با توجه به آیه « یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی» و با توجه به اینکه امامان(ع)


با توجه به آیه « یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی» و با توجه به اینکه امامان(ع)




    با توجه به آیه « یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی» و با توجه به اینکه امامان(ع) ما تا حضرت ابراهیم(ع) از اصلاب شامخه و ارحام مطهره بودند، چگونه پسر نوح علیه السلام عمل غیرصالح از کار درآمد و پسران یعقوب علیه السلام ناخلف شدند؟ آیا تربیت پیامبران ایراد داشت؟ خدا که کسی را گمراه نمی کند، زمینه انحراف در امثال اینان از کجا بود؟!

پاسخ :


چرا تعداد امامان 12تا است چرا 5 یا 6 تا نیست البته این سوال را از این باب می پرسم که هیچ

1:



آیا همراه داشتن جا کلیدی که حاوی کلمه جلاله الله است در دستشویی اشکال دارد؟

همچنانکه اشاره کرده اید از نظر قراون فرزند نوح به جهت اعمال ناپسندش نجات نیافت و غرق شد: «انه لیس من اهلک انه عمل غیرصالح .


حضرت علی(ع) در نهج البلاغه فرموده اند که در مورد قضا و قدر الهی پرسش نکنید. لطفا این سخن
«هود/46» و بی تردید یکی از شرایط مهم انحراف پسر نوح دوستان او بوده اند.

می خواستم بدانم در قرآن کریم چند بار کلمه روز و شب تکرارشده است؟
دوستى گاهى اونقدر افراد را به هم نزدیک مى‏نماید که دیگران قدرت تمیز و تفکیک میان اونها را از دست مى‏دهند.

بعضی از اقوام من پاستور بازی می کنند اما شکل قمار نداره یعنی بر سر چیزی نیست اونا معتقدند
تأثیر دوست بر دوست نیز ناگهانى و ملموس نیست تا به راحتى بتوان نیک و بد اون را بازشناخت.


شرط رسیدن به رحمت الهی در چیست؟
تأثیر دوستى بسیار تدریجى، اندک‏اندک و پنهان هست به همین دلیل کسانى که از طریق دوستى منحرف مى‏شوند، گاهى هرگز متوجه انحراف خود نمى‏گردند.

علت تفاوت زن و مرد از نظر حقوقی ( ارثیه، دیه) چیست؟ من قرآن را هم مطالعه کرده ام که در
به طور کلی سه دسته شرایط هستند که در شکل گیری شخصیت انسان نقش قابل توجهی دارند یکی شرایط وراثتی و دیگری شرایط محیطی , و مهمتر از شرایط محیطی و وراثتی افعال اختیاری , اراده و به عبارتی دیگر خود انسان هست که در شکل گیری شخصیت خود نقش پايه ی دارد برای روشن شدن مطلب بطور اجمال تأثیر عواملی که به اونها اشاره شد مورد بررسی برنامه می دهیم:

منظور از انفاق که در قرآن آمده چیست؟ لطفا فرق انفاق و صدقه و زکات را برایم توضیح دهید.
الف .

نقش شرایط وراثتی:
از هنگامی که نطفه منعقد می شود یعنی اسپرماتوزئید با تخمک (اووم ) ترکیب می شوند بسیاری از صفات ارثی از طریق ژنها از والدین و اجداد گذشته منتقل می شوند از جمله ی این ویژگیهایی که از همان ابتدا تعیین می شود جنسیت یعنی مرد یا زن بودن هست به دنبال اون ویژگی های دیگری مانند رنگ پوست , قد, قیافه , رنگ موها از جمله اموری هست که تحت تأثیر ژنها و شرایط وراثتی هست البته شرایط محیطی نیز در میزان این تأثیرپذیری از والدین نقش دارد گاهی اوقات شرایط محیطی ممکن هست زمینه ی تأثیرپذیری را بیشتر فراهم کند در نتیجه فرزندی خیلی شبیه به والدین باشد و گاهی اوقات نیز برعکس خواهد شد یعنی شرایط محیطی و شرایط زندگی زمینه ی این تأثیرپذیری را به حداقل می رساند و فرزندان شباهت کمتری به والدین دارند.

