سئوال بنده در مورد طالع بینی هایی از ایـــن قبیل (http://www.hasht.com/services/Horoscopes/year.asp?yeval=1395&dp=0&yearfiled=12&filna=35


سئوال بنده در مورد طالع بینی هایی از ایـــن قبیل (http://www.hasht.com/services/Horoscopes/year.asp?yeval=1395&dp=0&yearfiled=12&filna=35




    سئوال بنده در مورد طالع بینی هایی از ایـــن قبیل (http://www.hasht.com/services/Horoscopes/year.asp?yeval=1395&dp=0&yearfiled=12&filna=35 ) و ... می باشد. (به عنوان مثال توصیه هایی در دوری از ازدواج مرد متولد سال خوک و زن متولد سال اسب و ...)
توضیح اینکه مطابقت بعضی از این نوشته ها با روحیات و ویژگی های افراد و یا تصریح تأثیر صور فلکی در بعضی از متون دینی، ظن صحت آنها را تقویت می کند! اینجانب بعد از مطالعه بخشی از کتاب گرانقدر عقل سلیم (آیت الله دستغیب) این برداشت را داشتم که قبول هرگونه تأثیر ستارگان در سرنوشت انسان رتبه ای از مراتب شرک است.

پاسخ :


بهائیان معتقدند که اصول زیر باید انجام شود: - ترک جمیع تعصّبات - تساوى جمیع حقوق و امکانات

1:



ارتباط فیزیک و خداشناسی در چیست؟

اسم گذاری سالها به اون روشی که در ایران مرسوم بود (اسم گذاری سالها با اسامی حیوانات ) از ابداعات مغولهاست ؛ که یک قرارداد صرف هست که نه ریشه علمی دارد ونه ریشه وحیانی ؛ لذا نام یک سال ربطی به ایجاد وخوی انسانهای متولد شده در اون سال ندارد .


بیوگرافی در مورد آیت الله منتظری می خواستم.
طالع بینی های مبتنی بر این نام گذاریها نیز توهماتی بیش نیست .


ما همسایه ایی داریم هندی هست که عالمه مجسمه تو خونه اش داره میگه مثلا این خدای آبه این
این که می بینیم در مواردی پیشگوییهای این چنینی درست آب در می آیند به این علت هست که اکثر انسانها در صفات اخلاقی دارای اشتراکاتند ؛ وکمتردو انسانی پیدا می شوند که دارای چند صفت مشترک اخلاقی نباشند همانطور که کمتر دو انسانی هستند که باهم تفاوتهای اخلاقی نداشته باشند.


آیا در قرآن راجع به علم فضانوردی چیزی وجود دارد؟ با عرض معذرت، این موضوع تحقیق من است
حتی گاه دیده می شودکه دو شخص دوگلو از نظر اخلاقی درست در مقابل همند.

می گویند دونفر برای ازدواج دیگر اگر کفو هم باشند و در ابعاد مختلف شبیه و نزدیک به هم
میلیاردها میلیارد شرایط گوناگون در تفکرات واخلاقیات ما انسانها مؤثرند؛ محل تولدمان ، والدینمان ، دوستان و خویشان ومعلمانمان ، آب وهوای محل زندیگی و نوع غذاهایی که می خوریم و...


وظایف و حقوق زن در جایگاه همسر چیست؟ مرد چه توقع و چه نیازی از زنش دارد؟ از کجا متوجه
در این میان خورشید وماه وستارگان نیز در وجود ما مؤثرند.


چگونه همسرمان را به خودمان وفادارکنیم؟ صادقانه بگویم دچار شک و بدبینی به مردان شده
شکی نیست که خورشید و ماه و ستارگان در سرنوشت اهل زمین مؤثرند ؛ تشعشعات اونها ، جاذبه اونها و دیگر خصوصیاتشان در زندگی اهل زمین مؤثرند .

اشعه های کیهانی باعث جهشهای ژنی می شوند ، جاذبه ماه وخورشید باعث جذر ومد می شوند ، انفجارات خورشیدی کاروسائل ارتباطی را مختل می نمايند و...

حتی جاذبه ماه و خورشید می تواند بر نطفه نیز تأثیر گذار باشد.بنابراین این تنها اجرام آسمانی نیستند که بر ما اثر می گذارند ؛ همه اشیاء در هم مؤثرند.

