سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟ 



x

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟



مطالب جالب و خواندني
تازه هاي هوا فضا
پرسش و پاسخ در زمینه علوم مختلف
یک سوال فیزیکی!
تازه هاي اتومبيل اخبار و تصوير
:::. راییلیان (سازندگان انسانهای زمینی ؟؟) :::.

معدلت چند شد؟
طرح تفكيك جنسيتي در دانشگاه ها
محل گردهمایی دانشجویان مدیریت بازرگانی
کنکور یا زندگی ؟
دانشجويان خودشون رو اينجا معرفي كنن
Ⓜ🎓👷🚄 «کافه مومنتوم» 🚄👷🎓Ⓜ
حمایت از ما | مشهدهاست
`

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟




سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟

عظمت کائنات تا چه حد است؟ آیا می توان اظهار داشت که گستره ای نامحدود دارد؟ اگر برای عرصه آن حد و حدودی قائل شویم، در ورای این حدود چه چیزی وجود دارد؟ و اگر آغازی دارد، قبل از شروع چه چیزی وجود داشته؟

تجربیاتی که ما در زندگی روزمره خود بدست می آوریم، نمی تواند ما را آماده پذیرش نامحدود بودن کائنات کند. همچنین اگر بخواهیم خودمان را محدود کرده و تصور کنیم که جهان مرز و محدوده دارد، باز هم کار خود را آسان تر از آنچه که هست نکرده ایم.

تنها چیزی که با چشمان غیر مسلح قادر به دیدن آن هستیم، یک سطح صاف است و فقط قادریم که میزان محدودی از کل چیزهایی را که در گیتی وجود دارند، ببینیم. همانطور که می دانید نور با سرعتی برابر با 300000 کیلومتر در ساعت حرکت می کند – و هیچ سرعت بیشتری وجود ندارد - اما این میزان در مقایسه با مسافت هایی که باید طی شوند، تقریباً ناچیز است. نزدیکترین کهکشان نزدیک به کهکشان راه شیری، کهکشان مراه المسلسله می باشد که در فاصله ای قریب به دو میلیون سال نوری از ما قرار گرفته. در حال حاضر دور ترین کهکشان هایی که ما قادر به دیدن آنها هستیم، در فاصله ای در حدود 10 تا 12 میلیارد سال نوری با کهکشان راه شیری قرار گرفته اند. بشر تا کنون قادرد نبوده تا کهکشانی که بیش از 14 میلیارد سال نوری با زمین فاصله داشته باشد را مشاهده کند. با توجه به کلیه این مطالب می توان نتیجه گرفت که گرداگرد ما را "افقی" فرا گرفته که قادر به دیدن ماورای آن نیستیم.

تعریف "افق" جهانی قابل رویت است که گرداگرد ما را فراگرفته و بر اساس معیار دیامتر می توان گفت رقمی نزدیک به 28 میلیون سال نوری است؛ اما به راستی افق های اولین مکانی که ممکن است روی آنها زندگی وجود داشته باشد، کجا می توانند باشند؟ و کهکشان هایی که از نظر آن تمدن ها قابل رویت هستند کجا قرار دارند؟ باید تجسم کرد که جهان هستی خیلی بیش از آن چیزی که ما قادر به رویت آن هستیم گسترده شده است. در حقیقت مطالعات متعدد نظری حاکی از این امر هستند که آن قسمتی از افق را که ما مشاهده می کنیم، تنها تکه کوچکی از کل دنیای هستی است.

این روزها نظریه جدید علمی پیرامون چگونگی پیدایش و رشد دنیای هستی مطرح می شود و حاکی از این امر است که به طور آنی توسعه شگرفی در جهان هستی پدید آمده. تئوری فوق این فرضیه را ارائه می دهد انرژی نامعینی در خلاً وجود داشته که تحت فرایندی با نام "تراکم" تغییر شکل پیدا کرده. بر طبق محاسبات کاملاً محافظه کارانه، جهان هستی در طول دوره تراکم، گسترش بیش از اندازه ای پیدا کرده و این توسعه آنقدر شگرف بوده که می توان گفت یک اتم به یک کهکشان مبدل گشته.

اگر تصور کنیم که این ایده صحت داشته باشد، بنابراین باید اظهار کرد که عالم هستی خیلی بزرگتر از آن چیزی است که ما بتوانیم آنرا تصور کنیم؛ اما سوالی که مجدداً به ذهن می رسد این است که آیا جهان هستی مرز و محدوده ای دارد؟ و اگر دارد فرای این مرزها چه چیزی وجود دارد؟ حتی دانشمندان و محققان علم نجوم هم این سوال را پیچیده خطاب می کنند. به طور حتم اگر کهکشان ما بر اثر تراکم انرژی پدید آمده باشد، بنابراین می تواند اظهار داشت که ممکن است تراکم های دیگری در نقاط دیگر هستی پدید آمده باشند که فرای زمان و مکان فعلی ما هستند. بنابراین میتوان استنباط کرد که جهان های دیگری شبیه و یا متفاوت با جهان ما، هر یک در فضای خود و در زمان خود، پدید آمده و به موجودیت خود ادامه می دهند.

تراکم انرژی به خوبی می تواند علل فراخـی جهان هستی
را تشریح کند و به ما کمک کند تا درک بهتری از جهانی که
در اطراف خود می بینیم، داشته باشیم. داشنـمـدان بـرای
بیش از 7 دهـه بر ایـن بـاورند که جهان هستی در هر ثانیه
در حـال گستـرش است و همواره بـزرگتـر مـی شود. اخیـراً
پـژوهشــگران به ایـن نتـیـجه نـیـز دسـت پیـدا کـرده انـد کـه
سرعت این افزایش حجم نیز در هر ثانیه بیشتر می شود.
جهان هستی با انفجاری مهیب
آغاز گردید که همیـن امـر باعـث
بوجود آمدن فضا و زمان شد.



در حالیکه ما هیچ گاه نمی توانیم کل عالم هستی را "ببینیم" و یا نگاهی به دورترین افق ها بیندازیم، اما می توانیم برخی از رفتارهای آنرا پیش بینی نماییم. به عنوان نمونه می توان پیش بینی کرد که سرعت گسترش جهان به چه میزان است؟ آیا این گسترش روزی به پایان خواهد رسید؟ و چه نیروهایی می توانند این گسترش را به بالاترین میزانش برسانند؟ شواهدی که در زمینه تسریع روند رشد گیتی وجود دارد- مشـاهـده انـفـجـار ستـارگان دور دسـت کـه بـاعـث مـرگ آنـهـا می گردد و به ابر نو اختر (Supernova) نامیده میشوند- افق های جدیدی را در این زمینه به روی بشر باز کرده است.

این اطلاعات از روی انفجار ستاره هایی که با نام ابر نو اختر شهرت دارند و در دوردست ها در حال متراکم شدن هستند، بدست می آید. دانشمندان داده های خود را از طریق کم و زیاد شدن نور این ستارگان بدست می آورند. فضانوردان معتقدند که نور طبیعی نوع خاصی از این ابر نو اخترها، که با نام "نوع اول" معروف هستند، با افزایش میزان حرارت و فعالیت اتمی افزایش پیدا می کند و رو به قرمزی می رود؛ به این شکل که میتوان بنا به ظاهرشان پیش بینی کرد که در چه فاصله ای نسبت به ما قرار گرفته اند و این کار صرفاً با توجه به میزان نور و روشنایی آنها امکانپذیر خواهد بود. همچنین میتوانیم پیش بینی کنیم که بنابر انفجارهای حاصله در این گدازه های غول پیکر چه میزان انرژی آزاد می شود؛ با در نظر گرفتن "میزان تحول پرتو قرمز" می توان اعلام کرد که کهکشانی که ابر نو اختران در آن قرار دارند، می تواند با چه سرعتی گسترش پیدا می کند. پرتو قرمز به تغییر میزان نور قرمزی اطلاق می شود که در فعل و انفعالات موجود در یک ابر نو اختر در طول مسیری که از ما دور می شوند، ایجاد می شود. هر چقدر یک کهکشان با سرعت بیشتری از ما دور شود، نور قرمز آن نیز بیشتر خواهد شد.

اما چیزی که ما در میان این نورهای قرمز و فواصل طولانی به دنبال آن هستیم "میزان رشد" کل جهان با در نظر گرفتن بازه زمانی است. میزان این رشد دانستنی های جالبی در مورد تمام نیروهای جاذبه موجود در عالم هستی در اختیار ما قرار می دهد. اگر میزان اجرام موجود در یک محیط افزایش پیدا کند، به مرور زمان از میزان رشد آن کهکشان کاسته می شود و درصد رشد را پایین می آورد.

حال دنیایی را فرض کنید که پر از اجرام گوناگون باشد، نیروی جاذبه این اجرام سبب می شود که گسترش آن سیستم کند شده و نهایتاً گسترش آن متوقف گردد و همه اجرام موجود در آن دچار سقوط و اضمحلال شود. چنین دنیایی عالم "بسته" نام میگیرد. در یک چنین سیستمی سرعت گسترش یکبار برای همیشه به بالاترین میزان خود می رسد. برای جدا سازی کهکشان ها از یکدیگر یک چنین انفحاری لازم است و کل پروسه باید در زمان نسبتاً کوتاهی انجام پذیرد. البته باید توجه داشت که مفهوم واژه نسبتاً کوتاه باز هم آنقدر زیاد است که ترسناک جلوه می کند.

احتمال دیگری را را نیز می توانیم در نظر بگیریم: یک جهان پر از خالی است. به این سیستم جهان "باز" اطلاق می شود. البته باید به اندازه کافی ماده در آن وجود داشته باشد که بقای آن تثبیت شود، اما فرض بر این است که که کل حجم ماده موجود در آن مقدار نامحسوسی جاذبه ایجاد میکند که نمی تواند بر روی گسترش کل مجموعه تاثیر محسوسی بگذارد. بنابراین می توان گفت که در حال حاضر به همان اندازه ای رشد می کند که در گذشته رشد می کرده و از روند رشد پایداری برخوردار می باشد. اگر بخواهیم احتمال اول - یعنی همان جهان بسته – را در نظر بگیریم، گسترش کهکشان ها در گذشته باید خیلی کند تر از حال حاضر می بوده تا یک چنین انفصال هایی مابین کهکشان ها ایجاد می دشده، و بر طبق این نظریه یک ابر نو اختر که در حال فاصله گرفتن از ما می باشد، باید در فاصله خیلی دورتری از ما قرار می گرفته ، و از آنجایی که واگرایی مدارها از یکدیگر با سرعت بالاتری انجام می گرفته (با توجه به فاکتور زمان) در آن شرایط لازم نبوده که این نوع گدازه ها خیلی از مدارها دور می شدند تا به مرحله ایجاد پرتو قرمز برسند. با این حال آیا می توان اظهار داشت که یکی از این دو احتمال می توانند علل ایجاد جهانی که ما در آن زندگی می کنیم را توضیح دهند؟ نه! البته می توان احتمال دوم یعنی همان جهان "باز" را نیز مورد بررسی قرار داد، اما باز هم ابر نو اخترها در فاصله بسیار زیادی از ما قرار گرفته اند و فضا نوردان معتقدند که اگر از ابتدا هم یک چنین سرعتی را می داشتند باز هم نمی تواستند در حال حاضر با یک چنین فاصله ای از ما قرار بگیرند، اما جهانی که ما در آن زندگی می کنیم ابتدا یک انفجار عظیم اولیه را داشته و سپس یک دوره کند شدن در رشد را شاهد بوده، اما پس از چندی بر میزان رشد آن افزوده شده و همین امر سبب پدید آمدن کهکشان های مختلف و جدا شدن آنها از یکدیگر شده.

پس آیا هر دو احتمال جهان هستی را توصیف میکنند؟ خیر! نزدیک ترین فرضیه به واقعیت، جهان "باز" میباشد. به هرحال ابرنو اختران بسیار کم نورند - به این معنا که آنها به اندازه ای دورند که حتی آن مدل به ابر نو اختران اجازه نمی دهد تا جایی که ستاره شناسان امکان مشاهده آن را دارند ،جابجا شوند. جهان واقعی ما میبایست پیش از مدت زمان انبساط خود مقداری تعلل نموده و سپس به مرحله گسترش وارد شده باشد و بدین ترتیب اجرام و کهکشانها از یکدیگر فاصله گرفته اند.










12-27-2007


1:

در مدتي كه در هم ميهن بودم،مي شه گفت اين موضوع از بكرترين موضوعاتي هست كه در تالار نجوم استارت خورده.
موضوع خيلي جذابيه.
خودم زياد نمي تونم در اين رابطه صحبت كنم.چون هنوز كتابي رو كه مربوط به اين مورد مي شه ديشب شروع كردم به خوندن.
بهتون پيشنهاد مي كنم بخونين.بهترين منبعي هست كه مي تونين پيدا كنين.
كتاب جهان در پوست گردو اثر پروفسور استيون هاوكينگ.

2:

موضوع جالبی بود سعی می کنم اطلاعاتی رو در این زمینه جمع اوری کنم و اگر شد در همین تاپیک قرار بدم

3:

به زودي زود نتايج كتاب خوندنم رو بهتون مي گم.
براي اين كار مي تونين اگه سوالي داشتين از جناب آقاي آرين بكنين:
E-mail:info@jamejamshid.com

4:

تینا جان واقعا که در هر زمینه ای داری خودتو نشون میدی گل کاشتی و ممنون به خاطر اطلاعات مفیدت
راستی منم اگر اجازه بدید میخوام در این بحث شرکت کنم .
درباره سرعت گفته بودی که نور با سرعت 300000 کیلومتر در ساعت حرکت می کنه درست نیست البته فکر کنم اشتباه تایپ کردید و درستش 300000 کیلومتر بر ثانیه در خلاء است
و مقدار تخمینی فاصله یک سال نوری را هم اگر یادم مونده باشه
9/500/000/000/000کیلومتر است لطفا دوستان اگر اشتباه نوشتم آنرا تصحیح فرمایند در ارسال بعدی
وباید اذعان دارم نور بالاترین مقدار سرعت کشف شده نیست ، بهتره بدانی در علم نجوم بیشترین سرعت ، سرعت گردش کهکشانها
به دور ابر کهکشانهای قرار گرفته در آن هست . آخرین مقیاس بدست آمده به صورت تقریبی در کهکشان خودمان
است که به دور کهکشان خود در حال چرخش است و سرعتی معادل بر 200 تا 300 میلیون کیلومتر در ساعت
تخمین زده شده و سرعت چرخش کهکشان ما را به دور کهکشانی که در آن قرار دارد با رقمی بالاتر از این تخمین
زده اند که الان مقدار خورده و اعشاریش دیگه یادم نیست . راستی در باره ابر نو اختر ها مطالب خوبی ارائه دادی
و نیازی به تکمیل آن نمی بینم جز اینکه اطلاعات بدست آمده از این انفجارات درون هسته ای ستارگان و بررسی
آنان تنها بوسیله نور نتوانسته تمام اطلاعات لازمه را به دست دانشمندان برساند اما با این حال از ارزش بسیار ی
برخوردار بوده و مقدار فاصله و نوع واکنشاط درون هسته ای و میزان جرم و چند مورد دیگر که الان حضور ذهن ندارم را
برای دانشمندان به ارمغان آورده است . راستی از مقدار اجرام صحبت کرده بودی ، در مورد اجرام و سرعت
زوال و نابودی گیتی باید اذعان دارم که اجرام ستارگان در حال تراکم و شکست ملکولی و ساختار انفجاری اتمی
در داخل خود هستند و به مانند خورشید که اتمهای هلیم وهیدروژن با یکدیگر ترکیب گشته و یا به منظوری تراکم
درون هسته ای صورت داده اند باعث انجار خود گشته و انرژی بسیار و نور بسیار ی را آزاد می دارند که این
باعث گردیده که با وجود بیشتر شدن انرژی و گرمای درون لایه ای آن عمر او نیز رو به زوال و نابودی بگراید
در واقع این از دست دادن انرژی و در همان رابطه بدست آوردن انرژی مضاعف با عث انحطاط خودش می شود
به نظر من گیتی از نظر علم درون کهکشانی و هسته ای بدین روال به زیست خود ادامه می دهند .
نمونه دیگر آن زمین خودمان است که در داخل هسته مرکز آن گرمای درونش رو به افزایش است و زمین به آن
دلیل رو به گرما و گرم تر شدن خود پیش می رود و علت زلزله های چند دهه اخیر زمین را هم من همان
گسنرش روند تراکمی در درون هسته زمین می دانم که با بیشتر شدن جرم آن رابطه مستقیمی دارد و به این دلیل
از درون دچار فشارهای مضاعفی گشته و عمر خود را همانند خورشید در حال سپری کردن است و هر چه از این
زمان بیشتر می گذرد سرعت فرسایش و زوال آن نیز بیشتر می باشد . تحولات چند دهه اخیر زمین که باعث
شگفتی بسیاری از دانشمندان گشته به نظر من به خاطر تراکمات نا پایدار و واکنشی برگرفته از مقدار جرم
بوجود آمده در حجم ثابت آن است و این نیز خود یکی دیگر از عوامل زلزله می باشد . به نظر من جرم بیش
از حد رشد یافته سیاره ما به دلیل هر چه کمتر گشتن جرم کهکشان قرار گرفته در آن هست . زیرا رابطه
تراکم یک جرم ، بستگی به تراکم حجم قرار گرفته در آن را دارد ، با هر چه بزرگ تر شدن کهکشانها بوسیله
انفجارات درون هسته ای ستارگان ،از میزان جرمشان کاسته شده و این زوال و نابودی باعث گشته تا برای
سیاراتی نظیر زمین این جرم درونی بیشتر گردد . زیرا حجم بیشتری را اشغال می دارد و با دانستن این مطلب که
زمین از درون دچار افزایش وزن و جرم گشته و این در اثر سوخت وساز بیش از حد درون هسته آن است ودلیلش
هم گرم تر شدن پوسته های بالای سطح زمین وجبه است ، می توانیم دریابیم که جرمش بیشتر گشته است و همچنین
فضای آن نیز در حال انبساط است و بزرگتر شدن و دلیل این حرف هم حرکت لایه های سطح زمین و حرکت آن
و جابجایی قاره ها از یکدیگر است .
اما موضوع جالب و شگفتی آوری که برای من باعث تفکر شده این است که عامل جرم باعث جاذبه می باشد
حال با تغییرات حاصله از نیرو و مقدار جاذبه در کهکشان چرا در مدار حرکتی ستارگان وسیارات خللی
بوجود نمی آید و نظم آن به طور دقیق و منظمی پایدار و استوار است .
ما میدانیم ک هبا کم و یا زیاد شدن جرم درون هسته و ماده قدرت جاذبه تعییر می کند حال چرا در کهکشان ما
این موضوع بوقوع نپیوسته و باعث برخورد مثلا زمین با سیاره ای دیگر نشده .
البته دانشمندان با مشاهده برخوردهای سیارکها با جو زمین و گاهی هم اثابت آن با زمین همیشه این فرضیه
را در دهن خود می پرورانند که روزی زمین ما در مدار حرکتی خود در درون کهکشانش به یک جرم بزرگ
چون سیاره ای بزرگ برخورد خواهد کرد وباعث نابودی آن خواهد گشت . به مانند برخورد سیارکی بزرگ که در
میلیونها سال پیش باعث منقرض شدن نسل دایناسورها و حیوانات ما قبل تاریخ شد .

نور ستارگان و رابطه آنها با گرما
ستارگان سفید رنگ 20000 درجه گرمای تقریبی (زیاد)
ستارگان آبی مایل به سفید 14000درجه گرمای تقریبی
ستارگان زرد رنگ 6000 درجه گرمای تقریبی (متوسط)
ستارگان نارنجی رنگ 4000درجه گرمای تقریبی
ستارگان قرمز رنگ 2000درجه گرمای تقریبی (سرد)


فعلا تا اینجا ذهنم برای نوشتن یاری نمی کنه ، و اونم به خاطر ....بی خیالش شخصیه
اگر مایل بودین و سئوالی داشتین در این زمینه خوشحال می شم پاسخ گوی شما دوستانم باشم من جمله فونیکس عزیز
وتینا جان و دپ عزیز
منتظر اطلاعات رزشمند شما دوستان درباره جهان گیتی هستم
آنکه نمی داند به اندازه یک پر کاهی در دهان موری
و با سپاس
اژدهای آزاد

5:

من وظيفه خودم مي دونم به همه دوستداران نجوم كمك كنم.

