چگونه می توانیم خوش اخلاق باشیم؟


چگونه می توانیم خوش اخلاق باشیم؟




    چگونه می توانیم خوش اخلاق باشیم؟

پاسخ :


اخیرا شنیدم که خداوند پیامبر(ص) و علی(ع) را در زمانی که آدم(ع) آب و گل بوده، آفریده شده

1:



اصلا غیبت چیست و چه شرایطی دارد؟

خوش اخلاقی دارای دو معنای عام و خاص هست.


شرح کاملی از زندگانی پیامبراعظم(ص) بیان کنید؟
معنای عام اون اتصاف به فضایل اخلاقی و تحصیل مجموعه کمالات و خصلت های پسندیده ای هست که انسان در مسیر خودسازی و پرورش نفس، خود را به اونها می آراید و معنای خاص اون خوشرویی، خوشرفتاری و برخورد شاد و پرنشاط با دیگران هست.


می خواستم بدونم چرا در حدیث شریف کسا نامی از حضرت زینب سلام الله علیها برده نشده با
مقصود ما از این فرمودار معنای خاص خوش اخلاقی هست.


لطفا درباره ارزش مواردی که خداوند در قرآن به آنها سوگند یاد کرده به اختصار توضیح دهید


لطفا به اختصار در مورد ویژگیهای شاه سلطان حسین توضیح دهید؟
به طور کلی رابطه با امت و اخلاق اجتماعی یکی از مهمترین و گسترده ترین عرصه های خودسازی و پرورش توانایی های انسان هست.


مقلد آیت الله فاضل بودم، بعد از رحلت ایشان باید بر فتاوی ایشان باقی بمانم یا مرجع تقلید
در این عرصه هست که انسان می تواند در اثر ارتباط با انسان های دیگر ارزش های وجودی سایر مهارت های حرفه ای، علمی، عقلی و مدیریتی خود را بنمایاند و فضایل اخلاقی و کمالات انسانی را در خویش نهادینه کند و همچنین به شکوفایی توانایی هایی دیگران نیز کمک نماید.


چرا مذهب ما را جعفری و امام صادق(ع) را رئیس مذهب جعفری نام نهادند؟
صحنه اجتماع عرصه یک تعامل بسیار گسترده هست که در اون شرایط خدمت رسان، آموزش دهنده، آموزش گیرنده، کارآفرین، کارفرما، کارآموز و کارکنان در تمامی حوزه ها در یک شبکه فعال به شکوفایی توانایی های یکدیگر کمک می نمايند و هدف تمامی این سیستم برای تمامی اعضای اون، چیزی جز توانمند سازی فرد و جامعه انسانی در ابعاد گوناگون، نیست.


در عرصه تعامل اجتماعی، حسن ایجاد و خوش اخلاق بودن، به معنای خاص اون، جایگاه ویژه ای دارد.

خوش اخلاقی اولین نمود توانایی شخصیت انسانی و پرورش یافتگی او در حوزه ارزش های انسانی و اخلاقی هست.
در اصطلاح اخلاقی و آموزه های دینی اسلام به کسی خوش اخلاق فرموده می شود که با گشاده رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد با امت روبرو می شود، و در هر شرایطی این توانایی را دارد که با خوش روئى برخورد کند، لب هایى پر از تبسم، و کلماتى پر از محبت و لطف داشته باشد.

البته همه ما کاملا واقف هستیم که این توانایی در روابط اجتماعى انسان چه تاثیر اعجاز گونه ای دارد و چه مقدار کارگشا هست.


به عکس، کج خلقى و ترش روئى و سخنان خشن و خشک و فاقد لطف و محبت، حالت آزار دهنده ای هست که ریشه در شخصیت نابهنجار فرد بد اخلاق دارد و علامت ضعف وجودی و نقصان پرورش یافتگی او می باشد.

انسان های ضعیف، شکست خورده، نا امید، عصبانی و ناتوان معمولا بداخلاق می شوند.