ولی باز ما در افعال و صفات اختیاریمان ، خود سازنده سرنوشت خود هستیم ؛ و ما مکلفیم که در حیطه اختیار خود سعادت خود را کسب کنیم .

خدایی که خالق هستی هست با لحاظ قواعد حاکم برنظام هستی دینی را در اختیار ما گذاشته هست که اگر بر پايه اون عمل کنیم تمام عالم هستی در خدمت ما خواهد بود ؛ و به نفع حقیقی ما ـــ نه نفع توهمی ما ـــ کار خواهد کرد.

خداوند متعال می فرماید « وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ »(اعراف: 96)( و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان مى‏آوردند و تقوا پیشه مى‏کردند، برکات آسمان و زمین را بر اونها مى‏گشودیم؛ ولى(اونها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم اونان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.

) همه چیز در تسخیر خداست وتنها اوست که می تواند در روابط عالم تصرف کند ؛ پس در حیطه اختیار خود باید به دستور او عمل نماییم وباقی را به او بسپاریم ؛ چون تنها خداست که می تواند ازنتیجه این همه تأثیرات شرایط گوناگون مطلع باشد ؛ چون تنها اوست که عالم به جمیع اشیاء و روابط اونهاست .

بر همین پايه خداوند متعال از طریق انبیاء و ائمه (ع) از تأثیربرخی اجرام سماوی بر زندگی انسانها اظهار داشته و برای در امان ماندن از تأثیرات مضر اونها دستوراتی داده هست ، ولی اینها مؤیّد طالع بینی نیست ؛ چون خود بزرگان دین از طالع بینی و کهانت نهی کرده اند و اون را با شرک برابر دانسته اند .

این گونه روایات در واقع خبرهایی از منبع علم الهی هستند که ما را راهنمایی می نمايند تا از مضرات احتمالی این گونه امور در امان باشیم .

البته برخی روایات شبه طالع بینی نیز وجود دارند که باید در سند اونها دقت نمود؛چون بعید نیست که این گونه روایات جعلی باشند.


البته بنده منکر وجود برخی علوم غریبه نیستم ؛ علوم غریبه ای وجود دارند که از دوران حضرت سلیمان مانده اند که یا از تعالیم جنّها هستند یا از تعالیم هاروت وماروت ؛ اینها به تصریح قراون کریم از علوم مضرند .خداوند متعال می فرماید : « و(بنی اسرائیل) از اونچه شیاطین در عصر سلیمان بر امت مى‏خواندند پیروى کردند.

سلیمان هرگز(دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولى شیاطین کفر ورزیدند؛ و به امت سحر آموختند.

و(نیز یهود) از اونچه بر دو فرشته بابل«هاروت» و«ماروت»، نازل شد پیروى کردند.

اون دو به هیچ کس چیزى یاد نمى‏دادند، مگر اینکه از پیش به او مى‏فرمودند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء هستفاده نکن!)» ولى اونها از اون دو فرشته، مطالبى را مى‏آموختند که بتوانند به وسیله اون، میان مرد و همسرش جدایى بیفنمايند؛ ولى هیچ گاه نمى‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زیان برسانند.

اونها قسمتهایى را فرامى‏گرفتند که به اونان زیان مى‏رسانید و نفعى نمى‏داد.

و مسلما مى‏دانستند هر کسى خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت.

و چه زشت و ناپسند بود اونچه خود را به اون فروختند، اگر مى‏دانستند!! » (بقره / 102)
همین طور برخی از این علوم را انبیاء در اختیار بشر برنامه دادند که هم اکنون برخی از علمل از اونها مطلع هستند.

ولی متاسفانه اکثر مدعیان این علوم دروغگویند .

اونها یا شیّادند یا علمشان از جنس علوم شیطانی هست که مضر هست .یکی از این علوم که انبیاء تعلیم داده اند علم احکام نجوم هست ــ توجه : این علم غیر از علم نجوم هست ــ لکن قواعد این علم به خاطر جریان ردّ الشمس به هم خورده هست .

فرموده شده که در وقت یکی از انبیاء دشمنان از علم احکام نجوم بر ضد مومنین هستفاده می نمودند لذا اون پیامبر از خدا خواست تا خورشید را برای لحظاتی از غرب به شرق حرکت دهد ( حرکت وضعی زمین را معکوس کند ) و خدا چنین کرد ؛ و چون منجمین مقدار باز گشت خورشید را ندانستند لذا حساب احکام نجوم به هم خورد .

