چرا امام حسن مجتبی(ع) را کریم اهل بیت می نامند؟ (توضیح)


چرا امام حسن مجتبی(ع) را کریم اهل بیت می نامند؟ (توضیح)




    چرا امام حسن مجتبی(ع) را کریم اهل بیت می نامند؟ (توضیح)

پاسخ :


من دانشجوی سال اول هستم. نیاز روحی من ایجاب می کند ازدواج کنم زیرا در روستایمان بیشتر

1:



من در جایی شنیده ام که آقای خامنه ای گفته است هر کس که از رساله من پیروی می کند می تواند

درباره فضایل امام حسن‏علیه السلام روایات زیادى از اهل سنت و علماى شیعه نقل شده هست.


لطفا وظیفه شخص وسواس را بگویید و با این که تلاش کردم نتوانستم به طور کامل وسواسی را
نگا: ترجمه الامام الحسن‏علیه السلام از ابن عساگر در تاریخ دمشق و ترجمه الامام الحسن از ابن سعد در طبقات الکبرى.
بسیارى از روایات حکایتگر علاقه خاص رسول خداصلى الله علیه وآله به امام حسن‏علیه السلام و امام حسین‏علیه السلام هست.


شنیدم برای هر دختر 3 خواستکًار می آید و اکًر رد کند دیکًر تقصیر خودش بوده اکًر خواستکًاری
نحوه ابراز محبت اون حضرت - مانند پایین آمدن از منبر و بوسیدن اونها و دوباره بر منبر رفتن نشانگر و جهت‏دار بودن این اظهار محبت هست.


در قرآن داریم هر رنجی که به شما می رسد از جانب خود شماست و نتیجه اعمال خودتان است. در
مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 24.
حضرت مى‏فرمود: «من او را دوست دارم و نیز کسى که وى را دوست داشته باشد، دوست دارم».


رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از کودکی امام بودند؟ 14 معصوم (علیهم السلام) همه از
ترجمه الامام الحسن، طبقات ابن سعد، ص 134.
حضور در «مباهله» در دوران کودکى شاهد صادق این مدعا هست.


شنیدم دلیل اینکه حضرت معصومه علیها سلام ازدواج نکردند این بوده که مردی لایق ایشان نبوده
جایگاه امام حسن‏علیه السلام در نگاه رسول خداصلى الله علیه وآله در حدى هست که در خصوص او فرمود:«اگر عقل در مردى مجسم مى‏شد، همانا حسن بود».


راستش من رهبر انقلاب را قبول دارم ولی یک سری سؤالاتی برایم پیش آمده که چند تا از آنها
فرائد السمطین، ج 2، ص 68، در این خصوص نگا: تاریخ سیاسى اسلام، رسول جعفریان، ج 3، ص 17 15 ؛ حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه، صص 121 - 120 و 167.
در میان خصایص برجسته اون حضرت، صفت «کرم» و «کریم بودن» جایگاه خاص خود را دارد؛ به صورتى که او به کریم اهل بیت‏علیهم السلام لقب یافته هست.

نگا: فراخوان الهدایه، ج 4، ص 37.
در این نوشتار نیم نگاهى به چرایى اطلاق این صفت بر امام حسن‏علیه السلام خواهیم داشت.
1.

کرم در لغت و اصطلاح‏
«کرم» در کتاب‏هاى لغت عرب، به معناى جوانمردى، سخاوت، مهربانى، بخشش، بزرگوارى هست.

نگا: فرهنگ بزرگ جامع نوین، ج 3 - 4، ص 1363 و 1364 ؛ المنجد، ص 682.

در اصطلاح اهل عرفان «کرم»، مرتبه سوم از سخا به شمار مى‏رود که عبارت هست از: «انفاق مال به سهولت و طیب نفس در امور سخت و مقاصد عالى»نگا: تحفه الاخوان فى خصائص الفتیان، کمال الدین عبدالرزاق کاشانى، با مقدمه، تصحیح و تعلیق سید محمد دامادى، ص 241 و 61..
2.