طبیعی هست که این تأثیراتی که فرزند از والدین پذیرفته در شکل گیری شخصیت او نقش دارد البته نه به صورت صد در صد یعنی این تأثیرات زمینه ی بوجود آمدن بعضی ویژگیها را در انسان بیشتر فراهم می کند و هرگز به معنای این نست که سرنوشت انسان فقط و فقط به این تأثیرات وراثتی گره خورده باشد.
ب .

تأثیر شرایط محیطی:
شکی نیست که شرایط محیطی مانند محیط جغرافیایی , آب و هوا, تغذیه و همچنین عواملی مانند خانه و مدرسه , کوچه , معلم , دوست , آداب و رسوم اجتماعی , عقاید حاکم بر خانواده و جامعه , مسائل اجتماعی , فرهنگی , اقتصادی و حتی سیاسی از جمله شرایط محیطی هستند که در شکل گیری شخصیت انسان تأثیر دارند مثلا دوست اونقدر تأثیر دارد که بسیاری از افراد گمراه در روز قیامت با ندامت و پشیمانی می گویند ای کاش با فلان کس دوست نشده بودم چه اینکه سرنوشت مرا با افکار و رفتارش تحت تأثیر برنامه داد و به همین ترتیب سایر مواردی که ذکر شد همه ی اینها در رفتار افکار و عقاید و شخصیت انسان مؤثر هستند.
ج .

نقش خود انسان :
گرچه شرایط محیطی و وراثتی و تعامل اونها با یکدیگر نقش بسیار چشمگیری می تواند بر رفتار و افکار و شخصیت انسان داشته باشد ولی اراده و اختیار انسان نقشی عظیم در رقم خوردن سرنوشت وی ایفا می کند از این روست که خداوند متعال در قراون کریم می فرماید: «...

تخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی؛ زنده را از مرده بیرون می آوری و مرده را از زنده خارج می کنی» (آل عمران، آیه 27).

علامه طباطبایی در ذیل آیه ی فوق می فرمایند: «منظور از بیرون کردن زنده از مرده و به عکس، به وجود آوردن مؤمن از صلب پدر کافر و بیرون آوردن کافر از صلب مؤمن هست» (طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج 3، ص 136، انتشارات اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم).


به بیان فلسفی میتوان فرمود در تریت صحیح دو عامل باید فراهم باشد یکی تام بودن فاعلیت فاعل ودیگر تام بودن قابلیت قابل؛ یعنی هستعدادوزمینه پذیرش در تربیت پذیر بسیار حایزاهمیت هست.


مشکل تربیت ناپذیری در بسیاری موارد به عدم قابلیت متربی برمیگردد نه نقصان مربی.
از این گذشته خداوند با ایجاد این نمونه ها به انسان می خواهد بفهماند که سخن اصلی را در اصلاح و تربیت انسان اراده و اختیار خود انسان می زند، ممکن هست فردی فرزند پیغمبر و امام باشد و از حلال ترین غذاها هستفاده کند و...

با این حال با اراده خود و با تأثیر پذیری از محیط و دوستان ناباب منحرف گردد.

برعکس اون را نیز در تاریخ داریم، موسی در خانه فرعون بزرگ شده و بر علیه او قیام می کند همسر فرعون در محیط کاخ فرعونی به سر می برد.

ایمان و شهادت در راه خدا را انتخاب می کند.

محمد بن ابی بکر، فرزند خلیفه اول از شیعیان خالص علی(ع) می شود، و معاویه دوم پسر یزید، متمایل به اهل بیت شده، بر علیه روش پدر قیام می کند.

تمام موارد فوق و غیر اونها، نشان از این دارد که حرف اصلی را در تربیت ها و انتخاب رفتار و اعمال و اراده خود انسان می زند، نه خانواده و محیط، هر چند اون دو نقش بسزایی دارند، به اصطلاح علمی خانواده و محیط شرط و زمینه ساز تربیت صحیح هست نه «علت تامه» و سبب اصلی.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 12:49 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


70 out of 100 based on 50 user ratings 250 reviews