این افراد اغلب در هر شرایطی حالت طلب کاری دارند و عزت نفس و توانایی های خود را نادیده می گیرند.

کج خلقی معمولا باعث ناراحتی عصبی خود فرد، آزار خانواده او، نفرت عمومی و گسستن پیوندهاى اجتماعى واجد اون خواهد شد.
صادق آل محمد(ع) در تعریف خوش اخلاقی فرموده: حسن ایجاد اون هست که برخوردت را نرم کنی، سخنت را پاکیزه گردانی و برادرت را با خوش رویی دیدار نمایی.

1
اهمیت خوش اخلاقی:
دین اسلام همواره پیروان خود را به نرم خویی و ملایمت در فرمودار و رفتار فراخوانده و از درشتی و تند خویی بازداشته هست.
می دانید چرا؟ چون این آموزه یکی از مهمترین شرایط قدرت، موفقیت و پیروزی انسان در زندگی هست.
آیا می دانید مهمترین عامل موفقیت انبیای الهی به خصوص پیامبر گرامی اسلام(ص) در جذب قلوب انسان ها و گسترش دین چه بوده هست؟ این عامل همانا خوش اخلاقی، گشاده رویی ، کلام نرم و دلنشین و نرم خویی اون حضرات بوده هست.
حسن ایجاد و خوش رویی در نفوذ سخن انسان در دیگران اثری شفرمود دارد.


به قول شاعر: از محبت خارها گل می شود.

و از محبت سرکه ها مل می شود.
از اون روی خدای مهربان پیامبران و سفیران خود را از میان انسان های عطوف و خوش اخلاق برگزیده تا بهتر و آسان تر در قلب ها نفوذ نمايند و اونان را به سوی حق شناسی و حق پرستی دعوت نمایند.
این مردان بزرگ به اندازه ای خوش اخلاق و خوش برخورد بودند که نه تنها هر انسان حقیقت جویی را جذب می نمودند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده خود می نمودند و منقلب می ساختند.
درباره پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) که مصداق کامل حسن ایجاد بود خدای مهربان فرمود: انک لعلی ایجاد عظیم.

به درستی که تو با اخلاق پسندیده و بزرگ آراسته شده ای.

2
بعد در آیه ای دیگر فرمود به همین دلیل هم توانستی در دلها نفوذ کنی و اونان را پیرامون خود گرد آوری و در دعوت خویش موفق عمل کنی.

فبما رحمه من الله لنت لهم و او کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک.

چون در پرتو رحمت و لطف خدا با اونان مهربان و نرم خو شده ای اطرافت گرد آمدند و اگر خشن و سنگ دل بودی، هر آینه از گردت پراکنده می شدند.

3
در تاریخ اسلام می خوانیم: علی(ع) به فرمان پیامبر گرامی(ص) دو نفر از دشمنان اسلام را که بر علیه مسلمان ها توطئه می کردند، دستگیر کرد و به نزد اون حضرت آورد.

پیامبر(ص) اسلام را به اونان عرضه کرد، ولی نپذیرفتند، بنابراین به جرم توطئه بر علیه اسلام اون دو تن را محکوم به اعدام نمود.
در این هنگام جبرائیل نازل شد و عرض کرد: یکی از اونان خوش اخلاق و سخاوتمند هست، پس او را عفو نما.

پیامبر از کشتن او در گذشت، اون فرد چون دانست که به خاطر اون دو صفت اخلاقی مورد عفو برنامه گرفته هست، شهادتین فرمود و مسلمان شد.
پیامبر خدا(ص) در حق ا و فرمود: او از کسانی هست که خوش رویی و سخاوتمندی اش او را به سوی بهشت کشانید.

4
مى‏فرمود: «اکرم اخلاق النبیین و الصدیقین البشاشه اذا تراووا و المصافحه اذا تلاقوا» برترین اخلاق پیامبران ورادمردان خوشروئى هست، هنگامى که به هم مى‏رسند و مصافحه و دست ‏دادن به یکدیگر هست، هنگامى که با هم ملاقات مى‏نمايند.

