مُنتسکیو ؛ پایه گذار ِ حقوق ِ اروپا و آمریکا 



x

مُنتسکیو ؛ پایه گذار ِ حقوق ِ اروپا و آمریکا



رموز موفقيت، خودباوري و اعتماد به نفس
تست چاكراها
روان شناسي كودكان
ماه تولدتان چه رنگی است؟
کدام مردان همسرشان را كتك مي‌زنند؟
فواید بوسیدن همسر

کمبود محبت یک پسر 15 ساله !
خوشگل بودن چه حسی داره؟؟؟
گفتن سه حیوان= تحلیل شخصیت شما
لطفا کمک کنید:دوست من دچار اختلالات روانی شده فکر میکنه در درونش کسی با اون حرف میزنه
جملات الهام بخش برای زندگی
لطفا راهنماییم کنید_واقعا عاشقشم
حمایت از ما | مشهدهاست
`

مُنتسکیو ؛ پایه گذار ِ حقوق ِ اروپا و آمریکا




مُنتسکیو ؛ پایه گذار ِ حقوق ِ اروپا و آمریکا
بیوگرافی شارل لوئی دو سکواندا منتسکیو:

منتسکیو یکی از متفکران سیاسی فرانسه در عصر روشنگری و از برجسته ترین و پر نفوذترین متفکران فلسفه سیاسی مدرن است وی در 18 ژانویه سال ۱۶۸۹ در قصر لابرد نزديك بوردو در یک خانواده آریستو کرات و اشرافی متولد شد.

وی در سال‌های 1705- 1700 : تحصیلات متوسطه در نزد پیروان کلسیای اراتو آر، درژویی پشت سر نهاد.

در سالهای ۱709 1708 : تحصیلات حقوق در بوردو و سپس در پاریس گذراند و وکیل دادگستری شد.

در سال 1714 : منتسکیو به عنوان مشاور در پارلمان بوردو پذیرفته شد.

در سال‌های 1721 - 1717: منتسکیو به مطالعهٔ علوم می‌پردازد و رسالاتی در بارهٔ انعکاس صوت، غدد میانگانی، شفافیت، سنیگینی اجسام و از این دست می‌نویسد.

در سال 1728: منتسکیو به عضویت فرهنگستان فرانسه در می آید و به کشورهای آلمان، اتریش، سوئیس، ایتالیا، و هلند عزیمت می کند.

در سال 1734 : به انتشار ملاحضاتی در بارهٔ علل عظمت و انحطاط رومیان می پردازد.

در سال 1748 : روح القوانین را منتشر کرد که در ژنو و بدون نام نویسنده چاپ شده بود با استقبال بزرگ روبرو شد. و سرانجام منتسکیو در فوریه 1755 در پاریس بدرود حیات گفت.

آثار منتسکیو :
مهمترین آثار منتسکیو عبارتند از:
1- نامه های ایرانی
2- بازنگری علل عظمت و سقوط رم
3- روح القوانین
4- از دیگر آثار وی رمان معروف مقبره گنیده در سال ۱۷۲۵ میلادی و تاریخ حقیقی می باشد.

11-08-2012


1:

شرح ِ مختصر ِ آثار ؛

1- نامه های ایرانی

اولين اثر منتسكيو كه معروفيتی برايش آفريد، نامه های ایرانی است كه در سال ١٧٢١ انتشار يافت. اين اثر يك كتاب فكاهی تخيلی است. نامه های ایرانی پاسخ مونتسكيو به فضای عمومی دوران روشنگری است كه كشف دنيای تازه و دور دست و آشنايی اروپاييان با فرهنگ و زندگی كشورهای ناشناخته از ويژگيهای مهم آن بود. نامه های ایرانی، نامه نگاری دو ايرانی ساكن فرانسه را با هموطنان خود در ايران تصوير می كند. اين دو ايرانی كه هر دو اشخاصی ثروتمند هستند، سالهای زيادی در فرانسه زيسته اند و با فرهنگ و شيوه زندگی فرانسوی آشنايی يافته اند. پس از جا افتادن در فرانسه آنها بتدريج زبان به انتقاد از فرانسه می گشايند و نه تنها وخامت اوضاع تحت رژيم لوئی شانزدهم بلكه جدالهای مذهبی و عدم مدارا در ميان طرفداران گرايشهای دينی و سياسی وقت فرانسه را با زبانی گزنده و تلخ زير انتقادی تيز می گيرند. نامه های ایرانی در عين حال گويای پيچيدگی هويت و ذهنيت ايرانی در حدود سه قرن پيش است كه پرسشهای منتسكيو انديشمند انتقاد گرای فرانسوی را بر انگيخت. منتسكيو برای برشمردن عيوب جامعه فرانسه، آنرا از ديدگاه اين دو ايرانی نقل كرد كه نشانه افرادی بودند كه از يك كشور دوردست با آداب و رسوم مغاير آمده بودند.

