چرا( الرجال قوامون علی النساء)؟


چرا( الرجال قوامون علی النساء)؟




    چرا( الرجال قوامون علی النساء)؟

پاسخ :


می خواستم بدانم که آیا تیغ زدن صورت ضرری دارد یا خیر؟ لطفا کمی در این رابطه من را راهنمایی

1:



آیا شغلهایی مانند جراحی بیماران در بیمارستان و یا شغل قصابی برای آدم قساوت قلب می آورد؟

نخست باید دانست اونچه در اسلام توصیه شده مهربانی و لطف در میان اعضا خانواده هست و در آیات و روایات درباره خوش اخلاقی و رسیدگی مردان نسبت به خانواده سفارشات بسیاری شده هست.


آیا به شهدای جنگ جایزیم، بگوییم بابی انت و امی؟
سیره خود پیامبر(ص) و امامان(ع) و بزرگان ما همگی نیکی و محبت به همسر و فرزندان بوده هست و برای مردانی که بداخلاقی دارند مجازات فشار قبر برنامه داده شده هست.


آیا غیبت گروهی مثلا بگوییم مهندسین برق فلانند، جایز است؟ این غیبته؟


آیا به گدایانی که درب خانه می آیند باید کمک کرد؟ ثواب دارد؟ گدایانی که آدم را در خیابان
جهت توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:

قضیه عنیرب چیست؟ می گویند زنی بوده که یزید می خواسته با او ازدواج کند ولی امام حسین(ع)
درباره آیه شریفه «الرجال قوامون علی النساء» باید معنای اون را به درستی فهم نمود.


«لا اله الا الله بعدد السنین و الحساب» یعنی چه؟ آیا لااله الله دارای شماره و تعداد است؟
در این رابطه باید ابتدا درک درستی از (قوام ) بودن مرد و دایره شمول اون داشت , تا بتوان به دلیل و فلسفه اون راه یافت .


چرا شرکتهای هرمی را حرام کرده اند؟ اشکال این شرکتها از نظر احکام دینی چیست؟
بنابراین در اینجا سه نکته باید روشن شود: معنا, گستره و حکمت .
الف ) در رابطه با معنای کلمه (قوام) آمده هست : «القوام من القیام و هو اداره المعاش; یعنی , (قوام) مشتق شده از (قیام) و اون به معنای اداره امور زندگی هست».

(تفسیر المیزان , ج 4, ص 215)
ب ) گستره این حکم محدود به روابط خانوادگی هست .

به عبارت دیگر این آیه , بیانگر برتری مطلق مرد نسبت به زن نیست و تنها مسؤولیت مرد در سرپرستی کانون خانواده را بیان نموده و به دنبال اون , به برخی از توابع این مسؤولیت (مانند لزوم تأمین نیازهای اقتصادی خانواده ) اشاره می کند.


ج ) فلسفه این حکم اون هست که به طور طبیعی مرد, توانایی بهتری برای اداره خانواده و تأمین نیازمندی های اون دارد.
از طرف دیگر زن نیازمند محیطی امن همراه با آسایش کافی هست تا در پرتو اون , بتواند به انجام وظایف دیگری که در نظام آفرینش بر عهده او برنامه داده شده هست (مانند حمل , رشد و تربیت فرزند و...) بپردازد.

بنابراین ریاست و مسؤولیت مرد و در راستای اون تلاش برای اداره و تأمین نیازهای خانواده , نه تنها امری شرعی ; بلکه حقیقتی تکوینی و متناسب با نظام خلقت زن و مرد هست .

آیه فوق پس از اونکه فراخوان می دارد قوام زندگی زن یعنی مسؤولیت اداره و تأمین نیازهای او بر عهده مرد هست , دستوراتی را در رابطه با چگونگی برخورد با برخی از مشکلات احتمالی در روابط زوجین بیان می دارد.

در این رابطه نکاتی چند شایان توجه هست :
1- دستورات صادره در این آیه در مورد نشوز هست و نشوز اون هست که زن در مقابل تکالیف اختصاصی اش یعنی تمکین در نزدیکی و آمیزش جنسی بدون هیچ عذر موجهی سرپیچی نماید.

جالب این هست که اگر زنی از انجام کارهای خانه , بچه داری و ...

سر باز زند شارع مقدس هیچ حقی برای مرد در برابر اون برنامه نداده و لذا مرد نمی تواند در این موارد واکنش نشان دهد.

