«در اسلام طبقه ای به نام روحانیت وجود ندارد - طبقه بندی روحانیت به حجت الاسلام، ثقه


«در اسلام طبقه ای به نام روحانیت وجود ندارد - طبقه بندی روحانیت به حجت الاسلام، ثقه




    «در اسلام طبقه ای به نام روحانیت وجود ندارد - طبقه بندی روحانیت به حجت الاسلام، ثقه الاسلام و آیت الله و ... از مسیحیت گرفته شده است - یک دانشجوی مسلمان با روش و متد علمی می تواند دین را چنان تحلیل نماید که یک آخوند با خروارها درس حوزوی نمی تواند آن تحلیل را ارائه نماید».

پاسخ :


اینجانب با داشتن مجموعه دارایی زیر تقاضامند است خمس آن را (با توجه به شرایط) حساب فرمایید.

1:



آیا کسی که روزمزد یا نیروی شرکتی است اما حدود یک و نیم سال است که ماهیانه حقوق دریافت

پرسش فوق از ابعاد مختلفی نیازمند ارزیابی و بررسی هست :

شیعه امام زمان باید چه ویژگی داشته باشد؟
یکم .


ولایت علی و اولادش(علیهم السلام) را شرح دهید؟
اینکه « در اسلام طبقه ای به نام روحانیت وجود ندارد ..و و از مسیحیت گرفته شده » ، فرمودنی هست :

قاتلان حضرت زهرا(س) که بودند؟
در فرهنگ قراون و اهل بیت‏(ع) و آموزه های دینی در مورد دین شناسان و ادامه دهندگان رسالت پیامبران واژه «عالم» به کار رفته و با القایی چون «وارثان پیامبر», «جانشینان پیامبر», «دژهای اسلام»، «صاحبان فهم عمیق», «منذران قوم» و...


یکی از احکام آیت الله بهجت این است هرگز کلاس های مختلط دختر و پسر جایز نیست،‌ تکلیف
به اونان اشاره شده هست.


پولی که جهت ثبت نام حج تمتع به بانک واریز می کنیم و چند سال طول می کشد تا عازم شویم چه
اما اصطلاح روحانیت که گاهی به جای واژه «عالم دین» و یا «دین شناسی» و نظیر اون به کار می‏رود که چندان رسا نیست, چنانکه برخی از اصطلاحات وقت‏های پیشین چون «آخوند» (پیشوای مذهبی یا دانشمند) و «ملا» (درس خوانده) نیز چندان رسا نبود و علاوه بر نداشتن دلالت لازم بر مراد, گاهی با تحقیر و توهین دشمنان دین و روحانیت همراه بود.


کسی که متسأجر است و دو دختر دارد که یکی 23 سال و دیگری 18 سال دارد و فعلا از ازدواج خبری
همچنین برخی القاب جدید تحت عناوین حجت الاسلام‌ والمسلمین، آیت الله و آیت الله العظمی و...

ظاهراً از دوران مشروطیت به بعد مورد هستفاده برنامه گرفته و رواج یافته هست.

برای این قبیل عناوین که عنوان‌های رسمی و اعطایی نبوده و بیشتر جنبه عرفی دارند می‌توان یک تقسیم‌بندی منطقی تعیین کرد : ثقه‌الاسلام: به معنی«مورد وثوق و اطمینان برای اسلام» هست و معمولاً به کسانی اطلاق می‌شود که به تازگی به کسوت طلبگی در آمده‌اند و معمولاً پوشش روحانی هم به تن ندارند.حجت‌الاسلام والمسلمین به معنی «دلیل و برهان و راهنمای اسلام و مسلمین»: به اکثریت قشر روحانی اطلاق می‌شود که مراحل مقدماتی تحصیلات حوزوی را گذرانده‌اند و در سطوح عالیه دروس حوزوی نیز یا مشغول به تحصیلند و یا اون را به اتمام رسانده‌اند ولی به درجه اجتهاد نائل نگردیده‌اند.حجت الاسلام به معنی «دلیل و برهان اسلام»: همان ارزش لقب پیشین را دارد لکن مقداری از اون پایین‌تر هست و به کسانی که تازه از مرحله ثقه‌الاسلامی ارتقا پیدا کرده‌اند اطلاق می‌شود.آیت الله: به روحانیونی فرموده می‌شود که سطوح عالی حوزوی را به اتمام رسانده و در یک یا چند باب فقهی صاحب‌نظر شده‌‌اند و به اصطلاح به درجه اجتهاد رسیده‌اند.

این افراد در فروع دین مجاز به تقلید از مرجع تقلید نیستند و باید از خودشان تقلید نمايند.

آیت الله العظمی: از میان علمایی که به درجه اجتهاد می‌رسند، پس از سال‌ها تحقیق و تدریس، عده‌ای از اونان به پختگی و تبحر علمی و صلاحیت تقوایی ممتازتری دست پیدا می‌‌کند و به مقام مرجعیت شیعه می‌رسند که در جامعه به عنوان مرجع تقلید اعلم شناخته می‌شوند.

از این افراد با لقب آیت الله العظمی یاد می‌شود.

همانگونه که گذش این تقسیم بندی امری عرفی هست و ممکن هست در طول وقت دچار تغییر شود چنانکه در سده 4 قمری عنوان ثقه الاسلام برای محمد بن یعقوب کلینی که از علمای بزرگ شیعه بود، به کار رفت.

و در سده پنج هجری قمری عنوان «حجه الاسلام» برای امام محمد غزالی به کار رفت.

در سده هشت هجری قمری عنوان علامه و آیت الله برای حسن بن یوسف حلی به کار رفت که معروف به علامه حلی هست.

این لقبها قرنها مختص همین علماء بود.

چنانکه تا قرن چهاردهم هجری، فقط علامه حلی را آیت الله می نامیدند.

در سده چهاردهم هجری قمری کاربرد برخی از این عنوان ها برای گروهی از فقهاء تکرار شد و رفته رفته گسترش یافت.

در اوایل قرن چهاردهم هجری نخستین بار سید محمدمهدی بحرالعلوم آیت الله خوانده شد.

چند دهه پس از اون شیخ مرتضی انصاری و سید محمدحسن شیرازی آیت الله خوانده شدند.

مورخان مشروطه، «آیت الله» را بر آخوند ملا کاظم خراسانی و دیگران اطلاق کردند.

پیش از این همه مراجع را حجه الاسلام می نامیدند.

