زنان متاهل ودوست پسر چرا؟ 



x

زنان متاهل ودوست پسر چرا؟



بیاید نام کودک بگید!
از آموزش «رقص و مدلباس» تا «سگ و گربه‌بازی» در مهدکودک‌های تهران +تصاویر
با درد دوري و دلتنگي چه كنيم؟
پاسخگويي در موضوع تربيت كودك و نوجوان
به نظر شما بوسیدن زن وشوهر جلوی چشم فرزند خوبه یا بد
یه اسم خشمل میخوام

"گفتمان عمومی بخش خانواده"
بیا نظرتو راجبه ازدواج موقت بگـــــــــــــــــــو...
فرق زنا با صیغه موقت چیست؟ با یک لفظ چه چیز عوض می شود؟
ورود مذهبي ها ممنوع!
نظر شما در مورد خیانت مردان متاهل به زنان خود چیست؟
همسرم از دیگری باردار شده چه کنم؟
حمایت از ما | مشهدهاست
`

زنان متاهل ودوست پسر چرا؟




زنان متاهل ودوست پسر چرا؟
ديدم تاپيك به نام مردا باز كردن هر چي ميخواند ميگن انگار اونا هيچ كار نميكنند
ما كم نداريم خانمهايي كه دوست پسر دارند هر كس ميتونه نظر بده

07-25-2007


1:

بلهههههه هست

2:

zendegi 50 be 50,che baraye zan che mard,albate vase ba'ezy az zanha va mardha farghy nemikone ke on50%az tarafe moghabelesho tamin bashe ya na va aya khodeshon 50%ro taemin kardan ya na ,chon bimarannnnnnn

3:

زنان متاهل داراي دوست پسر با برعكس دليلش يك چيز هست
حس تنوع پذيري

4:

از بس که هیزن که این مردها
خانم ها هم بی تقصیرن

5:

اين نوع ارتباطات نه تنها تو ايران قابليت پذيرش نداره بلكه تو همه جاي دنيا يك ناهنجار تلقي ميشه يا بعبارتي يه خيانت

6:

به نظر من اگه یه زن یا یه مرد حس کنه که زندگی تبق مرادش نیست هدفی رو که داره نمتونه بهش برسه از شوهرش یا خانومش لذت کافی رو نمیبره و نمتونه خودش رو ارضا کنه دست به همچین کاری میزنه واقعا اگه یه خانوم یا یه اقا لذت واقعی رو از هم نبرن زندگی براشون سرد و بیرنگ میشه اگه دو نفر تونستند لذت ببرند از هم و ارضا شند با تمام مشکلات میجنگند وپیروز میشند و گرنه .... .

7:

اين مطلب تو يك وبلاگ ديديم گفتم بد نيست اينجا هم در موردش دوستا ن نظربدن
توي جامعه ما مردان كمي نيستن كه با داشتن همسر باز هم تحت عناوين مختلف همجون صيغه.معشوقه يا.....با زنان ارتباط دارند .ولي متاسفانه در سالهاي اخير امار زنان همسرداري كه با مردان ارتباط دارند رو به افزايش است وصفحات حوادث مملو از اين اخبار ميباشد.به راستي كدام عامل باعث كشش زنان به برقراري ارتباط با مردي ديگر كه شايد سالها با هم اختلاف سني دارند ميشود وتا جايي پيش ميرود كه زن كمر به قتل شوهر خود ميبندد؟در حالي كه بعضي از اين زوجها تا چندي قبل همچون ليلي و مجنون زندگي ميكردن.
ايا اگر زنان حق طلاق داشتن باز هم اين قتلها به وقوع مي پيوست؟
ايا اين به دليل اختلاف طبقاتي است يا رفاه زدگي بيش از حد جامه؟
اگر در اين مورد تجربه اي دارين بنويسيد.

8:

اره خب یکی از همون موارد بدی که میشه تو این جامعه نام برد (در تایپیکهای مذهبی نیز زیاد بحث شده) نداشتن حق طلاق توسط زن است که منجر به کارهای کثیف و قتلهای چنان میشود . خب در این جامعه چند همسری یا حتی خیانت توسط مرد چندان جرم یا گناه نیست و فوقش میگن مرده چه بد بوده و تموم ولی اگه یه زن در صورت داشتن شوهر دست به چنین کاری بزند (که چندان بدتر از کار مردان نیست) انوقت است که حسابش با کرام الکاتبین است و کارش به جاهای باریک میکشد در نتیجه زنانی که در چنین مخمصه ای قرار دارند (حالا به هر علتی از زندگی با شوهرشون ناراحتند و حق طلاقی هم ندارند) تصمیم به قتل با انواع روش (خودشون - اجیر کردن قاتل - همدستی با معشوقه و ....) میگیرند که بالطبع با یه نقص قانون جان هر دو گروه از بین میرود
البته این از مبحث قانونی و حقوقیش بود و در صورت همکاری دوستان به بحث در مورد خوبی یا بدی خود عمل (ارتباط با زنان یا مردان غیر همسر) می پردازیم

9:

این موضوع چندین روزه که مطرح شده ولی شاید به دلیل اشنا نبودن من با تالار چندان مورد توجه قرار نگرفته شاید هم قبلا در باره ان بحث شده است؟ نمیدانم .... شاید بعضیها هم دوست دارن این موضاعات در اینجا هم مطرح نشود باز هم نمیدانم....

10:

درود.
يك زماني ما هم آمديم كمي جواني كنيم و شروع كنيم به اتو زدن با ماشين. خوب نميدونم حكايت چي بود كه از هر 5 نفري كه ما سوار ميكرديم در نهايت معلوم ميشد 4 تاي اونها شوهر دار هستند.
همين پنج شنبه گذشته بود كه بوسيله خودرو به خودرو با افرادي آشنا شديم كه در انتهاي مصاحبت (ساعت 12 شب به بعد)‌ متوجه شديم كه آنها نيز شوهر دار هستند. هرچند كه ميگفتند مطلقه هستند.

اين وضعيت در چندسال اخير بسيار ناراحت كننده است. همچنين در سال 83 با زني آشنا شدم كه اينچنين بود. (البته فقط در حد تلفن و البته باز هم نميدانستم كه همسر دارد)
برخي از علل خيانت زنان به شوهرانشان باز ميگردد به خيانت شوهر نسبت به همسر خود. اما احساس ميكنم در سال اخير موارد و نمونه هاي ديگري هم پيدا شده است كه پشت هر جوان سالم ايراني را براي ازواج شل ميكند. به هر حال وضعيت مناسبي نيست.

11:

منم براهمين قيد ازدواجو زدم ازدواج كنيم كه چي بشه

12:

شما چرا اینقدر بدبینانه به این موضوع نگاه می کنید، همه رو که نباید با یک دید نگاه کرد ...
هم آدم خوب وجود داره هم بد...

13:

بله. ولی متاسفانه آمار افراد بد در مورد جنس مخالف با سرعت بالایی رو به افزایش است. البته این در مردان هم به چشم می آید ولی این کجا و آن کجا؟!!

14:

خيانت زنان اگر زن از مرد ارضاء نشود ، مرد را بي غيرت ، ضعيف ، بي عرضه و يا مريض مي داند . چنانچه مني زن خارج نشود ، سبب ناراحتي اعصاب زن خواهد شد ، اخلاق او تند و نافرمان و نسبت به شوهر بي محبت و عاطفه مي گردد و از او اطاعت نمي كند و حتي ممكن است سبب شود نسبت به شوهر خيانت كند و چنانچه چشمش به مرد ديگري بيفتد ، با او رابطه نامشروع برقرار نموده و زناي محصنه و خودفروشي كند . اين عمل زشت را در جامعه از فقر مادي مي دانند ، اما اين تصوري غلط و اشتباه است . حتي در مواردي كه زن قبل از ازدواج خواهان مرد ديگري بوده و به خواسته خود نرسيده و با شخص ديگري ازدواج كرده است ، به شرطي كه آن مرد به او محبت كند و دستوراتي را كه بيان شد انجام دهد ، زن از عشق پيشين خود چشم پوشي نموده و تمام فكر و عشق خود را به اين مرد معطوف خواهد كرد .
عكس اين قضيه هم صادق است ، بدين معني كه مرد هم اگر دلش با زن ديگري بوده و بعدها ناخواسته با زن ديگري ازدواج كرده است ، با انجام اين دستورات ، از عشق قبلي خود صرف نظر نموده و تمام محبت خود را نثار همسر خويش خواهد كرد .
آمار نشان داده است كه حدود هشتاد الي نود درصد منشاء اختلافات خانوادگي از همين امر ناشي مي شود كه ده درصد آن با گذشت و تفاهم حل شدني است و نود درصد ديگر اين اختلافات ، با درمان و رعايت كردن مسائل زناشويي و روش هاي صحيح جماع اصلاح مي شود .
اگر تصور كنيم كه يك دختر چرا بايد شوهر كند ، در حالي كه در خانه پدري خود در رفاه مادي و از احترام و عزت برخوردار بوده است و با مسأله ازدواج بايد از تمامي امكانات خود چشم پوشي نموده و رنج زندگي جديدي كه تصويري مبهم از آينده را در ذهن او ايجاد مي كند ، بر خود هموار سازد ، بدين نتيجه خواهيم رسيد كه مهم ترين هدف او ، ارضاي غرايز و تمايلات جنسي وي بوده است

15:

من با نظرات تمام بچه ها می شه گفت موافقم چون هریک تا حدودی درست می گن. درست که زنان شوهرداری که خیانت می کنند دلیلی برای این کار خود دارند ولی خدا وکیلی بیایید کلاه خودمان را قاضی کنیم اگر مردان این کار را بکنند اصلاً کار به روزنامه وبحث و... اینجور جاها می رسد!
پس فقط مشکل زنان فقط نیستند خود مردان هستند که....

16:

ولی بعضیا ذاتا مشکل دارند.
یعنی اصلا ذات خرابی دارند. البته این در مورد آقایون هم صدق میکنه.
نمونشو تو نت زیاد میتونید ببنید. حتی در همین فاروم.

17:

مي توان گفت خيانت در ازدواج يكي از دردناكترين كارهايي است كه يكنفر مي تواند با نيمه ديگر زندگي خود بكند. چيزي كه تنها دردناك نيست و مي تواند باعث شود يك نفر دچار احساس عدم اعتماد بنفس و نا مطمئني از شخصيت خود و ديگران شود. اگرچه كه هميشه يكسري از دلايل باعث مي گردند كه زني احساس كند لازم است داراي روابط جنسي خارج از چهارچوب همسر خود باشد ، اما عموما خيانت به همسر نتيجه يكسري نارضايتي ها در يكسري مسائل مي باشد.
هميشه زنان بدلايل مختلفي دست به خيانت ميزنند اما در مورد زنان اينگونه نيست كه به مانند مردان اگر شرايط لازم شد بلافاصله اقدام به خيانت نمايند! آنها از قبل آماده اين عمل مي گردند و بندرت به جايي مي رسند كه حال به هر دليلي كه صلاح مي دانند خيانت كنند. اما اينكه به چه دليلي خيانت مي كنند با اينكه دلايلي كه خيانت در ذهن آنها شكل گرفته چيست زمين تا آسمان فرق مي كند .در مورد خيانت زنان و دلايل انجام آن زياد نوشته شده اما در مورد اينكه چگونه اين مسئله در ذهن آنها تشكيل مي گردد بندرت نوشته شده و اينبار تصميم به توضيح پاره اي از اين دلايل دارم .من اعتقاد دارم كه هيچ زني خيانت نخواهد كرد مگر به سمت آن كشيده شود. اعتقاد دارم كه زنها مثل كامپيوتر هاي امروزي هستند كه براي هك كردن و بدست گرفتن اختيار آنها بايد به نوبت پورتهاي آنها را باز كنيد تا در نهايت بتوانيد به آن دست يابيد! نفوذ به كامپيوتري كه پورتهاي آن بسته باشد به آساني صورت نخواهد گرفت. زني كه اقدام به خيانت مي كند از مدتها قبل پورتهاي خود را بدلايل يكسري اتفاقات باز كرده است. چراكه در حالت معمولي اين پورتها توسط شما اشغال شده و بسته اند. و اعتقاد دارم مردان هميشه احتمال خيانتي را براي خود قائل هستند . بنظر من اگر زني بخواهد مردي را به دام بياندازد حتي خدا هم نمي تواند بداد آن مرد برسد! در نهايت وي به دام مي افتد. اما زنان بصورت معمول اينگونه نيستند و نمي توان هميشه آنها را برنده شد. اگرچه كه همه ماها معتقد هستيم كه هيچ عذري براي خيانت جائز نيست اما خود مردان هم هميشه عقيده دارند كه اين در ژنتيك آنها نهفته است كه با زنان مختلف باشند. من بشخصه فكر مي كنم اين براي زنان هم صادق است و امروزه اين حس در آنان در حال بيدار شدن است.بخاطر داشته باشيد كه هيچكدام از دلايل زير دليل خيانت نيست بلكه تنها چيزي است كه ذهن وي را براي خيانت آماده مي سازد.

براي خيانت خيلي ها درجات مختلف قائل مي گردند.از خود ارضايي گرفته تا ديدن تصاوير جنسي يا حتي خيالات شخصي و يا فانتزي ذهني يكنفر مبني بر داشتن سكس با فرد ديگري براي بعضي ها خيانت به حساب مي آيد.من كاري ندارم كه ديگران چه فكر خواهند كرد و اعلام مي كنم منظور از خيانت در اين مقاله همان تعريف قديمي مبني بر داشتن روابط جنسي با يك مرد غريبه منظور مي باشد. از طرف ديگر همانطور كه خيلي وقتها نوشته بودم بعضي ها چه زن و چه مرد ، فقط يك توريست در دنيا هستند.اگر همسر شما چنين فردي مي باشد و عادت به ديچ كردن و خيانت كردن داشته باشد و يا دوست دختر شما عادت داشته باشد كه مدتي را با هركسي بگذراند اين سطور براي شما دردي را دوا نخواهد كرد چراكه وي به هر حال با شما نخواهد ماند.
زنان بسمت خيانت كشيده مي شوند چون توجه شما قطع شده است و ديگران بيشتر متوجه شده اند!
سعي نمي كنم خيلي پيچيده كنم. در ساده ترين حالت شما بر خلاف روزهاي نخستين كه مدام به وي توجه داشتيد و همه رفتار وي را زير نظر مي گرفتيد و حتي از نفس كشيدن وي تعريف مي كرديد ، ديگر اينكار را نمي كنيد.آقايان معمولا قبل از بدست آوردن فردي تمام زور خود را مي زنند و از انواع و اقسام ترفندها استفاده مي كنند.گاهي هم مجبورند توجه بيش از اندازه و غير واقعي نشان دهند. در نتيجه ظرف زنان را بزرگتر خواهند ساخت.پس از بدست آوردن فرد شروع به دم جنباندن مي كنند و بازي در مي آورند و ديگر خيالشان هم نيست.در بهترين حالت اگر حتي خواهان شديد وي باشند قدرت پاسخگويي به ظرفي را كه ساخته اند ندارند و هميشه زنان مي نالنند كه چرا به ما كم توجه مي كنيد.در مثال ساده اگر همسر شما رنگ موي سر خود را عوض كرده ، هرچند يك درجه روشنتر و شما نفهميديد يا چيزي نگفته ايد مطمئن باشيد كه اولين پورت را براي ورود هكر باز كرده ايد. بايد بخاطر بسپاريد كه قابليت چرب زباني شما بايد بعد از تشكيل رابطه بجاي اينكه ذخيره گردد يا در انتظار به تور انداختن زن ديگر گردد يا صرف جمع آوري گند هايي شود كه زده ايد يا دروغ هايي كه خواهيد بافت بهتر است صرف خود رابطه شما گردد! براي شما يك جمله يك خطي كه چقدر فوق العاده شدي ، حتي اگر هيچ تغييري هم نكرده باشد ، مي تواند خيلي به شما در رابطه كمك كند. اگر در مبناي سكس بخواهيم حرف بزنيم اينكه شما شروع كرده ايد به توجه كردن به خود ، مدام تكرار يكسري حركات ، سكوت در رابطه ، سكسهاي كوتاه مدت و سريع ، ارگاسمهاي شخصي ، حركات ثابت و يكنواخت و مسائل اينچنين اولين چيزي كه باعث مي گرديد اين است كه وي ممكن است از رايحه بدن فرد ديگري كه از كنارش رد شده بيشتر از شما خوشش بيايد! حالا شما هي اين مسائل را شديدتر كنيد تا وي هم درجه خوش آمدنش را بيشتر كند! ببينيم كي آخر سر مي بازد!
بياموزيم:
در ابتدا اولين چيزي كه به زن مي فهماند رابطه دارد كمرنگ مي گردد و از حالت شيرين آن خارج مي گردد و وي را آسيب پذير و نفوذ پذير در برابر ديگران مي كند اين است كه شما كم توجه شده ايد.
زنان بسمت خيانت كشيده مي شوند چون كينه دارند .چون شما با آنها صادق نيستيد.
باز هم پيچيده نمي كنم. همه جور صداقت.همه جا از انواع آن خوانده ايد و من آنها را دوباره نمي گويم .بلكه مدل ديگري را عرض مي كنم. عدم صداقت شما از زمان ازدواج و زماني كه به خواستگاري وي مي رفتيد گرفته تا زماني كه مال شما شد. در مورد دوست دختر شما از زماني كه مي خواستيد وي را بدست آوريد تا زمانيكه بدست آورديد. منظورم عدم صداقت شما با ذهنتان است. يعني اگر دوست دختر شما يا همسر شما ، فرقي نمي كند ، دلش مي خواسته كه با شما اندكي در خيابان راه برود و شما بر عكس فشار وارد مي كنيد كه زود به خانه برويد كه سكس راه بياندازيد! شما چيزهايي گفته ايد كه بعدا حاضر به انجام آنها نشده ايد.شما وعده هايي داده ايد كه نخواستيد به آن عمل كنيد.شما حتي حرف از ازدواج هم زده ايد شما همه كار كرده ايد و در نهايت مدام فلسفه بافي كرده ايد تا دروغ هايتان را توجيه كنيد. اين در خوش بينانه ترين حالت (دوست دختر ) به شما بعد از جدايي ضربه نخواهد زد و ماليات آن را نفر بعدي پس خواهد داد! در ساده ترين حالت شما نفر بعدي هستيد كه با اين دختر دوست مي شويد! و در بدترين حالت شما صادقانه ازدواج نكرده ايد.شما زن گرفته ايد چون سكس مي خواستيد ، چون طرف خوشگل بوده ، چون طرف موقعيت داشته ، چون سن شما سن ازدواج بوده و هر چيز ديگري.شما صادقانه زن نگرفته ايد و در طول زندگي اين مسئله مدام به چشم خواهد خورد.زنان چيزي به شما نخواهند گفت اما اين نيز دليلي مي گردد براي كشش به سمت باز كردن پورت ديگري براي نفوذ پذير شدن در برابر كساني كه در موقع مناسب حرفها و برخوردهاي مناسبي كنند!!
زنان بسمت خيانت لبخند خواهند زد چون شما آدم روز اول نيستيد.
بله.شما الان زن داريد.يا دوست دختر داريد.شما الان مثل روز اول كه نداشتيد و تمام زورتان را ميزديد كه بدست بياوريد نيستيد! شما ديگر به خود نميرسيد.اصلاح گه گاه مي كنيد.حمام كرده نيستيد.ورزش نمي كنيد.مسواك تك و توك مي زنيد.لباسهاي شما ديگر اهميتي ندارد كه چه ماركي است. شما خيلي با حوصله بوديد.شوخ طبع بوديد.وقت داشتيد اما اكنون به نظر مي آيد كه همه چيز دارد حوصله شما را سر مي برد و يا شما را عصبي مي كند.شما قبلا جك هاي ركيك نمي گفتيد. شما مودب بوديد.قاه قاه بلند نمي خنديديد.آرام و مطمئن بنظر ميرسيديد. اين را هم بگم شما قبلا كه مخ ميزديد خيلي بچه پولدار بوديد!! لاف ميزديد نه؟ بسيار مشخص است.هزينه بي خود ندهيد.چيزي از خود نسازيد كه نيستيد. زماني كه آشنا مي گرديد هزينه زياد ندهيد توضيح بي خود ندهيد.نقش كسي كه نيستيد را بازي نكنيد.بعد از بودن و يا بدست آوردن حال چه در غالب ازدواج چه دوستي، لطفا خودتان باقي بمانيد! آيا چون ديگر قرار نيست كسي را تحت تاثير بگذاريد به خود نميرسيد؟ آيا ماجرا " همينه كه هست " مي باشد؟ آيا ديگر اهميتي ندارد؟ آيا شما زنان را نمي شناسيد؟ كه چقدر به نمايش همسر خود حساس هستند؟ چقدر مهم است كه چه هستيد؟ حال اگر ديگر آنچه كه آنها مي خواهند نيستيد بدانيد كه :
زنان پورتي هميشه باز ، براي تحت تاثير قرار گرفتن توسط افراد جنتلمن و خوش تيپ در خود دارند.تنها چيزي كه باعث نمي شود در ابتدا از آن چيزي رد شود اين است كه شما در حال ارتباط با آن هستيد و پورت قبلا مشغول شده ولي اگرشما جايگاهتان را فراموش كنيد ديگر پورت را آزاد گذاشته ايد براي كساني كه بدنبال ماجرا مي گردند!
زنان به سمت خيانت مي روند چون يك نفر به آنها مي فهماند كه با وي تحت فشار نيست!
سعي نكنيد آقاي باحال باشيد! سعي نكنيد آقاي همه چيز دان باشيد و يا كسي را مدام به خاطر عقيده اش بكوبيد (قابل توجه خودم!) سعي نكنيد مدام كسي را براي بودن با شما تحت فشار بگذاريد.زنان گاهي شديدا پورتهاي خود را OPEN مي گذارند چرا كه از مشغول بودن آنها توسط شما خسته شده اند! آنها حوصله شان سر رفته ازاينكه نمي توانند راحت باشند . با شما چرت بگويند و يا حرفهاي ساده بزنند.هر چيزي در مقابل شما خسته كننده شده. اين شرايط خطرناكي است و براحتي فرد ديگري مي تواند وارد شده و كنترل پورت را بعهده بگيرد.هميشه خيلي ساده است كه دوست دختر فردي كه دو سال است با يكنفر بوده را گلابي كنيد تا اينكه فردي را كه 3 ماه است با كسي دوست شده.هميشه زناني كه بالاي پنج سال از زندگي مشتركشان مي گذرد آسانتر از كساني كه تازه عروس هستند فريب مي خورند. زنان حسي براي هيجان دارند.اينكار يك هيجان براي آنها به حساب مي آيد .هيجاني براي فرار از روزمرگي شما ! اگر روزي وي بشما بگويد كه مورد توجه فردي با لياقت قرار گرفته بوده ولي به شما خيانت نكرده چون شما را دوست داشته شما اينبار بدانيد كه چه سعادتي داشتيد كه خطر رفع شده . چه سعادتي كه به شما اعلام كرده و چه سعادتي كه اكنون مي دانيد دليل آن چيست!
آنها خيانت را مي پذيرند چون شما اينكار را كرده ايد يا نشان داده ايد اينكاره ايد!
ديگر از اين واضحتر؟ دليل نميشود بگوييم كه هر مردي خيانت كرد زنش به وي خيانت خواهد كرد! اما اينكه زن بداند شما كلا آدم مطمئني نيستيد و يا خيانت كرده ايد باعث مي شود كه وي نيز در مراقبت از پورتهاي خود آن شكيبايي لازم را بخرج ندهد و اگر در شرايطي قرارا گرفت كه مورد نفوذ توسط بيگانه اي قرار گرفت آن استقامت لازم را نشان ندهد. نكته ديگر مي تواند حتي انتقام باشد.وي مي خواهد انتقام بگيرد و از همانجا بشما ضربه بزند.آنها سريعا تصميم نمي گيرند.بلكه صبر مي كنند و شايد به زبان شما را هم ببخشند.شايد تا حدي ذهني هم شما را ببخشند.اما اينبار نرم افزاري را در حافظه خود نصب كرده اند كه منتظر سيگنالهاي لازمه است! وي احتمالا نزديكترينهاي شما را انتخاب خواهد كرد.عموما به دو دليل.يكي اينكه در اصل نمي خواهد در لحظه كاري انجام دهد و نزديكان شما با وي هستند و موردي هم نيست.ناگهان يكي از نزديكان بازي را نا خواسته يا خواسته انجام مي دهد و اينبار اين حركت بجاي اينكه مثل هميشه دفع گردد جذب مي گردد و مراحل بعدي و در نهايت خيانت! دوم اينكه وي مي خواهد بيشترين ضربه را به شما بزند! در نتيجه بهتر است خيانت نكنيد و يا اگر قبلا اينكار را كرده ايد بايد تمام حواس وي را به خود معطوف كنيد و به وي اطمينان بدهيد كه ديگر اين مسئله تكرار نخواهد شد.نه با زبان بلكه با عمل. از هرگونه كاري كه حتي نزديك به اين باشد كه وي حس كند ممكن است شما كاري كنيد نيز بپرهيزيد.زندگي سختي خواهيد داشت!
زنان به خيانت مي انديشند چون هميشه دنبال بهترينند!
اين پورت هيچگاه توسط شما نه استفاده ميشود و نه توسط آنها بسته! اين يعني زنان هميشه مردان را يك مشت خوك خيانتكار مي پندارند اما خود هميشه در شرايط لازم، هميشه زندگي خود را به مرد بهتري خواهند فروخت! كاري كه شما مي كنيد اين است كه شناسايي كنيد كه چقدر طرف مورد نظر شما از اين پورت استفاده مي كند.اكثر دختران نفوذ از اين پورت را چندان جذاب نمي دانند.آنرا نمي بندند اما به نفوذهاي آن نيز توجهي نمي كنند.اينگونه افراد نگراني خاصي را نبايد برايشان قائل شد.آنها با داشتن يك وضعيت ساده عملا هرگونه ديتا و يا استفاده از پورت را مهم نخواهند دانست.اما گروهي از دختران هستند كه بدنبال صعود به قله هاي بالا هستند.اينها مانند گرگدن فقط به سمت جلو مي دوند و همه چيز را جلويشان خراب مي كنند.اينها نگران چيزي نيستند.اينها از همه چيز استفاده مي كنند . هدف وسيله را برايشان توجيه مي كند.انها پول و موقعيت و همه چيز مي خواهند.فقط يه توصيه.اگر سر قرار بوديد و ديديد فرد مورد نظر شما اينگونه است به آرامي محل را ترك كنيد.اين افراد شما را براحتي خواهند فروخت.

18:

درود بر همگی
ایده های جالب دادید و از شروع کننده این تاپیک بابت موضوع خوبشان سپاس گزارم.
در مورد این ناهنجاری که امروز گریبان جامعه ایران رو گرفته دلایل زیادی میتونه در این خیانت خانمان سوز نقش داشته باشه که من با اجازه دوستان تک تک آغاز میکنم
1-اولین نشانه و نمونه این خیانت بر اثر مشکلات مادی و فقر اجتماعی است؛البته درسته که مسایل دیگه از جمله باورهای نادرست اجتماعی دامن بر این جریان میزند اما فقر در جامعه ایران جزو محکومین ردیف 1 این موضوع و ناهنجاری است؛که در ادامه به بحث درباره اون خواهیم پرداخت

19:

رنگ باختن عشق و علاقه، احساس عدم جذابيت همسر، سهل انگارى زنان در برخورد قاطع با رفتار مشكوك و يا خيانت اثبات شده مردان، بروز اخلاق و رفتار غيرقابل تحمل، بروز عقده هاى جنسى، بى خطر شمردن خيانت، زياده خواهى و تنوع طلبى، اطلاع از خيانت همسر و بى رغبتى به داشتن روابط زناشويى از مهمترين عوامل و ريشه هاى خيانته.
امروز حدود ۷۰ درصد مردان حداقل يك بار خيانت به همسر را در كارنامه زندگى شان تجربه كرده اند اما اين رقم در زنان به زير ۵ درصد مى رسد ، يكى از مهمترين علل خيانت مردان ايرانى اين است كه آنان همسر را براى گذران امورات زندگى اختيار مى كنند و در اين ميان عشق و محبت بسيار كمرنگ است. اما در تقابل اين ديدگاه، زنان بلافاصله پس از ازدواج خود را عاشق و وابسته عاطفى همسر ديده و در زندگى زناشويى فقط به همسرشان فكر مى كنند.

20:

چند تا علت بيشتر نداره البته به نظر من
1_عدم تامين اميال زن
2_از روي تلافي
3_بي قيدي وپايبند نبودن به مسايل ابتدايي اخلاقي

21:

خب یه تایپیک دیگر نیز در اینباره داریم به نام (زنان شوهر داری که دوست دارند ....)و به ادرس زیر که فکر کنم با این موضوع همسو و در ارتباط باشند که در ان در مورد این موضوع به اندازه بحث شده است
http://forum.hammihan.com/showthread.php?t=9722

22:

آره ولي همه بحث ها نشده

23:

به نظر من ...شاید محبت که باید از طرف شوهراشون ببینن رو ندارن...زنا خیلی روحیه شکننده ای دارن و زود هم فریب می خورن ...اگه از طرف شوهراشون حمایت نشن دست به این حماقت می زنن...البته اینم بگم که خیلی از زنا قلب مریضی دارن و اصولن هیچ مردی اونارو قانع نمی کنه...متاسفم برای اونا....

24:


خیلی ممنون بله خیلی درست گفتید اما من با یه چیزیش مخالفم یعنی خیلی موافق نیستم "خانم هام کم تقصیر نیستن "
من کاری ندارم با اینکه خیلی از آقایون واقعا هر کاریشون بکنید بازم چشم ناپاک و هیزی دارن اما بعضی از خانما هم یه کارایی می کنن که حتی آقایونی که خیلیم هیز نیستن توجه شون به اون خانم جلب میشه

واقعا جای تاسف داره چه برای خانما یه برای آقایونی که به یه نفر تعهد دادن برای یه عمر زندگی اما با کسه دیگه ایم هستن

و جناب Piper خوب گفتن یکی از دلایل این کار حس تنوع پذیری

25:

يكي از مجموع دلايل اين جريان.
عدم تفاهم بين زوجين و نداشتن اعتقادات مشترك و همسو وهمچنين درك نكردن شرايط موجود طرف مقابل (هم كوتاه مدت و هم در بلند مدت) كه اين خود ناخواسته باعث بوجود آمدن يك ديوار بلند و درست شدن يك مرز بين زن و مرد و هركدام در منيت خود (من، من) دچار مي شوند و براي رسيدن به ايده ال هاي خود به دنبال سراب مي روند و متاسفانه باعث ويران شدن كانون خانواده مي شوند.
البته اين جريان زياد به جنسيت افراد مربوط نمي شود بلكه بيشتر به شخصيت افراد مربوط مي شود.

26:

سلام . زنها متاسفانه بسیار زود باور و حساس هستند با اولین نگاه محبت امیز دلشون می لرزه و زود گول می خورن

27:

سلام. و در عوض اون اقایون چب دوست من ؟

همه هوس باز و حریص و سیر ناشدنی !

28:

تاپیک به تالار خانم ها انتقال یافت !

29:

حرفات طلاست !!

30:

به دليل تشابه موضوع اين دو تاپيک با هم ادغام شدند
بحث را ادامه مي دهيم...

31:

به نظر من اين خيانت خيلي بزرگه .

اين دسته هيچ وقت طعم دوست داشتن و عاشق بودنو حس نكردن . و شايد همسران آنها محبتشان را نثارشان نكردند

اوني ه عاشق ميشه قلبش براي يه نفر جا داره

32:

به نظر من این پست ترین کار ی هست که کسی میتونه بکنه چه مرد چه زن این یعنی خیانت بابا طرف دوستش رو با کسی میبینه قاطی میکنه چه برسه همسرشامیدوارم کسی این درد رو نکشه

33:

من چند روز قبل داستان سرگذشت یک خانومی رو خوندم که برای شما ادرس سایت شو میدم تا برای اون خانوم های شوهردار ک دوست بسردارن درس عبرت بشه http://pasific.persianblog.ir/

34:

پشت اين ماجراها فلسفه ها هست كه حكما دانن

35:

آقای مدیر تالار پاچه خواری تا این حد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خودت هم خوب میدونی تا یه خانومی چراغ سبز نده هیشکی به اون جرات نداره چپ نیگاه کنه .

36:

به نظر من عدم درک زن وشوهر از همدیگره که منجر به این میشه که خانمها برند دنبال دیگری وآقایون هم همچنین.زندگی که با دروغ با وعده و با اتکا به مادیات وآرزوهای بزرگ ساخته میشه عاقبتش همینه زندگی را بساز با عشق عشق به این که اگه هیچی ندارم تو را دارم عشق به این که کسی که برام میمونه توئی و کسی که قراره برای تو بمیره منم
و به همسرت این باور را بده تو دلت یه خونه هست و آن هم مال تو هست

37:

چه عاملی باعث دوام ان میشود؟
عشق؟

38:

فروش رسیورارزانتر ازهمه جا 55843611 فروش کارت ماهواره وکارت دی وی بی اسکای استار2 زیر قیمت بازار

39:

خیانت زیان آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمات غیر قابل جبران به طرفین می شـود، بلـکه اعتماد و اطـمیـنان کسـی كه مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیـگر از بین خواهـد برد. مـعمولا نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می شود ولی در کل هیچ ذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دروی نـمود.

دلیل شماره 10
فساد اخلاقی

فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث میشود این عمل ناپسند انجام گيرد.

دلیل شماره 9
خیانت شوهر

اگرچه همه زنان برای انتقام جویی از هـمسرشان به آنها خیانت نمیکنند، ولی اکثرا'' احساس می کنند حال که مورد خیـانت قرار گرفته اند آنها نیز مجاز به مقابله بـه مثـل می باشند. برخی تصور می کنند بایـد طعم تلخ دارویی که به آنها خورانده شده را به شوهراشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که برسر همسرشان آمده بشوند.

دلیل شماره 8
ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری

اگر فیلم ''بی وفا'' را دیده باشید متوجـه خـواهـید شـد که زنـان مـعمـولا وقـتـی مـورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار میگیرند ممکن است دچار انحراف شوند. شاید او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟

دلیل شماره 7
تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری شوهر

او دیگر مانند گذشته مهربان و با محبت نیست، زود عصبانـی می شـود، بـه هـر دلیل نزاع براه می اندازد، کمتر صحبت می کند، بهانه جویی مـی کنـد، ایـراد می گیـرد، بـه ظاهرش اهمیت نمیدهد، به همسرش اهمیت نمیدهد، دیگر از حرفهای عاشقانه اش خبری نیست و همه چیز به یکباره تغییر کرده است.

دلیل شماره 6
دیدگاه اشتباه
برخی مردان متاسفانه به همسر خود فقط بعنوان یک ''شریک جنسی'' نگاه می کنند و از ارزشهای دیگر زندگی مطـلـع نیــستـنـد که ایـن امـر مـوجـب ميـشود به امـور دیـگر نپرداخته و مسـیر اصـلی زنــدگی را منـحرف مـی سازند و درنـتـیجه سـرشکـسـتگی و پوچگرایی را برای همسر خود به ارمغان خواهندآورد که این نیز فکر ''نادرست'' خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و بدست آوردن آنچه که شوهرش ازاو دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

دلیل شماره 5
عدم توجه و بی اهمیتی توسط شوهر
تنها چیزی که می توان با اطمینان کامل بیان کرد این است که هـمـه زنـان تـشـنـه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند بخصوص هنگامیکـه تغییری در آنها بوجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نمود و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت اینکار را بکشد!!!

دلیل شماره 4
مورد غفلت واقع شدن

او احساس می کنـد کـسی که دوسـت داشـت تمام اوقـات خود را با او بـگـذرانـد اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف میکند، احساس تنهایی می کند چراکه هرگاه همسر خود را می طلبد با پاسخ منفی مواجه می شود، بخاطر آنچه که انجام داده مورد تحسین قرار نمیگیرد، احساس کمبود مینماید چون شوهرش حداقل انتظاراتش را برآورده نمی کند.



دلیل شماره 3
پول و وضعیت اقتصادی

با کمال تاسف برخی از زنان بدلیل اینکه شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مـقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی کند فقط و فقط بخاطر پـول ( و نه عشق ) و برآورده شدن نیازهای مادی خود سمت دیگری کشیده می شوند که این بسیار جلوه زشت و نا پسند دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می توان براحتی به خواسته ای معقول مادی زندگی دست یافت.