بنابراین آیه فوق در رابطه با بسیاری از مسائل اختلافی زوجین ساکت هست و هیچ حقی برای مرد در برابر اون برنامه نداده و لذا مرد نمی تواند در این موارد واکنشی نشان دهد.

و هیچ حقی برای مرد جز در دو مورد فوق که زن با پیمان ازدواج تعهد به اونها را ملتزم شده صادر نکرده هست.
2- «نشوز» مسلما امری برخلاف حقوق مرد هست و برای مقابله با اون بهترین راه این هست که قبل از مراجعه به دیگران مشکل را در داخل خانه حل نمود, ولی اگر چنین چیزی میسر نبود اونگاه نوبت به خارج از منزل و دخالت دادن دیگران می رسد که در آیه بعد سالمترین راه اون عنوان شده هست .


3- حل مسأله نشوز در داخل خانه نیز به اشکال مختلفی انجام پذیر هست و جالب این هست که خداوند از ملایمترین راه ها شروع نموده و در صورت تأثیر گذاری اون مراتب بالاتر را اجازه نداده هست .

لذا در مرتبه اول سفارش به پند و اندرز نموده هست .

چنین روشی حکیمانه ترین شیوه در حل مشکلات زوجین هست .

لیکن اگر زنی در برابر اندرزها و نصایح شوهر سر تسلیم فرود نیاورد و همچنان بر تخلف از حقوق زوج پایداری ورزید چه باید کرد؟ در اینجا نیز خداوند راه دومی را پیشنهاد نموده هست که از حد برخورد منفی عاطفی بالاتر نمی رود و اون خودداری از همبستر شدن با وی می باشد.

در اینجا نیز اگر مشکل حل شد دیگر کسی حق پیمودن راه سوم را ندارد, امأ اگر زن در چنین وضعیتی نیز سرسختی نشان داده و حاضر به تأمین حقوق طرف مقابل نگردید چه باید کرد؟ در اینجا چند راه قابل تصویر هست :
الف ) مرد حقوق خود را نادیده انگارد و در مقابل نشوز زن به کلی ساکت شود, هر چند سالیان دراز این برنامه ادامه یابد.

چنین چیزی برپايه هیچ منطقی قابل الزام نیست و اختصاص به مرد هم ندارد, یعنی در هیچیک از نظامهای حقوقی جهان نمی توان به صاحب حقی الزام کرد که در برابر حقوق خود ساکت شود و دم نزند, یعنی از نظر اخلاقی , اونهم در موارد خاصی می توان چنین توصیه ای نمود ولی نباید بین مسأله حقوقی و اخلاقی خلط کرد.

از طرف دیگر نشوز زن اقسامی دارد که برخی از اونها مسلما به زیان خود او هم تمام می شود و بر مرد لازم هست که به عنوان مدیر کانون خانواده کنترل هدایتگرانه و سازنده بر رفتار زن داشته باشد.
ب ) راه دیگر اون هست که مرد از هر طریق ممکن هستیفای حقوق نماید.

چنین چیزی را هرگز شارع اجازه نمی دهد و برای هستیفای حق روشهای معینی وضع نموده هست , زیرا در غیر اینصورت ممکن هست به زن ستم شود و انواع مفاسد و مظالم دیگر به بار آید.


ج ) راه دیگر اون هست که مرد با مراجعه به دیگران اعم از مراجع قضایی یا افراد ذی نفوذ دیگر حقوق خود را هستیفا کند, چنین چیزی اگر چه ممکن هست حق مرد را تأمین کند ولی هنوز با امکان حل مشکل در داخل خانه بهتر هست مسأله به بیرون کشیده نشود.

زیرا ابراز خارجی مسائل داخل خانه آسیب های فراوانی برای خانواده به بار می آورد که در اینجا جای ذکر اون نیست , لذا خداوند حکیم حل خارجی را به عنوان آخرین راه ممکن پیشنهاد می نماید.
د) راه دیگر اون هست که مرد اندکی قاطعانه تر از برخورد منفی عاطفی فوق برخورد نماید.

لذا قراون مجید به عنوان آخرین راه حل ممکن در داخل خانه مسأله (ضرب) را مطرح نموده هست .