کرم از نگاه امام حسن‏علیه السلام‏
در حدیثى از امام حسن‏علیه السلام پرسیده شد: «کرم چیست؟» حضرت جواب داد: پیش قدم شدن در بخشش، قبل از درخواست و طعام دادن در جاى .بحارالانوار، ج 78، ص 102.
3.

کریم‏
با توجه به معناى لغوى و اصطلاحى و نیز تعریف امام حسن‏علیه السلام از «کرم»، مى‏توان فرمود: کریم، کسى هست که به صفت بخشش متصف باشد؛ یعنى، فردى که مال خویش را با آسانى و آرامش خاطر - قبل از درخواست فرد نیازمند انفاق کرده و مى‏بخشد.
4.

کریم یکى از اسماى الهى‏
خداوند متعال در آیات متعددى از قراون، خویش را به کریم بودن وصف کرده‏نگا: نمل (27)، آیه 40 ؛ انفطار (82)، آیه 6 ؛ تکویر (81)، آیه 19.

و به حق نیز چنین هست؛ زیرا حضرت حق به بهترین وجه و در عالى‏ترین مرتبه، جود و بخشش خویش را - چه در حوزه نیازمندى‏هاى مادى و چه در ساحت احتیاجات معنوى به مخلوقات ارزانى داشته هست.

از اونجا که خداوند سبحان کریم هست، کرم و اهل اون را نیز دوست مى‏دارد؛ چنان که رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: «ان الله کریم یحب الکرم»؛ نگا: میزان الحکمه، ج 8، ح 17221..
5.

نشانه‏هاى کریم در منابع اسلامى‏
براى اونکه انسان‏ها، فرد کریم را بشناسند یا خود را محک زنند که اهل اون هستند یا خیر، در منابع دینى نشانه‏هاى متعددى براى او ذکر شده هست؛ از جمله: اخلاق نیکو، فرو بردن ناراحتى و خشم، چشم‏پوشى از مال نو میزان الحکمه، ج 8، ح 17197.، تقواى الهى همان، ح 17258.، عفو همان، ح 17261.، جود و بخشش همان، ح 17267.، ابتدا و پیش‏قدمى در نیکوکارى همان، ح 17233.
، شکرگزارى همان، ح 17234.، اجتناب از محارم و تنزیه از عیوب همان، ح 17238.، رسیدگى به همسایگان همان، ح 17243.

و...

.
6.

امام حسن‏علیه السلام کریم اهل بیت‏
هر چند حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله به کریم‏ترین فرد بنى آدم و کریم‏ترین اول و آخر خلقت متصف شده هست نگا: همان، ح 17317 - 17316.؛ ولى به دلیل تأسى امام مجتبى‏علیه السلام به رسول گرامى اسلام و نیز متصف شدن به اسماى الهى - که خصلت تمامى معصومان هست به کریم اهل بیت مشهور گشته هست.

نمونه‏هاى ذیل که از منابع معتبر نقل شده هست، به خوبى نشانگر وجود نشان‏هاى کرم و کریم بودن اون امام عظیم الشأن هست.
6-1.

تقواى الهى: بهترین نشان کریم بودن، اون هست که آدمى با عمل به واجبات و ترک محرمات - که همان تقواى الهى هست جان و روح خویش را فداى جانان کرده و در واقع به او ببخشاید.

امام مجتبى‏علیه السلام در بعد تقوا و عبادت الهى، زبانزد خاص و عام بود.

ابن شهر آشوب روایت کرده هست: روزى امام حسن‏علیه السلام در خیمه خویش نماز مى‏گزارد (در منزل «ابوا» در میان مکه و مدینه)؛ ناگاه زن بادیه‏نشین بسیار خوش‏رویى، اون حضرت را دید و عاشق جمال اون حضرت شد و بى‏تابانه به خیمه اون حضرت درآمد.

