صیغه در تشیع حلال و در اهل تسنن حرام است، به نظر شما این تفاوت از چه ناشی می شود و آیا


صیغه در تشیع حلال و در اهل تسنن حرام است، به نظر شما این تفاوت از چه ناشی می شود و آیا




    صیغه در تشیع حلال و در اهل تسنن حرام است، به نظر شما این تفاوت از چه ناشی می شود و آیا در قرآن اشاره ای به صیغه شده یا خیر؟ تفاوت صیغه با روابط جنسی آزاد که مبلغی هم داده می شود، چیست؟

پاسخ :


چرا خداوند ما را آفرید؟

1:



می خواستم بپرسم که در شب اول ازدواج(شب حجله) چه اقداماتی باید انجام داد؟ چگونه باید

حکم ازدواج موقت از دیدگاه فقهی میان فقهای شیعه و سنی متفاوت هست.


همسرم نذر کرده شب عاشورا مقداری غذا به مردم بدهد و میزان مشخص نیست اگر پول این تعداد
فقهای شیعه اون را جزو ضروریات فقه می‌دانند - و فقیهی اون را انکار نمی‌کند - ‌بلکه امری مستحبی و مورد تاکید می‌دانند.


این روز ها شاهد جنایات رژیم غاصب صهیونیزم هستیم. فاجعه دردناک این جنایات از یک طرف و
در برابر این اکثریت قریب به اتفاق علمای اهل سنت با ازدواج موقت مخالفند و معتقدند این حکم در اواخر عمر پیامبراکرم(ص) منتفی شده هست.


متولد 1335 هستم و سنم از 50 سال گذشته نمی دانم که یائسه ام یا نه؟ مانند گذشته عادت ماهیانه
اما شیعه این حکم را تشریع شده در وقت پیامبر‌(ص) می‌داند و معتقد به انتفای اون نیست.


در مورد ارتباط دختر و پسر از طریق وبلاگ و اینکه هیچکدام نه صدای هم را می شنوند و نه تصویر
اهل شیعه انتفای این حکم را از سوی خلیفه دوم می‌دانند که اهل سنت هم به اون قائلند.


مگر درباره کفار نمی گوییم اگر کفرشان از روی جهالت و نادانی باشد و کوتاهی عمدی و شخصی
عمر بن خطاب خلیفه دوم دو متعه را حرام کرده، یکی تمتع در حج و دیگری متعه در نکاح.


آیا احکامی راجع به روابط دو همکار زن و مرد در محیط ادارات وجود دارد، اگر بله برایم بنویسید؟
اما روایات معتبره‌ای از ائمه ‌شیعه موجود هست که بر ازدواج موقت تاکید دارد و بعضا اون را ثواب دانسته‌اند، به‌گونه‌ای که شیعه تردیدی در اون ندارد.

ازدواج موقت از نظر فقه شیعه دارای ضوابط و شرایطی هست.

نفقه که در ازدواج دائم از واجبات هست در ازدواج موقت به عهده مرد برنامه نمی‌گیرد؛ حتی اگر مدت اون طولانی باشد و چگونگی و کیفیت پرداخت نفقه مبتنی بر توافق طرفین هست.

البته در نفقه اولاد، تفاوتی میان ازدواج موقت و دایم نیست، چراکه فرزند، متعلق به پدر هست و پدر موظف به تامین اوست.
ازدواج موقت درقران
دلیل روشن مشروع بودن متعه، آیه « 24 سوره نساء » هست: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنّ قآتوهُنّ أجُوُرَهُنّ فَرِیْضَهً؛ پس هرگاه، از اون زنان بهره مند شدید، مزد اونان را (که مهر معین هست) بپردازید.
الفاظ این آیه به روشنی گواه هست که در مورد ازدواج موقت وارد شده; زیرا:
اولاً: واژه «استمتاع» بکار رفته، که ظاهراً در مورد «نکاح موقت» هست.

