یک سوال فیزیکی! 



x

یک سوال فیزیکی!



کنکور یا زندگی ؟
دانشجويان خودشون رو اينجا معرفي كنن
Ⓜ🎓👷🚄 «کافه مومنتوم» 🚄👷🎓Ⓜ
آشنایی با رشته های دانشگاهی
«بسيج» وارث سهمیه 40 درصدی «رزمنـدگان» در کنـکور!
اخبار دانشگاه و دانشجویان

چرا جامعه ما شاد نیست !! روشهاي شاد زيستن...
سخنان کوتاهی از روانشناسان بزرگ
لبخند بزنید تا بهتون بگم چرا ?
همجنسگرایی بیماری نیست
وقت آن رسیده که "راز"(The secret) را برایتان آشکار سازیم!
حالا تو کدومشون هستی ؟؟؟
حمایت از ما | مشهدهاست
`

یک سوال فیزیکی!




یک سوال فیزیکی!
در این تاپیک به سوال جواب مباحث فیزیکی خواهیم پرداخت.
ابتدا از فیزیک کلاسیک و پایه شروع میکنیم.



حالا به عنوان اولین سوال:

هنگامی که آب به داخل سوراخ یک گودال فرو میرود . حالت چرخش دارد .
مثلا هنگامی که آب به داخل سوراخ ظرفشویی فرو میریزد بصورت گرداب در می آید .
یا مثالی دیگر اینکه :هنگامیکه آب از شیر آب به پایین میریزد نیز حالت چرخشی دارد.
(و مثالهای دیگر ....)
علت چرخش آب چیست؟
و جهت چرخش؟

07-02-2006


1:

آقا شهاب خيلي مشتاقم جواب سوال رو بدونم

از روزي که اين تاپيک رو راه اندختيد منتظر جواب بودم ولي متاسفانه به نظر مي رسه با استقبال چنداني مواجه نشده در اين سايت کاربران با دانش کم پيدا مي شود براي همين اين جور تاپيک ها با استقبال چنداني مواجه نميشه.

من خودم جواب سوال رو نمي دانم.

2:

درسته
راستش این سوال خیلی سختی نیست
البته در دبیرستان راجع به چنین موضوعی بحث نمی شود.
ولی انگار اشتیاق افراد نسبت به این موضوع زیاد نبوده.

3:

جواب سوال :
اگر در یک جمله بخواهیم جواب سوال را بدهیم
باید بگوییم این جریان تحت تاثیر حرکت وضعی زمین صورت میگیرد.
این چرخش و حرکات دیگر که توضیح خواهم داد تحت تاثیر یک نیروی مجازی یا نالخت بنام نیروی کوریولیس صورت میگیرد.

و از حرکت ذره در یک دستگاه مختصات چرخان ناشی می شود.


توصیف حرکت در روی زمین چرخان:
سرعت زاویه ایی زمین نسبت به بردار مکانی زمین از خورشید л 2 رادیان بر روز است.
مقدار این سرعت زاویه ایی نسبت به ستارگان ثابت .:
rad/s 0.00007292 = ω

این سرعت زاویه ایی اگر چه بسیار کوچک است ولی تاثیرهای عمیقی دارد.

مثالهای زیر از تاثیر این نیرو ناشی می شوند.

1- چرخش زمین است که باعث بر آمدگی استوا شده ، یعنی زمین در قطبهای شمالی و جنوبی تخت شده و در نتیجه شعاع استوایی در حدود 21 کیلومتر از شعاع قطبی بزرگتر است.
2- این نیروی کوریولیس وارد به اجسام متحرک است که باعث گردش پاد ساعتگرد بادها در نیمکره شمالی می شود و روی جریان بادهای دریایی و گلف استریم تاثیر می گذارد.
3- برای محاسبه دقیق پرتابه ها با برد بلند و موشکها لازم است که نیروی کوریولیس در نظر گرفته شود.
4- حرکت آونگ فوکو نتیجه نیروی کوریولیس است.
5- در مورد چرخش آب نیز بحث شد . و موارد دیگر که بعد به آنها خواهیم پرداخت

بطور کلی یک جسم پرتاب شده در نیمکره شمالی به سمت راست منحرف خواهد شد
(در نیمکرده جنوبی برعکس)

و یک جسم یا ذره در حال سقوط به سمت شرق منحرف خواهد شد.


یک مثال دیگر رودخانه های نیمکره شمالی هستند که تحت تاثیر این نیرو به سمت راست منحرف شده اند.

جریان آب
جریان آب در فروریختن به داخل یک گودال :
اب به سمت گودال سرازیر می شود و در همین حال نیز ذرات آب تحت تاثیر نیروی کوریولیس به سمت راست منحرف می شوند.
بنابراین از همه سمت یک نیرو به سمت داخل گودال و یک نیرو به سمت راست بر ذرات آب وراد می شود.
بنا براین ذرات آب بصورت چرخشی وارد گودال خواهند شد و جهت چرخش آن در نیمکره شمالی به صورت پاد ساعتگرد است.
و در نیمکره جنوبی برعکس.

درباره گردباد و جهت چرخش باید اینکه این جریان تحت تاثیر سیستم پرفشار یا کم فشار است مشخص باشد.

4:

khob mishe az injur soalate fiziki konim

5:

قرار هم بر همین است که سوال پرسیده شود
اگر بتوانم جواب میدهم .
و اگر نتوانم دوستان دیگر!

6:

يك پرسش براي انديشيدن : ( من پاسخش را خوم ميدانم البته ):
انرژي جزر و مد از كدام منبع تغذيه ميشود؟

7:

ممنون اقا شهاب از تاپیکتون و سوال و جواب جالبتون موفق باشید

8:

منظورتون چیه؟
تا جای که من توی کتابهای دبیرستانی و راهنمایی خوندم علت به وجود امدن جز و مد گردش زمین به دور ماه البته اگه اشتباه نکرده باشم.

9:

تقریبا درسته
البته این فرایند در پی برهمکنش میان دستگاه ماه .خورشید و زمین صورت میگیرد.

10:



در مورد منبع آن پیشتر گفتم...
بین خورشید و ماه تاثیر ماه بر زمین بسیار بیشتر از خورشید است بیش از 90 در صد تاثیر مربوط به ماه است.
توضیح:
آن آبهایی که تحت تاثیر جاذبه ماه قرار میگیرند به سمت ماه کشیده می شود و سبب می شود در آن قسمت از زمین آب به سمت بالا کشیده شود.
جالب اینجاست که درست در سوی مخالف زمین این فرایند تکرار می شود و آن آبهایی که از ماه تاثیری کمتری می پذیرند به سمت بالا می آیند.
اگر کل سطح زمین را آب پوشیده بود شکل زمین بصورت تخم مرغ در می آمد.(البته نه اینقدر )

11:

هنگامی هم که خورشید و ماه و زمین در یک را ستا قرار میگیرند یعنی خورشید و ماه نیرویی موافق با هم وارد میکنند .این نیرو بیشینه و جزر و مد به بیشینه خود میرسد.و در حالت معکوس نیز به کمترین مقدار خود خواهد رسید

12:

یه سوال به ذهنم اومد:
چرا همیشه یک سمت ماه رو به زمین است؟

13:

چون نسبت چرخش ماه به دور خود و به دور زمين و به دور خورشيد باعث ميشه هميشه يک روي ماه به سمت زمين باشه
نصفه پشت ماه در روز به سمت قسمت روشن زمين است که ديده نميشه و قسمت ديگرش که هميشه ديده ميشه در نصفه شب زمين

14:

البته فکر کنم اينطوري باشه

15:

چرا خورشيد تبديل به سياهچاله نميشه؟

16:

خوب این یعنیی چه؟

17:

یادمه یکی از معلمهام میگفت طرف دیگر ماه شبیه به سیاه چاله که شهاب سنگها بهش برخورد میکنن
ولی دلیل اینکه ماهمیشه یک طرف ماه رو میبینم البته ببخشید تا جای که یادمه
درسته که زمین به دور ماه و خورشید و ماه به دور زمین میچرخه که باعث میشه زوایه دید ما تغییر کنه ولی ما همیشه یک زاویه رو میبینم شایدم میشه بخش دیگر ماه رو دید و شاید چون در روز ما ماه رو نمیبینم این طور فکر میکنیم!

18:

چون جرم آن برای تبدیل شدن به یک سیاه چاله بسیار کم است.
ستاره هایی که جرمشان کمتر از 1.4 برایر خورشید است
در نهایت به کوتوله های سفید تبدیل می شوند
و ستاره هایی که بیش از 1.4 تا 3 برابر خورشید جرم دارند
به ستارگان نوترونی
و بیش از 3 برابر جرم خورشید به سیاه چاله.

البته بحث درباره کوتوله های سفید و مراحل تبدیل ستارگان و تکامل آنها بحث گسترده ایست.

19:


خوب من هم همينو گفتم
روي ديگر ماه وقتي سمت زمين ميشه که روز است براي همين ديده نميشه

20:

منم نگفتم شما اشتباه گفتید اقا حسین

21:

ميدونيد چرا شفق قطبي بوجود مياد؟

22:


من هم همچين حرفي نزدم منظورم با شهاب بود که متوجه نشد

23:

متوجه شدم
ولی مطمئنی جوابت درسته؟

24:

من چون فیزیکم خوب نیست مطمئن نیستم ولی همینا یادمه

25:

شما تا بحال در روز ماه را ندیدید؟

26:

بعضی وقتا دیدم

27:

آیا شکل آن با شب متفاوت بود؟

28:

آره در طرف ديگر ماه خبري از بلندي و دريا نيست بلکه سطح صافي است اولين بار هم يک سفينه روسي سمت ديگر ماه را ديد

29:

چرا خورشيد تبديل به سياهچاله نميشه؟

30:

خوب این یعنیی چه؟

31:

یادمه یکی از معلمهام میگفت طرف دیگر ماه شبیه به سیاه چاله که شهاب سنگها بهش برخورد میکنن
ولی دلیل اینکه ماهمیشه یک طرف ماه رو میبینم البته ببخشید تا جای که یادمه
درسته که زمین به دور ماه و خورشید و ماه به دور زمین میچرخه که باعث میشه زوایه دید ما تغییر کنه ولی ما همیشه یک زاویه رو میبینم شایدم میشه بخش دیگر ماه رو دید و شاید چون در روز ما ماه رو نمیبینم این طور فکر میکنیم!

32:

چون جرم آن برای تبدیل شدن به یک سیاه چاله بسیار کم است.
ستاره هایی که جرمشان کمتر از 1.4 برایر خورشید است
در نهایت به کوتوله های سفید تبدیل می شوند
و ستاره هایی که بیش از 1.4 تا 3 برابر خورشید جرم دارند
به ستارگان نوترونی
و بیش از 3 برابر جرم خورشید به سیاه چاله.

البته بحث درباره کوتوله های سفید و مراحل تبدیل ستارگان و تکامل آنها بحث گسترده ایست.

33:


خوب من هم همينو گفتم
روي ديگر ماه وقتي سمت زمين ميشه که روز است براي همين ديده نميشه

34:

منم نگفتم شما اشتباه گفتید اقا حسین

35:

ميدونيد چرا شفق قطبي بوجود مياد؟

36:


من هم همچين حرفي نزدم منظورم با شهاب بود که متوجه نشد

37:

متوجه شدم
ولی مطمئنی جوابت درسته؟

38:

من چون فیزیکم خوب نیست مطمئن نیستم ولی همینا یادمه

39:

شما تا بحال در روز ماه را ندیدید؟

40:

بعضی وقتا دیدم

41:

آیا شکل آن با شب متفاوت بود؟

42:

آره در طرف ديگر ماه خبري از بلندي و دريا نيست بلکه سطح صافي است اولين بار هم يک سفينه روسي سمت ديگر ماه را ديد

43:

بحث درباره سطح نیست
ما چه در روز و چه در شب یک طرف ماه را می بینیم...


یک سوال فیزیکی!

44:

يک سوال فيزيکي:
مردم ايران چطور تشخيص دادند عکس خامنه اي را توي کره ماه؟

45:

بريم سر بحث خودمون
ميدونيد چرا شفق قطبي بوجود مياد؟

46:

این تصویر ماه در روز است
http://www.hotelborgarnes.is/images/...ull%20Moon.jpg

البته چندان واضح نیست ولی می شود با وضع آن در شب مقایسه کرد.

47:

جناب fox بگذارید یکسوال پاسخ داده بشود. بعد سوال بعدی را مطرح کنید.

48:

چشم

49:


یک سوال فیزیکی!

هنگامی که تشعشعات و فعالیتهای خورشید به حد بالایی میرسد.
و به سوی زمین گسیل می شوند
ذرات باردار تحت تاثیر میدان مغناطیسی زمین به سمت قطبها منحرف می شوند.
و به داخل قطبها نفوذ می کنند.
و به خاطر برخورد الکترونها این صحنه بوجود می آید.
این فرایند و حرکت این الکترونها در جو زمین تحت تاثیر میدان مغناطیسی زمین بصورت مارپیچی است.
در شکل می بینید.

50:

زمين داراي يک محافظ مغناطيسي به دور خود ميباشد اين مدارت مغناطيسي از يک قطب شروع و پس از طي يک مسير سهمي شکل به قطب ديگر ميرسند
خورشيد بر اثر انفجارات هسته اي داراي پرتاب ذرات باردار به خارج است که به باد خورشيدي موسوم هستند
هنگامي که اين ذرات به زمين ميرسند در طول مدارت به سمت دو قطب کشيده ميشوند که به علت اين برخورد شفق قطبي ديده ميشود
شفق قطبي مختص قطب شمال است

51:

به نظر شما نور چيست؟

52:

سوال من جواب داده نشد:
سوال چرا همواره یک طرف ماه به سوی زمین است؟

اما جواب سوال شما:
نور یک موج الکترومغناطیسی است . و بخش کوچکی از طیف الکترومغناطیسی را تشکیل می دهد که برای چشم انسان قابل درک است.
در فیزیک کلاسیک ما قادر نیستیم چگونگی انتشار امواج را توضیح دهیم
و به مکانیک کوانتمی نیاز داریم.
ناحیه مرئی یا نور مرئی ( 4000-7500 آنگستروم ) توسط نواحی فروسرخ از طرف طول موج‌های بلند ، فرابنفش از طرف طول موج‌های کوتاه ، محصور شده است.
ناحیه نور مرئی بر حسب طول موج از حدود 400 نانومتر (آبی) تا 700 نانومتر (قرمز) گسترده است که در وسط آن طول موج 555 نانومتر (نور زرد) که چشم انسان بیشترین حساسیت را نسبت به آن دارد یک ناحیه پیوسته که ناحیه مرئی را در بر می‌‌گیرد
این موج توسط فوتون منتقل می شود
فوتون در حقیقت بسته های انرژی هستند که جرم در حالت سکون آنها صفر است!
البته بحث درباره امواج الکترومغناطیس بسیار گسترده است.
و چون بحث به کوانتوم کشیده میشود پیچیده تر خواهد شد.

53:

!!!!

54:

مفهوم نبود؟؟!!

55:

مگه جواب داده نشد؟
ببين ماه دور خودش ميچرخه زمين هم دور خودش ماه دور زمين هم ميچرخه اين چرخش ها باعث ميشه که هميشه يک سمت ماه در شب به سوي زمين باشه
يعني اين قسمتي که ما ميبينيم هميشه رو به قسمت تاريک زمين است و سمت ديگر که ما هيچ وقت نميتوانيم آن را ببينيم به سمت روشن زمين است که به علت نور خورشيد ما نميتوانيم آن را ببينيم.
اوکي؟

56:

راستش در اين که نور ماده است يا انرژي هنوز به نتيجه اي نرسيده اند تا اينکه انيشتين همونطور که شهاب گفت نظريه خود را داد که اين نظريه ميگويد نور در واقع فوتون است که در واقع بسته هاي انرژي هسته اند و داراي جرم ميباشند
چون اگر فرض کنيم نور انرژي باشد پس نبايد تحت نيروي گرانش جذب بشود که سياهچاله ها اين قضيه را نقض ميکنند چون سياهچاله نور را جذب ميکند ولي نور ماده هم نميتواند باشد چون ماده نميتواند با سرعت نور حرکت کند(اگر ماده با سرعت نور حرکت کند به انرژي تبديل ميشود.)
فعلا منطقي ترين حالت همين فوتون ها يا بسته هاي حامل انرژي هستند که شهاب به طور کامل تر توضيح داد

57:

بحث درباره سطح نیست
ما چه در روز و چه در شب یک طرف ماه را می بینیم...


یک سوال فیزیکی!

58:

يک سوال فيزيکي:
مردم ايران چطور تشخيص دادند عکس خامنه اي را توي کره ماه؟

59:

بريم سر بحث خودمون
ميدونيد چرا شفق قطبي بوجود مياد؟

60:

این تصویر ماه در روز است
http://www.hotelborgarnes.is/images/...ull%20Moon.jpg

البته چندان واضح نیست ولی می شود با وضع آن در شب مقایسه کرد.

61:

جناب fox بگذارید یکسوال پاسخ داده بشود. بعد سوال بعدی را مطرح کنید.

62:

چشم

63:


یک سوال فیزیکی!

هنگامی که تشعشعات و فعالیتهای خورشید به حد بالایی میرسد.
و به سوی زمین گسیل می شوند
ذرات باردار تحت تاثیر میدان مغناطیسی زمین به سمت قطبها منحرف می شوند.
و به داخل قطبها نفوذ می کنند.
و به خاطر برخورد الکترونها این صحنه بوجود می آید.
این فرایند و حرکت این الکترونها در جو زمین تحت تاثیر میدان مغناطیسی زمین بصورت مارپیچی است.
در شکل می بینید.

64:

زمين داراي يک محافظ مغناطيسي به دور خود ميباشد اين مدارت مغناطيسي از يک قطب شروع و پس از طي يک مسير سهمي شکل به قطب ديگر ميرسند
خورشيد بر اثر انفجارات هسته اي داراي پرتاب ذرات باردار به خارج است که به باد خورشيدي موسوم هستند
هنگامي که اين ذرات به زمين ميرسند در طول مدارت به سمت دو قطب کشيده ميشوند که به علت اين برخورد شفق قطبي ديده ميشود
شفق قطبي مختص قطب شمال است

65:

به نظر شما نور چيست؟

66:

سوال من جواب داده نشد:
سوال چرا همواره یک طرف ماه به سوی زمین است؟

اما جواب سوال شما:
نور یک موج الکترومغناطیسی است . و بخش کوچکی از طیف الکترومغناطیسی را تشکیل می دهد که برای چشم انسان قابل درک است.
در فیزیک کلاسیک ما قادر نیستیم چگونگی انتشار امواج را توضیح دهیم
و به مکانیک کوانتمی نیاز داریم.
ناحیه مرئی یا نور مرئی ( 4000-7500 آنگستروم ) توسط نواحی فروسرخ از طرف طول موج‌های بلند ، فرابنفش از طرف طول موج‌های کوتاه ، محصور شده است.
ناحیه نور مرئی بر حسب طول موج از حدود 400 نانومتر (آبی) تا 700 نانومتر (قرمز) گسترده است که در وسط آن طول موج 555 نانومتر (نور زرد) که چشم انسان بیشترین حساسیت را نسبت به آن دارد یک ناحیه پیوسته که ناحیه مرئی را در بر می‌‌گیرد
این موج توسط فوتون منتقل می شود
فوتون در حقیقت بسته های انرژی هستند که جرم در حالت سکون آنها صفر است!
البته بحث درباره امواج الکترومغناطیس بسیار گسترده است.
و چون بحث به کوانتوم کشیده میشود پیچیده تر خواهد شد.

67:

!!!!

68:

مفهوم نبود؟؟!!

69:

مگه جواب داده نشد؟
ببين ماه دور خودش ميچرخه زمين هم دور خودش ماه دور زمين هم ميچرخه اين چرخش ها باعث ميشه که هميشه يک سمت ماه در شب به سوي زمين باشه
يعني اين قسمتي که ما ميبينيم هميشه رو به قسمت تاريک زمين است و سمت ديگر که ما هيچ وقت نميتوانيم آن را ببينيم به سمت روشن زمين است که به علت نور خورشيد ما نميتوانيم آن را ببينيم.
اوکي؟

70:

راستش در اين که نور ماده است يا انرژي هنوز به نتيجه اي نرسيده اند تا اينکه انيشتين همونطور که شهاب گفت نظريه خود را داد که اين نظريه ميگويد نور در واقع فوتون است که در واقع بسته هاي انرژي هسته اند و داراي جرم ميباشند
چون اگر فرض کنيم نور انرژي باشد پس نبايد تحت نيروي گرانش جذب بشود که سياهچاله ها اين قضيه را نقض ميکنند چون سياهچاله نور را جذب ميکند ولي نور ماده هم نميتواند باشد چون ماده نميتواند با سرعت نور حرکت کند(اگر ماده با سرعت نور حرکت کند به انرژي تبديل ميشود.)
فعلا منطقي ترين حالت همين فوتون ها يا بسته هاي حامل انرژي هستند که شهاب به طور کامل تر توضيح داد

71:

ولي منطقي تر اين جواب به نظر ميرسه
شهاب لطفا من را از ظلمت ناداني خارج کن ممنون ميشم

72:

جواب پرسش:
چرا همواره یک رخ ماه را می بینیم؟

البته قبل از جواب باید بگویم که ما بیش از یک رخ ماه را می بینیم و تقریبا 59 درصد ماه ولی اینچنین به نظر میرسد که تنها یک رخ ماه را می بینیم.

ماه به علت کوچکی باید با سرعت بسیار زیاد (نسبت به زمین)به دور خود بچرخد
ولی به علت نزدیکی ماه و زمین و نیروی گرانش زمین این حرکت رخ نمیدهد.
و ماه به دور خود نمی چرخد البته چرخش ماه به دور خود تقریبا هر 28 روز یک بار است.
که این سرعت چرخش با توجه به سرعتی که می بایست داشته باشد میتوان گفت که ماه ثابت است.
گرانش زمین باعث می شود که آن رخ از ماه که به سوی زمین است از ما دور نشود.
بدليل حرکات ويژه ماه و همچنين ميل مداری ماه نسبت به استوا و همچنين بيضوی بودن مدار ما گاهی از کناره های ماه هم قسمتهايي را می بينيم
که به اين پديده رخگرد (لیبراسیون )(liberation ) می گويند.
که اين واقع در حالت ماکزيمم 59 درصدماه را برای ما رويت می سازد.


انواع رخگرد
1-طولی که راصد علاوه بر صورت ماه می تونه گونه هاش رو هم ببینه
2- عرضی که راصد می تونه پیشانی و چانه ی ماه رو هم ببینه
3- روزانه که به علت تغییر مکان ناظره
علت پدیده ی رخگرد طولی اینه که سرعت حرکت ماه دور زمین متغیره.
علت پدیده ی رخگرد عرضی نیز معلول زاویه ی میل محورماه با مدارش.(6.5 درجه)




البته منظورم از مطرح کردن این سوال بیشتر این بود که...

چگونگی تاثیر گرانش زمین بر ماه و جلوگیری از چرخش ماه پرسیده شود.

برای توضیح درباره اینکه چگونه زمین بر روی ماه چنین اثری می گذارد
ابتدا یک توضیح کوتاه درباره مرکز جرم میدهم.
مرکز جرم: نقطه ایی فرضی در یک جسم که فرش میکنیم تمام نیروها به آن نقطه وارد می شود. (برای راحتی کار) و در حقیقت نماینده تمام ذرات آن جسم در حرکت است!
یک مثال : شما چوبی به طول یک متر را پرتاب می کنید.
برای بررسی حرکات این چوب که هم حرکت طولی دارد و هم حرکت عرضی و هم حرکت چرخشی باید تمام ذرات چوب بررسی شود . اما اگر یک نقطه را به نمایندگی از تمام ذرات انتخاب کنیم می تونیم حرکت خطی چوب را براحتی بررسی کنیم.
و این نقطه درست در وسط چوب است. (اگر یکنواخت باشد)
یا در یک کره نیز در وسط آن است.