2- معبد گنید
از جمله آثار طنز- فلسفی منتسکیو رمان معروف «مقبره گنیده»، می باشد که در سال ۱۷۲۵ میلادی منتشر گردید.

3- بازنگری علل عظمت و سقوط رم
منتسکیو در کتاب «بازنگری علل عظمت و سقوط رم» که در سال ۱۷۳۴ میلادی منشر کرد، مانند نیکلای ماکیاولی وسعت مرزهای حکومت را یکی از دلایل سقوط آن بررسی نموده است.

4- روح القوانین
منتسکیو با انتشار کتاب «روح القوانین» در سال ۱۷۴۸ میلادی، علوم سیاسی را در ردیف فرهنگ فلسفی قرار داد. سه مورد در روح القوانین مونتسکیو وجود دارد که موجب شهرت او شده است : نخست نظریه او در مورد شرایط خارجی تعیین کننده سیاست که نظریه اقلیمی خوانده می شود دوم نظریه تقسیم قدرت میان دستگاه قانون گذاری ، اجرایی و قضائی سوم نظریه او در مورد طبقه بندی نظامهای گوناگون سیاسی یعنی حکومت سلطنتی ، مطلقه و جمهوری. وی در این کتاب علاوه بر نظرات دوران باستان پیرامون اشکال مختلف حکومت (دموکراسی- سلطنتی- تحمیلی)، به تحقیق و تحلیل در ارتباط با اتکای آنها به طبیعت، به ویژه مرزهای جغرافیائی و شرایط آب و هوا، پرداخته است.. روح القوانین یکی از مهم ترین آثار منتسکیو در جنبش روشنگری فرانسه محسوب می شود.
در این کتاب با پذیرش همگانی شگرفی روبرو شد و بعدها در تدوین اساسنامه ایالات متحده آمریکا و اساسنامه شورای انقلاب فرانسه در سال ۱۷۹۱میلادی مؤثر بوده است.

2:

دو آموزه اساسی منتسکیو :

بايد گفت كه نام مونتسكيو با دو آموزه اساسی پيوند خورده است:
١- آموزه اهميت اوضاع اقليمی و آب و هوا در شرايط سياسی و اجتماعی هر كشور؛
٢- آموزه اهميت و لزوم توزيع و تفكيك قوا.
هر دو آموزه فوق هنوز از تازه گی برخوردارند و روز آمد به شمار ميايند. درباره صحت و يا ابطال هر دو آموزه فوق در سالهای اخير نيز چند پروژه پژوهشی مدرن در مراكز علمی و دانشگاهی كشورهای غربی صورت گرفته است. در يكی از اين پژوهش ها عملا اثبات ميشود كه يكی از عوامل مهم وضعيت استبدادی موجود در افغانستان ناشی از آب و هوا و شرايط اقليمی سخت و نبود دسترسی مستقيم اين كشور به منابع آبی و فقدان جنگلهای سرسبز در اين كشور است. به عبارت ديگر جان سخت بودن سنتهای استبدادی و ضعف فرهنگ دمكراتيك، نبود ذهنيت سازش جويی و نبود مدارا و توازن در اين كشور پيوند نزديكی با آب و هوای اين كشور دارد. درحاليكه مثلا آب و هوای معتدل و بارندگی فراوان انگستان مناسبت ترين زمينه برای رشد فرهنگ اعتدال و دمكراسی است.

