شرایط کسب رضایت خدا و قبولی توبه چیست؟ (با توجه به اینکه من خیلی گناهکارم.)


شرایط کسب رضایت خدا و قبولی توبه چیست؟ (با توجه به اینکه من خیلی گناهکارم.)




    شرایط کسب رضایت خدا و قبولی توبه چیست؟ (با توجه به اینکه من خیلی گناهکارم.)

پاسخ :


چرا صهیونیست ها و بهائیان ارتباط نزدیک با هم دارند؟

1:



آیا اراده فطری است یا اکتسابی یا پرورشی؟ علل خلل در اراده چیست؟ چرا افراد معدودی دارای

در این باره فرمودنی هست؛ از یک سو انسان باید به فراوانی رحمت و لطف خداوند اعتقاد داشته باشد و از طرف دیگر نسبت به لیاقت خودش تردید داشته باشد.


آیا ارضای دهانی شوهر اشکال شرعی ندارد؟ اگر ارضای دهانی شوهر اشکال ندارد آیا خوردن مایع
و شما به طور یقین نسبت به لطف خداوند تردید نداشته و ندارید و اما این که خود شما لیاقت شامل شدن رحمت را دارید دچار تردید هستید و این از نشانه های تواضع هست و اشکالی ندارد لذا باید به او خوش گمان و امیدوار باشم.


در بعضی مواقع هنگام سجده کردن مهر به پیشانی می چسبد و پس از بلند کردن سر از پیشانی جدا
با مطالعه احوال بسیاری از بزرگان اهل کمال و فضیلت این نتیجه به دست می آید که برخی از کسانی که از مقربان درگاه الهی و خواهان بارگاه ربوبی هستند، کسانی بوده اند که سال های طولانی از عمرخود را در راه لهو و لعب و گناه و فساد گزرانده اند ولی بارقه الهی و لطف خاوند شامل حالشان شده و نه تنها بنده ای شایسته و مطیع و صالح شده اند بلکه دستیگر دیگران و راهنمای اونها به سعادت بوده اند.


بعضی اوقات با غسل جنابت هم نماز صبح می خوانم و هم نماز قضای پدرم که بر من واجب است آیا
«فیض عیاض» و «بشر حافی» و غیره از این قبیلند.

بعضی از ارکان وضو را پس از وضو گرفتن شک می کنم که مثلا آیا مسح سر یا پا کشیده ام یا خیر
اعمال فرد مؤمن باید بر طبق معیارهای برگرفته از قراون و سنت معصومین(ع) باشد و اعتبار هر عملی که از انسان سر می زند در هماهنگی و انطباق اون با این معیار می باشد.


بعضی وقت ها لکه قرمز رنگ روی لباسم می بینم که احتمال دارد خون باشد یا نباشد آیا باید
اگر فردی معیارهای لازم برای اعمال را بشناسد و در هماهنگی اعمال خود با اون معیارها بکوشد، باید امیدوار باشد عملش مورد قبول و رضای خداوند هست.

حق همسر بر مرد چیست؟ آیا اگر دستور بدهیم لباس هایمان را بشوید یا خانه را تمیز نماید
اگر فردی انگیزه هایش خدایی هست وخود می داند کاری و عملی را که انجام می دهد، ناشی از هوا و هوس و خواسته های نامشروع نمی باشد و در هنگام عمل نیز مواظب هست، عملش دچار آفاتی مثل ریا و سمعه و عجب و تکبر و سایر صفات رذیله نمی باشد، جایی برای شک و تردید در قبولی عملش باقی نمی ماند.
داشتن نیت خالص و تقوا در امور و پرهیز از گناهان و همراهی عمل با علم و محبت خداوند و اولیای او را در دل داشتن از شرایط قبولی اعمال هست.

البته عملی که مورد قبول خداوند هست دارای نشانه هایی هست مثل:
1.

هرگاه انسان موفق به عمل نیکی شود، انجام این عمل خود زمینه ساز انجام اعمال خیر و نیک دیگری می گردد که در اصطلاح به اون توفیق می گویند، یعنی هر عمل خیری توفیق اعمال خیر دیگری را نصیب انسان می کند.
2.

حالت خوش معنوی و احساس صفا و معنویت و رغبت و میل به عبادت و دعا و کشش درونی و باطنی به سوی کارهای خیر و صالح از نشانه های دیگر قبولی اعمال و کسب رضا و خشنودی الهی هست.
البته باید توجه داشت اولیای خاص خداوند و بندگان مقرب و برجسته او در عین حال که تمام سعی و کوشش خود را در انجام اعمال خیر و نیک و عمل به وظایف شرعی و الهی خود دارند ولی همواره از خداوند ترسان و بیمناکند و می ترسند عمل اونها مورد قبول خداوند برنامه نگیرد.