دلیل شماره 2
ارضا نشدن جنسی

مشکل برطرف نـشدن نـیاز جنـسی هـم از جمله مواردی است کـه گـاهـی توسل به پدیده نکوهیـده خـیانت را در برخی زنان موجب می شـود. امـروزه با پـیـشـرفـت علـم پزشکی بسیاری از مشکلات و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان براحتی قابل درمان می باشد.

دلیل شماره 1
ماجرا جویی و حسادت

به نظر می رسـد پـست تـرین دلیـل بـرای انـجام خیـانت حس ماجرا جویی و برانگیخه شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت بـه شـوهـران زنـان دیـگر مـیـبـاشـد. ایـن نـوع انگیزه ها معمولا در زنانی که به نوعی دارای مشکلات و کمبودهـای روانـی در زندگی می باشند دیده شده و خوشبختانه دارای تعدد بسیار اندک است.

نتیجه:
خیانت به هر صورتی که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت:
شرمندگی

40:

فقط تو يك كلمه ميشه گفت اين كار برابر است با خيانت

41:

قبل از انقلاب نبودم و نمیدونم..
ولی سالهای اخیر فکر میکنم از روی اینکه بخواهند دردهایشان را فراموش کنند و شاید دقایقی بیخیالی طی کنند.

42:

اعتراض دارم
ببخشید کجای جمله مردان متاهل ودوست دختر چرا با زنان متاهل ودوست پسر چرا موضوعش شبیه هم هست
من جدا اعتراض دارم شما نمیتونید این تاپیک رو با نظر شخصی خودتون عوض کنید البته با عرض احترام به مدیر تالار

43:

به نظر من این عقده صدها سال سرکوب همه جانبه زنان است که حالا در قرن بیستم _ که کمی زنان آزادی پیدا کرده اند و حداقل حق این را پیدا کرده اند که حق خود را بخواهند _ ، سرباز کرده و علاوه بر اون دلایلی که دوستان بیان کردند ، میتونه کاملا هم بی دلیل باشد.. زنان به صورت ناخودآگاه می خواهند حق نسلهای پیشین خود را بگیرند...

44:

ميشه واضحتر بفرماين بلاخره با اين موضوع موافقيد يا مخالف ،زنان متاهل ميتونن دوست بسر داشته باشن يا نه؟

45:

اگر نظر شخصی من رو بخواید ، نه ، هرگز نمیپسندم این کار رو ، این یعنی خیانت ، کیه که از خیانت و خیانتکاران حمایت کنه؟
من تنها دلیل این کار رو گفتم ، دلیلی که کنار همه دلایل دوستان ( درست یا غلط ) واقعا وجود دارد ...

46:

به نظر من این یک حماقت ، یک جرم و خیانت بزرگیه
این کار اصلا پسندیده و صحیح نیست
و من به شدت مخالفم
این زنان از نظر من فاسد هستن
و باید ازشون پرسید تو اگه می خواستی به هوس بازیهات ادامه بدی برای چی ازدواج کردی

47:

اگر مردش مرد باشد زن به وی خیانت نمی کند و خود را به بد بختی نمی اندازد.
مرد باید به همسرش عشق بورزد ؛از دید دیگر هم میتوان گفت که شاید این زن را به اجبار شوهرش دادند و کس دیگر را می خواسته است.

خداوند به آنچه ما انجام میدهیم آگاه است.

48:

من كه از اينجور زنها متنفرم
مخصوصا از بهانه هايي كه براي اين كار پستشون ميارن

49:

همه چي بستگي به مردش داره!
اگر مردي هوس باز - بي غيرت-زن ذليل و در يك كلمه خر باشد خيانت از زن دور از ذهن نيست

50:

اگه زن زندگيشو دوست داشته باشه و از همه مهمتر به شوهرش علاقه داشته باشه سعي مي كنه همه ي اينارو درست كنه

51:

به این نمیگن حق گرفتن

52:

بزرگترین دلیل خیانت زن به مرد این که به نیازهای روحی و روانیش اهمیت داده نمی شه

53:

من هم کاملا با حرف شما موافقم
اما این چیزیه که وجود داره...
هیچوقت یک عقده روحی و روانی ، با یک روش منطقی خالی نمیشه!

54:

اتفاقا یکی از همین زنها چند روزه که سیریشم شده
من چند بار باهاش صحبت کردم تا از این در خواستش دست برداره او در توجیه خیانت به همسرش این گونه سخن گفت
اول این که مرتضی (شوهرش) از من 10 سال بزرگتره و همچنین قیافه نداره و اصلا به خودش نمیرسه(تمیزی) و این که من بهش علاقه ندارم حتی یک ذره ازدواجمون به زور خانواده ام بود و حالا من از تو خوشم اومده و به دلم میشینی حتی بیشتر از مرتضی

بله اینه حالا شاید یکی از دلایلاش این باشه

55:

اگر شوهرشون را دوست نداشته باشند
وصدالبته از جهات دیگه خیالشون راحت باشه
خب خیانت میکنند

56:

از این جور مردها چی؟

57:

اگر............

58:

برای اینکه یه زن تو جامعه تا وقتی بها داره که یا شوهر داشته باشه یا پدر
پدر آدم هم میگه من تا "آخر عمر تو را نگه نمیدارم در نتیجه میمونه گزینه شوهر

59:

بابا مملكت مااينهمه مشكل داره اينم روش

يا بايد همه را از دم تيغ گزروند يا بيخيال شد و سرت تو لاك خو.دت باشه ...
خيلي قرون وسطايي فكر ميكنم نه؟

60:

توجه

61:

ضمنا خانم ها دریای وفاداری و عشقند وعمده مشکل از آقایان هست اگر زن ذاتش خراب نباشه

62:

از روی نفهمی

63:

مردان متاهل و دوست دختر چرا؟!!!
زنان هم به همون دليل

64:

براستي زن شوهردار دوست پسر چرا؟
چرا ما مردها هميشه حق رو به خودمون ميديم اگر ما مردها دل داريم پس بايد بگوييم زنها هم دل دارند
پس اول بايد خودساز باشيم بعد ديگران رابسازيم
------------------------------------------------------------
يا رب دل بنامي تو بستم و بنامي تو خواستم
درمنزل گه عشق جز نام تو چيز دگر نخواستم

65:

اگر در زندگی خدا حکومت می کرد این مشکلات پیدا نمی شد
مشکل در اینجا اگر یقین کنیم که فردا باید پاسخگو اعمال وگفتار خویش باشیم ..
راحت پا روی گاز ماشین (بی غیرتی ) نمی گذاشتیم

66:

دیگ به دیگ میگه پشتت سیاه
پایه میگه صلی علی

67:

به نظرمن سه علت میتونه داشته باشه
1-بیماری
2-زیاده خواهی
3-براورده نشدن نیازهای عاطفی و روحی زن از طرف همسر
و صد البته که هیچ دلیلی نمیتواند توجیهی برای خیانت باشد چه برای زن چه برای مرد

68:

مگر کار خلاف را با خلاف پاسخ میدهند؟

میگویند
ادب از کی آموختید از بی ادبان
خوب
اگر مرد بی ادب باشد زن هم باید بی ادب شود ؟!!!!!!!!!


عجب منطق عالی دارید

69:


شما که در آواتاری خودتان عکس خانم نیمه عریان گذاشتید
چگونه این نوشته را درامضای شما دیده میشود
{{{{{زيبايي نه در سيما ... بلكه نوري در دل است !!!}}}}
زنی که در دلش نور خدا است ؛ اینطور ......... در مقابل مردان ظاهر می شود
جای تعجب دارد؟

70:

سستی در عقاید دینی یه دلیلشه

71:

آنجا که دین {ترس از خدا وایمان به روز جزا)...............نباشد
همه چیزی مجاز میشود

72:

ممنون از نوشته شما ولي ببينم اگه يه دختري با اجبار خانواده اش ازدواج كند در صورتي كه عاشق كس ديگريست اون موقع تكليفش چيه آيا بايد تا آخر عمر با روياي عشقش زندگي كند و مزه زندگي رو نفهمد آخه چرا ...
من خودم عاشق ..........

وافريادا ز عشق وافريادا
كارم به يكي طرفه نگار افتادا
گر داد من شكسته دل دادا دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا

73:

4- فقر

74:

همش مشكل از اينه
دوس پسر ، دوس دختر ........

75:

بله لنگ بودن اعتقادات درست اما ما دین داریم و این را میگوییم کسی که با اسلام اشنا نیست چه؟

76:

من چند علت مینویسم هر کدام نا درست بود به من بگویید

77:

1 بد ریخت بودن همسر
وقتی که در اوایل ازدواج انسان داغ است از شعله عشق واقعیتها را نمیبیند و شاید تیپ و ظاهر برایش مهم نباشد برایش مهم نیست که همسرس انسان تمیزی هست یا نه برایش مهم نیست که همسرش خوش تیپ است یانه
اما بعد از ازدواج این اوامل را میبیند و چشمش باز میشود

78:

2 مشغول بودن همسر به کار بیرون و کم توجهی به اهل خانه و همسرش
که این را همه قبول دارند که زن احتیاج به توجه دارد

79:

3 اشکال در قوای جنسی مرد
که زن ارضا نمیشود و در نتیجه......

80:

4 فقر و تنگدستی
که ممکن است زن برای تامین لباسها و لوازم ارایشش برای پول ....

81:

5 هوس پرستی زن
که این موضوع شایعترین انها است و اکثر کسانی که دنبال این کار هستند هوس بازند

82:

همه این فاکتورها را جمع کرده و میتوانید در مورد مردانی که به زنانشان خیانت میکنند به کار ببرید

83:

کم توجهی از همشون مهم تره

84:

(5 )محکمترین علت...!

85:

آقا خوش دارن اونطوری باشن .
من و شما اگه مرد هستیم خودمونو وا ندیم.
در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته؟
آره داداش اینهمه سخنرانی نمیخواد.
صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

86:

خیلی جالبه که این سوال دو جنبه داره اما به ندرت دیدم کسانی که جواب دادن، به هر دو جنبه چسبیده باشن. سوال اینه: زنان متاهل و دوست پسر چرا؟
ببینین رفقا! اگه بحث دوستیه، یعنی یه رابطه ای بین دو نفر قراره ایجاد بشه. چرا هیچکس به این فکر نکرده که چرا یه پسر حاضر میشه با یه خانوم متاهل دوست باشه؟ دلایل زیادی آورده شد که چرا یه خانوم متاهل با یه پسر دوست میشه. بیشترشون اینا بودن: فقر، کمبود عاطفی، کمبود جنسی، بیماری روحی و ...
خوب حالا یکی بیاد به من بگه که چرا آقایون حاضر میشن چنین رابطه ای داشته باشن؟
البته من جواب خودمو دارم. و براتون خیلی جالب خواهد بود که بدونین از نظر من، علتی که باعث میشه ارتباطی بین یک فرد متاهل و یه آدم دیگه ایجاد بشه، برای هر دو طرف دلیل مشترکی داره! اما پیش از اون، لازمه که یه چیزایی توضیح بدم و به همین علت جوابمو میذارم برای بعد از توضیحات. امیدوارم که شما هم حسابی بهم گیر بدین :)

87:

برای شروع صحبتام، اول به یه نکته ای اشاره کنم خوبه. خیلی از کسانی که نظر دادن، گفتن که این کار خیانته. میخوام بگم که کسانی که چنین نظری دارن، آگاه یا ناخودآگاه دارن میگن که ازدواج به عنوان یه قرارداد اجتماعی از ازدواج به عنوان قراردادی درونی معتبرتره. این یعنی چی؟ الآن میگم. خیلی از شما گفتین که آدم اگه سالم باشه و مشکل مالی و جنسی و عاطفی و ... نداشته باشه، سراغ این کار نمیره. مگه اون عده ای که اساسا کرم دارن. من فرض رو بر این میذارم که این درسته. در این صورت از شما میپرسم اگه ازدواج یه قرارداد بین دو طرفه که یه عمری (یا حداقل تا یه مدتی) شریک همه چی هم باشن، معنیش این نیست که اگه یکی از طرفین نتونه مدت زیادی این نقش ها رو برای طرف مقابلش ایفا کنه، رسما این قرارداد به طور درونی منتفیه؟
به بیان دیگه، شما دارین میگین که مثلا شوهر یه خانومی نمیتونه اونو از نظر عاطفی حمایت کنه و مثلا سه ساله که آقا حواسش به خانومش نیست. ولی مگه این آقا موقع ازدواج قول نداده که همه نیازهای همسرش رو تا جایی که از دستش بر میاد برآورده کنه؟ خوب وقتی این کار رو انجام نمیده، یعنی به سادگی زده زیر قرارش. شاید به نظر شما بیاد که اونا هنوز قانونا (از نظر قانون اجتماعی) همسر همن. اما من میگم که این قرارداد رسما از نظر احساس درونی آدما باطل شده س. وقتی هم که قرارداد از نظر یکی از دو طرف باطل شد، رابطه اون طرف با یه آدم دیگه از نظر احساس درونی اون آدم نمیتونه خیانت تلقی بشه!!!
شاید شما بگین که خوب اون شخص نباید مادامی که حتی از نظر اجتماعی همسر کسیه، چنین کاری بکنه. راستش اگه شرایط اجتماعی (و توجه کنید که من دارم در مورد بیشتر کشورها صحبت میکنم و نه فقط ایران) جوری بود که برای شخص متاهل مشکل زیادی ایجاد نمیکرد، شاید واقعا این اتفاق میافتاد و میشد توقع داشت لغو این قرار چه از نظر اجتماعی و چه از نظر درونی همزمان اتفاق بیفته. اما اغلب متاسفانه مشکلات و بازدارنده های زیادی وجود داره که باعث میشه شخص تلاش کنه قرارداد اجتماعیش رو با همسرش به هم نزنه و در عین حال بدون اینکه کار خودش رو خیانت بدونه، با یه نفر دیگه رابطه داشته باشه.

در نهایت این نکته ممکنه مورد اعتراض بعضیا قرار بگیره اصلا رابطه خارج از ازدواج خطاس و گناهه و بخوان از دید مذهبی به چیزایی که گفتم گیر بدن. در برابر توضیح میدم که اولا من تو این نوشته پیشفرض های مذهبی رو وارد نکردم. دوما این چیزایی که گفتم، همونجوری که تو نوشته پیشین هم اشاره کرده بودم، نظر خودم در حمایت یا مذمت این کار نیست. من فقط میخواستم یه تذکر آیین نامه ای(!) بدم که خیلی از مواقع کسی که چنین کاری میکنه، به دلایلی که گفتم، واقعا احساس نمیکنه کارش خیانته. ممکنه یه حسی داشته باشه که من اسمشو میذارم عذاب اجتماعی. اما قطعا این حس با احساس ارتکاب خیانت فرق داره. و راستش رو بخواین، من نمیتونم ته دلمو راضی کنم که اسم این کار رو در مورد بیشترشون خیانت بذارم.

لطفا اگه دوستان خواستن بابت این نوشته به چشمم مشت بزنن، یه کم مراعات کنن و آروم بزنن. مرسی.

88:

وقتی آمارخیانت درآقایون متاهل بالابره ویا حتی اگرخیانتی دربین نباشه ولی مرد فقط به فکرکارو مسائل مالی خانواده باشه وتوجه به همسرش نکنه قطعا ارنظرروحی واحساسی فشارزیادی به زن واردمیشه و چون غریزه عاطفه نیازبه محبت دروجودش بیشتره باهرنگاه یا کلام محبت آمیزی ممکنه به سمت مرددیگری کشیده بشه

89:

سلام شاداب خانم
ولی این دلیل نمیشه که چون مرد کم توجهی میکنه زن هم بسوی مهر دیگری کشونده بشه... بنظر میرسه راه حل منطقی را زن بایس انتخاب کنه مثلا:
1- به مردش یادآوری کنه به محبت بیشتر
2- توجه به دستورات شرع درحرمت ارتباط همزمان با چند نفر و خطرات آن
3- درصورت عدم توفیق ... جدایی از مرد اول و ووصلت با محبوب خود...
یک نکته طلایی:
شهوت سیر شدنی نیست.... گول محبت توخالی غریبه را نباید خورد

90:

سلام شاداب خانم
ولی این دلیل نمیشه که چون مرد کم توجهی میکنه زن هم بسوی مهر دیگری کشونده بشه... بنظر میرسه راه حل منطقی را زن بایس انتخاب کنه مثلا:
1- به مردش یادآوری کنه به محبت بیشتر
2- توجه به دستورات شرع درحرمت ارتباط همزمان با چند نفر و خطرات آن
2- درصورت عدم توفیق ... جدایی از مرد اول و ووصلت با محبوب خود...
یک نکته طلایی:
شهوت سیر شدنی نیست.... گول محبت توخالی غریبه را نباید خورد

91:

سلام دوباره. امیدوارم خوب باشین.
این نوشته ادامه چیزاییه که تو پاسخ های شماره 87 و 88 نوشتم.

من یه بار دیگه از همه خواهش میکنم به یه نکته توجه کنن. چرا کسی نمیگه چرا یه پسر حاضر میشه با یه خانوم متاهل دوست بشه؟ چرا فقط به یه روی سوال توجه میکنین؟ دیگه اینکه چرا بعضی جوابا اصلا ربطی به سوال ندارن؟ سوال میگه چرا یه همچین رابطه ای ایجاد میشه. نمیپرسه که ایجاد این رابطه درسته یا نه که شما بخواین نسبت به هر کدوم از طرفین این رابطه اظهار نظر کنین. خیلی ساده س بابا. فقط بگین دلایل ایجاد این رابطه چیه؟

در ادامه صحبتای نوشته های پیشم، این بار یه نکته دیگه میگم. به نظرم میاد بعضی از شما که جواب دادین، یه چیزی رو فراموش کردین. یه چیز خیلی خیلی مهم. مثلا آقا یا خانوم حقگو گفتن که خانوم میتونه در برابر شرایطی مثل بی توجهی همسرش فلان کارها رو بکنه. ببینین دوستان. مطمئن باشین که در شرایط عادی، هر کسی میتونه نسخه هایی شبیه چیزایی که شما گفتین بپیچه. اما اون چیزی که مهمه اینه که رابطه یه زوج خدشه دار شده. یکی از طرفین که در شرایط روانی مناسبی قرار نداره، برای فرار از شرایطش، تصمیم میگیره که خارج از محدوده زناشویی، با یه فرد دیگه رابطه ای برقرار کنه. من حدس میزنم که این رابطه در وهله اول به صورت یه رابطه عاطفی ایجاد میشه و اتفاقا بعضی از دوستا هم توضیح دادن که منظور اونا از خیانت، یه رابطه عاطفی نیست. بلکه یه رابطه جنسیه. میخوام بگم یه نفر در شرایط نامناسب، نوع تحلیل و استدلالش با شرایط عادی کلی فرق میکنه. ممکنه به خودش بگه حالا بذار امتحان کنم ببینم میتونم یه شریک عاطفی داشته باشم. بعد اگه بر حسب اتفاق از این شراکت احساس خوبی داشت، ممکنه ارتباط بیشتر و بیشتر بشه و در نهایت منجر به اون چیزی بشه که از نظر خیلی از شما غیر قابل بخششه.

کاری که شما با این نسخه پیچیدناتون دارین انجام میدین، مثل کار آدمای سیریه که تو سنا نشسته ن و میخوان درباره گرسنه های کشورشون تصمیم بگیرن. یادتون آدمای مورد بحث ما با توجه به شرایطشون، جور دیگه ای فکر میکنن. یادتون میره که اگه اونا هم تو شرایط شما بودن، به همین نتایج شما میرسیدن. اما مشکل اینه که اونا تو شرایط شما نیستن. به همین دلیله که به نظر من متاسفانه صحبتای شما خیلی دردی رو دوا نمیکنه. شما اون جوری که لازمه متوجه مشکل موجود نمیشین. به نظرم لازمه تلاش کنین از موضع دیگه ای درباره این موضوع نظر بدین. لطفا به یاد داشته باشین که نظر دادن درباره احساسات آسیب خورده یه آدم، کار خیلی حساسیه و تلاش خیلی زیادی لازمه تا بتونین درک کنین چرا مرتکب فلان کار شده.

فکر کنم دفعه دیگه میرم سراغ نظر خودم درباره علل ایجاد این ارتباط.

92:

وای خدای من حتی از فکر کردن به این موضوع تنم میلرزه ...


خدا نگزره از انسانهای کور دل و حوس باز...




93:

با سلام و درود :

كاملا موافقم ، بايد واقع بين بود ،

مردي كه نميتواند همسرش را ساپرت كند يا بايد از او جدا شود يا تحمل اين انتقال احساسي را( كه مقصرش هم خودش است ) در نظر بگيرد

آنقدر كه مردها تنوع طلبند و اين اجازه را بخود ميدهند كه با وجود همسري در منزل سراغ كيسهاي ديگر بروند ،زنها همچين خصلتي را ندارند . اما تصور كنيد چه بلايي بر سر احساسات و عواطف انان ميايد كه اين اجازه را بخود ميدهند .

تازه مرد ها پس از رابطه با زني بيگانه احساس شادابي و غرور ميكنند
اما خانم ها حتي با تصور اين موضوع كه با مردي ديگر رابطه داشته باشند احساس وحشتناكي دارند.و پس از رابطه احساس گناه همراه با سرخوردگي به انها دست ميدهد

بيشتر روابط خانمهاي متاهل با بيگانگان از روي انتقام جوييست نه از روي هوس كه در طول زمان بي اهمميت ميشود

94:

برای خیانت هیچ توجیهی وجود ندارد. طبیعت مرد تنوع طلبیست البته نه آنطوری که هرکاری خواست انجام دهد.
در واقع آفرینش مرد اینگونه است اما زن چنین آفریده نشده و این کاملا طبیعی و منطقیست.
مرد از نظر شرعی می تواند چند زن اختیار کند یا به صورت موقت زن اختیار کند و هیچ گناهی از این جهت مرتکب نمی شود.
اما مسئله ی زن متفاوت است و مهم ترین آن جلوگیری از اختلاط نسل و فرزند نا مشروع است.
اینکه زن شوهردار با نا محرمی رابطه داشته باشد بسیار زشت و کثیف است. این چنین خیانتی هیچ توجیهی در درگاه خداوند ندارد.
یا حق

95:

نقض غرض توجيه خوبي نيست دوست عزيز بياييد سر خودمون كلاه نگذاريم . يه سوزن به خودمون بزنيم تادرد جوالدوزيكه قرنهاست توي پهلوي خواهر و مادر و دختر و همسرمونه را كمي بچشيم !
نظر من البته كلي در مورد انسانها بود نه جوامعي با سنتها و اعتقادات خاص.

بياييد يك جور ديگر نگاه كنيم ! اگر پدر من 3زن ديگر به خانواده اضافه ميكرد باز از حق و حقوق و شرع و طبيعت و منطق صحبت ميكردم؟

يا اگر پدرم معتاد بود و لوازم منزل را براي فروش از خانه ميبرد و مادرم را براي خرج اعتيادش ميفروخت و هر روز كتك ميخوردم و خواهرم ديوانه ميشد باز حق شرعي پدرم بود ؟

يا ازدواج نكنيم يا واقعييت هاي جامعه را بپذيريم و به همنوعمان به اندازه خودمان احترام بگذاريم .

96:

هميشه اينجور وقتا كه ميشه آقايون ميشن عنده مسلمون...........حرف جديدي نگفتيد دقيقا همون حرفيه كه تمام آقايون موقع گفتنش قند تو دلشون آب ميشه رو به زبون آورديد .............تا وقتي مردان اينگونه فكر مي كنند و براي اعمال كثيف و ننگين خودشون دنبال دليلو برهان و دست آويز شرعي مي گردن مطمئن باشيد ازبازتاب اين اعمال كثيف و ننگين هم در قبال خودشون مصون نخواهند بود ............پس اگر عشقشون مي كشه كه باهاشون اينجوري عمل بشه و فكر مي كنن خداوند اونا رو خيانت كار و جاهل آفريده بهتره به فكر عشق خودشون باشند بالاخره كه تهش تنوع طلب هستند و كلاه شرعي هم كه دارند نهايتش يه زن ديگه اختيار مي كنند البته اگر با معيارهاي ضد و نقيضشون بخونه البته!
از ماست كه بر ماست .............تا وقتي زن و مرد مثل سگ و گربه توي هر كوچه و برزني براي خودشون دنبال جفت باشن و همه اش هم دنبال اين باشند كه يكي يه سرپوش چه شرعي چه عرفي روي اين عمل مضخرفشون قرار بده حقشونه كه مخاطبشون جزو اصيل ترين و خبره ترين خيانت كاران اجتماع باشه ................

97:

سلام

اول از همه دوباره تکرار میکنم که اینقدر نگین که از نظر شما این کار توجیهی نداره. ببینین. خیلی از کسانی که مثلا خودکشی میکنن، شاید تا ماه پیشش به این مسئله حتی فکر هم نمیکردن. اما ظرف یه مدت کوتاه چنان شرایطی براشون ایجاد میشه که باعث میشه تصمیمی بگیرن که چه بسا خودشون تا چند وقت پیش انجامش رو خیلی بد میدونستن. این مسئله در خیلی از موارد دیگه هم صادقه. خیلی وقتا کسی از سر عصبانیت کاری انجام میده که تو شرایط عادی اون کار رو خیلی وحشتناک میدونسته. من خودم متاسفانه یه تجربه اینجوری داشتم. بعد از گذشت بیشتر از 10 سال، هنوز هم که بهش فکر میکنم، بابت کاری که انجام دادم از خودم خجالت میکشم. نمیدونم چرا اینجوری شد. شما فکر میکنین اگه من مثل الآن یا حتی مثل یه روز پیش از اون اتفاق فکر میکردم، اون روز همچین اتفاقی میفتاد؟ قطعا نه. مشکل اینه که من تو اون لحظه خاص اینجوری فکر نمیکردم. و این جور دیگه فکر کردن باعث شد کار بدی انجام بدم.

باز هم خواهش میکنم به جای صرفا مذمت کردن مسئله، به چرایی اون فکر کنین.

98:

من که تاحالا هیچ زن متاهلی رو ندیدم دوست پسر داشته باشه
اما مرد زیاد دیدم که اینجوری باشه
البته مرد که دیگه نمیشه گفت! باید گفت نامرد!

99:

حالا میخوام درباره جمله ای که آقای لمون گفته صحبت کنم. گفتن که:
طبیعت مرد تنوع طلبیست البته نه آنطوری که هرکاری خواست انجام دهد. در واقع آفرینش مرد اینگونه است اما زن چنین آفریده نشده و این کاملا طبیعی و منطقیست.

این مسئله خیلی خیلی مهمیه. ببینین رفقا. تشخیص اینکه طبیعت یه موجود چه جوریه کار سختیه. به این معنی که ممکنه رفتاری تو بخش بزرگی از اعضای یه نوع موجود زنده مشاهده بشه و به اشتباه تصور بشه که این رفتار از طبیعتشون ناشی شده. در حالی که در واقع ناشی از شرایط محیطی و یا جو حاکم بر اجتماعشونه. به عنوان مثال، خیلی از انواع حیوونات هستن که با وجودی که از یک گونه هستن، صرفا به دلیل اینکه تو محلهای متفاوتی زندگی میکنن، عادت ها و رفتارهای متفاوتی دارن. تا زمانی که فقط یه دسته رو دیدی، ممکنه فکر کنی همه موجوداتی که تو این گونه هستن، این طورین. اما وقتی موجوداتی از همون گونه رو که یه جای دیگه زندگی میکنن میبینی، متوجه میشی که اشتباه میکردی. فلان رفتار از طبیعتشون ناشی نشده. بلکه ناشی از محیط زندگیه.

این فقط یه مثال بود برای یادآوری این نکته مهم که چیزی که آقای لمون گفتن، ممکنه ناشی از قوانین اجتماعی باشه که سابق بر این بر خانومها تو اغلب جوامع بشری وجود داشته. اما آقایون چنین برخوردی از طرف اجتماع نداشتن و از قضا به قول دوستمون خانوم دیلاک، چه بسا سرپوشهایی هم براش تو بعضی از جوامع ایجاد شده باشه.

حالا چه جوری میشه متوجه شد که نحوه رفتار آقایون یا خانومها در گذشته (مثلا در مورد جامعه ما، علاقه آقایون به چندهمسری و خانومها به تک همسری) از طبیعت اونا ناشی میشده یا ناشی از تربیت اجتماعی بوده؟ جوابش خیلی ساده س. اگه واقعا ناشی از طبیعتشون باشه، در آینده هم کسر زیادی از افراد همین علاقه و روند رو حفظ خواهند کرد. اما اگه از تربیت اجتماعی ناشی باشه، به مرور زمان این روند دچار تغییر میشه.

حالا حدس خود من چیه؟ راستش من به این مسئله خیلی فکر کردم. خیلی هم سعی کردم از اینترنت درباره ش اطلاعاتی کسب کنم. به شما هم پیشنهاد میکنم که تو اینترنت خوب بگردین. اطلاعات جالبی پیدا میکنین. من ضمن جست و جوهام فهمیدم که علاقه به جنس مخالفی که اختلاف سنی زیادی با فرد داشته باشه خیلی زیاد شده. البته این مسئله فعلا بیشتر خارج از ایران صادقه. اما حدس میزنم به زودی دامنه ش به ایران هم کشیده بشه. افزایش میزان ارتباطهای فرا زناشویی هم که اصلا مورد بحث خودمونه. این مسئله هم تو ایران زیاد شده و هم خارج از ایران. فکر میکنم کسانی که تو ایران به این مسئله علاقه دارن، هنوز یاد نگرفتن که چه جوری میتونن از نت برای افزایش تعداد دوستیهاشون استفاده کنن. وگرنه تعداد این عده از اینی که الآن هست هم بیشتر میشد. یکی دیگه از چیزایی که ممکنه از نظر خیلیاتون وحشتناک باشه، بالا رفتن آمار رابطه جنسی خانوادگیه! این یکیو حتما دیگه تو نت ببینین. آمارش برای ایران هم وجود داره. البته مسلما آمار موجود خیلی کمتر از اون چیزیه که واقعا وجود داره. همجنسگرایی رو هم که خودتون میدونین. یکی دیگه از چیزای از نظر شما وحشتناک، افزایش شدید علاقه مردم به روابط جنسی دسته جمعیه! این یکیش رو مطمئنم که تن خیلیارو میلرزونه. خیلیارو. اما تو ایران هم داره زیاد میشه. خودتون میتونین راجع به همش بررسی کنین. و البته قویا توصیه میکنم که حتما این کار رو انجام بدین.

به نظر من شرایط داره واقعا عوض میشه. تمایل به چند همسری یا چند تا شریک جنسی داشتن تو آقایون وجود داشته و هممون اینو میدونیم. اما خیلی از ما فکر میکردیم که این علاقه تو خانومها نیست. ولی روند کلی تو خیلی از جاهایی که من بررسی کردم به این سمت میره این رفتار عوض شه. البته تعداد هنوز کمتر از اونیه که بشه این مسئله رو به کل جمعیت تسری داد. اما به وضوح میبینم که این مسئله داره با سرعت زیادی گسترش پیدا میکنه.

راستش همونطوری که بالا گفتم، تعداد کسانی که گرایشاتشون داره عوض میشه، هنوز کمه اما سرعتش افزایش تعدادشون زیاده. برای همین تعجب نمیکنم اگه بشنوم مثلا دو سال دیگه، تعداد مثلا خانومهایی که دوست دارن با پسرای کم سن تر از خودشون رابطه داشته باشن، 5 برابر الآن شده باشه (توجه کنین که اینو برای ایران گفتم. این عدد برای خارج از ایران خیلی بزرگتر میتونه باشه). البته اینا صرفا تقریب و حدسه. برای اینکه مطمئن بشیم، چاره ش اینه که ببینیم آیا بعد از دو سال واقعا این اتفاق میفته یا نه.

100:

بالاخره میرسیم به قسمت انتهایی بحثم. اینکه بگم چرا این گرایش رو به افزایشه. همونطوری که تو نوشته پیش گفتم، بر پایه چیزایی که دیدم و اطلاعاتی که کسب کردم، اینجا به بعد قضیه صرفا یه حدسه و باید نشست دید آیا واقعا چیزایی که پیشبینی کردم اتفاق میفته یا نه.

همونطوری که گفتم، به نظرم میاد که رفتار الآن آدما تو این مقوله، نه از سر طبیعت آدما، بلکه از سر تربیت اجتماعیه. راستش من حدس میزنم تک همسری یه آموزه اجتماعیه که به مرور زمان تو اغلب جوامع شکل گرفته و انسان از نظر طبیعتش الزامی برای اون نمیبینه. تا حالا شده به این فکر کنین که چرا میشه همزمان چند تا دوست خیلی صمیمی داشته باشین، یا برادرا و خواهراتون رو به یه اندازه دوست داشته باشین، اما نمیشه همزمان چند تا شریک جنسی داشت؟ خیلی سوال غریبیه ها! خودمم میدونم. اما من تعجب نمیکنم اگه یکی از اون کسانی که چند تا شریک جنسی همزمان داره، در جواب این سوال بگه خوب چرا نه! میشه داشت. به همین سادگی. تا جایی که مشاهدات من میگه، به تقریبا تمام ما به طور عمیقی آموزش داده شده که اینجوری نباشیم. به نظرم وقتی تعداد زیادی از افراد دوست دارن تعداد شرکای جنسیشون زیاد باشه، واقعا میشه به این شک کرد که شاید این آموزه های عمیق، بر مبنای طبیعت ما نیستن. تذکر بدم که تمام چیزای که در مورد آدمایی با تعداد زیادی شریک جنسی گفتم، در مورد آدمایی که دوست دارن در آن واحد فقط یه شریک داشته باشن، اما گاهی به گاهی عوضش کنن هم میتونه صادق باشه.

خلاصه صحبتام میشه اینکه به نظر من، گرایش طبیعی به داشتن چند همسر در طول حیات (که البته در اغلب حیوونها هم مشاهده میشه. خیلی از حیوونا در مدت عمرشون، تو هر فصل جفتگیری، با یه جفت جدیدن.) تو تربیت اجتماعی امروز خیلی از کشورها جایی نداره. برعکس در خیلی از جوامع، تک همسری آموزش داده میشه. در واقع من حدس میزنم در مورد انسان هم این گرایش به چند همسری (حالا در آن واحد یا در طول زمان)، یه گرایش طبیعیه. فشاری که بابت مقابله اجتماعی با این گرایش به فرد وارد میشه، میتونه به واسطه داشتن یه همسر خوب و البته فشارهای اجتماعی بدون پاسخ بمونه و یه فرد به این گرایشش اهمیت نده یا این گرایش تو وجودش به غلیان در نیاد. اما به محض اینکه همسر فرد مناسب نباشه و بشه به نحوی از این فشار اجتماعی فرار کرد، هیچ بعید نیست که یه فرد (حالا چه آقا و چه خانوم)، به سمت روابط فرا زناشویی گرایش پیدا کنه.

این یه جورایی کل حدسای من بود. باز تاکید میکنم که این صرفا یه نظریه س که علاقه هر دو طرف (آقا و خانوم) رو به داشتن چنین روابطی از دید روانشناسانه بررسی میکنه. تنها راهی هم که میشه درستیش رو بررسی کرد، اینه که ببینیم با گذشت زمان، پیشبینیهای من درست از آب در میان یا نه.

101:

خب دلیلش ساده ست! جنس مونث از هر کسی محبت ببینه (و البته طرف هم تا حدودی کاربلد باشه) جذب اون شخص میشه. حالا اون شخصی میتونه شوهر باشه، یا (در عین تعهد داشتن) رهگذر کوچه باشه، همکارش باشه، همکلاسیش باشه و ...

به هر حال احساسات زنانه تعهد به کس خاصی نمیشناسه! هر کسی بتونه به احساساتش بیشتر جواب بده زن به همون طرف متمایل میشه. و البته به قول یکی از دوستان:

گاهی یه سلام پرمهر همسر از صدتا قربون صدقه رفتن غریبه ها با ارزشتر و واقعی تر هست!

آقایون اگر نمیخوان اصلا چنین اتفاقی براشون پیش بیاد (دوست پسر گرفتن همسر یا نامزدشون) باید برای احساساتش حسابی سنگ تموم بذارن و البته مایه تیله رو فراموش نکنند!