اگر نکاح دائم منظور بود نیاز به قرینه داشت.
ثانیاً: لفظ «اُجُورَهُنَّ» به معنای «مزد اونان» بکار برده شده هست که گواه روشنی برمتعه هست; زیرا در مورد نکاح دائم کلماتی از قبیل «مهریه» و «صداق» بکار می رود.
ثالثاً: مفسّران شیعه و سنی بر اونند که آیه یاد شده، در مورد نکاح متعه نازل گردیده هست.
جلال الدین سیوطی در کتاب تفسیر «در المنثور» از ابن جریر و سدی نقل می کند که آیه فوق در مورد متعه هست.( دّرالمنثور، ج 2، ص 140، در ذیل آیه یاد شده)
هم چنین، ابوجعفر محمد بن جریر طبری در تفسیر خود، از سدی و مجاهد و ابن عباس نقل می کند که این آیه در مورد نکاح موقت هست.( جامع البیان فی تفسیر القراون، جزء 5، ص 9)
رابعاً: صاحبان صحاح و مسانید و جوامع روایی نیز این حقیقت را پذیرفته اند; به عنوان مثال مسلم بن حجاج در صحیح خود به نقل از جابر بن عبدالله و سلمه بن اکوع، روایت می کند که فرموده اند: «خرج علینا منادی رسول الله(علیه السلام) فقال انَّ رسول الله قد أذن لکم أن تستمتعوا; یعنی متعه النِّساء؛ منادی پیامبر به سوی ما آمد و فرمود: رسول خدا به شما اجازه هستمتاع (بهره مند شدن از زنها); یعنی نکاح متعه زنان را عنایت فرمود.».(صحیح مسلم، جزء 4، ص 130، ط مصر)
ـ روایات صحاح و مسانید در این زمینه، بیش از اون هست که در این نوشتار بگنجد.

بنابراین، اصل تشریع متعه در صدر اسلام و درعصر پیامبرگرامی مورد پذیرش دانشمندان و مفسران اسلامی هست.(به عنوان نمونه مراجعه کنید: 1) صحیح بخاری، باب تمتّع، 2) مسند احمد، ج 4، ص 436 و ج 3 ص 356، 3) الموطّأ (مالک)،ج 2، ص 30، 4) سنن بیهقی، ج 7، ص 306، 5) تفسیر طبری، ج 5، ص 9، 6) نهایه ابن اثیر، ج 2، ص 249، 7) تاریخ ابن خلکان، ج 1، ص 359، 9) احکام القراون (جصاص)، ج 2، ص 178، 10) محاضرات راغب، ج 2، ص 94، 11) الجامع الکبیر (سیوطی)، ج 8، ص 293، 12) فتح الباری ابن حجر، ج 9، ص 141)
اینک، سؤال این هست: آیا مفاد آیه متعه منسوخ شده هست؟
شاید کمتر کسی پیدا شود که در مورد اصل مشروع بودن متعه در وقت رسول خدا تردید کند، سخن درباره بقا و منسوخ نشدن این حکم هست.
روایات و تاریخ اسلام، حاکی ازاون هست که عمل به این حکم الهی تا وقت خلافت خلیفه دوم در میان مسلمانان، رایج بوده و خلیفه، بنابر مصالحی از اون، نهی کرده هست.
مسلم بن حجاج، در صحیح خود، نقل می کند که ابن عباس و ابن زبیر، درباره متعه نسا و متعه حج، اختلاف نمودند، جابر بن عبدالله فرمود:
«فعلناهما مع رسول الله(صلی الله علیه وآله) ثمّ نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما، ما همراه با پیامبر(صلی الله علیه وآله) هر دو را انجام می دادیم، سپس عمر مارا از اون دو نهی کرد و از اون پس دیگر به اون دو نپرداختیم».( سنن بیهقی، ج 7، ص 206 و صحیح مسلم، ج 1، ص 395)
ـ جلال الدین سیوطی درتفسیر خود به نقل از عبدالرزاق و ابوداود و ابن جریر و اونها از «حکم» روایت می نمايند که از وی سؤال شد آیا این آیه «متعه» نسخ شده هست؟ فرمود نه، و علی(علیه السلام) فرمود:
«لولا انّ عمر نهی عن المتعه ما زنی الاّ شقیّ، اگر عمر از متعه جلوگیری نکرده بود، جز افراد شقاوتمند، کسی به زنا آلوده نمی شد.».(در المنثور، ج 2، ص 140، در ذیل آیه متعه)
ـ علی بن محمد قوشچی نیز گوید: عمر بن خطاب بر روی منبر فرمود:
«ایّها الناس ثلاث کنّ علی عهد رسول الله أنا أنهی عنهنّ و أحرّمهنّ و أعاقب علیهنّ و هی متعه النّساء و متعه الحجّ و حیّ علی خیر العمل، ای امت، سه چیز در وقت رسول خدا بود که من اونها را نهی و تحریم می کنم و اجرا کننده اونها را به مجازات می رسانم.