حال توضیح درباره تاثیر گرانش زمین بر ماه:
گرانش زمین بر روی ماه تاثیر زیادی میگذارد و این بخاطر نزدیکی زمین به ماه است.
تاثیر نیروی گرانش زمین بر مرکز جرم ماه باید بررسی شود.

برای راحتی بررسی یک فرض میکنیم!!
شکل زیر راببینید:
یک سوال فیزیکی!

ما سه مرکز جرم برای ماه متصور شدیم.
سه بخش ماه طبق فرض ما دارای جرم مساوی هستند.
می بینیم که m3 دارای فاصله r3 نزدیکتر به زمین است و m1دورتر از بقیه...
پس نیرویی که گرانش زمین به m3 وارد می کند بسیار بیشتر از فاصله ایست که به m1 وارد می کند.
و این سبب می شود که m3 همواره بطرف زمین کشیده شود
برای راحتی درک این مطلب فرض کنید r1,r2,r3 طنابهایی هستند که به ماه وصل هستند و ما به r3 بیشترین نیرو را وارد می کنیم.
و این همان رخ از ماه است که همواره به طرف زمین است.




یه کمی طولانی شد

73:

برام جالب بود
ولي آيا شهاب نيروي گرانش خورشيد در اين کار بي اثر است؟با توجه به اينکه جاذبه خورشيد بسيار بيشتر از زمين است ؟

74:

جناب fox سوال جالبی پرسیدید.
نظر خودتان چیست؟
بگذارید سوال را طور دیگری بپرسم...
نیروی گرانش وارد از طرف خورشید به ماه
در حدود دوبرابر نیروی گرانش وارد از طرف زمین به ماه است.
پس چرا ماه از زمین فرار نمیکند؟


یا سوال دیگر اینکه :
اثر جاذبه مستقیم خورشید بر روی زمین در حدود 175 برابر اثر جاذبه ماه بر روی زمین است
پس چرا اثر جزر و مدی ماه چند برابر اثر جزر و مدی خورشید است؟

75:

شايد به علت گردش ماه به دور زمين باشد چون طبق نيروي گريز مرکز و حرکت ماه دور زمين تاثيري بيشتري به روي آب هاي زمين داشته باشد؟
البته درست نميدونم ولي فکر کنم شايد علتش اين باشد؟

76:

دليل اينكه چرا ماه يا زمين بسوي خورشيد پرتاب (جذب)
نميشوند شتاب زاويه اي و شعاع مدار آنها بدور خورشيد است
كه نيروي گريز از مركز نيروي گرانش به مركز را خنثي ميكند

ماه هم تقريبا در همان مدار زمين به دور خورشيد ميگردد.
علت پايداري همه ي منظومه ها همين بالانس ميان نيروها است. براي مثال
زمين ممكن بود كه در مدار بزرگتري بدور خورشيد بگردد ولي در اينصورت
مي بايست - براي تعادل نيروها - با شتاب زاويه اي كمتري در گردش باشد
تا نه جذب خورشيد بشود و نه از آن دور بشود. وارونه ي اين هم چنين است.


يك پرسش:
چرا مدارهاي بيشتر كره ها (شايد هم همه شان ؟) دايره ي كامل نيستند بلكه بيضي
شكل هستند . در منظومه خورشيدي براي نمونه. خورشيد در يكي از دو كانون
مدار بيضي شكل * زمين نشسته است.
-------------------
* 2% eccentricity ?

77:

ممنون جناب روزبه

در مورد این نکته که گفتید:
زمين ممكن بود كه در مدار بزرگتري بدور خورشيد بگردد ولي در اينصورت
مي بايست - براي تعادل نيروها - با شتاب زاويه اي كمتري در گردش باشد
تا نه جذب خورشيد بشود و نه از آن دور بشود.


این را باید اضافه کنم که در آینده چنین نیز خواهد شد.
یعنی دوره تناوب حرکت وضعی زمین با حرکت انتقالی آن برابر خواهد شد و برای پایستگی تکانه زاویه ای باید زمین از خورشید دور شود .
یعنی حالتی که ماه هم اکنون دارد برای زمین اتفاق خواهد افتاد و زمین در هر 365 روز یکدور به دور خود میچرخد.
البته نه به این زودی!!!

78:

سپاس جناب شهاب

من هم مي انديشيدم كه چرا همان تاثيري كه زمين روي ماه گذاشته است،
خورشيد روي زمين نگذاشته است. نگو كه اين كار با كندي در حال انجام يافتن است.

دوره تناوب حرکت وضعی زمین با حرکت انتقالی آن برابر خواهد شد
من نميخواهم آنروز زنده باشم !

79:

بی شک زنده نیستیم

80:


بی شک زنده نیستیم
Obviously!
It was just a humor.

81:

من هم شوخی کردم!!!

82:

مثل اینکه قرار نیست کسی پاسخ این سوال را بدهد!!!
دوستان گرامی ! اگر سوال را مطرح کردید و زمان طولانی به آن پاسخ داده نشد
خود پاسخ را بگذارید!

البته معمولا درباره حرکت و نحوه حرکت اجسام در مدار بیضی بحث می شود
اما اینکه چرا مدار بصورت بیضی است و دایره نیست
اگر اشتباه نکنم مربوط به شکل ناهمگن آن اجسام است
به عنوان مثال زمین یک کره کامل نیست
پس نمی تواند برای گردش به دور خورشید بر روی یک دایره بگردد
و متناسب با شکل خود در مداری بیضی شکل می گردد.
در مورد ماهواره ها و دیگر کرات نیز به همین صورت است!


حال یک پرسش دیگر
در همین زمینه:
چرا محور زمین کج است؟

83:

البته پاسخ سوال دیگر که گفته بودم چرا تاثیر خورشید نسبت به ماه بر روی جزر و مد کمتر است ( با توجه به نیروی بیشتری که از طرف خوشید به زمین وارد میشود)
این است که چون فاصله ماه نسبت به زمین کمتر از خورشید است
و جزر و مد نیز به خاطر اختلاف نیروی وارده بر سطوح مختلف زمین از سوی ماه و خورشید است
بنابراین خورشید با توجه به نیروی بیشتری که به زمین نسبت به ماه وارد می کند اما بدلیل فاصله دور تر نسبت به ماه تاثیری که بر روی سطوح مختلف زمین می گذارد کمتر است!
تقریبا 7 درصد تاثیر ماه!

84:

چه تاپیک جالبیه
موفق باشین

85:

ولي منطقي تر اين جواب به نظر ميرسه
شهاب لطفا من را از ظلمت ناداني خارج کن ممنون ميشم

86:

جواب پرسش:
چرا همواره یک رخ ماه را می بینیم؟

البته قبل از جواب باید بگویم که ما بیش از یک رخ ماه را می بینیم و تقریبا 59 درصد ماه ولی اینچنین به نظر میرسد که تنها یک رخ ماه را می بینیم.

ماه به علت کوچکی باید با سرعت بسیار زیاد (نسبت به زمین)به دور خود بچرخد
ولی به علت نزدیکی ماه و زمین و نیروی گرانش زمین این حرکت رخ نمیدهد.
و ماه به دور خود نمی چرخد البته چرخش ماه به دور خود تقریبا هر 28 روز یک بار است.
که این سرعت چرخش با توجه به سرعتی که می بایست داشته باشد میتوان گفت که ماه ثابت است.
گرانش زمین باعث می شود که آن رخ از ماه که به سوی زمین است از ما دور نشود.
بدليل حرکات ويژه ماه و همچنين ميل مداری ماه نسبت به استوا و همچنين بيضوی بودن مدار ما گاهی از کناره های ماه هم قسمتهايي را می بينيم
که به اين پديده رخگرد (لیبراسیون )(liberation ) می گويند.
که اين واقع در حالت ماکزيمم 59 درصدماه را برای ما رويت می سازد.


انواع رخگرد
1-طولی که راصد علاوه بر صورت ماه می تونه گونه هاش رو هم ببینه
2- عرضی که راصد می تونه پیشانی و چانه ی ماه رو هم ببینه
3- روزانه که به علت تغییر مکان ناظره
علت پدیده ی رخگرد طولی اینه که سرعت حرکت ماه دور زمین متغیره.
علت پدیده ی رخگرد عرضی نیز معلول زاویه ی میل محورماه با مدارش.(6.5 درجه)




البته منظورم از مطرح کردن این سوال بیشتر این بود که...

چگونگی تاثیر گرانش زمین بر ماه و جلوگیری از چرخش ماه پرسیده شود.

برای توضیح درباره اینکه چگونه زمین بر روی ماه چنین اثری می گذارد
ابتدا یک توضیح کوتاه درباره مرکز جرم میدهم.
مرکز جرم: نقطه ایی فرضی در یک جسم که فرش میکنیم تمام نیروها به آن نقطه وارد می شود. (برای راحتی کار) و در حقیقت نماینده تمام ذرات آن جسم در حرکت است!
یک مثال : شما چوبی به طول یک متر را پرتاب می کنید.
برای بررسی حرکات این چوب که هم حرکت طولی دارد و هم حرکت عرضی و هم حرکت چرخشی باید تمام ذرات چوب بررسی شود . اما اگر یک نقطه را به نمایندگی از تمام ذرات انتخاب کنیم می تونیم حرکت خطی چوب را براحتی بررسی کنیم.
و این نقطه درست در وسط چوب است. (اگر یکنواخت باشد)
یا در یک کره نیز در وسط آن است.

حال توضیح درباره تاثیر گرانش زمین بر ماه:
گرانش زمین بر روی ماه تاثیر زیادی میگذارد و این بخاطر نزدیکی زمین به ماه است.
تاثیر نیروی گرانش زمین بر مرکز جرم ماه باید بررسی شود.

برای راحتی بررسی یک فرض میکنیم!!
شکل زیر راببینید:
یک سوال فیزیکی!

ما سه مرکز جرم برای ماه متصور شدیم.
سه بخش ماه طبق فرض ما دارای جرم مساوی هستند.
می بینیم که m3 دارای فاصله r3 نزدیکتر به زمین است و m1دورتر از بقیه...
پس نیرویی که گرانش زمین به m3 وارد می کند بسیار بیشتر از فاصله ایست که به m1 وارد می کند.
و این سبب می شود که m3 همواره بطرف زمین کشیده شود
برای راحتی درک این مطلب فرض کنید r1,r2,r3 طنابهایی هستند که به ماه وصل هستند و ما به r3 بیشترین نیرو را وارد می کنیم.
و این همان رخ از ماه است که همواره به طرف زمین است.




یه کمی طولانی شد

87:

برام جالب بود
ولي آيا شهاب نيروي گرانش خورشيد در اين کار بي اثر است؟با توجه به اينکه جاذبه خورشيد بسيار بيشتر از زمين است ؟

88:

جناب fox سوال جالبی پرسیدید.
نظر خودتان چیست؟
بگذارید سوال را طور دیگری بپرسم...
نیروی گرانش وارد از طرف خورشید به ماه
در حدود دوبرابر نیروی گرانش وارد از طرف زمین به ماه است.
پس چرا ماه از زمین فرار نمیکند؟


یا سوال دیگر اینکه :
اثر جاذبه مستقیم خورشید بر روی زمین در حدود 175 برابر اثر جاذبه ماه بر روی زمین است
پس چرا اثر جزر و مدی ماه چند برابر اثر جزر و مدی خورشید است؟

89:

شايد به علت گردش ماه به دور زمين باشد چون طبق نيروي گريز مرکز و حرکت ماه دور زمين تاثيري بيشتري به روي آب هاي زمين داشته باشد؟
البته درست نميدونم ولي فکر کنم شايد علتش اين باشد؟

90:

دليل اينكه چرا ماه يا زمين بسوي خورشيد پرتاب (جذب)
نميشوند شتاب زاويه اي و شعاع مدار آنها بدور خورشيد است
كه نيروي گريز از مركز نيروي گرانش به مركز را خنثي ميكند

ماه هم تقريبا در همان مدار زمين به دور خورشيد ميگردد.
علت پايداري همه ي منظومه ها همين بالانس ميان نيروها است. براي مثال
زمين ممكن بود كه در مدار بزرگتري بدور خورشيد بگردد ولي در اينصورت
مي بايست - براي تعادل نيروها - با شتاب زاويه اي كمتري در گردش باشد
تا نه جذب خورشيد بشود و نه از آن دور بشود. وارونه ي اين هم چنين است.


يك پرسش:
چرا مدارهاي بيشتر كره ها (شايد هم همه شان ؟) دايره ي كامل نيستند بلكه بيضي
شكل هستند . در منظومه خورشيدي براي نمونه. خورشيد در يكي از دو كانون
مدار بيضي شكل * زمين نشسته است.
-------------------
* 2% eccentricity ?

91:

ممنون جناب روزبه

در مورد این نکته که گفتید:
زمين ممكن بود كه در مدار بزرگتري بدور خورشيد بگردد ولي در اينصورت
مي بايست - براي تعادل نيروها - با شتاب زاويه اي كمتري در گردش باشد
تا نه جذب خورشيد بشود و نه از آن دور بشود.


این را باید اضافه کنم که در آینده چنین نیز خواهد شد.
یعنی دوره تناوب حرکت وضعی زمین با حرکت انتقالی آن برابر خواهد شد و برای پایستگی تکانه زاویه ای باید زمین از خورشید دور شود .
یعنی حالتی که ماه هم اکنون دارد برای زمین اتفاق خواهد افتاد و زمین در هر 365 روز یکدور به دور خود میچرخد.
البته نه به این زودی!!!

92:

سپاس جناب شهاب

من هم مي انديشيدم كه چرا همان تاثيري كه زمين روي ماه گذاشته است،
خورشيد روي زمين نگذاشته است. نگو كه اين كار با كندي در حال انجام يافتن است.

دوره تناوب حرکت وضعی زمین با حرکت انتقالی آن برابر خواهد شد
من نميخواهم آنروز زنده باشم !

93:

بی شک زنده نیستیم

94:


بی شک زنده نیستیم
Obviously!
It was just a humor.

95:

من هم شوخی کردم!!!

96:

مثل اینکه قرار نیست کسی پاسخ این سوال را بدهد!!!
دوستان گرامی ! اگر سوال را مطرح کردید و زمان طولانی به آن پاسخ داده نشد
خود پاسخ را بگذارید!

البته معمولا درباره حرکت و نحوه حرکت اجسام در مدار بیضی بحث می شود
اما اینکه چرا مدار بصورت بیضی است و دایره نیست
اگر اشتباه نکنم مربوط به شکل ناهمگن آن اجسام است
به عنوان مثال زمین یک کره کامل نیست
پس نمی تواند برای گردش به دور خورشید بر روی یک دایره بگردد
و متناسب با شکل خود در مداری بیضی شکل می گردد.
در مورد ماهواره ها و دیگر کرات نیز به همین صورت است!


حال یک پرسش دیگر
در همین زمینه:
چرا محور زمین کج است؟

97:

البته پاسخ سوال دیگر که گفته بودم چرا تاثیر خورشید نسبت به ماه بر روی جزر و مد کمتر است ( با توجه به نیروی بیشتری که از طرف خوشید به زمین وارد میشود)
این است که چون فاصله ماه نسبت به زمین کمتر از خورشید است
و جزر و مد نیز به خاطر اختلاف نیروی وارده بر سطوح مختلف زمین از سوی ماه و خورشید است
بنابراین خورشید با توجه به نیروی بیشتری که به زمین نسبت به ماه وارد می کند اما بدلیل فاصله دور تر نسبت به ماه تاثیری که بر روی سطوح مختلف زمین می گذارد کمتر است!
تقریبا 7 درصد تاثیر ماه!

98:

چه تاپیک جالبیه
موفق باشین

99:

چقدر جواب!!!!!!!!!

100:

به قول یکی از دوستان خدا بیامرز آسمان ابی است مگر شک داری؟!

101:

سوال 1 -

جواب طولانی هست ولی همین قدر می تونم بگم که به دلیل بحثی هست به نام Diffuse Sky radiation ، در ضمن آسمان تنها از نگاه انسانی آبی دیده میشه ، آسمان رو نمیشه آبی گفت پس !

خلاصه دلیل :

فضا به دلیل ساختار مولکولی ای که داره ( از اتم هایی که ساخته شده ) انرژی های مختلف با طول موج های مختلفی رو به ما می ده که چشم ما بر اساس تعریفاتی که شده براش اون رو معنا می کنه ، طول موج نور آبی 1 چیزی در حدود 420 نانو متر هست اگه اشتباه نکنم که برای مغز ما آبی تعریف شده ، البته تاثیرات اتمسفر هم قابل بررسیه !

سوال 2 -

دلیلش به دلیل شکست نور هست ، هنگامی که تو تابستون خورشید با حرارت بتابه به دلیل گرما میزان غلظت هوا و رطوبت در لایه های نزدیک به زمین تغییر می کنه در نتیجه شکست ایجاد میشه که این شکست طبقه ای هست و در پایان به نقطه ی حداکثر شکست ( i c ) می رسه و دوباره بر میگرده ، در نتیجه تصویر مجازی بر روی زمین تشکیل می شه و حالت شیشه ای به وجود میاد که تصور میشه که اون پایین انعکاس آبه ! !

سوال 3 -
در هنگامی مرگ خورشید نمیشه چیز قطعی ای گفت ولی به احتمال زیاد کل منظومه ی شمسی در میدان مغناطیسی خورشید گرفتار خواهند شد ، نمیشه اونا رو به صورت تک تک بررسی کرد ، چون یا باید خورشید رو به صورت جدا مورد بررسی قرار بدیم یا زمین رو وابسته به خورشید بدونیم که در حالت اول نمیشه به زمین نتیجه ای برسیم و در حالت دوم هم که گفتم

سوال 4 -

این که آب به صورت گرداب در میاد دلیل فیزیکی ای نداره به تنهایی ، یکی از دلایل شیمیایی کشش سطحی و مولکولی آب و دیگری خاصیت مویینگیش هست !

مثلاً اگه شما مقداری آب رو در لیوان بریزید سطح آب 1 قوسی پیدا می کنه ، علاوه بر اون آب همیشه دوس داره به سمت باریک تر حرکت کنه ، در نتیجه گرداب به سمت پایین کشیده میشه ، دلیل اینکه در کدام جهت هم می چرخه بستگی به قطبین داره ، چون آب مولکولی ذاتن قطبی هست و دقیقاً چرخشش رو میشه واکنش قطب های آب نصب به قطبین دونست ، دقیقاً مث طرز کار پنکه !

102:

با تشکر
جوابها مختصر و زیبا بود.
فقط چند نکته:
در مورد پرسش 3:
خورشید در هنگام مرگ به اصطلاح نجوم به غول سرخ تبدیل می شود.
افزایش سطح خورشید کاهش دمای آن را جبران میکند و زمین از داغتر می شود.
و اما زمین
یخهای قطبها ذوب میشوند و تبخیر می شوند و زمین پوشیده از بخار میگردد...


و در مورد پرسش 4:
من در مورد گرداب چیزی نپرسیدم!!!
در مورد شفق قطبی بود.
البته بی شباهت نیستند .
ولی در مورد گرداب در ابتدای این تاپیک توضیح دادم

این چیزی که شما درباره گرداب گفتید اگر درست متوجه شده باشم . درست نیست!

103:

آهان ، خوب راجع به شفق قطبی اطلاعاتی دارم ولی چون طرز پدید اومدنش رو نمی دونم حرفی نزنم بهتره ! البته 1 ربطایی هم داشتن

اما در مورد گرداب دید من شیمیایی بوده و درسته ،
دلایل :

آب هیچ گاه در حال عادی به سطح صاف در نمیاد به دلیل کشش سطحی آب ، همین الان آب رو در 1 لیوان بریز و می بینی که اگه دقیق به خط آب نگاه کنی آب به صورت قوسی قرار گرفته !

در مورد خاصیت مویینگی آب هم باید بگم که آب تمایل به رفتن به جاهای باریک تر رو داره ، با همین سیستم در قدیم که پمپاژ نبوده آب رو به سمت بالا میبردن ، به این شکل که آب رو ابتدا در یه چای بزرگ می ذاشتن و 1 لول می ذاشتن که هی رفته رفته نازک تر میشد و آب رو به سمت بالا هدایت می کرد !

در مورد قطبی بودن مولکول آب هم که فکر کنم همه بدونن دیگه که آب مولکولی قطبی هست و به بارهای مغناطیسی جواب می ده !

104:

البته گفتم که شبهتهایی دارند.
ولی از دید فیزیکی گرداب تحت نیروی کوریولیس شکل میگیرد.
یعنی نیرویی که گرداب را بوجود می آورد همان است که گردباد را بوجود می آورد و یا اینکه رودخانه های نیمکره شمالی را به سمت را ست منحرف میکند و یا آب در حال پایین ریختن از شیر آب را به حالت چرخش در می آورد. و بسیاری پدیده های دیگر. مثلا برای پرتاب موشک های دور برد باید این نیرو را در نظر گرفت .

105:

جواب این سوال را فقط موقعی میتوان جواب داد و همچنین فهمید وقتی که قانون نسبیت انیشتین را در مد نظر گرفت
او میگوید نیروی جازبه چیزی نیست جز Space bend یا فارسی ان خم شدن فضا
یک سوال فیزیکی!
و هر چه نیروی جازبه قویتر باشد انحنای فضا بیشتر است
وهرچه انحنا بیشتر باشد سرعت چرخیدن ان جسم بدور مرکز بیشتر
بهمین دلیل هم هر چه یک سیاره به خورشید نزدکتر است با سرعت بیشری به دور خورشید میگردد
ولی حالا چرا مدار بیضی.
وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود
اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود


و الی اخر

106:

اینهم جواب سوال بعدی
معیار زمان در مقیاس افلاکی قابل مقیاس با معیار زمان انسانی نیست و نباید باعث سوته تفاهم بشود
تمامی عمر انسان در مقایسه با معیار زمان افلاکی بیشتر از یک ملیونم ثانیه هم نیست
اری درست است تمام سیاره ها در نهایت در دل خورشید خواهند افتاد
ولی این حداقل ملیارد ها سال دیگر طول خواهد کشید

107:

...بارک الله جناب ماست و خیار
بالاخره تو هم ياد گرفتی که هر سخن جائی
و هر نکته مکانی دارد !!!!!!!

108:

اما در مورد شفق قطبی...
اتمسفر فوق العاده داغ خورشيد ذرات بارداری رو متساعد ميکنه که به صورت مارپيچی و سرعت 450 کيلومتر در ثانيه در فضا منتشر ميشن و بعد از حدود دو روز به زمين ميرسن وقتی اين ذرات به زمين ميرسند به وسيله ميدان مغناطيسی زمين منحرف ميشن ولی مقداری از اونا به علت شکل ميدان مغناطيسی زمين ميتونن وارد جو قطبهای زمين بشن و با اثر گذاری روی اکسيژن و نيتروژن باعث به وجود اومدن شفق قطبی بشن.
که معمولا شکل مارپیچی دارد.

در افسانه های رومی نام الهه سپيده دم Aurora بوده و به خاطر همين حالا تو انگليسی به شفق قطبی Aurorae ميگن.

109:

من به فیزیک خیلی علاقه دارم.