پس از تشکیل حوزه علمیه قم توسط شیخ عبدالکریم حائری، شماری از فقهای بزرگ که در اون گرد آمدند، آیت الله لقب یافتند و به تدریج معدودی از اونها آیت الله العظمی نامیده شدند.

(ر.ک : دائره المعارف بزرگ اسلامی.) اکنون عنوانهای ثقه الاسلام و حجه السلام و آیت الله کاربرد گسترده ای دارد و هر کدام از اینها نشان دهنده سطح معینی از علم فقه هست.

بنابر اونچه فرموده شد القاب و واژه گان نیز همانند بسیاری از لوازم زندگی بشری سیر تحول داشته هست و شاید راز اون در این نهفته باشد که برای نشان دادن برجستگی یک نفر در میان افرادی که قبلا هم تراز بودند به طور طبیعی از لقب ممتازتر هستفاده می شود و این سیر هم چنان ادامه می یابد.
در هر صورت از نظر اصطلاحی, روحانی یا عالم دینی به معنای «دین شناس و دین دار عصر خویش، الگوی عینی اجرای دین و هادی خود و جامعه و ناظر بر اجرای دین به منظور عروج در رسیدن انسان به کمال نهایی هست».

و از ویژگی‏های ذیل برخوردار می باشد : 1.

اسلام شناسی 2.

وقت شناسی 3.

شایستگی برای فهم دین و تبلیغ و تبیین اون, 4.

تبلور دین در ظاهر و باطن، 5.

صلاحیت برای اجرای دین در عرصه اجتماع، 6.

شایستگی برای هدایت و نظارت بر اجرای دین.

(ر.ک: محمدجواد حیدری کاشانی, مجموعه امام خمینی و حکومت اسلامی, ج 8, ص 166 ـ 165 )با مقایسه ویژگی‏های روحانیت در اسلام و مسیحیت در می‏یابیم که بین این دو اصطلاح (روحانیت در اسلام با روحانیت در مسیحیت) اختلافات ماهوی متعددی وجود دارد که به هیچ وجه قابل اقتباس از دیگری نیست:
1.

روحانیت در مسیحیت، تنها مقام صاحب اعتبار در مسایل دینی و رابطه و واسطه خدا و انسان به شمار می‏آید که به نوعی از عصمت و قداست خاصی برخوردار هست.

کمتر به جنبه عملی و معرفتی اخلاقی و علمی او توجه می‏شود و به عنوان یک طبقه ممتاز از سایر طبقات شناخته می‏شود.

به خلاف روحانیت شیعه که بر بعد معرفتی و علمی او توأم با بعد اخلاقی و عملی توجه می‏شود و...

.

( ر.ک : مهندس جلال الدین آشتیانی, تحقیق در دین مسیح, ص 409.

)
2.

مطالعه تاریخ صفویه به روشنی بیانگر این مطلب هست که علمای شیعه در برابر مبلغان مسیحی، موضع‏گیری‏های متعددی داشته و کتاب‏های بی‏شمار در جهت مقابله با ترویج عقاید و افکار اونان نگاشته‏اند.

بنابراین اثبات ادعای برخی که روحانیت در عصر صفویه از مبلغان مسیحی اخذ شده مشکل می‏نماید.

نتیجه اینکه هر چند هستفاده از واژه روحانی درباره عالمان شیعه رسا نیست؛ اما نگاهی به کارکردها و ویژگی‏های روحانیت مبیّن این حقیقت هست که روحانیت در اسلام ربطی به روحانیت در مسیحیت نداشته و از صدر اسلام «عالمان دینی» همواره حضور داشته‏اند.

(ر.ک : رسول جعفریان, دین و سیاست در دوره صفوی, ص 301 )
دوم .

فلسفه شکل گیری گروهی به نام روحانیت
در مورد «طبقه روحانیت» اول باید مقصود از طبقه را روشن کرد.

الف) اگر مقصود از اون طبقه ممتاز اجتماعى باشد هم چنان که در مورد روحانیون زرتشتى پیش از اسلام وجود داشته و یا در مورد کشیشان و پاپ‏هاى مسیحى در دوران حاکمیت کلیسا بوده چنین چیزى هیچ گاه در جهان اسلام وجود نداشته و ندارد.بلکه روحانیون مانند دیگر طبقات اجتماعى و داراى شرایط و حقوق اجتماعى مساوى مى‏باشند.

ب) اما اگر مقصود از طبقه این باشد که کسانى صرفا به امر آموزش و تحقیق در معارف دینى و تبلیغ اونها بپردازند و به عنوان گروهى مشخص در جامعه شناخته شوند طبیعى هست این یک روند تدریجى در تاریخ داشته هم چنان که در بسیارى از علوم یا شوءون دیگر اجتماعى چنین هست.

مثلا در قرون اولیه اسلام نظامیان گروه خاصى از امت با ساوقت و ارگان مشخص و پوشش معین نبوده‏اند ولى تدریجا با گسترش و پیچیدگى یافتن نهادها و ساوقت‏هاى اجتماعى نیروهاى مسلح نیز ساوقت و هیأت ویژه‏اى یافته‏اند.

همین طور هست مسأله روحانیت.

زیرا در عصر ائمه(ع) تا وقت امام سجاد(ع) ژرف کاوى‏هاى دقیق در معارف دینى انجام نمى‏شد و با تأسیس حوزه علمى امام صادق(ع) و امام باقر(ع) کم‏کم معارف دینى رنگ تخصصى به خود گرفت و تدریجا شخصیت‏هاى برجسته‏اى براى این امور آماده شدند.

افزون بر اون پس از عصر غیبت رسالت معرفى و تبلیغ دین و جواب به انبوه پرسش‏هاى دینى و دین شناختى یکسره بر دوش عالمان دینى نهاده شد.

بنابراین ایجاب نمود که اشخاصى هم خود را در تمام عمر مصروف این گونه امور سازند و از طرفى به گونه‏اى در جامعه شناخته شوند تا براى امت در شرایط و اماکن مختلف قابل شناسایى و مراجعه باشند.

در این راستا اونان شبیه‏ترین پوشش به پیامبر اکرم(ص) را برگزیدند تا هم معرف اونان به تناسب مسؤولیت و رسالت اجتماعى‏شان باشد و هم از معنویت اون خود نیز بهره‏مند گردند.

در یک جمع بندی کار ویژه‏های عالمان دینی در ابعاد مختلف عبارتند از :
1.

دفاع از دین اسلام و تبیین و ترویج اون؛
2.

بسط و تعمیق معرفت دینی، تشویق به علم و آبادانی جامعه اسلامی ؛
3.