102:

شما يعني مي گيد اين نوع گرايشات از گرايشاتي هستن كه مي تونن با گذر زمان عوض بشن!؟
خوب اين يعني چي ؟ مگه ما مي تونيم ادعا بكنيم كه روزي فرا خواهد رسيد كه مثلا انسانها نيازي به خوردن و آشاميدن نداشته باشند؟ اين نظريه شما تمام قوانين رو مردود اعلام مي كنه .....اگر قرار باشه هر قاعده اي به فراخور زماني رنگ عوض كنه اون موقع محيط زندگي ما با محيط زندگي حيوانات چه فرقي خواهد داشت ؟
اين مثالهايي كه شما زديد نمي تونه مقياس قرار بگيره چه از اين نظر كه حتي آمار و ارقام كمي شون هم تو نت بالا باشه ! الان توي اين دوره زمونه اشخاص مي تونن به راحتي با انواع اسمها و مشخصات براي خودشون پروفايل بسازند يعني يك شخص براي خودش ايميل و ...باز كنه اونوقت مي تونه به همان ميزان هم تفكرات قالبي خودش رو به خورد ديگران بده و ظاهرا چنين نشون بده كه اشخاص بيشماري دارند نظرياتش رو تاييد مي كنند.اين رقم گرايشات رو بايد تو بطن اجتماع دنبالش گشت تو محيط پيرامونمون....نه كساني كه اداعاهاي واهي دارند اونم فقط بخاطر تزريق يكسري عقايد غلط و مغرضانه.
توي بطن اجتماع هيچوقت چنين اعمالي مهر تاييد نه خورده و نه مي خوره ......چه اون شخصي كه اومده اينجا از حق و حقوق شرعي و عرفي خودش دم مي زنه و حرفش اينه كه آقايون از طريق شرع و حدود شرعي اين اختيار رو دارن كه دست به هر تنوع طلبي بزنن و چه اون اشخاصي كه ادعا مي كنند اين قوانين براي زن و مرد يكسان است و زن و مرد نبايد براي خودشون محدوديت قائل شوند! شما برگرديد به نوع تفكر اجتماع ببينيد كدام شخص اين جرات را دارد كه در مراسم خواستگاري از دختري اين حدود و اختيارات ظاهرا قانوني خودش رو فقط جهت يادآوري به خانواده دختر ابراز كنه!؟ مثلا بگه آقاي پدر كه داري دخترت رو به عقد دائم بنده در مي آوري حواست باشه كه من يك موجود تنوع طلبم و امكان داره همين فردا عشقم بكشه كه برم يه زن موقت اختيار كنم اسلام هم اين اجازه رو به من داده پس چه تو و چه دخترت حق نداريد جيكتون در بياد!!! ( حالا اين خيلي محترمانه اش بود كه مثلا داره اجازه مي گيره!) بعد اين آقاي تنوع طلب بيست و دو سال بعدش در مقام يك پدر دختر نازنينش رو به عقد يك پسر تنوع طلب آپتوديت شده آن دوران در خواهد آورد و اونجا وقتي كه آقاي داماد با قوانين اون سالها بخواد از حدود شرعي خودش استفاده كنه ايشون نبايد جيكشون در بياد!
نه متاسفانه اين نظريه چندان با واقعيت محيط تناسب نداره ........همه يادگيري هاي ما اكتسابيه به غير از بعضي كه غريضي هستند و حساب اونها جداست فعلا.....اگر چنانچه روزي برسد كه احتياج به آب و غذا براي بشريت ترد شود شايد روزي هم برسد كه اين قواعد مثالي شما بالفعل در آيد ولي واقعيت اينست كه بعيد است همچين اتفاقاتي .
اين تنوع طلبي كه بين آقايون رواج پيدا كرده زاييده ذهن ديكتاتور موآب مردان گذشته ما هست كه نسل اندر نسل به همديگه منتقل كردند طوري كه الان نه تنها مردها بلكه متاسفانه بعضا زنها هم به اين باور رسيدند كه مرد موجودي است ضعيف كه فقط كافيست كه ذهن تنوع طلبش از او تقاضا داشته باشد!و ديگه به اينجاي بحث كه مي رسند تمام قواعد بازي را فراموش مي كنند ........فراموش مي كنند كه اينجا جنگل نيست اينجا قواعد و اصولي دارد .........صرف اختيار تجديد فراش كه به مرد واگذار شده براي آنها آزادي عمل نمي آورد ! مردان ما ياد نگرفته اند كه خيانت يك مرد هم به همان اندازه كه خيانت يك زن زشت و شنيع است زشت و كثيف است ........ما احتياج داريم كه براي بقا غذا بخوريم ........اما اگر غذاي بيش از اندازه بخوريم به انواع و اقسام بيماريهاي گوارشي دچار خواهيم شد ......يا اگر كم بخوريم دچار سو هاضمه خواهيم شد و........صرف غذا خوردن تعهد به كمتر و يا زياد خوردن نمي آورد ..........هر چيزي يك اصول اوليه اي دارد كسي كه به اين نتيجه رسيده است كه روح كاملا تنوع طلبي دارد نبايد ازدواج كند ...........و اگر ازدواج كرد بايد به عقايد مخاطبش هم احترام بگذارد .........
چه زن و چه مرد يا بايد بازي نكنند يا اگر بازي كردند بايد به قوانين حاكم در بازي مقيد باشند ...........نظر مخاطب يا بايد لحاظ شود يا بايد بازي از بيخ و بن شروع نشود ................اين رقم بازيها ............اسمشان بازي است خودشان عملا مفهوم ‹‹ استثمار›› به خودشون مي گيرند.
پ.ن
.............................
اون اقليت مثالهاي شما هم نه اينكه نباشند ولي مطمئن باشيد آمار و ارقامشون اونقدر نيست كه توي نت يا توي بحثهاي شفاهي ابراز وجود مي نمايند اينان همان دسته استثنائات هستند كه ما هرگز قانون استثنا را منكر نمي شويم .

103:

سلام دوست من
پیش از اینکه بخوام نظرمو بگم، یه سوال بی ربط بپرسم؟! میشه لطفا بگی که چه جوری میشه نوع فونت یا اندازه ش رو اینجا عوض کرد؟ چون نوشته هام یه کمی طولانی میشه، این خط ممکنه خیلی خوندنش راحت نباشه. خودمم همچینی از این فونت خوشم نمیاد. شما با یه فونت دیگه نوشتی. من هر چی نگاه کردم، گزینه ای برای این کار ندیدم. راهی داره یا متن رو تو ورد مینویسی و اینجا کپی میکنی؟
مرسی

104:

من یه سوال دارم,چرا اقایون با زنهای دیگه جز زن خودشون ارتباط دارم؟
به همون دلیل خانومها هم ارتباط دارن دیگه,

105:

سلام
مرد میتونه چند زن بگیره با شرائط شرعی..
اما زن نمیتونه همزمان خودش به دو مرد بسپاره...
انصافا .. .. کسی که قائل به ارتباط یک زن با چند مرده ... خودش دوست داره زنش اینطوری باشه ؟؟؟؟

106:

حقيقتش من متوجه فرق فونتها نشدم ! چون من تو مانيتور خودم هم نوشته هاي شما وهم نوشته هاي خودم رو يك شكل مي بينم!!! ولي امكان داره كه اين مشكل براي سيستم من باشه چون من مدتها بود كه تو وبلاگم هم دوستام مي گفتن فونتت خيلي ريزه و خونده نميشه ! در حاليكه من خودم فونت نوشتاري خودم را تو كامپيوتر خودم متعادل مي ديدم .كه در نهايت وقتي ديدم بقيه جور ديگه اي مي بينن مجبور شدم موقع آپ كردن سايز وفونتم را بزرگتر از حد نرمال انتخاب كنم كه ظاهرا مشكل حل شده .
اينجا هم نمي دونم همچين مشكلي پيش اومده يا نه ولي من اغلب نوشته ها رو تو ورد تايپ مي كنم بعد ميارم اينجا از قسمت فونتها فونت tahoma را با سايز دو يا سه انتخاب مي كنم .........حالا شما هم امتحان كنيد شايد جواب داد.

107:

واقعا اسمشو خیانت میشه گذاشت
چه مرد چه زن. خیلی با این کار مخالفم

108:

با سلام
واقعا تعجب می کنم! شما روی حرف خدا هم حرفی دارید؟!قران را بخوانید... احادیث پیامبر و امامان معصوم را!

109:

سلام
در جواب نوشته شماره 103 و دوستمون ديلاک، اينا رو مينويسم. اينو چون نوشته هاشون رو تو متنم نميارم، توضيح دادم.
من جواب شما رو چند بار خوندم و به نظرم رسيد که اگه بخوام به همش جواب بدم، کلي طول مي‌کشه. براي همينم تصميم گرفتم به چند جاش که به نظرم بخشاي اصليش بود، جواب بدم.
اول از همه شما مدعي شدي که چون نميشه روزي برسه که آدما به خوردن يا آشاميدن نياز نداشته باشن، اين گرايش موجود و معمول هم نميشه با گذر زمان عوض بشه. به نظر من هم نميشه روزي برسه که آدما به آب يا غذا احتياج نداشته باشن. به همين ترتيب هم روزي نخواهد رسيد که گرايش جنسي در آدما نباشه. اما همون طوري که عادات غذايي اقوام ميتونه با گذر زمان يا حتي از يه مکان به يه مکان ديگه فرق کنه، گرايشات جنسي هم ميتونن در طول زمان تغيير کنن يا در جاهاي مختلف فرق داشته باشن. چند تا مثال مي‌زنم. تو کتاب سينوحه ميخونيم که تو مصر جشن‌هايي داشتن که توي اونا خانمها تن فروشي ميکردن و پولي رو که از اين راه به دست مي اوردن، به معبد هديه ميدادن. و هر کي ميتونسته پول بيشتري جمع کنه، آدم بهتري به حساب ميومده. در برهه هايي از زمان، تو بخشهايي از جهان همجنسگرايي يه پديده خيلي خيلي معمولي بوده. براي ديدن نمونه ش در مثلا يونان، ميتوني به کتاب پنج مقاله افلاطون مراجعه کني. در هر دوتاي اين مثالها، با گذر زمان قوانين و عادتهاي اجتماعي به مرور عوض شدن.
حالا بريم به تفاوت عادات در جاهاي مختلف تو يک زمان. همون طوري که ميدوني، اسلام به آقايون اجازه ميده که 4 تا همسر دائم و کلي همسر موقت داشته باشن. و باز همون طوري که ميدوني، تو عربستان اين مسئله در ظاهر براي کسي مشکل زا نيست. اما تو کشور خودمون يه جورايي هيچ وقت مورد پذيرش عام قرار نگرفت. يکي از اون موارديه که به رغم وجود حمايت شرعي و حتي قانوني، به دليل اينکه از نظر عرفي بين مردم جا نيفتاده، اگر کسي بخواد صيغه کنه، معمولا اين کار رو مخفيانه انجام ميده. تو ايران و عربستاني که به ظاهر يه کتاب آسماني دارن، اين دو عادت اجتماعي کلي با هم فرق ميکنن. باز به رغم اينکه تو ايران شرايط کلي اونجوريه که گفتم، تو همين سيستان و بلوچستان شرايط اساسا فرق ميکنه. يکي که خودش متولد اونجاس برام ميگفت چون به دليل نوع شغل آقايون تو اون منطقه، خيلي از آقايون کشته ميشن، عملا تعداد خانومها چيزي حدود 5 برابر آقايونه! براي همينم خيلي از آقايون 5 تا همسر رسمي دارن! باز به عنوان يه مثال ديگه، از رسمي که تو نپال هست برات ميگم. در بعضي از مناطق نپال، اساسا چيزي به اسم ازدواج وجود نداره. خانومها وقتي دلشون خواست و از کسي خوششون اومد، يه مدتي با اون فرد هستن. بعد از هم جدا ميشن. خانوم اگه حامله باشه، پدر بچه هيچ نقشي تو بزرگ کردن بچه آينده نداره! به جاي پدرش، باقي اعضاي خانواده مادر، مثلا دايي ها، تو بزرگ کردن بچه به مادر کمک ميکنن. در واقع يه خانوم ميتونه 5 تا بچه از 5 تا آقاي مختلف داشته باشه. خيلي نامانوسه. نه؟ اما سيستميه که برقراره و جامعه مطابق اون جريان داره.
همه اينا رو گفتم که نشون بدم رسوم زناشويي و به تبع اون عادات و الگوهاي رفتارهاي جنسي تو زمان ها و مکان هاي مختلف متفاوته. اگه گرايشي تو انسانها ذاتي طبيعي باشه، با مرور زمان يا از يه جا به يه جاي ديگه نميتونه تغيير کنه. يا حتي اگر هم تغيير کنه، در مدت کوتاهي (مثلا 50 سال؛ لطفا توجه کن که 50 سال نسبت به طول تاريخ بشري زمان بلندي نيست) به شرايطي مشابه با شرايط پيشينش برميگرده. اما اگه يه رفتار ذاتي نباشه و برعکس، صرفا قراردادي باشه، در گذر زمان تغيير ميکنه يا بين اقوام مختلف متفاوته. با توجه به چيزايي که گفتم، ميخوام نتيجه بگيرم که الگويي که ما الآن در روابط زناشويي يا روابط جنسيمون داريم، صرفا از يه قرارداد اجتماعي ناشي ميشه.

110:

نکته دوم برميگرده به توضيحي که ميخوام درباره منابعم بدم. تو تمام مسائلي که مثال زدم، فقط مسئله افزايش گرايش به روابط جنسي گروهي بر پايه اطلاعاتي بود که از سايتهاي دوستيابي جمع کرده بودم. اونم نه فقط سايتهاي ايراني. خيلي از سايتهاي دوستيابي خارجي هم نتايج مشابهي (و البته با رغم بزرگتري) نشون ميدن. اما در مورد افزايش علاقه به رابطه جنسي با کسي که اختلاف سني زيادي با فرد داره، علاوه بر سايتهاي دوستيابي، به بحثهاي اجتماعي که تو محافل مختلف درميگيره هم توجه داشتم. ميتونين يه سرچ تو نت بکنين ببينين کافه هايي که مختص ايجاد آشنايي براي اين افرادن، چقدر زياد شدن. البته اين مسئله بعد از اينکه چند تا از چهره هاي مشهور خارجي هم به چنين ارتباطاتي روي اوردن، خيلي بيشتر مورد توجه مردم قرار گرفت. در مورد آمار تجاوزهاي خانوادگي هم اگه اشتباه نکنم، خبرش رو از طرف يه مسئول ارگاني شبيه کانون حمايت از خانواده (يا يه همچين چيزي) اعلام کرده بودن. قضيه مال يه سال پيشه. بازم تو نت بگردي، شايد خبرش رو پيدا کني. ميخوام در نهايت بگم که خيلي به چيزي که مردم تو اين فارومها و سايتهاي دوست يابي ميگن توجه ندارم. اين فقط يه منبعه که از قضا بايد يه جوري نه از نظر کمي، که از نظر کيفي بهش خيلي توجه کرد. علتش هم اينه که تو اين فضاي مجازي، آدما براي گفتن بعضي چيزا راحت ترن. بعضي چيزايي که شايد رو در رو جرات نکنن راحت بگن.
دقيقا به همين علته که تو اين محيط مجازي اين مسائل خيلي راحت تر مطرح ميشه. طرف مثلا به پروفايل يه خانوم سر ميزنه و بهش پيشنهاد ملاقات ميده. خانومه يا قبول ميکنه يا نميکنه. در حالت عادي اين کار براي اون فرد خيلي ريسکيه. اما تو نت نه. هيچوقت همو نميبينن. هيچکس خبردار نميشه که همچين پيشنهادي داده شده. به همين راحتي. سنگ مفت، کامنت و مسيج هم مفت! بر خلاف نظر شما، به اين دليلي که گفتم معتقدم که شرايط اجتماع به دليل قواعدي که بر اون حاکمه، فرصت بروز درونيات آدما رو خيلي خوب نميده. اما اين محيط مجازي به آدما فرصت ميده که بدون اينکه هزينه زيادي براشون داشته باشه، خودشون باشن. به همين دليله که چيزي که (ظاهرا) تو بطن اجتماع جريان داره، با اون چيزي که تو بطن آدماس ميتونه خيلي فرق داشته باشه و از نظر من نبايد بيش از اون اندازه اي که لازمه، مورد توجه قرار بگيره.
در نهايت ميرسم که تنها قسمتي از نوشته ت که خيلي باهات موافقم. در برابر نظريه من، يه گزينه ديگه مطرح کردي و گفتي که چون خانوما ظرف اين مدت ديدن که آقايون چند تا شريک جنسي دارن، گفتن که ما چرا امتحان نکنيم. اين خيلي حرف درستيه. در واقع راستش رو بخواي معتقدم که احتمال درستيش تقريبا با احتمال درستي نظريه من مساويه. خودمم ميخواستم تو نوشته هام بهش اشاره کنم. راهي براي رد کردنش بلد نيستم. حداقل تا الآن چيزي به ذهنم نرسيده. تنها راه بررسي درستيش اينه که بشينيم و ببينيم آيا افزايش تعداد خانومهايي با اين گرايش ها، بعد از مثلا يکي دو نسل کاهش پيدا ميکنه يا نه. اگه اين گرايش ذاتي نباشه، به مرور اقبال بهش کم ميشه. اما اگه حرف من درست باشه، هي زيادتر و زيادتر ميشه. هم در طول زمان و هم بين جوامع مختلف.

راستي از راهنماييت بابت فونت ممنونم.

111:

خوب ببينيد من اين مثالهاي شما را رد نكردم اصلا يه دوراني بوده كه توي جوامع ازدواج بين محارم هم مرسوم بوده يا همين مسائلي كه شمابهش اشاره كرديد همه اش كاملا درسته ولي خوب ما هرگز چه توي اين قضيه و چه توي هر مبحث ديگه اي يك فضاي بسته اي براي خودمون متصور نيستيم . خوب اينكه دوراني بوده كه توي جوامع همجنس گرايي يا خيلي از رفتارهاي متناقض ديگه مرسوم بوده كاملا درست است ولي آيا ما فقط داريم به همون تاريخ زمان مثلا سينوحه نگاه مي كنيم؟ مسلما نه ؟ ما يه خط سير زندگي و تكامل داريم يعني به مرور زمان بر يادگيريهاي ما افزوده ميشه ....اينجوري نيست كه دوباره برگرديم به اون دوران يا مثلا دوران بدو حيات آدمي يعني آدم و حوا و رفتارهاي اونها را مقايسه كنيم....خوب اين بحثها شايد براي اون دوران قابل هضم بود ولي الان با گذشت اينهمه سال ديگه اين قوانين چه در حال حاضر و چه بعد از اين بعيد به نظر مي رسه كه عملي بشه . من يه مثال مي زنم خدمتتون. همين بحث غذا خوردن كه مطرح شد ....من ميگم ساليان سال قبل كه هنوز علم پزشكي تا اين اندازه پيشرفت نكرده بود اشخاص بدون توجه به ارزش غذايي خوراكيها و يا مثلا ميزان كالري يا قند و....از انواع غذاها استفاده مي كردند .........الان با گذشت زمان و پيشرفت علم طب همه به اين باور رسيدند كه كسي كه مثلا ديابت داره بايد از مواد قندي پرهيز بكنه از خوردن مواد نشاسته اي پرهيز بكنه و ....براي چي ؟ براي اينكه سالهاي عمري را به روزهاي زندگيش بتونه اضافه كنه...........اون دوران چه اتفاقي مي افتاد ؟ اون دوران كسي از اين علوم آگاهي نداشت در نتيجه مرگ و مير هم به همون ميزان زياد بود. الان آيا مي توانيم بگوييم كه روزي فرا خواهد رسيد كه هر كي هر چي خواست خواهد خورد و اصلا اين محدوديت تغذيه برايش مطرح نخواهد بود؟ مسلما نه؟ چون تمام اين امتحانها به فراخور زماني طي شده و الان همه ياد گرفتيم كه برنامه غذايي روزانه مون با شرايط سلامتيمون متناسب باشه....يعني ديگه بر نمي گرديم به جايي كه هم ديابت داشته باشيم و هم مواد قندي بخوريم ديگه اينا آموزه هايي هست كه بدست اومده .......قرار نيست كه پس روي داشته باشيم ..........ناهنجاري هاي جنسي هم سربالاييش همينا بود كه شما مثال زديد و اينا خوشبختانه طي شده الان در جايي هستيم كه محال امر است روزي برسد كه مثلا ازدواج با محارم مجاز شمرده شود........ البته منكر وجود بي بندوباريهاي جنسي و مشكلات خاص و شايد بد و بدتر نيستم ولي چيزي كه مد نظر من هست اينه كه ذهن اشخاص هرگز پذيراي همچين قواعدي نخواهد بود آنهم قواعدي كه در سالهاي دور امتحانشان سپري شده است. بر فرض در صورت پديد آمدن مشكلات جنسي هم مطمئنا در خفا خواهند بود .
تفاوت عادات جنسي هم درسته توي اغلب جاها به چشم مي خوره ولي اين تفاوت هم باز حجت نيست . حالا من جاي دوري نمي روم همين بيخ گوش خودمان و همين سيستان بلوچستان كه مثال زديد را عرض مي كنم ........اين قانون كاملا قانون متحجرانه اي هست.اگر قرار باشد به صرف آمار و ارقام و اينكه تعداد زنان بيشتر از مردان هست مردان خود را مجاب به ازدواج هاي متعدد بدانند بايد حالت برعكسش را هم در نظر بگيريم. يعني كي گفته كه اين تفاوت آماري به نفع مردان خواهد بود؟ اگر اين مقياس مقياس درستي باشه پس در اونصورت تو سيستان بلوچستان بعد از 50 سال احتمال داره تعداد مردان بيشتر بشه و درصد خانومها كمتر باشه اونوقت بايد هر خانومي پنج تا شوهر داشته باشه!!!
خوب من مي گويم دلايل چندان متقاعد كننده نيست .......يك زن نمي تواند بيش از يك شوهر داشته باشد حالا اگر شرع را هم بي خيال بشيم بازم نه عرف اين عمل را مي پسنده نه علم پزشكي .....اين ناهنجاري هايي هم كه بعضا به چشم مياد و متاسفانه كم هم نيستند ولي خوب خوشبختانه در اكثريت هم نيستند جزو همون استثنائات هستند كه جوامع وظيفه دارند درصدد مقابله بااين روند فكري باشند.تا وقتي كه جامعه شناسان و آسيب شناسان نتوانند راه حل هاي مناسبي را براي اين معضلات اجتماعي بي انديشند ذهن اشخاص بيمارتر نمود خواهد كرد. اگر پزشك متخصص يك بيمار ديباتي نتواند تجويز درستي بدهد احتمال دارد بيمار به واسطه ناآگاهي قند خونش آنقدر بالا برود كه باعث مرگش شود.
اتفاقا از اونجايي كه اين سلايق جنسي تماما در خفا انجام مي شوند و حتي هنجار شكننان هم قدرت برملا كردنش را ندارند يعني همه به يقين رسيده اند كه عملشان خطاست.......براي همين حتي اگر به ظاهر كارشان قانوني باشد بازهم به طبعيت از باوراكثريت جامعه جرات بر ملا كردنش را نخواهند داشت .
در مورد محيط نت هم درسته توي نت به مراتب راحت تر ميشه هر كاري را انجام داد ولي از اونجايي كه دروغهاي شاخدار هم توي نت كم نيست و با جرات مي گويم كه نصف بيشتر اين آمار و ارقام كنوني دنياي نت زاييده ذهن بيمار اشخاص هست اگر نه در عالم واقع خيلي از همين اشخاص جرات انجام چنين اعمال متناقضي را ندارند ولي در عوض توي دنياي مخفي نت براي خودشان قلندري مي شوند كه بيا و ببين ........حالا حساب كنيد اين اشخاص بعلاوه اشخاصي كه با آي پي ها و پروفايلهاي مختلف سايتها را اداره مي كنند و...ببينيد آمار چقدر نوسان پيدا خواهد كرد.البته حضور اين اشخاص را به كل رد نمي كنم و مسلما هستند كه توي اين فوروم هم همچين مطلبي ارائه شده ولي حرف من اينست كه اين اشخاص اونقدرها هم كه تو بوق و كرنا گذاشتند زياد نيستند حداقل اينكه آمارشون چيزي نيست كه نشون ميدن................
ولي خوب از يك ديد ديگه بخوايم به قضيه نگاه كنيم اينه كه زن و مرد گذشته از تكامل و عشق و علاقه و ....در مورد ازدواج يك هدف ديگري هم دارند و آن بقاي نسل هست .....يك كودك بزرگترين و مهمترين و پايه اي ترين جايي كه در آن يادگيري هايش شكل مي گيرد خانواده است و بعد از خانواده مدرسه و...حساب كنيد توي يك خانواده اي كودكي متولد شود و ببيند پدرش 5 زن دارد( حالا اينجا ميانگين عرض كردم!) توي خانواده اي كه مردش پنج زن اختيار كرده باشد زن محال امر است كه شوهر برايش اهميت داشته باشد...........در نتيجه او را فقط به صرف يك قلك پول نگاه خواهد كرد .........حالا ديد مرد هم نسبت به زن باداشتن پنج زن كاملا مشخص است و نياز به توضيح ندارد ! اين اشخاص براي اين كودك نقش پدري و مادري را بازي خواهند نمود. نامردي و بي مسئوليتي را از پدر و بي احساسي و بي قيدي را از مادر به ارث خواهد برد و تمام زيرساختهاي شخصيتي اش درون اين جو شكل خواهد گرفت ...........ياد خواهد گرفت كه مرد يعني : هوس و زن يعني : موجود بي اراده فرصت طلب...........در نتيجه اين كودك چه در دوران جواني و چه ميانسالي و پيري با دستآويز قرار دادن اجدادش و راه و روش آنها براي خود سبك و سياق درست خواهد نمود و اينگونه مي شود كه سيستان و بلوچستاني ها يادمي گيرند كه چون مثلا محل كارشان دور است و يا ....بايد 5 زن اختيار كنندو...
اين بحثها وقتي مطرح مي شوند آنقدر شاخ و برگ مي دهند كه آدم نمي داند از كدام قسمت شروع بكند و در كدام قسمت نقطه آخر را قرار دهد ! هر چقدر سعي كردم كوتاه بنويسم نشد كه نشد .

112:

ميگم خداي نكرده شما كه ادعاي خدايي نداريد!!؟ چون من فقط از صحبت شما نقل قول گرفتم نه خدا!....از اونجايي كه قرآن رو خوندم اين صحبت را عرض كردم اتفاقا ..........من فكر مي كنم به غير از من خيليهاي ديگه هم قرآن شما را نخونده باشند ! يه پيشنهاد دارم خدمتتون شما بريد خواستگاري يه دختر بعد اين سخنان قرآن را اونجا يادآور بشيد و بفرماييد كه شما مجاز هستيد تا چهار تا زن هم اختيار كنيد و....ببينيد اگر كسي غير از خودتون اون قرآني كه مد نظرتون هست رو اگر خونده باشه بيايد به من بگيد من رسما ازتون عذر خواهي بكنم...........من فكر مي كنم شما چشمانتان را اگر پاك بكنيد و قرآن را درست مطالعه بفرماييد خيلي به نفعتون خواهد بود..............
حالا از ما گفتن ................در هر حال صلاح كار خويش خسروان دانند دوست گرامي

113:



یه توضیح کوچولو درباره مردم سیستان بدم. علت اینکه تعداد خانومها حدود 5 برابر آقایونه این نیست که آقایون به دلیل کارشون تو شهرشون نیستن. علتش اینه که به دلیل کارشون زیاد کشته میشن و جمعیتشون کم میشه. چون بد توضیح داده بودم، اینو اضافه کردم که نسبت بهشون بتونی بهتر قضاوت کنی.
دیگه اینکه بر خلاف نظر شما من معتقدم که از نظر روابط اجتماعی، تحولی اساسی تو جوامع در طول زمان ایجاد نشده. برای مثال تو همون کتاب سینوحه میتونی بخونی که مردم چطور به خاطر اعتقاد به خداهای مختلف با هم جنگیدن و همدیگرو کشتن. این اتفاق در طول تاریخ به کرات پیش اومده و من فکر میکنم باز هم به وجود خواهد اومد. دقیقا به همین ترتیب، همجنسگرایی تو دوره هایی زیاد شده، بعد کاهش داشته و دوباره زیاد و این روند هی تکرار شده. خیلی از الگوهای رفتاری (اگه نخوام بگم همشون)، در برهه هایی از زمان بهتر شدن یا بدتر، اما تو طول تاریخ به طور محسوس تغییر چندانی نکردن. فکر کنم علتشم اینه که از طرفی بین تمایل آدما به دروغ گفتن و درک بد بودن اون، و از طرف دیگه تمایل به خوردن قند و بد بودن اون برای بیمار دیابتی یه فرق اساسی هست. این فرق باعث میشه که مردم تو این دوره زمونه به طور میانگین همونقدری مثلا دروغ بگن که 3000 سال پیش میگفتن. راستش رو بخوای، به نظرم این کتاب یه سند تاریخی ارزشمند از میانگین هویت انسانیه! البته ممکنه از نظر خیلیا کمی زیاده روی کرده باشم...
یه خواهش. جون هر کی دوست داری، درباره چیزایی که گفتم یه تحقیقی تو اینترنت انجام بده تا ببینی آماری که میگم نتیجه تحقیق چند تا دکتر و استاد تو جامعه خودمونه. تحقیقی که با صرف کلی هزینه و حوصله و دقت انجام شده. لطفا یه ذره به چیزی که میگم اطمینان کن، به من و خودت یه کم لطف کن و نتیجه تحقیق چند ساله یه گروه تحقیقاتی رو تو فقط چند دقیقه بخون. پیشاپیش از بذل توجه شما سپاسگزاریم.
در نهایت باید بگم من هم میدونم که جامعه با این تغییر در رفتار جنسی مخالفت خواهد کرد. اما بذار یه قاعده مهم برات بگم. رفتار عده محدودی که مطابق گرایشات طبیعیشون عمل میکنن، بر رفتار اکثریتی که از یه رفتار اجتماعی تبعیت میکنن غلبه میکنه. مسئله فقط مسئله گذر زمانه. اگه حدس من درست باشه و این یه گرایش رو به گسترش، یه گرایش ذاتی باشه، در نهایت هیچ مقابله اجتماعی، حقوقی و یا مذهبی قادر نخواهد بود در برابرش وایسه.


114:

چند تا دلیل اصلی داره
یک : ارضا نشدن زن توسط شوهر ((حالا این ارضا نشدن تنها به معنی ارضا نشدن در مسائل جنسی نیست یکی کمبود محبت داره یکی شوهر زشت داره یکی شوهر بد پوش داره یکی شوهر کم حوصله داره و . . . ))
دو: الگو برداری غلط از فرهنگ غربی ((من نمیدونم توی ایران فقط از مسائل جنسی غربیها الگو برداری میکنن واقعآ توی این مسئله موندم ))
سه: بیماری زن(( ببینید واقعآ بعضی از زنها مریض هستند و از این کار خوششون میاد که اونها به راستی لیاقت خوانواده داشتن رو ندارند))
تمام اینها دلایل اصلی این انحراف اخلاقی هستند
به نظر من تا کار فرهنگی عظیمی توی این کشور صورت نگیره این روند ادامه خواهد داشت و سیر صعودی را طی خواهد کرد
یا علی

115:

صد بار تقي ...... يك بارم نقي .

چرا بهمون بر ميخوره و رگ غيرتمون ورم ميكنه ؟

خود كرده را تدبير نيست .


116:

ایا شما جدی گفتید فکر نکنم سطح فکر شمااینچنین باشد

117:

يا منظورمو متوجه نشديد

يا طرز فكرمون متفاوته

بهر حال منظورم در تايپهاي گذشتم مشهوده . انسانها به صورت كاملا مساوي آفريده شده اند و بايد انتظار مساوي از اعمالشان داشت

خانم ها كه تا اينجا خيلي صبوري كردن اگر هم عملي ازشون سر بزنه كه مورد پسند ما نيست ! پس اول بايد از خودمون شروع كنيم .
نه اينكه توي سرشون بزنيم

118:


موافقم با همش
اما این مورد اولی کاملا مربوط به شما اقایون میشه
من نمیخوام کار این خانومها رو تایید کنم
اما چرا اقایون((البته بعضیاشون)) محبت و خوش بویی و خوش پوشیشون و جای دیگه مصرف میکنند
که برای زن و زندگی خودشون کم بیارن و خانوم و مجبور به انجام این کار ناشایست کنن
اما با قسمت دوم و سوم کاملا موافقم
بعضی خانومها هم تنوع پذیر و زیاده خواهن که همون قشر مریضی هستن که دوستمون اشاره کردن

119:

خوب این مسئله هم بر میگرده فرهنگ خوانوادگی اون مرد
مطمئنآ مردی که توی خوانواده ای بزرگ شده که ارزش زن در اون حفظ میشه و زن رو در درجات بالای خوانواده نگه میدارن فرق میکنه با مردی که توی خوانواده ای بی فرهنگ و لا ابالی بزرگ شده
وقتی پسری در خوانواده ای بزرگ میشه که مادرش همیشه کوچیک میشه و سبک میشه و پدرش تفریحش کفتر بازی و مشروب خوریه مطمئنآ روش تاثیر میزاره و دنباله روی خط مشی خوانواده ش میشه
تمام این کمبود ها بخاطر فقر فرهنگی جامعه ماست

همونطور که گفتم تا کار فرهنگی قوی صورت نگیره این روند ادامه خواهد داشت

120:

ما خیلی هامون شاید فراموش کردیم ...
در کنار هر زنی که رابطه ای با غیر برقرار میکنه یک مرد هم هست!
پس نمیشه خرده گرفت که شما زنها مشکل دارید یا ما مرد ها ...

اساسا از اولش هم در این سایت با اینجاد تاپیک هایی اینگونه مخالف بوده و هستم چون معنی نداره بخواییم خانم ها رو پاک بدونیم یا آقایون رو منزه از این رفتارها ...
اگه از خودمون شروع کنیم مطمئنا تاثیرش توی زندگی رو میبینیم ..
البته این به نوع تربیت فرهنگی خانواده ها نیز ربط داره به عینه دیدم خانواده هایی که زن در اونجا فقط به عنوان ابزار استفاده شده اما خانواده هایی نیز وجود دارند که ارزش زن محفوظه یعنی بین عرش تا فرش فاصله است طبیعتا فردی که خود را مدیون وجود زن میداند (در دامان یکی از همین زنان بزرگ و تربیت شده) و با ازدواج متعهد میشود هرگز چنین رفتاری نمیکند و کاملا بر عکس در مورد زنها صادقه

121:

به نظر من هر مردي اگربتواند خودشو راضي كنه كه ؛ مادرش يا خواهرش يا دخترش يا همسرش با مرد غريبه اي رابطه داشته باشه! ميتونه به جنس مخالفش نزديك بشه.و هيچ مشكلي از نظر تعهد اخلاقي نداره .

و برعكس اگر زني بتونه در مورد رابطه مردهاي زنديش(پدر ، برادر ، پسر، شوهر) با زنان ديگر رضايت قلبي داشته باشه باز هم از نظر فرهنگي وتعهد اخلاقي هيچ مانعي در رابطه با غيربرايش مفروض نيست

لطفا تايپم را خوب تجزيه و تحليل كنيد و بدون تعصب اظهار نظر بفرماييد

122:

به نظر من شوهرش مقصره چون اگه يه خانوم تمام نيازهاي عاطفي و ج ن س ي ش كامل ارضا شه محاله با كسي ديگه دوست بشه

123:

زن و مرد نداره
برای همشون متاسفم ...