110:

سلام.ممنون میشم اگه راجع به مسایل جالب فیزیکی مثل چرخیدن آب در ظرف شویی که گفتین و چیزایی شبیه به این بیشتر صحبت کنین.دلیل این جور عوامل طبیعی رو واسه تحقیق میخوام .مرسی

111:

با سلام .
اول می خوام ی توضیح کلی بدم و اون اینکه :
چیزی که ما امروز اون رو به عنوان علم می شناسیم (مثل علوم فیزیک ، پزشکی ، الکترونیک و ...) ، در نزد اندیشمندان به علم ابزاری معروفند که از عقل تجربی بشر سرچشمه گرفته .
در توسعه و پیشرفت علوم تجربی از نظر معنایی تفاوت های زیادی با علوم عقلی محض (مثل ریاضیات و فلسفه و منطق و ...) وجود داره .
که یکی از مهمترین اونها عدم قطعیت در علوم تجربیه .
در علوم تجربی بر خلاف علوم عقلی نیازی به گزاره های 100 درصد صحیح و یقینی نیست و با یک خطای قابل قبول این گزاره ها پذیرفته می شوند و گاهی هم این خطا ها بیش تر از اونیه که ما تصور می کنیم .
اگر بخوام به زبان ساده و مختصر توضیح بدم :
حتما می دونید که تمام ابزارهای ساخت بشر خطا دارند و همچنین حواس پنجگانه ما هم دارای خطای زیادی هستند .
حالا فرض نید در یک نظریه علمی ، از 20 مرحله آزمایش بوجود اومده که هر کدوم به اندازه x خطا دارند .
ریاضیات میگه نتیجه نهایی دارای خطایی به اندازه حاصلضرب تمام خطا های مراحل قبل هستش یعنی x به توان 20 .
(ممکنه عدد زیاد و قابل توجهی بشه )
بنابر این هیچگاه علوم تجربی برای انسان یقین آور نخواهد بود .به همین علت است که به آن علوم ابزاری می گویند . یعنی فعلا کار مارا راه می اندازند . اگرچه در آینده ممکن است غلط بودن آن برای ما ثابت شود . یعنی این علوم هرگز ادعای کشف حقیقت را ندارند و اصلا برای این ساخته نشده اند .
این علوم آمده اند تا امور دنیوی و روزمره ما را سامان بدهند و هرگز برای سیراب کردن "عطش انسان برای درک حقیقت " مفید نخواهند بود .

بگذریم ....
حالا یک سوال فیزیکی جالب توجه
(راهنمایی : در سیاهچاله ها بدلیل چگالی بسیار زیاد مرکزی و در نتیجه جاذبه غیر قابل تصور حتی نور هم قادر به خارج شدن از آن نیست و همچنین بجهت اختلاف فاحش در چگالی در فواصل کم نقاط مختلف آن اختلاف زمانی هم دارند (طبق نظریه نسبیت انیشتین ) )
حالا کی میدونه اگر یک نفر با سر به داخل یک "سیاهچاله" فروبره چه اتفاقی براش میفته ؟

112:

هیچ کس در مورد موضوعی که من گفتم .مطلبی نداره؟

113:

چقدر جواب!!!!!!!!!

114:

به قول یکی از دوستان خدا بیامرز آسمان ابی است مگر شک داری؟!

115:

سوال 1 -

جواب طولانی هست ولی همین قدر می تونم بگم که به دلیل بحثی هست به نام Diffuse Sky radiation ، در ضمن آسمان تنها از نگاه انسانی آبی دیده میشه ، آسمان رو نمیشه آبی گفت پس !

خلاصه دلیل :

فضا به دلیل ساختار مولکولی ای که داره ( از اتم هایی که ساخته شده ) انرژی های مختلف با طول موج های مختلفی رو به ما می ده که چشم ما بر اساس تعریفاتی که شده براش اون رو معنا می کنه ، طول موج نور آبی 1 چیزی در حدود 420 نانو متر هست اگه اشتباه نکنم که برای مغز ما آبی تعریف شده ، البته تاثیرات اتمسفر هم قابل بررسیه !

سوال 2 -

دلیلش به دلیل شکست نور هست ، هنگامی که تو تابستون خورشید با حرارت بتابه به دلیل گرما میزان غلظت هوا و رطوبت در لایه های نزدیک به زمین تغییر می کنه در نتیجه شکست ایجاد میشه که این شکست طبقه ای هست و در پایان به نقطه ی حداکثر شکست ( i c ) می رسه و دوباره بر میگرده ، در نتیجه تصویر مجازی بر روی زمین تشکیل می شه و حالت شیشه ای به وجود میاد که تصور میشه که اون پایین انعکاس آبه ! !

سوال 3 -
در هنگامی مرگ خورشید نمیشه چیز قطعی ای گفت ولی به احتمال زیاد کل منظومه ی شمسی در میدان مغناطیسی خورشید گرفتار خواهند شد ، نمیشه اونا رو به صورت تک تک بررسی کرد ، چون یا باید خورشید رو به صورت جدا مورد بررسی قرار بدیم یا زمین رو وابسته به خورشید بدونیم که در حالت اول نمیشه به زمین نتیجه ای برسیم و در حالت دوم هم که گفتم

سوال 4 -

این که آب به صورت گرداب در میاد دلیل فیزیکی ای نداره به تنهایی ، یکی از دلایل شیمیایی کشش سطحی و مولکولی آب و دیگری خاصیت مویینگیش هست !

مثلاً اگه شما مقداری آب رو در لیوان بریزید سطح آب 1 قوسی پیدا می کنه ، علاوه بر اون آب همیشه دوس داره به سمت باریک تر حرکت کنه ، در نتیجه گرداب به سمت پایین کشیده میشه ، دلیل اینکه در کدام جهت هم می چرخه بستگی به قطبین داره ، چون آب مولکولی ذاتن قطبی هست و دقیقاً چرخشش رو میشه واکنش قطب های آب نصب به قطبین دونست ، دقیقاً مث طرز کار پنکه !

116:

با تشکر
جوابها مختصر و زیبا بود.
فقط چند نکته:
در مورد پرسش 3:
خورشید در هنگام مرگ به اصطلاح نجوم به غول سرخ تبدیل می شود.
افزایش سطح خورشید کاهش دمای آن را جبران میکند و زمین از داغتر می شود.
و اما زمین
یخهای قطبها ذوب میشوند و تبخیر می شوند و زمین پوشیده از بخار میگردد...


و در مورد پرسش 4:
من در مورد گرداب چیزی نپرسیدم!!!
در مورد شفق قطبی بود.
البته بی شباهت نیستند .
ولی در مورد گرداب در ابتدای این تاپیک توضیح دادم

این چیزی که شما درباره گرداب گفتید اگر درست متوجه شده باشم . درست نیست!

117:

آهان ، خوب راجع به شفق قطبی اطلاعاتی دارم ولی چون طرز پدید اومدنش رو نمی دونم حرفی نزنم بهتره ! البته 1 ربطایی هم داشتن

اما در مورد گرداب دید من شیمیایی بوده و درسته ،
دلایل :

آب هیچ گاه در حال عادی به سطح صاف در نمیاد به دلیل کشش سطحی آب ، همین الان آب رو در 1 لیوان بریز و می بینی که اگه دقیق به خط آب نگاه کنی آب به صورت قوسی قرار گرفته !

در مورد خاصیت مویینگی آب هم باید بگم که آب تمایل به رفتن به جاهای باریک تر رو داره ، با همین سیستم در قدیم که پمپاژ نبوده آب رو به سمت بالا میبردن ، به این شکل که آب رو ابتدا در یه چای بزرگ می ذاشتن و 1 لول می ذاشتن که هی رفته رفته نازک تر میشد و آب رو به سمت بالا هدایت می کرد !

در مورد قطبی بودن مولکول آب هم که فکر کنم همه بدونن دیگه که آب مولکولی قطبی هست و به بارهای مغناطیسی جواب می ده !

118:

البته گفتم که شبهتهایی دارند.
ولی از دید فیزیکی گرداب تحت نیروی کوریولیس شکل میگیرد.
یعنی نیرویی که گرداب را بوجود می آورد همان است که گردباد را بوجود می آورد و یا اینکه رودخانه های نیمکره شمالی را به سمت را ست منحرف میکند و یا آب در حال پایین ریختن از شیر آب را به حالت چرخش در می آورد. و بسیاری پدیده های دیگر. مثلا برای پرتاب موشک های دور برد باید این نیرو را در نظر گرفت .

119:

جواب این سوال را فقط موقعی میتوان جواب داد و همچنین فهمید وقتی که قانون نسبیت انیشتین را در مد نظر گرفت
او میگوید نیروی جازبه چیزی نیست جز Space bend یا فارسی ان خم شدن فضا
یک سوال فیزیکی!
و هر چه نیروی جازبه قویتر باشد انحنای فضا بیشتر است
وهرچه انحنا بیشتر باشد سرعت چرخیدن ان جسم بدور مرکز بیشتر
بهمین دلیل هم هر چه یک سیاره به خورشید نزدکتر است با سرعت بیشری به دور خورشید میگردد
ولی حالا چرا مدار بیضی.
وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود
اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود

وقتی یک سیاره به مرکز این انحنای فضا نزیکتر میشود شتاب ان بیشتر شده واین شتاب اورا از مرکز انهنا میراند به این ترتیب او از مرکز
انحنا دور میشود

اما وقتی از مرکز این انحنای فضا دورشد شتاب خود را مقداری از دست میدهد و این باعث میشود دوباره به مرکز انحنای فضا نزدیکتر شود


و الی اخر

120:

اینهم جواب سوال بعدی
معیار زمان در مقیاس افلاکی قابل مقیاس با معیار زمان انسانی نیست و نباید باعث سوته تفاهم بشود
تمامی عمر انسان در مقایسه با معیار زمان افلاکی بیشتر از یک ملیونم ثانیه هم نیست
اری درست است تمام سیاره ها در نهایت در دل خورشید خواهند افتاد
ولی این حداقل ملیارد ها سال دیگر طول خواهد کشید

121:

...بارک الله جناب ماست و خیار
بالاخره تو هم ياد گرفتی که هر سخن جائی
و هر نکته مکانی دارد !!!!!!!

122:

اما در مورد شفق قطبی...
اتمسفر فوق العاده داغ خورشيد ذرات بارداری رو متساعد ميکنه که به صورت مارپيچی و سرعت 450 کيلومتر در ثانيه در فضا منتشر ميشن و بعد از حدود دو روز به زمين ميرسن وقتی اين ذرات به زمين ميرسند به وسيله ميدان مغناطيسی زمين منحرف ميشن ولی مقداری از اونا به علت شکل ميدان مغناطيسی زمين ميتونن وارد جو قطبهای زمين بشن و با اثر گذاری روی اکسيژن و نيتروژن باعث به وجود اومدن شفق قطبی بشن.
که معمولا شکل مارپیچی دارد.

در افسانه های رومی نام الهه سپيده دم Aurora بوده و به خاطر همين حالا تو انگليسی به شفق قطبی Aurorae ميگن.

123:

من به فیزیک خیلی علاقه دارم.

124:

سلام.ممنون میشم اگه راجع به مسایل جالب فیزیکی مثل چرخیدن آب در ظرف شویی که گفتین و چیزایی شبیه به این بیشتر صحبت کنین.دلیل این جور عوامل طبیعی رو واسه تحقیق میخوام .مرسی

125:

با سلام .
اول می خوام ی توضیح کلی بدم و اون اینکه :
چیزی که ما امروز اون رو به عنوان علم می شناسیم (مثل علوم فیزیک ، پزشکی ، الکترونیک و ...) ، در نزد اندیشمندان به علم ابزاری معروفند که از عقل تجربی بشر سرچشمه گرفته .
در توسعه و پیشرفت علوم تجربی از نظر معنایی تفاوت های زیادی با علوم عقلی محض (مثل ریاضیات و فلسفه و منطق و ...) وجود داره .
که یکی از مهمترین اونها عدم قطعیت در علوم تجربیه .
در علوم تجربی بر خلاف علوم عقلی نیازی به گزاره های 100 درصد صحیح و یقینی نیست و با یک خطای قابل قبول این گزاره ها پذیرفته می شوند و گاهی هم این خطا ها بیش تر از اونیه که ما تصور می کنیم .
اگر بخوام به زبان ساده و مختصر توضیح بدم :
حتما می دونید که تمام ابزارهای ساخت بشر خطا دارند و همچنین حواس پنجگانه ما هم دارای خطای زیادی هستند .
حالا فرض نید در یک نظریه علمی ، از 20 مرحله آزمایش بوجود اومده که هر کدوم به اندازه x خطا دارند .
ریاضیات میگه نتیجه نهایی دارای خطایی به اندازه حاصلضرب تمام خطا های مراحل قبل هستش یعنی x به توان 20 .
(ممکنه عدد زیاد و قابل توجهی بشه )
بنابر این هیچگاه علوم تجربی برای انسان یقین آور نخواهد بود .به همین علت است که به آن علوم ابزاری می گویند . یعنی فعلا کار مارا راه می اندازند . اگرچه در آینده ممکن است غلط بودن آن برای ما ثابت شود . یعنی این علوم هرگز ادعای کشف حقیقت را ندارند و اصلا برای این ساخته نشده اند .
این علوم آمده اند تا امور دنیوی و روزمره ما را سامان بدهند و هرگز برای سیراب کردن "عطش انسان برای درک حقیقت " مفید نخواهند بود .

بگذریم ....
حالا یک سوال فیزیکی جالب توجه
(راهنمایی : در سیاهچاله ها بدلیل چگالی بسیار زیاد مرکزی و در نتیجه جاذبه غیر قابل تصور حتی نور هم قادر به خارج شدن از آن نیست و همچنین بجهت اختلاف فاحش در چگالی در فواصل کم نقاط مختلف آن اختلاف زمانی هم دارند (طبق نظریه نسبیت انیشتین ) )
حالا کی میدونه اگر یک نفر با سر به داخل یک "سیاهچاله" فروبره چه اتفاقی براش میفته ؟

126:

هیچ کس در مورد موضوعی که من گفتم .مطلبی نداره؟

127:

میگم چطوره شهاب در مورد نیروی چرخش شورای نگهبان بحث کنیم؟!

128:

منظورم این بود که مسایل طبیعی که ربطی به فیزیک داشته باشن مثل چرخش آب رو که قبلا گفتین.ولی موضوعش به ذهنم نمیرسه آخه از فیزیک خیلی سر در نمیارم.

129:

کسی نمی خواد سوال منو جواب بده ؟؟؟؟

130:

آقا شهاب نتونستی موضوعی واسه من پیدا کنی؟

131:

دوست عزیز
هر چیزی که در طبیعت وجود دارد به فیزیک ربط دارد ...

مثلا درباره جزر و مد بحث کردیم
یا چرخش آب و گردباد و...
یا سراب
و چند بحث نجومی که فکر نکنم بحث مورد نظر شما باشد...

شما پدیده مورد نظرتان را نام ببرید تا بحث کنیم...

اما اگر دنبال مطلب میگردید
میتوانید از سایت رشد هم استفاده کنید
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/m...e=Check&Rand=0

یا

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/m...e=Check&Rand=0

132:

در مورد سیاه چاله Black Holes
یکی از شگفتی های فضا وجود حفره های سیاه است محلهایی که جاذبه بی نهایتی دارند که حتی نورهم نمیتونه ازش بگریزه و هرچه در آن وارد بشه به دلیل جاذبه شدید نمی تونه خارج بشه به این محلها در نجوم سیاه چاله می گویند

نوع واندازه اونها زمان پیدایشش رو تعریف می کند بعضی از اول کائنات بودند در مرکز کهکشانهابه اونها سیاه چالهای غول پیکر گفته می شود super massive
بعضی از این سیاه چالهای بزرگ و قتی منفجر میشوند به ذرات کوچکتری تبدیل میشند که به آنهااستلار Stellar گفته می شود

133:

تاپيك خيلي خيلي خيلي جالبيه
اميدوارم دوباره آپ بشه

134:

از این تاپیک خیلی خوشم اومده...فقط متوجه نشدم کدوم سوال بی جواب مونده؟
اگه ممکنه یکی سوال بی جوابشو دوباره تکرار کنه تا منم اگه تونستم جواب بدم

135:

سلام
من هم با اجازتون یک سوال بپرسم:
می دونیم که زمین با سرعت 450 متر بر ثانیه(تقریبا) در حال گردشه
حالا اگر یک هلیکوپتر در ارتفاع 100 متری از زمین بایسته پس باید زمین بچرخه و هلیکوپتر بمونه.
از طرفی دیگر در واقعیت می بینیم که وقتی یک هلیکوپتر در ارتفاع 100 متری از زمین می ایسته همزمان با ما حرکت می کنه. در صورتی که اگر با سرعت زمین بچرخه
باید از زمین عقب بمونه چون محیطی که باید دور بزنه بیشتر می شه
پس یک تغییر سرعت داریم
این تغییر از کجا میاد؟؟؟ یک سوال فیزیکی!

136:

سلام من از فیزیک هیچی نمی فهمم

137:

با سلام.اولا ورود شما رو به جامعه ي بزرگ هم ميهن تبريك ميگم.
ثانيا.فكر كنم كه شما چرخش زمين به دور خورشيد رو ناديده گرفتيد.ضمنا فكر كنم كه سرعت گردش زمين 30 كيلو متر در ثانيه باشه.اگه لطف كنيد و مسئله خودتون رو باز تر كنيد و شفاف تر توضيح بديد ممنون ميشم .من هم سعي ميكنم جوابش رو پيدا كنم.

138:

اون هليكوپتر وآدم ها وزمين با سرعت 30 كيلومت به دور ززمين در حركت هستند وطبق قوانين نيتون تاعبد اين سرعت رو حفظ ميكنند
مثال: اگر شما در يك اتو بوس در حال حركت به بالا بپريد در همان نقطه فرود مي آييد وبه عقب نمي رويد

139:





سلام
ما در فیزیک یه سرعتی داریم به اسم سرعت نسبی یعنی مثلا سرعت هلیکوپتر نسبت به زمین (مثلا) 100 متر بر ثانیه است ولی همین سرعت هلیکوپتر نسبت به کسی که تو ماشینش نشسته و با سرعت20 متر بر ثانیه به همون طرفی میره که هلیکوپتر داره میره برابر 80 متر بر ثانیه است.
حالا اگه بخوایم حرکت هلیکوپتر رو در منظومه شمسی بررسی کنیم یه چیز پیچیده ای میشه تازه این اولشه میدونید که خورشید در کهکشان راه شیری در حال حرکته خود کهکشان راه شیری هم نسبت به کهکشانهای دیگه در حرکته . . .


اما زمانی که سرعت اون هلیکوپتربا سرعت زمین به دور خودش (30000 متر بر ثانیه ) قابل مقایسه باشه قضیه فرق میکنه که البته من به عنوان دانشجوی سال دوم رشته هنوز به فکر حل همچین مسئله ای نیوفتادم.

140:

امروز یه چیز جالب توجه منو جلب کرد : تا حالا دقت کردین میوه های درشت معمولا میرن ته جعبه؟
یا وقتی می خوایم قندهای درشت بیان روی قندون قندون رو تیون میدیم؟
یا به طور کلی وقتی دسته ای از اجسام رو که مثل هم هستن تکون تکون میدیم،درشتاش میان رو؟

خب حالا دلیلش رو شما پیدا کنید.

141:

میگم چطوره شهاب در مورد نیروی چرخش شورای نگهبان بحث کنیم؟!

142:

منظورم این بود که مسایل طبیعی که ربطی به فیزیک داشته باشن مثل چرخش آب رو که قبلا گفتین.ولی موضوعش به ذهنم نمیرسه آخه از فیزیک خیلی سر در نمیارم.

143:

کسی نمی خواد سوال منو جواب بده ؟؟؟؟

144:

آقا شهاب نتونستی موضوعی واسه من پیدا کنی؟

145:

دوست عزیز
هر چیزی که در طبیعت وجود دارد به فیزیک ربط دارد ...

مثلا درباره جزر و مد بحث کردیم
یا چرخش آب و گردباد و...
یا سراب
و چند بحث نجومی که فکر نکنم بحث مورد نظر شما باشد...

شما پدیده مورد نظرتان را نام ببرید تا بحث کنیم...

اما اگر دنبال مطلب میگردید
میتوانید از سایت رشد هم استفاده کنید
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/m...e=Check&Rand=0

یا

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/m...e=Check&Rand=0

146:

در مورد سیاه چاله Black Holes
یکی از شگفتی های فضا وجود حفره های سیاه است محلهایی که جاذبه بی نهایتی دارند که حتی نورهم نمیتونه ازش بگریزه و هرچه در آن وارد بشه به دلیل جاذبه شدید نمی تونه خارج بشه به این محلها در نجوم سیاه چاله می گویند

نوع واندازه اونها زمان پیدایشش رو تعریف می کند بعضی از اول کائنات بودند در مرکز کهکشانهابه اونها سیاه چالهای غول پیکر گفته می شود super massive
بعضی از این سیاه چالهای بزرگ و قتی منفجر میشوند به ذرات کوچکتری تبدیل میشند که به آنهااستلار Stellar گفته می شود

147:

تاپيك خيلي خيلي خيلي جالبيه
اميدوارم دوباره آپ بشه

148:

از این تاپیک خیلی خوشم اومده...فقط متوجه نشدم کدوم سوال بی جواب مونده؟
اگه ممکنه یکی سوال بی جوابشو دوباره تکرار کنه تا منم اگه تونستم جواب بدم

149:

سلام
من هم با اجازتون یک سوال بپرسم:
می دونیم که زمین با سرعت 450 متر بر ثانیه(تقریبا) در حال گردشه
حالا اگر یک هلیکوپتر در ارتفاع 100 متری از زمین بایسته پس باید زمین بچرخه و هلیکوپتر بمونه.
از طرفی دیگر در واقعیت می بینیم که وقتی یک هلیکوپتر در ارتفاع 100 متری از زمین می ایسته همزمان با ما حرکت می کنه. در صورتی که اگر با سرعت زمین بچرخه
باید از زمین عقب بمونه چون محیطی که باید دور بزنه بیشتر می شه
پس یک تغییر سرعت داریم
این تغییر از کجا میاد؟؟؟ یک سوال فیزیکی!

150:

سلام من از فیزیک هیچی نمی فهمم

151:

با سلام.اولا ورود شما رو به جامعه ي بزرگ هم ميهن تبريك ميگم.
ثانيا.فكر كنم كه شما چرخش زمين به دور خورشيد رو ناديده گرفتيد.ضمنا فكر كنم كه سرعت گردش زمين 30 كيلو متر در ثانيه باشه.اگه لطف كنيد و مسئله خودتون رو باز تر كنيد و شفاف تر توضيح بديد ممنون ميشم .من هم سعي ميكنم جوابش رو پيدا كنم.

152:

اون هليكوپتر وآدم ها وزمين با سرعت 30 كيلومت به دور ززمين در حركت هستند وطبق قوانين نيتون تاعبد اين سرعت رو حفظ ميكنند
مثال: اگر شما در يك اتو بوس در حال حركت به بالا بپريد در همان نقطه فرود مي آييد وبه عقب نمي رويد

153:





سلام
ما در فیزیک یه سرعتی داریم به اسم سرعت نسبی یعنی مثلا سرعت هلیکوپتر نسبت به زمین (مثلا) 100 متر بر ثانیه است ولی همین سرعت هلیکوپتر نسبت به کسی که تو ماشینش نشسته و با سرعت20 متر بر ثانیه به همون طرفی میره که هلیکوپتر داره میره برابر 80 متر بر ثانیه است.
حالا اگه بخوایم حرکت هلیکوپتر رو در منظومه شمسی بررسی کنیم یه چیز پیچیده ای میشه تازه این اولشه میدونید که خورشید در کهکشان راه شیری در حال حرکته خود کهکشان راه شیری هم نسبت به کهکشانهای دیگه در حرکته . . .


اما زمانی که سرعت اون هلیکوپتربا سرعت زمین به دور خودش (30000 متر بر ثانیه ) قابل مقایسه باشه قضیه فرق میکنه که البته من به عنوان دانشجوی سال دوم رشته هنوز به فکر حل همچین مسئله ای نیوفتادم.

154:

امروز یه چیز جالب توجه منو جلب کرد : تا حالا دقت کردین میوه های درشت معمولا میرن ته جعبه؟
یا وقتی می خوایم قندهای درشت بیان روی قندون قندون رو تیون میدیم؟
یا به طور کلی وقتی دسته ای از اجسام رو که مثل هم هستن تکون تکون میدیم،درشتاش میان رو؟

خب حالا دلیلش رو شما پیدا کنید.

