آیا حضرت زهرا(س) بر سایر ائمه معصومین(ع) حجت است؟


آیا حضرت زهرا(س) بر سایر ائمه معصومین(ع) حجت است؟




    آیا حضرت زهرا(س) بر سایر ائمه معصومین(ع) حجت است؟

پاسخ :


من با دختری آشنا شده ام که تمام معیارهای اصلی برای انتخاب همسر را داراست( ایمان اخلاق

1:



وقت فضیلت نماز عشاء و عصر چه زمانی است؟ اگر روایات معتبری در این زمینه هست، لطفا بیان



لطفا در مورد زندگی آیت الله خوش وقت توضیح دهید.
1ـ باید توجّه داشت که حجّت اعمّ از نبیّ و رسول و امام می باشد.


با سلام لطفا بفرمایید چرا علی رغم اینکه در قرآن لفظ علی العظیم آمده سنی ها از گفتن آن
یعنی هر نبیّ و رسول و امامی حجّت هست ولی هر حجّتی لزوماً نبیّ یا رسول یا امام مصطلح نیست.


دکتر شریعتی در صفحه 552 کتاب اسلام شناسی می گوید در قرآن آیاتی که محمد را سرزنش می نماید
پس اینکه حضرت فاطمه ی زهرا ـ سلام الله علیها ـ نبیّ یا رسول یا امام نبود ، نمی تواند مانع از حجّت بودن اون بزرگوار باشد.


منظور دکتر سروش از اینکه قرآن کلام محمد(صلی الله علیه و آله) است، چیست و چه جوابی می


آیا خوردن کشمشی که در آب خیس خورده و بعد پخته شده( مانند کشمش پلو) و نیز خرمای خیس خورده،
قراون کریم و برهان عقلی حجّت می باشند در حالی که سه عنوان پیش فرموده را به نحو اصطلاحی ندارند.


آیا پوشیدن لباس آستین کوتاه برای مردان اشکال دارد؟ آیا حرام است؟
همچنین خداوند متعال از حضرت خضر (ع) یاد نمود که قول و فعل او بر موسای پیامبر حجّت بود ؛ لذا حقّ اعتراض به وی را نداشت ؛ و این در حالی هست که نبیّ یا رسول بودن حضرت خضر (ع) معلوم نیست.


2ـ دلائل فراوانی وجود دارد که نشان می دهند اون حضرت در ردیف ائمه اطهار (ع) حجّت بر ایجاد بوده اند.


یکی از اون دلائل حدیث ثقلین می باشد که نبیّ مکرم اسلام در ضمن اون فرمودند:« ...

فانظروا کیف تخلّفونی فی الثقلین.

فقام رجل فقال یا رسول الله و ما الثقلان؟ فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم الاکبر کتاب الله ؛ سبب طرفه بید الله و طرفه بأیدیکم فتمسکوا به لم تزالوا و لا تضلّوا.

والاصغر عترتی و انّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض و سألت لهما ذلک ربّی فلاتقدّموهما فتهلکوا و لاتعلّموهما فانّهما اعلم منکم.

ـــــ بنگرید که پس از من ، با دو یادگار گرانبهاى من چگونه رفتار مى‏کنید؟ مردی برخواست و پرسید: یا رسول الله! دو أثر گرانبهاى شما چیست؟ فرمود: ثقل اکبر کتاب خداست ؛ وسیله ای که جانبى از اون در دست خدا مى‏باشد و طرف دیگر اون در اختیار شما برنامه گرفته هست ؛ پس به اون چنگ بزنید که نمی لغزید و گمراه نمی شوید ؛ و ثقل اصغر عترت من هست؛ که همانا اون دو هرگز از همدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

و من هم از پروردگارم همین اتحاد و یگانگى را براى اونها درخواست کرده‏ام.

پس بر این دو پیشى نگیرید که به هلاکت مى‏رسید و سخنى به اونها نیاموزید که اونان از شما داناترند»(المعجم الکبیر ،الطبرانی ، ج3 ، ص66)
طبق این حدیث شریف ، عترت رسول خدا حجّت بر خلائق می باشند و شکّی نیست حضرت فاطمه ی زهرا (س) نیز جزء عترت می باشد.

