این که خداوند نور است یعنی چه؟


این که خداوند نور است یعنی چه؟




    این که خداوند نور است یعنی چه؟

پاسخ :


در صورتی که خواهر زن مجرد باشد و همسر خود شخص هم در قید حیات باشد آیا راهی برای ازدواج

1:



در چه دین یا آیینی ازدواج موقت یا دایم با خواهر زن مجاز می باشد؟ در صورتی که همسر فرد

نخست باید دانست برخی اسماء و اوصافی که برای خداوند به کار می رود با رعایت چند مطلب هست به طور اختصار اشاره می شود؛

چرا آیت الله خمینی رو به تدریج «امام» کردین؟ مگه معصوم هست واقعا یک جواب قانع کننده
1.


من نمی تونم خدا رو در ذهنم تصور کنم. به وجودش شک ندارم ولی وقتی دارم سجده می کنم همش تو
تشبیه معقول به محسوس: مانند آیه شریفه «یدالله فوق ایدیهم؛ دست خداوند برتر از دست هایشان می باشد» (فتح، آیه 10).
که منظور از دست، نماد قدرت و یا نماد عهد و پیمان هست و در بسیاری از موارد هستعمال به منظور پنجه دست نیست و از اونجا که به دلیل علمی و سایر دلایل ثابت شده که خداوند جسم ندارد و اعضا ندارد به جهت نزدیکی مفهوم به ذهن از اونچه نزد شنونده محسوس هست برای بیان یک مفهوم عقلی هستفاده شده هست.
2.


تعریف دین چیست؟
آثار و فرایند صفات؛ مانند «باء بسخط من الله؛ به خشمی از خدا گرفتار گردید» (آل عمران، آیه 162).


علت حرام بودن موسیقی های مطرب چیست؟

که منظور از خشم، برافروختگی صورت و تغییر حالت از سوی خدا نیست، بلکه منظور قطع رحمت و فرود عذاب و تنبیه بر تبهکاران هست، لذا اونچه مهم هست انجام پذیرفتن نتیجه هست اگر چه این نتیجه از سوی انسان ها با برافروختگی و هیجان همراه هست.


من دختری مجرد و نزدیک به سه سال است که شاغل می باشم و در آمدم را برای تهیه جهیزیه و مخارج
اما خداوند جلیل و اعلی منزه از برافروختگی و هیجان درونی هست.
با توجه به اونچه فرموده شد نام «نور» برای خداوند نیز مفهوم «هستی بخشی» دارد چنان که با روشنایی همه چیز پیدا می شود علاوه بر این که «نور» حجم فیزیکی در فضا اشغال نمی کند و می تواند محدود به مکانی نباشد، بنابراین مفهوم «نور» می تواند از طریق تشبیه معقول به محسوس ما را در شناخت خدا کمک کند بدون این که «فوتون»ها و ذرات معلق نور را به خداوند نسبت دهیم.
برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:
1ـ معناى نور: «نور» عبارت هست از اونچه که در ذات و کون و خود، ظاهر و روشن باشد، و از نظر اثر بیرونى هم، مظهر و روشن نماينده غیر خود باشد.


اینجانب پسری 23 ساله و امسال فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران شدم. همچنین عضو باشگاه پژوهشگران
این مفهوم مصادیق گوناگونى دارد که در شدت و ضعف صدق مفاد اون بر اونها، متفاوت مى‏شوند؛ مثلاً مى‏توان بر خورشید، اطلاق نور کرد و بر یک لامپ روشن نیز مى‏توان اطلاق نور کرد؛ زیرا هم خورشید و هم لامپ، در ذات و گوهر خود ظاهر و روشن بوده و هم روشن‏نماينده غیر خود مى‏باشند؛ ولى روشنى و روشنگرى خورشید کجا و روشنى و روشنگرى لامپ کوچک کجا؟!
فرمودنى هست هر چه که در ذات خود، ظاهر و روشن هست و هر چیزى را ظاهر و روشن مى‏سازد ـولو این که روشنگر یک مجهول، سؤال، راه معنوى و بازنمودن یک حقیقت باشد نور هست و بر اون نور اطلاق مى‏شود.