6:

شرمنده که هنوز نتایج مطالعات خودم رو نگفتم.با این امتحانات آدم وقت نمی کنه کتاب بخونه!
با این حال فعلا یک مطلب می ذارم که یکی از دوستانم زحمت کشیدن و به من معرفی کردن.البته فکر می کنم تینای عزیز هم از این استفاده کرده!

عظمت کائنات تا چه حد است؟ آیا می توان اظهار داشت که گستره ای نامحدود دارد؟ اگر برای عرصه آن حد و حدودی قائل شویم، در ورای این حدود چه چیزی وجود دارد؟ و اگر آغازی دارد، قبل از شروع چه چیزی وجود داشته؟

تجربیاتی که ما در زندگی روزمره خود بدست می آوریم، نمی تواند ما را آماده پذیرش نامحدود بودن کائنات کند. همچنین اگر بخواهیم خودمان را محدود کرده و تصور کنیم که جهان مرز و محدوده دارد، باز هم کار خود را آسان تر از آنچه که هست نکرده ایم.

تنها چیزی که با چشمان غیر مسلح قادر به دیدن آن هستیم، یک سطح صاف است و فقط قادریم که میزان محدودی از کل چیزهایی را که در گیتی وجود دارند، ببینیم. همانطور که می دانید نور با سرعتی برابر با 300000 کیلومتر در ساعت حرکت می کند – و هیچ سرعت بیشتری وجود ندارد - اما این میزان در مقایسه با مسافت هایی که باید طی شوند، تقریباً ناچیز است. نزدیکترین کهکشان نزدیک به کهکشان راه شیری، کهکشان مراه المسلسله می باشد که در فاصله ای قریب به دو میلیون سال نوری از ما قرار گرفته. در حال حاضر دور ترین کهکشان هایی که ما قادر به دیدن آنها هستیم، در فاصله ای در حدود 10 تا 12 میلیارد سال نوری با کهکشان راه شیری قرار گرفته اند. بشر تا کنون قادرد نبوده تا کهکشانی که بیش از 14 میلیارد سال نوری با زمین فاصله داشته باشد را مشاهده کند. با توجه به کلیه این مطالب می توان نتیجه گرفت که گرداگرد ما را "افقی" فرا گرفته که قادر به دیدن ماورای آن نیستیم.

تعریف "افق" جهانی قابل رویت است که گرداگرد ما را فراگرفته و بر اساس معیار دیامتر می توان گفت رقمی نزدیک به 28 میلیون سال نوری است؛ اما به راستی افق های اولین مکانی که ممکن است روی آنها زندگی وجود داشته باشد، کجا می توانند باشند؟ و کهکشان هایی که از نظر آن تمدن ها قابل رویت هستند کجا قرار دارند؟ باید تجسم کرد که جهان هستی خیلی بیش از آن چیزی که ما قادر به رویت آن هستیم گسترده شده است. در حقیقت مطالعات متعدد نظری حاکی از این امر هستند که آن قسمتی از افق را که ما مشاهده می کنیم، تنها تکه کوچکی از کل دنیای هستی است.

این روزها نظریه جدید علمی پیرامون چگونگی پیدایش و رشد دنیای هستی مطرح می شود و حاکی از این امر است که به طور آنی توسعه شگرفی در جهان هستی پدید آمده. تئوری فوق این فرضیه را ارائه می دهد انرژی نامعینی در خلاً وجود داشته که تحت فرایندی با نام "تراکم" تغییر شکل پیدا کرده. بر طبق محاسبات کاملاً محافظه کارانه، جهان هستی در طول دوره تراکم، گسترش بیش از اندازه ای پیدا کرده و این توسعه آنقدر شگرف بوده که می توان گفت یک اتم به یک کهکشان مبدل گشته.

اگر تصور کنیم که این ایده صحت داشته باشد، بنابراین باید اظهار کرد که عالم هستی خیلی بزرگتر از آن چیزی است که ما بتوانیم آنرا تصور کنیم؛ اما سوالی که مجدداً به ذهن می رسد این است که آیا جهان هستی مرز و محدوده ای دارد؟ و اگر دارد فرای این مرزها چه چیزی وجود دارد؟ حتی دانشمندان و محققان علم نجوم هم این سوال را پیچیده خطاب می کنند. به طور حتم اگر کهکشان ما بر اثر تراکم انرژی پدید آمده باشد، بنابراین می تواند اظهار داشت که ممکن است تراکم های دیگری در نقاط دیگر هستی پدید آمده باشند که فرای زمان و مکان فعلی ما هستند. بنابراین میتوان استنباط کرد که جهان های دیگری شبیه و یا متفاوت با جهان ما، هر یک در فضای خود و در زمان خود، پدید آمده و به موجودیت خود ادامه می دهند.

تراکم انرژی به خوبی می تواند علل فراخـی جهان هستی
را تشریح کند و به ما کمک کند تا درک بهتری از جهانی که
در اطراف خود می بینیم، داشته باشیم. داشنـمـدان بـرای
بیش از 7 دهـه بر ایـن بـاورند که جهان هستی در هر ثانیه
در حـال گستـرش است و همواره بـزرگتـر مـی شود. اخیـراً
پـژوهشــگران به ایـن نتـیـجه نـیـز دسـت پیـدا کـرده انـد کـه
سرعت این افزایش حجم نیز در هر ثانیه بیشتر می شود.
جهان هستی با انفجاری مهیب
آغاز گردید که همیـن امـر باعـث
بوجود آمدن فضا و زمان شد.


در حالیکه ما هیچ گاه نمی توانیم کل عالم هستی را "ببینیم" و یا نگاهی به دورترین افق ها بیندازیم، اما می توانیم برخی از رفتارهای آنرا پیش بینی نماییم. به عنوان نمونه می توان پیش بینی کرد که سرعت گسترش جهان به چه میزان است؟ آیا این گسترش روزی به پایان خواهد رسید؟ و چه نیروهایی می توانند این گسترش را به بالاترین میزانش برسانند؟ شواهدی که در زمینه تسریع روند رشد گیتی وجود دارد- مشـاهـده انـفـجـار ستـارگان دور دسـت کـه بـاعـث مـرگ آنـهـا می گردد و به ابر نو اختر (Supernova) نامیده میشوند- افق های جدیدی را در این زمینه به روی بشر باز کرده است.

این اطلاعات از روی انفجار ستاره هایی که با نام ابر نو اختر شهرت دارند و در دوردست ها در حال متراکم شدن هستند، بدست می آید. دانشمندان داده های خود را از طریق کم و زیاد شدن نور این ستارگان بدست می آورند. فضانوردان معتقدند که نور طبیعی نوع خاصی از این ابر نو اخترها، که با نام "نوع اول" معروف هستند، با افزایش میزان حرارت و فعالیت اتمی افزایش پیدا می کند و رو به قرمزی می رود؛ به این شکل که میتوان بنا به ظاهرشان پیش بینی کرد که در چه فاصله ای نسبت به ما قرار گرفته اند و این کار صرفاً با توجه به میزان نور و روشنایی آنها امکانپذیر خواهد بود. همچنین میتوانیم پیش بینی کنیم که بنابر انفجارهای حاصله در این گدازه های غول پیکر چه میزان انرژی آزاد می شود؛ با در نظر گرفتن "میزان تحول پرتو قرمز" می توان اعلام کرد که کهکشانی که ابر نو اختران در آن قرار دارند، می تواند با چه سرعتی گسترش پیدا می کند. پرتو قرمز به تغییر میزان نور قرمزی اطلاق می شود که در فعل و انفعالات موجود در یک ابر نو اختر در طول مسیری که از ما دور می شوند، ایجاد می شود. هر چقدر یک کهکشان با سرعت بیشتری از ما دور شود، نور قرمز آن نیز بیشتر خواهد شد.

اما چیزی که ما در میان این نورهای قرمز و فواصل طولانی به دنبال آن هستیم "میزان رشد" کل جهان با در نظر گرفتن بازه زمانی است. میزان این رشد دانستنی های جالبی در مورد تمام نیروهای جاذبه موجود در عالم هستی در اختیار ما قرار می دهد. اگر میزان اجرام موجود در یک محیط افزایش پیدا کند، به مرور زمان از میزان رشد آن کهکشان کاسته می شود و درصد رشد را پایین می آورد.

حال دنیایی را فرض کنید که پر از اجرام گوناگون باشد، نیروی جاذبه این اجرام سبب می شود که گسترش آن سیستم کند شده و نهایتاً گسترش آن متوقف گردد و همه اجرام موجود در آن دچار سقوط و اضمحلال شود. چنین دنیایی عالم "بسته" نام میگیرد. در یک چنین سیستمی سرعت گسترش یکبار برای همیشه به بالاترین میزان خود می رسد. برای جدا سازی کهکشان ها از یکدیگر یک چنین انفحاری لازم است و کل پروسه باید در زمان نسبتاً کوتاهی انجام پذیرد. البته باید توجه داشت که مفهوم واژه نسبتاً کوتاه باز هم آنقدر زیاد است که ترسناک جلوه می کند.

احتمال دیگری را را نیز می توانیم در نظر بگیریم: یک جهان پر از خالی است. به این سیستم جهان "باز" اطلاق می شود. البته باید به اندازه کافی ماده در آن وجود داشته باشد که بقای آن تثبیت شود، اما فرض بر این است که که کل حجم ماده موجود در آن مقدار نامحسوسی جاذبه ایجاد میکند که نمی تواند بر روی گسترش کل مجموعه تاثیر محسوسی بگذارد. بنابراین می توان گفت که در حال حاضر به همان اندازه ای رشد می کند که در گذشته رشد می کرده و از روند رشد پایداری برخوردار می باشد. اگر بخواهیم احتمال اول - یعنی همان جهان بسته – را در نظر بگیریم، گسترش کهکشان ها در گذشته باید خیلی کند تر از حال حاضر می بوده تا یک چنین انفصال هایی مابین کهکشان ها ایجاد می دشده، و بر طبق این نظریه یک ابر نو اختر که در حال فاصله گرفتن از ما می باشد، باید در فاصله خیلی دورتری از ما قرار می گرفته ، و از آنجایی که واگرایی مدارها از یکدیگر با سرعت بالاتری انجام می گرفته (با توجه به فاکتور زمان) در آن شرایط لازم نبوده که این نوع گدازه ها خیلی از مدارها دور می شدند تا به مرحله ایجاد پرتو قرمز برسند. با این حال آیا می توان اظهار داشت که یکی از این دو احتمال می توانند علل ایجاد جهانی که ما در آن زندگی می کنیم را توضیح دهند؟ نه! البته می توان احتمال دوم یعنی همان جهان "باز" را نیز مورد بررسی قرار داد، اما باز هم ابر نو اخترها در فاصله بسیار زیادی از ما قرار گرفته اند و فضا نوردان معتقدند که اگر از ابتدا هم یک چنین سرعتی را می داشتند باز هم نمی تواستند در حال حاضر با یک چنین فاصله ای از ما قرار بگیرند، اما جهانی که ما در آن زندگی می کنیم ابتدا یک انفجار عظیم اولیه را داشته و سپس یک دوره کند شدن در رشد را شاهد بوده، اما پس از چندی بر میزان رشد آن افزوده شده و همین امر سبب پدید آمدن کهکشان های مختلف و جدا شدن آنها از یکدیگر شده.

پس آیا هر دو احتمال جهان هستی را توصیف میکنند؟ خیر! نزدیک ترین فرضیه به واقعیت، جهان "باز" میباشد. به هرحال ابرنو اختران بسیار کم نورند - به این معنا که آنها به اندازه ای دورند که حتی آن مدل به ابر نو اختران اجازه نمی دهد تا جایی که ستاره شناسان امکان مشاهده آن را دارند ،جابجا شوند. جهان واقعی ما میبایست پیش از مدت زمان انبساط خود مقداری تعلل نموده و سپس به مرحله گسترش وارد شده باشد و بدین ترتیب اجرام و کهکشانها از یکدیگر فاصله گرفته اند.









حال باید پرسید که چه چیز می تواند سرعت آنرا تسریع بخشیده باشد؟ مطمئناً هیچ چیز در تجربه های زمینی ما وجود ندارد که چنین امکانی را برای ما فراهم آورد که بتوانیم پاسخ به این پرسش را به طور عینی دریابیم. این درست همان جایی است که تئوری تراکم پا به عرصه گیتی می گذارد. از عمر این نظریه چیزی در حدود دو دهه میگذرد و پیرو این نظریه توجیه می شود که نوعی انرژی وجود دارد که سبب گسترش فضا می شود. این انرژی با نیروی جاذبه رقات می کند - البته نه با مقیاس های داخلی. به هر حال این نوع انرژی بر نیروی جاذبه چیره می شود! نیروی جاذبه قصد از بین بردن این انرژی دارد. انرژی فوق را می توان با نام نیروی خلا و یا انرژی که در معادله جهان پایدار انیشتن "دینامیک هستی" ذکر شده، نام برد. نیروی خلاء همواره در تلاش برای افزایش کالبد گیتی است و همه چیز را با یک نیروی گرانشی از هم می راند. اولین طرح پیشنهادی برای مدل تراکم این است که در ابتدا این انرژی بر نیروی جاذبه موجود در اجرام غلبه کرده و سبب پدید آمدن انفجار در دنیا و به واسطه آن پدید آمدن جهان ما شده است.

به نظر می رسد که تصاویر موجود از تراکم های ابتدایی تعداد کثیری از حقایق موجود در رابطه با جهان هستی را به خوبی تشریح می کنند، و خیلی جالب است چراکه هر چقدر مشاهدات بشر کامل تر می شوند، تطابق آنها با تئوری تراکم افزایش پیدا می کند. نظریه دیگری که پیامون این مبحث مطرح می شود بدین شرح است که جهان در ابتدا صاف بوده و هیچ گونه انحنایی نداشته، شاید کمی عجیب به نظر برسد اما سنجش های اخیر پیرامون اختلالات موجود در تابش های پس زمینه ایی امواج مغناطیسی مایکرو، این نظریه را استدلال می کنند.

این امواج مایکروویو از میلیون ها قبل که جهان به صورت یک توپ گرد و آتشین و داغ بوده به جا مانده اند. ما یک سطح از آنرا می دیدیم همانطور که "سطح" خورشید را می بینیم. ما نمی توانیم درون خورشید و یا حتی تکه ابری را که در آسمان است ببینیم، دلیل این امر هم آن است که نور در حال انتشار است و به ما اجازه دیدن داخل اجرام از فاصله زیاد را نمی دهد. مانند خورشید که دارای نقاط متعددی می باشد، پخش شدن کره داغ و آتشین هستی به واسطه متمرکز شدن مناطق مختلفی که داغ تر، سرد تر، متراکم تر و یا دارای تراکم کمتری بودند، پیدید آمده. سطوح موجود در نظام هستی به وسیله امواج آگوستیک از یکدیگر دور شده و مسافت های زیادی را طی نموده اند، و این درست زمانی است که چیزی در حدود نیم میلیون سال از عمر جهان می گذشته. اندازه این اختلالات به ما یک خط کش می دهد! امواج مدت ها پیش به مسافت های بسیار دور دست گسیل داده شده اند.









اجرام آسمانی متفاوت دارای اندازه های متفاوتی نیز می باشند. ارتباطی که میان اندازه واقعی و فاصله آنها از ما وجود دارد از طریق هندسه فضایی قابل پیش بینی است. برای محاسبه چگالی جهان هستی نیز مشکلاتی مطرح می شود. اگر بخواهیم چگالی جهان را با کلیه مواد و اجرام موجود در آن محاسبه کنیم، میزان کلی سایز همه کهکشان ها تغییر پیدا می کند. از سوی دیگر در نظر گرفتن یک جهان خالی نیز به نوبه خود مشکل ایجاد می کند. در نظر گرفتن یک دنیای مسطح، هم تصویر جدیدی را ایجاد می کند و هم مشکلات دیگری را با خود به همراه می آورد.

اما همه داستان این نیست. تئوری تراکم به وضوح اثبات می کند که چگونه اجرام کوچک می توانند به مرور زمان بزرگتر شوند و همچنین به ما می گوید که برای بوجود آمدن یک حجم انبوه به چه میزان اجرام کوچک تر نیاز است. این تئوری همچنین تضاد قدیمی در مورد این مطلب که کهکشان ها با چه سرعتی از هم دور می شوند را نیز اثبات می کند. ما همچنین می توانیم با توجه به رفتارهای کهکشان های مختلف، که در نوعی نیروی گرایشی غوطه ور هستند، میزان چگالی کلی جهان هستی را بدست آوریم. در این حالت به مقوله ای با نام "ماده سیاه" می رسیم که همان چگالی کلی جهان است. اگر جهان را مسطح فرض کنیم، آنوقت می توانیم این عدد را از جمع چگالی ماده و انرژی موجود در جهان بدست آوریم.

در چند سال اخیر نوعی همگرایی در مشاهدات مختلف به چشم می خورد. اکثریت قریب به اتفاق پژوهشگران بر این باورند که ما در جهانی زندگی می کنیم که تنها قادر به رویت حجم بسیاری پایینی از کل ماده موجود در آن هستیم که با شماهده کل کهکشان های موجود می توان گفت 25% آن برای ما قابل رویت است، و برای همین به آن "ماده سیاه" می گویند چراکه 75% از کل آن را هیچ کس تا کنون ندیده. از سوی دیگر انرژی گرانشی موجود در جهان نیز "انرژی سیاه" نام دارد و می توان گفت که این روزها میزان "انرژی سیاه" بر "ماده سیاه" غلبه می کند. باید توجه داشت زمانیکه "ماده سیاه" تبدیل به "انرژی سیاه" می شود، نوعی فوران رخ می دهد.

شاید تا حد بیشتری شیفته انرژی سیاه باشیم اما به هر حال باز هم احتمال بر این می رود که دلیل ایجاد نیروی گرانش فعلی که میان کهکشان ها وجود دارد، چیزی جدای از نیروی گرانش ابتدایی موجود در جهان هستی بوده باشد. مطمئناً میزان تراکم انرژی و مقیاس های زمانی در حال حاضر با گذشته تفاوت چشمگیری می کند، اما اگر بتوانیم مکانیزم تسریع گسترش و تراکم اجرام اسمانی را دریابیم، مطمئناً قادر خواهیم بود تا به پرسش علل ایجاد این سرعت در تراکم نیز پاسخ دهیم.

به هرحال سناریوی پیچیده ای است! با توجه به نظریه تراکم، حجم عالم هستی را چه مقدار می توان تخمین زد؟ این سوال در درک این مطلب که چه چیزی در ورای مرزها نهفته است، بستگی دارد. آیا می توان با سایر قسمت های این گیتی ارتباط برقرار کرد یا خیر؟ نباید همه چیز را به حدس و گمان واگذاشت. در حقیقت چیزی که ما در فراروری خود می بینیم، تنها ذره کوچکی از افقی است که تلاش برای درک آن داریم.

به نقل از سایت مردمان

7:

راستی تینای عزیز اگه در مورد این موضوع واقعا مطلب لازم داری و قراره تحقیقی چیزی بدی،ضربتی کار کنم و از دوستانم کمک بگیرم؟؟؟

8:

بابا مگه صحبتای منو نخوندید
اگه کسی نمخوات با من مباحثه درون کهکشانی کنه خوب من دیگه نمی یام
فکر می کردم اینجا لااقل یه آدم با مرام چیز فهم پیدا بشه
اما اینجا هم فقط نظرات خودشون م ی نویسنو به کار دیگران کاری ندارن
ما که رفتیم ولی اگر خواستین بر می گردم
فونیکس جان لا اقل تو که انقدر دم از علم می زنی
با اون آواتورت یه نظری می دادی
با سپاس
اژدهای آزاد
تینا جون ما رفتیم بای

9:

اژدهای عزیز من کمتر با بچه ها بحث علمی می کنم و بیشتر کمکشون می کنم!
ولی خب اگه از موضوعی چیزی بدونم،حتما بحث می کنم.گرایش من در علم آسمان بیشتر در زمینه نجوم و آسمان شب هست.خیلی کمتر با فضا،فضای بین ستاره ای،سیاهچاله ها و شبیه این ها مواجه شدم.در ایران هم همین جوری هست.اکثرا به نجوم می پردازن تا به فضا.
ولی خب ناراحت نشو!یک موضوع راه بنداز.یک کاریش می کنم.حالا یا از دوستام کمک می گیرم و یا اطلاعاتی از جاهای دیگه کسب می کنم.
پس بگرد تا بگردیم!!!

