پسری 25 ساله دانشجوی یک رشته فنی مهندسی هستم و دارم برای آزمون ارشد سال 1387 آماده می شوم.


پسری 25 ساله دانشجوی یک رشته فنی مهندسی هستم و دارم برای آزمون ارشد سال 1387 آماده می شوم.




    پسری 25 ساله دانشجوی یک رشته فنی مهندسی هستم و دارم برای آزمون ارشد سال 1387 آماده می شوم. نیاز می بینم که ازدواج کنم اما شرایط ازدواج برایم مهیا نیست. بیشتر از این نیز استقامت کردن فکر نکنم چاره کار باشد. واقعا چه جامعه ای شده است. همه مسلمانیم اما در عمل هیچ به اسلام عمل نمی کنیم. شرایط برای ازدواج چقدر طاقت فرسا شده است. ازدواج این قانون الهی یک شرع مقدس. می خواهم ازدواج کنم اما نمی توانم دلم می خواد با یکی نامزد کنم، با یکی آشنا بشم ولی چه جوری؟!! بدون داشتن شغل، درآمد و ... شما بگید مگه چقدر می شود استقامت کرد؟ آیا پیامبر(ص) مشکل ازدواج جوانان را حل نمی کرد؟ آیا ائمه(ع) مشکل گشای جوانان در این امر بالخصوص نبودند؟ بودند آقا بودند... آیا تو این جامعه اسلامی مراکزی برای این امر برای جوانانی که تو شرایط سختی گیر افتادند نیست؟ حداقل بتوانند افرادی را معرفی بکنند که در عین پاکدامنی و اعتقاد کامل بتوانند با این شرایط کنار بیان؟ آیا تو این جامعه اسلامی دختر مسلمان واقعی پیدا نمی شود که فقط برای رضای خدا ازدواج کند؟ خوب منم همیشه که اینجور نمی مونم. ان شاء الله فوق لیسانس قبول می شم و یک کار مناسب هم پیدا می کنم. فقط این یکی دو سال اوله که شاید کمی سخت باشه؟ خب مگه یک سال نامزدی (خانم خونه پدر خودش باشه و من هم خونه پدر خودم) زیاد مدتیه؟ لطفا مراکزی در صورت وجود اینچنین مراکزی برام معرفی کنید؟ برام اعتقاد و پاکدامنی طرف بسیار مهمه و زیبایی و ... در درجات بعدی اند. میگن این همه دختر دم بخت، آیا همشون دم بخت پولدار نشستن؟

پاسخ :


اگه بخواهیم که خواستگارامون زیاد بشه باید چه دعایی رو زیاد بخونیم؟

1:



اگه بخواهیم در انظار محبوب شویم چه دعایی را بخوانیم؟ و برای خواندن این دعاها باید چه

با سلام خدمت شما باید عرض کنیم جانا سخن از زبان ما می گویید ولی چه کنیم که فرهنگ جامعه در دست ما نیست لذا با تمام سخنان شما موافق و مرکزی را هم در این مورد جز ازدواجهای دانشجویی و دفاتر نهاد نمی شناسیم شما هم به دفتر نهاد دانشگاه خود مراجعه شاید گره از مشکل فرو بسته بگشایند اما برای فرهنگ سازی بیشتر مطالب زیر تقدیم می گردد

اگر مسجدی که پیشنماز ندارد ولی نمازگزار دارد باید چه کار کرد نمیشه که همیشه نماز رو
بى شک هیچ شالوده‏اى مقدس‏تر از شالوده بناى رفیع ازدواج نیست رسول خدا (ص) فرمود: ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عز و جل من التزویج.( هیچ بنایى در اسلام محبوب‏تر از ازدواج نزد خداوند بنا نشده هست).


خوب می خواستم ببینم شما چه نقاط مثبتی در اسلام و چه نقاط منفی در مسیحیت دیدید که اسلام
وسایل الشیعه، ج 14/3 و هر ملتى در دین و آئین خود به نوعى از اون بهره‏مند هستند.


