نظام اقتصادی چیست و چند نوع نظام داریم؟ (این سؤال مربوط به درس اقتصاد کشاورزی است.)


نظام اقتصادی چیست و چند نوع نظام داریم؟ (این سؤال مربوط به درس اقتصاد کشاورزی است.)




    نظام اقتصادی چیست و چند نوع نظام داریم؟ (این سؤال مربوط به درس اقتصاد کشاورزی است.)

پاسخ :


اگر در حین نماز غذاى بین دندان‏ها را فرو برد، اشکالى به نماز مى‏رسد؟

1:



پرت شدن حواس در نماز - در حالى‏که حمد و سوره مى‏خواند نماز را باطل مى‏کند یا خیر؟

در جواب به این پرسش در ضمن تعریف نظام اقتصادی به بررسی ویژگی های نظام های اقتصادی مارکسیسم ، سرمایه داری و اسلامی می پردازیم و سپس منابعی را جهت مطالعه بیشتر معرفی می نمائیم :

شک بعد از محل را با مثال توضیح دهید؟
یکم .


کسانى که زیاد شک مى‏کنند، در نماز چه تکلیفى دارند؟
تعریف نظام اقتصادی

کیفیت نماز احتیاط را توضیح دهید؟
هر نظام اقتصادی، همواره در مجموعه‌ای از اصولی تجسم می‌یابد که زیربنای چارچوب خاص تنظیم فعالیت اقتصادی هست.


دستور سجده سهو را بیان دارید؟
از سویی، این مجموعه از اصول بر بینش فلسفی ویژه‌ای درباره فعالیت اقتصادی مبتنی هست، و از جهت دیگر، تعامل این اصول چارچوب فعالیت اقتصادی را تشکیل داده اون ‌را به مسیر مطلوب این نظام هدایت می‌نمايند.


کسى که نماز و روزه قضا بر گردن دارد، آیا مى‏تواند نماز و روزه مستحبى به جا آورد؟
بدین ترتیب، در هر نظام اقتصادی سه جزء وجود دارد: فلسفه اقتصادی، مجموعه اصول، و روش تحلیل عمل که متغیرات اقتصادی را تعیین می‌کند.

آیا براى خواندن نماز قضا، مى‏توانیم به جماعت اقتدا کنیم؟
فلسفه اقتصادی، پايه فکری نظام را فراهم می‌کند؛ زیرا آرای اون نظام را درباره تولید، توزیع و مصرف در برمی‌گیرد و اصول و قواعد کارکرد اون نظام را در قالب نظریات معینی سامان می‌دهد.

این فلسفه اقتصادی، برپايه موضع مذهبی در برابر حیات، انسان و خداوند، نقش خود را ایفا می‌کند.

فلسفه اقتصادی مارکسیسم در قالب اندیشه‌هایی چون مبارزه طبقات و تضاد منافع اون‌ها ظاهر می‌شود‌، و همه اصول و قواعد مربوط به انقلاب پرولتاریا و دیکتاتوری طبقه کارگر از همین فلسفه سرچشمه می‌گیرد.

مبارزه و تضاد، همان تجلی فلسفه نزاع و درگیری هست که در اراده‌ها و تمایلات خداوندان متعدد یونان و سپس رومیان وجود داشت، و نیز تعبیر دیگری از مفهوم خدایی هست که به انتقام تمایل دارد که به فرهنگ یهودیت و مسیحیت منتسب می‌شود؛ خدایی که همواره زدن و ترساندن و قتل انسان را می‌خواهد و به او اجازه تحقق‌بخشیدن به مصالح و لذاتش را نمی‌دهد.

در سرمایه‌داری، فلسفه اقتصاد در «آزادی عمل» و دست نامرئی تجسم می‌یابد.

مفهوم اون این هست که نباید هیچ مانعی از تلاش انسان برای تحقق مصلحت شخصی‌اش جلوگیری کند، و اگر امت آزاد گذاشته شوند تا اونچه می‌خواهند اجرا کنند، بین منافع اشخاص هماهنگی خواهد بود.