پیشگامی در نهضت‏های سیاسی در طول تاریخ، در مقابل ظالمان و ستمگران و دفاع از حقوق مظلومان؛
4.

بسیج اجتماعی؛ روحانیت به لحاظ تاریخی نشان داده هست که مهم‏ترین عامل بسیج نماينده و حرکت دهنده به سوی اهداف و ارزش‏های اسلامی و خیرخواهانه و دفاع از نوامیس دینی و ملی بوده هست.
5.

فراهم نمودن زمینه‏های جامعه پذیری اسلامی؛ علمای دینی با ابزارها و شیوه‏هایی همچون وعظ، خطابه و تبلیغ موظف به فراهم نمودن زمینه‏های لازم برای پویایی و فرهنگ‏پذیری اجتماعی و نهادینه کردن ارزش‏ها و هنجارهای متعالی اسلام در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و...

هستند.
6.

همبستگی اجتماعی؛ از اونجا که جوامع اسلامی در حال تجربه کردن دوران گذار از نظامات «ضددینی، هستبدادی و وابسته»، به نظامات «مترقی، امتی و مستقل» هستند و در هر جامعه در حال گذار، ضریب همبستگی امتی پایین می‏آید؛ در این موقعیت، وظایف دلسوزان و متفکران، کمک در جهت کاهش بحران‏های شکاف‏زا و برانگیختن حسّ همبستگی بیشتر در میان امت هست و بهترین عامل برای انجام دادن این مهم در جامعه دینی «روحانیت» هست.
مرحوم دکترشریعتی در دفاع از کارکردهای درخشان روحانیت می فرماید : «کمتر کسی هست که در این سالها به شدت و با تکیه ای که من دارم از روحانیت به عنوان تنها پایگاه فرهنگی و معنوی ما که در برابر هجوم هستعمار فرهنگی غرب مصون و مستقل مانده و تنها جایی هست که چهره های علی واری اگر باشد باز در میان همین ها هست دفاع کرده باشد و اون هم به تکرار و هستدلال.»( نامه ها،‌ م.

آ، ش 34، صص 127-128.) و همچنین :«راجع به علمای اسلامی، این را می خواهم ادعا کنم و ده ها قرینه و نمونه عینی بر اثبات اون دارم که ازمیان نویسندگان و سخنرانان و حتی علما و و فضلای اسلامی معاصر، هیچ کس، البته در حد امکانات و نوع کار خودش به اندازه من افتخار دفاع جدی و مؤثر عملی و فکری از این جامعه گرانقدری که امید بزرگ و سرمایه عزیز ما هست نداشته هست.»( مذهب علمیه مذهب، م.

آ، ش 22، ص 314.) یا اینکه : « ...

این حوزه علمیه ای که به اکثریت هستادانش و همه طلابش، بیش از این دانشگاه و اکثریت هستادانش و غالب دانشجویانش، امید و ایمان دارم.»( با مخاطب های آشنا، م.

آ، ش 1، ص 2.) از دیدگاه وی : «بزرگترین پایگاهی که می توان امیدوار اون بود که توده ما را آگاه کند، اسلام راستین را به اونان ارائه دهد، در بیداری افکار عمومی و به خصوص متن توده ما، نقش مؤثر و نجات بخشی را ایفا کند و در احیای روح اسلامی و ایجاد نهضت آگاهی دهنده و حرکت دهنده اسلامی، عامل نیرومند و مقتدری باشد، همین پایگاه «طلبه» و «حوزه» و حجره های تنگ و تاریکی هست که از درون اونها، سید جمال الدین ها بیرون آمده هست و می آید.»( قاسطین و مارقین، ناکثین، ص 234-244.) و بالاخره ایشان اذعان دارد : «من به عنوان کسی که رشته کارش تاریخ و مسائل اجتماعی هست، ادعا می کنم که در تمام این دو قرن گذشته، در زیر هیچ قرارداد هستعماری امضاء یک آخوند نجف رفته، نیست در حالی که در زیر همه این قراردادهای هستعماری امضاء آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ رفته هست (باعث خجالت بنده و سرکارها) این یک طرف قضیه، از طرف دیگر، پیشایش هر نهضت ترقی ضد هستعماری در این کشورها همواره و بدون هستثناء قیافه یک یا چند عالم راستین، اسلامی و به خصوص شیعی وجود دارد.» (همان، ص 242.

جهت آگاهی بیشتر ر.ک : مزینان و فریمان (یادمان شریعتی و مطهری) ، محمدجواد رودگر ، سایت پرسمان ارگ http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=292 )
سوم .

در ادامه جهت تکمیل موضوع مقاله ای تحت عنوان « مانیفست روحانیت ، رضا غلامی » ارائه می شود :
رسالت روحانیت حراست از ساختارها و مفاهیم دین و تبیین و ترویج اون در سطوح مختلف زندگی فردی و اجتماعی.

اهداف 1ـ ساماندهی و تبیین معارف دینی با در نظر گرفتن مقتضیات وقت و نیازهای نوین 2ـ ترویج و تبلیغ پیامهای دین به مخاطبان 3ـ حراست از چارچوب و اصول دین در نظر و عمل و زدودن خرافه‌ها و پیرایه‌های موهوم از اون 4ـ تلاش برای ایجاد زمینه مساعد در راستای تحقق اهداف دین و اقامه شعائر اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی و زمینه‌سازی برای ظهور مهدی موعود(عج) و تحقق حکومت جهانی اون حضرت 5ـ تلاش برای رفع موانع موجود بر سر راه توسعه کمی و کیفی دین در زندگی فردی و اجتماعی.

منابع جهت‌گیری فکری الف ــ فلسفه و حکمت اسلامی ب ــ فقه پویا و کارا ج ــ اخلاق اسلامی؛ که البته هرسه این منابع نیازمند بازپژوهی می‌باشند.

تعریف روحانی هستفاده از عنوان روحانی برای فرد دارنده رسالت و اهداف مزبور (بر حسب مراتب) بی‌ارتباط با تفکر و مشی این فرد نیست.

در این عنوان، همسو با معنای لغوی اون، پرهیز از دنیاگرایی و اشتیاق به امور معنوی و روحانی در زندگی فردی و اجتماعی شخص دارنده اون، جزء مختصات ذاتی فرد قلمداد می‌شود که در صورت ازمیان‌رفتن این خصیصه در یک شخص روحانی (به هر دلیل) عملاً فرد مزبور از مسئولیت مقتضی اطلاق این عنوان خلع می‌شود.