به نظر شما چرا برخی افراد پس از تحقیق چه طولانی و چه کوتاه مسیحی می شوند؟
دین اسلام بیش از همه بر اون تاکید فراوان دارد و براى اون آثار و فوائد مهمى یاد کرده هست.


لطفا در باب سند حدیث و دلالت حدیث با ذکر مثالی توضیح بفرمایید.
در قراون مجید سه آیه در اهمیت اصل ازدواج آمده و همگان را به اون تشویق و دعوت مى‏نماید:
1.


اگر در نماز میت به صورت جماعت مأموم به امام اقتدا کرد بعد از تکبیرات باید آن عبارات
و انکحوا الایامى منکم و الصالحین من عبادکم وامائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح را، اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خود اونان را بى‏نیاز مى‏سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه هست.


لطفا فرق وحدت وجود با وحدت موجود را در فلسفه اسلامی با عرفان اسلامی توضیح بفرمایید.
نور/ 32
2.

و من آیاته ان ایجاد لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم موده و رحمه ان فى ذلک لآیات قوم یتفکرون و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار اونان آرامش یابید و در میانتاتان مودت و رحمت برنامه داد در این نشانه‏هایى ا ست براى گروهى که تفکر مى‏نمايند.

روم / 21
3.

و ان خفتم الا تقسطوا فى الیتامى فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنى و ثلث و ربع فان خفتم الا تعدلوا فواحده او ما ملکت ایمانکم ذلک ان لا تعولوا و اگر مى‏ترسید که (به هنگام ازدواج با دختران یتیم) عدالت را رعایت نکنید (از ازدواج با اونان چشم پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج کنید دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى‏ترسید عدالت را (در باره همسران متعدد) رعایت نکنید تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانى که مالک اونهایید هستفاده کنید این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى‏کند.

نساء/ 3
و در کنار آیات روایات بسیارى نیز در این زمینه آمده هست در یکى از اونها آمده که نبى اکرم (ص) فرمود:
هر کس ازدواج کند، بدرستى که از نصف دینش پاسدارى نموده هست.

من تزوج فقد احرز نصف دینه.

وسایل الشیعه، ج 14/5
از این رو فقیهان ازدواج را از مستحبات مؤکد بر شمرده‏اند و اون را براى کسى که به سبب نگرفتن همسر به گناه بیفتد، واجب دانسته‏اند.
با توجه به نقش بسیار سازنده ازدواج در زندگى فردى و اجتماعى، در دین مبین اسلام سفارش فراوانى در مورد ازدواج شده که همگى بر اهمیت و آثار ارزنده اون دلالت دارد و نافرموده پیداست که تعابیرى مثل النکاح سنتى فمن رغبتى عن سنتى فلیس منىازدواج سنت و آیین من هست و هر که به سنت من پشت کند از من نیست به طور کلى در جهت تشویق و ترغیب به این امر الهى و سنت نبوى(ص) هست و هدف از اون ایجاد انگیزه و یادآورى اهمیت و ارزش اون هست و با این گونه روایات %د گوشزد کردن آثار و خیرات عمیق اون مى‏باشند؛ چنانچه در مورد محاسبه نفس نیز داریم که: کسى که نفس خود را محاسبه نکند و پرونده اعمالش را بررسى ننماید از ما اهل بیت نمى‏باشد و واضح هست که این حدیث به این معنا نیست که چنین فردى شیعه و دوستدار ما خانواده نمى‏باشد.

بلکه هدف توجه دادن به اهمیت محاسبه نفس مى‏باشد.

با توجه به این نکته معلوم مى‏شود در این روایات خطاب به کسانى هست که با وجود داشتن امکانات و زمینه ازدواج به این سنت پیامبر(ص) اهمیتى نمى‏دهند و با این کار عملاً به سنت و شیوه و روش پیامبر(ص) بى‏اعتنایى کرده و اون را کوچک و کم‏اهمیت مى‏شمرند و این زمینه‏ساز تخلف و سرپیچى و پشت کردن به دیگر سنت‏هاى پیامبر و اولیاى الهى(ع) و انحراف از دین مبین مى‏باشد.