10:

دوستم فونیکس قصد جسارت نداشتم و نمی خوام شما را به زحمت بندازم
بهتره همان بحث اولیه تینا جون رو ادامه بدیم
عظمت کائنات تا چه حد است؟
راستی دوستان دوست دارم نظرات خودتان را هم در این باره بشنوم نه دیگران
چون به هر حال تمام اینها نظریه است و در باره ماوراء سخن گفتن است
البته در سخنانمان کمی هم از علم روز استفاده می کنیم برای اثبات برخی از گفته هایمان .
آیا با این فرضیه که آب اولین مایه بوجود آمده بوده و بعد خاک و گاز از آن ساختار یافته
آنهم بوسیله حرارت یافتن قبول دارید ؟
این فرضیه منه و بحث درباره آن رو دوست دارم شما اول شروع کنید
با سپاس
اژدهای آزاد

11:

منتظر نظرات و عقاید من در روزهای آینده باشید!!!

12:

تینا جان شما در مورد مبحث خودتان نظریه ای ندارید
با سپاس اژدهای آزاد

13:

تینا شما موارد و خواسته هاتو به صورت موردی لیست کن.نه اینطور کلی!
تا من اونو هم در گروه سپهر نیلگون و هم در گروه سازمان فضایی ایران مطرح کنم تا اگه بچه ها تونستن جواب بدن.

14:

از نظر بنده جهان بینهایت است

15:

دوست من فعلا بحث در مورد آغاز جهان هستی است اون هم در مورد نظریه من که آب اولین مایه بوجود آمده بوده و بعد خاک و گاز از آن ساختار یافته آنهم بوسیله حرارت یافتن قبول دارید ؟
نه گستردگی اون
بعدا در اون باره هم بحث می شه حالا اگر نظریه ای در این خصوص دارید
ارائه دهید
با سپاس
اژدهای آزاد

16:

ميگم تينا جون نميشه بچه ها بيان اينجا در مورد قيافه و شخصيتشون بگن؟
حالا چرا عصباني ميشي؟
من فقط نظرمو گفتم آخه احساس ميكنم كه بايد كمكت كنم

17:

نخیر چون تو باعث شدی اونو ببندن این یه تایپک جدیه نه اینکه شوخی دوس ندارم اینجا حرفای پوچ بزنی

18:

خوب حالا مگه چي شده كه قيافتو اينجوري ميكني
باشه منم تو بحث جدي كمكت ميكنم
گفتي بحثت چي بود؟
آهااااا در مورد گيتي بود
ميرم ميگردم ببينم كي مطالب در مورد گيتي نوشته برات ميدوزدم
ميارم ميزنم اينجا
خوبه؟

19:

اره خوبه

20:

خوب حالا اين همه خوشحال نشو
همين كارارو ميكني ميان در تاپيكتو ميبندن

21:

رابرت جان خوش آمدی اما شوخی تمام
اینجا مسائل بین پسرا ودخترا نیست
جدی باش لطفا
با سپاس
اژدهای آزاد

22:

توضیحاتی پیرامون فرضیه خودم در مورد اینکه "آب اولین مایه بوجود آمده بوده و
بعد خاک و گاز از آن ساختار یافته ،آنهم بوسیله حرارت یافتن "
خوب با نگاهی به ذات جهان خودمان و اینکه هر شخصی می تواند به جرات بگوید
بدون آب زمین مرده و بی حاصل است ، من فرض خود را بر این نظریه قرار دادم
که عنصر اولیه خاک همان آب بوده که نیاز و وابستگی اون رو به خودش آنچنان نشان می دهد ، در نمونه ای هم می توانیم خودمان را که از خاک هستیم وآب و در کالبدمان روح قرار دارد که آنرا نمی توانیم با چشم ببینیم و تنها می توانیم احساسش کنیم و فرض کاملهو به یقین رسیده خودمان را در اینباره که روح است که در وجود این تن خاکی و آبی باعث حیات
در آن گشته را واگو داریم بهمانند فرضیه من می ماند . در اینجا خداوند همان ذات آب و ما خاک هستیم خداوند روح مطلقه و ما روح ساختار یافته و در آن فرضیه من زمین خاک و آب همان ذات علت است در وجود و ساختار زمین خاکی ، نظریه من بیشتر پایه بر نیاز و وابستگی این دو به یکدیگر را دارد
و هر چه در جهان هستی گشتم نتوانستم هیچ عنصری را جز آب ، علت و هسته اولیه پدید آورنده خاک وکره خاکی بدانم ، همانطور که نتوانستم برای خود و روح خود خدایی جز خداوند یکتارا بیابم و آنهم
به خاطر نظم آفرینش و سازگاریهای درون مخلوقات بود که تنها از یک خالق واحد بر می آید و لا غیر.خوب این گفته هایم اولین توضیحات من در این فرضیه است هر کس سئوالی دارد خوشحال می شم تا در این باره پاسخ گویش باشم .
ادامه صحبتهایم را در پست بعدی ارائه می دهم .....
با سپاس
اژدهای آزاد

23:

متاسفانه مطلبی که می خوام پست کنم در مورد نظریه اژدها نیست.اما قول می دم در هفته آینده اونو هم آماده کنم.
پس به مطلب بعدی نگاه کنین:

24:

به نام سرآغاز هستی

معذرت می خوام اگر در دادن جواب کمی تاخیر داشتم.قصدم این بود که ابتدا نظرات بچه ها رو ببینم.البته باور کنین وقت نداشتم.الان که دارم این متن رو می نویسم،ساعت از 2:30 نیمه شب گذشته. هنوز تایپ اون مونده!!!سوال تینای عزیز هم که واقعا کلی بود و من نمی دونستم این مبحث رو از کجا جمع و جورش کنم!سعی کردم به زبان ساده بنویسم.ولی این سوال حتی قضایا و نظرات مهم اختر فیزیک رو هم به چالش می کشه!امیدوارم بعد از این پست این تاپیک به نتیجه برسه.چون از این حد به بعد بحث واقعا تخصصی می شه و حتی ممکنه من هم نتونم اون طور که باید جوابگو باشم!!!

من شاید در یک پوست گردو زندانی باشم و خودم را پادشاه فضای بی نهایت به حساب می آورم.
شکسپیر (نمایشنامه هملت)
منظور جمله بالا اینه که بشر از نظر فیزیکی بسیار محدود است و از نظر ذهن و رویا پردازی به بی نهایت می ره!سوالاتی از قبیل:«آیا جهان بی نهایت است یا فقط خیلی بزرگ هست؟»،«آیا جاودانه است یا عمری دراز دارد؟» در ذهن اکثریت بشر شکل گرفته است.
در چند سال اخیر پیشرفت های چشمگیری داشتیم.اما هنوز تصویر کاملی نداریم.اما چیزی که بدیهی هست اینه که فضا همواره بزرگ و بزرگ تر می شود.این نظریه با ابزارهای غول پیکری مانند تلسکوپ فضایی هابل تایید شده.کهکشان ها به طور تقریبا یکنواخت در فضا قرار دارند.اما اکثریت جامعه دانشمندان در این فکر هستند که غلظت کهکشان ها در فاصله های بسیار دور کم می شود.البته این تفکر می تونه به این خاطر باشه که ما نمی تونیم کهکشان های دور دست رو ببینیم!با همه این اوصاف دانشمندان طرح دمبلی شکل بودن سیطره گیتی رو ارائه دادن.یعنی جهان مانند یک دمبل می مونه که هر چه به اطراف می ره،احتمال وجود کهکشان کمتر می شه.جالب این که دقیقا مانند نظریه ابر الکترونی در علم شیمی هست!در اتم احتمال وجود الکترون هر چه به اطراف می ریم،کمتر می شه.البته طرح دمبلی شکل مختص اتم ذراتی هست که اوربیتال های اون ها در حال پر شدن هست.می بینیم که جاه هستی چه در مقیاس میکروسکوپی و چه در جهان ماکروسکوپی دارای طرح یکتایی هست!
جهان در تقریبا در بعد مکان یکسان هست.ولی در بعد زمان در حال تغییر هست.این نظریه در اوایل قرن بیستم تایید شد.حالا بیایم این تغییر بعد زمان رو بیشتر بررسی کنیم:اگه قرار بود بعد زمان ثابت باشه، دیگه هیچ ستاره ای از بین نمی رفت و هیچ ستاره ای به دنیا نمی اومد،یعنی زمان بی نهایت بود!در این صورت فضا لحظه به لحظه گرم تر می شد و جالب اینکه در فضا همیشه نور بود.پس ما دیگه کلمه ای به نام شب نداشتیم و نمی تونستیم از آسمان شب لذت ببریم!چون سیاهچاله ای وجود نداشت که با جاذبه قدرتمندش بتونه نور ر و جذب کنه!این قضیه با نظریه فیلسوف (فکر کنم آلمانی) امانوئل کانت که اعتقاد داشت جهان همواره بوده،یک معما شده بود.اما برای بسیاری دیگه که عقیده داشتند جهان شبیه همین جهان امروزی فقط چند هزار سال قدیمی تر است،همخونی داشته.البته فکر کنم در دهه 1920 بود که هابل نظریات جنجالی خودشو اعلام کرد.اون کشف کرد که سحابی ها مجموعه ای از خورشید ما هستن که به خاطر فاصله بسیار دورشون،نور ضعیفی دارن که برای رسیدن به ما (نورشون) باید میلیاردها سال بگذره.پس آغاز جهان نمی تونه فقط چند هزار سال قبل باشه!اما هابل یک کشف عظیم تری هم داشت که می شه گفت جهان رو تکون داد!!!اینکه تقریبا تمام کهکشان ها از ما فرار می کنند!یعنی هر چه از ما دورتر باشند،تندتر فرار می کنند.یعنی در مقیاس بزرگ،هر کهکشانی در فرار از کهکشان های دیگه هست.پس جهان بزرگتر می شه!برای این نظریه باید تاثیر داپلر رو حتما توضیح بدم:تاثیر داپلر برای امواج صوت و نور قابل تعمیم هست.اگر کهکشان در فاصله ثابتی از زمین باقی بمونه،در قرارگاه استاندارد ضاهر می شه.اما اگر کهکشان از ما دور بشه،امواج دراز شده و یا کشیده ظاهر خواهند شد.اگر امواج به طرف ما بیان،پس امواج فشرده ظاهر می شن.هابل از این تاثیر،کمک گرفت.اینو حتما چند بار بخونین تا متوجه بشین.اگه باز هم نشدین،بگین تا توضیح بیشتری بدم.یادتون باشه این قضیه،در علم اختر فیزیک کاربرد زیادی داره.پس اگه متوجه نشدین،به هیچ وجه ناراحت نشین.هابل با استفاده از این تاثیر،روی کهکشان ها (به خصوص آندرومدا) تحقیق می کنه و با تجزیه تحلیل فراوان قانونی رو ثبت می کنه:تقریبا تمام کهکشان ها از ما دور می شوند؛با سرعت که متناسب فاصله آن ها از زمین هست.در نتیجه داریم:V=R*H.که H ثابت هابل نام داره و برابر با نسبت گسترش هست.
ما از طرفی با نظریه نسبیت عمومی مواجهیم.طبق این نظریه (که هنوز هم مخالفانی داره!) جهان با درجه حرارت و غلظت بی نهایت در یکتایی انجار بزرگ شروع شد که بهش بیگ بنگ می گن!به تدریج حرارت اون کاهش پیدا کرد.در یک صدم ثانیه بعد از انفجار حرارت به 100 میلیارد درجه می رسه و جهان بیشتر با فوتون ها و الکترون ها پر شده بود (خودم دلیل این رو نمی دونم!).3 دقیقه بعد جهان حدود 1 میلیارد درجه خنک تر می شه!این پیش بینی ها در حدود سال 1960 تا 65،وقتی که فیزیک دانان:زیاز و ویلسون پرتو زمینه مایکروویو هستی رو مشاهده کردن،تایید شد.(اگه کسی در مورد همین پاراگراف اطلاعات بیشتری داره،حتما بگه.).
بر می گردیم به بحث خودمون.فقط می خواستم موضوع بحث بعدی رو پیشنهاد بدم.چون بحث خوبی می تونه بشه!البته در ادامه نظریه انیشتین رو هم چاشنی قرار می دیم.
پروفسور هاوکینگ و همکارش پن روز تایید می کنن که جهان از یک انفجار بزرگ پدید می یاد و این همون دلیل اصلی تاریک بودن آسمان شب هست:زیرا هیچ ستاره ای نمی تونه بیش از 10 تا 15 میلیارد سال از زمان انفجار بزرگ عمر بکنه.البته بماند که شوروی و کمونیست عقیده داره که جهان آغازی نداره و منشا اون از حیطه علم خارجه و به متا فیزیک و مذهب مربوط می شه.اما نه ما کمونیست هستیم و نه می تونیم جلوی ذهن فعال خودمون رو بگیریم!می تونیم؟
در صحبت هام اول اومدم نظر خودم و چیزی که الان مورد تایید دانشمندان هست رو گفتم.بعد اومدم اونو از زوایای مختلف تقریبا بررسی کردم.البته به زبان ساده.دیدیم که هنوز افرادی هستن که با حجیم شدن (اگر واژه درستیانتخاب کرده باشم!) جهان مختلفن.اما واقعا تصور و درک بزرگ تر شدن گیتی سخته. متاسفانه وقت خالی ندارم که بتونم براتون اشکالی ترسیم کنم تا راحت تر بشه به یک نتیجه رسید.
اگر باز هم فرصت کردم،این موضوع رو از جهت های دیگه براتون بررسی می کنم.فکر نمی کنم زودتر از یک هفته بتونم.تا اون موقع منتظر عقاید و نظرات شما هم در مورد این سوال و هم در مورد مطلب من هستم.
امین اسعدی (phoenix)
11/10/86

25:

اگه سوال و یا ابهامی در متن بود بگین تا بیشتر توضیح بدم.
در مورد پیدایش جهان هم مطلب نمی دم تا اینکه واقعا بدونم متن قبلی منو خوندین.احساس می کنم دوستان با توجه به اینکه به موضوع تاپیک علاقه مند هستن،ولی مطالب رو نمی خونن!

26:

فونیکس جان من خوندمش
اما در آن زمینه به گونه ای خودم سخن گفتم
اما شما کاملتر و علمی تر پاسخ دادین
اما الان بحث من چیز دیگری است
مطمئن باش کهم نآن رو خوندم و ممنونم
بقیه رو نمی دونم اما سئوال های کارشناسانه و
بحث انگیزی است که الان جای بازگو کردنش
نیست و بعدا در ادامه بحث خودم آنرا به شما می گویم
با سپاس
اژدهای آزاد

27:

اژدهای عزیز کاملا آماده هستم که سوالات و نظرات شما رو بشنوم.امیدوارم بتونم به همشون جواب بدم.
ممنون از اینکه متن منو خوندین.آخه در تالارهای علمی معمولا افراد متون طولانی رو نمی خونن.
منتظرم

28:

سلام فونیکس جان و با سپاس از توجه خاصتان به این تاپیک
د رمورد بزرگ و بزرگتر شدن فضا کاملا با شما موافقم و در نوشته های قبلیم کمی در این باره توضیح دادم
و نظریه خودمو گفتم ، نمیدونم شاید خوندیش ، بهر حال ....
من نظریه دمبیلی و مطابقت اونو با نظریه ابر الکترونیکی رد می کنم ، چون در ابر الکترونیکی هسته و مرکزوجود دارد ، ولی ولی در کهکشان نه ، اینچنین نیست یعنی هیچ کس تا به حال نتوانسته مرکزی برای آن تعیین کند که ما نظریه طرح دمبلی و ابر الکترونیکی را قبول کنیم ،و اینکه در اطراف کهکشانها کم می شوند و ازتعدادشان کسر می شود .آنها در نظریاتشان کهکشان ما را مرکز قرار دادند و دیگر کهکشانها را نسیت به آن می سنجند
این نظریه مزخرفه که دانشمندان اونو بیان داشتند ، با کمی منطق و علم ریاضی حتی شما می توانید آن را رد کنید زیرا در اصول و فرض و مبدا قرار دادن کهکشان ما در این حالت در ابتدا می بایست لا اقل یکی از طرفین معادله حل گشته باشد
منظورم اینه که ما نمی تنیم هم کهکشان خود و هم تمام جهان و کهکشانهای درون آن را فرض قرار دهیم. در اینصورت ما با این دو فرض این رابطه را بدست می آوریم که X=X1&X2 خوب این دیگه چه رابطه ای هست ما که نمیتونیم با دو فرض مجهول یک نظریه بدهیم در نظریه ای که بر طبق فرض باشه می بایست یک طرف معادله معلوم باشه و در
طرف دیگر آن معادله می توان یک فرض یا مجهول قرار داد به این صورت که X =A&X1 خوب
دراین معادله A همان معلوم است و X1 طرف نامعلوم و این درست می باشد .
دوست من ما نمی توانیم از دو مجهول د ریک معادله یک استنتاج و یک استنساخ گیری درستی انجام دهیم
آیا نظر شما جز این موضوع است ، اون دانشمندان دیگه خیلی وارد فرضیات شدند چون علم کمی دارند اما ما نباید هر فرظی را مطرح یا قبول کنیم ، بسیاری از فرضیات بعدا به شکست رسیدند یا بعدا تغییر کردند و یا تکمیل گشتند ، پس ما خود می توانیم در اینباره نظر درستی بدهیم که این نظریه نادرست است ، لااقل فعلاچون دلیل نامربوطی را شامل می شود .
در مورد نوشته تان در اینباره که جهان در بعد مکان یکسان است و در بعد زمان متغییر ، دوست من باید اذعان دارم که بازم دانشمندان اشتباه گفتند لااقل در این نوشته شما چون در یکجا به هر چه بزرگتر شدن فضا سخن بر زبانبر آوردهاید و در جایی دگر از سکون آن ، دوست من اگر فضا در حال گستردگی است پس این گسترش در مکان هم هست
وقتی یک بادبادک را باد می کنیم مکان و فضا را اشغال می کند ، درست است ، پدیده انجارات درون کهکشانی ودرست شدن ابر نو اختر ها دقیقا مثل این مثال بادبادک می مونه ، هر چه اون بزرگتر میشه قدرتش در درون بیشتر شده
اما قدرتش در بیرون و سطح آن کم شده و بالاخره می ترکد و این سرنوشت کهکشانها است . زیرا هر چه نیروی بیشتری مصرف می کنند
و آن هم باعث گسترش و بزرگی کهکشانها می گردد از طرف مقابل نیروی درونشان رو به کاستی است و به مانند خورشید و دیگر ستارگان
دیگر عمرشان در زوال پیش می رود .
پس هم مکان و هم زمان هر دو با یکدیگر در حال تغییر هستند و نمی توان گفت در بعد مکان یکسان است و غیر متغیر
درسته دوست من .
می بخشید اما فعلا بقیه مطالب را بعدا می گویم چون زمان ندارم و باید به مطلبی دیگر برسم
باز هم از این نوشته تان سپاسگذارم دوست من
نمیدونم این تینا تیتی چیکاره است تو این تاپیک اما تا حالا که نظری نداده بابا تینا جون شما هم یکم نظریه بده ؟
با سپاس از فونیکس عزیز و تینا جان
اژدهای آزاد

29:

تینای عزیز من باید از تو تشکر کنم.چون بحث رو تو شروع کردی و باعث شدی برای اولین بار در هم میهن از بحث کردن لذت ببرم.
اژدهای عزیز به زودی متن جدید خودم رو ارائه می دم.احتمالا آغاز هفته آتی باشه.

