چرا نماز خواندن واجب است؟ ( چرا باید نماز بخوانیم )


چرا نماز خواندن واجب است؟ ( چرا باید نماز بخوانیم )




    چرا نماز خواندن واجب است؟ ( چرا باید نماز بخوانیم )

پاسخ :


می خواستم بدانم غیبت جمعی در مورد اهالی یک شهر مثلاً قزوین یا اهالی یک قوم مثلاً ترکها،

1:



تعداد روزه های واجب چقدر است؟

پرسش: چرا باید نماز بخوانم؟

ما در جمع دوستان که هستیم رفتار و اطوار معلمین دیگر دوستان و آشنایان را تقلید می کنیم
پاسخ: هرگاه هدف از عبادت این باشد که نیازمندیهاى خدا رابرطرف کنیم و از پرستش خود بهره‏اى به او برسانیم، در این صورت پرسش یاد شده پیش مى‏آید که خداوند وجودى نامحدود و نامتناهى و پیراسته از هرگونه نقص و نیاز هست پس چه احتیاجى به پرستش ما دارد؛ ولى هرگاه هدف از پرستش او، تکامل خود ما باشد، در این موقع عبادت وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمایى خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند.

برای پرداخت وام قرض الحسنه مبلغ یک درصد سود دریافت می کنم که در پایان سال به نسبت تساوی
پس از پذیرش اسلام و قراون به عنوان دین و کتاب الهى، درمى‏یابیم که در قراون و نیز کلمات انبیاى الهى و پیشوایان، تأکید وافرى بر اقامه نماز شده هست.


لطفا در مورد کیفیت نماز شب توضیح دهید.
هم چنین نماز داراى جایگاه ویژه‏اى در ادیان الهى هست و در طول تاریخ تمامى پیامبران و پیروان اون ها سفارش به نماز شده‏اند.


اگر در نماز با اشاره به کسی چیزی بفهمانیم، نمازمان صحیح است؟


وظیفه یک بسیجی خوب چیست؟
اما چرا نماز؟ اسلام و قراون داراى سیستمى ترتیبى جهت نیل آدمى به مراتب کمال هست که از جمله اونها اقامه نماز مى‏باشد.


تشکیل خانواده یعنی چه؟ وظایف ما در قبال خانواده چیست؟(منظور در تشکیل خانواده است.)
محور تربیت و تعالى انسان در مکتب اسلام، با توجه به خداوند و در نظر گرفتن موقعیت او و نیز جایگاه خود انسان میسّر هست.

این توجه با نماز حاصل مى‏شود.

نماز و نه هیچ عبادت دیگرى، براى خداوند سودى به همراه ندارد و اگر هیچ کس در تمامى هستى سر بر آستان او نساید، بر دامن کبریایى او گردى نمى‏نشیند.

ولى غفلت انسان از خداوند، زمینه سقوط وى به پست‏ترین درجات را فراهم مى‏کند.

حال اون که یاد خداوند او را بر طریق مستقیم نگاه مى‏دارد و در طوفان حوادث زندگى و فراز و نشیب اون دست او را مى‏گیرد.
اگر بخواهیم نقش نماز را در طول زندگى به چیزى تشبیه کنیم، باید بگوییم: نماز همانند چراغ‏هایى نورانى در مسیرى تاریک و ظلمانى و پیچ در پیچ هست که انسان را به پیمودن راه اصلى و منحرف نگشتن و اسیر غول بیابان نشدن دعوت مى‏کند.

این چراغ‏ها باید همواره روشن باشد وگرنه آدمى ممکن هست در مرحله‏اى به بیغوله‏اى بیفتد و چه بسا بازگشت از اون میسر نباشد.

فلسفه اصلى نماز و دیگر عبادات همین هست.

بدون نماز و عبادت انسان تربیت نمى‏شود و توان لازم را براى پیمودن راه کمال نمى‏یابد.

پس نمازهاى پنج گانه در تمامى عمر، همانند تابلوها و چراغ‏هایى هست که در مسیرى سخت، طولانى و پرحادثه، انسان را به تبعیت از خود فرا مى‏خواند تا او را از پرتگاه‏هاى سقوط و گزند حوادث سنگین، باز دارد.

بدون نماز، آدمى در مسیر زندگى، گوهر عبودیت خویش را در برابر ذات لایزال احدیت به فراموشى خواهد سپرد و در نتیجه از کمال خویش باز خواهد ماند.