155:

احتمالا به این خاطر که وقتی ظرفی رو تکون میدیم و اشیای بزرگتر، از جاشون بصورت عمودی تکون میخورن و زیرشون خالی میشه، اشیای کوچکتر به علت کم بودن حجمشون راحت به زیر میلغزن و زیر اشیای بزرگتر رو پر میکنند و بخاطر همین اجسام بزرگتر بالاتر میان.

156:

دقیقا همینه یعنی این اجسام درشت نیستن که میان بالا بلکه کوچیکترا با یه جای خالی کوچیک که براشون باز میشه میرن پایین
(چطور انقدر زود فهمیدی ؟)

157:


درود

بحث سیاهچاله ها بسیار جالب و خطرناک است ، چیزی که قرار بود به گفته ی استفان هاوکینگ
داخل سیاهچاله ها " کانال زمانی " باشد یا به قول انشتین " پل " اثبات نشد ، البته من بسیار خرسندم که هاوکینگ نتوانست گفته اش در مورد کانال زمانی را به اثبات برساند چرا که با اگر چنین عملی را صادق بیانگاریم آنگاه نظام علّی ( زنجیره ی علیت ) به یک دور فاسد / دور باطل ( Cercle Vicieux ) کشیده میشد چرا که بین " علت و معلول " با کیفیتهای کهن و یا فیزیک نوین ومکانیک کوانتومی تقدم و تاخر و مهاد " انجام پذیری نیروهای چهارگانه یا در مهبانگ همه در قالب یک SUPERFORCE و یا حتی چینش ها و دگرچهره های گوهره ی نسختین خلقت (Creation ) است ولی اگر به جلوه ای از " معمای پدربزرگ " خوب دقت کنیم ، : " چه میشود که اگر شما به گذشته برگردید و پدربزرگ خود را قبل از تولد پدرتان بکشید " ؟! ( مغز انسان به عنوان پردازشگری توانا با همه ی پیچیدگی و توانایی بیهمتایش نمیتواند از پس پردازش این گزاره بربیاید و جوابی برای آن بیابد )
در این حال است که علوم دنیا دگرگون خواهد شد و بسیاری از مهادهای فلسفه و منطق ارزش مطلق و شاید سرمدی خود را از دست خوهند داد ، ( واهمه و " شک گرایی " بر جهان سایه می انداخت )" دور " در منطق باطل است اما اینجا به یکباره چم پیدا میکند و پیچیدگی حل نشدنی خواهیم داشت ،
میتوان یک گلوله درون یک دالان شلیک کرد و به ثبوت کننده اش در زمان قبل از شلیک برخورد کند !!
یک سوال فیزیکی!
.... به نگر من براستی از این گزاره ها بجز جنون و سردرگمی چیزی بر سر آدمی و دانشمندان نمی آید ، هر چند این نگره در ابتدا با ناکامی روبرو گشت اما گویا تحقیقات و پژوهشها در این باب از سوی دانشمندان ادامه دارد .

158:

راحت بود.....یکم تصور میخواست فقط.

159:

آخه رايان جون خيلي باهوشه.

160:

اين هم معماي انيشتين كه فقط 2 درصد مردم قادر به حل آن هستند.
)در خياباني پنج خانه در پنج رنگ مختلف وجود دارد.
2)در هر يك از خانه ها يك نفر با مليتي متفاوت زندگي مي كند.
3)اين پنج صاحب خانه هر يك يك نوشيدني متفاوت مي نوشندوسيگار متفاوت ميكشندوحيوان خانگي متفاوت نگه داري مي كنند.
سوال:كداميك از آنها در خانه ماهي نگه مي دارند؟

راهنمايي
:
1)انگليسي در خانه قرمز زندگي مي كند.
2)مرد سويدي يك سگ دارد.
3)خانه سبز در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد.
4)مرد دانماركي چايي مي خورد.
5)صاحبخانه سبز قهوه مي نوشد.
6)شخصي كه سيگار Pall Mall ميكشد پرنده پرورش ميدهد.
7)صاحبخانه زرد سيگار Dunhill ميكشد.
8)مردي كه در خانه وسطي زندگي مي كند شير مي نوشد.
9)مرد نروژي دراولين خانه زنذگي مي كند.
10)مردي كه سيگار Blends ميكشد در كنار مردي كه گربه نگه مي دارد زندگي مي كند.
11)مردي كه اسب نگه مي دارد در كنار مردي كه سيگار Dunhill مي كشد زندگي مي كند.
12)مردي كه سيگار Blue Master ميكشد آبجو مي نوشد.
13)مرد آلماني سيگارPrinceمي كشد.
14)مرد نروژي كنار خانه آبي زندگي مي كند.
15)مردي كه سيگار Blends مي كشد همسايهاي دارد كه آب مي نوشد.

به گفته انيشتين 98% مردم جهان نمي توانند اين معما را حل كنند.اگر شما موفق به حل اين معما شديد جز 2% افراد با هوش چهان هستيد.

161:

انقدرها هم جنون آمیز نیست این نظریه میتونه حاکی از وجود جهانهای دیگه ای باشه که ازویژگیهاشون اینه که اصل علیت اونجا برعکس کار میکنه . . . یا اصلا دنیای جرمهای منفی باشه

به هر حال بشر همیشه کنجکاو بوده و به دنبال این جور چیزا میره ،اما اگه هم چنین حالتی باشه من بعید میدونم انسانها بتونن درکش کنن :هر چی باشه این جهان نامحدوده و ما محدودیم و نمی تونیم کاملا درکش کنیم

162:

درود

جنون آمیز است ، بحث سر چگونگی کارکرد نظام علّی نیست بلکه بحث سر این است که اگر شما بتوانید به گذشته بروید ( پس الان وجود دارید ( A ) ) و پدربزرگتان را بکشید در حالی که پدر شما هنوز بوجود نیامده ، شما هم وجود نخواهید داشت ( B ) ،
حال تکلیف چیست ؟ شما " وجود " دارید ، به " گذشته " میروید و " خودتان " را " حذف " میکنید ،
پس شما نیستید ! ، براستی این گیج کننده نیست ؟
و این همان دور باطلی است که گفتم اینجا معنی پیدا کرده ( Meaningful )
وجود جهانهای موازی هم بحث دیگری است و همینطور ابعاد جهان که تا بیش از سی بعد هم در فیزیک نظری پیش رفته اند ، در حالی که شما و بشر نهایتا تنها قابل به درک سه بعد ( طول ، عرض ، ارتفاع ) است .

163:

خب ظاهرا من واسه ي ديوار سوال طرح كردم.دوستان انگار نه انگار كه من مثلا يه معما مطرح كردم.

164:

آخه علیرضا جان سخته این باید واسه حل کردنش تمام قوای روحی و جسمیتو متمرکز کنی(!) اونم حسش نیست.......فکر کنم قبلا یه جای دیگه هم تو هم میهن این معما رو دیدم اونجا هم حسش نبود!

ولی یه راه حل کردنش اینه که خونه ها رو بصورت ساده و با مشخصاتی که برای هر کدوم نوشته روی کاغذ پیاده کنی. و مثل پازل همسایه های متناسب رو بغل هم بچینی تا جواب به دست بیاد. شایدم حتی جوابی ساده تر از این حرفها داشته باشه....


165:

مسئله جالب اینه که اگه هم چنین جایی وجود داره طبق نظر انیشتین شما نمی تونید به اونجا برید
نمیدونم تا چه حد در مورد مخروط نوری اطلاعات دارید ولی اونجا این مسئله قابل حله
اگه لازم بود بگید توضیح بدم!!!!!!!!!!!!!



راستی در مورد سوال معروف انیشتین وقتی میگید انها یه اقلیت میتونن حلش کنن احتمالا فکر که نکردین همه اون اقلیت اینجا اونو میخونن و جواب میدن ؟!؟!؟!؟!!؟!؟

166:





درود

رویدادهای غیرمحلی مخروط نمیتوانند بر رویدادهای درونی داس مخروط تاثیر گذار باشند ،
یک سوال فیزیکی!
البته این تنها معمایی است که میتوانید در ، گاهی که به گذشته بازمیگردد هر کار انجام دهید و آزادی عمل بسیاری دارید ، ولی براستی آیا مهاد ( قانون ) فیزیک اجازه میدهند که « مکان - زمان » (Spacetime ) چنان هم در هم تنیده شوند که یک حجم بسیار بزرگی مثلا یک کشتی بتواند به گذشته اش بازگردد ؟ ، طبق نگره ( نظریه ) ی انشتین یک کشتی به ناچار در سرعتی کمتر از سرعت محلی نور سفر میکند و چیزی به نام مسیر شبه زمان ، درون مکان زمان را دنبال میکند ، البته در مکانیک کوانتوم ( Quantum mechanics ) گاها دیگر با مفاهیم نسیتی کلاسیک برخور نمیشود (1)، گرچه تصور میشود که نگره ی کوانتوم سفر زمان در مقیاس " میکروسکوپی " را اجازه میدهد اما این زیاد قابل استفاده
برای هدفهای افسانه ی علمی مانند بازگشت به دیرین و کشتن پدربزرگ نیست و البته شاید این را بتوان " به حفاظت تاریخی زمان ( Chronology Protection Conjecture ) " حواله کرد که قوانین فیزیکی دسیسه میکنند تا از سفر زمان اشیا ماکروسکوپی (2) جلوگیری به عمل آورند و مثلا احتمال اینکه کسی بتواند به گذشته برگردد و پدربزرگش را بکشد کمتر از " یک در ده با تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون صفرها ( 60^10^10 / 1 ) بعد از آن است ، این یک احتمال بسیار بسیار کوچک است اما به هر حال یک احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد . بر اساس گفتمانی " دوآلیتی " (3) ممکن بود کسی به گذشته برگردد و پدربزرگش را بکشد ، بنابراین او در واقع آنجا نیست .
پانوشت :
(1)
مثلا در نگره ی کلاسیک « مکان زمان » ( SPACETIME ) سطح نسبیت ویژه ( نسبیت بدون جاذبه ) نه سفر زمان را مجاز میداند و نه خمیدگی و خمش مکان زمان را که شناخته شده بودند ، در نتیجه برای انشتین شوک و ضربه ی بزرگی بود زمانی که به سال 1949 " کورت گودل " فرضیه ی مشهورش در " منطق ریاضی " ممکن بود مکان زمانی را کشف کند که یک دنیا پر از ماده ی دوران با حلقه های زمان درود هر نقطه بود ، کورت گودل ( Godel ) فرضیه ی معروف خویش درباره ی طبیعت ریاضیات را ثابت کرد ، فرضیه بیان میکند که در هر سیستم رسم آگسیم ها ( اصول عمومی ) ، مثل ریاضیات امروزی ، سوالات بر مبنای اصولی که سیستم را تعیین میکند همیشه پایفشاری دارند که " نه میتوانند اثبات شوند و نه رد شوند " .
به بیان دیگر گودل نشان داد مسائلی وجود دارند که نمیتوانند با هیچ مجموعه ای از دستورات و یا پردازه ها حل شوند ، از آنجایی که یک باور گسترده اینکه ریاضیات بر مبنای یک منطق بنیادین واحد یک سیستم منسجم و کامل است را به دور ریخت و تکان حیرت انگیزی در اجتماع ملّی وارد کرد ،
(2)
ماکروسکوپی ( Macroscopic ) : به اندازه ی کافی برای دیدن با چشم ، بزرگ بودن . گاها برای مقیاس حد 001 . 0 میلیمتر بکار گرفته میشود ، مقیاس پایین تر از این به " مایکروسکوپی " رجوع میشود .

یک سوال فیزیکی!

(3)
دوآلیتی یا دوگانگی ( Duality ) : پیوند بین دو نگره ی به ظاهر متفاوت که به " یک " نتیجه ی فیزیکی واحد راه میبرند .






167:

نوشته اصلي بوسيله yazahra02 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله yazahra02 نمايش نوشته ها
2)در هر يك از خانه ها يك نفر با مليتي متفاوت زندگي مي كند.

3)اين پنج صاحب خانه هر يك يك نوشيدني متفاوت مي نوشندوسيگار متفاوت ميكشندوحيوان خانگي متفاوت نگه داري مي كنند.
سوال:كداميك از آنها در خانه ماهي نگه مي دارند؟
. . .

من فهمیدم:
مرد آلمانی که در خانه 4 زندگی میکنه،قهوهه میخوره و سیگار prince میکشه
درست بود؟

168:



خب من رسما اعلام میکنم کم اوردم

ولی از اونجایی که طبیعت کم نمیاره بدم نمیاد احتمالات رو بررسی کنم.ممکن است:

1.این طبیعت به روی خودش نیاره و بعد از بازگشت اون آدم پدربزرگش توسط اون کشته نشده باشه و در واقع هیچ تغییری در تاریخ رخ نداده باشه

2.این احتمال هم وجود داره که با کشته شدن پدربزرگ پدر و خودش رو هم کشته باشه و یه سری تغییرات دیگه ازقبیل حذف ملاقاتهایی که با این افراد شده و . . .

3.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



همه اینها به کنار من معتقدم طبیعت هوشمندانه عمل میکنه.این احتمالی که شما فرمودید البته از لحاظ ریاضی صفر نیست و بالاخره یه احتماله ولی از لحاظ فیزیک و علوم تجربی برابر صفر و شاید هم کمتره!
یادمه یه روز یکی از استاد در مورد مرگ خورشید صحبت می کرد بعد از اتمام حرفش گفت البته حیات روی زمین خیلی زود تر از اینها به خاطر گرما یا سرمای شدید (بر اساس نظریات مختلف) از بین میره ...ولی قبل از همه اینها نسل انساها روی زمین میمیره به خاطر آلودگی های ناشی از همین علوم جدید
حالا احتمال اینکه قبل از اینکه ما به خاطر پیشرفتهامون نابود بشیم،بتونیم با همون پیشرفت به گذشته بریم و خودمون رو از ریشه نابود کنیم چقدره؟

ببخشید روده درازی کردم

169:

احتمالا به این خاطر که وقتی ظرفی رو تکون میدیم و اشیای بزرگتر، از جاشون بصورت عمودی تکون میخورن و زیرشون خالی میشه، اشیای کوچکتر به علت کم بودن حجمشون راحت به زیر میلغزن و زیر اشیای بزرگتر رو پر میکنند و بخاطر همین اجسام بزرگتر بالاتر میان.

170:

دقیقا همینه یعنی این اجسام درشت نیستن که میان بالا بلکه کوچیکترا با یه جای خالی کوچیک که براشون باز میشه میرن پایین
(چطور انقدر زود فهمیدی ؟)

171:


درود

بحث سیاهچاله ها بسیار جالب و خطرناک است ، چیزی که قرار بود به گفته ی استفان هاوکینگ
داخل سیاهچاله ها " کانال زمانی " باشد یا به قول انشتین " پل " اثبات نشد ، البته من بسیار خرسندم که هاوکینگ نتوانست گفته اش در مورد کانال زمانی را به اثبات برساند چرا که با اگر چنین عملی را صادق بیانگاریم آنگاه نظام علّی ( زنجیره ی علیت ) به یک دور فاسد / دور باطل ( Cercle Vicieux ) کشیده میشد چرا که بین " علت و معلول " با کیفیتهای کهن و یا فیزیک نوین ومکانیک کوانتومی تقدم و تاخر و مهاد " انجام پذیری نیروهای چهارگانه یا در مهبانگ همه در قالب یک SUPERFORCE و یا حتی چینش ها و دگرچهره های گوهره ی نسختین خلقت (Creation ) است ولی اگر به جلوه ای از " معمای پدربزرگ " خوب دقت کنیم ، : " چه میشود که اگر شما به گذشته برگردید و پدربزرگ خود را قبل از تولد پدرتان بکشید " ؟! ( مغز انسان به عنوان پردازشگری توانا با همه ی پیچیدگی و توانایی بیهمتایش نمیتواند از پس پردازش این گزاره بربیاید و جوابی برای آن بیابد )
در این حال است که علوم دنیا دگرگون خواهد شد و بسیاری از مهادهای فلسفه و منطق ارزش مطلق و شاید سرمدی خود را از دست خوهند داد ، ( واهمه و " شک گرایی " بر جهان سایه می انداخت )" دور " در منطق باطل است اما اینجا به یکباره چم پیدا میکند و پیچیدگی حل نشدنی خواهیم داشت ،
میتوان یک گلوله درون یک دالان شلیک کرد و به ثبوت کننده اش در زمان قبل از شلیک برخورد کند !!
یک سوال فیزیکی!
.... به نگر من براستی از این گزاره ها بجز جنون و سردرگمی چیزی بر سر آدمی و دانشمندان نمی آید ، هر چند این نگره در ابتدا با ناکامی روبرو گشت اما گویا تحقیقات و پژوهشها در این باب از سوی دانشمندان ادامه دارد .

172:

راحت بود.....یکم تصور میخواست فقط.

173:

آخه رايان جون خيلي باهوشه.

174:

اين هم معماي انيشتين كه فقط 2 درصد مردم قادر به حل آن هستند.
)در خياباني پنج خانه در پنج رنگ مختلف وجود دارد.
2)در هر يك از خانه ها يك نفر با مليتي متفاوت زندگي مي كند.
3)اين پنج صاحب خانه هر يك يك نوشيدني متفاوت مي نوشندوسيگار متفاوت ميكشندوحيوان خانگي متفاوت نگه داري مي كنند.
سوال:كداميك از آنها در خانه ماهي نگه مي دارند؟

راهنمايي
:
1)انگليسي در خانه قرمز زندگي مي كند.
2)مرد سويدي يك سگ دارد.
3)خانه سبز در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد.
4)مرد دانماركي چايي مي خورد.
5)صاحبخانه سبز قهوه مي نوشد.
6)شخصي كه سيگار Pall Mall ميكشد پرنده پرورش ميدهد.
7)صاحبخانه زرد سيگار Dunhill ميكشد.
8)مردي كه در خانه وسطي زندگي مي كند شير مي نوشد.
9)مرد نروژي دراولين خانه زنذگي مي كند.
10)مردي كه سيگار Blends ميكشد در كنار مردي كه گربه نگه مي دارد زندگي مي كند.
11)مردي كه اسب نگه مي دارد در كنار مردي كه سيگار Dunhill مي كشد زندگي مي كند.
12)مردي كه سيگار Blue Master ميكشد آبجو مي نوشد.
13)مرد آلماني سيگارPrinceمي كشد.
14)مرد نروژي كنار خانه آبي زندگي مي كند.
15)مردي كه سيگار Blends مي كشد همسايهاي دارد كه آب مي نوشد.

به گفته انيشتين 98% مردم جهان نمي توانند اين معما را حل كنند.اگر شما موفق به حل اين معما شديد جز 2% افراد با هوش چهان هستيد.

175:

انقدرها هم جنون آمیز نیست این نظریه میتونه حاکی از وجود جهانهای دیگه ای باشه که ازویژگیهاشون اینه که اصل علیت اونجا برعکس کار میکنه . . . یا اصلا دنیای جرمهای منفی باشه

به هر حال بشر همیشه کنجکاو بوده و به دنبال این جور چیزا میره ،اما اگه هم چنین حالتی باشه من بعید میدونم انسانها بتونن درکش کنن :هر چی باشه این جهان نامحدوده و ما محدودیم و نمی تونیم کاملا درکش کنیم

176:

درود

جنون آمیز است ، بحث سر چگونگی کارکرد نظام علّی نیست بلکه بحث سر این است که اگر شما بتوانید به گذشته بروید ( پس الان وجود دارید ( A ) ) و پدربزرگتان را بکشید در حالی که پدر شما هنوز بوجود نیامده ، شما هم وجود نخواهید داشت ( B ) ،
حال تکلیف چیست ؟ شما " وجود " دارید ، به " گذشته " میروید و " خودتان " را " حذف " میکنید ،
پس شما نیستید ! ، براستی این گیج کننده نیست ؟
و این همان دور باطلی است که گفتم اینجا معنی پیدا کرده ( Meaningful )
وجود جهانهای موازی هم بحث دیگری است و همینطور ابعاد جهان که تا بیش از سی بعد هم در فیزیک نظری پیش رفته اند ، در حالی که شما و بشر نهایتا تنها قابل به درک سه بعد ( طول ، عرض ، ارتفاع ) است .

177:

خب ظاهرا من واسه ي ديوار سوال طرح كردم.دوستان انگار نه انگار كه من مثلا يه معما مطرح كردم.

178:

آخه علیرضا جان سخته این باید واسه حل کردنش تمام قوای روحی و جسمیتو متمرکز کنی(!) اونم حسش نیست.......فکر کنم قبلا یه جای دیگه هم تو هم میهن این معما رو دیدم اونجا هم حسش نبود!

ولی یه راه حل کردنش اینه که خونه ها رو بصورت ساده و با مشخصاتی که برای هر کدوم نوشته روی کاغذ پیاده کنی. و مثل پازل همسایه های متناسب رو بغل هم بچینی تا جواب به دست بیاد. شایدم حتی جوابی ساده تر از این حرفها داشته باشه....


179:

مسئله جالب اینه که اگه هم چنین جایی وجود داره طبق نظر انیشتین شما نمی تونید به اونجا برید
نمیدونم تا چه حد در مورد مخروط نوری اطلاعات دارید ولی اونجا این مسئله قابل حله
اگه لازم بود بگید توضیح بدم!!!!!!!!!!!!!



راستی در مورد سوال معروف انیشتین وقتی میگید انها یه اقلیت میتونن حلش کنن احتمالا فکر که نکردین همه اون اقلیت اینجا اونو میخونن و جواب میدن ؟!؟!؟!؟!!؟!؟

180:





درود

رویدادهای غیرمحلی مخروط نمیتوانند بر رویدادهای درونی داس مخروط تاثیر گذار باشند ،
یک سوال فیزیکی!
البته این تنها معمایی است که میتوانید در ، گاهی که به گذشته بازمیگردد هر کار انجام دهید و آزادی عمل بسیاری دارید ، ولی براستی آیا مهاد ( قانون ) فیزیک اجازه میدهند که « مکان - زمان » (Spacetime ) چنان هم در هم تنیده شوند که یک حجم بسیار بزرگی مثلا یک کشتی بتواند به گذشته اش بازگردد ؟ ، طبق نگره ( نظریه ) ی انشتین یک کشتی به ناچار در سرعتی کمتر از سرعت محلی نور سفر میکند و چیزی به نام مسیر شبه زمان ، درون مکان زمان را دنبال میکند ، البته در مکانیک کوانتوم ( Quantum mechanics ) گاها دیگر با مفاهیم نسیتی کلاسیک برخور نمیشود (1)، گرچه تصور میشود که نگره ی کوانتوم سفر زمان در مقیاس " میکروسکوپی " را اجازه میدهد اما این زیاد قابل استفاده
برای هدفهای افسانه ی علمی مانند بازگشت به دیرین و کشتن پدربزرگ نیست و البته شاید این را بتوان " به حفاظت تاریخی زمان ( Chronology Protection Conjecture ) " حواله کرد که قوانین فیزیکی دسیسه میکنند تا از سفر زمان اشیا ماکروسکوپی (2) جلوگیری به عمل آورند و مثلا احتمال اینکه کسی بتواند به گذشته برگردد و پدربزرگش را بکشد کمتر از " یک در ده با تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون صفرها ( 60^10^10 / 1 ) بعد از آن است ، این یک احتمال بسیار بسیار کوچک است اما به هر حال یک احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد . بر اساس گفتمانی " دوآلیتی " (3) ممکن بود کسی به گذشته برگردد و پدربزرگش را بکشد ، بنابراین او در واقع آنجا نیست .
پانوشت :
(1)
مثلا در نگره ی کلاسیک « مکان زمان » ( SPACETIME ) سطح نسبیت ویژه ( نسبیت بدون جاذبه ) نه سفر زمان را مجاز میداند و نه خمیدگی و خمش مکان زمان را که شناخته شده بودند ، در نتیجه برای انشتین شوک و ضربه ی بزرگی بود زمانی که به سال 1949 " کورت گودل " فرضیه ی مشهورش در " منطق ریاضی " ممکن بود مکان زمانی را کشف کند که یک دنیا پر از ماده ی دوران با حلقه های زمان درود هر نقطه بود ، کورت گودل ( Godel ) فرضیه ی معروف خویش درباره ی طبیعت ریاضیات را ثابت کرد ، فرضیه بیان میکند که در هر سیستم رسم آگسیم ها ( اصول عمومی ) ، مثل ریاضیات امروزی ، سوالات بر مبنای اصولی که سیستم را تعیین میکند همیشه پایفشاری دارند که " نه میتوانند اثبات شوند و نه رد شوند " .
به بیان دیگر گودل نشان داد مسائلی وجود دارند که نمیتوانند با هیچ مجموعه ای از دستورات و یا پردازه ها حل شوند ، از آنجایی که یک باور گسترده اینکه ریاضیات بر مبنای یک منطق بنیادین واحد یک سیستم منسجم و کامل است را به دور ریخت و تکان حیرت انگیزی در اجتماع ملّی وارد کرد ،
(2)
ماکروسکوپی ( Macroscopic ) : به اندازه ی کافی برای دیدن با چشم ، بزرگ بودن . گاها برای مقیاس حد 001 . 0 میلیمتر بکار گرفته میشود ، مقیاس پایین تر از این به " مایکروسکوپی " رجوع میشود .