5 از اون رو هر وقت ‏پیامبر مسلمانى را مى‏دید فورا با او مصافحه مى‏کرد و بر این امر بسیار تاکید مى‏نمود.

در روایت هست که‏هرگاه دو مؤمن به هم مى‏رسند و دست می دهند، گناهان اونها مانند برگ درختان در فصل خزان مى‏ریزد.


از اخلاق حضرت اون بود که به هر کس ‍ مى رسید سلام مى کرد، و ، و با هر که دست مى داد دست خود را نمى کشید تا او دست بکشد، و با هر یک از اصحاب دیدار مى کرد با او مصافحه مى نمود و دست او را مى گرفت و انگشت در انگشت او مى کرد و سخت مى فشرد.
در سیره اخلاقی اون حضرت آمده که از همه امت دیرتر خشم مى گرفت و از همه زودتر خشنود مى شد، مهربانترین امت به اونان و خیرخواه ترین و سودمندترین امت براى اونان بود.
چگونه خوش اخلاق شوم؟
راهکار تحصیل خوش اخلاقى و مبارزه با بداخلاقى و علاج اون عبارت هست از:
1.

توجه به ارزش و آثار خوش اخلاقى و آثار نیک اون و همچنین زشتى بداخلاقى و آثار بد اون: براى این منظور بهترین راه موجود، مطالعه‏ى روایات و آیاتى هست که در زمینه حسن ایجاد و سوء ایجاد وارد شده هست.

در این زمینه فعلا سخن نمی گوییم چون در فصلی مستقل بدان خواهیم پرداخت.
راه دیگری که وجود دارد مطالعه در احوال امتان هست.

در جامعه افراد خوش اخلاق و بد اخلاق فراوانند.

با کمی دقت در احوال دیگران خواهیم دید که افراد خوش اخلاق در زندگی و روابط خود موفق تر و شادتر اند، سالم تر زندگی می نمايند، روزی اون ها بیشتر هست، دوست داشتنی تراند و بیشتر مورد احترام امت هستند.

امت به اون ها اعتماد و وثوق بیشتری دارند و از لذت و سعادت بیشتری برخوردارند و در مقابل آدم های بداخلاق کم روزی، منزوی، غمگین، بیمار و دارای شخصیتی شنماينده تر هستند و از زندگی خود جز رنج و زحمت نصیبی ندارند.
2.

پرورش عواطف انسانی: یکى از ابعاد مهم وجودى انسان عواطف طبیعى، انسانى و ایمانى او هست.

دوست داشتن دیگران و ایجاد رابطه عاطفى با سایر انسان ها قابل رشد و تربیت هست.

انسان های مهربان شاخص ترین و دوست داشتنی ترین افراد جامعه و یک فامیل هستند.

قسمت بزرگى از لذت و شادى زندگى از طریق ایجاد ارتباط عاطفى با دیگران تأمین مى‏شود باید توجه نمود که این شادى و لذت از طریق خوش اخلاقى، یعنى ایجاد رابطه‏ى عاطفى مثبت، محبت کردن و دوست داشتن دیگران بدست مى‏آید و بد اخلاقى که در واقع همان رابطه‏ى عاطفى منفى هست، موجب کدورت و عذاب زندگى خواهد بود و دیگران را از گرداگرد انسان مى‏پراکند.

على(ع) فرمود: بداخلاقى زندگى را سخت مى‏کند و موجب عذاب نفس هست.
3.

تمرین و نهادینه سازی: از راه هاى دیگر تحصیل خوش اخلاقى و رفع بداخلاقى تمرین عملى خوش اخلاقى هنگام برخورد با دیگران هست.

هر کس قادر هست با یک تصمیم قوى و عزم جزم با رعایت اصل تدریج، به تمرین عملى در این زمینه بپردازد.