از اون پس اونها کوشیدند تا با مقدارهای حدثی علم احکام نجوم را باز سازی نمايند وسپس طی چندین قرن آزمایش و خطا تا حدودی بر این کار موفق شدند ولی در جریان ردّالشمس که برای علی (ع) رخ داد دوباره قواعد این علم به هم ریخت .لذا حتی اگر کسی از علم نجوم واقعی مطلع باشد باز پیش بینی های او درست نخواهد بود مگر بر پايه اتفاق و تخمین .

همچنین در روایات آمده هست که تنها دو خانواده اند که علم نجوم می دانند یکی در هند هست ودیگری در عرب ؛ ومراد از خانواده عرب ظاهرا اهل بیت (ع) هستند.همچنین در روایات آمده هست که مواقع نجوم به قدری زیاد هست که کمتر کسی می تواند از اون مطلع شود لذا اکثر محاسبات منجمین نادرست هست.
در زیر برخی از روایات مربوط به علم نجوم را ذکر می کنیم .
نقل هست که حضرت علی علیه السّلام قصد حرکت به سوى خوارج را نمود یکى از أصحاب به او عرض کرد: اگر این ساعت حرکت کنى مى‏ترسم که به مراد خود نرسیده و پیروز نگردى، و من این سخن را از علم نجوم دریافته‏ام.
حضرت فرمود: گمان مى‏کنى تو از اون ساعتى که اگر کسى در اون حرکت کند با ناراحتى روبرو نخواهد شد آگاهى؟ و مى‏توانى از اون ساعتى که هر کس در اون براه افتد زیان مى‏یابد او را باخبر کنى؟
کسى که در این فرمودار تو را تصدیق کند، قراون را تکذیب کرده هست، و از هستعانت به خدا در رسیدن به هدفهاى محبوب و مصونیت از اونچه ناپسند هست بى‏نیاز شده هست.
گویا مى‏خواهى به جاى خداوند، تو را ستایش نمايند، چون به زعم خود، امت را به ساعتى که در اون به مقصود مى‏رسند و از زیان بر کنار مى‏مانند، هدایت کرده‏اى! اى امت، از فراگرفتن علم نجوم بر حذر باشید، جز به اون مقدار که در دریاها و خشکیها شما را هدایت کند.

چه اینکه نجوم به سوى کهانت دعوت مى‏کند، منجّم همچون کاهن هست، و کاهن چون ساحر، و جادوگران همانند کافران و کافر در آتش هست، اکنون از سخن این منجّم نترسید، و به نام خدا به سوى مقصد حرکت کنید.
پس حرکت کرده و پیروز گردید.
( آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ج‏2 188 روایات .....

ص : 187)
در احتجاج از ابان بن تغلب روایت کرده که من نزد امام ششم بودم که ناگاه مردى از اهل یمن بر او وارد شد و درود فرمود و امام علیه السّلام پاسخش داد و به او فرمود: خوش آمدى اى سعد، اون مرد فرمود مادرم مرا بدین نام نامیده و چه بسیار کم هست کسى که مرا بدان شناسد، فرمود: راست فرمودى: اى سعد مولا، اون مرد فرمود: قربانت بدان لقب دارم، امام فرمود: راستى خدا تبارک و تعالى در قراونش میفرماید «لقب پرانى نکنید بر یک دیگر چه بد هست نام بزهکارى پس از ایمان 11- الحجرات» اى سعد کارت چیست؟ فرمود قربانت ما خاندان ستاره‏شناسیم و در یمن از ما داناتر بدان نیست.
امام فرمود: پرتو مشترى بر پرتو ماه چند درجه بالاتر هست؟ فرمود: نمیدانم فرمود: پرتو مشترى چند درجه از پرتو عطارد بالاتر هست؟ فرمود: نمیدانم امام فرمود: راست فرمودى، بگو نام ستاره‏اى که چون برآید شترها بهیجان آیند چیست؟ یمانى فرمود: نمیدانم، امام فرمود: راست فرمودى، نام ستاره‏اى که چون برآید گاو بهیجان آید چیست؟ یمانى فرمود: نمیدانم، امام فرمود: راست فرمودى، نام ستاره‏اى که چون برآید سگها بهیجان آیند چیست؟ یمانى فرمود: نمیدانم امام علیه السّلام فرمود: در اینکه گوئى نمیدانم راست فرمودى، بگو ستاره زحل نزد شما در نجوم چه باشد؟ یمانى فرمود: ستاره نحس هست، امام علیه السّلام فرمود: این را مگو، زیرا که اون ستاره امیر المؤمنین هست و ستاره اوصیاء علیه السّلام و اونست نجم ثاقب که خدایش در کتاب خود فرموده، یمانى فرمود معنى ثاقب چیست؟ امام فرمود:
در آسمان هفتم برآید و نورش در همه آسمانها تا آسمان دنیا نفوذ کند و اونها را بشکافد و از این رو خدایش نجم ثاقب نامیده.
سپس فرمود: اى برادر عرب، نزد شما دانشمند هست؟ یمانى فرمود: قربانت آرى، در یمن امتى هستند که در دانش چون امت دیگر نباشند (و داناترند) امام فرمود: دانش دانشورشان تا کجا میرسد؟ یمانى فرمود: دانشور اونها فال پرنده میگیرد و پى زنى میکند در یک ساعت باندازه سیر یکماه سوار تندرو، امام فرمود:
راستى که دانشور مدینه داناتر هست از اونها.