مسلماً خطاب این گونه احادیث با افرادى نیست که به خاطر عدم آمادگى و یا وجود موانعى بر سر راهشان هنوز براى ازدواج آمادگى ندارند.

بلکه بیشتر متوجه کسانى هست که به خاطر ترس از فقر و ندارى و یا عدم توکل بر قدرت خداوند و یا ترس از مسؤولیت‏پذیرى زیر بار ازدواج نمى‏روند.
از اونجا که یک عذر تقریبا عمومی و بهانه همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده، مسأله فقر و نداشتن امکانات مالی هست قراون به جواب اون پرداخته و می فرماید: مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند اونها را از فضل خود بی نیاز می سازد، خداوند واسع و آگاه هست.

(نور، آیه 32).
قدرتش اون چنان وسیع هست که پهنه عالم هستی را فرا می گیرد وعلم او چنان گسترده هست که از نیات همه کس به ویژه اونها که به نیت عفت و پاکدامنی اقدام به ازدواج می نمايند آگاه هست و همه را مشمول فضل و کرم خود برنامه خواهد داد.

ولی از اونجا که گاه با تمام تلاش و کوشش که خود انسان و دیگران می نمايند وسیله ازدواج فراهم نمی گردد و خواه ناخواه انسان مجبور هست مدتی را با محرومیت بگذارند، مبادا کسانی که در این مرحله برنامه دارند گمان نمايند که آلودگی جنسی برای اونها مجاز هست و ضرورت چنین ایجاب می کند، لذا بلافاصله در آیه بعد دستور پارسایی را هر چند مشکل باشد به اونها داده و می گوید: و اونها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه نمايند تا خداوند اونان را به فضلش بی نیاز سازد.

(نور، آیه 33).
نکند در این مرحله بحرانی و در این دوران آزمایش الهی تن به آلودگی دهند و خود را معذور بشمارند که هیچ عذری پذیرفته نیست، بلکه باید قدرت ایمان و شخصیت و تقوا را در چنین مرحله ای آزمود.

فضل در این آیه به معنای زیادی نعمت و عنایت ویژه خداوند به کسانی هست که در عین نیاز به ازدواج به دلیل فقر توان انجام اون را ندارند.

خداوند به این افراد وعده داده که در صورت فقیر بودن از نعمت خاص خود اونها را برخوردار خواهد ساخت و به زندگی اونها وسعت خواهد بخشید و زمینه ازدواج مناسب و در خور را برای اونها فراهم می سازد.

برادر گرامی توصیه ما برای رفع مشکل شما ازدواج هست، همیشه امکان ازدواج وجود دارد و بهترین راهکار مناسب برای شما در حال حاضر ازدواج دانشجویی هست.

درست هست که هنوز از نظر اقتصادی آماده نیستید و شغل مناسب ندارید، خوب بدون شک نیاز اقتصادی و داشتن شغل و درآمد از نیازهای پايه ی انسان در زندگی هست، بنابراین برای مدیریت زندگی مشترک و پس از ازدواج این نیاز وجود خواهد داشت و باید به شکلی ( هر چند از طریق مساعدت والدین و...)تامین شود، ولی برای اقدام به ازدواج نیاز نیست که حتما شغل و درآمدی داشته باشید و نباید اون قدر عقلانی و محاسبه گرانه با این موضوع برخورد نمایید.
به نظر ما بهترین گزینه در شرایط فعلی اقدام به خواستگاری و فراهم نمودن مقدمات ازدواج هست و این امر باعث می شود که شما انگیزه بیشتری برای دستیابی به شغل مناسب پیدا کنید زیرا باعقد بستن احساس مسؤولیت شما چند برابر می شود و همین باعث می شود که با جدیت بیشتری دنبال کسب و کار بروید.
البته این را هم بگوییم که اول باید یک خانواده منصف و فهمیده و مومن پیدا کنید که منطقی باشند و درد جوان ها رو بفهمند که تعداد این نوع خانوادهها کم هم نیستند و اگر سعی کنید حتما موفق می شوید.
برخی افراد فقر و نداشتن شغل مناسب را بهانه می نمايند و زیر بار ازدواج نمی روند.

