با توجه به حدیث ثقلین ثقل اکبر قرآن است یا اهل بیت علیهم السلام؟


با توجه به حدیث ثقلین ثقل اکبر قرآن است یا اهل بیت علیهم السلام؟




    با توجه به حدیث ثقلین ثقل اکبر قرآن است یا اهل بیت علیهم السلام؟

پاسخ :


پدر لایق چه کسی است؟ مادر لایق چه کسی است؟

1:



شرایط کلی ازدواج چیست؟ شرایط سنی و زمانی ازدواج کدامند؟

این حدیث را از اون جهت حدیث ثقلین نامیده‏اند که پیامبر اسلام (ص) در اون فرمود: «اِنی تارِکُ فیکُمُ الثِّقْلَینِ.....» (واژه «ثقْلَیْن» دو گونه خوانده شده ، گاه بر وزن «حَرَمَین» که مفرد اون «ثَقَل» (بر وزن حَرَم) هست به معنی چیز گرانمایه و پرارزش و به معنی متاع مسافر نیز آمده هست ، و گاه «تِقْلَیْن» (بر وزن سِبْطَین) خوانده شده که اون هم به معنی شییء سنگین وزن هست ، نویسنده کتاب «التحقیق» معتقد هست که اولی به معنی گرانمایه معنوی هست، (و دومی اعم هست) ضمنا باید توجه داشت که «ثَقَل» (به وزن حرم) صفت مشبهه ، و «ثِقْل» (بر وزن سبط) اسم مصدر هست).


قسمت بسیار کمی از لباس من نجس بود که در ماشین لباسشویی اتوماتیک متصل به کر شسته شد پس
این حدیث به طور بسیار گسترده از پیامبر اکرم (ص) در کتابهای معروف شیعه و اهل سنت (و در منابع معروف دست اول) نقل شده هست ، به طوری که تردیدی در صدور این حدیت از پیامبر(ص) باقی نمی‎ماند، و از مجموع این احادیث به خوبی هستفاده می‎شود که پیامبر(ص) این حدیث را تنها یکبار بیان نفرموده که حدیث یکی، و راویان بسیار باشند، بلکه در موارد مختلف بیان فرموده هست و روایات کاملاً متعدد هست.


از نظر اسلام وظایف خانمها چیست؟
پیام قراون ج 9، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران به نقل از سایت تبیان
مراداز ثقلین قراون وعترت هست اونچه از حدیث ثقلین هستفاده می شود عبارتند از :
1 ـ قراون و اهلبیت (ع) همیشه همراه یکدیگرند و جدایی ناپذیرند و اونها که طالب حقایق قراونند باید دست به دامن اهلبیت (ع) بزنند.


چرا زن باید برای بیرون رفتن از خانه از شوهرش اجازه بگیرد؟ خب این طوری خیلی سخته. آدم
2 ـ همان‏گونه که پیروی از قراون بدون هیچگونه قید و شرط بر همه مسلمین واجب هست پیروی از اهلبیت (ع) نیز بدون قید و شرط واجب می‏باشد.


آیا همان گونه که در خواب روح به عالم بالا می رود، قوای جسمانی انسان تجدید و تقویت می
3 ـ اهلبیت (ع) معصومند، زیرا جدایی ناپذیر بودن اونها از قراون از یکسو ، و لزوم پیروی بی‏قید و شرط از اونان از سوی دیگر، دلیل روشنی بر معصوم بودن اونها از خطا و اشتباه و گناه هست ، چرا که اگر اونها گناه یا خطایی داشتند از قراون جدا می‏شدند ، و پیروی از اونان ، مسلمانان را از ضلالت و گمراهی بیمه نمی کرد، و اینکه می‏فرماید با پیروی از اونان در برابر گمراهی‏ها مصونیت دارید، دلیل روشنی بر عصمت اونها هست.