براین‌پايه روحانی فردی هست که در محدوده پیگیری اهداف مورد اشاره حرکت و تلاش کرده و دارای ویژگیهای معنوی و اخلاقی برجسته باشد.

باید توجه داشت، قرارگرفتن در کسوت روحانیت، مشمول اعطاء هیچ‌گونه امتیاز اجتماعی خاص نمی‌شود.

احترام و علاقه امت به روحانیان در کشورمان بیش از هرچیز از سه عامل اصلی منشا گرفته هست: 1ـ در فرهنگ و سنت ایرانیان، احترام و تجلیل از علما و دانشمندان وجود دارد و در این میان، عالم دین از ارزش خاصی برخوردار هست.

2ـ پذیرش این مسئولیت مهم و موثر از ناحیه روحانی، وی را از جایگاه معنوی در نگاه امت برخوردار می‌سازد و از اونجا که خود دین در قلب امت در جایگاه نخست برنامه دارد، مروج و حافظ اون نیز حائز احترام خواهد بود.

3ـ خدمات روحانیت جهت رسیدگی به امورمستمندان و ستمدیدگان و نیز کوشش جهت رفع تبعیض و فساد در جامعه و حتی ایثار در این راه، این مقام را همواره در نگاه امت دوست‌داشتنی کرده هست.

تعریف ساوقت روحانیت جایگاه والای روحانیت یک صنف یا شغل نیست که نیازمند اتحادیه صنفی باشد بلکه یک وظیفه هست که بر حسب ضرورت عقلی و شرعی بر دوش افراد داوطلب و علاقمند نهاده شده و از این جهت جامعه اسلامی مرهون افرادی هست که به نیابت از سایر اعضاء جامعه این وظیفه مهم را بر دوش می‌کشند.

نباید اینگونه پنداشت که برنامه گرفتن بخشی از اعضاء جامعه در این سمت، هرگز به معنی رفع مسئولیت از سایرین در مسیر حفظ و ترویج دین نخواهد بود و قرارگرفتن در این مقام تنها به منزله تمحض، تمرکز و ورود تخصصی در این عرصه خطیر تلقی می‌شود.

براین‌پايه باید فرمود: ساوقت روحانیت بر فرض وجود خارجی، ساوقتی هست که بدون سلب هستقلال فکری و عملی از روحانیان، سعی دارد زمینه‌ای را ایجاد کند که ایشان قادر باشند ماموریت خود را به نحو ساوقت‌یافته و به دور از هرگونه تفرقه و ناهماهنگی در تحقق رسالت و اهداف یادشده اجرا کنند.

مقاله پیش‌رو سعی دارد با نگاهی حرفه‌ای و تخصصی، با لحاظ لزوم حفظ وضعیت فعلی، از ساوقت روحانیت ترسیمی ارائه دهد که این ساوقت بتواند با تمرکز بودجه و امکانات، از هرگونه پراکنده‌کاری جلوگیری نموده و حرکت روحانیت را هدفمند‌تر از گذشته نماید.

البته شرح این تشکیلات خود نیازمند مقالات جداگانه خواهد بود.

وظایف ساوقت روحانیت 1ـ جذب، آموزش و پرورش افراد روحانی در سطوح مختلف و نیز کوشش برای ارتقاء علمی و مهارتی طلاب و فارغ‌التحصیلان در حوزه‌های مرتبط.

2ـ ایجاد هماهنگی و انضباط در حوزه آموزش، پژوهش و تبلیغ دین.

3ـ شناسایی و معرفی راههای جدید در جهت گسترش کمی و کیفی فعالیت روحانیان.

4ـ برقراری ارتباط روشمند میان روحانیت و حکومت صالح جهت تحقق اهداف و ماموریتها.

5ـ ساماندهی و مدیریت منابع مالی روحانیت در مسیر تحقق رسالت و اهداف.

6ـ حمایت و تشویق عناصر کوشا و ممتاز و عزل و معرفی عناصر نامطلوب.

پوشش روحانیت: پوشش روحانیت یونیفرمی هست برای روحانیان که در حقیقت، معرف سمت و جایگاه فکری و عملی اونها در جامعه می‌باشد تا شناسایی و دسترسی امت به ایشان با سهولت بیشتری صورت گیرد.

از اون جهت که از سویی این پوشش شبیه به پوشش پیامبر‌اکرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و اصحاب صالح(س) و از دیگر سو، دارای ویژگیهای مورد توصیه شرع و اخلاق اسلامی می‌باشد، در طول تاریخ، همواره از ارزش ویژه‌ای برخوردار بوده و می‌باشد.

البته بدیهی هست که صرف پوشیدن این پوشش ارزش خاصی برای فرد دارنده اون ایجاد نخواهد کرد بلکه التزام فرد مزبور به اصول و قواعدٍ مقتضی سمت روحانیت، تنها عاملی هست که فرد دارنده پوشش و خود پوشش را تواماً دارای ارزش می‌نماید.

انواع و عرصه‌های فعالیت 1ـ پژوهش و پژوهشگری؛ به منظور بازپیرایی ذخایر فکری و نوآوری و گره‌گشایی در قلمرو معارف اسلامی برحسب نیازهای روز.

2ـ تبلیغ؛ به‌منظور شرح و عرضه مداوم پیام اسلام به مخاطبان و ایجاد زمینه فکری ــ فرهنگی برای تحقق اهداف اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی که امر مهم آموزش و تربیت نیز در این بخش می‌گنجد.

3ـ رسیدگی و پیگیری امور مستمندان و مظلومان و تلاش جهت رفع نیازها و احقاق حقوق اونها و نیز ایجاد زمینه عدم تسلط کفار و مستکبران بر امور فردی و اجتماعی مسلمین.

4ـ سایر امور و سمتهایی که شرع، فرد دارنده اون را لزوما از میان دارندگان مختصات یک روحانی با مراتب مقتضی تعیین نموده هست؛ مانند: مقام قضاوت.

خط‌مشی در اینجا، خط‌مشی عمدتا شامل سیاستها و روشهایی می‌باشد که توجه به اونها، فرد روحانی و ساوقت روحانیت را در تحقق رسالت خود موفق می‌دارد: 1ـ به‌کاربستن دائمی ابزارها (فناوری)، روشها و ادبیات نو، موثر و جذاب در جهت تحقق اهداف، به‌ویژه با بهره‌گیری از هنر و ادبیات.

2ـ حفظ مداوم هستقلال فکری و مادی از حکومت و گروههای مختلف، به‌ویژه ثروتمندان (در امور شخصی و ساوقتی).