قراون کریم اینطرز تفکر و فرهنگ را 1400 سال پیش پیش بینی و ان را غلط دانسته و با صراحت فراخوان می دارد هرکس پا به عرصه ازدواج و خانواده گذارد خداوند وضع اقتصادی او را نیز دگرگون می کند: «و أنکحوا الأیمی منکم والصلحین من عبادکم و اما یکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم: (32 سوره نور )
و مردان و زنان بی همسر را همسر دهید، و همچنین غلامان و کنیزانی را که صلاحیت ازدواج دارند.

و اگر نیازمند و فقیر باشند خداوند از فضلش اونان را بی نیاز خواهد ساخت و خداوند گشایش دهنده و داناست.»
در این آیه شریفه یک واژه وجود دارد که خیلی دقیق هست و اون واژه فضل هست.

فضل یعنی اضافی.

برای درک این حقیقت خوب هست نسبت به موضوع روزی و رزق دقت کنید.

روزی انسان دست خداوند هست و قابل محاسبه معمولی و عقلانی نیست.

روزی با حقوق و مقرری که انسان از دولت یا جای دیگری می گیرد فرق دارد.

روی حساب حقوقی که می گیریم اگر بخواهیم حساب کنیم به این نتیجه می رسیم که حتی برای خریدن یک خانه، نیاز به مثلا پنجاه سال پس انداز داریم، در حالی که خیلی از امت بدون اتکا به حقوق مشخص در وقت بسیار کوتاه تری خانه دار می شوند و حتی خودشان هم تعجب می نمايند که چطور خانه دار شده اند.


کسی که حتی درست نمی تواند مخارج عادی زندگی اش را تامین کند، سپس مدتی ممکن هست خانه بخرد یا ماشین بخرد و این اصلا با حساب های عادی و محاسبات عقلانی بشری درست در نمی آید.

ما طلبه ها در زندگی خودمان موضوع رزق را بسیار تجربه می کنیم و اگر دقت کنید شما هم حتما در زندگی خودتان این تجربه را دارید.

بین امت هم معروف هست که می گویند خداوند خرج ازدواج و خانه را تامین می کند.

خوب این تجربه اونها هست و درست هم هست و در روایات و آیه شریفه فوق هم آمده هست.


درست هست که ما کار می کنیم یا حتی ممکن هست کاری فعلا نداشته باشیم، ولی غنی و بی نیاز نمودن و رزق دادن کار خدا هست و خودش وسایلی فراهم می کند که انسان به همه چیز می رسد و بی نیاز می شود.

ترسیدن در این امور و محاسبات افراطی کردن از ضعف ایمان هست.

کسی که ایمان دارد از چیزی نمی ترسد و کسی که به قدرت خدا توکل می کند، بسیار شجاعانه و با آرامش عمل می کند و موفق هم می شود.

همه ما همین طور عمل کرده ایم و موفق هم شده ایم.

این تجربه مسلمی هست که اکثر امت دارند، مگه تمام کسانی که ازدواج کرده اند و در حال حاضر خانواده و خانه و ماشین دارند، از اول این چیزها را داشته اند؟ اکثر قریب به اتفاق افراد دارایی های خودشان را سپس ازدواج بدست آورده اند.
خوب البته نمی خواهیم به کلی عقل را کنار بگذاریم، نه شما می توانید از برخی از راهکارهای عقلانی هم هستفاده کنید و با به تاخیر انداختن برخی مراحل بعدی ازدواج ، آمادگی اقتصادی و روحی و اجتماعی لازم را نیز پیدا نموده و خود را برای پذیرش مسئولیت آماده کنید.
راهکار این هست که فرد مناسب را پیدا کنید، و پس از انجام خواستگاری، با توافق دو خانواده مدت وقت عقد را طولانی نمایید.

از این طریق می توانید هم به نیازهای عاطفی خود جواب مناسب بدهید، و هم بار اقتصادی خانواده روی دوش شما نیست و می توانید با آرامش تا وقت فراهم شدن شرایط و یافتن شغل مناسب و پایان تحصیلات، استقامت کنید و عروسی را به تاخیر بیاندازید.

