آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟ 



x

آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟



خوشگل بودن چه حسی داره؟؟؟
گفتن سه حیوان= تحلیل شخصیت شما
لطفا کمک کنید:دوست من دچار اختلالات روانی شده فکر میکنه در درونش کسی با اون حرف میزنه
جملات الهام بخش برای زندگی
لطفا راهنماییم کنید_واقعا عاشقشم
آبجی غلط کردم.....باور کنم؟؟؟؟

Slang- اصطلاحات عامیانه انگليسي
what are you thinking about..?
How was your day?
HOW do you feel ?
Class
The Hot Seat (snowqueen)
حمایت از ما | مشهدهاست
`

آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟




آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟
از کاربران گرامی و علاقمند میخوام نظرشون رو در این مورد بیان کنند.

من خودم فکر می کنم فساد میاره و فقط عده ی محدودی فاسد نمی شوند و

این بخاطر شخصیت خاص اوناست.

یک پزشک - علیرضا مجیدی: چه کسی می‌تواند ادعا کند که تمنای قدرت را ندارد. واقعیت این است که همه ما «فرانک آندروود»ی در درون خودمان داریم.


معمولا تا زمانی که خودمان تبدیل به آدم قدرتمندی نشده‌ایم، دیدن برخی از اعمال قدرتمندان و خودکامگان به نظرمان عجیب می‌آید. مدام با خودمان می‌گوییم اگر من جای فلانی بودم، بلافاصله، آن رویه را قطع یا اصلاح می‌کردم، دست از لجاجت برمی‌داشتم، فلا کار خیرخواهانه را می‌کردم، تعامل بهتری با کسانی که افکار و آرایی مخالف من داشتند، برقرار می‌کردم.

آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟

می‌گویند که قدرت مطلق، فساد می‌آورد. این مطلبی است که هم با مطالعه کتاب‌های تاریخی می‌توان به آن رسید و هم با دیدن احوال قدرتمندان معاصر.

در این میان روانشناسان هم دست به کار شده‌اند و مطالعاتی روی قدرتمندان انجام داده‌اند!

در اینجا ۴ مورد از اعمال و عادات قدرتمندان را با هم مرور می‌کنیم.

باید تأکید کنم که بسیاری از چیزهایی که در زیر اشاره می‌کنم، چیزهایی بدیهی به نظر می‌رسند که عقل سلیم هم به آنها گواهی می‌دهد، اما خیلی جالب است که از نقطه نظر علمی، بررسی‌های دقیق و همه‌جانبه روی این دانسته‌های ظاهرا مسلم، صورت گرفته باشد.

۱- قدرتمندان بیشتر از خود الهام می‌گیرند تا افراد دیگر

سبب چیست که قدرتمندان، توجهی به نظرات دیگران نمی‌کنند و خود را دانای مطلق می‌دانند؟

در سال ۲۰۱۵ پژوهشی در دانشگاه آمستردام توسط «گرین آ فن کلیف» صوت گرفت که نشان می‌داد، قدرتمندان بیشتر از خودشان الهام می‌گیرند! آنها خودبسنده هستند و به طفلی می‌مانند که در یک زمین بازی، دوست دارد، شخصا خود را سرگرم کند.

در این مطالعه که روی ۱۴۰ دانشجو صورت گرفت، مشخص شد که آنهایی که تصور می‌کنند می‌توانند دیگران را وادار به کارهایی مورد تمایل خودشان کنند (یعنی قدرتمندتر هستند)، بیشتر تمایل دارند که در مورد تجربیات تغییردهنده زندگی خودشان صحبت کنند تا اینکه وارد بحث با آدم‌های دیگر شوند. (+)

آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟

۲- اگر حس قدرتمند داشته باشید، نخستین شخصی خواهید بود که دست به عمل می‌زند

در سال ۲۰۰۳ یک پژوهش توسط روانشناس دانشگاه کلمبیا – آدام گالینسگی- صورت گرفت. در این تحقیق مشخص شد که کسانی که خودشان را از همتایان خود توامندتر می‌دانند، در بازی بلک‌جک بیشتر احتمال به دست گرفتن کارت را دارند، یا اینکه بیشتر احتمال سر جای خود نشاندن یک طرفدار مزاحم را دارند یا اینکه در مناقشات اجتماعی بیشتر تمایل به درگیر شدن را دارند.

در سال ۲۰۰۷، همین روانشناس متوجه شد که آدم‌های قدرتمند، در جریان مذاکرات، بیشتر احتمال پیشقدم شدن را دارند.

در سال ۲۰۱۲، جنیفر آن ویتسون از دانشگاه تگزاس، توضیحی برای علت این مسئله پیدا کرد. او متوجه شد که میزان ادراک و توانایی به یادآوری عوامل محدودکننده هدف، توسط آدم‌های قدرتمند کمتر است.

این مسئله را می‌توانیم به شاهینی تشبیه کنیم که روی شکار خود تمرکز کرده است، شاهین متوجه محیط پیرامون شکار نیست و کمتر نگران خطرهای محیط اطراف می‌شود.

آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟

۳- اگر قدرتمند باشید، احتمال فریبکار شدن هم بیشتر می‌شود!

در سال ۲۰۱۱ پژوهشی توسط یوریس لمر در دانشگاه تیلبورگ هلند صورت گرفت که مشخص کرد افراد قدرتمند، فریبکارتر هستند.

در این تحقیق، ۱۵۶۱ متخصص و آدم حرفه‌ای مورد بررسی قرار گرفتند و مشخص شد که میزان خیانت‌های زناشویی یا تمایل به این امر، در آنها بالاتر از گروه‌های دیگر است، چرا که این افراد به خود در جذب شرکای جن..سی اعتماد داشتند! در مورد خانم‌های قدرتمند هم وضعیت مشابهی حکمفرما بود.

پس شاید این تصور که مردان همیشه بیشتر از زنان خیانت می‌کنند، درست نباشد و در حقیقت قرار گرفتن در موضعی برتر در آقایان به طور سنتی، باعث تمایل به خیانت بیشتر در آنها باشد!

آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟

۴- هر چه قدرتمندتر باشید، از مردم بیشتر فاصله می‌گیرید!

بر اساس تحقیق‌های جو ماگی از دانشگاه نیویورک و پاملا اسمیت از دانشگاه کالیفرنیا، آدم‌های قدرتمند خودشان را از توده مردم عادی، از نظر اجتماعی جدا می‌دانند.

اما چرا؟

- معمولا وقتی مردم خودشان را نزدیک به یکدیگر حس می‌کنند که به صورت متقارنی به هم وابسته باشند و تعاملات تکراری با هم داشته باشند. شما و رئیستان به صورت متقارن به هم وابسته نیستید و بیشتر به همکار خود تکیه دارید.

- آدم‌های قدرتمند اصولا نیازی به همکاری با آدم‌های عادی ندارند.

- آدم‌های قدرتمند، نسبت به آدم‌های دیگر انتزاعی‌تر می‌اندیشند. آنها بیشتر نگران اهدافشان هستند تا برقراری ارتباط با دیگران.