اگر کسى تصمیم بگیرد حداقل به مدت چهل روز در برخورد خود نسبت به اطرافیان تجدید نظر نماید و در این مدت باروئى گشاده، لبى خندان و رابطه‏اى صمیمى برخورد نماید، نرم و زیبا سخن بگوید، قطعا نتایج خوبى خواهد گرفت.
یکی از مهمترین کار هایی که در این زمینه باید تمرین کرد برخورد شاد هست.

سلام و احوالپرسى توأم با تبسم، دست دادن و گاهی که فاصله ها زیاد می شود، معانقه همراه با صمیمیت و احترام، اولین فن موثر ارتباطى، به منظور تمرین خوش اخلاق بودن و همچنین جلب محبت دیگران هست.

اولین لحظه ملاقات از اهمیت فوق‏العاده‏اى برخوردار هست، به نحوى که موفقیت یا شکست در امر دوست‏یابى به اون بستگى دارد.
معمولاً افرادى که ما با اونها ملاقات مى‏کنیم دو دسته‏اند:
دسته اول برخوردى شاد و صمیمى دارند.

این دسته داراى محبوبیت اجتماعى و دوستان فراوان‏ترى هستند
دسته دوم در برخورد اولیه خشک و بى‏روح مى‏نمایند.

کسانى که لبخندزدن به چهره دیگران بر ایشان دشوار هست.

افراد این گروه یا تنها هستند و یا دوستان کمى دارند.
در فرهنگ دینى ما، نسبت به سلام‏کردن، مصافحه و تبسم، احترام، محبت و ابراز علاقه قلبى سفارش و اهتمام فراوان شده هست.
عدى بن حاتم مى‏گوید: وارد مدینه شدم.

پیامبر خدا(ص) مرا شناخت از جاى خود برخاست و دست مرا گرفت و به خانه خود برد...

من از فروتنى وى غرق حیرت شدم و از اخلاق پسندیده و ملکات فاضله، و از احترام فوق ‏العاده‏اى که نسبت به تمام افراد قائل بود دریافتم که وى فرد عادى، و فرمانرواى معمولى نیست.
حتّى وقتى که عمیقاً غمگین و ناراحت هستید، سعی کنید خود را شاد نشان دهید و تبسم نمایید.

چنان که امام على (ع) در توصیف مؤمن مى‏فرماید: شادى مؤمن در چهره او، واندوه وى در دلش پنهان هست.

(المؤمن بِشره فى وجهه، و حزنه فى قلبه).

6
به قول حافظ: با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نى گرت زخمى رسد آیى چو چنگ اندر خروش.
4- شوخ طبعی: یکی دیگر از شرایط خوش اخلاقی، داشتن روحیه شوخی و مزاح هست.

به عبارت دیگر جدی بودن زیاد سبب سرد شدن روابط می شود، بنابراین گاهی هم شوخی و مزاح لازم هست.

ولی باید توجه داشت که شوخی کردن رفتار بسیار ظریفی هست که اگر مناسب نباشد تأثیر معکوس می دهد.

یعنی به جای شاد کردن، سبب ناراحتی فرد می شود.

پس باید در شوخی ها به شخصیت فرد لطمه وارد نشود و احترام او کاملا حفظ شود و شخصیت و وقار فرد شوخی نماينده نیز تضعیف نگردد.
5.

نگرش توحیدی: راه بنیادین تحصیل خوش اخلاقى، نگاه توحیدی و عرفانی به هستی و انسان ها هست؛ یعنى توجه به این معنى که تمامى انسان ها در حقیقت مظاهر و آفریده های حق تعالى هستند و هر گونه برخوردى با اون ها، در واقع برخورد با آفریننده اونان محسوب مى‏شود.

احترام و مهربانى با هر انسانی، در واقع احترام به پدیدآورنده‏ى او به حساب می آید و ترش روئى و نا مهربانى با ایشان نیز بی ارتباط با خالق اون ها نیست.

