست!

نظام همسانپروري كه بديد من اشعابي از كمونيست است باعث هدر رفت سرمايه ها و خاموش شدن انگيزه ها در محيط هاي رقابتي ميگردد. ممكن است پس از مدتي دولت ناچار به تامين اقتصاد خود از ملت شده و اين چرخه تا خط فقر شديد عمومي پيش خواهد رفت. در بين كشورهاي متمايل به كمونيست چين به جهت داشتن منبع انساني فراوان و پائين بودن دستمزد و همچنين شيوه زندگاني مردم (اتحاد احزاب، احترام به فرهنگها، عدم استفاده از دين در كار) توانسته ازين بحران نجات يافته و غول اقتصاد گردد. بقيه كشورهاي كم جمعيت كمونيستي دچار بحران و آشوبهاي داخلي اند.
نظام سرمايه داري استفاده از افراد در ازاي كار مفيد است. يعني تا كار نكني پول خبري نيست. بالطبع خاصيت تنپروري و سوء استفاده از زيردستان به انضمام حماقت، دزدي و اسرافكاري باعث خواهد شد تا فسادمالي افزايش يابد منتهي اگر سعي براين باشد تا دروغ از جامعه ما رخت ببندد خودبخود همه چيز اصلاح خواهد شد.
اسلام خالي از اشكال نيست و چه بهتر كه علماي اين علم عوض پافشاري بر درستي آيات و قوانين اين دين سعي در تصحيح دستورات اساسي دين داشته باشند. لاجرم اگر لازم باشد كتاب اصلي دين نيز تغيير خواهد كرد اين تغيير ميتواند به نرمي و در مقابله با جنگ نرم رخ بدهد!
در مورد امريكا ديگر دفاعي نميكنم منتهي نميتوانم ببينم كه واقعيت را به نفع حكام تغيير دهيد! امريكا ارباب زورگويي نيست و به زيرمجموعه اش كمك ميكند! كمك به هائيتي و...

51:

دوست من
در سراسر جهان تقریبا یک جنگ نیست که نتوان نقش آمریکا را در آن مستقیم یا غیر مستقیم اثبات کرد .
اهداف آمریکا در هائیتی هم کاملا مشکوک است از نظر شخص بنده حتی زلزله اش هم مشکوک است . اما آنچه که عجیب است وفعلا با سند قابل بیان ، خود مقامات هائیتی هم حرکت مشکوک آمریکا را درک کرده اند بخوانید :
به گزارش فارس به نقل از شبكه الجزيره، آمريكا براي نيروهاي نظامي و تجهيزات خود در مناطق زلزله‌زده هائيتي محدوده‌اي امن ايجاد كرده كه بيشتر شبيه منطقه الخضرا در عراق است و هزاران نيروي نظامي آمريكايي در آنجا مستقر شده‌اند.
آمريكا در اين منطقه الخضرا در هائيتي اقدام به پياده‌ كردن هزاران سرباز كرده و تجهيزات بسيار براي آنان فراهم ساخته است.
اين در حالي است كه 8 هواپيماي حامل كمك‌هاي جهاني براي مردم زلزله‌زده هائيتي مجبور به ترك حريم هوايي اين كشور شدند و در فرودگاه مكزيك فرود آمدند.
"پاتريس علي "، وزير دفاع سابق هائيتي، با ابراز نگراني نسبت به تلاش آمريكا براي سلطه‌جويي بر اقدامات امدادي و استقرار سرباز گفت: ما به سرباز نياز نداريم زيرا اينجا جنگ اتفاق نيفتاده است و آنچه در هائيتي اولويت دارد بايد از سوي مردم اين كشور تصميم‌گيري شود.
اين گزارش مي‌افزايد: مردم هائيتي بدون دستيابي به كمك‌هاي جهاني براي نجات باقي‌مانده در آوار ساختمان‌ها تلاش مي‌كنند با اتكا بر نيروهاي امدادي داخلي به هموطنان خود كمك كنند.

52:

ضمن عذرخواهی از اینکه خیلی نمی توانم در سایت باشم امروز مبحث جدیدی در جنگ نرم را شروع می کنیم :
سطوح تهدیدات نرم :
1- سطح راهبردی
2- سطح ملی
شرح مختصر 1-در سطح راهبردی نخبگان هدف هستند .

به عنوان مثال الف _ بخش بزرگی از ایحاد تردید در مورد قرآن ، ائمه ، امام زمان و... در این مبحث می گنجد .
شرح مختصر 2- در سطح ملی مردم هدف تیر دشمن هستندو مورد بمباران فکری قرار می گیرند،

به عنوان مثال ب : برای تأثیر گذاری روی مردم ، از مسائل ملموس و روزمره استفاده شده و با ایجاد تردید در مورد توانایی اسلام آن را غیر کارا معرفی کرده و به مردم می قبولانند که اسلام بهتر است در مساجد و حوزه ها باشد و از دخالت در جامعه باز بماند .
*************************8
فعلا به شیوه ی همیشه مدتی ادامه نمی دهم شاید تا دیگران نیز در بحث شرکت کنند

53:

برادر عزیز
گویا اگر هائیتی منابع نفت و گاز و یا معادن فلزی غنی داشت شک شما به یقین تبدیل میگشت!
وجود نیروهای نظامی در زلزله بم باعث کنترل اوضاع از طرف دولت و جلوگیری از هرج و مرج گردید! اگرچه گاها دیده شده بود که بعضی از همین نیروها بدلیل آموزش ندیدن در مواجهه با حوادث طبیعی درعوض بهبود اوضاع بیشتر به وخامت آن کمک میکردند اما بازهم بودشان به از نبودشان بود!
مقامات جهان سومی به این نمی اندیشند که میتوان با تشکر از کسی یا کسانیکه بخشی از سرمایه ملی اشان را در اختیار آنها قرار میدهند دست دوستی را دراز کنند تا مشکل سریعا حل و سازندگی شروع گردد!
بهتر است به این سوال فکر کنید: آیا بدلیل مشکلات محلی وجود سربازان در آنجا منفعت دارد یا ضرر؟ آنوقت به نتیجه مشابهی جهت استقرار سربازان امریکایی مستقر در عراق یا افغانستان خواهید رسید!

54:

بگذارید تعجب شدید خودم را از حساسیت ویژه شما نسبت به امریکا پنهان نکنم واقعا شما به شدت نسبت به آمریکا حساس هستید چرا نمی دانم ؟
اما بدون اینکه بخواهم قضاوتی در مورد شما داشته باشم . خوب است دقت کنید شما که اهل هائیتی نیستید و از انجا خبر با واسطه دارید در مقابل کسی که خودش اهل هائیتی است و در آن جو حتی در معرض ترور توسط سربازان آمریکائی قرار دارد (که در عراق و افغانستان ثابت کردند از هیچ جنایتی روی گردان نیستند) با وجود این همه ی خطرات را به جان خریده و حضور آمریکا در هائیتی را با نیات خاص و نه به منظورهای بشردوستانه تعریف کرده است .
اما خواهش می کنم بحث را به نقاط غیر مربوط نکشانید اجازه دهید موضوع جنگ نرم را پی گیری کنیم شما در متن مطالب جدی مطلبی غیر مرتبط را به منظور تبرئه آمریکا می آورید .

55:

نظر یکی از دوستان :
ما می‌توانیم مطالعات امنیتی را در حوزه‌ی تهدید به دو دسته گفتمان منفی و گفتمان مثبت تقسیم كنیم. گفتمان منفی، تهدید را به نبود امنیت تعریف می‌كند و امنیت را به نبود تهدید تعریف می‌كند. گفتمان منفی دارای دو موج است؛ موج اول این گفتمان تأكید بر جنبه‌ی نظامی دارد و می‌گوید تهدید یعنی در معرض حمله‌ی نظامی قرار گرفتن یك كشور توسط كشور دیگری و تنها عامل ناامنی را حمله‌ی نظامی می‌داند و اما موج دوم می‌گوید تهدید و عدم امنیت در حمله‌ی نظامی خلاصه نمی‌شود، بلكه در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، علم و فن‌آوری و زیست‌محیطی نیز تهدید وجود دارد.

گفتمان مثبت كه جدیدتر از گفتمان منفی است می‌گوید: امنیت و تهدید دو متغیر وابسته نیست و هر كدام را مستقل می‌داند. در این تعریف، فقدان امنیت تنها فاكتور مورد نیاز تهدید نیست بلكه علاوه بر آن، وجود شرایط مطلوب برای تحقق اهداف و خواسته‌های بیگانه نیز مدنظر است. وقتی جامعه در سطح قابل قبولی برای تحصیل و پاسداری از آرمان‌ها و اخلاقیات و رفتارهای مورد قبول آن جامعه نباشد، هر چند دارای یك تهدید داخلی و خارجی مادی و محسوس نباشد، ممكن است عدم برآوردن نیازهای جامعه و مردم نوعی تهدید باشد.




56:

دوست عزیز من به خواست شما احترام گذاشته و موضوع جدیدی (با عنوان چرا آمریکا؟) باز نمودم! زین پس سعیم براین است که جزو خوانندگان موضوع شما باشم!
اما در پاسخ به شبهه ای که ایجاد کردید من از آنرو حساس گردیدم که دیدم هرآنچه رخداد طبیعی یا غیر طبیعی است به ناف این کشور میبندند و هرچه که برای پوشش اهداف دشمنان این کشور باشد گم میشود یا غیرواقعی خوانده میشود! اساسا از نحوه اداره این کشور به شکل یک امپراطوری مدرن لذت میبرم! ضمنا افراد سازمانهای جاسوسی (که گویا لازمه هر کشور شده اند) بهتر میتوانند به آن نیات مدنظر شما پاسخ دهند تا اعزام سرباز و خرج و مخارج اضافه! تاریخ ثابت کرده همیشه سلطه غیرمستقیم بهتر از سلطه مستقیم جوابگو بوده است!

57:

قسمتی از جنگ نرم در همه جا ایجاد تنش در در آمد مردم واز بین بردن کسب وکار مردم وایجاد بی کاریست

58:

البته از مثالهای معتبر واعیان آن شر کتهای هر می هستند تا با در آمد های کاذب وکسب وکار کاذب ریشه اقتصاد را خوشکانده وایجاد جوی ناراضی در دراز مدت بنمایند

59:

شخصی که بسیار در خصوص انقلاب مخملی و جنگ نرم مورد توجه است جورج سروس است در اینجا بخشی از سخنان او را می آوریم :
«نقشی که من در ذهن خود برای ایالات متحده می‌پرورانم - یعنی نقش رهبری تلاش‌های جمعی برای بهبود نظام فعلی جهان - آرمانگرایانه است اما غیر واقع گرایانه نیست. در حقیقت این نقش مبتنی بر سنت قدرتمند آرمانگاریی در سیاست خارجی آمریکا است. ایالات متحده در میان قدرت‌های بزرگ از لحاظ تعهد به اصول جهان‌شمول که به نحو درخشانی در اعلامیه استقلال تبیین شده و در منشور آتلانتیک مورد تأکید قرار گرفته (و پس از آن نیز در مقدمه منشور سازمان ملل متحده منعکس گرددیده)، بی‌نظیر بوده است. حتی هنری کیسینجر هم که از چهره‌های شاخص واقع گرایی سیاسی به شمار می‌رود به «استثنایی بودن نقش آمریکا» اذعان دارد. منظور وی از این مطلب آن است که ایالات متحده بیش از هر کشور دیگری سیاست خارجی خود را بر پایه اصول بنا می‌کند.
در جنگ جهانی دوم، آمریکا به خاطر حفظ دموکراسی و حقوق بشر جنگید اگر چه در آن زمان اصطلاح حقوق بشر به اندازه دوران پس از جنگ رایج نبود. اهداف آمریکا در جنگ به طرز گسترده‌ای مورد حمایت مردم اروپا قرار داشت و آمریکا نقش خود را به عنوان حامی آزادی و دموکراسی همچنان حفظ کرد. پس از خاتمه جنگ، آمریکا این روحیه را همچنان حفظ کرد. ائتلاف ایالات متحده با اتحاد شوروی از آن جهت در هم شکست که شوروی نفوذ آن قرار گرفتند به کشورهای اقماری خود مبدل ساخت. رضایت روزولت به تقسیم اروپا در یالتا به عنوان یک نقطه تاریک در تاریخ آمریکا باقی مانده است. طرح مارشال یک برنامه جسورانه و سخاوتمندانه بود، اگر ایالات متحده می‌توانست چیزی شبیه این طرح را در دوران حاضر نیز پیاده کند، نقش رهبری مسئولانه‌ای را که من از آن حمایت می‌کنم دوباره به دست می‌اورد.
البته این مطلب جای بحث دارد که طرح مارشال آن گونه که به نظر می‌رسیدفداکارانه نبود. در آن زمان اروپا با این خطر مواجه بود که به دام سلطه اتحاد شوروی بیفتد و صنایع آمریکا نیز به شدت به بازارهای خارجی احتیاج داشتند. اما نقشی که من برای ایالات متحده در ذهن دارم مبتنی بر فداکاری نیست بلکه نوعی حفظ منافع توآم با روشنگری است. با این معیار، می‌توان گفت: که طرح مارشال به خوبی به اهداف خود نائل گردید.»
رؤیای برتری آمریکایی، نوشته جورج سورس؛ ترجمه لطف‌الله میثمی. تهران: صمدیه، 1383صفحه139 و140

60:

به نقل از دکتر اطاعت که در برنامه رو به فردا :

در ارتباط با انقلاب مخملی صحبت کردن

و بیان داشتن انقلاب مخملی اصولا در کشورهایی صورت میگیرد

که دیکتاتوری یا کمونیستی باشد

و وقتی ما میپذیریم که در انقلاب ما قرار بود انقلاب مخملی از نوع سبز

بپا کنن توسط دشمن

یعنی تلویحا پذیرفته ایم که در ایران جمهوری و دموکراسی نداریم

پس از آن مبحثی آغاز شد

به نام جنگ نرم

جنگ نرم با چه کسانی

جنگ یعنی خشونت

اگر ما اعتقاد داریم که در انقلابی زندگی میکنیم

که در آن جمهوریت وجود دارد

و اسلامیت نیز به صورت کامل اجرا میشود

و همه چیز در جای خود قرار دارد

پس چه نیاز به جنگ نرم

جنگ نرم چرا؟

جنگ نرم در جمهوری اسلامی ایران چرا باید صورت گیرد؟

مگه مردم از سیاستهای حکومت ناراحت هستن؟

مگه مردم از وضع اقتصاد ناراحت هستن؟

مگه اصلا کلا کسی ناراحت هست؟

که حالا بخواهن کشورهای دیگر برای ما نقشه بریزن

که جنگ نرم راه بیندازن؟


....

61:


متوجه نشدم این که از یک نفر دیگر نقل کرده اید یعنی خواسته اید فقط اطلاع رسانی کنید یا درستی مطلب را با اتکای به مدرک دکترای آن آقا اثبات کنید یا چیز دیگر. اما برای اطلاع همان ایشان که این حرفها را زده اند، عرض کنم که
چه کسی گفته کودتای نرم یا جنگ نرم یا آنطور که برخی دوست دارند بگویند انقلاب مخملی (که نه انقلاب است و نه مخملی) فقط در اینگونه کشورها رخ میدهد؟ با چه مبنایی؟ با چه استدلالی؟

2. راستی این دیگر بدیهی است که جنگ فقط به معنای خشونت نیست، بلکه میتواند نظامی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی باشد که به جز در مورد اول هیچکدام خشونت آمیز نیستند و اتفاقاً‌ خیلی هم خوش آب و رنگند.

