منظور از حکم در روایت مقبوله عمربن حنظله( فانی قد جعلته علیکم حاکما) چیست؟ حاکم به چه


منظور از حکم در روایت مقبوله عمربن حنظله( فانی قد جعلته علیکم حاکما) چیست؟ حاکم به چه




    منظور از حکم در روایت مقبوله عمربن حنظله( فانی قد جعلته علیکم حاکما) چیست؟ حاکم به چه معناست؟

پاسخ :


آیا گوش کردن به صداى زن که اشعارى بسیارسنجیده و پرمعنا می خواند و انسان از شنیدنش حس

1:



آیا قمه زنی یا استفاده از زنجیر تیغی یا سینه زدن به حدی که خون جاری شود، برای عزاداری

ولایت فقیه دارای ادله عقلی و نقلی متعدد و بسیار زیادی هست که ایراد خدشه در سند یا دلالت برخی از اونان به هیچ وجه در اثبات این اصل مسلم خللی وارد نمی کند.


در مورد پویایی فقه توضیح دهید؟
چنانکه صاحب جواهر از فقهای نامی و برجسته شیعه، با احاطه بی نظیر بر ابواب مختلف فقه و پس از یک بررسی تفصیلی و تحقیقی در زوایای گوناگون فقه در پایان تألیف جواهر الکلام، وقتی به مسئله ولایت فقیه می رسد و به ادله مختلف اون اشاره می کند می گوید: «وسوسه در اون، از کسی سر می زند که نه طعم فقه را چشیده هست و نه در روایات ائمه علیهم السلام و کلام اصحاب تأمل نموده هست.» (جواهر الکلام، ج21 ص397) اما درباره مقبوله عمر بن حنظله باید فرمود: بسیاری از فقهای شیعه در بحث ولایت فقیه این روایت را مطرح ساخته و با توجه به این سخن امام صادق (علیه السلام) که درباره فقیه فرموده هست: «فانی قد جعلته علیکم حاکما» من او را حاکم بر شما برنامه دادم، نصب فقیه را برای منصب حکومت پذیرفته اند.شیخ انصارى بر خلاف رأیى که در کتاب مکاسب اظهار نموده هست در کتاب القضا مى‏گوید: «این که امام(ع) وجوب رضایت به قضاوت حاکم در مخاصمات را به این دلیل مى‏داند که او را حاکم و حجت على‏الاطلاق برنامه داده هست، دلالت دارد که حکم حاکم در منازعات و حوادث از شاخه‏هاى‏حکومت مطلقه و حجیت عامه فقیه حاکم هست و اختصاصى به مورد قضاوت وتخاصم ندارد.» کتاب القضا، ص 47 - 49.


در مورد شبیه سازی انسان، توضیح دهید.


تنها شبهه ای که در اینجا مطرح هست در مورد سند این روایت و مربوط به شخصیت راوی حدیث، عمر بن حنظله هست و سایر روات این حدیث از اعتماد و اعتبار کامل برخوردار بوده و علمای فن رجال بر وثوق اون ها شهادت داده اند، ولی درباره عمر بن حنظله تصریح به وثاقت نکرده اند.


(خلاصه سؤال ) قصد ازدواج با دختر دایی ام دارم اما مادرم 9 ماه البته نه به صورت مستمر و
در مقابل این شبهه جواب های متعددی داده شده هست و اعتبار روایت را اثبات کرده هست، از جمله: 1- اونچه ملاک اعتبار هست وثاقت روایت هست نه وثاقت راوی؛ وثاقت راوی تنها یکی از راههای کشف وثاقت روایت هست، ولی خودش موضوعیت ندارد.


سلام. آیا تشریفات در اسلام حرام است؟یعنی اینکه ما برای راحتی خود با پول حلال و خمس داده
بنابراین چنان نیست که هر روایت ضعیف السندی از نظر مضمونی نیز بی اعتبار قلمداد شود.


لطفا ماجرایی که میگن امام علی علیه السلام با یارانش حمله کردن به ایران و زنان ایرانی
2- بر پايه یک مبنای مورد قبول در فقه، چنان چه روایتی مستند فتوای فقها برنامه گیرد و طی قرن ها از سوی متخصصان حقوق اسلامی و بدون هیچ گونه مناقشه ای در اعتبار اون مورد عمل واقع شود، دلیل اعتبار اون روایت هست.


آیا نماز و روزه در زمان انبیاء گذشته بوده است؟ اگر بوده چرا حضرت یوسف(ع) در فیلم فقط
در این صورت ضعف هیچ یک از راویان خدشه ای به اون وارد نمی سازد.

با این مقدمه می توان حکم به اعتبار روایت عمر بن حنظله کرد.

زیرا این روایت مبنای فتوای فقها و مورد عمل اونها بوده هست و همگی در باب «قضا» و «افتاء» به این حدیث هستناد جسته و هستدلال کرده اند و از دیدگاه فن علم رجال همین اندازه برای حجیت خبر کافی هست، زیرا دلیل حجیت خبر واحد بنای عقلا هست که شامل این گونه موارد یعنی خبر مورد عنایت اهل خبره فن می گردد.

3- حتی برخی از بزرگان با وجود قرائن بیشماری قائل به وثاقت عمر بن حنظله هستند.