پس وضعیت اجتماعی که قدرتمند شدن در پی می‌آورد، خواه ناخواه، باعث جدایی قدرتمندان ازدیگران می‌شود.

آیا قدرت مطلق، فساد می‌آورد؟


04-08-2015


1:

با عرض درود
باقاطعیت تمام باید بگویم بله
حتی اگرابوذرویاسلمان هم باشید

2:

آب هم اگر راکد بماند و جا به جا نشود تبدیل به گندابه می شود!
قدرت هم چنین است!

3:

سوال در این زمینه
خوشحال می شوم دوستان پاسخ گو باشند.
بنده هم عقیده دارم قدرت مطلق فساد اور است


با این حساب ایا خدا فاسد است؟(یا در این ماجرا هم استثناست؟)

4:

درود
به نظر من قابل مقایسه نیست.
خیلی فرق می کنه
انسان ها جایزالخطا هستند
اما خداوند خطایی ازش سر نمیزنه

5:

سلمان ؟
سلمان فارسی که میگن یکی از اشخاصی بوده که به ایران خیانت کرد و راه نفوذ به ایران رو به مسلمانها نشون داد و باعث کشته شدن میلیونها ایرانی شد .

6:

بله صد در صد .نمونشو اگه بگم سر به نیست میشم

7:

درود

اینم شده معزلی برای خودش

8:

و خدا همیشه استثناییست

9:

دیگه ازادی بیان که میگن تو ایران زیاده همینه

10:

درود.میشه یه خورده واضح تر بیان کنین
شکی دارین که خدا همیشه استثناییست؟؟؟

11:

قدرت مفهومی است خاص که تحلیل های از جنس خودش را دارد...

بالفرض 30 خانواده ی عضو "بوهمین گرو" که سیاست مداران اکثر
کشورهای غربی توسط این گروه تعیین و تکلیف میشود و ادعای
دموکراسی و صادرات آن را هم در نظریه هایشان دارند آیا در افکار
برخی فاسد تلقی میشوند؟!

نظر شما چیست؟آیا نظریه پردازان قدرت و فساد و فلسفه سیاسی
بیش از اندازه در مورد بوهمین گروه و روند دموکراسی مذکور دچار
تردید نیستند؟!
آیا امریکا که در عصر مدرن فتیله چندین جنگ را بالا کشیده فاسد تلقی
نمیشه؟
و همچنین کسانی که در مورد کشتار مردم فلسطین ساکت هستند
فاسد نیستند؟
و....و....

به ما توضیح میدن نظریه پردازها تا توجیه بشیم...

12:

دنبال توضیح نگردید دوست گرامی.همونطور که میدونیداین عزیزان منظورشون یه چیز دیگه است.
و در مورد جملات بولد شده:نه کلا همه فاسدن غیر از امریکا
انتظار دارید چی بشنوید؟!!...

13:

در درک چیزی که در همه چیز و قوانین استثناست عاجزم.
و نمی دانم باید با چه منطق استثنایی ای ان را درک بکنم.

14:


بله درست به خاطر اینکه متوجه اصل ماجرا شدم به تاپیک اضافه شدم
انشالا که دوستان جوابهایی منطقی به ما بدن تا جلو بریم و از بحث چیزی
یاد بگیریم.

موارد گسترده ای از سو استفاده از قدرت هست که لازم باشه در مورد بوهمین
گرو و ...ذکر خواهد شد.

15:

بستگی داره با عینک مذهبی (دینی)بهش نگاه کنی یا عینک ملی وطنی

ولی کلا تا زمانی پیامبر در قید حیاط بودند از ایشون راضی بودند

16:

درباره سوال ، قطعا بله..... نمونه اش هم موجود است منتها من هم مثل آن دوست عزیز، تمایلی به بازدید از آثار تاریخی کهریزک ندارم !!!!!! :-)

اما درباره خدا...... او خالق است...... خالق دارای قدرت مطلق صفاتی است..... همانطور که ما نسبت به مخلوقمان(کامپیوتر) دارای قدرت مطلق و اراده هستیم و آن را هروقت و هرطور بخواهیم میتوانیم تغییر بدهیم، خداوند هم ذاتا دارای چنین توانایی است...... این قدرت صفاتی با آن قدرت انتصابی که میان آدمها درجریان است کاملا متفاوت است.....

از نظر من، قدرت مطلق در جهان فقط خداست و مابقی قدرتها نسبی هستند و ناپایدار.....

17:

توی اکثر افراد این مورد صدق می کنه.

18:

مذاهب اینقدر تاریخ رو دستکاری کردن که پی بردن به درستی و غلط بودن خیلی مسائل سخت شده . مخصوصآ که مذاهب در شایعه پراکنی و گسترش خرافه پرستی از رتبه اول هم گذشتن .

عینک مهم نیست ولی ظاهرآ شما آدمی هستید که خیلی راحت با توجیهات میتونید به کشورتون خیانت کنین .

اون ایرانی هایی که به عربها و پیروان اسلام کمک کردن و باعث قتل میلیونها ایرانی و آواره شدن هزاران زن و دختر ایرانی شد قطعآ خیانت کار هستن و نفرین خدا بر اونها باشه .

با این توجیهات شما هموطنان یهودی باید به خاطر اسرائیل به ایران خیانت کنن و کارشون هم درست و قابل توجیح .

اون بچه 15 ساله که شارژش میکنن و ی باتوم یا تفنگ دستش میدن و میگن برو مردم رو بکش هم دقیقآ عین شما فکر میکنه .

19:

فکر منو که نمیدانی عزیز
من شیعه هستم اصولا اعتقادی به عمر ندارم سپاه اسلام نبود یه سری اعراب بودند دست بر قضا مسلمانم بودند اون زمان و حالا هم به خاطر کارهای حکومت ساسانی کینه داشتند از ایرانیها اونم شتری
دست بردن اینه که پاراگراف اول نوشتی قبول دارم به غیر از این نبوده
اینم بدون بیشترین بلا رو مغولا اوردند بر سر این مملکت

خیلی ها بودند این مملکت رو به تاراج بردند بخشیش دشمنان بخشیش وطن فروشان البته دومی بیشتر
من فکر میکنم فرصت تاریخی گیرمون می اد که ایرانو به شکوه خودش برگردونیم

20:

خیر قدرت فساد نمیاره!


قدرت حق میآورد

کسی که قدرت دارد حق با اوست

مثلن خداوند قدرت مطلق است و حق مطلق!

حال در بین ما انسانها، گاهی اوقات قدرت برخی رو به رسمیت میشناسیم چون برامون سودمندند و اونها میشن حق! خادم! خدمتگذار! مردمی و ...

برخی دیگر هم به منافع ما ضرر میزنند و ما قدرتشون رو به رسمیت نمشناسیم و بهش میگیم ناحق!
و اینجاست که شخص قدرتمند میشود فاسد! دزد! فریبکار


افراد بسیاری هستند که این افرادی که عکسشون در جستار هست و به عنوان قدرتمند فاسد معرفی شدند رو خدمتگزار میدونن!