62:

جناب علی عماد:

شما میتوانید به این سوالات من پاسخ دهید؟
1-انقلاب مخملی یعنی چه؟
2-انقلاب مخملی چرا اتفاق می افتد؟
3-انقلاب مخملی در چه کشورهایی صورت میگیرد؟
4-چرا باید در یک کشور انقلاب مخملی صورت گیرد؟
5-چرا مردم با انقلاب مخملی همراه میشون؟


و در مورد جنگ نرم:
1-جنگ نرم را در چه کشورهایی اتفاق می افتد؟
2-جنگ نرم از چه نقاط ضعفی استفاده میکند؟




63:

هرچند بهتر بود پرسش من را با پرسش جواب نمیدادید، اما اشکالی ندارد، بی پاسخ ماندن سوالهای ما در گفتگو با شما و دوستانتان چیزی نیست که برایم عجیب باشد.

و اما سوالهای شما...

راستش توقع این بود کسی که وارد یک جستار با یک موضوع میشود، اولیات را بداند،‌ ولی به نظر میرسد برای شما اینطور نیست. چون اگر واقعاً پاسخ این سوالها را نمیدانید، به نظرم قبل از ورود به جستار، کمی مطالعه کمکتان بکند، مگر اینکه صرفاً‌ برای روکم کنی و ساکت کردن بنده اینها را پرسیده باشید که این هم اصلاً شایسته شما نیست.

به هر حال برای این که شما یا هر دوست دیگری که این مطلب را میخواند و ممکن است برایش مفید باشد، عرض میکنم که:

1. انقلاب مخملی نامی است رسانه ای برای فرآیندی که طی آن دولت یا نظام سیاسی یک کشور سرنگون و با یک دولت یا نظام دیگر جایگزین میشود. نیازی به تذکر نیست که معنای نظام سیاسی با دولت متفاوت است. همانطور که تجربه چکسلواکی منجر به تغییر نظام (از کمونیستی به کاپیتالیستی) شد ولی در اوکراین و قرقیزستان و گرجستان فقط به تغییر دولتها انجامید. رسانه ها بعضاً از آن به انقلاب رنگی یا‌ انقلاب گلی هم یاد میکنند. اما با توجه به تعریف مشخص و دقیق انقلاب در علوم سیاسی و جامعه شناسی انقلاب، اطلاق این واژه درست نیست، بلکه بیشتر در قالب کودتا جای میگیرد. البته یکی از وِیژگی های کودتا خشونت است و برعکس غیرخشونت آمیز بودن، یکی از ویژگی های این موضوع، به همین خاطر بهتر است از آن به نام کودتای نرم یاد کنیم. کلاً انقلاب مخملی یکی از تاکتیکهای جنگ نرم است.

این واژه کلاً بعد از سرنگونی نظام کمونیستی چکسلواکی بر سر زبان ها افتاد. و اگر ایران را آخرین میدان آزمایش آن بدانیم، مجموعاً پنج شش بار در دنیا رخ داده است (که موارد اول آن موفقیت آمیز بود ولی خوشبختانه مورد ایران شکست خورد)


2. اینکه چرا اتفاق می افتد اصلاً سوال درستی نیست. کودتای نرم به همان دلیلی رخ میدهد که جنگ رخ میدهد. دشمنی یک کشور با دیگری، موجب میشود که از همه ابزارها برای براندازی دولت آن کشور استفاده کند و کودتای نرم هم یکی از این ابزارهاست.

3. اینکه در چه کشورهایی صورت میگیرد هم سوال نادرستی است. چون مانند این است که بپرسید جنگ علیه چه کشورهایی صورت میگیرد.

4. هیچ بایدی وجود ندارد. نمیتوانید بگویید در یک کشور کودتای نرم باید اتفاق بیافتد.

5. یکی از مهمترین ارکان رخ دادن کودتای نرم، استفاده از رسانه ها برای همراه کردن افکار عمومی است. طبیعی است که با حجم پروپاگاندای انجام شده برای اجرای این پروژه، در برهه ای افکار عمومی با آن همراه میشوند، اما همانطور که تجربه سایر کشورهای هدف (به جز گرجستان، سایر دولتهایی که با این ترفند روی کار آمده اند، در تحقق اهدافشان ناکام مانده اند) و نیز ایران نشان داد، پس از مدتی و با آرام شدن فضا این حمایت افکار عمومی هم از دست میرود.

6. سوال شش یا سوال یک بخش دوم هم که تکراری است. شما عادت دارید یک سوال را به چند شیوه بپرسید؟

7. این سوال هم اشتباه است. از هر نقطه ضعفی که بتواند. و حتی نقطه ضعف ایجاد میکند تا از آن استفاده کند.

64:

یکی برا من این جنگ نرم رو باز کنه

65:

از کدام جنگ نرم صحبت میکنید؟؟


کشور ما از سالها پیش در چنگال استعمارگر انگلیس اسیر بوده و هست


یعنی شما واقعا فکر میکنید استعمار به تازگی وارد کشور ما شده یا دارد میشود؟


خیلی ها منکر این نمیشوند در پشت پرده روی کار امدن جمهوری اسلامی دست انگلیس هم در کار بوده


مثل شاه که عنصر انگلیس بود . اما وقتی استعمارگر فهمید که مردم ایران سطح اگاهیشان رشد کرده و خواستار دموکراسی ، جمهوری،استقلال و پیشرفت هستند و خواهان روحی تازه(مذهب) و( کلا خواستار تغییر) هستند مهره های جدید خود را به نام جبهه مذهبی با ادبیاتی جدید(ادبیات اسلامی)و شعارهای جدید(ازادی و استقلال و.........)و (مرگ بر امریکا و انگلیس و........)روی کار اورد تا مردم ما که همیشه فریب تغییرات را میخورند و تغییر را به معنای بهتر شدن و خوب شدن میدانند لختی ارام گیرند



اکنون هم وضع بدین گونه شده مردم ما اکنون در دهه سوم این حکومت باز به ستوه امده اند. باز نخبگان به پا خواستند و از نابودی کشور و استقلال و ازادی سخن میگویند .دیگر نمیتوان با ادبیات 30 سال پیش و با دشمن تراشی های بیخودی و تمام بدبختی های مملکت را بر گردن دشمنان خارجی انداختن و شعارهای بی هدف مرگ بر امریکا و..........حکومت را اداره کرد. باز هم مردم خواهان تغییرند.



البته این حکومت خیلی سعی میکند به بهانه های مختلف از جمله بازی با احساسات مذهبی مردم (مانند اهانت به روز عاشورا و یا پاره کردن قران)مردم را به خیابانها کشانده(ولی در اصل برای حمایت از واایت فقیه شان و مشروعیت حکومتشان) تا به دنیا و استعمارگر نشان دهند مردم هنوز هم پشت ولایت فقیه هستند و انان که دم از تغییر میزنند عده بسیار کم که مورد تنفر اکثریت ایران هستند میباشد و......


اما استعمارگر باز هم نگران است و از رشد درک و فهم مردم وحشت دارد


استعمارگر هیچ ابایی از کشته شدن مردم یا حتی روی کار امدن یک مهره های جدید و انقلابی تازه ندارد



اما اینجاست که اهمیت نقش مردم ما پررنگ میشود مردم ما خوب میدانند که یک انقلاب جدید هیچ چیزی را عوض نمیکند مطلقا هیچ چیزی را


به نظر من اگر بنا باشد تغییر یا اصلاحاتی صورت گیرد بهتر است در قالب همین حکومت صورت گیرد و بهانه ای دست کشورهای دیگر داده نشود که انها به جای ما تصمیم بگیرند


66:

اول از اینکه سوالهای من را پاسخ دادید سپاسگزارم
دوم اینکه در رابطه با این مطلب که فرموده بودید برای ورود به هر جستار باید یک
اطلاعات اولی داشته باشیم کاملا متین
اما فرایند به وجود امدن این تالارها یکی از ملاحظاتشان برای
متوجه شدن با نقطه نظرات سایر دوستان می باشد
و آگاهی بیشتر پیدا کردن در ارتباط با موضوعات
اگه همه فکر کنن که عالم دهر هستن که بحث کردن چه فایده دارد
مبنای این بحثها ایجاد زمینه برای مطالعه بیشتر می باشد
و اینکه من چرا این سوالها را پرسیدم نیتم دانستن نقطه نظرات شما بود؟
سوم در هر بحث و گفتمانی اگه تصور این باشد که کسی که سوال میکند
و یا کسی که پاسخ میدهد هدفش برای به قول عامیانه رو کم کنی باشه
دیگه این بحث نیست
ببخشید کل کل میشود
که در فرهنگ مباحثه جایی ندارد
چهارم درباره توضیح اول شما در ارتباط با جنگ نرم و کودتای نرم
کاملا با توضیح و تفسیر شما موافق هستم
و مطلب تقریبا به صورت صحیح و واضح بود
و در این موضوع با هم وحدت در مفهوم داریم

شما فرمودید در ایران به شکست خورد
سوال من این بود که چرا در ایران؟
چرا باید در فضای سیاسی انقلابی که به رهبری حضرت امام
صورت گرفت هم اینک بعد از سی سال
یک کودتای نرم یا انقلاب مخملی یا هر چیز دیگر که میتوان نامید اتفاق بیفته
چه اتفاقی بعد از سی سال به وجود آمده ؟

مگه مردم ما همان مردمی نبودن که 99 درصد به جمهوری اسلامی رای دادن
چرا انحراف به وجود میاد؟
چرا مردم باید یک تظاهرات در روز 25 خرداد انجام بدن؟

ایا فکر میکنید مردم ما اینقدر به راحتی تحت تاثیر حرفها و نظرات
برخی گروههای خواص قرار میگرن؟
اگه اینطور باشد
که باید به خیلی از اتفاقهایی که به صورت موافق در این انقلاب صورت گرفته
شک کرد چرا که باید بر اساس احساسات و یا تحت تاثیر نظراتی باشد
که خودشان اصلا در ارتباط با آنها فکر نکرده ان

اگه شما فکر میکنید که جنگ نرم دلیلش دشمنی باشد با کشور ما
خوب مردم ما در جنگ تحمیلی آزمون خود را پس داده بودن
نه فقط در این جنگ
که در خیلی از اتفاقات به وجود آمده از سوی کشورهای بیگانه مقابله کردن
پس چطور میشود که به قول خیلی ها به حرف کشورهای بیگانه گوش میدهن
اینها همان مردمی هستن که هر وقت آمریکاییها و سایر کشورها
دخالت میکردن مردم ما در مقابل آنها می ایستادن
پس چرا اینگونه میشود
حتی اگر شما بگوئید که اینها حداقل باشن
همین حداقل هم وجود دارن
و همان کسانی هستن که در انتخابات رای دادن





67:

اقاي عماد طوري پاسخ گفته اي كه انگار نظام كاپيتاليستي انتهاي نظام ها و نظامي است كه اگر نظام غير ان به ان تبديل شود ديگر احتمال انقلاب ندارد .
حداكثر دولتي تغيير مي كند .
اگر اين موضوع را يك واقعيت مي داني به نظرت چرا اينطور در حال حاضر مي شود ؟
ايا احتمالش را مي دهي كه در حال حاضر يك نظام كاپيتاليستي دچار انقلاب شود
اگر نه .چرا ؟اگر اري.مثلا در كدام كشور و نتيجه انقلاب در ان چه نظامي خواهد بود؟
(طبيعتا من طرفدار نظام كاپيتاليستي نيستم .ولي خواستم با طرح اين سوال يك مبحث ديگري را باز كنم تا حدي)

68:

ان خيلي ها چه كساني هستند ؟
خوب است خودتان نوشته ايد كه وقتي استعمار گر فهميد كه مردم خواهان چه چيزي هستند مهر هاي جديد اورد تا شعار مرگ بر انگليس بدهند .خوب خود استعمار گر دولتي بر سر كار بياورد كه اوج دشمني را با ان استعمار گر داشته باشد ؟

ضمنا لختي ارام گرفتن يعني چه؟
اگر ارام گرفتن يعني حكومتي كه ضد انگليس باشد كه خوب استعمارگر بايد داراي اوج بلاهت باشد

69:

چرا بعد از 25 سال از رحلت پيامبر(ص)كه گذشته بود مردم ديگر ان مردمي نبودند (اكثرشان )كه در بدر و خيبر عمل مي كردند ؟
چه شد كه پس از 50سال نوه پيامبر (ص) را سر بريدند ؟
خوب براي انكه عده اي به دنبال دنيا رفته بودند .
عده اي ضعف دين داشتند .
عده اي هم استحاله شده بودند .
عده اي هم قدرت طلب بودند و چشم طمع در كسي داشتند كه در صورت قوي شدن به انها مقام يا حداقل مال بدهد .
عايشه را ببينيد .طلحه و زبير را ببينيد .معاويه ملعون را ببينيد .پسر خبيث معاويه (لعنت الله عليه)را ببينيد .

70:

بگذارید یک مثال بزنم.
حضرت موسی، به عنوان یک پیامبر معصوم و اولوالعزم با همکاری یک پیامبر معصوم دیگر، سالها روی قوم بنی اسراییل کار تربیتی انجام میدهد و آنقدر در کارش موفق است که میتواند جمعیتی نزدیک به ششصدهزار نفر را با یک سازماندهی دقیق از قلمرو حاکم مقتدری مانند فرعون فراری بدهد. در این فرآیند این قوم با معجزات فراوان و آشکاری روبرو میشوند که به نظر میرسد دیدن یکی از آنها هم برای ایمان یقینی آوردن کافی باشد.
حضرت موسی برای انجام یک ماموریت، قومش را ترک میکند و یک پیامبر معصوم (حضرت هارون) را به جای خود به فرماندهی باقی میگذارد. این ماموریت قرار است یک ماه طول بکشد اما بازگشت ایشان به هر دلیلی ده روز به تاخیر می انجامد.

در این چهل روز چه میشود؟


اکثریت قومی خداپرست که دو پیامبر معصوم آنها را سازماندهی و تربیت کرده اند، چندین معجزه بزرگ و بی نظیر دیده اند، سازماندهی دقیق و کاملی دیده اند، منحرف میشوند. این انحراف فقط انحراف در فرعیات نیست. این قوم رسماً گوساله پرست میشوند. یعنی همه آنچه تا بحال فراگرفته اند و داشته اند،‌ هیچ.

و اما برگردیم به سوال شما در مورد اینکه چرا ایران.
وقتی در مورد یک ملت تاریخی که به اعتبار روایت قرآن، از آن اطلاعات دقیق و تردیدناپذیری داریم، چنین چرخشی ممکن میشود، در ایران چرا نشود؟
اینکه ممکن است افکار عمومی برای برهه ای اشتباه کند، هیچ ربطی به انقلاب و امام و اسلام ندارد. اگر امام خمینی معصوم میبود و زنده هم میبود و معجزه هم داشت، باز هم چنین اتفاقی ممکن بود، در حالی که هیچ کدام از اینها نیست. تازه آنچه رخ داده، اصل به قد و قواره آن مثال تاریخی است. اگر از گروه اندک معارض (که میخواستند و میخواهند همان کودتای نرم را اجرا کنند) صرف نظر کنیم، بقیه عقبه افکار عمومی این حرکت، چند وقتی هست که دیگر با او همراهی نمیکنند و این یعنی همان شکست.