این مشکل را خانواده دختر هم دارد و اونها هم مایل نیستند، دختران شان در خانه بماند و برای یافتن همسر مناسب در انتظاری سخت بسر ببرد و چشم به راه خواستگاری باشد که به او آرامش و عشق هدیه دهد.
دوست عزیز اونچه اهمیت دارد شناسایی فرد مناسب و اعمال تدابیر صحیح برای برخورداری از حسن سلوک با همسر و خانواده تان می باشد لذا توصیه می شود جهت اطلاعات بیشتر و دقیق تر و تصمیم گیری واقع بینانه تر برای مهمترین تصمیم دوران زندگی از تدابیر زیر غفلت ننمایید.
1- تفکر بیشتری داشته باشید.


2- با خانواده محترمتان به فرمودگو و مشورت بپردازید.
3- از نظرات مشورتی افراد با تجربه هستفاده نمایند.
4-کتاب های معرفی شده را نیز مطالعه فرمایید.
4-1- جوانان و انتخاب همسر، علی اکبر مظاهری، انتشارات پارسایان
4-2- انتخاب همسر، آیت الله ابراهیم امینی، ساوقت تبلیغات اسلامی
4-3- تشکیل خانواده از سری آموز خانواده، جمعی از مؤلفان، انجمن اولیاء مربیان
حکمت غریزه جنسى هستمرار و بقاى نوع بشر هست و لذا سالم‏ترین، بایسته‏ترین و مطلوب‏ترین نوع مواجهه با اون و بهترین راه حل مقابله با اون، ازدواج و نکاح مشروع هست.

انسان با ازدواج به موقع و در وقت نیاز - بى‏اون که به دیرى یا زودى اون فکر کند - به مقبول‏ترین و کامل‏ترین صورت خود به نیازمندى خویش جواب مثبت مى‏دهد و پیش از اون که به عواقب و پى‏آمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غریزه به دنبال اون عقده‏هاى روانى دچار گردد، اون را مهار ساخته و از التهاب اون کاسته هست و قبل از اون که انرژى انباشته اون از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده کرده و بسوزاند، اون را با جواب طبیعى و مشروع بى‏اضطراب و نگرانى - فرو نشانده هست و این نخستین توصیه دین در این مورد هست.
رسول اکرم(ص) مى‏فرمایند: یا معشر الشباب! من هستطاع منکم الباه فلیتزوج...اى جمعیت جوانان هر کس از شما توانایى ازدواج دارد ازدواج کند...(مستدرک الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، باب مقدمات نکاح، ص 531، ح 21).


از حضرت صادق(ع) روایت شده هست که فرمودند: «جاء رجل الى ابى علیه السلام فقال له: هل لک من زوجه؟ قال: لا فقال ابى: ما احب ان لى الدنیا و ما فیها و انى بت لیله و لیست لى زوجه.

ثم قال: الرکعتان یصلیهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب یقوم لیله و یصوم نهاره.

ثم اعطاه ابى سبعه دنانیر ثم قال: تزوج بهذه.

ثم قال ابى: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم.

مردى به محضر پدرم - که درود خدا بر او باد - رسید، اون حضرت به او فرمود: آیا همسرى دارى؟ عرض کرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنیا و اونچه در اون هست از اون من باشد در حالى که یک شب را بى‏همسر، سر به بالین گذارم! سپس فرمود: دو رکعت که مرد زن‏دار به جاى آورد بهتر هست از مرد بى‏همسرى که شبش را به نماز قیام کند و روزش را با روزه تمام کند.

اون گاه پدرم هفت دینار داد و فرمود: با این پول ازدواج کن.

سپس پدرم از رسول اکرم(ص) نقل کرد که فرمود: براى خود تشکیل خانواده دهید که براى روزى شما بهتر و مفیدتر هست(وسائل‏الشیعه، انتشارات مکتبه‏الاسلامیه، ج 14، ص 7).
روایات در این باره فراوان هست که به همین دو نمونه بسنده مى‏کنیم.