(1) یمانى فرمود: علم دانشور مدینه تا کجا میرسد؟ فرمود: تا اونجا که نیاز به پى زدن و فال‏گیرى ندارد بلکه در یک چشم بهمزدن باندازه‏اى که خورشید 12 برج و 12 بیابان، و 12 دریا و 12 جهان را سیر کند میداند، یمانى فرمود: گمان ندارم هیچ دانشورى این را بداند و بکنه اون برسد، گوید: سپس یمانى بر خاست
( آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 188)
در بصائر: بسندش از عبد الصمد بن علی فرمود: مردى نزد امام چهارم علیه السّلام آمد و امام علیه السّلام باو فرمود: تو کیستى؟ فرمود من منجّمم فرمود: تو عرّافى، فرمود: امام بدو نگریست و فرمود: آیا بتو نشان دهم مردى را که از اونگه که نزد ما آمدى تاکنون، در چهارده جهان گذر کرده که هر جهانى سه بار از این جهان ما بزرگتر هست، و از جاى خودش هم نجنبیده؟ فرمود: او کیست؟ فرمود منم، و اگر بخواهى بتو خبر دهم از اونچه خوردى و اونچه پس انداز کردى.
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ج‏2 198 روایات .....

ص : 187
در النجوم: بسندش از قیس بن سعد، فرمود: بسیار میشد که با أمیر المؤمنین علیه السّلام در هر سفرى میرفت همراه بودم، چون بجانب امت نهروان تاخت و بمدائن رسیدیم و من اون روز همدوش او بودم، امتى از دهقانان به پیشواز او آمدند، و چند هستر پیشکش آوردند و اونها را پذیرفت، و یکى از دهقانان مدائن بنام «سرسفیل» که پارسیان رأى او را در گذشته حجّت دانستند و در آینده باو مراجعه میکردند وجود داشت.
و چون امیر المؤمنین علیه السّلام را دید فرمود: از مقصد خود برگرد، فرمود: اى دهقان براى چه؟ فرمود: یا أمیر المؤمنین ستاره‏ها که بر آمدند نظر بد بهم دارند سعدها نحس شدند و نحسها سعد شدند، و در چنین روزى باید نهان شد و بر جاى نشست، این روز تو کشنده هست، و در اون ستاره جنگجو قراون کردند، بهرام در برج میزان شرف یافته و از برج تو آتش فروزد و براى تو جاى نبرد نیست.
أمیر المؤمنین علیه السّلام لبخندى زد و فرمود: اى دهقان خانجام و بیم ده از مقدّرات، دیشب در آخر برج میزان چه فرود آمد، و کدام ستاره در سرطان ورود کرد؟ فرمود: من اون را بررسى کنم، و از آستین خود اسطرلابى و تقویمى بر
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 196
آورد (1) و امام علیه السّلام باو فرمود: تو ستاره‏ها را سیّاره میگردانى؟ فرمود: نه، فرمود:
تو بر ثوابت حکمفرمائى؟ فرمود: نه، فرمود: بمن خبر ده از طول برج اسد و درویش از مطالع و مراجع، زهره چه نسبتى دارد با توابع و جوامع؟ فرمود: من نمیدانم فرمود: چیست میان سرارى و درارى، و میان ساعات تا معجرات، و چه اندازه هست پرتو مبدرات؟ و چه اندازه حاصل مى‏شود سپیده دم در بامدادان؟ فرمود:
نمیدانم.
فرمود: اى دهقان میدانى که امروز پادشاهى چین از خاندانى بخاندانى منتقل شد و برج ماجین وارو شد، و خانه‏هائى در زنج سوخت، و چاه سراندیب جوشید، و دژ اندلس ویران شد، و مورچه شیح بهیجان آمد، و مراق هندى گریزان شد، و پیشواى یهود مفقود گردید در ایله، و سردار روم در رومیه نابود شد، و راعب عموریه کور شد و کنگره‏هاى قسطنطنیه فرو ریخت، تو این حوادث را میدانى و چه چیز اونها را پدید آورده شرقى یا غربى فلک؟ فرمود من اینها را نمیدانم، فرمود:
