کسانی که اجازه پدر را در ازدواج دختر لازم می دانند، سخت در اشتباهند؛ اینان مگر از ائمه(ع)


کسانی که اجازه پدر را در ازدواج دختر لازم می دانند، سخت در اشتباهند؛ اینان مگر از ائمه(ع)




    کسانی که اجازه پدر را در ازدواج دختر لازم می دانند، سخت در اشتباهند؛ اینان مگر از ائمه(ع) بیشتر می فهمند. نه پیامبر(ص) و نه ائمه(ع) چنین شرطی را لازم نمی دانند و فقط اجازه دختر و پسر کفایت می کند چه باکره چه غیر باکره. به شرط اینکه مصلحتش را تشخیص دهد، می تواند بدون اذن ولی ازدواج کند و شرعا لازم نیست. قانون هم باید اجازه ثبت قانونی بدهد و دختران و پسران جوانی را که بی گناه در دام پدران و مادران کج فهم اسیرند، بیهوده معطل نکند و عذابشان ندهد، قانون ما دین ماست، آیا جز این است؟ امام باقر (ع) فرمودند: زنی که مالک نفس خود( آزاد) باشد و سفیه، مجنون و کودک نباشد، در چنین حالی شوهرکردن او بدون اجازه ولی جائز است. امام صادق (ع) فرمودند: هر زنی که بخواهد اگر مالک نفس خود باشد( یعنی کنیز یا دیوانه نباشد) به ازدواج خودت در آور و اگر آن زن بخواهد می تواند وکیل بگیرد. امام صادق (ع) فرمودند: بکر و غیربکر مساوی است که باید نکاح به اذن آنها باشد و هیچ زنی را نکاح نمی توان کرد مگر به امر و رخصت او. ابو عبد الله(ع) فرمودند: باکره می تواند بدون اجازه پدرش ازدواج کند. امام صادق (ع) فرمودند : اگر دختر راضی شود بدون رضایت پدرش ازدواج موقت نماید، اشکالی ندارد.

پاسخ :


وقتی بین خود و خدا فاصله می بینیم چگونه آن را رفع کنیم؟

1:



آیا پیامبر شیعه بود یا سنی با ذکر دلیل و کتب منبع؟

نظریه ها

ارتباط آیه 5 سوره حمد با توسل به ائمه(ع) چیست؟
از منظر فقه، دختری که به حد بلوغ و رشد رسیده، اما «ثیّبه» هست یعنی بر اثر نزدیکی بکارتش از بین رفته، برای ازدواج بعدی مستقل هست، نظر و اجازه پدر در ازدواج او نقشی ندارد.


در مورد شخصیتهای شهید همت، شهید احمد کاظمی، امیرسپهبد علی صیاد شیرازی، میرزا تقی خان
اما دختری که هنوز باکره هست، هرچند به سن بلوغ و رشد رسیده، اگر بخواهد ازدواج کند، پنج نظر در مورد چگونگی اعتبار اذن ولی در ازدواج او وجود دارد، که از میان اون ها سه نظریه عمده و کاربردی هست:

ثوابی که برای قرائت بعضی سور و آیات قرآنی ذکر می شود از چه چیزی نشات گرفته می شود؟
1.


در عصر ما چرا خداوند پیامبری برای ارشاد مردم و تبلیغ نمی گمارد؟
نظریه هستقلال دختر در امر ازدواج

علت زنده ماندن حضرت خضر و الیاس چیست؟
بسیاری از فقها معتقد اند که پدر و یا جد پدری، ولایتی بر باکره رشیده ندارد، و او خود می تواند به طور مستقل اقدام به ازوداج نموده و همسر آینده خود را انتخاب نماید.


چرا شیعه ها کسان دیگری را صدا می زنند؟ اهل تشیع به ندرت به «الله» قسم می خورند، به ندرت

2.

نظریه هستقلال «ولی» در امر ازدواج
طرفدارن این نظریه می گویند: پدر و جد پدری می توانند به طور مستقل دختر بالغه رشیده خود را به عقد ازدواج دیگری در آورد، یعنی دختر هم چنان تحت ولایت پدر و جد پدری (حتی سپس بلوغ و رشد) باقی هست.
3.

نظریه تشریک در ولایت
نظریه تشریک بدین معنا هست که هیچ یک از پدر و دختر، هستقلال کامل در امر ازدواج ندارند، بلکه رضایت و موافقت هر دو، در صحت ازدواج شرط هست.