حالت طبيعی از ديد منتسكيو

نظريه «قرار داد اجتماعی» اساس فلسفی دولت مدرن و بنياد عقلی تاسيس دولت است. طبق اين نظريه انسانها در يك حالت فرضی به نام «حالت طبيعی» در حالت بی سروری و آزادانه در طبيعت زيست می كرده اند. سپس با شناخت عقلی و با توجه به سودمنديهای نظم و قانون تن به فرمانبرداری از دولت ميدهند و «آزاديهای طبيعی» خود را فدا می كنند و به محدوده «آزاديهای فردی» گام می گذارند كه قدرت و نظم دولت محدود كننده و در عين حال تضمين كننده آن است. بنابراين «قرار داد اجتماعی» سازشی است نانوشته ميان اعضای يك جامعه و مبتنی است بر «خواست همگانی» برای آنكه در روابط خود در زير حاكميت دولت با مسئوليت متقابل عمل كند و بر مبنای همين «قرار داد» ضمنی است كه دولت پديد می آيد. بايد در نظر داشت كه خواست همگانی در آغاز به معنای خواست همه صاحبان املاك و يا ماليات دهندگان بود كه معمولا شامل زنان و بيكاران و فقرا نمی شد. نظريه «قرار داد اجتماعی» پايه دمكراسی های جديد را می گذارد كه در آنها حكومت همسوی مردم برای زيستن در جامعه سياسی است. البته در مورد «حالت طبيعی» يعنی وضع انسان پيش از در آمدن در زير قدرت دولت، نظرات هابز، لاك و روسو و مونتسكيو متفاوت است. همچنين بايد تاكيد كرد كه در نظريه لاك «قرار داد اجتماعی» قرار دادی كه مردم بستند- برخلاف نظريه هابز- برای واگذاری جمعی حقوق خويش به حاكم مطلق نبود. بلكه هريك از آنان حقوق طبيعی خود را تسليم ديگری نمود و همگی با
هم جامعه ای مدنی برپا كردند. البته نظريه «قرار داد اجتماعی» يا هر نظريه ديگری مصداق خارجی ندارد، بلكه يك مفهوم ايستا و غير تاريخی است كه فلاسفه گوناگون آنرا دست مايه توجيه نظری خويش درباب حكمرانی در جامعه نو قرار دادند.
«روح القوانين» نيز مانند ديگر آثار دوران روشنگری با تشريح ديدگاه نويسنده درباره «حالت طبيعی» آغاز مي شود. بر اساس توضيحی كه منتسكيو در باره حالت طبيعی مي دهد به اين نتيجه مي رسد كه صلح نخستين قانون طبيعی است، زيرا انسان برای حفظ خود بايد در جستجوی آن باشد. اما برخلاف هابز صلح و نظم را نتيجه يك قرارداد اجتماعی نميداند بلكه آنرا اصولا ماقبل گام گذاری انسان به حالت اجتماعی و همچون يك نياز طبيعی ميداند. دومين قانون طبيعی از نظر منتسكيو ادامه نسل و زاد و ولد است و سومين قانون نيز زناشويی و نزديكی زن و مرد است. و سرانجام آرزوی زندگی در جامعه چهارمين قانون طبيعی است.

3:

مُنتسکیو یکی از اندیشمندانیست که به مبحث آزادی اهمیت ِ زیادی داده است ، از جملات ِ معروف ِ وی در مورد ِ آزادی اینست :


بايد آزادي را موقتاً از دست داد تا بتوان براي هميشه آن را حفظ نمود.

4:

سپاس از آغازنده جستار و دعوت ایشان

روح القوانین منتسکیو یکی از گرانقدرترین و پر ارج ترین کتابهایی است که در باب حقوق و سیاست و فلسفه سیاسی نوشته شده است ؛ با توجه به نایاب بودن این کتاب تلاشم را خواهم کرد در آتی در این جستار به برخی مطالب و سرفصلهای مهم روح القوانین اشاره کنم .

5:

درود بر بزرگمهر ِ گرامی

بله دقیقا درست می فرمایید ، و اتفاقا پیش از آغاز ِ جستار هم پیش بینی ِ بنده برای ِ ادامه ی ِ جستار ، استفاده از کتاب ِ روح القوانین بود/ هست .

