سعادت به چه معنا است؟


سعادت به چه معنا است؟




    سعادت به چه معنا است؟

پاسخ :


امروزه متأسفانه بین متدینین استخاره مصطلح با قرآن رواج بسیار زیادی گرفته است و در عمل

1:



نماز آیات را چگونه می خوانند؟

ملاک سعادت و شقاوت در بینش انسانی اسلامی, لذّت و رنج ابدی هست, به این معنا که اسلام در معنای سعادت و شقاوت تغییری نمی‌دهد و در این زمینه مفهوم جدیدی مطرح نمی‌کند که از دسترس درک و فهم امت به دور باشد؛ بلکه, سعادت را به همان معنی رایج لذّت پایدارتر و شقاوت را به معنی عرفی رنج و الم بیشتر می‌داند ولی در مصداق اون دو, تغییر می‌دهد و چون لذایذ و آلام دنیوی و دوام و ثباتی ندارد لذایذ و آلام ابدی جهان آخرت را به عنوان مصادیق صحیح و حقیقی سعادت و شقاوت مطرح می‌کند.

آیا آب بینی و دهان مسلمان و کافر و اهل کتاب نجس است؟
سعادت به معناى رسیدن به بهترین و دلپذیرترین نعمت‏ها و خوشى‏ها، با این وصف که داراى بیشترین پایایى و جاودانگى باشد.


اگر جائی از لباس نجس شود ولی ندانیم کجای لباس است می شود نماز خواند؟
در حقیقت سعادت گران‏سنگ‏ترین گوهرى هست که تمامى آدمیان در طول تاریخ به دنبال اون بوده‏اند و همه مکاتب و حتى احزاب و گروه‏ها در جهان مدعى رساندن انسان به نقطه سعادت بوده و هستند.


آیا در غسل ارتماسی حتما باید همه لباس ها در آورده شود یا با شرت هم می شود؟
عجیب اون هست که در تعریف سعادت نیز این مکاتب با یکدیگر اختلاف فاحشى دارند.

لطفا درباره حالات مختلف شکیات در رکعات نماز توضیح دهید.
سعادت واقعى هر فرد اون هست که به کمال مطلوبى که دست قدرت الهى در او نهاده هست برسد.


شرایط امام جماعت چیست؟ و از کجا مطمئن بشویم؟ آیا خودمان می توانیم امام جماعت شویم؟
مى دانیم که هر موجودى در راه کمال پویاست و براى هر چیزى مراحلى از کمال هست; مثلا یک هسته گیلاس در طبیعت مدارجى از کمال براى او مقدر شده هست و کمال او به این هست که سبز شود، درخت گردد و بار آورد و گیلاس بدهد.

آیا مخرج ادرار یا مدفوع را می شود با چیزی غیر از آب پاک کرد؟ اگر با این شرایط نماز بخوانیم
پس نهایت کمال یک هسته گیلاس، در رسیدن به آخرین درجه رشد اون هست.

براى بشر نیز چون سایر موجودات مراحلى از کمال هست; منتها وسیع تر، بى کرانتر و عمیق تر و فرمودنى هست که مرحله کمال بشر قابل سنجش با مدارج کمال غیر از او نیست.
اگر بشر هستعدادهاى نهفته خود را بکار اندازد و بتواند خود را به کمال عقلى و روحى خود برساند، سعادتمند هست و هر قدر فردى از کمال خود دور افتد، به همان نسبت از سعادت خود دور مانده هست.
امّا این که بشر از چه راهى بهتر مى تواند به کمالات خود برسد و چه عاملى مى تواند هستعدادهاى نهفته او را خوب بارور و شکوفا کند، پرسشى هست در خور و به مورد.

جاى تردید نیست که پیروى از قوانین آسمانى و الهى اسلام مى تواند این نقش را به عهده بگیرد.

راستى بشر تنها در سایه دین مى تواند به کمالات عقلى، فکرى و روحى خود برسد.

آرى، در سایه دین; دین صحیح و جامعى مانند اسلام عزیز، پس مى توانیم بگوییم عمل به قوانین اسلام عامل وصول بشر به کمال همه جانبه هست، چه اونکه در دین اسلام جهات رشد فکر، عقل، جان، عواطف انسانى و اخلاق همه رعایت شده هست.

نتیجه این که یک مسلمان کامل، کوشا و عامل به دین، کمال واقعى را درک کرده و به سعادت واقعى رسیده هست.

