چگونه دین می تواند آدمی را از پوچ گرایی و بی هدفی در زندگی نجات دهد؟


چگونه دین می تواند آدمی را از پوچ گرایی و بی هدفی در زندگی نجات دهد؟




    چگونه دین می تواند آدمی را از پوچ گرایی و بی هدفی در زندگی نجات دهد؟

پاسخ :


در قرآن چند آیه به حضرت مهدی(ع) اختصاص دارد و در چه سوره هایی؟

1:



آیا پیش بینیهایی که برای ظهور آقا می کنند، صحت دارد یا نه؟



به هر دری میزنم، خداوند دعای مرا در مورد ازدواج برآورده نمی کند، آیا خدا این قدر از


در انجام کارهای نیک به خصوص در حضور دیگران می خواهم اصلا ریا نداشته باشم اما فکر ریا
در ابتدا باید تاکید کرد که پوچ‏گرایی علل و شرایط مختلفی دارد که اهم اونها عبارت هست از:1- نداشتن فلسفه درست و پايه ی در زندگی،2- فقدان ایده‏آل و آرمان عالی و معنوی،3- سوء تربیت،4- ناکامی و شکست در خواسته‏ها،5- تعارضات داخلی و ناتوانی در حل اونها،6- بحران هویت.


عشق یعنی چی؟ عشق زمینی یا آسمانی معنایی دارد؟ یا در وادی عشق این تقسیمات راهی ندارند؟
بهترین راه حل این امور بینش و گرایش ژرف دینی هست، زیرا همه این امور در تعالیم و آموزه‏های دینی به عالیترین شکل، حل شده هست.


آیا در رکوع که سه بار ذکر سبحان الله گفته می شود، آخرِ هر ذکر، کسره بدهیم یا ساکن باشد،
از این رو ا در این مجال سعی در بیان کارکردهای دین داریم.

در مورد چگونگی ملی شدن صنعت نفت توضیح دهید؟


درجه بندی برای حق رأی چه عواقبی در جامعه به دنبال خواهد داشت؟ مثلا افرادی که دارای تحصیلات
جامعه شناسان مذهب به دو کارکرد مهم دین در دنیای مدرن پی برده اند.
1- جواب دادن به سئوالات پايه ی و بنیادین انسان
2- تبیین معنای زندگی و مرگ و توجیه و آرام کردن رنج و ارزشهای اخلاقی
دو کاکردی که نهایتا انسان را به وادیی امن و آرامش بخشی سوق می دهد تا از هجوم پوچی و بی هویتی در امان اند و ما در این مجال به بررسی اجمالی اونها می پردازیم.



الف- جواب به پرسش‏هاى بنیادین‏

مهم‏ترین کارکرد معرفتى دین، جواب به پايه ى‏ترین پرسش انسان یعنى «راز هستن» هست.

هر انسانى افزون بر حاجات مادى مانند خوراک، پوشاک، آسایش و رفاه، نیازمندى‏هاى دیگرى دارد که بسیار با اهمیت‏تر از اونهاست.

از جمله دریافت پاسخى مناسب به پرسش از راز وجود هست.

هر انسان هوشیارى در هر عصر و وقت، متعلق به هر نژاد و ملیت و در هر وضعى از نظر پایگاه اجتماعى، سطح معلومات، و...

پرسش‏هایى در این باره دارد که بدون دریافت پاسخى اعتمادپذیر هرگز برنامه و آرام نخواهد داشت.

عمده‏ترین این پرسش‏ها عبارتند از:
1.

از کجا آمده‏ام؟ اولین پرسش انسان این هست که انسان و جهان چگونه و توسط چه عاملى پدید آمده‏اند؟ آیا جهان آفریدگار حکیم و دانا دارد یا نه؟
2.

آمدنم بهر چه بود؟ آیا آفرینش انسان و جهان هدفمند و در پى تدبیر و عاقبت‏نگرى بوده یا بى‏هدف و پوچ هست؟
3.