پس قدرت مطلق بد نیست! خوبه، ولی بشرطی که برای خودمون باشه نه برای همسایه.

21:

شاید انسان هر آنچه میخواست باشد و نیست به مفهومی به نام خدا نسبت میدهد.

22:

سوال: قدرت مطلق را چه کسی دارد؟ قطعا خدا

در تمام انسان ها احتمال دارد با قدرت به فساد کشیده شوند...

23:

درود

اسپم ارائه فرمودید دیدم مدیران برخورد نکردند خودم پاسخ شما را می دهم:

در اواخر دوره ی قاجار جمعیت ایران 10 میلیون نفر بوده میلیون ها نفر کشته را از کجا آوردید؟

اصلا حمله ی افسانه ای اعراب به ایران درست! نظر دکتر شریعتی و لویی ماسینیون را در این باره می دانید؟

آیا می دانید در قصه ی حمله ی اعراب به ایران چقدر از ایرانیان به مسلمانان کمک کردند؟

آیا نظر دکتر احمد حامی و علی غفوری را در این زمینه می دانید؟

و
.
.
.


24:

قدرت اگر با محبت و عشق همراه باشد به هیچ عنوان فساد اور نیست.

25:

بحث مفصلی داره.

26:

ماشاالله همه صاحب نظر و انديشمند. :-)

27:

این هم افسانه بود ! چه تاریخی داریم همش افسانه فکر نکنم جایی از تاریخ مملکت من نبوده که تکذیب نشده در این فرم
از حمله ی اعراب نشستیم چای خوردیم تا قاجار برا همین جمعیت اون زمان 10 میلیون بوده

منطق دوستان منو کشته

28:

سلام
کاملا درسته
هرچه ساکن باشد و فاقد حرکت متحمل ضرر از انواع گوناگون اونه
قدرت در دست اهلش که دائما در حرکت تکاملی است مانند سخن
امیر المونین در نهج است

29:

همه ی انسان ها ضعف ها و کاستی هایی دارند، هیچ انسان معصومی وجود نداره، میبینیم که انسان ها حتی با قدرت نسبی و محدود هم در بسیاری از موارد اشتباهات بزرگی مرتکب میشوند،،، به نظر من بیش از آنکه قدرت مطلق فساد آور باشه این خود گونه ی بشر هست که منشا و مبدا فساده،،، تنها تفاوت قدرت مطلق و قدرت محدود هم در همینه که فرد دارای قدرت طولانی مدت طبیعتا فرصت بیشتری داره برای اشتباه کردن و اشتباهات او در گذر زمان روی هم جمع میشه و بیشتر به چشم میاد.

30:

سلام
قید نداره ؟
مطلقه

31:

بستگی به ذات و سرشت قدرتمند دارد

32:


نوشته اصلي بوسيله .kafka. نمايش نوشته ها
و خدا همیشه استثناییست
درود و آیا در مستثنی بودن خدا شک دارید ؟

نوشته اصلي بوسيله .kafka. نمايش نوشته ها
در درک چیزی که در همه چیز و قوانین استثناست عاجزم.
و نمی دانم باید با چه منطق استثنایی ای ان را درک بکنم.
استناد به قران کریم :
انَّ اللّهَ عَلی‏ کُلّ‏ِ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ
خداوند بر هر شیء قادر است

33:

توان درک چیزی که در تمام موارد استثناست را با عقل خود ندارم
چیزی که نشود برای ان مثالی و مانندی در طبیعت پیدا نمود
یا نشود انرا با هیچ قانون و نظامی توضیح داد
یا اگر هم قائل به قانونی شد باز او را از ان هم استثنا کرد
از درک من خارج است.
احتمالا باید ایه بیاورید که پرده بر چشمانم اویخته اند.

34:

جواب هم خیر است و هم بله

پژوهشگران سیاسی دو تا دیکتاتور (یا قدرت مطلق ) رو بیان می کنند :
1- دیکتاتوری صالح و مردمگرا
2- دیکتاتوری ظالمانه و مستبدانه


نوع حاکمیت دیکتاتوری اول (که خیلی خیلی در تاریخ کم است ) نه تنها مانع فساد و مشکل نمی شود بلکه به پشرفت یک جامعه و کشور کمک شایانی می کند .
وقتی یک فرد صالح و مردمگرا و وطن خواه ، 20 سال زمان داشته باشد مطمئنا کار های بزرگی می کند .
مثلا در جمهوریت 4 سال اول فردی کشور را به جلو می برد ولی در 4 سال بعدی فردی دیگر کشور را به عقب !
ان کشور اینقدر در توسعه باید عقب و جلو بشود تا چند قدمی به جلو گام بردارد (البته مگر اینکه رویه رای دادن مردم به افراد صالح و وطن خواه و مردمگرا باشد )
و البته اینگونه حاکمیت ها در نزد مردم محبوبیت دارند

مثال تاریخ ان هم مثل :
دیکتاتور های کشور کره جنوبی که با کودتا به قدرت می رسیدند ولی این کشور را به جلو پرتاب می کردند و گام های مهمی برمیداشتند تا اینکه این کشور کم وسعت و کم جمعیت به چنین جایگاه کنونی رسیده است .
یا ادولف هیتلر برای مردم المان که این کشور را بسیار توسعه داد (بدون در نظر گرفتن جنگ جهانی دوم )
یا دیکتاتوری مطلق ناپلئون بر کشور فرانسه در زمان جمهوریت


2- دیکتاتوری ضد مردمی (که همیشه هستند و زیادند )
این نوع قدرت مطلق تنها منافع خود را می بیند و برای خانواده خود تلاش میکند
چنین کشور های توسعه پیدا نمی کنند و مردم ان به جای پیشرفت دچار مشکلات متعددی می شوند
این نوع حاکمیت ها محبوبیت مردمی ندارند و ضد مردمی هستند .
ویژگی این گونه حاکمیت ها اشکار است مانند حاکمیت صدام ، قذافی ، مبارک ، پینوشه و ...



خلاصه کلام اینکه اگر کسی مثل من پادشاه یا دیکتاتور شود مسلما از نوع مصلح است پس مخالفت نکنید که کشور را اباد می کنم
در غیر این صورت از گروه دوم است و به شخصه با ان به مبارزه خواهم پرداخت !!

35:

البته اينجا سخن از "تجميع قدرت در يد قدرت يك و تنها يك نفر است" مستقيم يا غير مستقيم؛ به واقع خودكامگي يا ديكتاتوري تبعات ثانويه آن است؛ در اصل سخن درباره كسي است كه تمامي امور مملكت به او ختم ميشود و حرف اول و آخر را او ميزند.البته كه بسته به شرايط تاريخ ميتواند پادشاهي مطلق خوب يا بد باشد يعني بسته به شرايط مكاني و زماني دارد.