اینکه امام خمینی رحمه الله علیه در عظمت شخصیت شهید آیت الله بهشتی فرمودند که بهشتی
4 ـ از همه مهمتر اینکه پیامبر (ص) این برنامه را برای تمام ادوار تاریخ مسلمین تا روز قیامت تنظیم کرده ، می‏فرماید «این دو همیشه با هم هستند تا در کنار حوض کوثر نزد من آیند» این به خوبی نشان می‏دهد که در تمام طول تاریخ اسلام فردی از اهلبیت (ع) به عنوان پیشوای معصوم (ع) وجود دارد، و همان گونه که قراون همیشه چراغ هدایت هست، اونها نیز همیشه چراغ هدایتند ، پس باید کاوش کنیم و در هر عصر و وقت اونها را پیدا کنیم.


فلسفه ریش گذاشتن مردان چیست؟ آیا این کار ثواب اخروی هم دارد؟
5 ـ از این حدیث شریف هستفاده می‏شود که جدا شدن یا پیشی گرفتن از اهلبیت (ع) مایه گمراهی هست ، و هیچ انتخابی را نباید بر انتخاب اونها مقدم داشت.

اونها از همه افضل و اعلم و برترند.

پیام قراون ج 9، حضرت آیت الله مکارم شیرازی و سایر همکاران به نقل از سایت تبیان



در این مورد باید توجه داشت که پیامبر گرامی اسلام(ص) عترت را در کنار قراون و به عنوان «ثقل اصغر» ذکر فرمودند.
انسان کامل «قراون مجسّم» هست و قراون، «انسان کامل مُدَوّن».

لذا اگر بخواهیم قراون را به صورت عینى در خارج مشاهده کنیم و ـ به عبارت دیگر ـ اگر قراون بخواهد شکل و شمایل پیدا کند، مى‏شود «معصوم و انسان کامل» و اگر بخواهیم انسان کامل را به نگارش درآوریم، مى‏شود «قراون».

و لذا مقارن هم‏اند و هر کدام بیان دیگرى.

چنانچه مولى امیرالمؤمنین على(ع) مى‏فرماید: «انا القراون الناطق» ؛ «من قراون ناطقم» یا فرمودند: «انا کلام الله الناطق» ؛ «من کلام ناطق خدایم».
امام سجاد(ع) نیز مى‏فرماید: «الامام یهدى الى القراون و القراون یهدى الى الامام» ؛ «امام، هادى به سوى قراون هست و قراون، هدایتگر به سوى امام».
اما این که قراون را «ثقل اکبر» نامیده‏اند، به علت این هست که چون قراون، پیغام محبوب و کلام حضرت حق هست.

معصوم در تلاوت قراون، صاحب اون را مى‏نگرد و از این طریق، به لقاى پروردگار بار مى‏یابد.

عاشق عارف، همیشه نامه محبوب خویش را عزیز مى‏شمارد و به بزرگى از اون یاد مى‏کند.
در رابطه با این ائمه خودشان قراون ناطق معرفی کرده اند به مطالب زیر توجه نمایید:
ابتدا برای روشن شدن جواب لازم هست چند مقدمه ذکر کنیم:
الف) ناطق به معنای سخنگو و متکلم و به معنای متفکر و بعنوان فصل ذاتی انسان هستعمال می شود.

لیکن اونچه در روایات آمده مراد معنای اول هست چون در اون وقت ناطق فقط به همان معنای اول هستعمال می شده هست.
ب) برای درک مقصود معصومین علیهم السلام از این جمله باید ببینیم قراون چه ویژگی هائی دارد.