از همین رو، تمامى پیامبران الهى و کتاب‏هاى آسمانى، آدمى را به نماز دعوت کرده‏اند.

اون‏چه فرموده شد، تنها اشاره‏اى کوتاه به فلسفه فردى نماز بود و نماز، از جهات مختلف اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و...

داراى حکمت‏هاى عمیقى هست.
نماز، عملاً موجب همبستگى مسلمانان و احساس روح یک‏رنگى در بین اونان هست؛ چرا که همه اونان به یک شکل و به سمت یک قبله نماز مى‏گذارند و این موضوع، پیامدهاى ارزنده‏اى خواهد داشت.
ارزنده ترین و شریف ترین انسان های تاریخ , به پا دارنده ئ نماز و فرمان دهنده ئ به اون بوده اند آدمی را از کار زشت نهی می کند.

این نهی در همه ئ اشخاص , یکسان نیست .

برای افراد معمولی و عادی , همین مقدار توجه به خداوند, موجب نظارت بیشتر اونان بر اعمال خود می گردد و موجب می شود که اونها به گناهان نزدیک نشوند.

در مرتبه بالاتر, کسی که به معانی و مفاهیم و حقایق نماز توجه می کند, نسبت به خود و جهان هستی , بینش ژرف تری پیدا می کند که به واسطه اون , نیروی مقابله او با گناه فزونی می یابد.

و بالاخره کسی که نماز را معراج مومن می بیند و خویشتن را در محضر خالق هستی می یابد و در این وادی , حقیقت خویش را مشاهده می کند, پیش از دیگران بر دوری و تنفر از گناه قدرت پیدا می کند.
آیات و روایات متعددى دلالت بر نقش کلیدى نماز دارند از جمله اینکه پیامبر(ص) فرمودند: «اول ماسئلت یومالقیامه الصلاه ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ماسواها .

در قیامت اول چیزى که مورد پرسش برنامه مى‏گیرد نمازمى‏باشد.

اگر قبول شد دیگر اعمال نیز مقبول هست و اگر رد شد بقیه نیز مردود مى‏باشد» (نهج‏الفصاحه).

اما کسى که نمازش مانع ارتکاب منکرات نشود و اون که بدون نماز به انجام حسنات مى‏پردازد هر دو به نماز محتاجند.

ریشه این تفکر - که اون دو به نماز نیازى ندارند.

این پندار باطل هست که براى نماز صرفا ارزش مقدماتى و طریقى قائل باشیم درحالى که نماز خود داراى ارزش ذاتى و مستقل هست و در شریعت مقدس اسلامى موضوعیت دارد.

پس کسى که باانجام صحیح فریضه نماز دست به زشتى‏ها مى‏برد ارزش ذاتى نماز را کسب نموده اما فرآورده‏هاى جانبى اون را ازدست داده هست و نمى‏توان به خاطر اون آثار جانبى از اصل قضیه دست شست و چه بسا با ادامه همین نماز براىشخص تنبه حاصل شود.
نماز که نوعى عبادت و پرستش و ارتباط ویژه با آفریدگار جهان و انسان هست در ادیان پیشین نیز وجود داشته تا اون جا که قراون مجید یکى از وصایاى لقمان به فرزندش را نماز ذکر نموده هست «یا بنى اقم الصلوه...» اما کیفیت اون در ادیان مختلف متفاوت بوده هست و صورت کاملى از چگونگى دقیق اون در هر دینى در دست نیست و به نظر مى‏رسد متناسب با تکامل دین نماز نیز روند تکاملى داشته هست و دین مبین اسلام همچنانکه در معارف و قوانین و مقررات اجتماعى کاملترین دین هست در عبادات نیز جامع‏ترین و کامل‏ترین اونها را که متناسب با انسان رشد یافته عصر خاتمیت هست تشریح فرمود.


فلسفه نماز فقط شکرگذارى نیست و آثار مهم دیگرى نیز دارد.

افزون بر اون شکر خداوند نیز وقتى عملى خواهد شد که اونچه او خواسته هست ما اجرا کنیم؛ نه اونچه که دلمان مى‏خواهد.

چه این که روح عبادت، همانا عبودیت و بندگى هست یعنى تسلیم فرمان بودن که طبیعتا باید انضباط و مقرراتى باشد تا بنده را به اون امتحان نموده، روح بندگى را در او پرورش دهند.
در رابطه با این که «چرا نمى‏توان به جاى نماز و روزه هرگونه دلمان خواست خدا را شکر گزارى کنیم» باید فرمود:
اولا: عبادات تنها جنبه شکرگزارى ندارد و فلسفه‏هاى دیگرى نیز در بر دارد.
ثانیا: انسان باید دقیقا جایگاه خود را در هستى و به ویژه در برابر خداوند بازشناسد و متناسب با اون تصمیم بگیرد و عمل کند.