3ـ حضور صمیمی، جدی و کاملا حقیقی در میان و عمق زندگی امت در سطوح مختلف و شفاف‌سازی زندگی شخصی و منابع مالی، به‌طوری که روحانیون، پدر، مادر، برادر یا خواهر دلسوز و امینی برای امت قلمداد گردند.

4ـ بازنگری و اصلاح مداوم مسیر و روش حرکت و ایجاد دایره خودانتقادی.

5ـ حفظ وحدت، وفاق و اجتناب از اختلاف و تنش در درون مجموعه روحانیت.

مختصات ساوقت روحانیت (فکری و عملی) 1ـ برخورداری از اهداف، سیاستها و برنامه روشن و کارآمد: ساوقت روحانیت باید مظهر انضباط و مدیریت روشمند باشد.

لذا وجود اهداف دقیق، سیاستهای روشن و برنامه کارآمد و جامع برای تحقق اهداف از ضروریات محسوب می‌شود و هرگونه ابهام و آشفتگی در ساوقت روحانیت برازنده این ساوقت مهم نخواهد بود.

2ـ هماهنگی و انسجام: فعالیت ساوقت روحانیت لزوما باید با هماهنگی و انسجام منطقی همراه بوده و از هرگونه پراکنده‌کاری، موازی‌کاری و تداخل اجتناب ‌شود.

ساوقت روحانیت باید از جهت اداری کاملا حرفه‌ای و برپايه روشها و قواعد روز مدیریت و سامان‌دهی گردیده و خود را از شائبه مدیریت نامنظم و غیرمنضبط بری سازد.

لازمه تحقق این امر، هستفاده از مدیرترین و مدبرترین روحانیان در ساماندهی ساوقت روحانیت هست.

با به کار گرفتن چنین عناصری‌، مسلما دست‌یابی به این هدف دشوار نخواهد بود.

3ـ هستقلال و خودگردانی مالی: پرواضح هست که افراد روحانی در قبال انجام وظایف خود، هیچ‌گونه مطالبه مادی از امت ندارند، ضمن اون‌که دین به‌منظور تامین مایحتاج معیشتی روحانیونی که تمام وقت خود را صرف تحقق اهداف روحانیت می‌نمايند پیش‌بینی لازم را نموده هست.

البته، مباحث مربوط به منابع مالی روحانیت از جمله مسائل مهمی می‌باشد که همواره مورد توجه صاحب‌نظران بوده هست.

عدم هستفاده از منابع دولتی با این هستدلال که امکان دارد هستقلال فکری و عملی روحانیان را به مخاطره اندازد و همچنین احتمال وابستگی مستقیم این مروّجان به امت به‌ویژه عناصر ثروتمند و در نتیجه عدم رعایت حرمت و شان مبلّغ و مروّج دین، به‌گونه‌ای که فرد روحانی را در امور محتوایی نیز تاثیرپذیر نماید، موجب گردید تا راهکارهای مقبول و شفاف‌تری اتخاذ شود تا سهم قابل اختصاص به امور ساوقت روحانیت و روحانیان از سهم امام(ع) در اختیار ولی‌فقیه برنامه گرفته و برنامه‌ریزی‌هایی جهت مصرف صحیح اون از سوی این مقام از طرف پیشکسوتان حوزه دنبال شود.

اصولا در وقتی‌که ولی‌فقیه در جامعه عهده‌دار زعامت مسلمین می‌باشد، طبیعی هست که باید کلیه منابع مالی دینی و یا وابسته به دین، به صورت متمرکز در اختیار وی بوده و برپايه مصالح کلان مسلمین و ساوقت روحانیت بر طبق اصول شرع ساماندهی و مصرف گردد.

4ـ ایجاد مسیرهای جدید و رفع ضعفها و کاستیها: گسترش امور و تنوع و عمق عرصه‌های فعالیت موجب گردیده تا لزوم برخورداری ساوقت روحانیت از یک پشتوانه سیستمی و اطلاعاتی به‌عنوان یک نیاز مبرم روز‌به‌روز تقویت گردد.

شناخت دقیق تحولات حال و آینده، نیازهای روز مخاطب، موانع و ضعف‌ها و .

.

.

مسائلی هستند که باید از سوی یک ساوقت مشرف و قدرتمند در یک قالب روشمند و سیستماتیک دنبال شود.

ساوقت روحانیت باید بدون سلب هستقلال فکری از روحانیان، همواره ضمن ارائه اطلاعات مربوط به ضعفها و کاستیها، مسیرهای جدیدی را در راستای تحقق اهداف، پیش‌روی اونان برنامه دهد.

5ـ وارد نشدن به منازعات سیاسی روزمره و یا گرایش به جناحهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی: گرچه مشارکت سیاسی فعال و حفظ شعائر و اصول دین در امور سیاسی و اقتصادی کشور جزء اهداف و وظایف روحانیان شمرده شده هست، با این همه قرارگرفتن روحانیت در گروهها و جناحهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و یا جانبداری از اونها در جهت دسترسی به منافع خاص، با هر توجیهی، بسیار خطرساز و مشکل‌آفرین هست.

لذا روحانیت باید ضمن پیروی از ولایت‌فقیه، با در پیش‌گرفتن یک حرکت مستقل و آزاد، در کنار فراهم نمودن زمینه مشارکت سیاسی امت و آبادانی کشور، خود نیز مانند سایر شهروندان در این امور مشارکت نماید.

براین‌پايه ورود برخی عناصر روحانی در امور جناحی باید به منزله ورود شخصی اونها قلمداد شود نه مجموعه روحانیان یا ساوقت روحانیت.

مختصات فردی روحانی: (فکری و عملی) 1ـ ایمان و تقوا: بدون شک کسی که به‌عنوان یک روحانی مسئولیت می‌پذیرد، ضمن برخورداری از مرتبه مناسبی از ایمان، باید ظاهراً و باطناً تقوای اسلامی را مبنای نظر و رفتار خود برنامه دهد؛ چنان‌که قراون‌کریم می‌فرماید: «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم» یعنی ایمان و تقوای عملی یک روحانی باید موجبات رشد جامعه را فراهم نماید.

همان‌طور که پیشتر اشاره شد، ساوقت باید به‌گونه‌ای باشد که چنانچه یک روحانی از مسیر تقوا و اخلاق خارج گردید، خودبه‌خود از مقام خود عزل ‌گردد و صلاحیت وی برای انجام این ماموریت خطیر منتفی ‌شود.