اونها عبارتند از «متعه زنان»، «متعه حج» و «حی علی خیر العمل»».( شرح تجرید قوشچی، مبحث امامت، ص 484)
ـ لازم به ذکر هست که روایت در این زمینه بیش از اون هست که در اینجا یادآور شویم.(برای آگاهی بیشتر، به مدارک و اسناد ذیل مراجعه فرمایید:
1) مسند احمد، ج 3، ص 356 و 363، 2) البیان و التّبیین (جاحظ)، ج 2، ص 223، 3) احکام القراون (جصاص)، ج 1، ص 342، 4) تفسیر قرطبی، ج 2، ص 370، 5) المبسوط (سرخسی حنفی)، کتاب الحج، باب القراون، 6) زاد المعاد (ابن قیّم)، ج 1، ص 444، 7) کنزالعمال، ج 8، ص 293، 8) مسند ابی داوود طیالسی، ص 247، 9) تاریخ طبری، ج 5، ص 32، 10) المستبین (طبری)، 11) تفسیر رازی، ج 3، ص 202 ـ 200، 12) تفسیر ابوحیّان، ج 3، ص 21)
بنابراین، متعه در وقت پیامبر (ص) و خلیفه ی اول و تا اواسط حکومت خلیفه ی دوم در شرع مقدس اسلام بوده ( و همچنان هم هست )، اما خلیفه ی دوم به بنا به دلایلی ، اونرا حرام فراخوان نمود! درحالی که متعه حکم قرانی هست وحکم قراون تا ابد پابرجاست مگر اینکه در خود قراون نسخ شود! و حلال پیامبر(ص) تا قیامت حلال و حرام پیامبر(ص) تا قیامت حرام هست.

خلیفه دوم نمی تواند احکام الهی را نسخ کند.
در تفسیر فخر رازى آمده هست: روایت شده که عمر بر منبرفرمود: دو متعه در وقت پیامبرصلى الله علیه وآله مشروع بوده هست که من از هر دوى‏اونها بازمى دارم؛ متعه حج ومتعه زنان.
فخر رازى مى‏افزاید: این از سوى او تصریحى هست بر اون که متعه‏نکاح در وقت پیامبرصلى الله علیه وآله موجود بوده هست واین سخن عمر: )من ازاون دو باز مى‏دارم( دلالت بر اون دارد که پیامبر اون را نسخ نکرده هست‏واین عمر بوده که به نسخ اون پرداخته هست.

حال که این ثابت شدمى‏گوییم چنین کلامى دلالت بر اون دارد که متعه در وقت پیامبرصلى الله علیه وآله‏ثابت بوده ونسخ نشد مگر به وسیله عمر، وهرگاه این ثابت تلقى شودباید که منسوخ به شمار نیاید، زیرا اونچه در وقت پیامبرصلى الله علیه وآله ثابت بوده‏وشخص پیامبر اون را نسخ نکرده نمى‏تواند با نسخ عمر منسوخ‏دانسته شود، واین همان برهانى هست که عمران بن حصین به اون‏استشهاد کرد وفرمود: خداوند درباره متعه آیه‏اى فرو فرستاد واون را باآیه دیگرى نسخ نکرد، وپیامبر ما را بدان خواند واز اون باز نداشت،سپس مردى هرچه خواست، طبق نظر خودش فرمود: )یعنى عمر ازاون نهى کرد.(تفسیر رازی، ج 3، ص 201، 8)
تفاوت عقد موقت باروابط جنسی آزاد
عقد متعه سامان دادنى هست در جهت اشباع غریزه جنسى درچهار چوب شریعت درخشان اسلامى وبا نظارت جامعه وقانون ودرچهار چوب پیمانى هستوار عقد که دو طرف را به پذیرش شرایط واجب قانونى ونیز شرایط فردى مورد نظر، ملزم مى‏کند وبا فحشا وروابط جنسی تفاوت های پايه ی دارد که به برخی از اون ها اشاره می گردد:
1.