در یک مثال ساده چگونه هست که احترام و برخورد نیک و بد ما با فرزند کسی که او را می شناسیم، به نحوی به پدر او باز می گردد، ما اگر با فرزند شخصیتی که او را دوست می داریم روبرو شویم، او را به خاطر پدرش گرامی می داریم و یا ممکن هست نسبت به فرزند یک شخصت ستمگر و دشمن خدا، روی خوش نشان ندهیم، هرگونه معامله ای با ایجاد نیز در حقیقت معامله با خالق اونها به حساب مى‏آید.

باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که ما از طریق روابطی که با ایجاد خدای تعالی داریم و نوع برخورد شایسته و نا شایست، در حقیقت با خدا معامله می کنیم و به خدا نزدیک یا دور می شویم.


تمامی این انسان ها بندگان خدای هستند و او هست که همه اون ها را آفریده و آفریدگان خود را دوست دارد و هرگز راضى نمی شود کسی با ایشان به ناحق برخوردى نامناسب و ناشایست داشته باشد، از اون روی یکی از راه های مهم جلب رضایت خویش را در گشاده‏روئى با ایجاد و تحصیل رضایت مخلوق و خدمت به اون ها، برنامه داده.
به خاطر همین پیوند عمیق میان خالق و مخلوق هست که در روایات وارد شده هست: من لم یشکر المنعم من المخلوقین، لم یشکر الله عزوجل.

7 کسى که از مخلوق تشکر نمی کند در حقیقت از خالق اونها تشکر نکرده هست.

این یک قاعده کلی هست و کسى که نسبت به مخلوقات الهى ترش روئى نماید، این نوع برخورد، به نوعی ترش رویی با خداوند محسوب می شود.
نگرش توحیدی باعث می شود که ما بسیاری از کینه هایی که نسبت به دیگران داریم فراموش کنیم، دشمنی ها را کنار بگذاریم، اهل گذشت باشیم و بدی های اونان را به دل نگیریم، هرگز با کسی خشونت نورزیم، به خاطر خداوند، درشتی اون ها را تحمل کنیم، با بردباری و مدارا با همگان رفتار نماییم و خوش اخلاق باشیم.
6- اصلاح شخصیت اخلاقی: دومین راه بنیادین تحصیل خوش اخلاقی، اصلاح شخصیت اخلاقی و ملکات درونی هست.

اخلاق خوش ظاهری و گشاده رویی از جهتی برآیند و بازتاب شخصیت درونی و فضایل خلقی نهادینه شده در باطن انسان هست.

کسی که از دیگران متنفر هست و نسبت به اونها کینه دارد، چگونه می تواند در برخورد اجتماعی خود با اونها، روی خوش، چهره ای خندان و همراه با صمیمیت داشته باشد.

آدم حسود همین طور.

چطور می توانیم توقع داشته باشید که یک آدم حسود با محسود خود شاد برخورد نماید، خود خواهی، خودبینی، تکبر، غرور و خودپسندی، خشم و عصبانیت و پرتوقع بودن، همه شرایط بد اخلاقی هستند.

اگر بخواهیم در ظاهر انسان خوش اخلاق و خوش برخوردی باشیم، یکی از راه های پايه ی اون این هست که رزایل اخلاقی را از درون خود بپالاییم، تا درون انسان پاک و زلال نباشد، آبی که از چشمه وجود او می جوشد، زلال و شفاف نخواهد بود.

به قول شاعر از کوزه همان برون تراود که در او هست.
پانوشت:
1- جامع السعادات، ج1، ص324.
2- قلم، 4.
3- آل عمران، 159.
4- بحارالانوار ج 71، ص 389.
5- مجموعه ورام، ص 29.
6- نهج البلاغه، حکمت 333.
7- عیون اخبار الرضا، ج2 ، ص 24.

برای مطالعه بیشتر ر.ک:
1-معراج السعاده، ملا احمد نراقی، مقام سوم، مبحث غضب و حلم
2- اخلاق در قراون، آیت الله مکارم شیرازی، ج 3، ص 135 و 377.






برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 03:45 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


82 out of 100 based on 42 user ratings 1042 reviews