به همین دلیل فرموده مى‏شود: علم نور هست، زیرا هم در ذات خود ظاهر هست و هم در پرتو علم هست که مى‏توان بسیارى از راه‏ها را شناخت و مجهولات را کشف کرد، چرا که علم روشنگر نیز هست.

بنابراین، نباید پنداشت که واژه «نور»، تنها بر امور حسی و چیزى که داراى فوتون‏هاى به خصوصى هست و در علم فیزیک از کم و کیف اون بحث مى‏شود، اطلاق مى‏گردد، بلکه این تنها یکى از مصادیق بارز و روشن این واژه هست.
با توجه به این توضیح، مى‏توان بر «وجود» نیز «نور» اطلاق کرد؛ زیرا وجود در ذات خود امرى ظاهر و روشن بوده و با تعلق «وجود» به اشیا، اونها نیز ظاهرگرى و روشنگرى مى‏نمايند.
به هر حال، نور هم بر نور حسی، اطلاق مى‏شود و هم بر نور فراحسى و چه بسا که نور حسی، از نور غیبى فروغ و نور مى‏گیرد.
نور حق بر نور حس راکب شود اون گهى جان سوى حق راغب شود
سوى حسى رو که نورش راکب هستحس را اون نور نیکو صاحب هست
نور حس را نور حق تزیین بود معنى نور على نور این بود
نور حسی مى‏کشد سوى ثرىنور حقش مى‏برد سوى على
زاون که محسوسات دونتر عالمى هست نور حق دریا و حس چون شبنمى هست
(مثنوى، دفتر 2، ابیات 1290 و 1292 ـ 1295)
2.

حضرت حق عین نور مطلق هست: «نور» یکى از اسماى حسناى الهى هست (التوحید، ابى‏جعفر، الصدوق، تصحیح، ص 194 و 195، باب اسماء الله تعالى،ح 8)؛ چرا که ظهور و روشنى هر چه در هستى هست از او هست، (رسائل توحیدى، علامه سیدمحمدحسین طباطبایى، ص 65).
هستى که به ذات خود هویداست چو نورذرات مکونات ازو یافت ظهور
هر چه که از فروغ او افتد دور در ظلمت نیستى بماند مستور
روشن هست که اسما و صفات خداوند، صرف و خالِص هر کمال وجودى هست و هستعمال اون واژه در مورد خدا، به نحو حقیقت هست نه مجاز، اما غیر خداوند، چون ذات اونان به عرض وجود او موجود هست، صفاتشان نیز همین‏گونه هست.

بنابراین همه صفات وجودى حقیقى وخالى از نقص، منحصرا از اون خداوند سبحان هست و تمام اوصاف دیگران، بالعرض به اونها نسبت داده مى‏شود.

از این رو، اطلاق واژه نور بر خداوند متعالى، اولى و اقدم هست بر اطلاق اون بر غیر او؛ زیرا جمیع انوار از اوست و قوام همه نورهاى دیگر به او هست.(کشف‏الاسرار، میبدى، صص 542 ـ 547؛ رسائل توحیدى، همان، صص 56 ـ 61؛ ولایت‏نامه، علامه طباطبائى، صص 103 ـ 104).


همه عالم به نور اوست پیدا کجا او گردد از عالم هویدا
نگنجد نور ذات اندر مظاهر که سبحان جلالش هست قاهر
در اون موضع که نور حق دلیلست چه جاى فرمود و گوى جبرئیلست
چه نور او ملک را پر بسوزد خود را جمله پا و سر بسوزد
(شیخ محمود شبسترى، گلشن راز)
قراون نیز خداوند متعال را به نور توصیف فرموده هست: «الله نور السماوات و الارض» ؛ (نور، آیه 35).


و خالق نور ظاهرى و باطنى را او دانسته هست (نبأ، آیه 13؛ زمر، آیه 23؛یونس، آیه 5؛ نوح، آیه 16؛ انعام، آیه 1).
به فرموده محى‏الدین ابن عربى، وجود مطلق (خداوند متعال) نور حقیقى هست؛ زیرا همه موجودات به هستى او هست شده‏اند.