6:

انواع حکومت از نظر منتسکیو :

منتسکیو معتقد است که سه نوع نظام سياسی قابل تصور است: نظام جمهوری، نظام پادشاهی و نظام استبدادی.
تشريح مشخصات و اصول اساسی نظامهای سياسی منتسكيو را به اين دريافت ميرساند كه نظام جمهوری بر اصل تقوا استوار است، نظام پادشاهی بر اصل افتخار و شكوه و نظام استبدادی بر اصل ترس و ارعاب. اما تاكيد می كند كه محرك و جوهر نظام جمهوری، تقوای سياسی و عشق به وطن بر اساس برابری همه آحاد ملت است. سپس منتسكيو دو نظام جمهوری را از هم تفكيك می كند: جمهوری مبتنی بر دمكراسی و جمهوری آريستوكراسی . نظام پادشاهی را نيز منتسكيو نظامی انحصار طلب و خود محور مي داند و نظام استبدادی را بردگی ملت می خواند كه بر ارعاب استوار است.

نظر منتسکیو در مورد دموکراسی :

پس از تشريح خصوصيات نظام های سياسی سه گانه فوق پرسش بعدی «روح القوانين» بررسی چگونگی روح آموزش و پرورش در هر يك از نظام های سياسی است. در اين مورد نيز منتسكيو به اين دريافت مي رسد كه نظام جمهوری مبتنی بر دمكراسی از هر نظر برای عشق به وطن و برابری همه آحاد ملت شايسته تر و برازنده تر است، زيرا امكان پرورش جوانان و سازندگان كشور را بر اساس وطن دوستی آگاهانه و مبتنی بر برابری و رفع انواع تبعيض ها فراهم می سازد.

علل سقوط رژیم های سیاسی از نظر منتسکیو :

منتسكيو سپس به علل سقوط رژيم های سياسی می پردازد او با مقايسه ای ميان انواع نظام های سياسی و بويژه توجه به ثبات سياسی نظام انگليس به يك نتيجه مركزی و قاطع مي رسد كه آن هم موضوع آزادی است بنابراين قوانينی كه آزادی را تامين و تضمين كنند ضامن اصلی تداوم نظام های سياسی و نيز مايه عشق به وطن و برابری ميان ملت به حساب ميايند. منتسكيو از اين نتيجه گيری اساسی به تز مركزی خود در كتاب «روح القوانين» می پردازد كه عبارت از لزوم نهادی كردن آزادی در قانون است. با نهادی كردن آزادی در قانون و تدوين يك قانون اساسی مبتنی بر آزادی است كه مي توان هم به ثبات نظام سياسی دست يافت، . بنابراين آزادی و تفكيك قوا مهمترين مبنای حقانيت نظام سياسی به شمار مي رود. علاوه بر موضوع كليدی آزادی، منتسكيو توجه به آداب و رسوم و شرايط اقليمی دارد او در استدلال خود در اين زمينه تاكيد می كند كه طبع و خلق و خوی انسانها در آب و هوای سرد متفاوت از نقاط گرمسير است و مردم ساكن مناطق سردسيرتر از مدارا، اعتماد بنفس و كنجكاوی بيشتری برخوردارند. اما بلافاصله می گويد كه از اين تفاوتهای طبيعی نبايد به نتايج «احمقانه» رسيد، بلكه منظور اين است كه يك رشته عوامل گوناگون در زندگی و تفكر و هدايت انسانها تاثير جدی می گذارند. درباره اين رشته عوامل منتسكيو علاوه بر آب و هوا، عوامل ديگری را ذكر می‌كند كه عبارتند از: مذهب ، تاريخ گذشته ، عادات و ارثيه فرهنگی كه مجموعه آنها را روح ملی می‌نامد.
منتسکیو می‌گويد اولا: نظام سياسی و قانونی بدون توجه به اين روح ملی نمي تواند استوار باشد و كارائی نخواهد داشت. ثانيا: در كوشش برای تغيير روح ملی و مشخصات فرهنگی هر ملت و هر كشور بايد فوق العاده محتاط بود.