مثلا در تنقیح المقال این گونه آمده هست: شیخ در جایی او را از اصحاب امام باقر (علیه السلام) و در جای دیگر او را از اصحاب امام صادق (علیه السلام) دانسته هست، در حالی که درباره شرح حال وی در کتب رجالی چیزی نیامده هست، لیکن در کافی در باب وقت الصلوه از علی بن ابراهیم از محمد بن عیسی از یونس از یزید بن خلیفه روایت شده که فرمود به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم که عمر بن حنظله درباره وقت نماز از شما مطلبی نقل کرده، حضرت فرمود: انه لا یکذب علینا؛ یعنی او بر ما دروغ نمی بندد.

(علامه مامقانی، تنقیح المقال، ج1) 4- در سلسله سند صفوان بن یحیی وجود دارد که از اصحاب اجماع هست و شیخ در کتاب «عده» خود درباره صفوان فرموده: «لا یروی الا عن ثقه» یعنی به جز از شخص ثقه و مورد اطمینان روایت نمی کند.

5- صاحب «مفتاح الکرامه» که در احاطه به آراء فقها و تتبع در متون فقهی ممتاز هست می گوید: در سند مقبوله نباید درنگ کرد، زیرا فقها بر قبول این روایت و عمل بر طبق اون اتفاق نظر دارند.

(مفتاح الکرامه، سید جواد عاملی، ج10 ص4) 6- محدث محقق، ملا محمد تقی مجلسی که از حدیث شناسان متبحر هست درباره این حدیث آورده هست: این روایت، به «مقبوله» شهرت دارد و اصحاب ما اون را تلقی به قبول کرده اند و در باب تفقه و اجتهاد دلیل عمده هست ...

اون گونه که شهید ثانی فرموده هست اصحاب، اون را «مقبوله» نامیده اند.

و این نام گذاری ظاهرا از اون جهت هست که حکم به صحت مضمون اون -با توجه به روایات دیگر- نموده اند.

از این رو در نزد فقها همچون روایتی هست که از تواتر معنوی برخوردار هست.

(محمد تقی مجلسی، روضه المتقین، ج4 ص27) 7- فرزند وی، علامه محمد باقر مجلسی نیز اون را روایتی موثق که مورد قبول اصحاب برنامه گرفته هست می داند.

(مرآه العقول، محمد باقر مجلسی، ج10 ص221) عمر بن حنظله یکی از راویان مشهور هست و بزرگان اصحاب مانند زراره، هشام بن سالم، عبدالله بن بکیر و عبدالله بن مسکان و صفوان بن یحیی و ...

از وی روایت کرده اند و این برای وثاقت وی کافی هست.

علاوه بر اون روایت یزید بن خلیفه دلالت بر مدح وی دارد.

8- حضرت امام خمینی (ره) در کتاب البیع و کتاب ولایت فقیه خویش سند این روایت را معتبر دانسته هست و مطالب بسیار زیادی در مورد اثبات دلالت این حدیث بر ولایت فقیه آورده اند.

(کتاب البیع، ج2 ص476؛ ولایت فقیه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، 1377 ص77 - 84) 9- شیخ انصاری از بزرگان فقهای شیعه نیز در این باره می گوید: روایت عمر بن حنظله با اسانید متعدد اون، مورد اعتماد فراوان هست.

به علاوه طایفه امامیه بر اون عمل نموده و اون را تلقی به قبول کرده اند و از این رو «مقبوله» نام گرفته هست.

بلکه چه بسا بتوان چنین روایتی را در نهایت درجه اعتبار و صحت دانست، بلکه از بسیاری از روایت های با سند صحیح، معتبر تر هست و این نکته بر افراد صاحب بصیرت واضح هست.

(الفقهاء الاسلامی، ملا حسینقلی همدانی، (تقریرات درسی شیخ انصاری) ج1 ص64) 10- همچنانکه گذشت، مسئله ولایت فقیه متکی به یک روایت یا دو روایت نیست، بلکه در نزد فقها از ادله متظافری همچون آیات، روایات، اجماع و دلایل عقلی برخوردار هست و هرگز بر احراز وثاقت شخص عمر بن حنظله و حتی بر قبول روایت خاص او متوقف نیست.

چنانکه علامه شیخ ابوالحسن شعرانی می نویسد: مقبوله عمر بن حنظله را باید شاهد و مؤید حکمی که مبنای عقلی داشته و مورد اجماع هست دانست، و از این جهت هست که فقها در باره ولایت فقیه اختلافی ندارند.

(تعلیقه وافی، ابوالحسن شعرانی، ج1 ص286) و حضرت امام خمینی (ره) نیز این نظریه را تا حد بدیهی می شمارد که می فرماید: قضیه ولایت فقیه سپس تصور اطراف، موضوع، محمول، و مورد اون به گونه ای روشن هست که از مسائل نظری شمرده نمی شود و احتیاجی به بحث و دلیل ندارد.

(کتاب البیع، امام خمینی، ج2 ص467) در هر صورت ولایت فقیه با ادله بسیار زیادی ثابت و غیر قابل خدشه هست.

(جهت مطالعه بیشتر ر.ک: دین و دولت در اندیشه اسلامی، محمد سروش، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1378)

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 04:48 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


70 out of 100 based on 80 user ratings 1330 reviews