در اصطلاح فقهی از این نظریه، به نظریه تشریک در ولایت تعبیر شده هست، یعنی دختر و پدر یا جد پدری به طور مشترک و با مشاوره هم اقدام به امر ازدواج نمایند.
این قول طرفدارانی زیادی دارد، از جمله شیخ مفیددر مقنعه(1) و ابوصلاح حلبی در کتاب «الکافی فی الفقه»(2)صاحب عروه (3)و صاحب جواهر(4)این نظریه را اختیار کرده اند.

بسیاری از فقها و مراجع معاصر نیز غالبا به صورت احتیاط و برخی به عنوان فتوا، تمایل بر همین قول دارند:
امام خمینی(ره) در تحریر الوسیله، پس از بیان اقوال مختلف در مورد ولایت پدر و جد پدری نسبت به دختر بالغه و رشید می فرماید: «الاحوط الاستیذان منهما، احتیاط حکم می کند که از هر دو اذن گرفته شود(5)
- آقای خویی نیز می فرماید: «احتیاط واجب در امر ازدواج دختر باکره، این هست که اذن «ولی» و اذن دختر با هم معتبر هست».

(6)
بررسی نهایی نظریات فوق
همان گونه که بیان شد، سه نظریه عمده فقهی در مورد اعتبار اذن ولی در امر ازدواج، وجود دارد، نظریه اول، هستقلال کامل دختر در امر ازدواج.

نظریه دوم، ادامه ولایت پدر و جد پدری بر دختر و نظریه سوم، تشریک در ولایت هست.

به نظر می رسد که از میان اون سه قول، نظریه سوم تقریبا نظریه میانه و مبتنی بر احتیاط هست، از جامعیت و هستحکام بیشتری برخوردار هست، زیرا اولا، از یک سو روی حقوق دختر، آزادی و انتخاب او راجع به مهمترین مساله سرنوشت ساز زندگی (ازدواج) توجه داشته، و از سوی دیگر به احترام و جایگاه پدر، دلسوزی و کاردانی او که اصولا فلسفه ولایت را تشکیل می دهد، تکیه شده هست.
ثانیا، هر دو دسته از فقها در جمع بندی نهایی شان، به این نظریه (تشریک) توصیه کرده اند، یعنی هم فقیهی چون صاحب حدایق که به هستناد طایفه از روایات، معتقد هست که دختر در امر ازدواج اختیار ندارد و پدر می تواند بدون رضایت وی، او را به عقد هر شخصی که بخواهد در آورد، در اخیر می فرماید: «وکیف کان فالاحتیاط فی اصل المساله المذکوره بالرضا من الطرفین والاجازه من الجانبین ممّا لاینبغی اهماله، به هر صورت، در این مساله رعایت جانب احتیاط، یعنی کسب نظر و رضایت هر دو طرف (دختر و پدر)، را نباید از نظر دور داشت».(7)
و هم فقیه متبحر و روشن ضمیری مانند شهید ثانی که روی هستقلال دختر و عدم نیاز به اجازه پدر، تاکید می کرد، در پایان بحث خود می فرماید: «پس از همه این دقت ها، در یک چنین امر مهمی که مساله عفت دامن، نسل ها، اموال و مهور مطرح هست، احتیاط اقتضا می کند که در عقد نکاح رضایت پدر و دختر، هر دو را در نظر گرفت و جمع کرد».(8)
ج) حدود و اختیارات اذن ولی در امر ازدواج و ضمانت های اجرایی اون
یک) حدود اختیارات اذن ولی
تمامی فقهای که اجازه «ولی» را در ازدواج دختر شوهر نکرده معتبر دانسته اند، (خواه به نحو هستقلال و خواه به شکل تشریک)، معتقداند که اعتبار اذن «ولی»، تنها در صورتی هست که وی بدون علت موجه و دلیل منطقی، از دادن اجازه دریغ ننمایند، اگر چنان چه «ولی» با وجود خواستگار شایسته و مناسب، هم کفو و تمایل متقابل دختر، از اعطای اذن خودداری ورزد، اجازه او ساقط می گردد.

این عمل را در اصطلاح فقهی «عضل» گویند که به معنای منع هست، صاحب عروه در این زمینه می فرماید: «اذا عضلها الولی، ای منعها من التزویج بالکفو مع میلها سقط اعتبار اذنه...، در صورت که «ولی» دختر را از تزویج با همتای که وی نیز تمایل دارد، منع نماید، اذن او اعتبار نداشته و ساقط می گردد.(9)
هم چنین در مواردی که پدر و یا جد پدری غایب باشند و یا به علتی محجور و تحت قیمومیت اشخاص دیگری برنامه داشته باشند، طبق نظریه فقها، دختر حق دارد آزادانه ازدواج کرده و اجازه افراد دیگری مانند قیم و مادر و...