.
نوشته اصلي بوسيله mehdi313 نمايش نوشته ها
اقاي عماد طوري پاسخ گفته اي كه انگار نظام كاپيتاليستي انتهاي نظام ها و نظامي است كه اگر نظام غير ان به ان تبديل شود ديگر احتمال انقلاب ندارد .
حداكثر دولتي تغيير مي كند .
اگر اين موضوع را يك واقعيت مي داني به نظرت چرا اينطور در حال حاضر مي شود ؟
ايا احتمالش را مي دهي كه در حال حاضر يك نظام كاپيتاليستي دچار انقلاب شود
اگر نه .چرا ؟اگر اري.مثلا در كدام كشور و نتيجه انقلاب در ان چه نظامي خواهد بود؟
(طبيعتا من طرفدار نظام كاپيتاليستي نيستم .ولي خواستم با طرح اين سوال يك مبحث ديگري را باز كنم تا حدي)
راستش فکر میکنم شما متوجه عرض بنده نشدید.
از کجای مطلب بنده چنین برداشتی کرده اید که نظام کاپیتالیستی انتهای نظامهاست و دیگر امکان انقلاب ندارد؟

برادر عزیز، مطلب بنده به صورت خاص در مورد پدیده ای به نام انقلاب مخملی بود که چند مصداق مشخص دارد و فقط در مورد همان مصداقها حرف زده ام.

جسارتاً سایر پرسشهای شما ربطی به موضوع ندارد و برای پرهیز از انحراف جستار، پاسخش را موکول میکنم به جستار دیگری.

71:



اینکه اتفاقات پس از انتخابات چه بود، و آیا یک پروسه بود (به قول شما) یا پروژه بود (به قول من) نیاز به تحلیل و ارایه مستندات بیشتری دارد. اگر فرصت و توان بود، شاید جایی دیگر. این جستار صرفاً در مورد جنگ نرم است و بگذارید منحرف نشود.

اما چند نکته:
- موافقم که در ابتدای کار، بخشی از بدنه مردم با این اعتراضات همراه شدند، اما کاملاً مخالفم که آن بنده هنوز هم همراه هستند. به همین دلیل عرض کردم که این پروژه شکست خورد. یعنی افکار عمومی دیگر با آن همراهی نخواهند کرد. 22 بهمن یا هر مناسبت دیگری که بیاید، اگر منصفانه نگاه کنید، به خوبی شما را به این نتیجه خواهد رساند که این مطالبات دیگر در میان قاطبه مردم پیگیری نمیشود.
به عبارت بهتر، گروهی تلاش کردند تا در ایران یک پروژه کودتای نرم را مدیریت کنند (شک ندارم که انتخابات تنها به عنوان بهانه این کار انتخاب شد) و در ابتدا هم به جاهایی رسیدند، اما به سرعت به بن بست رسیدند و جریان متوقف شد.

- با این نکته کاملاً موافقم که مردم ما هرچه میخواهند در چارچوب نظام جمهوری اسلامی است و بزرگترین اشتباه فتنه پردازان این است که فکر میکنند هر حرفی به معنای مطالبه خروج از نظام است.

- با بقیه نکات در مورد نقدپذیری هم موافقم. و باز هم موافقم که عملکرد رسانه ای (دقت کنید میگویم رسانه ای و نه اجرایی و سیاسی) نظام میتوانست بهتر باشد. یعنی به طور خاص صدا و سیما میتوانست بهتر عمل کند و اگر این کار را کرده بود، زودتر به نقطه امروز میرسیدیم.

72:

سوروس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا نیز هست که 4000 عضو شامل اعضای سابق سازمان سیا ، نمایندگان رسانه ها ، سیاستمداران و اشخاص سرشناس دانشگاهی دارد . سوروس در مصاحبه ای در ماه جولای سال 2004 با روزنامه لوس آنجلس گفت : ((من دوست دارم سناریو مشابه به وقایعی که در گرجستان به وقوع پیوسته اند در پنج کشور آسیای مرکزی تکرار شوند ))
ادوارد شوارد نازه رئیس جمهوری سابق گرجستان پس از مجبور شدن به استعفا گفت جورج سورس از جنایت کارانی است که باعث ایجاد تغییر در نظام سیاسی گرجستان شد .
پس از تشکیل دولت جدید گرجستان چهار تن از اعضای دولت شامل وزرای آموزش و پرورش دادگستری ورزش وجوانان وابسته به سوروس بوده اند و سالیان متمادی ضمن آموزش در نزد او نحوه پیاده کردن سیاست های سوروس در گرجستان را فراگرفته اند تأکید سوروس بر وزرائی که یا با جوانان و دانش آموزان کار می کنند و یا در سیستم قضائی فعالند نشان می دهد که سیاست های آمریکا برای تسلط در بسیاری کشورها به گونه ای در حال آزمایش به منظور تغییر است یعنی آمریکا در صدد است که بفهمد آیا از جوانان و فرهنگیان وقضات کشوری می توان برای تسلط بر همان کشور استفاده کرد ؟
روش سوروس به هیچ وجه بر مبنای اعمال فشار و زور از خارج نیست بلکه از داخل و توسط خود مردم بر نخبگانی که قصد جلوگیری از ورود دشمن را دارند فشار وارد می آورد . و آنان را ساقط می کند . اگر قرار است فشاری و اعدامی و زندانی هم باشد صرفا توسط مردم آن کشور بر علیه آن کشور است .
سوروس مبالغ قابل توجهی علاوه بر حقوق دولتی به مقامات بلند پایه اپوزسیون پرداخت کرده است که می توان از پرداخت ماهانه 1500 دلار به میخائیل ساکاشویلی ، زوراب ژوانیا و نینو بورجانادزه نام برد برای دسترسی به این اطلاعات می توان به روزنامه های غربی که بعدها در این خصوص افشاگری کردند مراجعه نمائید .
بخش کوچکی از نقش سروس در کمک به انقلاب گل رز در این آدرس آمده است :
انقلاب گل رز - ویکی‌پدیا

73:

اگر آقای عماد دوباره نوشته هایم را حذف نکند باز دلیل دیگر برای موضوع مطرح ظده می آورم :
خبرگزاري "اينترفكس "، "شالوا ناتلاشويلي "، رهبر حزب ليبريست گرجستان، از "جان مك‌كين "، سناتور آمريكايي، خواست به لابي كردن براي "ميخائيل ساكاشويلي " خاتمه دهد.
ناتلاشويلي در كنفرانس مطبوعاتي روز دوشنبه خود اظهار داشت: مك‌كين مجددا به پوشاندن گناهان و لابي كردن براي تروريست و ديكتاتوري چون ميخائيل ساكاشويلي ادامه مي‌دهد.
بر اساس اظهارات وي، مك‌كين به همراه گروه "جرج بوش " مسئول "كودتاي ضد قانون اساسي " در گرجستان تحت عنوان "انقلاب رز " و رسيدن ساكاشويلي به قدرت هستند.
رهبر حزب ليبريست در ادامه افزود: اين تراژدي موجب از دست رفتن استقلال گرجستان و تبديل كشور به مستعمره و همچنين انحلال و نابودي دولت شد.
ناتلاشويلي همچنين اظهار داشت: ما بار ديگر از كنگره آمريكا مي‌خواهيم درباره اقدامات آن سياست‌مداراني كه انقلاب‌هاي رنگي را در همه دنيا طراحي كردند، براي آن ميلياردها دلار هزينه كردند، به اعتبار آمريكا لطمه وارد كردند و در نتيجه ساكاشويلي خون‌خوار و "يوشنكو " با حمايت مردمي 5 درصدي را به قدرت رساندند، بررسي و تحقيق كند.

74:

اين سخنان خودتان است .به وضوح نمي گوييد كه نظام كاپيتاليستي انتهاي نظام هاست .ولي خودتان بخوانيدش .چه چيز از ان در مي ايد:
(انقلاب مخملی نامی است رسانه ای برای فرآیندی که طی آن دولت یا نظام سیاسی یک کشور سرنگون و با یک دولت یا نظام دیگر جایگزین میشود. نیازی به تذکر نیست که معنای نظام سیاسی با دولت متفاوت است. همانطور که تجربه چکسلواکی منجر به تغییر نظام (از کمونیستی به کاپیتالیستی) شد ولی در اوکراین و قرقیزستان و گرجستان فقط به تغییر دولتها انجامید. ... اما با توجه به تعریف مشخص و دقیق انقلاب در علوم سیاسی و جامعه شناسی انقلاب، اطلاق این واژه درست نیست، بلکه بیشتر در قالب کودتا جای میگیرد)
حالا يك سوال شما فرض كن در دنياي امروز .قرار باشد در نظامي به قول شما كاپيتاليستي انقلابي(نه فقط كودتا) رخ دهد
خوب گزينه پيش روي انقلاب كنندگان (بخصوص در يك كشور غير اسلامي)چيست؟
واقعا چه نظامي را براي انقلاب كنندگان متصور هستيد؟
(نه اينكه پاسخ سوال را نداشته باشم مي خواهم مطلبي را روشن كنم .و دليل ان مطلب را)

75:


برادر خوبم آقا مهدی
معذرت میخواهم اما فکر میکنم شما اصلاً متوجه منظور بنده نشده اید و چون این جستار هم ارتباطی به آنچه شما میپرسید ندارد، و برای جلوگیری از انحراف موضوع، ترجیح میدهم ادامه ندهم.

برادر عزیز احمدآقا
چرا شما به جای اینکه نظر خودتان را بنویسید، مدام با کپی کردن اخبار تلاش میکنید در گفتگوها شرکت کنید. حتی اگر آن خبر به درد استدلال شما میخورد، نباید با کپی پیست به گفتگو ادامه دهید و باید پس از اینکه نظرتان را خلاصه و روشن نوشتید، به گذاشتن لینک آن خبر یا خلاصه ای از آن، مخاطبتان را به خواندنش ارجاع دهید. پست اخیرتان باقی میماند، ولی در صورت تکرار حذف خواهد شد.

76:

انتخاب وزرای آموزش و پرورش، جوانان، دادگستری گرجستان توسط سوروس از منظر یک تحلیل گر اهمیت فوق العاده ای دارد . چرا که به نظر می رسد قصد بر این است که من بعد آموزش غربی شرقیان در خود ممالک شرق نیز با همان شدت و حدتی که در غرب وجود دارد یا لااقل نزدیک به آن ایجاد شود . همانگونه که می دانید مبنای آموزش در ممالک شرق حداقل در پنجاه سال اخیر غربی است . اما غربیان به این امر راضی نیستند بلکه خواهان تغییر کامل هستند . اکنون شرقیانی که به غرب می روند وتحصیل می کنند در بسیاری موارد وقتی به کشور خود بر می گردند در کمال ناباوری تلاش می کنند تا غرب را بر کشور خود استیلا دهند
هر چه هم استدلال می کنید که این کار خیانت به وطن است نه تنها باور نمی کنند بلکه طرف مقابل شان را آدمی کوته نظر ، بی فکر و فاقد شعور می پندارند و اعتقاد دارند دیگران نمی فهمند لکن آنها هر آنچه که می کنند خدمت به کشور شان است . هر چه هم مثال بیاورید از گرجستان ، اوکراین ، عراق، افغانستان هائیتی و... برای هر کدام دلیلی می تراشند و سؤ نیت غرب را رد می کنند و یا آن را توجیه می کنند .
در این مرحله به نظر می رسد غرب به این تعداد روشنفکری که در خارج برای براندازی نرم فرهنگی آموزش می دهد بگونه ای که ایشان حتی خیانت را خدمت می پندارند راضی نیست بلکه قصد دارد همه را با هم و در درون کشورهای خودشان مسخ کرده و تغییر دهد .

77:

اموزش و پرورش:تغيير متون به سمت اموزش غربي (اگر مسائل تاريخي هم بيان شود مظلوميت يهوديت در تاريخ جهان )
جوانان :ترويج فرهنگ سكس و لاابالي گري.(چند وقت قبل چند فيلم به ظاهر كمدي كه در اين 15 سال اخير در غرب توليد شده به دستم رسيد .به بهانه هاي مختلف و در ظاهر كمدي هر كاري را ... .جالب ان بود كه چند تا از اين فيلم ها مستقيما مربوط به جوانان ساكن مدرسه يا دانشگاه مي شد .)
تركيبي از جوانان و مدارس.
دادگستري:محكم تر كردن پايه هاي حقوقي غرب در اين كشور كه هنوز يادگاراني از گذشته را با خود دارد .حداقل انكه كاملا غربي نشده است .

78:

انتخابات پارلمانی گرجستان در نوامبر 2003 برگزار شد در این انتخابات (( ائتلاف برای گرجستان نو )) به رهبری شوارد نادزه و (( ائتلاف تروئیکای گرجستان )) به رهبری ساکوشویلی و رئیس قبلی پارلمان و رئیس وقت پارلمان در مقابل یکدیگر قرار گرفتند .
بر اساس نظر سنجی( بخوانید نظر سازی ) مؤسسه سوروس می بایست ساکو شویلی پیروز می شد اما در عمل مردم شوراد نادزه را انتخاب کردند .
افراد ائتلاف برای گرجستان نو بی خبر از همه جا در حالی که در انتخابات پیروز شده بودند ناگاه در خیابانها با 15 هزار نفر افراد آموزش دیده که برای اعتراض به نتایج انتخابات از قبل آموزش دیده بودند مواجه شدند . آنان گروه حاکم و پیروز را به تقلب گسترده در انتخابات محکوم کردند . آنها چند روز در مقابل ساختمان ریاست جمهوری تجمع کردند . در روز افتتاح پارلمان معترضینی که از قبل آموزش چنین روزی را دیده بودند وارد پارلمان شدند و ادوارد شوارد نادزه را که در حال سخنرانی بود فراری دادند و عده ای نیز وارد کاخ ریاست جمهوری شده و به رئیس جمهور 45 دقیقه وقت برای استعفا دادند . تلقین وجود تقلب در انتخابات و اشغال مجلس و ریاست جمهوری از سوی 18 درصدی که به ساکوشویلی رای داده بودند را به خیابان ها کشاند و از سوی دیگر پای موافقین شوارد نادزه را سست کرد چرا که قبلا به شدت بمباران فکری شده بودند و واقعا شک داشتند که ایا تقلب شده است یا خیر ؟
شوارد نادزه حرکت مخالفین را کودتای غیر قانونی نامید .
دولت آمریکا با انتشار بیانیه هائی جانب مخالفان را گرفت و صراحتا اعلام کرد در انتخابات تقلب صورت گرفته است . وزارت امورخارجه آمریکا همچون شاکوشویلی تقلب ر ا در ابعاد گسترده توصیف کرد ( می توانید به روزنامه شرق 3/9/82 مقاله معامله بر سر گرجستان مراجعه نمائید )
رسانه های غربی با تمام توان از ائتلاف ضد دولتی حمایت کرده و عملا به پایگاه تبلیغاتی مخالفین دولت تبدیل شدند .
در پایان روز شنبه گرجستان آرام و بدون سر و صدا به دامان جورج سوروس و در واقع آمریکا غلطید این عمل به دست خود نخبگان و رهبران گرجستان کسانی که داعیه وطن دوستی را داشتند صورت گرفت .