30:

به نام سرآغاز هستی

در ابتدا باید اعتراف کنم که هیچ گاه در هم میهن به این اندازه از بحث کردن در هم میهن لذت نبردم!از تینای عزیز به خاطر شروع این بحث واقعا سپاسگزارم.اژدهای عزیز مایلم بیشتر با شما آشنا بشم.آخه در مدت 5 ماهه حضورم در هم میهن به 2 نجومی واقعی برخوردم که فقط برای عشق به دونستن در تالار نجوم پست می زدن!امیدوارم شما و تینا سومین و چهارمین باشین!پس اگر سابقه ای در این علم دارین، حتما بیان کنین.
در این متن بحث جدیدی رو شروع نمی کنم.فقط اشکالاتی رو که اژدها از متن قبلی گرفته رو بیشتر بررسی می کنم:
اول اینکه هر نظریه ای با پیشرفت علم می تونه اشتباه باشه و تا حالا نظریات کمی واقعا در حد یک واقعیت اعلام شدن.حتی نظریه نسبیت انیشتین رو عده ای رد می کنن!
در مورد نظریه دمبلی شکل بودن جهان هستی باید بگم من کاملا باهاش موافقم!از 2 جهت می شه به قضیه نگاه کرد.اول اینکه هسته اتم رو می تونیم ابتدای جهان در لحظه انفجار بزرگ فرض کرد.در اون لحظه غلظت جهان بسیار زیاد و حجمش کم بوده.بعد از اون لحظه کهکشان ها به اطراف پراکنده شدن و هر چه به اطراف می رفتن غلظتشون کمتر می شد.کهکشان ها چه با سرعت زیاد و چه با سرعت متغیر (شتاب ثابت) از هم دور بشن،چون در همه جهات حرکت می کردند (با فرض کروی بودن جهان)،می تونیم بگیم که در فاصله های دورتر غلظتشون کمتر می شد و می شه!در مورد شکل جهان بعدا مختصری صحبت می کنم.این از جهت اول.از نگاه دوم می تونیم کهکشان خودمون رو هسته اتم فرض کنیم.در این صورت هم،می شه گفت این نظریه درسته!طبق ثابت داپلر (که در متن پیش مختصر توضیحی در موردش دادم.ولی در انتها باز هم توضیح می دم.) اکثر کهکشان ها از ما دور می شوند.این طوری می شه گفت ما هسته هستیم!ولی خب در مورد همون تعداد کم کهکشانی که به ما نزدیک می شوند،این مورد درست نیست.البته باز هم شکل جهان هستی اهمیت پیدا می کنه!مختصری می گم تا پی ریزی بحث بعدی باشه!برای مثال ما در کهکشان راه شیری قرار داریم.اکثر کهکشان ها از ما دور می شن.حالا اگر در کهکشان آندرومدا باشیم،بقیه از ما دور می شن.پس به همین ترتیب در کهکشانی که باشیم،بقیه از ما دور می شن.یعنی اینکه جهان نمی تونه شکل ثابتی (برای مثال کره) داشته باشه!شاید شکل جهان شبه کره بتونه باشه!مگر اینکه کهکشانی وجود داشته باشه که بقیه کهکشان ها به اون نزدیک بشن!باز در این صورت هم نظریه ابر الکترونی نقض می شه و هم نسبیت انیشتین!و ما به دورانی خواهیم رسید که مثل انفجار بزرگ شویم.یعنی دوباره به یک نقطه جذب می شویم!البته جمله اخیر فرضیه ای است که هنوز بین دانشمندان قابل بحث هست.البته برای پایان جهان!پس شکل جهان واقعا مهم هست.اما این بحث باشه برای حل و فصل شدن موارد فعلی.فقط بهتون یک خبر خوش رو بدم:روز 1 شنبه با یک استاد ریاضی قرار ملاقات دارم.قصد دارم با ایشون در مورد شکل جهان هستی با توجه به فرضیات موجود، صحبتی داشته باشم.اگر هم بتونم با یک کارشناسی ارشد اختر فیزیک بحثی خوام داشت!!!
[FONT='Arial','sans-serif']نظریه ثابت بودن مکانفقط تا اوایل قرن بیستم اعتبار داشت!چون بعد از اون 3 نظریه محکم نسبیت انیشتین،تاثیر داپلر و ابر الکترونی اون رو رد کرد!
دیدین که مباحثی رو پیش کشیدم و باز اون ها رو نقض کردم!این کار فقط برای این بود که ذهن دوستان فعال بشه و بتونن نظریت خودشون رو بهتر ارائه بدن.
می خواستم طولانی ننویسم.ولی خب شد!امیدوارم برای مسائل کنونی به یک اجماع برسیم تا بتونیم به موارد بعدی هم برسیم.البته همه مون به یاد داشته باشیم که امکان اینکه در اخترفیزیک به اختلافات رسید،خیلی زیاده!پس نگران قانع کردن هم باشین.ولی نه خیلی زیاد!اینجا جایی هست که به بقیه نظرات و افکارمون رو بگیم و اینکه بدونیم در دنیای اطرافمون چی می گذره.هیچ کس نمی تونه به پیشرفت علم کنه،مگر خودمون.
به امید پیشرفت تالار نجوم هم میهن و هم میهنی!


امین اسعدی
14/10/86

31:

اینکه تقریبا تمام کهکشان ها از ما فرار می کنند!یعنی هر چه از ما دورتر باشند،تندتر فرار می کنند.یعنی در مقیاس بزرگ،هر کهکشانی در فرار از کهکشان های دیگه هست.پس جهان بزرگتر می شه!برای این نظریه باید تاثیر داپلر رو حتما توضیح بدم:تاثیر داپلر برای امواج صوت و نور قابل تعمیم هست.اگر کهکشان در فاصله ثابتی از زمین باقی بمونه،در قرارگاه استاندارد ضاهر می شه.اما اگر کهکشان از ما دور بشه،امواج دراز شده و یا کشیده ظاهر خواهند شد.اگر امواج به طرف ما بیان،پس امواج فشرده ظاهر می شن.هابل از این تاثیر،کمک گرفت.اینو حتما چند بار بخونین تا متوجه بشین.اگه باز هم نشدین،بگین تا توضیح بیشتری بدم.یادتون باشه این قضیه،در علم اختر فیزیک کاربرد زیادی داره.پس اگه متوجه نشدین،به هیچ وجه ناراحت نشین.

فونیکس جان دستت درد نکنه یعنی ما انقدر کم عقلیم داداش
هر کی میات تو یه همچین تاپیکی لا اقل باید کمی عاقل باشه
خوب این نظریه که خیلی پیش پا افتاده است ، تازه به زبون
ساده تری هم من می تونم برات اونو توضیح بدم ، اینجوری
میشه و به مثال جزر و مد دریا می مونه ، بعضی ها فقط می دونن
وقت مد آب دریا بالا میات و موقع جزر آب دریا پایین میره ، خوب این
تقریبا همون نظریه دوستمان داپلر جونه میدونید وقتی که ماه از سیاره ما
دور میشه مد بوجود میات به اینگونه که نیروی گرانشی زمین به طرف
ماه کشیده می شود و مثلش هم مثل این می مونه که اگر میدان گرایش زمین را دایره وار بدانیم با دور شدن ماه از زمین آن دایره به شکل بیضی تغییر شکلمی دهد و به سمت نیروی کشانی گرایشی ماه کشیده می شود و در حالت دیگر وقتی ماه در مدار زمین و در هنگامه چرخشش به دور زمین به ، کره زمین نزدیک می شود نیروی گرایشی زمین را فشره میسازد و بنابر این جزر بوجود می آید و نمودار دایره شکل میدان گرایشی زمین رو از دو سمت به داخل فرو می برد .
خوب این مطلب آقای داپلر اونقدرها هم سخت نبود که من نتونم بفهمم، درسته ؟

خوب حالا کهکشان را زمین و امواج رو نیروی گرانشی فرض میکنیم وهمان نظریه در می آید به همین سادگی .
بازم ممنونم از این نوشته سودمند و موثرتان عالیه باعث میشه تا انسان بیشتر فکر کنه
با سپاس
اژدهای آزاد

32:

نظریه ثابت بودن مکانفقط تا اوایل قرن بیستم اعتبار داشت!چون بعد از اون 3 نظریه محکم نسبیت انیشتین،تاثیر داپلر و ابر الکترونی اون رو رد کرد!
دیدین که مباحثی رو پیش کشیدم و باز اون ها رو نقض کردم!این کار فقط برای این بود که ذهن دوستان فعال بشه و بتونن نظریت خودشون رو بهتر ارائه بدن.
دوست من در اینجا نقل کردی که من در مورد نظریه یکسان بودن مکان درست گفتم ، ولی چرا در پایان بحث هات انقدر می نویسی دوستان نظریاتشون
رو درست تر ارائه بدن ؟




را ستی شما که باز دباره برای نظریه دمبلی خودتون که ازش دفاع می کنین دو فرض رو در یک معادله قرار دادین واین درست نیست باز
هم میگم اشتباهه ، اگر دوست دارید زیاد با فرضیات بازی کنید پس زیاد روی آنها پا فشاری نکنید .
به هر حال اگر درست گفته باشید ما می توانیم با قرار دادن دو فرض در یک معدله به کشف و نظر ردادن در مورد تمام ندانسته هایمان
بپردازیم و روی آن پا فشار ی کنیم ، لطفا نظر من رو درستر و کلی تر بخوانید و بعد نسبت به اون نظر بدید من نمی گم نظر شما
رو قبول ندارم میگم اگر درست میگید و اون دانشمند درست گفته پس نظریه منو هم حل کنید که آیا می شود با دو فرض یک معادله را حل کرد یا نه ؟
بازم ممنون که توجه به نوشته های من دارید .
راستی من علم زیادی ندارم و تنهتا علم من به صورت پر کاهی در دهان مورچه ای است

با سپاس از فونیکس عزیز(امین اسعدی)
اژدهای آزاد

33:

عالم ذرچیست؟
در آموزه های اسلامی از عالمی سخن به میان می آید که همه انسانها در آن عالم متولد شدند. سپس در آن عالم خداوند از آنها پیمان گرفت. که به روز الست مشهور است. آدمی از آن عالم به عالم خاک منتقل می شود. البته تولد در این عالم با فراموشی از عالم ذرهمراه است. ما از چند و چون عالم ذرآگاه نیستیم. آیا عالم ذر عالم آگاهی و اندیشه است؟ اگر نباشد چنین، پیمان گرفتن خداوند معنی ندارد. آیا سیر تکاملی بشر در عالم ذر شکل می گیرد؟ اینکه انسان صاحب استعداد است، در واقع زمینه های آموزشی او در عالم ذر است؟ انسان در عالم ذر چه زندگی ای را تجربه می کند؟ هزاران سئوال نا دانسته هست، که ما را به کنکاش در مسائل عالم ذر ترغیب می کند. به نظر می رسد، آنهایی که با ارواح و اجنه ارتباط دارند، یا مدعی ارتباط هستند، از ارتباط با موجودات عالم ناتوانند. مثل اینکه اصلا آگهی ندارند. عرفا وصاحبان سیر و سلوک تا آنجا که بررسی توانستیم در درک مسئله و تاثیر بر عالم ذر ناتوان می نمایند. شاید آیندگان به این مقوله دست یابند.

34:

زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد داغ و نیمه مذاب بود. بتدریج عناصر سنگینتر ته‌نشین شده و هسته فلزی را بوجود آوردند و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت چند میلیارد سال ، زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت ، جو زمین شکل گرفت و اقیانوس بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز هم ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده ، دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

حرکت زمین به شکل یک پوسته سنگی متشکل از 12 صفحه مجزاست. هر یک از قاره‌ها روی یک یا چند صفحه قرار گرفته‌اند. این صفحات با سرعتی شبیه به سرعت رشد ناخنهای انسان در حال حرکت هستند. صفحه‌های جامد ، روی سنگهای نیمه مذاب به حالت شناور هستند که خود این سنگهای نیمه مذاب توسط جریانهای داغی که از هسته فلزی زمین فوران می‌کنند، تکان خورده و باعث حرکت صفحه‌ها در سطح زمین می‌شوند.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟




چهره متغیر زمین

250 میلیون سال پیش ، سه تکه بزرگ خشکی بهم نزدیک شدند و یک خشکی بزرگ بنام پانجیا را بوجود آوردند. بعد از مدتی دریای تتیس این خشکی عظیم را به دو قسمت لوراسیا و گندوانلند تقسیم کرد. 120 میلیون سال پیش اوراسیا از هم شکافت و آمریکای شمالی از اروپا جدا شد. گنوانلند نیز شکافته شد و در نتیجه هندوستان به سمت جنوب آسیا حرکت کرد. قاره‌ها همچنان به حرکت خود ادامه داده و به این شکل کنونی که می‌بینیم در آمدند. ظرف چند میلیون سال آینده قاره آمریکا به حرکت خود در سمت غرب ادامه داده و قاره آفریقا به اروپا و آسیا ملحق خواهد شد.

حیات در زمین

اولین موجودات زنده حدود 3.8 میلیارد سال پیش و اولین دایناسورها حدود 150 میلیون سال پیش در زمین ظاهر شدند. حدود 65 میلیون سال پیش نسل داینوسورها از بین رفت(انقراض دایناسورها). یکی از عوامل انقراض داینوسورها برخورد یک شهاب سنگ به زمین و پر شدن جو زمین از غبار بود. در چنین شرایطی نور و گرما به زمین نرسیده و یک دوره کوتاه یخبندان باعث مرگ داینوسورها بر اثر سرما و گرسنگی شده است. اگر همه تاریخچه زمین را در 24 ساعت خلاصه کنیم، نخستین انسانها در 2 ثانیه مانده به نیمه شب ظهور خواهند کرد.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟




زمین و عقاید

یونانیها که پیشروان علم بودند، در قرن ششم قبل از میلاد ، زمین را کروی و ثابت فرض می‌کردند و اکثر تمدنها معتقد بودند که جهان ، زمین مرکز است. ولی بطلیموس ستاره شناس یونانی بیشتر از سایرین بر این اندیشه معروف معتقد بوده است. در جهان زمین مرکز ، زمین در مرکز عالم قرار داشته و خورشید و سیارات و ستارگان حول آن می‌گردند. سالها بعد معدودی از متفکران یونانی مخصوصا آریستار خوس اندیشه زمین مرکزی بودن دنیا را زیر سوال بردند. ولی کتاب بطلمیوس المجسی بر علم آن زمان سیطره داشت و مانع از قبول نظر آریستارخوس شد. تا اینکه در سال 1543 نیکلا کپرنیک ستاره شناس لهستانی ، مرکزیت را از زمین گرفته و به خورشید داد.

35:

متاسفانه منظور منو متوجه نشدین.من اصلا نمی گم که کسی اینجا بیشتر می فهمه.فقط در مباحث مربوط به جهان باید بتونیم درک خوبی از فضای سه بعدی داشته باشیم.
در ضمن ثابت داپلر در مورد نیروی گرانش فکر نمی کنم قابل تعمیم باشه.یعنی نظریه داپلر فقط نسبت بین سرعت و طول موج رو بیان می کنه و به نیروی گرانش بی ارتباط هست.

36:

از شما خواهش می کنم که معادله خودتون رو کاملا توضیح بدین.من جایی رو که متوجه نشم،بدون خجالت می گم متوجه نشدم.
من منظور شما از معادله 2 مجهوله رو متوجه نشدم.اما دو نظریه ای که در مورد دمبلی شکل بودن ذرات و کهکشان ها داده بودم،واقعا واضح بود و من مجهولی رو در اون ندیدم!
منتظرم.

37:

متن جالبی بود.من فکر می کنم که ما می تونیم علم رو وابسته به جهان بدونیم.یعنی از لحظه پیدایش جهان تا نابودی اون رو می تونیم به وسیله علم بررسی گنیم.فقط نیاز به پیشرفت علم داریم.البته تا این لحظه به چیزهای زیادی دست پیدا کردیم که گذشتگان اونو بی ارتباط با علم می دونستن!
به نظر من قبل از پیدایش جهان و بعد از نابودی اون به متافیزیک و مذهب مربوط می شه.

38:

به نظر من بهتره مسائل رو یکی یکی بررسی کنیم.اول از پیدایش جهان شروع کنیم.بعد به کهکشان ها برسیم.بعد نابودی اون رو بررسی کنیم. بعد ....
به زمین هم از آخر برسیم.بهتره محل زندگیمونو از آخر بررسی کرده و بیشتر به اون اهمیت بدیم.
با این اوصاف فعلا جوابی درباره این پست نمی دم.ولی خب از اون واقعا لذت بردم.به طوری که در آرشیو خودم ذخیره کردم.فقط اگه امکان داره تینای عزیز منبع مطلب رو به وسیله پیغام خصوصی برام بفرستین.
با تشکر
امین اسعدی

39:

مقدمه

زمین ، سومین سیاره نزدیک به خورشید و بزرگترین سیاره در میان سیارات درونی است. ساختار درونی زمین مثل سایر سیارات درونی از یک هسته داخلی و یک هسته خارجی به همراه لایه‌های مذاب و نیمه مذاب و سنگی جامد تشکیل یافته است. هسته داخلی فلزی و جامد بوده و توسط هسته خارجی که فلزی و مذاب است، احاطه شده است.



سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
فاصله متوسط از خورشید60.149 کیلومتر قطر استوا12756 کیلومتر مدت حرکت وضعی93.23 ساعت مدت حرکت انتقالی26.365 روز سرعت حرکت انتقالی79.29 کیلومتر در ثانیه دمای سطحی55 تا 70 درجه سانتیگراد جرم (زمین = 1)00.1 چگالی متوسط (آب = 1)52.5 جاذبه (زمین = 1)1 تعداد قمر1





زمین شرایط بسیار منحصر بفردی دارد. هیچکدام از سیارات دیگر آب مایع و جو پر اکسیژن نداشته و حیات در آنها وجود ندارد. تکامل تدریجی زمین که 4.5 میلیارد سال طول کشیده است، همچنان بطور طبیعی و نیز بر اثر فعالیتهای انسان ادامه خواهد داشت. همچنین چگالی زمین از تمام سیارات دیگر بیشتر است.
زمین در آغاز شکل گیری
  • در اوایل پیدایش منظومه شمسی ، ذرات ریز غبار موجود در قرص خورشید که عمدتا از گاز و غبار تشکیل شده بود، پس از برخورد به هم چسبیده و اجسام بزرگ و بزرگتری را بوجود آوردند. بدین ترتیب چهار سیاره درونی از این ذرات شکل گرفتند.
  • 4.5 میلیارد پیش ، زمین دارای سطحی داغ ، قرمز و نیمه مذاب بود. پس از گذشت میلیونها سال ، سطح زمین شروع به سرد شدن نمود و پوسته جامدی ، به دور زمین بوجود آمد. گازهای داغ و مواد مذاب از لایه‌های زیرین و از طریق دهانه‌های آتشفشانی بیرون زده و جو ضخیم زمین را بوجود آوردند. در همین مدت شهاب سنگهای زیادی به سطح زمین خوردند و هزاران گودال شهاب سنگی را در سطح زمین بوجود آورد. و مقدار زیادی غبار به جو زمین اضافه کردند.
  • پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. کره زمین به تدریج به شکل کنونی درآمده است.


سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟ زمین در آغاز شکل گیری
با سرد شدن زمین ، شرایط لازم برای
پیدایش حیات در آن فراهم شدند.

نحوه پیدایش و تکامل زمین

زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد بسیار داغ و نیمه مذاب بوده که به تدریج عناصر سنگین‌تر ته‌نشین شده و هسته فلزی را به وجود آوردند ، و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت میلیاردها سال زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت، جو زمین شکل گرفت، و اقیانوسها بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز ادامه دارد. پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده و دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.
مشخصات زمین
  • زمین سیاره‌ای است منحصر بفرد ، دارای آب مایع و جوی که قسمت اعظم آن از نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده که تداوم حیات را ممکن می‌سازند. در منظومه شمسی ، زمین پنجمین سیاره از لحاظ بزرگی و سومین سیاره نزدیک به خورشید است. چگالی زمین از تمامی سیارات بیشتر است.
  • زمین در منظومه شمسی دو نوع حرکت ، وضعی و انتقالی دارد. در حرکت وضعی زمین در یک شبانه روز به دور خودش می‌چرخد و در حرکت انتقالی در یک سال مداری بیضی شکل حول خورشید را طی می‌کند (مدار زمین).


سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
کره مغناطیسی
  • با چرخش زمین به دور خودش ، چرخه‌هایی در هسته خارجی آن که از آهن مذاب تشکیل شده بوجود آمده ، جریانهای الکتریکی تولید می‌کنند. این جریانها باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی در فضای اطراف زمین شده و پوششی محافظ در اطراف آن ایجاد می‌کنند (کمربند تشعشعی زمین). این میدان که کره مغناطیسی نامیده می‌شود، زمین را در برابر جریانهای سریع ذرات باردار بادهای خورشیدی محافظت می‌کند.
  • بعضی از این ذرات در دو نقطه میدان مغناطیسی به نام کمربندهای «وان آلن» به دام می‌افتد. کره مغناطیسی بیشتر بادهای خورشیدی را از زمین دور می‌کند، اما جریانهای ذرات باد خورشیدی آنقدر قوی هستند که قسمت جلویی کره مغناطیسی را مسطح نموده و باعث کشیدگی عقب آن می‌شوند.


سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
آینده زمین

از آنجا که حیات در زمین) وابسته به خورشید است، آینده کره زمین نیز به آینده خورشید وابسته خواهد بود. حدود 5 میلیارد سال دیگر ذخایر انرژی خورشید تمام شده و خورشید به یک غول سرخ تبدیل می‌شود و افزایش حجم می‌دهد. گرمای شدید حاصل از افزایش حجم باعث آب شدن یخ مناطق قطبی و بالا آمدن آب اقیانوس می‌شود. سپس جو زمین شروع به تبخیر می‌کند و گیاهان خشک آتش می‌گیرند. در چنین شرایطی امکان حیات در زمین کلا از بین می‌رود.
انتظار نجومی
  • شاید انسان در آینده بتواند قبل از وقوع فاجعه‌های فوق زمین را به جایی دورتر از خورشید منتقل کند.
  • شاید امکانات آینده ، انسانهای آن زمان به سیاره قابل سکونت دیگری کوچ کنند.
  • شاید بشر بتواند مانع از وقوع فاجعه‌های فوق در خورشید و زمین شود.
  • باید پنج میلیارد سال انتظار کشید.

40:

از شما ممنونم.مطالبتون بسیار خوبه.بهتر اینکه همراه با عکسه.اما خب ذکر منبع نداره.
راستی خواهش می کنم که اول به کهکشان ها و اطرافمون بپردازیم.بعد به زمین.
البته بعد از کهکشان ها باید به خورشید رسیدگی کنیم.چون طبق نوشته شما حیات زمین به خورشید وابسه هست.برای این مورد مطالب خوبی دارم.اما بعد از کهکشان ها!
ممنون
امین اسعدی

41:

مقدمه

کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شده‌اند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند.

اشکال کهکشانها بر اساس شیوه‌ای طبقه بندی می‌شود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.

کهکشان بیضوی

کهکشانهای نامنظم هیچ شکل یا ساختار منظمی ندارند، آنها دارای جرم بیشتری از کهکشانهای دیگر هستند و بیشتر ستاره‌های موجود در آنها دارای طول عمر کم و درخشان می‌باشند. با وجود اینکه بسیاری از کهکشانهای نا منظم در بر گیرنده نواحی تابان گازی هستند که ستاره‌ها در آنها شکل می‌گیرند، بیشتر گاز میان ستاره ای کهکشانها بایستی متراکم شوند تا ستاره‌های جدیدی بوجود آورند. حدود 5% از هزار کهکشان درخشان را کهکشانهای نا منظم تشکیل می‌دهند. این در حالی است که یک چهارم کهکشانهای شناخته شده نیز کهکشانهای نامنظم هستند.

کهکشانهای مار پیچی

کهکشانهای مارپیچی دارای بازوهایی هستند که شکلی مارپیچی در اطراف بر آمدگی مرکزی یا هسته ، قرصی ایجاد می‌کنند که چرخش هسته با چرخش بازوهای آن همراه می‌شود. جوانترین ستاره‌های کهکشانهای مارپیچی در بازوهای کم توده یافت می‌شوند و ستاره‌های کهن اکثرا در هسته متراکم قرار دارند. کهنترین ستاره‌ها در هاله‌های کروی پراکنده قرار دارند و اطراف قرص کهکشانی را فرا گرفته‌اند. بازوهای مذکور همچنین دارای غبار و گاز فراوانی هستند که منجر به تشکیل ستاره‌های جدید می‌شود.

کهکشان مارپیچی میله ای

یک کهکشان مارپیچی میله‌ای دارای یک هسته برآمدگی مرکزی کشیده شده و میله‌ای شکل است. همزمان با چرخش هسته اینطور به نظر می‌رسد که در هر سوی هسته یک بازو نیز می‌چرخد. برخی ستاره شناسان عقیده دارند کهکشان راه شیری نیز یک کهکشان مارپیچی میله‌ای است. شکل کهکشانهای مارپیچی و کهکشانهای مارپیچی میله‌ای متغیر است.

از کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی بزرگ با بازوهای نه چندان بهم پیوسته تا کهکشانهای با برآمدگیهای مرکزی کوچک و بازوهای آزاد. گر چه کهکشانهای مارپیچی و مارپیچی میله‌ای پیش از این به عنوان دو نوع کهکشان متفاوت طبقه بندی می‌شدند، ولی امروزه ستاره شناسان آنها را مشابه می‌دانند.

کهکشانهای بیضوی

کهکشانهای بیضوی از نظر شکل ، از شکل بیضی‌گون (شبیه توپ فوتبال امریکایی) تا شکل کروی متغیر هستند و اشکالی ما بین این دو نیز یافت می‌شوند. بر خلاف کهکشانهای دیگر که نوری آبی از ستاره‌های فروزان و کم عمر منعکس می‌کنند، کهکشانهای بیضوی زرد رنگ بنظر می‌رسند. علت این امر توقف شکل گیری ستارگان در این کهکشانها می‌باشد که در نتیجه تقریبا تمام نور آنها از ستاره‌های غول سرخ که دارای طول عمر زیادی هستند تأمین می‌شود.

کهکشانهای فعال و غیر عادی

از تمام کهکشانها میزان معینی تشعشع الکترومغناطیسی ساطع می‌شود. برخی کهکشانها ، به طرز غیر عادی ، مقادیر زیادی تشعشع تابش می‌کنند. این کهکشانها ، کهکشانهای فعال نامیده می‌شوند. انرزی آنها از منبعی با جرم بسیار زیاد اما به هم فشرده که در مرکز کهکشان فعال قرار دارد تأمین می‌شود.

انرژی اغلب بصورت اشعه ایکس ، موج رادیویی و همچنین نور است و میزان انرژی آزاد شده به قدری زیاد است که نمی‌توان تصور کرد ستاره‌ها آنرا بوجود آورده باشند. ستاره شناسان بر این عقیده اند که تنها جسمی که قادر است این مقدار انرژی را ازاد کند یک حفره سیاه فوق العاده پر جرم است. بنابر این، علت اینکه برخی کهکشانها از جمله کهکشان خودمان انرژی نسبتا کمی آزاد می‌کنند این است که حفره سیاه مرکزی کوچکی را در میان گرفته‌اند.

کوازارها

بنظر می‌رسد که کوازارها (شبه ستاره‌ها) هسته فعال کهکشانهای دور دست باشند. آنها درخشانترین ، سریعترین و دورترین اجرام شناخته شده در جهان هستند. کوازارها همانند ستارگان از سطح زمین به مثابه یک نقطه نورانی خیلی ریز دیده می‌شوند. اگر چه کوازارها فقط به اندازه منظومه شمسی هستند، نور برخی از آنها مسافتی در حدود 10 میلیارد سال نوری را طی می کند تا به ما برسد. ما برای اینکه بتوانیم چنین اجرام دوری را شناسایی کنیم نیاز به تابش زیاد نور آنها داریم. تشعشع انرژی بعضی از کوازارها حدود 100 برابر تشعشع کهکشانهای عظیم است.

با گسترش جهان کوازارها که در لبه خارجی آن قرار دارند بسرعت از زمین فاصله می‌گیرند. دورترین کوازارهایی که قابل رویت حدود 12 میلیارد سال نوری در جهت انتهای قابل مشاهده جهان قرار دارند. بخاطر زمان زیادی که طول می‌کشد تا نور کوازارها به زمین برسد، این کهکشانها ستاره شناسان را قادر می‌سازند تا جهان را در اولین مراحل شکل گیری ، مورد مطالعه قرار دهند. کوازارها فوق العاده درخشان و در عین حال بسیار مهم فشرده می‌باشند. در مقایسه با گستره کهکشان راه شیری که 100000 سال نوری می‌باشد، کوازارها قطری معادل چند روز یا هفته نوری را تشکیل می‌دهند.

کهکشانهای رادیویی

تمامی کهکشانها ، موج رادیویی ، نور قابل رویت و انواع تشعشع از خودشان تولید می‌نمایند. انرژی رادیویی یک کهکشان رادیویی خیلی متراکمتر از انرژی کهکشانهای معمولی است. این انرژی از دو قطعه خیلی بزرگ ، یا ابرهای عظیم الجثه متشکل از ذرات در حال دور روشن از کهکشانها تشتشع می‌یابند.

این ابرهای عظیم از فورانهای گازی که از مرکز کهکشان با سرعتی معادل یک پنجم سرعت نور خارج می‌شوند، در آسمان شکل می‌گیرند. به نظر می‌رسد که فوران این انرژی عظیم توسط یک حلقه پیوستگی صورت می‌گیرد که یک حفره سیاه خیلی متراکم را در بر می‌گیرد و در مرکز کهکشان واقع است. از هر یک میلیون کهکشان فقط یکی از آنها یک کهکشان رادیویی است.

تصادم کهکشانها

بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال، بعضی از کهکشانها تا اندازه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌شوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود می‌کشد و این امر باعث بوجود آمدن توده‌هایی به نام دنباله‌های کشندی می‌گردد، که این دنباله‌ها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل می‌نمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.

مباحث مرتبط با عنوان

42:

دوست من می بخشید اما شناخت شما از موضوعات و درک عقلانی آن کمی کم است
البته این مطلب رو توهین تلقی نفرمایید خوب منم هم شاید اینگونه باشم و یا هر کسی نسبت
به کسی یا چیزی دیگر .
شمادر مورد نظریه داپلر توضیح دادید و اینکه شاید دوستان اونو نتونن درک کنن خوب منم
با نظریه گرانش بیان کردم که می تونم اونو درک کنمو لی شما به طور زیبا به من گفتید که
شما آن را نفهمیدید و ربطی به یکدیگر ندارد . خوب دوست من بیشتر دقت کنید صول موجی
که شما بیان داشتید در رابطه با کشایش کهکشانها می تونه همان گرانش باشه مگر گرانش طول موجو نداره
خوب اونم طول موج گرانشی داره مگر ندید که گفتم که میدان گرانش زمین خوب میدان گرانش دوست من
خود دارای صول موجهای بسیاری است و در مورد دور شدن سیارات به دلیل این طول موج خوب منم گفتم که
طول موجو کشایشی که از جانب کره ماه بوجود می آید میتونه سطح آب دریا رو بیشتر کنه و یا با کم
شدن آن طول موج آن کمتر بشه اینکه سخت نیست برای فهمیدن ، دوست من این تنها یک مثال بود
چرا انقدر سخت میگیری من که نخواستم بگم این همون نظریه داپلر به صورت حقیقی اونه اگه انقدر سخته
می گفتی تا برات توضیح بدم ، پس برای چی میگی ربطی به هم نداره ، من کهخ در اول بحثم گفتم که میخوام با مثالی نشون بدم که فقط اون نظریه رو فهمیدم همین اگر این نظریه با هم مطابق نداره اونم به نظر شما منم باید بگم که
شما اصلا نمی خواین نظرات دیگران را قبول کنین ، نکنه چون فکر میکنید من یک دانشمند نیستم
من انسان نادانی هستم خوب باشه
دیگه در این باره حرفی ندارم چون کلام همو نمی فهمیم . من تمام بحثهای شما رو به دقت می خونم اما شما احتمالا به
خاطر مشکلاتی که در وقت دارید نمی توانید درست مطالب گفته شده از طرف من رو بخونید به هر حال خوشحال شدم که با شما
آشنا شما آشنا شدم و بیشتر از اینم نمی خوام وقت گرانبهای شما رابا مطالب پوچ و بی ارزشم بگیرم راستی اون نظریه
دمبلی هم که در موردش گفتم هم که خیلی آسون بود بابا من میگم که شما کهکشانها رو فرض قرار دادید و زمین را هم فرض و بعد گفته اید اگر زمین هسته باشه و کهکشانها هم که مشخص نیست تا چه اندازه وسیعند در دور آن پس می شه گفت که با این
نظریه کهکشانهای کنار هسته یعنی زمین از یکدیگر دور و پراکنده می شوند واز تعدادشان کم می شود ، خوب دوست من مگه ریاضی نخوندی ما دو احتمال رو که نمی تونیم در یک معادله که تنها همان دو حالت وجود دارند رو قرار بدیم
اولین مجهول شما زمین است که هنوز به واقع نمی توانید ثابت کنید که مرکز جهان است و این کار هر کس نیست و تا حالا ادله محکمی بر آن نیاورده اند
و دومین آن هم کهکشانها است که تا حالا کسی نتوانسته بفهمه که از کجا تا کجا ادامه دارند
پس چی جوره که نظریه داپلر می گه که آخر شکل دمبل کهکشانها از هم دور و پراکنده می شوند ، مگر ایشون آخر کهکشانها را دیده یا محاسبه دقیق داشته اند و یا مگر توانسته اند به طور حتم بگویین که زمین مرکز و هسته تمام کهکشانها است
حالا فهمیدید که من چی میگم خوب دوست من تا حالا در ریاضیاتی که خوندی در معادلات به همچین موردی برخوردی که در دو صورت مسئله دو مجهول باشد و با دو فرض جواب صحیح بدست بیاید ، اگر خوندی رو کن تا من هم ببینم
شاید من اشتباه می کنم اما من این فرضیات رو خوب فهمبدم و نسبت به بیهودگی این افکار سخن گفتم و دلیلم هم واضح و با مدرک است اگر می تونید یا شخصی می تونه جواب منو بده بیات بگه در ضمن میخواستم در باره نظریه تینا جون در باره عالم ذر بگم که اون اونجورا هم که اون تعریف کرده مجهول نیست ، اون حقیقی است و درباره اون سخنان بر زبان آمده اون هم از امامان ما دوست من من که اون عالم رو می شناسم اگر شما نمی شناسید پس چرا ...
راستی دوست م فونیکس جون می تونی گفته های منو در باره مثال نیروی گرانشی و نظریه داپلر به اساتیدت نشون بدی شاید اونو بتونن بفهمن که من قیاس درستی داشتم یا نه و در مورد نظریه دمبلی هم نظر منو چاپ کن بعد بده به همون استاد دانشگاه ریاضی که گفتی شاید اون بفهمه دوست من
با سپاس
اژدهای آزاد

43:

در شبی تاریک و صاف ، ستارگان چنان می‌درخشند که گویی می‌توان با دست آنها را لمس کرد. در واقع بیشتر ستارگان قابل دید برای چشم غیر مسلح ، در محدوده یک هزار سال نوری واقع هستند. گذشته از ستارگان چشمک زن ، نواری مه مانند و کم نور در سرتاسر آسمان کشیده شده است که به آن راه شیری می‌گوییم. این مه حفره فام ، دهها هزار سال نوری با ما فاصله دارد. با دوربین دو چشمی یا تلسکوپ کوچک ، به صورت اجتماع انبوهی از هزاران هزار ستاره کم نور دیده می‌شود. گرچه این ستارگان بسیار دور دست هستند، ولی مجموع نور آنها را می‌توان با چشم دید.

مشخصات کهکشان راه شیری

کهکشان راه شیری ، کهکشانی مارپیچی است که شامل حدود 500 میلیارد ستاره است. این کهکشان حدود 10 میلیارد سال پیش ، از یک ابر عظیم گاز و غبار تشکیل یافت. در قسمت مرکزی کهکشان راه شیری هسته‌ای کروی قرار دارد که ممکن است شامل یک حفره سیاه نیز باشد. هسته توسط گروهی از دنباله‌های مارپیچی در برگرفته شده است. این دنباله‌ها از ستاره‌های فروزان تازه شکل یافته تشکیل شده‌اند. هسته و قرص کهکشان با هاله‌ای از ستاره‌هایی با طول عمر بسیار زیاد ، در بر گرفته شده‌اند.

قطر هسته یک کهکشان در حدود 10000 سال نوری است. قسمت احاطه کننده هسته دارای قطری برابر با 100000 سال نوری و ضخامتی برابر با 1000 سال نوری است . هاله کهکشان دارای قطری تا 50000 سال نوری است. منظومه شمسی (شامل ابر اوپتیک-اورت) با عرضی برابر با سه سال نوری نسبتا کوچک به نظر می‌رسد. خورشید با سرعتی حدود 220 کیلومتر (135 مایل) در ثانیه ، مرکز کهکشان را در مدت زمانی حدود 250 میلیون سال دور می‌زند. تا کنون خورشید 15 تا 20 دور به گرد هسته کهکشان چرخیده است.



سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟

گذر صورتهای فلکی از راه شیری

بیرون از راستای راه شیری تعداد بسیار کمی ستاره کم نور وجود دارد. بطوری که درخشش مبهمی نیز از آنها آشکار نمی‌شود. به علت آنکه راه شیری دایره کاملی در سرتاسر آسمان تشکیل می‌دهد، در هر نقطه روی زمین می‌توان بخشهایی از آن را دید. چند صورت فلکی مهم که راه شیری از میانشان می‌گذرد، شامل ذات الکرسی ، پرساوس ، ممسک الاعنه (ارابه ران) ، تکشاخ ، بادبان ، صلیب ، عقرب ، قوس ، دلو و دجاجه است.

فراوانی میدان ستاره

انبوهترین میدان ستاره‌ای ، در راه شیری جنوبی قرار دارد که منظر زیبایی در آسیای جنوبی و آفریقایی جنوبی بوجود می‌آورد. برای رصد کنندگان واقع در نیمکره شمالی ، بهترین حالت راه شیری اواخر تابستان دیده می‌شود. هنگامی که دجاجه را بتوان در بالای سر دید.

ماهیت راه شیری

ما منظره کهکشان عظیم و پرستاره‌ای را که درون آن زندگی می‌کنیم، به صورت راه شیری می‌بینیم. در کهکشان ما ، احتمالا صد هزار میلیون ستاره وجود دارد. ما در میان این کهکشان هستیم و به همین دلیل نمی‌توانیم شکل کلی آن را به آسانی تجسم کنیم. در واقع ، کهکشان راه شیری ، شبیه یک چرخ فلک غول پیکر است و دو بازوی پرستاره دارد، که چندین بار به دور بخش مرکزی پیچیده‌اند. طول کهکشان ما 100000 سال نوری است. 30000 سال طول می‌کشد تا یک پیام رادیویی از زمین به مرکز آن برسد. اگر ستارگان کهکشان را با سرعت سه ستاره در یک ثانیه بشماریم، هزار سال طول می‌کشد.

قسمت نورانی راه شیری

روشن ترین بخش راه شیری در صورت فلکی قوس است. تلسکوپهای رادیویی فروسرخ ، علامتهای پرقدرتی از این منطقه آشکار می‌کنند. شاید درمرکز بیظلم کهکشان ما ، یعنی نقطه‌ای در راستای صورت فلکی قوس ، سیاهچاله بسیار بزرگی وجود داشته باشد که آزادانه ستارگان و سیاره‌ها را می‌بلعد و توده انبوهی از آنها را در کنار هم جمع می‌کند.
سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟ عکس اشعه X از کهکشان راه شیری توسط ناسا

تغییر صورتهای فلکی

چرخش آرام کهکشان ما که در آن بخشهای مرکزی پیوسته از قسمتهای بیرونی پیشی می‌گیرند، به این معنی است که ستارگان نیز بطور مداوم در پهنه آسمان حرکت می‌کنند. در چند میلیون سال آینده ، منظره صورتهای فلکی در نتیجه این حرکت بی وقفه ستارگان تغییر حالت خواهد داد.

44:

قصد هیچ گونه توهینی نداشتم.متاسفانه به دلیل کمبود وقت نمی تونم مطالب رو به طور کامل بخونم و اون ها رو ذخیره کرده و بهد می خونم!اما کمبود وقت من مربوط به مطالب شما نمی شه.پس نگین مطالبتون پوچه.اگه دقت کنین می تونین ببینین که من به این تاپیک توجه خاصی دارم.از حاشیه دور می شیم و بحث به این زیبایی رو از دست نمی دیم!
در مورد نیروی گرانش و طول موج با اینکه باهاتون مخالفم،ولی باز هم از یک استاد فیزیک می پرم.ولی خب چون ایشون رو نمی تونم زود ببینم،باید کمی صبر کنین.پس این موضوع رو فعلا فاکتور بگیرین.در مورد مجهولات فعلا مختصرا توضیح می دم.اما بعدا جواب اصلی رو می دم.
نگاه کنید.من نظریه دمبلی شکل بودن رو از 2 جهت نگاه کردم.یکی اینکه جهان در لحظه انفجار بزرگ مبدا اون باشه.که این درست تر به نظر می رسه ولی ما نمی دوینم که الان مرکز کجاست؟!بنابراین ما فقط یک مجهول داریم و اون مرکز جهان هست.
از جهت دیگه اینکه کهکشان رو مرکز قرار بدیم (نه سیاره زمین).در متن پیش گفتم که این نظریه زیاد درست نیست.چون ثابت داپلر به ما می گه که اکثر کهکشان ها از ما دور می شن.نه همه اون ها!
در آخر باید بگم که کمی صبر کنین.من باید کمی مطالبم رو سرجمع کنم و فکر نمی کنم تا
آخر هفته بتونم نظر کلی خودم رو بگم.آخه من درگیر امتحانات هم هستم.با توجه به اینکه کنکوری هم هستم.پس خواهش می کنم وضعیت منو هم درک کنین!
با تشکر

45:

تینای عزیز.خیلی پر هستی!می شه یکی یکی مطالبو رو کنی تا فرصت کنم بهشون نگاهی بندازم!بابا من مثل شما نمی تونم کار کنم.اونقدر در مورد فضای سه بعدی چیزی نمی دونم.مطالبی هم که الان گفتم فقط حاصل تحقیقات یک ماهه من هست.تخصص من در نجوم آسمان شب هست!
ممنون اگه بیشتر هوای منو داشته باشین!