نقش مذهب :

مذهب يكی از نهادهايی است كه منتسكيو مورد توجه ويژه‌ای قرار ميدهد. او پس از ياد آوری اينكه ‌«روح القوانين‌» نه از منظر يك فرد مذهبی و يا مذهب شناس ، بلكه از منظر فلسفه سياسی نگاشته شده است ، تاكيد می‌كند كه نظام سياسی و قوانين حاكم بر آنرا نميتوان بدون توجه به نقش مذهب تبيين كرد. وی بعنوان نمونه تفاوت ميان پروتستان و كاتوليك در دين مسيحيت را ياد آور مي شود كه اولی با مبانی دمكراسی همخوانی دارد، اما دومی با نظام پادشاهی سازگاری بيشتری دارد. يكی ديگر از نكات مورد توجه منتسكيو نقش عامل تجارت و بازرگانی در نظام سياسی است. او بنا به شواهد و تجارب گوناگون می‌گويد كه داد و ستد و بازرگانی يك كشور با ديگر كشورها كمك بزرگی به رشد آزادی و دموكراسی می‌كند، زيرا امـر تجارت به افزايش دانش و شعور و تبــادل فكـــری با ديگـــر كشورهــا منجر مي شود و نيز مدارا در داخل هر كشور و در سطح جهان را ارتقا ميدهد. توزيع قدرت در جهان نيز يكی ديگر از پيامدهای تجارت جهانی است. اما منتسكيو تاكيد می‌كند كه منظور او از تجارت هرگز به معنای غارت و چپاول بی حد و مرز و بدون قانون در داخل يك كشور و يا در سطح جهانی نيست و لذا به لزوم قانونگذاری برای تقويت بارزگانی تحت نظارت قانون اهميت زيادی مي دهد. منتسكيو بعنوان نمونه ياد آور مي شود كه: ‌«انگليسی‌ها مردمی‌اند كه دريافته‌اند چگونه هم زمان به بهترين شكل ممكن از سه چيز استفاده درست كنند: مذهب ، تجارت و آزادی.‌»

7:

نظريه تفكيك قوا : منتسکیو بنیان گذار تفکیک قوا

يك پرسش مهم ديگر انديشه سياسی است كه ريشه آن به ارسطو می‌رسد، اما منتسكيو در ‌«روح القوانين‌» بعنوان تز مركزی خود برای بار نخست آنرا بطور مستدل بر اساس عقل و تجربه پيش كشيد. منتسكيو توضيح ميدهد كه برای پرهيز از استبداد، قدرت حكومت می‌بايد از راه چند قوه يا دستگاه به دست نهادهای جدا از هم به كار برده شود. تفكيك سه قوه مجريه ، مقننه و قضاييه اساس دموكراسی‌های قانونی است و استقلال قضات در برابر قوه مجريه و عدم دخالت سه قوه در كار يكديگر از مواد مهم آن است. تز اصلی منتسكيو در اين زمينه اهميت مركزی آزاديهای سياسی در يك نظام سياسی است. در صورت عدم چنين تفكيكی قدرت مورد سو استفاده قرار می‌گيرد و با پديدار شدن يك حكومت خود كامه آزاديهای سياسی در خطر قرار می‌گيرد. منتسكيو درست برخلاف‌ هابز رئيس حكومت را فقط مجری قوانين مي داند و نه واضع آن. مونتسكيو همچنين بر لزوم كنترل و نظارت سه قوه بر كار يكديگر و نقش تعيين كننده پارلمان بعنوان نمايندگان منتخب ملت در كنترل و نظارت ارگانهای قدرت تاكيد زيادی می‌كند. با توجه به تجربه دموكراسی دوران باستان ياد آور ميشود كه قوانين خوب به تنهايی كافی نيستند، بلكه كوشش و كنترل در راه اجرای آنها نيز اهميت اساسی دارد.