بنابراین توصیه می کنیم با والدین خود صحبت کنید و نیاز خود را برای ازدواج تشریح نمایید و در این موضوع خجالت به خود راه ندهید.

مسلما اگر اونها نیاز فرزند خود را ببینند به کمک تان خواهند شتافت البته در صورتی که شرایط و امکانات مالی و...

برایشان فراهم باشد.

شکی نیست مطرح کردن این موضوع برای اولین بار با والدین خود به طور مستقیم مشکل هست، بنابراین از فرد واسطه ای مثل پدر بزرگ، مادر بزرگ یا یکی از اقوام دیگر که واسطه نزدیک تری با اونها دارید کمک بگیرید و از وی بخواهید موضوع را به طور غیر مستقیم به خانواده محترمتان منتقل نمايند.

واقع شدن در دام شیطان و ارتکاب گناه بدتر هست یا برای مدتی و اون هم برای بار اول خجالت کشیدن مطمئن باشید اگر اشاره ای به این مطلب داشته باشید اونها خودشان پی گیری خواهند کرد.

نگران نباشید و اقدام کنید.
اما براى کسى که به هر دلیلى امکان ازدواج نباشد،هرگز عنوان مجاز نیست به گناه روی آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنى بسیار فراتر از فشارها و رنج‏هاى عزوبت و بى‏همسرى هست و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب مى‏شود و لذا چنین کسى یا باید خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد.
قراون کریم مى‏فرماید: ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحاو باید آ ن کسانى که ازدواج برایشان مقدور نیست عفت بورزند(نور، آیه 33).
کنترل این غریزه به دو صورت ممکن هست تحقق پذیرد:
1- کنترل منفى: غالبا وقتى سخن از کنترل غریزه جنسى به میان مى‏آید، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى اون جلب مى‏شود و اون این هست که کسى با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با شرایط انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‏اش مبارزه و مقابله کند و به سوى ارتکاب جرم نرود، چنین کارى گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم هست، ولى پیامدهاى سوء و مخرب اون بر کسى پوشیده نیست.

این کار هم به غایت دشوار هست و هم زیانبار و بدین جهت هرگاه شخصى به کنترل غریزه سفارش مى‏شود با چنین برداشتى از اون و تصور دشوارى و زیانبارى اون، از پذیرفتن چنین توصیه‏هایى سرباز مى‏زند.
2- کنترل مثبت: غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‏ترین راه تسلط بر اون، کنترل مثبت هست و اون پرهیز از صحنه‏ها و کارهایى هست که به تحریک این غریزه مى‏انجامد.
این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‏ى پیشگیرى دارد هم راحت هست و هم بى‏زیان و بلکه مفید.

راحت هست، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه‏اى هست با سرعت معمولى و قانونى که در مواجهه با خطر، مهار حرکت اون زحمت چندانى ندارد، برخلاف ماشینى که با سرعتى بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود سیر مى‏کند که چه بسا به کلى اختیار اون از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبت‏ها به بار آورد و کنترل اون هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسیله و صاحب اون به همراه دارد.

و بى‏زیان هست، زیرا با این حال کنترل غریزه فشارى بر جسم و روان تحمیل نمى‏کند تا به اون صدمه‏اى وارد شود و مفید هست چون موجب مى‏شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند وانرژى و سرمایه‏هاى جسمى و روحى او بیهوده مصرف نشوند.
پیش از این نیز از قراون کریم نقل کردیم که باید کسانى که قدرت و وضعیت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پیشه نمايند وعفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با اون را دارد ولى با تأمل بیشتر معلوم مى‏شود که آیه کریمه معنایى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل هست و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برمى‏شمریم:
1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‏هاى محرک در ذهن و خیال.

عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى‏کند که حضرت(ع) فرمود: «ان عیسى قال للحواریین:...

ان موسى امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فى بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ان لم یحرق البیت؛ عیسى به اصحاب خود فرمود:...

موسى به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور مى‏دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسى که خیال زنا کند مانند کسى هست که در خانه‏اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند.