46:

منظومه شمسی ما حدود 6/4 ميليارد سال پيش، از ابر در حال چرخش بسيار بزرگي متولد شد. اين ابر عظيم كه نبولا ناميده مي شود از گاز و گرد و غبارتشكيل شده بود. بر طبق "نظريه نبولا" شايد يك موج شوك آور كه از يك سوپرنوای (نواختر یا نوا، ستاره در حال انفجار) نزديك اين ابر ناشي شده بود ونيز نيروهاي جاذبه اي باعث شدند كه ابرنبولا به هم فشرده شود. در نتيجه ذرات داخل ابر نبولا به هم برخورد كردند. ابر نبولا سريع تر و سريع تر چرخيد و مثل يك ديسك, فشرده و صاف و تخت شد. ذرات كوچك به هم فشرده شدند و اشياء بزرگ تري را به وجود آوردند و به تدريج منظومه شمسي ما كه شامل يك ستاره، سیارات و ساير اجسام است درست شد.
چگونه ستاره خورشيد متولد شد؟

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟

ميليون ها سال پس از آن كه ابر نبولا شروع به فشرده شدن كرد و به ديسك در حال چرخش عظيمي تبديل شد، مركز ديسك تبديل به توده متراكمي شد. چون بيشتر مواد ابر نبولا به طرف مركز ديسك كشيده مي شدند. همين طور كه اين توده مركزي بزرگ مي شد دمايش هم افزايش می یافت. اتم ها در اين منطقه مركزي به هم نزديك تر مي شدند و همچنان ديسك به چرخشش ادامه مي داد وسريع تر و سريع تر مي چرخيد. در نهايت هسته ديسك به نقطه بحراني رسيد و شروع به سوختن كرد. همجوشي هسته اي شروع شد وستاره اي به نام خورشید متولد شد.


در واقع وقتي دما به حدود 27 ميليون درجه فارنهايت رسيد، همجوشي هسته اي در هسته خورشيد شروع شد. اين واكنش هسته اي باعث شد كه اتم هاي هيدروژن به اتم هاي هليوم به اضافه انرژي تبديل شوند. توليد اين انرژي مانع ازانقباض وبه هم فشردگي بيشتر خورشيد مي شود.

در نهايت خورشيد ثبات پيدا كرد و به يك كوتوله زرد تبديل شد كه قرار بود ده ميليارد سال به همين شكل باقي بماند. بعد از اين ده ميليارد سال سوخت هيدروژن خورشيد كم كم كاهش پيدا مي كند و خورشيد به طرف مرگ پيش مي رود. تا کنون پنج میلیارد سال از عمر خورشید سپری شده است.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟

سياره ها چگونه تشكيل شدند؟

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
چنان كه گفتيم تراكم مواد در ميانه ديسك از همه جا بيشتر بود. در نتيجه گرد و غبار و اشيائي به ابعاد سنگ ريزه در همين منطقه ميانه ديسك با هم برخورد كردند و به توده هاي بزرگ تر و بزرگ تري تبديل شدند. در نهايت اين توده ها سياره هاي خاكي يعني عطارد، مریخ، زمین و ناهید را به وجود آوردند.

اما دورتراز خورشيد آنقدر سرد بود كه آب يخ مي زد. در اين جا قطعات ريز يخ به هم برخورد كردند. گاز و گرد وخاك را هم به داخل خود جارو كردند و تبديل شدند به غول هاي گازي يعني مشتری، زحل، اورانوس و نپتون. اورانوس و نپتون كه از مركز متراكم ديسك دورتر بودند كوچك تر از دو غول گازي دیگر شدند.

شبه سياره ها چه هستند؟

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
بيشتر گاز و گرد وغبار در وسط ديسك در حال چرخش جمع شده بود. نظريه نبولا مي گويد كه ابتدا خورشيد در وسط اين ديسك تشكيل شد. بعد از تشكيل خورشيد باقي مانده گرد و خاك و گازهايي كه به داخل خورشيد مكيده نشده بودند به چرخششان ادامه دادند. ذرات باقي مانده داخل ديسك به هم برخورد كردند و به هم گير كردند و چسبيدند واشيائي به اندازه سيارك ها را تشكيل دادند. اين اشياء شبه سياره ناميده مي شوند.

بعضي از اين شبه سياره ها با هم تركيب شدند و به نه سياره بزرگ تبديل شدند. بقيه شبه سياره ها، ماه ها، سیارک ها و شهاب سنگ ها را درست كردند كه همگي در همان مسير اوليه حرکت (مسیر موقعي كه در داخل ديسك بودند) و كم وبيش در همان سطح صاف و هموار دور خورشيد مي گردند. دليلش هم اين است كه آنها اصولاً از يك ديسك صاف و تخت به وجود آمده اند.

برخي ازموادي كه در داخل ديسك به هم برخورد كردند, ساختمان ذراتي را تشكيل مي دهند كه ما امروزه روي كره زمين داريم. اين مواد شامل مواد معدني، آب و مولكول هاي آلي مثل متان هستند.

47:

منظومه شمسی ما در بخش خارجي تر كهكشان راه شيری قرار دارد.

كهكشان راه شيري شامل تقريباً 200 ميليارد ستاره است (اخيراً دانشمندان حدس مي زنند تعداد ستارگان كهكشان راه شيري به 400 ميليارد بالغ شود). بيشتر اين ستارگان از زمین قابل مشاهده نيستند. تقريباً هرچيزي كه ما مي توانيم در آسمان ببينيم، به كهكشان راه شيري تعلق دارد.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟خورشید حدود 26000 سال نوري از مركز كهكشان راه شيري فاصله دارد. كهكشان راه
شيري حدود 80000 تا 120000 سال نوري درازا و كمتر از 7000 سال نوري ضخامت دارد. ما روي يكي از بازوهاي مارپيچي کهکشان راه شیری, به طرف خارج و به طرف لبه قرار داريم. خورشيد و منظومه شمسي ما تقريباً 200 تا 250 ميليون سال طول مي كشد تا يك بار به دور کهکشان راه شيري بگردند. در اين مدار، زمين و بقيه منظومه شمسي با سرعتي معادل حدود 155 مايل در ثانيه يا 250 كيلومتر در ثانيه حركت مي كنند.
اگر بخواهيم از زمين به مركز كهكشان برويم بايد هدف را صورت فلكي ساگيتاريوس قرار دهيم. اگر شما در يك فضاپيما بوديد در طول سفر بايد از کنار يكي يكي ستارگان صورت فلکی ساگيتاريوس و بسياري ديگر از ستارگان عبور مي كرديد.


از آنجايي كه ما در داخل كهكشان راه شيري هستيم و هرگز يك فضاپيما را به خارج از كهكشانمان نفرستاده ايم، هيچ عكسي از كهكشان راه شيري نداريم. تنها داده هاي راديوتلسكوپ است كه به ما اجازه مي دهد درباره كهكشان راه شيري مطالبي بدانيم.

بازوهاي کهکشان راه شيري به نام صورت هاي فلكي كه در مسير ديده مي شوند، نامگذاري شده اند. بازوهاي اصلي كهكشان راه شيري بازوي پرسئوس perseus ، بازوي ساگيتاريوس Sagittarius ، بازوي سنتاروس centaurus و بازوي سيگنوس هستند. منظومه شمسي ما در بازوي كوچكي به نام اوريون اسپور (orion spur) قرار دارد. برآمدگي مركزي کهکشان راه شیری, شامل ستارگان پير و حداقل يك سياهچاله است. ستارگان جوان تر همراه با گرد و غبار و گازي كه ستارگان جديد را تشكيل مي دهند در بازوها قرار دارند.

شكاف يا بريدگي بزرگي در كهكشان راه شيري وجود دارد كه در واقع يك سري از ابرهاي گرد و غباري تاريك و نامشخص در كهكشان راه شيري ست. اين ابرها از صورت فلكي ساگيتاريوس تا صورت فلكي سيگنوس گسترده شده اند.

كهكشان راه شيري فقط يكي از كهكشان ها در گروهي از كهكشان ها به نام گروه محلي ست. گروه محلي كه كهكشان ما در آن واقع است، شامل سه كهكشان بزرگ و 30 كهكشان كوچك تر است. كهكشان ما در اين گروه بعد از كهكشان اندرومدا (Andromeda) از همه بزرگ تر است. اما به نظر مي رسد كه كهكشان ما از همه متراكم تر باشد. كهكشان اندرومدا از كهكشان بزرگ ديگر به ما نزديك تر است و حدود 9/2 ميليون سال نوري از ما فاصله دارد. ولي تعدادي از كهكشان هاي كوچك به ما خيلي نزديك تر از اين كهكشان هستند. برای کسب اطلاعات درباره کهکشان هادر داخل گروه محلي، كهكشان راه شيري با سرعت حدود 300 كيلومتر در ثانيه به طرف صورت فلكي ويرگو (virgo) حركت مي كند. كهكشان راه شيري همراه با ديگر كهكشان هاي گروه محلي (گروه محلي كهكشان هاي نزديك به هم هستند كه هماهنگ با يكديگر حركت مي كنند) سفر مي كند.

هارلو شاپلي (نوامبر 1885 تا اكتبر 1972) ستاره شناسي آمريكايي ست. وي اولين كسي بود كه اندازه كهكشان راه شيري و موقعيت ما در كهكشان را تخمين زد (در حدود سال 1918).

48:

كهكشان ها سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟ سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟

كهكشان سيستمي از ستارگان، گرد و غبار و گاز است كه به وسيله نيروهاي جاذبه اي, با يكديگر نگه داشته مي شوند. انواع كهكشان ها عبارتند از: كهكشان هاي مارپيچي (با بازو)، بيضي شكل (بدون بازو) و بي قاعده (بدون تقارن گردشي).

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
کهکشان مارپیچی به شکل فرفره است. با بازوهایی مارپیچی که از یک برآمدگی مرکزی به خارج پیچ زده اند. کهکشانی که در عکس می بینید, به نام M100 شناخته می شود و خیلی شبیه به کهکشان راه شیری ماست. کهکشان راه شیری مجموعه ای از ستارگان, گرد و غبار و گاز در اطراف مرکزش دارد. (عکس از ناسا)
كهكشان ها طيف ادامه داري از انرژي از خود ساطع مي كنند كه شامل بعضي امواج راديويي، اشعه ايكس، اشعه مادون قرمز و اشعه ماوراي بنفش است. زمين ، خورشید و بقيه منظومه شمسی ما يك بخش بسيار كوچك از كهكشان راه شيري هستند. كهكشان راه شيري كهكشاني مارپيچي ست.

كهكشان راه شيري فقط جز ئي از يك گروه كهكشاني به نام "گروه محلي" ست. در داخل گروه محلي، كهكشان راه شيري با سرعت حدود 300 كيلومتر درثانيه حركت مي كند (به سمت صورت فلكي ويرگو Virgo).

كهكشاني كه نزديك ترين كهكشان به كهكشان ماست، ممكن است كهكشان كوتوله ساگيتاريوس (Sagittarius) باشد كه حدود 80000 سال نوري از ما فاصله دارد. "ابر ماژلاني بزرگ" كهكشان نزديك ديگري به كهكشان ماست.

دانشمندان تخمين مي زنند كه بيش از 100 ميليارد كهكشان در ميان جهان قابل مشاهده ما پخش شده اند. ستاره شناسان از ميليون ها كهكشان از ميان تلسكوپ عكس برداري كرده اند.

دورترين كهكشاني كه تا كنون عكس برداري شده فاصله اي معادل ده ميليارد تا 13 ميليارد سال نوري از كهكشان ما دارد. يك سال نوري فاصله اي ست كه نور در خلأ در يك سال طي مي كند (حدود 88/5 تريليون مايل يا 46/9 تريليون كيلومتر).

قطر كهكشان ها از چند هزار تا نيم ميليون سال نوري متغير است. كهكشان هاي كوچك كمتر از يك ميليارد ستاره دارند. كهكشان هاي بزرگ بيش از يك تريليون ستاره دارند. كهكشان راه شيري قطري حدود 100000 سال نوري دارد. در كهكشان راه شيري حدود 100 ميليارد ستاره وجود دارد. منظومه شمسي ما حدود 25000 سال نوري از مركز كهكشان راه شيري فاصله دارد.

تنها سه كهكشان در خارج راه شيري با چشم غير مسلح قابل مشاهده هستند. مردم در نيمكره شمالي مي توانند كهكشان آندرومدا (Andromeda) را كه حدود دو ميليون سال نوري با ما فاصله دارد، ببينند. مردم در نيمكره جنوبي مي توانند ابر ماژلاني بزرگ را ببينند كه حدود 160000 سال نوري از زمين فاصله دارد و ابر ماژلاني كوچك كه حدود 180000 سال نوري از زمين فاصله دارد نيز قابل مشاهده است.

گروه هاي كهكشان ها

كهكشان ها به شكل نابرابري در فضا توزيع شده اند. به طور كه بعضي از كهكشان ها همسايه نزديكي ندارند. كهكشان هايي هستند كه با هم جفتند وبه اين ترتيب با كهكشان ديگري با هم مي گردند. اما بيشتر كهكشان ها در گروه هايي به نام كلاستر (Cluster) پيدا مي شوند. يك كلاستر ممكن است شامل چند تا چندين هزار كهكشان باشد. كلاسترها ممكن است قطري به بزرگي ده ميليون سال نوري داشته باشند.

كلاسترهاي كهكشان ها در ساختارهای بزرگ تري به نام "اسپركلاسترها" گروه بندي شده اند. در مقياس هاي حتي بزرگ تر، كهكشان ها در شبكه هاي بسيار عظيم الجثه مرتب شده اند. شبكه ها شامل ريسمان ها يا سيم پيچ مانندهايي از كهكشان ها هستند كه در درون به هم متصلند و با مناطق نسبتاً خالي احاطه شده اند. يكي از بزرگ ترين ساختمان هايي كه تاكنون نقشه برداري شده، شبكه اي از كهكشان هاست كه به عنوان ديوار بزرگ شناخته مي شود. اين ساختمان ها بيش از 500 ميليون سال نوري درازا و 200 ميليون سال نوري پهنا دارد.

شكل كهكشان ها

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
کلاستر کروی جمعیتی از گروه های محکم به هم بسته شده از ستارگان هستند که به وسیله جاذبه با هم نگه داشته می شوند. این کلاستر کروی یکی از متراکم ترین کلاسترهای شناخته شده در کهکشان راه شیری ست.
ستاره شناسان بيشتر كهكشان ها را از روي شكلشان طبقه بندي مي كنند. چون كهكشان ها يا مارپيچي يا بيضي شكل هستند. كهكشان مارپيچي مثل يك ديسك با يك برآمدگي در مركزش است. اين ديسك مشابه يك فرفره است. بازوان مارپيچي روشن دارد كه از برآمدگي مركزي به صورت پيچ پيچي به اطراف ادامه دارد. همه كهكشان هاي مارپيچي مي گردند, ولي به آهستگي. براي مثال كهكشان راه شيري هر 250 ميليون سال يك بار يك دور گردش را كامل مي كند.

ستارگان جديد از گاز و گرد و غبار داخل كهكشان هاي مارپيچي شكل مي گيرند. گروه هاي كوچك تر ستارگان به نام كلاسترهاي كروي اغلب كهكشان هاي مارپيچي را احاطه مي كنند. يك كلاستر كروي حدود يك ميليون ستاره دارد.

كهكشان هاي بيضي شكل، شكلشان از كره هاي كامل تا گويچه هاي صاف متغیر است. نوري كه از كهكشان بيضي شكل خارج مي شود, در مركز بيشتر است و به تدريج در مناطق خارجي تر کهکشان ضعيف تر مي شود. ستارگان در داخل كهكشان ها به نظرمي رسد كه در مدارهاي تصادفي و بدون برنامه حركت مي كنند. كهكشان هاي بيضي شكل نسبت به كهكشان هاي مارپيچي گرد و غبار و گاز كمتري دارند و به نظرمي رسد تعداد كمي از ستارگان جديد در آنها شكل مي گيرند.

كهكشان هاي نوع سوم كهكشان هاي بي قاعده هستند که شكل ساده ای ندارند. بعضي از آنها بيشتر شامل ستارگان آبي و ابرهاي پفي گازي هستند اما گرد و غبار كمي دارند. "ابرهاي ماژلاني" در كهكشان هاي بي قاعده, از اين نوع هستند. بعضي ديگر از كهكشان هاي بي قاعده بيشتر از ستارگان روشن جوان و گاز و گرد و غبار تشكيل شده اند.

كهكشان ها هماهنگ و وابسته به همديگر حركت مي كنند. گاهي به طور اتفاقي دو كهكشان به قدري به هم نزديك مي شوند كه نيروي جاذبه هريك شكل ديگري را تغيير مي دهد. كهكشان ها حتي ممكن است با هم تصادف كنند. اگر كهكشان هايي كه به سرعت در حال حركتند با هم تصادف كنند، ممكن است به طور مستقيم از ميان هم عبور كنند يا يك كمي برهم اثر بگذارند يا اصلاً اثر نگذارند.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
در یک کهکشان بی قاعده مثل ,SextanAشکل ساده ای مثل مارپیچ یا کهکشان بیضی شکل دیده نمی شود.

به هر صورت حتي كهكشان هايي كه كند حركت مي كنند هم با هم تصادف مي كنند. آنها مي توانند به داخل يك كهكشان تنها بروند و با آن يكي شوند و به كهكشاني تبديل شوند كه بزرگ تر از كهكشان هاي اوليه است. چنين يكي شدن هايي مي تواند كلاف هاي مارپيچي از ستارگان به وجود آورد كه ممكن است بيش از 100000 سال نوري به داخل فضا گسترش پيدا كند.


سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
ESO510-13:تصویری که در سال 2001 با تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده کهکشان ESO510-13 را نشان می دهد که شکل بی قاعده ای دارد. دانشمندان عقیده دارند این کهکشان به این خاطر به هم تابیده شده که اثر جاذبه موقعی اتفاق افتاده که یک کهکشان کوچک تر را جذب کرده.
خروجي از كهكشان ها

همه كهكشان ها انرژي را به صورت طول موج هاي نور قابل مشاهده و ديگر انواع تابش هاي الكترومغناطيسي بيرون مي دهند. تابش الكترومغناطيس شامل امواج راديويي، اشعه مادون قرمز، نور قابل مشاهده، اشعه ماورای بنفش، اشعه ايكس و اشعه گاما مي شود.

همه اين شكل هاي تابش با هم طيف الكترومغناطيس را تشكيل مي دهند.

انرژي اي كه به وسيله كهكشان ها بيرون داده مي شود, از منابع مختلفي تأمين مي شود. بيشتر این انرژی در امتداد گرماي ستارگان و ابرهاي گرد و غبار و گاز به نام نبولا ست.