می دانیم که قراون کریم اولا مصدر و منبع همه معارف الهی هست یعنی مشتمل بر اصول و فروع دین و سندی معتبر برای احکام و معارف و حقایق دینی و ثانیا این کتاب مصون از تحریف و تبدیل و اشکال زیاده و نقصان هست و خطا و اشتباه در او معنا ندارد ثالثا ملاک حق و باطل هست که هرچه در کنار قراون و با قراون با شد حق و هرچه در صف مقابل و مخالف قراون باشد باطل هست.
ج) قراون کریم چون مکتوب هست و صامت ممکن هست افرادی اشتباها و یا افرادی مغرض عمدا قراون را به نحوی که با اندیشه های باطل اونان تطابق داشته باشد معنا نمايند و حال اونکه مراد و مقصود قراون چیز دیگری بوده که در اینجا نیاز به مترجمین و مفسرینی هست که برای قراون که از خطا و غرض سوء مصون باشد و بر حقایق و بطون قراون واقف باشند.
د) عقیده ما درباره ائمه اطهار این هست که اونها هم مثل قراون اولا مصدر و منبع حقایق دین الهی هستند، ثانیا معصوم از خطا و اشتباه، ثالثا ملاک حق و باطل می باشند و اینگونه نیست که اونها فقط ناقل احکام و معارف دینی باشند بلکه خود منبع و مصدر هستند که در این زمینه می توانید به کتاب شیعه در اسلام تألیف علامه طباطبائی مراجعه فرمائید.
ه) می دانیم که مسئله ای که در مقدمه ج بصورت امکانی ذکر کردیم در همان دوران حضور معصومین اتقال افتاد و از مرحله امکان خارج شد و سپس رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عده ای چه از امت عوام و چه از دانشمندان اهل تسنن د رموارد متعدد مستقیما به قراون هستناد کرده و به تفسیر قراون پرداختند بدون اینکه به معصومین علیهم السلام که ثقل اصغر بودند مراجعه نمایند که جنگ صفین و قضیه حکمیت و هستدلالهای افرادی چون ابوحنیفه و دیگران به بعضی آیات قراون (مثل اینکه در بحث جمیت قیاس به آیه «فاعتبروا یا اولی الابصار»(سوره حشر، آیه 2) شک کرده اند) که هیچ ارتباطی با مدعای اونها ندارد و بسیاری از موارد دیگر که فعلا جای تفصیل نیست.


سپس ذکر این مقدمات مقصود معصومین از اینکه ما کتاب ناطق هستیم روشن می شود.

معصومین در واکنش به این افراد که راه ورود به حقایق دینی را گم کرده بودند و قراون را بر طبق میل و فهم خود تأویل و تفسیر می کردند، فرمودند قراون کتابی هست صامت و ساکت، خطوطی هست بین دو جلد و نیاز به مترجم دارد.

(اون هم مترجمانی که از خطا مصون باشند و واقف به حقایق و بطون قراون باشند.) و اون مترجمان ما هستیم.

چنانچه در خطبه 125 نهج البلاغه، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «و هذا القراون انما هو خط مسطور بین الدفتین لا ینطق بلسان و لا ...

من ترجمان» و این قراون خطی هست نوشته شده میان دو پاره جلد که به زبان سخن نمی گوید و ناچار برای اون مترجمی لازم هست (که مقصود اون را بیان کند) و مردانند که از اون سخن می گویند.


البته روشن هست که مراد حضرت مردانی هست که به حقایق قراون واقف باشند و مصون از خطا که معصومین باشند.

و در مورد دیگری می فرماید: «هذا کتاب الله الصامت و انا کتاب الله الناطق»(وسائل الشیعه، ج27 ص34) قراون کتاب صامت و ساکت خداوند هست و من کتاب ناطق حق.

لهذا مقصود معصومین علهیم السلام این هست که قراون کریم که مکتوب بر روی کاغذ هست صامت هست و خود سخن نمی گوید و در هر عبارت از اون احتمالاتی می رود چنانچه حضرت به عبد الله بن عباس فرمود: «فإن القراون حمال ذو وجوه»(نهج البلاغه، کتاب 77) یعنی قراون حمل نماينده وجوه و احتمالات هست.

و نیاز به مترجم و ناطق دارد که ما اهل بیت هستیم.
البته احتمال دیگری هم در مقصود ائمه از این جمله که ما قراون ناطق هستیم می رود که مقصود اونها این باشد که پیامبر دو حجت در بین امتش باقی نهاد، قراون کریم که ثقل اکبر و قراون صامت هست و ما اهل بیت که ثقل اصغر و قراون ناطق هستیم که دیگر نظر به مترجم و تفسیر بودن اونها برای قراون نداشته باشیم بلکه مقصود اونها این باشد که ما هم مثل قراون جامع حقایق دینی هستیم تنها با این تفاوت که قراون صامت و ما ناطق هستیم، که البته این دو احتمال ...

نیستند گرچه احتمال اول بهتر و مناسبتر با کلمات معصومین هست.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 06:15 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


88 out of 100 based on 68 user ratings 418 reviews