اون حضرت چون از نماز فارغ شد، پرسید: چه حاجت دارى؟ فرمود: بى‏تاب تو گردیده‏ام، شوهر ندارم؛ مى‏خواهم مرا به وصلت خود شاد گردانى.

حضرت فرمود: دور شو از من و مرا مستوجب عذاب الهى مگردان...! محمد باقر مجلسى، جلاء العیون، صص 408 - 407.
بنا بر نقل ابن کثیر: امام مجتبى‏علیه السلام وقتى در مسجد النبى، نماز صبح را به جاى مى‏آورد، در همان جاى نماز خود مى‏نشست و تا برآمدن آفتاب به یاد خداى متعال مشغول مى‏شد...

اگر براى نماز وضو مى‏ساخت، رنگش دگرگون گشت و اون‏گاه که به نماز مى‏ایستاد، تمام بدنش به لرزه مى‏افتاد.

هنگامى که مرگ را به یاد مى‏آورد و یا خبر رستاخیز و صراط به خاطرش مى‏آمد، اون‏چنان گریه مى‏کرد که از هوش مى‏رفت و اگر بهشت و دوزخ را یاد مى‏کرد - همچون کسى که از شدت درد در شرف هلاک هست گریه مى‏کرد و از خداى متعال، بهشت را مى‏خواست و از جهنم برائت مى‏جست.هاشم معروف الحسینى، زندگى دوازده امام، ترجمه محمد رخشنده، ج 1، ص 503.
همچنین فرمود: «من شرم دارم پروردگار را ملاقات کنم؛ در حالى که با پاى پیاده به خانه او نرفته باشم».

از این رو بیست بار پیاده به سفر حج رفت.

نگا: ابونعیم الاصبهانى، اخبار اصبهان، ج 1، ص 44 و بحارالانوار، ج 6، ص 159، ح 22.
6-2.

عفو و حلم: یکى از نشانه‏هاى «کریم» بودن، گذشت و حلم در برابر مشکلات و نامهربانى‏ها هست.

چنان که خداوند متعال در اوصاف مردان الهى مى‏فرماید:«وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً»؛ فرقان (25)، آیه 72..
امام حسن‏علیه السلام به حق چنین بود؛ پذیرش صلح در برابر معاویه و گردن نهادن به لوازم اون، بهترین گواه بر حلم اون حضرت به شمار مى‏رود.

فراخوان الهدایه، ج 4، ص 35.
درخصوص حلم اون حضرت نقل کرده‏اند: «روزى مردى از اهل شام، بر سر راه اون حضرت آمد و دشنام و ناسزاى بسیار به اون حضرت فرمود.

اون پاسخش را نداد تا از سخن خود فارغ شد.

اون گاه امام مجتبى‏علیه السلام روى مبارک خویش را به سوى او گرداند و به او سلام کرد.

به رویش خندید و فرمود: اى مرد! گمان مى‏کنم تو غریبى و گویا بر تو چند امر مشتبه شده هست!! اگر از ما خواهشى کنى، عطا مى‏کنیم.اگر از ما طلب هدایت و ارشاد کنى، تو را ارشاد مى‏کنیم.

اگر از ما یارى بطلبى،عطا مى‏کنیم.

اگر گرسنه‏اى تو را سیر مى‏کنیم.

اگر عریانى تو را جامه مى‏پوشانیم.

اگر محتاجى بى‏نیازت مى‏گردانیم.

اگر رانده شده‏اى، تو را پناه مى‏دهیم.

اگر حاجتى دارى، براى تو برمى‏آوریم.

اگر بار خود را بیاورى و به خانه ما فرود آورى و میهمان ما باشى تا وقت رفتن براى تو بهتر خواهد بود؛ زیرا که ما خانه‏اى گشاده داریم و اونچه خواهى نزد ما میسر هست.