صیغه موقّت یک نوع ازدواج هست؛ همان طور که ازدواج دائم نوع دیگرى از ازدواج هست و هر دو شرایط و احکام خاص خود را دارد که از جمله اون ذکر صیغه عقد، مهریه و مدت هست.

اما زنا بدون توجه به این شرایط (مثل نمطالعهصیغه عقد) کارى صورت مى‏گیرد.
2.

در ازدواج موقّت نسبت به دختر باکره، اجازه پدر و یا جد پدرى او لازم هست؛ در نتیجه این کار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏کارى‏ها صورت مى‏پذیرد.


3.

در ازدواج موقت، زن باید سپس تمام شدن مدت عقد، عده( ومدت عده بستگی به موارد خاص دارد و حداقل از دو ماه کمتر نیست) نگه داردیعنی سپس هر صیغه موقت باید مدت نسبتا تقریبا طولانی را از صیغه شدن خودداری کند ؛ ولى در زنا این قانون وجود ندارد.
5.

در ازدواج موقت، مرد مسئولیت‏پذیر هست و توابع این ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذیرد؛ در حالى که در عمل نامشروع این امر وجود ندارد.
6.

در ازدواج موقت «روابط» برپايه «ضوابط» شکل مى‏گیرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏مند و قانونى، جواب داده مى‏شود، در حالى که در زنا ضابطه‏اى وجود ندارد و غیرقانونى هست.
7.

اعتبار زن در زنا از بین می رودواو به موجودی بی ارزش ودر دسترس تبدیل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرایط خاص را دارد که این شرایط موجب آبرومندی زن می گردد
8.

در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آید ولی در صیغه فرزند حلال زاده هست
9.

در زنا فرزندی اگر متولد شد والدین مسئولیت تربیت او را عهده دار نمی شود مگر اینکه او را نیز وسیله ای برای شهوت های بعدی خود برنامه دهند درحالی که فرزند حاصل از صیغه در خانواده ای پاک قابل تربیت هست
10.

احتمال بیمار بودن فرزند حاصل از زنا بیشتر از صیغه هست
11.

در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل میان انسان وخداوند از بین می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون این عمل مطابق با قوانین الهی هست این خطر وجود ندارد
12.

صیغه چون محدودیت هائی دارد باعث جلوگیری از هم پاشیدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنیان خانواده را متزلزل می کند
بدین ترتیب متعه با فحشا تفاوت مى‏یابد که تنها کار فحشاء برآوردن نیاز جنسى هست بدون هیچ گونه التزامى نسبت به وظایف‏مترتب بر اون که مهمترین اون، سرنوشت نسل هست کما اینکه دوستى میان دخترها وپسرهاى‏جوان که معمولاً در حاشیه زندگى، اون هم به صورت پنهان صورت‏مى‏پذیرد( با ازدواج متعه، تفاوت ریشه‏اى دارد، زیرا رفیق بازى به‏هیچ روى تابع قانونى نیست که زیر نظر نظام اجتماعى باشد و دوطرف بدان متعهّد باشند، همچون دوستیهاى دیگر، وبه همین‏سبب، به دلیل در پى داشتن مفاسد بزرگ اجتماعى، دوستى درزمینه امور جنسى مردود هست.«درست هست که در مسئله فحشا و متعه هر دوی این ها در برابر پرداختن مبلغی تن خود را عرضه می نمايند .

اما ازدواج موقت تنها با فرمودن دو جمله تمام نمی شود.

بلکه همانند ازدواج دائم مقرراتی دارد .
در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودن اونها در برابر خداوند هست ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار هست.

ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده هست ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس.

کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود .
شرایطی را که اینک یادآور می شویم در نکاح «متعه» بسان «ازدواج دائم» معتبر هست:
1 ـ زن و مرد باید مانع شرعی در ازدواج; از قبیل نسب و سبب و دیگر موانع شرعی، نداشته باشند و گرنه عقد اونان باطل هست.
2 ـ مهریه مورد رضایت طرفین باید در عقد ذکر شود.
3 ـ مدت ازدواج معین باشد.
4 ـ عقد شرعی اجرا گردد.
5 ـ فرزندی که از اونان متولد می شود، فرزند مشروع اونان هست.


همانگونه که برای فرزندان متولد شده موسسه مالياح دائم، شناسنامه گرفته می شود، باید برای فرزندی که درنتیجه نکاح موقت متولد می گردد، شناسنامه اخذ گرددو دراین مورد نیز تفاوتی بین عقدا دائم و موقت وجود ندارد.
6 ـ نفقه فرزندان، بر پدر هست و اولاد از پدر و مادر ارث می برند.
7 ـ اونگاه که مدت ازدواج به پایان رسید، اگر زن در حد یائسه نباشد، باید عده شرعی نگه دارد و اگر در اثنای عده روشن شود که باردار هست، باید از هر نوع ازدواج خودداری کند تا وضع حمل نماید.
همچنین، سایر احکام ازدواج دائم باید درمورد متعه رعایت شود تنها تفاوت این هست که چون ازدواج متعه برای رفع ضرورت ها تشریع شده هست، هزینه زن بر عهده شوهر نیست و در صورتی که زن به هنگام عقد، شرط میراث ننماید، از شوهر خود ارث نمی برد.

و روشن هست که این دو تفاوت، تأثیری درماهیت نکاح ندارند.
فلسفه ازدواج موقت
همگی معتقدیم که آیین اسلام، شریعت جاودانی و خاتم هست که پاسخگوی تمام نیازها می باشد.

اینک می گوییم جوانی که به منظور ادامه تحصیلات خود باید سالهای متمادی در یک کشور و یا شهر غریب به سر ببرد و به علت امکانات محدود، نمی تواند به ازدواج دائم دست یابد، در برابر خود سه راه مشاهده می کند که باید یکی از اونها را انتخاب کند:
الف ـ به همان حالت عزب باقی بماند.
ب ـ در منجلاب فحشا و آلودگی ها سقوط کند.
ج ـ در چهارچوب شرایط یاد شده، با زنی که ازدواج او شرعاً جایز هست، برای مدت معینی ازدواج نماید.
در مورد صورت نخست باید فرمود که غالباً با شکست روبرو می شود، هر چند افراد انگشت شماری می توانند قید هر نوع عمل جنسی را بزنند و استقامت
و بردباری پیشه سازند ولی این روش، برای همه قابل اجرا نیست.
فرجام کسانی که راه دوم را برگزینند نیز تباهی و بیچارگی هست و از دیدگاه اسلام عملی هست حرام.

و اندیشه تجویز اون به بهانه ضرورت، نوعی گمراهی فکری و کج اندیشی می باشد.
بنابراین، تنها راهِ سوم متعین می شود که اسلام اون را پیشنهاد نموده و در وقت پیامبر نیز به اون عمل می شد و بعدها مورد اختلاف واقع گردید.
دراینجا از یادآوری یک نکته ناگزیریم و اون این که: کسانی که از نکاح متعه هراس دارند و اون را نامشروع می پندارند، باید توجه داشته باشند که همه فقها و محققان اسلامی، نظیر اون را ازنظر معنا، در عقد دائم پذیرفته اند، و اون این که زوجین، عقد دائم ببندند ولی نیت هر دو اون باشد که سپس یک سال و یا کمتر و بیشتر، به وسیله طلاق از هم جدا گردند.
روشن هست که چنین پیوندی، به حسب ظاهر دائمی و در حقیقت موقت هست و تفاوتی که این گونه نکاح دائم بامتعه دارد این هست که متعه، در ظاهر و باطن، محدود و موقت هست ولی این نوع ازدواج دائم، به ظاهر پیوسته و همیشگی و در باطن محدود می باشد.
کسانی که این نوع از ازدواج دائم را، که مورد پذیرش همه فقهای اسلامی هست، تجویز می نمايند، چگونه از تشریع و تجویز نکاح متعه بر خود بیم وهراس راه می دهند؟
پس فلسفه ورازجوازمتعه از اون روست که غریزه جنسى از نیرومندترین غریزه‏هاست‏وخداوند سبحان اون را چنین برنامه داده هست تا پیوندهاى میان زن‏ومرد محکم واستوار گردد، واستمرار همیارى اونها در ساختن خانواده‏ورویارویى بادشواریهاى زندگى، ضمانت یابد وزیر ساز کوچک‏جامعه به سامان رسد.