البته این مسأله نیز حدودی دارد که هرگز با اونچه در اذهان عمومی یا تبلیغات مسموم مطرح می شود, سازگاری ندارد.
در رابطه با حد و چگونگی زدن , علامه مجلسی (ره ) در بحار الانوار , ج 104 , ص 58 روایتی از فقه الرضا(ع) نقل نموده هست که «...والضرب بالسواک و شهبه ضربا رفیقا; زدن باید با وسایلی مانند مسواک و امثال اون باشد, اونهم با مدارا و ملایمت».
ظاهر روایت فوق به خوبی نشان می دهد که (ضرب) باید در پایین ترین حد ممکن باشد و هرگز نباید اندک آسیبی بر بدن وارد کند.

وسیله ای که در این روایت اشاره شده چوبی بسیار نازک مانند سیگار، مسواک و سبک و کم ضربه ای هست .

نکته دیگری که از آیه شریفه به دست می آید این هست که دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نباید به اون مداومت بخشید, زیرا به دنبال این عمل دو واکنش احتمال می رود: یکی اون که زن به حقوق مرد وفادار شود, در اینصورت قراون می فرماید: «فان اطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا ; اگر به اطاعت درآمدند بر اونها ستم روا مدارید».

یعنی , اگر زن در برابر حقوقی که بر اون پیمان بسته هست تسلیم شد دیگر مقابله با وی ظلم و تجاوز هست.
واکنش دیگر اون هست که همچنان سرسختی نشان دهد و کانون خانواده را گرفتار تزلزل و بی ثباتی نماید, در این رابطه در آیه بعد فرموده هست : «و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما ان الله کان علیما خبیرا ; اگر خوف گسست در بین اون دو یافتید, پس حکمی از ناحیه مرد و حکمی از بستگان زن برگزینید, اگر از پی اون خواستار صلاح باشند خداوند بین اونان وفاق ایجاد خواهد کرد, همانا خداوند دانا و آگاه هست».


نکته جالب توجه این هست که قراون مجید در آخرین مرحله گشودن گره را به دست نزدیکان و بستگان برنامه می دهد تا مسأله با سلامت هر چه بیشتر روال خود را طی کند و برای اینکه حقی از هیچیک از طرفین زایل نشود و تبعیضی رخ ننماید فرموده هست که از هر جانب حکمی برگزیده شود و با رعایت حقوق و مصالح طرفین مشکل را برطرف نمایند.
خلاصه در این حکم شرایط زیر دیده می شود:
1.

اختصاص به مورد سرپیچی زن از تکلیف خود و حقوق مسلم مرد دارد, حقوقی که با پیمان ازدواج , زن وفاداری خود نسبت به اون را متعهد شده هست .


2.

در راستای حل مشکل در داخل خانه و خودداری از بروز اون در خارج از منزل وضع شده .


3.

سومین مرحله حل اختلاف در خانه هست و بدون گذر از مراحل پیشین روا نیست .
4.

حد اون نازلترین مرتبه ضرب هست و نباید موجب کمترین آسیبی بر بدن زن شود.
5.

موقتی هست و چه دارای نتیجه مثبت و چه منفی باشد باید به زودی از اون دست کشید.

نکته دیگری که شایان ذکر هست این هست که پايه ا دیدگاه شارع نسبت به زدن همسر نگرشی منفی هست و نصوص زیادی در نهی از این عمل وارد شده هست .

این روایات همه در وقتی بیان شده که خشونت علیه زنان از توهین و فحاشی تا ضرب و جرح و حتی قتل را شامل می شد, و اسلام اونها را تحریم و مستوجب مجازات فقهی و قضایی در دنیا و عذاب آخرت دانست .

برخی از این روایات عبارتند از:
1- پیامبر(ص ) فرمود: «من در شفرمودم از کسی که زن خود را می زند, در حالی که خودش برای کتک خوردن, سزاوارتر هست.

زنانتان را مزنید که قصاص دارد».
2- و نیز فرمود: «زنان بر مرد کریم, غالب می شوند و مرد لئیم, بر زنان مسلط می گردد.

من دوست دارم کریم مغلوب باشم نه لئیم غالب».
3- از امام صادق (ع) از پدرش روایت شده که فرمود: «وقتی با زنی ازدواج می کنید, احترامش کنید.

زن مایه آرامش شما هست.