لازم نخواهد بود.( 10) دو) ضمانت های اجرایی اذن ولی در امر ازدواج
اگر دختری به سن بلوغ و رشد رسیده هست، بدون اجازه پدر و یا چد پدری، اقدام به ازدواج نماید، یا بالعکس پدری دخترش را که به سن بلوغ و رشد رسیده بدون اذن او به عقد مردی در آورد، این ازدواج چه حکمی دارد؟ آیا چنین ازدواجی مقرون به صحت هست یا بطلان؟
به عبارت دیگر، بر پايه رأی اون دسته از فقهای که اذن ولی را (خواه به طور مستقل و خواه به طور تشریک) شرط در ازدواج می دانند آیا این شرط جنبه اخلاقی دارد و به جهت احترام دختر به پدر وضع گریده هست، و در نتیجه اگر ازدواج بدون اذن «ولی» صورت پذیرد صحیح هست، یا این که اذن «ولی» شرط صحت ازدواج هست، به گونه که اگر عقد ازدواج بدون حصول این شرط واقع شود، باطل و بدون اثر خواهد بود؟درجواب این سوال فرمودنی هست که عده ای از فقها «اذن ولی» را شرط صحت عقد دانسته و نبود اون را مساوی با بطلان عقد ازدواج فراخوان نموده اند؛ اما برخی، اون را شرط کمال عقد دانسته و با نبود اون نیز، عقد را صحیح می دانند.

نظریه هرکدام را به طور فشرده نقل می کنیم:
الف) فقهای که «اذن ولی» را شرط صحت عقد نکاح دانسته اند
از میان فقها شیخ طوسی در کتاب مقنعه به صراحت تمام، اذن ولی را شرط صحت عقد دانسته و می گوید: «وان عقدت علی نفسها بعد البلوغ بغیر اذن ابیها خالفت السنّه و بطل العقد الّا ان یجزه الاب، اگر دختر بالغ، به طور مستقل و بدون اذن پدرش، اقدام به ازدواج نماید، مخالفت با سنت کرده، و عقدش نیز باطل هست، مگر این که پدرش عقد را امضا نماید و اجازه دهد.»(11)
از فقهای متقدم، ابوصلاح حلبی(12) و ابن زهره در کتاب غنیه(13) نیز شبیه همین عبارت را داشته، و اذن ولی را به عنوان شرط صحت ازدواج قلمداد کرده اند.


صاحب عروه که نظریه تشریک را موافق با احتیاط دانسته، در این باره می نویسد: «ولوتزوّجت من دون اذن الاب او زوّجها الاب من دون اذنها وجب اما اجازه الآخر او الفراق بالطلاق، اگر دختر بدون اذن پدر ازدواج نماید و یا پدر بدون اجازه دخترش او را به عقد در آورد، اجازه طرف مقابل واجب هست، اگر تجویز نکرد عقد باطل و به وسیله طلاق از هم جدا شوند»(14)
امام خمینی(ره) نیز اذن ولی را شرط صحت ازدواج دانسته می فرماید: «آثار صحت بدون اجازه پدر مترتب نیست، منتهی احوط برای پدر اون هست که اجاز دهد، و اگر اجازه نداد پسر و دختر بایستی از یکدیگر جدا شوند».(15)
ب) فقهای که عقد نکاح را بدون «اذن ولی» صحیح می دانند
از میان فقهای بزرگ، محقق صاحب شرایع، صاحب جواهر، شهید اوّل و شهید ثانی، به لحاظ این که اصولا «اذن ولی» را لازم نمی دانند، قایل به صحت عقد هست حتی اگر ولی اذن هم ندهد(16)
- علامه حلی در کتاب تذکره به صراحت تمام می گوید: عقدی که بدون اذن ولی واقع شده، صحیح هست(17)
- شیخ طوسی نیز در کتاب مبسوط قایل به صحت چنین عقد هست: «واذا تزوّج من ذکرنا بغیر ولی کان العقد صحیحا، در صورت که دختر بدون اذن ولی، ازدواج نماید، عقد صحیح هست»(18)
- آیت ا...

گلپایگانی نیز، با این که احتیاط را در گرفتن اذن پدر برای ازدواج دختر باکره می داند، اما در عین حال می فرماید: اگر دختر بدون اذن پدر ازدواج کرد نکاح او صحیح هست، و احتیاط اون هست که پدر، عقد را امضا نماید و جایز نیست زوج را مجبور به طلاق کند و اگر مجبور نماید طلاق باطل هست (19)آیت ا...