124:

آره واقعا منم فكر مي كنم اگر اين فرمول رو بخوايم براي اين معادله متصور بشيم اقلا ميشه ادعا كرد كه يك راه مسالمت آميز براش تجويز كرديم .........راه حلي كه درش در حق كسي اجحاف نميشه ........و كسي هم نمي تونه تفكر قالبي خودش رو با انواع ليبل ها و سرپوشها به خورد ديگران بده و يا معترض بشه كه ال شد بل شد......
انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس ***تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت

125:

چه لطیفه جالبی

دوست من این راه حل هایی که شما پیشنهاد میکنید مربوط به عصر یخبندانه

بنده از هر لحاظی که پست شما رو تجزیه و تحلیل کردم نتوانستم ربط ان رو به معضل امروزی ایران پیدا کنم

این بحثی که شما مطرح کردید مثال اون دزدیه که گوسپندی رو دزدید بعد گوشتش رو بین فقرا تقسیم کرد و گفت گناه دزدی به ثواب بخشش گوشت یر به یر این وسط پوست و دمبه اش هم سهم ما

126:

ظاهرا شما متوجه مقصود اين دوستمون نشديد
ايشون بحثشون في النفسه اين نبود كه اگر براي نزديكان خودت مي توني اين اجازه رو صادر كني اونوقت مي توني به همسرت هم اين اجازه رو بدي!!! خوب اين چه حرفيه!
ايشون مي خواستن كراهت اين عمل را با اين صحبت عنوان كنند .كه يعني اگه كسي همچين اجازه اي بتونه براي نزديكان خودش بده شايد بتونه به همسرش هم همچين اجازه اي رو بده ! خوب اينجا مگه مفهوم اينه كه اگر چنانچه اين فرمول عملي شد اشكالي بر اين مسئله وارد نيست!؟ نه دوست عزيز اين مثال سر تا پا اشكاله ...اين صحبت هم يه جورايي داره اشكالش رو پرنگ تر جلوه مي كنه كه بلكه بيشتر به چشم بياد .يه جورايي چاشني اش را بيشتر كردند در واقع.
اون مثال شما هيچ سنخيتي با اين بحث نداره اصلا ....( اگر دقت كنيد متوجه ميشيد كه اين صحبت دوستمون ايهام داشت)

127:

برای ما که جز ابهام چیز دیگه ای نداشت
در ضمن حرف من همونیه که زدم
میدونی چرا چون خیلی ها چنین اجازه هایی رو به خوانواده شون دادند که الان به این وضعیت افتادیم

128:

والله چه عرض كنم خودم هم به شك افتادم ........من برداشتم از اين صحبت اينجوري بود يعني حس كردم داره يه جورايي القا مي كنه كه اين اعمال چقد زشت و شنيع هستند ! نمي دونم شايد م برداشت من اشتباه بوده باشه ..........در هر حال من شخصا اين مثال را در صورت نفي هر دو حالت تاييد مي كنم .........اينكه بگيم اين عمل در منه نوعي همونقدر زشت هست كه در مخاطبم هم مي تونه نشون بده ...........اگر نه اگر چنانچه قرار باشه با اين ترفند كسي دست و بال خودش را بازتر بكنه درسته حق با شماست در اونصورت اون مثال شما كاملا نمود پيدا مي كنه
ولي يه نكته ظريفي هم هست اين وسط همه مون شنيديم كه مي گن:
كبوتر با كبوتر باز با باز ****كند هم جنس با همجنس پرواز
من فكر مي كنم اينا تماما از تفاوتهاي فاحش فكري اشخاص ناشي ميشه و همينطوراز باورهايي كه دارند ...اگر چنانچه هر باوري با باور خودش مچ بشه در اونصورت در حق كسي هم اجحاف نميشه .......هر چند كه عمل غلط بازتاب اجتماعي غلطي هم خواهد داشت ...اين بحثها موقع مطح شدن متاسفانه خيلي شاخ برگ ميدن و آدم تو سردرگمي مي مونه كه به كدوم قسمتش بپردازه .يعني اگر بخوايم تمام اين مسائل را كاملا شخصي قلمداد كنيم در اونصورت مي تونه در دراز مدت آثار تخريبي خودش رو تو جامعه بروز بده و خيلي مسائل ديگه ...نمي دونم شايد اين بحث هم از اون بحثايي هست كه بشه گفت اجبار اجتماعي و همينطور قانوني مي تونه جلو خيلي از اتفاقاتش رو بگيره كه الحمدالله تو جامعه ما نه تنها رعايت نميشه بلكه با اعمال قوانين مغرضانه خانواده ها را عملا در سراشيبي انحطاط قرار مي دهند و بعد چهار تا جامعه شناس و روان شناس را مي فرستند سر اين چاهي كه به قول معروف يه ديوونه يه سنگي درش انداخته حالا هزار تا عاقل هم نمي تونن درش بيارن و بهشون مي گن چيكار كنيم كه اين سنگها را از داخل چاه در بياريم !
خشت اول گر نهد معمار كج ***تا ثريا مي رود ديوار كج

129:

فقط شهوت و نفسانیت
غیر از این چیزی نیست
البته اینم باید بگیم:
مردان متاهل و دوست دختر چرا؟

130:

از اظهار نظرتان سپاس دارم .

اما در عصر يخبندان هم دزد و گرگ وجود داشت هم چوپان هم گوسفند !(ببخشيد قصد توهين به خانم هاي طرف تايپ نيست )

اون چوپوني كه گوسفندانش را خوب جم و جور نكند بهتر همان كه سهم گرگ و دزذ بشه .( اما در مورد فوق گوسفنده از فرط گرسنگي و تشنگي و رهاشده به اميد خدا سر از خانه همسايه در مي آورد ) و يكدفعه همسايه دزد ميشه ؟

ضمنا يه مثل قديمي ميگه ؛ جيبتو صفت نگه دار همسايتو دزد نكن .

يا در انتخاب همسر و تامين مايحتاج و امكانات زندگي دقت ميكنيم

يا از تشكيل زندگي منصرف ميشويم

و يا فرهنگ تحمل و تساوي در اخلاقيات متقابل را رعايت ميكنيم

131:

قباحت داره

132:


متاسف هستم برای شما خیلی روی شما حساب میکردم افسوس با یک ببخشید هرچه خاصی گفتی جای تاسف است

133:

فکر نکنم این دلایلی که این دوستمون گفتن( تامين مايحتاج و امكانات زندگي)بازم خیانتو توجیه کنه
ولی متاسفانه این مساله ایه که وجود داره و روز به روزم داره بیشتر میشه

بازم متاسفانه هیچ آمار هم از این خیانتا به دلایله ... منتشر نمیشه و الا ...

134:

سلام عزیز دل
شما یه حرفی میزنید اصلآ قابل بحث نیست
مطمئن باشید اگر زن یا مردی بخواهد خیانت کند با تدابیر امنیتی زندان اوین هم خیانت میکنه
اینو مطمئن باشید
بارها گفتم تنها راه حل برای اجتناب از اینکار فرهنگ سازی قوی در کشورمونه که متاسفانه هیچ اقدامی صورت نگرفته

135:

تازگيها حسن ظن خيلي دموده شده و شمشير ها هم جهت شمشير هاي ديگر است چه به حق باشه چه ناحق .

من زن و مرد را خارج از محدوده تعصبات و گرايشهاي قومي و مذهبي در نظر گرفتم
به همين خاطر هم از هم ميهنان تقاضا كردم بدون تعصب و با تحليل تايپ گذشته را مورد برسي قرار دهند .

بطور كلي هر لغزشي از سوي مرد (مستقيم يا غير مستقيم ) به رفتار همسرش مربوط ميشه و برعكس در مورد لغزشهاي زنان هم ميتوان مصوب اصلي را مرد معرفي كرد .

اما ما به دنبال متهم و مقصر نيستيم . بلكه رفتارهايي كه در مقابل اين به ظاهر خيانت صورت ميگيرد مهم است . و چراهايي كه پس از اين اقدام صورت ميگيرد مورد توجه است .

واين چرا ها عبارت است از ؛
چرا »»»»» مردان از اتهام به خيانت مبرايند ولي زنان به اشد مجازات محكومند ؟

چرا »»»»براي زنان اينگونه روابط قباهت دارد ولي براي مردان افتخار است ؟

چرا »»»»زنان در مواجه با چنين اتفاقي از طرف همسر بايد سكوت كنند ؟

چرا »»»»مردان به خود حق برخورد شديد و حتي قتل نفس را در اين باره بخود ميدهند ؟

چرا »»»»بعضيها ارزش خواهر و مادر و دختر و همسرمان را تا سطح يك گوسفند پايين مياورند

چرا »»»»چرا مردان خود را گربه اي فرض ميكنند كه به زنها به چشم يك تكه گوشت نگاه ميكنند ؟

چرا »»»»چرا اين غيرت لعنتي فقط در مسائل جنسي كاربرد دارد ؟ و حس مسعوليت پذيري و حمايت از خانواده و تامين معاش و تساوي و حق تملك و حضانت فرزندان و...... را توي سطل آشغال حسادت جستجو ميكنيم

من از احترام متقابل اخلاقي سخن گفتم . و خودم را متقابلا در جايگاه زن قرار دادم ، كه چه جفايي را بدوش ميكشم و دم نميآورم .و متاسف از سوءاستفاده مردان مغرور متعصبم . كه اگر جاي زنان بودم كه نه يك بار بلكه هزاران بار اين خيانتي كه بر من طي قرنها شده تلافي ميكردم .
تا سوزني باشم بهر جوالدوزي كه قرنهاست در گلويم خشكيده

136:

احسنت

137:

با درود ؛

فرهنگ سازي فقط اين نيست كه توي تلوزيون براش كليپ بسازن

بيشتر وقتها يك تلنگر تخصصي فرد و جامعه را از خواب هزار ساله بيرون مياره

با تشكر از اظهار نظرتان

138:

اعدام قبل از محاكمه ؟!!!!
فكر ميكنم سوءتدارك شده !
دو سه تا تايپ قبل از اظهار نظرتان را بررسي كنيد .
جوابيه را با نظر شخصيم اشتباه گرفتيد ( كلمه گوسفند از تايپ من نبود در جواب مخاطب تمثيل گرديد )

بهر حال عذر از سوءتفاهم و رنجش خاطرتان .

139:


نه من اين قسمت از حرفاي شما را كه خطاي زن يا مرد مستقيما به مخاطبش بر مي گردد را مطلقا قبول ندارم ...و به عينه مواردي راديدم كه دقيقا اين معادله را مردود مي كند .
خيانت چه زن و چه مرد يك ريشه اساسي تري در درون اشخاص دارد ريشه اي كه مي تواند باورها و اعتقادات او را نيز تحت الشعاع قرار دهد ....ما آدمها يك شخصيت اجتماعي و يك شخصيت فردي براي خودمان داريم و به فراخور زماني و مكاني نسبت به اتفاقات و حوادث بر اساس شخصيت شكل گرفته درونمان از خود عكس العمل نشان مي دهيم .....زن و مردي كه به صرف خيانت مخاطبش دست به خيانت بزند مطمئن باشيد اگر حتي مخاطبش هم اين كاره نباشد او قابليت خيانت را در درون خود دارد. پس احتمال دارد يك بار به واسطه خيانت مخاطبش يك بار به واسطه اختلاف ديدگاه با همسرش و بار ديگر به بهانه مشكل مادي دست به اين كار بزند ....اگر چنانچه فرض را بر اين بگيريم كه انسان بايد از هر لحاظ چه مادي و چه معنوي و چه حتي غرايز ايده آل كامل باشد اين يك معادله اشتباهي هست چون همه مي دانيم كه ما كمال مطلق نداريم پس وجود كم و كاستي درون يك زندگي اجتناب ناپذير هست ولي مهم اينجاست كه در مواجهه با اين كاستي ها از خود چه عكس العملي قرار است نشان دهيم.
بعضي از خطاها هستند كه از درون ما ناشي مي شوند نه از مخاطب ما ....هيچ زن و مردي نمي تواند ذات ديگري را تغيير دهد البته قدر مسلم اشخاص از كنار هم بودن ناخودآگاه يكسري تاثيراتي را خواهند گرفت ولي اين تاثيرات آنقدر پر رنگ نيست كه تصور كنيم يك شخص به واسطه باور ديگري خيانتكار شود.....خيانت چيزي نيست كه يك شبه درون اشخاص شكل بگيرد قدر مسلم اين نوع عكس العمل ها نياز به يادگيري هاي دراز مدتي دارد تا قابليت فرد را در طول ساليان متمادي به ملسه ظهور برساند.
باقيه مسائلي كه عنوان كرديد دقيقا قبول دارم ولي متاسفانه ارزش اين رقم صحبتها فقط و فقط درون اين جملات خلاصه مي شود نه در عمل.....حتي بعضي ها آنقدر سعه صدر ندارند كه داخل اين جملات هم بتوانند آنها را پذيرا باشند حالا در دنياي واقع پيشكششان!

140:

به نظر من ما بیهوده فقط روی بعضی دلائل این مشکل زوم و بحث میکنیم، اما در پس هر خیانتی میتونه علتهای کاملا متفاوتی وجود داشته باشه و نمیشه به همه یک نسخه نوشت...

من این رو حدود یکسال قبل در تاپیک چه می شود که یک زن خیانت می کنـد؟! نوشتم و فکر میکنم اکثر قریب به اتفاق دلائل خیانت یا دوست پسر گرفتن خانومهای متاهل این مسائل باشند.

1 - ازدواج سنتي و با نظر و تشخيص پدر و مادر كه زن نقش چنداني در انتخاب نداشته است.

2 - مشكلات عاطفي و بي توجهي مرد به زن در كانون خانواده (به خاطر مشكلات كار و زندگي و ...) - خيانت در اين مورد در مواقعي رخ ميدهد كه كسي در زندگي زن ظاهر شود كه نيازهاي عاطفي زن را (بر خلاف شوهر) براورده كند.

3 - نارسايي و بي اهميتي به روابط جنسي كه به اعتقاد بسياري زمينه ساز مشكلات رواني و عاطفي و طلاق در خانواده است.

4 - نارسايي هاي اقتصادي در خانواده. گفتني است خيانت در اينجا براي زناني اتفاق ميفتد كه به مسائل مالي بسيار اهميت ميدهند و به نوعي پول پرست هستند.

5 - بد اخلاقي و بدمنشي بيش از حد مرد.

6 - هوس و زياده خواهي در بعضي زنان.


ميشود گفت در تمام اين موارد مقدار جذبه و كشش كسي كه باعث خيانت زن ميشود مهم است و اگرچنين مردي در بين نباشد لزوما اين موارد باعث خيانت نميشوند.

و در ثاني زن با كمي هوشمندي و تسلط بر روابط و شناخت كامل از شوهرش، ميتواند بر بعضي از اين مشكلات فائق بيايد و آنچه را كه خود و شوهرش دارد، از بيگانه طلب نكند.

141:

[quote=dilak;2112876]
نه من اين قسمت از حرفاي شما را كه خطاي زن يا مرد مستقيما به مخاطبش بر مي گردد را مطلقا قبول ندارم .


مستقيما!!! براي آن قسمتهايي است كه متفاهميم
اما غير مستقيمي را هم عنوان كردم !كه عبارت است از
1 تحقيقات قبل از ازدواج
2 توقعات متقابل از مسائل جنسي و عدم آموزش
3 روابط و ازدواج احتمالي قبل از ازدواج
4 نوع نگرش فرهنگ خانواده طرفين و ميزان آلژيشان و تعريفي كه از خيانت دارند
5عدم مصونيت در ناخود آگاه و ترس از رفتارهايي كه در مقابل افعال از پيش تعيين نشده(سوپرايز) واكنش نشان ميدهد
6 جو جامعه و هنجار زدايي يا اشاعه ناهنجاري بدليل عواقب عدم شفاف سازي
7تابو پروري و لذت انتقام در تابو شكني بدليل سركوبهاي فردي و اجتماعي
8ازدواجهاي اجباري و براي خانم ها در سنين خيلي پايين (عدم بلوغ فكري) و احساس تجاوز از طرف شريك زندگي و.
9 خودتان بشماريد .......
..و به عينه مواردي راديدم كه دقيقا اين معادله را مردود مي كند .
مباحث اين جانب معادله نيست . چون عدله اش را بايد سالها جمع آوري كنم و عرض نكردم حتما دوطرف موضوع بارو توان يكسان دارد تا شكل حتي معادله اي يك مجهولي بگيرد

خيانت چه زن و چه مرد يك ريشه اساسي تري در درون اشخاص دارد ريشه اي كه مي تواند باورها و اعتقادات او را نيز تحت الشعاع قرار دهد
اصول و اساس و ريشه يابي كار متخصصين است كه البته در تئوريها و حتي باورها متفاوت است و نسخه هايي كه صادر ميشود در جوامع و باورهاي متفاوت حتي متنافض است و عواملي مانند اعتقادات وتعصبات و سلائق در آن دخل تصرف دارند
....ما آدمها يك شخصيت اجتماعي و يك شخصيت فردي براي خودمان داريم و به فراخور زماني و مكاني نسبت به اتفاقات و حوادث بر اساس شخصيت شكل گرفته درونمان از خود عكس العمل نشان مي دهيم .....زن و مردي كه به صرف خيانت مخاطبش دست به خيانت بزند مطمئن باشيد اگر حتي مخاطبش هم اين كاره نباشد او قابليت خيانت را در درون خود دارد.
موافقم ! اما اين همان قسمت غير مستقيم است كه در اين باره متداركيم

پس احتمال! دارد يك بار به واسطه خيانت مخاطبش يك بار به واسطه اختلاف ديدگاه با همسرش و بار ديگر به بهانه مشكل مادي دست به اين كار بزند ....اگر چنانچه فرض را بر اين بگيريم كه انسان بايد از هر لحاظ چه مادي و چه معنوي و چه حتي غرايز ايده آل كامل باشد اين يك معادله اشتباهي هست چون همه مي دانيم كه ما كمال مطلق نداريم پس وجود كم و كاستي درون يك زندگي اجتناب ناپذير هست ولي مهم اينجاست كه در مواجهه با اين كاستي ها از خود چه عكس العملي قرار است نشان دهيم.
اين را ميتوان رو به آقايون هم عنوان كرد و مسئله همينجاست احترام متقابل اخلاقي و نه پايبندي يكطرفه
بعضي! از خطاها هستند كه از درون ما ناشي مي شوند نه از مخاطب ما ....هيچ زن و مردي نمي تواند ذات ديگري را تغيير دهد(اماميتواند در انتخابش دقت يا تجديد نظر كند) البته قدر مسلم اشخاص از كنار هم بودن ناخودآگاه يكسري تاثيراتي را خواهند گرفت ولي اين تاثيرات آنقدر پر رنگ نيست( بستگي به اراده براي زندگي يا توانايي هايشان دارد و موافقم) كه تصور كنيم يك شخص به واسطه باور ديگري خيانتكار شود.....خيانت چيزي نيست كه يك شبه درون اشخاص شكل بگيرد قدر مسلم اين نوع عكس العمل ها نياز به يادگيري هاي دراز مدتي دارد تا قابليت فرد را در طول ساليان متمادي به ملسه ظهور برساند.

باقيه مسائلي كه عنوان كرديد دقيقا قبول دارم ولي متاسفانه ارزش اين رقم صحبتها فقط و فقط درون اين جملات خلاصه مي شود نه در عمل.....حتي بعضي ها آنقدر سعه صدر ندارند كه داخل اين جملات هم بتوانند آنها را پذيرا باشند حالا در دنياي واقع پيشكششان!

با سپاس از نوع بحث منطقي و پر بارتان همينطور تشكراز درك متقابل از تايپهاي گذشته و تفكري بر مبناي خرد و
سبك نگرفتن موضوعيي به اين حساسي كه در مواجهه با ان چشمانمان را ميبنديم و سعي در پاك كردن صورت مسئله داريم .نه حل آن

142:

رايان جان هيچ متوجه شديد كه هر دو را در يك زمان داشتيم تايپ ميكرديم ؟
وچه قدر به هم نزديك است ؟
تبريك ميگويم

143:

عدم کنترل نفس درونی

144:

زنان متاهل در دام دوست پسرشون مي افتن ؟

يا دوست پسرا زنان متاهل مستعد را در دام خود ميكشند ؟

145:

من تا يكي دو سال پيش فكر ميكردم مردهايي كه خيلي خوب به نظرم ميان غيرممكن هست خيانت يا كاري مشابهش رو انجام بدن.ولي متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه اين تصور من طي اين يكي دو سال به كل تخريب شد.چون با مواردي برخورد كردم كه واقعا غير قابل تصور بود.و شايد هر كسي نتونه از اونها خبر داشته باشه.چه چيزي بدتر از اينكه از مورداطمينان ترين كسم(همسرم)شنيدم كه يكي از دوستانش در شب حنابندون خودش به فكر رابطه انچناني با زنان انچناني بود و ميخواست اينكار رو بكنه!(داشت انجام ميداد كه نشد!!!)
كل حرفم اينكه،در قرآن آيه اي هست با اين مضمون،كه براي زنانو مردان پاك،زنان و مردان پاك و براي زنان و مردان ناپاك زنان و مردان ناپاك قرار داده ميشن.پس هر چقدر آمار اين روابط از هم گسيخته در مردان بيشتر ميشه،در زنان هم افزايش متقابل پيدا ميكنه.يه فرآيند عمل و عكس العمله كه در تمام هستي جريان داره.و من معتقدم،اگر من پاكم،ميتونم مطمئن باشم همسرم هم پاكه.

146:

بی غیرتی مرد و بی دینی زن

147:

غيرت ! براي مردان ؟

دين ! براي زنان ؟

چه عدالت منصفانه اي !

آيا به عكسش هم اعتقاد داريد ؟غيرت براي زنان و دين براي مردان ؟

بهتر نيست ما آقايون هر وقت خواستيم در مورد زنان اظهار نظر كنيم فكر كنيم جلوي خواهر و مادر و زن ودخترمون نشستيم و اظهار نظر ميكنيم ؟

خيلي دوست دارم معناي اينگونه واژه ها(غيرت و دين ) را از زبان دوستان منطقا بشنوم

148:

من نظری ندارم.غیر از اینکه مرد های امروز ماشالا غیرتشون همینطوری داره سر به فلک میکشه...قبلا طرف یک دختر که هر جاییشو میندازه بیرون رو میگرفت یکمی وقار و سنگینی بهش میداد...حالا هر مردی زن میگیره سعی میکنه تا حد کافی لختش کنه تا مردایه دیگه کیف کنن...برای این طور مرد ها متاسفم.این ها روشن فکری نیست..این ها بدبختیه که چشم هر مردی دنبال هر جای زنتون باشه..اینجا ایرانه..نه اروپا...باید فرهنگ یک مملکت راه اومد...

149:

حرف هاتون از روی احساس بود نه عقل...دلخور نشید ولی نظر دوستان هم همینطور هستش...

ببینید من خودم رو میگم..من با همسرم 6 سال قبل از ازدواج اشنا بودم...همسرم از خونه بدون اجازه من بیرون نمیرفت و من هر ساعت ازش خبر داشتم.در صورتی که من به چندین دختر در طی این 6 سال دوست شدم و جدا شدم ولی همسرم هرگز به من خیانت نکرد و من هم بعد عقدم هرگز بهش خیانت نکردم...پس انقدر راحت نظر دید هرکس خیانت کنه زنشم بهش خیانت میکنه هرکسیم نکنه زنش کاری نمیکنه...چه بسا زن هایی رو دیدم که مردشون از برگ گل پاک تر بوده ولی جلو و عقبشون رو به هر مردی وای دادن...پس استدلالتون کاملا رد شده هستش.

150:

همون ديگه شما آقايون راحت باشيد چه تو عالم دوستي چه زندگي مشترك براتون هيچ قانون اخلاقي مفهوم نداره ...شما راحت دوست بگيريد قهر بكنيد آشتي بكنيد ولي حواستون باشه كه دم به ساعت از يكي از اين دوستانتون خبر داشته باشيد ( آخه مثلا ظاهر قضيه نشون ميده كه قرعه به اسم اين شخص ممكنه رقم بخوره!!) حق نداره يك قدم از حصاري كه براش تعريف كرديد يك اپسيلون پا فراتر بزاره ولي شما به لطف شرع و دين و عرف و تحريفات و زمين و آسمون ماشالله هزار ماشالله دستتون براي هر كاري بازه و حتي زير سئوال هم نميريد ! كسي حق نداره بگه الان به چه علت حس بزرگمنشي بهتون دست ميده وقتي تايپ مي كنيد بعده عقد اصلا بهش خيانت نكردم ! واقعا شما چه لطف بزرگي انجام داديد در حق خانومتون .....فكر كنم پاداشش طبقات بالاي بهشت بايد باشه ! واقعا اينجور ابراز لطف ها را آدم مي شنوه از هر چي جايگاه زن و منزلت زن هست حالش به هم مي خوره....اينا همه اش مهر تاييدي است بر اجحاف حقوق زنان كه متاسفانه تو جامعه ما با اين بستر فكري نه تنها اقلا جاي تاسف هم براي خودش باز نكرده بلكه بدتر به يك قانون كلي هم بدل شده !
البته تقصير شما نيست تمام اين مسيرها را اجتماع به شكل يك باور كاذب براي اشخاص رقم مي زنه يه جورايي اين قوانين باپوست و خون اين جماعت اجين شده پس اشكال چنداني براي شخص آنها فعلا تو اين برهه وارد نيست ....توي اين مباحث بيشتر از دست قانون مي ناليم تا عموم مردم
ولي اين صحبتتون در مورد خيانت يك از دو طرف و برعكس امكان خيانت نكردن طرف مقابل را تاييد مي كنم .....صرف پاك بودن يكي از دو طرف نمي تواند مهر تاييدي بر ديگري باشد ...........احتمال دارد توي برخي روابط ارزشهاي طرفين به مراتب متفاوت تر از ديگري باشد ...پس هر گز نمي توان گفت چون من اين عمل را غلط مي دانم يقينا مخاطبم هم اين عمل را غلط مي پندارد.

151:

يك بار هم كه شده خودمان را جاي اين داغ ديدها از تعصبات كورمان قرار دهيم تا خود كلاهمان را قاضي كنيم

انسانيت و مساوات و احترام متقابل اين است؟ كه به اسم آيين و غيرت سينه سپر كرده از آن دفاع ميكنيم ؟

زنها بارها ثابت كرده اند در مقابل خيانتي كه به آنها روا ميكنيم . لب دوخته فقط براي حمايت از خانه و خانواده تاسف بار دندان روي جگر گذارده اند

من به شخصه شرمنده ام

152:

تنها دلیلش عدم وجود عشقه!

153:


صد در صد مخالفم.

چون من به شخصه زندگی رو دیدم که همه عشق اونها رو الگوی زندگیشون قرار دادند...اما شخص سومی وارد شد و زندگیشون نابود شد

154:

منظور من عشق واقعی و پایداره نه عشق کشکی!!

155:

حتما در رابطه با این موضوع به قانون سوم نیوتن مراجعه فرمایید .که در تمام احوالات زندگی اعم از اجتماعی و خانوادگی صدق می کند.

156:

پیامبر اکرم (ص):
نسبت به زنان دیگران عفیف و پاکدامن باشید
نا نسبت به زنان شما عفیف و پاکدامن بمانند.

157:

به این هم توجه کنید که در خیانت، در کنار هر زن خیانتکاری مردی هم وجود داره و برعکس در کنار هر مرد خیانتکاری هم یک زن هست.

و "عامل خیانت" هم میتونه به نوبه خودش فرد بسیار کثیفتری از خود خائن باشه. تصور کنید زن/مردی که با وجود اطلاع از همسر یا نامزد داشتن طرف مقابل، باز هم پای اون شخص میشینه و به خیانت ترغیبش میکنه، چقدر میتونه انسان بی وجدان و کثیفی باشه. پس گاهی عامل خیانت خودش از خیانتکار پست تر هست و مثلا وقتی میگیم خیانت در خانومها بیشتره باید به نامرد بودن عامل خیانتشون هم که یک مرد هست توجه کنیم و برعکس.

158:

آفرین به شما

159:

وقتي يكي ميخواد اين كارا بكنه چا آقا چه خانم بايد به اين فكر كنه كه دوست داره طرف مقابلش چطوري برخورد كنه؟ كثيف ترين كاري كه يه انسان ميتونه انجام بده

160:


161:

ممنون

روزی در یک برنامه تلویزیونی که مبحثش خیانت بود.مشاور حرف بسیار زیبایی زد.
از اینکه خانم ها معترض هستند که چرا اقایون خیانت میکندد و مردها بسیار انسان های ... هستند
مشاوره ( که خانم بود) گفت:

آیا تا به حال فکر کردید که چه کسی باعث خیانت مردها به همسرشون میشه؟؟.....
یک زن دیگه.فردی از جنس خودتون

162:

نبود حیا و عفاف ، در خانواده ها موجب میشود مادران آینده بی حیا وبی عفت تربیت شوند و تشنه محبت هر کس ونا کسی شوند....پناه به خدا

163:

اين صحبت شما حكايت اون مثل معروف هست كه ميگه مرغ يا تخم مرغ كدوم يك زودتر اومدن!!!اين بحث پيشنهادي ما را به تسلسل مي رسونه دوست عزيز بهتره جداي از اين صحبتهاي كليشه اي كه مرد اغفال ميشه يا زن يا طرف اغفال مي كنه يا خود شخص تمايل داره و....هزار و يك رقم بحثهاي بي نتيجه كه بيشتر آب در هاون كوفتن است بيشتر سعي كنيم درك عمومي اشخاص را بالا ببريم ...نه اينكه بيايم دنبال خطاكار باشيم ...........بالاخره تو هر مشكل و بحث اين مدلي قطعا خطاكار وجود داره ولي آيا پيدا كردن خطاكار دردي را دوا مي كنه!؟حالا يا طرف اغفال شده يا اغفال كرده ....مهم اينه كه اينجا حقوق يك انسان ديگه پايمال ميشه و حتي در صورت اغفال شدن شخص هم ذره اي از اجحاف حقش در مورد مخاطبش كم نخواهد شد ....پس بهتره واقع بين باشيم بدونيم وقتي درون يك زندگي قدم گذاشتيم حق نداريم بر روي اصول اخلاقي پا بگذاريم .........اگر گذاشتيم اقلا تبعات بعديش را هم با جان و دل پذيرا باشيم كه در اونصورت محق هستيم كه از بدترين اميتازات منفي زندگي برخوردار شويم..........باور اشخاص توي اين رقم بحثها به مراتب نقش قوي تري را بازي مي كند..........ما فعلا خود شخص را به چالش مي كشيم نه علتها را ........ولي فقط خيلي كوتاه عرض مي كنم خدمتتان كه دوست گرامي انسان يك نيروي اراده اي دارد كه اگر بخواهد هيچ كاري برايش نشد ندارد ..........پس اين اغفال شدنها هم از اون كلاهها و سرپوشهاي كليشه اي است كه اشخاص سعي مي كنند بر روي اعمال اشتباه خود بگذارند ........ولي حقيقتش حماقت خود شخص است كه به ديگري اين اجازه را مي دهد تا از موقعيت سو استفاده نمايد.

164:

حالا چرا شما شرمنده ايد ! اصولا توي اين اجتماع اشخاصي مثل شما جزو نوادر محسوب ميشوند !و شايد از يك جهت بين اينهمه جمعيت از يك ديدگاه ديگه شماداريد خلاف جهت آب حركت مي كنيد! ولي خوب هر كسي كه پيش وجدان خودش روسفيد باشه براش كفايت مي كنه ..........شما هم اگر به حقوق انساني مخاطبتون احترام بگذاريد كه ديگه بحثي نيست ..........اقلا بزاريد شرمنده گيش براي كساني بمونه كه همه كاري مي كنن و تازه يه چيزي هم طلبكار هستند البته اگر زشتي عمل براشون تفهيم بشه البته كه اونم بعيده!

165:

خداوندا
تو ميداني كه انسان بودن و ماندن
چه دشوار است

چه رنجي ميكشد
آن كس كه انسانست
و از احساس سر شار است
(اديب بزرگ ايران زمين پروين اعتصامي)

از درد سخن گفتن و از درد شنيدن
با مردم بي درد نداني كه چه درديست

با تشكر از هم انديشيتان

166:

شاید تعریف بیرونی عشق اونها زیبا بوده

167:

اكثرا يا بهتر بگم همه بخاطر كمبود حالا از انواع مختلفش از مالي گرفته تا عاطفي-من خودم در اين زمينه تجربه ها داشتم

168:

با درود .

همان اكثرا منطقي تر بود !

آنكه شيران را (چه زن چه مرد) كند روبه مزاج

احتياج است(نه فقط مالي) احتياج است(نه فقط جنسي و شهواني)احتياج (نه فقط بي عقلي)

169:



منظورم همه تو اون اكثرا بود

170:

شكر نعمت(مونسي كه خدا براي آرامش ما مردان آفريد)نعمتم افزون كند(محبت و صبري كه خدا در وجود زن نهاده)

كفر نعمت (پاي مال كردن حقوق انساني زنها) از كفم بيرون كند (هم محبت خداداديشان را از ما دريغ ميكنند و هم وجودشان را از ما خواهند گرفت

امانت خدا را پاس داريم تا امانت وعده داده شده پاسداشته شود

171:

يه عده واسه سرگرمي

172:

دليل اين کار اينه که چه خانومه و چه آقاهه
خيلي بي شعور تشريف دارن
اگه زن شوهرشو نخواد مي تونه جدا شه
و بعد هر کاري خواست بکنه
به نظر من که خيلي کار کثيفيه آدم شوهر داشته باشه
و دنبال ديگري راه بيفته

173:


البته باید بگیم که امان از بدبینی و این منفی بینی های افراطی ما ایرانی ها !! طرف تا یه مرد یا یه زن اینجوری می بینه دیگه متعصبانه همه رو با همون چشم نگاه می کنه !!!
حقیقت اینه که چه خانم های محترم و چه آقایون عزیز اکثرا ً پایبند به اخلاق خانوادگی هستند و این قشری که در دو تاپیک اخیر مورد سرزنش قرار گرفته اند اقلیت هستند و بیشتر مردم ما اینچنین نیستند .

174:

خانمها خیلی راحت میتونن سالهای سال به طرف مقابلشون ابراز احساس کنن ..در صورتی که هیچ احساسی اون شخص نداشته باشه ..البته بعضیم نگه میدارم برای اخرین شانس ازواجشون.!

175:

به نظر من زن ومرد مکمل هم هستند واگر کاتالیزوری بینشان قرار بگیره
اونوقت نتیجه اش زندگی نیست میشه خیانت فرق نمیکنه چه از طرف زن باشه چه از طرف مرد

176:

اونا آشغال هستن چون گناه كبيره است

177:

خدا 1روز دست اونا رو رو ميكنه

178:

و برایه مردا هم این کار گناهه کبیره ست

179:

اگر مرد هم این کارو میکنه خائن هست هم به خودش هم به خانواده اش خیانت کرده
اما امروزه مد بعضی ها با داشتن شوهر فکر میکنند اگر دوست پسر نداشته باشند از بقیه عقب مانند
ونتیجه آن فحشا وعاقبتش انواع بیماریهای لا علاج

180:



عده شون که یه خورده بیشتر از اقلیته تو هر دو طرف ..
ولی دلیلش کمبود و این چیزا نیست .
ادمایی که زندگی شون سالمه خودشونو کنترل و حفظ میکنن و کارشونو با این چیزا نمیخوان توجیه کنن .

181:

می گم کسی کتابی وبلاگی چیزی راجب یه داستان ازدواج واقعی سراغ نداره؟
نمی دونم چرا زندگی من نمی ره قسمت بعدی
نکنه ازدواج تو سناریو نیست؟

ای بابا
کاش یه کم دوستهای متاهل داشتم راهنمایی می کردن
لطفا باز یه سری علاف نیان بگین مجردی خوبه و خر نشو
که با لگد می آم تو فک شون
مد شده علافا بگن مجردی خوبه

نشه مثل اقوامم بالای ۴۰ سال باسه سر قبرم عروسی بگیرم

182:

این زن ها رو باید چیز کرد
منظورم ولشون کرد کارشون رو بکنند

183:

دليلش كمبود شناخت از خودشونو نيازهاشونه و اينكه كل زندگي رو تو ازدواج مي ديدن و وقتي به اون چيزي كه مي خواستن نرسيدن دنبال جبرانن شايد دوستي سالم هم باشه اما در كل بايد خودشونو بشناسن

184:

اخه تنوع طلبند

185:

خيانت زن شوهر دار به همسرش و همينطور برعكسش هيچگاه توجيه پذير نيست .

ازدواج امريست مقدس و نميتونه الوده به اين كثافتكاريها بشه .

زني كه به هر دليل از شوهرش ناراضيه و مرد متاهلي هم از همسرش راضي نيست ميتونند از هم جدا بشند و بعد هر كار دلشون خواست انجام بدند .

منتهي بيشتر اين دليلها بهانه هائي بيش نيستند براي سرپوش گذاشتند روي هوا و هوس !

با توجه به عنوان اين تاپيك بايد بگم زن شوهر داري كه با مردان ديگه رابطه برقرار ميكنه تكليفش مشخصه ! به سه شماره بايد اون و همينطور اقاي طرفشو فرستاد اون دنيا تا اونجا با هم به صفا مشغول باشند .

به سلامتي و مباركي البته !!