زنان را آزار ندهید و حقوق اونان را ضایع نکنید».
4- پیامبر(ص) فرمود: «هر مردی که بر بد اخلاقی همسرش استقامت کند, خدا اجر داوود (ع) را به او می دهد و به هر زنی که بر بداخلاقی مردش استقامت کند, همچون اجر آسیه را که با فرعون, کنار آمد, عطا می کند».
5- حضرت محمد(ص ) فرمود: «زنان را نزنید و تقبیح مکنید».


6- حضرت علی (ع ) فرمود: «در هر حال با زنت مدارا کن و با او به نیکی رفتار نمای تا زندگی لبریز از صفا و صمیمیت باشد».
7- آخرین چیزی که به وقت وفات , از رسول خدا (ص ) شنیدند - که در زیر زبان همی فرمود - سه سخن بود: «نماز بر پا دارید و مراقب حقوق بردگان باشید و ستم نکنید.

و الله الله در حدیث زنان , که در دست شمایند.

با زنانتان , نیکو زندگی کنید و حریم اونان را نگاه دارید».


8- و رسول خدا(ص), خشم و توهین زنان را تحمل می کرد.

روزی زن عمر جواب وی به خشم, باز داد.

عمر فرمود: «یالکعا؛ جواب باز می دهی؟ فرمود: آری که رسول (ص) از تو بهتر هست, زیرا زنان, وی را جواب باز می دهند و او تحمل می کند».


9- یک روز, زنی به خشم , دست فراسینه رسول خدا(ص) زد.

مادر وی با وی درشتی کرد که : چرا کردی؟ رسول خدا فرمود : بگذار بیش از این نیز نمايند و من درگذرم.

(احادیث به نقل از بولتن اندیشه , ویژه زن , ص 350)
نکته ای که لازم هست در پایان به اون اشاره کنیم این که اصولا در بررسی یک کتاب بویژه کتب مهم نبایستی تنها با دیدن یک آیه در موردی به قضاوت نشست .

حال اگر اون کتاب کتاب آسمانی باشد موضوع اهمیت فوق العاده تری پیدا می کند.

وقتی می توان درباره نگاه قراون به زن و مرد سخن فرمود که مجموعه آیات در این زمنیه دیده شود نه این که - کلوا و اشربوا در گوش کرد و لا تسرفوا را فراموش کرد.

بنابراین وقتی می توان دیدگاه در این زمینه ارائه داد که به مجموع آیات قراون نظر شود.

ثانیا: قراون برای خود مفسر و مبین تعریف کرده هست: «و انزلنا الیک الذکر لیتبین للناس مانزل الیهم ; و ما قراون را بر تو نازل کردیم تا برای امت اونچه را که ما نازل کردیم بیان کنی» حال برای درک محدوده معنای یک آیه بایستی دیگر ادله را در سنت مورد توجه برنامه داد.

چنانکه برای فهم آیه قوامون بایستی آیات دیگر و هم چنین روایات صحیحی که برای تبیین محدوده هر یک از اونها وارد شده مورد توجه برنامه گیرد.
توانایی مرد در مسائل اجتماعی و شم اقتصادی و تلاش و کوشش برای تحصیل مال و تأمین نیازمندی های منزل و اداره زندگی بیشتر هست.

و چون مسؤل تأمین هزینه، مرد هست سرپرستی داخله منزل هم با مرد هست اما این چنین نیست که از این سرپرستی بخواهد مزیتی به دست آورد و بگوید من چون سرپرستم پس افضل هستم بلکه این کار کار اجرایی هست، وظیفه هست نه فضیلت، روح قیوم و قوام بودن وظیفه هست و این چنین نیست که قراون به زن بگوید تو در تحت فرمان مرد هستی، بلکه به مرد می گوید تو سرپرستی زن و منزل را به عهده داری.

اگر این آیه به صورت تبیین وظیفه تقلی شود نه اعطای مزیت، اونگاه روشن می شود: «الرجال قوامون علی النساء» یعنی: «یا ایها الرجال کونوا قوامین» یعنی ای مردها شما به امر خانواده قیام کنید همان طوری که برای مسائل قضایی می فرماید: «کونوا قوامین بالقسط شهداءلله»؛ (نساء، 135) ؛«الرجال قوامون علی النساء» گرچه جمله خبریه هست ولی روحش انشا هست یعنی ای مردها شما قوام منزل باشید، سرپرست منزل باشید، کارها را در بیرون اجرا کنید، اداره زندگی را در منزل به عهده بگیرید، زیرا آسایش و آرامش زندگی مرد، در خانه هست.