به عبارت دیگر ابتدا باید جهان‏بینى خود را درست کرده و موضع خویش را در برابر خداى هستى روشن ساخت.

در این جا دو روى کرد وجود دارد:
الف) موضع اومانیستى( umanism ):
این نگرش در سده‏هاى اخیر در اروپا رونق گرفت و به دیگر نقاط جهان نیز سرایت کرد به گونه‏اى که بسیارى نادانسته و حتى بدون آشنایى با نام و مفهومش شدیدا تحت تأثیر اون برنامه گرفته‏اند.

بر پايه این بینش انسان به جاى خدا مى‏نشیند.

هرگونه برنامه و دستورالعمل آسمانى و خدایى را واپس مى‏زند و هرگونه بخواهد تصمیم مى‏گیرد و عمل مى‏کند.

طبق این بینش اگر انسان بخواهد خداپرستى هم بکند به دلخواه خود و اون سان که مى‏پسندد عمل مى‏کند نه اون طور که از ناحیه خداوند تعیین شده هست.

به عبارت دیگر در نگرش اومانیستى انسان اصل مى‏باشد.

این روش چیزى جز حاکمیت مطلق نفس اماره نیست و مسأله‏اى به نام تکلیف و وظیفه از ناحیه موجودى قدسى و فرابشرى به کلى کنار نهاده شده هست.


ب ) موضع توحیدى( heistic ):
این نگرش مبتنى بر چند واقعیت هست:
اول.

مالک تمام هستى از جمله انسان خداست (انا لله) و ما حتى مالک خویش نیز نیستیم.
دوم.

اون که تمام هستى به سوى خدا باز مى‏گردد (وانا الیه راجعون).
سوم.

این که کمال نهایى انسان در عبادت و پیروى پروردگار هست.


چهار.

اون که اولین لازمه عبادت شناخت معبود و بازشناسى این نکته هست که چگونه عبادتى شایسته مقام وى مى‏باشد و چون خداوند بهتر از هرکس حقیقت خویش و چگونگى عبادت شایسته را مى‏شناسد پس همو بهتر مى‏تواند ما را بر این امر هدایت فرماید.

از همین رو ما را به بهترین نوع عبادات رهنمون گردیده هست.
افزون بر اون در نماز راز و رمز و اهداف چندى نهفته که بعضى از اونها عبارت هست از:
الف) یاد و ذکر خدا؛ زیرا انسان موجود فراموش‏کارى هست.

بنابر این هر چند ساعت یک بار، با مطالعهنماز خداى سبحان را یا د کرده و متذکر وجود لایتناهاى او مى‏شود.
ب ) وقتى انسان متذکر خدا بود و خدا را مراقب خویش دید، قهراً از انجام گناه و منکرات شرم و حیا مى‏کند.

بنابر این یکى از اهداف نماز جلوگیرى از فحشا و منکرات هست: «ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر».
ج ) هدف دیگر نماز عبودیت و خشوع و خضوع در پیشگاه مقام ربوبیت هست.

به طور مؤدب ایستادن، رکوع کردن، جبین به خاک ساییدن، سجده و نشستن دو زانو و...

همه نشانه‏هاى خضوع هست.

و این حقى هست از خداى سبحان که هر انسانى موظف به اداى اون هست.

توجه داشته باشید که همین خشوع و خضوع، به تدریج در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را در برابر سایر افراد متواضع مى‏کند.

امام على(ع) مى‏فرماید: «ومن تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا؛ خداى سبحان نماز را مقرر داشت تا پیشانى از روى تواضع به خاک مالیده شود»(نهج‏البلاغه).

حضرت فاطمه(س) نیز مى‏فرماید: «جعل اللّه‏ الصلاه تنزیها لکم من الکبر؛ خداوند نماز را مقرّر داشت تا دامن انسان را از کبر و منیّت پاک گرداند».
جهت مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک:
1- اسرار نماز، شهید ثانى، ترجمه مهدى‏پور
2- اسرار الصلاه، میرزا جواد ملکى تبریزى
3- آداب نماز، امام خمینى
4- پرتوى از اسرار نماز، محسن قرائتى

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 16 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:28 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 74 user ratings 274 reviews