یک سوال فیزیکی!

(3)
دوآلیتی یا دوگانگی ( Duality ) : پیوند بین دو نگره ی به ظاهر متفاوت که به " یک " نتیجه ی فیزیکی واحد راه میبرند .






181:

نوشته اصلي بوسيله yazahra02 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله yazahra02 نمايش نوشته ها
2)در هر يك از خانه ها يك نفر با مليتي متفاوت زندگي مي كند.

3)اين پنج صاحب خانه هر يك يك نوشيدني متفاوت مي نوشندوسيگار متفاوت ميكشندوحيوان خانگي متفاوت نگه داري مي كنند.
سوال:كداميك از آنها در خانه ماهي نگه مي دارند؟
. . .

من فهمیدم:
مرد آلمانی که در خانه 4 زندگی میکنه،قهوهه میخوره و سیگار prince میکشه
درست بود؟

182:



خب من رسما اعلام میکنم کم اوردم

ولی از اونجایی که طبیعت کم نمیاره بدم نمیاد احتمالات رو بررسی کنم.ممکن است:

1.این طبیعت به روی خودش نیاره و بعد از بازگشت اون آدم پدربزرگش توسط اون کشته نشده باشه و در واقع هیچ تغییری در تاریخ رخ نداده باشه

2.این احتمال هم وجود داره که با کشته شدن پدربزرگ پدر و خودش رو هم کشته باشه و یه سری تغییرات دیگه ازقبیل حذف ملاقاتهایی که با این افراد شده و . . .

3.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



همه اینها به کنار من معتقدم طبیعت هوشمندانه عمل میکنه.این احتمالی که شما فرمودید البته از لحاظ ریاضی صفر نیست و بالاخره یه احتماله ولی از لحاظ فیزیک و علوم تجربی برابر صفر و شاید هم کمتره!
یادمه یه روز یکی از استاد در مورد مرگ خورشید صحبت می کرد بعد از اتمام حرفش گفت البته حیات روی زمین خیلی زود تر از اینها به خاطر گرما یا سرمای شدید (بر اساس نظریات مختلف) از بین میره ...ولی قبل از همه اینها نسل انساها روی زمین میمیره به خاطر آلودگی های ناشی از همین علوم جدید
حالا احتمال اینکه قبل از اینکه ما به خاطر پیشرفتهامون نابود بشیم،بتونیم با همون پیشرفت به گذشته بریم و خودمون رو از ریشه نابود کنیم چقدره؟

ببخشید روده درازی کردم

183:

از وقتی این پست بالا رو زدی من تا حالا 5 بار اومدم اینجا
این به زودی یعنی دقیقا کی؟(حالا تقریبا هم خوبه)

184:


درود

اگر بعد فیزیکی معمای پدربزرگ را به کناری نهیم و به حل معما بپردازیم :
1- چنین چیزی ممکن نیست ، طبیعت یک مجموعه نیست که یکسری اجزا و شی را داخل آن ریخته باشند مانند یک انباری که داخل آن وسایل بریزیم بلکه طبیعت تنها اسم اشاره ای است
به ذراتی که بر اثر تاثیر گذاری نیروهای طبیعت ( Forces of nature ) که نیروهای چهارگانه ی طبیعت ( که عبارتند از :
1- نیروی قوی هسته ای مانند گلئونها ،
2- نیروی ضعیف هسته ای به سان بوزون ها
3- نیروی گرانش یا گراویتی همانند گراویتونها که تنها از روی صفات ثانویه ( Secondary attributes ) قابل شناسایی هستند و به " لزوم " وجود آنها پی برده میشد.
4- نیروی آهنکهربایی / کاهنربایی ( الکترومغناطیسی ) همانند فوتونها ( Photon = یک کوانتوم نور و کوچکترین بسته ی میدان الکترومغناطیس )
در این میان نیروی جاذبه ای یا Graviton force ضعیفترین نیروی چهار نیروی بنیادی طبیعت است

اگر چه نگره ای داریم به نام " نگره ی اتحاد بزرگ یا برجسته ( Grand Unification Theory ) که نیروهای ضعیف و قوی هسته ای را متحد میسازد اما به نگر می آید برای تحقق نگره ی متحد ( Unified Theory ) که در آن چهار نیرو و تمام ماده ی مابین را در یک چهارچوبه ی خاص تشرحی مینماید نیاز به یک
وحدت نیرویی در مهبانگ است که Super force نامیده میشود ، ) را میتوان در واقع یک نیرو پنداشت کنار هستند و با هم تعامل دارند و به خود این ذرات " طبیعت " میگوییم ، همین فرنود است که به ما نشان داد " مکان " ( Space ) همین ذرات هستند و زمان ( Time )
هم منفهومی انتزاعی از مکان و ذرات است ، از طرفی تاریخ هم سیر زمان و تغییر چینش ذرات است پس این گزاره که : " تاریخ بی اعتنا باشد " بیمعنی ( Meaningless ) است .
2- اگرشخص X پدربزرگش را " قبل از اینکه " پدرخودش یعنی پدر X بکشد ، یعنی امکان تشکیل خودش را به صفر رسانده ، از طرفی آینده هم " اتفاق افتاده " ، از طرفی خودش دیگر وجود نخواهد داشت اما الان وجود دارد که پدربزرگش را کشته و چون وجود دارد میتواند به آینده برود و اگر برود یعنی وجود دارد اما چون پدربزرگش را کشته نباید وجود داشته باشد ،
تکلیف چیست ؟
یا اگر نتواند به آینده برگردد و در همان زمان گذشته بماند ، پس در گذشته وجود دارد که از آینده آمده اما در آینده دیگر وجود ندارد .
تکلیف چیست ؟
اگر پاسخ این پرسش ها و چالشها حل شود برای بقیه هم میشود پاسخی پیدا کرد .

185:

باشه باشه.يه كم دندون به جيگر بزاريد ...حتما.يه مشكلب پيش اومده نميتونم فعلا جوابش رو بگم.

186:

اومدم سوپرايزتون كنم.جواب شما كاملا صحيحه.اگه واقعا شانسي جواب نداده باشيد ضريب هوشي شما چيزي در حدود 140 است يعني تقريبا جزو افراد تيز هوش .تبريك ميگم.

187:

البته ببخشيد اون سوال زياد ربطي به فيزيك نداشت ولي به هر حال چون ديدم از آلبرت اينيشتين است گفتم كه اين جا مطرح كنم.
منبع اون معما هم : http://fiziketabriz.blogfa.com/post-3.aspx

188:

بهنظر سؤال چندان سختی نیست آلان بازی سودوکو که خیلی هم معروف شده از همین روش حل میشه
شاید در زمان انیشتین کسی هنوز به فکر حل یا طرح این مسائل نیوفتاده بوده
(البته من هم بعد از حل این س<ال به سودوکو علاقه مند شدم)

189:

من بالاخره تونستم این عکس رو آپلود کنم
فکر میکنم کسی که با سر میره به طرف سیاه چاله باید این شکلی بشه
یک سوال فیزیکی!

ولی یه سوال:
اون ادم از نظر ما این شکلیه یا از نظر خودش؟

190:

به نظر منم اونقدا سخت نبود جواب منم آلمانیه:
زرد --------آبی ---------- قرمز ----------سفید ----------سبز
نروژی----دانمارکی ----انگلیسی -------سوئدی -------آلمانی
آب --------چای ----------شیر -----------آبجو -----------قهوه
دانهیل ----بلندز --------پال مال ------بلو مستر --------پرینس
گربه -----اسب ----------پرنده ----------سگ ----------ماهی

البته فکر می کنم حالتهای دیگه ای هم ممکنه.

191:

تاپیک فوق العاده ایه و تا الان بحثهای مفیدی مطرح شده.
من هم سوالی از دوستان متخصص داشتم و اونم اینه که به لحاظ علمی آیا تا به حال در خصوص سر منشا وجود ماده (اعم از هر نوع جرم و انرژی) نظر اثبات شده یا نشده ای ارائه شده؟
با تشکر

192:

اولا چون نوشتید از دوستای متخصص ولی من جواب دادم همین جا متخصص بودم رو نفی می کنم.
ولی باید بگم متوجه منظورتون نمیشم سر منشا وجود ماده یعنی دقیقا چی ؟؟؟؟؟
اگه منظورتون پیدایش جهانه که باید بگم فیزیک تا زمان کوچکی رو بعد از بیگ بنگ نظریه پردازی می کنه ولی باز هم از بیان سر منشا عاجز مونده (البته هیچ علم دیگه ای هم تا این اندازه عقب نرفته)
در واقع ما از لحاظ فیزیکی معتقدیم که قبل از بیگ بنگ(اگه درست باشه )هیچ چیز فیزیکی اعم از ماده یا انرژی وجود نداشه

193:

جناب بزرگمهر دیروز استاد ما میگفت اگه یه آدمی به گذشته برگرده و تغییراتی رو در اون بده این تغییرات در گذشته اتفاق می افته ولی تاثیری روی حال نداره
(یعنی یه چیزی تو مایه های جهان های موازی)

194:

shayad jash nabashe beporsam ama zehnam bad drgire va ta alan javabe khodamo nagereftam in sahne ha va lahazate tekrari ke gahi oghat mobinim az chi nashi mishe

195:

اولا خوش اومدی معصومه جان

ثانیا:
دلیل اصلی و سرچمه اینها موجود متا فیزیکی به نام روح باید باشهکه من ازش سر در نمیارم
شاید تو تالارهای فلسفی بتونی یه جوابی بگیری

196:

بانوی ارجمند

اگر ما در هر لحظه تولد می یافتیم گفته ی ایشان راست مینمود اما ما یک بار متولد شده ایم و یکبار هم خواهیم مرد ، گذشته چیست ؟ زمان چیست ؟
زمان وجود خارجی ندارد ، زمان مفهوم انتزاعی و تجریدی است که ذهن انسان از مقایسه و علیت و توالی دو حادثه ی متوالی فهم میکند ، برای اینکه به استادتان ثابت کنید
" اتفاقات در هر لحظه ، رویداد دیگر در لحظه ای دیگر را تحت شعاع خود قرار میدهد "
هم اینک یک خراش روی جسم ایشان ایجاد کنید ، یقینا هم اینک یا " الان " ، گذشته خواهد بود برای فردا ، فردا ایشان پی خواهند برد که آیا گذشته روی آینده تاثیر میگذارد یا خیر ؟
البته زمان در فلسفه ی عمومی مورد نگر است و گرنه زمان در فلسفه ای مثل فلسفه ی هستی شناسانه ی هایدگر نوع دیگری تعبیر میشود که با این مساله پیوندی ندارد . ایدون باد

197:

از وقتی این پست بالا رو زدی من تا حالا 5 بار اومدم اینجا
این به زودی یعنی دقیقا کی؟(حالا تقریبا هم خوبه)

198:


درود

اگر بعد فیزیکی معمای پدربزرگ را به کناری نهیم و به حل معما بپردازیم :
1- چنین چیزی ممکن نیست ، طبیعت یک مجموعه نیست که یکسری اجزا و شی را داخل آن ریخته باشند مانند یک انباری که داخل آن وسایل بریزیم بلکه طبیعت تنها اسم اشاره ای است
به ذراتی که بر اثر تاثیر گذاری نیروهای طبیعت ( Forces of nature ) که نیروهای چهارگانه ی طبیعت ( که عبارتند از :
1- نیروی قوی هسته ای مانند گلئونها ،
2- نیروی ضعیف هسته ای به سان بوزون ها
3- نیروی گرانش یا گراویتی همانند گراویتونها که تنها از روی صفات ثانویه ( Secondary attributes ) قابل شناسایی هستند و به " لزوم " وجود آنها پی برده میشد.
4- نیروی آهنکهربایی / کاهنربایی ( الکترومغناطیسی ) همانند فوتونها ( Photon = یک کوانتوم نور و کوچکترین بسته ی میدان الکترومغناطیس )
در این میان نیروی جاذبه ای یا Graviton force ضعیفترین نیروی چهار نیروی بنیادی طبیعت است

اگر چه نگره ای داریم به نام " نگره ی اتحاد بزرگ یا برجسته ( Grand Unification Theory ) که نیروهای ضعیف و قوی هسته ای را متحد میسازد اما به نگر می آید برای تحقق نگره ی متحد ( Unified Theory ) که در آن چهار نیرو و تمام ماده ی مابین را در یک چهارچوبه ی خاص تشرحی مینماید نیاز به یک
وحدت نیرویی در مهبانگ است که Super force نامیده میشود ، ) را میتوان در واقع یک نیرو پنداشت کنار هستند و با هم تعامل دارند و به خود این ذرات " طبیعت " میگوییم ، همین فرنود است که به ما نشان داد " مکان " ( Space ) همین ذرات هستند و زمان ( Time )
هم منفهومی انتزاعی از مکان و ذرات است ، از طرفی تاریخ هم سیر زمان و تغییر چینش ذرات است پس این گزاره که : " تاریخ بی اعتنا باشد " بیمعنی ( Meaningless ) است .
2- اگرشخص X پدربزرگش را " قبل از اینکه " پدرخودش یعنی پدر X بکشد ، یعنی امکان تشکیل خودش را به صفر رسانده ، از طرفی آینده هم " اتفاق افتاده " ، از طرفی خودش دیگر وجود نخواهد داشت اما الان وجود دارد که پدربزرگش را کشته و چون وجود دارد میتواند به آینده برود و اگر برود یعنی وجود دارد اما چون پدربزرگش را کشته نباید وجود داشته باشد ،
تکلیف چیست ؟
یا اگر نتواند به آینده برگردد و در همان زمان گذشته بماند ، پس در گذشته وجود دارد که از آینده آمده اما در آینده دیگر وجود ندارد .
تکلیف چیست ؟
اگر پاسخ این پرسش ها و چالشها حل شود برای بقیه هم میشود پاسخی پیدا کرد .

199:

باشه باشه.يه كم دندون به جيگر بزاريد ...حتما.يه مشكلب پيش اومده نميتونم فعلا جوابش رو بگم.

200:

اومدم سوپرايزتون كنم.جواب شما كاملا صحيحه.اگه واقعا شانسي جواب نداده باشيد ضريب هوشي شما چيزي در حدود 140 است يعني تقريبا جزو افراد تيز هوش .تبريك ميگم.

201:

البته ببخشيد اون سوال زياد ربطي به فيزيك نداشت ولي به هر حال چون ديدم از آلبرت اينيشتين است گفتم كه اين جا مطرح كنم.
منبع اون معما هم : http://fiziketabriz.blogfa.com/post-3.aspx

202:

بهنظر سؤال چندان سختی نیست آلان بازی سودوکو که خیلی هم معروف شده از همین روش حل میشه
شاید در زمان انیشتین کسی هنوز به فکر حل یا طرح این مسائل نیوفتاده بوده
(البته من هم بعد از حل این س<ال به سودوکو علاقه مند شدم)

203:

من بالاخره تونستم این عکس رو آپلود کنم
فکر میکنم کسی که با سر میره به طرف سیاه چاله باید این شکلی بشه
یک سوال فیزیکی!

ولی یه سوال:
اون ادم از نظر ما این شکلیه یا از نظر خودش؟

204:

به نظر منم اونقدا سخت نبود جواب منم آلمانیه:
زرد --------آبی ---------- قرمز ----------سفید ----------سبز
نروژی----دانمارکی ----انگلیسی -------سوئدی -------آلمانی
آب --------چای ----------شیر -----------آبجو -----------قهوه
دانهیل ----بلندز --------پال مال ------بلو مستر --------پرینس
گربه -----اسب ----------پرنده ----------سگ ----------ماهی

البته فکر می کنم حالتهای دیگه ای هم ممکنه.

205:

تاپیک فوق العاده ایه و تا الان بحثهای مفیدی مطرح شده.
من هم سوالی از دوستان متخصص داشتم و اونم اینه که به لحاظ علمی آیا تا به حال در خصوص سر منشا وجود ماده (اعم از هر نوع جرم و انرژی) نظر اثبات شده یا نشده ای ارائه شده؟
با تشکر

206:

اولا چون نوشتید از دوستای متخصص ولی من جواب دادم همین جا متخصص بودم رو نفی می کنم.
ولی باید بگم متوجه منظورتون نمیشم سر منشا وجود ماده یعنی دقیقا چی ؟؟؟؟؟
اگه منظورتون پیدایش جهانه که باید بگم فیزیک تا زمان کوچکی رو بعد از بیگ بنگ نظریه پردازی می کنه ولی باز هم از بیان سر منشا عاجز مونده (البته هیچ علم دیگه ای هم تا این اندازه عقب نرفته)
در واقع ما از لحاظ فیزیکی معتقدیم که قبل از بیگ بنگ(اگه درست باشه )هیچ چیز فیزیکی اعم از ماده یا انرژی وجود نداشه

207:

جناب بزرگمهر دیروز استاد ما میگفت اگه یه آدمی به گذشته برگرده و تغییراتی رو در اون بده این تغییرات در گذشته اتفاق می افته ولی تاثیری روی حال نداره
(یعنی یه چیزی تو مایه های جهان های موازی)

208:

shayad jash nabashe beporsam ama zehnam bad drgire va ta alan javabe khodamo nagereftam in sahne ha va lahazate tekrari ke gahi oghat mobinim az chi nashi mishe

209:

اولا خوش اومدی معصومه جان

ثانیا:
دلیل اصلی و سرچمه اینها موجود متا فیزیکی به نام روح باید باشهکه من ازش سر در نمیارم
شاید تو تالارهای فلسفی بتونی یه جوابی بگیری

210:

بانوی ارجمند

اگر ما در هر لحظه تولد می یافتیم گفته ی ایشان راست مینمود اما ما یک بار متولد شده ایم و یکبار هم خواهیم مرد ، گذشته چیست ؟ زمان چیست ؟
زمان وجود خارجی ندارد ، زمان مفهوم انتزاعی و تجریدی است که ذهن انسان از مقایسه و علیت و توالی دو حادثه ی متوالی فهم میکند ، برای اینکه به استادتان ثابت کنید
" اتفاقات در هر لحظه ، رویداد دیگر در لحظه ای دیگر را تحت شعاع خود قرار میدهد "
هم اینک یک خراش روی جسم ایشان ایجاد کنید ، یقینا هم اینک یا " الان " ، گذشته خواهد بود برای فردا ، فردا ایشان پی خواهند برد که آیا گذشته روی آینده تاثیر میگذارد یا خیر ؟
البته زمان در فلسفه ی عمومی مورد نگر است و گرنه زمان در فلسفه ای مثل فلسفه ی هستی شناسانه ی هایدگر نوع دیگری تعبیر میشود که با این مساله پیوندی ندارد . ایدون باد

211:

این جوابه منه:

ببخشید که فارسی ننوشتمیک سوال فیزیکی!

DATA:
House colors: Red, green, white, yellow, blue
Nationalities: UK, Sweden, denmark, norway, germany
Pets: dog, bird, cat, horse
Cigar: pallmall, dunhill, blends, blumaster, prince
Beverages: tea, coffee, bear, water, milk

اصلن مهم نیس کی کجاس و کی چی داره و می خوره
شما 4 تا جونور گفتین که ماهی توش نی. هر کشوری یکی از اون جونورها رو می گیره.

حالا من حساب نکردم سر کدوم بی کلاه می مونه. ولی بچه ها حساب کردن به هر کشور (به غیر از آلمانیه) چه حیوونی می رسه. بعد زپی گفتن: په ماهی ماله اونه.
ولی اون کشور آخری (که میگن آلمانه) می تونه تمساح پرورش بده، به دو دلیل:

حيوان خانگي متفاوت
1- تمساح حیوان خانگیه
2- تمساح dog, bird, cat, horse نیست(متفاوته)

به جای تمساح میشه هر حیوون خونگی غیر از dog, bird, cat, horse گذاشت

212:

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!
یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!



حق با شماست دوست عزیز در واقع این دیدگاه رو خیلی از عالمان علم فیزیک هم داشتند ولی موضوعی که اینجا مطرحه پیداکردن همون کسیه که به قول شما سرش بی کلاه مونده نه اینکه حیون خونگی متفاوت دقیقا چیه که این مسئله توی سوال بیان شده

213:


راستش من به جز این جمله اخی چیز دیگه ای از حرفهای شما نفهمیدم

حق با شماست:یک سوال فیزیکی!
بر در مدرسه ی علم گذر باید کرد
نزد استاد خرد کسب هنر باید کرد

214:


درود(بد نیست این سخنان خوب شما رو ما هم یاد بگیریم)
این استاد ما منکر تاثیر گزشته بر حال نیستند ولی معتقد هستند که این تاثیر تنها یک بار اتفاق میوفته و نه بیشتر و اگر اینده ایشون به اون لحظه بیاد و مانع این خراش بشه وقتی به زمان خودش(اینده)بر می گرده باز هم اثر خراش رو روی دستش داره

215:

به تعبیری سهل التناول :
گاهی پیش می آید که انسانها با صحنه هایی روبرو میشوند که احساس میکنند در دیرین هم عینا همانرا تجربه کردند ، این پدیده را " دژاوو" (Déjà vu) یا دجاوو می نامند ( واژه ایست فرانسوی به معنای " آشنا پنداری یا پیش دیده ") ، برای توضیح " چگونگی " این رویداد نگرها مختلف است اما هنوز برای بروز این حالت توضیح قطعی علمی پیدا نشده است. برخی از دانشمندان می ‌گویند که دژاوو ناشی از واکنش‌ های عاطفی به وقایع مشابه است مثلا شما در صحنه ای از زندگی رفتار خاصی انجام داده اید پس از مدتی مشابه این رویداد اتفاق می افتد و انسان گمان میکند که تجربه ی نخست اوست اما در خواب یا رؤیا آنرا دیده است ، برخی دیگر خاطر نشان می کنند که مدارهای کوتاهی در مغز ایجاد می ‌شود که رویدادی را کسری از ثانیه زودتر از واردشدن آن به خودآگاهی فرد به حافظه ی او می ‌فرستند و در نتیجه فرد احساس می ‌کند که این واقعه قبلا برای او رخ داده است، این موضع را عموما کسانی اختیار میکنند که اصطلاحا " فیزیکالیست " خوانده میشوند ، این گروه بر این باورند که امورذهنی به اعتباری تنها همان امورمادی است و ما چیزی جز گوشت وخون(متریال) نیستیم وجوهر ذهنی جدایی نداریم و
" ذهن همان مغز ِفعال است "

لذا گفته اند:"علل همه ی رخدادهای مادی خودشان مادی هستند، بدین قرار مثلا اگر سلول عصبی در مغز کسی فعال شود نوروساینس (Neuroscience) و نوروپسیکولوژیست (روانشناس نورونی) تنها به جستجوی علتی مادی برای آن بر می آید ، این گروه دخالت روح یا مانند آنرا بی معنی میدانند ، به زبان ساده یعنی روح و ذهنی روحانی و غیرمادی وجود ندارد و همه چیز مادی محض است ، دسته ی دیگر که رویدادها را تبیین میکنند دوآلیستها یا دوگانه انگاران نام دارند که باور دارند که ذهن (جوهری روحانی) و ماده با هم به همگرایی می رسند و رویدادی مثل دژاوو را باعث میشوند ، البته نگرهای دیگری هم وارد است اما دو دسته ی عمده در تبیین پدیده های شامل روح ، ذهن و ماده این دو هستند .
هر کدام از این دو دسته برای خود دلایلی دارند که و این به نوع جهان بینی انسانها و نحوه ی تعاملشان با رویدادها بستگی دارد که چه موضعی را برگزیند .