79:

جناب عماد خان سلام بنده را بپذیرید :
گفته اید که بنده از مطالب دیگران و خبر گزاریها کپی می کنم عزیزم کدامتان کپی نمی کنید کاری ندارم خوش و بش بکنید و یا حرفای معمولی بزنید مابقی کپی است یکی صادق است می گوید از کجا آورده دیگری مطالب دیگران را با اندک تغییراتی به نام خود کپی می کند .
ببخشید .
و اما در مورد مطلبی که محمد محسن در جنگ نرم تعقیب می کند به نظر من وقایع گرجستان کاملا در ایران نیز توسط آقایان موسوی و کروبی و رضایی پیاده شد مراحلی که تا بحال توضیح داده اند دقیقا همان چیزی است که در ایران اتفاق افتاد فقط اسامی متفاوت است .
یک چیز را هم اضافه کنم درست است که سوروس در گرجستان وزارت خانه های خاصی را بیشتر مد نظر داشته اما از دیگر مراکز مهم هم غافل نبوده است .

80:

گزارشگری از مجله گاردین در باره حوادث گرجستان می گوید: (( در دست تظاهرات کنندگان هم پرچم های آمریکا و هم کرجستان بود ))
ضمنا او می گوید : (( زوراب زوانیا که قبل از انقلاب چندین بار به واشنگتن سفر کرد دوره های آموزشی برگزار کرد که در آن 1500 نفر را آموزش داد تا شیوه تظاهرات را فراگیرند مدرسین این دوره صرب ها بودند))
روزنامه شرق مورخه 31/4/88 می نویسد(( آنچه در گرجستان روی دادانقلاب مردم نبود کودتایی بود زیر نقاب بزرگترین تظاهراتی که تا بحال در خیابان های تفلیس دیده شده است ))
پاول لابریکو که تحلیلگر است می کوید : (( اعتراضاتی که غرب آن را خودجوش می نامید بر دو عنصر بنیان نهاده شده بود اول القاء غلط بودن ثبت نام انتخاباتی و دروغ بودن آن
دو : تفاوت بین نظرسنجی ها با نظر سنجی رسمی .
اما مسئله اینجاست که این اتهامات توسط سازمانی مردم نهاد آمریکایی به رهبری مادلین آلبرایت وزیر خارجه سابق بیل کینتون بیان شد این بنیاد با ثبت نام الکترونیکی انتخاباتی و اشتباهات بی شمارش در این زمینه موجب شد مردم به انتخابات بی اعتماد شده و این ظن در بین مردم تقویت شود که در انتخابات تقلب شده است . ))
در انقلاب گل رز علاوه بر حمایت تمام غربیان و رسانه هایشان ، از طریق بنیاد سوروس یک ایستگاه تلویزیونی در اختیار جنبش کمارا قرار داد .
ریچارد مایلزسفیر آمریکا که قبلا در سه براندازی دولت شرکت داشت پس از براندازی در گرجستان سفیر برانداز لقب گرفت .

81:

با توجه به نوشتار محمد محسن در مورد گرجستان اینگونه استنباط می شود
1- در قضیه گرجستان درست مانند وقایع ایران ماهواره ها و تبلیغات غرب برای پیروزی فرد خاصی بکار گرفته شد .
2- در قضیه گرجستان از نمادی همچون گل رز مانند قضیه ایران از نماد سبز استفاده شد .
3- در گرجستان بنیادهائی آمریکائی فعال بودند که همان نهادها در ایران هم فعال بودند
4- در گرجستان افرادی آموزش جنگ و جدال و اغتشاش دیده بودند در ایران نیز همان طور
5- در گرجستان ادعای تقلب گسترده در انتخابات شد در ایران نیز همین طور
6- در گرجستان با ابزار الکترونیکی به مردم تقلب در انتخابات القا شد در ایران نیز با همین ابزار و اینترنت تلاش شد . همانگوه که آقای محسن رضایی مردم را دعوت کرد تا در اینترنت اعلام کنند چند نفر به او رأی داده اند .
7- در گرجستان اروپا فعال شد در ایران هم همینطور .
8- در گرجستان از کلمه دروغ استفاده شد در ایران هم همینطور در حالیکه در گرجستان مخملیون در واقع دروغ گفته بودند همانگونه که در ایران هم
و...

82:

مدتی است نتوانستم به سایت بیایم و اما ادامه مطلب .
قبل از اینکه به ادامه بحث انقلاب های مخملی بپردازم انواع تهدید های نرم را بررسی می کنیم :
1- تهدیدهای فرهنگی = در این نوع تهدید اندیشه ها ارزش ها ، نگرش ها و باید و نبایدهای جامعه ای در حوزه دین و فرهنگ در معرض تهدید است . همچنین خود دین نیز مورد تهاجم قرار می گیرد .
2- تهدید های سیاسی = در این نوع تهدید اندیشه های سیاسی و نهادها و ساختارها و بنیان های حکومتی یک کشور و ملت و نظام هدف آسیب و تهدید هستند .
3- تهدیدهای اجتماعی = که در آن ارزش ها و نگرشها و آداب و رسوم و الگوهای رفتاری آسیب می بیند .
4- تهدیدهای اقتصادی = در این تهدید الگوی مصرف و تولید در یک کشور و نیز اندیشه های اقتصادی آسیب می بیند .
تهدیدهای روانی :
تهدیدهای که در پی مجاب سازی مخاطبان تحت فشاری درونی و یا ترس از واقعه ای و امیدی بزرگنمائی شده و یا غیرواقعی می باشد .

83:

کسانیکه برای اثبات تحلیل هایشان به رسانه های بیگانه ارجاع میدهند، چرا جاهای دیگه صحبت های رسانه های بیگانه رو محمل دروغ و استکبار و بدون هیچ اعتباری از واقعیت میدانند؟
این صفحات پر از ارجاع به چنان رسانه هایی است.
لازم باشد حتی از صهیونیست ها هم ماخذ گرفته میشود.

84:

آقای پل
آیا این جمله غلط که شما فارسیش را از قول ما گفته اید از قرآن است : لا تسمع اصوات الصحیفات العدو ولا تقبس منها ( با عرض معذرت از قرآن کریم این آیه نیست جمله ای است برای بیان منظورم )
خیر بلکه قرآن فرموده است :(( یا ایها الذین امنو لا تتخذو الیهود و النصارا اولیاء)) مائده بخشی از 51
جناب :
حرف ما سر این نیست که گوش هایتان را ببندید حرف ما این است که شما اگر مسیحیان غربی بگویند قرآن و امام فلانند و فلانند فورا آدم های کم سوادتان زود در اثر جنگ نرم آسیب می بینند و فورا تسلیم دشمن می شوند . و در بی بی سی اعلام می کنند امام زمان دروغ است
حرف ما این است که اگر فلان فیلسوف غربی که می داند مسیحیت آنقدر ضعیف بود که در رنسانس آبرویبش رفت می گوید هر کسی بخشی از حرف حق را در اختیار دارد برای این است که قرآن را زیر سؤال ببرد و مسیحیت را نجات دهد جناب دکتر ... فورا نظریه قبض و بسط را رائه نده بدان آن فریب است . اگرجوابش نمی دانید از فیلسوفان اسلامی تحقیق کن تحقیق ایراد ندارد حرف دشمن را نشخوار کردن ایراد دارد .
ما می گوئیم همانگونه که قرآن دستور فرموده است دشمن را ولی مسلمانان نکنید و به دستور ایشان وارد خیابان نشوید .و کشورتان را نفروشید . دشمن را شاد نکنید بگونه ای که تمام یهود و نصارا و بهائیت و شیطان پرست و گوگوش و رقاصه و همجنس باز و... همصدا از شما سید دفاع نکنند این ننگ است که شماها این مدافع ها را دارید همه ی شبکه های دشمنان اسلام از شما ددفاع می کنند افتخار نیست ننگ است .
ما می گوئیم بر اساس آیه صریح قرآن نصارا و یهود دست از ما بر نمی دارند مگر اینکه ما دست از دینمان برداریم لذا آنها را سرپرست خود نگیرید . ای کسی که می گوئید اولاد پیغمبرید وسیدید به قرآن گوش کن والا ادعای سیادت نکن .
اگر شما حرف را اشتباه می گیرید ما چکار کنیم
اتفاقا امام خمینی و امام رضا می فرمایند به سخن دشمن گوش کنید هر کس که دوستی دشمنان اهل بیت را بر دوستی دوستان اهل بیت ترجیح داد از ما نیست ما باید به شیمون پرز و اوباما گوش کنیم تا بفهیم از کی حمایت می کنند بنا به گفته قرآن و ائمه و امام خمینی همانها از ما نیستند .

85:

اقرار عاقل علیه دیگران چطور؟

86:

ضمن سلام

اولا مقصود من از اون پستی که پاسخ دادید اصلا شما نبودید، اشاره ام به پست های دوستی دیگر بود که با استفاده از تحلیل های ارائه شده توسط محققین غربی و صهیونیست، نظریه های خویش را اثبات کرده اند درحالیکه در جاهای دیگر (که طبیعتا مخالف نظرات ایشان است) به علت صهیونیست و یا مسیحی بودن آنها، تمام حرفهایشان را فاقد اعتبار و بعنوان غرض ورزی تعبیر میکنند.
به این تناقض در استناد به سخنان "دشمنانتان" اعتراض کردم.


دوما پست من هیچ ربطی به اشاره شما به قرآن نداشته و بر اساس وهم خویش پاسخ دادید و قصدی مبنی بر اشاره به آیات قرآن نداشتم.


سوما شما در پاسختان بگونه ای جواب داده اید که گویا من نماینده تمام مخالفان جمهوری اسلامی و اسلام هستم و شما در صف مقابل! گویا من با سروش و امثالهم هستم و شما در مقابل ایشان! گویا من با روشنفکران غربزده هستم و شما در صف مقابل!
صد البته که من منکر مخالفتم با بسیاری از اعتقادات شما نیستم، اما این هیچ ربطی به اعتراضی که در اینجا ارسال کرده ام ندارد و شایسته است شما بدون حاشیه رفتن های مختلف، صرفا به اعتراضی که ارائه شده بود پاسخ میدادید. وگرنه چنین پاسخ های "کلیشه ای" هیچ دردی دوا نمیکند.


چهارما شما "تمام یهود و نصارا و بهائیت و شیطان پرست و گوگوش و رقاصه و همجنس باز و..." رو همگی در یک صف بعنوان دشمنانتان قرار داده اید و من را هم جزوی از آن ها. درحالیکه قرار نیست آسمان ریسمان ببافیم که زمین و زمان با اسلام مشکل دارد و همگی عضوی از یک "جنگ نرم" هستند. اینکه جنگ نرم نشد، این توهم توطئه نسبت به تمام کائنات شد.


پنجما در بخشهایی از پاسختون اشاره به سید بودن کردید که متوجه نشدم منظورتون از "سید" و "کسی که ادعای سیادت دارد" من بودم (بعلت مورد نقل قولی که از پستم گرفتید) یا میرحسین موسوی یا خاتمی یا ...؟! و هیچ ربطی هم به پست بنده نشد.


ششم در پاسخ به این قسمت از پست شما:
اتفاقا امام خمینی و امام رضا می فرمایند به سخن دشمن گوش کنید هر کس که دوستی دشمنان اهل بیت را بر دوستی دوستان اهل بیت ترجیح داد از ما نیست ما باید به شیمون پرز و اوباما گوش کنیم تا بفهیم از کی حمایت می کنند بنا به گفته قرآن و ائمه و امام خمینی همانها از ما نیستند .
یهود، انگلیس و امریکا هرسه با هیتلر دشمن بودند، آیا این یعنی هیتلر انسان خوبی بود؟!

یهود، انگلیس و امریکا هرسه با استالین دشمن بودند، آیا این یعنی استالین انسان خوبی بود؟!


هیتلر و استالین هر دو جنایتکار بودند.
پس بنده حق دارم که نسبت به این جمله ی گفته شده توسط امام خمینی (که شما فرموده اید گویا ائمه و قرآن هم چنین فرموده اند) با دقت بیشتری تامل کنم و این جمله رو فقط یک معیار از چند معیار سنجش رفتار در نظر بگیرم (نه بعنوان تنها معیار) تا از چاله به چاه نیفتاده باشم و هر طاغوتی با مظلوم نمایی خویش، زمینه ی دفاع من از خویش را فراهم نکند.

87:

دوست عزیز

مگر 30 سال قبل که مردم انقلاب کردن از دشمن بودن؟ یا از خارج از کشور آمدند و انقلاب کردند؟

همین مردم بودند ، الانم همین مردم هستند ، همه ایرانی/.

چه ربطی به آمریکا و انگلیس داره؟ کی گفته ما دوست داریم اینا برن ، آمریکایی ها بیان؟

88:

اتفاقا شاه هم 30 سال پیش همین مردمی را که انقلاب کرده بودند به عوامل بیگانه و خارجی ربط میداد

89:

سلام
این سخنان شما نشان می دهد شما نه در آیه ی قرآن و نه در جمله ائمه دقت نکرده اید .
این معیار را قرآن برای شناخت روابط بین کفار ارائه نداده است بلکه در مورد شناخت غیر مسلمانی است که در میان مسلمی شناسنامه اسلامی دارد و ادعای مسلمانی می کند ولی عامل دشمن می شود .
اما رضا در مورد افرادی که به ظاهر شیعه هستند اما فتنه ای شدیدتر از فتنه دجال پدید می آورند سخن می گوید نه در مورد هیتلر و استالین .
برای شناخت چرائی درگیری این افراد و حکومت های کفر باید بحث ها مجزا و مفصلی کرد . آن چیزی که قرآن و ائمه می فرمایند منطقی و عقلانی و قابل اثبات است اگر کسی دشمنی نصارا و یهود را نبیند اگر کسی برنامه ریزی آنان را برای نابودی اسلام نبیند و در این روزگار به بهانه اشتباهاتی و ... به جای دشمن پر از جنایت و خطا و تجاوز و کشتار و .. با کمک همان دشمن خونخوار تجاوز گر بر دوستانی که گاهی اشتباهاتی دارند تاخت باید دانست او قصد اصلاح ندراد بلکه دنبال چیز دیگری است .

90:

به آن اقرار نمی گویند. بلکه آن را می توان اعلام یا اتهام دانست که در این حالت نیاز به اثبات دارد. یعنی "بینه" (دلیل روشن کننده)

91:

جنگ نرم در جوامعي پديدار ميشود كه سلاح گرم وجود دارد!!


اگر ميخواهيد با جنگ نرم روبرو شويد سلاح گرمتان را زمين بگذاريد.

92:

اولا در تمام کشورهای دنیا سلاح وجود دارد .
دوما در همه کشورهای جهان جنگ نرم هم وجود دارد .
سوما حرف سر وجود جنگ نرم نیست که بالاخره هر کشوری دشمنی دارد و هر دشمنی از ابزارها برای پیروزی استفاده می کند .
حرف سر این است که عده ای داخلی براحتی فریب جنگ نرم دشمن را خورده و عامل دشمن می شوند .
چهارما هر ملتی که سلاح را بر زمین بگذارد در شلیک گلوله های دشمن چاره ای جز نوکری و کولی دادن ندارد .
پنجما ملت ایران سلاحش را نه تنها زمین نمی گذارد بلکه همواره روبه دشمن و دست روی ماشه نگه می دارد .دشمن تکان بخورد کله اش سوراخ است .