وقوع حوادث شديد هم مقدار زيادي انرژي توليد مي كند. مثل: 1- انفجارهاي نوا كه در آن يكي از دو عضو يك سيستم ستاره اي دوگانه, گرد و غبار و گاز را به فضا پرتاب مي كند. 2- انفجارهاي سوپرنوا كه بسيار شديدتر است. در این انفجار ستاره اي در خود واژگون مي شود سپس بيشتر موادش به بيرون ريخته مي شود. تراكم اشعه تابشي خارج شده از يك ستاره به دماي سطح ستاره بستگي دارد.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
دورترین کهکشان ها هم چنان نوری دارند که تلسکوپ فضایی هابل می تواند از آنها عکسبرداری کند. چرخنده های درخشان تر کهکشان هایی هستند که به زمین نزدیک ترند و شیئی که نارنجی روشن است ستاره ای در کهکشان ماست.
براي مثال خورشيد كه دماي سطحش حدود 5500 درجه سانتی گراد است بيشتر تابشش را از بخش قابل مشاهده طيف الكترومغناطيس انجام مي دهد. تابش از اين نوع كه تراكمش به دما بستگي دارد, مربوط به خورشيد و ستارگان طبیعی دیگر است و تابش گرمايي ناميده مي شود. درصد كوچكي از كهكشان ها به نام كهكشان هاي فعال مقدار وحشتناكي انرژي بيرون مي دهند. اين انرژي از حوادث شديدي كه در اشياء واقع در مركزشان رخ مي دهد، ناشي مي شود. توزيع طول موج هاي خروجي از آنها شبيه به ستارگان طبيعي نيست و بنابراين خروجي انرژیشان به عنوان تابش غير حرارتي شناخته مي شوند.
قدرتمندترين اين اشياء كواسارها ((quasars هستند كه مقدار عظيمي انرژي شامل اشعه گاما، اشعه ايكس، اشعه ماوراي بنفش، اشعه مادون قرمز و امواج راديويي خارج مي كنند. بعضي از كواسارها 1000 برابر كل انرژي اي كه از كهكشان راه شيري خارج مي شود را بيرون مي فرستند.

كهكشان سيفرت Seyfert يك كهكشان مارپيچي ست كه مقدار زيادي اشعه مادون قرمز خارج مي كند و به همراه آن یا امواج راديويي یا اشعه ايكس و يا هم امواج راديويي و هم اشعه ايكس را بيرون مي فرستد.

بعضي از كهكشان هاي فعال فوران ها و ذرات شارژ شده الكتريكي و با انرژي بالا شامل پروتون هاي با شارژ مثبت و پوسيترون ها و الكترون هاي با شارژ منفي بيرون مي فرستند. الكترون ها و پروتون ها شکل هایی از ماده معمولي هستند. اما پوسيترون ها ذرات ضد ماده مخالف الكترون ها هستند. آنها همان جرم (مقدار ماده) الكترون ها را دارند. اما شارژ مخالف الکترون ها را حمل مي كنند.

به نظر مي رسد علت فعاليت متراكم در كهكشان هاي فعال به خاطر سياهچاله هاي غول پيكر در مركز اين كهكشان ها باشد. سياهچاله مي تواند يك ميليارد برابر جرم خورشيد را در خود داشته باشد. چون سياهچاله بسيار پرجرم و متراكم است نيروي جاذبه آن به قدر كافي قوي ست كه ستارگان نزديك را از هم متلاشی کند. در نتيجه گاز و گرد و غبار ناشي از نابودي اين ستارگان به طرف سياهچاله مي رود و وزنشان به ديسك موادي كه دور سياهچاله مي گردند، اضافه مي شود. در همان زمان ماده از لبه داخلي تر ديسك به داخل سياهچاله سقوط مي كند. هنگامي كه ماده سقوط مي كند انرژي از دست مي دهد. بنابراين تابش و فوران و جوششي توليد مي كند كه از كهكشان به خارج پرتاب مي شود.

كهكشان راه شيري يك كهكشان فعال نيست. اما منبع قوي اي از تابش به نام سيگاتاريوس A در مركزش دارد. علت اين تابش ممكن است يك سياهچاله باشد. يك سياهچاله كه يك ميليون برابر جرم خورشيد را در خود دارد.

منشأ كهكشان ها

دانشمندان دو نوع نظريه اصلي درباره منشأ كهكشان ها ارائه داده اند. نقطه شروع هردو نظريه بيگ بنگ است. بيگ بنگ انفجاري جهاني ست كه ده ميليارد تا 20 ميليارد سال قبل شروع شد. مدت كوتاهي بعد از بيگ بنگ جرم هاي گازي شروع به جمع كردن يكديگر يا واژگوني به داخل كردند. سپس جاذبه به آهستگي اين جرم ها را به داخل كهكشان ها فشرده كرد.

اما دو نوع نظريه متفاوت درباره این که كهكشان ها چگونه تكامل پيدا كرده اند وجود دارد. يك نظريه مي گويد كه ابتدا اشياء كوچك تر مثل كلاسترهاي كروي تشكيل شدند. اين اشياء سپس يكي شدند تا كهكشان ها را تشكيل دهند. نظريه ديگر برعكس اين را مي گويد. يعني ابتدا اشياء بزرگ تر مثل كهكشان ها و كلاسترها تشكيل شدند سپس گروه هاي كوچك تر ستارگان در داخل آنها شكل گرفتند. اما همه نظريه هاي بيگ بنگ در اين نكته اشتراك دارند كه هيچ كهكشان جديدي از زمان هاي اوليه به بعد تشكيل نشده يا اگر هم تشكيل شده خيلي كم بوده.



سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
تغییر رنگ به قرمز باعث جابجایی خطوط در طیف (نوار رنگ ها) که به وسیله کهکشانی که از زمین دور می شود به بیرون فرستاده می شود, می گردد. چنان که می بینیم در انتهای دیاگرام خطوط به جانب قرمز می روند.
بيشتر مشاهدات ستاره شناسي از نظريه هاي بيگ بنگ حمايت مي كند. مطابق با اين نظريه ها جهان هنوز در حال گسترش است. دو نوع از مشاهدات به طور قوي از ايده يك جهان در حال گسترش حمايت مي كند. اين مشاهدات به اين اشاره دارد كه همه كهكشان ها از يكديگر دور مي شوند و اين كه دورترين كهكشان ها با بيشترين فاصله از كهكشان راه شيري, با سرعت خيلي بيشتري حركت مي كنند و از كهكشان های دیگر دور مي شوند.

ارتباط بين سرعت و مسافت به وسيله ستاره شناس آمريكايي ادوين پي هابل در سال 1929 ارائه شد و به نام خود وي نامگذاري شد.

دانشمندان فاصله بين كهكشان ها را با اندازه گيري روشنايي همه كهكشان ها يا نوع مشخصي از اشياء داخل آنها تخمين مي زنند. اين اشياء شامل ستارگان متفاوت مثل سوپرنواها هستند.

تكامل كهكشان هاي مارپيچي

ستاره شناسان هنوز به روشني نمي فهمند كهكشان هاي مارپيچي چگونه تكامل پيدا كردند و چگونه هنوز وجود دارند. اين راز موقعي ابعادش بيشتر مي شود كه بدانيم كهكشان مارپيچي چگونه مي گردد. كهكشان مثل كرم روي سطح فنجان پر از مايع مي چرخد. بخش داخلي تر كهكشان مثل يك چرخ كوزه گري مي چرخد و بازوها در پشتش مثل دم آن هستند. تصور كنيد كه يك بازوي مارپيچي در طول حدود 250 ميليون سال حول مركز كهكشانش -مثل كهكشان راه شيري- مي گردد. بعد از چند گردش شايد بعد از دو ميليارد سال بازوها به شکل ممتد جرمي به نام ستارگان توليد مي كنند. اما تقريباً سن همه كهكشان هاي مارپيچي خيلي بيشتر از دو ميليارد سال است.

جوابی كه براي اين راز پيدا شده, بر تفاوت در نيروي جاذبه اي در سراسر كهكشان تکیه دارد. عاملی كه ستاره ها، گرد و غبار و گاز را هل مي دهد و باز به سوي خودش مي كشد. اين فعاليت امواج فشرده اي توليد مي كند. يك مثال مشابه از امواج فشرده, امواج صوتي معمولي ست. هنگامي كه كهكشان مي گردد، به نظر مي رسد كه امواج در يك مسير مارپيچي سفر مي كنند و به سمت بازوهاي مارپيچي متراكم از گرد و غبار و گاز هدایت مي شوند. ستارگان سپس در بازوها تشكيل مي شوند.

49:

می بینی دوست من وقتی میگم رو گفته های من دقت نمی کنی
اگر خوب پست قبل منو ببینی می فهمی که گفتم که اگر تمام کهکشانها که همان جهان شما است را بخواهیم مبدا و مرکز فرض کنیم نمی شود واین خود مجهول است چون کسی تا به حال دست به تمام ابعاد و اندازه های آن نیافته و کسی نمیداندکه پهنای اون چقدره پس می شه گفت که خود جهان مجهوله پس چی جور شما می گید که یک مجهول فقط در این معادیه است در صورتی که دو مجهول است شما فرض جهان رو بر مبدا و فرض هسته زمین رو در برابر آن جهان یا کهکشان که مبدا است گذاردید می بینید این دمعادله دو مجهولی است در صورتی که هیچ معلومی ندارد و می بایست لااقل یک معلوم حقیقی که بر فرض قرار نگرفته باشد نیز در آن قرار بگیرد تا بتوان معدیه را حل کرد درسته یا خیر ؟ دوست من
راستی تینا جون دستت درد نکنه فکر کنم باید یه دو سه هفته ای رو مطالبت وقت بزارم
عالی بودن
با سپاس
دوست شما
اژدهای آزاد

50:

به نظر من نبايد مركز جهان رو مجهول به حساب بياريم.حتي اگه مجهول باشه!
اگه قرار باشه كه يك مجهول در يك معادله قرار بگيره،ديگه حل معادله كاري نداره!ما بايد اين معادله رو با دو مجهول حساب كنيم.در هندسه هم ما در بعضي مواقع معادلاتي رو كه داراي مجهول اضافه هستند،يكي از مجهولات رو حذف كرده و يا اونو به طور دلخواه عدد گذاري مي كنيم (اما در مورد كهكشان ها نمي شه عددگذاري كرد!) تا بتونيم مجهولي رو به دست بياريم.
من قبلا هم گفتم كه شكل جهان هستي براي ما خيلي مهم هست!اگر قرار باشه كه يك كره به حساب بياريم،مشكلمون تقريبا مرتفع مي شه.اما من خودم فكر مي كنم كه به شكل يك كره هست كه داراي تو رفتگي در نقاط مختلف هست.
در متن بعدي اول يك توضيح در مورد ثابت داپلر مي دم.البته اين بار نه براي فهم بيشتر.بلكه مي خوام نشون بدم دانشمندان چه جوري و در چه بازه زماني از اون استفاده كردن.

51:

توضیح اضافی در مورد تاثیر داپلر
در ابتدا اصل موضوع رو بیان می کنم.بعد یک مثال برای استفهام بیشتر مطلب می گم.در آخر هم مثالی از تحقیقات دانشمندان رو می گم که در اون از تاثیر داپلر استفاده شده.
تاثیر داپلر:به رابطه سرعت و طول موج،تاثیر داپلر می گن.
برای مثال به هواپیمایی که از بالای سرتون می گذره،گوش بدین.وقتی که نزدیک می شه،صدای بیشتری داره و وقتی دور می شه،صدای اون کمتر می شه.صدای بیشتر مربوط به طول موج کمتر و فرکانس بیشتر هست.فرکانسبه تعداد امواج در یک ثانیه می گن.یعنی اینکه وقتی هواپیما به طرف شما می یاد،طول موج کمتر می شه.طول موج با فرکانس (یا بسامد) نسبت عکس داره.یعنی هر چه طول موج بیشتر بشه،فرکانس کمتر می شه و بالعکس.بنابراین وقتی هواپیما دور می شه،طول موج اون هم افزایش پیدا می کنه.در نتیجه صدا کمتر می شه.
مثالی از تحقیقات دانشمندان با استفاده از تاثیر داپلر:
هابل و اسلیفر با استفاده از تاثیر داپلر،روی کهکشان ها تحقیقاتی رو بین 1910 تا 1930 آغاز می کنن. اول از همه یادآوری می کنم که امواج فرو سرخ طول موج بیشتر و امواج فرا بنفش (ماورا بنفش) طول موج کمتری دارن.پس شما یک مستطیل (به اندازه یک خط کش) در نظر بگیرین که از وسط نصف شده.سمت راست اون قرمز رنگ و سمت چپ اون به رنگ بنفش هست.(البته امواج از نظر طول موج به رنگ های دیگه هم هستن که چون بحث روی رنگ قرمز و بنفش هست،از اون ها صرف نظر می کنیم).حالا شروع می کنیم!ببخشید یادم رفت بگم که تاثیر داپلر برای امواج نور هم قابل تعمیم هست.یعنی شما می تونین تاثیر داپلر رو برای امواج نور محاسبه کنین.دوباره شروع می کنیم(!):
در 1912 اسلیفر تاثیر نور رو برای 4 کهکشان امتحان می کنه.متوجه می شه که طول موج 3 تا در قسمت قرمز رنگ (همون مستطیلی که گفتم!) هست و یکی در قسمت بنفش رنگ.این همون کهکشان آندرومدا هست.تو پرانتز بدونین که کهکشان آندرومدا رو برای اولین بار شیخ عبدالرحمان صوفی،دانشمند ایرانی کشف کرد!برمی گردیم به بحث!تفسیر اسلیفر این بود که آندرومدا داره به سمت ما می یاد!
در 1912 تا 1914 اسلیفر 12 تا کهکشان دیگه رو هم بررسی می کنه.همگی انتقال قرمز رنگ دارن به جز یکی که انتقال بنفش داره.
در 1914 اسلیفر نتایج آزمایشات رو در جامعه ستاره شناسی آمریکا نمایش می ده و هابل اون ها رو می بینه.
در 1918 هابل پژوهش های خودشو روی کهکشان ها انجام می ده.
در طی 1914 تا 1925 اسلیفر و دیگران اندازه گیری تغییرات داپلر رو ادامه دادن.
در 1925 شمارش کهکشان های مورد آزمایش،به 43 انتقال قرمز و 2 انتقال بنفش می رسه.
در 1929 هابل و هماسون بعد از ادامه اندازه گیری تغییرات داپلر و دریافت اینکه در یک مقیاس بزرگ به نظر می یاد که هر کهکشان از دیگر کهکشان ها دور می شه،کشف خودشون رو اعلام کردن که جهان پهناور می شه!
البته فکر کنم انیشتین در اوایل 1920 با نظریه نسبیت عمومی خودش،پهناور شدن جهان هستی رو ادعا کرده.ولی خب آزمایشات هابل،اسلیفر و دیگر ستاره شناسان مهر تاییدی بر این ادعا بود.نظریه پهناور شدن جهان،از نظریات بسیار مهم قرن بیستم به شمار می یاد و الان هم همه مجامع علمی دنیا اونو پذیرفتن.این نظریه ادعای ثابت بودن مکان-زمان که در قرن نوزدهم تایید شده بود(!) رو پوچ و بی معنا تلقی کرد!
امین اسعدی (phoenix)
15/10/85

52:

فونیکس جان ممنونم از توضیحاتتان با سپاس اژدهای آزاد

53:

به نظر من بهتره كه براي ادامه بحث،يك نفر به صحبت ها جهت بده.
اگر موافقين كه من قاضي باشم (مانند بازي حكم!) و جهت بدم،در زير اين مطلب تنكس بزنين.در غير اينصورت هر كي دوست داره مديريت اين بحث رو به عهده داشته باشه،خودش اعلام كنه كه مي خواد.
به نظرم بحث داره گسترده مي شه ولي ما بايد يكي يكي مباحث رو پيش ببريم.
با تشكر

54:

ممنون از اینکه مدیریت ادامه بحث رو به من سپردین.
حالا چی کار می کنیم؟!
ابتدا در مورد پیدایش جها صحبت می کنیم.یعنی لحظه ای که جهان شروع شد.فقط در این مورد اگر کسی مطلب یا نظری داره بده.
وقتی این مورد تموم شد،می گم که بحث بعدی چی باشه.
هر لحظه هم انتقاد داشتین،بگین.
با تشکر

55:

توضیحاتی پیرامون فرضیه خودم در مورد اینکه "آب اولین مایه بوجود آمده بوده و
بعد خاک و گاز از آن ساختار یافته ،آنهم بوسیله حرارت یافتن "
خوب با نگاهی به ذات جهان خودمان و اینکه هر شخصی می تواند به جرات بگوید
بدون آب زمین مرده و بی حاصل است ، من فرض خود را بر این نظریه قرار دادم
که عنصر اولیه خاک همان آب بوده که نیاز و وابستگی اون رو به خودش آنچنان نشان می دهد ، در نمونه ای هم می توانیم خودمان را که از خاک هستیم وآب و در کالبدمان روح قرار دارد که آنرا نمی توانیم با چشم ببینیم و تنها می توانیم احساسش کنیم و فرض کاملهو به یقین رسیده خودمان را در اینباره که روح است که در وجود این تن خاکی و آبی باعث حیات
در آن گشته را واگو داریم بهمانند فرضیه من می ماند . در اینجا خداوند همان ذات آب و ما خاک هستیم خداوند روح مطلقه و ما روح ساختار یافته و در آن فرضیه من زمین خاک و آب همان ذات علت است در وجود و ساختار زمین خاکی ، نظریه من بیشتر پایه بر نیاز و وابستگی این دو به یکدیگر را دارد
و هر چه در جهان هستی گشتم نتوانستم هیچ عنصری را جز آب ، علت و هسته اولیه پدید آورنده خاک وکره خاکی بدانم ، همانطور که نتوانستم برای خود و روح خود خدایی جز خداوند یکتارا بیابم و آنهم
به خاطر نظم آفرینش و سازگاریهای درون مخلوقات بود که تنها از یک خالق واحد بر می آید و لا غیر.خوب این گفته هایم اولین توضیحات من در این فرضیه است هر کس سئوالی دارد خوشحال می شم تا در این باره پاسخ گویش باشم .
ادامه صحبتهایم را در پست بعدی ارائه می دهم .....
با سپاس
اژدهای آزاد

56:

طبق نظریه انفجار بزرگ ، جهان حدود 15 میلیارد سال پیش بر اثر انفجاری عظیم بوجود آمد. جهان در آغاز بسیار کوچک ، درخشان ، داغ و متراکم بود، اما از آن زمان تا کنون ، در حال انبساط بوده است (شعاع کنونی جهان حدود 15 میلیارد سال نوری است ). طی این انبساط ، مقادیری از جرم آن متراکم شده و میلیاردها میلیارد ستاره را بوجود آورده است. این ستارگان در کهکشانهایی متمرکز شده‌اند که حدود 10 میلیارد از آنها در جهان شناخته شده ، وجود دارد. این کهکشانها را که بوسیله گستره‌های پهناوری از فضای خالی از یکدیگر جدا گشته‌اند، در قالب خوشه‌ها و ابرخوشه‌ها گروه بندی می‌کنند.حالا اگه بازم در همین مورد میخواین بحث کنین من در خدمتم

57:

من با این نظریه مخالفم.ولی راستشو بخوای دلیلی ندارم.اما اگه قرار باشه که آب رو علت پدید آورنده خاک بدونیم،می تونم بگم که هوا مهم تر هست!اگه می شه در این مورد توضیح بیشتری بدین.

58:

با این نظریه کاملا موافقم.در متون قبلی توضیحات زیادی دادم.
تینای عزیز خواهش می کنم بگین که از کدوم منابع متن ها رو بر می دارین.مطمئن باشین هیچ ایرادی نداره.اکثر متون من هم از کتب و سایت های نجومی-فضایی هست.منتهی من رو اونا مانور زیادی می دم.البته فکر می کنم که از سایت رشد برداشتین.چون این ها رو یک بار اونجا دیدم.
با تشکر

59:

آره.همه منابع رو از این به بعد ذکر کنین.اما نه به خاطر من.بلکه اینجوری به نوشته های خودتون اعتبار می دین.من هم اگگه ببینم منابعتون معتبرتر هست،بیشتر راغب می شم بخونمشون!
منتظر مطالب آزدهای عزیز هنوز هستیم!