مجلس سنا:


منتسكيو نخستين متفكر سياسی است كه فكر وجود دو مجلس يعنی يكی مجلس عوام يا نمايندگان ملت و ديگری مجلس سنا را فرمولبندی كرد. علت نياز به مجلس سنا را منتسكيو در اين ميداند كه همواره گروههای معينی در جامعه وجود خواهند داشت كه بهرحال از نظر موقعيت ، اهميت سياسی و يا ديگر موهبتهای اقتصادی و يا منزلتی و فرهنگی دارای تفاوتهايی با اكثريت مردم‌اند. اگر اين گروهها همان يك رای را كه حق همگانی ملت است داشته باشند، آزادی همگانی ميتواند به بردگی اين گروه منجر شود. بنابراين برای جلوگيری از ظلم به اين گروه نخبگان بايـد علاوه بر مجلس منتخـب ملت كه
نقش و قدرت اصلی را دارد، يك مجلس سنا (نظير مجلس لردهای انگلستان) نيز تشكيل داد كه انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان آن بسيار محدود ترند و يا انتصابی‌اند. اما مجلس سنا تنها بايد دارای حق مشورتی و يا باطل كننده باشد. منتسكيو تاكيد می‌كند كه مجلس سنا حق وضع قوانين و يا تغيير تصميمات مجلس منتخب ملت را دارا نيست. موضوع ديگری كه مورد توجه منتسكيو قرار دارد حق حاكميت ملی است كه مجلس منتخب ملت مظهر و نماد آن است. او ياد آور مي شود در مواردی كه ميان دو اصل پايه‌ای تفكيك قوا ( دولت و قوه قضاييه و مجلس) و حق حاكميت ملی اختلافات و مشاجراتی پيش آيد، حق تقدم با حاكميت ملت يا مجلس است.
اصل تفكيك قوا نخستين بار در قانون اساسی امريكا به سال 1781 بيان شد و پس از آن در قانون اساسی فرانسه به سال 1791 به رسميت شناخته شد و از آنجا به ديگر دموكراسی‌های قانونی قرن 20 راه يافت. يكی از جنبه‌های مهم اصل تفكيك قوا كه اهميت هنجاری و عملی فوق العاده‌ای در نظام‌های سياسی يافت ، استقلال قوه قضاييه و استقلال قضات از جناحهای سياسی و حكومت است ، بنابراين دوری جستن از اصل تفكيك قوا و حق حاكميت ملی و استقلال قضات را نمي توان با توجه به ويژگيهای دينی و فرهنگی و اقليمی توضيح داد.‌»

تکلیف مجلس در تفکیک قوا


تکلیف مجلس یا قوه مقننه در حکومت چیست؟ این پرسشی ساده است که پاسخ آن را سال ها پیش از این منتسکیو در نیمه نخست قرن هیجدهم میلادی، 1731، با نگارش کتاب روح القوانین داد.
به بیانی کوتاه، منتسکیو در این کتاب، فصل ششم از بخش یازدهم، راهی را برای جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت پیشنهاد می کند که بنابر آن قدرت بتواند قدرت را کنترل کند. راه او شامل سه اصل تفکیک قدرت، تنظیم سازمانهایی برای اجرای بخشی از قدرت و تعیین حدود هر کدام برای جلوگیری از تخطی هر نهاد قدرت به نهاد دیگر است. او برای اجرا این اصول در وهله نخست حاکمیت را به منزله حکومت قانون در نظر گرفته و سپس حاکمیت قانون را در ســه وجه وضـع قانون، اجــرای قانون و قضاوت بر اساس قانون تعریف کرده و بر اساس این تقسیم بندی تکلیف مجلس عبارت از قانون گذاری است که بر اساس تامل، مشاوره، رایزنی و تصویب قوانین انجام می شود.

تبار شناسی نظریه تفکیک قوا


قبل از منتسکیو ، ارسطو و همچنین جان لاک انگلیسی ، مسئله تفکیک قوا را مطرح کردند.
ارسطو در مورد تفکیک قوا چنین می نویسد :
هر حکومت دارای سه قدرت است :
نخستین این سه قدرت ، هیئتی است که کارش بحث و مشورت درباره مصالح عام است ، دومین آنها به فرمانروایان و مشخصات و حدود صلاحیت و شیوه انتخاب آنان مربوط می شود ، سومین قدرت کارهای دادرسی را در بر می گیرد ، البته قوای سه گانه ای را که ارسطو مطرح می کند ، با قوای سه گانه ای که امروزه در حقوق اساسی بحث می شود تفاوت قابل ملاحظه ای دارد.