پس اون نیز حجّت بر ایجاد می باشند.
دلیل دوم حدیث سفینه هست که نبیّ خدا فرمودند: « إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی کَمَثَلِ سَفِینَهِ نُوحٍ فِی قَوْمِهِ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَرَکَهَا غَرِقَ ــــ همانا مثل اهل بیت من در امّتم مانند کشتی نوح هست در قوم خودش که هر که سوار اون شد نجات یافت و هر که اون را ترک نمود غرق شد.» ( الإحتجاج ، ج‏1 ،ص 157 )
باز روشن هست که حضرت فاطمه ی زهرا (س) نیز جزء اهل بیت می باشد.


همچنین طبق آیات و روایات فراوانی اون حصرت معصومه بوده و سخن و فعل هر معصومی حجّت هست.

چرا که سخن و فعل معصوم یقیناً حقّ می باشد و هر حقّی از خداست.


دلائل دیگری نیز در این باره وجود دارد که به همین چند مورد بسنده می شود.
3ـ امّا اینکه حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ حجّت بر یازده فرزند معصوم خویش نیز می باشد ، یقیناً درست می باشد ؛ چرا که هر معصومی برای هر کسی حجّت می باشد چه اون کس معصوم باشد یا غیر معصوم.

چون سخن و فعل انسان معصوم ، یقیناً مطابق حقّ می باشد و هر حقّی از جانب خداست و اونچه یقیناً از جانب خداست ، حجّت هست.

پس تمام معصومین بر همگان و بر یکدیگر حجّت می باشند.

بر این پايه اگر حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ خبری از جانب خدا برای علی (ع) نیز نقل می نمود ، اون حضرت چنان خبری را از جانب خدا می دانست و در اون شکّ نمی کرد ؛ کما اینکه علی (ع) صحیفه ی فاطمیّه را که جبرئیل (ع) به حضرت فاطمه (س) نقل داده بود بر خود حجّت می دانست.

همچنین حضرت موسی (ع) ، حضرت خضر را بر خود حجّت می دانست ؛ در حالی که حضرت موسی (ع) پیامبر اولوالعزم بود و اطاعت از شریعت او بر همگان و از جمله بر حضرت خضر (ع) واجب بود.


پس باید توجّه داشت که مساله ی حجّیّت ، دائر مدار عصمت هست و ربطی به رتبه ی وجودی شخص ندارد.

چون هر سخنی از هر معصومی صادر شود کلام خداست و اطاعت از کلام الهی بر همگان لازم می باشد.

از اینرو همانطور که سخن حضرت فاطمه (س) بر فرزندانش حجّت هست ، سخن اون بزرگواران نیز برای حضرت زهر (س) حجّت می باشد.


امّا ورای مساله ی حجّیّت ، مساله ی اسوه و الگو بودن مطرح هست که در اینجا دیگر صرف عصمت کافی برای اسوه بودن نیست.

بلی هر معصومی برای غیر معصوم اسوه هست ؛ چون رتبه ی وجودی هر معصومی بالاتر از غیر معصوم می باشد ، ولی چنین نیست که هر معصومی اسوه ی معصوم دیگر نیز باشد.

چرا که اسوه بودن دائر مدار رتبه ی وجودی هست نه عصمت.

بر این پايه ، حضرت رسول (ص) اسوه ی جمیع عالمیان هست و کسی اسوه ی او نیست جز خدا ؛ و سپس اون ، حضرت امیرالمومنین (ع) اسوه ی تمام خلائق می باشد ؛ و از برخی روایات اهل بیت (ع) هستفاده می شود که حضرت فاطمه زهرا (س) در رتبه ی سوم برنامه دارد.

البته این برتری به اعتباری هست که جای ذکرش در عرفان نظری هست ؛ لذا از برخی روایات نیز برابری این انوار قدسی هستفاده می شود.

بنا بر این ، وجود قدسی اون حوریّه ی انسیّه ، غیر از رسول خدا و علی (ع) ، اسوه ی تمام خلائق می باشد.

پس اگر هم فرموده شود که اون بزرگوار حجّت برای یازده امام می باشد منظور همین اسوه بودن در انسانیّت هست نه حجّت به معنی رایج اون در علم کلام ؛ چرا که حجّت به این معنی ، در میان دو معصوم ، طرفینی هست نه یک طرفه.


امّا ادلّه ای که دلالت بر برتری وجودی اون بزرگوار بر تمام خلائق ــ غیر از رسول خدا و امیر مومنان ــ دارد ، زیادند که به برخی از اونها اشاره می شود.