186:

هی دل
اگه دستم رسد بر چرخ گردون از او پرسم کی این چین است ان چون ....دادبیدادهی دادبیدا جون خودم ای حال کردم اینو دشتی خوندم

187:

طبق آمار قوه قضاییه 30 درصد از زنان متاهل دوست پسر دارن.!نظر نبود فقط یه خبر بود گفتم که بدونید.

188:

چه جالب.....چه وحشتناک

189:

درود.
خیلی بحث شده که مثلا فلان زن به خاطر یکسری کمبودها(جنسی، روحی، مالی و...) دوست پسر اختیار کرده که همه ش هم قبول. اما میخوام بگم که یک دلیل دیگه هم هست و اون حس داشتن هم آغوشی های رنگارنگه و دلیل اون هم برمیگرده به زات و چگونه بار اومدن شخص! و مطمعا باشید اینگونه اشخاص( چه زن و مرد )اگر طرفشون بهترین امکانات رو براشون فراهم بکنه و یک فرد ایده آل هم باشه باز دست از این شیطنت ها برنمیدارن! چون یکجورایی باید بگم توی خونشون هست.
از دوستان میشناسم هم زن و هم مرد که میگن از زندگیمون و همسرمون کاملا راضی هستیم ولی دوست داریم با یکی دیگه هم باشیم!.
من چه راه حلی میتونم پیشنهاد کنم و یا چه جوابی میتونم بدم؟ فقط دوست دارم انسان انقدر معرفت داشته باشه که اگر همچین شخصیتی داره یا اصلا به دنبال ازدواج کردن نباشه و یا یکی مثل خودش رو انتخاب کنه.
... هوا دلگیر
... درها بسته
...
بدرود.

190:

من بلاگ همون PDFR که قبلا حرفش بود رو بهت می دم فقط خیلی خوصله می خواد خوندنش
داستان زندگی من

191:

حرفت قبول ، ولي به نظرم دليل كامل نيست! كلا مسئله بر روي دوسته ، چرا قضيه رو يه چيز ديگه اي مي بينين؟!!! همين ارضا ميتونه از جور ديگه اي بشه ، نياز نيست از روي جنسي و اين جور مسائل بشه ، بعضي موقع وقتي شرايط جوري بشه كه زنو شوهر همديگرو درك نمي كنن يه فردي با دلداري دادن مي تونه آرومشون كنه!!!!

ببينين به عنوان مثال من با دخترخالم خيلي صميمي هستم و... فردا اگه ازدواج كرد و... (اميدوارم خوشبختم بشه) اگه منو به عنوان يه دوست واقعي نه صرفا فاميل درخواست كرد مشورت خواست و چون صرفا من مرد هستم و روحيات مردونه رو ميشناسم ميتونم بهش راهنمايي كنم ، اينم همينه! دليل نيست دوستي ها هميشه به انحراف كشيده بشه و من با دخترخالم رابطه اي بالاتر از شرايط عقلي و حدودي انجام بدم! به نظرم بحث اين تاپيك خيلي بيخوده اگه موضوع تاپيك ين بود : ((زنان متأهل و رابطه ي جنسي با ديگران چرا؟؟؟)) من قبول دارم يه خلل و يه اشكال بزرگي اينجا هست! ولي به عنوان يه دوست ، يه مشاور و يه رفيق خيلي جاها ميتونه مفيد واقع بشه.........

192:

میدونید چرا ؟
چون بعضی مردا زیاد با زنشون خوب نیستند
براشون احساسات خرج نمیکنند
این سبک کهنه ی ازدواج ایرانی بزرگترین مشکلش اینه
من خودم یکیشو دارم
زن نه
دوسته این طوری
و خیلی مشکل داره که نمیشه گفت

193:


بنظرت زنها هم خيلي احساس دارن؟؟؟!!!

194:

درسته موضوع تاپیک در مورد خانوماست... ولی درباره اقایون هم همینطوره...

منم اینکه طرف نیاز مالی جنسی و یا غیره رو داره اینو رد میکنم... در خیلی موارد کمبود عاطفه باعث این قضیه میشه که بازم....

در خیلی موارد هم اقای خونه و یا کلا جو خونه این رابطه ها رو توجیه شده میدونه !

195:


اين دوطرفه هست ، حتي براي زنها هم هست ، كه بعضي موقع شوهرشون رو درك نميكنن!!!

196:

هرچی باشه زنها روحیه ی ظریفتری دارند
همه جورش هست مثه مردا هم لطیف داریم هم خشن

197:


روحيهه ي ظريف رو نشون ميدن ، درصورتي كه مردها نشون نميدن ، ولي اگه واقعا نگاه كني زياد تفاوتي نداره.........

198:

درود بر تو.
آدم باید واقع بین باشه، خیلی خوبه که روزی به جایی برسیم که:
جایگاه دوست، شوهر، همسایه و... رو درک بکنیم و بتونیم در یک زمان رابطه ی سالمی باهاشون داشته باشیم و در مورد این قبیل مسائل با عینک شک و بدبینی نگر نکنیم.
اما...
اما واقعیت چیست؟ چه میبینیم؟ عده ای درجا با عمل کردن نشون میدن که چقدر از فرهنگ بدورند و عده ای دیگر هم ،فقط حرف قشنگ میزنند و تظاهر به داشتن فکری باز و فرهنگی بالا میکنند ولی در عمل !!!، در کل هردو گروه زشتی رو نشون میدند.
اما شما...
امیدوارم حرفتون با عملتون یکی باشه، قبول میکنیم که هست، خب منطقی فکر کنید، چند نفر مثل شما به این سبک فکر میکنند و عمل میکنند(در این مملکت البته)
؟
سرم رو پایین میگیرم و با صدایی بغض گونه و خسته میگم که:90 درصد دوستی ها در زمان تاهل رنگ زیبایی نداره!.
بدرود.


نوشته اصلي بوسيله roshanak نمايش نوشته ها
درسته موضوع تاپیک در مورد خانوماست... ولی درباره اقایون هم همینطوره...

منم اینکه طرف نیاز مالی جنسی و یا غیره رو داره اینو رد میکنم... در خیلی موارد کمبود عاطفه باعث این قضیه میشه که بازم....

در خیلی موارد هم اقای خونه و یا کلا جو خونه این رابطه ها رو توجیه شده میدونه !

199:

به نظر من اولا خیانت چه برای خانوم چه برای اقا به یک اندازه زشت و قبیح است اما الان خیانت خانم ها قابل هضم نیست .........
خیانت خانم ها به نظر من در هیچ شرایطی مجاز نیست ........اما به نظر من 2 تا عامل اصلی باعث خیانت خانم ها میشه
1_ اوضاع جامعه : اگه خانمی از شوهرش و از زندگیش راضی نباشه و نیاز های عاطفی و جنسی اون در رابطه با همسرش بر اورده نشه و حتی چه بسیارند خانم هایی که حتی از شوهرشون متنفرند اما نمیتونند طلاق بگیرند.نه قانون این اجازه رو بهشون میده و نه عرف و کاری جز سوختن و ساختن ندارند و خیلی هاشون هم خب دوست پسر و.................
2_خود واژه دوست پسر که هنوز توی فرهنگ ما درست تعریف نشده.........دختر قبل از ازدواج نباید با پسری حرف بزنه و این کار رو مخفیانه انجام میده در حالی که حق یک دختر مجرد هست که با جنس مخالف رابطه ای در حد صحبت داشته باشه تا برای ازدواج اماده بشه بعد از ازدواج هم همان دختری که به طور پنهانی و با هزار دروغ با پسر ها دوستی داره که البته نیاز طبیعیش هم هست میاد کنار مردی که به هر دلیلی حس میکنه به نیاز هاش پاسخ داده نمی شه خب چرا نتونه مثل سابق دوست پسر داشته باشه؟؟
بد نیست بین دختر مجرد و زن متاهل دوتا واژه متفاوت به کار ببریم یکی دوست پسر و یکی خیانت

200:

وقتي در پاسخ به اين رقم تاپيكها جنسيت مطرح ميشود خواه ناخواه ،خوبي ... بدي و مقياس اعمال مثبت و منفي در قياس با هم مفهوم پيدا مي كنند...
چرا خيانت خانومها در هيچ شرايطي مجاز نيست؟
يا اينطوري بپرسيم :چرا خيانت آقايون در برخي شرايط قابل هضم است!؟
اصلا واژه خيانت با قابل هضم بودن چه سنخيتي مي تواند داشته باشد؟
قابل هضم بودن يك كنش مثبته
خيانت يك كنش منفي
اگر كنار هم قرار بگيرند ...پاسخش يك عكس العمل از روي ناچاري يا عجز خواهد بود .....نه هضم موضوع !مگر خيانت قابل هضم هم مي شود!!!؟

201:

من که گفتم خیانت خانم ها و اقایان در یک سطح قبیح است
ولی در جامعه ما راه از اول برای خیانت برای اقایان باز گذاشته شده یعنی پدیده هایی به اسم چند همسر و صیغه و خیانت اقایان جنبه ی شرعی هم دارد بی مجازات اما خیانت خانم ها سنگسار است. این یعنی قابل هضم بودنم خیانت اقایان
ولی برای خانم ها چند سالیست با گسترش ماهواره و ..........خیانت خانم ها نمود پیدا کرده...........شما به 100 سال پیش برگردی اقایان راحت مجاز به چند همسری بوده اند اما خانم ها محکوم به چادر و حجاب و با عمده فعالیت شرکت در روضه.........پس الان به شما بگویند فلان اقا همسری صیغه کرده برایتان تعجب اورتر است یا فلان خانم شوهردار با مردی رابطه پیدا کرده؟

202:

ممنون از توضيحتون
قصد من اين بود كه في النفسه اين قضيه قابل هضم نيست ........يه چيزي تو مايه هاي ناچاريه !
آخه خطاي به اين بزرگي هم مگه هضم ميشه ؟
من مطمئنم تو هيچ دوره اي هم هضم نشده فقط سركوب شده
حتي مادربزرگ مادربزرگهاي ما هم هرگز اين خطاها را نمي تونستند هضم كنند
ولي عرف جامعه با تزريق باورهاي غلط ديني داره اينجور تو ذهن اشخاص تزريق مي كنه كه خيانت مردان قابل هضم تره !
شما خودتون پيش خودتون به قضاوت بنشينيد مي تونيد هضم كنيد؟

203:

نه اصلا با این که من رشته ام اوج باور این مسائل است همیشه به شوهرم میگم اگه یه زمانی فکر خیانت به هر طریقی به سرت زد شرعی یا غیر شرعی . حق یا ناحق باید یا منو ول کنی یا میکشمت

204:

مرگ اصلا چيز خوبي نيست
ولي خوب حتي به فرض اينكه توي روابط في مابين دو نفر به هر دليلي پاسخگوي هم نباشند بايد اول تكليف ازتباط اول را روشن بعد به فكر روابط ديگر باشند....اين موضوع كه متاسفانه اغلب هم داره القا ميشه كه خيانت براي خانومها زشت تره خيلي حرف مسخره اي هست
يادمه چند سال پيش يه برنامه اي بود كه آقاي دكتر مهدوي كارشناس اون برنامه بود يه حرف جالبي زد...گفت:
‹‹متاسفانه توي ايران بعضا به چشم مي خوره كه يك زن حالا به هر دليلي براي شوهر خودش ميره خواستگاري!!!و متاسفانه و متاسفانه هر كسي هم اين صحبت رو مي شنوه شديدا بزرگواري اون زن را تحسين مي كنه! در حاليكه اين موضوع اونقدر زشت هست كه انگار يك مرد براي زنش بره خواستگاري !!!››
ديگه باور اجتماعه .....چكارش ميشه كرد

205:


بله حرف شما كاملا متينه ، منم بايد بيشتر به حرفام جنبه ي عمل بدم و...! بعدشم درسته تو ايران به ديد ديگه اي ديده ميشه! ميگم مردي كه رابطه اي بالاتر از دوستي ساده داشته باشه فردا اگه بخواد ازدواج كنه روي زنش سخت گيري ميكنه كه چرا با مردا رابطه داره و ميترسه اون رابطه از نوع جنسي نباشه ، بدبختي اكه اين فرهنگ تو كشور ما درست بشو نيست و مردم كشور ما اصلا باور ندارن......

206:

خاب تفاوت زن و مرد همینه
اگه مردها هم سره هر چیزی زرتی بزنند زیر گریه با زنا چه فرقی داریم

207:

اهای خانوما این اخلاق جدیدتون چیه یعنی یه جور غرب گرایی که جدیدا داره تو بینه مردمه ما باب میشه زن متاهل و دوست پسر حالا دخترش عیب نداره مجرد عیب نداره ولی متاهل چراههههه عجب زمونه ای شده زنان متاهل ودوست پسر چرا؟

208:

خیانت زن و مرد نداره اصل مسئله ی خیانت زشت و کریهه

209:

من تو شهري كه دانشگاه مي رفتم يك خانومي بود كه ميگفتن 2 تا بچه داره و شوهرش راننده اتوبوس بود اين همينكه شوهرش مي رفت مسافرت جاش خونه پسراي دانشجوي همسايه شون بود .
آدم بدنش ميلرزه آخه چرا يك زني كه بچه هم داره بايد بره خونه 5 تا پسر دانشجو اونم اينهمه زياد

210:


مي دوني مشكل اون خانوم يا كسايي كه اينطورين چيه ؟

اين افراد از زندگي مشتركشون راضي نيستند اما روش رو هم ندارن طلاق بگيرن

چون مي خوان حتما اسم يه مرد روشون باشه يعني يه جورايي يه سايه اي داشته باشن

در كنارش مي رن و خيانت مي كنن

يه جورايي خانواده هايي هستند كه طلاق رو عيب مي دونن يا نمي تونن طلاق بگيرن

و راحت ترين راه رو انتخاب مي كنن - خيانت -

در هر صورت خيانت يكي از كثيف ترين كارايي هست كه انسان انجام مي ده

واقعا تاسف انگيزه

211:

کسی را که بر گرددش روزگار کند کارهایی که ناید بکار



خیانت مرد به زن چیز تازه ای نیست...
اما اینجوریش دیگه باید بره بمیره

212:

من تو اجتماع که بودم(!) دیدم یه سری هستن که بعد از ازدواج دیگه قید و بند دوران دختر بودن شون رو حس نمی کنن

213:

موافقم منم خیلی از خانمهارو دیدم که بعد از ازدواج عوض شدن زمان مجردیشون لااقل اون شرم و حیای دختر بودن و داشتن حالا بخاطر ترس یا ... هرچیزی که بوده، ولی بعد از ازدواج کلی عوض شدن بنظرم هیچ دلیلی نمیتونه خیانت و توجیه کنه، حالا هر خیانتی میخواد باشه عاطفی، جنسی و حتی فکری.
البته بین خانمها خیانت فکری خیلی رواج داره و فکر میکنن اسمش خیانت نمیتونه باشه

214:

همه اينها از نارضايتي تو زندگي سرچشمه مي گيره اما اين توجيه واسه اين كار زشت نيست
اينها همه به خاطر سطح آگاهي پايين و عدم اطلاع رساني هست
اگه مردم جامعه ما اطلاعاتشون از ازدواج و نياز همسر بالا مي بردن خيلي از اين مشكلات كم مي شد
متاسفانه رسانه ها هيچگونه تلاشي براي بالا بردن سطح آگاهي زن و شوهر چه از لحاظ عاطفي چه از لحاظ جنسي نمي كنن
و بيشتر مشكلات زن و شوهر جامعه از مشكلات جنسي سرچشمه ميگيره در صورتي كه حتي خودشون هم نميدونن دليل پرخاش ها و نارضايتي هاشون از زندگي مسائل جنسي هست

215:

کم بود محبت و در امد اقا دو عامل رایج

216:

من چندتا ار دوستام بودن که با 1 خانوم متاهل دوست بودن منم همین سوال رو ازشون پرسیدم و جواب جالبی گرفتم اونا میگفتم که چون شوهراشون از نظر جنسی ارضاشون نمیکنن دست به این کار میزنن حالا شایدم دلیل دیگه ای وجود داشته باشه...

217:

يكي از اقوام من تو شهرستان كوچيكي زندگي ميكنه
چند وقت پيش رفتم اونجا
دختر ش هم با شوهرش همونجا ازدواج كرده و مونده
ولي متاسفانه جدا شد
به خاطر همين موضوع
رابطه با جنس مخالف
تو اون شهر به اون كوچكي چيز خيلي طبيعي شده
يعني دختر ش ميگفت مد شده
خانوماي شوهر دار وبچه دار و اينا وقتي دور هم جمع ميشن از دوست پسراشون و رابطه هاشون ميگن و هركاري كه بگي ميكنن
سيگار ميكشن موادو .... بدون اطلاع شوهراشون
متاسفانه دختر فاميلمون تو اونا گير كرده بود و به راه اونا رفته بود
ولي دليل كشيده شدن اون به اين راه تنها و تنها به خاطر شوهرش بود
چون خيلي بد دل بود و خيلي آدم بي فرهنگ
دخترفاميلمون خيلي خوشگله و شوهرش 15 سال ازش بزرگتره
نه ميذاشت با خونواده رابطه داشته باشه نه بياد بيرون
حتي يه بار انقد از دست شوهرش كتك خورد بچه ي تو شكمش از بين رفت
بعد از چند وقتي با يكي از همسايه هاشون رابطه برقرار كرد و اونم بردش تو اين كار و همين باعث جداييش شد
من كار اين افرادو توجيح نميكنم
چون خيانت به خودشون بوده
چون به شخصيت خودشون توهين كردن كه انقد ضعيف بودن كه نتونستن رو عهدي كه بستن بمونن
ولي علتهايي متفاوتي داره كه همچين خيانتهايي صورت ميگيره
البته همسايه روبروي ما هم يه بچه داره ولي به شوهرش خيانت ميكنه

218:

البته بین خانمها خیانت فکری خیلی رواج داره و فکر میکنن اسمش خیانت نمیتونه باشه
رابطه با جنس مخالف
تو اون شهر به اون كوچكي چيز خيلي طبيعي شده
يعني دختر ش ميگفت مد شده
خانوماي شوهر دار وبچه دار و اينا وقتي دور هم جمع ميشن از دوست پسراشون و رابطه هاشون ميگن و هركاري كه بگي ميكنن
سيگار ميكشن موادو .... بدون اطلاع شوهراشون
تاسف بر انگیزه زنان متاهل ودوست پسر چرا؟
امیدوارم درصد این افراد خیلی کم باشه

219:

دمه همتون گرم با نظراتون ایول بابا

220:

ببخشید که اینو میگم یه دفعه خودم با گوشهای خودم شنیدم یه اقایی راحت داشت به زنش
میگفت :
من اگه با یکی دیگه بودم تو هم میتونی با کس دیگه باشی و مورد نداره
رسما داشت ابرو رفتشو با ناموسش معامله میکرد
نمیدونم تو این وضعیتی که پیش اومده چه انتظاری دارین؟

221:

Che rabti dare..man kasio mishnasam k az har nazar tamine vali bazam cheshmesh donbale pesare mardome(ta shuharesh mire birön jash khune pesare hamsayast)
Bastegi b zate taraf dare k alan dg nemishe b kasi etemad kar..bichare marda

222:

هم دم داشتن با دوست پسر شايد فرق كند !!!!

گاه ميان هم كار مرد و دوست پسر فرقي نميتوانيم قائل شويم ... ولي ميان شوهر و دوست پسر خيلي مسائل قابل تامل ميشود

گاه رفتارهايي كه از شوهر انتظار ميرود كمرنگ و بي مزه ميشود ...

آيا براي تجربه اي جديد بايد به جنس مذكر ديگري رجوع شود و گرنه چه راهكاري را پيشنهاد ميكنيد ؟؟

223:

این راهکار تو ایران جواب میده . . . تو فیلمها . . . با یه دنیا رویا !

224:

متاسفانه این هم یکی دیگر از فسادهای کشورمان است امروزه بهانه ما این است چون همسرانمن درکمان نمیکنند بس حق خیانت و داشتن دوست بسر داشته باشیم در حالیکه من به شخصه به عنوان یکی از دختران این سرزمین از چنین زنانی به شدت نفرت دارم دلیل اصلی این مشکل هم چون اکثر در سنسن بایین ازدواج میکنن بعد چند سال متوجه میشوند میتوانستند دارای کسی بهتر از همسر خود باشند از انجاییکه گاهی راه برگشت را ندارن با داشتن دوست بسر خودشون ارضا میکنند من در محل کارم بارها شاهد چنین روابطی شدم متاسفانه گاهی صحنه هایی میبینم از اینکه خداوند مرا دختر افریده ن=از خودم نفرت بیدا میکنم

225:

'' تجربه جديد'' كنايه از چي مي تونه باشه؟

226:

عقل ناسالم

227:


درود دايلاك خانم عزيز

ميتونه كنايه به تجربه جديد آقايون باشه ... نه ؟؟ قضيه سوزن و جوالدوزه !!

خانم ها شايد (بعضا) از روي اجبار (اقتصادي ، امنيتي، اجتماعي ، احساسي ، و... ) ازدواج كنند ... ولي باعشق زندگي ميكنند و هدف نهااي شان همين است ...

ولي چه ميشود كه عشقشان كم رنگ و بي رنگ ميشود؟ ، شايد پاسخش در تعارض ميان احساسات غريزي و تفكرات عقلانيشان باشد

228:

منظورتون اينه كه چون درون زندگي مشترك به يك بن بست حالا يا عاطفي يا عقلاني رسيدند در معيت همان شخص با يك شخص ديگر هم حالا حكم دوستي (بخوانيد دوست پسر) داشته باشند؟
همچين ارتباطي اصلا امكان نداره كه بدون غرض ورزي باشه!
اين حالتي كه شما مثال زديد ميشه طرفين را به يك شخص تشنه تشبيه كرد
كه آب را داده اند دستش و مي گويند حق خوردن نداري !
بالطبع يك ساعت نمي خورد دو ساعت نمي خورد ....سه ..چهار ...اصلا 24 ساعت!
ولي فردا و پس فردا چي ؟
روابط في ما بين و وابستگي ها و دلبستگي ها چي ؟
شخصي كه ازدواج مي كند تعهدي را در دستور كار قرار مي دهد كه تمام تعهدش
به چهارچوب زندگي خودش اكتفا مي شود اگر قرار باشد با تضادي روبرو شود من
فكر مي كنم بايد در صدد حل تضاد به وجود آمده بر آيد نه در جهت اقنا كردن نفسش!
تضاد يا حل مي شود يا نمي شود در هر دو حالت هم باز راهكار خودش را دارد ولي
روابط خارج از اصول مشكلات بزرگتر و اساسي تري را پيش مي آورد كه اصلا هم جبرانپذير
نخواهند بود.
اي سليم آب ز سرچشمه ببند
كه چو پر شد نتوان بستن رود

229:

شرم آوره به خدا...!
چه پاکند و مقدس آنانی که معنای واقعی کلمه زن هستند...

230:

درود دوست عزيزم دايلاك خانم


[=dilak;2595007]
آيا شما ميخواهي به نوعي هرگونه رابطه اي ميان زن و مرد به دليل اينكه اصالتا (از نظرشما) جنبه غرض ورزي دارد را محكوم كنيد ؟؟در هر خانه و خانواده اي مسائلي موجود است ولي نميتوانيم هر ارتباط بيروني را به مصائب داخلي منوط بدانيم ..
روابط بين افراد است و اجناس زير مجموعه افراد

اين حالتي كه شما مثال زديد ميشه طرفين را به يك شخص تشنه تشبيه كرد
كه آب را داده اند دستش و مي گويند حق خوردن نداري !
بالطبع يك ساعت نمي خورد دو ساعت نمي خورد ....سه ..چهار ...اصلا 24 ساعت!
ولي فردا و پس فردا چي ؟
اين مثال شما را در رابطه با پست خودم ، زياد منطبق نميبينم ... نميدانم چرا پست من اين مثال را در ذهن شما تداعي كرده ... اگر ممكن است كمي شفافتر بفرماييد
روابط في ما بين و وابستگي ها و دلبستگي ها چي ؟
اينگونه از روابط و دلبستگيها و .... كاملا در احترامات متقابل قابل هضم است ... شما كه يك طرفه بودنش را تاييد نميكنيد ؟؟؟
ببينم ؛ اگر زني رابطه پنهاني با مرد ديگري ايجاد كرد ، چقدر بهشوهر آن زن حق ميدهيد كه بخاطر مسائلي كه شما(نوعي) از آن نام برده ايد بسوزد و بسازد ؟؟و از آن چشم پوشي كند ؟؟
يا مسائل لاينحل ديگر (اعتياد ، عدم توانايي بارور وري....)؟؟
من با رفتارهاي تلافي جويانه كاملا مخالفم ولي ..... درپاراگراف بعد توضيح ميدهم
شخصي كه ازدواج مي كند تعهدي را در دستور كار قرار مي دهد كه تمام تعهدش
به چهارچوب زندگي خودش اكتفا مي شود اگر قرار باشد با تضادي روبرو شود من
فكر مي كنم بايد در صدد حل تضاد به وجود آمده بر آيد نه در جهت اقنا كردن نفسش!
تضاد يا حل مي شود يا نمي شود در هر دو حالت هم باز راهكار خودش را دارد
در ازدواج كلمه اي وجود دارد به نام ««عقد »» كه همان تعهدي است كه شما ميفرماييد و تفاوتش در قلبي بودن تعهد و مكتوب بودن عقد است .... ولي اين تعهدات و عقود تا كجا مورد احترام ميتواند باشد ؟؟؟ ... من خدمت دوستان عرض ميكنم !! تا زماني اين تعهد ميتواند جاري و ساري باشد كه هر دو طرف قلبا و عملا به آن اعتقاد داشته باشند ... و اگر يكي از آن دو در تعهدات خود تخطي كرد ، مخاطبش با اينكه از تعهد خارج شده حق ايثار را براي خود محفوظ ميدارد و اين از شرايط تعهد خارج است .... حال اگر بارها و بارها تعهدات لگدمال شود ، و ايثارها ادامه پيدا كند اين توهم پديد نمي آيد(كه اكنون در جامعه ما آمده) كه تخطي حق مرد است و ايثار وظيفه زن ؟؟؟
تضاد حل ميشود !!! ... و اگر حل نشود ؟؟؟ راهكارش چيست ؟؟؟ حتما متاركه ؟؟؟ نه !!
با شرايط و فرايندي كه پرسه هفت خوان رستم متاركه در جوامع سنتي (جامعه ما) دارد و قبح و مصائب پس از آن براي زن بوجود ميآورد آيا باز تصور شما اين است كه اگر حل نشود با اين امر حلش ميكنيم ... و باز پاك كردن صورت مسئله ؟؟؟
كل مبناي سخن اين جانب اين است كه دختر با تفيسير و تعابيري از زندگي مشترك تن به ازدواج ميدهد و پاي در عرصه اي ميگذارد كه توقعات و خواسته هايي (هر چند ناچيز ) را در باور خود تداعي كرده ... حال اگر در اين زندگي نتنها به مقصود خود نرسيده بلكه از وي در پايين ترين سطح هم قدر داني نشود و توهين تقبيح شود، چه بايد بكند ؟؟؟

خانم دايلاك عزيز اينجانب در ريشه هاي عواطف انساني موضوع را مد نظر دارم و برايم زن و مرد تفاوتي نميكند .. بلكه احترام به عقودي كه بر مبناي اصول اخلاقي فردي كه بين دو انسان شكل گرفته فكر ميكنم و همواره آنچه را كه براي احساسات و حقوق مرد نميپسندم براي زن هم جائز نميدانم


ولي روابط خارج از اصول مشكلات بزرگتر و اساسي تري را پيش مي آورد كه اصلا هم جبرانپذيرنخواهند بود.
اصول !!! اين اصول چيست ؟ از كجا آمده ؟؟ چه كس يا مرجع صالحي آن را تعيين كرده و... اصول را گاه بر مبناي غرائز معرفي ميكنند كه قدرت و زور و بازو و توانايي كار كردن و نان در آوردن و حفظ قلمرو ... فاكتور اصلي ميشود و در تنگناهاي بحث عقل و انسانيت را پيش ميكشند كه آنوقت مجبورند ايثار و از خود گذشتگي زنان را ستايش كنند .... و اگر منظورتان اصول اخلاقي است كه بايد (مجدد عرض ميكنم ) متقابل باشد .. كه نيست
اي سليم آب ز سرچشمه ببند
كه چو پر شد نتوان بستن رود
آب را از سرچشمه به راهش بايد هدايت كرد وگرنه با بستن آب در عبور قرنها دريايي متلاطم از باورهاي غلط بوجود ميآيد كه ساحلش جز احكام خرافي نيست و امواجش خون دليست كه در تارك تاريخ از نسلي به نسل ديگر بي تعقل به ارث ميرسد و ما در كشاكش واژه ها مادران . خواهران و همسران و دخترانمان را به ايثاري ميسپاريم كه با ظاهري زيبا و معنايي شاعرانه، نتنها زنجيريست در پاهاي پينه بسته زنان كه قفلي است به ادعاي عقلانيت ما

با تشكر كه وقت گرانبهايتان را در مطالعه تايپ اينجانب صرف فرموديد ، استواريتان را آرزومندم

231:

من به یه چیزی رسیدم
شاید دلیل این کار این بوده که اون خانوم در دوران مجردیش نتونسته با کسی رابطه داشته باشه
یا شاید به زور ازدواج کرده
و ....
البته اینا دلیلی برای خیانت نمیشه ها

232:


درود دوست بزرگوار
من عرض نكردم هر رابطه اي غرض ورزانه است !عرض كردم روابط و دوستيهايي كه در معيت يك زن (همسر) يا يك مرد (همسر) ايجاد شود بطوريكه آن مخاطب ديگري از آن بي اطلاع و يا ناراضي باشد غرض ورزانه است.اساسا ارتباطي كه غرض ورزانه نباشد لزومي به پوشيده بودنش نيست!
روابط بيروني قطعا در زير مجموعه روابط بين فردي هر شخصي وجود دارند ولي هم شما و هم بنده خوب مي دانيم روابط في ما بين همكار با همكار ، همكلاسي با همكلاسي ، استاد با دانشجو ، كارفرما با كارمند و....خيلي خيلي متفاوت است از روابط بين يك زن و مردي كه باهم دوستي مي كنند!(خواه مجرد خواه متاهل!)

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها


اين مثال شما را در رابطه با پست خودم ، زياد منطبق نميبينم ... نميدانم چرا پست من اين مثال را در ذهن شما تداعي كرده ... اگر ممكن است كمي شفافتر بفرماييد

مي فرماييد وقتي درون خانواده قصوراتي (به هر دليلي) باشد زن و مرد ناگزير از ايجاد برخي روابط هستند و...
نمي دانم برداشت درستي از گفتارتون داشتم يا نه ! ولي برداشت شخص من اين بود كه مثلا اين دوستي مي تونه در محدوده و چهارچوب خاصي تعريف بشه (من اين برداشت را داشتم)
خوب منم عرض كردم اگر چنانچه فرضا شخصي ( زن يا مرد )درون خانواده اي دچار مشكلي يا كمبودي شده باشد كه ناگزير از ايجاد اين رقم ارتباطات باشد در آن صورت چقدر مي تواند اين حدود و خط قرمزها را رعايت نمايد! اصلا در اين حالت شخص اساسا بزرگترين محركش براي اين رقم دوستيها همين كمبودها بوده است قطعا بستر مناسب را هم براي روابط عميق تر در خود سراغ خواهد داشت...حال به مرور زمان نيازها شدت بگيرد چه اتفاقي خواهد افتاد؟
مي شود همان مثال آب خوردن كه عرض كردم يك روز نمي خورد دو روز نمي خورد اصلا يك هفته (فرض محال!) نمي خورد ولي تهش كه مجبور به خوردن خواهد شد !نخواهد شد!؟



نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
اينگونه از روابط و دلبستگيها و .... كاملا در احترامات متقابل قابل هضم است ... شما كه يك طرفه بودنش را تاييد نميكنيد ؟؟؟

منظور شما از احترامات متقابل چيست ؟
و همينطور يك طرفه بودن چي؟
منظورتون يك طرفه بودن رابطه در دوستيهاست ؟ اگر منظورتون يك طرفه بودن اين روابط باشه كه اصلا چنين موردي محاله صورت بگيره




نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
ببينم ؛ اگر زني رابطه پنهاني با مرد ديگري ايجاد كرد ، چقدر بهشوهر آن زن حق ميدهيد كه بخاطر مسائلي كه شما(نوعي) از آن نام برده ايد بسوزد و بسازد ؟؟و از آن چشم پوشي كند ؟؟
يا مسائل لاينحل ديگر (اعتياد ، عدم توانايي بارور وري....)؟؟
من با رفتارهاي تلافي جويانه كاملا مخالفم ولي ..... درپاراگراف بعد توضيح ميدهم
بسوزد و بسازد!؟ چرا بسوزد؟ من اصلا همچين حرفي نزدم اصل بحث من هم بر اينه كه نبايد بسوزد . ولي اين نسوختن لزوما در تكرار همين رفتارها نهفته نيست!
حيف نيست آدم وقتش رو براي چنين شخصي ( زن يا مرد) تلف بكند!
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

در ازدواج كلمه اي وجود دارد به نام ««عقد »» كه همان تعهدي است كه شما ميفرماييد و تفاوتش در قلبي بودن تعهد و مكتوب بودن عقد است .... ولي اين تعهدات و عقود تا كجا مورد احترام ميتواند باشد ؟؟؟ ... من خدمت دوستان عرض ميكنم !! تا زماني اين تعهد ميتواند جاري و ساري باشد كه هر دو طرف قلبا و عملا به آن اعتقاد داشته باشند
[/quote]

قويا تاييد مي كنم و از توضيح زيباتون سپاسگزارم

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
... و اگر يكي از آن دو در تعهدات خود تخطي كرد ، مخاطبش با اينكه از تعهد خارج شده حق ايثار را براي خود محفوظ ميدارد و اين از شرايط تعهد خارج است .... حال اگر بارها و بارها تعهدات لگدمال شود ، و ايثارها ادامه پيدا كند اين توهم پديد نمي آيد(كه اكنون در جامعه ما آمده) كه تخطي حق مرد است و ايثار وظيفه زن ؟؟؟
اساسا قانون دهقان فداكاري همون زمان ريزعلي ماند و تمام شد ! الان هم كه براي خالي نبودن عريضه همچنان توي كتابها تحويل بچه ها مي دهند تا از لحاظ كميتي كتابهاي دبستان با مشكل مواجه نشوند .چون اساسا مسئولين سرشان گرم چيزهاي ديگري است و فرصت اين چيزها را ندارند
جامعه ما هم كه صحبتش را اگر نكنيم سنگين تريم.توي اين جامعه كدام حق سر جايش است كه اين يكي سرجايش مانده باشد؟ آنقدر تو سري خورديم كه الان خود زنها جلوتر از مردها اين القائات را نثار جنس مخالفشان مي كنند ! زنهاي ما بايد به خودباوري برسند و ياد بگيرند كه حق گرفتنيه نه دادني !
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
تضاد حل ميشود !!! ... و اگر حل نشود ؟؟؟ راهكارش چيست ؟؟؟ حتما متاركه ؟؟؟ نه !!
با شرايط و فرايندي كه پرسه هفت خوان رستم متاركه در جوامع سنتي (جامعه ما) دارد و قبح و مصائب پس از آن براي زن بوجود ميآورد آيا باز تصور شما اين است كه اگر حل نشود با اين امر حلش ميكنيم ... و باز پاك كردن صورت مسئله ؟؟؟

كل مبناي سخن اين جانب اين است كه دختر با تفيسير و تعابيري از زندگي مشترك تن به ازدواج ميدهد و پاي در عرصه اي ميگذارد كه توقعات و خواسته هايي (هر چند ناچيز ) را در باور خود تداعي كرده ... حال اگر در اين زندگي نتنها به مقصود خود نرسيده بلكه از وي در پايين ترين سطح هم قدر داني نشود و توهين تقبيح شود، چه بايد بكند ؟؟؟
بله تضاد يا مشكل يا حل مي شود يا نمي شود . يا مشكل چيزيست كه با همفكري خود يا سايرين يا مشاور و ...به نتيجه مطلوبي مي رسد يا طرفين به اين نتيجه مي رسند كه بايد يك مقدار نيم من باشند! يا توافق حاصل مي كنند كه حتي به شكل سوري حق را به جانب يكي بدهند تا قال قضيه كنده شود و....و يا نهايتا موضوع چنان بغرنج مي شود كه هيچ راهكار معقولانه اي برايش متصور نمي شوند و قصد متاركه مي كنند!
هيچ زن و مردي براي تمام عمر به هم دوخته نشده اند اگر نهايتا طرفين بحث به هيچ عنوان با مشكلات بوجود امده نتوانستند سازش كنند يا راه حل مناسبي برگزينند اتفاقا طلاق هم دقيقا يك راهكار براي يك همچين زمانهايي تعريف شده است .
و اما قبح موضوع را درون اين اجتماع فرموديد ، شما فكر مي كنيد درون همين اجتماع ما قبح عملي چون طلاق و متاركه بيشتر است يا قبح روابط خارج از عرف و دوستيهاي اين مدلي!؟
در قباحت اين عمل همين بس كه شما به هيچ عنوان در بين اطرافيان نمي توانيد اين رقم دوستيها را برملا سازيد ولي به سادگي آب خوردن مي توانيد متاركه كردن را عنوان كنيد .اتفاقا الان بستر جامعه ما بر خلاف گذشته روز به روز با اين قضايا ديلكس تر برخورد مي كنه و به اين مسائل چندان مثل گذشته سختگيرانه نگاه نمي كنه .هرچند كه هنوز خيلي راه باقيست.
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها


خانم دايلاك عزيز اينجانب در ريشه هاي عواطف انساني موضوع را مد نظر دارم و برايم زن و مرد تفاوتي نميكند .. بلكه احترام به عقودي كه بر مبناي اصول اخلاقي فردي كه بين دو انسان شكل گرفته فكر ميكنم و همواره آنچه را كه براي احساسات و حقوق مرد نميپسندم براي زن هم جائز نميدانم

تقريبا با ديدگاهتون در تحريرهايي كه داريد آشنا هستم و بارها و بارها ديدم كه كاملا نوع ديدتون به مسائل از كانالهاي تامل بر انگيزي صورت مي گيره .و هميشه اين ابداع شما برايم لذت بخش بوده حتي اگر دچار اختلاف ديدگاههاي اينچنيني هم شده باشيم
ولي اين حس نوع دوستي و انسان دوستي شما را هميشه و هميشه ارج نهاده ام

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

اصول !!! اين اصول چيست ؟ از كجا آمده ؟؟ چه كس يا مرجع صالحي آن را تعيين كرده و... اصول را گاه بر مبناي غرائز معرفي ميكنند كه قدرت و زور و بازو و توانايي كار كردن و نان در آوردن و حفظ قلمرو ... فاكتور اصلي ميشود و در تنگناهاي بحث عقل و انسانيت را پيش ميكشند كه آنوقت مجبورند ايثار و از خود گذشتگي زنان را ستايش كنند .... و اگر منظورتان اصول اخلاقي است كه بايد (مجدد عرض ميكنم ) متقابل باشد .. كه نيست
[/quote]

حكما قرار نيست اين اصول را كسي بياورد. اين اصول همان اصولي است كه من نمي پسندم و مخاطبم هم صد در صد مي داند كه نمي پسندم (خيلي ساده ) من در معيت شخصي نفس مي كشم كه نسبت به اون تعهداتي دارم اگر به ثبت مادي (!) هم نرسيده باشد به ثبت عقلي كه رسيده است! من مي دانم كه مخاطبم هيچ نمي پسندد كه به هر عنواني ديگري را جايگزينش سازم من يك انسانم و لزوما قرار نيست كسي با يك خط كش بالاي سرم بايستد و امر و نهي نمايد . مخاطبم مراعاتم نمي كند چپ ...راست حقوقم را ناديده مي گيرد اين ناديده گرفتن حقوقم سندي براي خيانتم تعريف مي شود! يا اگر خيانت نكردم حكما بايد ايثار بكنم !؟
نه هيچ كدام اين راهكارها دليل مستدلي نيست . نه خيانت و نه ايثار به كسي كه حتي الفباي انسانيت را ياد نگرفته است جز رياضت دادن به خود هيچ سودي ندارد.
اين رقم ايثارها هم جز حماقت هيچ مفهوم ديگري ندارد و يك عده به خاطر سو استفاده كردن از اين وضعيت ليبل هاي خوشگل به اين رقم حماقتها مي زنند تا راه براي وقاحت هاي خود واقعيشان بازتر و هموارتر شود .
خوب گفتند كه براي كسي بمير كه برايت تب بكند.
هر كسي يك نيمه ديگري دارد كه به فراخور زماني و مكاني اين نيمه ديگر پيدايش مي شود. دلايلي چون شرط سني و متاركه و داشتن فرزند و....همه و همه حرف و حديثي بيش نيست
حتي يك زن و مرد بالاي پنجاه يا شصت سال هم مي توانند نميه ديگر خود را بيابند اگر شخصي واقعا دچار مشكل شده باشد خيلي راحت مي تواند عطاي اون شخص را به لقايش ببخشد و يك زندگي مناسب تري را شروع نمايد. نه دنيا تمام شده نه زندگيها به اتمام رسيده است .