بکدام اختر بالاى قطب قضاوت میکنى، و به کدام نحس شود اونچه نحس شده؟ فرمود:
من اون را نمیدانم.
فرمود: میدانى امروز 72 عالم خوش شدند که در هر عالمى هفتاد عالم هست برخى در خشکى و برخى در دریا، و بعضى در کوهها، و بعضى در بیشه‏ها، و بعضى در آبادیها، و چه خوش کرد اونها را؟ فرمود: من اون را ندانم، فرمود: اى دهقان بگمانم با قراون مشترى و زحل قضاوت کردى که در آغاز شب برایت روشن شدند و درخشانى مریخ و شرقى بودنش در سحر بر تو پدید شد، و سیر کرد و جرمش بجرم تربیع ماه پیوست، و این دلیل هست که امروز یک ملیون آدمى زادند و مانند اونها بمیرند، و با دستش اشاره کرد بجاسوس معاویه که در لشکر او بود، و فرمود این هم میمیرد، زیرا از همانها هست و چون اون را فرمود: اون مرد گمان کرد که فرمود: او را بگیرید، و دلش گرفت و نفسش در سینه‏اش بند آمد و همان وقت مرد.
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 197
(1) امام فرمود: اى دهقان بتو ننمایم نمونه‏هاى تقدیر را در صورتى کامل؟
فرمود: چرا یا امیر المؤمنین، فرمود: اى دهقان، همانا ما پدیدار قطبیم، و اونچه دیشب پنداشتى که از برج من آتش فروزد بایدت که بسود من قضاوت کنى، زیرا روشنى و تابشش نزد من هست و شعله‏اش از من میرود، اى دهقان این قضیه‏ایست دشوار، اون را حساب کن و از اون نتیجه بگیر اگر دانائى به اکوار و ادوار، فرمود:
اگر این را بدانى میدانم که بندهاى نى این نیزار را شماره توانى.
امیر المؤمنین علیه السّلام گذشت و خوارج نهروان را شکست داد و کشت با غنیمت و پیروزى برگشت، و دهقان فرمود: این دانشى نیست که در دست امت وقت ما هست، این دانش مایه‏اش از آسمانست.

(2) 14- سید این خبر را از اصبغ بن نباته باین بیان نقل کرده که چون امیر مؤمنان علیه السّلام از نهر بین کوچید و بنهروان آمدیم پلش را بریده و کشتیهاى پل را میخکوب کرده بودند، اون حضرت فرود آمد، قشون را به پل بوران فرستاد و بهمراهش مردى از یارانش بود که در نبرد با خوارج مردد بود، ناگاه مردى میتاخت و چون امیر المؤمنین علیه السّلام را دید، فرمود: مژده باد یا امیر المؤمنین، فرمود: چه مژده‏اى دارى؟ فرمود: چون دیشب خبر نزول تو بخوارج رسید پشت بگریز دادند، على علیه السّلام فرمود: تو دیدى که گریختند؟ فرمود: آرى، فرمود:
بخدا که نه هرگز: نه از نهر گذشتند، و نه از انثلات و نه از نخیلات تا خدا همه را بدست من بکشد عهدیست معهود، و قدریست مقدر، از ما ده تا نکشند و از اونها ده تا نجات نیابند.
در این موقع مردى پارسى که ستاره‏شناس هستادى بود و مورد اعتماد امت بود، و حساب و ضرب و جبر و مقابله و تاریخ سندباد و جز اون را میدانست پیش آمد و چون چشمش بامیر المؤمنین علیه السّلام افتاد و بر اون حضرت درود فرستاد و خود را بنام «سرسفیل سوار» معرفى کرد و یکى از دهقانان مدائن بود، (و فرمودگوى‏
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 198
او را با امام علیه السّلام چنانچه گذشت با اختلافاتى نقل کرده هست) (1) و در پایان اضافه کرده که اون دهقان کلمه شهادتین بزبان آورد.