بدین ترتیب، ملاحظه می‌کنیم که فلسفه اقتصاد سرمایه‌داری برپايه عدم توجه به خداوند هست.

در این فلسفه، اگر خدایی وجود نداشته باشد، دنیا به آفریدگار نیازی ندارد و اگر خدایی وجود داشته باشد، خدای «منعزل» هست که دنیا را آفریده و اون ‌را تنظیم کرده؛ سپس به عزلت و بازنشستگی گرایش یافته هست و به هدایت اونچه ایجاد کرده نمی‌پردازد و در اعمال آفریدگان دخالت نمی‌کند.
عنصر دوم هر نظام اقتصادی در مجموعه‌ای از قواعد و تنظیم‌ها و نهادهایی که چارچوب اجتماعی و قانونی و رفتاری نظام را پدید می‌آورند، ظاهر می‌شود.

این عنصر شامل اموری از این قبیل می‌شود: تنظیم ملکیت، و تملک لوازم تولید به‌وسیله افراد به‌صورت مستقیم، و به‌وسیله عموم امت به‌صورت مجموعی، یا به‌وسیله دولت به‌سبب حاکمیتش، مقرراتی که برای رفتار فرد وضع شده هست، و حدود مجاز برای کالاها و خدماتی که امکان دستیابی به اون‌ها وجود دارد، و شکل‌ها و حدود معاملات اقتصادی که امت می‌توانند اجرا کنند، و این مجموعه از قواعد، معیارهای رفتار افرادی که تصمیم‌های اقتصادی می‌گیرند، یعنی تولیدنماينده و مصرف‌نماينده را نیز شامل می‌شود.
در سرمایه‌داری، می‌بینیم که «آزادی عمل» مستلزم کمترین قدر ممکن از دخالت دولت و مستلزم حق ملکیت خصوصی مطلق و آزادی تصرف و آزادی همه انواع روابط و معاملات اقتصادی هست و معیارهای ویژه افراد از مکاتب اصالت فرد و اصالت نفع اخذ می‌شود.

در این نظام، مادام که همه کالای تولیدی از هر نوع، به ‌فروش می‌رسد، مطابق با همه معانی کلمه مفید، اعم از اقتصادی و اخلاقی، این کالا مفید محسوب می‌شود.
در مارکسیسم، حق ملکیت به‌صورت پايه ی به طبقه پرولتاریا که نمایندگی اون به‌وسیله رهبری دیکتاتور اون انجام می‌شود، تعلق دارد.

این نوع از ملکیت از طریق ملکیت دولت بر لوازم تولید و سلطه دولت بر تعیین اونچه باید تولید شود، چگونه تولید شود و به چه کسی داده شود (توزیع شود)، تجسم می‌یابد.

مصلحت و منفعت عمومی معیاری پايه ی شمرده می‌شود که این نظام برای افراد وضع کرده و به مقتضای اون، همه روابط و معاملات اقتصادی مجاز را تعیین می‌کند.
عنصر سوم نظام اقتصادی، روش عمل اون هست.

روش عمل هر نظام بر بنیان اون نظام مبتنی هست و بنیان نظام نیز به‌وسیله اصول و قواعد پايه ی ویژه اون نظام شکل می‌گیرد.