این حالی ویژه اونها هست و از معرفت عمیق وجامع اونها سرچشمه می گیرد و به معنای کوتاهی در انجام وظیفه و یا بدگمانی به خداوند و سوء ظن به او و یا تردید در عدالت او نمی باشد، بلکه وقتی انسان عظمت خداوند متعال را بشناسد و نسبت به قدرت و علم و وجود بی کران و غیرمتناهی او شناخت پیدا کرد و از طرفی به کوچکی وحقارت و ضعف و نادانی خود پی برد، اعمال خود را ناقص و ناچیز و غیر قابل قبول می دادند و به همین جهت اولیای خداوند و پیشوایان معصوم(ع) به ما آموخته اند که هرگز دلگرم و دلخوش به اعمال خود نباشید و بر اونها تکیه نکنید، بلکه به فضل و لطف و رحمت الهی امیدوار باشید چون اگر خداوند بخواهد با عدالت خود اعمال ما را بررسی کند و مورد سنجش برنامه داد، امیدی برای قبولی عمل برای کسی باقی نمی ماند ولی با توجه به فضل و لطف خداوند و تکیه بر اون جای امیدواری برای قبولی اعمال همواره وجود دارد.
در این زمینه در آیه 70 سوره فرقان آمده هست که: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ مگر کسانى که توبه نمايند و ایمان آوردند و عمل صالح اجرا کنند که خداوند گناهان اونان را به حسنات تبدیل مى‏کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان هست».
خداوند، پیش از این آیه، درباره ویژگى‏هاى بندگان خاص خویش سخن مى‏گوید: «بندگان (ویژه خداوند) رحمان کسانى هستند که با خداوند معبودى دیگر را نمى‏خوانند و انسانى که خداوند، خونش را حرام شمرده، جز به حق نمى‏کشند و زنا نمى‏نمايند و هر کس چنین کند، مجازاتى سخت خواهد دید.

عذاب او در قیامت مضاعف مى گردد و همیشه با خوارى در اون خواهند ماند؛ مگر کسانى که توبه نمايند» و...1
علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى‏فرماید »اِلاّ من تاب...« یعنى کسى که از مجازات سخت و خلود در عذاب خفت بار هستثنا شده هست.2 پس هر کس گناهى مرتکب گردیده، اگر سه کار اجرا کند، افزون بر اون که از عذاب سخت و جاودان روز قیامت نجات مى‏یابد، گناهانش به حسنات تبدیل مى‏گردد:
1.

توبه یا بازگشت از گناه.
کم‏ترین مراتب توبه پشیمانى هست.

اگر توبه حقیقى تحقق نیابد، انسان از گناه جدا نمى‏گردد و همواره اون را انجام مى‏دهد.
2.

عمل صالح
با عمل صالح توبه در وجود انسان مستقر مى‏شود و به توبه حقیقى یا توبه نصوح مى‏انجامد.
3.

ایمان
براى مؤمن گنهکار توبه و عمل صالح به تنهایى کافى هست و گناهانش را به حسنات تبدیل مى‏کند.

از این رو، در آیه بعد مى‏فرماید: »وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً؛ کسى که توبه کند و عمل صالح اجرا کند، به سوى خدا بازگشت مى‏کند«.3 علامه طباطبایى مى‏فرماید: سیاق این آیه، با عظمت بخشیدن به توبه، هستبعاد تبدیل سیئات به حسنات را از میان بر مى‏دارد.4 این توبه رجوع خاص به طرف پروردگار هست وعمل صالح هستبرنامه بخش اون به شمار مى‏آید.

از این رو، علامه مى‏فرماید: این توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبدیل مى‏گردد.

امام صادق)ع( در تفسیر آیه شریف »تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً؛ با توبه نصوح به خدا باز گردید«5 فرمود: بنده توبه کند سپس به گناه باز نگردد.6 علامه طباطبایى مى‏فرماید: اگر شائبه شقاوت و سوء سریده در انسان نباشد، کار زشت انجام نمى‏دهد؛ زیرا ذات با سعادت و پاکیزه، زشتى را بر نمى‏تابد.

پس کار زشت یا برخاسته از ذات شقى و خبیث هست، یا ذاتى که در اون رگه هایى از شقاوت و خباثت باشد؛ و لازمه چنین چیزى اون هست که هر گاه ذات با توبه و ایمان و عمل صالح پاک گردد، به ذاتى سعید که در اون شائبه‏اى از گناه و شقاوت نیست، تبدیل مى‏شود.