اون مرد، چون سخن حضرت را شنید، گریست و فرمود: «گواهى مى‏دهم که تویى خلیفه خدا در زمین و خدا بهتر مى‏داند که خلافت و رسالت را در کجا برنامه دهد».

تاریخ چهارده معصوم، صص 411 و 412.
در خصوص عفو اون حضرت نیز نقل شده هست: غلامش خطایى کرد که مستوجب توبیخ و تنبیه بود؛ از این رو حضرت دستور داد که او را ادب نمايند.

در این هنگام غلام فرمود: اى مولاى من «وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ»؛ آل عمران (3)، آیه 134..

حضرت فرمود: تو را عفو کردم.

غلام فرمود: «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»؛ همان.؛ امام فرمود: تو آزادى براى خشنودى خداوند و براى توست دو برابر اونچه که به تو مى‏دادم» فراخوان الهدایه، ج 4، ص 36..
6-3.

رد احسان به بهترین وجه: یکى از نشان‏هاى کرم و جوانمردى، اون هست که اگر کسى به انسان احسانى کرد - حال چه قولى چه عملى، چه فرمودارى و چه فعلى وى به بهترین صورت جواب گوى احسان او باشد نگا: میزان الحکمه، ج 8، ص 371 - 370.

و امام حسن‏علیه السلام چنین بود.

ابن شهر آشوب در مناقب روایت مى‏کند: کنیزى با یک دسته ریحان به اون حضرت سلام کرد.

امام حسن‏علیه السلام به او فرمود: تو براى رضاى خدا آزادى.

یکى از همراهان براى این کار او را سرزنش کرد! حضرت فرمود: مگر نشنیده‏اى که خداوند متعال مى‏فرماید: «وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها»؛ نساء، آیه 86.؛ «و چون به شما درود فرموده شد، شما به بهتر از اون درود گویید، یا همان را برگردانید» و چه چیزى از آزاد کردنش بهتر بود.زندگى دوازده امام، ج اول، ص 508.
ابن شهر آشوب روایت کرده هست: روزى امام حسن‏علیه السلام بر جمعى از گدایان گذشت که پاره چند نان خشک بر روى زمین گذاشته و مى‏خوردند.

چون نظر ایشان بر اون حضرت افتاد، خواستند که حضرت بر سر سفره اونان میهمان شود.

امام مجتبى‏علیه السلام از اسب پایین آمد و فرمود: «خداوند، متکبران را دوست نمى‏دارد».

پس با ایشان نشست و از طعام اونان مقدارى خورد.

به برکت حضرت از غذا هیچ کم نشد.

ایشان را به میهمانى خود دعوت کرد و طعام‏هاى نیکو براى ایشان حاضر کرد و به خلعت‏هاى فاخر اونان را مزین فرمود و ایشان را مرخص کرد.تاریخ چهارده معصوم، صص 413 و 414.
6-4.

جود و بخشش: این نشانه - که یکى از مهم‏ترین و برجسته‏ترین نشانه‏هاى «کریم» بودن هست در امام مجتبى‏علیه السلام شهرت دارد.

در روایتى آمده هست: اون حضرت در طول حیات خویش سه مرتبه و هر بار نیمى از دارایى خود را - که حتى شامل کفش و جوراب نیز مى‏شد در راه خدا بخشید.

سیوطى، تاریخ الخلفا، ص 73 و نیز نگا: بحارالانوار، ج 6، ص 159، ح 22.
فرمودنى هست این همه بخشش و جود او، براى ثناگویى و مدیحه‏سرایى یا لذت بردن از جاه و مقام نبود؛ بلکه تنها براى رضاى خدا و طلب ثواب و پاداش الهى بود؛ از این رو هیچ گاه به نیازمندى جواب «نه» نداد.
امام‏علیه السلام وى در جواب کسى که از او پرسید: چرا هیچ نیازمندى را بدون جواب نمى‏گذارى؛ فرمود: اراده خدا بر این برنامه گرفته که نعمت‏هاى خویش را به من ارزانى دارد و من نیز عادت کرده‏ام که نعمت‏هاى الهى را به امت ببخشم.