36:


سلام
خب هر انسانی مختار ِ و با این اختیار میتونه به فساد(گناه) کشیده بشه...
درسته؟

37:

شاهان دیکتاتور بودند اون بحثش جداست ولی دیکتاتورهایی هستند شاه نیستند ولی دیکتاتور هستند مثلا رهبر کره شمالی

38:

سلام
درسته .
مگر اینکه خلیفه الهی باشه

39:

خلیفه الهی یعنی نمیتونه گناه کنه؟

40:

خوب من هم براي همين گفتم بسته به زمان و مكان دارد يعني بسته به تاريخ دارد؛ البته كه من فكر ميكنم شاه ميتواند ديكتاور نباشد و به صرف استفاده از كلمه "شاه" يا "رئيس جمهور" يا "نخست وزير" تغييري در اصل موضوع ايجاد نميكند براي همين گفتم مستقيم يا غير مستقيم؛ البته الان كه به انتهاي نوشتن اين متن دو خطي رسيدهام متن خودم رو كه با متن شما مقايسه ميكنم ميبينم هردو يك موضع دارند.

41:

من فکر می کنم دیکتاتور ها همان شاهان سابق هستند ولی تاج لباس سلطنت را در اورده جایش رو به ایدو لوژی های دیگه داده چون قدرتشان بالاست و پست مادام عمر دارند و به هیچ بنی بشری پاسخ گو نیستند
بله حرف من شما یکیست ولی میخواستم درک بیشتری داشته باشیم

42:

همیشه شنیدم که سیاستمدار باید پولدار باشه تا وقتی میاد صدر کار فاسد نشه
اما چون انسان ها زیاده خواه هستند پول بیشتری میخوان و فاسد می شوند
دروغگو و ...

43:

درود
مثل حضرت علی(ع) که پول و قدرت فاسدش نکرد

اما در کل در تمام دنیا اکثر کسانی که به قدرت رسیدند فاسد شدند و مردم رو هم بیچاره کردند

44:

سلام
خلیفه الهی ، با توجه به مقام عصمت عاری از هرگونه اشتباه و خسرانه

45:


درود

اگر قرار است تاریخ را با داستانهای هزار و یک شب اشتباه بگیرید همین مشکل پیش می آد!

از حمله ی اعراب نشستیم چای خوردیم تا قاجار برا همین جمعیت اون زمان 10 میلیون بوده

حالا تا قندتون رو بخورید براتون توضیح میدم:

"ایران بین دو انقلاب" یرواند آبراهامیان:

ایران در قرن سیزدهم از لحاظ آماری در بی خبری است جمعیت کل 10 میلیونی برای دهه ی 1230 کاملا تخمینی است که بر اساس حدسیات آگاهانه زیر به دست آمده:

American university،Area handbook of Iran "washington D.C "1936

the Ethnic composition of Iran "Central Asian Rewiew"1960

و...


برای اطلاعات بیشتر به کتاب زیر مراجعه کنید:
Gilbar "demographic developments in late Qajar persia"1870-1906


اما در مورد بندهای دیگر:

"تاریخ جنگهای ایران"علی غفوری ص224-225:

((در نهایت باید پذیرفت که فتح کامل ایران به دست مسلمانان پیش از آنکه یک شکست بزرگ نظامی محسوب شود،علل سیاسی و اجتماعی داشت، از جمله آنکه بسیاری از ایرانیان در سال 663 میلادی به خاطر جنگهای فرساینده و طولانی با روم و دیگر قدرت ها مردم بسیار محرومی بودند که دین جدید را نجات بخش خود می دانستند و در بسیاری از جنگها همان مردم درهای اصلی شهرها را بر روی مسلمانان باز می کردند و فتح عجیب و سریع تیسفون با باروهای بلند تنها یک دلیل می تواند داشته باشد و آن باز شدن دروازه های شهر به دست مردم است.از نظر سیاسی هم ایران در حال سقوط بود، چرا که دربار ساسانیان در سالهای پایانی این شاهنشاهی مکانی برای قدرت گرفتن دسیسه گران بود.))

"آیین مهر" احمد حامی(پدر جاده ها و راه های نوین ایران):

((سربازان ایرانی جنگ نکردند زیرا چیزی نداشتند که برای نگاهداری آن بجنگند خواستشان این بود که شکست بخورند تا جامعه ی طبقاتی ساسانی برافتد و رنجشان پایان پذیرد،سربازان ایرانی می دانستند اگر پیروز شوند باز هم باید درد و رنج بکشند آنها می دانستند اگر شکست بخورند از زیر فشار زورمندان بیرون خواهند آمد این بود که نه تنها جنگ نکردند بلکه هر کجا توانستند به مسلمانان پیوستند و آنها را یاری کردند.کار به جایی رسید که پس از نخستین شکست های سپاهیان ساسانی مردم ستم دیده ی ایران سر به شورش برداشتند و آشوب کردند و کاری کردند که در تاریخ مانند ندارد...))

نمونه اش شکست ارتش 120هزار نفری تا دندان مسلح و جزو قدرتمندترین ارتش های جهان که لژیون های رومی را بارها شکست داده و مجهز به انواع تجهیزات از جمله فیل و... در مقابل اعراب بیابان گرد 30 هزار نفره که جز شمشیر نیزه چیزی در اختیار نداشتند.


منطق دوستان منو کشته
منطق طریقه ی اندیشیدن است

قطعا واقعیت از داستان و احساسات کاذب منطقی تر است.

مهر افزون

46:


دوباره میگم قدرت ِ مطلق فقط و فقط از آن ِ خداست....

به نظرم عنوان درست تر این میشه: آیا قدرت فساد میاره؟

نوشته اصلي بوسيله poriyan نمايش نوشته ها
سلام
خلیفه الهی ، با توجه به مقام عصمت عاری از هرگونه اشتباه و خسرانه
بله عاری از گناهه اما صحبت ِ من این بود که مختاره و میتونه گناه کنه اما آیا این تحقق یافته یا نه که شما فرمودید و بنده هم موافق هستم؛ عصمت

47:

پس واقعا اعراب حمله کردند پس پذیرفتید احساس چیه اتفاق تاریخیه که افتاده

دلایل شکست ایران زیاده میتونید تاریخ رو بخونید ولی اینطور نبوده همه ایرانی ها اعراب رو پذیرفتند و انها خوب و مطابق اسلام با ما رفتار کردند نه اینطور نیست

در مورد جمعیت حالا کاری ندارم چه مقدار کشته دادیم در جنگ اعراب ولی بدون از اون زمان تا العان اندازه موهای سرتان جنگ داشیم + بیماریها و قحطی ها + بلایای طبیعی
از زمان حمله اعراب تا زمان قاجار 1000 سال تفاوته

48:

یو آر این ضلال مبین لاریب فیه

49:

سلام
عصر به خیر
کاملا درست و منطقی .

50:

سلام

بستگی دارد چه نوع خدایی را در نظر بگیریم.

اگر آن خدا که عده ای در مخلیه خود گنجانیده اند و او را سلطانی تخت نشین می بینند که در آسمان ها بر اریکه قدرت تکیه زده، بله...چنین خدایی هم خودش فاسد می شود و هم پیروانش به فساد می افتند و به خلق آسیب می زنند.

