چرا با وجود آنکه همه انسان ها قبل از آفرینش هیچ استعدادی نداشته اند ولی در وجود بعضی


چرا با وجود آنکه همه انسان ها قبل از آفرینش هیچ استعدادی نداشته اند ولی در وجود بعضی




    چرا با وجود آنکه همه انسان ها قبل از آفرینش هیچ استعدادی نداشته اند ولی در وجود بعضی چنان استعدادی گذاشته شده حضرت علی(ع) می شوند و بعضی مثل ما فردی عادی؟ اصلا شاید گفته شود چون خداعادل است از هر کس به اندازه وسعش توقع می رود ولی شاید کسی که ازعقل بی بهره است در روز حساب اعتراض کند که چرا خدا به من عقل و اختیار نداد تا با تلاش خود به کمال همسنگ با حضرت علی(ع) برسم؟ این مسأله چگونه توجیه می شود؟

پاسخ :


تناقض میان حدیثی که می فرماید:- «کسی که در دنیا قطره اشکی برای امام حسین(ع) بریزد در

1:



در مورد ارث زن توضیح دهید؟ قوانین ارث در قانون مدنی را توضیح دهید؟ قوانین ارث در دوران

وجود اختلاف در ظرفیت‏ها و هستعدادها و مایه‏هاى درونى انسان‏ها امرى غیرقابل انکار هست که علاوه بر قراون کریم و روایات معصومین(ع)، مشاهده و تجربه نیز اون را تأیید مى‏کند.

سوره توبه آیه 84 در مورد « ... سپس به سوی کسی که آگاه از پنهان و آشکار است باز می گردید و
قراون کریم در مورد عموم انسان‏ها مى‏فرماید: «و رفع بعضکم فوق بعض درجات ؛ و برخى از شما را بر برخى دیگر درجاتى برترى بخشیدیم»(انعام، آیه 165).
در مورد پیامبران(ع) مى‏فرماید: «منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات ؛ خداوند با برخى از پیامبران(ع) فرمودگو کرد و بعضى را درجاتى برترى بخشید» (بقره، آیه 253).
مراد از ظرفیت همان سرمایه‏هاى درونى و هستعدادهاى مادى و معنوى نهفته در درون انسان هست که برپايه حکمت الهى در انسان‏ها مختلف هست و ممکن نیست انسان‏ها از نظر هستعداد و هوش و فکر و ذوق و سلیقه یکسان باشند.


آیاتی که نشان دهنده تقدم ایمان بر علم باشد را ذکر کنید و منابع شناخت را نام ببرید.با
هر چند پاره‏اى از اختلاف‏ها و تفاوت‏ها اکتسابى هست و کوشش و تلاش انسان در ایجاد ظرفیت‏هاى گوناگون و امتیازها قابل تردید نیست ولى در عین حال این اختلاف در ظرفیت‏ها و سرمایه‏ها و هستعدادهاى مادى و معنوى به طور تکوینى وجود دارد و عدالت به معناى برنامه دادن هر چیزى در جایگاه مناسب و در خور اون ایجاب مى‏کند که این اختلاف وجود داشته باشد.
خداوند در قراون مجید مى‏فرماید: ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران على العالمین؛ خداوند آدم(ع) و نوح(ع) و خاندان ابراهیم و عمران را بر جهانیان برگزید(آل عمران، آیه 33).
این انتخاب و گزینش از نظر تکوینى نیز ثابت هست.


در پاسخ سؤال قبلی عرض شود که: در استفتائات مراجع آمده اگر مردی بخواهد از بچه دار شدن
یعنى خداوند آفرینش اونان را از آغاز، آفرینشى ممتاز برنامه داد.