216:

درود
آنچه که من برداشت میکنم این است که ظاهرا ایشان تعریف راستی از زمان ندارند ، لذا ابتدا بهتر است ببینید تعریف ایشان از "زمان" چیست .
زمان را باید به پیرامون خود و تغییرات در صورتهای مادی فروکاست ،
عمده مشکلات این است که "زمان" مانند "مکان " پنداشته شده در حالی که در علوم تجربی زمان خاصیت مکان است و مکان هم همان ماده و صورتهای آن است ، آن زمانی که بعنوان " بعد " (بعد چهارم)در نسبیت انشتین متصور است که برای توجیه خمیدگی فضا (اثرات انحنای فضا : جاذبه)بکار میرود یک ساختار ریاضیاتی محض دارد ، مثلا در نگرگاه " ابزارگرایی " ، نگره ها مدل های ریاضی هستند ، در فیزیک نظری تا بیش از سی بعد پیش میروند اما در علوم تجربی نهایتا تا چهار بعد (طول - عرض - ارتفاع و زمان) قابل آروین و آزمودن است ، ما در زمان ریاضیاتی زندگی نمیکنیم بلکه زمانی را میفهمیم که خاصیت دگرگونی های پیوسته در پیرامون ماست ،
" زمان ؛ تافته ی جدابافته ای از مکان نیست "

a- الان ساعت 11 ؛ یک خراش روی دست ایجاد شده است (=> صورتهای مادی فرم y را دارند )
b- الان ساعت 12 ؛ شخص x قصد عزیمت به ساعت 11 را دارد . (=> صورتهای مادی فرم z را دارند ، فرم z نتیجه ای فرم y است)
گاهی که شخص x قصد عزیمت از b به a را دارد یعنی او از فرم z به فرم
صوری y تغییر موضع میدهد پس اگر در فرم y تغییر ایجاد کند لاجرم در فرم z هم تغییر باعث شده است ، از طرفی فرم y شامل خود شخص x هم میشود یعنی اگر او از z به y رفته و آنرا دیگرگون کند همزمان خودش را هم تغییر میدهد ! به عبارتی گذشته و آینده در هم ادغام میشوند ، گذشته مانند یک فیلم نیست که ادیتور آنرا ویرایش کند ، برای فهم این مساله نباید چیزی را که عموما در فیلمهای سینمایی رایج است مدنگر داشت ، باید از منظر فلسفی موضوع را بررسی کرد .

217:

یه سوال فیزیکی: مساحت امضای بزرگمهر چند مگامتر مربع هس، اگه در لحظه t0=0 صفحه رو لود کنیم در چه زمان t1 همه امضا لود میشه...

218:

274*397 پیکسله محاسباتش پای خودت!!!!

219:


220:

بستگي داره به:

اينكه اينترنتت dial up باشه يا adsl.
سرعت اينترنت كدوميكي از 64 128 256 يا 512 باشه.
كارت گرافيكت چي باشه چون بعضي كارتها پردازش سنگينتري نسبت به ساير كارتهاي گرافيك دارن! (در حد هزارم ثانيه)
با كدوم مرورگر صفحه رو باز كني.
روي سيستمت برنامه اي كه سرعت اينترنت رو تحت تاثير قرار بده وجود نداشته باشه.
منظورت از امضا كل مساحت امضا هست يا فقط عكس.
ميخواي لود شدن عكس رو حساب كني يا لود شدن اين صفحه همراه عكس.

اينا رو مشخص كن اونوقت حساب كنيم:دي!

221:


غلط کردم رایان، لینک عکس تو امضای بزرگمهر باسه من فیلتره....

امروز سر کلاس یه استاد فیزیک از گروه دیگه نشستم، قبلش بهشون گفتم اجازه حضور مهمان می دید؟
گفت: دلیل خاصی داره که می خوای بیای یه درس رو دو بار بشنوی
.
.
.
خلاصه تو کلاس رفتم، اولش بحث به میان ترم کشیده شد،
بعدش کمی درس داد
ولی بعدش گفت می خوام یه درس زندگی بهتون بدم....

من دقیقا باسه همین می خواستم تو اون کلاس برم، یک استاد که دانشجوی خیلی زرنگی
بوده و چند سال پیش دکتراشو از دانشگاه تگزاس گرفته، همیشه منتظر کارهای غیر منتظره از
اینجور آدمهای عاشق هستم...

استادهای با حالی که باتری انگیزه ات رو فول شارژ می کنن،

222:


شلوار من دو تا جیب داره، تو یکی از جیبهام موبایل و کلید اتاقمه، تو کدوم جیبم وان حموم هست؟
راهنمایی: اگه جیبها رو با 1 و 2 نشون بدیم و موبایل تو جیب 1 باشه

einstein: The secret to creativity is knowing how to hide your sources.

مسئله رو تنها با داده ها حل کنید، اطلاعات بهش اضافه نکنید
ماهی برای من تو مسئله اول درست عین وان حموم جیغه

دقت کنید، وقتی حیوونها رو می گذارین، سگ و گربه کنار هم نیستن، شاید همین باعث بشه
اشتباه دو برابر بشه، چون شما با پیش داوری متمایلین که ماهی بغل گربه نباشه. (اطلاعات
بهش اضافه کنید) hide your sources

سیب از درخت می افته، جاذبه کشف می شه. هیچ کس یادش نمی آد سیب سرخ بود یا زرد،
کرمو بود...
چون رنگ و طمع سیب به حل مسئله کمک نمی کنه و وارد کردن این اطلاعات بی فایده اس


223:

برو بچ من یه سوال میخواستم طرح کنم نمیدونم شاید خیلی راحت باشه .

یک خرس60 کیلو گرمی از ارتفاع نیم متری سطح زمین به پایین پرت میشود اگر انرژی پتانسیل این خرس 294 باشد رنگ خرس چه رنگی است ؟

224:


10 کیلو با ارتفاع 20 متر. 10x20=200
U=mgh
U=294
g=294/200=1.94

ضریب گرانشی سیاره ای که 1.94 باشه یعنی m اون سیاره
m=(gr^2)/G
G=6.673 × 10-11
mG=1.94 x 6.37 x 10^6 x 6.37 x 10^6
m=1.16 x 10^24 kg

برای محیط مناسب پیدایش خرس، باید روی سطح سیاره آب باشه یعنی نباید چگالی سیاره کمتر از یک باشه (مثل ژوپیتر) ، اگه چگالیش با زمین برابر باشه حجمش پنج برابر کمتر از زمینه.




_____
جواب شما: اونجا زمین نیست، اطلاعات بیشتر برای بررسی امکان حیات خرس در آن سیاره ناشناخته مورد نیاز است.

225:

این جوابه منه:

ببخشید که فارسی ننوشتمیک سوال فیزیکی!

DATA:
House colors: Red, green, white, yellow, blue
Nationalities: UK, Sweden, denmark, norway, germany
Pets: dog, bird, cat, horse
Cigar: pallmall, dunhill, blends, blumaster, prince
Beverages: tea, coffee, bear, water, milk

اصلن مهم نیس کی کجاس و کی چی داره و می خوره
شما 4 تا جونور گفتین که ماهی توش نی. هر کشوری یکی از اون جونورها رو می گیره.

حالا من حساب نکردم سر کدوم بی کلاه می مونه. ولی بچه ها حساب کردن به هر کشور (به غیر از آلمانیه) چه حیوونی می رسه. بعد زپی گفتن: په ماهی ماله اونه.
ولی اون کشور آخری (که میگن آلمانه) می تونه تمساح پرورش بده، به دو دلیل:

حيوان خانگي متفاوت
1- تمساح حیوان خانگیه
2- تمساح dog, bird, cat, horse نیست(متفاوته)

به جای تمساح میشه هر حیوون خونگی غیر از dog, bird, cat, horse گذاشت

226:

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!
یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!



حق با شماست دوست عزیز در واقع این دیدگاه رو خیلی از عالمان علم فیزیک هم داشتند ولی موضوعی که اینجا مطرحه پیداکردن همون کسیه که به قول شما سرش بی کلاه مونده نه اینکه حیون خونگی متفاوت دقیقا چیه که این مسئله توی سوال بیان شده

227:


راستش من به جز این جمله اخی چیز دیگه ای از حرفهای شما نفهمیدم

حق با شماست:یک سوال فیزیکی!
بر در مدرسه ی علم گذر باید کرد
نزد استاد خرد کسب هنر باید کرد

228:


درود(بد نیست این سخنان خوب شما رو ما هم یاد بگیریم)
این استاد ما منکر تاثیر گزشته بر حال نیستند ولی معتقد هستند که این تاثیر تنها یک بار اتفاق میوفته و نه بیشتر و اگر اینده ایشون به اون لحظه بیاد و مانع این خراش بشه وقتی به زمان خودش(اینده)بر می گرده باز هم اثر خراش رو روی دستش داره

229:

به تعبیری سهل التناول :
گاهی پیش می آید که انسانها با صحنه هایی روبرو میشوند که احساس میکنند در دیرین هم عینا همانرا تجربه کردند ، این پدیده را " دژاوو" (Déjà vu) یا دجاوو می نامند ( واژه ایست فرانسوی به معنای " آشنا پنداری یا پیش دیده ") ، برای توضیح " چگونگی " این رویداد نگرها مختلف است اما هنوز برای بروز این حالت توضیح قطعی علمی پیدا نشده است. برخی از دانشمندان می ‌گویند که دژاوو ناشی از واکنش‌ های عاطفی به وقایع مشابه است مثلا شما در صحنه ای از زندگی رفتار خاصی انجام داده اید پس از مدتی مشابه این رویداد اتفاق می افتد و انسان گمان میکند که تجربه ی نخست اوست اما در خواب یا رؤیا آنرا دیده است ، برخی دیگر خاطر نشان می کنند که مدارهای کوتاهی در مغز ایجاد می ‌شود که رویدادی را کسری از ثانیه زودتر از واردشدن آن به خودآگاهی فرد به حافظه ی او می ‌فرستند و در نتیجه فرد احساس می ‌کند که این واقعه قبلا برای او رخ داده است، این موضع را عموما کسانی اختیار میکنند که اصطلاحا " فیزیکالیست " خوانده میشوند ، این گروه بر این باورند که امورذهنی به اعتباری تنها همان امورمادی است و ما چیزی جز گوشت وخون(متریال) نیستیم وجوهر ذهنی جدایی نداریم و
" ذهن همان مغز ِفعال است "

لذا گفته اند:"علل همه ی رخدادهای مادی خودشان مادی هستند، بدین قرار مثلا اگر سلول عصبی در مغز کسی فعال شود نوروساینس (Neuroscience) و نوروپسیکولوژیست (روانشناس نورونی) تنها به جستجوی علتی مادی برای آن بر می آید ، این گروه دخالت روح یا مانند آنرا بی معنی میدانند ، به زبان ساده یعنی روح و ذهنی روحانی و غیرمادی وجود ندارد و همه چیز مادی محض است ، دسته ی دیگر که رویدادها را تبیین میکنند دوآلیستها یا دوگانه انگاران نام دارند که باور دارند که ذهن (جوهری روحانی) و ماده با هم به همگرایی می رسند و رویدادی مثل دژاوو را باعث میشوند ، البته نگرهای دیگری هم وارد است اما دو دسته ی عمده در تبیین پدیده های شامل روح ، ذهن و ماده این دو هستند .
هر کدام از این دو دسته برای خود دلایلی دارند که و این به نوع جهان بینی انسانها و نحوه ی تعاملشان با رویدادها بستگی دارد که چه موضعی را برگزیند .

230:

درود
آنچه که من برداشت میکنم این است که ظاهرا ایشان تعریف راستی از زمان ندارند ، لذا ابتدا بهتر است ببینید تعریف ایشان از "زمان" چیست .
زمان را باید به پیرامون خود و تغییرات در صورتهای مادی فروکاست ،
عمده مشکلات این است که "زمان" مانند "مکان " پنداشته شده در حالی که در علوم تجربی زمان خاصیت مکان است و مکان هم همان ماده و صورتهای آن است ، آن زمانی که بعنوان " بعد " (بعد چهارم)در نسبیت انشتین متصور است که برای توجیه خمیدگی فضا (اثرات انحنای فضا : جاذبه)بکار میرود یک ساختار ریاضیاتی محض دارد ، مثلا در نگرگاه " ابزارگرایی " ، نگره ها مدل های ریاضی هستند ، در فیزیک نظری تا بیش از سی بعد پیش میروند اما در علوم تجربی نهایتا تا چهار بعد (طول - عرض - ارتفاع و زمان) قابل آروین و آزمودن است ، ما در زمان ریاضیاتی زندگی نمیکنیم بلکه زمانی را میفهمیم که خاصیت دگرگونی های پیوسته در پیرامون ماست ،
" زمان ؛ تافته ی جدابافته ای از مکان نیست "

a- الان ساعت 11 ؛ یک خراش روی دست ایجاد شده است (=> صورتهای مادی فرم y را دارند )
b- الان ساعت 12 ؛ شخص x قصد عزیمت به ساعت 11 را دارد . (=> صورتهای مادی فرم z را دارند ، فرم z نتیجه ای فرم y است)
گاهی که شخص x قصد عزیمت از b به a را دارد یعنی او از فرم z به فرم
صوری y تغییر موضع میدهد پس اگر در فرم y تغییر ایجاد کند لاجرم در فرم z هم تغییر باعث شده است ، از طرفی فرم y شامل خود شخص x هم میشود یعنی اگر او از z به y رفته و آنرا دیگرگون کند همزمان خودش را هم تغییر میدهد ! به عبارتی گذشته و آینده در هم ادغام میشوند ، گذشته مانند یک فیلم نیست که ادیتور آنرا ویرایش کند ، برای فهم این مساله نباید چیزی را که عموما در فیلمهای سینمایی رایج است مدنگر داشت ، باید از منظر فلسفی موضوع را بررسی کرد .

231:

یه سوال فیزیکی: مساحت امضای بزرگمهر چند مگامتر مربع هس، اگه در لحظه t0=0 صفحه رو لود کنیم در چه زمان t1 همه امضا لود میشه...

232:

274*397 پیکسله محاسباتش پای خودت!!!!

233:


234:

بستگي داره به:

اينكه اينترنتت dial up باشه يا adsl.
سرعت اينترنت كدوميكي از 64 128 256 يا 512 باشه.
كارت گرافيكت چي باشه چون بعضي كارتها پردازش سنگينتري نسبت به ساير كارتهاي گرافيك دارن! (در حد هزارم ثانيه)
با كدوم مرورگر صفحه رو باز كني.
روي سيستمت برنامه اي كه سرعت اينترنت رو تحت تاثير قرار بده وجود نداشته باشه.
منظورت از امضا كل مساحت امضا هست يا فقط عكس.
ميخواي لود شدن عكس رو حساب كني يا لود شدن اين صفحه همراه عكس.

اينا رو مشخص كن اونوقت حساب كنيم:دي!

235:


غلط کردم رایان، لینک عکس تو امضای بزرگمهر باسه من فیلتره....

امروز سر کلاس یه استاد فیزیک از گروه دیگه نشستم، قبلش بهشون گفتم اجازه حضور مهمان می دید؟
گفت: دلیل خاصی داره که می خوای بیای یه درس رو دو بار بشنوی
.
.
.
خلاصه تو کلاس رفتم، اولش بحث به میان ترم کشیده شد،
بعدش کمی درس داد
ولی بعدش گفت می خوام یه درس زندگی بهتون بدم....

من دقیقا باسه همین می خواستم تو اون کلاس برم، یک استاد که دانشجوی خیلی زرنگی
بوده و چند سال پیش دکتراشو از دانشگاه تگزاس گرفته، همیشه منتظر کارهای غیر منتظره از
اینجور آدمهای عاشق هستم...

استادهای با حالی که باتری انگیزه ات رو فول شارژ می کنن،

236:


شلوار من دو تا جیب داره، تو یکی از جیبهام موبایل و کلید اتاقمه، تو کدوم جیبم وان حموم هست؟
راهنمایی: اگه جیبها رو با 1 و 2 نشون بدیم و موبایل تو جیب 1 باشه

einstein: The secret to creativity is knowing how to hide your sources.

مسئله رو تنها با داده ها حل کنید، اطلاعات بهش اضافه نکنید
ماهی برای من تو مسئله اول درست عین وان حموم جیغه

دقت کنید، وقتی حیوونها رو می گذارین، سگ و گربه کنار هم نیستن، شاید همین باعث بشه
اشتباه دو برابر بشه، چون شما با پیش داوری متمایلین که ماهی بغل گربه نباشه. (اطلاعات
بهش اضافه کنید) hide your sources

سیب از درخت می افته، جاذبه کشف می شه. هیچ کس یادش نمی آد سیب سرخ بود یا زرد،
کرمو بود...
چون رنگ و طمع سیب به حل مسئله کمک نمی کنه و وارد کردن این اطلاعات بی فایده اس


237:

برو بچ من یه سوال میخواستم طرح کنم نمیدونم شاید خیلی راحت باشه .

یک خرس60 کیلو گرمی از ارتفاع نیم متری سطح زمین به پایین پرت میشود اگر انرژی پتانسیل این خرس 294 باشد رنگ خرس چه رنگی است ؟

238:


10 کیلو با ارتفاع 20 متر. 10x20=200
U=mgh
U=294
g=294/200=1.94

ضریب گرانشی سیاره ای که 1.94 باشه یعنی m اون سیاره
m=(gr^2)/G
G=6.673 × 10-11
mG=1.94 x 6.37 x 10^6 x 6.37 x 10^6
m=1.16 x 10^24 kg

برای محیط مناسب پیدایش خرس، باید روی سطح سیاره آب باشه یعنی نباید چگالی سیاره کمتر از یک باشه (مثل ژوپیتر) ، اگه چگالیش با زمین برابر باشه حجمش پنج برابر کمتر از زمینه.




_____
جواب شما: اونجا زمین نیست، اطلاعات بیشتر برای بررسی امکان حیات خرس در آن سیاره ناشناخته مورد نیاز است.

239:

فکر کنم سوالم یه خورده مشکل داشت عدداش با هم نمیخوند ولی اگه خرس از ارتفاع نیم متری با وزن 60 کیلو گرم سقوط کنه این مسئله جواب داره .

خوب حالا که کسی جواب منو نمیده خودم جواب میدم :

u=mgh
پس g برابر خواهد بود با 9.8
وتنها در قطبین است که نیروی گرانش زمین 9.8 است و فقط در این مناطق خرسهای قطبی زندگی میکنند که رنگ انها هم سفید است .


یا علی

240:

باز خوبه نگفتی سبز با خالهای بنفش .

241:

با درود

بطور خلاصه بايد گفت: از بر هم كنش نيروهاي جاذبه ماه، زمين و خورشيد و اثر گذاري آن

بر بخش شاره اي (سيال) سيستم .

242:

با درود

چون سرعت حركت ماه بدور خودش (حركت وضعيش) با سرعت حركت آن بدور زمين

(حركت انتقالي زمينيش) برابر است!

243:

با درود

خلاصه اش چنين است:

بدليل تآثير قطب ميدان مغناطيسي زمين (مثلاً در شمال كره زمين) بر بادهاي يونيزه

خورشيدي
كه از خورشيد به سمت زمين رهسپار مي شوند و تخليه الكتريكي اي كه بر

اثر آن در قطب رخ مي دهد.

244:

کاوشگر جان ممنون از توضیحات مفیدت.

245:

یه سوال :

خورشید با این همه نوری که به اطراف ساطع میکنه قاعدتا طبق قانون تبدیل ماده به انرژی باید روز به روز کوچکتر بشه پس باعث کاهش روز به روز نیروی جاذبه بین زمین و خورشید میشه حالا ایا میتوان انرژی تولیدی از خورشید را در یک مقطع خواص را اندازه گیری کرد و زمان جدا شدن کره زمین از کهکشان راه شیری را محاسبه کرد ؟

راستشو بخواین خودم خیلی فکر کردم ولی به جوابی نرسیدم .

246:

بصورت خلاصه بايد گفت:

دليل اين امر، وجود تداخل و بر هم كنش در سرعتهاي خطي(v) و زاويه اي(ω)جسم

چرخنده بر اثر گرانش جسم مركز نشين _در حقيقت كانون نشين_است.

يعني اينكه سرعت جسمي كه فرضاً تا كنون مستقيم حركت ميكرده بر اثر شتاب گرانشي

تغيير برداري مي يابد و در همين راستا اندازه جبري بردار حركت نيز تغيير مي كند و رويهم رفته

نتيجه اين مي شود كه مداري بيضي شكل بوجود مي آيد!

***طول قطرهاي كوچك و بزرگ اين مدار بيضوي و فاصله كانوني آن به جرم هردو جسم و سرعت ابتدايي

جسم چرخنده بستگي دارد!

***در شرايط خاص اين مدار بسيار نزديك به دايره خواهد بود!

247:

كاوشگر عزيز ممنون از پاسخهاي دقيقي كه نوشتيد.


248:

بدليل جذب تمام رنگهاي طيف نور سفيد خورشيد بجز نور آبي_ كه

پر انژري تر است_ توسط لايه هاي بالايي جو( ذرات گردو غبار لايه هاي

بالايي به مراتب سبكتر از لايه هاي زيرين هستند.) همين نور به چشم ما

مي رسد. [تا زمان غروب كه ذرات درشت گرد وغبار از يك سو و طي مسافت

بيشتر در هوا از سوي ديگر موجب جذب تمام نورها بجز نور هاي قرمز و

نارنجي بشود!]

نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها


2- سراب چیست؟ چرا در جاده آسفالت و یابیابان سراب می بینیم؟
تعريف آنرا همه مي دانند!

دليل وجود اين پديده در جاهاي خاص مانند جاده آسفالت و یابیابان، وجود

لايه هاي گرمايي « به تدريج غليظ شونده از سطح زمين به بالا »

است كه بر اثر گرماي زمين ناشي از تابش خورشيد بوجود مي آيند و موجب

شكست تدريجي پرتوهاي خورشيد مي گردد كه از بالا به پايين و دو مرتبه به

سوي بالا رهسپار مي گردند و تصوير آسمان را به مي نمايانند كه

مي انگاريم آب است زيرا همواره آب را با تصوير اطرافش بويژه آسمان

مي شناسيم.

نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها


3- در هنگام مرگ خورشید زمین گرمتر می شود یا سردتر؟ چه اتفاقاتی برای زمین می افتد؟
بطور خلاصه و ساده بايد گفت:

1_زمين گرمتر مي شود!

2_ابتدا تابش خورشيد رو به كاهش مي گذارد و خورشيد هم در عين حال

كه متورم مي گردد بسيار بزرگ مي گردد تا به غول سرخ تبديل مي گردد و

تا زمين مي رسد همه حيات را تبخير مي كند و تا هزاران سال همچنان به

همين رويه ادامه مي دهد و سپس رفته رفته سرد ميگردد و كوچك و

كوچكتر مي شود تا نهايتاً به كوتوله سفيد مبدل مي گردد و شايد اگر از راه

بارش شهابها بر جرمش_و البته گرانشش_افزوده گردد طي ميليونها سال به

ستاره نوتروني مبدل مي گردد!


نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها
4- شفق های قطبی چگونه پدید می آیند؟
خلاصه اش چنين است:

بدليل تآثير قطب ميدان مغناطيسي زمين (مثلاً در شمال كره زمين) بر بادهاي يونيزه

خورشيدي
كه از خورشيد به سمت زمين رهسپار مي شوند و تخليه الكتريكي اي كه بر

اثر آن در قطب رخ مي دهد.

249:

با درود

1_بايد ديد اصولاً در صورت عزيمت به گذشته آيا امكان دستكاري نمودن و دخل و تصرف در آن

وجود دارد يا خير ؟ كه اين خود به نگرش شخص از زمان بر ميگردد و مسآله

« توابع احتمالات شرويدينگر» مطرح مي گردد و ممكن است سرانجام قضيه

«تورينه(شبكه) احتمالات كوانتمي كيهاني» به ميان آيد كه در اين صورت هم گفتار استاد

شما نمي تواند لزوماً درست باشد بلكه برخلاف آن بايد گفت: اين احتمال اندك و ناچيز هم

وجود دارد كه « تغيير احتمالي ايجاد شده در گذشته » در آينده تآثير نگذارد !

2_ در صورتي كه پاسخ آري باشد(امكان دستكاري نمودن و دخل و تصرف در آن وجود داشته

باشد) يقيناً بر آينده هم مؤثر خواهد بود ! البته شرح آن بسيار مفصل است ...

250:

درود

پاسخ اين به اصطلاح پارادوكسها(باطنماها)ي گيج كننده بخوبي در « تئوري جهان

هولوگرافيك » يا بگفته فيزيكدان نامي، «ديويد بوهم»، «تئوري جهان هولومومنت»

( Holomovment Univrse ) تشريح ميگردد.

كه كمابيش مستقل از ايشان بنام «اثير فراگير» تبيين نموديم.

بر طبق تئوري جهان هولومومنت كل كائنات يك وجود اكيداً پويا و يكپارچه

(Enbloc Univrse) است!

چون پاسختان بسيار مفصل است بهتر است براي آگاهي بيشتر كتاب جهان هولوگرافيك _نوشته مايكل تالبوت،
ترجمه آقاي داريوش مهرجويي_ را مطالعه نماييد.
اين كتاب احتمالاً جهان بيني شما را دگرگون خواهد كرد.

251:

درود

1_اگرچه كتاب هاي «تاريخچه زمان» و «جهان در پوست گردو» اثر استفان هاوكينگ _ معروف به پدر سياهچال ها_ بسيار مفيدند اما برخي معماهاي بي پاسخ و لاينحل و بظاهر پارادوكسيال را نزد خواننده باقي مي گزارند توصيه مي كنيم كه حتماً كتاب «جهان هولوگرافيك» _نوشته مايكل تالبوت، ترجمه آقاي داريوش مهرجويي_ را نيز بخوانيد!

252:

با درود

سرمنشآ كل كائنات گونه اي هستي بنام اثير(Ether) است كه صد البته با اثير مطرح شده در

زمان ارسطو متفاوت است.

*اين اثير فراتر از هر شكل و قالب و انگاره رايج كلاسيك و حتا گاه كوانتميك است!

**اين اثير خود مبين و بلكه اصولاً سازنده(Maker) مكان و ويژگيهاي آن در هر جهان_جهان ما

و جهانهاي ديگر_ است.

***تئوري «ابعاد فزاينده كائنات» كالوتسا_كلاين بدون وجود اين اثير ناشدنيست!

****اين اثير اكيداً نبايد متشكل از ذرات قابل رهگيري تلقي شود نهايتاً مي توان آنرا نوعي

موج فراگير و آفرينشگر در كل ابعاد كائنات در نگر آورد! (ن.ك فيزيك و واقعيت اثر آلبرت اينشتين)

*****تئوري« ابر ريسمانها» و «ريسماناي كيهاني» كه (البته باريسمانهي كوانتمي

بي ارتباط نيستند) بر مبناي همين اثير كاملاً قابل تبيين و توصيف هستند!

******اين اثير با تئوري «جهان هولومومنت» اكيداً همخواني داشته و اصولاً با آن هم

راستاست.

*******تبيين تمام ويژگيهاي اين اثير بسيار دشوار و شايد تاكنون ناممكن بوده ولي بر پايه

رياضيات پيشرفته محض و بسيار پيچيده و با بسط برخي الگوهاي كوانتم در بستره

«تئوري آشوب»، حلقه و ميدان ، بسط تئوري «بينهايت ذرات» دكتر حسابي و .... برخي از

ويژگيهاي اساسي آن آشكار مي گردند!


یک سوال فیزیکی! همه كائنات و هستي ها چه مادي، چه به اصطلاح معنوي از همين اثير بوجود آمده اند.

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی! بر خود ذات اين اثير _توجه كنيد بر خود ذات اين اثير_ كه فراگوهر كائنات است، هيچ

مكان و زماني نمي توان تلقي كرد.

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی! شرح اين هستي يقيناً در اين چند سطر نمي گنجد بلكه بسيار مفصل است.

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی! اين اثير هميشه بوده، هست و خواهد بود !

جهت درك چم (مفهوم) بي مكان و بي زمان حتماً كتاب «جهان هولوگرافيك»_نوشته مایکل

تالبوت، ترجمه داريوش مهر جويي_ را بخوانيد!

یک سوال فیزیکی!

253:

فکر کنم سوالم یه خورده مشکل داشت عدداش با هم نمیخوند ولی اگه خرس از ارتفاع نیم متری با وزن 60 کیلو گرم سقوط کنه این مسئله جواب داره .

خوب حالا که کسی جواب منو نمیده خودم جواب میدم :

u=mgh
پس g برابر خواهد بود با 9.8
وتنها در قطبین است که نیروی گرانش زمین 9.8 است و فقط در این مناطق خرسهای قطبی زندگی میکنند که رنگ انها هم سفید است .


یا علی

254:

باز خوبه نگفتی سبز با خالهای بنفش .

255:

با درود

بطور خلاصه بايد گفت: از بر هم كنش نيروهاي جاذبه ماه، زمين و خورشيد و اثر گذاري آن

بر بخش شاره اي (سيال) سيستم .

256:

با درود

چون سرعت حركت ماه بدور خودش (حركت وضعيش) با سرعت حركت آن بدور زمين

(حركت انتقالي زمينيش) برابر است!

257:

با درود

خلاصه اش چنين است:

بدليل تآثير قطب ميدان مغناطيسي زمين (مثلاً در شمال كره زمين) بر بادهاي يونيزه

خورشيدي
كه از خورشيد به سمت زمين رهسپار مي شوند و تخليه الكتريكي اي كه بر

اثر آن در قطب رخ مي دهد.

258:

کاوشگر جان ممنون از توضیحات مفیدت.

259:

یه سوال :

خورشید با این همه نوری که به اطراف ساطع میکنه قاعدتا طبق قانون تبدیل ماده به انرژی باید روز به روز کوچکتر بشه پس باعث کاهش روز به روز نیروی جاذبه بین زمین و خورشید میشه حالا ایا میتوان انرژی تولیدی از خورشید را در یک مقطع خواص را اندازه گیری کرد و زمان جدا شدن کره زمین از کهکشان راه شیری را محاسبه کرد ؟

راستشو بخواین خودم خیلی فکر کردم ولی به جوابی نرسیدم .

260:

بصورت خلاصه بايد گفت:

دليل اين امر، وجود تداخل و بر هم كنش در سرعتهاي خطي(v) و زاويه اي(ω)جسم

چرخنده بر اثر گرانش جسم مركز نشين _در حقيقت كانون نشين_است.

يعني اينكه سرعت جسمي كه فرضاً تا كنون مستقيم حركت ميكرده بر اثر شتاب گرانشي

تغيير برداري مي يابد و در همين راستا اندازه جبري بردار حركت نيز تغيير مي كند و رويهم رفته

نتيجه اين مي شود كه مداري بيضي شكل بوجود مي آيد!

***طول قطرهاي كوچك و بزرگ اين مدار بيضوي و فاصله كانوني آن به جرم هردو جسم و سرعت ابتدايي

جسم چرخنده بستگي دارد!

***در شرايط خاص اين مدار بسيار نزديك به دايره خواهد بود!

261:

كاوشگر عزيز ممنون از پاسخهاي دقيقي كه نوشتيد.


262:

بدليل جذب تمام رنگهاي طيف نور سفيد خورشيد بجز نور آبي_ كه

پر انژري تر است_ توسط لايه هاي بالايي جو( ذرات گردو غبار لايه هاي

بالايي به مراتب سبكتر از لايه هاي زيرين هستند.) همين نور به چشم ما

مي رسد. [تا زمان غروب كه ذرات درشت گرد وغبار از يك سو و طي مسافت

بيشتر در هوا از سوي ديگر موجب جذب تمام نورها بجز نور هاي قرمز و

نارنجي بشود!]

نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها


2- سراب چیست؟ چرا در جاده آسفالت و یابیابان سراب می بینیم؟
تعريف آنرا همه مي دانند!

دليل وجود اين پديده در جاهاي خاص مانند جاده آسفالت و یابیابان، وجود

لايه هاي گرمايي « به تدريج غليظ شونده از سطح زمين به بالا »

است كه بر اثر گرماي زمين ناشي از تابش خورشيد بوجود مي آيند و موجب

شكست تدريجي پرتوهاي خورشيد مي گردد كه از بالا به پايين و دو مرتبه به

سوي بالا رهسپار مي گردند و تصوير آسمان را به مي نمايانند كه

مي انگاريم آب است زيرا همواره آب را با تصوير اطرافش بويژه آسمان

مي شناسيم.

نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها


3- در هنگام مرگ خورشید زمین گرمتر می شود یا سردتر؟ چه اتفاقاتی برای زمین می افتد؟
بطور خلاصه و ساده بايد گفت:

1_زمين گرمتر مي شود!

2_ابتدا تابش خورشيد رو به كاهش مي گذارد و خورشيد هم در عين حال

كه متورم مي گردد بسيار بزرگ مي گردد تا به غول سرخ تبديل مي گردد و

تا زمين مي رسد همه حيات را تبخير مي كند و تا هزاران سال همچنان به

همين رويه ادامه مي دهد و سپس رفته رفته سرد ميگردد و كوچك و

كوچكتر مي شود تا نهايتاً به كوتوله سفيد مبدل مي گردد و شايد اگر از راه

بارش شهابها بر جرمش_و البته گرانشش_افزوده گردد طي ميليونها سال به

ستاره نوتروني مبدل مي گردد!


نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها
4- شفق های قطبی چگونه پدید می آیند؟
خلاصه اش چنين است:

بدليل تآثير قطب ميدان مغناطيسي زمين (مثلاً در شمال كره زمين) بر بادهاي يونيزه

خورشيدي
كه از خورشيد به سمت زمين رهسپار مي شوند و تخليه الكتريكي اي كه بر

اثر آن در قطب رخ مي دهد.

263:

با درود

1_بايد ديد اصولاً در صورت عزيمت به گذشته آيا امكان دستكاري نمودن و دخل و تصرف در آن

وجود دارد يا خير ؟ كه اين خود به نگرش شخص از زمان بر ميگردد و مسآله

« توابع احتمالات شرويدينگر» مطرح مي گردد و ممكن است سرانجام قضيه

«تورينه(شبكه) احتمالات كوانتمي كيهاني» به ميان آيد كه در اين صورت هم گفتار استاد

شما نمي تواند لزوماً درست باشد بلكه برخلاف آن بايد گفت: اين احتمال اندك و ناچيز هم

وجود دارد كه « تغيير احتمالي ايجاد شده در گذشته » در آينده تآثير نگذارد !

2_ در صورتي كه پاسخ آري باشد(امكان دستكاري نمودن و دخل و تصرف در آن وجود داشته

باشد) يقيناً بر آينده هم مؤثر خواهد بود ! البته شرح آن بسيار مفصل است ...

264:

درود

پاسخ اين به اصطلاح پارادوكسها(باطنماها)ي گيج كننده بخوبي در « تئوري جهان

هولوگرافيك » يا بگفته فيزيكدان نامي، «ديويد بوهم»، «تئوري جهان هولومومنت»

( Holomovment Univrse ) تشريح ميگردد.

كه كمابيش مستقل از ايشان بنام «اثير فراگير» تبيين نموديم.

بر طبق تئوري جهان هولومومنت كل كائنات يك وجود اكيداً پويا و يكپارچه

(Enbloc Univrse) است!

چون پاسختان بسيار مفصل است بهتر است براي آگاهي بيشتر كتاب جهان هولوگرافيك _نوشته مايكل تالبوت،
ترجمه آقاي داريوش مهرجويي_ را مطالعه نماييد.
اين كتاب احتمالاً جهان بيني شما را دگرگون خواهد كرد.

265:

درود

1_اگرچه كتاب هاي «تاريخچه زمان» و «جهان در پوست گردو» اثر استفان هاوكينگ _ معروف به پدر سياهچال ها_ بسيار مفيدند اما برخي معماهاي بي پاسخ و لاينحل و بظاهر پارادوكسيال را نزد خواننده باقي مي گزارند توصيه مي كنيم كه حتماً كتاب «جهان هولوگرافيك» _نوشته مايكل تالبوت، ترجمه آقاي داريوش مهرجويي_ را نيز بخوانيد!

266:

با درود

سرمنشآ كل كائنات گونه اي هستي بنام اثير(Ether) است كه صد البته با اثير مطرح شده در

زمان ارسطو متفاوت است.

*اين اثير فراتر از هر شكل و قالب و انگاره رايج كلاسيك و حتا گاه كوانتميك است!

**اين اثير خود مبين و بلكه اصولاً سازنده(Maker) مكان و ويژگيهاي آن در هر جهان_جهان ما

و جهانهاي ديگر_ است.

***تئوري «ابعاد فزاينده كائنات» كالوتسا_كلاين بدون وجود اين اثير ناشدنيست!

****اين اثير اكيداً نبايد متشكل از ذرات قابل رهگيري تلقي شود نهايتاً مي توان آنرا نوعي

موج فراگير و آفرينشگر در كل ابعاد كائنات در نگر آورد! (ن.ك فيزيك و واقعيت اثر آلبرت اينشتين)

*****تئوري« ابر ريسمانها» و «ريسماناي كيهاني» كه (البته باريسمانهي كوانتمي

بي ارتباط نيستند) بر مبناي همين اثير كاملاً قابل تبيين و توصيف هستند!

******اين اثير با تئوري «جهان هولومومنت» اكيداً همخواني داشته و اصولاً با آن هم

راستاست.

*******تبيين تمام ويژگيهاي اين اثير بسيار دشوار و شايد تاكنون ناممكن بوده ولي بر پايه

رياضيات پيشرفته محض و بسيار پيچيده و با بسط برخي الگوهاي كوانتم در بستره

«تئوري آشوب»، حلقه و ميدان ، بسط تئوري «بينهايت ذرات» دكتر حسابي و .... برخي از

ويژگيهاي اساسي آن آشكار مي گردند!


یک سوال فیزیکی! همه كائنات و هستي ها چه مادي، چه به اصطلاح معنوي از همين اثير بوجود آمده اند.

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی! بر خود ذات اين اثير _توجه كنيد بر خود ذات اين اثير_ كه فراگوهر كائنات است، هيچ

مكان و زماني نمي توان تلقي كرد.

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی! شرح اين هستي يقيناً در اين چند سطر نمي گنجد بلكه بسيار مفصل است.

یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی!یک سوال فیزیکی! اين اثير هميشه بوده، هست و خواهد بود !

جهت درك چم (مفهوم) بي مكان و بي زمان حتماً كتاب «جهان هولوگرافيك»_نوشته مایکل

تالبوت، ترجمه داريوش مهر جويي_ را بخوانيد!

یک سوال فیزیکی!

267:


با درود

بله می توان بر اساس قانون معروف آن به برآوردهایی در این زمینه دست یافت به شرط آنکه بتوان به تخمین منطقی ای از میزان تابش بر اساس قانون« استفان بولتزمان» دست یافت.

نوشته اصلي بوسيله mahmood_68 نمايش نوشته ها
و زمان جدا شدن کره زمین از کهکشان راه شیری را محاسبه کرد ؟

راستشو بخواین خودم خیلی فکر کردم ولی به جوابی نرسیدم .
البته به الزام نمی توان گفت که زمین از کهکشان راه شیری خارج می شود بلکه ممکن است که در دام جاذبه جرمی دیگر _حتا شاید یک سیاره دیگر _قرار گرفته و همچنان در این کهکشان باقی بماند !

268:

با سلام

در اين مطلب كمي بايد با دقت بيشتر وارد شد.در مورد پديده‌هايي مثل چرخش آب درون سينك
جاي شك بسيار است زيرا بايد مقياس اين نيرو با نيروهاي ديگر مقايسه شود.
در مورد گردباد مثلاً خوب سرعت بالاست و صحيح است.
در اصل ترم شتاب كريوليس كه اثر چرخش بر مرجع غير لخت است برابر است با 2*sin(teta)*w*v
teta زاويه محور چرخش زمين با سرعت است.يعني در استوا كه نيرو تغيير جهت ميدهد بايد از مقدار صف عبور كند.
كه w همانطور كه اشاره شد برابر است با(24*60*60)/(2*pi) كه سرعت زاويه‌اي زمين است و v هم سرعت نسبي نسبت به مرجع غير لخت است.ميدانيم كه w بسيار كوچك است و اگر مانند آنچه در سينك براي آب رخ مي دهد V هم كوچك باشد بنابراين ميدان كوچكي ايجاد ميكند كه عوامل ديگر مانند شكل هندسي دريچه بر آن غلبه كند.

من در مستندي ديدم كه عده‌اي در يكي از كشورهاي آفريقايي روي خط استوا منبع درآمدي بر اين اساس درست كرده بودند،سه ظرف بود يكي نيكرمه شمال،يكي روي استوا و ديگير جنوبي.
بعد بر همين اساس مي گفتند كه اكنون شما داز كنار ظرفي كه آب در آن نمي‌چرخد عبور كرديد و مدرك عبور از استوا مي‌فروختند.در حالي كه با اندكي دقت مي توان كوچك بودن اين نيرو را در استوا ديد،به طوري كه به لحاظ تئوري اين نيرو در استوا صفر است.

اما اين نكته در مقياسهاي بزرگتر مانند گردباد كه سرعتش بزرگتر است و يا مثلاً پرتاب موشك كه دقت بسيار مهم است و حتي جاذبه خورشيد و كوهها هم در آن لحاظ شود بسيار موثر است.

269:

معماي جالبيست،به همان روش سلكو حل ميشود دقيقاً.صاحب ماهي آلمانيست.
اين را آوردم كه كساني اگر مثل من تا كنون نديده بودند اين معما را ببينند.

270:

این چه ربطی به مثال فیزیک داشت؟ حالا چون انیشتن اینو گفته یعنی این که فیزیکه؟ چرا یه بحث بیهوده توی تاپیک میذارید ما میخوایم چیز یاد بگیریم 0شاید بهتر باشه برید همون فلسفه بخونید

271:

من از صفحات پيش همين تاپيك نقل قول كردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!
حداقل صفحات قبل را نگاه كنيد بعد متهم كنيد !!
مسوليش با مطرح كننده آن و ايجاد كننده تاپيك است،نه من.كه البته اين چيزي از جذابيت معماي طرح شده و خود تاپيك كم نميكند.
بفرماييد ياد بگيريد،كسي جلوي چيز ياد گرفتن كسي را نگرفته،مدتهاست كه تاپيك داشت خاك مي‌خورد متاسفانه،براي شما يك پست بالاتر يك مطلب گذاشتم كه چيز هم ياد بگيريد ولي ظاهراً اين پست پاييني بيشتر مورد توجه واقع شده !!
اتفاقاً در دوران فراقت فلسفه مي‌خوانم،بهتر است شما قدري فيزيك بخوانيد و البته تاريخ زمان اسلام هم در مورد شما توصيه مي‌شود !!

272:

[
اتفاقاً در دوران فراقت فلسفه مي‌خوانم،بهتر است شما قدري فيزيك بخوانيد و البته تاريخ زمان اسلام هم در مورد شما توصيه مي‌شود !!00000[/دوست عزیز همه چیز دان لطفا در کنار فیزیک و فلسفه یک کلاس املا هم بروید چون فراغت است نه فراقت 0 این طور که ادعا کرده بودید جز 2 درصد باهوش دنیا بودید0 در ضمن این که تاپیک خاک میخورده که نمیخورده اگر کمی به تاریخ ها دقت کنید یا اینکه کس دیگری قبلا این موضوع را عنوان کرده دلیل نمیشود شما دوباره موضوع بی ربط را عنوان کنید0در ضمن اگر راهنمایی از شما در مورد مطالعاتم خواستم نظر بدهید 0موفق باشید

273:

چند نكته:
1-حل معما براي من جهت اثبات چيزي نيست،جالب بودن معما ربطي ندارد كه من موافق اين هستم كه حتماً بايد جزو دو در صد باهوش دنيا بود تا معما را حل كرد.
2-
نوشته اصلي بوسيله qqqq نمايش نوشته ها
[
در ضمن اگر راهنمایی از شما در مورد مطالعاتم خواستم نظر بدهید
مقايسه شود با پست اول شما كه به بنده نوشتيد.
نوشته اصلي بوسيله qqqq نمايش نوشته ها
[
شاید بهتر باشه برید همون فلسفه بخونید
نتيجه اخلاقي،چيزي كه عوض دارد گلايه ندارد.
نكته روز:
سواد با غلط املايي رابطه مستقيم دارد حتي اگر سهواً اتفاق بيافتد ولي با فيزيك و منطق و فلسفه حتماً رابطه عكس دارد.

274:

با همه ی این اوصاف لطفا نوشته بی ربط داخل تاپیک نگذارید مطابق با نظر خودتان در تاپیک اثبات وجود خدا حداقل به نظر خودتان احترام بگذارید بقیه پیش کش0 و به قول خودتان چیزی که عوض دارد0000دوم انکه من ادعایی ندارم که فلسفه یا تاریخ میدانم شما ادعا دارید و گفتید در اوقات فراغت فلسفه میخوانید و من فقط حرف خودتان را تکرار کردم سوم اینکه غلط املایی ربط به بیسوادی دارد مگر انکه سهوی بودن ان ثابت شود و فیلسوف واقعی و فیزیکدان واقعی ونه انها که ادای فیلسوف بودن را در میاورند و از همه ایرادهای بعضا نابجا میگیرند برای خود نمایی منافاتی با بی سوادی ندارد

275:

1-بنده نوشته بي‌رط ندادم همانطور كه گفتم پيشتر.
2-بنده اگر نوشته بي‌ربط هم بدهم ربطي به شما پيدا نميكند،نهايت مساله اينست مديران به بنده تذكر بدهند كه باز هم ربطي به سركار پيدا نمي‌كند.
3-نگفتيد چطور به من گفتيد چه بخوانم ولي نوبت خودتان كه شد بهتان برخورد.
4-شما فرض كنيد غلط املايي از سواد كم باشد،براي كسي كه در تاپيك فيزيك فقط مي‌تواند باب صحبت‌هاي خاله زنكي باز كنند بيش از اين هم انتظار نيست.
5-با صحبتهاي بي‌ربطتان تاپيك را خراب كرديد و هنوز بنده يك مطلب نصفه نيمه از شما در اين تاپيك نديده‌ام كه كمي به فيزيك ربط پيدا كرده باشد.
6-شما هم برويد فيزيك و فلسفه بخوانيد و مچ ما را بگيريد در آنجاها،البته مطمئناً اگر مي توانستيد يك لحظه هم صبر نمي‌كرديد
6-زود است براي خداحافظي،در خدمت هستيم فعلاً !!