اما اگر یک دیدگاه فلسفی عمیق تر را وارد قضیه کنیم که "رابطه خداوند با جهان و به تبع آن سلطنت او بر جهان، چیزی بیرونی نیست که وارد کردن سلطه از شی بیرونی به شیی دیگر باشد"، خیر.
یعنی در این دیدگاه خود جهان در ذات خودش، استواری آن، عدم نابودی آن و اصلا بودن خود ما، همه از سلطنت و تسلط خدا جکایت می کند. این فرماروایی خداست. البته بحث آن مفصل می شود اما خدا را به همین سادگی نمی شود بر اساس تفکرات عوام و نوع نگاه آنها و فهمشان از خدا، با روابط حاکم و محکوم زمینی مورد مقایسه قرار داد.
در این نوع نگاه حتی ماهیت کفر و ایمان هم با نگرش عوامانه، زمین تا آسمان دچار توفیر می شود.

این نظر من بود

51:

سلام وعرض ادب وتبریک سال نو
چرا باید کسی که قدرت دارد ومی تواند هر کازی خواست انجام دهد. وبرای ارضای نفس خود مجبور به ظلم وارتکاب بدیها نیست اینهارا انجام دهد. انجام هر کاری دلیلی می خواهد. اگر کسی دزدی می کند چون نیاز دارد، اگر ظلم یم کند برای قدرت یافتن واستبداد ویا ارضای غضب خود است. خداوندی که قدرت محض است وهمه چیز دارد ونیازمند به بنده اش نیست به کدامین دلیل باید این بدیها را مرتکب شود وقتی نیاز ندارد؟
ما تنها نیستیم چون برای رفع نیازهای مادی وروحی به همدیگر نیاز داریم ولی خداوند نیاز عاطفی وروحی ندارد که تنها نباشد لذا تنها بودن خداوند بمعنای نداشتن همتا ونظیر است چون تمام محسنات را بطور نامحدود دارد وخود نیز نامحدود اسن واگر قرار بود هم ظلم انجام دهد وهم عدالت ومثل ماها هم خوبی انجام می داد وهم بدی خود این دال بر محدودیت خداوند بود چون ما یا بخاطر جهل ویا برای ارضای نفس اماره ویا بخاطر نیازمندی این کار ها را انجام می دهیم وخداوند این محدودیت هار ا ندارد تا مرتکب بدی شود.

52:

سلام و عرض تبریک همچنین

خب این موارد را که تقریر فرمودید مگر خلاف عرض بنده بود؟
یعنی من خدای شما را هدف قرار دادم؟

53:

در این اتفاق تاریخی اغراق های زیادی شده که از واقعیت به سمت افسانه سوق می دهد.آن هم ریشه ی تاریخی_ایدئولوژیک دارد.

دلایل شکست ایران زیاده میتونید تاریخ رو بخونید ولی اینطور نبوده همه ایرانی ها اعراب رو پذیرفتند و انها خوب و مطابق اسلام با ما رفتار کردند نه اینطور نیست

در جایی اشاره نکردم همه ی ایرانی ها این طور بودند ولی عقل سلیم این را حکم می کند این سپاه کوچک بدون کمک خود مردم نمی توانسته کل امپراطوری کبیر ایران را هضم کند همینطور برج ها و قلعه هایی وجود داشتند که خود رومی ها هم که متخصص قلعه گیری بودند نتوانستند آنها را فتح کنند اما چگونه اعراب بیابانگرد و نا آشنا با این مسائل آن هم با این سرعت باور نکردنی تصرف کند؟

در مورد جمعیت حالا کاری ندارم چه مقدار کشته دادیم در جنگ اعراب ولی بدون از اون زمان تا العان اندازه موهای سرتان جنگ داشیم + بیماریها و قحطی ها + بلایای طبیعی
از زمان حمله اعراب تا زمان قاجار 1000 سال تفاوته

خوب الان شما گفته ی منو تایید کردید که در آن زمان جمعیت زیادی وجود نداشته!

پس این کلمات گهرباری که از برخی کاربران محترم تراوش می شود انسان را به حیرت وا می دارد. آن هم "میلیونی"!

54:

تاپیک احتمالا مربوط به مسائل خانوادگی هست..
من هم سعی میکنم خانوادگی بگم..اخه این بحث خیلی جالب و مهم هست..جامعه شناسی سیاسی اقای بشیریه میگه تمرکز قدرت باید باشه یا تفرق قدرت؟؟؟
توضیحاتی میده..قدرت متمرکز رو قبول ندارند و مایه خودکامگی میدونند..
مثلا ایران چون نظامش تک ساخته از بالا یا تهران بودجه تزریق میشه..امریکا ایالاتش خودشون تصمیم میگیرند...
نظام به نظام هم متفاوته..مثلا ولی فقیه ایران با پادشاه فرق داره..بعضیا اینو زیاد توجه نمیکنند
برای اینکه ماها کامل نیستیم افراد طرفدار دموکراسی میگن باید همه سخن بگن و نظر بدهند..تا قدرت مطلق فساد نیاره..که من موافقم
توی ایران از اون زمان اولیه قبل از کوروش و درزمان خود کوروش و بعدش" توی ایران نظام استبدادی و توتالیتر وجود داشت و هم چنین اقتدار طلب
شاید یکی از دلایل اینکه ما کمی انتقاد پذیریمون پایینه (البته فحش پذیری به انتقاد پذیری فرق داره)مربوط به تاریخ ماست..
یک نفر تصمیم میگیره و بقیه باید اجرا کنند..مردم گوسفند هستند و باید گوش کنند
که الان هیچ ارزشی برای اینها نیست چون نازییسم و فاشیست و بقیه اشوبهای زشتی رو رقم زدند
حسین بشیریه با تمرکز قدرت مخالفه...ایران رو با این مشکل تحلیل میکنه...
متاسفانه ایران به جهت بی توجهی به این مرتبه نرسیده..احزاب قدرتمند و با برنامه وجود ندارند
اصولا کسانی که مسئول میشن مردم به خاطر اینکه یه وقتی توی جبهه بودند رای میدن یا پسر همسایه ست....
به نظر من ولایت فقیه جایگاه مهمی داره و خیلی مفیده....شاید بگن چرا ولی فقیه این همه سال سمت داره ولی برکنار نمیشه...ایشون قصه اشون فرق داره..ایشون هم از طرف خدا هم از طرف مردم تایید میشن..
البته اگر ولی فقیه اهل فساد شد باید برکنار بشه چون اینجا هم مطلق بودن معنا نمیده
کلا ادمهای مدرن اگر دموکراسی رو توی زندگی مشترک هم پیاده کنند با همسرشون میتونند خوشبخت بشن...انسانها جسم نیستند

55:

درود
ابتدا شما بفرمایید قدرت مطلق به چه معناست ؟!
و اینکه آیا انسان این قدرت مطلق را دارد ؟
این ها را جواب بدهید تا ببینیم چه مغالطه ی اشتراک لفظی رخ داده است !
نوشته اصلي بوسيله .kafka. نمايش نوشته ها
و خدا همیشه استثناییست
هر چیزی می تواند از هر حکمی مستثنا شود , غیر از این است ؟!
نوشته اصلي بوسيله railroad نمايش نوشته ها
بحث مفصلی داره.
احسنت !
نوشته اصلي بوسيله s.zee نمايش نوشته ها
ماشاالله همه صاحب نظر و انديشمند. :-)
دقیقاً !