دین آمده تا هستعدادها و نیروهاى فطرى آدمى را به کمال برساند; پس دین راه کمال هست و سعادت جز محصول کمال چیزى نیست.
در خاتمه یک آیه را از قراون مجید در این زمینه مى خوانیم: «الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذین یجدونه مکتوبا عندهم فى التوریه والانجیل یامرهم بالمعروف و ینهیهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التى کانت علیهم، فالذین آموا به و عزّروه و نصروه و اتبعوا النور الذى انزل معه اولئک هم المفلحون (سوره اعراف، آیه 157); افراد با تقوایى که مورد رحمت خدا هستند، همان کسانى هستند که اون رسول و پیامبر درس ناخوانده را که اوصافش در تورات و انجیل نوشته مى یابند، پیروى نمايند; پیغمبرى که اون ها را به کار نیک واداشته و از کار بد اونها جلوگیرى مى کند; پیغمبرى که جیزهاى پاکیزه را بر اونها حلال و چیزهاى پلید را بر اونها حرام مى نماید و تکلیف سخت و قید و بندهاى گرانى که بر اونها بوده هست بر مى دارد ; پس کسانى که به او ایمان آورده و گرامیش داشته و یا ریش کرده اند و از نورى که به او نازل شده، پیروى کرده اند اونها بى تردید رستگار و سعادتمندند».
سعادت و لذت رابطه ای عمیق دارند، سعادت احساس لذتی هست که انسان از رسیدن به کمال دارد؛ هرکمالی که انسان بدست می آورد با لذت و سعادتی همراه هست و لذت و سعادت نهایی انسان در رسیدن به حد نهایی کمال یعنی خوشنودی خداوند هست.

رسیدن به خوشنودی و رضایت الهی در انسان احساسى خرسند نماينده پدید مى‏آورد که اون را لذت و سعادت گویند.

و می توان فرمود: سعادت به معناى رسیدن به بهترین و دلپذیرترین نعمت‏ها و خوشى‏ها، با این وصف که داراى و جاودانگى باشد.

در حقیقت سعادت گران‏سنگ‏ترین گوهرى هست که تمامى آدمیان در طول تاریخ به دنبال اون بوده‏اند و همه مکاتب و حتى احزاب و گروه‏ها در جهان مدعى رساندن انسان به نقطه سعادت بوده و هستند.
در هر صورت خداوند متعال راه سعادت را به ما نشان داده و پرچم اون را بر افراشته هست که در تعالیم پیامبران نهفته هست.
هر روز در نماز خود مى‏خوانید : «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم ...

؛ ما را به راه مستقیم هدایت کن راه کسانى که به اونان نعمت دادى نه راه اونان که بر ایشان غضب نمودى و نه راه گمراهان».
حال چه کسانى از نعمت الهى برخوردار بوده و سعادتمند شدند.
در سوره «نساء» آیه 69 مى‏فرماید : «و اونان که خدا و رسول را اطاعت نمايند، همانا با کسانى که خدا به اونها نعمت داده و لطف و عنایت کامل نموده، یعنى با پیامبران، صدیقان، شهیدان و نیکوکاران همراه خواهند بود».
می توان فرمود: سعادت حقیقی انسان رسیدن به کمال انسانی هست و بالاترین سعادت رسیدن به قرب خداوند هست و هر سعادت دیگر با این ملاک و معیار سنجیده می شود و برخی سعادت ها، سعادت های واسطه می باشند.

تکامل انسان و رسیدن او به کمالات واقعی و انسانی، تنها با اعمال و افعال اختیاری حاصل می شود و اگر عملی از روی اختیار نباشد، در تکامل انسان اثری ندارد.

وقتی هدف والای انسان رسیدن به کمال و بالاترین کمال قرب به خداوند متعال بود، رسیدن به این هدف نیازمند پیمودن راهی مطمئن و ایمن و به دور از خطرها و انحرافات هست.

خداوندی که ما را فطرتا کمال خواه و جویای قرب به خود ایجاد کرده هست، بدون شک راه رسیدن به این هدف والا را به ما نشان داده هست.

عمل به احکام الهی و واجبات و محرمات و نیز توجه به الهامات خیر و شر در درون ما، راه های رسیدن انسان به سعادت و کمال می باشند.

نافرموده پیداست که تا انسان با راه آشنا نباشد و با آشنایان با راه آشنایی و ارتباط نداشته باشد، قادر به پیمودن اون به دور از انحراف و آسیب نمی باشد.
قراون کریم و اولیای معصوم الهی، راه رسیدن به کمال را که همان صراط مستقیم و شاه راه مطمئن بندگی هست برای ما بیان کرده اند و نیروی عقل ما و الهامات خوبی و بدی در درون ما نیز ما را در تشخیص راه درست یاری می نمايند.

دوری از وسوسه های شیاطین وعبادت خداوند که با عمل به احکام الهی و خواسته های ربوبی و قدم برداشتن در راه بندگی واقعی حاصل می شود همان صراط مستقیم الهی هست: «الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم» (یس، آیات 60 و 61).
بنابراین برای رسیدن به کمال و سعادت حقیقی که همان نزدیک شدن به خداوند و قرب حق می باشد، راهی مطمئن تر و کوتاه تر و هستوارتر از عمل به تکالیف شرعی و پیروی از دستورات الهی و پیامبر(ص) و اهل بیت پاک او(ع) نداریم و اگر راهی بهتر و کوتاه تر و مطمئن تر وجود داشت بدون شک خداوند متعال و اولیائش اون را برای ما بیان می کردند و ما را از اون محروم نمی کردند.