(به نقل از: رساله الانوار، شریف‏الدین محمدنیمدهى، ص 134).
اى همه هستى ز تو پیدا شدهخاک ضعیف از تو توانا شده
هستى تو صورت پیوند نهتو به کس و کس به تو مانند نه
اونچه تغیر نپذیرد تویى واون که نمرده هست و نمیرد تویى
ما همه فانى و بقا بس تو هستملک تعالى و تقدس توراست
(حکیم نظامى گنجوى)
پس وجود نور مطلق (خداوند متعال) یک اصل و ضرورت هست؛ زیرا در پرتو وجود او هست که ما هستیم و در ظلّ نور هست که ما بقا و هستمرار در وجود داریم.

در عنایت نور او هست که نور حسی در عالم پرتوافکن گشته و براى زندگى مادى انسان، یک نیاز پايه ى شده هست.با تجلّى اون نور مطلق در هستى هست که انسان‏هاى کامل، هدایتگر بشریت گشته‏اند و ...

(نک: نورالبراهین فى شرح توحیدالصدوق، سیدنعمت ‏الله موسوى جزایرى، ج 1، صص 395 ـ 397).
باید توجه داشت که نور مطلق و حقیقى از دسترس اوهام و خیال بسیار دور هست.
از همه اوهام و تصویرات دورنور نور نور نور نور نور
(مثنوى، دفتر 6، بیت 2146)
3.

نور در قراون: این واژه پر معنا در قراون کریم بارها به کار رفته و مصادیق گوناگونى براى اون بیان شده هست:
الف) قراون نور و ظلمت را با هم برابر نمى‏داند و نور را برتر از ظلمت تلقى مى‏کند (رعد، آیه 16؛ فاطر، آیه 20)؛
ب) خداوند خود نور هست (نور، آیه 35)؛
ج) او خالق نور ظاهرى و غیبى هست (نبأ، آیه 13؛ زمر، آیه 23؛ یونس، آیه 5؛ نوح، آیه 16؛ انعام، آیه 1)؛
د) او با نور خویش هر که را بخواهد، هدایت مى‏کند.

(نور، آیه 35)؛
ه) اگر حضرت حق به کسى از نور خویش افاضه نفرماید، از هیچ جاى دیگر نمى‏تواند این نور را بگیرد.

(نور، آیه 240)؛
و) او هست که مؤمنان را از ظلمات خارج کرده و به عالم نور وارد مى‏گرداند.

(بقره، آیه 257)؛
ز) خداوند متعال خود، کامل نماينده نورش مى‏باشد (صف، آیه 8)؛
ح) خداى سبحان در این دنیا به وسیله هدایتش، مؤمن را نورانى مى‏کند تا بتواند به وسیله اون نور حرکت کند و راه را از چاه بشناسد.

(انعام، آیه 122) و در آخرت نیز همین نور ظهور مى‏کند و از پیش رو و سمت راست او در حرکت هست.(تحریم، آیه 8).
مومنا ینظر به نور الله شدىاز خطا و سهو ایمن آمدى
(مثنوى، دفتر 4، بیت 1855)
ط) کلام خداوند (وحى) نور هست؛ چه قراون، چه تورات و چه انجیل (مائده، آیات 15، 44 و 46؛ انعام، آیه 91؛ نساء، آیه 174).
ى) قراون علاوه بر اون که نور هست، هدایتگر به نور نیز هست قراون کریم نورى هست که انسان را از ظلمات طبیعت و انیت بیرون مى‏برد و به سوى نور معرفت پروردگارش، هدایت مى‏کند (ابراهیم، آیه 1؛ شورى، آیه 52؛ آل‏عمران، آیه184).
هر که کاه و جو خورد قربان شود هر که نور حق خورد قراون شود
(مثنوى، دفتر 5، بیت 2478)
ک) ایمان به نورى که خداوند نازل فرموده هست (قراون کریم) وزان ایمان به خدا و رسول او هست، (تغابن، آیه 8).

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 04:28 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 44 user ratings 994 reviews