2ـ علم و تخصص: یک روحانی بر حسب عرصه و مرتبه فعالیت خود باید از دانش و تخصص کافی برخوردار باشد و چنانچه خلاف این باشد، مسلما امکان انجام‌وظیفه، عملا از او سلب گردیده و در نتیجه نقض غرض خواهد شد.

یک فرد روحانی باید در هر موضوعی که وارد می‌شود از اطلاعات و اشراف کافی برخوردار باشد؛ لذا اهتمام به تحصیل با کیفیت مطلوب و در مقاطع عالی و نیز دغدغه‌مندی جهت ارتقاء دائم دانش و مهارت از ضروریات قرارگرفتن در این کسوت می‌باشد.

برای نمونه، یادگیری مهارتهای خاص، آشنایی با دانش و فناوری جدید و آشنایی با مجموعه تحولات جهانی در کنار معارف اسلامی بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

از اونجا که عرصه فعالیت دینی، چه در محتوا و چه در عمل، بسیار وسیع و متنوع هست، طبعا یک روحانی نمی‌تواند مدعی تخصص در تمامی حوزه‌ها باشد.

لذا معقول اون هست که هر روحانی متناسب با ظرفیت و هستعداد شخصی و ضرورتها، عرصه و موضوع مشخصی را برای فعالیت خود انتخاب نموده و در اون زمینه از جهت علمی و مهارتی، صاحب تخصص ‌گردد و در صورت تامین شرایط، طبعا جامعه نیز انتظارات خود را از یک روحانی به تناسب تخصص او تعدیل خواهد نمود.

از جمله سایر موارد مرتبط با علم و تخصص، ضرورت آشنایی روحانی با آداب و رسوم اقوام مختلف کشور و سایر کشورهای حوزه ماموریتی خود می‌باشد.

پرواضح هست که مخاطبان روحانیون از این حیث تفاوتهای قابل‌توجهی از یکدیگر دارند.

لذا حتی حوزه فیزیکی ماموریت هر روحانی نیز باید ترجیحا با وابستگی قومی خود وی هماهنگ باشد تا زمینه اثرگذاری وی دوچندان گردد؛ به‌عنوان‌مثال، اشتغال یک روحانی از جنوب کشور در شمال یا بالعکس، به‌دلیل فاصله اون روحانی با فرهنگ، آداب و زبان اون منطقه از میزان تاثیرگذاری وی خواهد کاست و حتی بعضا به عامل ناکارآمدی روحانی در اون منطقه تبدیل می‌گردد.

3ـ اشتیاق، انگیزه و خلوص: فردی که داوطلب پذیرش این مسئولیت خطیر می‌شود، بدیهی هست که آزادانه و با بینش کافی راه خود را انتخاب کرده و بر مشکلات و پیچیدگیهای این راه واقف هست.

روحانیان هیچ منّتی بر امت به خاطر پذیرش این مسئولیت ندارند و چنانچه اشاره شد، وظیفه شرعی و نیاز ضروری جامعه از سویی و نیز اشتیاق و علاقه اونها به دین و امت موجب گردیده تا روحانیون با یک انگیزه ارزشمند و خالصانه و بدون هرگونه تزویر و ریا در این عرصه قدم گذارند.

4ـ شجاعت: حق‌گرایی و خدمت در مسیر دین، همواره با مخالفت اهل باطل، افراد نادان و مستکبران مواجه بوده هست.

هر نوع تسلیم، معامله یا عقب‌نشینی، روحانی را از مسیر واقعی خود خارج نموده و نقض غرض محسوب می‌شود.

کسی که در کسوت روحانی هست با آگاهی از خطرات بالقوه و بالفعل، شجاعانه بر اقامه اصول و شعائر دین پافشاری می‌نماید.

همچنین تردیدی نیست که افشاکردن حق و رفع تصورات موهن از ساحت دین، که ممکن هست همواره با مقاومت مقدس‌مآبان جاهل همراه باشد، نیازمند شجاعت هست.

5ـ استقامت و هستقامت: تحقق اهداف یادشده، بدون شرح‌صدر، استقامت و هستقامت امکان‌پذیر نخواهد بود و لذا اسوه‌قراردادن پیامبراکرم(ص) و استقامت و هستقامت در برابر ناملایمات و مشکلاتی که در این راه متوجه یک روحانی و حتی خانواده وی می‌باشد، کاملا ضروری هست.

در طول تاریخ اسلام نیز همواره روحانیان، فداکارانه و با بذل جان و مال خود، از اصول و مرزهای دین حراست کرده‌اند.

6ـ حسن ایجاد و معاشرت: یک روحانی باید در تمامی عرصه‌های فعالیت دارای حسن‌ایجاد و رفتار در میان امت باشد، به‌گونه‌ای که اعضای جامعه او را الگوی واقعی خود در زندگی قلمداد ‌نمايند.

در حقیقت روحانیانی که از قدرت کافی در جذب امت و نیز برقراری ارتباط دوسویه و فعال با اونها برخوردار نبوده و یا مشهور به برخی رذائل اخلاقی می‌باشند در پیشبرد اهداف روحانیت ناکام مانده و به حرکت مجموعه روحانیان و ساوقت روحانیت آسیبهای فراوانی وارد می‌سازند.

لذا یکی از ضرورتهای مقدماتی برای برعهده‌گرفتن این مسئولیت، تمرین برخورداری از حسن ایجاد و معاشرت در مواجهه با امت خواهد بود.

صداقت و یکرنگی، تواضع و فروتنی، تعادل، وقار، محبت‌ورزی، رعایت قانون، انضباط فردی، نظافت، ورزش و سلامتی، اهتمام به داشتن ظاهر و پوشش مناسب و زیبا و .

.

.

ــ بطوری‌که امت در سطوح مختلف از هم‌نشینی و مصاحبت با او لذت ببرند ــ از جمله مصادیق حْسن‌ایجاد و معاشرت شمرده می‌شود.

باید توجه داشت که بیان، رفتار و ظاهر یک روحانی نباید با سایر امت هیچ تفاوتی داشته باشد و اگر احیاناً تفاوتی مشاهده شود، باید صرفا در مسیر رعایت موازین شرعی و نیز ادبی که قرارگرفتن در کسوت روحانی اون را اقتضا می‌کند باشد.

همچنین روحانیان هیچ‌ نیازی به نامیده شدن با القاب و اوصاف متملقانه و گاه عجیب ندارند و هستفاده یا عدم هستفاده این القاب از سوی امت، هیچ تاثیری در حرکت روحانیان نخواهد داشت.