پس اگر اجازه داده شود این غریزه از اختیارقانون ونظارت جامعه خارج گردد، نه تنها در هستوار کردن پیوندهاسودى نخواهد داشت، بلکه موجب گسستن ساختار متین خانواده‏نیز مى‏گردد.
رفیقه بازى همچون عمل زشت فحشا، پیوندى هست از دیدگاه‏قانون نابسامان، در حالى که ازدواج دائم یا موقت پیمانى هست میان‏دو شخص که قانون اون را زیر نظر دارد، وجامعه بر روى اون محاسبه‏ونظارت دارد.

البته :« این یک قانون کلی هست که اگر به غرائز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخی داده نشود برای اشباع اون ها متوجه راه های انحرافی خواهد شد.

این یک حقیقت آشکار هست که نمی توان جلوی غرائز طبیعی را گرفت.

این موضوع قابل انکار نیست که غریزه جنسی یکی از مهمترین و نیرومندترین احساس های آدمی هست.

اکنون این سئوال پیش می آید که در بسیاری از شرایط و محیط ها افراد فراوانی هستند که در شرایطی برنامه دارند که قادر به ازدواج دائم نیستند یا افراد متاهل در مسافرت های طولانی که با عدم ارضای غریزه جنسی خود رو به رو هستند.

آیا باید این غرائز را سرکوب کرد.

یا این که اون ها را در مقابل بی بند و باری های جنسی گذاشت.

در این وقت هست که راه سوم توسط فقهای شیعه پیشنهاد شده هست که به تعبیر اون ها نه مشکلات ازدواج دائم را دارد نه باعث فساد می شود.

»(جلد سوم تفسیر نمونه صفحه 341 )
رواج نوع خاصی از ازدواج و ارتباط جنسی مردان عرب که از سوی برخی مقامات سعودی «ازدواج های سریع گردشگری» (الزواج السیاحی السریع)، نامیده می شود، در حال تبدیل به یک معضل هست خودحاکی ازضرورت ازدواج موقت هست.


به نقل فرارو و به نقل از العربیه، رئیس یک ساوقت خیریه سعودی به نام حفظ و کمک به خانواده های عربی خارج از کشور فرمود هزینه ای که گردشگران سعودی برای «ازدواج های سریع گردشگری» خود در هفت کشور عربی و شرق آسیا در طول 36 ماه پرداخت کرده اند، بالغ بر 100 میلیون ریال سعودی برای ده هزار ازدواج بوده هست.

این مبلغ خرج مهریه و هدیه و مسکن و غذا شده هست.

عبد الله حمود در این رابطه می گوید: در حجاز سعودی، همچون بسیاری از کشورهای مسلمان غیر شیعه، «متعه» یا ازدواج موقت غیرقانونی و غیر شرعی شناخته می شود، اما زمزمه هایی مبنی بر لزوم صدور فتاوایی برای شرعی فراخوان نمودن این نوع «ازدواج های گردشگری» آغاز شده هست.

وی به به دلایلی اشاره کرده هست که در فرودگاه ها و هتل ها و مراکز تفریحی کشورهای خارجی در کمین مردان عرب هستند و بعضا خدمتکاران و حتی روسپیان را برای ازدواج به مردان عرب معرفی می نمايند.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 04:08 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 64 user ratings 1114 reviews