56:

درود
به نظر من هم فساد می آورد.

57:

درود
منظور از قدرت مطلق در حد حکومتی هستش

در کشور ما قدرت مطلق از آن رهبری هستش و حرف اول و آخر رو ایشون میزنند.

58:

درود
از دید من وقتی کسی برای خود قدرت مطلق قائل میشود یعنی هیچ حد و مرزی برای انجام کارهای خود قائل نباشد.
منظورم این نبود که حقیقت چیست چه باید باشد یا واقعیت چگونه است.
منظورم قائل شدن چنین حقی برای خویشتن است و بله دیکتاتور ها حتی خود را خدا و صاحب اختیار همه چیز و همه کس دانسته اند.

اما در بحث خدا،از دید من بحث بر سر چنین چیزی بی فایده است چون خدا یا مفهومش را نمی توانم تجربه بکنم و بنده شخصا در درک چیزهایی که تجربه و ازمایش نشوند عاجزم.
همچنین تا به حال (تا جایی که من دانسته ام)بزرگترین دلیلی که خدا باوران برای وجود او قائل می شوند همان رابطه ی علت و معلول است که در پایان برای این قانون نیز استثنا قائل می شوند.
و من دوباره از درک چنین چیزی ناتوانم(حداکثر تلاش خود را برای فهمش کرده ام) پس حق بدهید که به نادانی خویشتن ایمان نیاورم
حتی اگر چنین امری از دید دیگران یک حقیقت بدیهی باشد بنده به جای اوردن ایمان تنها بر نفهمیدنم اعتراف خواهم کرد.
چون ایمان هر کس را مختص خودش می دانم و او را با خاطر عقیده اش زیر سوال نبرده و بازخواست نمی کنم .
پس در نهایت نه شما خواهید توانست وجود او را برای من به اثبات برسانید و نه من می توانم یا میخواهم که ایمان تان را به این موضوع بگیرم.
شما اسم و صفت هایی چون الله یا پدر به او بدهید یا مثلا اسمش را بیگ بنگ بذارید یا هر چیز دیگر
من به شما حق خواهم داد چون صاحب اختیار هستید که بر هر چیز که دوست دارید اعتقاد و ایمان داشته باشید حتی اگر دیگران قادر به درک ان نباشند.


نوشته اصلي بوسيله mohiy نمايش نوشته ها
سلام

بستگی دارد چه نوع خدایی را در نظر بگیریم.

اگر آن خدا که عده ای در مخلیه خود گنجانیده اند و او را سلطانی تخت نشین می بینند که در آسمان ها بر اریکه قدرت تکیه زده، بله...چنین خدایی هم خودش فاسد می شود و هم پیروانش به فساد می افتند و به خلق آسیب می زنند.

اما اگر یک دیدگاه فلسفی عمیق تر را وارد قضیه کنیم که "رابطه خداوند با جهان و به تبع آن سلطنت او بر جهان، چیزی بیرونی نیست که وارد کردن سلطه از شی بیرونی به شیی دیگر باشد"، خیر.
یعنی در این دیدگاه خود جهان در ذات خودش، استواری آن، عدم نابودی آن و اصلا بودن خود ما، همه از سلطنت و تسلط خدا جکایت می کند. این فرماروایی خداست. البته بحث آن مفصل می شود اما خدا را به همین سادگی نمی شود بر اساس تفکرات عوام و نوع نگاه آنها و فهمشان از خدا، با روابط حاکم و محکوم زمینی مورد مقایسه قرار داد.
در این نوع نگاه حتی ماهیت کفر و ایمان هم با نگرش عوامانه، زمین تا آسمان دچار توفیر می شود.

این نظر من بود
از دید من حتی خدای دو برادر نیز شبیه یکدیگر نیست.
هر کس بر اساس ذهن خود برداشتی از خدا دارد و کرده است.
از دید من خدا حتی اگر او را بهترین حالت دلخواه و ارمانی یا مثلا روشنگرانه یا یک حقیقت محض تصور کرده و بدانیم باز هم به مفهوم و تصوری یکدست و متحد نخواهیم رسید
چون از دیدگاه من بزرگی خدای هرکس با میزان بزرگی ترس هایش تناسب مستقیم دارد.

59:

درود
خداوند با این تعریف قدرت مطلق ندارد .
منظورم این نبود که حقیقت چیست چه باید باشد یا واقعیت چگونه است.
منظورم قائل شدن چنین حقی برای خویشتن است و بله دیکتاتور ها حتی خود را خدا و صاحب اختیار همه چیز و همه کس دانسته اند.
اما در بحث خدا،از دید من بحث بر سر چنین چیزی بی فایده است چون خدا یا مفهومش را نمی توانم تجربه بکنم و بنده شخصا در درک چیزهایی که تجربه و ازمایش نشوند عاجزم.
همچنین تا به حال (تا جایی که من دانسته ام)بزرگترین دلیلی که خدا باوران برای وجود او قائل می شوند همان رابطه ی علت و معلول است که در پایان برای این قانون نیز استثنا قائل می شوند.
پیداست با ادله ی فلسفی آشنا نیستید , خداوند استثناء قانون علت و معلول نیست .
و من کاملا در درک چنین چیزی ناتوانم(حداکثر تلاش خود را برای فهمش کرده ام) پس حق بدهید که به نادانی خویشتن ایمان نیاورم
حتی اگر چنین امری از دید دیگران یک حقیقت بدیهی باشد بنده در نفهمیدنم اعتراف می کنم
چون ایمان هر کس را مختص خودش می دانم و او را با خاطر عقیده اش زیر سوال نبرده و بازخواست نمی کنم .
پس در نهایت نه شما خواهید توانست وجود او را برای من به اثبات برسانید و نه من می توانم یا میخواهم که ایمان تان را به این موضوع بگیرم.
ز گهواره تا گور دانش بجوی , مگر می شود آدمی از جستجوی حقیقت سیر شود , به بنده بفرمایید چه کتاب هایی در حوزه ی اثبات وجود خداوند مطالعه کرده اید ؟!
شما اسم و صفت هایی چون الله یا پدر به او بدهید یا مثلا اسمش را بیگ بنگ بذارید یا هر چیز دیگر
من به شما حق خواهم داد چون صاحب اختیار هستید که بر هر چیز که دوست دارید اعتقاد و ایمان داشته باشید حتی اگر دیگران قادر به درک ان نباشند.
شما قادر به درک ادله ی وجود خداوند هستید .

60:

بنده معتقد به ابزوردیسم هستم.

61:

پوزیتویسم یا اثباتگرایی را فیزیک نظری امروز هم دیگر نمی تواند بپذیرد.
در این میان امثال هاوکینگ و ...گاهی چیزی هایی می گویند که از سوی اکثر دانشمندان و فلاسفه رد می شود.

این حرف شما به معنای مرگ فلسفه است که خودش یک نوع فلسفه بافی ست.