بدیهی هست گسترش به کاربردن عناوین و اوصاف زائد از سوی افراد در مورد روحانیون، لزوما برای روحانیت خیرخواهانه تلقی نخواهد شد.

7ـ هوش و تیزبینی: یک روحانی در راهی قدم می‌گذارد که بدخواهان و دشمنان دین همواره به دنبال فریب او، وارونه‌سازی واقعیتها و نیز منحرف‌ساختن وی از مسیر اصلی می‌باشند.

ازسوی‌دیگر، لازمه تحقق اهداف یادشده، جامع‌بینی، آینده‌نگری، عمق‌نگری و درک به‌موقع حواشی و مقتضیات می‌باشد؛ لذا برخورداری از هوش و تیزبینی لازمه فعالیت یک روحانی می‌باشد.

یک روحانی باید همواره مصالح کلان اسلام و جامعه اسلامی را در بیان و رفتار خود در نظر داشته باشد که این امر نیز بدون وجود و تقویت یک هوشیاری یا تیزبینی در وی میسور نخواهد بود.

8ـ خوش‌بینی، روشن‌اندیشی و گریز از تحجر: در کار تربیتی، یک معلم همواره به شاگردان خود با نهایت خوش‌بینی نگاه می‌کند؛ برای‌مثال، در محیط یک کلاس هیچ‌یک از شاگردان نباید از دایره عنایت معلم خارج شوند یا برخی افراد مورد غفلت برنامه گیرند.

داشتن عینک بدبینی نسبت به بخشی از امت و یا اعتقاد به اصلاح‌ناپذیری برخی طیفها، یک روحانی را در کار خود ناموفق خواهد ساخت.

صرف‌نظر از کسانی که زودتر جذب دین شده و در دین خود ثابت‌قدم می‌مانند، یکی از دلمشغولی‌های فرد روحانی باید پرداختن به افرادی باشد که به هر دلیل امکان جذب اونها تاکنون فراهم نشده یا در ذهن اونها شبهات و سوءبرداشتهایی درباره دین رسوخ کرده هست.

لذا روحانی باید از قدرت برقراری ارتباط با تمامی قشرهای جامعه و تاثیرگذاری بر روی اونها برخوردار باشد.

همچنین، داشتن ذهنی باز، متحرک، پیشرو، نوگرا و نوآور برای یک روحانی بسیار ضروری هست و منشاء تاثیرات فراوان خواهد بود.

بدون شک یک روحانی باید همواره با حفظ اصول، از هرگونه نوگرایی و نوآوری هستقبال نموده و خود نیز خلاّق و نوآور ‌باشد.

9ـ ثبات قدم: عدم ثبات در مسائل فردی، اجتماعی و سیاسی و نیز تاثیرپذیری از افراد و جریانها، همچنین تغییر مداوم رای و رفتار، در صورتی‌که بدون انگیزه تکامل صورت بگیرد، باعث سلب اطمینان امت از روحانی خواهد بود؛ لذا لازم هست که یک روحانی در مسائل، بی‌اونکه دچار تصلب و تحجر شود، از ثبات قدم و رای برخوردار باشد.

10ـ انتقادپذیری: انتقادپذیری از صفات برجسته‌ای هست که فرد برخوردار را عملا در مرتبه‌ای موفق‌تر از دیگران برنامه می‌دهد.

یک روحانی موفق هرگز با ایجاد ابهت کاذب، میان خود و دیگران خط‌کشی ننموده و باب نصیحت و نقد را از سوی امت برخود نمی‌بندد.

بلکه با هستقبال از نقد و نصیحت، این امر را زمینه‌ساز رشد و ترقی خود برنامه می‌دهد.

11ـ روحیه مشورت و همکاری: در اموری که روحانیان متکفل اون می‌شوند، ایجاد فضای مشارکت جمعی و نیز هستفاده از مشورت امت به‌ویژه افراد صاحب‌رای و دیدگاه، بسیار ضروری و کارساز هست.

حرکتهای فردی و مستقل از همکاریهای امتی معمولا با موفقیت همراه نیست.

چنانکه اشاره شد، مسئولیتی که روحانی برعهده دارد، از سایر امت سلب مسئولیت نمی‌کند و لذا لازم هست که افراد روحانی از پتانسیل فکری و عملی همه امت در مشاغل مختلف برای تحقق اهداف یاد‌شده حداکثر بهره‌برداری را به عمل آورند.

البته در تشخیص بسیاری از موضوعات، هستفاده از گروههای متخصص اجتناب‌ناپذیر می‌باشد؛ چراکه در بسیاری از عرصه‌ها، روحانی بیانگر حکم شرعی هست نه مبین موضوع و یا انطباق‌گر حکم با موضوع.

12ـ روحیه عدالت‌گرایی و ظلم‌ستیزی: داشتن روحیه عدالت‌گرایی و ظلم‌ستیزی در میان روحانیان، در طول تاریخ اونان را به پناهگاه و ملجاء مستضعفین و مستمندان تبديل ساخته هست.

ایستادگی و مقابله در برابر تبعیض و ظلم و نیز تلاش برای گسترش عدالت در جامعه یکی از مختصاتی هست که روحانیان از اون برخوردارند.

وجود روحیه بی‌تفاوتی و بی‌حسی نسبت به تفکر و مصادیق ظلم و ستم در جامعه، قطعا روحانی را به عنصر فاقد صلاحیت تبدیل خواهد کرد.

چراکه فریاد یک روحانی در برابر ظلم هیچ‌گاه خاموش نخواهد شد.

13ـ ساده‌زیستی و قناعت: بر فرض این‌که یک روحانی از طریق اشتغال به تجارت و به صورتی کاملا صحیح و قانونی از ثروت زیادی برخوردار شده باشد، باید توجه داشت که اقتضای قرارگرفتن در کسوت روحانیت، ساده‌زیستی و قناعت هست.

تجمل‌گرایی، اسراف و دل‌بستن به دنیا از جمله معضلاتی هست که یک روحانی و ساوقت روحانیت را همواره تهدید می‌کند.

البته، طبیعی هست یک روحانی نیز مانند سایر امت باید از حداقل رفاه برخوردار باشد؛ چراکه فقر یک روحانی به حال روحانیت و جامعه بسیار مضر بوده و روحانی را در انجام وظایف خود با مانع و شکست مواجه خواهد ساخت؛ البته برنامه گرفتن دائمی روحانی در طبقه ثروتمند، او را عملا از کسوت روحانیت خارج می‌سازد.

ازدیگرسو، ساده‌زیستی و قناعت روحانی، موجب می‌شود چشم طمع مستکبران به وی کور شده و باب هرگونه سوءاستفاده از روحانیان بسته بماند.