اگر ذات دگرگون شد، آثار اون هم دگرگون مى‏گردد و اعمال و آثار انسانى متناسب با ذاتى مى‏شود که با مغفرت و رحمت الاهى شکسته شده هست.7 مجموعه اونچه فرموده شد، نشان مى‏دهد این توبه )توبه نصوح( حالتى خاص هست که قابل شکستن نیست و در قاموس اون بازگشت به گناه وجود ندارد.

از چنین توبه‏اى عمل صالح هم بى هیچ تکلفى برون مى‏تراود.

پاره‏اى از روایات ارکان توبه را چهار چیز شمرده‏اند:
1.

ندامت قلبى
2.

هستغفار با زبان
3.

کردار نیک و کنار گذاشتن گناه
4.

عزم بر عدم بازگشت به گناه.8
توبه‏اى که در این آیه ذکر شده و به ضمیمه عمل صالح، گناهان را به حسنات تبدیل مى‏کند، توبه‏اى هست که هرگز شکسته نشود.

به کار بستن این راه کارها، براى تبدیل سیئات به حسنات، دشوار مى‏نماید؛ ولى ناممکن نیست و انسان نباید از رسیدن به این مرتبه نومید گردد.
بنابراین براى اونکه خداوند گناهان گذشته ما را ببخشد و اون‏ها را به حسنه تبدیل کند باید اولاً از انجام گناهان گذشته پیشمان بود؛ ثانیاً با اعمال صالح اثرات توبه را در وجود خود مستقر سازیم.
نقش توبه در بازگشایی در سعادت و برنامه گرفتن در مسیر حق و اصلاح عملکردهای غلط گذشته و گشودن دریچه امید به روی انسان بسیار پايه ی هست.

بسیار می شود که از انسان در طول زندگی و به ویژه در آغاز تربیت و اصلاح نفس، لغزش هایی سر می زند، اگر درهای بازگشت به روی او بسته شود مأیوس می گردد و برای همیشه از راه می ماند و لذا در مکتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتی با اهمیت زیاد مطرح هست و اسلام از تمام گنهکاران دعوت می کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در وارد شوند.
حضرت سجاد(ع) در مناجات تایبین از مناجات های پانزده گانه (خمسه عشر) که در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده هست به پیشگاه خداوند چنین عرضه می دارد:
خدایا! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه گذاشته ای و فرموده ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص کنید.

اکنون عذر کسانی که از ورود به این در سپس گشایش اون غافل شوند چیست؟
در روایات به قدری بر مسأله توبه تأکید شده که در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) می خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس اون را می یابد، شاد می گردد» (تفسیر نمونه، ج 24، ص 295).
و باز در روایتی دیگر از اون حضرت آمده هست: «التائب من الذنب کمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء؛ کسی که از گناه توبه کند، همچون کسی هست که اصلا گناه نکرده هست و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که هستغفار می کند مانند کسی هست که مسخره می کند» (همان، ص 296).
حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه هست که لازمه اون تصمیم بر ترک گناه در آینده هست و اگر گناه گذشته کاری بوده که قابل جبران هست باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب ارکان توبه را می توان در چهار چیز خلاصه کرد: 1.

ندامت، 2.

تصمیم بر ترک در آینده، 3.

جبران گذشته، 4.

هستغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند.
پس توبه تنها هستغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهکار در مقام جبران برآید و فسادی را که مرتکب شده جبران نماید.

این صحیح نیست که مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم کنیم و بعد در خانه خلوت هستغفار نماید.

پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تکالیفی را که ضایع و ترک کرده و نیز حقوقی از امت را که تباه ساخته جبران نماید و اونها را تدارک کند و حقوق امت را به اونها برگرداند و در صورت امکان و دسترسی از اونها رضایت و حلالیت بطلبد.
شرایط پذیرش توبه:
1.

گناه را از روی جهالت و نادانی و طغیان غرایز و تسلط هوس های سرکش و چیره شدن اونها بر نیروی عقل و ایمان انجام داده باشد نه از روی انکار حکم خداوند و عناد و دشمنی، چون چنین گناهی حکایت از کفر انسان می کند و توبه از اون قبول نیست مگر این که از این حالت بازگردد و دست از عناد و انکار بشوید.
2.