60:

باید بروم و شما را بدرود می گویم
دوستانم فونیکس و تینا جان

61:

salam bachehha kheyli khoshhalam keh beh in tapik oomadam chon man reshtam joghrafiyast va yeki az darsaye mohehmemoonam darmoredeh zamin dar fazast keh bishtar darmordeh hamin kahkeshanha va chizayeh digeh bahs mikoneh man chandvaghte pish too yeh maghalh khoondam yeh setareh peyda kardan shabiheh zamin ab dareh gazayeh atrafesham mesleh zamine va damash az 40 daraje bishtar nemisheh daran barresi mikonan ta bebinan toosh mojoode zendeh ham hast ya na?
tazeh ba zaminam faghat 20 saleh noori faseleh dareh

62:

mersi tina joon
ta jaii keh betoonam komaketoon mikonam vali rastesho bekhayd tamameh matalebi ke ta hala tooye tapik khoondam baram tekrari boodan shoma taghsiri nadarida man kheyli say kardam keh matalebeh no tari peyda konam ta ham baraye shoma benevisam ham khodam bishtarbedoonam
vali hichja bishtar az in nist vali age peyda kardam moarefi mikonam va baratoon minevisam
man beh nazaram in ke zamin ya korateh digeh che joori be vojood oomadan doonestanesh kheyli ghashangeh vali midooni chiyeh azizam alan zehnam beh in mashghooleh ta elateh beh vojood oomadaneh khorshido bedoonam chon migan manshae avaliye jahan khorshideh

63:

دوست عزيزم،سيد رضا (اژدهاي كبير)؛
از اينكه در اين مدت با شما گفتگو كردم،بسيار خرسند شدم.واقعا بحث كردن با شما براي من لذت بخش بود و لحظات خوبي رو در ذهن من ثبت كرد.
اميدوارم در تمام مراحل زندگيتون موفق و شاد باشين.
بهترين ها رو آرزومندم.
امين اسعدي (phoenix)

64:

با توجه به اينكه اژدهاي عزيز از جمع ما رفتن،بسيار خوشحالم كه يك نفر ديگه به جمع اضافه شد.با توجه به اينكه رشته مرتبط با بحث هم دارن.
اما در مورد نظريات شما.
اينكه خورشيد منشا اوليه جهان هست،كاملا اشتباهه!
طبق حرفي كه قبلا زدم<بايد حساب شده جلو بريم تا شيريني بحث از بين نره.
ابتدا به پيدايش جهان هستي پرداختيم و هر كسي نظرشو گفت و كاملا اين بحث رو با توجه به نظريه نسبيت عمومي انيشتين و تاثير داپلر و ... آناليز كرديم.
بعد از اون به انتهاي جهان فكر كرديم.البته در اون ابهامات زيادي وجود داره.
من مي گم بحث بعدي رو بر مبناي پيدايش ستارگان و زندگي آن ها قرار بديم.اينجوري پنه لوپه عزيز (اگه درست تلفظ كرده باشم) هم به جوابشون مي رسن.
پس منتظر نظرات و مطالب شما دوستان هستم.خودم هم مطالبم رو از آخر ارائه مي دم.چون اين روزا سرم كمي شلوغه.
پس شروع كنين!!!

65:

(تولد و مرگ ستاره ها)
ستاره ها از سحابی های موجود در فضای میان ستاره ای متولد می شوند. در ابتدا چگالی متوسط ماده در سحابی 12-^(10)×5 گرم در سانتیمتر مکعب است و دما تنها چند درجه بیشتر از صفر مطلق ، (فرضاً K 3ْ ). در آغاز وقتی که نخستین نسل ستارگان پدید آمد سحابی ها مرکب از هیدروژن و هلیوم بودند. نود و چند عنصر طبیعی دیگر در هسته ی ستارگان پر جرم بسیار سوزان به وجود آمدند و در پی فوران های نو اختری و انفجارهای ابر نو اختری از هسته ی ستارگان به سحابی ها راه یافتند.
حرکتهای جزیی در داخل سحابی موجب تراکم های موضعی ماده می شود، نیروهای گرانشی کمک بزرگی به تجمع ماده در این نواحی متراکم می کنند و توده ی مجزایی از ماده را، که پیش ستاره نام دارد، پدید می آورند که احتمالاً 27^10 (یک بیلیون بیلیون بیلیون) تن جرم دارد. به این ترتیب ستاره ای زاده می شود. نخستین ستاره ها شاید 10 بیلیون سال پیش تشکیل شدند و تازه ترینشان هم اکنون در حال پیدایش هستند.
ستاره در هنگام تولد به قدری سرد است که نور مریی گسیل نمی کند، گسیل امواج با طول موج رادیویی محتمل تر است.
جرم عظیم ماده ی سحابی تحت تأثیر جاذبه ی گرانشی خود منقبض می شود و به این ترتیب انرژی پتانسیل مکانینیققا به گرما تبدیل می کند. همین طور گسیل اشعه اصلی از امواج رادیویی به امواج فرو سرخ تغییر می یابد. شیء را در این حالت ستاره ی فرو سرخ می نامند. این جریان انقباض و گرم شدن به سرعت (در مقیاس نجومی) و در دوره ای حدود 30 میلیون سال صورت می گیرد و از سه مرحله ی اصلی تشکیل می شود:
1.وسعت جرم بزرگی که در آغاز تریلیون ها کیلومتر بود به چند صد میلیون کیلومتر کاهش می یابد.
2.فشار در مرکز از تقریباً صفر به هزار میلیون اتمسفر افزلیش می یابد.
3.دمای قسمت مرکزی از چند درجه ی مطلق به حدود 20 میلیون درجه ی مطلق می رسد که برای شروع تبدیل هیدروژن به هلیوم کفایت می کند. تا اینجا گرانش تنها چشمه ی انرژی بود، حال انرژی هسته ای به آن اضافه می شود. این انرژی طبق فرمول اینشتاین(E=mc^2) از جرم تولید می شود.
حال دیگر ستاره به دوران بلوغ رسیده است. به اصطلاح علمی، به رشته خط اصلی در نمودار هرتسپرونگ_راسل رسیده است.
زمان لازم برای گذار از تولد به بلوغ بستگی به جرم ستاره دارد، ستارگان پر جرم بسیار سریع تر از ستارگان کم جرم متحول می شوند. همین طور درخشندگی ستارگان پر جرم بیشتر است.
بیشتر عمر ستاره در این حالت سپری می شود (تبدیل هیدروژن به هلیوم) و طی میلیون ها سال که می گذرد ستاره (کم جرم تر) تنها به اندازه ی یک قدر روی نمودار هرتسپرونگ_راسل بالا می رود.
http://www.aerospaceusr.ir/astronomy...ia/stars/2.bmp
وقتی هیدروژن هسته تمام می شود، ستاره باز به چشمه ی دیگر انرژی، یعنی گرانش روی می آورد. هسته شروع به انقباض می کند و داغتر می شود. در نتیجه:
1.دما در بیرون قسمت مرکزی به اندازه ای می شود که گذار هیدروژن به هلیوم در آنجا امکان پذیر می گردد.
2.لایه های خارجی ستاره منبسط می شوند و ستاره به غول تبدیل می شود.
3.دمای سطحی ستاره کاهش می یابد و ستاره بسته به جرمش غول یا ابر غول سرخ می شود.
برای ستاره ای چون خورشید این جریان ممکن است بیلیون ها سال دوام آورد. در این مرحله شعاع آن ممکن است پنجاه برابر شود و دمای سطحی تا حدود K3000ْ کاهش یابد.
هسته ی هلیومی ستاره، همزمان با انبساط قسمت های خارجی، منقبض می شود و دمایش افزایش می یابد. در دمای 100 میلیون درجه 3 اتم هلیوم با یکدیگر ترکیب می شوند و یک اتم کربن را می سازند. این روند همجوشی ادامه می یابد تا ستاره به متغییر قیفاووسی تبدیل می شود (قیفاووسی ستاره ای است که درخشش آن به طور تناوبی و منظم تغییر می کند). و بالاخره، بسته به جرمی که دارد یکی از سه حالت زیر رخ می دهد:
1.اگر جرم ستاره کمتر از 2/1 برابر جرم خورشید باشد، به کوتوله ی سفید تبدیل می شود.
2.اگر ستاره اندکی سنگین تر از 2/1 برابر جرم خورشید باشد، بخشی از جرمش (یا بخش هایی از جرمش را به دفعات متوالی) به دور می افکند و نواختر می شود. و سر انجام به کوتوله ی سفید تبدیل خواهد شد.
3. اگر جرم ستاره بسیار بیشتر از 2/1 برابر جرم خورشید باشد، ستاره بخش بزرگی از جرم خود را به فضا پرتاب می کند و یک سحابی ابرنواختری بوجود می آورد. و نیز بسته به جرم باقی مانده، به یک کوتوله ی سفید، ستاره ی نوترونی یا سیاه چاله تبدیل می شود.

کوتوله ی سفید:
زمانی که دیگر امکان تولید انرژی هسته ای (همجوشی) از بین می رود، هسته ی ستاره تا حد امکان متراکم شود و تنها منبع انرژی بجا مانده حرکت تصادفی (گرمایی) هسته ی اتم ها است ستاره به کوتوله ی سفید تبدیل شده است. حرکت هسته های مثبت اندک اندک کند می شود و انرژی جنبشی تنها چشمه گرما و نور کوتوله ی سفید می شود. سرانجام این چشمه نیز از میان خواهد رفت. پس از بیلیون ها سال، دیگر نوری ساطع نخواهد شد و رابطه ی بصری آن با زمین قطع می شود.تنها با جاذبه ی گرانشی خود یعنی با اختلالی که در مسیر ستاره ای دیگر پدید می آورد است که ما از وجود شیی آگاه می شویم که زمانی برای بیلیون ها سال می درخشیده است.
نواختر:
گهگاه ستاره ای از تاریکی نسبی به روشنایی بسیار می رسد و سپس کم کم به تاریکی باز می گردد. چنین ستاره ای نواختر نامیده می شود. صفت "نو" درست بکار نمی رود زیرا ستاره نو نیست بلکه تنها درخشش ظاهری آن نو است. این ستاره پوسته ی بیرونی خود را به فضا پرتاب می کند. این پوسته گرداگرد ستاره را می گیرد و باعث افزایش روشنایی آن می شود. پس از مدتی ماده ی پرتاب شده، که همچنان در حال انبساط است، به قدری رقیق می شود که دیگر نمی درخشد. افزایش درخشندگی در مواردی بیشتر از 10000 مرتبه بیشتر از نواختر های معمولی است که آن را ابر نواختر می نامند.
ستاره ی نوترونی:
در فشار و دمای فوق العاده زیاد هسته ی ستاره، پروتون ها و الکترون ها با هم ترکیب می شوند و نوترون ها را بوجود ما آورند. نام ستارگان نوترونی از همین جا ناشی می شود. این ستاره ها بسیار کوچکند (شعاع هایی در حدود چند کیلومتر دارند)، و به طور غیر قابل تصوری چگال هستند (100 هزار میلیون کیلوگرم در سانتیمتر مکعب). در این گونه ستاره ها نوترون ها مانند گاز عمل می کنند و فشاری را ایجاد می کنند که برای جلوگیری از فروریزش کامل کافی است.همچنین این ستاره ها در حین دوران میدان مغناطیسی نیرومندی را بوجود می آورند


منبع از : سایتpersianweb.com

66:

تینای عزیز
می تونم بگم متن سنگینی رو پست کردی.
من خودم متوجه نشدم که نمودار هرتسپرونگ_راسل چه نموداری هست!!!
اگه می شه در این مورد بیشتر توضیح بدین.البته خودم هم اطلاعاتی رو جمع آوری می کنم.
منتظر متن من باشین.

67:

مطلبی رو آماده کردم که زحمت اونو دوست خوبم آقای هادی محمودی کشیدن.
فکر می کنم این نمودار،همون نمودار باشه.


تکامل ستاره ها
سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
طرحی از دوران زندگی خورشید

یک ستاره از زمان تولد تا پایان عمر خود دچار تغییرات اساسی زیادی میشود .
بسته به جرم ستاره عمر آن میتواند از 100هزار سال تا میلیاردها سال به طول انجامد .
یافتن این سیر تکاملی فقط با مطالعه بر روی یک ستاره انجام نمی شود، زیرا این تحولات به قدری کند است که حتی پس از گذشت چندین قرن نمی توان آنها را کشف کرد ، در عوض اخترشناسان برای پی بردن به این تغییرات ستارگان بی شماری را که در مراحل مختلف عمر خود هستند بررسی می کنند و زندگی آنها را به وسیله مدل های کامپیوتری شبیه سازی میکنند .

تولد

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟سیر تکاملی ستاره ها از ابرهای مولکولی بزرگ GMC که به عنوان پرورشگاه ستاره ها شناخته می شوند آغاز می شود . به طور میانگین در هر سانتی متر مکعب از فضای خالی بین ستاره ها و کهکشان ها بین 0.1 تا 1 ذره وجود دارد ولی در نزدیکی ابرهای مولکولی این تعداد به حدود 1میلیون ذره در سانتی متر مکعب می رسد.
ابعاد این ابرها بین 50 تا 300 سال نوری است و هر کدام می تواند به تنهایی زادگاه 100هزار تا 10 میلیون ستاره ی مانند خورشید ما باشد.
رویداد های گوناگونی می تواند موجب رمبش ( فرو ریختن ) گرانشی این ابرهای مولکولی بشود. مانند برخوردشان با یکدیگر ،عبور از مناطق چگال و بازوهای مارپیچی کهکشان ها ، و یا موج عظیمی که در اثر یک انفجار ابرنواختری ( انفجاری در مراحل پایانی عمر برخی ستارگان ) با سرعت های بسیار بالا به سوی این ابرها به راه می افتد .
رمبش این ابرها سبب می شود به قطعات کوچک تری تقسیم بشوند که این خود باعث افزایش دما و فشار آنها می شود . این روند ادامه پیدا میکند تا اینکه کره های دوار و گازی بسیار داغی پدید می آیند که نسبت به محیط اطراف خود تیره به نظر می رسند. این حالت نخستین مرحله از زندگی یک ستاره است که پیش ستاره نامیده می شود و اغلب در میان غبار ها و سحابی ها مخفی هست .
سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟اگر یک پیش ستاره بسیار کوچک باشد ، هرگز در اثر انقباض خود به دمای مورد نیاز برای شروع همجوشی هسته ای هیدروژن نمی رسد. چنین اجرامی را با نام کوتوله های قهوه ای می شناسند .
برای بیان یک مرز بین این اجرام و ستاره ها علاوه بر اختلاف جرمشان باید ترکیبات شیمیایی آنها را نیز بررسی کرد. هر مقدار که دارای ترکیبات سنگین تری نسبت به هلیم و هیدروژن باشند ، اندازه شان کاهش می یابد .
یک جسم هم جنس با خورشید برای اینکه بتواند به یک کوتوله قهوه ای تبدیل شود باید جرمی معادل با 0.075 جرم خورشید داشته باشد .
جرم بعضی از اینها به حدود 13 برابر جرم مشتری می رسد ، در این صورت می توانند مقدار کمی همجوشی دوتریم در هسته ی خود داشته باشند که این باعث نورانیت آنها به مقدار بسیار کمی میشود .
کوتوله های قهوه ای به آرامی سرد می شوند ومرگ آنها بیش از صدها میلیون سال به طول می انجامد .
در صورتی که این پیش ستاره ها کمی سنگین تر باشند ، دمای هسته آنها تا 10 میلیون کلوین خواهد رسید و واکنش زنجیره ای پروتون-پروتون آغاز خواهد شد. اگر ستاره کمی سنگین تر از خورشید باشد ، چرخه CNO نیز در واکنش شرکت می کند و سهم قابل توجهی از تولید انرژی را به خود اختصاص خواهد داد .
انرژی آزاد شده از واکنش های هسته ای فشاری رو به بیرون به وجود می آورد که این فشار از رمبش بیش از اندازه ی ستاره در اثر نیروی گرانشی جلوگیری می کند. در این مرحله ستاره به یک تعادل هیدرواستاتیکی و ثبات می رسد.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟ستاره های جدید دارای رنگ ها و اندازه های متفاوتی هستند که می توان آنها را بر اساس طیفشان از داغ و آبی تا سرد و سرخ دسته بندی کرد. این دسته بندی از اجرامی با جرم 0.085 خورشید آغاز می شود و تا 20 برابر جرم خورشید ادامه می یابد . رنگ و درخشندگی ستاره ها به دمای سطحی آنها ( که وابسته به جرم است ) بستگی دارد .
ستاره های جدید به مرور به سمت پایین رشته اصلی در نمودار H-R حرکت میکنند.
هر چه جرم ستاره بیش تر باشد زود تر سوخت خود را به پایان میرساند و در نتیجه زود تر رشته اصلی را ترک خواهد کرد. کوتوله های سرخ کوچک و سرد ، هیدروژن خود را به کندی می سوزانند و تا صدها میلیارد سال بر روی رشته اصلی باقی خواهند ماند؛ در صورتی که غول های بسیار سنگین و داغ ، رشته اصلی را فقط بعد از چند میلیون سال ترک می کنند .
سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟ستاره هایی با جرم متوسط و با جرمی در حدود جرم خورشید تا 10 میلیارد سال بر روی رشته اصلی می مانند.
خورشید هم اکنون در میانه عمر خویش بر روی رشته اصلی است .
هنگامی که یک ستاره هیدروژن موجود در هسته خود را به پایان برساند، رشته اصلی را ترک خواهد گفت.




گردآوری و ترجمه: هادی محمودی
محمدرضا صالحی مقدم

68:

در مورد پيدايش جهان از يكي از دوستانم درخواست مطلب كردم كه لطف كردن و چند فايل برام فرستادن.
اگر نرم افزار pdf دارين،كه من اون ها رو براتون بفرستم.
در غير اين صورت هم كه هيچي!!!

69:

من می گم بیایم فقط درباره خورشید صحبت کنیم که منشا منظومه شمسی هست.بعد می رسیم به منظومه شمسی.
پس شروع کنین.
من هم طبق معمول آخرین نفرات نظرمو می گم!

70:

خورشید ستاره‌ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش می‌گذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش می‌چرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هسته‌ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، می‌شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید می‌گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته‌اند نیز گرمایشان را از این انرژی می‌گیرند.
www.daneshname.rohan.ir


سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟



مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر می‌شوند. اما چنین به نظر می‌رسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین می‌رسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع می‌شود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل می‌دهند.

مرکز خورشید مانند کوره‌ای هسته‌ای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالی‌اش 160 برابر آب می‌باشد. تحت چنین شرایطی هسته‌های اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هسته‌های هلیووم می‌شوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی می‌شود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب می‌شوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل می‌شود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول می‌کشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین می‌رسد.

هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.



سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟

زبانه‌ها و شعله‌های خورشیدی

زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکه‌های خورشیدی رخ می‌دهند. شعله‌های خورشیدی ، جرخه‌هایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعله‌ها هنگامی بوجود می‌آیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانه‌های خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید می‌تواند زبانه‌های حلقوی را هفته‌ها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.

71:

بهتره در اين تاپيك بيشتر به بحث بشينيم تا به پست كردن مطالب.
من كه راغب نيستم زياد مطلب بدم.

72:

خب موافق بودن تنها فكر نمي كنم كافي باشه.
شما يك موضوع بگين در رابطه با اين تاپيك و سپس شروع مي كنيم.
من موضوع رو نگم خيلي بهتره.

73:

به نظر شما منظومه شمسی 10 سیاره داره یا نه؟!

74:

جهان واقعا در حاله گسترشه ممکنه به تعدادشون افزوده بشه منظومه شمسی نه اون 9سیاره قدیمی شاگرد مدرسه ای ها بلکه 12سیاره داره

75:

من فکر نمی کنم که گسترش جهان به زیاد شدن تعداد کرات منظومه شمسی ربطی داشته باشه.
اگه همچنان سر حرف خودتون هستین،بحث رو شروع می کنیم!

76:

ناسا در نظر دارد 50 ميليون دلار از بودجه محرك اقتصادي دولت اين كشور را
براي پيشبرد برنامه رشد حمل و نقل تجاري مسافران فضايي هزينه كند.

اپراتورهاي فضاپيما‌ي اسپيرينگ 45 روز براي ارائه طرح‌هاي پيشنهادي وقت دارند.


طرحهاي پيشنهادي در شرايط رقابتي بين شركتهاي مختلف فضايي ارزيابي خواهد شد، ضمن اين كه اين رقابت مختص شركتهاي آمريكايي است. اين رقابت تحت برنامه «توسعه خدمه تجاري» برگزار مي‌شود و نتايج و برندگان آن قبل از پايان ماه سپتامبر (مهرماه) اعلام مي‌شود.



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

car show هم ميهن!
مرسدس بنز
راهنمای خرید خودرو ... !
◄◄◄◄◄الان چـه مـاشینی داری ؟ و دوست داری چه ماشینی هم داشته باشی ؟
توهین شرکت‌تویوتا به مقدسات اسلامی+عکس
عادت های غلط ما ایرانی ها در رانندگی و نگهداری ازخودرو

تازه های فناوری در هفته گذشته
پیامک هاهم فیلتر میشوند...
«سرقت از کارت اعتباری» در چند ثانیه! +عکس
برای جلوگیری از شکستگی لگن ایربگ ابداع شد
جذاب ترین قاب های گوشی .
نخستین ربات آشپز در جهان +عکس
*