با سلام پسری با تحصیلات عالیه و شغل مناسب (مهندس عمران، دبیری) و به گفته واسط با اخلاق
اگرچه با داشتن این امتیاز، در انتخاب راه حق مجبور نبودند بلکه این راه را با اراده و اختیار خود مى‏پیمودند ولى در عین حال این آفرینش ویژه و ظرفیت گسترده اونها، زمینه‏ساز رهبرى جامعه و هدایت انسان‏ها گردید و سپس با اطاعت و پیروى فرمان خداوند و جهاد در راه او و هستقامت و استقامت و تلاش در راه هدف والا و مقدس خود به امتیازاتى اکتسابى نیز دست یافتند که در کنار امتیازات ذاتى و خداداد اونها، از اونها انسان‏هایى برجسته و برگزیده ساخت.
هر چند این امتیازات ذاتى براى ایجاد ساوقتى منظم و زمینه‏سازى براى رشد و تعالى بشر ضرروى و لازم هست ولى مسؤولین بزرگ و همسنگ با اون امتیازها را به همراه دارد و دیگران که از این امتیازها بى‏بهره‏اند مسؤولیت کمترى بر دوش دارند(تفسیر نمونه، ج 2، ذیل آیه 33 آل عمران).
برخلاف مناصبى مانند نبوت و امامت که امورى اختصاصى و ویژه مى‏باشند و دیگران نمى‏توانند طمعى در دست یافتن به اونها داشته باشند رسیدن به کمال قرب و درجات والاى انسانى، امرى اختصاصى نمى‏باشد و رسیدن به قله کمال انسانى متناسب با ظرفیت‏هاى گوناگون براى همه انسان‏ها امرى شدنى و قابل دسترسى هست.
بهترین دلیل بر امکان رسیدن به چنین پایه و درجه‏اى از کمال این هست که خداوند متعال و پیامبران و اولیاى پاک او با تعبیرهاى گوناگون و به مناسبت‏هاى مختلف، همه را به این کمالات و رسیدن به اوج بندگى دعوت و تشویق کرده و اون را هدف اصلى و والاى آفرینش دانسته‏اند و اگر راه رسیدن به این مرتبه از کمال و قرب بر انسان بسته بود و بال پرواز به قله قاف قُرب در انسان وجود نداشت این همه دعوت و تشویق و تبلیغ لغو و بیهوده بود.
چگونه ممکن هست در شبانه‏روز چند بار در نمازهایمان بخوانیم: اهدنا الصراط المستقیم * صراط الذین انعمت علیهم»؛ (حمد، آیه 5 و 6).
یعنى خدایا ما را به راه راستى که راه پیامبران و شهدا و صالحان و صدیقان هست راهنمایى کن، راه کسانى که به قرب جانان راه یافتند و شاهد مقصود را در آغوش گرفتند ودر جوار محبوب آرمیدند، ولى در عین پیمودن این راه براى ما ناممکن و این در سعادت بر ما بسته باشد؟
شکى نیست که ما را بر خوان گسترده‏اى که انواع غذاهاى روحانى و معنوى بر اون چیده شده دعوت کرده‏اند، سفره با برکتى که همه نوع غذا متناسب با هر سلیقه و اشتهایى را در بر دارد و اگر دستگاه گوارش و هاضمه انسان سالم و به دور از آفات باشد ممکن نیست از این سفره خدایى محروم و گرسنه برخیزد.


بهترین سؤالاتی که می توان از یک پسر که برای خواستگاری آمده پرسید چیست؟ چه سؤالاتی تا
حال اگر دستگاه گوارش فردى بیمار و نارسا بود و نتوانست از این خوان بى‏دریغ ربوبى بهره‏اى ببرد، باید خود را ملامت و سرزنش کند و گناه این حرمان بر عهده خود اوست.
نکته‏اى که در این میان حایز اهمیت فراوان و در خور توجه ویژه هست این هست که اونچه انسان را از رسیدن به مقام قرب و درجات عالى کمال باز مى‏دارد و رسیدن به اون قله رفیع را براى وى ناممکن مى‏سازد، نبود هستعداد و یا کم بودن ظرفیت نیست بلکه وجود موانعى هست که بر سر راه او برنامه دارد.
بالاترین وظیفه انسان و هدف از همه تلاش‏ها و مجاهدت‏هاى او، کنار زدن خار و خاشاک گناه و غفلت و آلودگى از چهره تابناک فطرت پاک خدایى هست و در واقع این گرد و غبارهاى نشسته بر آینه صیقلى جان و روح انسان هست که مانع دیدن حقیقت و رسیدن به قله کمال مى‏باشد و باید این گرد و غبارها را فرو نشاند تا بتوان به جمال یار نظر کرد.
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولى غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد
کمالات انسانى همان گنج‏هاى نهفته در خرابه وجود انسان هست که با کندن زمین دل و کنار زدن خاک‏ها سر راه به جلوه‏گرى و نورافشانى مى‏پردازد و انسان را به جام جهان‏نمایى که سال‏ها در آرزوى اون بود و اون را از بیگانگان تمنا مى‏کرد مى‏رساند.
در حدیثى از پیامبر(ص) مى‏خوانیم: «لولا تکثیر فى کلامکم و تمریج فى قلوبکم لرأیتم ما أرى و لسمعتم ما اسمع ؛ اگر سخنان زیادى و آشفتگى دل‏هاى شما نبود، اونچه را من مى‏دیدم مى‏دیدید و اونچه را مى‏شنیدم مى‏شنیدید»(رساله لب اللباب، علامه حسینى طهرانى، ص 42، انتشارات حکمت).
و باز در روایتى دیگر از پیامبر(ص) چنین آمده هست: «لولا ان الشیاطین یحومون حول قلوب بنى آدم، لررأوا ملکوت السموات والارض؛ اگر شیطان‏ها بر گرد حریم دل‏هاى فرزندان آدم(ع) گردش نمى‏کردند، باطن آسمان‏ها و زمین را مى‏دیدند»(همان)
هدف اصلى پیامبران الهى(ع) یادآورى عهد و پیمانى هست که انسان در لوح فطرتش با خداوند بسته و با بشارت و بیم و پند و اندرز خود وفاى به اون عهد ازلى ریشه‏دار را از بشر خواسته‏اند، چنانچه امیرمؤمنان(ع) در این باره مى‏فرماید: «فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاءه لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکّر و هم منسّى نعمته...