93:

شاه آن موقع اگر چنین ربطی هم می داد خودش عامل دشمن بود ودروغ می گفت اما ما اینک آشکارا در مقابل دشمن همیشگی ملت ها یعنی آمریکا هستیم و علیرغم میل او در حال پیشرفت در تمامی زمینه ها هستیم و او نیز فقط دارد دق می کند .
آن موقع شاه الکی دشمنان خود را عامل بیگانه نشان می داد اما اکنون دشمنان انقلاب واقعا به دشمن کمک می کنند و دارند این مردم را به نفع دشمن می فروشند ملت ما آشکارا و به اعتراف تمام دنیا در حال پیشرفت است جنبش ضد سطل آشغال می خواهد پیشرفت ملت را متوقف کند .

نوشته اصلي بوسيله shahre_ahanin نمايش نوشته ها
دوست عزیز

مگر 30 سال قبل که مردم انقلاب کردن از دشمن بودن؟ یا از خارج از کشور آمدند و انقلاب کردند؟

همین مردم بودند ، الانم همین مردم هستند ، همه ایرانی/.

چه ربطی به آمریکا و انگلیس داره؟ کی گفته ما دوست داریم اینا برن ، آمریکایی ها بیان؟
بنده این موارد را جواب داده بودم متأسفانه جوابم حذف شده است این بار هم جواب می دهم امیدوارم علی آقا سؤال بی جواب را باقی نگذارد و جواب را حذف نکند . اگر جواب را حذف می کند سؤال را هم حذف کند .
مردم سی سال قبل علیه شاه که حتما همگان می دانند نه متشرع بود و نه بر اساس انتخابات و نه توسط مردم بلکه توسط آمریکا انتخاب شده بود سر کار بود . حکومتی سر کار بود که همه مردم با آن مخالف بودند اما در حال حاضر حکومتی سر کار است که در سی و یک سال عمرش بیش از سی انتخابات بر گزار کرده است در حالیکه نصاب مشارکت در انتخابات اروپا با آن همه ادعا در اکثر موارد حدود سی و پنج درصد است در ایران مشارکت همیشه بیش از اروپا بوده است و همواره بالای پنجاه درصد . مردم در این کشور بارها نشان داده اند که به حکومت شان وفادارند مثلا در راهپیمایی 9 دی سال 88 اما دشمنان همیشه با دروغ های کثیف عظمت این راهپیمایی ها را به خیال خام خود زیر سؤال برده اند مثلا در تظاهرات 9 دی به مردم تهمت زدند که هیچ ندیده و گشنه و تشنه اند و برای ساندیس به خیابان امده اند .
اما عظمت مردم ایران همیشه خواب دشمن را ربوده است و همواره برای کوچک نشان دادن عظمت ملت تعداد کمی وطن فروش از قول مردم سخن گفته اند عده ای که تعدادشان از انگشتان دست کمتر است عده ای که حتی برای پیروزی در انتخابات نیاز دارند خود را پیرو امام بزرگوار این ملت نشان داده و با دروغ و حیله مردم را فریب داده و از ایشان رأی بگیرند . اما همگان هوشیاری ملت را دیدند و دیدند که ملت هر چند مدتی کوتاه فریب این دروغ ها را خورد اما بسیار زود عامل و نوکر دشمن را شناخت .
مردم در جنگ و در توطئه بسیار عظیم اخیر نشان دادند به حکومت شان وفادارند و دشمن هیچ چاره ای جز عقب نشینی مجدد ندارد و ستون پنجم دشمن فقط روسیاه تر از همیشه خواهد شد .

94:

مطلب بالا را بنده در چند مطلب قبل آورده بودم اما بحث های حاشیه ای صورت گرفت و حالا مطلبی دیگر اضافه می کنم :
شاخص های تهدید نرم :
1- متکی به روش های نرم
2- تدریجی و پیچیده
3- در آن ذهنیات بر عینیات ارجح است
4- در آن از منابع نرم استفاده می شود یعنی از خود فرهنگ ومذهب ودین و باورهای مردم برای در هم شکستن بخشی دیگر باورها استفاده می شود .
5- نامحسوس، غلط انداز ، غیر عنی و نامرئی
6- سعی می شود اکثر اقدامات در قالب قانون جامعه هدف انجام شود .
7- بسترهای شناخته شده و مورد قبول اجتماعی محمل مناسبی است .
8- با زبان مردم سخن می گوید .و مطالبی را که مردم قبول ندارند جوری می گوید که مردم در مقابل آن کمتر موضع بگیرند .
9- سخنان غلط را با پوشش مناسب ارائه می دهد و آن را با حوصله و صبر و طی سالیان دراز جا می اندازد .
10- از نمادهای مورد قبول جامعه و شخصیت های مرحوم جامعه که نمی توانند اکنون سخن بگویند برای پیروزی خود استفاده می کند .

95:

1-متکی به روش های نرم یعنی اینکه مثلا کاندیدایی اعلام کند که کسی اگر گفت مدرک تحصیلی خانمی غیر قانونی است به جای اثبات قانونی بودن مدرک بگویند این توهین به ناموس مردم است و مرافعه راه بیندازند یا اگر کسی به افرادی گفت از بیت المال سؤ استفاده کرده اند به جای خواستن هر دو طرف به دادگاه با طرح سخنانی مردم را تحریک کنند و یا با دروغگو خواندن طرفی بدون ارائه سندهای واقعی جامعه را بی ثبات نمایند ویا با ناکارآمد خواندن اسلام مردم را به شیوه های دیگر ترغیب کنند بدون اینکه دلیلی منطقی ارائه دهند و یا انتخابات را تقلب بنامند و دریغ از یک سند .
2- تدریجی و پیچیده یعنی فردی بیست سال یک کلام سخن نگوید چهره خود را آرام و بدور از تندی و خشونت نشان دهد اما بعد از بیست سال آماده ساختن اذهان جامعه کوتای نرم بکند . و خشن ترین اعمال را انجام دهد .
3- مثال ارجحیت ذهنیت بر عنیت یعنی اینکه اگر قرار بود تقلب شود به نفع نامزد معترض شده بود چرا که اکثر ناظرین و.. از آموزش و پرورش بودند و آموزش و پرورشی ها هم طرفدار نامزد معترض بودند اما به جای تحلیل نزدیک به واقعیت تحلیل ذهنی تر و دور تر از واقعیت به مردم القا شد .
و...

96:

عذر می خواهم مدت زیادی است نتوانستم به سایت سر بزنم و اما ادامه مطلب :
فرایند شکل گیری و اعمال بر اندازی نرم :
1- تهاجم فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و روانی به باورها و بی هویت سازی ملت و سلب اراده از مردم
بخشی از موارد فوق کاملا مشخص است اما در پاره ای موارد توضیحاتی لازم است
اینکه ایران را فاقد تاریخ نشان دهند و آثار باستانی ایران را ساخته شده دانشگاه شیکا گو و مربوط به کمتر از یکصد سال قبل قلمداد نمایند . در واقع القاء این باور به مردم است که شما فاقد پیشینه معتبر و هویت تاریخی هستید آن هویتی که فکر می کنید دارید برایتان دانشگاه شیکاگو ساخته است .
و یا یکی از دلایل فشار اقتصادی بر مردم برای ناامید ساختن مردم و تلقین این سخن غلط به مردم است که ایرانیان به تنهایی قادر به حل معضلات اقتصادی خود نیستند .
2- دشمن از سیستم ها و دستگاه هائی که انتخابات زود به زود برای آن انجام می گیرد استفاده کرده و به دستگاهها ئی که غیر مستقیم از جانب مردم بر گزیده شده اند حمله می کند . حمله به رهبر ،قوه قضائیه ، شورای نگهبان ،اطلاعات ، سپاه پاسداران و بسیج و... تا پس از از کار انداختن این سیستم ها در قوه مجریه و مقننه نیز تغییرات مد نظر خود را اعمال نماید . و بگونه ای اقدامات سازمان یابد تا در صورت هر انتخاباتی هیچ گاه تفکرات انقلابی سابق نتواند سر کار بیاید و همواره در هر انتخابی افراد ضعیف و زبون به صدارت برسند .
3- ایجاد حاکمیت دوگانه
4- ایجاد بحران های اجتماعی و شورش ها و شکل گیری براندازی
5- بر اندازی سیستم قبلی و ایجاد سیستمی که دارای فاصله کمی از سیستم قبل باشد( تا حساسیت در مردم غیر قابل کنترل نباشد ) اما همواره این فاصله با زاویه ای غیر محسوس از سیتم قبلی آرام و تدریجی فاصله گرفته و ملت را به سمت اهداف از پیش تعیین شده ببرد .

97:

جالبه اینجا بحث داغه

مطالب دوستان رو خوندم خیلی جالب بود

خسته نباشید میگم به دوستان: ahmad4 و mohammad-mohsen و objective
دم همتون گرم

98:

جنگ نرم یه دهن گنده می خواد و یه فک خستگی ناپذیر

99:

در این قسمت از دستجات و گروها و سازمان ها وافرادیی که جهت اجرای سناریوی جنگ نرم مورد طمع دشمن هستند نام برده می شود بدیهی است نام بردن از این اشخاص به معنی موفقیت دشمن در همراه کردن همه ی آنها با خود نیست بلکه این سخنان تنها به معنی شناساندن گروههای مورد طمع دشمن در جنگ نرم هستند :
1- جوانان با استفاده از محرک های احساسی و اطلاعات ناقص عقلی و تهییج آنی و استفاده از ابزارهای جنسی و...
2- اقلیت ها ی قومی مذهبی دینی و...
3- رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی
4- زنان و بهره گیری از جذابیت های ذاتی ایشان در به میدان کشانیدن جوانان جنس مخالف
5- نخبگان سیاسی ، علمی و..
6- سازمانهای غیر دولتی
5- کارمندان دولت که اهرم فشار بیشتری در اختیار دارند مثل معلمین و یا مدیران شرکت نفت و..

100:

نظرات یکی از صاحب نظران در خصوص جنگ نرم :
جنگ نرم، مجموعه اقدامات خصومت‌آمیز، تعمدی و برنامه‌ریزی شده است که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی، «ارزش‌ها و نگرش‌‌‌های پایه و بنیادین» و القای ناکارآمدی مدل سیاسی مورد قبول مردم در یک نظام سیاسی می‌‌‌شود. این جنگ همه عرصه‌‌‌های اجتماعی یک نظام سیاسی را می‌‌‌تواند تحت تاثیر قرار دهد.مقام معظم رهبری حضرت آیت‌‌الله العظمی خامنه‌‌ای در آذر سال جاری(1388) جنگ نرم را به معنای ایجاد تردید در دل‌‌‌ها و ذهن‌‌‌های مردم تعریف فرمودند. از این مختصر نیز می‌‌‌توان نتیجه گرفت که جنگ نرم، پدیده‌‌‌هایی همچون «تهاجم فرهنگی»، «عملیات روانی» و جز آن را نیز در بر می‌‌‌گیرد و اعم از آن است. از تعریف مذکور چنین پیداست که:
جنگ نرم یک اقدام تعمدی و تدبیر شده است
مهم ترین قلمروهای جنگ نرم؛ فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی است
قصد اصلی عاملان جنگ نرم تاثیر نهادن بر باورها، نگرش‌ها، ارزش‌‌‌ها و انگیزش مخاطبان است
آماج جنگ نرم به مردم کشورها محدود نمی‌شود، بلکه دولتمردان و نخبگان را نیز هدف وآماج قرار می‌‌‌دهد
عاملان جنگ نرم در پی آن هستند که در بلند‌مدت منش و رفتار مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند
مقدمه جنگ نرم سیاسی( ناکارآمد‌سازی مدل سیاسی موجود)، تهاجم فرهنگی(دگرگونی در هویت فرهنگی) است


پیشینه نظری جنگ نرم

جنگ به عنوان بخشی از طبیعت بشر شناخته می‌شود كه در تاریخی به قدمت تاریخ خود بشر، فراز و نشیب‌‌‌ها داشته است و با رویكردهای مختلفی تقسیم شده است. شناخته‌ترین نوع آن تقسیم‌بندی، بر اساس شدت جنگ است که جنگ را به منازعات كم شدت، شدید و تمام عیار، تقسیم‌‌‌بندی کرده‌اند. در نوع دوم دسته‌‌‌بندی جنگ، آن را از نظر به‌كارگیری سلاح به طیف‌‌‌های جنگ‌گرم و جنگ‌سرد تفكیك ‌می‌كنند. همچنین از حیث علنی یا مخفی بودن منازعه، به جنگ آشكار، جنگ نیمه پنهان و جنگ پنهان تقسیم‌‌‌ می‌گردد. دسته‌‌‌بندی بعدی طیف‌‌‌شناسی جنگ از حیث موضوع آن است؛ مانند جنگ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی. جنگ نرم براساس چه متغیری دسته‌‌‌بندی‌‌‌ می‌شود؟ نوع دیگر، طیف‌‌‌شناسی جنگ، براساس «صلابت و خشونت» است. بر اساس این تقسیم بندی جنگ شامل؛ soft war جنگ نرم و hard war جنگ سخت است. این نوع تفكیك ابتدا توسط پروفسور مولانا و جوزف نای صورت گرفته و سپس در دهه اخیر توسط سایر اندیشمندان تكامل یافته است.



نقاط افتراق جنگ سخت و نرم

حوزه و ابعاد جنگ نرم، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است در حالی كه حوزه تهدید سخت نظامی می‌باشد.

جنگ نرم پیچیده و اندازه‌گیری آن مشكل است در حالی كه جنگ سخت عینی، واقعی و محسوس است و می‌توان آن را با ارائه برخی از معیارها، اندازه‌گیری كرد.

روش اعمال جنگ سخت استفاده از زور و اجبار (‌نیروی مسلح) است در حالی كه در جنگ نرم، از روش ارضا برای تصرف قلوب و اقناع‌ برای تصرف ذهن بهره‌گیری می‌شود.

‌ ‌
در جنگ سخت، با تخریب و حذف فیزیكی حریف و تصرف و اشغال سرزمین اهداف تامین و اراده تحمیل می‌‌‌شود.در حالی كه در جنگ نرم با تأثیرگذاری بر انتخاب‌ها، فرآیند تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری و در نهایت تغییر هویت‌ اهداف محقق می‌‌‌شود.

جنگ سخت، همراه با عكس‌العمل و برانگیختن است. در حالی در جنگ نرم کشف لجمن( لبه جلویی منطقه نبرد)، گسترش دشمن به دلیل ماهیت غیرعینی و محسوس بودن مشکل بوده و عمدتاً فاقد عكس‌العمل است.

جنگ سخت، در عصر استعمار كلاسیك و کهن (‌عصر اقدام نظامی)، عمده‌ترین نوع نزاع بوده.لکن جنگ نرم مشخصه دوره استعمار فرانوین و یا جهانی‌سازی فرهنگ (عصر تصرف قلب‌‌‌ها و ذهن‌‌‌ها‌) است.