شمادارید نیروی جاذبه و اکترومغناطیس را درک می کنید و در زندگی بیشترین استفاده ها را از آن می برید...اما ماهیت آن هنوز بر هیچ بنی بشری به شکل تجربی اثبات نشده.
پس این دیدگاه شما درباره خدا نفی کننده او نیست. صرفا وضع "ندانم گرایی" ماست.

62:

یعنی حتی با ما هم صحبت هم نکنیم ؟!

63:

بدون استثنا ، بله.

64:

همانطور که گفتم صحبت از ماهیت یا حقیقت یک چیز نیست.
شما میتوانید هر اسمی که دوست داشتید به این موضوع بدهید بنده تنها میتوانم بگویم که بله گفته ی شما متین ولی نیاز و ضرورت یا ارزش چنین چیزی را درک نمی کنم.
یا به عبارت دیگر بر فرض هم که چنین چیزی حقیقت داشته باشد،بنده برای این حقیقت ارزشی قائل نخواهم بود.
درک جاذبه یا الکترو مغتاطیس بسیار راحت تر از درک چیزی مانند خداست
چون شما به راحتی میتوانید ان ها را به صورت عینی درک نمایید چیزی که در این رابطه ناشناخته است،سرچشمه و منشا یا به عبارتی همان تعریف خداست.(چیزی که هنوز درک و کشف نشده و بنده هم اصراری بر وجود و عدم وجودش ندارم)

65:

فکر نمیکنم به نتیجه ای برسیم گرامی.
این بحث بار ها و بار ها انجام شده و نتیجه ای نداشته.
وقتی دو نفر به دو نقطه ی کاملا متضاد و دور از هم رسیده اند اول باید یک زبان و نقاط مشترکی برای گفت گو پیدا نمود و سپس بدون تحمیل نظر به گفت و گو پرداخت.
همچنین متاسفانه اکثرا این دیدگاه را با عقاید نهیلیستی یکی می کنند و توضیح دوباره و دوباره در این رابطه برای من کمی سخت شده است.

به هر روی اگر خواستار ادامه بحث باشید در تاپیک دیگری مختص با همین رابطه می توانیم گفت و گو کنیم به شرطی که اجازه ی انتقاد صریح از خدا،ایمان،پیامبران،و جانشینان خدا بر روی زمین داده بشود و به جرم کفرگویی و...از ابراز عقیده پشیمان نشویم.

66:

در جهان طبیعی و پیرامون ما هر پدیده ای اثراتی از خود بر جا می گذارد. مثلا نیروی جاذبه باعث جذب اجسام و به تبع آن سقوط آنها می شود. شما این قانون را به همراه اثرات آن پذیرفته اید. و پذیرش آن عین اعتقاد به آن است. شما اگر معتقد باشید که من از منشا جاذبه و چیستی آن سر در نمی آورم و به آن اعتقاد ندارم اما وقتی رو در روی خودم گودالی می بینم داخل آن قدم نمی گذارم، عملا دچار تناقض شده اید.

جهان مجموعه ای از هوشیاری ها و انتظام ها و دگرگونی ها و فعل و انفعلات را در برابر ما قرار می دهد. ما تمام این ها را پذیرفته ایم چرا که اگر نپذیرفته بودیم اصلا زنده نبوذیم. شما با ادراک حسی خود از خطرات می گریزید و به لذات و آنچه باب میل شماست گرایش پیدا میکنید. این یعنی قبول مجموعه ای از مجهولات که شما به آن پایبندید.

مفهوم خدا نیز دقیقا با همین پذیرش عملی گره می خورد. شما با جهانی پویا رو به رو هستید، با حیات و ادراکات حسی و بیشمار پدیده شناخته شده و ناشناخته. جهانی که اعضای ان به واسطه ماهیتش در ارتباط تناگاتنگ با یکدیگر هستند. شما چه بخواهید و چه نخواهید این جهان و تمام اسرار و دانسته ها و نداسته هایش در کلیت آن پذیرفته اید. حال این همان حیرت فلسفی است که فلاسفه را به سمت مفهوم خدا گرایش می دهد و رد آن رد وجود خودمان و هستی مان و جهان اطرافمان است.

اینشتین پس از مرگ یکی از دوستانش، درباره ماهیت زمان و تصور خودش از آن به همین ادراک حسی و نتیجه ای که او از آن گرفته اشاره دارد. هر چند ممکن است برای او ماهیت آن ابدا اثبات نشده باشد:

"در حال حاضر دوست قدیمی ام از این دنیای عجیب و غریب، کمی زودتر از من، رخت بر بست.این چیز بدی نیست. افرادی مانند ما می دانند که تمایز بین گذشته و حال و آینده است که یک توهم سرسختانه ماندگار را بوجود می آورد."

67:

(چون دلم برای حال انیشتن در این فروم کباب است لازم میبینم توضیحی خارج از بحث بدهم)
اول از همه تا جایی که من میدانم انیشتن یک خدا پرست بود،اما عده ای(از دید من متعصبین دینی) اکتشافات او را کفر دانسته و میدانند(به سان سرنوشت گالیله و داروین)
در حالی که کلا صحبت های او چیز دیگری بود و نه خدا که چهار چوب سنگی دیدگاه ان ها به خلقت جهان را زیر سوال برده بود.
و متاسفانه بر خلاف عقاید خود او،اکتشافات او نیز در جهان مدرن در حال تبدیل شدن به تعصب است.

دوم اینکه ببنید دوست گرامی انسان با حواس خود میتواند به تجربه یک سری امور را درک نماید. وقتی همه چیز به سمت پایین کشیده می شوند،این دیگر یک ایده یا یک نظریه نیست.
و میفهمیم که نیرویی وجود دارد.
اما صحبت من در جایی ست که می پرسیم خب این نیرو از کجا امده است؟(مفهوم خدا و بحث های عقلی یا فلسفی و من اصلا نمی توانم این مفهوم را ارزش گذاری و درک کنم)
چیستی یا ماهیت یا حقیقت امور مورد بحث بنده نیست.
همانطور که شما به خدایی بدون خالق اعتقاد دارید بنده هم میتوانم به جاذبه ی بدون خالق اعتقاد داشته باشم.
در واقع بنده برای پذیرش چیزی که درک میکنم نیاز به ضرورت خالقی نمی بینم و شرط پذیرش و وجودش را پذیرش یک خالق نمیدانم.
اما اگر شما بگویید به فلان دلایل حتما خالقی در کار است و جاذبه بدون خالق نمی شود.
بنده جواب خواهم داد،فعلا منشا این نیرو را کشف نکرده ایم و صد در صد قبول دارم که نمیدانم و حتما جواب دیگری وجود خواهد داشت اما نمی توانم جهل خود را مبدا همه چیز دانسته و به ان ایمان بیاورم.