توجه داشته باشید که تکالیف الهی و واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات، تنها باری بر دوش ما و اثبات خدایی خداوند نمی باشد، بلکه اگر با دقت در اونها نظر شود، منطبق با فطرت خداجو و کمال طلب ما و راه مستقیم تکامل و رسیدن به سعادت و هدف می باشند و عمل به سفارش و دستورات معصومین(ع) به عنوان کسانی که خود راه سعادت را پیموده اند و با این راه و آفات و خطرات و موانع اون آشنایی کامل دارند و در واقع تکالیف الهی را به روشنی برای ما تفسیر و بیان کرده اند ضامن رسیدن به سعادت انسانی و الهی هست.
بنابراین می توان فرمود تنها راه سعادت دنیا و آخرت اون هست که :
1- انسان فرمانهاى خدا را اطاعت و از نواهى او پرهیز نماید.
2- به اونچه خداوند پیش مى‏آورد؛ مانند فقر و ثروت، سلامت و بیمارى و ...

راضى باشد و بکوشد از امتحانات الهى سرافراز برآید.
3- پیوسته به خدا توکل نموده وسعادت و کمال و خیر دو جهان را از او طلب نماید (ضمن تلاش و جدیت).
4- همواره در حال خوف و رجا و انابه باشد.
5- از هواهاى نفسانى دورى گزینید.
عواملی که مانع پیمودن راه کمال و نیل به سعادت انسان، فراوان هست ولی مهمترین اونها عبارتند از:
1.

تعلقات دنیوی: تعلقات مادی از موانع بزرگ سعادت انسان هست.

علاقه افراطی و خارج از چارچوب به مال و ثروت و جاه و مقام و ریاست، انسان را از حرکت و هجرت و سلوک به سوی سعادت حقیقی که همان قرب حق هست باز می دارد.

قلبی که با محسوسات انس گرفته و شیفته و دلباخته اونهاست، چگونه می تواند به طرف سعادت و به عالم بالا، صعود کند؟ دلی که جایگاه محبت امور فانی دنیوی هست چگونه می تواند تجلیگاه انوار الهی باشد؟ حضرت صادق(ع) می فرماید: «حب الدنیا رأس کل خطیئه؛ محبت دنیا ریشه هر گناهی هست» (بحارالانوار، ج 73، ص 90).


2.

پیروی از هوای نفس: پیروی از هوا و هوس و تمایلات نفسانی و خواهش های دل مانع بزرگی در راه وصول به سعادت جاوید هست.

تمایلات نفسانی همانند دودهای غلیظ، خانه دل را تیره و تار می سازند و چنین دلی لایق تابش انوار پاک معنوی نمی باشد.
هواها و هوس ها دایما قلب را آشفته و مضطرب می سازند و اون را به این طرف و اون طرف می کشانند و موقعيت خلوت با خدا و انس با او را به قلب نمی دهند.

فردی که شبانه روز به دنبال برآوردن خواسته های دلش می باشد، چه وقت می تواند از دنیا هجرت کند و از افق طبیعت و ماده به بارگاه قدس ربوبی پر بکشد؟
3.

ضعف اراده: سستی اراده وعدم قدرت بر تصمیم گیری از موانع بزرگ راه هست که انسان را از شروع در عمل باز می دارد ضعف اراده خود از پی نبردن به ارزش مقصد والا و سعادت ابدی انسان سرچشمه می گیرد.

اگر انسان به عظمت مقصد و اهمیت سعادت خود پی ببرد، به طور جدی وارد عمل می شود و یأس و ناامیدی و سستی را از خویش دور می سازد.
4.

پرحرفی و سخنان غیر ضروری و بی فایده: عادت به پرحرفی و بیان حرف های ناسنجیده و بیهوده، انسان را از حرکت و نیل به سعادت و مقصد باز می دارد و مانع توجه و حضور قلب می شود.

زیاد حرف زدن و پراکنده گویی، فکر را پریشان می سازد و قدرت اندیشیدن صحیح و تشخیص صواب از ناصواب را از انسان می گیرد.

پرحرفی نشانه کم عقلی هست.

علی(ع) در حدیثی می فرماید: «اذا تم العقل نقص الکلام؛ وقتی عقل کامل گردد سخن فرمودن کم می شود» (بحارالانوار، ج 71، ص 290).


5.

پرخوری و شکم پرستی: انسان با شکم انباشته از غذا نمی تواند حال عبادت و دعا داشته باشد و طعم مناجات را بچشد.

پرخوری باعث قساوت قلب و تحریک شهوت می گردد.

کم خوری و گرسنگی بهترین کمک برای کنترل نفس و شکستن عادت های اون می باشد.

زیاده روی در غذا باعث تنبلی و کسالت روح و مریضی بدن و بی رغبتی به عبادت و سخت دل و غفلت از یاد خدا می گردد و صفای روح و نورانیت و حال خوش معنوی را از انسان می گیرد.

برای مطالعه بیشتر ر.ک:
- تفسیر نمونه، ج 9، ص 232 ، 236 ، 249 و 250
- تفسیر نمونه، ج 14، ص 338
- تفسیر نمونه، ج 26، ص 399
- خودسازی، آیت الله امینی
- خودشناسی برای خودسازی، هستاد مصباح یزدی
- تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری
- انسان کامل، شهید مطهری

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:43 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


82 out of 100 based on 72 user ratings 922 reviews