چرا خداوند در آیه 3 سوره نساء تعداد زن را حداکثر 4 زن معرفی کرده؟ -اگر 5 تا می کرد به زن
و یثیروا لهم دفائن العقول ؛ خداوند پیامبرانش را پى در پى فرستاد تا از امت وفاى به عهدى را که در فطرتشان هست بخواهند و نعمت‏هاى خدا را که مورد غفلت و فراموشى برنامه گرفته به یادشان بیاورند و گنجینه‏هاى نهفته در اعماق روح و جان انسان‏ها را بیرون آورند و هویدا سازند»(نهج‏البلاغه، خطبه اول).
سفارش به توبه و هستغفار و تأکید بر یاد خدا و ترغیب به عبادت‏هاى گوناگون همگى در راستاى همین زدودن موانع و برطرف کردن و یا کم رنگ کردن حجاب‏هاى فطرت و هویدا نمودن و به فعلیت رساندن هستعدادهاى خدایى و کمالات پنهان در اعماق وجود انسان هست:
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیستتو خود حجاب خودى، حافظ از میان برخیز

خداوند جهان را بر پايه دو عنصر مهم «نظامندی» و «عدالت» آفریده هست.
نشانه نظامندی جهان اون هست که شرایط محیطی, ژنتیکی و اختیار هر کدام نقش موثر خود را داشته باشند از این رو پدر و مادری که با پاکی و ایمان فرزنددار شده اند با پدر و مادری که در حال اعتیاد و ....

فرزنددار شده اند به طور طبیعی و بر پايه نظام مندی جهان فرزند این دو خانواده با هم تفاوت خواهند داشت .

اما بر پايه عدالت خداوند چون فرزند مقصر نیست از هر فرزندی بر پايه توانمندی و شرایط محیطی او خداوند انتظار دارد و او را مورد بازخواست برنامه می دهد.

برای توضیح بیشتر در این باره توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:
گاهی سؤال این هست که «چرا میان موجودات عالم، تفاوت وجود دارد؟» و گاهی سؤال این هست که «چرا موجودات انسانی دارای ظرفیت ها و هستعدادهای متفاوت هستند؟» این دو سؤال کاملا از هم جدا بوده و جواب های مختلف را می طلبند.
هر چند در اینجا موضوع بحث ما سؤال اول نیست، اما اجمالا و سربسته می گوییم که وجود اختلاف و تفاوت در میان موجودات، لازمه وجود قوانین و نظامات ضروری حاکم بر عالم، به ویژه نظام ضروری علی و معلولی هست.

خداوند همه جهان را با یک اراده آفریده هست و اراده او از مجرای همین قوانین و نظام خاص علی و معلولی تحقق می یابد.

از طرف دیگر، معنای حاکمیت قوانین و نظامات ضروری و تخلف ناپذیر، اون هست که نظام عالم یک نظام طولی و سلسله مراتبی هست که در اون هر موجودی (نوع و طبقه موجودات) در هر مرتبه و جایگاهی از اون سلسله مراتب که برنامه دارد، همان مرتبه و جایگاه هویت او را تشکیل می دهد.

درست مانند سلسله مراتب اعداد که هر عددی در میان سلسله اعداد از جایگاهی برخوردار هست که هویت و «او» بودن او به اون جایگاه بستگی دارد.
براى آگاهى بیشتر ر.ک:
1- عدل الهى، شهید مطهرى
2- حکمت عبادات، آیت‏الله جوادى آملى
با شناخت در موضوع ملاک‏هاى خوشبختى بهتر مى‏توانیم قضاوت کنیم که چه کسى خوشبخت هست.

پس از برخوردارى امت مرعوب نشوید، راه رسیدن به بهره‏هاى مادى و معنوى براى همه گشوده هست هر کس اون توان را دارد که با هستعداد و شرایط خود به مطلوب برسد پس قدمى از سر صدق و اراده راستین بردارید و تا رسیدن به مقصود از پا ننشیند و دائما از خداوند و اهل بیت هستمداد جویید تا از زمره نیک‏بختان دنیا و آخرت باشید.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:32 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 84 user ratings 634 reviews