14ـ اهتمام خاص به امور خانواده: گرچه این ویژگی را در سایر خصایص یک روحانی نیز می‌توان ادغام کرد، اما به جهت اهمیتی که دارد، به صورت مستقل ذکر می‌گردد.

همسر و فرزندان یک روحانی نزدیک‌ترین افراد به وی محسوب می‌شوند و طبعا یک روحانی در اولین گام نسبت به رشد و تربیت دینی و اخلاقی اونها اهتمام داشته و به هیچ‌وجه از امور فکری و فرهنگی اونها غافل نخواهد بود.

طبعا خانواده روحانی در کنار خود او الگوی مهمی برای جامعه قلمداد می‌شوند.

15ـ شادابی و طراوت: یک روحانی باید در زندگی و کار خود فعال، شاداب، باطراوت و پرنشاط بوده و از هرگونه رخوت، کسالت و یاس به‌دور باشد.

یک فرد باید تلاشگر و همواره امیدوار بوده و توجه به اصل حیات‌بخش انتظار فرج، باید در بطن زندگی فردی و اجتماعی او نمایان باشد و بیش از اون‌که در کارها به نتیجه فکر کند، باید به وظیفه بیندیشد.

سخن آخر بدون شک در شرایط فعلی، روحانیت شیعه در یک موقعیت هستثنایی برنامه گرفته و به نظر می‌رسد موقعيتهای موجود و پیش‌رو قابل‌توجه‌تر از تهدیدات می‌باشد؛ بدین‌معنا که پیروزی انقلاب اسلامی از یک سو و رویکرد جهانی به اسلام از دیگر سو، زمینه تحقق اهداف اسلام را فراهم کرده هست.

لذا پاسخگویی به تازه‌ترین مسائل و پرسشهایی که تحولات سریع حوزه دانش و فناوری نیز بیش‌از پیش بر دامنه اون اضافه کرده هست، به‌علاوه کمک به توسعه جهانی اسلام حقیقی با شعار منطق و صلح از مهم‌ترین وظایف کنونی روحانیت قلمداد می‌شود.

در چنین موقعیتی هرگونه کوتاهی و تاخیر از سوی روحانیون غیرقابل توجیه و جبران‌ناپذیر خواهد بود.

از زاویه دیگر، در‌حال‌حاضر اثبات تجربه موفق انقلاب اسلامی در تاسیس جمهوری اسلامی ایران با رهبری روحانیت، مساعدت‌بخش‌ترین عنصر برای تثبیت اندیشه دینی در کشور و ـ عضو هیات علمینیز توسعه قلمرو جهانی اسلام قلمداد خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

ـ ساوقت روحانیت باید در جذب افراد به‌عنوان طلبه حداکثر دقت را معمول نماید.

ورود افراد فاقد هستعداد، انگیزه و کارایی، حرکت روحانیت را با اختلالات جدی مواجه خواهد ساخت.

ـ هستفاده از پوشش روحانیت باید برپايه ضوابط خاص میسور بوده و هرگونه سوءاستفاده از اون از سوی افراد فاقد صلاحیت، قابل پیگرد و جبران باشد.

ـ شهید مطهری، ده‌فرمودار، ص305: « راه اصلاحش منحصرا ساوقت‌دادن به این بودجه هست از راه ایجاد صندوق مشترک و دفتر و حساب و بیلان .

.

.

.» ـ شهید مطهری، همان: «چرا بیکاره و علف هرزه در محیط مقدس روحانی زیاد هست به‌طوری که یک زعیم روحانی مجبور هست برای آب دادن یک گل، خارها و علف هرزه‌ها را آب بدهد؟ چرا در محیط روحانی ما سکوت و مسکون و مرده‌وشی بر منطق و تحرک و زنده‌صفتی ترجیح دارد؟ .

.

.

چرا برنامه تعلیمات طلاب و محصلین علوم دینی مطابق احتیاجات روز تنظیم نمی‌شود؟ چرا روحانیون ما به جای اون‌که پیشرو و پیشتاز و هادی قافله اجتماع باشند از دنبال قافله حرکت می‌نمايند؟» ـ کلینی، کافی، ج2، ص78، ح9و14 ـ امام‌ خمینی(ره)، منشور روحانیت: «مجتهد باید به مسائل وقت خود احاطه داشته باشد .

.

.

.» ـ امام‌ خمینی(ره)، منشور روحانیت: «امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مابی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند.

خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست، طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش‌خط‌وخال کوتاهی ننمايند.» ـ امام‌ خمینی(ره)، منشور روحانیت: «اونان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارتها و تلخیهایی متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعیدها، زندانها و اذیت و آزارها و زخم‌زبانها، شهدای گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق‌ تقدیم نموده‌اند.

.

.

.» ـ امام‌ خمینی(ره)، منشور روحانیت: «یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شان مجتهد هست واقعا مدیر و مدبر باشد.» ـ وجود نوعی کلان‌نگری با انگیزه رعایت مصالح و مقتضیات عمده جامعه عظیم اسلامی در جهان، از ضرورتهای شایان توجه در این موقعیت حساس قلمداد می‌شود.

در حالی‌که امروز جهان اسلام از هر طرف در معرض تهاجم و فشار هستکبار جهانی برنامه دارد، بیش از هر وقت رعایت این مصالح اهمیت دارد.

از جمله این موارد التزام به وحدت اسلامی و اجتناب از بیان و رفتار تفرقه‌افکنانه میان مذاهب مختلف در جهان اسلام می‌باشد.

ـ روحانیت باید تمام تلاش خود را در جهت جذب افراد خوش‌ذات به اسلام ــ برحسب مراتب مختلف ــ در تمام نقاط جهان مصروف دارد و هر میزان موفقیت در این مسیر را به فال نیک بگیرد.

نباید افراد به صرف تفاوت در ظاهر یا تفکر از دایره عنایت روحانی خارج شوند.

لذا هنر روحانیت باید در جذب عناصر گریزان از دین تعریف شود.

ـ امام‌ خمینی(ره)، منشور روحانیت: «صدها سال هست که روحانیت اسلام تکیه‌گاه محرومان بوده هست.» ـ امام‌ ‌خمینی(ره)، منشور روحانیت: «علماء اصیل اسلام هرگز زیربار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده‌اند .

.

.

.» ( منبع:مانیفست روحانیت،رضا غلامی، مجله وقته ش 28)

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:38 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 64 user ratings 514 reviews