276:

بنای این حرف های خاله زنک را خودتان در تاپیک اثبات وجود خدا با سارا خانم گذاشتید فراموش که نکردید پس اگر من اینجا اشتباه میکنم شما هم انجا اشتباه کردید و باید معذرت خواهی کنید0 دوما برای خداحافظی دیر هم شده من علاقه ای ندارم کسی در خدمتم باشد یا حداقل شما نه0 پس خداحافظ جای دیگری بروید خدمت کنید

277:

1-شما مگر سارا خانوم هستيد؟ !!
2-من در جاي ديگر با كس ديگر بحثي ديگر داشتم،شما اينجا چه كاره هستيد؟
3-من يك مطلب با محتواي فيزيك در تاپيك گذاشته‌ام و در ادامه هم به زودي قرار ميدهم،ولي تاكنون ارزش علمي پستهاي شما صفر بوده ،و همچنان پيشنهاد ميكنم اگر مي‌خواهيد نشان دهيد كه بنده فقط تظاهر به علاقه به فيزيك ميكنم مچ من را بگيريد با درسهاي علميتان !!
4-بنده نه باب سخن را باز كردم نه علاقه‌اي به حرف‌هاي خاله زنكيتان دارم،ولي همانطور كه عرض كردم تا هر زمان لازم باشد در خدمت هستيم !!
5-حالا من اينجا اعتراف ميكنم كه شما با اين خدعه هوشمندانه بنده را متنبه كرديد !!،فقط شما را به همان الله جبارتان اينقدر گريه و زاري نكنيد بگذاريم ما در اين تاپيك به تظاهر به علم و فيزيكمان برسيم

278:


پاسخ به زبان ساده و خلاصه این است که مقاومت الکتریکی (r) لایه های مختلف جو با

یکدیگر متفاوت است.

279:

بطور چكيده بايد گفت:

دليل اين امر :

1_هر جسم چرخنده به گونه اي نرمال بر اثر حركت دوراني خود مقداري به دور محور چرخش خود مي چرخد.

2_ بر هم كنش گرانشي ميان زمين و ماه وخورشيد است؛ چون صفحه گردش ماه بدور زمين

a_با صفحه گردش زمين بدور خورشيد زاويه دارد.

b_اين زاويه تغيير هم ميكند البته بصورت بسيار كند.

3_تأثير اين برهمكنش بر حركت وضعي زمين است.

*اگر ماه نبود زاويه اين كجي آشكارا كمتر بود!

**ضمناً محور زمين تقريباً هر ۲۵۸۰۰ سال يكبار بدور محور فرضي عمود بر صفحه مداريش يك دور كامل مي زند.

*** به اين چرخش در اصطلاح «حركت تقديمي» مي گويند.

280:

سلام
با تشکر از جناب شهاب بابت استارت تاپیک
__________________________________________________ ___________
یک سوالی داشتم که نمیدونم بیشتر یک سواله یا سفسطه ست
تا جایی که یادمه اینو در جلد یک هالیدی خونده بودم .
اسبی از کشیدن ارابه خودداری می کرد و اینگونه از خود دفاع می کرد که "طبق قانون سوم نیوتون نیروی اسب و ارابه به یکدیگر نیروی مساوی و در خلاف جهت وارد می کنند بنابراین اسب هیچگاه نمی تواند نیرویی بیشتر به ارابه وارد کند و نمی تواند آنرا به حرکت دربیاورد"
پاسخ چی میتونه باشه ؟

281:


با درود

بله می توان بر اساس قانون معروف آن به برآوردهایی در این زمینه دست یافت به شرط آنکه بتوان به تخمین منطقی ای از میزان تابش بر اساس قانون« استفان بولتزمان» دست یافت.

نوشته اصلي بوسيله mahmood_68 نمايش نوشته ها
و زمان جدا شدن کره زمین از کهکشان راه شیری را محاسبه کرد ؟

راستشو بخواین خودم خیلی فکر کردم ولی به جوابی نرسیدم .
البته به الزام نمی توان گفت که زمین از کهکشان راه شیری خارج می شود بلکه ممکن است که در دام جاذبه جرمی دیگر _حتا شاید یک سیاره دیگر _قرار گرفته و همچنان در این کهکشان باقی بماند !

282:

با سلام

در اين مطلب كمي بايد با دقت بيشتر وارد شد.در مورد پديده‌هايي مثل چرخش آب درون سينك
جاي شك بسيار است زيرا بايد مقياس اين نيرو با نيروهاي ديگر مقايسه شود.
در مورد گردباد مثلاً خوب سرعت بالاست و صحيح است.
در اصل ترم شتاب كريوليس كه اثر چرخش بر مرجع غير لخت است برابر است با 2*sin(teta)*w*v
teta زاويه محور چرخش زمين با سرعت است.يعني در استوا كه نيرو تغيير جهت ميدهد بايد از مقدار صف عبور كند.
كه w همانطور كه اشاره شد برابر است با(24*60*60)/(2*pi) كه سرعت زاويه‌اي زمين است و v هم سرعت نسبي نسبت به مرجع غير لخت است.ميدانيم كه w بسيار كوچك است و اگر مانند آنچه در سينك براي آب رخ مي دهد V هم كوچك باشد بنابراين ميدان كوچكي ايجاد ميكند كه عوامل ديگر مانند شكل هندسي دريچه بر آن غلبه كند.

من در مستندي ديدم كه عده‌اي در يكي از كشورهاي آفريقايي روي خط استوا منبع درآمدي بر اين اساس درست كرده بودند،سه ظرف بود يكي نيكرمه شمال،يكي روي استوا و ديگير جنوبي.
بعد بر همين اساس مي گفتند كه اكنون شما داز كنار ظرفي كه آب در آن نمي‌چرخد عبور كرديد و مدرك عبور از استوا مي‌فروختند.در حالي كه با اندكي دقت مي توان كوچك بودن اين نيرو را در استوا ديد،به طوري كه به لحاظ تئوري اين نيرو در استوا صفر است.

اما اين نكته در مقياسهاي بزرگتر مانند گردباد كه سرعتش بزرگتر است و يا مثلاً پرتاب موشك كه دقت بسيار مهم است و حتي جاذبه خورشيد و كوهها هم در آن لحاظ شود بسيار موثر است.

283:

معماي جالبيست،به همان روش سلكو حل ميشود دقيقاً.صاحب ماهي آلمانيست.
اين را آوردم كه كساني اگر مثل من تا كنون نديده بودند اين معما را ببينند.

284:

این چه ربطی به مثال فیزیک داشت؟ حالا چون انیشتن اینو گفته یعنی این که فیزیکه؟ چرا یه بحث بیهوده توی تاپیک میذارید ما میخوایم چیز یاد بگیریم 0شاید بهتر باشه برید همون فلسفه بخونید

285:

من از صفحات پيش همين تاپيك نقل قول كردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!
حداقل صفحات قبل را نگاه كنيد بعد متهم كنيد !!
مسوليش با مطرح كننده آن و ايجاد كننده تاپيك است،نه من.كه البته اين چيزي از جذابيت معماي طرح شده و خود تاپيك كم نميكند.
بفرماييد ياد بگيريد،كسي جلوي چيز ياد گرفتن كسي را نگرفته،مدتهاست كه تاپيك داشت خاك مي‌خورد متاسفانه،براي شما يك پست بالاتر يك مطلب گذاشتم كه چيز هم ياد بگيريد ولي ظاهراً اين پست پاييني بيشتر مورد توجه واقع شده !!
اتفاقاً در دوران فراقت فلسفه مي‌خوانم،بهتر است شما قدري فيزيك بخوانيد و البته تاريخ زمان اسلام هم در مورد شما توصيه مي‌شود !!

286:

[
اتفاقاً در دوران فراقت فلسفه مي‌خوانم،بهتر است شما قدري فيزيك بخوانيد و البته تاريخ زمان اسلام هم در مورد شما توصيه مي‌شود !!00000[/دوست عزیز همه چیز دان لطفا در کنار فیزیک و فلسفه یک کلاس املا هم بروید چون فراغت است نه فراقت 0 این طور که ادعا کرده بودید جز 2 درصد باهوش دنیا بودید0 در ضمن این که تاپیک خاک میخورده که نمیخورده اگر کمی به تاریخ ها دقت کنید یا اینکه کس دیگری قبلا این موضوع را عنوان کرده دلیل نمیشود شما دوباره موضوع بی ربط را عنوان کنید0در ضمن اگر راهنمایی از شما در مورد مطالعاتم خواستم نظر بدهید 0موفق باشید

287:

چند نكته:
1-حل معما براي من جهت اثبات چيزي نيست،جالب بودن معما ربطي ندارد كه من موافق اين هستم كه حتماً بايد جزو دو در صد باهوش دنيا بود تا معما را حل كرد.
2-
نوشته اصلي بوسيله qqqq نمايش نوشته ها
[
در ضمن اگر راهنمایی از شما در مورد مطالعاتم خواستم نظر بدهید
مقايسه شود با پست اول شما كه به بنده نوشتيد.
نوشته اصلي بوسيله qqqq نمايش نوشته ها
[
شاید بهتر باشه برید همون فلسفه بخونید
نتيجه اخلاقي،چيزي كه عوض دارد گلايه ندارد.
نكته روز:
سواد با غلط املايي رابطه مستقيم دارد حتي اگر سهواً اتفاق بيافتد ولي با فيزيك و منطق و فلسفه حتماً رابطه عكس دارد.

288:

با همه ی این اوصاف لطفا نوشته بی ربط داخل تاپیک نگذارید مطابق با نظر خودتان در تاپیک اثبات وجود خدا حداقل به نظر خودتان احترام بگذارید بقیه پیش کش0 و به قول خودتان چیزی که عوض دارد0000دوم انکه من ادعایی ندارم که فلسفه یا تاریخ میدانم شما ادعا دارید و گفتید در اوقات فراغت فلسفه میخوانید و من فقط حرف خودتان را تکرار کردم سوم اینکه غلط املایی ربط به بیسوادی دارد مگر انکه سهوی بودن ان ثابت شود و فیلسوف واقعی و فیزیکدان واقعی ونه انها که ادای فیلسوف بودن را در میاورند و از همه ایرادهای بعضا نابجا میگیرند برای خود نمایی منافاتی با بی سوادی ندارد

289:

1-بنده نوشته بي‌رط ندادم همانطور كه گفتم پيشتر.
2-بنده اگر نوشته بي‌ربط هم بدهم ربطي به شما پيدا نميكند،نهايت مساله اينست مديران به بنده تذكر بدهند كه باز هم ربطي به سركار پيدا نمي‌كند.
3-نگفتيد چطور به من گفتيد چه بخوانم ولي نوبت خودتان كه شد بهتان برخورد.
4-شما فرض كنيد غلط املايي از سواد كم باشد،براي كسي كه در تاپيك فيزيك فقط مي‌تواند باب صحبت‌هاي خاله زنكي باز كنند بيش از اين هم انتظار نيست.
5-با صحبتهاي بي‌ربطتان تاپيك را خراب كرديد و هنوز بنده يك مطلب نصفه نيمه از شما در اين تاپيك نديده‌ام كه كمي به فيزيك ربط پيدا كرده باشد.
6-شما هم برويد فيزيك و فلسفه بخوانيد و مچ ما را بگيريد در آنجاها،البته مطمئناً اگر مي توانستيد يك لحظه هم صبر نمي‌كرديد
6-زود است براي خداحافظي،در خدمت هستيم فعلاً !!

290:

بنای این حرف های خاله زنک را خودتان در تاپیک اثبات وجود خدا با سارا خانم گذاشتید فراموش که نکردید پس اگر من اینجا اشتباه میکنم شما هم انجا اشتباه کردید و باید معذرت خواهی کنید0 دوما برای خداحافظی دیر هم شده من علاقه ای ندارم کسی در خدمتم باشد یا حداقل شما نه0 پس خداحافظ جای دیگری بروید خدمت کنید

291:

1-شما مگر سارا خانوم هستيد؟ !!
2-من در جاي ديگر با كس ديگر بحثي ديگر داشتم،شما اينجا چه كاره هستيد؟
3-من يك مطلب با محتواي فيزيك در تاپيك گذاشته‌ام و در ادامه هم به زودي قرار ميدهم،ولي تاكنون ارزش علمي پستهاي شما صفر بوده ،و همچنان پيشنهاد ميكنم اگر مي‌خواهيد نشان دهيد كه بنده فقط تظاهر به علاقه به فيزيك ميكنم مچ من را بگيريد با درسهاي علميتان !!
4-بنده نه باب سخن را باز كردم نه علاقه‌اي به حرف‌هاي خاله زنكيتان دارم،ولي همانطور كه عرض كردم تا هر زمان لازم باشد در خدمت هستيم !!
5-حالا من اينجا اعتراف ميكنم كه شما با اين خدعه هوشمندانه بنده را متنبه كرديد !!،فقط شما را به همان الله جبارتان اينقدر گريه و زاري نكنيد بگذاريم ما در اين تاپيك به تظاهر به علم و فيزيكمان برسيم

292:


پاسخ به زبان ساده و خلاصه این است که مقاومت الکتریکی (r) لایه های مختلف جو با

یکدیگر متفاوت است.

293:

بطور چكيده بايد گفت:

دليل اين امر :

1_هر جسم چرخنده به گونه اي نرمال بر اثر حركت دوراني خود مقداري به دور محور چرخش خود مي چرخد.

2_ بر هم كنش گرانشي ميان زمين و ماه وخورشيد است؛ چون صفحه گردش ماه بدور زمين

a_با صفحه گردش زمين بدور خورشيد زاويه دارد.

b_اين زاويه تغيير هم ميكند البته بصورت بسيار كند.

3_تأثير اين برهمكنش بر حركت وضعي زمين است.

*اگر ماه نبود زاويه اين كجي آشكارا كمتر بود!

**ضمناً محور زمين تقريباً هر ۲۵۸۰۰ سال يكبار بدور محور فرضي عمود بر صفحه مداريش يك دور كامل مي زند.

*** به اين چرخش در اصطلاح «حركت تقديمي» مي گويند.

294:

سلام
با تشکر از جناب شهاب بابت استارت تاپیک
__________________________________________________ ___________
یک سوالی داشتم که نمیدونم بیشتر یک سواله یا سفسطه ست
تا جایی که یادمه اینو در جلد یک هالیدی خونده بودم .
اسبی از کشیدن ارابه خودداری می کرد و اینگونه از خود دفاع می کرد که "طبق قانون سوم نیوتون نیروی اسب و ارابه به یکدیگر نیروی مساوی و در خلاف جهت وارد می کنند بنابراین اسب هیچگاه نمی تواند نیرویی بیشتر به ارابه وارد کند و نمی تواند آنرا به حرکت دربیاورد"
پاسخ چی میتونه باشه ؟

295:

یک سوال فیزیکی!
طبق این شکل، گوی A به B برخورد می کنه ،در اثر برخورد و نیرویی که A به B وارد می کنه، B هم به A نیرو وارد می کنه و بر آیند نیرو هاشون 0 می شه بنابراین هر دو متوقف می شن
ولی طبق قانون پایستگی تکانه خطی نیرو از طریق C و D به E منتقل می شه و حرکت ادامه پیدا می کنه.

توی این متن مثال موشک درست مثل مثال ارابه ست:

296:

كسي نيست سوالات سخت تر رو مطرح كنه؟!

297:

با سلام اگر صبحي از خواب بيدار شويد و همه چيز در دنيا دو بار بزرگتر شده باشد چگونه خواهيد فهميد ؟!

298:

اين حافظه من هميشه در بدترين موقع،ضعيف ميشه
اگر به جاذبه مربوط باشه، يه چيزايي يادم مياد.

299:

مدار rcچیست؟

300:

سلام
همین اتفاق هم می افتد. ولی تغییرات آنقدر کم است که می توان آن را با تقریب خوبی صفر در نظر گرفت. و چرا در زمان ها بسیار طولانی بالاخره خورشید نابود می شود.

301:

سلام دوستان یک سوال خیلی خیلی سخت. زیاد فکر نکنین چون هنوز جوابش رو در نیاوردن.
نسبیت می گه اطلاعات با سرعت نور منتقل می شن. (حداکثر) و کوانتون می گه که اگه دو الکترون تو جهان باشه حتما دارای اسپین متفاوت هستند. ( اسپین یه ویژگیه زیاد تو گیرش نرین.)
حالا اگه تو جهان دو الکترون داشته باشیم یکیش اینور جهان باشه یکیش اون ور جهان و ناگهان اسپین یکی رو عوض کنیم اسپین اون یکی هم عوض میشه. (مثلا اگه این یکی رو بیاریم پایین اون یکی می ره بالا اگه اسپین را بالا و پایین بودن فرض کنیم) حالا این در صورتیه که فاصله دو الکترون از هم چند هزار سال نوریه.
یعنی کوانتوم و نسبیت با هم تناقض داره. در صورتی که هر دوتاش درسته. (مرد می خوام بیاد این رو حل کنه)

302:

پل وتستون چیست؟

303:

چیز مهمی نیست. اگه اونی که فکر می کنم درست باشه اصلا پل نیست به مدار ها ربط داره. اگه چند تا مقاومت رو با اندازه خاصی به طرز خاصی بچینی از یه سیم جریان نمی گذره.

304:

کسی پیدا نشد این سوال ما رو جواب بده. مدعیا کجان؟

305:

جواب سوال شما خیلی آسونه.اولن باید متذکر شوم که مطالب رو درست بخونین و اگه درست خوندین درست بیان کنید.هیچ دو الکترونی در یک اتم وجود ندارد که تمام اعداد کوانتومی مربوط به آن با یکدیگر برابر باشد(نه فقط عدد کوانتومی اسپین).توجه نمودی؟!
حالا جواب به سوال شما>>1-آیا ما اتمی داریم که از این سر دنیا تا آن سر دنیا کشیده شده باشد که بخواهیم بررسی کنیم یاید تمام اعداد کوانتومی آن یکسان یاشد؟2-حد اکثر فاصله ای که دو الکترون دریک اتم و در یک لایه و در یک زیر لایه و در یک اربیتال خاص هستند(که اسپین تفاوت میان آنهاست)آنقدر کم است که تصورش ممکن نیست3-شما چگونه می خواهید اسپین الکترون را در اربیتال تغییر دهید.مگه کشکه!4-اگه اسپین یک الکترون در یک اربیتال را تغییر دهید الکترون دیگر از اربیتال به بیرون پرت می شود نه اینکه اسپینش تغییر کند.
کلا 99 درصد سوالتون غلطه!

306:

سوال ایرادی ندارد کافیست فرض کنید دو ذره در ابتدا یک ذره با اپین صفر بوده است که حالا متلاشی شده است. و دو ذره از هم فاصله گرفته اند.

307:

خوب اطلاعات با سرعت نور جابه جا می شوند و ذرات آگاهی بر (فوتون)
پس از جابه جا شده اسپین یکی ؛اسپین آن یکی متناسب با اون فاصله
عوض میشود

308:

سخته.ممنون دوست عزیز مفید بود, hammihan..بابت انجمن ممنون

309:

یک سوال فیزیکی!
طبق این شکل، گوی A به B برخورد می کنه ،در اثر برخورد و نیرویی که A به B وارد می کنه، B هم به A نیرو وارد می کنه و بر آیند نیرو هاشون 0 می شه بنابراین هر دو متوقف می شن
ولی طبق قانون پایستگی تکانه خطی نیرو از طریق C و D به E منتقل می شه و حرکت ادامه پیدا می کنه.

توی این متن مثال موشک درست مثل مثال ارابه ست:

310:

كسي نيست سوالات سخت تر رو مطرح كنه؟!

311:

با سلام اگر صبحي از خواب بيدار شويد و همه چيز در دنيا دو بار بزرگتر شده باشد چگونه خواهيد فهميد ؟!

312:

اين حافظه من هميشه در بدترين موقع،ضعيف ميشه
اگر به جاذبه مربوط باشه، يه چيزايي يادم مياد.

313:

مدار rcچیست؟

314:

سلام
همین اتفاق هم می افتد. ولی تغییرات آنقدر کم است که می توان آن را با تقریب خوبی صفر در نظر گرفت. و چرا در زمان ها بسیار طولانی بالاخره خورشید نابود می شود.

315:

سلام دوستان یک سوال خیلی خیلی سخت. زیاد فکر نکنین چون هنوز جوابش رو در نیاوردن.
نسبیت می گه اطلاعات با سرعت نور منتقل می شن. (حداکثر) و کوانتون می گه که اگه دو الکترون تو جهان باشه حتما دارای اسپین متفاوت هستند. ( اسپین یه ویژگیه زیاد تو گیرش نرین.)
حالا اگه تو جهان دو الکترون داشته باشیم یکیش اینور جهان باشه یکیش اون ور جهان و ناگهان اسپین یکی رو عوض کنیم اسپین اون یکی هم عوض میشه. (مثلا اگه این یکی رو بیاریم پایین اون یکی می ره بالا اگه اسپین را بالا و پایین بودن فرض کنیم) حالا این در صورتیه که فاصله دو الکترون از هم چند هزار سال نوریه.
یعنی کوانتوم و نسبیت با هم تناقض داره. در صورتی که هر دوتاش درسته. (مرد می خوام بیاد این رو حل کنه)

316:

پل وتستون چیست؟

317:

چیز مهمی نیست. اگه اونی که فکر می کنم درست باشه اصلا پل نیست به مدار ها ربط داره. اگه چند تا مقاومت رو با اندازه خاصی به طرز خاصی بچینی از یه سیم جریان نمی گذره.

318:

کسی پیدا نشد این سوال ما رو جواب بده. مدعیا کجان؟

319:

جواب سوال شما خیلی آسونه.اولن باید متذکر شوم که مطالب رو درست بخونین و اگه درست خوندین درست بیان کنید.هیچ دو الکترونی در یک اتم وجود ندارد که تمام اعداد کوانتومی مربوط به آن با یکدیگر برابر باشد(نه فقط عدد کوانتومی اسپین).توجه نمودی؟!
حالا جواب به سوال شما>>1-آیا ما اتمی داریم که از این سر دنیا تا آن سر دنیا کشیده شده باشد که بخواهیم بررسی کنیم یاید تمام اعداد کوانتومی آن یکسان یاشد؟2-حد اکثر فاصله ای که دو الکترون دریک اتم و در یک لایه و در یک زیر لایه و در یک اربیتال خاص هستند(که اسپین تفاوت میان آنهاست)آنقدر کم است که تصورش ممکن نیست3-شما چگونه می خواهید اسپین الکترون را در اربیتال تغییر دهید.مگه کشکه!4-اگه اسپین یک الکترون در یک اربیتال را تغییر دهید الکترون دیگر از اربیتال به بیرون پرت می شود نه اینکه اسپینش تغییر کند.
کلا 99 درصد سوالتون غلطه!

320:

سوال ایرادی ندارد کافیست فرض کنید دو ذره در ابتدا یک ذره با اپین صفر بوده است که حالا متلاشی شده است. و دو ذره از هم فاصله گرفته اند.

321:

خوب اطلاعات با سرعت نور جابه جا می شوند و ذرات آگاهی بر (فوتون)
پس از جابه جا شده اسپین یکی ؛اسپین آن یکی متناسب با اون فاصله
عوض میشود

322:

سخته.ممنون دوست عزیز مفید بود, hammihan..بابت انجمن ممنون



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
لوگوی پپسی روی ماه
گالری تصاویر!
هاوكينگ : "موجودات فضايي وجود دارند"
فضانوردان چگونه دستان خود را در فضا می‌شویند؟ +تصویر
مأموریت های فضایی

مرسدس بنز
راهنمای خرید خودرو ... !
◄◄◄◄◄الان چـه مـاشینی داری ؟ و دوست داری چه ماشینی هم داشته باشی ؟
توهین شرکت‌تویوتا به مقدسات اسلامی+عکس
عادت های غلط ما ایرانی ها در رانندگی و نگهداری ازخودرو
عکس بوگاتی جدید
*