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

آب را از سرچشمه به راهش بايد هدايت كرد وگرنه با بستن آب در عبور قرنها دريايي متلاطم از باورهاي غلط بوجود ميآيد كه ساحلش جز احكام خرافي نيست و امواجش خون دليست كه در تارك تاريخ از نسلي به نسل ديگر بي تعقل به ارث ميرسد و ما در كشاكش واژه ها مادران . خواهران و همسران و دخترانمان را به ايثاري ميسپاريم كه با ظاهري زيبا و معنايي شاعرانه، نتنها زنجيريست در پاهاي پينه بسته زنان كه قفلي است به ادعاي عقلانيت ما
[/quote]


من هيچ دلم نمي خواهد به هر قيمتي دخترم فردا و فرداها گريبان مردي شود كه آن مرد خيانت را حق مسلم خود قلمداد نمايد و دخترم براي فرار از اين بحران به سمت و سوي مرد همسايه كشيده شود .دلم نمي خواهد دخترم در آينده روحش را پيش همسايه طبقه چهل و هشتم گرو بگذارد و جسمش را در معيت همسرش گرفتار نمايد! لطفا شما هم به پسرتان اجازه ندهيد كه ارتباطات خودش با دختران همسايه سمت چپ و سمت راست و هفت كوچه بالاتر و هفت كوچه پايين تر را حق مسلم خودش متصور شود!

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

با تشكر كه وقت گرانبهايتان را در مطالعه تايپ اينجانب صرف فرموديد ، استواريتان را آرزومندم

[/quote]

وقت جز به بطالت گذشتن در همه حال مشغول آموزش و يادگيري است ....سپاس از اينكه طرح مسئله نموديد تا منجر به تفكر شود.........من همچنان قلم شما را مي ستايم

233:

با درود خدمت شما خانم دايلاك عزيز
اينجانب بيشتر راغب به ادامه اين بحث هستم زيرا كه ميدانم كه مخاطبانش كم نيستند
و شايد جذابيتش در اين باشد كه دو جنس مخالف در تعامل و نقدي سازنده و بدور از واكنشهاي فردي (بدون غرض و حاشيه) ديدگاههاي خود را بيان ميكنند ..
اميد به ثمر بخشي دارم
[=dilak;2598702]




خوب اين پوشيدگي فرايندي دوگانه دارد ...
اول اينكه فرد در عمل خود احساس گناه و خيانت كند و قباحت كار خود را در پيشگاه وجدانش ببيند ..
دوم اينكه فرد در اعمالش خود را محق بداند و از تداوم گذشتهايي كه در حق مخاطبش انجام داده خسته شده و آنها را بي تاثير بداند و فقط به دليل فرار از عرف(قانون)و قباحت جامعه آن را مستتر ميكند ... كه اين مورد قابل تامل و بررسي در دلائلش است

بهر حال فاكتور نسبتا خوبي (در جامعه ما)براي تفكيك رابطه مناسب و غير متناسب است ولي كامل نيست

روابط بيروني قطعا در زير مجموعه روابط بين فردي هر شخصي وجود دارند ولي هم شما و هم بنده خوب مي دانيم روابط في ما بين همكار با همكار ، همكلاسي با همكلاسي ، استاد با دانشجو ، كارفرما با كارمند و....خيلي خيلي متفاوت است از روابط بين يك زن و مردي كه باهم دوستي مي كنند!(خواه مجرد خواه متاهل!)
شايد ما با سنتها و عادتها و تقدسات خاص فرهنگ مان روابط را تحليل ميكنيم كه زائيده تقابلات و تقاطعات چندين فرهنگ است .... در فرهنگ اصيل ما روابط ميان دو جنس مخالف نه بدليل جنسيت يا احتمال روابط جنسي داراي حسايت بود بلكه بدليل موازين انساني و حقوق افراد نسبت به جامعه متمدن در نظر گرفته ميشد
بعبارت ديگر برخورد دو جنش مخالف در گذشته اين تفكر را در ذهن تداعي نميكرد كه شايد روابط به سمت تمايلات جنسي سوق داده شود ... چون افراد (مرد و زن) در انعكاس رفتارهاي خود و ديگران اطمينان داشتند و ظوابط را را نه بر مبناي ايدئولوژي ،كه بر مبناي خواستهاي انساني در نظر ميگرفتند و اگر هم احيانا شرايطي غير از اين پيش مي آمد بدونه در نظر گرفتن آلرژيهاي غريزي در تعاملات انساني رفع و رجوع ميشد ... نه اينكه پاي يكي را به هر دليل به زنجير زندگي اي ببندند كه در نهايت باعث عقدهاي رفتاري براي نسل آينده گردد


اادامه.......

234:

ممنون جناب TURODE
اميدوارم روند بحث طوري پيش بره كه بتونيم به درستي هدايتش كنيم...اتفاقا براي من هم اين موضوع خيلي جالبه و علاقمندم كه در صورت مناسب بودن بستر اين بحث را پي بگيريم
اميدوارم ساير دوستان هم در صورت تمايل حتما وارد بحث بشوند


نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها



خوب اين پوشيدگي فرايندي دوگانه دارد ...
اول اينكه فرد در عمل خود احساس گناه و خيانت كند و قباحت كار خود را در پيشگاه وجدانش ببيند ..
دوم اينكه فرد در اعمالش خود را محق بداند و از تداوم گذشتهايي كه در حق مخاطبش انجام داده خسته شده و آنها را بي تاثير بداند و فقط به دليل فرار از عرف(قانون)و قباحت جامعه آن را مستتر ميكند ... كه اين مورد قابل تامل و بررسي در دلائلش است

بهر حال فاكتور نسبتا خوبي (در جامعه ما)براي تفكيك رابطه مناسب و غير متناسب است ولي كامل نيست
دارم فكر مي كنم من چه چيزهايي را دوست دارم ! و وقتي چيزي را دوست دارم چه واكنشي نشان ميدهم ؟از طبيعت و موجودات زنده گرفته تا جامدات و...
ما وقتي چيزي را دوست داريم سعي داريم در دايره تملك خود قرارش دهيم!اساسا انسانها چنين خصيصه اي را دارند . من گوشي موبايلي را مي بينم و مي پسندم آنرا خريداري مي كنم و در دايره تملك خود قرار مي دهم .طبيعت را دوست دارم هر مكاني كه آبشار و درخت و رود و ...داشته باشد ...نمي توانم براي خودم برش دارم ولي مي توانم باغچه كوچكي در گوشه حيات كوچكمان به عنوان تملك همان زيبايي براي خود مهيا سازم و به ضمير ناخودآگاهم القا كنم .من خانواده ام را دوست دارم براي همين سعي مي كنم پدرم و مادرم را در قلمرو حمايتي خودم نگه دارم تا آسيب و گزندي نبينند مراقبشان هستم و كنارشان هستم و...
من همسرم را دوست دارم دوست دارم مهرش و عشقش را در چهارچوب خانه مان تقسيم نمايد دوستم بدارد و دوستش بدارم ...
من نمي توانم به پاهاي هيچكدام از اين مثالها زنجير ببندم ، ولي مي توانم اين خواست ها را مطالبه كنم !مي توانم اين خصلت دروني ام را از مخاطبم تحت هر پست و منصب و نسبتي درخواست كنم .من نمي توانم هم همسرم را دوست بدارم و هم او را با ديگري قسمت كنم! اصلا اين كار عملا شدني نيست!مگر اينكه عشقي وجود نداشته باشد و اگر قرار باشد عشقي نباشد چه لزومي به ازدواج و زندگي مشترك است ....انسانها بدون هيچ تعهد و بدون هيچ قانوني مي توانند كنار هم زندگي كنند و هيچ قاعده اي را هم براي خود عملي متصور نباشند.
ولي خوب اگر اين مفاهيم براي زماني طرح مي شود كه مخاطب اين قوانين را رعايت نمي كند ، بازهم دليلي براي آزادي بي حد و حصر آن مخاطب ديگر محسوب نمي شود!
مخاطبم خطا مي كند و ناداني مي كند من كه ادعاي خطا كردن را ندارم ...چرا به جاي در از ديوار بالا بروم ! چرا به جاي ترميم ابرو چشم را هم ناقص كنم ! بهتر نيست مخاطب خطاكار را به امان خدايش واگذار كنم و مخاطب واقعي خود را جستجو كنم؟

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

شايد ما با سنتها و عادتها و تقدسات خاص فرهنگ مان روابط را تحليل ميكنيم كه زائيده تقابلات و تقاطعات چندين فرهنگ است .... در فرهنگ اصيل ما روابط ميان دو جنس مخالف نه بدليل جنسيت يا احتمال روابط جنسي داراي حسايت بود بلكه بدليل موازين انساني و حقوق افراد نسبت به جامعه متمدن در نظر گرفته ميشد
بعبارت ديگر برخورد دو جنش مخالف در گذشته اين تفكر را در ذهن تداعي نميكرد كه شايد روابط به سمت تمايلات جنسي سوق داده شود ... چون افراد (مرد و زن) در انعكاس رفتارهاي خود و ديگران اطمينان داشتند و ظوابط را را نه بر مبناي ايدئولوژي ،كه بر مبناي خواستهاي انساني در نظر ميگرفتند و اگر هم احيانا شرايطي غير از اين پيش مي آمد بدونه در نظر گرفتن آلرژيهاي غريزي در تعاملات انساني رفع و رجوع ميشد ... نه اينكه پاي يكي را به هر دليل به زنجير زندگي اي ببندند كه در نهايت باعث عقدهاي رفتاري براي نسل آينده گردد
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها


اادامه.......
من منتظر ادامه اين قسمت مي مانم تا بعد پاسخ دهم

235:

[quote=dilak;2598702]


ناگزير !!! نــــــــه!! .... محقند
يعني اين حق را دارند ولي به دلائل مختلف (بقاء زندگي ، عدم آسيب به فرزندان و خانواده ،عشق پايدار ، احتمال بازگشت و تصحيح منش و روش مخاطب و...) از اين حق خود استفاده نميكنند و اگر هم به بيراهه رود كه اشتباه است ، او را نبايد بعنوان شخص اول لغو كننده اين عقد و پيمان و عهد سرزنش كرد ... كار قبيح، قبيح است ولي بايد ديد دليل و ريشه اقدام به ناهنجاري كجاست
يكبار ديگر هم اين بحث را با هم داشتيم اگر بخاطر بياوريد
دزدي كار قبيحي است و بايد مجازات شود .... اما در چند جنبه قابل تامل است

1 - دزد از روي نياز و فقر و فشارهاي اجتماعي و خارج از عهده توان اراده خود و تحت فشار محركهاي رواني طولاني مدت دست به سرقتي(يك سرقت) ميزند كه جز آن راهي ندارد (يا راهي نميابد) و بايد مجازات شود ... اما جامعه شناس (نه قاضي) به اين ناهنجاري طور ديگري مينگرد و ريشه اين بزه را در مواردي چون عدم مديريت جامعه ، فرهنگ ضعيف ميان اقشار جامعه ، طبقه بندي نامناسب سطح زندگي و.... ميداند و براي حذف اينگونه بزه كاريها انگشتش را به دولت ، فرهنگ ، سنت ، ايدئولوژي و.... ميگيرد و در مرتبه دوم عدم تعقل و تفكر سارق را در كسب روزي حلال مورد بررسي قرار ميدهد

2 - دزدي كه از روي عادت و تن پروري و زياده خواهي و مال اندوزي و... دست به اين ناهنجاري ميزند و انگيزه سيري ناپذير در امر سرقت دارد و اصلا قباحتي در آن نميبيند .... اين فرد نه تنها از طرف قانون متهم رديف اول است كه جامعه شناس نيز اورا براي جامعه مضر ميداند و در حذف و تنبيه او اصرار دارد

حال نظر بنده هم در مورد گرايش زنان به دوست پسر همين است ... افراد در اين موضع قابل تفكيكند و زناني كه در حيطه اول قرار دارند ، با توجه به استتاري(پوشيدگي) كه در پست قبل شما عنوان كرديد ، بسيار بسيار بيشترند و در خطر افتادن در مرحله دوم



خوب منم عرض كردم اگر چنانچه فرضا شخصي ( زن يا مرد )درون خانواده اي دچار مشكلي يا كمبودي شده باشد كه ناگزير از ايجاد اين رقم ارتباطات باشد در آن صورت چقدر مي تواند اين حدود و خط قرمزها را رعايت نمايد!
با توجه به مثال فوق ؛ بستگي به ميزان تحمل و اراده و نوع فرهنگ و ميزان علاقه و .... دارد
ببينيد در جوامع تحصيل كرده (منطقي)خودمان اين فرايند خيلي راحت تر حل ميشود و افراد با در نظر گرفتن فراز و نشيبهاي زندگي خود خيلي راحت كنار هم مي نشينند و از اينكه شايد نتوانند در كنار هم به زندگي مشترك ادامه دهند صحبت ميكنند و مشكلشان را نه در و همسايه ميفهمند و نه جايي براي سوءاستفادهاي شخص ثالث ميگذارند .... اما در اجتماعات سنتي (كه كم هم نيستند و گاه اداي منطقيون را هم در ميآورند )اين خط قرمزها جنبه تقدس بخود ميگيرد و حتي صحبت كردن در مورد آن بوي خون ميدهد ... و باز در جاهايي از مملكتمان (مثلا خوزستان) حتي زن پس از مرگ شوهرش در قيد او باقي ميماند و خروج از خط قرمز مقدس شده حكم مرگ اوست و....انسانيت زن محكوم به اراده احكام سنتي مقدسه ميشود
اصلا در اين حالت شخص اساسا بزرگترين محركش براي اين رقم دوستيها همين كمبودها بوده است قطعا بستر مناسب را هم براي روابط عميق تر در خود سراغ خواهد داشت...حال به مرور زمان نيازها شدت بگيرد چه اتفاقي خواهد افتاد؟


كاملا موافقم ؛ ولي اين محركها هستند كه او را در سراشيبي سقوط (شايد) قرار ميدهند و (مثال دزد ها)و از ابتدا او در اين وادي نبوده .. اينكه رازها و نيازهايي را كه قبل از ازدواج از زندگي مشترك طلب ميكرده مهيا نگردد و حتي مورد ظلم و بي مهري و حتي توهين قرار گيرد ... مرور زمان از او هماني را خواهد ساخت كه شما ميفرماييد

مي شود همان مثال آب خوردن كه عرض كردم يك روز نمي خورد دو روز نمي خورد اصلا يك هفته (فرض محال!) نمي خورد ولي تهش كه مجبور به خوردن خواهد شد !نخواهد شد!؟
شايد هم بشود مثال آن دزدي كه مال دزدي زيردندانش مزه كرده باشد !!!! اما هيچ انساني نه تشنه به دنيا مي آيد و نه دزد






منظور شما از احترامات متقابل چيست ؟

و همينطور يك طرفه بودن چي؟

منظورتون يك طرفه بودن رابطه در دوستيهاست ؟ اگر منظورتون يك طرفه بودن اين روابط باشه كه اصلا چنين موردي محاله صورت بگيره


اين پاسخي بود در باره پست شما ... بازنگري فرماييد


با سپاس ازشما كه اينجانب را لايق حظور در اين بحث مشترك دانستيد

ادامه دارد ......








236:


خوب با كل بحثتون موافقم ولي اين آخرش فرموديد ‹‹ كار قبيح ، قبيح است ولي بايد ديد دليل و ريشه اقدام به ناهنجاري كجاست›› مي خوام بگم اينكه ريشه كجا هست و كجا نيست كه نمي تونه سرپوشي براي اين ناهنجاري باشه! مي تونه؟
مي توانيم شخصي كه مرتكب اين ناهنجاري شده را محق جلوه بدهيم؟
مي توانيم خود كساني كه مواد مخدر مصرف مي كنند و موجبات تباهي خودشان و خانواده شان را فراهم مي كنند را به صرف اينكه كشور همسايه مان ( افغانستان)اين بلاي خانمانسوز را توليد و به كشورمان عرضه مي دارد از گناه تبرئه كنيم!؟(گناه كنايه از خطا كار بودن . اينكه چون مواد مخدر به كشورمان وارد مي شود پس مجاب به استفاده كردن هستند!) و گفت كه اين شخص محق هست كه از اين مواد مصرف كند؟




نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
يكبار ديگر هم اين بحث را با هم داشتيم اگر بخاطر بياوريد
دزدي كار قبيحي است و بايد مجازات شود .... اما در چند جنبه قابل تامل است

1 - دزد از روي نياز و فقر و فشارهاي اجتماعي و خارج از عهده توان اراده خود و تحت فشار محركهاي رواني طولاني مدت دست به سرقتي(يك سرقت) ميزند كه جز آن راهي ندارد (يا راهي نميابد) و بايد مجازات شود ... اما جامعه شناس (نه قاضي) به اين ناهنجاري طور ديگري مينگرد و ريشه اين بزه را در مواردي چون عدم مديريت جامعه ، فرهنگ ضعيف ميان اقشار جامعه ، طبقه بندي نامناسب سطح زندگي و.... ميداند و براي حذف اينگونه بزه كاريها انگشتش را به دولت ، فرهنگ ، سنت ، ايدئولوژي و.... ميگيرد و در مرتبه دوم عدم تعقل و تفكر سارق را در كسب روزي حلال مورد بررسي قرار ميدهد

2 - دزدي كه از روي عادت و تن پروري و زياده خواهي و مال اندوزي و... دست به اين ناهنجاري ميزند و انگيزه سيري ناپذير در امر سرقت دارد و اصلا قباحتي در آن نميبيند .... اين فرد نه تنها از طرف قانون متهم رديف اول است كه جامعه شناس نيز اورا براي جامعه مضر ميداند و در حذف و تنبيه او اصرار دارد

حال نظر بنده هم در مورد گرايش زنان به دوست پسر همين است ... افراد در اين موضع قابل تفكيكند و زناني كه در حيطه اول قرار دارند ، با توجه به استتاري(پوشيدگي) كه در پست قبل شما عنوان كرديد ، بسيار بسيار بيشترند و در خطر افتادن در مرحله دوم
با توجه به مثال فوق ؛ بستگي به ميزان تحمل و اراده و نوع فرهنگ و ميزان علاقه و .... دارد

بله خاطرم هست كه قبلا هم در باره اين موضوعات گفتگو كرديم اگر اشتباه نكنم شايد همين تاپيك مورد بحث بوده باشه .
خوب اين توضيح شما قبول ولي همين جامعه شناسي كه در طبقه بندي گروه يك انگشت اتهام را بيشتر به سوي جامعه و اجتماع ميگيرد عليرغم تمام دليلها و منطقها مي تواند اين عمل شخص را به شكل يك عمل صحيح نشان دهد؟ مي تواند به شخص يا همان خطا كار اين القا را بدهد كه چون مخاطبت خيانت كرده است پس اگر خيانت بكني محق تر از ان ديگري كه به واسطه عادت دست به چنين عملي مي زند جلوه خواهي كرد ؟
اين فرقي كه شما در مورد قاضي و جامعه شناس يا همان آسيب شناس ارائه كرديد كاملا درسته ولي فقط در حيطه بررسي و تحقيق موضوع و نا هنجاري مربوطه مي تواند چنين ديدي را شامل حال موضوع نمايد در غير اين صورت اگر چشم در چشم شخص خطاكار قرار بگيرد هرگز نخواهد توانست چنين نسخه اي را حواله شخص خطاكار كند
اگر چنين كند كه عملا قبحي نمي ماند كه بگويم " كار قبيح ، قبيح است"
يك جامعه شناس و آسيب شناس مي تواند با اين تحقيقاتي كه شما هم در مثالهايتان به خوبي به آنها اشاره كرديد ميدان عمل را با شناسايي و خشكاندن ريشه ها از دست اين ناهنجاريها ساقط نمايد تا بلكه در آينده ، ديگر محركي اينچنيني براي پاسخگويي وجود نداشته باشد كه بخواهيم محق هم نشانش دهيم.

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها


ببينيد در جوامع تحصيل كرده (منطقي)خودمان اين فرايند خيلي راحت تر حل ميشود و افراد با در نظر گرفتن فراز و نشيبهاي زندگي خود خيلي راحت كنار هم مي نشينند و از اينكه شايد نتوانند در كنار هم به زندگي مشترك ادامه دهند صحبت ميكنند و مشكلشان را نه در و همسايه ميفهمند و نه جايي براي سوءاستفادهاي شخص ثالث ميگذارند .... اما در اجتماعات سنتي (كه كم هم نيستند و گاه اداي منطقيون را هم در ميآورند )اين خط قرمزها جنبه تقدس بخود ميگيرد و حتي صحبت كردن در مورد آن بوي خون ميدهد ... و باز در جاهايي از مملكتمان (مثلا خوزستان) حتي زن پس از مرگ شوهرش در قيد او باقي ميماند و خروج از خط قرمز مقدس شده حكم مرگ اوست و....انسانيت زن محكوم به اراده احكام سنتي مقدسه ميشود


فكر مي كنيد درون اجتماعي كه به واسطه به گوش رسيدن كلمه "طلاق" بوي خون به مشام مي رسد ، اگر فعلي چون " دوست پسر" به وقوع بپيوندد چه اتفاقي رخ خواهد داد !؟
باز صد رحمت به همان اولي كه!
فكر نكنم بر اين باور باشيد كه ابدالدهر در خفا باشند! چون ماه هيچ وقت پشت ابر نمي مونه! و همونطور كه خيانت مرد براي زن محرز شده و او را به فراست يافتن " دوست پسر" انداخته قطعا ماه او هم از پشت ابر بيرون خواهد آمد!



نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
كاملا موافقم ؛ ولي اين محركها هستند كه او را در سراشيبي سقوط (شايد) قرار ميدهند و (مثال دزد ها)و از ابتدا او در اين وادي نبوده .. اينكه رازها و نيازهايي را كه قبل از ازدواج از زندگي مشترك طلب ميكرده مهيا نگردد و حتي مورد ظلم و بي مهري و حتي توهين قرار گيرد ... مرور زمان از او هماني را خواهد ساخت كه شما ميفرماييد


شايد هم بشود مثال آن دزدي كه مال دزدي زيردندانش مزه كرده باشد !!!! اما هيچ انساني نه تشنه به دنيا مي آيد و نه دزد

اين خوب است يا بد!؟ كه همه چيز به زير دندانش مزه بدهد و ...


نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
اين پاسخي بود در باره پست شما ... بازنگري فرماييد


با سپاس ازشما كه اينجانب را لايق حظور در اين بحث مشترك دانستيد

ادامه دارد ......
منم واقعا سپاسگزارم از اين كه شما هم وقت مي گذاريد و به دور از حواشي به بحث مربوطه مي پردازيم

237:

TURODE وdilak
اگه از هم میهن برین چی میشه؟ کلا با شما دوتا خیلی حال میکنم.

238:

مرسي سارا گرامي محبت داريد شما
ولي باور كنيد هيچ اتفاق خاصي رخ نميده زندگي (هم ميهن) به راه خودش ادامه ميده!
فقط من دوستان خوبي چون شما را از دست ميدم

239:

با درود فراوان خدمت خانم دايلاك و دوستان هم ميهنم
[quote=dilak;2604813]



عاميت در قباحت هر كاري بستگي به فرايند رشد فكري جامعه اي دارد كه فرد در آن زندگي ميكند و اينكه افراد جامعه مزبور تا چه حد در كنترل (نه سركوب) غرائز خود به عقل و كاربرد آن متوسل ميشوند ... ««نميخواهم بحث را به فرع بكشم»» ولي ريشه در سطح بينش افراد جامعه نسبت به خواسته هاي انساني است ( كه تا چه حد به غرائز كنترل دارد و چه حد به عقل ايمان )....
در يك جاي ديگري هم اين مطلب را عارض شده بودم ؛ كه نگاه لوكيشن نگاهي جهابينانه است و در گسترش ديد جزئيات كمتر جلوه ميكنند ... اگر ترتيبي داده شود كه (نه از روي قباحت) خردمندانه افراد حقوق هم را رعايت كنند ديگر به آلترناتيو قبح و حكم و سنت و ... نيازي نيست »»»»» و آن راه و مسير سختي نيست !!! كافي است انسانها به فكر خود تكيه كنند و وكيوم جهل را بشكافند

مي توانيم شخصي كه مرتكب اين ناهنجاري شده را محق جلوه بدهيم؟


حق هميشه در قبال متضادش تعريف ميشود !!! با يك سوال پاسختان را عارضم ،
آيا فردي كه باعث اين عدم تعهد شده از بازخواست مبراست ؟؟؟و به حق تمرد كرده ؟؟
من در بيشتر موارد سعي ميكنم از ديد شما به مسئله نگاه كنم ،،، و متوجه ميشوم كه شما اعمال و رفتار فردي را زير ذره بين ميبريد ، در حالي كه من پكيج اجتماع را با فراز و نشيبهايش در نظر ميگيرم ... شما به ناهنجاريهاي فردي افراد منتقديد و من در باره ريشه هاي ناهنجاري هايي بحث ميكنم كه جامعه انساني دچار آن است و....

بله !!! كسي كه اين عمل را انجام ميدهد در قبال عدم تعهدي كه مخاطبش انجام داده محق است ، ولي در جامعه ما انتظار ايثار بيشتر متوجه زنان است كه به يك توقع بيجا (در طول دورانها) در احكام و اذهان و سنت تبديل شده

مي توانيم خود كساني كه مواد مخدر مصرف مي كنند و موجبات تباهي خودشان و خانواده شان را فراهم مي كنند را به صرف اينكه كشور همسايه مان ( افغانستان)اين بلاي خانمانسوز را توليد و به كشورمان عرضه مي دارد از گناه تبرئه كنيم!؟(گناه كنايه از خطا كار بودن . اينكه چون مواد مخدر به كشورمان وارد مي شود پس مجاب به استفاده كردن هستند!) و گفت كه اين شخص محق هست كه از اين مواد مصرف كند؟

مثال جامع اي نيست !!!
ميتوان اينگونه اين مثال را براورد كرد اگر موافق باشيد

آيا اگر كسي بر خلاف تعهد و اراده خود به خانواده اش معتاد به مواد مخدر شد ، همسر او محق است معتاد شود ؟؟؟
خيلي موضوع در باره اعتياد ظريف و حساس است كه در موردش مثال آورديد ... ولي دو فاكتور تعهد و اراده شخصي كمي از حساسيت و ظرافت آن ميكاهد

بگذاريد اينگونه نگاه كنيم ... اگر فردي برخلاف تعهد و اراده اش معتاد شد ، نميتواند همشرش را كه پس از او معتاد شده سرزنش كند ... اما جامعه هردوي آنها را قابل سرزنش ميداند و محق به سرزنش هم هست ...

پس مرد از دو جبهه مورد سرزنش است و اصالتا محق به سرزنش و يا استعمال مواد مخدر نه در قبال همشرش و نه در قبال جامعه نبوده
و زن از يك جبهه مورد سرزنش است (جامعه)و اصالتا ميتوانسته مردش را سرزنش كند (تازماني كه خود آلوده نشده) و حق استفاده از مواد مخدر در قبال عدم تعهد همسرش براي او محفوظ است ولي در قبال جامعه خير !!
و باز مديريت جامعه نتنها در قبال آن دو از نظر فرهنگ عام مسئول است ... كه فقط نسبت به سطح سرويسي كه به خانواده ميدهد ميتواند آنها را سرزنش كند

بله خاطرم هست كه قبلا هم در باره اين موضوعات گفتگو كرديم اگر اشتباه نكنم شايد همين تاپيك مورد بحث بوده باشه .

خوب اين توضيح شما قبول ولي همين جامعه شناسي كه در طبقه بندي گروه يك انگشت اتهام را بيشتر به سوي جامعه و اجتماع ميگيرد عليرغم تمام دليلها و منطقها مي تواند اين عمل شخص را به شكل يك عمل صحيح نشان دهد؟ مي تواند به شخص يا همان خطا كار اين القا را بدهد كه چون مخاطبت خيانت كرده است پس اگر خيانت بكني محق تر از ان ديگري كه به واسطه عادت دست به چنين عملي مي زند جلوه خواهي كرد ؟


جامعه شناس انگشت اتهام را به مديريت جامعه ميگيرد ... كه گاه مغرضانه است و گاه به دليل عدم توانايي در مديريت ...
باز عارضم كه عمل مذكور در قبال تعهد مخاطبش قباحتش را از دست ميدهد ... نه در نگاه جامعه ... و مديريت جامعه بايد اين قباحت را واكسني براي مردان قرار دهد ... و اينكه اگر تعهد شما مورد تعدي خودتان قرار گرفت ... انتظار نداشته باشيد كه مخاطبتان (زن) بر تعهد خود استوار بماند و اودر قبال خروج شما از تعهدادتان مختار به انتخاب خروج ازتعهد في مابين ، يا ماندن است ... و جامعه شناس فرهنگ آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران نپسند را در لوكيشن جامعه جستجو ميكند ... و اين تنها احتياج به كمي تامل و خروج از توقعات بيجايي دارد كه در طول اعصار بر گردن زن مستولي شده

اين فرقي كه شما در مورد قاضي و جامعه شناس يا همان آسيب شناس ارائه كرديد كاملا درسته ولي فقط در حيطه بررسي و تحقيق موضوع و نا هنجاري مربوطه مي تواند چنين ديدي را شامل حال موضوع نمايد در غير اين صورت اگر چشم در چشم شخص خطاكار قرار بگيرد هرگز نخواهد توانست چنين نسخه اي را حواله شخص خطاكار كند


اگر چنين كند كه عملا قبحي نمي ماند كه بگويم " كار قبيح ، قبيح است"


اين فرايندي كه شما ميفرماييد احساسي و عاطفي است (چشم در چشم)....
اما توجيهي منطبق بر منطق هم هست ...
در بالا هم عرض كردم ... قباحت بستگي به رشد فكري جامعه دارد و متفاوت از خط قرمزهاي شخصيتي است و با تعصب و غرور نبايد مقايسه شود ... چرا كه تعصب و غرور از خارج از محيط فرد تغزيه ميشود ولي قباحت به انگيزه ها و سرشت انساني فرد مربوط است ... و مجموع انسانها جامعه را تشكيل ميدهند و قباحت اجتماعي ، مجموع قباحتهاي انسانهاي آن جامعه است

يك جامعه شناس و آسيب شناس مي تواند با اين تحقيقاتي كه شما هم در مثالهايتان به خوبي به آنها اشاره كرديد ميدان عمل را با شناسايي و خشكاندن ريشه ها از دست اين ناهنجاريها ساقط نمايد تا بلكه در آينده ، ديگر محركي اينچنيني براي پاسخگويي وجود نداشته باشد كه بخواهيم محق هم نشانش دهيم.
مشكل ما هم در همينجاست ... كه روان شناس و آسيب شناس و جامعه شناس .. تنها كارشناسند و قدرت اجرايي ندارند و به همين خاطر است كه تنها ميتوانند عامل يا عوامل را شناسايي كنند و انگشت اتهام را به سوي آنها نشانه روند ... ما انسانها هنوز درگير غرائز حيواني اي هستيم كه انسان بودنمان را زير سوال ميبرد ... قدرت طلبي ، مال اندوزي ، جنگ ، تجاوز و تعدي و.... از عواملي است كه سياست را بوجود ميآورد و سياست مانند حيوان تنها به بقاء خود ميانديشد ... حال اگر لازم باشد انسانيت و عقل و خرد را لگد مال كند و احكامي را تبيين كند كه تحت احساسات يا مذهب يا ... در انسان قوت گيرد ، اين كار را ميكند

فكر مي كنيد درون اجتماعي كه به واسطه به گوش رسيدن كلمه "طلاق" بوي خون به مشام مي رسد ، اگر فعلي چون " دوست پسر" به وقوع بپيوندد چه اتفاقي رخ خواهد داد !؟


باز صد رحمت به همان اولي كه!