فرآیند جنگ نرم

در دكترین جنگ نرم، قاعده این است كه مردم کشور هدف، اهداف دشمن را محقق کنند. الزام آن تصرف قلب و مغز است، به عبارت دیگر، كسانی كه قلب و ذهن‌شان تسخیر شده، در راستای اهداف دشمن خود عمل‌‌‌ می‌كنند. پرسش این است، راه تسخیر مردم به گونه‌ای كه خود آنان خواسته‌‌‌های دشمن شان را محقق سازند چیست؟ این راه بسیارساده و در عین حال دشوار است.برای تاثیر بر ذهن و قلب در دو حوزه، شناختی و عاطفی جنگ نرم انجام می‌‌‌شود:

هدف در بعد شناختی یا ذهنی تصرف ذهن است. عاملان جنگ نرم با بهره‌گیری از روش اقناع، مجاب‌سازی، تغییر ادراک و شست‌وشوی مغزی در پی آن هستند تا افکار، اندیشه، ذهن و نظام شناختی مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند.آنان در این زمینه از روش مدیریت ادراک بهره می‌‌‌گیرند.در این روش تلاش می‌‌‌شود افراد و نخبگان کشور هدف، نسبت به مسأله‌ای قانع شوند، اطلاعات ویژه‌‌ای را به آنان القا کنند تا زمینه سیادت بر مغز آنان فراهم شود.

‌ ‌
هدف در بعد عاطفی و هیجانی تصرف قلب و تحریک افراد برای اقدام خاص است.عاملان جنگ نرم می‌‌‌کوشند تا نظام عاطفی مخاطبان و نگرش آنان را تحت تاثیر قرار دهند. به عنوان مثال آنان می‌‌‌کوشند تا نفرت مخاطبان را نسبت به حکومت خویش برانگیزند و عشق و علاقه آنان را معطوف خود سازند. تصرف قلب افراد با ارضا و تحریک انجام ‌‌‌می‌شود. رضایت افراد از چیزی موجب زمینه‌سازی تصرف قلب آنان‌‌‌ می‌شود. آنان در این زمینه از روش عملیات روانی با تولید سوژه برای برانگیختن جامعه هدف بهره می‌‌‌گیرند.

ابعاد تهدیدات نرم

برای جنگ نرم ابعاد مختلف برشماری شده است. لکن جنگ نرم سه بعد اساسی را در بر می‌‌‌گیرد:

‌ ‌
بعد فرهنگی. مهم‌ترین بعد جنگ نرم است و تهاجم فرهنگی مقدمه جنگ نرم به شمار می‌‌‌آید؛ زیرا عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا با استفاده از ساز‌و‌کارها و روش‌‌‌های فرهنگی بر ارزش‌های بنیادی جامعه (ارزش‌‌‌هایی نظیر خدا‌محوری، ولایت‌مداری، دشمن‌ستیزی، عدالت‌خواهی، خودباوری و جز آن)، نگرش‌های پایه (نظیر نگرش به بیگانگان، نگرش به نوع حکومت، نگرش به نوع روابط اجتماعی و جز آن) را دستخوش تغییر قرار دهند.نتیجه جنگ نرم فرهنگی استحاله فرهنگی و تغییر هویت است.

‌ ‌
بعد سیاسی. عاملان جنگ نرم در‌صددند تا نوع نگرش، موضع گیری و کنش شهروندان یک جامعه را در برابر حکومت و نهاد‌‌‌های سیاسی آن، دستکاری نمایند و آنان را برای دست یازیدن به کنش‌‌‌های اعتراض‌آمیز، نظیر راهپیمایی، تظاهرات، اعتصاب و جز آن، ترغیب کنند. به تعبیر روشن‌تر، عاملان جنگ نرم در پی آن هستند که شهروندان جامعه را وادار به نافرمانی مدنی نمایند، تا بر اثر آن رفتار حکومت، یا حتی نوع حکومت، را به تدریج دستخوش تغییر قرار دهند و مشروعیت، مقبولیت و کارآمدی مدل سیاسی موجود را مورد تردید قرار دهند.از همین روی است که برخی «انقلاب‌‌‌‌های رنگی » را در زمره جنگ نرم سیاسی جای می‌‌‌دهند. زیرا در این فرآیند، مدل سیاسی موجود کشور هدف به چالش کشیده می‌‌‌شود.

‌ ‌
بعد اجتماعی، سومین بعد جنگ نرم است.از جمله مؤلفه‌‌‌های بعد اجتماعی جنگ نرم، کنش‌‌‌های اجتماعی روابط و تعاملات، آداب و رسوم و رفتارهای جمعی است.عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا بر هویت مردم جامعه انسجام اجتماعی، روحیه ملی، سرمایه اجتماعی، الگوهای رفتاری، دلبستگی ملی و ...تاثیر بگذارند.

اهداف جنگ نرم

هدف نهایی در جنگ نرم همان هدف در جنگ سخت یعنی مهار و فروپاشی یک نظام سیاسی است.لکن ابزار و روش‌های این براندازی متفاوت است.اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمین، براندازی یک نظام سیاسی انجام می‌‌‌شود و سیستم دفاعی و امنیتی یک کشور فرو می‌‌‌ریزد. در جنگ نرم تلاش می‌‌‌شود با تاثیرگذاری بر باورها و ارزش‌‌‌های یک ملت، اندیشه و مدل اداره یک کشور که هویت‌دهنده به یک نظام سیاسی است به چالش کشیده ‌‌‌شود. در صورتی که دشمن در براندازی نرم موفق گردد، در واقع با پروژه بی اعتبارسازی و اعتمادزدایی از نظام سیاسی، براندازی به نتیجه خواهد رسید. جنگ نرم روشی برای تحمیل اراده و تامین منافع نظام سلطه است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامی و روش‌‌‌های خشونت‌آمیز اعمال می‌‌‌شود.

ابزار اصلی این جنگ، قدرت نرم به ویژه، قدرت اقناع‌گری و همراه‌سازی است که عمدتاً با استفاده از ابزار ارتباطی و رسانه و دانش روانشناختی تلاش می‌‌‌شود، در هویت‌‌‌های فکری و فرهنگی تردید ایجاد شود. حوزه عمل این جنگ، افکار، اعتقادات، باورها، ارزش‌ها، علایق و گرایش‌‌‌های جامعه هدف است که مهاجم برای اشغال آن برنامه‌ریزی می‌‌‌کند و در نهایت با تصرف ذهن و قلوب مردمان کشور هدف، تغییر در ساختارها محقق می‌‌‌شود. به عبارتی جنگ نرم، جنگ تخریب مدل است. مهاجم در این جنگ با ایجاد تردید در مبانی و ارزش‌‌‌های اساسی یک نظام سیاسی، مدل یک نظام را در عرصه‌‌‌های مختلف اجتماعی ناکارآمد می‌‌‌سازد.



مخاطبان جنگ نرم

مخاطبان جنگ نرم شامل؛ نخبگان و مردمان کشور هدف است:

‌نخبگان کشور هدف: این سطح از جنگ نرم، جنگ نرم در سطح راهبردی كشور است كه به سطح رهبران و نخبگان فکری و سیاسی یك كشور بازمی‌گردد و بالاترین سطح رویارویی جنگ نرم تلقی می‌شود. هدف اصلی در این سطح تضعیف و کاهش قدرت تاثیر‌گذاری و جریان‌سازی نخبگان در محیط داخلی و بین‌المللی است.به هر میزانی كه بازیگران بتوانند در این سطح قدرت نخبگان را کاهش دهند یا آنها را با خود هماهنگ نمایند، امكان پیروزی بیشتری خواهند داشت.در این سطح از جنگ نرم با مدیریت ادراک نخبگان، تلاش می‌‌‌شود تا برآورد‌ها و شناخت نخبگان از پدیده‌‌‌ها دستکاری شود و یا با انجام عملیات روانی بر آنان، عزم و اراده آنان را دگرگون سازند.

‌مردمان کشور هدف: این سطح از جنگ نرم، عنصر مردمی قدرت ملی كشور هدف قرار می‌‌‌گیرد.هدف از جنگ نرم، سلب اراده و انگیزه از مردم و بی‌تفاوت نمودن جمعیت‌های همراه و تبدیل آنها به جمعیت‌های معارض، مخالف و بی‌تفاوت و شكل دادن به نافرمانی‌های مدنی با ایجاد شكاف بین مردم و حاکمیت است.جنگ نرم، در این سطح می‌تواند بر میزان حمایت مردم از سیاست‌های نظام و نخبگان مؤثر باشد.در صورتی كه كشوری از قدرت نرم لازم در این سطح برخوردار باشد، به طور طبیعی آن كشور فاقد بحران‌های سیاسی، مشروعیت، کارآمدی، مشاركت، مقبولیت و هویت خواهد بود و بازدارندگی مردمی در برابرجنگ نرم شكل خواهد گرفت.

پیشینه جنگ نرم در مورد انقلاب اسلامی

دقیقاً چند هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مقابله سخت با انقلاب اسلامی با بحران‌‌‌های امنیتی علیه نظام جمهوری اسلامی شروع شد.پس از آن، جنگ هشت ساله تحمیل گردید. دشمن در مقابله سخت در دهه اول ناکام شد. دقیقاً با شروع دهه دوم انقلاب اسلامی جنگ نرم آغاز شد.هدف اولیه در جنگ نرم، تضعیف مقوم‌‌‌ها و عناصر اصلی قدرت نظام در دوران دفاع مقدس با تهاجم فرهنگی بود. بنابراین، مقدمه جنگ نرم تهاجم فرهنگی بود. مقام معظم رهبری با ادبیات مختلفی به خوبی این فرآیند را تبیین کرده‌اند. با تبیین تهاجم و یورش فرهنگی دشمن، ناتوی فرهنگی، جنگ روانی و اخیراً جنگ نرم ماهیت، ابعاد و فرآیند تکوین جنگ نرم را برای جامعه و نخبگان توضیح داده‌اند. به عبارتی می‌‌‌توان گفت، آغاز جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی دقیقاً پس از دفاع مقدس و همزمان با آغاز رهبری مقام معظم رهبری است.

این تهاجم به‌صورت پیچیده و غیر‌محسوس در دوره هشت ساله سازندگی شروع گردید و درک آن برای بسیاری از خواص و نخبگان مشکل بود. مقام‌معظم رهبری با بهره‌گیری از تجارب تاریخی، صحنه این نبرد را کالبد شکافی کردند. متاسفانه در این دوره هشدارهای رهبری مورد توجه قرار نگرفت. در دوره سازندگی توسط روشنفکران غربگرا در حوزه نظری، شاهد ده‌‌‌ها مقاله و نشریه با هدف به چالش کشیدن عناصر قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی بودیم. نه تنها هیچ عکس‌العمل و مقابله‌‌ای در این دوره انجام نشد، بلکه برخی از سیاست‌‌‌ها و رفتار دولتمردان در این دوره بسترساز تهاجم فرهنگی شد.

این تهاجم در دوره اصلاحات آنچنان وضوح و شدت گرفت که با جسارت، تمام ارزش‌‌‌های انقلابی و مقدسات اسلامی مورد تاخت و تاز و اهانت قرار گرفت و متاسفانه بسیاری از کسانی که در دوره اصلاحات مسؤول بودند نه تنها به وظایف خود عمل نکردند، بلکه بخشی از رسانه‌‌‌ها به ویژه مطبوعات کشور، مجلس ششم، بخش‌هایی از دولت هفتم و هشتم، در نقش پایگاه و یگان‌های دشمن عمل کردند و خودشان در این دوره همراهی کردند. مردم ایران در انتخابات نهم ریاست جمهوری گفتمان و شعارهای دینی و انقلابی، پافشاری بر اصول انقلاب اسلامی را ترجیح دادند. از این جهت انتخابات نهم ریاست جمهوری را می‌‌‌توان مقطع تعیین‌کننده‌‌ای پس از دو دوره هشت ساله به شمار آورد. از آن زمان برخی افراد و جریانات سیاسی برای به‌دست گرفتن مجدد فضای سیاسی کشور برنامه‌ریزی کردند تا در انتخابات دهم از آن بهره‌گیری نمایند. قطعاً جلوه‌‌‌های اخیر جنگ نرم علیه نظام، که به‌عنوان فتنه نامگذاری شد، به‌لحاظ طرح‌ریزی دارای دو دهه پیشینه است که در چند ماه اخیر و در بستر انتخابات ظهور و بروز کرد.

بنابراین دشمنان انقلاب اسلامی پس از ناکامی در مقابله سخت در دهه اول با جمهوری اسلامی ایران، به بهره‌گیری از راهبرد جنگ نرم ‌روی آورده‌اند. چرا؟ آنها براین باورند که، انقلاب اسلامی گفتمان نوینی را پدید آورده است که بعد نرم و فرهنگی آن بر سایر ابعاد آن ترجیح دارد و این بعد منبع اصلی قدرت نظام است. این واقعیت را پذیرفته‌اند که به سبب احیای نظام ارزشی مبتنی بر خصائص و ویژگی‌‌‌های دینی و انقلابی، هویت نوینی در مردم جامعه ایران شکل گرفته است که متمایز از هویت سایر ملت‌‌‌ها است. برای رسوخ در این هویت و دگرگونی و استحاله آن و ایجاد فاصله بین ملت و نظام ایران، باید ابعادی را آماج و هدف قرار داد که رمز ماندگاری و قدرت نفوذ جمهوری اسلامی ایران است و این کار قطعاً با اقدام نظامی ممکن نیست.



راه مقابله با جنگ نرم

«قدرت نرم» جوهر و درون مایه یک نظام است.جنگ نرم برای مقابله با قدرت نرم است، راه مقابله با آن حفظ و افزایش عناصر و مولفه‌‌‌های قدرت نرم است.جنگ نرم را ابتدا باید شناخت و باور کرد.اینکه مقام معظم رهبری تاکید دارند، جنگ نرم یک حقیقت است و در دو دهه با ادبیات مختلف آن‌را تبیین کرده‌اند، حاکی از این است که متاسفانه باور، برداشت و تحلیل درست از آن وجود ندارد.بنابراین اقدام اول، شناخت پیشینه، ماهیت، ابعاد گروه‌‌‌های آماج، ابزار و روش‌‌‌های جنگ نرم است.

در حال حاضر مهم‌ترین صحنه جنگ نرم کجاست؟ تمرکز اصلی بر چه ابزار و روشی است.کدام گروه در کشور ما مخاطب اصلی جنگ نرم است؟ نقش سرپل‌‌‌ها و میانجی‌‌‌های داخلی در جنگ نرم چیست؟ ویژگی‌‌‌های روانشناختی و سیاسی سرپل‌‌‌ها و میانجی‌‌‌های داخلی در پروژه فتنه سال 1388 کدام است؟ مدل‌‌‌های مشابه در جنگ نرم در دنیا چیست؟ و ده‌ها سؤال دیگر.تبیین آن و پاسخ به این سوالات بر عهده کیست؟

قطعاً نخبگان و رسانه‌‌‌ها بیشترین نقش را در شفاف‌سازی و تبیین جنگ نرم دارند. گفته شد پیچیدگی یکی از شاخص‌‌‌ها و ویژگی‌‌‌های جنگ نرم است.در این جنگ رفتار دشمن در تحمیل اراده غیر مستقیم است. بنابراین راهکار اصلی عمق‌بخشی و افزایش معرفت است. روشنگری، بصیرت بخشی و شفاف سازی صحنه جنگ برای جامعه و نخبگان ابزار مقابله با جنگ نرم دشمن است.