به عبارت دیگر یک سیب داریم،در حالی که شما در جست وجوی این هستید که این سیب از کجا امده و به این پرسش و مفهوم بها می دهید.
بنده با تایید اینکه بله یک سیب داریم و ممکن است از جایی امده باشد یا شاید هم نیامده است(اما تردیدی نیست که حال سیبی در این مکان وجود دارد) ان را گاز خواهم زد و خواهم خورد.
اما مثلا شما هنوز در جستجوی فهم چیزی هستید که چگونه سیبی که دیگر نیست در انجا قرار داشت.(منظور این است که کار شما را بی ارزش یا بارزش نمی دانم شاید هم تفکر شما بسیار گرانقدر باشد اما بنده الزامی به پذیرش یا ارزش گذاشتن به ان نمی بینم)


در پایان: خواهشنمدم و بهتر میدانم که این بحث را در تاپیک مستقل دیگری در چند روز اینده ادامه دهیم.

68:


پس شما معتقدید رهبری دچار فساد شدند؟

69:

درود
من اینو گفتم؟

این تایپیک نقد عملکرد ایشون نیست.

فکر هم نمی کنم به کسی اجازه داده بشه تا این کار رو انجام بده.

فقط گفتم منظور از قدرت مطلق این نیست که بگیم فقط خداوند دارای این قدرت هستش

ایشون رو مثال زدم ...فصل الخطاب رو حتما" بارها از رسانه ها شنیدید.
منظور در حد سیاستگذاران و حکومتی هاست.

حالا هر جایی از دنیا و در هر کشوری که هستند.

70:

منظورتان از اکثریت ، اقلیت نیست که ؟

71:

سلام خدمت شما
اتفاقا خود ایشون گفتند که نقد ها را می پذیریم...
+
قدرت ِ مطلق یعنی چی؟ یعنی اینکه برای قدرت یه نفر هیچ محدودیتی نباشه...

خب این منحصر در خداست... تمام انسان ها قدرت نسبی دارند و بدون اذن ِ خدا نمی توانند کاری کنند
+
فصل الخطاب یعنی قدرت ِ مطلق؟؟!!

از همان ابتدا استارت می زدید؛ که ولی فقیه می تواند فاسد شود یا نه...

72:

آقای مطهری به خاطر نقد به ایشان دچار مشکلات عدیده ای شده است
همینطور نوری زاد

73:

فیلسوف خودش رو زیر سوال نمی برد..پس این سوالتان بی معناست.

74:

اگر اینطور بود که این متن رو نمیذاشتم

میرفتم در هم اندیشی و این سوال رو مطرح می کردم

دقت کرده باشی در بحث های سیاسی شرکت نمی کنم و زیاد هم در این رابطه مطلب نمیذارم .این یک بحث کلی هستش

هر کسی نظر شخصی خودش رو میده ...بعضی ها موافق نظرش هستند و بعضی دیگر خیر.

منم فقط نظرات رو میخونم و کاری به درست و غلطش ندارم.

75:

حالا شما چرا بحثو به اینجا کشوندی
تو این 5 صفحه از لحاض فلسفه منطق برسی کردیم شخصیتهایی که هدف قرار گرفتند رهبر کره شمالی و یه چند نفر دیگه
تاپیک خوبیه فکر نکنم کسی بخواد این تاپیک به خاطر بحث یک صفحه حذف بشه

76:

فیلسوف حرف غلط و بی سند می زند ؟ یا نمی زند ؟

77:

سلام من بحث را به اینجا نکشیدم .. این نقل بحث را به اینجا کشید

نوشته اصلي بوسيله shina نمايش نوشته ها
درود
منظور از قدرت مطلق در حد حکومتی هستش

در کشور ما قدرت مطلق از آن رهبری هستش و حرف اول و آخر رو ایشون میزنند.

78:

نوشته کوتاه ندید لطفا. منظورتان را روشن بیان کنید. الان باید تاریخ فلسفه برای شما درس بدهم. فیس بوک نمی دانم چه می گوید اما من درباره پوزیتویسم حرف زدم و اینکه اگر بخواهیم همه چیز را بر حسب نگاه تجربی اثبات کنیم و هر آنچه غیر آن باشد را بی اعتبار و پوچ بدانیم، یعنی نفی تفکر فلسفی و ارزش صد در صدی نگاه تجربی که خیلی وقت است با ظهور نظریات جدید اعتبار سابق را ندارد. چرا که هنور در دانشگاه ها فلسفه تدریس می شود و هنور درباره رابطه دانش و عرفان و کوانتوم و ماوراء کتاب و مقاله در بزرگترین دانشگاه های جهان نوشته می شود.

مجبور به اثبات آن نیستم چون فرصت ندارم نیم ساعت برای شما مقاله و رفرنس پیدا کنم که اخرش بگید جهنم پر شده یا خالی.

79:

خوبه
بار بعدی نگویید فلانی حرفی زده که اکثر فلاسفه مخالفش هستند
مگر اینکه تاییدیه اکثریت رو داشته باشید و حرفتون قابل راستی آزمایی(هسته ای ) باشه

80:

نوشته اصلي بوسيله shina نمايش نوشته ها
درود
منظور از قدرت مطلق در حد حکومتی هستش

در کشور ما قدرت مطلق از آن رهبری هستش و حرف اول و آخر رو ایشون میزنند.

نوشته اصلي بوسيله shina نمايش نوشته ها
هر کسی نظر شخصی خودش رو میده ...بعضی ها موافق نظرش هستند و بعضی دیگر خیر.

منم فقط نظرات رو میخونم و کاری به درست و غلطش ندارم.
کسی که استارت میزنه میتونه بی تفاوت نسبت به دیدگاه ها باشه؟

81:

خوب پس از مدیرا خواهش مندیم پستای خطر ناک رو پاک کنند

82:

بله می تونه
رهبر ممکلت مسئول کلیه دیدگاه ها نیست
اونوقت استارتر یک مطلب در سایتی که مال یکی دیگس مسئول نظرات ذیل عنوان اونه ؟
حرفی زدیدا

83:

نگفتم مسئوله گفتم بی تفاوت نیست... خب هر کی استارت میزنه بقیه این توقع رو ازش دارند

روز خوش

84:

درود

دخالت نکردن در نظرات دیگران بی تفاوتی نیست
من دوست ندارم نظر شخصی خودم رو که ممکنه از نظر شما یا بعضی دیگر نادرست باشه
تحمیل کنم و دائم نقل قول بگیرم که چرا شما اینو گفتی
مثلا" دوستان از دیدگاه فلسفه و منطق نظراتی دادن و منم خواندم
لزومی نداره من که فلسفه نخواندم در این مورد نظر بدم



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

محل گردهمایی دانشجویان مدیریت بازرگانی
کنکور یا زندگی ؟
دانشجويان خودشون رو اينجا معرفي كنن
Ⓜ🎓👷🚄 «کافه مومنتوم» 🚄👷🎓Ⓜ
آشنایی با رشته های دانشگاهی
«بسيج» وارث سهمیه 40 درصدی «رزمنـدگان» در کنـکور!

پرسش و پاسخ در زمینه علوم مختلف
یک سوال فیزیکی!
تازه هاي اتومبيل اخبار و تصوير
:::. راییلیان (سازندگان انسانهای زمینی ؟؟) :::.
نانوتکنولوژی
آيا مي دانستيد؟!
*