پس مى‏ترسم که اگر عادت خویش را قطع و ترک کنم، خداوند نیز مرا از عادت خود منع فرماید و از فیض نعمت‏هاى الهى محروم شوم.

نگا: فراخوان الهدایه، ج 4، ص 37.

نمونه‏هایى از این بخشش:
الف.

روایت شده روزى اون حضرت در مسجد نماز مى‏خواند، شنید شخصى در کنار او چنین دعا مى‏کند: خداوندا! ده هزار درهم مرا روزى کن، حضرت چون به خانه رسید، ده هزار درهم براى او فرستاد.

تاریخ چهارده معصوم، ص 413.
ب.

روزى امام حسن‏علیه السلام نشسته بود و طعام مى‏خورد.

سگى در پیش او ایستاده بود.

حضرت هر لقمه‏اى که مى‏خورد، مقدارى پیش سگ مى‏انداخت.

مردى فرمود: اى پسر رسول خدا! اجازه بده که این سگ را دور کنم.

حضرت فرمود: او را رها کن؛ از خدا شرمم مى‏آید که جاندارى نظر به طعام من کند و من غذایى به اون ندهم و اون را برانم.

همان، ص 414.
ج.

محدثان نقل مى‏نمايند: مردى نیازمند نزد امام حسن‏علیه السلام آمد، حضرت به او فرمود: نیازت را روى رقعه‏اى بنویس و براى ما ارسال کن.

او نیز چنین کرد.حضرت دو برابر اون را به او داد.

یکى از حاضران به وى فرمود: اى فرزند رسول خدا! چرا این نوشته این قدر برکت داشت؟ حضرت در جواب فرمود: برکتش براى ما بیشتر بود؛ زیرا با این عمل، امکانى براى کار نیک فراهم شد.

مگر نمى‏دانید انجام دادن کار نیک، بدون درخواست مفهوم ندارد؛ در حالى که اگر پس از درخواست او چیزى مى‏دادم، در واقع در برابر آبروى او پرداخت مى‏کردم.

چه بسا او شب را در گیر و در بیم و هراس و امید گذرانده باشد و نمى‏داند چه مقدار از نیازش برآورده شده و کامیاب مى‏گردد یا ناکام مى‏ماند و در این حال نزد تو مى‏آید؛ در حالى که لرزه بر اندامش افتاد، و قلبش ترسناک هست.

در این حالت اگر نیازش را برآورده کنى، برتر از اون هست که از تو بهره گرفته هست.

زندگى دوازده امام، ج 1، صص 506 - 505 و نیز نگا: بیهقى، المحاسن والمساوى، ص 55.
د.

گروهى از انصار، صاحب باغى بودند که از اون زندگى مى‏گذراندند.

وقتى بر اثر نیاز مجبور به فروش اون شدند، امام مجتبى‏علیه السلام اون را از ایشان به چهارصد هزار درهم خرید.

پس از مدتى اونان دچار چنان تنگنایى شدند که به ناچار دست نیاز به سوى امت دراز مى‏کردند.

در این هنگام، حضرت دوباره باغ را بدون هیچ چشم داشت مالى، به ایشان برگرداند تا دیگر از امت چیزى نخواهند.

زندگى دوازده امام، ج 1، ص 508.
امام مجتبى‏علیه السلام همواره مى‏فرمود: «ما امتى هستیم که بخشش فراوانى داریم که همواره امید و آرزو را برآورده مى‏کنیم».

همان، ص 506.

«ما پیش از اونکه کسى از ما بخواهد، مى‏بخشیم؛ چون آبروى درخواست نماينده را پاس مى‏داریم».

همان.
براون چه مى‏گذرد، دل منه که دجله بسى‏پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت زدست برآید، چون نخل باش کریم‏ورت زدست نیاید چو سرو باش آزاد

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:15 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 64 user ratings 1114 reviews