به کجا مى‏روم آخر؟ جهان رو به کدامین سو دارد، فرجام جهان و انسان چیست و چه سرنوشتى فرا روى اونهاست؟
پرسش نخست به گذشته و پیشینه عالم و آدم نظر دارد؛ پرسش دوم گذشته را به آینده مى‏پیوندد و پرسش سوم وضع حال را بررسى مى‏کند و نقش اون را در آینده پى مى‏گیرد.
این پرسش در بردارنده پرسش‏هاى دیگرى هست، از جمله:
3-1.

آیا حیات انسان محدود به همین چند روز دنیاست و با مرگ پایان مى‏پذیرد؛ یا گستره‏اى فراخ و جاودان دارد و مرگ چیزى جز پیدایش یک تحول و گذر از مرحله‏اى به مرحله دیگر نیست؟
3-2.

آیا انسان موجودى مجبور و محکوم سرنوشت هست و همه چیز بدون دخالت نقش و اراده او تعیین شده، یا خود معمار شخصیت و سرنوشت خویش هست و با تکیه بر بینش‏ها، خصلت‏ها و کنش‏هاى اختیارى خود مى‏تواند خوب و بد سرنوشت را رقم زند؟
4.

چه باید بکنیم؟ اگر انسان داراى حیات جاودان و نویسنده کتاب سرنوشت خویش هست چه باید بکند؛ چگونه خود و آینده‏اش را بسازد تا فرشته خوشبختى را در آغوش گیرد؟ راه سعادت چیست و هر یک از بینش‏ها، خصلت‏ها و کنش‏هاى آدمى دقیقاً چه تأثیرى در نیک و بد سرنوشت دارند؟
5.

چه کسانى و چگونه در این راه پرپیچ و خم، راهنما و مددکار انسان مى‏باشند؟ جواب دقیق، جامع، معتبر، بهنگام و همه فهم این پرسش‏ها را تنها از طریق دین حق مى‏توان انتظار داشت.
جواب این پرسش‏ها در بخش نظرى، «جهان بینى» خوانده مى‏شود و در بخش عملى، «شریعت» یا «ایدئولوژى» فرموده مى‏شود.
مهمترین آموزه‏هاى دین در این عرصه عبارت هست از:
1.

خداشناسى؛ اسماء حسنى و اوصاف ذاتى و فعلى خداوند و چگونگى رابطه او با جهان و انسان.
2.

هستى‏شناسى؛ مشتمل بر پیشینه جهان، عوالم هستى و درجات و مراتب اون، سنت‏هاى حاکم بر هستى، فرجام جهان.
3.

انسان‏شناسى، ابعاد و مراتب وجود آدمى، هستعدادها، توانش‏ها و گرایش‏هاى او.
4.

فرجام‏شناسى، غایت جهان و انسان؛ چگونگى حیات جاودان و شرایط مؤثر در اون.
5.

راه شناسى؛ نمایاندن راه سعادت و همه شرایط موثر در اون، نیز بیان موانع راه و چگونگى فراز آمدن در برابر اونها.
6.

راهنماشناسى؛ معرفى راهنمایان طریق و امدادگران اون که در مباحثى چون نبوت و امامت تبلور مى‏یابد.



ب- تبیین معنای زندگی و مرگ و توجیه و آرام کردن رنج و ارزشهای اخلاقی

همانطور که می دانید رسالت دین هدایت بشر و رسانیدن او به کمال نهایی می باشد، به طوری که بتواند در زندگی فردی و اجثماعی خود موفق باشد و بتواند به کمک دین و امور مذهبی به سر منزل مقصود، که همان سعادت ابدی هست، برسد.

دین یک رسالتی دارد که این رسالت از غیر دین ساخته نیست ، یعنی از عقل و علم و فکر بشر این رسالت ساخته نیست و اگر در حدود علم و عقل بشر می‏بود به همان عقل و علم بشر واگذار می‏شد و دیگر پیغمبران مبعوث نمی‏شدند .

اسلام برای عقل بشر فوق العاده ارزش‏ قائل هست ، برای تفکر فوق العاده ارزش قائل هست ، برای علم و مطالعه و آزمایش و مشاهده موجودات و به تعبیر خود قراون برای سیر در آیات آفاق و انفس فوق العاده ارزش قائل هست ، ولی اینچنین نیست که عقل و فکر و هستدلال و علم و مشاهده و آزمایش ، هر اندازه ترقی بکند ، بتواند اون‏ نشانه‏هایی را که دین از انسان یا جهان داده هست ، ارائه کند .