اگر بپذیریم، جنگ نرم در همه حوزه‌‌‌های سیاسی فرهنگی، اقتصادی، علمی و اجتماعی و در دو سطح نخبگان و بدنه اجتماعی شکل می‌‌‌گیرد، هریک از این حوزه‌‌‌ها به راهبرد مقابله با جنگ نرم نیاز دارد.راه مقابله در جنگ نرم، به‌دست گرفتن ابتکار عمل و خلاقیت است. ما نباید هر روز شاهد طرح سوال، شبهه و القای یک مساله بی مورد برای نظام باشیم.
موفقیت در این است که هر لحظه برای دشمن مساله ایجاد کنیم و دشمن مجبور شود، به آن پاسخ دهد.در جنگ نرم میدان بازی را ما باید تعریف کنیم و توجه داشته باشیم در میدان بازی دشمن قرار نگیریم.طبیعی است الزامات بدست گرفتن ابتکار عمل هم باید فراهم شود.در حال حاضر کشور نیازمند تحلیلی واحد از روند تحولات در میان نخبگان مدافع نظام است، فضای سیاسی کشور باید آرام باشد و از هیجان‌سازی کاذب پرهیز شود. تمرکز بر کارآمد‌سازی نظام و عدم فرصت‌سازی برای تبلیغات و دستگاه‌‌‌های رسانه‌‌ای بیگانه راهکار برون رفت از فتنه و کاهش پیامد‌‌‌ها و آثار جنگ نرم است.

101:

يا در ادبيات تامل با اقشار جامعمان مشكل داريم يا راسخ به ايدوئولوژي تعيين شده غير قابل تغييريم كه نهايت حصول نتيجه كره شمالي است كه شايد هم از نظر شما مدينه فاضله باشد

وشايد هم اينجانب تحت تاثير عوامل خارجي قرارگرفتم اشتباه ميكنم

102:

به زبان دیگر یعنی نسل جدید و عمدتا دانش جو و حقیقت جو در معرض مقابله با اینها هستند و خود به خود دشمن می شو ند
- اقلیت ها ی قومی مذهبی دینی و...
هر قومیتی که در بدبختی و فلاکت به سر ببرد اگر جیک زد در گروه قرار می گیرد شما بلوچستان را نگاه کننید
ما اصلا برامون قومیت مهم نیست
3- رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی
رسانه ها همانند روزنامه ها چون بعضی انسانهای شریف در انها وجود دارند در این ردیف قرار می گیرند
اینترنت هم چون سهل الوصول ترین ارتتباط است انسانهای ازاده بسیاری در ان فعالیت می کنند به طور مثال ما وقتی رسانه را در اختیار نامزدهای معترض قرار نمی دهیم اینها سراغ اینترنت می روند که ما باید این امکان را از انها بگیریم
زنان و بهره گیری از جذابیت های ذاتی ایشان در به میدان کشانیدن جوانان جنس مخالف
چون ما حقوق زنان را پایمال می کنیم و انها را به باتوم می کشیم حق اعتراض ندارند اگر اعتراض کنند در گروه قرار می گیرند
نخبگان سیاسی ، علمی و..
خخوب نخبه که دیگه نخبه است همه چیز را فهمید دیگه نمیشه فریبش داد پس معاند می شود

103:

تحلیل هایی در مورد جنگ نرم و پیدایش این روش هوشمندانه شد بهتره بپردازیم به اینکه در جامعه ی امروز ما جنگ نرم از چه راه هایی وارد شده و به ما ضربه زده و تا چه حد موفق بوده ،با مطالعه ی اسناد لانه ی جاسوسی می توان دریافت که در جامعه ی امروز مقاصد آمریکا تا حدودی محقق شده چراکه در اسناد بدست آمده در آن زمان پروزه ی علاقه مندی دانشجویان به آمریکا از طریق معرفی کردن این کشور به عنوان یک کشور پیشرفته و دارای دموکراسی مد نظربود که اگر امروز کمی به اطراف خود نگاه کنیم می بینیم کم نیستند افرادی که روی دست آمریکا آب می ریزند.


نوع پوشش افراد جامعه که به سمت پوشش های غربی و اروپایی تغییرکرده، کمرنگ شدن دین در بین ایرانیان که در این زمینه فیلم کتاب قانون تا حدود بسیار اندک اجازه ی پیشروی یافت.و خیلی چیزهای دیگر.


اما چرا این تغییرات در ایران به این سرعت رخ داد؟؟ در این باب می توانیم به ضعف فرهنگی اشاره کنیم که ملت ما رو بسیار آسیب پذیر می کنه.همون طور که در جامعه ی امروز مشاهده می شود افتخار فرهنگی ما فقط بسته به کورش وچندین دانشمند و فیلسوف و ادیب گذشته است.این نشان از این میدهد که ایران نمی تواند به شرایط فرهنگی امروز خود افتخار کند. کاش بجای نامگذاری خیابانها به اسم افراد بزرگ راه و روش زندگی آنها را تبلیغ می کردیم تا شکاف فرهنگی امروز با غنای فرهنگی گذشتگانمان پر می شد(حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود افسوس که بجای اهدافش زخمهای تنش را نشانمان دادند وبزرگترین دردش را بی آبی نامیدند).


من عامل دیگر پیشرفت سریع جنگ نرم در ایران را مقابله نکردن دولت ها با این جریان می دونم در دوره سازندگی به تنها چیزی که اندیشیدند آبادی کشور بود فارغ از اینکه ...


در دوره ی اصلاحات نیز به گفتگوی تمدن ها و بستن در نیروگاه ها و جلوگیری از مطالعه و پزوهش در لیزرو...پرداختند. در این دولت کا رهایی انجام شد که بازهم درحد انتظار نبود برای مثال ساختن فیلم های تاریخی،احیای دوباره فرهنگ شهادت،بالا بردن آگاهی سیاسی مردم وافتتاح چند شبکه ی ماهواره ای. به هر حال امیدواریم جامعه به سطحی از آگاهی برسه که بتونه به راحتی با جنگ نرم مقابله کنه.


یاحق

104:

سلام
جنگ نرم خيلي ساده يعني يار گيري از طريق اقناع .
كه البته اين اقناع در گروه هاي اجتماعي مختلف و در سطوح مختلف به طرق گوناگون دنبال ميشود .

مثلا براي يك جوان مجرد . كه ذهنش معطوف به گرايش به جنس مخالف هست .
يك تزيين در قبال توضيح از ازادي هاي غير متعارف در جوامع لاييك به همراه محصولات فرهنگي مرتبط ميتواند هزينه اين اقناع باشد كه با چاشني محدوديت هاي اجباري در جامعه متشرع ارئه ميشود . كه فكر ميكنم مثال كاملا ملموسي باشد .
در موارد ديگر هم همينطور هست .
مثلا در جامعه تجار و بازرگانان ارائه يك فضاي تزييني از ازادي كسب و كار و فرصت براي ثروتمند شدن در سوي ديگر به همراه كوبيدن اين سمت منشا اقناع در جنگ نرم هست .

كه البته اين تزيينات واقعيت موجود نيست . ولي در جهت دستيابي به هدف محصولاتي ميدهد و موجب تحركاتي ميشود . كه
هدف انهم در نهايت به كثرت رساندن مخالفين هست .

105:

سلام
نمونه بارز و واقعا قوي جنگ نرم كه تئوري و عملكرد هاي كشور هايي مثل امريكا و غرب در اين زمينه جنگ نرم د ر برابر ان هيچ محسوب ميشوند .
همين كاري هست كه امروز و اين ساعت احمدي نژاد در سازمان ملل كرد .

استاد جنگ نرم اتفاقا نظام جمهوري اسلامي هست .

106:

فوکویاما پرنده شیعه با بال سرخ و سبز ندیده است!

اگر عبارت “فوکویاما شیعه پرنده” را در گوگل جستجو کنید، می بینید که بیش از 200 سایت ایرانی مطلب زیر را از فرانسیس فوکویاما نقل قول کرده اند:

فوکویاما در کنفرانس اورشلیم با عنوان “بازشناسی هویت شیعه” می گوید:”شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست.پرنده ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ.” او بال سبز این پرنده را مهدویت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادت طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است معرفی می کند. فوکویاما معتقد است شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیتش بسیار است.او می گوید: “این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان می شود.شیعه عنصری است که هرچه او را از بین می برند بیشتر می شود.”

علاقمند بودم که بیشتر در این مورد بدانم ولی چون نتوانستم بر روی اینترنت به غیر از سایتهای ایرانی جای دیگری در این مورد چیزی پیدا کنم، تصمیم گرفتم با فوکویاما که هنوز زنده است تماس گرفته و موضوع را بررسی کنم.

یوشی‌هیرو فرنسیس فوکویاما (Yoshihiro Francis Fukuyama)، فیلسوف آمریکایی، متخصص اقتصاد سیاسی، رییس گروه توسعهٔ اقتصادی بین‌المللی دانشگاه معروف جانز هاپکینز و نویسندهٔ کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» می‌باشد که به خاطر نظریه پردازی «پایان تاریخ» مشهور است.

همانگونه که تصور می کردم، فوکویاما هرگز در چنین کنفرانسی نبوده است و چنین حرفی را نزده است! و در حقیقت این پرنده رنگین بال زره پوش که می گویند ساخته و پرداخته تخیل فردی یا افرادی غیر از فوکویاما است. در انتهای متن میتوانید ایمیل که من برای او فرستاده ام و جواب او را ببینید. اگر کسی هم شک دارد میتواند با فوکویاما مستقیما مکاتبه کند و از او سوال کند! در اینجا صفحه شخصی او و آدرس ایمیلش را میتوانید بیابید.

به نظر می رسد که رایج شده است تا بعضی حرفها اگر از زبان یک اروپایی یا آمریکایی رانده شده باشد، اعتبار و کیفیت آن گفته مثل کالاهای خارجی خیلی بالا است. شخصا موارد زیادی از این قبیل شنیده و دیده ام که در اکثر موارد این نسبت دادن گفته ها به خارجی ها دروغین بوده و تنها از نام و اعتبار این افراد سواستفاده شده است تا برای حرفهایشان اعتباری بخرند.

ایمیل نخست من به فوکویاما:

Dear Prof. Fukuyama,
Recently I was discussing Shiite ideology with my friend and he quoted from you that you have discussed regarding the Shiite ideology in a conference in Jerusalem in 1986.
he quoted from you: the Shiite has two wings, one is red and one is green. red one is martyrdom and green one is the last man concept.
I would like to know more about your discussion. please refer me to a document or a book that I can find and read more about this phrase from you.
I look forward to hearing from you soon.
Best regards,

پاسخ فوکویاما:

On Mon, Aug 25, 2008 at 9:15 PM, Francis Fukuyama <f.fukuyama@jhu.edu> wrote:
I’m sorry but I don’t remember participating in such a discussion or making such a statement.
Sincerely,
Francis Fukuyama

برای اطمینان و واضح بودن موضوع برای من و فوکویاما من مجددا این ایمیل را فرستادم:

Dear Prof. Fukuyama,
Thank you very much for your reply. I doubted the statement is from you and that’s why I contacted you.
I guess this website is the main or one of the first sources that others copied from : mouood.org - محمد (ص) در انديشه متفكران غربي
This is my translation of the content on the above address:
at the end of the page, it says:
“Francis Fukuyama, an American writer and theorist, who is one of the neoconservatives governing this country, presented his book titled ‘the end of history’ in 3 conferences in Toronto, Washington and Jerusalem. this book is exposing new idea different from the book “Clash of Civilizations” by Samuel Huntington. Fukuyama believes that small civilizations and cultures will be swallowed by big cultures, and media will push the world towards a small village and unavoidably world will involve in a disastrous war. to prevent this war from happening, we should accept to have a master(who has merit and authority in a community to solve the problems of that community) and Fukuyama later declares that master can be the USA. he says this war is unavoidable but the winner will not be the west and he proves with evidences and facts that the winner would be Shia.
Fukuyama in Jerusalem conference titled “reinvestigation of Shia Identity” says: Shia is a bird that flies beyond the reach of our arrows. a bird that has two wings: a red wing and a green one. green wing is the beleif in the last Imam who will come(Messiah for shia) and red wing is martyrdom which originated from Karbala (story of 3rd Imam of shia). these wings make shia immortal. Fukuyama believes that Shia has a 3rd aspect which is more important. he says: this bird has a shield. this shield is acceptance of jurist’s guardianship(velayat). Shia believes in a way that they are increased when they are killed. he gives the example of Iraq-Iran war and says: Iranians captured Fav(a city in the south of Iraq) and they were going to capture Karbala and if they could capture Karbala, they could capture Jerusalem definitely”

I would be very thankful again if you tell me whether you have said the above translated paragraph or if you have said something else similar and there is a misunderstanding. I look forward to hearing from you soon.

و مجددا او پاسخ میدهد:

Thank you for this clarification. I never said anything remotely like the quotation you translated, so I’m not sure where they are getting this.
Sincerely,


Francis Fukuyama

http://braintrigger.wordpress.com/2008/09/10/post34-2/

107:

سلام

پیگیری شما بسیار پسندیده و نیکو است.

-بهتر بود متنهای انگلیس را ترجمه می کردید.

- به نظر حقیر اقای فوکویاما واضح پاسخ نداده است. در بخش اول که خودتان هم قبول دارید چون برای گرفتن پاسخ واضح مجددا تلاش کرده اید و در پاسخ دوم عبارت (I’m not sure) کمی پاسخ را مبهم کرده است. مثلا اگر به جایش می گفت (I don't Know) پاسخ واضح تر می شد.

به روشنگری بیشتری نیاز است.

108:

آيا هميشه علت بوجود آمدن يك پديده مثل جنگ زياده خواهي ديگران است ؟؟؟

يا كوتاهي در تفاهم ميان مديريت يك كشور و موارد ديگر هم باني اين روند ميشود

گوشت را اگر در فضاي آزاد بگذاريم ميگندد و مورد هجوم كرمها ميگردد

هندوستان مثال خوبي است ! در تمام دورانها مديريت ضعيف و توجه نكردن به خواسته مردم و اعمال زور و احكام جلادانه نسبت به جامعه باعث شد تنها 3بار محمود غزنوي و 2بار نادر شاه افشار و 2قرن انگلستان دست تاديش را به سوي اين كشور بيچاره دراز كند و به چپاول منابع و به بردگي كشيدن مردمش بپردازد

تا زماني كه منطقا براي مردم ثابت نشود كه مديران دلسوز جامعه هستند پيداكردن عوامل خارجي براي توجيه رفتارشان بيهوده است
رضا شاه در محاصره جنگليها از فرماندهان خود خواست در حلقه محاصره شكافي را باز كنند چرا كه معتقد بود اگر مردم هيچ راهي نداشته باشند به خدا پناه ميبرند و رضا خان حريف خدا نبود !!!!!