بهجت نیز اذن پدر را شرط صحت ازدواج نمی داند، اگر چه برای اون حرمت تکلیفی قایل هست(20)
بنابراین، به عقیده این دسته از فقها یا اذن ولی در ازدواج دختر که به سن بلوغ و رشد رسیده هست شرط نیست و یا اگر هم شرط هست، جنبه اخلاقی دارد و برای حفظ احترام پدر وضع شده هست نه این که شرط صحت عقد باشد.

اما با توجه به نظر اکثر فقها، دکترین قضایی (21)اعمال حقوقی(22) ، فلسفه ولایت ولی در امر ازدواج و مقتضای احتیاط، مصلحت و عناوین ثانوی، قاعدتا شرط اذن ولی در نکاح، شرط صحت عقد هست نه شرط کمال عقد که فقط جنبه اخلاقی داشته باشد، و تخلف از اون، موجب بطلان عقد نگردد.

بنابراین، اگر دختری که به حد بلوغ و رشد فکری رسیده هست، بدون اذن «ولی» اقدام به ازدواج نماید و هم چنین اگر پدری بدون جلب رضایت دخترش به این کار دست بزند، چنین ازدواجی باطل بوده و مشروعیت نخواهد داشت مگر این که دختر اجازه پدر، و پدر هم رضایت دختر را به دست آورد.در مجموع همه فقها بنحوی اذن پدر را شرط می دانند،منتهی بدرجات مختلف، واین تناقض نیست.
- فلسفه اعتبار اذن ولی در امر ازدواج
همان گونه که ذکر شد، گروهی از فقیهان – که فراوانند- در صحت ازدواج دختر، اذن پدر و یا جد پدری را شرط می دانند، البته این امر بدان معنا نیست که پدر مجاز می باشد دخترش را به ازدواج با کسی که او نمی پسندد مجبور کند، اما پدر می تواند به خاطر مصلحت دخترش، کسی را که مورد پسند او نیست رد کند.
اکنون این سؤال پايه ی مطرح می شود که فلسفه مشروط بودن ازدواج به اجازه پدر چیست؟ و چرا فقها آزادی انتخاب را با در نظر گرفتن اذن پدر محدود می کند؟ آیا این مساله تداعی نماينده تبعیض میان زن و مرد نیست؟
در ابتدا باید به این مطلب اعتراف کنیم که فلسفه همه احکام و جزئیات اون ها به طور تفصیلی روشن نیست و آگاهی از اون دانشی فراتر از تنگناهای معارف عادی بشری را می طلبد.

لکن به طور اجمال روشن هست که همه احکام الهی، حتما دارای مصالحی هست که به بندگان بازگشت می نماید، هرچند که اندیشه های بشری از درک حکمت اون ناتوان و قاصر باشد.

از سوی دیگر با اندیشه به احکام الهی و مراجعه به منابع صدور اون، می توان به برخی از حکمت های اون دست یافت.

مشروط بودن ازدواج دختر به رضایت پدر نیز از این قاعده مستثنی نیست چرا که با مراجعه به متون فقهی و تأمل در جعل چنین شرطی در می یابیم که این شرط نه تنها به زیان دختر نیست بلکه در کل به مصلحت او و در جهت حمایت از نهاد خانواده، هستحکام و پایداری اون هست.

زیرا ممکن هست دختر تحت تاثیر فضای عاطفی شدید برنامه گیرد که بر احساساتش فشار آورد و مجال دقت و فکر پايه ی به او ندهد و در نتیجه در تشکیل و بنیاد حیاتی ترین مساله زندگی (ازدواج) اشتباه جبران ناپذیری را مرتکب شود.

در این شرایط پدر چگونه می تواند میوه دلش را رها کند تا در دام هر فریب گری بیفتد.

چگونه پدر و مادری که عمری زحمت کشیده دختر را بزرگ کرده اند در اصلی ترین قضیه زندگی دختر حق نظر نداشته باشند، و دست کم رضایت خاطر اون ها شرط نباشد.

سخن این نیست که پدر ممکن هست اشتباه نکند بلکه همواره ضریب خطا را باید در نظر گرفت، طبیعی هست که خطای افراد مجرب کمتر از خطای افراد بی تجربه هست.