البته باز متذکّر می شویم که برای وجود نوری اهل بیت (ع) اعتبارات گوناگونی هست که بنا به برخی از این اعتبارات ، وجود نوری اون بزرگوار افضل از فرزندان معصوم خویش می باشد.

امّا ورود به این اعتبارات در چنین نوشته هایی ممکن نیست ؛ چرا که چنان بحثی محیط علمی خاصّ خود را طلب می کند.



امام صادق (ع) فرمودند: « لَوْ لَا أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع تَزَوَّجَهَا مَا کَانَ لَهَا کُفْوٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَه‏ ــــ اگر امیر المؤمنین علیه السّلام نبود که با حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها ازدواج کند ، در روى زمین تا روز قیامت براى ایشان همتایی پیدا نمى‏شد ؛ از آدم ابو البشر گرفته به بعد.

» (علل الشرائع ، ج‏1 ،ص 178 )
« عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَهُ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ فَقَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِنُورِهَا وَ غَشِیَتْ أَبْصَارُ الْمَلَائِکَهِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِکَهُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا مَا لِهَذَا النُّورِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی أَسْکَنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِیٍّ مِنْ أَنْبِیَائِی أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ أَئِمَّهً یَقُومُونَ بِأَمْرِی یَهْدُونَ إِلَى حَقِّی وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِی فِی أَرْضِی بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیِی‏ ـــــــ جابر مى‏گوید: محضر مبارک امام صادق علیه السّلام عرض کردم: براى چه فاطمه زهراء سلام اللَّه علیها به زهراء موسوم گردید؟ حضرت فرمودند: زیرا حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفرید، و هنگامى که نور وجود فاطمه سلام اللَّه علیها درخشید آسمانها و زمین به نورش روشن شده و دیدگان فرشتگان از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائکه ، حقّ تبارک و تعالى را سجده نموده و عرض کردند: ای اله و معبود ما و سرور و مولاى ما ! این نور چه خصوصیّتى دارد که این قدر تابان و روشن هست؟ خداوند متعال به اونها وحى فرمود: این نور از نور من هست که در آسمان ساکنش کرده‏ام اون را از عظمت خویش آفریدم ، اون را از صلب پیامبرى از پیامبران که بر تمام انبیاء برتریش داده‏ام خارج خواهم ساخت و از این نور پیشوایانى را بیرون مى‏آورم که به امر من قیام مى‏نمايند و امت را به طرف من هدایت مى‏نمایند ، این پیشوایان را پس از انقطاع وحى خلفای خود در زمین برنامه مى‏دهم.» (علل الشرائع ، ج‏1 ،ص180 )
« عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ بَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص صَلَّى صَلَاهَ الْفَجْرِ ثُمَّ اسْتَوَى فِی مِحْرَابِهِ کَالْبَدْرِ فِی تَمَامِهِ فَقُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ رَأَیْتَ أَنْ تُفَسِّرَ لَنَا هَذِهِ الْآیَهَ قَوْلَهُ تَعَالَى فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ فَقَالَ النَّبِیُّ ص أَمَّا النَّبِیُّونَ فَأَنَا وَ أَمَّا الصِّدِّیقُونَ فَعَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ أَمَّا الشُّهَدَاءُ فَعَمِّی حَمْزَهُ- وَ أَمَّا الصَّالِحُونَ فَابْنَتِی فَاطِمَهُ وَ وَلَدَاهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ فَنَهَضَ الْعَبَّاسُ مِنْ زَاوِیَهِ الْمَسْجِدِ إِلَى بَیْنِ یَدَیْهِ ص وَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ لَسْتُ أَنَا وَ أَنْتَ وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ مِنْ یَنْبُوعٍ وَاحِدٍ قَالَ ص وَ مَا وَرَاءَ ذَلِکَ یَا عَمَّاهْ قَالَ لِأَنَّکَ لَمْ تَذْکُرْنِی حِینَ ذَکَرْتَهُمْ وَ لَمْ تُشَرِّفْنِی حِینَ شَرَّفْتَهُمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عَمَّاهْ أَمَّا قَوْلُکَ أَنَا وَ أَنْتَ وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ مِنْ یَنْبُوعٍ وَاحِدٍ فَصَدَقْتَ وَ لَکِنْ خَلَقَنَا اللَّهُ نَحْنُ حَیْثُ لَا سَمَاءَ مَبْنِیَّهَ وَ لَا أَرْضَ مَدْحِیَّهَ وَ لَا عَرْشَ وَ لَا جَنَّهَ وَ لَا نَارَ کُنَّا نُسَبِّحُهُ حِینَ لَا تَسْبِیحَ وَ نُقَدِّسُهُ حِینَ لَا تَقْدِیسَ فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ بَدْءَ الصَّنْعَهِ فَتَقَ نُورِی فَخَلَقَ مِنْهُ الْعَرْشَ فَنُورُ الْعَرْشِ مِنْ نُورِی وَ نُورِی مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ أَنَا أَفْضَلُ مِنَ الْعَرْشِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَخَلَقَ مِنْهُ الْمَلَائِکَهَ فَنُورُ الْمَلَائِکَهِ مِنْ نُورِ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ نُورُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ نُورُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ أَفْضَلُ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ فَتَقَ نُورَ ابْنَتِی فَاطِمَهَ مِنْهُ فَخَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فَنُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ نُورِ ابْنَتِی فَاطِمَهَ وَ نُورُ فَاطِمَهَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ فَاطِمَهُ أَفْضَلُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ الْحَسَنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ فَنُورُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ مِنْ نُورِ الْحَسَنِ وَ نُورُ الْحَسَنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ أَفْضَلُ مِنَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ ثُمَّ فَتَقَ نُورَ الْحُسَیْنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الْجَنَّهَ وَ الْحُورَ الْعِینَ فَنُورُ الْجَنَّهِ وَ الْحُورِ الْعِینِ مِنْ نُورِ الْحُسَیْنِ وَ نُورُ الْحُسَیْنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ الْحُسَیْنُ أَفْضَلُ مِنَ الْجَنَّهِ وَ الْحُورِ الْعِینِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الظُّلْمَهَ بِالْقُدْرَهِ فَأَرْسَلَهَا فِی سَحَائِبِ الْبَصَرِ فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبَّنَا مُذْ عَرَفْنَا هَذِهِ الْأَشْبَاحَ مَا رَأَیْنَا سُوءاً فَبِحُرْمَتِهِمْ إِلَّا کَشَفْتَ مَا نَزَلَ بِنَا فَهُنَالِکَ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى قَنَادِیلَ الرَّحْمَهِ وَ عَلَّقَهَا عَلَى سُرَادِقِ الْعَرْشِ فَقَالَتْ إِلَهَنَا لِمَنْ هَذِهِ الْفَضِیلَهُ وَ هَذِهِ الْأَنْوَارُ فَقَالَ هَذَا نُورُ أَمَتِی فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ فَلِذَلِکَ سُمِّیَتْ أَمَتِیَ «1» الزَّهْرَاءَ لِأَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ بِنُورِهَا ظَهَرَتْ وَ هِیَ ابْنَهُ نَبِیِّی وَ زَوْجَهُ وَصِیِّی وَ حُجَّتِی عَلَى خَلْقِی أُشْهِدُکُمْ یَا مَلَائِکَتِی أَنِّی قَدْ جَعَلْتُ ثَوَابَ تَسْبِیحِکُمْ وَ تَقْدِیسِکُمْ لِهَذِهِ الْمَرْأَهِ وَ شِیعَتِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ فَعِنْدَ ذَلِکَ نَهَضَ الْعَبَّاسُ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ قَبَّلَ مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَالَ یَا عَلِیُّ لَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُجَّهً بَالِغَهً عَلَى الْعِبَادِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه ــــــــــــــ انس بن مالک فرمود: یک روز پیامبر اکرم به نماز صبح اشتغال داشت در محراب ایستاد چون ماه تابان ؛ عرض کردم اگر صلاح بدانید این آیه را براى ما تفسیر فرمائید: « فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ.

» فرمودند: منظور از پیامبران من هستم ، صدیقین علی بن ابى طالب هست و اما شهدا عمویم حمزه و امّا صالحین دخترم زهرا و فرزندانش حسن و حسین می باشند.

عباس (عموی پیامبر) از گوشه مسجد به خدمت پیامبر اکرم آمده فرمود: مگر من و شما و علی و فاطمه و حسن و حسین از یک سرچشمه نیستیم؟ فرمودند: منظورت چیست عمو جان؟ عرض کرد: زیرا مرا نام نبردى و به این مقام مفتخر نکردى.