و فرمود: اى آقایم، اونکه به ابراهیم و موسى و عیسى و محمّد فهمانیده هم اینها را بتو فهمانیده، او هست خدا که مشار إلیه هست، و پس از معاینه حقیقت اثر اون را نجویند، دست بمن بده و من گواهم که نیست شایسته پرستشى جز خدا یگانه، بى‏شریک، و باینکه محمّد بنده و رسول او هست، و باینکه تو امام و وصى مفترض الطاعه هستى‏
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ج‏2 199 روایات .....

ص : 187
بامام ششم علیه السّلام فرمودم: قربانت بمن بگو علم نجوم چیست؟ فرمود از دانش پیغمبرانست فرمودم: على بن ابى طالب اون را میدانست؟ فرمود: داناترین امت بود باون.
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏2، ص: 199
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ج‏2 204 روایات .....

ص : 187
بامام ششم علیه السّلام، قربانت امت گویند نظر در نجوم روا نیست و من از اون خوشم مى‏آید، و اگر بدینم زیان دارد نیاز ندارم بچیزى که زیان بدینم دارد، و اگر زیان بدینم ندارد بخدا که من اون را دوست دارم و مطالعه اون را دوست دارم، فرمود:
چنان نیست که گویند، بدینت زیان ندارد، سپس فرمود: شما در چیزى بررسى کنید که کاملش بدست نیاید، و اندکش سود ندهد، بهمان طالع ماه حساب میکنید سپس فرمود:
میدانى میان مشترى و زهره چند دقیقه هست؟ فرمودم: نه بخدا، فرمود:
میدانى میان زهره و ماه چند دقیقه هست؟ فرمودم: نه بخدا، فرمود میدانى میان خورشید و سکینه (سنبله خ ب) چند دقیقه هست؟ فرمودم: نه بخدا از هیچ منجمى هرگز نشنیدم، فرمود: میدانى میان سکینه و لوح محفوظ چند دقیقه هست؟ فرمودم: نه هرگز اون را از منجمى نشنیدم، فرمود: میان هر کدام تا صاحبش شصت یا نود دقیقه هست تردید از عبد الرحمن هست.
سپس فرمود: اى عبد الرحمن این حسابى هست که چون مرد بدان رسد و بواقع دست یابد، نى میان نیزار را بشناسد و شماره اونچه در سمت راست اونست و شماره اونچه در سمت چپ اونست و اونچه در پشت اونست و اونچه در پیش اونست تا اونکه از نى نیزار یکى هم بر او نهان نماند.
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ج‏2 205 روایات .....

ص : 187
در النجوم: بسندى که میرسد بامام ششم علیه السّلام فرمود: امتى گویند ستاره‏شناسى از خواب دیدن درست‏تر هست، و این سخن درست بود تا خورشید به یوشع بن نون و بر امیر المؤمنین علیه السّلام برنگشته بود و چون خدا خورشید را بر اونها برگردانید دانش علماء نجوم در هم و گم شد.
آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ج‏2 205 روایات .....

ص : 187
در کافى (330- روضه) بسندش از کسى که امام ششم علیه السّلام را پرسید از علم نجوم، فرمود: اون را نداند جز یک خاندان از عرب و یک خاندان از هند.


آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار ج‏2 210 روایات .....

ص : 187
در مناقب ابن شهر آشوبست که ابى بصیر فرمود: مردى دیدم از امام ششم علیه السّلام از نجوم پرسید و چون بیرون رفت از بر او، باون حضرت فرمودم: این علم اصلى دارد؟ فرمود: آرى، فرمودم از اون حدیث کن مرا فرمود: از سعدش بتو باز گویم نه از نحسش، خدا جلّ اسمه نماز سپیده دم را فرض کرده براى نخست ساعت و اون فرض هست و این ساعت سعد هست، و ظهر را هفت ساعت بعد فرض کرده و اون فرض هست و این هم سعد هست و نماز عصر را در ساعت نهم و اون فرض هست و این هم سعد، و مغرب را در نخست ساعت شب مقرر کرده و اون فرض هست و این سعد و نماز عشا را در ساعت سه شب، و اون فرض هست و این هم سعد.



برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:09 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 84 user ratings 1234 reviews