در هر نظام، مجموعه‌ای از قواعد وجود دارد که تبعیت از اون‌ها برای تضمین سیر عمل اون نظام لازم هست در نظام سرمایه‌داری اگر تعریف دقیق‌تری از اون بدهیم می‌توانیم این قواعد را بشناسیم.در رقابت کامل، قواعد پايه ی، درباره با آزادی ورود و خروج به بازار، و آزادی اطلاعات و کوچک‌بودن اندازه واحدهای اقتصادی هست؛ امّا در سرمایه‌داری انحصاری یا سرمایه‌داری بزرگ، این قواعد در دادن موقعيت به تولیدنمايندگان برای تعیین قیمت‌ها به مقداری بیش از هزینه‌ها و گشوده‌بودن بازارهای مواد اولیه و بازارهای مدیریت کالاها در برابر اون‌ها و تعیین محدودیت بر سر راه انتقال فن‌‌آوری تجسم نمی‌یابند، مگر این‌که خلاف این‌ها به مصلحت تولیدنماينده بزرگ باشد.در نظام مارکسیستی، قواعد عمل را در برنامه‌ریزی متمرکزی می‌یابیم که کارمندان اداری، تحت هدایت رهبری دیکتاتوری که مظهر حکومت کارگری هست، انجام می‌دهند؛ در نتیجه، تولید از طریق این روش اجتماعی تنظیم می‌شود؛ روشی که انواع و مقدار کالاهای تولیدی و قیمت‌ها و مقدار دستمزد افراد را تعیین می‌کند.هر نظام اقتصادی در جهت تحقق نتیجه مطلوب عمل می‌کند و نتیجه مطلوب ارتباط فراوانی با فلسفه پايه ی نظام دارد و بر اون متوقف هست.

همچنین بر اولویت‌های اجتماعی برگزیده، مانند افزایش رفاه یا عدالت در توزیع، آزادی فردی یا هستقلال جامعه، رشد اقتصادی یا حفظ اصول اخلاقی و ...

مبتنی هست؛ به همین دلیل، هر نظامی برپايه مقدار سازگاری فلسفه و اصول و روش‌های عمل اون با فطرت انسانی از یک سو، و مقدار کارایی اون در تحقق اولویت‌هایی که اون نظام نصب العین خود برنامه داده هست، از سوی دیگر، ارزیابی می‌شود.
دوم .

ویژگی‌های عمومی نظام اقتصادی اسلام
1.

باید همه اصول نظام اقتصادی و قواعد اون به‌صورت کامل اجرا شود تا نتایجی که نظام به دستیابی به اون‌ها تمایل دارد، محقق شود.

اجرای کامل هر نظام نیز مستلزم سازگاری همه عرصه‌های فعالیت در جامعه با مطالبات نظام هست؛ زیرا نظام اقتصادی، طبق تعریف اون، با وجوه متعدد حیات اجتماعی ارتباط دارد؛ برای مثال، نظام اقتصادی اسلام، خواهان تحریم ربا هست.

ربا باید از طریق تشریع و قانون حرام شود.

همچنین اسلام خواهان جمع زکات و توزیع اون به‌وسیله دولت هست، و دولت برای این‌کار باید مقررات ویژه‌ای را وضع کند؛ به همین دلیل، اجرای نظام اقتصادی اسلام مستلزم وجود هماهنگی بین روند کارکرد همه اجزای داخل در بنیان اجتماعی و سیاسی برای تحقق اهداف نظام هست؛ البته مقصود این نیست که برای تحقق نظام اقتصادی اسلام، باید هموقت همه اجزای بزرگ و کوچک نظام‌های اسلامی اجرا شود.

قوانین، مقررات، و قواعد اقتصادی را با صرف‌نظر از روش تنظیم برخی امور دیگر در جامعه که با تصمیم‌های اقتصادی ارتباط کمی دارند می‌‌توان اجرا کرد؛ برای نمونه، اگر جامعه، تحریم ربا را به‌صورت جزئی از اقتصاد اسلامی بپذیرد‌، تحریم ربا اجرا خواهد شد؛ چه حرمت شراب‌خواری رعایت بشود یا نشود و چه افراد به حدود پوشش اسلامی ملتزم باشند یا نباشند؛ پس اگر فقط زمینه‌های‌ مرتبط با نظام اقتصادی اسلام وجود داشته باشد می‌توان اون ‌را اجرا کرد.