هنوز چندان وقتی از گناه نگذشته توبه کند و زود پشیمان شود و به سوی خدا بازگردد، زیرا توبه کامل اون هست که آثار و رسوبات گناه به کلی از روح و جان انسان شسته شود و کمترین اثری از اون در دل باقی نماند و این در صورتی هست که در فاصله نزدیکی قبل از ریشه دواندن گناه در دل، انسان پشیمان گردد، در غیر این صورت غالبا اثرات گناه در زوایای قلب و جان انسان باقی می ماند، پس توبه کامل اون هست که زود انجام پذیرد.
امیر مؤمنان(ع) در حکمت 417 از نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی) در جواب کسی که در حضور امام(ع) بدون توجه لازم فرمود: «استغفرالله» فرمود: مادرت بر تو بگرید، آیا می دانی معنای هستغفار چیست؟
استغفار درجه والامقامان هست و دارای شش معنا می باشد.
1.

پشیمانی از گذشته.
2.

تصمیم به عدم بازگشت به گناه.
3.

پرداخت حقوق امت، چنانچه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده تو نباشد.
4.

تمام واجب های ضایع شده را به جا آوری.
5.

گوشتی را که از حرام بر اندامت روییده، با اندوه فراوان آب کنی، چنان که پوست به هستخوان چسبیده، گوشت تازه بروید.
6.

رنج طاعت را به تن بچشانی چنان که شیرینی گناه را به او چشانده بودی، پس اونگاه بگویی: «استغفرالله» (حکمت 417 نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی).


از چند طریق انسان مى‏تواند تا حدودى دریابد که توبه او مورد پذیرش واقع گردیده هست یا نه:
1- احساس بهجت و آرامش خاصى که پس از دعا و توبه به انسان دست مى‏دهد یا به تعبیر دیگر احساس سبکى از گناهان و آلودگى‏ها.
2- هر قدر انسان از گناهان خود به طور جدى پشیمان شده و با تضرع و التجاى بیشترى خدا را بخواند توبه او مقبول‏تر هست.

بنابراین میزان انقلاب روحى انسان در حال هستغفار نیز مى‏تواند به عنوان یک علامتى به کارآید.
3- میزان اعتماد به وعده‏هاى نیکوى الهى قابلیت و عنایات الهى را افزون مى‏سازد.

بنابر این هر اندازه خدا باورىو توکل و اعتماد به وعده‏هاى او را در خود افزون یافتیم مى‏توانیم بیشتر امید یابیم که ما را پذیرا گشته هست.
4- هر قدر آثار واقعى توبه در اعمال و کنش‏هاى ما بیشتر هویدا گردد.

یعنى رغبت کمترى به گناه و اراده و عزم راسخ‏ترى در اطاعت پروردگار یابیم نشان مى‏دهد که توبه ما توبه واقعى‏ترى بود و به همین نسبت مقبول‏تر واقع گردیده هست.
شرایط کلی قبولی اعمال:
برابر روایات و آموزه های دینی، هر عملی در حوزه عبودیت خداوند با شرایط زیر انشاء الله مورد قبول پروردگار برنامه خواهد گرفت.
1- صحیح باشد ؛ یعنی با دستورات و احکام شرعی مطابقت داشته باشد و از روی تقلید یا اجتهاد صورت پذیرد.
2- با نیت قربت انجام شود؛ یعنی عمل نماينده هیچ قصد و غرضی از عمل خود به جز تحصیل رضایت حق تعالی و نزدیک شدن و تشبه به خداوند به لحاظ اسماء و صفات و کمالات نداشته باشد.
3- اختیاری باشد؛ یعنی از روی آگاهانه و آزادانه اجرا کند.
4- تقوی را رعایت کند؛ یعنی نسبت به انجام واجبات و ترک محرمات شرعی ملتزم باشد و خود را در ظرف عبودیت حق تعالی برنامه دهد.
5- اهل ولایت و محبت اهل بیت باشد، ایشان مظهر کامل خداوند در تمامی اسماء، صفات و کمالات هستند، دوستی ایشان در حقیقت دوست داشتن خدا و همه خوبی ها هست و باعث می شود که انسان با پی روی صحیح از ایشان، رنگ الهی به خود بگیرد و به خدای خود نزدیک شود.


با وجود چنین شرایطی انسان می تواند مطمئن باشد که وظیفه خویش را نسبت به خداوند تا حدی که مقدور او بوده، به انجام رسانده و انشاء الله اعمال و عبادات او مقبول حضرت حق برنامه خواهد گرفت.
برای مطالعه بیشتر ر.ک منابع اخلاقی:
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی
-------------------------
پى نوشت‏ها:
1.

فرقان(25): آیه 70 63.
2.

المیزان، ج 16، ص 242.
3.

المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج 15، ص 242.
4.

المیزان، ج 15، ص 243.
5.

تحریم(8 :(66.
6.

میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج 1، ص 552.
7.

المیزان، ج 15، ص 243.
8.

میزان الحکمه، ج 1، ص 548.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:55 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


76 out of 100 based on 66 user ratings 1066 reviews