در وضع قانون همیشه حالت اکثری اصل برنامه داده می شود و برای مصادیق هستثنا حکم خاص را در نظر می گیرند.
بی شک عشق و علاقه و پیوند عاطفی میان زن و شوهر زیر بنای پیوند زناشویی هست که اون را از سایر قراردادهای اجتماعی متمایز می کند، اما در عین حال این احساس و تمایل گاهی شرایطی را ایجاد می کند که ممکن هست موجب غلبه احساس و عواطف بر عقل شود، و نگذارد زن به درستی و با در نظر گرفتن شرایط آرمانی، همسر آینده خود را انتخاب نماید، و امکان دارد به یک زناشویی ناموفق تن دهد، که بی تردید پیامدهای اون نه تنها گریبان زن و فرزندان او را خواهد گرفت، بلکه عواقب اون برای خانواده اش نیز، مصیبت بار خواهد بود.

این جا هست که مشاوره و رضایت پدر، کاردانی و کارشناسی او ضرورت بیشتری پیدا می کند.

ازاین رو خوب هست که دختر در این امر سرنوشت ساز رایزنی کند.

چرا که پیامبر مکرم اسلام(ص) فرمود: «وما یستغنی رجل عن مشوره، هیچ فردی از مشوره کردن بی نیاز نیست»(23)
اوّلین و بهترین مشاوران افراد خانواده به ویژه پدر و مادر می باشند.

زیرا علاوه بر این که نظر خواهی از اونان نوعی قدرشناسی و احترام به حساب می آید، به دلیل پختگی و کاردانی اون ها و هم چنین دلسوزی و آشنایی که نسبت به فرزند خویش دارند، به یقین کارآمد ترین و بهترین راهنمایی ها را می توانند داشته باشند.
بنابراین، اعتبار اذن ولی در امر ازدواج، نه تنها با اصل حق آزادی زن در انتخاب همسر منافات ندارد، بلکه به مصلحت و منفعت دختر و حمایت جدی از هستواری کانون خانواده بر می گردد.
پی نوشت
1 شیخ مفید، مقنعه، مؤسسه النشر الاسلامی، 1310 ﮪ.ق، ص78.
2.

ابوصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، اصفهان، امیرالمؤمنین، 1362، ص293.
3.

سید محمد کاظم، طباطبایی، عروه الوثقی، کتاب النکاح، تهران، مکتبه العلمیه، بی تا، ص864
4.

محمد حسین نجفی، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، هفتم، 1981م، ج29، صص183- 185.
5.

روح الله الموسوی الخمینی، تحریر الوسیله، قم، اسماعلیان، بی تا، ج2، ص254.
6.

ابوالقاسم خویی، منهاج الصالحین، قم، مهر، 1410 ﮪ.ق، ج2، ص261.
7..

شیخ یوسف بحرانی، الحدایق الناضره، بیروت، دارالاضواء، 1405 ﮪ.ق، ج23، ص230
8 .

زین الدین ابن علی العاملی شهید ثانی، مسالک الافهام، بی جا، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1416 ﮪ.ق، چ اول، ج1،، ص452
9.

سید محمد کاظم طباطبایی، پیشین، ص846.
10.

روح الله الخمینی، پیشین، ص392، مساله 2.
11.

شیخ مفید، پیشین، ص78.
12.

تقی الدین ابوصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، تحقیق رضا هستادی، اصفهان، مکتبه امیرالمؤمنین، 1363، ص293.
13.

ابن زهره الحلبی، غنیه النزوع، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1417ﮪ.ق، ص344.
14.

سید محمد کاظم طباطبایی، پیشین، ص728.
15.

به نقل از سید احمد باختر، مجموعه کامل آراء وحدت رویه، تهران، خط سوم، چ اول، 1383، ص285 و 286.
16.

به نقل از محمد حسین نجفی، پیشین، ص183 و 175.
17 به نقل از همان، ص175 و 183.
18.

شیخ طوسی، المبسوط فی الفقه الامامیه، بی میم، مکتبه المرتضویه، بی تا، ج4، ص163.
19.

آیت الله گلپایگانی، مجمع المسایل، قم، دارالقراون، 1363، ج2، ص151 و 159.
20.

توضیح المسایل مراجع، ج2، مساله 203.
21.

به نقل از سید حسین صفایی، پیشین (حقوق خانواده)، ص97.
23.

سید حسین امامی، حقوق مدنی، انتشارات کتاب فروشی اسلامی، چ دوم، 1362، ج4، ص285.
24.

نهج الفصاحه، مترجم و فراهم آورنده، ابوالقاسم پاینده، بی جا، چ پانزدهم، 1360، ص342

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 17 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 11:44 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


70 out of 100 based on 40 user ratings 490 reviews