چنین کارى گرچه خانه را نمى‏سوزاند ولى زینت و صفاى اون را مکدر کرده و فاسد مى‏کند» ، (وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 240).
2- دورى از نگاه‏هاى مسموم و مناظر تحریک‏آمیز.

قراون کریم در دو آیه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس‏آلود داده هست.

در آیه اول مى‏فرماید: قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم...به مؤمنان بگو دیدشان - را از نامحرمان - فرو شنانند و نهانگاه‏هاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند و در آیه بعدى مى‏فرماید: و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن...به زنان مؤمن بگو - چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاه‏هاى خویش را محافظت نمايند(نور، آیه 30 - 31).
جالب این هست که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم مى‏دهد و اون گاه به حفاظت از عورت فرمان داده هست.
رسول اکرم(ص) مى‏فرمایند: «النظره سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوته فى قلبه ؛ نگاه هوس‏آلود - تیرى هست مسموم از تیرهاى شیطان - هر کس اون را به جهت خوف الهى ترک کند، خداوند ایمانى به او مى‏بخشد که حلاوت اون را در قلب خود احساس مى‏کند» ، (الاخلاق، سید عبدالله شبر، قم، انتشارات بصیرتى، ص 127).
3- گوش ندادن به آوازها و موسیقى‏هاى تحریک‏نماينده و مبتذل.

در حدیثى از حضرت صادق(ع) آمده هست: ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» (اسراء، آیه 36).
«و قال یسأل السمع عما سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر» مردى از اون حضرت درباره شنیدن آواز محرک پرسید.

حضرت از اون نهى کرده و این آیه را خواندند: «به یقین گوش و چشم و دل هر یک مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از اونچه شنیده و قلب از اونچه بدان دل بسته و چشم از اونچه دیده هست مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.
4-مستدرک‏ الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، ص 459، ابواب یکتسب به، باب 80.
اجتناب شدید از فرمودگوهاى دوستانه و نشست‏هاى غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریک‏آمیز.
از حضرت امام باقر(ع) این‏گونه روایت شده هست: «من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدى عن الشیطان فقد عبد الشیطان ؛ هر کس به سخن گوینده‏اى گوش فرا دهد او را بندگى کرده هست، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانى بر زبانش جارى کند قطعا بندگى شیطان کرده هست» (وسائل‏الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشى اسلامیه، ج 12، ص 236).
5- اعتدال در خوردن.

بى‏تردید پرخورى و بى‏نظمى در خوردن در ذخیره‏سازى و انباشتن موادى که نیازمند تفریغ باشد مؤثر هست، ولى در صورت اعتدال و کم‏خورى سهم ناچیزى از اون صرف تهیه اون مواد مى‏شود.
در حدیثى که قبلاً از پیامبر گرامى(ص) نقل کردیم، اون حضرت پس از اون که جوانان را به ازدواج ترغیب مى‏نمايند مى‏فرمایند: «و من لم یستطع فلیصم فان الصوم به وجاء؛ هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروى غریزه او را تضعیف مى‏کند» (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531).
6- اشتغال، ورزش و سرگرمى‏هاى مفید.

زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایى در تقویت غریزه به مصرف مى‏رسد و هم‏فکر و خیال مصروف چاره‏سازى در تفریغ اون مى‏شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت تأکید بسیار شده هست.
حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضل» مى‏فرمایند: «...

وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما یعظم ضرره علیه و على من قرب منه..؛ ...

و همین‏گونه انسان اگر بى‏کار و فارغ باشد، به بیهودگى و سرمستى دچار مى‏شود و بر اثر اون به مسایلى مبتلا مى‏شود که زیان اون هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینى خواهد کرد...» (بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87).
7- تلاوت قراون.