در این‌صورت، نظام اقتصادی اسلام خواهد توانست عمل کند و ثمره دهد؛ چه در جامعه، قابلیت اجرای همه اصول اسلام باشد یا نباشد.این نیز بدان مفهوم نیست جامعه‌ای که فقط نظام اقتصادی اسلام را می‌پذیرد، جامعه اسلامی هست؛ زیرا برای اون‌که جامعه، اسلامی ‌شود، کافی نیست نظام اقتصادی اسلام به تنهایی تحقق یابد؛ بلکه باید همه اعتقادات و ارزش‌ها، نهادها، تصمیم‌ها، و مقررات طبق اونچه در قراون و سنت آمده هست، ‌‌تحقق یابد.
2.

نظام اقتصادی اسلام سرشار از ارزش‌ها هست؛ یعنی نظامی هدفدار شمرده می‌شود، و مجموعه معینی از ارزش‌ها را برگزیده هست و در برابر اخلاق بی‌طرف نیست.

اسلام توسعه ارزش‌های اخلاقی همچون برادری، صداقت، عدالت، احسان، محبت و مقدم‌داشتن دیگران و ارزش‌های دیگری که در آیات و روایات مورد تأکید قرارگرفته را هدف برنامه داده هست.


3.

این‌که نظام اقتصادی اسلام، تحت تأثیر میزان عمل امت به اخلاق و تعصب دینی اونان هست، در عملکرد خود، بر افعال اختیاری تکیه نمی‌کند؛ برای نمونه، با وجود این حقیقت که نظام اقتصادی اسلام، گاه سطح بالایی از انفاقات اختیاری، یعنی صدقه را دارد چیزی که به‌صورت پرداخت‌های انتقالی اختیاری شناخته می‌شود؛ ولی ساختار و عملکرد اون بر صدقات متوقف نیست؛ بلکه بر اصول پايه ی و قواعدی مبتنی هست که در تنظیم فعالیت‌های اقتصادی به روشنی پدیدار می‌شود؛ به همین دلیل، رفتاری که نظام اقتصادی اسلام به اون دعوت می‌کند، رفتار دینی محض نیست؛ بلکه رفتاری دنیایی و مادی هست که نهادهای قانونی و اجتماعی اون ‌را سامان می‌دهند و قواعد و روش نظام، به اون رفتار منتهی می‌شوند.


4.

نظام اقتصادی اسلام، نظامی پویا هست؛ یعنی در اون، قانون ثابتی که همه جزئیات را شامل شود، وجود ندارد؛ بلکه فقط خطوط کلی و اصول پايه ی را تعیین کرده، جزئیات دیگر را به جامعه وامی‌گذارد تا مطابق وضعیت، متغیر اون‌ها را به مرور وقت تعیین کند.

اسلام، بسیاری از معاملات و روابط اقتصادی بین افراد را به عقل انسان واگذاشته تا در اون‌ها تأمل، و اون‌ها را برپايه اصول منتشره در آیات و روایات تعیین کند، و بدین ترتیب، اسلام بخش‌های بسیاری را رها کرده هست تا رسیدن به تصمیم درباره اون‌ها برپايه ارزیابی و فهم امت و نیازها و سطح تمدن اونان انجام شود.

( ر.ک : مقاله دین و اقتصاد: نظام اقتصادی اسلام و علم تحلیل اقتصاد اسلامی ، منذر قحف ، مترجم: سیدحسین میرمعزّی ، فصلنامه علمی پژوهشی اقتصاد اسلامی ـ شماره 18 )
براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- مبانی و اصول علم اقتصاد ، یدالله دادگر ، بوستان کتاب قم .2- اقتصاد شهید آیت اللّه‏ دکتر بهشتى 3- مقایسه‏اى بین سیستم‏هاى اقتصادى، ج 1 ـ 3 آیت اللّه‏ مظاهرى 4- خلاصه کتاب اقتصادنا غلامرضا مصباحى 5- اقتصاد ما ، ج 1 و 2 شهید آیت اللّه‏ صدر

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 4 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:25 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 54 user ratings 754 reviews