نميدونم چرا شما اصرار داريد كه من چنين عملي را تاييد يا تشويق كنم ؟؟
نتيجه هردو عمل براي زنان جامعه ما زياد متفاوت نيست ... اما براي مردان و فرهنگ پرتوقع چرا !! متفاوت است
درصد طلاق در كره جنوبي تا 40 سال پيش 45% بود .. همين آمار تا 21سال پيش به 62% رسيد ولي اكنون به زير 10% رسيده است
و اين تنها به اين خاطر است كه يك جامعه شناس كره اي طرح (ميرم با يكي ديگه زندگي ميكنم ) را پيشنهاد كرد
وقتتان را نميگيرم !!!
در سال 1970 هانگ سون (جامعه شناس كره اي) به حاكمان طرحي را داد كه بواسطه آن زنان چنانچه مورد آزار و اذيت شوهرانشان قرار ميگرفتند(كه در آن زمان واقعا وحشيانه بود ) ميگفتند ميرم با يكي ديگه زندگي ميكنم اين طرح 19 سال باعث رشد درگيريها و طلاق و افزايش 17 %ي يعني 62% ي شد ... پس از اين بهم ريختگي كم كم سير نزولي طي كرد و اكنون اين آمار به زير 10% رسيده است
ولي در كشور كره شمالي كه فاكتور مناسبي براي آزمايش است اين آمار 50% شده كه نسبت به 40 سال پيش 5% افزايش داشته و هنوز سير صعودي دارد
فكر نكنم بر اين باور باشيد كه ابدالدهر در خفا باشند! چون ماه هيچ وقت پشت ابر نمي مونه! و همونطور كه خيانت مرد براي زن محرز شده و او را به فراست يافتن " دوست پسر" انداخته قطعا ماه او هم از پشت ابر بيرون خواهد آمد!
خيلي از موارد را سراغ دارم كه در خفا بوده و هست ... يكي از دلائلش هم اين است كه اين امر مقطعي و قابل برگشت و حاشا پذير است و زماني بروز ميكند كه به ضرب و شتم يا قتلهاي ناموسي دچار ميشود ....
اين مثال ماه پشت ابر نميماند را نميتوانيم اثبات كنيم و تعميم دهيم .... چرا كه از تعداد ستاره هاي پشت ابر بي اطلاعيم ... البته بايد متذكر شوم كه خيلي (خيلي زياد) زندگيهايي در حال ادامه هستند كه طلاق رنگ زيبا و شادي است در قبال ادامه آن ولي افسوس كه اين هزار توي بيپناهي و قبح و ايثار و ازخود گذشتگي و عشق به فرزندان و ... جبري سنگين از تعارضات بر زندگي جامعه ما مستولي كرده


اين خوب است يا بد!؟ كه همه چيز به زير دندانش مزه بدهد و ...

بدي آن براي جامعه اي است كه با قوانين و باورهاي گذشته سعي در كنترل جامعه آينده دارد و خوبي آن براي آن كساني است كه بارها و بارها اعلام كردند كه اين ره كه جامعه را به آن سو ميبريد به تركستان است ... و روزي (خيلي زود) اين زخم سر باز ميكند و چاره كار را باز به پيامبر باطني (عقل) خواهند سپرد


منم واقعا سپاسگزارم از اين كه شما هم وقت مي گذاريد و به دور از حواشي به بحث مربوطه مي پردازيم
از اينكه شما و دوستان(از جمله خانم QQQQ )به اين امر مهم با تامل نگاه ميكنيد كمال سپاس قدر داني را دارم

240:


شما مي فرماييد قباحت هر موضوعي ساخته شده ذهن من و شما(نوعي) است؟بله تمام قواعد موجوددر اين دنياي مادي توسط انسانها بنا شده است ولي برخي تعاريف قابل تغيير نيستند مثلا ما قصد كنيم قباحت لخت بودن انسانها را به صرف اينكه قاعده پوشش ساخته شده ذهن ما انسانهاست و مي تواند مفهوم ديگري را هم جز اين به خودش اختصاص دهد را به مرز تعاريف و قياس هاي ذهني برسانيم و چنين استنباط كنيم كه اگر چنانچه تعريفي غير از اين تعاريف موجود در اجتماع يا عرف بنا كنيم مي توانيم پوشيده بودن انسانها را تا سر حد عرياني نزول دهيم و اتفاقا باورها هم پذيرايش باشد.!
قدر مسلم باور من و شما در اين مسائل دخيل است ولي امتياز دهي به اينكه كدام باور قابل تغيير است و كدام قابل تغيير نيست كاريست بس مشكل كه بايد با ظرافت هر چه تمام به آن پرداخته شود

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
حق هميشه در قبال متضادش تعريف ميشود !!! با يك سوال پاسختان را عارضم ،
آيا فردي كه باعث اين عدم تعهد شده از بازخواست مبراست ؟؟؟و به حق تمرد كرده ؟؟

به هيچ عنوان مبرا نيست و اتفاقا شايسته تنبيه هاي آنچناني هم هست و اتفاق هر گز هم نبايد خطايش بخشيده شود!
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
من در بيشتر موارد سعي ميكنم از ديد شما به مسئله نگاه كنم ،،، و متوجه ميشوم كه شما اعمال و رفتار فردي را زير ذره بين ميبريد ، در حالي كه من پكيج اجتماع را با فراز و نشيبهايش در نظر ميگيرم ... شما به ناهنجاريهاي فردي افراد منتقديد و من در باره ريشه هاي ناهنجاري هايي بحث ميكنم كه جامعه انساني دچار آن است و....
كاملا صحيح است بزرگترين وجه تمايز ديدگاه ما در اين موضوع خاص همين چيزي است كه اشاره كرديد
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
بله !!! كسي كه اين عمل را انجام ميدهد در قبال عدم تعهدي كه مخاطبش انجام داده محق است ،ولي در جامعه ما انتظار ايثار بيشتر متوجه زنان است كه به يك توقع بيجا (در طول دورانها) در احكام و اذهان و سنت تبديل شده
شايسته است قبل از هر بحثي من اين ديد شما را ارج نهم و يك سپاسگزاري جانانه بخاطر اين ديدگاهتون بعمل آورم آنهم به اين خاطر كه در اين اجتماع عليرغم سنگ هاي زيادي كه به جهت حق و حقوق زنان به سينه زده مي شود ولي حتي موقع صحبت هم اغلب مشاهده مي شود كه كوچكترين حقوق زنان را (جنس مخالف) بر نمي تابند ! من واقعا از صميم قلب خوشحالم كه در محيط پيرامونم مرداني نفس مي كشند كه درك و بينايي درست ديدن و درست درك كردن را در خود دارند و اميدوار به روزي هستم كه تمام مردمان ميهنم انصاف را سرلوحه قضاوتهايشان قرار دهند
اگر چنين شد و چنين اتفاقي افتاد قطعا تمام اين بحثها ، به منزله صحبتهاي غير ملزومي خواهند بود كه شايد حتي نياز به صرف وقت هم نخواهد داشت ....
برگرديم به اصل موضوع :
من به هيچ عنوان بر اين باور نيستم كه مردان خيانت كنند و زنان ايثار كنند !چه از اين نظر كه اين حركت زنان نه تنها مفهوم ايثار را در بر نخواهد گرفت بلكه مفهومي چون سادلوحي و حماقت را هم صاحب خواهد شد! مخالفت بنده فقط به نوع بروز اين اعتراض است ! يعني بنده مخالف خيانت كردن متقابل هستم هر چند كه آنكس كه عملا خيانت كرده انصافا حقش اين است كه خيانت ببيند تا به مذاقش مزه خوشي بدهد! فقط حيف كه جنبه هاي منفي امر بر جنبه هاي مثبتش مي چربد براي همين بالاجبار بايد از كانالهاي ديگري براي تنبيه بهره جست!

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
مثال جامع اي نيست !!!
ميتوان اينگونه اين مثال را براورد كرد اگر موافق باشيد

آيا اگر كسي بر خلاف تعهد و اراده خود به خانواده اش معتاد به مواد مخدر شد ، همسر او محق است معتاد شود ؟؟؟
خيلي موضوع در باره اعتياد ظريف و حساس است كه در موردش مثال آورديد ... ولي دو فاكتور تعهد و اراده شخصي كمي از حساسيت و ظرافت آن ميكاهد

بگذاريد اينگونه نگاه كنيم ... اگر فردي برخلاف تعهد و اراده اش معتاد شد ، نميتواند همشرش را كه پس از او معتاد شده سرزنش كند ... اما جامعه هردوي آنها را قابل سرزنش ميداند و محق به سرزنش هم هست ...

پس مرد از دو جبهه مورد سرزنش است و اصالتا محق به سرزنش و يا استعمال مواد مخدر نه در قبال همشرش و نه در قبال جامعه نبوده
و زن از يك جبهه مورد سرزنش است (جامعه)و اصالتا ميتوانسته مردش را سرزنش كند (تازماني كه خود آلوده نشده) و حق استفاده از مواد مخدر در قبال عدم تعهد همسرش براي او محفوظ است ولي در قبال جامعه خير !!
و باز مديريت جامعه نتنها در قبال آن دو از نظر فرهنگ عام مسئول است ... كه فقط نسبت به سطح سرويسي كه به خانواده ميدهد ميتواند آنها را سرزنش كند

شما فقط علتها و معلولها را (به صورت جز )جدا كرديد ولي در مقايسه بزرگتر و وسيع تر سئوال بنده بي جواب ماند.
اينكه : شما افراد اين اجتماع را (خواه زن باشد خواه مرد )به خاطر وجود مواد مخدر در اجتماع محق به مصرف مواد مخدر قلمداد مي كنيد يا خير؟ و بعد اينكه در صورت محق بودن يا نبودن آيا قبح عمل هم به قوت خودش باقيست يا خير ؟

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

جامعه شناس انگشت اتهام را به مديريت جامعه ميگيرد ... كه گاه مغرضانه است و گاه به دليل عدم توانايي در مديريت ...
باز عارضم كه عمل مذكور در قبال تعهد مخاطبش قباحتش را از دست ميدهد ... نه در نگاه جامعه ... و مديريت جامعه بايد اين قباحت را واكسني براي مردان قرار دهد ... و اينكه اگر تعهد شما مورد تعدي خودتان قرار گرفت ... انتظار نداشته باشيد كه مخاطبتان (زن) بر تعهد خود استوار بماند و اودر قبال خروج شما از تعهدادتان مختار به انتخاب خروج ازتعهد في مابين ، يا ماندن است ... و جامعه شناس فرهنگ آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران نپسند را در لوكيشن جامعه جستجو ميكند ... و اين تنها احتياج به كمي تامل و خروج از توقعات بيجايي دارد كه در طول اعصار بر گردن زن مستولي شده

با اين صحبتها من حس مي كنم شما با نفس عمل "خيانت " چندان مشكلي نداريد و عملا در اين بحث ، بنده به دنبال قبح عملي تحت عنوان "خيانت" و شما به دنبال محق نشان دادن زنان در رفتار "تلافي جويانه هستيد . خوب اينكه فرموديد جامعه بايد اين باور را دروني سازد كه اگر خيانت كرديد نبايد انتظار تعهد داشته باشيد كاملا صحيح است ولي جامعه شناس بعد از اين گفتار چه چيزي به ادامه گفتارش اضافه مي نمايد؟ اينكه حال اگر خيانت كردي بايد خيانت ببيني؟
چرا به عوض تنبيه خيانت كار ميدان را براي خيانت هاي ديگران هموار كنيم !؟؟
خيانت مگر سر تا پا چه لطفي را شامل حال فاعلش مي كند كه ديگري را هم براي انجام دادنش محق نشان دهيم؟
چرا به زنان قدرت تصميم گيري ندهيم چرا اختيارات بيش از اندازه مردان را كه دست آنها را براي اين رقم خيانت ها بيشتر و بيشتر باز نگه ميدارد را مسدود نسازيم؟ چرا با قوانين سرسختانه راه خيانت كاران را مسدود نسازيم و در عوض گروه مقابل را هم براي چنين خطايي تشويق سازيم!؟

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

اين فرايندي كه شما ميفرماييد احساسي و عاطفي است (چشم در چشم)....
اما توجيهي منطبق بر منطق هم هست ...
در بالا هم عرض كردم ... قباحت بستگي به رشد فكري جامعه دارد و متفاوت از خط قرمزهاي شخصيتي است و با تعصب و غرور نبايد مقايسه شود ... چرا كه تعصب و غرور از خارج از محيط فرد تغزيه ميشود ولي قباحت به انگيزه ها و سرشت انساني فرد مربوط است ... و مجموع انسانها جامعه را تشكيل ميدهند و قباحت اجتماعي ، مجموع قباحتهاي انسانهاي آن جامعه است

چرا توجيه ؟مگر آسيب شناس مي تواند آسيب ها را به شكل يك عمل مثبت معرفي نمايد؟مگر حدود اختيارات يك جامعه شناس جز شناسايي آسيبها و مشكلات نيست؟و در آن صورت اگر چنانچه به مشكلات ريشه اي دست پيدا كرد مگر مي تواند به جاي حل مشكل مفهوم مشكل را مورد تعدي قرار دهد؟
در مورد بحث قباحت درست نمي دانم متوجه اصل مقصودتون شدم يا نه اگر ممكنه به همراه يك مثال اين موضوع قباحت را توضيح دهيد تا اگر احيانا برداشت نادرستي داشتم موضوع روشن تر شود

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
مشكل ما هم در همينجاست ... كه روان شناس و آسيب شناس و جامعه شناس .. تنها كارشناسند و قدرت اجرايي ندارند و به همين خاطر است كه تنها ميتوانند عامل يا عوامل را شناسايي كنند و انگشت اتهام را به سوي آنها نشانه روند ... ما انسانها هنوز درگير غرائز حيواني اي هستيم كه انسان بودنمان را زير سوال ميبرد ... قدرت طلبي ، مال اندوزي ، جنگ ، تجاوز و تعدي و.... از عواملي است كه سياست را بوجود ميآورد و سياست مانند حيوان تنها به بقاء خود ميانديشد ... حال اگر لازم باشد انسانيت و عقل و خرد را لگد مال كند و احكامي را تبيين كند كه تحت احساسات يا مذهب يا ... در انسان قوت گيرد ، اين كار را ميكند
قبول دارم كه ما انسانها هنوز در گير غرائز حيواني هستيم و اتفاقا همين موضوع" خيانت "را هم جزو همين غرايز حيواني متصور هستم چون اساسا انسانها بايد مفهومي تحت عنوان تعهد را در دستور كار قرار دهند تا وجه تمايزي بين انسان و ساير موجودات شكل بگيرد.

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
نميدونم چرا شما اصرار داريد كه من چنين عملي را تاييد يا تشويق كنم ؟؟

چرا اصرار داشته باشم!اينجا من و شما(نوعي) به عنوان شايد نمايند گاني از قشر بزرگي از باورهاي اجتماع هستيم بنده هم در صورت بحث با شما مجبورم شما (نوعي) را مورد خطاب قرار دهم اگر نه كه نمي توان گفتگو كرد. اگر به هر عنوان سو تفاهمي صورت گرفته باشد حتم بدانيد كه بي غرض است و بر حسب تصادف چنين اتفاقي حادث مي شود كه در صورت وجود اين سو تفاهمات بنده ازتون جلو جلو پوزش مي طلبم
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

نتيجه هردو عمل براي زنان جامعه ما زياد متفاوت نيست ... اما براي مردان و فرهنگ پرتوقع چرا !! متفاوت است
درصد طلاق در كره جنوبي تا 40 سال پيش 45% بود .. همين آمار تا 21سال پيش به 62% رسيد ولي اكنون به زير 10% رسيده است
و اين تنها به اين خاطر است كه يك جامعه شناس كره اي طرح (ميرم با يكي ديگه زندگي ميكنم ) را پيشنهاد كرد
وقتتان را نميگيرم !!!
در سال 1970 هانگ سون (جامعه شناس كره اي) به حاكمان طرحي را داد كه بواسطه آن زنان چنانچه مورد آزار و اذيت شوهرانشان قرار ميگرفتند(كه در آن زمان واقعا وحشيانه بود ) ميگفتند ميرم با يكي ديگه زندگي ميكنم اين طرح 19 سال باعث رشد درگيريها و طلاق و افزايش 17 %ي يعني 62% ي شد ... پس از اين بهم ريختگي كم كم سير نزولي طي كرد و اكنون اين آمار به زير 10% رسيده است
ولي در كشور كره شمالي كه فاكتور مناسبي براي آزمايش است اين آمار 50% شده كه نسبت به 40 سال پيش 5% افزايش داشته و هنوز سير صعودي دارد
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

خيلي از موارد را سراغ دارم كه در خفا بوده و هست ... يكي از دلائلش هم اين است كه اين امر مقطعي و قابل برگشت و حاشا پذير است و زماني بروز ميكند كه به ضرب و شتم يا قتلهاي ناموسي دچار ميشود ....
نه به هيچ عنوان قبول ندارم قبح عمل "طلاق" با " دوست پسر " آنهم در شرايط تاهل (!) به هيچ عنوان در اين اجتماع يكي نيست اصلا و ابدا.
قانونهاي استثنا در برخي نقاط كشور كه دليل نمي شود ، بحث ما بر روي اكثريت است .
مواردي را سراغ داريد كه در خفا بوده و هست؟
اين يعني كه ارتباطهاي اينچنيني در خفا گسترش پيدا بكنند ؟كه چه حقي به وقوع بپيوندد!؟ اصلا شما به خواست هاي زنان دقت كرديد ؟ اينكه زنها از لحاظ رواني به چه واكنش هايي ديد مثبت پيدا مي كنند؟ چه چيزي برايشان لذت بخش است ؟چه چيزي برايشان ارزشمند است؟ چه مواردي آنها را رضايتمند مي كند و...
ديد اكثر مردان نسبت به كسب رضايت زنان اغلب اشتباه است.مردان رضايت زنان را هم از كانالهايي متصور مي شوند كه خودشان از آن كانالها به رضايت مي رسند در حاليكه كانالهاي كسب رضايت از محيط پيرامون در زنان و مردان به شكل فاحشي متفاوت است.
زنان به هيچ عنوان از بودن در كنار مردان متفاوت احساس شعف و شادماني نمي كنند! برخلاف مردان كه اغلب در كنار زنان متعدد به چنين شعفي دست ميابند(قصدم مظلوم نمايي زنان نيست)خيانت در زنان دلايل ديگري دارد ولي مواردي كه به خاطر تنوع طلبي صرف باشد درصدش چندان قابل تامل نيست.زنان حتي اگر به خاطر خيانت مرداشان به حيطه خيانت كشيده شوند بازهم برايشان رضايت بخش نخواهد بود .اساسا مردي كه قرار است در خفا باشد براي زن قابل هضم نيست! زنها دوست دارند دوش به دوش همسرانشان در خيابان قدم بزنند دوست دارند در بهترين روزهاي عمرشان كنار همسرشان باشند ! دوست دارند مسافرتشان در كنار مردشان باشد دوست دارند عشق را در همه حال با او قسمت كنند و...شما فكر مي كنيد مردي كه عملا در خفا است تا چه اندازه مي تواند اين رضايت ها و خيلي موارد ديگر را در زن پديدار سازد؟در اينگونه روابط جز يك رفتار تلافي جويانه چيز ديگري مشاهده نمي شود و اساسا رضايتي حاصل نمي شود.
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
اين مثال ماه پشت ابر نميماند را نميتوانيم اثبات كنيم و تعميم دهيم .... چرا كه از تعداد ستاره هاي پشت ابر بي اطلاعيم ... البته بايد متذكر شوم كه خيلي (خيلي زياد) زندگيهايي در حال ادامه هستند كه طلاق رنگ زيبا و شادي است در قبال ادامه آن ولي افسوس كه اين هزار توي بيپناهي و قبح و ايثار و ازخود گذشتگي و عشق به فرزندان و ... جبري سنگين از تعارضات بر زندگي جامعه ما مستولي كرده
تعداد ستارگان پشت ابر فرق خاصي هم مگر مي كند!؟همان يك ستاره بر باد رفته فكر مي كنيد براي حكم دادن كفايت نمي كند ؟(مشت نمونه خروار است) حالا ما فرض را همان يك مي گيريم!
بله خيلي جاها طلاق به مراتب سنگين تر از ادامه دادن به زندگيهايي است كه جهنم شايد در مقابلش بهشتي باشد!

نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها
بدي آن براي جامعه اي است كه با قوانين و باورهاي گذشته سعي در كنترل جامعه آينده دارد و خوبي آن براي آن كساني است كه بارها و بارها اعلام كردند كه اين ره كه جامعه را به آن سو ميبريد به تركستان است ... و روزي (خيلي زود) اين زخم سر باز ميكند و چاره كار را باز به پيامبر باطني (عقل) خواهند سپرد

[/quote]
نوشته اصلي بوسيله TURODE نمايش نوشته ها

از اينكه شما و دوستان(از جمله خانم QQQQ )به اين امر مهم با تامل نگاه ميكنيد كمال سپاس قدر داني را دارم
يك موضوع مهمتر را كه لازم مي بينم عنوان كنم انهم اين است كه خيانت را اغلب زنان و مردان به يكديگر مي آموزند آنهم نه در نقش همسري !
اغلب زنان و مردان خيانت را در نقش هاي پدري و مادري (!) به فرزندانشان ياد مي دهند و بستر مناسب را در وجود فرزندشان پديد مي آورند در واقع بذر اساسي را پدر و مادري مي افشانند كه ناخواسته جلوي ديدگان كودكشان به يكديگر خيانت مي كنند و به زعم خود چنين مي پندارند كه كودك متوجه رفتارشان نيست! در حاليكه كودك تمام اين حركات را در ذهن خود و در حافظه دراز مدت خود ثبت مي كند و بعد از ساليان متمادي درست وقتي كه در مقابل مخاطبي تحت عنوان همسر قرار مي گيرد تمام آموزشها را به ملسه ظهور مي گذارد و بر حسب تصادف شايد همسر او هم قابليت خيانت را به واسطه يادگيريهاي خانواده خودش به همراه دارد و در ظاهر امر دست به حركات تلافي جويانه بزند !
درست در چنين زماني است كه اين دو شخص اين حركت خطا را در كنار هم بارور مي سازند و چنين استنباط مي شود كه زن و مرد يكديگر را به خيانت كشيده اند در حاليكه بذر اساسي را پدر و مادري بر خاك نهاده اند كه شايد الان از دور نقش حكم را در زندگيها بازي مي كنند!!!

در هر حال من هم اميدوارم روزي فرا برسد كه انسانها همديگر را به ديد انسان نگاه كنند (فارغ از جنسيتشان) در آن صورت آزادي ها و حق و حقوق ها و صحبتها و...همه و همه اين قدرت را صاحب مي شوند كه بر روي يك كفه ترازو به عدالت قسمت شوند
از اينكه وقتتان را در اختيار اين مبحث قرار مي دهيد بي نهايت سپاسگزارم

241:

طبيعت مرد تنوع طلبي هست ؟ ميتوني اثبات كني يا فقط مثل طوطي حرفاي بي اساس غربي ها رو در توجيه خيانت مردها تكرار ميكني

242:

تعجبي نداره كه بعد از 15 قرن از ظهور اسلام دينه اسلام دربين مردم انقدر غريبه همين شماهايين كه حال ادم و از دين به هم ميزنين در حالي كه هيچ درك درستي از اسلام ندارين هوسراني خود را به پاي دين ميگذارين اين ديني كه فقط به مردان پرداخته وزنان را ناديده گرفته فقط به درده خودتون ميخوره

243:

در تمام عمرم مردي به روشنفكري شما نديده بودم

244:

نوشته اصلي بوسيله turode نمايش نوشته ها
يك بار هم كه شده خودمان را جاي اين داغ ديدها از تعصبات كورمان قرار دهيم تا خود كلاهمان را قاضي كنيم

انسانيت و مساوات و احترام متقابل اين است؟ كه به اسم آيين و غيرت سينه سپر كرده از آن دفاع ميكنيم ؟


من به شخصه شرمنده ام
تساوی در چه ؟تساوی در فساد ؟
همين قدر كه مفهوم " تساوی " در يك موردی صدق كرد كار تمام است ؟
در گذشته مردها به زنها زور ميگفتند ، اما امروز چون آنها نيز بمردها زور می‏گويند ، پس همه چيز درست شد ، زيرا تساوی در زورگوئی‏ برقرار شده است . در گذشته ازدواجها از ناحيه مردها منجر بطلاق و جدائی ميشد ، اما حالا در بعضی نقاط جهان اين طلاق‏ها را زنها بوجود می‏آورند ، پس جشن‏ بگيريم ، و شادی كنيم زيرا " تساوی " كامل حكم فرما است . در گذشته‏ فقط مردها بودند كه به زنها خيانت ميكردند ، اما امروز بحمدالله زنها نيز خيانت ميكنند ،چه از اين بهتر ؟ زنده باد تساوی ، مرگ بر تفاوت .

245:

با درود خانم دايلاك عزيز

[quote=dilak;2606629]
براي اينكه به اصل مطلب برسيم كوتاه عرض ميكنم .
هر فعل يا تصوير يا سنتي را كه انسان براي بقا يا امتداد تكامل خود در نظر بگيرد، در عدم نياز يا امكان جلوگيري آن از تكاملش رفته رفته آن را تغيير يا حذف حواهد كرد ... زماني درخانه ما ايرانيها پوشيدن شلوارك جلوي پدر (مخصوصادختر خانم ها ) قباحت داشت ولي اكنون چنين نيست... شايد تصور عريان بودن براي ما و در زمان ما بسيار قبيح است ولي نميتوانيم بگوييم يا مطمئن باشيم مثلا 50 سال ديگر هم در مورد عريان بودن چنين تصوري قبيح باشد و بلعكس
موارد يا مواضعي قابل تغيير نيست كه جنبه بديهي داشته باشد ... و دليل تغيير نكردن آن اين نيست كه انسان در فكر تغيير آن (براي تكامل )نيست بلكه چون نميتواند از آن عمل فعلا صرف نظر ميكند
دو مثال ميزنم ؛ قباحت تغيير جنسيت در زمان ما ... و قباحت (خرافي) پرواز انسان در رنسانس

ادامه دارد ....

246:

درود دوست گرامي

امثال من زيادند.....

بيشتر به خردمندي خانمهايي چون شما بايد تبريك گفت ، كه رو به افزايشند

سر افراز باشيد اي انسانهاي خردمند (بدور از تبعيضات جنسي)

247:

خير تساوي در عدالت!
نوشته اصلي بوسيله 100percentsaeed نمايش نوشته ها
همين قدر كه مفهوم " تساوی " در يك موردی صدق كرد كار تمام است ؟
بستگي به كرم مخاطب دارد
اينكه چقدر انصافش را قاضي نمايد و بدور از جنسيت اشخاص با نگاه انسان دوستانه
به موضوع نگاه كند نه با نگاه طلبكارانه!
نوشته اصلي بوسيله 100percentsaeed نمايش نوشته ها
در گذشته مردها به زنها زور ميگفتند ، اما امروز چون آنها نيز بمردها زور می‏گويند ، پس همه چيز درست شد ، زيرا تساوی در زورگوئی‏ برقرار شده است .

مايليد سئوال را به نفع شما تغيير دهيم؟
در گذشته مردها به زنها زور مي گفتند ، امروز هم بايد مردها به زنها زور بگويند چون آنها مرد هستند و قدرتمند هستند پس قدرت زورگويي را دارند!
چطور است ؟فكر مي كنيد سئوال تو دل برو تر نشد!؟
نوشته اصلي بوسيله 100percentsaeed نمايش نوشته ها
در گذشته ازدواجها از ناحيه مردها منجر بطلاق و جدائی ميشد ، اما حالا در بعضی نقاط جهان اين طلاق‏ها را زنها بوجود می‏آورند ، پس جشن‏ بگيريم ، و شادی كنيم زيرا " تساوی " كامل حكم فرما است .
نه چه كاريه ! اصلا زن مگه حق زندگي داره! وقتي يك مردي به هر صورتي درست يا غلط از گردنش آويزون شد ديگر كارش با كرام الكاتبين بايد باشد!
ولي هر موقع آقاي مرد عشقش كشيد مي تواند با پس گردني زن را چه با دليل و چه بي دليل از خانه اش پرت كند بيرون!(خوشبختانه تساوي واقعي را هم بهارستان با لوايح خوشگل برقرار مي كند و كم كم قانون مهريه و...هم از قدرت ساقط مي شود) پس خيالي نباشد هر موقع زني دل مردي را زد بدون هيچ حق و حقوقي او را از زندگيش اخراج نمايد!حتي بدون كارگزيني !!!
الان چقدر اين تساوي خوشگل تر شد مگه نه؟
نوشته اصلي بوسيله 100percentsaeed نمايش نوشته ها
در گذشته‏ فقط مردها بودند كه به زنها خيانت ميكردند ، اما امروز بحمدالله زنها نيز خيانت ميكنند ،چه از اين بهتر ؟ زنده باد تساوی ، مرگ بر تفاوت .
باشد اجازه ميدهيم مردها همچنان به اين حركات روشن فكرانه ادامه دهند، چه از اين بهتر ؟ولي بعد از بيست و پنج سال وقتي دخترتان گرفتار يك داماد خيانتكار شد نبايد ابرو هشت كنيد و فريادتان تا هفت تا آسمان بالا برود!
مي دانيد دوست گرامي : از ماست كه بر ماست(هميشه همينطور بوده و خواهد بود!)
زنده باد عدالت

248:

[=dilak;2606629]



من به هيچ عنوان بر اين باور نيستم كه مردان خيانت كنند و زنان ايثار كنند !
اما اينگونه هست ...!!!
چه از اين نظر كه اين حركت زنان نه تنها مفهوم ايثار را در بر نخواهد گرفت بلكه مفهومي چون سادلوحي و حماقت را هم صاحب خواهد شد!
موافقم ؛ حماقت دو ظرفيت دارد .... هم كسي كه ديگران را مورد تحميق قرار ميدهد گنهكار است و هم كسيكه اجازه تحميق شدن را به ديگران ميدهد گنهكار است


مخالفت بنده فقط به نوع بروز اين اعتراض است ! يعني بنده مخالف خيانت كردن متقابل هستم هر چند كه آنكس كه عملا خيانت كرده انصافا حقش اين است كه خيانت ببيند تا به مذاقش مزه خوشي بدهد! فقط حيف كه جنبه هاي منفي امر بر جنبه هاي مثبتش مي چربد براي همين بالاجبار بايد از كانالهاي ديگري براي تنبيه بهره جست!


اعتزاض !!! براي شما كه از جنس خانمها هستيد شايد در حد اينكه دلتان خنك شود و يا پرده اي را براي چندي كنار زده باشيد قابل تامل باشد ... اما از نظر من (زن و مرد فرق نميكند) انسان كوچك ميشود ... و باورهاي انساني دست كم (خيلي كم ) گرفته ميشود

از انصاف سخن گفتيد ، ممنون ... آيا در قوانين و احكام هم انصافي براي اين امر قائل شده ايم ؟؟؟ آيازماني كه به زن امر ميشود حق خروج از منزل را بي اذن مرد نداري باز انصاف در نضر گرفته ميشود ؟؟؟ انصاف همان قبح يكطرفه است كه از جنس شما انتظار ميرود ولي وقتي نوبت خودشان ميرسد ... احكام ... حكمفرماست

جنبه منفي امر داراي طول زمان كوتاه و ناچيزيست نسبت به كل دورانهاي مماشات !!

سوءتفاهم نشود (توضيح خواهم داد )

249:

در جواب شما اول باید تشکر کنم که زورگویی مردان به زنان را چه در گذشته و چه در حال را قبول دارید.
ولی اعمالی که شما برای مثال فرمودید خیلی مناسب نیست زورگویی_خیانت_طلاق_این مسائل چه از جانب مرد و چه از جانب زن هر دو مذموم و ناشایست و سزاوار نقد و سرزنش است ولی مسئله این نیست که این کارها را چه کسی بیشتر انجام دهد و چه کسی کمتر مسئله اینجاست که مجازات و سرزنش این قبیل اعمال برای زن و مرد هر دو به یک دید نگاه شود.اگر خیانت بد است برای هر دو بد باشد... نه اینکه صیغه کردن اقایان شرعی و عمومی و قانونی باشد و برای زنان سنگسار و پر از القاب ریز و درشت؟

250:

[=dilak;2606629]
اگر مواد مخدر را در مثالتان جايگزين خيانت كنيد معادله درست ميشود ... درهر دو صورت قبح در جاي خود قرار دارد ...
تازماني كه عمل بزه انجام نشده دفاع از قبحش معقول است ولي زمان بروز بزه قبح جايش را با سرزنش عوض ميكند ... حال اگر سرزنش كننده اجازه انجام كار قبيح را داشته باشد (تا زماني كه آن كار را انجام نداده) ميتواند تهديدي بلقوه براي فردي باشد كه تعهداتش را ميخواهد ناديده بگيرد

بطور كلي ؛ اگر احكام مانع اراده(تصميم شخصي ميان تلافي يا سرزنش) زن در قبال عمل قبيح همسرش نشود .. اين امر باعث ميگردد قبل از ارتكاب به لغو تعهد في مابين تعقلي متقابل صورت بگيرد و اين فرايند فكري پيش آيد كه چنانچه اين عمل را همسرم (زنم) اگر انجام دهد چه اتفاقي براي انسجام خانواده ام خواهد افتاد ... و آلترناتيو موثري از همان جنس (با توجه به آلرژي آقايان ) بوجود مي آيد ... كه فعلا جامعه از توجه يا تفكر به آن حراس دارد



ادامه دارد ....

251:

واو! Wow !!!!
نظر شما فوق العاده هست .
پس نتیجه میگیریم صیغه کردن توسط مردها از نظر بد بودن با خیانت توسط زنان متاهل برابر است!!!!!!!!!!!!!!!!
چه مقایسه زیبایی

252:

اینا همه به ذات و خصلت وجودی آدم بر میگرده.کسیکه زندگیشو دوس داشته باشه که هوسپرستی نمیکنه..یکی از قوانینی که برطبیعت استواره,قانون انعکاس که مارو هرچند گاهی یاد خالق طبیعت میندازه که این دنیا صاحب داره.قانون انعکاس هم که معنیشو میدونید.اگه که نه,فیلم انعکاس ,ساخت ایران خودمنو حتما ببنید..شما چرا بحث دین و قاطی میکنی؟؟اینا همه بر میگرده به خوده آدمو خصلتای وجودیش.دنیا تاریکی در حقیقت روشنایی روز،محو میشه..تاریکی و هوا و شیطانپرستی ,چه نتیجه ای داره جز حسرت و ندامت و تباهی؟؟؟کی و کجای تاریخ شیطان خیر خواه آدمی بود تا به امروز؟شهوت پرستی هم همون شیطان پرستی..اگه صیغه رو دین گذاشته ،واسه اون هزار و یک دلیل خدایی داشته..نه اینکه من برم باهاش شهوتپرستی کنم؟؟! میشد اسلام چاقورو هم واسه خطرش حرام کنه؟؟!یا خیلی چیزای دیگه خطرناکو...,خلاصه اینکه به خصلت بر میگرده.

253:


تا به حال به فکر شما نرسیده بود؟
حالا کجاش تعجب داشت؟
هر دو توسط یک فرد متاهل صورت گرفته که باید حرمت زندگی زناشوئی رو نگه می داشت .

254:

خيانت

255:

واقعا ما از زندگی چه میخوایم ؟ و اگر به طور جدی این سئوال را برای خودمان مطرح کنیم به چه پاسخی دست خواهیم یافت ؟ .

انسان وقتی به طور مداوم با این صداها و فریادهای درد آلود موجه میشود روحا" آزرده میشود . هر کسی میخواهد دیگری را مقصر جلوه دهد .ما همه تنها مینالیم و معترضیم. انواع چراها را بر این سطور میریزیم و منتظریم که دیگران کاری انجام دهند . اما وقتی که پای خودمان بمیان می آید با هزار ترفند و اما و اگر و شاید و نمیشود روبرو میشویم ! . برای اینکه از زیر باری که بر دوشمان گذاشته میشود خود را خلاص کنیم ! . ما به هیچ نحو حاضر نیستیم که از لذتهای هر چه بیشتر و وسیعتر خودمان و از تمایلات درونیمان و زیاده خواهیها و تنوع طلبی هایمان دست بکشیم و از آنها بکاهیم .