جان لاک و تفکیک قوا


در اواخر قرن هفدهم لاک کتاب خود را تحت عنوان رساله ای در باب حکومت مدنی می نویسد ، لاک شاید اولین شخصی بود که در باب تفکیک قوا نظریه جامعی ابراز کرد وی نظریه تفکیک قوای خود را نه تنها بر اساس تاملات فلسفی بلکه با توجه به نظام موجود برتانیا عنوان نموده است ، جان لاک با تبیین قوای مقننه و مجریه و توضیح وظایف و عملکرد آنها در واقع به وجه تمایز آنها که یکی کار کوتاه مدت منقطع دارد و دیگری به وظیفه دائمی دارد می پردازد.

روسو و تفکیک قوا


روسو در مورد تفکیک قوا می نویسد : خوب نیست که واضع و اجرا کننده قانون یکی باشد و هیئت مردم توجه خود را از دیدگاههای کلی بگرداند و به سوی موضوعات خاص معطوف سازد از نظر روسو هیئت مردم همان قوه مقننه است و قانون گذاران باید فقط در حد کلیات اظهار نظر کنند در حالی که قوه اجرائیه در زمینه مسائل اختصاصی تصمیم می گیرد ، از اندیشه و سخنان روسو چنین می توان نتیجه گرفت : که حاکمیت متعلق به همه مردم است و این حاکمیت از سوی قوه مقننه به سایر ارکان انتقال می یابد بنابراین قوه مجریه باید عامل اجرایی قوه مقننه باشد.
کروسیوس و ولف پوفندرف نیز همین سه قوه را برای هر کشور معرفی کرده اند.
کانت فیلسوف آلمانی نیز تلاش کرده است سه گانگی قوای سیاسی را بر اساس تئلیث در مسیحیت توجیه کند ، به این معنا که الوهیت گر چه به صورت پدر و پسر و روح القدس متجلی گشته ، ولی در اصل یگانه است.

نائینی و تفکیک قوا


عده ای گمان می کنند که بحث تفکیک و تجزیه قوا در میان فقها و اندیشمندان اسلامی مورد بحث قرار نگرفته است ، اما بر خلاف گفته های آنان ، هم نائینی و هم دیگر عالمان دینی ، نه تنها اصل تفکیک قوا را نظام اصلی مشروطه که تازه در تاریخ ایران مطرح می شد ، بلکه آن را اساسی ترین نظام اسلامی می دانستند.

مرحوم آیت الله محمد حسین نائینی می نویسد:
«سیم از وظایف لازمه سیاسیه ، تجزیه قوای مملکت است که هر یک از شعب وظایف نوعیه را در تحت ضابطه و قانون صحیح علمی منضبط نموده ، اقامه آن را با مراقبت کامله در عدم تجاوز از وظیفه مقرره به عهده کفایت و درایت مجرمین در آن شعب سپارند و اصل این تجزیه را مورخین قریش از جمشید دانسته اند و حضرت سید اوصیا (ع) هم در طی فرمان تفویض ولایت مصر به مالک اشتر امضا فرموده است».
همچنین می نویسد : «رکن بزرگ مشروطیت ، اصل تفکیک قوای مملکتی است.»
پس با این سخنان مرحوم نائینی روشن می شود که عالمان اسلامی معاصر نیز از امور حکومت و اصل تفکیک قوا نه تنها بی اطلاع نبوده بلکه به آن توجه و اهتمام داشته اند.



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

آیا می دانستید که ......
چه ماشین های اسپرت نازی
جمهوري اسلامي ايران و دانش جوش هسته‌اي
اخبار علم و فناوری
سوالات فیزیک
حيوانات ِ اهلي ؛ وحشي و حشرات ِ موذی

موجودات فضايي
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟؟؟؟!!!!!!!!
سالگرد سفر انسان به ماه توسط ایالات متحده امریکا
سیطره ی گیتی تا کجا گسترده شده است؟
لوگوی پپسی روی ماه
گالری تصاویر!
*