خود كرده را تدبير نيست

109:

آيا هميشه علت بوجود آمدن يك پديده مثل جنگ زياده خواهي ديگران است ؟؟؟
نه لزوما .
يا كوتاهي در تفاهم ميان مديريت يك كشور و موارد ديگر هم باني اين روند ميشود
از موارد ديگر و اصلي بوجود امدن جنگ . كوتاهي مديريت يك كشور در ايجاد مدخل هماهنگي و موضع گيري يكسان در مقابل تهديد هاست .
گوشت را اگر در فضاي آزاد بگذاريم ميگندد و مورد هجوم كرمها ميگردد
مثال مع الفارقه
هندوستان مثال خوبي است ! در تمام دورانها مديريت ضعيف و توجه نكردن به خواسته مردم و اعمال زور و احكام جلادانه نسبت به جامعه باعث شد تنها 3بار محمود غزنوي و 2بار نادر شاه افشار و 2قرن انگلستان دست تاديش را به سوي اين كشور بيچاره دراز كند و به چپاول منابع و به بردگي كشيدن مردمش بپردازد
لزوما اين دليلي كه شما اوردي دليل بزير امدن ملت هند نيست .

دليل اصليش عدم احساس مسئوليت عامه در اثر نا اگاهي نسبت به تهديد ها بوده و هست .

يعني نمونه اي از هدف جنگ نرم .

يك مثال بزنم . واقعي واقعي .

يكي از همين اقايون سينه چاك امريكا كه شخصا با من بحث ميكرد .

كاملا هم معلوم بود كه اين حرف را از ته دل ميزنه . ميگفت ايكاش امريكا مثل عراق به اينجا هم حمله كنه . دليلش هم براي اين ارزو (( البته خيال خام )) اين بود كه ميگفت .
كاباره ها دوباره باز بشه فاحشه خونه ها ووووووووووووووو

البته هستند اينجور افراد و البته بصورت نسبي از رقيق تا غليظ .

كه كاملا واضحه كه جنگ نرم در اينها اثر كرده و نوعي تجاهل در انها ايجاد كرده .

يكي از مداخل جنگ نرم . همين شبكه هاي ماهواره اي و سعي انها روي همين مظهر لهو لعبه .


تا زماني كه منطقا براي مردم ثابت نشود كه مديران دلسوز جامعه هستند پيداكردن عوامل خارجي براي توجيه رفتارشان بيهوده است

اين حرف درسته تا زمانيكه تاثير عوامل خارجي محسوس نباشه . ملت درك دارند و تاثير عوامل خارجي را هم مورد قضاوت قرار ميدهند .
رضا شاه در محاصره جنگليها از فرماندهان خود خواست در حلقه محاصره شكافي را باز كنند چرا كه معتقد بود اگر مردم هيچ راهي نداشته باشند به خدا پناه ميبرند و رضا خان حريف خدا نبود !!!!!

البته در استراتژي نظامي منفذ كنترل شده در محاصره يكي از راههاي زودتر تمام شدن قائله جنگه . و اين ربطي به با خدا بودن رضا شاه نداره .

110:

جنگ نرم غير فابل انكاره چون در هرگونه عملي كه به نوعي منافع،حاكميت،يا تماميت ارضي كشوري مورد هجوم قرار گرفته باشه رگه هايي از تخاصم وجود داره چه فيزيكي و چه رواني،ولي چند نكته اهميت زيادي در اين مورد داره.
1_چند تا كشور عين جمهوري اسلامي گفتندعليه ما جنگ نرم وجود داره؟جاهل بودنشون كه منتفيه ،چون خودشون طراح هستند و يا جنگ نرمي عليه اون ها وجود نداره؟نه!وجود داره و دليل اينكه نميگند اينكه مردم خودشون رو در حد گروهي از حيوانات تصور نميكنند كه هرچي بهشون گفته بشه باور كنند و همچنين با اقدامات نامرئي و به قولي با جنگ نرم جواب جنگ نرم داده ميشه.خب پس دلايل اشكار كردن وجود جنگ نرم چيه؟يكيش اينه كه فرض اينه كه مردم همون حيوانات محترم هستند يا دليل ديگر اين ميتونه باشه كه چون بر عليه ما جنگ نرم صورت گرفته بايد پاسخ بديم و پاسخ هم چيزي جز گزينه سركوب با چاشني تبليغ نميتونه باشه.مثال خوبش هم ماجراي ميدان تيانامن چين هست(كاملا مستند و امار سركوب در همه جا موجوده فقط يه سرچ )
2_چرا كشوري به مقابله سخت افزاري با جنگ نرم روي مياره؟مسلما اگر همه مردم با هيات حاكم مواق باشند جنگ نرم با جنگ نرم مقابله ميشه و اما چرايي نبود اعتماد كامل به سيستم:ضعف سيستم در عينيت بخشيدن به اصول و ايدولوژي خود و با ضعف در اقناع(اين واژه به هيچ وجه بد نيست فقط روش هست كه بدي يا خوبي به اين واژه مي ده)بعضي اقشار جامعه هست،دليل ديگر ناتواني سيستم در كنترل بدون خشونت يا با حداقل خشونت توده هاي ارام هست(در جايي كه كسي اسلحه داره مسلما كسي با دست خالي با اون مقابله نميكنه)و همچنين ترس از فروپاشي و نابوديه و البته حكومت هايي از جنگ نرم مي ترسند(واقعا ميترسند نه اينكه وانمود كنند) كه اون رو يك خطر جدي براي خودشون مي دونند كه همين طور هم هست مثل اوكراين پيش از سقوط دولت قبلي يا چين ( كمي باز كردن فضاي سياسي مثصله مسكن هست هر چند كه هنوز هم مشكلات زيادي داره)يا حكومت كمونيست شوروي سابق (كه فرو پاشيد) و امريكا در زمان مك كارتي كه مقابله سخت افزاري با جنگ نرم كردند و در هيچ كدام حتي امريكا(تفكر مك كارتي كاملا منسوخ شد)اين روش جواب نداد چون اصولا اين كار باعث موجه نشون دادن جنگ نرم ميشه(تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها)
3_كاملا مشخصه كه اگر سيستمي ناكارامدي گسترده(چه اقتصادي چه سياسي و يا اجتماعي)نداشته باشه جنگ نرم چيزي در حد جوكه،فرضا اگر سيستم كمونيستي شوروي قوي بود هرگز با جنگ نرم امريكا از بين نمي رفت و كاركرد جنگ نرم مثل جرقه در انبار كاه هست.
4_ اگر درصد زيادي از مردم با اون همراه نشن هيچ موفقيتي بدست نمياره و لزوما اگر جنگ نرم پيروز بشه فاجعه رخ نميده،يكي از مثال هاي جنگ نرم انقلاب مخملي هست ولي به نظر من برعكس تبليغاتي كه عليه اون انجام ميشه نتايج مثبتي داشته از جمله از بين بردن تفاله هاي سيستم شوروي سابق كه نتنها ناكارامد بودند بلكه كاملا هم ديكتاتوري بودند و اگر كسي بتونه از نظام ها دفاع كنه مطمئنا انقلاب مخملي به خودي خود نفي ميشه،جنگ نرم ازومي براي استعمار(چه نو و چه كهنه)كشور مورد هجوم نميبينه بلكه همينكه سيستم مقابل شكست بخوره دستاورد بزرگي براش محسوب ميشه،با اين حال انقلاي مخملي يا چيزي شبيه اين در ايران غير قابل اجراست چون در مردم ايران شرايط اون مناطق نيست و مسلما طراحان جنگ نرم اونقدر ابله نيستند كه بخوان با تغييراتي جزئي يك نمونه اين انقلاب رو در ايران بوجود بيارن كه بسادگي هر مقام نابغه جمهوري اسلامي دركش كنه و دربارش نظر بده.
5_گفتم كه جنگ نرم غير قابل اجتنابه ولي اين دليل نميشه كه در هر بحران اجتماعي نداي مبارزه بر عليه جنگ نرم داده بشه و برخورد سخت افزاري در پيش گرفته بشه چون از مهمتريت اهداف جنگ نرم برخورد قواي حاكم با اون هست و با اين كار مطمئنا به قدرتش افزوده ميشه و كشورهايي اينكار رو ميكنند كه نتنها از حل بحران سياسي اجتماعي سياسي عاجز ميشن بلكه خودشونو در دام بحران مشروعيت مي اندازند كه نتيجه اون در تركيب با مقابله سخت افزاري يه جابجايي قدرت نيست بلكه يك انقلاب تمام عياره.

111:

خوب حالا اين را از كجا كپي كردي ؟

كسي كه فرق بين استناد و استدلال را نميدونه خوب پيست ميكنه ههههههههههه

112:

واقعا امان از تجربهولي اگر حتي در زمينه كپي پيست هم خوب شده باشه براي من كافيه(ما كه ادعا سواد نداريم منطق شماست كه برتره و باحال تر و قدرتمند تره)
ولي خوب بود كه با منطق قويتون به اين كپي ناقابل جواب مي داديد نه با ترور شخصيت(و صد البته من شخصيت هم ندارم،ديدي اعتراف كردم)و كلا بقيه فسفر سوزندند و دو هزاز سال نشستند تايپ كردند(ولي دستم حسابي درد گرفت) با حني كه احتمالا يك روبات نوشته

113:

قسمت اول رو با منيد؟ اگر اينطوره باور كنيد من سعي كردم طوري كه براي همه قابل فهم باشه كپي پيست كنم(حداقل از نوشته هاي ديگران سنگينتر نيست)و مطمئن هستم شما كه انتظار نداريد در متني كه درباره جنگه نرمه چند واژه دشوار(حداقل من كه چيزي نديدم) نباشه.

114:

اساسا جنگ نرم و جنگ نظامي در اهداف مشتركند.

در هردو نيروي متخاصم سه هدف راهبردي دارد:

1- مهار يك كشور، گرفتن توانايي ها، مشغول كردن
اگر هدف اول محقق شود و توانايي ها تبديل به نقطه ضعف شود هدف دوم مد نظر قرار مي گيرد:

2- تغيير رفتار يك حاكميت

يعني مجبور كردن يك حاكميت به قبول اراده نيروي متخاصم

3- تغيير ساختار يك حاكميت

در جنگ تحميلي اين سه هدف دنبال شد.

اول مهار انقلاب اسلامي:

نزديك ترين جايي كه امكان داشت انقلاب در آن پياده سازي شود عراق و بعد لبنان بود.

لبنان را اشغال كردند تا اين اتفاق به وقوع نپيوندد.

در عراق هم سعي كردند با راه اندازي جنگ انقلاب را مهار كنند.

هدف دوم تغيير رفتار:

يعني انقلاب اسلامي از آرمان هايش دست بر دارد.

قسمت هايي از خوزستان را گرفتند تا ما را تحت فشار قرار دهند تا از آرمان ها دست برداريم و صلح تحميلي را بپذيريم.

و در هدف بعد ساختار را تغيير دهند.

در جنگ نرم هم دقيقا همين اهداف هست.

بنابر اين جنگ نرم يك جنگ همه جانبه است و تنها تفاوت اينجاست كه محسوس و عيني نيست و تلفات به چشم نمي آيد
و پيچيدگي جنگ نرم به دفعات بيش از جنگ سخت است.

چهار بعد جنگ نرم


1- بعد اول: جنگ رواني: فضاي اجتماعي كشور هدف را از تعادل خارج مي كند.

2-لايه دوم: جنگ اطلاعاتي كه از سمت سرويس هاي اطلاعاتي كشور دشمن پياده مي شود براي اينكه ثبات را از كشور بگيرند.

3-لايه سوم: جنگ عليه بنيان هاي فكري، اخلاقي، ارزشي و رفتاري كشور هدف. در اين جنگ استحاله كردن كشور هدف مورد نظر است.

4- لايه چهارم: يك مدل فروپاشي و براندازي: كه در اين مدل 2 رهيافت وجود دارد:

الف) رهيافت جين شارپ

ب) رهيافت هانگتينتون

كه هر كدام از اين 4 لايه مي توانند سه هدف راهبردي را محقق كنند.

(مهار، تغيير رفتار، تغيير ساختار)

جنگ نرم بسيار پيچيده تر، بسيار خطرناك تر و بسيار كارآمد تر از جنگ سخت است و همين زمينه موفقيت جنگ نرم را محقق مي كند

چون اين پيچيدگي را ابتدا بايد نخبگان متوجه شوند.

115:

شما در تحليلتون يك نكته اساسي رو جا انداختيد،در كشوري كه مسكلات اساسي سياسي يا اجتماعي،فرهنگي ، اقتصادي و ... وجود نداشته باشه،جنگ نرم خنده داره .چون جنگ نرم نياز به طرفداراني در كشور هدف داره و بايد از طريق اين موارد برانگيختگي ايجاد بشه،البته اثباتش كاري نداره ،در تك تك كشور هايي كه جنگ نرم پيروز شده معمولا چند تا از اين عوامل وجود داشته.
براندازي نرم هم چيز جالبيه و افرادي كه تحت تاثير جنگ نرم هستند مسلما براندازي نرم ميكنند
محتوای اصل مربوط به اسلامی‌بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین ومقررات براساس موازین اسلامی و پایه‌های ایمانی و اهداف‌جمهوری اسلامی ایران و جمهوری‌بودن حکومت و ولایت امر وامامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکاء به آرا عمومی و دین ومذهب رسمی ایران تغییرناپذیر است.
البته مشخصه جمله بالا چه معنايي داره ولي ارتباط اين بند با براندازي نرم اين هست كه اگر كل جمعيت اين كشور تصميم يگيرند اين بند رو عوض كنند،برانداز محسوب ميشند

116:

سلام
ايكاش دقت ميكردي و متوجه ميشدي كه بحث نگاه بيروني داره نه دروني

يعني همه بحث با فرض وجود دشمن بيرونيه .

شما اگر به بحث انتقادي داري . بايد اول ثابت كني دشمني بيروني وجود نداره .

من نميگم به اين نظريات انتقادي وارد نيست . چرا حتما هست .

ولي در اين نظريه فرض وجود دشمن بيروني در نظر گرفته شده و با تكيه به اون بحث شده .

بنا بر اين شما تكليف خودت را اول مشخص كن .

فرض دشمن بيروني را قبول داري يا نه ؟

نكته ديگر اينه
1- بعد اول: جنگ رواني: فضاي اجتماعي كشور هدف را از تعادل خارج مي كند.
خب پس هر وقت فضاي اجتماعي كشور از تعادل خلرج شد،جزو جنگ نرم حساب ميشه(در اين صورت با گران شدن قيمت ها اين اتفاق ميفته،پس حتما جزو جنگ نرم هست)
گراني به اقتصاد مربوطه و در بحث تعادل اجتماعي يكي از جزيي ترين فاكتور ها محسوب ميشه .

كه اگر منشا بيروني داشته باشه . حتما جزو جنگ نرمه .



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

برترین مطالب


ایران و مسئله ای به نام پان
تفاوت های مردمان آذری و ترک و مغول
شهدای میهن را مصادره نکنید !!
ترکها، مهاجرانی از مغولستان
آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟
امروز در تاریخ

کورش کبیر
اسکندر در تاریخ و ادبیات ایران
اعراب با ایران چه کردند؟
میدان انقلاب یا ستاره داوود؟ببینید
تاپیک میهن پرستان هم میهن
کشف ح-ج-ا-ب
*