بى‏شک انس با قراون، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین اون، خود شفاى هر دردى هست که به سرعت کار هر پریشانى را رو به سامان مى‏برد و زخم‏هاى پنهان را التیام مى‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مى‏برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات مى‏بخشد.
امیرمؤمنان(ع) مى‏فرمایند: «و تعلّموا القراون فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص ؛ قراون را فرا گیرید زیرا قراون بهار دلهاست و از نور اون بر مرض‏ها و دردهاى خود مرهم بگذارید زیرا اون داروى شفابخش سینه‏هاست و اون را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‏هاست» (وسائل‏الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائه القراون، باب 1، ح 7).
خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسى نخست ازدواج و نکاح مشروع هست و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحى که بیان شد و سپس کنترل منفى با وجود همه زیان‏هاى اون، ولى هیچ‏گاه به بى‏بند و بارى و افسارگسیختگى و آلودگى به گناه رضایت نمى‏دهد و زیان اون را به مراتب خسارت‏بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفى مى‏داند.
خداوند با حکمت و دانش گسترده خویش همراه با غرایز و نیروهاى دیگر، «غریزه جنسى» را نیز در انسان آفریده هست که به هنگام بلوغ شکوفا مى‏شود و اگر به درستى رهبرى نشود، ناگزیر طغیان مى‏کند و شخص را به راه‏هاى انحراف و سقوط مى‏کشاند و براى کنترل و هدایت درست این غریزه راه‏هاى متعددى وجود دارد که از جمله اونها، ازدواج بدون تشریفات هست.

چنان که قراون کریم در این مورد مى‏فرماید: «وانکحوا الایامى منکم والصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنیهم اللّه‏ من فضله واللّه‏ واسع علیم؛ مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خود اونان را بى‏نیاز مى‏سازد خداوند گشایش دهنده و آگاه هست.»، (نور ، آیه 32).
در این آیه ابتدا جوانان را بر ازدواج آسان و ساده و پرهیز از تشریفات دست و پاگیر ترغیب و به اونان امید داده که مسأله فقر را مطرح ننمايند؛ زیرا با اتخاذ شیوه صحیح و منطقى در زندگى، این مشکل به راحتى حل مى‏گردد.
باید توجه داشته باشید که در حال حاضر ترس از مشکلات، بیش از خود مشکلات، جوانان را از ازدواج دور مى‏سازد.

واقع مطلب این هست که در هیچ مسأله‏اى نمى‏توان نشست تا مشکلات حل شود و سپس اقدام نمود.

همه پیشرفت‏ها و موفقیت‏هایى که بشریت تاکنون به دست آورده مرهون اقدامات انسان‏هاى مصمم، جدى و با پشتکار قوى هست که خود را به آب و آتش زده و قهرمانانه از انبوه مشکلات هستقبال کرده و با عزم و اراده و تلاش بر اون فائق آمده‏اند.

به قول شاعر:
زندگى جنگ هست جانا بهر جنگ آماده شو نیست هنگام تأمل بى‏درنگ آماده شو
بسیارى از جوانان همین که ازدواج کرده‏اند و خود را ناچار به کاریابى دیده‏اند، به تلاش مضاعف پرداخته و پس از چندى، زندگى خود را رو به سامان برده‏اند.

در حال حاضر توصیه ما به جوانانى چون شما این هست که براى حل مشکل خود، فردى مناسب که هم مورد علاقه شما و هم با شرایطتان سازگار باشد را پیدا کنید و با توافق طرف مقابل و خانواده‏اش او را به عقد رسمى خود درآورید.

ولى وقت ازدواج را دو یا سه سال به تأخیر بیندازید.

این کار مزایاى زیر را در بر دارد:
1- از شیرینى دوران نامزدى که دلپذیرترین دوران زندگى هست بهره‏مند مى‏شوید.
2- مخارج سنگین ازدواج بر دوش شما سنگینى نمى‏کند.
3- به تدریج در برخورد با مشکلات و تلاش براى حل اونها، پختگى بیشترى براى زندگى کسب مى‏کنید.
4- در طى این مدت، کم کم در جستجوى کار برمى‏آیید تا بتوانید در کنار تحصیل، کارى نیز دست و پا کنید و بدین صورت بر مشکلات اقتصادى فائق آمده و زمینه‏هاى ازدواج را فراهم مى‏کنید.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:27 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


88 out of 100 based on 78 user ratings 1378 reviews