واقعا غم انگیز و تاثر بار است که اینچنین بلائی بر سر روابطمان آورده ایم ! .

ترس ,حسادت , نفرت , خیانت جایگزین عشق , محبت , گذشت و همدلی شده است ! .

کار بجای کشیده شده است که دیگر کسی عشق را باور ندارد !. زندگی را بمانند بنگاهی کرده ایم که در آن عشق نیز معامله میشود !!! .

آیا این اسارتها و رنج و اندوه تا ابد میبایست ادامه یابد ؟ . این بدبختی نیست که کسی پاسخی به این پرسشها نمی تواند بدهد ؟! . آیا با حس انتقام و کینه خود را در ورته اشتباهی هولناک قرار دادن زندگی سامان می پذیرد ؟! . (مخاطب : آنهایند که از باطل میخواهند به راهی باطل پاسخ دهند و به آن مشروعیت بخشند !. )

هر یک از ما بدلیل عدم درک صحیح از معنای زندگی و پیچیدگی های آن در یک کلاف رنج گیر افتاده ایم . و با بدبینی و یک روحیه تلخ و ترش و یک سویه فلسفه ای روشنفکر مآبانه ابداع میکنیم تا شاید خود و دیگران را از احساسی از رضایت و دلخوشی تغذیه سازیم ولی ریشه مسئله ها همچنان لاینحل باقی مانده است .

آیا توفیر میکنید که چه عنصری از زن و یا مرد چنین اوضاع و احوال آشفته و ناهنجاری را به بار می آورد !؟. آیا گر جای این دو عضو عوض شوند و این نظریه ها را که اکنون مد نظر داریم به اجرا در آوریم واقعا گره بسته گشاده میشد ؟! . آیا ساده انگارانه نیست که بسیاری از ما تا از زندگی وا میمانیم دیگران را مسبب خوب و بد زندگی خویش تصور میکنیم ؟! . آیا این نظریه ها خود باعث نمیشوند که هر چه بیشتر ما دچار یاس شدید , بدبینی و خود باختگی و افسردگی روحی شویم ؟.آیا از انسانهای نا متعادلی که هنوز عبور از ساده ترین موانع زندگی را نمیدانند و هرچه بی ثباتر راه کج کرده و به سرزمینی ناکجا آباد قدم مینهند انتظار میرود که با فلسفه بافی روشنفکران و نظریات سفسطه امیزاشان راه بجای برند ؟.

آیا روانشناسان و جامعه شناسان و گویندگان بسیاری که در طول تاریخ بوده اند و همچنان هستند و ظاهرا مسائل زندگی ما را بهتر از ما مردم عادی و عامی درک میکنند , میتوانند تفییر اساسی در دنیای بیرونی و همچنان در ساختمان درونی و روانی ما ایجاد کنند ؟! . آیا دیگرن باید به ما بگویند که چه باید کرد ؟! . آیا امید بستن به آنها و متکی بودن به چیزهای که گفته اند کافی است ؟! . آیا میتوانیم بیش از این متکی به دیگران باشیم !؟.

هدف از این بحثها چیست ؟؟؟ .

اگر ما واقعا با خود جدی نباشیم آیا این گفتگوها تنها مشغولیتی در سطح الفاظ و مفاهیم ذهنی و نظری نخواهند بود که پس از چندی به فراموشی سپرده خواهند شد ؟.

من نمیدانم وقتی این سئوال را به طور جدی برای خود مطرح میکنیم چه پاسخی برای آن میتوانیم بیابیم ؟! .

آیا بصرف اعتراض و دیگران را مسبب خوب و بد زندگی خویش تصور کردن و تقصیر همه چیز را به گردن دیگران گذاردن و آنها را ملامت کردن و یا اینکه بکوشیم تا ترحم و دلسوزی بقیه را جلب کنیم آیا این کارها خود مانع بزرگی برای شناخت و رهائی از تهی گونگی و فقر روانی خودمان نخواهد بود ؟ .

وجود روانی بسیاری از ما بقدری نامتعادل و آسیب پذیر است , بقدری اسیر خشم و آزمندی و خود مرکزیت است که وقتی امور زندگی بر وفق مرادمان نمیگردد فوق العاده آشفته و رنجیده میشویم و در چنین حالت و اوضاعی دست به هر کاری و یا حرکتی در مسیرهای کچ و بی بنیان میزنیم تا شاید بتوانیم برای لحظه ای از اسارت و رنجی که خودمان به آن شکل داده ایم خود را راها احساس کنیم ؟! .

من قویا احساس میکنم که هر یک از ما (ما که مسئول نابسامانیها , رنجها و بدبختیها ی زندگی هستیم ) باید تحولی اساسی در ساختمان روانی خویشتن خود بوجود آوریم . زیرا هر یک از ما نه تنها فردیت خویش , بلکه فرهنگ و اجتماع را نیز در خود داریم . همه ما هم فردیم و هم جامعه ایم . ما نه تنها مسئول اجتماع بلکه مسئول خود نیز هستیم . مسئول آنچه انجام میدهیم . آنچه می اندیشیم و آنچه احساس میکنیم . هیچ کس به درون ما دست رسی نخواهد داشت . هیچکس در این راه نمی تواند راهنمای ما باشد بجز خود ما .
بنابر این سئوال اساسی و بسیار مهم که هریک از ما باید پاسخ آن را شخصا بیابیم این است که :

چکونه من و تو بعنوان انسان میتوانیم در این دنیای آشفته زندگی کنیم و در عین حال از یک وجود روانی سالم , متعادل , منطقی , خردمندانه و بدون هیچگونه تضاد و نفرت و خشونت برخوردار باشیم ؟.

256:

[quote=TURODE;2608338]
با درود خانم دايلاك عزيز

درود جناب TURODE
من تا آنجا كه از اين گفتمان شما دستم آمد اين بود كه همه قواعد اين دنيا تغيير پذير است(نمي دانم برداشت درستي كردم يا نه)
خوب اگر فرض را بر درست بودن اين برداشت قرار دهيم و همه چيز را تغيير پذير تلقي كنيم و از طرفي بر قبح عملي چون "خيانت" هم اتفاق نظر داشته باشيم ، چرا اين تغيير را در مسير درست تر هدايت نكنيم!؟
چرا به جاي تغيير دادن الگوي رفتاري زنان در خيانت كردن آداب زندگي مردان را تغيير ندهيم تا آنها طوري عمل نمايند كه بهانه تلافي جويانه به دست زنان ندهند؟
مگر اين بحث في النفسه به جهت راهكار دادن به يك عمل قبيح پيشنهاد نشده است؟ مگر همه ما در قبح عمل "خيانت" (خواه زن باشد خواه مرد) اتفاق نظر نداريم ؟خوب چرا اين تغيير را طوري عملي كنيم كه بدتر در دراز مدت گرفتار مشكلات و تبعات سخت تر آن باشيم؟
بهتر نيست مردها را به آن درجه از باور و ايمان برسانيم كه درك كنند خيانت كردن از حقوق به حقه آنها نيست كه با كمال افتخار به آن بپردازند و بعد هم تازه سينه ستبر كنند و احساس مردانگي به خود راه بدهند!؟
اگر تغيير و اعمال تغيير در فرهنگ ها ميسر باشد كه اين راهكار به مراتب معقولانه تر از راهكار دادن به زنان به جهت خيانت كردن است ! اينطور نيست؟

257:

درود جناب realworld_but
صحبتهاي در خور توجهي ارائه نموديد ولي در نهايت من متوجه نشدم راهكار شما براي وضع حاضر ما چيه!
بالاخره در وضعيت موجود نه مي شود به قطع مثبت كامل ديد و نه مي شود منفي كامل ديد
بر اساس واقعيتهاي موجود بايد راه حل انتخاب كنيم صرف اينكه من (نوعي) مثبت ببينم تغيير شگرفي را در وضعيت حال حاضر اجتماع حاصل نخواهد كرد چه از اين نظر كه اگر زياده از حد مثبت ببينيم و خوش بين باشيم بدون شك درون يكي از اين دامهاي موجود گرفتار خواهيم شد !حقايقي كه در بطن يك اجتماع هستند خواسته يا ناخواسته درون همان اجتماع هم عرض اندام مي كنند چه بسا خيلي عظيمي از جمعيت به لحاظ كيفي قبولش نداشته باشند ولي وقتي در عمل چيزي ديگري به ملسه ظهور مي گذارند پس مجبوريم از ميان بد و بدتر بد را انتخاب كنيم.
با توجه به وضعيت كنوني شما چه راهكاري را براي همين مشكل مورد طرح پيشنهاد مي كنيد!
اصلا فرض بگيريد دختر دم بختي داريد كه قرار است او را روانه خانه اميدها و آرزوهايش كنيد براي لحاظ كردن اين مشكل با عنايت به محيط پيرامونتان چه تدابيري را در دستور كار قرار مي دهيد كه اگر چنانچه خداي ناكرده با چنين اجحافي روبرو شدند بتوانند روح و روانشان را از هر خطر و آسيب ديگري مصون بدارند؟

258:

هر مرد و زن متاهلی که به همسرش دروغ بگه و سراغ کس دیگه ای بره این کارش خیانت محسوب میشه چه شرعی و چه غیر شرعی...چه زن و چه مرد....غیر از اینه؟

259:

درود دايلاك محترم

من تا آنجا كه از اين گفتمان شما دستم آمد اين بود كه همه قواعد اين دنيا تغيير پذير است(نمي دانم برداشت درستي كردم يا نه)
در رابطه با بحثمان بله درست است ... چون به فرايند رشد و انبساط مرتبط ميشود و همواره موجودات اين جهان بطور محسوس يا نا محسوس در صدد ارتقاع سطح كيفي خود متناسب با شرايط زندگي هستند

خوب اگر فرض را بر درست بودن اين برداشت قرار دهيم و همه چيز را تغيير پذير تلقي كنيم و از طرفي بر قبح عملي چون "خيانت" هم اتفاق نظر داشته باشيم ، چرا اين تغيير را در مسير درست تر هدايت نكنيم!؟
خوب همين تفكري كه شما داريد حركت كردن در همين مسير است ... اما گاه آنقدر تفكيك روش درست از غلط ناممكن است كه مسير را اشتباه ميرويم ...
نميدانم تا چه حد با خانواده هاي متدينين آشنايي داريد ؟؟؟!!! مخصوصا آنهايي كه در دين به مآب ميرسند .... آنهايي را كه من سراغ دارم ، فرزندانشان پس از يك پرسه اجبار بي منطق از ايدئولوژيهاي بي منطق والدينشان .. مانند يك فنر از حالت عادي و معقول اجتماع هم پست تر ميروند و به افراطگرايي آنهم آشكار تن ميدهند ... خوب در چنين مواردي نميتوانيم از قبح ظاهري صحبت نكرد .. قباحت در ذات وجودي انسان است و تغيير در منش آن بستگي به شرايط نياز آن دارد ..رطب خور كي منع رطب كند ؟؟؟ ما كساني را داريم كه (اتفاقا داعيه احكام را دارند) و علنا دست به اعمال قبيح جامعه ميزنند ، با توجه به اينكه لحظه به لحظه در گوش ما ميخوانند كه به فلان حاج آقا (اخلاق در خانواده) يا فلان مامور پليس از نظر اخلاقي اقتدا كنيد ... بعد امثالهم را براي خود الگو ميگيريم ... فكر ميكنيد قباحت تا چه حد در منظر ما يا فرزندانمان با ارزش ميماند ؟؟؟

چرا به جاي تغيير دادن الگوي رفتاري زنان در خيانت كردن آداب زندگي مردان را تغيير ندهيم تا آنها طوري عمل نمايند كه بهانه تلافي جويانه به دست زنان ندهند؟
باز عرض ميكنم ... كار بد و قبيح زن و مرد نميشناسد .. عواملي كه اين فرايندهاي ناهنجار را (از نظر فرهنگي) توجيه و پشتيباني ميكند بايد مورد كنكاش و به روز رساني شود ...
ببينيد دايلاك خانم .. تا 40، 50 سال پيش كار كردن بعنوان پرستار در بيمارستانها براي خيلي از خانواده ها قباحت داشت و حتي به دانشگاه رفتن دختران همراه با هزار حرف و حديث بود .. حالا چطور ؟؟ 1 - دانشگاهها محل امن تري شده ؟؟ 2 - دختران رفتارشان را تغيير داده اند ؟؟؟ 3- پسر ها سر به زير تر شده اند ؟؟؟ 4 - سوپاپ اعتماد ميان جامعه نسبت به اين امر پر تحمل تر شده ؟؟
خوب گزينه 4 نشان ميدهد با اينكه موارد ديگر با اينكه نا هنجار تر شده اين طرز مواجهه با قباحت است كه آن را قابل تحمل تر كرده ...


مگر اين بحث في النفسه به جهت راهكار دادن به يك عمل قبيح پيشنهاد نشده است؟ مگر همه ما در قبح عمل "خيانت" (خواه زن باشد خواه مرد) اتفاق نظر نداريم ؟خوب چرا اين تغيير را طوري عملي كنيم كه بدتر در دراز مدت گرفتار مشكلات و تبعات سخت تر آن باشيم؟
من عرض نكردم كه رواج يا منتشرش كنيم(مثال كره .. راهكاري بود كه درآن جامعه پاسخ داد ولي در جامعه ما بايد جامعه شناسي آشنا با فرهنگ ما كارشناسي كند ) ... عرضم اين است كه نسبت به آن آلرژي بخرج ندهيم تا خود در مسير نيازش راهكار درستش را بيابد ... باراني كه بر كوهسار ميبارد در نهايت به كوهپايه ميرسد حال ما هر جند بخواهيم آن را به آسمان برگردانيم تلاشي است بيهوده و پر هزينه ... در يك مجتمع مسكوني كه همواره براي پرداخت قبوض اشتراكي ستيز ميشود ... در نهايت تفكيك كنترها راه حليست كه بلاخره همسايه ها آن را بهترين راه تلقي ميكنند ... حتي اگر توان تهيه آن را نداشته باشند

بهتر نيست مردها را به آن درجه از باور و ايمان برسانيم كه درك كنند خيانت كردن از حقوق به حقه آنها نيست كه با كمال افتخار به آن بپردازند و بعد هم تازه سينه ستبر كنند و احساس مردانگي به خود راه بدهند!؟
اين سوال را در جاي ديگري هم فرموده بوديد ... شما راه حل بدهيد كه يك خانم هستيد ... قبلا هم عرض كردم در بين مومنان(با ايمانان ) اين امر بيشتر اتفاق نمي افتد؟ (باتوجيه حقوق حقه مرد در جوامعي با اعتقادات ما؟؟؟) پس ايمان را خواهشا فاكتور بگيريد و كمي به خود باوري و احترام متقابل فكر كنيم


اگر تغيير و اعمال تغيير در فرهنگ ها ميسر باشد كه اين راهكار به مراتب معقولانه تر از راهكار دادن به زنان به جهت خيانت كردن است ! اينطور نيست؟
ببينيد شما روي اين اجازه داشتن خانمها آلرژي پيدا كرديد ... آيا تمام مرداني كه اجازه تجديد فراش يا صيقه يا معاشرت با زن ديگري را دارند و از اين مجوز خود (بدون استثنا ) سوء استفاده ميكنند ؟؟؟مثلا پدرمحترم جنابعالي ؟؟
اما همواره در ذهن زنان جامعه ما (كه در حفظ كانون خانواده شان مسرند) اين فرايند منطقي وجود دارد كه اگر به شوهرم رسيدگي نكنم سراغ يك زن ديگر ميرود ... و اين تقوا (ترس) همواره راهكاري براي معدود ماندن زنان در انجام اين عمل (خيانت)و است

و عكس قضيه نيز ميتواند صادق شود

260:

خيلي سخته واقعا ...من كه اصلا نميتونم تحمل كنم...

به نظر من اينطور افراد مريض هستن و بايد درمان شوند

261:






نميدانم به اين پرسش شما چگونه بايد پاسخ داد ؟! با اين حال تمام سعي و تلاش خود را خواهم کرد دوست گرامي ام .

فکر ميکنم اگر اين پرسشها از خودمان پرسيده شود به حقايقي ديگر دست خواهيم يافت و اين موضوع براي ما روشن خواهد شد .نبايد شتابزده رفتار کنيم .بايد فرصت تامل و بررسي بخود بدهيم . شايد همه چيز با حالات کلافکي نبايد دنبال شود .گاهي افکار ما بصورت عادتمند که شايد مترادف دردمند و يا علت مند نيز هست , با هر چيزي برخورد ميکند ! .

اين مسائل ناهنجاري که شما يک نمونه از آن را جدا کرده و بطرح پرسشي از آن ميپردازيد ميتوانند تا بي نهايد وجود داشته باشند .اين نمونه ها همانند يک جريان روخانه پي در پي و نو به نو در حال به وجود آمدن هستند . هر بار با شکل و شمايلي جديد خود را به ما عرضه داشته و نشان خواهند داد .

اگر کسي آنقدر نادان باشد که براي هر نظريه اي پاسخي براي ديگران در آستين داشته باشد ولو پاسخش مستدلل و رضايتبخش باشد آيا شما حرف او رو قبول ميکنيد ؟. واگر ما چنين کاري کنيم اين نشانه چيست ؟.آيا ما خود را در يک حالت انتخاب قرار نداده ايم ؟. انتخاب حالتي است که تنها از يک ذهن تيره و آشفته بوجود خواهد آمد نه ذهني که حقيقت را ميداند . حال آيا فکر ميکنيد که اين ذهن تيره قدرت تشخيص را در خود داراست و ميتواند معنا و هدف زندگي را درک کند ؟! .آيا نبايد ما خود حقيقت امر را دريابيم ؟.ما چه وقت انتخاب ميکنيم ؟. ما تنها زماني که اسير تيرگي هستيم هنگامي که يعقين کامل نداريم انتخاب ميکنيم و ذهني که در کيفيت تيرگيست و به جستجوي يقين ميرود فقط به تداوم تيرگي کمک ميکند .يقيني که به درون يک ذهن تيره اضافه ميشود فقط بگسترش تيرگي مي انجامد . آيا اينطور نيست ؟ .انتخاب از بطن سردرگمي بر ميخيزد . وقتي که ذهن کاملا روشن است انتخابي وجود نخواهد داشت .

اگر من اسير تيرگي باشم نميتوانم روشن ببينم .انديشيدن روشن مستلزم فقدان تيرگي است . مشکل اين است به دليل خود بينيها ي ما , ما فکر ميکنيم بسيار دانا و باهوشيم .فکر ميکنيم قادر به حل مشکلات هستيم .به همين خاطر همه جا ميبنيم که هر کسي بدون در نظر گرفتن اينکه آيا شايستگي پرداختن به هر پرسشي را دارد يا خير به اظهار نظر در هر موردي ميپردازد و دستور العملي براي آن صادر ميکنيد بدون در نظر گرفتن هرج و مرجي و آشفتگي و پذيرش مسئوليتي که در پي خواهد آمد (نمونه آنرا با هم شاهد بوده ايم) ! .

بنابراين ارجعيت در اين است که ما اول به روشن کردن اين ذهن برخيزيم آنگاه ميتوانيم بدنبال هر چيز ديگري باشيم .تمام سخن گوينده همين است .

پس اکنون که آيا کسي ميتواند چه راهکار يا پيشنهادي را سريحا ارئه دهد يا خير و در اين صورت ما بايد چه کنيم ؟ بنظر نگارنده اين سئول نا بهنگام و بيمورد است. زيرا در نفس جريان شناخت و آگاهي نسبت به کليت موضوع ممکن است عملي تحقق يابد که کاملا متفاوت با آنچه ما اکنون مي نشاسيم باشد .

و اما در مورد بخش ديگر گفته شما درباره خوش بيني و بدبيني و مثب و يا منفي ديدن .

در اين گفتگوها نه سخن از ديد مثبت شده و نه از ديد منفي حرفي بميان آمده و همچنين ما نه محق به خوش بيني هستيم و نه به بد بيني . بلکه بحث بر سر ادراک واقعي يک واقعيت است . گرفتار شدن در همين دامهاي که اجتماع برايمان مي تند . اجتماع ما را مجبور ميکند که بين بد و بدتر يکي را انتخاب کنيم . بله درست است . اما بايد گفت که در ادامه اين اجبار ما خود را به اين الگو منطبق ميکنيم . يعني به عبارتي ما با قالبها و الگوهاي شيطاني و مخربي که از طريق جامعه تزريق ميشوند خود را انطباق مي دهيم . آيا نفس انجام همين عمل خود بدترين نوع دام نخواهد بود ؟! .

آيا پس از اين زندگي ما تبديل به خاکستير مرده و بي روح نميشود , و يا به صورت صحنه هاي از تلاشهاي پوچ و بيهوده و عبث نيست و يا در نخواهد آمد ؟ . آيا فرزانگي انسان به ما اجازه خواهد داد تا خود را اينچنين رها کنيم و درچنين ملغمه اي گير بي افتيم و با سرگشتگي و بدبختي در اين اوضاع آشفته و درهم و برهم غرق شويم ؟! .

وقتي ما اين پرسش را مطرح ميکنيم که هدف از زندگي چيست و يا از زندگي چه ميدانيم و يا اينکه معناي زندگي چه ميتواند باشد به اين معناست که مرز همه اينها برايمان مشخص شوند .
زندگي تنها در معيشت و علم و تکنيک خلاصه نميشود .

بنا براين وقتي اشاره به کيفيتي ديگر از ابعاد رواني انسان ميشود بايد به آگاهي خود اجازه دهيم که آنرا کشف و درک کند . اگر ما واقعان از همه اين دورنگي ها و دوگانگي ها و رياکاريها خسته و دلزده شده باشيم به افکار خود اجازه نميدهيم که هنوز آغاز نکرده به پايان و نتيجه بپردازد .آرمانها و ايده آلها اينچنين عمل ميکنند و هميشه از پايان سخن ميگويند . ما نميبايست به افکارمان اجازه دهيم که وقتي هنوز به آن سرزمين پا ننهاده يا به آن نرسيده در باره آن به قضاوت بنشيند . پس در اين باره ميبايست گام به گام و با شکيبائي و با دل و ذهني پرسجو گر به پيش رفت و آن را شکافت .

با تشکر و سپاس از اظهار نظرتان .

262:

از مشکلات این زمونه اس. آخه یکی نیس بگه خانوم نسبتا محترم میخوای چی کار چند تا با هم آخه !!!!

263:

بیچاره مردا

264:

یادتون نره که در مواردی هم بیچاره زن ها!!!!!!

265:

اگر به گفتنه .... به آقايون(در تمام ادوار) بيشتر ميچسبه ....

انگشتن نكن رنجه به در كوفتن كس
تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت

اونجايي كه آقايان خود را (به هر دليل) محق ميدانند كه دوست دختر و دوست زن و دوست همكار و ... داشته باشند ، بايد اين پي را هم به تن غيرت خود بمالند كه اين حق را(نا بجا) اگر چه براي خود محفوظ ميدانند ، نبايد نسبت به انعكاسي كه در جامعه از طريق انسان ديگر (بدون در نظر داشتن تبعيض) رخ ميدهد، آلرژي بخرج دهند ... اون آقا يا جامعه اي ميتواند بزه افراد و اشخاص و اجناس را مورد اعتراض قرار دهد كه خودبه رعايت ضوابط انساني ايمان و در پيشبرد آن كوشا باشد و از ارتكاب به آن ذاتا خود داري كند

اما در جامعه ما (انسانها) رطب خوري كه منع رطب كند بسيارند

كه انشا الله .... من و شما از همان دسته نباشيم

266:


حيف بود به يك تنكس خالي اكتفا كنم
هر چه رطب خور تر منع رطب خوري بيشتر !(اين يكي از دردهاي بزرگ جامعه ماست!)
سپاس از ديد منصفانه تون

267:

مردا تو اینجور مساعل خیلی آسیب پذیرن
اگه من خودم انجور مشکلی واسم پیش بیاد دیگه نمیتونم زندگی کنم.
حداقل توی این دنیا.

268:

ممنون از اظهار نظر و محبتتان

اما اینجا (برای من) میدان جنگ نیست ، بلکه محلی برای محک زدن ذات انسانی خودم است که آیا میتوانم هم نوع و جنس مخالفم را درک کنم و از شدائدی که روزگار برایشان فراهم کرده را درک کنم یا خیر ....

بار ها عارض شدم در بدو وجود، انسانیت ما بر کیفیت جنسی ما مقدم است و برخی عوامل مثل تعصب و سنت و تقدس و غیرت کور و زیاده خواهی و کم جنبگی و خود بزرگبینی و .... باعث خروج ما از انسانیت و توجه به غرائض حیوانی و اعمال فاکتور های غیر انسانی میشود

البته آنقدر این مفاهیم در هنجار و ناهنجار سبک زندگی ما رایج گردیده که حتی ستم دیدگان و آسیب شدگان (زنها) هم به لزوم آن دامن میزنند و این بسی جایی بیش تاصف دارد
از اینکه در پاسخ تاخیر شد قلبا پوزش میطلبم

بر قرار باشید و سر زنده و سر افراز ... مانند گذشته و تا آینده

269:

گاهي هم بايد كمي حق را به اون خانمي داد كه همسرش نميتونه روح و جسمش رو سيراب كنه و بدون قصد گناه يا خيانت اين كار رو انجام ميده. فقط از روي نياز. و چون تحمل نداره تمام مشكلات زندگي رو به دوش بكشه نياز داره كه خودش رو طوري راضي نگه داره. گاهي مردها خيلي بي توجه ميشن. يا خيلي بي عرضه ! و حواسشون هم نيس كه طرف مقابل يه آدمه ، اون هم يه زن با تمام ظرافت ها و نيازهاش.
و اين بي توجهي و بي عرضگي باعث ميشه كه همسرشون مجبور بشه خودش رو طور ديگه و با كس ديگه راضي كنه.
البته اين توجيهي براي خيانت نيست. بلكه هشداريه به آقايون كه بدونن هميشه يه مشكل بين دو نفر مخصوصا دو همسر ، دو تا هم مقصر داره. هميشه بايد حواسشون به همسرشون باشه و سعي كنن راضي و شاد نگهش دارن.

270:

اینجا زن باید حق داشتن دوست پسر رو برای خودش محغوظ بدونه؟ :دی

271:

حکایتی ست داستان آدم و حوا

سیب است و ماری
آدم است و حوا
مار از بالای شاخه های درخت اندیشه
وسوسه کننده انسانها
مار را سودای چه بود
از فریب انسانها؟!!!
از چه روی مکر آغاز کرد؛
چه حکایتی ست در این دوز و کلک
پیکر در درخت پیچیده و افسونی در نگاه
سیب سرخی بدست و نیشی از هوس بر زبان
حوا، آدم را به خوردن تشویق کرد
خود نیز کامی گرفت زآن میوهء آتشین


راستی چه رازی بود در این میوهء ممنوع؟

میوه دانائی؟!!!
میوه روسوائی؟!!!
یا میوهء هوس و اشتیاق؟
چیست آن راز مکتوم؟
آن عفریت هوس چه سودا در سر داشت؟
رانده شدن دو مخلوق خدا...
هوسی و رازی واشتیاق مکتوم!!!
ندانستم از بهر چه رانده شدم

من حوا و تویِ آدم از بهشت موعود


زنان متاهل ودوست پسر چرا؟

272:

برادر ِ‌من این چه استدلالی بود آخه عزیزم ؟‌
چون نمی تونه روحشو سیراب کنه ( 1 )
بدون ِ قصد ِ گناه و خیانت ( 2 )
از روی ِ نیاز ( 3 )


1- هر مشکلی را می توان حل کرد .
2- ذات ِ عمل خیانت است و از لحاظ ِ شرعی ، گناه و از لحاظ ِ قانونی ، جرم .
پس چگونه میشود کسی این چیز هایی را که گفتم ، نداند و یا بدون ِ توجه به اینها ، برود هالیدی ؟
3- نیاز قابل رفع است ، حتی اگر مرد نتواند نیاز را بر طرف کند ، چاره اش خیانت نیست ! چاره اش در نهایت ِ امر جداییست . البته امکان دارد بگویید مرد را دوست دارد که جواب ساده است ، اگر دوستش داشت به او خیانت نمی کرد !


پ.ن‌: خواهشا" فمنیست های ِ در ظاهر محترم نیان بگن که پس چرا مردا اونطور ، زن ها اینطور !
کمی بزرگ بشویم و استدلال کنیم بر مطنق ، شرع ، قانون و .. بد نیست .
حرف زدن از روی ِ احساسات ِ زنانه ( یا مردانه ) نا درست است ، پس با جواب های ِ مربوط به کودکان ( که پس چرا مرد اینطور می کند یا در جای ِ دیگر چرا زن اینطور می کند ) ، ما را نرنجانید لطفا" .

273:

درود جناب ترود
كاملا موافقم كه انسانيت ما بر جنسيت ما مقدم تر است ولي چه كنيم كه برخي
ديدگاهها چنان بر روي اين رقم تعارضات فكري پا فشاري مي كنند كه بعضا همانطور
كه شما خودتان هم به شايستگي بهش اشاره كرديد خود زنان هم در اين موضوع
اصرار مي ورزند!
اينجاست كه آدم دقيقا ياد نمك و گنديدنش مي افتد!

274:

لطفا" نظرات قانع كننده در اختيار كاربران قرار بدين

275:

یک تاپیک درباره ی این موضوع داریم !!

زنان متاهل ودوست پسر چرا؟

تاپیک ها ادغام میشن ؛



276:

من این کارو برای مردن و برای زنان نمی پسندم ( فقط برای کسایی که ازدواج کردن میگم)

من به کسایی که این کارو میکنه میگم (مشگل روانی داره )


داری با شریک زندگیت مثل ادم زندگی میکنی بری بهش خیانت کنی !!!!
من بین مردها اینو بیشتر دیدم (به اسم سنت پیامبر 300 زن سیغه میکنن برای چند ساعت !!!!!!!!!!)
ولی زنهای زیادی هستن که به شهرشون خیانت میکنن


درکل جوان مردانه نیست

277:

فقط میتونم بگم رو به رو شدن با این افراد احساس خوشایندی نداره

278:

elat va malol.baresi shavad.

279:

به همون علتی که مردان متاهل دنبال دوست دختر میگردند!

280:

دوست عزیز اینطور نفرمایید ....

حکم میکنه انسان وقتی بخواد در برابر کنش واکنشی نشون بده .چنان ظریف سنجیده عمل کنه که طرف خودش در حیرت بمونه !!

اینکه یک خانم بخواد به خاطر یک مرد هرزه با فردی از همون جنس و مطمئنا یک شخصیت بی ارزش که هدفی جز سو استفاده چند مدته نداره ( چرا که هیچ گواهی در میان نیست ) حالا به هر هدفی ( نیاز . رفع کمبود محبت و....) رابطه ای ایجاد کنه مسخره است ...
این یک جواب عاقلانه در برابر حماقت یک نفر نیست ....بلکه تنزل و حیوان شدن مثل طرفه مقابل هست !!!
راهکاری بهتری نیست آیا؟؟

مثلا حساب و زندگی رو از همچین جانوری جدا کردن ؟؟

یک مرد عقل ناقصش اینقدر قد میده که در حین اینکه تعهدی داره متعهد نباشه ....... و همچون حیوانی قانون مرز حالیش نشه( شخصیتش همینه ) آیا حاضر هستید
شخصیت خودتون رو برای عکس العمل نشون دادن به یک انسانی که لایق حرف نیست چه رسد به عمل ... پایین بیارید ؟!!!!!! و خودتون رو آلوده ی یک رابطه ی از اساس اشتباه کنید )
انسان با تعهدهاش اسمش میشه انسان در غیر اون صورت .......... نشاید که نامش نهند آدمی.

.........................................

و اما در پاسخ اینکه چرا دوست پسر؟

مشکلات ما از اونجا شروع میشه که به هیچ چارچوب و حریمی احترام نمگذاریم و از دم هر چی که به میل نباشه با یک تلنگر کوچیک از میدون بدر میشه
چرا احترام به خانواده و حریم زندگی رو فراموش کردیم و خیلی راحت چون نیاز هام اونطور که باید .و شاید رفع نمیشه کمر همت رو می بندیم و تیشه به ریشه ی یک زندگی میزنیم
چرا وقتی که مسئولیت یک زندگی رو عهده داردمیشیم و با میل و رغبت ( به استثنا ها و اجبارها کاری ندارم ) وارد یک حریمی میشیم که قوانین خودش رو داره چرا احترام نمیذاریم
خوب اگه واقعا چه مرد و چه زن حس میکنه نمیتونه متعهد بمونه چرا ازدواج میکنه ؟؟

- چرا قبح و زشتی خیلی چیزها ریخته شده و خیلی راحت به اسم حق و حقوق و نیاز هر کثافت کاری که دلمون میخواد انجام میدیم و بعد با سری برافراشته میگیم خوب دلیلی داشته آیا دلیل ( دوستی با یک پسر به دلیل خیانت همسر و یا نیاز ) انقدر قانع کننده اس که این حرمت ها رو بشکنیم و زشتی ها رو زیبا کنیم ؟؟!!!


و در نهایت پس از هزار دلیل دیگه ....
چه مرد و چه زن دلیل موجهی برای چنین اعمالی به نظر بنده ندارن تا وقتی که نام زن و شوهر رو برای هم یدک میکشن ملزم به وفاداری و احترام به احساسات و شخصیت
همدیگه هستند ... هر وقت هر دو طرف در نهایت به این نتیجه رسیدن که واقعا ( نه دمدمی مزاجی بودن و افکار بچگانه ) واقعا نمیتونن هدفی رو که از تشکیل خانواده داشتن به نتیجه برسونن میتونن جدا بشن ( چدا شن نه به معنای اینکه راه برای هرجایی شدن چه مرد و چه زن باز بشه ) و با ازدواج مجددی باشد که مشکلاتشون حل شود .....

281:

پست خیلی خوبی نوشتید ولی متاسفانه یا منظور منو درست متوجه نشدید یا من درست منتقل نکردم. من به هیچ عنوان منظورم این نبود که باید تلافی کرد با همون کار غلطی که تعدادی از آقایون انجام میدن.
منظورم این بود که هر دو جنس برای این کارشون یک دلیل بیشتر ندارن. حالا اینکه اینجا خانم ها مطرح شدن، خواستم بدیهی بودن زشتی این عمل در آقایون کمی بزرگنمایی داشته باشه تا کسی فکر نکنه که وااااااااااای ، خانم ها چه قدر اشتباه می کنن، در صورتی که همین کار رو اگر یک آقا انجام داده بود ، اینقدر واسشون مهم نبود.
حرفی از کنش و واکنش و علت و معلول نزدم ، تنها وحدت علت رو مطرح کردم.

282:

اهان

اخه جالبیش اینکه کسایی که این کارو میکنن شریک زندگیشون به اونا خیانت نکرده
یعنی این خیانت یک ترفست(یا از ترف زنه یا از ترف مرده )


درکل اصلا کار جالبی نیست (حتی اونی که به اسم سنت پیامبر این کارو میکنه )

283:

به نظر من این افراد آدمای تنوع طلبی هستند.نباید ازدواج کنند. این یه روی قضیهٰ یه روی دیگشم اینه که تو سوره ی نور اومده که ما زنان و مردانی که همانند هم هستند سر راه هم قرار میدهیم!
پس حتما شوهر اینجور خانوما هم مثل خودشون هستن!

284:

اصلا قبول ندارم

این همه برادرای چماق دار داریم که اگسرشون .... هستن (بعد به زناشون اجازه نمیدن تنهایی برن بیرون )

و کلی منشیه خوب داریم (برگرفته از خود فیلمش )البته همشون بد نیستن

این نارو نگفتم که کسی ناراحت بشه



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

دختران روسی بعد از آرایش.اول لولو بعـــد هلـــو !!!
مدل موی عروس
به نظر شما ساناز زیباترین دختر ایرانه؟
عکسهایی از مراحل آرایش و مکاپ یک دختر
بیا بگو چند درصد خوشگلی خانوم ها به آرایش مربوطه؟
چرا از نظر بیشترآقایان زنان بی آرایش زیباترند؟!

چه مقدار آرايش براي دختران جوان مناسب است؟
مدلهای مختلف چکمه و كفش براي بانوان
گـــــالری (مانتو، روسری و شلوار)
+16 لطفا خیلی بی طرفانه نظر بدید (سرنوشت عایشه، دختر افغان)
آرایش گام به گام !
بی‌شوهری بی‌داد می‌کند!؟
*