این نکته که آیه شریفه می فرماید: «و من آیاته ان ایجاد لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها»؛ (روم، 21)
اونچه در تعبیرات روایی آمده هست «لیاوی الیها» برابر همین تعبیر قراونی هست.

«الرجال قوامون علی النساء» به این معنا نیست که زن اسیر مرد هست و مرد قوام، قیوم و مدیر هست و می تواند به دلخواه خود عمل کند.

هرگز این تکلیف نیامده فتوای یک جانبه بدهد و به مرد بگوید تو فرمانروا هستی و هر چه می خواهی بکن، بنابراین اسلام این دو حکم الزامی را در کنار هم ذکر کند و به زن در مقابل شوهر تمکین می دهد و به مرد در مقابل زن دستور سرپرستی می دهد، تنها بیان وظیفه و جریان امور خانواده هست و هیچ یک نه معیار فضیلت هست و نه موجب نقص.
در نتیجه، اولا، «الرجال قوامون علی النساء» مربوط به زن در مقابل شوهر هست نه زن در مقابل مرد.

ثانیا، قیم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده هست.

گاهی زن قیم مرد هست و گاهی مرد قیم زن.

و در اصول خانوادگی بسیاری از مسائل عوض می شود.

اطاعت فرزند چه پسر و چه دختر از ساحت مقدس پدر و مادر واجب هست، و اگر فرزند کاری بکند که پدر یا مادر برنجد عاق پدر و مادر می شود و عقوق والدین حرام هست.

بنابراین اگر مادر فرزند را از کاری نهی کرد و فرمود: این کار کایه آزردگی من می شود.

در اینجا اطاعت مادر واجب هست و پسر نمی تواند بگوید که من چون در رتبه اجتهاد به سر می برم یا مهندس و طبیب شده ام،‌ دیگر تحت فرمان مادر نیستم و در حقیقت در چنین مواردی زن بر مرد قیم هست، مادر بر پسر قیم هست گرچه پسر مجتهد و یا متخصص باشد.
نکته:
آیا اسلام اجازه تنبیه بدنی داده هست؟
ممکن هست ایراد نمايند چگونه اسلام به مردان اجازه داده که در مورد زنان متوسل به تنبیه بدنی شوند؟!
جواب این ایراد، با توجه به معنی آیه، و روایاتی که در بیان اون وارد شده و توضیح اون در کتب فقهی آمده هست و هم چنین با توضیحاتی که روانشناسان امروز می دهند چندان پیچیده نیست؛ زیرا:
اولا: آیه، مسأله تنبیه بدنی را در مورد افراد وظیفه نشناسی مجاز شمرده که هیچ وسیله دیگری برای اصلاح اونها مفید واقع نشود.
اتفاقا این موضوع تازه ای نیست که منحصر به اسلام باشد، در تمام قوانین دنیا هنگامی که طرق مسمالت آمیز برای وادار کردن افراد به انجام وظیفه، مؤثر واقع نشود، متوسل به خشونت می شوند، نه تنها از طریق ضرب، بلکه گاهی در موارد خاصی مجازات هائی شدیدتر از اون نیز قائل می شوند، که تا سر حد اعدام پیش می رود.
ثانیا: «تنبیه بدنی» در اینجا -همان طور که در کتب فقهی نیز آمده هست- باید ملایم و خفیف باشد به طوری که نه موجب شکستگی شود، نه مجروح گردد و نه باعث کبودی بدن.
ثالثا: روانکاوان امروز، معتقدند جمعی از زنان دارای حالتی به نام «مازوشیسم» (آزار طلبی) هستند، که گاه این حالت در اونها تشدید می شود، تنها راه آرامش اونان تنبیه مختصر بدنی هست.
بنابراین، ممکن هست ناظر به چنین افرادی باشد که تنبیه خفیف بدنی در مورد اونان جنبه آرام بخشی دارد و یک نوع درمان روانی هست.


جهت مطالعه بیشتر ر.ک:
1- زن در آئینه جلال و جمال، جوادی آملی، ص 388 تا 393
2- زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، دکتر فتاحی زاده، ص 76 تا 83
3- تفسیر نمونه، ج 3، ص 474

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 01:57 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


70 out of 100 based on 60 user ratings 1210 reviews