این دیگر فقط رسالت دین هست ، و اون مقدار که علم و عقل بشر حقایقی‏ را که دین بیان کرده هست تأیید می‏کند ، به قول ویلیام جیمز ، این سپس راهنمایی دین بوده ، یعنی سپس اون بوده که دین حقایقی را ارائه داده ، علم دو مرتبه رفته هست ببیند قضیه از چه برنامه هست و نشانه‏هایی هم بر صدق و تأییدش پیدا کرده هست .

یکی از اون رسالتها همین مطلب هست که باز به تعبیر امروزیها جهان بینی‏ ما را تغییر می‏دهد ، یعنی بینش ما را درباره جهان تغییر می‏دهد .

جهانی‏ که ما با حس خودمان اون را احساس می‏کنیم و با عقل خودمان اون را درک‏ می‏کنیم یک جور جهان هست ، جهانی که نور وحی به ما ارائه می‏دهد همین‏ جهان هست اما با یک تار و پود خیلی بیشتری .


به هر حال رسالت دین ، هدایت بشر و رسانیدن او به کمال نهایی می باشد، به طوری که بتواند در زندگی فردی و اجثماعی خود موفق باشد و بتواند به کمک دین و امور مذهبی به سر منزل مقصود، که همان سعادت ابدی هست، برسد.

دین در تمام افراد و در همه ازمنه بیش از هر چیز دیگری مؤثر هست و تنها راه سعادت بشر می باشد و صلح و آرامش تنها در سایه دین به وجود می آید و دین هست که باعث فداکاری افراد می شود.

هستاد مطهری می نویسد : دین باعث به وجود آمدن اخلاق و تکالیف اخلاقی می گردد ایمان مذهبى آثار نیک فراوان دارد چه از نظر تولید بهجت و انبساط ، و چه از نظر نیکو ساختن روابط اجتماعى ، و چه از نظر کاهش و رفع ناراحتیهاى ضرورى که لازمه ساختمان این جهان هست .
دین با ترسیم مسیری هموار در مقابل بشر و نشان دادن مقصد و هدف این حرکت ، او را از بی هدفی رها می سازد و از اونجا که ، این هدف اونقدر برای بشر مهم و جذاب هست به دنبال برنامه و وسیله و ره توشه حرکت می گردد و دین همه نیازهای سفر او را به بهترین شکل ممکن مهیا می سازد.
دین از اون رو که از سوی خالق و آفریننده عالم هستی به سوی بشر فرستاده شده هست با علم بی حد و حصر فرستادنده اون ، برنامه ای کامل و برآورنده نیازهای زندگی او در این دنیا و حرکتش به سوی هدف و قصد تعیین شده ، هست.
دین با جواب دادن به سوالات پايه ی انسان و ارائه دید جدیدی به مساله مرگ و زندگی و نشان دادن این امر که حیات واقعی در این کره خاکی نبوده و تلاشهای بشر باید برای ساختن زندگی مطلوب در اون سرا باشد و چون در این عالم با ناکای هایی روبرو شدید سرخورده و نا ایده نشوید چرا که هدف از زندگی ساختن و ایجاد زندگی نهایی در عالم خاکی نیست هر چند برای رسیدنی سریع به مقصود اصلی که هان حیات اخروی هست باید این دنیا را ساخت چرا که وسیله ای برای حرکت انسان هست و شما خود نیک می دانید که هر چه وسیله حرکت بهتر باشد فرد راحت تر و مطمئن تر به مقصد خود می رسد.

البته نباید این توجه به دنیا او را کاملا به خود مشغول سازد که در این صورت ، دنیا خود موجب نگرانی و اضطراب خواهد شد و در دین تام این مسائل مد نظر برنامه گرفته و با ارائه جهانبینیی صحیح و عقل پذیر به حل اونها شتافته هست.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:26 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


88 out of 100 based on 58 user ratings 1258 reviews