فرمود عمو جان اینکه فرمودى من و تو و علی و حسن و حسین از یک سرچشمه هستیم صحیح هست ولى خداوند ما را موقعى آفرید که نه آسمان افراشته و نه زمین گسترده و نه عرش و نه بهشت و نه جهنم بود ؛ ما او را تسبیح و تقدیس می کردیم هنگامى که تسبیح و تقدیسى وجود نداشت.

وقتى خدا اراده کرد ابتداى آفرینش را نور مرا شکافت و از اون عرش را آفرید ؛ نور عرش از نور من هست و نور من از نور خدا هست.

سپس نور علی بن ابى طالب را شکافت و از اون ملائکه را آفرید پس نور ملائکه از نور علی بن ابى طالب هست و نور پسر ابى طالب از نور خدا هست.

نور دخترم فاطمه را شکافت و آسمانها و زمین را آفرید ؛ نور آسمانها و زمین از نور دخترم فاطمه هست و نور فاطمه از نور خدا هست ؛ و فاطمه برتر از آسمانها و زمین هست.

سپس نور حسن را شکافت و از اون خورشید و ماه را آفرید ؛ پس نور خورشید و ماه از نور حسن هست و نور حسن از نور خدا هست و حسن از خورشید و ماه برتر هست.

اونگاه نور حسین را شکافت و از اون بهشت و حور العین را آفرید ؛ پس نور بهشت و حور العین از نور حسین هست و نور حسین از نور خدا هست و حسین از بهشت و حور العین برتر هست.

سپس خداوند به قدرت خود ظلمت را آفرید و اون را بر پرده ی چشمها افشاند ؛ ملائکه فرمودند: سبوح قدوسی ای پروردگار ما ؛ خدایا از وقتى این اشباح را شناخته ایم چیز بدى مشاهده نکردیم تو را سوگند می دهم به مقام اونها که این گرفتارى را از ما برطرف فرما ! در این موقع خداوند قندیل‏هاى رحمت را آفرید و بر سرادق عرش آویخت.

فرمودند خدایا این فضیلت و نورها از کیست ، خطاب نمود این نور کنیزم فاطمه زهرا هست به همین جهت او را زهرا (نورانی) نامیدم ؛ چون آسمانها و زمین به واسطه ی نور او پدیدار شد.

او دختر پیامبرم و همسر وصىّ او و حجّت من بر ایجاد هست.

شما را گواه می گیرم که ثواب تسبیح و تقدیس شما را به این بانو و شیعیانش دادم تا روز قیامت.

در این موقع عباس از جاى خود حرکت کرد و پیشانى علی بن ابى طالب را بوسیده و فرمود: یا علی خدا تو را حجّت بالغه بر امت برنامه داده تا روز قیامت.» ( بحار الأنوار ، ج‏25 ،ص 17 )
امام صادق (ع) در تفسیر آیه 35 نور فرمودند: « فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فَاطِمَهُ ع فِیها مِصْباحٌ الْحَسَنُ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَهٍ الْحُسَیْنُ الزُّجاجَهُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ فَاطِمَهُ کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ بَیْنَ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ إِبْرَاهِیمُ ع زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ لَا یَهُودِیَّهٍ وَ لَا نَصْرَانِیَّهٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِی‏ءُ یَکَادُ الْعِلْمُ یَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ یَهْدِی اللَّهُ لِلْأَئِمَّهِ مَنْ یَشَاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ ــــــــــ « خدا نور آسمانها و زمین هست، حکایت نور او چون فانوسى هست» اون فانوس فاطمه علیها السلام هست «که در اون فانوس چراغی هست» اون چراغ حسن هست «چراغ در آبگینه هست» آبگینه حسین هست «آبگینه مانند اختر درخشانى هست» اون اختر درخشان فاطمه هست در میان زنان جهان «از درخت پر برکتى برافروزد» اون درخت حضرت ابراهیم (ع) هست «درخت زیتونى هست نه شرقی و نه غربی» یعنی نه یهودى و نه نصرانى «که نزدیک هست روغنش برافروزد» نزدیک هست علم از اون بجوشد «اگر چه آتشى به او نرسد، نوری هست روى نورى» از فاطمه امامى پس از امامى آید «خدا هر که را خواهد به نور خود رهبرى کند» هر که را خدا خواهد به امامان رهبرى کند «و خدا براى امت مثلها می زند»» (الکافی، ج‏1، ص: 195 )

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 17 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 11:39 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


76 out of 100 based on 56 user ratings 1306 reviews